| تاریخ خطبه | عنوان خطبه | نام امام جمعه | متن خطبه |
|---|
| 1403/9/9 | 1403/9/9تغییر شناخت مردم، نسبت به مدیریت سیاسی جامعه، هدف جنگ شناختی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه1
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا در برخورد با همه افراد یکرنگ و خالص هستند. بحث ما در بیان بعض از صفات منافقین بود که درآیات و روایات مطرح است. مثلاً امام صادق علیهالسلام فرمود لقمان به فرزندش گفت ای فرزندم برای هر چیزی نشانهای هست که با آن شناخته میشود. برای منافق سه علامت وجود دارد که با آن شناخته میشود: زبانش با قلبش مخالف است. قلبش با عملش مخالف است و آشکار او با باطن او مخالف است.
یا دربیانی رسول خدا فرمود: چهار خصلت است که در هر کس باشد کاملاً منافق است؛ و اگر ويژگىاى از آنها در او باشد تا زمانى كه آن را رها كند، اثرى از نفاق در خود دارد، چون امانتى به او داده شود، خيانت ورزد، چون سخن گويد، دروغ بندد و چون عهد كند، بشكند و چون دعوى كند، ناسزا گويد.
یک مورد دیگر که قرآن کریم بیان فرموده این است که وقتی به آنان گفته میشود درروی زمین افساد نکنید، میگویند ما فقط اصلاحکننده هستیم. در آیه 11 سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ». خیال میکنند همه آنچه مورد مصلحت مردم هست را میدانند و فقط آنان هستند که میتوانند به مصلحت رفتار کنند و مردم را از مفاسد دور کنند؛ اما در عمل چیزی جز فساد و از بین بردن اقتصاد و ایجاد بحران اخلاقی و اجتماعی و سیاسی از آنان دیده نمیشود. دائم آرامش اجتماع و امنیت خانوادهها را به هم میزنند. ادعای اصلاح میکنند که درآیات 8 تا 12 از سوره مبارکه بقره خیلی روشن به همین مطلب اشاره فرموده است و در آخر هم میفرماید: «الا انهم هم المفسدون و لکن لا تشعرون». آگاه باشید یقیناً خود آنان فسادگرند ولی درک نمیکنند.
در کافی شریف از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند که فرمود: هر كس خداى عز و جل را در نهان ياد كند ازجمله كسانى است كه ذكر خدا را بسيار كرده، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا پيش مسلمانان ذكر خدا ميكردند ولى در نهان ذكر خدا نميكردند، پس خداى عزوجل فرمود: خودنمائى كنند بمردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى. سوره نساء آيه 142. «يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلا».
حضرت با این بیان به ما خبر میدهند که چون متاع دنیا قلیل است و اهل نفاق هم برای دنیا و مطامع دنیایی و حب به دنیا، ذکر میگویند و غرض آنها قرب الهی و برای خدا نیست، پس هرچه ازنظر کمیت فراوان بگویند اما ازنظر واقعیت کم است.
صفت دیگر آنان این است که در محاورات و سخن گفتنهایشان به دشمن جهت میدهند و یا خودشان مسلمین را تهدید میکنند؛ که روشنترین علامت نفاق آنان است. مثلاً مسلمانها را به تحریم اقتصادی و محاصره اقتصادی تهدید میکردند و به دیگران میگفتند اگر با مسلمین رابطه اقتصادی خود را قطع کنید آنها همهچیز را رها میکنند.
در آیه 7 سوره مبارکه منافقون فرمود: «هُمُ الَّذينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا»، اینان همان کسانی هستند که میگویند: بر آنان که نزد رسول خدا هستند انفاق و هزینه نکنید تا از اطراف پیامبر پراکنده شوند. شبیه همان حرکتی که در فتنه سبز و بعد آن عدهای به دشمنان انقلاب و اسلامگرا دادند که اگر ایران را بیشتر در تنگنای اقتصادی قرار دهید تسلیم میشود و اتفاقاً امروز هم همین حرف بیاساس را میزنند.
بعد خداوند جواب را اینگونه دادند که: «وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون». در حالیکه خزانههای آسمانها و زمین در سیطره خداست ولی منافقان نمیفهمند. نمیفهمند که کلید گنجهای آسمانها و زمین در دست خداست. «له مقالید السموات و الارض». نمیفهمند که هر کس هر چه دارد از خدا دارد. نمیفهمند آنچه مسلمین را حفظ کرده و میکند اعتقاد راسخشان به خدا و امداد الهی است و در طول تاریخ کسی نتوانسته با فشار اقتصادی مسلمانی را زمینگیر کند.
در صدر اول که قصه شعب ابیطالب را به وجود آوردند مسلمین مستحکمتر شدند و با مقاومت خودشان دشمن را شکست دادند و امروز هم در ادامه همان سیاستهای استکباری با تحریم و محاصره اقتصادی نمیتوانند جلوی حرکت جبهه مقاومت را بگیرند. مطلب دیگر اینکه به بیان قرآن کریم عزت برای خدا و رسول خدا و مؤمنین است اما منافقین این را هم نمیفهمند.
در آیه 8 سوره مبارکه منافقون فرمود: «و لله العزه و لرسوله و للمومنین و لکن المنافقین لا یعلمون». فکر میکنند با حرکات منافقانه میتوانند برای خودشان عزت دستوپا کنند و یا عزت کسی را از بین ببرند، درحالیکه خداوند میفرماید: «و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر»؛ و اگر خداینکرده جامعهای از مرکز عزت که خدای تعالی است فاصله بگیرد ذلت و خواری و پستی و حرمان و مسکنت برای آن جامعه قطعی است.
نکته بعد اینکه اهل ایمان باهم ارتباط و انس دارند و نفاق و منافقین نمیتواند رشته محکم تحببی که در بین اهل ایمان برقرار است را از هم بگسلد و جدائی ایجاد کند. مفضل میگوید امام صادق علیهالسلام فرمودند: همانا خداوند متعال مؤمنین را از یک اصل و ریشه آفرید. نه کسی در بین آنان وارد میشود و نه کسی از جرگه آنان بیرون میرود. مثل آنها مثل سر در بدن و انگشتان در کف دستهاست. هرکسی که با این موضوع مخالفت کند، گواهی دهید که او حتماً منافق است. این هم شاخص دیگری بود که امام صادق علیهالسلام برای شناخت منافق و اهل نفاق بیان فرمودند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا پیرو ولی خدا بوده ولایت مداری را در اطاعت از امام میدانند و بس. در حکمت 309 دارد که یکی از یهودیان به امام علیهالسلام عرض کرد: پيغمبرتان را هنوز به خاك نسپرده بوديد كه درباره او اختلاف كرديد. حضرت جواب فرمودند: ما درباره پیامبر اختلاف نکردیم بلکه از او اختلاف کردیم. «إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لَا فِيهِ»، یعنی شکی در نبوت رسول خدا نداشتیم اما به خاطر بعض شبهات، بعضی آیات و روایات را خوب درک نکردند. «وَ لَكِنَّكُمْ مَا جَفَّتْ اَرْجُلُكُمْ مِنَ الْبَحْرِ، حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِيِّكُمْ»، اما شما هنوز پاهايتان از آب دريا خشك نشده، به پيامبرتان گفتيد: «اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ، قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ». شما در اصل وجود خدا شک کردید تا آنجا كه گفتيد، براى ما خدايى قرار بده که همین حرف یعنی در نبوت پیامبرتان هم شک داشتید. خدایا فهم ما را از دین بیشتر کن.
روز 15 آذر مصادف با 3 جمادیالثانی سالگشت شهادت ام المقاومه، ام الدفاع عن الولایه، ام التبیین، ام الائمه، ام ابیها صدیقه طاهره سلاماللهعلیه است. این شهادت را به همه شما تسلیت عرض میکنم. شخصیت و ویژگیهای انحصاری زهرای اطهر از جهات مختلف قابل دقت و بررسی است.
او والاترین بانوی عالم خلقت است و اقیانوسی از کمالات، بهطوریکه بعض از رفتارها و سیره او را فقها مستند فتاوای خود قرار دادهاند. مثلاً مرحوم صاحب جواهر در بحث زیارت قبور شهدا و بقیه مؤمنین که روز شنبه و دوشنبه و پنجشنبه استحباب دارد را مستند به فعل زهرای اطهر کرده است. موارد از این قبیل فراوان است.
همین تسبیح حضرت زهرا سلاماللهعلیها که بعد از نمازها و قبل از خواب و هنگام گرفتاری و حاجت توصیهشده و در روایت دارد آن را به کودکانتان آموزش بدهید را فرمودند: سوگند به خدا اگر چیزی بافضیلت تر از تسبیح زهرا سلاماللهعلیها بود، رسول خدا آن را به فاطمه علیهاالسلام تعلیم میداد و امام صادق علیهالسلام فرمود: برای من تسبیح فاطمه علیهاالسلام بعد از نماز محبوبتر از هزار رکعت است.
و یا استحباب زیارت حضرت در روز جمعه که تأکید شده است؛ و استحباب عزاداری بر آن حضرت از مواردی است که حکایت از بزرگی شخصیت این وجود طاهره مطهره و گرانقدر دارد. بااینحال توان فهم درست رتبه و عظمت وجودی حضرت را نداریم.
به مناسبتهایی عرض کردهام همین جملاتی که در تکریم حضرت در زیارتنامه آمده بسیار سنگین و شرح دقیق میخواهد. در بررسی فهم شخصیت زهرای اطهر برای انسان چیزی جز تحیر نمیماند. حضرت امام درباره ایشان فرمود: اگر فاطمه زهرا مرد بود پیامبر میشد. یا حضرت آقا فرمودند: معمای ناگشوده ذهن بشر و معارف بشری.
خلاصه اینکه در این دورهای که قرار داریم و بهخصوص شدت هجمههای مختلف دشمنان بر بانوان ما از جهات گوناگون بیشتر است، شناخت ابعاد وجودی زهرای اطهر از زمانهای قبل بیشتر و ضروریتر است. بخصوص که حضرت تا قیامت اسوه و الگوی همه مردان و زنان آزاده عالم است و محدود به دورهای خاص نیست و اتفاقاً در این زمان نیازمندی ما به او از گذشته بیشتر است.
امام عصر ارواحنا فداه که در این زمان منجی بشریت است و انسانها را از یوغ همه ستمها آزاد میکند، الگوی خودش را زهرای اطهر معرفی میکند. در کتاب غیبه نعمانی دارد: «وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلاللهعلیهوآله لِی اُسْوَةٌ حَسَنَة». معلوم است که در اداره عالم و مدیریت جامعه و برطرف کردن نیازهای مردم به روش و دستورالعمل مادر عمل میکند؛ و این کلام برای ما بسیار کارگشا و درعینحال مسئولیت ساز است که با سیره و گفتمان فاطمی بیشتر آشنا شویم که گفتمان امام زمان است.
صدیقه طاهره در خطبه فدکیه کاملاً تبیین کردهاند که جامعه آن روز چگونه دچار جنگ شناختی بوده است که امروز ما به آن مبتلا هستیم. در جنگ شناختی اعتقادات، نگرشها و رفتار عامه مردم و نخبگان جامعه هدف قرار میگیرد. طوری شد که بعد از شهادت رسول خدا همه برگشتند مگر تعداد کمی از خواص.
در جنگ شناختی، ادراک افراد مدیریت میشود تا شناخت جامعه نسبت به مدیریت سیاسی جامعه تغییر کند؛ و دیدید که بعد رسول خدا برای مدیریت جامعه فرد اصلی انتخاب نشد.
در این جنگ سرمایههای اجتماعی نظام یعنی مردمی که سالها با همدلی نظام را همراهی کردهاند، مورد هدف قرار میگیرند و با حیلههای تبلیغاتی و رسانهای اساس تفکرات و مبانی مذهبی را زیر سؤال میبرند و نسبت به اعتقادات گذشته مردم تردید ایجاد میکنند؛ مثلاً میگویند آنچه رسول خدا درباره خلافت امیرالمؤمنین فرموده بوده، پیشنهاد بوده و امر مردم به خودشان واگذار شده و امثال اینها.
اگر دشمن در این جنگ شناختی پیروز شود در مدت کوتاهی بر رفتارهای جامعه اثر میگذارد و آنان را در امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به مسیری که خودش میخواهد سوق میدهد؛ و مردم انتخاب میکنند آنکه را بهزودی میفهمند نباید انتخاب میکردند.
یکی از بدترین و خطرناکترین حالات برای جامعه، خطر انحراف و گمراهی است که همه انبیاء الهی و بعد از آنان اولیاء و جانشینان آنها آمدند تا مردم دچار انحراف نشوند.
جامعه چه زمانی مبتلا به گمراهی میشود و از مسیر حق و راه درست منحرف میشود. وقتیکه آحاد جامعه نتوانند و آگاهی کافی برای تشخیص حق از باطل را نداشته باشند. وقتی باطل با فریبکاری و با استفاده از انواع ابزار و ادوات فریب، آنهم با لباس حق خود را نشان داد، یعنی باطل خود را حق نشان داد جامعه گرفتار میشود، بصیرتش را از دست میدهد؛ و تمام تلاش شیاطین و اذنابش این است که مردم بصیرت خود را یعنی تشخیص حق از باطل را از دست بدهند.
زهرای اطهر سلاماللهعلیها این خطر بزرگ را برای ما تبیین کرد که در وقایعی که با آن مواجه میشویم در دام بیبصیرتی و سپس انحراف نیوفتیم. سیره و زندگی دختر پیامبر و بیانات و کلماتی که از او رسیده و بخصوص خطبه آن حضرت یکی از بهترین راهنماهای ما در پیدا کردن مسیر حق و ایستادن در طرف درست تاریخ است.
حضرت در این خطبه بهشدت روی مسئله شایستهسالاری تأکید کرد و اینکه اگر مردم درصحنه حاضر نباشند و یا بصیرت لازم را نداشته باشند افرادی به اسم اصلاح، حاکم میشوند و افساد میکنند.
او مردم را برای مبارزه و مقاومت آگاه کرد او برای از بین بردن چهره فریب و بیدارسازی جامعه و حاکمیت قانون الهی و بر مسند نشاندن مجری معصوم آن یعنی ولایت، جان خود را فدا کرد.
حضرت ویژگیهای سران باطل را بیان کرد. فرمود یکی از خصائص ائمه کفر نفاق درونی آنهاست که عامل گمراهی و انحراف آنان از دین است.
آنان با عنوان غاوین از راه راست دور هستند. چون برای حرکت درست هم باید مسیر مشخص باشد و هم هدف، هدفِ عالی و صحیحی باشد. اگر کسی راه را گم کند و به بیراهه برود میشود ضال؛ یعنی گم میشود، هرچه برود به مقصد موردنظر نمیرسد؛ و اگر کسی بیهدف بود، هر وقت حرکت کرد به طرفی بدون برنامه و افق خاص حرکت کرد، میشود غاوی؛ که البته غاوی و شخص بدون هدف، ضال و گمشده هم هست؛ چون راه فرع بر هدف است.
به بیان زهرای اطهر که بسیار دقیق مطرح شده است و پر از درس است، ائمه باطل تلاش میکنند انسانها، بیهدف شوند و بعد گم شوند و گمراه؛ هم غاوین باشند هم ضالین.
یکی از عواقب گمراهی از حق، شرک است و نفاق هم یکی از مصادیق شرک است. نقشی که نفاق در جامعه دارد، رساندن افراد به کفر است.
حالا این مطالب را با جریانات روز داخل و خارج تطبیق کنید و ببینید سران کفر چگونه با تمام عوامل خود و رسانههائی که در اختیار دارند کوشش میکنند که کشورهای اسلامی و بهخصوص ایران بیهدف باشند؛ استقلال نداشته باشند.
سران کفر و نفاق که امروز سران کشورهای استکباری هستند و به بیان زهرای اطهر ائمه باطل همگی اهل تسویل و تلبیس هستند. عبارات زیبا و وقت کم است که مفصل توضیح بدهم که چقدر این عبارات برای ما و مسئولین و حکمرانان درس دارد.
ائمه باطل تلاش میکنند تا حق را لباس باطل بپوشانند تا کسی به سمت حق گرایش پیدا نکند این یعنی تلبیس و سعی میکنند تا باطل را به لباس حق آرایش کنند که این تسویل و تزیین نفس است.
امروز صداها بوق و رسانه و خبرگزاری با انواع جلوهها در تلاشاند تا حق دیده نشود. 14 ماه بمب و آتش بر سر مردم بیگناه ریختند و خون انسانهای پاک و مجاهد را ریختند و هنوز هم دم از حقوق بشر میزنند و کسانی که از کیان و کشور و خانه و کاشانهشان دفاع میکنند را تروریست میدانند.
شما الحمدلله قضایا رو خوب دنبال میکنید و اخبار را پیگیری میکنید و مطالعه میکنید و تحلیل درستی دارید انشاءالله. حزبالله با قدرت مقاومت کرد و اجازه پیشرفت به دشمن نداد. عمق سرزمینهای اشغالی را مورد هدف قرار داد. هزینههای سنگینی هم داد؛ اما نگذاشت که دشمن به خواستهاش برسد.
دشمن میگفت ۸۵ درصد از ساختار حزبالله را از بین برده است؛ اما چه شد؟ دشمن اسرائیلی ناچار به پذیرش آتشبس شد با تلفات و هزینههایی که دادند و میدهند. البته آتشبس سرعت نابودی اسرائیل را بیشتر خواهد کرد. آنها میخواستند در لبنان اختلاف بیندازند اما با این آتشبس اختلاف افتاد به جان خودشان.
بعداز آنهمه جریاناتی که برای حزبالله پیش آوردند و بعد از شهادت سید مقاومت و حمله به بیروت، فکر میکردند میتوانند توان نظامی حزبالله را از بین ببرند. شش لشگر به جنوب فرستادند با پشتیبانی هوایی که اولاً دنبال نابودی حزبالله بودند و اگر نتوانستند خلع سلاح حزبالله یا عقبنشینی تا مرزهای جنوب لبنان و از بین بردن توان رزمی مقاومت در لبنان؛ اما دهها بار حملات موشکی هدفمند به قلب سرزمینهای اشغالی به همه فهماند که معادلات در میدان جنگ رقم میخورد.
وزیر جنگ سابق رژیم اشغالگر گفت که مصالحه با حزبالله یعنی عقبنشینی و پذیرش آتشبس، برابر با ۷ اکتبر در شمال اسرائیل است؛ یعنی همان افتضاحی که ۷ اکتبر برای اسرائیل آورد قبول آتشبس هم همین حال را برای اسرائیل دارد.
آنها تلاش کردند که حزبالله را زمینگیر کنند؛ اما نشد. حزبالله خودش را بازسازی و قدرتمند کرد. در مقابل ضاحیه گفت تلآویو و در مقابل بیروت گفت حیفا؛ و بعد هم این کار را کرد. همین یکشنبه گذشته دیدید که چگونه بعد از حمله اسرائیل، اینها رگبار موشکها را بر سر اسرائیلیها ریختند که همان روز هم تصمیم گرفتند که آتشبس را قبول کنند.
آتشبس یعنی در برابر حزبالله تسلیم شدیم. تمام استراتژیهای آنها را به هم زد و شرارتهای آنها را برگرداند. رجزخوانی نتانیاهو هم پوشش شکستی است که خوردهاند.
البته دشمنان باید منتظر وعده صادق ۳ که معادلات را جور دیگری رقم خواهد زد و آثار فراوانی برای منطقه خواهد داشت باشند.
صدیقه طاهره تا قیامت چهره این غاصبان و دژخیمان و ستمگران را رسوا کرده است؛ و البته پایان کار ائمه باطل، به بیان قرآن کریم آتش جهنم و غضب الهی است. هم خودشان اهل آتش هستند هم دیگران را به سمت آتش دعوت میکنند و هم اینکه هیچ یاور و نصرتی هم نخواهند داشت. در آیه 41 سوره مبارکه قصص فرمود: «و جعناهم ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون».
خلاصه اینکه به بیان صدیقه طاهره ائمه باطل اول با چهره نفاق در میان مردم ظاهر شدند و با شعار پرهیز از فتنه، فتنهگری کردند و خلافت را از مسیر خودش منحرف و غصب کردند و با پیروی از هوای نفس جامعه را گرفتار باطل و راه کشف حقیقت را بر مردم بستند. ابزار این انحراف و گمراهی هم تلبیس و تسویل بود. خلاصه همین مسیر ادامه دادند تا دخت رسول خدا را هم به شهادت رساندند.
دهم آذر سال 1316 سال گشت شهادت مجتهد مجاهد، دشمنشناس و ضد استکبار، طالب استقلال ایران و اجرای احکام اسلام و قانون دان و قانونمدار، آیتالله سید حسن مدرس و روز مجلس است که به همه نمایندگان مجلس و نمایندگان محترم استان تبریک عرض میکنم و امیدوارم در این جایگاه با توان تمام و شفاف به دنبال حل مشکلات مردم، دفاع از ارزشهای دینی، قانونگذاری، کمک به اقشار آسیبپذیر، مطالبه گر و ایستادن در مقابل زیادهخواهیها باشند و در زندگی شخصی زهد و ساده زیستی را فراموش نکنند.
مجلس بهعنوان نهادی که سیاستگذاری میکند تمام همتش باید ناظر به وضع قوانینی باشد که کارآمدی دولت را بالاتر میبرد و بر حسن اجرای قوانین بر دولت نظارت کامل داشته باشد. تا دشمنان نتوانند با سنگاندازیها و مانعتراشیها حقانیت نظام سیاسی را زیر سؤال ببرند؛ یعنی همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند مجلس باید نقشه راه برای حرکت اجرائی کشور را درست بکشد تا هم به مردم خدمت شده باشد و هم کشور پیشرفت کند.
نماینده مجلس وکیل مردم است اگر حرف مردم را نزند و خواسته مردم را دنبال نکند به مفاد وکالت عمل نکرده و باید او را عزل کرد.
مردمِ متدین نسبت به احکام الهی حساس هستند وکیلشان هم باید حساسیت لازم را داشته باشد. مثلاً الان قانون عفاف و حجاب تصویب شده چرا ابلاغ نمیکنید؟ عمل به وظیفه الهی را مقدم بر مناسبات و محاسبات سیاسی و غیرسیاسی بدارید تا نتیجه مبارک آن را ببینید. در مقابل اوامر الهی مثل حجاب، سیاسی بازی درنیاورید که خدای غیور از دینش وقتی دفاع کند آنکه کوتاهی کرده مفتضح خواهد شد.
حضرت آقا فرمودند: نمایندهى متدین، مصالح انقلاب و كشور را بر مسائل شخصى یا گروهى، مقدّم میداند. قانون اساسی جمهوری اسلامی بهعنوان میثاق ملی با رأی اکثریت قاطع مردم در 12 آذر سال 58 به تصویب رسید که ازهرجهت بینظیر است.
لطفاً به چند دروغ که غربیها راجع به دمکراسی و قوانین خودشان و گذشته آن میگویند توجه کنید. میگویند برخلاف ملل دیگر که به آراء عمومی بیتوجه هستند، مراجعه به افکار عمومی و رأی و مشارکت عموم مردم برایشان اهمیت دارد و القا میکنند که اساساً دموکراسی و احترام به آرا و افکار عمومی، متولد مغرب زمین و یونان بوده است. این حرف قطعاً دروغ است.
دموس، یعنی مردم و کراسی یعنی قدرت مردم. دموکراسی یعنی حاکمیت عموم مردم که دروغ است چون اولاً زنان حق رأی نداشتند. ثانیاً رأیدهندگان باید از ثروتمندان و سرمایهداران باشند، پس فقرا حق رأی نداشتند. ثالثاً باید حتماً آتنی باشند که بردهدار است. آیا این حاکمیت مردم است که فقط مرد سرمایهدار آتنی بردهدار بتواند رأی بدهد؟ این عقبه دمکراسی غربی است.
پس اولاً کل یونان نبود فقط در آتن بود و بعد هم که قدرت آتن از بین رفت دمکراسی هم رفت تا قرن 18 که ژان بودِن و ماکیاولی و جان لاک و ژان ژاک و اینها مطالبی را مطرح کردند.
اما ما باید از غربیها مطالبه کنیم. آنچه ما آوردهایم و از آن دفاع میکنیم بسیار مترقی است. این بحث را به مناسبت هفته قانون و مجلس مطرح میکنم. جمهوری اسلامی تنها کشوری است در دنیا که نظام سیاسی خودش را از اساس با همهپرسی سرکار آورده است. در هیچ کجای دنیا اصل وجود خودش را به رأی مردم نگذاشته است. اکثر حکومتهای دنیا یا سلطنتیاند یا با جنگ آمدهاند یا با کودتا و امثال اینها. البته چندتایی هم که با انقلاب روی کار آمدند بعد از انقلاب رأیگیری از مردم نکردند.
خدا رحمت کند حضرت امام را که از روز اول به رأی مردم توجه داشت و بر این امر اصرار داشت. حتی آمریکا و فرانسه که خود را پدر جمهوریت در غرب میدانند، قانون اساسی کشورشان را نمایندگان مستقیم مردم ننوشتند و بعد از نوشتن هم به رأی مردم نگذاشتند. فرانسه هم همینطور بود.
اگر بخواهیم بر مبنای دموکراسی غربی هم حساب کنیم فقط جمهوری اسلامی توانسته دموکراتیک عمل کند. نمایندههای مردم قانون اساسی نوشتند بعد قانونی که نوشتند را مردم رأی دادند؛ و بعد تجدیدنظری هم که شد دوباره مردم رأی دادند.
حالا همین غربیها بااینهمه دروغ ببینید چقدر به اسم دموکراسی و حقوق بشر به ملتها ستم کردند و میکنند. ما جنایات آنان را فراموش نمیکنیم؛ بهخصوص در روز جمعه و بهویژه آمریکا را.
جالب است اگر خطبه صدیقه طاهره را با دقت بخوانید در همان زمان دموکراسی که امروز غربیها میگویند را نقد کرده و بطلانش را ثابت کرده و حکومت خدا بر مردم را شرح کرده است و البته نتوانستند شبپرهها نورش را تحمل کنند. شاید همین روزها بوده که وقتی به مادر ما نگاه میکردید ناحله الجسم بود.
11 آذر سالگشت شهادت میرزا کوچک خان مرد استقلالطلبی که با تزارها و انگلیسیها مبارزه کرد را گرامی میداریم خدای تعالی رفعت مقامش دهد.
خلاصه آمار کمک به محور مقاومت در این نوبت که به دست بنده رسیده. من فعلاً آمار سایر دستگاههای استان را ندارم: طلا دو کیلو، دو فیش حج واجب و پنج عمره/ مقداری نقره و مروارید/ یکتخته فرش/ 1000 دلار و مقداری ارزهای دیگر 10 سکه تمام، 5 نیمسکه، 16 ربعسکه و پلاکها که 72 عدد به وزن 28 گرم و 740 سوت، اقلام هم توسط قرارگاه نصر همچنان در مصلی جمعآوری بستهبندی و ارسال میشود. |
| 1403/9/2 | 1403/9/2فرهنگ بسیج از مرزهای ایران عبور کرده است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه2
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین ظاهر و باطن یکسانی دارند که از چهره نورانی آنها میشود فهمید که درونی پاک دارند. بحث ما راجع به ویژگیهای منافقان بود که مختصر مواردی را عرض کردم.
یک تذکر مهم به منافقین که خداوند متعال در آیه 29 از سوره مبارک محمد صلیاللهعلیهوآله تأکید مىکند و آن اینکه منافقان گمان نکنند همیشه مىتوانند چهره درونى و واقعیت خود را از پیامبر و مؤمنان پنهان نگهدارند. فرمود: آیا کسانى که در دلهایشان بیمارى است گمان کردند خدا کینههایشان را آشکار نمىکند؟
بعد به رسولش فرمود: و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مىدهیم تا آنها را با قیافههایشان بشناسى. هرچند مىتوانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى، «ولعترفنّهم فى لحن القول». یعنى زبان اینها در بیشتر مواقع نیش و کنایه دارد با طعنههایی که میزنند میتوانی آنان را بشناسی.
امروز هم شناختن منافقان از همین لحن قول و موضعگیرىهایى که در مسائل مختلف جامعه دارند بهخوبی قابل انجام است؛ بهویژه وقتی یک جریان حاد اجتماعی به وجود میآید، جنگی و بحرانی پیدا میشود حرف زدنهای بیربط هم شروع میشود؛ و خود را واضح و آشکار معرفی میکنند.
توجه دارید که در هر دورهای و در هر مکانی ممکن است با چهرهای خاص و بیانی ویژه حاضر باشند اما روح کلی بر عملکرد همه منافقان در همه عصرها یکسان است؛ یعنی ممکن است روش و تاکتیک منافقان به مناسبتهایی تغییر بکند اما به آنچه گرایش دارند و راهبردی که در نظر دارند تغییر نمیکند.
مثلاً در دل بنا دارند که ایمان مردم سست شود و برای همین اندیشه، دست به هر کاری ولو مسخره کردن ایمان میزنند؛ اما در بین مردم متدین که قرار میگیرند طوری از ایمان و اعتقادات خود میگویند که کسی بهدروغ بودن گفتههای آنان که معمولاً با هیجان و حرارت هم گفته میشود و اگر لازم باشد قسم دروغ هم میخورند، پی نمیبرد.
مثلاً آیه 10 سوره مبارکه عنکبوت و یا در آیه 8 سوره مبارکه بقره فرمود: و گروهی از مردم (که اهل نفاق هستند) میگویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم درحالیکه آنان مؤمن نیستند؛ «و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الآخر و ما هم بمومنین». یا آیات 47 تا 53 سوره مبارکه نور.
یک ویژگی دیگری که دارند این است که خود را عقل کل میدانند و ادعای روشنفکری دارند. آیه 13 سوره مبارکه بقره به این صفت آنان اشاره دارد که: «و اذا قیل لهم ءامنوا کما آمن الناس قالوا ا نومن کما آمن السفهاء الا انهم هم السفهاء و لکن لا یعلمون». وقتی به آنان میگویند: ایمان بیاورید همانطور که دیگران ایمان آوردند. میگویند: آیا ما هم مثل سبکمغزان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید قطعاً اینان خود سبکمغزند ولی از شدت کوردلی به این حقیقت آگاه نیستند. مخالفت کردن با سنتهای ممدوح و دنبال تغییر بدون ضابطه و ریشه عقلائی را روشنفکری میدانند. دینداری متدینین را به سخره میگیرند و به آنان انگ تحجر و ارتجاع میزنند.
از صفات دیگری که برای آنان گفتهاند این است که «مُذَبْذَبِینَ بَینَ ذلِک لا إِلی هؤُلاءِ وَ لا إِلی هؤُلاءِ»؛ یعنی افرادی هستند که هدفی ندارند. هر طرف منفعتی برای آنان داشته باشد همان طرف هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه در خطبه 149 به تعدادی از ویژگیهای اهل نفاق پرداختهاند توصیه میکنم این خطبه را کامل بخوانید.
اینجا به بعض موارد اشاره میکنم. اى بندگان خدا شما را به تقوا و پرهيزگارى سفارش مىكنم و از اهل نفاق و دورویی بر حذر مىدارم، زيرا آنان گمراه و گمراهکنندهاند، لغزيدهگانند و ديگران را مىلغزانند، به رنگهای گوناگون درمیآیند و به هر وسيله و با هر زبان درصدد فريفتن شمايند و در هر فرصتى شما را هدف خود قرار داده و در هر كمينگاهى در كمين شما نشستهاند، دلهایشان بيمار و ظاهرشان از نشانههاى آن پاك است، پنهانى بهسوی مقاصد خويش گام برمیدارند و مانند حركت بيمارى در بدن، آرامآرام به جنبش درمیآیند، سخنپردازی آنها دواست و گفتارشان شفاست، ليكن كردارشان دردى است درمانناپذیر.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از اموال و ثروتی که در اختیار دارند برای آباد کردن آخرت خود استفاده میکنند و دنبال ثروت نیستند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 307 از حکم نهجالبلاغه دستورالعملی را برای کاتب خودشان، عبیدالله بن ابى رافع درباره نوشتن و اینکه چگونه خط انسان خوش میشود مرقوم فرمودند.
امام در حکمت 308 فرمودند: «اَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الْفُجَّارِ». من پيشواى مؤمنان هستم امّا مال و ثروت پيشواى تبهكاران است؛ یعنی برخلاف مؤمنان که از من تبعیت میکنند، بدكاران پيرو مال و ثروت هستند.
کلمه یعسوب به معنای عرفی یعنی رئیس که درباره ملکه زنبورهای عسل گفته میشود. اینجا منظور این است، همانطور که زنبوران از ملکه خود پیروی میکنند مؤمنین هم از من پیروی میکنند اما فجار از مال پیروی میکنند. خدای تعالی همه ما را از متقین و پیروان واقعی امیرالمؤمنین و امام المتقین قرار دهد انشاءالله.
دوشنبه 5 آذر سالگشت تشکیل بسیج مستضعفان بهفرمان حضرت امام در سال 58 و روز بسیج مستضعفان را به همه شما و بسیجیان عزیز تبریک عرض میکنم.
یکی از ماندگارترین و باارزشترین یادگارهای حضرت امام ره پدیده مبارک و نورانی بسیج مستضعفین است. حضرت امام بسیج و بسیجیان را مصداق کاملی از ایثار، فداکاری، اخلاص، شهادتطلبی، عشق به خدا و اسلام و مردمی بودن میدانستند. پایداری، پایبندی به اصول و مبانی دینی و توانایی در برخورد با انواع تهدیدات فرهنگی و نظامی از ویژگیهای بسیج است.
حضرت آقا در بیانی شیرین فرمودند: «فتح الفتوح امام، پرورش جوانان بسیجی بود». این کلام به ما توجه میدهد که محصول واقعی انقلاب رشد اقتصاد و پیشرفت علم و صنعت و امثال این امور فقط نیست بلکه در مرحله اول انقلاب باید بتواند در جان انسانها تحول ایجاد کند. انقلاب باید انسان تراز تربیت کند.
اگر بخواهیم از قرآن کریم و روایات استفاده کنیم، آیه 54 سوره مبارکه مائده و یکی از روایات که در ذیل آن مطرح است، از آینده خبر داده، بهطوریکه میتوان در این دوره بر شجره طوبای بسیج تطبیق داد. میفرماید: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یاْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم».
خوب عنایت کنید، در آیه شریفه، خدای تعالی جمعی از همراهان رسول خدا را تهدید میکند. کسانی که از استواری لازم در دفاع از ارزشها و باورهای دینی برخوردار نیستند؛ و بعد از آینده خبر میدهد که گروهى به یارى اسلام خواهند شتافت كه خداوند، آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند. آنان کسانی هستند که با اهل ایمان، فروتنی و مهربانی دارند و در برابر دشمنان محکم و قاطع هستند، درراه استقرار اهداف عالیه الهی با دشمنان جهاد مىكنند و از سرزنش ملامتگران پروایى ندارند. البته این فضل خداست که به هرکس که بخواهد اعطاء میکند والله واسع علیم.
بعد از نزول این آیه شریفه، اطرافیان از رسول خدا سؤال کردند که این گروه چه کسانی هستند؟ «فَضَرَبَ بیده عَلَى عَاتِقِ سَلمَانَ فَقَالَ: هَذَا وَ ذَوُوهُ». رسول خدا دست مبارک را بر شانه سلمان فارسى گذاشتند و فرمودند: این مرد و هموطنانش.
تحقق خارجی این روایت انسانهایی بودند که در رکاب حضرت امام ره اسلام را یاری کردند و طاغوت را از بین بردند و در دفاع هشتساله و بعد در تحمل تحریمهای ظالمانه و همه مشکلات تحمیلشده توسط دشمنان از بن دندان مقاومت و ایستادگی کردهاند و ملامت هیچ ملامت کنندهای در آنان اثر نکرده است؛ یعنی همه مردم ایران.
شما به بخشهای مختلف آیه شریفه توجه کنید همهاش قابل تطبیق با بسیجیان است. مثلاً یجاهدون فی سبیل الله. بسیجیان دائماً در عرصههای مختلف فرهنگی اجتماعی اقتصادی نظامی و امثال ذالک جبهه حق را یاری میکنند و در مسیر استقرار اهداف انبیاء الهی که لیقوم الناس بالقسط است حرکت میکنند؛ و چون به اهداف و آرمانهایی که برای تحقق آنها قیام کردهاند کاملاً باور و اعتقاد دارند لذا هیچ تردیدی در راه خود نداشته سرزنش افراد دنیازده و مادیگرا در آنان اثری ندارد. ولو با قوت و شدت تمام، به همه ارزشها توسط دشمنان تهاجم میشود.
شبکه رسانهای و بوقهای تبلیغاتی آنان لحظه از دشمنی کم نمیگذارد اما خللی در اراده مستحکم بسیجیان ایجاد نمیکند و تسلیم جو نمیشوند و لا یخافون لومهَ لائم.
هرکس تقوا دارد و از بصیرت و شجاعت و صراحت برخوردار است یک انقلابی و یک بسیجی است. این تفکر یک تفکر فرا سازمانی است، ولو مصداق روشن و متشکل آن بهعنوان بسیج مستضعفان وابسته به سپاه پاسداران است. حضرت آقا دربیانی فرمودند: «اكثریّت قاطع ملّت ایران بالقوّه بسیجیاند؛ دلیل شكستناپذیری نظام جمهوری اسلامی این است».
فقط نباید این نکته را فراموش کرد که آرمانهای بلند انقلاب و فرهنگ بسیج از مرزهای ایران عبور کرده است و به ملل مستضعف و مظلوم جهان و کسانی که از ظلم ستمگران به ستوه آمدهاند رسیده است و آنان را نیز متحد و منسجم کرده است و امروز ما شاهد جبههای هستیم که تفکرشان نابودی طاغوت و طاغوتیان است.
بسیج امروز یعنی جبهه مقاومت یعنی بسیج لبنان و سوریه و یمن و عراق و فلسطین و میبینیم که بسیج کشورهای اروپائی و غربی در حال شکل گرفتن است.
حضرت آقا فرمودند: منطق بسیج، منطق حداکثر سازی توان مقابله با تهدیدهاست؛ و امروز جبهه مقاومت آنچنان مقاوم شده است که تهدیدات پیچیده نظامی و جنگهای شناختی نتوانسته او را از پا درآورد. فرهنگ بسیج از مقاومسازی حداکثری امت اسلامی به سمت مقاومسازی مستضعفین جهان در مقابل تهدیدات و دشمنیها در حال حرکت است.
بنابراین فرهنگ بسیج از مرزهاى ايران به ملل محروم و انسانهای مظلوم رسیده و آرامآرام آنان را برای تشکیل و تحقق حکومت مهدوی آماده میکند؛ و اینجا به یاد کلام حضرت امام میافتیم که میفرمود: «باید بسیجیان جهان اسلام در فكر ایجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد».
و ما امروز در جریان غزه و فلسطین که اتفاقاً روز 8 آذر روز جهانی همبستگی با ملت فلسطین است، نمونههایی از بسیج مردم دنیا و دستاوردهای جهانی آن را میبینیم. میبینیم که چگونه صهیونیستهای خبیث به بدبختیای افتادهاند، گفتنِ مرگ بر اسرائیل سراسری شده و اتفاقاً به زبان فارسی همان شعاری را میدهند که ما هر هفته اینجا سر میدهیم و آن مرگ بر اسرائیل است.
بله برخلاف مردم آزاده دنیا که دفاع میکنند، اما متأسفانه این جنایات وحشیانه و بیسابقه صهیونیستها در سکوت پر خفت جامعه جهانی و متأسفانه بیتفاوتی بعض کشورهای عربی و اسلامی ادامه دارد.
بعد از یک سال و دو ماه دیوان بینالمللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو و گالانت حکم بازداشت صادر کرد و ورود آنان به 120 کشور عضو دادگاه ممنوع شد.
عرض کردم خیلی دیر این حکم داده شد اما رژیم که 76 سال با دروغ و فریب به دنیا از خود چهره مظلومی نشان داده بود و همه دنیا را به دفاع از خود فراخوانده بود با این حکم ضربه بینالمللی خورد و در افکار عمومی جهان آن حیثیت خودساخته را از دست داد و دفاع از او آسان و کمهزینه نیست بعلاوه که نمیتوانند بهسادگی و بدون بازخواست او را تجهیز و تسلیح کنند.
اسرائیل را محکوم میکنند اما به فلسطین هم کمک نمیکنند. نباید این کلام امام را فراموش کنیم که فرمودند: «امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دستبهدست یكدیگر دادهاند كه نگذارند فلسطینیهای مسلمان به هدفشان برسند. حتی بسیاری از کسانی که به ادعا نسبت به فلسطینیها اظهار علاقه میكنند، علاقهشان به این نیست كه مسلمانان فلسطینی بر اسرائیل غلبه كنند و متأسفانه با سكوت و سازش و تماشا، دستبهدست هم دادهاند كه نگذارند مسلمانان فلسطینی پیروز بشوند، چراكه پیروزی آنان، پیروزی اسلام است و آنها میترسند».
بله آنها از همین شعار مرگ بر آمریکائی که شما هر هفته سر میدهید هم میترسند. چون نمیگذارد مسیر دفاع از حق و مبارزه با دشمن فراموش شود.
به حول و قوه الهی مردم انقلابی و شجاع ایران پرچم دفاع از مظلوم را بلند کرده و همچنان استوار نگه داشته و هر هفته چند استان بهعنوان جمعههای خشم تجمع و راهپیمایی انجام میدهند که این هفته نوبت ماست که بعد از نماز اعلام انزجار و نفرت خود از جنایات صهیونیستهای پلید و حمایت از مسیر نورانی مقاومت تا پیروزی را خواهیم داشت و بهزودی برخلاف نظر چشمهای ظاهربینی که دچار محاسبات غلط میشوند، خدایتعالی نصرت و پیروزی خودش رانه زودهنگام و نه دیرهنگام، بهموقع و پر اثر نصیب رزمندگان مقاومت خواهد کرد؛ که فرمود: «اَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».
۷ آذر روز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به همه دلاور مردان شجاع این نیرو تبریک و از خدای تعالی برای شهدایشان رفعت مقام طلب مینمایم.
در این روز مردان غیور این نیرو با کمترین امکانات با جوانمردی و ازخودگذشتگی، بزرگترين ضربه را بر ارتش بعث عراق و پایانههای صدور نفت البکر و الامیه وارد کردند و با شجاعت از حقانيت و یکپارچگی سرزمينى ايران اسلامى دفاع و پرچم ایران را بر مرتفعترین دكل این پایانهها به اهتزاز درآوردند.
این نیرو از بعد پیروزی انقلاب تا امروز در خدمت به انقلاب و مردم بیوقفه تلاش کرده، منشأ آثار فراوان در حفظ امنیت بیش از سه هزار کیلومتر ساحل و آبهای ساحلی در شمال و جنوب و منابع حياتى كشور بودهاند؛ و با حضور مقتدرانه خود در حفظ امنیت و امنیت سازی، از كرانههای خلیجفارس و دریای عمان تا اقیانوس هند و در آبهای بینالمللی دوردست انجاموظیفه میکنند.
و با بیش از ۲ دهه طبق یک برنامه مدون و پیوسته و بکار بستن دستورات فرمانده کل قوا این نیرو در مسیر تبدیلشدن به یک نیروی راهبردی قرار گرفته لذا ناوگروههای نیروی دریایی در آبهای دوردست بینالمللی در حال انجام مأموریت هستند نظیر مهمترین مأموریت که ناوگروه 86 و با ناو ایرانی دنا انجام داد و با عبور از مناطق پرخطر مثل عرض اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام به دور کره زمین چرخیدند. برای همه عزیزان آرزوی سربلندی و موفقیت داریم.
ایران پر از جوانان نخبه و دانشمندانی است که مانند دُر میدرخشند و افتخارآفرینی میکنند. یکی از افتخارات ایران که در 7 آذر به شهادت رسید و روز شهادتش روز نوآوری و فناوری ایران ساخت نامیده شد بسیجی شهید دکتر محسن فخری زاده است. خدای تعالی با اولیاء خودش محشور بگرداند.
ریشه این نامگذاری برای این است که مردم و مسئولین یکی از شعارهای اصلی انقلاب را که استقلال بود در همه عرصهها، فراموش نکنند و البته استقلال اقتصادی که استقلال در امور دیگر هم وابسته به اوست اهمیت بیشتری دارد.
و دراینبین دشمنان انقلاب و اسلام با تلاش مستمر و توطئههای مختلف به دنبال وابسته کردن ایران هستند؛ بنابراین همه وظیفه داریم نگذاریم کشور وابسته اقتصادی باشد.
رهبر معظم انقلاب از انتخاب شعار سال گرفته تا مسئله خرید اجناس و کالاهای داخلی بر همین مسئله تأکید دارند، فرمودند: «مصرف جنس خارجى یكى از عیوب مهم ما است. ما بایستى تعصب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلى و جنس داخلى و اقتصاد ملىمان». البته آنطرف باید تلاش کند بهترین کیفیت و بهترین شیء را درست کند؛ این بحث سر جای خودش؛ اما ما هم باید این اهتمام را داشته باشیم.
استقلال ما برای دشمن زهر هلاهل است همانطور که قرآن کریم به این صفت دشمن اشاره دارد آنان اصلاً تحمل ندارند ببینند که ایران در زمینهای استقلال پیدا کرده است.
هر روز شیطنتی میکنند و سنگی میاندازند تا مسیر حرکتی را کُند کنند مثلاً همین قطعنامه ضد ایرانی که شورای حکام آژانس هستهای منفعل و بیعرضه با طراحی آمریکا و پادوئی سه کشور اروپائی علیه برنامههای صلحآمیز هستهای ما صادر کردند تا شاید مثلاً بتوانند در رفتار ما تغییری ایجاد کنند در همین راستاست. میخواهند جلوی پیشرفت و استقلال را بگیرند. ما اگر انرژی هستهای داشته باشیم در برق و مسائل برق چقدر راحت میتوانیم به زندگی خودمان ادامه دهیم. الان مشکلاتی که در نیروگاهها وجود دارد بخشی برای همین است. او نمیخواهد ما مستقل باشیم. تلاششان این است که زمین بزنند.
موجودات بی تعهد و بدعهدی که به هیچ قانونی پایبند نیستند هنوز مدیرکل نتیجه سفرش را اعلام نکرده قطعنامه دادهاند. ضمن تشکر از موضع واحدی که وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی گرفتند، همانطور که قبلاً ایران گفته بود حالا باید بنشینند و منتظر پاسخ ایران باشند.
حتماً ایران نسل جدید سانتریفیوژهای خود را به راه خواهد انداخت و با سرعت بیشتری این صنعت را در اهداف صلحآمیزی که دارد توسعه خواهد داد و دشمنان ما باید تا حالا این را خوب فهمیده باشند که این اقدامات خصمانه ضمن اینکه در خاطر مردم ثبت میشود اما ایران را در اهدافش مصممتر و محکمتر میکند.
اخیراً از طرف ریاست محترم شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کلیپی پخش شد که توصیهای را از حضرت آقا فرموده بودند برای پیروزی جبهه مقاومت؛ که عزیزان مقید باشند به خواندن سوره فتح، دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و دعای توسل.
خوب است که این کار بهصورت هماهنگ در مساجد انجام شود؛ که شبهای چهارشنبه هم از قدیم رسم بوده که دعای توسل خوانده میشده. سوره فتح را هم بهصورت مستمر بخوانید. نیتتان هم پیروزی جبهه مقاومت باشد. دعای چهاردهم را هم ائمه مساجد اگر حوصله کنند بخوانند و توصیه کنند و تفسیر کنند و شرح کنند؛ که مطالب بلند معرفتی دارد. مؤمنین این سه کار را بهصورت منسجم در مساجد انجام دهند که دعای اهل ایمان انشاءالله به اجابت نزدیک است.
هفته گذشته دو روحانی بزرگوار خدوم از یک محله از دنیا رفتند. هر دو اهل نماز و نماز جمعه بودند و امام موفقی در مسجدشان بودند. دارای فعالیتهای مؤثر فرهنگی و اجتماعی بودند. یکی حجتالاسلاموالمسلمین حاجآقا سید نورالله حسینی متولی که با کهنسالی که داشت مقید بود که در نماز جمعه حاضر شود تا وقتیکه زمینگیر شد و خانهنشین شد. او بیش از ۵۰ سال در این شهر و منطقه خدماتی را داشت.
و همچنین برادر بزرگوارمان حجتالاسلاموالمسلمین آقای ذبیحالله باقری که ایشان هم از ائمه مساجد بزرگوارمان بود. رئیس دانشگاه بود. نماینده ولیفقیه در دانشگاه هنر بود. کارهایی را در بخشهای مختلف فرهنگی انجام میداد و با جوانان انس خوبی داشت.
هر دو بزرگوار برای محله حصارک بودند که در هفته گذشته از دنیا رفتند. خدای تعالی هر دو بزرگوار را غریق رحمت بیکران خودش بگرداند و در این جمعه از سفره تنعمات و کرامات بینهایت خودش بهرهمندشان کند؛ و بر سفره صدیقه طاهره سلاماللهعلیها مهمانشان بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/8/25 | 1403/8/25هر کس در مسیر ناامید کردن مردم حرکت کند، پیادهنظام دشمن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه3
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خود و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از مسخره کردن دیگران که از صفات منافقان است بیزارند.
بحث در بیان بعض صفات منافق بود. یک توجه کوتاه بدهم و آن اینکه یکی از علل مهم در عدم تشکیل جامعه سالم ایمانی، وجود منافقین در بین مردم است. کسانی که از جامعه نفع میبرند ولی هیچ هزینهای نمیپردازند و حتی در بعض مواقع با توطئههایی که میکنند برای جامعه هزینهساز هم هستند.
وقتی حرف میزنند، حراف و چربزبان و مدعی و محکم حرف میزنند بهطوریکه خدای تعالی به رسولش و اهل ایمان گوشزد میکند که مواظب باشند و در دام آنان گرفتار نشوند بعد همینها پای عمل که به میان میآید اهل خیانت و لو دادن مواضع خودی و اعمال دشمنشادکن هستند.
هر جا باشند حتماً فساد و خسارت به همراه دارند. اعتقادات مردم را از بین میبرند. وحدت اجتماعی را تخریب میکنند. با نفوذ در بین اقشار مختلف جامعه و سخنان زیبا مردم را به سمت خود متمایل کرده خود را همراه و همدل مردم نشان میدهند اما دل درگرو دشمنان جامعه دارند و هر زمان فرصت پیدا کنند ضربه را خواهند زد.
به زبان اصلاحگر و به دنبال اصلاح هستند اما در باطن و در عمل، ویرانگر هستند. آنقدر شیرین و جذاب سخن مىگویند که ظاهراً رسول خدا را هم تحت تأثیر قرار میدهند. خدای تعالی به رسول گرامی میفرماید: اگر سخن بگویند به سخنانشان گوش فرا مىدهى «و ان یقولوا تسمع لقولهم». در این صورت وضعیت ما معلوم است که چگونه خواهد بود؛ تحت تأثیر قرار میگیریم.
در آیه 54 سوره مبارکه توبه خدای تعالی به دو صفت زشت منافقین اشاره فرمود: «وَ لا يَاْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى» و نماز بجا نمىآورند جز با كسالت، «وَ لا يُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ»؛ و انفاق نمىكنند مگر با كراهت. کسالت و کراهت، سنگینی و اجبار.
هرکدام از ما در مقابل خدا و مردم وظائفی بر عهده داریم و منافق هیچکدام را درست انجام نمیدهد وقتیکه باید مشغول عبادت باشد، اصلاً نشاطی ندارد و با سنگینی و تحمل فشار زیاد، نمازی میخواند و روزهای میگیرد؛ و در مقابل خالق هستی بیمعرفتی دارد و کمکاری؛ و همچنین وقتی باید به نیازمندان و فقرا انفاق داشته باشد و کمک کند، دستبهجیب نمیشود؛ و در وظیفهاش راجع به مخلوق خدا کوتاهی میکند. به این حالتِ کسالت در نماز و عبادت در آیات دیگر هم اشاره شده است. مثل آیه 142 سوره مبارکه نساء.
یکى دیگر از نشانهها یا انگیزههاى نفاق را خودبرتربینی و خودخواهى گفتهاند که دراینباره قبلاً نکاتی عرض کردهام. در آیه 139 سوره مبارکه نساء به یکی دیگر از نشانههای منافقین اشاره میکند و میفرماید: همانها كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مىكنند. آيا عزّت و آبرو نزد آنان مىجويند؟ بااینکه همه عزتها از آن خداست؟ بدبختی منافق در این است بهجای نزدیک شدن به اهل ایمان دنبال بیگانگان و اهل کفر میروند؛ و نتیجه این دوستی با بیگانه هم خسارات سنگین به خود و جامعه اسلامی است.
خدای تعالی برای مسلمین شأن بالائی در نظر گرفته است لذا هشدار میدهد این شأن رفیع در امور مختلف سیاسی اقتصادی و فرهنگی را با دوستی با دشمنان از بین نبرید. بیگانه قابلاعتماد نیست و به منافع خود توجه دارد و هر زمان که ببیند منافعش به خطر افتاده، بدون هیچ تعهدی به دوستان قدیمی خودش هم خیانت میکند و آنان را رها میکند. منافقین با بیگانه طرح دوستی و ارتباط میریزند و بعد کار زشت خود را توجیه میکنند که آیه 52 سوره مبارکه مائده به همین مطلب اشاره فرموده است «فَتَرَى الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخشَى اَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسىَ اللَّهُ اَن يَاْتِىَ بِالْفَتْحِ اَوْ اَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلىَ مَا اَسَرُّواْ فىِ اَنفُسِهِمْ نَادِمِين». كسانى را كه در دلهایشان بيمارى است مىبينى كه در دوستى با آنان، بر يكديگر پيشى مىگيرند و مىگويند: مىترسيم حادثهاى براى ما اتفاق بيفتد، شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود به نفع مسلمانان پيش بياورد و اين دسته، ازآنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند. خلاصه آنها که در دل بیمارند اصرار دارند که به بیگانه و دشمن تکیه کنند و همپیمان شوند.
بعد ببینید اینها بهانههایی که میآورند چقدر به گوش ما آشناست و ما سالها این حرفها را شنیدهایم و تازگیها هم دوباره عدهای شروع کردن به گفتن، میگویند: میترسیم قدرت به دست دشمن بیفتد و برای ما گرفتاری درست کنند. خداوند در قرآن کریم جواب میدهد: همانطور که آنها احتمال مىدهند روزى قدرت به دست یهود و نصارى (بیگانگان) بیفتد، این احتمال را نیز باید بدهند که ممکن است سرانجام خداوند مسلمانان را پیروز کند و قدرت به دست آنها بیفتد و این منافقان ازآنچه در دل خود پنهان ساختند پشیمان گردند.
نکته دیگر اینکه طوری در جامعه رفتار میکنند کأن خیرخواه مردم هستند. بهعنوان دلسوزی، نظام اسلامی را زیر سؤال میبرند که سیاستهای نظام موجب تحریم و خسارت شده و باید دولت رفتارش را تغییر دهد و به بهانههای مختلف مردم را فریب میدهند و دروغ میگویند.
وقتی به آنها گفته میشود چرا برای دفاع از کشور حرکتی انجام نمیدهید بهانه میآورند که باید به خاطر مشکلاتی که داریم الان به خانواده رسیدگی کنیم. در آیه 12 و 13 سوره مبارکه احزاب فرمود: «و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا» و آنگاهکه منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری بود، میگفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب ما را وعده پیروزی ندادهاند و آنگاهکه گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه جای درنگ و ماندن شما نیست، پس برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه میخواستند و میگفتند: «... یقولون ان بیوتنا عوره و ما هی بعوره ان یریدون الا فرارا». خانههای ما بدون حفاظ است درصورتیکه بدون حفاظ نبود و آنان جز فرار را قصد نداشتند.
اینها اصلاً بنایی بر حضور در جنگ ندارند اما خود را آماده نشان میدهند و در وقت لزوم حاضر نمیشوند تا جبهه حق ضربه بخورد و وقتی جبهه اسلام پیروز شود، مدعی میشوند و عملکرد خود را توجیه میکنند. نظیر آیات 47 به بعد سوره مبارکه نور.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا ابتدا به جنگ و جدال نمیکنند، اما جواب دشمن متجاوز را باقوت میدهند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 306 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ». سنگ را از جایى كه آمده، به همانجا برگردانيد، زيرا بدى را جز بدى از بين نمىبرد. حضرت سنگ را کنایه از بدی گرفتهاند و فرمودهاند باید با بدی مقابله کرد و جواب ظلم را داد. البته این غیر از مواردی است که باید مدارا کرد و صبوری داشت.
معمولاً در مواردی که ظلمی به شخص شده باشد این ضربالمثل بکار میرود مثل الان که دشمن به سمت ما و جبهه مقاومت سنگپرانی دارد باید با جدیت جوابش را داد و الا بدتر خواهد کرد؛ و همانطور که حضرت آقا فرمودند نه باید تعلل کرد و نه عجله و اتفاقاً رئیسجمهور محترم که به دیدار مراجع بزرگوار قم مشرف شده بودند، آنان بر پاسخ بهموقع تأکید داشتند و شیخنا الاستاذ هم به همین روایت استناد فرمودند و تأکید داشتند که ما شروعکننده جنگ نیستیم ولی جواب حملهکننده را محکم میدهیم.
بنابراین عزیزان تصمیم گیر توجه به وقت فضیلت هم داشته باشند. نباید اجازه داد دشمن جری شود و کارش عادی جلوه کند، سابقه نشان داده فرصت دادن به دشمن و اعتماد به او مساوی است با خسارات سنگین. بعداً اگر اظهار ندامتی هم بشود، دیگر سودی برای ملت ندارد.
امروز 25 آبان مصادف با 13 جمادیالاولی شهادت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها، بنا بر روایت 75 روز است. این مصیبت را به همه شما تسلیت عرض میکنم.
رسول خدا فرمودند: «یا فَاطِمَةُ مَنْ صَلَّی عَلَیکِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ اَلْحَقَهُ بیحَیثُ کُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ». ای فاطمه هر کس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را میآمرزد و به من در هر جای بهشت که باشد، ملحق میکند.
همه زندگی اهلبیت برای ما درس و الگوست بخصوص درزمانی که در اوج سختیها بسر ببریم، روش آنان آموزندگی بیشتری دارد و از هدایت آنان بیشترین استفاده را میتوان کرد.
درزمانی که دشمنان اهلبیت با تمام قوا به خانه وحی و عصمت حمله کردند تا آن را به آتش بکشند و اهالی آن را وادار به تسلیم کنند و یا از بین ببرند، به بیان امام صادق علیهالسلام حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها در بین درودیوار خطاب میکند: ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﺟﺮﺃﺕ ﻭ ﺟﺴﺎﺭﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩﺍﻱ؟ آﻳﺎ میخواهی ﻧﺴﻞ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻛﻨﻲ؟ بعد فرمود: آیا میخواهی نور خدا را خاموش کنی؟ «ﻭَ ﺗُﻄْﻔِﻲءَ ﻧُﻮﺭَﺍﻟﻠﱠﱠﻪِ؟ ﻭَﺍﻟﻠﱠﱠﻪُ ﻣُﺘِﻢﱡﱡ ﻧُﻮﺭِﻩِ».
این جمله حضرت در آن شرایط بحرانی پر از امیدآفرینی است. ما از این حرکت زهرای اطهر درس امید میگیریم. استناد به آیه قرآن که بسیار امیدبخش است. در آیه 8 سوره مبارکه صف فرمود: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِاَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ». دشمنان تصمیم دارند كه نور خدا را با دهانهاى خود خاموش كنند، درحالیکه خداوند کاملکننده نور خویش است، هرچند كافران ناخشنود باشند.
خیلی آیه امیدآفرینی است. اشاره میکند که قرآن و عترت یعنی مکتب اهلبیت علیهمالسلام نور است. نور، هم روشن میکند و تاریکیها را از بین میبرد، هم در هر جا باشد ایجاد حرکت و گرما میکند و درنتیجه یکی از عوامل رشد و بالندگی است و شما همه اینها آثار را در مکتب الهی اهلبیت میبینید.
حضرت پشت درودیوار با استناد به این آیه شریفه فریاد زد که در طول تاریخ همه بدانند، این نور، این مکتب زنده، این مکتبی که برای رسیدن بشر به مقصد حرف دارد، دشمن دارد. دشمن سرسختی که به چیزی رحم نمیکند ولو ریحانه رسول ولو قره عین الرسول.
میخواهند این نور را خاموش کنند. امروز با حذف من و خانهنشین کردن امیرالمؤمنین علیهالسلام و فردا با شهادت حسنم و بعد حسینم و فرداها با حمله به اسلام و کشتار مسلمین و هتک قرآن کریم و رسول خدا در نقاط مختلف عالم.
کشتار وحشیانه این روزها توسط صهیونیستهای خونآشام برای از بین بردن همین مکتب است. میبینید که چگونه از هر وسیلهای برای از بین بردن اهداف الهی استفاده میکنند با جنگ نظامی و اقتصادی با تحریم و محاصره اقتصادی اجتماعی با تبلیغات با ایجاد توطئههای داخلی و ایجاد گسلهای فرقهای و اجتماعی، ترویج فساد و فحشاء و جنگ فرهنگی؛ حتی حاضرند با زبان فارسی ترویج دشمنی کنند و از پیادهنظام خود در داخل کشور برای حفظ خودشان مطالبه داشته باشند.
با گرگصفتی تمام، بیش از 40 هزار انسان را کشتهاند که بیشتر آنان زن و کودک بودهاند حالا از زنان ایران مطالبه میکنند. مجسمه خباثت و رذالتاند. به زنان ایرانی میگویند امیدتان را از دست ندهید مگر زنان ایران امیدشان را ازدستدادهاند قطعاً از دست ندادهاند اگر فکر میکنید ازدستدادهاند پس باید با گوش خودتان بشنوید که امروز صدای زنان متدین و مسلمان ما از نفرینی که بر اسرائیل میکنند از مردان هم بلندتر است.
جالب است این توجه را هم حضرت دادند که «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِاَفْوَاهِهِمْ». افواه یعنی دهان، یعنی همین رسانهای که امروز در همهجا گسترش پیدا کرده یعنی وسیله جنگی که بکار میبرند تبلیغات است و جنگ روایتهاست. تلاش میکنند روی افکار و عقاید مردم با رسانه و فیلم و تبلیغات تأثیر بگذارند و باورها را عوض کنند، اما غافلاند از اینکه مردم ما تربیتشده مکتب اهلبیت هستند به آنان اعتماد کامل دارند و به آیات قرآن کریم معتقد هستند که فرمود: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ». لذا کمترین خواستهای که دارند محو و نابودی مجسمههای فساد و تباهی که یکی از مصادیق آن در این زمان اسرائیل پلید است از صفحه روزگار است. پس محکم و باصلابت از خدای تعالی نابودی و مرگ اسرائیل را طلب میکنند. البته اسرائیل بدون آمریکا یعنی هیچ و لذا شعار ما مرگ بر آمریکا هم هست.
چقدر آیه امیدآفرین است. درنهایت خداوند پیروزی را برای اهل ایمان قرار داده است. آیه شریفه از آیات مهدوی است که آینده را روشن میکند. همان است که حضرت آقا در بیانیه گام دوم بر آن تأکید دارند و به مناسبتهای مختلف بیان میکنند نگاه خوشبینانه به آینده یعنی امید. امید است که انسان را به حرکت وادار میکند و فرد و جامعه را به پیشرفت میرساند.
اگر مردم مقاوم و مظلوم غزه و بعد لبنان و یمن امید خود را از دست بدهند مساوی با نابودی و شکست هستند اما یقین دارند که علیرغم خواست، مشرکان و کافران و معاندان، «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ». این امید است که بیشتر از یک سال بجنگی و هنوز تونلهایت را نتوانسته باشند از بین ببرند. اسرای دشمن در دست خودت باشد. هنوز افسران اسرائیلی را درنبرد بکشی. هنوز موشک بزنی. هنوز مرکاوا شکار کنی؛ و دشمن بیچاره چارهای ندارد جز اینکه برود چادر آوارهها را بمباران کند. با امید میتواند چنین حرکتی انجام شود.
«لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ». این بشارت خداست و قطعی است؛ و تاریخ اسلام و بعد، تاریخ انقلاب اسلامی این مسیر را بهروشنی به ما نشان داد که رمز پیروزی بر دشمنان اسلام ناب امید است. حضرت آقا فرمودند: انقلاب از روز اول تا امروز هر قدمی برداشته است، قدمی بوده است که نوید قدم بعدی را به ما میداده، هرگز در دالان یأس و ناامیدی قرار نگرفتیم، همیشه فرج در مقابل ما بود.
همین فردا سالگشت آزادسازی شهر سوسنگرد است این یک نمونه از جلوههای امیدآفرینی است که باعث حرکت و درنتیجه پیروزی و موفقیت شد.
یکی از مهمترین اهداف دشمن بعثی صهیونیستی در خوزستان تصرف اهواز بود که از طریق چزابه، بستان، حمیدیه عمل کردند. اولین شهری را که تصرف کردند سوسنگرد بود که بعد از سه روز با تلاش رزمندگان دلاور اسلام آزاد شد. بعد در آبان 59 با نیروی زرهی و یگانهای قدرتمند حمله کردند که به خاطر کارشکنی غربگراها در اعزام نیرو، شهر را محاصره و تصرف کردند.
امام تدبیر فرمود که: سوسنگرد تا فردا بایستی آزاد شود. اینجا با مدیریت حضرت آقا و شجاعتهای شهید چمران و نیروهایش، سپاه، بسیج، ارتش، جهادگران بی سنگر و عشایر غیور عربزبان منطقه، در صبحگاه بیست و ششم آبان ماه 1359 عملیات آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز و با مقاومت و پایمردی توانستند، دشمن تا بن دنـدان مســلح را به عقب برانند و شهر را از لوث وجود دشمنان پاک کنند.
سوسنگرد اولين شهري بود که در دوران دفاع مقدس آزاد شد. رشادت و حماسههای مجاهدان در آن جبهه منطقه را به کربلای سوسنگرد و شهر سوسنــگرد را به شهر عاشقان شهادت مشهور کرد
این روزها هم یک خط و جریانی دیده میشود که دوباره شروع کردهاند به بیان مختلف، القاء یاس و ترس و ناامیدی کردن، وظیفه همه است با تأسی به صدیقه طاهره سلاماللهعلیها این توطئه را خنثی کنند.
بیانات حضرت آقا راجع به امید را یکبار مرور کنید. مثلاً فرمودند: اگر ملت و کشوری خواهان عزت حقیقی است، باید همواره به خداوند متعال و آینده امیدوار و خوشبین باشد. یا فرمودند: برای یک ملّت بدترین حادثه این است که امیدش به آینده را از دست بدهد. مهمترین مانع پیشرفت یک شخص و یک ملّت، ناامیدی و تاریک دیدن افق است؛ و تأکید میکنند: امروز بزرگترین جهاد در میدان تبلیغات، این است که کسی بتواند ملت ایران را به عاقبت و فرجام این راه امیدوار کند. حرف آنکسی حقّ است که در دلها امید ایجاد میکند. بعد هشدار میدهند: هر کس ملت را با رفتار و کردار خود به سمت ناامیدی بکشاند، به دشمن کمک کرده است.
پس مسئولین در تصمیمگیریها و اقداماتی که دارند مواظب باشند ایجاد ناامیدی نکنند. ایشان فرمودند: هر کس مردم را ناامید کند، به این ملت خیانت کرده است. بنده عرض میکنم: هر کس در مسیر ناامید کردن مردم حرکت کند طبق نقشه آمریکا و اسرائیل حرکت کرده و پیادهنظام دشمن است.
من در جلسه فرهنگ عمومی چند وقت قبل مطلبی را که در مقالهای خوانده بودم بازگو کردم اینجا برای شما تکرار میکنم. بعد از جنگ آمریکا با کره، در خصوص یکی از اردوگاههای زندانیان آمریکایی در کره شمالی توسط ویلیام مایر افسر ارشد روانشناسی ارتش وقت آمریکا تحقیقی انجام شد. در این اردوگاه که از استانداردهای بینالمللی برخوردار بود، حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی زندانی بودند. در این زندان آب، غذا و امکانات بهوفور یافت میشد و هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد؛ اما بیشترین آمار مرگ زندانیان، آنهم به مرگ طبیعی را داشت. بااینکه امکان فرار وجود داشت اما کسی فرار نمیکرد. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. زندهها احترام درجات نظامی را رعایت نمیکردند و با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند. علت، سالها موردمطالعه قرار گرفت. نتیجه تحقیقات به این شرح بود: در این اردوگاه، فقط نامههای حاوی اخبار بد به دست زندانیان رسانده میشد، نامههای مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند. هرروز از زندانیان خواسته میشد تا در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کردهاند یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردهاند را تعریف کنند. هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت؛ اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه که خطری هم برای دوستانشان نداشت عادت کرده بودند. تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم سربازان را به نقطه مرگ رسانده است. با دریافت خبرهای مهندسیشده و فقط منفی امید از بین میرفت. با جاسوسی، عزتنفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست مییافتند. با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهیها از بین میرفت. از بین بردن امید، تخریب اعتماد و از بین بردن عزتنفس برای پایان انگیزه زندگی و مرگ خاموش کافی بود. (مقاله تکنیک شکنجه خاموش و عملیات روانی غربیها/ اردوگاه زندانیان آمریکایی در کره شمالی: درسی برای ما).
این یک نمونهای است از کاربرد جنگ نرم در از بین بردن جامعه. امروز جامعه ما احاطه شده در جنگ نرم. در جنگ نرم یک گلوله شلیک نمیشود اما برای کسب منافع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی، با سلاح انواع رسانه و تبلیغات بر افکار و عقاید جامعه هدف تأثیرگذاری دقیق صورت میگیرد.
امروز دشمنان ما برای جامعه خودشان در استفاده از این فضای مجازی محدودیتهایی درست میکنند اما برای دیگران چیز دیگری تجویز میکنند؛ چون میخواهند ما را در همین مسیر از بین ببرند؛ امید و عزت و اعتماد ما را از بین ببرند. میبینید که با زبان فارسی چگونه میآید و صحبت میکند! در همین مسیر است؛ و متأسفانه عدهای هم میپذیرند. حالا که تصمیم گیران دلسوزی لازم را ندارند خودمان در استفاده و بهره مواظب فضای مجازی باشیم.
و ازآنجاکه بیان مطالبات مردم از مسئولین امیدآفرین است این را عرض میکنم. بیانی رئیسجمهور محترم چند روز پیش فرمودند که بسیار مهم و حائز اهمیت است و سخن بسیار درستی است و آن اینکه فرمودند: «جلب رضایتمندی مردم از ارکان اصلی تصمیمگیری در حاکمیت است معتقدم ما بدون در نظر گرفتن رضایتمندی مردم و صرفاً بر اساس مفروضات خود نمیتوانیم کشور را اداره کنیم و لذا رضایت مردم باید محور تصمیمات ما قرار گیرد»؛ و فرمودند: «باید ببینیم جامعه تا چه میزان از تصمیماتی که ما برای زندگی آنها میگیریم، رضایت دارند. وقتی جامعه از تصمیمات ما راضی نباشد، قطعاً تصمیم اتخاذشده به ضد خودش تبدیل خواهد شد و علاوه بر اینکه سرمایه اجتماعی کشور را از بین میبرد، موضوع مهم امنیت ما را نیز با چالش مواجه خواهد کرد».
حالا در همین فضای گفتمانی، قسمت زیادی از مردم از اقشار مختلف که با بنده در تماس هستند نکاتی را به بنده عرض میکنند که باید آنها را بیان کنیم. عرض میکنم مواظب باشید در این تصمیمگیریها و برنامهریزیها، اطراف شما را بعضی از دوستنماها احاطه نکنند که در زمان مقتضی نتوانید تصمیم درست بگیرید. مواردی را یادداشت کردم و از آن عبور میکنم. نمیخواهم ذائقه شما را تلخ کنم.
اولویت مسائل کشور در نظر گرفته شود. با مشاوران دلسوز به حال مردم و کشور مشورت کنید. امیدآفرینی کنید. خدا رحمت کند مرحوم آیتالله رئیسی را؛ اساس کارش امیدآفرینی بود. با آمریکا مذاکره نکرد، نفت را هم فروخت و واکسن کرونا هم خرید؛ بدون مذاکره؛ این یعنی امید.
عرضم این است که به خواستههای عموم مردم توجه کنید نهفقط قشر خاصی از مردم. نمیشود دائم از مردم گفت اما توجه به خواستههای عدهای محدود از مردم داشته باشیم. قطعاً شما با بیانات امیرالمؤمنین علیهالسلام آشنا هستید و آنها را هم خواندهاید. حضرت به بدنه مردم و عامه مردم و اساس مردم توجه دارند. شما هم در مسیر به همین عمل کنید.
در اول سخن راجع به صدیقه طاهره عرض کردم و مسیر امیدآفرینی که حضرت به ما یاد داد؛ که باید همه در این مسیر قدم برداریم. بدون امید نمیشود به بالاترین درجات رسید و حرکت کرد. امید هم البته با آرزوی طولانی فرق دارد.
در اول سخن راجع به درود صلوات بر صدیقه طاهره نکتهای عرض کردم. توجه دارید که صلوات، فقط لفظ و گفته نیست، بلکه اولاً امری قلبی است یعنی در درون باید یک گرایش و توجهی صورت بگیرد و مرحله بالاتر آن در مقام عمل است یعنی صلوات عملی که انسان در مقام عمل ارادت و توجه خودش را به رسول خدا و خاندان عصمت نشان دهد که به آن مودت میگویند و آن را قرآن کریم در آیه 23 سوره مبارکه شوری بیان فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبَی»؛ و چقدر به این دستور رسول خدا عمل کردند! اگر این بیان نشده بود چه میکردند؟!
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/8/18 | 1403/8/18از بزرگترین امتیازات سید مقاومت، ارتباط تنگاتنگ و تبعیت کامل او از ولیفقیه بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه4
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین اهل نفاق و دورویی نیستند. بحث ما بیان نکاتی راجع به منافقین و نفاق بود.
شخص دورو نه شهامت و جرئت براى ایمان آوردن دارد و نه قدرت دارد که صریحاً مخالفت کند. این گروه از صدر اول تا امروز بیشترین ضربه را به اسلام و مسلمین زدهاند؛ و عجیب اینجاست که همه ائمه علیهمالسلام توسط همین گروهِ بهظاهر مسلمان، به شهادت رسیدهاند؛ و طبق آیات و روایات، عذاب آنان در قیامت از همه گنهکاران سختتر و سنگینتر است.
چون تظاهر به دین دارند، شناخت آنان غالباً آسان نیست و چون دشمن داخلى هستند؛ و توانستهاند طوری در تاروپود جامعه نفوذ کنند که بهسادگی نمیتوان آنان را از بقیه جدا کرد. بعلاوه به خاطر روابط مختلفی که با اقشار گوناگون جامعه برقرار کردهاند، دارای سرمایه اجتماعی شدهاند که کار مبارزه با آنها را سخت میکند. افراد دروغگوئی که خداوند متعال شهادت به دروغگوئی آنان میدهد در سوره منافقون فرمود: «و اللّهُ یَشهَدُ اِنّ المُنافِقینَ لَکاذبون».
اساساً دروغگوئی یکی از نشانههای اصلی منافق است؛ بخصوص قسم دروغ. در سوره مبارکه مجادله و همچنین در آیه 2 سوره مبارکه منافقون فرمود: آنها سوگندهایشان را سپر ساختهاند تا مردم را از راه خدا بازدارند، آنها کارهاى بسیار بدى انجام مىدهند؛ «اتَّخَذُوا اَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
بنا بر تفسیر آیه شریفه نیست اما اگر دقت بفرمائید کلمه «جُنّة» یعنی سپر و سپر مخصوص میدان جنگ است اما اینجا آورده است تا توجه دهد آنان دائماً با اهل ایمان در حال جنگ هستند؛ و هرگز نباید فریب ظاهر و چربزبانی آنها را خورد.
و باز درباره قسم دروغ منافقین آیه 56 سوره مبارکه توبه فرموده است که: آنها به خدا سوگند یاد مىکنند که از شما هستند، درحالیکه از شما نیستند، بلکه آنها گروهى هستند که فوقالعاده مىترسند؛ «وَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ». آنها از شدت ترسشان که گرفتار نشوند، کفر خود را پنهان و اظهار ایمان مىکنند.
خلاصه روش منافقان دروغگوئی و قسم دروغ است که باز میبینیم در آیه 74 سوره توبه به همین عمل زشت تأکید دارد. فرمود: «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ...» به خدا سوگند مىخورند كه سخنان نادرست نگفتهاند درحالیکه قطعاً سخنان كفرآميز گفتهاند و پس از اسلام آوردنشان، كافر شدهاند.
به خاطر صفات پلیدی که دارند استغفار رسول خدا که برای همه مؤثر است در حق اینها مؤثر نیست. در آیه 80 سوره مبارکه توبه فرمود: چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، حتی اگر «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً»، هفتاد مرتبه استغفار کنی، «فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ»، خدا اینها را نمیآمرزد. چون «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ». خدا و پيامبرش را انكار كردند و خداوند جمعیت فاسقان را هدايت نمىكند.
اگر بخواهید منافق را از غیر آن تشخیص بدهید، یکی از شاخصههای روشن آنان این است که هرروز به رنگی درمیآیند. امروز طرفدار و فردا مخالف هستند. در بین مؤمنین، مؤمن هستند و در بین دوستان خودشان، با آناند.
در آیه 14 از سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ». هنگامیکه افراد باایمان را ملاقات کنند، میگویند ایمان آوردیم. امّا هنگامیکه با دوستان شیطانصفت خود به خلوتگاهى مىروند مىگویند ما با شماییم و اگر مىبینید ما در برابر مؤمنان اظهار ایمان مىکنیم ما آنها را مسخره مىکنیم؛ و این رفتار پلید چه خساراتی را برای جامعه به وجود آورده است.
و این را هم توجه دارید که به بیان قرآن کریم در آیات مختلف، بین زن و مرد منافق فرقی نیست. مثلاً در آیه 67 سوره مبارکه توبه فرمود: «الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ».
و در این آیه شریفه به تعدادی از اوصاف منافقان هم اشاره فرمود که درست برخلاف اهل ایمان که صلاح و فلاح افراد جامعه را میخواهند، آنها مردم را به منکرات تشویق میکنند. از معروف و نیکىها بازمیدارند. کوشش و سعى مىکنند که فساد همه جامعه را بگیرد و اعمال نیک و کار معروف از جامعه برچیده شود.
نکتهای دیگر عرض کنم که طبق آیات 61 و 62 سوره مبارکه نساء، یک دروغ بسیار بزرگی که میگویند این است که برای خیرخواهی و احسان به دیگران آمادهاند اما هیچ دست خیری ندارند. ادعا میکنند همه کارهای خود را بر اساس دستورات دین انجام میدهند در حالیکه فقط شعار دینداری میدهند تا موردتوجه مردم و مسئولین دیندار قرار گیرند.
شبیه همین مطلب را در آیه 47 سوره نور فرمود: «وَ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ اَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلىَ فَرِيقٌ مِّنهُم مِّن بَعْدِ ذَالِكَ وَ مَا اُوْلَئكَ بِالْمُؤْمِنِين». آنها مىگويند: به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مىكنيم. ولى بعدازاین ادّعا، گروهى از آنان رویگردان مىشوند آنها (در حقيقت) مؤمن نيستند.
و بدتر از همه اینها مطلبی است که نسبت به منافقین آیات 11 و 12 سوره مبارکه حشر فرمود که بهعنوان ستون پنجم دشمن در داخل مرزها به دشمنان کمک میکنند و در هر زمان که بتوانند ضربه مهلک بر مردم وارد میکنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با قرآن انس دارند و آن را چراغ راه خود قرار دادهاند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 305 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «وَ فِي الْقُرْآنِ نَبَاُ مَا قَبْلَكُمْ، وَ خَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ». در قرآن است خبر پيشينيان و خبر چيزهاى بعد از شما و حكم چيزهايى كه در بين شماست.
بیانی است تشویقی از حضرت که مردم مراجعه بیشتری به قرآن داشته باشند؛ یعنی میتوانید بخشی از تاریخ گذشتگان که عبرتآموز است را بهره ببرید؛ همانطور که راجع به آینده یعنی مسائل مربوط به مرگ و قیامت و حسابوکتاب و امثال اینها را بیان کرده که موعظه و تنبه است و البته هرچه را هم که امروز به آن احتیاج دارید از احکام شرعی، میتوانید استفاده کنید.
مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر گرانسنگ المیزان، ذیل آیه مبارکه 203 سوره مبارکه بقره: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا اَنَّكُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ». با استفاده از روش تفسیر قرآن به قرآن، فرمودهاند آیه شریفه، هم به تقوا امر کرده و هم مسئله حشر و مبعوث شدن در قیامت را تذكر داده است. چرا؟ چون تقوا هرگز به دست نمىآید و معصیت هرگز اجتناب نمىشود، مگر با یادآورى روز قیامت.
چنانچه در آیه 26 سوره مبارکه ص فرمود: «إِنَ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ». كسانى كه از راه خدا گمراه شدند عذابى سخت دارند به خاطر اینكه روز حساب را فراموش كردند. لذا همه باید به این نکته اخلاقی توجه داشته باشیم که تقوا تنها با یاد معاد به دست میآید.
چون روز 24 آبان سالگشت وفات علامه بود خواستم عرض ادبی کرده باشم. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند؛ و همه ما را اهل تقوا قرار دهد.
اولاً تشکر میکنم از حضور استکبارستیز و دشمنشکن شما و دانش آموزان و دانشجویان در روز 13 آبان، خداوند برای همه ذخیره قرار دهد انشاءالله.
چهل روز از شهادت اب الشهید، مجاهدِ کبیر، عالمِ مجاهدِ متقی، سیاستمدار هوشمند، رهبر شجاع و فرمانده بینظیر جبهه مقاومت، سید حسن نصرالله طاب ثراه و همراهان بزرگوارش میگذرد و همچنان قلبها از فقدان او جریحهدار و محزون است. هیهات ان یاتی الزمان بمثله. البته طبق سنت الهی و بیان قرآن کریم در آیه 106 سوره مبارکه بقره «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیةٍ اَوْ نُنْسِهَا نَاْتِ بِخَیرٍ مِنْهَا اَوْ مِثْلِهَا».
چهلم او فرصتی است تا کمی با او و جبهه مقاومت و حزبالله بیشتر آشنا شویم. شخصیتی خوشخلق، خوشفکر، عالم، مدیر، متواضع، مهذب، سیاس، ولایتمدار و به تعبیر رهبر معظم انقلاب که فرمودند: «سیّد مقاومت، یک شخص نبود، یک راه و یک مکتب بود و این راه همچنان ادامه خواهد یافت». وقتی این تعبیر درباره ایشان میشود یعنی باید پیرامون ابعاد شخصیتی او کار تبیینی جدی صورت بگیرد و بهعنوان الگو در جامعه نشر داده شود.
ساختار حزبالله مثل ساختار نظام اسلامی که دیروز هم حضرت آقا در جلسه خبرگان اشاره فرمودند شخص محور نیست؛ بلکه مکتب محور است. فرمانده و رهبر در چنین ساختاری، همه را بر اساس دستورات و اهداف عالی قرآن و عترت، تربیت و هدایت میکند.
مثلاً پرورشیافته این مکتب میگوید من به تکلیف و وظیفه الهی خود عمل میکنم چون اراده خدا این است چه شهید شوم چه پیروز. از حق دفاع میکنم، از مظلوم دفاع میکنم ولو کشته شوم. در مسیرِ تحققِ دولت مهدوی، در حرکتم، پس اهل مقاومت و استقامت هستم؛ و امثال اینها.
لذا این ساختار وقتی با فقدان رهبری و شهادت فرمانده مواجه میشود راه ادامه پیدا میکند، توقفی به وجود نمیآید. با ارتحال حضرت امام، حضرت آقا جانشین شد. با شهادت سید عباس، سید نصرالله جانشین شد؛ بنابراین یقیناً با شهادت سید، رشد و تعالی حزبالله چند برابر خواهد شد. چنانچه این رشد در همین روزها مشهود است.
حزبالله زنده است و برخلاف گمان دشمنان با مجاهدت فرماندهان شجاع، راه خود را ادامه میدهد. فعالیتهای حزبالله از این به بعد سریعتر و کوبندهتر خواهد بود. مسیر را باقوت و قدرت ادامه داده باصلابت بیشتر تا نتیجه نهائی پیش خواهند رفت.
خدای تعالی در خون مظلومی که در مقابل ظلم و ظالم ایستاده این خاصیت را قرار داده است که روشنگری میکند، افراد را بیدار میکند. شبیه خون امام حسین علیهالسلام که تا قیامت بیدارکننده است و انگیزهبخش. شهادت سید، رژیم صهیونی را به مرگش نزدیک کرده است. خلاصه آقا فرمودند: ما نسبتِ خودمان با جناب آقای سید حسن نصرالله را نسبت خویشاوندی و برادری میدانیم.
قطعاً در این ایام افراد مختلف و رسانههای گوناگون راجع به شخصیت سید و ابعاد وجودی او بحث میکنند و شماها هم بهره بردهاید من هم بهاندازه خود به چند نکته اشاره میکنم.
انصاف این است او را باید یکی از الگوهای بینظیر ولایتمداری در عصر حاضر بدانیم؛ که این روحیه را در بین همه افراد حزبالله تسری داد و آنان را هم افرادی ولائی و شجاع و عامل به وظیفه در همه شرایط تربیت کرد.
در شب عاشورا وقتی سخنرانی میکرد با ارادت تمام و با ایمانی که از عمق وجود او حکایت میکرد درباره رهبری کلماتی را بیان کرد که یاران امام حسین به حضرت اظهار ارادت کردند؛ که به عالم اعلام میکنیم امام و رهبر و سید و عزیز و حسین ما در این زمان حضرت آقاست؛ و بعد ادامه میدهد: «أقولُ لکَ لو أنّ نَعلَم أنَّا نُقتَل ثُمّ نُحرَق ثُمّ نُنشَر فی الهواء و یُفعُلُ ذلک ألف مَرّة مَا تَرَکناکَ یا بن الحسین».
این عبارت اوج ولایت مداری و درک صحیح و دقیق از ولایتفقیه و تبعیت از امام جامعه است. بااینکه خودش در امور سیاسی و درک مسائل جهانی و تحولات منطقه و دشمنشناسی و دشمنی شناسی بسیار باهوش بود و یکی از رهبران بزرگ جهان اسلام بهحساب میآید اما باکمال افتخار خود را شاگرد امام و رهبری میداند و بر این امر هم اصرار دارد که به دیگران بفهماند که باید چه مسیری را طی کنند.
قصه را شنیدید یا شاید هم دیده باشید که در اولین جلسه کنفرانس بینالمللی حمایت از انتفاضه، سید خودش را به حضرت آقا رساند و جلوی دید شخصیتهای جهان و سران کشورها دست ایشان را بوسید؛ و در جواب کسانی که علت کارش را پرسیده بودند، گفت: امسال رسانههای جهانی من را بهعنوان مرد سال نامیدند؛ و در کشورهای عربی نیز عنوان موفقترین رهبر جهان عرب را به من دادند. امروز چون مراسم بهصورت مستقیم در جهان پخش میشد، مناسب دیدم که با این اقدام به همه بگویم که من سرباز رهبر انقلاب هستم. این حرکت را بگذارید در کنار حرکت کسانی که برای اثبات خود و یا موقعیت خود از آقا خرج میکنند تا معنای ولایت مداری بهتر معنا شود.
این از بزرگترین امتیازات سید مقاومت است که ارتباط تنگاتنگ و تبعیت کامل از ولیفقیه دارد. بعد بهواسطه همین تبعیت، خدا به او عزتی میدهد که خبرگزاریهای رژیم صهیونیستی از او به عظمت یاد میکنند و یکی از روزنامهنگارهای صهیونیست گفته او شخصیت بزرگی است. از عبدالناصر رئیسجمهور مصر هم بالاتر است چون او در جنگ سال ۶۷ توانست ۶ روز دوام بیاورد ولی سید حسن نصرالله یکسوم اهالی اسرائیل را چهار هفته در پناهگاهها حبس کرد.
لذا به جهت اینکه او توانست رژیم صهیونیستی را تحقیر کند و چندین نوبت وادار به قبول شکست و عقبنشینی کند کاری که در بین رهبران عرب سابقه نداشت، بهعنوان مردی که غرور را به جامعه عربی برگردانده و هویت عربی را زنده کرده بشدت مورداحترام جهان عرب است.
او پرورشیافته مکتب امام حسین است که میگوید که یزید پلید من را مخیر بین عزت و ذلت کرده و من هرگز زیر بار ذلت نمیروم. یزید دستور حذف امام را داد. اینجا هم یکی از مقامات رژیم صهیونیستی نوشت که وقتی هرچه پیشنهاد به او داده شد را قبول نکرد و منوط به پایان جنگ غزه کرد. رژیم هم تصمیم به ترور نصرالله و حذف او گرفت؛ و او شهید راه آزادی قدس شریف شد.
اما این را هم خوب است اینجا تذکر دهم که در ترور سید عزیز ما، آمریکا فقط حامی رژیم منحوس نبود؛ بلکه مستقیماً در همه جنایات منطقه نقش دارد و یکی از آنها شهادت نصرالله است. همانطور که حضرت آقا فرمودند دست آمریکا در این خونها شریک است. کمکهای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی و بمبهای بهکاررفته در لبنان و منطقه ضاحیه جنوبی و جنگ غزه همگی ساخت آمریکا است. آمار همه تسلیحاتی که سالانه و برای این جنگ آمریکا به رژیم داده و میدهد کاملاً معلوم است و خودشان هم بیان میکنند. لذا آمریکا و بعض کشورهای اروپائی مستقیم در جنایات رژیم خونآشام صهیونی شریک هستند.
هفته قبل هم اشاره کردم که مهم نیست در آمریکا چه کسی رئیسجمهور میشود؛ چون تصمیمسازان و تصمیمگیران جریانات یهودی هستند. بله ممکن است تاکتیک روسای جمهور مختلف امریکا فرق داشته؛ اما راهبرد همه تا امروز یکی بوده است. راهبرد ما هم تا امروز در مقابل آمریکا یکچیز است که تا آمریکا، آمریکاست شعار ما مرگ بر آمریکاست.
طرفداران تمدن غرب باید شرمنده باشند؛ آیا این اوج فروپاشی نیست که اگر کسی بخواهد در آمریکا شاگرد یکی از فستفودهای مشهور شود باید سوءپیشینه و محکومیت نداشته باشد اما شخصی با بیش از 30 محکومیت قطعی اخلاقی و اقتصادی میتواند رئیسجمهور باشد. این یعنی پایان لیبرال دموکراسی.
کسی که در راه اعتلای کلمهالله قدم برمیدارد حتماً با سختیها و فراز و فرودهایی مواجه است؛ اما در پایان کار به فرموده امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامه خود به مالک اشتر، باید کارش به سعادت و یا شهادت ختم شود. فرمود: مالک، برای خودم و تو از خدا میخواهم سعادت و شهادت را؛ «اَسْاَلُ اللهَ اَنْ یخْتِمَ لِی وَ لَکَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ».
یادمان باشد شهید سرمایهای است که به دست میآید نه اینکه از دست برود. هر شهیدی بهاندازه سعه وجودی که دارد موجب بقاء اسلام و زنده ماندن مکتب اهلبیت میشود. همه میمیرند اما شهید انتخاب کرده است که مرگش مجانی نباشد؛ بلکه در مقابل جان گرانقدرش حفظ و زنده بودن آرمانها را پاداش میگیرد.
لذا شهدا به امیرالمؤمنین تأسی میکنند که در لیله الهریر فرمود: «اللَّهُمَّ فَإِذَا کَانَ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ الْمَوْتُ فَاجْعَلْ مِیتَتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ بِیدِ شَرِّ [شِرَارِ] خَلْقِکَ»؛ و سید مقاومت، نصرالله مجاهد، بعد از بیش از سی سال جهاد و زندگی پرخطر که گاهی نمیتوانست ماهها آفتاب را ببیند به دست شرورترین، خونخوارترین و پلیدترین خلق به شهادت رسید؛ و همه آیات جهاد و نصرت الهی را معنا کرد. مگر در قرآن نفرمود فئه قلیل بر گروه کثیری که تادندانمسلح هستند و از عده و عُده و سازوبرگ برخوردار هستند پیروز میشوند. مصداق امروزی آن حزبالله و در بخش دیگر حماس و جبهه مقاومت است.
مگر در قرآن نفرمود اهل ایمان عداوت و دشمنی سرسخت با یهود دارند. سید این سرسختی با یهود را بهطور کامل نشان داد. البته همه این را توجه داشته باشیم که سید مقاومت از جهات مختلف بر گردن انسانها، نهفقط مسلمین حق دارد.
24 آبان روز کتاب و کتابخوانی و کتابداری است که به همه عزیزانمان در این عرصه فعالیت دارند تبریک عرض میکنم. همه با نقشی که کتاب در رشد ابعاد مختلف بشر دارد آگاهید؛ و تأکید قرآن و اولیاء و علما را هم خوب میدانید؛ پس چرا در مطالعه کتاب کوتاهی دارید؟ حتماً وقتی را در طول روز ولو کوتاه برای مطالعه قرار دهید و از برکات آن بهره ببرید.
اگر تلمود را خوانده باشید متوجه میشوید که صهیونیستها دشمن بشر هستند و سید با دشمن بشریت جنگید تا این جرثومه ضد بشری را نابود کند؛ پس بر همه مردم حق دارد؛ و امروز همه مردم دنیا این را خوب فهمیدند که اسرائیل ضد بشر است؛ لذا شعار همه مردم هوشیار دنیا مرگ بر اسرائیل است.
و این را همه خوب میدانیم که یکی از سنتهای الهی سنت انتقام است که در آیه 22 سوره مبارکه سجده فرمود: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُونَ»؛ و قطعاً خداوند از صهیونیستهای مجرم انتقام میگیرد. به گفته خودشان به جنگ با خدا آمدهاند اما نمیدانند همه عالم جنود و لشکر خداست؛ و بااراده او شنهای بیابان طومار لشکر تادندانمسلح را در چند دقیقه در هم میپیچد.
گفتند سید را زدیم، انبارهای موشک را هم زدیم. خب چه شد؟ تمام شد؟ نه خیر! شما مصداق آیه شریفه هستید که فرمود «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» یعنی باید تا محو شما به مبارزه ادامه داد.
چقدر نفهم هستند کسانی که حرف از استقرار دو دولت میزنند. حالا چند روزی هست که موشک فاتح 110 را مزه میکنید. بهزودی مزه موشک عماد را که تاروپودتان را به هم میپیچد را هم خواهید چشید.
این موشکها توسط شخصی ولایتمدار و بصیر و دانای به موقعیتها ساخته شده. 21 آبان سالگشت شهادت سردار مخلص، دانشمند متقی و مجهول القدر، پدر موشکی ایران حاج حسن تهرانی مقدم و شهدای جهاد خودکفائی است. خدای تعالی با اولیاء خودش محشور بگرداند.
جوان 19 سالهای که سال 60 به جبهه آمد و سال 61 با غنائمی که از عراق گرفته بودند توپخانه سپاه را راهاندازی کرد. نگاه او که سینهای پر از نفرت صهیونیستها داشت این بود که قدرت موشکی میتواند جلوی تهدیدات دشمنان به جهان اسلام را بگیرد؛ و نگاه درستی بود که امروز نهفقط ایران که جبهه مقاومت از برکات آن بهرهمند است.
او دست فرمانده جبهه مقاومت یعنی رهبر معظم انقلاب را پر کرد و قدرت بازدارندگی دفاعی ایران را بالا برد و امروز خواب را از چشم صهیونیستها گرفته است. او پرچمدار و سیدالشهدای شهدای اقتدار است. هنر او را الان در یمن و لبنان و عراق و سوریه میبینیم.
بعضی از طرحهایی که در شهر اجرا میشود را به من نسبت میدهند؛ اما به من مربوط نمیشود. معمولاً اگر از من نظری بخواهند من به دوستان عرض میکنم که کارشناسی کنید و بگویید متخصصی که منفعتی در این کار نمیبرد بررسی کند و بعدازاینکه گفتند درست است، بعد منافع مردم را هم بهدقت ببینید که آیا الان و در آینده منفعتی برای مردم دارد؟ آیا مشکلی از مشکلات مردم را حل میکند؟ بعد اقدام کنید.
بعضی وقتها شنیده میشود که به بنده نسبت داده میشود که دروغ محض است. بنده بههیچوجه ورود در این مسائل ندارم. اگر از من سؤالی بشود جواب من همین است که الان خدمت شما عرض کردم. بعضی وقتها شده که بنده خودم دادم به کارشناسان بیطرف حتی خارج از استان که مسئله را کارشناسی کردند و گفتند که این مضرات را دارد؛ و بعد من این را به آن مسئول گفتم که این ضررها متوجه این کار است؛ اما اینکه چه تصمیمی بگیرند و چهکار کنند با خودشان است.
بهعلاوه اینکه سازمان بازرسی حتماً باید بررسی کند که در این کارهایی که صورت میگیرد مجوزهای لازم را دارند؟ مجوزها و اصل قراردادها را ببیند. مسیری که طی میشود باید مسیر قانونی باشد.
پویشی راه افتاده به نام ۱۴۰۰۰ ختم قرآن برای سید مقاومت که در مساجد کشور در حال برگزاری است. شما هم خودتان را به این پویش برسانید؛ و در این مسیر نورانی قرار بگیرید. قرآن روزانه را که میخوانید تقدیم کنید به روح بلند این سید.
پویش ایران همدل هم در استان البرز به فضل خدا با توان در حال حرکت است؛ و واقعاً صحنههایی خلق میشود و عزیزان خدماتی را دارند که باید مواظبت کنید همچنان زنده باشد. من مواردی را میبینم که مصداق «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» هستند. خودش نیاز جدی دارد اما نیازش را کنار میگذارد و دیگری را مقدم میکند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/8/11 | 1403/8/11شعار مرگ بر آمریکا، راهبردی دقیق و رمز یک جبهه بزرگ جهانی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه5
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا از همه نوع نفاق و دورویی مبرا هستند. در این چند نوبت نکاتی راجع به صفت بسیار بد نفاق و بعض ویژگیهای منافق عرض کردم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: چهار چیز از نشانههای منافق است. «اربع من علامات النفاق: قَساوَهُ القلبِ»، سختدلی و «جُمُودُ العَینِ»، خشکیدگی چشم، «و الاِصرَارُ عَلی الذَّنبِ»، مداومت بر گناه، «و الحِرصُ علَی الدُّنیا»، آزمندی به دنیا. واقعاً به چه صفات خطرناکی منافق مبتلاست. قسیالقلب و سنگدل است؛ یعنی هیچچیز در دل منافق مؤثر نیست. موعظه انبیاء و اولیاء، قرآن و روایات در او تأثیری ندارد.
چه میشود که برای انسان حالت قساوت پیدا میشود؟ امام صادق علیهالسلام فرمودند: از همنشینی با دنیاپرستان بپرهیزید که این کار، دین شما را از بین میبرد و نفاق و دورویی میآورد و این دردی سخت و بیدرمان است، نیز سنگدلی به بار میآورد و فروتنی را میزداید. پس مهمترین عامل قساوت قلب همنشینی با اهل دنیاست.
نشانه دیگر منافق، خشکی چشم است که ریشه آنهم شقاوت است و گناه زیاد. چشمی که اشک ندارد یعنی در برابر دشمن درون بی اسلحه است مگر در دعای کمیل نمیخوانیم «و سلاحه البکاء». چرا چشم خشک میشود باز فرمودند براثر گناه. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: چشمها نخشکید مگر براثر سختدلی و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد.
میبینید همه به هم ربط دارد و به گناه میرسد و حالت بد گناه اصرار بر گناه است که از نشانههای منافق است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: اصرار بر گناه این است که بنده گناه کند و آمرزش نطلبد و در فکر توبه هم نباشد. این است اصرار بر گناه. تا میتوانیم نسبت به گناه حریم داشته باشیم و الا سقوط حتمی است.
علامت چهارم هم فرمودند حرص است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: حریص اسیری زبون است که از بند اسارت هرگز رها نمیشود؛ و ریشه این حرص را رسول خدا فرمودند: ای علی بدان که ترسویی و بخل و حرص یک سرشت هستند و ریشه آنها بدگمانی به خداست. کسی که به خدای تعالی حسن ظن ندارد مبتلا به همه بدیها خواهد شد. ایمان با بدگمانی جمع نمیشود.
البته روایاتی که ریشه نفاق را میگوید بیشتر است؛ اما چه چیزی نفاق را از بین میبرد یک روایت بخوانم. رسول خدا فرمودند: صلوات فرستادن بر من و اهلبیتم نفاق را از بین میبرد. این از خواص صلوات است حتی در بعض روایات دارد صلوات بلند این خاصیت را دارد.
نکتهای راجع به منافقین عرض کنم، البته در این نکته مشرکان هم همین روش را دارند. اهل تسامح و تساهل باطلی هستند که امروزه در دنیا ترویج میشود. با بیانی لین و لطیف همه مردم را دعوت میکنند به پذیرش افکار دیگران. میگویند به یکدیگر احترام بگذاریم، عقاید و رفتار همدیگر را ولو نادرست باشد و حتی خطرناک هم باشد کاری نداشته باشیم.
معنای این حرف این میشود که نباید در برابر کسی که باطل و یا فساد و یا بیدینی را ترویج میکند، عکسالعملی نشان داد. اگر دیدی به ارزشهای الهی و اجتماعی حمله کرد، ناراحت نشو، تحمل کن. اهل نرمش باش. در زمان رسول خدا این روش را مشرکان و منافقان دنبال میکردند. تا بتوانند در دل انسانهای ساده نفوذ کنند و عقاید آنها را از بین ببرند و درنتیجه اسلام را از کار بیندازند.
خدای تعالی به رسول خدا وحی فرستاد. «فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِینَ، وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ». پس از دروغ انگاران فرمان مبر. دوست دارند نرمى کنى تا نرمى کنند. همین روش را منافقین هم داشتند میآمدند بهاصطلاح از روی خیرخواهی و مصلحتاندیشی میگفتند با مشرکان سازش کنیم، الان اطراف ما را دشمنان احاطه کردهاند. همه باهم برای نابودی ما همپیمان شدهاند. اگر مصلحت مسلمین را در نظر نگیریم و با دشمن سازش نکنیم، بر ما حمله میکنند و ما را از بین میبرند.
شبیه همین حرفهایی که این روزها عدهای دنیاگرای مادی میزنند؛ اما خدای تعالی به پیامبرش فرمود: اى پیامبر تقواى الهى داشته باش و از کافران و منافقان فرمان مبر، همانا خدا دانا و با حکمت است. «یا اَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ اِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیماً حَكِیماً».
اوج نفاق منافقین در جریان جنگ احزاب بود چون رسول خدا پیشنهاد مشرکان را برای سازش و زندگی در کنار هم بدون اینکه به عقاید هم کار داشته باشیم را رد کرده بود و مردم را دعوت به مقاومت در مقابل دشمنان و توطئههای آنان میکرد. لذا مشرکان تصمیم گرفتند قاطعانه با مسلمین مقابله کنند و ریشه اسلام را بکنند. با طوایف مختلف سخن گفتند یهودیان اطراف مدینه را هم با خود همراه کردند چون هم ثروت و قدرت داشتند هم قلعههای محکم داشتند و مناطق ویژه و سوقالجیشى در اختیار آنان بود. خلاصه همپیمان شدند که کار مسلمانان را یکسره کنند. لشگر احزاب شکل گرفت و به سمت مدینه حرکت کردند.
رسول خدا هم مسلمین را جمع کرد و با پیشنهاد سلمان فارسی بنا شد اطراف شهر مدینه را خندق بکنند مسلمانان در جریان کندن خندق با گرفتارىها و مشکلات فراوانى روبرو شدند. آنان درحالیکه از گرسنگى رنج مىبردند و براى کاستن از گرسنگى، سنگ به شکم خود مىبستند، دست از کار نمىکشیدند. گاهى براثر شدت گرسنگى و خستگى غش مىکردند، اما پیامبر آنان را به مقاومت و تلاش فرامىخواند و به آنان وعده پیروزى بر دشمنان مىداد. او به آنان مىفرمود که ما در این جنگ بر مشرکان پیروز مىشویم و پسازآن سراسر جزیرةالعرب را فتح مىکنیم و بر ایران و روم نیز غلبه مىیابیم و آنان را شکست مىدهیم.
اینجا منافقان سخنان آن حضرت را مىشنیدند، به یکدیگر نگاه مىکردند و با تمسخر مىگفتند: اینها که شکم خود را نمىتوانند سیر کنند مىخواهند ایران و روم را شکست دهند. منافقان، مسلمانان را از خطر دشمنان بیم مىدادند و مىترساندند. به آنان مىگفتند که اگر نیروهاى اتّحاد یافته عرب به ما هجوم آورند، شهر و دیار ما را خراب مىکنند و همه ما از بین مىرویم.
کسانى که ایمانشان ضعیف بود تحت تأثیر سخنان آنان قرار گرفتند و وحشت و ترس بر آنان چیره گشت و نگران سرانجام خود گردیدند؛ اما مؤمنان راستین خم به ابرو نیاوردند و تصمیم گرفتند که در برابر دشمنان مقاومت کنند. ازاینرو، وقتى مشاهده کردند که سپاه احزاب با نیروهاى فراوان و سازوبرگ انبوه جنگى به مدینه نزدیک مىشود، گفتند: وعده پیامبر تحقق یافته است و بهزودی ما بر دشمنان پیروز مىشویم. نهفقط نترسیدند، بلکه بر ایمان آنها افزوده شد و بیشازپیش تسلیم خواست خداوند گردیدند و با ارادهاى محکم و ایمانى قوى، آماده کشتن و یا کشته شدن گردیدند. خلاصه با کشته شدن عمرو بن عبدود، به دست امیرالمؤمنین دشمن پا به فرار نهاد و جنگ با پیروزى مسلمانان خاتمه پذیرفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در اعمال عبادی خود میانهرو هستند و افراطوتفریط ندارند. طبق قاعده باید حکمت 303 خوانده شود که امیرالمؤمنین علیهالسلام انس بن مالک را مأموریتی داد و او انجام نداد و حضرت او را نفرین کرد و او به بیماری پیسی گرفتار شد.
اما حضرت در حکمت 304 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اِنَّ لِلْقُلُوبِ اِقْبَالًا وَ اِدْبَاراً، فَاِذَا اَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ، وَ اِذَا اَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ». دلها اقبال و ادبار دارند وقتیکه رو آوردند آنها را به مستحبات واداريد و هنگامیکه رو برگرداندند، به واجبات بسنده كنيد. معنای حدیث روشن است. خلاصه اینکه وقتی سرحال نیستید و ازنظر روحی کشش لازم را ندارید خود را وادار به عمل مستحبی نکنید. خدای تعالی همه ما را به وظائفی که داریم آشنا و عامل بگرداند.
16 آبان مصادف با 5 جمادیالاول ولادت نائبهالزهراء، عقیله بنیهاشم، عابدة زاهده حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و روز پرستار را به همه شما و بخصوص همه پرستاران تبریک عرض میکنم. جلوههای پرعظمتی در زندگی این بانوی بزرگ وجود دارد که او را الگوی انسان مؤمن قرار داده است.
57 سال زندگی او پر است از درس؛ درس ولایت مداری و امام شناسی و دشمنشناسی و صبر و مقاومت و استکبارستیزی، حق گوئی و پرستاری و تعلیم و تربیت و رسیدگی به امور دینی مردم. فقط خطبههای حضرت دریایی از معرفت و عبرت دارد وقتی طاغوت زمان را مورد خطاب قرار میدهد که: ای یزید! هر نیرنگى خواهى بزن و هر اقدامى كه توانى بكن و هر كوشش كه دارى دریغ مدار، كه سوگند به خدا نه نام ما را مىتوانى محو كنى و نه نور وحى ما را خاموش نمایى...
خلاصه عبارت ایشان این است که من بهظاهر هیچ ندارم و تو همهچیز داری پول و ثروت و لشکر اما من بر تو پیروزم. بیان حضرت پر از امید به آینده است. کأن برای امروز ما این کلمات را فرموده است که در مقابله با استکبار و شیطان بزرگ مثل عقیله بنیهاشم فکر کنیم و در این مسیر تمدن سازی که قرار داریم هم امیدوار باشیم و هم اهل مقاومت. لذا ما یقین داریم دشمن غدار و خونریز ما، در مقابل اراده الهی که پشتیبان ملت ماست کاری از پیش نمیبرد. همانکه زینب کبری فرمود به دشمنانمان میگوییم که نمیتوانید ما را محو کنید.
و اما تشکر ویژه از پرستاران عزیز که باتحمل سختیِ مسئولیتی که دارند، مشغول خدمترسانی به بندگان خدا هستند؛ و خداوند هم پاداش فراوانی در نظر دارد برای کسانی که به انسانهای نیازمند کمک میکنند و پرستاران به بیمار که احتیاج به کمک دارد خدمترسانی میکنند پس ارزشمند است و شرافت دارد. به همه عزیزانمان خدا قوت عرض میکنیم.
روز 12 آبان سالگشت شهادت جوان عزیز این خطه در جریان فتنه زن زندگی آزادی سید روحالله عجمیان است که ناجوانمردانه او را دوره کردند و هرکس با حربهای که داشت به او زد تا به شهادت رسید. خداوند او را با مولایش محشور بگرداند.
حضرت آقا فرمودند: یک پوستر خیلی جالبی دیدم که نوشته بود: «آرمان و روحالله شهید شدند تا آرمان روحالله باقی بماند». آرمانهای حضرت امام صراط مستقیمی است که طی میکنیم.
من میخواهم با توجه به مناسبتهای هفته راجع به یکی از اصلیترین و زندهترین آرمانهای روحالله که آرمان انقلاب اسلامی است و زیادهخواهان عالم را به وحشت انداخته کمی صحبت کنم؛ و آن استکبارستیزی و در مرحله بعد، از بین بردن غده سرطانی صهیونی است.
13 آبان هرسال به خاطر اینکه نماد استکبارستیزی ملت ماست اهمیت دارد. چندین مناسبت را در خود دارد از تبعید حضرت امام بگیرید تا شهادت دانش آموزان و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام. ریشه هر سه اینها هم به دشمنی آمریکا با ملت ایران برمیگردد.
دوستان توجه دارید که بیش از چهل سال است که انقلاب اسلامی با آمریکا در حال جدال است و همه دنیا این را درک کرده که قدرت امروز ایران و عمق راهبردیاش بسیار گسترده شده و طرف مقابل هم همه هیمنه و استیلایی که در منطقه داشت از دست داده اما متأسفانه عدهای از روی خیانت یا غفلت یا جهالت دم از مذاکره و تسلیم میزنند و افکار مردم بخصوص جوانان را که با دسیسههای استکبار آشنایی کامل ندارند را دچار تردید و ابهام میکنند پس لازم است که همه بهویژه جبهه انقلاب در تبیین و بصیرت دهی راجع به وقایع مهم مخصوصاً این سه حادثه مهم و جنایات آمریکا از گذشته تا امروز تلاش مضاعف داشته باشند و برای جوانان روایت صحیح را بیان کنند تا بتوانند محکم جلوی جریانی که دائماً در کشور تلاش میکند تا مردم مستکبر بودنِ آمریکا و ظلمهایی که به ملت کرده را فراموش کنند، بایستند و در مقابل انحراف و تحریفهایی که میشود مطلب درست را ارائه دهند.
ریشه بخشی از مرگ بر آمریکاهایی که میگوییم در همین سه واقعه قرار دارد. یادتان هست که گفتند حضرت امام هم نظرشان این بوده که نباید شعار مرگ بر آمریکا داد، امامی که بخش فراوانی از وصيتنامه سياسى الهى را به لزوم مقابله با آمريكا اختصاص دادهاند در آخرين سخنان و پيامهاى خود فرمودند: «محكم بايستيد كه آمريكا و عوامل آن در كمين شما هستند تا عزت و استقلال شما را كه براى آن خونهاى هزاران انسان شريف نثار شده است، لگدكوب نمايند».
حضرت آقا در بیانی فرمودند: «این شعار از روی تعصّب نیست، از روی جهالت و لجبازی نیست؛ متکی به یک پشتوانه و عقبهی منطقی و فکری است». خب باید این منطق برای همه بیان و ترسیم شود. منطقی که فقط ایران را از دست استکبار خلاص نکرد بلکه این جرئت را به کشورهای دیگر هم داد تا با مشی مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم از حقوق خود دفاع کنند. همینالان یک سیری در دنیا بکنید ببیند کدام کشورها هستند که سیاستهای آمریکا و توله حرامزاده استکبار یعنی صهیونیستها را ننگ بشریت نمیدانند.
انقلاب اسلامی و بعد از مدتی تسخیر لانه جاسوسی که حضرت امام آن را انقلاب دوم خواندند همه رشتههای آمریکا و اذنابش را که برای جهان و منطقه مسیری را ترسیم کرده بودند به هم ریخت و اهداف استکباری را خنثی کرد و لذا با جمهوری اسلامی که سد بزرگ در مقابل نظام سلطه است عناد دارند.
حضرت امام ره فرمودند: «به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولین عرض مىكنم؛ چه در جنگ و چه در صلح، بزرگترین سادهاندیشى این است كه تصور كنیم جهان خواران خصوصاً آمریكا از ما و اسلام عزیز دست برداشتهاند؛ لحظهاى نباید از كید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت آمریكا، كینه و دشمنى با اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله و سلم موج مىزند».
خلاصه اینکه استکبار یعنی طاغوت و ما بر اساس فطرت و آموزههای دینی که فرمود: «اَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» باید با این تفکر در جهان مبارزه کنیم. مسلمان از ارزشهای الهی و انسانی دفاع میکند لذا تا وقتی آمریکا شرارت و خباثت و جنایت و دخالت دارد شعار ما مرگ بر آمریکاست.
یک اشاره کوتاه فقط به یکی از اسناد بکنم. در سند استراتژیک امنیت ملی آمریکا مصوب سال 2001 برای سلطهگری این موارد ذکر شده است. 1. حاکمیت بر جهان و رهبری جامعه جهانی. 2. تسلیم و همراه سازی حکومتها با اعمال فشار اقتصادی، نظامی. 3. ممانعت از افزایش توان ملی کشورهای مستقل. نوشته: یکی دیگر از منافع حیاتی آمریکا این است که در هیچ نقطه از مناطق جهان نباید هیچ رقیبی جدی برای آمریکا به وجود آید و کشورهای مختلف نباید در قالب ائتلاف و بهصورت رقیب در جهان ظهور پیدا کنند؛ و موارد دیگر.
حالا همین آمریکا که صحنهگردان اصلی وقایع غرب آسیاست و نمیخواهد سلطهای که داشته را از دست بدهد این درنده زنجیر پاره کرده را جلو انداخته تا شاید بتواند جبران کند؛ و جنایات هرروز آنان را میبینید. نباید وارد حریم ایران میشدند ولی شدند و از قبل هم هشدارها به آنان داده شده بود و حالا باید منتظر تبعات آن باشند.
قبلاً هم عرض شد طبق ماده 51 منشور ملل متحد ایران حق دارد در هرزمانی که تشخیص داد اقدام لازم را انجام دهد و پاسخ ایران مبتنی بر حقوق تائید شده بینالمللی است. حالا عدهای از همان اعضای سازمان ملل با وعده آتشبس ایران را دعوت به خویشتنداری میکنند که از حق خود بگذر.
تا امروز ایران سختیهای فراوانی را تحمل کرده است تا آرامش منطقه حفظ شود و با گفتمان اسلامی و انقلابی که از اقتدار و عزت نشأت میگیرد مسائل منطقهای را از روی حکمت دنبال کرده و در تأمین صلح و آرامش و امنیت منطقه تلاش کرده است. عامل آرامش منطقه بوده است. اینها که دعوت به سکوت میکنند یعنی ایران هم مثل سازمانهای بینالمللی بخصوص سازمان ملل عمل کند و نبیند که چگونه حرمت بشری از بین رفته و عدهای سگصفت مشغول انواع جنایات در مقابل چشم بشر هستند و وظیفهای که دارند را نادیده میگیرند.
شورای امنیت اگر واقعاً از اسمورسم نیفتاده و هنوز به دنبال امنیت است چرا طبق منشور عمل نمیکند؟ چرا بر تخلفات چشمپوشی دارد؟ چرا ایران از حق قانونیاش، حق شرعیاش، حق عقلانی و انسانیاش دست بکشد؟ هرگز اینطور نیست که اگر ایران کوتاه بیاید مسئله حل میشود که سابقه عکس این را نشان داده است.
ایران اقدام خودش را خواهد داشت با قدرت و با توان و هر نوبت هم صحنه جدیدی ایجاد کرده. اسرائیل و ارباب پلیدش که در خطای محاسباتی هستند بدانند ایران این نوبت هم با صلابتی که خواهید دید جلوه دیگری را به شما نشان خواهد داد.
مردم و مسئولین نظام خطای محاسباتی ندارند و بهخوبی میدانند هزینه پاسخ ندادن به شرارتهای رژیم پلید از پاسخ محکم و قاطع دادن بیشتر است و زمینه را برای حملات بعدی فراهم میکند لذا تردیدی در پاسخ برای اصلاح درک غلط تروریستهای صهیونیست نسبت به ایران وجود ندارد.
البته ممکن است عدهای تصورشان این باشد نتیجه انتخابات آینده آمریکا میتواند نوع برخورد با ایران را تغییر دهد و این ناشی از عدم شناخت شیطان بزرگ و دشمنیهای اوست؛ اما راهحل اصلی همان است که رهبر معظم انقلاب اخیراً فرمودند: «علیه رژیم خبیث صهیونیستی باید یک ائتلاف جهانی به وجود بیاید، ائتلافی سیاسی و ائتلاف اقتصادی و حتی اگر لازم شد ائتلاف نظامی. امروز این رژیم خبیث دارد وحشیانهترین جنایات جنگی را انجام میدهد. «جنایت جنگی» یکی از عناوین مُجرمانه در عرف دنیای امروز است؛ یعنی امروز در دنیا، جنایات جنگی محکوم است؛ نه اینکه فقط ایران اسلامی محکوم میکند؛ نه همهی دنیا، همهی دادگاههای بینالمللی جنایت جنگی را محکوم میکنند. چه جنایت جنگی از این بالاتر که ده هزار کودک کشته بشوند؟! ده هزار زن یا بیشتر به شهادت برسند؟! باید در مقابل این جنایت جنگی ایستاد. دنیا و دنیای اسلام به خصوص، باید علیه رژیم صهیونیستی ائتلاف جهانی تشکیل دهد».
ریشه کمکاریهای سازمان ملل و عملکرد قلدرانه صهیونیستهای پلید و حتی حمایتهای اروپائیها از جنایات این روزها، آمریکای پلید است و ما به تعبیر امام عزیزمان آن روح الهی هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا میزنیم؛ و میگوییم سگ زرد یعنی اسرائیل برادر شغال است.
یادمان باشد امروز شعار مرگ بر آمریکا که از ایران شروع شد، کد رمز یک جبهه بزرگ در جهانی است که مردم آزاده دنیا را به ملت ایران پیوند میدهد و عمق استراتژیک ما را، اقتدار و نفوذ ما را در سطح جهانی افزایش میدهد. لذا این شعار تاکتیک ما در مقابل دشمن و یا از روی انفعال نیست؛ یک راهبرد دقیق است.
اما امسال مراسم 13 آبان از جهت سیاسی و امنیتی از اهمیت بیشتری نسبت به سالهای قبل برخوردار است و مردم بصیر و انقلابی و همیشه در صحنه ما با حضور گسترده، به همه نشان خواهند داد که علیرغم شیطنتها و تهدیدها بر آرمانهای خود استوارند.
تذکری راجع به مراسم ختم که در مساجد برگزار میشود عرض کنم. اولاً توجه داشته باشید که غرض اصلی از برگزاری چنین مجالسی تذکر است برای بازماندگان که این مسیر را همه دیر یا زود خواهند رفت. ثانیاً طلب مغفرت و آمرزش برای متوفی است با خواندن قرآن و توسل به اهلبیت علیهمالسلام و امثال اینها. حالا متأسفانه در بعض مجالس که اصلاً روحانی دعوت نمیکنند که تذکری باشد و بدتر اینکه مجلس لهو راه میاندازند با نی زدن و آلات موسیقی که همه اینها وهن است؛ و امور مساجد باید به همه مساجد تذکر لازم را ازاینجهت بدهد. نواختن موسیقی در مساجد جایز نیست. متولیان مسجد هم بههیچوجه نباید اجازه چنین کاری را بدهند.
در اینجا لازم میدانم ضمن آرزوی موفقیت و تبریک به انتخاب شیخ نعیم قاسم بهعنوان دبیر کل حزبالله که فردی عالم و مجاهد و انقلابی است، یادی کنم از شهید حجتالاسلاموالمسلمین صباحی که در مصلای نماز جمعه شهرستان کازرون مخاطب خطبه خودش در باب ایثار و شهادت شد و به شهادت رسید؛ و همچنین شهدای سرافراز ارتش که در مقابله با تجاوز صهیونیستها به شهادت رسیدند؛ و همچنین شهدای گرانقدر فراجا که توسط مزدوران تروریست در سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند؛ یاد همه آنان را گرامی میداریم و از خدای تعالی غفران و رفعت مقامشان را خواستاریم.
نکته دیگر اینکه در طول تاریخ ایران و بخصوص بعد از انقلاب اسلامی، مردم ایران ثابت کردهاند که اهل ایثار و مواسات و مهربانی هستند. همین سالهای اخیر از جشن عاطفهها بگیرید تا مواسات دوران کرونا و سیل و زلزله و گروههای جهادی و کمک به اعتاب مقدسه که بانوان برای ساخت ضریح امام حسین علیهالسلام 144 کیلو طلا هدیه کردند و دهها مورد ازایندست.
و امروز هم مردم ایران با یک نگاه فراملی برای همبستگی خودشان با جبهه مقاومت و لبیک به فرمان مولایشان پویش ایران همدل راه انداختند و میبینید که چه جلوههای بدیعی را خلق کردهاند. بعضی از تنها داشتهها و سرمایههای خود میگذرند.
در همین مسیر ایران همدل، ما قرارگاه نصر را راهاندازی کردیم که عزیزان از سراسر استان آذوقه جمع میکنند و مستقیماً ارسال میکنند و آشپزخانهای هم راهاندازی کردند که از چند روز قبل فعالیت خودش را با بیش از هزار پرس غذای گرم شروع کرد که تا 5 هزار خواهد رسید.
اما آنچه تا امروز به دست بنده رسیده که بخشی از آن ارسال و بخش دیگر شنبه در اختیار دفتر قرار میگیرد و البته دوستان صداوسیما گزارش دقیق آن را نشان خواهند داد. بیش از نیم کیلو طلا، 390 هزار دینار عراقی و 300 دلار و 3,353,000,000 تومان نقد؛ 30 سکه پارسیان با وزنهای مختلف؛ 8 ربع سکه و یک نیم سکه، 2 تمام سکه و 4 عدد هم یک گرمی؛ و آذوقهای که در ضمن 11 نیسان وانت و دو کامیون فرستاده شد، 17 تن برنج، 6 تن رب، 6 تن روغن و یک تن لپه و یک تن عدس بوده؛ و یک ملک هم عزیزی داده است در شهرک ابریشم که اگر عزیزان بهصورت مزایده بخرند مبلغ آن را هم میشود اضافه کرد. دو نفر هم حجشان را دادند؛ و مادر شهید تمام زاده هم هزینه سالگرد پسرش را تقدیم جبهه مقاومت کرده است.
البته اینها مواردی است که در اختیار بنده قرار داده شده. بنده از ارقام مجموعههای دیگر اطلاعی فعلاً ندارم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/8/4 | 1403/8/4دولت محترم، محور حرکت خود را بر مبنای استقلال کشور که از موضوعات مهم بیانیه گام دوم است، قرار دهد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه6
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. بحث ما درباره نفاق بود. صفت پلیدی که دارنده خود را مخلد در آتش میکند. عرض کردم کسی که در دل، خدا و آخرت را قبول نکرده است، اما در ظاهر خود را اهل ایمان و دیندار نزد مسلمانان معرفی مىكند تا بتواند از احكام اسلام به نفع خود و مطامعی كه دارد بهره ببرد مثل طهارت و ارث و امثال اینها منافق است که این قسم از نفاق، همه راههای نجات را بر روی صاحبش میبندد، مگر توبه واقعی کند.
بخش دیگر نفاق مربوط به انسانهای ضعیف الایمان است که خداوند و روز قیامت را قبول دارند ولی در خارج چیزی که حاکی از قبول داشتن آنان باشد وجود ندارد. خب اگر کسی خدا را قبول داشته باشد و به قیامت و حسابوکتاب و دوزخ و بهشت اعتقاد داشته باشد با کسی که اصلاً اعتقاد ندارد کاملاً معلوم میشود؛ و لو بهظاهر بگوید از قیامت خیلی میترسم اما در عمل اهل گناه و لغزش است و جوری رفتار دارد کأن اصلاً قیامت را قبول ندارد. اگر کسی از ارتفاع ترسید نزدیک آن نمیرود. اگر کسی از اسید ترسید به آن دست نمیزند. اگر از عقاب خدا ترسیدیم به سمت گناه حرکت نمیکنیم.
گاهی افراد در عبادات و اعمال واجب و مستحب مبتلا به نفاق هستند؛ یعنی این اعمال را انجام میدهد تا منزلتی پیدا کند، ریاکار است. اعمالش حرام و باطل است. مگر توبه و جبران کند. در روایت دارد چنین شخصی را به چهار اسم در قیامت صدا میکنند. غادر یعنی نیرنگباز، فاجر یعنی گنهکار، کافر و خاسر یعنی زیانکار.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: آشکارترین منافق کسی است که به طاعت خدا دعوت کند و خودش بدان عمل نکند و از معصیت باز دارد و خودش از آن بازنایستد. خلاصه اینکه رسول خدا فرمود: کسی که باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد، او منافق است هر که میخواهد باشد؛ و فرمود: نفاق ابتدا بهصورت نقطهای سیاه بر دل ظاهر میشود و هرچه نفاق بیشتر شود، آن نقطه بزرگتر میگردد و چون نفاق به مرحله کمال رسید، دل بهکلی سیاه میشود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: نفاق برادر شرک است. و ذلتی است که شخص در خودش حس میکند. اهل نفاق برخلاف اهل ایمان که باهم مهربان و ید واحده هستند هیچ الفتی باهم ندارند و فقط به منافع خودشان فکر میکنند. در آیه 14 سوره مبارکه حشر فرمود: ... «تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى..». آنها را متّحد مىپندارى، درحالیکه دلهایشان پراكنده است..؛ یعنی در ظاهر بین آنها اجتماع و هماهنگى و مشارکت هست، اما دلهاى آنان از هم پراکنده است. مِهر و محبتى نسبت به هم ندارند. محور دوستی بین آنان منافع است که اگر در دوستی از هم نفع مادی نبرند با هر ترفندی باشد یکدیگر را رها میکنند.
در آیات کریمه قرآن به کسانی که با خدا عهد و پیمان بستند که اگر خداوند از فضل خود به آنان نعمتی داد و گشایشی در زندگی پیدا کردند، سربهراه شوند و مسیر تقوا و درستکاری را پیش گیرند اما بعدازآنکه به ثروت رسیدند بخل ورزیدند و رفتارشان طوری بود کأن با خدا اصلاً عهدى نبسته بودند، منافق گفته میشود. لذا یکی از راههای پرهیز از نفاق همین دانستهاند که انسان عهدهایی که با خدا بسته و لو بر زبان هم نیاورده باشد، بی اعتناء نباشد. چون خدایتعالی که فراموشی ندارد و فضای عهد و تعهد فضای جدی است نه شوخی.
هرگز کسی نمیتواند خداوند را فریب دهد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: منافق هرگاه نگاه میکند، برای سرگرمی است. هرگاه سکوت میکند همراه غفلت است. وقتی سخن میگوید بیهودهگوئی میکند. هرگاه بینیاز شود طغیان میکند وقتی گرفتاری به او رسد دادوفریاد راه میاندازد زود ناراحت میشود و دیر خشنود میگردد. از اندکِ خدا ناخشنود میشود و بسیارش هم او را خشنود نمیسازد. شر بسیار در سر میپروراند و مقداری از آنها را به کار میبندد و افسوس میخورد که چرا فلان کار بد را انجام نداده است.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: منافق نهی میکند و خود نهی نمیپذیرد به آنچه دستور میدهد خودش عمل نمیکند. چون به نماز ایستد به چپ و راست مینگرد چون رکوع کند خود را به زمین اندازد چون سجده کند مانند پرندگان منقار به زمین زند؛ و چون بنشیند نیمخیز نشیند (کنایه از عجله داشتن برای تمام کردن نماز است) چون شب شود بااینکه روزه نداشته است همهاش به فکر خوردن غذاست و در روز باآنکه شبزندهداری نکرده است هموغمش خفتن است.
اگر سخنی به تو گوید دروغ گوید و اگر به تو وعده دهد خلف وعده کند و اگر به او اعتماد کنی و امانتی سپاری به تو خیانت میکند و اگر با او مخالفت کنی پشت سرت بدگوئی کند. البته علائم نفاق بیشتر از اینهاست. وجود چنین افرادی برای فرد و جامعه مضر است یعنی نباید با چنین کسی رفاقت کرد و اجازه جولان در جامعه داد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: رسول خدا به من فرمود: من برای امتم نه از مؤمن میترسم و نه از مشرک؛ زیرا مؤمن را خداوند بهواسطه ایمانش جلوگیری میکند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای درمیآورد؛ اما ترس من برای شما از منافق زبانبازی است که مطابق اعتقادات شما سخن میگوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل میکند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تمام تکیهگاهشان به خدایتعالی است و بس. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 302 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَا يَصْدُقُ اِيمَانُ عَبْدٍ، حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِي يَدِ اللَّهِ اَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِي يَدِهِ». ايمان بندهاى درست نيست تا به آنچه در نزد پروردگار است، مطمئنتر باشد ازآنچه در دست خود دارد. کسی که به خدای تعالی از روی ایمان و یقین، خوشبین است، در همه حال به او توكل میکند. بهطوریکه به آنچه در نزد خداست اطمینان دارد؛ و میداند همه هستی در اختیار خدای تعالی است و خداوند بخیل نیست و نعمتهایش بهواسطه بخشش و احسان کم نمیشود. خدای تعالی روحیه توکل و اعتماد به خودش را در همه ما به کمال برساند.
4 آبان سال 1343 حضرت امام به پذیرش قرارداد کاپیتولاسیون اعتراض کردند. من قبلاً راجع به این قرارداد و منشأ و آغاز آن در ایران که زمان فتحعلی شاه برای روسیه بود و خساراتی که به وجود آورد مطالبی را عرض کردهام. آنها را تکرار نمیکنم. فقط ازنظر لغت کاپيتولاسيون را معنا میکنم که به معني انعقاد عهدنامه و قرارداد و يا خود عهدنامه است. ازنظر اصطلاحی هم خلاصه آنچه گفتهاند و تعریف حقوقی کردهاند این میشود که: اگر تبعهي كشوري در كشور ديگر مرتكب جرم يا جنايتي ميشد، آن كشور حق دستگيري و مجازات وي را نداشت و بايد به كشور شخص مجرم فرستاده ميشد تا طبق قوانين آنجا محاكمه و مجازات شود. خب این حق واقعاً حاکمیت و استقلال کشور را از بین میبرد.
این قصه تا کودتای 28 مرداد در ایران فرازوفرود داشت که بعد از کودتا دوباره به جریان افتاد و در 13 مهر سال 1342 و مجدداً در 21 مهر سال 1343 برای مصونيت مستشاران و تبعههاي آمريكا در ايران به تصويب مجلس شورا و سنا رسيد. حضرت امام هم در 4 آبان 1343 موضع گرفتند و سخنرانی کردند و اعلامیه دادند. فرمودند: «آيا ملت ايران ميداند كه مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگي ملت ايران را امضاء كرد؟ سند وحشي بودن ملت مسلمان را به آمريكا داد... قلم سياه كشيد بر جميع مفاخر اسلامي و ملي ما... اكنون مستشاران نظامي و غيرنظامي آمريكا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتي بكنند، هر خيانتي بكنند، پليس حق بازداشت آنها را ندارد... اكنون من اعلام ميكنم كه اين رأي ننگين مجلسين مخالف اسلام و قرآن است و قانونيت ندارد.. امروز اقتصاد ايران به دست آمريكا و اسرائيل است و بازار ايران از دست ايراني و مسلمان خارج شده است..». سخنرانی امام هم نکات جالبی داشت فرمود: «ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند... ملت ایران را از سگهای آمریکا پستتر کردند....» بعدازاین سخنرانی امام را دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. موجی ایجاد شد که تا پیروزی انقلاب ادامه پیدا کرد.
اگر سیره و خط امام را دنبال بکنید میبینید از اول روی استکبارستیزی و استقلال کشور و زیر سلطه نبودن ایران تأکید داشتند و اساساً یکی از شعارهای مهم انقلاب هم استقلال همهجانبه بوده است؛ و تا امروز هم رهبر معظم انقلاب همین روش را دنبال کردهاند که در بیانات و موضعگیریهای ایشان ملاحظه میکنید.
بعد حالا میبینیم متأسفانه عدهای با روشهای مختلف و ادعاهای گوناگون و با برنامه تلاش دارند این استقلال که بهزحمت بهدستآمده را از بین ببرند. اگر با بعض کنوانسیونها و اسناد بینالمللی مخالفت میشود چون با قبول آنها استقلال ما از بین میرود. مثل سند ۲۰۳۰ که حضرت آقا فرمودند: «فرض کنیم در این سند، هیچچیز واضح بیّنی هم که مخالف با اسلام باشد وجود نداشته باشد که البتّه وجود دارد، حرف من این است که نظام آموزشی کشور نباید بیرون کشور نوشته بشود.... این همان مسئلهی استقلال است...».
دشمنان خارجی و نفهمهای داخلی این استقلال را در اشکال مختلف تضعیف میکنند، با اصرار بر پیوستن به اف ای تی اف یا سی اف تی. مگر استقلال و تمامیت ارضی کشور به ارزانی به دست آمده که مثلاً سران شورای همکاری خلیجفارس و سه کشور اتحادیه اروپا، نسبت به جزایر ما در دو بند از بیانهای 12 صفحهای خود ادعاهای گزاف و واهی دارند؟ فرصت تشریح اصل قصه را ندارم اما دستگاه دیپلماسی این جریان که هرچند وقت تکرار میشود را با جدیت دنبال و حل کند. از بعض کشورها که ادعای دوستی با ایران میکنند اما با حرکتی غیر دیپلماتیک بیانیههای شورای همکاری را امضا میکنند انتظار بیشتری هست.
الان دولت محترم با شعار وفاق ملی عرصه اداره کشور را در دست دارند، در این چله دوم توصیه جدی و اکید این است که محور حرکت خود را بر مبنای بیانیه گام دوم که چشمانداز و مسیر آینده و موضوعاتی که مهمترین آنها حفظ استقلال کشور هست و در آن آمده است را مدنظر قرار دهند. قطعاً معنای وفاق ملی از دست دادن استقلال کشور نیست، زیر پا گذاشتن ارزشهای انقلاب نیست، تسلیم آمریکا شدن نیست، تضعیف عمق راهبردی ایران در منطقه و جهان نیست، افرادی که وضعیت معلومی دارند را به کار اداره کشور گماردن، نیست. بیایید وفاق را روی حل مشکلات معیشتی مردم ببرید.
در اوج مسائل منطقهای و جنایات رژیم غاصب که قرار داریم و همه در حال رصد هستیم حضرت آقا با رئیسجمهور جلسه برای بررسی راهکار خروج از مشکلات اقتصادی میگذارد؛ یعنی این موضوع اهمیت ویژه دارد. مسائل مهم کشور را جدی بگیرید و اهمیت بدهید.
الان دچار معضلات اقتصادی هستیم؛ مسئله تورم و گرانی و امثال اینها. بعد برای چاره کار مسئول اقتصادی کشور بگوید باید از اینترنت رفع فیلترینگ شود تا کار درست شود؛ حرف سخیف و نشانی غلط دادن است. مسئولین اقتصادی در سخنرانیها و افاضاتی که دارند دشمن شادکن و خط دهنده سخن نگویند.
دستگاههای نظارتی به فکر حال مردم و رفاه آنان باشند و به وظیفه خود با جدیت عمل کنند. چرا مجلسیان راجع به گرانیهایی که هرروز با آن مواجهیم، هیچ عکسالعملی ندارند و سخن و اقدامی ندارند؟ الان لایحه بودجه به مجلس تقدیم شده، در بررسیها مواظب باشید چیزی تصویب نشود که مشکلات معیشتی مردم را بیشتر کند. بودجه نکاتی دارد که اگر فرصتی شد عرض خواهم کرد.
جهت آشنایی بیشتر دوستان و خدا قوت به عزیزان عرض میکنم. سال 1382 بهفرمان حضرت آقا سازمان پدافند غیرعامل ایران تأسیس شد و 8 آبان روز پدافند غیرعامل یا همان دفاع بدون اسلحه نامیده شد که در الگوی دفاعی نظام اسلامی از بخشهای مهم بشمار میرود. وظیفهاش ایجاد لایههای دفاعی برای صیانت از مردم و حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر تهدیدات مدرن و سنتی دشمن است، بدون بهکارگیری سلاح و تجهیزات نظامی.
این سازمان زیرمجموعه ستاد کل نیروهای مسلح تعریف شده است ولی حوزه عملکردی آن فراگیر است و همه دستگاههای اجرایی، نهادها و سازمانهای عمومی و غیردولتی و همچنین زیرساختهای کشور را در برمیگیرد. اهمیت نقش این سازمان در این است که چون در این دوره به حمد الهی قدرت بازدارندگی ایران در عرصههای نظامی بالا رفته، دشمن جنگ را به لایههای خاکستری یا تهدیدات نوین کشانده است؛ یعنی عملیات ترکیبی، شناختی، رسانهای و استفاده از عملیات مخفی، جاسوسی، نفوذ سیاسی، فرسوده سازی سرمایههای اجتماعی و... علیه بخشهای غیرنظامی کشور.
برای دفاع در لایه خاکستری باید آرایش دفاعی ویژه آن هم غیرنظامی در نظر داشت. لذا چندین قرارگاه تخصصی ایجاد کردند که فقط نام میبرم. قرارگاه پدافند سایبری، قرارگاه پدافند الکترونیک، قرارگاه پدافند زیستی، قرارگاه پدافند شیمیایی، قرارگاه پدافند پرتوی، قرارگاه پدافند کالبدی و قرارگاه پدافند مردممحور، با شعار مردمیاری، مردمبانی و مردمداری، برای حفاظت از مردم در برابر حوادث و تهدیدات.
ششم آبان ماه سال 1401، در اوج اغتشاشات خیابانی فتنه زن زندگی آزادی، پخش تصاویر شکنجه و بعد شهادت مظلومانه طلبه شهید آرمان علی وردی بهشدت تأثرآور و غمانگیز بود بهطوریکه رهبر معظم انقلاب فرمودند: «آن طلبه شهید جوان، آرمان عزیز، چه گناهی کرده بود؟ متدیّن، مؤمن، متعبّد، حزباللهی. زیر شکنجه او را بکشند، جسدش را بیندازند در خیابان»؛ و به خانواده او فرمودند: «خوشا به حالش، واقعاً یک شهادت باعظمت، نشاندهنده شخصیت و اراده و عزم راسخِ ایمانی را، خدا در این جوان کمسال نشان داد». واقعاً یک نمونه شد، یک اسوه و الگو شد.
بعد از او شهید عجمیان که بعداً عرض میکنم؛ و در همین ایام آبان روز هشتم سالگشت شهادت حسین فهمیده، روز نوجوان و بسیج دانشآموزی است که او هم الگو شد برای همسنهای خودش بلکه بزرگتر که امام ره فرمودند رهبر است. این الگوها فقط در ایران تکثیر نشدند بلکه به همراه صدور انقلاب صادر شدند و امروز در جبهه مقاومت و در منطقه غرب آسیا جوانان مؤمن مبارز در مقابل استکبار و رژیم جرار و خبیث کودک کش تمامقد ایستادهاند و شجاعانه در این میدان سخت و جنگ نابرابر باقدرت و پیروزی میجنگند و صهیونیستهای پلید را به خواری و زبونی کشیدهاند و با مقاومت حماسی خودشان، تمام تئوریهای نظام سلطه برای جامعه تمدنی غرب را به زیر کشیدهاند و برای آمریکا و اذناب پلیدش آبرویی نگذاشتهاند.
این جوانانِ الگو که تربیتشده گفتمان انقلاب اسلامی و مصداق همان بیان حضرت آقا هستند که فرمود: «جوانِ زنده و بانشاط و پُرامید و پاکدامن، میتواند یک تاریخ را بیمه کند». امروز در محور مقاومت و عده دیگری از آنان در اقصی نقاط عالم مشغول تاریخسازی هستند؛ و البته احتیاج است که با نوجوانان دراینباره بیشتر سخن گفت.
اما چند جمله راجع به مسائل منطقه. همان روزهای اول نبرد تاریخساز طوفان الاقصی حضرت آقا فرمودند: «پس از طوفان الاقصی نه رژیم جعلی رژیم قبلی است و نه جبهه مقاومت آن جبهه قبلی است». واقعاً بیان ایشان محقق شد. رژیم غاصب که دچار شکست راهبردی جدی شده و نمیتواند به قدرت اولیهاش برگردد؛ و طرف مقابل او جبهه مقاومت هم چنان قدرتمند شده که نمیتوان او را شکست داد.
شما در همین چند ماه اخیر دیدید که صهیونیستها گمانشان این بود که با شهادت رهبران مقاومت کار تمام میشود اما فهمیدند که غلط فکر میکردند. همین روزها که مجاهد بزرگوار سنوار در غزه و مبارز نستوه سید هاشم صفیالدین در لبنان به شهادت رسیدند میبیند که خللی درراه به وجود نیامده، روحیه جبهه مقاومت و حزبالله تضعیف نشده و باقوت مبارزه ادامه دارد.
شهید صفیالدین گفته بود: «در مقاومت ما، پرچم روی زمین نمیافتد و اختلالی در جبهه نبرد ما ایجاد نمیشود و رویارویی ما تضعیف نمیشود». شهادت این دو بزرگوار را به شما و جبهه مقاومت تسلیت عرض میکنم. با همه ادعائی که دارند نتوانستهاند حتی یک روستا را در لبنان اشغال کنند. خلاصه اینکه حضرت آقا فرمودند اوضاع در هر دو جبهه تغییر کرده دایره وسیعی دارد.
به این نکته که عرض میکنم توجه بفرمائید. در کتب حدیث اهل سنت، حدیثی از رسول خدا نقلشده که فرمود: بر شما باد بر جهاد درراه خدا و بهترین جهاد شما مرزداری است و بهترین مرزداری در عسقلان است. عسقلان را صهیونیستها، اَشکِلون میگویند. شهر و بندری است در نزدیکی غزه. در گذشته، غزه که مرقد جد رسول خدا حضرت هاشم در آنجا است، تابع عسقلان بوده که یکی از مقامهای رأس الحسین علیهالسلام نیز در شهر عسقلان قرار دارد.
صهیونیستها به خاطر غلبه نظامی که داشتند کسی جرئت نمیکرد از فلسطین بهعنوان عرصه جهاد نام ببرد اما امروز به برکت طوفان الاقصی علماء اهل سنت هم به این روایت استناد میکنند و بر فضیلت جهاد در منطقه عسقلان و حمایت از فلسطین و مقاومت تأکید دارند. لذا هم ادبیات دینی تغییر کرده و هم نوع و مقدار مبارزه با صهیونیستها.
اینجا کلام امام راحل عظیمالشان گویاست که فرمود: «ما درصدد خشکانیدن ریشههای فاسد صهیونیزم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفتهایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیدهاند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسولالله را در جهان استکبار ترویج نماییم؛ و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود».
و ما امت امام روحالله با رهبری سیدنا القائد این مهم را به فضل پروردگار تا نتیجه نهائی که محو اسرائیل از صفحه زمین است دنبال میکنیم. روح شهید حاج رضوان، عماد مغنیه را خدای تعالی شاد گرداند که گفته بود: «الهدفُ واضحٌ و محدَّدٌ و دقیقٌ، إزالةُ إسرائیلَ من الوجود». هدف واضح، مشخص و دقیق است و آن نابودی اسرائیل است. ما یقین داریم بیشک اسرائیل نابود خواهد شد.
این تجمعاتی که در اقصی نقاط عالم علیه آمریکا و صهیونیستها برپا میشود حکایت میکند که آینده جهان را گفتمان مقاومت رقم خواهد زد و نظم جهان بشری در آینده از آن تمدن اسلامی است انشاءالله؛ و برای اینکه از نشاط و شادابی در این راه نیفتیم شعار هر هفته ما لعن بر اسرائیل است.
حالا یک عده کجفهم با عناوین و اسامی جعلی که برای خود درست میکنند بیایند با تحلیل غلط -که هفته گذشته راجع به تحلیلهای افراد و گروهها عرض کردم- عمامه به سر هم باشند، عنوان محقق و پژوهش را هم داشته باشند، بیانیه بدهند و زبونانه رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند. اصلاً اینطور نیست و رژیم غاصب ددمنش، جعلی است و نامشروع، لذا بههیچعنوان رسمیتی ندارد و نباید به او رسمیت داد.
کمکهای مردمی ایران همدل که با عنوان قرارگاه مردمی نصر در مصلی برپا شده الحمدلله دارد همچنان میرسد. محمولهای هم فرستاده شده. تعداد زیادی آذوقه هم فرستاده شده برای عزیزانمان در جبهه مقاومت. پولها و طلاهایی که دوستان میدهند همه ثبت و ضبط شده و انشاءالله بهزودی گزارش کاملی را از آن تهیه میکنیم و خدمت شما ارائه میدهیم.
همچنان این مسیر در حال انجام است. همه اینها به دفتر خود حضرت آقا تحویل و مستند میشود و از همان طریق هم کارها انجام خواهد شد. بخشی را هم البته از همینجا با ارتباطاتی که گرفته شده دوستان انجام میدهند. عزیزان فقط توجه داشته باشید که مرکز را مصلی قرار بدهید؛ و در نوع پرداخت و ارائه سعی کنید که کسی متفرقه وارد نشود که کار از دست نرود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/7/27 | 1403/7/27جبهه مقاومت باتدبیر مقتدرانه و حکیمانه فرمانده کل مقاومت، نه سازش میکند و نه جنگ کامل؛ بلکه بر سیاست بازدارندگی فعال ادامه میدهد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه7
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا ظاهر و باطنشان یکسان است و از نفاق دور هستند. یکی از بیماریهای قلب که از گناهان بزرگ به شمار میرود و آثار بدی برای فرد و جامعه دارد نفاق است. برای اینکه از آثار دنیایی دین و دینداری بهره ببرد ظاهر خود را در گفتار و رفتار متدین نشان میدهد اما در دل هیچ اعتقادی به دین ندارد.
در قسمتی از آیه 11 سوره مبارکه فتح فرمود: «... يَقُولُونَ بِاَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فىِ قُلُوبِهِمْ ...» آنها به زبان خود چيزى مىگويند كه در دل ندارند ... برای اینکه باور به دینداری را دل مردم جا بیندازند، در مقابل آنها نماز و امثال آن از اعمال عبادی را انجام میدهند اما اعتقادی ندارند.
نفاق گناهی است که صاحبش را به پایینترین درکات دوزخ سقوط میدهد و راه نجاتی نخواهد داشت. در آیه 145 سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ المنَافِقِينَ فىِ الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا». منافقان در پايينترين دركات دوزخ قرار دارند و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت؛ یعنی از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد.
کسی که مبتلا به بیماری نفاق است در درون کافر است ولو در ظاهر اظهار ایمان میکند. گفتند درست شبیه موش صحرائی عمل میکند که برای لانهاش دو سوراخ درست میکند. بعد خاک کمی روی لانه اوست که هنگام احساس خطر فوراً آن خاک کم را روی خود میریزد بهطوریکه ظاهر آن خاک و باطن آن لانه است. منافق هم همینطور عمل میکند و حقیقت درونی او که کفر است.
به بیان قرآن کریم در روز امتحان معلوم میشود که در قسمتی از آیه 167 سوره مبارکه آلعمران فرمود: «... هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ اَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإيمانِ يَقُولُونَ بِاَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ في قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ اَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ»؛ بنابراین منافق در اصل کافر است و خداوند برای کافران، احکامی دارد که در بعض آنها منافقین هم شریک هستند. مثل سقوط در آتش غضب الهی. در قسمتی از آیه 140 سوره مبارکه نساء فرمود: «... إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ في جَهَنَّمَ جَميعاً». خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مىكند.
با مشرکان هم در بعض احکام شریک هستند. مثل حرمان از غفران الهی که با استفاده از چند آیه این حکم به دست میآید چون در آیه 113 سوره مبارکه توبه فرمود: «ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا اَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ ...» براى پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند و درباره شرک در آیه 116 سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ ...» خداوند، شرك به او را نمىآمرزد ...
بعد درباره منافقین به رسول خدا در آیه 6 سوره منافقون مبارکه فرمود: «سَواءٌ عَلَيْهِمْ اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ...» براى آنها تفاوت نمىكند، خواه استغفار برايشان كنى يا نكنى، هرگز خداوند آنان را نمىبخشد... . نتیجه اینکه منافقین هم مثل مشرکین از غفران الهی بهرهای ندارند.
بحث نفاق و منافقین بحث مفصلی است من فقط به نکات و کلیاتی از آن اشاره میکنم. مثلاً قرآن کریم به کسانی که ایمان راسخ و قوی ندارند و ضعیف الایمان هستند هم اطلاق نفاق شده است؛ یعنی نفاق دارای مراتبی است و درجاتی دارد. مثلاً کسی که با خداوند عهدی داشته و آن عهد را شکسته منافق دانسته شده، چون با خلف وعده با خدا، ایمان خود را ازدستداده و نفاق در دلش مستقر شده است. آنکه با خدا صادق است در همه حال صادق است. برای شخص باایمان خفا و علن فرقی ندارد و در همه حال یکسان عمل میکند.
عدهای نفاق اعتقادی ندارند اما در عمل نفاق دارند. آنکسی که در پنهان جوری نماز میخواند و در آشکار جور دیگر رگههای نفاق را دارد. در آیه 142 سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَليلاً». منافقان با خدا نیرنگ میکنند و حالآنکه او با آنان نیرنگ میکند و چون به نماز ایستند با کسالت و تنبلی برخیزند با مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمیکنند...
قرآن کریم تعبیر منافق را برای گروههای متعددى استفاده کرده است. مثلاً به یهودیانِ دورو که به مسلمانان میگفتند با شما هستیم و پشت سرِ مسلمین با مشرکین همکارى مىکردند را منافق خطاب کرده است. گاهی به مؤمنینی که از ایمان قوی و ثابت برخوردار نبودند و هر جا که انجام دستور خدا برای آنان سخت بود نمیپذیرفتند و بهانهجوئی میکردند، مثل جهاد و شرکت در جنگ، منافق گفته شده است.
ایمان اگر ضعیف باشد در صحنههایی مثل جنگ و جهاد خود را نشان میدهد در بذل جان و مال. امروز مردم ایران ثابت کردهاند در دفاع از اسلام و مکتب اهلبیت هم در نثار جان آمادهاند و هم در بذل مال.
روح مذمت منافقین در قرآن به لذتجوئی و راحتطلبی آنان برمیگردد. شما به سوره توبه یکبار دیگر توجه کنید و به علل زیر بار نرفتن آنان به جنگ را ببینید، ریشه، راحتطلبی است و خداوند هم بهشدت مذمت کرده است افرادِ بی تعهدِ عهدشکن بیمحبت با قلبهای پراکنده که درنهایت به خاطر اعمال منافقانه به درک اسفل خواهند رفت و مخلد در آتش هستند که با قید حیات در نوبت دیگر نکاتی عرض خواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا نسبت به همه افراد در مرحله اول برخورد گمان خوب دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 301 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ، فَاِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى اَلْسِنَتِهِمْ». از گمانهاى مؤمنان بترسيد كه خداوند بزرگ، حق را بر زبانهاى آنان قرار داده است.
این کلام مولا شبیه بیان رسول خداست که فرمودند: از هوشيارى مؤمن بترسيد كه او بهوسیله نور خدا مىنگرد، پس خداى سبحان صورت آن حق را بر زبانش جارى مىسازد و او آن را بر زبان مىراند؛ یعنی اگر نیت بدی راجع به کسی داری بدان که مؤمن میتواند راجع به آنچه در سر داری حدس بزند پس کار بد را کنار بگذار. خدای تعالی توفیق دهد در مسیر تزکیه نفس درجات ایمان و تقوای خود را بالا ببریم.
در هفته پیوند اولیا و مربیان قرار داریم که به عزیزانمان تبریک عرض میکنم. اولاً تربیت یکی از شئون خدای تعالی است که همه موجودات عالم را او تربیت میکند. در آیه 164 سوره مبارکه انعام فرمود: «وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ»؛ و نهایت خلقت انسان این است که انسانی متخلق به اخلاق الهی شده باشد.
برای پرورش انسانهای صالح بهعنوان خروجی جامعه ایمانی، باید منزل و مدرسه و مسجد در کنار هم هماهنگ و متعهدانه و مسئولانه عمل کنند تا نتیجه مطلوب به دست آید. والدین و معلمان و روحانیون مساجد باید آگاهی خود را در امر تربیت بالا ببرند.
در منزل، در مقام عمل به گفتهها، بهعنوان مؤثرترین عامل تربیتی کوشا باشند و البته از خدای تعالی موفقیت در تربیت نسل را طلب کنند و از دعاهای وارده غافل نباشند. برای تربیت فرزندان در نیمههای شب از خداوند درخواست کنیم. در تاریخ نام بزرگانی ثبت است که به دعای نیمهشب والدین خود به مقامات عالی علمی و معنوی رسیدهاند.
تربیت فرزند آنقدر مهم است که بعض علمای اخلاق میگویند: تربیت فرزند، بیست سال قبل از تولد او شروع میشود. یا در اهمیت تربیت گفتهاند: بچهها در سالهای آغازِ عمرشان، بهاندازۀ تمام عمرشان میآموزند. البته عناصر دیگر هم در تربیت مؤثر هستند مثل الگو. بهترین الگو پدر و مادر هستند اگر آنها به هم احترام بگذارند بچه غیر از احترام گذاشتن چیز دیگری را بلد نمیشود. یا همبازیها که معلم هم هستند و والدین از همان اول باید دقت لازم را داشته باشند؛ و روشهای انتخاب دوست را یاد بدهند.
حتماً باید استعداد فرزندانمان را بفهمیم که در چیست تا زمینه رشد آنها را فراهم کنیم. مطمئن باشید که دعوای والدین استعداد فرزندان را از بین میبرد. شما نمیدانید وقتی فرزندتان را با دیگری مقایسه میکنید چه آتشی به جان او میزنید، تحقیر و بعد حسادت و کینه ایجاد میکنید. هرگز بچه با مقایسه به این روش رشد نمیکند. باید روحیات کودک و نوجوان و جوان را شناخت، خیلی باهم متفاوت هستند. مثلاً نوجوان از پند زیاد خوشش نمیآید. اتفاقاً منطقی هستند و البته دوست دارند دیده شوند و رقابت را علاقه دارند. زودرنج هستند. مسئولیتپذیرند. اهل بحثوجدل هستند.
باید وقت گذاشت و حرفهای آنان را شنید. با آنان باید دوست بود محبت کرد آنان را بغل گرفت و بوسید. آنان را زیبا صدا بزنیم. بدیهایی که در جامعه وجود دارد و شرارتها را بگوییم. کار افراد بزرگ را از آنها نخواهیم. برای استفاده از فضای مجازی حتماً با برنامه عمل کنید. در مدرسه، با معلم فرزندتان در ارتباط باشید و بچهها این را بدانند. بچهها به معلم بیشتر گوش میدهند. معلم را نزد او بزرگ جلوه دهید و احترام کنید.
معلمها وظیفه اصلی خودشان بدانند که تربیت فرزندان در اختیار آنهاست و فقط علم آموزی نیست. آنها باید مربی باشند نه فقط معلم. باید تربیت کنند و فقط محفوظاتی را ارائه دادن کفایت نمیکند. باید خودشان مودب به آداب باشند تا این ادب به بچهها منتقل شود. باید عالم باشند و علم را بزرگ جلوه دهند.
و از خانه و مدرسه مهمتر، نقش مسجد در تربیت انسانی و الهی فرزندان است. مسجد محل عبادت است اما یکی از مهمترین مراکز تربیتی ماست. در مسجد، عبادت و تربیت درهمتنیده شده است. چون عبادت خودش نوعی تربیت است و روح را پرورش میدهد. بعلاوه به خاطر روح جمعی و جمعگرایی حاکم در مساجد و بیان مشکلات اجتماعی در آنجا، شخص را برای حضور در عرصههای مختلف جامعه و آشنایی با معضلات اجتماعی آماده و تربیت میکند.
پس ارکان و نهادهای تربیت سه تا شد منزل و مدرسه و مسجد سه میم. باید تعامل این سه باهم در حد اعلاء و هوشمندانه و خلاقانه و سیال باشد تا با ارتباطگیری لازم، نتیجه درست به دست آید. یادمان باشد ما در حال ساختن نسل ترازی هستیم که در مسیر تمدن سازی حرکت میکند. افرادی که آماده سربازی برای امام زمانشان هستند.
اما جبهه مقاومت؛ درزمانی قرار داریم که از همه طرف راجع به مسائل جاری مربوط به جبهه مقاومت انواع تحلیلها صورت میگیرد مثلاً: یک دسته از تحلیلها را دشمن مغرض و عوامل مزدورش با استفاده از متخصصین باهدف عمق بخشیدن به جنگ شناختی و تخریب ذهن مردم و درنتیجه تغییر رفتار مردم انجام میدهند.
دسته دیگر تحلیلهایی است که افراد ترسو به خاطر تهدیدات دشمن از روی ترس انجام میدهند که به این نتیجه برسند که وضعیت جوری است که باید تسلیم شد، باید کوتاه آمد و امثال اینها.
گروه دیگر بر اساس شنیدهها و اخبار غلط مطالب را کنار هم میچینند و نتیجه میگیرند که معمولاً به ناامیدی و سیاه نمائی و تضعیف مسئولان و جبهه مقاومت و امثال اینها ختم میشود. که گاهی متاسفأنه نیروهای ارزشیمان هم در دام همین گروه میافتند. دو سه تا خبر از این طرف و آن طرف میشنود بعد در کنار هم میگذارد شروع میکند به تحلیل کردن که فلانی اشتباه کرد؛ فلانی چرا کارش را دیر انجام داد؛ دیگر اصلاً توجه نمیکند که تو باید از بالا به قصه نگاه کنی نه اینکه یک گوشه را ببینی. خیلی وقتها افراد یک گوشه کار را میبینند و شروع میکنند به قصه گفتن. بعد هم مستندش میکنند به خبری که ته ندارد. همه این تحلیلها باطل است و نباید توجه کرد.
اما عدهای تحلیل درست، روشنبینانه و بصیرت افزا دارند. صحنه را درست میبینند و با فهم صحیح و استفاده از منظومه فکری امامین انقلاب، اتفاق را تحلیل میکنند؛ بنابراین برای یک تحلیل درست، اول باید بفهمیم اگر در جنگ ترکیبی قرار داریم، جنگ ترکیبی چیست. خب در جنگ ترکیبی باید دفاع ترکیبی داشته باشیم؛ یعنی حتماً باید تحلیلها چندوجهی باشد نه اینکه یک مطلبی را ببینیم و یا بشنویم و بدون بررسی صحتوسقم و یا ابعاد مختلف آن، باعجله به شرح بپردازیم.
یکی از بهترین روشها در تحلیل یک واقعه کمک از قرآن کریم و روایات است. مثلاً الان در منطقه مقاومت جنگ بالاگرفته و دشمنِ در حال اضمحلال برای نجات خودش فشار را چند برابر کرده است و نیروها هم تا فرماندهان آسیب دیدهاند قرآن چه میفرماید؟ در آیه 104 نساء فرمود: «وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ اِنْ تَكُونُوا تَاْلَمُونَ فَاِنَّهُمْ یَاْلَمُونَ كَما تَاْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ كانَ اللَّهُ عَلِیماً حَكِیماً»؛ و در تعقیب و جستجوى دشمن سستى نکنید. اگر شما [در رویارویى با دشمن] درد و رنج مىبینید، آنان نیز مثل شما درد و رنج مىبینند و شما چیزى را از خدا امید دارید که آنان امید ندارند و خدا همواره دانا و حکیم است.
و یا در آیه 2 از سوره مبارکه حشر درباره عدهای که دشمن را شکستناپذیر میدانند فرمود که به دست مؤمنان آنان و خانهای آنان را نابود میکنیم. یا درزمانی که همه میترسند که دشمن حمله کند، در آیه 173 آلعمران فرمود: همان کسانی که مردم به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمدهاند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او نیکو وکیل است. «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ اِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ اِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ».
ما یقین داریم این تیره از یهود قطعاً نابود میشوند؛ در آیه 64 سوره مبارکه مائده فرمود: «كُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَاَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْاَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ». هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد و همواره در زمین برای فساد میکوشند و خدا مفسدان را دوست ندارد.
اینها نمونه بود بعد دقت میکنیم میبینیم حضرت امام و امروز حضرت آقا با همین روش وقایع را تحلیل میکنند، آرامش میدهند، امیدآفرینی میکنند، ترغیب برای ادامه مسیر میکنند. مثلاً با استفاده از آیات، شهادت را غنیمت و بشارت میدانند نه خسارت.
ما هم باید همین روش تحلیل وقایع را دنبال کنیم تا دیگران در ما تأثیر سوء نگذارند. این آیه شریفه را ملاحظه بفرمائید که پایان کار را ظهور دولت امام عصر ارواحنا فداه است را ترسیم میکند در آیات 171 تا 173 سوره مبارکه صافات فرمود: «وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ» و وعده قطعی ما که از قبل ثابت شده درباره بندگانی که به رسالت فرستادیم. «اِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ» که بیتردید آنان در همه زمینهها یاری شدگاناند. «وَ اِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ» و مسلماً سپاه ما پیروزند.
این آیه شریفه حکایت از سنت الهی که تغییر ندارد و محقق میشود دارد. حالا اگر بخواهیم مثلاً تحلیل کنیم آینده منطقه چه میشود و یا چرا صهیونیستها اینگونه عمل میکنند اولاً باید به روند حوادث در طول مدت توجه کنیم و بعد با آیات قرآن جمعبندی کنیم. مثلاً رژیم غاصب در طول این 76 سال اشغالگری برای اولین بار در موضع دفاع افتاده است و آرایش پدافندی گرفته، چون اولین باری است که همه آنچه برای دفاع از خود فراهم کرده بود یکروزه از بین رفت؛ یعنی بازدارندگی غیرقابل نفوذش، کشاندن حمله به خاک دشمن، تأمین امنیت قطعی برای شهروندان، سرعت در حمله و پیروزی و گرفتار جنگ فرسایشی نشدن و امثال اینها همه از بین رفت.
از بعد طوفان همه تلاش او برای حفظ موجودیتش شده است و این آخرین فرصت اوست برای ساقط نشدن، پس ممکن است جنگ مدتی طول بکشد و تحمل جنگ طولانی ندارد. هرچه حمله از سال گذشته تا امروز داشته منفعلانه بوده و از روی ابتکار عمل و محاسبه دقیق میدان نبوده است.
نکته مهم این دوره جنگ این است که جبهه مقاومت تبدیل شده است به یک شبکه متحد و متصل با برنامه دقیق و تقسیمکار حساب شده و لذا تحولات آینده همهاش در دست مقاومت است. آینده هم چیزی جز محو کامل مجسمه پلیدی از صفحه روزگار نیست.
حالا یک کشورهایی حرفهایی میزنند مثل آلمان که گفته بود ایران نباید با موشک اسرائیل را بزند. خب باشد شما بگو ما با چی بزنیم با همان میزنیم! این حرف میخواهد بگوید که ایران نباید استقلال داشته باشد. ایران باید صنایع دفاعی از خودش نداشته باشد. باید وابستگی به کشورهای غربی داشته باشد. اینکه میگوید ایران نباید با موشک بزند کنایه از این است که اصلاً چرا موشک داری. کما اینکه بعضیها همان آلمان را مثال میزدند که ما باید مثل آلمان باشیم موشک میخواهیم چه کار!
لذا باور قطعی ما از آینده نهچندان دور این است که زمینگیری و افول آمریکا حتمی است و رژیم جعلی هم نابود است؛ و تا آن روز آمریکا را که ام الفساد است لعن میکنیم.
جبهه مقاومت باقدرت و صلابت پیش میرود؛ و باتدبیر مقتدرانه و از روی حکمت فرمانده کل مقاومت، نه سازش میکند و نه جنگ کامل، بلکه بر سیاست بازدارندگی فعال که گاهی تدافعی و گاهی هجومی است ادامه میدهد. ولو ازهرجهت آمادگی جنگ پشیمان کننده را دارد. بعضیها اتهام میزنند که جبهه مقاومت منفعل شده یا مبتلا به ترس و احتیاط و مصلح اندیشی شده، اینها راهبرد عملیاتی رهبر معظم انقلاب در مدیریت میدان را خوب درک نمیکنند.
نکته استانی؛ هدف از نامگذاری روزها ایجاد یک حرکت و انگیزه سازی و گفتمان سازی و غرض از بزرگداشت یک واقعه تکریم و احترام آن است. اگر نگاه ما به مسائل فرهنگی، ملی، مذهبی و امثال اینها، رفع تکلیفی شد، همه آنها را از بین بردهایم. دیگر اثرگذار نخواهند بود.
یکی از مناسبتها که مربوط به استان است روز کرج است که با دقت روز 20 مهر بهعنوان روز کرج انتخاب شد. لذا باید این روز را فرصتی قرارداد و با برنامهریزی و تدارک برنامههای وزین و فاخر کرج را معرفی کرد. کاری نمیشود و اگر هم اقدامی میشود یکبعدی و کممایه و سبک انجام میشود.
مسئولین مربوطه باید کمیتهای تشکیل بدهند مسائل مختلف کرج را از دوران انقلاب و ایام مشعشع دفاع مقدس سرداران شهید، علماء، فرهیختگان، هنرمندان در عرصههای مختلف هنری و امثال اینها معرفی و تقدیر شوند. جلوههای طبیعی و گردشگری، صنایع و هنرهای مختلف، محلات و اقوام ساکن و امثال اینها را پرداخت. خلاصه برنامهای که انجام شد در شان نبود.
نکته دیگر اینکه با توجه بهفرمان رهبر معظم انقلاب راجع به کمک به مردم عزیز لبنان و محور مقاومت تعدادی از دوستان قرارگاه عملیاتی و مواساتی نصر را با محوریت مصلا تشکیل دادند که کمکهای مردمی را با هماهنگیهایی که میکنند به مقصد برسانند لذا مصلا برای این مهم آمادگی لازم را فراهم کرد تاکنون مقداری طلا و نقدی و اجناس جمعآوریشده. در همدلی و مواسات مادرانه مقداری جمع شد تا امروز به خود بنده و دفتر ما هم مراجعات فراوان بوده که همه به دفتر تهران ارسال میشود البته تا بشود طلا را به قیمت نقد میکنیم و بعد ارسال میکنیم.
در کنار این هدایا گاهی نوشتهها و مطالبی بیان میشود جلوههای ویژه درست میشود که درسآموز است. از دوستان حوزه هنری و کسانی که در این زمینه ذوق دارند میخواهم که این برگ برنده ملت ایران اسلامی انقلابی را در این مقطع هم ثبت کنند تا در تاریخ ماندگار بماند.
مسئله بعد این است که در یک ماه گذشته مراجعات زیادی داشتم درباره مسئله نان. عزیزان در دستگاه مربوطه مسئله نان را جدی بگیرید. کیفیت نان، قیمت نان، بعضی از حقه بازیهایی که در نانواییها صورت میگیرد برای دادن نان اینها قابل قبول نیست. ناظران بزرگوار مواظبت کنند؛ مسئولین مربوطه، اتحادیه مربوطه. یک عدهای دارند به مردم زور میگویند و اجحاف میکنند. نمیشود این را نادیده گرفت.
یک زمانی خودم با بعضی از دوستان که از طرف بنده مامور شدند به نانواییها سر زدم و در یک هفته ۱۰۰ نانوایی را بستند. نباید دوباره این اتفاق بیفتد. باید به مردم توجه داشت. مسئول بزرگوارش این مسئله را دنبال کند. ما هم خودمان پیگیری میکنیم. دیگر نبینیم در شهر که مثلاً طرف یک نان میدهد اما پول سه تا نان را میگیرد با فضیلتهایی که برای آن درست کرده است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/7/20 | 1403/7/20رژیم صهیونیستی دیگر در دنیا وجاهتی ندارد؛ و این بهترین دستاورد طوفان الاقصی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه8
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین سخن بیپایه و بیاساس نمیگویند. بعد از بیان ویژگیهای گروه مترفین که مرفهین بی درد بودند و مرجفون که شایعه سازان جامعه بودندوجامعه مسلمین را به درد سرهائی مبتلا میکردند و میکنند.
در این نوبت به گروه خرّاصون اشاره میکنم که این گروه اهل ایجاد شک و شبهه در اذهان مردم هستند. یعنی این گروه شبههسازان جامعه هستند. در آیه 10 به بعد از سوره مبارکه ذاریات فرمود: «قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ». كشته باد دروغگويان، همانها كه در جهل و غفلت فرو رفتهاند، و پيوسته سؤال مىكنند: روز جزا چه موقع است؟
خرص یعنی سخن بدون علم، سخن ازروی گمان واحتمال. معمولاً در این سخنان، مطالب غیر واقع و کذب داخل میشود لذا به دروغپردازِ کذاب، خراص میگویند. این مقدار بی سروته و بی پایه حرف زدن مذموم است. گویندهاش استحقاق مرگ دارد که خداوند در قرآن لعن و نفرین فرموده است این گروه را و بعد آنان را معرفی فرموده که در جهل و غفلت و بيخبرى غرق هستند. «الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ». وقتی شخصی را جهالت و نادانی عمیقی احاطه کرده باشد به آن حالت غمره میگویند. و ساهون هم به هر سهو و اشتباه و غفلتی میگویند. این گروه در غفلت و اشتباه غوطهورند.
درباره اینها قرآن کریم میفرماید اهل ظن و گمان و عمل به همین خیالات خود هستند. در آیه 148 سوره مبارکه انعام فرمود: «إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ اَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ». شما فقط از پندارهای پوچ پیروی میکنید و جز به حدس و گمان تکیه نمیکنید. به چه دليل هرچه به ذهنتان رسيد به آن عمل و اعتماد ميکنيد؟ اگر کسی صرفاً به حدس اکتفا کند، از نظر اسلام مردود است و حجیتی نداد. اعتقاد و اعتماد به چیزیکه منشاء عقلائی ندارد نمیتواند حجت باشد. لذا فرمود مرگ بر کسانی که بدون دلیل سخن میگویند و شبهه درست میکنند.
گروه دیگری که برای جامعه به شدت مضرند و دائماً خطر و خسارت درست میکنند منافقان هستند. که بحث آن مفصل است که اگر خدا بخواهد نوبت دیگری باید به او پرداخت. اما این نوبت از مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی در اولین حدیث از جلد هشتم، نامهای طولانی را از امام صادق علیهالسلام به اصحابشان نقل میکند که در آن به رابطه انسان با خدا اشاره شده است به همین نامه تا هر مقدار که فرصت هست اشاره میکنم.
اول روایت این است: اسماعیل بن جابر روایت كرده كه امام صادق علیهالسلام نامه ذیل را به اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد كه آن را به یكدیگر درس بدهند و در آن نگاه كنند و از یاد نبرند و بدان عمل كنند. اصحاب نیز این نامه را در جاى نمازهاى خود در خانههاشان گذارده بودند و چون از نماز فراغت مییافتند در آن مىنگریستند.
در بخشی از نامه امام صادق علیهالسلام فرمودند: این است روش و ادب ما كه همان روش خدا است، آن را بدست آورید و درك كنید و بفهمید و پشت سر نیندازید، آنچه بر طبق راهنمائى و هدایت شما است آن را دریابید و آنچه موافق خواهش نفسانى شما است آن را بدور افكنید و رفتار نكنید. چون متن نامه طولانی است بیش از 15 صفحه است ترجمه آن را به صورت فهرست و دسته بندی شده بیان میکنم.
نامه اینطور شروع میشود: بنام خداى بخشاينده مهربان، اما بعد، از پروردگار خود عافيت درخواست كنيد، و آرامش و وقار و سكون را از دست ندهيد، و شرم و حيا پيشه كنيد، و از آنچه مردمان شايسته پيش از شما دورى كردند شما هم دورى كنيد... اما دسته بندی که میکنیم این است که بخش اول آن به رابطه انسان با خدا پرداخته و فرموده است: عاقبت نیکو و عافیتخواهی از پروردگار. اهتمام زیاد به تهلیل و تسبیح و تقدیس خداوند و خاکساری در برابر ذات اقدس خداوند. اهتمام زیاد به دعا که دوبار ذکر فرمودند. رغبت به آن چه خداوند ما را به آن ترغیب کرده است. دوری جستن از انس گرفتن به آن چه خداوند حرام کرده است. پیروی نکردن از هوای و هوس و برداشتهای شخصی در امر دین و پایبندی تمام به حلال و حرامهای الهی. پیروی از زندگی پیامبر و پیروی نکردن از هوی و هوس و برداشتهای شخصی در فهم و تفسیر زندگی آن حضرت. یکبار دست بلند کردن به هنگام آغاز نماز. اهتمام به ذکر خدا در ساعات مختلف روز و شب. دوبار فرمودند: کوشش فراوان برای فرمان بردن از خدا و بندگی او. اهتمام به حفظ آن چه از رسول خدا و ائمه اهل بیت او باقی مانده است. رضایت داشتن از آن چه خدا ساخته و خواسته است. اهتمام به نمازهای روزانه. دوری جستن از بازداشتن حقوق الهی. ولایتپذیری خدا ورسول خدا و مؤمنان و تبری جستن از دشمنان آنها. وفای به عهدی که در برابر خداوند بر گردن دارد مانند ولایتپذیری، اقامه نماز، پرداخت زکات و دادن قرض الحسنه. دوری جستن از آن چه خداوند آن را حرام کرده است. توجه به این نکته که اسلام یعنی تسلیم در برابر حق. اطاعت از خدا برای احسان به نفس. دوبار فرمودند: دوری جستن از معصیت و گردنفرازی کردن در برابر خداوند. توجه به این که هیچ کس جز خدا غنیکننده انسان نیست. کوشش برای برخورداری از شفاعت شفاعتکنندگان از طریق بهدست آوردن رضای خدا. ترک نکردن فرمان خدا و فرمان هر کس که به پیروی از خدا فرا میخواند. عاقبت نیکو وعافیت خواستن از خدا. درخواست از خداوند برای جای دادن اسلام در سینه خود و سخن گفتن بر اساس حق. توجه کردن به این نکته که شرط محبوب خدا شدن پیروی از فرامین خدا و اولیای اوست.
بخش دیگر روایت به روابط انسان با دیگران پرداخته است. حفظ آرامش و وقار و سکینه. حفظ حیاء و دوری جستن از هر آن چه صالحان پیش از ما از آنها دوری جستهاند. دوبار فرمودند: خوشرفتاری با مخالفان و دوری جستن از شدت بخشیدن به مخالفت با آنها. برخورد نیکو داشتن با بدرفتاریها برای جلوگیری از نادیده گرفته شدن و زیر پا ماندن حق. بازداشتن زبان جز از خیر و پرهیز از بدگویی و تهمت و دشمنیورزی. دوری جستن از آن چه خداوند ما را از آن برحذر داشته است. سکوت جز در آن چه برای آخرت سودمند باشد. شکیبایی ورزیدن در برابر مشکلاتی که دشمنان در برابر پایبندی به حق ایجاد میکنند. خوشرفتاری با مردم. پرهیز از دشنام دادن به دشنام دهندگان به خدا و اولیاء خدا. مهرورزی به مستمندان و دوری جستن از خوار شمردن و تکبر ورزیدن به آنها. دوری جستن از فخرفروشی و خودبزرگبینی. دوری جستن از بغی و تعدی به حقوق دیگران. دوری جستن از حسد. کمک به مسلمانان مظلوم. کمک به همدیگر. دوری جستن در حد توان از بدگوئی علیه صالحان نزد پیشوای جامعه اسلامی و در تنگنا قرار دادن امام. دوری جستن از در تنگنا قرار دادن برادران مسلمان. دقت در مرزبندیهای اعتقادی و اجتماعی و دقت در این که انسان در شمار اهل باطل قرار نگیرد. پرهیز از قرار دادن خدا و امام و دین در معرض دشمنیهای اهل باطل. قرار دادن حب و بغضها بر اساس معیارهای خداپسندانه. عادت دادن نفس به بلاء و مصیبت در دنیا و تدبر در مصائب پیامبران که قرآن آنها را ذکر کرده است. پیروی کردن از هدایت و وقار و آرامش و حلم و خشوع و تقوا و راستگویی و وفای به عهد صالحان.
مطلب بعدی رابطه انسان با خودش است. حفظ حیاء و دوری جستن از هر آن چه صالحان پیش از ما از آنها دوری جستهاند. پرواپیشگی و رعایت تقوی، دوری جستن از آن چه خداوند ما را از آن برحذر داشته است. نیکی کردن به جسم و جان خود. اطاعت از خدا برای احسان به نفس. این نامه احتیاج به توجه و تبیین بیشتر دارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین نسبت به یکدیگر مهربان و دوست هستند. امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت 300 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَيْنَ الْاَبْنَاءِ وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ اَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ». دوستى پدران، خويشاوندى ميان پسران است، و خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است تا دوستى به خويشاوندى. حضرت لفظ قرابة را استعاره آورده است براى دوستى زياد بین فرزندان. یعنی دوستی مثل فامیلی است. حالا اگر پدران با فرزندانشان دوست باشند محبت بین آنان محکمتر خواهد بود. بعد هم تاکید فرمودند که دوستی نسبت به فامیل بودن رجحان دارد. لازم نیست برای مفید به حال هم بودن حتماً رابطه خویشاوندی برقرار باشد. لذا میبینیم که گاهی رابطههای دوستانه خیلی مفیدتر از فامیلیهاست. خداوند تقوا را در ما زیادتر بگرداند.
8 و به روایتی 10 ربیعالثانی سالگشت میلاد امام عسکری علیهالسلام است. به همین مناسبت روایتی را از امام عسکری تبرکاً برای شما عرض کنم. حضرت فرمودند: «مَا مِنْ بَلِیةٍ إلاّ وَ لِلهِ فیها نِعمَةٌ تُحِیطُ بِهَا». هیچ گرفتاری و بلایی نیست مگر آن كه نعمتی از خداوند آن را در میان گرفته است.
بیان بسیار آموزندهای است اگر کسی به عمق و نتایج آن توجه داشته باشد. حضرت نفرمودهاند: در بلا، نعمت قرار داده شده است، فرمودند: نعمت، بلا را احاطه کرده است. پس هر وقت بلائی آمد باید بدانیم که نعمتی برای ما در مقدرات الهی در نظر گرفته شده است. یعنی این مشکلات و سختیها و بلاها و گرفتاریها، همهاش روح ما را رشد میدهند، بزرگ میکنند تا توان پذیرش نعمت بزرگتر را داشته باشیم.
حالا این روایت امام را بیاورید در کنار آیات 6 و 7 سوره مبارکه شرح قرار دهید که از آیات مشهور است و همه میدانیم اما به محتوای آن کمتر توجه میکنیم، که خداوند در اوج سختیها به رسولش بشارت داد و فرمود: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً». قطعاً با سختی آسانی است، و تأکید کرد: قطعاً با سختی آسانی است. یعنی مشکلات و ناراحتیها به این صورت باقی نمیماند و بالاخره تمام میشود.
آیهای نوید بخش به صورت یک قاعده کلی. مخاطب این آیات ولو شخص رسول خداست ولی همه مشکلات از همه اهل ایمان در همه زمانها را شامل میشود. گفتند و حرف درستی است که در آیه شریفه نمیفرماید: بعد العسر یسرا، بلکه میفرماید: «مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»، یعنی یُسر همراه عُسر است. حقیقت این است که با هر مشکلی، آسانی همراه است، و این دو همیشه با هم هستند.
البته باید توجه داشته باشیم که به بیان رسول خدا بین صبر و بلا هم رابطهای هست. حضرت فرمودند: «إنَّ الصَّبرَ یأتی مِنَ اللَّهِ عَلی قَدرِ البَلاءِ». صبر، به اندازه بلا از جانب خداوند میآید. شبیه همین را امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: صبر، به اندازه مصیبت، نازل میشود. و برای اینکه امید خود را از دست ندهیم، حضرت فرمود: هنگام اوج گرفتن سختیها، گشایش فرا میرسد. و یا فرمودند: سختترین وضعیت و تنگترین شرایط، نزدیكترین وقت به فرج است.
و باید به این آیه شریفه ایمان داشته باشیم که داریم: «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» (اسراء/81)؛ و همین باعث آرامش اهل ایمان است. لذا بیان امام عسکری با روزهائی که درش قرار داریم قابل تطبیق است و برای مظلومان فلسطینی و لبنانی و جبهه مقاومت بشارت است.
بر خلاف گفته بعض دشمنان و گزافهگوئی بعض مفلوکان داخلی و ضریب دادن رسانههای معاند به حرفهای بیربط و تحلیلهای غلط، که یک سال طوفان الاقصی ثمره نداشت و خسارت محض بود. اتفاقاً پر از خیر بود و دستاوردهائی داشت که اگر این اتفاق نمیافتاد معلوم نبود الان وضعیت چگونه بود.
یکی از دستاوردهای مهم طوفان الاقصی و وعدههای صادق در این یکسال این بود که آن ابهت دروغین صهیونیستهای سفاک را از بین برد و به مردم منطقه و مقاومت جرات مضاعف داد، زبونی و آسیبپذیری رژیم منحوس را به جهان نشان داد و آنها که تردید داشتند هم فهمیدند که اگر آمریکا حمایت نکند نمیتواند حتی در مقابل گروههای کوچک، خود را نجات دهد. شکست اطلاعاتی و عملیاتی شدید بعلاوه اینکه گنبد آهنین هم آهنین نبود. و لو ایران کمترین مجازات را نسبت به جنایتکاران اعمال کرد و اصول انسانی را در هدف قرار ندادن غیر نظامیان رعایت کرد با اینکه توانائی ضربات مهلک به اهداف غیر نظامی را داشت. و البته اگر رژیم صهیونیستی بی عقلی کند با عکسالعمل جدی و به موقع ایران مواجه خواهد شد.
دستاورد از این بهتر که رژیم پلید صهیونیستی دیگر در دنیا وجاهتی ندارد و در برابر افکار عمومی، منفور گشته امنیت روانی آنان بهم خورده است دو سال قبل کسی جرات بد گفتن به اسرائیل را نداشت، بعض از دانشمندان غربی که سالها قبل نکاتی گفته بودند بازداشت و زندانی شدند اما امروز تقریباً تمام دنیا شعارشان مرگ بر اسرائیل است. و البته از ارباب خبیثش یعنی آمریکا غافل نیستند. حالا بخواهند با قدرت رسانه و فضاهای مجازی برای خود دستاورد بسازند دیگر نمیشود.
یک دستاورد دیگر این بود که دنیا به وضوح فهمید سازمان ملل که گوش به فرمان قدرتهای استکباری است خاصیتی برای ملل جهان ندارد. نمیتواند یک آتش بس برقرار کند و یا مقابل نسل کشی آشکار را بگیرد. دستاورد دیگر اینکه فروپاشی از درون را افزایش داد. سرزمینهای تحت تصرف صهیونیستها به شدت برای آنان نا امن شده و اعتراضات بر علیه دولتشان شدت گرفته مهاجرت معکوس شده و صنعت توریسم و اقتصادشان به شدت بحرانی شده از بین رفته است.
دستاورد دیگر اینکه تلاش داشتند در منطقه ایجاد اختلاف و تفرقه قومی درست کنند اما شهادت دو بزرگوار سنی و شیعه این دوره از مبارزه با اشغالگران، شهید اسماعیل هنیه و شهید سید حسن نصرالله توسط صهیونیستها، همه نقشههای آنان را بهم زد. و البته راه این شهدا با قدرت تمام ادامه خواهد داشت و تعللی در اراده رزمندگان جبهه مقاومت بوجود نیاورده بلکه مصمم تر و پر قدرتتر مسیر را ادامه میدهند و نتیجه هم روشن است.
لذا حضرت آقا در نماز جمعه نصر فرمودند: همهی این حملات و طوفانالاقصی که در سال گذشته تقریباً همین ایّام انجام گرفت، یک حرکت درستِ منطقیِ قانونیِ بینالمللی بود و حق با فلسطینیها بود. دفاع جانانهی لبنانیها از مردم فلسطین هم مشمول همین حکم است؛ آن هم قانونی، معقول، منطقی و مشروع است و کسی حق ندارد از آنها انتقاد کند که چرا شما در این دفاع وارد شدید. لذا مگر میتوانند مقاومت را خاموش کنند؟ یکسال کشتار و جنایت و نسل کشی و تخریب نتوانست کاری کند بلکه به هدف خود مصممتر شدند.
دستاورد دیگر اینکه مسیر تطبیع یعنی عادیسازی روابط کشورهای اسلامی با رژیم غاصب را از بین برد. و مهمتر از همه اینکه ناکامیهائی که در اهدافی که داشتند برای جبهه مقاومت دستاورد است.
سوال: اگر اینها دستاورد نیست پس چیست؟ به نظرم امروز به هر دلیلی در ادامه راه تا پیروزی نهائی تعلل شود، خسران شدیدی به همراه خواهد داشت. به هیچ یاوهگوئی نباید اعتنا کرد و تا پایان و پیروزی قطعی باید ادامه داد که صبح پیروزی نزدیک است. پرتو نور پیروزی کاملاً عیان است. همه مواظب باشیم در تله شایعات دشمنان و پیاده نظام داخلی آنان نیفتیم.
در این مقطع همه باید بیان کنند که با استقامت و پایداری در مسیر حق، پیروزی مومنان بر باطل و ظلم قطعی است که فرمود: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت اَقدَامَکُم». همه این اتفاقات مقدمه نصرت الهی و پیروزی حزبالله و محقق شدن وعده الهی و شروع حاکمیت مستضعفان است که فرمود: «وَ نُرِیدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ».
ایران هر روز قویتر از روز قبل است و باید این قوه را حفظ کند. امروز در اوج اقتداریم. جمعه نصر را همه ملاحظه کردید و بعضی حضور داشتید. خودش به تنهائی یک عملیات بزرگ بود، نماز جمعه نصر عملیات صادق 3 و قویتر از دو عملیات دیگر بود. نباید به عدهای غربزده و واله غرب اجازه داد مسیر رو به جلو را سنگ اندازی و مسدود کنند.
در این چند سال اخیر با قدرت در مقابل زورگوئیهای غرب با همه سختیهائی که داشت ایستادهایم. نفت را از روزی 300 بشکه به فروش نزدیک به دو میلیون بشکه رساندیم در مقابل تحریم دارو و واکسن و امثال اینها ایستادیم چون تن به بعض نقشههای استکباری مثل پذیرفتن اف ای تی اف ندادیم اما باز این روزها میشنویم همان طیف غربزده واداده دوباره با بیان مختلف دنبال این مسائل هستند چرا عدهای دنبال از بین بردن استقلال کشور هستند؟ از آقای رئیس جمهور انتظار بیشتری در این باره هست. فاصله خودتان را با بعض افراد حفظ کنید.
بنا بر نقل، در سال 201 قمری، 10 ربیع الثانی حضرت معصومه سلاماللهعلیها از دنیا رفتند و بنا بر قولی به شهادت رسیدند. راجع به ویژگیها و محاسن ایشان در نوبتهای قبل نکاتی به عرض رسید. یکی از مقامات بلند ایشان به بیان امام صادق علیهالسلام شفاعت وسیعی است که اجازه دارند و میتوانند تمام شیعیان را شفاعت کنند. مقام شفاعت مقام رفیعی است که رسول خدا و صدیقه طاهره، امام حسین و دیگر ائمه سلاماللهعلیهم دارند.
بحث شفاعت بحث جدی دقیق و مفصلی است که باید در زمان دیگر به آن پرداخت اما اجمالاً عرض میکنم، در روایت است که: مردم میگویند امیدوارکنندهترین آیهی قرآن، آیه 35 سوره مبارکه زمر است که میفرماید: «قل یا عِبادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ...» بگو: اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد، از رحمت خداوند نا اميد نشويد.... اما ما اهل بیت معتقدیم امیدوارکنندهترین آیه، این آیه است، بعد آیه 5 سوره مبارکه ضحی را تلاوت فرمودند: «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی». و بزودى پروردگارت آن قدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوی. که مراد، مقامِ شفاعت است.
از امام باقر علیهالسلام از امام سجاد علیهالسلام از محمد بن حنفیه از امیرالمومنین علیهالسلام نقل است که فرمود: رسول خدا فرمود: آن قدر از امتم شفاعت مىكنم كه خداى تعالى خطاب مىكند: اى محمد آيا راضى شدى؟ عرضه مىدارم: بلى، پروردگارا راضى شدم. مرحوم امین الاسلام در مجمع روایتی را از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند: رضایت جد من در این است که هیچ موحدی در آتش نماند.
اینکه ائمه علیهمالسلام شفاعت میکنند، برای انسان امید بخش است و نباید مغرور شویم و هرکار دلمان خواست به امید شفاعت انجام دهیم. در روایت دارد روزی کسی به امام باقر علیهالسلام انتقاد کرد اینقدر مردم را به شفاعت رسول خدا وعده ندهید. حضرت در پاسخ به او فرمودند: هیچ کس از افراد بشر نیست مگر اینکه در روز قیامت محتاج شفاعت رسول خداست. یعنی اگر سختیهای قیامت، آن عقبههای کئود و آن اهوال شدید را میدیدی و درک میکردی، میفهمیدی در آن روز، همه حتی انبیاء الهی به شفاعت رسول خدا نیازمند هستند. البته شفاعت درباره انبیاء و افراد صالح معنای دیگری غیر از گناهکاران دارد. خلاصه خدای تعالی طبق آیه شریفه آنقدر به رسول خدا اکرام میکند تا او راضی شود. او را در دنیا بر دشمنانش پیروز و دین او همه عالم را میگیرد و در آخرت هم از بالاترین نعمتها و مقام شفاعت برخوردار است.
در روایت ديگر از امام صادق علیهالسلام دارد: رسول خدا وارد خانه فاطمه سلاماللهعلیها شد در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخترش بود، با يك دست آسيا مىكرد، و با دست ديگر فرزندش را شير مىداد، اشك در چشمان پيامبر ظاهر شد، فرمود دخترم، تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آن قدر پروردگارت به تو مىبخشد كه راضى شوى، «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى».
و از آنجا که نزدیکترین شخص از زنان فاطمی به حضرت، فاطمه معصومه سلاماللهعلیهاست، وقتی زیارتنامه ماثور حضرت را میخوانیم که خود این زیارت نامه دریائی از معرفت است و نکتهها دارد و ما به مقام و جایگاه حضرت پی میبریم. در آنجا دارد: «یا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ». یعنی دوره زندگی را طوری سپری کرده که قطعاً مورد شفاعت رسول خدا شده است و بالاتر رفته به طوریکه شفیع جنت شده است. یعنی نه تنها آن جایگاه شفاعتی در قیامت را دارد بلکه در بهشت هم میتواند شفاعت کند که افراد به مقامات بالاتر و جایگاه والاتری از بهشت دست پیدا کنند. «یا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ». و این یکی از مصادیق «وَ لَسَوْفَ یعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضَی» خواهد بود.
چند مناسبت دیگر هم داریم که فرصت بیان نیست، مثل روز عصای سفید که هنوز هم ما تکرار میکنیم؛ مناسب سازیهای لازم در جامعه برای گروهائی که احتیاج به حمایت دارند انجام نشده مثل معبر و پلهها و امثال اینها. و روز 26 مهر روز تربیت بدنی و ورزش و 24 مهر روز پیوند اولیاء و مربیان که اینجا مطالبی باید عرض کنم که فرصت گذشت.
یکی از راههای مبارزه، نخریدن و استفاده نکردن از کالاهایی است که منسوب به رژیم صهیونیستی است. متاسفانه دیده میشود که در کشور اینها توزیع میشود.
نکته بعد هم مربوط به شراب خواری است که حرام است. دستگاههای متولی مواظب باشید مثل پدیده بیحجابی عمل نکنید که عادیسازی شود. شرب خمر، هم قانون دارد و دیگر نمیتوانید ایراد بگیرید؛ هم شرع مقدس دستوراتش را داده است. به جد باید به قوانین عمل شود.
از صدا و سیما پخش میشود که با غیر استاندارد آن مبارزه میشود. اصلاً چرا وارد این بحثها میشوید؟! چرا عادی سازی میکنید؟! این دیگر صریح قرآن است که منکر است. باید با آن به شدت مبارزه کرد. اصلاً نباید اجازه داد. چرا بیان میشود؟ با بیان بعضی از مطالب قبحش ریخته میشود. یک کسی تقلبی داده عدهای خوردند؛ بعضیها کور شدند بعضیها هم مردند. میگوید با او که تقلبی داده باید حتماً مبارزه کنیم. این یعنی چه؟ باید مواظب بود که خدایی نکرده اشتباه نکنیم.
دوستانی هم که اهل دعا و ذکر هستند در دعاهایتان شهید تهرانی مقدم را فراموش نکنید. همه این برکاتی که الان از موشکها میرسد برگشتش به یک مجموعهای از افراد است که در رأس آنها شهید تهرانی مقدم است. در دعاهایتان حواستان به این شهید بزرگوار باشد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/7/13 | 1403/7/13پیام حضور فخر عالم شیعه، امام خامنهای در نماز جمعه این هفته، غیرت و عزت و اقتدار و اعلام خفت و زبونی دشمن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه9
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای کسانی که ایمان آوردهاید اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا هرگز سخنچین، نمام و شایعهپراکنی نمیکنند. هفته قبل عرض کردم در چند جلسه به بعض از افراد و گروههایی که قرآن آنان را نکوهش کرده و عملکرد آنان به ضرر جامعه است اشاره میکنم که مترفین را توضیح دادم. گروه دیگری که قرآن کریم درباره آنان هشدار میدهد مرجفون هستند.
در آیه 60 سوره مبارکه احزاب فرمود: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فيها إِلاَّ قَليلاً». اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بىاساس در مدينه پخش مىكنند دست از كار خود برندارند، تو را بر ضد آنان مىشورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمىتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند
مرجفون، خبرسازان دروغگو، کسانی که برای ایجاد تزلزل در دلهای اهل ایمان، اخبار سست و دروغ میسازند و در جامعه پراکنده میکنند. البته اگر بصیرت بالا باشد با هر خبری دل نمیلرزد، پس مطالعه باید کرد و بصیرت را بیشتر کرد و اهل تحلیل وقایع بود. ازنظر لغت مرجفون، از ماده ارجاف است به معناى اضطراب و تزلزل، اشاعه باطل و چون پراکنده کردن مطالب باطل ایجاد اضطراب و تزلزل و غم در دیگران و در جامعه میکند به شایعهسازان و شایعهپراکنان، مرجفون گفته میشود. رجفه یعنی لرزه.
این گروه در فرصتهای خاص به نقل اراجیف میپردازند تا با ترساندن و خالی کردن دل مؤمنین، آنان را بهخصوص از جنگ و دفاع منصرف کنند. همین کاری که امروز به آن جنگ روانی میگوییم، آن روز مرجفون انجام میدادند. دیدید دیگر که با همین حرفها باورها و اعتقادات افراد را دچار لرزه و تزلزل میکنند تا از مسیر درست منحرف کنند. آيه شریفه خبر میدهد که گروههایی با طراحی قبلی و مدیریتشده در مدینه برای رسیدن به اهداف پلیدی که داشتند اقدامات خرابکارانه انجام میدادند. اولین گروه منافقان بودند که همه تلاش آنان براندازی نظام اسلامی نوپای رسول خدا بود؛ که درباره این گروه و ادامه آنان تا امروز باید مفصل بحث کرد.
گروه دیگری که سنگاندازی میکردند و مزاحم انجام برنامههای اسلامی بودند، اراذلواوباشی بودند که به تعبیر قرآن: الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ. افراد مریض که هر جا برای آنان منفعتی داشت، همانجا بودند؛ و گروه سوم همین شایعهسازان بودند که در مواقع خاص اقدامات خود را شروع میکردند. مثلاً وقتی لشکر اسلام به همراه رسول خدا به غزوهای میرفتند اینها که به بیان بعض مفسرین یهودی بودند، شروع میکردند با دروغ ساختن که بله رسول خدا کشته شد، زخمی شد، در جنگ شکست خوردند و امثال اینها تا روحیهها را خراب کنند.
کار این مجموعه آنقدر مخل به امنیت اجتماعی است و وحدت جامعه را به هم میزند که خدای تعالی در آیه شریفه به رسول خدا فرمان میدهد که در صورت لزوم باید آنان را از شهر اخراج کنی. این درسی است که از آیه شریفه گرفته میشود که هر وقت با این قبیله مواجه شدید بدانید که همیشه حوصله کردن و سعهصدر داشتند نمیتواند جلوی فساد را بگیرد با آنان اتمامحجت کنید و اگر جواب نداد اقدام لازم را داشته باشید. واقعاً در این زمان که زندگی میکنیم و کار عدهای همین ارجاف و ایجاد دلهره و تزلزل در دل مؤمنین است وقت این نشده که دستگاههای مسئول کمی اسلامی برخورد کنند و با این افراد برخورد داشته باشند تا مؤمنین آسوده باشند؟
توجه: بعض مفسرین فرمودند هر سه کار را منافقین انجام میدادند.
نکته: قرآن کریم همیشه درس هوشیاری و هوشمندی به مسلمین میدهد و لذا در مسئله مهمی مثل جنگ و دفاع قبل از صدور فرمان جنگ با دشمنان، مسلمانان را به هوشمندی سفارش میکند، در آیه 71 سوره مبارکه نساء فرمود: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ اَوِ انْفِرُوا جَميعاً». اى كسانى كه ايمان آوردهايد، آمادگى خود را (در برابر دشمن) حفظ كنيد و در دستههاى متعدّد، يا بهصورت دسته واحد، بهسوی دشمن حركت نماييد. «خُذُوا حِذْرَكُمْ»، حاذر یعنی کسی که با دقت با توجه با بهرهگیری از عقل و با هوشمندی کامل در برابر دشمن موضع میگیرد. تحت تأثیر فشارها و جو جامعه و عملکرد و تفکر سیاسیون و امثال اینها موضعگیری و اقدام ندارد. لذا وقتی فرمانده کل قوا میگوید باید فلان اقدام صورت گیرد تعلل جایز نیست.
مرحوم امین الاسلام طبرسی در مجمعالبیان به روایتی از امام باقر علیهالسلام استناد فرموده و گفته است: حذر یعنی اسلحه؛ یعنی اسلحهی خودتان را بردارید؛ اما آنچه ظاهراً درستتر به نظر میرسد این است که مراد از کلمه حذر معنای کنائی آن باشد همانطور که بعض از بزرگان فرمودند که حذر و اسلحه دو کلمه جدا از هم هستند که در قرآن کریم هم در آیه شریفه دارد: ولیاخذوا حذرهم و اسلحتهم؛ که مربوط به نماز خوف است که در همان حال هم علاوه بر هوشیاری، اسلحه همراه خود داشته باشید. خلاصه اینکه در مقابله با دشمن باید او را خوب شناخت و بعد اقدام داشت چون در بین مسلمین منافقینی هستند که بنای آنان نابودی اسلام است، پس باید با تدبیر و با بهکارگیری عقل و بصیرت اقدام کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا بهشدت غیرتمندند و لحظهای از یاد مرگ غفلت ندارند و بر حفظ داشتههای خود اصرار دارند. من این نوبت سه جمله از حکمتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام را میخوانم و توضیح لازم ندارد. در حکمت 297 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ. آدم غيرتمند هرگز مرتكب زنا نشود. چون شبیه همین کار را درباره خودش تصور میکند، غیرتش اجازه به ادامه نخواهد داد. در حکمت 298 فرمود: كَفَى بِالْاَجَلِ حَارِساً. اجل براى نگهدارى انسان بس است؛ یعنی همین اجل انسان را حفظ میکند که هرکاری نکند؛ و در حکمت 299 فرمود: يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ. مرد بر سوگ فرزند صبر مىكند اما بر چپاول ثروتش صبر نمىكند؛ یعنی تحمل مرگ فرزند آسانتر از غارت اموال توسط افراد است باید در مقابل آنها قیام کرد.
مجدداً شهادت سید الشهداء مقاومت، سید عزیز و مجاهد کمنظیر، عالم، عامل، سیاس، فرمانده، صادق، خلیق و دهها صفت عالی دیگر را، به همه شما و حضرت آقا و حضرت ولیعصر ارواحنا فداه تبریک و تسلیت عرض میکنم و امیدوارم اولین اثر این خون پاک، محو اسرائیل پلید از روی زمین باشد. دل همه ما را سوزاند و غم از دست دادن او بهسادگی جبران نمیشود. قطعا سُلمَه است.
نقش و جایگاهی که در جهان اسلام و بخصوص محور مقاومت و مبارزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی داشت؛ که این چند روز زیاد شنیدید. خداوند برای تحمل این سختی به همه ما اجر دهد انشاءالله. البته همانطور که حضرت آقا هم فرمودند این غم، حرکت بیشتر، انگیزه بیشتر ایجاد میکند تا مصممتر در مسیر مقاومت حرکت شود که الحمدلله همینطور هم هست.
تربیتشدگان در مکتب الهی و اهلبیت رهبرانی ویژه هستند. از مرگ هراسی ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام مرگ در بستر را ننگ میداند. رهبر آزادگان عالم حسین بن علی میفرماید اگر دین جدم جز با کشتن من در جایگاه اصلی خودش قرار نمیگیرد پس ای شمشیرها من را دریابید. همینطور بیایید تا دوران معاصر و حضرت امام و مکتب تربیتی امام که فرماندهان جنگ و قاسم سلیمانیها را تربیت کرد که به دنبال شهادت میدوند. سید حسن نصرالله عزیز هم تربیتشده همین مکتب است میگوید به سمت میدان شهادت پرواز میکنم.
و همه اینها امروز امامشان فخر عالم شیعه امام المسلمین نائب ولیالله اعظم امام خامنهای است که وقتی تهدید به ترور میکنند رسماً به میدان میآیند تا به همه عالم بفهمانند که بر سر اعتقادش، خودش و ملتش تا آخر و تا پای جان ایستادهاند. پیام این حرکت، غیرت است، عزت است، اقتدار است، اعلام خفت و زبونی دشمن است.
دشمن میخواهد با ایجاد رعب و ترس که کارش همین است ما را وادار به سکوت و عقبنشینی کند. اتفاقاً عدهای مرعوب هم در داخل دائم از تله افزایش تنش گفتند و سخن و فرمانِ فرمانده را به تأخیر انداختند؛ اما نباید ترسید، وعده خدای تعالی این است که اگر درنبرد با دشمنان شجاعانه و مخلصانه وارد شویم، کمکمان میکند تا ذلیلشان کنیم و دلمان آرام شود.
در آیه 14 از سوره مبارکه توبه فرمود: «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ». با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینههای مردم مؤمن را شفا بخشد.
واقعاً دیدید که حمله موشکی ایران چگونه دل مؤمنین را شاد و خنک کرد و روح تازهای در دل اهل ایمان و مردم مستضعف جهان ایجاد کرد و محور مقاومت را و بچه و بزرگ غزه و فلسطین را دلگرم کرد. البته صهیونیستهای ددمنش بدانند این وعده صادق 2 اینطور نیست که مأموریتش کاملاً تمام شده باشد، پرونده هنوز باز است یعنی اگر درس نگرفته باشید و بخواهید گوش به حرف شیطان بدهید با اقدامی سنگینتر با خساراتی بیشتر را دریافت خواهید کرد؛ ولو اقدامات ایران جوانمردانه و همه متوجه اهداف نظامی است؛ و همین باعث شد که مردم جهان ایران را تحسین کنند.
بعد مردک دیوانه دیروز گفته ما در میانه جنگ سختی با محور شرارت ایران هستیم که به دنبال نابودی ماست. نه پس وارد جنگ شدیم و موشک میزنیم که نازت کنیم! محور شرارت تو و ارباب پلیدت هستید که دنیا را به ناآرامی کشاندهاید و ما قطعاً دنبال نابودی محور شرارت هستیم.
بیش از 40 سال است تلاش میکنند عقبنشینی مردم ایران را از آرمانها و اسلام و انقلاب ببینند اما به فضل الهی آنچه را خواهند دید و خیلی زود هم میبینند اضمحلال و نابودی خودشان است. با توجه به مسائلی که همه شما این روزها در جریان هستید و میبینید که بحمد الهی اراده خدای تعالی در حال تحقق است و مقاومت به نقطهای رسیده است که هیمنه رژیم پلید و اربابش را شکستی غیرقابلترمیم داده است.
چندجملهای دراینباره عرض کنم. از یوم النکبة در سال 1948 که فلسطینیان را آواره کردند، راهبردهایی توسط بن گوریون برای رژیم صهیونیستی طراحی شد که تا یک سال گذشته دنبال میشد. چهار راهبرد اصلی، اول اصل بازدارندگی، یعنی رژیم صهیونی باید چنان قدرت نظامی به دست بیاورد که دشمنان او حتی جرئت فکر کردن به اینکه این رژیم را میشود ساقط کرد را نکنند. لذا آنقدر خودش را ازنظر نظامی قوی کرد که میگفتند همه دولتها ارتش دارند اما اسرائیل ارتشی است که دولت دارد.
دوم اصل غافلگیر نشدن و غافلگیر کردن بود. ازآنجاکه رژیم منحوس عمق راهبردی و استراتژیک ندارد و مساحت جغرافیائی کمی دارد، پس باید کمبود خود را با برتریهای اطلاعاتی پر کند بهطوریکه اگر کسی اراده حمله کرد او مطلع شود و آماده باشد، لذا خود را مجهز به پیچیدهترین تجهیزات کرد. سوم اصل انتقال منطقه نبرد به قلمرو دشمن بود؛ و چهارم اصل دفاع همهجانبه از شهروندان در مقابل حملات.
امروز همه این راهبردها از بین رفته است. این رژیم تادندانمسلح به سلاحهای آمریکائی و پشتیبان شونده توسط شیطان بزرگ، در مقابل یک گروه کوچک فلسطینی شکست کامل خورده است. اینکه باید از ارتش اسرائیل و قدرت اطلاعاتی و امنیتی او بترسند شده لطیفهای برای خنده بخصوص با موشکباران چند شب گذشته که نشان داد راهبرد دومش هم بیاثر است. با توجه به تجهیزات و ابزار و آلاتی که داشت و با جنگ روانی که القاء میکرد، همه گمان میکردند در هر جای دنیا هر حرکتی را در رصد دارد اما هفت اکتبر پارسال و یک اکتبر امسال به همه ثابت کرد که افسانه است.
اصل سومی که روش تأکید داشت که با ارتش شکستناپذیرش منطقه عملیاتی را تغییر دهد هم به خاطر نداشتن مرد جنگی که بتوانند با چریکهای فلسطینی و لبنانی بجنگند بیحاصل ماند و در حقیقت از درون پاشیده است. قرآن کریم در آیه 14 سوره مبارکه حشر در معرفی وضع و حال آنان که با امروز تطبیق دارد میفرماید: «لَا یقَاتِلُونَكُمْ جَمِیعًا اِلَّا فِی قُرًی مُحَصَّنَةٍ اَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ...» یهودیان از ترس هرگز با شما بهصورت گروهی نمیجنگند جز در دژهای محکم یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است ولی از رویارویی با شما میترسند. آنها را متّحد میپنداری، درحالیکه دلهایشان پراکنده است، این به خاطر آن است که آنها قومی هستند که فهم و عقل ندارند.
اصل چهارم هم که باید از شهروندانش دفاع کند یعنی برقراری امنیت، با طوفانی که برپا شد و خانه عنکبوتی آنان را به هم ریخت معلوم شد که خیالی بیش نبوده است. دیگر برای صهیونیستها امنیتی وجود ندارد و خلاصه اینکه رژیم نژادپرست هر چهار اصل که برای بقای خود طراحی کرده بود را از دست داده است.
حالا با کمک آمریکا و اروپا میخواهد خود را احیاء کند اما دیگر نمیشود؛ ولو بیگناهان را قتلعام کند، کودکان و زنان را بکشد، فرماندهان محور مقاومت از سرداران ایران گرفته تا فلسطینی و لبنانی و عراقی و یمنی و سوری را بکشد.
برای شهادت سیدالشهدا مقاومت 85 بمب سنگر شکن یک تنی را در مدت 5 دقیقه را در منطقهای کوچک و مسکونی بریزد و در فلسطین 902 خانواده را بالکل شهید کند اما هیچکدام شکستش را جبران نخواهد کرد.
گاهی بعض دوستان میگویند ایران کجاست؟ فقط توجه به این نکته که در عرض 20 سال ایران توانسته فلسطینیان را از دوره سنگ و فلاخن برساند به گروههای مبارزی که با سلاحهای پیشرفته از همه تجهیزات فوق مدرن آنان عبور میکنند و طوفان برپا میکنند،کافی است.
حالا اینها در چه فکری هستند به زانو درآوردن مقاومت و عقبنشینی آنان؟ اینکه محال است. با کشتار سبوعانه و دیوانهوار فکر کردند برنده شدهاند و القاء ترس کردهاند فکر کردهاند این محور نورانی، با شهادت فرماندهانش از کار میافتد و یا با ایجاد رعب دستهایشان را بالا میبرند. خیال باطلی است. بله بالا میبرند آنوقت که میخواهند موشکهایشان را تجهیز کنند و یا وقتی بر شما غلبه کردند طناب به گردن شما بیندازند.
و مردم هم دستانشان را بالا میبرند آنوقت که میخواهند باقدرت و صلابت شما را لعن کنند مثل الان که آمریکای جنایتپیشه را با تمام وجودشان لعن میکنند؛ و به آمریکا و اروپا هشدار میدهند که دست از کمک مادی و معنوی به این ام الخبائث و ام الفساد بردارند و بیش از این برای مرده در حال احتضار هزینه درست نکنند. آن دعایی که مرگ اینها را زودتر میکند و ثواب گفتنش از صلوات کمتر نیست مرگ بر اسرائیل است.
4 ربیعالثانی ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام است. درباره عظمت و جلالت قدر ایشان فقط یک نکته عرض میکنم. در آیه 27 سوره مبارکه ابراهیم فرموده: «یُثَبِّتُ اللّهُ الّذینَ آمنُوا بالقَوْلِ الثَّابِتِ فی الحَیاة الدّنیا و فِی الأخِرَة»؛ یعنی اهل ایمان عقیدهای ثابت دارند و لذا از امدادهای غیبی هم در دنیا و هم در آخرت بهرهمند هستند. همین مطلب را امام هادی برای حضرت عبدالعظیم خواسته است. فرمود: «ثَبَّتَكَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ».
به تعبیر بزرگواری حرم حضرت عبدالعظیم هم عطری از بقیع دارد چون ایشان در عصر امام جواد و امام هادی علیهماالسلام بزرگ سادات حسنی بود و در کشور ما هم غیر از ایشان سید حسنی عظیمالقدر نداریم و هم عطر حرم حسینی دارد چون امام فرمود زیارتش مثل زیارت امام حسین علیهالسلام است. عطر حرم سامرا دارد چون امام هادی علیهالسلام او را ولی حق امام زمانش دانست؛ و اصحاب بزرگوار امام جواد هم هست؛ و در کنار مضجع شریفش حرم حمزه بن موسی قرار داد پس شمیم حرم کاظمین هم به مشام میرسد؛ و در آخر چون از محدثین گرانقدری است که خطب امیرالمؤمنین علیهالسلام را تدوین کرده حرمش علوی هم هست.
در روز 13 مهر باید از مجاهدان عرصه امنیت و اقتدار کشور تقدیر و تشکر کنیم هم از مجاهدان نیروی انتظامی و هم از سربازان گمنامِ نامآشنای وزارت اطلاعات که خالصانه در فراهم کردن امنیت و آرامش برای ایران اسلامی و آحاد جامعه تلاش میکنند.
به همه عزیزانمان در نیروی انتظامی، از فرماندهان تا سربازان و کادر اداری تبریک و خدا قوت عرض میکنم. نیروی مجاهدی که با تنوع مأموریت که دارد همواره در کنار ماست و خدمترسانی میکند و بعضاً دچار بیمهری هم میشود؛ اما از کار و انجاموظیفه کم نمیکند. البته ممکن است گاهی در گوشهای کسی کوتاهی داشته باشد اما از اصل ارزش و اهمیت کار کم نمیکند. فعالیت چشمگیر عزیزان در صدور گذرنامه اربعین و امنیت راهها و مجموعه مشاورهای که انجام میدهند کارهای ماندگاری است که باید تشکر کرد.
همچنین به همه عزیزانمان در مجموعه اطلاعاتی استان بخصوص اداره اطلاعات با فعالیتهای ارزندهای که در این سالها در دفاع از کیان ایران و انقلاب داشتهاند تشکر و قدردانی میکنیم. از مقابله و سرکوب داعش در بعد اطلاعاتی بگیرید تا مقابله با گروهها و فرقههای مختلف منحرف. نقشی که در بر هم زدن همگرائی گروههای ضدانقلاب داشتند و بخصوص در قصه اعتبار زدایی از منافقین در آلبانی. در مسئله آزادی دیپلماتها با همکاری دستگاه دیپلماسی خوب عمل کردند.
از مسائلی که همیشه با آن مواجه هستیم و عزیزانمان با همافزائی و همکاری فراجا به جد عمل میکنند مسئله قاچاق مواد مخدر است. در جلوگیری از حیفِ بیتالمال کارهای خوبی انجام دادند. در مواجه با فرقهها و موارد دیگر الحمدلله از یک مدیریت هوشمند برای مسائل اطلاعاتی استفاده میشود که جای تشکر مضاعف و خدا قوت دارد برای سلامتی عزیزانمان در واجا و فراجا صلواتی عنایت بفرمائید.
13 مهر هجرت تاریخی حضرت امام از عراق به پاریس و تند شدن شیب انقلاب تا پیروزی آن است که از نقطههای عطف تاریخ انقلاب است که احتیاج به تبیین دارد.
نکته پایانی عرض کنم و آن اینکه بعد از مدتها که در مجلس قانون عفاف و حجاب با بیش از 70 ماده بررسی و تصویب شد و نکاتی که شورای محترم نگهبان داشت اصلاح شد و باید زودتر به دولت جهت اجرا ابلاغ شود، اما تعلل میشود لتاخیر آفت او آفات، نباید در این امور وقتکشی کرد هرروز خسارات آن بیشتر میشود. باید جبهه فرهنگی، محکمتر، فعالتر و دغدغهمندتر عمل کرد. مصوبهای که همه کارهایش شده را چرا برای اجرا ابلاغ نمیکنند؟ لذا از مجلس محترم میخواهیم تا مصوبه به دولت جهت اجرا ابلاغ شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/7/6 | 1403/7/6تضاد ما با اسرائیل، از آرمانها و اصول انقلاب اسلامی است؛ ولو اسلحه در دست نداشته باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه10
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین اهل اسراف و اتراف نیستند. در این نوبت به چند هشدار قرآن کریم راجع به افراد خاص که در جامعه باعث گرفتاریهائی هستند مثل مترفین، مرجفون، خراصون، خیلی مختصر اشاره میکنم.
قرآن کریم در ضمن آیاتی به ما هشدار میدهد در بین اقشار مختلف مردم در جامعه گروهها و یا افرادی پیدا میشوند که میتوانند خطرات فراوانی برای جامعه بوجود بیاورند لذا باید مواظب بود در دام این افراد نیفتاد. و اجازه رشد به آنان نداد. مثلاً: گروه مترفین. آیه 45 سوره مبارکه واقعه فرمود: «إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفينَ». آنها پيش از اين مست و مغرور نعمت بودند.
این گروه اگر توان پیدا کنند هم اقتصاد جامعه را از بین میبرند و هم اخلاق جامعه را فاسد میکنند و هم عامل تفرقه در اجتماع هستند. مترفین همان مرفهین بی دردند، کسانیکه غرق در دنیا و وابسته شدید به دنیا هستند.
در لغت مترف به كسى مىگويند كه زیادی نعمت اورا غافل و مغرور و از خود بیخود کرده و طغیانگر شده است. راغب اصفهانی در کتاب مفردات میگوید: كلمه ترفه به معناى توسعه دادن در نعمت است، وقتى گفته مىشود: فلانى مترف است. یعنی فلانى نعمتش از حد گذشته است. تا آنجا كه مىگويد: مراد از مترفين همان كساني هستند كه خداوند در آیه 15 سوره مبارکه فجر توصیفشان کرده است که: «فَاَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَاَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ». خدا وقتى انسان را آزمايش میكند او را اكرام نموده غرق در نعمتش مىسازد.
رسول خدا فرمودند: یکی از بدترین اقشار امّت من آن کسانی هستند كه در ناز و نعمت زاده مىشوند و رشد میکنند، همّتشان غذاها و لباسهاى رنگارنگ است و در سخن گفتن مراعات ندارند. یعنی در کلام و سخن گفتن هیچ ملاحظهای ندارند و رعایت ادب و احترام را نمیکنند.
قرآن کریم در آیه 33 سوره مبارکه مومنون میفرماید این گروه توحید را قبول ندارند و معاد را تکذیب میکنند. از ویژگیهای این گروه تقلید کورکورانه بخصوص از گذشتگان است. گاهی در این زمان هم از این افراد پیدا میشود که اهل تقلید کور هستند بدون هیچ تحقیق و استدلالی اقدام به کار میکنند.
به عنوان نمونه در سوره مبارکه زخرف آیه 23 فرمود: «وَ كَذَالِكَ مَا اَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فىِ قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا عَلىَ اُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلىَ ءَاثَارِهِم مُّقْتَدُونَ». و اين گونه در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذاركنندهاى نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مىكنيم.
تقلید بدون استدلال و کور که گاهی ریشهاش چشم و هم چشمیها و حسادتها و امثال اینهاست، چیزی جز هلاکت برای اهلش نمیآورد. یک وقتی خیلی میگفتند میخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. یعنی کورکورانه تقلید کن. امام صادق علیهالسلام خطاب به یکی از اصحاب خود فرمودند: هرگز همرنگ جماعت نباش که بگوئی من تابع مردم هستم و من هم مثل بقیه مردم.
مطلب دیگر اینکه اهل اتراف ثروت و دارائیهای خود را ملاک برتری بر دیگران قرار میدهند و اساساً برای ارزش گذاری افراد به مال و ثروت آنان توجه میکنند. این گروه هم در جامعه فراوانند و منشاء بعض مفاسد. در آیات 34 و 35 سوره مبارکه سباء فرمود: «وَ مَا اَرْسَلْنَا فىِ قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترَفُوهَا إِنَّا بِمَا اُرْسِلْتُم بِهِ كَفِرُونَ *وَ قَالُواْ نَحْنُ اَكْثَرُ اَمْوَالًا وَ اَوْلَادًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ». و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيمدهنده نفرستاديم مگر اينكه مترفين آنها گفتند: ما به آنچه فرستاده شدهايد كافريم. و گفتند: اموال و اولاد ما بيشتر است. و ماهرگز مجازات نخواهيم شد.
اگر شما تاریخ انبیاء را ملاحظه کنید اولین مخالفتها از طرف همین گروه است. چون آنچه انبياء آوردهاند را در تعارض با منافع خود میبینند و اینکه روش انبیاء باعث میشد که نتوانند به حقوق دیگران به خصوص محرومان و مستضعفان دستدرازی کنند، لذا مخالفت میکردند و زیربار نمیرفتند.
آیه شریفه صراحت دارد که این گروه از روی لجاجت و کینهای که داشتند در برابر حق میایستادند و به همه آنچه انبیاء آوردهاند کفر میورزیدند و میگفتند: «إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَفِرُونَ». ما به تمام آنچه شما مبعوث شدهايد كافريم. و اتفاقاً در مقابل همه این گروهها اولین کسانیکه دعوت انبیاء را میپذیرفتند، محرومان و مستضعفان بودند.
مترفین فقط گوشهای بنشینند و فساد کنند نیستند بلکه اهل توطئه و نقشه کشی برای مخالفت با برنامهها و دستورات انبیاء و بعد ائمه معصومین و بعد در این زمان دستورات ولی فقیه هستند. و برای رسیدن به مطامع خود اقدام به هر جنایتی دارند.
آیه شریفه به استدلال اینها که برای برتری و جلودار بودنشان بیان میکنند و هیچ منطقی ندارد اشاره فرموده: «وَ قالُوا نَحْنُ اَكْثَرُ اَمْوالًا وَ اَوْلاداً». و آنها گفتند ما از همه ثروتمندتر و پراولادتريم. یعنی خدا به ما توجه دارد، ما در نزد خدا موقعیتی داریم که این همه نعمت داریم مال و ثروت و اولاد داریم. پس ما را عذاب نخواهد کرد. «وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ».
فساد دیگر اهل اتراف به تعبیر قرآن کریم در سوره هود و اسرا این است که هم فاسقند و هم ظالم. خب حالا تصور کنید این گروه مترف و طغیانگر بخواهند مسئولیتهائی در جامعه داشته باشند. نتیجهاش حقوقهای نجومی و تصرفات غیر قانونی و ایجاد رانت و باند فساد و موارد فراوانی است که در این سالها دیدهاید و تخلفاتشان را شنیدهاید. لذا دستگاههای مربوطه با قاطعیت باید بعد از شناسائی، دست آنان را قطع کنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در برخورد با فقراء و مساکین بهترین روش و گفتار را بکار میبرند. مولانا امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت 296 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ اَعْطَاهُ فَقَدْ اَعْطَى اللَّهَ». آدم تنگدست فرستاده خداست، كسى كه به او چيزى ندهد، در حقيقت حق خدا را نداده و كسى كه به او چيزى بدهد، در حقيقت به خدا داده است.
عبارت حضرت با استعاره، فقیر را فرستاده خدا معرفی میکند تا به این وسیله افراد را تشویق کند که به فقرا و تهيدستان کمک کنند. در بعض روایات دارد وقتی به فقیر کمک کردی دست خودت را ببوس چون دستت به دست خدا خورده است. درباره دستگیری از فقراء و آثاری که دارد فراوان صحبت کردیم. خدای تعالی همه ما را توفیق دستگیری از نیازمندان و انجام وظائفی که داریم بدهد.
اولاً این حادثهای که برای معدنکاران واقع شد و باعث تأثر همه مردم کشور شد را به بازماندگان بزرگوارشان تسلیت عرض میکنیم. روز آتشنشانی و ایمنی را به همه عزیزانمان در این مجموعه تبریک عرض میکنیم و همچنین روز جهانی سالمندان را به همه پیرزنان و پیرمردان بزرگوار که پیامبران خانهها هستند تبریک عرض میکنیم.
فقط نکتهای اینجا عرض کنم و آن اینکه با توجه اینکه کشور به سمت پیری جمعیت میرود اگر اقدامات فوری و ضروری مثل تشویق به فرزند آوری و تأمین شغل برای جوانان و مسکن و امثال ذالک برای جبران انجام نشود، لازم است دستگاههای مربوطه زیرساختهای لازم جهت رسیدگی به پیران را در جهات مختلف از الان فراهم کنند تا از دردسرها و سختیهایی که خواهند داشت کم شود.
تبرکاً روایتی بخوانم، رسول خدا فرمودند: احترام نهادن به مسلمان سالخورده احترام به خداوند است. امام صادق علیهالسلام فرمود: از ما نیست کسی که به بزرگسالان ما حرمت ننهد و یا با خردسالانمان مهربان نباشد.
در ایام هفته دفاع مقدس یاد همه رزمندگان سلحشور بخصوص فرماندهان و سرداران شهید و بهویژه روز 7 مهر سالگشت شهادت سرداران سرافراز، فلاحی، فکوری، نامجو، جهانآرا و کلاهدوز را گرامی میداریم و از خدای تعالی برای همه آنان رفعت مقام طلب میکنیم.
بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه تکریم از پیشکسوتان و توصیه ایشان به توصیف و تحلیل دوران دفاع مقدس را ملاحظه فرمودید. بعض از شهدا ما در اوج معرفتی خود، ولیای از اولیاء خدا شدند. نکتهای هم در پایان بیاناتشان مطرح کردند که بسیار مهم و نشانه دغدغه ایشان از یک روند غلطی است که صورت میگیرد و همه باید روی این مسئله حساسیت داشته باشند؛ و آن این است که فرمودند: «پرچم نفوذ فرهنگی و سبک زندگی دشمن نباید در داخل کشور برافراشته شود. نباید گذاشت دشمن شکستخورده در داخل کشور با انحاء حیلهها و ترفندها کار خودش را دنبال کند». بعد به وزارت آموزشوپرورش و علوم و بهداشت و صداوسیما تذکر دادند.
چند سال قبل رهبر معظم انقلاب راجع به اساس نقشهای که استکبار جهانی برای بلعیدن منطقه دارد و از دو ابزار ایجاد اختلاف و نفوذ برای رسیدن به مقصود خود استفاده میکند را تبیین فرمودند. بعد راجع به نفوذ و اشکال مختلف آن که نفوذ فردی و موردی هست و نفوذ جریانی نکات مهمی را بیان فرمودند؛ و اینکه مثلاً جاسوسی برای بیگانگان کماهمیتترین نوع نفوذ فردی است و بالاتر از آن وقتی است که در کنار مسئولِ تصمیم گیر قرار بگیرند و برایش تصمیمسازی کنند؛ و اما آنچه از اهمیت ویژه برخوردار است نفوذ جریانی و شبکهای است که بسیار خطرناکتر است. چون در بدنه ملت و بخصوص نخبگان و افراد مؤثر و تصمیم سازان با استفاده از ابزارهایی که دارد مثل پول، شبکهسازی میکند.
نفوذ جریانی بر روی تغییر آرمانها و باورها و تغییر سبک زندگی کار میکند. عبارت ایشان این است: «... هدف اين است كه محاسبات مسئولان را عوض كنند و تغییر بدهند، يعني مسئول جمهوري اسلامي به اين نتيجه برسد كه با ملاحظه هزينه و فايده، احساس كند كه بايد اين اقدام را بكند، اين اقدام را نكند، نفوذ براي اين است، به اين نتيجه برسد كه فلان رابطه را قطع كند، فلان رابطه را ايجاد كند، نفوذ براي اين است كه اين محاسبات در ذهن مسؤولين عوض بشود. آنوقت، وقتي نتيجه اين بشود كه فكر مسؤولين و اراده مسؤولين در مشت دشمن قرار بگيرد، ديگر لازم نيست دشمن بيايد دخالت مستقيم بكند، نه؛ مسئول كشور همان تصميمي را ميگيرد كه او ميخواهد... آماج دوّم مردماند. باورهاي مردم بايد عوض بشود، باور به اسلام، باور به انقلاب، باور به اسلام سياسي، باور به اينكه اسلام غير از كارهاي شخصي وظايف عمومي هم دارد، حكومت هم دارد، جامعهسازي هم دارد، تمدّن سازی هم دارد، باور به نفي اينها (جايگزين شود). اينها بايد از ذهن مردم زدوده بشود، عكسش در ذهن مردم جا بگيرد.(ميخواهند) باور به استقلال را عوض كنند. يكي از چيزهايي كه نفوذ در باورهاي مردم هدف قرار ميگيرد، اين است كه خیانتهای غرب را فراموش كنند».
راههای نفوذ را هم فرمودند تا ده راه شماره کردند مثل علم و اقتصاد و فرهنگ و هنر؛ و در ادامه فرمودند: «مكمّل اين نفوذ هم كارهاي حاشيهاي است، يكي از چيزهايي كه مكمّل اين نفوذ است، تخطئه كساني است كه بر اصالتها، بر نگاه درست، بر ارزشها پاي ميفشارند، اين مكمّل نفوذ است...». یعنی با انقلابیها مخالفت میکنند و میگویند اینها تندرو هستند؛ با بسیجیها مخالفت میکنند.
خب این بحث مهمی است. بهطور اجمال میتوان به مواردی اشاره کرد که دشمن تلاش کرده از اول انقلاب تا امروز برای نفوذ از عوامل داخلى سوءاستفاده كند. مثلاً در دهه اول انقلاب افراد خودشان را در دستگاههای حساس نفوذ دادند تا اقدامات تروریستی داشته باشند. در سالهای اخیر هم دانشمندان هستهای را با همین روش توانستند ترور کنند. یا مثلاً نفوذ دادن شخصی مثل جیسون رضاییان در مرکزی حساس که مسئولیت تهیه بولتن طبقهبندیشده را داشت.
اینها را نمونه عرض کردم بعد در سال 94 به یک دوقطبی اشاره فرمودند که از اول انقلاب در عرصههای مختلف سیاسی فرهنگی و اقتصادی کشور بین جریان انقلابی و غیر انقلاب رقابت بوده و فرمودند: «باید مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام ایستاد». خب این یک دستور است. این بیان ایشان با توجه به سخنان دو روز قبل ایشان برای همه ما مسئولیت ساز است و نباید بهسادگی از این دستورات عبور کرد. بیتوجهی بهفرمان ولی خسارات فراوان به همراه دارد.
من در سال 98 به مناسبتی به مسئله جریان غیرانقلابی داخل نظام اشارهای داشتم و شاخصهایی را بیان کردم. به نظرم باید بعض موارد را جهت یادآوری مرور کنیم. خب اول باید این جریان را شناخت تا بعد بشود با آن مقابله کرد؛ یعنی هم باید با مبانی فکری آنان آشنا شویم؛ و در مرحله بعد مواضع آنان را بشناسیم و بعد رفتار آنان را دقیق بررسی کنیم. بعض از شاخصها عبارتاند از:
الف) در اوج قله غربگرائی بسر میبرند و کاملاً مبانی تفکر غربی را پذیرفته و در مقابل آن تسلیم محض هستند. دلداده و واداده غرب هستند. اعتقادی به اسلام ناب ندارند. میگویند: شما برای اینکه بتوانید پیشرفت بکنید، راهی جز راه غرب ندارید و راه غرب، یعنی پذیرش خرد غربی.
ب) اصلاً اعتقادی به اینکه دین میتواند جامعه را اداره کند، ندارند.
ج) دم از ولایتفقیه و تبعیت از آن میزنند اما آنچه را که میل دارند را میپذیرند. بیشتر انقلابی نمائی دارند تا انقلابی گری. گاهی هم بالصراحه میگویند دوران انقلاب تمام شده است.
د) بههیچوجه روحیه انقلابی و فعالیت جهادی ندارند.
ه) وظیفه قطعی خود میدانند که سابقه پلیدی و دشمنیهایی که آمریکا با مردم ایران داشته را از بین ببرند؛ و بهشدت در بزک کردن و روتوش آمریکا تلاش میکنند و از شعار مردم علیه امالفساد و شیطان بزرگ آمریکا ناراحت میشوند؛ اما به فضل الهی این شعار عالمگیر شده و تمام انسانهای آزاده دنیا و استکبارستیزان جهان فهمیدهاند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند لذا شعارشان مرگ بر آمریکاست.
و) دائماً و هر وقت موقعیتی پیدا کنند به دنبال ارتباط با آمریکا هستند.
ز) این جریان در جاهای مختلف و با بیان گوناگون القاء میکنند و مردم را تحقیر میکنند که نمیتوانیم و نمیشود. هر جا دیدید مسئولی یا کارگزاری یا شخصی گفت نمیتوانیم و نمیشود بدانید او یکی از افراد جریان غیرانقلابی است که در داخل نظام نفوذ کرده است.
ح) همه دشمنیهایی که علیه ما میشود را توهم انقلابیها میدانند؛ و دشمنیها را قبول ندارند.
ط) این جریان از اینکه ما با کشورهای مستقل جهان رابطه و مراوده داشته باشیم ناراحت هستند و دائم سنگاندازی میکنند. این جریان خودش را ملزم به رعایت سیاستهای ابلاغی رهبری درباره اقتصاد مقاومتی و جوانی جمعیت و امثال اینها نمیداند.
ی) خوی اشرافیگری و کاخنشینی و بیتوجهی به محرومان در این جریان فراوان دیده میشود. در غارت بیتالمال ید طولا دارند. کاملاً نسبت به مستضعفان بیتفاوت هستند.
ک) این جریان بهشدت باندی عمل کرده اهل بهکارگیری همحزبیها و دوستان هستند و کاملاً افراد نخبه، توانمند را که موافق با آنان نباشند کنار میگذارند و اعتمادی هم به جوانان مؤمن ندارند ولو شعار جوانگرایی هم بدهند.
ل) اهتمامی به مباحث فرهنگی ندارند و با بیتفاوتی به رسانه و فضای مجازی، اباحهگری و ولنگاری و ابتذال در هنر را ترویج میکنند.
م) بهشدت اهل دوقطبی سازیهای مذموم هستند. بهراحتی به جریان انقلابی انگ میزنند و با اتهام به تندروی سعی در منزوی کردن آنان دارند. آقا فرمودند: «انقلابی گری برخلاف نظر و تبلیغ برخیها، تندروی نیست بلکه انقلابی گری یعنی عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن». این بیان حضرت آقا به ما یاد میدهد که باید هم مواظب باشیم دوقطبی مذموم نسازیم و هم مطالبه گری داشته باشیم و نقد منصفانه کنیم. مثل انتقادی که به بعض مواضع رئیسجمهور محترم داریم.
باید جریان انقلابی روشن و واضح و بهموقع عمل کند، فاصلهگذاری با افراد و جریانات باید کاملاً مشخص باشد تا آن وفاق که گفته میشود هم به وجود بیاید. آقا فرمودند: «وقتی شما میبینید که عدّهای با اساس نظام شما، با اساس انقلاب شما، با اساس باور و دین شما بنای مخالفت و بنای کارشکنی و اذیّت کردن دارند، باید فاصلهی خودتان را با اینها مشخص کنید و اعلام بکنید که با اینها فاصله دارید؛ این یکچیز لازمی است. بخصوص ما مسئولین در این زمینه بایستی خیلی جدی و کوشا باشیم. اگر این [طور] شد، آنوقت اتّحاد و انسجام ملی معنا پیدا میکند و تحقّق پیدا میکند».
ن) این جریان غیرانقلابی از کمکهای ایران به محور مقاومت ناراحت است و با عوامفریبی ذهن مردم را نسبت به حمایت ایران از مقاومت مخدوش میکنند. همین روزها که مقاومت و لبنان در میانه یک جنگ سرنوشتساز قرار دارد و آماج حملات صهیونیستها شده و حضرت آقا هم واجب کردن همه به فلسطین و لبنان کمک کنند ببینید این جریان چگونه برخورد خواهد کرد.
امروز صهیونیستهای کودک کشِ غاصب نمیتوانند راهبردی جهت نجات از مردابی که خودشان درست کردهاند ارائه دهند. این مفلوک بیچاره بعد از یک سال هنوز نتوانسته است از پس حماس و تونلهای آن برآید و اهدافی را که گفته بود دست پیدا کند بعد هدف جدید درست کرده و به لبنان حمله کرده و دست به بازی خطرناک دیگری زده و آن حمله به خاک لبنان و کشتار بیگناهان از یک طرف و لال و گنگ بودن سازمان ملل مثل همیشه از طرف دیگر. با چند عملیات خاص و ترورهای جمعی و شهادت تعدادی از فرماندهان حزبالله القاء میکنند که مقاومت از کار افتاد در حالیکه خودشان میدانند اینطور نیست.
حمله میکنند و کودکان و زنان را میکشند تا مقاومت را بشکنند اما مقاومت قویتر از گذشته و با استحکام بیشتر تا نابودی کامل اسرائیل پیش خواهد رفت. 2 میلیون نفری که امروز صبح به پناهگاه رفتند یعنی حملات حزبالله در حیفا و عراق در جولان و یمن در ایلات کاری و دقیق بوده است. چرا اجازه پخش تصاویر را نمیدهد؟
نتانیاهو خیال کرده اگر جنگ را گسترش بدهد میتواند برای نجات از بحرانی که در آن افتاده کابینه و مردم و مخالفان را منسجم کند؛ و از طرف دیگر مقاومت را مجبور به قبول توافقات کند و الا حمله زمینی انجام دهد؛ اما نفهمیده که آتش عذاب خود را گداختهتر کرده و خود را به نابودی قطعی نزدیکتر کرده است. تا وقتی به غیرنظامیان حمله میکند به تعبیر رهبری یعنی پیروز میدان مقاومت بوده است.
اصابت موشک بالستیک حزبالله به مقر موساد فقط قلب تلآویو را نلرزاند بلکه دلهای جنایتکاران و متجاوزان و کودک کشان و اربابان منحوسشان را به لرزه درآورد. اسرائیل میخواهد تا انتخابات آمریکا و پیروزی ترامپ ادامه دهد تا شاید دیوانهای به کمک دیوانه دیگر بیاید؛ اما قطعاً چیزی به نفع اسرائیل تغییر نخواهد داد.
مقاومت در اوج آمادگی است. حتی کمک کشورهای دیگر هم سودی ندارد. مثل تحرکات اخیر که آمریکا با کمک امارات میخواهد یک جبهه جدیدی را علیه یمن و انصار الله راه بیندازند تا تمرکز یمن را علیه صهیونیستهای خبیث کم کنند. تاریخ نشان داده استحکام مقاومت بیشتر میشود.
نهم مهر که آن نوجوان 12 ساله فلسطینی محمد الدوره را به شهادت رساندند و شد روز همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی این شهادت موج و هیجانی درست کرد که از آن طوفان الاقصی برخاست تا مرگ اسرائیل را نزدیک کند. در این جنگ چون میگویند چیزی به نام غیرنظامی در غزه وجود ندارد بدون هیچ ملاحظهای حتی کودکان را که مظلومترین هستند را میکشند. غیر از 16 هزار کودکی که تا حالا کشتهاند 17 هزار کودک یکی از والدین و یا هر دو را از دست دادهاند.
خب ما با این موجود خبیث غاصب و پلید سروکار داریم آیا اگر او اسلحهاش را زمین گذاشت نباید دیگر با او کاری داشت؟ اگر کسی این حرف را بزند قطعاً اشتباه کرده است چون این کشور از اساس جعلی است و باید از جغرافیای دنیا محو شود چه سلاح به دست باشد و چه نباشد این از آرمانها و اصول انقلاب اسلامی است که با اسرائیل در تضادیم ولو اسلحه در دست نداشته باشد. لذا آقایان حرف انحرافی نزنند.
لذا الان هم اعلام آمادگی میکنیم اگر زمینه حضور در منطقه مهیا باشد، فقط حزبالله و نیروهای انقلابی استان البرز به همراه حماسهآفرینان لشکر عملیاتی سیدالشهدا صحنههایی برای صهیونیستهای خبیث فراهم خواهند کرد که از هیچ خاطرهای محو نشود.
جریان انقلابی در مقابل جریان غیرانقلابی باید دائم بصیرت دهی کند که چرا باید در محور مقاومت باقدرت حاضر باشیم. اولاً دین و آموزههای اسلامی از ما این را میخواهد. ثانیاً ایران باید عمق راهبردی خود در منطقه را حفظ کند و تا میتواند برای خودش در فرامرزها امنیت ایجاد کند. ثالثاً وظیفه همه است که به جهان اسلام برای مبارزه با فتنههای مثلث عربی عبری غربی کمک کنند. رابعاً باید در نابودی جرثومه فساد و پلیدی و سبوعیت نقش جدی داشته باشیم. اینها بعض از شاخصهای این جریان است که عرض کردم.
بعد از نماز شرکت در راهپیمایی را فراموش نفرمایید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/6/30 | 1403/6/30ما با آمریکا به خاطر جنایاتی که تا امروز کرده است؛ هم برادر کشتگی داریم و هم پدرکشتگی | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه11
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا فرصتها را غنیمت میشمارند و از دعا غافل نیستند. خب در این چند هفته بحث ما درباره گزارشی بود که رسول خدا از سفر معراج خود و دیداری که از جهنم و بهشت داشتند دادند و آنچه از نوشتههای روی دربهای بهشت و جهنم بود را فرمودند. مطالب و معارف زیادی، 53 مورد حیاتی در این نوشتهها به ما تذکر داده شد که اگر رعایت کنیم برای دنیا و آخرت ما مفید است.
رسیدیم به آخرین نوشته بر روی آخرین درب جهنم که: «وَادْعُوا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَبْلَ اَنْ تَرِدُوا عَلَیْهِ وَلاتَقْدِرُوا عَلَی ذلِکَ». خدای عزّ وجلّ را بخوانید قبل از آنکه بر او وارد شوید [کنایه از مرگ] و نتوانید او را بخوانید. اینجا به دو جهت باید توجه کرد یکی دعا کردن و اهل دعا بودن و دیگری استفاده از وقت و فرصتهاست. مؤمن اصلاً اهل سوزاندن فرصتها نیست و زمانی را از دست نمیدهد. تا زمانی که زنده است از فرصت حیات به بهترین نحو استفاده میکند.
شما میدانید هر کس به کمالی رسیده است، در این دنیا رسیده است. سعادت آخرت را هم باید در این دنیا تحصیل کرد. روایات مربوط به از دست ندادن فرصت فراوان است. رسول خدا فرمودند: هر کس دری از خیر به رویش باز شود، باید آن را غنیمت شمارد، زیرا که نمیداند آن در چه وقت برویش بسته میشود.
یا روایت معروف امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمود: «اضاعه الفرصه غصه». از دست دادن فرصت مایه اندوه است. چون در آخرت میبیند که چه مقدار میتوانسته در دنیا کار کند که آنجا بدردش میخورده و آن را از بین برده و حتی در امور دنیایی هم اگر کسی فرصت را غنیمت نشمارد در آینده غصه میخورد.
و در بیان دیگری امام صادق علیهالسلام فرمودند: به هر کس فرصتی دست دهد و او به انتظار دست دادن فرصت کامل آن را تأخیر اندازد، روزگار همان فرصت را نیز از او برباید؛ زیرا کار ایام، ربودن است و شیوه زمان، از دست رفتن. ما خیلی غفلت میکنیم و اوقات خود را از دست میدهیم. درحالیکه باید به بهترین شکل از این سرمایه استفاده کنیم و به بطالت نگذرانیم لااقل بندگی خدا را بکنیم.
امام سجاد علیهالسلام در صحیفه از خدای تعالی طلب میکند: خدایا مرا در وقتهای غفلت و بیخبری، برای یاد خودت هوشیار و بیدار کن و در روزگار فرصت و فراغت، به عبادت و بندگی بگمار. لذا رسول خدا دستور فرمودند که در حفظ عمر خود، بخیلتر از پول و ثروت خود باش؛ بنابراین مؤمن باید با برنامهریزی دقیق کارهایش را بین ساعات شبانهروز که در اختیار دارد تقسیم کند و طبق برنامه عمل کند و اگر خللی به برنامهاش وارد شد آن را جبران کند.
اگر دقت کرده باشید انسانهای موفق همه منظم و با برنامه بودهاند و اساساً زندگی فردی و اجتماعی بدون نظم و برنامه نتیجه مطلوب را ندارد. گاهی برنامه خوب است اما شخص اراده اجرا ندارد این هم فایدهای ندارد، اتفاقاً باید در اجرا دقیق بود. کارهای خداوند متعال همهاش منظم است و بر اساس قاعده تنظیمشده انجام میگیرد. در قرآن کریم فرموده است «انا کل شیء خلقناه بقدر». ما هر چیزی را بهاندازه آفریدیم. ما هم باید خود را با همین نظام تنظیم کنیم تا زندگی مادی و معنوی ما به سامان باشد.
اینکه میگوییم برنامهریزی یعنی هدفمند یعنی اهداف را مشخص کردن و بعد راههای رسیدن به آن را معین کردن و با استفاده از ابزار لازم طی مسیر کردن تا به نتیجه مطلوب رسیدن. تا میتوانیم باید جلو عواملی که باعث از بین رفتن عمر میشود بایستیم مثل پرداختن به کارهای بیهوده و بیثمر که نتیجه عقلائی مفید برای ما ندارد؛ و یا تأخیر انداختن در کارها. اگر کاری روی موازین بود و درست بود باید بهسرعت انجام بگیرد تعلل و وقتکشی مضر و مخل است.
به این روایت توجه بفرمائید: راوی میگوید در مسجدالحرام یکی از دوستانم دو درهم از من قرض خواست. گفتم: پس از طواف خواهم داد. در حین طواف امام صادق علیهالسلام را دیدم. حضرت دستش را به جهت کمک خواستن روی شانۀ من گذاشت و هر دو به طواف پرداختیم. طواف من به پایان رسید، اما برای رعایت وضعیت جسمی امام ترجیح دادم به ایشان کمک کنم. دوستم که از من قرض خواسته بود، در کناری نشسته بود و به خیال اینکه من در قرض دادن به او مسامحه میکنم، هر دور که از مقابل او عبور میکردم، با دست به من اشاره میکرد. امام متوجه شد و پرسید: این مرد چه میخواهد؟ عرض کردم: او منتظر من است که طوافم تمام شود و به او دو درهم قرض بدهم. امام سریع دست از شانهام برداشت و فرمود: مرا رها کن و برو حاجت او را برآور. وقتی بازگشتم، طواف امام تمام شده بود و با دوستانش صحبت میکرد. به من فرمود: اگر من برای برآوردن حاجت کسی شتاب کنم، بهتر است از آنکه هزار بنده را درراه خدا آزاد و هزار نفر را برای جهاد درراه خدا بسیج کنم.
خلاصه همه تلاش ما این باشد که فرصتها را از دست ندهیم. حالا بر در هفتم جهنم نوشته یکی از آن فرصتها که به شما میدهند فرصت دعاست و این تا وقتی است که در دنیا زندگی میکنید بعد از مرگ دیگر فرصتی برای دعا ندارید. بحث دعا هم که مفصل باید پرداخته شود. این بحث تمام تا رزق ما برای نوبتهای بعد چه باشد. خداوند توفیق عمل به همه عنایت فرماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا ضمن استفاده از دنیا دلبستگی به آن ندارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 295 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «النَّاسُ اَبْنَاءُ الدُّنْيَا وَ لَا يُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ اُمِّهِ». مردمان فرزندان دنيايند و کسی را به محبت مادرش ملامت نمیکنند. حضرت با استعاره آوردن کلمه ابناء برای مردم، کسانی که دلبستگی به دنیا دارند را مذمت کرده است.
امام علیهالسلام به واقعیتی که کمتر به آن توجه میشود تذکر دادهاند که انسانها وابستگی شدید به دنیا دارند درست شبیه فرزند شیرخوار به مادرش؛ یعنی انسان تا این وابستگی را داری، راه کمال خودت را بستهای بزرگ نمیشوی چطور بعد از مدتی باید بچه را از شیر گرفت تا غذا خور شود تو هم تا وقتی به دنیا وابسته هستی شیرخواری. خدای تعالی کمال معرفت را نصیب همه ما بگرداند.
ولادت باسعادت و پر خیروبرکت رسول مکرم اسلام و امام صادق علیهماالسلام را به شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما از پیروان راستین رسول خدا و مکتب جعفری باشیم انشاءالله. راجع به شناخت شخصیت رسول خدا و جایگاه بیبدیل آن حضرت در عالم خلقت به بیان خود حضرت غیر خدای تعالی و امیرالمؤمنین کسی نمیتواند سخن بگوید. اگر هم مطلبی گفته میشود، از قرآن است با فهم ناقصی که داریم و یا بیان اهلبیت علیهمالسلام است.
رسول خدا محور وحدت امت اسلامی است در جلسهای که چند روز قبل تعدادی از علماء اهل سنت در خدمت رهبر معظم انقلاب بودند ایشان تأکید بر وحدت امت اسلامی و امت واحده داشتند همانطور که قبلاً هم فرموده بودند.
واقعاً عشق و ارادت به رسول خدا برای همه فرق اسلامی، بزرگترین سرمایه برای نزدیک شدن به هم و بیاثر کردن توطئههای دشمنان است. اگر همه فرق مسلمین این آیه شریفه را خوب درک کنند که « مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ ٱللَّهَ...» نساء/80؛ و در همین مسیر قدم بردارند قطعاً آیه 92 سوره انبیاء محقق خواهد شد که «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون».
اینجا بحث مفصل است که راه ایجاد امت واحده چیست؟ از چند جنبه میتوان به آن توجه کرد. فرهنگی، سیاسی، اقتصادی. من فقط فهرست میکنم. یک بخش مهم راهکارهای مذهبی است. مثلاً با تربیت علماء و دانشمندانی که به مبانی مذاهب مختلف آشنا هستند زمینه از بین بردن شبههها را فراهم کردن. یا باید در مرحله عمل مسلمانان باهم نزدیک شوند تا از هم شناخت پیدا کنند و بفهمند که باید به دشمنان اجازه تفرقهافکنی ندهند.
یکی از راههای نزدیک شدن به هم گفتگوست. گفتگو با مناظره فرق دارد. در گفتگو کسی نمیخواهد بر دیگری غلبه کند فقط بیان مطلب برای روشنگری است چه کسی بپذیرد یا نپذیرد لذا در کم کردن اختلاف و افزایش وحدت مؤثر است. باید روی جنبههای عقلانی اسلام بیشتر گفتگو کرد که رسیدن به وحدت را سریع میکند.
بعض کارها هم سیاسی است. مثلاً نقش سازمان کنفرانس اسلامی باید در بین کشورهای اسلامی و دیگر کشورها پررنگتر شود. این سازمان، باید قدرت داشته باشد جمعی از نیروهای مسلح کشورهای اسلامی را دورهم جمع کند و لشکری برای دفاع از سرزمینهای مسلمین ستم دیده در اقصی نقاط جهان درست کند و هم بتواند از مرزهای عقیده حفاظت کند. یا تشکیلات قضائی شبیه دیوان لاهه داشته باشد تا اختلافات جوامع اسلامی را رفعورجوع کند.
همانطور که باید رسانهای برای جهان اسلام راهاندازی کند. اگر امت واحده شکل بگیرد به مسائلی مثل فلسطین و لبنان و یمن و... با طرح و برنامه مدون ورود میکند.
الان جهان اسلام نظام یکپارچه بانکی ندارد. گردشگری اسلامی ندارد و امثال اینها. وحدت جهان اسلام را باید آنقدر پراهمیت جلو برد که کسی نتواند آن را با روشهای مختلف به خطر بیندازد. مثلا شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی بتوانند این وحدت را به خطر بیندازند. نباید بتوانند ان کار را بکنند. باید تفرقهاندازی را جرم حساب کرد و مجرم را مجازات کرد.
نظام اسلامی همیشه در مسیر وحدت قدم برداشته و به فرموده رهبر انقلاب این مشی تاکتیکی نیست؛ و البته مستکبرین عالم این روش را نمیپسندند و در چند جهت دائماً تفرقهافکنی و ایجاد رعب و ترس میکنند. اول اصل دین را میزند و آن را خشن و یا افیون جامعه مطرح میکند بعد روی اسلام تکیه میکند و مردم را از اسلام میترساند بعد در سطح جهان شیعه هراسی راه میاندازد بعد هم جهان را از ایران میترساند.
خلاصه وحدت جهان اسلام تنها راه غلبه بر دشمنیهاست. که عرض کردم در عمل باید تحقق پیدا کند؛ تا آن تمدن نوین اسلامی که وعدهاش داده میشود با اجتماع و وحدت همه مسلمین محقق شود.
31 شهریور سالگشت حمله نظامی عراق به ایران و شروع طولانیترین جنگ قرن بیستم و آغاز دفاع مقدس 8 ساله که با مقاومت کمنظیر و صلابت مردم ایران برای همیشه ماندگار شد. دفاع مقدس یکی از نورانیترین قسمتهای تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی است.
ولو خسارتهای غیرقابل جبرانی برای ما داشت اما در حوزههای مختلف برای مردم درس داشت. شجاعت، مقاومت، ایثار، عزت، حماسه و استقلال و دهها نمونه دیگر از این فضائل درسهایی بود که غیر از ایران به ملتهای آزاده جهان برای مبارزه با استکبار دادند.
در این مبارزه مقدس ۸ ساله که 30 کشور جهان به عراق انواع کمکهای مالی، نظامی و تجاری میکردند. مثلاً امریکا در سال ۱۳۶۲، ۴۸ فروند بالگرد نظامی بل ۲۱۴ اس تی به عراق تحویل داد. این بالگردها را شاه قبل از انقلاب به کارخانه تولیدکننده که متعلق به ایران بود و بعد انقلاب آمریکا مصادره کرده بود سفارش داده بود، اما بالگردها را به عراق فروخت.
در این دفاع نورانی ۴۸ هزار ارتشی، ۸۵ هزار بسیجی، بیش از ۳۳ هزار دانشآموز، بیش از ۳۵۰۰ دانشجو، ۳۳۱۷ روحانی، ۸۸ مسیحی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی به شهادت رسیدند. قریب به ۲ هزار نفر غیر ایرانی هم در کنار رزمندگان ایران به دفاع از نظام اسلامی پرداختند.
یکی از مسائل مهمی که دوستان را به آن توجه میدهم این است که در این جنگ روایتها که علیه ایران، استکبار جهانی راه انداخته که بخشی از جنگ نرم است، یکی از مهمترین پروژهها، تولید ضد روایت و تحریف حوادث و حقایق جنگ است تا به این وسیله بتوانند در مدتزمان مشخص، ارزشهای دوران دفاع مقدس را آسیب بزنند و درنهایت اینگونه القاء کنند که مطالب مربوط به جنگ ساخته جمهوری اسلامی است.
لذا درباره دوران دفاع مقدس جهاد تبیین لازم و قطعی است. مثلاً باید تبیین کرد که جنگ به هر دو ملت ایران و عراق توسط عامل استکبار در منطقه یعنی رژیم بعث و شخص صدام جنایتکار تحمیل شد. لذا باید حزب بعث و صدام حسین و امثال اینها را بیشتر روشن کرد.
یا مثلاً با بیان مختلف القاء میکنند چون مدیریت جنگ از روی احساس و غیرعقلانی بوده، خسارتهای جنگ بیشتر از منافع آن بوده و اصلاً نمیگویند اگر احساسی بود پس چرا این تنها جنگ ایران بوده که تقریباً تمام دنیا با تمام تجهیزاتش، مستقیم و غیرمستقیم از آن حمایت کرده و یک سانت از ایران کم نشده است.
یا با ادبیاتی خاص و تأکید بر بعد ملیگرائی و دفاع از وطن، جهات معنوی و هویتی را از بین میبرند و القاء میکنند جنگ یک واکنش عادی بوده درحالیکه تجلی ارزشهای الهی و انقلابی و تحول بنیادی در انسانها و توجه به ظرفیتهای بینظیر داخلی که در عرصه دفاع مقدس نمایان شد را نادیده میگیرند.
بااینکه ما در مقام دفاع از ارزشها و دین و ناموس خود بودیم و حملهکننده اولیه نبودیم اما جوری القاء و تحریف میکنند کانّ ما متجاوز بودیم و باید پشیمان باشیم، در حالیکه کسی در دفاع از دین و ناموس پشیمان نمیشود. بهعلاوه جانبازان و خانواده معظم شهدا، اسوههای زنده ایستادگی درراه حفظ آرمانها در عرصه حاضر هستند.
و موارد دیگر که اینها را نمونه آوردم که عزیزان روی تبیین این مسائل بیشتر کار کنند. شاید اگر دوستان بخشی از فعالیت را ببرند به سمت بررسی اسناد و خاطراتی که طرف مقابل از جنگ تهیه کرده مفید باشد. خلاصه باید در مقابل جریان تحریف، همه کسانی که توان تبلیغ و روایت دوران جنگ را دارند انگارههای غلط نسبت به حقانیت دفاع مقدس را تبیین کنند.
و یکی از جنبههای مغفول مانده که انشاءالله جبران شود مسئله الگوسازی از بانوان و دخترانی است که مدافع دین و ارزشها و سرزمین خود بودند در برابر هجمه زن زندگی آزادی که زنان کشور را از هویت میاندازد خواهد بود. البته درباره شهدا مدافع حرم و امنیت که ادامه مسیر جهاد و دفاع مقدس هستند باید بیشتر کار شود.
آمریکا با کمکهای گزافی که به عراق کرد هدفش این بود که از صدور انقلاب ایران با این جنگ جلوگیری کند، اما نتوانست. امام در آن منشور مرقوم فرمودند: «هرروز ما در جنگ برکتی داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهان خواران کنار زدیم».
همین تجربه موفق یعنی مقاومت مردم ایران با دستان خالی اما اعتقادی راسخ و پولادین، شد الگو؛ امید را در دلهای آزاده جهان زنده کرد. گروههای مقاومت در منطقه برای مبارزه با مستکبران عزمشان جزمتر شد و تا امروز تا آنجا که توانستهاند بر پیکره استکبار ضربه زدهاند و میبینید که این ضربات آنقدر مؤثر و مفید بوده که آنان را مجبور کرده همه مخفیکاریهای خود را کنار بگذارند و چهره خبیث خود را بدون نقاب نشان بدهند و هرروز جنایت جدیدی را مرتکب شوند. نظیر ددمنشی که چند روز قبل راه انداختند و ترور جمعی نسبت بیگناهان راه انداختند و مردم مظلوم را در لبنان شهید و زخمی کردند.
اسرائیل با این عملیات تروریستی، عمداً قتلعام کرد و قوانین و خطوط قرمز در جنگ را زیر پا گذاشت و رسماً اعلام کرد جنایتکار جنگی است؛ و امروز دیگر هیچ عذری از هیچ سازمانی در دنیا در قبال اسرائیل پلید پذیرفته نیست؛ و به فضل الهی برخلاف آنچه فکر میکردند اتحاد و انسجام آحاد مختلف مردم لبنان بیشتر شد. بیانات سید مقاومت بسیار دقیق و واقعبینانه و امیدآفرین بود با دقت مطالعه کنید.
من هنوز معتقدم که کار اسرائیل را یمنیها تمام خواهند کرد. یک موشک فرستادند و یک پهپاد؛ پر از پیام. پیام اصلی را با همین دو عملیات دادند. انشاءالله در آینده هم موارد دیگری را خواهید دید.
ضمن عرض تبریک به همه معلمان و دانش آموزان و دانشجویان و طلاب گرامی به خاطر اول مهر و آغاز فصل تعلیم تربیت و گرامیداشت خاطره بزرگ شکستن حصر آبادان و درخواست علو درجه از خدای منان برای همه شهدا گرانقدر بهخصوص شهدا عملیات ثامنالائمه به خاطر بیان نکتهای از پرداختن به این موارد عبور میکنم.
مکرر عرض کردهام یکی از کارهایی که خودم را موظف به انجام آن میدانم این است که اگر احیاناً در بیان و سخن گاههای عمومی توسط مسئولین محترم مطالبی برخلاف مبانی و ارزشها و آرمانهای انقلاب گفته شد که ممکن است باعث انحراف اذهان و تحریف و یا شبهه باشد، تبیین و روشنگری کنم که در دوره دولت اسبق معمولاً بهناچار مطالبی به دولت مردان عرض میشد.
اخیراً رئیسجمهور محترم با اصحاب رسانه نشستی داشتند و به سؤالات پاسخ دادند که مطالب مفید و پاسخهای قاطع و ارزشمندی را مطرح فرمودند؛ که جای تشکر دارد؛ اما چند جا به نظر کلام ایشان نقص داشت یا در بیان مطلب، منظورشان کامل انتقال پیدا نکرد که سؤالبرانگیز و موردایراد واقع شد.
من به بعض آنها اشاره میکنم و البته در خطبه فرصت بحث مفصل راجع به موضوعات مختلف نیست، فقط شواهدی از امامین انقلاب برای روشن شدن موضوع میآورم، چون در بیان ایشان به منویات رهبر معظم انقلاب تأکید میشود پس باید اگر اهتمام به منویات هست در مقام عمل تعارضی با خواستههای رهبری وجود نداشته باشد که مثلاً در بهکارگیری افراد در مناصب مختلف این مهم قطعاً رعایت نشده است.
اولاً مواظب باشیم موقع دفاع از خود نباید دستگاههای رسمی نظام و حاکمیت را مثل شورای نگهبان و قوه قضائیه و نیروهای مسلح و امثال اینها را تضعیف کنیم.
اما بعض نکات مطرحشده مثل برادری با آمریکا. راجع به آمریکا اگر منظور برادری با ملت و مردم آمریکا باشد حرف درستی است و با مردم آمریکا قطعاً مشکلی وجود ندارد. آنچه محل بحث است سیاستها و خوی استکباری آمریکاست که با این آمریکا هرگز برادر نمیشویم ما با این آمریکا به خاطر جنایاتی که تا امروز در حق ما و ملتهای اسلامی کرده است هم برادر کشتگی داریم و هم پدرکشتگی؛ لااقل همین یک سال که انسانهای بیگناهی که کشتهاند و چند روز قبل جنایتی که در لبنان با حمایت آمریکا انجام شد آیا جایی برای برادری میگذارد؟!
به تعبیرات حضرت امام توجه بفرمائید: «رابطه ما با آمریکا رابطه گرگومیش است. آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش برجهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمینماید. آمریکا دشمن همه ادیان است؛ حتی مسیحیت. آمریکا اصلاً اعتنا به ادیان ندارد و جز منافع خودش را نمیخواهد، حتی منافع مردم آمریکا را هم نمیخواهد، منافع دولت آمریکا را میخواهد».
بعد به همین روشی که ما هر جمعه داریم اشاره فرمودند: «اگر همه مسلمینی که در دنیا الان هستند که قریب یک میلیارد هستند، همه از خانه بیرون بیایند، فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهند، همین قول برای آنها مرگ میآورد. مسلمین باید فریاد بزنند، گمان نکنند که فریاد و شعار فایده ندارند. خیر، شعار فایده دارد؛ اما اگر همه فریاد بزنند».
بعد امام فرمودند: «این ملتی که الآن دارند فریاد میزنند مرگ بر آمریکا مقصودشان کارتر است. ملت آمریکا که با ما کاری نکرده است. ملت آمریکا اگر بفهمد مطلب را حسب وجدان انسانیاش، با ما موافق است»؛ که میبینید در جریان غزه ملت و دانشجویان آمریکا فهمیده و همراه شده است. «ما به یاری خدا تا نابودی کامل دشمنان اسلام و ملتهای مستضعف جهان، در برابر آنان و بهخصوص در مقابل آمریکای جهان خوار ایستادگی خواهیم کرد. ما تا آخر عمر، علیه دولت آمریکا مبارزه میکنیم و از این مبارزه کوتاه نمیآییم».
بعد در یکی از بیاناتشان فرمودند: «آنها احتیاج دارند که با ما روابط داشته باشند؛ ما چه احتیاجی به امریکا داریم»؟! بعد درزمانی که عدهای دنبال راضی کردن آمریکا بودند فرمودند: «آن روزی را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم میشود در ما اشکالی پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم».
در جای دیگر فرمودند: «ایران دستش را پیش آمریکا انشاءالله تا ابد دراز نمیکند ولو اینکه فانی بشود... جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمانهای مقدس و الهی خود دست بردارد...» یکی از آن اصول و آرمانها حمایت از ملتهای مظلوم جهان مثل حمایت از ملت فلسطین و دشمنی با اسرائیل است. فرمودند: «ما تا آخر ایستادهایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد. مگر اینکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد». این هم بعید است که آدم شود.
رهبر معظم انقلاب هم همین راه را رفتند و بیانات مفصل دارند بهعنوان نمونه: «امروز طاغوت اعظم در دنیا، رژیم ایالات متحده امریکاست؛ زیرا صهیونیسم را او به وجود آورده است و آن را تأیید میکند... ما با آمریکا بهعنوان یک مجموعهى جغرافیایى یا بهعنوان یک ملّت، بهعنوان یک مجموعهى انسانى هیچ مسئلهاى نداریم، آنهم مثل بقیّهى کشورها؛ مسئلهى ما با آمریکا، مسئلهى استکبار آمریکایى است؛ مستکبرند، متکبّرند، زورگویند، زیادهطلباند... یک تصوّر غلطی در اینجا وجود دارد و آن این است که ما با آمریکا میتوانیم کنار بیاییم؛ با آمریکا کنار بیاییم و مشکلات را حل کنیم. خب این تصوّر، تصوّر درستی نیست. ما نمیتوانیم به توهّم تکیه کنیم، باید به واقعیتها تکیه کنیم».
بعد علت را مفصل توضیح میدهند که بین ایران و آمریکا سوءتفاهم و اختلافات جزئی نیست که با مذاکره مثلاً حل شود میفرمایند: «مسئلهی اصل موجودیت جمهوری اسلامی است و با مذاکره حل نمیشود، با رابطه حل نمیشود... اینها با موجودیت جمهوری اسلامی مخالفاند، با نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی مخالفاند». این بیانات امامین انقلاب است. البته قطعاً رئیسجمهور محترم که از برادری میگویند همان کلام امام است که اگر اینها دست از خباثت بردارند ما راجع به ارتباط با آنها فکر میکنیم. و الا تا وقتی آمریکا آمریکاست موضع ما همان موضع همیشگی است.
مطلب دیگری که شائبه درست کرد مسئله تمامشده «اف ای تی اف» است که دراینباره هم بیان رهبر معظم انقلاب و نظر تشخیص مصلحت نظام روشن است؛ مراجعه بفرمائید. تقریباً 8 سال قبل «اف ای تی اف» امضاء شد اما تحریمی برداشته نشد؛ و تازه ایران را متهم به کمک مالی به تروریستها کردند؛ و برای ملحق شدن تقاضاهایی دارند که با مبانی انقلاب جور درنمیآید راه رفته را دوباره نروید.
ایشان خیلی گذرا راجع به اینکه بنا نداریم انقلاب را صادر کنیم مطلبی بیان کرد. امام فرمود: «ما از اول گفتیم میخواهیم انقلابمان را صادر کنیم». امام صدور انقلاب را یک وظیفه حتمی و انقلابی میدانستند؛ و فرمودند «ما در جنگ صادر کردیم».
حضرت آقا هم فرمودند: «ما انقلاب را امروز نمیخواهیم صادر کنیم. انقلاب، یکبار صادر میشود و شد». بعد به موارد صدور اشاره فرمودند؛ و در جای دیگر فرمودند: «اگر صدور انقلاب به معنای صدور فرهنگ قرآنی و انسانساز اسلام است، این درست است و به آن نیز افتخار میکنیم. ما وظیفهی خود میدانیم که با صدای بلند و توان بالا، مفاهیم و ارزشها و احکام و معارف اسلامی را که مایهی نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است، اشاعه دهیم. ما احساس میکنیم که اگر به این تکلیف عمل نکنیم، مقصریم». پس همه وظیفه دارند تا جایی که میتوانند انقلاب را توسعه دهند.
مطلب دیگر راجع به فتنه است. آقا راجع به حمایت از آنان فرمودند: «حالا هم یک عدّهای از آنها حمایت بکنند، آنوقت دم از امام و طرفداری از امام و طرفداری از نظام و طرفداری از انقلاب هم بزنند. این نمیشود، این قابلقبول نیست. این پدیدهی بسیار بدی است، پدیدهی زشتی است، این پدیده را ما اصلاً نمیپسندیم... همینهایی که سال ۸۸ آن بازی را راه انداختند، خب اینها با جمهوریت نظام جمهوری اسلامی مخالفت کردند، (بعد شما او ا بگذاری مسئول! نمیشود که) بدون هیچ منطقی، بدون هیچ حرف قابلقبول و پسندیدهی در مقابل آدمهای باانصاف. اینها نامطمئناند».
حتی درباره استفاده اساتیدی که در این جریانات بودند فرمودند: «من استفادهی از اینها را مطلقاً توصیه نمیکنم، بههیچوجه، نه به شماها و نه به هیچ دانشجویی و نه به هیچ دانشگاهی توصیه نمیکنم. اساتید خوب هستند، از اینها استفاده کنید... من خواهش میکنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح میکنید، مسئلهی اصلی و عمده را در این قضایا موردنظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئلهی اصلی این است که یک جماعتی در مقابل جریان قانونی کشور، به شکل غیرقانونی و به شکل غیر نجیبانه ایستادگی کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید»؟
خب این توصیه حتمی و روشن ایشان است که نباید جریان فتنه را ماستمالی و فراموش کرد؛ و بعد ما بیاییم در بیان خودمان شبهه درست کنیم که او یکحرفی زده شاید درست گفته از کجا معلوم ما درست بگوییم! خب ما یک سری محکمات و بینات داریم و اصولی داریم که با آن اعمال و گفتار افراد را میسنجیم.
خدا را شاهد میگیرم که مطالب گفتهشده از روی نصح و خیرخواهی است؛ که همین اول کار مسیر را اطرافیانی که وضعیت روشنی دارند به اسم وفاق ملی که خود این هم باید ابعادش روشن شود که منظور چیست برای شما کج نکنند. این مسیر با همان گفتمانی که دارید و گفتمان خوب و مسلط و محکمی هست راجع به موضوعات خاص همینطور پیش بیایید.
بعضی وقتها گفته میشود که این افراد توبه کردند تخصصهایی هم دارند. هم حضرت آقا هم امام فرمودند: کسانی که در این قصه ها بودند توبه اگر بکنند عندالله پذیرفته است؛ اما اگر در نظام خواستند خدمت کنند، خدمت کنند ولی کار کلیدی نباید به آنها داد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/6/23 | 1403/6/23امروز امت اسلام از تفرقه بیشترین رنج را میبرد؛ و بیگانگان حیات خود را در این تفرقه میبینند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه12
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین همیشه اعمال نیک و صالحه خود را کم میبینند. بر درب هفتم جهنم سه جمله نوشته شده که جمله اول که مربوط به محاسبه نفس بود، آن را عرض کردم. جملة دوم نوشته شده بر درب هفتم جهنم این است که: «وَبِّخُوا نُفُوسَکُمْ قَبْلَ اَنْ تُوَبَّخُوا». خودتان را سرزنش کنید قبل از آنکه سرزنش شوید.
سرزنش و نکوهش و سرکوفت را در عربی ملامت میگویند که از کلمه لوم میگیرند. توبیخ هم یک نوع سرزنش است اما همراه با بازخواست. همه اینها ازنظر معنا نزدیک هم هستند. کمی این جمله نوشتهشده بر در جهنم را توضیح بدهم. در چند جهت میشود بحث کرد مثلاً سرزنش دیگران چرا و چه مقدار؟ سرزنش خود چرا و چه مقدار؟ نقشی که سرزنش کردن در تربیت ما و دیگران دارد و امثال اینها که هرکدام بحثهای خود را دارد و از آیات و روایات میتوان برای آن شاهد مثال آورد و البته من خیلی کوتاه به بعض از این موارد اشاره میکنم.
سؤال: در چه زمانی کسی را توبیخ و سرزنش میکنند و یا با او به عتاب سخن میگویند؟ معمولاً وقتی است که از او لغزشی و یا خطایی سر زده باشد. با این عتاب او را متوجه اشتباهش میکنند تا به سمت راه درست بگردد و خود را اصلاح کند. چون عدهای دائماً فکر میکنند در مسیر درست در حال حرکت هستند و اصلاً متوجه اشتباهات و یا گناهان خود نیستند و درصدد اصلاح هم برنمیآیند لذا این نکوهش و سرزنش آنان را به خود آورده راه اصلاح را تذکر میدهد؛ یعنی برای بیدار کردن بعضیها باید آنان را سرزنش کرد.
و درست همین کار را باید درباره خود داشته باشیم؛ یعنی باید خود را بررسی کنیم، نقاط منفی و ضعفهای خود را شناسایی کنیم و کوشش کنیم آنها را جبران و اصلاح کنیم و در مرحله بعد از خودسازی، اقدام به دگرسازی و امثال آن داشته باشیم. کسی که خودسازی نکرده باشد در تربیت دیگران موفقیتی ندارد.
در قرآن کریم خدای تعالی به نفس لوامه سوگند خورده است. آیه 2 از سوره مبارکه قیامت که فرمود: «وَلَآ اُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ». سوگند میخورم به نفس سرزنشگر و ملامتگر. این نفس بر اساس فطرت و معیارهای خدادادی و شاخصهایی که در اختیار دارد، قضاوت میکند و اگر مواردی را برخلاف موازین دید شروع به سرزنش کردن و ملامت کردن میکند تا شخص را نسبت به عمل نادرست و فاسدی که انجام میدهد بیدار کند. جهتگیری نفس لوامه، به سمت توحید و معاد است. هر چیزی که مانع قرب الهی و یا از بین بردن قیامت شخص شود او شروع میکند به زنگ زدن و خبر دادن که این کار اشتباه است، این حرف خلاف است، آن را اصلاح کن و امثال ذالک.
بنابراین نفس لوامه اگر از مسیر خودش خارج نشود و دچار افراطوتفریط نشود، نقشی مثبت و سازنده دارد. چون گاهی سرزنش از حد خود خارج میشود و آنقدر نکوهش میکند تا بیچاره را مأیوس و ناامید کرده، دچار بیماری روانی میکند. اگر نفس لوامه دچار افراط شود شخصیت متعادل افراد را به هم میزند. بله کسی که وجدان سالمی دارد و نفس لوامه او هم بیدار است بهموقع در مواردی که خطایی صورت میگیرد سرزنش میکند اما اگر سرزنشِ خود از حد اعتدال گذشت دیگر تأثیر ندارد.
یک نمونه قرآنی سرزنش کردن خود، جریان حضرت یونس علیهالسلام است که از پیامبران الهی است و در آیه 142 سوره مبارکه صافات فرمود: «فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلیمٌ» ماهی بزرگ او را بلعید درحالیکه او سرزنشگر خود بود. چون بالاخره حضرت ترک اولائی کرد، یعنی در ترک قوم و جدا شدن از آنان عجله کرد و باید صبوری بیشتری به خرج میداد؛ و فهمید این بلعیده شدن مربوط به همان ترک اولی است و اگر آن ذکر که معروف که اهل معرفت به آن ذکر یونسیه میگویند را نمیگفت تا روز قیامت در شکم ماهی میماند؛ که فرمود: «فَلَوْلا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ* لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».
نفس لوامه اینگونه باید بیدار باشد تا بتواند آن کار پرورشی و اصلاحی را مطابق فطرت و حکمت الهی انجام دهد. لذا یکی از دستورات دینی این است که دائم مواظب خودمان و عیوبی که داریم باشیم ولی متأسفانه ما بیشتر دنبال عیوب دیگران هستیم و آن مقدار که وقت میگذاریم تا از کسی نقصی و عیبی به دست بیاوریم برای خود وقت نمیگذاریم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که بینای عیب خود باشد و کور عیب دیگران. همین دستورالعمل را رعایت کنند عدهای، زندگی برایشان گوارا میشود.
و البته این را هم داریم که گاهی انسان در چهارچوب شرعی و اخلاقی و قانونی راجع به موضوعی اقدامی دارد و بعد از هر طرف شروع میکنند به ملامت و سرزنش کردن شخص. اینجا هم درآیات و روایات داریم که محکم باشید و عقبنشینی نکنید و از ملامت ملامت کننده ترس و خوفی نداشته باشید. در آیه 54 سوره مبارکه مائده تعریف میکند از کسانی که در راه خدا قدم برمیدارند و تلاش دارند تا احکام الهی در بین افراد جامعه توسعه پیدا کند و اجرا شود و از ملامت سرزنش کنندگان نمیترسند؛ «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با دعا، انس دارند و در هیچ حالی از دعا غافل نیستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 294 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَا الْمُبْتَلَى الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ، بِاَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ مِنَ الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَاْمَنُ الْبَلَاءَ». آن گرفتارى كه دچار درد شديد است، به دعا نيازمندتر از آن تندرستى نيست كه از گرفتارى در امان نمىباشد. هر دو به دعا نيازمندند، يكى براى نجات از گرفتاریهایی که دارد و دیگری براى اینکه عافيتش دوام داشته باشد و از بلا در امان باشد. حضرت در این بیان تشویق به دعا و توجه داشتن به خدا کرده است. خدای تعالی روحیه دعا و انس با خودش را در همه ما بیشتر بگرداند.
امروز 9 ربیعالاول و اولین روز ولایت و امامت امام عصر ارواحنا فداه است که به همه شما تبریک عرض میکنم. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرت و شهدا در رکابش قرار دهد. چندجملهای عرض ادب کنم. در آیه 6 از سوره مبارکه صف فرمود: «وَ إِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ». رسولی که بعد از من خواهد آمد نام او احمد است.
این نام بهعنوان یک شناسه خاص برای رسول خدا مطرح است. چون منجی عالم بشریت و آخرین ذخیره الهی از صلب آخرین، رسول خدا خواهد بود که در دعای ندبه او را اینگونه خطاب میکنیم: «هَلْ إِلَیْكَ یَا ابْنَ اَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى؟» ای فرزند احمد، آیا راهی هست تا شما را ملاقات کنیم؟ یعنی کسی که نمیشود نام او را صریح بیان کرد و مخفی است، حجت خدا، وارث رسول خدا و موعود منتظر، پسر رسول خداست.
در این عبارت دعای ندبه درسهایی هست مثلاینکه که تذکر میدهد دنبال امام زمان باشیم. چگونه پیروی کنیم؟ خود حضرت فرمودند: «لَن یَنالوا وَلایَتَنا إلاّ بوَرَعٍ». اگر میخواهید تحت ولایت ما باشید بدون ورع و تقوای عالی نمیشود. باید مواظب خودمان از جهات مختلف باشیم و الا آرزوی بیخودی داریم.
حضرت در کلمات و توقیعات معتبری که از ایشان در اختیار داریم مهمترین علت غیبت خودشان را عملکرد شیعیان فرمودهاند. در کتاب احتجاج از حضرت نقل میکند که فرمودند: هیچچیز ما را از شیعیانمان محبوس نمىدارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مىرسد و ما را ناراحت مىسازد و از ایشان انتظار نداریم. پس اگر طالب ارتباط و انس با امام هستیم باید لوازم آن را هم فراهم کنیم که مهمترین آن تقوا و ورع است.
همانطور که ظهور و فرج امام عصر هم بدون شرایط و مقدماتِ لازم محقق نمیشود که یکی از آنها وجود یاوران واقعی و در رکاب است، مثل هارون مکی که همه داستان او را میدانید، باید ویژگیهایی را در خود محقق کرده باشیم تا بتوانیم در دوران حاکمیت مکتب اهلبیت علیهمالسلام یاور امام باشیم.
بعضی از این ویژگیها را عرض میکنم. مثلاً یاران حضرت، فقط تلاوت قرآن و قرائت روزانه ندارند بلکه آیات الهی در جان آنان نهادینه شده و از قرآن جدا نیستند و با قرآن زندگی میكنند. فرمود: با قرآن، دیدگانشان نورانی میشود و تفسیر آن، در گوش جانشان جای میگیرد.
یاران حضرت نهتنها اهل گناه و فسق نیستند و از محارم الهی حریم دارند بلکه مثل خود امام در مبارزهای دائمی با منکرات و معاصی هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: حضرت از اصحاب خود بیعت میگیرد كه دزدی نكنند، دامنشان را به آلودگی نیالایند، مسلمانی را دشنام ندهند، كسی را بهناحق نكشند، مال یتیم را نخورند، شراب ننوشند و امثال اینها.
ویژگی مهم دیگری که یاران حضرت دارند این است که در مسیر الهی که قدم گذاشتهاند تردید ندارند ولو اطرافیان، آنان را سرزنش کنند. ملامتها و تبلیغات مستمر مخالفین مکتب اهلبیت در اراده آهنین آنان اثری ندارد. مصداق آیه 54 سوره مبارکه مائده هستند که فرمود: «وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ». امیرالمؤمنین علیهالسلام در ذیل همین آیه شریفه فرمود: آنان، یاران امام قائم سلاماللهعلیه هستند.
خود حضرت فرمود: یاران من اهل مواسات و برادری هستند و ما گذشته از اینکه به فکر فقراء و مستمندان و اطرافیان خود باید باشیم. جلوه دیگر مواسات کمک به مردم مستضعف دنیاست که نمونه روشن آن امروز فلسطین و غزه مظلوم است. غزهای که به همه جهان درس استقامت داد.
بعد از گذشت نزدیک به یک سال و انجام بیش از 3600 جنایت و ویرانیِ بیش از هفتاد درصد از خانهها و محل سکونتشان، باز همانجا را مختصری تمیز میکنند و ساکن میشوند. با صلابتشان، بدبختی و زبونی مجامع بینالمللی و مراکز حقوق بشری دنیا را به نمایش گذاشتند. چقدر سازمان بیچارهای است سازمان ملل که رئیس آن از روی عجز و خواری اعلام میکند اسرائیل جواب تماسهای او را نمیدهد.
اما رژیم سفاک و جنایتکار که مناطق امن اعلامشده و چادرهای آوارگان و اردوگاهها مثل خان یونس و المواصی که بیشتر آنان زن و کودک بودند را بمباران میکند همانطور که صبرا و شتیلا را در همین روزها چندین سال قبل بمباران کرد و بیروت را اشغال کرد و در سال 1970 فلسطینیان را در اردن قتل عام کرد و که به سپتامبر سیاه معروف شد، این را خوب فهمیده است که روزهای پایانی خود را میگذراند و از دامی که خودش در آن گرفتار شده بهسلامت بیرون نخواهد آمد؛ و بهزودی از بحر تا نهر در اختیار مردم منطقه قرار خواهد گرفت و شیرینی پیروزی بر ددمنشان را خواهند چشید و البته صهیونیستها باید منتظر کمک قاطع و نزدیک ایران به این پایان دادن باشند و تا آن روز ما او را دائماً لعن خواهیم کرد.
امروز ایرانی را که دشمنانش تلاش میکردند ضعیف و وابسته نگه دارند مستقل و قدرتمند است. توانسته در اوج ناجوانمردیها و تحریمها و دشمنیها، خودش را توانمند کند و به فضل پروردگار دارای قدرت بازدارندگی شود که دشمنان هم اذعان دارند. در مناظرات کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا جالب بود که هر دو میگفتند اگر دیگری رأی بیاورد آمریکا و اسرائیل توسط ایران نابود میشوند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه جمهوری اسلامی هیچوقت دنبال تنش و جنجالآفرینی نبوده اما اگر سرزمین و تمامیت ارضی و منافع ملیاش به خطر بیفتد قطعاً باقدرت میایستد و کوتاه نمیآید.
همین روزها بحثهایی راجع به خط قرمز ما و کریدور زنگزور و تغییرات ژئوپلتیکی که در منطقه قفقاز جنوبی پیشآمده و بعض از کشورها مثل انگلیس و کمک خبیثش به خاطر بعض اغراض و منافع و کم کردن قدرت نظامی و سیاسی ایران دنبال میکنند مطرح است که قبلاً حضرت آقا تذکر جدی را دادهاند. هم در دیدار تیر ۱۴۰۱ با اردوغان و هم رئیسجمهور روسیه. خطاب به پوتین فرمودند: جمهوری اسلامی، سیاستها و برنامههایی را که منجر به بسته شدن مرز ایران و ارمنستان شود، هرگز تحمل نخواهد کرد. بههرتقدیر همه باید توجه داشته باشند که تغییرات ژئوپلیتیکی خط قرمز است.
12 ربیعالاول به روایت اهل سنت روز ولادت اشرف مخلوقات محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله است و آغاز هفته وحدت. به همه شما این هفته را تبریک عرض میکنم. راجع به ولادت حضرت انشاءالله در هفته آینده به قید حیات عرض خواهم کرد.
اما اجمالاً اینکه رسول خدا وجود شریفشان عامل آرامش و امان و وحدت در جامعه بود. قبائل بدوی که سالیان سال باهم اختلاف داشتند و برای مسائل کوچک دهها سال میجنگیدند را برادر یکدیگر کرد. مسلمین با وحدتشان چنان اقتداری پیدا کردند که قدرتهای آن زمان را تسلیم خود کردند؛ اما بهمرور این اقتدار کم شد و عامل اصلی آن تفرقه بود که دشمنان اسلام با انواع حیلهها و ایجاد گسلها به خورد جوامع مسلمین دادند و هیبت و صلابت آنها را گرفتند و خوارشان کردند.
امروز هم امت اسلام از تفرقه بیشترین رنج را میبرد و بیگانگان هم از این تفرقه خوشحال و راضی هستند و در توسعه تفرقه و شقاق تلاش میکنند چون حیات خود را در این تفرقه میبینند. الان ببینید آیا اگر جهان اسلام ملتها و دولتها باهم متحد بودند کشوری جعلی به وجود میآمد؟ آیا میتوانست با این آزادی و قلدری جلوی چشم جهان نسلکشی کند؟
خوشبختانه انقلاب اسلامی از ابتدای نهضت با عنوان اسلام، شروع کرد و فرقه سازی نکرد و از مسلمات انقلاب احیاء ارزشهای اسلامی و دینی بهطور عام است و تا امروز هم با هدایتهای امامین انقلاب روی اصول خودش، ایستاده است. به نظر امروز لازم است که امت اسلامی یک جبهه جهاد فرهنگی در مقابل هجمههای سنگینی که به فرهنگ اسلام میکنند به وجود بیاورند و با انسجام و سازماندهی شده عملیات تخریب و تضعیف آنان را خنثی و در مواقع لزوم حمله داشته باشد.
باید ناامیدی را از جهان اسلام گرفت. ناامیدی هم در داخل آسیب است هم بهطورکلی در بین مسلمین. مطلبی را که عرض میکنم دقت بفرمائید من به جنبه داخلی میپردازم. در بیانیه گام دوم و همچنین بیانات مکرر به مناسبتهای مختلف حضرت آقا به مسئله امید و امیدآفرینی تأکید کردند و واقعاً امروز جامعه ما بهشدت به آن احتیاج دارد. امید واقعی و آینده روشن که اینجا هم عدهای ندانسته و عدهای کاملاً حساب شده آن را هدف قرار دادهاند.
من چند جمله در این رابطه عرض میکنم. قرآن کریم در معرفی جریان نفاق به ویژگیهایی اشاره میکند ازجمله در آیه 120 سوره مبارکه آلعمران میفرماید: «إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیئَةٌ یفْرَحُوا بِهَا». هرگاه نیکى به شما برسد ناراحت مىشوند و هرگاه مصیبتى بر شما وارد گردد خوشحال مىشوند. بعد امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه 194 نهجالبلاغه خصوصیات منافقین را بیان کردهاند. یکی از ویژگیهای اهل نفاق این است که: حسودانِ آسایش دیگران هستند، به گرفتارىِ مردم دامن مىزنند و امید را به یأس مىكشانند؛ یعنی قرآن و عترت میگویند منافقین یکی از مهمترین صفاتی که در همه زمانها دارند این است که ایجاد یاس میکنند. حتی آنچه حسن است را هم ابزاری برای از بین بردن امید استفاده میکنند.
الان این موشکهایی که با همت جوانان کشور درست شد را ببینید؛ عدهای چگونه تضعیف میکردند و میکنند. سعی میکنند ارادهها را تضعیف کنند و با ترفندهای مختلف مقاومت افراد مقاوم را بشکنند. امروز به کمک رسانه، خیلی گسترده و عمیق و پیچیده ایجاد یاس میکنند و از کوچکترین اتفاق برای خود ابزاری برای ضربه زدن به باورها و ارادهها استفاده میکنند. حضرت آقا در بیانی فرمودند: جغرافیاى سیاسى دنیا را، اراده و ایمان انسانها در آینده تعیین خواهد كرد؛ و منافقین تلاش میکنند اراده و ایمان تضعیف شود.
قرآن کریم دائم به ما تذکر میدهد اهل امید باشید و یاس را از خود دور کنید. در آیه 139 سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَ اَنْتُمُ الْأعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُم مُّؤْمِنِینَ». این خیلی امیدآفرین است باید دائم تکرار کرد و روحیه را تقویت کرد.
یادمان باشد اگر خدا را یاری کنیم او هم ما را یاری میکند و ثابتقدم قرار میدهد. در آیه 7 سوره مبارکه محمد فرمود: «إِنْ تَنصُرُوا اللهَ ینصُرْکُمْ وَ یثَبِّتْ اَقْدَامَکُمْ». یکی از جنود عقل که هم باعث رشد فردی است و هم اجتماعی امید است. یادمان باشد امید سرمایه است. دائم در دعای کمیل خواندهایم «ارْحَمْ مَنْ رَاسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ». مواظب باشید این سرمایه را با برچسب زدن و عنوان درست کردن از ما نگیرند.
ما امت امام حسینیم و حضرت همان صبح عاشورا را با امید شروع کرد و به خدای تعالی عرض کرد: «اللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتِی فِی كُلِّ كُرْبَةٍ، وَ اَنْتَ رَجائِی فِی كُلِّ شِدَّةٍ...» انشاءالله همه محکم و مستحکم و با امید به فضل خدای تعالی و آینده درخشان تر برای ایران اسلامی قوی در هر جا که هستیم فعال باشیم.
یاد مرحوم شهریار شاعر توانمند و فرهیخته که روز وفات او را روز شعر و ادب فارسی قرار دادند گرامی میداریم.
راجع به سفر چین، ضرورت آن، زمان رفتن که آیا الان لازم است، مدت اقامت، هزینههای آن، افرادی که باید بروند، شفافسازی کنید چون برای مردم مهم است. اگر لازم شد بنده هم نکتهای خواهم گفت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/6/16 | 1403/6/16امروز باید در مقابل مسائل فراوان داخلی و خارجی هم بصیر بود و هم صبور | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه13
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خود و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا همیشه از عملکرد خود راضی نیستند و به خود برای بهتر و بیشتر شدن اعمالشان نهیب میزنند. عرض کردم بر درب هفتم جهنم به نام سعیر سه جمله نوشته است که جمله اول راجع به محاسبه نفس است که فرمود: «حاسِبُوا نُفُوسَکُمْ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا». پیش از آنکه خداوند به حساب شما رسیدگی کند، به حساب خودتان برسید.
در نوبت قبل راجع به اهمیت رسیدگی به اعمال و محاسبه نفس و تأکید خدای تعالی و رسول مکرم و ائمه علیهمالسلام و بهتبع آنان علماء بزرگوار نکاتی مختصر عرض شد که همه ما باید برای روز حساب آماده باشیم پس نباید از اعمال خود غافل باشیم. مؤمن حساب لحظهلحظههای عمرش را دارد و برای آنها بیبرنامه نیست و در آخر شب بررسی میکند که آیا طی برنامه عمل کرده است یا نه و اگر نقصی بود درصدد جبران آن خواهد بود.
رسول خدا فرمودند: در صحف ابراهیم آمده است که خردمند تا مادامیکه خردش از او گرفته نشده باید ساعاتی را برای خود در نظر بگیرد. زمانی برای مناجات با پروردگارش و زمانی برای محاسبه نفس و زمانی برای اندیشیدن در آنچه خداوند عزوجل به وی ارزانی داشته است و زمانی برای لذات حلال؛ زیرا این زمان کمکی است به آن سه زمان دیگر و مایه آسودگی و رفع خستگی دلها.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه اولاً بدانیم قبل از آنکه خود ما مراقب خودمان باشیم خداوند متعال رقیب ماست. در آیه اول از سوره مبارکه نساء فرمود: «ان الله کان علیکم رقیباً». همانا خداوند مراقب شماست. یا آیه 18 از سوره مبارکه ق که فرمود: «ما یَلفِظُ مِن قولٍ الا لدیه رقیبٌ عتیدٌ». هیچ کلامی نمیگوید مگر آنکه در کنار آن مراقبی حاضر و آماده است. بعد در همینجا امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه 157 فرمودند: بدانید بندگان خدا که دیدهبانانی از وجود شما و جاسوسانی از اعضای بدن شما نگهبانان صادقی بر شما گماشتهاند که اعمال شما و شمار نفسهایتان را ثبت میکنند. نه سیاهی شب تار، اعمال شما را از دید آنها پوشیده میدارد و نه دروازه محکم و بسته، شما را از آنان مخفی میکند.
البته ما چون دچار غفلت و فراموشی میشویم، خیلی از اعمال خود را کاری که باید برایش پاسخ داشته باشیم نمیدانیم مثل همین حرف زدن، اصلاً توجه نداریم که بابا این حرف زدن ما کار ماست و حساب دارد؛ لذا خدای تعالی هشدار میدهد: «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید». اینطور نیست که هرچه دلتان خواست گفتید کاری با شما نداشته باشند؛ اولاً همهاش ثبت میشود و ثانیاً باید پاسخگو باشی. برای همین مراقبه اهمیت دارد که هر چیزی را نگوییم تا محاسبهاش آسان باشد.
لذا لازمه اینکه انسان حسابی بینقص داشته باشد این است که مراقبهای کامل داشته باشد و به همه جوانب توجه کند. اگر خداینکرده غفلتی شد و خطایی سر زد بلافاصله با توبه و انابه جبران کند. نگذارد گناه روی گناه بیاید و انباشته شود و کار را بر خود سخت کند. گاهی همین تأخیر در توبه و جبران، انسان را دچار فراموشی میکند و آن خطا ترمیم نمیشود.
رسول خدا به اصحابشان فرمودند: آیا شما را به زیرکترین زیرکان و نادانترین نادانان خبر ندهم؟ اصحاب گفتند: بله یا رسول خدا. حضرت فرمود: زیرکترین انسانها کسى است که به حساب نفس خویش رسیدگى کند و براى پس از مرگ خویش عمل کند و احمقترین احمقها کسى است که تابع هواى نفس خویش باشد و پیوسته آرزوهاى خود را از خداوند درخواست کند.
کسی که محاسبه میکند اگر کم و کسر نداشت که چهبهتر، خدا را شکرگزاری میکند و طلب توفیق بیشتر و اگر کمبودهای مختلف خود را فهمید، اگر عاقل باشد به جبران اقدام میکند، با اعمال مستحب و انجام نوافل و استغفار و کارهای خیر. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: از خود مراقبی بر خود بگمار و از خویش برای آخرتت بهرهای برگیر؛ و فرمود: خدا رحمت کند کسی را که سخن حکیمانهای بشنود و پذیرایش شود و به راه راست فراخوانده شود پس به آن نزدیک گردد و کمربند راهنمایی را بگیرد و نجات یابد، پروردگارش را در نظر داشته باشد و از گناه خویش بترسد.
این ترس از گناه باعث میشود که شخص عمداً و متعمداً به طرف گناه نرود و درنتیجه محاسبه اعمالش آسانتر باشد. اینکه ما دائماً و در همه حال خدا را در نظر داشته باشیم ریشهاش همین است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: از موعظههای خداوند تبارکوتعالی به عیسی بن مریم علیهالسلام این بود: ای عیسی، هر جا هستی مرا در نظر داشته باش. چه جمله پر اثری است. رعایت همین جمله انسان را به عصمت نزدیک میکند، چون هرچه گرفتاری داریم مربوط به وقتی میشود که از خدای تعالی غفلت میشود.
نکته پایانی اینکه اگر اهل محاسبه باشیم قطعاً دو روز ما یکی نخواهد بود. روایت معروف را همه شنیدهاید که امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر که دو روزش یکنواخت باشد مغبون است و هر که فردایش بدتر از امروزش باشد فریبخورده است؛ و هرکه کاستیهای خود را جستجو نکند پیوسته در کاستی ماند و هرکه کاستیاش ادامه داشته باشد مرگ برایش بهتراست. خدای تعالی توفیق مراقبت دائم و محاسبه جدی و همیشگی به همه ما عنایت فرماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا همانطور که مواظب زبان خود هستند مواظب قلم و نوشتههای خود هم هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 293 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ، وَ كِتَابُكَ اَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ». پیامرسان تو بيانگر عقل تو است و نامهات رساترين چيزى است كه از جانب تو سخن مىگويد.
فرستاده هر کس، پیام آن شخص را میرساند پس باید جهاتی در او رعایت شود. حضرت فرمود از همین فرستاده میشود فهمید عقل تو چه مقدار است. بعد نامه، خیلی روشن نشاندهنده عقل و روحیات شخص است چون قلم خود اوست. برخلاف کسی که پیام را میرساند چون ممکن است عمداً یا از روی اشتباه مقصود را نرساند، اما نامه اینطور نیست. خدای تعالی حفظ قلم و زبان را به همه ما عنایت فرماید.
قبل از بیان مطالب امروز عرض کنم خدای تعالی این دو ماه عزاداری را از همه قبول کند و نام همه ما در زمره سوگواران و عزاداران سیدالشهدا ثبت شده باشد؛ و این محرم و صفر را آخرین محرم و صفر ما قرار ندهد.
حلول ماه ربیع المولود را هم تبریک عرض میکنم. یکی از مناسبتهای این ماه 8 ربیعالاول شهادت مظلومانه امام جوان ما پدر بزرگوار امام عصر امام عسکری علیهماالسلام است. راجع به زمان حضرت امام عسکری علیهالسلام و خفقان و سختیهایی که در دوره 6 ساله امامتشان با آن مواجه بودند که یا در حبس بودند و یا اگر آزاد بودند ممنوعالملاقات و از معاشرت ایشان با دیگران جلوگیری میشد، در جلسات قبل نکاتی به عرض رسید.
در این نوبت هم چندجملهای عرض میکنم. حكام بنيعباس از وجود امام عسکری نگرانی داشتند از جهات مختلف، چون شیعه قدرت زیادی پیدا کرده بود و علویان با رهبری امام قدرتی بودند که میتوانستند بهراحتی ریشه بنیعباس را بکنند. یا غیر از فعالیتهای سیاسی امام و سخنرانیها و اعزام مبلغین به اطراف بلاد اسلامی، شیعیان هم اموال فراوانی را در اختیار امام قرار میدادند که قدرت ساز بود. مثلاً در یک نوبت حضرت صد هزار مثقال طلا را به نماینده مورد اعتمادش داد تا در ایام حج بین شیعیان و مستمندان تقسیم کند. یا جعفر کذاب برادر امام عسکری برای استفاده از قدرت این جایگاه به عبیدالله بن خاقان گفته بود اگر مقام برادرم را در اختیار من قرار دهی سالی 20 هزار دینار به تو میدهم. احساس خطر دیگرشان این بود که میدانستند پدر آخرین حجت خدا که همه عالم را از عدالت پر میکند امام عسکری است، لذا طبق نقل سه نفر از خلفا عباسی درصدد کشتن حضرت بودند.
اموری شبیه این موارد که عرض شد باعث میشد که امام و شیعیان را در تنگنا قرار دهند. خلاصه تحمل حضور حداقلی امام را هم نداشتند. معتمد عباسی علیهاللعنه امام عسكرى علیهالسلام را توسط یکی از نزدیکانش با زهر مسموم کرد. امام چند روز در بستر بيمارى قرار گرفتند، معتمد برای رد گم کردن و اینکه مردم گمان کنند امام از بیماری رنج میبرند دائماً پزشكان را بر بالين حضرت مىفرستاد تا هم برای خودش وجههای کسب کند و هم اوضاع را زير نظر داشته باشد و هم جانشین امام را شناسایی کند. مدتی نگذشت که تأثیر سم شدت پیدا کرد و در روز جمعه هشتم ماه ربیعالاول سال ۲۶۰ هجرى هنگام نماز صبح در سن 28 سالگی به شهادت رسید.
بعد از شهادت امام عسکری علیهالسلام امامت مهدی الامم حضرت صاحب العصر و الزمان بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه آغاز میشود. نکتهای عرض کنم و آن اینکه باید قدر امام و جایگاه امام را دانست و الا از وجودش محروم خواهیم شد. امام باقر علیهالسلام فرمودند: زمانی كه خدای تبارکوتعالی بر خلقش خشم كند، ما را از مجاورت آنها دور كند؛ یعنی یکی از علل اصلی غیبت امام زمان سلاماللهعلیه، خشم خدا بر بندگان است. خدای تعالی کی بر بندگانش خشم میکند و یا چه عاملی باعث خشم خداوند میشود؟ اینها مسائلی است که باید دقت کرد.
ما خیلی برای فرج امام دعا و انابه میکنیم؛ اما آیا این دعاها بدون عمل تأثیری دارد؟ قطعاً ندارد. امام رضا علیهالسلام فرمودند: کسی که بىعمل دست به دعا بردارد، خودش را مسخره نموده است. اگر در این دوره غیبت برای فرج امام عصر دعا میکنیم باید فعالیت عملی برای ظهور هم داشته باشیم. نمیشود امام ما امام جهان و تمام ملیتها و زبانها و اقوام باشد و بخواهد تغییرات در جهان به وجود بیاورد ولی ما که دوستدار و عاشق او هستیم جهانی فکر نکنیم. مکتب تربیتی اهلبیت اینگونه است که انسانِ جهانوطنی تربیت میکنند و شخص را برای حضور در تمام عرصهها آماده میکنند و لذا امام عصر منجی همه جهان است.
نباید در شناخت امام و شناساندن امام کوتاهی داشت. توجه دارید که خدای تعالی نعمت امام را در اختیار مردم قرار داده است؛ اما مردم با نوع عملکردشان و نحوه برخورد با امام موجبات طولانیتر شدن غیبت را فراهم میکنند. مثلاً ببینید این مطلب چقدر ناراحتکننده است. عدهای از شیعیان به امام عسکری نامه نوشتند که مبالغی خدمت شما فرستادیم، بفرمایید که کجا خرج شده است؟ حضرت در جواب نوشت: اگر امامت یک امری است که از امام قبل به بعدی میرسد، پس چرا این سؤال را از اجداد من نکردید؟ چطور شما من را امام میدانید و این سؤال را میکنید؟ همین رفتار باعث شد که وسط اتاق پرده انداختند تا دیگر حضرت را نبینند و امام از پشت پرده جواب شیعیان را میدادند؛ یعنی با یک سؤال نابجا و نفهمیدن جایگاه امامت، محرومیت و غیبت از زمان امام عسکری شروع شد.
در زمان خود امام عصر که محرومیت توسعه پیدا کرد. نزدیک 70 سال نواب خاص واسطه بودند که رسید به غیبت کبری و محرومیت و غیبت به بالاترین درجه رسید. اگر ما قدر نعمت را ندانیم و شکرگزاری درست نداشته باشیم این حرمان و غیبت و دوره انتظار طول خواهد کشید. چه باید کرد؟ بدانیم که همراهی و معیت با امام بصیرت و صبوری میخواهد و الا فقط حرف و گفتن اللهم عجل لولیک الفرج فایدهای ندارد.
امام عسکری علیهالسلام فرمود: مهدی من در این امت، بهمثابه خضر علیهالسلام است، او غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچکس در آن نجات نمییابد مگر کسی که خدای تعالی او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعای به تعجیل فرج موفّق سازد.
قصه حضرت خضر هم در سوره کهف در خاطر شریف شما هست که حضرت موسی طلب همراهی با ایشان را کرد و خضر علیهالسلام پاسخ داد: «اِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً * وکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً». نمیتوانی چون استطاعت در بصیرت و صبر نداری. پس وظیفه ما معلوم شد که در دوران غیبت باید استطاعت خودمان را هم در جهت صبر و هم بصیرت بالا ببریم.
امروز باید در مقابل مسائل فراوان داخلی و خارجی هم بصیر بود و هم صبور. در برابر دشمنانی که قصدشان هدم و نابودی و ریشهکن کردن اسلام و شیعه است باید استطاعت خود را بالا ببریم و صبوری کنیم. صبر مردم غزه را ببینید. از 40 هزار نفر شهید گذشت اما همچنان بعد از 11 ماه ایستادهاند و دشمن خود را بیچاره کردهاند.
صهیونیستهای بیچاره ولو دائماً جنگ را گسترش میدهند و این روزها کرانه باختری را وحشیانه تخریب میکنند و دنیای انساننما هم تماشا میکند، اگر امروز جنگ را کنار هم بگذارد در هر دو صورت بازنده است. حرکت اعتراضی که در داخله سرزمینهای اشغالی به وجود آمده و فروپاشی درونی صهیونیستها را جلو انداخته و امنیت داخلی آنان را به خطر افتاده، نتیجه صبر و مقاومت جبهه مقاومت است و به گفته خودشان فروپاشی از درون محقق شده و انشاءالله نتیجه نهائی بسیار نزدیک است.
خودشان میگویند سرطانی که اسرائیل داشته دیگر راهی برای درمانش نیست و این بیماری با سامانه گنبد آهنین یا دیوارهای حائل یا بمبهای هستهای نیز درمان نمیشود. از طرف دیگر چون صهیونیستها فشل بودن جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی را درباره خود میبینند هر نوبت جنایت جدیدی مرتکب میشوند. متأسفانه تا سازمان ملل و مجامع بینالمللیِ ازایندست، وامدار صهیونیستها هستند و مثل گوینده خبر، دائم جنایات اتفاق افتاده را گزارش میکنند و تأسف میخورند و اقدام جدی ندارند و عملاً نشان میدهند که ذلیل سیاستهای آمریکا و بعض قدرتها هستند، کاری پیش نخواهد رفت؛ و ما از خدای تعالی میخواهیم دل اهل ایمان زودتر شاد شود و تا آن روز شعار ما مرگ بر اسرائیل است.
یکی از روزهای تاریخساز دوره معاصر 17 شهریور سال 57 بود؛ معروف به جمعه سیاه که حضرت امام از آن تعبیر به ایامالله کردند. فرمودند: از ایام خدایی بود كه یك ملت، زن و مردش، جوان و غیر جوانش، بایستند و خون بدهند برای احقاق حق، این روز خدا است. 17 شهریور «مِنْ ایام الله» است، باید متذكر باشید. باید یادآوری كنید این «ایّام الله» را. چنانچه كردید، از یاد نباید برود این «ایّام الله»، برای اینكه این ایاماند كه آدم سازند.
حضرت آقا در بیانی فرمودند: «ببینید دشمن روی چه چیزی حساس است روی همان مطلب متمرکز شوید». در بحث جهاد تبیین باید ببینیم نقاط تمرکز دشمن کجاست و به چه چیزی اولویت داده است. در این سالهای اخیر یکی از موارد که خیلی به آن پرداخته میشود و القاء میکنند انقلاب ثمرهای نداشته تطهیر دوران تاریک و سیاه پهلوی و طاغوت است. پس باید این دوره را شفاف و صریح بخصوص برای نسل جوان تبیین و روشن کرد. روز 17 شهریور به تنهائی جنایات ضد انسانی شاه را و از طرف دیگر، مقاومت و ایستادگی و شجاعت ملت ایران در مقابل ستمگران تا رسیدن به اهداف بلند اسلامی و انسانی را گزارش میکند.
البته ابعاد جنایاتی که شاه و مزدورانش علیه مردم انجام دادند کامل تبیین نشده و غیر از مستند 50 دقیقهای جمعه سیاه که در سینماهای اروپا و آمریکا هم پخش شد، دستگاههای مربوطه کار فاخر و اثرگذاری تولید نکردهاند؛ اما سلطنتطلبان و خط تطهیر پهلوی با فریبکاری بااینکه قطعه 17 بهشتزهرا سلاماللهعلیها، مدفن بدن مطهر شهدای آن روز است، تلاش میکنند القاء کنند اصلاً کشتاری در آن روز نبوده است.
مقدمات فرار شاه را همین روزها فراهم کرد. حوادث همین روز انسجام ارتش را به هم ریخت و در مقابل مردم ناتوان کرد. از آسمان و زمین بر روی مردم تیراندازی کردند و خیابانی که امروز به آن پیروزی میگویند آن روز پر از جسدهای بیجان شد. 156 روز بعد از 17 شهریور حکومت پلید شاهنشاهی با همت مردم و رهبری حضرت امام ساقط شد.
به فضل الهی از آن روز الهی تا امروز باوجود سختیها و مشکلات فراوانی که مستکبرین فراهم کردهاند در اراده محکم مردم انقلابی ایران خللی وارد نشده بلکه در دفاع از انقلاب و آرمانهای آن مصممتر شدهاند. نشانه آن این است که هنوز دشمنان انقلاب به اشکال مختلف مشغول توطئه و شیطنت هستند و مردم هم برای حفظ دستاوردهای انقلابشان در صحنه حضور دارند و از استقلال خود دفاع میکنند و حتی از شعارهای انقلاب که مهمترین آن استکبارستیزی و لعن بر شیطان بزرگ آمریکاست دست نکشیدهاند.
19 شهریور وفات شخصیت انقلابی و بصیر این خطه، مجاهد مخلص آیتالله سید محمود طالقانی رحمة الله علیه است. درباره ایشان من از کلام حضرت آقا وام میگیرم که فرمود: «آقاى طالقانى اهل فكر نو، بر محور دین و با تمركز بیشتر بر روى قرآن و نهجالبلاغه بود». بعد اضافه میکنند: «لكن همهى ابعاد شخصیت آقاى طالقانى بُعد روشنفكرى دینى نیست. یك بُعد مهم بُعد مبارزه است». یا فرمودند: «واضح بود كه آدمى اهل درد بود و مىخواست مبارزه كند. لذا تبعات مبارزه را هم قبول كرد، زندان افتاد... واقعاً مؤمن بود. آنوقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع مىكردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام».
درسی که ما از ایشان و همینطور از آیتالله مدنی دومین شهید محراب میگیریم که هم برای روحانیت و هم برای مردم الگوست ولایتپذیری و اخلاص در انجام وظائف، ندیدن خود و خدمت متواضعانه برای مردم است. شهید مدنی هم عالم بود و هم عامل، شخصیت خودساخته با قوت روح، عقیل، بصیر، دشمنشناس و سریعالانتقال، شجاع و صریحاللهجه بود. یکی از کسانی که در نجف بااینکه این کار سختی بوده که اعلام کنند امام مرجعیت دارد و یا اعلم است، ایشان بود. حضور ایشان و کنترل قصه فتنه خلق مسلمان در تبریز ولو با به خطر انداختن جان از برجستگیهای زندگی ایشان است. خدای تعالی هر دو بزرگوار را و شهدا 17 شهریور و دیگر شهدا گرانقدر انقلاب و اسلام را بهرهمند از نعم بیکران و حشر با رسول خدا و اهلبیت بگرداند.
چند وقت قبل کلنگی را زدند در همین منطقه البرز جهت مسکن کوچک. به نظرم میرسد باید دقت بیشتری شود و تجدیدنظری باید صورت بگیرد. خیلی روشن است که صدمات و لطمات جبرانناپذیری به فرهنگ اسلامی و به بافت اجتماعی خواهد زد؛ و حتی مشکلات اقتصادی به وجود میآورد این قصه که بخواهند خانههای ۲۵ متری و ۳۰ متری بسازند با آن جهاتی که میخواهد در آن رعایت شود.
فقط اشاره کردم و اگر لازم شد در آینده توضیح بیشتری خواهم داد. قطعاً لازمه این کار، کارشناسی دقیق و همهجانبه است. رئیسجمهور محترم دائم به بحث کارشناسی تأکید میکنند؛ توصیه میکنیم که در این کار مجدداً تجدیدنظر شود و کارشناسی دقیقی شود. واقعاً فرهنگ جامعه و دین جامعه و مسائل مختلف اجتماعی را این کار برهم خواهد زد.
نکته بعد هم راجع به سفر چین بعضی از آقایان بود که بماند برای بعد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/6/9 | 1403/6/9تعاریفی که حضرت آقا از دولت رئیسجمهور شهید میکنند تأکید بر ادامه مسیر درست است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه14
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از محاسبه نفس خود غافل نیستند. رسول خدا در شب معراج ازآنچه از بهشت و جهنم ملاحظه فرموده بودند گزارشی دادند بهخصوص از درهای بهشت و جهنم و نوشتههایی که بر سر در آنها نوشته شده که بیان کردیم. آنچه مربوط به درهای بهشت بود گفته شد. بخشی از درهای جهنم هم گفته شد.
اینکه درهای جهنم هفت تاست در قرآن آمده است. در سوره مبارکه حجر آیه ۴۳ و ۴۴ فرمود: «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ».
رسیدیم به آخرین در که در هفتم است؛ به نام سعیر؛ یعنی شعله فروزان. برگرفته از آیه ۴ سوره انسان است که فرمود: ما برای انسانهای کافر زنجیرها و غلها و شعلههای سوزان آماده کردیم؛ «إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا».
اگر کسی در دینداری و بایدها و نبایدهای عملی دین یا در اخلاق و رفتار و یا در عقاید و باورهای دینی کمبود و انحراف داشته باشد بهناچار باید پاسخگوی اعمال خودش باشد.
جهنم جایی است که اگر کسی نتوانسته باشد از توبه و شفاعت خودش را برخوردار کند یا مصیبتها و سختیهایی که در دنیا به او رسیده پاکش نکرده باشد و سکرات مرگ و عذاب قبر برایش سودی نبخشیده باشد، ناگزیر باید وارد جهنم شود و تحمل عذاب و عقاب کند.
بعضیها با سکرات مرگ پاک میشوند. بعضیها با عذاب قبر پاک میشوند. بعضیها با مصیبتها و سختیهایی که در دنیا به آنها میرسد پاک میشوند. بعضیها هم با توبه و شفاعت و توسل پاک میشوند. اگر هیچکدام از اینها شخص را پاک نکرد باید آماده عذاب و عقاب باشد.
بر این در هفتم هم سه جمله نوشته شده است: «وَ عَلَى اَلْبَابِ اَلسَّابِعِ مَكْتُوبٌ ثَلاَثُ كَلِمَاتٍ: حَاسِبُوا نُفُوسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا، وَ وَبِّخُوا نُفُوسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُوَبَّخُوا، وَ اُدْعُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَنْ تَرِدُوا عَلَيْهِ، وَ أَنْ لاَ تَقْعُدُوا عَلَى ذَلِكَ» بر در هفتم سه کلمه نوشته شده است خودتان را محاسبه کنید قبل از آنکه به حسابتان رسیدگی شود. پیش از آنکه خداوند شما را توبیخ کند خودتان را توبیخ کنید. و خداوند عزوجل را بخوانید پیش از آنکه بر او وارد شوید و قدرت خواندن او را دیگر نداشته باشید.
جمله اول بسیار مهم است و حساس است. تذکر جدی است که اگر مواظبت کنیم دنیا و آخرت خود را آباد کردهایم. نکتهای که علمای اخلاق و علمای بزرگوار اهل معرفت و بزرگان دین بر مداومت بر محاسبه تأکید میکنند که حساب خودتان را دائم برسید تا زمان مرگ. انسان دارای کمالات و فضائلی هم شده باشد باز از محاسبه نفس خودش نباید غافل شود.
میفرمایند خودتان و عقایدتان و اعمالتان را دقیق بررسی و ارزیابی کنید. فرصت بهسرعت سپری میشود؛ بهخصوص زمان توبه هم از دست میرود. فرصتها را از دست ندهید و قبل از آنکه وقت تمام شود خودتان را از کمند شیطان خلاص کنید. با رجوع به قرآن و دستورات اولیا دین عاقبت خودتان را به خیر کنید.
آیات متعددی از قرآن کریم همچنین روایات اهلبیت علیهمالسلام بر محاسبه نفس سفارش میکنند. اهل ایمان و کسانی که به خدا و قیامت اعتقاد دارند برای ساعاتی که از عمرشان میگذرد برنامه دارند. در آخر شب بررسی میکنند که آیا برنامههایشان را درست انجام دادهاند یا نه؟ طبق برنامه عمل کردند یا نه؟ اگر نقصی در برنامهشان دیدند بلافاصله درصدد جبران برمیآیند.
اما اگر شخص به قیامت و معاد و حسابوکتاب و آخرت ایمان نداشت، اصلاً متوجه نمیشود که روزگار را دارد چگونه میگذراند. دقتی در رفتار و اعمال و برخورد با دیگران و رابطهای که اعمالش با قیامتش دارد ندارد.
کسی که اهل محاسبه اعمال خودش نیست زیاد حرف میزند. به مردم کم نفع میرساند. ترسی از خدای تعالی در دل ندارد. در بلاها صبوری ندارد. اهل شکرگزاری نیست. پرخوری و پرگویی میکند و پرخوابی دارد؛ و دهها و دهها صفت مذموم دیگر. چون اعتقادی ندارد چه چیزی را کنترل کند؟!
قرآن کریم درباره این افراد هشدار میدهد که اگر به این بیتوجهی ادامه بدهند به عاقبت بدی گرفتار میشوند. در آیه مبارکه دارد که «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ» آدمهایی که اینطور بیتوجه هستند و سرخود کار میکنند و باری به هر جهت هستند و به چیزی توجه ندارند نتیجه کارشان این میشود که آیات خدا را تکذیب و مسخره میکنند. بیچارگی از این بالاتر که شخص برسد به جایی که بگوید قیامت چیست! اصلاً خدا کدام است!
لذا برای اینکه گرفتار این بلیه نشویم باید دائم حساب کشی کنیم. در روایت دارد هر شب از خودتان حسابرسی کنید چنانکه یک شریک به حسابرسی شریک خود میپردازد. دیدهاید شرکا چقدر دقیق و با برنامه به حساب شریکشان رسیدگی میکنند. شما هم نفستان را مثل شریک کاسبی خودتان قرار بدهید. از او حساب بکشید که عمر را در چه راهی مصرف کرده؟ اگر دیدید در حال زیان هستید بلافاصله جلوی ضرر را بگیرید.
برای اهمیتی که محاسبه نفس دارد، علمای اخلاق آن را از اولین مراحل تهذیب نفس و حرکت سلوکی انسان میدانند. میگویند محاسبه نفس اولین کار است ولی تا آخر راه انسان باید این را همراه خودش داشته.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به ابوذر توصیه فرمود: «ای ابوذر به حسابت رسیدگی کن پیش از آنکه به حسابت رسیدگی کنند تا فردا محاسبه تو آسان گردد». یک مقداری از محاسبه را خودت در دنیا انجام دادی.
اما میدانید سختی کار کجاست؟ آنجا که روز قیامت خدای تعالی ما را که حاضر کرد بگوید خودت به حساب خودت برس. «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» من کاری با تو ندارم. تو خودت بگو چهکاره هستی؛ من بنا بر گفته خودت با تو عمل میکنم. آنجا دیگر کار انسان خیلی سخت میشود. باعث شرمندگی است.
مثل یک استادی که به شاگردش بگوید خودت بگو من به تو چند بدهم؟ این یکجورهایی مذمت است. یکجورهایی عذاب است. انسان باید در دنیا خودش به حساب خودش برسد.
عین این عبارت را که خواندم در روایات دیگر از اهلبیت هست. عبارت «حَاسِبُوا قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» زیاد تکرار شده؛ و ادامه بعضی از این روایات دارد که محاسبه در این دنیا حساب قیامت شما را سبک میکند. خودتان در دنیا بررسی و جبران کنید.
در اهمیت موضوع امام کاظم علیهالسلام فرمود: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اِسْتَزَادَ اَللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اِسْتَغْفَرَ اَللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ». از ما نیست کسی که هرروز خودش را محاسبه نکند. اگر عمل نیکویی انجام داده بود از خدا بخواهد که زیاد شود و اگر سیئهای مرتکب شده بود از خدا طلب استغفار کند و به سمت خدا برگردد.
ما خیلی تلاش میکنیم که مشمول خطاب منّا شویم؛ مثل آنجا که پیغمبر اکرم فرمود: سلمان منّا؛ سلمان از ما بود. خب کارهایی را کرده بود که از پیغمبر بود. ما هم میتوانیم کارهایی را انجام بدهیم لذا به این خطاب دقت کنیم و درست عمل کنیم ما هم منّا میشویم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
در این روزهای پر خیر و پربرکت از جهتی، شما نمازگزاران را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین مثل شریکی که از شریکش حساب میکشد از خودش حساب میکشد.
حکمت ۲۹۲ از حکم نهجالبلاغه این است که سؤال شد از امیرالمؤمنین «كَيْفَ يُحَاسِبُ اللَّهُ الْخَلْقَ عَلَى كَثْرَتِهِمْ؟ فَقَالَ كَمَا يَرْزُقُهُمْ عَلَى كَثْرَتِهِمْ. فَقِيلَ كَيْفَ يُحَاسِبُهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ؟ فَقَالَ كَمَا يَرْزُقُهُمْ وَ لَا يَرَوْنَهُ». خدای تعالی چگونه اعمال خلق را با همه کثرتی که دارد محاسبه میکند؟ حضرت فرمود: همانطور که با همه کثرتشان به آنها روزی میدهد. دوباره پرسید بااینکه او را نمیبینند چگونه حساب آنها را میپرسد؟ فرمود مگر وقتی روزیشان میدهد آنها خدا را میبینند؟ حضرت جمعیت کثیر مردم را با روزیرسانی به آنها درحالیکه آنها خدا را نمیبینند تشبیه کرده است تا مطلب مقداری حل شود. خدای تعالی همه ما را موفق کند که در همه حال حسابرس اعمال خود باشیم.
روزهای پایانی ماه صفر غم و اندوه مضاعف میشود. سالگشت شهادت بزرگترین و برترین آفریدگار عالم هستی خاتمالانبیاء محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم است. وجود مبارکی که اول مخلوق خدای تعالی است و تمام عالم به یمن وجود او و عترت او خلق شدند. حضرت در دنیا رنجهای فراوانی برای هدایت و سعادت امت و نجات بشریت از جهل و گمراهی متحمل شد و بعد از ۶۳ سال در ظهر روز دوشنبه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری به لقاء الهی پیوست. امیرالمؤمنین علیهالسلام رسول خدا را غسل داد و کفن کرد و نماز خواند و در همان خانه به خاک سپرد؛ و همچنین بنا بر روایتی شهادت پارههای تن رسول خدا امام مجتبی و امام هشتم علیهمالسلام در همین روزها است. این ایام پر حزن را به همه شما تسلیت عرض میکنم.
دو کلمه اول راجع به امام مجتبی و امام رضا علیهالسلام عرض میکنم. از امام مجتبی پرسیده شد که سیاست چیست؟ آن حضرت پاسخ دادند که سیاست عبارت است از رعایت حقوق خدا و حقوق زندگان و حقوق اموات آنان. اما حق خداوند متعال عبارتند از انجام فرایض و دوری جستن ازآنچه ما را نهی کرده؛ اما حقوق زندگان عبارت است از انجام وظایف خود نسبت به رعایت حقوق مردم؛ و اما حقوق اموات عبارت است از ذکر نیکیهایشان و نادیده گرفتن بدیهایشان و محاسبه کردارشان را موکول کردن به پروردگارشان.
این یک عبارت است از امام مجتبی علیهالسلام؛ اما دقت که میکنیم یعنی حکومت الهی و سیاست اسلامی خلاصهاش این است؛ چون از حضرت پرسیدند سیاست چیست؟ شما ساسة العباد هستید، سیاستمداران در بین بندگان خدا هستید، شما بگویید سیاست چیست؟
حضرت فرمود حکومت الهی و سیاست اسلامی خلاصهاش رعایت حقوق خدا و حقوق مردم چه زنده و چه مرده آنهاست؛ اگر بخواهیم از این عبارت به بیان روز خلاصه گیری کنیم یعنی مدیریت صحیح در تدبیر امور جامعه داشتن؛ یعنی جامعه را خوب مدیریت کردن؛ چون جامعه متشکل از انسانهاست؛ زنده و مرده. این مدیریت فقط در مکتب اهلبیت علیهمالسلام که امروز مستکبرین عالم با آن مخالف هستند محقق میشود؛ همان سیاستی که توسط امامین انقلاب تا امروز دنبال شده است.
عرض ادبی هم به ساحت مقدس حضرت رضا علیهالسلام داشته باشیم. از ایشان میخواهم ذکری را به شما یاد بدهم. در بین اذکاری که دستور قطعی برای آن داریم که این ذکر را حمله عرش الهی تکرار میکنند و خیلی ذکر عظیمی است امام رضا علیهالسلام در ضمن روایاتی که متعدد بود تأکید میکنند که این ذکر را بگویید. یکی از اصحاب امام رضا علیهالسلام برای حضرت نامهای نوشت که؛ «فدایتان شوم من پیر و ضعیف شدهام. از بسیاری از کارهایی که دوست داشتم و قادر به انجام آنها بودم دیگر ناتوان شدهام. فدای شما شوم آیا امکان دارد به من چیزی بیاموزید که با آن به خدا تقرب پیدا کنم و فهم و علم مرا هم زیاد کند؟ امام رضا مرقوم فرمودند: مطلبی برایت میفرستم آن را بخوان و سعی کن که آن را بفهمی. چراکه در این مطلب برای کسانی است که خدای متعال برایشان شفا و هدایت (درمان دردهای جسمی و روحی) اراده فرموده است. تا میتوانی این ذکر را زیاد بگو. بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم». این یکی از اذکار عجیب است و اکسیر است به قول اهلش.
در روایت دیگری از امام رضا علیهالسلام هست که «هرگاه مسئله و مشکلی شما را محزون و ناراحت کرد هفت مرتبه بگویید بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. اگر برای رفع حزن و اندوهتان دیدید که کافی نبود تعداد این ذکر را به ۷۰ مرتبه تکمیل کنید».
در روایت دیگری فرمود: «هر کس بعد از نماز صبح صد مرتبه بگوید بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم از نزدیک سیاهی چشم به سفیدی آن به اسم اعظم الهی نزدیکتر است»؛ یعنی بعد از ۱۰۰ مرتبه هرچه خواستی از خدا بخواه کأن اسم اعظم خدا را بردهای.
در بعضی از روایات غیر از حضرت رضا دارد که هفت مرتبه بدون واو بگویید یعنی بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» و بعد از مغرب هفت مرتبه با واو بگویید یعنی بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم».
در روایت دیگری از امام رضا علیهالسلام است: «هر کس نماز مغرب را بخواند و قبل از حرکت دادن پا و سخن گفتن با احدی ۱۰۰ مرتبه بگوید بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم و این ۱۰۰ مرتبه را بعد از نماز صبح هم بگوید خداوند صد نوع بلا را از او دفع میکند که کمترین آن برص و جذام و شیطان و سلطان (جائر) باشد».
با شهادت رسول خدا که به بیان امام باقر علیهالسلام عظیمترین مصیبتهاست بشر از بالاترین نعمتها محروم شد. در این نوبت دو مطلب راجع به رسول خدا عرض میکنم. یکی مسئله شهادت پیغمبر اکرم است. برای عدهای همیشه سؤال است که آیا رسول خدا به مرگ طبیعی از دنیا رفته یا شهید شده. من با چند آیه و روایت این مطلب را برای شما عرض میکنم؛ که همه مستند است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست مگر اینکه شهید میشود. راجع به مسموم کردن حضرت هم روایاتی داریم. رسول خدا فرمود: یا علی من را با سم و تو را با شمشیر به شهادت میرسانند. یا فرمودند: هیچیک از ما نیست مگر اینکه مسموم یا مقتول میشود؛ که مراد از مقتول مرگ با شمشیر است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: امام حسن علیهالسلام خاندان خودش را جمع کرد و فرمود من با سم از دنیا خواهم رفت همانطور که رسول خدا اینگونه از دنیا رفت؛ یعنی حضرت را با سم کشتند.
قرآن کریم هم به شهادت حضرت اشاره دارد. در آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ …»؛ و ازآنجاکه شهادت بالاترین مرتبه انسانی و مقام ویژهای است که خداوند برای بشر در نظر گرفته است پس بر اساس آیه پنجم سوره ضحی «وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى» قطعاً باید رسول خدا به این مقام و نعمت رسیده باشد تا رضایت حاصل شده باشد.
بهعلاوه طبق روایات، شهادت در راه خدا از نعم و مقامات بالایی است که امکان ندارد دردانه هستی رسول خدا فاقد این مقام باشد. مثلاً حضرت فرمودند بالای هر خیر و نیکی بالاتر هست مگر شهادت در راه خدا که بالاتر از آن خیر و نیکی و سعادتی وجود ندارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: شرافتمندانهترین مرگ شهادت است؛ و از مرگ بدون شهادت هم بیزاری میجستند و دائماً هم میفرمودند؛ مثل جنگ صفین که دعا کرد «فَاجْعَلْ مِيتَتِي قَتْلًا فِي سَبِيلِكَ بِيَدِ شَرِّ خَلْقِكَ». حتی حضرت برای دوستان و همراهانش و یارانش هم شهادت طلب میکرد؛ در پایان نامه که به مالک اشتر نوشتند، مرقوم فرمودند: «وَ اَنَا اَسْاَلُ اللّهَ… وَ اَنْ يَخْتِمَ لى وَ لَكَ بِالسَّعادَةِ وَ الشَّهادَةِ» من از خدا طلب میکنم که عاقبت من و تو را به سعادت و شهادت ختم کند؛ و این یک درس است که کارگزار نظام اسلامی یا باید سعادتمند باشد یا شهادت نصیبش شود.
شیعیان علی بن ابیطالب و پیغمبر خدا هم همین را طلب میکنند؛ در دعایی که در تعقیبات نماز صبح میخوانید داریم که «ﺍﻟﻠﻬُﻢ … ﺃَﻣِﺘْﻨِﻲ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﺎ ﻣَﺎﺕَ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻋَﻠِﻲ ﺑْﻦُ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ». خدایا ما را در مسیر مرگ علی بن ابیطالب بمیران. یا در اولین دعا از دعاهای صحیفه سجادیه از خدای تعالی میخواهیم که رزق همه ما را شهادت قرار بدهد.
خلاصه اینکه بحث شهادت رسول خدا جزو مسلمات است. لذا توجه داشته باشید که پیغمبر خدا به شهادت رسیدند؛ و ما هم از خداوند تبارکوتعالی طلب میکنیم که همه ما انشاءالله عاقبت و پایان کارمان را خدای تعالی شهادت قرار دهد.
نکته دیگری راجع به رسول خدا عرض کنم. در قرآن کریم خدای تعالی رسول خدا را به چهار عظیم ستوده است: خلق عظیم، فضل عظیم، مُلک عظیم و اینکه به حضرت سوره حمد و قرآن عظیم داده شده است. در آیه ۸۷ سوره مبارکه حجر فرمود: «وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ».
این مطلب مهمی است؛ و احتیاج به توضیح دارد؛ اما اجمالاً اینکه قرآن از مهمترین نعمتهای خداوند متعال است که خودش آن را به بشر تعلیم داده است؛ «عَلَّمَ الْقُرْآنَ»؛ و این قرآن همه نیازهای اعتقادی و فکری بشر را در همه عرصههای فردی و اجتماعی برآورده میکند. به همین دلیل در آیه ۸۸ حجر به رسول خدا میفرماید: «لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ» هرگز چشم خودت را به نعمتهایی که به گروههایی از آنها (کفار) دادیم نینداز. چشمت را پر نکند وضعیت زندگی آنها. غمگین نباش و بال مهربانی خودت را برای مؤمنین باز کن.
مسلماً رسول خدا رغبتی به دنیای کفار نداشت؛ اما خدای تعالی با این آیه شریفه به اهل ایمان دارد هشدار میدهد که چشمی به دنیای کافران نداشته باشید؛ یعنی در مقابل امکانات و تجهیزاتی که دارند شما بروید خودتان را قوی کنید؛ و توانایی لازم را برای این جنگ نامتقارنی که در آن قرار گرفتهاید به دست بیاورید. با توکل بر خدا و اعتماد به وعدههای او برای نصرتی که در پیش است به داشتههای خودتان تکیه کنید. با چشم دوختن به امکانات دیگران خودتان را تحقیر و غمزده نکنید.
ای اهل ایمان شما ارکان توانمند شدن را در اختیار دارید: 1. آموزههای قرآن عظیم، 2. خودباوری «لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ»، 3. استحکام درونی «وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»، 4. صلابت که در آیه ۸۹ آن را بیان کرده است.
ملتی که از نعمت قرآن عظیم برخوردار است و بین افراد جامعه رابطه محبتی «رُحَماءُ بَينَهُم» برقرار است یعنی امت واحده که در آیه ۵۲ سوره مبارکه مؤمنون فرمود: «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» این امت میشوند مصداق آیه «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و این ملت از امکانات فراوان کفار ترس ندارند. طبق آموزههای قرآن نه ظلم میکنند و نه زیر بار ظلم میروند. مصداق «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» هستند و اتفاقاً در حد اعلا مقدمات و لوازم این شدت در مقابل کفار را فراهم میکنند. بهاندازه «تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ» خودشان را تجهیز میکنند. تا اولاً دشمن فکر تعرض نداشته باشد و اگر خامی کرد و خطایی از او سر زد بتوانند با قاطعیت پاسخ او را بدهند؛ کما اینکه بهزودی سزای خبطی که در ایران کردند را خواهند دید؛ و ما مثل همیشه لعن خودمان را بر دشمن درجهیک آمریکای پلید و جنایتکار میفرستیم.
یکی از مصادیق این روحیه و تأسی به قرآن کریم و رسول خدا شهید بزرگوار رئیسعلی دلواری است خدا او را رحمت کند که ۱۲ شهریور روز شهادت او بود؛ که شد روز مبارزه با استعمار انگلیس. بدون اینکه ترسی داشته باشد با ولایت مداری و به تبعیت از فتوای علمای دین حماسهای ماندگار و عزتی مانا علیه استعمار و متجاوزان انگلیسی پدید آورد و صورت آنها را به خاک ذلت مالید. نماد مقاومت و شهادت و استعمارستیزی شد.
آقا فرمودند: «این مرد شجاع در راه اعتقاد دینی خود تنها و در غربت با دشمنان جنگید. این برای ما چیز بسیار باارزشی است. من به شما عرض کنم اگر رئیسعلیها در غربت به شهادت نمیرسیدند امروز ملت ایران به این عظمت نمیرسید. آنچنانکه اگر جوانان در دوران جنگ تحمیلی به جنگ نمیرفتند و به جبهه خدمت نمیکردند و شهادت را به خود نمیپذیرفتند امروز ایران و اسلام به این عظمت نمیرسید».
ما عرض میکنیم به فضل خدا امروز ما در ایران هزاران رئیسعلی داریم که هراس را و ترس را بر جان استکبار و اذناب خبیثش انداختهاند. صهیونیستهای سفاک و ددمنش را در تور جنگ روانی خودشان گرفتار کردهاند و هرچه تقلا میکنند که خودشان را نجات بدهند گرههای این تور قویتر و محکمتر میشود. البته ما با لعن بر اسرائیل این گرهها را هر هفته محکمتر میکنیم.
اینکه باید از امکانات دشمن خوف نداشته باشیم و باید تلاش کنیم تا خودمان را تجهیز کنیم این یک نکته مهم است. در بیاناتی که رهبر معظم انقلاب با هیئت دولت چند روز قبل بیان فرمودند یکی از مطالبی که بیان شد همین مسئله هوش مصنوعی است که تأکید چند بار فرمودند. چند سال قبل هم از هوش مصنوعی بهعنوان یک مسئله مهم و آیندهساز نام برده بودند. ایشان فرموده بودند که «این مسئله در اداره آینده دنیا نقش دارد و باید بهگونهای عمل کنیم که ایران جزو ۱۰ کشور برتر هوش مصنوعی در دنیا قرار بگیرد».
این بیان حضرت آقا همان عبارت امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه است که فرمود: «العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيه» دانش سلطنت و قدرت است. هر کس آن را پیدا کند با آن یورش برد و پیروز شود. و هر کس آن را نیابد بر او یورش برند و مغلوب شود؛ یعنی باید بروید علم را به دست بیاورید.
بنابراین با توجه به اینکه در مسیر شکلگیری تمدن نوین اسلامی در حرکت هستیم لازم است که بر علوم شناختی تسلط پیدا کنیم و برای رهایی از سلطه دیگران در حاکمیت سایبری توانمندی لازم را به دست بیاوریم؛ و در به دست آوردن فناوری هوش مصنوعی به توصیه رهبر انقلاب دوستان باید اقدام عاجل داشته باشند.
قطعاً عزیزان هیئت دولت به بیانات بسیار مهم و مثل همیشه کارگشای حضرت آقا توجه ویژه خواهند داشت. بخش عمده آن بیان چهارچوب حرکت و اولویتها بود که انشاءالله بهعنوان قدرشناسی از فرصتی که خداوند به آنها برای خدمت داده بهسرعت در عملیاتی کردن این بیانات اقدام خواهند کرد. بهویژه بحث عدالت و لزوم پیوسته عدالت در قوانین و بحث فرزندآوری و امثال اینها.
تعاریفی که حضرت آقا از دولت رئیسجمهور شهید میکنند فقط تعریف و تعارف نیست؛ بلکه تأکید بر ادامه مسیر درست است. عزیزان مدنظر داشته باشند. بهعلاوه در بیان از قانون و قانون مداری که زیاد در کلام افراد گفته میشود نکند خداینکرده خود در عمل مبتلا به نقض قوانین صریح و روشن کشور شوند؛ و تأکید دیگری که روی مردم هست انشاءالله عزیزان به این نکته توجه دارند که مردم همه جمعیت ایران و همه ایرانیان هستند.
تذکر دیگری که عرض میکنم و آخرین نکته بنده هست این است که باز عدهای شروع کردند برای بهرهبرداریهای خاص کلماتی را تکرار میکنند. عزیزان مواظب باشید در دام مارپیچ سکوت نیفتید. قبلاً اینجا عرض کردم که مارپیچ سکوت چیست.
مثل لفظ تندرو که وقتی میخواهند انقلابیون و دغدغهمندان را بکوبند و در مسیری که حرکت میکنند آنها را سست کنند، انگ تندروی به معنای افراطیگری و بیفکری و بیبرنامه بودن و امثال اینها میزنند که قطعاً مذموم است؛ اینها صفات بدی است. اسلام نمیپذیرد و اسلام قائل به تندروی و این مسائل نیست.
من در اینجا همه این افراد را متوجه این بیان حضرت آقا میکنم که خلاصه آن بیانات این است: انقلابیون را میگویند تندرو و غیرانقلابی را میگویند میانهرو؛ یعنی کسی که تسلیم شود. درحالیکه راه میانه یعنی راه مستقیم؛ و در مقابل میانهرو میشود راه کج. چون امیرالمؤمنین فرمودند که راه مستقیم راه میانه است. اگر کسی از راه میانه منحرف شود کجراه است. در مقابل میانهرو میشود منحرف؛ نه تندرو؛ یعنی کسی که میانهرو نیست منحرف است؛ اما کسی که در جاده حرکت میکند بله ممکن است آرام حرکت کند ممکن است با سرعت حرکت کند. کسی که دارد در جاده حرکت میکند با سرعت حرکت کند که بد نیست.
انقلابیون و کسانی که دنبال حاکمیت ارزشها و آرمانهای الهی و انقلابی و اسلامی هستند در مسیر و جاده مستقیم دارند حرکت میکنند. اینکه با سرعت حرکت میکنند دستور قرآن است. قرآن میفرماید در کارهای خیر سرعت بگیرید و تلاش بیشتر کنید و حرکت خودتان را زیاد کنید.
لذا عرض کردم مدتی است باز بعضیها برای کنار گذاشتن یا تحقیر کردن، مسیری را دارند هموار میکنند که باید مواظب بود افراد در این چاله نیفتند و سست نشوند و محکم و مستحکم بر مواضع خودشان باشند؛ و با صراحت مواضع خودشان را بگویند؛ و آن بیانی را که حضرت آقا داشتند را فراموش نکنند که مواظب بعضی از افرادی که در داخل نظام به نفع دشمن حرکت میکنند باشید.
راجع به بانکداری اسلامی و تعاونیها مطالبی تنظیم شده که فرصت بیان نیست.
مطلب آخر راجع به عراقیها است که در اربعین امسال واقعاً هم مردم هم دولت عراق و هم موکبداران عراقی زحمت کشیدند؛ و همچنین عزیزان خودمان از ایران که آنجا کمک کردند به برادران عراقی ما تا این کنگره عظیم با عظمت بیشتر و با اهداف بلندتر و نتایج ارزندهتر ارائه شود از همه تشکر میکنیم.
از دستگاههای متولی در داخل کشور که فعالیت داشتند برای برقراری بهتر این عملیات، فراجا، نیروی انتظامی و راه، دوستان امنیتی و حفاظتی، سپاه و ارتش، از همه دوستانی که فعالیت کردند تشکر میکنیم.
استان هم الحمدلله مثل سال گذشته بلکه بهتر فعالیتهای خوب و چشمگیری داشته که جلسه قبل هم تشکر کردم. این نوبت بیشتر تشکرم از عزیزان و دوستان عراقی است که مهماننوازی را در حد تام انجام دادند. بنده بهنوبه خودم تشکر میکنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/6/2 | 1403/6/2اربعین خط اصلی و محوری بیانیه گام دوم که حرکت به سمت خورشید ولایت عظمی و تمدن نوین اسلامی است را فراهم میکند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه15
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا اهل تلاش و کوشش و کار در راه خدا هستند؛ و کوتاهی نمیکنند. بحث ما رسید به درب ششم جهنم که به این در هاویه میگویند؛ که جایگاه منافقان است. این اسم از آیات مبارکه سوره قارعه گرفته شده و اقتباس شده که فرمود: «وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ».
بر در ششم هم سه جمله نوشته شده است. درهای بهشت همه چهارجملهای بود؛ درهای جهنم سهجملهای است. «وَ عَلَى اَلْبَابِ اَلسَّادِسِ مَكْتُوبٌ أَنَا حَرَامٌ عَلَى اَلْمُجْتَهِدِينَ أَنَا حَرَامٌ عَلَى اَلْمُتَصَدِّقِينَ أَنَا حَرَامٌ عَلَى اَلصَّائِمِينَ» بر روی در ششم نوشته شده: من بر تلاشگران در راه خدا حرام هستم و حرام هستم بر صدقه دهندگان و حرام هستم بر روزهداران.
هر وقت در روایات کلمه مجتهد آمده منظور کسانی هستند که در راه خدا و دین تلاش میکنند. یا اهل تهجد و شبزندهداری و تزکیه نفس هستند. منظور اجتهاد اصطلاحی و فقاهت نیست. ولو برای رسیدن به مدارج بالای علمی هم انسان باید جهد و تلاش و سعی داشته باشد که به آن اجتهاد میگویند اما در روایات منظور این نیست. در روایات برای آن کلمه فقه و فقاهت بهکاربرده میشود. اجتهاد را به کار نمیبرند.
برای تلاش خودسازی از واژه اجتهاد و جهاد اکبر هم نامبرده شده است؛ و زیاد شنیدید و فراوان هم تأکید شده است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: به طاعت و بندگی خدای سبحان دست نیابد مگر اینکه تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد؛ یعنی اهل اجتهاد باشد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: بدانید که میان خدا و بندگانش نه فرشته مقربی واسطه شود نه پیامبر مرسلی و نه هیچکس دیگر مگر طاعتشان از خداوند؛ پس در اطاعت خدا بکوشید؛ «فَاجْتَهِدُوا فِي طَاعَةِ اَللَّهِ».
بنابراین کسی که درراه اطاعت و بندگی خدا تلاش میکند جهنم اعلام کرده است که بر این شخص حرام هستم. این اهمیت اهتمام به بندگی خدا را میرساند.
مورد دیگری که در همین رابطه بیان میشود تلاش در ترک گناه است. رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند: «أشَدُّ النّاسِ اجْتِهادا مَن تَرَكَ الذُّنوبَ». سختکوشترین مردم کسی است که گناهان را فروگذارد. اینجا برای ترک گناه کلمه اجتهاد به کار رفته است.
و کسی که در این راه مجاهده و جهاد داشته باشد به یک توفیقاتی میرسد و این جهاد برای او ثمراتی دارد قطعاً. رسول خدا فرمودند: با خواهشهای نفس خود مبارزه کنید دلهایتان را حکمت فرامیگیرد. نتیجه این جهاد حکمت است که از علم بالاتر و برتر است.
ثمره این جهاد را اگر بخواهید بدانید، امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه فرمودند: با خواهش نفس خود جهاد کن، بر خشمت چیره شو، با عادتهای بد خود مخالفت نما تا نفست پاکیزه شود و خردت کمال یابد و از پاداش پروردگارت بهره کامل ببری.
بالاخره انسان باید بر نفس خودش غلبه کند و این بدون مبارزه دائمی محقق نمیشود. این دشمنی است که همراه ما هست و این مبارزه هم همیشگی است؛ بنابراین انسان تا زمانی که زنده است مشغول جنگ است و هر مبارزهای قطعاً سلاح مخصوص خودش را دارد. حالا سلاح این جنگ چیست؟ در مبارزه با شیطان لعین که جهاد و بزرگ است یا باید اهل دعا و مناجات با خدا و گریه بود یا اهل سجده بود.
باید به درگاه خدای تعالی ناله زد و گریه کرد و ضجه کرد. ضجه و گریه سلاح مؤمن است. در دعای کمیل خواندهاید که اسلحه انسان مؤمن گریه اوست؛ «وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ» در این مبارزه دائمی و همهگیری که داریم تا قیامت باید اهل مبارزه با نفس باشیم و اسلحهمان گریه است.
اگر انسان مسلح به این سلاح نباشد در مقابل هجوم لشکر غضب و لشکر شهوت نمیتواند خودش را حفظ کند و تسلیم میشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «أفْضَلُ الجِهادِ جِهادُ النَّفْسِ عنِ الهَوى». برترین جهادها مبارزه کردن با هوای نفس است. جهاد مهریه بهشت است؛ امیرالمؤمنین فرمود.
دشمن ما تلاش میکند که ما را از این اسلحه خلع سلاح کند. در آیه ۱۰۲ سوره نساء: «وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً» البته این درباره جنگ سخت است که دشمن تلاش میکند شما حواستان به اسلحهتان نباشد تا یکمرتبه شما را بگیرد.
فرقی نمیکند در جهاد نرم هم همینطور است؛ در جنگ با درون هم همینطور است. در جنگ فرهنگی و جنگ با درون هم مصداق پیدا میکند. شیطان تلاش میکند ما این اسلحه را کنار بگذاریم؛ ضجه و گریه و دعا و توسل و ذکر را کنار بگذاریم. اگر از شیطان غفلت کنیم خلع سلاح ما حتمی خواهد بود.
جمله بعدی که روی در جهنم نوشته شده راجع به صدقه دهندهها بود که راجع به فضیلت صدقه دادن از آن چیزهایی که خدای تعالی رزق انسان کرده قبلاً مفصل به مناسبت مطالبی را عرض کردم؛ اما در این نوبت تبرکاً حدیثی را نقل میکنم.
رسول خدا فرمودند: زمين قيامت يكپارچه آتش است بهجز سايه مؤمن؛ زيرا صدقهاش بر او سايه میافکند. در آن روزی که گرما شدید است مؤمن زیر سایه ایستاده است؛ و ریشه این سایه صدقهای است که داده است و صدقه فقط مالی نیست؛ «وَمِمَّا رَزَقنَهُم يُنفِقُونَ». یکوقت علم است؛ یکوقت آبرو است و … امیرالمؤمنین فرمودند: روزی خود را با صدقه فرود آورید.
و جمله بعدی این است که من بر روزهداران حرام هستم. این فقط مربوط به ماه مبارک رمضان نیست بلکه هرکسی در طول سال روزه بگیرد روزه خاصیت را دارد. همانطور که در روایت دارد از زبان رسول خدا که فرمود: خداوند عدهای از فرشتگان را مأمور کرده است تا برای روزهداران دعا کنند. (نگفته فقط روزهداران ماه مبارک) جبرئیل خبر داد که پروردگار میفرماید هرگز فرشتگانم را امر به دعا نکردم جز آنکه دعای آنان را مستجاب نمودم.
رسول خدا فرمودند هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن روزه است. روزه بگیرید تا سالم بمانید. روزه سپر از آتش است.
ثواب روزه گرفتن هم فراوان است. ماه مبارک رمضان که واجب است؛ غیرازآن هم در وقتهای دیگر فراوان است.
رسول خدا فرمودند: هر کس یک روز داوطلبانه روزه بگیرد اگر بهاندازه زمین طلا به او داده شود اجر خود را کامل دریافت نکرده است؛ تا آنکه روز حساب اجر کامل خود را دریافت کند. اینها تشویق است و الا طلا که آن دنیا ثمرهای ندارد. میخواهد مقدار پاداش را بگوید.
امام صادق علیهالسلام فرمود بهترین جهاد روزه گرفتن در هوای گرم است؛ که این هم همان اجتهاد است که اول بحث عرض کردیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
شما نمازگزاران را به تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اگر گناهی داشته باشند بلافاصله از آن خطا و لغزش توبه میکنند و از درگاه ربوبی طلب مغفرت دارند.
مولای ما امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۹۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَا أَهَمَّنِي ذَنْبٌ أُمْهِلْتُ بَعْدَهُ، حَتَّى أُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ أَسْأَلَ اللَّهَ الْعَافِيَةَ» آن گناهی که پسازآن فرصت یافتم دو رکعت نماز بخوانم و از خداوند عافیت بخواهم مرا غمگین نساخت.
انسان باید گناه که میکند غمناک شود که چرا باید مبتلا به این ضرر شده است؛ ولی حضرت میفرماید چون قابل جبران است غم ندارم؛ یعنی بدانید که اولاً نماز باعث بخشش گناهان است و نباید از این از بین برنده گناه و آثار گناه غفلت کنیم.
حضرت میگوید وقتی به من فرصت میدهند که دو رکعت نماز بخوانم و بعدش دعا کنم دیگر ناراحتی ندارم. وقتی خدای تعالی فرصت داده تا نماز بخوانی پس این را غنیمت بشمار و غمگین از گناه نباش که خود همین نماز موجب بخشش خطا است و در ضمن فرصت این را پیدا میکنی تا توبه کنی و بخشیده شوی.
اینکه میفرماید غمگین نباش نه اینکه از گناهی که کردی غمگین نباش حواستان باشد! چون میتوانی آثارش را برطرف کنی و جبران کنی غمگین نشو. خدای تعالی همه ما را مورد رحمت و مغفرت خودش قرار دهد.
در روزهای اشک و غم و معرفت و محبت قرار داریم. به اربعین شهادت حسین علیهالسلام نزدیک میشویم. دل ما همراه سیل خروشان عشاق حسین علیهالسلام با حسرت در کربلاست. این ایام را به همه شما تسلیت عرض میکنم؛ و از خدای تعالی طلب میکنم همانطور که در روایات هم وعده داده شده اجر و پاداش زیارت برای همه ما نوشته شود چون دل ما هم آنجاست. در روایت دارد هر کس که دلش زیارت بخواهد پاداش زائر به او داده میشود؛ خصوصاً همینکه بهقصد زیارت بگوید السلام علیک یا اباعبدالله. گفتن یک بارش انسان را زائر میکند و ثواب زیارت را خواهیم برد انشاءالله.
به حمدالله امسال هم در میانه شیطنتهای پیدرپی و ترکیبی دشمن علیه این حرکت عظیم چه در خارج و چه توسط عوامل مفلوک داخلی دشمن شکست خورد؛ و حماسه حضور مردم در این عرصه تا امروز قابل وصف نیست. باید از همه مسئولین محترم که مقدمات را بهخوبی فراهم کردند تا زائران بزرگوار ما بهراحتی این مسیر را طی کنند و تشکر کنیم. من بهنوبه خودم تشکر میکنم.
البته همه ما باید تلاش کنیم که اربعین مردمی اداره شود و دولتها باید تسهیلگر باشند و مسیر را هموار کنند. تا امروز هم البته همینطور بوده است. هرسال هم استان البرز در اعتاب مقدسه کار را خوب انجام داده. مسئولین استانی و دستگاههایی که باید کمک کنند موکبهایی که آنجا برقرارشده و برقرار میشود کارهای خوبی را انجام میدهند. امسال هم به حمدالله تا امروز که اینطور بوده.
و چند سالی هم هست که از طرف مصلای کرج یک کار فرهنگی را ما آنجا دنبال میکنیم. موکب سیاری را راه انداختیم و دوستان آنجا در بین عمودها حرکت میکنند و بستههای فرهنگی که تعداد آن هزارتا و ۲۰۰۰ تا کموبیش است و در آن پیامی هم قرار دادهشده در اختیار کودکان و نوجوانانی که در آن مسیر هستند قرار میدهند. امسال هم این کار دنبال شده و طبق گزارشی که داریم به حمدالله خوب استقبال شده است.
میخواهم کمی بیشتر راجع به اربعین سخن بگویم. به این پدیده عظیم میتوان از زوایای مختلف توجه کرد؛ و از آثار آن بهرهمند شد. چون حماسه عاشورا به طراحی الهی بهگونهای است که هرچه از آن میگذرد ابعاد جدیدتر و برکات تازهتری از او برای انسان روشن میشود. مثلاً اگر فقط به خودمان توجه داشته باشیم و به فکر معنویت فردی و خودسازی و کسب ثواب باشیم زیارت اربعین حسین علیهالسلام پر است از این فضائل. حتی عرض کردم کسانی که دوست داشتند شرکت کنند و به هر دلیلی نتوانستند بروند بازهم ثواب دارد. در روایت دارد کسی که به هر علتی نتواند به زیارت حسین علیهالسلام برود اما شخص دیگری را با هزینه خود به کربلا بفرستد به ازای هر درهمی که خرج کند خداوند همانند کوه احد برای او حسنه مینویسد؛ و چندین برابر آنچه هزینه کرده را به او برمیگرداند و بلاهایی را که فرود آمده تا به او برسند از او برمیگرداند و از وی دور میکند و مالش را حفظ میکند.
لذا در روایت دارد امام صادق علیهالسلام بعد از نماز و در حال سجده برای این افراد دعا میکند. دعای مفصلی است که من بخشی از آن را برای شما میخوانم. «خدایا من را بیامرز و برادرانم و زائران قبر اباعبدالله الحسین را بیامرز. آنان که برای محبت به ما، اطاعت از ما و رضایت ما و به غیظ آوردن دشمنان ما، مال و جانشان را میدهند تا خوشنودی تو را به دست آورند». حضرت صادق سجده میرود و برای کسانی که به زیارت حسین علیهالسلام میروند یا کمک میکنند دیگری به زیارت برود دعا میکنند.
گاهی به اربعین از جهات فرهنگی و آثار اجتماعی که دارد توجه میکنیم که بالاتر از نگاه فردی است. جمعیتی بالغبر ۲۰ میلیون نفر زن و مرد و کودک و بزرگسال و میانسال و پیر با زبانها رنگها و افکار مختلف قریب به ۴۰ ملیت، دین و مذهب و اقوام گوناگون از سراسر دنیا در یک نقطه زمین جمع میشوند و به سمت مقصدی مشخص بر مبنای معرفت و محوریت آرمانهای حسینی در حال حرکت هستند و هیچ سازمان و دستگاه و نهادی هم متکفل اداره این اجتماع عظیم انسانی نیست. خودشان خودشان را اداره میکنند. بینظیرترین فضائل اخلاق انسانی را در اوج رأفت و مهربانی از خودشان نشان میدهند. همه آنها عشق و ارادت به امام حسین علیهالسلام را دارند و این عشق آنها را دور خودش جمع کرده است.
اربعین آموزش و نمایش سخاوت و مهربانی و ایثار و خضوع و خشوع و حلم و صبر و دهها فضیلتی است که رسانههای بیگانه در طول سال به گوش دنیا میکنند که مسلمین و شیعیان افراد خشن و ترسناکی هستند که هیچکدام از این فضایل را ندارند؛ اربعین همه اینها را یکجا خنثی میکند.
جامعهشناسی این حرکت مهم است. مردمی در طول سال پسانداز میکنند تا بهقدر وسع از مهمان امام پذیرایی کنند؛ ولو به خواهش و التماس و به این میزبانی هم افتخار میکنند. باید بررسی شود که چگونه شده انسان الهی در یک حماسه بینظیر صدای مظلومیتش بلند شود و فریاد بزند هل من ناصر ینصرنی! و ۱۴۰۰ سال بعد میلیونها انسان میگویند لبیک؛ و خود را همراه تفکر و آرمانهای او میکنند. اینجاست که استکبار را به وحشت میاندازد.
تلاش میکنند تا اربعین دیده نشود. سرمایههای کلان را به مصرف میرسانند تا مسلمین و بهخصوص جوانها از این حرکت و حماسه فاصله بگیرند؛ چون میدانند اربعینیان شعارشان این است که «مثلی لا یبایع مثله»؛ مثل من با مثل شما بیعت نمیکند. یا «حرب لمن حاربکم و عدو لمن عاداکم»؛ شعارشان این است و در مقابل دشمنان خودشان کوتاه نمیآیند تا نابودی کامل ظلم و کفر و جاهلیت پیشرفته امروز از پا نمینشینند.
میدانند اگر گفتمان حسینی توسعه پیدا کند طاغوت و ظالم و استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل باقی نمیماند؛ و این را این روزها خوب درک کردند؛ وقتی میبینند که محور مقاومت چگونه تمام دنیای آنها را به خطر انداخته، وقتی میبینند موج اسلامخواهی بهسرعت در اروپا و غرب در حال گسترش است، وقتی میبینند در قلب شیکاگو و دیگر مناطق آمریکا باید برای جنایتشان در غزه هزینه بپردازند، وقتی میبینند مردم آزاده جهان و دانشجویان آزاده در داخل آمریکا به زبان فارسی همان شعاری را میدهند که همه مردم ایران و نمازگزاران کرجی هر هفته سر میدهند.
وقتی اینطور شد تلاش میکنند تا تضعیف کنند و تحریف کنند و مسکوت بگذارند و خبرش را منتشر نکنند؛ اما به فضل خدای تعالی هرساله ایام اربعین که میشود روز مفتضح شدن و شکست سیاستهای دشمنان اسلام است؛ و امسال در مسیر نجف تا کربلا برای غزه و همراهی با فلسطین حرکتهای عالی انجام گرفت و شعار حرکتشان هم الاقصی و فلسطین و اینها بود.
پس گاهی نگاه به اربعین فردی است و گاهی اجتماعی. گاهی هم نگاه به اربعین بالاتر از این حرفهاست. نگاه بزرگتر و وسیعتری داریم و آن جنبه تمدنی اربعین است. اربعین خط اصلی و محوری بیانیه گام دوم که حرکت به سمت خورشید ولایت عظمی و تمدن نوین اسلامی است را فراهم میکند. مقدمات جهانیشدن مکتب اهلبیت علیهمالسلام و پیام انقلاب را فراهم میکند. آزادگان عالم اگر دنبال الگو باشند آن را در حسین بن علی میبینند. اربعین رابطه مستقیم با مهدویت و نگاه تمدنی اسلام دارد.
اربعین نماد امید به آینده است؛ که توضیحش را میگذارم برای فرصت دیگری که چگونه اربعین امیدآفرین است و نگاه آینده ما و امید ما را تکمیل میکند.
اربعین توجه است. اربعین لبیک به حجت خدا و امام عصر ارواحنا فدا است. توجه و لبیک به همه فضیلتهایی است که امام حسین علیهالسلام احیا کرد. اربعین دلها را به هم نزدیک کرد. و این همان است که حضرت ولیعصر ارواحنا فداه فرمودند: اگر شیعیان ما دلهایشان به هم برسد و الفت قلبی بین آنها پیدا شود دیری نخواهد شد که به دیدار ما نائل خواهند شد.
اربعین حسینی و این کنگره عظیم، دل ملتهای مسلمان را از شرق و غرب عالم به هم نزدیک و متصل کرده و این ظرفیت را فراهم میکند که در آینده نزدیک امت واحده اسلامی شکل بگیرد؛ لذا اربعین مقدمات فراهم شدن و ظهور و تثبیت اعزةٍ علی الکافِرین است.
امام صادق علیهالسلام فرمود: هیچچیز از چشمی که برای حسین گریه کند و اشکی که برای امام حسین بریزد، نزد خدا محبوبتر نخواهد بود. هیچکس برای امام حسین گریه نمیکند، مگر اینکه به فاطمه و به پیامبر خدا خواهد رسید و حق ما را ادا خواهد کرد. هر بندهای فردای قیامت محشور شود چشمانش گریان است، مگر آن چشم که برای جدّم حسین گریان باشد؛ زیرا او در حالی محشور میشود که چشمش روشن است. به او بشارت داده میشود و آثار سرور در صورتش نمایان است. مردم در فزع و ناراحتی هستند ولی اینها از هر غم و محنتی در امان هستند. مردم متفرق و پراکنده و مضطرب هستند ولی اینها در زیر عرش و سایه آن به یاد حسین علیهالسلام هستند؛ و درباره آن جناب به گفتن حدیث مشغولاند. از ناملایمات و ناراحتیهای روز حساب هیچ خوف و هراسی ندارند. به ایشان گفته میشود داخل بهشت شوید ولی آنها از ورود به بهشت امتناع میورزند و مجلس ذکر حسین علیهالسلام را برپا میکنند. فرشتگان و حورالعین به آنها پیغام میدهند که ما با جمیع خدام مخلد مشتاق شما هستیم ولی آنها از فرط سرور و نشاطی که در مجلسشان دارند سرشان را بالا نکرده و به آنها نمینگرند. در جای دیگر روایت میگوید وقتی به آنها خبر میدهند که نزدیکی امام حسین علیهالسلام هستید شوقشان زیاد میشود و از شعف دل میگویند حمد میکنیم حقتعالی را که ما را از فزع اکبر و وحشتهای قیامت در امان نگه داشت و ازآنچه هراس داشتیم نجات داد. اینها برای زائر و گریه کنندگان و توجه کنندگان به حسین علیهالسلام است.
اولین اربعین را جابر بن عبدالله انصاری به همراه عطیه عوفی که به همراه او بود که از محدثین شیعه است رسیدند به کربلا. طبق بعضی از روایات دارد که همزمان حضرت زینب کبری و امام سجاد علیهالسلام هم همراه با ۸۴ نفر از باقیماندگان فاجعه کربلا به کربلا رسیدند؛ که شد منشأ اربعین؛ اما این دو زائر هرکدامشان دو حالت دارند. جابر غسل کرد و به خودش عطر زد و با قدمهای کوتاه آمد و خودش را انداخت روی قبر حسین علیهالسلام و با امام حسین علیهالسلام شروع کرد به مویه کردن و سلام داد و گفت چرا جواب سلام دوستت را نمیدهی؟! بعد خودش گفت چگونه جواب سلام دهد کسی که بین سر و بدن او فاصله افتاده. بعد دارد که زینب کبری آمد و خودش را انداخت روی قبر برادر. شروع کرد گزارش سفر دادن. از کوفه بگویم! از شام بگویم!
از دوم تا هشتم شهریور هفته دولت نامگذاری شده است. ۸ شهریور سال ۶۰ منافقان دفتر ریاست جمهوری را منفجر کردند و رئیسجمهور خدوم و مردمی شهید بزرگوار رجایی و نخستوزیر مجاهد و بصیرش دکتر باهنر را به شهادت رساندند.
ششم شهریور امسال ۱۰۰ روز از شهادت دکتر رئیسی که گفتمان انقلاب و شهید رجایی را در خدمت صادقانه به مردم زنده کرد میگذرد. یاد و خاطره این بزرگواران را گرامی میداریم و از خدای تعالی برای آنها علو درجه و رفعت مقام را خواهانیم.
شهید رجایی حدود یک ماه رئیسجمهور بود؛ اما به همراه شهید باهنر طوری عمل کردند که بعد از چهار دهه و ۴۰ سال هنوز حلاوت و شیرینی او باقی است؛ و هر کس که خدمتگزاری مردم را میکند او را با شهید رجایی میسنجند که مثل او است.
روز اول شهریور سال ۷۷ هم یک نمونه دیگر از افرادی که خدمت صادقانه به مردم داشتند -شهید لاجوردی- به دست منافقین به شهادت رسید. سید دیگری که در دوم شهریور به شهادت رسید شهید سید علی اندرزگو بود. فرصت نیست که من از بزرگواریها و رشادتها و صداقتها و جهادی بودن اینها و کارهای بزرگی که کردند عرض کنم. شهید لاجوردی را کمتر میشناسند. خودش در خانهاش روسری میدوخت؛ و تمام شب تا صبح را معمولاً مشغول دوختن روسری بود که مخارج زندگیاش را به دست بیاورد. میگفت نمیخواهم خرج من روی دوش دولت اسلامی که تازه تأسیس شده بیفتد. اینها مسئولین و کارگزاران آن موقع بودند. بعضاً انسان این روزها چیزهایی را میشنود که تعجب میکند.
سوم شهریور هم که فرصت نیست به آن بپردازم روز فرار رضاخان از ایران است. بگویم که چگونه قدرتهای بیگانه شخصیتی بیسواد و بدبین به اطرافیان و بددهن و فحاش و دیکتاتور و مستبد و دینستیز و بهشدت وابسته را آوردند و بردند.
اما راجع به دولت جدید یکی دو نکته عرض کنم؛ که شروع کارش با هفته دولت همزمان شده که باید تبریک عرض کنیم. با رأی اعتمادی که مجلس به دولت وفاق داد سکان اداره کشور در دست دولت قرار گرفت. مجلس با کوتاه آمدن از بعضی اختیارات و با روحیه تعامل هم حرفش را زد و هم رأی اعتماد داد. امروز دولت مستقر است. و کار مجلس نظارت دقیق بر عملکرد و پیگیری اجرای قوانین است و از این وظیفه البته نباید کوتاهی کند. دیگر این مرحله با آن مرحله فرق دارد. مردم هم باید حمایت کنند و نظارت خودشان را داشته باشند.
البته در صحن مجلس بداخلاقیها و هزینههایی صورت گرفت؛ هم از طرف رئیسجمهور که باید مثل شهید خدمت سپر میبود و سپر میشد، نه اینکه جور دیگری عمل کند. و هم نمایندگان مجلس که بنا ندارم به آنها بپردازم که این بداخلاقیها چگونه بود.
اما باید عرض کنم بنا بر گفته خودتان اگر از تائید ضمنی رهبر معظم انقلاب برای بعضی افراد کابینه برخوردار شدید، این فرصتی است برای کار و تلاش بیشتر. اعضای کابینه را خود شما معرفی کردید و با همراهیای که شده است در آینده بهانهای که بعضی دولتها میآوردند که نمیگذارند کار کنیم و نمیشود و نمیتوانیم اینها دیگر پذیرفته نخواهد بود. یقیناً همانطور که حمایت میکنیم و دفاع میکنیم منصفانه هم نقد خواهیم کرد. دقیق رصد میکنیم و دقیق نقد خواهیم کرد.
لذا رئیسجمهور در ادامه وعدههایی که داده شده در روز تنفیذ و قبل از او، با فوریت، اولویتهای مردم را که اقتصاد و معیشت از مهمترین آنهاست سردست بگیرد؛ و با تقویت کار و تشویق حرکتهای جهادی مسیر مبارزه با ویژه خواری و فساد و رانت و تبعیض را ادامه بدهد. نگذارد این مسیرهایی که در گذشتهها بوده و دولت خدمت آنها را قطع کرد خداینکرده شروع شود.
با پشتوانه وفاق ملی و انسجام وثیق داخلی که محقق شده، مسائل مربوط به سیاست خارجی را در استحکام اقتدار منطقهای و بینالمللی بهخصوص تقویت گفتمان مقاومت و مبارزه با آمریکا و رژیم دروغین و سفاک صهیونیستی باصلابت دنبال کند و ادامه بدهد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/5/26 | 1403/5/26کسانی که در مسائل مهم کشور که منافع ملی را در معرض خطر قرار داده بود نقش داشتند، نباید در مسندهای حساس قرار بگیرند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه16
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین کنترل زبان خودشان را در اختیار دارند و بیهوده سخن نمیگویند. جمله دومی که بر در پنجم جهنم نوشته شده این است که «وَ لاَ تُكْثِرْ مَنْطِقَكَ فِيمَا لاَ يَعْنِيكَ فَتَسْقُطَ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ تَعَالَى». گفتارت را در امور بیفایده به درازا نکشان؛ چراکه از رحمت خدا دور میافتی.
یکی از راههای اصلی مبارزه با شیطان لعین این است که انسان پرگویی نکند همانطور که نباید پرخوری کند؛ یعنی باید شکم و زبان را حفظ کرد. اگر این دو را مواظبت نکنیم و خوب مدیریت نکنیم شیطان بهترین و قویترین ابزار را برای انحراف و نابودی ما در اختیار گرفته است.
اگر شکم کنترل نشود شهوت از کنترل خارج میشود. و اگر زبان حفظ نشود نمیتوان چشم و گوش را نگه داشت؛ سرازیری و سقوط حتمی خواهد بود.
خدای تعالی برای سیر کمالی انسان و قرب به خودش و ورود به بهشت بنا بر آن چیزی که در حدیث شریف معراج بیان شده چهار شرط قرار داده است؛ که با انجام آنها بهشت را تضمین کرده است. آن چیزی که مربوط به ظاهر و اعضا است زبان و شکم است؛ و آن چیزی که مربوط به باطن و قلب است یکی مواظبت کردن بر این است که شیطان نتواند با وسوسه قلب را تسخیر کند و توجه بر اینکه خداوند حاضر و ناظر بر همه اعمال ماست.
آن چیزی که مهم است این است که غیر از شکم باید زبان را کاملاً در اختیار قرار داد و حفظ کرد و الا با آن بیانی که بر سر در جهنم نوشته شده از رحمت خدا دور میشویم.
زبان کاملاً در اختیار انسان است؛ یعنی اینطور نیست که بدون اراده صاحبش به حرکت درآید. حتماً گوینده قصد میکند و مطلبی را میگوید؛ حتی کسانی که حرف بیربط میزنند با قصد میزنند. پس بهراحتی میشود جلوی زبان را گرفت و آخرت را حفظ کرد.
البته افرادی که وامدار کسی نیستند و زندگی بیتکلفی دارند، برای مخارج زندگیشان و اموراتی که دارند دست به دامن دیگران نیستند، زبانشان آزاد است؛ از حق و مظلوم بهراحتی دفاع میکنند. هر جا هم لازم باشد که سکوت کنند سکوت میکنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زبانت را نگهدار زیرا نگهداشتن زبان صدقهای است که برای خودت میدهی؛ یعنی خود سکوت صدقه است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زبان درندهای است که اگر رها شود گاز میگیرد. بعد در تعبیر خاصی فرمودند: هیچچیز بهاندازه زبان سزاوار زندانی شدن طولانیمدت نیست.
خلاصه اگر کسی بخواهد از گناه اجتناب کند باید برای خودش حریم قرار دهد. دیدهاید کسی را که لب پرتگاه وقتی دارد حرکت میکند چون میترسد بیفتد با فاصله از لبه پرتگاه حرکت میکند؛ بنابراین اگر کسی قصد واقعیاش اجتناب از گناه است باید از مقدمات آنهم دوری کند. از بعضی از مباهات فاصله بگیرد و ترک کند تا در امان بماند.
مثلاً اگر میخواهد مبتلا به دروغ و غیبت و تمسخر و امثال اینها نشود باید زبان خودش را از سخنانی که احتمال دروغ در آن میرود هم حفظ کند. سعی کند هیچ حرفی را بدون تفکر و توجه نزند.
رسول خدا فرمودند: همانطور که در حفظ پول و سکههای طلا میکوشی در نگهداری زبانت نیز بکوش. انسان برای نگهداری پولهایش چقدر بهزحمت میافتد! اما حفظ زبان را که مورد تأکید خدا و اولیا دین است که برای حفظ آن بهوسیله دندانها و لبها خدا حفاظ گذاشته هیچ اهمیت نمیدهد.
حرف عادی زدن و اختلاط با دیگران داشتن خوب است و جزو آداب اسلامی است و این ارتباطها باید باشد؛ اما فاصله به گناه افتادن و سقوط با زبانی که در اختیار نیست خیلی کم است.
در همین صحبتهای معمولی یکدفعه حرف دیگران پیش میآید میشود غیبت و تهمت و … یعنی گناه کبیرهای که از هفتاد زنای با محارم در خانه خدا زشتتر است.
انسان با بیتوجهی در این جهنم میافتد لذا مراقبه اهمیت دارد. دائماً انسان باید کشیک بکشد. تا لازم نشده سکوت بهترین حالتی است که باید داشته باشیم که اولیا خدا همینطور بودند و هستند.
حضرت امام رضواناللهعلیه، علامه طباطبایی، خیلی از این بزرگان را من دیدم در محضرشان که مینشستیم تا لازم نمیشد صحبت نمیکردند. من یکوقتی خدمت آیتالله خوشوقت بودم حدود ۲۰ دقیقه ۲۵ دقیقه که در اتاق کنار ایشان نشسته بودم سکوت بود.
الان در این فضاها افراد بهراحتی و بدون هزینه برای خودشان جهنم درست میکنند. اخبار کذب و حرفهای بی سند را نشر و توسعه میدهند؛ و گاهی آبروی افراد را از بین میبرند و هیچ به آخرت خودشان توجه ندارند.
اگر حرفی زده میشود باید در مسیر تعالی انسان و خوشنودی خدای تعالی باشد. اینکه مثلاً کسی با سخن گفتنش دو نفر دو گروه دو قبیله باهم آشتی کنند خیلی خوشحال میشود. گفتن از توحید، شمارش نعمتهای الهی، چقدر اینها مفید است و باعث تقرب به خدا میشود. معرفت انسان را بالا میبرد.
اگر خدا این نعمت را داده که از آن استفاده کنیم پس در همین مسیر استفاده کنیم. خلاصه اینکه زبان این عضو را در راه خیر خرج کنیم و حرامش نکنیم؛ و الا زبانی که کنترل نشود مثل اسب چموشی است که رم کرده باشد اصلاً قابلکنترل نیست و چیزی جز آسیب نصیب صاحبش نمیکند.
انسان از اول باید سعی کند زبانش را در اختیار داشته باشد و مهار کند. هر جملهای که میخواهد بگوید اندیشه کند که جمله بهجایی است یا نابجاست. از زیادهگویی و افراط در گفتار باید پرهیز کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل ستیز و ستیزهجویی با دیگران نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۹۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ بَالَغَ فِي الْخُصُومَةِ أَثِمَ، وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهَا ظُلِمَ، وَ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ» هر کس در دشمنی پافشاری کند گناهکار است. و هر کس کوتاه بیاید ستمکش است. و هر کس با دیگران در ستیزد نمیتواند پرهیزکار باشد.
حضرت به دو حالت افراطوتفریط ستیزهجویی اشاره کردند. زیادهروی در کشمکش میشود جور که گناه است. کوتاه آمدن بیشازاندازه میشود ستم پذیری و این هم گناه است. البته کسی بخواهد به روش اعتدال عمل کند خیلی سخت است. این روایت توضیح بیشتری دارد به همین مقدار کفایت میکنم. خداوند کمک کند که در همه حال طبق فرامین الهی عمل کنیم.
امروز بیست و ششم مرداد است؛ سالگشت بازگشت آزادگان عزیز به کشورمان در سال ۱۳۶۹ را به همه آزادگان تبریک عرض میکنیم. سختیها و مرارتها و غربتهایی که کشیدند قابل وصف نیست. خاطراتی که میگویند بسیار درسآموز است. توصیه میکنم بهخصوص جوانها با این عزیزان ارتباط بیشتری داشته باشید تا حماسههایی که بیان میکنند در ذهن شما قرار بگیرد و این حماسهها ماندگار بماند.
درسهایی که از تاریخ گرفته میشود را باید دائم مرور کنیم تا دوباره دچار خسارت نشویم. یکی از جریانها جریان ملی شدن صنعت نفت است. در ادامهاش هم کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ واقع شد؛ برای برگرداندن شاه فراری به ایران.
بعد از جنگ جهانی دوم اتفاقاتی افتاد که نتایج آن در حوزه بینالملل خودش را نشان داد؛ مثل حضور پررنگ آمریکا در مستعمرات اروپا که دیگر توان ادارهاش را نداشتند. اروپاییها دیگر نمیتوانستند کاری کنند و آمریکا آمد دست انداخت روی آنها؛ یعنی استکبار جهانی از دل استعمار جهانی بیرون آمد و خارج شد.
یکی هم سلطه بر منابع نفتی بود که محور معاملات و معادلات جهانی شد؛ بنابراین برای اینکه منافع خودشان را از دست ندهند و بتوانند بر درآمدهای بیکران نفت سلطه داشته باشند و ویرانههای جنگ دوم جهانی را هم جبران کنند، باید نمیگذاشتند تا ایران برای کشورهای دیگر منطقه الگو شود؛ لذا با ملی شدن نفت در ایران مقابله کردند و نگذاشتند تا نهضت موفق شود.
برای این کار آمریکا و انگلیس طرح کودتا را ریختند. در داخل کشور هم اوضاع کاملاً بههمریخته بود و بیگانگان نفوذ داشتند و عواملی که میتوانستند قدرت سیاسی به وجود بیاورند را از صحنه خارج کرده بودند؛ علما و دانشجویان از صحنه خارج بودند. امور دینی و متدینین هم طرد شده بودند. اتحاد از بین رفته بود؛ و از همه مهمتر به آمریکا اعتماد کرده بودند. کسانی که نباید اعتماد میکردند اعتماد کردند.
حضرت آقا فرمودند مصدق یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه به آمریکا بود. در مقابل دشمنی انگلیسها فکر کرد باید یک پشتیبانی در عرصه بینالمللی داشته باشد. این پشتیبان آن روز ازنظر او آمریکا بود. به آمریکاییها اعتماد کرد. امید او به آمریکاییها بود. بعد حضرت آقا مطالبی را فرمودند و بعد فرمودند: مصدق اعتماد کرد و کتکش را هم خورد.
این جریان و دهها مورد دیگر در دوران انقلاب اتفاق افتاده است. مردم ما را کاملاً به این باور رسانده است که اعتماد به آمریکا یعنی قبول خفت و عقبماندگی. اعتماد به آمریکا یعنی قبول تاراج منابع ملی و از بین رفتن استقلال در همه زمینهها.
جنایات آمریکا در حق مردم ایران را نمیشود به این سادگیها از خاطرهها برد. آنها که آمریکا را روتوش و تبلیغ میکنند دنبال چه چیزی هستند؟ مردم دنیا دارند میبینند همینالان چگونه سران سیاهدل آمریکا از درون کاخ بهظاهر سفید خودشان به سگ دست آموزش دستور حمله به مردم بیگناه و قتلعام آنها را میدهد. بر روی مدرسهای که خودشان محل امن اعلام کردند، بمبهای هدایتشونده و فسفری میریزند و انسانهای مظلوم ولی صبور و غیور را میکشند و میسوزانند. و غزه و حماس را که در حال دفاع از خودشان هستند و تا امروز ۴۰ هزار نفر کشته دادند اینها را تروریست معرفی میکنند.
بعد در داخل کشور یک عده بزدل واداده غربگرا همصدا با بعضی کشورها توصیه میکنند که به جنایاتی که در داخل کشور اتفاق افتاده واکنش نشان ندهید؛ دنبال پاسخ نباشید چون هزینهبردار است.
ای ترسوهای بزدل اگر پاسخ ندهیم یعنی تسلیم شویم و ذلت را بپذیریم این یعنی عقبگرد. آنهم عقبگرد غیر تاکتیکی که نتیجهاش غضب الهی است؛ که رهبر معظم انقلاب در جلسه کنگره شهدای کهکیلویه کاملاً تبیین کردند البته بحث ایشان مربوط به این قصه نبود. بعضیها آوردند با اینجا تطبیق کردند. ایشان دارد آینده را میگوید. اصلاً مربوط به امروز و فردا که قطعاً آن اتفاق خواهد افتاد و انتقام گرفته خواهد شد نیست؛ مربوط به مسائل پیش رویی است که اتفاق خواهد افتاد احتمالاً و بعضیها شاید شروع کنند به حرف زدن که عقبنشینی کنیم.
عدهای پیادهنظام دشمن هستند و ایجاد ترس و هراس میکنند تا مردم و مسئولین از خواستههای به حقشان منصرف شوند. خود رژیم صهیونیستی اعتراف به وحشت و ترس کرده است. زندگی آنها بههمخورده. هرلحظه منتظر خبری هستند. نخستوزیر سابقشان از فروپاشی اقتصادشان میگوید و اینکه نمیتوانند در مقابل ایران امنیت خودشان را حفظ کنند. بعد یک عده حرفهای نامربوط میزنند.
آمریکا و کلب معلَّم او اسرائیل پلید بدانند که فعلاً در دام جنگ روانی ایران گرفتارند و عنقریب و در زمان مقتضی با صداهای مهیبی که خواهید شنید خانههای عنکبوتی شما به لرزه افتاده و ویران خواهد شد؛ اما تا آن روز صدای لعن بر آمریکا را از مصلی کرج بشنوید.
همان کسانی که با مزدوری در داخل کشور ترس را القا میکنند، امور دیگر را تضعیف و خود تحقیری را القا میکنند؛ مثل جریان ورزش قهرمانی که انجام میگیرد، امروز لال هستند و حرف نمیزنند.
در همین جریان المپیک که برای ایران افتخار شد و ورزشکاران مدالهای خوبی آوردند -که باید به همه آنها و مربیانشان خدا قوت عرض کنیم- اینها دیگر دراینباره حرف نمیزنند و لال هستند. با همه سختیهایی که در داخل کشور وجود دارد این چند ورزشکار غیور و متعهد ایران را با ۱۲ مدال ۶ رتبه بالا آوردند. شش پله در المپیک صعود دادند. بالاتر از سوئیس و بلژیک و تعداد زیادی از کشورها شدیم. ۱۱۵ کشور اصلاً مدال نیاوردند. ایران بهتنهایی به مجموعه ۶ کشور مدال آورد؛ یعنی شش کشور مدالهایشان را جمع کنند میشود اندازه مدالهای ایران؛ اما لال هستند تا در اینجا دیگر حرف نمیزنند.
اگر بخواهیم از افتخاراتی که جوانان غیور و متعهد ایران اسلامی رقم میزنند سخن بگوییم ساعتهای خطبه طولانی خواهد شد. همین روز ۳۱ مرداد روز صنعت دفاعی نامگذاری شده؛ که قطعاً از بیانات برادر بزرگوارمان جناب سردار ابن الرضا قبل از خطبهها بهره بردید؛ و نکات لازم را ایشان مفصل بیان کردند. من فقط اشارهای از باب انجاموظیفه میکنم.
علت نامگذاری صنعت دفاعی در روز سی و یکم این بود که بعد از جنگ و ادغام وزارت دفاع و سپاه پاسداران و ایجاد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، مسئولیت مستقیم طراحی و تولید و خرید تسلیحات و تجهیزات نیروهای مسلح را به عهده گرفت؛ و به برکت همین صنعت امروز ایران با اقتدار کامل در منطقه و بینالملل حضور دارد و زبان قلدرهای عالم را قطع کرده است؛ و عمق راهبردی خودش را هم گسترش داده است.
این از حقوق مسلم کشور است که توان دفاعی و تهاجمی خودش را بالا ببرد. در این دنیایی که زورگویان و سلطهگران با تمام توان و با بیوجدانی تمام همه مرزهای انسانی را از بین بردند و به هیچ اصلی پایبند نیستند باید توانمند بود. لذا توسعه صنایع دفاعی بازدارندگی لازم را به وجود میآورد؛ و تا دشمن این بازدارندگی را احساس نکند امنیت تأمین نخواهد شد.
نکته زیبا و مهم اینجاست در کار عزیزانمان که توان دفاعی کشور را این جوانان غیور و عزتمند و متعهد و با ایمان با اتکا به توان داخلی و کاملاً بومی ایجاد کردند. نهفقط در بحث نظامی در پزشکی هم همینطور است؛ که همین روزها روز پزشک هم هست. به خانواده اطبا و پزشکان تبریک عرض میکنم.
اینها را باید قدر دانست و شاکر خدای تعالی بود که خداوند چنین نعمتهایی را در اختیار ایران اسلامی قرار داده است. نباید عقبنشینی کرد؛ که یک نوع عقبنشینی هم نادیده گرفتن ارزشها و آرمانهای انقلاب است. رئیسجمهور محترم فهرستی از افرادی که توانایی وزارت دارند را به مجلس بهعنوان دولت وفاق معرفی کرده است؛ که ترکیب افراد به عنوانی که ایشان به این ترکیب داده نزدیک است. باید تشکر کنیم از اهتمام ایشان برای اینکه سخنی را که گفتند در حال انجامش هستند. این وظیفه ایشان بوده و کارش را انجام داده.
ازاینجا به بعد وظیفه مجلس شروع میشود. نقش حساستر و مهمتری هم متوجه مجلسیان است. باید تعامل حداکثری داشته باشند اولاً. بالاخره باید دولت تشکیل شود و کارها روی روال بیفتد و مسیر خودش را طی کند؛ و زودتر این چرخ فعالیت خودش را آغاز کند و مسیری که شهید خدمت شروع کرده بود وقفه در آن ایجاد نشود.
از آنطرف مجلس وظیفه قانونی هم دارد؛ اختیاراتی هم دارد؛ که آن اختیارات و وظایفی که دارد را باید توجه کند. بالاخره بعضی از این افراد در مسائل مهمی که در کشور واقعشده و منافع ملی را در معرض خطر قرار داده بود نقش داشتند و کمک کردند و بعضاً مباشر بودند. در قصه فتنه در قصه خود مجلس ششم و امثال اینها؛ درنتیجه اگر توبه هم کرده باشند توبهشان عندالله انشاءالله پذیرفته است؛ اما طبق بیان شاخصهایی که امامین انقلاب به ما دادند نباید در مسندهای حساس قرار بگیرند. اینجا دیگر جای مصلحتاندیشی هم نیست مطلب کاملاً روشن است.
چند وقت قبل حضرت آقا ضمن بیان شاخصها که مثلاً پاکدست باشند، سابقه سوء نداشته باشند، روی این نکته تأکید کردند که «میداندار اقتصاد و میداندار فرهنگ و تولید و سازندگی باید از بن دندان به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی معتقد باشد» این یک قاعده است. همین شاخص مهم را مجلس خوب در نظر داشته باشد. از اهداف و ارزشهای انقلاب عقبنشینی نکند؛ و الا در دل کار هزینههای خود مجلس بالا خواهد رفت.
سی و یکم مرداد روز جهانی مسجد است. لازم است چندجملهای راجع به مسجد عرض کنم. البته مطالبی که در این سالها راجع به مسجد گفتهام یک کتابچه شده است.
امروز به تعبیر رهبر معظم انقلاب ایمان و امید مردم را شیاطین نشانه رفتهاند. از هر سمتی حمله میکنند؛ چون از ایران و انقلاب اسلامی ضربه خوردهاند؛ بنابراین صحنه صحنه جنگ و مبارزه است. همه باید واقعیت این میدان را خوب درک کنند که در معرض حملات پیدرپی دشمنان هستند تا در یک نبرد ادراکی و شناختی حریف خودشان را بتوانند از پا دربیاورند؛ بنابراین هیچکس نباید دچار غفلت شود.
حالا در این جنگ باید قرارگاه داشته باشیم؛ سنگر هم باید داشته باشیم. این قرارگاه و سنگر را باید خوب بشناسیم. در قرارگاه کارهایی مثل فرماندهی و طراحی عملیات و آمایش سرزمین و سازماندهی و پشتیبانی و لجستیک و کذا و کذا انجام میشود. سنگر خط مقدم است. در میدان مبارزه سنگر اول کار است.
حضرت آقا فرمودند نماز جمعه قرارگاه است؛ و حضرت امام رضوان خدا بر او فرمودند مسجد سنگر است؛ سنگرها را حفظ کنید. اگر این سنگر تخریب شود تضعیف شود نتیجه جنگ تغییر خواهد کرد. سنگربانان اصلی این سنگر! آقایان علما و روحانیان بزرگوار توانمند عالم بصیر کوشا و جهادی! به سنگرهای خودشان برگردند. ما الان کمبود داریم. تا سنگر مسجد حفظ نشود بقیه سنگرها بهخوبی حفظ نخواهد شد.
از صدر اسلام تا امروز پایگاه دینی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی حتی اقتصادی و نظامی به اهمیت مسجد نداشتهایم. حضرت آقا فرمودند: «مساجد پایگاه اجتماع، مشورت، مقاومت، برنامهریزی و حرکت اجتماعی و فرهنگی است». میبینید که چقدر این بیان تکلیف ساز است؛ هم برای نمازگزاران هم ائمه مساجد. بیاهمیتی و کاستی در استفاده از این ظرفیت عظیم در این دوران جنگ ترکیبی بههیچوجه پذیرفته نیست.
مرحوم شیخ طوسی در کتاب امالی خودش حدیثی دارد. راوی میگوید از حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که مساجد به پروردگار عالم از همسایگانی که در آن شرکت نمیکنند شکایت میکنند خطاب رسید که به عزت و جلالم سوگند در صورت استخفاف به مساجد (با نرفتنتان مسجد سبک شود، امام با بیتوجهیاش به وظیفهاش مسجد را سبک میکند، فرقی نمیکند چه امام، چه مأموم، چه هیئتامنا، چه خادم، بعضی وقتها خادم آفت مسجد است؛ بعضی وقتها هیئتامناها آفت مساجد هستند) یک نماز از آنان را قبول نمیکنم و آنان را به عدالت در بین مردم آشکار نمیکنم و به رحمتم نمیرسند و در بهشت مجاور من نخواهند بود.
کسی که مسجد را خفیف میکند از رحمت خدا فاصله میگیرد. بعد میبینیم عدهای مسجد را خفیف و تضعیف میکنند؛ با انحصاری کردن که ما ساختیم؛ ما خرج کردیم؛ ما داریم پول میدهیم؛ و از اینجور مسائل. مگر مسجد ملک کسی میشود؟! هیئتامنا هم معین امام در پیشبرد کارهاست؛ نه مالک مسجد؛ نه مالک امام. هیچکس حقی نسبت به مسجد ندارد. حتی کسی که مخارجی را تحمل کرده برای ساخت و بنا و اداره مسجد حقی برایش درست نمیشود؛ ثوابی دارد که خدا به او خواهد داد.
باید این سنگر در محلات به جایگاه اصلی خودش برگردد. اهتمام خود اهالی محل را میخواهد. دوستان به امور مساجد کمک کنند تا این مهم انجام شود. دستگاههای دیگر هم اگر میخواهند خدماتی داشته باشند از طریق امور مساجد اقدام کنند. الان خود دستگاهها بعضاً باعث گرفتاری میشوند در بعضی موارد.
امروز مساجد ما باید مرکز تعلیم و تعلم و تربیت و اخلاق و فرهنگ باشد. حد مساجد ازنظر اسلام حد مدرسه و دانشگاه است. هم باید افراد تعلیم ببینند هم باید پرورش پیدا کنند.
در مسجد است که روحیه مقاومت پرورش پیدا میکند. الان غزه را ببینید. فرزند مسجد و قرآناند. بچه کوچک هم در مصیبت میگوید حسبی الله. این را از روی باور میگوید. ما کجا اینطور تربیت پیدا کردیم! در مسجد است که این روحیه مقاومت پرورش پیدا میکند و اخوت اسلامی و اتحاد ایمانی در جامعه شکل میگیرد.
حضرت آقا در بیانیه گام دوم هفت مأموریت را شماره کردند. همه آنها بهخصوص سبک زندگی اسلامی و معنویت و اخلاق را مساجد باید به عهده بگیرند. برای آینده ایران افراد مؤمن و متعهد باید در مساجد پرورش پیدا کنند. بعد در دانشگاه و مراکز علمی تخصص لازم را فرابگیرند تا مؤثر به حال خود و جامعه باشند.
جوان مسجدی دلسوز مردم و ارزشهای الهی و انقلابی است. جهادی کار میکند و خفیف المؤونه است. کمتوقع است. مکرر عرض کردیم اگر مساجد آباد شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. بیگانگان را ببینید به این ظرفیت بزرگ توجه دارند و سعی میکنند به انواع حیل و بهانه مسجد را از کار بیندازند. الان قضایایی که این روزها در جریان است در انگلیس را ببینید. از ترس اینکه بریتانیا اسلامی شود رسماً مسلمانها را متهم میکنند و درخواست حمله به مساجد دارند. به دنبال از بین بردن این نماد هستند. مسجد مهم است و همه در احیای خانه خدا باید کوشا باشیم.
در نوبت بعد انشاءالله با قید حیات راجع به اربعین این قدرتنمایی نرم شیعه صحبت خواهم کرد؛ که این سیل جمعیت که با آرمانهای امام حسین علیهالسلام تجدیدعهد و پیمان میکنند یعنی میگویند ما مثل امام حسین علیهالسلام که فرمود «مثلی لا یبایع مثله؛ مثل من با مثل یزید بیعت نمیکند» هرگز با مستکبرین عالم دست دوستی و بیعت نمیدهیم و حاضریم مثل حسین کشته شویم ولی بیعزت نشویم. لذا میبینید که چگونه با اربعین مستکبرین عالم مخالف هستند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: هرکس بهقصد زیارت حسین علیهالسلام از خانه خارج شود اگر پیاده باشد به هر گامی که برمیدارد برایش یک کار نیکو نوشته میشود و یک کار بد از او محو میشود و چون در حرم مطهر قدم برمیدارد خدا او را از رستگاران و نجاتیافتگان مینویسد؛ و چون آیین زیارت را بهجای آورد خداوند او را از رستگاران نویسد؛ و چون قصد بازگشت کند فرشتهای نزد او آید و گوید رسول خدا به تو سلام میرساند و میفرماید که کار را از سر بگیر که همه گذشتهات آمرزیده شد. این برای کسی است که پیاده به کربلا میرود و برمیگردد چقدر ثواب بالاست.
راوی از امام صادق سؤال میکند چه ثوابی دارد کسی که پیاده به زیارت حسین علیهالسلام میرود؟ حضرت فرمود: برای هر قدمش یک حج و یک عمره مینویسند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/5/19 | 1403/5/19پاسخ ایران در وقت مقرر، برقآسا، شدید، وسیع و قویتر از قبل خواهد بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه17
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا نه ستم میکنند و نه زیر بار ستم میروند. جمله سوم بر درب چهارم این است که خداوند ذلیل کند هر که ستمکاران را در ستمی که به مخلوقان خدا میکنند کمک دهد و یاری رساند. درباره معنای ظلم و مذمت آن و اینکه ظلم رذیله اخلاقی است که گروههای زیادی را دربر میگیرد قبلاً مطالبی بیان شد که تکرار نمیکنم.
اما درب پنجم جهنم که حطمه نام دارد و از آیه 4 سوره مبارکه همزه گرفته شده است که فرمود: «كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ» ولى نه قطعاً در آتش خردكننده فروافکنده خواهد شد. ظاهراً حطمه جایگاهی است که وقتی اهلش در آن قرار گرفتند مفری برای آنان وجود ندارد و مخلد در آتش خواهند بود. چون در بعض از قسمتهای جهنم اینطور بود که بعد از مدتی شخصِ معاقب، نجات پیدا میکرد اما مشرکین که جایگاهشان حطمه است دیگر راه نجاتی ندارند.
خب بر این درب پنجم هم سه جمله نوشته شده است: «وَ عَلَی الْبَابِ الْخَامِسِ مَکتُوبٌ ثَلاَثُ کلِمَاتٍ. لاَ تَتَّبِعُوا الْهَوَی فَالْهَوَی یخَالِفُ الایمَانَ». از هوی و خواهشهای نفسانی خود پیروی نکنید، زیرا که هوای نفس مخالف ایمان است. «وَ لاَ تُکثِرْ مَنْطِقَک فِیمَا لاَ یعْنِیک فَتَسْقُطَ مِنْ رَحْمَةِ اللَهِ». و گفتارت را در امور بیفایده به درازا مکشان، زیرا که از رحمت خدا دور میافتی. «وَ لاَ تَکنْ عَوْنًا لِلظَّالِمِینَ». و هیچگاه یار و یاور ظالمان مباش.
که باز میبینید در این جمله سوم به مذمت ظلم اشاره کرده است که اگر خودتان هم ظالم نیستید، کمک ظلم و ظالم هم نباشد. کمککار ظالم بودن همه آن آثار و پلیدی ظالم را برای شخص دارد. در بعض روایات دارد حتی بهاندازه تراشیدن سر قلم هم نباید به کسی که ظلم میکند کمک کرد. چون یاوران ستمکاران در روز قیامت در سر پردهای از آتش هستند تا خداوند بین سایر بندگان حکم براند.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: از رفاقت با گناهکاران و یارى ستمگران بپرهیزید. و امام صادق علیهالسلام فرمود: ستمگر و آنکه او را یارى مىدهد و آنکه از عمل وى اظهار خوشنودى مىکند، هر سه باهم شریک هستند. امام صادق علیهالسلام از پدرانش از رسول خدا روایت مىکند: هنگامیکه روز قیامت فرامیرسد، ندادهندهای فریاد سر مىدهد: کجا هستید یاوران ستمگران؟ کیست آنکه لیقه در دوات آنان ریخته یا سرکیسهاى براى آنان دوخته و یا مدادى براى آنان تراشیده است؟ همه اینان را با آنان (ستمگران) محشور کنید.
ظلم و ستم انسان را در دنیا از رحمت خدا محروم میکند، همانطور که از سعادت آخرت جلوگیری میکند و برای همه این آثار شواهدی از آیات قرآن کریم داریم. مثل آیه۴۱ سوره مبارکه مؤمنون و آیه ۳۱ سوره مبارکه انسان. کسی که اهل ظلم و ستم باشد از مغفرت خداوند بهرهای نخواهد داشت. در آیه ۱۶۸ و قسمتی از ۱۶۹ سوره مبارکه نساء فرمود: «اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ ظَلَمُواْ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لَا لِيَهدِيَهُمْ طَرِيقًا* اِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَلِدِينَ فِيهَا اَبَدًا...» كسانى كه كافر شدند، و (به خود و ديگران) ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد مگر به راه دوزخ، كه جاودانه در آن خواهند ماند... کسی که اهل ظلم است هدایت نمیشود.
در قسمتی از آیه 86 سوره مبارکه آلعمران فرمود: «... وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ». چرا بهرهای از هدایت نمیبرند؟ چون بر دل چنین افرادی مهر زده میشود که نمیتوانند مسائل را درست درک کرده تحلیل کنند. در حقیقت قدرت تشخیص از آنان گرفته میشود.
خب خلاصه این جمله سوم که بر درب پنجم نوشته است این است که کمک به ظلم و ظالم نکنیم والا مخلد در آتش هستیم. اما جمله اول این است که: از هوی و خواهشهای نفسانی خود پیروی نکنید، زیرا که هوای نفس مخالف ایمان است. هوای نفس جلوی خودسازی انسان را میگیرد. راه کمال را میبندد. ابزار شیطان برای به بندکشیدن انسان نفس است. بلعم باعورا که به درجاتی رسیده بود را همین تبعیت از نفس بهجایی رساند که خدای تعالی او را به حیوان تشبیه میکند که «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْب». هر جا هوای نفس باشد قطعاً هدایت نیست و انسان را از راه حق منحرف میکند.
در قسمتی از آیه 26 سوره مبارکه ص فرمود: «... وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ...» و از هواى نفس پيروى نكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد. حتی بالاتر رسول خدا فرمودند: دوست هر کس عقل اوست. اما هوی و هوس نمیگذارد که از عقل بهره ببریم. امام صادق علیهالسلام: هوی و هوس دشمن عقل است. و ما باید دائماً با این دشمن که بدترین دشمنهاست مبارزه کنیم.
و همانطور که میدانید بخشی از هدف بعثت انبیاء الهی هم مبارزه با هوای نفس بوده است. در آیه 26 سوره مبارکه نحل فرمود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فىِ كُلِّ اُمَّةٍ رَّسُولاً اَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ....» ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.... خیلی روشن آیه شریفه عبودیت و بندگی خدای تعالی را هدف بعثت بیان کرده است و این عبودیت وقتی حاصل میشود که شخص دست از خواستههای نفسانی و پیروی از طاغوت درون و بیرون بکشد. خلاصه طبق آنچه بر درب پنجم نوشته است اگر کسی پیروی از هوی و هوس خود کند نتیجهاش بیایمانی است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از همه اتفاقاتی که در اطرافشان واقع میشود پند و عبرت میگیرند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 289 از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَا اَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلَّ الِاعْتِبَارَ». چه قدر پند و عبرتها فراوان و پندپذیری اندك است. حضرت در مقام سرزنش کسانی است که از وقایعی که برایشان میافتد و دائم تکرار هم میشود پند نمیگیرند.
قرآن هم بر عبرت گرفتن اهل بصیرت تأکید دارد. در آیه 2 سوره مبارکه حشر فرمود: «فاعتبروا یا اولی الابصار». حضرت در حکمت دیگری فرمودند: هرکس عبرت گیرد بینش یابد و هر کس بینش یابد فهیم گردد و هرکس فهیم گردد دانا گردد. خدای تعالی ما را از اهل عبرت و بصیرت قرار دهد.
7 صفر بنا به روایتی شهادت امام مجتبی علیهالسلام است که به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم. رسول خدا در روایتی که در کتاب مئة منقبة آمده فرمود: «بِی اُنْذِرْتُمْ وَ بِعَلِیِّ بْنِاَبِیطَالِبٍ اهْتَدَیْتُمْ وَ قَرَاَ إِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ». به وسیله من مورد انذار و هشدار واقع شدید و با علیبنابیطالب هدایت یافتید و بعد آیه: «إنَّمَا اَنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَاد» را تلاوت فرموده و در ادامه گفتند: «وَ بِالْحَسَنِ اُعْطِیتُمُ الْإِحْسَانَ....» با حسن، احسان داده شدید و با حسین به سعادت میرسید و به وی متوسل میشوید. بدانید که حسین دری از درهای بهشت است، هر که با وی عناد ورزد خداوند بوی بهشت را بر او حرام خواهد کرد؛ یعنی هرچه احسان به ما میشود ریشه و منشاء آن امام حسن علیهالسلام است.
نکته دیگر اینکه امام مجتبی در عبادت و بندگی خدا هم سرآمد بودند. در سیره ایشان مینویسند که وقتی وضو میگرفت بندبند وجودش به لرزه میافتاد و رنگ رخسارش زرد میشد. وقتی بهخاطر این حالت از حضرت سؤال شد، فرمودند: هرکس که در پیشگاه پروردگار عالم قرار گیرد شایسته است که رنگش زرد گردد و بندبند وجودش به لرزه افتد.
این حالت را که خشوع میگویند اولیاء خدا همه داشتند. و طبق نقل روایات خشوع شُکوه اهل ایمان است. و این حال را کسی نمیفهمد مگر اینکه عظمت الهی را خوب درک کرده باشد. انسان وقتی کوچکی و حقارت خود در مقابل عظمت و بزرگی خداوند متعال را فهمید در عبادتش نمود پیدا میکند. شما توجه کردهاید که نماز با الله اکبر شروع میشود یعنی همان اول به عظمت خدا باید اعتراف کنی و اگر از روی معرفت باشد نماز فرق میکند.
امام مجتبی بسیار غریب بود و در محاصره یک جنگ ترکیبی شدید که از زمان امیرالمومنین علیهالسلام شروع شده بود قرار داشت. شما اگر وضعیت زمان امیرالمومنین را درک کنید زمان امام حسن همان بود بلکه گاهی شدیدتر. امیرالمومنین در بیان فتنه گری معاویه میفرماید: «مراقب باشید، مراقب باشید معاویه مثل شیطان رجیم است؛ از چهار طرف میآید و محاصره میکند»؛ یعنی حضرت آیه 17 سوره مبارکه اعراف که راجع به شیطان است را با معاویه تطبیق کردند.
معاویه هم، جنگ سخت داشت و هم جنگ نرم. از روشهای مختلف برای تضعیف نظام اسلامی استفاده میکرد. فتنه راه انداخت عدهای را کشت، همین که امروز میگویند کشته سازی؛ بعد با جنگ تبلیغاتی خونها را به گردن نظام و امیرالمومنین انداخت و مردم جاهل و بی بصیرت هم تحت تاثیر تبلیغات و تهمتهائی که زده شد حضرت را متهم میکردند و در مقابل امام میایستادند و القاب بد میدادند.
یک نمونه را از شرح ابنابیالحدید معتزلی بر نهجالبلاغه عرض کنم، مینویسد: روزی امیرالمومنین جوانی به نام حسن بصری که فرد سالمی نیست را در شهر کوفه دید که مشغول وضو گرفتن بود، و بهخاطر وسواس، آب زیادی روی دستهایش میریخت. حضرت به او فرمود: این کار تو اسراف است. وی در پاسخ گفت: خونهایی که تو از مسلمانان ریختهای بیشتر از آبی است که من برای وضو روی دستم ریختهام و تو بیشتر از من اسراف کردهای.
از این قسم آزار و اذیتها فراوان بود که ادامهاش به امام مجتبی علیهالسلام رسید. آن هم نه فقط در بیرون منزل که او را مذل المومنین صدا میکردند و در نماز و غیر نماز بیادبی میکردند، بلکه در اندرون خانه هم امنیت جانی نداشت، بطوریکه همسرش او را با زهری که معاویه داده بود به شهادت رساند.
نکتهای به مناسبت 23 مرداد سال گشت پیروزی جنگ 33 روزه لبنان که روز مقاومت اسلامی نامیده شده است. عرض کنم. صهیونیستها همیشه به فکر نابود کردن و از بین بردن هستند؛ بخصوص مسلمین و بویژه شیعیان را. همانطور که قصد نابودی سوریه و بعض کشورهای دیگر را داشتند و نتوانستند.
در سال 1385 جنگی را علیه حزب الله لبنان آغاز کردند. چون برای منطقه غرب آسیا، آمریکائیها طرحی را آماده کرده بودند که لازمه آن، برای زیر سلطه قرار دادن تمام منطقه، باید حزب الله نابود میشد. لذا در راستای اهداف آمریکا که میخواست ایران را منزوی کند و خاورمیانه بزرگ ایجاد کند و یا قصد داشت عقبه استراتژیک ایران را از بین ببرد و یا افکار عمومی جهان را از جنایات اسرائیل در غزه و جنایات خودش در عراق و افغانستان منحرف کند و مسائلی از این قبیل، قصد داشتند با این حمله ساختار مقاومت را بشکنند و مسیر سازشکاری و تسلیم در مقابل رژیم صهیونیستی را تثبیت کنند.
اما حزب الله لبنان چنان مقاومتی کرد که همه معادلات غاصبان و حامیان غربی و عربی آنان را بهم زد و خوابشان پریشان شد. بعد از 33 روز مقاومت حزب الله لبنان، صهیونیستها اعتراف کردند که در جنگ شکست خوردهاند و عقبنشینی کردند.
همین مقاومت و پیروزی، الهام بخش فلسطینیان شد که با همین روشِ مقاومت میتوانند در مقابل این موجود خبیث به پیروزی برسند، لذا در جنگ 22 روزه که اسرائیل برای آزادی سرباز اسیر خود به راه انداخته بود، غزه پیروز میدان شد. و سه سال بعدش شرائط مقاومت را پذیرفت و 1027 نفر را در مقابل یک نفر آزاد کرد.
بیچارهها امروز هم باز به قصد نابود کردن مردم مقاوم و با عزت غزه حمله کردهاند، در این ده ماه با اینکه تا توانستهاند تخریب کردهاند و انسانهای بیگناه بخصوص کودکان را کشتهاند، اما نتوانستهاند به اهدافی که گفته بودند حتی نزدیک شوند. ولو همچنان بر عناد و دشمنی خود استوار هستند.
البته صهیونیستها باید این را بدانند که هنوز حزب الله لبنان بلکه کشورهای محور مقاومت جنگ خودشان را شروع نکردهاند که اگر بخواهند اقدام جدی داشته باشند محل جنگ قطعاً قلب رژِم صهیونیستی و تلآویو خواهد بود. حمایت ما هم از اینجا لعن بر اسرائیل است.
اگر سران آمریکا، صهیونیست و آدمکش نیستند دست از کمک به جنایتکار بکشند. متاسفانه همین مسیر غلط را با بیشرمی تمام اتحادیه اروپا با بی اعتنائی و سکوتی که در مقابل ترور شهید عزیز اسماعیل هنیه دارد و بر عمل رژیم صهیونیستی صحه گذاشتند، طی میکند.
آنها این عمل ددمنشانه را محکوم نکردند بخصوص فرانسه و انگلیس. عجیب است که اینها اصول قطعی و مدونی که در مجموعه تعهداتی که در سال 1961 در کنوانسیون وین تصویب کردند به اینها هم پایبند نیستند. بعد در این شرائط با بیانیه شب گذشته سه کشور قطر و مصر و آمریکا برای آتش بس و شروع مذاکرات، در 25 مرداد بدون تعیین مشخص مکان مذاکره، تلاش برای نجات و حفظ رژیم غاصب دارند.
میخواهند جوری جلوه دهند که مقاومت راضی نیست که جنگ تمام شود. با طرح آتش بس دارند تلاش میکنند که اگر بشود جلوی پاسخ قریبالوقوع مقاومت را بگیرند. اما خودشان به فکر توسعه درگیریها در منطقه و از بین بردن توان مقاومت هستند.
کشورهای غربی بخصوص آمریکای جانی با برخوردهای متناقض و دوگانه از رژیم تروریست و خونخواری که به هیچ یک از قوانین و مقررات بین المللی پایبند نیست و از هیچ اقدام جنایتکارانهای فروگذار نکرده حمایت میکنند و بعد در کمال پرروئی به ما و کشورهائی که مورد هدف جنایاتشان هستیم پیام میدهند که پاسخ ندهید و خویشتنداری کنید. مکرون زنگ زده گفته خویشتنداری کنید؛ ما نگران تشدید التهابات در منطقه هستیم.
پاسخ همان است که رئیس جمهور گفت، باید بدانید پاسخ ایران که در وقت مقرر انجام خواهد شد برقآسا، شدید، وسیع و قویتر از قبل خواهد بود و ایران در مقابل حفظ عزت و اقتدار ملی، منافع ملی و امنیت ملیاش هرگز کوتاه نخواهد آمد.
نکته دیگر انتخاب سریع، به موقع، نقطه زن و پر پیام برای دشمنان مقاومت، رئیس دفتر جدید حماس برادر مجاهد ابو ابراهیم، یحیی سنوار است. شخصیت با هوش و استثنائی، مسلط بر زبان عبری و با اشراف کامل اطلاعاتی و سیاسی و رسانهای بر صهیونیستهای پلید.
انتخاب او برای اسرائیل رعب آور بوده است و این اطمینان را به کودک کشان میدهد که نبرد مستقیم و جنگ رودر رو با غاصبان ددمنش تا پیروزی و آزادی قدس ادامه خواهد داشت. او کسی است که عملیات طوفان را طراحی کرد و گفته بود کاری با نتانیاهو میکنم که بگوید ای کاش زاده نشده بودم. ان شاء الله این مسیر با وجود این مجاهد که کارهای ویژه ای هم تا حالا داشته ادامه پیدا کند و نتایج قطعی که برای جهان بشری و بخصوص برای جهان اسلام مفید خواهد بود به زودی واقع بشود.
و نکته آخر اینکه مناسبتهای دیگری هست که باید به آنها پرداخت مثل روز حمایت از صنایع کوچک و یا روز تشکلها و مشارکت اجتماعی و حتی پرداختن به مسائل اقتصادی که دولت با آن مواجه است و بایدبه سرعت پیگیری و اقدام داشته باشد و در سفره مردم تغییر محسوس بوجود آورد.
اما از آنجا که بحث خانواده و حفظ کیان آن و احترام به ارکان آن مهم است و 25 مرداد روز خانواده و تکریم بازنشستگان است فقط یک حدیث برای شما میخوانم که شاید بعض از دوستان هم آن راشنیده باشند. راجع به اهمیت خانواده در اسلام و حتی فرهنگ ایرانی موارد فراوانی بیان کردیم. اگر خانواده در تراز لازم باشد خروجی که دارد افرادی خواهند بود که مفید به حال خود و جامعه هستند و هر کدام در جایگاهی که قرار میگیرند منشاء آثار فراوان خواهند بود.
ارکان خانوده از کودکی تا زمان بازنشستگی واقعی که دوران کهنسالی است با هم مهربان و یار هم هستند. چقدر سفارش به تکریم افراد سالخورده در خانواده داریم که آنان مثل پیامبران هستند در امت باید حرمتشان حفظ شود. چگونگی رفتار با دیگران به تربیت در خانواده بستگی دارد. در خانواده است که دانشمند و فرمانده و رهبر درست میشود.
دشمنان ما تلاش میکنند خانواده تشکیل نشود، لذا انواع حیل را بکار میبرند تا ازدواج سخت باشد و کسی تن ندهد و این محکمترین بنیان شکل نگیرد و بعد اگر کسی هم میل داشت به ازدواج، رغبت به اولاد داری و بچه نداشته باشد. سگ و حیوانات دیگر را جایگزین میکنند. همانها که این توصیهها را دارند خودشان فرزندان فراوان دارند.
دوستان عزیز جوان توحیدی فکر کنید. مساله سیاهچاله جمعیتی جدی است. حالا نمیخواهم به این موضوعات بپردازم فقط این نکته خواستم عرض کنم که اسلام برای قوام و استحکام خانواده و محکم بودن بافت درونی که با مودت و مهربانی بوجود میآید اهمیت فراوان داده است.
به این روایت به عنوان نمونه توجه فرمائید: مرحوم شعیری که از علما و محدثان قرن ششم هجری است در کتاب جامع الاخبار خودش روایتی را نقل کرده که 12 ثواب برای کسی که به همسرش کمک میکند بیان میکند. شاید شنیده باشید اما تکرار خالی از لطف نیست.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: روزی در حالى که فاطمه سلاماللهعلیها نزدیک من نشسته بود و من عدس پاک میکردم، رسول خدا وارد شدند و فرمودند: ای اباالحسن، عرض کردم لبیک یا رسول اللَّه، فرمود: آنچه میگویم بشنو زیرا من هیچ حرفی نمیزنم مگر اینکه به امر پروردگار است. ۱. کسیکه به همسر خود در خانه کمک میکند، خدا ثواب یک سال عبادتی را که روزها روزه باشد و شبها به قیام و نماز ایستاده باشد به او میدهد. ۲. خداوند ثواب صابران و ثواب یعقوب و داود و عیسی علیهمالسلام را به او عطا خواهد کرد.۳. هر که در خانه در خدمت خانواده خود باشد و آن را ننگ نداند، خدواند نام او جزو شهدا مینویسد و ثواب هزار شهید را در هر روز شب برای او محاسبه میکند. ۴. برای هر قدمی که بر میدارد ثواب یک حج و عمره مینویسد و به هر رگی که در بدن اوست در بهشت شهری به او عنایت میکند. ۵. یک ساعت خدمت کردن در خانه بهتر است از: عبادت هزار ساله، هزار حج و هزار عمره، آزاد کردن هزار بنده، هزار جهاد، عیادت هزار بیمار، شرکت در هزار نماز جمعه، شرکت در هزار تشییع جنازه، اطعام هزار گرسنه، پوشاندن هزار برهنه، تجهیز هزار اسب برای جهاد در راه خدا، هزار دینار صدقه دادن به نیازمندان، خواندن تورات و انجیل و زبور و قرآن، خریدن و آزادکردن هزار اسیر در راه خدا، صدقه دادن هزار شتر به نیازمندان، اهل خدمت به خانواده، از دنیا نمیرود مگر اینکه جای خود را در بهشت میبیند.۷. هر کسی خدمت به خانواده خود را ننگ نداند، خداوند او را بدون حساب وارد بهشت میکند. ۸. خدمت به خانواده، کفاره گناهان کبیره است. ۹. خدمت به خانواده، غضب پروردگار را فرو مینشاند. ۱۰. خدمت به خانواده، مهریه حور العین است.۱۱. حسنات و درجات را زیاد میکند. ۱۲. کسی جز صدیق یا شهید یا مردی که خدا خیر دنیا و آخرت را برایش میخواهد، کسی جز اهل خدمت به خانواده نیست.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/5/12 | 1403/5/12نماز عالیترین شخصیت شیعی بر فرماندهای از اهل سنت، پیامهای فراوانی را مخابره کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه18
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در توقیر و بزرگداشت اهلبیت عصمت کوتاهی نمیکنند. جمله دومی که بر در چهارم جهنم نوشته این است که خداوند ذلیل کند هر که به اهلبیت اهانت کند و آنان را کوچک و سبک بشمارد. این هم صفتی است که تبعات بدی برای مرتکب، تا حد کفر و ارتداد دارد که در فقه کاملاً به آن پرداخته و در حقیقت یکی از مصادیق هتک و اهانت به مقدسات است و همه مطالب گذشته را در برمیگیرد.
اینکه چه چیزی اهانت است، به تشخیص عرف بستگی دارد. گاهی در سخنرانی، گاهی در لطیفه، گاهی در کاریکاتور و امثال اینها اهانت صورت میگیرد. یکی از موارد اهانت به اهلبیت، که از گناهان بزرگ شمرده میشود، بیاحترامی به قبور آنان و مشاهد مشرفه است. و در مقابل، تکریم قبور آنان فضیلت است و ثواب فراوان دارد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: یا علی خداوند قبر تو و فرزندانت را بقعههایی از بقعههای بهشت و قطعههایی از قطعههای آن قرار داده است و دلهای پاکان از خلقش و برگزیدگان از بندگانش را بهسوی شما مایل ساخته که در راه شما هر آزار و خواریای را تحمل میکنند. پس قبرهای شما را آباد مینمایند و آنها را برای قرب به خدا و دوستی پیغمبرش زیارت میکنند. یا علی ایشاناند اختصاص یافتگان به شفاعت من و وارد شوندگان بر حوض من و همسایگان من هستند در قیامت. یا علی هر کس قبور ایشان را تعمیر کند و نزدشان حاضر شود، مثل این است که سلیمان علیهالسلام را در بنای بیتالمقدس یاری کرده است. و هر که قبور ایشان را زیارت کند مطابق ثواب هفت حج غیر واجب برای او است. و گناهانش پاک میشود بهطوریکه هنگام برگشت مثل روزی میشود که از مادر زائیده شده است. بشارت باد تو را یا علی و بشارت ده دوستانت را به نعمتهایی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به دل بشری نگذشته، لیکن جمعی از مردمان پست و رذل هستند که زوار قبرهای شما را سرزنش و توهین میکنند، چنانچه زن بدکار را سرزنش مینمایند. ایشان شریرهای امت من هستند، شفاعتم به ایشان نمیرسد و بر حوضم وارد نمیشوند.
حتی درباره تربت قبر حضرت سیدالشهدا علیهالسلام روایاتی داریم که چگونه باید احترام کرد. مکان مقدّسی که محل عروج ملائکه و زیارتگاه انبیاء الهی و بر کعبه به علل مختلف شرافت دارد.
بیاحترامیهایی که این روزها در کربلا و در مسیر کوفه و شام و در خود شام، به اهلبیت علیهالسلام شده است را شنیده و یا خواندهاید. بیاحترامی که نسبت به پوشش و مقنعه بانوان انجام دادند. دارد که در مجلس یزید علیه اللعنه دختر امیرالمؤمنین زینب کبری سلاماللهعلیها فرمود: ای یزید آیا این عدالت است که اهل خانواده خود را در پس پرده حفظ کنی و دختران رسول خدا را اسیر بداری تا از شهری به شهر دیگر برده شوند درحالیکه پوشش لازم را ندارند و صورتهای آنان نمایان شده؟!
سیره زنان خاندان نبوت اینگونه بود که خود را در معرض دید نامحرم قرار نمیدادند و حتی صورت آنان را کسی نمیدید و در کربلا روبنده را از صورت بعضی کشیدند که این را هتک نسبت به خود میدانستند و حضرت به آن اشاره میکند.
موارد بیاحترامی به اهلبیت در کربلا متعدد بوده است مثلاً از جبهه دشمن کسی در مقابل امام میایستاد و دشنام میداد. مثل کسي که حضرت را اهل جهنم خطاب کرد.
البته همه فرق مسلمین برای اهلبیت احترام قائل هستند. گاهی در رفتار به حضرات معصومین علیهمالسلام بیاحترامی میشود. مثلاً: شخصی به ملاقات امام صادق علیهالسلام رفت، امام به او فرمود: چرا به ما توهين ميکني؟ طرف تعجب کرد. حضرت فرمود: آیا یادت هست که مسلماني خواست تو را سوار مرکبش کند و تو او را تحقير کردي و به او محل نگذاشتي؟ گفت: بله. حضرت فرمود: هر کس مؤمنی را خوار بشمارد ما اهلبيت را خوار شمرده است. پيامبر فرمود: هر کس مؤمنی را آزار بدهد، من را آزار داده است.
در بعض روایات دارد اگر کار مؤمنی را راه نیندازید درصورتیکه میتوانید، این بیاحترامی به امام معصوم است. مثلاً امام به احترام پدر و مادر سفارش کرده و شخص رعایت نمیکند این بیاحترامی به امام است. فردي نزد امام صادق علیهالسلام آمد، امام به او فرمود: تو به ما توهين کردي زيرا صبح که از خانه بيرون ميآمدي به مادرت تندي کردي. تو نمیدانی که مادر تو بهترين محل و بهترين غذا را براي تو تهيه کرده است؟! توجه داشته باشید کاری با رضایت مادر ندارد، شاید مادر از عمل این شخص ناراحت هم نشده باشد و یا رضایت داده باشد؛ اما امام از او ناراضی است.
دارید آماده سفر اربعین و کربلا میشوید مواظب باشید که اول امام از شما راضی باشد. موارد بیاحترامی به اهلبیت متعدد است؛ لذا بر در چهارم لعن کرده است. مثلاً دارد اسحاق بن عمار که فرد ثروتمندی بود و فقرا به خانه او رفتوآمد داشتند، درب خانهاش را به روي فقرا بست. و کمکهایش را غیرمستقیم انجام میداد. همان سال مکه رفت و بعد هم خدمت امام صادق علیهالسلام رسید اما امام او را تحويل نگرفت و به او فرمود: چرا رابطهات را با مردم قطع کردهاي و در خانهات را به روي آنها بستهاي؟ خب این عدم توجه مستقیم را حضرات، بیاحترامی میدانند.
توهین دیگر به امام، عدم رعایت دستورات دینی هنگام زیارت و یا شرکت در مراسم مربوط به آنان است. مثلاً وقت نماز مشغول زیارت بودن و یا صدا را برای خواندن دعا و قرآن و صلوات بلند کردن، به نامحرم توجه کردن و امثال اینها.
جمله سوم بر درب چهارم این است که خداوند ذلیل کند هر که ستمکاران را در ستمی که به مخلوقان خدا میکنند کمک دهد و یاری رساند. که بماند برای نوبت بعد با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به دیگران آزار و اذیتی ندارند. در حکمت 288 از حکم نهجالبلاغه دارد: امیرالمؤمنین علیهالسلام مردى را ديد كه براى آن كه به دشمن صدمهاى بزند، به خود زيان مىرساند، حضرت به او فرمود: «اِنَّمَا اَنْتَ كَالطَّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ». تو مانند كسى هستى كه به خود نيزهاى فرومیبرد تا كسى را كه به پشت سرش سوار است بكشد؛ یعنی برای اینکه به دیگری ضرر بزند یا او را اذیت کند به خودش ضرر میزند.
در این چند روز چند جنایت بزرگ را رژیم رو به اضمحلال صهیونیستی انجام داد و تعدادی از مجاهدان جبهه مقاومت را به شهادت رساند. شهدای عزیزی از نیروهای حشد الشعبی در صحرای عراق، فرمانده شجاع حزبالله لبنان فؤاد شکر معروف به حاج محسن و مستشار ایرانی همراه او میلاد بیدی در لبنان و جنایتی که در ایران انجام دادند و شیخ اسماعیل هنیه و محافظ ایشان را که مهمان ما بودند به شهادت رساندند؛ و دل مردم آزاده دنیا را جریحهدار کردند.
البته مردم غیور و مهماننواز ایران اسلامی به احسن وجه شهید عزیزشان را بدرقه کردند و به یاوهگویان و منافقانی که قصد داشتند از این واقعه، اختلاف شیعه و سنی و ایرانی و فلسطینی درست کنند، نشان دادند که ملت ایران پای آرمانهایش ایستاده و دشمنان محور مقاومت هرگز توان ایجاد اختلاف و بدبینی را نخواهند داشت.
بخصوص وقتی رهبر معظم انقلاب بهعنوان عالیترین شخصیت شیعی بر فرماندهای از اهل سنت نماز خواند، پیامهای فراوانی را مخابره کرد. خدای تعالی پاداش مجاهدتهای مستمر این شهید سعید را با این تشییع فوقالعاده و نمازی که ولی امر مسلمین بر او خواند داد. باید اینجا از آحاد شرکتکنندگان در مراسم تشکر کنم.
همه این جنایات و ددمنشیهای سفاکانه، حرکاتی از روی استیصال و انفعال است. جانوری که در حال جان دادن است و لحظات آخر عمرش لگد پرت میکند و به دیگران شاید آسیب بزند. اسرائیل بهخوبی میداند که همهچیز را از دست داده؛ حتی وجهه جهانی خود را. همه دیدید که چگونه آنها را در المپیک هو کردند.
او فقط با نفس مصنوعی آمریکا زنده است؛ قبل از ارتکاب همین سه جنایت اخیر در لبنان و عراق و ایران، به آمریکا رفت و از اربابش اجازه گرفت. ریشه همه جنایات امروز دنیا آمریکاست و شعار همه دنیا و ما مرگ بر آمریکا.
اینها یک سیلی در طوفان الاقصی خوردند و تلاش میکنند جمعش کنند نمیشود. ضربه دیگر در وعده صادق خوردند. بعد یمن و لبنان و عراق ضربه زدند؛ و خلاصه دچار سردرگمی هستند؛ هم در میدان جنگ با مقاومت و هم در داخله خودشان. وضعیت اقتصادیشان بهشدت خراب است. مهاجرت معکوس بهشدت رونق دارد و مسئولین نظامی هم که مخالفت شدید با ادامه جنگ دارند و همچنین با سرکرده خودشان؛ لذا برای ادامه حیات خودش و اینکه هنوز سرپاست منفعلانه اقداماتی دارد و الا ترور که ابتکار جنگی نیست. مرگ اسرائیل حتمی است و ما هم از خدا طلب میکنیم زودتر واقع شود.
البته همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند از این شهید عزیز خونخواهی خواهد شد؛ تا حالا برای مسائلی که پیش میآمد انتقام میگرفتیم. انتقام خونخواهی نیست. در انتقام یکجایی را میزنند و از بین میبرند؛ اما این بار مسئله خونخواهی است. باید خون بدهند و این را حضرت آقا بیان کردند.
و قطعاً مسئولین مربوطه این خواسته مردم ایران و آزادگان جهان را که خونخواهی و انتقام از مهمان شهید است، شدیدتر و گستردهتر و قویتر و سختتر و دقیقتر از نوبت قبل، بهطوریکه درسی فراموشنشدنی برای این مجسمه خباثت و جنایت باشد، خواهند داد.
شاید میخواستند در روز اول کاری رئیسجمهور محترم برای او چالشی ایجاد کنند. یا مثلاً هشداری بدهند که به حمدالله ایشان هم پاسخ محکم و به موقعی دادند که جای خوشحالی است.
مطلب بعدی تنفیذ ریاست جمهوری محترم توسط رهبر معظم انقلاب است که قبلاً هم اشارهای داشتم. همه ما باید وارد میدان کمک به رئیسجمهور که شانه به زیر بار مسئولیت داده و وارد میدان شده شویم و او را یاری کنیم. مسائل کشور هم بدون همکاری همه مردم و مسئولین حل نمیشود که حضرت آقا هم تأکید فرمودند که همه دستگاهها باید کمک هم باشند.
بهخصوص موقعیتی که برای مجلس و دولت فراهم شده و هر دو کار خود را با هم و با اجرای برنامه هفتم توسعه شروع میکنند. آقا به مسئولین نظام فرمودند: «امسال سال اول برنامهی هفتم است، بنده توصیهی مؤکد میکنم که روی این برنامه توجه بشود، دقت بشود و به برنامه عمل بشود». در این سالها هیچ سالی اینطور نبوده که شروع برنامه مجلس و دولت باهم همزمان باشد.
در ضمن سال آینده هم برنامه سند چشمانداز 20 ساله که رهبری سال 82 ابلاغ فرموده بودند تمام میشود؛ لذا تنها سندی که در اختیار همه است و باید طبق آن حرکت بشود همین برنامه هفتم است. همه، دولت و ملت باید ملتزم به عمل طبق برنامه هفتم که اهل خبره گفتند برنامه خوب و قابلاجرا و برطرفکننده مشکلات است باشند تا نتیجه مطلوب حاصل شود. البته راجع به مسائل جاری کشور همانطور که عرض کردیم جای انتقاد سازنده و منصفانه و نصح همیشه هست.
اول ماه صفر و ادامه غم و اندوه آل الله است. حماسه عظیم كربلا را حماسه اندوهبار شام تكمیل كرد؛ و چه سختیها که متحمل شدند. «سَلامٌ عَلى قَلبِ زَینَبَ الصَّبور وَ لِسانِهَا الشكور».
زینب کبری سلاماللهعلیها و امام سجاد علیهالسلام با صبر و مقاومت خودشان مدیریت این بحران را به دست گرفتند و از لحظههای تهدیدی آن فرصتها ساختند. لذا وقتی کسی از امام سجاد علیهالسلام سؤال کرد، در این ماجرا چه كسى پیروز شد؟ حضرت فرمودند: اگر میخواهی بدانی چه کسی غلبه کرد، موقع نماز، اذان و اقامه بگو. بعد ببین نام چه كسى را مىبرى؟ آنها خواستند با حذف فیزیکی همه آثار را از بین ببرند اما نام اهلبیت تا قیامت میماند و روش آنان مشعل هدایت انسانهای در راه مانده و سرگردان است.
و چون حرکت امام حسین علیهالسلام چنین نتیجه بزرگی داشت وقتی از حضرت زینب سؤال میکنند که چگونه دیدی این جریان را؟ میفرماید غیر از «زیبا» چیزی ندیدم. حضرت عالمه و آشنا به معارف قرآن و خاندان وحی است؛ او میداند آنان که در راه خدا کشته شدند چه جایگاه و مقامی دارند و چقدر خوشحالاند لذا همه را زیبا میبیند.
در آیه 169 و 170 سوره مبارکه آلعمران به 4 نکته راجع به شهدا و کشتهشدگان در راه خدا که حسین بن علی از مصادیق روشن آن است اشاره فرموده که همه آنها باعث شادی است: اول اینکه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فى سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ»، دوم: «عِنْدَ رَبِّهِمْ»، سوم: «یرْزَقُون»، چهارم: «فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». خب معلوم است وقتی کسی به مقصد رسید خوشحال است.
اینجا مطلب دیگری هم هست که ریشه و اصل این فضیلتی است که دارند و میتوانند در اوج مشکلات و مصائب اینگونه مقاوم باشند و آن صفت صبر است که از یقین بالاتر است و نقش سر را برای ایمان دارد. زینب کبری مجسمه صبوری است و صبر امام حسین علیهالسلام را امام عصر ارواحنا فداه در زیارت ناحیه مقدسه اینگونه فرمود: «قَدْ عَجبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلآئِكَةُ السَّماواتِ».
البته توجه دارید که معمولاً صبر را بد معنا میکنند صبر به معنای تحمل و آرام بودن و شکیبایی نیست؛ بلکه به معنای استقامت، مقاومت و معادل آن مثل پایداری، استحکام و عقبنشینی نکردن است که یک واژه قرآنی است. صبر یعنى در برابر هر چیزی که مانع کمال و رشد است مقاومت کردن و با اراده و حوصله از موانع عبور کردن.
پس معنای صبر این نیست که مشکلات و مصائب را باید تحمل کرد؛ بلکه در مقابل سختیها باید مقاومت داشت؛ بنابراین صبر، فرد یا جامعه را از کار و فعالیت نمیاندازد؛ اتفاقاً باعث تحرک و فعالیت بیشتر میشود. تلاش میکند تا بر مشکلات غلبه کند و از آنها عبور کند و انسان را اهل مبارزه میکند. مثل سلیمانی عزیز که میگوید ما ملت امام حسینیم و اهل مبارزه و مقاومتیم.
الآن شما حماس قهرمان را ببینید 40 هزار نفر شهید در این مدت حرف کمی نیست؛ تا باور قوی نداشته باشند نمیتوانند مقاومت کنند؛ و آنها فقط قرآن نمیخوانند بلکه به همه آیات یقین و باور دارند. باور دارند که نصرت خدا نزدیک است. رزمندگانی که خانوادههایشان زیر بمبها کشته میشوند و خودشان در تونلها با روزه و روزی دو سه عدد خرما افطار میکنند، اما از مبارزه نمیافتند. این گروه قطعاً پیروزند چون آیات قرآن را با همه وجود باور دارند. اینها با این اعتقاد چون در طرف درست تاریخ ایستادهاند، پیروزند.
اما کشورهای مدعی تمدن و مدعی حقوق بشر کجای تاریخ هستند. 14 مردادماه روز حقوق بشر اسلامى و كرامت انسانى نامگذارى شده است. تا فرصتی باشد برای نقد حقوق بشر غربی و بیان موارد نقض و هم حقوق بشر اسلامی تبیین و به مردم جهان معرفی شود.
آنچه اسلام از حقوق برای بشر تعریف میکند با آنچه غربیها میگویند اختلاف مبنایی دارد. مثلاً متفكران غربى چون انسانمحور هستند و تفکر اومانیستی دارند، قانونى را معتبر مىدانند كه موافق با خواستههای انسانها باشد، لذا قانونی را که با آراء و خواستههاى مردم هماهنگ باشد را معتبر میدانند. امیال نفسانی خود را صورت قانونی داده و به نام حقوق بشر بیان میکنند؛ و درنتیجه طبق هوی و میل خودشان عمل میکنند و همه حقوق بشر را پایمال میکنند.
اما اسلام قانونی که از طرف خالق بشر توسط وحی به دست انسان رسیده باشد را معتبر میداند؛ چون قطعاً طبق مصالح واقعی مادی و معنوی انسانها طراحی و ابلاغ شده و انسان را که بنده خداست به سعادت میرساند؛ درحالیکه در دیدگاه غربی انسان در مقابل خدا هم آزاد است.
امروز برای همه مردم آزاده دنیا روشن است که به نام حقوق بشر از تروریسم دفاع و حمایت میکنند؛ بلکه خودشان تروریست پرورند. به نام حقوق بشر مردم را از اسلام میترسانند و اسلامستیزی راه انداختهاند. به کسی که قرآن را بسوزاند و به رسول خدا بیاحترامی کند جایزه میدهند. به اسم آزادی بیان اجازه میدهند که به مقدسات دیگران توهین شود قرآن و مسجد بسوزانند اما رعایت حجاب را مانع میدانند و به اسم حقوق بشر به بدترین روش تفتیش عقاید میکنند.
آیا آنچه در میانمار و نیجریه و پاکستان و هندوستان بر سر مسلمین و شیعیان میآورند نقض حقوق بشر نیست؟ 40 هزار نفر کودک و زن و پیر و جوان را تا امروز جلوی چشمان دنیا کشتهاند این نقض حقوق بشر نیست؟ بیش از صد هزار نفر را در دوران اشغال عراق کشتند که بیش از 60 درصد آنها از غیرنظامیان و بیگناهان بودند، اینها نقض حقوق بشر نیست؟ بخواهم بگویم فرصت نمیشود.
در داخله آمریکا هم پر است از جنایت و تحقیر. بگردید در دنیا ببینید آیا ملتی را پیدا میکنید که نرخ ارتکاب جرمش بهاندازه آمریکا باشد؟! بعد ببینید این آمریکای جنایتپیشه چگونه از کودک کشی و نسلکشی صهیونیستها حمایت میکند. به آنها سلاح و امکانات میدهد.
البته مردم جهان بیدار شدهاند. هرچه اینها بر آدم کشی اصرار کنند مخالفت جهانی با آنان بیشتر خواهد شد. شعار مشترک جهانی -که اینها سعی کردند دهکده جهانی درست کنند- یک شعار شده و آن مرگ بر آمریکاست.
امروز در سراسر دنیا هستههایی علیه صهیونیستها شکل گرفته که منتظر فرصت هستند تا اسرائیل را از صفحه تاریخ برای همیشه حذف کنند. او در توهم شکستناپذیری خود بسر میبرد؛ اما اگر خوب گوش کند صدای خرد شدن استخوانهای پوسیده خود را بگوش میشنود و نزدیک است که مژده نابودی کامل او را خبرها اعلام کنند؛ اما تا آن روز نزدیک شعار جمعه ما لعن بر اسرائیل است.
17 مرداد به مناسبت شهادت محمود صارمی که در مزار شریف افغانستان خبرنگار بود و در سال 77 به شهادت رسید را روز خبرنگار نامگذاری کردند. به همه خبرنگاران عزیزی که با وجدان کاری و صداقت رسالت خطیر خود را با همه مشقات و سختیهایی که دارد بهدرستی انجام میدهند تبریک عرض میکنم.
انعکاس بهموقع یک واقعه آنهم با دقت بهطوریکه نتوانند از آن سوءاستفاده کنند، مشخصه یک خبرنگار حرفهای مجاهد باتقوا است. گاهی با بیان یک خبر، نگرش و بعد موضعگیری افراد متفاوت میشود. تنظیم خبر میتواند مثلاً افراد مسئول را به موضوعی بیاعتنا و یا برایشان ایجاد انگیزه کند.
بحث مفصل است، دشمنان ما برای نابودی ما و اگر نتوانستند برای مهار و کنترل ما راههای مختلفی را در نظر دارند که یکی از مهمترین آنها در این زمان جنگ شناختی است که این جنگ مختصاتی دارد و فرصت بیان نیست که یکی از آنها ذائقه سازی است.
در میل و ذائقه به روشهایی نفوذ میکنند و آرامآرام شخص را میرسانند به جایی که از اعتقادات گذشتهاش هم برائت میجوید و استحاله فکری و اعتقادی میشود. پس همه باید ترفندها و روشهای آنان را خوب بلد باشیم تا در دام نیفتیم.
فقط خواستم به این بهانه از همه خبرنگاران و اصحاب رسانه که متعهدانه، صادقانه، شجاعانه، از روی امانتداری، با صراحت و بهموقع اطلاعرسانی میکنند قدردانی کرده باشم.
وقت گذشت و ما فرصت بیان مطالبی راجع به مشروطه و بمب اتمی که آمریکا بر سر مردم ژاپن ریخت و جهاد دانشگاهی عرض کنم.
راجع به 3 صفر روز بزرگداشت شهدا مدافع حرم که واقعاً از رویشهای انقلاب همین شهدا هستند جوانان مجاهد و باتقوایی که نه امام را دیدند و نه دوران دفاع مقدس را دیدند اما با همان صلابت و شجاعت، کیلومترها دورتر، از کیان اسلام و قرآن و انقلاب دفاع کردند و میکنند.
هفت هزار میلیارد دلار مخارج آمریکا برای توطئه و توسعه اسلام تکفیری و فشارهای قومی و مذهبی و به دست گرفتن منطقه را خنثی کردند و از بین بردند؛ و برای ایران و خانوادههای خود مایه افتخار شدند. این لطف خدا و عنایت اهلبیت علیهمالسلام است که همه باید شاکر باشیم.
چون چند بار تذکر داده شد برای رسیدگی به اوضاع شهر ولی توجه نشد اینجا عرض میکنم. به نظرم شهردار محترم کمی به اوضاع شهر برسد. لااقل برای مردم بگوید دارد چه میکند؟ ما مکرر گفتیم چیزی نمیبینیم و چیزی نمیشنویم. شورای شهر چرا سؤال نمیکنند؟ گرفتاریهایی که مردم دارند را شهرداری باید حل کند. پس چه کسی مسائل جاری شهر را باید حل کند؟ انشاءالله دقتی به این مسئله بشود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/5/5 | 1403/5/5برای حفظ تنگههای چهارزبر اقتصادی و سیاسی و امنیتی و از همه مهمتر فرهنگی، به حضور مردم و اتحاد و انسجام همه نیروها احتیاج است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه19
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا کاری که باعث وهن اسلام بشود انجام نمیدهند. نشر معارف اهلبیت و هرچه باعث ایجاد مودت با آنان باشد را توسعه میدهند.
عرض کردم بر در چهارم جهنم سه جمله نوشتهشده است که جمله اول را هفته گذشته طرح کردم و آن اینکه خدا خوار نمايد كسي را كه به اسلام اهانت نمايد؛ که گفتم باید بحث را گستردهتر ببینیم یعنی اهانت به مقدسات که ازنظر اسلام، حرام و گناه کبیره است؛ و اتفاقاً ازنظر قوانین هم یکی از عناوین مجرمانه توهین به مقدسات است که در ماده 513 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات به آن پرداخته و مراتب آن را هم توضیح داده که ممکن است در بعض موارد توهین باعث کفر و ارتداد شود که مجازات آن قتل است و در بعض موارد توهین تعزیر دارد.
خدای تعالی در آیه 231 سوره مبارکه بقره احکام الهی را بهعنوان آیات الله از امور مقدس دانسته که اگر کسی هتک و بیاحترامی کند مرتکب گناه شده است؛ یعنی قوانین اسلامی و الهی امور مقدسی هستند و نباید نسبت به آنها بیاحترامی کرد؛ و از باب اولویت اموری که از احکام در مرتبه بالاتری قرار دارند از تقدس بیشتری برخوردار هستند و اهانت و هتک آنها جرم سنگینتری است و مجازات شدیدتری دارد.
و یا مثلاً بر اساس آیات 7 و 12 سوره مبارکه توبه، اگر مشرکان و دشمنان به اسلام اهانت کردند و با آنان پیمانی بسته شده بود اجازه لغو پیمان و یا تجدیدنظر در پیمان را میدهد. حتی در همین آیات توجه دادهشده که اگر سران کفر اهانت کردند و یا پیمانشکنی کردند، دولت اسلامی میتواند علیه آنان وارد جنگ شود که بحث خودش را دارد.
خلاصه ازنظر اسلام و قرآن، کسانی که به مقدسات اسلامی توهین میکنند باید آماده مجازات باشند. علت این شدت و غلظت هم این است که ارزشهای جامعه که اصول بنیادین و قوام جوامع هستند اگر از بین برود، سنگ روی سنگ بند نمیشود و امور دیگری که بر این اصول بنا شده هم از بین میرود و آن جامعه از هم میپاشد و هویت خود را از دست میدهد.
بنابراین نباید در حوزه ارزشهای دینی و الهی تسامح و کوتاهی داشت چون باعث از بین رفتن آدابی شود که جامعه با آنها استقرار و سکون دارد و لذا تشدید مجازات نسبت به هتاکان برای حفظ و ثبات جامعه است؛ و بر در چهارم جهنم هم همین تأکید شده که خداوند خوار نماید کسی را که به مقدسات اهانت میکند.
البته در بعض کشورها به آزادی بیان هر بیاحترامی و توهینی را به مقدسات خود و دیگران مرتکب میشوند. در این سالها دیدید که قرآن سوزی میکنند، کاریکاتور میکشند و اگر کسی اعتراض کند میگویند آزادی بیان محدود شد. این حرف بنا بر گفته خودشان هم باطل است. چون آزادی بیان تا جایی مورداحترام است که به آزادیهای دیگران لطمه نزند.
و هر انسانی آزاد است برای خودش دینی را انتخاب کند. در اسلام اهانت به هیچکدام از انبیاء الهی جایز نیست و اگر کسی عمداً و متعمداً اهانت کند موجب کفر است. البته من اینها را طرح میکنم بحث تکمیل شود و الا جای بحث و گفتگو دارد. گاهی دیده میشود عدهای دورهم جمع میشوند و نسبت به مقدسات و گاهی آیات الهی بیاحترامی و تمسخر میکنند و سخنان بیهوده میگویند.
در آیه شریفه دارد: وقتى دیدید و شنیدید که عدهاى دورهم جمع شدهاند و آیات الهى را مورد تمسخر قرار مىدهند و به دین و مقدسات توهین مىکنند، شما با آنان ننشینید و با آنان همراه و هم سخن نگردید. علت هم روشن است نشستن در این مجالس و بیتفاوت بودن آرامآرام ایمان شخص را میگیرد و حالت نفاق را در او به وجود میآورد و نتیجه کار قهر الهی و عقاب است. لذا در دستورات دینی گفته شد در این موارد که حق الهی و احکام دین و اسلام مورد هتک قرار میگیرد نباید سکوت کرد و اقدام عاجل لازم است.
مثلاً از مواردی که باید اقدام کرد جایی است که عدهای بدعتی گذاشتهاند و درحال توسعه آن هستند. قرآن کریم میفرماید اگر سکوت کردید و نشستید مورد لعن خدای تعالی قرار میگیرید. «اِنَّ الَّذِینَ يَكْتُمُونَ ما اَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِی الْكِتابِ اُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُون» کسانى که نشانههاى روشن و رهنمودى را که فرو فرستادهایم، بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح دادهایم، مخفى مىکنند، آنان را خدا لعنت مىکند و همه لعنت کنندگان نیز آنان را لعنت مىکنند.
بنابراین هر کس در مقابل ظهور و توسعه بدعت سکوت کند مورد لعن است. رسول خدا فرمودند: هنگامیکه بدعتها در امت من پدیدار شد پس عالم باید علمش را آشکار کند وگرنه لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد. آیه بالصراحه میفرماید سکوت جایز نیست، چه برسد که با این افراد گرم گرفت و مراوده داشت و حرف و حرکات آنان را تائید کرد.
البته بحث عرض کردم مفصل است خواستم تکمیلتر شود و بدانیم اینکه روی در جهنم نوشته خدا خوار کند کسی که به مقدسات اهانت میکند، چیز کمی نیست و آثار فردی و اجتماعی و دنایی و آخرتی دارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در انتخاب دوستان خود بهشدت مراقبت دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 286 از حکم نهجالبلاغه درباره مسافت بين خاور و باختر پرسيدند، حضرت فرمود: «مَسِيرَةُ يَوْمٍ لِلشَّمْسِ». بهاندازه گردش يك روز خورشيد است. اين پاسخ، روشن و قانعکنندهای است و توضیح بیشتر ندارد.
در حکمت 287 فرمود: «اَصْدِقَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ»، دوستانت سه دستهاند، «صَدِيقُكَ، وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ»، دوست خودت و دوست دوستت و دشمن دشمن تو. «وَ اَعْدَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ»، دشمنانت نيز سه گروهند. «عَدُوُّكَ، وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ». دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو است. این هم تقریباً روشن است. خدای تعالی تقوای ما را زیاد گرداند.
امروز 5 مرداد است و از دو جهت باید به آن بپردازم. یک سالگشت اولین نماز جمعهی بعد از انقلاب به دستور حضرت امام و دیگری عملیات مرصاد.
اول، دومی را عرض میکنم. سالگشت عملیات مرصاد فرصتی است تا به گوشهای از جریان نفاق پرداخته شود البته فرصت خطبه کم است که بگوییم چگونه به وجود آمدند و رشد کردند و مسیر انحطاط را طی کردند؛ اما مختصر به آنچه بر سر ارتش آزادیبخش ملی با حمایت دولت عراق در عملیاتی به نام فروغ جاویدان آمد اشاره کوتاهی میکنم.
چند عامل باعث شد که منافقین اقدام به عملیات کنند. مهمترین آن تحلیل غلطی بود که از اوضاع سیاسی و نظامی ایران داشتند. چون عراق در بعض محورها برتری نظامی خود را حفظ کرده بود، تصورشان این بود که ایران قطعنامه را به خاطر ضعف نظامی و فاصله بین مردم و دولت و امثال اینها پذیرفته و حتماً دچار بنبست سیاسی و اقتصادی و نظامی شده که تن به پذیرش داده است.
و فکر میکردند با پذیرش قطعنامه، نظام، آیندهای جز سقوط ندارد. پس فرصت را برای رسیدن به قدرت غنیمت شمردند و خود را در جهنمی که برپا کردند گرفتار شدند. طراحی کرده بودند 33 ساعته با استفاده از 25 تیپ در 5 مرحله تهران را فتح و نظام را ساقط کنند. ستون نظامی خودشان را روز 3 مرداد سال 67 با حمایت ارتش عراق در محور سرپل ذهاب از گردنه پاتاق به سمت کرند حرکت دادند و تا اسلامآباد جلو آمدند. در اسلامآباد جنایات هولناکی انجام دادند و ذات پلید و باطن کثیف و ددمنش خود را شفاف، نشان دادند، بیماران و مجروحان را در وسط حیاط بیمارستان جمع کردند و مظلومانه به آتش کشیدند.
ادامه آنها که 17 هزار نفر از مردم بیگناه را کشتند همینهایی هستند که امروز در بعض از کشورها علیه جمهوری اسلامی جمعیت جمع میکنند و با دشمنان نظام پیمان میبندند و برای کشور و مردم دردسر درست میکنند و مردم را تشویق به مخالفت میکنند و با پروپاگاندا جای شهید و جلاد را عوض میکنند.
بالاخره تا پشت تنگه چهارزبر پیشروی کردند و در آنجا زمینگیر شدند. هوانیروز قهرمان با فرماندهی شهید صیاد شیرازی همه هستی آنان را بر باد داد و نزدیک به 2 هزار نفر از آنان را به هلاکت رساند؛ و عملیات فروغ جاویدان را بیفروغ کرد.
و ازآنجاکه باید از هر اتفاقی درسی گرفت، این عملیات درسهای فراوانی داشت. مثلاً کسانی که روزی بهعنوان خدمت به خلق و مبارزه با استکبار نیرو جمع کردند، رسیدند بهجایی که در کنار استکبار و همراهی و گرا دادن به دشمن، مردم بیگناه کشورشان را کشتند و سوزاندند و جاسوسی کردند و حتی در کشتار مردم عراق و سوریه به داعش و النصره کمک کردند.
یکی از آن درسها که از جریان عملیات مرصاد میشود گرفت حضور مردم در مسائل مهم کشور است. منافقین چون مانعی سر راه نداشتند با سرعت در حال پیشروی بودند که اولین سد را مردم جلوی آنان درست کردند تا بعد ارتش و سپاه و بسیج و نیروهای مردمی و جهادی با وحدت و انسجام بیمثال حماسه درست کردند.
امروز هم برای حفظ تنگههای چهارزبر اقتصادی و سیاسی و امنیتی و از همه مهمتر فرهنگی به حضور مردم و اتحاد و انسجام همه نیروها احتیاج است. تنگه فرهنگی تنگه مهمی است. من نمیدانم الان ساترا در کشور دارد چهکار میکند! فیلمهایی که تولید میکنند و در شبکه خانگی توزیع میکنند تنگه است؛ دین و ارزشهای دینی و اسلامی و انقلابی و فرهنگ را و اخلاق را میبرد زیر سؤال. مسئولینی که باید از این تنگهها مواظبت کنند، مواظبت نمیکنند.
و البته از یک نکته هم نباید غافل بود که تا وقتی نفاق و منافق هست نفوذ هم هست. باید با دقت مسئله نفاق رصد شود.
مناسبت دوم 5 مرداد، سالگشت اقامه اولین نماز جمعه رسمی بعد از پیروزی انقلاب به دستور حضرت امام (ره) و امامت آیتالله طالقانی (ره) در تهران است. یاد شهدای محراب و همهکسانی که به نحوی با نماز جمعه ارتباط داشتند والان در جمع ما نیستند گرامی میداریم و از خدای تعالی برای آنان علو درجه خواهانیم و برای عزیزانی که مشغول خدمت به نماز جمعه و اهالی نماز هستند دوام توفیقات طلب نموده به همه ائمه جمعه استان و ستادهای مردمی نماز جمعه در سطح استان و بخصوص بزرگوارانی که در ستاد نماز جمعه کرج خدمت میکنند خسته نباشید عرض میکنم. انشاءالله همه قدمهایی که برمیدارید برای شما ذخیرهای خواهد بود که در یوم الجزاء خواهید دید.
راجع به ستاد نماز جمعه و فعالیتهایی که خواهد داشت در آینده نکاتی را خواهم گفت. ستاد یک سری فعالیتها را انجام میدهد، امام هم یک سری کارها را انجام میدهد؛ اما عمدهاش در اختیار مردم است که مردم هم باید وظیفهشان را خوب انجام بدهند.
من چند روایت درباره نماز جمعه برای شما بخوانم و بعد نکتهای عرض کنم. رسول خدا فرمودند: آیا میخواهید اهل بهشت را به شما معرفی کنم؟ كسى كه گرماى شدید و سرماى شدید و بارش باران، او را از نماز جمعه بازنمیدارد؛ و فرمود: هر كس از روی ایمان و براى خدا، در نماز جمعه شركت كند، اعمالش را از نو آغاز كند، زیرا خداوند به پاداش آن، گناهان گذشتهاش را آمرزیده و نامه عمل جدیدى برایش باز کرده است.
و فرمود: هر كس كه نماز جمعه را بدون آنکه ناچار باشد، رها كند، منافق محسوب مىشود؛ و فرمود: هر یك از شما كه مىتواند، لباسهای مخصوصی برای روز جمعهاش فراهم نماید؛ و فرمود: در روز قیامت، فاصلۀ مردم با درگاه ربوبی خدای متعال، به ترتیب رفتنشان به نماز جمعه است.
امام باقر علیهالسلام فرمود: هر كس كه سه نماز جمعه را پیاپى ترك كند، خداوند بر دل او مُهر مینهد؛ و امام صادق علیهالسلام فرمود: هرکسی که بهسوی نماز جمعه میشتابد، خداوند، بدنش را بر آتش دوزخ حرام مىگرداند؛ و دهها روایت دیگر.
اینهمه تأکید و اهمیت دادن برای چیست؟ اینجا من تقریباً برای امروز ده صفحه نوشتم اما به نکاتی از نقش، اهمیت و تأثیری که بر فرد و اجتماع دارد اشاره میکنم. نماز جمعه ثمره تحقق سالها مبارزه و تلاش برای برقراری نظام اسلامی است. نماز جمعه سخن گاه مؤثری برای بیان عالیترین مفاهیم برگرفته از معارف دینی است که نقش بسیار مهمی در تثبیت پایههای اقتدار جبهه حق ایفا میکند.
نماز جمعه مبانی فرهنگ دینی را در جامعه ایمانی قوام میبخشد. نماز جمعه وحدتبخش، دشمنشکن، همراه کننده امت با نظام و مطالبه کننده از کارگزاران است. لذا امامجمعه باید در سخنانش هم مصالح دین را بگوید و هم آنچه برای دنیای جامعه اسلامی لازم است.
امام رضا علیهالسلام فرمود: نماز جمعه، همایشى فراگیر است و خداوند خواسته تا امام، راهى براى ارتباط عمومی با مردم داشته باشد تا آنان را به آنچه مصلحت دین و دنیایشان در آن است، آگاه نماید و نیز آنان را از اوضاع زمانه و كارهایى كه مایه زیان و سود آنان است، باخبر سازد. به همین دلیل تأکید میشود که خطبهها را همه گوش کنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: مردم رو بهسوی امام كنند و به وى گوش بسپارند؛ «یَستَقبِلُ النّاسُ الإِمامَ بِوُجوهِهِم ویُصغونَ إلَیهِ».
نماز جمعه ما را با مسائل جهان بخصوص جهان اسلام آشنا کرده و روحیه استکبارستیزی را در ما تقویت میکند. همین است که ما هر هفته اعداء دین بخصوص آمریکا را لعن میکنیم.
اینجا عرض کنم رژیم پلید و خبیث صهیونیستی دچار شکستهای زنجیرهای جهانی شده و هرچه به او کمک میکنند بیاثر است. دوباره دیوان بینالمللی دادگستری در اقدامی مهم، رژیم غاصب را اشغالگر و حضورش و فعالیتهای او در فلسطین را غیرقانونی خواند و درخواست پرداخت غرامت به فلسطینیان متضرر کرد و از همه کشورها خواست که با سازمان ملل برای کمک به ملت فلسطین جهت تعیین سرنوشتش همکاری کنند.
اما متأسفانه کشورهای غربی بدون توجه به افکار جهانی همچنان از جنایتکار وحشی حمایت میکنند که نمونهاش را در المپیک پاریس میبینید. اجازه حضور به این رژیم در مسابقات المپیک، ننگ جهانی است؛ و توهین به انسان و انسانیت است؛ و البته ما لعن به اسرائیل این جرثومه فساد و نسلکشی را این پلیدی مجسم را برای خود عبادت میدانیم.
نماز جمعه دشمنشناسی و دشمنی شناسی و روشهای مقابله با آنان را یاد میدهد. گاهی دشمنیها مخفی و با ترفند خاص است و گاهی دشمنی آشکار است؛ مثل قرآن سوزی مثل از بین بردن و آتش زدن مساجد که داعش میکرد و امروز در آلمان شاهد آن هستیم. پلیس حمله میکند و مرکز اسلامی را تعطیل میکنند؛ و شبکههای وابسته به آن را که قریب به ۵۰ مورد است مورد اهانت قرار میدهند. ریشهاش هم معلوم است؛ چون این مراکز با اسرائیل مقابله میکنند، آنها هم با اینها مخالفاند. خودشان میگویند که امنیت اسرائیل جوهر سیاست خارجی ماست.
اسلام، جهانوطنی است و هر جا مسلمانی هست آنجا وطن ماست و از مسلمان و مقدساتمان دفاع میکنیم و از دستگاه دیپلماسی میخواهیم فعالانهتر با این واقعه ورود کند. حمله به تعداد زیادی از مساجد شیعیان در آلمان نباید بدون پاسخ قاطع جهان اسلام بماند.
البته آنها بهخوبی میدانند اسلام بهترین الگو را برای اداره جامعه ارائه کرده که ظلم و استبداد را از بین میبرد و دنیای آنان را نابود میکند لذا تلاش بر نابودی و یا تضعیف اسلام دارند. خودشان اقرار دارند. قبلاً هم عرض کردم؛ سید محمد رشید رضا مؤلف تفسیر المنار در ج 11 المنار، ص 260 مىگوید: یكى از دانشمندان بزرگ آلمان به عدهاى از مسلمانان گفت: شایسته است ما مجسمه معاویه بن ابى سفیان را از طلا بریزیم و در برلین، پایتخت آلمان نصب كنیم، گفتند: براى چه؟ گفت: چون معاویه بود كه رژیم دموكراتیك حكومت اسلامى را به حكومت استبدادى مبدل كرد و اگر او، این ضربه را به اسلام نزده بود، اسلام همه جهان را مىگرفت و اكنون ما آلمانیها و سایر كشورهاى اروپایى، عرب و مسلمان بودیم. اینها الان از همین گسترش اسلام خوف و ترس دارند که لگد میزنند.
نماز جمعه در همه زمینهها هدایتگر است، اما هدایت فرهنگی از اهمیت ویژه برخوردار است. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ما هدایتگری فرهنگی را از هدایتگری سیاسی بنیانیتر میدانیم؛ هدایتگری سیاسی خیلی لازم است و از آن نباید صرفنظر کرد، اما هدایتگری فرهنگی و فرهنگ مردم، اخلاق مردم مهمتر است».
ما در نماز جمعه از هویت انقلاب دفاع میکنیم و نمیگذاریم امام و اهداف امام تحریف و تضعیف شود، از نفوذ نفاق و ارتجاع و فرهنگ غرب هشدار میدهیم و دروغ و جنگ روانی دشمن را افشا میکنیم و سرمایه ایمانی مردم را تقویت و از عملکرد مسئولین و دستگاههایی که کارشان را درست انجام میدهند تقدیر میکنیم و به دیگران تذکر میدهیم.
نماز جمعه، از ظرفیتی برخوردار است که میتواند همه اقشار مردم را همسو نماید و در مسیر رشد و سازندگی هدایت نماید، مواسات همهجانبه مادی و معنوی به وجود بیاورد. این مهم کی اتفاق میافتد؟ وقتی آحاد مردم مسلمان و بخصوص نیروهاى بانشاط، تأثیرگذار و نسل جوان در نماز حاضر شوند.
اگر نهادهای فرهنگی در برنامهریزهای مناسب کمک نکنند و رسانه هم پوشش لازم و هنرمندانه را ندهد آرامآرام این همایش قدرت از رونق خواهد افتاد و دشمنان به خواسته خود میرسند. چرا گفتند نماز جمعه از کهنسالان و بیماران و نابینایان و مسافران و حتی بانوان برداشته شده و واجب نیست و در این زمینه روایت هم داریم، چون نماز جمعه یک جریان پویا و جوان محور با نقشآفرینی افراد مؤثر جامعه است.
بیانات امامین انقلاب درباره ابعاد مختلف نماز جمعه را باید با دقت مطالعه کرد. حضرت امام درباره مجلس فرمودند در رأس همه امور است و درباره نماز جمعه هم همین عبارت را بکار بردند؛ و 27 یا فرمودند: «نماز جمعه، كه نمایشى از قدرت سیاسى و اجتماعى اسلام است، باید هر چه شكوهمندتر و پُرمحتواتر اقامه شود. ملّت ما گمان نكنند كه نماز جمعه، یك نماز عادى است. امروز نماز جمعه با شكوهمندى كه دارد، براى نهضت كوتاه عمر ما پشتوانهای محكم و در پیشبرد انقلاب اسلامى ما عاملى مؤثر و بزرگ است».
حضرت آقا هم در بیانی فرمودند: «امامجمعه با درک درستی که از نیازهای روز جامعه دارد، صدای مظلومین و مستضعفین است، لذا موردحمایت مردم قرار میگیرد»؛ یعنی غیر از وظیفه خطیری که امام دارد مردم بیشتر باید اهتمام داشته باشند و این سنگر را برای پیشبرد اهداف الهی گرم نگه دارند.
روز 25 محرم سالگشت شهادت قدوة الزاهدین و سید المتقین و زین الصالحین امام سجاد علیهالسلام را به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم. بعد از حماسه کربلا و دوران اسارت حضرت به همراه بقیه بازماندگان به مدینه برگشتند و مدت 35 سال هدایت فکری و معنوی و امامت شیعیان را بر عهده داشتند. دورهای که دشمنان مکتب اهلبیت علیهمالسلام فضای وحشت و اختناق را به بدترین شکل آن، در جامعه حاکم کرده بودند؛ و امام باید توطئههای آنان را خنثی میکرد و هم شیعه را ازنظر فکری و اعتقادی و هم از جهات مختلف زندگی مادی حفظ میکرد، وضعیت هم جوری بود که نمیشد دست به قبضه شد و مبارزه مسلحانه کرد.
اینجا بود که امام سجاد دست به اسلحه دیگری شد که کارایی و برندگی بیشتری داشت و آن سلاح، جهاد تبیین، خطابه و بیان معارف دینی و الهی و تربیت رفتاری و اخلاقی مردم بود. سبک زندگی امام حقیقت دین و روش زندگی مؤمن در آن مقطع خاص را عملاً به مردم نشان میداد؛ و حضرت ملجأ شیعیان و مرجع مسلمین بود.
ما از معارف اهلبیت استفاده درست نمیکنیم. همین صحیفه سجادیه که عدهای خیال میکنند فقط کتاب دعاست، پر است از تعالیم سیاسی و اجتماعی و روش حکمرانی و امثال ذالک که هرچه شیطنت شیاطین بیشتر میشود مثل این دوره، کارایی و نیاز به این کتاب بیشتر میشود.
فقط بهعنوان نمونه بدون توضیح عرض میکنم، یکی از اصول اسلامی که از قرآن گرفتهشده و ما در انقلاب اسلامی به آن پایبند هستیم این است: «لاتَظلمون و لاتُظلمون». نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم بروید. ممکن نیست کسی مسلمان باشد، درعینحال ظلم و زور را قبول کند؛ و اهل ظلم باشد.
حالا همین اصل قرآنی را در دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیهالسلام اینگونه به خدای تعالی عرض میکند: «وَ لَا اُظْلَمَنَّ وَ اَنْتَ مُطِیقٌ لِلدَّفْعِ عَنِّی، وَ لَا اَظْلِمَنَّ وَ اَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی الْقَبْضِ مِنِّی». خدایا، مگذار که من مورد ستم قرار بگیرم درحالیکه تو به دفع آن از من توانایی و اجازه مده که بر دیگری ستم کنم درحالیکه تو در جلوگیری از من نیرومندی. تربیتشدگان مکتب اهلبیت همه همین راه را طی کردند؛ مثل شهید این روزها شیخ فضلالله نوری.
یکی دیگر از درسهایی که از امام سجاد علیهالسلام میگیریم رسیدگی ویژه به خانوادههای شهدا و ایثارگران میدانهای مبارزه با طاغوت بود که البته مخفیانه و دقیق انجام میدادند که حتی در مواردی افراد نزدیک هم مطلع نبودند.
بههرتقدیر این وجود سراسر نور را تحمل نکردند و در سال 95 قمری در سن 57 یا 59 سالگی به زهر مسموم و به شهادت رساندند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان اهلبیت علیهمالسلام قرار دهد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/4/29 | 1403/4/29این انقلاب و کشور شیعه تا ظهور دولت عشق، شیعی خواهد ماند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه20
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین نه ظلم میکنند و نه زیر بار ظلم میروند. عرض کردم بر روی درب سوم جهنم سه گروه مورد لعن قرار گرفتهاند دروغگویان و بخیلان که عرض کردم و گروه سوم ستمگران که نوشته است: لعن الله الظالمین، خداوند لعنت کند ستمگران را.
ظلم و ستم یکی از پلیدترین رذایل اخلاقی است که بهشدت در بیش از ۲۹۰ آیه از آیات قرآن کریم و تعداد فراوانی از روایات اهلبیت مطرح و مذمت شده است. ظلم یعنی قرار دادن چیزی در غیر جای اصلیاش بنابراین درجایی که باید به عدالت رفتار شود اگر نشود میشود ظلم و کسی که این ظلم را انجام داده ظالم است.
رسول خدا فرمود: به خدا پناه ببرید از اینکه ظلم کنید و یا زیر بار ظلم بروید؛ مردم آنگاهکه ظالم را ببینند و او را بازندارند، انتظار میرود که خداوند همه را به عذاب خود گرفتار سازد؛ و امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بهترین عدالت یارى مظلوم است. هر کس دلسوز خود باشد به دیگران ظلم نمیکند. امام باقر علیهالسلام فرمود: از ما نیست و از شما شیعیان هم نیست کسى که به مردم ظلم کند.
قرآن کریم گروه زیادی از افراد و عملکرد آنها را در زیرمجموعه ظلم و ظالمان قرار داده است. به تعدادی از آنها بدون ذکر آیات فقط اشاره میکنم. کفار، مشرکان، گناهکاران، تکبر کنندگان، عالمان بیعمل، پیروان شیطان، کسانی که حقوق مالی الهی را پرداخت نمیکنند، کسانی که به خدا دروغ میبندند؛ و قسم دروغ میخورند، کسانی که شهادت دروغ میدهند، کسانی که مال یتیم را میخورند، کسانی که از حدود الهی تجاوز میکنند، کسانی که پیامبران الهی را تکذیب میکنند و کسانی که به پیامبران تهمت میزنند، کسانی که نعمتهای الهی را کفران میکنند، کسانی که آیات الهی را انکار میکنند، کسانی که ستمگران را دوست دارند و یاری میکنند، کسانی که سلطه یهود و نصارا را قبول میکنند، کسانی که امربهمعروف و نهیازمنکر را ترک میکنند، کسانی که مردم را گمراه میکنند، منافقان، فساد کنندگان روی زمین و موارد دیگر که اینها نمونه بود.
در قرآن و روایات گروهی بهعنوان ظالمترین افراد نام برده شدهاند. مثل کسانی که به خدا ظلم میکنند و چوب و سنگ و حیوانی را بهجای خدا میپرستند و یا انسان ناتوانی را بدون اذن الهی مؤثر در عالم میدانند و یا به دین و مکتب ظلم میکنند.
کسی که به دیگران ظلم میکند مثل آبرو بردن از دیگری یا مثلاً بیتالمال را تصرف میکند از بدترین ظلمهاست که به جامعه میشود. رسول خدا فرمود: پستترین و ذلیلترین خلق در نزد خدا کسی است که امر مسلمانان در دست او باشد و میان ایشان بهراستی رفتار نکند. به سبب ظلم، نعمتها زایل میگردد و به نکبت مبدّل میشود.
امام سجاد علیهالسلام هنگام وفات به امام محمدباقر علیهالسلام فرمود: زنهار، ای فرزند! که ظلم کنی بر کسی که دادرسی بهغیراز خدا نداشته باشد؛ زیرا که او کسی دیگر را ندارد و دو دست به درگاه مالک الملوک برمیدارد و منتقم حقیقی را بر سر انتقام میآورد.
آثار ظلم هم بسیار ناگوار و هلاککننده است. در قرآن کریم آثاری را نام برده است، به بعض موارد اشاره کنم، مثلاً: ظالمان در دنیا و آخرت گرفتار عذاب میشوند. در دوزخ همراه و همنشین شیطان میشوند. نسل نامناسب از آنها باقی میماند. از راه حق گمراه میشوند و آمرزیده نمیشوند. شفاعت شامل حالشان نمیشود. اگر همه زمین را هم بدهند، از عذاب نجات نمییابند. افسوس و پشیمانی شدید در قیامت دارند و رستگار نمیشوند. سخت جان میدهند. خدا آنان را دوست ندارد و از آتش نجات پیدا نمیکنند.
میبینید که بحث مفصلی دارد فقط خواستم عرض کنم اینکه بر سر در جهنم خداوند ستمگران را لعن کرده چه عقبهای دارد و مسئله کمی نیست.
و اما درب چهارم که به نام لظی بر گرفته از آیات ۱۵ و ۱۶ سوره معارج است که فرمود: «کَلَّا اِنَّهَا لَظَى» نه چنین است، آتش زبانه مىکشد «نَزَّاعَهً لِّلشَّوَى» پوست سر و اندام را برکننده است. نوشتهاند آتشپرستان و کسانی که دائماً در حال بدگویی و عیبجویی و غیبت و تهمت به مؤمنین هستند به کام این آتش فرو خواهند رفت؛ و اما بر روی درب چهارم جهنم سه جمله نوشته شده: «وَ عَلَی الْبَابِ الرَّابِعِ مَکتُوبٌ ثَلاَثُ کلِمَاتٍ: اَذَلَّ اللَهُ مَنْ اَهَانَ الاْءسْلاَمَ». خدا خوار نماید کسی را که به اسلام اهانت نماید، «اَذَلَّ اللَهُ مَنْ اَهَانَ اَهْلَ الْبَیتِ». خدا خوار گرداند کسی را که به اهلبیت علیهمالسلام اهانت نماید، «اَذَلَّ اللَهُ مَنْ اَعَانَ الظَّالِمِینَ عَلَی ظُلْمِهِمْ لِلْمَخْلُوقِینَ». خدا خوار گرداند کسی را که به ستمکاران در ظلمشان به مخلوقات خدا کمک نماید.
اولین مورد توهین به اسلام است. اگر بحث را کمی گستردهتر کنیم و اهانت به مقدسات را در نظر بگیریم از نظر اسلام، حرام و از گناهان کبیره است؛ و عنوان مقدس هم زمان را مثل ماه محرم، ماه رمضان، هم مکان را مثل کعبه، مسجد، حرم اهلبیت، هم شخص را مثل رسول خدا، ائمه علیهمالسلام، هم کتاب را مثل قرآن و امثال اینها را شامل میشود. شرع مقدس توهین را اولاً ممنوع کرده و بعد اهانت به هر چیزی که در نزد شرع و اهل شرع مورداحترام است را ممنوع کرده است حتی در آیه ۱۰۸ سوره مبارکه انعام تأکید میکند اگر افراد کافر برای خود چیزی را بهعنوان معبود انتخاب کردهاند به معبود آنان بیاحترامی نشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم… متقین مواظب مصاحبت و همنشینیهای خود هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۸۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَا تَصْحَبِ الْمَائِقَ، فَإِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ فِعْلَهُ وَ یَوَدُّ اَنْ تَکُونَ مِثْلَهُ». با احمق همنشینی نکن، زیرا او کار خود را در نظر تو جلوه مىدهد و دوست دارد تو نیز مانند او باشى. شخص احمق به خیال میکند شخصیت کاملی دارد و تمام اعمالش بر اساس قاعده و درست است و باید همه از او پیروی کنند. لذا برای پیروی و مثل خودش شدن، همنشین میخواهد. حضرت از همنشین شدن با چنین کسی که جز آسیب، هیچ آوردهای ندارد بر حذر داشتهاند. در بیان دیگری فرمودند: کسی که عیبهای دیگران را زشت شمارد اما همان عیبها را در خود بپسندد احمق واقعی است. خدای تعالی تقوای همه ما را افزوده بگرداند.
یکی از جلوههای مهم حماسه عاشورا که کمتر به آن توجه میشود نقشی است که بانوان در کربلا داشتهاند و بعض از آنان به شهادت هم رسیدهاند که خودش بحث مفصلی است و سعی میکنم در این نوبت کوتاه اشارهای بکنم ولو دراینباره مجموعهای از سخنرانیها چند سال قبل در شبها داشتم که جزوهای شده است.
بعض این بانوان در قبل کربلا مثل طوعه در کوفه و بعضی حین کربلا مثل همه بانوانی که همراه کاروان بودند و عدهای بعد از واقعه نقشهای اساسی در نهضت داشتهاند. بانوان هاشمی که تمام مسیر را از مدینه بودند و بعد جزء اسراء شدند و چه مصیبتهایی از بعد عاشورا نکشیدند، از کوفه تا شام بلاها دیدند. دختران امیرالمؤمنین چهار نفر، دختران امام حسین سه نفر، همسر امام حسین و رمله مادر حضرت قاسم و فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیهالسلام که مادر امام باقر علیهالسلام است. دختر مسلم بن عقیل که حضرت دایی اوست؛ و دختر زینب کبری به نام ام کلثوم است، به او امکلثوم صغری میگفتند.
یا مثلاً یکی از بانوان شهیده کربلا همسر عبدالله بن عمیر است. عبدالله بن عمیر یکی از اصحاب و یاران با وفای امیرالمؤمنین علیهالسلام است که از کوفه به کربلا آمد برای یاری امام حسین علیهالسلام، خودش و همسرش به شهادت رسیدن که داستان شنیدنی دارد. نام او در زیارت ناحیه مقدسه آمده است. «السَّلَامُ عَلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَیرٍ الْکلْبِی». این بانوی مؤمنه آمد کنار بدن غرق به خون شوهرش و گفت از خدائی که روزی تو را بهشت قرار داد بخواه که من را همراه تو کند. شمر به غلامش دستور داد با عمود آهنین بر فرق این بانو زدند و او را به شهادت رساندند.
گروه دیگری از بانوان حاضر در کربلا مادران شهدا هستند که خودشان ناظر شهادت فرزندانشان بودند. مثل رباب مادر علیاصغر علیهالسلام. حضرت زینب مادر عون و جعفر. رقیه دختر امیرالمؤمنین مادر عبدالله بن مسلم. مادر عمرو بن جناده که شهید کربلاست و مادر بحریه نام داشته است. من فقط نمونه عرض میکنم.
عدهای هم خانوادگی آمده بودند سه خانواده مثل مسلم بن عوسجه که با خانم خود به کربلا آمد و بعد عاشورا همسرش جزء کاروان اسراست.
و تعدادی از بانوان هم هستند که هاشمی نیستند اما همراه قافله هستند. مثل محسنیه که خادمه امام سجاد بود و فرزندش در کربلا به شهادت رسید. یا فکیهه که خادمه حضرت رباب بود.
این بانوان بودند و در کربلا نقشهای مختلفی داشتند و حماسهها آفریدند و شدند الگویی که تا امروز و فردای قیامت تمام بانوان آزاده و مؤمنه به آنان تأسی میکنند کما اینکه مادران و همسران و خواهران و دختران شهدا الگویشان همین بزرگواران بودند.
امام حسین علیهالسلام وقتی برای وداع با بانوان خیام آمد به آنان فرمود: «اسْتَعِدُّوا لِلْبَلَاءِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ حافظکم وَ سینجیکم مِنْ شَرِّ الْأَعْدَاءِ وَ یَجْعَلَ عَاقِبَهَ أمرکم إِلَى خَیْرٍ» و خدا دشمنانتان را به انواع بلاء عذاب میکند و به شما در عوض این سختیها انواع نعم و کرامات را اعطا میکند پس شکوه نکنید و چیزی نگویید که قدر و ارزش شما را کم کند.
کلمات امام برای آنان بسیار امیدآفرین بود و برای ما درس است. امام به آنان امیدواری داد که خدا محافظ شماست و نگران نباشید. تقویت روحیه خداباوری و تفکر توحیدی همه شرایط سخت را برای انسان آسان میکند. الان ببینید غزه مظلوم چند ماه است زیر بمباران خونخواران وحشی، جلوی چشم بهاصطلاح انسانهای متمدن که باطن کوری دارند، آب و غذا را بر کودکان و زنان و بیماران بستهاند. باید شرم کنند از اینکه نام خود را انسان بگذارند.
برای کسی که به اسب مسابقه بیتوجهی کرده محرومیت و جریمه قرار دادند. نمیدانم در خبرها دیدید یا نه! یک خانمی به یک اسبی لطمهای زده محرومش کردند. آنوقت ۳۸ هزار انسان بیگناه را با آن وضعیت آب و غذا بر آنها بستهاند؛ و تحت نظارت همین افراد انسانها از گرسنگی میمیرند.
این شرایط سخت را آنان با اتکال به خدای تعالی و امید به آیات الهی که نصرت را برای کسانی دانسته است که خدا گفتهاند و بر آن استقامت کردهاند. یقیناً غزه پیروز است و این ننگ عالم بشریت که در حال جان کندن است سقط میشود.
امروز صبح یمن با پهپادهای خودش تلآویو را زد و این سد را شکست و از موانع عبور کرد. رایحه خوش پیروزی به مشام میرسد؛ و به حول و قوه الهی با اتفاقاتی که در منطقه در حال وقوع است همه شاهد سرنگونی اسرائیل و پیروزی مستضعفین خواهیم بود.
امام حسین علیهالسلام با استفاده از همین راهبرد سختیهای اسارت بعد از خودش را برای آن هموارتر کرد فرمود: «اسْتَعِدُّوا لِلْبَلَاءِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ حافظکم». پس اولین کار امام تقویت روحیه ایمان و امیدواری به آینده بود.
مطلب دوم امام این بود که خداوند شما را از شر آنها نجات میدهد؛ یعنی پایان شب سیه سپید است؛ یعنی بدانید که عاقبت کار شما پیروزید و دشمن در عذاب سخت. بله مرارت و اسارت و زنجیر بود؛ اما امام نتیجه را پیروزی مقاومت میداند و به همین راهبرد تأکید کردند.
نظام اسلامی هم با مقاومت تعدادی از انسانهای باایمان به رهبری امامشان با تحمل زندان و شکنجه و تبعید و شهادت برپا شد و تا امروز هم با همین قاعده مانده است. حالا دشمنان خارجی و بعض وادادههای داخلی فکر میکنند مثلاً میتوانند باورها و آرمانهایی که خون پاکان برای به دست آمدن و استقرار آنها بر زمین ریخته شده را میشود بهراحتی با گفتن خزعبلات پایمال کرد؟
برای ما مسلم است تمام جریان استکباری در عالم بهخصوص آمریکای جنایتپیشه با مکتب اهلبیت علیهمالسلام مخالفت دارند. با برقراری احکام اسلامی مخالفت دارند و برای حذف اسلام ناب تا جایی که توان دارند تلاش میکنند و تا بتوانند در این مسیر قدم برمیدارند؛ و دیگران را هم همراه میکنند؛ و تا امروز هم صدها عملیات انجام دادند.
متأسفانه افراد بزدل و غربزده و واداده میخواهند با ترویج اباحهگری و بیتفاوت سازی و گفتن حرفهای بیاساس در مقاطع خاص در قاطبه مردم متدین حساسیتها را از بین ببرند. همان حرف آمریکا برای از بین بردن شیعه و مکتب اهلبیت و ایران که حرم اهلبیت است و مردم ما همه حسینی هستند را به زبان دیگری با گویش دیگری با یک ترفند دیگری میگویند.
بدانید که این انقلاب و کشور شیعه تا ظهور دولت عشق، شیعی خواهد ماند و از گفتمانش که هر هفته تکرار میکند دست برنمیدارد؛ و شعار همیشگی او تا وقتی آمریکا آمریکاست مرگ بر آمریکاست.
و مطلب سومی که سیدالشهدا به بانوان همراه فرمود این بود که خداوند بهعوض این سختیها، شمارا از انواع کرامتها و نعمتها متنعم میکند؛ اما باید مواظب باشید که با شکایت کردن و بیان بعض کلمات ارزش کار را کم نکنید؛ و البته کسی نشنید و درجایی هم نوشته نشد که کسی شنیده باشد آل الله در طول این سفر پربلا کلمهای که در آن ذرهای خفت و سرافکندگی باشد گفته باشند. همگی باصلابت در مجالس مختلفی که برپا شد شرکت کردند و به ایراد سخن پرداختند و تبیین گری کردند و حرف حق خود را بدون لکنت ولو دربند اسارت زدند؛ که این هم برای ما درس است که حق بگوییم و از چیزی نترسیم و بدانیم که ملامت ملامت کننده در مقابل رضایت خدا ارزشی ندارد. لذا کار گویندگان و بیشتر ذاکران و مرثیهسرایان و نوحهخوانان بسیار سخت است که یکوقت برای گرفتن اشک این عزت و صلابت را با شعر سخیف، کوچک و تحقیر نکنند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه در زیارتنامه امام حسین داریم که: «قَتَلَ اَللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالْاَیْدِی وَ اَلْاَلْسُنِ»؛ یعنی دشمنانت، بلکه همه ائمه علیهمالسلام را یا بالایدی یعنی شمشیر و قتل و ترور و یا بالالسن یعنی با زبان و تبلیغات و رسانه و تهمت و دروغ شایعه و تحریف به شهادت رساندند.
و اتفاقاً امام حسین علیهالسلام در حماسه کربلا هم با دست یعنی جنگ و دفاع وارد عرصه شد هم با السن یعنی جهاد تبیین و بیان حقائق. در تمام لحظات بحث و گفتگو میکرد احتجاج میکرد. فلسفه قیام را بیان میکرد حتی در شعرها و رجزها هم همین قاعده را رعایت میکرد.
در ادامه عاشورا کاری که بانوان انجام دادند خیلی پراهمیت و بزرگ است. چون در مقابل رسانه دروغپرداز اموی و تبلیغات و شایعهسازی و شایعهپراکنی بنیامیه همین بانوانِ در اسارت ایستادند و جلوی تحریف حقایق را گرفتند تا دشمن پستفطرت که با حذف فیزیکی امام معصوم قصد داشت تمام دین را از اساس برچیند، نتواند با جنگ روایتها تحریف و انحرافی ایجاد کند و جای شهید و جلاد را عوض کند.
همان کاری که امروز شیپورهای خارجی و بوقهای داخلی انجام میدهند تا شاید بتوانند با السن و زبان کاری پیش ببرند. با ایجاد گسلهای قومی و مذهبی در اجتماع و ایجاد توقعات غیرمنطقی و برخلاف قانون اساسی، آرامش جامعه را به هم میزنند.
ایکاش صداوسیما بفهمد که باید چه کسی را دعوت کند. ایکاش دستگاه قضا وظیفه خودش را نسبت به دروغگویان و خطاکاران که در زمان مسئولیتهایشان سرمایههای ملی را از بین بردند و کشور را دچار خسارت محض کردند درست و بهموقع و قاطع انجام میداد. آقای دستگاه قضا! اگر امروز درست عمل نکنی بدان که در آینده با پررویی بیشتری کار خودشان را ادامه میدهند. ایکاش ایکاش گفتنهای ما تمام شود.
بهجای شایستهسالاری و توانمندی در انجام مأموریتها، تدین و وجدان کاری و صداقت و دستپاکی و امثال اینها، معیارهای دیگری که حتی خودشان هم ملتزم نیستند میگذارند. مردم را مشغول و عصبانی و ناامید نکنید. چرا گسل درست میکنید؟ چرا غیر کارشناسانه سخن میگویید؟ چرا برخلاف قانون اساسی سخن میگویید؟ چرا کاری میکنید که مجلس را در آینده به چالش بکشید؟
لازم میبینم یکبار دیگر از باب تذکر که خدای تعالی میفرماید نفع دارد بیانات رهبر معظم انقلاب در بهکارگیری افراد در پستهای مختلف که بسیار هشداردهنده است را یادآوری کنم: «امّا توصیه و عرض ما به نامزدهای انتخابات؛ من به این حضرات محترم عرض میکنم: با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفّق شدید و توانستید مسئولیتی به دست بیاورید، کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذرّهای با انقلاب زاویه دارند. آن کسیکه با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذرّهای زاویه داشته باشد، او به درد شما نمیخورد؛ او همکار خوبی برای شما نخواهد بود. آن کسیکه دلبستهی آمریکا باشد و تصوّر کند که بدون لطف آمریکا نمیشود قدم از قدم برداشت در کشور، او برای شما همکار خوبی نخواهد بود، او از ظرفیتهای کشور استفاده نخواهد کرد، او خوب مدیریّت نخواهد کرد؛ آن کسیکه راهبرد دین و شریعت را مورد بیاعتنائی قرار بدهد، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. کسی را انتخاب کنید که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب، اهل اعتقاد کامل به نظام باشد».
خیلی گویا و روشن است که کارگزار نظام اسلامی باید انقلابی امین و کارآمد، با اعتماد به خدا، باورمند به مردم، استکبارستیز، حامی مظلومان، عدالتخواه، به مکتب و گفتمان امامین انقلاب ایمان داشته باشد و در زندگی به اصول اسلامی و غیر تشریفاتی پایبند باشد. اگر گوشه چشمی به بیگانگان خصوصاً آمریکای پلید داشته باشد وحدت ملی و امنیت ملی و اقتدار ملی و درنتیجه منافع ملی خود را از دست خواهیم داد.
این بیانات حضرت آقا باید نصب العین باشد. نباید اجازه داد که شائبه وادادگی در برابر ارزشهای اسلامی و آرمانهای انقلابی و ملی به مشام برسد. بگردید برای خدمت به مردم خادمانی امین پیدا کنید. قطعاً همه اذعان به فعالیت و خستگی نداشتن شهید جمهور دارند پس این سنخ افراد دغدغه مند کار برای مردم را انتخاب کنید.
من نمیدانم شما چقدر مطالعه کردهاید اما صلابت و تربیت الهی و دینی یک بانوی مسلمان را باید در مجلس یزید ببینید من فقط چند جمله را عرض میکنم. شیخ مفید (ره) نقل میکند: «فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ» یک مرد شامی در مجلس یزید بلند شد و به یکی از دختران، به نام فاطمه بنت الحسین که دختر کوچکی بود و همراه زینب کبری سلاماللهعلیها بود اشاره کرد و گفت: «هَبْ لِی هَذِهِ الجاریه» این دخترک را به من ببخش تا در خانه خدمتکار من باشد. دختر امام حسین میگوید: «فَاُرعِدتُ» من به خود لرزیدم و ترسیدم. «وَ ظَنَنْتَ أَنَّ ذلک جَائِزُ لَهُمْ» گفتم نکند این کار را انجام دهند و مرا برای خدمتکاری به خانه خود ببرد. «فَأَخَذْتُ بِثِیَابِ عمتی» من به پیراهن عمهام زینب چسبیدم. عمهام زینب به آن مرد شامی فرمود: «کذبت وَ اللَّهِ وَ لؤمت مَا ذلک لک وَ لَا لَهُ» به خدا قسم دروغ میگویی و پستی به خرج میدهی. چنان نیست که پنداشتهای. نه تو میتوانی به این مقصود برسی و نه یزید میتواند. به خدا قسم نمیتوانی دختر امام حسین را به عنوان کنیزی به خانه خود ببری! یزید عصبانی شد و گفت: نه تو دروغ میگویی «إنَّ ذلِکَ لِی» اگر بخواهم میتوانم این کار را انجام بدهم. زینب کبری فرمود: «کَلّا وَ اللهّ…» به خدا قسم نمیتوانی، مگر اینکه از دین اسلام خارج بشوی. یزید باز عصبانی شد و گفت: کسیکه از دین اسلام خارج شده، پدر و برادر توست. زینب کبری فرمود: ای یزید تو و جد و پدرت، اگر مسلمان باشید، به برکت راهنماییهای پدر و برادر من بوده است؛ یعنی اگر تو مسلمان باشی که نیستی، میدانستی آنهایی که مسلمان شدند، براثر زحمات پدر و برادر من اسلام آوردند. حماسه این بانوان زیاد است اینها را نمونه آوردم.
این میشود حماسه. باید هیئات ما و مساجد ما انسانهای حماسی و مقتدر و آگاه و بصیر و عالم تربیت کند. دارند به عزادریهای شما آب میبندند؛ حواستان باشد؛ دارند خرابش میکنند؛ با حرفهای قشنگ و نامهپراکنیهای بیاساس و بیریشه.
مواظب باشید چیزی که قیمتی است بدلیاش را میسازند. برای کاه بدلی درست نمیکنند برای طلا بدل درست میکنند. برای ۵ هزارتومانی که بدل درست نمیکنند؛ برای چکپول بدل درست میکنند. مواظب باشید این اشک و آه و گریه و عزاداری اصل است؛ بدلی برایتان درست نکنند. همه ریشه ما همینجاست؛ این اساس کار ماست؛ مواظب باشید این ریشه را از ما نگیرند.
در خبرها دیدم که مهندسان و متخصصان و اپراتورهای نیروگاه رامین اهواز که دچار حادثه شده بود و باعث خاموشی بخش بزرگی از جنوب کشور و بعض مناطق دیگر میشده را با یک حرکت جهادی ۱۸ ساعته سخت و طاقتفرسا در عملیات مهندسی ویژه در دمایی بین ۷۰ درجه حرارت و ۹۰ درجه رطوبت انجام دادهاند و رکورد بینظیر جهانی را در زمان تعمیر ثبت کردند تا مردم بیبرق و بی خنکی نباشند که بهنوبه خودم و هم از طرف شما از این جایگاه سخن از همه آن عزیزان تقدیر و تشکر میکنم. خدای تعالی همه آن متخصصان و مهندسان و کارگران و اپراتورها را در پناه خودش حفظ کند انشاءالله.
یاد مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین آقای مدنی بروجنی را گرامی میدارم؛ که لااقل ۵ سالی در اینجا امامجمعه بودند و مردم از فیض وجود ایشان بهره میبردند. قبل از انقلاب هم فعالیتهای تبلیغی و انقلابی داشتند و بعد از پیروزی انقلاب هم مسئولیتهایی داشتند. در دفتر تبلیغات اسلامی قم مدتی بودند و مدتی امامجمعه بوشهر بودند و در شورای سیاستگذاری ائمه جمعه هم مدتی مسئولیت داشتند. روحانی محترم و خدوم و مأنوس با علما بودند. اواخر عمرشان هم در قم در دفتر حضرت آقا بودند. شما سالیانی پشت سر این سید بزرگوار نماز خواندید. خدای تعالی بر درجات ایشان افزوده و با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1403/4/22 | 1403/4/22ایران اهل گفتگو و دیپلماسى است؛ ولی حاضر به پذیرش زورگویى دشمن و کرنش در برابر سلطهگران نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه21
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در مسیر بندگی خدا طوری زندگی میکنند که هرگز مورد لعن خدای تعالی قرار نگیرند. لعن خدا یعنی دور بودن از رحمت خدا.
طبق روایات نام در سوم جهنم جحیم است که آیه ۶ سوره مبارکه تکاثر به آن اشاره دارد؛ که فرمود: «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ». به یقین دوزخ را مىبینید. اینجا را جایگاه عدهای از اهل جهنم مثل کسانی که ستارهها را منشأ اثر و مدبر امور میدانند گفتهاند. در روایت دارد کسانی که رسول خدا و ائمه علیهمالسلام را تکذیب کردهاند و تمام عمر در گمراهی و ضلالت بسر بردهاند، قبل از ورود به جحیم، آب داغ به کام آنها میریزند و بعد آنها را در حجیم میافکنند.
بر روی درب سوم جهنم سه گروه مورد لعن قرارگرفتهاند و نوشته شده است: لعن الله الکاذبین، خداوند لعنت کند دروغگویان را. لعن الله الباخلین، خداوند لعنت کند بخیلان را. لعن الله الظالمین، خداوند لعنت کند ستمگران را.
گروه اول دروغگویان هستند. چه صفت زشت و پلیدی که در همه ادیان مذمت شده و ریشه همه بدیها دانسته شده و دروغ از گناهان کبیره است؛ و متأسفانه مشکل جدی یک عدهای دروغگوئی است که بهراحتی و بدون هیچ واهمهای دروغ میگویند. دروغ فرقی نمیکند که در زندگی فردی و خانوادگی باشد یا در زیست اجتماعی، دروغ، دروغ است.
ببینید رسول خدا درباره دروغ و دروغگو چه فرموده است: بدترین ربا دروغ است. دروغ دری از درهای نفاق است. دروغگو دروغ نمیگوید مگر براثر حقارتی که در وجود اوست و ریشه تمسخر، اعتماد کردن به دروغگویان است. دروغ به معصیت و انحراف از حق میکشاند و معصیت و انحراف به آتش رهنمون میشود. وای بر کسی که برای خنداندن مردم دروغ بگوید وای بر او وای بر او. برای دروغگوئی تو همین بس که هرچه میشنوی بازگویی.
و امیرالمؤمنین علیهالسلام دراینباره فرمود: دروغ از بین برنده ایمان است. باعث فقر میشود. نابودکننده شخصیت انسان است. کلید همه گناهان است. انسان را بیمروت میکند. فرشتگان و حمله عرش الهی دروغگو را لعن میکنند.
در روایت دارد اگر مؤمن غیر از مواردی که از روی عذر اجازه داده شده، دروغ بگوید، هفتاد هزار ملک او را لعن میکنند و از قلب او بویی بد ساطع میشود که همه عرش را میگیرد و حمله عرش او را لعن میکنند و خداوند برای این دروغ گناه هفتاد زنا مینویسد که سادهترین آنها زنا با مادرش است. نعوذبالله من شرور انفسنا.
لذا قرآن کریم توصیه میکند تقوا داشته باشید و با صادقان همراه باشید. در آیه سوره توبه آیه ۱۱۹ فرمود: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین». اگر کسی سعی کند دروغ نگوید، خودبهخود مفاسد فراوانی را ترک میکند. اگر کسی به شوخی دروغ بگوید آرامآرام عادت به دروغ میکند بعد تفکیک بین جدی و شوخی نمیکند و در ورطه دروغ جدی میافتد لذا فرمودند: به شوخی هم دروغ نگویید.
خلاصه یکی از مهمترین موانع رشد معنوی و سعادت اخروی انسان دروغگویی است بعلاوه اینکه در دنیا هم شخص دروغگو مفتضح میشود. خب سر در سوم جهنم خداوند دروغگویان را لعن فرموده است. «لعن الله الکاذبین».
دومین گروه لعن شدگان انسانهای بخیل هستند. توجه داشته باشید این از دستورات اسلامی است که وقتى شخصى نیاز خود را نزد شما مىآورد و با زبان حال و قال چیزى از شما مىخواهد، او را بىپاسخ رها نکنید. اگر کسی بهانه و عذر بیاورد و طفره برود این نشانه بخل اوست که عملاً مىگوید: نمىخواهم درخواست شما را جواب دهم.
مثل معروفی هست که کسی از همسایه بخیلش درخواست کرد طناب خود را به ما بدهید تا لباس روى آن پهن کنیم. بخیل هم گفت خودمان روى طناب ارزن پهن کردهایم. عذر و بهانه یعنی نمیخواهم کمک کنم؛ و این بهانهتراشىها همه نشانه بخل است. کسی که بخیل نیست با کرامت نفس و از روی خوشحالی، خدمت به دیگران را استقبال میکند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بخل ننگ است. بخل ردای بینوائی است. بخل ورزیدن در آنچه داری بدگمانی به معبود است. بخل همنشین خود را خوار میکند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه همه خدماتى که انسان به دیگری دارد کمک مالى نیست؛ و همه مشکلات افراد هم به نیازهاى مادى ختم نمیشود. گاهى با صحبت کردن و مشاوره دادن و ارائه طریق مشکلاتى را مىتوان حل کرد. کمک به برقراری رابطه دوستی بین دو دوست که از بین رفته خیلی اثر بیشتری از کمک مالی به او دارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: مبادا قدرت شما بر بذل و احسان کمتر از قدرت شما بر، خوددارى باشد.
بالاتر از بخل شُح است که چند مرتبه در قرآن آمده است. مثلاً: «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فاُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون». کسانى به فلاح و رستگارى مىرسند که از بخل شدید نجات پیدا کنند. پس بخیلان هرگز به رستگارى نمىرسند. شُحّ، به معناى گرفتگى و تنگچشمی است و معنائى نزدیک به معناى بُحّ دارد. به حالت گرفتگی صدا بُح میگویند. حالا اگر کسی گرفتگى دست داشته باشد به دنیا چسبیده باشد و اهل جود نباشد میگویند شحّ.
امام صادق علیهالسلام فرمود: شح یعنی تنگچشمی که بالاتر و بدتر از بخل است؛ زیرا بخیل نسبت به آنچه خود دارد بخیل است، اما تنگچشم هم به مال مردم و هم مال خود بخل میورزد. تا جایی که هرچه دست مردم میبیند آرزو میکند که به حلال یا حرام از آن او نباشد. ازآنچه خدا روزیاش کرده نه سیر میشود و نه سودی می-گیرد.
خلاصه اینکه امام رضا علیهالسلام فرمود: بخل آبرو را بر باد میدهد؛ و رسول خدا فرمود: بخیل حقیقی کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در مقابل مصیبتها صبورند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۸۴ از حکم نهجالبلاغه، بعد از دفن رسول خدا بر مزار آن حضرت فرمود: «اِنَّ الصَّبْرَ لَجَمِیلٌ اِلَّا عَنْکَ، وَ اِنَّ الْجَزَعَ لَقَبِیحٌ اِلَّا عَلَیْکَ، وَ اِنَّ الْمُصَابَ بِکَ لَجَلِیلٌ وَ اِنَّهُ قَبْلَکَ وَ بَعْدَکَ لَجَلَلٌ». صبر خوب است مگر نسبت به تو و بىتابى بد است، مگر بر تو و غمى که از مصیبت تو رسیده بسى بزرگ و غمهای پیش از تو و بعد از تو آسان و سهل است.
مطلب روشن است و احتیاج به توضیح ندارد که بیتابی برای کسی که وقتی از دست رفت مهمترین چیزی است که در اختیار بشر بوده و از دست رفته، اصل دین و دینداری است و بیتابی برای او ادامه یاد او و ادامه سنت اوست که با صبر، فراموش خواهد شد پس نباید صبر کرد. صبر در بقیه مصیبتها در مقابل غم از دست دادن پیامبر سهل و آسان است.
ایام حزن و اندوه و سوگواری خاندان رسول خدا روز تاسوعا و عاشورا و شهادت امام سجاد علیهالسلام را به همه شما تسلیت عرض میکنم. خدای تعالی نام همه ما را در لیست عزاداران حسینی ثبت نماید.
این روزها، روزهای درس گرفتن و انجام دادن است. کربلا و عاشورا برای همه و در همه زمینهها، برای فرد و جامعه، درس و عبرت و پیام دارد. یک پیام روشن عاشورا این است که بدون شناخت در هیچ راهی قدم نگذارید؛ تا به حقانیت راه اطمینان پیدا نکردید، در مسیر حرکتی آن قرار نگیرید.
کربلا و عاشورا انسان و جامعه را در برابر حوادث مختلف قدرتمند میکند. حماسه کربلا انسان را سرمایهدار میکند تا بتواند در معرض امتحانات بزرگ که قرار گرفت سربلند خارج شود. جهان استکباری امروز که با عده و عده و امکانات کذائیاش برای هدم و نابودی اسلام نقشه میکشد و اقدام میکند را ببینید؛ مهمترین نیرویی که میتواند جبهه حق و اهل ایمان را بر دشمنانش پیروز کند و قدرت ظاهری آنان را پنبه کند، حرارتی است که عاشورا در قلوب اهل ایمان ایجاد کرده که هرگز سرد نمیشود. این سرمایهای هست که ما قدر آن را کمتر میدانیم و البته دشمنان ما کاملاً به آن واقفاند و سعی بر تحریف و تضعیف و از کار انداختن آن دارند.
ما در مسیر تمدن سازی و آمادگی برای ظهور امام عصر قدم برمیداریم و میبینیم که فرمودهاند حضرت در روز عاشورا قیام میکند و از طرف دیگر خود حضرت فرمودند: من دعا میکنم برای کسی که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و بعدازآن برای تعجیل فرج من دعا کند؛ متصل میکند عاشورا را به ظهور؛ یعنی دائم به یاد این سرمایه و قدرتی که داری باش. تو با کربلا و عاشورا قدرتمندترین هستی.
خیلی کوتاه عرض میکنم که خود اهلبیت به ما یاد دادند که خودمان را چگونه تقویت کنیم و از کربلا چگونه بهره ببریم. یکی از روایات معروف همان است که از امام رضا علیهالسلام شنیدهاید که به ریان بن شبیب فرموده است. آنجا مواردی را توصیه میکند که برای قدرتمند شدن من و شماست در مقابل دشمنانی که هستند. توصیه میکنم فرازهای آن را که با اشک و زیارت و لعن شروع میشود با دقت بخوانید و به راههائیکه امام فرموده و آثاری که مترتب میشود دقت بفرمائید.
خلاصه عرض بنده این است که کربلا و عاشورا توان این را دارد افرادی را تربیت کند که در مقابل تمام دنیای استکباری بایستند؛ که نمونههایش را لااقل در دوران حیات خودمان دیدید؛ شخصیتهای بزرگی که اینگونه بودند. آخرین شهیدی که در مقابل تمام دنیای استکباری ایستاد و متحول کرد این جریان را شهید بزرگوارمان سپهبد شهید بود؛ سردار دلها؛ و کسان دیگری که در مسیرهای دیگر قدم برمیدارند و الگوی آنها حسین علیهالسلام است.
لذا مساجد و هیئات و متصدیان آن مسئولیت خطیری بر عهده دارند. اقل کار این است که مخاطبین خود را مثل امام حسین علیهالسلام عاشق قرآن و نماز و احکام الهی و قیام برای خدا تربیت کنند. نمیشود که افراد ده روز و یک ماه و دو ماه عزاداری کنند و پای صحبت بنشینند، بعد وقتی تمام شد در مقابل وظایف اجتماعی و سیاسی و اطراف و محله خودشان هیچ عکسالعملی نداشته باشند. معلوم میشود که مسجد و هیئت آن محل کار خودش را درست انجام نداده.
اطرافیان امام حسین همگی درجات بالا داشتند که انسان به حال آنان غبطه میخورد. غبطه با حسادت فرق دارد؛ حسادت مذموم و صفت بدی است اما غبطه خیلی خوب است؛ در انسان حرکت ایجاد میکند که به سمت آن کار برود.
حالا به این مواردی از غبطه که عرض میکنم دقت بفرمائید. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: بهشتیها با غبطه به جایگاه بهشتی شیعیان ما نگاه میکنند که انگار دارند از روی زمین به ستارگان آسمان نگاه میکنند. پس بهشتیها غبطه شیعیان حضرت را میخورند که ایکاش ما هم شیعه علی بودیم. بعد در بهشت شیعیان به مقامی که مجاهدان دارند غبطه میخورند. بعد مجاهدان در بهشت به مقام شهدا غبطه میخورند و بعد شهدا در بهشت به مقام شهدا کربلا غبطه میخورند و شهدا کربلا در بهشت به مقام ابوالفضائل قمر بنیهاشم غبطه میخورند؛ که در روایت دارد «إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَهً یغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یوْمَ الْقِیامَه».
نیست صاحبهمتی در نشأتین / همقدم عباس را، بعد از حسین/// در هواداری آن شاه الست / جمله را یک دست بود او را دو دست/// بس فروبارید بر وی تیر تیز / مشک شد بر حالت او اشکریز/// اشک چندان ریخت بر وی، چشم مشک / تا که چشم مشک، خالی شد ز اشک.
در تقویم رسمی کشور ۲۳ تیر روز گفتگو و تعامل سازنده با دنیا نامیده شده است. علت این نامگذاری مربوط به مذاکرات هستهای دولت یازدهم و امضای برجام است که خسارت محض بود. ایران با حسن نیت در طرح تعامل سازنده با دنیا وارد شد و آمریکا از برجام خارج و همهچیز را زیر پا گذاشت.
قبلاً هم در همین مسیر، از این نامگذاریها شده بود؛ مثل گفتگوی تمدنها که در سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ از طرف ایران مطرح شد و نرمشی نشان داده شد؛ اما رئیسجمهور آمریکا با همان خوی استکباری و زیادهخواهی خود در جریان حادثه ۱۱ سپتامبر، مسئولان ایران را محور شرارت نامید و تهدید نظامی کرد و از براندازی سخن گفت. البته ایران نشان داد که اهل گفتگو و دیپلماسى است؛ ولی حاضر به پذیرش زورگویى دشمن و کرنش در برابر سلطهگران نیست.
ولو دشمن دائماً ایران را بهعنوان کشوری فاقد توان گفتگو معرفی میکند و بعضیها در داخل هم همان را تکرار میکنند؛ اما ایران جنگطلب نبوده و نیست و هرگز به کشوری و منطقهای تهاجم و تعدی نکرده. بله آنجائی که باید بازدارندگی داشته باشد و از حقوق ملت و سرزمینش دفاع کند، کوتاه نمیآید، وعده میدهد و وعدهاش صادق است؛ و امروز هم مثل همیشه اعلام میکنیم آمریکا دشمن ماست و تا خوی استکباری و دشمنی دارد شعار ما یکچیز است؛ مرگ بر آمریکا.
باید درسِ عبرتها را فراموش نکنیم. نباید مذاکرات سالهاى ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ با اروپایىها را یادمان برود؛ که ایران با حسن نیت در مسئله هستهاى با سه کشور اروپایى وارد مذاکره شد اما آنها با زیادهخواهى تقاضای از بین بردن کل صنعت هستهاى ایران را کردند و ایران همهى مراکز هستهاى را پلمپ کرد؛ و باز زیر قرارداد خود زدند و گفتند چون آمریکا اجازه نمىدهد امکان انجام تعهدات خود را ندارند. آنها منظورشان از تعامل همین است؛ یعنی زور ما را بپذیرید.
بنابراین نباید به هیچ وعده آنان تا راستی آزمائی واقعی نشده اعتماد کرد. باید توجه داشت اهل تعامل و گفتگو بودن، دیپلماسی هوشمند، قوی و فعال داشتن منافات ندارد که برای تأمین منافع و امنیت خود سیستم دفاعی قوی نداشته باشیم و سلاحهای بازدارنده برای خود فراهم کنیم. مگر همینهایی که دم از گفتگو و دیپلماسی میزنند و خود را ابرقدرت میدانند و متجاوزترین و جنگطلبترین کشورها هستند سلاحهای خودشان را کنار گذاشتهاند؟! همه دارند.
بنابراین ایران، هم دیپلماسی دارد، هم توان دفاعی و نظامی خودش را برای تأمین منافع کشور تقویت و توسعه میدهد. نظام اسلامی علیرغم تصور عدهای تعامل سازنده با دنیا را صرفاً تعامل با آمریکا و چند کشور مستکبر غربى نمیداند که اگر مثلاً با آمریکا و انگلیس و فرانسه و امثال اینها رابطه خوب بود پس رابطه با دنیا خوب است و الا رابطه با دنیا بد است.
در طول این سالها بهخوبی فهمیدهایم که در منطق مستکبران، گفتگو یعنى تحمیل یکطرفه خواستههاى آنان؛ و اگر کشوری بخواهد منافع خود را دنبال کند و در برابر زیادهخواهى آنان بایستد اهل گفتگو نیست. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «آنها مىگویند مذاکره مستقیم کنیم تا ایران را به دست برداشتن از انرژى هستهاى و غنیسازی قانع و وادار سازیم اما اگر خواهان گفتگوى حقیقى و منطقى بودند باید مىگفتند مذاکره کنیم تا ایران استدلالها و ادله خود را بگوید و مسائل عادلانه بررسى شود».
آنچه در این مقطع لازم است این است که نباید تجربیات گذشته در عرصه تعامل و ارتباط با اکثر همسایگان و کشورهای دنیا داشتیم را فراموش کنیم و البته غفلت از عبرتهایی که از مذاکره با غرب گرفتهایم را همیشه باید جلوی دید داشته باشیم. خلاصه اینکه گفتگو با مستکبران تا خوی استکباری دارند سازنده نیست و تعامل با آنها مفید نخواهد بود.
۲۶ تیرماه سالگشت تأسیس شورای نگهبان با حکم حضرت امام است در سال ۱۳۵۹٫ شوراى نگهبان بهعنوان جایگاهی راهبردی، ضامن اسلامی بودن قوانین و حافظ قانون اساسى و یکى از ارکان اصیل در نظام اسلامی است. اولین اقدام برای تشکیل این شورا به دوران مشروطیت برمیگردد که با دسیسه دشمنان عملیاتی نشد. بعد از انقلاب به اهتمام و جدیت امام (ره) در قانون اساسی قرار گرفت و تا امروز در هر فرصتی دشمنان خارجی و ایادی داخلیشان ناجوانمردانه حمله کردهاند. بیگانگان میدانند با تضعیف این نهاد میتوانند قوانین غیر اسلامی را به تصویب برسانند، لذا از هیچ موقعیتی برای تخریب غفلت نمیکنند.
بحمدالله تا امروز این جایگاه در کلیت خود با طهارت و صلابت و بدون هیچ مصلحتاندیشی و گرایشی انجاموظیفه کرده است. بله ممکن هست در مواردی مطالبهای و یا انتقادی باشد که تذکر داده میشود اما کسی حق تضعیف و یا سرپیچی و امثال اینها را ندارد. لذا در تمام این سالها از حمایت قاطع امامین انقلاب برخوردار بودهاند.
امام (ره) فرمودند: «از تحمل زحمات و رنجهاى شما تشکر مىکنم. شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچکدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید بهحکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید».
بیانی هم از حضرت آقا بخوانم که فرمودند: «این نهاد (شوراى نگهبان) بر اساس قانون، موظف است از ورود ناخالصىها به ارکان نظام، جلوگیرى کند و اگر شوراى نگهبان این وظیفه را بر عهده نداشت، یقیناً نظام دچار مشکلات فراوان مىشد، البته ممکن است در این روند اشتباهى هم رخ دهد، اما نباید با تبلیغات سیاسى، کلیت این نهاد عظیم و وظیفه قانونى آن را در تعیین صلاحیتها زیر سؤال برد…».
نکتهای راجع به انتخابات عرض کنم. اولاً مجدداً باید از همه مردم ایران با حضوری که در هر دو مرحله داشتند تشکر کنم. در استان هم این حضور از دورههای قبل بهتر بود. ثانیاً برگزاری سه انتخابات در فاصله زمانی ۵ ماه در امنیت کامل و با سلامت و مشارکت مردم و رقابت بینظیرِ کاندیداها، عملیات بینظیری بود که موجب تحیّر دنبال کنندگان داخلی و خارجی شد. بخصوص در فاصله ۵۰ روزه انتخاب رئیسجمهور که با دقت و سرعت و امنیت برگزار شد. همین روزها انتخاباتهایی که در دنیا صورت میگیرد و اتفاقات قبل و بعد آن را ببینید.
آنچه از همهچیز بیشتر اهمیت داشت بصیرت مردم ایران است که پاسخِ دشمنانی که شبانهروز تهدید کردند و سم پاشیدند، از فشار سیاسی و اقتصادی و از تحریم انتخابات گفتند را با حضور و مشارکت ۸/۴۹ درصدی خود پای صندوقهای رأی دادند و رئیسجمهور خود را انتخاب کردند و نشان دادند که پای نظام و رهبرشان ایستادهاند.
و در این حماسه ایرانیان خارج از کشور هم سهیم هستند که مظلومانه اما مقتدر، توهینها و بیحرمتیها را تحمل کردند و برای کشور سربلندی خلق کردند. خلاصه پیروز واقعی این عرصه و انتخابات آحاد مردم و نظام اسلامی، ایران بود.
لازم است این را عرض کنم بعد از تنفیذ رهبر معظم انقلاب، رئیسجمهور محترم رسماً یکی از ارکان حاکمیت و رئیسجمهور همه ایران خواهد بود؛ بنابراین همه مردم باید در تقویت و پیشبرد اهداف نظام به ایشان کمک کنند و تضعیف و تخریب جایگاه و شخص ممنوع و خلاف است. البته مطالبه گری و نصیحت و امثال اینها اگر بهقصد تخریب نبوده باشد و منصفانه باشد، همیشه بوده و اشکالی ندارد.
از رئیسجمهور محترم این انتظار هست با توجه به اعتمادی که به ایشان شده فارغ از هر مرزبندی سیاسی، همدلی بین همه جریانات را تقویت کرده از همه ظرفیتها برای آبادانی ایران قوی استفاده کنند و همانطور که در تبلیغات فرمودند ذوب در ولایت هستند، منویات و نظرات دلسوزانه رهبری را در همه عرصهها در نظر داشته باشند. بخصوص تذکری که راجع به انتخاب همکاران خود که سرسوزنی با انقلاب زاویه نداشته باشند را جدی بگیرند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/4/15 | 1403/4/15کشف حجاب در فضای عمومی جامعه چون در مسیر اهداف دشمنان قرار دارد، حرام سیاسی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه22
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یا ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین تا جایی که توان دارند به نیازمندان و گرفتاران کمک میکنند. عرض کردیم جهنم هفت در دارد که برای درهای آن هم نامهایی گذاشته شده، مثلاً درب دوم به نام سَقَر یعنی دوزخ است که درآیات ۲۷ تا ۳۰ از سوره مبارکه مدثر فرمود: «وَمَا اَدْرَاکَ مَا سَقَرُ» و تو نمیدانی دوزخ چیست؟ «لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ» (آتشی است که) نه چیزی را باقی میگذارد و نه چیزی را رها میسازد. «لَوَّاحَهٌ لِّلْبَشَرِ»، پوست تن را به کلی دگرگون میکند. «عَلَیْهَا تِسْعَهَ عَشَرَ»، نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شدهاند.
روایات این باب متعدد است اما آنچه بر سر درب دوم جهنم نوشته شده است این است که: «من اَراد اَن لا یکون عریانا یوم القیمه…» هر کس میخواهد در روز قیامت برهنه و عریان نباشد باید بدنهای عریان و برهنه مستمندان را در دنیا لباس بپوشاند.
«من اَراد اَن لا یکون عطشانا یوم القیمه…» هرکس میخواهد در روز قیامت عطشان و تشنه نباشد باید مردم تشنه را در دنیا آب دهد.
«من اَراد اَن لا یکون یوم القیمه جآئعا…» هر کس میخواهد در روز قیامت گرسنه نباشد باید شکمهای گرسنه را در دنیا طعام دهد.
به سه مورد عریانی و تشنگی و گرسنگی روز قیامت اشاره کرده است؛ و برای رهایی از این سه گرفتاری سه راهکار در دنیا بیان فرموده است؛ و آن اینکه باید به مستمندان در دنیا رسیدگی کرد و وضعیت خوراک و پوشاک آنها را در نظر داشت.
اینکه انسان در روز قیامت گرسنه و تشنه و عریان است از آیات و روایات فهمیده میشود. مثلاً درباره حکمت روزه گرفتن فرمودند برای این است که براثر فشار گرسنگی و تشنگی به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید. پس در قیامت این دو وجود دارد که باید به یادشان باشیم؛ «واذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ عَطَشَهُ».
در بعض آیات کریمه تعبیر اطعام مسکین آمده و تهدید کرده که چرا نسبت به زندگی فقرا بیتوجهی هست و غفلت میشود. از آیه ۴۰ تا ۴۴ سوره مبارکه مدثر فرمود: «یَتَسائَلُونَ* عَنِالْمُجْرِمینَ* ما سَلَکَکُمْ فىسَقَرَ* قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ المُصَلّینَ* وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکین». از بزهکاران پرسیده مىشود که چه چیز شما را به جهنم در انداخت و آنها در پاسخ مىگویند: ما نمازخوان نبودیم و نیازمندان را اطعام نکردیم.
و یا در مذمت عدهای در آیه ۱۸ سوره مبارکه فجر خبر میدهد: «وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْکین»؛ و بر اطعام نیازمندان، یکدیگر را ترغیب نمیکنید.
سؤال: چرا یک عدهای این حالت بیتفاوتی را نسبت به نیازمندان دارند؟ قرآن کریم میفرماید، چون اینها از روی بىاعتقادى، روز قیامت را تکذیب کردند. در آیات سوره مبارکه ماعون فرمود: «اَ رَاَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّین* فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیمَ* وَلایَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکین» آیا مىبینى آن کس را که دین را تکذیب مىکند، پس او همان است که یتیم را به حال خود میگذارد و بر غذا دادن به مسکین ترغیب نمیکند.
پس میبینید که اطعام یک شخصی که نیازمند است و گرسنه، در روز قیامت چه مقدار ارزشمند است و کسی که به این وضعیت بیتوجه است، خشم خدا را بهشدت برمىانگیزد.
درباره تشنگی روز قیامت هم همین است، در آیه ۱۰ سوره مبارکه احزاب فرمود: آن روزی که جانها به لب میرسد، «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ». به تعبیر امام صادق علیهالسلام: «نَضَجَتِ الاکْباد». جگرها از فرط تشنگى میپزد. روز سختی است و قابل توصیف نیست که چگونه از هر طرف، گرفتارى و عذاب مىبارد.
پوشش و لباس در قیامت چگونه است؟ روایات مختلف است. چون لخت و عریان بودن یک حالت ذلت برای انسان دارد در دعای ابوحمزه به خدای تعالی عرض میکند: «اَبْکی لِخُرُوجی مِنْ قَبْری عُرْیاناً ذَلیلاً». برای عریان بودن در آن روز گریه میکند و نگران است. این فراز بیان میکند که افراد، عریان محشور میشوند.
روایات مختلف است. بخشی بهطور مطلق دارد که همه عریان و برهنه محشور میشوند؛ اما در دستهای دیگر دارد که مردم با کفنهایشان محشور میشوند و بدنها پوشیده است. آنچه از روایات در جمع این دودسته به دست میآید این است که اهل ایمان و صالحان درصحنه قیامت مستورند و پوشیده. مثل روایتی که از رسول خدا نقل است که حضرت فرمود: مردم در روز قیامت عریان و برهنه محشور میگردند، مگر شیعیان علی بن ابیطالب.
یا در بیان دیگری فرمود: شیعیان علی علیهالسلام کسانی هستند که بالباسهای سفید در قیامت از قبرها برانگیخته میشوند. این لباسهای سفید یا همان کفنها است و یا اینکه بهقدری نور آنها را فراگرفته که بدن آنها قابلدیدن نیست؛ و از امام صادق علیهالسلام نقل است که شیعیان ما از قبور برانگیخته میشوند درحالیکه بدن آنها مستور و پوشیده هستند.
پس یکی از راههای ستر و پوشش در قیامت این است، گذشته از تقوا که بهترین لباس است، رابطه ولائی خود را با ائمه بیشتر کنیم و در ردیف این شیعیان قرار بگیریم؛ و یکی از راههای پوشش همین تکریم از مستمندان است که بر سرِ درِ دومِ جهنم نوشته است.
تذکر؛ اینها که عرض شد مربوط به روز قیامت و صحنه محشر است و الا اهل دوزخ و اهل بهشت هردو لباس دارند که بحث خودش را دارد. فقط برای هرکدام اشارهای کنم. لباس جهنمیان برای پوشش و زیبایی نیست، آن پوشش، خود عذابی دردناک است که در آیه ۱۹ سوره مبارکه حج فرمود: «… فَالَّذینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ …» کافران را لباسی از آتش دوزخ به قامت بریدهاند.
و اهل بهشت لباسهای زیبا نظیر حریر میپوشند. سوره انسان آیه ۲۱ فرمود: «عالِیَهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ اِسْتَبْرَقٌ…» بر اندامشان لباسهایی از حریر نازک سبزرنگ و دیبای ضخیم است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در هیچ حالی صبوری خود را از دست نمیدهند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۸۳ از حکم نهجالبلاغه اشعث بن قیس را به خاطر مرگ فرزندش تسلیت داد و فرمود: اى اشعث اگر به حال پسرت غمگینى، این اندوه به خاطر خویشاوندى، کار شایستهاى است؛ امّا اگر صبر کنى، در نزد خدا هر مصیبتى پاداشى دارد. اى اشعث اگر صبر کنى که قضا و قدر در مورد تو جارى شود، تو به اجرت مىرسى و اگر بىتابى کنى حکم الهى بر تو جارى مىشود و تو گنهکار خواهى بود.
بعد فرمود: «یَا اَشْعَثُ ابْنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتْنَهٌ، وَ حَزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحْمَهٌ». اى اشعث پسرت باعث شادمانى تو بود و درعینحال گرفتارى و بلا بود، باعث غم تو شد، درحالیکه پاداش و رحمت نیز هست. در اینجا امام صبوری بر مصیبت را ستایش کرده و دارای پاداش دانسته و بعد بیتابی و غم را نکوهش کرده و شادی زیاد نسبت به فرزند را هشدار داده که مواظب باشد او را مبتلا به رذایلی چون فرار از جهاد نکند. خداوند تقوا را در ما زیاد بگرداند.
در این نوبت هم باز لازم است تذکر دهم اقدام به رأی کنید و دیگران را هم تشویق کنید؛ و انشاءالله شاهد مشارکت بالاتری باشیم. خیلی امید به این داشتیم که مشارکت نوبت اول گستردهتر باشد با آن هجمه اولیه هم که شد، اما این نوبت انشاءالله بیشتر باشد.
همانطور که در نوبت قبل گفتم نتیجه انتخابات ایران در صورت مشارکت بالا دل دوستان را شاد و دشمنان را ناکام میکند. قدرت تعامل داخلی و خارجی رئیسجمهور را بالا میبرد. رأی بالا برای رئیسجمهور هرکسی که باشد مهم است.
ناراحت و نگران بودن افراد، چارهاش رأی ندادن نیست. با هر فکر و عقیدهای که هستید برای اقتدار و امنیت و عزت کشور هم خودتان و هم دیگران فعالانه در این عرصه وارد شوید و به اصلح رأی دهید. اگر تا حالا رأی دادید که طوبیلکم اگر رأی ندادید کار خیر است و عجله کنید و فعالانه شرکت کنید.
یکشنبه ۱۷ تیر مصادف با اول محرم و آغاز سال ۱۴۴۶ قمری و آغاز دهه امربهمعروف و نهیازمنکر است. این ایام حزن و اندوه را به همه شما تسلیت عرض میکنم؛ و امیدوارم نام همه ما در زمره سوگواران سیدالشهدا ثبت شود.
محرم و عاشورای امام حسین علیهالسلام یک مکتب انسانساز است. هرسال پرشورتر از سال قبلش دگرگونی ایجاد میکند. انسانهای زیادی بهواسطه محرم متحول شدند. از همان روز عاشورا که حر تغییر کرد تا امروز میلیونها نفر بهواسطه امام حسین مسیر زندگیشان متحول شده و سعادتمند شدهاند؛ و دراینباره کتابهای فراوانی نوشتهشده که چگونه شد که من مسلمان شدم که خواندنی است.
دوستان توجه دارید یکی از مهمترین عوامل مانایی نهضت امام حسین علیهالسلام نقش تبیینی امام سجاد و زینب کبری سلاماللهعلیهما بود که در مقاطع مختلف با توجه به شرایط خطبههای خاص خواندند. در کوفه که مرکز خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و همه، خاندان عصمت و طهارت را میشناختند و احتیاج به معرفی نبود، با احتجاج و استدلال رفتار کوفیان را محکوم و احساسات آنان را درگیر و از کرده پشیمان کردند؛ اما در شام که سالیان سال با اسلام و اهلبیت فاصله داشتند و مردم اسلام را با حکومت اموی و با معاویه میشناختند. آنجا اهلبیت خودشان را معرفی کردند. خلاصه جهات تبیینی را کاملاً رعایت کردند؛ اینها درس است برای کسانی که وارد عرصه تبیین میشوند که باید این نکات را دقت داشته باشند.
مردم را در زمینههای مختلف قیام امام حسین علیهالسلام آگاه کردند. اگر تبیین نبود قیام امام از بین رفته بود. اینکه امروز حضرت آقا روی تبیین تأکید دارند جهات مختلف دارد که یکی همین است. اگر تبیین درست صورت نگیرد و آگاهی مردم بالا نرود و سؤالات آنان پاسخ داده نشود، نتیجهاش در انتخابات معلوم میشود. بخش زیادی از عدم حضور برای تبیین نکردن مسائلی است که بوده؛ چون سؤال دارد و جواب نگرفته و خودش هم نتوانسته مسائل را تحلیل کند، افراد رندی هم وارد عرصه میشوند و با بیان روایتهای مخلوط و نادرست و عوض کردن جای شهید و جلاد کاری میکنند افراد انتخاب درستی نداشته باشند.
مردم کوفه حالا غیر از خصوصیات ذاتی که داشتند دچار جنگ شدید روایتها و نداشتن تحلیل درست و خواص کجفهم و بدفهم بودند. نتیجه این شد که ریحانه رسول را به همراه فرزندان و اصحابش اربا اربا کردند و هلهله کردند کف و سوت هم زدند.
جهاد تبیین را اهمیت بدهیم. اگر اهمیت ندهیم عدهای فرصت پیدا میکنند تا با بیادبی تمام سردار ملی را که دنیا و حتی دشمنان به او احترام میگذارند را بیاحترامی کنند. نسبت به نائبالامام بیادبی میکنند و دل اهل ایمان را به درد میآورند.
من الان معذورم به خاطر انتخابات که سوءاستفادهای نکنند مطلبی را وارد شوم و الا از مسئله بهسادگی عبور نمیکردم. مطالب بدی بیان شد. حرکات بدی از افراد دیده شد.
اگر تبیین نباشد خدمات گسترده دولت شهید رئیسی زیر سؤال میرود و دوره عزت را دوره ذلت و نکبت میگویند. چه کسانی؟ آنها که دوران دولتشان دوره عبرت بود. حضرت آقا چند مرتبه تذکر دادند که باید خدمات را برای مردم بیان کرد تا زیر غبار گرانیهایی مثل گوشت و مسکن آن خدمات گم نشود. کار درست رسانهای صورت نگرفت. لذا افراد میتوانند سوءاستفاده کنند.
بههرتقدیر در همه مسائل مثل نهضت کربلا احتیاج به تبیین داریم. در کربلا مسائل گوناگونی مطرح بود، درسهای متفاوت اخلاقی و سیاسی و نظامی و اجتماعی و خانوادگی به همه انسانهای عالم بخصوص آزادیخواهان و ظلمستیزان ارائه شد. قیام امام به ما یاد داد مواظب باشید، اگر حواس خودتان را جمع نکنید شما را نابود میکنند.
امام علیهالسلام قیام کرد تا جلوی استحاله فرهنگی انقلاب اسلامی رسول خدا را بگیرد. بعد از ۵۰ سال چیزی از انقلاب پیامبر نمانده بود. فقط اسم اسلام بود. نظام امامت و امت تبدیل شده بود به سلطنت و پادشاهی و موروثی بودن. ریشهاش هم دنیاطلبی و اشرافی گری، خودخواهی و ریاستطلبی و غفلت از آرمانها و ارزشهایی بود که رسول خدا آورده بود. اختلاف طبقاتی شدید و مسائل دیگری که اوضاع را بههم ریخته بود.
امام حسین علیهالسلام فرمود: رسول خدا فرموده اگر دیدید کسی حاکم شد که دستورات دین را نادیده میگیرد و حلال و حرام خدا را توجه ندارد و عهد خدا را نقض میکند و سنت رسول خدا را مخالفت میکند باید قیام کنید و مسیر را به جاده اصلی برگردانید. این پیام امام حسین برای همه تاریخ است هر جا انحراف بوجود آمد قیام لازم است.
اینکه میبینید یکی از اصول انقلاب اسلامی این است که ظلم نکنید و زیر بار ظلم هم نروید چون وصل به مکتب امام حسین است. اینکه در مقابل ستمگران عالم کوتاه نمیآید و استکبارستیز است چون ریشه در مکتب حسینی دارد و ما هم تربیتشده حسینیم. لذا هر جمعه از دشمنانمان اعلام برائت میکنیم، سخن ما در مقابل پذیرش ذلت استکباری و عزت اسلامی همان است که امام حسین فرمود و ما فریاد میزنیم هیهات من الذله.
مگر ما ظلم آمریکا را فراموش میکنیم؟ از زیارت عاشورا یاد گرفتیم بر اعدا دین لعن بفرستیم و امروز آمریکا دشمن دین خداست.
از امام حسین یاد گرفتیم که نگذاریم فرهنگ دینی از بین برود. یک نگاه به دوران بعد از قاجار و مسیر استحاله فرهنگی و دینی را که پهلویها به عهده داشتند و انقلاب اسلامی آمد و دودمان آنان و نقشههای شومی که داشتند را برهم زد و نیمهکاره ماند بیندازید.
رضاخان قلدر حاکم دستنشاندهای بود که با همه احکام و مظاهر اسلامی سر ستیز داشت. اطرافیان او را فرقه منحرف گرفته بودند و دیکته میکردند. بخصوص در امر حجاب که بهاییت از همان زمان بلکه قبلتر که توسط قرهالعین کشف حجاب صورت گرفت تا امروز نقش اصلی را دارند و در ترویج بیعفتی در جامعه و کشف حجاب از هیچ تلاشی کوتاهی ندارند. در ۱۷ تیر سال ۱۳۱۴ مسجد گوهرشاد را به خاک و خون کشید تا دستور اربابان انگلیسی خودش را اجرائی کند.
چه کسی مخالف عفاف است؟ شیاطین جن و انس، عفاف و حجاب که ضامن سلامتی جامعه و استواری خانواده است را تضعیف و از بین میبرند. قرآن کریم با صراحت میگوید که شیطان و جنودش همه کار میکنند تا فساد و فحشا در جامعه مؤمنین توسعه پیدا کند و امنیت اجتماعی از بین برود؛ و قرآن تصریح میکند اولین و مؤثرترین توطئه شیطان علیه انسان، این بود که او را برهنه کرد و لباس از تنش درآورد.
تا امروز کشف حجاب در کشورهای اسلامی بهعنوان ابزار سلطه فرهنگی و بَعد سلطه سیاسی در دست جوامع غربی عمل کرده است. لذا به تعبیر استاد مطهری ره: مبارزه با حجاب، صرف مبارزه با یک نماد و سمبل مذهبی و سنتی نیست؛ بلکه آغاز تغییر فرهنگ، باور و اندیشه در جوامع است، به همین دلیل طرح کشف حجاب در رأس برنامههای آنان در کشورهایی مانند ترکیه و ایران و… قرار گرفت.
چون الان جایش هست توضیح دهم. راجع به کشف حجاب آقا تعبیر حرام سیاسی را بکار بردند. حرام یعنی چیزی که انجام آن ممنوع است؛ و میتوان از این عنوان در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امثال اینها استفاده کرد همانطور که از مقابل آن که واجب هست هم میتوان در این امور استفاده کرد.
توجه؛ واجب و حرام سیاسی در ارتباط با فرد و مسائل فردی او نیست؛ بلکه در محدوده امور سیاسی و اجتماعی و اداره کشور مطرح میشود؛ و ربطی به امور عبادیِ شخص هم ندارد؛ بنابراین حرام سیاسی یعنی شارع با توجه به اقتضائات و مناسبتهای سیاسی جامعه، حکم به تحریم میکند. لذا ممکن است یک امری را شارع بهواسطه اقتضائات اجتماعی و رعایت حال جامعه و مناسبات حکمرانی حکم به تحریم کند.
بحث حجاب و مقدار پوشش بحثی چندوجهی است. هم امر شخصی است که باور و عقیده فرد را نشان میدهد؛ و هم امر اجتماعی است که فرهنگ و باور اجتماعی جامعه را نشان میدهد؛ و از طرف دیگر امر دینی است که شارع مقدس به جهت احترام و تکریم و صیانت بانوان و حفظ حریم خانواده دستوراتی داده است.
و از منظر دیگر حجاب نماد تقابل فرهنگ و تمدن مادی غرب با فرهنگ ناب اسلامی است. تمام تلاش غرب با یک تهاجم گسترده و همهجانبه این است که سبک زندگی غربی را در بلاد و جوامع اسلامی جایگزین زندگی اسلامی کند. لذا تا وقتی هر سطحی از حجاب در جامعه وجود دارد معنایش این است که به همان مقدار به مقصد خود نرسیده است.
در ایران اسلامی بر اساس ارزشهای حاکم بر جامعه و آنچه باور جامعه و خواست مردم است برای آن قانون هم وضع شده است. پس حجاب گذشته از یک باور عمومی و فرهنگ اجتماعی و دستور دینی، نمادی از زندهبودن اسلام و ارزشهای الهی در ایران اسلامی انقلابی است.
در نقطه مقابل کشف حجاب ازنظر فردی خلاف شرع و حرام شرعی است. مرتکب این عمل مروج بیبندوباری دینی و فرهنگی در اجتماع و تضعیفکننده کیان خانواده است؛ و در فضای عمومی جامعه هم تخلف از قانون است و جرم؛ و چون در مسیر اهداف دشمنان قرار دارد پس حرام سیاسی است.
توجه؛ آنجا که فقط فعل حرام، متوجه حال خود شخص است، معصیتکار است و عقوبتی اخروی دارد. در دنیا برایش عقوبتی نیست. خودش در خانه نماز و روزه را ترک کرد؛ اما اگر بیاید در اجتماع حکم دیگری دارد.
خلافی را در گوشهای انجام داد خودش میداند و خودش که عقوبت اخروی دارد؛ اما در حرام سیاسی چون رویکرد سیاسی و همراهی با نقشه دشمنان و تضعیف نظام اسلامی پیدا کرده است، گذشته از عقوبت اخروی، حکومت باید تسامح نکند و با نقشه و برنامه عمل کرده برخورد قاطع کند؛ یعنی برخورد حکمرانی اینگونه خواهد بود.
پس محرم فرصت تبیین در ابعاد مختلف است و میتواند در قالبهای مختلفی صورت بگیرد. یکی از آنها، قالب ادبیات و شعر است. ۱۷ تیر روز شعر و ادبیات آئینی و ۱۸ تیر روز ادبیات کودک و نوجوان است.
یکی از موضوعات مهم و تا حدود زیادی مغفول مانده، ادبیات کودک و نوجوان است؛ عاملی که به رشد و پرورش شخصیت آنان بیشترین کمک را میکند. در همین دوران کودکی جهانشناسی، انسانشناسی، دشمنشناسی، اخلاق فردی و اجتماعی و توجه به ارزشهای الهی در کودک نهادینه میشود. اگر بخواهیم کودک ما شخصیتی مسئولیتپذیر و متعهد به باورها و آرمانها و آماده خدمت به مردم تربیت شود باید از همین دوران شروع کرد. پس کودکان خود را علاقهمند به مطالعه و کتابخوانی با محتواهای اسلامی و ایرانی کنید.
تعبیری حضرت آقا دارند درباره انفاق میفرمایند: «انفاق یعنی پر کردن خلأها و نیازها. آن خرج کردنی که خلأ و نیازی را پر نکند انفاق نیست. انفاق آن چیزی است که یک خلائی را پر میکند. یک نیازی را برآورده میکند. پس انفاق کارِ همهکس نیست؛ انفاق کار مردمان باهوش است. آنهایی که خلأها و نیازها را میفهمند و حاضر میشوند بهجا آن خلأها و نیازها را پر کنند. انفاق فقط در مورد مال نیست».
بعد در ادامه به نکتهای به نام «خلأ لحظه» اشاره دارند فرمودند: «شما مربّی عزیز، شما که در کتابخانه با کودک مواجه میشوید، شما که قصّه میگویید، شما که کتاب میخوانید و شما که در کار هنری و آفرینش هنری خودتان، آن کودک را مخاطب قرار میدهید، بدانید که الان درست روی نقطهی اصلی و اساسی حرکت میکنید. آنکسی میتواند از کار خود، شاد و خشنود و از رضای الهی خاطرجمع باشد که خلأِ لحظه را پر کند». این یک درس است که ببینیم کجا کم است همانجا را زود پر کنیم.
حالا اینجا عرض میکنم عزیزانی که توانائی قصهگوئی و کتابخوانی برای کودکان را دارند فرصتی را برای قرارگاه فرهنگی مصلی قرار دهند تا خلأ لحظههای کودکان در طول هفته و یا جمعهها تدارک شود.
ادبیات آیینی برای کودک و نوجوان هم یکى از اساسیترین راههای تعلیم و تربیت اسلامى است. البته باید دائماً نوآوری و ایده پردازی کرد و از تکنیکهای ادبی برای رشد و تعمیق آموزههای دینی و تصحیح مسیر و سبک زندگی در کودک و نوجوان استفاده کرد.
در این زمان که کودکان و نوجوانان توسط رسانههای غربی با بازی و پویانمائی و فضای مجازی در معرض حملات پیدرپی به عقیده و اخلاق قرار گرفتهاند لازم است با دقت و هوشیاری، محتواهایی مناسب و بهروز تولید و خلأ لحظه را پر کرد.
دوستان از فرصت محرم برای تبیین موضوعات خاص استفاده کنید. بحث امیدآفرینی بحث مقاومت و موضوعات مربوط به استقامت و ایثار.
حتماً در جلساتی که برگزار میشود چه در مساجد و چه در هیئت به قرآن بپردازید لااقل با قرآن شروع کنید. مسائل اخلاقی و آداب اسلامی را اهمیت بدهید. عزاداری را سنتی برگزار کنید.
این تذکر هم لازم است زمان اعلام نتایج انتخابات با شب اول محرم همزمان است. مواظب باشید حرمت عزای امام حسین شکسته نشود.
نکات دیگری راجع به لبنان و غزه و انتخابات آمریکا بود و کودتای نوژه که دوستان اگر حوصله کردند خودشان مطالعه کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1403/4/8 | 1403/4/8زنان؛ محوریترین نقش در خانواده و مرکز همه طراحیها و دشمنیها | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه23
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا اهل خوفورجا هستند. در نوبت قبل مقدمهای راجع به دوزخ و جهنم خیلی خلاصه عرض کردم و نوشته سر در اول را فرصت توضیح نشد. جملهها این بود که: «مَنْ رَجَا اللَهَ سَعِدَ». کسی که به خدا امیدوار است سعادتمند و پیروز میشود. «وَ مَنْ خَافَ اللَهَ اَمِنَ». کسی که از خدا بترسد در امنیت و امان است. «وَ الْهَالِک الْمَغْرُورُ مَنْ رَجَا غَیرَ اللَهِ، وَ خَافَ سِوَاهُ»؛ و هلاک شونده مغرور کسی است که به غیر خدا امیدوار است و از غیر خدا میترسد.
بحث خوفورجا از مباحثی است که به شناخت انسان از خدا و قدرت او و آنچه به سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت مربوط میشود برمیگردد و جوانب مختلفی دارد. خوف حالتی است که ما میفهمیم خداوند قادر است نعمتهایش را در آینده از ما بگیرد و از نعمتهای اخروی هم محروم کند؛ و رجاء حالتی است که میفهمیم خداوند توانائی و قدرت این را دارد که در آینده نعمتهایش را از ما نگیرد و بر نعمتهایش اضافه کند و ادامه آن در آخرت ما را از نعمتهای بزرگتری متنعم کند. دهد و لذا هم خوف و هم رجاء به آینده انسان مربوط هستند. ما در برابر نعمتهایی که خداوند به ما داده است شکرگزاری میکنیم که بحث از گذشته است.
خوف و رجاء مربوط به آینده است و هر دو اینها ریشه فطری در ما دارند و یکی از مهمترین عوامل پویائی و تحرک ما در انجام کارهای مختلف مادی و معنوی است. لذا در مباحث قرآنی روی بعد تربیتی این دو تأکید شده و اهلبیت علیهمالسلام هم به آن پرداختهاند. آیات مربوط به خوف و خشیت و وجلت و امثال اینها فراوان است نمیخواهم وارد شوم. فقط یک مورد نمونه عرض کنم.
در آیه ۱۲ سوره مبارکه ملک فرمود: «اِنَّ الذین یَخشَونَ رَبَهُم بالغَیبِ لهم مغفِرَهٌ و اَجرٌ کبیر». کسانی که در پنهان خشیت از پروردگارشان کنند برای آنهاست بخشش و پاداش بزرگ. این راجع به خوف.
راجع به رجاء هم آیات متعدد است؛ گاهی به خدا و گاهی به رحمت خدا نسبت داده میشود. مثلاً در آیه ۲۱ سوره مبارکه احزاب فرمود: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً». البته مباحث فراوان اینجا مطرح است.
در روایات آمده خوفورجا باید متعادل باشند و در دل مؤمن هیچکدام بر دیگری برتری ندارد. امام صادق علیهالسلام فرمود: پدرم میفرمود: هیچ بنده مؤمنی نیست جز آنکه در دل او دو نور وجود دارد؛ یکی نور خوف و هراس و دیگری رجا و امید که هرگاه این را وزن کنند بر دیگری نچربد و هرگاه آن دیگری را وزن کنند بر این نچربد.
توجه داشته باشید خوف به معنای نبود رجاء نیست. یا رجاء معنایش این باشد که خوف نیست. هرکدام نقطه مقابل خاص دارند. همانطور که از روایات فهمیده میشود نقطه مقابل خوف امن است و نقطه مقابل رجاء یاس و ناامیدی است؛ که هر دو گناه بزرگ هستند. در این روایت موردبحث هم همین است، مثلاً نوشته شده «وَ مَنْ خَافَ اللَهَ اَمِن».
توجه خوفورجا در مقابل هم نیستند اما بر هم تأثیر و تأثر دارند. مثلاً اگر خوف انسان از حد معمول بیشتر شود، امید انسان تضعیف میشود و برعکس در رجاء هم اگر از حد بگذرد شخص احساس امنیت میکند درنتیجه تجری و سرکشی میکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: امید به خدا ببند در حدی که تو را بر نافرمانیاش گستاخ نکند و از خدا بترس در حدی که تو را از رحمت او ناامید نکند.
توضیح مطلب اینکه باید بین خوف و رجاء تعادل برقرار باشد اگر ترس انسان از حد بگذرد از رحمت خدای تعالی مأیوس میشود و از طرف دیگر اگر امید از حد بگذرد باعث احساس امنیت در شخص میشود و به مکر الهی گرفتار میشود.
برقراری تعادل بین این دو صفت عمل نیکی است که چون برای رضای خداست یکی از عبادات به حساب میآید. شما وقتی قرآن میخوانید در حال عبادت هستید. وقتی مطالعه میکنید در حال عبادت هستید. وقتی بین ترس از خدا و امیدواری به او تعادل برقرار میکنید تا خدا را راضی کنید در حال عبادت هستید.
روایات راجع به خوفورجا فراوان است. رسول خدا فرمود: سرآمد حکمت، ترس از خداست. هرچه معرفت ما به خدای تعالی بیشتر باشد حریم گرفتن ما بیشتر میشود. رسول خدا فرمودند: هر که خداشناستر باشد خداترستر است. اگر ریشهیابی کنیم این حالت ترسی که اهل ایمان دارند در این است که امام صادق علیهالسلام فرمود: مؤمن میان دو ترس به سر میبرد، گناهی که در گذشته کرده است و نمیداند خدا با آنچه کرده (بخشیده با نبخشیده) و عمری که باقیمانده است و نمیداند در آن مدت چه گناهان مهلکی مرتکب خواهد شد، بنابراین، مؤمن پیوسته ترسان است و جز ترس اصلاحش نمیکند.
قطعاً این خوف و همچنین امید در زندگی افراد و نوع رفتارشان با دیگران و عملکردشان اثر مستقیم و مشهود دارد. کمترین آن این است که اهل ظلم به دیگران نخواهند بود. در اداره و در محل کسب و در زندگی خانوادگی به کسی ستم نمیکنند. کسی که از خدا پروا ندارد هر جور که خواست عمل میکند. به امام صادق علیهالسلام عرض شد عدهای هستند که گناه میکنند و میگویند ما به رحمت خدا امیدواریم و پیوسته در همین حالاند تا مرگشان برسد. حضرت فرمود: اینها مردمانی هستند که در آرزو و خیالات خود غرقاند. دروغ میگویند. آنها امیدوار نیستند زیرا هرکه به چیزی امید داشته باشد در طلب آن میکوشد و هرکه از چیزی بترسد از آن میگریزد.
خلاصه مؤمن بهغیراز خدا از کسی خوف ندارد که جمله سوم در اول جهنم همین است که: هلاک شونده مغرور کسی است که به غیر خدا امیدوار است و از غیر خدا میترسد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی در همه حال شکرگزار نعمتهای خدا هستند و عمداً و متعمداً دست به آلودگی و گناه نمیزنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۸۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلَى مَعْصِیَتِهِ، لَکَانَ یَجِبُ اَلَّا یُعْصَى شُکْراً لِنِعَمِهِ». [حتى] اگر خداوند در برابر نافرمانى خود، وعده عذاب نداده بود، براى سپاس از نعمتهایش واجب بود نافرمانى نکنند. خیلی بیان روشن و عبرتافزائی است. اگر در جایی که انسان تخلف و سرپیچی دارد اما به او گفتهاند که تو را به خاطر تخلف مواخذه نمیکنیم و آزادی هرکاری بکنی. این نعمتها را هم در اختیارت میگذاریم استفاده کنی. عقل میگوید اینجا کمترین تشکر از منعم این است که معصیت و نافرمانی او را نکنی و اطاعتش را بکنی و حالآنکه در موارد اینچنینی خدای تعالی وعده عذاب هم داده است. پس بهطریقاولی باید ترک معصیت کرد. خدای تعالی توفیق ترک گناه و خطا به همه ما عنایت فرماید.
قبل از اینکه بحث را شروع کنم اولاً تشکر کنم از عزیزانی که اول وقت رأی خود را به صندوق انداختند. عزیزان دیگر هم زودتر با قصد قربت اقدام کنند که در کار خیر باید عجله داشت. حتماً دیگران را هم تشویق کنید که با شوق و نشاط شرکت کنند تا دوستان شاد و دشمنان انقلاب اسلامی غمگین و ناکام بمانند. پیشبینی ما این است که در این نوبت مردم با حضور جدیتر و با شورونشاط وارد عرصه خواهند شد انشاءالله و به فضل خدا مشارکت خوبی را خواهیم داشت.
از خدای تعالی میخواهیم شخص اصلح و مفید به حال ملت و کشور منتخب مردم باشد. در این چند روز حرفهای زیادی زده شد که زمانی میخواهد که تبیین شود؛ کنشگریها و بداخلاقیها و اظهارنظرها.
بیانات رهبر معظم انقلاب کاملاً گویا و شفاف در چند نوبت وظیفه مردم را مشخص کرد که باید به اصلح رأی بدهند؛ یعنی به خود مردم واگذار کردند. مردم بگردند بررسی کنند دقت کنند اصلح را پیدا کنند و رأی بدهند؛ اما جریانات سیاسی جور دیگری عمل کردند که حالا جای بحث نیست در یک نوبتی اگر فرصت شد عرض خواهم کرد. بیشتر متوجه شماست؛ این سرانگشت شماست که میتواند همه جور رقم بزند و نتیجه را به نفع کشور کند یا جور دیگری رقم بزند. همهاش به مردم بستگی دارد؛ به اراده شما در این مسیری که دارید قدم برمیدارید و آیندهنگریای که خواهید داشت.
حوادث مهمی از ۶ تا ۱۲ تیرماه در سالهای دهه ۶۰ اتفاق افتاد. از سوءقصد نافرجام به حضرت آقا تا شهادت شهید بزرگوار شهید بهشتی و ۷۲ کارگزار نظام و شهادت شهید کچوئی رئیس زندان اوین در ۸ تیر سال ۶۰، شهادت آیتالله صدوقی نماینده حضرت امام و امامجمعه یزد در ۱۱ تیر سال ۶۰، بمباران شیمیائی سردشت در ۸ تیر سال ۶۶ و شهادت ۱۱۰ نفر و مجروحیت ۵ هزار نفر، روز مبارزه با سلاحهای شیمیائی و میکروبی، حمله به هواپیمای مسافربری در ۱۲ تیر سال ۶۷ که ۲۹۰ شهید داد و البته دهها و دهها ظلم و جنایت مستقیم و نیابتی که توسط آمریکای جنایتپیشه بر علیه مردم و شهروندان کشور و زیرساختها انجام گرفت. آنهم توسط کشوری که ادعای حقوق بشر دارد.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند و فرمودند: «ادعای حقوق بشر آمریکا دروغ بزرگی است که باید افشا شود». لذا این هفته بهعنوان هفته افشای حقوق بشر آمریکائی نامگذاری شد تا با استفاده از این فرصت چهره واقعی و جنایتهای او برای مردم افشا شود. حضرت امام فرمودند: «همانهایی که ادعای حقوق بشر را میکنند، در طول حکومت خودشان، بشر را به هلاکت رساندهاند و تمام مستضعفین دنیا را از حقوق اولیه بشر محروم کردند».
کشوری که پرونده سیاه و قطوری از اشغالگری و سلطهگری انسان کشی دارد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب «سه قرن دنیا را غارت کردند از شرق آسیا، از اندونزی، از فیلیپین، از نپال، از شبه قارّهی هند بگیرید تا آسیای مرکزی و آسیای غربی و تا شمال آفریقا، بخشهای مغرب آفریقا و تا سرتاسر آفریقای سیاه»، آیا اینها میتوانند از حقوق بشر بگویند؟
کشورهای استکباری تا آخر قرن نوزدهم میلادی بیش از ۱۳۰ کشوری که در قارههای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به نام جهان سوم میشناسیم که مستقل هم هستند عموماً؛ مستقیم و غیرمستقیم زیر سلطه کشورهای استعمارگر غربی بودند. امریکا از عنوان حقوق بشر بهعنوان ابزاری برای سلطهگری و پیشبرد خلافها و دخالتهای غیرقانونیاش بر کشورها در اقصی نقاط عالم استفاده میکند.
یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر نسبت به شهروندانش در داخل آمریکاست. یکی از بزرگترین دروغهایی که بشر تا امروز شنیده این است که آمریکا حقوق بشر را رعایت و حمایت کرده باشد. شما مکرر دیدهاید رفتار نژادپرستانه بخصوص علیه سیاهپوستان را، تبعیضهای مذهبی و دینی را، رفتار خشن پلیس با مردم خودش را، نوع رفتار با زنان و نقض حقوق آنان و خشونتهایی که تحمل میکنند را که بحث مستقلی میخواهد؛ و وضعیت اسفبار زندانیان را. چیزی بهعنوان حریم خصوصی وجود ندارد، سلطه بر مطبوعات و رسانهها و امثال اینها را. اینها به خودشان رحم نمیکنند به دیگران که معلوم است.
پرونده نقض حقوق بشر آمریکا در سطح جهان هم که خود حدیث مفصلی است؛ که کمترین آن حمایت از رژیمهای دیکتاتوری در دنیا بخصوص رژیم کودک کش صهیونیستی و بیاعتنایی به کنوانسیونهای حقوق بشری، تربیت و حمایت و تجهیز و صادرات تروریست حرفهای است. آمریکا باکمال وقاحت عضویت در دیوان بینالمللی کیفری را مشروط میکند که جنایات جنگی سربازانش در دادگاه بررسی نشود.
بنابراین متهم اصلی پرونده ناقضان حقوق بشر در دنیا آمریکاست.
سیاهه جنایات مباشری و نیابتی در حق ایران هم که بخش زیادی از آن را خودتان در این سالهای بعد از انقلاب با چشم خود دیدهاید. در ۸۰ سال گذشته که پروندهاش معلوم است؛ و لااقل در این چهلوچند سال بعد از انقلاب که خود ما و شما همه حاضر بودیم و دیدهایم؛ تهاجم فرهنگی، تهدید به حمله نظامی، ایجاد ایران هراسی در منطقه و جهان، تعیین بودجه برای براندازی نظام اسلامی، تحریمهای حوزه سلامت که آسیبهای جدی بر نظام سلامت وارد کرد. یا پروندهسازی، ایجاد و حمایت از اغتشاش و ترور.
توسط منافقین چقدر ترور و کشتار واقع شد؛ ۱۷ هزار نفر؛ شخصیتهای علمی و دانشمندان هستهای و مردم عادی و کسبه و دانشآموز و دانشجو و بمبگذاری در مشاهد مشرفه و به شهادت رساندن ائمه جمعه نظیر آیتالله محمد صدوقی شهید چهارم محراب در ماه مبارک رمضان که در محراب جمعه به شهادت رساندند.
او از زمان شروع مبارزه همراه امام و انقلاب بود و در صحنههای مختلف و حساس حاضر بود و در انجاموظیفه تا پای شهادت کوتاهی نداشت این پیرمرد هفتادوچندساله. امامجمعه تراز مکتبی و موفق، خدوم، مردمدار، باهوش، خوشخلق، معنوی، شجاع، مقید به حفظ ارزشها، جوان پذیر، موضعگیری بهموقع و مدیری که با سرمایه اجتماعی که داشت جامعه پیرامونی خودش را بهخوبی هدایت میکرد. در دفاع مقدس هم حاضر میشد در عملیات بیتالمقدس باوجود ضعف شدید حاضر بود در تعریف ایشان امام فرمود: «میتوانم بگویم که ایشان محور این انقلاب بود». این شخصیت بزرگ را هم ترور کردند و مثل ایشان را هم.
همه این کارها را کردند تا مردم را خسته کنند و از انقلاب فاصله بیندازند اما با چشم خودشان میبینند که موفق نبودند و مردم پای انقلابشان ایستادهاند. ۴۰ روز از شهادت رئیسجمهور محبوب و خدومشان گذشته اما برای ادامهدهنده راه او با شور پای صندوق رأی حاضرشدهاند تا نفر بعدی را انتخاب کنند. لذا مردم ما هرگز دشمنیهای آمریکا را فراموش نمیکنند و در هر فرصت فریادشان علیه آمریکا پرطنین است.
این روزها چون ولیده او و ایادی او و دستپرورده او صهیونیستها به جان مردم بیگناه و مظلوم غزه افتادند و میبینید که چگونه جنایت میکنند، ما او را هم فراموش نمیکنیم و بر او هم لعن میفرستیم.
خلاصه اینکه، امروز تنها مکتبی که میتواند از حقوق بشر بگوید اسلام است. چون برای انسان فارغ از هر دین و آئین و رنگ و نژادی و جنسیت کرامت قائل است؛ یعنی اسلام در بحث ارزشهای انسانی بین زن و مرد فرقی نمیگذارد و این را با مراجعه به آیات قرآن کریم میشود فهمید.
و همچنین در بحث خانواده که این هفته مناسبت دارد میتوان گفت در فرهنگ غرب تقریباً همه حقوق آن از بین رفته است. خانواده که بستر همه خیرات بشری است و محل تکون انسان تراز است را با اسنادی نظیر سند ۲۰۳۰ از بین میبرند و حقوق افراد را نادیده گرفته بیعدالتی را نهادینه میکند. وقتی الگوهای منحرف جنسی را ترویج و حمایت میکنند یعنی میخواهند کانون خانواده از قداست بیفتد و خانواده نابود شود تا راحتتر سلطهگری کنند.
ازنظر اسلام نهاد خانواده مهمترین پایه جامعه و بستر سعادت و یا شقاوت انسانهاست؛ و در مقابل، مستکبرین عالم، امروز خانواده ستیز هستند و با فرهنگسازی و مقدماتی، ضد ارزش را ارزش معرفی میکنند، اول خداباوری را میگیرند، بعد لذتگرائی و اپیکوریسم را ترویج میدهند و بعد به پوچگرائی و نهیلیسم دعوت میکنند تا زمینه آماده شود برای انحطاط کامل.
نمیدانم شما هم دیدید یا نه؛ خانمی با یک مرد عروسکی که زن عروسکی با تعدادی بچه داشت ازدواج کرد و از اینکه هووی یک عروسک شده. ناراحت هم نبود. البته در عکس نشان داده بود عروسک از اینکه سرش هوو آمده ناراحت بود.
کاملاً محسوس است که علیه خانواده یک جنگ بزرگ عالمگیر راه انداختهاند. خانواده که ریشه جوامع بشری است و هرچه ارزش فطری، بشر دارد از خانواده دارد. اولین مرکز تعلیم و تربیت خانواده است که اگر از جامعهای گرفته شود آن جامعه بیهویت و بیاخلاق خواهد بود. تلاش میکنند تا از بین ببرند تا بتوانند زمینه سلطهگری هوا و هوس را برای بهرهکشی از انسانها فراهم کنند. این هم بخش دیگری از حقوق بشر که در حال نابودی آن هستند.
و دراینبین زنان که محوریترین نقش را در خانواده دارند مرکز همه طراحیها و دشمنیها هستند. اگر بانوان جامعه ارزشهای الهی خود را از دست بدهند، خانواده از بین خواهد رفت؛ و با شعارهای فمینیستی و برخلاف فطرت، حقوق این بخش از بشر را نابود میکنند.
و خدا رحمت کند شهید جمهور ما آیتالله رئیسی را که چه خوب گفت در سخنرانیاش در سازمان ملل که: «در کنار جنگ علیه اسلام، شاهد جنگ علیه خانواده نیز هستیم. خانواده اصیلترین، دیرپاترین، بنیادیترین و فطریترین نهاد بشری است که امروز در معرض تهدید قرار گرفته است»؛ و حضرت آقا هم در دیدار با بانوان فرمودند: «غربیها خانواده را واقعاً متلاشی کردند» و در جای دیگری فرمودند: «خانواده پایه و سلول اصلی در جامعه است… جامعهی اسلامی، بدون بهرهمندی کشور از نهاد خانوادهی سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امکان ندارد پیشرفت کند [ازاینرو] مسئلهی زن و خانواده برای کشور، جزو مسائل درجهی یک است».
بهطور خلاصه عرض کنم قرآن کریم چهار خانواده را به ما معرفی کرده: یک)خانوادهای که زن و شوهر هر دو بد هستند، مثل خانواده ابولهب که سوره لهب به آن اشاره میکند. دو) خانوادهای که مرد خوب است ولی زن خانواده خوب نیست، مثل خانواده حضرت نوح و لوط علیهماالسلام که آیه ۱۰ سوره مبارکه تحریم به آن اشاره میکند. سه) خانوادهای که مرد آن بد و زن آن خوب است؛ مثل آسیه همسر فرعون. آیه ۱۱ سوره مبارکه تحریم. چهار) خانوادهای که زن و شوهر هر دو خوب و پسندیده هستند، مثل خانواده امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلاماللهعلیهما که سوره (هل اتی) در شأن آنان نازل شده است. یا خانواده حضرت ابراهیم و خانواده حضرت یحیی علیهماالسلام آیه ۹۰ سوره مبارکه انبیاء به آن اشاره کرده. ما باید دنبال همین خانواده باشیم و آن را احیا و ترویج کنیم.
رسول خدا ۲۳ سال پیامبری کرد که هرروز آن اتفاقی و واقعهای رخ داد یکی از روزهای مهم و سرنوشتساز به اقرار دوست و دشمن که حقانیت اسلام را ثابت کرد ۲۴ ذیالحجه سال ۱۰ قمری روز مباهله است که بعد از واقعه غدیر از اهمیت ویژه برخورداراست. آیه ۶۱ سوره مبارکه آلعمران گزارش واقعه است.
مباهله، یکدیگر را لعن و نفرین کردن است. «بَهَلَهُ اللهُ» یعنی خدا او را لعنت نماید و از رحمت خود دور کند. ذیل آیه شریفه مجموعهای از روایات که به حد تواتر میرسد موجود است که دلالت دارد که در شان خمسه طیبه نازل شده است و فضیلتی بزرگ برای امیرالمؤمنین علیهالسلام و زهرای اطهر و حسنین علیهمالسلام را ثابت میکند. در کتاب احقاق الحق حدود شصت منبع از منابع اهل سنت ذکر شده که تصریح میکنند آیه مباهله درباره خمسه طیبه نازل شده است. روایت فراوان و متن آنها بعضاً طولانی است. نظیر مباحثهای که مأمون با امام رضا علیهالسلام دراینباره دارد و جوابهای امام که مراجعه بفرمائید.
یک نکته دیگری هم که راجع به حقوق است و البته راجع به حقوق بشر نیست راجع به خودمان است که باید رعایت کنیم ۱۲ تیر است که به نام بازنشستگان زدهاند. البته در اسلام حرفی از بازنشستگى نداریم و در نظام اسلامى هم طبق مبانی الهی و اسلامی حرکت میشود نمیتوانیم قائل به بازنشستگی بشویم. چون مکلف تا زمانی که توان دارد انجاموظیفه میکند.
پس اگر بخواهیم طبق مقرراتی که هست از بازنشستگی بگوییم این زمان معنایش ازکارافتادگی نیست. بازنشسته نباید خود را بیتأثیر و پایانیافته ببیند. لذا باید نقش جدیدی برای او تعریف کرد و فعالیت مناسبی را برای او در نظر گرفت. همین کشورهایی که این آقایان هم میگویند که کشورهای غربی اروپایی را باید در نظر گرفت، برای پیرمردها و بازنشستگانشان کارها و برنامههایی را تعریف میکنند که در طول روز بهاندازه وسع و توانشان مشغول کار باشند و مفید به حال جامعه و اطرافیان خودشان را ببینند. باید با کارنامه سی سال کار احساس بیخاصیتی نکند. بعلاوه ازنظر رفاهی و درآمدی هم باید قوانین جوری وضع شود که در این دوران آبرومندانه زندگی کند. بحث تأمین اجتماعی را دولت باید جدی بگیرد.
خوب است اینجا این روایت امیدبخش را هم بگویم که رسول خدا فرمودند: سالمندانی که نمیتوانند کاری انجام دهند، مثلاً نماز بخوانند، روزه بگیرند، زیارت بروند، نماز جمعه بروند، خداوند به فرشتهای امر میفرماید: این فرد چون در جوانی کار خیر انجام میداده حالا هم که پیر شده کارهای جوانیاش را برایش بنویسید.
سیدالشهدا علیهالسلام از قول رسول خدا فرمودند: هر کس سالمندى را به خاطر موىِ سفیدش بزرگ بدارد، خداى عز و جل او را از هراس روز قیامت، ایمن مىدارد. لذا پیرمردها و پیرزنها را در خانهها غنیمت بشمارید و احترام کنید که وسیله رشد و تعالی معنوی ما هستند.
و آخرین نکته اینکه من مکرر عرض کردم و توضیح دادم عزیزانی که در دفتر بنده یا دستگاههایی که وابسته به ماست مثل ستاد نماز جمعه و بنیاد غدیر و بنیادهایی که بالاخره به نماینده ولیفقیه و امامجمعه منصوب میشود فعالیت دارند، ما با این دوستان که مشغول کار میشوند عهد و پیمانی از آنها گرفتهایم و آن این است که مثل خود من تا زمانی که در آن مسند قرار دارند و با ما همکاری میکنند ورودی در مسائل انتخابات و مثل انتخابات نداشته باشند.
بله وقتی منفک شدند و از پیش ما رفتند آزادند؛ قبلاً هم آزاد بودند؛ اما با آن عنوان حقوقی که برایشان آمده، چون بعدش از آنسو استفاده میشود، ما شرط کردیم و عهد بستیم که کسی که آمد با بنده کار کند، همانطور که خود من هم ورودی نمیکنم با صراحت و فقط شاخصها را میگویم، آنها هم وارد عنوان و مصداق نشوند. وقتی منفک شدند آزادند و آزاد هم بودند و میتوانند بیان کنند و حرف بزنند.
لذا خود مردم هم تشخیص میدهند که این آقا دیگر از دفتر فلانی بیرون رفته و او را جدا حساب میکنند؛ و اگر کسی هم بخواهد دوباره او را وابسته بداند و فکر کند مثلاً من به او گفتم که فلان چیز را بگوید، این دیگر اشتباهی است که کرده. آنهایی که از ما جدا میشوند دیگر به من مربوط نمیشوند.
لذا کسانی که در مسند باشند و این تخلف را انجام بدهند، دیگر ما نمیپذیریم؛ لذا مسئول ستاد نماز جمعه چون موضع گرفت در مسئله انتخابات این دوره و مصداق معین کرد، از ایشان تشکر میکنیم برای طول مدتی که اینجا مزاحمشان بودیم که خدماتی را انجام دادند برای مصلی، برای نماز و بهتر شدن وضعیت مصلی و بهروز شدن مصلی و خدماتی را داشتند تا این لحظه که از ایشان تشکر میکنیم؛ و از این لحظه از ایشان خداحافظی میکنیم؛ و امیدواریم که در هرجایی که هستند انشاءالله در مسئولیتهای دیگری که دارند توفیق خدمت بیشتری داشته باشند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/4/1 | 1403/4/1همه ایمان در مرزبندی با دشمنان خداست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه24
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین به خدا امیدوارند و به غیر خدا دلدادگی ندارند و از عملکرد بد خود خائف و ترسان هستند. عرض کردیم، رسول خدا سیر آسمانی خود را اینگونه بیان کردند: هنگامیکه در شب معراج به آسمانها رفتم بهشت و جهنم توسط جبرئيل سلاماللهعلیه بر من عرضه شد و من بهشت و نعمتهایش و درهای هشتگانه و نوشته روی درهای آن را که بر هر در چهار جمله داشت که هر جمله از دنيا و آنچه در دنياست ارزشش بيشتر است براي كسي كه آن را بداند و بدان عمل نمايد، دیدم؛ و جهنم و عذابهايش و درها هفتگانه و نوشته روی درهای آنکه بر هر در سه جمله داشت كه هر جمله آن از دنيا و آنچه در دنياست ارزشش بيشتر است براي كسي كه آن را بداند و بدان عمل نمايد، دیدم. سپس جبرئيل به من گفت: اي محمد بخوان آنچه بر روي دربها نوشته شده است پس من آنها را خواندم.
که ما در نوبتهای قبل درهای بهشت را توضیح دادیم. بعد درباره دربهای جهنم فرمود: و ديدم بر روي درب اول سه جمله نوشته شده بود: «عَلَی الْبَابِ الاْوَّلِ ثَلاَثُ کلِمَاتٍ: مَنْ رَجَا اللَهَ سَعِدَ». كسي كه به خدا اميدوار است سعادتمند و پیروز ميشود. «وَ مَنْ خَافَ اللَهَ اَمِنَ». كسي كه از خدا بترسد در امنيت و امان است. «وَ الْهَالِک الْمَغْرُورُ مَنْ رَجَا غَیرَ اللَهِ، وَ خَافَ سِوَاهُ»؛ و هلاك شونده مغرور كسي است كه به غير خدا اميدوار است و از غير خدا ميترسد. قبل از توضیح این جملات نکتهای عرض کنم و آن اینکه اولاً قرآن کریم برای جهنم هفت در قائل است. در آیات 43 و 44 سوره مبارکه حجر فرمود: «وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعِينَ» و وعدهگاه ابليس و پيروانش جهنم است. «لَها سَبْعَةُ اَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» هفت در دارد و براى هر درى، گروه معيّنى از آنها تقسيم شدهاند.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام روايت است كه فرمودند: جهنم را هفت در يعنى هفتطبقه است كه روى يكديگر قرار دارند. بعد حضرت يكى از دستها را بر روى دست ديگر قرار داد و فرمود: اینطور. خداوند بهشت را به عرض، گسترش داده و آتش را طبقه طبقه، قرار داده است. بعد هم نام طبقات را بردند. درواقع وقتی نوشته سر درهای جهنم را میخوانیم بیانکننده گناهان و عواملی است که افراد را مستحق آن مکان کرده است؛ یعنی هر گناهی یک در است که به جهنم باز میشود. همانطور که هر عمل صالحی دری است که بهسوی بهشت باز میشود، مثل جهاد که امیرالمؤمنین فرمود جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند به روی بندگان خاصش باز کرده است. پس عدد زیاد اهمیتی ندارد، شاید بیانکننده متعدد بودن درها باشد. البته برای درها اسامی هم گفته شده مثلاً دَرِ اول را جهنم نامیدند که از آیه 21 سوره مبارکه نباء اقتباس شده که فرمود: «اِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مرْصَادًا» جهنم كمين گاهي است بزرگ.
این نکته را بگویم که اهل ایمان، مخلد در آتش نمیشوند؛ یعنی دائمی در جهنم نمیمانند. در روایات داریم که رسول خدا و اهلبیت علیهمالسلام مؤمنی که گناه کرده و مدتی در جهنم بوده و کیفر شده را شفاعت میکنند و نجات میدهند. نکته دیگر اینکه در قسمتی از آیه 23 سوره مبارکه فجر آمده است: «وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ...» يعنى در اين روز جهنّم را حاضر ميكنند. حالا اینجا بحثهای تفسیری مفصل دارد که جهنم هست نیست، میآورند، میبرند و... رد میشوم؛ اما آیه شریفه فرمود، جهنم را حاضر میکنند تا اهلش را عقاب کنند.
مرحوم امینالاسلام در مجمعالبیان روايتی را از ابى سعيد خدرى نقل میکند كه وقتی اين آيه نازل شد رنگ صورت رسول خدا تغيير كرد و از چهره کاملاً تغییر حال معلوم بود و اصحاب نگران حال رسول خدا شدند، رفتند خدمت امیرالمؤمنین و اظهار نگرانی کردند. حضرت آمد و پيغمبر را در آغوش گرفت و ميان دو كتف حضرت را بوسيد، سپس گفت اى رسول خدا پدر و مادرم فداى شما امروز چه حادثهاى شده است؟ حضرت فرمود: جبرئيل آمد و قرائت كرد: «وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ». امیرالمؤمنین علیهالسلام میگويد عرض كردم چگونه آن را میآورند؟ روایت مفصل است خلاصهاش این است که ملائکه آن را حاضر میکنند؛ و همه اهل محشر، جهنم را میبینند. ناگهان شعله مهیبی از جهنم برمیخیزد و بر محشر احاطه پیدا میکند، فریاد همه، حتی انبیاء الهی هم بلند میشود و میگویند: رب نفسی و تنها وجود مبارک ختمیمرتبت صلی الله علیه وآله هستند که میگویند: رب امتی امتی.
واقعاً صحنههای تکاندهندهای است که ما با شنیدن آن باید بیدار شویم. آنجا وقتی نگاه به گذشته و اعمالی که داشتیم میکنیم، پشیمان میشویم ولی این پشیمانی دردی از ما دوا نمیکند. نمیتوانیم برگردیم جبران کنیم. اگر بخواهیم عذرخواهی و توبه داشته باشیم، آنجا که وقت توبه نیست، بخواهیم اقدام و عمل صالحی انجام دهیم، فرصت کار خیر و جبران مافات هم نیست، دو رکعت نمازی بخوانیم و عبادتی کنیم، اجازه نداریم. خودبهخود فریادمان بلند میشود که ایکاش اعمال صالحى براى زندگىام فرستاده بودم. «يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي». 24/فجر. جالب است که در آنجا به یاد زندگی اصلی و حیات جاویدان و همیشگی خود میافتیم. خب برادر و خواهر من تا در دنیا هستیم و فرصت داریم غفلت را کنار بگذاریم و اقدام کنیم. زمان بهسرعت میگذرد و عمر کوتاه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به هر مقدار بتوانند در اخلاق و کار خیر اقدام میکنند و بنای آنها کار حجمی و بیکیفیت نیست. در حکمت 281 از حکم نهجالبلاغه حضرت به فضائل یکی از دوستان قدیمیاش اشاره فرموده که در نوبتهای قبل عرض کردم رسید به این فراز که فرمود: پس شما هم اين صفات را فراگیرید و به آنها علاقهمند باشيد. «فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا»؛ یعنی غرض فقط ذکر خاطره نبود بلکه درس گرفتن و عمل کردن بود. اعمالی مثل ناچیز شمردن دنیا، اسیر شهوت نبودن، سکوت، صبر، اهل دلیل و برهان بودن، سرزنش نکردن افراد، کتمان درد، عمل به گفتهها، حرف بیجا نزدن، خوب گوش دادن، دوری از هوای نفس، بعد فرمود: «فَاِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا، فَاعْلَمُوا اَنَّ اَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ»؛ و اگر نتوانستيد، بدانيد كه گرفتن اندك بهتر از واگذاشتن بسيار است؛ یعنی هر مقدار که میتوانید اقدام داشته باشید. آب دریا را گر نتوان کشید هم بهقدر تشنگی بتوان چشید. خدای تعالی توفیق عمل به همه ما عنایت فرماید.
روز فرخنده 18 ذیالحجه روز عید غدیر، عید ولایت و امامت که از اول خلقت تا قیامت خجسته است، بر شما و همه شیعیان مبارک باشد. رسول خدا فرمودند: خدای تعالی این روز را عید قرار داد و امیرالمؤمنین علیهالسلام هم این روز را عید اعلام میکرد. در سالی جمعه و غدیر در یک روز بود حضرت فرمود: خدای عزوجل در این روز دو عید بزرگ برای شما مؤمنان جمع كرد.
همانطور که قرآن شب قدر را از هزار ماه برتر میداند در روایت دارد غدیر از هشتاد ماه برتر است. برای این روز اعمال مستحبی فراوانی بیان شده؛ مثل روزهداری، اطعام کردن، زیارت امیرالمؤمنین، غسل کردن، لباس نیکو پوشیدن، هدیه دادن، صدقه دادن به فقرا، صلهرحم کردن، خواندن عقد اخوت، ادعیه و از همه مهمتر آشنا شدن با معارف غدیر، بخصوص خطبه غدیر و زیارت غدیریه امام هادی علیهالسلام.
گمان اینکه غدیر فقط یک روز مبارک است گمانِ غلط و ناقصی از فهم غدیر است. غدیر یک فرهنگ اصیل و فطری است و برای نسلهای بشری تا ابد پیام روشن دارد. مهمترین موضوع زندگی بشر که حکومت و مدیریت جامعه است را غدیر تبیین کرده و مهمترین شاخصه مدیر جامعه را که باید خطا نداشته باشد و مصون از اشتباه باشد را بیان کرده و فرموده: اولاً باید خدا که خالق جهان است او را معرفی کند؛ یعنی امام معصوم منتخب خدا. بعد کسی که ولایت خدا و رسول و امام معصوم را پذیرفت به بیان قرآن کریم در زمره حزبالله بهعنوان حزب پیروز درمیآید. در آیه 56 سوره مبارکه مائده فرمود: «وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ». شخص ولایت مدار در گروه حزبالله قرار میگیرد و در دنیا و آخرت پیروز است.
یکی از مهمترین ویژگیهای حزبالله مرزبندی آنان با دشمنان خدا و ولی خداست. در سوره مبارکه مجادله آیه 22 فرمود: «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ اَوْ اَبْناءَهُمْ اَوْ إِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ...» هیچ قومى را نمىیابى كه به خدا و قیامت مؤمن باشند و در همان حال با كسى كه در برابر خدا و رسولش موضع گرفته است، مهرورزى كنند؛ حتّى اگر پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند.
توجه داشته باشید همه ایمان در همین مرزبندی خلاصه شده است. چرا به حضرت نوح علیهالسلام فرمود فرزندت اهل تو نیست؟ و حضرت ابراهیم از عموی کافر خودش تبری میجوید. روایات در این باب عجیب و گویاست. مرحوم مجلسی در بحار نقل میکند که به امام صادق علیهالسلام عرض شد که فلان کس محبت و ولایت شما را دارد اما نسبت به دشمنانتان تبری ندارد حضرت فرمودند: «كَذَبَ مَنِ ادَّعَی مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ یَتَبَرَّاْ مِنْ عَدُوِّنَا». شبیه این روایت زیاد داریم که فرمودند: کسی که دشمنان ما را دوست داشته باشد با ما دشمنی کرده است و ما و خدای عزوجل از چنین کسی بیزاریم.
خب همینجا اعلام میکنیم یا رسولالله یا امیرالمؤمنین، مکتب شما دشمنانی دارد که شبانهروز علیه این مکتب سمپاشی میکنند و نقشه میکشند و تلاش میکنند آن را زمین بزنند. استکبار و در رأس آن آمریکای خبیث و اذناب پلیدش و عدهای هم در داخل کشور که کدخدا پرستند و دل درگرو بیگانگان دارند و فرصتی کنند کشور را تقدیم دشمن میکنند؛ اما ما در مسیر تولی و تبری قدم برمیداریم و دشمنان شما که دشمن بشریت هستند و در رأس آن آمریکا را لعن میکنیم.
انشاءالله این روز را گرامی بدارید. در برگزاری مراسم و جشن و تظاهر و به رخ کشیدن کوشا باشید. کارهای شخصی و اجتماعی خود را به غدیر گره بزنید که ثواب دارد.
غیر از خطبه غدیر یکی از متونی که معرفت زیادی نسبت به غدیر به ما میدهد زیارت غدیریه امام هادی علیهالسلام است. حضرت در پانزدهم ذىالحجه سال ۲۱۲ قمری متولّد شد. امام مثل بقیه ائمه علیهمالسلام وظیفه داشت فرهنگ و خط فکری شیعه را و تا جایی که میتواند جان شیعیان را هم حفظ کند. در جو خفقانی که وجود داشت و طاغوت زمان اجازه سخنرانی و برقراری ارتباط مستقیم و تشکیل جلسات را نمیداد، حضرت صلاح دید که با اقدامات فرهنگی و جنگ نرم افراد را به مقصد برساند؛ لذا با انشاء زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه شاخصهای اسلام ناب را برای مردم بیان و آنها را به سمت حیات طیبه هدایت فرمود.
یکی از اقدامات مهم امام علیهالسلام، اقدام کرد به نیرو سازی و ایجاد انسجام بین شیعیان با هدفِ حفظ جریان فکری اصیل اسلام ناب و در کنارش ایجاد جریان سیاسی منظم و باانگیزه، برای زمان لزوم. شبکهای گسترده در بلاد اسلامی ترتیب داد؛ مثلاً تعداد شیعیان امام هادی در ایران و بخصوص شهر قم قابلتوجه است. قم مهمترین مرکز اجتماع شیعیان بود و بعد کاشان و اصفهان که بحث خودش را دارد.
پس میبینید همان خط حزبالله که خدای تعالی در قرآن فرمود با پذیرش ولایت رسول خدا و ائمه علیهمالسلام ادامه پیدا کرد تا زمان امام هادی علیهالسلام و بعد از ایشان تا امروز که مسئله ولایتفقیه و اطاعت از او مطرح است، تخطی از دستورات ولائی ولیفقیه مثل تخطی از دستورات امام معصوم است که قبلاً مفصل بحث کردیم. قبل از امام هادی علیهالسلام ما ولایت امام کاظم علیهالسلام را پذیرفتیم.
چون این ایام سالگشت ولادت حضرت است یعنی 20 ذیالحجه سال 218 قمری راجع به ایشان هم نکتهای عرض کنم و آن اینکه در روایت 174 از کتاب الروضة فى فضائل امیرالمؤمنین علىبنابىطالب علیهالسلام نوشته شاذان بن جبرئیل قمى از علماى قرن ششم هجرى که فعلاً به سند روایت کاری ندارم از رسول خدا راجع به ولایت ائمه علیهمالسلام نقل کرده تا میرسد به امام کاظم علیهالسلام میفرمایند: هر که دوست دارد خداوند را پاک از همه آلودگیها و پاکشده از تمام گناهان ملاقات نماید، باید ولایت و امامت موسی بن جعفر کاظم را بپذیرد. «وَ مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ طَاهِراً مُطَهَّراً، فَلْیَتَوَلَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الْكَاظِمَ».
اگر آیات قرآن را دنبال کنیم، نشانههای ولایت حضرت و برکاتی که دارد را به دست میآوریم من فقط بهعنوان نمونه عرض میکنم. ولایت حضرت که کمک به پاکی و طهارت جان ما میکند یکی از نتایج آن این است که از معارف قرآن بهرهمند میشویم چون در آیه 79 سوره مبارکه واقعه فرمود: ﺟﺰ پاکشدگان ﺑﻪ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭ قرآن ﺩﺳﺘﺮسی ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ».
یا مثلاً همین بحثی که امروز هم داشتیم مسئله مرزبندی شفاف با دشمنان دین و یا مرزبندی با آنان که اهل معاصی هستند. در آیه 41 سوره مبارکه مائده میفرماید: «الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْكُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُوا آمَنَّا بِاَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ هَادُوا... اُولَئِكَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ اَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ». ﻛﺴﺎنیﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻔﺮ میشتابند، آﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺸﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻳﻤﺎﻥ آﻭﺭﺩﻳﻢ ﻭ دلهایشان ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻩ، ﻭ ﻳﻬﻮﺩیان... ﻛﺴﺎنیﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻪ دلهایشان ﺭﺍ ﺍﺯ آﻟﻮﺩگی ﭘﺎﻙ ﻛﻨﺪ، ﺑﺮﺍی آﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺧﻮﺍﺭی ﻭ ﺭﺳﻮﺍیی، ﻭ ﺩﺭ آﺧﺮﺕ ﻋﺬﺍبی ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ؛ و امثال این آیات.
میبینید بحث مرزبندی با دشمنان دین با اهل معصیت با کسانی که ارزشها را به سخره میگیرند و امثال اینها بحث جدی است، تعارفبردار نیست. هنگام تصمیمگیری همین تولی و تبری برای ما ملاک انتخاب میشود که در چه مسیری هستیم و حرکت میکنیم. آیا در خط ولایت و مسیر اهلبیت هستیم یا در مسیر مقابل آنها.
این روزها بحث داغ و اصلی ما انتخابات است. اولاً مهمترین وظیفه هرکدام از شما و ما این است که اصلح را شناسایی و معرفی کنید و با رأی دادن به او به تکلیف خود عمل شود؛ و البته در میدان رقابتها، انتخابِ اصلح امر نسبی است و باید خیلی از امور را در نظر داشت تا انتخاب درست صورت بگیرد. در این میزگردها و مناظراتی که انجام میشود بهخوبی میتوان افراد را بررسی کرد و وظیفه را فهمید؛ نوع ورود و خروج و استدلالها و تسلط بر پاسخها، حوصله و سعهصدر نامزدها. عملکرد آنان در جاهایی که بودند و فرصتهایی که برای خدمت داشتند با نوع مأموریت محوله.
آنچه زیبنده نظام اسلامی است رقابت انتخاباتی در کمال متانت و اخلاقمداری است. بهخصوص وقتی رهبر معظم انقلاب تذکر دادن که لجنپراکنی صورت نگیرد. همه باید تلاش کنند که حرکات سخیف و حرفهای سبک زده نشود. مگر رسول خدا نفرمود: دروغ دری از درهای نفاق است و از امام صادق سؤال کردند آیا ممکن است مؤمن بخیل باشد حضرت فرمود: آری، آیا ممکن است ترسو باشد؟ فرمود: آری آیا ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه و خائن هم نمیشود. مؤمن بر هر خویی سرشته میشود مگر خیانت و دروغ. بعد میبینم متأسفانه گاهی افراد بالصراحه در چشم ملت نگاه میکنند و دروغ میگویند.
متأسفانه دولت عبرت، اینگونه عمل میکرد. در دوربین نگاه میکرد و دروغ میگفت. به دیگری تهمت میزنند، تلاش مجاهدان در عرصههای مختلف را نادیده میگیرند و دستاوردهای نظام را زیر سؤال میبرند. با صراحت کارهایی که در نظام شده است را با دو کلمه از بین میبرند. خب سؤال بنده این است اینجا نباید مدعیالعموم و دستگاه قضا اقدامی داشته باشد؟ این نوع رفتار که قانون هم دارد، باید برخورد جدی کرد. مگر نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی جرم نیست؟ پس چرا کسی که در رسانه ملی دروغ میگوید را مجرم نمیدانید و رسیدگی نمیکنید؟ نمیشود که یک عدهای دائماً بیایند از هر فرصتی استفاده بکنند و چنگ بهصورت نظام و مردم بکشند و هرچه توهین دلشان خواست بکنند و نظام و دستاوردها و تلاش مجاهدان را مسئولین خدوم را زیر سؤال ببرند و شما نگاه کنید.
برای اینکه گسلهای مذهبی و قومی را تحریک کنند و هزینهسازی کنند برای نظام با قاطعیت دروغ میگویند. عالیترین فرمانده نظامی در حساسترین رده مسئولیتی نظامی یعنی فرماندهی نیروی دریایی ارتش، شخصیت بزرگواری، کُرد و از اهل سنت است، چند استاندار کرد هم داریم، بعد اینها جور دیگری صحبت میکنند. آیا اینگونه در شبکه ملی سخن گفتن تشویش اذهان عمومی نیست؟
حضرت آقا در سال 94 فرمودند: باید مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام ایستاد. این خیلی حرف مهمی است. خوب این جریان کیانند؟ من چند سال قبل شاخصهای آنان را اینجا عرض کردم. بعضیهایشان همانهایی هستند که سال 82 برای حضرت آقا نامه نوشتند و از آقا خواستند که باید تسلیم آمریکا و غرب بشوید. همینهایی که مکرر حضرت آقا فرمودند تذکراتی راجع به برجام دادیم و عمل نکردند، خودشان هم گفتند عمل نکردیم؛ بعد امروز راجع به برجام و تحریمها دروغپراکنی میکنند.
نوع عملکرد بعض همین آقایان زمینه ترور سردار عزیز ما را فراهم کرد؛ و بعد از شهادتش رفتند تلاش کردند تا شاید بتوانند با قاتل او مذاکره کنند. همینهائیکه به بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام میروند قرآن و مسئله یاد میگیرند تا برای خودشان مفری درست کنند. با اعتمادبهنفس کامل به نفع خود قرآن را غلط معنا میکنند. از شر دواب میگویند، خب چرا شما با شر دواب عکس یادگاری گرفتید و در خیابان قدم زدید و گل گفتید و خندیدید و خنداندید و برایشان هم گریه کردید در موقع لزوم؛ و دل مردم و خانواده شهدا را خون کردید؟
اتفاقاً ما در هر فرصتی که توانستیم این شر دواب که آمریکا و اذنابش هستند را لعن کردیم. الان سفیرش را در عراق بهعنوان سفیر فوقالعاده تغییر داده و یک خانم با عقاید خاص را جایگزین کرده که شاید بحرانها و تنشهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی در آینده درست کند، مهم است اما فرصت تحلیل ندارم.
من معذورم از اینکه وارد بحثهای انتخاباتی شوم و الا خدمت شما عرض میکردم که به چه کسانی قطعاً رأی ندهید. قبلاً هم گفتم ما ورودی نداریم. امکان دارد بعضی وقتها اطرافیان ما در ستادهای انتخاباتی آقایان باشند و فعالیتی داشته باشند به بنده مربوط نمیشود. نزدیکان ما را بهحساب ما ننویسید که همیشه هم اینطور بوده نمینویسید.
اما عرض میکنم صحبتها را خوب دقت کنید. با شاخصهایی که رهبری میدهند تکلیف روشن میشود، مثلاً آقا فرمودند: «باید کارها دست مدیران داخلی باشد. اصلاً بروید بفهمید در داخل کشور چقدر نیروی کارآمد داریم، آنها را بکار بگیرید». خب کسی که غیر این را بگوید، معلوم میشود زاویه دارد و کشور و مردم و ظرفیتها را نشناخته.
هفته قبل هم عرض کردم یک شاخص خوب این است که ببینید کی از کی حمایت میکند. آقایان این سرمایه عظیمی که به برکت خون شهیدان به دست آمده را ضایع نکنید. یقین بدانید دامنتان را خواهد گرفت کما اینکه گرفته و خود بیخبرید. توهین به رئیسجمهور شهید چه سودی برای شما دارد؟ مگر در دوران حیاتش بیحرمتی نکردید و او با سماحت وجه نگفت اگر مشکل مردم با توهین به من حل میشود انجام بدهید. جواب را چه خواهید داد؟ ادب را رعایت کنید.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه هیچکس حق ندارد از امکانات عمومی که در اختیار دارد چه مادی و چه معنوی به نفع کاندیدای خاص تبلیغ کند. دوستان در استان دقت لازم ا داشته باشند.
وقایع مهم ملی هم در تیرماه اتفاق افتاده 6 تیرماه سوءقصد به رهبر معظم انقلاب توسط منافقین در سال 1360 که اراده الهی این بود که سکان کشتی انقلاب در این دریای مواج و پرتلاطم به دست حضرت ایشان باشد که خدای تعالی را بر این نعمت شاکریم؛ و از خداوند متعال مسئلت میکنیم سایه ایشان تا ظهور آقاجانمان مستدام باشد و دشمنانش خوار باشند. خدای تعالی او در اهداف بلندش نصرت و یاری کند و ما را سربازان مفیدی در رکابش قرار دهد.
در همان سال 60 در روز بعد این واقعه حزب جمهوری بمبگذاری شد؛ و شهید بهشتی که رئیس دیوان عالی قضائی کشور بود به همراه 72 نفر از یاران انقلاب به شهادت رسیدند؛ که هفته قوه قضائیه هم به همین مناسبت است. راجع به این واقعه باید مستقلاً نکاتی را عرض کنم.
من هرسال در این تاریخ راجع به قوه قضائیه نکاتی را عرض میکنم؛ امروز البته شما موفق بودید از بیانات رئیسکل دستگاه قضایی در استان قبل از خطبهها بهره ببرید. بنده هم باید مستقلاً و مفصل به بحث دستگاه قضایی اشاره کنم. انشاءالله در نوبت دیگر. کارهای مفیدی در استان دستگاه قضا انجام داده که همینجا تشکر میکنم؛ هم از رئیسکل محترم، هم دادستان محترم، هم معاونین و قسمتهای مختلف دستگاه قضا. گزارشهای مختلفی به دست ما میرسد که سعه مسائلی که در استان وجود دارد و ابتکاراتی که انجام شده جای تقدیر و تشکر دارد. هرکس بهاندازه مقدورات و تواناییهایی که در اختیارش هست میتواند خدمات را انجام دهد که جای سپاسگزاری و تشکر دارد.
اول تیرماه سال 60 به دستور امام سازمان تبلیغات اسلامی تأسیس شد؛ و روز تبلیغ و اطلاعرسانی دینی نامگذاری شده است.
و روز صرفهجوئی در مصرف آب هم هست که این مورد را دوستان جدی بگیرید. مسئله آب مهم است. نباید در نگهداری و مصرف آن سهلانگاری کرد. امروز اگر آب شرب را به مصرف آبیاری بوستانها برسانید خلاف است. باید از آب خام استفاده کرد. با تانکر آب بیاورید و آبیاری کنید. به چه مجوزی چمن که آبخور فراوان دارد را با آب شهری آبیاری میکنید؟! من به رئیس محترم آبفا استان عرض کردم که به شهرداری تذکر بدهد و اگر گوش ندادند آب را قطع کنند. جلو دفتر را هم وقتی فهمیدم آب شهر است گفتم قطع کنند. مسئله حفظ منابع آبی را جدی بگیرید. مکرر عرض شد کسی نمیتواند هر جور مصرف کند بعد بگوید پولش را میدهم. کسی مالک آب نیست. پولی که میدهید پول خود آب که نیست؛ پول تصفیه و انتقال آب است و برق مصرفی و کارگزاران و ...
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/3/25 | 1403/3/25با حضور خودمان پای صندوق رأی حماسه حضور در تشییع شهدا را تکمیل و تقویت کنیم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه25
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از حسن خلق برخوردارند و در سختیهائی که برای آنان پیش میآید بردبار هستند. عرض کردیم صفت سومی که بر در هشتم بهشت نوشته است راجع به اخلاق خوش و حسن خلق استکه میتوان از آن بهعنوان یکى از اساسى ترین تعلیمات اسلام نام برد. در نوبت قبل به تعدادی از روایات و آثار این صفتِ مورد تاکید قرآن و عترت اشاره کردم. برای تکمیل این بخش مختصراً به چند نکته دیگر اشاره میکنم.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: حسب انسان را، اخلاق او تعیین میکند. یعنی اخلاق جای شناسنامه و نژاد و نسب افراد را پر میکند و دائماً با اوست. حتی گاهی کسی از نظر خانواده یا مسئولیت اجتماعی، برتری ندارد اما به خاطر حسن خلق اعتبار اجتماعی پیدا میکند. همانطور که در عبارت دیگری فرمود: «لا قرین کحسن الخلق». هیچ همدمی به اندازه حسن خلق انسان را همراهی نمیکند و به حال او سودمند نیست. چون حسن خلق مربوط به درون و جان انسان است و هرگز از او جدا نمیشود. و فرمود: هیچ زندگى، گواراتر از زندگى آمیخته با حسن خلق نیست.
امام صادق علیهالسلام ذیل آیه 201 سوره مبارکه بقره: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه...» فرمود: حسنه دنیا توسعه در رزق و معیشت زندگی و حسن خلق است؛ و در روایت دیگر فرمود: مصاحب خوب است. پس یکی از حسنات دنیا که در دعا از خداوند میخواهیم حسن خلق است.
نکتهای عرض کنم و آن این است که ما در جامعه اسلامی وظیفه داریم در مرحله اول همه حرکات و اقوال افرادی که با آنها مواجه هستیم را حمل بر صحت کنیم. یعنی در معاشرتها و تعاملات اجتماعی اصل اولی، صحت و درستی عمل دیگران است؛ مگراینکه دلیل قاطعی بر نادرستی فعل شخص بدست بیاید. عمل به همین دستور، اخلاق انسان را نیکو میکند و روابط را محکم میکند.
مطلب دیگر اینکه: مردم به چیزی احترام میگذارند که از آن بهرهای ببرند و برای آنان اثری داشته باشد. حسن خلق اینگونه است. یکی از آثار حسن خلق پاک شدن از گناهان است. در روایت است خوشخویی با خانواده و مردم اگر با سه صفت دیگر یعنی وفا به وعدههای با خدا، راستگویی و حیا از زشتیهای نزد خدا و مردم، همراه شود، همه گناهان فرد حتی اگر سراپای او را گرفته باشد فرو میریزد. رسول خدا فرمود: «اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ یُذیبُ السَّیِّئَةَ». حسن خلق گناهان را ذوب مى کند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: خداوند متعال به بندهاش در برابر حسن خلق همان پاداشى را مىدهد که به مجاهد در راه خدا مى دهد. و فرمود: نیکوکارى و حسن خلق، خانهها را آباد مىکند و عمرها را افزایش مىدهد.
و اما صفت چهارم نوشته شده بر در هشتم بهشت، اذیت نکردن مردم است. این هم یکی از صفات خوب انسان است که زندگی فردی و اجتماعی را آسوده و آرام میکند. اما آزار دادن، ضرر و زیان رساندن به خود و دیگران، یكی از رذایل اخلاقی است که زندگی فردی و اجتماعی بشر را بهم میزند و در قرآن و رویات نهی شده است. البته لازم نیست که آزار، همیشه با ضرر و نقصان همراه باشد، بلكه هر چیزی که برخلاف میل شخص باشد آزار اوست؛ و این مطلب شواهد قرآنی دارد مثل آیه ۱۰۲ سوره مبارکه نساء که حمل سلاح در باران را اذیت گفته است.
اذیت گاهی جسمی است؛ مثلاً کسی را شکنجه بدنی بدهند، یا به اعضای بدن او آسیب بزنند، بشکنند و یا قطع کنند. و گاهی روحی و روانی است؛ مثل مسخره کردن و تهمت زدن و حسادت کردن كه به تعبیر قرآن، عاملی برای آزاررسانی و خودآزاری است که در قصه هابیل و قابیل بیان شده است. یا حسادت اهل یهود به مسلمین که در آیه 54 نساء فرموده است.
چندتا روایت برای شما بخوانم. رسول خدا فرمودند: مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش ایمن باشند. و فرمودند: کسی که مومنی را اذیت کند مرا اذیت کرده است. در وصف مومن امیرالمومنین فرمود: مومن خود را در زحمت و سختی نگه میدارد و مردم از ناحیه او در راحت هستند. و متأسفانه با این همه سفارش و هشدار چه بسیار هستند مسلمانانی که مومنان را با زبان خود، مثل: اهانت، تحقیر، مسخره کردن، سرزنش کردن، زدن حرفهای نیش دار و امثال اینها اذیت میکنند.
گاهی با قلم خود مثلاً: نامهنگاریهای دروغ، مقالات توهین آمیز، پر کردن فضای مجازی و حقیقی از مطالبی که باعث ایذاء است. این روزها که تبلیغات انتخابات است این بازار برای عدهای گرم است. چه دروغها و تهمتها که نمیزنند تا رقیب را از کار بیاندازند. و گاهی با رفتار خود مومن را اذیت میکنند؛ مثل: بلند کردن صدای رادیو، یا در اداره و محل کار ارباب رجوع را پاسخگوئی درست ندارند و شخص معطّل میشود. یا کاسب است اما نصف و بیشتر پیاده رو را گرفته و سد معبر کرده.
امروز و فردا کردن اذیت است. رسول خدا فرمود: وای بر صنعتگران امت من که با امروز و فردا کردن کارهای مردم را به تاخیر میاندازند. بحث در این موارد و بیان مصادیق فراوان است همین مقدار بس باشد. خب این مطالب هشت در بهشت بود مطالبی هم بر درهای جهنم نوشته شده که با قید حیات بیان میشود انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا بیشتر سوکت میکنند تا سخن بگویند. مورد 10 از موارد 12گانهای که امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت 281 بیان فرموده این است که: «وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ اَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى اَنْ يَتَكَلَّمَ». دوست قدیمی حضرت این خصوصیت را داشت که به شنيدن حريصتر بود تا به سخن گفتن. یعنی بیشتر تمایل داشت فائده ببرد، چون سکوت نتیجهاش حکمت است.
و 11 این که فرمود: «وَ كَانَ اِذَا بَدَهَهُ اَمْرَانِ، يَنْظُرُ اَيُّهُمَا اَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَخَالَفَهُ» و اگر ناگهان در برابر دو عمل قرار مىگرفت و مىديد كه يكى به خواهش نفس نزديكتر است، با آن مخالفت مىكرد. که راجع به مخالفت با هوای نفس هم قبلاً نکاتی عرض کردیم. خدای تعالی به همه توفیق دهد عامل به دستورات دینی و اخلاقی باشیم.
امروز جمعه 25 خرداد ماه مصادف با 7 ذیالحجه سالگشت شهادت امام باقر علیهالسلام است که به همه شما نمازگزاران بزرگوار تسلیت عرض میکنم. دوره زندگی امام باقر علیهالسلام دوران ویژهای است. همه، امام و خاندان او را -که همگی جان فدای اسلام بودند و در برابر انحرافات از جان مایه میگذاشتند تا به مردم بفهمانند آن مجموعهای که پیشوایی اسلام را به عهده گرفته، در مقابل اسلام است- را کاملاً میشناختند.
مسئولیتهای امام در این دوره خیلی خطیر و اساسی بود. باید شیرازه از هم پاشیده را منسجم میکرد؛ و شیعه را در مدار اصلی و حرکت تکاملی و وظائفی که در آینده بر عهده داشت قرار میداد و تربیت میکرد. هم باید در درون محدوده شیعیان به تعلیم و تبیین و پرورش میپرداخت و هم جایگاه اهل بیت و امامت و رهبری آنان را به جای اصلی برمیگرداند. لذا در بیان نقش امامتی که داشت خیلی صریح وارد میشد.
فقط به یک نمونه اشاره میکنم. حضرت به همراه فرزند بزرگوارش امام صادق علیهالسلام حج انجام دادند. بعد در مسجد الحرام در مقابل هزاران نفر از مردم امام صادق علیهالسلام رو بهروی پدر خود ایستاد و با صدای بلند فرمود: ما چنینیم و اهل بیت علیهمالسلام را آشکارا معرفی کرد؛ در حالی که در بین جمعیت هشام بن عبدالملک هم حاضر بود.
خلاصه حرف حضرت این بود که ما اهل بیت رهبران دینی و اجتماعی جامعه هستیم و وارث اصلی و راستین اسلام مائیم. این اعلان عمومی و همزمان با حضور هشام، هدفی را دنبال میکرد و آن اینکه بفهماند دوران تغییر کرده و مسیر دیگری شروع شده است.
حضرت یاد دادند که نسبت به دین چگونه باید تولی و تبری داشت. یكی از روشنترین و مهمترین شاخصهای ایمان تولی و تبرّی است؛ كه در تمام موجودات ولو نبات و جماد به صورت جذب و دفع، و در انسانها به صورت حبّ و بغض مطرح است. بدون تولی و تبری نمیشود در راه حق قدم برداشت؛ و صعود و رسیدن به سعادت مقدور نیست. نمیشود هم ایمان داشت و هم نسبت به بی ایمانی بی تفاوت بود. در روایات چنینکسی کوراست.
شخصی به امیرالمومنین عرض کرد: من شما را دوست دارم و فلان کس را هم دوست دارم و نام کسی را برد. حضرت در جواب فرمودند: اكنون تو یك چشم هستی كه تنها فضایل ما را مینگری و به ما علاقهمندی. باید چشم دیگر تو باز باشد تا بهوسیله آن رذایل دشمنان ما را نیز ببینی و به آنان بغض و كینه داشته باشی؛ لیكن این وضع دوام نمییابد، زیرا حق و باطل و نور و ظلمت در یكجا نمیگنجد. در آینده یا هر دو چشم خویش را از دست میدهی و كور میگردی یا چشم دیگرت بینا میشود و بغض و كینه دشمنان ما را نیز به دل خواهی گرفت.
همین جا عرض کنم یکی از مصادیق بیان حضرت در این زمان کسانیهستند که میگویند ایران را دوست داریم و دل در گرو آمریکا و اسرائیل دارند. آنان که بغضی نسبت به آمریکا و اسرائیل با این همه جنایت آشکار ندارند به بیان مولا یا کورند و یا اعور، و عاقبت کارشان ظلمت و تاریکی است. اما به فضل الهی و به برکت اهل بیت ما کور و اعور نیستیم و با بصیرت تمام هر جمعه برائت خودمان را نسبت به آمریکا اعلام میکنیم.
خلاصه تحمل حضور امام را نکردند و او را به شهادت رساندند. 8 ذیالحجه سال60 امام حسین علیهالسلام به همراه بیش از70 قربانی به سمت کوفه حرکت کرد تا در آن سرزمین ایثار و عشق برای خدا قربانی کند. امام باقر علیهالسلام شاهد است که چه حماسه بزرگی اتفاق افتاد. امام در همان دوران کودکی شاهد بود برای جدش خبر آوردند که مسلم را در روز نهم همین ماه به شهادت رساندند. شاهد بود که حسین علیهالسلام چگونه بر بالین برادر حاضر شد و دست به کمر برگشت، حاضر بود که چگونه روی کنده پا به سمت بدن اربا اربای جوانش رفت و جوانان بنی هاشم را صدا زد، شاهد بود که چگونه علی اصغر روی دستان حسین علیهالسلام پرکشید.
روزهای پایانی دهه اول ماه ذیالحجه که چله موسوی هم تمام میشود. آغاز دهه ولایت و امامت و روز نیایش را گرامی میداریم. روزهای نمایان شدن هدف خلقت انسان است. اینکه انسان اهل معرفت باشد و به مقام قرب الهی نائل آید. روز عرفه روز عرفان و معرفت و معرفه الله و روز قربان روز اتصال و قرب الیالله، چه روزهای بزرگی که بیتوجه هستیم و از دست میدهیم. باید در این روزها به هدف خلقت نزدیک شده باشیم.
در دعاهائی که از اهل بیت علیهمالسلام رسیده این کمالات یعنی معرفت و قرب الهی نهایت درخواست ما است، دارد: «یا غَایةَ الطَّالِبِینَ؛ یا غَایةَ رَغْبَةِ الرَّاغِبِینَ وَ مُنْتَهَی اَمَلِ الرَّاجِینَ، یا غَایةَ كُلِّ رَغْبَةٍ وَ یا مُنْتَهَی كُلِّ مَسْاَلَةٍ، یا غَایةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ،... قَرِّبْنِی مِنْ جِوَارِكَ، قَرِّبْنِی إِلَیكَ زُلْفَی، قَرِّبْنِی إِلَیكَ وَ اَدْنِنِی وَ اَحِبَّنِی...» این فرصتها را لااقل از دست ندهیم. روز عرفه، عرفان و توحید خود را قوی کنیم. دعای عرفه سراسر توحید است. درس بگیریم. تعابیر بلندی در دعا هست که مثل نورافکن راه را به ما نشان میدهد. هرگز غائب نشدی تا احتیاج به حاضر کردنت باشد. از هر نوری نورانیتری....
روز قربان هم که روز تجلی رضا و تسلیم است. روزی است که موحد عارف اعلام میکند هیچ است و همه چیزهائی هم که نعمتهای اوست فدای او. تعبد محض، فقر محض که اینها نتیجه عرفه و عرفان است که به قرب و قربانی میرسد. با بریدن سرِ قربانی باید همه هواهای نفسانی و خودخواهیها و هرچه غیرخداست را سر ببریم. با تاسی به حضرت ابراهیم یاد میگیریم وظیفه و خشنودی خدا و انجام تکلیف مقدم بر هر چیزی است.
خلاصه خدای تعالی در این دو روز نعمتی به ما میدهد که باید قدردان آن باشیم که حقیقت توحید است و آن قطع کامل از هرچه غیر خداست. همان که در دعا میخوانیم «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک». انسانی که در مکتب انبیاء و اهل بیت علیهمالسلام تربیت شد مثل ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام اهل ایثار و از خودگذشتگی میشود.
نمونههای فراوانی را شما در این دوره بخصوص در دفاع مقدس و دفاع از حرم دیدید. یا مثل آن چهار شهید عزیز از فدائیان اسلام که در مقابل طاغوت ایستادند و جان گرانقدر خود را برای اعلای کلمهالله تقدیم کردند و در تاریخ 26 خرداد سال 1344 به دست ماموران شاه به شهادت رسیدند. میشود مثل دکتر چمران که حاضر است با آن درجه علمی و معرفتی اسلحه به دست بگیرد و در میدان رزم حاضر شود و به دست مزدوران بعثی در تاریخ 31 خرداد سال1360 به شهادت برسد. یاد و خاطره آنان گرامی باد.
کسیکه از عرفان عرفه بهره برد و توانست هوای خودش را سر ببرد میشود دینداری که در خدمت مولایش هست. ولایت مدار بودن زمان و مکان بردار نیست. نگاه کنید به مسلم بن عقیل که 31 روز قبل از شهادت امام حسین در کوفه به شهادت رسید اما امام حسین علیهالسلام وقتی در شب عاشورا فرمودند: من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم و خاندانی نیکوکارتر و نزدیکتر از خاندان خودم سراغ ندارم، حضرت مسلم بنعقیل و هانی بن عروه که کربلا نبودند را هم در نظر داشت، به این دلیل که روز عاشورا، بعد از شهادت همه، حضرت نگاهی به سمت راست و چپ انداختند و فرمودند: یا مسلم بن عقیل، یا هانی بن عروه یا حبیب بن مظاهر.... از همین میتوان فهمید که یاری رساندن به امام معصوم و شهادت در مقابل او، زمان و مکان ندارد. این یعنی معیت چون عقیده و عمل یکی است پس درنتیجه کار هم شریک میشویم.
در طرف باطل هم مساله همین است هر کس راضی به عمل جنایت کاران و ظالمان و ستمی که میکنند باشد در جریمه و کیفر هم با آنان شریک است. در خطبه ۱۲ نهجالبلاغه امیرالمومنین علیهالسلام بعد از پیروزی در جنگ جمل به یکی از یاران که عرض کرده بود دوست داشتم برادرم الان بود و شاهد پیروزی خدا بر دشمنان نصیبش میشد فرمود: آیا قلب و فکر و علاقه برادرت با ماست؟ عرض کرد: آری. امام فرمود: او نیز به طور مسلّم در این صحنه حضور داشته است. نهتنها او حضور داشته بلکه گروههایی در لشکر ما حضور داشتند که هم اکنون در صلب پدران و رحم مادرانند. کسانی که زمانهای آینده آنها را آشکار میسازد و ایمان بهوسیله آنها قوی و نیرومند میشود.
این بیان امام به ما میآموزد که آنچه بین اهل ایمان پیوند ایجاد میکند ولایت است. و این پیوند الهی زمان و مکان بردار نیست و بین نسلها قبل و حال و بعد پیوند برقرار میکند. لذا اگر کسی راضی به عمل قومی باشد در جنایات آنان شریک است. امروز میبینیم دانشجویان آمریکائی و اروپائی از عمل حاکمانشان و جنایاتی که کودک کشان میکنند تبری میجویند. اما بعض کشورها حمایت میکنند و خود را در خباثت و جنایت شریک میکنند.
شنیدید که این چند روزه باز رژیم منحوس و پلید صهیونیستی برای آزادی ۴ اسیر خود اقدام به جنایت جنون آمیز دیگری در مرکز نوار غزه کرد. بمباران اردوگاه النُصیرات که آنقدر ددمنشانه بود که لندن و پاریس هم صداشون درآمد و در بعض شهرهای انگلیس، آلمان و فرانسه تجمع کردند خواستار توقف جنگ در غزه شدند. در اینجا کاری که از ما در حمایت از مظلوم برمیآید اعلام برائت است که حضرت آقا هم فرمودند امسال غیر از حجاج در همه بلاد اسلامی فریاد مرگ بر اسرائیل بلند شود.
و اما انتخابات: یکی از برکات انقلاب اسلامی انتخابات و شرکت آحاد مردم در سرنوشت سیاسی اجتماعی خودشان بوده است. مردم از بدو پیروزی انقلاب تا امروز بیش از40 بار پای صندوق رای آمدهاند و همبستگی ملی و مشارکت حداکثری را به نمایش گذاشتهاند که آثار این مشارکت برای ملت ما که اقتدار و عزت است، کاملاً آشکار است. اما لازم است به بعض نکات توجه شود.
دوستان در انتخابشان و توصیه به دیگران دقت لازم را داشته باشند جوری انتخاب نکنید که بعد از اتمام کار، ده سال کشور عقب مانده باشد و دچار چالشهای جدی شده باشد و آقا آن را مایه عبرت دولتها بدانند. تذکرات انتخاباتی 14 خرداد ایشان را به جد دنبال کنید.
نکته دیگر اینکه از نوع گویش کاندیداها و اعلام مواضع و برنامهها و نوع برخوردشان با رقیب و سابقه کاری و برخورد و موضعگیری با مسائل گوناگونی که برای کشور پیش آمده و حتی اینکه چه کسی دارد از آنها حمایت میکند کاملاً میشود فهمید اصلح کیست و چه کسی میتواند دنبال کننده مسیر خدمتی خادم جمهور و شهید جمهور باشد.
همه وظیفه داریم همدیگر را تواصی به حق کنیم که مصداق آن تشویق آحاد مردم به شرکت در انتخابات است تا راه شهدا خدمت ادامه پیدا کند. با حضور خودمان پای صندوق رای حماسه حضور در تشییع شهدا را تکمیل و تقویت کنیم. کاندیداها و طرفدارانشان بدانند رفتار آنها و حرفهائی که میزنند برای آنان مسئولیت درست میکند. نباید حرفی زد که جامعه را دچار تشویش و التهاب بکند، باعث نغار و ناراحتی بشود. نباید کاری کرد و حرفی زد که دشمن طمع کند.
به نکتهای که آقا فرمودند دقت کنید: در انتخاب بایستی دقت کرد، به حرف و وعده اعتماد نکنید، به عمل کار برآید، به حرف زدن و به گفتن و به وعده دادن نمیشود اعتماد کرد. مناظرهها را چه سیاسی چه فرهنگی و چه اقتصادی با توجه دنبال کنید. البته خود آقایان هم انشاءالله شئون را رعایت میکنند. تذکرات رهبری درباره ادب انتخاباتی را همه مد نظر داشته باشد. خلاصه در زمین بیگانه بازی نکنید.
27 خرداد روز جهاد کشاورزی است که به فرمان امام تشکیل شد و منشاء آثار و برکات فراوان شد. البته آن روزها به اسم جهاد سازندگی بود که خوب است مسئولین امر باز همان روش و نام را احیاء کنند به خصوص امسال که مشارکت مردمی در تولید مد نظر است میتواند شروع خوبی باشد.
چند نکته عرض کنم که عزیزانمان قطعاً مد نظر دارند اما باید جدیتر به آن بپردازند. مثلاً در جلوگیری از تغییر کاربری اراضی کشاورزی سعی شود جلوی تخلف را همان اول بگیرند تا زمین آسیب نبیند نه بعد از اتمام کار برای تخریب اقدام کنند. حتماً کشاورزان و دامداران و فعالان در این عرصه تشویق شوند ارتباطشان با دانشگاهها و دانش بنیانها برقرار شود. حتماً با برنامههای مدون جلوی از بین رفتن خاک و آب را بگیرند.
مساله آرد و نان را جدی بگیرید. سلامت مردم در گرو نان سالم است شنیدم و بعد پرسیدم در استان و شهر کرج هم گفتند چند نانوایی رسمی راه اندازی شده که آرد کامل دارند یعنی افزودنی ندارد و با سبوس خودش پخت میشود که اینها لازم است با حمایت مردم توسعه پیدا کند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/3/18 | 1403/3/18جوانان به علل مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تن به ازدواج نمیدهند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه26
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در همه حال با اطرافیان خود خوشاخلاق هستند. صفت سومی که بر در هشتم بهشت نوشته است، اخلاق خوش است. حسن خلق یعنی ملکات زیبای اخلاقی که در یک فرد جمع باشد. آنچه از علمای اخلاق فرمودند این است که: مراد از حسن خلق، خوشسخنی و گشادهروئی و نرمخوئی، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران است، یعنی مجموعهای از صفات پسندیده که از اعتدال قوای درونی به دست میآید.
در روایت دارد: خوی پسندیده از آثار عقل است و خوی ناپسند از آثار جهل است. در آثار اسلامی از حسن خلق بهعنوان یکی از فضائل اخلاقی نامبرده شده و بر به دست آوردن و تقویت آن تأکید شده است. ولو در قرآن عبارت حسن خلق نیامده اما آیات متعددی مفهوم آن را بیان کردهاند. مثلاً آیه مشهور در مکارم اخلاق، آیه 199 سوره مبارکه اعراف که فرمود: «خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضْ عَنِ الجَاهِلِينَ». عذرشان را بپذير و به نيكىها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان؛ و آیات دیگر.
حسن خلق از صفات مورد تأکید انبیاء الهی و اولیاء است که خودشان هم به آن مزین بودهاند. قرآن کریم رسول خدا را با عنوان کسی که دارای خلق عظیم است ستوده است؛ و علت برتری بر انبیاء دیگر و علت موفقیت حضرت در رسالتش و اداره جامعه مسلمین را همین خلق عظیم او و حسن خلقش دانسته است؛ یعنی این صفت مهم اخلاقی هم آثار فردی دارد و هم اجتماعی.
آثار حسن خلق را میتوان از روایات فهمید مثلاً امام صادق علیهالسلام فرمودند: گاهی هست که بنده در مراتب عبادت دارای کمبودی است اما خداوند با خوشخلقی، بنده را به درجه شبزندهدار، روزهدار میرساند. این خیلی مهم بود یعنی اگر ما گاهی کمبودهایی در بندگی خدا داشته باشیم، روی خوش و حسن خلق با مؤمنین آن را جبران میکند و خداوند رحیم از باب رحمت واسعهای که دارد درجه صائم و قائم عطا میکند.
روایاتی که بیان آثار حسن خلق را کردهاند فراوان است من فقط به بعض از عناوین اشاره میکنم؛ مثلاً روزی را زیاد میکند، محبت بین دوستان را تقویت میکند و خودش جلب محبت و دوستی میکند. ثواب جهاد در راه خدا را دارد. در آبادانی شهرها نقش دارد. در روایت دارد: خداوند هیچ خیری در دنیا و آخرت به کسی نمیدهد مگر با حسن خلق و حسن نیت. یا رسول خدا فرمودند: در خواب دیدم، فردی از امتم را که بر روی صراط چون کسی که تندبادی به او بخورد بر خود میلرزد و ناگهان خوشخلقی او، به یاری او آمد و او را نجات داد. یا حضرت فرمودند: خوشخویی گناهان را چون آب که نمک را ذوب میکند از بین میبرد؛ و فرمودند: صاحب حسن خلق، قطعاً در بهشت است. علت هم روشن است چون ریشه همه خوبیها حسن خلق است.
خلاصه به بیان رسول خدا اسلام همهاش حسن خلق است؛ و این برای همه ما خیلی درس و مسئولیت ساز است. اهل نماز و اهل مسجد و متدینین باید در اوج و قله حسن خلق باشند. اساساً تا حسن خلق نباشد ایمان تکمیل نمیشود. وقتی میگوییم عاملِ ورود به بهشت است یعنی مثل تقوا عمل میکند. رسول خدا فرمودند: بیشترین چیزى که امت من به سبب آن وارد بهشت میشوند تقوا و حسن خلق است. این بیان یعنی حسن خلق در ایمان و تکمیل آن نقش دارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسى که ایمانش از همه کاملتر باشد، حسن خلقش از همه بیشتر است؛ و فرمود: عنوان و سرلوحه نامه عمل انسان باایمان حسن خلق او است.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه حسن خلق به معنای خوشخنده بودن نیست. گرچه خندهرو و بشاش بودن مورد توصیه اولیاء دین است اگر بهموقع باشد. بلکه حسن خلق خیلی بالاتر از این معانی است، گاهی انسان مجبور میشود ناملایماتی را تحمل کند و دم نزند و در برابر مشکلات صبوری کند، در برابر تهمتها و ناسزاها خویشتنداری کند که رئیسجمهور شهید ما اینگونه بود اینها خوشخلقی است.
توجه دارید بالاخره هرکدام از ما در زندگی مسئولیتهایی داریم گاهی سختیهایی هم دارد و باید بار آن امور را به دوش بکشیم. گاهی مشکل قابلتحمل و به دوش کشیدن هست و اما اگر در ضمن کار خسته شدیم، ناراحتی کردیم، عصبانی شدیم یعنی ما نمیتوانیم آن بار را به مقصد برسانیم یعنی بردبار نیستیم؛ یعنی حسن خلق نداریم. اینکه در آیه 83 سوره مبارکه بقره دارد «... وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ...» منظور فقط قول حسن نیست؛ بلکه فعل و رفتار و اخلاق را هم شامل است.
نکته دیگری که لازم است عرض کنم این است که این خلقوخوی اسلامی و انسانی نباید باعث سوءاستفاده عدهای قرار گیرد و توقعات بیجا درست کند و افراد را بهزحمت بیندازد. لذا در روایات نهی کرده که از خوشاخلاقی دیگران سوءاستفاده نشود. مثلاً در آیه شریفه دارد که به دیدار کسی بدون هماهنگی نروید و اگر رفتید و از پذیرش شما معذور بود ناراحت نشوید. در آیه 28 سوره مبارکه نور فرمود که درب خانه کسی رفتید و خانه نبودند وارد نشوید تا به شما اجازه بدهند، اگر کسی بود اما: «وَ اِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا». گفته شد، بازگرديد، بازگرديد، «هُوَ اَزْكى لَكُمْ»، اين براى شما پاكيزهتر است. «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ»؛ و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
حالا این حسن خلق آثار معنوی فراوانی هم دارد وقت گذشت اگر توفیق بود نوبت دیگر اشاره خواهم کرد. انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین حتماً به گفتههای خود عمل میکنند و اگر کاری را نخواهند انجام بدهند، نمیگویند. مورد 8 از موارد 12 گانهای که امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 281 از حکم نهجالبلاغه از دوستش بیان فرموده این است که: «وَ كَانَ يَفْعَلُ مَا يَقُولُ وَ لَا يَقُولُ مَا لَا يَفْعَلُ» آنچه مىگفت انجام مىداد و آنچه نمىكرد نمىگفت. این صفت مربوط به کسی است که تسلیم حکم الهی است و غیر از رضای خدا به چیزی فکر نمیکند؛ یعنی گفتار و رفتارش باهم مطابق بود و از دروغ و خلاف دورى مىكرد.
صفت نهم اینکه: «وَ كَانَ اِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ». اگر در سخنگويى بر او غالب مىشدند، در خاموشى بر وى غلبه نمىيافتند. اصلاً اهل لجاجت، جدال و مشاجره در گفتار نبود، چون حکیم بود و موارد سکوت و سخن را خوب میدانست و اگر در گفتار مغلوب مىشد سكوت اختيار مىكرد. خداوند توفیق فهم بیشتر و عمل بهتر به همه ما عنایت فرماید.
امروز جمعه 18 خرداد مصادف است با 29 ذیالقعده روز شهادت امام جواد علیهالسلام در سال 220 قمری که به همه شما خواهران و برادران تسلیت عرض میکنم. خداوند همه ما را از شیعیان و موالیان آن حضرت قرار دهد.
در روایتی حضرت رضا علیهالسلام از رسول خدا نقل فرموده که در آن روایت مشخص میکند که پذیرش ولایت هر یک از ائمه علیهمالسلام، چه آثاری در زندگی ظاهری و باطنی انسان بجا میگذارد. درباره حضرت جوادالائمه علیهالسلام میفرمایند: کسی که دوست دارد خدا را در حالی ملاقات کند که «قَدْ رُفِعَتْ دَرَجَاتُهُ» دارای درجات رفیعی باشد و سیئات او تبدیل به حسنه شده باشد «وَ بُدِّلَتْ سَیئَاتُهُ حَسَنَاتٍ» باید محمد بن علی، جواد علیهالسلام را ولیّ خود قرار دهد. «فَلْیتَوَلَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی الْجَوَادَ».
این بیان رسول خدا بر دو مطلب تأکید دارد. ازآنجاکه همه اسامی خداوند مظهری دارد که در ائمه علیهمالسلام متجلی است. امام جواد علیهالسلام مظهر دو اسم است؛ یکی اسم رفیع الدرجات خدای تعالی و دیگری اسم مبدل السیئات بالحسنات؛ که در دعای جوشن کبیر یکی از اسامی خداوند را مبدل یعنی تبدیلکننده، بیان کرده است. البته هر دو شاهد قرآنی هم دارد که حالا نمیخواهم وارد بحث بشوم فقط خواستم کمی به جایگاه رفیع این امام همام اشاره کرده باشم.
راجع به دورهای حضرت زندگی میکرد مباحث مختلفی اعم از مسائل، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و علمی مثل موضوع مهم خلق قرآن که با این عنوان فتنهها درست کردند و امثال اینها قابلطرح است. دوره وحشت و خفقان شدید که زندگی را بر امام و شیعیان بسیار سخت کرده بود. امت اسلامی از هر طرف در احاطه فتنه و آشوب بود. بنیعباس همان روش بنیامیه را دنبال میکردند اما سختتر و خشنتر، مستبدانهتر و بر مناطق تحت سلطه خود حاكمیت مطلق داشتند و رفتارشان بویی از دین و معیارهای اسلام و اجرای عدالت و محوریت حق نداشت و کلاً مصالح اسلامی را با موروثی کردن خلافت از بین بردند. کارهای بیسابقهای انجام دادند. مثلاً هارونالرشید امین پنجساله و مأمون سیزدهساله را خلیفه بعد از خودش قرار داد؛ و با همین کار جنگ و آشوب داخلی برای امت اسلام درست کرد. وزیرانی را سرکار آورد که مهمترین کارشان خیانت و غارت اموال و سرکوب مخالفان بود. مثلاً مینویسند خاقانى، وزیر معتضد عباسى، در یك روز از نوزده نفر رشوه گرفت و تمام آنان را به نظارت بر كوفه منصوب كرد؛ و علویان در معرض بیشترین آسیبها از طرف خلفای عباسی بودند. مثلاً منصور دوانیقی میگوید: هزار تن و حتى بیش از این از فرزندان فاطمه علیهاالسلام (سادات) را كشتم و هنوز بزرگ آنان، جعفر بن محمد زنده است. تا زمان معتصم که امام جواد علیهالسلام را خطر مهم برای خودش میدانست، لذا دستور داد که حضرت از مدینه به بغداد بیاید تا تحت نظر باشد؛ اما باز طاقت نیاورد و با نفوذی که در خانه امام داشت، حضرت را با سم توسط امالفضل به شهادت رساند.
اولین روز ماه مبارک ذیالحجه سالگشت ازدواج حضرت زهرای اطهر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام و روز ازدواج است؛ که به همه شما تبریک عرض میکنم. ماندگارترین پیوند و تشکیلِ الهیترین خانواده در اوج سادگی، صمیمیت و محبت که میوه آن امامت و ولایت است و تا ابد چراغ راه بشریت است، به دستور خدای تعالی واقع شد. جبرئیل بر پیامبر خدا نازل شد و گفت: ای محمد، خدا بر تو سلام میرساند و میفرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.
نهاد خانواده ازنظر اسلام یکی از مقدسترین نهادها است. اگر دنبال جامعهای محکم و سالم و بدون آسیب هستیم باید سیاستهای کلان و برنامهریزیهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در مسیر تقویت خانواده باشد. ایران قوی با خانواده تراز محقق میشود. خانواده سالم بستر رشد افراد صالح و آیندهساز است.
متأسفانه مسئله ازدواج در جامعه دچار انحرافات فراوان شده و جوانان به علل مختلف اجتماعی اقتصادی فرهنگی تن به ازدواج نمیدهند. سنتهای غلطی که در عرف رواج پیداکرده و هیچ منطقی ندارند و باید برداشته شوند. مثلاً تا دختر بزرگ ازدواج نکرده کوچکتر حق ازدواج ندارد و پسرها هم همینطور. تجملات مراسم ازدواج، رسمهاى پرخرج ابتدائی، جلسات متعدد مقدماتی پرزرقوبرق و غیرضروری، همه اینها بازدارنده هستند.
اینجا نقش رسانهها بهخصوص صداوسیما برای تغییر این ناهنجاریها و ایجاد هنجارهای جدید اجتماعی بسیار مؤثر است؛ و باید اقدام عاجل داشته باشند در برنامهسازی و تشویق و ترغیب. یکی از علل بیرغبتی به ازدواج از بین رفتن انگیزه یا ضعیف شدن آن در جوانان است؛ چون شکستهاى دیگران و طلاقها و خیانتها را میبینند و یا فکر میکنند افراد پاک کمتر پیدا میشوند یا در خودش مسئولیتپذیری برای خانواده را نمیبیند و امثال اینها.
اگر ازدواج در موقع خودش انجام نگیرد تبعات منفی فراوانی را به همراه دارد که یکی از آنها بروز یاس و ناامیدي در زندگی و بعد ایجاد افسـردگی است. باید موانع ازدواج را برداشت و این سنت حسنه بهآسانی انجام شود. من مطلب زیاد دارم اما میگذرم فقط به این بیان حضرت آقا توجه بفرمائید: «هر چه شرع اَنوَر بر انجام صمیمانه و آسان ازدواج تأکید کرده است، ما در مقابل بر سخت کردن و انجام تکلّفآمیز آن همّت ورزیدهایم. بهراستی! پایان این رقابت و چشم و همچشمی جاهلانه و شیطانی تا کجاست؟... من به همهی مردم در سراسر کشور توصیه میکنم که ازدواجها را آسان کنند. بعضیها ازدواج را مشکل میکنند».
6 ذیالحجه روز شهادت حجاج ایرانی است و روز برائت از مشرکین که در صدر اسلام هم آیات برائت و بعد دستور برائت در ایام حج داده شد؛ و از مسلمین خواسته شد علیه دشمنان خود متحد شوند؛ و اتفاقاً امسال کشورهای اسلامی در شرایطى هستند که باید حجی طبق دستور اسلام انجام دهند تا زمینه بریده شدن دست دشمنان دین خدا از همه سرزمینهاى مقدس اسلامى فراهم شود. هرروز شاهدیم مستکبرین عالم با همکاری هم ضربهای تازه بر پیکره اسلام وارد میکنند و خون تازهای با فجیعترین شکل ممکن جاری میکنند.
به بیان قرآن کریم حج، عامل وحدت و قوام و سپس قیام مسلمین است. در سوره مبارکه مائده آیه 97 فرمود: «جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ ...» خدا، كعبه، آن خانه با حرمت را وسیله قوام و قیام مردم قرار داد. همان بیانی که زهرا سلاماللهعلیها در خطبهى معروف فدكیه فرمودند که اصل تشریع حج براى تقویت و حفظ پایههاى دین بوده است.
حضرت امام رضواناللهعلیه توسعه دادند و در بیانی فرمودند: «سنت پیامبر و اعلان برائت كهنه شدنى نیست و نهتنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود ... و لحظهاى از این آهنگ مقدس توحیدى و جهانشمول اسلام غفلت نكنند». ما هم غفلت نداریم و هر جمعه اعلام برائت از آمریکا میکنیم.
آقا هم فرمودند: «امسال حجّ ما، «حجّ برائت» است. امروز فلسطین به این احتیاج دارد؛ به پشتیبانی دنیای اسلام احتیاج دارد». این بیان ایشان، قرآن کریم هم دشمن مسلمانها و کسانی که مسلمین را آواره میکنند را لعن کرده است: «اَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمین». آیه شریفه با رژیم صهیونیستی و آمریکا تطبیق دارد؛ و ما هم اینجا از قرآن تبعیت میکنیم؛ و اسرائیل را لعن میکنیم.
نکته انتخاباتی؛ باید در این چند روز تا برگزاری انتخابات به همه جوانب، حرفها و موضعگیریهای داخلی و خارجی خوب دقت کنید. مثلاً اینکه میبینید، بااینکه ایران تمام تعهدات خودش را در چهارچوب معاهده انپیتی و توافقنامه پادمان پایبند بوده و اجازه راستی آزمائی و بازرسیهای لازم را به آژانس داده، اما یکمرتبه سه کشور اروپائی فرانسه و انگلیس و آلمان تلاش میکنند تا در شورای حکام آژانس انرژی اتمی علیه ایران قطعنامهای صادر شود که ایران به تعهداتش عمل نکرده است. وصله ناچسبی است که اهداف خاصی را ازجمله تأثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری و موفقیت تفکر غربگراها را دنبال میکند.
این هشدار است که مواظب باشیم با انتخاب غلط در دام غرب نیفتیم. البته ایران اسلامی از انرژی صلحآمیز هستهای طبق تعهدات استفاده میکند و اجازه سنگاندازی و مداخله به کشوری نمیدهد؛ و این بار هم مردم بصیر و هوشیار ایران اسلامی نشان خواهند داد در مسیر مستقیمی که انتخاب کردهاند بدون هیچ تردیدی محکمتر از گذشته قدم بر خواهند داشت و درست انتخاب میکنند. البته بیانیه مشترک ایران و چین و روسیه که در شورای حکام خوانده شد، بسیار مهم و دارای پیامهایی برای کشورها بود.
نکته دیگر اینکه مواظب تعریفهای هدفمند کسانی که تا دیروز مطلبی از شهید رئیسی نمیگفتند و دل آقا را سوزاندند ولی این روزها از فضائل اخلاقی او میگویند باشید. آنها این را القاء میکنند که کشور مشکلات زیادی داشته و دارد و شهید بااینکه شخصیت خالص و خوبی بود و انگیزه فراوانی داشت اما نتوانست این کار را به مقصد برساند؛ و ما باید الان وارد شویم و کمبودها را جبران کنیم. این دروغ و انحراف در گفتمان است. باید کسی که بعد از شهید رئیسی میآید راه او و مدیریت جهادی و انقلابی و میدانی و فساد ستیزی او را ادامه دهد؛ و این را در منش و رفتار و گفتار افراد بهخوبی میتوان دنبال کرد و به نتیجه برای انتخاب رسید؛ یعنی افرادی که توسط شورای نگهبان تائید میشوند -که شورای نگهبان کف کار را در نظر میگیرد و انتخاب را به خود مردم واگذار میکند- شما باید رفتار گذشته و او گفتار او و موضعگیریها و منش او و سابقه این چندساله او و رابطهاش با دولت رئیسجمهور شهید و امثال اینها را ببینید که چگونه بوده.
نکته استانی؛ در هفته گذشته مراجعات مکرری راجع به قطع آب در بعض مناطق داشتیم؛ که گفتم دوستان هم دنبال کردند اما جواب محکمی نگرفتیم. اگر به هر دلیلی لازم است آب قطع شود لازم است دوستان از قبل به آن مناطق اطلاع بدهند؛ و اگر زمان طولانی است، منبع آب فراهم کنند که مردم دچار مشکل نشوند.
دوم؛ راجع به سگهای ولگرد فراوانی است که در سطح شهرهای استان رها هستند و برای مردم مشکلاتی را فراهم کردهاند؛ که چند بار هم گفتیم نسبت به جمعآوری و عقیمسازی و غذا دادن به آنها اقدام صورت بگیرد. مسئول محترمی در وزارت بهداشت میگفت تعداد حیوان گزیدگی در سال ۱۴۰۲ به حدود ۳۷۰ هزار نفر رسید که ۷۵ درصد آن برای سگگزیدگی است.
غیرازاین، سگهایی که صاحب دارند هم باید حریم زندگی دیگران را به هم نزنند؛ الان در بوستانها آرامش را از بین بردهاند. نظافت و بهداشت عمومی را از بین بردهاند. بعلاوه که بعض ناهنجاریهای اخلاقی را هم رواج میدهند. همه اینها تحت عنوان ایذاء و مزاحمت و از بین بردن بهداشت محیط، قانون دارد که باید اقدام عاجل صورت گیرد. نگویند برای سگ قانون نداریم. ایذاء مسلمان و همسایه که قانون دارد! فصل گرما است و مردم میخواهند از بوستانها استفاده کنند، خوف دارند. به طرف میگویند آپارتمان محل عمومی است و این حیوان مزاحم است میگویند اختیار دارم؛ اگر اینجور باشد خب دیگری هم میگوید من میخواهم گوسفند ببندم در واحدم اختیار دارم.
سوم؛ مسکن و اجاره خانههاست که فصل نقلوانتقال آرامآرام شروع میشود و قیمتها با سرعتبالا میرود. صاحبخانهها خدا را در نظر بگیرند و بنگاهدارها هم بدانند که قیامتی در پیش رو دارند و به خاطر منافعی که دارند برای اقشار مختلف گرفتاری درست نکنند. الحمدلله در 27 اردیبهشت امسال مرحوم شهید رئیسی، قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها را که مجلس تصویب کرد و شورای نگهبان تائید کرد بهعنوان آخرین قانون قبل از شهادت به دستگاههای مربوطه ابلاغ کرد تا اجرا کنند که امیدواریم در این نقلوانتقالها اجرای این قانون فراموش نشود.
به مناسبت اول ذیالحجه این نکته را عرض کنم؛ کسانی که میل به اربعین گیری دارید؛ چهل روز تا عاشورا وقت دارید، بعد هم میتوانید خود را آماده کنید برای اربعین که روز اربعین به زیارت امام حسین علیهالسلام مشرف شوید که علامت مؤمن است. چون وعده کردم راجع به حضرت هر نوبت اگر بشود نکتهای عرض کنم. توجه دارید متن زیارت اربعین واقعاً پر از مطلب است. یکی از مهمترین مطالب آن بحث همراهی با اولیاء خداست که در زیارت اربعین عرض میکنیم «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ»؛ که اگر کسی توجه به این عبارت داشته باشد نتیجه این اربعین گیریها در این زمان میشود معیت با ولیعصر ارواحنا فداه. امام صادق علیهالسلام هم همین را توصیه فرمودند که دعای عهد را چهل روز مداومت داشته باشید تا از انصار و همراهان امام عصر باشید فرمودند: «مَنْ دَعَا اِلَى اللَّهِ اَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ كَانَ مِنْ اَنْصَارِ قَائِمِنَا علیهالسلام وَ اِنْ مَاتَ اَخْرَجَهُ اللَّهُ اِلَیهِ مِنْ قَبْرِه».
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/3/11 | 1403/3/11عربستان سعودی در دفاع از مظلوم مقدمات برائت از مشرکین را در حج امسال فراهم کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه27
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم را و شما را به تقوا و پرهیزکاری دعوت میکنم. اهل تقوا دارای صفات پسندیده هستند؛ هرگز مردم از دست آنها در آزار و اذیت نیستند؛ و با اخلاق خوش، با همه رفتار میکنند. عرض کردم بر در هشتم بهشت هم چهار جمله نوشته شده است: لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه، على ولى اللّه؛ كسى كه مىخواهد از این هشت در بهشت وارد شود چهار خصلت داشته باشد: صدقه، سخاوت، اخلاق خوش، اذیت نكردن مردم. به صدقه و اهمیتی که دارد، اشاره مختصری شد.
اما سخاوت، یک کمال و فضیلت برای انسان است که میتواند با طیب نفس، بدون فشار روحی و از روی میل، احسان و انفاق کند و در رسیدگی به وضع افراد نیازمند اقدام مفید داشته باشد. البته کلمه سخاوت و مشتقات آن در قرآن نیامده ولی معادل معنایی و مفهومی آن در تعدادی از آیات بیان شده است؛ اما در روایات فراوان مطرح و تأکید شده؛ مثلاً در روایت دارد خدای تعالی از رسول خدا سؤال فرمود: آیا میدانی چرا تو را بر سایر پیامبران برتری دادم؟ جواب داد: ای خدای من نمیدانم. خداوند فرمود: بهواسطه یقین و خوشخلقی و سخاوت نفس و مدارا کردن و رحمت با مردم تو را برتری دادم؛ که به موارد دیگر سر در بهشت هم در این روایت اشاره شده است.
امالمؤمنین خدیجه کبری اهل سخاوت بود و تمام ثروت خود را برای پیشبرد اهداف الهی اسلام در اختیار رسول خدا قرار داد. پیغمبر اکرم فرمود: بخشندگی بزرگترین خلقوخوی خداوند است؛ و خداوند همه اولیاء خود را بر خمیره بخشندگی سرشته است. امام صادق علیهالسلام فرمود: سخاوت و بخشندگی از اخلاق پیامبران است؛ و ستون ایمان میباشد. هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه بخشنده است و تنها آنکس بخشنده است که از یقین و همت والا برخوردار باشد؛ زیرا بخشندگی پرتو نور یقین است و هر کس هدف را بشناسد، بخشش بر او آسان شود.
خلاصه اینکه سخاوت پیوندهای اجتماعی را محکم، محبت و دوستی را تقویت میکند؛ روح اخوت و برادری را در جامعه توسعه میدهد و در زندگی فردی و اجتماعی نقش مهمی ایفا میکند. حتی کمبودهای انسان را هم مخفی میکند. در روایت دارد: عیوب خویش را با سخاوت بپوشانید، زیرا سخاوت پوشاننده عیبهاست. واقعاً این بیان مصادیق خارجی فراوان دارد که مردم به اهل سخا احترام میگذارند بااینکه عیوب او را میدانند.
از رسول خدا علیهالسلام نقل شده که به فرزند حاتم طائی به نام عدی فرمود: عذاب شدید از پدرت به خاطر سخاوتش برداشته شد. یا حتی در مورد سامری در کافی شریف روایتی است که خداوند عزوجل به موسی علیهالسلام وحی فرمود که: سامری را نکش، چون او شخص سخاوتمندی است.
خلاصه بدانید که به تعبیر رسول خدا بهشت خانه سخاوتمندان است؛ و امام صادق علیهالسلام فرمود: من بخشنده باسخاوتم، افراد پست و بخیل نمیتوانند در جوار من در بهشت جای بگیرند.
خوب است این نکته را اینجا عرض کنم که در جاهای دیگر هم به درد میخورد و آن اینکه اعمال و کارهایی در کمال معنوی و پاداش اخروی ما تأثیر دارند که منشأ انجام آنها، ایمان به خداوند متعال و روز قیامت باشد؛ و الا ممکن است کار بسیار خوبی هم باشد اما چون انگیزه و عامل، نوعدوستی و عواطف انسانی و امثال اینها بوده، حتی انگیزه شهوانی و حب ریاست هم نداشته اما بههرتقدیر از روی ایمان به خدا انجام نشده، جز نام نیک در دنیا اثر دیگری برای عامل ندارد. مگر اینکه عذاب او را کم کند مثل حاتم طائی. خلاصه شخص بهشتی نمیشود.
شرط ورود به بهشت ایمان به خداوند متعال است. این انگیزهها البته میتواند برای نفس مفید باشد، ازاینجهت که برای شخص آمادگی فراهم کند که با نیت الهی وارد کارهای خیر شود و به کمال مطلوب که ایمان به خداست برسد. به تعبیر بعض اساتید از مرز عبور نمیدهد اما به مرز میرساند. سخاوت و شجاعت و مجموعهای از فضائل اخلاقی اینگونه هستند وقتی با انگیزه ایمان به خدا انجام میشوند بسیار مقرب و سرعت بخش هستند. لذا فرمود کسی که میخواهد از درهای دیگر عبور کند این صفت را داشته باشد.
سخاوت حالت میانه بین اسراف و بخل است. امام صادق علیهالسلام فرمود: سخاوتمند کریم کسی است که اموال خود را بهحق خرج کند؛ و امام عسکری علیهالسلام فرمودند: سخاوت اندازهای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است. امام رضا علیهالسلام یک بیانی دارد فرمود: شخص سخاوتمند و بخشنده از غذای مردم میخورد تا مردم از غذای او بخورند، اما شخص خسیس از غذای مردم نمیخورد تا آنها هم از غذای او نخورند.
ما در برخورد با افراد مختلف ممکن است حالات گوناگونی داشته باشیم که ناشی از آن خوی درونی ماست که باید آنها را مدیریت کنیم اگر خراب است اصلاح کنیم اگر صفت خوبی است و ما نداریم، در خود محقق کنیم و اگر داریم و بد است از خود دور کنیم.
رسول خدا فرمودند: افراد چهار دستهاند: سخي، كريم، بخيل و لئيم، اما سخي كسي است كه از مال ديگران میخورد و در عوض به آنان ميخوراند و عطا ميكند و كريم كسي است كه از دارايي ديگران بهره نميبرد، اما به آنان بهره ميرساند و عطا ميكند و بخيل فردي است كه فقط از مال ديگران ميخورد ولي عطا نميكند و لئيم و پست كسي است كه نه ميخورد نه ميخوراند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از روی عدالتی که دارند کسی را بیهوده سرزنش نمیکنند. در حکمت 281 از حکم نهجالبلاغه حضرت 12 صفت از فضیلتهای دوست قدیمیاش را بیان کرده که به 5 مورد آن اشاره کردم.
در مورد 6 فرمود: «وَ كَانَ لَا يَلُومُ اَحَداً، عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ» و تا عذر كسى را به خاطر عملى كه امكان عذرى در آن بود، نمىشنيد، او را سرزنش نمىكرد. ابتدائاً اقدامی نداشت بلکه اول گوش میداد اگر عذر موجهی میآورد قبول میکرد. این هم درسی است برای همه ما که اینگونه عادلانه رفتار کنیم.
و در مورد 7 فرمود: «وَ كَانَ لَا يَشْكُو وَجَعاً اِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ» و از دردى گله نمىكرد، مگر وقتیکه بهبود مىيافت؛ یعنی زبان شِکوِه و گلگی نداشت. این هم فضيلتی است که انسان بتواند در موارد اینچنینی اولاً کتوم باشد و ثانیاً با استقامت سختى را تحمل کند. خداوند همه ما را اهل تقوا قرار دهد.
روز 14 خرداد مصادف با 25 ذیقعده روز مبارک و میمون دحو الارض است. سالهای گذشته راجع به اهمیت این روز نکاتی عرض کردم. آیه 30 سوره مبارکه نازعات فرمود: «وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها» و زمین را بعدازآن گسترش داد. اشاره به همین واقعه مهم دارد و اینکه بالاخره در این روز بوده که زمین آماده سکونت و زندگی برای بشر شده است.
یکی از چهار روز مهم سال برای روزه گرفتن با ثواب فراوان. اگر انسان دیدِ عبرتگیر خود را به کار اندازد دحوالارض بیانکننده قدرت بیانتهای الهی و یکی از نشانههای توحید است. مرحوم میرزا جواد آقا ملکی در المراقبات از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل کرده که حضرت فرمود: نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذیالقعده، روز دحوالارض بوده است؛ و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صدساله رسیده است؛ عبادت صدسالهای که روزهای آن را به روزه و شبهای آن را به عبادت گذرانیده است؛ و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواستههای آنان برآورده خواهد شد؛ و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل میشود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت.
در اقبال الاعمال هم بهعنوان روزی که توقع آن میرود که روز قیام امام عصر باشد مطرح شده است؛ و دعایی هم ذکر کرده که سالهای قبل اشاره کردم. مطلبی که اضافه میکنم این است که ادعیه این روز ما را دعوت به امامت و ولایت میکند. قلب انسان در این روز باید متوجه امام باشد.
دقت بفرمائید؛ در جلد 2 کتاب من لایحضر الفقیه روایتی را نقل میکند که حضرت ابراهیم علیهالسلام شب 25 ذیقعده به دنیا آمد. خب مظهر امامت در بین انبیاء حضرت ابراهیم است. در آیه 24 سوره مبارکه بقره فرمود: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ اِمَامًا». یا در کافی روایت دارد که روز 25 ذیقعده روزی است که رحمت خدا منتشر شد و زمین گسترده شد و کعبه نصب شد و آدم علیهالسلام هبوط کرد؛ یعنی این روز، روز «اِنِّی جَاعِلٌ فِی الْاَرْضِ خَلِیفَةً» است؛ یعنی در این روز مهم توجه به خلیفه الهی داشته باشید و در این زمان خلیفه خدا، امام زمان روحی و ارواح من سواه فداه است.
یک نکته دیگر عرض کنم که چرا باید در این روز توجه به امام عصر داشته باشیم و برای آن حضرت دعا کنیم؟ این است که در روایت دارد اولین رحمتی که نازل شد از آسمان بر زمین در 25 ذیقعده بوده است. «اَنَّ أَوَّلَ رَحْمَةٍ نَزَلَتْ مِنَ السَّمَاءِ عَلَی الْاَرْضِ کَانَتْ فِی الْخَامِسِ وَ الْعِشْرِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَةِ»؛ و ما در زیارت آل یس امام عصر را رحمه واسعه الهی یاد میکنیم.
نکته پایانی اینکه در روز دحوالارض خدای تعالی زمین کربلا که قبر امام حسین علیهالسلام خواهد شد را انتخاب کرده است. در لهوف مینویسد: «وَ قَدِ اخْتَارَهَا اللَّهُ تَعَالَی یوْمَ دَحَی الْاَرْضَ وَ جَعَلَهَا مَعْقِلًا لِشِیعَتِنَا وَ مُحِبِّینَا»؛ و امام عصر منتقم خون حسین علیهالسلام است. سال گذشته اشارهای کردم که این روز ما را به سمت تشکیل حکومت و سیاست راهنمایی میکند چون در دعای این روز جبابره و طاغوت را لعن میکنیم؛ و بعد برای فرج مولایمان دعا میکنیم کاملاً ما را به سمت حکومت مهدوی که مقدمهاش انقلاب اسلامی است سوق میدهد.
شاید قابلباور نبود، ایران انقلابی بتواند بر توطئهها و اقدامات مخرب دولتهای آمریکا چه دموکرات چه جمهوریخواه در عرصههای مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی و فرهنگی غلبه کرده آنها را مهار کند. برای همه کاملاً عیان است شکستخورده این میدان آمریکاست؛ ولو برای ما زحمت و فشار و سختیهای فراوان درست کرد؛ و این یعنی قدرتمندی و ابرقدرتی.
اگر به کتب لغت و دانشنامهها مراجعه و ادبیات سیاسی را بررسی کنید ابرقدرت به کشوری میگویند که دارای موقعیت ویژه در روابط بینالملل بوده و در اتفاقات جهانی تأثیرگذاری لازم را داشته باشد؛ و بتواند در هر نقطه از جهان همزمان چندین طرح را عملیاتی کرده پیش ببرد؛ و امروز ایران وارد همین مرحله شده است؛ هم ثبات و امنیت درونی دارد و هم امنیت بخش است.
جریانی مثل واقعه 30 اردیبهشت، امسال در هر کشوری اتفاق میافتاد حکومتنظامی اعلام میکردند؛ و زندگی جاری مختل میشد؛ و برای کشور مشکلات فراوان به وجود میآورد. رئیس دولت از دنیا رفته! اما به فضل خدای تعالی و مدیریت رهبر معظم انقلاب و هوشمندی و حضور اکثری مردم در صحنه، خطرات بزرگ از مردم دفع شد.
افول آمریکا امروز برای همه مسلم است؛ اگرچه یک عدهای در داخل داریم که اینها هیچوقت نخواهند فهمید که آمریکا تمام شده است؛ و در این پیچ تاریخی میل جهانی تغییرات اساسی به نفع ایران خواهد کرد. نمونه قدرتمندی ایران در این مقطع زمانی، صدور نامه حضرت آقا به دانشجویان و جوانان آمریکائی است. انتشار این نامه در این زمان گذشته از محتوای قوی با کلیدواژههای فراوان، پر از نکته و اشارت است. احتیاج به بررسی کارشناسانه دارد.
اولاً توجه دارید که دانشجویان آمریکائی که مدتی است قیام کردهاند از دانشگاههایی هستند که تربیتشدگان آن دانشگاهها باید مدیریت آینده آمریکا را به دست بگیرند. پس افراد ویژه، باهوش و از قشر خاصی هستند. البته بعداً دانشجویان دیگر هم به آنها پیوستند؛ اما بیش از 3000 دانشجو و 50 استاد و استاد تمام دستگیر شدند؛ و یا اخراج شدند. این اتفاق ظرفیت بالائی را برای تغییرات فراهم کرده است. وقتی به این دانشجویان، اتحادیه کارگری هم پیوستند یعنی از اعتراض قشر خاص خارج و فراگیر شده است؛ که میتواند منشأ تغییر سیاستهای نژادپرستانه ادارهکنندگان آمریکا باشد.
اگر خوب دقت کنیم به نظرم حضرت آقا در این نامه با دقت تمام چند کار اساسی را انجام دادند؛ اولاً خیلی محبتآمیز و با احساسات و دوستانه و از روی خیرخواهی نوشتند؛ و واقعیات ملموس را بیان کردهاند. ثانیاً ضمن تائید عملکردشان از اهتمام و دغدغه و ظلمستیزی آنان تشکر کردهاند. ثالثاً با یک آیندهنگری دقیق و سرمایهگذاری برای آینده هدایت فکری آنان را به عهده گرفتهاند؛ چون نظام رو به افول آمریکا و رهبران آمریکا تمام کسانی که میتوانستند رهبری فکری دانشجویان را به عهده بگیرند را بازداشت کردند؛ یعنی هدایتگر میدان ندارند؛ و این نامه که باجرئت و شجاعت تمام نوشته شده در این مورد بسیار اثرگذار خواهد بود انشاءالله. مدیریت میدان را به دست گرفت.
بخصوص وقتی حضرت آقا به آیات بینالمللی قرآن که با فطرت همه انسانهای آزاده منطبق است استناد فرمودند و خواستند که آنان با اسلام و قرآن آشنا شوند و قطعاً آنان دنبال میکنند و بخش قابلتوجهی به اسلام متمایل خواهند شد.
نکته دیگر بیان ایشان این بود که فرمودند: «شما اکنون در طرف درست تاریخ که در حال ورق خوردن است ایستادهاید. شما اکنون بخشی از جبههی مقاومت را تشکیل دادهاید...» آقا این جبهه را توسعه دادند. با انقلاب ایران مقاومت شروع شد که شما در کلمات حضرت امام میبینید ولو ریشه قرآنی دارد. بعد به نقاط دیگر مثل سوریه که دیروز رهبر معظم انقلاب به بشار اسد همین را بهعنوان هویت ممتاز سوریه یادآوری کردند؛ بعد عراق و یمن و بعد روسیه و چین هم پیوستند و امروز هم آقا جبهه مقاومت را تا آمریکا توسعه دادند؛ یعنی هر جا که کسی در مقابل ظلم قیام کند آنجا میدان مقاومت است؛ و افراد مبارز، عضو جبهه مقاومت هستند.
بعد وقتی مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا متن پیام رهبری را دوباره نشر میدهد و به دانشجویان حامی فلسطین در دانشگاههای آمریکا میگوید: «اگر آیتالله را راضی کردهاید، آمریکا را از دست دادهاید». این خیلی عبارت دقیقی است و خیلی مطلب در آن است. باید با یک وسعت دیدی به آن نگاه کنید. این آمریکا دچار یک چالش بزرگتری شده و آن اینکه گفتمان آمریکا و مسائل اعتقادی آمریکا آسیب دیده است.
وقتی کسی مثل این شخص بیان میکند که آمریکا را از دست دادید، اینجا دیگر بحث ادوات نظامی و اقتصاد و سیاست نیست؛ یعنی شما گفتمان را از دست دادید. در مطلب این شخص دقت بیشتری بفرمائید؛ یعنی دارد میگوید افول دیگر افول اقتصادی نبود، افول سیاسی نیست، افول گفتمانی است؛ یعنی کلاً آمریکا در حال از بین رفتن است؛ افول همهجانبه است. این یعنی آمریکا هم به مرگ خودش دارد اعتراف میکند و نزدیک شده؛ اما نباید موجب این شود که شما شعار هر هفته خودتان نسبت به آمریکا را رها کنید.
نکتهای عرض کنم. شما میدانید یکی از سخنرانیهای مهم سالانه حضرت آقا بیانات روز 14 خرداد در مرقد حضرت امام است. چون مسائل روز و آنچه متناسب با اندیشه و مکتب امام است بیان میشود. سال گذشته دو ابزار امام یعنی ایمان و امید را نام بردند؛ که امام توانست با آن دو، سه تحول داخلی، امت اسلامی و در سطح جهانی ایجاد کند.
ایران بعد از گذشت 45 سال از استقرار و تثبیت نظام اسلامی در هر سه عرصه تحولات اساسی ایجاد کرده که خوشایند نظام حاکم بر جهان نیست؛ و مهمترین نقش را برای مردم مؤمن به راه و هدف، در این میدان امید به آینده دارد که بیتوجهی به آن میتواند ضررهای جبرانناپذیری برای انقلاب و دستاوردهای آن داشته باشد؛ و ظرفیتهای آینده را بسوزاند. بحث ایمان و امید جدی است؛ و همین امید به آینده روشن است که حضرت آقا در بیانیه گام دوم به آن اشاره فرموده و امروز هم او را دستبهقلم میکند که برای جوانان آمریکائی نامه بنویسد. این ریشهاش در همان امید است.
و اما مسائل مربوط به غزه که دلها را آتش میزند و غم را مضاعف میکند. صحنه دیگری از خباثت و پلیدی را جنایتکاران سفاک صهیونیست در جلو چشم جهانیان به نمایش گذاشتند. این بیچاره میگفت حماس را در جبالیا نابود کردیم، اما از همانجا غافلگیرانه ضربه خوردند و باز اسیر دادند؛ و بیآبروتر از 7 اکتبر شدند.
و از طرف دیگر کشورهای مختلف جهان اعلام میکنند که کشور مستقل فلسطین را به رسمیت میشناسند. بعد هم محکومیت اسرائیل توسط دیوان لاهه او را دیوانهتر کرد؛ لذا چادرهای آوارگان فلسطینی در رفح را که خودش منطقه امن اعلام کرده بود ددمنشانه با بمبهای 1000 کیلوئی آتشزا بمباران کردند و انسانهای بیگناه اعم از دهها زن و کودک را در این حمله مرگبار زندهزنده سوزاندند.
بعضی از اعضای کنگره آمریکا و برای اولین بار اتحادیه اروپا و به درخواست الجزایر شورای امنیت سازمان ملل موضعگیریهایی داشتند. مردم جهان برای دفاع از هویت انسانی خودش باید علیه این اقدام که هولوکاستی در مقابل چشم همه جهان بود و کودک سوزی کردند قیام کند. اینکه دیوان کیفری بینالمللی قصد دارد برای اولین بار که شورای امنیت سازمان ملل با حمایت کامل از این جرثومه فساد هیچ اقدامی برای پایان جنگ غزه انجام نداد، یکی از سران صهیونیست و نزدیکان آمریکا را محکوم کند تصمیمی در نوع خود بیسابقه است. عرض میکنیم این کار را بکنید؛ و برای خودتان و جامعه بینالملل آبرو بخرید و دل مردم دنیا را شاد کنید.
بهزودی به ایام حج میرسیم. عربستان سعودی در دفاع از مظلوم مقدمات برائت از مشرکین را در حج امسال با حضور همه مسلمین حجگزار فراهم کند. نشان بدهد که در مقابل این ظلم و فساد بیخاصیت و بیتحرک نیست. اجازه برائت از مشرکین بدهد. حالا تا آن زمانی که برسد و برائت از مشرکین در حج صورت بگیرد، ما در این حج مربوط به فقرا یعنی نماز جمعه برائت خودمان را از اسرائیل اعلام میکنیم
دوستان توجه داشته باشید این حرکت امیدآفرینی که شروع شده و نکاتی را عرض کردم؛ و بیاناتی که حضرت آقا در بحث امید و امیدآفرینی گفتند و حرکتی که در این چند سال دولت سیزدهم انجام داد و مسیر و دیپلماسی را برگرداندند به آنجایی که هست، این مسیر باید ادامه داشته باشد. ادامه آن با انتخابات پیش رو است.
انتخابات پیش رو برای معادلات جهانی و مسائلی که در عالم در حال تحقق است و در این پیچ تاریخی -که نامه حضرت آقا دارد آن معادلات را به نحوی رهبری میکند- این انتخابات بسیار مهم است. خود غربیها تلاش میکنند توسط عوامل داخلیشان در داخل کاری کنند که دولتی سرکار بیاید که اعتقادی به مقاومت نداشته باشد؛ و مقاومت را تضعیف کند.
شاید دوقطبیهایی را در روزهای آینده به وجود بیاورند؛ دوقطبیهایی را راجع به مسائل اقتصادی و معیشتی که در کشور وجود دارد به وجود بیاورند تا اذهان مردم را منحرف کنند از این حرکت عظیم و بزرگی که در حال رخ دادن است؛ و سد و مانعی شوند برای این پیشرفتی که در حال حرکت به سمت او هستیم. غربگرایی را زنده کنند و زندگی تجملی و اشرافی را دوباره برگردانند و مسائلی را که مکرر شنیدهاید.
لذا آزمون بزرگی بر سر راه مردم ما واقع است. باید مثلاً سال آینده با یک فرصتی و با یک فراغتی این مسائل طی میشد؛ اما کمتر از یک ماه همه جریانات میخواهد انجام بگیرد. لذا بصیرت و توجه و دقت داشته باشید. نکند دچار فراموشی بشویم. حرکات و سکنات و سخنرانیها و اقدامات و مسائل مربوط به افراد را فراموش نکنید. خوشباوری نداشته باشیم. فرصتمان کم است و باید دقتمان را بیشتر کنیم؛ و این حرکتی که آغاز شده را به نتیجه برسانیم. انشاءالله خوب دقت کنید و توجه داشته باشید.
نکته دیگر اینکه 14 و 15 خرداد دو روز بزرگ و مؤثر در تاریخ معاصر کشور ما هستند که شروع انقلاب اسلامی و حمایتهای مردم از حضرت امام است تا پیروزی و بعد هم ارتحال امام و آن خروش عظیم مردم در تشییع. راجع به امام و مکتب امام و خط امام سخن بسیار است و توصیف امام هم خیلی سخت است.
جملهای حضرت آقا دارد که زیباست. فرمود: «ما مس بودیم او ما را طلا کرد؛ او کیمیا بود، او اکسیر بود. ما زندگی معمولیای داشتیم، او خمودگیها را تبدیل به تحرک و تپش کرد؛ و انسان ساخت». این سازندگی به خاطر این بود که خود امام ساخته شده بود. خدامحور بود و شراشر وجودش توحید بود. با قرآن کریم مأنوس بود؛ و صدها ویژگی از مسائل فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و ... که مفصل است.
خستگی نداشت؛ و نهی از اظهار خستگی میکرد. تمام کسانی که در خط امام هستند نباید خسته شوند. حضرت آقا فرمودند: در زمان امام رضوانالله تعالی علیه که خدمت ایشان میرسیدیم، بعضی را میدیدم که میگفتند: آقا، ما خسته شدیم. برای بنده هم در چند مورد اتفاق افتاد، میخواهیم مثلاً اگر اجازه بدهید مرخص شویم و به دنبال کار خود برویم. ایشان (حضرت امام) میگفتند: من از همهی شما اولی به خسته شدن هستم. لذا کسانی که در مکتب او تربیت شدند خستگی ندارند؛ و تا پایان عمل میکنند. همانطور که امیرالمؤمنین به مالک اشتر نوشت که کارگزار نظام اسلامی پایان کار او یا سعادت است یا شهادت.
23 ذیقعده بنا بر روایت غیر مشهور شهادت امام رضا علیهالسلام و زیارت مخصوص حضرت است که موفق شدید ما را هم دعا کنید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/3/4 | 1403/3/4یکی از مهمترین مسائل این روزها تقویت همدلی اجتماعی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه28
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیغزهِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین ارتباط دائمی باهم دارند. در پیشامدها به هم کمک میکنند. به نوشته اول سر در هفتم از بهشت که عیادت از بیماران بود اشاره کردم. مطلب دوم را که شرکت در تشییعجنازه بود هم مطرح کردم. سوم که خریدن کفن بود را هم بیان کردیم.
اما جمله چهارم این است که فرمود: از اموری که باعث نورانیت قلب میشود قرض دادن و بازپرداخت بدهی است. قرض دادن مال به کسی که در زندگیاش احتیاج پیدا کرده و درخواست هم میکند بهخصوص، مستحب است؛ حتی در روایت داریم فضیلت قرض دادن بالاتر از صدقه است؛ چون در صدقه بخششی میکنید که پس نمیگیرید؛ اما قرض را پس میگیرید. این بالاتر است از اینکه بدهید و پس نگیرید. امام صادق علیهالسلام فرمود: اینکه مالی را قرض دهم نزد من بهتر از آن است که آن را ببخشم.
یکی از تعابیر زیبای قرآن کریم قرض دادن به خداست. در شش آیه ذکر شده و به بیانهای مختلف در قرآن کریم بحث قرض دادن به خدا آمده؛ یعنی خداوند تشویق کرده به اینکه شما پولی را که دارید به دیگری میدهید به من میدهید؛ یا کسانی را که به خدا قرض دادند آنها را ستوده.
بااینکه قرض دهنده شخصی است که مالی که در اختیارش هست را به محتاج و نیازمند تقدیم میکند اما خدای تعالی مجازاً خودش را دریافتکننده آن مال و آن قرض بیان کرده «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ». کیست که به خدا وام نیکویی بدهد تا خدا آن را برای او چند برابر بیفزاید. همینکه به خدا قرض دادی خدا آن را چند برابر میکند؛ و خدا روزی را تنگ و فراخ میکند و بازگشت شما بهسوی اوست.
در نوبتهای گذشته هم به مناسبت عرض کردم که مالک حقیقی همه هستی خدای متعال است و ما آن چیزی را که در اختیار داریم از خداست. هرچه عنوان مالکیت بر انواع داراییهایی که داریم و سرمایههایی که داریم و ثروتی که داریم هرچه که هست همهاش اعتباری است. در حقیقت ما مال خدا را به یکی از بندگان نیازمند خدا قرض میدهیم.
خدا میفرماید این کار را که کردی کانه به من قرض دادی. پس در برابر هر قرضی که میدهید چند برابر در آخرت به شما پس خواهم داد. خیلی معامله پرسودی است. میخواهد اهمیت قرض دادن به دیگران را برای ما روشن کند؛ لذا سردر بهشت را هم همین مطلب قرارداد؛ انگیزه انجام قرض دادن.
وقتی بفهمیم پولی را که داریم میدهیم در یکجایی قرارش داریم که بعداً به ما چند برابر بر خواهد گشت تشویق میشویم که انفاق کنیم. دستبهجیب میشویم. صدقه میدهیم. نیازمندان را رها نمیکنیم. کمکشان میکنیم چون گیرنده مال خداست؛ و چون گیرنده خداست قطعاً مال از بین نمیرود. در آن روزی که به آن نیاز داریم به ما برگردانده خواهد شد. نزد خدا محفوظ است. ما روزهای شدیدی را در پیش رو داریم. آن روزهای شدید احتیاج به کمکهایی داریم؛ یکی از کمکهای ما همین قرضی است که به خدا میدهیم. آنجا به کمک ما خواهد آمد و پس داده خواهد شد.
روایات زیادی راجع به قرض دادن به دیگران داریم که توصیه میکند و به موردپسند بودنش و ثواب داشتنش به اینها اشاره میکند. مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کسی که برادر مسلمانش به وامی نیاز پیدا کرده اگر بتواند آن را بدهد و چنین کاری نکند خداوند بوی بهشت را بر او حرام خواهد کرد. کمکها هم همیشه مالی نیست مکرر گفتهایم.
اما بخش دیگری که بر در بهشت نوشته شده این است که انسان ادای قرض دیگران را بکند. این را هم اولیای دین سفارش کردند. مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: محبوبترین کارها نزد خدای تعالی سه چیز است: سیر کردن مسلمانی که گرسنه است، پرداخت بدهی بدهکار و برطرف کردن اندوه وی. رسول خدا فرمود: هر کس میخواهد دعایش مستجاب شود یا اندوهش زدوده شود اندوه بدهکار ناتوان را برطرف سازد. در اینجا هم میتواند به او قرض بدهد هم میتواند بدهیش را بپردازد که هردوی این موارد اندوه او را برطرف میکند.
بدهکار باید خودش تلاش کند بدهی خودش را بدهد. اینطور نیست که بنشیند و بگوید ثواب دارد که دیگران بدهی مرا بپردازند. اینطور نیست. خودش باید تلاش کند بدهیش را بدهد و اگر بتواند ادا کند و انجام ندهد عواقب سنگین دارد. در روایت دارد خداوند بدهکاری را که قصد پرداخته بدهی خودش را دارد همراهی میکند و فرشتگان را به کمکش میفرستد تا بتواند بدهیش را بهموقع بدهد.
یا رسول خدا فرمودند یکدرهم که انسان به صاحبانش برگرداند برای او بهتر است از عبادت هزار سال و آزاد نمودن هزار بنده و برتر است از هزار حج و عمره. چرا این را میگوید؟ معلوم است؛ چون اگر یکوقت بدهکاری پیش ما آمد ما به او کمک کردیم و این رفت و بدهیش را نداد راه این کمک بسته میشود. نفر بعدی که کمک میخواهد او میگوید ما از کمک خیری ندیدیم. راه خیر بسته میشود. لذا برای باز پس دادنش اینهمه فضیلت گذاشتهاند که این چرخه بچرخد و کار پیش برود.
یک نکته دیگر اینکه نباید در پرداخت بدهی بدهکار سختگیری کرد. باید به او مهلت داد. امام صادق علیهالسلام فرمود: روزی رسول خدا بر منبر رفت پس از حمد و ثنای خدا بر پیامبران الهی درود فرستاد و فرمود: ای مردم حاضران به غایبان برسانند هر کس بدهکار ناتوان از پرداخت را مهلت دهد برای او نزد خدا در هرروز صدقهای بهاندازه مالش تا هنگامیکه آن را ادا کند ثبت خواهد شد. ببینید چه ثروت عظیمی خواهد شد.
یا در آیه ۲۸۰ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» اگر بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد او را تا هنگام توانمند شدنش مهلت بدهید و اگر دیدید واقعاً نمیتواند بپردازد برای خدا به او ببخشید و این برایتان بهتر است اگر منافع این کار را بدانید.
توجه به این نکته هم بهجاست که مواظب باشید دل تنگدست را نشکنید. فقیر است گرفتار است دلش را نشکنید. کاری نکنید که شما را نفرین کند. بعضی وقتها انسان توان ندارد نمیتواند و مشکلی دارد؛ باید به خیر و خوبی او را بفرستد برود. رسول خدا فرمود «اتَّقُوا دَعوَةَ المُعسِرِ» بترسید از دعای تنگدست. یکوقت نفرینی میکند و گرفتاری درست میکند. این هم خلاصهای از در هفتم بود.
اما در هشتم نوشته لا اله الا الله محمد رسولالله علی ولیالله؛ کسی که میخواهد از این هشت در بهشت وارد شود چهار ویژگی باید داشته باشد: اول صدقه، دوم سخاوت، سوم اخلاق خوش و چهارم اذیت نکردن مردم. چقدر مهم است. همهاش رفتارهای اجتماعی است؛ وظایف دینی است که مؤمنین نسبت به هم باید رعایت کنند.
رسول خدا فرمودند: زمین قیامت یکپارچه آتش است بهجز سایه مؤمن؛ زیرا صدقهاش بر او سایه افکنده. این روایت روایت تشویقی است. فضیلت صدقه را میرساند. فرمود: صدقه خشم پروردگار را فرومینشاند. اینها کاربردی است؛ یعنی اگر کاری کردید که میدانید خدا عصبانی میشود سریع صدقه بدهید. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: سپری در برابر آتش است. صدقه قضای حتمی را تغییر میدهد؛ و بدانیم خود صدقه مرتبهای از شکرگزاری نعمتهایی است که خدای تعالی به ما داده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی نمازگزاران این خانه خدا در این روز مبارک را به تقوای الهی و تقویت و تسدید آن دعوت میکنم. متقین متواضع هستند و در مقابل مؤمنان متکبر نیستند و فخرفروشی ندارند. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت ۲۸۱ از حکم نهجالبلاغه ۱۲ صفت از دوستی که در گذشته با او همراه بوده و دوستی داشته بیان فرمودند. سه مورد از موارد این رفتارها را برای شما بیان کردم.
در ادامه فرمود: «وَ كَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً» ناتوان بود و به دیگران هم خودش را ناتوان نشان میداد و دیگران هم او را ناتوان میدیدند. اینها کنایه است از اینکه اهل تواضع و فروتنی بود. «فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ» اما موقع تلاش که میشد شیر خشمگین بود و مار بیابانی که پر از زهر باشد بود؛ یعنی شجاع بود. «لَا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً» پیش داور نمیآمد برهان اقامه نمیکرد مگر اینکه حجتی همراهش باشد. اشاره دارد به فضیلت شجاعت که در جنگ و خشم برای خدا چطور بود و چگونه عمل میکرد. خدای تعالی همه ما را از متقین و تقواپیشگان قرار دهد انشاءالله.
اولاً مجدداً شهادت تعدادی از کارگزاران خدوم و جهادی و مردمی نظام اسلامی را به شما تبریک و تسلیت عرض میکنم. خدای تعالی بر رفعت مقام آنها افزوده بگرداند انشاءالله.
ثانیاً به مردم بینظیر ایران اسلامی که بالاتر از حماسه خلق کردند با این حضوری که در سراسر مناطقی که تشییع پیکر این شهدا واقع شد در تکریم رئیسجمهور شهید و همراهانشان داشتند؛ این حماسهای که خلق شد را هم باید تبریک عرض کنیم.
آفرین بر شما و قدمهایی که در این مسیر برداشتید. این ویژگی مردم باوفای ماست که فراموش نمیکنند و بهموقع قدردانی دارند.
این فضیلتی است که بیگانگان علیرغم میل باطنی خودشان از ایران تعریف میکنند. میگویند هر اتفاق سخت و زمینگیر کنندهای که برای ایران میافتد باعث تقویت و قدرتمندتر شدن و عزتمند تر شدن ایران میشود. اساساً تمدن ایران اسلامی قهرمان ساز است. این بیان آنهاست. امثال این حرفها را هم زیاد میزنند و زدهاند و شنیدهاید. نشاندهنده این است که دیگران لااقل ایران را در این موضوعات شناختهاند؛ اما متأسفانه عدهای در داخل با نفهمی کامل به دنبال ناامید کردن مردم هستند. اخیراً هم این روزها شروع کردند و بیشتر هم خواهد شد برای انتخابات پیش رو؛ که با توکل بر خدا بار دیگر دشمنان داخلی و خارجی در این مرحله هم روسیاه خواهند شد انشاءالله.
یکی از مهمترین مسائل این روزها در مقابل اولین شگرد دشمن که ایجاد اختلاف و تنش و دوقطبی سازی و چندقطبی سازی است، تقویت همدلی اجتماعی است. گوشبهفرمان رهبری هستیم که چون به خدای تعالی تکیه دارد آرام است؛ آرامش را هم به جامعه منتقل میکند و این خیلی مهم است.
همه مراقب باشیم که در دام شیطان و دشمنیای که خواهد داشت و آن دشمنانی که شبهه افکنی خواهند کرد و تردید درست میکنند نیفتیم. همه شما خوب درک کردید که حضور مردم و شگفتیای که در بدرقه رئیسجمهور شهید به وجود آوردند چشم دشمنان را کور کرده.
رئیسجمهوری که در عرصههای مختلف مدیریتی باوجود موانع بسیار و کارشکنیها و زیرساختهای خراب بهخوبی امتحان داد. هشتمین رئیسجمهور که خادم امام هشتم بود، عهد کرده بود برای ملتش هم خادم باشد؛ چه در کسوت تولیت آستان قدس رضوی، چه در کسوت ریاست قوه قضاییه و چه در کسوت ریاست جمهوری.
خدماتی که در این سه جایگاه در مدت نزدیک ۱۰ سال انجام داد بر کسی پوشیده نیست. البته برای اطلاع افراد باید بازگو کرد. من خواستم کارهایی را که در طول این مدت ۳۳ ماه انجام شده یادداشت کنم، دیدم شاید فقط بیان آنها مدت طولانی از خطبه را بگیرد؛ که البته شما میتوانید مراجعه کنید و دیگر دوستان هم تبیین کنند.
اما خاصیت این کار چه بود؟ او توقع مردم را از رئیسجمهور بالا برد؛ و به جایگاه اصلیاش برگرداند؛ یعنی در حقیقت نشان داد که رئیس دولت در نظام اسلامی باید چگونه بدون منت و باقدرت و بدون پرداختن به حواشی خدمت کند.
او خودش را شخص دوم مملکت یا شخص اول اجرایی کشور نمیدید. او خود را کارگزار نظام و یاور رهبری میدید که باید وظایف محوله را بهخوبی و بهموقع انجام دهد؛ لذا پشت میز یا با ویدیو کنفرانس و امثال اینها کار را دنبال نمیکرد؛ وسط میدان بود؛ و خستگی را خسته میکرد.
از وسط تونل بگیرید تا قله کوه، از دشت و کویر تا رودخانه و دریا، در سیل و زلزله، البته در همه حال در کنار مردم بود؛ حتی جمعهها به جای استراحت مشغول کار بود. آن نوبتی که ایشان اخیراً آمده بودند اینجا عرض کردم آقا خودت جمعه خواب نداری نمیگذاری بقیه هم بخوابند؛ خندید.
از کرملین آمده بود کرج شب را هم همینجا بود تا صبح کار را شروع کند. من از صبح اول وقت با ایشان بودم تا آخر شب. واقع خستگیناپذیر بود. صفتی را که حضرت آقا فرمودند همینطور بود. هرچه هم اصرار کردیم آخر شب که بمانید یکلقمه غذا بخورید گفت نه دیگر باید بروم.
چقدر طعنه زدند؛ تخریب کردند؛ از همان اول کاندیداتوری ایشان تا این اواخر. خواستند به نام امام رضا علیهالسلام او را تخریب کنند که «امام رضا را لااقل برای ما بگذار برای مردم بگذار» اما خود امام رضا جبران کرد. مواظب نفاق و چربزبانی این طیف باشید.
در همین مدت کوتاه ریاست جمهوری ایشان دستاوردهای فراوانی را برای کشور فراهم کرد. دوستان مکرر بیان کنند تا از یادها نرود و خناسان نتوانند شیطنت کنند.
سفرهای شهید عزیز ما فقط سفر خارجی ۲۸ سفر به ۲۳ کشور جهان. یا سفرهای استانی ۴۷ سفر در ۳۳ ماه. در کل این ۳۳ ماه لااقل این سفرها را داشته. فقط اینها نبود؛ بلکه سفرهایش محلی بود، سفرهایش روستایی بود. اینطور نبود که برود در مرکز استان بنشیند.
چرا؟ چون شاید به قول سعدی که میگفت هنوز با همه دردم امید درمان هست، با ما میتوانیم وارد صحنه شد؛ یعنی یک امیدی داشت ایشان و نتیجه را هم به ما توانستیم تبدیل کرد. این ویژگی ایشان بود. شعار امام را روی دست گرفت و رساند به اینجا که دیدید توانستیم! و کارهایی را انجام داد. تمام وجود این مرد امید بود؛ امیدی از روی عقلانیت و آیندهبینی.
به بیانیه گام دوم و عنصر اصلی آن که امید است کاملاً باور داشت؛ و خود را تطبیق داده بود. حضرت آقا در بیانیه گام دوم اینگونه فرمودند: «پیش از همهچیز نخستین توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسی همه قفلها هیچ گامی نمیتوان برداشت». ایشان به این مطلب باور داشت. «در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و ناامیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشهایترین جهاد شماست». این فقط مربوط به رئیسجمهور نیست؛ به همه ما هم هست. مربوط به همه آحاد ملت است که اهل امید باشند.
این نوع کار کردن یعنی ولایت مداری؛ یعنی هرچه رهبری بخواهد دنبال انجام آن هستم. حقیقتاً هدفش سربازی بود و بس؛ ولو دیگران ملامت میکردند؛ اما او سرباز بود.
کلام آخر ایشان را در هیئت دولت دیدید. فرمود: «به حکم ولی و رهبرم غیر از وحدت عمل نمیکنم. حق خود نمیدانم اختلاف را در بین مردم ببرم». بااینکه مطالب فراوانی برای گفتن داشت. میتوانست خودش را خلاص کند از این حرفهایی که زده میشد.
اینها را دارم برای درسآموزی عرضه میکنم. با شناختی که از ایشان داشتم اینها را میگویم که همهاش صداقت بود؛ صفا و وفا و صافی بود. دیگران هم صداقت او را درک میکردند. وقتی آن کارگر هفتتپهای میگوید گویا پدرم را از دست دادم یا کارگران شرکت دیگر میگویند ناجی صنعت به شهادت رسید، همه حس واقعی خودشان را دارند منتقل میکنند و میفهمند که عزیزی را از دست دادند؛ لذا سر از پا نشناخته برای بدرقهاش میآیند؛ حرفی هم برای گفتن نمیماند.
وقتی پیرزنی فرتوت با ویلچر و پیرمردی پابرهنه با واکر که دیدید در فضای مجازی برای تشییع میآیند یا خانه کوچک و محقر مادرش را میبینید کافی است که امام مسلمین در نماز بر او سه بار بگوید «لا نعلم منه الا خیرا». اینها درس است برای ما. میگوید در زیر این آسمان بهتر از او ندیدم. اعضای سازمان ملل به احترامش قیام کنند و برایش سکوت کنند؛ حالا او چه کار کرده؟ نصاب مدیر نظام اسلامی را تراز کرده.
باید مواظب باشید گول کسانی که هیچ تناسبی با او ندارند را نخورید. ولو بگویند آرمان و مکتب رئیسی را ادامه میدهیم و فلان کار را خواهیم کرد و مثل او عمل میکنیم. باید خوب مواظب باشید. خوب دقت کنید راجع به افراد. آرمان و مکتب و مسیر رئیسجمهور شهید کاملاً مشخص است.
او نصاب مدیر اسلامی را همان چیزی قرار داد که امیرالمؤمنین در نامهای که به مالک اشتر نوشتند بیان فرمودند. در پایان نامه که نامه پنجاه و سوم نهجالبلاغه است که در آنجا مفصل امیرالمؤمنین کارگزار نظام اسلامی را تعریف میکند، در پایان آن دستورالعمل به مالک مینویسد «وَأَنَا أَسْأَلُ اللهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَعَظِيمِ قُدْرَتِهِ عَلَى إِعْطَاءِ کُلِّ رَغْبَة، أَنْ يُوَفِّقَنِي وَإِيَّاکَ لِمَا فِيهِ رِضَاهُ مِنَ الاِْقَامَةِ عَلَى الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَيْهِ وَ إِلَى خَلْقِهِ، مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِي الْعِبَادِ، وَجَمِيلِ الاْثَرِ فِي الْبِلاَدِ، وَتَمَامِ النِّعْمَةِ وَتَضْعِيفِ الْکَرَامَةِ، وَأَنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَکَ بِالسَّعَادَةِ وَالشَّهَادَةِ، إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». «از خداوند بزرگ، با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواستهها، درخواست میکنیم كه به آنچه موجب خشنودى اوست ما و تو را موفّق فرمايد، كه نزد او و خلق او داراى عذرى روشن باشيم، برخوردار از ستايش بندگان، يادگار نيك در شهرها، رسيدن به همه نعمتها و کرامتها بوده و اينكه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگارى ختم فرمايد، كه همانا ما بهسوی او بازمیگردیم».
عبارات پایانی موردنظرم بود که یعنی کارگزاران نظام اسلامی باید کارشان به یکی از این دو ختم شود یا سعادتمند و موفق در کار باشند یا کارشان به شهادت ختم شود.
یاران دیگر آقای رئیسی هم همینطور بودند. در همین پرواز آقای آل هاشم این روحانی باصفا و مهربان و خاکی در کسوت نماینده رهبری که در طول هفته در خدمت مردم بود، شخصیت مهربان و خاصی داشت. از سالیان قبل ما با ایشان آشنایی داشتیم. خیلی خاکی و مردمی و رفیق بود.
پدرش چه شخصیت بزرگواری است. خود این پدر درس است واقعاً. این پدر پیر ۸۰، ۹۰ ساله عالم و دانشمند که سنی از او گذشته و این حرفها باید واقعاً برای ما درس باشد گفت: «اطاعت از پسرم چون نماینده ولی است بر من واجب است». این خیلی حرف بزرگ و مهمی است. از یک باوری دارد نشأت میگیرد. بعد میبینیم یک عده کلام خود ولی را هم گوش نمیدهند. دستوراتی را که بیان میکند زیر بار نمیروند.
یا امیر عبداللهیان بزرگوار را میبینید یک مدیر توانمند متدین جهادی انقلابی وزارت امور خارجه را از نو معماری کرد او معمار وزارت خارجه است به آن نصاب بخشید دیپلماسی کشور را در این ۳۳ ماه از التماسی بودن برگرداند به جایگاه اصلیاش که عزت و حکمت و مصلحت. دیپلماسی اقتصادی را فعال کرد. شرکت در مشارکتهای پرسود منطقه مثل اتحادیه اقتصادی اوراسیا، شانگهای و بریکس. به بیش از ۵ میلیون نفر ایرانی در خارج از کشور خدمات داده شد.
همزمان استراتژی بیتأثیر کردن تحریمها و مذاکره برای رفع تحریمها را دنبال کرد. با برقراری توازن در سیاست خارجی، هم از محور مقاومت دفاع کرد و هم با همسایهها و کشورهای اسلامی و کشورهای دیگر تعامل برقرار کرد. ایشان همان بود که حضرت آقا فرمودند: «دیپلمات ایرانی باید نماد ایمان، عشق به ایران عزیز، غیرت، عزم و اراده و تحرک و پرکاری باشد؛ و گفتار و رفتارش برای ملت ایران هم احترامبرانگیز باشد». واقعاً اینطور بود.
یکوقت به ایشان عرض کردم شما دائم در حال سفر هستید خیلی در معرض خطر هستید. گفت: من هرلحظه آماده شهادت هستم. خیلی انسان شریفی بود. ویژگیهای منحصربهفردی داشت. فرصت تبیین و بیان این ویژگیها نیست. اینها سرمایههای ما هستند و از این سرمایهها زیاد داریم. باید مواظب باشیم که همین مسیر ادامه پیدا کند.
عرضم به شما خواهران و برادران در مسائل پیش رو همین است که مواظب باش تراز بهدستآمده را از دست ندهیم. بیش از ۳۰ سال است آنهمه فرازوفرود و عقبماندگیها طول کشید تا فکر جهادی و انقلابی برگردد بهجای خودش. من این مقدمات را گفتم که برسیم به اینجا که انتخابات پیش رو را مواظبت جدی داشته باشید که این تراز به هم نخورد.
بعضی از این کسانی که در انتخابات آینده تازه سنشان به رأی دادن میرسید پیش من آمدند گریه میکردند و ناراحتی میکردند که میخواستیم اولین رأی خودمان را به آقای رئیسی بدهیم که نشد؛ یعنی حواسمان بود که ایشان در این جایگاه قرار گرفته.
باید دقت کرد که در دام بعضی از حرفهای قشنگ و فریبنده افرادی که از وجاهتی هم بعضاً برخوردار هستند نیفتید. انتخابات آینده باید مشارکت حداکثری در آن باشد اولاً. وحدت ملی را افزایش دهد تا سرمایه اجتماعی بیشتر شود و امنیت و اقتدار ملیمان بیشتر شود.
از مقدمات انتخابات همه باید درست عمل کنند؛ که با دقت شورای نگهبان شروع میشود. انتظاری که از شورای محترم نگهبان میرود این است که مثل همیشه بدون مصلحتاندیشی و ملاحظات سیاسی و توقعات زیاده خواهانه که بعضی دارند هوشمندانه بر رعایت مر قانون تأکید و عمل کند.
جایگاه ریاست جمهوری بهعنوان عالیترین مقام اجرایی کشور باید صیانت شود؛ و قطعاً شورای محترم نگهبان فقط به حسن سابقه و عدم سوابق سوء و عدم صلاحیت اکتفا نمیکند؛ بلکه به عملکرد کاندیداها و سوابق اجراییشان و ترک فعلهایشان در گذشته و موفقیتهای مؤثرشان و امثال اینها توجه داشته باشد و دقت کند انشاءالله. کاندیداها باید برنامههای عملیاتی و اجرایی خودشان را ارائه دهند.
خلاصه انقلاب اسلامی در این زمان روش جدیدی از حکمرانی را به شیوه مردمسالاری دینی به دنیا عرضه کرد که مردم در آن نقش واقعی دارند؛ و در طول این سالها از ابتدای شکلگیری نظام تا امروز با همه افتوخیزهایی که بوده همراهی مردم و اعتماد به مردم یکی از مهمترین ارکان و انتخابات در این نظام جلوهای واقعی از دخالت مردم در سرنوشت کشور بوده.
همین مجلس شورای اسلامی که ۷ خرداد سال ۵۹ اولین دوره آن افتتاح شد و چند روز دیگر دوره دوازدهم را شروع میکند، در رأس همه نهادهای جمهوری اسلامی قرار دارد. از متن ملت برخاسته. خانه واقعی ملت است. قوانینی تصویب میکند که با نظارت شورای نگهبان با احکام اسلامی مخالفت ندارد.
و امیدواریم در این دوره عزیزان که ۱۴۷ نفرشان تازه به عرصه آمدند و جدیدالورود هستند خوب است که یک دوره عمیقاً قانون اساسی را مرور کنند. یک دوره نظرات و منظومه فکری امامین انقلاب را در نظر داشته باشند. گفتمان را مطالعه کنند. اسناد بالادستی را در نظر داشته باشند. خود را خادم ملت بدانند.
و از آنها بهعنوان وکیل خودمان میخواهیم یعنی از این مجلسی که چند روز دیگر کارش را شروع میکند و بهعنوان وکیل ما هستند میخواهیم که به مسائل ضروری و اولویتدار بهخصوص اقتصاد، حالا اقتصاد دریا باشد، اقتصاد معدن باشد، اقتصاد دیجیتال باشد، پتروشیمی باشد و امثال اینها و به معیشت و مسکن و جمعیت اهمیت ویژه دهند.
مواظب همه انواع انحراف باشند. بهخصوص به مسئله شفافیت توجه کنند. ساده زیستی را فراموش نکنند. توجه به فرهنگ و اخلاق جامعه در مصوبات را دقت کنند. کاری و حرفی نشود که انسجام جامعه به هم بخورد. همکاری با بقیه قوا حداکثری و بدون تضعیف باشد. به معنای واقعی کلمه انقلابی باشند؛ یعنی به مبانی و ارزشهای انقلابی پایبند باشند و قدمی در مسیری که استقلال کشور را به هم میزند برندارند. در مقابل دشمن موضع روشن داشته باشند. اهل تقوای دینی و سیاسی باشند که حضرت آقا هم تأکید فرمودند.
چند روز آینده تلاشی مؤمنانه داشته باشند برای انتخاب هیئترئیسه و روسای کمیسیونها که بهخصوص به کمیسیون فرهنگی اهمیت داده شود. آقایان در مجلس همدیگر را رفیق بدانند. رقیب هم نیستند. آنجا دورهم جمع شدند که با رفاقت کار ملت را راه بیندازند. فرصت خدمت به مردم را مغتنم بشمارند.
از آنطرف آمریکا و اذنابش تلاش میکنند وحدت ملی ما را به هم بزنند. به هر طریقی که شده به هر سبک و سیاقی که شده انسجام عمومی و ارتباط بین مردم و مسئولین را به بهانههای مختلف خدشه وارد کنند و به هم بزنند؛ اما به فضل الهی مسائلی پیش میآید که اتحاد مردم را بیشتر میکند و نفرت عمومی را نسبت به شیاطین بهخصوص آمریکا بیشتر میکند و مردم ما هر بار قویتر از قبل آمریکا را نفرین میکنند؛ و از خدای تعالی مرگ صهیونیستهای سفاک را هم میخواهند؛ و روباه پیر را هم هرگز فراموش نمیکنند.
به جهت ماندگاری حماسههایی که مردم صبور و شهیدپرور دزفول در دوران دفاع مقدس و در مقابل حملات موشکی عراق از خودشان بر جا گذاشتند، در یک اقدام ارزشمندی روز چهارم خرداد در تقویم رسمی کشور بهعنوان روز مقاومت و پایداری روز دزفول نامیده شد. در سال ۱۳۶۵ بهعنوان شهر نمونه لوح زرینی هم در یکی از میادین شهر نصب کردند و این عنوان را دادند.
عراقیها این شهر پراستقامت را بلد الصواریخ میگفتند؛ یعنی شهر موشکها؛ از بس در این شهر موشک خورد. دزفول شد نماد مقاومت مردم ایران. همه ایران البته اهل مقاومت هستند.
بنیانگذار مقاومت در دوران معاصر ایران حضرت امام است. در یک بیانی فرمودند: «مردم ایران ثابت کردند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند ولی تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان کفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت کردند».
البته مقاومت در فرهنگ دینی ما هست ۴۷ بار کلمه استقامت و مشتقاتش در قرآن کریم آمده همش هم دلالت بر مداومت و صبر و ثبات دارد. ریشه قرآنی و عترتی دارد؛ اما الان کلمه مقاومت یکی از باشکوهترین و ارزشمندترین واژههای دنیاست. هر ملتی که اهل استقامت است قطعاً اهل ذلت پذیری نیست؛ و اگر برای هدف مقدسی استقامت بشود این مقاومت گرانبهاتر هم خواهد بود؛ و هر ملتی هم که عزت میخواهد باید در مسیر مقاومت حرکت کند.
یکی از جلوههای بینظیر مقاومت مردم دزفول امامجمعه بزرگوارش بود. مرحوم آیتالله سید مجدالدین قاضی دزفولی خیلی انسان بزرگواری بود. همان زمانها مکرر در نماز جمعه ایشان ما شرکت کردیم. در طول مدت جنگ ایشان نماز جمعه را تعطیل نکرد. بااینکه بعضی وقتها قبل و بعد از نماز جمعه شهر را موشک میزدند اما ایشان تعطیل نکرد.
بسیار انسان پرتلاشی بود و شخصیت خاصی داشت. پیرمرد بود؛ چشمانش هم دید کافی نداشت اما پرتلاش بود. یکی از شخصیتهای پرتلاش ایشان بود. میگفت من به دنبال بسیجیان راه میافتم تا خاکپای آنها را توتیای چشم خودم کنم. بسیجیها که در شهر میآمدند یا به نماز میرفتند یا به منزل ایشان میرفتند، دستهای آنها را میبوسید. میگفت من نماینده امام هستم امام گفته من دست و بازوی بسیجیان را میبوسم من هم به نمایندگی از ایشان دستهای شما را میبوسم.
خیلی انسان وارستهای بود. در بمبارانها در خانهاش بود؛ به زیرزمین هم نمیرفت. در اتاقهای معمولی بود و میگفت اگر شهر مورد اصابت قرار گرفت میخواهم با تلفن مسئولین را برای امدادرسانی صدا کنم باید هرلحظه آماده باشم.
خب وقتی امامشان اینطور باشد معلوم میشود که مردم و مأمومین هم اینگونه خواهند بود؛ لذا حضرت آقا هم فرمودند که دزفول سرزمین افتخار است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/2/28 | 1403/2/28توجه به فرهنگ غرب در دوران سازندگی در بحث حجاب و فرزند آوری صدمات فراوانی به کشور زد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه29
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین ارتباط دائمی با هم دارند و در پیشآمدها به هم کمک میکنند. به نوشته اول سرِ در هفتم که عیادت از بیماران بود اشاره کردم.
مطلب دوم که باعث نورانیت و روشنایی قلب میشود، شرکت در تشییعجنازه است. این دستور اسلامی پر از نکته و درس و عبرت است. اولاً اسلام به عزت مؤمن در حیات و ممات او اهمیت میدهد و نمیخواهد در هیچ حالی احترام مؤمن از بین برود ولو بعد از وفات او لذا توصیه کرده است در تجهیز میت مسلمان نکاتی رعایت شود که موجب خفت و خواری او نباشد. مردم نسبت به او بیاعتنا نباشند، با شرکت در تشییعجنازهاش کمال تجلیل و احترام را به عمل آورند، لذا این را حقی از حقوق برادری شمرده است.
تشییع در لغت به معنای بدرقه کسی رفتن و یا در مراسم دفن اموات شرکت کردن و یا بهقصد وداع به دنبال کسی راه افتادن و او را مشایعت کردن است. امام صادق علیهالسلام به معلی بن خنیس فرمود: از سادهترین حقوق برادران دینی این است که در تشیع جنازه آنان شرکت کنی.
و بر این تشییع چقدر ثواب نوشتهاند مثلاً رسول خدا فرمودند: کسی که جنازهای را تشییع کند هر قدمی که برمیدارد. تا زمانی که برگردد صد هزار هزار حسنه خواهد داشت و صد هزار هزار گناه از او محو میشود و صد هزار هزار درجه نزد خدا به دست میآورد و اگر بر میت نماز هم بخواند موقع مرگش صد هزار هزار ملائکه او را تشییع میکنند که همه آنها برای او استغفار میکنند و اگر در دفن میت حاضر شود خداوند صد هزار هزار ملائک را مأمور میکند تا روز قیامت برای او طلب مغفرت کنند. تشییعجنازه از شرکت کردن در مراسم ختم مهمتر است. اگر نتوانستید مراسمهای ختم را شرکت کنید حتماً تشییع را شرکت کنید.
توجه دارید که اسلام به تعامل با دیگران و زندگی مسالمتآمیز و رعایت حقوق هم بسیار سفارش کرده است و با انزوا و دور بودن از مردم جز در مواردی توصیه ندارد یکی از مصادیق ارتباط داشتن و الفت بین مؤمنین همین شرکت کردن در مراسم تشییع دوستان و نزدیکان است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: امیرالمؤمنین علیهالسلام در هنگام شهادت به فرزندانش وصیت کرد: فرزندانم، با مردم چنان معاشرت کنید که اگر از بین آنها غایب شدید به دیدار دوباره شما مشتاق گردند و اگر مردید بر شما بگریند.
همچنین باید توجه داشته باشیم که بسیارى از نیازهاى دینى و دنیوى ما با کمک دیگران برطرف میشود و بدون معاشرت با دیگران نتیجه مطلوب به دست نمىآید. بعلاوه دلداری و نزدیک شدن به شخص مصیبتزده و داغدار و همدردی با او میتواند ناراحتی درونی او را مقداری تسکین دهد. لذا اسلام مسلمانان را نسبت به این موضوع کاملاً تشویق کرده و در احادیث متعددی برای این عمل پاداش فراوان قرار داده است.
به چند مورداشاره میکنم. اولاً در تشییع اموات باید کاملاً به یاد مرگ و مسیری باشیم که همه طی خواهیم کرد نباید غفلت داشت. گاهی بعض اشخاص در همان مراسم باهم حرف میزنند، میخندند، با گوشی خود بازی میکنند و امثال اینها که اثر را از بین میبرد.
در روایت دارد وقتی رسول خدا به دنبال جنازهای میرفت، اندوه او را فرامیگرفت، بیشتر حدیث نفس میکرد و کمتر سخن میگفت. در فتوای فقها هم هست که مکروه است تشییعکننده به غیر ذکر و دعا و استغفار و مانند آن سخن بگوید، حتی در روایت دارد که بر فرد تشییعکنندۀ جنازه، سلام نکنید.
بعد در ثواب تشییعکنندگان که برای میت هم اثر دارد در روایت دارد امام صادق علیهالسلام فرمود: چون مؤمن را در قبر میگذارند، او را ندا میکنند: اول عطایی که به تو دادیم بهشت است و اول عطایی که به تشییعکنندگان جنازه تو دادیم آمرزش گناهان آنان است. در بیان دیگری فرمود: اول تحفهای که در قبر به مؤمن میدهند آن است که هرکس را همراه جنازه او بوده میآمرزند.
و در روایت دیگر فرمود: هرکه جنازه مؤمنی را همراهی کند تا او را دفن کنند، حقتعالی در قیامت هفتاد فرشته بر او میگمارد که او را همراهی کنند و برایش از قبر تا جایگاه حساب استغفار نمایند.
و فرمود: هرکه یکطرف جنازه را بگیرد، بیستوپنج گناه کبیرهاش آمرزیده میشود و اگر چهار طرف را بگیرد از گناهانش خارج میشود. مستحب است کتف راستتان زیر کتف راست میت باشد. چند قدم بروید ۷، ۸ قدم بعد کتف راستتان زیر پای راست میت باشد. بعد برگردید کتف چپ زیر پای چپ و بروید جلو کتف چپ زیر کتف چپ میت باشد. این چهار مرحله را انجام بدهید.
البته عرض کردم مسائل مربوط به تجهیز میت فراوان است، از غسل و کفن و نماز و دفن و اعمالی که دارد که بسیار درسآموز است و فرصت بیان نیست. مثلاً همینکه سفارش شده به قبرستان بروید و مردگان را زیارت کنید، از رسول خدا نقل شده که فرمودند: هر که بر قبرستان عبور کند و 11 مرتبه سوره توحید را بخواند و ثوابش را به اموات آن قبرستان هدیه کند به تعداد آن مردگان اجر و پاداش مییابد.
خلاصه این بخش از زندگی را اسلام کرده است درس و عبرت و تنبه و اینکه غم از دست دادن عزیزان برای بازماندگان موجب رشد معنوی و اعراض از دنیازدگی و اتراف و اسراف باشد. لذا به ما گفتند چشمتان چشم عبرت گیر از همه موضوعات باشد که در اطرافتان واقع میشود.
جمله سومی که نوشته شده است این است که برای دیگران کفن تهیه کند که این هم باز درس دارد و غفلت را از انسان میگیرد؛ که بالاخره در این دنیا همیشگی نیستیم و خواهیم رفت. جمله آخر با قید حیات در نوبت بعد انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا آرزو دارند اما مبتلا به طول امل نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 281 از حکم نهجالبلاغه 12 صفت از دوستی که قبلاً با ایشان همراه بوده را بیان فرموده که درسآموز است دوتا را نوبت قبل اشاره کردم.
سوم اینکه: «فَلَا يَشْتَهِي مَا لَا يَجِدُ» این دوست چيزى را كه بدان دسترسى نداشت آرزو نمىكرد. «وَ لَا يُكْثِرُ اِذَا وَجَدَ» و اگر داشت زيادهروى نمىكرد. «وَ كَانَ اَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً» در بيشتر اوقاتش ساكت بود. «فَاِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ» و اگر سخن مىگفت، گويندگان را مغلوب مىكرد. «وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ» و عطش پرسشکنندگان را فرومینشاند؛ یعنی شخصیتی متخلق به اخلاق الهی بوده و در حقیقت میانهروی و قناعت در امور دنیوی داشته؛ و بااینکه از علوم مختلف بهرهمند بوده تا از او سؤال نمیکردند ابتدا به سخن نمیکرده مگر بهضرورت.
۳۱ اردیبهشت مصادف با ۱۱ ذیالقعده ولادت حضرت ثامنالحجج، امام رئوف، علی بن موسیالرضا علیه آلاف التحیة والثناء را به همه شما اعزه گرامی تبریک و تهنیت عرض میکنم امیدوارم که همه ما از برکات وجودی آن حضرت بهرهمند باشیم.
حضرت آقا چند روز پیش فرمودند: «جامعهی شیعه، درزمینهی معرفت ائمّه نقایص زیادی دارد». این بیان ایشان به ما هشدار میدهد که در زمینه شناخت ائمه و شناساندن ایشان در سه بعدی که فرمودند یعنی بعد معنوی و سبک زندگی و سیاست بیشتر از قبل کار کنیم، حتی در بعد معرفی به دنیا.
من در نوبتهای قبل به مناسبت نکاتی را عرض کردهام در این نوبت با توجه به اینکه در ماه ذیالقعده قرار داریم که ماه استغفار و انابه است به نکتهای معنوی اشاره میکنم؛ و آن اینکه وقتی در کنار مضجع شریف امام رضا و حریم رضوی قرار میگیریم با یک بشارت بزرگ مواجه میشویم و آن اینکه خدای تعالی در زیارت امام رضا علیهالسلام مغفرت عظیم خودش را قرار داده است. فقط به چند روایت تبرکاً اشاره کنم.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: بهزودی پاره تن من در خراسان دفن میشود، هرکس که دچار گرفتاری و سختی است او را زیارت کند غم از او برداشته میشود و فرمودند: هیچ گناهکاری نیست که به زیارت او برود الا اینکه خداوند گناهان او را میآمرزد؛ و در ادامه دارد خداوند بر او بهشت را واجب کرده و جسدش را بر آتش حرام کرده است.
در روایت دیگر امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بهزودی مردی از فرزندان من در سرزمین خراسان با سم مظلومانه به شهادت میرسد که اسم او اسم من و اسم پدرش اسم پسر عمران موسی علیهالسلام است. پس هر کس او را در غربتش زیارت کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را میآمرزد ولو ازنظر تعداد مثل عدد ستارگان و قطرههای باران و برگ درختان باشد.
و روایت سوم از امام صادق علیهالسلام که فرمود: کشته میشود از نوادگان من در سرزمین خراسان در شهری که به آن طوس میگویند هر کس او را با معرفت به حقش زیارت کند در روز قیامت دستش را میگیرم و داخل بهشت میکنم ولو از اهل کبائر باشد.
عارفا بحق هم چیز سنگینی نیست؛ یعنی بدانید که او امامی است که اطاعت از او بر شما واجب است؛ گفته این کار را نکنید، نکنید و گفته این کار را بکنید، بکنید. اگر این را توجه داشته باشید و عمل کنید عارفا بحقه به زیارت رفتهاید.
میبینید که حریم امام رضا علیهالسلام حریم استغفار است. لذا در دعایی که بعد از زیارت امام رضا وارد شده و تأکید شده که بعد زیارت ترک نشود مجموعهای از انواع استغفار در آن قید شده است.
۳۰ اردیبهشت روز ملی جمعیت است. مسئله جوانی جمعیت و رفع موانع فرزند آوری و بعض تسهیلات اقتصادی را باید همه بهطور جد دنبال کنند والا خسارت غیرقابلجبران خواهد شد. متأسفانه توجه به فرهنگ غرب در دوران سازندگی و قرض بهشرط کنترل جمعیت و اجرای سیاستهای مدنظر غربیها و دور شدن از فرهنگ ناب اسلام و آدابورسوم ایرانی در بحث حجاب و فرزند آوری صدمات فراوان فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی به کشور زد.
جوانی جمعیت تضمینکننده امنیت کشور در عرصههای اقتصادی و نظامی و اجتماعی است. بحث کاهش جمعیت از قبل انقلاب شروع شد. من یادم هست همین شعار صهیونیستی را آن موقع روی زبانها انداخته بودند که فرزند کمتر زندگی بهتر اما بعد از انقلاب جلوی این مسیر گرفته شد؛ و امامین انقلاب بههیچوجه و در هیچ مقطعی راضی به کاهش جمعیت نبودند. در هیچ بیانی شما نمیبینید حتی حضرت آقا. ولو ایشان میگوید که متوجه من است ولی خود ایشان این را هرگز تشویق و ترغیب نکرده.
تا اینکه بنای دولت سازندگی استقراض از بانک جهانی حدود مبلغ 143 میلیون دلار شد؛ و آنها هم شرطهایی گذاشتند که مثلاً رشد جمعیت به طول 22 سال از 5/6 به 4 برسد؛ اما متأسفانه آقایان در 3 سال این کار را تمام کردند و شوربختانه امروز رشد جمعیت کشور نزدیک به ۱ است.
بحث آماری بخواهم بدهم مکدر میشوید. آمارها در فضاها هست میتوانید نگاه کنید. بحث فقط یکبعدی نیست ابعاد مختلفی دارد. دشمن پشت سر قضیه قرار دارد در تشویقاتی که میکنند. دیدهاید بنده یک کلمه درباره جمعیت که صحبت میکنیم 300/400 هزار بدوبیراه به من میگویند. آنها حواسشان هست که دارند چهکار میکنند. در داخل باورها را تغییر دادند. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، اگر در 5 سال پیش رو، گذشته جبران نشود در سیاهچاله جمعیتی خواهیم افتاد که نجات از آن دهها سال طول خواهد کشید. خودشان میگویند 150 سال طول میکشد.
الان بعضی از اقوام ایرانی منقرض شدهاند. نمیگویم کدام قوم. دیگر نسلی ندارند. آن گویش را دیگر چند سال دیگر نخواهیم داشت. دشمن کارش را با دقت انجام داده. داخلیها هم که تعدادیشان ایادی دشمن هستند با فشار این کار را پیش بردند.
توجه دارید که هر چه باروری کاهش یابد شاخص سالخوردگی افزایش مییابد و برای کشور تبعاتی در همه مسائل به وجود میآورد. دهه 60 بیشترین جمعیت جوان را داشتیم الان آنها تقریباً سنشان ۴۰ سال است چند وقت دیگر از باروری میافتند و بعدازآن دیگر رو به نزول بوده. نتیجه چه میشود؟ مهمترین مشکل در کشور امنیت است. دچار تبعات امنیتی خواهیم شد.
جمعیت پیر توان کار ندارد و از طرف دیگر خودش رسیدگی میخواهد که یا خانوادهها باید انجام دهند یا دستگاههایی متولی شوند و این در حالی است که نیروی کار لازم برای این مهم وجود نخواهد داشت؛ که اتفاقاً چند سال آینده آن دستگاهها هم نیروی جوان ندارند که این کار را انجام بدهند؛ ولو پول هم داشته باشی ثروت هم داشته باشی کسی نیست تو را جمع کند.
مسئله فقط مسئله اینکه یک جوانی بچه بیاورد و بگوید بیشتر نمیتوانم نیست. قصه مهمتر از این حرفهاست. تحمل هزینه هم بخواهد بکند باز دیگر نمیشود. بحث اینجا مفصل است و من باید با آمار و ارقام عرض کنم که در چه موقعیت حساسی قرار داریم و همه باید کمک کنند تا از این مرحله هم عبور شود. یکی از موارد مسئله سقطجنین است مفصل قبلاً عرض کردهام. بسیار حساس است. در همین سالها و همین هرروز تعداد سقطی که وجود دارد بلیهای است که به جان کشورهای اسلامی بهخصوص ایران افتاده. اگر مشکل سقطجنین حل شود بخش زیادی از چالش جمعیت حل خواهد شد. ما به بیش از ۳ میلیون و هفتصد و خوردهای هزار نفر در سال احتیاج به جمعیت داریم تا تعادل پیدا کند و بیش از یکمیلیون و هفتصد هزار نفر سقط میشود؛ کاری با قسمت خلاف شرعش ندارم.
طبق قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب مجلس شورای اسلامی، صداوسیما بهعنوان یکی از مهمترین دستگاههایی که جریان سازی میکند باید ۱۰ درصد از برنامههای خود را به موضوع فرزند آوری اختصاص دهد. سؤال این است که چرا به این مهم کمتر توجه میشود؟ چند برنامه که مستقیم پرداخته وجود دارد اما در سریالها و فیلمها که غیرمستقیم مطالب را القاء میکند مثل فیلم و سریال کمتر دیده میشود و متأسفانه بهجای آن الگودهی طوری است که زوجهای جوان اولاً رغبت به فرزند آوری ندارند؛ و بعد هم درگیر تجملات و زرقوبرقهای دستوپا گیر که اجازه فرزند بیشتر را نمیدهد. باید برنامههایی ساخته شود که باورهای غلطی که در این چند سال در جان افراد رخنه کرده از بین برود.
برای حل بحران جمعیت لازم است اقدام چندبعدی و چندلایه در سطوح مختلف قانونگذاری و اجرائی انجام شود؛ و لازم است در بعد فرهنگسازی و ایجاد حس ضرورت در جامعه علی العجاله اقدام صورت گیرد. دستگاههای متولی در بحثهای مختلف این مقوله ترک فعل را کنار بگذارند.
دوستان جوان، نیروهای حزباللهی، شما که ولایی هستید، کسانی که میگویید آقا باید حکم جهاد بدهد، حکم به جهاد فرزند آوری داده شده است! چرا کوتاهی میکنید؟ کسانی که بیدلیل کوتاهی میکنند مقبول نیست.
۳ خرداد سالگشت عملیات غرورآفرین و بینظیر الی بیتالمقدس با رمز یا علیبنابیطالب است که خرمشهر در این عملیات آزاد شد و به نام روز مقاومت، ایثار و پیروزی معنون شد. آن مقطع از تاریخ جنگ پر از درسهایی است که در زمان و مکان نمیگنجد و باید بادقت دنبال کرد و توضیح داد بخصوص وقتی عدهای اقدام به شیطنت و تحریف و انحراف و ایجاد شبهه دارند.
دفاع مقدس، یکی از نامآشناترين واژهها در مجموعه حماسههاى عزتآفرين ايران است. فرزندان رشيد ايران اسلامى با بضاعت مادى ناچيز اما باصلابت و نور ایمان به مصاف كسانى رفتند كه از ماشينهاى جنگى برخوردار بودند و تمام دنیا آنان را حمایت میکردند. لذا دفاع مقدس، نماد استقامت و سمبل پيروزى و از پيچيدهترين عرصه رقابتهاى جهانى به شمار مىرود.
ايران هرگز فزونخواهى و قدرتطلبى و جنگطلبی نداشته است اما وقتی جنگ به او تحمیل شد هرگز تسلیم و ننگِ ذلت را نمیپذیرد و از کیان اعتقادی و سرزمینی خودش دفاع میکند. تجاوز عراق به ايران طولانىترين و بىسابقهترين جنگ متعارف قرن حاضر به شمار مىرود، جنگ جهانى اول و دوم، كمتر از هشت سال طول کشید.
تاريخ از هشت سال جنگ براى ايران، شرف و آزادگى و مقاومت و ايمان به خدا را در صفحات خود ثبت كرد و برای متجاوز و متحدان او جز به زشتى ياد نمیکنند. از ویژگیهای دوران دفاع مقدس این است که هرچه مرور شود موجب كسالت نخواهد بود، بلكه هر بار جلوهای ديگر از آن روشن میشود و هدایتگری میکند.
خوب است در گام دوم انقلاب و در این جنگ ترکیبی و پیچیدهای که در آن واقع شدهایم، نگاه گذرایی به دستاوردها داشته باشیم که برای تقویت عزم و اراده نسل امروز ما که در مسیر پیشرفت و اعتلا قرار دارد درسآموز خواهد بود.
اول اینکه فراموش نکنیم در هر شرایطی دشمن داریم که برای نابودی ما و رسیدن به مقاصدش، ترفندهای بیشمار و نقشههای خطرناک، اعم از جنگ سخت و نرم و تحریم اقتصادی و به اقتضای زمان نوع خاصی را طراحی میکند.
دوم اینکه بدانیم فتنهگران داخلی زمینه را برای تجاوز دشمنان و بیگانگان فراهم میکنند. اگر اقدامات ليبرالها و جريان نفاق نبود حمله عراق صورت نمیگرفت.
سوم اینکه اعتماد به جوانان مؤمن متعهد در کارهای بزرگ همیشه نتیجهبخش بوده است. فرماندهان جنگ که عملیاتهای بزرگی مثل ثامنالائمه، فتح المبين، بيت المقدس، خيبر، والفجر 8 و كربلاى 5 را خلق کردند همگی زیر سی سال داشتند.
چهارم اینکه با تدبیر میتوان تهدید دشمن را به فرصت و غلبه بر او تبدیل کرد. امام فرمود: هرروز ما در جنگ بركتى داشتهايم كه در همه صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كردهايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كردهايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم.
پنجم و مهمتر از همه اینکه هرچه شرایط سختتر و کمبود بیشتر باشد با توکل و اعتماد بر خدا، اراده انسانهای شجاع و با حمیت محکمتر شده و در مقابل دشمن مقاومت و ایستادگی و ایثار بیشتری خواهند داشت که نتیجهاش پیروزی است.
و این درس مهم را از راه و رسم زندگی شهدا میآموزیم که تنها راه نجات، حرکت در مسیری است که منجی بشریت خواسته است؛ و ما در آموزههای مهدوی داریم که در زمان ظهور امام عصر ارواحنا فداه بیتالمقدس فتح و حکومت جهانی مستقر میشود و امروز ادامه مقاومت و ایثار در عملیات الی بیتالمقدس و فتح خرمشهر را که رویکردی کاملاً ضد صهیونیستی داشت را در جهان اسلام و در محور مقاومت و مبارزه در عملیات بینظیر طوفان الاقصی میبینیم که به فضل الهی مقدمات آزادی قدس شریف را فراهم خواهد کرد؛ و اسرائیل خبیث را برای همیشه از صفحه روزگار محو خواهد کرد.
دشمنان ما خواستند انقلاب را از صحنه خارج کنند اما ایران استقلال و اقتدار خودش را تثبیت کرد و ملت ايران به همه جهان آموخت كه هرگونه تعرض به ارزشهای الهی و تجاوز به خاك اين سرزمين در هرکجای دنیا بىپاسخ نخواهد ماند.
ادامه عملیات الی بیتالمقدس شد عملیات وعده صادق. درست است که این عملیاتی تنبیهی و محدود بود، اما تبیینی هم بود که به دشمن عنود و آمریکا و انگلیس و فرانسه و کشورهایی که صهیونیستهای غاصب را کمک میکردند فهماند که ایران قدرت فرماندهی در هدایت پیچیدهترین و گستردهترین عملیات پهپادی و موشکی را با پیشرفتهترین تجهیزات دارد و در دفاع از اسلام و انقلاب و ایران با هیچکس شوخی ندارد.
امروز ایران الگوی ملتها و انسانهای آزاده برای مقابله با نظام سلطه است که تبلور آن را در اجتماعات گسترده در کشورهای غربی و اروپائی و اخیراً در تظاهرات دانشجویان میبینید که چگونه مثل شما بر اسرائیل لعن میفرستند.
خلاصه اینکه ایران ادعای دروغین حقوق بشری آمریکا را و مردود شدن سازمان ملل در دفاع از مظلوم را در دوران دفاع مقدس به جهان نشان داد؛ و از طرف دیگر ملت ايران الگوى جديدى به نام مقاومت را به جهانيان عرضه داشت. الگويى كه به نماد پیروزی حق بر نظام سلطه و استكبار مبدل شد. الگوى مقاومت ملت ايران از منطقه عبور کرد و سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داد و امروز ملتها و دولتهاى جهان بر پايان حاكميت نظام سلطه بر جهان تأکید دارند؛ و این یعنی فرهنگ انقلاب اسلامى جهانى شد. این همان است که رسول خدا فرمود مردمی از شرق قیام میکنند و به حضرت مهدی در برپائی حکومتش کمک میکنند. همانکه رهبر معظم انقلاب فرمودند: انقلاب ما در حقیقت میراث علىبنموسىالرضا است و مسیر به سمت تمدن جهانی امام عصر ارواحنا فداه است.
سالروز تألیف کتاب مفاتیحالجنان، مرحوم شیخ عباس قمی است. سالگشتش از 100 سال گذشت. با اینکه تقاضاهایی از ایشان درباره تألیف کتاب دعا میشد میگفت بزرگان، کتاب دعا نوشتهاند و دیگر نیازی به نوشتن من نیست، اما خداوند در دل ایشان الهام میکند که کتاب دعایی بنویسد و به حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها هدیه کند. لذا یکی از برکات خواندن مفاتیحالجنان این است که با هر دعایی که شخص میخواند، حضرت فاطمه زهرا سر سفره آسمانی و معنوی خودش از وی پذیرایی میکند؛ و این عنایت خاص حضرت زهرا، راز ماندگاری کتاب مفاتیحالجنان است.
راجع به تعطیلی شنبه هم نکتهای بود که باید با مقدمه عرض کنم وقت گذشته اما همانطور که کارشناسان میگویند استدلال آقایان موافق بر تعطیلی از جهات مختلف قابل خدشه است و آثاری که گفته میشود با این تعطیلی محقق نمیشود بلکه تبعات منفی دیگر دارد باید ببینیم شورای نگهبان چه میفرمایند.
نکته استانی اینکه تشکر از همه عزیزان چه مردم و چه کاندیداهای محترم که تنور انتخابات را گرم کردید و مشارکت زیبایی را به وجود آوردید. بحمدالله در این دوره چه مرحله اول چه دوم مشارکت و رقابت و امنیت و سلامت، علیرغم بعض تخلفات، بسیار خوب بود. امیدواریم همه دوستان با همدلی و محبت کمک کنند تا استان در مسیر تعالی بیشتر و برطرف شدن کمبودهای ساختاری که دارد حرکت کند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/2/21 | 1403/2/21دختران محور تمدن نوین اسلامی هستند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه30
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
اهل تقوا در همه شئون با هم در تعامل هستند. رسول خدا در شب معراج از بهشت و جهنم بازدید فرمودند و از نوشتههای بر سرِدرهای بهشت خبر دادند. به نوشتههای چهارگانه شش در اشاره مختصری کردم، بر سرِ در هفتم نوشته شده: لا اله الّااللّه، محمدرسول اللّه، على ولى اللّه، نورانیت وروشنائی قلب در چهار چیز است: عیادت از بیماران، شرکت در تشییع جنازه، تهیه کفن برای دیگران و قرض دادن و بازپرداخت بدهیها. هر کدام از اینها به تنهائی بحثهای مفصل دارد که اینجا فقط به بعض موارد اشاره میکنم.
مثلاً همین بحث عیادت از بیماران جهات مختلف دارد. حتی در روایات یکی از حقوق همسایهداری را عیادت از او در هنگام بیماری ذکر کرده است. معاشرتی که دین به آن سفارش کرده و آثار فراوانی دارد همین نوع کارهاست. گذشته از انس و الفتی که ایجاد میکند و باعث مستحکمتر شدن برادریها میشود، ثواب فراوان هم دارد. حتی به دیگران هم ثواب میرساند. مثلاً مصیبتی به او وارد شده و اجازه میدهد که برای تسلیت گفتن به او بیایند و یا در تشییعجنازه بستگانش شرکت کنند و یا در شادیها به او تبریک بگویند. انجام این کارها برای مردم ثواب نوشته میشود.
خشی از کارهای خیر و مفید برای دیگران مثل عیادت از بیمار از باب ادخال سرور در قلب مؤمن و شادمان کردن اهل ایمان که مورد تأکید اولیاء دین است و ثواب فراوان دارد هست. توضیح بیشتر اینکه ما در اسلام بر رعایت عدل و احسان و خدمت به دیگران و شاد کردن مردم تأکید فراوان داریم. شاد کردن دیگران و اینکه تلاش کنیم به هر نحوی که خلاف شرع نباشد، غم و اندوه شخص را برطرف کنیم را جزء عبادات شمردهاند. در بعض روایات دارد ثواب شاد کردن مؤمن و زدودن غم و اندوه او، بیشتر از سالها عبادت ثواب دارد.
البته توجه دارید منظور از شاد کردن او، فقط جک گفتن و لطیفه تعریف کردن نیست، بلکه گاهی رفتاری محبتآمیز و یا سخنی که برای او امیدوارکننده است، کاری که برای او آرامش خاطر فراهم کند و رفع گرفتاری او کند، همه اینها از موارد خوشحال کردن مؤمن است. در روایت دارد لبخند زدن به روی مؤمن، دست دادن با او، معانقه کردن با او، هنگام بیماری به عیادت او رفتن، کمک به کارهایی که دارد، موجب صمیمیت و جاذبه بین مسلمین میشود.
عرض کردم بعلاوه بر اینها ثواب فراوان هم دارد؛ و جالب است که اسلام همین رفتارها را از مسلمین نسبت به غیرمسلمانها هم میخواهد و تأکید میکند. در روایات عیادت از بیماران را از مصادیق صدقه دادن میداند. هر کار خیر و هر معروفی صدقه است، مثل ارشاد شخص جاهل، اصلاح بین افرادی که نزاع دارند، امربهمعروف و نهیازمنکر، برداشتن خار و خاشاک و تیغ از سر راه مردم و عیادت از بیماران و... همه از مصادیق صدقه است که در ذیل آیه شریفه که فرمود: و مما رزقناهم ینفقون، قرار میگیرند.
این نکته را هم فراموش نکنیم که به عیادت بیماران رفتن و در تشییعجنازه مؤمنان شرکت کردن و به مزار مردگان حاضر شدن فقط برای تنبه و توجه نیست بلکه برای این است که خود را برای آینده آماده کنیم و آنچه توشه لازم هست را فراهم کنیم. در بعض روایات برای اهل ایمان حقوقی را مطرح کرده است؛ مثلاً امیرالمؤمنین علیهالسلام از قول رسول خدا نقل کرده است که مسلمان شش حق بر برادر مسلمان خود دارد یکی از آنها این است، وقتی مریض شد به عیادتش برود.
آنقدر این عیادت مریض اهمیت دارد که از امام صادق علیهالسلام نقل است که حضرت فرمودند: در روز قیامت خدای عزوجل از شخص مؤمن سؤال میکند: زمانی که من مریض شدم، چرا به عیادت من نیامدی؟ شخص مؤمن میگوید: شما که مریض نمیشوید. فرمود: فلان بنده مؤمن من که مریض شد، اگر از او عیادت میکردی، مرا عیادت کرده بودی.
به این چند روایت توجه بفرمائید: رسول خدا فرمود: عیادت کننده از بیمار، در رحمت خدا غوطهور میشود. امام صادق علیهالسلام فرمود: هر کس به عیادت بیماری برود هفتاد هزار فرشته او را مشایعت میکنند و برایش آمرزش میطلبند تا آنگاهکه به منزل خود برگردد. البته یادتان باشد عیادت بیمار رفتن، به مهمانی رفتن نیست باید بسیار کوتاه باشد. رسول خدا فرمودند: بهترین عیادت کوتاهترین آن است؛ و یا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: بزرگترین پاداش را نزد خداوند عزوجل آن عیادت کنندهای دارد که هرگاه به عیادت برادرش برود، زمان کوتاهی نزد او بنشیند، مگر اینکه خود بیمار دوست داشته باشد و از او بخواهد که بیشتر بنشیند.
روایتی را مرحوم کلینی در کافی نقل میکند از یکی از وابستگان امام صادق علیهالسلام که گفت یک نفر از یاران حضرت بیمار شد و ما عدهای از یاران امام بودیم که برای عیادت او رفتیم. در راه با حضرت مواجه شدیم. از ما پرسید: کجا میروید؟ عرض کردیم: به عیادت فلانی میرویم. فرمود: بایستید. ما ایستادیم. فرمود: آیا سیبی، بهی، ترنجی، کمی عطر یا ترکهای خوشبو به همراه یکی از شما هست؟ عرض کردیم: از این چیزها با خود نداریم. حضرت فرمود: مگر نمیدانید که بیمار از اینکه چیزی برایش ببرند، آرامش مییابد؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در تحصیل و به دست آوردن اخلاق نیکو تلاش میکنند. امیرالمؤمنین در حکمت 281 از حکم نهجالبلاغه فرمود: «كَانَ لِي فِيمَا مَضَى اَخٌ فِي اللَّهِ، وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ» در زمان گذشته برادرى دينى كوچك بودن دنيا در نظر او باعث بزرگى او در نظر من بود. اینکه این برادر دینی چه کسی بوده اختلاف است. بعضی گفتند منظور پیامبر اکرم است. بعضی ابوذر و بعضی عثمان بن مظعون را گفتهاند.
خلاصه این برادرش را به دوازده صفت ستوده است که بهعنوان سفارش برای ما دستورالعمل است. اول اینکه: او دنيا را ناچيز و حقیر مىشمرد. هر کس این ویژگی را داشته باشد در نظر مردان الهی مثل امیرالمؤمنین علیهالسلام از عظمتی برخوردار میشود. دوم اینکه «وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ» او زير سلطه شكمش نبود. كنايه از اینکه اسیر شهوات و خواستنیهایش نبود. بلکه شخصی عفیف بود. این دو فعلاً بس باشد تا نوبت بعد با قید حیات، عرض کنم. خدای تعالی توفیق عمل به دانستهها به همه ما عنایت بفرماید.
حلول ماه ذیالقعده را تبریک عرض میکنم. ماه عظیمی است ماههای حرام از ذیقعده شروع میشود. ماه توبه و انابه و بازگشت به سمت خداست. ماه مراقبه و تمرین مواظبت بر خود و اعمال خود است. اعمالی دارد بخصوص نماز روزهای یکشنبه که تأکید شده برنامه بریزید انجام دهید.
مناسبتهای فراوان ملی و مذهبی در این هفته داریم. اول ذیقعده سالگشت ميلاد باسعادت بانوي باکرامت اهلبیت، حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها و آغاز دهه كرامت بر همه مسلمین و شما دوستداران خاندان اهلبیت علیهمالسلام مبارک باشد. دهه پربرکتی كه با ميلاد پر خیر دختر گرامي امام کاظم علیهالسلام شروع و با ميلاد مسعود خورشيد مشعشع ایرانزمین، سلطان قلوبِ عشاق اهلبيت، علي بن موسیالرضا سلاماللهعلیهما به پایان میرسد. دههای پر از علاقه و مهر و کرامت و معرفت.
روز ولادت حضرت معصومه که در دامن امامت و ولایت پرورش یافت و الگوی دختران جامعه اسلامی قرار گرفت، بهترين بهانه است تا روز ملي دختران نامگذاری شود. دختران در فرهنگ اسلامی و در سبك زندگي ايراني، اسلامي از جايگاه ويژه برخوردار هستند. لذا دشمنان استکباری بهویژه غربیها جهت سقوط و انحطاط جوامع اسلامي، برنامههای مدون با تبلیغات دروغ، با استفاده از ابزارهای مختلف برای منحرف کردن عقیده و تفکر و تعهد و اخلاق دختران ما بهعنوان مادران آينده و کسانی که از دامن آنان مردان به معراج میروند کشیدهاند.
فرهنگ غربی تلاش دارد تا جایگاه والای بانوان در فرهنگ اسلامی را تخریب کرده با ادعاهای بیاساس، نقش دختران را در آیندهسازی و تمدن سازی اسلامی از بین ببرد. غرب به دختران و زنان در فضای اجتماعی نگاه ابزاری و جنسیتی دارد. اسلام وقتی میخواهد بانوان را معرفی کند اینگونه است؛ که رسول خدا فرمود: زن نیکوکار بهتر از هزار مرد ناشایست است؛ یعنی آنچه محور ارزش است انسانیت و کرامت و تقوا و نیکوکاری است.
کرامت از آن دخترانی است که مسئولیت خود را بهخوبی درک میکنند که در آینده محور خانواده و تربیت نسل هستند آنان باید دانشمند و فرهیخته و انسان تربیت کنند. لذا خانواده را مهمتر از هر مسئولیت دیگری برای خود میدانند و خود را برای این عرصه جهاد آماده میکنند. البته بعضی خیال میکنند رسیدگی به خانواده و خانهداری یعنی خانهنشینی؛ خیر این نیست. من در نوبتی عرض کردم که آیه شریفه که میگوید مردها چشمهایشان را پایین بیندازند در خانه که نیست؛ چون خانمها بیرون هستند و مشغول فعالیتاند آقایان باید غض بصر داشته باشند. با حقهبازی و حرفهای قشنگ، زنی که مظهر عشق و عاطفه و آرامش هست را از کار انداختند و به اسم آزادی او را به بیگاری کشیدند. امروز میبینیم پسران و مردان بیکاری را که خواهران و دختران و همسرانشان مشغول کار هستند با مزدی کمتر از معمول.
خوب به این نکته که عرض میکنم توجه بفرمائید. يكى از ويژگىهاى انسان نسبت به ساير موجودات این است که به ميزان رسيدگى به نفس و حالات نفسانى، تعالى روحى و معنوى پیدا میکند؛ و رشد معنوی بدون انتخاب الگوی صحیح به دست نمیآید. ولو در تربیت انسان عوامل مختلفی نقش دارند اما تأثیر الگو از اهمیت بالائی برخوردار است؛ و برای اینکه انسان در گذر زمان در مسیر ضلالت و گمراهى قرار نگیرد باید از الگو بهره بگیرد. الگو کسی است که شخص آگاهانه یا غیرآگاهانه از او پیروی میکند؛ چه در مسیر صلاح و چه انحراف.
قرآن یکی از اصلیترین شئون انبیاء بهخصوص رسول خدا را شأن الگویی ایشان دانسته است؛ و درباره امیرالمؤمنین علیهالسلام هم فرمودند: میزان الاعمال است و درباره عترت طاهره هم داریم. به برکت نظام اسلامی بحث شناساندن منطقی شخصیتهای نورانی در بین بانوان نظیر صدیقه طاهره و زینب کبری و فاطمه معصومه سلاماللهعلیهن بهطورجدی و گفتمانی برای جامعه بخصوص بانوان مطرح شد؛ مثل روز زن، روز پرستار، روز دختر، روز خانواده. به ما بگوئید کجای دنیا اینگونه بانوان را تکریم کردهاند و عزت دادهاند؟!
نسل بشر بهخصوص بانوان را به اسم فمینیسم و انقلاب جنسی و امثال اینها نابود کردند. در داخل کشور یک عده غربزده، دنبال بهانه میگردند تا ساختارهای اصیل را تخریب کنند؛ و نقش حیاتی بانوان را ولو با شعارهایی مثل زن زندگی از بین ببرند و اربابان خود را خوشحال کنند.
در این الگو پردازی عرصههای مختلف و نقشهایی که دارند مثل نقش دختری، همسری، مادری، خواهری و نقش اجتماعی و رفتاری مطرح میشود. این الگو پردازی که هویتبخش است را رهبر معظم انقلاب در بیانی فرمودند: «امروز وظیفهی زنان مسلمان، بهخصوص زنان جوان و دختران آن است که هویت والای زن اسلامی را آنچنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند». دختر ما باید این باشد. بعد ببینید دشمنان چه نقشههای شومی برای دختران دارند و کسانی که باید به فکر باشند منفعلاند.
دشمن برای کار خودش طراحی دارد و اگر لازم باشد با فشار کار خودش را پیش میبرد؛ لذا برای حضور در فلان مجمع باید اجازه داده شود بانوان به ورزشگاه بروند و مسئولین هم تمکین میکنند اما احتمالاً نمیدانند چه آسیبی به خانواده و جامعه و حیثیت و کرامت زن مسلمان وارد میکنند.
سؤال این است که والدین و یا مجموعههای فرهنگی چگونه میتوانند دختران تمدن ساز تربیت کنند؟ چون ازنظر فرهنگی دینی ما دختر محور همه این کارهاست. چون دختر است که مادر میشود. دختر است که همسر میشود. از دامن دختران در آینده است که مردان بزرگ تربیت میشوند. تمدن نوین و تمدنی که در آینده راجع به آن صحبت میکنیم محورش دختران هستند. برای همین دشمن روی دختر سرمایهگذاری کرده است با این وضعیت که گاهاً میبینید چگونه است. کار بسیار سختی است. باید نکات اصلی شخصیتی و زندگی الگوها را خوب شناخت و متناسب با زندگی امروز و شرایط سنی دختران، هنرمندانه و دقیق سرفصلهایی را تعریف کرد.
مثلاً حضرت معصومه بهعنوان یک دختر چه مسائلی برایش اهمیت و اولویت داشت. یا نقشهایی که در آینه به عهده آنان خواهد بود مثل همسری و مادری و نقشی که در اجتماع پیدا میکنند. بعد میبینیم مهمترین وظیفه را در مرحله اول خانواده میدانستند و تربیت نسل که امروز باید نسل تمدن ساز تربیت کرد. به علم و ایمان و تقوا و ساده زیستی و بهداشت اهمیت میدادند. در مقابل روشهای جاهلی در نگاه به دختران و زنان که نگاه ابزاری و ارزانقیمت و تأمین غرایز بود میایستادند.
از زندگی الگوها اصول فراوانی مثل اصل همراهی با همسر در شرایط سخت و بحرانی، اصل وفاداری، اصل اصالت تربیت فرزند، اصل نصرت ولی خدا و یاری امام زمان و امثال اینها را میتوان به دست آورد و نشر داد. خود بانوان و دختران باید بدانند که در زمین دشمن بازی نکنند. جایگاه بلند و رفیعی که نظام خلقت و خدای تعالی برای آنها در نظر گرفته را خودشان ارج بنهند. در دام سیاستهای استکباری و دشمنان نیفتند. فرصت خطبهها خیلی کم است برای دادن آمار و نقشههایی که کشیدند و ثبت است که خودشان هم در مجلات و روزنامهها تئوریسینهایشان بیان میکنند که چه نقشههایی دارند.
من روایتی هم تبرکاً راجع به دختران بخوانم: رسول خدا فرمود: بوی فرزند از بوی بهشت است و دختران را جز مؤمن کسی دوست ندارد. خانهای که در آن دختران زندگی میکنند در هرروز دوازده برکت و رحمت الهی نازل میگردد و آن منزل مورد زیارت ملائکه قرار میگیرد و آن ملائکه برای پدر آن دختران در هرروز و شب ثواب عبادت یک سال را در نامه عمل او مینویسند.
اما راجع به محور مقاومت: شما میدانید که چند سالی است صهیونیستها تلاش دارند بر انجام توافقی به نام توافق صلح ابراهام یا ابراهیم. بیشترین نفعی هم که برای آنان دارد مربوط میشود به نفوذ شرکتهای امنیتی و سرمایهگذاری اسرائیل به اقتصاد کشورهای حاشیه خلیجفارس است. امارات حدود بیست سال بهعنوان دیپلماسی پنهان با رژیم صهیونیستی روابط مخفی داشت. چهار سال پیش در ضمن توافق ابراهیم عادیسازی روابط را رسماً اعلام کرد. بعد از امارات بحرین در همان سال امضاء کرد؛ و بعد سودان و مغرب به این توافق پیوستند. این مسیر کج دار و مریز با یک نواختی پیش میرفت که کابینه جدید نتانیاهو سرکار آمد و با تشدید افراطیگری و خشونت علیه فلسطینیها بخصوص کرانه باختری توافق را به خطر انداخت، در حال توافق با عربستان بودند که طوفان الاقصی برپا شد و همهچیز را به هم ریخت. توافق هم با انقلتهای جدی کشورها مواجه شد و کشورهای منطقه همه به فکر ارتباط گرفتن با ایران افتادند.
2 سال قبل امارات و کویت بعد از 6 سال، رابطه دیپلماتیک با ایران را از سر گرفتند؛ و امارات از ائتلاف دریایی آمریکائی علیه ایران خارج شد. عربستان سعودی در سال گذشته ارتباط با ایران را با وساطت چین برقرار کرد. بحرین هم بعد از مدتی پیوست تا نوبت به اردن و مصر برسد.
خلاصه بعد از نسلکشی گسترده در غزه نگاه دنیا نسبت به این رژیم اصلاح شد و تقریباً همه کشورهای منطقه فهمیدند که عادیسازی روابط با رژیم غاصب برای آنان مصونیت و امنیت درست نمیکند. چه اینکه قطع رابطه بعض نقاط دیگر مثل کلمبیا و آفریقای جنوبی و کشورهای آمریکای لاتین که اسلامی نیستند با رژیم پلید ددمنش به خاطر نسلکشی و جنایت بر انسانهای بیگناه، چیزی از حیثیت نداشتهاش باقی نگذاشته است؛ و حرکت دانشجوئی که در عالم بخصوص در آمریکا راه افتاده در مسیر همین قطع رابطه است؛ و قطع رابطه هم عملیاتی کردن شعاری است که هر هفته علیه اسرائیل میدهیم.
اینها را عرض کردم مقدمه برای این نکته؛ آن چیزی که این روزها از اهمیت ویژه برخوردار شده و نشان داد که این توافق اصلاً به دردشان نمیخورد اعلام موجودیت مقاومت اسلامی بحرین است که حمله پهپادی هم به سرزمینهای غصب شده توسط صهیونیستها انجام دادند. همین بحرینی که به دنبال عادیسازی بود و جزو اولین کشورهایی بود که برای عادیسازی توافق کرد حالا مقاومت اسلامی در آن محقق شده. اعلام موجودیت کرد و پهپاد فرستاد؛ یعنی بیحیثیتی این رژیم غاصب در حال تکمیل شدن است. دیگر هیچ آبرویی برایش نمانده و البته چیزی هم نداشت. بدتر از این هم خواهد شد. اخیراً هم که به دنبال آتشبس بودند با آن شرایطی که داشتند فراهم میکردند که آنهم باز به هم خورد. فعلاً موفق به آتشبس هم نشدند؛ و آن جلسه عرض کردم آتشبس هم بیاید شکست دیگری روی شکستهایشان است. البته حمله به رفح را انجام دادند تا حدودی که آنهم باز برایشان شکست دیگری است.
25 اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی و روز بزرگداشت فردوسی است. سال گذشته شعری را از فردوسی راجع به عفاف و حجاب خواندم چند بیت که چقدر به معاندان برخورد. برنامه ساختند برایش و نشان داد بیسواد هم هستند؛ فردوسی را هم نمیشناسند و بلد هم نیستند.
زبان فارسی یکی از بزرگترین سرمایههای معنوی با عقبه چند هزارساله و از مؤلفههای اصیل هویت ملی ماست. هم حضرت امام که اهل شعر و ادب بودند و هم رهبر معظم انقلاب که ادیب هستند به حفظ زبان فارسی از لغات بیگانه اهتمام ویژه داشتند و دارند. لذا دستور به تأسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بعد هم تأسیس بنیاد سعدی را دادند که کارهای گسترده بینالمللی درباره زبان فارسی انجام میدهند. فقط در هند بیشتر از صد دانشگاه دانشجوی زبان فارسی در ردههای مختلف دارند.
قطعاً میدانید غیر از طولانی بودن عمر زبان فارسی، گستردگی جغرافیائی هم دارد یعنی مناطق وسیعی از شبهقاره و ترکیه و اروپا و آمریکا در برمیگیرد، در بخشهایی از هند، چین، آسیای صغیر، بوسنی و هرزگوین، مصر و آفریقا به فارسی سخن میگویند؛ و صدها هزار نسخه خطی فارسی در کتابخانههای جهان موجود است. زبان فارسیزبان دوم عالم اسلام و شیعه است. زبان علم است؛ چون قبل از سرودههای فردوسی در هزار سال پیش، طبیب نامداری به نام اَخَوینی، هدایت المتعلمین را در علم طب، به فارسی نوشته است.
همیشه موضوع زبان وسیلهای برای دخالت کشورهای استعماری بوده تا با آن ایجاد اختلاف و سپس سلطهگری کنند. امروز هم تلاش دارند که از همین حربه برای ایجاد اختلاف استفاده کنند که البته مردم ما بصیرند و توجه دارند اما مسئولین مربوطه باید دقت خود را بیشتر کنند بخصوص در تبلیغاتی که از صداوسیما پخش میشود از کلمات بیگانه استفاده نشود. در سر در مغازهها و...که زده میشود فارسی را پاس بدارند. الان ماشین تولید داخل است اما اسم آن را غیر ایرانی گذاشتهاند.
امروز زبان فارسی پیام انقلاب را، آرمانها و ارزشهای انقلاب را با مردم آزاده جهان به اشتراک گذاشته است؛ و میبینید در یک پدیده عجیب شعار دانشجویان آمریکا و اروپا به تأسی از شما به فارسی بر اسرائیل مرگ میفرستند. این را نباید کم گرفت. مینشینند تمرین میکنند که چطور مرگ بر اسرائیل بگویند؛ در آمریکا!
حضرت آقا فرمودند: «اهمیت زبان ملی یك كشور برای خیلیها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسی باید گسترش پیدا كند. باید نفوذ فرهنگیِ زبان فارسی در سطح جهان روزبهروز بیشتر شود. فارسی بنویسید، فارسی واژهسازی كنید و اصطلاح ایجاد كنید. كاری كنیم كه در آینده، آنکسانی كه از پیشرفتهای علمی كشور ما استفاده میكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسی را یاد بگیرند». این بیان یعنی یکی از ابعاد تحقق اقتدار ملی این است که زبان فارسی را بهعنوان زبان معیار حفظ و گسترش دهید؛ و اجازه ندهید دشمنان با عناوین مختلف و ایجاد اختلاف به زبان که فرهنگ ملت است آسیب بزنند.
چند مناسبت دیگر هست که سالهای قبل راجع به آنها عرایضی داشتم؛ مثل 23 اردیبهشت، لغو نهائی قانون ننگین کاپیتولاسیون در سال 1358 یا 24 اردیبهشت لغو امتیاز تنباکو به فتوای میرزا حسن شیرازی در سال 1270 ش که سال گذشته مفصل صحبت کردم؛ و مناسبتهای دیگر که از همه عبور میکنم.
فقط دوتا تذکر؛ یکی راجع به چله موسوی است. اگر کسی برای تربیت روحش و مواظبت بر نفسش میخواهد اربعین بگیرد از امروز شروع میشود. کسانی که میخواهند مقیداتی داشته باشند از امروز تا دهم ذیالحجه مواظبتهایی را داشته باشند. امروز را میتوانستند روزه بگیرند یا ذکر و دعا و هرچه که هست در کتب ادعیه نوشته شده... مواظبت کردن بر این امور برای نفس و روح خیلی خوب است
دوم هم بحث انتخابات: دور دوم در امتداد دور اول است و این هر دو باهم یک مجلس را میسازند؛ پس اهمیتش مثل دور اول است و افراد را باید با دقت و توجه انتخاب کرد تا خسارتی به مردم وارد نشود. انشاءالله در این مرحله هم مردم با بصیرت و دقت رأی خواهند داد. کار را که کرد آنکه تمام کرد. باید با توجه انتخاب کرد. خداینکرده خسارتی وارد نشود. مجلس مجلسی باشد که از اقتدار لازم برخوردار باشد. انشاءالله در این مرحله هم مردم با بصیرت و دقت رأی خواهند داد. در شهر کرج و اطراف که باید رأی داده شود دوستان با توجه و دقت وارد شوید و قصد قربت کنید و با نیت خالص رأی بدهید؛ و البته توجه داشته باشید که باید پاسخگوی رأی خودتان در قیامت هم باشید که چرا به فلانی رأی دادم و به فلانی رأی ندادم. باید معیاری و حجتی برای رأی دادن خودتان داشته باشید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/2/14 | 1403/2/14باید دستورات روی زمینمانده رهبر معظم انقلاب را مطالبه گری کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه31
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل رفتوآمد به مسجد هستند. در گزارشی که رسول خدا از شب معراج و عبور از جهنم و بهشت دادند فرمودند: بر سر در ششم نوشته بود: لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه، على ولى اللّه، كسى كه مىخواهد قبر او وسیع و راحت باشد به مساجد برود و كسى كه مىخواهد كِرمها بدن او را در قبر نخورند، مسجد را نظافت كند؛ و كسى كه مىخواهد قبر او تاریك نباشد مسجد را روشن كند؛ و كسى كه مىخواهد در قبر بدنش سالم بماند فرشهاى مسجد را بخرد.
در این بخش دو بحث با هم دیده شده، ازیکطرف به مسجد و رفتار ما با مسجد و ارتباطی که باید داشته باشیم توجه داده شده است و از طرف دیگر به مسئله قبر و قیامت و سلامت در آخرتی که پیش رو داریم. بالاخره همه میدانید که قبر اولین منزل آخرت ماست. رسول خدا فرمودند: «اِنَّ الْقَبْرَ اَوَّلُ مَنَازِلِ الْآخِرَةِ...» قبر نخستین منزل آخرت است. اگر کسی از آن بهسلامت رها شد منازل بعد آن آسانتر است و اگر بهسلامت رها نشد، دشواری منازل بعد کمتر از آن نیست.
باید خیلی راجع به این سفری که در پیش داریم فکر کنیم و در یادِ خود داشته باشیم و از آن غافل نباشیم که غفلت از یاد مرگ باعث هلاکت و نابودی است. در آیه 46 سوره مبارکه ص فرمود: «اِنَّا اَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار...» نباید یاد خانه را فراموش کنیم. کسی که از منزل بیرون میآید اگر خانهاش را فراموش کند سرگردان میشود. رهزنان او را غارت میکنند حیوانات درنده او را زنده نمیگذارند، خلاصه هلاکت او حتمی است.
ما از عالم ملکوت مدتی را در دنیا هستیم و برمیگردیم، نباید خانه را فراموش کنیم. کسی که بهجایی مسافرت میرود، در مسافرخانه ساکن میشود برای خودش خانه نمیخرد، مستغلات و دمودستگاه درست نمیکند؛ چون میداند ماندگار نیست. ما در دنیا مسافریم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «اَيُّهَا النَّاسُ اِنَّ الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ وَ الْآخِرَةَ دَارُ مُسْتَقَرٍّ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمُسْتَقَرِّكُمْ». ای مردم دنیا جای ماندن و استقرار نیست، محل گذر و عبور است. آخرت است که همه در آنجا مستقر میشوید؛ آخرت خانه استقرار است.
پس در این دنیا برای آبادی آخرت خود جمع کنید. تا وقتی در دنیا هستیم برای آخرت کار کنیم و از همهچیز عبرت بگیریم و برای اینکه فراموش نکنیم هرازگاهی به قبرستان برویم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «جَاوِرِ الْقُبُورَ تَعْتَبِرْ.» با گورها مأنوس باش تا عبرت گیری. قدیم در هر محلهای قبرستانی بود و هرروز عامل موعظهای فراهم بود. امروز این عامل از کار افتاده است.
کلام اهلبیت موعظه است. باید مواظب اعمال خود باشیم، بفهمیم که بعد ازاینجا باید پاسخگو باشیم. هر کس به یاد مرگ باشد انسان فعال و کار راهاندازی خواهد شد. امکان ندارد بیکار و بیعار باشد، امکان ندارد اهل دزدی و اختلاس و امثال اینها باشد. فعال و پرنشاط برای آخرت خودش و به نفع مردم کار میکند. انسانهای آخرتگرا اینطورند. بالاخره مسیر سختی است که باید طی شود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: اگر آنچه رفتگان شما دیدهاند میدیدید، هرآینه بیتاب میشدید و وحشت میکردید و حرفشنوی میداشتید و فرمان میبردید؛ اما آنچه آنها دیدهاند، از شما پوشیده است و زود باشد که پرده فروافتد؛ و یا در بیان دیگری حضرت فرمود: بندگان خدا، برای کسی که آمرزیده نشده، از مرگ سختتر قبر است. پس از تنگی و فشار و تاریکی و تنهایی قبر بترسید.
خب این مسیر جلوی خود را باید تا میتوانیم هموار کنیم و از خطرات آن کم کنیم. در کتاب ثواب الاعمال از قول امام باقر علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمود: هر کس رکوع نمازش را کامل انجام دهد، هیچ ترس و وحشتی در قبر به سراغش نمیآید. یا همه این مواردی که بر سر در بهشت نوشته رعایت شود چقدر برای قبر انسان مؤثر است. برای وسعت قبر، برای در امان ماندن از کرمهای قبر، برای خلاص شدن از تاریکی قبر و سالم ماندن در قبر خدماتی را نسبت به مساجد که خانههای خدا در روی زمین است، انجام دهد.
اولاً اهل رفتوآمد به مسجد باشد که چقدر خاصیت همین آمدوشد به مسجد دارد که در روایت از رسول خدا دارد: برای هر قدمی هفتاد هزار حسنه منظور میشود و به همان اندازه درجاتش بالا میرود. ثانیاً نظافت کردن مسجد را هر مقدار میتواند انجام دهد. رسول خدا فرمود: هر كس مسجدی را جارو كند، خداوند برای او، ثواب آزاد كردن بندهای را مینویسد و هر كس از مسجد بهاندازه خاشاكی كه به چشم میرود، بیرون ببرد، خدای عزوجل، وی را از رحمتش دوچندان برخوردار میگرداند. ثالثاً روشن کردن مسجد؛ مثلاً چراغی بخرد. رسول خدا فرمود: هر کس دوست دارد قبرش تاریک و ظلمانی نباشد، مساجد را روشنایی دهد. رابعاً تهیه فرش برای مسجد که باعث میشود بدن شخص در قبر سالم بماند. رسول خدا فرمودند: هر کس دوست دارد بدن او در قبر تروتازه بماند و از بین نرود، برای مساجد فرش و زیرانداز تهیه کند.
و آخرین روایت از امام صادق علیهالسلام: خواندن یک نماز در مسجدالاقصی برابر هزار نماز است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا بخشی از زمان خود را به تحصیل علم و عمل به دانستهها سپری میکنند. امیرالمؤمنین در حکمت 280 از حکم نهجالبلاغه فرمود: «إِذَا اَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ». هرگاه خداوند بندهاى را خوار و پست كند علم و دانش را از او بازدارد؛ یعنی عملکرد شخص و نوع ارتباطش با خدای تعالی او را در مسیری قرار میدهد که دیگر توفیق علمآموزی و در مسیر علم بودن را نداشته باشد. آمادگیهای فکری و ذهنی را از او میگیرد و شخص جاهل میماند؛ و قطعاً مرضی و دردی بدتر از جهل نیست. به مناسبت علم و جهل مطالب فراوانی در اینجا عرض کردیم. خدای تعالی توفیق فراگیری و علمآموزی و سپس عمل به دانستهها را از ما نگیرد و توفیق تقویت تقوای الهی را به همه ما ارزانی نماید.
15 اردیبهشت مصادف با 25 شوال سالگشت شهادت رئیس مذهب، امام جعفر صادق علیهالسلام را به همه شما تسلیت عرض میکنم. شخصیت مبارک امام صادق علیهالسلام طوری بود که مخالفان هم او را مدح میکردند. مرحوم اسد حیدر از پژوهشگران شیعه عراقی، کتابی دارد به نام «الامام الصادق و المذاهب الاربعة» در چند جلد. در بخشی از کتاب، سخنان افرادی که امام صادق را قبول ندارند و حتی مخالفت هم هستند را آورده که از امام تعریف کردهاند.
مثلاً مالک بن انس که رئیس مذهب مالكیه اهل سنت است و قاعدتاً امام را بهعنوان امام قبول ندارد میگوید: فاضلتر، داناتر، عابدتر و پارساتر از جعفر صادق را نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه حتی در تصور کسی آمده است. هرکسی به سراغ امام صادق رفت، او را جز به این حالات ندیده است: «إِمَّا صَائِماً وَ إِمَّا قَائِماً وَ إِمَّا ذاکراً»؛ یا در حال روزه یا نماز یا ذکر.
مرحوم ثقة الاسلام کلینی، در کتاب روضه کافی که یک جلد از هشت جلد کافی را تشکیل میدهد، در اولین حدیث نقل نامهای طولانی از ناحیه مبارک امام صادق علیهالسلام به اصحابشان را آورده است. در اهمیت نامه راوی که اسماعیل بن جابر است میگوید: امام به اصحاب خود دستور داد كه آن را به یكدیگر درس بدهند و در آن نگاه كنند و از یاد نبرند و بدان عمل كنند. اصحاب نیز این نامه را در جاى نمازهاى خود در خانههایشان گذارده بودند و چون از نماز فراغت مییافتند در آن مىنگریستند.
مفاد نامه بسیار جذاب و الگوی سبک زندگی مسلمان در همه ابعاد است برای کسی که میخواهد زندگیاش برمدار دین باشد. چون طولانی است من فقط به چند مورد آن بدون توضیح اشاره میکنم. در بخش اول آن به رابطه انسان با خدا پرداخته، مثل اهتمام داشتن به تهلیل و تسبیح و تقدیس خدا و خاکسار بودن، عافیت خواهی از خداوند، اهتمام زیاد به دعا داشتن، اهتمام به نمازهای روزانه داشتن، حقوق الهی را ترک نکردن، ولایت خدا و رسول خدا و مؤمنان را داشتن و از دشمنان تبری جستن، وفای به عهد داشتن، دوری جستن از حرام الهی.
بخش دوم به رابطه انسان با دیگران پرداخته مثل حفظ آرامش و وقار در ارتباط با دیگران، حفظ حیا، خوشرفتاری با مخالفان، برخورد نیکو با بدرفتاریها داشتن، زیر پا نگذاشتن حق، حفظ زبان از تهمت و بدگویی و دشمنی و خیرخواهی داشتن و... بخش سوم هم به رابطه انسان با خودش اشاره فرموده، مثلاً رعایت تقوا، دور بودن ازآنچه خداوند بر حذر داشته، نیکی کردن به جسم و جان، اطاعت از خدا و ... خدای تعالی همه ما را از شیعیان امام صادق قرار دهد.
16 اردیبهشت سال 74 آمریکای پلید علیه ایران اعلام تحریم همهجانبه کرد. سال 97 هم از برجام خارج شد. این کارها به همراه صدها کار دیگر برای این بود که ایران را بهزانو درآورد، به انزوا بکشاند و سلطه خودش را دوباره بر ایران حاکم کند؛ اما ایران به فضل الهی از کشوری که در دوران طاغوت وابسته کامل بود به قدرتی منطقهای تبدیل شد. قدرت بازدارندگیاش از مرزهای جغرافیائیاش فراتر رفت. در مقابل بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان، بااینکه منابع انسانی و اقتصادی لازم را نداشت تا امروز ایستاده و از عزت و افتخارات کسبشده باصلابت پاسداری میکند؛ و اگر لازم باشد از درون خاک خود، دشمن را در کیلومترها آنطرفتر موردحمله قرار میدهد تا فکر جسارت دیگری را نکند.
همه اینها به برکت تبعیت از تعالیم و دستورات قرآن و عترت سلاماللهعلیهم و رهبریهای پرورشیافته مکتب اهلبیت علیهمالسلام است. امام صادق علیهالسلام و دیگر ائمه یاد دادهاند که در مسائل پیشرو چگونه باید عمل کرد. ما شاگردان مکتب امام صادقیم او در همه مسائل به ما آموزش داده. مثلاً فرمود: عاقل کسی است که اگر مواجهه با دو شر شد خیر الشرین را انتخاب کند.
خب شما طول مدت رهبری حضرت آقا را ملاحظه بفرمایید تا نحوه انتخابهای ایشان که همه عقلانی بوده را ببینید. دوراهیهای سختی که به وجود آمده و کار درست انتخابشده و کشور نجات پیدا کرده است. مثلاً سال 69 عراق به کویت حمله کرد. بعض جریانات سیاسی و بعض از نخبگان از آقا درخواست داشتند که با صدام حسین در این زمینه همکاری شود. مجمع روحانیون مبارز بیانیه داد و از شورای امنیت ملی درخواست کرد كه ایران، به نفع عراق وارد جنگ شود. متن بیانیه را باید بخوانید. بعض از افراد درجهیک جریان اصلاحات که نمیخواهم اسم ببرم، رسماً درخواست ورود ایران به جنگ را داشتند. یکی از همین سران در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران گفت: «این جنگ، فرصتى تاریخى براى حمله به اسرائیل به وجود آورده بود كه از دست رفت... وظیفه ما این بود كه به هر طریق ممكن، سمتوسوی جنگ را عوض مىكردیم. ما مىبایست در سیاست خارجى و مواضعمان در قبال عراق، این نكته محورى را نصب العین قرار دهیم».
یا یکی دیگر از همین طیف در 30 دى 1369 در مجلس، صدام را خالد بن ولید دانست و خیلی با حرارت گفت: «بگذار با عزت و شرف زندگى كنیم و بمیریم. زندگى زیر سایه سرنیزههاى آمریكا براى ما ذلت است و اسارت است و ننگ است». حضرت آقا بعد از تحلیل اوضاع و اهداف حمله و دقت در اطراف قضیه به این جمعبندی رسیدند كه ورود ایران به این جنگ، آینده روشنى ندارد و شاید آمریكا جنگ را براى كشاندن ایران به جنگ دیگرى طراحى كرده باشد؛ و اشغال كویت از سوى عراق و حمله آمریكا، هر دو را محكوم كردند؛ و فرمودند: «ما تجاوز را، هم از صدام و هم از آمریكا، بهشدت محكوم مىكنیم». بعد هم باز روی همین موضع محکم ایستادند و اجازه ورود ایران به جنگ را ندادند. بعد مدتی معلوم شد تحلیل و محاسبه ایشان از حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق، جنگ حق و باطل نیست؛ بلکه جنگ دوتا طاغوت باهم است و وارد عرصه نشدند و ایران را حفظ کردند. این آن عقلانیتی است که امام صادق میفرماید پیروان من باید داشته باشند و یاد بگیرند بخصوص در سطح مدیران عالی جامعه.
قصه داعش در عراق که پیش آمد، آمریكا از ایران خواست بیا باهم علیه تروریسم بجنگیم. حضرت آقا رد کردند که تو خودت حامی تروریستی ما اگر بخواهیم مستقلاً میجنگیم؛ که خدای تعالی قاسم سلیمانی را با اولیای خودش محشور کند.
اینها را عرض کردم و موارد دیگر که بیان نشد که بگویم همانطور که اهلبیت ساسة العباد هستند و بهترین سیاستها را دارند، تربیتشدگان مکتبشان هم از سیاستهای عقلائی برخوردارند. آقا دستور دادند کرانه باختری برای نجات خودش باید مسلح بشود و ایران گروههای مقاومت در سراسر عالم را حمایت میکند. نتیجه شد این زلزله عظیمی که میبینید کاخهای ستم در حال فروریختن است. امروز مسئله مهم و اول دنیا شد فلسطین و غزه و همه مردم دنیا مثل شما و به زبان شما فریادشان مرگ بر اسرائیل است.
حتماً شنیدید که یهودیان طرفدار فلسطین وارد کاخ سفید شدهاند و تحصن راه انداختهاند. این یعنی مقدمه پایان. آقا قبلاً به دانشجویان اروپا و آمریکا نامه داده بودند و به آینده امیدوارشان کرده بودند. امروز ببینید این جنبش دانشجوئی بزرگی که در دانشگاههای آمریکا و اروپا راه افتاده و کشورهای دیگر هم یکییکی میپیوندند، دانشجویان دانشگاههای ژاپن هم همراه شدند؛ اما متأسفانه هنوز سران بعض کشورها که باید در خط مقدم مبارزه با اسرائیل باشند خوابند و ساکتاند.
دانشجویان باطن حقوق بشر آمریکایی را نمایان کردند. سالهای سال، غربیها لیبرال دموکراسی و اومانیسم و دهها ایسم دیگر را برای زندگی بهتر و آزاد به رخ جهان میکشیدند، اما این طوفانِ جنبش دانشجوئی که به پا شده همه آنها را به باد داده و نابود کرده و هیچکدام از رسانههایشان نمیتوانند برخورد پلیس را عادی جلوه دهند.
امروز کسانی که در خیابانهای آمریکا علیه صهیونیسم و به دفاع از مظلومین فلسطین آمدهاند، نخبهها و فرهیختگان و اساتید هستند و نشان میدهد سرمایهگذاری که سالها انجام دادند تا ظلمِ به فلسطین دیده نشود، جواب نداده است و شکاف بین دولت و ملت آمریکا کاملاً مشهود است.
صدای آن خانمی که فریاد میزد من یک فیلسوفم و پلیس او را کتک میزد را باید هزاران بار برای آن احمقهای غربزده داخلی آمریکا پرست که تا فرصتی پیدا میکنند حرفهای غربیها را قی میکنند و این روزها لال شدهاند، مکرر در مکرر برای آنها گذاشت و گفت آیا آن دموکراسی و آزادی بیان و ... که تعریف میکردید این بود؟ چرا به دفاع از دانشمندان و پرفسورهایی که در تجمعات کتک خوردند و بازداشت شدند از اربابانتان بازخواست نمیکنید؟ چرا از آزادی بیان و عقیده چیزی نمیگویید؟
آنوقت بیبیسی که خود آتش بیار معرکه و سلاح دهنده به اسرائیل است، برای اینکه افکار عمومی را منحرف کند برای ایران قصههایی درست میکند که خودش در دام آن گرفتار میشود. وعده صادق چهرههای واقعی شما را صادقانه به عالم نشان داد و مردم ما امروز با اطمینان بیشتر آمریکا را لعن میکنند.
وعده صادق آب به خانه مورچه ریخت. همه آنها باهم بد شدند یا در حال استعفا هستند که خودش پیروزی است؛ و این اعتراضات دانشجویی همه عرصهها را بر آنها تنگتر کرده است. اگر بخواهند بعد از بیش از دویست روز بدون اینکه اسرا را آزاد کرده باشند و یا حماس را نابود کرده باشند آتشبس را بپذیرند، شکست دیگری بزرگتر از قبل را پذیرفتهاند.
میگویند دیوان بینالمللی دادگستری قصد محکومیت و بازداشت این مردک پستفطرت جلاد را دارد. این باید زودتر میشد؛ اما لازم است درست ببیند و پاسخ دهد آیا رژیم جعلی و منحوسی که نسلکشی کرده و تا امروز بیش از 100 هزار نفر را کشته و زخمی و مفقودالاثر کرده جنایتکار جنگی نیست، پس چیست؟ از بعض این سازمانها برمیآید و بعید نیست که او را کاندیدای جایزه صلح نوبل هم بکنند. این را هم باید عرض کنیم که سازمانهای بینالمللی باید حواسشان باشد که فقط اسرائیل جنایتکار جنگی نیست؛ بلکه همه کسانی که به او اسلحه دادند، تشویق کردند، حمایت کردند و فضا را برای جنایات او آماده کردند جنایتکار جنگیاند. خدای تعالی انشاءالله بهزودی ریشه همهشان را بکند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه مواردی پیش میآید که رهبر معظم انقلاب در جلسه رسمی و عمومی به مطلبی اشاره میکنند و از موضوعی به خاطر کمکاری و مسامحه شخص یا دستگاهی، منافعی از ملت و جامعه هدررفته و خساراتی را به بار آورده، گلگی میکنند. سؤال بنده این است چرا در این مواقع مدعیالعموم و دستگاه قضا بهسرعت وارد عمل نمیشود برای استیفای حق مردم؟ مثل همین نکتهای که چند روز قبل راجع به سند تحول آموزشوپرورش فرمودند که بالاخره با ممانعت عدهای انجام نشده و امثال اینها که به نظرم باید جدی مطالبه گری کرد دستورات روی زمین مانده رهبر معظم انقلاب را.
نکته دیگر اینکه فرصتها بهسرعت از دست میرود و اگر ما برنامه و طرح برای کارهای اساسی نداشته باشیم خسران قطعی است. دولت محترم توجه داشته باشد، ماه دوم سال به نیمه رسید و هنوز طرح و ایدهای برای مشارکت مردم در جهش تولید و مسائل اقتصادی ارائه نشده است. لااقل در استان، عزیزان برای مشارکت مردم طرح بدهند تا کار بهسرعت شروع شود و پیش برود.
نکته دیگر اینکه کشور ما و نظام ما اسلامی است و باید دستورات و مقررات اسلام بهخصوص آنهایی که جنبه اجتماعی و عمومی پیدا میکند رعایت شود. یکی از آنها بحث عفاف و حجاب است که در حال اجراست؛ تشکر و حمایت میکنیم. جلسه قبله هم راجع به آن صحبت کردم. همه هم باید حمایت کنند. از سردار بزرگوار فراجا سردار رادان، از نیروهای میانی در استان خودمان و از فرماندهی محترم ناجا و همه دوستانی که در این زمینه دارند تلاش میکنند تشکر میکنیم.
مسئله بعدی بحث عدم رعایت مواردی است که خدای تعالی حرام اعلام کرده و برای آنها حد قرار داده و در قانون هم ممنوع اعلام شده است؛ مثل شرب خمر و مشروبات الکلی که برای بار اول 80 ضربه شلاق دارد. عدهای تلاش میکنند احکام الهی در جامعه رعایت نشود و بعض خلافها را عادی جلوه میدهند تا فراگیر شود. اینجا مسئولین مربوطه باید به جد ورود کنند و از تخریب جامعه جلوگیری کنند. شارع مقدس میخواهد جامعه را حفظ کند که برای اینها حد قرار داده. در برابر قانون هم فرقی بین افراد نیست؛ منصبی داشته باشد یا مسئولیتی داشته باشد. حدود الهی را بعضیها میخواهند ماستمالی کنند و در جامعه نادیده بگیرند. نمیشود؛ باید انجام بگیرد.
انشاءالله هفته آینده در انتخابات دوستان شرکت میکنید. محکم شرکت کنید و کم نگیرید که مثل مرحله اول مهم است. نمیشود که کسی در مرحله اول چند هزار رأی آورده باشد و در مرحله دوم کمتر از مرحله اول رأی بیاورد. دوستان خیلی قوی شرکت کنند. باز عدهای گفتند بنده از کسی حمایت میکنم، قطعاً دروغ است. خودتان بررسی کنید. حرف کسانی که به هر طریقی ارتباطی با بنده دارند یا داشتهاند در مورد انتخابات لااقل به من مربوط نیست و هرگونه انتسابی را تکذیب میکنم.
19 اردیبهشت روز اسناد ملی و میراث مکتوب بود که مفصل باید راجع به او صحبت کنم.
در کتاب شریف منتهیالآمال از ابوحمزه ثمالی نقل میکند که کنار بقیع سوار بر شتر ایستاده بودم. پیکی آمد و گفت: ای ابوحمزه، مولایت را اجابت کن. خودم را به سرور و مولایم، امام صادق علیهالسلام، رساندم. همینکه چشم حضرت به من افتاد فرمودند: وقتی تو را میبینم احساس راحتی میکنم؛ یعنی تو را که میبینم شاد میشوم. سؤال: آیا در این زمان امام عصر علیهالسلام با دیدن ما خوشحال خواهد شد؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: چه شده است شما را که رسول خدا را ناراحت میکنید؟ شخصی پرسید: چگونه او را ناراحت میکنیم؟ حضرت فرمودند: آیا نمیدانید کارهای شما به محضر ایشان عرضه میشود؟ وقتی معصیتی در اعمالتان ببینند، ناراحت میشوند. رسول خدا را ناراحت نکنید بلکه او را با کارهای خوبتان شاد کنید. بدانیم اعمال ما به حضرت ولیعصر عرضه خواهد شد سعی کنیم امام را از خود ناراحت نکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/2/7 | 1403/2/7فعالان جبهه انقلاب نباید بگذارند نظام آموزشی کشور در دام اسنادی مثل ۲۰۳۰ گرفتار شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه32
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به دستگیره محکم توحید اعتصام دارند و از خاندان عصمت و طهارت دور نیستند. عرض کردم بر در پنجم بهشت نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، على ولى الله، کسى که مىخواهد ذلیل نشود کسى را ذلیل نکند؛ که توضیح مختصری داده شد.
و نوشته است کسى که مىخواهد دشنام داده نشود دشنام ندهد. یکی از حقوق زبان حفظ آن از ناسزاگویی و فحش و بد زبانی و دشنام است. دشنام نسبت زشت دادن یا نامگذاری زشت کردن برای کسی است که ما را ناراحت کرده است. لذا هر چیزی که دیگری را هتک کند مصداق دشنام است؛ به کسی گفته شود فاسق، فاجر، نجس، نام حیوان روی کسی گذاشتن، نسبت قذف و زنا به کسی دادن و امثال اینها.
در فرهنگ قرآن و اهل بیت علیهمالسلام دشنام دادن و ناسزا گفتن و بدزبانی کردن به شدت مذمت شده است. دشنام دادن به مسلمان حرام است و مجازات دنیوی و اخروی دارد، مگر در موارد استثناء مثل دشنام به کفار اما باید توجه داشته باشیم که قذف نکنیم. چون هر قوم و قبیلهای برای خودش ازدواجی دارد و حریمی را رعایت میکند. گاهی بعض دشنامها حد دارد ۸۰ تازیانه برای قذف است. بعضی تعزیر دارد. گاهی یک ناسزا به دنبالش تادیب و نجاست و حتی قتل دارد. اگر کودکی که به سن بلوغ نرسیده دشنام بدهد او را تادیب میکنند. اگر کسی نعوذ بالله رسول خدا را از روی عداوت و دشمنی دشنام دهد موجب کفر و نجاست شخص میشود. و در فقه ثابت است که حکمش هم قتل است.
خدای تعالی در آیه ۱۰۴ از سوره مبارکه بقره وعده داده است که دشنام دهندگان به عذاب دردناک مبتلا خواهد شد. و در جایش بحث شد هر وقت خداوند وعده آتش و عذاب برای گناهی بدهد آن خطا گناه کبیره است. رسول خدا فرمودند: خداوند بهشت را بر هر فحاش بیآبرو و کمشرمی که باکی از آنچه گوید و آنچه به او گویند ندارد حرام کرده است.
خدای تعالی در آیه ۱۱ سوره مبارکه حجرات تصریح کرده است که اگر کسی دشنام بدهد و یا به مومنان القاب زشت بدهد در ردیف ستمگران است. رسولخدا فرمودند: ناسزاگوی به مومن همچون کسی است که در آستانه هلاکت باشد. ناسزا گفتن به مومن فسق است و جنگیدن با او کفر و خوردن گوشت او (غیبت) معصیت خداست.
فقط به اهل ایمان نهی نشده بلکه به هر کس دشنام دادن منهی است. رسول خدا فرمودند: به مردم ناسزا نگویید که با این کار در میان آنها دشمن پیدا میکنید. قرآن کریم از ناسزاگویی به بتها هم نهی فرموده در سوره انعام آیه ۱۰۸ در ذیل همین آیه شریفه رسول خدا فرمود به شیطان هم ناسزا نگویید بلکه از شرش به خدا پناه ببرید.
همه اینها که به عنوان نمونه عرض میکنم حکایت از زشتی و پلیدی این صفت دارد. گاهی افراد از روی بیتوجهی و یا عادت بد به همه چیز بد میگویند که این هم نهی شده است. رسول خدا فرمودند: به بادها ناسزا نگویید که آنها مامور خدا هستند و کوهها و ساعتها و لحظات و روزها و شبها را ناسزا نگویید که گنهکار میشوید و به خودتان برمیگردد.
و از همه اینها بدتر و گناهتر این است که کسی نسبت به پدر و مادر احترام لازم را نداشته باشد. رسول خدا فرمودند از بزرگترین گناهان این است که آدمی پدر و مادر خود را دشنام دهد. عرض شد چگونه کسی پدر و مادر خود را دشنام میدهد؟ فرمود: کسی دیگری را دشنام میدهد و او متقابلاً به پدر و مادر وی ناسزا میگویند. و فرمودند: لعنت خدا بر کسی که پدر و مادرش را دشنام دهد.
خلاصه روایات در این باب فراوان است. توجه دارید که همیشه ناسزاگویی باعث میشود طرف مقابل را روی لج انداخته او را هم وادار به مقابله کند در نتیجه نزاع و زد و خورد به وجود میآید در این گونه مواقع هم شیطان وسط قصه میآید و عمل افراد را زینت میدهد و بر آتش فتنه میدمد. ادب دینی این است که انسان زبانش را حفظ کند و نسبت به مقدسات دیگران هم بدگویی نداشته باشد.
نکته مهم دیگری که اینجا هست این است که نباید دشنام دیگران را تکرار کرد که خود این کار هم گناه است. مثلاً بگوید فلانی امروز این حرفها را زد و بعد کلمات او را بازگویی کند. خلاصه از سنت و سیره معصومین علیهمالسلام به دست میآید که نباید اهل بدزبانی و دشنام بود. بعد فرمود: کسى که مىخواهد به او ظلم نشود، ظلم نکند. که معنایش روشن است.
فقط روایتی را تبرکاً عرض کنم از امیرالمومنین علیهالسلام که فرمودند: بدانید که ظلم بر سه گونه است. ظلمی که هرگز بخشیده نمیشود، ظلمی که بازخواست میشود و ظلمی که بخشوده میشود و بازخواست نمیگردد، اما ظلمی که هرگز بخشیده نمیشود شرک ورزیدن به خداست، «اِنَّ اللهَ لاَ یَغْفِرُ اَنْ یُشْرَکَ بِهِ»؛ اما ظلمی که بخشوده میشود ستمی است که بنده با ارتکاب بعضی گناهان کوچک به خود روا میدارد و اما ظلمی که بازخواست خواهد شد ستم بندگان به یکدیگر است. که حقالناس میشود و گناه بزرگی است.
و اما جمله چهارم بر در پنجم: کسى که مىخواهد به ریسمان محکم چنگ بزند، لا اله الا الله و محمد رسول الله را بگوید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل توحید هستند و به قضا و قدر الهی راضیاند. در حکمت ۲۷۹ از حکم نهجالبلاغه از امیرالمومنین علیهالسلام راجع به قَدَر سؤال شد، آن حضرت جواب فرمود: «طَرِیقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُکُوهُ، وَ بَحْرٌ عَمِیقٌ فَلَا تَلِجُوهُ، وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَکَلَّفُوهُ». راهى است تاریک، آن را نپیمایید، و دریایى است عمیق، در آن وارد نشوید و راز نهفته الهى است، خود را در باره آن به زحمت نیندازید.
سوال از حقیقت قدر، یکی از سوالات مهم مربوط به علم الهی است. در اینجا مباحث دشوار و عمیقی مطرح و بحث میشود که اگر درست تبیین نشود موجبات گمراهی و انحراف را فراهم میکند. چون مسیرِ تاریکی است احتمال گم شدن هست. دریای عمیقی است که احتمال غرق شدن در آن هست. و راز نهانی خداوند است که دوست داشته مخفی بماند، لذا حضرت منع کردند که همه با هر دانشی وارد این بحث شوند. خداوند تقوای ما را زیاد کند.
۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر را به خانواده بزرگ کارگران و کارفرمایان و تولیدکنندگان و رزمندگان میدان تولید خدا قوت و تبریک عرض میکنم. بیانات مفصل و چند جانبه رهبر معظم انقلاب، درباره کار و کارگر را همه شنیدید و حرف تازهای در این زمینه نمیماند که بخواهیم بگوییم مگر عمل کردن طبق آنچه خواسته شده تا نتیجه مطلوب که خودکفایی و استقلال همه جانبه اقتصادی است به دست بیاید. قبل از خطبهها هم از بیانات معاون محترم وزیر بهره بردید؛ قطعا نکات مفیدی برای شما بیان کردند. بنده هم به اندازه وسع یکی دو کلمه عرض میکنم.
بعد از رونق تولید ایشان امسال جهش تولید را فرمودند آن هم با مشارکت مردم، چون با تولید مشکلات معیشت و اشتغال و ارزش پول و استقلال اقتصادی و امثال اینها حل میشود. و نکاتی از این باب که من در نوبتهای قبل فراوان گفتم که یک جلد کتاب شده آن صحبتها.
نکتهای عرض کنم، همه باید تلاش کنیم تا ارزش کار را برای جامعه روشن کنیم. طوری شود که کسی بیکار نباشد و هر کس برای خودش مشغولیتی که تامینکننده زندگی یا بخشی از آن باشد را داشته باشد. باید رسانهها و فضاهای تبلیغاتی طوری تبلیغ کنند که بیکاری مورد مذمت باشد و کار ارزش باشد؛ هر کاری که میتواند انجام دهد. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «کارگر آن کسی است که دارد کار میکند تا ملت و کشورش به عزتِ استقلال دست پیدا کند. یا اینکه کارگر ستون فقرات اقتصاد کشور است و استقلال کشور وابسته به کار کارگر است». کارگر فقط کسی که در کارخانه کار میکند نیست. یک وقت میبینید کسی در خانه مشغول کاری است که در مسیر خودکفایی دارد عمل میکند.
روی این مطالب باید آنقدر کار بشود تا نام کارگر در جامعه قداست پیدا کند. اگر به آموزههای دینی هم توجه کنیم، اسلام به جایگاه کارگر اهمیت لازم را داده است؛ و اساساً تن آسایی و مصرف گرایی را به شدت مذمت کرده. همگان را به تولید و اشتغال ترغیب کرده است. لذا رسول خدا و اهل بیت علیهمالسلام خودشان اهل کار و فعالیت برای خود و دیگران بودند؛ که موارد فراوان است اگر بخواهم وارد شوم. مثلاً معلى بن خنیس مىگوید: امام صادق علیهالسلام مرا دید که دیر به بازار در محل کار خود مىروم. فرمود: صبح زود به طرف عزت و بزرگى خود بیرون برو. چه تعبیر بلندی امام علیهالسلام به کار برده است! درست برخلاف کسانىکه کار را براى خودشان ننگ و عار مىدانند و به کارگر به چشم حقارت نگاه مىکنند، امام صادق کار را سبب عزت کارگر مىداند. حالا روایات فراوان است خواستم نمونه عرض کنم.
البته با پیروزی انقلاب و اهتمام امامین انقلاب به جایگاه کار و کارگر، این دستور اسلامی به عنوان یکی از گفتمانهای اصلی نظام اسلامی مطرح است؛ به خصوص در این نبرد اقتصادی تنگاتنگ با سلطهگران جهانی.
حضرت آقا راجع به امنیت شغلی عزیزان هم تاکید داشتند که به نظرم در این رابطه هم دستگاهها وظایفی دارند که باید دنبال کنند و انجام دهند و هم مردم که در بُعد مردمی، مهمترین کار برای امنیت شغلی این عزیزان گفتمان سازی و فرهنگ سازی به جهت خرید کالای ایرانی به عنوان حاصل کار و تلاش کارگر ایرانی است. بخشی از رونق تولید با خریدِ تولید ایرانی محقق میشود و باید خرید کالای ایرانی به عنوان وظیفه عمومی و یک امرِ معروف و خرید کالاهای خارجی که مشابه ایرانی دارند، به عنوان یک منکر در جامعه، گفتمان غالب باشد.
۱۲ اردیبهشت روز معلم و سالگشت شهادت معلم شهید حضرت علامه مرتضی مطهری ره است. هفته تکریم و بزرگداشت معلم را تبریک عرض میکنم. باید به مناسبت، در دو بخش صحبت کرد؛ یکی جایگاه و ویژگیهای استاد شهید و دو ویژگیهای معلم تراز انقلاب اسلامی.
مرحوم شهید خصوصیات منحصر به فرد فراوانی داشت که از مهمترین آنها نظم و برنامه داشتن بود. نقش نظم در سامان دادن به مسائل مختلف زندگی و هموار کردن مسیر برای رسیدن به اهداف بزرگ بر کسی پوشیده نیست؛ و اگر بررسی کنید میبینید که یکی از عوامل مهم موفقیت انسانهای بزرگ، نظم آنان بوده است. شهید مطهری هم نظم فردی داشت و هم نظم اجتماعی و از همه لحظات عمر به بهترین وجه استفاده میکرد.
از ویژگیهای مهم استاد مطهری توجه به نیازهای فکری و اعتقادی جامعه و پاسخ به شبهات و معضلات فکری بود. به خصوص در دهه ۳۰ تا ۶۰ شمسی جریانات متعددی سرو صدا داشتند. غرب زدهها و مروجین فرهنگ استعماری، یا افرادی که التقاطی بودند و از اسلام و از ایسمهای دیگر تلفیقی درست کرده بودند و با رنگ و لعاب به خورد جامعه و جوانان میدادند. گاهی قرآن را بر مذاق مارکسیستها ترجمه میکردند و امثال اینها که اسلام را از کار بیندازند و استاد در این میدان مبارزه یکه تاز بود، با پاسخهای متقن و جامع. لذا حضرت آقا فرمودند: «اینکه روز معلم را در سالگرد شهادت شهید مطهری قرار دادند، یک معنای نمادین و پرمغز و پرمضمونی دارد».
هنوز کتابهای ایشان نیازهای فکری و عقیدتی و فلسفی را پاسخگوست. خدای تعالی با اولیاء خودش محشور گرداند. استاد مطهری معلم تراز انقلاب اسلامی است؛ و الگو برای کسانی که در این مسیر حرکت میکنند. او هم آموزش میداد و هم تربیت معنوی و دعوت الهی داشت و پرورش میداد. مانند انبیاء الهی هم معلم بود و هم مربی؛ بعضی از معلم ها مربی نیستند.
امروز مهمترین راهبرد برای انقلاب اسلامی تربیت نسلی است که هم عالم باشد و هم با فرهنگ و آموزههای مکتب اهل بیت علیهمالسلام پرورش یافته باشد. فعالان جبهه انقلاب نباید بگذارند نظام آموزشی کشور از این جهت منحرف شود و در دامان سکولارها و تکنوکراتها و امثالهم بیفتد. یا در دام اسنادی مثل ۲۰۳۰ گرفتار شود.
معلمان عزیز بدانند که نباید به معلمى به عنوان شغل و حرفه نگاه کنند؛ معلمی هنر است؛ ذوق است؛ جلوهای از هنر الهی است که « عَلَّمَ ٱلإِنسَنَ مَا لَم یَعلَم». اول خالق بودن است و بعد معلم بودن. لذا روز معلم روز تکریم عشق و ایثار است. روز تکریم از کسانیاست که قدّشان در راه ساختن و تربیت انسانها و نسل آینده خم شد و مویشان سپید.
وظیفه معلمی همیشه خطیر بوده است؛ اما امروز به خاطر رفعت جایگاه ایران در بینِ مللِ اسلامی، وظیفه سنگینتر شده است. معلمان ما باید روح امید را در دل دانشآموزان خود بدمند و آنان را انسانهای بصیر و دشمن شناس پرورش دهند. دشمنی شناس و استکبارستیز ، زیر بار ظلم نرو، اهل ایثار و مجاهده و اهل غفلت نکردن از امور دیگران بار بیاورند. معلم باید با ایجاد روحیه تفکر، انسانهائی متعهد و ارزش مدار و آرمانخواه و اهل معرفت و دغدغهمند به مسائل جامعه تربیت کند.
اگر تحول و تغییر در نظام آموزشی لازم است این مهم محقق نمیشود مگر با تغییردر پرورش معلمان تراز به عنوان عوامل اصلی تغییر. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «قدرت، اعتبار و آبروی کشور، بیش از هر چیزی وابسته به نیروی انسانی است و معلمان هستند که سازنده نسل آینده و نیروی انسانی آن هستند». و حضرت امام فرمودند: «شما معلمین، یک شغل بسیار بزرگ دارید که همان شغل الله است، و یک مسئولیت بسیار بزرگ دارید که همان مسئولیت انبیا است… شغل شما (معلمان)، شغل انسانسازى است». مجدداً از همه معلمان و اساتید بزرگوار و عزیز استان تشکر و قدردانی میکنم و بر دست همه اساتید خودم هم بوسه میزنم
اما مسائل جهانی؛ یک لکه ننگ دیگری برای سازمان ملل متحد به خصوص شورای امنیت آن ثبت شد. بعد از این همه تلاش صهیونیستها برای حذف فلسطین از نقشه جهانی، کشورهای جهان پذیرفتند که کشور فلسطین ۱۹۴مین عضو رسمی سازمان ملل باشد، اما آمریکای صهیونیست، به عنوان اقدام شتاب زده آن را وتو کرد.
جالب است انگلیس که رژیم صهیونیستی ساخته دست اوست، او هم مخالفت نکرد. البته کشورهای جهان با آمریکا مخالفت کردند. وتو یعنی فقط دم از صلح میزنیم ولی نمیخواهیم صلحی در جهان برقرار باشد. از صلح میگویند؛ اما مهمات و تسلیحات نظامی به اسرائیل میدهند؛ شده کوسه ریش پهن.
اما در داخل در قضیه طوفان الاقصی و وعده صادق؛ خب یک عده قلم به مزدی که اعتقاد به هیچ مرامی ندارند هر افتخاری برای ملت را نادیده میگیرند، کتمان میکنند، لوث میکنند یا شبهه درست میکنند، دل مردم را خالی میکنند، امید به آینده را از بین میبرند. چه جوابی باید به اینها داد؟ برای پاسخ به این افراد بیان حضرت آقا کافی است که فرمودند: «موضوع اصلی در قضایای اخیر اثبات ظهور قدرت اراده ملت ایران و نیروهای مسلح در عرصه بینالمللی است؛ نه تعداد موشکهای شلیک شده و یا به هدف اصابت کرده». که البته آن تعداد و آن اصابتها سرجایش محفوظ است؛ ولی آن چیزی که مهم است همین است.
اگر این نکته خوب برای افراد جا بیفتد که چه اتفاق مهمی افتاده، بقیه مسائل، جانبی و حاشیهای میشود. مهم این است که ما با این حرکت، به مردم آزاده و ستم دیده دنیا جرات طوفان دادیم. پف اسرائیل خبیث سفاک خوابید. خواب یک عده بزدل و مرعوب استکبار را پریشان کرد. اگر برای بعضی هیبتی داشت آن هیمنه فرو ریخت. امروز همه مردم آزاده عالم با نفرت فریادشان بر سر اسرائیل بلند است.
جبهه مقاومت با هوشمند تمام و با دقت و تقسیم وظائف راه نفس کشیدن دیو خونآشام را بسته و به شماره انداخته است. ارباب پلیدتر از خودش هم با تنفس مصنوعی و وتو کردن و اسلحه و مهمات دادن و بعض بیچارههای منطقه با کمکهای مقطعی دیگر نمیتوانند او را مثل قبل احیا کنند. نفرت جهانی از آمریکا کاملاً عیان شده است و آزادگان جهان آزادانه شعار مرگ بر آمریکا میدهند.
غزه در این نبرد پیروز شد. غزه پیروز است چون در دل دنیای غرب همه را به سمت مظلومیت خود و پلیدی استکبار متوجه کرد. اینکه دانشجویان آمریکایی در آمریکا به خاطر غزه کتک میخورند و به زندان میروند یعنی غزه پیروز است. اینکه در انگلیس و دیگر کشورها تظاهرات گسترده چند صدهزار نفری به نفع غزه برگزار میشود یعنی غزه پیروز است. اینکه در سازمانهای بینالمللی بر لَه او حکم میکنند و آمریکا وتو میکند یعنی غزه پیروز است. اینکه بعد از این همه شهید و خانه خرابی بر روی پای خود ایستاده و مقاومت میکند یعنی غزه پیروز است. اینکه پول خرج کردند و همه رسانهها را به نفع خود بسیج کردند که خبری از غزه پخش نشود اما همه دنیا بر ضد صهیونیستهای پلید شده است یعنی غزه پیروز است. غزه پیروز است چون اسلام پیروز است.
یک کلمه هم راجع به حجاب عرض کنم. حضرت آقا فرمودند: «بنده معتقدم در دولت، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، در این زمینه مسئولیّت وجود دارد که بایستی به مسئولیّتهای قانونی و شرعی خودشان عمل کنند». بیان ایشان حکایت از مسائلی دارد.
متاسفانه با گشتی که دیروز و یکی دو نوبت دیگر در شهر زدم کمکاری و ترک فعل مشهود است. بنده اینجا مطالبه میکنم عزیزان گزارش بدهند نتیجه و خروجی سی جلسه عفاف و حجاب چه بوده است؟ بالاخره جلسه سوم و چهارمش اگر خروجی نداشته باشد به سی جلسه رسیدن واقعا محل بحث است. باید یک نمودی و یک بروزی در بیرون داشته باشد. مغازهها که همان مغازه است قیافهها که همان قیافههاست. ۳۰ جلسه گرفتید چه کار کردید در جلسات؟!
البته بنده تذکراتی به دستگاههای مربوطه دادم اما آنچه مهم است بعد از مسائل مربوط به دستگاهها، حمایت همه جانبه از اجرای قانون و کمک به مجریان قانون است. همه دستگاهها موظف به رعایت قانون هستند حتی بخش خصوصی. این بخش باید به قوانین ملتزم باشد ادعای اینکه من دولتی نیستم پس ملزم نیستم حرف بیربطی است کسی که در این کشور زندگی میکند باید قوانین را رعایت کند. هر کسی در هر کشوری که زندگی میکند باید ملتزم به قوانینش باشد نمیتواند بگوید من بخش خصوصی هستم پس رعایت نمیکنم. باید قانون درباره آنها هم اعمال شود. در بعضی از مراکز بعضی تخلفات را آزادانه انجام میدهند که مطلوب نیست. این را باید دستگاه مربوطه ورود داشته باشند. بعضی وقتها زحمات دستگاههای دیگر را اینها خراب میکنند.
نکته دوم اینکه بانوان محترم توجه داشته باشند؛ اخیراً مجدداً رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که نقش اصلی را در تصمیم سازی و تصمیم گیری خود بانوان دارند؛ یعنی محور همه کارها در این حوزه خود بانوان باید باشند و لو مسئولیت اقدام بر عهده دستگاههای متعدد هست؛ اما اقدام آنها حمایت از عملکرد بانوان است. قسمت مهم این معضل را باید خود بانوان اقدام داشته باشند و حل کنند؛ با حضور خودشان و مطالبهگری خودشان و درخواست خودشان.
این معضل تحمیل شده که توسط بیگانگان و کم کاری بعض مسئولین، امنیتی هم شده را در این بخش دستگاها دنبال میکنند و ما هم کامل حمایت میکنیم. از نیروی انتظامی همه باید حمایت کنیم. تمام دستگاههای استان -حالا در کشور سر جایش ولی در استان خودمان- همه دستگاهها باید به کمک نیروی انتظامی بیایند. همه مردم باید حمایت کنند از نیروی انتظامی در مسیری که وارد شده برای کار پشت صحنهای که دشمنان راجع به این قصه دارند. باید حمایت کرد و کمک کرد.
بخش دیگر که مسأله امر به معروف و نهی از منکر است که وظیفه همگانی است و نباید کوتاهی کرد و در بخشهای فرهنگی هم باید با حوصله و ابتکار و سلیقه وارد شویم تا قضیه حل شود. بدنه مردم باید با ابتکار و سلیقه در بخش فرهنگی وارد شوند؛ و در بخش امر به معروف و نهی از منکر هم مسئولیتش با دستگاههاست در بخشی؛ و در بخش دیگر هم باز متوجه مردم است. آن جاهایی هم که مربوط به مسائل امنیتی است و حساس است و پشت پردههایی دارد دستگاههای مربوطه وارد میشوند و کارشان را انجام میدهند و شما و ما و همه باید حمایت کنیم که این کار با قوه و با صلابت پیش برود.
نکته دیگر اینکه نسبت به دور دوم انتخابات بی تفاوت نباشید؛ با همان اهتمام اولیه در این دور هم شرکت کنید. بیتوجهی و اهمیت ندادن گاهی خسارات غیر قابل جبران به بار میآورد. مواظب باشید نگویید حالا دور دوم است و مهم نیست؛ نه اینطور نیست. یک رای هم اثر دارد. با دقت انتخاب کنید و وارد قصه شوید.
۱۰ اردیبهشت، سال گشت اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز و خلیج فارس بعد از ۱۱۷ سال اشغال است که به نام روز ملی خلیج فارس نامگذاری شده است.
طبق وعده، توجهی به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بدهم. «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ» خیلی عجیب است! داوود رقی آمد محضر مبارک امام صادق علیه السلام بعد که کارش تمام شد و داشت میرفت، اجازه مرخصی خواست. امام صادق در حالی که عمیقاً به او نگاه میکرد او را بدرقه کرد و بعد فرمود: اگر کسی نگاه کردن به یکی از اصحاب حضرت حجت او را شاد میکند به این مرد نگاه کند؛ یعنی اشاره کرد به داوود رقی.
اولاً روایت دارد تذکر میدهد که مهم نیست در چه زمانی زندگی میکنیم؛ بلکه مهم این است که چگونه زندگی میکنیم. در هر عصری هرجوری زندگی کنیم نوع زندگی ما میتواند ما را جزو یاران حضرت حجت قرار بدهد. داوود رقی کسی است که در زمان رجعت برمیگردد؛ چون عمرش تمام شده. شاخصههای زندگی او چگونه بوده که حضرت چنین نکتهای را گفتند؟ در جای دیگری دارد که امام صادق فرمودند: او برای من به منزله مقداد برای رسول خداست.
مقداد چگونه بود؟ انسان بصیری بود. انسان ولایت مداری بود. انسان صبوری بود. استقامت بر حق داشت. بر حق مستقیم بود. این ویژگیهای مقداد بود. امام صادق علیه السلام میفرماید که داوود جایگاهش برای من مثل مقداد برای رسول خداست؛ یعنی ما هم اگر این صفات را در خودمان به وجود بیاوریم بصیر باشیم، دشمنشناس باشیم، ولایتمدار باشیم و استقامت بر حق داشته باشیم و صبور باشیم، میتوانیم جزو یاران حضرت حجت باشیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/1/31 | 1403/1/31عمل احمقانه و از روی استیصال نتانیاهو باعث شد که رژیم صهیونیستی زودتر از موعد به فنا نزدیک شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه33
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بدزبان نیستند، ذلت کسی را نمیخواهند و به کسی هم ظلم نمیکنند. بر در پنجم بهشت نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، على ولى الله، كسى كه میخواهد ذلیل نشود كسى را ذلیل نكند؛ و كسى كه میخواهد دشنام داده نشود دشنام ندهد. كسى كه مىخواهد به او ظلم نشود، ظلم نكند؛ و كسى كه مىخواهد به ریسمان محكم چنگ بزند، لا اله الا الله و محمد رسول الله را بگوید. کمی اینها را توضیح بدهم.
یکی از دستورات مهم اخلاقی که در قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام درباره آن تأکید شده و آثار فردی و اجتماعی فراوانی بر آن مترتب هست این است که هیچکس حق ندارد دیگرى را پستتر و پایینتر از خود بداند. دارنده این تفکر، از روح ایمانی و تربیت اسلامی بیبهره است. اساساً یکی از راههای به دست آوردن کمال روحی این است که انسان نزد خودش ذلیل باشد و خود را از بقیه کوچکتر ببیند.
همیشه گفته میشود و روایات هم تأکید دارند که مؤمن عزیز است و باید عزت او حفظ شود و عزیز داشته شود و امثال اینها؛ یعنی بر دیگران این تکریم لازم است و باید عزت مؤمن را حفظ کنند؛ اما خود شخص باید در درون حالت انکسار و کوچکی داشته باشد و بخصوص در مقابل خدای تعالی خود را ذلیل و کوچک بداند و حتی این حس را اظهار کند.
امام سجاد علیهالسلام در یکى از دعاها به خدای تعالی عرض مىکند: بار خدایا، هر عزتى که در چشم مردم به من مىدهى، به این بندهات عنایتى کن تا به موازات آن، ذلت خود را بیشتر احساس کنم و به من توفیق بده که هرقدر در چشم مردم بزرگتر و عزیزتر مىشوم، نزد خود، کوچکتر و حقیرتر گردم. مبادا عزت و اقتدار ظاهرى، مرا به غرور و خودپسندى مبتلا سازد. چقدر درس و تربیت در این دعاها هست و ما فاصله داریم. سعی کنیم ارتباط خودمان را با دریای معرفت و تربیت ائمه علیهمالسلام که بخشی از آن در دعاهای آنان قرار دارد، بیشتر کنیم.
در خاطر شریف شما هست که معنای اسلام یعنى تسلیم شدن و تسلیم فرمان خدا بودن است؛ بنابراین اگر هر جا اظهار شخصیت کردن و برای خود چیزی قائل بودن بیعیب باشد، قطعاً در مقابل خداوند تعالی، عجز و افتادگى و بندگى خوب است. گاهی میبینیم بعضىها بهغلط میگویند اسلام حتى در مقابل خدا، ذلیل شدن را هم نخواسته است. این افراد اصلاً حقیقت اسلام را نفهمیدهاند که تمام اسلام تسلیم شدن انسان در مقابل خداست و بالاترین کمال برای انسان این است که در مقابل خدا ذلیل باشد؛ و این یعنی عبادت و بندگی. همه عبادت اظهار ذلت و انقیاد در برابر خداست و این خواسته اسلام است.
فرمود: «كَفى بى عِزّاً اَنْ اَكُونَ لَكَ عَبْداً» همه عزت من این است که عبد تو هستم. «وَ كَفى بى فَخْراً اَنْ تَكُونَ لى رَبَّاً»؛ و همه افتخارم این است که رب من تویی. اسلام از بندهاش خاکساری میخواهد. بنده خاکسار در مقابل خدا در مقابل بقیه سربلند است. عزیز است. تن به ذلت و زبونی نمیدهد نه فردی نه اجتماعی.
کشوری که در مقابل دستورات خدا خاضع است در همه دنیا دست برتر را دارد. در همین دوره دیدید که بعض کشورها تا حدی خوار و ذلیل شدند که برای تعمیر تانکهایشان حاضر شدند خود را در مقابل صهیونیستها خوار کنند. وقتی انسان تسلیم خدا نبود تسلیم هرکسی و هر چیزی میشود.
خلاصه اسلام ذلیل شدن کسی را نمیخواهد و سفارش میکند کسی را خوار نکنید تا خوار نشوید. رسول خدا فرمودند: زبونترین مردم کسی است که مردم را خوار کند. اینکه چگونه دیگری خوار میشود هم مواردی دارد. مثلاً در روایت دارد، مردی از همسایه خود به امام صادق علیهالسلام شکایت کرد، حضرت فرمود: تحملش کن. عرض کرد: مردم مرا به خواری و زبونی متهم میکنند. حضرت فرمود: زبون کسی است که ظلم میکند. پس ظالم هم خودش خوار است و هم دیگران را ذلیل میکند.
در دستورات دینی داریم که پیش هرکسی از گرفتاریهای خودتان نگویید. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که از گرفتاری خود پرده بردارد، به خواری تن داده است؛ و رسول خدا فرمودند: هر کس آزادانه خواری و زبونی را بپذیرد از ما خاندان نیست.
این بحث مسائل فراوانی را دربر میگیرد. مثلاً دیدید گاهی فقیری کمک میخواهد، رفتار ما با او چگونه باید باشد؟ امام صادق علیهالسلام فرمود: مؤمن فقیر را تحقیر نکنید. همانا کسى که مؤمن فقیرى را تحقیر کند یا او را کوچک و خوار شمرد، خداوند او را حقیر و خوار مىسازد و همواره با او دشمن خواهد بود، مگر آنکه از تحقیر آن مؤمن دست بکشد و توبه کند.
همچنین آن حضرت فرمودند: کسى که مؤمنی را به دلیل فقر و تهىدستىاش ذلیل و خوار شمرد یا او را تحقیر کند، خداوند روز قیامت او را نزد همه خلایق رسوا مىسازد. بحث عزت و ذلت مفصل است فقط خواستم با مطلب آشنایی حاصل شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به همه موضوعات واقعبینانه برخورد میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 278 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَا قَالَ النَّاسُ لِشَيْءٍ طُوبَى لَهُ، اِلَّا وَ قَدْ خَبَاَ لَهُ الدَّهْرُ يَوْمَ سَوْءٍ». مردم در هيچ مورد نگفتند، خوشا به حالش؛ مگر آنکه روزگار، روز بدی را براي او در نظر گرفت؛ يعنى مردم چيزى را در دنيا تحسين نكردند، مگر اینکه روزگار زمينه نابودى آن را براى یک روزى فراهم كرد؛ بنابراین انسان عاقل به خوشحالی دنیا دل نمیبندد و خیالش آسوده نیست. خدای تعالی تقوا را در ما بیشتر و محکمتر بگرداند.
5 اردیبهشت مصادف با 15 شوال سالگشت شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا در سال 3 قمری و ارتحال حضرت عبدالعظیم حسنی در سال 252 قمری است. راجع به هر دو بزرگوار در سالهای قبل نکاتی عرض کردهام؛ اما فقط بهعنوان عرض ادب جملهای برای هرکدام عرض میکنم.
همه شنیدید که امام هادی علیهالسلام فرمودند: زیارت مرقد حضرت عبدالعظیم، بهمثابه زیارت مرقد مطهر حضرت حسین علیهالسلام در کربلاست. علت این برابری زیارت و دعوت مردم به زیارت این عالم شیعی، امامزاده انقلابی، با بصیرت و ولایتمدار چیست؟ شاید ازاینجهت که زیارت مثل آیینه عمل میکند و بازتابکننده آن چیزی است که در مقابلش گرفته میشود؛ اهلبیت علیهمالسلام هم قصد داشتند با تشویق به زیارت، شیعیان را به سمت ویژگیهای آنان سوق دهند. مثلاً دوست دارند كه همه ما مثل سید الكریم باشیم باآنهمه ویژگی و ولایتمداری و دفاع از حریم اهلبیت علیهمالسلام.
همانطور که دوست دارند مثل حضرت حمزه مدافع حریم نبوت و خاندان عصمت باشیم. البته شناخت ما کم است والا حضرات معصومین او را برای ما الگو معرفی کردهاند. ببینید در زیارتنامه ایشان چه میگوییم: «وَاَنْتَ مِمَّنْ اَمَرَنِیَ اللّهُ بِصِلَتِهِ، وَحَثَّنِی عَلى بِرِّهِ، وَدَلَّنِی عَلى فَضْلِهِ، وَهَدانِی لِحُبِّهِ، وَرَغَّبَنِی فِی الْوِفادَةِ اِلَیْهِ، وَاَلْهَمَنِی طَلَبَ الْحَوائِجِ عِنْدَهُ». تو از کسانی هستی که خدا پیوندش را به من دستور داده و به نیکی بر او فرمانم داده و بر فضلش دلالتم کرده و به محبتش راهنماییام نموده و به وارد شدن بر او تشویقم کرده و خواستن حوایج را نزد او به من الهام نموده است؛ یعنی یکی از کسانی که میشود در کنار مزارش از خدا حاجت خواست حضرت حمزه است؛ کما اینکه صدیقه طاهره بر سر مزار ایشان حاضر مکرر میشدند. انشاءالله توجه و بهره ما از خاندان اهلبیت بیشتر باشد.
2 اردیبهشت سالگشت اعلام انقلاب فرهنگی در سال 1359 توسط حضرت امام است. اشاره کوتاهی به چگونگی اعلام انقلاب فرهنگی بکنم. فروردين سال 59 دانشگاهها در تسخير نيروهاي ضدانقلاب چپ و راست از چريكهاي فدايي و مجاهدين خلق و دیگر گروهها قرار داشت و دانشگاهها را با تجهیزات مختلف و انواع سلاحها سنگربندی کرده بودند و مراکز آموزش عالی به ستاد فعالیتهای تبلیغاتی و مبارزاتی گروههای معاند تبدیل شده بود. بعلاوه اینکه برخلاف دیگر نهادها که توانسته بودند خود را با انقلاب تطبیق بدهند هنوز نهادهای آموزش و تربیتی متحول نشده بودند و روند تحصیل و تدریس مختل بود.
اینجا حرکتی تاریخی در جهت حفظ بنیادهای انقلاب، با فرمان حضرت امام مبنی بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي، دانشگاهها را از لوث وجود معاندان پاک کرد. اين شورا موظف بود تا زمينههاي تحول و اسلامي شدن دانشگاهها را ايجاد كند. بعد از مدتی تعطیلی، دانشگاهها بازگشائی شد و کار ستاد انقلاب فرهنگی توسعه پیدا کرد و عمیقتر شد و اعضای آن ترکیب جدیدتری پیدا کرد و بهعنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت جدیدی را آغاز کردند.
و امروز مهمترین نقش را در مهندسی فرهنگی کشور و فرهنگ عمومی همین شورا به عهده دارد. البته کوتاهیها و نواقص بماند؛ اما ببینید جایگاه چه جایگاه رفیعی است؛ حضرت آقا فرمودند: «اين مجموعه شوراى عالى انقلاب فرهنگى در كشور بىبديل است. در مديريت راهبردى فرهنگى، ما بهغیراز اين مجموعه، هيچ مركزى را در كشور نداريم. بخشهاى مختلف، چه دولت، چه مجلس، چه حتى مجمع تشخيص مصلحت، وظايفى دارند؛ اما هيچكدام، وظيفهاى را كه اين شورا بر عهده دارد، بر عهده ندارند. اينجا را درواقع بايد اتاق فرمان فرهنگى كشور يا ستاد عالى فرهنگى و علمى دستگاههاى كشور؛ اعم از دستگاههاى فرهنگى و ساير دستگاهها و مركز مهندسى فرهنگى كشور بهحساب آورد».
با این بیان خطیر بودن وظائف شورا معلوم است و لذا باید بالندهتر و با سرعت بیشتری در مأموریتهای محوله اقدام داشته باشد. آقا فرمودند: «باید یک شورای زنده، فعال، حساس، پرتحرک و پرتلاش باشد و دائم مسائل فرهنگی کشور را رصد کند».
2 اردیبهشت سالگشت تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. نهادی که متولد انقلاب است و طبق اصل 150 قانون اساسی برای پاسداری از آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی تشکیل شده است؛ یعنی سپاه برای حراست و صیانت از انقلاب اسلامی مأموریتی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد و به همین جهت سپاه بدون مرز موسوم به سپاه قدس تشکیل شد.
در حالت عادی وظیفه حفاظت از تمامیت ارضی به عهده سپاه نیست؛ ارتش چنین وظیفهای را دارد. البته در صورت خطر همه مردم مسلمان و انقلابی از کیان کشور دفاع میکنند. به خاطر همین وظیفه است که از اول تشکیل تا امروز راهبرد کلان استکبار و صهیونیستها سپاه هراسی بوده است و بدون تردید مهمترین بخش عمق راهبردی نظام اسلامی در جهان توسط سپاه حفاظت میشود.
سپاه نماد است. با نیروهای چهارگانهاش و نیروی هوافضا و سازمان اطلاعات و جنگهای نوینش و سپاه قدسش، نماد یک جریان انقلابی اصیل زمینهساز تشکیل نیروهای مقاومت جهان اسلام است. نماد اقتدار و قدرت مردم و نظام اسلامی است. با داشتن انواع قرارگاهها اعم از سازندگی و اجتماعی و فرهنگی و... نماد کارآمدی و سازندگی و آبادانی است.
باوجود تعداد کمنظیر فرماندهان شهیدش نماد فرماندهی قیادتی است، نه سیاقی. یکوقت هست که فرمانده عقب مینشیند میگوید نیروها بروند جلو؛ اما یکوقت هست که خودش جلو است و به نیروهایش میگوید بیایید؛ فرماندهی سپاه نماد چنین فرماندهیای است با بودن آن فرماندهان شهید. بهواسطه شادابی معنوی و رشد روحیه انقلابی و جهادی و حضور در عرصههای پرخطر نماد ایثارگری و فرهنگ شهادت است که نمونه جهانی آن حاج قاسم شهید است.
آنوقت این سپاه به همراه بقیه نیروهای نظامی لشکر اسلام را تشکیل میدهند که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «فَالجُنودُ بِاِذنِ اللهِ حُصونُ الرَّعیَّة»؛ یعنی نیروهای مسلح، حصن و دژ مستحکم برای جامعه هستند؛ و توجه و اهمیت به همین جایگاه است که با احساس مسئولیت تام از کیان اسلام و انقلاب دفاع میکنند.
و اخیراً دیدید که چگونه از عزت اسلام و ایران دفاع کردند. وقتی راه و روش قیام برای خدا باشد، پشتوانه کار میشود قدرت خدا و نتیجهاش هم نصرت خداست. آنوقت سلاح و موشک و امثال آنها میشود وسیله قدرتنمائی خدا. قدرت الهی که آمد کسی تاب تحمل و عرضاندام ندارد.
مثل واقعه 5 اردیبهشت سال 1359 که در طبس اتفاق افتاد و حمله نظامی آمریکا به ایران به اذن الهی شکست خورد. باید گفتههای آن موقع را مرور کنید تا عظمت کار و معجزه بودن شکست نیروی دلتای ارتش آمریکا را متوجه شوید. از هارولد براون (وزیر دفاع وقت آمریکا) سؤال کردند که این فاجعه بزرگ چگونه به وقوع پیوست؟ درحالیکه بهشدت متحیر بود، گفت: «آیتالله خمینی در بالکن محل سکونت خود حضور یافت و با هر حرکت دست او یک هواپیما به زمین افتاد».
امام آن روز چهره رئیسجمهور آمریکا را اینگونه ترسیم کرد: «کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده است و از اداره یک کشور بزرگ مثل آمریکا عاجز است». امروز همین حال را رژیم صهیونیستی دارد. یک عمل احمقانه و از روی استیصال، نتانیاهو انجام داد و باعث شد که خود و اطرافیانش را زودتر از موعد به فنا نزدیک کند. کار آمریکا هم که مدتهاست عرض میکنیم تمام شده در همین قضیه غزه و جریان اوکراین و چند موضوع جهانی دیگر کاملاً روشن است.
یادتان هست میخواستند یک جبهه متحدی از کشورهای منطقه و جهان با عنوان عادیسازی روابط با اسرائیل علیه ایران درست کنند، روی مسائل هستهای فشارهای سنگین به ما وارد کردند و دهها از این نوع مسائل که امروز همهاش برعکس شده است.
پیروزیهای بهدستآمده حاصل مقاومت در راه خدا و روحیه امید به آینده بوده است که مردم خوب و بصیر ایران اسلامی با تبعیت از رهبرش در حال عبور از پیچ تاریخی به نفع خودش است؛ و البته باید این مهم را با سرلوحه قرار دادن بیانیه گام دوم انقلاب پیش برد. تا به آن وعده صادق نزدیک شویم.
اما راجع به عملیات غرورآفرین و عزت بخش وعده صادق؛ اولاً از همه نیروهای مسلح بهخصوص سپاه پاسداران انقلاب برای این شجاعت و توانمندی تشکر و قدردانی میکنیم و برای سلامتیشان صلوات میفرستیم. عملیاتی انجام دادند که به گفته سردبیر بیبیسی: «ایران معادلات نظامی جهان را تغییر داد». خودشان اقرار به بزرگی عملیات و غیرقابلپیشبینی بودن آن کردند. از این تاریخ به بعد در محاورات و گفتگوها میگویند قبل از وعده صادق و بعد از وعده صادق؛ مبدأ شد؛ رأس سال شد.
در این چند روز راجع به عملیات و دستاوردهای آن زیاد شنیدید اما هرچه بگوییم کم است. بزرگترین حمله پهپادی جهان و اولین حمله مستقیم ایران غیر اتمی به اسرائیل اتمی و با استفاده از موشکهایی با کلاهکهای بارشی که توانستند سه لایه حفاظتی بر روی اسرائیل در مقابل حملات را از بین ببرد و موازنه استراتژیکی در خاورمیانه و جهان را به هم بزند. حمله ایران بازدارندگی سرزمینی دشمن را از بین برد. هیمنه نظامی دشمن کاملاً از بین رفت. اگر طوفان الاقصی مخفی بود و عملیاتشان را سری انجام دادند، وعده صادق علنی بود. معلوم بود که کی و چطور میخواهد حمله شود.
جالب است بدانید فاصله ما تا سرزمینهای اشغالی 1100 کیلومتر است از لب مرز؛ و بعضی از پهپادها و موشکها از جایی که شلیک شد تا لب مرز 700 کیلومتر فاصله داشتند یعنی بردشان 1800 کیلومتر بوده است. اینهمه موشک بدون خطا و اصابت دقیق به اهداف از قبل گفتهشده که هیچکدامشان هم نظامی نبود؛ مدرسه نبود، بیمارستان نبود؛ و همانطورکه خودشان گفتند رهگیری آن ده کشوری که به کمکشان آمده بود هم سودی به حالشان نداشت؛ و اسرائیل را حقیرتر از قبل کرد.
قلب آزادگان عالم را لبریز از شادی و شعف کرد؛ و محور مقاومت را در مسیر حقی که طی میکند مصمم و استوارتر کرد. ایران را در جهان اسلام عزیزتر و قدرتمندتر و نفوذ و اعتبارش را بیشتر کرد. حتی نتوانستند از این حمله با عنوان ایران هراسی یا یاغی بودن ایران و امثال اینها برای خود جبهه مشترکی علیه ایران درست کنند و برعکس دچار تعارضات و درگیریهای جدید داخلی و بینالمللی شدند.
و اتفاقاً در ایران وفاق و اتحاد را بیشتر کرد. بله تلاش میکنند با بوقهای اجیرشده و حنجرههای کثیف و آلوده، دل مردم را خالی و نسبت به آینده مأیوس کنند؛ اما حقیقت آشکار و روشن است. همینکه به خاطر حمله به جایی که مثل خاک ایران بوده، نه خود خاک ایران، به سمت اهداف نظامی او از داخل ایران موشک رفت، دستاوردی بزرگی است ولو آنان بخواهند آسیبهایی که دیدهاند را کتمان کنند چیزی از اصل ارزش کار کم نمیکند.
حالا جنگ روانی راه بیندازند که مثلاً ایران نتوانسته به اهدافش برسد. آیا بیشتر از ۱ میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلار خسارت به آنها زده شد یا نه؟ اسرائیل! هدف ایران این بود که تو را خوار کند و این کار را با یک عملیات انجام داد.
حالا با سانسور شدید خبری و جنگ روایتها نگذارند خبری از انهدامها معلوم شود، چیزی تغییر نمیکند. القا میکنند ایران میخواهد امپراتوریاش را احیا کند، یعنی دوقطبی فارس و ترک (عثمانی) یا فارس و عرب را میخواهد دوباره به وجود بیاورد. به این وسیله دارند با ذهنها بازی میکنند؛ که دوگانه حقیقی ظالم و مظلوم را از بین ببرند.
از ویژگیهای وعده صادق این بود که کذب هرچه در مقابلش بود را نشان داد. وعده صادق مثل عصای موسی عمل کرد. اژدهای دروغین را بلعید و به همه فهماند که اسرائیل چیزی جز یک ببر کاغذی نیست. یک روزی ما را از گزینههای روی میز میترساندند؛ اما امروز گزینهای جز قبول شکست و تحقیر و آتشبس ندارند.
سخنرانی وزیر خارجه در سازمان ملل را ملاحظه فرمودید؛ با صلابت و از روی عزت. در همین عملیات سلاحهایی که بکار رفت از نوع جدید نبود و نیروها بیشتر با این حجم از پرتاب خواستند قدرت دفاعی طرف مقابل را بسنجند و اینکه از چه نوع سلاحی استفاده میکند و توان رزمش چقدر است؛ و اتفاقاً آنها هم جواب دادند و همه را آوردند به میدان و معلوم شد که چه دارند و چه ندارند. ما در حقیقت قلق گیری در نقطه زنی کردیم؛ تست تاکتیکی کردیم. معلوم شد گنبد آهنین هم آبکش بود. جبهه مقاومت از این به بعد هر وقت اراده کند با کمترین هزینه میتواند ریشه اسرائیل را بکند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه ما دائماً گفتهایم اگر تولید سلاح داریم جهت بازدارندگی دارد و قصدمان برقراری صلح در منطقه است. از طرف دیگر اسرائیل با تمام وجود و زبانهای مختلف گفته است با اسلام مخالف است و برای نابودی اسلام تلاش میکند. همچنین سازمان ملل حمله اسرائیل به بخش کنسولی سفارت ایران در دمشق که بخشی از خاک ایران حساب میشود را محکوم نکرد و سکوت کرد؛ و مواردی از این قبیل. ایران هم طبق بند 51 منشور سازمان ملل از حق دفاع مشروع از خود و برای بازدارندگیِ دشمن اقدام کرد.
طبق فتوای امام که فرمود: «اگر یک اسرائیلی پایش را به ایران بگذارد بر مردم ایران واجب است او را از بین ببرند»؛ یعنی ما میتوانستیم خیلی زودتر به خاطر جنایات اسرائیل اقدام کنیم و جلوی خباثتهایش را بگیریم؛ اما ایران نشان داد که خویشتنداری دارد و صبر راهبردی به خرج داده است.
ایران در این حملات، انتقامجوئی نکرد؛ حتی تلافی هم نکرد؛ فقط تنبیه کرد که دیگر کار غلط تکرار نشود؛ و در نوبت قبل هم عرض کردم اگر بیعقلی خود را تکرار کنند آنوقت جوری خواهد شد که دیگر احتیاج به عملیات تلافیجویانه و انتقامجویانه هم نباشد.
به ما حمله شد؛ کسی محکوم نکرد اما اتحادیه اروپا حمله ایران را محکوم کرد؛ و تشدید بیسابقه تنشها توصیف کرد. ما در چنین دنیایی زندگی میکنیم که هر جور ظلم بتوانند میکنند. سعی میکردند برجام موشکی را هم به ما تحمیل کنند و عدهای هم جاهلانه میگفتند دوره موشک تمام شده؛ و دیگری میگفت با یک دکمه آمریکا کار ما تمام است؛ و میخواستند ما را دستبسته تسلیم دشمن کنند که هوشیاری امام و مقتدایمان و حمایت مردم و دلسوزان خطر را از مردم دور کرد؛ و امروز بر قله عزت و اقتدار نشستهایم.
مطلب دیگر اینکه این عملیات در پاسخ به شرارت آنان نسبت به کنسولگری بود؛ و الا در مورد غزه مدیریت با مجاهدان در میدان است و البته ایران هم گفته حمایت داریم.
حضرت امام ره بعد از اینکه لانه جاسوسی و سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان تسخیر شد این حرکت را انقلاب دوم نامیدند. به خاطر آن تحول عظیمی که به وجود آورد و هیمنه آمریکا را هیچ کرد؛ و هرچه آمریکا تلاش کرد تا آبرویش را برگرداند تا امروز نتوانست. حالا امروز ما بهحق با توجه به رخداد عظیمی که در جهان به خاطر این عملیات بزرگ اتفاق افتاد و تحولاتی که از این به بعد از جهات مختلف نظامی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به وجود میآید میتوانیم بگوییم عملیات وعده صادق انقلاب چهارم بود. چون از این به بعد خیلی از اتفاقها خواهد افتاد؛ لذا به این نکته با دقت بیشتری توجه کنید. جنگ روانی دشمن هم شدیدتر خواهد بود. همه دوستان در مظان اجابت دعا در دعاهایتان شهید والامقام طهرانی مقدم را فراموش نکنید.
راجع به طرح نور و حرکت نیروی انتظامی درباره عفاف و حجاب، مطلبی باید عرض میشد که خیلی وقت گذشت. فقط همه کمک کنند تا این طرح بهخوبی پیش برود و نتایجی که لازم است با کمک همه دستگاهها و بخصوص همکاری همه مردم به دست بیاید. شما یک نیرو را وسط قرار بدهید و همه کنار بکشند این کار جواب نمیدهد. همه باید در کنار نیرو قرار بگیرند. همه مردم هم کمک کنند؛ و نیرو هم با رأفت و درعینحال صلابت وظائف و دستوراتش را پیش ببرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/1/24 | 1403/1/24بلایی که ایران بهزودی بر سر اسرائیل خواهد آورد، بازدارنده و سنگین خواهد بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه34
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا هر جا که لازم باشد سخن میگویند و هر جا لازم باشد سکوت میکنند. بر سر در چهارم بهشت چهار جمله نوشته بود که جمله چهارم آن این است: هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید سخن نیکو بگوید یا ساکت باشد.
انسان با سخن گفتن میتواند حق را از باطل جدا کند و از مظلوم دفاع کند و اهداف بلندی را دنبال کند. همانطور که میتواند با حرف زدن گرفتاریهای فراوان فردی و اجتماعی درست کند. شما همه در قرآن کریم خواندید که خداوند حکم کرد بنیاسرائیل گاوی را برای روشن شدن حق ذبح کنند اما حرف زدن و سؤالات بیجای آنان ایجاد مشکل و سخت شدن حکم الهی شد؛ لذا در موارد اینچنینی سکوت بهتر است.
خدای تعالی در قرآن کریم در آیه 101 سوره مبارکه مائده فرمود: «یا ایها الذین آمنوا لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسوکم ...» ای اهل ایمان از احکام و معارفی نپرسید که خداوند برای آسانگیری امرونهی راجع به آنها ندارد که اگر برای شما آشکار شود غمگینتان میکند.
اما باید دانست که یکی از مهارتهای مهم در زندگی فردی و اجتماعی این است که انسان بتواند در جایی که میتواند سخن بگوید، با توجه به شرایط، ساکت باشد؛ و این مهارتی است که همه باید بلد باشند و ما متأسفانه بلد نیستیم و حتی به کودکان خود دائم یاد میدهیم که چگونه حرف بزنند و هرگز سکوت کردن را بهعنوان یکی از آداب سخن گفتن، آموزش نمیدهیم.
البته اهل ایمان سکوتشان فراوان است. ولی بیجهت سکوت نمیکنند. گاهی سکوت ذکر خداست چون ممکن است با حرف زدن فتنهای درست شود یا اسراری افشاء شود که خطراتی را به همراه داشته باشد؛ و گاهی سکوت بر صفای باطن و نورانیت دل و بهتر شدن تفکر و امثال اینها تأثیر میگذارد. خلاصه یکی از راههای تهذیب و تزکیه نفس سکوت است که در ردیف کم خوردن و کم خوابیدن قرار دارد.
به دست آوردن حکمت یکی از ثمرات سکوت است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخشی از نامهاش به امام مجتبی علیهالسلام مىفرمايد: جبران آنچه براثر سكوت خود از دست دادهاى آسانتر از جبران آن است كه براثر سخن گفتن از دست رفته باشد؛ یعنی اگر سکوت کردی و بعد بفهمیدی که اين سكوت اشتباه بوده، قابل جبران است و بلافاصله مطلب را بیان میکنی، اما اگر سخنى را گفته باشی و بعد بفهمی که اشتباه بوده يا اصلاً نباید میگفتی، دیگر برگرداندن آن ممکن نیست. مثل دانهای میماند که از دهان پرنده رها شده باشد، گرفتن آن مقدور نیست. بعد حضرت با یک مثال مطلب خود را تکمیل فرمودند: که نگهداری آنچه در ظرف است با محکم بستن دهانه آن امکانپذیر است. «وَ حِفْظُ مَا فِي الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِكَاءِ».
سکوت فراهمکننده قرب الهی است. کسی که سکوت دارد و سخن نمیگوید در حال مبارزه با شیطان است. یکی از ادوات قوی شیطان برای انحراف انسانها سخن گفتن است. کسی که زبانش را نتواند نگه دارد چشم و گوش را هم نمیتواند. کسی که سكوت دارد در دام سخنان بیهوده گرفتار نمیشود، معمولاً کسی که زیاد حرف میزند نسنجیده و بیمعنا زیاد میگوید چون فرصتی را برای فکر کردن و بعد سخن گفتن قرار نداده است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ زَلَّ». كسى كه سخن بسيار گويد لغزش فراوان خواهد داشت. معمولاً کسی که زیاد حرف میزند، آن حرفها نه به درد دنیایش میخورد و نه آخرتش و نه به درد دیگری میخورد. کسانی که زیاد حرف میزنند تمرکزشان کم میشود و ازنظر ذهنی قدرت تفکر از آنها گرفته میشود؛ و درنتیجه از آگاهی کمتری برخوردار هستند. ساعتها حرف میزنند اما بدرد نمیخورد. کسی که سکوت دارد انرژی مصرفی برای حرف زدن را در راه فکر کردن مصرف میکند.
از مرحوم علامه طباطبائی سؤال کرده بودند چه کنیم که در نماز حضور قلب داشته باشیم؟ فرموده بودند کم حرف بزن؛ یعنی وقتی انسان زیاد حرف میزند، ذهن درگیر مطالب مختلف میشود و این پراکندگی قدرت تمرکز را کم میکند و درجاهایی که باید حضور قلب داشته باشد مثل نماز دیگر نمیتواند خود را کنترل کند.
در شب معراج به رسول خدا گفته شد «یا احمد، علیک بالصمت...» ای محمد بر تو باد که سکوت پیشه کنی همانا بهترین و آبادترین انجمنها قلبهای صالحان و ساکتان است و خرابترین آنها، قلبهای یاوهگویان است. زبان عضوی است که کاملاً در اختیار ماست و انسان میتواند بهراحتی هر حرفی را نزند و میتواند حرفهایی بزند که برای آخرتش فایده داشته باشد؛ و در جاهای دیگری که وظیفه حرف زدن ندارد سکوت کند. پس دل آباد برای مؤمنی است که سکوت دارد.
رسول خدا فرمود: رهایی مؤمن در نگهداشتن زبان خود است؛ یعنی از خسران ابدی و عذاب الهی رها میشود. چون بیشتر اموری که خسرانآور است، ریشهاش زبان است. آثار خاموشی فراوان است، باعث فهم دقیق و به دست آوردن حکمت است. سکوت ادب است سکوت احترام به گوینده است. جواب احمق سکوت است. سکوت وقار است؛ و امثال ذالک.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل بهانهجوئی و امروز و فردا کردن در کار خیر نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 277 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «كُلُّ مُعَاجَلٍ يَسْأَلُ الْإِنْظَارَ وَ كُلُّ مُؤَجَّلٍ يَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِيفِ». هر كه شتاب و تعجيل دارد، مهلت خواهد و هر كه را مهلت دهند، با امروز و فردا كردن بهانهجویی مىكند.
عبارت امام از مطلب گذشته هم روشن میشود و احتیاج به توضیح بیشتر ندارد. چون حضرت کسانی که بااینکه به آنان فرصت هم داده میشود باز در انجام اعمال صالحه فاصله میگیرند و کمکاری دارند را سرزنش کرده است. اساساً تسویف و امروز و فردا کردن در کارها پسندیده نیست یا باید انجام داد و یا باید رها کرد. خدای تعالی بر توفیق کسب تقوای ما افزوده بگرداند.
مجدداً حلول ماه شوال المکرم را به همه شما تبریک عرض میکنم. رسول خدا فرمودند: شوال را ازاینجهت شوال گفتهاند که گناهان اهل ایمان در این ماه برداشته میشود؛ یعنی باید مواظبت کرد طهارتی که در ماه رمضان به دست آمد در ماه شوال از بین نرود. شیطان بعد از یک ماه اسارت آزاد میشود و قصد جبران گذشته را دارد باید خیلی مراقبه داشت.
یکی از اتفاقات سنگین در این ماه که آن روز بهعنوان یوم المصیبه ثبت شد، روز 8 شوال است که قبور ائمه بقیع علیهمالسلام به دست عمال پلید صهیونیسم بینالملل فرقهای متعصب، خشکمغز و کجفهم در سال 1305 شمسی، تخریب و هتک حرمت شد؛ و دل مسلمین جهان و شیعیان را داغدار کرد و هنوز این داغ تازه است.
جریان ابن تیمیه و وهابیت و بقیه فرقهها، هشداری است که به ما بفهماند کجفهمی و برداشتهای غلط و سلیقهای چه مصیبتی بر سر دین و اسلام میآورد و چه اختلافاتی رقم میخورد و چه جانها که تلف میشود. رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمودند: «یا ابالحسن خداوند قبر تو و فرزندانت را قطعهای از قطعهها و عرصههای بهشت قرار داده است». بعد این فرقه میگویند بنا و ساختمان بر قبر و حتی ترمیم و تجدید بنای قبور حرام است. بعد مکررآ مضجع شریف پیغمبر تعمیر و تجدید بنا شده، اولین بار خلیفه دوم اقدام به بازسازی کرد و بعد هم همسر پیامبر عایشه اطراف حرم ساختوساز کرد و بعد هم دیگران تعمیر کردند.
همین دوره بهعنوان پلورالیسم دینی و اسلامهای التقاطی که مطرح میکنند چه خساراتی به اسلام ناب و توانمندیاش در اداره جامعه میزنند؛ و این خط تا زمان حضرت حجت هم ادامه دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: وقتى حضرت ظهور مىكند با دشوارىهایى از جانب مردم مواجه مىشود كه رسول خدا از مردم جاهلیت، این سختىها را نكشیده است. بعد در ادامه فرمودند: وقتى رسول خدا مبعوث شد، با مردمى مواجه شد كه كارشان پرستش سنگها و چوبها و... بود، پیغمبر اكرم براى آنكه اثبات كند كار آنها غلط است، در مقام بحث و استدلال، دشوارى نداشت. چون آنها در مقابل حضرت دلیل و منطقى نداشتند كه بیان كنند؛ اما وقتى امام دوازدهم ظهور فرمایند با مردمى مواجه مىشود كه اینها خودشان را مفسر قرآن دانسته و هرکدام معنایى براى قرآن بیان کنند و با آن معناى خودساختهشان علیه امام احتجاج مىكنند. مىگویند ما قرآن را بهتر از تو مىفهمیم و قرائت ما از قرائت تو بهتر است.
مقداری بیشتر این قضیه را توضیح بدهم اینکه وهابیون بعد از اشغال مکه، به مدینه منوره حمله کردند و جنگیدند بالاخره آنجا را اشغال کردند و سربازان عثمانی را بیرون کردند و قبور مطهر را ویران کردند. این واقعه وقتی رخ داد که شرایط داخل ایران بحرانی بود، انگلیس و عوامل داخلیاش، در حال پایان دادن به سلسله قاجاریه بودند. آبان 1304 شمسی، انقراض سلسله قاجار اعلام شد و آذرماه همان سال، رضاخان قزاق بر تخت نـشست؛ و خود را رضاشاه پهلوی نامید. در همین سال هم عبدالعزیز سعودی، اولین پادشاه عربستان، سرزمین حجاز را بهطور کامل تصرف کرد هتک حرمت بقیع هم صورت گرفت. عبدالعزیز بنیانگذار کشور عربستان کنونی با فرزندان بسیار تا امروز پادشاه هستند.
در تاریخ سوم شهریور 1304 شمسی روزنامه ایران به نقل از بیسیم برلن خبر میدهد که وهابیها شهر مدینه را گلولهباران کرده و به مسجدالنبی خسارات سنگین زدهاند. خبر این فاجعه واکنش مسلمانان و بالأخص شیعیان جهان را در پی داشت. تعدادی از کشورهای اسلامی عزیمت به سفر حج را ممنوع کردند. مفتی مصر فتوا به عدم جواز سفر حج داد. در ایران هم با پیگیری علما بخصوص آیتالله شهید مدرس، سفر حج ممنوع اعلام شد. حکام جدید عربستان، یکی از منابع اصلی درآمد خود را ازدسترفته و در ضمن مشروعیتشان در جهان اسلام زیر سؤال بود؛ لذا تلاش کردند با کشورهای اسلامی برای رفع ممنوعیت از سفر حجاج مذاکراتی داشته باشند.
در سمت ایران چون خبر داشتند که ژنرال کنسول ایران در سوریه و لبنان یعنی عینالمُلک روابط خصوصی با رضاخان دارد به عینالملک متوسل شدند. حبیب الله هویدا مشهور به عینالمُلک پدر امیرعباس هویدا نخستوزیر دوران پهلوی است. فرزند میرزا رضا قنّاد از بهاییان متعصب و نزدیکان و خواص عبدالبهاء، عباس افندی رهبر فرقه ضاله بهائیت بود که بعد از او عهدهدار حفظ اسرار بهائیت شد.
خلاصه عبدالعزیز با تکذیب اخبار فاجعه تخریب اعلام گروههای تحقیق و بررسی از هـر کشور مسلمانی میتواند بیاید از ایران هم غفارخان جلال السلطنه (وزیرمختار ایران در مصر) و حبیبالله عینالمُلک به حجاز رفتند. گزارش عینالملک طوری تنظیم شده بود که وهابیها را از ارتکاب این جنایت تبرئه میکرد. نوشته بود: دو دفعه با ابن السعود ملاقات شد. فوقالعاده احترام و محبت نمود و هر دفعه خیلی اظهار میل به تقرب به دولت عِلیّه میکرد؛ و به نقل از ابن سعود مینویسد: خیلی اسباب حیرت است که مسلمانان عالم فقط برای تخریب چند قبر که قبل از ورود من به دست این بَدَویهای جاهل مهدوم شده، اینهمه اظهار غیرت و حمیّت و دردمندی نمودند و در مجامع و منابر و روزنامهها مرا لعن و تکفیر کردند و عالم را بر من شوراندند و بدنام خواستند.
بههرتقدیر جریان قوی بهایی و فراماسونری حاکم بر حکومت پهلوی موفق شد که موج اعتراضات علیه رژیم سعودی را کنترل کند و درنهایت روابط ایران را با رژیم سعودی گسترش دهد. حتی طرحی که مرحوم شهید مدرس برای تشکیل کمیسیون دفاع از حرمین شریفین داده بود از دستور خارج کردند.
29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی و روز نیروی زمینی است. این روز را به دلاورمردان غیور ارتش تبریک عرض میکنیم. منافقین و کمونیستها بعد از پیروزی انقلاب دائم از انحلال ارتش میگفتند. ریشهاش هم بعد از 19 بهمن و حرکت بسیار مهم همافران نیروی هوائی ارتشیان که به مردم پیوستند بود. بعد از پيروزى انقلاب، درگیری و ناآرامیها شروع شد. اولين درگيرى در منطقه تركمن صحرا، نزديك مرز شوروى سابق توسط گروهكهاى چپ با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد بعد كردستان و آذربايجان غربى و همه را ارتش کنترل کرد و درعینحال دشمن همزمان جنگ روانى عليه ارتش در داخل و خارج كشور راه انداخته بود و میگفتند ارتش ضد مردمی و عامل امپریالیسم است و باید منحل بشود و جایش يك ارتش خلقى يا بی طبقه توحيدى بیاید.
خلاصه دوقطبی حامیان ارتش و ضد ارتش در حال شکلگیری بود که حضرت امام با آن بصیرت الهی دو ماه بعد از پیروزی انقلاب با نامگذاری 29 فروردین به نام روز ارتش در پیامی از ارتش بهعنوان ارتش اسلامی و ارتشیان را فرزندان انقلاب و مردم نام برد و توطئه را در نطفه خفه کرد. امام به ارتش اعتماد کرد و ارتش هم پاسخ اعتماد را بهخوبی داد؛ و از ارتشی که امام حفظ کرد افسران مؤمن و متعهدی وظیفه بازسازی ارتش نوپای اسلامی را به عهده گرفتند. صیاد شیرازی که شهید چمران به اقتدای به او افتخار میکرد. شهید شیرودی که حضرت آقا سال 59 او را مالک اشتر خواند. در هرجای ایران از همان روزهای اول انقلاب تحرکی پیدا میشد ارتش به همراه مردم از کیان اسلام و انقلاب دفاع کردند. اولین شهید هم سپهبد قرنی بود که دادند. امروز ارتش ایران بینظیرترین ارتش دنیا را از جهت تعهد، وظیفهشناسی، اعتقاد به ارزشها و آرمانهای الهی و انسانی، توانمندی و اقتدار و مردمی بودن میباشد.
نیروی زمینی ارتش، مسئولیت سنگین دفاع از تمامیت ارضی کشور را بر عهده دارد و در تمام مأموریتهای داخلی و برونمرزی درخشیده بهخصوص هوانیروز که در بحث امداد و نجات در حوادث مختلف بهصورت نیروی واکنش سریع جلودار بوده و به مردم آرامش داده است. مثلاً در جریان شیوع بیماری کرونا رکورد جهانی برای خود کسب کرد که نقاهتگاهی دو هزار تخته را 48 ساعته برپا کرد.
متأسفانه شناخت از ارتش کم است؛ بخصوص شهدای شاخص و والامقامی که در راه اعتلای اسلام و انقلاب دادهاند. مثلاً سرلشکر ایرج رستمی یار همراه شهید چمران که چمران برایش نوشت: هر وقت به تو فکر میکنم از شدت شوق قلبم میلرزد و اشک به چشمانم حلقه میزند. اگر کسی ارزش شهید چمران را بداند این حرفها برایش ارزش پیدا میکند. این را کسی دارد میگوید که در قله است.
یا راجع به بنیانگذار سپاه و جانشین سپاه، شهید کلاهدوز آشنایی شما چقدر است. شهید حسین لشکری را قبلاً هم عرض کردم 18 سال اسیر بود که 15 سال آن را انفرادی بود. روزی که به اسارت رفت دخترش چهارماهه بود و هنگامیکه با جانبازی ۷۰ درصد به بالا برگشت دخترش سال اول دانشگاه بود. او آیت صبر و مقاومت بود و بدینجهت از سوی رهبر انقلاب اسلامی سید الاسرا نام گرفت. یا سرلشکر موسی نامجو، آن افسر مؤمن و انقلابی از دانشگاه افسری ارتش قرارگاهی برای تربیت نیروهای انقلابی ساخت؛ و دهها و صدها افسر گمنام که نامشان بر تارک این نیرو میدرخشد.
و امروز به فضل الهی اقتدار و توانمندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با چشم بینا و قدرت تمام از کیان نظام اسلام در مرزها و جلوتر از مرزها دفاع میکنند و بر حفظ سانتیمتری از ایران با کسی تعارف ندارند؛ و این را دشمنان زبون ما بهخصوص رژیم جعلی و در حال اضمحلال صهیونیستی خوب فهمیدهاند و این را هم میدانند بلایی که ایران بهزودی بر سر اسرائیل خواهد آورد، بازدارنده و سنگین خواهد بود؛ و اگر بخواهد احمقی خود را تکرار کنند، پاسخ ایران معنادار خواهد بود.
امروز زبان دنيا، زورگويى و ظلم است؛ برای سود بیشتر چه جنایاتی که مرتکب نمیشوند. همه ستمهایشان را با اسمهای قشنگ انجام میدهند. به اسم صلحطلبی جنگافروزی میکنند. همه حقوق انسانها را با نام حقوق بشر از بین میبرند. سازمانهای تروریستی درست میکنند و مهمترین و بزرگترین ترورها را در جهان انجام میدهند. در تعامل با این دنیا باید به دستور قرآن عمل کرد که فرمود: «واعدوا لهم مستطعتم بالقوه ترهبون به عدو الله». باید جوری قوی شد که بترسند فکر کنند حتی که اقدامی داشته باشند.
مسئله عفاف و حجاب جدی است؛ باید بیشتر توجه کرد. باغی را که ممکن است عدهای جولانگاه دهنکجی به قانون بکنند، ضمن اینکه دستگاههای مربوطه حفظ و صیانت میکنند، خودتان پر کنید. به خاطر خدا بروید حتی اگر سختتان است. امروز جهاد بانوان عفیفه استان در حفظ و ارزشگذاری به حجاب، حضور در باغ لالههاست. صرف بودن و حضور شما نهیازمنکر است. احتیاج به کار دیگری نیست. تذکر لسانی هم لازم نیست.
برگزارکنندگان هم پیوست فرهنگی داشته باشند. مسئولین برگزارکننده اجازه تخطی از اصول و مبانی شرعی و قانونی را ندارند. بعضیها آنجا بیتفاوتاند؛ هم شرع است هم قانون. حضرت آقا هم که اخیراً کامل بیان فرمودند. اگر برگزارکنندگان توان اداره شرعی و رعایت مسائل قانونی را ندارند اجازه برگزاری ندارند؛ تعطیلش کنند. این تعارف ندارد. مگر ما اجازه داریم مرکزی را باز کنیم و در آن فساد انجام شود بعد بگوییم نمیتوانیم کنترلش کنیم. خب بیخود کردید باز کردید که حالا نتوانید کنترلش کنید.
لذا اگر نمیتوانند اداره کنند تعطیلش کنند. مگر اینکه تمام موازین شرعی و قانونی در آن رعایت شود. دوستان متصدی محیط را باید طوری فراهم کنند که همه اقشار با انواع آرامش، آرامش صوتی، آرامش تصویری، آرامش اخلاقی بتوانند از آن فضا بهره ببرند. اگر هرکسی آمد هر جور دلش خواست جولان داد و بعد گفت ما هستیم تو برو بیرون اینطور نمیشود که از نظام مصرف شود که عدهای جولان بدهند.
سال گذشته طرحی را دادیم الحمدلله برگزار شد؛ خوب هم برگزار شد همه هم بالجمله راضی بودند؛ همین را ادامه دهند. ولی بزنگاه کار حضور خود مردم است. خواهران به خصوصه با بچههایشان با حجابشان خانوادگی کلاً بروید در آنجا حاضر باشید. وقتی شما نیستید سیاهی خودش را نشان میدهد؛ وقتی سفیدی و نور باشد تاریکی از بین خواهد رفت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/1/17 | 1403/1/17حرفهای بدون کارشناسی و احساسی را در جامعه شایع کردن به ضرر است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه35
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین مواظب زبان و سخن گفتن خود هستند و در رفتار با پدر و مادر خود کوتاهی ندارند. دو عبارت دیگر نوشتهشده بر سر در چهارم بهشت این است. هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید به پدر و مادر خود نیکی کند. و هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید سخن نیکو بگوید یا ساکت باشد.
راجع به پدر و مادر و تکریم و بزرگداشت و حفظ حرمت و کرامت آنان مطالب زیادی گفتهشده و شما هم شنیدید اما گاهی از باب تذکر لازم است بعض مطالب تکرار شود. در آیات متعددی به فرزندان توصیه شده به پدر و مادر خود نیکی کنند و حقی که والدین بر فرزند دارند آنقدر بزرگ هست که نمونه دیگری در جامعه ندارد.
گاهی پدر و مادر غیر از حق پدری و مادری حقوق دیگری هم بر فرزند پیدا میکنند که بحث دیگری دارد اما به هر جهت تکالیف فرزند نسبت به پدر و مادر نظیر ندارد. تعبیراتی که در قرآن درباره حقوق والدین و وظائف اولاد نسبت به والدین شده است قابل تأمل جدی است.
مثلاً در آیه 36 سوره مبارکه نساء فرمود: خدا را بپرستید و به او شرک نورزید و به پدر و مادر احسان کنید. «وَاعْبُدُوا اللّهَ وَ لاَتُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا». بعد از امر به پرستش خداوند و نفی شرک دستور به نیکی کردن به والدین را داده است که نشانه اهمیت موضوع در دستگاه الهی است که بعد از توحید به احسان والدین پرداخته است. که در آیات دیگر هم همین مطلب بهبیاندیگر مطرح است.
در بعض آیات ضمن تکریم والدین به زحمتهای طاقتفرسای مادر تذکر میدهد که چگونه تحمل سختیهای بارداری و وضع حمل را کرده است درنتیجه حق او بیشتر است. و تعبیر عجیب قرآن کریم که نمونه دیگری در قرآن ندارد این است که خدای تعالی بعد از دستور به شکر خود بلافاصله امر به شکر والدین میکند؛ «اَنِ اشکُرلی وَ لِوَالِدَیک».
در بعض آیات قرآن کریم احسان به والدین را به گروه و یا فرد خاص توصیه کرده است. مثل آیه 83 سوره مبارکه بقره که راجع به بنیاسرائیل است. یا در آیه 12 به بعد سوره مبارکه مریم خداوند حضرت یحیی را به خاطر ویژگیها و صفات خوبی که دارد ستوده است که یکی از آنها احسان به پدر و مادر بوده است. راجع به حضرت عیسی علیهالسلام توصیههای الهی را که به نماز و زکات بوده مطرح کرده و بلافاصله به احسان مادر فقط چون پدر نداشته اشاره کرده است.
سوره مبارکه مریم آیه 31 و 32، در این آیات احسان بهطور مطلق گفته شده اما در آیاتی به نوع احسان هم تذکر داده شده است. مثل احسان مالی، احسان گفتاری و رفتاری؛ مثلاً به آنها پرخاشگری نشود و در زمان پیری رعایت حال آنها بشود. و در همه حال با تواضع و فروتنی با آنان رفتار شود.
یک نکته عرض کنم کوتاه اما مهم و قابل دنبال کردن است. و آن اینکه انسان در زندگی اجتماعی خود و ارتباطاتی که با افراد دارد انواع نیازهای مادی و معنوی خود را در محیطهای گوناگون برطرف میکند. مثلاً بخشی از نیازها که عاطفی است در محیط خانواده برآورده میشود و امثال اینها که بحث مفصل دارد.
یکی از رابطههای مهم بین دو انسان رابطه فرزند با پدر و مادر است. و اینکه آیا میشود این رابطه را بر اساس قسط و عدل ارزیابی کرد؟ چون اگر بخواهیم بر اساس عدل بین دو نفر یا بیشتر که روابط متقابل دارند و درنتیجه حقوق و تکالیف متقابل هم پیدا میکنند رفتار کنیم باید دو طرف بر هم تأثیر و تأثر متقابل هم داشته باشند. درحالیکه تأثیر پدر و مادر در به وجود آمدن فرزند، برای فرزند جبرانی ندارد. لذا خداوند دائماً از احسان به پدر و مادر سخن میگوید و آن را معیار ارزشی برای فرزندان قرار داده است.
وابستگی شدید وجود فرزند به والدین هست، اما وجود والدین به فرزند بستگی ندارد و فرزند بر پدر و مادر خود تأثیر ندارد. در هیچ آیهای نداریم که فرزندان باید با والدین خود به عدالت رفتار کنند، چون در این رابطه عدالت محقق نمیشود. احسان و عاطفه و محبت پدر و مادر بهخصوص مادر به فرزند آنقدر زیاد است که احتیاج به دستور ویژه هم ندارد، چون علت به وجود آمدن اوست و علت همیشه معلول خود را دوست دارد. لذا سفارش باید به فرزندان باشد که والدین را احسان کنند.
در روایات هم فراوان راجع به نیکی به پدر و مادر داریم از اینکه باعث طول عمر میشود. خشنودی خدا را به همراه دارد. تشکر از خدا بهحساب میآید. نافرمانی والدین فقر میآورد و از گناهان کبیره است حتی دارد که اگر کسی نافرمانی والدین را داشته باشد به او گفته میشود هر عبادتی که میخواهی انجام بده من تو را نمیآمرزم. خیره نگاه کردن به والدین نافرمانی و عاق است.
در ضمن توجه به بعد از وفات آنها هم داشته باشید، که طلب مغفرت و پرداخت بدهیها و امثال ذالک را داشته باشید که بعد از وفات عاق نشوید.
در ذیل آیه شریفه «وبالوالدین احسانا» روایتی وارد شده که مقصود از والدین رسول خدا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام هستند. یعنی آیه شریفه علاوه بر وجوب احسان به پدر و مادر به والدین معنوی هم اشاره دارد. توضیح مطلب اینکه پدر مبدأ به وجود آمدن و بعد پرورشدهنده انسان است. مربی و معلم انسان به سمت کمالات هم پدر است. رسول خدا و امیرالمؤمنین در رشد و کمال و ایمان در این زمینه مقدم بر پدر جسمانی هستند و باید تکریم و احسان شوند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در کسب علم کوتاهی ندارند و از هر فرصتی برای یادگیری استفاده میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 276 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِينَ». علم، راه را بر بهانه جويان مىبندد. علم و آگاهی به هر چه که رسول خدا برای بشر آورده است، راه بهانهجوئی را برای کسانی که میگویند: ندانستیم، مطلع نبودیم، مطلع نشدیم را میبندد. هرجا علم باشد راجع به همان موضوع جهلی وجود ندارد. انبیاء الهی هم بشارتها را دادهاند هم انذارها را گفتهاند که فرمود: «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ». خدای تعالی تقوا را در همه ما بیشازپیش بگرداند.
چقدر زود سفره پر خیروبرکت مهمانی خدا در حال برچیده شدن است. امیدوارم هرکدام از شما بهرههای وافی بخصوص از شبهای قدر برده باشید و انشاءالله روزهای باقیمانده مخصوصاً شب و روز عید فطر جبران کاستیها و غفلتهای احتمالی را بکند. تا آخرین لحظه درهای رحمت الهی باز است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند سوره مبارکه اعلی به خاطر آیه 14 که فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی». قطعاً کسی که خود را تزکیه نمود، رستگار شد. ارتباط محکمی با عید فطر دارد و در تفسیر آیه شریفه فرمودند: مراد کسی است که زکات فطره را از مال خود بیرون کرد. این سوره را هم معمولاً در نماز عید میخوانند. انشاءالله همگی تزکیه شده باشیم.
در آیات فراوانی از قرآن کریم نکتهای بیان شده و بعد فرموده: «لعلکم تفلحون». نظیر: «وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» حج 77. «وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» مائده 53. «وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِیرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» جمعه 10. «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» نور 31. ولى درباره اهل تزكیه مىفرماید: قطعاً رستگارند. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى». یا «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا». علت هم روشن است چون اگر انسان تزکیه نشده باشد معمولاً کارها با ریا و عجب و غرور و منت و تکبر آسیب میخورد. بنابراین اگر در ماه مبارک خود را تزکیه کردیم بهترین جایزه را در عید فطر به ما خواهند داد. روزها و ساعات باقیمانده را قدر بدانیم.
روز قدس است آفرین بر شما مردان و زنان غیور که با حضور خودتان نشان دادید که در دفاع از آرمانهای الهی کوتاه نمیآیید. چقدر تلاش کردند حمایت از فلسطین و شعار آزادی قدس شریف را از مردم ما بگیرند؛ اما به فضل الهی این شعار امروز جهانی شده و همه آزادگان عالم را متحد کرده که یکصدا بر اسرائیل مرگ بفرستند.
قطعاً شما از بیانات سخنران محترم مجلس حضرت حجتالاسلاموالمسلمین حاجآقای حسنی بهره بردید راجع به قدس و امروز؛ بنده هم چندجملهای عرض کنم. اعجاز بزرگ قرن با رهبری پیامبرگونه حضرت امام و همراهی مردم هوشمند ایران اسلامی واقع و انقلاب اسلامى پیروز شد. یکی از مهمترين دستاوردهای انقلاب در حوزه جهانى، شكست ابرقدرتها و حمايت از مسلمانان و مستضعفان جهان بود؛ که همان اول اعلام کرد و ملت بزرگ ایران را پيشوا و پناه مسلمانان آزاده و مستضعفان جهان کرد. انقلاب اسلامی ترس و وحشت را از دل مظلومان عالم برداشت و به دل ستمگران گذاشت.
اولین دغدغه و اصلیترین مسئله جهان اسلام، فلسطین بود. حضرت امام به آن پرداخت و با نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به روز قدس، موضع رسمى و عملى ایران را در قبال صهیونیستها اعلام کرد؛ و بعد هم حضرت آقا با تمام توان از همان مسیر تا امروز دفاع کردند.
نکتهای هم عرض کنم که در نگاه حضرت امام همانطور که فرمود، روز قدس فقط یک مسئله ملی و منطقهای و مربوط به جهان عرب و فلسطین نیست. بلکه یك آرمان اسلامی و انسانی است؛ لذا یک روز جهانی است. آزادی قدس فقط وظیفه مسلمین نیست بلکه همه انسانها در قبال آن وظیفه دارند.
این نامگذاری در آن مقطع اموری را تغییر داد. بحث مفصل است اما چند مورد را فقط اشاره میکنم. موقعيت سران حكومتها را تغییر داد. قبل از انقلاب اکثر سران كشورهاى عربى براى حفظ موقعيت خودشان در برابر افکار عمومی مردم کشورشان و ملل مسلمان دیگر، مخالفتهايى ظاهری و تبلیغاتی با جنایات صهیونیستها انجام میدادند تا مردم قیامی نداشته باشند.
موقعيت مردم ايران را که رژیم پهلوی اجازه نمیداد از فلسطین دفاع عملی و یکپارچه داشته باشند. موقعیت مردم فلسطين را که احساس تنهايى و بىپناهى، شكستهاى پىدرپى نظامى، آوارگىهاى اجبارى و... موجب سرخوردگى و دلسردى اين ملت مظلوم شده بود.
موقعيت مردم جهان را در عدمحمایت از مردم فلسطين و اینکه اساساً بيشتر مردم دنیا با فلسطين آشنا نبودند، آنها هم که میشناختند بهعنوان تروریست میشناختند. موقعيت خود رژيم صهيونيستى را كه همهچیز را بر وفق مراد و کل منطقه را از آنِ خود میدید و تصور نمیکرد خوابهایش به هم بریزد. موقعيت حاميان رژيم صهيونيستى هم که خیالشان از آینده به خاطر حمایتهایشان به نفع رژیم کودک کش راحت بود، هم به هم خورد.
و موقعيت مقاومت که مهمترین نمادش جنبش فتح بود که آنها هم نتوانسته بودند الا چند مورد محدود کار مهمی انجام دهند و تحت تبلیغات رسانهای صهیونیستها بهعنوان افراد قسیالقلب و ضد بشری معرفی شدند و سرانشان هم از تفکر مقاومت فاصله گرفتند و مشغول کار سیاسی شدند.
که انقلاب و تفکر ناب امام روحالله آمد همه این موقعیتها را تغییر داد و هویتی به نام روز قدس درست کرد و مثل طوفان همه معادلات را به نفع مردم فلسطین تغییر داد؛ که یکی از دستاوردهای تفکر جهانی روز قدس مقاومت بینظیر امروز مردم غزه است. که ترس و تزلزل را به جان بزدلانِ ترسوی صهیونیست انداخته و الگویی برای مردم تحت ستم دنیا شده است.
امام یادگارانی دارد؛ اما روز قدس بهترین یادگار امام است. روز قدس روز بزرگی است. روز افشاگری است. روز برملا کردن ادعاهای دروغین حقوق بشری است. روز نشان دادن چهرههای کریه حمایتکنندگان از تروریسم دولتی و خونخواران استکباری است. روز قدس روز افول و شکست آمریکاست. روز قدس روز حفظ دستاوردهای انقلاب است. روز قدس روز استحکام مرزهای امنیت کشور است.
روز قدس روز حمله به نظام سلطهگر صهیونیستی است. روز مقابلهی مستضعفان با مستکبران و پیروزی بر آنان است. روز مقابله با ابرقدرتهای خود خوانده است. روز به خاک مالیده شدن بینی منافقین و صهیونیستهای حیوانصفت ددمنش است. روز قدس پشتوانه مجاهدان خط مقدم مبارزه با صهیونیستهاست. روز قدس یعنی غلط کردید حرف از نیل تا فرات زدید. روز قدس روز شنیدن صدای خرد شدن استخوانهای اسرائیل است. روز قدس، روز قدس است. روز قدس روز مرگ بر اسرائیل است.
بهترین نقشهای که از کره زمین بهزودی منتشر خواهد شد، نقشهای است که در آن جایی بهعنوان سرزمین اشغالی ندارد. اسرائیل قریب به 17 سال است غزه را تحت محاصره دارد، یک هولوکاست واقعی به وجود آورده و دائم هم تکرار میکند. مفهوم حقوق بشر را مسخره کردهاند و کسی بر این جنایت بینالمللی اعتراض هم نمیکند.
حالا این موجودی که اگر در میدان نبرد با رزمندگان حزبالله و حماس و نیروهای اینچنینی باشد چند روز بیشتر مقاومت نمیتواند بکند و آتشبس میدهد. خواست با کودک کشی موقعیتی پیدا کند که آنهم در شش ماه نتوانسته مقاومت مردم را کم کند، و سعی میکند دامنه جنگ را توسعه دهد و لذا اقدام به کارهایی مثل حمله مستقیم به کنسولگری ما میکند و بعد از ترسش میرود در پناهگاه، یا به تربیتشدگانش دستور میدهد برای جبران خسارت به مرزها حمله کنند.
دوستان توجه داشته باشید هر اقدام از روی انفعالی که دشمن انجام میدهد یعنی کار دارد درست انجام میشود و لذا ما نباید در میدان او عمل کنیم. گاهی دیده میشود در فضای رسانهای خواستهها و مطالباتی مطرح میشود که نجاتدهنده دشمن از باتلاقی است که برای خودش درست کرده است. این استیصال نشانه این است که راهبرد مقاومت و تقسیمکاری که بین اعضا و جبهه شده دقیق و کارا بوده است.
واکنش نشان دادن و تقاضای اقدام داشتن خوب است کما اینکه دیدید حضرت آقا هم فرمودند سیلی را خواهند خورد. کی و چگونه را هم خود ایران تعیین میکند نه دیگران. و البته مطالبه جدی همه مردم پاسخ قاطع و کوبنده به دشمنان است. حرفهای بدون کارشناسی و احساسی را در جامعه شایع کردن به ضرر است. دشمنان ما فکر میکنند اگر در جایی صبر راهبردی داریم، راه مبارزه را بلد نیستیم. میخواهند ما با احساسات ضد استکباری به مسئولین کشور فشار بیاوریم که علیه آنان اقدام داشته باشند. اولاً نگران نباشید صبح نزدیک است. ثانیاً ما احساسات ضد آمریکائی خودمان را هر جمعه مثل الآن با لعن بر آمریکا نشان میدهیم.
20 فروردین روز ملی فناوری هستهای و سالگشت قطع رابطه با آمریکا در سال 59 است. بااینکه ایران از اول پیروزی انقلاب تا امروز مکرر اعلام کرده است، بنا به توصیه اسلام تعامل و ارتباط با همه مردم دنیا را در چهارچوب مقررات بینالمللی و رعایت حقوق متقابل با کشورها قبول دارد؛ اما آمریکا خودش یکطرفه تصمیم به قطع رابطه گرفت و فکر میکرد، ایران به دستوپایش میافتد اما خیلی زود فهمید که تصمیم عجولانهای گرفته که چهلوچند سال است نتوانسته است مسئله را جمع کند.
حضرت امام فرمودند: «دولت آمريكا اين است كه داريد مىبينيد، مظلوم را در هر جا پيدا مىكند، پوست مىكند. هر جا بتواند، مىرود و بمب سرشان مىريزد. هر چه بتواند، ذخاير ملتها را مىبرد. ما بخواهيم روابط با اینها داشته باشيم؟ بهتر اين است كه ما با اینها روابط نداشته باشيم»؛ «ما ذلت را براى خاطر اينكه رابطه با يك ابرقدرت داشته باشيم، نخواهيم پذيرفت. شرافتى نيست رابطه داشتن با امثال آمريكا».
قطع رابطه کردند و دهها ظلم و تعدی تا شاید ایران را ساقط کنند، نتوانستند. بعد با تحریم و تشدید تحریمها تصمیم به مهار ایران گرفتند. و درست در اوج تحریمها و فشارهای سیاسی و اقتصادی روز بیستم فروردین ۱۳۸۵ ایران به فنآورى غنىسازى اورانیوم و راهاندازی یك زنجیره كامل غنىسازى دستیافت؛ و بهپاس قدردانى از تلاشهاى پرافتخار دانشمندان جوان کشور این روز را روز ملى فناورى هستهاى نامیدند.
یادآوری این روز به این جهت است که فراموش نکنیم براى دستیابى به این فنآوری مدرن، دانشمندان هستهاى ما سختیهای فراوانی را تحمل کردند و شهدای گرانقدری را تقدیم نظام اسلامی کردند. تلاشها و توانمندی که در افزایش اقتدار ایران در عرصه روابط بینالمللی بسیار مؤثر است. یاد و خاطره شهدای هستهای و موشکی را گرامی میداریم.
۲۰ فروردینماه سالگشت شهادت هنرمند متعهد و بسیجى، سید مرتضى آوینى، روز هنر انقلاب اسلامى نامگذارى شد. شخصیت بصیرِ موحدِ انقلابی حقطلبی که با هنر خود بیشترین تلاش را کرد تا در انتقال ارزشها و مبانى فكرى انقلاب اسلامى مثل استكبارستیزى، مطالبه گری، عدالتطلبی، دشمنشناسی و .... به نسل حاضر و نسل بعد مهمترین نقش را داشته باشد. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشورش بگرداند.
امروز توفیق داریم تعدادی از سربازان امام عصر ارواحنا فداه را رسماً لباس سربازی بپوشانیم تا در سنگر دفاع از دین و ارزشهای قرآن و عترت و انقلاب رسماً وارد شده با عزم و حزم و همت بالا در عرصه جهاد تبیین در مسیر خودسازی و جامعه سازی و تمدن سازی انجاموظیفه کنند. هم مواظب خود باشند هم اطرافیان خود را بهرهمند از معارف ناب کنند. عزیزانی که هم سیاستهای جهانی را میشناسند و هم حامی مستضعفان بوده در عرصههای مختلف اجتماعی حاضر و فعال میباشند. با زیست طلبگی در دام دنیاطلبان و راحتطلبان نمیافتند و با روحیه جهادی به مردم خدمت میکنند.
در این دورهای که فشارهای سیاسی و اجتماعی از اطراف مختلف به سمت طلاب علوم دینی و اساساً ارزشهای اسلامی شدت گرفته و حتی در مسائل معیشتی و اقتصادی هم مشقاتی را تحمل میکنند اقدام عزیزان، خودش اعلام موضع و مبارزهای است عملی و از طرفی تعظیم شعائر الله است. ما معمولاً در عید غدیر یا ۲۷ رجب و یا نیمه شعبان معمم میکنیم طلبهها را؛ اما دیدم در این روز استکبارستیزی و این روزی که علم مبارزه به دست ملت ایران است، اشخاصی که جلودار جامعه هستند و قوام اجتماع هستند در این روز معمم شوند و لباس سربازی به تن کنند، بهتر خواهد بود.
لباس طلبگی نماد دین و قرآن و عترت است. به عزیزانی که امروز تاج ملائکه بر سر میگذارند و افتخار لباس سربداری و سربازی امام عصر را پیدا میکنند تبریک میگویم و از خدای تعالی موفقیت در همه مراحل زندگی را خواستارم. امروز که روز پیمان با آرمان قدس است را برای این مهم انتخاب کردید به فال نیک میگیریم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1403/1/10 | 1403/1/10عملیاتی کردن سند ۲۰۳۰ در کشور خیانت به اسلام و قرآن و اهلبیت و انقلاب است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه36
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا تکریم مهمان و رعایت حال همسایگان را وظیفهی خود میدانند. رسول خدا در گزارشی که از شب معراج داشتند فرمودند درهای بهشت هشت در است؛ و بر سر هر دری کلماتی نوشته شده است. رسیدیم به درب چهارم که بر سر آن نوشته است: لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه، على ولى اللّه، هر كس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، (این عبارت در هر چهار بخش تکرار شده) بايد ميهمان را احترام گذارد؛ و بايد همسايۀ خود را گرامي بدارد؛ و باید به پدر و مادر خود نیكى كند؛ و باید سخن نیكو بگوید یا ساكت بماند.
اکرام و احترام مهمان در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد. چون این رفتار اجتماعی، غیر از اجر و پاداش فراوان اخروی، باعث الفت و انس بیشتر بین مؤمنین شده ایجاد وحدت و برادری میکند. اهمیت صلهرحم بیشتر برای اطلاع از حال یکدیگر است.
برای مهمان و میزبان توصیهها و وظائفی تعیین شده است. البته ممکن است بعض افراد چون فضیلت مهماننوازی و برکات و آثاری که بر آن مترتب است را نمیدانند، مهمان را دردسر و مایه زحمت بدانند. در حالیکه رسول خدا فرمودند: مهمان راهنمای بهشت است؛ و فرمودند: هرگاه خدا خیر مردمی را بخواهد برایشان هدیه میفرستد. گفتند: آن هدیه چیست؟ فرمود: مهمان که با روزی خود میآید و گناهان اهل خانه را میبرد.
به حضرت ابراهیم علیهالسلام پدر مهمانان لقب دادهاند؛ چون هر وقت میخواست چیزی بخورد مقداری راه میرفت تا کسی را برای همغذا شدن با خود پیدا کند. باید از این مهمانی دادنها و رفتنها قصد تقرب الهی و انجام سنت رسول خدا را داشته باشیم، فقیر و غنی را دعوت کنیم. بستگان نزدیک و همسایگان اولویت دارند. در مهمانی فخرفروشی نکنیم.
یکی از آداب دعوت مهمان این است که اگر برای کسی مهمانی رفتن دشوار و سخت است او را دعوت نکنید. از موارد تکریم مهمان این است که غذا را بهموقع و بهقدر کفایت حاضر کنند. در روایت دارد عجله کار شیطان است مگر در پنج چیز که شتاب در آن سنت رسول خداست؛ که یکی از آن موارد طعام آوردن برای مهمان، برداشتن و تجهیز میت و شوهر دادن دختر دوشیزه و اداء دین و توبه از گناهان.
در آداب تکریم مهمان دارد که با روی گشاده و کلام خوش، استقبال کنید. در روایت دارد هرکس مهمان را گرامى دارد گویا هفتاد پیامبر را گرامى داشته و هرکس درهمى به مهمان انفاق کند گویا یکمیلیون دینار در راه خدا انفاق کرده است. امام باقر علیهالسلام فرمود: به کار گرفتن مهمان جفاست.
روش پذیرائی از مهمان خوانده و ناخوانده فرق دارد. اجمالاً اینکه میزبان در پذیرایی از مهمان دعوتشده، باید همه توان خود را بکار گیرد و از چیزی دریغ نکند؛ اما در پذیرایی از مهمان ناخوانده لازم به تکلف و سختی انداختن خود نیست. یا موقع رفتن مهمان خوب است تا درب منزل مشایعت شود.
یک نکته عرض کنم و آن اینکه امشب شب قدر است؛ ما همه مهمان خداییم و او از همه بهتر این آداب را رعایت میکند. اولاً خودش همه ما را دعوت کرده «دعیتم فیه الی ضیافه الله»؛ پس ناخوانده نیستیم. در روایت دارد میزبان باید به اندازه توانش برای پذیرائی از مهمان تلاش کند، حالا ما مهمان کریمی هستیم که توان او حد ندارد. وظیفه دیگر بدرقه مهمان با احترام و گشادهروئی است. امشب که در مساجد هستید بدانید تا در مسجد که خانه خودش است شما را مشایعت میکند. آداب فراوان است من به بعض امور اشاره میکنم.
اما مطلب دوم درباره رعایت حال همسایگان که تأکید جدی شده است. اولاً در قرآن کریم آیه 36 سوره مبارکه نساء راجع به همسایه که فامیل باشد یا غریبه تذکری داده است که رسول خدا در ذیل آیه شریفه فرمودند: احترام همسایه بر انسان، همانند احترام مادرش است.
و شهید این ماه امیرالمؤمنین علیهالسلام هنگام شهادت فرمودند: خدا را خدا را درباره همسایگانتان که آنان سفارش شده پیامبر شمایند و حضرت چندان درباره همسایگان سفارش کرد که گمان بردیم آنها را ارثبر قرار دهد. خوب همسایگی کردن عمر را زیاد میکند.
بعد یک روایت خیلی پرمعنا از امام کاظم علیهالسلام هست که فرمودند: حسن همسایگی این نیست که آزار نرسانی بلکه حسن همسایگی این است که در برابر آزار و اذیت همسایه شکیبا باشی. حالا ببینید در این آپارتمانها و این مجتمعها چه ناراحتیها که درست نمیشود. صدای بلند و سروصدا و پارک ماشین و شستن و نظافت و حقوقالناس و امثال اینها.
امام رضا علیهالسلام فرمود: از ما نیست کسی که همسایهاش از شر او در امان نباشد. این ننگ برای ما نیست که جوری زندگی کنیم که امام ما از ما راضی نباشد؟! البته مشکل از وقتی بیشتر شد که سبک زندگی اسلامی را کنار گذاشتیم و به زندگی غربی رو کردیم. خانههای با روح و بانشاط و معنوی یک طبقه و دوطبقه را رها کردیم و خواستیم متمدنانه در قفس با آزار رساندن به دیگران زندگی کنیم.
آخرین روایت این بخش از رسول خدا است، حضرت فرمود: حق همسایه است که اگر از تو کمک خواست کمکش کنی، اگر از تو قرض خواست به او قرض بدهی، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف کنی، اگر مصیبتی دید او را دلداری دهی، اگر خیر و خوبی به او رسید به وی تبریک گویی، اگر بیمار شد به عیادتش بروی، وقتی مرد در تشییعجنازهاش شرکت کنی، خانهات را بلندتر از خانه او نسازی تا جلو جریان هوا را بر او بگیری مگر آنکه خودش اجازه دهد. هرگاه میوهای خریدی برای او تعارف بفرستی و اگر این کار را نکردی مخفیانه میوه را به خانهات ببر، فرزندت را همراه میوه در دست بیرون میار که بچه او ناراحت شود، با بوی دیگت او را ناراحت نکن مگر آنکه مقداری از غذا را برای او بفرستی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل تسویف و امروز و فردا کردند نیستند؛ و کارهای خود را بهموقع و در زمان خودش انجام میدهند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 275 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «جَاهِلُكُمْ مُزْدَادٌ و مُسَوِّفٌ». مزداد یعنی مرتكب گناه فراوان. مسوّف یعنی كسىكه امروز و فردا كرده و توبه را به تأخير مىاندازد. نادان شما گناه زيادى مرتكب مىشود و امروز و فردا مىكند. در بعض نسخهها دارد: «جَاهِلُكُمْ مُزْدَادٌ و عالمكم مسوّف» يعنى داناى شما كار را به تأخير مىاندازد.
فرصت ناب رمضان الکریم از نیمه گذشت؛ و به شبهای پر قدر، قدر رسید که انشاءالله همه قدر بدانیم. شب قدر، ظرف تقدیر است. تقدیر یعنی اندازهگیری. خدای تعالی نظام خلقت را بر پایه اندازه خلق کرده است. در سوره مبارکه رعد آیه 8 فرمود: «وَ كُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ». شبی است که جهت یکساله بلکه همه عمر ما تنظیم میشود. باید مواظب باشیم که چه میخواهیم.
خیلی اهمیت بدهیم به شبی که از هزار شب بالاتر است. دیدید که گاهی نگاه میکنیم به گذشته خودمان و میگوییم عمرمان هدر رفت؛ خب این یک شب بهاندازه عمر هدررفته ارزش دارد. معادل 84 سال است؛ یعنی یکعمر؛ پس آن را زنده کن. شب قدر شب توجه به امام عصر ارواحنا فداه است. بخصوص شب 23 ماه مبارک رمضان. هر طور میتوانید توجه کنید.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کفاره گناهان بزرگ یکی «إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ» است. اغاثه ملهوف مصادیق فراوانی دارد. هر فرد مظلوم و بیچارهاى را شامل میشود؛ بیمار، گرفتار، طلبکار، فقیر، زندانى بىگناه، حتی حیواناتی که احتیاج به کمک داشته باشند را هم میگیرد. خلاصه هر کس که احتیاج به کمک داشته باشد را شامل میشود؛ و کسى که به کمک این افراد شتاب کند کانّ بهترین استغفار را کرده است. یادتان باشد ارزش کار در اینجا به این است که خودتان اقدام کنید قبل از آنکه او درخواست کمک کند.
امروز بزرگترین ملهوف و کسی که فریاد کمکخواهی میزند امام زمان است. در دعای ندبه میگوییم «این المُضطَرُّ الذی یُجابُ اذا دعا». آن مضطر کجاست؟ «عَزیزٌ عَلَیَّ» بر من سخت است که تو کمک بخواهی و من نتوانم به تو کمک کنم. بر من سخت است که تو نیاز داشته باشی و مردم نسبت به تو بیتوجه باشند. دعای ندبه واقعاً ندبه است. میگوید: «هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَاُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُكَاءَ». آیا کمککنندهای هست كه فریاد و گریه را در كنارش طولانى كنم؟ آیا بىتاب و جزعکنندهای هست كه او را در بىتابىاش، هنگامیکه خلوت كند یارى رسانم؟ اگر کمک به یک انسان که به کمکِ ما نیاز دارد، کفاره گناهان کبیره است، پس به فریاد امام زمان رسیدن، چه اثری در زندگی انسان دارد؟! ببینید برای امامتان چهکار میتوانید بکنید.
برای خودتان هم مواظب باشید فقط به خود حیوانی نپردازید. بخواهید آنها را هم همهچیز بخواهید اما به حقیقت خودتان توجه داشته باشید. بالاخره این خواستهها در اختیار حضرت قرار میگیرد برای امضاء؛ کوچک نبینید. عافیت بخواهید که همهچیز را در برمیگیرد. برای همه هم دعا کنید. من برای همه شما، توفیق باشد دعا خواهم کرد شما هم بنده را فراموش نکنید.
دیدید گاهی لباس انسان لکهدار میشود چایی، غذائی چیزی ریخته میشود انسان با کمی آب آن را پاک میکند اما گاهی به لباس انسان چربی و رنگ میچسبد این دیگر با آب پاک نمیشود مواد پاککننده قوی میخواهد. این خطاها و گناهان ما مثل چربی به ما میچسبد، شب قدر میخواهد تا آنها که یک سال جمع شده را با انابه و توبه پاک و سفید کنیم.
این را بدانید که با یک مولای کریمی امشب مواجه هستید که فراهم کرده همه شرایط را تا همه چیزهای خرابشده را درست کند. چه مولایی داریم! چقدر زیبا گفت امام زمان در دعای افتتاح «فَلَمْ اَرَ مَوْلاً کَریماً اَصْبَرَ عَلی عَبْدٍ لَئیمٍ مِنْک». خدایا هیچ مولای کریمی چون تو را ندیدهام که اینهمه صبور باشد و بنده پستی چون من را تحمل کند.
شب قدر فرصت فراهم است تا انسان به آنچه هدف خلقتش بوده برسد. حالا شبهای قدر با این جلالت با شهادت مولای مظلوم ما امیرالمؤمنین علیهالسلام هم قرین شده. امامی که با شهادتش، منادی صدایش بلند شد که ارکان هدایت فروریخت. این کلماتی که جبرئیل در لحظه ضربت خوردن امیرالمؤمنین گفته خیلی مهم است و احتیاج به شرح دارد.
فقط این تذکر را میدهم چون روز نوزدهم روز نهجالبلاغه است، با نهجالبلاغه انس بگیرید و ارتباط داشته باشید. هم عقیده است، هم تاریخ است، هم اخلاق است، هم بصیرت است. میتوانید در این کتاب با امام انس بگیرید.
چه لحظهای بود آن هنگام که تیغ برانی فضا را درنوردید و بر پیشانی فرزند کعبه نشست. جایی که قبلاً مجروح شده بود. صدای امام بلند شد فزت و رب الکعبه. خدای تعالی ما را از شیعیان و محبان و موالیان حضرت قرار دهد. ضمناً به خاطر تقارن روز طبیعت با شهادت حضرت مواظب باشید حرمت آن روز حفظ شود.
یکی از روزهای بزرگ تاریخ معاصر که از آن بهعنوان ایامالله یاد میکنیم و حاصل قیام مردم مسلمان و مؤمن ایران به رهبری حضرت امام ره است، روز 12 فروردین است. روزی که مردم بر جاهلیت دوم خط بطلان کشیدند و با رأی قاطع، حکومت الله را انتخاب کردند تا احکام و آرمانها و ارزشهای اسلامی مستقر شود.
حالا اینجا جای سخن و بحث دارد. وضعیت بعضی از احکام در این روزها واقعاً میبینید که چگونه است. کمکاری بخش زیادی از مسئولین و قسمتی از دستگاهها واقعاً ناراحتکننده است؛ و باید افسوس خورد که بهموقع اقدام نکردند. این مسیری که دارد طی میشود سرازیری است؛ که اگر جلوی آن گرفته نشود و اقدام عاجلی صورت نگیرد سقوط ارزشها قطعی است. این را باید توجه کرد. ما در طول این سالیان مکرر عرض کردیم و فریاد زدیم، نهیب زدیم، تشر زدیم. بخش زیادی از آن دست دستگاههایی است که باید اقداماتی را داشته باشند.
جمهوری اسلامی آغاز حرکت پایانی بشر به سمت نور و امید و برقراری عدالت و آماده شدن برای درک طلوع خورشید ولایت عظماست. حضرت امام دراینباره فرمودند: «مبارك باد بر شما روزى كه پس از شهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنجهاى طاقتفرسا، دشمنِ غولصفت و فرعون زمان را از پاى درآورديد و با رأى قاطع به جمهورى اسلامى، حكومت عدل الهى را اعلام نموديد».
بعد حضرت آقا درباره ویژگی جمهوری اسلامی در بیانیه گام دوم فرمودند: «جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدت حساس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند».
و امروز بعد از گذشت چهلوچند سال از پیروزی انقلاب حرکت جمهوری اسلامی نهتنها كُند و ضعيف نشده است، بلكه توفندهتر و پرتوانتر از گذشته با همت و درصحنه بودن نسل پویا و فعال و جوان به حركت خودش در جهت فتح قلههای بالاتر باصلابت تمام درحرکت است.
آثار انقلاب که بیداری ملتها بود را در نقاط مختلف جهان و منطقه میتوان دید. البته دشمنان نظام اسلامی در طول سالیان بیکار نبودهاند و در این زمان بخصوص بر دو هدف بیشتر تمرکز کردهاند. اول اینکه مردم را خسته کنند. چون انقلاب ما از روز اول تا امروز مردم پایه بوده است. همه شما با نقش مردم در پیروزی انقلاب، نقش مردم در تأسیس و تثبیت جمهورى اسلامى، نقش مردم در انتخاب مسئولین بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، مكلف بودن مسئولین در برابر مردم برای پاسخگو بودن به عملکرد خود و بهرهبردارى از فكر و عمل مردم در اعتلاى كشور توجه دارید.
در پیام نوروزی و شعار امسال هم حضرت آقا به حضور مردم و نقشی که در جهش تولید دارند و باید داشته باشند تأکید کردند؛ یعنی اقتصاد بدون نقش مردم موفقیتی ندارد لذا دولت باید شرایط لازم برای ورود مردم در قالبهای مختلف مثل تعاونیها یا احیاء اصل 44 قانون اساسی اقدام ویژه داشته باشد؛ و قطعاً برای اینکه مردم وارد این عرصه بشوند لازم است مفهوم مشارکت مردمی در فعالیتهای اقتصادی درست تبیین شود؛ و حتی الگوهای مناسبی ارائه شود و الا ممکن است خودش ایجاد معضل کند.
مطلب دومی که دشمن دنبال میکند این است که مسئولین را در اهداف مربوط به اداره کشور، سست کنند که ایستادگی مساوی است با ناامیدی آنان. اینها بعد از گذشت اینهمه سال و اینهمه ظلم و جنایتی که در حق ملت ما کردهاند و هیچ به دست نیاوردهاند در چه فکری هستند؟ امروز هم مثل روز اول فریادمان بلند است که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
البته یکمشت واداده غربزده بیهویت دینی و بیهویت ملی برای خوشحال کردن ولینعمتهای خود و آرزوهای دستنیافتنی که دارند دل بستهاند به رئیسجمهور شدن آن فرد دیوانه در آمریکا. متأسفانه هنوز نفهمیدهاند که در سیاستشان برعلیه ایران فرقی بین جمهوریخواه و دموکرات نیست؛ اما البته آنها بهخوبی میدانند که دست برتر منطقه، ایران است. لذا هر فرصتی پیدا کنند لگدی میزنند.
و اما راجع به فلسطین مرور کوتاهی داشته باشیم از این شش ماه؛ که حضرت آقا در دیدار با دبیر کل جهاد اسلامی و رئیس دفتر سیاسی حماس از طوفان بهعنوان پدیده الهی یاد کردند و نوید پیروزی را دادند، انشاءالله نتیجه این دیدار پیروزیهای آینده باشد؛ که قطعاً اینطور است. آنها هم میآیند ازاینجا استضائه میکنند و نور میگیرند؛ رهنمود میگیرند و آثارش را انشاءالله در آینده نهچندان دور خواهید دید.
در یک طراحی پلید و خبیث استکباری، بنا بود در مسیر عادیسازی روابط 20 کشور به همراه عربستان با صهیونیستها، همزمان مردم فلسطین را از سرزمینشان اخراج کنند؛ و مردم غزه را کوچ اجباری دهند و مردم کرانه باختری را به اردن و مصر بفرستند و تمام سرزمین فلسطین را در اختیار صهیونیستها قرار دهند؛ و ادامه این مسیر در کانال سوئز و النهایه تضعیف ایران بود که طوفان الاقصی بپا شد و این نقشه به هم خورد.
مقاومت فلسطین با طراحی دقیق و هوشمندانه مسیر را تا امروز پیش برده و برای آیندهای طولانی برنامه دارد؛ و تا امروز هم ابتکار عمل را از دست نداده و هرچه طرف مقابل خواسته است با کشتار وحشیانه و انواع جنایات برای خود برتری درست کند، نتوانسته است؛ و البته گروههای دیگر مقاومت هم مثل حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق، جمهوری اسلامی و دولت سوریه با بصیرت کامل و تقسیمکار مشغول وظیفه هستند. البته امروز هم باز اسرائیلیها بخشی از سوریه را بمباران کردند و جنایاتی را انجام دادند که خیلی هم سنگین بود.
صهیونیستها دچار سردرگمی شدهاند، نمیدانند چگونه با مقاومت مواجهه شوند و خود را نجات دهند. آبروی نداشته آمریکا هم در این جریان بیشتر از گذشته ریخت و روشنتر از قبل همه دنیا با حقوق بشر آمریکائی آشنا شدند؛ و البته این را باید مستکبرین بدانند که مقاومت میتواند هرلحظه که بخواهد طوفان دیگری به راه بیندازد.
امسال روز قدس در جهان اسلام و در دنیا و بخصوص در ایران دیدنی خواهد بود. مردم غزه و فلسطین باعزت و صلابت و شهدایی که تقدیم میکنند نفس اسرائیل را در این روزها به شماره انداختهاند. فقط ننگ بر بیغیرتهای جهانی اعم از سازمانها و کشورها. چگونه برای فرزندانتان در آینده از انسانیت سخن خواهید گفت؟
دو تذکر هم بدهم؛ اولاً ضمن تشکر از فعالیتهای مؤثر دستگاه دیپلماسی کشور و شخص وزیر محترم خارجه، لازم است این مطلب تذکر داده شود که سفیر جمهوری اسلامی با سفرای دیگر کشورها فرق دارد و باید موازین اسلامی و انقلابی را بخصوص در داخل سفارت که خاک ایران محسوب میشود بهدقت رعایت کند. باید حافظ آرمانها و ارزشها باشد و پیام عزت و اقتدار داشته باشد.
عکسهایی از سفیر ایران در آذربایجان در یک مصاحبه دیدم که در شأن سفیر نظام اسلامی نیست. ارزشها و آرمانهای اسلامی و انقلابی در آن نادیده گرفتهشده. بعلاوه خود مصاحبه هم از قوام و اقتدار و عزت لازم ظاهراً برخوردار نبوده است. لذا جا دارد وزیر محترم اقدام عاجل و انقلابی در این زمینه نسبت به این سفیر داشته باشد؛ و آن کاری که لازم است را انجام دهد.
هشدار دیگری که عرض میکنم این است که در سند 2030، هفده هدف توسعه پایدار و 196 هدف جانبی بیانشده است. هدف پنجم آن، برابری جنسیتی عنوانشده که زن و مرد باهم برابرند؛ که با این هدف مسائل خاصی در حوزه بانوان دنبال میشود. اسلام قائل به عدالت جنسیتی است نه برابری جنسیتی که حالا اینجا بحث دارد.
اما آنچه عرض میکنم این است که بنا نبوده این سند در ایران اجرا شود اما به بهانهها و عناوین مختلف و موذیانه آن را عملیاتی میکنند؛ در مدارس یکجور درجاهای دیگر یکجور؛ که یکی از آن موارد میتواند همین داوری فوتبال بانوان باشد؛ که آرامآرام وارد میدان هم بشوند و عادیسازی کنند. این بسیار امر خطرناکی است.
به اسم برابری جنسیتی یک داور خانم با یک داور آقا باهم دیگر وسط میدان؛ الان این کار را نمیکنند ولی مسیر دارد به این سمت طی میشود. اخیراً دو نفر را انتخاب کردند. من از باب وظیفه این هشدار را دادم، عملیاتی کردن سند 2030 در کشور خیانت به اسلام و قرآن و اهلبیت و انقلاب است. آنان که باید پیگیری کنند حتماً به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1403/1/3 | 1403/1/3وجهه همت مسئولین اجرایی باید عمل به شعار سال باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه37
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا کم میخورند و کم حرف میزنند و کم میخوابند. نوشتههای سر در بهشت را که شب معراج رسول خدا دیده بودند رامباحثه میکردیم. برسر در سوم بهشت نوشته است: لاالهالّااللّه، محمدرسولاللّه، علىولىاللّه، هر چیزى زینت دارد و زینت سلامتى در دنیا چهار خصلت است. كمخورى، كمگویى، كمخوابى، كم راهرفتن.
واقعاً اگر خوب دقت کنید میبینید، اگر مراقبت نشود، همین چهارتا بیشترین آسیب را به سلامتی انسان میزنند. گفت: صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکری به دوام، ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. کنترل این چند چیز و متعادل نگه داشتن موارد ذکر شده از مهمترین دستور العملها برای طی مسیردرست بندگی است.
کم خوری، انسان باید مواظب خورد و خوراک خود باشد و اهل افراط و تفریط در این زمینه نباشد. یعنی به اندازه بخورد. کمخوری علاوه بر سلامت جسم، آثار معنوی فراوان دارد. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: هر کس در خوردن اندازه نگه دارد، تن درستیاش فزونی گیرد و اندیشهاش سالم ماند. قبلاً به مناسبتی راجع به کم خوری نکاتی به عرض شما رسیده، فقط این را اشاره میکنم که: از حکیمی پرسیدند: حکمت با چه چیز به دست میآید؟ گفت: با کم خوری. از عابدی پرسیدند: صورت عبادت چیست؟ گفت: کمخوری. از زاهدی پرسیدند: زهد چگونه به دست میآید؟ گفت: با کمخوری. از عالمی پرسیدند: علم از چه راه تحصیل میشود؟ گفت: با کمخوری. از پزشکی پرسیدند: سلامتی از چه راه به دست آید؟ گفت: با کمخوری.
مورد دوم کم گوئی و سکوت است، که این صفت انسان را از گناه نجات میدهد. البته نه در جائی که باید بگوید و از حق دفاع کند. رسولخدا فرمودند: کسیکه ازگفتن حق ساکت است شیطانی دهان بسته است. باید زبان در کنترل صاحبش باشد و الا مخاطرات فراوانی را بوجود میآورد. روایات، مواردی از گرفتاری که زبان بوجود میآورد را تذکر داده است. امیر المومنین علیه السلام فرمودند: زبان، درندهای است که اگر رهایش کنند، میدرد. مقابل کم گوئی زیاده گوئی است.
امیر المومنین علیهالسلام فرمودند: آن که کلامش زیاد باشد، لغزشش زیاد خواهد بود و آن که لغزشش بسیار باشد، حیای او کم میشود. هر که حیایش کم شود، پارساییاش کم میشود و هر کس که پارساییاش کم شود، قلبش خواهد مُرد و آن کس که قلبش بمیرد، گرفتار دوزخ خواهد شد. عاقل مدیریت گفتار دارد. امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: آنگاه کهعقلکامل شود، سخن کاهش مییابد. و فرمود: کم گوی تا از ملامت در امان مانی.
صفت بعدی کم خوابی است. یعنی اعتدال در خوابیدن و بیدار ماندن رعایت شود تا جسم و روح آسیب نبیند. خوابیدن در زندگی مسلمان یک برنامه تنظیم شده باید باشد. کی بخوابد؟ چگونه بخوابد؟ چه مقدار بخوابد؟ برای همه اینها دستورالعمل هست. و هرکدام آثارمادی و معنوی فراوانی همبه همراه دارد. یعنی اسلام برای بهرهمندی بهتر از زندگی برای تمام لحظات و کارها برنامه دارد. راجع به پرخوابی و کمخوابی در روایات مطالب فراوانی داریم. رسولخدا فرمودند: یکی از بدترین چیزهایی که درباره امتم هراس دارم پرخوابی است. امیر المومنین علیهالسلام فرمودند: اهل دنیاکسی است که خوابش بسیار باشد. و فرمود:پرخوری و پرخوابی روح را فاسد میکنند.
واقعاً اگر به همین دستورات عمل کنیم چقدر در آرامش جسم و جان ما موثر است. امام صادق علیهالسلام فرمود: چهار چیز است که مقدار کم آنها هم زیاداست: آتش، خواب، بیماری و دشمنی. مقدار کم هر یک از این چهار چیز را ناچیز نشمارید چون میتوانند منشاء مشکلات فراوانی باشند. خلاصه خواب درزندگی مسلمانازروی حکمت طراحی شده کهبرای رسیدن به آثار آن باید طبق قاعده عمل کرد.
مثلاً امام هادی علیهالسلام برای لذت بخشتر شدن خواب دستور شبزنده داری دادند. یا در روایت دارد: از پرخوابی بپرهیز زیرا پرخوابی صاحب خود را در روز قیامت تهیدست میگذارد. حالا برای همین خوابیدن آدابی بیان شده که باید در زمان دیگری بحث شود. مثل با وضو خوابیدن، رو به قبله خوابیدن، دعا خواند قبل و بعد خواب و ... مثلا رسول خدا فرمود: هر گاه بندهاى هنگام خوابش بگوید: بسماللّهالرحمنالرحيم، خداوند به فرشتگان میگويد: به تعداد نفسهايش تا صبح برايش حسنه بنويسيد.
خصلت چهارم که زینت سلامتی در دنیاست، کم راه رفتن است که ظاهراً کنایهای باشد برای کم توجهی به شهوات. در این بخش هم دستورالعمل های فراوانی از اولیاء دین داریم. مثلاً: امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: انسان آزاد اگر به بردگی بندگان خود تن در دهد بهتر از آن است که بنده شهواتش شود. و فرمود: کسیکه مالک شهوت خود نباشد مالک عقل خود نخواهد بود. اگر کسی خود را تربیت کند و عادت دهد که در قوه شهوت افراط و تفریط نداشته باشد و بلکه اگر ترک کند، این کار عبادت است.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: ترک شهوتها، زیباترین عبادت و برترین عادتهاست. و اگر جوانی در دوران جوانیش خود را حفظ کند، در نزد خداوند مقام بلندی دارد. رسول خدا فرمودند: خداوند متعال به وجود جوان عبادت پیشه بر فرشتگان مینازد و میفرماید: بنگرید این بنده مرا، به خاطرمن از شهوت خویش دست کشیده است. مهمترین راه کنترل شهوات کنترل چشم است. که صیدگاه شیطان است و تیرهائی که میاندازد به خطا نمیرود. ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای تمرین نجات پیدا کردن از این خطاهاست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به خاطر پرهیزکاری و مواظبتی که دارند، دچار غفلت وغرورنمیشوند.امیرالمومنینعلیهالسلامدرحکمت 274 ازحکم نهجالبلاغه فرمودند: «بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ». ميان شما و پند و اندرز، پردهاى از غفلت و غرور وجود دارد. غفلت مثل پردهای که فاصله میشود بین دو چیز، مانع تاثیرگذاری موعظه و نگاه عبرتآمیز و امثال ذالک میشود. خود غفلت به تعبیر روایات چرک جان آدمی است. جلوی فهم عقل را میگیرد. و در اینجا غفلتی از جنس غرور را حضرت فرمودند که نمیگذارد وعظِ واعظ، پذیرفته شود. خدایا ما در ماه تو در خانه تو مهمان هستیم به برکت این مهمانی پردههای غفلت را از جان ما کنار بزند و توفیق دوام ذکر به همه ما عنایت بفرما.
آغاز سال جدید را مجدداً به همه شما تبریک عرض میکنم؛ چون اول و آخر این سال ماه مبارک رمضان است و دو ولادت امام حسن هم دارد. انشاءالله سالی پر از رحمت و خیر و برکت و رشد و عزت و سربلندی برای ملت و دولت باشد؛ و انشاءالله همه از ایامی که در آن قرار داریم به احسن وجه استفاده کنیم و انس خودمان را با قرآن بیشتر کنیم و بر روی محاسن اخلاقی بیشتر کار کنیم و اگر مبتلا به رذیله ای هستیم از خودمان دور کنیم.
یکی از ابتلائات امروز جامعه ما متاسفانه دروغ و دروغ پراکنی است که توسط فضای مجازی و بعضی از رسانهها گستردهتر انجام میگیرد و این مثل سم مهلک جامعه را در معرض بی هویتی قرار میدهد.
ماه رمضان ماه انس با قرآن و تدبر در آیات الهی است. قرآن به ما یاد میدهد که کار شیطان، شایعه سازی و پراکندن شایعه و در نتیجه از بین بردن وحدت اجتماعی و اعتماد بین افراد جامعه است. شیطان و اذناب او به دنبال این هستند که مردم به جان هم بیفتند و نسبت به هم کینه داشته باشند و رحمت و رافت و اخوت اسلامی را از بین ببرند؛ که رسول خدا در ۱۲ ماه مبارک رمضان در همان سال اول هجرت بین مردم این اخوت را برقرار کردند؛ به خصوص بین مهاجر و انصار. بعد هم چند سال بعد به عنوان دستور قرآنی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» ابلاغ شد.
دشمن میخواهد این را از بین ببرد. خوب حواسمان باشد. اسلام به طور جد روی وحدت بین مسلمین و امت اسلامی بین مسلمانها با هم تاکید دارد و بخش مهمی از سیاست اسلامی را چه سیاست داخلی و چه سیاست خارجی همین مطلب دنبال میکند. در آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح فرمود «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» این دستور اسلامی است. این سبک زندگی را شیاطین میخواهند هر طور شده به هم بخورد.
امام رضوان خدا بر او قبلاً و حضرت آقا در دوران رهبری و قبلش و در همین سخنرانی روز اول امسال روی وحدت و اتحاد نیروها برای بار چندم تاکید کردند. این توصیهها را باید جدی گرفت. ایشان با آن دید بصیر و حکیمانه دارد نکات را میبیند و تذکر میدهد. بعد میگویند آقا چه سخنرانی خوبی کردند! خب این را برای عمل گفتند نه اینکه فقط بشنویم.
عرض کردم با دروغ و شایعه، بدبینی ایجاد میکنند. من چند هفته قبل به مناسبت، مفصل راجع به این روش دشمن صحبت کردم. متاسفانه میبینیم این مسئله در جامعه ما به انحاء مختلف در موضوعات مختلف خواسته یا ناخواسته توسط افراد بیتوجه و کم توجه و بعضی وقتها مزدور توسعه داده میشود.
رسول خدا فرمودند: «برای دروغگویی فرد کافیست که آنچه را میشنود برای دیگران بیان کند». هرچه میشنود میگوید. اگر هرچه شنیدی گفتی دروغگو هستی. باید یقین کرد. باید تحقیق کرد و صحت و سقم مطلب را فهمید.
یکی از رذائل اخلاقی قضاوت کردن افراد و پیش داوری درباره آنهاست؛ که متاسفانه امروزه خیلیها مبتلا به این رذیله هستند. تا میشنوند قضاوت میکنند و قضاوتشان را توسعه میدهند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «اگر کسی پرده حرمت کسی را بدرد، عیبهای درون خانه او برملا خواهد شد». این روایت فقط برای گفتن و رد شدن نیست. اگر توجه نداشته باشی حرفی را بزنی اگر در خانهات کاری کردی برملا میشود.
با آبروی افراد بازی میکنند، سرمایههای اجتماعی را میسوزانند و از بین میبرند. افراد مومن و متدین را با تهمت و افتراء متهم و بعد محکوم میکنند. وحدت مردم و امنیت اجتماعی را به هم میزنند. و نظام را ناکارآمد جلوه میدهند. از همه مهمتر بذر ناامیدی میپاشند و مردم را مایوس از آینده میکنند.
اگر دقت کرده باشید یکی از مطالب مهم مطرح در بیانیه گام دوم پرداختن به امید است. خود حضرت آقا در آنجا فرمودند: «توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسی همه قفلها هیچ گامی نمیتوان برداشت». بعد راجع به سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن که مایوس سازی مردم و مسئولان است تذکر دادند. خیلی مهم است مسئله امید.
آنقدر مسئله امید اهمیت دارد که ۶ فروردین را روز امید و شادباش نویسی نام گذاری کردند. خود حضرت آقا در بسط امید و از بین بردن یأس در جامعه حرف اول را میزند. اگر دقت کنید ایشان در تمام یا قسمت اعظم از سخنرانیهایشان دائم امیدآفرینی میکنند؛ امیدآفرینی واقعی و حقیقی و مبتنی بر دادههای صحیح.
در سخنرانی روز اول سال باز روی امید و اینکه جوانها جلوتر از نقشه دشمن حرکت کنند تاکید کردند. قبلا در بیست و چهارمین جلسه مجمع عالی فرماندهان سپاه، فرمودند: «از بخش زیادی از مسیر با وجود شیب تند عبور کرده و به قله نزدیک شدیم. بنابراین امروز روز خسته شدن و ناامیدی نیست؛ بلکه روز شوق و امید و حرکت است و مسئولان کشور باید با این روحیه حرکت کنند».
متاسفانه همین کلام را هم بعضی از رسانهها با سیاهنمایی و مسموم سازی از کار انداختند. دائم حرف از ناامیدی میزنند. نمیشود و این کار به نتیجه نمیرسد و حرفهای دلسرد کننده! بعضی از مسئولین هم با رفتارهایشان؛ بعد هم رسانهها ضریب میدهند. این امور خیلی خطرناک است. غضب الهی را به همراه دارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای جامعه اسلامی و انقلابی برای اینکه دچار سقوط اخلاقی و امنیتی نشود این است که تقوای سیاسی را رعایت کند. شایعه ناپذیر شود. جامعهای که تقوا دارد شایعه پذیر نیست. این را از آیات و روایات به دست میآوریم.
پخش شایعه را بدانید که حربه منافقین است. راجع به دولت، راجع به افراد، راجع به موضوعات مبتلا به، شایعه درست میکنند. نباید زود باور و ساده انگار و ظاهر بین بود و در قضاوت عجله کرد. باید دید خبری که نشر داده میشود از چه منبعی است! چه معتبر باشد چه غیر موثق، چه تاثیری بر فرد و اجتماع دارد؟! اینها را باید کاملاً بررسی کرد. وقتی خبری را میشنویم نباید زود قضاوت کنیم. هرگز نباید آن خبر را منتشر کنیم. باید تحقیق کرد.
فقط شما به جریان اِفک که در قرآن آمده توجه کنید. قرآن با لحن تند و توبیخی مسلمانان را از سه جهت مذمت کرده در این قصه. اصل ماجرا را قرآن اشاره کرده؛ مربوط به تهمتی است که به یکی از همسران رسول خدا -ماریه قبطیه- زده شد. در آیه دوازدهم سوره مبارکه نور، خدای تعالی با غلاظ و شداد برخورد میکند. «چرا زمانی که تهمت را شنیدید مردان و زنان با ایمان نسبت به خویش گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتی بزرگ و آشکار است».
سه جهت؛ اول به خاطر بدگمانی به همسر رسول خدا و زودباوری آنها در برابر شایعه؛ دوم، دامن زدن به شایعه؛ و سوم سکوت؛ عدم موضعگیری در برابر شنیدههای ناروا و عدم بیان و اعلام سریع. بعضیها میدانند میشناسند میفهمند ولی باز هم لال هستند در مسائل مختلف. پذیرش شایعه، انتشار شایعه و بیتفاوتی نسبت به شایعه، این سه تا را خدای تعالی در آیه ۱۲ سوره مبارکه نور دارد تذکر میدهد به مومنین.
آنچه قرآن کریم در این موارد به ما آموزش داده آیه ۶ سوره مبارکه حجرات است. فرمود اگر فاسقی برای شما خبری آورد تبیّن کنید. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» ای کسانی که ایمان آوردید اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید. مبادا از روی زودباوری و شتاب زدگی تصمیم بگیرید و ناآگاهانه به گروهی آسیب برسانید و بعد هم از عمل خودتان پشیمان شوید. آیه شریفه پیامهای فراوانی دارد. میگوید قبل از اینکه نادم و پشیمان شوید آگاهی و بصیرت خودتان را بالا ببرید.
این بحثی که دارم امروز میکنم عمومیت دارد نسبت به تمام مسائلی که در جامعه با آن مواجه هستیم. امروز مصداق کامل این فاسق خبر دهنده که تحریف و انحراف و دروغ پراکنی و شایعهسازی را در دستور کار خودش قرار داده، رسانههای فاسد و معاند و بوقهای تبلیغاتی استکبار و نوچههای مزدور داخلیاش هستند.
حتی این آیه به مسئولین هم تذکر میدهد که مواظب باشید بدون تبیّن در امور مهم سیاسی اجتماعی جامعه را از بین نبرید. یادمان باشد در جامعه به هر جهت افراد متدین و موجه و آبرومندی هستند که مورد اعتماد مردم هستند. مردم از آنها در مسائل مختلف حرف شنوی دارند. دشمن دیده در بزنگاهها این افراد شجاعانه وارد میدان تبیین میشوند، وارد عرصه روشنگری میشوند و با بیان و رفتارشان آن توطئه ها را خنثی میکنند، لذا دستور کار خودشان قرار دادند که اینها را در اذهان مردم تخریب کنند. تا در زمان مقتضی اگر این افراد به مردم چیزی گفتند حرف شنو دیگر نداشته باشند. مردم بگویند اینکه دارد این حرفها را میزند خودش فلان…
این یک خطی است که شروع شده و دارد ادامه پیدا میکند. باید مواظب بود. میگردند تا یک چیزی پیدا کنند و تخریب کنند و ترور شخصیت کنند و متاسفانه یک عده هم نابخردانه بازنشر میکنند و عدهای هم فرصت را مناسب میبینند که انتقامگیری کنند. البته همه باید مواظب باشیم چه مسئول و چه مردم عادی که در دام این قصهها نیفتیم. اینها سرمایه سوزی است. کاری نکنیم که دیگران استفاده کنند. در اینجور امور هم باید از خدا کمک خواست. گاهی مواقع انسان در دام غفلت می افتد. اگر ذکر نداشته باشیم و توجه نکنیم در دام غفلت میافتیم؛ لذا برای همه هست.
دستگاههای نظارتی و اطلاعاتی به نظر میرسد که در این امور نقش صیانتی خودشان را بیشتر اعمال کنند. به خصوص راجع به کسانی که مسئولیت دارند و اطرافیان مسئولین، بیشتر توجه کنند و تذکرات لازم را زودتر به افراد بدهند. و الا به هر جهت ممکن است که افراد در دام بیفتند. بعد هم شایعه ساخته میشود، بعد هم توسعه پیدا میکند، بعد هم جمع کردنش دیگر کار راحتی نیست.
یک وقت گفتند یکی از پسرهای حاج آقا اول جاده بیلقان آپارتمان چند طبقه ساخته. من صوت این گفتگو را شنیدم. دیگری گفت این که چیزی نیست آن یکی پسرش اول مصباح دارد یک واحد تجاری میسازد. میگفتند و با همدیگر میخندیدند. در صورتی که من اصلاً پسر ندارم. فقط دختر دارم. یک بنده خدا یک روز آمد گفت خانهای را به پسرتان اجاره دادم خیلی پسر مودبی است. من راضی هستم شما هم راضی باش. از او پرسیدم حالا ارزان دادی یا گران دادی؟ گفت به قیمت دادم. من هم گفتم من اصلاً پسر ندارم. میخواهم بگویم که اینطور شایعهسازی میکنند و یک عده هم باور میکنند و توسعه میدهند. باید مواظب بود که در دام نیفتیم.
مطلب بعدی ۱۵ ماه مبارک رمضان مصادف با هفتم فروردین سالگشت ولادت سبط النبی امام مجتبی علیه السلام روز اکرام و تکریم خیرین هم هست. بر همه شما مبارک باشد. شناخت ما نسبت به حضرات معصومین علیهم السلام خیلی کم است. نقش و جایگاه رفیعی که دارند را خوب نمیشناسیم. از کنارش به راحتی عبور میکنیم. حتی روایاتی که درباره آنهاست را خوب دقت نمیکنیم؛ با اینکه دریایی از معارف در این روایات که شخصیت ائمه را معرفی میکند وجود دارد. رفعت مقام و جایگاه آنها را و علت برخوردهایی که داشتند و سبک زندگی که داشتند از همین روایات میشود فهمید.
مثلاً رسول خدا درباره حضرت مجتبی فرمودند «لَوْ كانَ العَقْلُ رَجُلا لَكانَ الْحَسَن» اگر عقل در قالب انسان بخواهد جلوهگری کند امام حسن علیه السلام همان شخص است. یعنی امام مجتبی هیچ کاری بدون تدبیر و عقل انجام نداده. پشت تمام سیاست ورزیها و اقدامات و سکوت ها عقل بوده. لذا اگر کسی بخواهد بگوید امام مجتبی سیاست و تدبیر نداشت؛ ناچار شد حکومت را رها کند و تحویل بدهد، حرف بیربطی زده او را نشناخته. رسول خدا شهادت داده که او عقل مجسم است. پس حالا که او صلح کرده آیا باید بگوییم که سیاست بلد نبوده؟
در زیارت جامعه کبیره وقتی امام را معرفی میکند میگوید «ساسة العباد» سیاستمداران بندگان و مردم، ائمه هستند. خود حضرت سیاست را معنی میکند. از امام مجتبی پرسیدند سیاست چیست؟ فرمود: عبارت است از رعایت حقوق خدا و حقوق زندگان و حقوق اموات. و هر کدام از اینها را به ترتیب توضیح داد که حقوق خدا و زندگان و مردگان چیست. خلاصه فرمایش ایشان این است که سیاست اسلامی میشود رعایت حقوق خدا و حقوق مردم اعم از زنده و مرده؛ یعنی مدیریت صحیح برای تدبیر و اداره امور جامعه. امام مجتبی اینگونه تعریف کرده و خودش هم که عقل است.
این سیاست که سیاست خداپسندانه است، روش انبیا و مکتب اهل بیت است، این را فقط عقلی که در گرو هوای نفسانی نباشد میتواند بفهمد و اجرا کند. امام مجتبی چنین سیاست و تدبیری داشت. جالب است که بدانید تربیت یافتگان مکتب امام علی بن ابیطالب و اهل بیت و امام مجتبی مثل حضرت امام و حضرت آقا اینها هم وقتی در بحث سیاست وارد میشوند همینها را میگویند.
در فتوای حضرت امام در تحریرالوسیله وقتی نماز جمعه را مطرح میکند میگوید خطیب در خطبه دوم وظایفی به عهدهاش هست؛ در آنجا فتوا میدهد که امام جمعه باید در ضمن خطبه به مسائل دینی و دنیایی مسلمین و حوادث و اتفاقاتی که نفع و ضرر مسلمین در آن مطرح است بپردازد. مردم را نسبت به شئون سیاسی و اقتصادی و هرچه مربوط به استقلال آنهاست و روابط با کشورهای دیگر و نظامهای سلطه مطلع کند. بعد این عبارت را دارد که هر کس خیال کند دین از سیاست جداست نادان است که نه اسلام را شناخته و نه سیاست را.
آن وقت امام معصوم ما سیاست بلد نیست؟ همان سیاستش اسلام را حفظ کرد و تحویل امام حسین علیه السلام داد که رسول خدا فرمودند امام حسن و امام حسین هر دو امام هستند چه صلح کنند و چه قیام کنند. اینها را باید خوب بفهمیم.
از ویژگیهای خیلی مهم امام مجتبی کرامت بود، سفرهداری بود، مهربانی و شفقت بود. او را به کریم اهل بیت میشناسیم. روز ولادتش هم شد روز تکریم و اکرام. الحمدلله در استان البرز بحث رسیدگی به مستمندان و نیازمندان را هم گروههای مردمی و هم دستگاههای متولی مثل کمیته امداد خیلی خوب دارند پیش میبرند.
طرح موفقی هست به نام اکرام ایتام که به نظرم دوستان در این قسمت بهتر ورود کنید. البته تا جایی که من میدانم هیچ یتیمی در استان البرز بدون حامی نیست. تقریباً یک نفر ۵۰ هزار تومان میدهد و یک نفر را به صورت معنوی سرپرستی میکند. پولهایی هم که جمع میشود در بحث دارو و تحصیل و مسکن و مشکلاتی که دارند مصرف میشود. امکان دارد کسی ۵ تا از این ۵۰ هزار تومان به کسی بدهد؛ یا افراد بیشتری با پولهای بیشتری.
بالاخره این ۷، ۸ هزار نفری که یتیم و بد سرپرست در استان البرز وجود دارد، اینطور نیست که حامی نداشته باشند اما کم است. به نظر میرسد که عزیزان وارد این بخش شوید. من جلسه قبل روایاتی را راجع به تکریم ایتام گفتم که چه آثار فراوانی دارد.
اخیراً داستان جدیدی درست کردند که اعضای گروه ۷ که ۷ کشور صنعتی جهان هستند به کمک بعضی از خبرگزاریها برای جبران شکستهای پی در پی و مکرری که کشورهای استکباری و اذنابشان خوردهاند در جریاناتی که خودشان درست کردند، در یک اتهام ضد ایرانی و اقدامی در جهت ایران هراسی با یک گزارش ساختگی مدعی شدند که ایران اقدام به ارسال دهها موشک بالستیک برای روسیه کرده.
شکست خوردند، گرفتار شدند، گیر کردند میخواهند خودشان را نجات دهند. برای اینکه خودشان را نجات بدهند سعی میکنند ایران را چهره خطرناک در محیط بینالمللی معرفی کنند تا بتوانند همکاریهای بینالمللی را با ایران که فراهم شده را محدود کنند. و بعد هم بعضیهایشان تهدید به اقدام تقابلی کردند.
جالب است که خود دولت آمریکا هم اعلام کرده هیچ شاهدی دال بر انتقال موشکهای بالستیک از سوی ایران به روسیه نداریم و نیست؛ اما باز قطعنامه میدهند و ایران را محکوم میکنند. معلوم میشود غیر از فرافکنی چیزی نیست. غریقی است که دارد دست و پا میزند تا خودش را نجات بدهد و آبرو بخرد.
آنجا موفقیتی نداشتند درمورد روسیه و اوکراین. در غزه هم همینطور. حماس یک گروه فلسطینی است؛ یک گروه چریکی است. لشکر نیست. ارتش نیست. خودشان تا امروز میگویند که ما۹۰ درصد از توان خودمان را هم به میدان نیاوردیم؛ اما توانسته مدعی چهارمین ارتش بزرگ دنیا را بدون هیچ دستاوردی چند ماه مستاصل کند و آبرویش را در دنیا ببرد؛ بیشتر ببرد چون آبرویی نداشته و به تعبیر حضرت آقا برای آنها باتلاق درست کند.
به نظر میرسد لااقل در این فقره مردانه عمل کنید. بیایید با صدای بلند بگویید که شکست خوردیم. و خودتان را از این مهلکهای که در آن قرار گرفتید نجات بدهید. چند صباحی زنده بمانید ولی به زودی نابود خواهید شد. بدانید مثل کرم ابریشم برای خودتان پیلهای درست کردهاید که هرچه تقلا کنید زودتر هلاک میشوید و به این شعاری که نثار اسرائیل میکنیم نزدیکتر میشوید.
شعار سال را آقا «جهش تولید با مشارکت مردم» نامگذاری کردند و بخشی را در سخنرانی روز اول تبیین کردند. واقتصاد مردم پایه را مطرح کردند. جهتگیری سال آینده را به طور مشخص روشن کردند. اما این شعارها تا عملیاتی نشود نقشی ندارد. باید عملیاتی شود. باید وجهه همت مسئولین اجرایی عمل کردن به این شعار باشد. و الا مثل خیلی از حرفهایی که زده میشود بنرش کنیم و بر سربرگ دفترها بنویسیم فایده ندارد. باید در فرصتی بگویم که چگونه عملیاتی میشود؛ این مسئله مهمی است.
نکات بسیار مهمی را حضرت آقا روز اول فرمودند انشاءالله مد نظر مردم و مسئولین و جوانان به خصوص قرار میگیرد تا نتیجه بخش باشد. اگر انجام ندهیم منویات ایشان را و حرفهایی که زده میشود و نظریات و دستورالعملهایی که نوشته میشود، خسران زده خواهیم بود.
الان سند تحول آموزش و پرورش را چندین سال است ایشان مکرر تکرار کردند و خواستند، این سند ابلاغ شده و تاکید شده؛ چه مقدار انجام گرفته؟ وضعیت آموزش و پرورش را ببینید چقدر منطبق با سند تحول است؟ مسائل فرهنگی جامعه، مسئله عفاف و حجاب، چگونه است؟ اگر فقط گفته شود و رد شود به درد نمیخورد. باید مسئولین مربوطه عمل کنند.
الان در همین استان خودمان در شهر کرج یک چرخی بزنید، آیا ماه مبارک رمضان را حس میکنید؟ دستگاههای مربوطه خیلی فعال هستند. دارند در بخشهای مختلف فعالیت میکنند؛ فعالیتهایشان را هم میبینیم؛ اما قسمت زیادی ترک فعل هم دیده میشود. لااقل اموری که جلوی چشم است قسمت زیادی انجام نمیشود. جایی که جلوی چشم است اثر فوری بر اذهان دارد. اثر مستقیم روی خانوادهها و روح افراد میگذارد. اینها باید با دقت و سرعت انجام شود.
الان در بحث فضای مجازی از دولت محترم به جد میخواهیم که مسئله فضای مجازی یله و رها را که همه شئون فردی و خانوادگی و اجتماعی را تحت الشعاع خودش قرار داده و واقعاً قتله گاهی درست کرده جدی دنبال کنند. همانطور که به مسائل اقتصادی توجه میکنند که بسیار مهم است به مسائل فرهنگی هم توجه جدی داشته باشند.
مسائل فرهنگی زیربنا است؛ اگر درست نشود خیلی از مسائل اقتصادی هم حالا درست شود از یک جهت دیگر ضربه خواهیم خورد. مسائل مهم اقتصادی، شما را از مسائل اهم فرهنگی باز ندارد. رهاسازی و عادیسازی بعضی از امور، سوراخ کردن کشتیای است که در آن نشستهایم و چیزی جز غرق شدن نتیجهاش نخواهد بود. باید همه با اهتمام وارد رفع این مشکلات شویم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/12/25 | 1402/12/25مجلس باید به اولویتهای اقتصادی و فرهنگی اهمیت ویژه بدهد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه38
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در امر رسیدگی به امور مسلمین کوتاهی ندارند. عرض کردیم بر سر در دوم بهشت نوشته است: هر چیزى زینتی دارد و زینت شادى در آخرت چهار چیز است: دست نوازش بر سر یتیم کشیدن و ملاطفت با افراد بىکس که این دو مورد را توضیح دادیم.
بعد نوشته و تلاش براى انجام کارهاى مسلمانان و رسیدگى به فقرا و مساکین. رسیدگی و اهتمام داشتن به انجام کارهای مسلمین یکی از حسنات مورد تأکید است. دایره کار برای مسلمان انجام دادن بسیار گسترده است. شما این حدیث معروف را زیاد شنیدهاید که رسول خدا فرمود: هر کس صبح کند و وجه همت او حل گرفتاری و مشکل مردم مسلمان نباشد مسلمان نیست؛ یعنی یک مسلمان برای حل دشواریهای جامعه اسلامی اهتمام لازم را دارد و الا اسلام او کامل نیست.
حتی از این بالاتر هم داریم که رسول خدا فرمود: «مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم» هرکس ندای مظلومیت فردی را بشنود (چه مسلم و چه غیرمسلم) که از جامعه اسلامی کمک میخواهد و جواب مفید به او داده نشود، اسلام کامل ندارد.
غیرازاین موارد هم ببینید و دقت کنید که خداوند چگونه راهها را برای بهشت رفتن افراد هموار میکند. رسول خدا فرمودند: بندهای به سبب برداشتن شاخه خاری از سر راه مسلمانان به بهشت رفت. هرکس در کنار راه سرپناهی برای رهگذران بسازد خداوند در روز قیامت او را سوار بر اشتر نجیبی از دُر محشور فرماید درحالیکه چهرهاش برای بهشتیان نورافشانی میکند. هر کس نابینائی را در دشتی چهل قدم راه برد، اگر همه زمین پر از طلا گردد و به او داده شود بهاندازه سوزنی از پاداش این کار او داده نشده است. چنانچه او را از خطری که بر سر راهش قرار داشته باشد بگذراند، روز قیامت این کار در ترازوی حسنات او صد هزار بار بزرگتر از دنیا باشد.
توجه دارید اهمیت کمک به دیگران آنقدر بالاست که محدود به زمان و مکان و فرد خاص نیست، در همهوقت و همهجا امکان خدمت به نیازمندان هست. بخصوص در این زمان که جوامع پیشرفت کردهاند و باید به این نیاز اجتماعی یعنی خدمت کردن بدون چشمداشت مادی و بدون منت گذاشتن، بیشتر توجه کرد تا عدالت برقرار شود و تبعیض و فقر از بین برود و الفت بین افراد بیشتر شود.
البته پاداش الهی در جای خود محفوظ است. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که در گذر زمان نیازها و امور مسلمین فرق خواهد کرد و افراد با مسائل جدیدی مواجه میشوند که گاهی حل آنها از عهده یک فرد خارج است و نیاز به کمک دولت و یا مؤسسات خیریه هست.
پس میبینید که اهتمام به امور مسلمین در زندگی اجتماعی چقدر مورد تأکید است؛ و چقدر در ایجاد همبستگی و تحکیم روابط اجتماعی تأثیر دارد. مثلاً در بعض روایات تأکید شده به مردم سود برسانید. از رسول خدا سؤال شد: کدامیک از مردم نزد خدای تعالی محبوبتر هستند؟ فرمود: آنکه نسبت به مردم سود بیشتر داشته باشد.
یا برآوردن حاجات مسلمین چقدر مورد تأکید است؛ امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسی که به دنبال برآوردن حاجت برادر مسلمانش باشد، خداوند تا زمانی که شخص به دنبال حاجت مسلمان هست حاجات او را دنبال میکند. نمونهای دیگر در بیان امام صادق علیهالسلام که فرمودند: هرکس از برادر مؤمن گرفتار تشنهکام خود، هنگام بیتابیاش فریادرسی کند و او را از گرفتاری نجات دهد و برای رسیدن به حاجتش او را یاری کند، خداوند عزوجل به سبب آن کار، برایش هفتادودو رحمت بنویسد که یکی از آنها را برای اصلاح امر زندگانی او بدهد و هفتادویک رحمت را برای دفع فزع و ترس قیامت به تأخیر بیندازد.
یک روایت زیبای دیگر از امام صادق علیهالسلام که برای یکی از اصحابشان به نام اسحاق بن عمار فرمودند عرض کنم. حضرت فرمودند: ای اسحاق، هر کس این خانه (کعبه) را یکبار طواف کند، خدا برایش هزار حسنه بنویسد و هزار سیئه از بین ببرد و هزار درجه ترفیع دهد و هزار درخت در بهشت برایش بکارد و ثواب آزاد کردن هزار انسان را بنویسد تا اینکه هنگام ورود به بهشت، خدا هشت در بهشت را به رویش بگشاید و به او گفته شود: از هرکدام که میخواهی وارد شو. اسحاق میگوید: به حضرت عرض کردم: فدایت شوم، اینهمه ثواب برای طواف کننده است؟ فرمود: آری. آیا به تو ازآنچه بافضیلت تر از این است، خبر بدهم؟ گفتم: آری. فرمود: هرکس نیازی از برادر مؤمنش برآورد، خدا برایش ثواب ده طواف بنویسد. این روایت در سفینه البحار است.
و از اینها مهمتر امام صادق علیهالسلام فرمود: هرکس فردی از مسلمانان فقیر را بپوشاند یا با چیزی از غذایش او را یاری رساند، خدای عزوجل هفت هزار فرشته را وکیل کند تا برای هر گناهی که انجام داده است آمرزش بخواهند تا اینکه در صور دمیده شود.
دنبال فقیری نگردید که انقدر حالش بد است دارد زمین را چنگ میزند. نه کسی که خرج سال ندارد و نمیتواند زندگیاش را تأمین کند فقیر است. قسمت زیادی از افراد که الان آبرومند هستند را میشود کمک کرد. فقیر شرعی داریم. فقیر عرفی داریم. بعضی وقتها کسی وضعیت مالی خوبی داشته و زندگی مرفهی داشته اتفاقی افتاده الان زمین خورده و در خانهاش هم وسایل دارد؛ ولی قوت امروزش را ندارد. نمیشود بگوییم که اموالت را بفروش. بالاخره زندگی دارد. همه اینها در روایت توجه شده. اینطور نیست که حتماً باید بدترین حال را داشته باشد تا کمک کنیم. آب و غذا هم که گفته میشود منباب نمونه است؛ مقصود یاریکردن است.
مورد دیگر در اهمیت کمک رساندن به مؤمنین در این است که این خدمترسانیها از انحرافات اجتماعی جلوگیری میکند و فرصت نمیدهد که کسی کج برود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین انسانهای عاقلی هستند و از دستورات عقل پیروی میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۷۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَیْسَتِ الرَّوِیَّهُ کَالْمُعَایَنَهِ مَعَ الْإِبْصَارِ، فَقَدْ تَکْذِبُ الْعُیُونُ اَهْلَهَا، وَ لَا یَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ». ادراک با عقل و اندیشه مانند دیدن با چشمها نیست که گاهى چشمها به صاحب خود دروغ مىگویند، درصورتیکه عقل، به هر که از او پند و اندرز بطلبد، خیانت نمىکند.
یعنی جایی که باید فکر کنی فکر کن، عقل دلسوزانه به کسی که از او مشورت و نصیحت بخواهد ارشاد میکند و دروغ نمیگوید. برخلاف حواس که گاهی به صاحب خود دروغ میگویند. فراوان اشتباه چشم و گوش و خطای آنها را دیدهاید. قدیم یادتان هست آتشگردان را که میچرخاندن یک دایره آتشی دیده میشد درحالیکه واقعیت نداشت. خدای تعالی توفیق بهرهبرداری از عقل را به همه ما عنایت کند و ما را از متقین قرار دهد.
چند روز آینده سال جدید شمسی شروع میشود؛ و امسال سال شمسی و بهار طبیعت با شروع سال معنوی و بهار فطرت تقارن پیداکردهاند؛ و اگر به هر دو بهار دقت شود از برکت هر دو بهرهمند خواهیم شد. بهار در بهار است. هم در طبیعت رستاخیزی به پاست و هم در جان ما. در این دو بهار باید سیر آفاقی و انفسی داشته باشیم و الهی شویم. هم زمین طبیعت جان میگیرد و زنده میشود و هم زمین جان و فطرت انسان زنده میشود. پس در این لحظات که دست به دعا برمیداریم از خدا میخواهیم که حول حالنا الی احسن الحال و هم طلب میکنیم، «اللهم غیر سوءَ حالِنا بحسن حالِک».
در روایت دارد هر چیزی بهاری دارد. من چند مورد را برای شما عرض میکنم. مثلاً قرآن بهار جانهاست. خطبه ۱۱۰ نهجالبلاغه «فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ». رسول خدا بهار عالم هستی است؛ «ابْتَعَثَهُ رَحْمَهً لِلْعِبَادِ وَ رَبِیعاً لِلْبِلَاد». امام حسین بهار ایتام است؛ «کُنْتَ رَبِیعَ الْأَیْتَامِ». زمستان بهار مؤمن است. ماه مبارک رمضان بهار قرآن است.
و از همه اینها مهمتر امام عصر ارواحنا فداه بهار انسانهاست. ما به امام عصر ارواحنا فداه بهعنوان بهار اهل عالم سلام میدهیم: «السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْاَنَامِ». ربیع یک معنایش بهار است و معنای دیگرش باران بهاری است که وقتی میبارد زمین زنده میشود و غرق در نعمت و طراوت میگردد. اَنام هم به انسان و هم به همه موجودات روی زمین گفته میشود. امام را تشبیه به بهار کردند یعنی در همه حال به حضرت نیاز داریم که بر ما ببارد و زنده کند. «بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ الدُّنْیَا وَ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ». انشاءالله از همه لحظات و آنات این ماه بهره ببریم.
۱۰ ماه مبارک رمضان مصادف با ۲ فروردین، سالگشت وفات حضرت ام الزهراء، ام الصعالیک (درماندگان)، ام الایتام، امالمؤمنین خدیجه کبری سلاماللهعلیها را به شما تسلیت عرض میکنم. عزیزان هر وقت میخواهید از این بانوی مکرمه نام ببرید با لقب امالمؤمنین بگوئید تا در شیعه جا بیفتد. این صفتی است که قرآن به این حضرت داده.
من در این نوبت راجع به ایشان مطالب بیشتری عرض میکنم. این بانوی بزرگوار و باسوادی که تورات و انجیل را کاملاً مسلط بود و در مجالس آنان حاضر میشد و از پیامبر آخرالزمان میگفت، فضائل و مناقب ویژه و دارای سجایای اخلاقی و اوصاف کمنظیری بود که از روایات و نوع برخورد رسول خدا با او به دست میآید. مثلاً وقتی رسول خدا او را به جبرئیل امین معرفی میکند میفرماید: «هذِهِ صِدِّیقَه اُمَّتِى»؛ که مرحوم کلینی در کافی نقل میکند که امام صادق علیهالسلام در توضیح این بیان فرمودهاند: مقصود از صدیقه، معصومه، است. این حکایت از جایگاه ویژه این بانوی مکرمه دارد.
یا مثلاً رسول خدا فرمودند: خداوند از هیچ زنی به من فرزند نداد و فقط از خدیجه به من فرزند داد. با اینکه زنان دیگر پیامبر از شوهران دیگرشان فرزند داشتند ولی از پیامبر نداشتند که نشان میدهد امالمؤمنین خدیجه دارای درونی پاک بوده که باید ظرف پرورش صدیقه طاهره سلاماللهعلیها باشد.
القابی که درباره او گفتهشده قابلتوجه است در دورانی که جامعه منحط بود و برای زن ارزشی قائل نبودند، به این بانو لقب طاهره و عفیفه و سیده البطحاء داده بودند. او در مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه خودش نقش مؤثر و تأثیرگذاری داشت. خداوند برای بانوان نقش و هویتی تعیین نموده که او یکی از مصادیق آن زنان است.
رسول خدا در تعریف زن تراز و شایسته ازنظر اسلام فرمودند: «الْمَرْأَهُ الصَّالِحَهُ خَیْرٌ مِنْ اَلْفِ رَجُلٍ غَیْرِ صَالِحٍ» زن نیکوکار بهتر از هزار مرد ناشایست است؛ و مصداق بارز آن امالمؤمنین خدیجه کبری است. با فداکاری به جامعه بشری خدمت کرد و در شکلگیری انقلاب رسول خدا و تثبیت آن با حمایتهای مادی، معنوی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و موضعگیریهای بهموقع و درست، دفاع از رسالت قبل و بعد بعثت، نقش سازندهای در تاریخ اسلام و در بقاء و تکامل آن از خود برجا گذاشت.
یکی از جلوههای ویژه حمایتی ایشان صرف همه اموال خود برای شکستن حصر اقتصادی سه، چهارسالهای بود علیه رسول خدا به راه انداخته بودند. رفتارش با پیامبر همه از روی صدق و وفا و عطوفت و مهربانی و عشق بود. از رهبری و پیامبری رسول خدا دفاع همهجانبه داشت. در حوادث سهمگین آن روزها، آرامشبخش و تسلی خاطر رسولالله بود. رحلت حضرت ابوطالب و بعد از سه روز وفات امالمؤمنین خدیجه کبری آن سال را برای پیامبر عام الحزن کرد.
فقط این تذکر را بدهم، اینکه بعضی میگویند اسلام با حضور بانوان در جامعه و عرصههای مختلف اجتماعی مخالف است، تهمتی است که میزنند و الا خودشان هم بهخوبی میدانند که در هیچ مکتبی بهاندازه اسلام به زنان بهاء داده نشده است. بخصوص بعد از انقلاب این عرصه برای بانوان بیشتر شده. تعداد علماء و مفسرین و روات حدیث در دورههای قبل تا دانشمندان در علوم مختلف امروز را فهرست کنید. در جهاد تبیین و عرصه تبلیغ دین و معارف اسلامی از صدر اول تا امروز نام بانوان فراوانی را میشود شماره کرد.
بله اسلام با ولنگاری و هرزگی و بیعفتی مخالف است. اگر اسلام از حجاب میگوید اتفاقاً برای جدا کردن زن از جامعه نمیگوید و الا اگر میخواست در خانه بماند که بحث حجاب را مطرح نمیکرد. اسلام برای حضور بانوان در جامعه و مؤثر بودن آنها در جامعه حجاب را تشریع کرده است. چرا آیه شریفه دستور میدهد مردان چشمان خود را مواظبت کنند؟ یعنی این خانم در جامعه حاضر است و نقش فعال دارد.
حالا یک عدهای میخواهند این حضور را خراب کنند به لجن بکشند. ابتدائاً خود خانمها باید مواظبت کنند؛ مورد سوءاستفاده قرار نگیرند و بعد هم مجاری دیگر. البته بحث من الان عفاف و حجاب و افراطوتفریطها و ترک فعلها و برداشتهای بد و امثال اینها نیست. ایکاش بعض مسائل را مسئولین محترم جدیتر بگیرند. مجلس باید به اولویتهای اقتصادی و فرهنگی اهمیت ویژه بدهد.
الان ببینید برای کنترل فضای مجازی خودشان چه غوغائی درست کردند. دوتا حزب که در همهچیز باهم اختلاف دارند اما در این فقره میگویند مطالبی که در فضای مجازی در اختیار جوانان ما گذاشته میشود باید تحت کنترل خودمان باشد؛ و جالب اینجاست که فقط بیست درصد از آن شرکت را در اختیار ندارند. ۸۰ درصد در اختیار خودشان است و خود اینها میتوانند سیاستگذاری کنند؛ اما همینها برای ما در کشور ما چیز دیگری تجویز میکنند و اگر اقدامی صورت بگیرد توسط ایادی داخلیشان غوغا به پا میکنند. باید به این مسائل جدیتر پرداخته شود
اما اینجا حضرت آقا و دلسوزان فریاد زدند؛ هنوز خبری نیست. مکرر اینجا فریاد زدیم، به مسئولین عرض کردیم. خود بنده به رئیسجمهور محترم عرض کردم قدم اول اجرای قانون است؛ و شروع کار از عائله خود دولت است و دستگاههایی که از مجوزها و امکانات استفاده میکنند.
بحث امربهمعروف را هم باید جدی گرفت که متأسفانه توجه نمیشود. در نامه ۴۷ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «امربهمعروف و نهیازمنکر را ترک نکنید که اشرار بر شما مسلط خواهند شد سپس هر چه دعا کنید مستجاب نمىگردد». خب همین حرف را توجه نکردید که الان سلیطهگری میکنند و شعار سلیطهگری میدهند. سلیطه همین است که امیرالمؤمنین فرمود؛ یعنی شرور سلطهگر، یعنی کسی که با هوچیگری و جنجال و جنگ روانی و شرارت و انواع ترفندها خود را بر دیگران مسلط میکند.
راهحل اولاً همان است که عرض شد. قانون کاملاً عمل شود و آن را دور نزنند. دستگاههای مختلف ترک فعل را کنار بگذارند. از خدا بترسید. رازق خداست. نترسید از اینکه شما را جابجا کنند. در عمل به دستور خدا ملامت هیچ ملامتکنندهای را نخرید. هیچ اتفاقی هم نمیافتد. دستور خدا را انجام بدهید ببینید آیا اتفاقی میافتد؟ نخواهد افتاد. اگر این کارها را نکنیم دیگران میدان پیدا میکنند که تحرکاتی داشته باشند.
۲۹ اسفند سالگشت ملی شدن صنعت نفت است در سال ۱۳۲۹ شمسی؛ و این واقعه تاریخی مثل وقایع دیگر پر از درس و عبرت است. سال ۱۲۸۷ شمسی نفت کشف شد و از همان زمان که محمدعلی شاه سلطان بود تا زمان رضاخان با قراردادهای مختلف این ثروت توسط کشورهای سلطهگر بخصوص انگلیس خبیث غارت شد.
تا اینکه مردم آگاه شدند و اعتراض کردند و روحانیت با محوریت آیتالله کاشانی -که راجع به شخصیت ایشان و مبارزاتی که داشتند باید بیشتر صحبت شود. مثلاً ایشان اولین شخصیت درجهیک سیاسی ایران بود که گفت: آنچه را که من میگویم این است که ما باید پایههای اقتصادی خود را طوری بگذاریم که احتیاج به درآمد نفت نداشته باشیم- و گروه فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی و تلاش مصدق در مجلس ۱۶ -که سالهای قبل عرض کردم اصل تلاشهایش توسط گروههای دیگر شده بود و در زمان مصدق در مجلس اعلام شد لذا به اسم مصدق تمام شد- این نعمت خدا به مردم ایران ملی شد.
اما این پیروزی با اعتماد بیجا و بیشازحد مصدق به آمریکا و کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و قراردادهای استعماری جدید به کام مردم تلخ شد و دور جدیدی از غارتگری شروع شد. مصدق با همین اعتماد نابجا در زمان نخستوزیری با آمریکا قرارداد بست برای ساخت سفارتخانه آمریکا که بعد از پیروزی انقلاب معلوم شد مرکز جاسوسی و مداخله در امور ایران بوده است؛ و چه جنایاتی که علیه مردم ایران و منافع ملت در این لانه جاسوسی انجام ندادند.
مهمترین عبرتی که ما از این واقعه به دست آوردیم این است نظام استعماری و استکباری از هر راهی بتواند تلاش میکند به ملت ایران و انقلاب اسلامی که تمام هیمنه و سلطهگری او را به باد سخره گرفت، ضربه بزند. به تعبیر حضرت امام آنها میخواهند که ما نگوییم اسلام میتواند جامعه را اداره کند و آقایی آنان را هم قبول کنیم.
آمریکا حذف جمهوری اسلامی را میخواهد که میبینید گذشته از اینکه خودش صراحتاً میگوید از زبان ایادی اراذل داخلی او هرچند وقت تکرار میشود؛ اما به فضل پروردگار و رهبری امامین انقلاب و هوشیاری و بصیرت مردم تا امروز موفق به سلطه و غلبه بر ایران نشدهاند و نخواهند شد. لذا برای اینکه خط و مسیر را گم نکنیم و یادمان باشد که آمریکا دشمن بشریت و دشمن ایران قوی است، هر هفته فریادمان را علیه این دشمن جرار و خونخوار بلند میکنیم.
اول فروردین سالگشت مبارزه با تبعیض نژادی هم هست؛ اما همین کسانی که شعارش را میدهند باقدرت برخلاف شعارشان عمل میکنند. ایجاد بحران و فساد و جنایت این جرثومه فساد را در جنگ اوکراین ببینید. تا حالا غیر از ویرانی برای دو طرف بیش از ۵۰۰ هزار نفر تلفات داشته است؛ فقط برای اینکه بتواند سلاح بفروشد و نفع ببرد و اقتصادش را نجات دهد اما به نابودی خودش نزدیکتر میشود.
و یا با شکست نظامی که در غزه خوردهاند نسلکشی را به سمت گرسنگی و تشنگی دادن مظلومان بردهاند. هرروز میبینید و اخیراً هم برای به دست آوردن میدانهای گازی غزه و از بین بردن و محو کامل آنجا و خالی و آواره کردن سکنه، ژست خیرخواهانه اما کاملاً هدفمند گرفتهاند که میخواهیم برای نجات جان فلسطینیها بندر بسازیم؛ اما هدفی جز جنگ و نابودی ندارند. اگر غیرازاین است چرا غیر از کمکهای مالی کلان، هرروز محمولههای بزرگ اسلحه و مهمات به آنجا میفرستد و البته هر جنگ جدیدی که در آن منطقه با اسرائیل شروع شود یعنی تمام شدن اسرائیل.
آنوقت برای ما بیانیههای حقوق بشری صادر میکنند. خودشان میگویند که اگر در ۴ سال در سراسر دنیا به دلایل مختلف بچه کشتهشده، در این ۴ ماه بیش از آن فقط در فلسطین بچه کشته شد. ماه رمضان امسال خشم فلسطینیان در کرانه باختری بیشتر و زندگی برای اسرائیل سختتر خواهد بود؛ و به فضل الهی در این ماه شاهد مجاهدتهای ویژه و پیروزیهای خاصتری خواهیم بود؛ و امیدواریم که انشاءالله کار اسرائیل به ماه رمضان سال آینده نکشد.
۲۵ اسفند سالگشت وفات یادگار امام مرحوم حاج احمد آقا را گرامی میداریم که مشاور امینی برای امام و مدافع رهبری بود.
پایان سال است خوب است دولت محترم برای اینکه آثار اقداماتش ملموستر شود گزارشی دقیق و اقناعی به مردم بدهد که برای تحقق شعار سال یعنی مهار تورم و رشد تولید چه اقداماتی داشته است که در این دو مورد خیلی کار شده اما گزارشش به مردم برای مردم امیدوارکننده است؛ و البته متناظر او در استان هم این گزارش به مردم داده شود باعث امیدواری بیشتر خواهد بود. ما همه وظیفه داریم که در مسیر امیدوار کردن مردم قدم برداریم که یک بخش گزارش همین اقداماتی است که صورت گرفته. در همین استان لااقل اقدامات فراوانی صورت گرفته است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/12/18 | 1402/12/18از نصاب انداختن و تعطیلی مجلس به هر دلیلی در شأن نمایندگان مردم نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه39
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در خدمت به ایتام کوتاهی ندارند. طبق روایتی که جلسات قبل خواندم عرض کردم رسول خدا در شب معراج بر سر در بهشت و جهنم کلماتی را دیدند که اگر به آنها عامل باشیم از آن درها وارد بهشت میشویم و مطالبی هم بر سر در جهنم است که عرض خواهم کرد.
بر سر در دوم بهشت نوشته شده است: لا اله الّا اللّه محمد رسول اللّه على ولى اللّه، هر چیزى زینت دارد و زینت شادى در آخرت چهار چیز است و اولین آن را دست نوازش بر سر یتیم کشیدن نام برد که به دو روایت راجع به یتیمنوازی اشاره کردم.
باید مواظب اموال ایتام صغار بود کسی حق تصرف ندارد مگر با اجازه قیم. حتی نمیتوانید داخل منزلی که صغیر دارد بشوید برای تسلیت گفتن، چه برسد بروید بنشینید سر سفره و تناول کنید. مگر قیم داشته باشند و اجازه بدهد.
آیات متعددی در قرآن کریم راجع به نوع برخورد با ایتام و اموال آنان مطرح است که اگر عدالت در حق آنان رعایت نشود گناه بزرگ و عذاب نابخشودنی در نظر گرفته شده است. در آیه ۱۲۷ سوره مبارکه نساء فرموده است: در امر یتیمان به عدالت قیام کنید و رفتارتان عادلانه باشد «و ان تقوموا للیتامی بالقسط». یا دستور میدهد اگر به اموال تیم نزدیک شدید به بهترین شکل باشد و غبطه او رعایت شود و بعد از بلوغ هم اموالش به او داده شود با شرائطی که قرآن کریم بیان فرموده است. و الا خوردن مال یتیم همان خوردن آتش است.
آنقدر توجه به یتیم اهمیت دارد که امیرالمومنین علیهالسلام هنگام شهادت در وصیتشان خدا را قسم دادند که به حال ایتام رسیدگی شود و حقشان از بین نرود. رسیدگی به حال ایتام از مصادیق احسان است. یعنی اگر کسی به یتیمی کمک کرد نباید انتظار داشته باشد که وقتی او از یُتم خارج شد باید گذشته را جبران کند. این تکلیف است برای دیگران چه یتیم بتواند جبران کند و یا نتواند و یا نخواهد جبران کند.
البته همه نیازهای یتیم مادی و مالی نیست. نیازهای عاطفی هم دارد. لذا بر سر در بهشت نوشته است دست نوازش برسریتیم کشیدن، این مهمتر از مسائل دیگر است. باید به تعلیم و تربیت یتیم هم توجه شود. باید به او دینداری و راه ورسم زندگی و مهارتهای شغلی و امثال اینها را هم آموخت. و البته به بیان امیرالمومنین علیهالسلام باید این خدمات دائمی باشد نه یک خط در میان خلاصه اینکه معیار و ملاک کمک و احسان به یتیم بی سرپرست بودن اوست، نه اینکه حتماً فقیر و مسکین باشد. ممکن است یتیمی متمکن و مالدار باشد اما چون ناصر و یاوری جز خدا ندارد پس باید به او محبت کرد و او را مورد احترام قرار داد.
تفسیر برهان از امام عسکری علیهالسلام حدیثی را در تکریم ایتام نقل میکند، قسمتی از آن این است که اگر کسی یتیم را تکریم کند خداوند او را تکریم میکند و کسی که دست نوازش بر سر یتیم بکشد خداوند متعال برای هر دانه موئی که از زیر دست این شخص رد میشود قصری در بهشت میدهد که مساحت آن از دنیا و آنچه در آن است بیشتر است.
این را بدانید که یتیم دل شکسته است و محبت خداوند پیش دلهای شکسته است. و عنایت خدا به چنین کسی بیشتر است و به یتیم عنایت ویژه دارد. به اینجا که رسیدیم خوب است به یک قسم دیگر از یتیم هم اشاره کنم و آن اینکه رسول خدا فرمود: از یتیمىِ کسى که پدرش را ازدست داده سختتر، یتیمىِ کسى است که از امامِ خود بریده شده و توان دسترسى به او را ندارد و حکم مسائل دینى مورد ابتلایش را نمىداند. بدانید که هر کس از شیعیان ما به علوم ما آگاه باشد، این شخصى که به شریعت ما آگاه نیست و دسترسى به ما ندارد، همچون یتیمى است در دامان او. بدانید که هر کس او را هدایت و ارشاد کند و شریعت و احکام ما را به او بیاموزد، در جمع بهشتیانِ برین با ما خواهد بود.
خیلی گویاست، کسی که از امامش جدا شده از یتیم وضعیت بدتری دارد. اینجا معلوم میشود روشنگری و تبیین چه نقش مهم و بزرگی دارد. روایات در این باب زیاد است مثلاً: امام حسن علیهالسلام فرمود: برترى کسى که یتیم آل محمد را که از سرپرستان خود جدا شده و در جهل فرو رفته است سرپرستى کند و او را از جهل بیرون آورد و امور مشتبه را براى او روشن سازد، بر کسى که یتیمى را سرپرستى کند و به او آب و غذا دهد، مانند برترى خورشید بر ستاره سُها است. ستاره سُها ستاره کوچکی است که نزدیک تعدادی از ستارهها به نام بنات نعش.
اما مطلب دومی که روی در دوم نوشته، ملاطفت با افراد بی کس است. که صفات برجسته اخلاقی است. در این باره هم آیات و روایات متعددی داریم که به مهربانی و ملاطفت با اهل ایمان سفارش شده بخصوص اگر یار و یاوری نداشته باشند. امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: خوشا به حال آن که به بندگان خدا نیکی کند و برای آخرت خود زاد و توشه برگیرد.
یکی از صفات عالی انسانی و وظائف مهم مسلمان این است که حاجات برادر مسلمان خود را تا جائی که میتواند برآورده کند و او را یاری دهد. در این باب روایات فراوانی داریم. مثلاً هرگاه مسلمانی رفع گرفتاری مسلمانی را بکند، خداوند به او خطاب مینماید که پاداش تو بر من است و برای تو غیر از بهشت را نمیپسندم.
رسول خدا فرمود: آواز دهندهای در دوزخ فریاد میزند: مهربانا، بخشایش گرا، مرا از آتش رهائی ده، پس فرشتهای را فرمان میدهد که او را از آتش بیرون میآورد و در پیشگاه پروردگار میایستد. خداوند عزوجل به او میگوید آیا تو به گنجشکی رحم کردی؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در همه حال به فکر آخرت و قیامت خود هستند و آمادگی لازم را فراهم میکنند. امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت ۲۷۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ تَذَکَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ». هر کس دورى سفر آخرت را به خاطر داشته باشد، آماده مىشود. یعنی شخصى که به یاد دورى راه قیامت است، برای خودش به وسیله تقوا و پرهیزگارى زاد و راحله فراهم میکند تا در راه نماند و گرفتار نشود.
مَرکب این سفر را هم که شب زندهداری و ذکر وعبادت است آماده میکند تا او را به موقع و سالم به مقصد برساند. حضرت فرمودند: تقوا، نهایت خشنودى خداوند از بندگان است. واقعاً انسان بدون تقوا ساخته نمیشود. اصلاً کسی که تقوا ندارد چه دارد؟ رسول خدا فرمود: کسی که تقوا روزی او شده است، درحقیقت تمام خوبیهای دنیوی و اخروی را به دست آورده است. خدای تعالی نهایت روزه را رسیدن به تقوا معرفی کرد و فرمود: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.»
روزها و ساعات و جمعه پایانی ماه عظیم شعبان است با ابتهال و تضرع، در این لحظات به خدای تعالی عرض میکنیم: «اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه». خدایا خطاها و لغزشهای ما را در این باقیمانده از ماه شعبان ببخش. خدایا ما را پاک و طاهر به ماه خودت برسان.
محدث بزرگوار مرحوم شیخ حرّ عاملی در اول باب ۱۷ از کتاب صومِ وسائل الشیعه، حدیثی از کتاب عیون الاخبار الرضا علیهالسلام مرحوم صدوق نقل میکند که برای ورود به ضیافت الهی تکرار آن مفید است. عبدالسلام بن صالح هَرَوی میگوید: در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت امام رضا علیهالسلام رسیدم. به من فرمود: «اى ابوصَلْت، بیشترِ شعبان گذشته است و این، آخرین جمعه آن است. پس در آنچه از آن مانده، کوتاهىهایت را در آنچه گذشته است، جبران کن. به کارى روى آور که برایت مفید باشد و آنچه را بیهوده است و به تو مربوط نیست، واگذار. زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه کن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آید که براى خدا خالص شده باشى. هیچ امانتى را بر عهده خویش باقى نگذار، مگر آن که ادا کرده باشى، و هیچ کینهاى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار، مگرآن که از دل به در آورده باشى، و هیچ گناهى را که مرتکب مىشدى، رها مکن، مگر این که از آن، دست برداشته باشى. از خدا پروا کن و در نهان و آشکارِ کارت، بر او توکّل کن. و هر کس بر خدا توکّل کند، او برایش بس است. خداوند، فرمان خویش را پیش خواهد برد. به یقین، خداوند براى هر چیزى اندازهاى قرار داده است. و در باقىمانده این ماه، زیاد بگو: خدایا، اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیدهاى، پس ما را در باقىمانده آن ببخشاى. همانا خداوند متعال، دراین ماه به احترام ماه رمضان، بسیارى را از آتش آزاد مىکند.»
تکمله بیان امام رضا علیهالسلام مطلبی است که مرحوم شیخ صدوق نقل کرده است که: هر کس نمىتواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود، «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَاهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، فَاِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً». بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد، زیرا صلوات گناهان را ریشه کن مىکند.
۲۲ اسفند اول ماه مبارک رمضان است. پیشاپیش تبریک عرض میکنم. امام باقر علیه السلام فرمودند: «لِکُلِّ شَیْءٍ رَبِیعٌ وَ رَبِیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَان». بهار قرآن است. در دعا داریم که خدایا قرآن را بهار قلبم قرار بده، «… اَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِیعَ قَلْبِی». قرآن حیات بخش و زنده کننده است.
به ایام بهار و زنده شدن طبیعت هم نزدیک میشویم. از همین الان تصمیم بگیرید در ماه مبارک رمضان انس بیشتری با قرآن داشته باشیم و خود را با هدف قرآن که هدایت به راه استوار و محکم است تطبیق دهیم. در آیه ۹ سوره مبارکه اسراء فرمود: «اِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ اَقْوَمُ». و به بیان امام صادق علیهالسلام، این استوارترین راه، امام علیهالسلام است. یعنی امام، قرآن ناطق است و قرآن، امام مکتوب. و چون ما در همه حال به امام نیاز داریم. پس ماه مبارک رمضان ماه امام زمان است و باید ارتباط بیشتر باشد.
همه این سخنان رسول خدا درباره ماه مبارک را شنیدهاید که فرمودند: «نفسهای شما در این ماه تسبیح است و خوابتان عبادت و اعمالتان مقبول و دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَاب. دعای شما در این ماه مستجاب است». حتماً زیارتنامه امام عصر ارواحنا فداه را دیدهاید آنجا که عرض میکنیم: «اَشْهَدُ اَنَّ بِوِلاَیَتِکَ تُقْبَلُ الْاَعْمَالُ». آقا شهادت میدهیم به ولایت شما اعمال ما مورد قبول واقع میشود و یا در دعای ندبه عرض میکنیم: «وَ دُعَائَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً». یا در دعای افتتاح که خود امام عصر به نائبش یاد داد استغاثه میکنیم برای ظهور.
خلاصه خوب حواسمان را جمع کنیم، از این فرصتی که خدایتعالی در اختیار ما قرار داده چیزی را از دست ندهیم و آمادگیمان را برای شرکت در این مهمانی بزرگ و این بار عام الهی بیشتر کنیم. در سطح جامعه هم حرمت این ماه حفظ شود و دستگاههای مربوطه اعم از اصناف و نیروی انتظامی و دستگاه قضائی وظائف خودشان را در این باره با دقت و حساسیت بیشتری انجام دهند. اجازه تظاهر به روزهخواری ندهند، مسافران و معذوران و مغازهدارها و رستورانها و امثالهم به قانون ملتزم باشند تا این نورانیت در جان همه بنشیند.
همینجا خوب است تذکری راجع به انتخابات عرض کنم؛ اولاً مجدداً تشکر میکنم از سربلندی که در این آزمون مهم بوجود آوردید در کل کشور و در استان البرز. و به تعبیر رهبر معظم انقلاب جهاد کردید. الحمدلله در کشور و استان امنیت انتخابات در حد عالی بود. سلامت و رقابت انتخاباتی هم خوب بود. چون در استان ۷۵ در صد ثبت نام کنندگان از همه طیفها وگروهها تائید شدند و زمینه رقابت فراهم بود.
اگر بعض اشکالات وجود داشته باید در فرصتهای قانونی که هست دنبال شود تا جبران شود. و البته مشارکت با وجود دشمنیهای فراوان داخلی وخارجی که خودشما شاهد بودید به طوری که تحریم کردند و میگفتند اصلاً از خانه خارج نشوید و نباید آراء از ۷ درصد و ۹ درصد بالاتر برود و در خوش بینانهترین حالت زیر ۲۰ درصد میگفتند، ولی به بالای ۴۰ درصد رسید و دشمن را ملول کرد.
بعد از این هم که دیدند کاری پیش نرفت شروع کردند به تحریف انتخابات و حرفهای نامربوط و ایجاد شبهه که معلوم میشود سیلی که مردم به دشمن زده درست و بهجا زده است. اما لازم است گذشته از تلاش بیشتر فعالان در جهاد تبیین و مسائل فرهنگی، مسئولین محترم در عملکرد خود و توجه به اقشار مختلف جامعه دقت بیشتری داشته باشند تا با همراه شدن درصد از مرددین، درصد مشارکت تغییر کند. البته فعالیت عدهای که میتوانستند و باید وارد عرصه تبلغ و تبیین میشدند کم بود که حتماً در زمانی که دیر نیست پاسخگو خواهند بود.
ثالثاً همانطور که قبلاً هم عرض کردم خوب است عزیزانی که در استان داوطلب بودند با هم ارتباطشان را حفظ کنند و برای پیشرفت بیشتر استان طرحها و برنامههائی که دارند را همراه با دیگر گروههای متخصص و اندیشهورز مدون کنند و در اختیار نمایندگان منتخب قرار دهند و یا به بنده بدهند تا از مسئولین مربوطه مطالبه کنم.
در ضمن امیدواریم انشاءالله مجلس جدید هشدارها و رهنمودهای زودتر از موعد رهبر حکیم انقلاب را که دیروز فرمودند جدیتر بگیرند و عمل کنند. چرا هنوز مجلس شروع نشده اشاره به تقوای سیاسی کردند؟ قطعاً نکتهای دیدهاند، همه مجلسیان باید توجه کنند که در دام بی تقوایی نیوفتند.
مساله قانون انتخابات بایدجدیتر و مدونتر دنبال شود تا مشکلاتی که هست اعم از هزینه و وقت و زمینه برای سوء استفاده بعضیها کمتر شود. و لو قبلاً اقدامی صورت گرفته اما هنوز اشکال وجود دارد. نمایندگان محترم فعلی مجلس تا خرداد ماه وکیل مردم هستید و باید مثل روز اول مشغول کار باشید. از نصاب انداختن و تعطیلی مجلس به هر دلیلی در شان شما نیست. اتفاقاً همین غیبت نشان دهنده این است که مردم در این نوبت راجع به غائبین درست عمل کردهاند. امیدواریم تا روز آخر به کارشان که قانونگذاری است مشغول باشند و کشور را معطل نکنند.
روزهای پایانی ماه شعبان به غبارروبی از مساجد پرداخته میشود که به سال جدید هم نزدیک میشویم امیدواریم همانطور که غبار از ظاهر مساجد گرفته میشود همانطور فعالیتهای مختلف در مساجد گسترده شود. پای جوانان و خانوادهها بیشتر به مساجد باز شود. اولیاء مساجد برای کودکان و بانوان برنامه ویژه داشته باشید. نسل تراز، مومن و انقلابی در مساجد پرورش پیدا میکنند. مقدمات این کار از همه جهت باید فراهم شود.
جهت حرکت، تمدن سازی است؛ توسط همین جوانان. مسجد باید مرکز آموزش معارف دین و قرآن و تفسیر و اخلاق باشد. از مسائل اجتماعی و پیرامونی خود غافل نباشد. به اقتصاد محله کمک کند. مسجد کانون همه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی محله باید باشد.
محور این امور در تمام مساجد، امام مسجد است و اگر مسجدی امکانات لازم را دارد و همه مقدمات فراهم است اما، امام مسجد فعالیت لازم را ندارد، باید مسجد را خودش تحویل دهد و مشغول فعالیت دیگری شود. مردم هم وظائفی در قبال امام دارند که بدون زیاده روی و توقع بیجا، روی قاعده باید کمک کنند و البته از امام خود هم فعالیت را مطالبه کنند. مسجد قلب تپنده در محله است و امام کار ریه را انجام میدهد و محله را پاکسازی میکند.
۱۸ اسفند سالگشت تاسیس کانونهای مساجد است. مجموعهای که بخشی از امور فرهنگی و هنری در مساجد و محل را تحت نظر مستقیم امام مسجد با شرح وظائف و دستورالعمل مشخص و همکاری با دستگاههای دیگر بر عهده دارد. و تا امروز هم خدمات متعددی در مسائل مختلف محلات و مساجد انجام دادهاند و منشاء خیر بودهاند. البته توان بیشتری برای خدمت دارند که باید تحت زعامت امام مسجد توان بکار گرفته شود. بخصوص در بحث کتابخانه مساجد و بعض امور هنری و فرهنگی.
خلاصه باید حال مساجد استان بهتر از این که هست خوب باشد. کمک همه را میطلبد. مراسم مختلف عبادی مثل اعتکاف و تفسیر قرآن و تلاوت و دعا و امثال اینها که برگزار میشود افراد با خدا انس بیشتری پیدا میکنند و ساخته میشوند. از همین مساجد گروههای زیادی هرساله به راهیان نور میروند که ۲۰ اسفند روز راهیان نور راهم گرامی میداریم. حرکت پرارزشی که نمیگذارد آموزههای معنوی و ارزشی دوران دفاع مقدس فراموش شود و به نسل بعد منتقل میشود.
البته مدتی است ولو کمی دیر، راهیان پیشرفت که دستاوردها و توانمندیهای کشور را به نسل نو نشان میدهد و نوعی تبیین دیداری و ملموس است، هم شروع شده که بسیار با ارزش و مفید و آگاهی بخش است. امیدواریم با کمک دولت محترم امکانات طوری فراهم شود که عده بیشتری به این اردوها بروند و در سراسر کشور توسعه پیدا کند.
در استان هم برای اولین بار نمایشگاه صنعت هوایی در فرودگاه پیام برپا شده است؛ بروید از این دستاوردها دیدن کنید. جالب و دیدنی است. انشاءالله دستگاهها بروند، مدارس بروند، گروههای مختلف، مساجد بچههایشان را ببرند.
انشاءالله سال جدید معنوی که با ماه مبارک شروع میشود را سال احیاء مساجد با رویکردی جدیتر میدانیم و دنبال خواهیم کرد. قسمت اعظم شهدای ما در طول این سالها مسجدی بودهاند. با فرهنگ شهادت و ایثار در مسجد آشنا شدند. در فرهنگ اسلامی، یکی از مقدسترین کلمات، واژه شهید است. آنقدر توجه و زنده نگهداشتن یاد شهدا و ایثارگران و تجلیل و خدمت به خانوادههاى معظم آنان، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و حفظ آثار آنان برای نظام اسلامی اهمیت داشت و دارد که حضرت امام در۲۲ اسفند ۱۳۵۸، فرمان تأسیس نهاد بنیاد شهید انقلاب اسلامى را صادر کردند.
هرچه عزت و اقتدار و استقلال داریم به برکت خونهای پاکی است که ریخته شده و میشود. همه ما وظیفه داریم به مسئله شهید و شهادت و شهدا اهمیت حداکثری قائل باشیم. خداوند در قرآن به شهید وعده رحمت داده است. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «مسأله شهید و ایثارگری، کهنه شدنی نیست؛ این، موتور حرکت جامعه است، بعضیها از این نکته غفلت میکنند. اینکه میبینید بعضی با سخن، قلم و حرکات خود، نگاهی به ایثار و شهادت میاندازند که آن نگاه منفی و ناسپاسانه است، بر اثر غفلت آنها است، نمیفهمند پاسداری از حرمت شهیدان و ایثارگران چقدر برای یک جامعه و ملت و کشور دارای اهمیت است…. ملت ایران تا ابد مدیون شهدا و خانوادههاى شهدا است. این را همه ملت ما باید بدانند. هرچه ما عزت به دست بیاوریم، هرچه پیشرفت به دست بیاوریم، مرهون خون شهداى عزیز شما، این جگرگوشههاى شما است. اینها بودند که به ما، به کشورشان، به ملتشان، به اسلام عزت دادند. اینرا همه باید قدر بدانند، مسؤولین هم باید قدر بدانند،خود شما خانوادهها هم باید قدر بدانید و مىدانید.»
اینها مهم است. اینها روش است. اینها دستورالعمل است. همه ما موظف هستیم که به خانواده شهدا سر بزنیم. بیشتر از مردم مسئولین باید وجهه همت خودشان را این قرار بدهند که در طول هفته و ماه به دیدار خانواده شهدا بروند. تکریم کنند و خضوع داشته باشند در مقابل خانوادههای ایثارگران و شهدا.
حضرت آقا دیروز راجع به استکبارستیزی انقلاب اسلامی و مردم نکات مهمی فرمودند، همه شهدا ضد استکباری و دشمنِ دشمنان اسلام و ایران بودند و ما هم به پیروی از شهدا و ادامه راه آنان است که هر جمعه هر چه فریاد داریم بر سر آمریکا و بعد اسرائیل و انگلیس خبیث میکشیم.
یک روزی در این مملکت نمیشد به سگ یک آمریکائی نگاه چپ کرد اما امروز به برکت خون شهیدان والا مقام، دادگاه حقوقی روابط بینالملل (شعبه۵۵) تهران میتواند دستور توقیف کشتی حامل نفت آمریکائی به ارزش پنجاه میلیون دلار را در خلیج همیشه فارس صادر و نفت آن را توقیف و سپس دستور تخلیه دهد تا بخاطر تحریم داروی خاص مردم و بیماران صدمه نبینند.
این را همه دنیا به خصوص آمریکا خوب فهمیده است که ایران به قله نزدیک است؛ و مردم و دولت و مسئولین با انسجام و وحدت و همدلی تحت زعامت امام المسلمین تا تحقق ایران قوی در مقابل مستکبرین قدمی عقب نشینی نخواهند کرد.
البته هر روز نفرت مردم جهان نسبت به آمریکا و اسرائیل بیشتر میشود و بر سکوت کشورها و سازمانهای بینالمللی نسبت به جنایات ددمنشانهای که در غزه واقع میشود بیشتر لعن میکنند. امیدواریم به برکت خون شهدای غزه و ماه مبارک رمضان در روز قدس امسال برای فلسطین شاهد پیروزیهائی باشیم که انتظار میرود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/12/11 | 1402/12/11انشاءالله این دولت بتواند مسئله بانکداری اسلامی بدون ربا را حاکم کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه40
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا کینهتوزی ندارند. هفته گذشته روایتی را از رسول خدا درباره شب معراج و مطالبی که بر درهای بهشت و جهنم نوشته شده بود برای شما خواندم. بر در اول نوشته بود زینت زندگی خوب در دنیا چهار صفت است. قناعت و ترک کینه و ترک حسادت و همنشینی با نیکان. راجع به قناعت و کمی هم راجع به ترک کینه عرض کردم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «کینهتوزی پستترین عیبهاست». کینه باعث میشود، محبتها و دوستیها متزلزل شود و روابط اجتماعی سست شده از بین برود. در جامعهای که کینه بیاید، تنش و تباهی زیاد میشود و سلامت آن به خطر میافتد و طمع دشمن به آن بیشتر میشود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «کینهتوزی آتشی است که جز با پیروز شدن خاموش نمیشود». «ریشه فتنهها و آشوبها، کینهتوزی است. شخص کینهتوز، دائماً در رنج و عذاب است و آسودگی خیال ندارد». بههرتقدیر مومن کینه کسی را به دل نمیگیرد و شادابی زندگی دنیا را با کینهتوزی خراب نمیکند. اگر کینه کسی به دل باشد دعا به اجابت نمیرسد.
مطلب سوم ترک حسادت است؛ یعنی انسان نتواند نعمتی را در دیگری ببیند و خواهان از بین رفتن و محروم شدن شخص از آن نعمت باشد. شاید خودش هم خواهان آن نعمت نباشد اما نمیتواند در دیگری ببیند. این هم صفت بسیار بدی است. خدا کند کسی مبتلا به این بلیه نشود که سلامت جسمانی خودش را هم از دست میدهد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «حسد بدترین بیماری است؛ و سر همه رذیلهها قرار دارد. حسود پرحسرت است و گناهانش مضاعف است و ایمان را از بین میبرد.»
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «لقمان به فرزندش گفت: حسود سه نشانه دارد، پشت سر غیبت میکند و در حضور تملق میگوید و از گرفتاری دیگران شاد میشود». قرآن کریم یکی از عوامل روانی که میتواند باعث قتل شود را حسادت میداند. اولین قتلی که روی زمین واقع شد کشتن هابیل توسط قابیل بود و ریشهاش شعلههای آتش حسادت بود.
معمولاً اگر انسان ببیند به نعمتی نیاز دارد که در اختیار شخص دیگری است حسادتش برانگیخته میشود. مثلاً دیدید وقتی بچهای، بچهای دیگر را در بغل مادر خودش میبیند به او حسادت میکند و هر طور شده آن بچه را از مادر خودش جدا میکند. چون میبیند باوجود آن کودک، او از توجه مادرش محروم شده است.
حسد در طول تاریخ ریشه مشکلات اجتماعی، اختلافات و دشمنیها در بین افراد و اقوام و جوامع مختلف بوده است. خلاصه صفت زشتی است که زندگی فردی و اجتماعی را تباه میکند، همین مقدار برای این بحث بس است.
و چهارمین کلمه هم همنشینی با نیکان بود. توجه دارید که انسان در زندگی نیازهای دینی و دنیایی دارد که با کمک دیگران برطرف میشود و با معاشرت و انس با دیگران به اهداف مادی و معنوی خودش میرسد. پس مجالست لازم است اما باید دنبال همنشینی بود که علم و تقوا و اخلاق و کمالات انسان را بالا ببرد نه اینکه موجب تضییع اوقات شود.
دوست میتواند انسان را سعادتمند کند یا او را به شقاوت نزدیک کند. رسول خدا فرمود: «انسان بر دین دوستش است، پس هرکدام از شما بنگرد با چه کسی دوست میشود». لذا مجالست و همنشینی با علماء سفارش شده است. لقمان به فرزندش گفت: «فرزندم با علماء همنشین شو و در برابرشان زانوی تواضع بر زمین بزن، همانا قلبها با حکمت زنده میشوند؛ چنانکه زمین مرده با قطرات باران زنده میگردد.»
همه شما این روایت نورانی از قول رسول خدا را شنیدهاید اما از باب تذکر تکرار میکنم، از حضرت پرسیدند: «بهترین همنشینان کدماند؟ فرمودند: کسی که دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد. گفتارش بر علم شما بیفزاید؛ و عمل او شما را به یاد آخرت بیندازد.»
بنابراین صفتی که زینت دنیاست و زندگی را گوارا میکند این است که انسان همنشینان پاک و صالح و نیکوکار برای خود انتخاب کند. اگر همنشین انسان شخص گنهکار و غیبت کننده بددهان و نمام و دروغگو باشد وضعیت روحی و رفتاری انسان معلوم میشود که به کجا خواهد رسید.
انسان مومن که به دستورات خدا و رسولش عمل میکند، پاداشی که میگیرد همنشینی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان است؛ و در روایت دارد با عاقل همنشینی کنید که موجب امنیت است؛ و فرمودند همنشینی با نیکان سبب کسب خیر میشود، همانند باد که وقتی بر بوی خوش میگذرد، خوشبو میشود.
و اما آنچه بر در دوم بهشت نوشته شده است این است: لا اله الّا اللّه محمد رسول اللّه على ولى اللّه، هر چیزى زینتی دارد و زینت شادى در آخرت چهار چیز است: دست نوازش بر سر یتیم کشیدن و ملاطفت با افراد بىکس و تلاش براى انجام کارهاى مسلمانان و رسیدگى به فقرا و مساکین.
اولین کار یتیمنوازی است. مسئله مهمی است که آثار فراوانی دارد. رسول خدا انگشت اشاره و میانی خود را نشان دادند و فرمودند من و سرپرست یتیم (در صورتی که از خداوند عزوجل پروا کند) در بهشت مانند این دو انگشت در کنار هم هستیم؛ و فرمودند: در بهشت سرایی است که به آن دار الفرح، (شادی سرا) گفته میشود و تنها کسی وارد آن میشود که ایتام مومنان را شاد میکند. ادامه بحث در نوبت بعد با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به موقع اعمال عبادی خود را انجام میدهند. چه زیبا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۷۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اِذَا اَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا». هرگاه مستحبات به واجبات لطمه بزنند، آنها را ترک کنید. قبلاً هم عرض کردیم که نباید عبادات مستحب با همه ثواب و ارزشی که دارند باعث شوند، واجبات کم رنگ و بی اثر شوند که در این صورت ترک مستحب لازم است.
در بیان دیگری حضرت فرمودند: در هیچ فریضهای نباید کوتاهی شود همانطور که در هیچ نافلهای نباید سختگیری کرد. اعمال مستحب نباید نقش مقرب بودن خود را از دست بدهند.
حضرت در بیانی فرمودند: اگر مستحبات باعث لطمه خوردن به واجبات شوند مایه نزدیکی به خدا نگردند. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار داده توفیق انجام مستحبات را از روی شوق نصیب گرداند.
انشاءالله همگی با عزم و همت و با قصد قربت در پای صندوقهای رای حاضر شدید و بقیه دوستانی هم که تا الان شرکت نکردند تا وقت باقی است فعالانه شرکت کنند. من از صبح رفتم تعدادی از مراکز و صندوقها را سر زدم؛ الحمدلله شور و هیجان خوبی حاکم بود. افراد میآمدند دسته دسته رای میدادند.
دیگران را هم تشویق کنید تا برگ درخشان دیگری برای مردم ایران در حفاظت از انقلابشان و دفاع در برابر توطئههای دشمنان و موفقیت در این آزمون ملی ثبت شود. امروز روز غیظ کفار و عمل صالح برای مومنین است و خداوند برای هر قدمی که در این مسیر تا امروز برداشته شد به اضعاف مضاعف پاداش دهد. به فضل خدای تعالی حرکت مردم در این نوبت چشمگیر خواهد بود؛ و باز یک نورانیت و درخشش و قوت و عزتی برای ایران ثبت خواهد شد انشاءالله.
۱۴ اسفند روز احسان و نیکوکاری و روز ترویج فرهنگ قرضالحسنه و روز تاسیس کمیته امداد حضرت امام ره است. کمیته حضرت امام انواع احسان و نیکوکاری را دارد، قرضالحسنه هم خودش یکی از مصادیق نیکوکاری است. در اهمیت قرض دادن به دیگران و آثار دنیایی و آخرتی که دارد روایات فراوانی داریم. رسول خدا فرمودند: «کسى که به برادر مسلمان خود قرض دهد، در برابر هر درهمى که قرض داده هم وزن کوه احد و کوه رضوان و کوه سینا، حسنات خواهد داشت؛ و اگر براى وصول آن مدارا کند، از پل صراط همچون برق جهنده بدون حساب و عذاب خواهد گذشت».
برای تشویق بیشتر به قرض دادن رسول خدا فرمود: «هر مسلمانى مالى را یکبار قرض دهد، مثل این است که همان مال را دو بار صدقه داده است». در قرض دادن یکی از دستوراتی که تاکید شده مهلت دادن به قرض گیرنده است. رسول خدا فرمود: «کسى که مایل است در قیامت زیر سایه خدا باشد، پس به بدهکار تنگدست، مهلت دهد یا اینکه به نفع او از حقش بگذرد.»
در کنار قرضالحسنه، بانکداری اسلامی مطرح است؛ یعنی داد و ستد پول بدون ربا، بدون بوجود آمدن تبعیض طبقاتی، پول بصورت گنج در جایی ذخیره نشود و کسی مورد ظلم اقتصادی قرار نگیرد. اینها مسائل مهمی است که متاسفانه کمتر به آن توجه میشود.
یکی از دغدغههای مهم رهبر معظم انقلاب اصلاح روش بانکهاست؛ و دائماً به دولتها توصیه فرمودند تا بانک اسلامی بدون ربا را بهطور کامل اجرائی کنند؛ و در جلسات سخنرانی عمومی علاوه بر تذکر خصوصی به مسئولان، مطلب را تکرار کردهاند که به مطالبه عمومی و گفتمان تبدیل شود.
به مسئولان فرمودند: «… برادرانی که در دستگاه بانکی کشور مشغول کار و خدمت هستند، تکلیفشان را بر اساس تفکر اسلامی و دینی دنبال کنند و انجام بدهند»؛ یعنی دنبال بانکداری بدون ربا باشند. قوانین را اجرا کنند.
گاهی بانکداری بدون ربا هست اما دور میزنند. اگر قانون بانکداری بدون ربا بدون دور زدن قانون در مواردی انجام شود قطعاً در شکوفایی اقتصاد و حل بخش زیادی از معضلات اقتصادی کمک خواهد بود. انشاءالله این دولت بتواند مساله بانکداری اسلامی بدون ربا را حاکم کند. کارمزد و جریمه دیرکرد و جریمه دیرکرد، دیرکرد و امثال ذالک را حل کند که قسمت زیادی از آن شرعی هم نیست.
خوب است به بهانه ۱۵ اسفند، روز درختکاری و اهمیتی که دارد به بعض روایات در این باب اشاره کنم. البته همه ما به نکته توجه داریم گذشته از آنکه شرع مقدس میگوید، یکی از وظائف اجتماعی ما حفظ منابع طبیعی، محیطزیست، غنیسازی پوشش گیاهی، مصرف بهینه آب، مواظبت از خاک و امثال ذالک است. تا جایی که گاهی لازم است در بعض مناطق کشور بهصورت جهادی در کاشت درخت اقدام شود؛ بخصوص درختان میوهدار و مثمر.
رسول خدا فرمودند خود این کاشت نوعی صدقه است. یک توجه بدهم که فقط کاشت مد نظر نیست بلکه حفظ و نگهداری هم اهمیت دارد. آنقدر حفظ درخت و فضای سبز اهمیت دارد که رسول خدا در هنگام جنگها به لشگر دستور میدادند وقتی در منطقهای پیروز شدید هیچ درختی را قطع نکنید. درخت مخلوق خدا و یکی از موجوداتی است که به فرموده قرآن مشغول تحمید و تسبیح الهی است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «درختان میوهدار را قطع نکنید مبادا که عذاب خدا بر سر شما نازل گردد». اینها تعارف نیست؛ واقعیات است.
و از آنجائی که نگهداری درختان زحمت دارد و صبر و استقامت میخواهد رسول خدا فرمودند: «هرکس درختی بکارد و بر حفظ و نگهداری آن صبر و استقامت پیشه سازد و بر مواظبت و مراقبت از آن قیام کند تا آنکه به ثمر و نتیجه برسد، پروردگار به مقداری که درخت به دیگران بهره میرساند و به تعداد کسانی که از ثمرات آن درخت استفاده میکنند، ثواب صدقه و انفاق را به آن فرد ارزانی میکند». چه کار پرسودی است!
جالب است بدانید طبق بعض نقلها امیرالمؤمنین علیهالسلام در طول ۲۵ سال خانهنشینی ۶۰ هزار درخت خرما کاشتند؛ غیر از حفر چاه و قنات. شیعیان امیرالمؤمنین نباید در برپائی و حفظ فضای سبز کوتاهی داشته باشند. قطع بی مورد درختان و برای سود جوئی بیشتر، آتش گرفتن جنگلها به خاطر سهلانگاری، از موارد کوتاهی است. کسی که درختی قطع میکند به حق همه انسانهای جامعه تعدی کرده است. همه موظف هستند از درختان حفاظت کنند اختصاص به ارگان خاصی ندارد.
کاشت درخت عمل صالح و مفید برای آخرت، نماد آبادانی و مظهر زندگی و لطافت و طراوت و آرامشبخش روح و آسایش انسان است. هوا را تلطیف میکند، خاک و آب را حفظ میکند، مواد غذائی موردنیاز انسان را تا حدی تامین میکند. با جذب برخی گازهای سمی، سلامتی را برای جامعه بخصوص جامعه شهری به همراه دارد. آیات متعددی راجع به درخت و شجر در قرآن کریم مطرح شده و انسان را دعوت به تعقل کرده است که وارد آن بحث نمیشوم.
اما در این روزگاری که زندگی میکنیم به درختان زیادتری برای حفظ سلامت خود و محیط احتیاج داریم. لذا روز درختکاری و روزهای بعدازآن بهترین فرصت برای خدمت به محیطی است که در آن زندگی میکنیم. امام صادق علیهالسلام: «در میان شغلها، شغلی محبوبتر از شغل کشاورزی نزد خدا نیست و هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه آنها کشاورز و درختکار بودند مگر حضرت ادریس که خیاط بود.»
جنایات صهیونیستهای کودک کش تمامی ندارد و هر روز صحنه دیگری از خباثت و پلیدی خود را به نمایش میگذارند. حمله به کسانی که برای گرفتن کمک آمده بودند جنایت هولناکی بود که ورقهای کتاب سازمانهای حقوق بشری را سیاهتر میکند.
حضرت آقا اشاره فرمودند که یک افسر نیروی هوائی ارتش آمریکا در اعتراض به جنایاتی که توسط صهیونیستهای پلید و همکاری آمریکا در غزه انجام میگیرد خود را در مقابل سفارت اسرائیل در واشنگتن آتش زد؛ و در همان حال فریاد میزد فلسطین را آزاد کنید من در نسلکشی علیه مردم فلسطین شرکت نمیکنم.
این حرکت پیامهای متعددی برای دنیا و آمریکا و همه وجدانهای بیدار دارد. ظلم ماندنی نیست و روسیاهی و ذلت برای کسانی است که صدای مظلوم را شنیدند و اقدامی نکردند ولو به اندازه صدا و فریادی که جمعهها از مصلای کرج بر علیه استکبار و غاصبان بخصوص اسرائیل بلند میشود.
به نظرم رسید با توجه به ایامی که در آن قرار داریم و موارد مشابهی که مکرر برای ما پیش میآید کمی راجع به یکی از شیوههای مهم جنگ روانی یعنی «شایعه» صحبت کنم. بخصوص در این زمان که فضای مجازی فرصت فراوانی را برای شایعهسازی و نشر پرسرعت آن فراهم کرده است و مدتی بعد هم هوش مصنوعی به کمک خواهد آمد. فرستنده و مخاطب همدیگر را نمیبینند. پدیدهاى که براساس شنیدهها و زمینههاى قبلى در افکار عمومى شکل مىگیرد؛ و مثل میکروبهای قوی به افرادی که آگاهی کمتر و بصیرت و اراده ضعیفی دارند حمله میکنند و این افراد با شنیدن اولین شایعه باور میکنند و به تدریج در مقابل آن بیاراده میشوند و بعد از مدتی تسلیم میشوند.
شایعه از شَیَعَ گرفته شده به معناى رواج یافتن و منتشر شدن، انتشار و بیان خبر. شیوع هم همین است و در اصطلاح به خبرى که فاش شود ولى صحت و نادرستى آن معلوم نباشد شایعه میگویند. قرآن کریم از گروهی بنام مُرجِفون نام میبرد که کارشان ارْجاف یعنی دروغ و شایعهپراکنی بوده است. کلمه رَجْف، یعنی لرزیدن. آنان اخباری را نشر میدادند که مردم را نگران و دلهای آنان را لرزان میکرد.
قرآن کریم، کسانی که در دلشان مرض هست و شایعهسازان و منافقین را در یک ردیف قرار داده است و در سوره مبارکه احزاب آیات ۶۰ و ۶۱ فرموده: «مَلْعُونِینَ اَینَمَا ثُقِفُوا اُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً». این چند گروه مورد لعن خدا هستند و هر جا که یافت شوند باید دستگیر شوند و بهسختی به قتل برسند. معلوم میشود شایعه سازان بسیار گروه خطرناکی هستند.
لذا برای کُند کردن کار و جلوگیری از بروز و توسعه شایعه به مردم تذکر میدهد که چشم و گوش و دل مسئول هستند و مورد سوال قرار میگیرند پس تا به چیزی علم و یقین ندارید اقدام نداشته باشید. سوره اسراء آیه ۳۶ که فرمود: «وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ انَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولا». بعد به تاریخ که مراجعه کنید فراوان مصداق دارد. از صدر اسلام تا امروز.
استکبار جهانی و دشمنان بعد از یاس از اقدامات فیزیکی و ترورها، با توسل به امکانات تبلیغى و فرهنگى که در اختیار دارند از سلاح خطرناک «شایعه» به عنوان حربه روانى سیاسى برای اهداف خود بهرهبردارى مىکنند. شایعهپراکنان با مظلومنمایى، اخبار دروغ خود را حق جلوه میدهند و نشر میکنند و آرامآرام افراد را بىتفاوت و بىهویت بار مىآورند و در جامعه جو بیاعتمادی را توسعه میدهند و انسجام ملی را خدشهدار میکنند. مثلاً برای تضعیف جبهه حق و زدن یاران اطراف امام رضوان الله علیه مرحوم آیت الله شهید بهشتى مظلومانه هدف تیر شایعه سازان قرار گرفت.
موارد شایعه و آثار تخریبی که در این سالها با آن مواجه بودیم زیاد است و فرصت ما کم که بخواهم به یاد شما بیاورم. چه شایعههای نظامی و اقتصادی برای از بین بردن امنیت نظامی و اقتصادی درست کردند. میدانید که شایعه معمولا در بین گروههایی شکل میگیرد که هم فکر و همسنخ و هم احساس هستند و باهم منافع مشترکی دارند، از مثل اعضای یک شرکت بگیرید تا اهالی یک شهر و کشور.
هر جا که موضوع مهم نگرانکنندهای باشد و اطلاعات دربارهاش کم باشد، شایعه حاضر میشود. مثلاً در جنگ به خاطر نگرانیهای فراوانی که دارد شایعه به سرعت نشر پیدا میکند. در موضوعات اجتماعی مثل تورم، مسکن، بیکاری و نارضایتی و… هم شایعه زود منتشر میشود.
مردم به امید احتیاج دارند که مثلاً جنگ تمام شود، اقتصاد درست شود؛ اگر واقعیت به مردم گفته نشود، هر خبری ولو غیر واقعی را که بشنوند با توجه به روحیاتی که دارند باور میکنند و مضطرب یا امیدوار میشوند؛ و اقدام به نشر میکنند. سانسور اخبار هم به گسترش شایعه کمک میکند.
سوال: چرا دشمنان شایعهسازی میکنند؟ ۱٫ تخریب روحیه ۲٫ وسیلهای برای پوشش حقیقت است. وقتی خبر ضدونقیض زیاد شد، خبر اصلی قابل تشخیص نیست؛ به این روش دود رسانهای میگویند. ۳٫ بىاعتبار کردن منابع خبرى؛ مثلاً اخبار دروغی از موفقیت کشور منتشر میکنند بعد تکذیب میکنند تا منبع خبر بی اعتبار شود.
مثلاً در سال ۱۹۴۱ م، انگلستان سعى کرد ایستگاه اصلى راهآهن آلمان را بمباران کند، نتوانست؛ اما آلمانىها به دروغ خبر موفقیت انگلستان را پخش کردند. بهطوریکه خود انگلیسیها هم باور کردند و خبر را به طور رسمى منتشر کردند. بعد از انتشار، وزارت تبلیغات آلمان با دعوت از روزنامهنگاران آمریکایى براى بازدید از صحنه، اثبات کرد انگلیسیها دروغ میگویند و رسانههای آنان اعتباری ندارند.
۴٫ گاهی با انتشار اخبار غیر واقعی، کشور مقابل را مجبور میکنند تا در پاسخ واقعیات را بگوید لذا وسیله کشف حقیقت میشود. ۵٫ دلسرد کردن مردم و افزایش نگرانىهای عمومی ۶٫ جبران شکستها ۷٫ ایجاد جوّ بدبینى و بدگمانى ۸٫ ایجاد رعب و هراس در بین مردم. بخشی از جنگ کربلا با شایعه پیش رفت. کوفه را از ترس لشگر شام آوردند در مقابل حسین علیهالسلام قرار دادند. برایشان هراس ایجاد کردند با شایعه.
البته شایعهها در ابعاد اجتماعی، سیاسی، نظامی، اقتصادی، عقیدتی، تولید و توزیع میشوند؛ و از نظر محتوا هم دو قسم هستند؛ شایعههای خبری که خبرهای ضدونقیض و راست و دروغ را پراکنده میکنند و شایعههای تحلیلی که تحلیلهای مختلف را در جامعه شایع میکنند؛ حالا چه تحلیل روز باشد چه تحلیل آینده.
نکته: برای تشخیص شایعه از واقعیت، به دست آوردن جوابِ این چند سوال لازم است. باید به دقت بررسی شود که منبع اصلی این خبر کجاست؟ چه کسی این حرف را زده؟ آیا فرد اعتبار کافی دارد؟ چه کسانی از این شایعه نفع میبرند؟ چرا الان؟ چرا این موضوع؟ و …
بحث راههای پیشگیری و راههای مقابله با شایعات خود بحث مستقلی میطلبد؛ اما اجمالاً برای پیشگیرى از شایعات، لازم است که اولاً سطح آگاهى مردم بالا برود. ثانیاً نقاط ضعف را باید برطرف کرد. ثالثاً از تبلیغات صحیح باید استفاده شود. رابعاً اعتماد بین مردم و حاکمیت باید تقویت شود.
و براى مقابله با پخش شایعات، لازم است اخبار و گزارشها موردبررسی و تحقیق قرار گیرد. به محض شنیدن شایعهاى، از گوینده آن، سند و مدرک درخواست کنید. بعد از شنیدن مطلب براى اطلاع از صحتوسقم آن باید به آگاهان رجوع کرد. کنترل زبان و بیان از پخش شایعه جلوگیری میکند. شایعهپراکنان را باید رسوا کرد. اعتمادسازی نسبت به رسانههای رسمى باید بالا برود. این بحث بحث مفصلی است و بحثهای دیگر هم دارد.
مواظب باشیم؛ در طول این چهلوچند سال مکرر در دام این شایعهسازیها افتادهایم و گرفتاریهایی را برای خودمان و دنیایمان و آخرتمان درست کردهایم. من در شهر بعضی وقتها به گوشم میخورد که با شایعه افراد را ساقط میکنند یا بالا میبرند. بقیه هم توسعه میدهند و میگویند شنیدیم اینطور شده و میگویند آنطور شده. شنیدهها و گفتهها را باور نکنید. در روایت دارد که خیلی از این شنیدهها به کذب نزدیکتر است. در بعضی از روایات به این تعبیر دارد که هرکسی هر چیزی را که شنید بگوید دروغ است.
وعده کرده بودم راجع به حضرت حجت مطالبی عرض کنم؛ چون وقت گذشت در این نوبت فقط عرض میکنیم «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللَّهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذی ضَمِنَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّهَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ.»
خدایا این اسامی که امروز در سراسر کشور از صندوقها بیرون میآید افرادی باشند که به نفع ملت و دین و آینده کشور قدم بردارند انشاءالله. انسانهای صالح و باایمان و جهادی و انقلابی و عاقبت گرا و آخرتگرا باشند انشاءالله. به معیشت و اقتصاد مردم توجه کنند انشاءالله. یکی از کارهای مهمی که انشاءالله مد نظرشان باشد که انجام بدهند همین باشد که قانون و مسئله انتخابات را، کاندیداتوری و انتخاب و افراد را به سرعت اصلاح کنند تا بعضی از این گرفتاریهایی که موجود است برطرف شود انشاءالله.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/12/4 | 1402/12/4دعوت به شرکت در انتخابات مصداق امر به معروف است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه41
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا توصیه میکنم خودم و شما را به تقوای الهی. خدای تعالی بهشت را برای متقین و پرهیزکاران نزدیک میآورد؛ در آیه ۹۰ سوره مبارکه شعراء فرمود: «وَ اُزلِفَتِ الجَنَّهُ لِلمُتَّقِینَ.»
در آیات متعددی از قرآن کریم آمده است که برای بهشت و جهنم درهایی وجود دارد. مثلاً آیات ۷۱ و ۷۳ سوره مبارکه زمر راجع به ابواب جهنم و بهشت اشاره دارد و اینکه هرکدام از این درها برای چه کسانی گشوده میشود. البته قرآن کریم به تعداد درهای بهشت اشارهای نکرده است و فقط درباره درهای جهنم در آیات ۴۳ و ۴۴ سوره مبارکه حجر فرموده: «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعِینَ، لَهَا سَبْعَهُ اَبْوَابٍ لِکُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ»؛ و دوزخ میعادگاه همه آنهاست، هفت در دارد و برای هر دری گروه معینی از آنها تقسیم شدهاند.
ولی وقتی به روایات مراجعه میکنیم گفتهاند بهشت هشت در دارد. مثلاً به باب هشتگانه کتاب شریف خصال مرحوم صدوق مراجعه کنید روایت دارد که عرض میکنم. حالا چرا درهای بهشت هشت تاست و درهای جهنم هفت تا فرقهایی گفتهشده که مثلاً رحمت خدا بیشتر از غضب خداست و رحمت بر غضب پیشی دارد و امثال اینها.
هرکدام از این درها اشاره دارد به مرتبهای از مراتب اعمال خوب و بد افراد که توانستهاند مثلاً عمل نیکی انجام دهند و از فلان در بهشت وارد شوند و یا موفق نبودهاند فلان کار را ترک کنند پس از دری وارد جهنم میشوند. مثلاً در سوره مبارکه رعد آیات ۱۹ به بعد راجع به اولوالألباب بیان میکند که فقط این گروه متذکر حق هستند بعد برای آنان نشانههایی را تذکر میدهد که هشت ویژگی است؛ ۱٫ عهد و پیمان را رعایت میکنند. ۲٫ ارتباطات الهی و پیوندهایی که خدای تعالی فرموده را رعایت میکنند. ۳٫ از خدا خوف دارند. ۴٫ از بدعاقبتی میترسند. ۵٫ در راه خدا صبر و استقامت دارند ۶٫ نماز را برپا میدارند. ۷٫ در خفا و علن انفاق میدهند. ۸٫ بدی را با خوبی پاسخ میدهند.
بعد در بعض روایات برای درهای بهشت مطالبی گفته شده که با این صفات اولوالألباب مطابقت دارد. کأن هرکدام از این صفات راهی است که شخص را به بهشت میرساند.
در همین رابطه شبی که رسول خدا را به معراج بردند، حضرت فرمودند بهشت و جهنم را به من نشان دادند و دیدم بهشت هشت در دارد و بر هر دری چهار جمله نوشتهاند، که هر جمله از تمام دنیا و نعمتهاى آن بهتر است براى کسى که یاد بگیرد و بشناسد.
من برای اینکه از فرصت استفاده کنم ترجمه حدیث را میخوانم. بر در اول بهشت نوشته شده بود: لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه، على ولى اللّه، هر چیزى زینتى دارد و زینت زندگى خوب در دنیا چهار خصلت است: قناعت و ترک کینه و ترک حسادت و همنشینی با نیکان.
اصل زینت و آراسته بودن به زینت موردتوجه دین است و اینکه انسان خودش را زینت کند اعم از مرد و زن، دستوراتی داریم و اینکه اساساً در دنیا چه چیزی زینت است هم مطرح است و دیگر اینکه هر چیزی را که خداوند برای انسان زینت قرار داد کسی نمیتواند آن را تحریم کند. لذا در بعض آیات دارد که دستور میدهد به اینکه وقتی مسجد میروید خود را تزیین کنید و زینتهای مختلفی که دارید، بروید یعنی باید هنگام حضور در اجتماع با زینت و آراسته باشید. لباس و موی سروصورت مرتب باشد؛ و در جای دیگر دارد که مال و فرزندان زینتهای شما هستند و امثال اینها. یا در روایت دارد از رسول خدا که فرمود: خداوند دوست دارد که هرگاه بنده مؤمنش نزد برادر خود میرود خودش را برای رفتن پیش او آراسته کند؛ یعنی حتی اگر اجتماع مسلمین مثل مسجد و نماز جمعه هم نبود و دونفری بودید بازهم این دستور اسلامی را رعایت کنید.
روایات زیاد است نمونه عرض کردم و بحث من زینت نیست که باید جدا و مفصل بحث شود؛ اما بر سر اولین در بهشت برای زندگی خوب در دنیا فرموده چهار چیز لازم است؛ که اگر خوب دقت کنیم میبینیم واقعاً همین چهار صفت اگر نباشد چقدر زندگیها را سخت میکند و گرفتاری ساز است؛ و بخصوص در این دوران متأسفانه بیشتر از قبل است ظاهراً.
اولی قناعت بود. این چه صفت مهمی است و چقدر دارنده آن در آسایش و راحتی بسر میبرد. انسان در مسائل مادی و دنیایی بینهایت طلب است و اگر قانع نباشد به رنج میافتد. مؤمن معتدل است. قناعت حد وسط بین ولخرجی و خسیس بودن است. خداوند بینیازی را در قناعت قرار داده است. رسول خدا فرمودند: قناعت ثروتی تمام ناشدنی است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند منظور از حیات طیبه در قرآن، قناعت است؛ و کسی که عاقل باشد قانع است. انسانی که قانع است اندوهگین نمیشود و غیر قانع هرچه هم ثروت داشته باشد باز به فکر ثروت دیگران است. کسی که روحیه قناعت دارد، سیر میشود؛ اما کسی که قانع نیست هرگز سیر نمیشود و همیشه احساس کمبود دارد. خلاصه قناعت صفتی است که هرکس دارد قدر بداند و هرکس ندارد تلاش کند به دست آورد.
بعد فرمود: ترک کینه؛ در دعای قرآنی دارد که خدایا در دلهای ما نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند کینه قرار مده. «و لا تجعل غلا للذین آمنوا». حشر/۱۰٫ کینه کارهای خوب را از بین میبرد. رسول خدا فرمودند هرگاه امت من نسبت به یکدیگر کینه نورزند، هرگز دشمنی در برابر آنها قد علم نمیکند.
وقت ما پر شد و نرسیدم که ترک حسادت و همنشینی با نیکان و آنچه بر درهای دیگر نوشته را عرض کنم انشاءالله نوبتهای بعد با قید حیات.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در کار خیر مداومت دارند. حضرت در حکمت ۲۷۰ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «قَلِیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجَى مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ». کار اندکى که در آن مداومت کنى، امیدبخشتر از کار زیادى است که از آن خسته و ملول گردى. تذکری کاربردی و عملیاتی است. کار کمی که ادامه دارد تا به نتیجه برسد از کار زیادی که نیمه رها شود و یا از شدت زیادی، خستهکننده باشد، بهتر است.
رعایت این حال در همه امور همینطور است حتی در مسائل معنوی. عبادت و دعا و امثال اینها، کم باشد اما ادامهدار، انسان را بهتر به نتیجه میرساند. گاهی شخص حال روحی مناسب ندارد اما به خودش فشار میآورد که فلان دعا را تمام کند، کأن کنترات است. نه تا آنجا که حالتان اجازه داد بخواهید. خدای تعالی همه ما را به وظائفمان آشنا گرداند و تقوا را در ما زیاد بفرماید.
در آستانه سالگشت ولادت باسعادت و مبارک خاتم الاوصیاء و مفخرالاولیاء، میثاق الله، بقیه الله، لنگر آسمان و زمین، شریک القرآن، وعده تضمینشده الهی، حجه بن الحسن العسکرى ارواحنا و ارواح العالمین لمقدمه الفداء قرار داریم، این عید بزرگ بر شما و بر همه مظلومان و مستضعفان عالم مبارک باد.
یک سؤال: آیا ما با امام زمانمان انس و ارتباط محکمی داریم؟ از مرحوم آیتالله کشمیرى سؤال کردند: براى رفاقت با امام زمان چه کنیم؟ ایشان فرموده بودند: «روزى یک ساعت با حضرت خلوت کنید، زیارت سلام على آل یاسین را بخوانید. زیاد بگویید: یا صاحبالزمان اغثنى، یا صاحبالزمان ادرکنى، المستعان بک یابن الحسن، زیاد بگویید، توسل بکنید به ایشان، یکخرده رفاقت پیدا مىشود.»
در کتاب رجال کَشی راجع به یونس بن عبدالرحمن که از برجستهترین اصحاب حضرت امام رضا علیهالسلام بود دارد که حضرت دربارهاش فرموده بود: «یونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ فِى زَمَانِهِ کَسَلْمَانَ الْفَارِسِیّ فِى زَمَانِهِ». یونس سى جلد کتاب دارد و امام جواد علیهالسلام هنگامیکه یکى از کتابهایش را ورق مىزدند، براى هر صفحه، براى او طلب رحمت میکردند «وَ جَعَلَ یقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ یونُسَ، رَحِمَ اللَّهُ یونُسَ، رَحِمَ اللَّهُ یونُس.»
چنین شخصى طبیعتاً باید خیلى محبوب مردم باشد و در بین مردم جایگاه داشته باشد، اما روزى یونس میهمان امام رضا علیهالسلام بود که عدهاى از اهل بصره نزد حضرت آمدند و اجازه ورود خواستند. امام رضا علیهالسلام از یونس خواستند که در اتاق مجاور بماند. آن عده بعد از احوالپرسى شروع به بدگویى از یونس کردند؛ امام علیهالسلام سرشان را به زیر انداخته بودند و چیزى نمىفرمودند. چراکه حتى این مقدار ظرفیت نداشتند که امام در نزد آنان از یونس دفاع کنند. بعد که آن افراد رفتند، حضرت، یونس را صدا زدند. یونس گریهکُنان محضر حضرت رسید و عرض کرد: آقا مىبینید اینها که از شیعیان هستند، با من چه مىکنند؟ امام رضا علیهالسلام به او فرمودند: چه اشکالى دارد؟ وقتیکه امام تو از تو راضى است. بگذار هرچه مىخواهند، بگویند؛ و بعد خاطرنشان کردند: اگر در دست تو مرواریدى باشد و مردم بگویند: پشکل است، یا پشکلى در دست تو باشد و مردم بگویند مروارید است، آیا تو را سودى مىرساند؟ یونس گفت: خیر. حضرت فرمودند: «هَکَذَا أَنْتَ یا یونُسُ». وضع تو هم اینگونه است. وقتى تو بر راه صحیح هستى و امامت از تو راضى است، سخن مردم ضررى به تو نمىرساند.
پس آنچه مهم است این است که طوری عمل کرده باشیم که امام از ما راضی باشد. اگر امام از تو راضی بود نگران هیچچیز در این دنیا نباش ولو دیگران سعایت کنند و موقعیت اجتماعی تو را به خطر بیندازند. خب حالا از کجا بفهمیم که امام ما از ما راضی است و ما را دوست دارد؟ باید از قاعده گواهی دل استفاده کنیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در غرر الحکم فرمودند: از دلها درباره دوستىها بپرسید، که دلها گواهانى رشوه ناپذیرند. «سَلُوا القُلوبَ عَنِ المَوَدّاتِ؛ فَإِنَّها شَواهِدُ لا تَقبَلُ الرُّشا.»
مرحوم کلینى در کتاب العشره کافی بابى دارد با عنوان بابٌ نادرٌ که در آنجا پنج روایت آورده است؛ که مضمون آنها جواب ماست. بهعنوان نمونه در روایت چهارم امام رضا علیهالسلام به یکى از شیعیان فرمودند: هرگاه خواستى بدانى نزد من چگونه هستى بنگر من نزد تو چگونه هستم.
خب این شد قاعده حالا خودت را بررسی کن ببین چقدر با امام زمانت رفیقی و چقدر پیش تو قرب و منزلت دارد. در طول شبانهروز چقدر به فکرش هستی؟ به همان مقدار هم او به فکر توست. بحث فقط بر سر محبت تنها نیست چون همه محبت دارند. باید کاری کنیم آن حضرت هم ما را دوست داشته باشد. چهکار کنیم که امام به ما محبت داشته باشد؟ اولین کار این است که حضرت را آزار و اذیت نکنیم.
خود حضرت در بیانی فرمودند: «اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آنها از امامشان شده است». رفتار با دوست، رفتار با خانواده، رفتار با همسایه، رفتار با خودمان، رفتارهای سیاسیمان، رفتارهای اجتماعیمان، اینها امام ما را ناراحت میکند.
یا به على بن مَهزیار گلهمندانه فرمودند: «شما دنبال افزودن ثروت خود هستید، به مؤمنین ضعیف در بین خود، بهجای دستگیرى، تکبر و تجبّر ورزیدید و آنها را در حیرت و نابسامانى رها نمودهاید، قطع رحم کردهاید و رابطه خویشاوندى و پیوندهاى اجتماعى خود را از بین بردهاید...».
پس راهش این است که مطیع امام باشیم و دستورات را انجام دهیم و اقدام به اعمال شایسته داشته باشیم تا در زمره شیعیان و محبان و بعد کسانی که حضرت دوست دارد باشیم. در آیه ۳۶ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «فَمَن تَبِعَنِى فَإِنَّهُ مِنِّى». هر کس مرا پیروی کند، قطعاً او از من است؛ و در کتاب وافی مرحوم فیض کاشانی حدیثی را آورده که رسول خدا فرمود: «کُلُّ تَقِی وَ نَقِی آلِی». هر باتقوای خالصى آل من است؛ یعنی همانکه درباره سلمان گفته شد که «سلمان منا اهل البیت». اختصاصی او نیست و مسیر برای مِنّا شدن باز است.
بحث مهدویت یکبعدی نیست. روز ولادت حضرت روز جهانی مستضعفان هم هست. بحثی داریم که چهکار کنیم تا روز جهانی مستضعفان محقق شود؛ که مفصل است باید به راهبردهایی اشاره کنیم؛ اما اینجا فقط این را عرض میکنم که یکی از مهمترین کارها برای تحقق روز جهانی مستضعفان جهان، تشکیل هستههای مقاومت بود که به برکت انقلاب اسلامی و هدایتهای امام ره به وجود آمد.
ایشان ۱۹۰ روز قبل از ارتحالشان فرمودند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج منحصر به ایران اسلامى نیست. باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلى نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب مىتوان اسلام را فاتح جهان نمود.»
بعد همین خط توسط رهبری تقویت شد، قدرتمند شد و امروز تبدیل به جریان مقاومت شده است؛ که آثار آن را میبینید. همه مستکبران عالم را عصبانی کرده است. عصبانیت را میبینید که قطعنامه برای اتمام جنگ و آتش علیه غزه را متکبرانه و از روی غیظ برای بار سوم وتو میکنند.
حضرت آقا همان اول فرمودند: «ریشه همه این جنایات آمریکاست». امروز بر جهان معلوم شده است، اوست که نمیگذارد جنگ و جنایت و کودک کشی تمام شود. ریشه بحران آمریکاست؛ نه اینکه راهحل باشد. گسترشدهنده ناآرامی در جهان و منطقه آمریکاست.
این چه سازمان ملل و شورای امنیتی است که نمیتواند جلوی افراطیگری آمریکا را و جرثومهای که امنیت جهانی را به خطر انداخته است را بگیرد. ای سران کشورهای عضو، لااقل قیام کنید و سازمان ملل را از دست آمریکا نجات دهید. تا آنها اقدامی داشته باشند اقدام عاجل ما نمازگزاران شعاری است که علیه آمریکا میدهیم.
از طرف دیگر رژیم صهیونیستی هم خودش قبول کرده، در ورطهای افتاده که او را نابود میکند. ژنرال اسحاق بریک کارشناس امور راهبردی این رژیم اعلام کرد که تلآویو از تحقق پیروزی واقعی در جنگ کنونی در غزه عاجز است. بعد میگوید در صورت ادامه کار در رفح، بحران بهتدریج گسترده و به جهنمی در عرصههای اقتصادی و امنیتی، اجتماعی و روابط بینالملل تبدیل خواهد شد.
مهمترین سؤالی که امروز از رژیم صهیونیستی -بعدازاین همه مدت جنایت با اهدافی که برای حملاتشان مشخص کرده بودند- باید پرسید این است که چرا پس نتوانستید حماس را از بین ببرید بااینکه ۳۰ هزار نفر از مردم بیگناه را کشتید؟ چرا نتوانستید یک نفر از اسرای خود را آزاد کنید؟
نکته دیگر اینکه کشورهای غربی و اروپائی اقدام به تحریم مواردی کردهاند؛ مثلاً مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواستار تحریم محمولههای تسلیحاتی به اسرائیل به سبب آمار بالای غیرنظامیان کشتهشده در غزه شده است. هلند ارسال لوازم و قطعات اف ۳۵ را متوقف کرده؛ و بسیاری از شرکتهای بینالمللی پروازهای خود را به اسرائیل لغو کردهاند؛ اما کشورهای اسلامی و عربی هنوز قطع رابطه نکردهاند.
و راهحل همان است که آقا دیروز برای بار چندم تکرار کردند که: «چرا سران کشورهای اسلامی علناً مخالفت خودشان، قطع رابطهی خودشان، قطع کمکها و پشتیبانیهای خودشان از کافرِ مُقاتلِ خبیثِ صهیونیست را اعلام نمیکنند»؟ و کمک ما نفرین ما بر اسرائیل است.
و اما روز ولادت حضرت روز تجلیل از سربازان گمنام آن حضرت هم هست که از صمیم قلب جهاد بزرگی را که در گمنامی انجام میدهند ارج مینهیم و به آنان تبریک میگوییم و عرض خدا قوت داریم. یکی از اضلاع مهم امنیت در کشور، هوشمندی و اشراف و اقدامات بهموقع دستگاه اطلاعاتی، تحت اشراف شورای راهبردی اطلاعات کشور خصوصاً وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه است. هم کمیت و هم کیفیتِ اقدامات صورت گرفته این مجاهدان گمنام قابلتقدیر است.
میدانید تنوع تلاش عزیزان گسترده است و محدود به چند مورد نیست؛ از شناسایی و دستگیری جاسوس داخلی و خارجی بگیرید تا رصد فضاهای مجازی و حقیقی و خنثی کردن حملات سایبری دشمنان اسلام و نظام و حتی کسانی که امنیت اخلاقی جامعه را سازمانیافته به هم میریزند مورد رصد هستند. فرقهها و ادیان جعلی و مدعیان دروغین و گروههای برانداز و امثال اینها در تور اطلاعاتی سربازان گمنام قرار دارند.
قسمتی از فعالیتها و ضرباتِ به دشمن را در خارج کشور انجام میدهند. به هر جهت قسمت مهمی از فعالیت عزیزان به خاطر این است که اطلاعات مردم پایه است و همکاری و تعامل مردم با دستگاه اطلاعاتی باعث شده درصد امنیت ازاینجهت بالا باشد. چون مردم نقش مهم خودشان در حاکمیت را کاملاً حس میکنند درنتیجه تعامل و همکاری وثیقی برای برقراری امنیت بیشتر با دستگاههای مربوطه دارند.
و اما انتخابات؛ جمعه آینده انشاءالله همه در همان ساعات اولیه اقدام به رأی دادن کنید که این کار خیر است و سرعت در کار خیر مطلوب است. تا آن روز همه چهره به چهره تواصی داشته باشید. هر کس از دیگری بپرسد شما برای اینکه انتخابات پرشور باشد چه کردهای، بعد دیگران را تشویق به دعوت به شرکت کنید تا به فضل پروردگار گام دیگری محکم به سمت ایران قوی برداریم و اقتدار خود را در جامعه بینالمللی محکمتر و دشمنان را از خود دورتر کنیم.
امروز یکی از مصادیق امربهمعروف، تشویق بلکه امر به شرکت در انتخابات و رأی دادن به اصلح و نهی از عدم شرکت است. خانوادگی بروید برای رأی دادن، پرچم به دست بروید. چشم دشمن را با وحدت و انسجام ملی کور کنید. ملاکها و معیارهای نماینده خوب مکرر بیانشده و کامل آن را حضرت آقا بیان کردهاند که مراجعه دارید. البرز در این دوره در ثبتنام داوطلبان اول بود؛ انشاءالله در مشارکت هم اول باشد. کاندیداهای محترم به مر قانون انتخابات در تبلیغات عمل کنید و الگوی اخلاق باشید.
من دیروز با عزیزان کاندیداها جلسهای که داشتیم نکاتی را عرض کردم. نکته دیگر که تکرار است این است که میگویند و شایع میکنند، فلان کس که تائید نشده و یا فلانی که رد صلاحیت شده و یا فلانی که نگذاشتند انتقالی برای استان بگیرد و یا انتخاب رئیس فلان گروه و ائتلاف، همه کار امامجمعه است. بابا اگر دین ندارید آزاده باشید. چه جوری باید بگویم که این امور به من مربوط نیست و دخالتی ندارم. همینجا بنده قسم جلاله خوردم. حتی ملاک دادم اگر کسی گفت من او را تائید میکنم به او قطعاً رأی ندهید. در خبرگان هم مسئله همین است که عرض کردم.
فرصت نشد بحث راجع به امور تربیتی و تربیت اسلامی داشته باشیم. انشاءالله در فرصتی دیگر.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/11/27 | 1402/11/27شعار «زن، زندگی، آزادی» در «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» معنا پیدا میکند؛ نه در جای دیگر | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه42
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یا ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. چون در ماههای بندگی خاص خدای تعالی قرار داریم عرض میکنم تقوا ملکهای است که با تمرین و ممارست در اعمال صالح برای نفس انسان حاصل میشود؛ لذا عبادت و بندگی خدای تعالی زمینه تقوا را فراهم میکند و انسان با عبادت میتواند در زمره متقین قرار گرفته ملکه تقوا را به دست آورد.
بعد قرآن کریم تقوا را زمینه برای رسیدن به فلاح و رستگاری معرفی کرده است. در آیه ۱۳۰ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید. خلاصه اینکه انسان تا عبادت نکند به تقوا نمیرسد و تا به تقوا نرسد توشهای ندارد تا با آن بتواند به سمت خدا حرکت کند. بهترین زاد برای مسیری که ختم به خدای تعالی میشود تقواست. خدای تعالی توفیق به دست آوردن کمال تقوا را به همه ما عنایت فرماید.
انسان در ارتباطش با خدای تعالی، ابتدائاً هیچ مانع و حجابی ندارد و خداوند به انسان از رگ گردن هم به او نزدیکتر است؛ اما ممکن است انسان به خاطر لغزشها و گناهان از او دور باشد. پس باید تلاش کرد و با اعمال صالح و عبادات خود را به خدا نزدیک کرد. آنقدر نزدیک شد که در خطاب احتیاج به یاء ندا نباشد و انسان با معبود خود مناجات داشته باشد و اهل راز گوئی و نجوای با خداوند شده باشد.
در آیه ۱۹۲ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادی لِلْإیمانِ اَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ». پروردگارا ما صداى منادى تو را شنیدیم که به ایمان دعوت مىکرد که: به پروردگار خود، ایمان بیاورید؛ و ما ایمان آوردیم پروردگارا، گناهان ما را ببخش و بدیهای ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران.
انسان در مرحله اول با خدا رابطهاش از راه دور و با صداست که میگوید: «لبیک اللهم لبیک». بعد نزدیک میشود و تبدیل به مناجات و راز و نیاز با خدا میشود؛ و وقتی ارتباط با خدا خیلی زیاد شد دیگر بنده چیزی نمیگوید و خداوند شروع به سخن میکند.
به فرازهای مناجات شعبانیه دقت بفرمائید مطلب روشن میشود. آنجا که از خدای تعالی میخواهد او را بهجایی برساند که وقتی جلال او را دید از سخن گفتن بیفتد و خدا با او نجوا کند. در همین مناجات و یا مناجاتهای دیگر که از اهلبیت به ما رسیده است برای این است که با خواندن آنها بفهمیم و بعد دنبال کنیم و این رابطه معنوی و از روی معرفت را با خدا و اولیاءش برقرار کنیم.
اگر در مضامین مناجات ائمه توجه کنیم دیدگاه ما به زندگی در دنیا تغییر خواهد کرد. به مطالب مهمتر از وابستگی به دنیا توجه پیدا میکنیم. میفهمیم که مهمتر از اجابت خواستههایی که داریم خود دعاست؛ یعنی خود راز و نیاز با خدا اصل است و اهمیت دارد.
ما معمولاً وقتی با کمبودها و مشکلات مواجه میشویم دست به دعا میشویم و برای تأمین آنها با یک لیست بلندی از خواستهها و حوائج مادی از خدا استمداد میطلبیم؛ و غافل هستیم که فلسفه دعا و مناجات و راز و نیاز با خدای تعالی برای قضای حوائج نیست بلکه از روایات و حتی از مضامین ادعیه فهمیده میشود که نفس دعا و نجوا با حضرت حق موضوعیت دارد، چه خواسته به اجابت برسد و چه نرسد. انس با خدا آنقدر ارزشمند و لذتبخش است که اگر کسی آن را درک کند، توجهش به مسائل مادی از بین میرود فضلاً از اینکه از خدا بخواهد.
در مناجات مطیعین از مناجات خمس عشر از خدای تعالی میخواهیم: «اللهم احمِلنَا فِی سُفُنِ نَجَاتِکَ وَ مَتِّعنَا بِلَذِیذِ مُنَاجَاتِکَ وَ اَورِدنَا حِیَاضَ حُبِّکَ وَ اَذِقنَا حَلاوَهَ وُدِّکَ وَ قُربِکَ…» خدایا ما را بر کشتیهای نجاتت بنشان و از لذت راز و نیازت بهرهمند گردان و به حوضهای دوستیات وارد کن و شیرینی محبت و مقام قربت را به ما بچشان...
افرادی که این مراحل را درک میکنند اگر چیزی از مادیات را از دست بدهند به سختی نمیافتند اما اگر از عنایت خدا محروم شوند و نتوانند مناجات و انس با خدا داشته باشند و مورد غضب خدا واقع شوند برای آنان عذابی سخت و طاقت فرساست که تحمل نمیتوانند بکنند. در مناجات انسان با خدای تعالی گاهی حرف یاء بکار میرود مثل یا الله، یا رب، یا کریم، یا رحیم و امثال اینها که با نزدیکتر شدن بنده به خدا این حرف ندا هم حذف میشود.
البته مهمترین و خاصترین مناجات، نمازِ نمازگزار با خداست. رسول خدا فرمود: نمازگزار با پروردگارش مناجات میکند؛ و یکی از بهترین زمانهای مناجات شب است و نیمهشب.
به حرف ندا اشاره کردم است بد نیست این را هم عرض کنم که اگر به آیات قرآن توجه کرده باشید، گروههای مختلفی مورد خطاب الهی قرار گرفتهاند. مثلاً گاهی گفته شده: «یا ایهاالناس». خطاب عام است و همه مردم را شامل میشود با هر دین و مرام و مسلکی که باشند. مثلاً آیه ۲۱ سوره مبارکه بقره: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ …» یا آیه ۱۶۸ سوره مبارکه بقره: «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً …» یا آیه ۱۳ حجرات: «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً…» یا ۱۵ فاطر: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ...»
گاهی خطاب خداوند خاص میشود و عدّه مشخصی مورد خطاب قرار میگیرند. مثلاً آیه ۷۱ سوره آلعمران: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ…» یا آیه ۷۰ آلعمران: «یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ». گاهی گروهی خاصتر مورد خطاب قرار میگیرند. مثلاً آیه ۱۵۳ بقره: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ». یا ۱۸۳ بقره «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ…» که موارد آن در قرآن فراوان است.
گاهی عنوان از این هم خاصتر میشود، مثلا آیه ۱۷۹ بقره: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا اُولِی الْاَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ». یا آیه ۲ سوره مبارکه حشر «… فَاعْتَبِرُوا یا اُولِی الْأَبْصارِ.»
عنوان خاصتر از این هم داریم و آن وقتی است که خداوند رسولش را مورد خطاب قرار داده مثل آیه ۶۷ مائده: «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ …» یا آیه ۶۴ سوره مبارکه انفال: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دارای ظاهر و باطنی یکسان هستند و بشدت از ریا و سمعه دورند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ، مِنْ اَنْ تَحْسُنَ فِی لَامِعَهِ الْعُیُونِ عَلَانِیَتِی، وَ تَقْبُحَ فِیمَا اُبْطِنُ لَکَ سَرِیرَتِی، مُحَافِظاً عَلَى رِیَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِی، بِجَمِیعِ مَا اَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَیْهِ مِنِّی، فَاُبْدِیَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِی، وَ اُفْضِیَ اِلَیْکَ بِسُوءِ عَمَلِی، تَقَرُّباً اِلَى عِبَادِکَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِکَ». بار خدایا پناه مىبرم به تو از این که در انظار، ظاهر من نیکو و باطنم در آنچه پنهان مىدارم نزد تو زشت باشد و خود را با ریا نزد مردم حفظ کنم، با همه آنچه تو از خودم به آن آگاهتری، پس ظاهر خود را به مردم بنمایانم و کردار بدم را نزد تو بیاورم و درنتیجه به بندگانت نزدیک و از رضا و خشنودیهای تو دور شوم.
تذکر امروز حضرت به ما این است که اهل ریا و جلوه گری در برابر مردم و ناراضی کردن خدای تعالی نباشیم. خداوند تعالی این صفت زشت اخلاقی و رفتاری را از همه ما دور گرداند.
همین اول خطبه لازم است مجدداً از حضور آحاد مردم شریف، قدرشناس، صبار و شکورکشور و بخصوص استان البرز و بهویژه شهر کرج در جشن پیروزی انقلاب که به تعبیر رسانههای غربی شگفتانگیز بود تشکر و قدردانی کنم. خداوند به هر قدمی که برداشتید مضاعف پاداش دهد.
آنچه خودش را خیلی روشن نشان داد، حضور نوجوانان دهه هشتادی و نودی بود. علیرغم سرمایهگذاری و برنامهریزی و تبلیغات رسانهای گستردهای که از مدتها قبل برای عدم حضور و یا کم جلوه بودن آنان کرده بودند، اما بانشاط و پرشور آمدند و نشان دادند که انقلاب اسلامی ریشهای عمیقتر ازآنچه بیگانگان تصور میکنند دارد.
بعد از گذشت چهلوچند سال هنوز آنچه در این اجتماع عظیم جلوهگری دارد، حضور همه اقشار ملت است با گرایشات و عقاید و پوششهای مختلف، بخصوص بانوان که با حضورشان نشان دادند شعار زن، زندگی، آزادی در استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی معنا پیدا میکند؛ نه در جای دیگر. حضور طیفهای مختلف از بانوان نشاندهنده بصیرت و دشمنشناسی آنان بود.
آمدن انبوه جمعیت به میدان این پیام را داشت که ای دشمن زبون که خرج میکنی و نقشه میکشی، وسوسه میکنی، از مشکلات معیشتی و اقتصادی موجود در کشور که عامل اصلیاش خودتان هستید، استفاده میکنی تا باورها و عقیده به انقلاب را عوض و یا کمرنگ کنی، این را بدان که مردم ولو از ضعفها و کمبودها و حتی از بعض مسئولان گلگی داشته باشند، اما این را هم خوب میدانند که ریشه این گرفتاریها کجاست و در حرکت در مسیری که برای آینده کشور انتخاب کردهاند سست نمیشوند؛ و باقدرت، اصل انقلاب را حفظ میکنند؛ و هرگز در دوقطبی برگشت از انقلاب و یا داشتن رفاه بدون استقلال، نمیافتند.
با تحلیل درست تا امروز تسلیم دشمن نشدهاند، بلکه با نگاه به درون، با وحدت و همدلی به کمک مسئولان برای بهتر شدن اوضاع جهاد میکنند؛ و به فضل الهی با همین نگرش در عرصه همایش ملی آینده یعنی انتخابات پیش رو، حماسه دیگری را خلق خواهند کرد.
خلاصه اینکه از اول نهضت تا امروز مردم ما نشان دادند از بصیرتی برخوردار هستند که بهموقع و در زمان مقتضی اقدام لازم را انجام میدهند. مردم قم در ۱۹ دی با هدایت و رهبری روحانیت، بهموقع قیام کردند و تعدادی شهید دادند. این اقدام مهم با خیزش و حماسه مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ به مناسبت چهلم شهدای قم بهموقع ادامه پیدا کرد و تأثیر خودش را بر انسجام مردم و چهلم گیریهای دیگر شهرها گذاشت و تا پیروزی انقلاب ادامه داشت. بعد از پیروزی هم مردم بحمدالله در زمانسنجی و اقدام بهموقع کوتاهی نداشتند.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه در طول تاریخ اسلام بخصوص شیعه، روحانیت رهبر و قائد مبارزه با استعمار و حرکتهای آزادیخواهی و ضد استکباری بوده است و تا امروز هم جلودار همه حرکتهای مردمی از انقلاب و دفاع مقدس و سازندگی و تبیین و دهها مسئله اجتماعی و فرهنگی بوده و در این مسیر خونهای فراوان داده است. از مراجع و علمای طراز اول تا طلابی که تازه مشغول تحصیل شدهاند.
در دوران دفاع مقدس با محاسبه تعداد شهدا، هرروز یک روحانی شهید شده است که نسبت آن با بقیه اقشار قابلمقایسه نیست. لذا اول اسفند را به مناسبت شهادت شهید محلاتی که نماینده حضرت امام در سپاه بودند، روز روحانیت و دفاع مقدس نامگذاری کردند. خدای تعالی ارواح مطهر همه شهدا را متنعم از نعمتهای بیکرانش بگرداند و با اولیاء خودش محشور فرماید.
خلاصه مردم پایکار انقلاب و اسلام و نظام هستند؛ بنابراین فراموش نشود که مردم وظیفهشناسی کردند؛ پس مسئولان هم مسئولانه قدم بردارند و در مشکلات اقتصادی، در معیشت و مسکن و ازدواج و تکثیر جمعیت و فرهنگ و مسائل مختلف جهادیتر عمل کنند.
یازدهم شعبان المعظم سالگشت ولادت علی بن الحسین علیهماالسلام یکی از حماسهسازان کربلا است که به همه شما تبریک عرض میکنم. شخصیتی که در دامان حسین علیهالسلام قرآن و عرفان و سیاست را یاد گرفت. انسانی کامل با ویژگیهای اخلاقی کمنظیر، هم شجاعت بنیهاشم را داشت وهم سخاوت بنیامیه را. به خاطر سخاوت زیادش، لقب ناری القری را به او دادند که هیچکدام از فرزندان ائمه به این عنوان ملقب نشدند چون روی بام خانه آتش فراوان روشن میکرد تا از راههای دور بفهمند در آن خانه از غریب و فقیر و در راه مانده پذیرائی میکنند؛ و در کنار همه این صفات از زیبایی بنی ثقیف هم بهره برده بود. لذا دوست و دشمن را به شگفتی میانداخت و جوانان را بهسوی خود جلب میکرد.
به خاطر توجه و اهمیت اسلام به جوانان روز ولادت این شخصیت والا را روز جوان نامیدند تا به مسائل جوانان توجه بیشتری صورت گیرد. رسول خدا فرمودند: «شمارا نسبت به جوانان به نیکى سفارش مىکنم، چراکه آنان، دلهاى رقیقترى دارند. بهراستیکه خداوند، مرا نویدبخش و بیم دهنده برانگیخت. آن هنگام، جوانان با من همپیمان شدند، درحالیکه پیران به مخالفت با من برخاستند».
حضرت آقا در بیانی فرمودند: «باید مسئله جوانان، نیازهاى جوانان، آینده جوانان و برنامهریزى براى جوانان را یک مسئله درجه یک و جدى بهحساب آورند. این اجتنابناپذیر است». تعابیر حضرت آقا درباره جوانان باید جدی گرفته شود. وقتی میفرمایند: «نسل جوان در هر جامعه، موتور حرکت تحوّلات اجتماعى و تحوّلات سیاسى است»؛ یعنی مسئولِ بزرگوار در همین مسیر از جوانان منطقه مدیریتی خودت استفاده کن. مگر میشود بدون استفاده و همراهی جوانان به اهداف انقلاب دست یافت؟ لذا شناخت آسیبها و برطرف کردن آنها باید از اولویتهاى مسئولان باشد.
باید به نقشههای شوم دشمنان برای زمینگیر کردن و از کار انداختن جوانان با ابزار منکرات و فساد و امثال ذالک توجه جدی شود. استکبار جهانی و بهتبع صهیونیستها از رشد و موفقیتهای دانشمندان جوان ما بهشدت نگران و وحشتزده هستند و با انواع ترفندها تلاش میکنند جوان ایرانی موفقیتی نداشته باشد؛ اما به کوری چشم دشمنان جوان ایرانی در همه زمینهها درخشیده است.
حضرت امام فرمود ما میتوانیم. حضرت آقا محور پیشرفت جامعه اسلامی را نسل جوانی میدانند که سه ویژگی، ایمان، دانایی و عزم داشته باشد که نتیجهاش میشود ما میتوانیم. نقش جوانان در بیانیه گام دوم بهعنوان نقشه راه تحقق آرمانها و اصول انقلاب و شیوهنامه تکمیل نظام سازی و درنهایت تمدن سازی مورد تأکید قرار گرفته است. پس میتوانیم که امروز به تعبیر یکی از مسئولین باید بگوییم «ما توانستیم». از ما میتوانیم رد شدیم.
شما همین توفیقاتی که سازمان انرژی اتمی در مباحث مختلف دارند را دنبال کنید امروز با رادیو داروها دست بیگانگان از کشور کوتاه شده است. در پرتودهی محصولات کشاورزی و مواد غذائی و افزایش زمان ماندگاری آنها در انبار و جلوگیری از دورریز غذا که در دنیا قدمتی صدساله دارد و امروز در ایران پیشرفتهایی داشته که عمده فعالیتها دست جوانان این رشته بوده و دهها پیشرفت دیگر که بحث خود را دارد.
میانگین سنی برای پیشرفتهای این ۴۰ سال، زیر ۳۰ سال است؛ و خیلی بخواهیم بزرگتر بگیریم زیر ۳۵ سال است؛ و اینها شکرگزاری میخواهد. لذا همه باید مواظب این سرمایههای اجتماعی و آیندهساز کشور باشیم. باید در سطوح مختلف مدیریتی و تصمیمگیری با نظارت پیشکسوتان بکار گرفته شوند. خلاصه الگوی جوانان ما در مراحل مختلف و انجاموظیفه در هرزمان، علیاکبر سلاماللهعلیه است.
به مناسبت ۳۰ بهمن نکتهای عرض کنم. انقلاب اسلامی یکی از مهمترین آرمانهایش مبارزه با استکبار جهانی و بخصوص رژیم صهیونیستی است. رژیم جعلی که بیش از ۷۰ سال است تا آنجا که توانسته در هر نقطه دنیا که مقدورش بوده خون بیگناهان را ریخته، دانشمندان و انسانهای فرهیخته را نابود کرده به فرهنگ و تمدن ملتها لطمه زده و از هیچ جنایتی کوتاهی نکرده است.
این آرمانخواهی ملت ایران خودش را در تبدیل سفارت رژیم منحوس صهیونیستی به سفارت فلسطین و گشایش آن در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ است؛ یعنی ۷ روز بعد از پیروزی انقلاب؛ و از آن روز تا امروز ملت و دولت ایران از آرمانهای فلسطین دفاع کرده است و اعلام هم کرده است به هر کشوری که برای نابودی رژیم جعلی اقدام داشته باشد کمک خواهد کرد.
به فضل الهی با ترکیب و ترتیب و آرایش و اقداماتی که این روزها جبهه مقاومت انجام میدهد، نابودی و اضمحلال این جرثومه فساد نزدیکتر از موعد مقرر خواهد بود؛ و ما هم به هر وسیلهای اعم از اجتماع و شعار از مظلوم حمایت میکنیم. امروز جمعه است و لعن بر اعداء دین قطعاً ثواب دارد.
غزه در سختی قرار دارد اینهمه شهید و کشته، خودِ سازمان ملل اعلام کرده ۹۰ درصد از جمعیت غزه کمتر از یک وعده غذایی در روز دارند و یکچهارم مردم با قحطی آشکار مواجه هستند؛ اما رژیم پلید خبیث بهواقع در دام غزه گرفتار شده و هر چه تقلا میکند بندهای گرفتاری خودش را محکمتر میکند. روز مظلوم اگر تیره و گر مشئوم است، روز ظالم به حقیقت تیرهتر از مظلوم است.
اخیراً برای اینکه بتواند امتیازی بگیرد و شرایطی را تحمیل کند به شهر رفح که جنوبیترین نقطه در نوار غزه و چسبیده به مرزهای مصر است با تقریباً ۴۵ کیلومترمربع مساحت و ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت که خودشان آنجا را نقطه امن اعلام کرده بودند حمله میکنند تا عملاً به دنیا بفهمانند به هیچ پیمانی پایبند نیستند. در آنجا جان انسانها را به گرو گرفتهاند تا خود را نجات دهند اما راه نجاتی برای اسرائیل نمانده است درهرصورت شکستخورده این جنگ است و به نظر بنده میرسد که برای نجات خودشان هم که شده بهزودی نتانیاهو را از قدرت حذف خواهند کرد.
اما انتخابات که مقدمات آن در حال فراهم شدن است و انشاءالله همه باقدرت وارد خواهید شد. توجه هم دارید که به چه کسانی رأی دهید و چه کسانی را کنار بگذارید. شورای نگهبان کف کار را برای انتخاب در نظر میگیرد اما انتخاب خوبتر و اصلح با شماست.
حالا اینجا بعضی که رد صلاحیت شدند با جوسازی اصرار میکنند علت را به مردم بگوئید. خب چرا بگویند؟ مردم آنچه را باید بدانند با چشم خود دیدهاند و میدانند و برای خودتان هم اگر فرستادند از باب یادآوری است؛ بنابراین احتیاج به نامهپراکنی و تشویش اذهان نیست. اگر به فکر مردم و انقلاب هستید سعی خود را بر مشارکت حداکثری معطوف کنید.
دوستان بهدوراز افراطوتفریط و حب و بغض افراد را بررسی کنید. سوابق آنها را ببینید. ممکن است امروز از مسائلی که گذشته داشته اعراض کرده باشد؛ اما امام به ما آموخت که برگشت افراد را بپذیرید اما کار کلیدی به آنها نسپارید. مجلسَین یک کار کلیدی است قطعاً. پس با حضور خود و انتخاب دقیق خود فرصت را از فرصتطلبان، قدرتطلبان و عوامفریبان بگیرید.
خب ببینید این آقائی که کاندیدا شده با چه کسانی حشرونشر و الفت و انس دارد. افراد را از دوستانشان هم میشود شناخت. بعضیها با هرکسی نشستوبرخاست دارند و در هر جلسهای شرکت میکنند. خب ببینید چه کسانی حامی آنها هستند. قطعاً افراد دنیاطلب و زیادهخواه و اهل رانت و زده بند از هرکسی حمایت نمیکنند. کاسه آنجا رود که قدح بازآید.
بعضی وقتها میپرسم از بعضی که این عمارت را چگونه ساختید؟ میگوید خیرین. میگویم خب این خیّر چرا در این ده سال پیش من نیامده؟ البته آمدهاند؛ با پرونده کلفتی که گفتند حاجآقا اگر این را حل کنید ۲ میلیاردش در اختیار شما هر جور خواستید مصرف کنید. بعد چند میلیارد میخواهد در کنارش بگیرد! یک ریالش هم حرام است و آن بنا هم که با آن پول ساخته میشود حرام است و خیری در آن نیست.
لذا ببینید از کی، کی حمایت میکند؟! اگر دزد رانتخوار سابقهدار مشکلدار پشت یک سری افراد قرار گرفتند بدانید که حتماً باید به آن افراد رأی ندهید. این قاعده و ملاک کار است. من موظفم ملاک را بگویم و مصادیق را نباید وارد شوم.
خلاصه همه کمک کنیم تا مشارکت و رقابت انتخاباتی بهخوبی شکل بگیرد. صداوسیما در استان هم دو کانال را برای این مهم فعال کرده است که کاندیداها خودشان را آنجا معرفی کنند. خود ماهم در مصلی مقدماتش را فراهم کردیم که کاندیداها از هر طیفی بدون هیچ ممیزی بیایند صحبت کنند.
درس اخلاق را هم که دوستان سؤال میکنند، انشاءالله بعد از انتخابات شروع خواهیم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/11/20 | 1402/11/20اگر اشکالی در نظام اداری کشور وجود دارد باید با انتخاب افراد اصلح معضلات را حل کرد نه با قهر با صندوق | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه43
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی توصیه میکنم. خدای تعالی در قسمتی از آیه ۵۴ سوره مبارکه زمر میفرماید: «وَ اَنیبُوا اِلى رَبِّکُمْ…» و به درگاه پروردگارتان بازگردید؛ یعنی اگر برجان خود اسراف کردید، خطا و لغزش و گناهی داشتید، مأیوس از رحمت الهی نباشید به سمت خدا برگردید که خود این انابه و برگشتن موجب قرب و کمال برای شما خواهد بود.
خدای تعالی از انابه به عظمت یاد کرده است. انابه راه ورود به دریاى بیکران رحمت الهى را به همه اعم از مؤمن و عاصی نشان مىدهد. ریشه لغت انابه را دو جور گفتهاند؛ یعنی یا اجوف واوی است و یا اجوف یایی؛ یعنی یا از ناب یَنوب است به معنای نوبت گرفتن؛ یعنی منیب کسی است که دائماً و مکرراً نوبت میگیرد تا هر وقت درِ رحمت الهی باز شد، وارد شود. یا از ناب یَنیب است به معنای انقطاع الی الله؛ یعنی منیب کسی است که از غیر خدا منقطع و به خدا متصل باشد.
لذا خداوند تعالی، اهل انابه و شخص منیب را دوست دارد. در قسمتی از آیه ۱۳ سوره مبارکه غافر میفرماید: «… وَ ما یَتَذَکَّرُ إِلاَّ مَنْ یُنیبُ». تنها کسانى متذکر این حقایق مىشوند که بهسوی خدا بازمیگردند. انابه نوعی توبه است و کسی که توبه میکند مثل کسی است که گناه ندارد و خداوند تائبان را هم دوست دارد.
رسول خدا فرمودند: کسى که از گناه توبه کند همانند کسى است که اصلاً گناه نکرده است. در تاریخ اسلام موارد فراوانی از جنایت داریم که جانی توبه کرده و انابه داشته و خداوند او را پذیرفته است. مثلاً وحشى غلام هندِ همسر ابوسفیان، کسی بود که در جنگ احد جنایت بزرگی را مرتکب شد. عموى رسول خدا، حمزه را ناجوانمردانه شهید و بدن او را مثله کرد و جگر او را درآورد که همه شنیدید. بعد از غلبه اسلام وحشی قصد کرد مسلمان شود اما میترسید اسلام او موردقبول نباشد. او را خدمت رسول خدا آوردند و حضرت از او سؤال کرد عمویم را چگونه کشتى؟ وحشى هم شرح واقعه کرد و رسول خدا بهشدت گریه کرد. توبه او را قبول کرد اما فرمود: در برابر چشمان من هرگز ظاهر نشو، او هم به شام رفت و جریاناتی دارد و در همانجا هم مُرد.
لذا توبه را انابه میگویند چون رجوع از خطا و معصیت است بهسوی طاعت. یا رجوع از شرک و کفر است بهسوی یکتاپرستی. معمولاً کسانی که گذشته بدی دارند و خطاهای سنگینی مرتکب شدهاند، احساس گناهکاری، آنان را رها نمیکند و دائماً این فکر که چگونه از بار مسئولیت اعمال گذشته آزاد شوم او را آزار میدهد و شیطان هم کمک میکند تا او را مأیوس از غفران و رحمت الهی کند و همین باعث میشود به سمت اصلاح خود حرکت نکند.
لذا قرآن کریم با بیانی سراسر مهر و لطف با چنین افرادی سخن میگوید و روایات اهلبیت هم همان مسیر را تکمیل میکند تا بنده خدا از خدا مأیوس نشود. با توبه و انابه به مسیر درست برگردد و زندگی خود را اصلاح کند. حتی در روایات داریم کسی که توبه واقعی میکند و حقیقتاً برمیگردد و انابه داشته، همانند کسى است که از مادر متولد شده است.
برای تشویق بیشتر به اهل انابه پرهیزکار مژده بهشت میدهد. در آیات ۳۱ تا ۳۴ سوره مبارکه ق فرمود: «وَ اُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ» (در آن روز) بهشت به پرهیزگاران نزدیک مىشود و فاصلهاى از آنها ندارد. «هذا ما تُوعَدُونَ لِکُلِّ اَوَّابٍ حَفِیظٍ» این چیزى است که به شما وعده داده مىشود و براى کسانى است که بهسوی خدا بازمیگردند و پیمانها و احکام او را حفظ مىکنند. «مَنْ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ* ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ» آنکس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبى پر انابه در محضر او حاضر شود. (به آنها مىگویند) بهسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانى است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامه ۳۱ نهجالبلاغه که برای امام مجتبی علیهالسلام مرقوم فرمودند: «وَلَم یُعَیِّرکَ بِالانابَهِ…» از این بیان معلوم میشود که انابه از توبه بالاتر است. چون خداوند، منیب را به خاطر تکرار انابهاش سرزنش نمیکند. گاهی انسان بر اثر عواملی در تفکر و عقیده و عمل از مسیر اصلی توحید منحرف میشود؛ یعنی از آن فطرت اولیهاش فاصله میگیرد و لازم است که به اصل خود برگردد. لذا هرچه بازگشت را تکرار کند مانعی نیست تا بالاخره به فطرت برگردد و در گروه موحدان قرار گیرد.
این بازگشت بهسوی خدا و فطرت توحیدی که با قطع و انقطاع از غیر خدا همراه است، انابه است؛ که در آیه ۳۱ سوره روم فرمود: «مُنِیبِینَ إِلَیْهِ». روی دل بهسوی خدا کنید، درحالیکه از غیر بریدهاید و بهسوی او بازگشت نمایید. همه تعلقات را کنار بگذارید و کاملاً با خدا همراه و متصل باشید. همانکه در مناجات شعبانیه به خدای تعالی عرض میکنیم: «إِلهی هَب لی کمالَ الإِنقِطاعِ إِلیک وأَنِر أَبصارَ قلوبِنا بِضیاءِ نَظرِها إِلیک». کسی که انقطاع کامل دارد اسیر هوی و هوس نیست. چسبیده به دنیا و مادیات نیست، آزاد است. کمال ارتباط را و رجوع را به خدا دارد و این انابه است.
علمای اخلاق برای به دست آوردن انابه راههایی را بیان کردهاند که یکی از مهمترین آنها نمازهای واجب است که رجوع دائمی به خداوند است. در نماز شخص کاملاً منقطع از غیر خداست و توجهی به عالم ماده ندارد. شیطان هم طرد شده است. در حالات فرزندان ائمه نوشتهاند وقتی حضرات مشغول نماز میشدند بچهها مشغول بازی و سروصدا میشدند. چون میدانستند توجه امام به جای دیگر است.
البته فرقهای دقیق و ظریفی برای توبه و انابه در کتب اخلاقی بیان شده که فرصت خطبه اجازه طرح نمیدهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از صفت بسیار بد حرص و طمع که به آن آزمندی هم میگویند بشدت بیزارند. حریص برای خودش جمع میکند و طماع به مال دیگران چشم دارد که برای خودش باشد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَیْرُ مُصْدِرٍ وَ ضَامِنٌ غَیْرُ وَفِیٍّ وَ رُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِیِّهِ وَ کُلَّمَا عَظُمَ قَدْرُ الشَّیْءِ الْمُتَنَافَسِ فِیهِ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ لِفَقْدِهِ وَ الْاَمَانِیُّ تُعْمِی اَعْیُنَ الْبَصَائِرِ وَ الْحَظُّ یَاْتِی مَنْ لَا یَاْتِیهِ». طمع، انسان را تا لب آب مىآورد بدون اینکه برگرداند و ضمانت مىکند بدون اینکه وفا کند، بسا نوشنده آب که پیش از سیراب شدن، گلوگیر شود. هر چه ارزش شیء دلخواه بیشتر باشد، مصیبت از دست دادنش بزرگتر است. آرزوها چشم بصیرت را کور کنند و بهره و برخوردارى به کسى مىرسد که در پى آن نیست. خداوندا ما را از متقین قرار بده.
چه زود ماه اول از فصل بندگی خدا به روزها و لحظات پایانی خود رسید. خوشا به حال کسانی که بهره بردند و غفلت نکردند. در آستانه ماه شعبان المعظم قرار گرفتهایم، ماهی که خداوند آن را به رحمت و رضوان خودش پیچیده است. در صلوات این ماه میخوانیم: «وَ هَذَا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوَانِ». حففته و محفوف یعنی چیزی را پیچیدن در داخل چیز دیگر و بستهبندی کردن. مثلاً پارچهای را کادو کنید که به کسی هدیه بدهید. خداوند متعال این ماه عظیم را و این هدیه را در رحمت و رضوان خودش پیچیده تا ما با توجه به آن در مسیر اهداف الهیِ خلقتمان قرار بگیریم؛ یعنی با این هدیه زودتر به مقصد میتوان رسید.
البته باید توجه داشته باشیم که قرآن کریم به ما آموخته است که اگر میخواهیم از رحمت خدا بهرهمند باشیم باید به تکالیف الهی عمل کنیم؛ یعنی رحمت الهی وقتی بر فرد و جامعه سرازیر میشود که به مسئولیتشان و وظائفی که دارند عمل کرده باشند؛ چه فرد چه جامعه.
در آیه ۱۳۲ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ». اطاعت خدا و رسولش را بکنید شاید مورد رحمت قرار بگیرید. اطاعت از رسول خدا هم اطاعت از خداست. باید طوری اطاعت کرد که جلب رحمت کند. رحمت خدا یعنی مهربانی ویژه خداوند؛ یعنی علاوه بر خوب بودن با افراد به آنان تعلقخاطر داشته مهربان هم باشید.
قبلاً هم به مناسبتی عرض کردم امیرالمؤمنین علیهالسلام به مالک فرمود: تو به شرطی میتوانی در مصر حاکم شوی که دلت از رحمت مردم لبریز باشد. میتوانست بگوید وقتی کامل عدالت را بکار بردی و عادلانه رفتار کردی حکومت تو کامل شده اما فرمود باید با رحمت و رأفت با مردم رفتار کنی.
خلاصه اگر کسی بخواهد از رحمت واسعه و بینهایت الهی بهره ببرد به بیان قرآن کریم در آیه ۱۵۶ سوره مبارکه اعراف باید تقوا داشته باشد، زکات بپردازد و ایمان به آیات الهی و غیب داشته باشد؛ «…وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَاَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ».
نعمت اول رحمت و مطلب و نعمت دوم هم رضوان بود. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار از قول حضرت موسی علیهالسلام نقل کرده است که حضرت از خدای تعالی به تعبیر من یک سؤال خیلی عالی کرد: «یَا رَبِّ اَخبِرنِی عَن آیَهِ رِضَاکَ عَن عَبدِکَ». خودمانیاش این میشود که خدایا، من از کجا بفهمم که از من راضى هستى؟ خداوند متعال در پاسخ حضرت موسى علیهالسلام فرمود: اگر دیدید کارى مىکنم که بنده من به دنبال کار خیر و طاعت من راه مىافتد، آن نشانه رضایت من است. یا زمانى که او را از گناهى منصرف میکنم که نتواند آن را انجام بدهد. اینها علامت آن است که من او را دوست دارم.
در روایت دیگر دارد: «اِذَا رَاَیتَ نَفسَکَ تُحِبُّ المَسَاکِینَ وَ تُبغِضُ الجَبَّارِینَ». اگر دیدی در درونت این حالت وجود دارد که مساکین و مستضعفین را دوست داری و نسبت به ستمگران و جباران بغض داری، این علامت آن است من تو را دوست دارم. چه تعبیر زیبایی!
مگر میشود نسبت به این جباران و خونریزان عالم که هرروز جنایت جدیدی میکنند بغض نداشت. شهادت بعض فرماندهان محور مقاومت را به رزمندگان و خانوادههای این جبهه تبریک و تسلیت عرض میکنیم. رهبر معظم انقلاب دیروز فرمودند که اینها برای بشریت مصیبت درست کردند و باید دولتها کمک خودشان را قطع و مردم هم به دولتها فشار بیاورند تا کار پیش برود.
خب خدای تعالی توفیق داده ما هر جمعه این اظهار انزجار قلبی که نسبت به مستکبرین عالم بخصوص آمریکا و اسرائیل داریم را بر زبان هم جاری میکنیم و فریاد میزنیم مرگ بر آمریکا.
دوستان اگر یاد شریفتان باشد آیه ۱۲۰ سوره مبارکه توبه را چند هفته قبل خواندم که میفرمود: هر کاری که دشمن را عصبانی میکند انجام دهیم برای ما عمل صالح نوشته میشود. قطعاً راهپیمایی پرشور و نشاط و با بصیرتی که روزهای آینده خواهیم داشت باعث عصبانیت شدید دشمن خواهد شد و برای همه ثواب فراوان، انشاءالله.
۲۲ بهمن را باید بزرگ داشت چون روزی است که دست قدرت خدا نمایان شد و ملت ایران از یوغ کشورهای مستکبر و استعماری نجات پیدا کرد، پس نعمتی است که با شکرگزاری بقاء و برکت پیدا میکند. ۲۲ بهمن روز شکرگزاری از نعمت انقلابی است که ملت ایران را از دست اجانب رهایی بخشید و استقلال و آزادی را ارمغان آورد.
یکی از مهمترین عللِ به تعبیر قرآن کریم، یادآوری ایامالله این است که آن واقعه در حافظه تاریخی مردم زنده نگهداشته میشود و یادآوری ایام، هم روح شکرگزاری را تقویت میکند و هم انسانها را در مقابل سختیها صبور و به تعبیر قرآن صبار میکند. در آیه ۶ سوره مبارکه ابراهیم، حضرت موسی به امتش یادآوری میکند که جنایات و مصائبی که فرعون بر سر آنان آورد را فراموش نکنند. آن روزی که انسان از طاغوت و از جهالت آزاد شود، یوم الله است.
لذا ۲۲ بهمن یوم الله است و یادآوری آن بر همه لازم است. باید از یوم الله ۲۲ بهمن بهعنوان نماد اتحاد و انسجام مردم و اعتصام به حبل الهی یاد کرد. توجه دارید انشاءالله که لازمه ظهور عالمافروز امام عصر ارواحنا فداه، وفای به عهدی است که مقدمهاش اجتماع و اتحاد اهل ایمان است.
خلاصه اینکه ۲۲ بهمن به ما یادآوری میکند این سنت الهی را که اگر خدا را یاری کنیم او ما را یاری میکند. «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم». دشمنان ما از هر فرصتی و ترفندی برای زدن ما استفاده میکنند مگر ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۷ نبود که امام حکم ارتداد سلمان رشدی ملعون را به خاطر نگارش کتاب آیات شیطانی که هتک دین و رسول خدا کرده بود را دادند تا اعلام کنند ما در همه حال خدا و دینش را یاری میکنیم. بعد وقتی خداوند یاری کننده باشد معلوم است که غالب کیست. «اِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُم». اگر خدا شما را یاری کند، هیچکس بر شما غلبه نمیکند. همه قدر انقلاب را بدانیم و به جهت غیظ کفار و تشکر از خدا و قدردانی از شهدا در راهپیمایی پرشور و با نشاط حاضر شویم.
سه مناسبت نورانی دیگر هم داریم؛ سوم شعبان ولادت امام حسین علیهالسلام و روز پاسدار را به شما و همه پاسداران عزیز تبریک عرض میکنم. همه شما با فعالیتهای سپاه در گام اول انقلاب که دفع تهدیدها و از بین بردن فتنهها و حفظ دستاوردها بود آشنا هستید.
در گام اول انقلاب سپاه پاسداران بهخوبی گفتمان انقلاب اسلامی را رصد و از آن دفاع کرد. در حوزه مسائل دفاعی و امنیتی، با تولید موشکهای بالستیک و نقطه زن و اخیراً هایپرسونیک و امثال ذالک، قدرت درونزا تولید کرد و برای نظام اسلامی با ظرفیتسازی، توان بازدارندگیِ بالا به وجود آورد.
چهلوچند سال است با روحیه جهادی با فعالیتهای متنوع اجتماعی در مسائل مختلفی که در کشور به وجود آمده و گرهگشایی از کار مردم، برای نظام و انقلاب سرمایه اجتماعی خلق کرده است. با تشکیل هستههای مقاومت در بیرون از مرزها، ارتشی به وجود آورده است که فراملی عمل میکند و با تأثیرگذاری در معادلات و امنیت منطقه، به تمام جهان اسلام توجه دارد.
همه و یا یکی از اینها کافی است که دشمنان اسلام و انقلاب، بغض و کینه سپاه را در دل داشته باشند؛ و بااینکه خودشان خالق سازمانهای تروریستی و تقویتکننده و تجهیز کننده آنان هستند، برای زمین زدن سپاه بهعنوان بازوی قدرتمند نظام ولائی، آن را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دهند.
در گام دوم انقلاب که بسیار مهمتر و دقیقتر از گام اول است هم هشت توصیه راهبردی ایشان را نصب العین سیاستگذاریها، برنامهریزیها و فعالیتها و مأموریتهای خود قرار داده که با قوت انجام خواهد گرفت و شاهد بالندگی روزافزون عزیزان خواهیم بود.
چهارم شعبان مصادف با ولادت با سعادت قمرالعشیره عباس بن علی علیهالسلام که روز جانباز نامیده شده بر همه شما و همه ایثارگران و جانبازان عزیز مبارک. جانبازان با تأسی به الگوی خود با ایثارگری، بدنشان آسیب دید تا دین و ارزشهای دینی و انقلابی و ولایت آسیب نبیند. تمام وجود مجروحشان، مثل عمار، پرچم انقلاب را برافراشته نگهداشته و راه اصیل را به نسل بعد خود نشان میدهند. البته باید مواظب باشند که خناسان از احساسات پاک آنان استفاده سوء نکنند و خداینکرده در مارپیچ سکوت گرفتارشان نکنند.
پنجم شعبان سالگشت ولادت امام سجاد علیهالسلام و روز صحیفهی سجادیه است. صحیفه سجادیه فقط یک کتاب دعا و مناجات و یا کتابی که با اخلاق فردی و اجتماعی توجه داده باشد نیست. این کتاب ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نظامی و استکبارستیزی و دشمنشناسی و فرصت شناسی و بصیرت افزایی و دهها موضوع از این قبیل دارد.
من یادم است شاید نزدیک به یک سال و نیم دو سال از صحیفه سجادیه فقط رفتارها را بیان کردم؛ که رفتارهایمان چگونه باشد؛ رفتارهای فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، همسایگی، عبادی، معاملاتی با خارج با داخل. ما نظام اسلامی را با صحیفه سجادیه میتوانیم تنظیم کنیم انقدر که مطلب عمیق است.
واقعاً مهجور است و ما کمکاری داریم. خوب است گویندگان و ائمه مساجد بخشی از بیانات خود را به صحیفه سجادیه اختصاص دهند و محور سخنرانیهای خود را ادعیه صحیفه با دید اجتماعی و سیاسی قرار بدهند تا ببینید که صحیفه غوغایی است.
مکرر عرض شده که انتخابات مظهر و نماد حضور و قدرت مردم است که نتیجهاش حفظ کشور و دستاوردهای انقلاب است. مهمترین ابزار دفاعی کشور – بحث موشکها در جای خود محفوظ- در مقابل جبهه استکباری و دشمنان قسمخورده، حضور حداکثری آحاد ملت بصیر و شریف ایران است.
این دوره که اولین انتخابات در این دولت و بعد از شکست فتنه پیچیده و آشوبهای سال گذشته علیه مردم است و دشمنان اسلام و انقلاب برای کمرنگ جلوه دادن و عدم حضور مردم، تبلیغات گسترده کردهاند و از هر چیزی استفاده میکنند تا مردم را بیاعتماد کنند و امید به آینده را از او بگیرند، مشارکت اکثری مردم و اثری که دارد اهمیت ویژهتری پیداکرده است.
لذا باید توجه داشت هر رأیی که داده میشود، عقبههای دشمن تخریب میشود. هر رأیی که داده میشود به سازندگی و پیشرفت کشور کمک میشود. عدهای فکر میکنند اگر رأی ندهند به وجود مشکلات و معضلات اقتصادی و فرهنگی اعتراض کردهاند و نتیجهاش اصلاح امور خواهد بود. این فکر کاملاً غلط است؛ بر شاخه نشستن و بن بریدن است.
بله ممکن است عدهای نظام را قبول نداشته باشند و نخواهند شرکت کنند که تعدادشان خیلی خیلی کم است؛ اما ممکن است همینها با شیطنت و ایجاد شبهه و کسانی که بیتفاوتاند و سؤالاتی دارند و مشکلات اقتصادی دارند و یا از افرادی که مسئولیت دارند ناراحتاند و کمکاری بعضی مسئولین آنها را ناراحت کرده و یا دنبال کردند که فرد اصلح پیدا کنند اما موفق نشدند و امثال اینها بگویند ما رأی نمیدهیم و نخواهند بیایند.
این عزیزان باید توجه کنند که اگر اشکالی در نظام اداری کشور وجود دارد باید با انتخاب افراد اصلح معضلات را حل کرد نه با قهر با صندوق؛ که اینجا تذکرات حضرت آقا چند روز گذشته پیرامون ورود خواص با تعریفی که داشتن، جدی و مهم میشود. مخاطبین (خواص)، دستور را جدی بگیرند و در فرصت باقیمانده تکالیف خود را عمل کنند.
البته دوستان توجه داشته باشید مسیری را طی کنید که از مشارکت حداکثری، کاندیدای اصلح بیرون بیاید تا جایی که مقدور است؛ یعنی همانطور که تشویق به مشارکت حداکثری میشود باید دنبال کرد و اصلح را انتخاب کرد. نمایندهای که بتواند در مسیر منشور گام دوم و تحقق اهداف بلند آن گام بردارد. دنبال نمایندهای باشید که از جنس مردم باشد. با مردم صمیمی باشد، درد مردم را بداند. زندگی تجملی و رفاهزده نداشته باشد.
مواظب باشید در انتخاب هم به وسوسه و وسواس نیفتید. برنامهها را بشنوید و با افراد مطلع مشورت کنید و با حجتی که پیدا میکنید اقدام کنید به تعبیر حضرت آقا اگر اشتباه هم کرده باشید خدا قبول میکند. همه پای صندوق حاضر شوید و جلوه زیبای مردمسالاری دینی را به نمایش بگذارید و دشمنان را مأیوس کنید. حضور شما یعنی عقبنشینی دشمن.
چند جلسه و سخنرانی رهبر معظم انقلاب داشتند که قطعاً ملاحظه فرمودید بخصوص با تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی که نکات مهمی راجع به بخش خصوصی بیان کردند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/11/13 | 1402/11/13کار فرهنگی بهاندازه فتح خیبر ارزش دارد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه44
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. خدای تعالی در آیه ۲۸ سوره مبارکه حدید میفرماید: «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ». اى کسانى که ایمان آوردهاید از خدا بپرهیزید، و به رسولش ایمان، بیاورید، تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد، و براى شما نورى قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگى خود) راه بروید، و گناهان شما را ببخشد، و خداوند غفور و رحیم است.
مخاطب آیه شریفه اهل ایمان هستند، که ای مؤمنان تقوا داشته باشید. «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ». یعنی ایمان ظاهری کفایت نمیکند، بلکه باید ایمان در اعماق جان شما نهادینه و راسخ شده باشد، که این ایمان خود را در عمل نشان خواهد داد که اهل تقوا شده باشید. اگر اینگونه شد قطعاً پاداشهای فراوانی خواهید داشت.
آیه شریفه به ما میآموزد که اگر ایمانی همراه باتقوا داشته باشیم از سه نعمت بزرگ بهرهمند خواهیم شد. اولاً خداوند دو سهم از رحمتش را به ما مىدهد. «یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ». کِفل یعنى بهرهاى که نیاز انسان را برطرف کند. لذا چون ضامن مشکل انسان را برطرف میکند و اگر لازم باشد در امور غیرمالی خودش جای شخص حاضر میشود به او کفیل میگویند.
این دو رحمت چیست؟ بحثهایی را مفسرین کردهاند. مثلاً فرمودند شاید منظور آیه ۲۰۱ سوره مبارکه بقره باشد که فرمود: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الآخره حسنه». خداوندا در دنیا به ما نیکى مرحمت فرما، و در آخرت نیز نیکى عنایت کن. یا چون مسلمین باید به انبیاء گذشته ایمان داشته باشند پس بهرهای ز آن ایمان و بهرهای هم از ایمان به رسول خدا دارند.
اما ظاهراً آیه شریفه مفهوم گستردهاى دارد، نمیتوان آن را به دنیا و آخرت اختصاص داد. باید گفت ایمان و تقوى چنان بصیرتی به انسان میدهد که حقائق را بهخوبی میفهمد، چیزی که افراد بیایمان از آن بیبهره هستند. و این همان نعمت دومی است که در آیه شریفه بیان فرمود: «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ». و به شما نور و روشنایى مىبخشد که راه و رسم زندگی و حرکت آینده خود را گم نکنید و همین نور در قیامت هم جلوی روی و هم سمت راست اهل ایمان حرکت میکند و تاریکیها را مشکافد تا مؤمن را به بهشت برساند. در آیه ۱۲ سوره مبارکه حدید فرمود: َ «یوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ» این نور مربوط به آخرت است.
خلاصه اینکه مؤمن باتقوا هم در دنیا نور دارد و هم در آخرت، درباره دنیا در قسمتی از آیه ۱۲۲ سوره مبارکه انعام فرمود: «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها». البته برای این نور در روایات مصداق هم گفتهشده مثلاً داریم که حضرات معصومین علیهمالسلام فرمودند: مراد از نور در آیه فوق، امام معصومى است که مردم به او اقتدا میکنند.
در تفسیر برهان روایاتی را آورده است. مثلاً جابر جعفی از امام باقر علیهالسلام سؤال کرد: ُ «یؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ»، حضرت فرمودند: حسن و حسین علیهماالسلام. «وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ»؟ فرمود: نور، امیرالمؤمنین علیابنابیطالب است. البته بعضی گفتند مراد از نور، نور قرآن کریم است که در دنیا به سراغ مؤمن میآید و به آیه ۱۵ سوره مبارکه مائده استناد کردند که فرمود: «قد جاءکم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ». از سوى خداوند نور و کتاب آشکارى براى شما آمد. و نعمت سومی که به اهل ایمان باتقوا میدهد بخشش گناهان و خطاها و لغزشهاست، که فرمود: «وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ». و شما را مىبخشد، و خداوند غفور و رحیم است.
بههرتقدیر تقوا در قرآن کریم با تأکید فراوان بهعنوان عامل سعادت انسان معرفیشده که هر کس رعایت کند رستگار میشود. تقوا به معنای خود نگهداشتن و مشتقات آن ۲۲۰ بار در قرآن بکار رفته است. در آیه ۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». یعنی فقط اهل تقوا رستگار میشوند. همانطور که مجوز رفتن به بهشت را متقین دارند که در آیات ۵۴ و ۵۵ سوره مبارکه قمر فرمود: «إِنَّ المُتَّقِینَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ* فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرِ». بهدرستی مردم باتقوا در بهشتها و در نهرهای پرآباند. در جایگاهى که همه قرب و نعمت و سرور و بقا است، قرب فرمانروائی بااقتدار. قیامت برای متقین و پرهیزکاران است. در آیه ۴۹ سوره مبارکه هود فرمود: «فَاصْبر إِنَّ الْعَقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ». پس صبر پیشهگیر که عاقبت از آن مردم باتقوا است.
و معنای تقوا بهطور خلاصه این است که انسان از خطر کارهایی که با اختیار انجام میدهد و یا آنها را ترک میکند که به سعادت ابدی او مربوط میشود بترسد. اگر مواظب باشد که چنین اعمالی را انجام و یا ترک نکند، این شخص را متقی و رفتارش را تقوا میگویند. پس در تقوا همیشه یک ترس قبلی وجود دارد که باعث میشود انسان خود را حفظ کند. و چون مؤثر حقیقی خداست میشود خوف از خدا.
البته همیشه این ترس به خاطر عذاب الهی نیست، گاهی ترس از محرومیت از لقاء الهی است. پس یک نوع ترس است با عوامل مختلفی دارد. خلاصه مؤمن باتقوا در همه کارها خدا را در نظر دارد.
بحث ما هفته گذشته راجع به استکبار بود که از قرآن کریم بهاندازهای که جلسه اجازه میداد بحث شد و البته به مصادیق امروزی و روشهایی که دارند و ما چگونه مبارزه کنیم در ضمن مباحث گذشته و آینده بهتناسب بیان خواهد شد. لذا فعلاً بحثهای قرآنی در خطبه اول خواهیم داشت که جنبه اخلاقی دارند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا وقتی به مطلبی علم پیدا میکنند آن را به شک تبدیل نکرده و طبق آن عمل میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلًا وَ یَقِینَکُمْ شَکّاً، إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَاَقْدِمُوا». علم خود را به نادانى تبدیل نکنید، و یقین خود را به شک مبدّل نسازید، اگر مىدانید پس عمل کنید، و اگر یقین دارید، پس اقدام کنید.
این بیان حضرت تنبهی است برای همه ما که به آخرت و مسائل مربوط به آن از طریق قرآن و اهلبیت علم پیداکردهایم اما در مقام عمل در زندگی جوری عمل میکنیم کأن هیچ نمیدانیم و کاملاً به موضوع جهل داریم. میفرماید اینگونه نباشید. به آنچه یقین دارید عمل کنید و مثل جهال رفتار نکنید. همه باید بدانیم قیامتی داریم و باید پاسخگوی اعمالمان باشیم.
ماه رجب بهسرعت در حال سپری شدن است؛ لحظات آن را برای جبران مافات از دست ندهیم. خداوند تعالی توفیق عمل صالح به همه ما عنایت فرماید.
در این نوبت چند مناسبت داریم که من تلفیقی به همه آنها میپردازم. فقط مثل همیشه دقت میفرمایید. دوستان توجه دارید که بهخصوص در این چند سال اخیر راجع به تبیین و جهاد تبیین حضرت آقا تأکیددارند؛ از سال ۷۹ البته به بحث جهاد تبیین اشاره کردند اما در این یکی دو سال اخیر بهخصوص سال اخیر خیلی تأکید کردند. و بسیار امر مهمی است که مورد تأکید اولیاء دین هم هست.
قرآن کریم در بحث دشمنشناسی و بیان شاخصها میفرماید سرسختترین مردم در دشمنى نسبت به اهل ایمان، یهودیان و مشرکان هستند. «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا» (مائده / ۸۲) اول یهود را گفته و بعد مشرکین را یعنی دشمنی و کینه این جریان بسیار عمیق و خطرناک است.
نماد اصلى یهود امروز صهیونیستها هستند که میبینید برای اسلام و مسلمین چه خطرهایی فراهم کردهاند. در زمان رسول خدا هم یهود خیلی آزار و اذیت کرد. یکی از مهمترین جنگهای رسول خدا جنگ خیبر بود که با جلوهگری شگفتانگیز امیرالمؤمنین علیهالسلام، یهود از سپاه اسلام شکست بسیار سنگینی خورد و مرکز اصلى توطئه آنها هم از بین رفت. خلاصه یهود توسط امیرالمؤمنین منکوب شد.
امروز هم به فضل الهی یمن قهرمان، همان کسانی که به دست امیرالمؤمنین علیهالسلام مسلمان شدهاند، یهود را زمینگیر کردهاند انشاءالله بهزودی آنها را منکوب هم خواهند کرد.
نکته اینجاست که در همین روز فتح خیبر یعنی ۲۴ رجب که یکی از نعمتهای الهی بود، برادر امیرالمؤمنین علیهالسلام یعنی جعفر طیار بعد از ۱۵ سال هجرت و تبلیغ، از حبشه برگشت و رسول خدا آنقدر خوشحال شد که فرمود: خداوند دو نعمت بزرگ به من داد و من نمیدانم از قدم جعفر خوشحال باشم و یا از فتح خیبر.
امیرالمؤمنین جهاد سخت کرد؛ عملیاتی بود؛ درب خیبر را کند که چهل نفر نمیتوانستند تکانش بدهند؛ اما برادرش جهاد نرم، کار فرهنگی و تبیینی انجام داد. هر دو رسول خدا را خوشحال کرد و هر دو کار را هم سنگ هم قرار داد. دوستان متوجه باشند که کار فرهنگی بهاندازه فتح خیبر ارزش دارد و حضرت هم به جعفربنابیطالب هدیهای معنوی داد که برکات فراوان دارد نماز جعفر طیار. این نماز را قدر بدانید و در حوائج مهم بهره بگیرید. خصوصاً روزهای جمعه و در مشاهد مشرفه یا بهجای چهار رکعت نماز شب و برای طلب باران، خلاصه این نماز را قدر بدانید.
خب در ادامه عرض کنم که ۲۷ رجب سالگشت بعثت رسول خداست این عید بزرگ، پربرکت و باعظمت را پیشاپیش به همه شما تبریک عرض میکنم. امام ره درباره عظمت روز مبعث فرمود: «… روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر، مِنَ الأزَلِ الَی الأبَد، روزی شریفتر از آن نیست، برای اینکه حادثهای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده». این بیان ایشان یعنی بعثت رسول خدا مایه حیات بشر شد. انسان را زنده کرد، لذا خدای تعالی از این نعمت بزرگ در آیه ۱۶۴ سوره مبارکه آلعمران بهعنوان منت یاد میکند.
بنده هرسال به گوشهای از این واقعه عظیم، مطلبی عرض کردهام. قرآن کریم در تبیین هدف بعثت انبیاء الهی و رسول اکرم چه میفرماید؟ خدای تعالی دو هدف را بهعنوان مقدمه و یک هدف اصلی اشاره فرموده است.
یکی از آن دو مقدمه اقامه عدل و قسط در جامعه بشری است که در آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید فرمود: «لَقَدْ اَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَاَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». همانا فرستادگانمان را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و میزان را فرو فرستادیم تا زندگى مردم بر پایه قسط استوار گردد.
و یا در آیه ۱۵ سوره مبارکه شوری فرمود: «وَقُلْ آمَنتُ بِمَا اَنزَلَ اللهُ مِن کِتَابٍ وَاُمِرْتُ لِاَعْدِلَ بَیْنَکُمُ». بگو به آنچه خدا فرستاده از کتب الهى ایماندارم و به من امر شده است که عدل را در میان شما برپا دارم. پس هدف اول بهعنوان مقدمه بعثت انبیاء برپاداشتن عدل و عدالت در زندگی فردی و اجتماعی است. همینجا بحثهای مفصلی مطرح است که رد میشوم.
هدف مقدمی دیگر برای بعثت انبیا برپایى حکومت الهى است. آمدهاند تا امرونهی و قوانین الهی را پیاده کنند؛ نه مصالح فردى یا گروهى را.
حکومتهای غیر الهی با هر شیوه حکومتی که دارند چه فردی باشند و چه جمعی، چه استبدادی باشند، چه دموکراسى غیر الهى و حاکمیت احزاب و گروهها، همگى یک نقص و عیب بزرگ دارند و آن اینکه مصالح و خواستههای فرد یا جمع معینى را به تشخیص گروهی معدود بر همه انسانها تحمیل میکنند. یعنی با این روش سرنوشت انسانها در اختیار کسانی قرار میگیرد که هم خطا در تشخیص دارند و هم اشتباه در تصمیمگیری و هم عدالت و امانتداری آنان قابلاعتماد و اطمینان نیست.
اما در حکومت انبیاء خواست خداوند ملاک تصمیمگیرىها و قوانین و مقررات است. یعنی عدالت و فضیلت و مصلحت حکومت میکند. انبیاء امانتدارانی هستند که قانون و دستور خدا را در جامعه بشرى اجرا مىکنند. حکومت انبیاء یعنی حکومت قانون خدا. حکومت ائمه معصومین بعد از رسول خدا و بعد، حکومت فقهاى عادل در زمان غیبت امام معصوم نیز همان حکومت قانون خداست؛ که قبلاً در بحث ولایتفقیه نکاتی عرض شد.
بعدازاین دو مقدمه، هدف اصلی و نهائی انبیاء که سعادت حقیقی انسان را تأمین میکند بندگی خالصانه خداوند است. و همین بنده بودن است که انسان را خلیفه خدا کرده تمام موجودات عالم را فرمانبردار انسان میکند. قرآن کریم مکرر در مکرر به این هدف اشاره است. مثلاً در آیه ۵۹ سوره مبارکه اعراف فرمود: «لَقَدْ اَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللهَ مَا لَکُم مِّنْ اِلَهٍ غَیْرُهُ». همانا نوح را بهسوى قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایى نیست؛ که درباره انبیاء دیگر هم هست.
یا آیه ۳۶ سوره مبارکه نحل که بهعنوان هدف اصلی همه انبیاء مطرحشده فرمود: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى کُلِّ اُمَّهٍ رَّسُولاً اَنِ اعْبُدُواْ اللهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ». همانا در بین هر امتى، رسولى فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید. همچنین آیه ۲۹ سوره مبارکه اعراف فرمود: «قُلْ اَمَرَ رَبِّى بِالْقِسْطِ وَاَقِیمُواْ وُجُوهَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ». بگو خدایم به قسط امر کرده است و اینکه روى خود را در پرستش و سجود بهسوى خدا استوار دارید و او را مخلصانه بخوانید. در این آیه شریفه اجرای عدل و برپائی عدالت در زندگی فردی و اجتماعی را که لازمهاش تشکیل حکومت و زمامداری است را مقدمه اخلاص در عبادت قرار داده است.
درس امروز بعثت این است که همه مردم دنیا را با حقیقت بعثت آشنا کنیم اینکه بندگی خدا کنند و زیربار طاغوت نروند. پیروان همه ادیان الهی مخاطب این خطاب هستند که در مقابل طاغوت باید قیام داشته باشند.
امروز آمریکا و اذناب پلیدش طاغوت هستند. سکوت در مقابل جنایات آنان خیانت به انسان و انسانیت است. قبل از تشکیل هر دادگاهی در دادگاه وجدان انسانهای آزاده دنیا محکومشدهاند اما دست از جنایت و ددمنشی در سراسر دنیا برنمیدارند. رژیم صهیونیستی با استیصال تمام در این چهار ماه که در غزه گیر افتاده ۲۶ هزار و ۹۰۰ نفر انسان بیگناه را شهید و نزدیک به ۶۶ هزار نفر را زخمی کرده است. اعداد خیلی بزرگ است! راه از بین بردن این مجسمههای پلیدی و خباثت، وحدت و انسجام جهان اسلام و بعثت دوباره امت اسلام است.
به تعبیر رهبر معظم انقلاب باید کمک به ادامه جنایات را جلوگیری کرد، اگر کشورهای اسلامی راههای حیاتی صهیونیستهای کثیف را نبندد فردا در مقابل رسول خدا چه خواهند گفت؟ امروز آمریکای پلید و رژیم منحوس جلوی آنچه خیر از بعثت رسول خدا به جوامع میرسد را گرفتهاند. ایران را تهدید میکنند که کذا و کذا میکنند. شما که یک قایق تندروی ما جلویتان را میگیرد خودتان را خیس میکنید و ترس تمام وجودتان را میگیرد، ایران را تهدید میکنید؟ عاقلانهتر صحبت کنید قبلش فکر کنید.
قطعاً این را خوب میدانید اگر اقدامی داشته باشید. فرصت دیدن نتیجه اقدام خودتان را نخواهید داشت. فرزندان باایمان و باصلابت ایران اسلامی دنیایتان را جهنم خواهند کرد.
آمریکا و اسرائیل خوب میدانند که ایران، افغانستان و عراق نیست، اگرچه باید از حضور خودشان در این دو کشور هم عبرت میگرفتند. تقسیمکاری که جبهه مقاومت برای اداره منطقه گرفته است ستودنی است. حمله پهپادی به بندر حیفا هم برای آمریکا و هم صهیونیستها این پیام را دارد که بدانند هیچ نقطهای برای آنان امن نیست.
باید همینجا تشکر کنیم و یکدست مریزاد بگوییم به عزیزانمان سربازان گمنام حضرت ولیعصر ارواحنا فداه که با عملیات ترکیبی اطلاعاتی و ضداطلاعاتی که داشتند علیه سازمانهای جاسوسی رژیم منحوس کودک کش در ۲۸ کشور جاسوسانشان را شناسایی کردند؛ و این کار بسیار بزرگی بود که انجام دادند. خدای تعالی بر توفیقاتشان بیفزاید. اینها در دنیا غریباند اما در آسمانها نامآشنا هستند. خداوند تعالی به آنها قدرت و توان و دید وسیعتری را عنایت کند تا در دفاع از دین و ارزشهای الهی و انقلاب کوشاتر و مصممتر باشند.
رئیس ستاد مشترک آمریکا گفته هدف ما بازدارندگی و درعینحال محافظت از نیروهای آمریکائی است. توصیه میکنیم عاقلانهترین کار برای حفاظت از نیروهایتان، ترک منطقه است. چه کسی گفته بیایید در این منطقه آتش برپا کنید و نیروهایتان کشته شوند بعد برای حفظ آنها دوباره آتش بریزید؟ بیش از این خود را در بین مردم دنیا منفور نکنید. البته چه ترک بکنید چه ترک نکنید تا وقتی این سیاستها را دارید شعار هر جمعه ما مرگ بر آمریکاست.
خب پس بعثت انبیاء این است که انسان بامعرفت اهل سیاست بسازد. در بخشی از دعای نورانی ابوحمزه، امام سجاد علیهالسلام بیان میکند که خداوند مهربان از بندگانش پنهان نیست بلکه بندگان خدا با گناه خودشان را محجوب میکنند بعد عرض میکند «إنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَهِ». همانا مسافر بهسوی تو مسافتش نزدیک است.
این بیان را موسی بن جعفر هنگامیکه به زندان بغداد برده میشدند در مناجاتی تبیین کردهاند. ۲۵ رجب سالگشت شهادت موسی بن جعفر سلاماللهعلیه است که تسلیت عرض میکنم. حضرت آنجا عرض میکند «الهی وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرَادَهٍ یَخْتَارُکَ بِهَا». خدایا، من بهیقین میدانم بهترین رهتوشه درراه رسیدن به تو فقط اعتماد به تو است. سفر به سمت تو عزم و اراده میخواهد «وَ قَدْ نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَهِ قَلْبِی». خدایا، قلبم با تو مناجات کرد با تمام هستیام و اراده قلبیام.
خب عزیزان دقت دارید این کلمات را امام شب جمعه و داخل مسجد و آسایش نفرمود بلکه وقتی به زندان بغداد میرود میگوید. این معرفت آمیخته به سیاست است. این را همه درک نمیکنند مگر شاگردان خاص، موسیبنجعفر جد حضرت امام است و امام شاگرد مکتب امام کاظم علیهالسلام. امام راحل ما سیاست و عرفان را باهم دارد. کلمات امام را هنگام تبعید و طول سختیهای مبارزه ببینید.
جایی خواندم مرحوم آیتالله بهاءالدینی فرموده بود: فقها حرف فقها را میفهمند، امّا امام حرف ائمه علیهمالسلام را میفهمد. حضرت امام ره با درسآموزی از اهلبیت، حکمت و عرفان و سیاست را باهم هماهنگ کرد و رسالت انبیاء و رهبران الهی را تبیین و عملیاتی کرد که در آیه ۲۶ سوره مبارکه نحل فرمود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ». اینکه بنده خدا باشی و زیربار طاغوت نروی یعنی عرفان و سیاست باهم هماهنگ است. شبیه آیه ۱۷ سوره مبارکه زمر است ملاحظه کنید.
امام هم کتاب مهم عرفانی مینویسد و درس میدهد و هم فریاد میزند آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و در برابر صهیونیستها موضع میگیرد و خبر از فروپاشی شوری میدهد. حضرت آقا علت این نوع تفکر را در بیانیه گام دوم اینگونه فرمودند: «معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است… معنویّت و اخلاق، جهت دهندهی همهی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم میآفریند. شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار میآورد…».
پرتاب ۴ ماهواره در عرض دو هفته، اروپاییها و غربیها را بهشدت عصبانی کرده که این امر را محکوم کردند. البته اینها بیشتر از پیشرفتهای ایران عصبانی و ناراحت هستند. این موفقیتها و همه دستاوردهای جبهه مقاومت در فناوریهای نوین و پیشرفته نشاندهنده این است که انقلاب زنده است و دارد پیش میرود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/11/6 | 1402/11/6کرسیهای مهم را نباید در اختیار افراد کمظرفیت و مقامپرست قرارداد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه45
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین دوستان زیادی دارند چون اهل تکبر نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: شخص متکبر از دوست بیبهره است. بحث راجع به استکبار شناسی بود، رسیدم به این مطلب که مستکبرین از اموری محروم هستند. مثل محبت الهی، هدایت الهی، غفران الهی و ولایت الهی.
مورد دیگر از محرومیت برای مستکبران، محرومیت از بهشت است که در قسمتی از آیه ۴۰ سوره مبارکه اعراف فرمود: «إِنَّ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ اَبْوابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ…» کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، هرگز درهاى آسمان به رویشان گشوده نمىشود و هیچگاه داخل بهشت نخواهند شد.
بعد خدای تعالی برای فهم دقیق اینکه این افراد از بهشت محروم هستند یک مثال میزند و آن اینکه فرمود: «حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فی سَمِّ الْخِیاطِ…» مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد. یعنی یقیناً افراد متکبر وارد بهشت نخواهند شد.
برخلاف اهل ایمان و اهل تواضع. امام صادق علیهالسلام فرمودند: اعمال و ارواح مؤمنان بهسوی آسمان برده مىشود و درهاى آسمان به روى آنان گشوده مىشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: درهاى آسمان در پنج موقع باز است؛ هنگام نبرد مجاهدان اسلام، زمان نزول باران، هنگام تلاوت قرآن، موقع فجر و وقت نداى اذان.
مطلب دیگر این است که اگر کسی از روی استکبار از بندگی خدا رویگردان باشد، سر بر سجده نگذارد و اهل عبادت و تضرع و دعا به درگاه خدا نباشد، چنین کسی قطعاً اهل جهنم است. در آیه ۶۰ سوره مبارکه غافر فرمود: «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ». پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا دعاى شما را بپذیرم، کسانى که از عبادت من تکبّر مىورزند بهزودی با ذلّت وارد دوزخ مىشوند. بحث دعا مفصل است و جدا باید مطرح شود. اما اجمالاً اگر کسی از روی استکبار اهل دعا و عبادت نباشد از بهشت محروم است.
سؤالی که اینجا مطرح میشود این است، آیا روشهایی برای مبارزه با مستکبرین در قرآن کریم مطرحشده است؟ بله، اولاً، اولین راه نجات از مستکبرین استمداد از خدای تعالی است. در آیه ۷۵ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ اَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً». چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمىکنند؟ همان افراد ستمدیدهاى که مىگویند: پروردگارا، ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند بیرون کن، و از ناحیه خود سرپرستى بر ایمان بفرست، و یا از جانب خود یار و یاورى براى ما تعیین فرما. پس اولین کار کمک خواستن از خداست.
بعد باید آماده مبارزه با ستمگران شد تحت رهبری شخصی صالح و همراهی انسانهایی وفادار و درستکار و صادق. همین آیه ۷۵ سوره مبارکه نساء بیان فرموده که از خداوند طلب میکنند از جانب خودش سرپرست و یا یاوری بفرستد. یعنی لازمه پیروزی بر مستکبران، جهاد و مبارزه فراگیر و همگانی است تحت زعامت رهبری مقتدر.
حضرت امام ره با استفاده از همین آیات شریفه دائم در سخنرانی و در عمل، مبارزه بدون آشتی تا قطع همه وابستگیها به ابرقدرتها را دنبال میکردند و میفرمودند استکبار جهانی با استفاده از علوم و فنونی که در اختیار دارد با شعار حقوق بشر و تبلیغات گسترده مردم را به زیر سلطه میکشد و کسانی که در این زمینه ساکت هستند دستیاران مستکبراناند.
لذا امام از فرصتهایی که در انقلاب فراهم میشد بلافاصله در مسیر استکبارستیزی استفاده میکرد. مثل روز قدس، سیزدهم آبان، برائت از مشرکین در حج و دائم همه را به میدان مبارزه با استکبار جهانی دعوت میکرد. بعد از ایشان رهبر معظم انقلاب همین سیره را با جدیت تمام دنبال کردهاند.
یک نکته را نباید غفلت کرد و آن این است که باید در راه مبارزه با مستکبران و همچنین تبعیت از رهبران الهی، اهل مقاومت و صبر بود تا پیروزی به دست آید. در آیه ۱۳۷ سوره مبارکه اعراف فرمود: «وَ اَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتی بارَکْنا فیها وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنى عَلى بَنی إِسْرائیلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما کانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما کانُوا یَعْرِشُونَ». به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی را که از جهت فراوانی نعمت و حاصلخیزی برکت داده بودیم، بخشیدیم. و وعده نیکوتر پروردگارت بر بنیاسرائیل، به خاطر صبر و استقامتى که به خرج دادند، تحقّق یافت و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخهای مجلّل) مىساختند، و آنچه از باغهای سایهبان دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم.
آیه شریفه بالصراحه پیروزی را نتیجه صبر و مقاومت بیان میکند و این سنت الهی است که هر فرد و یا قومی صبوری کند ظفرمند خواهد شد. رسول خدا فرمودند: همانا پیروزی با صبر همراه است و گشایش با گرفتاری و بیگمان با هر دشواری، آسانی هست.
یکی از مهمترین سلاحها در راه مبارزه و غلبه بر مستکبرین، وحدت و انسجام ملی است. امامین انقلاب در همه زمانها مردم را اولاً از ترفندها و نقشههای مستکبرین آگاهی دادهاند و ثانیاً مهمترین راه غلبه بر آنان را انسجام و وحدت همه آحاد جامعه دانستهاند. و مکرر تذکر دادهاند امامین انقلاب بهخصوص رهبر معظم انقلاب که نباید از دشمن غافل بود چون او در هر زمان نقشهای در سر دارد تا ضربه بزند. امیرالمؤمنین علیه اسلام فرمودند: هرگز هیچ دشمنی را دستکم نگیر هرچند ناتوان باشد. و فرمودند: هر که از دشمن غافل شود دسیسهها او را به خود آورد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
متقین به آنچه خدای تعالی رزق آنان قرار داده راضی و شکرگزار هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً اَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ وَ اِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ…» به علم یقینی بدانید، که خداوند برای بندهاش هرچند چارهجوئیاش عظیم و جستجوگریاش سخت و نقشهاش نیرومند باشد بیش ازآنچه در کتاب حکیمش برای او مقررشده به او نرساند. بنده ناتوان و کم تدبیر را نیز از رسیدن به آنچه که در کتاب حکیمش برای او مقررشده مانع نگردد. کسی که به این واقعیت آشناست و بر اساس آن حرکت میکند آسایش و سودش از همه مردم برتر است و آنکه این حقیقت را ازنظر دور داشته و در آن دچار تردید است گرفتاری و زیانش از همه مردم بیشتر است. بسا کسی که مشمول نعمت حق است ولی به سبب آن به کیفر حق نزدیک میگردد. و بسا گرفتاری که ابتلایش موجب احسان اوست؛ (خدا آزمایش میکند تا به او نعمتی دهد) پس ای شنونده بر سپاس و شکر نعمتها بیفزا و از سرعت و شتاب در به دست آوردن دنیا کم کن، و به روزیِ رسیده، قناعت کن. خداوند تقوای ما را زیاد گرداند.
نیمه ماه مبارک رجب سال گشت رحلت مظهر شجاعت و صبر و ایمان، بانوى بزرگ اسلام، عقیله العرب، حضرت زینب کبرى سلامالله علیهااست، که به همه شما تسلیت عرض میکنم. بانویى که عمر پربرکت خود را برای زنده نگهداشتن حقانیت دین و احکام الهی، سپری کرد و با استقامت و پایداری بینظیر خود در عرصههای گوناگون زندگی، نقش فردی و اجتماعی زن مسلمان دغدغه مندِ معیار و الگو را برای بشر تجلی بخشید.
این الگو، الگوی غربی برای حضور زن در عرصه اجتماع را بیرنگ کرده است. اما لازم است که ابعاد مختلف شخصیتی حضرت را بازگو کرده در جامعه رواج دهیم. ما در چله دوم انقلاب قرار داریم که حضرت آقا در بیانیه، مهمترین ظرفیّت امیدبخش کشور را نیروى انسانى مستعد و کارآمد با زیربناى عمیق و اصیل ایمانى و دینى عنوان کردند.
باید به الگو بودن حضرت زینب بیشتر توجه بدهیم تا نقش مهم بانوان در عرصههای مختلف مشارکت روشنتر شود. حضرت آقا فرمودند: «باید حرکت ما در جهت حرکت زینبى باشد، باید همّت ما، عزّت اسلام و عزّت جامعه اسلامى و عزّت انسان باشد.»
اخت الحسین ابعاد وجودی بیشمار دارد. مثلاً معلم و مفسر قرآن بود. یک سال بعدازاینکه امیرالمؤمنین علیهالسلام در کوفه مستقر شد از حضرت تقاضا کردند تا اجازه دهد زینب کبری مشکلات علمی و دینی بانوان کوفه را برطرف کند. امام اجازه دادند و حضرت زینب جلسه درس تفسیر و پاسخ به شبهات را دائر کردند.
یکی از مهمترین ویژگیهای ایشان بصیرت و اقدام بهموقع در مقابل ترفندهای دشمن است. زینب کبری در مقابل هجمهها، با روش تبیین، چهره دشمن ددمنش را نشان داد و رسوا کرد. در طول جریان کربلا بههیچوجه اجازه نداد حجاب و عفتش حتی در بحرانیترین لحظات دچار خدشه شود. با افشای گذشته خانوادگی یزید او را تحقیر کرد و نشان داد که قدرت او پوشالی است و سرنوشت سختی در انتظارشان است. حضرت نقاب از چهره ظلم کنار زد و اهداف قیام حسینی را بیان و جاودانه کرد.
در طول تاریخ، رسم طاغوتیان ستمگر این بوده که با حذف رقیبان، قدرت خود را تثبیت میکردند و گاهی برای رسیدن به هدف خود ابتدا شخصیت مخالف خود را ترور میکردند تا درزمانی که حذف فیزیکی صورت میگرفت جامعه آمادگی لازم را داشته باشد. برای ترور هم لازم داشتند تا بعض افراد را تطمیع کنند و بعضی را تهدید کنند. اما بهترین وسیلهای که آنان را به مقصد میرساند یکی نفوذ بود و دیگری که امروز هم بیشترین برد را در انحراف افکار دارد، قدرت رسانه بود. مثلاً با شایعهسازی کارها را به نفع خود پیش میبردند. جنگ مغلوبه را غالب شدند.
حضرت زینب کبری سلامالله علیها با اشراف اطلاعاتی و بینش صحیح و شناخت کامل زمان و افراد و جریانهاى سیاسى، فرهنگى و اجتماعی با روش تبیین و استفاده از رسانه تبلیغ و خطابه، شروع کرد به آگاهىبخشى به مردم و رسوا کردن خاندان اموی و معرفی اسلام ناب و روشن کردن ادعاهای بیاساس آنان در بستر حقائق تاریخی. لذا در خطبههایش بیان میکند اگر فسق و فسادی در خاندان اموی وجود دارد به خاطر هویت جاهلی آنان است.
تقریباً یک سال بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام به خاطر قحطی که در مدینه رخ داد بهناچار با همسرش عبدالله بن جعفر برای بهتر شدن اوضاع زندگی به شام رفت اما پس از مدتى دچار کسالت شد تب کرد و بیماری شدت گرفت تا اینکه نیمه ظهرى به همسر خود عبدالله مىفرماید: بستر مرا به زیر آفتاب در حیاط قرار بده، عبدالله مىگوید: به این وصیّت عمل کردم و او را در حیاط جاى دادم که متوجّه شدم چیزى را روى سینه خویش قرار داده و مدام زیر لب حرفى مىزند. به او نزدیک شدم، دیدم پیراهنى پارهپاره و خونین که یادگارى از برادرش حسین بود روى سینه نهاده، ناله او حسین حسین بود.
۱۲ بهمن آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی و سال گشت بازگشت حضرت امام به ایران در سال ۵۷ را تبریک عرض میکنم. در طول سالهای بعد از پیروزی، انقلاب اسلامى فراز و نشیبهاى فراوان به خود دیده و با ظرفیت بالای الهی که به دست آورده تهدیدهای بیشماری را به فرصت تبدیل کرده و به مسیر خود ادامه داده است.
یکی از بهترین فرصتها برای از بین بردن تهدیدات دشمن و انتقال مفاهیم بلند انقلاب به نسل بعدی بهخصوص نوجوانها و جوانها، دهه فجر است. البته نباید هدف از جشنهای انقلاب فقط شادی باشد بلکه باید همه، روش تبیین را دنبال کنند و دستاوردهای و اهداف راقی انقلاب را به بیان و شیوههای نو بهخصوص برای نسل کنونی و نسلهای بعد بازگو کنند.
انقلاب اسلامی نعمتی است که نور امید را در دل مستضعفان جهان روشن کرده و مقدمات تحقق وعده الهی و حکومت مهدوی را فراهم کرده است و به همان سمت در حال حرکت است. حرکتهایی که در عالم واقع میشود مثل همین حرکت شجاعانهای که این روزها در یمن میبینید اینها به برکت انقلاب اسلامی است. یمن مظلوم مقتدر؛ تقریباً آن منطقه دریایی تحت سلطه یمنیها قرارگرفته. آمریکا و صهیونیستهای پلید را سردرگم و ذلیلشان کردند و زمینگیرشان کردند. کسانی که هیچچیزی در اختیار نداشتند در فاصله این چند سال الآن موشکهای نقطه زنی دارند که دریا را در کنترل دارند. دریای سرخ الآن تحت کنترل آنهاست. تجارت در آنجا کیلومترها تغییر کرده. باید بروند از آفریقا و از جاهای دیگر بیایند. واقعاً دارد کارش را درست انجام میدهد و این یکی از برکات انقلاب اسلامی است.
ریشه انقلاب ما تعالیم قرآن کریم و مکتب اهلبیت است. قرآن کریم همیشه ما را نسبت به جریان باطل در مقابل جریان حق هشدار داده و آموزش داده است که برای غلبه بر دشمنانِ جبهه حق چگونه عمل کنیم. و ما با بهرهمندی از قرآن سیاستهای رفتاری خود با بیگانگان و دشمنانمان را تنظیم کرده و عمل میکنیم.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، نظام سلطه و استکباری دچار شُک شدید شد و از همان زمان، دشمنیها آغاز شد و تا امروز هم به انواع روش و حیل ادامه داشته است. یکی از دشمنیها که دشمنان انقلاب در بهمن سال ۶۰ طراحی کرده بودند و قصد داشتند راههای مواصلاتی شمال به تهران را در کنترل بگیرند و بعد بر بقیه شهرها مسلط شوند. تهاجم گروهک ضدانقلاب اتحادیه کمونیستها به مردم آمل در روز ششم بهمن بود و آمل معروف شد به شهر هزار سنگر. حضرت امام رضوانالله علیه در وصیتنامهشان به آن اشاره کردند. به اینهمه مطلب میتوانست اشاره کند اما به آمل اشاره کرد؛ چون در آن زمان نقشی که آنها در آن موقعیت ایفا کردند بسیار مهم بود. حماسه خلق کردند. ۴۰ شهید دادند و جنگلهای شمال و آن منطقه برای همیشه پاکسازی شد. دستگیرشدگان در بازجوئی گفته بودند به ما گوشت گرگ میدادند تا بیرحم و قسیالقلب شویم. خداوند شهدا آمل و دیگر شهدا را با اولیاء خود محشور کند.
این دشمنیها تا امروز ادامه داشته و امروز دشمنان ما با بررسی وضعیت حال و گذشته خود به این واقعیت پی بردهاند که ولو ظاهراً با در اختیار داشتن همه امکانات مادی باید پیروز باشند، در حال شکست خوردنهای سنگین هستند. ملت غیور و عزیز ایران اسلامی در عرصههای مختلف، دائماً استکبار را عصبانی کرده است و هرسال در دهه فجر و بهخصوص در روز ۲۲ بهمن این عصبانی کردن دشمن را تکرار میکند. و به بیان قرآن کریم این از اعمال صالح ملت ایران است.
یکی از چیزهایی که دشمنان را خیلی عصبانی میکند شعار مرگ بر آمریکاست. قرآن به ما توصیه میکند بهترین کار شما عصبانی کردن دشمن است و ما هم لبیک میگوییم. در قسمتی از آیه ۱۲۰ سوره مبارکه توبه فرمود: «… وَ لَا یَطَئُونَ مَوْطِئًا یَغِیظُ الْکُفَّارَ و لا یَنالونَ من عَدُوٍّ نَیلاً إِلَّا کُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ». ﻭ ﻫﻴﭻ گامی ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺧﺸﻢ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ میشود برنمیدارند ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ به خاطر آﻥ، ﻋﻤﻞ صالحی ﺑﺮﺍی آنها ﻧﻮﺷﺘﻪ میشود. معلوم است که حرکت و حضور مقتدرانه و از روی بصیرت شما مردم دشمنان را عصبانی میکند. خب عصبانی کند چهبهتر.
امروز روز خشم است و جمعه خشم نامیده شده است که برای حمایت مردم ایران از ملت محروم و مظلوم غزه است. هر هفته ۴، ۵ استان این کار را میکنند که این هفته هم به نام استان البرز است. انشاءالله بعد از نماز در کنار مزار شهدای گمنام این خشم را نشان خواهید داد و آنها را عصبانی خواهید کرد.
مطلب دیگر اینکه زنده نگهداشتن ایامالله دهه فجر و بخصوص راهپیمایی ۲۲ بهمن که مردم در تحقق و اثرگذاری آن نقش دارند به تعبیر قرآن امر جامعی است که اهل ایمان در کنار ولی الهی در آن ثابتقدم هستند. در قسمتی از آیه ۶۲ سوره مبارکه نور فرمود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَی أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ…» مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آوردهاند و هنگامیکه در کار مهمی با او باشند، بیاجازه او جایی نمیروند.
لذا هرچه حضور مردم در آن امر، فعالانهتر و آگاهانهتر باشد، میزان اثرگذاری و برکات آن، از گستردگی، عمق و مانایی بیشتری برخوردار خواهد بود و در این زمان یکی از مصادیق مهم امر جامع که موجب عصبانیت دشمنان انقلاب میشود، شرکت پرشور در انتخابات اسفندماه است. هم امر جامع است هم یغیض الکفار است؛ یعنی هم مشارکت شما تأثیرگذار است هم دشمن را عصبانی میکند.
البته عدهای و جریانی دوست دارند طبق آنچه اتاقهای فکر بیگانگان برای آنان ترسیم کردهاند مشارکت حداکثری در این مقطع صورت نگیرد و با طرح دوقطبی مثل رأی دادن و رأی ندادن انتخابات را بیرونق کنند. اما به فضل الهی خواهند دید که مردمی که دل درگرو ایران قوی دارند با هر سلیقهای پای صندوق حاضر خواهند شد و برگ زرین دیگری در تاریخ کشور ثبت خواهند کرد.
هر ایرانی غیرتمندی میداند که مشارکت مردم از مبانی قدرت کشور است و برای رسیدن به اهداف بلند تمدنی که در مسیر آن درحرکتیم باید در انتخابات شرکت کند و نباید در دام دوقطبیهای کاذب که راه خواهند انداخت بیوفتیم.
استکبار جهانی بخصوص آمریکای خبیث در این سالها تلاش کرده با جنگ سخت و نرم امنیت کشور را به هم بریزد از عَلَم کردن داعش در اطراف ایران بگیرید تا برپا کردن آشوب و اغتشاش و ترور دانشمندان و سرداران و خرابکاریها و تحریم اقتصادی و خراب کردن معیشت مردم و در روزهای آینده هم تلاش خواهند کرد با تبلیغات سنگین حضور حداکثری را کمرنگ کنند.
افراد مواظب باشند در جبهه دشمن قرار نگیرند و از روی یاس سخن نگویند. گاهی به دستگاه نظارتی اتهام وارد میکنند که مردم را مأیوس کنند. این در زمین دشمن بازی کردن است؛ کما اینکه سالها که مسئولیت در اختیارشان بود در زمین دشمن بازی کردند. ۸، ۹ سال اقتصاد کشور را از بین بردند. مسائل مختلفی که برای کشور فراهم کردند. متهم میکنند حاکمیت را به اینکه قصد دارد مشارکت حداقلی باشد؛ این اتهام است. دستگاه نظارتی را متهم میکنند و رأی ندادن را نوعی رأی دادن میدانند. این حرفها حرفهای باطلی است. حرفهای دشمن پسند است.
مواظب باشیم در مسیر دشمن حرکت نکنیم. افراد از روی یاس سخن نگویند. همه محکم و باصلابت و باارزش. بعضی القا میکنند اگر فلان کس یا فلان جریان تائید نشوند مشارکت کم میشود؛ اتفاقاً برعکس است. برخلاف تصور آنها همین تائید نشدنهای بعضی از افراد امیدآفرین است. شور انتخاباتی ایجاد میکند چون مردم میبینند که دستگاههای قانونمند به قانون عمل کردند و باکسی رودربایستی نکردند، امیدوار میشوند.
پس همه ما مواظب باشیم در نحوه سخن گفتن و عمل کردن؛ هر کس در هر جایگاهی که هست از پدر خانه بگیرید تا مسئول دستگاه و ادارات و ائمه جماعات و جمعه و هر کس، مردم را مأیوس نکنیم. تشویق کنیم. دستاوردها و پیروزیها را بیان کنیم.
آرامآرام به فضای انتخابات نزدیک میشویم تذکری که لازم است بدهم این است که کسانی که وارد عرصه تبلیغات میشوند باید خیلی مواظب باشند ارزشهای اسلامی و انقلابی را رعایت کنند؛ و نسبت به کاندیداهای دیگر احترام لازم را داشته باشند؛ و برای اثبات خود دیگران را تخریب نکنند. نیت خود را خدا و خدمت به مردم قرار دهند و در مسیر قانون عمل کنند. کاندیداها در انتخاب مسئول ستاد خود دقت کنند.
مردم هم گذشته کاندیداها را بررسی کنند و موضعگیریهای آنان در مواقع خاص را بررسی کنند. جریانات متعددی بر این ملت گذشته و با مسائل مهمی مواجه بوده خب باید حرکتی، حرفی و موضعگیری از او دیدهشده باشد. در بحرانهای سال گذشته، در اغتشاشات سال گذشته، چه جور بودند و چه گفتند؟ آیا تبیین کردند برای مردم؟ افرادی که کاندیدا شدند در جلسات با دانشجوها و افراد مختلف حاضر شدند؟ حضرت آقا فرموده بودند که بیان کنید و اقدام کنید؛ آنها چهکار کردند؟
در مسائل مختلف مثل فتنه و اغتشاشات و حجاب و عفاف؛ بالاخره یکی از معضلات اجتماعی است، کسانی که کاندیدا شدند حرفی دارند؟ حرفی زدهاند؟ الآن اگر بخواهند حرفی بزنند شعار است؛ باید قبل را دید. مفاسد اقتصادی در جامعه بوده؛ اینها تذکری دادند؟ عکسالعملی داشتند؟ همه اینها و امثال اینها را معیار قرار بدهید. شاخصهها را یادداشت و بررسی کنید. ببینید الآن در مجلس چه اتفاقاتی میافتد و چقدر نقش مهمی دارد و چقدر شما مطالبه دارید؛ اینها میتوانند انجام بدهند.
باید افرادی در طراز انقلاب اسلامی انتخاب شوند تا موجبات یاس و کوری دشمنان را فراهم کنند. زندگی شخصی و حمایت از مستضعفین و استکبارستیزی مهم است. ارزشهای انقلاب با هزینههای سنگین بهدستآمده. این کرسیهای مهمی که با ریخته شدن اینهمه خون انسانهای مظلوم بهدستآمده را نباید در اختیار افراد کمظرفیت و مقامپرست قرارداد.
آقا فرمودند: «به نظر من مسئله اول در انتخابات، مسئله این شخص و آن شخص نیست؛ مسئله اول، مسئله حضور شماست. حضور شماست که نظام را تحکیم مىکند، پایههاى نظام را مستحکم مىکند. آبروى ملت را زیاد مىکند، استقامت کشور را در مقابل دشمنىها زیاد مىکند و دشمن را از طمعورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف مىکند».
یادمان باشد انتخابات پرشور و پر مشارکت همه جریانات معتقد بهنظام و انقلاب، امنیت ملی را تقویت میکند و هر کس غیر این بگوید و عمل کند دوستدار ملت و کشور نیست بلکه خائن به ملت و دین است.
فکر کردم مصلی چهکار میتواند بکند برای مشارکت بیشتر؛ یکی از کارهایی که میتواند بکند بحث تبیین است. کاندیداها بیایند از فضای مصلی استفاده کنند و مردم هم دعوت بشوند در طول هفته بیایند نظراتشان را بگویند و بیاناتشان را داشته باشند و کارهایی که میخواهند بکنند را در محدوده قانون انجام بدهند. البته نباید سوگیری در آن باشد که حالا انشاءالله دوستان راهکاری را تنظیم میکنند.
انشاءالله در زمان مقرر خودش اعلام میکنند و فضای مصلی را آماده میکنند برای همه کاندیداها با همه افکار و عقایدی که دارند. آنهایی که از چهارچوب شاخصهای شورای نگهبان عبور کردند میتوانند ثبتنام کنند. برای آنها زمان بودجهریزی میشود انشاءالله. مردم هم بیایند بشنوند. همان کاری را که صداوسیما میکند چون صداوسیما محدود است ما فضای مصلی را در اختیار این عزیزان قرار میدهیم تا انشاءالله این کار انجام شود.
یکبخشی از کارهایی که خواهیم کرد انشاءالله برای مشارکت و حضور حداکثری مردم استان البرز که یک برگ زرینی هم برای خود استان حضور در انتخابات خواهد شد، این است؛ بخشهای بعدی را هم متعاقباً بیان خواهم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/10/29 | 1402/10/29مبارزه با اشکال مختلف فساد باید رویکرد اصلی مسئولین کشور باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه46
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله . اهل تقوا تکبرنمیورزند. امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: تکبر نورزد مگر کسی که پست باشد.
در بحث استکبار شناسی رسیدیم به اینجا که در قرآن کریم مواردی مطرح است که اگر کسی دچار تکبر باشد از اموری محروم است مثل محبت الهی که بدترین نوع محرومیت است و در نوبت قبل اشاره شد. اگر کسی اهل استکبار باشد از هدایت الهی محروم میشود.
به عنوان نمونه در آیات 5 و 6 سوره مبارکه منافقون فرمود: «وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ* سَواءٌ عَلَيْهِمْ اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِين» و آنها را مىبينى كه از سخنان تو اعراض كرده و تكبر مىورزند. براى آنها طلب استغفار کردن و نکردنت مساوی است، هرگز خداوند آنان را نمىبخشد زيرا خداوند قوم فاسق را هدايت نمىكند.
مادامى كه در كفر و ضلالت و نفاق و شرك باشند پيغمبر براى آنها هرگز استغفار نميكند. نهایت محبت پيغمبر در حق آنها طلب هدايت است. «اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون». اگر گفتيم خداوند هرگز اين افراد را نمىآمرزد علتش اين است كه آمرزش، خودش یک نوع هدايت است که شخص را به سمت سعادت و عاقبت بخیری و بهشت سوق میدهد.
و در مقابل، منافقين فاسقند، اینان در درون کافرند، خداشناس نیستند، بندگی خدا را ندارند. لذا خدای تعالی بر دلهايشان مهر زده، و چون فاسقند، طبق آیات الهی خداوند هرگز مردم فاسق را هدايت نمىكند. «إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِين». توجه دارید که هر گنهکاری را فاسق نمیگویند، بلکه کسی است که بر گناه اصرار دارد و از روی لجاجت خطای خود را تکرار میکند و در مقابل حق میایستد و استکبار میورزد.
بدبختی دیگری که دارند این است که از آمرزش الهی هم محروم هستند که آیه شریفه به آن تصریح داشت. که: «لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ». از مغفرت الهی محروم هستند. این هم محرومیت دیگر برای مستکبران. محرومان از مغفرت الهی فقط این گروه نیستند بلکه در آیات و روایات به موارد متعددی اشاره شده، مثلاً اهل شرک را هم خدا نمیآمرزد که بحث جدائی دارد.
یکی دیگر از محرومیتهای مستکبرین، محرومیت از ولایت الهی است. که به مناسبتی به آیه شریفه اشاره کردم. که در قسمتی از سوره مبارکه نساء آیه 173 فرمود: «... وَ أَمَّا الَّذينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذاباً اَليماً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً». و آنها را كه ابا كردند و تكبّر ورزيدند، مجازات دردناكى خواهد كرد و براى خود، غير از خدا، سرپرست و ياورى نخواهند يافت. چون در صحنه قیامت که هیچ کس بدون اذن الهی نمیتواند دیگری را یاری کند. و خداوند راجع به اهل استکبار چنین اذنی نمیدهد چون این شخص خود را از تحت ولایت خدا خارج کرده است و دیگر مومن نیست.
و خداوند ولی مومنان است. فرمود: «الله ولی الذین آمنوا...» لذا ممکن است اهل ایمان و شخص مومن دست به خطا و معصیت ببرد و نعوذ بالله گناه کند و بعد توبه کند، اما طوری نمیشود که از ولایت الهی خارج شود، اما استکبار، شخص را از ولایت الهی خارجمیکند. وقتی سرپرستی مثل خدا نداشت ذلیل و خوار میشود. عزتش را از دست میدهد. ذلیل از خودش اختیار و ارادهای ندارد. قوم یهود به خاطر استکبارشان ذلیل شدند.
الان هم ذلیل صهیونیستها هستند چون استقلال ندارند و باید به دستور آنان زندگی خود را مدیریت کنند. تازه اگر وجدان داشته باشند که ندارند باید ناراحت باشند که چرا سرزمین دیگران را غصب کردند. ذلتِ بالاتر اینکه هر لحظه از ترس حمله یک رزمنده فلسطینی، آسایش و آرامش ندارند و دائم خود را در معرض هلاکت میبینند. البته این صهیونیستهای بدبخت نمیدانند که اگر مستکبران عالم، روزی نتوانند از آنها بهرهکشی کنند دیگر حمایت و کمکی هم در کار نیست و از این هم ذلیلتر خواهند شد.
این یک سنت و قاعده الهی است که متکبران و گردنکشان در دنیا خوارند و نمیفهمند اما در آخرت خواری خود را خوب درک خواهند کرد. خدای تعالی درقسمتی از آیه 20 سوره مبارکه احقاف فرمود: «... فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ». اما امروز عذاب ذلّتبار بخاطر استكبارى كه در زمين بناحق كرديد و بخاطر گناهانى كه انجام مىداديد جزاى شما خواهد بود. یعنی ممکن است در دنیا بزرگی داشتید اما چون آن بزرگی دروغ بود این عذاب و خواری و ذلت، واقعی است.
مطلبی که اینجا هست این است که اگر کسی کافر و بی ایمان باشد به بیان قرآن کریم میشود با او زندگی مسالمت آمیز داشت ولی با کسیکه مستکبر است و به تعهداتش عمل نمیکند نمیشود زندگی کرد. چون به تعهدات خودش پایبند نیست و هر لحظه از قدرتش استفاده میکند تا پیمان شکنی کند، لذا قابل اعتماد و همکاری و همراهی نیست.
همین الان زورمداران و مستکبرین عالم را ببینید که در همین سازمانهای مهم بینالمللی نشستهاند و ادعاهای بزرگی مثل حقوق بشر دارند و البته هرچه جنایت و انسان کشی در عالم میشود را نادیده میگیرند و به نفع خود بهره میبرند و به هیچ پیمان بینالمللی هم پایبند نیستند.
اسم پیمان شکنی و نقض عهد و حقهبازی و نژادپرستی و امثال اینها میآید انسان بلافاصله یاد یهودیهای صهیونیست میافتیم. قرآن کریم در آیه 75 سوره مبارکه آلعمران در باره اینها میگوید: ... و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمىگردانند مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلّط) باشى.
حالا البته این اقدام دادگاه لاهه بر علیه رژیم صهیونیستی که اخیراً برگزار شد و من قسمتهائی که تلویزیون پخش کرد را دیدم از اهمیت ویژه برخوردار است چون میتواند کودککشان را تحت فشارهای بین المللی از نسل کشی بازدارد. اگرچه این ددمنشان به هیچ اصلی پایبند نیستند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی نمازگزاران این خانه خدا در روز جمعه همه را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا بهشدت مواظب هستند که دچار لغزش و خطا نشوند امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت ۲۶۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ، لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ». اگر پاهای من در این لغزشگاه استوار بماند چیزهایی را تغییر خواهم داد.
هر کدام از این کلمات شرح مفصلی دارد من فقط ترجمه میکنم و رد میشوم. امام قصد داشتند که نظرات غلطی که در احکام به وجود آمده بود اینها را تصحیح کنند. در احکام بدعتهایی به وجود آمده بود. البته با وجود اینکه خودشان حاکم شدند کار سخت بود نمیشد به این سادگی برگرداند به اصل. خودشان اقداماتی داشتند مثلاً قطع انگشتان سارق را انجام دادند با اینکه قبلاً دست را قطع میکردند ایشان به نظر شیعه چهار انگشت را قطع میکردند.
مخالفتهایی هم میشد. در طول مدت رهبری ایشان درگیر خوارج و معاویه و امثال اینها بود. از اینجا هم تعبیر به مداحض میکند یعنی لغزشگاهها. میگوید این لغزشگاهها که با خوارج درگیر شدم اینها مانع بود تا آرزویی که دارم که احکام را برگردانم به سر جای اصلی خودش این آرزویم ماند. اشتباهات احکام به اصل خودش نرسید. لذا فرمود اگر این گرفتاریها بگذارد من برمیگردانم.
در بعضی از تعبیرات هست که حضرت به قضات دستور دادند تا مردم آسوده و متحد شوند به همان روشی که قبلاً قضاوت میکردید قضاوت کنید. برای اینکه وحدت حفظ شود؛ یعنی قصد تغییر دارم اما الان وقتش نیست.
۱۳ رجب، ۲۳ سال قبل از هجرت، در خانه خدا مردی متولد شد که رسول خدا فرمود شناخت این مرد غیر از خدا و من میسور کسی نیست. آنوقت ما در خطبه جمعه با این وقت محدود چه بگوییم؟!
ولادت قائد الغر المحجلین یعسوب الدین امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را و روز پدر را پیشاپیش تبریک عرض میکنم. به همه پدرانی که هستند و یا در آینده پدر خواهند شد تبریک میگویم؛ و برای همه پدرانی که آسمانی شدند از خدای تعالی طلب رحمت و مغفرت داریم.
رسول خدا راجع به این مرد بزرگ عالم خلقت بیاناتی دارند. در کتاب کفایت الاثر از قول رسول خدا فرمود: ای علی چنانچه فردی آنگونه نماز بگذارد و روزه بگیرد که به سان مشک کهنه چروکیده و نحیف گردد، با این حال نماز و روزهاش سودی نمیبخشد مگر به واسطه دوست داشتن تو.
در کتاب المعجم الکبیر تالیف سلیمان بن احمد طبرانی که در سال ۳۶۰ قمری از دنیا رفته (از اهل سنت است) از قول پیغمبر اکرم نقل میکند که حضرت فرمودند: علی جان هر کس تو را دوست بدارد آرامش و ایمان، او را فرامیگیرد و هر کس با تو دشمنی ورزد خداوند او را به مرگ جاهلی میمیراند و از او مواخذه خواهد شد؛ هرچند به آیین اسلام عمل کرده باشد؛ یعنی نماز و روزه داشته اما چون تو را دوست ندارد به مرگ جاهلی مرده.
در کتاب مناقب خوارزمی به فضائل و مناقب علی بن ابیطالب پرداخته و از قول رسول خدا نقل میکند که هر کس علی را دوست بدارد خداوند نماز روزه شبزندهداری او را میپذیرد و دعایش را مستجاب میگرداند.
ابوبکر خطیب بغدادی در سال ۴۶۳ قمری از دنیا رفته. کتاب معروفی دارد به نام تاریخ بغداد. در آنجا از قول رسول خدا مینویسد حضرت فرمود: دوست داشتن علی بن ابیطالب گناهان را از بین میبرد همانگونه که آتش هیزم را؛ و فرمود همین فضیلت برای تو بس که دوستدار تو در لحظه مرگش افسوس و وحشت در قبرش و در روز رستاخیز نخواهد داشت.
نگاه کنیم به زندگی اجمالی امیرالمؤمنین و یک بررسی کوتاه کنیم میبینیم یکی از چیزهایی که در زندگی حضرت خیلی مهم بوده و مورد تأکید امام علیهالسلام بوده مردم و رسیدگی به حال مردم است.
دائم از مردم بهخصوص مستضعفان ایشان دائم مطلب فرموده و بیان کرده. در زمان شهادتش وقتی وصیت میکند تأکید میکند به رسیدگی به افراد محروم جامعه «اللهَ اللهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَی».
به کارگزارانش تأکید میکند که با مردم ارتباط مستقیم و مستمر داشته باشید. «فَلاَ تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَکَ عَنْ رَعِيَّتِکَ» به مالک میگوید طول نکشد که در بین مردم نبودنت.
این وسعت نگاه امیرالمؤمنین به مردم را وقتی نگاه میکنیم به قدری است که هیچ انسانی از دایره محبت و ملاطفت حاکمیتی امیرالمؤمنین بیرون نیست.
مسلمان وقتی حکومت در اختیارش قرار گرفت، نسبت مهربانی و محبت به برادر دینیاش با غیر او نباید فرقی داشته باشد؛ یعنی یک وجه تمایزدهنده بین حکومت علوی با دیگر حاکمیتها در تعریف حکومتها از مردم است و رفتارشان با مردم.
ریشه این توجه به مردم را باید از منظر الهی به انسان و مردم نگاه کرد و آن دیدگاهی که الهی نیست. باید آنها را اینطور مقایسه کرد. آن نگاهی که طرفدارانی دارد و برای بشر حقوقی را قائل شده، نگاه و تعریف اومانیستی و انسانمداری است.
در جامعه بینالملل نگاه اومانیستی تعاریفی دارد. بالاترین درجه تعریف اومانیستها از انسان با آنچه حضرت درباره انسان بیان فرموده آن بالاترین مطلب در مقابل چیزی که امیرالمؤمنین گفته هیچ است. اوج نگاه آنها در مقابل اولین نگاه امیرالمؤمنین میشود هیچ.
حضرت به استاندار و کارگزارش دستور میدهد که در قلبت دوست داشتن و محبت نسبت به مردم و ملاطفت و مدارای با مردم را اصل قرار بده. خود امام با راضی و ناراضی یکسان برخورد میکرد. کسانی که ناراضی بودند را از حقوقشان محروم نمیکرد. نه اینکه مجازاتشان نمیکرد. مجازات سر جای خودش هست؛ هر کس خطا کرد باید مجازات شود اما یک سری حقوقی دارند که آن حقوق سر جای خودش هست.
رابطه بین حکومت و مردم از منظر امیرالمؤمنین را بازخوانی کنید و بعد بیایید در بیانات و نوع رفتار امامین انقلاب ببینید. در این افرادی که تربیتشده مکتب علوی هستند. فرزند شهید به حضرت آقا میگوید من از شما ناراحت هستم شما سر قبر همه شهدا رفتهاید سر قبر شهید آرمان علی وردی رفتید؛ اما سر قبر بابای من نیامدهاید. آقا چند روز پیش رفتند سر قبر این شهید؛ و عکس را برای این بچه فرستادند. در کجای دنیا ما چنین رهبری و مدیر اجتماعی را داریم!
این تأکید را رهبر معظم انقلاب به همه کارگزاران در ردههای مختلف دارند؛ در جلسات مختلف و در همین جلسه اخیری که با ائمه جمعه سراسر کشور داشتند ملاحظه فرمودید قطعاً. تأکید کردند بر مردمداری، حرف زدن با مردم، راهنمایی مردم، انواع موعظه با مردم، قدردانی از مردم و امثال اینها. مخاطب ائمه جمعه بودند؛ اما همه مسئولین و همهکسانی که با مردم سروکار دارند مخاطب این قصه هستند.
امیرالمؤمنین درباره مردم تأکیدات عجیبی دارد. اجازه دستدرازی به حقوق مردم بهخصوص به نزدیکانشان را نمیدادند. به مالک دستور میدهد که به هیچیک از خویشان و اطرافیانت زمینی را با شرایط ویژه واگذار نکن. بهخصوص امیرالمؤمنین روی زمین دست میگذارد. خیلی نکته است.
بعد ما میشنویم که بعضی وقتها این خلاف را بعضیها مرتکب شدند؛ بعد با انواع حیل دستوپا میزنند که رفعورجوع شود و پس ندهند مال مردم را و برنگردانند. حالا یکوقت کسی خریده و کارهایش را انجام داده با او کاری نداریم. آنکه تخلفی تصرف کرده، بیتالمال را تصرف کرده است.
آقای مسئول و ای کسانی که اموال عمومی را در اختیار دارید، این حرفها برای شماست. فرمود: مبادا از آنچه متعلق به همه مردم است استفاده شخصی کنی و برای خود سهمی بیش از دیگران قائل شوی!
به فقر مردم بیش از مسائل دیگر اهمیت میداد. شاید این مطلب را قبلاً هم اشاره کرده باشم؛ ایشان در دوران خلافت خودش که کمتر از ۵ سال بود به صراحت خود ایشان اعلام کرد در زمان من در کوفه به عنوان بزرگترین شهر جهان اسلام، وضعیت را طوری قرار دادم که همه مردم از حداقلهای زندگی یعنی سرپناه، گندم برای تغذیه و آب سالم برخوردار باشند.
این در حالی است که ایشان در طول همین ۴ سال و خوردهای، با سه جنگ نابرابر و تحمیلی و خانمانسوز مواجه بود؛ اما آنطرف مسئله را نگذاشت تکانی بخورد.
به ما درس میدهد که مبارزه با اشکال مختلف فساد باید رویکرد اصلی مسئولین کشور باشد. این دستور امیرالمؤمنین و روش امیرالمؤمنین است.
به حمدالله این مسیر در حال طی شدن است. عزیزانی که الان مسئول اداره کشور هستند، رئیس جمهور و دستگاه قضایی به دنبال این هستند که فساد را ریشه کن کنند. البته به تعبیر حضرت آقا این اژدها هفت سر است؛ رخنه میکند. بعضی جاها یک سر را که میزنی چند سر دیگر از آن در میآید.
دهم رجب که مصادف میشود با دوم بهمن، سالگشت ولادت امام جواد علیهالسلام است که در سال ۱۹۵ قمری متولد شدند. به شما تبریک عرض میکنم.
زندگی امام جواد کوتاه بود اما وجود حضرت پربرکت از جمیع جهات بود. حضرت با جریانات مختلفی مواجه بود و در میدانهای مختلفی مبارزه میکرد. دوران امامتش خیلی سخت بود. شاید اینکه امام رضا علیهالسلام فرزندشان را به حضرت موسی علیهالسلام تشبیه کردند از همین جهت سختیها باشد.
چون حضرت موسی سلاماللهعلیه با زر و زور و تزویر در حال مبارزه بود؛ یعنی هم با زراندوزی قارون مواجه بود، هم با زورگویی فرعون و هامان درگیر بود و هم با تزویرهای بلعم باعورا و سامری مواجه بود.
درست همین حالات برای امام جواد علیهالسلام در دوران امامت ۱۷ سالهشان مطرح است. با دو طاغوت از بنیعباس، مأمون و معتصم همزمان بود. مأمون معروف بود به معاویه بنیعباس؛ انقدر که این شخص پلید بود. یک شخصیت باسواد بود. عالم بود درعینحال دشمن و سیاس و منافق درجه یک. کید خودش را همیشه پنهان میکرد و این افرادی که کید را پنهان میکنند ضربات سنگینتری میزنند. تا فرصت پیدا میکرد یک فتنه دینی درست میکرد. بحث مخلوق بودن قرآن که آیا قدیم است جدید است که یک بحث کلامی دارد را مأمون درست کرد.
از طرف دیگر امام با عقاید منحرف فراوان سروکار داشت. جامعه را چندقطبی کرده بودند. از آنطرف با عالمان منحرفی مثل یحیی بن اکثم و شبیه این مواجه بود. همه اینها را در طول این مدت مدیریت کرد.
اما مهمترین درسی که حضرت جوادالائمه علیهالسلام برای امروز ما داشته مقاومت است که با شرایط سخت تحریم و تشدید مراقبت و خفقان از مبارزه علیه طاغوت و ظلم و ظالم از پا ننشست و شیعیان را در همین مبارزه رهبری کرد.
حضرت آقا یک تعبیری دارند قشنگ است: «امام جواد علیهالسلام مظهر مبارزهی با باطل بود، او کوشش گر برای حکومت الله بود. او نمودار و نشانهی مقاومت است. انسان بزرگی که تمام دوران کوتاه زندگیاش با قدرت مُزَور و ریاکار خلیفهی عباسی -مأمون- مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمی عقبنشینی نکرد و تمام شرایط دشوار را تحمل کرد و با همهی شیوههای مبارزهی ممکن، مبارزه کرد». خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان حضرات معصومین علیهمالسلام قرار دهد.
ماه رجب است و بهسرعت هم گذشت. اواخر هفته آغاز ایام البیض روزهای پر خیر و برکت اعتکاف است. عمل معنوی پرخاصیت در این دنیای پرهیاهو که انسانها در مسائل مادی خودشان غرق هستند در طول روز دچار آسیبهای معنوی میشوند اگر تدارک نکنند هلاکت آخرتی آنها قطعی است.
خدای تعالی و دین جامع فرصتی فراهم کرده که شخص بتواند خودش را هم از نظر فردی و هم اجتماعی ترمیم کند تا نصاب انسانی و الهی خودش را به واسطه زندگی دنیایی که دچار اضطراب و التهاب و افسردگی میشود از دست ندهد.
عبادت اعتکاف بخشی از تربیت معنوی و تعالی روح را به عهده دارد. به ما یاد میدهد تا تمرین کنیم در جامعه همراه دیگران باشیم اما از خدا غافل نباشیم در عین حال یاد خدا باشیم.
در اعتکاف معتکف سه روز از مشغولیتهایی که در طول سال داشت فاصله میگیرد. به درون خودش سرکشی میکند. بعد خانه تکانی میکند. هم روزه دارد که بعد حیوانی او را کم میکند، کمک به بعد معنوی میکند و عکوف در مسجد دارد که خانه خداست و بهترین مکان برای رشد انسان است. هم شبزندهداری و تهجد سخن گفتن با خدا و مناجات دارد که رساننده انسان به مقصد است. آرامشبخش است.
این عبادت البته زمان خاصی ندارد. دهه آخر رمضان سفارش شده؛ ولی از قدیمالایام علما و تعدادی از مؤمنین ایام البیض ماه رجب را مقید به اعتکاف بودند. در این سالها هم رونق بیشتری گرفته. آثار تربیتی و اخلاقی اجتماعی فراوانی دارد که باید قدر دانست. هر کس توان دارد انجام بدهد. اگر هم توان ندارید لااقل کمک کنید به آن جاهایی که دارد این مراسم برگزار میشود. این هم خودش عمل خیری است.
سالهای قبل هم من این را عرض کردم. اعتکاف اردو نیست. یک کار معنوی است. برنامه ویژه نباید برایش زیاد دیده شود. دوستان به من ایراد میگرفتند که شما چرا اینطور میگویید بالاخره یک تعدادی جمع میشود خوب است برایشان برنامه داشت.
غیر از برنامههای اذانگاهی. باید آزاد باشند. من این را میگفتم و اخیراً هم که داشتم نگاه میکردم دیدم حضرت آقا در سال 87 مطلبی را فرمودند: «من همینجا به مسئولین مربوط - در این امور اعتکافها - یک سفارشی بکنم. این برنامههای جنبی مراکز اعتکاف، جوری نباشد که با خلوت هرکدام از معتکفین منافات پیدا کند. این اعتکافی که جوانها انجام میدهند، درواقع دارند با خدا خلوت میکنند. اعتکاف بیشتر یک کار فردی است؛ ایجاد یک ارتباط با خداست. جوری نشود که برنامههای جمعی این مراکز اعتکاف، حال خلوت و حال ارتباط فردی و قلبی با خدا را در افراد ضعیف بکند یا بگیرد. مجال بدهند؛ وقت بگذارند؛ بگذارند این جوانها قرآن بخوانند، نهجالبلاغه بخوانند، صحیفهی سجادیّه بخوانند».
۲۹ دی به خاطر مقاومتی که فلسطینیها در مبارزه با رژیم صهیونیستی داشتند به نام روز غزه نامیده شد. ۱۰۵ روز از مقاومت بینظیر مردم غزه با تعداد بسیار بالایی از شهدا و زخمیها میگذرد؛ و البته هر روز عزیزتر شدند و دشمنانشان ذلیلتر شدند.
و ما بیانات حضرت آقا در جلسات اخیر را میبینیم که ایشان فرمودند غزه قهرمان است. دنیا را تحت تأثیر مبارزه خودش قرار داده. هرروز که میگذرد رژیم صهیونیستی شکستخوردهتر میشود.
صهیونیستها که میخواستند حماس را نابود کنند، تونلها را از بین ببرند، اسرای خودشان را آزاد کنند در چاهی که برای خودشان کندند مدفون شدند. جبهه مقاومت با تقسیم کاری که کرده هر روز راه نفس کشیدن کودک کشان را تنگتر و محدودتر کرده. حامیانشان هم فقط رجز میخوانند و کاری برای آنها نمیتوانند بکنند. صبح پیروزی با نابودی کامل رژیم صهیونیستی نزدیک است.
دراینبین فرزندان غیور مؤمن و مجاهد در نیروی هوایی سپاه پاسداران به نمایندگی از مردم ایران با ۲۴ فروند موشک بالستیک با انهدام کامل مقر تروریستها برای دشمنان اسلام و انقلاب اعم از موساد و داعش جهنمی درست کردند که تصورش را هم نمیکردند.
اخبار این اقدام غیرتمندانه را حتماً شنیدید و دنبال کردید و دستاوردهایش به گوشتان خورده. من تکرار نمیکنم. ایران قطعاً تمایلی به افزایش تنش در منطقه ندارد؛ اما لازم است از منافع مشروع خودش با قدرت دفاع کند.
حرکت فرزندان شما دارای پیامهای روشنی به مستکبران عالم و مستضعفان بود. باید بدانند انتقام از آمران و عاملان جنایات ددمنشانه شروع شده و هیچ نقطه امنی در منطقه برای آنان وجود ندارد و تا نابودی آخرین نفرشان ادامه خواهد داشت.
این اقدام نشانه هماهنگی میدان و دیپلماسی است. اقدام دیگری هم که در شرق کشور صورت گرفت، او هم پیامهایی داشت؛ یعنی ولو با کشورهای همسایه رابطه دوستی و برادری داریم اما جریان تروریستی و از بین بردن امنیت منافع کشور جزو خط قرمزها است.
قطعاً هر دو کشور دوست هستند و نمیخواهند که دشمن در این میان میدانداری کند و تروریستها در این منطقه حضور داشته باشند. توجه دارید که پاکستان به نیروهای مسلح ما حمله نکرده؛ به تروریستها در خاک حمله کرده. شیطنت را شروع کردند و بعضی حرفها را میزنند. اوضاع مرزی هر دو کشور کاملاً تحت کنترل است. هر دو کشور مسئولینش اذعان کردند به حاکمیت خودشان و قبول دارند این را. شیطنت نکنند.
هردو کشور خواستار این هستند که تروریستها از این منطقه پاکسازی شوند. معلوم است که آمریکا و انگلیس و اذناب آنها دوست دارند که تنش به وجود بیاید و اختلافی صورت بگیرد و درگیری صورت بگیرد. اینطرف را هم ناامن کنند. قطعاً مسئولین هر دو کشور مشغول کار دیپلماسی خودشان هستند. به حرفها و فضاهایی که ساخته میشود کاری نداشته باشید.
در این اقدام اول که سپاه انجام داد دو منطقه همزمان مورد عملیات قرار گرفت که نشان داد داعش و صهیونیست برای ما یکسان است برای ما فرقی ندارند؛ و هم نشان داد که توانمندی در مدیریت میدان نبرد را داریم.
مهمتر اینکه مقر داعش را در ادلب سوریه با موشکی با برد ۱۲۰۰ کیلومتر از جنوب خوزستان که دورترین منطقه است زدند. با اینکه میتوانستند از جای دیگر هم بزنند مثلاً از آذربایجان غربی بزنند میشد این کار را بکنند. میخواستند چه چیزی را اعلام کنند؟ میخواستند اعلام کنند که برای حفظ منافع ملت اولاً با کسی تعارف ندارند. ثانیاً اسرائیل بداند که فاصله تو تا ایران همین مقدار است؛ یعنی در برد موشکی ما قرار داری و اگر ما اراده کنیم انتقام بگیریم از اسرائیل جز ویرانهای بر جا نخواهد ماند
کاری که فرزندان ملت انجام دادند یک قلقگیری بود برای گوشمالیهای آینده. البته انتقام سخت مقوله دیگری است که در جای خودش باید بحث شود.
آخرین مطلب راجع به انتخابات است. با توجه به مطالبی که راجع به مردمی بودن نظام عرض کردیم از امیرالمؤمنین و رهبر معظم انقلاب. حضرت امام فرمودند انتخاب با ملت است؛ یعنی نظر مردم است که تعیینکننده است. یکی از اصول اسلامی این است که ببینیم مردم چه خواستی دارند. اهداف اسلامی وقتی محقق میشود که مردم پایکار باشند. در عرصههای مختلف حضور داشته باشند.
در بحث مهمی مثل انتخابات حضور مردم آثار فراوانی دارد که به هرکدام باید جدی توجه کرد. این حضور یعنی تکریم شهدا؛ یعنی پایبندی به اصول اسلامی و انقلابی مثل اصل ولایت مطلقه فقیه؛ یعنی حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت نظام؛ یعنی قدم برداشتن در مسیر استقلال و آزادی؛ یعنی حفظ آرمانها دستاوردها و ارزشهای نظام؛ یعنی مخالفت با دیکتاتوری و سکولاریسم و امثال اینها؛ یعنی آزادی بیان؛ یعنی ناامید کردن دشمنان؛ و امیدوار کردن دوستان خود؛ یعنی ایجاد نشاط اجتماعی و نزدیک شدن به ایران قوی؛ یعنی تقویت وحدت اجتماعی؛ یعنی تقویت قانون مداری؛ یعنی تقویت نظام و تضعیف دشمن؛ یعنی نقش خود را در مدیریت کلان کشور نادیده نگرفتن؛ یعنی با حضور و مشارکت بالای خود نشان میدهیم به فضل خدای تعالی در این انتخاباتی که واقع میشود در ایران، انتخابات، رقابتی و سالم و امن برگزار خواهد شد انشاءالله.
در جلسهای که خدمت حضرت آقا بودیم ایشان تأکید کردند به همه ائمه جمعه که سلام من را به همه مخاطبینتان برسانید. بنده هم اینجا امانتداری میکنم و سلام ایشان را به همه شما اعزه از این جایگاه سخن ابلاغ میکنم. ایشان قبل از اینکه صحبتشان را شروع کنند گفتند من تا یادم نرفته این را عرض کنم که سلام من را به همه ابلاغ کنید. بنده هم سلام را ابلاغ کردم. برای سلامتی حضرتش صلوات بفرستید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/10/22 | 1402/10/22افراد جامعه اسلامى باید مسئولان را در تحمل سختى ها همراه خود ببینند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه47
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین چون اهل تکبر نیستند به رسول خدا نزدیکاند. در روایت دارد پیغمبر اکرم فرمودند: روز قیامت دورترین شما از من پرگویان یعنی همان مستکبران هستند. بحث مختصری راجع به استکبار و مستکبرین مطرح کردیم و نکاتی را با استفاده از قرآن کریم و روایات خدمت شما عرض کردم.
قرآن کریم ریشه پذیرش استکبار مستکبرین را چند چیز میداند. یکی همان عدم اطلاع و دانش لازم برای فهم درست مطالب است. چون از نظر فکری توانائی و استقلال لازم را ندارد، چشم و گوش بسته، تحت تأثیر تبلیغات و رسانههای مختلف با ادبیاتِ گوناگون اغواکننده قرار میگیرد و شخص مستکبر او را به دنبال خودش میکشد و تابع خود میکند. در قسمتی از آیه ۴۷ سوره مبارکه غافر، محاجهای که اهل آتش با هم دارند را بیان کرده است، فرمود: «… ِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً …» ضعیفان به مستکبران مىگویند: ما پیرو شما بودیم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در یکی از روزهای غدیر خطبهای خواند و با توجه به آیه ۴۷ سوره مبارکه غافر فرمود: آیا مىدانید استکبار چیست؟ ترک اطاعت کسانى که مأمور به اطاعت آنها هستید و خودبرتربینی نسبت به آنها، قرآن از این مقوله سخن بسیار مىگوید، بهگونهای که اگر انسان در آن بیندیشد او را اندرز مىدهد و از خلاف بازمیدارد؛ یعنی اگر بدون مجوز و بدون دلیل کسی از دیگری پیروی کند، چیزی جز آتش گیرش نمیآید.
آیه شریفه به ما تذکر میدهد که تقلید کورکورانه به کجا ختم میشود و باید از همه اینها عبرت بگیریم که چگونه زندگی کنیم و ارتباطات خود را تنظیم کنیم. این را هم داریم که مستکبران برای اینکه بتوانند بر دیگران سلطهگری کنند کاری میکردند که مستضعفان خودشان را قبول نداشته باشند و خودباوری را از دست بدهند و درنتیجه تبعیت کنند.
در آیه ۵۴ سوره مبارکه زخرف فرمود: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ». فرعون قوم خود را سبک شمرد، درنتیجه از او اطاعت کردند آنان قومى فاسق بودند؛ یعنی اول فرعون آنان را تحمیق کرد، خوار و از درون تهی کرد تا توانست بر آنان سلطه پیدا کند. استخفاف عقول و اندیشه کار فرعونی است که حکومتهای خودکامه دارند. نمیگذارند افراد جامعه از واقعیتها مطلع باشند.
دوران سیاه ستمشاهی را مرور کنید اگر کسی یک کتاب مفید در اختیار داشت بازداشت و مجازات میشد. داشتن قرآن و نهجالبلاغه جرم بود و این کیب را گمراهکننده میدانستند. میدانستند اگر ملت بیدار شود، دودمان سلطنت و شاهنشاهی آنان را از بین خواهد برد پس تلاش میکردند با ترویج مفاسد و ابزار شهوترانی افراد، بخصوص جوانان را بیعار و بیتفاوت نگهدارند تا حرکتی علیه آنان نشود. تا اینکه حضرت امام ره موسی گونه وارد عرصه شد و تبیین کرد و همراه کرد و بعد کاخ فرعونیان را به همراه مردم خراب کرد.
البته فرعونیان امروز از وسایل قویتر و رسانههای گستردهتری برای اغوا و استضعاف ملل استفاده میکنند. شبیه همین مطالب در قسمتی از آیه ۳۱ سوره مبارکه سباء آمده است که فرمود: «… یَقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُواْ لَوْ لَا أَنتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنِینَ». مستضعفان به مستکبران مىگویند: اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم؛ یعنی با دسیسههای شبانهروزی شما ما مجبور شدیم کافر و بیایمان باشیم؛ و جالب است در همان صحنه قیامت همان مستکبران میگویند آیا ما راه هدایت را بر شما بسته بودیم؟ شما خودتان مجرم و گناهکارید.
این آیات وضعیت را کاملاً روشن بیان میکند که ریشه این پیرویها، ضعف فکری و فرهنگی و اقتصادی است. قرآن کریم به گناه و جرم بهعنوان یکی از نتایج استکبار ورزیدن توجه دادهاند. در آیه ۳۱ سوره مبارکه جاثیه فرمود: «وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا أَ فَلَمْ تَکُنْ آیاتی تُتْلى عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَ کُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمینَ». معناى آیه این است؛ اما آن کسانى که کافر شده و حق را بااینکه ظاهر بود انکار کردند پس از در توبیخ به ایشان گفته مىشود آیا حجتهاى ما برایت خوانده نمىشد و در دنیا برایت بیان نمىشد و این شما نبودید که از قبول آنها استکبار مىورزیدید و مردمى گنهکار بودید؟
البته میشود اینطور هم مطرح کرد که فرعون و کافران چون اهل گناه بسیار و افرادی مجرم بودند همین صفتشان زمینهای برای استکبار آنانم در مقابل آیات الهی شد. آیات در این باب فراوان است من بهعنوان نمونه مطرح میکنم. یکی از کلمات الهی که بار بسیار سنگین روانی دارد قسمتی از آیه ۲۳ سوره مبارکه نحل است که فرمود: «إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرینَ». او مستکبران را دوست نمىدارد.
معلوم است خداوند گروهی را که وقتی دعوت به حق میشوند انگشت در گوش خود میگذارند تا حرف حق را نشنوند و یا وقتی به آنان گفته میشود بیایید تا رسول خدا برای شما طلب مغفرت کند، سرپیچی میکنند، یا با پیروی از شیطان در مقابل آیات الهی میایستند و از اجرای آن جلوگیری میکنند و دهها مورد دیگر که خود قرآن آنها را بیان میکند را دوست ندارد. محرومیت از محبت الهی، بدترین نوع محرومیت است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به آخرت توجه داشته و اگر فعالیتی هم دارند برای ساختن آخرت است. اهل تقوا به هیچ نوع از دزدی دست خودشان را آلوده نمیکنند. دزدی فقط مال نیست؛ بحث خودش را دارد که بماند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «رُفِعَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الْآخَرُ مِنْ عُرْضِ النَّاسِ فَقَالَ أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ فَقَطَعَ یَدَهُ» نقل کردهاند که دو نفر را خدمت امام (ع) آوردند که از بیت المال دزدى کرده بودند، یکى از آنها بردهاى بود که متعلق به خود بیتالمال بود و دیگرى برده کسى بود، امام (ع) فرمود: «أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ فَقَطَعَ یَدَهُ». امّا این غلامى که متعلق به بیتالمال است حدّى ندارد، در حقیقت بخشى از بیتالمال بخشى از مال خدا را خورده است و امّا بر آن دیگرى باید حدّ جارى کرد و دست او را قطع کردند.
معنای حدیث روشن است و احتیاج به توضیح ندارد. دزدی اگر بخواهد به نصاب قطع ید برسد در فقه مشخص است. هر دزدی انگشتهایش قطع نمیشود. چندین مرحله دارد. مقدماتی باید فراهم شود تا به قطع دست برسد. وقتی هم به آن حد رسید حتی امام معصوم هم اجازه جلوگیری از حد را ندارد.
پیشاپیش حلول ماه رجب، ماه خدا، ماه نبوت و ماه امامت و ولایت را تبریک عرض میکنم. ماه عظیمی که با مناسبتهای معنوی فراوانی که دارد، برکات فراوانی خدای تعالی برای آن در نظر گرفته است. البته اهل ایمان بهره میبرند. قبلاً راجع به فضیلت استغفار در این ماه زیاد صحبت کردم که سعی کنیم از دست ندهیم؛ همینطور روزه این ماه را هرکس توان دارد غفلت نکند.
روزی رسول خدا به همراه برخی از اصحاب از کنار قبرستانی عبور میکردند، حضرت در آنجا توقفی کردند و شدید گریه کردند بهطوریکه اصحاب هم به گریه افتادند. رسول خدا علت گریه را این فرمودند: «این اموات در قبرهایشان عذاب میشدند، بهگونهای که ناله آنها را شنیدم، بر آنها ترحم کردم و از خداوند خواستم که بر آنها تخفیف دهد و خداوند نیز اجابت فرمود؛ اما اگر اینها ماه رجب را روزه میگرفتند و شبزندهداری میکردند، در قبرهایشان عذاب نمیشدند». بعد فرمودند: «إنَّ صیامَهُ وَ قِیامَهُ اَمانٌ مِن عذاب القبر». روزه و شبزندهداری رجب امان از عذاب قبر است.
فرصت اعتکاف این ماه که به برکت انقلاب و خون شهدا احیا شده را قدر بدانیم. عزیزان در حال برنامهریزی در سطح استان هستند انشاءالله امسال برنامه پرباری برای اعتکاف داشته باشیم. راجع به اعتکاف با قید حیات صحبت خواهم کرد.
علاوه بر اینها دعاهایی که در ماه رجب داریم بسیار پراهمیت و درسآموز است و باید به بخش بخش آنها توجه داشته باشیم. مثلاً در دعای هرروز ماه رجب به خدا عرض میکنیم: «اللَّهُمَّ یَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَهِ… وَ اخْتِمْ لِی بِالسَّعَادَهِ فِیمَنْ خَتَمْتَ وَ أَحْیِنِی مَا أَحْیَیْتَنِی مَوْفُوراً وَ أَمِتْنِی مَسْرُوراً وَ مَغْفُوراً». اینجا از خدا میخواهیم که عاقبت ما ختم به خیر شود؛ یعنی باید از فرصت این ماه استفاده کنیم برای عاقبتبهخیری خودمان.
مسئله عاقبتبهخیری خیلی مهم است. رسول خدا فرمودند: مؤمن همواره از بدعاقبتی هراسان است و تا زمان جان دادن و ظاهر شدن ملکالموت این نگرانی ادامه دارد و نسبت به اینکه آیا به رضوان الهى خواهد رسید، یقین ندارد؛ یعنی انسان باید مضطربانه از خدا بخواهد عاقبتش به خیر شود.
در کتاب معانی الاخبار از امیرالمؤمنین نقل میکند که حضرت فرمودند: «آیا میدانید سعادت چیست؟ اینکه پایان کار انسان با سعادت تمام شود»؛ یعنی پایان کار مهم است. چقدر دیدید یا شنیدید که پایان کار افراد خراب شده که باید عبرت باشد، مثلاً کسیکه وکیل امام و از اصحاب نزدیک امام هادی علیهالسلام بود احمد بن هلال کَرْخی که ۵۴ مرتبه حج انجام داد که ۲۰ نوبت آن را پیاده رفته بود، اما مورد نفرین امام زمان خود قرار گرفت.
در دعای ۳۳ صحیفه عرض میکنیم: «وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِی هِیَ أَحْمَدُ عَاقِبَهً». یا دعای ۱۱ صحیفه دعا برای عاقبتبهخیری است؛ «وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ علیهالسلام بِخَوَاتِمِ الْخَیرِ». مواظب عاقبت کار خود باشیم و دائم از خداوند عاقبتبهخیری بخواهیم که ماه رجب این راه را ر دعاهایش هموار کرده است.
یکی از راههای عاقبتبهخیری را امام کاظم علیهالسلام فرمودند: «پایان خوش اعمال شما به این است که در حدّ توان خود، نیازهاى برادرانتان را برآورید و به آنان نیکى کنید. در غیر این صورت، اعمال شما پذیرفته نمیشود.»
طلیعه ماه رجب شهر مدینه در سال ۵۷ قمری با ولادت با سعادت امام باقر علیهالسلام منور به انوار مقدس امام پنجم شد خانه امام سجاد علیهالسلام و امعبدالله، فاطمه بنت الحسن علیهالسلام را پر از شادی و نور کرد. این میلاد را به همه شما بزرگواران تبریک عرض میکنم.
مرحوم ابن شاذان قمی در کتاب الفضائل از رسول خدا روایتی را راجع به ویژگی خاص هر کدام از ائمه علیهمالسلام نقل میکند؛ درباره امام باقر علیهالسلام میفرماید: هرکس دوست دارد خدا را در حالی ملاقات کند که چشمش روشن است، ولایت امام باقر علیهالسلام را داشته باشد. ولایت به دست آوردن سنخیت و دل سپردن از روی محبت است به امام که خود را در مقام عمل به دستورات نشان میدهد.
راجع به دوره امام باقر علیهالسلام مطالبی در نوبتهای قبل عرض شد. مهمترین سیره امام توجه به علم و جایگاه عالم و روشهای فراگیری و امثال اینهاست که در سیره عملی حضرت هم همین موارد انجام گرفته که میتواند بهعنوان بهترین الگو برای احیاء تمدن نوین اسلامی و اهداف بلند نظام اسلامی از روش حضرت در تولید و نشر و نهضت علمی استفاده کرد.
به چند روایت که حضرت فرمودند توجه بفرمائید. فرمودند: کسی که باب هدایتی را تعلیم دهد، مانند اجر کسى را دارد که به آن عمل کرده است و از پاداش عملکنندگان کاسته نمىشود. یا فرمودند: مذاکره علمى، درس است و درس، نمازى است نیکو (پذیرفته شده) و فرمودند: خدا رحمت کند بندهاى را که علم را زنده کند… و زنده کردن علم به این است که با اهل دین و افراد با ورع مذاکره کنى.
۳ رجب سال ۲۵۴ قمری ابوالحسن ثالث امام هادی علیهالسلام توسط معتمد عباسی به شهادت رسید و در سامرا در خانه خویش به خاک سپرده شد. امام دوران سختی داشت در سن ۸ سالگى مسئولیت امامت شیعه به او منتقل شد و مدت ۳۴ سال امامت کرد.
امام هادى علیهالسلام سالها در سامرا تحت کنترل و مراقبت شدید قرار داشت، دوران سختی را به خاطر فشار و اختناق شدید خلفای عباسی تحمل کرد؛ بخصوص فشار و تحریمهای اقتصادى که برای امام و شیعیان فراهم کرده بودند، حتی برای فعالیتهای فرهنگی آزادی عمل نداشت اما در همان شرایط سخت هم دست از مبارزه با ستمگران نکشید و هم در ترویج معارف شیعه و رهبری امت از طریق مناظرهها، مکاتبهها و پاسخگویى به سؤالات و شبهات و تبیین گسترده، انجاموظیفه الهی را به تمامه و کماله انجام داد.
سبک زندگی امام براى طاغوتهاى زمانش غیرقابلتحمل بود و از حضرت در هراس بودند. لذا الگوى جهاد و مبارزه امام علیهالسلام در سختترین شرایط با انسجام کامل مىتواند الگویى عملى برای مبارزان جبهه مقاومت بهخصوص در این زمان باشد.
روش مبارزه سیاسى امام و استفاده از قدرت نرم در گسترش فرهنگ و مکتب شیعه، بهخصوص با زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه و بیان آموزههاى توحیدى و معرفی ائمه بهعنوان مظهر کمال مطلق که همواره حق همراه با آنها است و تدبیر امور امت در تمام شئون مهم حیاتى را بر عهده دارند، زمینه را براى پذیرش امامت حضرت حجت و غیبت آن حضرت آماده کردند.
یکی از رفتارهای برجسته حضرت که باعث جلب قلوب مردم زمانهاش شده بود، ساده زیستى امام در مقابل سبک زندگى اشرافى حاکمان بود. نوشتهاند: از دنیا چیزى در بساط زندگى نداشت. بندهاى وارسته از دنیا بود. در آن شبى که به خانهاش هجوم آوردند، او را تنها یافتند با پشمینهاى که همیشه بر تن داشت و خانهاى که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشمگیرى دیده نمىشد. بر سجاده حصیرى خود نشسته، کلاهى پشمین بر سر گذاشته و با پروردگارش مشغول نیایش بود.
اگر ما شیعه اهلبیت هستیم با در رفتار و سبک زندگى خودمان و مسئولانمان ببینیم که همین سیره از ارزشهاى انقلاب اسلامى است؛ یعنی افراد جامعه اسلامى باید مسئولان را در تحمل سختىها همراه خود ببینند. در بیانی حضرت آقا فرمودند: «مسئله فساد ستیزی، حمایت از طبقات ضعیف، سادهزیستى، نگاه به مناطق دوردست و محروم، توجه به مشکلات گوناگون مردم، اینها اصولى است که اگر رعایت بشود و بر اینها پاى فشرده بشود، هم خدا را راضى مىکند، هم مردم را از هر مسئول و از هر نظامى خشنود و دلشاد مىکند.»
سرعت بالای تحولات سیاسی در سال ۵۷ اجازه نمیداد که مسائل کشور درست تحلیل شود. همان موقع عدهای از تحلیل گران خارجی مثل کارتر و سالیوان میگفتند شاه همهچیز را خراب کرده و باید از ایران برود. ۲۶ دی روز فرار شاه از ایران در سال ۵۷ یک پیروزی بزرگ برای انقلابیون بود. عدهای هم میگفتند باید بماند و قدرت خود را حفظ کند مثل برزنسکی و بعض افسران ارتش؛ چون بودن شاه را به نفع منافع آمریکا در ایران و منطقه میدانستند.
البته پیروزی انقلاب، متوقف بر ماندن و یا فرار شاه نبود، اما این فرار باعث تضعیف کسانی شد که از او حمایت میکردند و مبارزان را هم در مسیرشان استوارتر و به پیروزی نزدیکتر میکرد. پیروزی انقلاب ریشه در تحولاتی داشت که سالهای قبل شروع شده بود و آن روزها سرعت گرفته بود.
مثلاً یکی از حرکتهای مهم انقلابی که چندین سال قبل از انقلاب آغاز شده بود نهضت فدائیان اسلام به رهبری شهید نواب صفوی بود که ده سال با قدرت کم نظیر ایمانی که داشت رهبری و هدایت مجموعه را در تحولات سیاسی اجتماعی زمان خودش به عهده داشت. حضرت آقا فرمودند: «نواب، پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ماست.»
شخصیت خودش خاص بود و گروهش هم ساختار و انسجام لازم را در کار تشکیلاتی را داشت. همان موقع دو روزنامه غیررسمی نبرد ملت و اصناف و یک روزنامه رسمی به نام منشور برادری را منتشر میکردند. خود نواب اندیشه حکومت اسلامی را مطرح کرد و کتابی به نام راهنمای حقایق بهعنوان قانون اساسی حکومت اسلامی نوشت.
با شور و هیجان و صلابت و تأثیرگذاری که داشت روحانیت را به عرصه کار سیاسی کشاند. پدرم نقل میکرد هر کس روحیه انقلابی داشت با دیدن او به حرکت درمیآمد. حضرت آقا فرمودند: «اساس سخن نواب این بود که اسلام باید زنده شود. اسلام باید حکومت کند و این کسانی که در رأس کار هستند اینها دروغ مىگویند. اینها مسلمان نیستند و من براى اولین بار این حرفها را از نواب صفوى شنیدم و آنچنان این حرفها درون من نفوذ کرد و جاى گرفت که احساس مىکردم دلم مىخواهد همیشه با نواب باشم.»
بههرتقدیر این شخصیت مؤثر در انقلاب را در تاریخ ۲۷ دی سال ۱۳۳۴ به همراه تعدادی از یارانش به شهادت رساندند. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند. مزار او در وادیالسلام قم است وقتی به قم مشرف شدید به زیارتش بروید.
جنگ غزه در حال صد روزه شدن است؛ و همچنان با صلابت با این همه شهید که داده سرپا ایستاده و مبارزه میکند؛ اما رژیم صهیونیستی با همه طمطراقی که داشته و به تعبیر حضرت آقا آویزان اربابش آمریکاست، دچار بحرانهای متعدد به خصوص امنیت اقتصادی شده.
امروز صبح مطلع شدیم که آمریکا به همراه انگلیس و ۱۰ کشور دیگر که همراه خودش کرده یمن را مورد حمله قرار داده. این یک اشتباه راهبردی بود که بار دیگر استکبار به سرکردگی آمریکا و انگلیس انجام داد؛ و قطعاً یمنیها و جبهه مقاومت، آمریکا را و آویزانهای به او را از غلطی که کردند پشیمان خواهد کرد.
سازمان ملل اگر سازمان ملل است تلاش کند که جنگ را در منطقه جلوگیری کند. از عامل تنش و عوامل تنش و فساد و جنگ افروزی در منطقه که خود آمریکاست جلوگیری کند. این چه سازمان مللی است که سگ هار را و درنده را رها کرده و ملت مظلوم و تحت ستم را نگه داشته تا مورد حمله این وحشیها قرار بگیرند. این سازمان ملل ننگ ملل و بشریت است. چرا سازمان ملل اجازه میدهد آمریکا و رژیم غاصب به جنایات خودشان علیه ملت فلسطین ادامه دهند؟ چرا اجازه گسترش جنگ و تنش را در منطقه میدهند؟
آمریکا با این حمله میخواهد افکار عمومی را نسبت به فلسطین و غزه و مسائلی که آنجا واقع میشود به سمت دیگری متوجه کند تا اسرائیل در غزه بتواند کار خودش را ادامه دهد؛ اما از این کار هم طرفی نخواهد بست. مردم منطقه و مقاومت این اجازه را نخواهند داد. مسیری که دارد طی میشود به سمت نابودی اسرائیل است. ما نمازگزاران جمعه به همراه همه مردم فهیم سراسر ایران این حرکت ددمنشانهای را که امروز انجام گرفته محکوم میکنیم و خشم و نفرت خودمان را از آمریکا و اسرائیل با شعاری که علیه آمریکا میدهیم نشان میدهیم.
عرصه بر اینها از جهات مختلف تنگ شده. ظاهراً لیبی هم که مواضع ضد صهیونیستی در جنگ غزه دارد و از زمان قذافی موشکهای ضد کشتی در انبارها دارند، محدودیتهایی برای تجارت دریایی رژیم کودک کش فراهم کرده است و این حرکت مشکلات فراوانی را از سمت دریای سرخ برای غاصبان خبیث فراهم میکند. هرچه بیشتر در غزه بمانند و ادامه دهند، جبهههای جدیدی باز خواهد شد و به مرگ و نابودی خود نزدیکتر میشوند.
از طرف دیگر شهادت مردم بیگناه در کرمان، خبر اقدام ناوشکن البرز و اقدام راهبردی ایران با عبور از تنگه باب المندب و ورود به دریای سرخ در ۱۱ دیماه که در جهان بازتاب داشت را تحتالشعاع قرار داد. حضور دریایی مؤثر ایران در این نقطه از اهمیت زیادی در جهات مختلف بخصوص اقتصادی و نظامی در همین ایام دارد و البته تحرکات نظامی کشورهای استکباری به سمت خلیجفارس را هم کنترل میکند. نیروی دریایی حافظ منافع ایران در اقیانوسها و دریاهاست اخیراً هم دیدید که کشتی آمریکائی را متوقف کردند؛ خدا قوت میگوییم.
همه اینها در کنار هم راه نفس کشیدن رژیم پلید و غاصب را گرفته و بهزودی همگی ما اعلام رسمی اضمحلال صهیونیستها و اسرائیل غاصب را خواهیم شنید.
نکته انتخاباتی: این روزها بحث رد صلاحیتها و بعد هم بحث حمایت شخصیتها مطرح میشود. اینجا برای بار چندم است که اعلام میکنم نه بنده و نه هیچکدام از ائمه جمعه استان اجازه ورود به مصادیق انتخاباتی و دنبال کردن مسائل اینچنینی را ندارند. در محذور قرارشان ندهید. قانون مسیر را مشخص کرده و همه باید همان مسیر را طی کنند. کسی که رد صلاحیت شده خودش باید اقدام قانونی داشته باشد. نباید از امامجمعه انتظار داشته باشد که کارش را دنبال کند چون شائبه حمایت و امثال اینها خواهد داشت. وظیفهای هم ندارند ائمه جمعه؛ آنها وظیفه دارند که تشویق کنند و از مشارکت بگویند و شاخصها را بگویند. همین کاری که بنده در طول سالها انجام دادم.
متأسفانه عدهای بیتقوایی میکنند و نسبتهایی میدهند که در سالهای گذشته هم بود. خود بنده اعلام کردم الآن هم اعلام میکنم اگر کسی به شما گفت من از او حمایت میکنم و یا کاندیدای موردنظر بنده است و یا کسی گفت من خبر دارم که فلانی نظرش راجع به کیست و یا در فلان جلسه نشسته بودیم ایشان گفت کذا و کذا، همه اینها دروغ است و دروغگو فاسق است. احکام فاسق هم معلوم است؛ اگر روحانی باشد نمیشود به او اقتدا کرد، اگر در محکمه برای شهادت او را خواستند نمیتواند شهادت بدهد و شاهد قرار بگیرد.
این را بدانید؛ هرکسی هر موردی را به بنده نسبت بدهد دروغگو است؛ ولو از نزدیکان من باشد، ولو از دفتر من باشد، ولو کسی باشد که با من عکس داشته باشد. در دوره قبل هم بپرسید خانواده من نمیدانستند من به چه کسی رأی میدهم چون ممکن است آنها را تحتفشار قرار دهند و دوستانه از آنها بپرسند. نمیگویم و نمیدانند. هر کس بگوید دروغ میگوید.
شما با صراحت من آشنا هستید لازم باشد خودم عرض میکنم. اینجا قسم جلاله میخورم والله العظیم هرکس چنین نسبتهایی به بنده بدهد در زمانهایی که همه را میبخشم، او را نخواهم بخشید. وظیفه بنده تشویق به حضور و بیان شاخصها و امثال اینهاست که انجام میدهم.
عزیزان تقوا را رعایت کنید. زود هر حرفی را تکرار نکنید و شایعهسازی نکنید. از اینها جز دشمن کسی بهره نمیبرد. ما چند شب قبل درس اخلاق را تعطیل کردیم که البته دوستان لطف داشتند در همین مدت کوتاه پیام و تلفن و تماس برای برقراری مجدد جلسه که انشاءالله برای آن فکر جدیدی کردم تا اعلام کنیم؛ اما متأسفانه عدهای این را هم محمل حرفهای بیربط خودشان و تشویش ذهن مردم کردند. همه اینها نشانههای بیتقوایی است.
در روایت دارد هرکس هر چیزی را شنید بگوید، به دروغ نزدیک است. چرا هر چیزی را که میشنوید میگویید؟ تازه آن چیزهایی را هم که میبینید نباید بگویید؛ چه برسد که ندیده را و شنیده را که صحتوسقم آن معلوم نیست بگویید. این کار درست نیست.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/10/15 | 1402/10/15مسئله حجاب ربطی به دین ندارد؛ فطری و عقلی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه48
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا چون عاقل هستند بههیچوجه با تکبر و استکبار ارتباطی ندارند. امام باقر علیهالسلام فرمودند: هیچ مقداری از تکبر به دل آدمی راه نیابد، مگر اینکه به همان اندازه کم باشد یا زیاد، از خردش کاسته شود.
در نوبتهای قبل به برکت قرآن کریم، چند مورد از انواع استکبار را بیان کردم. استکبار طلب بزرگی کردن از روی میل و اختیار است. وقتی خدمت قرآن کریم میرسیم ماده کبر و مشتقات آن در ضمن ۵۷ سوره ۱۶۱ مرتبه در ۱۵۳ آیه تکرار شده است؛ و در ۵۶ مورد به ما چهرههای اصلی جریان استکبار را نشان میدهد و خوب ترسیم میکند، نظیر کافران، مشرکان، مترفین و ملاء.
سرسلسله این جریان شیطان است که همان اول خلقت، پرچمداری این گروه را به عهده گرفت، لذا همه مستکبران عالم پیرو ابلیس هستند. در آیه ۳۴ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئکَهِ اسْجُدُواْ لِاَدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِیسَ اَبىَ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کاَنَ مِنَ الْکَافِرِینَ». خدای تعالی برای این گروه شاخصههایی را بیان میکند که با فهمیدن آنها، با فرهنگ جبهه استکباری آشنا میشویم.
یکی از ویژگیهای مستکبرین که از شیطان گرفتهاند و ریشه استکبار اوست، توجه به خود، خودمحوری و خودبرتربینی است. دلیل سجده نکردنش را گفت چون «اَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ» من از او بهترم، مرا از آتش خلق کردی و او را از گل. امروز شرارتهای صهیونیستهای شیطانصفت را ببینید که چگونه خود را برتر میپندارند و جنایت میکنند.
در روایت دارد: هر کس دنبال این باشد که برای خودش نسبت به دیگران فضیلتی بسازد از مستکبران خواهد بود. این افراد به قدرت بینهایت خدای تعالی توجه ندارند و برتریطلبی میکنند. یکی از اقوام گذشته که طغیان کردند و برتریجوئی داشتند قوم عاد بود که در آیه ۱۵ سوره مبارکه فصلت فرمود: «فَأَمّا عادٌ فاستَکبَروا فِی الأَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ وقالوا مَن أَشَدُّ مِنّا قُوَّهً أَوَ لَم یَرَوا أَنَّ اللّهَ الَّذی خَلَقَهُم هُوَ أَشَدُّ مِنهُم قُوَّهً و کانُوا بِایتِنا یَجحَدون». پس قوم عاد به ناحق در زمین، تکبّر ورزیدند و گفتند: کیست که از ما قدرتمندتر باشد؟ آیا ندیدند همان خداوندی که آنان را آفرید، قویتر از آنهاست؟ و پیوسته به آیات ما کفر میورزیدند.
گاهی ریشه روحیه استکباری در برخورداریهای مادی است. فکر میکند حالا که ثروتمند و از چهرههای شاخص و اشراف هستند، پس کرامت هم دارند. خدای تعالی در آیه ۳۴ سوره مبارکه سباء فرمود: «وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَهٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ». هیچ پیامبری ارسال نشد مگر آنکه اشراف و مترفان با ایشان به مخالفت پرداختند؛ یعنی ریشه مخالفت متنعمان مرفه مغرور، همین اتراف آنان بود.
کلمه مترف، اسم مفعول از ماده اتراف است، که به معناى زیادهروی در لذتجوئی از نعمتها است؛ یعنی زیادهروی در استفاده از لذات کار را به جایى مىکشاند که شخص زیر بار حق نمیرود و استکبار میورزد، هم چنانکه در آیه ۳۵ سوره مبارکه سباء فرمود: مترفین به پیامبران گفتند: ما بیشتر از شما مال و فرزند داریم و در آخرت عذاب نخواهیم شد. «وَ قالُوا نَحْنُ اَکْثَرُ اَمْوالاً وَ اَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبینَ».
منشأ استکبار این گروه، همین روحیه خوشگذرانی و شهوترانی آنان بود. بیان قرآن کریم از یک سیره دائمی است که مستکبرین مرفه دارند و آن مخالفت با انبیاء الهی است. چون خاصیت اتراف و غرق شدن در مادیات همین است، که قلب شخص را تصاحب میکند و بیچاره سعادت خود را در داشتن همین مادیات میداند و تمام تلاشش برای دنیا و فراموشی از عقبی خواهد بود. لذا میگفتند خدا ما را که عزیز هستیم مگر عذاب میکند؟ اگر بنای بر عذاب ما داشت اینهمه نعمت به ما نمیداد. پس چون دنیا داریم، آخرت هم داریم. «وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبینَ».
البته آیه بعد منطق آنان را از بین میبرد. به رسول خدا میفرماید، به آنان بگو پروردگار من روزى را براى هر کس بخواهد گسترش مىدهد و براى هر کس بخواهد سخت مىگیرد. «قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ»؛ یعنی همه امور را خدای تعالی بر اساس مصالحی که در نظر دارد و با آن خلقش را امتحان میکند، تدبیر میکند.
خلاصه اینکه مرفهان بیدرد، چنان دچار بیتفاوتی و سنگدلی میشوند و خود را از آخرت بینیاز میبینند که همیشه با حرف حقِ انبیاء مخالفت میکنند. شبیه همین مطالب را قوم ثمود هم دارند. آیات ۷۵ و ۷۶ سوره مبارکه اعراف.
البته سرنوشت نکبتبار و هلاکت بار دنیایی و آخرتی مستکبران اعم از سران و یا امتها را قرآن کریم در ضمن آیاتی بهعنوان سنت الهی که باید از آن عبرت گرفت، تبیین کرده است. عدهای از آنان با صیحه آسمانی، گروهی با بادی که سنگ همراه خود داشت، بعضی با فرورفتن در زمین، برخی با غرق شدن در آب و امثال اینها مورد عذاب الهی واقع شدند. مثلاً در آیه ۷۸ سوره مبارکه اعراف فرمود: «فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جاثمینَ». پس زلزلهای سخت آنان را فراگرفت و در خانههایشان جسمی بیجان شدند. یا آیه ۴۰ سوره مبارکه قصص.
و امروز هم همان عذابهای الهی را مستکبران به شکل دیگر دارند. همه عالم جند و لشگر خداست و طبق دستور خدا عمل میکنند. گاهی بهصورت طوفان شن در صحرای طبس و گاهی بهصورت طوفان الاقصی در غزه و طوفانی که بهزودی انشاءالله برپا خواه شد و در همان زمان هم نامگذاری خواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به آخرت توجه داشته و اگر فعالیتی هم دارند برای ساختن آخرت است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «النَّاسُ فِی الدُّنْیَا عَامِلَانِ، عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْیَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ، یَخْشَى عَلَى مَنْ یَخْلُفُهُ یُخَلِّفُ الْفَقْرَ وَ یَاْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ، فَیُفْنِی عُمُرَهُ فِی مَنْفَعَهِ غَیْرِهِ، وَ عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا، فَجَاءَهُ الَّذِی لَهُ مِنَ الدُّنْیَا بِغَیْرِ عَمَلٍ، فَاَحْرَزَ الْحَظَّیْنِ مَعاً وَ مَلَکَ الدَّارَیْنِ جَمِیعاً، فَاَصْبَحَ وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ، لَا یَسْاَلُ اللَّهَ حَاجَهً فَیَمْنَعُهُ».
مردم در دنیا به دو گونه عمل مىکنند: یک دسته براى دنیا کار مىکنند، که آنان را دنیا به خود مشغول ساخته و از آخرت بازداشته است، مىترسند فرزندانشان دچار تنگدستى شوند، ولى خود را از تنگدستى در آخرت، ایمن مىدانند. پس عمر خود را در راه تأمین سود دیگران مىگذرانند؛ و دسته دیگر در دنیا براى آخرت کار مىکنند و بدون اینکه براى دنیا کار کنند آنچه از دنیا روزى آنان است مىرسد، پس هر دو فایده را با هم جمع کرده و هر دو عالم را صاحب شدهاند و نزد خدا آبرو دارند و هر حاجتى از او بخواهند، روا مىسازد. این عبارت زیاد توضیح لازم ندارد فقط بدانید که باید از فقر و دست خالی بودن خودمان در آخرت بترسیم؛ حواسمان باشد هر کاری میکنیم برای خدا باشد.
۱۶ دی روز شهادت سید حسین علم الهدی و همرزمانش در هویزه و روز شهدای دانشجو است. یاد آنان و همه شهدای دانشجو را گرامی میداریم. شهید علمالهدی شخصیت خاص و کمنظیری داشت. دوستان جوان من این شخصیتها را دنبال کنند و زندگیهایشان را مطالعه کنند. توصیههای رهبر معظم انقلاب را در این مورد جدی بگیرید.
از ویژگیهای او، انس فراوانش با قرآن کریم بود. کأن قرآن طبق روایات با گوشت و خونش عجین شده بود. اهل سخنرانی بود و از قرآن و نهجالبلاغه استفاده میکرد. نوشتهاند: شبی که خبر شهادت حسین رسید، حضرت آقا، علیرغم ناامن بودن شهر، به منزل شهید تشریف بردند و در بین راه راجع به شهید فرمودند: از حسین همین بس که هر وقت با هم به جبهه میرفتیم، از ایشان میخواستم که بهجای من برای رزمندگان صحبت کند؛ یعنی آقا سخنرانی و تهییج او را قبول داشت.
قبل از انقلاب در سال ۵۳ به خاطر فعالیتهای سیاسی دستگیر شد و او را به بند نوجوانان بردند. به خاطر سلول کوچک و غیربهداشتی وقتی از او سؤال میکنند چه چیز لازم داری که برایت بیاوریم؟ میگوید فقط یک جلد قرآن.
روزهای اول زندان در بین نوجوانان بزهکاری که به جرم دزدی و دعوا و… به زندان افتاده بودند برایش سخت بود و او را مسخره میکردند؛ اما بعد از مدتی او با صبر و حوصله چند نفر را نمازخوان میکند؛ مأموران زندان میبینند که همان نوجوانان بزهکار، حالا دارند به امامت سید حسین، نماز جماعت میخوانند و جلسه قرائت قرآن بر پا کردهاند. حسین را از بند خارج میکنند و با ریسمان، به درختی که در حیاط زندان بوده، میبندند و در هوای سرد زمستان رهایش میکنند. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
۱۷ دی سال ۱۳۱۴ یکی از استعماریترین توطئههای اجانب یعنی کشف حجاب به دست یکی از عملههای انگلیس و خائنان به دین و ملت یعنی رضاخان به اجرا درآمد. تلاش برای بیعفتی جوامع توسط استعمارگران به جهت سلطه فرهنگی و سیاسی بر آنان است. تلاش رضاخان به نتیجه نرسید، اما در دوران پسرش با استفاده از فرهنگ و سینما و ترویج محلهایی که برای فساد فراهم کردند بیحجابی و بیعفتی را توسعه دادند.
بعد از انقلاب اسلامی هم گروههایی که ازنظر عقیده و تفکر، انحرافاتی داشتند برای جذب نیرو و ضربه به نظام، از بحث عفاف و حجاب و بیبندوباری بهره بردند. مثلاً از فرقههایی که برای انحراف در جوانان فعالیتهایی دارند، مسیحیت تبشیری است که اولین دانهای که برای به تور انداختن میپاشند همین روابط بیضابطه جوانان است.
به تعبیر حضرت آقا: «الان در دنیا تفکراتى هست که جادهصافکن تسلط استعمارى نوع جدید آمریکا و اروپا بر همه دنیاست». بعد به مسئله حجاب و لباس و جامعه باز اشاره میکنند.
امروز امپراتور رسانهای غرب، تمام سعی خود را بکار گرفته است تا این اصل قرآنی عفاف و حجاب را ازنظر عقلی زیر سؤال ببرد و با اضافه کردن کلمه اجباری، به نظام اسلامی حمله کند و با ایجاد چالش و نافرمانی مدنی، به اهداف سیاسی خود برسد. در حالیکه این واجب الهی را خدای تعالی فطری و عقلی قرار داده و اگر شرع و عرف و قانون هم دستوری دارند، تأکید دستور عقل و فطرت است.
خدای تعالی انسان را طوری خلق کرده که ازنظر درون به پوشیدگی گرایش دارد و وقتی آدم و حوا براثر خوردن میوه ممنوعه برهنگی آنان آشکار شد، خود را با برگ درختان پوشاندند؛ یعنی پوشیدگی را ذاتاً تمایل داشتند و از برهنگی تنفر داشتند؛ و این پوشیده بودن را تا امروز بشر امر خوب و مطلوبی میداند و همینالان هم که در جوامع غربی با سیاسیکاری با حجاب مخالف هستند، عریانی را در غیر محلهای تعریفشده جرم میدانند.
لذا مسئله حجاب اولاً ربطی به دین ندارد؛ فطری است؛ ثانیاً عقلی است و بعد شرع و قانون هم به آن اضافه شده. عقل میگوید هر چیز باارزشی را باید پوشیده نگهداشت تا آسیب نبیند و در معرض دستبرد و تخریب و امثال ذالک قرار نگیرد. لذا اگر بانوان و حتی مردان به ارزش خلقتی خود و جایگاه رفیعی که در آفرینش دارند اگر توجه داشته باشند از خود بیشتر محافظت میکنند. هم خودشان از خودشان خوب حفاظت میکنند، هم مردان از آنها خوب حفاظت میکنند.
امروز ایران مورد هجوم همین سلطهگری فرهنگی است. البته تعدادی از دستگاهها هم ترک فعل دارند. مکرر اینجا عرض شد که دستگاههایی که ترک فعل دارند و مسئولینی که باید کارشان را انجام بدهند و مسئولیت اجرایی دارند و انجام نمیدهند، در این ولنگاری و تمام این مشکلاتی که در این زمینه به وجود میآید شریک هستند. تعارف هم ندارد باید پاسخگو باشند.
خیلی جالب است ما خودمان را معطل گذاشتهایم تا قانونی تصویب شود. خب قانون که داشتیم لااقل به قانون موجود عمل کنید. به آن تعداد قانون که میشد عمل کرد. آقایان دستانشان را گرفتند بالا. باید لااقل قانون قبلی را رعایت کنند و مسائل دیگر را دستگاهها عمل کنند تا قانون بعدی بیاید.
۱۹ دی سالگشت قیام مردم قم در سال ۱۳۵۶ است که اثر مهم این جهتگیری و حرکت درست و بهموقع و نقطه زن، پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن شد. بعدازاینکه رژیم پهلوی قیام مردم را در ۱۵ خرداد سال ۴۲ قلعوقمع کرد و امام را تبعید کرد و خفقان بر جامعه حاکم شد، در اول آبان سال ۵۶ آقا مصطفی فرزند ارشد امام بهطور مشکوکی که معروف بود ساواک او را به شهادت رسانده، از دنیا رفت.
این ارتحال زمینهای شد تا با برگزار مراسم ختم، نام امام دوباره بر زبانها بیفتد. شاه برای اینکه جلوگیری کند شخص قلم به مزدی را مأمور کردند تا در ضمن مقالهای به امام توهین کند. مطلب در ۱۷ دی که روز فرمان کشف حجاب از طرف رضاخان بود در روزنامه اطلاعات نوشته شد؛ و ۱۹ دی مردم به رهبری روحانیت قیام کردند.
البته به گفته بعض مورخین، شاه از همین مسئله به نفع خودش بهرهبرداری کرد. چون ۱۹ دی دبیر کل سازمان ملل ایران آمده بود به او القاء کرده بود که روحانیون و قم به خاطر سالروز آزادی زنان قیام کردهاند تا برای خودش امتیاز بگیرد.
بههرتقدیر این اقدام بهموقع که حضرت آقا چند روز قبل هم تأکید داشتند بر حرکت بهموقع و درست، با شرکت و همکارى همه اقشار مردم صورت گرفت تا پیروزی انقلاب ادامه پیدا کرد. برای شهدای آن روز، شهدای عزیزی که مقدمه پیروزی انقلاب شدند و بعدازآن تا امروز که برای حفظ و نگهداری و تثبیت انقلاب خون دادند و برای تنومند شدن و بارور شدن این درخت تنومند شهید شدند صلواتی ختم کنید.
۲۰ دی سالگشت شهادت امیرکبیر در سال ۱۲۳۰ است. شخصیتی که فقط ۳۶ ماه فرصت کرد تا به مردم خدمت کند اما دورانی بینظیر از خدمت را در تاریخ ایران ثبت کرد. مدیریت او ۶ ویژگی داشت؛ مدیران خوب توجه کنند! تکیه بر داشتههای داخلی، نفی نفوذ خارجی، برقراری نظم در امور، به کار گرفتن افراد لایق، نظارت مستمر و دقیق و مبارزه مؤثر با فساد درباریان و کارگزاران. همان چیزهایی که بعضاً قسمتهایی از آن را امروز هم مبتلا هستیم.
مینویسند شخصیتی زیرک بود با هوش فوقالعاده و نیروی فکری بالا با رفتاری متین و سنگین. کم میخندید و چشمانی نافذ داشت، خودپسند نبود و مناعت طبع داشت. هنگام خطر بر اعصاب خود مسلط بود. حقشناس بود. کوتاه میگفت و کوتاه مینوشت و حرف بیمغز و فکر کممایه نداشت. سفیر انگلیس بارها گفته بود که پولهایی که برای رشوه به امیر پیشنهاد کردند و ایشان نپذیرفت، صرف کشتن وی کردند. سیاستهای اداره کشورش در صنعت و کشاورزی و پارچهبافی و کاغذسازی و چینیسازی و … بماند در نوبت دیگر.
امیرکبیر اعتقاد داشت که یک کشور مستقل، باید همهچیز را در داخل سرزمین خود تأمین کند. الان چقدر اصرار هست بر این مطلب و حضرت آقا چقدر تأکید دارند. ازاینرو برای رونق کشاورزی، گامهای زیادی برداشت. وقتی مدرسه دارالفنون او شروع به کار کرد، ۱۳ روز قبلش امیرکبیر را در باغ فین کاشان به شهادت رسانده بودند. نگذاشتند ثمره کار خودش را ببیند.
اما حادثه تروریستی کرمان که دل هر انسانی را به درد آورد و ابراز همدردی و تأسف انسانهای آزاده را به همراه داشت. الا عدهای که خود شما وضع آنان را میدانید. واقعاً چقدر نظام ما مظلوم است که اجازه میدهد عدهای هرچه دلشان میخواهد بگویند و از دشمن تمجید کنند. احمقانه میگویند کار خودشان بود؛ اسرائیل اینگونه افراد را نمیکشد. پس این ۹۰ روز کور بودید ببینید که ۲۰ هزار نفر را اسرائیل به خاک و خون کشید؟ آنوقت همینها میگویند آزادی نیست. خدای تعالی روح این شهدا را با اولیاء خودش محشور بگرداند.
خدای تعالی در قسمتی از آیه ۱۲۰ سوره مبارکه توبه فرمود: «وَ لا یَطَئُونَ مَوطِئَاً یَغِیظُ الکُفَّارَ و لا یَنالُونَ مِن عَدُوّ نَیلاً الا کُتِبَ لَهُم به عَمَلٌ صالحٌ…» در هیچ مکانی که کافران را به خشم میآورد قدم نمیگذارند و از هیچ دشمنی انتقام نمیگیرند مگر آنکه به پاداش هریک از آنان عمل شایستهای در پرونده آنان ثبت میشود؛ یعنی هر کاری که باعث شود دشمن عصبانی شود این برای انسان عمل صالح نوشته میشود.
جریانات غزه، صهیونیستها و اربابشان آمریکا را عصبانی کرده؛ و آنها بهخوبی میدانند رهبری فکری خط مقاومت با ایران است لذا از ایران عصبانی هستند. از قبل هم بودند. تکفیریها هم عصبانی هستند. همیشه از سردار دلها بغض به دل دارند. عامل تولید این تکفیریها هم آمریکا و صهیونیستها هستند.
با مردم ایران هم دشمنی دارند. اینها از حضور مردم ترس دارند؛ از حضوری که اعلام انزجار از آمریکا و صهیونیستها بکند ترس دارند. از حضور در کنار مرقد کسی که عامل اضمحلال و بیآبروئی آنان بوده عصبانی هستند. انسانهای بیگناهی را که از اقشار مختلف برای بزرگداشت قهرمان ملی خود جمع شدهاند به خاک و خون کشیدند؛ بعد خوشحالی میکنند و خبرسازی میکنند و برجسته میکنند. این چیزی جز خباثت ذاتی و پلیدی باطنی و عصبانیت نیست و هر چیزی که دشمن را عصبانی کند عمل صالح است.
این عصبانیت خود را پشت سر هم نشان دادند. در سوریه سید رضی را به شهادت رساندند، در بیروت صالح العروری را و در ایران عملیات تروریستی کرمان را و در عراق حشد الشعبی را موردحمله قرار دادند. نیابتی و مستقیم وارد عرصه شدهاند و کارهائی میکنند که فکر میکنند میتوانند ایران را با دستپاچگی وارد عرصه جنگ کنند.
ایران و جبهه مقاومت هوشیارند و با صبر راهبردی خود دشمن را کلافه کردهاند اما باید بدانند صبر هم محدود به حد است. مردم ما این را بهخوبی میدانند که این جنایات نتیجه ضربات سختی است که قبلاً از ایران خوردهاند اما بدانند همین جنایت هم بدون احساسات آنی، از پاسخ هوشمندانه و کوبنده در امان نخواهند بود.
گاهی حرفهایی از روی بیتوجهی زده میشود، عدهای اصلاً معنای انتقام سخت را متوجه نمیشوند. باید متوجه زوایای مختلف میدان بود. دیدید گاهی بعضیها که میخواهند دعوا درست کنند میآیند تو سینه طرف مقابل و میزنند تو سینهاش و او را تحریک به دعوا میکنند تا او حوصلهاش تمام شود و دعوا کند و ضربه بزند و در برود. اینها میخواهند این کار را با ایران بکنند و مردم باید مواظب باشند در جورچین دشمن ننشینند.
چرا میخواهند ایران را وارد عرصه کنند؟ چون میدانند شکستشان قطعی است؛ اما میخواهند در هنگامه شکست بگویند از ایران شکست خوردیم نه از یک گروه کوچک فلسطینی در محاصرهای که هیچ امکاناتی نداشت، منابع مالی نداشت، کمتجربه نظامی بود تا شاید برای خود آبرویی درست کنند.
رهبر معظم انقلاب هم از همان اول فرمودند این عملیات کاملاً فلسطینی است تا روشن شود که این رژیم منحوس چقدر درمانده و زبون است. حالا اگر خیال میکنند میتوانند در عزم و اراده ملت ما سستی ایجاد کنند و مردم را از آرمانشان برگردانند، کور خواندهاند. اگر گوش شنوایی دارید صدای پرصلابت و محکم نمازگزاران مصلای کرج را که آمریکا را نفرین میکنند بشنوید.
میخواهید با چه کسی بجنگید؟ با مردمی که فردای ترور باصلابت و آرامش همان مسیر را پرشور و گرم نگه داشتند؟ دشمن تلاش میکند از هر اتفاقی یک دوقطبی به نفع خودش درست کند و بین مردم و مردم و یا مردم و مسئولین افتراق و جدائی بیندازد. مواظب اظهارنظرهایتان باشید. دستگاه امنیتی کشور با هوشیار تمام رصد میکند و در طول هفته و ماه دهها و بیشتر، توطئه و خرابکاری را شناسایی و خنثی میکند بدون اینکه مطالب را خبری کنند که خداینکرده مردم ناراحتی برایشان به وجود نیاید و آسوده باشند، بعد یک عدهای از روی نادانی یا شاید هم عداوت، حرفهایی میزنند که خواست بیگانگان را تأمین میکند.
باید قدردان زحماتی که کشیده میشود باشیم. چقدر نقشههای شوم که در همین محرم و صفر امسال با هوشیاری و دقت عمل عزیزان خنثی شد و از کار افتاد. ملت بزرگ ایران تمام هستی استکبار را در تمام عالم به باد داده؛ معلوم است که حجم دشمنی با او بالاست. چهلوچند سال است به خودشان وعده میدهند دیگر کار نظام تمام شد؛ نشد. روی نسل بعد سرمایهگذاری کردند دیدند دهه هشتادی و نودیها از قبلیها قویتر و هوشیارتر وارد عرصه شدهاند. امروز هم همه دههها در هرجایی که نشستهاند، مرگ و نفرین بر اسرائیل میفرستند.
استیصال در تمام وجود آنان مشهود است. ایران به تعبیر امیرالمؤمنین که فرمود: «رُدُّوا الحَجَرَ مِن حَیثُ جَاءَ فَاِنَّ الشَّرَّ لایَدفَعُهُ اِلا الشَّرُّ». سنگ را از همانجا که آمده بازگردانید، چراکه شر و بدى را جز با (همان) شر و بدى نمیتوان دفع کرد. ایران سنگ را به جای درست انداخته و این صدای دادوفریادی است که از ضربت همان سنگ به گوش میرسد. لذا نصرت و پیروزی نزدیک است و انشاءالله همه ما شاهد این نصرت خواهیم بود.
نکته انتخاباتی: یکی از چهار سرفصلی که حضرت آقا برای انتخابات فرمودند مسئله امنیت انتخابات بود. باید دید امنیت انتخابات را چه چیزی به هم میریزد؟ هر چیزی که باعث شود شرکت در انتخابات و یا برگزاری آن ناامن شود، این کاری است که دشمن میپسندد. مثلاً ناآرام شدن فضاى امنیتى کشور با ترور، بمبگذارى و خرابکارى که دشمنان رسمی کشور چنین اقداماتی را دارند که نمونهاش را هم دیدید، به همین جهت است پس باید بهشدت مواظب تحرکات اینچنینی بود.
گاهی با ایجاد اختلافات قومى، مذهبى و امثال اینها جو ناامنی بر انتخابات حاکم میشود؛ که از بیانیه داعش حالا اگر هم درست باشد و بیانیه برای خودشان باشد، به ذهن میرسد که میخواهند افتراق قومی را تحریک کنند.
گاهی فکر میکنند اگر تحریمها را شدیدتر کنند میتوانند بر انتخابات اثر بگذارند و یا توسط عوامل داخلی مشکلات اقتصادی را بزرگتر از حد خودش نشان میدهند. گاهی اقدام به افشاگریهایی میکنند که بیاعتمادی در بین مردم درست کنند و امید را بگیرند.
هم مردم و هم دستگاههای اجرائی و تصمیم گیر در مسائل مختلف که با آن مواجه هستند، ایام منتهی به انتخابات را توجه داشته باشند؛ باقدرت به وظائف خود عمل کنند اما نکند با ندانمکاری و عدمتشخیص درست و زمان نشناسی، مردم را نسبت به شرکت در انتخابات مأیوس کنند که این خود ایجاد ناامنی است.
حضور حداکثری مردم در انتخابات، بازدارنده تهدیدات دشمن است. آقا این حضور را مانع طمعورزى دشمنان در اعمال تهدید و فتنه مىدانند. توجه به اقدامات خود داشته باشید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/10/8 | 1402/10/8اهمیت بصیرت در چله دوم انقلاب بسیار مهمتر از مباحث دیگر است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه49
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین هیچکدام از انواع استکبار را ندارند؛ چون رسول خدا فرمودند: منفورترین مردمان، شخص متکبر است.
بحث در انواع استکبار بود. رسیدیم به استکبار علمی. این رذیله معمولاً برای کسانی پیش میآید که به مدارج علمی رسیدهاند اما ظرفیت لازم را ندارند و مبتلا به غرور علمی شدهاند. فکر میکنند کسی در علم بالاتر از آنان نیست. این افراد اگر به لوازم علم ملتزم نباشند، عمداً راه کج و خطا را خواهند رفت؛ و عقوبت چنین افرادی در دنیا این است که خدا فرقان را از آنان میگیرد بهطوریکه دیگر حق را از باطل نمیتوانند تشخیص دهند.
قرآن کریم از شخصیتی نام میبرد که خدای تعالی او را علم داده بود اما غرورش با او کاری کرد که خداوند علمش را مثل پوستی که از بدن حیوان بکنند، از او کند. بلعم باعورا همان شخص است که در آیه ۱۷۵ سوره مبارکه اعراف فرمود: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَاءَ الَّذى اتَیْناهُ ایاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَاَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الغاوینَ». بخوان بر آنان سرگذشت آنکس را که آیات خود را به او دادیم، ولى از لباس آیات ما به درآمد و شیطان او را تعقیب کرد و از گمراهان شد.
بلعم از علمای درجه یک و مشهور بنیاسرائیل و از نسل لوط علیهالسلام بود. خداوند او را به کتابهای آسمانی و آیات توحید عالم کرده بود. اسم اعظم را در اختیارش قرار داده بود و لذا مستجابالدعوه بود. بلعم ابزار و وسائل کافی برای رسیدن به کمال سعادت را داشت؛ اما متأسفانه از آنها در مسیر حق استفاده نکرد و از شیطان و هوای نفسش پیروی کرد و ذلیل و خوار.
بنیاسرائیل بعد از چهل سال سرگردانی در بیابان به رهبری حضرت موسی علیهالسلام به شهر اریحا حمله کردند و زورمندان و حاکمان شهر وقتی دیدند قدرت مقاومت و رویارویی با بنیاسرائیل را ندارند، برای نجات خود به بلعم باعورا متوسل شدند. به او گفتند که موسی برای کشتار مردم و یا آواره کردن آنان به این شهر حمله کرده است، تو برای رهایی مردم، موسی و قومش را نفرین کن.
او ابتدا نپذیرفت اما درنهایت با تطمیع و وعده ریاست و فریب همسرش قبول کرد که موسی و قومش را نفرین کند. پس بر الاغی سوار شد تا به بیابان برود و نفرین کند، اما الاغ حرکت نکرد، خیلی زحمت کشید و تلاش کرد نشد تا الاغ به زبان آمد و گفت: چرا مرا اذیت میکنی؟ میخواهی رسول خدا و قوم مؤمن او را نفرین کنی؟ اینجا اسم اعظم از او گرفته شد که آیه شریفه به آن اشاره دارد. نتوانست نفرین کند و قدر و منزلت خودش را از دست داد.
اینجا اقدام به حیلهای زد و به اهالی شهر اریحا دستور داد که زنان را به زیور بیارایند و کالاهایی را جهت فروش با خود به اردوگاه لشگر موسی علیهالسلام ببرند و اگر لشگریان مطالبهای از آن زنان داشتند آنان خود را در اختیار قرار دهند؛ و حتی گفت اگر یک نفر از این لشگر به یک زن تعرض کند کافی است. ببینید اثر فساد را که امروزه هم این نقشهها در حال پیادهسازی است.
آنها رفتند و نقشه خود را عملی کردند و فساد بالا گرفت تا جایی که خداوند آنان را به مرض طاعون مبتلا کرد و بین ۲۰ تا ۷۰ هزار نفر مردند. حقیقت برای بلعم باعورا کاملاً روشن و آشکار بود و هیچ شبههاى نداشت، اما روحیه استکباری و پیروی از هوای نفس او را به سمت جبهه باطل سوق داد و به لشکر فرعون پیوست و در مقابل پیامبر و ولی خدا ایستاد و لباس مذلت و خواری پوشید.
خدای تعالی میفرماید همه آنچه داده بودیم از او با سلاخی کندیم. یعنی دارد تحقیرش میکند. خیلی تعبیر عجیبی است؛ «فـَانْسَلَخَ مِنْها»؛ مثل حیوان از او کندیم. بعد هم میفرماید مَثَل او مثل سگی است که زبان خود را بیرون میآورد که توضیحش بماند برای نوبتی دیگر.
از دیگر عالمان مستکبر که قرآن از او یاد کرده است تا عبرت آدمیان گردد، سامرى است. او، که از ایمان آورندگان به موسى و تابع دین وى بود، اما ریاستطلبی و هوای نفس بر او غله داشت. در فرصتی که به دست آورد و از غیبت آن بزرگوار استفاده کرد و اعتقاد خود را به کنارى انداخت و براى گمراه کردن مردم و به دنبال خود کشیدن آنان کوشید. فرقه سازی در طول تاریخ بوده.
او از روحیات بنیاسرائیل آگاه بود و عشق آنان به بتپرستی و گوسالهپرستی را میدانست و از جدل و مغالطه آگاهى خوبى داشت. ازاینرو، با مطرح کردن مغالطههایى آنان را قانع کرد کـه موسى وعده سى روز غیبت داده بود و حالآنکه چند روز گذشته است، پس او راست نگفته است و اینکه موسى گفته بود که خداى او همهجا هست و همه را مىبیند و همه سخنها را مىشنود، پس چرا به کوه طور رفته است تا مناجات کند؛ و موسى آنان را به خداى نادیدنى حواله کرده و حالآنکه خدا باید دیدنى باشد تا بتوان با او سخن گفت و درد دل کرد و…
با این وسوسهها و مغالطهها، آنان را از دین موسى بازگرداند و قانع کرد که زینتهایشان را در آتش بیندازند تا گوسالهاى طلایى برایشان بسازد و خداى آنان گرداند. سرانجام، از زینتهاى قوم، گوسالهاى طلایى ساخت که صدایى شبیه صداى گاو داشت و آن را خداى قوم معرفى کرد و آنان را گمراه ساخت.
سامرى، یک نمونه از عالمانی است که با استکبار علمی دین ساختگی و بدعت برای بشر آوردهاند و درنتیجه بعد از انبیاء، پیروان آنان را به تفرقه، گمراهى و ضلالت دچار ساختهاند. حضرت موسی علیهالسلام هم او را حصر خانگی کرد که با مناسبتهای این روزها هم تناسب دارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا تمام شرایط دوستی را در انتخاب افراد برای دوستی رعایت میکنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۶۰ حکم نهجالبلاغه فرمود: «أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا، وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا». دوست خود را بهاندازه دوست بدار، شاید روزى دشمن تو شود و دشمنت را نیز به مدارا دشمن بدار، شاید روزى دوست گردد.
قبلاً راجع به دوستی و حدود آن مطالبی به عرض رسیده است؛ اما اینجا تأکید امام است که اعتدال در دوستیها و دشمنیها رعایت شود. افراط در هر کاری مفسده دارد. دوستی همیشه باید همراه آرامش و اعتدال باشد که این از کلمه هون فهمیده میشود. خلاصه نباید در دوستی تا جایی پیش رفت که اگر روزی به هر دلیلی دوستی به هم خورد او از شما چیزی داشته باشد که به درد دشمن بخورد. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد انشاءالله.
۲۰ جمادیالثانی مصادف با ۱۳ دی، ولادت صدیقه طاهره، بتول، عذرا، ام الائمه زهرای اطهر سلاماللهعلیها و روز زن است. به همه شما عزیزان بخصوص بانوان بزرگوار تبریک عرض میکنم.
بیانات حضرت آقا دراینباره را ملاحظه فرمودید مثل همیشه جامع و کامل که ما را از بیان، بینیاز میکند که بخواهیم وارد بحث شویم. البته نکات تبیینی را در نوبتی عرض خواهم کرد.
اما جملهای از امام عرض کنم که خطاب به زنها فرمودند: «اینکه شما قبول کردید روز ولادت فاطمه زهرا (س) روز زن باشد، این براى شما مسؤولیت و تکلیف به وجود مىآورد. روز شما، روز زن، روز مادر، روز فاطمه زهرا (س) است؛ معناى این چیست؟ این یک حرکت نمادین است؛ این کار، سمبلیک است. معنایش این است که زن باید در این صراط حرکت کند؛ عظمت و جلالت و علوّ مقام و مقدار براى زنان در این راه است؛ راهى که در آن تقوا هست، عفاف هست، دانش هست، نطق هست، ایستادگى در میدانهای گوناگونِ محتاج ایستادگى هست، تربیت فرزند هست، زندگى خانوادگى هست، همه زینتها و فضیلتهای معنوى در آن هست؛ زنان باید در این جهت حرکت کنند». مسیر حرکت را امام مشخص کردند و امام المسلمین تبیینش میکند.
البته ما در بیان مسائلی که مربوط به بانوان است، درباره بانوان فرهیخته و عالم و دانشمند و بافضیلت و مؤثر در مسائل اجتماعی، درباره اهمیتی که اسلام به بانوان داده است لازم است مکرر و در مجامع مختلف بیان کرد بهویژه بعد از پیروزی و در دوران انقلاب اسلامی خدماتی که برای بانوان در عرصههای مختلف فراهم شده با مقایسه دوران طاغوت و کشورهای دیگر باید بیان کرد.
آنچه اسلام درباره زنان گفته است باید باقدرت به جهان عرضه شود تا معلوم شود خیلی از مطالبی که اینها امروز میگویند اسلام قرنها قبل گفته است. مثلاً در همین کشورهای متمدن پرمدعا ببینید چند سال است که استقلال مالی و حق رأی و امثال اینها برای زنان قائل شدهاند؛ درحالیکه اسلام از اول زن را از نظر مالی مستقل میدانست. اساسا میگوید زن یک انسان مستقل است؛ زنی که مایملک بود قبل از اسلام؛ و برای او حق رای که همان بیعت است قائل شد. رسول خدا دستور داد تمام خانمها با امیرالمؤمنین بیعت کنند و امثال اینها.
بههرتقدیر حضرت زهرای اطهر الگوی انسانهاست اعم از زنان و مردان در همه زمینهها حتی سیاست. کسی که در مکتب فاطمی تربیت شود در عرصههای مختلف حماسه سازی میکند. مکتب فاطمی انسان تراز میسازد. انسان وظیفه محور و خدوم و صبور و شکور تربیت میکند. حضرت امام که اتفاقاً روز ولادتشان هم با ولادت حضرت زهرا تقارن دارد و قاسم سلیمانی و امثال اینها را میسازد.
۹ دی روزی است که ملت ایران حماسه خلق کردند و آن حماسهآفرینان در مکتب فاطمی تربیت شدند. من قبلاً راجع به فتنه و فتنهگران و عوامل به وجود آمدن و عقبه فکری و عملی آنان مفصل صحبت کردهام و اینکه مردم را نشناختند و بصیرتی که مردم داشتند باعث شد حامیان خود را از دست بدهند؛ اما باز دست از لجاجت برنداشتند و به مقدسات اهانت کردند و همین باعث شد که نابود شوند.
دشمنان نظام با همدستى نوکران در آستین بزرگشدهى انقلاب با نقشههاى متعدد هدفمندی که از قبل طراحی کرده بودند، ابتدا به دنبال تضعیف و تخریب اهداف انقلاب بودند. تصورشان این بود اکثریت مردم ایمان و باور خود را نسبت به انقلاب و ارزشهای الهی از دست دادهاند و از نظام ناراضی و بریدهاند. لذا اقدامی کردند که باعث انسجام بیشتر ملت شد؛ و مردم بصیر و فهیم ایران با حضور بهموقع و انقلابی چنان حماسهای خلق کردند که انقلاب را بیمه کرد.
و این فهم درست و بصیرت و زمانشناسی و اقدام بهموقع تا امروز به فضل الهی بوده و لذا دشمنان خارجی و اذناب و چاکران داخلی آنان بدانند که جواب ملت ایران در مقابل فتنهها و فتنهگریها و بیاحترامی به ولایت مانند ۹ دی کوبنده و قدرتمند خواهد بود.
۹ دی برای همیشه بهعنوان عبرت خائنان و دشمنان نظام اسلامی ثبت شد. ۹ دی نشان داد که ولایت اهلبیت و محبت امام حسین در گوشت و خون مردم است و ادامه این خط که ولایتفقیه است در دل مردم محکم است و خدشه و اهانت به هیچکدام را نمیپذیرند و در دفاع از ولایت با هیچکس تعارف ندارند. ۹ دی معجزهای بود که مردم را با وحدت کنار ولی جامعه و با ولایتمداری و تکلیف گرایی در دفاع از آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابی جمع کرد. ۹ دی روز بصیرت و میثاق امت با ولایت است.
قرآن کریم در آیه ۵ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»؛ یعنی به یاد ایام الهی باش؛ و همیشه در این بیش از ۴۰ سال سعی شده و باید بشود که حماسه ۲۲ بهمن و ایثار و از خود گذشتی و وحدت و انسجام و قدرت رهبری و هدایت، بصیرت و معرفت و دهها ویژگی مهم آن بازگو شود تا فراموش نشود. تا با یادآوری اهداف الهی، ارزشها و آرمانهای مقدس انقلاب، شعارها و مسیر و مقصد یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی گم نشود. چون به تعبیر حضرت امام ره: «انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است.»
اما انقلاب اسلامی علیرغم تمام دشمنیهایی که در حقش اعمال شد و خونهای پاکی که ریخته شد، وارد چله دوم شد. رنگ دشمنیها و روش کار تغییر کرد و درنتیجه ماه دی به ماه بهمن اضافه شد؛ و برای امت اسلامی شد ماه حماسه و رشد و بصیرت.
پیام حضرت امام به گورباچف رهبر شوروی سابق، حماسه نهم دی، شهادت حاج قاسم سلیمانی، روز مقاومت، وفات مرحوم علامه مصباح یزدی، ۱۹ دی و ۲۶ دی. اگر ماه بهمن یادآور قدرت و توانائی حضرت امام در رهبری نهضت و همراهی مردم تا پیروزی انقلاب است، دیماه یادآور قدرت رهبری حضرت آقا و بصیرت و همراهی مردم در حفظ و ثبات انقلاب است.
ماه بصیرت است ماه دی؛ و اتفاقاتی هم که در این ماه افتاده تقارن معناداری دارد. حماسه ۹ دی با ارتحال عمار انقلاب علامه مصباح در ۱۲ دی و شهادت مالک اشتر انقلاب شهید قاسم سلیمانی، پیامهای زیادی را به همراه دارد؛ یعنی دشمنان جبهه حق دائماً در حال نقشه کشیدن برای از پا درآوردن و زمینگیر کردن اهل ایمان هستند و تا آنجا که بتوانند با ترور و کشتن و حذف فیزیکی به هدف خود برسند، این کار را میکنند و در کنار اینها، تلاش میکنند با دروغپردازی و شایعهپراکنی و تحریف و استفاده از رسانه و تبلیغات، افراد موردنظر خود را حذف کنند؛ یعنی هم ترور شخصی میکنند و هم ترور شخصیتی.
وقتی صحنه جنگ اینگونه است پس دو گروه از سربازان و افسران را لازم داریم. گروهی که با سلاح بجنگند و گروهی که با زبان خود بصیرت افزایی کنند و نقشه دشمنان را خنثی کنند. یکی از صحنههای مهم این نوع جنگ در تاریخ اسلام جنگ صفین بود که مالک با توان نظامی وارد عرصه پیکار شده بود و میجنگید و در طرف دیگر عمار یاسر با بصیرت بخشی خود جنگ روانی دشمن را خنثی میکرد و آگاهی لازم را میداد و بصیرت بخشی میکرد.
صحنه جنگ خیلی سخت و سنگین بود و هر کس تاب و تحمل نداشت؛ هم باید صابر میبودند و هم شاکر که قرآن میفرماید باید صبار و شکور بود. دوستان توجه دارید جنگ در جبهه جنگ نرم و ادراک، خیلی سختتر و حساستر از جنگ فیزیکی است. این جنگ، بصیرت میخواهد. بصیرت یعنی قدرت تشخیص حق از باطل و بلافاصله بعد از تشخیص، موضعگیری و اقدام لازم در جهت حق.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «انسان کور باشد بهتر است از اینکه بیبصیرت باشد». در چله دوم انقلاب بحث بصیرت بسیار مهمتر از مباحث دیگر است. چون میدان مبارزه حق و باطل بسیار پیچیده و عمیق شده و دیگر یک بعد ندارد بلکه ترکیبی و چندبعدی است که مهمترین نقطه مورد هدف در این جنگ اراده افراد است. تلاش برای تغییر باورهای افراد است. این نبرد پیچیده یک جنگ شناختی است. در این جنگ یا باید اسیر شد و تن به ذلت داد یا قوی. اینکه حضرت امام دائماً میفرمایند باید قوی شویم، ایران باید قوی باشد، یک بخش آن همین است.
ما به بشارتهای قرآنی ایمان داریم. ما به خدای تعالی بر اساس آیه ۲۵۰ سوره مبارکه بقره عرض میکنیم: «رَبَّنَا اَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ اَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِین»؛ و البته خداوند تعالی هم وعده داده و در آیه ۱۳۹ سوره مبارکه آلعمران بشارت داده که: «وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ اَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ.»
در میدان بصیرت بخشی یکی از شخصیتهای بینظیر و بصیر، عالم ربانی و مجاهد نستوه، فقیه، حکیم و شخصیت معنوی و اخلاقی، مرحوم آیتالله علامه مصباح یزدی است؛ که ۱۲ دی سالگشت ارتحال شخصیتی است که حضورش در صحنهها و عرصههای مختلفِ فکری و سیاسی انقلاب، تعیینکننده و اثرگذار و ماندگار بوده است.
حضرت آقا فرمودند: «بزرگداشت جناب آقای مصباح یکی از واجبات کارهای حوزه و روحانیت و ماها و همه است و بزرگداشت ایشان به معنای زنده نگهداشتن جهتگیری ایشان و راه ایشان است». بعد راجع به ایشان تعابیری دارند که نشاندهنده جایگاه والا و شخصیت برجسته ایشان است. تعابیری نظیر صاحبنظر در مسائل اساسی اسلام، جبرانکننده خلأ علامه طباطبایی و شهید مطهری، در دست داشتن مبانی فکری اسلامی. اینها مهم است و تبیین میخواهد.
مرحوم علامه طباطبائی درباره ایشان فرمودند: «فکر او هیچچیز دورانداختنی و زائدی ندارد»؛ یعنی در حقیقت دارای یک مکتب تربیتی و هدایتی متقن و کمنظیر است. ایشان به موضوع علوم انسانی ورود تخصصی داشت، دارای ابتکار و نوآوری بود. بهطوریکه حضرت آقا ایشان را بهعنوان یکی از افرادی که عقبه تئوریک نظام هستند نام میبرند.
یکی از یادگارهای ایشان طرح ولایت است که آثار و برکات فراوانی تا امروز از جهت علمی و تربیتی برای جوانان و دانشجویان داشته است. در جهاد تبیین در بزنگاهها بینظیر بود. بهخوبی دشمن و امتداد داخلی آن را میشناخت و برای مبارزه با آن بدون هیچ ترسی وارد میدان روشنگری و افشاگری میشد و از ملامت هیچ ملامت کنندهای هم هراس نداشت.
وقتی به حق میرسید بدون مصلحتاندیشیهای عافیت طلبانه و بدون لکنت و با بیانی شفاف و رسا برای مخاطبین بازگو میکرد؛ که آقا فرمودند: «زبان گویا در اظهار حق داشتند»؛ و البته دشمنانش هم تا توانستند شخصیتش را ترور کردند و تهمت زدند و ملامت کردند.
او چون از ارزشهای انقلاب دفاع میکرد و آرمانها را تبیین میکرد و جلوی خط اعوجاج را میگرفت خیلی دشمن داشت. حقگویی، دشمن درست کن است. اهل بصیرت بود یعنی سه مؤلفه اصلی اسلامشناسی، دشمنشناسی و زمانشناسی را در حد اعلا داشت و بهموقع عمل میکرد. همین ویژگیها او را ملقب به عمار انقلاب کرد؛ اما عافیتطلبان همیشه ساکتند و یا اگر حرف بزنند بالاخره نمیفهمیم چه گفت؛ آیا دفاع کرد؟ تکذیب کرد؟ انکار کرد؟ معلوم نمیشود. خدای تعالی با اولیائش محشور بگرداند.
در همین تاریخ مرحوم آیتالله حاجآقا مجتبی تهرانی هم از دنیا رفتند که در فرصتی باید مطالبی راجع به این فقیه فرزانه عرض کنم.
اما این ماه دی گذشته از عمار، مالک هم داشت. مالک، سپهبد بسیجی شهید قاسم سلیمانی بود. باید عرض کنم که او بهحق یک شیعه تراز در دوران غیبت است. او یاور امامش و جبهه حق بود. حضرت آقا روش سلیمانی را یک مکتب خواندند، یعنی او فقط یک فردی که باید تجلیل شود نیست؛ بلکه در جایگاه فرهنگ و اندیشه قرار گرفته است.
مکتب، چارچوبی از مفاهیم و ارزشها است که آینده و رویکرد و اهداف فکری و علمی و عملی فرد و جامعه را معین میکند؛ و حاج قاسم سلیمانی با فکر و اندیشهاش و همچنین سبک زندگی و یکعمر مجاهدت و درنهایت با بدنی قطعهقطعه، یک مکتب شده برای رهروان راه انقلاب و عزت و استقلال.
همان مکتب اهلبیت و امام که با آن دشمنی میکنند. حضرت آقا برای این مکتب مؤلفههایی را مشخص کردند که شرح آنها، تبیین ابعاد آنها برای ادامه راه شهید و تحقق مکتب لازم است. فرصت تبیین نیست؛ اما خلاصه عرض کنم، مؤلفهای مثل ایمان به خدا، بیاعتمادی مطلق به استکبار و قدرتهای سلطهگر است.
شهید سلیمانی اهل جنگ و مبارزه و تدبیر نظامی بود اما با باورهای الهی و ارتباط دائمی با خدای تعالی، دستاوردهایی که با دستگاههای مادی قابلتحلیل نیست و نشاندهنده عظمت قدرت نرم انقلاب است را در دنیا به نمایش گذاشت. حاج قاسم فقط بهعنوان یک فرمانده قوی در مقابل دشمن به کمک جبهه مقاومت نرفت، بلکه او گذشته از انتقال تجربه و دانش جنگ و تجهیزات نظامی، با استفاده از امکانات داخلی همان کشورها آنها را مقتدر کرد؛ اما درعینحال انقلاب اسلامی را و مردمسالاری دینی را اولاً به گروههای مقاومت و بعد به جهان صادر کرد.
کار بزرگ سردار این بود که با تقویت مادی و معنوی مقاومت، پدیدهای دائمی در مقابل رژیم صهیونیستی و نفوذ امریکا و دیگر کشورهای استکباری به وجود آورد که امروز آثار آن را میبینید؛ لذا بهزعم باطل یک عده که فکر میکنند ما در آنجا حاضر نیستیم، باید بدانند که حاضر هستیم و همین حضور است که وقتی دشمن در مقابل گروههای مقاومت کم میآورد، سردار رشید ما سید رضی موسوی را در خانهاش ترور میکند. سرداری که تمام عمرش را به مقاومت خدمت کرد. شهادت این بزرگوار را به محضر فرمانده کل قوا و امت شهیدپرور و شما مردم بزرگوار و برادران غیور سپاه قدس و خانواده محترمش تبریک و تسلیت عرض میکنم.
این حرکات یعنی رژیم غاصب صهیونیستی در غزه در حال جان کندن است. رژیم صهیونیستی باید بداند که حتماً از او انتقام گرفته خواهد شد و مقدمه آن انتقام که بعدها رزمندگان اسلام و سپاه بزرگ اسلام از آنها خواهند گرفت، همین مرگی است که شما در روزهای جمعه میفرستید.
اسرائیل بدان که نمیتوانی از چاهی که برای خودت در غزه کندهای خارج شوی. قطعاً در این چاه مدفون خواهی شد. اخیراً سید حسن نصرالله را هم تهدید کردند که او را هم مثلاً به شهادت میرسانند. همه اینها نشاندهنده همان تقلایی است که در حال جان کندن دارند.
یکی از مسائل مهم این روزها پیامی است که حضرت امام به گورباچف دادند. مطالبی را یادداشت کرده بودم راجع به این پیام که از آن عبور میکنم. مطلب دیگری هم راجع به انتخابات و مسئله نهضت زبانآموزی بود که انشاءالله در نوبت دیگری عرض خواهم کرد. البته طبق وعدهای که دادیم هر هفته انشاءالله راجع به انتخابات بخشی را بیان میکنم.
حضرت آقا اخیرا که با بانوان سخن گفتند تأکید کردند که بانوان نقش عمدهای در تهییج مسئله انتخابات دارند و در بحث افزایش مشارکت نقش اساسی دارند که انشاءالله در آینده به این موضوعات خواهم پرداخت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/10/1 | 1402/10/1آقای مسئولی که کارت را درست انجام نمیدهی تو هم خوی استکباری داری | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه50
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوا دعوت میکنم. ای اهل تقوا به این بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام گوش دهید که فرمود: از کاری که خدا با ابلیس کرد پند گیرید آنگاهکه به خاطر لحظهای تکبر کار طولانی و کوشش طاقتفرسای او را بر باد داد. پس بعد ابلیس کیست که با معصیتی چون معصیت او از خشم و کیفر خدا ایمن باشد؟
بحث ما درباره استکبار شناسی و استکبارستیزی بود که با توجه به آیات قرآن کریم این را میفهمیم که دایرهای گسترده و اَشکال مختلفی دارد. اینطور نیست که همه گردنکشان عالم به یک روش استکبار داشته باشند. غیر از استکبار در برابر خدا و انبیاء الهی، گاهی با قلدری تمام بر دیگران تعدی دارند و استکبار خود را آشکار میکنند، «استکبروا فی الارض»؛ و گاهی چون زمینه لازم فراهم نیست در درون مستکبرند تا فرصت اِعمال پیدا کنند؛ «استکبروا فی انفسهم.»
در آیه ۲۱ سوره مبارکه فرقان فرمود: «وَ قالَ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقائَنا لَوْلا اُنْزِلَ عَلَیْنَا المَلائِکَهُ اَوْ نَرَى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فِى اَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْ عُتُوَّا کَبیراً». و آنان که به لقاى ما امیدى نداشتند، گفتند: (چرا فرشتگان بر ما نازل نشدهاند یا چرا پروردگارمان را نمىبینیم؟) آنان در خویش استکبار ورزیدند و تمرّد و بزرگى کردند.
ریشه این کلمات در خودبزرگبینی بود که داشتند و خود را در حد انبیاء الهی و بلکه بالاتر میدیدند. این «استکبروا فی انفسهم» یعنی تمرد از حق و استکبار را در درون خودشان مخفی کرده بودند لذا زیر بار نمیرفتند و دائم جدل میکردند؛ و البته کاملاً فریبکارانه و عوامفریبانه چهره خود را مخفی میکردند و تمام تلاش را هم داشتند تا افراد را به سلطه خود درآورند که نتیجهاش استکبارِ آشکار میشد. همان کاری که فرعون و هامان کردند؛ «فاستَکبَروُا فی الارض.»
خلاصه روحیه استکباری در افراد متفاوت است؛ از تکبر در مقابل مردم شروع میشود تا میرسد به استکبار در برابر انبیاء و استکبار بر خدای تعالی. بر اساس همین زمینههای فکری و رفتاری چند نوع استکبار به وجود میآید؛ مثل استکبار ربوبی و استکبار عبادی یعنی کسانی که راضی نیستند در مقابل خدا بندگی و اظهار عبد بودن بکنند.
البته گاهی خدا را عبادت هم میکنند به خالقیت و الوهیت و برتری خدا هم اعتقاد دارند اما اگر جایی با خواستههای نفسانی آنها تعارض پیدا کرد دست از اطاعت میکشند؛ مثل شیطان که سالیان طولانی بندگی خدا را میکرد اما در امر سجده نتوانست درست عمل کند و استکبار ورزید و ذلیل و خوار و رجیم شد؛ و استکبار سیاسی که افرادی اداره جامعه را به دست میگیرند که برای غیر خودشان ارزش و اعتباری قائل نیستند و خود را قیم و مسلط بر دیگران میدانند و آنان را به بردگی میگیرند. همان روحیهای که فرعون داشت و بنیاسرائیل را بندگان خود میدانست.
نوع دیگر از استکبار، استکبار اقتصادی است؛ که خیلی از افراد به آن مبتلا میشوند. طرف، انسانِ خوب و شریف، با زندگی معمولی بود، اتفاقاً وضعیت مالیاش تغییر کرد و بهتر شد، اما خدا و دیگران را فراموش کرد. «اِنَّ الاِنْسانَ لَیَطْغى اَنْ رَاهُ اسْتَغْنى». همانا انسان هرگاه خود را غنى و بینیاز ببیند، طغیان مىکند. شخصی که با غارت اموال مردم با حیلههای مختلف، قطب اقتصادی میشود و بر دیگران سلطهگری میکند مستکبر اقتصادی است.
مثل قارون که درآیات ۷۶ تا ۸۳ سوره مبارکه قصص فرمود: «اِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَیْهِمْ وَ اتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا اِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ اُولِى الْقُوَّهِ اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْفَرِحِینَ» قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینهها آنقدر به او داده بودیم که کلیدهاى آنها بر گروه نیرومندى سنگین مىآمد. آنگاهکه قوم وى به او گفتند: سرمستى مکن که خدا سرمستى کنندگان را دوست ندارد و با آنچه خدایت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنان که خدا به تو نیکى کرده، نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمىدارد.
بعد به جریان قارون و پایان کار او که توسط زمین بلعیده شد اشاره میکند و میفرماید: «تِلْکَ الدّارُ الاْ خِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوّاً فى الاَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ». این سراى آخرت را براى کسانى قرار مىدهیم که اراده برتریجویی در زمین و فساد را نکنند و عاقبت نیکو براى پرهیزکاران است.
در سوره کهف آیات ۳۲ تا ۴۴ مورد دیگری از استکبار اقتصادی را بهصورت مناظره بین یک مؤمن و فقیر بیان میکند که حتماً با دقت مراجعه بفرمائید. «وَ اضـْرِبْ لَهـُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ اِذْ جَعَلْنا لِاَحَدِهِما جَنَّتَیْنِ مِنْ اَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً» برای مشرکان مثلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را با کشتزاری قرار دادیم.
بعد داستان را ادامه میدهد تا یکی به دیگری فخرفروشی کرد و از روی غرور گفت ثروت من از تو بیشتر است و نفرات نیرومندتری دارم و این غرورش باعث شده بود که فکر کند هیچوقت باغش از بین نمیرود؛ و رسید بهجایی که گفت اصلاً قیامت برپا نمیشود. طرف مقابل او را نصیحت میکرد که به اول خلقت و هیچ بودنش توجه کند و اهل کفر نشود، اما نشد و شخص مغرور دچار عذاب شد و همه باغ از بین رفت. وقتی به اشتباه خودش پی برد که نه یاری داشت کمکش کند و نه نیروی داشت که عذاب را از خودش دور کند.
«هُنا لِکَ الْوَلایَهُ لِلّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَواباً وَ خَیْرٌ عُقْباً» در آنجا که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه میکند، یاریدادن ویژه خدا به حق است. او از جهت پاداش بهتر و ازنظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.
استکبار دیگر استکبار علمی است که انشاءالله نوبت دیگر.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین انسانهای زیادهخواهی نیستند و همّ آنان برای زندگی آخرتشان است و امروز میانهرو و بهاندازه زندگی میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۵۹ حکم نهجالبلاغه فرمود: «یَا ابْنَ آدَمَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَاْتِکَ، عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ اَتَاکَ، فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَاْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ». اى فرزند آدم، اندوه روز نیامدهات را بر روز آمدهات میفزاى، زیرا اگر فردا از عمر تو باشد، خداوند روزى تو را مىدهد.
یعنی امروز غم فردا را مخور و به هرروز جداگانه بپرداز. این حرف منافات با برنامهریزی و کار کردن و مدیریت زمان ندارد؛ که حالا کسی بگوید خب دیگر احتیاج به کار نیست. بیان حضرت این است که مواظب باشید دچار حرص دنیا و طول آرزو و امثال اینها نشوید. خداوند روزیها را تقسیم کرده و به هرکس در همان مسیری که تلاش میکند و گاهی از طریقی که فکر نمیکند، میرساند. فرمود اگر تقوا داشته باشید از راههایی که در برنامه شما نبود روزی میرسانم.
۶ دی مصادف با ۱۳ جمادیالثانی سالگشت وفات حضرت امالبنین مادر حضرت ماه بنیهاشم است؛ که بهعنوان روز تکریم مادران و همسران شهدا نامگذاری شده است. این روز را به همه شما و خانوادههای شهدا و مادران و همسران شهدا تسلیت عرض میکنم.
اگر از خانواده شهدا، مادران و همسران و فرزندان شهدا تکریمی صورت میگیرد، در حقیقت تکریم شهید است. به این بهانه ارزشهای الهی تکریم میشود. تکریم میکنیم تا نسل آینده، سبک زندگی شهدا، فرهنگ ایثار و شهادت و تربیت شهدایی را فراموش نکند.
میتوانیم به مادران و همسران شهدا عنوان سربازان گمنام بدهیم که صبورانه با تحمل سختیهای زیاد، راه شهدا را ادامه داده و خود، شهیدان زنده هستند. این مادران صبور و بصیر و فداکار مانند حضرت امالبنین، برای انقلاب و امامشان، پیرو صالح تربیت کردند؛ لذا امالبنینهای دوراناند. همسران شهدا که یادگارانی از شهدا داشتند با تربیت آنان در مسیر اسلام و انقلاب همان کرامت و فضیلت را دارا هستند.
حتماً جزء برنامه رسمی همه ما باشد دیدار خانواده شهدا و البته برای مسئولین این کار از اهمیت بیشتری برخوردار است. خانواده شهدا ولینعمت ما هستند و دیدار آنان انگیزه و توان برای خدمترسانی به مردم را بیشتر میکند، خوشحالشان هم میکند.
این خانوادهها از مردم و نسل حاضر میخواهند که امانت انقلاب را خوب پاسداری کنند و از بانوان میخواهند نسبت به یکی از خواستههای اصلی شهیدان که حفظ عفاف و حجاب در جامعه بوده است کوتاهی نداشته باشند؛ و مسئولینی که کوتاهی میکنند و ترک فعل دارند بدانند که گذشته از سؤال خدا و انبیاء و اولیاء و اهل ایمان، جوابی برای شهدا نخواهند داشت.
متأسفانه دستگاهها به وظائف خود در این زمینه خوب عمل نمیکنند. ما هی داد میزنیم مثلاً سازمان ملل به وظیفهاش عمل نمیکند چون مرعوب استکبار است و یا خوی استکباری دارد. آقای مسئولی که کارت را درست انجام نمیدهی تو هم خوی استکباری داری یا در اجرای قانون و دستور خدا ترسو هستی. موحد باشید و احکام خدا برای شما بزرگ و بااهمیت باشد؛ نه ماندن در جایگاه و پستی که دارید؛ که این مسئولیتها برای شما چیزی جز وبال نخواهد بود.
یکی از معیارهای انتخاب افراد را در مجلس آینده نقش آنان در بحث حجاب در جامعه قرار دهید که این اشخاص در بحث عفاف و حجاب چه فعالیتی داشتند. کسانی که میآیند در فضای رقابت باید شاخصههایی داشته باشند. این مسئله یکی از ارزشهای دینی است؛ بعد انقلابی است و جهات دیگر هم دارد.
در زمین دشمن بازی نکنید؛ دشمنان انقلاب هم همین را میخواهند. مسئولی که اقدام عاجل برای بیحجابی ندارد، مرتکب حرام سیاسی و حرام شرعی است که حضرت آقا فرمودند. منفعل نباشید و اهل ایمان را از خود بیزار نکنید. این امور چون در دست شماست بدنه مردم نمیتوانند اقدام درست و گستردهای داشته باشند. فقط میتوانند تذکر بهاندازه دهند؛ اما مسئول است که میتواند اقدام داشته باشد. دستگاهها باید وارد شوند و کارشان را درست انجام دهند. دوستان طرح حضور را محدود در منطقهای از شهر کرج انجام دادند و جواب هم داد. به نظر جدیتر اقدام کنند و دستگاهها هم همکاری لازم را داشته باشند.
عمل به وظیفه را از حضرت امالبنین یاد بگیرید که وقتی با زمانشناسی فهمید وظیفهاش حفظ ارزشهای الهی با زنده نگهداشتن حماسه کربلاست، شروع کرد به مرثیهخوانی و نوحهسرائی و برپایی شور و غوغا، ندای مظلومیت کربلاییان را به نسلهای بعدی رساند.
مادری که به تعبیر امام صادق علیهالسلام دارای بینش و بصیرتی عمیق و ایمان و باوری راسخ، با روحیه جهادی و ولایتمداری و همراهی با ولی خدا و حضور در صحنههای امتحان بود و فرزندانی مثل عباس و عبدالله و جعفر و عثمان تربیت کرد. چون خودش مؤدب بود فرزندانی با ادب در مقابل ولی خدا تربیت کرد. خدای تعالی همه ما را از موالیان و محبان اهلبیت و عامل به وظائف دینی و شرعی و سیاسیمان قرار دهد.
وارد ماه دی شدیم. آغاز زمستان است و روایات دارد که «الشِّتاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ» زمستان بهار مؤمن است. شبها بلند است. شما ۵ ساعت هم بخوابید باز یک ساعت تا نماز صبح میتوانید بلند شوید. این فصل را از دست ندهید و به بیخبری نگذرانید. آرامآرام هم به فصل عبادت و بندگی ماه رجب و شعبان و رمضان داریم نزدیک میشویم. مقدمهاش در فصل زمستان واقع شده؛ فضای خوبی است که غنیمت بشماریم.
روز ۴ دی سالگشت ولادت پیامبر اولوالعزم الهی حضرت عیسی مسیح علی نبینا وآله و علیهالسلام است. پیامبر بزرگی که در هنگامه ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا فداه همراه ولی خداست و با گفتار و رفتار به امام زمان در درهم کوبیدن ظلم و فساد کمک میکند؛ و پشت حضرت نماز میخواند. روایات متعددی از شیعه و سنی در این باب وارد شده.
ولادت این پیامبر مجاهد و استکبارستیز را به همه اهل ایمان و مسیحیان ساکن در استان تبریک عرض میکنم. کلمات و نصایح زیبایی از حضرت در اختیار ماست. مثلاً فرمودند: مانند غربال (الک) نباشید که آرد خوب و نرم را بیرون مىدهد و نخاله را نگه مىدارد. شما از دهانهاى خود حکمت را بیرون مىدهید و کینه یا ناخالصى در سینههایتان باقى مىماند.
فرمود: خانه تاریک را چه سود که بر بام آن چراغ بیفروزند و درونش تهى و تاریک باشد؟ شما را چه سود که نور دانش در دهانهایتان باشد، امّا درونهایتان از آن تهى و بیبهره؟
فرمود: مىگویید آخرت، راست است، امّا دنیا را آماده مىکنید. مىگویید مرگ، حق است، لیک از آن مىگریزید. مىگویید خدا شنوا و بیناست، لیک از اینکه کردارهاى شما را شماره مىکند، نمىترسید.
همین کلام مسیح سلاماللهعلیه را ای حاکمان ظالم و ستمگر عالم که خود را مسیحی میدانید بشنوید؛ و در این ایام ولادت حضرت مسیح دست از ظلم و جنایت بر بشریت بردارید. حضرت امام ره در بیانی فرموده بودند: «از علمای مسیحی از هر فرقهای که هستند انتظار این است که به پیامبر خود تأسی کنند و مدافع مظلوم باشند و در مقابل ظلم و فساد و انحراف حاکمان مسیحی که عالم را خسته کردهاند کلامی بر زبان بیاورند و نصیحتی بکنند». کأن برای امروز گفته است.
بعد در بیانی دیگر فرمودند: «اى ملت مسیح و پیروان عیسى روحالله، بپا خیزید و از شرافت عیسى مسیح و ملت عیسوى دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانى و مخالفان دستورات الهى، ملت مسیح و روحانیت عیسى را به خلقهاى مستضعف جهان بد معرفى کنند. حضور ابرقدرتها در معابد و دست به آسمان بلند کردن آنان براى دعا به جاسوسان و خائنان به مذاهب مسیح علیه مظلومان و مستضعفان، شما را اغفال نکند که اینان جز براى رسیدن به قدرت بیشتر و نیل به ریاست دنیا، که خلاف دستور آسمانى است، به چیز دیگرى فکر نمىکنند.»
واقعاً این ظلمهایی که امروز توسط سران کشورهای مسیحی میشود را حضرت مسیح، میپسندد؟ اگر کسی قائل باشد که حضرت مسیح به این جنایات راضی است، به مکتب و مذهب و دین حضرت مسیح کافر است. آنچه ما از قرآن و اهلبیت و تاریخ میفهمیم این است که حضرت مسیح در مقابله مستقیم با طاغوتیان بود و با دو جریان همزمان در حال مبارزه بود؛ هم با مستکبرین رومی و هم با علماء منحرف یهود که این دومی سختتر هم بود.
لذا اگر امروز حضرت مسیح حاضر بود علیه سران کشورهای مسیحیای که خود را عامل جنایات صهیونیستهای خبیث کردهاند قیام میکرد؛ و پیام حضرت مسیح هم مثل نمازگزاران روز جمعه بیزاری از قتل و خونریزی و فسادهای آمریکا و اذناب پلیدش بود و حتماً با شما در لعنی که بر آمریکا میفرستید همنوا میشد.
با قلدری تمام مردم کشورهایی که از کیان خودشان دفاع میکنند مثل گروههای مقاومت و حزبالله و حماس و انصار الله و امثالهم را تروریست میدانند و کسانی که از مظلوم دفاع میکنند را محکوم و زندانی میکنند. گذشته از کمکهای نظامی و سیاسی به صهیونیستها، این روزها شنیدید که کنگره آمریکا علیه دانشجویانی که از غزه حمایت میکنند، قطعنامهای نمادین را برای اثبات خباثت خود و پایبند نبودن به ارزشهای انسانی و زندانی بودن بیان و حمایت از ددمنشان کودک کش، تصویب کرد. البته این روزها فصل بیانیه دادن و قطعنامه دادنهاست.
میگویند قطعنامه اثر قانونی ندارد ولی ریاست دانشگاهها را به همین بهانه بازجوئی و معلق و اخراج و مجبور به استعفا میکنند؛ و اما همین تجمعات و حرکتهای مردمی که در ایران و سراسر کشورهای دنیا انجام میگیرد، نشاندهنده موج نفرتی است که در افکار عمومی دنیا نسبت به همه جنایتکاران بخصوص صهیونیستها به وجود آمده بهطوریکه امروز از همه جای دنیا میشنویم که اسرائیل را مثل شما لعن میکنند.
دشمنیهای اینها که پایان ندارد نسبت به مردم ایران. اگر بخواهیم فکر کنیم که اینها دست از دشمنی برمیدارند و آسوده میگذارند خیال باطلی است. ما باید انسجام داخلی و وحدت ملی خودمان را حفظ کنیم. آنها تلاش میکنند که ضربه بزنند روحیه را تضعیف کنند. شما فکر کنید یکمرتبه حمله کنند و ۱۱ نفر از سربازان ملت را در یک منطقهای که دیدید و شنیدید با آن وضعیت به شهادت برسانند. این غیرازاین است که میخواهند روحیه شما و اتحاد و وحدت شما را از بین ببرند؟ خیال کردند! اتفاقاً به قول حضرت امام این کشتنها ملت ما را محکمتر و مستحکمتر میکند. شما خیال کردید مثلاً اگر چنین جنایتی را انجام بدهید مردم ما دست از حمایت نیروی نظامی و فراجا میکشد؟ نیروی فراجا و نیروی انتظامی در قلب ملت ما جا دارد و هرلحظه و هر زمان از او حمایت میکند. خدای تعالی شهدای اخیر را با اولیا خودش محشور کند انشاءالله.
در جریاناتی که این روزها دارد اتفاق میافتد بخشی از دولتهای اسلامی از یمن عقب ماندند. یمنیها خیلی خوب وارد عرصه شدهاند و با پایبرهنه و دستخالی همه کمکاریهای جهان عرب را به جان خریدهاند. کشورهایی که خط خیانتی را برای کمکهای غذایی و تسلیحاتی ایجاد کردند و از طریق زمین، اسرائیل را کمک کردند باید شرم کنند و از مسلمین خجالت بکشند. دست آنهایی که دارند کمک میکنند اسم آنها را نمیبرم به خون بیگناهان و مظلومان غزه آلوده است .
۵ دی روز ایمنی در برابر زلزله و کاهش بلایای طبیعی است. کشور ما که در معرض این بلایا قرار دارد. اگر دستگاههای مربوطه پیشبینیها و پیشگیریهای لازم را منطبق بر برنامهریزی علمی انجام دهند قطعاً میزان خسارات جانی و مالی کم خواهد شد. مثلاً در امر زلزله که مهم و مخرب است ولو به گفته کارشناسان پیشبینی دقیق آن امکانپذیر نیست اما پیشگیری از آسیبهای آن تا حدود زیادی ممکن است. مثلاً بافت فرسوده شهرها که بهعنوان یک تهدید بزرگ مطرح است اگر مقاومسازی و بازسازی شود و یا در زمان ساخت ساختمانها، شاخصهای ساختوساز رعایت شود؛ و از اینها مهمتر مسئله مدیریت صحیح بحران است که باید جدیتر گرفته شود و نقصهای ساختاری و برنامهای آن ترمیم شود. البته دولت محترم میتواند با استفاده از روحیه همدلی مردم و فعالیت گروههای جهادی و انقلابی به بازسازی مدیریت بحران اقدام کند.
منبعد یک نکته انتخاباتی برای شما عرض میکنم. یکی از مسائل مهم در امر انتخابات که میتواند در ایجاد حماسه و مشارکت و رقابت بالا نقش داشته باشد، اخلاق و ادب اجتماعی را نشان دهد، حفظ حرمت و عمل به قانون است. قانون، میثاق ملى و فصلالخطاب در همه امور است. همه باید در مقابل قانون خاضع باشند و آنچه دستگاهها و نهادهای نظارتی و اجرائی که قانون مشخص کرده میگویند، توجه کرده مورد عمل قرار دهند.
شورای نگهبان بهعنوان چشم بینای نظام است؛ مراقبت میکند تا تخلف و خطایی صورت نگیرد و انتخابات به سلامت برگزار شود. معمولاً هنگام انتخابات زمزمهها شروع میشود تا مردم را نسبت به سلامت بیاعتماد کنند. مواظب باشید در نظر شما میزان اندازهگیری را مخدوش نکنند؛ یعنی شورای نگهبان را در چشم و دل شما ارزشش را پایین نیاورند؛ و جایگاهش را تضعیف نکنند. کار دشمن همین است که اعتماد را از بین ببرد.
دستگاهی که جلوی ورود فرد بیصلاحیت به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان را میگیرد شورای نگهبان است. اعضای محترم شورای نگهبان هم بهخوبی میدانند که رأی آنها بهعنوان حقالناس مورد محاسبه قرار خواهد گرفت؛ لذا نکند خناثانی اعتماد شما را نسبت به این دستگاه کم کنند.
در ایام زمستان هم هستیم و فصل سرماست. مصرف گاز و برق و انرژیها را کاملاً رعایت کنید؛ محدود است تا انشاءالله به همه برسد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/9/24 | 1402/9/24امروز شورای امنیت سازمان ملل در برقراری و حفظ صلح، شکستخوردهترین نهاد جهانی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه51
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوا دعوت میکنم. متقین چون تکبر ندارند به خدا نزدیک هستند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: از وحیهای خداوند عزوجل به داوود علیهالسلام این بود: ای داوود همچنان که نزدیکترین مردم به خدا فروتنانند، دورترین مردم از خدا متکبران و گردن فرازانند.
در نوبتهای قبل به استکبار عبادی و استکبار ربوبی اشاره مختصری شد. یک نوع دیگر از استکبار، استکبار سیاسی است. این بحث را هم با توجه به آیات شریفه قرآنکریم پیش میبریم. در آیه 4 سوره مبارکه قصص فرمود: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِین». فرعون در زمين برترىجويى كرد، و اهل آن را به گروههاى مختلفى تقسيم نمود. گروهى را به ضعف و ناتوانى مىكشاند، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى كنيزى و خدمت) زنده نگه مىداشت. او به يقين از مفسدان بود.
از این آیه شریفه بدست میآید هرجا از ولایت الهی خارج شویم و سلطه افراد انسانی را حاکم کنیم، استکبار بوجود میآید. استکبار سیاسی به معنای سلطه و حاکمیت بر مردم خارج از مراتب ولایت الهی است.
در جلسه قبل راجع به فرعون به چند آیه اشاره کردم که استفاده میشد فرعون استکبار ربوبیتی دارد. در این آین 4 سوره مبارکه قصص کاملاً روش فرعون را برای سلطهگری توضیح میدهد که چگونه است و اگر دقت شود قابل تطبیق با سلطهگری قدرتهای بزرگ امروز دنیا هم هست.
ریشه همه جنایات و استثمارها و استکبارها و در مقابل خدا ایستادنها و زیربار پیروی از انبیاء الهی نرفتنها را قرآن کریم برتری جوئی و استعلا بیان میکند. تلاش فرعون این بود که نظامی طبقاتی در مصر درست کند. اهل مصر را در آن زمان به سه دسته نقسیم کرده بودند.
یک گروه، اطرافیان فرعون و درباریانش بودند که او را به عنوان خدا معرفی میکردند و مردم را هم وادار میکردند تا از فرعون اطاعت کنند و در مقابلش سجده کنند. قرآن کریم از این گروه که از همه امکانات بهرهمند بودند ودیگران را به استثمار میکشیدند به عنوان ملاء نام میبرد.
گروه دوم مصریانی بودند که استثمار شدهها بودند و درباریان و اطرافیان فرعون از آنها بهرهکشی میکردند. کاملاً تحت سلطه بودند؛ و گروه سوم مهاجران بنی اسرائیلی بودند که از زمان حضرت یوسف در مصر ساکن شده بودند و بعد از حاکمیت یوسف به عنوان اقلیتی بیگانه و مهاجر با وضعیتی بد و برده مانند زندگی میکردند. و تا زمانی که حضرت موسی به پیامبری مبعوث شد اوضاع بسیار بدی داشتند و کاملاً زیر یوغ فرعونیان بودند، که کم کم وضعیت تغییر کرد.
فرعونیان هم مثل خود فرعون استکبار داشتند. راجع به قوم فرعون در آیه 72 سوره مبارکه یونس دارد: «ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَی وَهَارُونَ إِلَی فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا». سپس، بعد از آنان موسی و هارون را با آیات خود بهسوی فرعون و سران [قوم] وی فرستادیم، ولی آنان گردنکشی کردند. یعنی قوم فرعون هم برای خود مقام توهمی قائل بودند که مانع میشد سخنان حضرت موسی و برادرش علیهماالسلام را بپذیرند.
و همین حالت کبر و غرور که در بعض اقوام بود موجب میشد که با انبیاء الهی به مقابله و سرپیچی و گاهی ضرب و شتم داشته باشند. در قسمتی از آیه 56 سوره مبارکه غافر فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ يُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ اَتاهُمْ إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلاّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِیهِ». كسانى كه در آيات خداوند بدون دليلى كه براى آنها آمده باشد ستيزهجويى مىكنند، در سينههايشان فقط تكبّر (وغرور) است و هرگز به خواسته خود نخواهند رسيد.
این حالات فقط مربوط به فرعون و فرعونیان نبوده بلکه در تاریخ تکرار میشود. درباره قوم نوح در آیه 7 سوره مبارکه نوح فرمود: آنان در مقابل دعوت آن حضرت بر کفر خویش پافشاری کردند و استکبار ورزیدند. «وَ اَصَرُّوا وَاستَکبَرُوا استکباراً». و اصرار ورزیدند و هر چه بیشتر بر کبر خود افزودند.
وضعیت مشرکان به صورت کلی و عمومی همین حالت استکبار و برتری جوئی و برتری طلبی آنها بوده که وقتی به سمت خدا دعوت میشدند زیر بار نمیرفتند. در آیه 35 صافات فرمود: «إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ». آنان بودند که وقتی به ایشان گفته میشد خدایی جز خدای یگانه نیست، تکبر میورزیدند.
بعض آیات تصریح میکنند علت آن مخالفت اقوام پیامبران، استکبار آنان بوده است: مثل آیات 42 و 43 سوره مبارکه فاطر که فرمود: «وَاَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ اَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِیرٌ لَيَكُونُنَّ اَهْدَی مِنْ إِحْدَی الأمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِیرٌ مَا زَادَهُمْ إِلاّ نُفُورًا* اسْتِكْبَارًا فِی الأرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ». آنان با نهايت تأكيد به خدا سوگند خوردند كه اگر پيامبرى انذاركننده به سراغشان آيد، هدايت يافتهترين امّتها خواهند بود؛ امّا چون پيامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصلهگرفتن از حق چيزى بر آنها نيافزود.
تذکری را با یک سوال مطرح کنم. آیا علت استکبار اینها همین دعوت به یکتاپرستی بوده است؟ قطعاً صِرف دعوت به یگانهپرستی، ریشه استکبار نمیتواند باشد. ولی میدیدند اگر دعوت انبیاء را قبول کنند باید از آیین اجدادشان، و باورهای دیرینهشان و خواستههای نفسانیشان دست بکشند لذا روحیۀ استکباری آنان مانع میشدکه حق راقبول کنند. یعنی حق با دلائل روشن برای آنها معلوم بود اما آن عوامل دیگر نمیگذاشت بپذیرند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در همه حال به نصیحت ناصحان گوش میدهند. مردی از امیرالمومنین علیهالسلام پرسيد ايمان چيست؟ آن حضرت در حکمت 258 فرمود: «إِذَا كَانَ الْغَدُ، فَاَتِنِي حَتَّى اُخْبِرَكَ عَلَى اَسْمَاعِ النَّاسِ، فَإِنْ نَسِيتَ مَقَالَتِي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ، فَإِنَّ الْكَلَامَ كَالشَّارِدَةِ يَنْقُفُهَا هَذَا وَ يُخْطِئُهَا هَذَا». فردا نزد من بيا تا در حضور مردم، جواب دهم كه اگر تو سخن مرا فراموش كردى، ديگران فراموش نكنند، زيرا سخن مانند صيد (شتر)گريز پاست، يكى آن را به دست مىآورد، و ديگرى از دست مىدهد.
البته راجع به ایمان که چهار شعبه دارد را قبلاً از قول امام عرض كرديم. بیان امام این است که اگر توجه به کلام نداشته باشی ممکن است گمراه شوی. این دستورالعمل دقیقی است که امام علیهالسلام دادهاند که جلوی انحراف را میگیرد. اگر دقت کرده باشید افراد چون کلام گوینده را خوب دریافت نمیکنند برداشتهای مختلف دارند. خداوند تقوا را در همه ما افزوده بگرداند.
26 آذر مصادف با 3 جمادی الثانی سالگشت شهادت صدیقه طاهره زهرای اطهر سلاماللهعلیها را به همه شما شیعیان و محبان خاندان عصمت و طهارت تعزیت و تسلیت عرض میکنم. رسول خدا به بیان قرآن کریم الگوی بشریت است. بالاخره انسان احتیاج به الگو دارد تا در مسیر رشد و کمال خود با تبعیت از او به مقصد برسد. در امور دیگر هم همینطور است. قرآن پیامبرش را الگو معرفی کرده است.
بعد میبینیم در روایات فراوانی که از فریقین نقل شده، زهرای اطهر را از جهات مختلف به پدرش شبیه دانستهاند. عایشه میگوید: کسی را در سیما و گفتار و رفتار، هنگام برخواستن و نشستن از فاطمه علیهاالسلام به پیامبر خدا شبیهتر ندیدم. هیچ کس را در حرکات بدن، راه و رسم زندگی و سخن گفتن، از فاطمه بهرسول خدا شبیهتر ندیدم.
رفعت مقام و جایگاه بلند حضرت قابل درک و فهم برای همچون منی نیست؛ مگر کلماتی که رسول خدا و اهل بیت درباره ایشان گفتهاند را بفهمیم که آن هم ساده نیست. رسول خدا حجت الهی است که قرآن کریم بالصراحه میگوید همه حرکات و سکنات و سخن و سکوت و محبت و خشم رسول خدا از روی هوا و هوس و خود بینی نیست. «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی». هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید. از روی عصمت به کسی محبت میکند و یا خشم دارد که منعکس کننده خشم و رضای الهی است.
رسول خدا درباره حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها بیانی را فرمودند که همه شنیدهاید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا». این بیان پیامبری است که از روی میل شخصی سخن نمیگوید و عاطفه پدر و فرزندی و امثال اینها زمینه گفتن این کلام و مشابه این بیان نیست. لذا فهم مطلب کمی سخت میشود.
خداوند غضب میکند در جائی که فاطمه سلام الله علیها غضب کند در مورد رضایت هم همینطور. یعنی صدیقه طاهره آن قدر سیر معنوی و قرب الی الله پیدا کرده است که شده است معیار و سنجه تشخیص کاری که مورد رضایت و یا نارضایتی خدای تعالی است.
اگر ما مواظب نفس خودمان باشیم و حلال و حرام را رعایت کنیم و از دستورات خدای متعال تخطی نداشته باشیم این قوه در ما بوجود میآید که حق را از باطل تشخیص دهیم. آیات تقوا این را بشارت داده که اگر تقوا داشته باشید فرقان حق و باطل را بدست میآورید اما آنچه درباره زهرای اطهر گفته میشود این نیست که ایشان حق را از باطل خوب تشخیص میدهد. آنچه این روایت میگوید این است که خشنودی و غضب حضرت خودش معیار و ملاک حق و باطل شده است. آنقدر طهارت نفس پیدا کرده است که معیار حق و باطل شده است. به این بیان نبوی زهرای اطهر سلاماللهعلیها میزان الاعمال است. پس با دقت در بیانات ایشان میتوانیم بفهمیم در این زمان به وظائف خودمان عمل میکنیم یا نه.
اگر عزیزان به فرازهای خطبه فدکیه توجه داشته باشند دستورالعملهائی برای همه زمانها و برای افراد مختلف بیان شده است و بسیار درس آموز است. در این خطبه حضرت به ما یاد داده است که از دشمنان اطاعت نکنیم و فریب ترفندهای موذیانه و تفرقه افکنانه آنان را نخوریم.
یکی از کارهای دشمن پنهان شدن پشت شعارهای زیبا و دهان پرکنی مثل حقوق بشر است که قدرتهای استعمارگر به عنوان حربه برای سلطه بر کشورها از آن استفاده میکنند و میبینید که چگونه با همین عنوان جنایت و ظلم خود را گسترش میدهند.
یا همین عنوانی که ده سالی است به تصویب نمایندگان کشورهای جهان رسید و 27 آذر را روز جهان عاری از خشونت و افراطیگری نامیدند. همین ده سال را بررسی کنید و خشونتهائی که علیه ملتها، قدرتهای بزرگ اعمال کردهاند را لیست کنید، شرم آور خواهد بود. قبل از این تاریخ هم همین قدرتها مستقیماً و یا توسط عوامل و ایادی که در کشورها داشتند ظلم و جنایت و خشونت میکردند که کشور ما طعم این خشونتها را زیاد چشیده است.
شهید آیت الله دکتر مفتح ره این دانشمند مجاهد با تقوای آشنای به علوم مختلف، شخصیتی که بیشترین تلاش را برای برقراری وحدت حوزه و دانشگاه بکار برد را همین مدعیان جهانی ضد خشونت به شهادت رساندند. خدای تعالی روح این شهید را با اولیاء خودش محشور بگرداند.
یكى از گفتمانهای اصیل انقلاب اسلامى، وحدت حوزه و دانشگاه است که در منظومه فكرى امامین انقلاب، مطرح بوده که اگر این ظرفیت بینظیر با برنامه و درست مورد بهرهبردارى قرار گیرد، خیلی زود انقلاب و نظام را با قدرت به آرمانهای بلندش خواهد رساند.
حضرت آقا فرمودند: «از چیزهایى كه امام بزرگوار روى آن تأكید مىكردند، ارتباط حوزه و دانشگاه بود. مسأله وحدت حوزه و دانشگاه، تركیبى است كه اگر به درستى زوایاى معناى رمزى آن شناخته شود، هم براى كشور و آینده بسیار بابركت است و هم براى دشمن و نیروهاى مهاجمِ مزاحمِ كینهورزِ خارجى و ایادى داخلى آنها بسیار تلخ و گزنده و شكننده است. این تركیب، یك معناى رمزى و سمبلیك دارد».
بیانات حضرت آقا در این زمینه بسیار راهگشا و کاربردی است؛ که قسمت اعظم آن محقق نشده است که اگر انجام میگرفت قدرتی بود برای نظام. مثل شناخت محیط طلبگی از سوی دانشگاهیان، آگاهی حوزه از نظام آموزش دانشگاهی، ارتباط مستمر و منظم متناسب با نیاز حوزه و دانشگاه، ترویج ارزشهای معنوی و دینی در دانشگاهها، نوگرایی مفید، نگرش سازنده و پویا، تحول و استفاده از روشهای علمی جدید و کارساز، آیندهنگری همراه با طرح و برنامه و امثال اینها که باید از طریق مسئولین هر دو مرکز بطور جد دنبال شود.
سالهای قبل من به عزیزان هم در دانشگاه هم حوزه عرض کردم که یک دبیرخانه متمرکز راه اندزی شود؛ نه اینکه فقط روز ۲۷ آذر یک تقدیری شود؛ این دبیرخانه به صورت مستمر در استان راجع به دانشگاه و حوزه کار کند. چون ما الحمدلله در استان، دانشگاههای متعدد و خوبی داریم و حوزههای فعالی داریم.
25 آذر روز پژوهش است که بار این مهم اتفاقاً بر دوش حوزه و دانشگاه است در عرصههای مختلف. توصیه ام هم به این مناسبت به شما این است که کتاب از دست شما نیوفتد؛ کتاب باشید.
به هر تقدیر تا امروز کشورهای منفعت طلب و زیاده خواه در همین منطقه غرب آسیا به اسم مبارزه با خشونت و افراطیگری، با ایجاد بحرانهای مختلف، بزرگترین جنایات بشری را مرتکب شدهاند. حتی توسط همین فضای مجازی هم بر علیه مردم جهان خشونت میکنند و فکر و اندیشه انسانها را میکشند و یا به اسارت خود درمیآورند.
امروز شورای امنیت سازمان ملل در برقراری و حفظ صلح و پایان دادن به خشونت، شکست خوردهترین نهاد جهانی است. خب در جریان غزه که این روزها جنایاتی که در آنجا میشود که مثل شمس فی رابعه النهار است؛ سازمان ملل چه کرده است؟ برای 5 عضو دائم در این شورا یعنی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین، حق وتو قرار دادهاند.
حق وتو برای قدرتهای استکباری و استعماری یعنی جاهلیت و بربریت و هرج و مرج جهانی، حق وتو برای این قدرتها یعنی قانون جنگل، یعنی حمایت از تروریسم دولتی، یعنی نمیخواهیم قبول کنیم که صهیونیستها شکست خوردهاند. یعنی با این حق اعلام میکنیم که این قانون، بشری و انسانی نیست. این نهادهای بین المللی در این فقره ثابت کردند که هیچ خاصیتی ندارند.
شما با وتو کردن نمیتوانید برای موجود خبیثی که تشت رسوائیاش افتاده آبرو بخرید. وتو یعنی ای جامعه جهانی! از ما به خاطر دفاع از نسل کشی متنفر باش. و ما هم از شما متنفریم. صدای تنفر ما را از مصلای کرج با شعار مرگ بر اسرائیل بشنوید.
حالا این دولتهای ورشکسته در مقابل یک گروه از مقاومت همه آبرویشان رفته است. نتوانستند خودشان را نگه دارند. میخواهند ائتلاف دریایی تشکیل دهند. قطعاً در این فقره هم کاری از پیش نخواهند برد. یمن زنده و بیدار است. اگر یادتان باشد سه چهار ماه قبل از طوفان الاقصی از همین جا گفتم که کار اسرائیل را یمنیها تمام خواهند کرد. به ذهنم این بود. الان هم میبینید که خیلی خوب دارند کار را انجام میدهند و امیدواریم که محقق شود. یمن کاملاً بر سواحل و تنگه باب المندب مسلط است. آنها هر چقدر هم که ائتلاف کنند نمیتوانند کاری کنند مگر عملیات زمینی کنند که مسائل خودش را دارد. به هر تقدیر کاری از پیش نخواهند برد انشاءالله.
در فرازهای انتهایی خطبه فدکیه زهرای اطهر خطاب به خواص مطالبی دارند که به درد امروز ما میخورد. به بعضی از آن اشاره میکنم، فرمودند: آگاه باشید من مىبینم که شما رو به راحتى گذاردهاید، و عافیتطلب شدهاید، و به تنپرورى و آسایش در گوشهی خلوت تن دادید، و از فشار و تنگناى مسئولیتها به وسعت بىتفاوتى روى آوردید. بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم، گفتم، با اینکه بخوبى مىدانم ترک یارى حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنى قلب شما را فرا گرفته است ولى چون قلبم از اندوه پر بود و احساس مسئولیت شدیدى مىکردم کمى از غمهاى درونىام بیرون ریخت، و اندوهى که در سینهام موج مىزد خارج شد، تا با شما اتمام حجت کنم و عذرى براى احدى باقى نماند.
حضرت میفرماید مواظب باشید؛ خط نفوذ کاری میکند که تفکر و مکتب اهل بیت در جامعه حاکم نباشد. با فریب، مردم را از اعتراض و مطالبهگری باز میدارند. میفرماید: حتّی میبینیم اکثر شمشیر زنان دیروز، در چنین شرایطی متوقّف میشوند، چراکه تا دیروز هر وقت مجاهدان دست به شمشیر میبردند در مقابل خود کافر و مشرک میدیدند و حالا در مقابل خود جریانی را که ادعای اسلامیت دارد، میبینند.
مظاهر غرب و سبک زندگی غربی را، (نه صنعت و پیشرفت و امثال آن که آن هم بحث خود را دارد) آرام وارد زندگی اهل ایمان کردند، روی عقائد و باورها کار کردند و میکنند، همین جنگ نرم و جنگ ادراکی که گفته میشود و حضرت آقا در مقابل آن توصیه به جهاد کبیر و جهاد تبیین کردند. با همین تغییر باورها امروز را از نظر خورد و خوراک و پوشش و مسائل اینچنینی با 20 و یا 30 سال قبل مقایسه کنید.
باید توجه داشته باشیم که انحراف با یک درجه اتفاق میافتد؛ اما مدتی که گذشت ضلع دیگرش قابل دیدن نیست. یک وقت مسئولین ما اگر به آنها راجع به حقوق صحبت میکردید کان به آنها اهانت شده است؛ اما رسیدیم به جائی که باید برای بعضی از آنها به خاطر حقوق نجومی دادگاه تشکیل شود و مجلس قانون برای دستمزدهای تصویب کند و هر روز راجع به فساد فلان دستگاهی که با پول بیتالمال بازی کرده خبر بشنویم.
الحمدلله دولت خودش شناسائی و برخورد میکند و تحویل دستگاه قضا میهد که جای تشکر دارد اما کافی نیست. و جای تشکر دارد از حضور شما در هفته گذشته به خاطر حماسهای که آفریدید واقعا دستمریزاد داشت.
هنوز رگههای فساد در بحث نهادههای دامی و کالاهای اساسی و گوشت و آرد و امثال اینها دیده میشود. دولت محترم باید سامانه نظارتی خودش را در عقد قراردادها و تفاهمنامهها که با اشخاص و دستگاهها بسته میشود را تقویت کند تا در آینده شاهد تخلفاتی که سرمایههای ملی را از بین میبرد نباشیم. در داخل استان هم مسئولین استان باید مراقب همین امور باشند. باید مواظب باشند که در دام نیفتند.
به هر تقدیر حضرت زهرا به ما یاد میدهد که باید در مقابل جریان نفوذی در داخل نظام ایستاد و او را از مسندها کنار زد والا ولی خدا خانه نشین میشود. و الا صدای ولی خدا به أین عمار و أین مالک بلند میشود. حضرت زهرا با زیرکی تمام هشدار داد که بدانید جریان ظاهرالصلاح در دستگاه حاکمه، اگر پاک سازی نشوند، دشمن نتیجه کارش را از عمل آنها بدست خواهد آورد.
البته مقابله با این جریان جرات فاطمی میخواهد که وارد عرصه دفاع از حق و ولایت شود. همسرش را دست بسته ببیند. کتک بخورد. فرزندش سقط شود. استخوانهایش شکسته شود. طوری شود که امام صادق علیهالسلام بفرماید مادر ما در روزهای آخر چیزی از جسم شریفش نمانده بود. ناحله الجسم چقدر عبارت سنگینی است.
بعض کلمات مقاتل انسان را از خود بیخود میکند. یکی کلمه سُحق است یعنی پودر شدن و یا کلمه رضَّ، یعنی وقتی که گوشت با استخوان خوب کوبیده و یکی میشود و این وقتی بود که اسبها بر جسم شریف حسین تاختند. یکی هم کلمه عصر است یعنی با فشار بین در و دیوار از فاطمه عصاره گیری کردند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/9/10 | 1402/9/10روش آیتالله مدرس و نحوه مبارزهاش باید الگوی همه بخصوص مجلسیان ما باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه52
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوا دعوت میکنم. از آنجا که به بیان رسول خدا منفورترین مردمان، شخص متکبر است. متقین تکبر ندارند و با همه از روی تواضع و فروتنی رفتار میکنند. بحث ما راجع به استکبار شناسی و استکبارستیزی بود و مختصری راجع به معنای استکبار و بعض آیات راجع به نکوهش این صفت پلید اشاره کردم.
استکبار انواع مختلفی دارد. مثلاً استکبار عبادی. کسیکه تن به بندگی خدای تعالی نمیدهد و از اطاعت خداوند رو گردان است مستکبر است. در قسمتی از آیات 172 و 173 سوره مبارکه نساء به آن اشاره کرده است، که فرمود: «... وَ مَنْ یَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یَسْتَكْبِرْ فَسَیَحْشُرُهُمْ إِلَیْهِ جَمِیعا» و آنها كه از عبوديت و بندگى او استنكاف ورزند و تكبر كنند به زودى همه آنها را به سوى خود محشور خواهد كرد.
یعنی در قیامت «...وَ أَمَّا الَّذِینَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِیماً...» و امّا آنان كه سرپيچى كردند و تكبّر ورزيدند، خداوند آنان را به عذابى دردناك كيفرشان مىدهد. آیه شریفه اول فرمود استنکفوا، استنكاف معنای وسیعی دارد یعنى امتناع و انزجار از چيزى. اما وقتی جمله استكبروا را آورد برای آن استنکاف محدودیت درست میشود.
چون امتناع از بندگى خدا همیشه یک منشاء ندارد، گاهى منشاء آن جهل است و گاهى تكبر و خود بزرگ بينى و طغیان. وقتی انسان از روی جهل، خود را از کسی یا کاری برتر فرض کند به این حال استنکاف میگویند. استکبار خیلی بدتر از استنکاف است. یعنی تکبر از جهل برای بندگی نکردن بدتر است. چون اگر کسی از روی آگاهی و با آزادی، خود را برتر و بالاتر از دیگران بداند این حالت استکبار است و شخص مستکبر.
لذا نافرمانی شیطان را استکبار میگویند. «فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین». اگر در حالت مردم در ارتباط با بندگی خدا توجه کنیم از این سه حالت خارج نیستند یا تسلیم هستند و هر وقت شد وظائف خود را انجام میدهند و یا دنبال میکنند و منتظر هستند تا زمان مقرر فرا برسد و با اشتیاق بندگی کنند و عدهای هم استکبار دارند و هرگز در مقابل خدای تعالی کرنش و بندگی ندارند.
پس میبینید گاهی ریشه ترک عبادت و بندگی خدا تکبر است. اگر روح شخص دچار این رذیله و انحراف شد، زمینه همه نوع بدبختی را برای خود فراهم کرده است. «و مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَیَحْشُرُهُمْ إِلَیْهِ جَمِیعا». بله بازگشت همه ما به سوی خداست و همه باید از عاقبت کار و قیامت بترسیم. وقتی پایان کار قیامت است و حساب و کتاب دقیق و افراد نیک و بد همگی در آنجا جمع خواهیم شد و جزاء خواهیم دید، چرا باید مثل فرعون و نمرود و جباران تکبر ورزید؟
در اين آيه شریفه بیان میکند تمام كسانى كه از عبادت و بندگى خدا استكبار ورزیدند و قبول نکردند که اطاعت و بندگی خدای تعالی را بکنند، خداوند قادر متعالی همه را برای پاسخگوئی در صحنه قیامت و دادگاه عدل الهی جمع خواهد کرد. البته گروه متکبران همگی در یک دسته قرار نمیگیرند چون عدهای مثل شیطان لعین و کسانی که ادعای خدائی داشتند بر خدای تعالی تکبر ورزیدند. که در آیه 35 سوره مبارکه غافر فرمود: «كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ». خدواند بر دل هر متکبر زورگوئی این چنین مهر میزند.
عدهای دیگر مثل کفار قریش گفتند از انسانی مثل خود اطاعت کنیم در نتیجه بر رسول خدا تكبر ورزیدند. در آیه 30 سوره مبارکه زخرف فرمود: «وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ». و گفتند این قرآن چرا بر مردمی بزرگ از میان یکی از این دو شهر (مکه و طائف) نازل نشد؟ این مطالبیکه عرض میشود همه مربوط به استکبار عبادتی است.
در آیه شریفه که عرض کردم فرمود: «وَ أَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِيماً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً». دستگاه خدای تعالی سراسر عدالت است. وعده داده که به مومنی که عمل صالح انجام دهد اجر و پاداش میدهد و در مواردی هم مضاعف و بیشتر مقرر فرموده و اگر کسی استکبار ورزید و در مقابلِ خدای تعالی ایستاد چنین شخصی خودش برای خودش عذاب سخت مهيا کرده است، «بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ». چون خداوند نه برای تشفی و نه برای انتقام عذاب نمیکند و اساساً به عبادات هیچ موجودی نیازی ندارد.
روایت دارد عدهای از مسیحیان نجران به رسول خدا عرض کردند چرا بر صاحب ما عیب میگیری؟ سوال کرد صاحب شما کیست؟ گفتند: عیسی علیهالسلام. حضرت فرمود: چه چیزی درباره ایشان میگویم؟ گفتند: میگوئی او عبد خدا و رسول خداست که این آیه 172 سوره مبارکه نساء نازل شد که حضرت مسیح استنکاف و استکبار نداشت.
اینجا این روایت هم زیباست عرض کنم. امام رضا عليه السلام به جاثليق رهبر مسيحيان آن زمان فرمود: همه چيزِ عيسى خوب بود، جز آنكه اهل عبادت نبود. جاثليق ناراحت شد و گفت: او بيشترين عبادت را انجام مىداد. حضرت پرسيد: چه كسى را مىپرستيد؟ جاثليق خاموش شد، چون فهميد كه هدف امام آن است كه بفهماند «عابد» نمىتواند «معبود» باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل نیکی و نیکوکاری هستند و نسبت به همه شفقت و مهربانیدارند. امیرالمومنین علیهالسلام درحکمت 256 فرمودند: «اَحْسِنُوا فِي عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُمْ». به اولاد ديگران نيكى كنيد، تا حرمت اولاد شما را، ديگران پاس بدارند.
این یک عکس العمل رفتاری است که حضرت به عنوان تذکر اخلاقی به همه ما یادآور شدهاند، که از مکافات عمل خودت غافل نشو. در جهان هر عملی موجب عکسالعملی است. انسانی که اهل خوشرفتاری با مردم است و شخص خوشنامی شده است بعد از مُردنش، مردم با اولاد و نزدیکان او خوشرفتار و با ملاطفت رفتار میکنند.
عَقِب، یعنی فرزند و فرزندانى كه انسان بعد از خود به جا مىگذارد. البته بحث نیکی کردن، فقط به فرزندِ دیگران منحصر نیست بلکه باید به همه نیکی کرد. چنانچه رسول خدا فرمودند: پاداش نیکی زودتر از هر کار خیر دیگری میرسد. خدای تعالی ما را در انجام کارهای خیر و نیکی به دیگران بیش از پیش یاری کند.
10 آذر سال 1316 عالم نستوه، مبارز، شجاع، حامی ملت و مرد قانون، آیت الله سید حسن مدرس به شهادت رسید؛ و این روز را روز مجلس نامگذاری کردند. به همه مجلسیان و نمایندگان محترم استان تبریک عرض میکنم و امیدوارم در مسیر نمایندگی از مردم در مجلس شورا موفق باشند.
من سال گذشته مطالب زیادی راجع به شهید مدرس و روش زندگی و نمایندگی او عرض کردم؛ مراجعه کنید. او گذشته از اینکه افتخار روحانیت شیعه است، روش او و نحوه مبارزهاش باید الگوی همه و بخصوص مجلسیان ما باشد، در دنبال کردن مشکلات مردم، معیشت مردم، قانون گذاری، دفاع از ارزشهای دینی، زهد و ساده زیستی، کمک به اقشار آسیب پذیر، شفاف بودن، مطالبهگر بودن و در مقابل زیادهخواهیها ایستادن، تطمیع نشدن، دنبال مصالح مردم بودن و امثال اینها.
در مقام و منزلت مجلس در سال 1302 فرموده بود: «اين مجلس را بهمنزله تمام ايران ميدانم». دوستان توجه دارید ما امسال دو انتخاب مهم در پیش داریم که هرکدام اثر مهمی در مسائل سرنوشتساز کشور دارند و هر کدام به تناسب خود در راس امور کشور قرار دارند. یکی انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی که میخواهند قانون وضع کنند و بر قوه مجریه نظارت داشته باشند و دیگری نمایندگان مجلس خبرگان رهبری با وظیفه خطیری که دارند.
از همین الان افراد و تبلیغاتشان و نوع برخوردهایشان را رصد کنید. آیا آنکه با دعوت کردن و شام دادن و امثال اینها به فهم مردم توهین میکند، صلاحیت دارد؟ با این وضعیت اقتصادی یکی از ملاکهای صداقت و کارآئی فرد را در نحوه خرج کرد او نسبت به تبلیغاتش ببینید. حتی نباید به دیگران هم اجازه بدهند که برای آنان تبلیغات نامتعارف بکنند. من یک وقت به خانمی که در تبلیغاتش تبرج داشت عرض کردم این نحوه تبلیغات در شان شما نیست. گفت دیگران انجام دادهاند. گفتم خب شما جلویش را بگیرید. نکردند این کار را . بعضی بنایشان این است که کارهایشان توسط دیگران انجام شود.
تبلیغات در سانههای عمومی بهترین فرصت است. نمایندهای که قبل از انتخاب وامدار شده باشد بدرد نمایندگی نمیخورد. موارد را به مرور عرض خواهم کرد.
یکی ازمسائل مهم این دوره مشارکت حداکثری است؛ و اولین کار این است آنچه عامل کاهش مشارکت مردم میشود را از بین برد. مواردی را عرض میکنم دوستان به طور جد به آنها بپردازند هر کسی در توان خودش در هر جایگاهی که هست.
مثلاً عدهای در مورد سلامت انتخابات ایجاد شبهه خواهند کرد تا به این وسیله حضور مردم را کم کنند. یا مشکلات اقتصادی را به عنوان عاملی برای عدم مشارکت مطرح میکنند. اینجا باید تبیین کرد مسیری که در حال طی شدن هست و آنچه رشد بوده و آنچه دستاورد بوده بازگو و تببین شود. درسته که مشکلات اقتصادی هست اما نباید مانع مشارکت شود.
ممکن است عدهای بخواهند به اسم افشاگری، در مردم، ایجاد ناامیدی کنند و فضای بی اعتمادی در جامعه بوجود بیاورند. باید هوشیارانه با این موارد برخورد کرد. گاهی اختلافات کاری که بین قوا در مسائل مختلف به طور طبیعی وجود دارد را بعنوان یک معضل بزرگ بین مردم مطرح و به رسانهها میکشانند تا مردم دلسرد شوند.
گاهی ممکن است با ایجاد اختلافات قومی و مذهبی بخواهند مشارکت را کم رنگ کنند و موارد این چنین که باید همه مردم هوشیارانه مسائل را رصد کنند و فریب خناثان و دغلکاران که ممکن است گاهی به اسم دوست هم باشند را نخورند. بالاخره نفوذ و شیاطین در همه جا هست.
به هر تقدیر مجلس است و قانون و قانون حرف اول و آخر را میزند. در 12 آذر سال 1358 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که توسط مجلس خبرگان قانون اساسی با یک مقدمه و 12 فصل و 175 اصل تصویب شده بود به همه پرسی عمومی گذاشته شد و با استقبال 5/99 درصد از مردم به تصویب ملت هم رسید.
و این میثاق ملی تا ده سال بدون تغییر باقی ماند. در سال 1368 حضرت امام به پیشنهاد بعضی از مسئولان، فرمان بازنگری در قانون اساسی را صادر کردند. شورای بازنگری قانون اساسی هم در طی جلسات متعدد، در مجموع 46 اصل قانون اساسی قبلی را تغییر داد و دو اصل به آن اضافه کرد. که در 6 مرداد 1368 با رأی آری 97 درصد از شرکت کنندگان به تصویب رسید.
بحث قانون و تبعیت از آن و عدالت در اجرای آن از مباحث مهم است. تعبیراتی که بزرگان ما درباره قانون دارند بسیار گویاست. «قانون اساسى، ستون فقرات نظام است». دیدید بعضی ها چطور با قانون بازی میکنند و کار میکنند و حرف میزنند! اینها با ستون فقرات نظام بازی میکنند.
«مركز اصلى سلسله اعصاب نظام است». «معيار و ضابطه است». حضرت آقا فرمودند: «نباید تصوّر كرد كه انقلاب، یك چیز است و قانون اساسى یك چیز دیگر است. قانون اساسى، همان تجسّد و تجسّم انقلاب است». امام فرمودند: «در كشوری كه قانون حكومت نكند، خصوصاً قانونی كه قانون اسلام است، این كشور را نمیتوانیم اسلامی حساب كنیم. كسانی كه با قانون مخالفت میكنند، اینها با اسلام مخالفت میكنند».
اگر خوب دقت کنیم میبینیم ریشه همه اختلافات عمل نکردن به قانون است یا سلیقه ای برخورد کردن با قانون است. و اساساً اختلاف اگر مبنای درستی نداشته باشد همه حرکتهای مثبت را به هم میریزد و نابود میکند. بعضی وقتها ریشه اختلاف خوب است. اختلاف یعنی رفت و آمد کردن و صحبت کردن و مباحثه تا رسیدن به نتیجه مطلوب. اما بعضی وقتها اختلاف بعد از علم است و میداند دارد اشتباه میکند.
استعمارگران بخصوص انگلیس خبیث بیشترین نفع را از اختلاف افکنی در سطوح مختلف برده. امروز هم یکی از مهمترین راهبردهای آنان برای غلبه بر ملتها و دولتها، اختلاف افکنی است. از اتحاد جهان اسلام به شدت واهمه دارند. میبینید همین مقدار که محور مقاومت با هم دست دادهاند و تقسیم کار کردهاند، دنیای استکباری به چه فضاحت و فلاکتی افتادهاند.
به فضل پروردگار این حرکت با برکتی که آغاز شده ایستائی ندارد و تا تحقق کامل اهداف آن که نابودی رژیم خبیث و دروغین صهیونیستی است ادامه خواهد داشت. وعده خدا حق است و همه شما باید مقدمات و آمادگی سفر به قدس شریف و نماز در مسجد الاقصی و مسجد قبه را فراهم کنید. امیدواریم که انشاءالله فلسطینیان نماز عید فطر را امسال بدون مشکل در قدس شریف برگزار کنند.
اختلاف بد است. نمونهای از آن روشی بود که دشمنان ایران در بین ارکان نهضت جنگل بکار بردند و با ایجاد اختلاف این حرکت استقلال طلبانه را از بین بردند. 11 آذر سال 1300 میرزا یونس معروف به میرزا کوچک خان جنگلی در سن 41 سالگی به شهادت رسید. که ریشه اش همین اختلاف بود. نقش و رهبری او در مبارزه با ارتش تزاری روسیه و انگلیسیها در شمال کشور در تاریخ استقلال طلبی ایران ثبت است. خدای تعالی رفعت مقام دهد.
البته مبارزه مردم ایران با استکبار ریشهدار است. یکی از مهمترین ابعاد مبارزاتی ملت ایران در طول انقلاب اسلامی، مبارزه با آمریکا بوده است. قبل از انقلاب، مبارزه با استکبار در بین برخی از روحانیون و دانشجویان در مقاطع خاصی وجود داشت. که نمونهای از آن وقایع و حوادث 16 آذر سال 1332 است.
16 آذر، روز دانشجو را به همه دانشجویان و اساتید محترم تبریک عرض میکنم. حضرت آقا از قول مرحوم شهید بهشتی، نقل کردند که ایشان فرمودند که: «دانشجو مؤذّن جامعه است، وقتی که خواب بماند، مردم هم خواب میمانند. این تعبیر خوبی است؛ شما دانشجویان میتوانید بیدارکننده باشید، میتوانید گفتمانساز باشید، بههیچوجه تصوّر نکنید که این کارهای دانشجویی شما، کارهای بیاثری است».
این تعبیر خیلی گویاست و نکات دقیقی در آن نهفته است. موذن مردم را با صدای خودش به یک امر مهم و واجب فرامیخواند و آنان را به حرکت در میآورد. اگر موذن نباشد ممکن است نماز افراد قضا شود. با همین بیان معلوم میشود که وظیفه سنگین است. نقش دانشجویان و نخبگان در آگاهی بخشی به مردم جامعه در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امثال ذلک، در بزنگاههای مهم تاریخی از خسران و غفلت جلوگیری میکند، و در این چله دوم که مسیر به سمت جامعه سازی و تمدن سازی است تلاش بی وقفه عزیزان را برای همراه سازی جامعه میطلبد. موذن باید دائماً و به موقع آگاه سازی کند.
قسمتی از این مسئولیت سنگین که بر دوش دانشجویان آمده است به حماسه 16 آذر و شهدای گرانقدری که تقدیم کردند برمیگردد. حماسهای که آغاز استکبارستیزی جوانان بصیر ایران است. قصه مربوط میشود به 110 روز قبل از 16 آذر، یعنی 28 مرداد سال 1332 و کودتای آمریکایی انگلیسی معروف.
خیلی خلاصه عرض کنم جرقه اولیه 5 روز بعد از کودتا در دانشگاه تهران، در اعتراض به محاکمه دکتر مصدق انجام گرفت. بعد در 22 شهریور که مصادف با ایام محرم بود تظاهراتی در بازار تهران اتفاق افتاد و چند روز بعد تظاهرات گستردهتر و با آغاز سال تحصیلی و بازگشایی دانشگاهها،گروههایدانشجویی اعلامیههایی دادنداز تظاهرات بازار حمایت کردند و خواستار آزادی مصدق و استادان دانشگاه شدند.
البته دولت نظامی برای دانشجویان سختیهائی را فراهم کردند اما در 16 مهر بازار را بستند و تظاهرات آرام در محیط دانشگاه ادامه داشت که در همان روز تعدادی از دانشجویان را دستگیر کردند که زمینه بوجود آمدن 16 آذر فراهم شد، چون در این مدت حکومت نظامی را در خوزستان و گیلان و اصفهان و فارس به مدت سه ماه تمدید کردند وافرادی را دستگیر کردند و از طرف دیگر آمریکائیها و انگلیسیها به بهانههای مختلف سیاسی و اقتصادی وارد ایران میشدند.
محاکمه مصدق اوضاع را حساستر کرد و منجر به راهپیمایی و اعتصاب 21 آبان در بازار و دانشگاه شد و تعدادی توسط ارتش کشته و زخمی شدند. در روز سوم آذرماه اعلامیه دادند که مصدق به سه سال زندان محکوم شده ودربارشاه هم اعلامیهای دادکه نیکسون، معاون رئیس جمهور آمریکا در 18 آذرماه به ایران میآید. همه اینها خشم مردم را افزوده میکرد 14 آذر در دانشگاه تظاهرات شد و در 16 آذر دانشگاه را به خون کشیدند و فردای آن روز نیکسون وارد ایران شد و در همان دانشگاه دكترای افتخاری حقوق دریافت كرد.
از 16 آذر 32 به بعد، دانشجویان یکی از مهمترین اقشار، در نقشآفرینیهای انقلابی بودند و حماسههای مختلفی تا امروز خلق کردند چه دوران انقلاب و چه بعد از آن در دفاع مقدس، نهضت تولید علم، خدمت رسانی به مردم، تشویق و پرشور کردن انتخاباتها، در دفاع از حرم، در دفاع از امنیت، در مطالبهگری، درعدالت طلبی، در آزاد اندیشی و در جهاد تبیین و بسط بصیرت و معنویت در جامعه و امید آفرینی و دهها مساله دیگر که نشان میدهد ایران فرزندانی با کفایت و با صلاحیت برای تحقق آرمانهای بلند ملی و جهانیاش دارد. دانشجو نباید نقش موذنی خودش را فراموش کند؛ دیر اذان ندهد، زود اذان ندهد، اصلا یک وقت فراموش نکند که باید اذان بدهد.
یک جمله از امام المسلمین راجع به دانشجویان عرض کنم: «از آن روزى باید ترسید كه جوان ما، دانشجوى ما در دانشگاه انگیزهى طرح مسأله، طرح سؤال، طرح درخواست نداشته باشد. همهى همت ما باید این باشد كه این روحیهى مطالبه، خواستن و مدعا داشتن در زمینههاى گوناگون را در نسل جوان كشورمان بهخصوص جوان علمى گسترش بدهیم. اگر این شد، ممكن است به همهى آن مطالبات نتوان پاسخ داد، كما اینكه در كوتاهمدت همینجور هم هست؛ به همهى مطالبات در كوتاهمدت یقیناً نمیشود پاسخ داد؛ ظرفیتها محدود است، لیكن یقیناً آیندهى خوب و یك افق روشن با چنین مطالباتى جلوى چشم است».
به هر تقدیر این مبارزه با استکبار ادامه داشت تا بعد از انقلاب که با تسخیر لانه جاسوسی وارد عرصه دیگری شد و تا امروز هم ادامه داشته است. استکبار ستیزی ملت ما همین مقاومتی است که در مقابل مستکبرین داریم. ظلم هایی که به ما شد، تحریمهایی که نسبت به ما انجام دادند اما نتوانستند کمر ما را خم کنند. تحت فشار قرار گرفتیم زندگی در مواقعی سخت شد اما هرگز خم نشدیم. در مقابل آنها عقب نشینی نکردیم. میبینید آنها هم این را میبینند؛ و ما برای اینکه فراموش نکنیم که دشمن داریم و با دشمنمان سر سازش نداریم هر هفته شعار مرگ بر آمریکا را سر میدهیم.
بحث راجع به جنبش دانشجوئی و نقشی که امروز در جامعه در عرصههای مختلف عدالتخواهی و آرمانگرائی و مطالبهگری و... دارند که مفصل است. مواردی هست که در نوبتی مستقلاً خواهم پرداخت انشاءالله.
از 12 تا 18 آذر به نام هفته مکتب انقلاب اسلامي نامگذاری شده است. روز دیگر روز معلولان است و وظائفی که جامعه نسبت به آنان دارد که اقل کار مسئولین و ابتدائیترین آن این است مسائل رفاهی عمومی آنان در جامعه مثل معابر و ورودی ساختمانها و خودروهای مخصوص فراهم شود.
بیانات رهبر معظم انقلاب با بسیجیان و نکات مهم آن را ملاحظه فرمودید.
جلسه گذشته راجع به نیروی مقتدر و با صلابت دریایی ارتش جمهوری اسلامی نکاتی را عرض کردم تکرار نمیکنم. امروز هم از بیانات برادر بزرگوار که از نیرو اینجا تشریف آورده بودند همه بهرهمند شدیم. ولی جای تشکر دارد. از توانمندیهایی که اضافه کردند و قدرتی که این نیرو مضاعف پیدا کرده است که در خدمت رسانی به مردم از آن قوا استفاده میکند.
بحث اقتصادی دریا را باید مفصل به آن پرداخت که بخشی از آن متوجه این عزیزان است. امنیت دریایی در سراسر نقاط عالم که برقرار شده بحث جدایی دارد. اخیراً هم ناو دیلمان که ساخته شد و این از برکات نظام اسلامی و فعالیت این جوانان برومندی است که در این عرصه فعالیت دارند. میدانید که این ناو را در همان منطقه شمال و مازندران ساختند؛ یعنی همه امکانات و تجهیزات آنجا بوده و این ناو به بهرهبرداری رسیده که دستاورد مهم و بزرگی است که انجام شده.
نسبت به ناوهای دیگری که در همان منطقه ساخته شد این ناو امکانات بیشتری دارد و توانمندیهای بالاتری دارد و قدرت رزم بیشتری دارد و امنیت آبهای ما را و منطقه را با توجه به شیطنتهایی که میبینید اخیراً دارند انجام میدهند قدرت بازدارندگی و دفاعی ما و توهبون به عدوالله را بیشتر کرده است. خدای تعالی بر توان این عزیزان افزوده بگرداند.
آخرین مطلب اینکه مهمان ارزشمندی را در هفته آینده پذیرائی خواهیم کرد، انشاءالله همه به عنوان قدردانی از زحمات خالصانهای که کشیده میشود به استقبال ریاست محترم جمهور جناب آیت الله رئیسی خواهیم رفت. از صبح تا غروب هم به نظرم باشند تا با اقشار مختلف استان در کرج و جاهای دیگر جلساتی را خواهند داشت و افتتاح پروژههایی که از قبل بوده را خواهند داشت. انشاءالله اگر مراسم عمومی و استقبالی بود عزیزان با شکوه انشاءالله شرکت کنید تا ادای دین داشته باشیم
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/9/3 | 1402/9/3فدک بهانه بود تا واقعیتهای اجتماعی در قالب بیان معارف عمیق دینی و قرآنی مطرح شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه53
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شما را به تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا روحیه تکبر ندارند و با کسی از روی کبر و نخوت برخورد نمیکنند.
قول داده بودم بحثی از قرآن کریم راجع به استکبار و استکبارشناسی بهاجمال داشته باشم. این نوبت به حول الهی مطالبی را عرض میکنم.
همه انبیاء الهی یکی از مهمترین راهبردهایشان استکبارستیزی بوده است؛ زیرا از آیات قرآن کریم به دست میآید که همهکسانی که با انبیاء الهی مخالفت داشتند بهخصوص سران مخالفین، همه از روحیه تکبر و تبختر و غرور، پر بودند و همین حالاتشان مانع گوش دادن به سخن انبیاء و پذیرش و پیروی از قول حق بود.
به خاطر ثروت و یا موقعیت اجتماعی و امثال اینها که برخوردار بودند، برای خودشان ننگ میدیدند که به کلام انبیاء الهی توجه کنند. لذا طغیان و نافرمانی میکردند. در آیه ۲۴ سوره مبارکه طه خداوند متعال به حضرت موسی علیهالسلام دستور میدهد که به سراغ فرعون برو که او سرکشی کرده است. «ٱذهَب إِلَى فِرعَونَ اِنَّهُ طَغَى»؛ یعنی اهل استکبار شده و باید با او مبارزه کرد.
مستکبرین دائماً تلاش میکنند تا دیگران را دنبالهرو خودشان بکنند و بر تعداد خود افزوده کنند؛ و دعوت انبیاء الهی به سمت خدا مقدمه مخالفت آنان بود. در آیه ۷۶ سوره مبارکه اعراف فرمود: «قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ». کسانی که استکبار میورزیدند، گفتند: ما به آنچه شما بدان ایمان آوردهاید، کافریم. به قول طلبگی، تعلیق حکم بر وصف، مشعر به علیت است؛ یعنی همین استکبار سبب کفر آنان میشد.
لذا به همه انبیاء سفارش اکید شده که به مبارزه با استکبار قیام کنند. در سوره مبارکه نحل آیه ۳۶ فرمود: برای هر امتی پیامبری فرستادیم تا بگوید خدا را اطاعت و از طاغوت دوری کنید. «وَ لَقَد بَعَثنا فی کُلِّ اُمَّهٍ رَسولًا اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت».
برای همه امم این حالت روانی راجع به پیامبرشان به وجود آمده است. مثلاً درباره قوم فرعون در زمان حضرت موسی علیهالسلام، در آیه ۷۵ سوره مبارکه یونس فرمود: «ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَی وَهَارُونَ إِلَی فِرْعوْنَ وَمَلَئِهِ بِآیَاتِنَا فَاسْتَکْبَرُواْ وَکَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِین». پس بعد از آنان موسی و هارون را با آیات خود بهسوی فرعون و سرانِ قوم وی فرستادیم، ولی آنان گردنکشی کردند و گروهی تبهکار بودند.
و در آیات ۴۵ و ۴۶ سوره مبارکه مؤمنون فرمود: «ثُمَّ اَرْسَلْنَا مُوسَی وَاَخَاهُ هَارُونَ بِآیَاتِنَا وَ سُلْطَانٍ مُبِینٍ* إِلَی فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کَانُوا قَوْمًا عَالِینَ». سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و حجتی آشکار فرستادیم بهسوی فرعون و سران قوم او، ولی تکبر نمودند و مردمی گردنکش بودند. این حالت برتریجوئی شبیه همان کبر و استکبار است. منشأ همه اینها یکی است.
یا درباره قوم نوح در آیه ۷۱ سوره مبارکه یونس فرمود: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقامِی وَتَذْکِیرِی بِآیاتِ اللّهِ فَعَلَی اللّهِ تَوَکَّلْتُ»؛ و خبر نوح را بر آنان بخوان، آنگاهکه به قوم خود گفت: ای قوم من، اگر ماندن من در میان شما و اندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، بدانید که من بر خدا توکل کردهام.
گاهی ریشه این استکبار هواهای نفسانی بود؛ نظیر آیه ۸۷ سوره مبارکه بقره که فرمود: «…اَفَکُلَّمَا جَاءکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَی أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُم…» پس چرا هرگاه پیامبری چیزی را که خوشایند شما نبود برایتان آورد، کبر ورزیدید؟
رسول خدا همین دعوت را داشت اما بر مشرکین سنگین بود. در آیه ۱۳ سوره مبارکه شوری فرمود: «کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ». بر مشرکان به آنچه دعوتشان میکنی، گران میآید. ریشه این قبول نکردن، کبر و خود را برتر دیدن بود. پذیرفتن دعوت پیامبر را برای خود ذلت میدانستند. آنان دنبال این بودند که در جامعه عزت و شوکتی داشته باشند و اگر دعوت رسول خدا را میپذیرفتند همه اینها توهمات را از دست میدادند. در آیه ۲ سوره مبارکه ص فرمود: «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّهٍ وَشِقَاقٍ». آری، آنان که کفر ورزیدند، در سرکشی و ستیزهاند.
آیات دیگری داریم که همین حالت روحی را عامل تکذیب آخرت هم دانسته است. مثل آیه ۲۲ سوره مبارکه نحل که فرمود: «اِلَهُکُمْ اِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَهٌ وَهُمْ مُسْتَکْبِرُونَ». معبود شما معبودی است یگانه، پس کسانی که به آخرت ایمان ندارند، دلهایشان انکارکننده حق است و خودشان متکبرند. چرا آخرت را قلباً انکار میکنند؟ چون: «وَهُمْ مُسْتَکْبِرُون»، روحیه استکباری دارند.
یا در آیه ۷ سوره مبارکه لقمان فرمود: کسی که مستکبرانه با قرآن برخورد کند، به آیاتی که بر او تلاوت میشود، هیچ توجهی نمیکند، گویا از قرآن هیچ نشنیده است. «وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا وَلَّى مُسْتَکْبِرًا کَاَن لَّمْ یَسْمَعْهَا.»
پس استکبار، هم عامل کنار گذاشتن توحید است، هم نبوت و هم معاد. البته قرآن کریم از کسانیکه پذیرش دارند و استکبار نورزیدهاند هم نمونه آورده است.
بههرتقدیر اولین مرحله گرفتاریها و سقوط انسان و همچنین عامل اصلی بدبختیِ شیطان لعین استکبار است. «… اسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِین»؛ و البته در مقابل یک عدهای استکبار نورزیدند و توانستند از قرآن بهره ببرند. در آیه ۱۵ سوره مبارکه سجده فرمود: کسانیکه استکبار ندارند، به قرآن ایمان میآورند.
البته باید موارد مختلف استکبار را شناخت. استکبار ربوبی، استکبار سیاسی، استکبار عبادی و امثال اینها؛ که به حول الهی در نوبت بعد با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا را مسئولیتهای اجتماعی و مقامات دنیایی فریب نمیدهد و بر اساس موازین شرع انجاموظیفه میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۵۵ فرمودند: «صَاحِبُ السُّلْطَانِ کَرَاکِبِ الْأَسَدِ، یُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ». همنشین پادشاه همچون کسى است که بر شیرى سوار است، به مقام او مردم رشک مىبرند، اما او خود به منزلت خویش آگاهتر است.
یعنى یک عدهای آرزو دارند جای او بودند و موقعیت او را داشتند، امّا او خود مىداند که در چه جایگاه پرخطری قرار دارد، درست مثل کسی که سوار شیر است. اینجا پادشاه فقط مراد نیست هر جایگاه و مسئولیتی اینچنین است، مسئول، دائم باید حال خودش را رصد کند که در دام شیطان نیفتد.
در ضمن توقع جایگاه دیگران را داشتن صفت خوبی نیست. اگر انسان متوجه باشد برای همه کارهایی که در دست دارد و انجام میدهد باید پاسخگو باشد تا واقعاً بر او تکلیف نشده باشد اقدام نمیکند. گاهی شیاطین انس و جن برای انسان تکلیف درست میکنند باید مواظب وسوسهها بود. خدای تعالی ما را در انجام کارهایی که داریم یاری کند.
بنا بر روایت ۷۵ روز، ششم آذر مصادف است با ۱۳ جمادیالاول شهادت بانوی دو سرا حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها که به شما تسلیت عرض میکنم و از خدا میخواهم که همه ما از شیعیان و محبان و موالیان خاندان عصمت باشیم انشاءالله.
در نوبتهای قبل به مواردی از سیره زهرای اطهر اشاره کردهام. چند نکته هم این جلسه درس میگیریم از قصهای که از سیره حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها برای ما به دست میآید.
حضور یعنی تأثیرگذاری فرد و نقشی که در زندگی جمعی دارد؛ اعم از اینکه این نقش در فضای خانه باشد یا بیرون از خانه باشد؛ مرد باشد یا زن باشد. مسئولیتهای خانوادگی یکی از اساسیترین نقشهای اجتماعی است که هم زن هم مرد بر عهده دارند؛ بنابراین نمیشود فقط بانوان را محدود به خانه کرد؛ چون خانه با اجتماع پیوند دارد.
از طرف دیگر اسلام به بانوان هم اجازه داده و هم صلاحیتش را دارند که به بالاترین مراحل کمال دست پیدا کنند؛ و در ضمن در مقابل مسائل جامعه هم خنثی نباشند؛ لذا در بحث امربهمعروف و نهیازمنکر اهتمام همه مسلمین به این دو واجب دانسته شده؛ بر هم مرد هم زن واجب است که امربهمعروف و نهیازمنکر کنند. بین زن و مرد شارع مقدس فرقی قائل نشده؛ بنابراین اگر بحث نظارت بر حسن عملکرد کارگزاران و مدیران مطرح میشود، ناظر به جنسیت نیست همگان در این امر مشترک هستند.
البته با توجه به شأن و مقام انسانی بانوان، برای حضور آنها باید ضوابط و حدودی که شرع مقرر کرده و دستور داده رعایت شود؛ که منافاتی هم با حضور و نقش سیاسی اجتماعی آنها ندارد.
و همینجا نقشی که بانوی دو سرا سلاماللهعلیها ایفا کرد، ادعای کسانی که میگویند زن در اسلام محدود است را باطل میکند. زهرای اطهر بهعنوان یک بانوی مسلمان حاضر درصحنه و دارای مسئولیت اجتماعی اقدام به روشنگیهایی کرد و به این وسیله ماهیت جریان برانداز و ریشههای دشمنی با علی بن ابیطالب را تبیین کرد.
فاطمه زهرا سلاماللهعلیها این مطلب را جا انداخت که قاطعیت امیرالمؤمنین در مقابل دشمنان اسلام و اجرای کامل عدالت بدون ذرهای اغماض و شدت عملش در برابر مخالفان دین و زیاده خواهان و تلاش برای تحقق کامل احکام الهی باعث شد که او را از صحنه مدیریت جامعه کنار بگذارند تا بتوانند به اهداف نفسانی خودشان برسند.
خود حضرت این را فرمود که به چه دلیل از ابوالحسن انتقام گرفتند. بعد فرمودند که «به خدا قسم! به خاطر سختی شمشیرش و بیباکی نسبت به مردنش و شدت تاختنش بر آنان و مجازات کردن با آسیب زدنش در جنگ و خشم کردن او در راه خدا، از او انتقام گرفتند». خیلی زیبا حضرت این را جا انداخت و در تاریخ هم ثبت شد.
دختر عدالتخواه و استکبارستیز رسول خدا، با هوشمندی تمام، روشهایی که میشد دشمن را افشا کرد و زمینگیر کرد به کار برد. از به درب خانه افراد رفتن و اتمامحجت کردن و گریه سیاسی بگیرید تا سکوت و اعتصاب و ندیدن افراد و درنهایت خطبه عالمانه و آتشین در مسجد.
توجه دارید اینکه نام آن خطبه را فدکیه گذاشتند به جهت این است که معلوم شود به چه جهتی این خطبه ایراد شده و به چه منظوری این خطبه بیان شده. موضوع فقط غصب فدک نبوده؛ فدک بهانه بود تا واقعیتهای اجتماعی در قالب بیان معارف عمیق دینی و قرآنی مطرح شود. یک دوره جامعهشناسی در آن زمان بررسی شود و جامعه آن روز آسیبشناسی شود و مسئولیتهایی که افراد دارند و آن مسئولیتها را زمین گذاشتند به آنها یادآوری شود؛ و حضرت زهرا این کار را در اوج خودش انجام دادند.
و درنهایت در یک حرکت هوشمندانه دیگر، در قالب وصیتنامه، چهره نفاق و ارتجاع و خودخواهی استکبار را برملا کرد و اجازه نداد کسانی که حق مسلم همسرش را از بین بردند و بر چهره اسلام چنگ زدند و جامعه را از رشد الهی و تدبیر انسان کامل محروم کردند بر تجهیز و تشییع و نماز و تدفین او حاضر شوند. وصیت کرد او را شبانه غسل و کفن کنند و دفن کنند.
۵ آذر سالگشت تشکیل بسیج مستضعفان به دستور امام در آذر سال ۵۸ و هفته بسیج را مجدداً به همه بسیجیان عزیز تبریک عرض میکنم؛ چه بانام، چه بینام، چه باکارت، چه بیکارت، به هر کس بسیجی عمل میکند تبریک عرض میکنم. هفته گذشته چندجملهای درباره بسیج عرض کردم. وعده کردم چندجملهای هم این هفته عرض کنم.
من به نقش بسیج در عرصههای مختلف و امثال اینها نمیخواهم وارد شوم؛ بیشتر میخواهم بدانید ریشه این حرکت مبارک در کجاست. به حمدالله قبل از خطبهها هم از صحبتهای فرماندهی سپاه امام حسن مجتبی سلاماللهعلیه بهره بردید. عملکرد بسیج را لااقل در سال گذشته بیان کردند.
به تاریخ اسلام و بلکه قبلتر، به ابتدای خلقت برمیگردد. میتوانیم هدف از تشکیل بسیج را از آیه ۴۱ سوره مبارکه توبه استفاده کنیم که میفرماید: «اِنْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ». همگى بهسوی میدان جهاد حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگینبار و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.
بسیج با جان و مال به تنهائی و یا گروهی در خدمت آرمانهای انقلاب، همیشه آماده انجاموظیفه است؛ و بهعنوان بازوی ولیفقیه، هر جا لازم باشد، در هر عرصهای عمل میکند.
برای درک بهتر میتوانیم به پیشینه تاریخی بسیج و از الگوهای عملی صدر اسلام بهره ببریم. بهعنوان نمونه عرض میکنم؛ در زیارتنامه قمر بنیهاشم علیهالسلام میخوانیم: «اَشْهَدُ وَ اُشْهِدُ اللَّهَ اَنَّکَ مَضَیْتَ عَلَى مَا مَضَى بِهِ الْبَدْرِیُّونَ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِی جِهَادِ اَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِی نُصْرَهِ أَوْلِیَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ». شهادت مىدهم و خدا را شاهد مىگیرم که تو به همان مسیرى رفتى که اهل بدر رفتند و در آن راه از دنیا گذشتند، آن مجاهدان در راه خدا و خیرخواهان براى خدا، در مبارزه با دشمنان خدا و تلاشگران در یارى اولیایش، آن دفاع کنندگان از دوستان خدا. بسیج، لشگر مخلص خداست؛ این را یادتان باشد؛ همهاش برای خداست.
اگر دقت بفرمائید برای بدریون سه ویژگی مهم بیان میشود:
۱. تلاش و مبارزه در راه خدا.
۲. نُصح؛ یعنی خیرخواهی خالصانه، به عسل خالص ناصح میگویند؛ و چون خیرخواهی واقعی باید همراه با محکمکاری باشد، نصح به معنای محکم بودن هم آمده مثلاً به نمای محکم نِصاح گفته میشود و به خیاط ناصح میگویند.
۳. دفاع همهجانبه از رهبران الهی و دفاع از اولیاء الهی.
طبق روایات فراوان، تعداد اصحاب خاص امام عصر ارواحنا فداه در هنگام ظهور به تعداد لشکر پیامبر در جنگ بدر، ۳۱۳ نفر است. همچنین امیرالمؤمنین در پاسخ به یکی از نامههای معاویه (نامه ۲۸) که امام را تهدید به جنگ کرده بود، نوشتند: من شتابان با لشکری انبوه به سویت میآیم که پدرانشان از بدریون بودند و نیز با شمشیرهای بنیهاشم، همان شمشیرهای تیز و برّانی که در جنگ بدر برادرت، حنظله و داییات، ولید بن عتبه و جدّت، عتبه بن ربیعه و خویشانت را نشان گرفتند و از ماجرایش باخبری.
امروز بسیج با تمام توان در عرصههای مختلف با تعریفی که هفته گذشته کردم آماده است تا هر مأموریتی را در دفاع از آرمانهای اسلام و انقلاب انجام دهد. خدای تعالی بر توان این نیروی خدائی افزوده کند. نیرویی که آرمانی جهانی دارد و در راستای بیانیه گام دوم در جهت تمدن سازی، این الگوی موفق را در اقصا نقاط عالم شبیهسازی کرده؛ که امروز در کشورهای محور مقاومت شاهد حضور بسیج به نامهای دیگر هستیم. ما هم همان دعای امام را میکنیم که خدای تعالی ما را از بسیجیان قرار دهد و بتوانیم به خلق خدا خدمت کنیم.
روز ۸ آذر، روز جهانی همبستگی با ملت فلسطین است. در سالهای اول انقلاب حضرت امام (ره) مطالبی دارند کأن امروز است؛ فرموده بودند: «امروز همه قدرتها و ابرقدرتها دستبهدست یکدیگر دادهاند که نگذارند فلسطینیهای مسلمان به هدفشان برسند. حتی بسیاری از کسانی که به ادعا نسبت به فلسطینیها اظهار علاقه میکنند، علاقهشان به این نیست که مسلمانان فلسطینی بر اسرائیل غلبه کنند؛ و متأسفانه با سکوت و سازش و تماشا، دستبهدست هم دادهاند که نگذارند مسلمانان فلسطینی پیروز بشوند؛ چراکه پیروزی آنان، پیروزی اسلام است و آنها میترسند». کاملاً مثل جریاناتی است که امروز میبینید. بعد هم فرمودند: «ملتها باید خودشان قیام کنند تا به نتیجه برسند. اگر مسلمین نشستند که آمریکا برای آنها کار بکند یا دستنشاندههای آمریکا برای آنها کار بکند، این قافله تا ابد لنگ خواهد بود.»
و امروز به حول الهی همبستگی در حال تحقق است. بیانات تبیینی حضرت آقا را در هفته گذشته ملاحظه فرمودید؛ و با یک تبیین دیگر ایشان آشنا شدید که چگونه استکبار جهانی و کشورهای حامی صهیونیستها را به چالش کشیدند. با بیانی که درباره تبعیض نژادی و حقوق بشر پوشالی غربیها بعد از بازدید از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه داشتند.
با این بیان و تأکید بر تحریم کالا و قطع ارتباط با رژیم منحوس کودک کش، در حقیقت دعوت کردند که مردم جهان با ملت فلسطین همراهی و از آرمانهای فلسطینیان دفاع کنند. بخشی از این همبستگی همین تجمعات گسترده و با جمعیت زیاد است که در اقصی نقاط عالم صورت میگیرد و نشان میدهد تنفر از صهیونیستها امروز جهانی شده. همه مردم آزاده دنیا با هر شعار و آرمان و مذهب و نژادی حتی یهودیان مذهبی هم همان شعاری را میدهد که ما علیه اسرائیل میدهیم.
هرگونه تلاش فنی و تبلیغاتی به کار میرفت تا خباثت دنیای استکبار و هماهنگی آنان باهم را نشان دهد به این زیبایی که امروز اینها از هم حمایت میکنند و چهره واقعی خودشان را برملا کردند نمیشد. مردم دنیا از اینها متنفرند. رئیس افبیآی گفته بود: یهودیستیزی به سطحی تاریخی رسیده است. عرض میکنیم: صهیونیستها و سران یهود سیاسی بدانند، هیچ جای دنیا برای آنان امن نیست.
نکتهای دیگر این است که تحریم کالاها با نشان اسرائیلی و وابسته به رژیم جعلی باید در کشور خودمان هم اعمال شود. وزارت صمت و اصناف باید با جدیت ورود کنند و دستگاههای نظارتی برخوردِ لازم را با متخلفین داشته باشند بخصوص که بیشتر این کالاها قاچاق و از مبادی غیررسمی وارد کشور میشود. همه باید دستبهدست بدهند و از این کالاهایی که منسوب به این رژیم خبیث است استفاده نکنند.
نکته دیگر رونمائیهایی بود که از قدرت دفاعی کشور صورت گرفت؛ و نشان داد جوانان برومند و با همت ما با سرعت و دقت به سمت قوی شدن ایران در عرصههای مختلف بهخصوص در بخش «تُرهِبُونَ به عدوالله» در حال حرکتاند. این توانمندیها نشان میدهد که ما هرچه گزینه داریم روی میز است و اگر دشمنان ما بخواهند با بیعقلی، تعرضی به منافع ایران در سراسر دنیا داشته باشند، قطعاً تکه بزرگه آنها دندانشان است که از گوش کوچکتر است.
این تروریستهای وحشی که با خباثت تمام هر جا بتوانند خون میریزند و جنایت و نسلکشی میکنند و کشورهای اروپائی هم به دفاع از آنان این حرکتشان را مبارزه با تروریسم میدانند، یکی از برنامههای طراحیشده آنها از بین بردن دانشمندان کشورهایی است که مستقل هستند و برای آنان کار نمیکنند.
چقدر دانشمندان بینظیر و کمنظیر ما را به شهادت رساندند. سال گذشته به مناسبت شهادت دکتر محسن فخری زاده، شورای عالی انقلاب فرهنگی روز هفتم آذر را بهعنوان روز «نوآوری و فناوری ایران ساخت» نامگذاری کرد. نامگذاری هوشمندانهای در راستای تحقق اساسترین شعارِ انقلاب که استقلال همهجانبه بخصوص استقلال اقتصادی است.
حضرت آقا همه را توجه دادهاند که نسبت به کالاهای ایرانی تعصب داشته باشیم؛ و مثال تعصب روی تیمهای فوتبال میزنند که چطور روی قرمز و آبی تعصب دارند؛ و بعد میفرمایند: «اگر همین مقدار و همین اندازه تعصب را نسبت به اقتصاد ملى و تولید داخلى داشته باشیم، بسیارى از کارهاى ما اصلاح خواهد شد». پس همه وظیفه داریم استفاده از تولید داخل را به یک گفتمان غالب تبدیل کنیم؛ و واقعاً تا کالایی در ایران تولید میشود دنبال خارجی آن نرویم و این را برای خودمان وظیفه قرار دهیم. آقا فرمودند: «در حمایت از کالاى ایرانى همه مردم نقش دارند.»
۷ آذر روز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به همه دریادلان رشید و دلاور تبریک عرض میکنیم. در چنین روزی، پرسنل ناوچه موشکانداز پیکان در عملیات مروارید، با حمله به پایانههای صدور نفت البکر و الامیه عراق، حماسه خلق کردند و پرچم ایران را بر مرتفعترین دکل این پایانهها به اهتزاز درآوردند. خدای تعالی شهدای این عملیات و دیگر شهدا را رفعت ببخشد.
نیروی دریایی همیشه در حال خدمت به انقلاب و مردم بوده، چه در دوران دفاع مقدس، چه دردوران سازندگی و چه در دوران شکوفایی و خودباوری. لیست فعالیتهای صورت گرفته را خواستم برای شما بخوانم، دیدم وقت خطبه منحصر به همین لیست میشود؛ از ساخت ناو و ناوچه و ناوشکن و زیردریائی بگیرید تا سفرهای دریایی طولانی و حفاظت و حمایت از کشتیها و سواحل دریایی و مبارزه با دزدان دریایی.
نیروی دریایی ایران امروز با توانمندی بالا در حفظ امنیت از کرانههای خلیجفارس و دریای عمان تا اقیانوس هند و در هر نقطه که در آبهای بینالمللی نیاز به امنیت سازی باشد، حضوری مقتدرانه دارد. خدا قوت عرض میکنیم.
نمایشگاهی که دوستان در حیاط مصلی زدند عصاره فعالیتهایی است که در یک سال گذشته پایگاههای بسیج در سراسر استان داشتند. از بین آنها انتخاب شده و تعدادی از آنها به نمایش گذاشته میشود و بعضیهایشان از اینجا انتخاب میشوند و برای کشوری میروند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/8/26 | 1402/8/26مردم دنیا متوجه دروغهای حقوق بشری آمریکا شدهاند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه54
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در تمام امور زندگی اعم از فردی و اجتماعی رعایت توان و قدرت خود را دارند و کاری که از توان آنان خارج است را به عهده نمیگیرند، چون خداوند هیچکس را به بیشتر از قدرت و توانائیاش مکلف نکرده است.
بحث ما درباره جوانان بود. یکی از مسائلی که باید خیلی مواظب بود درباره اشخاص بخصوص نوجوان و جوان این است که در بین جمع شخصیت او را محترم بداریم و خدشهدار نکنیم. اساساً ملامت کردن در بین جمع کار پسندیدهای نیست مگر اینکه اثر ممدوحی بر آن مترتب باشد. حتی در روایات داریم اگر کسی خلاف شرع مسلم انجام داد، او را به کیفر برسانید اما ملامت نکنید. رسول خدا فرمودند: اگر خدمتکار شما مرتکب عمل منافی عفت شد، قاضی او را به کیفر برساند اما سرزنشش نکنید.
بعضی مبتلا به عیبجوئی از افراد هستند و بعد ملامت کردن، این یک رذیله اخلاقی است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: از مردم عیبجوئی نکنید و برای هر عیبی او را ملامت نکنید؛ و در بیانی امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر بین تو و برادر مسلمانت چیزی اتفاق افتاد او را برای گناهش مورد ملامت قرار نده.
گاهی که اصلاً گناهی هم نبوده و براثر بیتوجهی شروع به سرزنش کرده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: چهبسا کسی که مورد ملامت واقع میشود گناهی نداشته باشد. میبینید دستورات دینی در این باب فراوان است و ما بیتوجه هستیم، بااینکه اگر اینها را یاد بگیریم و در رفتار و مصاحبت با دیگران و دوستان خود بکار ببندیم موجب آرامش و آسایش خواهد بود. بله البته نباید نسبت به گناه و گناهکار بیتفاوت بود.
مسئله امربهمعروف و مراتب آن در همینجاها مطرح میشود. گاهی دیده میشود افرادی برای فرار از وظیفه شرعی به همین روایات استناد میکنند و به تکلیف خود عمل نمیکنند. خیر باید با مراتبی که مطرح است عمل کرد. امام صادق از امیرالمؤمنین علیهماالسلام نقل میکنند که فرمود: رسول خدا ما را امر فرمود که ما با گناهکاران با روی عبوس برخورد کنیم. «اَمَرَنا رسولُاللهِ اَن نَلقَی اَهلَ المعاصی بِوُجُوهٍ مُکفَهِرَّهٍ.»
پس ملامت پیش دیگران اثر بدی دارد فرض کنید معلم و استادی شاگرد و دانشجویش را پیش دیگران با ملامت کردن خوار کند، این بزرگترین خطای تربیتی است که آثار مخربی دارد و اگر این کار تکرار شود که طرف مقابل را تشویق به انتقام و امثال اینها میکند که خطرناک است. کسی را که شما با برخوردت بدنام کردی و چهره او را در بین دوستانش از بین بردی، در حقیقت او را تشویق کردی برای اینکه خودش را ثابت کند، اقدم به کارهایی کند که ضررش بیشتر خواهد بود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زیادهروی در ملامت آتش لجاجت را شعلهور میسازد. «الافراطُ فی المَلامَهِ یَشُبُّ نارَ اللَجاجَهِ». اگر هم لازم شد نصیحتی صورت بگیرد باید فرد را کنار کشید و با زبان خیرخواهانه به او تذکر داد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی را بین مردم نصیحت کردن، از بین بردن و کوبیدن شخصیت اوست.
لازم است این توجه را بدهم که در مقابل دیگران ملامت و سرزنش کردن جایز نیست اما نهیازمنکر و جلوگیری از حرام و خلاف شرع و مانعشدن از ارتکاب معاصی و خلاف، بدون ملامت بر همه واجب است. حتی اگر درجایی مصلحت بزرگی اقتضاء ملامت داشت، در این موارد هم اشکال ندارد. برای نجات از دست ستمگر و ظالم و برملا کردن جنایات فردی که بیپروا به هر کاری اقدام میکند آنجا مذمت و ملامت و تعییر هیچ منعی ندارد.
همه مواردی که عرض کردیم در جامعه مسلمین و اهل ایمان است اما اگر کسی خود را از این مجموعه بیرون برد در حقیقت احترامی که اسلام برای او قائل شده بود را از بین برده است. عزت برای خدا و رسول خدا و مؤمنین است و کسی حق ندارد به مؤمنی اهانت کند. امام صادق علیهالسلام فرمود: جبرئیل خدمت رسول خدا شرفیاب شد و عرض کرد: خدایت میگوید هر کس به بنده مؤمن من اهانت کند به استقبال جنگ با من آمده است.
رسول خدا اینگونه بودند که نه خودشان کسی را تحقیر میکردند و نه اجازه میدادند دیگری تحقیر شود. جوان و نوجوان را باید با عزتنفس بار آورد. شخصیت او را بزرگ داشت و تکریم کرد تا در آینده بتواند نقش مؤثری در اجتماع داشته باشد. امیرالمؤمنین علیهالسلام به امام مجتبی سلاماللهعلیه توصیه کردند که نفس خودت را از هر پستی به گرامی داشتنش حفظ کن هرچند تو را به نعمتهای فراوان برساند؛ زیرا برابر مقداری که از کرامت نفس به خرج میگذاری، عوضی به دست نیاوری؛ یعنی بیخودی عزت خودت را حراج نکن.
اینکه جوان با عزتنفس بزرگ شود، مرحله اولش به خانواده برمیگردد. به پدر و مادر باعزت برمیگردد. افراد از خوی پسندیده هم بهره میبرند و خانواده مهمترین جایگاه است. دیدید وقتی به بچهها دستور میدید که کاری را بکنند، مقاومت دارند چون احساس میکنند دارید به شخصیت آنها خللی وارد میکنید. این حس از کودکی وجود دارد تا به دوران نوجوانی و جوانی برسد.
باید از همان کودکی بچه را باشخصیت و با عزتنفس بار آورد. هرگز جلوی دیگران فرزند خود را خوار نکنید. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: ارزش شخصیت هر فردی وابسته به روشی است که اختیار میکند. اگر نفس خود را حفظ کرد به مقامات بالای معنوی میرسد و اگر عزت را کنار گذاشت ذلیل و خوار میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا، حق و مسیرش را میشناسند و در همان مسیر حرکت میکنند. حکمت ۲۵۳ را هفته گذشته برای شما طرح کردم، در ادامه مطلبی دارد که بهعنوان حکمت ۲۵۴ از حکم نهجالبلاغه مطرح میشود. حضرت فرمودند: «یَا حَارِثُ إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ، إِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ اَهْلَهُ، وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ اَتَاهُ». اى حارث، تو به پایین خود نگاه کردى، (به اعمال بیعت شکنان و ناکثین که ازنظر اعتقادی از تو پایینتر هستند نگاه کردی و فریب خوردی) نه بر بالاى خود (یعنى امامت که اطاعتش واجب بود) ازاینرو سرگردان ماندى. تو حق را نشناختهاى تا از روى آن اهل حق را بشناسى و باطل را نشناختهاى تا پیرو باطل را بشناسى.
بعد در ادامه دارد حارث گفت: من با سعد بن مالک (سعدابیوقاص) و عبداللهبنعمر کنار میروم، یعنی میرویم یک گوشهای و با کسی کاری نداریم. آن حضرت فرمود: سعد و عبدالله بن عمر نه حق را یاری دادند و نه دست از یاری باطل برداشتند. این عبارات خیلی درسآموز است برای آن زمانی که پیش میآید و باید حق را یاری کرد. خدای تعالی قدرت تشخیص و یاری حق را از ما نگیرد.
۲۸ آبان مصادف با ۵ جمادیالاول مصادف با سالگشت ولادت نائبه الزهرا، عقیله النساء، زاهده، عابده، قره عین مرتضی، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها است که در پنجم یا ششم هجری قمری واقع شد؛ و چون بخش مهمی از زندگی پربرکت حضرت به پرستاری و همراهی با اولیا خدا سپری شد، این روز را برای تجلیل از مقام شامخ پرستاران روز پرستار نامیدند؛ و عظمت دیگری را برای زنان و بانوان ثبت کردند. این روز را به همه عزیزان، همه شما بهخصوص پرستاران اعم از مرد و زن که در این کسوت عاشقانه و خالصانه به مردم خدمت میکنند تبریک عرض میکنم.
پرستاری از بیمار واقعاً کار سخت و طاقتفرسایی است؛ اما بسیار ارزشمند است. اگر با توجه و نیت خالص انجام شود صبغه عبادی پیدا میکند. در طول روز تمام فعالیتها و سر کار بودنش را خدای تعالی برای او عبادت مینویسد. حضرت امام رضوان خدا بر او فرمود: «شما کاری کنید این شغل شما الهی باشد» یعنی نیتتان را درست کنید. بعد میفرمایند «منافات ندارد که برای خدا باشد لکن به شما اجر هم بدهند». اگر کسی با نیت الهی وارد هر کاری شود بهخصوص پرستاری به خاطر مشقتش عبادت میشود. البته مشکلات این صنف زیاد است؛ مسئولین مربوطه باید جهات رفاهی و سختی کار را برای عزیزان بیشتر در نظر بگیرند.
اما حضرت زینب سلاماللهعلیها؛ عظمت شخصیت عقیله بنیهاشم فقط به خاطر این نبود که دختر امیرالمؤمنین و فاطمه سلاماللهعلیهما است؛ و نوه رسول خداست و خواهر امام حسن و امام حسین است؛ چون با نسبت و نسب برای کسی عظمت وجودی درست نمیشود. اگر میشد، حضرات دختران و خواهران و افراد دیگری را هم داشتند؛ چرا آنها چنین جایگاهی پیدا نکردند؟ معلوم میشود که مسئله چیز دیگری است.
حضرت زینب یکی از نمونههای کمنظیر تاریخ است که نشان داده برخلاف القای مغرضان که میگویند زن در اسلام در حاشیه است و بهتبع آن در جمهوری اسلامی هم زن در کنار واقعشده و از او استفاده نمیشود، در مسائل جامعه و اجتماعی وجود حضرت زینب کبری و تعداد دیگری از بانوان نشان داد که ازنظر اسلام، زن در حاشیه نیست؛ بلکه میتواند در متن مسائل مهم تاریخی نقش ایفا کند و مؤثر باشد. فقط در وقایع کربلا و کوفه و شام ببینید که این ولی خدا چگونه عمل کرد. نمیشود برایش مثلی پیدا کرد.
حضرت زینب کبری بر اساس آموزههای علوی و فاطمی تکلیف مدار عمل میکرد. نگاه میکرد در هر زمان چه تکلیفی متوجه اوست، همان را بهخوبی و به کمال انجام میداد. به مقاطع مختلف زندگی او اگر توجه شود کاملاً این مسئله روشن است.
عقیله النساء همه خوبیهای انسانی را در خودش جمع کرده بود. مصداق انسان کامل بود. غیر از صبر عظیم، مسئولیتپذیری و حضور فعال در عرصههای اجتماعی، در امور فرهنگی و تربیتی هم نقش خودش را خوب ایفا کرد. استاد درجه اول جهاد تبیین و روشنگری بود. جزو نفرات اول در عرصه جهاد تبیین بود.
ایشان یکی از روات احادیث شیعه است؛ از پدر و مادر و برادران و ام سلمه و ام هانی و تعداد دیگری نقل حدیث میکند و تعدادی از بزرگان هم از او نقل حدیث میکنند. ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل خودش نقل میکند از ابن عباس که آن خطبه معروف صدیقه طاهره خطبه فدکیه را من از زینب کبری نقل میکنم؛ یعنی راوی آن حدیث طولانی و بلند که به دست ما رسیده حضرت زینب سلاماللهعلیها است.
با همه این ویژگیها مادری خوب است. مادری فداکار و نمونه است. فرزندانی ولایت مدار و در رکاب امام زمان تربیت کرد. برای حسین علیهالسلام که امام زمان آن زمان است سرباز تربیت کرد.
زینب الگوی بانوی مسلمان بلکه الگوی مسلمان است؛ نهفقط بانوان. حضرت آقا یک بیانی دارند که اینجا میخواهم استفاده کنم در دفاع صریح از انقلاب ایشان میگوید: «من آنچه نیاز امروز میدانم ایستادگی بر اصول انقلاب در درجه اول است». این یک بیانی است که همه ما باید داشته باشیم. بعد در ادامه میفرمایند: «نخبگان از حضرت زینب بصیرت و بهموقع عمل کردن را بیاموزند و وارد عرصه شوند و از انقلاب بهصراحت دفاع کنند و البته نقصها و کمبودها را بگویند و راهکار نشان بدهند برای رفع آنها». حضرت آقا که میخواهد الگو برای انقلابیون بیاورد میفرماید که از حضرت زینب الگو بگیرید.
حضرت زینب سلاماللهعلیها به بیان امروز، یک بسیجی بهتماممعنا و پارکاب امام زمانش بود. ما حضرت زینب را هم بسیجی میدانیم که همه باید درس بگیرند. بسیجی وظیفهاش را میشناسد و بهموقع عمل میکند. از اول خلقت حضرت آدم تا خاتمالاوصیا به کسانی که خوب فهمیدند و خوب عمل کردند و بهموقع عمل کردند میگویند بسیجی.
۵ آذر سالگشت تشکیل بسیج است به دستور حضرت امام؛ که هفته بسیج را از ۲۹ آبان شروع میکنند تا به پنجم آذر که رسید یک هفته شود. این ایام را به همه بسیجیان تبریک عرض میکنم.
به مناسبتهای مختلف راجع به بسیج مطالبی را به عرض رساندهام. در این نوبت و هفته بعد هم انشاءالله اگر خدا خواست با قید حیات چندجملهای عرض میکنم.
بسیج را معنا کنیم؛ بسیج در لغت به معنای سامان است؛ عزم و اراده، آماده سفر شدن، آمادهسازی نیروهای نظامی برای جنگ. بسیج یعنی جمعکردن نیروها و آماده جنگ کردن؛ اما در اصطلاح به معنای حرکت منظم و سازمانیافته اجتماعی است که به شکلهای گوناگون در شرایط خاص مثل جنگ و حوادث غیرمترقبه و امثال اینها به وجود میآید.
در اساسنامه بسیج، بسیج را اینطور تعریف میکند که «نهادی است تحت فرماندهی رهبر معظم انقلاب که هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جهاد درراه خدا و گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان، طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت کامل بنیه دفاعی از طریق همکاری با سایر نیروهای مسلح، همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غیرمترقبه هست».
چه وظیفه خطیری دارد بسیج؛ اولاً مربوط به ایران نیست و جهانی است. حاکمیت قانون خدا در جهان. این بر اساس آرمانهای بلند انقلاب، تفکر و فرهنگ بسیج از مرزهای ایران میگذرد و به ملل محروم و انسانهای مظلوم و مستضعف جهان میرسد. فقط به ایران مربوط نیست. برای آنها پیام آرامشبخش و رهاییبخش از یوق ستمگران را به همراه دارد. پیامی که زمینههای حکومت عدل الهی و دولت مهدوی امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه را آمادهسازی میکند؛ بنابراین فراهم کردن نیروهای عالم و دانای به مأموریت و داشتن آمادگی لازم برای تحقق آرمانهای بلند الهی و انسانی ضروری و لازم است.
بهترین و رساترین و زیباترین تعریف از بسیج را حضرت امام دارد. فرمودند: «بسیج لشکر مخلص خداست». اولاً بسیج لشگر است؛ یعنی مجموعهای بزرگ از افراد پاکار با توان بالا و با تجهیزات لازم برای انجام مأموریتهای مختلف در هر جا که لازم باشد. کلمه لشگر ناظر به کمیت است.
ثانیاً این لشگر، مخلص است؛ یعنی به درجه بالایی از فضیلتهای انسانی رسیده و کار را برای دیده شدن و پول و چه و چه انجام نمیدهد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: اخلاص اوج ایمان و خصلت والاترین انسانهاست. امام فرمود: بسیج مخلص است؛ این کلمه ناظر به کیفیت است؛ یعنی آن کمیت چنین کیفیتی را هم دارد.
این لشگر، مخلصِ کیست؟ به کدام سمت حرکت میکند؟ به سمت خدا. این قید خدا هویتبخش است، شرافت آفرین است. سمتوسوی حرکت بسیج را که تحقق ارزشهای الهی است معین میکند.
این لشگر مخلص خدا هر جا که باشد از دین خدا و مظلومین دفاع میکند؛ نظیر همین صحنههایی که در منطقه توسط مقاومت انجام میگیرد. مقاومت لشگر مخلص خداست؛ او بسیجی است. مقاومت هم در تعریف بسیج قرار میگیرد. بسیجی هستند ولو اسمشان اسامی دیگری است.
مقاومت مهم و عظیمی که در حال انجام است را ببینید. شما قطعاً اخبار و اطلاعات و آمار را دنبال میکنید؛ لازم نیست بنده تکرارکننده اخبار باشم؛ مگر مطلب خاصی باشد. بالاخره همه نگران هستیم که پایان این حملات و درگیریها چه میشود.
مکرر اینجا عرض کردم که با همه سختیها و مشکلات و نسلکشیهایی که رژیم غاصب برای مردم فلسطین و غزه به وجود آورده اما بازنده و مغلوب این میدان رژیم صهیونیستی است. نه اینکه در آینده شکست بخورد؛ بلکه همان اولین روز حمله کاملاً شکست خورد؛ و از فردای آن روز جنگ غیرمستقیم با آمریکا شروع شد؛ بعضی جاها هم مستقیم؛ و از آن روز تا حالا آمریکا دارد به این رژیم نفس مصنوعی میدهد تا او را سرپا نگه دارد؛ چون همه حیثیت و موجودیت استکبار و دولتهای غربی بلکه اروپایی به شکست فلسطین و غزه بستگی دارد. آنها تلاش میکنند که زمین بخورد اما فرماندهان مقاومت و وحده الساحات با هوشمندی کامل جنگ این نوبت را یک عملیات مشترک دیدند. با هماهنگی کامل و تقسیم وظایف هرروز بهاندازه لازم ضربهای به دشمن عنود وارد میکنند.
اسرائیل با همه ادعای قدرتی که داشت نزدیک ۲۰ روز است با تسلیحات پیشرفته و بهکارگیری ۳۶۰ هزار نفر نظامی نتوانسته کاری انجام دهد در یک باریکه. تلفاتی که در این مدت داده معادل تلفات ۷۰ سال گذشته است.
مقاومت با طولانی شدن و فرسایشی شدن مشکلی ندارد. بدانید که به نفع مقاومت است. بعضیها در دلشان نگرانی دارند. بدانید که هرچه بیشتر فرسایشی شود به نفع مقاومت است؛ اما قطعاً صهیونیستها هم نمیتوانند تحمل کنند که جنگ طولانی شود.
دقت مقاومت این است که بهنوبت دارد از نیروهایش استفاده میکند. با ورود عراق و سوریه و یمن به عرصه، زندگی به کودک کشان خبیث تنگتر و تنگتر میشود و با هر اقدام پیامی هم به آمریکا و اسرائیل پلید میدهند. مثلاً اینکه یمن بااینکه فاصله دارد اما با به رخ کشیدن برد موشکهایش تلاویو را هدف قرار میدهد. این یعنی دنیا بدان که انصار الله در قالب یک دولت عمل میکند و قطعاً یک گروه فعال در یمن نیست؛ بلکه در محور مقاومت و در معادلات و تحولات سیاسی منطقه نقش تعیینکننده و مؤثر دارد.
یا وقتی حشدالشعبی عراق به مناطق اشغالی ضربه میزند یعنی آمریکا بدان حشدالشعبی هم آنقدر قدرتمند شده و توانمندی پیداکرده که میتواند مهمترین بندر اقتصادی و کلیدی رژیم منحوس را در بنادر دریای سرخ از فاصله ۵۰۰ کیلومتری با موشکهای نقطه زن خودش هدف قرار دهد و نابود کند.
و البته بدانید همه این حرکتها یعنی حضور ایران در منطقه. بعضی خیال میکنند که ایران حتماً باید با موشک و تسلیحات وارد میدان شود؛ خیر لازم نیست. ایران هم هوشمندانه عمل میکند. حمایت و پشتیبانی میکند، کار دیپلماتیک انجام میدهد و قبلاً هم آمادگیهای لازم را در آنها به وجود آورده که دارند این کارها را میکنند.
شاید آنها هم دنبال همین باشند که ایران مستقیماً بخواهد کاری را انجام بدهد و وارد جنگ شود؛ اما صلاح منطقه و آینده که نابودی کامل اسرائیل غاصب است غیرازاین است؛ همین مسیری است که دارد طی میشود و یقیناً و یقیناً همه شما نابودی صد درصد رژیم منحوس را خواهید دید.
الان وضعیتی شده که صهیونیستها به وعدههای آمریکاییها هم دیگر اعتماد ندارند. ازیکطرف آمریکا به صهیونیستها وعده میدهد که من نخواهم گذاشت سرزمینهای اشغالی مورد هدف قرار بگیرد و جنگ به آن سرزمینها برسد تا این را میگوید بلافاصله مقاومت هر نقطهای از سرزمینهای اشغالی را که اراده میکند یک ضربه میزند و یک موشکی به همانجا میزند یعنی دست برتر در اختیار مقاومت است.
بااینحال رهبران حماس اینطور نیست که از دیپلماسی کناره گرفته باشند. توقف درگیریها و آتشبس را استقبال میکنند. حسن نیت خودشان را هم برای آزادی اسرای خارجی و تبادل اسرای صهیونیستی نشان دادند. دائم هم گفتند اما صهیونیستهای خبیث ژست مذاکره میگیرند اما سنگاندازی میکنند.
امروز کمکی که مردم دنیا به جریان مقاومت میکنند همین اجتماعات میلیونی است که برپا میشود. واقعاً آثار بسیار بالایی دارد. در خود آمریکا ببینید چه جمعیتهایی بیرون میآید. در ایالتهای مختلفش تگزاس را دیدید ایالتهای مختلف را دیدید که چگونه جمعیت بیرون میآید؛ و آقا هم به طنز به بسیج انگلیس اشاره کردند. معلوم میشود در همه ایالتها و همه کشورهای خارجی این بسیج تشکیل شده. ظاهراً خودشان مدیریت میکنند و خودشان تجمع جمع میکنند. حالا بچهها باید بروند آنجا دفتر بزنند و ثبتنام کنند، اینها لااقل بدون پرونده نباشند (:
جمعیتی که امروز ضد استکبار و ضد صهیونیستها است بالا است. مردم دنیا کاملاً متوجه دروغهای آمریکا و حقوق بشری که از آن دم میزنند شدهاند. انشاءالله فردا همه ایران برمیخیزد و از مظلومان و زنان و کودکان مظلوم و بیدفاع دفاع میکند. شما مردم باوفا و صمیمی استان البرز و شهر کرج هم انشاءالله پرشورتر و محکمتر از قبل وارد عرصه شوید و با حضور گرمتان نشان دهید که یاور مظلومان هستید. نشان بدهید که پیرو مولایمان علی بن ابیطالب هستید که فرمود «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» و ما مقدمه حضور فردای خودمان را امروز با لعن بر آمریکا خواهیم داشت.
یک نکته دلگرمکننده هم بگویم؛ ما از دستورات دینی این را میفهمیم که هرچه سختی و فشار بالاتر برود فرج و گشایش حتمی و زودتر خواهد بود. فشاری که امروز فلسطین تحمل میکند بهزودی شهد پیروزی کامل را خواهند چشید؛ ولو الان هم پیروز هستند. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمود: شدیدترین زمان سختیها نزدیکترین زمان فرج است. نزدیکترین زمان به گشایش هنگامی است که کارها تنگ آید. امام صادق فرمودند: هرگاه بلا به بلا اضافه شود مایه عافیت از بلاست. ما این دستورات را داریم و آینده هم انشاءالله زیباست.
تذکری بدهم که صداوسیما در این مدت باقیمانده سه چهار ماه تا انتخابات، مشغول فعالیت جدیتری بشود تا عناصر پلید و پیادهنظام استکبار نتوانند با روایت سازیها و دروغپراکنیها اذهان را منحرف کرده بر حضور مردم تأثیر بگذارند. امروز تلاش برای ترغیب مشارکت مردم از وظایف اصلی همه است. روی مشارکت باید کار کرد؛ و هر کس با گفتارش و با عملش موجب تضعیف حضور و مشارکت مردم در انتخابات شود خائن به ملت و پیشرفت کشور است. ایران قوی وقتی محقق میشود که در یک رقابت واقعی و سالم در امنیت کامل مشارکت مردم در انتخابات حداکثری باشد.
حامی یک پیام سلام هم هستم؛ چند روز قبل توفیق شد با نمایندگان حضرت آقا محضر امام المسلمین و نائب الامام مشرف شویم. ایشان فرمودند: سلام گرم ما را به همه مردم برسانید. بنده هم ابلاغ سلام ایشان را خدمت شما دارم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/8/19 | 1402/8/19درِ سازمانهای بیخاصیت بین المللی را بهجای گل، سیمان بگیرید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه55
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا دائماً جان خود را با مطالب تازه شاداب میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: جان خود را با مطالب حکیمانه نو و دلنشین و خرم کنید زیرا روح هم مانند بدن خسته میشود. فکر و اندیشه خودتان را دائماً زنده و شاداب نگه دارید.
بحث راجع به مسائل مربوط به جوانان است که خیلی کوتاه و مختصر نکاتی اشاره میشود. جلسه گذشته راجع به جوانی و رفاقت چند حدیث خواندم بعض دوستان گفتند کمی بیشتر بیان شود این نوبت هم چند روایت از اولیاء دین برای شما بیان میکنم
باید حتماً با کسانی طرح رفاقت و دوستی ریخت که دارای فضائلی هستند و از افراد دستگیری میکنند. مثلاً با افراد عاقل دوست شوید و از احمق بهشدت فاصله بگیرید. امام سجاد به امام باقر علیهماالسلام فرمود: از رفاقت با احمق بپرهیز چون او اراده میکند به تو خیر برساند و به نفع تو قدمی بردارد اما براثر احمقی به تو زیان میرساند. امام عسکری فرمودند: دوست جاهل انسان را بهسختی و رنج میاندازد.
خلاصه چند روایت در این بیان امام صادق است که فرمودند: رفقای صمیمی و نزدیک انسان سه دسته هستند. دسته اول مثل غذا هستند، یعنی مثل غذا از ضروریات زندگی هستند و دائم و در همه حال انسان به آنها احتیاج دارد، به راهنماییها و مشورتها و کمکها و امثال ذالک. او دوست عاقل است. دسته دوم کسی است که وجود او برای انسان مثل مرض و بیماری است؛ یعنی رنجآور و غیرقابلتحمل است، او دوست احمق است. دسته سوم رفیقی است که وجودش مثل داروی شفابخش است؛ یعنی مشکل حل کن و راه نشاندهنده است. فهو اللبیب یعنی خردمند، او دوست خردمند است، لبیب از عاقل بالاتر است. دنبال دوستان لبیب و خردمند باشید چون او داروی دردهای زندگی است، او میتواند دوست خود را در مواقع حساس از خطر نجات دهد.
و البته در دوستیها هم نباید افراط داشت؛ و نباید حقوق همدیگر را هم نادیده گرفت. دایره رفاقت را آرامآرام باید محکم کرد، بعد از اختبار و آزمون، چون ممکن است به هر دلیلی دوستی به هم بخورد و باعث خسران شوید. امام صادق علیهالسلام فرمودند: دوست خود را از اسرار زندگیات آگاه مکن مگر آن سری که اگر به فرض دشمنت بداند به تو زیان نمیرساند، زیرا ممکن است دوست امروز تو روزی دشمنت شود.
در بیان دیگری امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: با دوست موردعلاقهات به مدارا و با حفظ جمیع جهات اظهار دوستی کن شاید روزی به مخالفت تو برخیزد و دشمنت شود و نسبت به کسی که به او خشم داری مدارا کن چون ممکن است روزی تیرگی از میان برود و مورد محبت قرار گیرد.
توجه دارید، آنکسی که حاضر میشود بدون هیچ ترسی به خاطر دفاع از دوستش دروغ بگوید و حق دیگران را از بین ببرد و ظلم کند، آیا امکان ندارد که در روزی که باهم به اختلاف خوردند و از هم جدا شدند بهمنظور انتقامگیری، به دوست گذشته خود، تهمت و افتراء ببندد و او را مورد بیآبروئی قرار دهد؟
امام صادق علیهالسلام فرمودند: از رفاقت با سه گروه بر حذر باش. خائن و ستمکار و سخنچین. چون کسی که روزی به نفع تو خیانت میکند روزی هم به ضرر تو خیانت میکند. کسی که برای تو به دیگری ستم میکند بهزودی به شخص تو ستم خواهد کرد و کسی که پیش تو نمامی و سخنچینی دیگران را میکند، بهزودی از تو نزد دیگران سخنچینی خواهد کرد.
البته این را هم باید توجه داشته باشید که به هر علتی از دوست خود جدا شدید پشت سر او غیبت و بدگوئی نداشته باشید که این کار، مذمت شده چون ممکن است باز به دلیلی برگردد.
نکته دیگر اینکه بعضی از دوستانِ خود توقع بیجا دارند، این هم نهی شده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: کسی که از دوست خود راضی نمیشود مگر اینکه از خودش به خاطر او بگذرد این شخص دائماً در خشم و غضب میماند. معلوم است که هیچکس راضی نمیشود به اسم رفاقت گذشتهای اینچنینی داشته باشد.
در مورد رفاقت دائماً متعادل باید رفتار کرد. از وصیتی که امیرالمؤمنین به امام مجتبی کردهاند نکته دیگری در دوستیها به دست میآید و آن اینکه باید از دوستی با فرد گنهکار پرهیز کرد. امام فرمودند: از مراکز بدنام بپرهیز، از مجالسی که مورد سوءظن است دوری کن و بدان که رفیق بد، دوست خود را فریب میدهد و میل او را به کارهای ناپسند تحریک میکند و سرانجام آلودهاش میسازد.
خب نمونههای فراوانی را خود شما شاید در نظر داشته باشید که جوان خوب و بانشاطی بود اما دوستان بد او را به بیراهه کشیدند و جوانی و آینده و زندگیاش را تباه کردند.
با چه کسانی دوست نشویم؟ در روایات فراوان مذمت شده که با افراد چاپلوس و متملق دوست نشوید. متملق کسی است که برخلاف عقیده و اعتقاد قلبی که دارد، حالا یا از روی ترس و یا طمع، شروع میکند به مدحگویی و تعریفهای نابجا. مبتلا به این رذیله خودش با دست خودش اقدام به از بین بردن شخصیت اجتماعی خود کرده است.
روایت دیگری از امام صادق علیهالسلام برای شما بخوانم. حضرت فرمودند: دوستی و رفاقت حدودی دارد، کسی که این حدود را ندارد دوستیاش کامل نیست. کسی که هیچکدام را ندارد اصلاً دوست نیست. اول آنکه ظاهر و باطن رفیق نسبت تو یکسان باشد. دوم زیبایی تو را برای خودش زینت و زشتی تو را برای خود زشت بداند. سوم اگر به مال و مقام رسید در رفتارش با تو تغییری حاصل نشود. چهارم از داشتههای خود در راه رفاقت مضایقه نکند. پنجم تو را در مواقع مصیبتها و سختیها تنها نگذارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین ولایت مدارند و سخنان و دستورات ولی جامعه را زمین نمیگذارند و تا حد توان اجرا میکنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام وقتی شنیدند که یاران معاویه به غارت شهر انبار اقدام کردهاند، تنها و پیاده از کوفه بیرون آمد تا به نُخیله رسید، مردم در آنجا به او پیوستند و گفتند: ما شرّ دشمن را از تو کفایت میکنیم.
حضرت در حکمت ۲۵۳ از حکم نهجالبلاغه پاسخ فرمودند: «وَ اللَّهُ مَا تَکْفُونَنِی اَنْفُسَکُمْ فَکَیْفَ تَکْفُونَنِی غَیْرَکُمْ إِنْ کَانَتِ الرَّعَایَا قَبْلِی لَتَشْکُو حَیْفَ رُعَاتِهَا فَإِنِّی الْیَوْمَ لَأَشْکُو حَیْفَ رَعِیَّتِی کَاَنَّنِی الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقَادَهُ أَوِ الْمَوْزُوعُ وَ هُمُ الْوَزَعَهُ». به خدا قسم شما شرّ خود را از من کفایت نمىکنید، چگونه شرّ غیر خود را از من کفایت میکنید؟ اگر رعیّت پیش از من از جور حکمرانان خود شاکى بودند، من امروز از ستم رعیّتم شکایت دارم، مثل این است که من پیرو ایشانم وایشان زمامدار و یا من فرمانبردارم و ایشان فرمانده.
باید دائماً امام جامعه را یاری کرد و الا شخصیتی مثل امام معصوم علی بن ابیطالب هم اگر یاریاش نکنند خانهنشین میشود؛ زمینگیر میشود. خدای تعالی توفیق فرمانبری از ولی را به همه ما عنایت کند.
۲۴ آبان روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار است. اولاً این روز را به همهکسانی که به نحوی با کتاب ارتباط دارند تبریک عرض میکنم. کتاب مهمترین نقش را در رشد فردی و اجتماعی و پرورش تمام ابعاد وجودی انسان دارد.
اگر بخواهیم اهمیت کتاب و کتابخوانی را درک کنیم همین بس است که خدای تعالی اولین خطابش به آخرین فرستادهاش این است که بخوان و معجزه پیامبر خاتم را کتاب قرار داد.
در این دورهای که قرار داریم و رسانههای مختلف با تمام قوا تلاش میکنند فکر و اندیشه افراد را در تصرف خود بگیرند وظیفه همه بخصوص دستگاههای فرهنگی این است که فرهنگ مطالعه را ترویج کنند و گسترش بدهند. باید نهضت مطالعه و کتابخوانی راه انداخت.
سالهای قبل شورای فرهنگ، مبحث مطالعه مفید را با راهکاری برای کشور و برش استانی با ریاست استاندار طراحی کرده بود که به نظر خوب است احیا شود.
مطالعه مفید معمولاً به نتیجه و اثر توجه دارد که بر علم مخاطب یا بر رفتار او و یا بر قلب او اثر بگذارد و بتواند مهارتهای مختلف او را بالا برده کاربردی کند و توانائیهای بالقوه خدادادی را فعلیت ببخشد.
ما به عنوان یک فرد مسلمان سرانه کتابخوانی کمی داریم و این خسران است. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «امروز کتابخوانى و علمآموزى نه تنها یک وظیفه ملى (یکی از جاهای اطاعت از ولی همین جاست)، که یک واجب دینى است. (مثل نماز میماند. فضا هم که فراهم شده؛ در گوشیها، در مسیر، بعضیها هم که حال خواندن ندارند کتاب گویا هست میتوانند کتاب را بشنوند. مقید به این قصه باشید) از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند، اگرچه آنگاه که انس با کتاب رواج یابد، کتابخوانی نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله براى آراستن شخصیت خویشتن، تلقى خواهد شد، ( اولش بهعنوان واجب شروع کنید؛ چند کتاب که خواندید عشقش جوری به دلتان میافتد که نمیتوانید دیگر از آن جدا شوید) و نهتنها جوانان، که همه نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد.»
خانوادهها این مسئله را کم نگیرید از کودکی روی بچهها کار کنید. خصوصاً روی کتاب کودک و بعد نوجوانان بیشتر باید کار کرد. باید این کتابها آنقدر جذاب باشد که کتابهای بیگانه رونقی نداشته باشد و فرهنگ خودمان بیشتر دنبال شود.
در جای دیگری هم فرمودند: «من فکر مىکنم اگر بتوانیم فرهنگ کتابخوانی را در کشور رایج کنیم و در کنار آن، تولید کتاب را هم خوب گسترش دهیم، بخش عمدهاى از وظایف فرهنگى دولت جمهورى اسلامى، بدینوسیله انجام خواهد گرفت.»
پدر و مادر و بعد مدرسه مهمترین نقش را در کتابخوان کردن جامعه دارند. قبلاً راجع به نذر کتاب و وقف کتاب و در گردش بودن کتاب و قفسه کتاب مساجد و امثال اینها نکاتی را عرض کردهام. یادم هست سالهای گذشته سیر مطالعاتی تاریخی دادم بهخصوص تاریخ معاصر.
امروز هم عرض میکنم سیر مطالعاتی مجموعه فکری حضرت آقا را داشته باشید؛ کتاب یاران حسین، انسان ۲۵۰ ساله، طرح کلی، خون دلی که لعل شد و امثال اینها. اینها را همه باید خوانده باشند. اینها کتابهایی است که به شما مبنا میدهد و دست شما را در قسمتهای زیادی از مسائل سیاسی اجتماعی خواهد گرفت.
یکی از مطالعات سودمند خواندن خاطرات رزمندگان و آشنایی با سرداران و فرماندهان دوران پرافتخار دفاع مقدس است که بسیار آموزنده و اثرگذار است.
یکی از این سرداران نامآشنا که کمتر راجع به او سخن گفته شده است شهید حاج حسن طهرانی مقدم است. ۲۱ آبان ماه سال ۹۰ سردار مخلص اسلام دانشمند باتقوا، مجاهد در عرصه خودکفائی، رئیس سازمان خودکفائی سپاه، پدر اقتدار موشکی ایران حاج حسن طهرانی مقدم به همراه ۱۶ نفر از پاسداران در انفجار زاغه مهمات به شهادت رسید. آن روز ساعت ۱ و بیست دقیقه بعدازظهر گذشته بود که تهران و کرج و اطراف آن تا ساوه و اراک را صدای مهیبی لرزاند و هر کس چیزی میگفت شدت انفجار آنقدر بالا بود که ما که در شرق تهران بودیم شنیدیم و حس کردیم. بعد فهمیدیم که این بزرگوار به شهادت رسیده است.
قطعاً شخصیت این سردار رشید اسلام باید بهعنوان الگو برای جوانان ما مطرح و شناسانده شود. بعد از فتح المبین این شهید بزرگوار، بنیانگذار توپخانه سپاه شد. یک جوان نوزده بیستساله، اول سال ۱۳۶۰ به جبهه آمد و اول سال ۱۳۶۱ توپخانه سپاه را راهاندازی کرد و ادامه داد تا موشکی. رسید بهجایی که در مراسم تشییعجنازهاش رهبر معظم انقلاب به خانواده او فرمود: «من مصیبتزده شدم». بعد که به منزلشان رفتند فرمودند: «شهید طهرانى مقدم سراپا اخلاص بود. من ۲۵۲۶ سال هست، ایشان را از نزدیک مىشناسم. همت خیلى بلندى داشت. افقهای خیلى بلندى را مىدید. یکى از خصوصیات برجسته ایشان مدیریت بود. یک مدیر طبیعى بود، درس مدیریت نخوانده بود اما واقعاً یک مدیر بود.»
یا یک سال قبل از شهادت در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۸۹، آقا بعد از بازدید از تلاشهاى جهادگران جهاد خودکفایى سپاه، کار بزرگ حاج حسن و همسنگرانش را «معجزهى توانایىهاى عزم راسخ انسان مؤمن» نامیدند. بعض سرداران سپاه میگفتند آقا فرموده بودند: «تاکنون، هر قولى که حاج حسن آقا به ما داد، وفا کرد.»
پیام امام خامنهای را راجع به شهادت طهرانی مقدم بخوانید که چه توصیفاتی کردند. «پیشتاز عناصر ممتاز سازمان جهاد خودکفایى سردار عالیقدر، دانشمند برجسته، پارساى بىادعا، برخوردار از اخلاص سرشار، داراى همت والا و بلند، نگاه به افقهاى خیلى بلند، برجسته در مدیریت؛ مدیریت طبیعى.»
سردار حاجیزاده درباره شهید گفتند: دائماً تکیهکلامش این بود که: ما باید مشت مقام معظم رهبرى را پر کنیم، ایشان ذریه امیرالمؤمنین علیهالسلام است و باید مشت ایشان پر باشد. چه اخلاصی! چه توجهی به آن روایت امیرالمؤمنین که اول خواندم که تبعیت از ولی باید داشت و توجه داشتن به وظیفه و انجاموظیفه در زمان.
قلب او از عشق به محرومان عالم لبریز بود و دلش پر بود از نفرت نسبت به صهیونیستها. او از توانمندىهاى ایران هراس و وحشت براى صهیونیستها درست کرد و خواب راحت را از چشم آنان گرفت و وصیت کرد روى سنگقبرش بنویسند: او آرزوى نابودى رژیم صهیونیستى را داشت.
کاری که او کرد این بود که دشمنان نظام اسلامی حتی فکر هرگونه تجاوز به ایران را نمیکنند؛ و البته شاگردانی را هم در مسیر کارهای خودش برای ادامه راه تربیت کرد؛ و امروز شاهدیم جوانان مجاهدی را که در مناطق مختلف غرب آسیا، از لبنان و فلسطین و سوریه و عراق و یمن و افغانستان و جاهای دیگر را که باواسطه یا بىواسطه بر سفرهای که او پهن کرد نشستهاند.
غرش موشکها و راکتهایی که خواب راحت را از سکنه مناطق اشغالی گرفته و ترس بر جان آنها انداخته و جبهه مقاومت را تقویت کرده همه دستاوردهای حرکت مخلصانه این سردار اسلام است؛ که در ۱۹، ۲۰ سالگی با تشکیل توپخانه شروع شد و به اینجا ختم شد.
طوفان الاقصی با شلیک ۶ هزار موشک شروع شد و هنوز ادامه دارد. مسیری که جبهه مقاومت در پیش گرفته استراتژی درستی است ولو شهید میدهند اما نتیجه به نفع آنان قطعی است به تحلیلهای غلطی که بعض مغرضان میکنند نباید توجه کرد.
البته این تحلیلهای مغرضانه در همه زمینهها هست میبینید که فعالیتهای گسترده دولت را چگونه ضایع میکنند. استقبال پرشور مردم کردستان از رئیسجمهور بعضیها را عصبانی کرده، دولت با تکمیل پروژههای نیمهتمامی که بعض از آنها دو دهه و بیشتر معطل مانده بوده، خدمت بزرگی به تکمیل زیرساختهای عمرانی برای رفاه حال مردم میکند.
واقع بیانصافی میکنند. در همین مسئله فروش نفت وزیر دولت قبل میگفت نمیتوانیم ۲۰۰ هزار بشکه هم بفروشیم اما امروز در شرایطی که برجام بیخاصیت مانده و خبری هم از اف ای تی اف نیست، نفت ۳ میلیون بشکه فروش میرود و باز بهعنوان نفر سوم تولیدکننده اوپک شدیم. بعد میگویند اینها نمایش است. خب شما چرا نمایش ندادید تا مذمت نشوید.
من بنا بر تعریف از دولت ندارم و منکر کمبودها و کاستیها در عملکرد دولت و مشکلات معیشتی و سفره کمرمق و گاهی بیرمق مردم نیستم اما بروید لااقل منصفانه کارها را با قبل مقایسه کنید. حرفهایی از روی بیتقوایی زده میشود ناراحتکننده است.
تحلیل و بیانات حکیمانه سید مقاومت را در هویت بخشی به نبرد غزه و فلسطین را همه ملاحظه کردید؛ که این نبرد را یک واکنش فلسطینی به ظلم صهیونیستی خلاصه کرد. ایجاد ابهام نسبت به عملکرد حزبالله در آینده دست خود را باز نکرد. خیلی خوب صحبت کرد؛ و البته درخواستهایی هم داشت؛ و آن اینکه کشورها دست از صدور بیانیه محکومیت و تقبیح رژیم صهیونیستی بردارند و وارد کار شوند و در مرحله اول روابط خودشان را با این رژیم پلید قطع کنند.
یعنی نصرالله جنگ امنیتی و نظامی را به سمت جنگ اقتصادی هدایت کرد تا زندگی صهیونیستها فشل و پیروزی زودتر حاصل شود. این راهبرد دقیقی است که باید همه کشورهای اسلامی کمک کنند تا نتیجه دهد و آن تحریم همهجانبه رژیم ددمنش است.
میدانید بعض از همین کشورهای منطقه که نمیخواهم اسم ببرم که اطراف ما هم هستند، بیش از ۶۰ درصد انرژی رژیم منحوس را تأمین میکنند و رابطه اقتصادی دوطرفه محکمی باهم دارند، او را زنده نگه میدارند. کشورهای اسلامی هستند که واردکننده ۱۰۰ در ۱۰۰ کالاهای اسرائیلی هستند. خب باید اول چرخه حیات صهیونیستهای سفاک را قطع کرد. انرژی ندهید و رابطه اقتصادی را قطع کنید.
این کشورها بدانند درست است که دستشان مباشرتاً به خون بیگناهان آلوده نیست اما در تمام جنایات صهیونیستها معاونت و همکاری دارند و به نام آنها هم ثبت میشود. باید هر مرز و گذرگاه را باز کنند و امنیتش راه را هم تأمین کنند. این کشورها در نسلکشی صهیونیستها شریک هستند. معاون رژیم صهیونیستی هستند.
چرا کشورها به مواد قانونی کنوانسیونهای بینالمللی که کالاهای اسرائیلی را به خاطر نسلکشی تحریم کردهاند عمل نمیکنند؟ قوانینی دارد. در همین کنوانسیونها آمده اگر کشوری به مناطق مسکونی حمله کند باید بهعنوان جنایتکار جنگی محاکمه شود.
خب چرا اسرائیل را که بیش از ۵۰ درصد منازل مردم غزه را با خاک یکی کرده محاکمه نمیکنید؟ این موجود پلید و خبیث به هیچ قانونی پایبند نیست و تحت حمایت شیطان اعظم هر کاری را میکند. به نظرم برای آسودگی خیال همه باید درِ این سازمانهای بیخاصیت را بهجای گل سیمان بگیرید.
ما طبق اصول کلی که داریم و انقلابمان بر اساس همان اصول شروع شده و تا امروز ادامه پیدا کرده، از همه محرومان عالم حمایت میکنیم. ما از غزه و جبهه مقاومت حمایت میکنیم؛ و در روز جمعه نشانه حمایت ما این است که هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا میکشیم.
خدای تعالی درجات شهید سعید طهرانی مقدم را رفعت دهد. نثار این شهید و شهدای اقتدار و حرم و قدس صلوات بفرستید.
۲۴ آبان ماه سالگشت وفات علامه طباطبائی قدس سره است این عالم عظیم الشانی که باطن پاک و طاهرش با حقائق قرآن مساس داشت که لا یمسه الا المطهرون.
تفسیر المیزان او موسوعه بزرگی است از معارف و معالم دین و شریعت حقه که هر طالب حقیقتی را به مقصد میرساند.
در فرصتی باید از ویژگیهای این عارف فرزانه و فقیه حکیم برای شما عرض کنم که چگونه با تأسی به استادش مرحوم آیتالله قاضی، قرآن را با قرآن تفسیر میکرد. من از شیخنا الاستاذ علامه شنیدم که ایشان میفرمود: بعضی از بخشهای المیزان را علامه با سجدههای ۵، ۶ ساعته توانسته تلقی کند و بفهمد و بیان کند. به این سادگیها با درس خواندن و علوم ظاهری به دست نمیآید. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
بحث مهمی راجع به انتخابات و سلامت و امنیت آنکه زمینه مشارکت بیشتر میشود داشتم که وقت گذشت؛ انشاءالله در فرصت دیگری عرض خواهد شد به قید حیات.
این سلامت را باید نظارتیها و اجراییها فراهم کنند و مرحله اول آن انتخاب افرادی است که این مهم را به عهد میگیرند؛ لذا مسئولین این دو دستگاه باید دقت کنند که چه افرادی را در آن روز میکارند که آنها بعداً گرفتاریهایی را درست نکنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/8/12 | 1402/8/12انقلاب اسلامی مقابله با رژیم صهیونیستی و دفاع از فلسطین را احیا کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه56
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله
متقین اهل عبادت هستند و از روی میل و عشق بندگی خدا را میکنند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: عبادت خداوند را با بی میلی به نفس خود تحمیل ننمائید. بحث ما راجع به شخصیت نوجوان و جوان بود و نکاتی عرض شد. با توجه به این که دوران جوانی دوره شدت احساسات است که اگر درست مدیریت نشود در خودشناسی و دگرشناسی دچار خطاء و انحرافی میشود که آیندهاش را به خطر میاندازد. حب به نفس و دوست داشتن خود اگر به حالت افراط نرسد میتواند بهترین زمینههای رشد علمی و معنوی و اخلاقی و رفتاری را در فرد شکوفا کند. حب به ذات را خداوند حکیمانه در نهاد همه قرار داده است، که در زمانهائی شدت و گاهی کم فروغ است.
اگر به افراط برسد شخص خود پرست میشود. دیگر هیچکس و هیچ چیز را دوست ندارد الا خودش و متعلقاتش را، مو و بدن و لباس و آرایش خود را بهترین و بالاترین میبیند که این حالت، افراط و نوعی بیماری است در حقیقت این شخص سرمایهاش را خراب کرده است چون با حب به ذات میتوان خود را به عزت رساند نه ذلت. حب به ذات برمیگردد به دوست داشتن موجود مجرد ملکوتی که از طبیعت و خاک نیست، الهی است. اگر این حس که خداوند در انسانها قرار داده و کرامت خواهی هم به آن گفته میشود خوب مدیریت شود و در مسیر صحیح خودش قرار گیرد منشاء رشد و ارتقاء جوانان خواهد بود.
در این حال شخص میخواهد انسانیتش حفظ شود و با حیوانات فرق داشته باشد. بنابراین مربی کار بلد و همچنین والدین باید از این غریزه خدا دادی حب به ذات و خویشتن دوستی نوجوان و جوان به خوبی استفاده کنند و خود جوان هم باید این صفت را در خودش مدیریت کند و نگذارد که هرز برود تا کمالات دنیائی و آخرتی را بدست بیاورد. و الا همین حال منشاء گرفتاریهای بزرگ اخلاقی و رفتاری و از دست دادن بهترین فرصتها و ذلیل شدن شخص خواهد شد. کسی که خود دوستی را از حد بگذراند شخصیتش را خراب کرده دچار عجب و خودپسندی شده که در روایات مورد مذمت قرار گرفته است.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: الاعجابُ یَمنَعُ الازدیادَ. خود پسندی مانع افزایش است. که اینجا منظور کمالات معنوی و رشد انسانی است. و یا در بیان امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسیکه نسبت به خود و کارهای خود دچار خود دوستی باشد از راه مستقیم هدایت منحرف شده و چیزی را که شایسته آن نیست ادعا میکند. و اگر این حالت افراطی شود امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: حماقت است و نشانه ضعف عقل است و خشم خدای تعالی را به همراه دارد.
به هر تقدیر یکی از راههای شخصیت دادن به جوان و بدست آوردن کمالات در او توجه به خود است نه آن من، که مذموم است و نهی شده بلکه فطرتی که الهی است و کمال طلب است. حالا اگر کسی مسیر غلطی را طی کرد و شخصیت خود را از بین برد راه برگشت دارد یا نه؟ قطعاً راه برگشت وجود دارد البته با سعی و تلاش و اهتمام. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: هرگز از مجاهده و کوشش در اصلاح نفس خویش باز نایست زیرا چیزی جز سعی تو را در این کار یاری نخواهد کرد.
اگر کسی در خودش عیب اخلاقی و عادت بد رفتاری میبیند باید تلاش کند و خود را از آن عیوب نجات دهد. و البته باید تلاش و جدیت داشته باشد تا به نتیجه برسد. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: هر کس که خود را در اصلاح نفس به زحمت وادار کند، سعادتمند میشود. لذا کسی که اقدامی برای بهبود وضع خود ندارد، یا خودپسندی دارد یا جهل دارد. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: بی خبری انسان از عیوب اخلاقیش در ردیف بزرگترین گناهان اوست. و ناتوانترین مردم کسی است که به اصلاح نقائص نفسانی خود توانا باشد اما اقدام نکند.
باید ریشهیابی کرد و خود را از رذائل نجات داد. خوب یکی از موارد به انحراف افتادن جوانان و از دست دادن فضائل اخلاقی، رفاقت با افرادی است که برای خود و دیگران احترامی قائل نیستند و اهل گنله و بزه هستند. همنشینی به سرعت در انسان اثر میگذارد و باید مواظب مجالستها بود. امام رضا علیهالسلام فرمودند:با شرابخوار همنشن نشو و با او سلام نکن. این همه در فضیلت سلام و ابتدا به سلام سفارش و تاکید شده است اما اینجا نهی شده یا مثلاً امام جواد علیهالسلام فرمودند با انسان شرور رفاقت نکن که مثل شمشیر ظاهری خوب و اثری بد دارد.
نکته دیگری را امیرالمومنینعلیهالسلام اضافه دارند و آن اینکه فرمودند: از مصاحبت با مردم شرور بپرهیز که طبیعت تو، طبع شرور او را میدزدد در حالیکه تو از آن بیخبری. جوانان در دوران نوجوانی و جوانی چون علاقه به رفاقت و دوستی با هم سالان خود دارند و اتفاقاً دوستیهای عمیقی که گاهی تا پایان عمر ماندگاری دارد در همین ایام بوجود میآید لذا اولیاء دین سفارش فراوان کردند که با چه کسانی دوست شویم و با چه کسانی نه. تاکید کردند بررسی کنید.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: کسیکه بعد از آزمایش صحیح کسی را به دوستی انتخاب میکند، رفاقتش پایدار و مودتش استوار خواهد بود. یعنی نباید احساسی و بدون بررسی و از روی انگیزههای زودگذر عاطفی انتخاب کرد. بحث اینجا فراوان است به مناسبتی بعض نکات را عرض کرده بودم. خلاصه تا میتوانید با افرادی طرح دوستی و رفاقت بریزید که کمالاتی دارند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل محاسبه نفس هستند و از اعمال خود مغرور نمیشوند. امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت ۲۵۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: کَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ. چه بسا افرادى که با نیکى نسبت به او گرفتار استدراج(مهلت دادن) است. و چه بسا که به سبب پردهپوشى، مغرور است. و چه بسا کسانى که به سبب خوشنامى به خود شیفته و فریب خوردهاند و خداوند سبحان هیچ کس را به چیزى چون مهلت دادن نیازموده است. همانطور که مرحوم سید رضى ره فرموده است این کلام قبلاً هم نقل شد ولى اینجا عبارت کاملتر و زیباتر بیان شده است. در آن زیادتى پسندیده و سودمند است. مطلب هم روشن است. افراد اگر خطائی کردند اما دیدند خداوند نعمتهایش را بدون تاخیر در اختیار میگذارد بترسند از اینکه دچار استدراج و مهلت خدا نشده باشند که یک مرتبه گرفته شوند
۱۳ آبان سالگشت تبعید حضرت امام رضواناللهعلیه از ایران به ترکیه در سال ۴۳ و روز ملی استکبارستیزی است. روز دانشآموز است به مناسبت کشتار دانش آموزان توسط رژیم سفاک شاهنشاهی در سال ۵۷؛ و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام در سال ۵۸.
این سه مقطع خاص و سه حادثه مهم تاریخی در حماسه استکبارستیزی ملت با بصیرت ایران از اهمیت ویژه برخوردار است. هرسال با توجه به تحولات مختلف در عرصه سیاسی و امنیتی اهمیتش بیشتر شده است.
بیش از ۴۰ سال است که رسماً بین ایران و استکبار جهانی و بهخصوص آمریکای پلید تقابل جدی وجود دارد و این سالها به خاطر نفوذ و قدرت و عمق راهبردی ایران تقابل بیشتر و گستردهتری پیدا شده و هیمنه آمریکا هم رو به افول و نابودی رفته.
البته چون دشمنیهای آنها با ترفندهای جدید ادامه دارد و تمامشدنی نیست و از طرف دیگر یک خط فکری جاهل یا فاسد یا خائن وجود دارد که سیاه نمایی میکند و بهعنوان نفوذی و عامل پنجم در داخل کشور کار میکند و سم میپاشد، لازم است که جبهه انقلاب دائماً روشنگری کند و تبیین کند. اساساً این سه حادثه با تبیینگری در تاریخ ماندگار شده است و الا آن را از بین میبردند.
همانطور که ملاحظه فرمودید چند روز قبل یک نمونه از تبیین و شناساندن چهره منحوس آمریکا را چگونه رهبر معظم انقلاب تبیین کردند و درعینحال روش تبیین و تحلیل را هم نمونه دادند که اگر خواستید تحلیل کنید یک راهش این است؛ و البته همیشه این درخواست را هم دارند که جوانان اهل تبیین باشند و فقط احساسات محرک عمل آنان نباشد. کارهایی که انجام میدهند پشتش تأمل و تحلیل باشد.
مثلاً در همین جلسه اخیر ایشان فرمودند: «میدان، میدان غزه و اسرائیل نیست میدان حق و باطل است. میدان میدان استکبار و ایمان است. یک طرف قدرت ایمان یک طرف قدرت استکبار». این یک تحلیل است
تقابل بین حق و باطل از اول خلقت تا امروز هست و تا ظهور حضرت هم ادامه خواهد داشت. استکبار یک کلمه قرآنی است. بحث مفصلی دارد. من هم بخشی را آماده کرده بودم که استکبار را از منظر قرآن بحث کنم که انشاالله در یک خطبه مستقل به آن میپردازم با قید حیات.
توجه دارید که انقلاب اسلامی زمینهساز بزرگترین جریان در خنثیسازی اهداف استکباری آمریکا شد. سد محکمی را در برابر سلطهگری شیطان بزرگ به وجود آورد. مسلمین را بیدار کرد. مقاومت را نظریهپردازی کرد. مقابله با رژیم صهیونیستی و دفاع از فلسطین را احیا کرد و روی وحدت جهان اسلام کار اساسی و جدی انجام داد که همه اینها قابلبحث است.
اما راجع به مرگ بر آمریکا که ما مقید هستیم هر هفته شعار را تکرار کنید، حضرت آقا دربیانشان فرمودند «اینکه شما میگویید مرگ بر آمریکا این صرفاً یک شعار نیست» ببینید اینجا یک تحلیل پشت آن است «اینیک خطمشی است». ما سعی کردیم در این ۱۰ سال لااقل هر هفته شما تکرار را داشته باشید که یادمان نرود اینیک خطمشی است.
بدانید که شعار مرگ بر آمریکا رمز اقتدار ماست. اگر این را از ما بگیرند نفوذ بینالمللی خودمان را ازدستدادهایم. این شعار ملت ایران را با سایر ملل دنیا پیوند استراتژیک داده است. جبهه بزرگی را در دنیا به وجود آورده که قلب تپنده آن ایران اسلامی و انقلابی است.
نشر و توسعه این شعار برای آمریکا همیشه خسارتبار بوده و خسارتبار هم هست. لذا در مقاطع مختلف از ایران خواستند که دست از این شعار بردارد و خواستند که مردم این شعار را ندهند. حتی دیدید بعضیها برای اثبات تحلیل غلط خودشان خواب و خاطره هم از امام برای کنار گذاشتن این شعار نقل کردند. از امامی که همین تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند.
که اگر آن روز امام از همان دانشجوها حمایت نمیکردند عدهای دانشجویان را له کرده بودند؛ آنها را منکوب میکردند. امام وارد عرصه شدند و حمایتشان کردند؛ و دوستان اگر یادشان باشد چقدر آن روزها امام دقیق بودند. یکی دو روز بعدازاین گرفتن آمریکاییها، امام پیام دادند زنانی که از لانه جاسوسی اسیر شدند و سیاهان را به خاطر اینکه آمریکا به زنان و سیاهان ظلم کرده یکطرفه آزاد کنید. همینهایی که الان ما را متهم میکنند به حرفهایی، از اول انقلاب نسبت به بانوان ببینید که رهبر انقلاب و امامین انقلاب چه موضعی داشتند.
وصیتنامه امام و آخرین کلام امام این است «محکم بایستید که آمریکا و عوامل آن در کمین شما هستند تا عزت و استقلال شما را که برای آن خون هزاران انسان شریف نثار شده است لگدکوب نمایند» این آخرین کلمات امام است. آنوقت چطور میگویند که امام با این شعار تناسب نداشت و دوست داشته که مثلاً کنار گذاشته شود؟!
طرحهای خبیثانه ریختند، سرمایهها هزینه کردند، نقشههایی برای براندازی و ناامید کردن مردم ریختند آمریکاییها، شیطنت کردند، اما فردا ۱۳ آبان تمام دنیا خواهند دید که آحاد مردم، مردم باایمان، مردم باایمان ایران اسلامی، بر آرمانهای اولیهاش محکم و استوار ایستاده و از انقلابش دفاع خواهد کرد. قطعاً از بچههای ایرانی سیلی محکمی دریافت خواهند کرد.
حرف دانش آموزان و مردم ایران به رهبر معظم انقلاب در جریانات مختلفی که پیش میآید و همین شعارها این است که «این بادهای به غیرت درآمده تسلیم امر توست که طوفان نمیکند» و الا اگر شما اجازه بدهید خیلی کارها پیش خواهد رفت.
آقا راجع به جریانات روز هم این را فرمودند که «این بمبارانها باید فوراً قطع شود. راه صدور نفت و ارزاق به رژیم صهیونیستی را ببندید. دولتهای اسلامی با رژیم صهیونیستی همکاری اقتصادی نکنند. بایستی همه دنیای اسلام علیه رژیم صهیونیستی بسیج شوند. بایستی رژیم صهیونیستی محکوم شود. در همه مجامع جهانی با صدای بلند این جنایت را این فاجعهآفرینی را بدون تردید و بدون لکنت محکوم کنند».
واقعاً تنها کشوری که بدون لکنت از فلسطین دارد دفاع میکند ملت و دولت و نظام ایران است. از دستگاه دیپلماسی کشور ما کشورهای دیگر یاد بگیرند و با جدیت وارد عرصه شوند. البته امروز رهبر حزبالله لبنان هم طبق وعده قطعاً بیاناتی بدون لکنت خواهد داشت که انشاالله تأثیرگذار خواهد بود.
راجع به ۱۳ آبان نکتهای را عرض کنم. بعد از هجرت امام به پاریس در چهاردهم مهر سال ۵۷ تقریباً سال تحصیلی شروع شده بود که امام پیامی را خطاب به محصلین علوم دینی طلاب و روحانیون و حوزههای علمیه دانشگاهها مدارس و اساتید معلمان دادند که متن برانگیزانندهای داشت. بر اساس آموزههای قرآن دعوت کردند به نهضت و قیام علیه طاغوت.
۱۳ آبان یعنی تقریباً یک ماه بعد این اتفاق افتاد که فقط یک تظاهرات موردی نبود. یک سلسلهای از تظاهرات بود؛ یعنی بعدازاینکه این پیام از طرف امام آمد شروع شد. از همان اوایل آبان که یادم است روز دوم آبان اولین حرکت شروع شد. بعد ششم هشتم دهم دوازدهم این کار انجام شد. در شهرری یک حرکت خیلی بزرگی اتفاق افتاد که اینها پشت سر هم انجام شد. در سطح کشور انجام شد در تهران هم بود.
تا روز ۱۳ آبان که آن سال هم اتفاقاً مثل امسال شنبه بود، اجتماع بزرگی در دانشگاه تهران جمع شد. رژیم منفور و ددمنش پهلوی برای اثبات دیکتاتوری خودش دانش آموزان را در دانشگاه که جمع شده بودند محاصره کرد و گاز اشک آور میانداخت و آنها هم شعار میدادند. دانشجوها بودند افراد دیگر هم بودند. آنجا هم مقوا آتش زدند که گاز اشکآور تأثیر نگذارد.
یکمرتبه لوله اسلحهها پایین آمد و بستند به رگبار و خاک و خون راه انداختند. تعداد زیادی از دانش آموزان مجروح شدند تعدادی شهید شدند. مستقیماً بهطرف بچهها شلیک کردند که ۶ ساعت طول کشید. از دانشگاه بیرون آمد و نزدیک ۳۰ نقطه در تهران را تحت تأثیر خودش قرار داد و نقطه عطفی برای سرنگونی دیکتاتوری ۲۵۰۰ ساله پهلوی شد؛ که خون جوانانی که آن روز ریخته شد منشأ آثار بود. خدای تعالی شهدای بزرگوار انقلاب اسلامی بهخصوص شهدای دانشآموز و بالأخص دانش آموزان ۱۳ آبان را متعالی کند و رفعت مقام بدهد و غریق رحمت بیکرانش بگرداند.
۱۴ آبان روز فرهنگ عمومی است. فرهنگ یک مسئله مهم و حیاتی است که حضرت آقا از آن بهعنوان هوا نام بردند. نظام سلطه برای اینکه بر کشورها مسلط شود اقدام نظامی را که هزینههای گزافی دارد کنار گذاشته است. حتی تحریمهای اقتصادی را هم زیاد دنبال نمیکند؛ برای بعضی از کشورها هست ولی دیگر عمومی نیست.
بلکه بیشترین تمرکز خودش را روی سبک زندگی و تغییر محیطزیست فرهنگی در ملتها قرار داده است. برای اینکه بتواند حرف خودش را عملی کند اول این را القا میکند که فرهنگ قابل مدیریت نیست. برای خودش هم البته ادلهای را دستوپا میکند.
قطعاً جوامع انسانی اگر بخواهند رشد و تکامل معنوی داشته باشند چارهای ندارند جز اینکه سبک زندگی خودشان را ازنظر فرهنگی مدیریت کنند. ضعفی اگر دارد از بین ببرند و جلوی موانعش را بگیرند. هر چیزی که باعث تخریب و خسارت فرهنگ میشود را جلوگیری کنند. هر چیزی که رشد میدهد و تربیت میکند را فراهم کنند. مهندسی فرهنگی یکی از ضروریات هر جامعهای است.
خود حضرت آقا راجع به این قصه اینگونه فرمودند: «نمیشود ما میدان را رها کنیم تا دیگران هر کاری میخواهند بکنند. امروز همان کسانی که ادعای آزادی میکنند و دم از لیبرال بودن میزنند پیچیدهترین و دقیقترین شیوه کنترل را برای فرهنگ کشورهای خودشان بلکه سراسر دنیا اعمال میکنند. سعی دارند که فرهنگ خودشان را به کشورهای دیگر منتقل و تزریق کنند».
این یعنی لازم است که ما مهندسی فرهنگی داشته باشیم و با برنامه امور فرهنگی پیش رود. حالا یک سؤال؛ یعنی حکومت باید فرهنگ را اداره کند؟ باز در اینجا من توجهی به سخنان حضرت آقا میدهم چون جامع است. فرمودند در مقوله فرهنگ رفتار حکومت باید دلسوزانه مثل باغبان باشد. باغبان به هنگام نهال میکارد، به هنگام آبیاری میکند، به هنگام هرس میکند، به هنگام سمپاشی میکند، به هنگام میوهچینی میکند. باید فضای فرهنگی کشور را باغبانی کرد؛ یعنی مسئولانه و با دقت این مقوله را دنبال کرد.
استعاره بسیار زیبایی است که ایشان به کار برده است؛ یعنی لازم است که اول انواع فرهنگها با تنوعی که دارند را بشناسیم مثل انواع گیاهان، باغها، میوهها بعد نسبت به کاشت و داشت و برداشت آنها اقدام لازم را انجام دهیم.
در استان هم دو سالی هست که شورای فرهنگ عمومی استان بر اساس مهندسی فرهنگی کشور برش استانی را ترسیم کرده است. با توجه به بوم منطقه عملیاتی را انجام دادیم که انشاالله منشأ آثار و برکاتی تا حالا بوده و ادامه خواهد داشت چون کارهای فرهنگی و زیرساختی مسیر خاصی را باید طی کند.
حرف از فرهنگ شد این تذکر را باید بدهم به بعضی از کارگزاران نظام که در این روزها شاید شنیدهاید. فرهنگ اربابورعیتی سالهاست از کشور رخت بر بسته است. شما خادم ملت هستید؛ یعنی هرکسی در جمهوری اسلامی مسئولیتی دارد باید خودش را خادم بداند. رهبر انقلاب میگوید من خادم شما هستم. نوع رفتار شما نباید از بالا به پایین و از روی تبختر و تکبر باشد. استاندار، فرماندار، بخشدار، دهدار، امامجمعه؛ فرق نمیکند هرکسی که جایی مسئولیتی دارد و کاری به دستش است خادم است. باید به خواسته توجه داشته باشد.
تذکر فرهنگی دیگری که دارم به صداوسیما است که مواظب باشید بیتالمال را هدر ندهید. حالا که با هر ترفندی اخذ منابع میکنید پول جمع میکنید و بالاخره هزینههای خودتان را جبران کنید پس آن را هدر ندهید. بله باید به منتقدین و مخالفین هم فرصت استفاده و ابراز عقیده از رسانه ملی داده شود اما در کجای دنیا به معاندین و براندازان فضا داده میشود که سخن بگویند؟ این افراد به تنها چیزی که فکر نمیکنند وحدت ملی است؛ و الا در زمان خاص خودش دوقطبی و چندقطبی با شعارهایشان علیه محور مقاومت درست نمیکردند. اینها بهاندازه کافی در رسانههای زرد خودشان خزعبلات و مزخرفات میگویند؛ دیگر شما به آنها میدان ندهید که از بیتالمال این حرفها را بزنند. مواظب رسانه باشید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/8/5 | 1402/8/5کشورهای خط مقاومت باهم علیه رژیم صهیونیستی یکصدا شدهاند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه57
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از نقصهای ظاهری منفعل نمیشوند و کمبودها تأثیری در انجام وظائف آنان نمیگذارد. در جلسه گذشته راجع به شخصیت جوانان و حفظ حرمت آنان، کوتاه، نکاتی عرض شد. اینکه باید تلاش کنند تا فضائل اخلاقی و صفات پسندیده را در خود ملکه کنند تا مورداحترام قرار گیرند.
جوان باید بداند که هرچه صفات پسندیده و یا ناپسند در این دوران کسب کند اثر عمیقی در سعادتمندی و یا شقاوت او تا پایان عمر خواهد داشت. باید تلاش کرد و کسب فضیلت کرد. امام صادق علیهالسلام فرمود: کسی که دو روزش مثل هم باشد، (رشد انسانی نداشته باشد) مغبون است؛ و کسی که امروزش بهتر از دیروز باشد، مورد غبطه است. (توفیق او را باید برای خود خواست) و کسی که امروزش بدتر از دیروز است محروم از رحمت حق است؛ و کسی که نفس خود را پیوسته در کمال تازهای نبیند و در معنویاتِ خود احساس فزونی نکند در معرض کمبود و نقص قرار گرفته است؛ و کسی که در راه نقص قدم برمیدارد مرگ از زندگی برای او بهتر است.
بهخصوص در دوران جوانی و نوجوانی کسانی که خوی پسندیده دارند میتوانند با افراد مختلف ارتباط برقرار کنند، برای خود و جامعه مفید باشند. همه باید سازگاری با محیط و داشتن سعهصدر و مدارا کردن با مردم را بیاموزند.
تعدادی از روایات به ما آموزش میدهند که چگونه شخصیت خود را بسازیم و در مقابل مسائل پیش رو چگونه عمل کنیم. بهعنوان نمونه، رسول خدا فرمودند: مرد باایمان در برابر طوفان حوادث مانند خوشه رسیده است که وقتی باد میوزد روی زمین خم میشود و چون باد میایستد دوباره بهپای میایستد؛ یعنی خودش را تطبیق میدهد و نمیگذارد شری به او برسد و آسیب ببیند. بعد فرمودند: ولی کافر مانند درخت صنوبر، نابجا در مقابل طوفان مقاومت میکند تا از ریشه کنده شود.
جوان نباید فکر کند اگر کمبودهایی در جسم و بدن دارد مانع فعالیت و حضور مؤثر او در جامعه است و درنتیجه شخصیتش دچار تزلزل و شکست روحی شده بیاراده شود.
یکی از اصحاب امام صادق علیهالسلام به نام یونس بن عمار در زمانی دچار برص شد و لکههای سفیدی در صورتش پیدا شد. این عارضه باعث آزردگی خاطر او شد. بعلاوه شخصیت اجتماعیاش را تنزل داد و بعضی دربارهاش میگفتند اگر دینِ حق به او نیاز داشت و وجودش منشأ اثر بود به این بلیه مبتلا نمیشد.
ناچار خدمت امام صادق علیهالسلام رسید و گفتههای مردم که باعث ناراحتیاش شده بود را برای حضرت بازگو کرد. امام علیهالسلام فرمود: انگشتهای مؤمن آل فرعون به هم چسبیده و بیحرکت بود. او در موقع سخن گفتن بدون احساس ضعف و انکسار، دست معیوب خود را بهسوی مردم دراز میکرد و میفرمود: از فرستادگان خدا پیروی کنید؛ یعنی بدون تزلزل روحی، مردم را دعوت به پیروی از انبیاء الهی میکرد.
امام با بیان این قصه روحیه شاگردش را تقویت کرد و فهماند که به خاطر عوارض اینچنینی که پیش میآید نباید روحیه انسان تضعیف شود و از مردم کنارهگیری کند. البته نقش خانواده و جامعه در این امور و تقویت روحیه و امیدوار کردن و مؤثر دانستن او بسیار مهم است. پدر و مادر در ساختن شخصیت جوانان اثر فراوان را دارند بعد مدرسه و محیط و دوستان و عوامل دیگر.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: فرزندان با صلاحیت اخلاقی پدران خود، از خطر انحراف مصون میمانند؛ و البته نقش مکنت مالی و کفاف مخارج زندگی هم در آرامش روحی و تربیت و شخصیت فرد بیتأثیر نیست. امام کاظم علیهالسلام فرمودند: خوش به حال کسی که باایمان است و برای گذران زندگی درآمد کافی دارد.
گاهی فقر و محرومیت در تزلزل شخصیت جوان و احساس کمبود و عقبافتادگی او بیتأثیر نیست. البته گاهی ثروت پدر که در مسیر درست و با برنامه مصرف نشود هم اثر بد و مخرب بر شخصیت جوانان میگذارد و از او شخصی تنبل و تنپرور و یاغی درست میکند.
بههرتقدیر صفات اخلاقی والدین بر روی فرزندان تأثیر مستقیم دارد، پدر و مادر تندخو فرزند عصبانی درست میکند. پدر و مادر بخیل فرزند بخیل و حریص درست میکند و اگر شجاع و باعفت و کریم و عزیز باشند فرزندانشان همان خواهند شد.
اما مهمتر از همه اینها نقش حاکمان جامعه است. زمامداران در تربیت افراد جامعه نقش بسیار مهمی دارند به حدّی که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: مردم در روشهای اخلاقی و رفتاری به حاکمان خود بیشتر شبیه هستند تا به پدران خود.
بنابراین مدیر یک مجموعه که تعدادی جوان را در اختیار دارد در تکون شخصیت آنان مهمترین نقش را دارد که آنها را انسانهای عادل و بافضیلت و بااخلاق بار بیاورد یا برعکس.
با توجه به اینکه فرصت نوجوانی و جوانی بهسرعت سپری میشود، نباید آن را از دست داد و یا به اموری که کمتر اهمیت دارد پرداخت که در آینده چیزی جز افسوس برای شخص نخواهد داشت. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که خویشتن را به کارهای غیرضروری سرگرم کند با این عمل، کارهای ضروری خود را ضایع و تباه کرده است. باید برنامه داشت اولویتبندی کرد و با مدیریت زمان پیش رفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل فریب و فریبکاری نیستند، مگر مواردی را که شرع اجازه داده است مثل حیله جنگی. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۵۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ». وفادارى نسبتبه فریبکاران، خود نوعی فریبکارى در پیشگاه خداست؛ و فریبکارى نسبت به فریبکاران، وفادارى در پیشگاه خداست.
این بیان حضرت تذکر به این نکته است که وفاداری به پیمان تا وقتی است که طرف مقابل فریبکاری نکند. یهود از اول کارشان عهدشکنی و برخلاف پیمان عمل کردن بود. یهود بنى قینقاع با رسول خدا عهدى بستند و بعد تصمیم بر پیمانشکنی داشتند که خداوند، حضرت را با خبر کرد و دستور داد تا با آنان بجنگد و به خاطر پیمانشکنیشان آنان را مجازات کند، چون وفادارى به آنان، بىوفایى به پیمان با خدا بود. خدای تعالی توفیق دهد همه ما وفادار به دستورات خدا باشیم و تقوای الهی را در همه حالات و مراحل زندگی و رعایت کنیم.
سالهای قبل، از ۸ آبان روز شهادت شهید فهمیده تا ۱۳ آبان که سالگشت شهادت دانش آموزان بود را هفته نوجوان و روز بسیج دانشآموزی نامگذاری کردند، اما دو روز دیگر که هرکدام حادثه دلخراش و تلخی در آن اتفاق افتاد به این ایام اضافه شد؛ ۶ آبان شکنجه و شهادت مظلومانه آرمان علی وردی و ۱۲ آبان شهادت به روش قتل صبر که عدهای دور کسی را بگیرند و هر کس با حربهای بزند تا او را به شهادت برساند شهید روحالله عجمیان است؛ که دوستان فرهنگی استان نام هفته «آرمان روحالله» را اضافه کردند و برای روزهای ۶ تا ۱۳ آبان برنامه دارند.
و این روزها و شهادتها هرکدام پیام خاص خود را دارد و نشان میدهد که نوجوان و جوان پرورشیافته در دل انقلاب، در زمان، وظیفهاش را بهخوبی انجام میدهد؛ یعنی در برهه انقلاب اسلامی تا پیروزی در عرصه حاضر بوده و شهید داده و ۱۳ آبان خلق کرده و بعد از پیروزی و فعالیت برای تثبیت و دفاع از ارزشهای انقلاب حاضر بوده و در دفاع مقدس شرکت کرده و حماسه آفریده، شهید پناهیها و فهمیدهها و محمدیها که ۳۶۰۰۰ شهید دانشآموز، گواه فهم دقیق و مسئولیتپذیری نوجوانان را نشان میدهد.
و در ادامه حرکت انقلابی و جهادی در عرصههای خدمترسانی در قالب بسیج سازندگی و گروههای جهادی و در کمک به سیلزدگان و زلزلهزدگان حاضر بوده و اگر جایی برای نجات کسی باید از جان مایه میگذاشته دریغ نکرده مثل علی لندی نوجوان اهل ایذه که خودش را فدا کرد تا آن خانم را نجات دهد.
و در زمان دفاع از حریم حرم مدافع حرم شده و شهید داده مثل حججی و در دفاع از احکام الهی و ناموس شهید داده مثل خلیلی و الداغی و برای حفظ امنیت هم حاضر بوده و شهید داده است.
و این حرکت عظیم در گام دوم انقلاب که برای تمدن سازی باید جامعه پردازی کرد از اهمیت ویژه برخوردار است چون جامعه پردازی بدون وجود نوجوان و جوان مؤمن تراز مشکل خواهد بود. باید به این نسل بیشازپیش توجه کرد و نگذاشت هویتش را از او بگیرند.
نوجوانان کشور ما ذخیرههای ارزشمندی هستند که دشمنان تلاش میکنند تا ایمان و امید و هویت نوجوان ما را بگیرند و با زمینگیر کردن آنان، چرخهای پیشرفت کشور را از کار بیندازند. لذا سرمایهگذاری فراوانی برای جذب و تأثیرگذاری بر فکر و عقیده آنان دارند تا امثال آنها تکرار نشوند و فکر میکنند موفق شدهاند؛ اما وقتی جریانی خاص به وجود میآید و سیل و خروش نوجوانان و بعد حمایت و سخنان آنان در دفاع از ارزشهای الهی را میشنوند و میبینند، میفهمند هرچه رشته بودند پنبه شده تا مدتها به محاق میروند؛ تا طرح جدیدی بریزند و نقشه جدیدی بکشند.
خود نوجوانان و دانش آموزان با هوشمندی تا امروز دشمنان را مأیوس کردهاند و در آینده هم به فضل خدای تعالی اینگونه خواهد بود. حضرت آقا در بیانی خطاب به نوجوانان فرمودند: «شما نوجوانان میتوانید بر ترفند دشمن فائق بیایید و از سختیها و موانع عبور کنید و این کشور را برسانید به آن نقطهای که مطلوبِ آرمانهای اسلامی و انقلابِ اسلامی است و این انشاءالله اتّفاق خواهد افتاد به کوری چشم دشمن. نوجوانهای عزیز، بچههای عزیز من! شماها و نسل شما همان نسلی هستید که این کشور را انشاءالله به اوج خواهید رساند». این نظر حضرت آقا درست و میبینیم که دارد انجام میشود.
چقدر صهیونیستهای پلید و کودک کش تلاش میکنند که تفکر شهدای نوجوان ما توسعه پیدا نکند. فکری که میفهمد وظیفهاش الان چیست و اقدام میکند. فرعون صفت، کودک کشی میکنند تا شاید ریشه این نسل کنده شود اما غافل از رویشهای جدید و محکمتری هستند که آنان را نابود خواهد کرد.
مطلبی عرض کنم، رژیم جعلی صهیونیستی از سال ۱۹۷۸ یعنی ۱۳۵۷ جنوب لبنان را اشغال کرد. ۳۰ هزار تفنگدار اسرائیلی با هواپیماهای جنگنده و ناوچههای دریایی و صدها تانک و نفربر و همکاری مزدوران داخلی در لبنان مستقر شدند؛ و چندین سال در لبنان، به کشتار بیگناهان، تخریب منازل، کوچ دادن غیرنظامیان و بمباران روستاها پرداختند.
در سال ۱۹۸۲ یعنی ۱۳۶۱ بیروت پایتخت لبنان را در عرض ۳ روز به اشغال درآوردند و صدها پایگاه نظامی در لبنان مستقر کردند و هر جا اراده میکردند، افراد را میدزدیدند و میکشتند و هیچکس جلودار آنها نبود.
ناامیدی تمام لبنان را گرفته بود و آینده برای آنان کاملاً تیره بود و خود را فلسطین دوم میدیدند که جوانی شیعه ۱۸ ساله لبنانی به نام احمد قیصر به همراه دو تن از دوستانش اولین عملیات شهادتطلبانه حزبالله را انجام داد. با ماشینی پر از مواد منفجره به ساختمان ۸ طبقه مقر صهیونیستها در صور حمله کرد و ۱۴۱ افسر و سرباز اسرائیلی را به هلاکت رساند. اسرائیل شوکه شد و در بهت فرورفت. آن روز را روز شهید نامیدند و سید حسن گفت این عملیات اشغالگران رژیم صهیونیستی را بر روی ریل شکست قرار داد.
در ادامه این حملات شهادتطلبانه و چریکی، اشغالگران صهیونیست پس از ۱۸ سال لبنان را در سال ۲۰۰۰ یعنی سال ۷۹ درحالیکه از ترس، اجاقگازهای خود را روشن گذاشته بودند، از لبنان فرار کردند و لبنان آزاد شد. این نوجوان شد الگویی که از ایران گرفته بود.
همین راه ادامه دارد؛ ۲۰ روز از طوفان الاقصی با بیش از ۷ هزار شهید میگذرد و همچنان غزه، مقاوم و استوار و با توکل بر خدای تعالی و انجام دستورات قرآنی با امید به آینده بدون صهیونیستها، یکتنه روی پای خود ایستاده و مظلومانه مقاومت میکند و چهره پلید غاصبان و مقصران اصلی همه این جنایات را به جهان نشان میدهد.
بخش عمده موفقیتهای این روزهای غزه و فلسطین مربوط میشود به باوری که حماس از محور مقاومت پیدا کرد که حمایت ایران و سوریه و لبنان تکلیفی بوده و در آن منفعتطلبی ندارند لذا از دوستی با اعراب سازشکار منطقه دست کشیدند و با محور مقاومت همپیمان و هم جبهه شدند.
در جریان طوفان الاقصی هم بیشترین حمایت و کمک را محور مقاومت کرده است و البته غربیها تلاش میکنند تا از اتفاقات پیشآمده به نفع خودشان استفاده کنند و رژیم غاصب بااینکه مدیریت جنگی با آمریکاست هم میخواهد هر جور شده پای آمریکا را در منطقه جنگی باز کند و او را مستقیماً به میدان بیاورد.
اما به فضل خدا کشورهای خط مقاومت باهم علیه رژیم صهیونیستی یکصدا شدهاند. بلکه بالاتر همه مردم جهان با قومیتهای مختلف و مذهبهای گوناگون با فلسطینیان همراه شده و هم دردی میکنند. ولو دولتهایشان ممانعت میکنند، امروز شعار همه مردم آزاده دنیا مرگ بر اسرائیل است.
همانطور که آقا فرمودند: وجدان بشریت در مسئله فلسطین تکانی خورده است و بیدار شده است که منشأ این بیداری انقلاب اسلامی است؛ ولی متأسفانه دولتها و سازمانها هنوز در خوابند یا دوست دارند که خواب باشند. غیر از ایران که دولت و ملت باهم هستند، هنوز هم ملتهای جهان بخصوص مسلمین از دولتهایشان در حمایت از فلسطین جلو هستند.
در داخل به تعدادی بچه مزلف بی بوته که تمام همّ آنها در چریدن در دنیا خلاصه میشود نگاه نکنید که شعارهایی میدهند که به همان چیزی هم که میگویند اعتقاد ندارند؛ و الا برای اعتلای ایران قدم مثبتی برمیداشتند و جانی میدادند. مگر نمیگویند جانم فدای ایران! یک جانی بدهند لااقل.
با طوفانی که در غزه برپا شد فقط به حوزه امنیت و دفاعی رژیم منحوس خسارت وارد نشد بلکه همانطور که آقا فرمودند همهچیز خود را از دست دادند. این طوفان ساختار اقتصادی صهیونیستها را متلاشی کرده است و هرروز که طول بکشد آنکه بیشترین ضرر را میکند رژیم جعلی است.
از ویژگیهای مهم این طوفان این است که خود مردم فلسطین برای احقاق حق خود با اتحاد کامل و منسجم با فراهم کردن عده و عده و توکل به خدای تعالی به میدان آمدهاند. بدبختی اسرائیلیها وقتی تکمیل میشود که کرانه باختری جدیتر وارد عرصه جنگ شود و تمرکز رژیم صهیونیستی را از بین ببرند. رژیمی که روزی بهعنوان نماد قدرت، مطرح بود امروز توان ایستادن در مقابل یک گروه از گروههای فلسطینی را هم ندارد.
یمن هم آرامآرام وارد عرصه میشود و از شمال فلسطین هم لبنان با موشکهای نقطه زن خود آماده است تا نفس کودک کشان ببرند و انتقام خونهای ریخته شده گرفته شود. روز پیروزی نزدیک است. انشاءالله.
این چند روز ورزشکاران عزیزمان که به ورزشهای پاراآسیائی هانگژو رفتهاند افتخاراتی کسب کردهاند که به همه آنان تبریک عرض میکنم بعضیها هم البرزی بودند؛ و نشان میدهد که اگر عزم و همتی در کار باشد پرچم ایران در این میادین همیشه بالاست.
در خبرها ۲۶ مهر پایان تحریم تسلیحاتی و موشکی و بعض افراد سازمان ملل اعلام شد؛ و ایران میتواند بدون محدودیت با کشورهای دیگر خریدوفروش ادوات نظامی داشته باشد و این یعنی ضربهای مهلک به پیکره مستکبرینی که تلاش دارند ایران نتواند حرکتی در این زمینهها داشته باشد.
برای اینکه بتوانند از رژیم صهیونیستی دفاع کنند به جامعه جهانی القاء میکنند اگر ایران دسترسی به سلاح داشته باشد بیثباتی جهانی به وجود میآید درحالیکه تمام دنیا را همینها بههم ریختهاند و کشورها را به جان هم انداختهاند.
وزیر خارجه آمریکا گفته بود: موشکهای ایران تهدیدی برای اسرائیل و کشورهای عربی خلیجفارس هستند. مزخرف میگویند؛ یعنی خودشان دارند اقرار میکنند که تهدید برای اسرائیل است. مکرر گفته شده رهبر معظم انقلاب و مسئولین کشور گفتهاند که ما تهدیدیم برای اسرائیل. در جهان و بخصوص در منطقه، امالفساد آمریکاست و ما مرگ او را از خدای تعالی طلب میکنیم.
چه کسی امروز برای این نسلکشی آشکار و جنایات هولناکی که وهن بشریت است را میبیند و حمایت میکند و سلاح بیشتر میدهد برای کشتار بیشتر؟ غیر از آمریکاست؟ آنچه مسلم است و سنت خدا هم بر آن استوار است این است که مظلوم میماند و ظالم قطعاً رفتنی است.
معلوم است که دشمن دنیاطلب در مقابل مردمی که شهادت طلبند نمیتواند مقاومت کند. دیدن صحنههایی که از غزه میآید سخت است اما چون نتیجهای مبارک دارد باید گفت و ما رایت الا جمیلا. بعضی مواظب تحلیلهایی که میکنند باشند. قطعاً این مبارزه با تدبیر و برنامهریزی دقیق شروعشده و با برنامه، مرحلهبهمرحله تا حصول نتیجه نهائی ادامه خواهد داشت. انشاءالله.
چند نکته راجع به ورزش عرض کنم. باید همه به ورزش اهمیت بدهیم و با فراهم کردن امکانات ورزشی مناسب برای عموم شهروندان و توسعه گفتمان ورزش همگانی، به شادابی و نشاط جامعه، بیشتر شدن سلامتی و از بین رفتن بخشی از بیماریها کمک کنیم.
نقش تبلیغات بخصوص صداوسیما در اینجا معلوم است. ما توان اینکه در ورزش قهرمانی موفقیتهای چشمگیر داشته باشیم را داریم اما با بعض موانع مواجه هستیم که با کمی همت مسئولین و مردم نتایج خوب به دست خواهد آمد.
لازم است در امر ورزش چون منابع دولتی محدود است، خیرین جدیتر وارد عرصه شوند و در مناطق محروم اماکن ورزشی را ایجاد و یا توسعه دهند و البته تشویق واقفین به وقف اماکن ورزشی خیلی کار خداپسندانه و اثرگذاری است.
حتماً استعدادها شناسایی و بر روی آنان سرمایهگذاری ویژه شود. سازمان امور مالیاتی برای تشویق خیرین و واقفینی که سرانه ورزشی را زیاد میکنند مساعدت مالیاتی داشته باشد؛ مثلاً میتوانند اگر کسی آمد آنجا کمک کرد، مالیاتش را کم کنند و تخفیف بدهند. به هر جهت ما احتیاج به این زیرساختهای ورزشی در کشور و استان داریم. انشاءالله انجام شود.
۸ آبان روز پدافند غیرعامل است. البته شما اصل مطلب و درست مطالب را قبل از بیان بنده از سردار قمی که قبل از خطبهها برای شما سخن گفتند را قبلاً شنیدید و بهره لازم را بردید.
بنده هم عرض میکنم که در سال ۸۲ بهفرمان حضرت آقا این سازمان تشکیل شد و مأموریتش دفاع بدون اسلحه از مردم و حفاظت از زیرساختهای حیاتی و ایجاد لایههای دفاعی در برابر انواع تهدیدات است.
البته امنیت در ایران اسلامی مردم پایه است پس پایدار است و شهادت مدار است پس مقدس است و در هیچ کجای دنیا امنیت اینگونه نیست. تلاش همهجانبه و گسترده دشمنان به سرکردگی شیطان بزرگ برای ناامنی ایران تا امروز به فضل الهی و دعاهای امام عصر ارواحنا فداه بیاثر بوده است و ما تا تکیه و توکل بر خدا داریم و بصیرت و هوشیاری و ولایتمداری خود را حفظ کنیم، امنیت برقرار است و آسیبی به کشور نمیرسد. انشاءالله.
۱۰ آبان سالگشت شهادت آیتالله قاضی طباطبائی اولین شهید محراب توسط منافقین در سال ۵۸ است.
آرامآرام به انتخابات مهم این دوره نزدیک میشویم؛ و تلاش همه باید این باشد تا چهار مؤلفهای که حضرت آقا تأکید کردند محقق شود. مشارکت، امنیت، سلامت و رقابت؛ که از همه اینها مهمتر مسئله مشارکت در انتخابات است که باید به آن توجه بیشتری کنیم.
مشارکت حداکثری برای امنیت ملی بسیار مهم است. برای مدیران، برنامه ریزان، مجریان، مشارکت اهمیت ویژهای دارد؛ بنابراین همه دوستان باید تلاش کنند که مسیر مشارکت حداکثری تقویت شود. هر کس بهاندازه خودش در هرجایی که قرارگرفته با هر مسئولیتی که بر عهدهاش است باید تلاش کند مشارکت بالا بیاید.
من در نوبت دیگری مفصل راجع به مشارکت عرض کردم. بازهم مطالبی را در آینده به فضل خدای تعالی و توفیق الهی و قید حیات خدمت شما عرض خواهم کرد. این نوبت میخواهم تذکری را بدهم و آن این است؛ هر کاری که مشارکت مردم را به خطر میاندازد جلویش باید گرفته شود. امکان دارد بعضی وقتها در چینش افراد در بعضی از جاها این مشارکت به خطر بیفتد که جلوی این کار باید گرفته شود. تقوا و حقوق الناس را بهدقت رعایت کنید. سربسته نکتهای را عرض کردم. اگر لازم شد در نوبت دیگر شفافتر بیان خواهم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/7/28 | 1402/7/28میخواهیم که شکل غرب آسیا با محو غده سرطانی اسرائیل کاملاً عوض شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه58
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای کسانی که ایمان آوردهاید اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین هم مواظب شخصیت خود هستند و هم به دیگران احترام میگذارند. جلسه گذشته راجع به احترام گذاشتن به شخصیت جوانان چند جملهای عرض شد.
اولاً جوانان باید این را بدانند که هرچه به والدین خود احترام بگذارند بیشتر به خدا نزدیک میشوند و در کارهایشان توفیق بیشتری پیدا میکنند. امام صادق علیهالسلام فرمود: هر کس با چشم بغض و کینه (نگاه تند) به پدر و مادری که به او ظلم کردهاند نگاه کند نمازش را خداوند قبول نمیکند؛ یعنی حتی اگر انسان مورد ظلم پدر و مادر خود قرار گرفت بازهم حق ندارد به آنان بیاحترامی کند.
اما از طرف دیگر شخصیت دادن به نوجوان و جوان وظیفه پدر و مادر و عموم افراد جامعه است. گاهی ما با نوع سخن گفتنمان میتوانیم او را تکریم و یا تحقیر کنیم. پدرها و مادرها با رعایت حریم با فرزندان خود دوست و رفیق صمیمی باشند، در اداره زندگی، منزل و کار به او نقش بدهند. این کار باعث رشد فکری و عقلی و بعدها اداره درست زندگی آنان میشود.
والدین باید با برنامه عمل کنند چون نوجوان نه آنقدر کوچک است که مثل کودکان گوش به فرمان باشد و نه آنقدر بزرگ شده که پختگی لازم را داشته باشد که بشود او را رها کرد. باید نظارتی بر اعمالشان داشت ولی مواظب بود که به استقلال آنان آسیبی نرسد. نباید آمرانه و از روی تحکم سخن گفت. نباید او را بچه فرض کرد، طبق روایات باید مثل کسی که توان دارد، قسمتی از بار و کار را به عهده بگیرد برخورد شود؛ و الا طوری از شما فاصله میگیرد که درنتیجه مسائل و اسرار زندگیاش را با دیگران در میان میگذارد و خسارت میبیند.
در ضمن جوان و نوجوان باید این را درک کند که والدین خیرخواه و مشاوران امین او در مسائل مختلف هستند تا آینده را از دست ندهد. پس اولیاء محترم نصایح و اندرز خود را دوستانه و بامحبت و همانطور که قبلاً عرض شد همراه دلیل بیان کنند. امام باقر علیهالسلام فرمود: از نصایح لقمان به فرزندش این بود که فرزند عزیزم کسی که با گنهکار شریک شود راه ناپاکی را از او یاد میگیرد، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش واقع میشود، کسی که با رفیق بد همگام گردد، از فساد اخلاق سالم نمیماند، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت.
میبینید همه آنچه گفته است از روی خیرخواهی است و البته همراه با علت که پذیرش را بالا ببرد. حالا اگر جوان این نصایح را نپذیرد قطعاً گرفتار سوء رفتار و مشکلات عدیده خواهد شد. پس یکی از راههای صلاح، پذیرش نصیحت است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که روشهای کریمانه و نصایح، او را اصلاح نکند هتک حرمت و توهینهای اجتماع او را اصلاح خواهد کرد. باید در مقام نصیحت از حسن خلق بهرهای داشت. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: عالیترین مایه مجد و شرف آدمی حسن خلق است. چهبسا عزیزی که خلق ناپسند او را به خواری و ذلت افکنده و چهبسا ذلیلی که حسن خلق محبوب و عزیزش ساخته است. کسی که نصیحت میکند باید حسن خلق داشته باشد.
بعلاوه که این حسن خلق آثار مادی هم دارد. امام صادق علیهالسلام فرمود: حسن خلق مایه افزایش روزی است. گاهی دیده میشود در مقام انتقاد و تذکر، به شخص توهین میشود، اگر چنین شود شما جوان را از دست خواهی داد. لذا گاهی با کنایه گفتن اثر بیشتری دارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: لغزش انسان عاقل را با کنایه تذکر دادن برای او مؤثرتر از سرزنش صریح است. هرگز نباید تذکر را با سرزنش و تحقیر همراه کرد. در بیشتر مواقع اثر عکس داشته و شخص را بر اشتباهی که داشت مصر کرده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زیادهروی در سرزنش، آتش لجاجت را برافروختهتر میکند. پدر و مادر باید کاری کنند که فرزندشان اهل خیر و صلاح و نیکوکاری و دارای صفات پسندیده باشد.
لذا باید در این مسیر کمککار باشند. رسول خدا فرمود: «رَحِمَ اللهُ والِدَینِ اَعانا وَلَدَهُما عَلَی بِرِّهِما». خدا رحمت کند پدر و مادری که فرزند خود را در انجام کار نیک یاری کند. اگر بداخلاقی افراد را ریشهیابی کنید آن را در عکسالعمل به اهانت و تحقیر والدین در دوران نوجوانی و جوانی خواهید یافت. لذا شریک در تمام بداخلاقیها و تخلفات فرزندشان هستند. نه اخلاق و نه شرع اجازه نمیدهد که پدر و مادر به فرزندشان فحش بدهند خصوصاً در مقابل دیگران، شخصیت او را نابود کرده است و ممکن است همین کار او را وادار به انتقام کند که آنوقت مشکل چند برابر بدتر خواهد شد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین علیهماالسلام وصیت فرمود: لعنت خدا و دوری از فیض الهی بر پدر و مادری باد که فرزند خویش را به عصیان و آزار خودشان وادار کنند و باعث قطع رابطه محبت شوند. یا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: نفرین بر آن پدر و مادری باد که کاری میکنند تا فرزندانشان عاق شوند؛ یعنی زمینه عصیان فرزند را خود این والدین فراهم کردند. روایتی عرض کنم و این بخش را تمام کنم. رسول خدا فرمودند: خداوند جوانی را که جوانی خود را در راه اطاعت خداوند متعال بگذراند دوست میدارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از مستمندان و فقرا دستگیری میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۵۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَهِ». هرگاه تنگدست شدید با دادن صدقه، با خدا معامله کنید.
قبلاً هم به مناسبتی ذکر شد که صدقه دادن باعث میشود که خداوند به نظر رحمت به شخص نگاه کند و درنتیجه مسیر زندگی تغییر و افزایشی در مال او به وجود میآید. لذا به خود فقرا هم دستور داده شده ولو خیلی کم صدقه بدهید تا در امور زندگی شما گشایشی پیدا شود.
امام علیهالسلام فرموده صدقه دادن معامله کردن با خداست، تجارت است. چون در تجارت، انسان در مقابل مبلغی که میدهد چیزی به دست میآورد اینجا هم همینطور است. میفرماید صدقه بدهید تا تنگدستی و فقر از شما دور شود. ایام کمک کردن به دیگران است. فصل مواسات است. اطرافیان نیازمند خود، خصوصاً آنان که دانشآموز دارند را فراموش نفرمایید. خدای تعالی همه ما را در ردیف متقین قرار دهد.
امروز جمعه ۲۸ مهرماه مصادف است با چهارم ربیعالثانی ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی؛ امامزاده با بصیرت و ولایت مدار و انقلابی. نقش ایشان در تمدن نوین کاملاً قابلبحث است. در نوبتی این را عرض کردم که در مسیر تمدنی که پیغمبر اکرم ترسیم کردند ایشان چه جایگاهی دارد؛ هم ایشان هم حضرت معصومه سلاماللهعلیها.
این شخصیت بزرگوار هجرتی که داشته کاملاً قابلبررسی و دقت است. مطالبی که امام هادی علیهالسلام فرمودند جایگاه رفیع ایشان را نشان میدهد؛ «مَرحَبا بِکَ یا أبَاالقاسِمِ أنتَ وَلِیُّنا حَقا» که اگر توفیقی باشد عبارات این روایت را که بندهایی دارد و سه بخش مهم دارد که جایگاه حضرت عبدالعظیم برای ما در آن روشن میشود برای شما بگویم.
در خاطرات مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت نقل میشود که یکی از شخصیتهایی که ایشان ارادت داشت، ارادت خاص داشت عبدالعظیم حسنی بود؛ که فرزند ایشان میگوید ما هر وقت مسافرت میرفتیم مسیرمان هر وقت از تهران بود، چه در رفت چه در برگشت ایشان اصرار داشت که به زیارت حضرت عبدالعظیم برویم. نمیشد وارد تهران بشویم و به زیارت نرویم. بعد خود ایشان میگوید پدرم میفرمودند: اگر اهل تهران هفتهای یک مرتبه به زیارتش نروند جفا کردهاند؛ یعنی جایگاه اینگونه دارد. کسانی که مقیدند به تشرف به محضر شریف حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام این را درک کردهاند.
بزرگواری تعبیر زیبایی داشت که حرم حضرت عبدالعظیم بهمثابه عتبات عالیات است؛ یعنی شما به زیارت که میروید یکجا نرفتهاید. چون ایشان به امام مجتبی منتسب است بزرگ سادات حسنی است، در دوران امام جواد و امام هادی شخصیت حسنی که وجود داشت ایشان بود، امروز هم در ایران جلیلالقدرترین نواده امام حسن مجتبی علیهالسلام حضرت عبدالعظیم حسنی است پس بوی بقیع میدهد اولاً. از طرف دیگر حرمش حسینی است؛ چون روایتی است در کامل الزیارات که فرموده است اگر به زیارت ایشان بروید مثل این است که به زیارت حسین علیهالسلام رفتهاید که در زیارتنامه هم دارد؛ پس بوی حرم حسین علیهالسلام میدهد. از طرف دیگر وقتی امامش او را حقاً ولی خودش میداند امام جواد و امام هادی، بوی سامرا و کاظمین میدهد. از اصحاب درجهیک امام جواد علیهالسلام است و در روایتی دارد که امام هادی به یکی از شیعیان ری فرمود هر وقت مشکلی داشتید خدمت عبدالعظیم برس و سلام من را به ایشان برسان. همینطور اگر ادامه بدهیم فرزند امیرالمؤمنین است بخشی از کلمات امیرالمؤمنین را ایشان در یک کتاب جمعآوری کرده است پس بوی امیرالمؤمنین را هم میدهد.
زیارت ایشان را جزو برنامههایتان قرار بدهید؛ هرچند مدت یکبار برنامه داشته باشید با برنامه به زیارت بروید. امامزادهها را نباید از دست داد. استان البرز لااقل ۸۰ امامزاده دارد. آیا امامزادههای شهر را میروید سر بزنید؟ باید برنامه داشته باشید. اینها روی روح انسان اثرگذار است.
دوم آبان مصادف با هشت ربیعالثانی یا ۱۰ ربیعالثانی به اختلاف روایاتی که هست ولادت امام عسکری علیهالسلام است. در سال ۲۳۲ قمری حضرت به دنیا آمدند که به همه شما پیشاپیش تبریک عرض میکنم.
مکرر عرض شد که در مسیر تمدن نوین اسلامی در حال حرکت هستیم. این اتفاقاتی که رخ میدهد سرفصلهای تحقق همین تمدن است. یکی از مهمترین موضوعات مربوط به تمدن اسلامی این است که آمادگی و شرایط لازم برای زندگی در چنین موقعیتی را همه ما به دست بیاوریم؛ یعنی پیوند اجتماعی قوی در بین آحاد جامعه برقرار شود. جامعه اگر متفرق باشد نمیتوانند تمدن سازی کنند. افراد جامعه هم شرایط لازم را برای خودشان باید به وجود آورده باشند تا بتوانند از موهبت زندگی در آن مرحله بهرهمند شوند و در آرامش و امنیت به سر ببرند.
اگر به کلمات اهلبیت علیهمالسلام توجه کنیم میبینیم که همه آنها تشویق کردند به زندگی اجتماعی و تقویت رابطههای انسانی و از بین بردن هر چیزی که مانع میشود پیوند بین افراد به هم بخورد؛ یعنی همان زیست تمدنی یعنی همان روش زندگی که باید در تمدن نوین داشت.
امام عسکری علیهالسلام بهخصوص به این نکات بیشتر توجه میدادند. مثلاً در تفسیر آیه ۸۳ سوره مبارکه بقره که فرمود «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» ایشان فرمودند: یعنی با همه مردم چه مؤمن و چه مخالف به زبان خوش سخن بگویید. مؤمن به هممذهبان روی خوش نشان میدهد و با مخالفان با مدارا سخن میگوید تا به ایمان جذب شوند؛ و حتی اگر نشدند با این رفتار از بدیهای آنان در حق خود و برادران مؤمنش پیشگیری کرده است.
حالا مخالفان چه کسانی هستند، برای شما روشن است. حضرت، جامعه شیعی را به جذب حداکثری تشویق کرده است. در مورد مخالفین هم به زندگی بر اساس ایمان تذکر داده است؛ تا این حال در افراد جامعه به وجود نیاید مقدمات زندگی در آن تمدن فراهم نشده است.
اینکه میبینیم حضرت آقا در سخنرانیشان فرمودند برای رسیدن به تمدن نوین، شیعه و سنی باید در کنار هم باشند یکقسمتی همین را در برمیگیرد که با مخالفین باید باایمان بود و جذب حداکثری باید داشت. تا این حال در افراد جامعه به وجود نیاید آن زندگی و تمدن محقق نمیشود. افراد جامعه باید دارای فضائل اخلاقی باشند تا بتوانند تمدن ساز باشند.
باز یک نمونه از روایات امام عسکری علیهالسلام را برای شما بخوانم از کتاب اعلام الدین «مَنْ کَانَ الْوَرَعُ سَجِیَّتَهُ وَ الْکَرَمُ طَبِیعَتَهُ وَ الْحِلْمُ خَلَّتَهُ کَثُرَ صَدِیقُهُ وَ الثَّنَاءُ عَلَیْهِ وَ انْتَصَرَ مِنْ أَعْدَائِهِ بِحُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ» هر که پارسایى، خصلت او باشد و کرَم و بخشندگى، سرشتش و بردبارى، خُویَش، دوستانش و ستایش گویان او بسیار گردند و با ستایش بسیار از وى، از دشمنانش انتقام بگیرد.
اینها مربوط به جامعه مسلمین است؛ اما در مقابل مستکبرین و معاندین و متجاوزین چگونه باید بود؟ پیروزی انقلاب اسلامی در راستای تحقق اهداف انبیا و مکتب اهلبیت علیهمالسلام مسیر تمدن سازی اسلامی را سرعت بخشید. درنتیجه دشمنیهای دشمنان شفافتر شد. هرچه موفقیتهای ایران اسلامی انقلابی بیشتر شد، حقد و کینه دشمنان بیشتر شد؛ و وقتی این فکر و اندیشه از ایران به کشورهای دیگر سرایت کرد انگیزه برای مهار و توقف و اضمحلال انقلاب بیشتر شد. اینهمه جنایات و دستدرازیها و ممانعتها و امثال اینها در ایران و بلاد اسلامی برای این است که این تفکر توسعه پیدا نکند؛ این تفکر عالمگیر نشود؛ اما نمیدانند که کار از کار گذشته و با سرعت مقبولی در حال پیشروی است. البته باید مسلمین و کشورهای اسلامی توجه بیشتر داشته باشند و منسجمتر عمل کنند.
این عملیات ناجوانمردانه و سبوعانه نسبت به مسلمین و بهخصوص این روزها در فلسطین برای زمینگیر کردن این تفکر است. آنها فهمیدند که در این پیچ تاریخی برنده اصلی مکتب اهلبیت علیهمالسلام است و جهان در آیندهای نزدیک تحت مدیریت تفکر اهلبیت علیهمالسلام اداره خواهد شد. لذا با تمام قوا وارد میدان شدند.
با این جنایت اخیر که بیمارستان را مورد هدف قرار دادند و دل مردم جهان را سوزاندند، نام خودشان را بهعنوان ننگ بشریت ثبت کردند. نهفقط آنها بلکه همهکسانی که حمایت کردند و دفاع کردند و حتی آنهایی که سکوت کردند. امروز بنده از دستگاههای نظارتی و قانونی به نیابت از مردم شریف و متدین میخواهم با این قلم به مزدان بیشرافتی که در داخل نظام مثل پیادهنظام صهیونیستها عمل میکنند و مطلب مینویسند و قلم میزنند و برخلاف دستورات اسلامی عمل میکنند، اقدام قانونی و قاطع داشته باشند.
حضرت آقا فرمودند: «آمریکا هدایتکننده اصلی رژیم غاصب است»؛ و رئیسجمهور آمریکا با سفر به سرزمینهای اشغالی عملاً نشان داد که گفته آقا حق است؛ و بیان حضرت آقا را عملاً تائید کرد؛ بنابراین جنایاتی که امروز در غزه و فلسطین مناطق مختلف فلسطین انجام میگیرد بخشی از آن متوجه آمریکاست. مسئولین آمریکایی باید پاسخگو باشند و همانطور که آقا فرمودند باید مورد محاکمه واقع شوند.
اگر موشک و تسلیحات پیشرفته ندهد و از اسرائیل حمایت نکند و کشورهای دیگر را هم وادار نکند به کمک کردن، هرگز نمیتواند رژیم صهیونیستی روی پای خودش بایستد. برای همین آمریکا هم باید تاوان کارها و کمکهایی که میکند را بپردازد. مکرر عرض شد که اسرائیل کلب معلم است. سگ تعلیمدیده است که دستور ارباب خودش آمریکا را اجرا میکند. البته اجازه دارد که گاهی مستقل عمل کند اما قلادهاش به دست آمریکاست. اسرائیل همیشه مثل یکی از ایالات آمریکا بوده. مثل او عمل کرده چون جغرافیای سیاسی مستقلی ندارد.
اساساً که قوم یهود خوار و ذلیل هستند که قبلاً هم اشاره کردم. یکبخشی به خاطر همین وابسته بودن است که قرآن از آن بهعنوان مسکنت نام میبرد. مسکنت معنایش فقیر بودن نیست؛ بلکه وابسته بودن و زیر سلطه بودن است. خداوند بر این قوم مثل سکه ضرب کرده است مسکنت را. «ضُرِبَت عَلَیهِمُ المَسکَنَهُ» اینها ناچارند که تحت امر باشند. بدون وابستگی نمیتوانند ادامه حیات بدهند.
اینجا باید از رویکرد دولت انقلابی و سیاستهای دیپلماسی که فعالانه در میدان حمایت از مقاومت، عملاً وارد شدند و راهبرد انقلاب اسلامی در دفاع از مظلومان عالم را قاطعانه و بدون لکنت پیگیری میکنند تشکر و قدردانی کنیم.
مستکبرین و سفاکان ادعا میکنند که میخواهند شکل خاورمیانه را تغییر بدهند. اتفاقاً ما و مردم دنیا و محور مقاومت هم همین تغییر را میخواهیم که شکل غرب آسیا با محو غده سرطانی اسرائیل کاملاً عوض شود.
خیلی جالب است که روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی اخیراً هیچ خوب نبود. رئیسجمهور آمریکا حتی اجازه دیدار به این مردک نتانیاهو نمیداد. حالا بلند شده میآید برای دیدن این جریان. این عملیات روانی است؛ شاید بتوانند به نیروهایشان روحیه بدهند؛ و الا خودشان هم میدانند که با این کارها آبرویی که از آنها رفته برنمیگردد. حالا هی ۵۰ بار بیا برو به دیدنش و نفس مصنوعی بده؛ اتفاقی نمیافتد.
خیلی خودشان را ازنظر اطلاعاتی و سرویسهایی که در اختیار داشتند و ابزار مدرنی که استفاده میکردند بزرگ جلوه داده بودند در دنیا، اما توجه به نصرت الهی نداشتند که اگر خدا اراده کند این مجموعه امنیتی و اطلاعاتی کارکشته را به خواب میبرد که تعدادی اندک از رزمندههای دورهدیده که چیزی از آن تجهیزات و قدرت را در اختیار ندارند، بتوانند هزار نفرشان از بین اینها عبور کنند و بروند هزار نفر را اسیر کنند و بیاورند؛ و حتی شنودهایشان نشنود و حسگرهای اطلاعاتی امنیتیشان حس نکند. اینها نصرت الهی را توجه ندارند؛ به ابزارشان دقت میکنند.
همین روزها سالگشت تأسیس سازمان ملل متحد است. دوم آبان سال ۱۹۴۵ که به شمسی سال ۱۳۴۴ است. خب چرا این سازمان تأسیس شد؟ مأموریتش چه بود؟ آیا تا امروز توانسته خدمتی کند به ملل جهان؟ متأسفانه تا امروز در خدمت قدرتها بوده و حقوق بشر را از بین برده. ظلم را نهادینه کرده و صدای مظلومین را در گلو خفه کرده.
در این جنایات و نسلکشیهایی که این روزها دارد انجام میشود واضح در جلوی چشم جهانیان کودکهای بیگناه را میکشند این سازمان ملل کجاست؟ حتی اگر گاهی صدایی هم بلند شود با قلدری مستکبرین صاحبرأی، این را وتو میکنند. اگر راست میگویید این رژیم جعلی که کودکان و غیرنظامیان را میکشد و به مراکزی که تحت نظارت خود شماست حمله میکند و بمبهای ممنوعه فسفری بر سر مردم بیگناه میریزد و آب و دارو و غذا را بر روی آنان قطع میکند را لااقل محکوم کنید. امروز این سازمان با این نوع عملکردش ننگ بشر است.
اینها در طول تاریخ حیاتشان دنبال زیر سلطه کشیدن و برده کردن انسانها بودند ولو با الفاظ شیک و دهانپرکن همان کسانی هستند که اگر حضرت امام (ره) در ۴ آبان سال ۱۳۴۳ به قانون کاپیتولاسیون با آن مواد استعماری که داشت اعتراض نکرده بود و بعد از انقلاب آن را ملغی نکرده بودند، ابایی از اجرای آن نداشتند. لذا ما هر جمعه با تمام توان و قدرتی که داریم و با ارادت و اخلاص تمام این نفرین که مرگ بر آمریکاست را تکرار میکنیم.
۴ آبان مصادف با ۱۰ ربیعالثانی سالگشت وفات شهادتگونه حضرت معصومه سلاماللهعلیه است که به شما تسلیت عرض میکنم. بانوی بزرگواری که در نوبتهای قبل از ویژگیهای وجودی او برای شما مطالبی را عرض کردهام و اینکه در مسیر تمدن نوین، هجرتی که داشتند، چه نقش مهمی داشته و اینکه مضجع شریف ایشان در قم واقع شد چه برکاتی برای تحقق تمدن اسلامی به همراه داشته و دارد.
جایگاه رفیع این بانوی الهی را از زیارتنامه و کلماتی که امام رضا علیهالسلام درباره ایشان فرموده میتوان فهمید؛ و همچنین نقش تربیتی که زیارات بهویژه زیارت ایشان دارد.
خب یکی از نگرانیهای دائمی اهل ایمان این است که عاقبت کار و زندگی دنیایی آنان خراب نشود. با بدبختی و شقاوت از دنیا نروند. رسول خدا فرمودند: مؤمن حقیقی همیشه نگران سوء عاقبت است. ممکن است در تام عمر انسان زندگی خوب و درستی داشته باشد و لا سمح الله در پایان بلغزد و عاقبت بدی داشته باشد و برعکس؛ که در تاریخ موارد فراوانی از آنان بیان شده و شاید خود شما هم افرادی را دیده باشید که حالا نمیخواهم موارد را عرض کنم.
رسول خدا فرمودند: چهار چیز نشانه بدبختی است. فراموشى گناهان گذشته، بااینکه در نزد خدا محفوظ و ثبت است، از یاد نبردن کارهاى خیرى که کرده و بازگو کردن آنها برای تفاخر بااینکه نمىداند قبول شده یا رد شده، در کارهای دنیایی به بالادست نگریستن و در کارهای آخرتی به زیردست.
لذا دائم باید برای عاقبتبهخیری دعا کرد. در فرازی از این زیارت نورانی میخوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُکَ اَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَهِ». خدایا از تو درخواست میکنم که عاقبت کار من به سعادت ختم شود. این دعا و خواسته مهمی است که باید دائم داشته باشیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/7/21 | 1402/7/21«طوفان الاقصی» در این پیچ تاریخی جهان نقطه عطفی در مقاومت فلسطین بلکه جریان مقاومت در جهان اسلام شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه59
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا فرصتها را بخصوص فرصت جوانی را ارزشمند دانسته غنیمت میشمارند. بحث راجع به جوان و از ابعاد مختلف قابل بحث است و فرصت کوتاه، لذا فقط به بعض نکات با توجه به آیات و روایات اشاره میکنم.
فرصت جوانی با تأکیدی که اولیاء دین کردهاند نباید بهسادگی از بین بروند. دورهای که برای آینده دنیایی و آخرتی انسان از اهمیت ویژه برخوردار است و کوتاه و زودگذر است. اگر کسی با سهلانگاری و بیتوجهی این زمان پرنشاط و پرشور را از دست داد بعداً کسی غیر از خودش را نباید ملامت کند.
البته خانوادهها هم باید بدون تحمیل و اجبار کمک کند تا در تصمیمگیریها و برنامهریزیها فرزندشان دچار خطا و اشتباه نشود و آینده را خراب نکند.
در روایت از امام صادق علیهالسلام راجع به قسمتی از آیه ۳۷ سوره مبارکه فاطر دارد: «فی قول الله عزوجل: …اَوَلَم نُعَمِّرکُم ما یَتَذَکَّرُ فیه مَن تَذَکَّر…» مگر عمر و فرصت به شما آنقدر ندادیم که هرکه میخواست در آن مدت به خود بیاید، آمده بود. حضرت فرمودند: این آیه توبیخ جوان غافلی است که سن او به هجده سال رسیده و فرصتهایش را از دست داده است.
این هشداری جدی است که این فرصت استثنائی را نباید از دست داد. هر اتفاقی در آینده برای انسان رقم بخورد ریشهاش در جوانی است. حتی اگر کسی کمالات بالای معنوی هم بخواهد باز باید در جوانی شروع کند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبهای راجع به کسانی که از جوانی خود استفاده درست نکردند، فرمودند: در ایام سلامت بدن، سرمایه مهیا نکردند و در اولین فرصتهای زندگی و نیرومندی درس عبرتی نگرفتند و سرمایه عمر را هدر دادند، آیا کسی که در جوانی دنبال تنپروری بوده میتواند در دوران پیری چیزی جز ذلت انتظاری داشته باشد.
یعنی جوان، وقت را از دست نده و تا میتوانی یاد بگیر و بکار ببند و با موانع احتمالی مقابله کن، از شکستها فرصت بساز، امید به آینده را با توکل به خدای تعالی از دست نده.
به این بیان زیبای امیرالمؤمنین علیهالسلام توجه کنید که فرمودند: افسوسهای گذشته را در دل خود بیدار نکن که تو را از آمادگی پیروزیهایی که در پیش داری بازمیدارد؛ یعنی از سرمایهای که داری، یعنی همین ایامی که درش زندگی میکنی را خوب استفاده کن، غم روز بعد را نخور ولی برای آن برنامه داشته باش.
اگر نگاهی به گذشته هم وجود دارد برای عبرت گرفتن و جبران کمبودهاست نه افسوس خوردن و ازکارافتادن. امیرالمؤمنین علیهالسلام به عبدالله بن عباس نوشت: نسبت به چیزی که از دنیای تو فوت شده و از دستت رفته است بیتاب نباش.
عرض کردم فقط اگر به گذشته توجهی میشود برای درس گرفتن است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: ایام زندگی سه روز است. روزی که گذشته است و برگشت ندارد؛ و روزی که موجود است که مردم در آن قرار دارند و باید آن را غنیمت بشمارند؛ و فردا که نیامده و تنها آرزوی آن را در دست دارند.
این مطالبی که گفته شد مربوط به خود جوان بود که باید توجه داشته باشد؛ اما نکاتی هم مربوط به اطرافیان و نوع برخوردشان با جوانان است؛ که این را هم از آیات و روایات میفهمیم.
مثلاً در نامهای که امیرالمؤمنین به فرزند بزرگوارشان مرقوم فرمودهاند، در جاهای مختلف لفظ بُنیَّ را آورده است در قرآن هم دارد که لقمان به فرزندش درحالیکه او را موعظه میکرد گفت یا بنی و این نوع کلام پر از عاطفه و رأفت و مهمتر از اینها شخصیت دادن و احترام به فرزند و جوان است. هرگز نباید احساس کند که او را بچه میدانید. نوع رفتار والدین میتواند جوان را مستقل و فعال یا بیعرضه و ترسو و بیعار بار بیاورد.
احترام به شخصیت جوانان یکی از وظائف پدر و مادر و همچنین بقیه افراد جامعه است که آثار فراوانی برای شخص و اجتماع دارد. یکی از آثار تکریم اشخاص طبق روایات این است که اقدام به گناه و لغزش عمدی ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که بزرگواری نفس دارد با پلیدی گناه، خوارش نمیکند؛ و در مقابل امام هادی علیهالسلام فرمودند: کسی که خود را پست و خوار میداند، از شر او ایمنی نداشته باش.
بنابراین خانواده مهمترین نقش را در قوام شخصیت نوجوان و جوان دارد. شخصیت جوان با دستور و امرونهی ساخته نمیشود، بلکه با رفاقت و دوست شدن و شناختن توانمندیها، عواطف و احساسات او و بها دادن به استقلال و آزاد گذاشتن او در محدودهای که شرع و عرف میپذیرد، شکل میگیرد.
و این از قرآن کریم فهمیده میشود آنجا که لقمان با زبان لطیف و غیر آمرانه فرزند خودش را مورد خطاب قرار میدهد؛ یعنی آقای پدر و خانم مادر اگر تصمیم به هدایت و راهنمایی فرزندت داری، از لقمان یاد بگیر، از امیرالمؤمنین یاد بگیر که چگونه ارشاد میکند، با زبان نصیحت و خیرخواهی و خود را شریک در سعادت فرزند دانستن، فرمود: فرزند عزیزم من هیچوقت در نصیحت تو کوتاهی نکردم و تو هرقدر تلاش کنی و برای اصلاح خودت اندیشه کنی، مثل پدرت نمیتوانی باشی.
بعد اگر پدر و مادر همت کنند این مواعظ و توصیههای خود را با دلیل همراه کنند قطعاً اثربخشی آن چند برابر خواهد بود. مثلاً ببینید امام سجاد علیهالسلام به بعض فرزندانش چگونه توصیه میکند: فرزند عزیزم متوجه پنج گروه باش که با آنان مجالست نداشته باشی و با آنان همکلام نشوی و با آنان رفیق سفر نشوی. عرض کرد پدر جان آنان کیاناند؟ حضرت فرمود: از مجالست با دروغگو پرهیز کن چون مانند سراب است که مطالب را خلاف واقع نشان میدهد. دور را نزدیک و نزدیک را دور جلوه میدهد.
از رفاقت با فاسق و گنهکار اجتناب کن زیرا او تو را به بهای یکلقمه و یا کمتر از آن میفروشد. از رفاقت با بخیل پرهیز نما چون در ضروریترین مواقع احتیاج به تو یاری نمیرساند. از رفاقت با احمق اجتناب کن که او نفعت را اراده میکند ولی از روی نادانی به تو ضرر میرساند؛ و از مصاحبت کسی که قطع رحم کرده بپرهیز چون در کتاب آسمانی او مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین هم به اخلاق خود رسیدگی میکنند و هم مواظب حال دیگران هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند:«یَا کُمَیْلُ مُرْ أَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ، وَیُدْلِجُوا فِی حَاجَهِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ» کمیل به خانواده خود دستور بده تا در اوقات روز در پى کسب اخلاق پسندیده و شب در پى حاجت خفتگان باشند.
«فَوَالَّذِی وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ، مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً، إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً»، سوگند به آنکه شنوایى او همه آوازها را فراگیر است، هیچکسی نیست که دلى را شاد سازد مگر اینکه خداوند بهجای آن شادى، به او لطف و مهربانى مرحمت مىکند.
«فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَهٌ جَرَى إِلَیْهَا کَالْمَاءِ فِی انْحِدَارِهِ، حَتَّى یَطْرُدَهَا عَنْهُ کَمَا تُطْرَدُ غَرِیبَهُ الْإِبِلِ» پس هرگاه دچار اندوهى شود، آن لطف، همچون آب در سرازیرى به سمت آن غم و اندوه جارى شود تا آن را زایل سازد، چنانکه شتر بیگانه را دور مىسازند؛ یعنی سرعت دور کردن. خدا تقوا را در ما زیاد کند.
اولاً باید پیروزیهای عزتآفرین و دشمن نابود کنِ محور مقاومت را با طوفانی که برپا کردند به همه شما و جبهه مقاومت تبریک عرض کنم.
حرکت بزرگ و بیسابقهای که آبروی رژیم سفاک را برد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، جوری اینها بدبخت شدند که قابل جبران نیست و لو از روی ناچاری افراد بیشمار دیگری را بکشند، هیبتی برای آنان درست نمیشود. اینکه گفتند جهان اسلام؛ بلکه باید به بشریت تبریک گفت با این فضاحتی که برای این جرثومه فساد به وجود آمد.
خدای تعالی در ۲۱ آیه از آیات شریف قرآن کریم تذکر میدهد با نگاه کردن به عملکرد و عاقبت دیگران، عبرت بگیرید و بیشترین داستانی که از انبیاء الهی و قومشان مطرح فرموده قوم یهود عنود لجوج است که بسیار عبرتآموز است.
قوم یهود در طول تاریخ انحرافات فراوانِ اخلاقی و اعتقادی و رفتاری و سیاسی و اجتماعی داشتهاند، از افراد عادی تا احبار و دانشمندانشان. دائماً گرفتار خواری ذلت و آوارگی و نابودی بودند که قرآن کریم از آن تعبیر به ضرب میکند. در آیه ۱۱۲ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «ضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَ بَاءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الْمَسْکَنَهُ ذَالِکَ بِأَنَّهُمْ کاَنُواْ یَکْفُرُونَ بِایَاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنبِیَاءَ بِغَیرِ حَقٍّ ذَالِکَ بِمَا عَصَواْ وَّ کاَنُواْ یَعْتَدُونَ».
و یا در آیه ۶۱ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ وَ الْمَسْکَنَهُ وَ بَاءُو بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَالِکَ بِأَنَّهُمْ کاَنُواْ یَکْفُرُونَ بِایَاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّنَ بِغَیرِالْحَقِّ ذَالِکَ بِما عَصَواْ وَّ کَانُواْ یَعْتَدُونَ». ذلت و نیاز، بر پیشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدایى شدند چراکه آنان نسبت به آیات الهى، کفر مىورزیدند و پیامبران را بهناحق مىکشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.
یکی از موارد کاربرد کلمه ضربت درجایی است که مطلبی ثابت شده باشد و بهآسانی از بین نرود مثل علامت روی سکه که میگویند سکه ضرب کردند؛ یعنی بر این گروه و قوم، خواری و پستی ضرب شده است، مثل ضرب سکه بر فلز.
در طول تاریخ خوار و ذلیل و زبون بودند ولو شاید مدتی را بهظاهر از قدرت و مکنت برخوردار بودند اما درمجموع پست بودند و مسکنت که در آیه آمده یعنی نمیتوانند روی پای خودشان بایستند ولو شاید ثروت هم داشته باشند، اما بیچارهاند، تحت سلطه و امر دیگراناند.
الان هم خوار و زبون هستند، موارد آن فراوان است. مثلاً یکی اینکه از سراسر دنیا به دستور استعمارگران و حمایت قدرتهای جهانی آمدند مردم فلسطین را از سرزمینشان بیرون کردند و غاصبانه برای خود شهرک ساختند. این کار چیزی جز خواری و ذلت نیست؛ که شما با قدرت کسی دیگر مثل انگلیس و کشورهایی که بودند مردم کشوری را بیرون کنی و خودت ساکن شوی. این خواری آن مجموعه را میرساند.
انحرافاتی که در زمینههای مختلف دارند نشانه ذلت آنهاست؛ مثلاً از انحرافات اعتقادی آنان کم ایمانی به خداست. آیات ۹۱ و ۹۲ سوره مبارکه بقره گویاست. رسماً به حضرت موسی میگفتند تا خدا را نبینند ایمان نمیآورند. نسبت به حجج الهی هم بیاعتقاد بودند. انبیاء را اعتقادی نداشتند.
یکی از روشهای علماء و خواص آنان بدعتگذاری در دین است. آیه ۹۳ و ۹۴ سوره بقره. یا از انحرافات اخلاقی این قوم، طمع است. طمع یعنی چشم داشتن در اموال و زندگی مردم که در قرآن کریم و روایات نهی شده است. ممکن است عدهای دنیاگرا باشند، یعنی به داشتن مال و مقام و ثروت تمایل داشته باشند و بخواهند آنچه دارند را افزایش دهند.
اما طمع تمایل به گرفتن مال و ثروت و مقام دیگران است و تلاش میکند اموال دیگران را برای خود تصاحب کند. در آیه ۹۶ سوره مبارکه بقره فرمود: آنان را حریصترین مردم نسبت به زندگی، خواهی یافت حتی حریصتر از کسانی که شرک میورزند. هریک از اینها آرزو دارد که ۱۰۰۰ سال زدگی کند، «یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ» با آنکه اگر چنین عمری به او داده شود نمیتواند او را از عذاب دور کند.
انحراف دیگرشان حسادت است، آیه ۹۰ سوره مبارکه بقره به آن اشاره دارد. دیگری کبر است که در آیه ۸۷ سوره مبارکه بقره اشاره دارد که کبر ورزیدند و گروهی را دروغگو خواندند و گروهی را هم کشتند.
این خوی برتریطلبی آنها در طول تاریخ و تا امروز ادامه داشته است و امروز فرقه سیاسی خونخواری هم روی آنان سوار شده و بدترین و شرورترین افراد دنیا را به وجود آورده؛ صهیونیستها.
میگفتند: «نحن ابناءُ اللهِ و احبَّاؤُهُ». ما فرزندان و دوستان خدا هستیم؛ و گمان میکردند و میکنند که گرفتار عذاب و عقوبت نمیشوند. میگفتند: جز چند روزی، هرگز آتش به ما نخواهد رسید. «وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّاماً مَعْدُودَهً». بقره/۸۰٫ چه کجخیال و خاماندیش نسبت به عذاب هستند.
فعلاً باید برای آتش دنیایی خود چاره کنید که شما را احاطه کرده است. امروز باید این طوفان را چاره کنید. طوفان الاقصی و ما ادراک ما طوفان الاقصی؟ این حرکت بزرگ که رهبر معظم انقلاب فرمودند دست و پیشانی رزمندگان شرکتکننده را میبوسم در این پیچ تاریخی جهان نقطه عطفی در مقاومت فلسطین بلکه جریان مقاومت در جهان اسلام شد. حرکتی که خواری و زوال صهیونیستها را نزدیکتر و سریعتر میکند.
توصیه اکید ما به سران رژیم کودک کش و مفلوک صهیونیستی این است جنگ را تمام کنند فکر نکنند با بعض جنایتهایی که در غزه میکنند، کودکان و زنان را به شهادت میرسانند، آب و غذا و دارو و برق را قطع میکنند که همینجا از مجامع بینالمللی میخواهیم در مقابل این جنایات ساکت نباشند اگر دستنشانده ابرقدرتها و وابسته به آنها نیستند؛ این جنایات وحشیانه هرگز از حافظه بشر و بخصوص ملتهای اسلامی پاک نمیشود میتوانند خللی در اراده مردم غزه وارد کنند.
آبروی شما طوری ریخته که با این کارها جبران نمیشود پس لااقل این مرحله را عاقلانه عمل کنید. وضعیت شما سیاهتر از آن است که بتوانید برای خود در منطقه کاری کنید هر اقدامی کنید خود را در محاصرهای تنگتر از فلسطینیان خواهید دید.
همین دیروز سخنگوی شاخه نظامی جنبش مقاومت جهاد اسلامی هم اعلام کرد: نبرد با اشغالگران دیگر محدود به نوار غزه نیست؛ و رسماً همکاری با عملیات طوفان را اعلام کرد و تهدید کرد که ممکن است جنگ به داخل سرزمینهای اشغالی بکشد؛ و آمادگی نبرد در داخل مناطق غصب شده و مناطق دیگر را اعلام کرد.
کلام رهبر فرزانه و عزیزمان را یادمان نرفته که فرمودند: اقتدار روزافزون گروههای مقاومت در کرانه باختری کلید اصلی بهزانو درآوردن دشمن صهیونیستی است که این مسیر باید ادامه یابد.
با همراه شدن کرانه باختری و بعد دیگر گروهها که انشاءالله به ترتیب خواهند آمد و بعد حزبالله لبنان راه نفس کشیدن این رژیم پلید کاملاً بسته خواهد شد. اینها مقدمات کار است. اگر در ۱۵ مهر سکه خواری و ذلت شما ضرب دیگری خورد، آماده باشید که سیلی اصلی در راه است و بهزودی پرونده شما برای همیشه توسط مقاومت مُهر خواهد شد.
اگر تا امروز رژیم صهیونیستی تلاش میکرد با صلح ابراهام و معامله قرن و تطبیع و عادیسازی روابط با کشورها، وجه مقبولی از خود نشان دهد و مشروعیتش را ثابت کند و با بحران مشروعیت مواجه بود. از این به بعد با بحران موجودیت مواجه است. باید تلاش کند که بماند.
یکی دیگر از موارد خواری آنان که موجودیتشان را به خطر انداخته این است که بیش از ۷۰ سال است نیرو جمع میکنند برای سرزمین موعود و غاصبانه آنان را اسکان دادهاند، اما نظرسنجیهای خودشان اخیراً گزارش میدهند ۹۰ درصد آنان دنبال مهاجرت هستند و مهاجرت معکوس، موجودیت رژیم جعلی را به خطر انداخته است.
از موارد دیگر که اضمحلال قریبالوقوع آنان را بشارت میدهد، دعواها و اختلافات داخلی رژیم منحوس بر سر قدرت است که بحث جدائی را میخواهد.
یکی دیگر از موارد فروپاشی و اضمحلال صهیونیستها وضعیت رو به انفجار ارتش اسرائیل است. ارتش پنجم دنیا که روزی در یک جنگ ششروزه ارتش شش کشور بزرگ عربی را از کار انداخت به روزی افتاده که دیگر در مقابل گروههای مقاومت در غزه و کرانه باختری، توان مقابله و مبارزه ندارد مگر اینکه آب قطع کند و زنان و کودکان را بمباران کند.
خودشان اقرار دارند به از بین رفتن ارتش، از تمرد سربازها و ترک پست و ترک خدمت افسران. برای ماندن، آنان را از لشگر حزبالله میترسانند.
ضمناً فکر نکنید آمریکا غیر از کمک تسلیحاتی به شما کمک دیگری میکند اگر او اقدام عملی داشته باشد خواهد دید که چه آتش سنگینی از طرف جبهه مقاومت تمام موجودیت او را به خطر خواهد انداخت. او خودش فعلاً در مسئله اوکراین معطل مانده.
محور مقاومت در سرزمینی به وسعت بیش از ۲۰۰ میلیون کیلومترمربع و جمعیتی بیش از ۱۵۰ میلیون نفر مقابل رژیم غاصبی است که سرزمینی ۱۰۰ برابر کوچکتر و جمعیتی ۲۰ برابر کمتر دارد و امروز دست محور مقاومت در مسائل راهبردی برتر و بالاتر از دشمن صهیونیستی است.
خلاصه اینکه برای بار سوم رژیم منحوس و پلید به فروپاشی و اضمحلال کامل نزدیک شده است؛ و آنچه مسلم است این است که ملت مظلوم فلسطین پیروز اصلی این میدان هستند.
۲۶ مهر تحریم تسلیحاتی ایران تمام میشود که در این ۲۰ سال قدرتهای استکباری آن را دستاویزی کرده بودند برای مقابله با ایران اسلامی. آژانس اگر دلسوز است بیاید اولین کار مهم و اساسی که میکند پاکسازی منطقه از سلاح هستهای باشد. چه دلیلی دارد که بعض کشورهای هستهای معاهده را امضاء نمیکنند.
وقتی ۲۰۰ کلاهک هستهای داشته باشی خوی شرارت و خونریزی هم داشته باشی به هیچ اصولی هم پایبند نباشی چه تضمینی برای صلح در منطقه هست؟ اما ایران را که هم ازنظر اصول اعتقادی و هم فتوای رهبری با این امور مخالف است و هم معاهدات را پایبند است را تهمت میزنند و دخالت میکنند. مجامع بینالمللی اگر راست میگویند این کشورها را در مسیر معاهدات قرار دهند.
راجع به ورزش و تربیتبدنی و پارالمپیک و پیوند اولیا و مربیان، روز عقیدتی ارتش بوده و آینده این طوفان که چه خواهد شد نکاتی را یادداشت کرده بودم که فرصت بیان نیست.
شیخ زکزاکی اخیراً وارد ایران شد. این شخصیت بسیار شخصیت نخبهای است. اول انقلاب ایشان آمد خدمت امام؛ امام یک قرآن به او داد. این شخص شیعه شد رفت در نیجریه تا امروز ۲۰ میلیون نفر شیعه درست کرده. ۶ نفر از بچههایش هم به شهادت رسیدند. دامادش جلوی خودش در آتش سوخت. اعجوبهای است. میخواستم درباره او کمی صحبت کنم که فرصت نیست.
در این روزها که از حاج قاسم سلیمانی سخن میگویید و از او تقدیر میکنید، پدر صنعت موشکی ایران را هم فراموش نکنید. حسنی طهرانی مقدم نقش مهمی داشت. موشکهایی که زده میشود از دستاوردهایی است که او برای نظام ما فراهم کرده. او را هم باید یاد کنیم.
در کشور همسایه ما افغانستان زلزله آمده و مردم آنجا را داغدار کرده. به مهاجرانی که در داخل استان هستند و در کشور هستند؛ تسلیت عرض میکنیم. امروز اگر آمادگیاش باشد عزیزان ما کمکهای نقدی را جمع کنند کار خوبی است.
نکتهای راجع به فرهنگسازی میخواستم عرض کنم. باید فرزند آوری فرهنگسازی شود. باید به گفتمان غالب در جامعه تبدیل شود. گفتمان غالب مثل جریانات فوتبال که چگونه تمام کشور تحت تأثیر فوتبال قرار میگیرد. حتی وسط برنامههایی که داریم نگاه میکنیم قطع میکنند مثلاً کشتی نشان میدهند که همه در جریان قرار بگیرند. اگر بتوانند اخبار را هم قطع میکنند و کشتی نشان میدهند. البته اذان را قطع میکنند و پخش نمیشود. منظورم از فرهنگسازی این است. باید درباره فرزند آوری تمام دستگاهها باهم هماهنگ کار کنند تا نتیجه بدهد.
تبلیغاتی که از تلویزیون انجام میشود باید واقعاً هدفمند باشد. هرچه که ایران دارد زیر سایه حضرت رضا علیهالسلام است؛ علیه آلاف التحیه والثنا و الکرم. خیلی بد است که من دیدم تلویزیون تبلیغ میکند و تشویق میکند که بروید مشهد بروید موجهای آبی. خیلی بد است که تبلیغ اینگونه میشود. در ذهن کودک آرامآرام نقش میبندد. باید مشهد رفت برای دیدن حضرت رضا علیهالسلام. با دقت باید تبلیغ انجام داد. در طول شبانهروز ۵۰ بار میگوید بلیت بگیر برو مشهد موجهای آبی. کودک یادش میرود که اصلاً باید برود مشهد که چهکار کند. این خلاف است. دوستانی که دارند کار تبلیغاتی انجام میدهند در صداوسیما مواظب این قصه باشند.
سلام مختصری هم به زبان عربی به فلسطین بدهیم:
سلام الله علی المجاهدین فی سبیل الحق. لا شک ان هذه العملیه الکبیره طوفان الاقصی، وجهت ضربه مهلکه لکیان النظام الصهیونی الغاصب. ان عملیه طوفان الاقصی الذی قام به الشباب الفلسطینی الشجاع قبل ایام و الذی جاء فی الوقت المناسب، هو فی الحقیقه رد و اجابه علی سنوات من الظلم الاسرائیلی القمعی، تجاه الشعب الفلسطینی المظلوم؛ و اخیرا نقول: ان وعد الله حق و ان شاء الله سیتم قریبا تطهیر الارض، من دنس و رجس الکیان الصهیونی الغاصب و کما قال قائد الثوره الاسلامیه الامام الخامنهای، لن تری اسرائیل ال خمس و عشرین سنه القادمه؛ و نحن نقول باعلی الصوت الموت لاسرائیل.
ترجمه: سلام بر مجاهدین راه حق. بدون شک عملیات بزرگ طوفان الاقصی ضربه مهلکی به کیان نظام صهیونیستی غاصب وارد کرد. عملیات طوفان الاقصی که توسط جوانان فلسطینی شجاع و در وقت مناسب انجام شد، در حقیقت پاسخی به سالها بیعدالتی ظالمانه اسرائیل در حق مردم مظلوم فلسطین است. در پایان میگوییم که وعده خدا حق است؛ و انشاءالله بهزودی زمین از زشتی و پلیدی رژیم غاصب صهیونیستی پاک خواهد شد؛ و همانطور که رهبر انقلاب اسلامی امام خامنهای فرمودند، اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید؛ و ما با صدای بلند میگوییم مرگ بر اسرائیل.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/7/14 | 1402/7/14مهمترین دفاع در اسلام و مهمترین امنیت، حفظ ارزشهای دینی و امنیت در این امور است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه60
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از تمام لحظات عمر که خدای تعالی بهعنوان سرمایه در اختیار آنان قرار داده است به بهترین وجه استفاده میکنند. در نوبت قبل چندجملهای راجع به جوانی و نقشی که در زندگی انسان دارد عرض کردم. اینکه همه انبیاء در جوانی مبعوث شدند.
امام عصر ارواحنا فداه در هنگام ظهور جوانی هستند زیبا چهره، «شابٌّ حَسَنُ الوَجه»؛ و یارانشان هم جوان هستند. حتی در روایت دارد امام صادق علیهالسلام فرمودند: یکی از گرفتاریهای بزرگ دوره ظهور این است که مردم گمان میکنند امام عصر باید پیرمردی کهنسال باشد درحالیکه چهره ایشان جوان است.
و اینکه قرآن کریم حضرت ابراهیم را بهعنوان جوان و الگو نام برده و مواردی که در الگو شدن حضرت نقش داشته را بیان کرده که چند مورد را اشاره کردم. مثلاینکه حضرت با محبت تمام با تمام افراد برخورد میکرد اما با جریانی که خدائی نبود کاملاً مرزبندی داشت و برائت میجست و در مأموریت الهی که داشت ارتباطات غیر الهی را مقدم نمیکرد.
از ویژگیهای دیگر حضرت ابراهیم که در قرآن بیان شده و الگوی همه باید باشد، خداباوری است؛ یعنی در هیچ حالی نبود که تکیه به خدا نداشته باشد. در مسائل مختلفی که پیش میآمد، در برخورد با جبهه کفر و شرک، در دعوت به توحید و یگانگی خدا، در محاجه با بتپرستان و شکستن بتها، در همه حال کلام او و اعتقاد او این بود: «رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا»؛ و این درس بزرگی است برای ما که در راه حقی که داریم سست نشویم و با توکل به خدای تعالی از ملامت هیچ ملامت کنندهای ناراحت نباشیم.
ویژگی دیگر حضرت ابراهیم را قرآن کریم در آیه ۷۵ سوره مبارکه هود این بیان میکند که: «إِنَّ إِبْراهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُنِیبٌ»؛ یعنی حضرت صبور و اهل دعای بسیار بود. همه شما از نقشی که دعا در زندگی دارد کموبیش مطلع هستید این پیغمبر اولوالعزم «اواه» بود یعنی بسیار به یاد خدا بود و دعا میکرد؛ و این رابطه آنقدر قوی شده بود که خداوند تبارکوتعالی حضرت را بهعنوان دوست خود انتخاب فرمود؛ در آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا»؛ یعنی کسی که نیازمند و محتاج خداست و از دیگران بریده است.
وقتی ابراهیم الگوست و علل الگو بودن معلوم میشود یعنی باید همه در این مسیر حرکت کنیم. نکات بسیار ارزندهای در زندگی حضرت ابراهیم هست که به نظرم بدون توضیح، فقط یادآوری شود مفید خواهد بود. مرحوم شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع، با استفاده از روایات علت اینکه خدای تعالی حضرت ابراهیم را خلیل خود معرفی کرد را بیان کرده است.
اول: از کسی جز خداوند عزوجل درخواست نکرد. نماز خواندنش در شب، به هنگامیکه مردم در خوابند. بسیار بر روی خاک سجده میکرد. «لِکَثْرَهِ صَلَاتِهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ». درخواست کسی را رد نمیکرد. اهل اطعام به مردم بود.
در قرآن کریم هم غیر ازآنچه ذکر شد داریم؛ مثلاً آیه ۶۷ آلعمران؛ «حَنِیفاً مُسْلِماً» تسلیم خدا بودن. آیه ۱۲۴ بقره؛ آمادگی کامل در امتحانهای سخت الهی. آیه ۱۱۴ توبه؛ صبر و حلم. آیه ۳۷ نجم؛ وفاداری و ثبات قدم. آیه ۵۷ انبیاء؛ شجاعت و دلاوری. آیه ۲۶ عنکبوت؛ هجرت و مهاجر الی الله. صافات ۱۰۳؛ گذشت و ایثار. بقره ۱۲۵؛ خدمت به مسجد.
و موارد دیگری هم هست که روایات بیان میکند و لذا همین خصوصیات و ویژگیها ریشه دستور قرآنی است که در آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نساء میفرماید از ملت ابراهیم تبعیت کنید؛ «وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً»؛ و در آیه ۱۳۰ سوره مبارکه بقره با صراحت میفرماید؛ «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ» هر کس از آئین ابراهیم علیهالسلام اعراض کند، سفیه خواهد بود.
راجع به حضرت یوسف علیهالسلام و اصحاب کهف هم موارد اینچنینی در قرآن کریم داریم که همه حکایت از توجه به جوان دارد؛ اما با خصوصیاتی که عرض شد؛ یعنی صرف جوان بودن کافی نیست باید جوانی باشد که کمالاتی داشته باشد، وقت خودش را تلف نکرده باشد، استعدادهای خدادادی را بالفعل کرده باشد.
در تاریخ اسلام هم اگر ملاحظه بفرمائید رسول خدا به جوانان خیلی بها داد و آنان را در مسئولیتهای خطیر بکار گرفت اما همه آنان خصوصیات و قابلیتهایی داشتند. مثلاً مدینه که شهر بزرگ و پر از مشکلات و اختلافات و امثال اینها بود حضرت، جوان کم سن و سالی را به نام مُصعب بن عمیر به مدینه فرستاد؛ و او کاملاً موفق عمل کرد و مدینه را به کنترل درآورد و جوانان را به اسلام دعوت کرد. خیلیها را مسلمان کرد. سعد بن معاذِ معروف، مسلمان شده به دست اوست؛ و اولین نماز جمعه تاریخ را در مدینه اقامه کرد. همه اینها برای او افتخار است؛ اما این جوان کمسال، حافظ قرآن بود. رسول خدا به این جوانی که چنین اهتمام کرده بود و حافظ شده بود میدانهای دیگر را واگذار کرد. در حقیقت رسول خدا با انتخاب مصعب شایسته گزینی کردند.
همانطور که عتّاب بن اُسید آن جوان بیست یا ۲۷ ساله را فرماندار مکه قرار دادند؛ و چون کارش را خوب انجام داد تا آخر عمر رسول خدا هم فرماندار ماند. بعض نقلها دارد تا زمان خلیفه دوم والی مدینه بود.
ویژگی انقلاب اسلامی هم همین بود که جوانان بااستعداد و هوشمند را وارد عرصه کرد و میدان داد و برکات آن تا امروز مشهود است. حضرت آقا عبارتی دارند جالب است، فرمودند: «بزرگترین هنر این انقلاب که امام آن را فتحالفتوح انقلاب دانستند، این بود که توانست جوانانی را تربیت کند که در دنیای مادّیِ آلوده و ازلحاظ اخلاقی، لجنزار، انسانهایی با دلهای پاک و نورانی و با تصمیمهای راسخ باشند و هوشمندانه و خردمندانه، راه بزرگان بشریت و راه سعادت بشر را انتخاب کنند».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا فضائل اخلاقی را در خود ملکه کردهاند و از رذایل دوری میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «صِحَّهُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّهِ الْحَسَدِ». تندرستى از کمى حسد است.
از بیان امام علیهالسلام روشن میشود که این رذیله اخلاقی بر روی تندرستی انسان اثر میگذارد و شخص حسود از نظر جسمی هم آسیب میبیند. روایاتی که در باب حسد آمده را ملاحظه بفرمائید. این بیماری بسیار زیانبار است هم به فرد آسیب میزند هم به جامعه.
حضرت در بیان دیگری فرمودند: حسادت بدترین بیماری و زندان روح است. حسادت سرآمد رذیلتهاست؛ و فرمود: ستمگری همچون حسود ندیدم که به ستمدیده شبیهتر باشد. روحی سرگردان دارد و دلی بیقرار و اندوهی پیوسته. امام صادق فرمود: لقمان به فرزندش گفت: حسود سه نشانه دارد، پشت سر غیبت میکند و در حضور تملق میگوید و از گرفتاری دیگران شاد میشود. اعاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا. خدا تقوا را در ما زیاد کند.
در هفتهای که قرار داریم مناسبتها فراوان است. هفته وقف که هفته گذشته مدیرکل محترم گزارشی خدمت شما دادند و البته بنده هم قبلاً راجع به وقف و آثار و نقشی که در پیشبرد مسائل مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و معضلات اجتماعی دارد نکاتی عرض کردم.
فقط این نکته را اشاره کنم که نگاه به وقف را با توجه به مسائل روز و احتیاجات جدیدی که داریم باید تغییر داد. راجع به آب، محیط زیست، دانشبنیانها، جهاد تبیین، تکثیر نسل، مسائل فرهنگی، مراکز دینی و امثال اینها باید وقف کرد. دستگاه متولی با تبلیغات انگیزشی و گزارش بهموقع و متقن، اعتمادسازی برای وقف را جدی بگیرد.
هفته فراجا را به خانواده بزرگ این نیروی خدوم و مجاهد اعم از کارمندان و فرماندهان و افسران و درجهداران و سربازان تبریک عرض میکنم؛ خدا قوت و خسته نباشید برای مجموعه فعالیتهایی که از لب مرز تا داخل شهرها و محلات دارند بلکه داخل خانهها؛ که پلیس فتا با گوشیها بالاخره سروکار دارد.
یاد شهدای گرانقدر فراجا در عرصههای مختلف و انسانهای مخلصی که هرروز در راه انجاموظیفه و اعتلای کلمه الله و پاسداری از ارزشهای دینی به شهادت میرسند؛ و هنوز باب شهادت برای عزیزان بسته نشده را گرامی میداریم؛ و از خدای تعالی برای ارواح طیبه آنان رفعت مقام و برای جانبازان و ایثارگران این نیرو عافیت و سلامت خواهانیم.
حضرت آقا فرمودند: «بزرگترین وظیفه نیروی انتظامی حفظ ارزشهاست». خب با این بیان اهمیت و ارزش کار معلوم میشود؛ و اینکه عزیزان ما چه کار خطیری را بر عهده دارند. همین اهمیت کار است که از آنان بهعنوان مجاهد فی سبیل الله یاد کردند.
شعار امسال هم «شهروند قانونمدار، پلیس خدمت گذار» است؛ که شعار زیبا و دقیقی است که اگر این دو در کنار هم بهدرستی عمل کنند یعنی مردم به قانون عمل کنند و پلیس هم در همه وظائفی که دارد خود را خدمت گذار ببیند که میبیند، یک نتیجه مهم برای جامعه خواهد داشت و آن نعمت امنیت است.
بالاخره حکومت وظیفه دارد و مکلف است امنیت جامعه را تأمین کند؛ و در مقابل این تکلیف حکومت حقی بر مردم پیدا میکند و تکلیفی بر عهده مردم میآید و آن اینکه قوانین را اجرا کنند و لوازم و ابزار و امکانات ایجاد امنیت را فراهم کنند.
راجع به مجموعه نیروی انتظامی و فراجا و خدماتی که انجام میدهند و دادهاند در این هفته فراوان گفته خواهد شد. قبل از بیان من هم از بیان سردار بزرگوار گزارشی را قطعاً شنیدید.
من میخواهم به بهانه هفته فراجا نکتهای را عرض کنم. مقدمتاً اینکه خدای تعالی در بدن ما اندامهایی را با استعدادهای خاص قرار داده که هر وقت آفتی یا میکروبی به بدن حمله کند، بدن بتواند مقابله کند و بیماری را دفع کند؛ یعنی به تدبیر الهی بدن ما قدرت دفاع در مقابل تعداد زیادی از بیماریها را دارد؛ و در بخشی که خود بدن نمیتواند دفاع کند، یا آفاتی از بیرون به آن رسیده که قدرت دفاع ندارد، انسان با علم و دانش، راه نجات و مبارزه با آن بیماری را به دست میآورد؛ یعنی هر طور شده انسان در مقابل آفات درونی و بیرونی به دفاع اقدام میکند و برای هرکدام از این آفات راهکار مخصوص را پیدا کرده بکار میبندد.
همین مطلب راجع به اجتماع هم هست. جامعه هم دچار بیماری و ناهنجاریها و تهدیداتی میشود که سلامتی جامعه را به هم میزند؛ که گاهی درونی است و گاهی عامل بیرونی باعث بر هم خوردن سلامت جامعه است؛ و در اینجا هم لازم است دو نوع دفاع داشته باشیم؛ یعنی ما یک امنیت داخلی داریم و یک امنیت خارجی.
پس دو نوع فعالیت دفاعی لازم داریم که یکی را پلیس و نیروی انتظامی به عهده میگیرد به جهت حفظ امنیت داخل و دیگری را نیروهای مسلح ارتش و سپاه برای حفظ امنیت خارجی. در همه کشورها هم اینها وجود دارد؛ ولو در این دوران مسائل پیچیده شده و دفاع بهسادگی گذشته نیست و حتی کشورهایی که قوت چندانی ندارند را نمیشود بهراحتی ساقط کرد.
همین روزها سالگشت حمله آمریکای بهاصطلاح مقتدر ازنظر نظامی به کشور بهظاهر ضعیف افغانستان است؛ که در ۱۵ مهر سال ۸۰ به اسم مبارزه با تروریسم واقع شد؛ اما ۲۰ سال طول کشید و نتوانست کاری از پیش ببرد و مفتضحانه ازآنجا خارج شد. حالا چند سال مقدمهچینی برای این حمله کرده بودند و نقشه کشیده بودند و چه کشورهایی را با خود همسو کرده بودند و چقدر خرج کردند و تبلیغات کردند بماند.
بههرتقدیر نظام اسلامی برای مقابله با دشمنانش و حفظ کیانش مثل بقیه کشورها احتیاج به نیروی نظامی و انتظامی دارد تا بتواند امنیت شهروندانش را از همه جهت تأمین کند. همین رزمایشی که این چند روز ارتش جمهوری اسلامی بااقتدار و توان بالا انجام دادند و بقیه رزمایشها و توانمندیهای تسلیحاتی که فراهم میکنند همه در راستای بازدارندگی و تقویت قدرت دفاعی و حفظ امنیت است؛ که اینجا از همه عزیزان نیروهای مسلح بخصوص ارتش سرافراز تشکر و قدردانی میکنیم.
سؤال: آیا اسلام فقط به دفاع اجتماعی و حفظ آبوخاک و مال و امثال اینها نظر دارد که نهتنها در انسانها حتی در حیوانات هم بهنوعی وجود دارد؟ که دیدهاید حیوانات هم برای خودشان قلمرو درست میکنند و تا پای جان آن را حفظ میکنند یا به مطلب بالاتری توجه دارد؟
آنچه از آیات و روایات به دست میآید اسلام فقط به این بخش که طبیعی برای همه وجود دارد و هر کس دشمن را ببیند که به جان و مال و ناموس او حمله کرده به دفاع برمیخیزد که اگر عکسالعملی نداشته باشد از حیوان هم پستتر میشود، تأکید ندارد، بلکه به مطلب بالاتری اهمیت میدهد.
آیه ۲۵۱ از سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ لَوْ لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلىَ الْعَلَمِینَ»؛ و اگر خداوند، بعضى از مردم را بهوسیله بعضى دیگر دفع نمىکرد، زمین را فساد فرا مىگرفت، ولى خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد؛ یعنی اگر خداوند مسئله دفاع را قرار نداده بود زمین فاسد میشد. پس دفاع و حفظ امنیت برای جلوگیری از فساد در جامعه است.
خب سؤال: این کدام فساد است که باید از آن جلوگیری کرد؟ چون آیه شریفه به مطلق فساد اشاره کرده و نگفته کدام فساد. یکی از مصادیق فساد را در قسمتی از آیه ۴۰ از سوره مبارکه حج فرمود: «… وَ لَوْ لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا…» و اگر خداوند بعضی مردم را با بعض دیگر دفع نمیکرد، صومعه و کلیسا و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده میشود سخت ویران میشد.
یعنی اگر دفاع نبود پرستشگاهها امنیت نداشتند و ویران میشدند. اینکه دیگر مربوط به مال و جان و آبوخاک نیست. این مربوط به عزت و شرفِ انسان است. به انسانیت انسان مربوط میشود. مربوط به جایی است که انسان را با خدا ارتباط میدهد. این مراکز، نماد ارتباط با خدا هستند؛ و خدا در آنجا عبادت میشود. صومعه و دیر و کنشت و کلیسا و مساجد. اگر این مراکز نباشد جامعه انسانی با حیوانات فرقی ندارد.
آنچه از جان و مال و فرزندان مهمتر است دین و ایمان است؛ بنابراین مهمترین دفاع در اسلام و مهمترین امنیت، حفظ ارزشهای دینی و امنیت در این اموراست. همانکه اول بحث عرض کردم که حضرت آقا فرمودند: مهمترین وظیفه نیروی انتظامی حفظ ارزشهاست. ببینید چه جایگاه بلند و رفیعی است در اختیار این نیرو.
ما در روایات داریم اگر خطری متوجه جان و مال تو شد، مال بده و جان خودت را حفظ کن؛ و اگر خطر متوجه جان و دین شد، جان بده و دین را و ایمان حفظ کن. جان را فدای دین و ایمان کن. همان مسیری که انبیاء و اولیاء و اهلبیت و بعد شاگردان و تربیتشدگان مکتب اهلبیت یعنی شهدا رفتهاند.
همین امروز شهدایی که نیروی انتظامی و یا دیگر نیروهای مسلح میدهند فقط برای آبوخاک و وطن نیست، بلکه با انگیزه بالاتری اقدام میکنند برای حفظ کیان دین و احکام الهی آماده رشادت شدهاند که همه آنها هم تأمین میشود. پس یکی از مهمترین مصادیق افساد فیالارض از بین بردن و به خطر افتادن دین و ایمان مردم است که در اینجا باید به دفاع برخاست؛ و برای امنیت ایمان مردم، خداپرستی مردم مثل امنیت جان و مال و آبوخاک، دفاع کرد.
هر چیزی که پرستش خدا را جامعه تضعیف کند، تهدید است؛ باید با برداشتن موانع، زمینه پرستش آگاهانه خدای تعالی را فراهم کرد. نفوذ دشمنان در بعضی از مراکز، با دقت، در کنار مساجد مراکز دیگری درست کرد «لَهُدِّمَتْ» تا هنگام نماز و عبادت افراد بخصوص جوانان مشغول فعالیتهای دیگری باشند ولو مشروع و بیاشکال؛ اما یاد خدا را کمرنگ کردند.
اساساً علت بلند ساختن مساجد و گنبدها و مراکز عبادی همین یادآوری است؛ الان حتی در کشورهای غیرمسلمان هم اجازه ندارند در کنار کلیسا ساختمان بلندتر از کلیسا بسازند؛ اما شما ببینید در همین شهر کرج مسلماننشین وقت نماز، صدای اذان شنیده میشود؟ شب و صبح پیشکش در ظهر که همه بیدارند و مشغول کار هستند و صدا اذیتی ندارد چطور؟ بله آنجایی که صدا آزاردهنده باشد نباید گذاشت. ولی بلندگوها را به سما آسمان بگیرند و اذان را با صدای لطیفی پخش کنند. یکمرتبه باید در شهر صدای اذان بلند شود. اذان شهر را نورانی میکند بزه را کم میکند. نام خدا که بیاید ظلمت و تاریکی را از میان میبرد.
بههرتقدیر این امنیتی که امروز کشور ما دارد و زبانزد خاص و عام است و البته مورد طمع دشمن است و هرازگاهی تلاش میکنند تا با ایجاد جریانی القاء ناامنی در ایران کنند که همیشه سرشان به سنگ خورده و منبعد هم همینطور خواهد بود. مردم ما هوشیار و در صحنه هستند، گوشبهفرمان ولی از همه ارزشها و آرمانها دفاع میکنند و به هیچ قدرتی جز خدا تکیه ندارند؛ و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «یکی از عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بیاعتمادی مطلق به قدرتهای سلطهگر جهانی است که امروز مظهر آن آمریکاست»؛ و همانطور که در سخنرانی روز عید میلاد فرمودند که «دشمنان ما سرشار از کینه و غیظ هستند و قرآن فرمود از این خشم بمیرید و این بیان قرآن در حال تحقق است»، ما هم با نفرین و مرگی که محکم و از روی بصیرت به آنان میدهیم، از قرآن و رهبرمان تبعیت میکنیم.
بههرتقدیر از همه عزیزان این نیرو، از همه کسانی که بهخصوص در استان خودمان با توان و امکاناتی که در اختیارشان است وظایف محوله را تلاش دارند بهخوبی انجام بدهند و انجام میدهند، بنده از طرف شما از همه عزیزان، فرماندهی محترم، معاونینشان در بخشهای مختلف، قدردانی و تشکر میکنم و خدا قوت میگویم. انشاءالله با حزم و جزم همیشگی ادامه مأموریتها را تا آخر خواهند داشت.
۱۵ مهر روز روستا و عشایر است؛ به همه عزیزان تبریک عرض میکنم. قبل از بنده هم عزیزمان اینجا نکاتی را گفتهاند. فقط بنده یک کلمه عرض میکنم. عشایر کشور در همه مسائل سیاسی و اجتماعی حاضر بودند بهخصوص در دوران انقلاب نقش داشتند در کشور ۱۱۲۰۰ نفر شهید دادند. بهعنوان پدافند غیرعامل در مناطق مرزی در افزایش امنیت کشور فعال هستند. ظرفیتهای فراوان اقتصادی و گردشگری و کشاورزی و دامپروری را در اختیار دارند. باید توجه ویژه کرد؛ چون نقش مهمی در بخشی از اقتصاد و امنیت غذائی کشور دارند. در منطقه ما و البرز هم تعدادی از عشایر ساکن هستند که امروز را به آنها تبریک میگویم.
دشمنان بخصوص رژیم روبهمرگ صهیونیستی به تبعیت از آمریکا تلاش میکند تا روابط بین کشورهای منطقه را دچار اختلال و اختلاف کند و ژئوپلیتیک منطقه را به هم بزنند؛ که شاید این وسط بتواند مدت دیگری بماند؛ نظیر مسائلی که برای آذربایجان و ارمنستان درست کردهاند. ایران همیشه برای ثبات منطقه بدون دخالت بیگانگان تأکید داشته و تلاش کرده به کشورهای منطقه اگر اختلافی دارند کمک کند و البته اجازه هم نداده است که منافع او را به بهانههایی مورد خدشه قرار دهند.
روز جهانی کودک و روز کاهش اثرات بلای طبیعی هم بود. بیشتر میخواستم راجع به کودک که کار مهمی دارد انجام میشود صحبت مفصلی داشته باشم که انشاءالله در یک نوبت دیگری راجع به کودک و مسائل مربوط به کودک باید بحث کنم. بحث کودک بسیار مهمتر از جوان است عمیقتر، دقیقتر و مهمتر است. قرارگاهی هم در استان تأسیس کردیم که انشاءالله در یک فرصت دیگر خدمت شما عرض خواهم کرد
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/7/7 | 1402/7/7به افراد انقلابی انگ تندروی میزنند تا شاید بتوانند ریزشی ایجاد کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه61
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در همه مراحل زندگی از الگوهای قرآنی بهرهمند هستند. تا انشاءالله بحثی را بهصورت سلسله شروع کنم هر جلسه نکتهای عرض میکنم.
با توجه به اینکه اسلام دینی جوان محور است و در اولین مرحله، جوانان را جذب میکند، اولیاء دین و بزرگان هم راجع به جوان و نقش مؤثری که هم در پذیرش و هم ارائه دین و مسائل دینی دارد تأکید کردهاند، در این نوبت راجع به جوان و جوانی چند جمله عرض میکنم.
درباره تمام ادیان این مطلب را داریم که جوانان بیشترین گرایش را به دین داشتند. درباره حضرت موسی علیهالسلام گفتند: سرانجام، کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی از قوم وی؛ یعنی جوانان؛ لذا رسول خدا فرمودند: شما را به نیکی با جوانان سفارش میکنم؛ زیرا نرمترین دلها را دارند. وقتی به پیامبری برگزیده شدم، جوانان، با من پیمان بستند و پیران، با من به مخالفت برخاستند.
در جلد دوم تفسیر قمی دارد که وقتی رسول خدا دعوتش را در مکّه علنی کرد، قریش، پیش ابوطالب رفتند و شکایت کردند که برادرزادهات، جوانان ما را به تباهی کشانده است؛ یعنی بیشترین افرادی که به حضرت گرویده بودند جوانان بودند.
روایتی را مرحوم کلینی در کافی نقل میکند از امام صادق علیهالسلام که از یکی از اصحاب که به شهر بصره رفته بود، پرسیدند: اقبال مردم را به امامت چگونه یافتی؟ او هم گفت: به خدا سوگند که شیعیان، اندکاند. امام علیهالسلام به او فرمودند: بر تو باد به جوانان زیرا آنان در پذیرش نیکی، باشتابترند.
حتی در دوران ظهور که خود حضرت بهصورت جوان ظاهر میشوند پیروان آن حضرت هم جوان هستند و کهنسال در بین آنان خیلی کم هستند دارد مثل سرمه در چشم و نمک در زاد و توشه.
در فارسی جوان که بُرنا هم گفته میشود، یعنی هر چیزی که از عمر آن، زیاد نگذشته باشد؛ امّا در عربی، گاهی شاب گفته میشود و گاهی فتی؛ فتی به معنای طراوت و شادابی است و شاب به معنای شکوفایی و یا با حرارت است. دوران جوانی دوران رشد و شکوفایی و شادابی و گرمی زندگی است؛ یعنی دوران قوت و قدرت.
لذا ما تا زمانی که شخص توانمند باشد او را جوان میدانیم و کاری با سن و سال و یا قیافه نداریم چون دیدید بعضیها مسن هستند اما صورت جوانی دارند و یا سن و سالی از آنها گذشته است اما با طراوت و شاداب مشغول فعالیت هستند.
حضرت امام ره اینگونه بودند. حضرت آقا حفظه الله اینگونه هستند. سخنرانیهای بیش از یک ساعت ایشان را در این سن میبینید. خود ایشان راجع به حاج قاسم همین را فرمودند که شاداب و پرکار بود. اگر سنش به ۷۰ سال هم میرسید او زنده بود و من هم زنده بودم باز او را در مسئولیتها قرار میدادم.
پس معیار فقط سن نیست. جوان که گفته میشود یعنی کسی که توانمند است، قدرت دارد و شاداب است و کاری که به او میسپاری میتواند انجام دهد. سن خاصی را نمیتوانیم برایش بگوییم؛ اگرچه در محاسبات و ارزیابیهای بینالمللی بین ۱۵ تا ۳۵ سال را میگویند.
جالب است که در روایات هم به همین شادابی اشاره شده است مثلاً در کافی از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند در اوصاف شخص با ایمان که مؤمن را چنان میبینی که کسالت از او دور و نشاط او همیشگی است.
یا در روایت دارد روزی امام صادق علیهالسلام از شخصی پرسیدند: فَتی نزد شما کیست؟ گفت: ما به جوان، فَتی میگوییم. امام علیهالسلام فرمودند: مگر نمیدانی که اصحاب کهف، همگی میانسال بودند، امّا خداوند به سبب ایمانشان، آنان را فتیه یعنی جوانان نامید؟ هر که به خدا ایمان آورد و تقوا پیشه کند، جوان واقعی است.
یا از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل است که فرمودند: خردمند چون پیر شود عقلش جوان میگردد.
به هر جهت دوره جوانی ویژگی دارد که پذیرش حق و خودسازی را در شخص آسان میکند و به همین نسبت سازندگی بیشتری هم دارد؛ هم فردی و هم اجتماعی. پیامبران الهی همه جوان بودند. رسول خدا فرمودند: «ما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً إلّا شابّاً». خداوند، هیچ پیامبری را جز در جوانی، مبعوث نکرد. علت اصلی هم نقش الگویی است که دارند و میتوانند هویتبخش باشند.
نمونههای تاریخی فراوان از جوانان که در عرصههای مختلف، نقشآفرینی کردهاند و مؤثر بودهاند داریم؛ و در دوران معاصر و زمان خودمان هم که فراوان دیدهایم. نمونه نزدیک آن فرماندهان دوران دفاع مقدس چه در ارتش و چه در سپاه و چه در بسیج. میانگین سنی آنها زیر ۳۰ سال بود؛ فرمانده لشکر بودند. مسنترینشان شاید سی و یکیدوساله بود که فرمانده سپاه بود. بقیه همه زیر ۳۰ سال؛ که یک لشکر را اداره میکردند.
نقشی که جوانان در پیروزی انقلاب و بعد در حفظ و تثبیت و پشتیبانی داشتند و دارند و امروز هم دشمنان تلاش میکنند با ایجاد انحراف در فکر و عقیده و رفتار جوانان آنان را از مسیر درستی که دارند منحرف و بیاثر کنند.
اگر به قرآن کریم مراجعه کنید میبینید که حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت یوسف و اصحاب کهف و خود رسول خدا را بهعنوان جوانان نمونه و الگوی دیگران معرفی میکند و بعضاً علل این الگو بودن را هم بیان میکند.
خب در قرآن کریم حضرت ابراهیم را بهعنوان جوان نام میبرد. آیه ۶۰ سوره مبارکه انبیاء فرمود: «فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ». جوانی که به او ابراهیم میگویند؛ و در آیه ۶۴ سوره مبارکه ممتحنه تصریح میکند که حضرت ابراهیم علیهالسلام الگوست؛ «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ…».
و در آیه ۴ سوره مبارکه ممتحنه، برای حضرت مواردی را نقل میکند که به همان علت الگو شده است؛ اولاً حضرت با جریانات غیر الهی مرزبندی مشخص داشت و با صراحت از مشرکان اظهار برائت میکرد؛ و اهداف الهی را قوم و خویشی و ارتباطات اجتماعی مقدم نمیکرد. به همه انسانها محبت داشت و در عمل خداباور بود. موارد دیگر هم هست اگر لازم شد در نوبت بعد انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در برخورد با دیگران نرمخو هستند و آرامش دارند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الْحِدَّهُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ لِأَنَّ صَاحِبَهَا یَنْدَمُ فَإِنْ لَمْ یَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْکَمٌ». تندخویی نوعى از دیوانگى است، زیرا تندخو، پشیمان مىشود و اگر پشیمان نشود دیوانگىاش استوار است. بیان کوتاه و گویای امیرالمؤمنین علیهالسلام درسآموز است.
علمای اخلاق انسان تندخو و عصبانی را چون در قوه غضبیهاش از حالت اعتدال خارج شده را دیوانه میدانند مگر اینکه تحت سلطه عقل درآید و به دستور عقل عمل کند. لذا فرمودهاند انسان عصبانی بخش از عقل را از دست داده و دیوانه است. لااقل در هنگام عصبانیت. بعد که عصبانیت فروکش میکند اگر پشیمان شد به حالت اعتدال برگشته والا دیوانگیاش مستقر است و باید برایش دعا کرد که با حال اول برگردد. خداوند تقوا را در ما افزوده بگرداند.
در ایام هفته وحدت و روزهای پر خیروبرکت ولادت رسول مکرم اسلام و امام صادق سلاماللهعلیهما قرار داریم. به همه شما اعزه گرامی و بقیه هم استانیها اعم از شیعه و سنی تبریک عرض میکنم.
امیدوارم بتوانیم حق رسول اکرم را ادا نماییم. درک مقام و منزلت رسول خدا برای افراد عادی ممکن نیست اگر هم کسی چیزی بلد است و میگوید خودشان اشاره کردهاند و یا از آیات قرآن به دست میآید. مثلاً امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: خداوند موجودی برتر از محمد نیافریده است.
یا درک این مطلب خیلی ساده نیست که جابر بن عبدالله انصاری میگوید: به رسول خدا عرض کردم: اولین چیزی که خداوند آفرید چیست؟ فرمود: نور پیامبر تو ای جابر، خداوند آن را نخست خلق کرد و بعد هر خوبی و خیری را از آن آفرید.
و اینکه پیامبر خدا تجلی رحمت واسعه الهی است. خود حضرت آن ظرفیت بالا و سعه وجودی خودش را اینگونه بیان میکند: «لی مَعَ اللهِ وَقْتٌ» برای من با خداوند، وقت و حالتی است که نه فرشتهی مقرب و نه پیامبر مرسل و نه بندهای که خداوند دلش را پر از ایمان کرده، قدرت تحمل آن را دارد.
باید تلاش کنیم تا در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و تعاملات و رفتارها و آنچه قابلدرک و فهم است و میتوانیم انجام دهیم، شبیه رسول خدا بشویم. او را همانطور که قرآن کریم الگو معرفی کرد، واقعاً الگو بدانیم و با تأسی به او، سیرهاش را زنده کنیم.
او رسول همه مردم دنیاست. در آیه ۱۵۸ سوره مبارکه اعراف فرمود: «قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمیعاً…» و یا در آیه ۲۸ سوره مبارکه سباء فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ». همچنین مربوط به همه زمانها تا قیامت است، چون خاتمالنبیین است که آیه ۴۰ سوره مبارکه احزاب به آن اشاره دارد.
باید سیره رسول خدا را بلد باشیم. در روایت دارد که حضرت فرمودند: هر کس روش زندگى مرا زنده بدارد، مرا زنده نموده است و کسی که مرا زنده نماید در بهشت همراه من است. بعد اهلبیت یکی از مهمترین وظائف خود را در این میدیدند که سیره رسول خدا و سبک زندگی او را ترویج و عملیاتی کنند. پیروی از سنن رسول خدا انسان را خلیفه خدا میکند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۱۶۰ نهجالبلاغه فرمودند: براى تو همین کافى است که راه و رسم رسول خدا را سرمشق خودت قرار دهى و از آن اطاعت نمایى؛ بنابراین شخص مسلمان موظف است در ابعاد مختلف زندگی پیامبر اکرم تعقل و تفکر و بعد انجام داشته باشد.
وقتی به دوره زندگی حضرت نگاه میکنیم میبینیم یکی از معجزات رسول خدا این بود که از راه طبیعی و با تدبیر توانست جامعه آن روز را اصلاح کرده، با ایجاد الفت و انس بین آحاد مردم یک وفاق اجتماعی محکم ایجاد کند، حکومت دینی را برپا و تثبیت کند تا مردم در امنیت و آرامش زندگی کنند.
اگر توجه کنیم تمام سیاستهایی که رسول خدا در حکومتداری بکار برده است در مسیر وحدت اسلامی است. لذا دقت در این بخش از سیره نبوی که در جهت تحقق وحدت اسلامی است بخصوص در این زمان، تبیین سیره سیاسی رسول خدا در ایجاد امت اسلامی ضرورت ویژه دارد.
خب اولین کاری که پیامبر کرد جلوگیری از تشتت و پراکندگی جامعه بود. شما اگر به وضعیت جهان در عصر بعثت رسول خدا توجه کنید میبینید که هیچ حاکمیت سیاسی منسجمی وجود نداشت و هر قبیلهای ساز خودش را میزد و مستقل از دیگران و طبق آداب و سنن خودش اداره میشد و کاملاً جامعهای منحط و پراکنده بودند.
فقط ده سال زندگی حضرت در مدینه را بررسی کنید ببیند از زمان تأسیس نظام اسلامی تا وقت ارتحال چگونه حکومتداری کرد. روش سیاسی رسولالله در ایجاد وحدت از مدینه شروع شد و بهسرعت جزیرهالعرب را گرفت و بعد ادامه داد؛ سایر ملتها را به توحید دعوت کرد تا به جامعه اسلامی ملحق شوند تا امت جهانی شکل بگیرد و دین که همان اسلام است محقق بشود.
در این مسیر هم هرچه که مانع وحدت بود و یا مزاحمت ایجاد میکرد را برمیداشت. دستور به خراب کردن مسجد ضرار و تخریب چهره نفاق برای حفظ وحدت سیاسی جامعه و جلوگیری از تفرقه سیاسی بود. آیه ۱۰۷ سوره مبارکه توبه به زیبایی فرمود: «وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ …» کسانى که مسجدى ساختند براى زیان رساندن و تقویت کفر و تفرقهافکنى میان مؤمنان...
حتی وقتی حضرت برای ملوک و پادشاهان نامههایی ارسال کرد، اگر به متن آنها نگاه کنید دعوت به توحید و جلوگیری از تفرقه و ایجاد امت واحده است. مثلاً در نامه به حاکم مسیحى اسکندریه و یا نامهاى که برای قیصر روم فرستادهاند به مسئله توحید بهعنوان عامل وحدت بین مسیحیان با مسلمین اشاره فرمودند.
حضرت جنگهای متعددی داشت اما ریشه این جنگها جهانیشدن دین خداست. به مسلمین امر میکند: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّه…» در سوره بقره و انفال.
انقلاب اسلامی هم در همین مسیر قدم برمیدارد. بیانات حضرت امام را ملاحظه بفرمائید همان روزها از جهان اسلام و امت واحده و متصل شدن انقلاب به انقلاب جهانی سخن گفتند. حضرت آقا هم در بیانیه گام دوم همین مسیر را برای انقلاب تعیین فرمودند.
بنابراین، سیره رسول خدا، دستورالعمل امروز ماست همه باید تا رسیدن به دولت مهدوی و امت واحد در مسیر وحدت امت اسلامی حرکت کنیم. نظام اسلامی در مسیر سیره پیامبر و مکتب اهلبیت که امروز در نظام مدیریتی ولایتفقیه تجلی کرده، قدم برمیدارد و مشی وحدتآفرینی در همه سیاستهایش دارد چه داخل و چه خارج.
اگر میبینید ایران و بهتبع آن خط مقاومت بر اساس دستور قرآنی خودش را تقویت میکند و در عرصههای مختلف قوی میکند، به جهت بازدارندگی و بعد توان اثرگذاری است که کسی نتواند وحدت را به هم بزند.
امروز که ایران اسلامی خودش را مجهز به انواع تسلیحات و عوامل بازدارنده مثل موشکها و پهپادها و دیگر سختافزارها و نرمافزارها کرده دستور خدا و رسول خداست تا بتواند امنیت و آرامش را برقرار کند. همین آزمایش اخیر درباره ماهوارهبر نور ۳ که اولاً نماد ما میتوانیم است که در تحریم صد در صد، موشک بسازیم و هم نماد قدرت ایران قوی است و این قوت دل دوستان را شاد و چشم دشمنان را کور میکند.
البته در مقابل ما اتفاقاً نظام استکباری عالم دائماً در مسیر تفرقهافکنی موج ایجاد میکند تا شاید بتواند با به وجود آوردن تشتت و تحریک بعض گسلها به اهداف خودش برسد. اولاً تا بتواند سعی میکند با دین مبارزه کند و دین را متهم کند تا شاید کسی دیندار نشود. بعد که دید نمیشود، میرود سراغ دینی که زنده و پویاست و مردم دنیا به سمت او گرایش پیدا کردهاند؛ یعنی اسلام.
لذا تا بتوانند اسلامستیزی میکنند با توهین به رسول خدا با عکس و کاریکاتور و فیلم و پاره کردن و آتش زدن قرآن و در ابعاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تا بتوانند دشمنی میکنند؛ حتی مستقیم و نیابتی اقدام به نسلکشی از مسلمین میکنند که میبینید در نیجریه و میانمار و جاهای مختلف دنیا چگونه جنایت میکنند.
برای مبارزه با اسلام قانون وضع میکنند. همین حمایتی که از رژیم پلید و سفاک صهیونیستی میکنند در مسیر مبارزه با اسلام است؛ اما به فضل الهی بهزودی همه عالم اضمحلال مفتضحانه رژیم غاصب کودک کش را خواهند دید.
گاهی موج اسلام هراسی راه میاندازد و در مقابل اسلام فرقههای کاذب و معنویتهای دروغ درست میکند. گاهی شیعه هراسی راه میاندازد و بقیه فرق مسلمین را از شیعه میترساند و به بقیه مردم جهان القاء میکند که شیعیان خطرناک هستند.
بعد میرسند به ایران؛ گاهی ایران هراسی را در دنیا بهطور عام و در غرب آسیا بهطور خاص ترویج میکند تا شاید محور مقاومت از کار بیفتد.
گاهی برای اینکه افراد داخل کشور را به خود مشغول کند انقلابی هراسی راه میاندازد. به افراد انقلابی انگ تندروی و امثال اینها میزنند تا شاید بتوانند ریزشی ایجاد کنند؛ اما به فضل خدای تعالی جبهه استکباری تا امروز در هیچکدام از نقشههایش نتوانسته است موفقیت کامل را به دست بیاورد؛ و یکی از نشانههایش در داخل حضور گسترده در مسائل مربوط به اسلام و انقلاب است. اقل آن این است که نمازگزاران جمعه بهعنوان نماد عناصر مذهبی و انقلابی هر جمعه آمریکا را بهعنوان نماد استکبار و شیطان بزرگ نفرین میکنند.
خلاصه اینکه مهمترین راهی که جهان اسلام برای مقابله با جبهه استکباری دارد توجه به سیره نبوی است؛ یعنی وحدت امت اسلامی. اینجا مطالبی راجع به تفرقه و مفاسدی که ایجاد میکند از قرآن کریم داشتم که بماند برای فرصت دیگر.
فقط این را اینجا چون مهم است که تکرار کنیم عرض کنم. همانطور که رهبر معظم انقلاب تأکید دارند، ما باید خودمان را قوی کنیم؛ این دستور قرآن کریم است؛ و البته قدرت فقط در مسائل نظامی خلاصه نمیشود.
خود ایشان عبارتی دارند من عرض کنم. فرمودند: «این قوّت خیلى وسیعتر از دامنهى قوّت نظامى است. ابعاد قوّت ابعاد وسیعى است، ابعاد اقتصادى دارد، قوّت اقتصادى، قوّت علمى، قوّت فرهنگى، قوّت سیاسى، که زمینهسازِ قوّت سیاسى، استقلالِ سیاسى است و قوّت تبلیغى. با گذشت زمان، عرصههاى دیگرى براى تقویت کشور و ملّت به وجود مىآید. امروز حفظِ جمعیّتِ جوانِ کشور یکى از ابزارهاى قوّت است.»
ما هم چندین خطبه راجع به جمعیت گفتیم. باید هم دائم تکرار کرد تا به گفتمان تبدیل شود. بحث فرزندآوری و حفظ جمعیت جوان کشور باید به یک گفتمان پرتکرار تبدیل شود و همه در این مسئله اقدام داشته باشند.
این تأکید بر افزایش جمعیت را دوستان جوان حتی میانسالان جدی بگیرید. خدای تعالی در قرآن کریم در آیه ۸۶ سوره مبارکه اعراف تصریح میکند: «وَاذْکُرُوا إِذْ کُنتُمْ قَلِیلًا فَکَثَّرَکُمْ». به یاد آوردید زمانى که جمعیت اندکى بودید، ولى پروردگارتان شما را فزونى داد. این آیه میفرماید یکی از عوامل عمده قدرت و اقتدار و پیشرفت کشور کثرت نفرات است.
اینکه تأکید میکنند به حفظ جمعیت جوان، جوانی که ولود است و میتواند فرزندآوری کند چون نمیشود واردش کرد. مثل سلاح نیست که بخواهید جوان وارد کنید. باید خود کشور تولید داشته باشد. این را جدی بگیرند؛ بانوان محترم، برادران، آقا دستور جهاد داد؛ این جهاد است.
نگذارید وقت بگذرد. مواظب باشید پیرو و مبلغ روش فرعون نشوید. در آیه ۴ سوره مبارکه قصص دارد که فرعون بعدازاینکه سلطه پیدا کرد چند کار کرد؛ اول اینکه مردم را فرقه فرقه کرد. تفرقهاندازی کرد و این روش مستکبرین است که امروز بحث کردیم.
دومین کاری که کرد تحدید نسل کرد؛ تلاش بر کاهش جمعیت داشت. جلوی رشد نسل را گرفت؛ و سوم دختران و زنان را نگه میداشت تا آنان را فاسد کند و نسل را به فحشاء بکشاند.
کسانی که در این مسیر حرکت میکنند و بعضی جلوگیریها را دارند و بعضی تشویقها را دارند، اینها فرعون هستند. فکر، فکر فرعونی است. روش، روش فرعونی است.
دستگاههای متولی در بحث ازدواج آسان و فرزندآوری و جمعیت، کمک به باروری ناباروران که لااقل الان ما ۴ میلیون نابارور داریم که میشود بعضی از اینها را با مسائل پزشکی به میدان آورد؛ هزینههایی دارد؛ افراد باید ورود کنند. در استان هم مقتضیاتش فراهم شده کسانی که هستند اقدام کنند. دستگاههای متولی در این امور ترک فعلها را باید کنار بگذارند؛ و اقدام لازم را داشته باشند.
نکته استانی هم اینکه طرحهایی که برای رشد و آبادانی شهر ریخته میشود جامع و کامل باشد همه جوانب آن دیده شود. برای مقطع یک سال و دو سال و پنج سال دیده نشود. برای ۱۰۰ سال و ۲۰۰ سال آینده دیده شود. این وضعیتی که گاهی در داخل شهر به هم میپیچد برای این است که وقتی متولیان امر خواستند کار کنند ۱۰ سال آینده را دیدهاند، ۵ سال را دیدهاند، بعد در آن گیر کردند. حتماً مصلحت عامه دیده شود. نکند خداینکرده برای اینکه ما هم کاری کردیم و دیده شویم باشد؛ بعد گرفتاری مردم بیشتر باشد. هزینه کردن بیتالمال را دقت داشته باشید. در طرحهایی که ریخته میشود کلان نگر و آیندهنگر باشند؛ بزرگ ببینند مسائل را.
توصیه فرهنگی هم اینکه دوستان بخصوص دوستان نوجوان و جوان این فیلم انیمیشن بچه زرنگ را حتماً ببینید. نکات ارزندهای دارد.
و نکته اقتصادی اینکه واحدهای تولیدی شهرک صنعتی اشتهارد احتیاج به نیروی کار دارند. واقعاً الان آنجا شاید بیش از هزار نفر کارگر و کار کننده میخواهد؛ و دائم هم راجع به بیکاری صحبت میشود. این فرصتی است که هم نگذارید آن صنعتها بخوابد و هم مشغول کار باشند افراد و بهره ببرند. آن شهرک صنعتی را دریابید.
سربازان گمنام حضرت ولیعصر ارواحنا فداه که گمناماند اما نامآشنا؛ در طول یک سال اخیر بهخصوص این چند ماه، فرزندان شما در بحث امنیت و اطلاعات کشور در همه نیروها بهخصوص سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات کارهای بسیار مهمی را انجام دادند برای حفظ امنیت و برای حفظ دستاوردهای کشور که باید دائم به این عزیزانمان دعا کنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/6/31 | 1402/6/31ارتباطمان را با امام زمانمان بیشتر کنیم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه62
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. الگوی اهل تقوا در زندگی فردی و اجتماعی رسول خدا و اهلبیت عصمت و طهارت هستند.
به مناسبت شهادت امام عسگری عرض میکنم؛ شبی از شبها، حاکم منطقهای که امام عسکری علیهالسلام در آنجا به سر میبردند، همراه مأموران و یک زندانی دستبسته به محضر حضرت رسید و به ایشان عرض کرد: ای پسر رسول خدا، این مرد را امشب، بر در یکی از دکانهای صرّافی درحالیکه قصد سرقت داشت، دستگیر کردیم، وقتی داشتیم او را با تازیانه بهطرف زندان میراندیم، خطاب به من گفت: از خدا بترس که من شیعه علی و شیعه امام این عصر و زمان هستم که پدر حضرت قائم است.
من از او دست کشیدم و به وی گفتم: تو را نزد آن حضرت میبرم، اگر تو را در شمار شیعیان دانست، آزاد میشوی وگرنه هزار تازیانه به تو میزنم و سپس دستوپایت را قطع میکنم. اکنون او را به حضور شما آوردهام. «فَهَلْ هُوَ مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ کَمَا ادَّعَى»؟ حضرت در پاسخ وی فرمودند: «مَعَاذَ اللَّهِ مَا هَذَا مِنْ شِیعَهِ عَلِیٍّ». حاکم به حضرت عرض کرد: امر او را بر من هموار کردید.
از محضر حضرت مرخص شدند و به مقر خود برای اجرای مجازات رفتند. حاکم دستور داد که آن مرد را بر زمین بخوابانند و تازیانه بزنند. مأموران دست و پای زندانی را به زمین چهارمیخ کردند و دو جلاد برای تازیانه زدن بالای سر او آمدند؛ اما جلادان هر بار که تازیانههای خود را بلند میکردند، تازیانه به آن مرد نمیخورد و به زمین اصابت میکرد. حاکم به ستوه آمد و گفت: چرا زمین را میزنید؟ بر پشت او تازیانه زنید.
جلادان دوباره سعی کردند، امّا این بار دستهایشان خطا رفت و تازیانه هر یک به دیگری خورد و دادوفریادشان برخاست. حاکم با عصبانیت گفت: مگر دیوانه شدهاید؟ چرا یکدیگر را میزنید؟ این مرد را بزنید. آن دو گفتند: ما میخواهیم همین کار را انجام دهیم امّا دستهایمان خطا میرود و ضربههایمان به خودمان میخورد.
حاکم دو نفر دیگر را صدا زد و به هر چهار نفر امر کرد که با دقت تازیانه بزنند؛ اما این بار که تازیانهها بالا رفت، دستهایشان خطا رفت و تازیانهها بر بدن خود حاکم نشست. ضربات بهقدری شدید بود که حاکم از اسب به زمین افتاد. حاکم از عصبانیت و درد، فریاد کشید و چند نفر دیگر را صدا زد تا زندانی را تازیانه بزنند؛ اما دوباره همین اتفاق افتاد و تازیانهها به حاکم اصابت کرد.
حاکم از شدت درد و عصبانیت و البته تعجب و شگفتی، دیگر عقلش بهجایی نمیرسید و فقط بر سر مأموران فریاد میکشید و آنها را توبیخ میکرد. در این حال آن مرد زندانی به حاکم گفت: ای بندهی خدا، آیا از اینهمه لطف که ضربههای تازیانه را از من دور میکند، عبرت نمیگیری؟ وای بر تو، مرا نزد امام برگردان و بهفرمان ایشان عمل کن.
حاکم نیز او را خدمت حضرت بازگرداند و گفت: ای پسر رسول خدا، از کار این مرد در شگفتم. فرمودید که او از شیعیان شما نیست و هرکس شیعه شما نباشد، ناگزیر شیعهی شیطان است و در آتش دوزخ جای دارد. امّا امشب معجزاتی از او دیدم که تنها از پیامبران دیده شده است.
حضرت در تصحیح سخن حاکم به او فرمود: بگو: و یا از جانشینان انبیاء. سپس حضرت در جواب حاکم ادامه دادند: ای بندهی خدا، هرچند این مرد در ادّعای شیعه بودنش دروغ گفته، امّا اگر میدانست که دروغ میگوید و تعمداً چنین میگفت، بدون شک بهطور کامل در عذاب تو گرفتار میشد و سی سال در سیاهچال زندانی میشد؛ امّا خداوند متعال بر او رحم کرد و پذیرفت که او از این سخن، معنای دیگری را در نظر داشته و آگاهانه دروغ نگفته است.
تو هم بدان که خداوند عزّوجلّ او را از دست تو رهایی بخشیده، پس او را رها کن، چراکه او از دوستان و دوستداران ماست، اگرچه از شیعیان ما نیست. حاکم عرض کرد: من تاکنون فکر میکردم معنای شیعه بودن، همین ادعایی است که این مرد کرده است و نمیدانستم حقیقت تشیع با صرف ادعای آن متفاوت است. تفاوت شیعه واقعی و شیعه ادعایی چیست؟
حضرت فرمود: تفاوت در این است که شیعیان ما از ما تبعیت دارند و در امرونهی ما، از ما فرمان میبرند؛ چنین کسانی شیعیان ما هستند؛ امّا کسانی که در بسیاری از واجبات خود از ما سرپیچی میکنند، هرگز از شیعیان ما نیستند. البته تو نیز دروغی گفتی که اگر آگاهانه میبود، خداوند عزّوجلّ به هزار ضربـه تازیانه گرفتارت میکرد و سی سال در سیاهچال میافکند.
حاکم با تعجب پرسید: ای پسر رسول خدا، چه دروغی؟ فرمود: پنداشتی که از او معجزه دیدهای، حالآنکه معجزه، کار او نیست، بلکه کار ماست؛ و خداوند متعال این معجزات را در کار او نشان داد تا نشانههای مسلّم ما را آشکار سازد و بزرگی و ارجمندی ما را نمایان کند.
بعد حضرت استدلال کردند: آیا معجزه زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی کار مردگان بود یا حضرت عیسی؟ همچنین حضرت که از گِل پرندهای میساخت و آنگاه آن پرنده به خواست خدا پر میگشود، آیا این معجزه کار پرنده بود یا حضرت عیسی؟ آیا معجزه مسخ برخی از کفار بنیاسرائیل به بوزینه، کار آن بوزینهها بود یا پیامبر آن روزگار؟ حاکم که بهاشتباه خود پی برده بود عرض کرد: از خداوند آمرزش میخواهم و به درگاهش توبه میکنم.
سپس حضرت به آن مرد زندانی که ادعای تشیع کرده بود فرمودند: ای بنده خدا، تو شیعه علی نیستی، بلکه دوستدار او هستی. چراکه شیعیان علی علیهالسلام آناناند که خداوند متعال درباره ایشان فرمود: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیها خالِدُون» (بقره: ۸۲).
شیعیان امیرالمؤمنین کسانیاند که: ۱٫ به خداوند ایمان آوردند و او را به صفاتش توصیف کردند و او را از صفات دیگر پاک و منزّه دانستند. ۲٫ گفتار حضرت محمّد را راست دانستند و همهی کردارش را درست برشمردند. ۳٫ معتقدند پس از پیامبر، علی سرور و پیشوا و بزرگوار و رادمردی است که هیچکس در میان امّت محمّد با ایشان همپایی ندارد و اگر همگی در کفهای از ترازو گرد هم آیند، هرگز با کفّهی ایشان برابری نکنند و ایشان همچون برتری آسمان و زمین بر ذرّهای ناچیز، بر تمامی آنها برتری یابد.
همچنین شیعیان علی کسانی هستند که: ۴٫ در راه خدا باکی ندارند از اینکه مرگ بر آنها وارد آید یا آنها بر مرگ وارد شوند. ۵٫ به خاطر نیاز برادران ایمانیشان ایثار میکنند و از خود میگذرند، هرچند خود در نیازمندی باشند. (نهایت تلاش خود را به کار میبندد تا مشکلات دیگران را برطرف کند.) ۶٫ خداوند آنها را در راهی که از آن نهی کرده نمیبیند و در راهی را که امر کرده، غایب نمییابد ۷٫ در احترام و ارج نهادن به برادران مؤمن خود به علی اقتدا میکنند.
بعد فرمودند: آنچه میگویم نه سخن من، بلکه سخن رسول خدا است. به همین جهت خداوند متعال دربارهی شیعیان فرمود: «وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» بقره/۸۲؛ یعنی آنان، پس از باور به توحید و نبوّت و امامت، تمامی واجبات را بهجا میآورند که دو امر در این میان از همه واجبتر است: ۱٫ ادای حقوق برادران دینی. ۲٫ تقیّه در برابر دشمنان خداوند عزّوجلّ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به فکر آخرتشان هستند و اگر ثروتی دارند با دست خود و در زمان حیات اقدام میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «یَا ابْنَ آدَمَ کُنْ وَصِیَّ نَفْسِکَ فِی مَالِکَ وَ اعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ یُعْمَلَ مِنْ بَعْدِکَ». اى فرزند آدم، تو خود وصىّ خویشتن باش و از مال و ثروتت آنچه مىخواهى که دیگران پس از مرگ تو انجام دهند، تو خود ایثار کن.
اولاً انسان باید وصیت داشته باشد و سفارشهای لازم را بکند تا با مالی که از خود برجا میگذارد کارهایی بکنند که موجب قرب او بشود؛ اما بهتر از وصیتی که میکند آن است که خودش با دست خود بذل و انفاق داشته باشد. قرب الهی بیشتر کسب میشود. تمام خیرات نوری است که انسان پیش میفرستد تا آن جای تاریک، روشن شود نه اینکه خودش وارد تاریکی بشود بعد وصیت کند برایم نور و چراغ بفرستید. ورثه هم چقدر خوب گوش میدهند. نه بابا خودت به فکر خودت باش. همینالان اقدام کن. خداوند تقوا را در ما افزوده بگرداند.
نشد هفته گذشته خدمت شما برسم. قصد داشتم تشکر کنم از دو ماه سوگواری که داشتید و همه ابراز ارادتهای خالصانه شما به ساحت اهلبیت عصمت و طهارت بهخصوص اباعبدالله الحسین علیهالسلام را از خدای تعالی طلب میکنیم که به احسن وجه از همه ما و شما قبول کرده باشد و نام همه ما در سوگواران حسینی علیهالسلام ثبت شده باشد انشاءالله.
هشتم ربیعالاول سالگشت شهادت امام عسکری در سال ۲۶۰ قمری و امامت امام عصر ارواحنا فداه است که این امامت را تبریک عرض میکنم. از خدای تعالی طلب میکنم که همه ما از اعوان و انصار امام زمان قرار بگیریم انشاءالله.
یکی از رموز یاری امام عصر ادای حقوق مردم است. چون در خطبه اول راجع به امام عسکری صحبت کردم اینجا فقط به همین بخش اشاره میکنم. معلى بن خنیس از یاران خاص امام صادق علیهالسلام است. از امام درباره حقوق مؤمنین سؤال کرد که حقوق مؤمن چیست؟ حضرت فرمودند: «هفتاد حق است که جز هفت مورد آن را به تو نمیگویم»؛ یعنی یکدهم. «میترسم نتوانی همه آنها را ادا کنی نسبت به تو نگرانم.»
یکی از آن هفتتا این است: «شب و روز برای برآوردن نیازها و رفع مشکلات مؤمن تلاش کنی. وقتی اینچنین کردی به ولایت ما که ولایت خداوند است نائل میشوی». خیلی عجیب است این عبارت. همین یکی برای ما بس است. شب و روز برای برآورده شدن حاجات مؤمن تلاش کردن انسان را به ولایت خدا و اهلبیت نزدیک میکند.
بحث در اینجا زیاد است؛ ولی همینقدر بدانید که یکی از راههای خوشحال کردن امام علیهالسلام همین کار است؛ یعنی گرفتاریهای مؤمن را برطرف کردن. امام کاظم علیهالسلام فرمود: هر کس نیاز یکی از دوستان ما را برآورد (که نیاز همیشه مادی نیست شاید نیاز دارد که به او کمک فکری دهید. شاید دچار انحراف شده و نیاز دارد که شما او را از انحراف بیرون بیاورید) گویی نیاز همه ما ائمه را برآورده کرده است؛ یعنی کار همه ما را انجام داده است.
دیدهاید که در دعا میخوانیم خدایا من را از شتاب کنندگان بهسوی برآوردن نیازهای امام زمان قرار بده «اللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ، وَالذَّابِّینَ عَنْهُ، والْمُسارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضاءِ حَوَائِجِهِ…» من جایگاهی داشته باشم که حوائج امام زمانم را برآورده کنم. فضیلت بالایی است که از خدا میخواهیم.
امام عسکری فرمودند: «بالاترین مقام نزد خدا برای آشناترین مردم است نسبت به حقوق برادران دینیاش و جدیترین ایشان در ادای آن حقوق». بشناسی و بعد ادا کنی این پیش خدا خیلی مقرب است.
این مطلب هم البته فقط مربوط به فرد نیست؛ ابعاد اجتماعی و حاکمیتی هم دارد. حکومت باید بهعنوان برادر به حقوق مردم آشنا باشد و در رعایت آن هم کوشاتر باشد تا نزد خدا ارزشمند باشد آن حکومت. اینکه امامین انقلاب بر خدمت به مردم تأکید دارند که همه مسئولین خود را خدمتگزار بدانند از همین باب است.
به زیارت جامعه کبیره هم توجه بفرمایید؛ «وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ» به معنای مراعات کردن و نگهداشتن و حفظ کردن است. معنای این عبارت این میشود که خدای تعالی از امام معصوم بهخصوص در این عصر از امام زمان سلاماللهعلیه این را میخواهد که مردم را نگهداری کن و حفظ کن و مراعات آنها را بکن. نهفقط مردم بلکه همه مخلوقات. این حفظ و مراعات گاهی مادی است، گاهی معنوی، گاهی ظاهری است، گاهی باطنی؛ یعنی ائمه علیهمالسلام عهدهدار حفظ دنیا و آخرت مردم هستند؛ دنیایی که در مسیر آخرت باشد.
ارتباطمان را با امام زمانمان بیشتر کنیم. در روایت دارد که هر مقدار که شما به ما توجه دارید ما هم به همان مقدار به شما توجه داریم. به ما توسل کنید برای شما دعا میکنیم. ببینید امام زمان در دل ما چگونه است؛ همان مقدار که در دل ما هست ما هم به همان مقدار در دل امام زمانمان هستیم.
امروز ۳۱ شهریور آغاز هفته دفاع مقدس است. به همه رزمندگان سرافراز آن دوره که امروز بهعنوان جانبازان، اسرا و خانواده شهدا هستند که یادگاران آن دوران هستند، به همه آنها و به مردم بزرگوار خودمان تبریک عرض میکنیم و یاد و خاطره شهدا را گرامی میداریم.
مردم ایران در طول دوران انقلاب از قبل و بعد از پیروزی با حماسههای متعدد عزتآفرین مواجه بودند؛ که هیچکدام به عظمت دلاوریها و افتخاراتی که در حماسه دفاع مقدس واقع شد نمیرسد. انسانهای بینامونشان در دنیا ولی نامآشنا در آسمان با ارادههای محکم و منور به نور ایمان عظمتی خلق کردند که پاداش آن ماندگاری است.
همانطور که ملاحظه فرمودید حضرت آقا دو روز قبل، از چهار زاویه به مسئله جنگ پرداختند؛ و مثل همیشه تبیین جامعی از آن زمان و موقعیتهایی که چه اتفاقاتی را چه کسانی و با چه دستاوردهایی برای مردم و برای کشور رقم زدند بیان فرمودند.
بیانات حضرت آقا در این جلساتی که با اقشار مختلف مردم دارند کاملاً تبیینی است. روش جهاد تبیین را آقا آموزش میدهد. مثلاً با مردم سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی گذشته از تکریم اهالی و علما و بزرگان منطقه تبیین کردند با این عبارت که «میخواهم آن تصویر غلطی را که دشمنان این ملت از بعضی از مناطق کشور ارائه میکنند باطل کنم. من میخواهم حقیقت را برای افکار عمومی درزمینهٔ برادرانمان در بخشهای مختلف کشور روشن کنم.»
به این عبارت دقت کنید؛ یعنی نمیخواهد فقط تاریخ بگوید؛ بلکه روشنگری و افشای روش دشمن در دشمنیهایش را میکند. این تبیین است. اعلامخطر است. نشان دادن صحنه به کسانی است که خوابند یا خودشان را به خواب زدهاند.
این دیدهبان بصیر امت، هم نقشههای دشمن و روشهای آنها را افشا میکند که میخواهند بحرانآفرینی کنند و بعد راههای مقابله را یاد میدهد. هشدار میدهد که غفلت نکنیم، بیدار باشیم، حق و باطل را عوضی نگیریم.
با استفاده از آیه قرآن کریم یک قاعده به ما دادند و آن اینکه ببینید این کاری که میکنید و اقدامی که دارید چه کسی را خوشحال میکند. اگر کاری کردید که دشمن را عصبانی کرد این کار شما خوب است.
یکی از کارهایی که استکبار را بهشدت عصبانی میکند و نشانه استقامت ماست و در مسیر درست حرکت کردن ما است که در این راهی که میرویم داریم درست میرویم، همین شعار مرگ بر آمریکایی است که هر جمعه شما میگویید.
بیان ایشان در شمردن زوایای جنگ برای این است که متوجه باشیم باید این بزرگی و عظمت را حفظ کنیم. وظیفه امروز همه، حفظ این دستاوردهاست. تربیت نسلی مثل دیروز و خلق حماسههایی متناسب با مسائل روز و در عرصههای پیش رو. انتقال درست فرهنگ دفاع مقدس تضمینکننده امنیت ملی کشور است.
همان دو نقطه اساسی مورد هدف دشمن است و در دیدار با مردم سیستان تذکر دادند: یکی وحدت ملّی، یکی امنیت ملّی؛ که در مقابله با دشمن بهشدت جدی هستیم. الحمدلله در مسیر قوت و قدرت قرار داریم. وقتی قوی باشیم میتوانیم امنیت و منافع ملی خود را تأمین کنیم. همین وحدت ملی و اقتدار است که دشمنان ما را که سال گذشته به اغتشاشگران خط میدادند و تقویت میکردند و از براندازی حرف میزدند، مجبور میکند امسال جور دیگری سخن بگویند.
در یک گردهمایی تبلیغاتی همین رئیسجمهور آمریکا در جواب کسانی که از او خواستند به اعتراضهای ایران رسیدگی کند، گفت: «نگران نباشید، ما ایران را آزاد خواهیم کرد». حالا وقتی دیدهاند مردم ما در این جنگ ادراکی که راه انداخته بودند بر اعتقادات خودش راسخ است و پیروز از میدان بیرون آمده با ناامیدی تمام حاضر شدند اموال ایران را پس بدهند.
حضور در صحنه این نقش را دارد که آقا فرمودند: «عامل نجات کشور در فتنهها همین حضور مردم است». آقا! مردم انقلابی ایران تا امروز در صحنههای مختلف حاضر بودند. باز هم اگر آنها غلطی بکنند، داغ سنگینتری بر دلشان خواهیم گذاشت.
البته باید بدانیم به خاطر ضرباتی که خوردهاند، تلاش میکنند حواسها را پرت کنند و ما را مشغول کنند؛ لذا دوباره داعش و تکفیریها را با لطائفی به صحنه آوردهاند و در محور مقاومت و مناطق گوناگون موردنظر ما اقدامات خرابکارانه و امثال ذالک انجام میدهند.
رژیم پلید کودک کش صهیونیستی در طرحی که داده بودند بهعنوان هزار ضربه چاقو که برای ایران هزار بحران ایجاد کنند تا ایران را از پا درآورند، طرح خودشان را عملیاتی هم کردند چه مستقیم چه نیابتی با عناصر مزدوری که دارند، اما مردم ایران در مقابل این هجمهها با مقاومت خود چنان ضربهی سهمگینی به آنان زد که تمام نقشهها را بر آب کرد.
این مقاومت را ما در دوران دفاع مقدس تجربه کردیم و رشد دادیم. الان هرچه داریم از او داریم. حضرت آقا فرمودند: «دفاع مقدس حق حیات بر ما دارد». این خیلی سخن مهمی بود؛ یعنی هرچه داریم از جنگ داریم امروز. عدهای شیطنت میکنند، پرتوپلا حرف میزنند، حرفهای بیربط میزنند، جنگ را در مقابل چشمان جوانان امروز ما که آن دوره را ندیدند جور دیگری ترسیم میکنند؛ البته این از کمکاری ماست.
خوب است در اینجا چند جمله از بیانات مفصل حضرت امام را برای شما بخوانم: «هرروز ما در جنگ برکتى داشتهایم که در همه صحنهها از آن بهره جستهایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودهایم. ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهایم. ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان خواران کنار زدیم. ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناختهایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیدهایم که باید روى پاى خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ما در جنگ ریشههاى انقلاب پربار اسلامیمان را محکم کردیم. ما در جنگ حس برادرى و وطندوستى را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مىتوان مبارزه کرد… جنگ ما موجب شد که تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند… درحالىکه صداى اسلامخواهى آفریقا از جنگ هشتساله ماست. علاقه به اسلامشناسى مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنى در کل جهان از جنگ هشتساله ماست...».
این بیانات که در منشور مشهور امام است را یکبار بخوانید. خیلی عجیب بود. تکتک این بندها را برایش یک خطبه مطلب دارم اما فرصتش نیست که بگویم اینکه میگوید ما در جنگ دوست و دشمن را شناختیم یعنی چه؟! همه اینها توضیح دارد.
بههرتقدیر آنچه مسلم است این است که دشمنیها تمام نشده و دشمنان ما از ایران قوی میترسند. لذا با القاء ناکارآمدی و یا سنگاندازی در مسیر پیشرفت ایران و ایجاد دهها مسئله و چالش میخواهند نپذیرند که ایران قوی است و تا رسیدن به قله چند قدمی بیشتر ندارد و البته این را بهخوبی درک کردهاند که ایران تا ابرقدرتی راهی ندارد، لذا از ایران بهعنوان رقیب خود نام میبرند.
ایران در عرصههای مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی و فرهنگی در این سالها با آمریکا جنگیده و تمام توطئهها و نقشههای شوم دولتهای مختلف آمریکا را بر آب کرده است. فهرست طولانی از اقدامات خوارکننده آمریکا توسط ایران لااقل در این چند سال اخیر وجود دارد که حکایت از دست برتر ایران دارد؛ این یعنی توانمندی؛ یعنی قدرت.
اگر ایران قوی نبود رئیسجمهورش نمیتوانست اینگونه از روی عزت و اقتدار از منافع ملی کشورش در سازمان ملل دفاع کند؛ و کشور متخاصم را به چالش پاسخ گوئی بکشاند. امروز ابرقدرتی فقط به توان بالای نظامی و یا اقتصادی نیست، بلکه ابرقدرت به کشوری میگویند که در روابط بینالملل و طرحها و مسائل جهانی بتواند تأثیرگذار باشد، بتواند در هر نقطهای از جهان یا در چند منطقه از جهان بهطور همزمان پروژههایی که احتیاج به قدرت در اجرا را دارد عملیاتی کند. برای همه اینها که عرض میکنم شما میتوانید نمونههای فراوانی ببینید.
میخواستند ما را منزوی کنند؛ اما نتیجه چه شد؟ شانگهای و بریکس و دهها موضوع ازایندست. وقتی سخن از افول آمریکا میزنیم منظور همین نقش تأثیرگذاری است که دیگر ندارد؛ و کسی امروز جز بخشی از اروپا که پادوئی او را میکند و نفس مصنوعی میدهد به او که شاید دوباره سرپا شود گوش به حرف او نیست. آمریکا تمام شد؛ اما یک عدهای هنوز در داخل اسمش که میآید دلشان هری میریزد و دلشان برایش به تپش میافتد.
ایران چهلوچند سال است در اوج تحریمها، اوج توطئهها، اوج جنگهای سخت و نیمه سخت و نرم بدون اتکا به هیچ قدرتی غیر از قدرت الهی، اسلام ناب محمدی، رهبری امام المسلمین، شهدای گرانقدر و پاک و تلاش هزاران جوان برومند روی پای خود ایستاده و با روحیه جهادی عناصر انقلابی خود علیرغم همه سنگاندازیها برای خنثی کردن و یا متوقف کردن ملت از حرکت روبهجلو، مرزهای علم و فناوری در عرصههای مختلف را پشت سر گذاشته؛ و رتبههای برتر دنیا را کسب کرده. آنان امید دارند ایران اسلامی نابود شود؛ اما ایران قویتر از گذشته با تمام توان تا رسیدن به دولت کریمه مهدوی ادامه خواهد داد.
یک نکته امیدآفرین عرض کنم: در کتاب میر مهر نوشته است: در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، مرحوم آیتاللهالعظمی نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از اینکه این وضع به کجا خواهد انجامید، نکند این کشور شیعه از بین برود و سقوط کند. در همین حال، شبی به امام عصر متوسل میشوند و در حال توسل و گریه و ناراحتی در عالم رؤیا میبینند؛ دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده و در حال ریختن است. در این حال میبیند که حضرت ولیعصر دست مبارکشان را به دیوار گذاشتند و آن را بلند کردند و آن را سر جایش قرار دادند و فرمودند: «اینجا شیعه خانه ماست؛ میشکند، خم میشود، خطر هست، ولی ما نمیگذاریم سقوط کند. ما نگهش میداریم.»
راجع به اول سال تحصیلی و آغاز هفته وحدت و ولادت رسول مکرم اسلام به روایت اهل سنت نکاتی داشتم که در نوبت دیگری عرض خواهم کرد به قید حیات.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/6/17 | 1402/6/17رسول خدا در امور و مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی هم الگو است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه63
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با بهرهگیری از قرآن و عترت طاهره علیهمالسلام، انسانهای تربیتشدهای هستند. در قیام امام حسین علیهالسلام و حماسه کربلا به ابعاد مختلفی از تربیت و روشهای تربیتی حضرت مواجه هستیم که خوب است به این مهم باهم دقتی داشته باشیم.
لذا در دو بخش، یک: نمونههای تربیتی مثل تربیت سیاسی، تربیت اخلاقی، تربیت فردی و جمعی، تربیت فرهنگی و امثال اینها. دو: روشهای تربیتی. خیلی کوتاه در این دو نوبت باقیمانده تا پایان صفر اشاره خواهم کرد با قید حیات، انشاءالله.
چون بحث بنده فعلاً تربیت نیست به معنای تربیت، چیستی و امثال آن نمیپردازم و فقط به مصادیقی از زندگی امام و مسائل مربوط به کربلا اشاره میکنم و الا آنچه مربوط به مباحث تربیتی در زندگی امام حسین علیهالسلام است را نمیشود حتی در چند خطبه فهرست کرد.
فقط شما در کودکی امام شنیدهاید که چگونه به کمک برادرش به آن پیرمردی که وضو غلط میگرفت تعلیم وضوی صحیح را دادند. این کار پر از رمز و رازهای تربیتی است.
تربیت اخلاقی که در کربلا میبینیم و در ردیف تربیت فردی قرار میگیرد زیاد شنیدهاید. مواردی نظیر عزت، ذلت ستیزی، مواسات، ایثار، وفا، غیرت، محبت، توکل، رضا، تسلیم و دهها صفت دیگر.
در بحثهای تربیت دینی همیشه از الگو نام برده میشود، البته امروزه هم در مباحث روانشناسی بحث الگو مطرح است. قرآن کریم مواردی از الگوها را مطرح کرده است. حضرت ابراهیم الگوی بتشکنی است. حضرت یوسف الگوی عفت و مقاومت در مقابل هواهای نفسانی است. اصحاب کهف الگوی هجرت در راه خدا هستند. رسول خدا اسوه حسنه است. امام حسین علیهالسلام هم در مباحث تربیتی الگو است. مثلاً عزتمندی هم در حسین و خاندانش هست هم در اصحاب و یاران. عدم ترس از مرگ از کودک و نوجوان و جوان تا پیرمرد، زن و مرد وجود دارد.
این مسائل مهم تربیتی را نباید فقط در مباحث احساسی و عاطفی عاشورا و کربلا خلاصه کرد. مربی کارکشته کار بلد آنچنان در دل متربی نفوذ میکند و تأثیر میگذارد که موضوع موردنظر در جان او گاهی تا پایان عمر اثر دارد. همینکه نام حسین علیهالسلام میآید دلها به لرزه میافتد و اشکها جاری میشود ریشهاش همین تأثیر است.
در مباحث تربیت جمعی هم کربلا الگوست. مثل تربیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی. یکی از مسائل مهم سیاسی حضور بانوان درعرصه سیاست است. برخلاف مجامع آن دوره و حتی تا دوران معاصر که هیچ نقشی برای بانوان قائل نبودند و اجازه دخالت در امور کشور و دولت نداشتند امام حسین بانوان و خانواده را در سیاست سهیم کرد، بااینکه میتوانست تنها به این عرصه وارد شود اما همسر و فرزندان را همراه کرد تا در متن مقاتله و جنگ حاضر باشند و همه حقائق را ببینند تا بتوانند بعد از واقعه وظیفه پیامرسانی نهضت را بهخوبی انجام دهند؛ یعنی هم در مبارزه نقش داشتند که امروز بهعنوان یک شاخص مشارکت و حضور سیاسی مطرح است و هم در نشر و گسترش آن. خطابه شجاعانه زینب کبری در دربار طاغوت با آن صلابت با شرایط جسمی و روحی حکایت از یک تربیت سیاسی قوی در این خاندان دارد که هم روشنگری میکند و هم تحلیل جامع میکند و هم مطالبه گری میکند وهم امربهمعروف و نهیازمنکر میکند و مقتدرانه مطالب خودش را به مخاطب القاء میکند؛ و اگر این سیاست و مشارکت سیاسی نیست پس چیست؟
حالا غربیها میخواهند به این تربیتِ بیش از ۱۴۰۰ سال چه چیزی اضافه کنند؟ اگر فقط به کربلا نگاه کنید میبینید که دین از سیاست جدا نیست. امام حسین معلم سیاست ورزی الهی و اسلامی است. عمل و گفتار امام معصوم برای همه حجت است پس هیچ شیعهای نمیتواند بگوید من اهل دینداری هستم و باسیاست و این حرفها کاری ندارم، بگوید دین از سیاست جداست و روحیه سکولار داشته باشد. چنین کسی امام شناسیاش و بخصوص امام حسین را خوب نشناخته است.
اگر جریانات عصر امام خوب دیده شود و نظام مستبدانهای که حاکم بود و مردمی که جرئت نفس کشیدن برخلاف جریان حاکم را نداشتند بدون هیچ ترسی امام علیهالسلام از لحظه پیشنهاد بیعت تا آخرین لحظه عمر شریفشان در مقابل این قدرت و سیاست ایستادند و از مواضع حق خود کوتاه نیامدند. این موارد از قیام کربلا را باید در متون درسی آورد و آموزش داد.
در کلمات امام که در طول این حرکت بیان کردهاند دقت کنید. در یکی از سخنرانیها که برای لشکر حر بود فرمودند: ای مردم رسول خدا فرمود: هر مسلمانی با سلطان زورگویی مواجه گردد که حرام خدا را حلال میکند و پیمان الهی را در هم میشکند، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده در میان بندگان خدا راه گناه و معصیت و دشمنی در پیش میگیرد ولی او در مقابل چنین کسی با عمل و یا گفتار اظهار مخالفت نکند بر خداوند است که این فرد را به محل همان طغیانگر و آتش جهنم داخل کند…
آیا اینها درس اخلاق است یا سیاست؟ یعنی مسلمان، نسبت به جریانات سیاسی اطراف خودت بیتفاوت نباش. بعد تعلیم داده که چگونه باید عمل کند. از این مسائل اساسی و درسآموز در جریان کربلا فراوان است. برای این نوبت همین مقدار بس است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین قسم دروغ نمیخورند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «أَحْلِفُوا الظَّالِمَ إِذَا أَرَدْتُمْ یَمِینَهُ، بِأَنَّهُ بَرِیءٌ مِنْ حَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ، فَإِنَّهُ إِذَا حَلَفَ بِهَا کَاذِباً عُوجِلَ الْعُقُوبَهَ وَ إِذَا حَلَفَ بِاللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَمْ یُعَاجَلْ، لِأَنَّهُ قَدْ وَحَّدَ اللَّهَ تَعَالَى». ستمگر را هرگاه بخواهید سوگند خورد، سوگند دهید به اینکه از نیرو و توانایى خدا بیزار است، زیرا اگر به این سخن، سوگند دروغ بخورد، زود به کیفر مىرسد و اگر سوگند یاد کند به خدایى که جز او خدایى نیست در مجازاتش عجله نمىتوان کرد، زیرا خداوند را به یگانگى یادکرده است.
مرحوم ابن میثم در شرح این جمله مطلبی گفته عرض میکنم. سخنچینى نزد منصور، از امام صادق علیهالسلام سخنچینى کرد، منصور، امام را احضار کرد و گفت: فلانى از تو چنین و چنان مىگوید. امام فرمود: این سخنان از من نیست. امّا سخنچین، انکار کرد و گفت: خیر از اوست. امام او را قسم داد بر اینکه، اگر دروغ بگوید، از نیرو و توان خدا بیزار است، سخنچین قسم خورد و هنوز کلامش تمام نشده بود که بدنش فلج گشت و پایش مثل یکتکه گوشت شد که روى زمین کشیده مىشد، بهاینترتیب امام صادق علیهالسلام از دست او خلاص شد. خداوند تقوا را در ما افزوده بگرداند.
قبل از هر چیز باید تشکر کنم از مردم خوب کشور و همکاری اساسی و برنامهریزی خوب دولت و همکاری پرثمری که دستگاههای مختلف بهویژه فراجا و مسئولین بزرگوار استانهای مرزی و عزیزان امنیتی در اربعین امسال انجام دادند تا این حرکت عظیم معنوی و تربیتی و سیاسی به بهترین نحو در داخل کشور و در عراق انجام شود.
بیش از ۲۲ میلیون نفر طبق گزارش عتبه عباسیه از سراسر دنیا با گرایش و نژاد و مذهب و رنگهای مختلف که نزدیک ۴ میلیون آنها ایرانی بودند این حماسه بزرگ را خلق کردند.
بااینکه استکبار تا توانست با جنگ روانی و استفاده از عوامل بدبخت داخلی و رسانههای خارجی تبلیغ کرد که این جریان را کمرنگ کند تا مردم شرکت نکنند اما مثل همیشه بخصوص جوانان در قالبهای مختلف هیئت و گروههای جهادی و امثال اینها وارد عرصه شدند و بیشتر از سال گذشته بزرگترین راهپیمایی مردم جهان را شکل دادند.
حتی برنامههای دهه اول محرم امسال داخل کشور هم پرشورتر از سال قبل بود. اجتماعات روز اربعین در شهرهای مختلف داخل کشور و استان البرز هم خوب و قابلتقدیر بود. البته همیشه باید به آسیبها و ضعفها برای جبران در آینده توجه داشت.
تشکر ویژهای هم باید از نهاد نماز جمعه بکنم که امسال با برنامهریزی خوبی که در مرزهای ورودی کشورهای همسایه کرده بودند با فعال کردن بیش از ۶۰ نفر از ائمه محترم جمعه و برپائی مواکب سر راه تا خروج از مرزهای ایران، یعنی مثلاً از زمان ورود از مرزهای افغانستان یا پاکستان تا خروج از مثلاً چزابه، با مدیریت خیلی خوب خاطره خوشی را برای زائران کشورهای دیگر برای زیارت کربلا در عبور از ایران فراهم کردند. سعیکم مشکور و امیدواریم این تجربه و ثمرات فراوانی که در تقویت وحدت جهان اسلام و همکاری کشورهای همسایه و ارتباط فرا سرزمینی ملتها دارد مورد تشویق مسئولین محترم قرار گیرد.
۲۸ صفر شهادت پیامبر خدا در سال ۱۱ قمری و بنا بر نقلی شهادت امام مجتبی علیهالسلام در سال ۵۰ قمری است.
همانطور که در خطبه قبل عرض شد یکی از راههای انواع تربیت، استفاده از الگوهاست که خدای تعالی به این نکته ما را توجه داده و در قرآن کریم دو شخصیت بزرگوار را بهعنوان اسوه و الگو معرفی کرده است. نفر اول حضرت ابراهیم علیهالسلام است که در ابتدای آیه ۴ سوره مبارکه ممتحنه فرمود: «قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ و الذین معه …» و نفر دوم رسول خدا را که بهعنوان اسوه بشر و جامعه بشری مطرح فرمود در آیه ۲۱ سوره مبارکه احزاب که: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ...».
توجه میدهم شما را به اینکه خدای تعالی از پیامبر اکرم در قرآن کریم به صورتهای مختلف تکریم کرده است که خوب است دنبال کنید. مثلاً خداوند در آیه ۳۰ سوره مبارکه فاطر خودش را «غَفُورٌ شَکُورٌ» معرفی میکند و بعد در آیه ۳ سوره مبارکه اسراء راجع به حضرت نوح میفرماید: «إِنَّهُ کانَ عَبْدًا شَکُورا» و فقط به یک صفت اشاره میکند؛ و یا در آیه ۴۰ از سوره مبارکه نمل دارد: «فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَریمٌ» برای خداوند این دو صفت را میگوید و در آیه ۱۷ سوره مبارکه دخان راجع به حضرت موسی میفرماید: «وَ جاءَهمْ رَسُولٌ کَریمٌ» فقط به یک صفت اشاره میکند که این موارد در قرآن کریم متعدد است.
اما وقتی نوبت به رسول خدا میرسد تمام صفاتی که برای خودش گفته به آن حضرت نسبت میدهد؛ مثلاً در آیه ۱۴۳ سوره مبارکه بقره فرمود: «إِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَوءُفٌ رَحیمٌ» بعد در آیه ۱۲۸ سوره مبارکه توبه درباره پیغمبر اکرم فرمود: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» خدای تعالی با این تعاریف این شخصیت را بهعنوان الگوی بشر معرفی میکند.
خب بر همه ما لازم است این الگو را درست به جامعه معرفی کنیم تا در دسترس قرار گیرد نباید غیرقابل دستیابی و دسترسی معرفی شود. آیا سبک زندگی ما منطبق بر الگویی که قرآن معرفی کرد هست؟ یکوقت دیگر هم اشاره کردم دوستان از کتاب سنن النبی مرحوم علامه طباطبائی غافل نباشید و مطالعه کنید.
در روایتی است که رسول خدا فرمودند: آیا میدانید شبیهترین شما به من کیست؟ گفتند: بفرمایید ای رسول خدا، فرمودند: هرکس خوشاخلاقتر، نرم خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، نسبت به برادران دینیاش دوستدارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فرو خورندهتر و باگذشت تر و در خرسندی و خشم باانصافتر باشد. اینها بعض از چیزیهایی هست که حضرت از ما خواستهاند.
رسول خدا در امور و مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، در آنها هم الگو است. ما با استفاده از الگوی رسول خدا است که استکبارستیز هستیم و زیر بار ظلم نمیرویم. ما با استفاده از الگوی رسول خدا است که انقلاب کردیم و دست مستکبرین را از کشور کوتاه کردیم؛ و با استفاده از همین الگو است که هر جمعه فریاد داریم و هرچه که فریاد داریم بر سر آمریکا میکشیم.
اینکه رسول خدا اسوه هستند باید چکار بکنیم؟ حضرت با تدابیر مهمی که بکار بردند و با طراحیهای دقیقی که انجام دادند، معجزه گونه، هدفهای اساسی در تأسیس و استحکام نظام دینی و حاکمیت اسلام و اصلاح امور جامعه برداشتند که مهمترین آن ایجاد انس و الفت و وحدت بین مردم و وفاق اجتماعی و ایجاد محیط سالم و آرام در مدینه بود.
پس یکی از مهمترین موضوعات در سیره نبوی که باید الگوبرداری شود در جامعه مسلمین بخصوص وقتی نگاه تمدنی داریم، بحث وحدت جهان اسلام است. لذا در چهارچوب اسوه بودن حضرت باید در مسیر وحدت جهان اسلام و ایجاد امت واحد اسلامی قدم برداریم؛ که خدای تعالی در آیه ۵۲ سوره مبارکه مؤمنون فرمود: «وَ اِنَّ هَذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّهً واحِدَهً وَ اَنَا رَبُّکُم فَاتَّقُونِ».
رسول خدا بعد از ۶۳ سال تلاش بیوقفه درراه خدا و نشر دین جهانی در ظهر روز دوشنبه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری مصادف با ۶۳۳ میلادی براثر سمی که مدتی قبل به حضرت خورانده بودند به ملکوت اعلی پیوست و شهید شد. امیرالمؤمنین حضرت را غسل داد و با سه جامه، بدن مبارکش را کفن پوشانید و بر پیکر پاک حضرت نماز گزارد و آنگاه وى را در همان حجره خود در خانهاش در شهر مدینه با کمک عباس بن عبدالمطلب و پسرش فضل و اسامه بن زید و اوس بن خولى انصارى به خاک سپردند؛ و عالم از این امان الهی -که خدای تعالی در قرآن فرمود وجود پیغمبر امان بود و تا وقتیکه بود عذاب استیصال بر جامعه وارد نمیشد- محروم شد.
نکتهای هم راجع به امام مجتبی عرض کنم. در این سالها و بخصوص اخیراً زیاد تعبیر جنگ روایتها را میشنویم و گمان بیشتر ما این است که این عنوان جدیدی در مباحث سیاسی و اجتماعی است درحالیکه این شیوه از جنگ روانی در طول تاریخ مبارزه و مقابله جبهه حق با باطل جریان داشته و مصادیق فراوانی دارد.
چون باطل وقتی میخواهد در خارج خودی نشان دهد نمیتواند شفاف و ظاهر باشد ناچار است خودش را با حق بپوشاند تا بتواند جولان بده و افرادی را جذب کند. خدای تعالی در قسمتی از آیه ۴۲ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ لَا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْبَاطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَ...».
دوره امام حسن مجتبی علیهالسلام این جنگ روایتها بازار داغی داشت. فرصت خطبه نیست که من لیست کنم این روایتها را که در زمان امام حسن مطرح میکردند و مردم هم میپذیرفتند و جوری شد که امام معصوم را خنجر به ران مبارکش زدند، سجاده از زیر پایش کشیدند، او را مذل المومنین خطاب کردند؛ مردم تحت تأثیر جنگ روایتها بودند تا جایی که امام مجبور به صلح با معاویه شد.
که البته این صلح منافعی داشت اولاً شیعه را حفظ کرد. ثانیاً ماهیت امویان و جبهه منحط آنان را کاملاً رسوا کرد. چون بعد از مدتی معاویه آمد و گفت من این عهدنامه را زیر پای خود میگذارم، من اصلاً نیامدم حکومت کنم که شما نماز بخوانید و حج انجام دهید و روزه بگیرید. من آمدم حکومت کنم بر شما؛ و به همه فهماند که خلافت را تبدیل به سلطنت کرده است؛ و ثالثاً مقدمهای شد برای اثربخشی قیام امام حسین علیهالسلام؛ که حالا اینجا مباحثی مطرح است.
فقط یک روایت تبرکاً عرض کنم. امام حسن مجتبی نقل کردند پیامبر اکرم به علی فرمود: آنچه را بر تو املا میکنم، بنویس. علی عرض کرد: یا رسولالله! بیم داری چیزی را فراموش کنم؟ پیامبر فرمود: از فراموشی تو نمیترسم، من به درگاه خداوند دعا کردهام که حافظه تو را قوی گرداند و از فراموشی بر کنارت دارد، لیکن برای شریکهای خود بنویس. علی عرض کرد: شریکان من چه کسانی هستند یا رسولالله؟ فرمود: آن فرزندان تو که اماماند، به برکت وجود آنهاست که بر امّت من باران میبارد و در پرتو وجود آنها دعایشان مستجاب میگردد و خداوند به سبب آنها بلا از امّت میگرداند و به برکت وجود آنها از آسمان رحمت میبارد و این نخستین ایشان است و با دست به حسن بن علی اشاره کرد، سپس به حسین اشاره کرد و فرمود: فرزندان او که اماماند.
۱۷ شهریور سال ۵۷ قیام دیگری از مردم در تهران شکل گرفت چندجملهای دراینباره عرض کنم. یکی از مشکلات اساسی رژیم پهلوی ضعف تحلیل انقلاب مردم بود که نمیتوانست تشخیص دهد ماهیت این حرکت عظیم مردمی، اسلامی و به رهبری روحانیت و مرجعیت دینی انجام میشود؛ یعنی ریشه حرکت اسلامخواهی و حاکمیت دین و ارزشهای الهی بود که همین مطلب را بعد از انقلاب بعض جریانات سیاسی هم نفهمیدند و خود را در مقابل مردم قرار دادند و از بین رفتند.
رژیم منحوس پهلوی به خاطر وابستگی شدیدی که به غرب و آمریکا داشت فکر میکرد اگر کسی به او اعتراض کند حتماً وابسته به شوروی است لذا با کمک غرب انقلابیون وابسته به شوروی معرفی و سرکوب میکرد. بعد از مدتی به فکر گشایش سیاسی افتاد و به اسم فضای باز سیاسی بعض ملیگراها را هم سرکار آورد اما مقداری که کار پیش رفت دید مردم در این انقلابی که دارند شعارهای دینی و مذهبی میدهند لذا شریف امامی خود را از خانواده روحانی میدانست سرکار آورد تا شاید انقلاب ساکت شود اما نشد و جنایت خونین ۱۷ شهریور و روشنتر شدن چهره پلید و خونریز پهلوی، شد نقطه عطف مبارزات مردم علیه رژیم منحوس و انسجام رهبران قیام و مردم برای ادامه مبارزه و بعد فرار و سقوط پهلوی مزدور فراهم شد. خدای تعالی شهدا ۱۷ شهریور و دیگر شهدای قبل و بعد انقلاب تا امروز را با شهدای کربلا محشور بگرداند.
وقتی ۱۹ شهریورماه ۱۳۵۸، خبر ارتحال آیتالله طالقانى منتشر شد، همه مردم ایران ماتمزده شدند. آیتالله طالقانى، اولین امامجمعه ایرانِ بعد از انقلاب که حضرت امام او را ابوذر زمان لقب داده بود که زبانش چون شمشیر مالک اشتر است، پس از اقامه شش نماز جمعه از دنیا رفت. شخصیت روشنفکری که در اوج تواضع، مبارز هم بود. روشنفکرها معمولاً اهل مبارزه نیستند اما آیتالله طالقانی در عین فقاهت و مباحث سنتی فقهی، روحیه روشنفکری داشت و درعینحال بسیار متواضع و اهل مبارزه بود با زندانهای طولانی.
حضرت آقا درباره ایشان تعابیر زیبایی دارند؛ انسان صریح، باصفا، باصداقت، یکرنگ، در کمال اعتمادبهنفس و مطلقاً تحت تأثیر قدرتها و ظواهر و مانند اینها قرار نمیگرفت. خدای تعالی با اولیائش محشور بگرداند.
۲۰ شهریور سال ۶۰ هم فقیه، مجاهد، مبارز، ناطق، مخلص، خونگرم، مردمدار، دشمنشناس، وظیفهشناس، اهل اقدام و عمل که مورد وثوق امام ره بود شهید مدنی توسط منافقین پلید به شهادت رسید. ایشان میفرمود: من در دو موضوع نسبت به خود شک داشتم، یکی اینکه به من میگویند: «سید اسدالله»؛ آیا من واقعاً از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر اینکه آیا من لیاقت آن را دارم که در راه خدا شهید بشوم یا نه؟ روزی به حرم امام حسین علیهالسلام رفتم و در آنجا با ناله و زاری از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدتی یک شب امام حسین علیهالسلام را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی به سرم کشید و این جمله را فرمود: «یا بُنَّی انتَ مقتولٌ»؛ «ای فرزندم کشته میشوی»، که جواب هر دو سؤال من در آن بود. امام فرمود: «فرزندم» یعنی من سید هستم؛ و دیگر به من بشارت داد که من شهید میشوم. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
نکته پایانی اینکه کشورهایی که خود را مهد آزادی میدانند و دائم دم از حقوق بشر و انسانها میزنند و گوش عالم را به اسم آزادی بیان و عقیده کر کردهاند به بهانه دفاع از سکولاریسم و فشار سیاسی اجتماعی بر مسلمانان، اعلام کردهاند پوشش اسلامی ممنوع است. آموزشوپرورش فرانسه پوشیدن عبا را بهعنوان نماد دین معرفی و ممنوع کرده که در سالهای قبل هم روسری و مقنعه و نقاب را ممنوع اعلام کرده بود. کشوری است که مدعی آزادی پوشش و مذهب و بیان است اما در عمل اینگونه دوگانه با شهروندانش عمل میکند. بعد همینها برای کشورهای دیگر نسخه میپیچند و از آزادیهای مدنی و امثال ذالک سخن میگویند. لیست جنایات و خیانتهایی که به ملت ایران کردند موجود است.
۱۸ شهریور درگذشت جلال آل احمد ۱۳۴۸ و روز جهانی مبارزه با بیسوادی، روز سینما روز وقف که هرکدام از اینها مطالبی دارد که در نوبتهای بعدی انشاءالله بیان خواهم کرد.
یکی دو جمله به زبان عربی تشکر میکنم از مردم عراق، از طرف شما و همه کسانی که در این سفر بودند و محبتهای آنها را دیدند.
بصفتی امام جمعه کرج وبالنیابه عن اهالی محافظه البرز، اود ان اشکر جمیع الذین عملوا بجد، فی تنظیم مراسم اربعینیه سید الشهداء، الامام الحسین علیهالسلام وخاصه الشعب العراقی الکریم، علی حسن کرمه وحبه لزوار ابی عبدالله، الذی اعمی ابصار اعداء الاسلام وخاصه آمریکا المجرمه، هذا العام، کما فی الاعوام السابقه، بوحده مثالیه حدثت فی ظل القرآن والعتره الطاهره علیهمالسلام. ان شاء الله، ستکون هذه المسیره العظیمه، حرکه کبیره نحو تحقیق العداله ومحاربه الظلم وفی النهایه، تحقیق الحضاره المهدویه فی العالم.
ترجمه: به عنوان امام جمعه کرج و به نیابت از مردم استان البرز تشکر میکنم از همه کسانی که برای برپایی مراسم اربعین سرور و سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام تلاش زیادی کردند. علی الخصوص مردم شریف عراق به خاطر سخاوت و محبتشان نسبت به زائران ابی عبدالله که امسال نیز همچون سالهای گذشته با وحدتی آرمانی در زیر سایه قرآن و عترت طاهره، چشم دشمنان اسلام به ویژه آمریکای جنایتکار را کور کرد. انشاءالله این راهپیمایی بزرگ، حرکتی بزرگ در جهت تحقق عدالت، مبارزه با ظلم و در نهایت دستیابی به تمدن جهانی مهدوی خواهد شد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1402/6/10 | 1402/6/10تا بانک به معنای واقعی اسلامی عمل نکند، مشکلات اقتصادی حل نمیشود و عدالت اجتماعی محقق نمیشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه64
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا قرآن را چراغ راه زندگی خود میدانند و در هیچ حالی از قرآن جدا نیستند. مرحوم کلینی در کافی از امام سجاد علیهالسلام نقل میکند که فرمودند: اگر همه مردم از شرق تا غرب عالم بمیرند با وجود قرآن در کنار من، هرگز احساس وحشت و تنهائی نمیکنم. بنا شد به بعض آیات که امام حسین علیهالسلام ترجمه و تفسیر کردهاند اشاره کنم. چند مورد را در نوبت قبل عرض کردم.
در اهمیت واجب مهم و زیر بنائی امربهمعروف و نهیازمنکر خدای تعالی در قسمتی از آیه ۷۱ سوره مبارکه توبه فرمود: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ…» مردان مؤمن و زنان مؤمن بعضى سرپرست و مسئول بعض دیگر هستند، امربهمعروف مىکنند و از منکر نهى مىنمایند و نماز به پا مىدارند و زکات مىپردازند و خدا و رسولش را اطاعت مىکنند... .
امامحسین علیهالسلام در توضیح آیه شریفه فرمودند: خداوند در این آیه شریفه، ابتدا امربهمعروف و نهیازمنکر را بهعنوان واجب مطرح فرمود، زیرا خداوند میداند که هرگاه این فریضه ادا شود و صورت گیرد دوازده امام و هدایتگر الهی جامعه انسانی از ما خاندان پیامبر میباشد که اول ایشان امیرالمؤمنین علیبنابیطالب و آخرین آنان نهمین فرزند از نسل من است او به پا دارنده حق میباشد. خداوند بهواسطه او زمین را حیاتی دوباره میبخشد و دین حق را به دست او بر تمامی ادیان برتری میدهد هرچند مشرکان اکراه دارند. او غیبتی طولانی خواهد کرد که گروهی از دین برگردند و گروهی بر دین پای فشارند، آنان مورد اذیت قرار گیرند و به آنان طعنه زنند و گویند: پس کی است آن وعده اگر از راستگویانید؟ آنان که شکیبایی کنند بر اذیت و آزار و انکار بیدینان، در زمان غیبت همانند رزمندگان در کنار پیامبر خدا باشند. دیگر تکالیف چه آسان و چه سخت آن تحقق مییابد زیرا امربهمعروف و نهیازمنکر انسان را به اسلام راستین به همراه بازگشت ناحق گرفتهها و مخالفت با ستمگر و قسمت کردن بیتالمال و غنائم و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در مورد خود فرامیخواند.
در فضیلت خاندان رسالت و اینکه علم به کتاب خدا در نزد اهلبیت است در ذیل قسمتی از آیه ۴۳ سوره مبارکه رعد که میفرماید: «قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهیداً بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ…» بگو خدا میان من و شما شاهد است و آنکه علم قرآن پیش اوست. فرمود: ما کسانی هستیم که علم و دانش کتاب خدا و تفسیر آیات آن نزد آنان است آنچه در نزد ماست هیچکس دارا نیست زیرا ما اهل اسرار پنهان خداییم «انا اهل سر الله» ما خاندان خدائیم «نحن آل الله» و وارثان پیامبر او؛ یعنی برای فهم قرآن باید خدمت معصوم علیهالسلام برسیم تا به حقائق و اسرار آیات الهی بیشتر از ظاهر آن پی ببریم.
درباره شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسلام به آیه ۹۶ سوره مبارکه مریم اشاره فرمودند: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» مسلماً کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبتی براى آنان در دلها قرار مىدهد. این آیه درباره علی و شیعیان او میباشد و خداوند به پیامبرش فرمود: «فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقینَ» ما این را بر زبان تو آسان کردیم تا پارسایان را مژده دهی و پیامبر این مژده را به علیبنابیطالب داد و باز خداوند در ادامه فرمود: «وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا» و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنى؛ یعنی بترسانی؛ و این برای تو ای مروان و یاران توست.
مردم بصره طی نامهای از امام حسین علیهالسلام درباره تفسیر و معنای کلمه صمد در سوره توحید سؤال کردند و حضرت در پاسخ مرقوم فرمودند: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. بدانید که نباید در قرآن بدون داشتن دانش فهم آن وارد شوید و مجادله کنید و سخنی درباره آن به زبان برانید، جدم رسول خدا میفرمود: هرکه در مورد قرآن جاهلانه سخن بگوید جایگاه او آتش جهنم باشد.
بیگمان خداوند متعال خود، کلمه صمد را در آیه «الله احد الله الصمد» با جمله بعد تفسیر نموده است و میفرماید: نه میزاید و نه زاده گردیده و همتایی ندارد. «لم یلد» یعنی از او اشیاء مرکب و مادی و آن چیزهایی که از مخلوق زاده میشود مثل فرزند و دیگر مادیات از او صادر نشود؛ و همچنین چیزهای غیرمادی متناسب با مادیات مثل نفس دارا نباشد و از او چیزهای متخالف مثل خواب و بیداری و غم و اندوه و خوشحالی و خنده، گریه و ترس و امید، میل و کسالت گرسنگی و سیری از او صادر یا واقع نمیشود بزرگ و منزه است خداوند که او این امور صادر گردد و از او چیزهایی مادی و غیرمادی تولد یابد.
بعد درباره «لم یولد» فرمودند… بلکه خداوند از چیزی وجود نیافته و در چیزی واقع نگشته بلکه او خالق موجودات و گردآورنده آنان به قدرت خویش است موجودات به ارادهاش متلاشی گردند و آنان با علم و حکمت خداوند باقی مانند. این است خدائی که بینیاز است و نه چیزی از او تولد یابد و نه از چیزی به دست آید او به تمام پنهان و آشکار عالم است، عظیم و بزرگ است و همتایی ندارد.
در جای دیگری درباره صمد فرمود: صمد آن است که وسط و نهان ندارد. صمد کسی است که اقتدارش بینهایت است. صمد چیزی است که نه میخورد و نه میآشامد. صمد چیزی است که نمیخوابد صمد چیزی است که دائم است و هرگز زوال نمیپذیرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا امانتدار هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش پایانی حکمت ۲۴۴ نهجالبلاغه فرمودند: «وَ الْإِمَامَهَ نِظَاماً لِلْأُمَّهِ» و خداوند امامت و پیشوایى را براى نظم و آرامش مردم واجب کرد. در حقیقت امامت نظام اداره امت است. امام عادل و قدرتمند است که جلوی ستم ستمکاران را میگیرد و نمیگذارد حق مظلومان از بین برود. مواظبت بر دنیا و آخرت مردم دارد و الا هرجومرج خواهد شد.
«وَ الطَّاعَهَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَه» و اطاعت را برای بزرگداشت مقام امامت واجب کرده است. بزرگداشت امام به اطاعت کردن از فرامین و پیروی از خواستههای اوست. البته باید امام را شناخت و بعد تبعیت کرد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: امام راهنمای میان خداوند عزوجل و آفریدگان اوست. هرکه او را بشناسد مؤمن است و هر منکرش کافر است. خدای تعالی تقوا را در دل ما محکمتر گرداند.
چند روز دیگر چهلم واقعهای است که نهفقط اهلبیت حسین علیهالسلام را ماتمزده و محنتزده و داغدار کرد بلکه احرار عالم و دلدادگان مکتب اهلبیت بخصوص امام حسین علیهالسلام را تا قیامت عزادار کرد.
برای اینکه چرا اربعین گرفته میشود و برای بقیه اهلبیت اربعین گرفته نمیشود، عللی گفتهاند که مثلاً یکی همان روایت معروف امام عسگری علیهالسلام که از علامات مؤمن زیارت اربعین را گفتهاند با زیارتنامهای پرمحتوا که امام صادق علیهالسلام انشاء فرمودند.
اما یکی از علتها که شیخ طوسی و سید مرتضی برای این سنت بیان کردهاند این است که در این روز رأس مقدس امام حسین علیهالسلام و سایر شهدا کربلا به بدن مبارکشان ملحق شد. درنتیجه در این روز اقامه عزا میشود و دوباره ذکر مصائب حسین و اهلبیت علیهمالسلام میشود تا سیاست یزید و خاندانش که تلاش داشتند همهچیز از بین برود و نامی از خاندان رسالت باقی نماند بیثمر شود. تلاش یزید و اطرافیانش بر عادیسازی واقعه و بعد هم به فراموشی رفتن بود که با این حرکت اربعین این نقشه هم به هم خورد.
لذا به بیان قرآن کریم در آیه ۳۲ سوره مبارکه حج که فرمود: «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» یکی از بالاترین و مهمترین جلوههای تعظیم شعائر الهی، اقامه و نشر شعائر امام حسین علیهالسلام در محرم و صفر، در عاشورا و اربعین است.
و البته اربعین ابعاد مختلفی دارد. یک بعد آن همین در کنار مضجع شریف قرار گرفتن است که امام رضا علیهالسلام فرمودند: هر امامى را بر گردن دوستان و شیعیانش پیمانى هست و از علامات و موجبات کمال وفا به آن پیمان، زیارت قبور ایشان است. پس میرویم تا اعلام وفاداری کنیم.
یک مقداری بالاتر بیاییم، امام صادق علیهالسلام فرمودند: براى شما که پیاده به سمت کربلا مىروید، هر قدمى که برمىدارید و مىگذارید، بابت هر قدم، ثواب یک شهید که درراه خدا به خون خود آغشته شده، عنایت خواهد شد.
حضرت معیار سنجش پاداش این پیادهروی را جهاد و شهادت قرار داد. معلوم میشود مسئله به این سادگیها که فکر میکنیم نیست و این پیام دارد؛ که چهرهای خنثی و بیتفاوت نسبت به مسائل فردی و اجتماعی از اسلام برای شما درست نکنند.
این روایت کاملاً ترسیم کرده که دنبال اسلام انقلابی و سیاسی باشید نه اسلام محافظهکار که امام از آن تعبیر به اسلام آمریکائی و حضرت آقا تعبیر به اسلام انگلیسی کردهاند؛ و جالب است در همین راهپیمایی اربعین هم آنان برای پیشبرد اهداف خودشان و تبلیغ روشی که دارند حضور دارند و فعالاند.
امروز در این اجتماع بزرگ بشری از کودک چندروزه تا پیر کهنسال از ملل مختلف حاضرند و در کنار هم تداعی یک خانواده بزرگِ هماهنگ و همراه و دارای قدرت و عزت را میکنند که از عمق باور و ایمان برخاسته و کاملاً مردمی مدیریت و اداره میشود. پشتیبانیهای لازم را هم مردم به عهده دارند و همه یک هدف و یک شعار و یک پرچم دارند و به یک سمت حرکت میکنند تا مقدمهساز حاکمیت و دیدار آن طلعت رشیده باشند.
البته نقش محوری را جوانان انقلابی و استکبارستیز بر عهده دارند که خود را در این سیر چندروزه آماده حضور در عرصههای بزرگ و اهداف بلند آینده میکنند؛ و همین عظمت و قدرت و حضور میلیونی اسلام را بیمه میکند.
همین حضور و قدرت اربعین با محوریت امام حسین علیهالسلام، هویتسازی کرده و جبههای متشکل و متحد از همه ملل برای مبارزه با ستم تشکیل داده است. دیدید یمن، سوریه، لبنان، عراق، افغانستان، پاکستان و ایران را که چگونه در کنار هم برای دفاع از حرم قرار داشتند و کشورهای غربی و دستساختههای خونخوارشان را سرخورده و منهزم و منکوب کردند.
هرساله حضور اربعینی جمعیت مشتاق، تمام نقشههایی که میکشند تا چهرهای خشن و غیرعقلانی از اسلام و شیعه به جهان نشان دهند و اسلام هراسی و شیعه هراسی راه میاندازند، دوقطبیهای فرقهای و مذهبی را روی زبانها میاندازند تا شاید نفعی ببرند و رغبت مردم دنیا را به اسلام و شیعه و مقاومت کم کنند نمیتوانند.
دیپلماسی فرهنگی که در راهپیمایی اربعین بکار میرود مردم پایه و مؤثر است ولو دولتها هم تا قسمتی کمک میکنند اما مهمترین نقش مربوط به مردم است.
نکتهای دیگر و آن اینکه از روز عاشورا تا اربعین خاندان حسین علیهالسلام در یک مبارزه سیاسی سنگین و جنگ تبلیغاتی قرار داشتند. یزید میخواست با ایجاد رعب و وحشت و استفاده از مبلغینی که داشت یعنی رسانه، همهچیز را از بین ببرند؛ اما رسانه امام سجاد و زینب کبرا سلاماللهعلیهما قویتر عمل کرد با جهاد تبیین وارد عرصه روشنگری شدند و جنگ را مغلوبه کردند.
امروز هم تلاش دارند نور حسین علیهالسلام و مکتب اهلبیت را خاموش کنند اما خود حضرت و راهپیمایی اربعین او تبدیل به یک رسانه بزرگ و قوی شده است. نمیتوانند پنهان و کتمان کنند.
این راهپیمایی حرکتی فرامذهبی و بینالمللی است که پیام وحدت میدهد. اعلام میکند هرچه توطئه علیه اسلام و مسلمین انجام دادید تا وفاق و اتحاد آنان و یکپارچگی آحاد مسلمین در برابر بیگانگان را به هم بزنید اربعین نگذاشت.
اربعین یک حرکت سیاسی قوی در مقابل جبهه استکبار و صهیونیستهای پلید است. اربعین به همه دشمنان منطقه اعلام میکند خط مقاومت زنده است و از پشتیبانی مردم برخوردار است و هرگز تن به سازش نمیدهد.
اما بااینحال باید رسانهای مستقل و قدرتمند و حاضر در تمام عرصههای بینالمللی برای جهان اسلام را با قدرت دنبال کرد و فعال کرد تا نتوانند اعمال سلیقه کنند. همانطور که کشورها دارند از زیر بار دلار رها میشوند از سلطه رسانههای مستکبر هم باید نجات پیدا کرد. راه آن ایجاد رسانه مستقل جهان اسلام است.
خلاصه نباید این مجالس و عاشورا و اربعین را دستکم گرفت در بیانی امام فرمودند: «انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید فقط این است که ما گریه کنیم براى سیدالشهدا این جنبه سیاسى این مجالس بالاتر از همهى جنبههاى دیگرى که هست. مسئله، مسئله سیاسى است که ائمه ما با همان دیدِ الهى که داشتند، مىخواستند که این ملتها را باهم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههاى مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیبپذیر نباشند.»
مثل همیشه سخنان بسیار دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب درباره دولت و خدماتی که انجام داده و آنچه باید انجام دهد را ملاحظه فرمودید. امیدواریم دولت محترم این تعاریف و تمجید و نصایح را سرمایه خود بدانند و در همین خط و مسیر حرکت کنند. بخصوص راجع به داشتن رسانه که نبود آن کاملاً مشهود است و باید هنرمندانه در این زمینه اقدام داشته باشند. من جلسه قبل همین مسئله را عرض کردم.
امروز قبل از نماز در خطبهها برادر بزرگوارمان اینجا راجع به پدافند غیرعامل پدافند هوایی و مسائل مربوطه مطالب ارزندهای را خدمت شما بیان کردند. سعه و گستردگی کار و عمق کار و صلابت کار که دارد در طول سال انجام میشود برای اینکه قدرت دفاعی و نیروی بازدارندگی ما تقویت شود و امروز در آن قله قرار گرفتیم برای دشمنان ما خار چشم است.
شما ببینید افتخار به این بزرگی که ذیل شعار کلیدی ما میتوانیم به دست آمد و آن تکمیل پارس جنوبی بعد از ۲۰ سال وقفه که برای بخش انرژی ایران بسیار مهم بود که بدون نگاه به بیگانگان و سر خم کردن در مقابل آنان طی دو سال به بهرهبرداری رسید را باید رسانهها سر دست بگیرند و مجاهدتی که فرزندان ملت انجام دادهاند را بازگو کنند اما همینهایی که ادعای آزادی دارند در سکوت خبری و بیاعتنائی به این مهم عمل کردند. معلوم است این بیگانهپرستان از اینکه ایران با قدرت تمام به قلههای پیشرفت و استقلال کامل نزدیک شده است مثل اربابانشان رنجیدهخاطر هستند و توان جوانان غیور را نمیبینند و یا خود را به ندیدن میزنند.
اینها همان مواردی است که به قله نزدیک شدن است. بیان حضرت آقا که فرمودند به قله نزدیک میشویم که فرصتی شود آن را شرح خواهم کرد، کسانی که اهل کوه و کوهنوردی باشند میدانند وقتی بالا میروند و میرسند به نزدیکیهای قله، مقداری مأیوس میشوند. بعضی وقتها قله را هم نمیبینند. از پایین قله بهتر دیده میشود. قله را نمیبیند درصورتیکه دو قدم بیشتر نمانده برای نزدیک شدن به قله. خسته شده انگیزهاش را هم احتمال دارد که از دست داده باشد. توانش هم کمتر شده احتمال اینکه خستگی بر او غلبه کند هست. لذا حضرت آقا فرمودند ما به قله نزدیکیم؛ باید تلاشمان را بیشتر کنیم، نشاطمان را بیشتر کنیم، کار جهادی را بیشتر کنیم تا زودتر به مقصد برسیم. از آنطرف دشمن میخواهد که ما در همان حالت بمانیم و عقبگرد داشته باشیم. آنها که در داخل در ستون دشمن دارند حرکت میکنند یکی از بخشهایش همین است که کارهای بزرگی که انجام میشود را بایکوت خبری میکنند و صدایش را درنمیآورند.
چند موضوع هم مربوط به همین روزهاست مثل شهادت رئیسعلی دلواری در ۱۲ شهریور که روز مبارزه با استعمار پلید و منحوس انگلیس نامگذاری شده است. هنوز هم اگر فرصت کنند اقدام به استعمار کشورها و افراد میکنند و البته با روشهای نو و فرانو هنوز هم مشغول چاپیدن دولتها و تضعیف ملتها هستند؛ و از اینکه دستشان از ایران کوتاه شده به خود بیش از ۴۰ سال است که میپیچند.
آمریکا مگر در مخمصه نیست امروز؟ ازیکطرف دچار اختلافات داخلی شدید هستند و از طرف دیگر تحولات مهم منطقه، مثل قدرتمند شدن ایران و بعض کشورها مثل روسیه و چین، آمریکا را مجبور کرده که بپذیرد قدرت و اراده سابق را در سلطه و حکمرانی ندارد، برای اینکه بگوید هنوز سرپا هستم اقدام به ایجاد ناآرامی در دنیا میکند بخصوص در منطقه غرب آسیا چون این منطقه است که آبروی او را برده است و نابودیاش را نزدیک کرده است. البته اقداماتش همه نتیجه عکس میدهد.
اخیراً برای اینکه بتواند دوباره سلطهای در منطقه به دست بیاورد، داعش را حمایت میکند. از طرف دیگر رژیم پلید کودک کش منافع بیشتری از این بینظمیها میبرد چون میخواهد افکار عمومی را از مسائل مهمی که در داخل با آن مواجه هست دور کند.
دولت رژیم دروغین و غاصب صهیونیستی برای نجات از بیاعتمادی که گرفتارش شده راهی جز ایجاد بحران در خارج از اراضی اشغالی ندارد. لذا سعی میکند با ایجاد تنش و درگیری در منطقه غرب آسیا، نفسی بکشد اما فرصت او هم تمام شده و عنقریب پایان خود را اعلام خواهند کرد.
بنابراین تحرکات این روزها در سوریه و جاهای دیگر به همین خاطر است. میخواهند با این کارها مدت بیشتری در منطقه بمانند اما باید بدانند که خوب میدانند که اخراج آمریکا و اذنابش از منطقه بهطور کامل و نابودی رژیم غاصب حتمی است و بهزودی این هر دو مهم به حول و قوه الهی اتفاق خواهد افتاد.
و دیگری هم سالگشت تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا که در روز ۸ شهریور سال ۱۳۶۲ تصویب شد و در ۱۰ شهریور همان سال به تائید شورای نگهبان رسید و روز بانکداری اسلامی نامگذاری شد. عزیزان توجه دارید در هیچ شریعت الهی ربا حلال شمرده نشده است. همه حرام میدانند؛ و تا بانک به معنای واقعی اسلامی عمل نکند، مشکلات اقتصادی حل نمیشود و عدالت اجتماعی محقق نمیشود.
حضرت آقا در بحث بانکداری بدون ربا مطالب مهم عملیاتی دارند که باید مدنظر قرار بگیرد و الا حرف از اسلام زده میشود اما در عمل کاپیتال عمل میشود. باید تمام قوانین بانکداری اسلامی موبهمو انجام شود تا نتیجهبخش باشد.
تشکر هم میکنم از همه دوستانی که پیام دادند نامه دادند تلفنی تماس گرفتند راجع به نشان ملی افشای حقوق بشر آمریکایی که به حقیر تحویل شد اینجا خواستم از همه قدردانی کنم که دیگر پیام مستقلی ندهم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/6/3 | 1402/6/3دستگاههای دولتی برای کسانی که قصد سفر اربعین دارند سنگاندازی نکنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه65
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با قرآن انس دائمی دارند و با عمل به آیات نورانی آن در زندگی بهره میبرند. در این نوبت به رابطه قرآن و امام حسین علیهالسلام، کوتاه اشاره میکنم. همه ما تقریباً از انس امام به قرآن و نماز و دعا باخبر هستیم؛ بخصوص وقتی یکشب را مهلت خواست تا به این امور برسد.
وقتی به زندگی ائمه علیهمالسلام توجه میکنیم میبینیم آیات فراوانی را تفسیر کردهاند و برای مخاطب خود توضیح دادهاند. مثلاً شخصی آمده و راجع به آیهای سؤال کرده و امام علیهالسلام پاسخ داده است. و این جوابها همهاش درس و عبرت است و بخشی از معارف را تشکیل میدهد.
از امام حسین علیهالسلام که در بیت وحی به دنیا آمد و در دامن رسول خدا رشد و با قرآن پرورش پیدا کرد و همه وجودش از تولد تا شهادت قرآن است، بعد از شهادت و بالای نی، هم به آیاتی مترنم بود و بعض آیات در شأن حضرت نازل شده، این سؤالات شده و حضرت پاسخ داده که چراغ راه است. اگر جمعآوری شود مجموعه زیبایی خواهد شد.
قرآن آخرین کتاب و دستور الهی توسط آخرین و برترین پیامبر برای همه بشر تا قیامت آورده شد تا کتاب هدایت و زندگی و سعادت دنیا و آخرت باشد. که متأسفانه ما کمتر به آن توجه داریم و البته دشمنان ما که به قدرت این کتاب آشنا هستند تلاش میکنند تا به هر وسیله شده نقش او را از او بگیرند و در بین مسلمین بیاثرش کنند. و انسان، همه بشریت، اگر قرآن در کنارش نباشد چیزی جز هلاکت و خسران نصیبش نخواهد شد.
امام حسین علیهالسلام در ثواب قرائت فرمودند: اگر کسی یک آیه از قرآن در نمازش بخواند عوض هر حرف آن صد حسنه پاداش میگیرد و اگر در غیر نماز بخواند از هر حرف آن ده پاداش میگیرد و اگر کسی قرآن را بشنود در عوض هر حرف یک حسنه پاداش میگیرد و اگر کسی قرآن را در شب ختم کند تا صبح ملائکه بر او درود میفرستند و اگر روز ختم کند تا شب بر او درود میفرستند و دعای مستجاب دارد و این برای او ازآنچه در زمین و آسمان است بهتر است.
این روایت و شبیه این علاوه بر محتوایی که دارد و واقع میشود جنبه تشویقی هم دارد که در افراد شوق و اهتمامی پیدا شود. حالا با توجه به وقت به چند آیه که امام حسین علیهالسلام تفسیر و یا تأویل کردهاند را عرض میکنم. مثلاً: شخصی خدمت امیرالمؤمنین حاضر شد و گفت اگر شما از علم برخوردار هستید معنای «ناس و اشباه الناس و نسناس» را برای من توضیح دهید. حضرت رو کردند به امام حسین علیهالسلام و فرمودند: جواب این مرد را بده.
امام حسین فرمودند: اینکه سؤال از معنای ناس کردی، ما ناس هستیم؛ به همین جهت خداوند در قرآن فرمودند: «ثُمَّ أَفيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ». سپس از همانجا كه مردم كوچ مىكنند، (بهسوی سرزمين منى) كوچ كنيد. به قسمتی از آیه 199 بقره اشاره فرمودند؛ پس رسول خدا کسی است که مردم را کوچ داد. يعنى مردم مأمور شدند كه ازآنجاکه رسول خدا و خاندانش كوچ كردند كوچ كنند و اين دليل است بر اينكه مقصود از مردم رسول خدا و خاندان اويند.
اما مراد از اشباه الناس شیعیان ما و پیروان ما هستند که از ما هستند و به همین خاطر است که حضرت ابراهیم فرمودند: ِ «فَمَنْ تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنِّي». 36/ ابراهیم. هر کس از من تبعیت و پیروی کند بیگمان از من است.
و اما آنچه راجع به نسناس سؤال کردی، آنان توده مردم هستند و با دست اشاره به جماعت مردم کردند و تلاوت کردند: «إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً». 44 فرقان. آنان فقط همچون چهارپایاناند، بلكه گمراهترند.
این تطبیق زیبایی بود که امام داشتند و اینکه افراد برای اینکه سعادتمند باشند باید از اهلبیت پیروی کنند و الا گمراه خواهند شد.
در برگزیده بودن آل پیامبر برای دستگیری و هدایت مردم، حضرت به آیه 33 و قسمتی از آیه 34 سوره مبارکه آلعمران استناد فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ. ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ...» خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آلعمران را بر جهانيان برترى داد. فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل بعضى ديگرند. یعنی در پاک بودن مثل هم هستند. حضرت فرمود: به خدا سوگند بیشک محمد از نسل ابراهیم است و فرزندان پاک و هدایتکننده از آل پیامبر هستند.
نمونه دیگر، در آیه 56 سوره مبارکه ذاریات فرمود: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ». من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند. امام حسین علیهالسلام پیرامون آیه شریفه فرمودند: ای مردم بدون شک خداوند مردم را خلق نکرد مگر اینکه او را بشناسند و بعدازآنکه او را شناختند عبادت و اطاعتش کنند که در این حال از عبادت و اطاعت غیر خدا بینیاز خواهند بود. از حضرت سؤال کردند معرفت خدا چگونه و از چه راهی به دست میآید؟ فرمود: از طریق شناخت مردم هر زمان امام زمان خود را که اطاعت او بر ایشان واجب گشته.
یک نمونه دیگر هم عرض کنم و خطبه اول را تمام کنم. در آیه 11 سوره مبارکه ضحی فرمود: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ». دستور به رسول خداست که و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن. از امام حسین علیهالسلام سؤال شد مراد از نعمت در آیه چیست؟ فرمود: خداوند متعال به رسول خدا فرمان داد که آنچه خداوند از دین و قانون الهی به او عطا کرده به مردم بازگو کند. دین و قانون الهی را بهعنوان نعمت معرفی کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین نسبت به اجرای احکام الهی پیگیرند و اصرار دارند حدود الهی در جامعه رعایت شود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت 244 نهجالبلاغه فرمودند: «وَ تَرْكَ الزِّنَى تَحْصِيناً لِلنَّسَبِ». و ترك زنا را براى نگهبانى از نسبتها واجب کرد. «وَ تَرْكَ اللِّوَاطِ تَكْثِيراً لِلنَّسْلِ». و اجتناب از لِواط را براى فزونى نسل واجب کرد. «وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ». و گواهى دادن را براى کمک خواهی در برابر حقوقى كه منكر مىشوند واجب کرد. گاهی شهادت شهود حقی را به صاحب حق برمیگرداند لذا نباید کتمان کرد تا حقی ضایع نشود. از همین جهت خدای تعالی شهادت دادن را واجب کرده است. «وَ تَرْكَ الْكَذِبِ تَشْرِيفاً لِلصِّدْقِ». و دروغ نگفتن را براى گرامى داشت راستگویی واجب کرده است. «وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ». و اسلام آوردن را براى ايمنى از ترس واجب کرد. چه ترس دنیایی و چه اخروی.
14 صفر روز تجلیل از اسرا و مفقودین است. یاد و خاطره عزیزانی که در دوران ستمشاهی در دست دژخیمان ساواک اسیر بودند و همچنین دوران دفاع مقدس که در زندانهای با نشان و بینشان صدام دوران آزادگی خود را با تحمل شکنجهها و سختیهای طاقتفرسا که گاهی توفیق میشود خدمتشان میرسیم و از خاطراتشان میگویند سپری کردند را گرامی میداریم. توصیه بنده این است که به دیدار این عزیزان بروید و از آنها خاطراتشان را درخواست کنید.
این روزها یک گروه دیگری از اسراء از شام به عراق و کربلا میرسند که با قید حیات در هفته آینده اشاره خواهم کرد. اما عزیزان ما در استان و سراسر کشور دلهایشان بیقرار زیارت مولایشان حسین علیهالسلام شده و با پیادهروی و تحمل سختیهای سفر با کاروان امام سجاد و زینب کبرا همراهی میکنند تا به وصال دوست نائل شوند.
و هرسال چه اجتماع عظیمی شکل میگیرد. اجتماعی که به عالم نشان میدهد راه حسین علیهالسلام هنوز ادامه دارد. زیارت اربعین پیام عاشورا که مبارزه با مظاهر شرک و ستم بود را احیاء میکند و ایمان را در دلها تقویت و امید را زنده میکند. اربعین عامل محرکه جبهه مقاومت است. تمام جوانانی که در مقابل حرامیان از حرم اهلبیت دفاع کردند، اهل پیادهروی اربعین بودند. در خاطراتشان ببینید. عکسهایی که از پیادهروی گرفتند ببینید. اربعین انسانپرور است. اربعین مجاهد پرور است. همانطور که آقا حفظه الله اخیراً فرمودند که راه مقابله با جنگ شناختی اقتصادی سیاسی امنیتی جبهه دشمن، استمرار راه شهداست یعنی همین مقاومت و ایستادگی، باید این مسیر را تبیین کرد و توسعه داد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین علیهالسلام برود، خداوند به هر قدمی که برمیدارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو میفرماید و یک درجه مرتبهاش را بالا میبرد، وقتی به زیارت رفت، حقتعالی دو فرشته را موکل او میفرماید که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتی برگشت با او وداع کرده و به وی میگویند: ای ولیّ خدا، گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهلبیت رسولش هستی، به خدا قسم، هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد».
اجتماع عظیم هرساله و این اتحاد بزرگ بیداری ساز، دوستان را امیدوار و دشمنان اهلبیت را ناامید و سرشکسته میکند. حب امام حسین علیهالسلام موجب شده تا در نقطه ثقل کربلا همه آزادگان عالم با جمعیتی بالغبر 25 میلیون نفر از 40 ملیت دورهم جمع شوند و علیه یزیدیان زمان یک دله شوند. نباید این ظرفیت عظیم فرهنگی عبادی سیاسی را بدون بهرهبرداری درست رها کرد. باید از این ذخیره عظیم و از این راهپیمایی بزرگ جهانی علیه ظلم و استکبار بهره گرفت.
به اربعین و کلام مردم که نگاه میکنی کأن همه باهم فریاد میزنند و از خدای تعالی فرج مولایشان را استغاثه میکنند. عجب دستگاه تبلیغاتی بزرگی امام حسین درست کرده است. هیچکس بهاندازه امام حسین از اسلام تبلیغ نکرده و بهاندازه او اسلام را حفظ نکرده است.
دوستانی که توفیق پیدا میکنید میروید اول نیت خودتان را خالص کنید. فقط برای اعتلای کلمه الحق و خودسازی و ایجاد محبت بیشتر بین خودتان و امام بروید. نگذارید شائبه دیگری وارد شود. حرکت خودتان را به نیابت از امام عصر انجام دهید ثواب بیشتری خواهید داشت. از امام حسین محبتش را بخواهید.
مواظب باشید این جریان عظیم آسیب و آفت نبیند. من سالهای قبل مواردی را از آسیبها پیشبینی کردم و چون هرسال هم رصد میکنم میبینم متأسفانه بعضی از آنها واقع شده. اگر لازم شد در نوبت دیگر عرض خواهم کرد. اگر آفت و آسیب ببیند خطرناک است. خود دوستان که میروند مواظب آسیبها باشند.
۸ شهریور روز مبارزه با تروریسم است. ما که از اول انقلاب گرفتار تروریسم هستیم. اقلش ۱۷ هزار شهید ترور داریم. و سالگشت شهادت مظلومانه دو نفر از خالصترین یاران انقلاب شهیدان باهنر و رجائی توسط منافقین پلید و کوردل در سال 60 در دفتر نخستوزیری را گرامی میداریم و از خدای تعالی رفعت مقام آنان و حشر با اولیائش را خواستاریم.
هفته دولت را به همه عزیزان که با تمام توان در حال فعالیت هستند تبریک عرض میکنیم و خدا قوت میگوییم و به عزیزانمان در استان که متناظر با فعالیت دولت، فعال هستند به استاندار محترم و معاونین بزرگوارشان خسته نباشید و خدا قوت میگوییم. البته قبل از خطبهها شما از بیانات برادر بزرگوارمان جناب آقای دکتر حسینی بهره بردید و مطالب را راجع به دولت و مسائل مربوطه بیان کردند. ما هم وظیفه داریم بهاندازه خودمان نکاتی را عرض کنیم.
حضرت آقا در روز مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در تائید سخنان رئیسجمهور تاکیدا فرمودند: «آن مسیری که کشور را، ملّت را به حقوق اساسیِ خودش میرساند، کشور را در جایگاه اساسیِ خود قرار میدهد، همین تمسک به ارزشهای اساسی انقلاب است». یعنی دولت محترم یکی از مهمترین وظایفش این است که نگذارد ارزشهای انقلاب سست شود و ارزشهای انقلاب تضعیف شود و کمرنگ شود.
و فرمودند: «یک توصیه به رئیسجمهور محترم این است که دولت مردمی را که شعار ایشان بود، در واقعیت محقّق کنند و به معنای واقعی کلمه با مردم، در کنار مردم، در میان مردم باشند. البته حضور در میان مردم نباید افراد را از ارتباط با نخبگان غافل کند».
نکات زیاد فرمودند اما بحث من بر سر مردمی بودن است و نگاه مردمی دولت. هفته دولت فرصتی است برای بیان ضعفهایی که باید برطرف شود و قوتهایی که باید توسعه پیدا کند. دولت محترم باید در این هفته با مردم زیاد سخن بگوید که این کار را میکند؛ و راجع به تحقق شعارهایی که در دوران تبلیغات داده گفتگو کند. مشکلات عدیده و خار راههایی که در پیش پایش بوده و آنها را مقدمتاً برداشته تا بتواند کارها را پیش ببرد توضیح دهد.
باید با کار رسانهای هنرمندانه گستره عظیم کارهایی که شده برای مردم بیان شود تا روح امید در مردم تقویت شود. متأسفانه در تبیین کارهای انجام گرفته کمکاری صورت میگیرد. دشمنان داخل و خارج با تمام قدرت در حال تخریب و تضعیف و تحریف واقعیات هستند. پس لازم است برای خنثیسازی این دشمنیها جدیتر عمل شود.
البته تأکید میکنم هنرمندانه چون گاهی در تعریف از کار مهمی چنان تخریب میکنند که دشمن نمیتوانست چنین آسیبی بزند. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «امروز بیشترین تحرّک دشمنان ما علیه ما بیش از تحرکات امنیتی و اقتصادی، تحرکات تبلیغاتی و جنگ نرم و تبلیغات رسانهای است، برای اینکه بر افکار عمومی مردم مسلط بشوند مبالغ هنگفت هزینه میکنند، کارهای بسیار انجام میدهند، ... کار تبلیغاتی کار مهمی است، ما در این زمینه ضعف داریم. در زمینه کار تبلیغاتی و حرکت تبلیغاتی درست و تمهیدات رسانهای باید قویتر و هوشمندانهتر عمل بکنیم».سیل کاری که انجام میشود به آن بیتوجه هستیم یا کار را زیبا جلوه نمیدهیم. در چشم نمیآید. مردم فکر میکنند کاری صورت نمیگیرد. ناامید میشوند.
گاهی دوستان به بنده میگویند شما در دولت قبل هر هفته به نکتهای اعتراض داشتید چرا در این دولت چیزی نمیگویید؟ اولاً اینطور نیست در آن دولت هم اگر کار مفید و عامالمنفعهای میشد تشکر میکردیم و به این دولت هم آنجاهایی که لازم بوده مطالبی عرض کردهایم.
ثانیاً ما در حال رصد عملکرد و فعالیتها و در میدان عمل بودنها و آواربرداریهای گذشته هستیم و وقتی با دید انصاف نگاه میکنیم دولت را فعال میبینیم. البته ضعفهایی در اجرا و بعض قسمتها وجود دارد؛ این را انکار نمیکنیم. اما رویکرد، بیحالی و تنبلی و وابستگی و وادادگی و چشم به بیگانه داشتن و به خود پرداختن و امثال اینها نیست.
خوب یادتان هست من در همان دولت قبل موضع گرفتم که آمده بودند استان فقط برای ناهاری که صورتحساب کرده بودند. آن را مقایسه کنید با رئیسجمهوری که میرود در معدن و خاکی میآید بیرون. فرق دارد اینها باهم. بیشتر امور کشور را به خارج گره زده بودند. بااینکه حضرت آقا میفرمودند توجه به داخل باشد. حتی دیدید نهضت امام حسین علیهالسلام را برای مذاکره با غرب تحریف کردند.
بنده در طول مدت تلاش داشتم خط انقلاب در این استان از ریل خارج نشود. مگر مردم روزانه۷۰۰ نفری به خاطر کرونا از بین نمیرفتند و متأسفانه دولت در سفارش واکسن تعلل داشت. وقتی دولت تحویل این دولت شد کســری بودجه ۴۸۰ هزار میلیارد تومان بود و میانگین رشــد اقتصادی نزدیک بــه صفر بود. امروز کسر بودجه نیست. وضعیت اشتغال و تورم و چاپ پول و دهها مشکل که حل هرکدام زمان طولانی میبرد اما ما اهتمام و فعالیت رئیسجمهور و اغلب کسانی که در کنار ایشان هستند را میبینیم که برای از بین بردن فساد و مشکلات، جهادی تلاش دارند و با ساده زیستی و دوری از تجملات در بین مردم هستند.
تعاملی که امروز دولت با سایر قوا و نهادها دارد و در بکار گیری نیروی جوان ستودنی است. باید نقاط قوت دولت را در مسائل مختلف مدیریتی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی دنبال کنید و مقایسه کنید تا معلوم شود کار میشود. چون عدهای ظلم میکنند و نادیده میگیرند؛ بنایم معمولاً نیست که تعریف و تمجید مفصلی داشته باشم اما اینجا باید این کار را کرد. من در خطبه طولانی راجع به این مسائل کمتر صحبت کردم در طول این چند سال اما بعضی وقتها میبینیم که ظالمانه دارند تحریف میکنند. کارهای خوب کرده را بد جلوه میدهند و نکرده نشان میدهند. اینها را باید بیان کرد.
در همین بحث اقتصادی کارهای صورت گرفته را مرور کنید تا فرق گذشته و حال را ببینید. سرمایهگذاری که صفر بود رشد امروزش را ببینید آمار موجود است نمیخواهم وارد بحث آماری بشوم. ثبات بازار طلا و ارز با همه دشمنیها که شد. کاهش رشد نقدینگی و جلوگیری از چاپ پول. سرمایهگذاری که صفر بود و رشدی که امروز دارد.
رشد صادرات کالا. تسهیل در صدور مجوز کسبوکار 97% الکترونیکی شده و جلوی فساد را گرفته. تلاش برای رفع موانع تولید. همین آب که مسائل پیچیدهای دارد از خطوط 20 گانه انتقال از فلات مرکزی تا روستاها و مناطق عشایری که بهصورت سیار انجام میشود را دنبال کنید ببینید چهکار بزرگی صورت گرفته.. بحث راهها و افزایش خطوط راهآهن. تولید برق جبران امروز و پایهگذاریها برای آینده.
در بحث سیاست خارجی خب یکوقت با گردن کج و نشستن روی زمین در مقابل یک کشور دست چندم گدائی محبت میکردیم؛ اما امروز با عبور از برجام بااقتدار در جلسات بینالمللی حاضریم و در معادلات مهم جهانی تأثیرگذاریم و عضو مجموعههای عظیم اقتصادی جهانی شدهایم و اخیراً هم این عضویت مهم در بریکس که امکان بزرگی برای کشور و یک پیروزی در عرصه دیپلماسی برای دولت است، در این پیچ تاریخی و نظم جدید جهانی جایگاه ایران قوی کاملاً روشن و مشخص است.
یکوقت ایران پیشنهاد داد که باید دلار از مبادلات اقتصادی کنار گذاشته شود تا دنیا یک نفسی بکشد. کسی توجه نکرد اما امروز در تمام دنیا از دلار بیزار شدهاند همانطور که از آمریکا بیزارند. بعلاوه ارتباطات عزتمدارانه با کشورها درعینحال حمایت جدی از محور مقاومت و حمایت از گروههای مبارز دنیا را کمرنگ نکردهایم.
بحث علمی و فنی و مباحث فرهنگی و اجتماعی که نقاط قوت فراوان داشته است. البته اینکه چرا سفره هنوز رنگین نشده که مطالبه ما و خود مردم هم هست، که باید با سرعت بیشتری و اقدامات جدیتری همراه باشد، علتهای متعددی دارد که میدانیم چرا بهسرعت این قصه حل نمیشود. بهمرور رفع میشود و اینجا آن اعتماد و صبری که تا الان داشتید را لازم دارد تا آن مشکل هم حل شود.
فشار تحریمها را غافل نباشید که مقاومت شما مردم کاری کرد که اعلام کنند در مقابل این پایداری شکست خوردهاند. این اتحاد و انسجامی که داریم جلوی شیطنتهای بیگانگان را تا امروز گرفته و در ادامه هم خواهد گرفت. آمریکا و اذناب پلیدش فکر میکنند میتوانند در اراده ملت ما خللی ایجاد کنند و در باورهای مردم سستی ایجاد کنند آیا این سستی در اراده است که هر هفته در نمازهای جمعه صدای مرگ بر آمریکا بلند است؟مردم ما سست نشدند و سست هم نخواهند شد. به قول سردار شهید ملت ما ملت امام حسین است. ما در مکتب امام حسین بزرگ شدیم.
بله دشمن سعی میکند اتحاد ملی را به هم بزند. ایجاد تردید و ناامیدی کند. با تأثیرگذاری بر روی اذهان باورها را به نفع امیال خودش تغییر دهد. القای ناکارآمدی برای نظام کند. لذا از همه فرصتها استفاده میکند تا شیطنت کند و هرروز به اسمی چالشی درست کند آن چیزی که این سحر را باطل میکند اتحاد حول محور ولایت است و تا امروز هم همین نجاتبخش بوده و تا امروز هم عمده دشمنیها در همین سمت بوده.
بخصوص در این روزها هوشیار باشید که در جورچین دشمن با حرفها و برنامههایی که دارند قرار نگیرید. خودشان در گزارشهایشان میگویند که میخواهند از مردم بخصوص جوانان و بعضاً دانشگاهیان و بعض اقشار چگونه به نفع خواستههایشان استفاده کنند پس مثل همیشه با بصیرت عمل کنید. در دوقطبیهای دروغینی که درست میکنند نیفتید. به فکر مشارکت حداکثری در انتخابات پیش رو باشید که برای کشور و نظام اقتدار آفرین خواهد بود.
تذکر پایانی بنده اینکه دستگاههای دولتی بهخصوص برای عزیزانی که قصد سفر اربعین دارند سنگاندازی نکنند. فضا را فراهم کنند تا این مهم انجام بگیرد. بعضیها دوست دارند بروند شاید بعضی از مسئولین اجازه ندهند یا وقت کم برای آنها قرار بدهند. توسعهای بدهید. بعضاً شاکی هستند که بعضی از دستگاهها به لطایفی ممانعت ایجاد میکنند. ممانعتها را بردارید تا مردم راحتتر بروند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/5/27 | 1402/5/27نباید در اطراف مسجد کسی که گرفتاری دارد وجود داشته باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه66
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا دل خود را با نام و یاد خدای تعالی آرام میکنند. در این فرصت محرم و صفر به نکاتی غیرمنظم راجع به امام حسین علیهالسلام اشاره میکنم.
امام حسین علیهالسلام شخصیتی است که موردتکریم فرق مختلف اسلامی است و لذا در کتب روایی اهل سنت از بدو تولد و نامگذاری به بعد موارد زیبایی راجع به ایشان مطرح کردهاند.
مثلاً بخاری نقل میکند: محمد بن ابی یعقوب میگوید: من شنیدم که ابن ابی نعم از عبدالله بن عمر درباره مُحرِم سؤال میکرد، حکم کشتن پشه چیست؟ ابن عمر گفت: مردم عراق از خون پشه سؤال میکنند درحالیکه پسر دختر پیغمبر خدا را کشتند که پیامبر (درباره آنان) فرموده بود: حسن و حسین گلهای خوشبوی من هستند که از دنیا برگرفتهام.
یا نسائی در کتاب خصائص امیرالمؤمنین نوشته که رسول خدا مکرر میفرمود: حسن و حسین دو گل خوشبوی من از دنیا هستند.
مطالبی که در کتب خود آوردهاند گاهی برای ما ذکر مصیبت است. ابن حجر هیثمی نقل میکند زید بن ارقم در مجلس ابن زیاد حضور داشت که دید ابن زیاد با چوبدستی به لب و دندان آن حضرت میزند، به وی گفت: چوبدستی را از لب و دندان حسین علیهالسلام بردار، به خدا سوگند همواره میدیدم که رسول خدا میان دو این لب را میبوسید. بعد شروع به گریه کرد.
یا راجع به دوست داشتن اهلبیت بخصوص حسنین روایات فراوان است. ترمذی و طبرانی از قول امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل کردهاند که رسول خدا دست حسنین را گرفتند و فرمودند کسی که مرا و این دو را و پدر و مادر آنها را دوست بدارد، روز قیامت هممرتبه من است. لذا میبینیم محبت به اهلبیت مورد اتفاق اهل سنت است و اختلافی نیست اما در مسائل دیگر اختلاف وجود دارد.
این حدیث مشهور را در تعدادی از کتب اهل سنت با سندهای مختلف میبینیم که دارند چهره رسول خدا را شادمان دیدند. علت را از حضرت جویا شدند؟ فرمودند: چگونه خوشحال نباشم و حالآنکه جبرئیل به من بشارت داد که حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت هستند و پدرشان از آنها برتر است.
یکی از ویژگیها و خصیصههای مهم امام حسین علیهالسلام که در جوامع روایی شیعه هم بیانشده و حکایت از یک پیوند عمیق بین امام و رسول خدا و دین دارد این است که ترمذی در صحیح خودش نقل میکند که رسول خدا فرمودند: حسین از من است و من از حسینم، خدا دوست بدارد کسی که حسین را دوست بدارد.
خوب است دراینباره نکتهای عرض کنم. علت این بیان چیست که در جای دیگر رسول خدا فرمودند: «علی منی و انا من علی» و یا راجع به افراد غیر معصوم هم گفته شد مثل سلمان که از ما اهلبیت است که ۸ صفر سالگشت وفات سلمان هم هست.
اصل مطلب این است که این ویژگی بر اثر پیوند به وجود میآید البته نه پیوند جسمی و سببی بلکه با ارتباط شدید معنوی و اطاعت کردن از رسول خدا و دفاع از دین و احکام الهی. به قسمتی از این آیه شریفه توجه بفرمائید، آیه ۳۶ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «فَمَنْ تَبِعَنی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ». هر کس مرا تبعیت کند از من است و هر کس نافرمانى من کند، تو بخشنده و مهربانى؛ یعنی من به مقام خلت و دوستی خدا رسیدهام و هر کس تبعیت من را بکند او هم از دوستی خدا بهرهمند خواهد شد.
خاصیت پیروی کردن همین است که باز بر همین مطلب قرآن کریم تأکید دارد در قسمتی از آیه ۶۸ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهیمَ لَلَّذینَ اتَّبَعُوهُ …» سزاوارترین مردم به حضرت ابراهیم پیروان او هستند. چه کسی میتواند تبعیت کند؟ کسی که معرفت داشته باشد؛ و هر وقت چنین معرفتی به وجود بیاید یک محبت طرفینی هم به دنبال خود به وجود میآورد.
همین مطلب راجع به رسول خدا هم هست که پیروان رسول خدا که محب آن حضرت هستند محبوب رسول خدا هم خواهند بود که فرموده است. اینچنین رابطهای فقط از راه وراثت صلبی و پدر و فرزندی و از نسل هم بودن به وجود نمیآید بلکه مربوط به جان و همان ارتباط و تبعیت و وراثت مقام است. امام صادق راجع به فرزند بزرگوارش موسی بن جعفر فرمودند: او وارث مقام امامت است.
عبدالله بن جعفر به پدرش عرض کرد من و برادرم موسی مساوی هستیم. پدر و جدّ من و او یکی است. پس چرا علاقه تو به برادرم موسی بیشتر و نزد شما عزیز است؟ امام صادق علیهالسلام به عبدالله فرمود: «انه من نفسی و انت ابنی» تو پسر من هستی و برادرت جان من است. این یعنی همان وراثت مقام که مربوط به جسم نیست.
امامت جانشین و ادامه نبوت است و از هم جدا نیستند نبوت بدون امامت به نتیجه نمیرسد باید رسالت نبی اکرم را علی علیهالسلام و بعد در زندگی فرزندانش بخصوص در زندگی امام حسین علیهالسلام دنبال کرد. دین رسول خدا با قیام امام حسین علیهالسلام تا امروز زنده باقی مانده است. همانطور که اصل دین که توسط پیامبر عرضه شد جهانی بود نهضت امام حسین علیهالسلام هم مربوط به همه عالم است.
نکتهای دقیقتر هم عرض کنم با روایتی از امام صادق علیهالسلام از رسول خدا که فرمود: جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و سلام خداوند را ابلاغ کرد و گفت خداوند چنین فرموده است: من برای مؤمن نامی از نامهای خودم را برگزیدم و او را مؤمن نامیدم، «إِشتَقَقتُ لِلمؤمنَ إِسماً مِن أسمائی سَمَّیته مؤمناً فالمؤمنُ مِنّی وَ اَنَا مِنه، مَنِ استَهانَ بمؤمن فَقَد استقبلنی بالمحاربه». پس مؤمن از من است و من از اویم هرکس مؤمن را سبک دارد و خوار شمارد گویا به نبرد با من مبادرت ورزیده است. (مؤمن یکی از اسمای حسنای خداوند است. الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ… حشر/۲۳) یعنی مؤمن مظهر خداست، آینه تمام نمای خداست. پس حسین منی یعنی حسین علیهالسلام مظهر رسول خداست. خودتان تأمل بفرمائید نکته مهمی عرض شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین نسبت به اجرای احکام الهی پیگیرند و اصرار دادند حدود الهی در جامعه رعایت شود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۴۴ نهجالبلاغه فرمودند: «وَ إِقَامَهَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِم» و اجراى حدود را براى اهمیت کارهاى حرام واجب کرد؛ یعنی هدف خدای تعالی از تشریع حدود این بوده است که مکلف به آنچه خداوند حرام کرده اهمیت بدهد و موجبات انحراف مردم از مسیر مستقیم به وجود نیاید و با ارتکاب محرمات مقدمات از بین بردن دین به وجود نیاید.
«وَ تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ» و منع مىگسارى را براى نگهدارى عقل واجب کرد. چون شراب عقل را از بین میبرد و غیر عاقل کنترلی بر اعمال خودش ندارد و در مسیر هلاکت خود و دیگران قدم برمیدارد.
«وَ مُجَانَبَهَ السَّرِقَهِ إِیجَاباً لِلْعِفَّهِ» و دورى از دزدى را براى ضرورت پاکدامنی واجب کرد. چون کسی که دزدی میکند قطعاً از هوای نفس پیروی میکند که اگر خود را حفظ کند از تبهکاری حفظ میشود. خدای تعالی تقوای همه ما را زیاد بگرداند.
امروز اول صفر و روز ورود کاروان اهلبیت علیهمالسلام به شام است و چه مصائبی را در این شام تحمل کردند در ۵ صفر شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها واقع شد که چه سنگین و غمآلود است لحظاتی که یاد بابا میافتد و از عمه مطالبه میکند و سر را برایش میآورند.
آنقدر مصیبتهای شام بالاست که وقتى از محضر امام سجاد علیهالسلام سؤال کردند در ماجراى نهضت عاشورا کجا از همه بیشتر به شما سخت گذشت؟ فرمودند: الشام، الشام، الشام؛ و در جای دیگری فرمودند: ایکاش مادرم مرا نزاییده بود و من زنده نبودم و یزید مرا اسیر ببیند.
کاروان اهلبیت در شام صبر را تجسیم کردند و به همه ما نشان دادند که قدرت مقاومت و استقامت چگونه است. صبر در لغت «حبس النفس عن الجزع» است. شما در این سفر اسرا کربلا غیرازاین نمیبینید و در قله این حرکت امام سجاد علیهالسلام و بعد زینب کبری که با یک کلام همه مطلب را تمام میکند که ما رایت الا جمیلا.
۷ ماه صفر به روایتی روز شهادت امام مجتبی علیهالسلام است. راجع به جریانات و وقایع دوره امام حسن و مظلومیتی که حضرت داشت مطالب زیادی خدمت شما عرض کردهام. جریانات تلخی که اتفاق افتاد و حضرت به مدینه برگشتند و تا پایان عمر شریفشان آنجا ماندند.
اما این نکته را توجه کنید که هرگز در آن شرایط سخت تاریخی دست از وظائف امامت نکشیدند. مردم اقبال نداشتند و توطئه و فشار دشمن بالا بود اما ایشان با سعهصدر و با اخلاقی نیکو مشغول تربیت جامعه بود.
روایتی را اهل سنت نقل میکنند از قول رسول خدا که اگر فضیلت بهصورت یک انسان مجسم درآید، آن حسن علیهالسلام خواهد بود.
مظلومیت امام آنقدر زیاد بود که در روایت دارد هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزى که همه دیدهها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزى که تمام دلها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدمهاى او در پل صراط، در روزى که قدمها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند.
این مظلومیت را در زمان شهادت حضرت میبینیم که دشمن داخلی او همسرش او را مسموم کرد و بعد در خاکسپاری که چگونه ناچار شدند او را در بقیع دفن کنند در حالیکه بر تابوت حضرت چوبههای تیر بود و امروز هم این مظلومیت باقی است در قبرستانی بدون بارگاه و زائر.
۲۸ مرداد یکی از مهمترین وقایع پر عبرت تاریخ معاصر ماست که بنده هر نوبت به گوشهای اشارهکردهام و تأکید میکنم عزیزان بخصوص جوانترها بیشتر مطالعه کنند.
مقدماتی فراهم شد تا این کودتا اتفاق افتاد قبلاً کاری کردند تا مردم نسبت به آینده خودشان ناامید بشوند. این ناامیدی بسیار خطرناک است نابودکننده است همین کاری که امروز دشمنان کشور با جنگ روایتها و تأثیر بر افکار مردم ما انجام میدهند و همه ما وظیفه داریم با این دشمنی و هر حرکتی که روح ناامیدی را در مردم به وجود میآورد مقابله کنیم.
حضرت آقا هم دیروز فرمودند: نباید خسته بشویم. امروز روز خسته شدن نیست، روز ناامید شدن نیست؛ امروز روز شوق است، روز امید است، روز حرکت است.
در ۲۸ مرداد استعمار به کمک استکبار کاری کردند که مردم به رهبران خودشان بیاعتماد شدند و از هم جدا شدند، بیاعتمادی و جدائی ملت از دولت که آمد، دولت وقت بهراحتی سرنگون شد و دیکتاتور دوباره بر مسند نشست. آنها فهمیدند بهترین کار این است که روحانیت راستین را که عَلَم مبارزه با استکبار و استعمار را در دست دارد باید زمینگیر کنند و راهش را اختلافافکنی دیدند و از همه نیروهای خود از حزب توده بگیرید تا روشنفکران واله غرب، همه را بکار گرفتند طوری شد که وقتی مرحوم آیتالله کاشانی مقدمات کودتا را دید و توطئه دربار و همکاریهای آمریکا و انگلیس جهت سرنگونی مصدق برایش قطعی شد و به او یک روز قبل از کودتا طی نامهای رسمی خبر داد که خوب است آن نامه را بخوانید؛ اما مصدق توجه نکرد و شد آنچه نمیبایست.
مصدق دلسوزیهای آیتالله کاشانی را نمیپذیرفت، تذکرات مفیدی که در بهکارگیری افراد میداد را قبول نمیکرد و دور میزد؛ و گاهی بیاحترامی میکرد تا جایی که شروع به تخریب چهره آیتالله توسط جبهه ملی در مطبوعات آن زمان کرد و تا آنجا پیش رفت که مصدق بهصراحت در رادیو اعلام کرد، من مخالفین خودم را (منظورش آیتالله کاشانی بود) به لجن مىکشم.
این دشمنی را متأسفانه نسبت به فدائیان اسلام و نواب صفوی هم داشتند بااینکه این جمعیت کار ملی شدن نفت را به انجام رسانده بودند. همین تفکر و حقنشناسیها و دشمنیها ازیکطرف و اعتماد بیجا به غرب از طرف دیگر کشور را زیر سلطه بیگانگان و دیکتاتوری برد و همه زیرساختهای کشور را نابود کرد از کشاورزی بگیرید تا معادن و منافع ملی تا انقلاب اسلامی با عنایت پروردگار عالم و فداکاری مردم و رهبری روحانیت بصیر و دلسوز به پیروزی رسید.
باید امروز مواظب بود همان روش را دوباره احیاء نکنند. میبینیم گاهی بیاعتمادی را القاء میکنند، بین مردم و دولت جو بیاعتمادی ایجاد میکنند. اینهمه دشمنی که در طول بیش از چهل سال انجام دادند، برای این است که دستشان از همهچیز کوتاه شد که هیچ، امروز خودشان هم در معرض نابودی قرارگرفتهاند.
آمریکا که افول کرد و نقشی که در منطقه داشت را از دست داد. آمریکا عمق نفوذ راهبردی ایران در منطقه را خوب درک میکند، ناچار است لگد بزند، مزاحمت ایجاد بکند، صدایی از خودش درآورد شاید آبرویی برای خودش درست کند، اما نمیتواند.
امروز میبینید همان آمریکائی که چنگ و دندان نشان میداد و هرروز رسماً تهدید میکرد و سالیان طولانی به ملت ما ظلم کرد و اموال ما را غارت کرد، پای مذاکره حاضر شد تا مقدار کمی از اموال بلوکهشده ما را پس بدهد؛ و همین هم ترسی را به جان خناثان منطقه انداخته است. آزاد شدن ۶ میلیارد دلار از بدهیها که مقدمه آزاد شدن بقیه است برای آنان بخصوص جمهوری خواهان آمریکائی گران آمده است و دائم حرف بیربط میزنند.
توجه دارید ما بدون داشتن این پولها توانستیم بازدارندگی دفاعی خود را تقویت کنیم و انسجام ملی و اقتدار سیاسی خود را تأمین کنیم که اگر اموالمان در دستمان بود در بنای زیرساختها و تأمین رفاه بیشتر برای مردم کارهای اساسیتری صورت میگرفت. خوشبختانه مردم دنیا آگاه شدهاند. امروز همان پیشبینی امام ره محقق شده است که منفورترینِ در عالم آمریکاست.
تعبیراتی که دیروز حضرت آقا راجع به سپاه پاسداران داشتند را قطعاً ملاحظه فرمودید بخصوص راجع به رشد سپاه که جلوی ۲۸ مردادها را گرفت و سیاستهای دشمن را خنثی کرد و بعد یادی از امام کردند و آن مطلبی بود که ما هر هفته فراموش نمیکنیم که فرمودند هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید.
تعبیر زیبایی داشتند که ما با گذشت حدود چهار دهه، یک کانون عظیم و کاملاً مجهّز دفاعی و نظامی و بزرگترین سازمان ضدّ تروریستی دنیا را داریم. امروز سپاه بزرگترین سازمان ضدّ تروریستی در همهی دنیا است. این خیلی عبارت زیبایی است؛ اما تمام تلاش آنها این است که چیز دیگری را بگویند.
حضرت آقا از همه ما مراقبت دائمی از انقلاب را خواستند همانطور که قبلاً امام عظیم الشأن از ما خواسته بودند. وحدت ملی و مشارکت مردم در همه امور که حالا انتخابات میتواند یک نماد برای وحدت و مشارکت باشد. البته روی کار جهادی مسئولین هم تأکید فرمودند.
مطلب بعد ۳۰ مرداد روز جهانی مساجد است که هفته گذشته چندجملهای عرض کردم و اهمیت آن آنقدر هست که این هفته هم چند جمله عرض کنم. مسائل مسجد فراوان است از بنا کردن مسجد، تعمیر مسجد، جایگاه مسجد، تطهیر مسجد، غربت مسجد، حرمت مسجد، همسایه مسجد، حرف زدن در مسجد، روشنایی مسجد، نشستن در مسجد، تکریم مسجد که در روایت دارد: کسی که حرمت مسجد را نگه دارد، خدا را شادان و خندان ملاقات خواهد کرد و پرونده اعمالش را به دست راست او خواهند داد.
راجع به رفتن به مسجد رسول خدا فرمودند: هرکس بهسوی مسجد گام بردارد، در برابر هر گامی ۱۰ حسنه برایش ثبت و ۱۰ گناهش پاک و ده درجه و منزلت او در بهشت بالا میرود.
عرض کردم گستره کارهای مساجد زیاد است بخشی از آن، خدمات اجتماعی است. نباید در اطراف مسجد شماها کسی که گرفتاری دارد وجود داشته باشد. مگر اینکه خبر نداشته باشید. حتماً برای این بخش هم باید فکری داشته باشید. اولیاء مسجد در محله و منطقه مسجد خودتان برای اطراف مسجد برنامه داشته باید. مگر میشود شما متولی و امام مسجد باشید اما از اطراف مسجد خبر نداشته باشید؟! با همین گروههای جهادیِ مواسات کارهای بزرگی میشود انجام داد.
یکی از مسائل مهم که من در البرز متأسفانه زیاد دیدم انحصاری کردن مسجد است و این خلاف است. مسجد در انحصار کسی نیست وقتی کسی زمینی را وقف کرد برای مسجد دیگر خودش هم نقشی ندارد مال خدا میشود. بعض وقتها میآیند میگویند چون ما هزینه کردیم پس میخواهیم برایش تصمیم بگیریم این حرف باطل است. بله اگر رقباتی داشته باشد که وقف خاصی باشد و متولی داشته باشد میشود. مثلاً برای مسجد فرش وقف کردهاند کسی باید از آن حفاظت کند ناچار خادم و نگهبان و در بستن و باز کردن و اینها لازم است. والا خود مسجد متولی بردار نیست. مسجد متعلق به همه است و همه در استفاده از آن آزادند.
مسجد محل پرورش انسانهای مؤمن و انقلابی است. مسجد سنگر مقاومت و بصیرت است. پایگاه مواسات و خدمات اجتماعی و مأمن دلهای خسته است. محل ایجاد و تقویت اخوت و برادری است.
خب وقتی مسجد درست شد و محله درست شد نماز جمعه هم درست میشود نماز جمعه خلوت ریشه در مسجد خلوت و کم رونق دارد. اساساً قسمت زیادی از فعالیتهای نماز جمعه به مسجدیها برمیگردد. این قرارگاه مرکزی فرهنگی شهر را باید مراکز فرهنگی سطح شهر پشتیبانی کنند و ارتباط باید خیلی عمیق و گسترده باشد.
مطالب زیادی راجع به مسجد و چله دوم انقلاب و بیانیه گام دوم و جامعه سازی و نظام سازی تربیت انسانها امثال اینها دارم فقط اشاره کردم تا در فرصتی بیان کنم.
۳۱ مرداد روز صنعت دفاعی را گرامی میداریم و به عزیزانمان در این عرصه خدا قوت عرض میکنیم فرصت پرداختن به عظمت کاری که میکنند نیست. فقط برایشان دعا میکنیم. از خداوند برای آنها وسعت فکر و قوت بازوی بیشتر و توانمندی در این عرصه را طلب میکنیم. قبل از خطبهها مطالب سردار بزرگوار را در این رابطه قطعاً شنیدید.
تکرار عملیات تروریستی در حرم احمد بن موسی نشان میدهد که استکبار و صهیونیستهای پلید میخواهد به نیروهای داخلی و خارجی خودش روحیه بدهد که خباثتهای خودشان را ادامه بدهند؛ اما باید بدانند که چیزی جز روسیاهی و خواری نصیبشان نخواهد شد.
ملت ما راه خودش را پیدا کرده و با تمام سختیها و مشکلاتی که برایش فراهم میکنند از آرمانها و ارزشهایش دست برنمیدارد. باید اینجا از آن برادر بزرگوار خدماتی حرم تشکر و قدردانی کنیم که با شجاعت و فداکاری که کرد جلوی خسارات فراوان را گرفت.
و باید به بعض رسانهها اف بگوییم که چگونه وقیحانه در زمین دشمن بازی میکنند. بشکند این قلمهایی که دل مردم را خون میکنند و دستگاههای متولی بیدار شوند و اقدامی راجع به این زرد نویسها داشته باشند که تا فرصت پیدا میکنند چنگی به صورت انقلاب میاندازند.
به رسانه ملی هم که بیانیهای دادند اخیراً عرض میکنیم اولاً تشکر از اینکه موضعگیری کردید و پاسخ دادید اما این نکته را هم فراموش نفرمایید که تحول خوب است اما مواظب باشید در این تحول از اصول خود یعنی اصول اسلام و انقلاب دست برندارید و عقبگرد نکنید و ارزشها و آرمانهایمان را بهعنوان اختلاف در سلیقه نادیده نگیریم. عبارت اختلافسلیقه در آن بیانیه بود. بحث اغتشاشات و براندازی و ناسزاگوئی به اسلام و احکام الهی و انقلاب، اختلاف عقیده است نه اختلافسلیقه حتماً این نکته را در نظر داشته باشید نکند خداینکرده به اسم اختلافسلیقه جریان حق را زمینگیر کنید. در اجرای سند تحولی خودتان نباید هیچ ارزش اسلامی و انقلابی خدشه بردارد.
نکته پایانی هم سؤالی از وزارت راه و پایانههای مسافری هوائی و ریلی و غیره دارم که آیا برنامه حرکت این وسایل را بیگانگان میریزند که در این برنامهریزی به مسئله نماز هیچ اهمیتی داده نمیشود؟ این بیتوجهی از عمل نکردن به واجب امربهمعروف است که همه واجبات بهواسطه امربهمعروف اقامه میشود وقتی آن کنار گذاشته میشود نماز هم از بین میرود. نماز ستون دین است.
بنده که دیروز داشتم برمیگشتم زمان حرکت قطار درست سر ساعت اذان بود. بعد که میرسند به ایستگاه برای اینکه جبران کنند میگویند زود باشید! به تنها چیزی که اهمیت داده نمیشود دین است. باز پیگیری کردم عدهای نمازشان در هواپیما قضا شد. حرکت هواپیما درست موقع اذان صبح بوده. طلوع هم فرود آمده. برنامهریزی که دیگر دست شماست. این را که دیگر بیگانگان برنامه نمیریزند! این را دوستان توجه داشته باشند که جبران شود. به احکام دین ملتزم باشید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/5/20 | 1402/5/20ناهنجاریهای اخلاقی و فساد در جامعه فقط با نور قرآن و مناجات و روضه اهلبیت از بین میرود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه67
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله متقین با زیارت و توسل و دعا ارتباط دائمی با ذوات مقدسه اهلبیت علیهمالسلام دارند. بنای ما بر این شد در این چند هفته محرم و صفر در خطبه اول مقداری راجع به امام حسین سخن بگوییم. جلسه قبل کمی راجع به ادب گفتگو شد.
توجه دارید و مکرر عرض شد ما برای بهرهگیری از نهضت امام حسین علیهالسلام باید از نگرش عاطفی صرف فاصله بگیریم و به جهات تربیتی و آموزشی نهضت بیشتر توجه داشته باشیم. در دوره نوجوانی و جوانی که جان انسان آمادگی لازم برای تربیت را دارد و بهسرعت رشد میکند باید انسانیت، عزتنفس، کرامت، شرافت، شجاعت، صبر و مقاومت و دیگر فضائل اخلاقی را برگرفته از مکتب امام حسین علیهالسلام در جان عزیزانمان ملکه کنیم و به غفلت و بیتوجه رها نکنیم.
جان انسان را خدای تعالی شریف خلق کرده است؛ و اگر جسم انسان هم شرافتی دارد بهتبع جانش است؛ و الا جسم انسان در ردیف جسمِ بقیه حیوانات و بلکه ضعیفتر از آنان است؛ و سعدی به زیبایی همین را به نظم درآورد که: تن آدمی شریف است به جان آدمیت.
بعد وقتی خدمت قرآن کریم میرسیم به همین تفضل الهی نسبت به انسان و برتری بر بقیه موجودات برای او اشاره میکند در آیه ۷۰ سوره مبارکه اسراء که: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً». ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کردهایم، برترى بخشیدیم.
البته توجه دارید این سلامتی روح و کرامت با حفظ خود از خطا و گناه و لغزش باقی میماند. مکتب امام حسین علیهالسلام هم جهانبینی ما را درست میکند و هم زندگی دنیایی و آخرتی ما را تنظیم میکند و برای جسم و جان برنامه دارد. لذا مکتب است. این مکتب، انسان را عزیز و با عزت میخواهد و همینگونه هم تربیت میکند و شخصیت با عزت، هرگز زیر بار ذلت و خواری نمیرود. هیچ رفتار ناشایستی انجام نمیدهد و اجازه هم نمیدهد کسی او را خوار و ذلیل کند.
حالا ببینید اگر ملتی به خاطر همین روحیه عزتمند شد اجازه به هیچ قدرتی نمیدهد که عزت او را لگدکوب کند. خوب باید با چنین فکری و فرهنگی مقابله کرد. تلاش اهریمنان و استعمارگران این است که ملتها تحقیر شوند، خودباخته شوند، تحقیر و تضعیف فرهنگی شوند تا عزتشان از بین برود تا بتوانند بر آنان سلطه پیدا کنند همانطور که در دنیا میبینید این کار را میکنند اما ملت ما را نتوانسته و نمیتوانند چون ما تربیتشده مکتب حسینیم و تربیتشده سید الاحراریم. همانکه میفرمود: «انی لا اری الموت الا سعاده و لا الحیوه مع الظالمین الا برما.»
اگر این حسین از نسل ما گرفته شود نتیجهاش لگدکوب شدن عزت و هویت است، یعنی جلوگیری کردن از قدرت رشد و بالندگی که نتیجهاش حقارت است و وابستگی. برای همین است که مخالف عاشورا هستند. مخالف اربعین و انقلابی هستند که هر سال در کربلا واقع میشود.
خب ما این عزتنفس را در اطرافیان بخصوص کودکان و نوجوانان چگونه باید به وجود بیاوریم و یا آنچه هست را نگذاریم از بین برود و تثبیت کنیم؟ اهلبیت علیهمالسلام که مربی انسان هستند و خودشان بهترین الگو، شیوههای فراوانی به ما آموختهاند.
از انتخاب نام به ما تذکر دادهاند که مواظب باشید همین نامگذاری برای بچه تشخّص میآورد. نام هر کس از اعتقادات و فرهنگ خانواده او خبر میدهد. فراوان دیدهشده که افراد از نامی که برای آنان انتخابشده احساس کمبود و حقارت کردهاند. شما روش امام حسین علیهالسلام در انتخاب نام برای فرزندانش ببینید، همه نامهای زیبا و پرمعنا. علی و جعفر و عبدالله و سکینه و فاطمه و محسن و رقیه.
در جریان حرّ دیدید که حضرت تحسین کرد حرّ را به خاطر نامی که برایش انتخابشده فرمود: بهبه احسنت ای حرّ تو آزادمردی چنانکه در دنیا و آخرت آزاده خوانده میشوی سوگند به خدا مادرت در این نام نهادن اشتباه نکرده است. به خدا سوگند تو در دنیا آزادمرد و در آخرت سعادتمند خواهی بود. حالا مقایسه کنید با نامهایی که گاهی میشنویم که روی افراد میگذارند و بالاخره هم معلوم نمیشود به چه معناست.
یا مثلاً احترام کردن به کودکان در تقویت شخصیت و عزتنفس آنان بسیار مؤثر است. روش پیامبر اکرم در نوع برخوردش با حسنین در تقویت شخصیت آنان بسیار درسآموز است. روزی رسول خدا نشسته بودند که حسنین وارد شدند. پیامبر به احترام آنان از جای خود برخاستند و به انتظار ایستادند. چند لحظهای طول کشید تا برسند، حضرت بهطرف آنان رفتند و استقبال کردند و بغل باز کردند و هر دو را بر شانه خود سوار کردند و راه افتادند و فرمودند: فرزندان عزیزم مرکب شما چه خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید. بعد همین نوع رفتارهای تکریمی و عزتآفرین را از امام حسین علیهالسلام نسبت به فرزندان خودش و دیگران میبینیم.
حالا فرض کنید در منزل پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ بدون توجه گاهی شخصیت بچه را جلوی دیگران جوری خراب میکنند که جبرانش سخت میشود. یا مثلاً بچهها به لطایفی و بهانههای مختلف آمدهاند مسجد بعد یک برخورد بد با این بچه و آیندهاش چه میکند؟ مسئولاند افراد.
حتی در مجالس روضه کاری که جدیداً انجام میدهند کار بسیار بدی است که بچهها را در روضه جدا میکنند. بگذارید باشند. در بعضی از مراسمها خوب است جایی را درست میکنند کسی بچهها را نگه دارد تا آنها از جلسه استفاده کنند؛ اما بگذارید بچهها در جلسه روضه بیایند. من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم. با یک اسامی میخواهند جدا کنند. مواظب باشید در زمین دیگران بازی نکنید.
نوه حضرت امام به خود من گفت که امام فرموده بودند در اتاقی که بچهها هستند تا یک متر چیزی نگذارید که ناچار باشید هی به بچه بگویید اینکار را نکن. بشین، نرو و … همین نوع احترام را موقع نظرخواهی از آنان در کارهایی که به خود آنان مربوط میشود انجام دهید.
امام حسین علیهالسلام در موقع ازدواج دخترانش میفرمود باید خود آنان نظر بدهند و با آنان مشورت میکنیم ما چیزی تحمیل نمیکنیم. اینها درسهای حسینی است که باید یاد بگیریم و انجام دهیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از حال هم خبر دارند و نسبت به ارحام خود بیشتر توجه میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۴۴ نهجالبلاغه فرمودند: «وَ صِلَهَ الرَّحِمِ مَنْمَاهً لِلْعَدَدِ»؛ و صلهرحم را براى فزونى افراد فامیل واجب کرد. یکی از خواص و آثار صلهرحم، اضافه شدن جمعیت است. یعنى بستگان به خاطر رسیدگیهایی که صورت میگیرد تعدادشان بیشتر و مستحکمتر خواهد بود.
و فرمودند: «وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء» و قصاص را براى حفظ جان مردم واجب کرد. همانطور که آیه شریفه فرمود: «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ…» هدف شارع مقدس با تشریع قصاص حفظ جان و خون مردم است، لذا با لفظ حیات، نتیجه این قانون را بیان فرمود که قصاص از هرجومرج و کشتار بیدلیل مردم جلوگیری میکند؛ و الا هرکس با کوچکترین دلیل، دیگری را به قتل میرساند. خدای تعالی تقوای همه ما را زیاد بگرداند.
روز شنبه ۲۵ محرم به روایتی سالگشت شهادت قُدوه الزاهدین، سید المتقین، زین الصالحین، منار القانتین، زین العابدین امام سجاد علیهالسلام است. کسی که از آغاز حرکت پدر بزرگوارش به سمت کوفه و تا آخرین لحظات شهادت او و یارانش، شاهد و ناظر حماسهها بود و همه این لحظات را درحالیکه به مشیت الهی در بستر بیماری بود تحمل کرد و بعد هم دوران سخت اسارت را باعزت و شجاعت سپری کرد. به همه شما محبان و شیعیان اهلبیت تسلیت عرض میکنم.
باید کار بزرگی که امام سجاد علیهالسلام بعد از واقعه کربلا برای حفظ اسلام و مکتب تشیع انجام داد را عزیزان با دقت مطالعه کنند تا به عمق جهاد و مقاومت امام علیهالسلام پی ببرند. به حق امام سجاد علیهالسلام بعد از امام حسین علیهالسلام اسوه مقاومت و یکی از مهمترین چهرهها در نهادینه و عملیاتی کردن راهبرد مقاومت در بخشهای مختلف است.
امام تمام تلاشهای سیاسی و فرهنگی که مخالفین مکتب اهلبیت در طول پنجاه سال انجام داده بودند و حتی در آخرین مرحله اقدام به کار نظامی و حذف فیزیکی حجت خدا امام زمان حسین بن علی علیهماالسلام کرده بودند تا کار اسلام را تمام شده باشد بعلاوه، بعد از شهادت امام حسین هم با استفاده از ابزار تبلیغات تلاش داشتند اقدام پلید خود را موجه جلوه دهند و پایههای حکومت خود را محکم کنند را با درایت و هوشمندی و به آرامی با سیاستی خاص در اوج مقاومت در طول مدت ۳۴ سال به حالت قبل برگرداند و با انقلاب فرهنگی نرمی که انجام داد زمینه ایجاد دانشگاه اسلامی و حرکت نوینِ گسترش مکتب اهلبیت را به وجود آورد و پایههایی را بنیان کند که تا قیامت فرسوده و تخریب نمیشوند.
امام در اولین حرکت خود در خطابهی کوفه مردم را از غفلت و در خطبه شام از جهالت بیرون آورد و معادلات دستگاه یزید و دولت اموی را به هم زد. بعد در سالهای طولانی حوزه درس فقه و تفسیر و حدیث و کلام و عرفان تشکیل داد، هرروز جمعه برای عموم مردم سخنرانی میکرد و آنها را با اخلاق اسلامی و آخرتگرائی پند میداد و روح ایمانِ مردم را با قرآن و دعا و مباحث توحیدی تقویت میکرد.
با روشنگریهای امام بود که عدلیه در مقابل اشاعره و معتزله به وجود آمد؛ و البته بهشدت با فرقه کلامی مرجئه که اباحهگری را ترویج میکردند تا گناه عادی جلوه کند مبارزه میکرد. این روش امام باید درس امروز زندگی ما باشد.
یک نگاه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی جوامع غربزده بیندازید میبینید که وضعیت منحط ولنگاری اخلاقی و جنسی، ازدواج با همجنس و حیوان و اشیاء و موارد دیگری از این قسم مسائل، دنیای امروز را فراگرفته، بهطوریکه شهوات بیحدوحصر انسان بر او حکومت میکند و حکومتهای استکباری و فاسد دنیا این مسیر را برای غفلت زایی و بستن چشمها میپسندند. چون با اشاعه فحشا، افراد روزبهروز از هویت انسانی و الهی خود بیشتر فاصله میگیرند درنتیجه بسیاری از قوانین خلاف فطرت انسان، بهعنوان هنجار در یک جامعه گسترش پیدا میکند.
امروز آمریکای جنایتکار به تعبیر حضرت امام شیطان بزرگ و تعبیر رهبر معظم انقلاب طاغوت اعظم بزرگترین تولیدکننده هرزهنگاری در جهان است که بیش از ۳۰ میلیون وبسایت مستهجن دارد؛ و جهان را به این وسیله اداره میکند.
پیادهنظام او و ستون پنجم دشمن امروز در داخل کشور همین مسیر را دنبال میکند. متأسفانه عدهای از مسئولان هم در حال انفعال و بیتفاوتی هستند. در استان خود ما هم باکمال تأسف بیاعتنایی به قانون و بیعملی از جاهای دیگر بیشتر است. من اینجا صحبت زیاد دارم؛ قبلاً هم کردم؛ فعلاً این جلسه نمیخواهم صحبت کنم. بازهم تحمل میکنیم تا ببینیم چه خواهد شد.
راه درمان همان راهبرد مقاومت فرهنگی امام سجاد علیهالسلام است؛ یعنی در کنار جهاد علمی و فرهنگی، جهاد برای بسط اخلاق الهی در جامعه و گسترده کردن فرهنگ مناجات با خدا و قرائت و تدبر در قرآن.
در آستانه سالگشت حمله به مسجدالاقصی و روز جهانی مساجد در ۳۰ مرداد هستیم خوب است همینجا عرض کنم که امروز لازم است پرچمداری این حرکت فرهنگی و اخلاقی از مساجد باشد و این مهم باید در دستور کار فعالان فرهنگی در مساجد بهعنوان پایگاههای مقاومت و احیاء فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام قرار گیرد. در هر مسجد لااقل هفتهای یک جلسه کرسی تلاوت قرآن برگزار شود. در محلات جلسات روضه خانگی و اخلاق و عقاید احیاء شود.
این فضای تاریکی که از ناهنجاریهای اخلاقی و فساد در جامعه میبینید فقط با نور قرآن و مناجات و روضه اهلبیت که خالصانه انجام شود از بین میرود. از ولی خود، خدا کمک بگیرید «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور». خداست که کمک میکند از تاریکیها به سمت نور خارج شویم.
علت اینکه امروز مساجد آن نقشی که باید داشته باشند ندارند این است که متولیان مساجد بهروز نیستند به تعبیر حضرت آقا با تحولات نو به نویی که صورت میگیرد آشنایی ندارند در نتیجه برنامهای هم ندارند لذا لازم است حتماً و بهفوریت ائمه جماعات، هیئات امنا و سایر مسئولین و دستاندرکاران در مساجد با کمک امور مساجد و با استفاده از کارشناسان خبره و دلسوز، نیازها و اولویتها را احصا و با برنامهریزی اجرا کنند. یکی از فوریتها خانواده است در مساجد برای خانوادهها برنامه داشته باشید. توجه به بانوان و آشنا کردن و تعمیق آموزههای اسلامی برای آنان در جذب همسر و فرزند و رشد اخلاق، امروز یکی از ضرورتهاست که مساجد باید برای آنان فضای لازم را فراهم کنند؛ یعنی بخش بانوان مساجد باید یکی از بخشهای پررونق باشد.
همچنین توجه به کودکان و نوجوانان و جوانان و برنامههای بهروز جذاب. مردم هم باید هزینههای لازم را مثل گذشته فراهم کنند. دیدید برای اینکه جسم مدتی بیشتر برپا باشد چقدر هزینه میکنیم اما برای روح که زندگیاش دائمی است کمتوجه هستیم. مسجد روح را زنده و شاداب و سالم نگه میدارد.
دوره اول انقلاب که بیشتر مسئولین از مسجدیها بودند که ما اختلاس و نجومی بگیر و امثال اینها نداشتیم، همهاش کار جهادی بود و فعالیت برای مردم. البته برای اینکه این مهم بهدرستی انجام شود لازمهاش امامی است عالم و شایسته و خوشفکر و خوشاخلاق و اهل مدارا با مردم. امامِ آگاه با مسائل جامعه و آشنا به روشهای روزآمد میتواند نقش خود را خوب ایفا کند.
و یک هیئت امناء کارآمد و فعال برای خود انتخاب کند که هم به معنویت مسجد بپردازند و هم ازنظر مادی دنبال توانمند کردن مسجد باشند؛ و الا هیئت امنائی که تا به مسجد برسد چند بار باید بنشیند تا نفس تازه کند نمیتواند کمک امام مسجد در امور جاری باشد. بله باید از این آقایان در امور دیگری استفاده کرد نباید کنار گذاشته شوند، اساساً کسی نباید کنار گذاشته شود مأموریت و فعالیت او تغییر میکند.
من راجع به مسجد صحبت بیشتری دارم. بخشی از آن را میگذارم در نوبت بعد. به هر جهت تا مسجد آباد نشود خیلی از امورات ما آباد نخواهد شد. مسجد آباد محله آباد، محله آباد شهر آباد، شهر آباد کشور آباد. از مسجد کشور آباد میشود. ائمه مساجد مسئولیتشان سنگین است. هیئتهای امنا مسئولیتشان سنگین است. خدام مسئولیتشان سنگین است. خادم حضرت زکریا بود در مسجد. الان میگردند کسی را که جایی گیرش نیامده و سلامت جسمانی هم ندارد و گرفتاری هم دارد و مشکلات عدیده دارد بهعنوان خادم میگذارند در مسجد. در فرهنگ دینی ما خادم حضرت زکریاست؛ باید توانمندیهایی داشته باشد. بعد از امام در مسجد خادم است.
درسهایی که از مقاومت گرفته میشود و اهلبیت و امام سجاد مربی آن هستند فراوان است. همین سفر دریایی که گروه ۸۶ انجام دادند و بنده قبلاً صحبت کردم و حضرت آقا چند روز قبل آن تعابیر بلند را بکار بردند یکی از برکات و میوههای مقاومت است. تا روحیه صبر و مقاومت نباشد چنین عظمت و عزت و اقتداری به دست نمیآید.
کلمه مقاومت در قرآن نیامده اما ۴۷ بار با مصدر استقامت بهصورت فعل و اسم فاعل استعمال شده است. هر چیزی که باعث شود دشمنان بر مسلمین سلطه پیدا کنند آنجا دستور مقاومت داده شده. در سیره ائمه معصومین عنصر مقاومت و توصیه به صبر در عرصههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی فراوان است. از مقاومت در شعب ابیطالب بگیرید تا حماسه کربلا و بعدازآن تا امروز در ایران و لبنان و عراق و فلسطین و یمن و سوریه و دیگر کشورها فرهنگ مقاومت از عاشورا الهام گرفته است.
مقاومت به معنای تحمل عجز و ضعف نیست. بلکه حرکت و اقدام و ایثار و فداکاری و امثال اینهاست. با همین گفتمان است که باید امربهمعروف و نهیازمنکر کرد. باید با اخلاق مقاومت آشنا شد. ازخودگذشتگی و ندیدن منافع شخصی، شخص را در راستای تحقق اهداف و مقاصد عالی بدون عقبنشینی از مبانی و اصول، سازشناپذیر میکند و البته تمام اصول اخلاقی را هم رعایت میکند. لذا دیدید امام حسین تا پایان حیات معاویه متعهد به پیمان بود.
بحث مقاومت مفصل و گسترده است و شئون مختلفی را شامل میشود اما این کاملاً روشن است که جبهه حق با تمام پستیوبلندیها به سمت پیروزی کامل در حال حرکت است و البته باید در مقابل دشمنان داخلی و خارجی ایستادگی کرد. یکی از شعارهای مقاومت همین شعار مرگ بر آمریکاست که هر هفته سر میدهید و فراموش نمیکنید که دشمن دارید. البته این دشمن و اذنابش در حال احتضارند.
در مناسبتهایی که در این هفته داریم رگههایی از عنصر مقاومت را میبینیم دوران اسارتی که آزادگان سرافراز ما در زندانهای صدام تحمل کردند و هرکدام شبیه سفیری از طرف نظام اسلامی عمل کرده از ارزشهای انقلابی دفاع کردند اگر نبود روح مقاومت نمیتوانستند آن سختیهای جانکاه را که وقتی خاطره میگویند تحمل کنند. با تأسی به امام سجاد و امام کاظم علیهماالسلام توانستند از آن سختیها عبور کنند.
و همینطور ۲۳ مرداد که روز مقاومت نامیده شد به مناسبت پیروزی حزبالله لبنان که در یک نبرد نابرابر، شجاعانه ایستادند و اسرائیل پلید و کودک کش را بعد از ۳۳ روز زمینگیر و مجبور به عقبنشینی و پذیرش شکست کردند. ریشه این حرکت مبارک مربوط به زمان امام است که گروهی که از دل جنبش امل در سال ۶۰ به ایران آمدند و امام به آنان تأکید کرد با پشتیبانی خدا میتوانید ابرقدرتها را از بین ببرید باید روی پای خودتان بایستید و محکم و استوار با خدا باشید. امام روح مقاومت را در آنان دمید و در همان جلسه جوان ۲۱ سالهای از امام اجازه اخذ وجوهات شرعیه شیعیان لبنان را گرفت و امام برای او دعا کرد و امروز آن جوان رهبر پرنفوذ یکی از قدرتمندترین جریانهای مقاومت منطقه است که اسرائیل را بیخواب کرده است. خدا او را حفظ کند.
مطلب دیگر، همین مسئله حمایت از صنایع کوچک که روز ۲۱ مرداد روز حمایت از آن است که بحث اقتصادی است که اینجا هم بحث مقاومت و اقتصاد مقاومتی که حضرت آقا فرمودند که اگر توجه کامل و کافی به آن شده بود شاهد مشکلات امروز نبودیم.
حتی اگر دقت بفرمائید در بحث تشکلهای اجتماعی که ۲۲ مرداد به آن اختصاص دارد هم عنصر مقاومت میتواند منشأ آثار فراوان در مشارکتهای اجتماعی باشد.
روزهای باقیمانده را دوستانی که میتوانند برای شرکت در انتخابات از دست ندهند حتی شما افرادی را میشناسید به درد این جایگاه میخورند تشویق به ثبتنام کنید.
نکته استانی اینکه باید از ریاست محترم قوه قضائیه تشکر کنم که خواست مردم استان در جابجایی زندانها که فعلاً یکی انجام شده در زمان ایشان پاسخ داده شد و با اهتمام ایشان به نتیجه رسید. البته جا دارد از نمایندگان دورههای قبل که من یادم هست دنبال بودند و این دوره که فعالیت کردند و روسای گذشته دادگستری که هرکدام پیگیر بودند و ریاست فعلی جناب آقای فاضلی که مضاعف دنبال کردند و جناب استاندار که مطالبه داشتند تقدیر کنم.
دغدغهای هم بعضی داشتند که زندانیان چه میشوند با زمانبندی تعدادی خارج شدند بقیه هم از استان خارج میشوند. محل زندان هم باید آقایان بنشینند یک فکر اساسی بکنند که منفعت عمومی داشته باشد خوردش نکنند و ساختمان مسکونی درست کنند. الان مراکز و مجتمعهای فرهنگی فاخر نداریم، موزه نداریم، با دقت تصمیمگیری شود.
مطلب دیگر نظافت شهر است که تا حالا چند بار تذکر دادهایم لازم است تکرار کنیم که شهردار محترم دنبال کنند. البته ایشان دارد تلاش میکند. محلات و قسمتهای زیادی از شهر ناراضی هستند. این در شأن شهری مثل شهر کرج نیست. باید بیشتر رسیدگی کنند.
رسیدگی داشته باشید نسبت به درختان و از خشک شدنشان محافظت کنید که شاید افرادی طمع در زمین داشته باشند. درختان را با لطایفی خشک میکنند تا بتوانند اقداماتی داشته باشند این از مواردی است که باید در شهر دنبال شود و نگذارند هیچ درختی خشک شود
نور بعضی از محلات کافی نیست. عزیزان توجه داشته باشند که اینها در فعالیتهایشان مهم است. ما با نور میتوانیم مردم را عصبانی کنیم، با نور هم میتوانیم به مردم آرامش بدهیم. با نور در محلات یا جلوی دزدی را میگیریم یا فضا ایجاد میکنیم برای دزدی. نورپردازی الان خودش یک بحثی دارد؛ باید به آن توجه داشت.
تقاضای دیگری هم دارم از مردم خوب و فهیم و انقلابی استان که در مصرف آب و برق کمال صرفهجویی را داشته باشید تا دچار بحران نشویم. الان وضعیت آب خاص است. آب و برق الان ارتباط تنگاتنگی دارند. هرکدام بهاندازه وسعمان و نیازمان مواظبت کنیم.
خصوصاً دستگاههای دولتی و ادارات دقت داشته باشند در مصرف آب و برق. بعضی وقتها اداره تعطیل است اما چراغهایش روشن است. من بعضی وقتها عبور میکنم میبینم چراغهایشان روشن است. شب که اداره ساکن ندارد چراغی که روشن است دارد برق مصرف میشود. احتمالاً کولرهایش هم روشن است. احتمالاً آب قطع بوده شیر را باز کردند و وقتی آب وصل شده شیر آب بازمانده. اینها را مواظبت کنید.
ما در مقابل اینها تکتکمان مسئول هستیم. ما پول آب و برق نمیدهیم؛ پول رساندن آب و برق به مقصد را میدهیم. آب برای خداست پولی نیست. کسی حق ندارد بگوید چون پول میدهم هر جور دلم خواست استفاده میکنم. مال خداست باید به خدا پاسخگو باشید که چگونه مصرف میکنید. ببینید بزرگان ما آب را یک لیوان میخوردند نصفش را نگه میداشتند یک کاغذ رویش میگذاشتند تا در مرحله بعد دوباره همان را بخورند. دور نمیریختند. خودمان را جهنمی نکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/5/13 | 1402/5/13برای از بین بردن مکتب اهلبیت به هر اقدامی دست میزنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه68
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا به زیارت امام حسین علیهالسلام اهمیت میدهند؛ و ازآنجاکه زیارت حضرت باعث میشد که شیعیان دورهم جمع شوند و همین اجتماع موجبات انقلاب علیه ستمگران را فراهم میکرد، دائماً از طرف طاغوتیان ممنوع میشد. حتی دستور تخریب قبر مطهر را میدادند. به دستور متوکل علیه من الرحمن ما یستحقه ۱۷ مرتبه قبر حضرت را خراب کردند؛ اما هرگز موفق به جدائی بین مردم و مضجع شریف و راه امام نشدند. لذا در روایات فراوان سفارش به زیارت شده. مثلاً امام صادق علیهالسلام فرمود: سالی یکمرتبه به زیارت قبر امام حسین علیهالسلام بروید و یا فرمود: هر کس به امامت حسین بن علی علیهماالسلام از ناحیه خداوند متعال معتقد است، زیارت آن حضرت بر او واجب است. همه اینها تأکید را میرساند که کسی که توان دارد، بدون عذر ترک نکند.
تا بحث جدید را شروع کنم راجع به امام حسین علیهالسلام به نکاتی اشاره میکنم. در نهضت امام حسین علیهالسلام ما میتوانیم از جهات مختلف وارد شویم و توشه برگیریم. از اخلاق و عرفان و فقه و کلام و تربیت و دهها موضوع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تربیتی و تاریخی. هرکدام برای ما درسها، پیامها و عبرتها دارد.
رابطه عاطفی که امام با یاران و خانواده و همسر و برادر و فرزندان و برادرزادهها و خواهرزادهها دارد بسیار زیبا و شنیدنی برای الگو گیری است. درعینحال که محبت دارد و عاشق است. جنگاور و مبارز و انقلابی است.
در طول سفر امام حسین از مدینه تا عصر عاشورا درسها داد و چهرهها را عیان کرد و مردم را بیدار کرد، بهطوریکه باآنکه در طول قرون تلاش کردند اما نتوانستند جای شهید و جلاد را عوض کنند.
امام حسین راه صحیح زندگی کردن را به بشر آموخت. لذا میبینید در هنگامه جنگ و نبرد هم سخن میگفت و صادقانه نصیحت میکرد؛ و اساساً صداقت روش امام بود. از ابتدای حرکت تمام مسائل را شفاف برای اطرافیان بیان کرد؛ و کسی را در مسائل مربوط به قیام نامحرم فرض نمیکرد. همهچیز برای همه روشن بود که مسیر کجاست و چه اتفاقی بناست بیفتد.
در فرهنگ دینی روی ادب و مؤدب بودن تأکید فراوان شده است و بحث گستردهای هم دارد که مثلاً فرق ادب با اخلاق و رفتار چیست؟ چگونه میشود نفس را ادب کرد؟ چه اموری ادب میآورد؟ ثمرات ادب چیست؟ ادب خداوند چیست و موارد دیگر که بنای ما بحث ادب نیست اما با توجه به اهمیت موضوع فقط اشاره میکنم به ادب امام حسین علیهالسلام و البته بحث ادب در قصه کربلا و یاران و اصحاب و خاندان امام خودش فصل مفصلی است.
به چند روایت در ارزش ادب توجه بفرمائید: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: ادب کمال انسان است. بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث میگذارند ادب است. شرافتی سودمندتر از ادب نیست. زیور شما ادب است.
خب خدمت امام حسین علیهالسلام میرسیم برای ادبآموزی. از امام حسین علیهالسلام معنای ادب را پرسیدند؟ حضرت فرمود: ادب عبارت است از اینکه وقتیکه از خانه خارج میشوی به هرکسی برخورد میکنی او را برتر از خود ببینی؛ یعنی خودبرتربین نباش و عجب نداشته باش. کسی که مبتلابه بیماری عجب باشد، دانسته و ندانسته غیبت و بدگوئی از دیگران دارد، دیگران را تحقیر و توهین میکند و از خودش غافل است. به همه حمله و انتقاد دارند اما برای خود عیبی نمیبینند.
پس تواضع یکی از مهمترین فضائل است. همه روش رسول خدا با اطرافیان را میدانید که بسیار نرمخو بود و همین باعث جذابیت حضرت بود که قرآن هم به همین صفت لیّن بودن حضرت بهعنوان عامل مهم جذب اشاره میکند. امام حسین هم از جدش این صفت را به ارث داشت.
یک نمونه ادب در معرفی کردن افراد است که گاهی شخص دوست ندارد خود را معرفی کند، اینجا ادب چه اقتضا میکند؟ از امام حسین علیهالسلام یاد میگیریم. فرزدق میگوید: با مادرم حج کردم و من شتر مادرم را میراندم. با قافله امام حسین علیهالسلام در خارج مکه ملاقات کردم، درحالیکه شمشیرها و سپرها داشتند. گفتم: این قافله از آن کیست؟ گفتند: قافله امام حسین است. رفتم پیش حضرت و سلام کردم و در حقش دعای خیر کردم. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت ای پسر رسول خدا چرا باعجله از مکه خارج شدی؟ فرمود: اگر عجله نمیکردم دستگیر میشدم. فرمود شما کی هستید؟ عرض کردم مردی از عرب. به خدا قسم از این بیشتر از من تحقیق نکرد و با پرسش بیشتر مرا در تنگنا قرار نداد. به هر دلیلی نمیخواسته پیش امام معرفی بشود. وقتی امام میبیند او راضی به معرفی خودش نیست سؤال را تکرار نمیکند. این ادب در رفتار با کسی است که تازه آشنا میشویم.
نمونه دیگر در شب عاشورا وقتی شمر ملعون برای حضرت عباس علیهالسلام و برادرانش که اسوه ادب است که آن شاعر گفت ادب از تو ادب آموخته، اماننامه آورد تا امام به او اجازه جواب به شمر دادن (که ولو فاسق است) را نداده بود از جایش تکان نخورد. همین ادب رفتار با دشمنان را از امام یاد بگیریم و در رفتار عادی بین خودمان که برادر دینی هستیم بکار ببندیم. حضرت میفرماید ولو فاسق است جواب بده و گاهی دو برادر سالهاست از حال همدیگر خبر ندارند.
نمونه دیگر برخوردی است که با حر و سپاهش کرد. همه را سیراب کرد بعضی را با دست خود آب داد، حتی اسبها را هم سیراب کردند؛ و بعد هم توبه حر را بدون اینکه خطاهایش را به رویش بیاورد پذیرفت.
ادب حضرت زینب در فرستادن فرزندانش به میدان و ادب حضرت عباس که هرکدام قصهها دارد. ادب یاران و اصحاب در صحنههای مختلف، ادب در گفتار و رفتار در شب عاشورا و به میدان رفتن…
یکی از درسهای مهم عاشورا ادب است انشاءالله ما سیاهپوشان و عزاداران حسین علیهالسلام مؤدبترین افراد جامعه باشیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین حتماً در امربهمعروف و نهیازمنکر کوتاهی ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۴۴ نهجالبلاغه فرمودند: «وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ»؛ و امربهمعروف را براى اصلاح حال توده مردم و نهیازمنکر را براى جلوگیرى از نادانان واجب کرد.
اینکه امربهمعروف اصلاح حال توده مردم را میکند تردیدی نیست و احتیاج به توضیح هم ندارد کاملاً روشن است همانطور که بهوسیله نهیازمنکر جلوی بیخردی افراد نادان گرفته میشود. اگر جلوی چنین افرادی گرفته نشود فساد و تباهی گسترده میشود و همهجا را میگیرد.
راجع به این دو واجب زیاد سخن گفتهشده و تا در صحنه اجتماع به این حکم خدا عمل نشود، گفتن تنها فایدهای ندارد. جدیداً دیدهاید تا میخواهند نهی کنند میگویند چیزی نگویید این در حال خودش نبود و یا دیوانه است یا تعادل ندارد. البته این بیماریها هم علاج دارد که اگر واقعاً چنین بیماریهایی دارند باید به مراکز مربوطه معرفی شوند.
بچهای با پدرش رفت در مغازه میوهفروشی. تند تند سیب و موز و این میوهها را میخورد. صاحب مغازه گفت جلوی بچهات را بگیر. پدرش گفت چیزی نگو او دیوانه است. صاحب مغازه گفت اگر دیوانه است چرا پیاز نمیخورد؟ چرا سیبزمینی نمیخورد؟ چرا موز میخورد! بعضیها اینطور هستند اگر دیوانه است ببرندش آنجا که باید برود.
بهنوبه خودم از دهه محرم پرشوری که امت مؤمن و معتقد و حسینی به وجود آوردید، علیرغم همه دشمنیهایی که از قبل محرم انجام دادند تشکر میکنم. سعیکم مشکور و خداوند مضاعف پاداش بدهد. مثل سالهای قبل ولی پرحجمتر، چه شبهههای سخیفی که درست نکردند و چه تهمتها که نزدند تا هیئات را تضعیف و حضور مردم بخصوص جوانان را کمرنگ کنند، اما نتوانستند و اتفاقاً امسال جوانان بیشتر از سالهای قبل حضور داشتند.
باید از چشمان بیدار سربازان گمنام امام عصر ارواحنا فداه تشکر ویژه کنیم که با هوشیاری تمام، عرصه را بر خرابکارانی که امسال قصدهای پلیدی داشتند تنگ کردند و با دستگیری و جمعآوری ادوات نظامی آنان جلوی فاجعهای بزرگ را گرفتند. البته همیشه باید این هوشیاری حفظ شود بحمدالله امنیت جامعه ما مردم پایه است و هر جا مورد مشکوک و غیرعادی میبینند گزارش میدهند و نتایج هم الحمدلله خوب است و این حال را همه با حفظ کنیم نباید ترک شود.
چهاردهم مرداد در تقویم رسمى کشور بهعنوان روز حقوق بشر اسلامى و کرامت انسانى نامگذاری شده است. حقوق بشر نام زیبایی که همیشه دستاویز قدرتها بوده تا بر جنایاتشان سرپوش بگذارند و سلطهگری خود را رسمیت ببخشند.
آمریکای جنایتپیشه بعد از فروپاشى شوروى و از بین رفتن دیوار برلین که پایان جنگ سرد بود، بحث حقوق بشر را برای سلطهگری جدید خود علم کرد؛ و با همین عنوان جنایاتی نسبت به کشور خودشان و دیگر ملل جهان انجام دادند. قبلاً بعض موارد را عرض کردهام.
همه شما خوب میدانید بخصوص در سالهای اخیر هیچ فتنه و آشوب و اغتشاش خیابانی برای براندازی در ایران رخ نداده است مگر اینکه پشت پرده آن و راهبری عناصر اصلی فتنه در دست آمریکا بوده است.
من چند مورد دیگر از جنایات آمریکا را یادآوری کنم. در این سالهای اخیر روی جنگ نرم برای براندازی و یا استحاله از درون با دامن زدن به اختلافات داخلی و قومی و مذهبی سرمایهگذاری کلان و بودجه فراوان تخصیص دادند بااینکه خودشان کسر بودجه دارند.
تلاش گسترده کردند برای اینکه بتوانند ایران را سکولاریزه کنند و اسلامیت را از جمهوریت جدا کنند. با تحریمهای اقتصادی و سیاسی در کار صنعت هستهای کشور اختلال ایجاد کردند و حتی دانشمندان هستهای ما را ترور کردند.
موارد فراوان است فقط همین روزها که سالگشت کشتار در هیروشیما و ناکازاکی است را ملاحظه کردید که از بزرگترین جنایات تاریخ است که آمریکا مرتکب شد ۲۲۰ هزار نفر درآنواحد کشته شدند. شبیه همین جنایت به تشویق رئیسجمهور وقت آمریکا، توسط نوچهاش صدام انجام شد وقتی حلبچه را شیمیائی زدند در عرض چند دقیقه ۵ هزار نفر کشته شدند؛ و نزدیک ۲۰ هزار رزمنده ما براثر گازهای سمی عراق به شهادت رسیدند. حالا مجروحان و جانبازانی که داریم و تا الان هستند و حالوروز خیلی از اینها را شما ملاحظه میکنید.
قطعاً یادتان هست که به اسم اقدام علیه تروریسم بعد از واقعه یازده سپتامبر وارد افغانستان و پاکستان و عراق و بهطور کل غرب آسیا شدند و چه جنایاتی انجام دادند. طبق آمار خودشان انستیتوی امور بینالملل دانشگاه براون که چند سال قبل داده بود چهار و نیم میلیون نفر را کشتند. حالا بماند تعداد نفراتی که براثر سوءتغذیه و تخریب زیرساختها و امثال اینها از بین رفتند. این حقوق بشری است که آمریکا از آن دم میزند و ما هم بر خود لازم میدانیم هر هفته او را از نفرین خود بینصیب نگذاریم.
درباره حقوق بشر اسلامی من به کلام بعضی فقط اشاره میکنم. مارسل بوازار محقق انستیتوی تحقیقات عالی بینالمللی در ژنو مینویسد: نظرگاه جهانی اسلام با دو امتیاز نیرومند درخشش ویژهای دارد: نخست ایمان به خدا، دوم انکار هرگونه برتری نژادی و قومی و تأکید بر برابری انسانها… هیچ دیانتی بهاندازه اسلام به بشر شخصیت نداده است. اسلام در صدد ساختن جهانی است که همه مردم، حتی آنان که به دین سابق خویش وفادار ماندهاند با تفاهم و همکاری و برادری و برابری کامل زندگی کنند…به جرأت میتوان گفت که شریعت اسلام بنیانگذار جهانی حقوق بینالملل در جهان است.
یا برنارد شاو یکی از دانشمندان اروپایی: به عقیده من اگر مردی چون پیامبر صاحباختیار دنیای جدید شود طوری در حل مسائل و مشکلات دنیا توفیق خواهد یافت که صلح و سعادتِ آرزوی بشر تأمین خواهد شد.
اینها چون این قدرت اسلام را میدانند با او و قرآن او و هرچه که وابسته به اوست دشمنی میکنند. قدرت اسلام را میدانند، رشد اسلام را میدانند، اینکه برای مردم دنیا مسائل اسلام بهخصوص شیعه مطرح که میشود گرایش پیدا میکنند، چون اینها را میدانند با خود پیغمبر و با قرآن پیغمبر و هرچه که وابسته به پیغمبر است دشمنی میکنند که البته دشمنی آنها هیچ سودی ندارد و اسلام با سرعت گسترش پیدا میکند.
۱۷ مرداد که به مناسبت شهادت محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان به دست عوامل طالبان در سال ۷۷ روز خبرنگار نامیده شد را به همه عزیزان در این عرصه که با وجدان کاری و صداقت خدمت میکنند خسته نباشید گفته تبریک عرض میکنم.
مسئله رسانه و نقشی که امروز در جامعه دارد بر کسی پوشیده نیست. بخصوص بحث سواد رسانه در این دوره جنگ روایتها و نقشی که در تغییر باورها و عقاید دارد. اگرچه خوب به تاریخ نگاه کنیم میبینیم که این بحث از گذشته مطرح بوده؛ یعنی اگر مردم توجه به خبرهایی که برایشان میآوردند و دقت لازم را داشتند جریانات مهمی که در گذشته واقع شد شاید جور دیگری رقم میخورد و تاریخ عوض میشد.
کوفه را با شایعهسازی و خبرهای دروغ از حمله لشکر شام، متحد کردند. بعد شایعههایی ساختند که سلاحهای جدیدی در اختیار دارند که بسیار مرگبار است. بااینکه اگر برای خبرهایی که میشنیدند قاعدهای قرار میدادند و درستی و نادرستی آن را برآورد میکردند تسلیم جنگ شناختی نمیشدند. قسمت اعظم لشکری که برای جنگ با امام دورهم جمع شده بودند، به قول امروزیها سواد رسانه نداشتند. هرچه بهدروغ تبلیغ کرده بودند واقعیت پنداشته بودند و بدون تأمل در صحت خبر، آن را پذیرفته بودند و در نشر آن به دیگران و به قول امروز فوروارد خبر فیک هم اهتمام داشتند. گفتند امام بر خلیفه مسلمین خروج کرده و چون قدرتطلب است، قصد جنگ با خلیفه دارد. بدون تحقیق پذیرفتند.
البته علل این پذیرش خودش بحث جدائی است اما اجمالاً رفاهطلبی و منفعتطلبی و عواملی ازایندست به پذیرش آنان کمک جدی میکرد. امروز هم یکی از مهمترین کارهایی که میبینید در فضای مجازی و حتی حقیقی صورت میگیرد همین است که برای کنترل و انحراف افکار عمومی به افراد برچسب میزنند و چهره آنان را مخدوش میکنند و یا برعکس از یک انسان بیعار و بیحال یک انقلابی دو آتیشه درست میکنند و این حرکات را نزدیک انتخابات بیشتر خواهید دید. دقت خودتان را بالا ببرید. سواد فضای مجازی و سواد اطلاعاتی خودتان را تقویت کنید.
اگر تاریخ عاشور را خوب مطالعه کنید میبینید که چگونه با شایعهسازی و دروغهای بزرگ و ایجاد ترس ازیکطرف و بعد با کمک و تطمیع افرادی که بین مردم وجاهتی داشتند و حرفشان خریدار داشت از طرف دیگر، صد هزار نامهای که به امام نوشته بودند را ندیده گرفتند و مُسلِم را تنها در کوچهها رها کردند. همه این خبرهای دروغ و شایعات و بیسوادی مردم در امر رسانه و عدم تحقیق از اخباری که شایع میشد و نداشتن بصیرت لازم و امام شناسی و زمانشناسی، عاشورا را به وجود آورد.
عرض بنده این است اگر امام را خوب میشناختند و بصیرت لازم را داشتند اما چون نمیدانستند چگونه با اخباری که از هر طرف به آنها تزریق میشود مقابله کنند، مغلوب جنگ روایتها و شناختی شدند. توبه بعدی هم فایدهای نداشت. سواد خودتان را بالا ببرید.
دوستان سواد خود را در این زمینهها بالا ببرید. بعد اینجاست که عملیات بزرگ اطلاعرسانی و خبرنگاری صادقانه و مسئولانه به کمک نهضت کربلا آمد و جریان را کاملاً به نفع امامت و ولایت پیش برد. زینب کبری و امام سجاد علیهماالسلام نگذاشتند واقعه طف از بین برود. تمام لحظات ثبت شده را با جزئیات به همراه اهداف نهضت برای آحاد مردم بازگو کردند.
کربلا تا امروز زنده ماند و تا امروز هر آزادهای در جهان تأسی به حسین علیهالسلام میکند و همین برای مستکبرین و اذناب پلیدشان سخت است، لذا برای از بین بردن مکتب اهلبیت به هر اقدامی دست میزنند. میبینید که هرسال به مراسم عزاداری شیعیان در اقصی نقاط عالم بخصوص افغانستان و کشمیر و بنگلادش و نیجریه حمله میکنند و تعدادی را به شهادت میرسانند که خدای تعالی همه شهدای عاشورا و ایام محرم را در کنار حسین بن علی متنعم به نعم خود بگرداند.
ریشه همه این حملات به رژیم پلید و کودک کش صهیونیستی برمیگردد که با تعلیم و تجهیز تکفیریها این اقدامات را انجام دهند اما به فضل خدای توانا این جرثومه فساد و تباهی این روزها دچار تزلزل شدید داخلی شده و انشاءالله زودتر از آن زمان که امید داریم دچار نابودی خواهد شد…
راجع به کسوت خبرنگاری در نوبتهای قبل عرایضی داشتم اما فقط این را عرض میکنم که خود خبرنگاران هم باید از خودشان نسبت به خبرنگار نمایانی که کاری با واقعیات ندارند و مزدوری میکنند و به دستور کار میکنند. اول دروغی را نسبت میدهند و بعد با ادبیاتی که دارند آن را نشر میدهند و افکار عمومی را مثل ویروسی مخرب از بین میبرند تا به منافع حزبی و فرقهای خود برسند، توجه کنند و از این افراد اعلام برائت کنند.
خبرنگار متعهد کسی است که با زمانشناسی دقیق، بهآرامی و با خلاقیت و رعایت مسائل حرفهای با تیزبینی و دقت به دنبال کشف حقیقت است تا معضلی را رفع و یا از واقعهای جلوگیری کند و در این عرصه همیشه خدای تعالی را ناظر بر خود میبیند. البته این مسئولیت خطیر بیخطر هم نبوده و تا امروز شهدای گرانقدری را تقدیم کردهاند.
مرحله پیش ثبتنام انتخابات مجلس از ۱۶ مرداد آغاز میشود. اولاً عزیزانی که واقعاً در خود میبینند که میتوانند خدمتی بکنند با برآورد کامل صحنه وارد عرصه شوند. اگر کسی میتواند و توان دارد که خدمت کند، اگرچه نزدیک انتخابات که میشود همه احساس مسئولیت میکنند که صلاحیتهای لازم اولیه را هم ندارند؛ اما بههرتقدیر کسی که میبیند که میتواند کار انجام بدهد بداند که مجلس محل قانونگذاری و نظارت است.
ثانیاً من راجع به چهار راهبردی که حضرت آقا فرمودند در انتخابات رعایت شود مشارکت و سلامت و امنیت و رقابت درباره مشارکت و نقشی که در امنیت ملی دارد نکاتی عرض کردم و انشاءالله اگر توفیق بود باز عرض خواهم کرد. راجع به بقیه موارد هم به قوه الهی با قید حیات عرض خواهد شد.
یکی از مسائلی که رقابت را بالا میبرد و مشارکت را بیشتر میکند همین پیش ثبتنام است که به شما فرصت کافی برای بررسی بیشتر کاندیداها از جهات مختلف را میدهد. از جهات مختلف این افراد را بررسی کنید. ارتباطشان را با زر و زور و تزویر، ارتباطشان را با انقلاب، ارتباطشان را با فرهنگ ایثار و شهادت و مسائل مختلف و شاخصهایی که سالهای قبل هم گفتهشده و خواهیم گفت، اینها را کاملاً بررسی کنید.
همچنین این فرصت برای دستگاههای مربوطه برای تائید صلاحیتها خواهد داد که به سلامت انتخابات کمک جدی میکند. این پیش ثبتنام برای تحقق آن ۴ راهبرد بسیار مؤثر است.
۱۶ مرداد تشکیل جهاد دانشگاهی و ۱۸ مرداد بزرگداشت شهدای مدافع حرم نکاتی داشت که انشاءالله در فرصت بعد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/5/6 | 1402/5/6بهجای اینکه به فکر آینده خودتان باشید به آینده اسلام و انقلاب فکر کنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه69
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین بر اساس تعلیم الهی و توصیههای اهلبیت، اهل غیرت در همه زمینهها هستند. در هفتههای گذشته راجع به فرزند آوری و تکثیر جمعیت نکاتی به عرض مبارکتان رسید، بنابراین بحث جدیدی را به حول الهی و قید حیات آغاز خواهم کرد.
اما در این نوبت به یکی از آموزههای مکتب اهلبیت بخصوص امام حسین علیهالسلام اشاره مختصری میکنم و آن بحث مهم و مؤثر غیرت است. غیرت از صفات خدای تعالی و یکی از فضائل اخلاقی انسان و مورد تأکید اولیاء همه ادیان الهی بخصوص اسلام است.
کلمه غیرت از تغییر و تغیّر گرفتهشده و کتب لغت در تعریف آن مینویسند: غیرت یعنی سرشت انسان از مشارکت غیر، در امر موردعلاقهاش نفرت داشته باشد. (هر چیزی را که خودت دوست داری را خوش نداشته باشی دیگری شریک شود) بعد در اصطلاح معنای غیرت این است که کسی نسبت به ناموس خود، همسر یا فرد و یا هر امر موردعلاقهاش به حدی اهتمام ورزد که به دیگری اجازه تعرض به حریم آن را ندهد.
پس هر وقت چیزی که حقِ مخصوص به شخص و یا جمعی است و دیگران با روشهای مختلف حریم آن را از بین ببرند، کسی که به دفاع برمیخیزد و جلوی متجاوزان را میگیرد غیور است. لذا غیرت معنای وسیعی دارد، اموال و ناموس و آبرو و دین و استقلال کشور و تمامیت ارضی وطن و دفاع از حریم اسلام و امثال ذالک را در برمیگیرد؛ اما بیشتر در مورد دین و ناموس بکار میرود غیرت دینی و غیرت ناموسی.
در مقابل هم دیاثت و بیغیرتی و بیتفاوتی نسبت به انحرافات دینی و ناموسی است که اگر این حالت در جامعهای شایع شود حریم افراد و استقلال و عزت و فضائل و همه افتخارات و هویت ملی و مذهبی از بین خواهد رفت. اگر بخواهیم تشبیه کنیم غیرت نقش مأمور حراست را دارد که با هوشیاری و دقت تمام مواظبت میکند آسیبی به حدودوثغور محل مورد حراست نرسد.
در کربلا غیرت دینی در اوج است و اساساً همین غیرت دینی، کربلا و حماسه عاشورا را به وجود آورده است و هم غیرت ناموسی که صحنههای عجیبی در آن واقع شده است. در قرآن کریم کلمه غیرت بکار نرفته امام مفهوم غیرت در جاهای مختلف مثل داستان حضرت یوسف، دختران شعیب و حجاب بانوان و جریاناتی که منافقین داشتند بیان شده است؛ اما در روایات مفصل به آن پرداخته شده است. در روایات، عفت و استحکام خانواده و آسایش و آرامش روانی جامعه را نتیجه غیرت و بیعفتی و بیحیائی، اختلاط زن و مرد، نگاه نامحرم و چشمچرانی، شرب خمر، موسیقی لهوی و امثال ذالک را از بیغیرتی دانسته است.
در روایات کسی که اهل امربهمعروف و نهیازمنکر است و در مقابل بدعتهایی که به دین زده میشود سکوت نمیکند و به دفاع برمیخیزد و در این راه مال و آبرو و جان خرج میکند را، غیور میدانند. رسول خدا فرمودند: پدرم ابراهیم باغیرت بود و من باغیرتتر از اویم. خدا بینیِ مؤمنی را که غیرت ندارد به خاک بمالد.
حساسیتی که رسول خدا و اهلبیت علیهمالسلام روی غیرت ناموسی داشتند بر کسی پوشیده نیست. مثلاً مینویسند: حکم بن ابىالعاص پدر مروان بن حکم بااینکه مسلمان شده بود و جزء مهاجرین بود، اما هوسباز و ازنظر اخلاقی منحرف بود. تا جائیکه یک روز از درز در به داخل حجرهای که رسول خدا با همسرش در آنجا بود نگاه میکرد. رسول خدا فهمید و از شدت ناراحتی او را دنبال کرد اما به او نرسید ولی فرمود: اگر او را مىگرفتم، چشمش را بیرون مىآوردم. پیغمبر تعارف که نمیکردند که مثلاً چون خیلی ناراحتم؛ این کار را میکرد و در فقه هم بحثهایی دارد این مسئله.
بعد دستور داد او و فرزندش مروان را از مدینه به طائف تبعید کنند؛ و تا زمان خلیفه سوم نتوانستند خود را از تبعید نجات دهند. به خاطر همین کار بیغیرتی و بیناموسی تبعیدی بودند. یکى از اعتراضهاى شدید مسلمانان به عثمان همین بود که چرا اجازه بازگشتِ تبعیدیهای زمان پیامبر را داده است. این حساسیت پیامبر نسبت به گسترش بیعفتی در جامعه است.
رسول خدا فرمودند: بوى خوش بهشت تا مسیرِ پیمودنِ پانصد سال راه، مىرسد، ولى به مشام چند نفر نمىرسد، یکى از آنها بیغیرت است؛ و نقل است که در یکى از جنگها چند نفر اسیر را به حضور رسول خدا آوردند که مستحق اعدام بودند، پیامبر اکرم فرمان اعدام آنها را صادر کرد، ولى یکى از آنها را آزاد کرد، او پرسید: چرا مرا آزاد کردى؟ حضرت فرمود: جبرئیل به من خبر داد که تو داراى پنج خصلت هستى که خدا و رسولش آنها را دوست دارد: نسبت به ناموست غیرت شدید دارى، داراى سخاوت، حسن خلق، راستگویی و شجاعت مىباشى. آن شخص با شنیدن این سخن، مجذوب پیامبر شد و مسلمان شد و بعدها در رکاب حضرت به شهادت رسید. امیرالمؤمنین فرمود: شخص باغیرت هرگز زنا نمیکند. درباره تبعید و برخورد با کسانی که با کارها و یا گفتارشان عفت عمومی را خدشهدار میکردند روایات متعددی داریم.
فرصت نیست میخواهم از غیرت حسین علیهالسلام بگویم. حضرت در بیانی از پدر بزرگوارشان از قول رسول خدا فرمودند: بر هيچ چشم مؤمنى روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مىشود و چشم خود را فروبندد، مگر آنکه آن وضع را تغيير دهد؛ یعنی کسی که غیرت دارد بهموقع و بجا عمل میکند و سکوت نمیکند.
یکی دو روایت برای شما بخوانم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اِنَّ اللّه يُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفَ الَّذى لازِبْرٌ حديث لَهُ وَ هـُو الَّذى لايَنْهى عَنِ الْمُنْـكَرِ» خدای تعالی مؤمن ضعیف را غضب میکند کسی که رگ ندارد (بیخاصیت است بیرگ است خلاف میبیند عکسالعمل نشان نمیدهد) و او کسی است که نهیازمنکر نمیکند.
در روایت دیگری است مرحوم شیخ حر در وسائل میآورد: «اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبغِضَ المُؤمِنَ الضَّعیفَ الّذَی لا دینَ لَهُ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما المُؤمِنُ الّذی لادینَ لَهُ؟ قالَ الّذی لایَنهی عَنْ المُنکَرِ.» خدای عزیز از مؤمن ضعیفی که دین ندارد عصبانی است و از او نفرت دارد. عرض کردند چه مؤمنی است که دین ندارد؟ حضرت فرمود: کسی که نهیازمنکر نمیکند. در بعضی از روایات دارد که او دوست دارد خدا عصیان شود و کسی که دوست دارد خدا عصیان شود خدا را به مبارزه میطلبد.
امیرالمؤمنین در یک بیان دیگری دارد که «انَّ اللّهَ تـَبـارَكَ وَ تـَعـالى لَمْ يـَرْضَ مـِنْ اَوْلِيـائِهِ اَنْ يـُعـْصـى فـِى الاَْرْضِ وَ هـُمْ سـُكـُوتـٌ مُذْعَنُونَ» همانا خداوند از اولياء خود نپسنديده است كه در زمين گناه انجام گيرد و آنها همچنان ساكت و آرام باشند. بعد میفرماید من وقتی دیدم که خدا اینگونه دوست ندارد اقدام کردم به عمل کردن دیدم که اگر بروم در میدان و کشته شوم بهتر است از غل و زنجیرهای بعد است.
حسین علیهالسلام هم در بحث غیرت دینی که دید حق و عدالت لگدکوب شده و احکام الهی را دچار تحریف و انحراف کردند و مردم را بیدین و سستعقیده کردند، قیام کرد و جانش را تقدیم کرد.
مسلمان اگر در قبال احکام الهی غیور باشد نمیتواند نسبت به رواج گناه بیتفاوت باشد؛ یعنی کسی که نسبت به امربهمعروف و نهیازمنکر کوتاهی دارد غیرت دینیاش ضعیف است؛ و اگر افراد جامعه در وظیفه دینی خود کوتاهی کنند، سنت الهی این است که خوب و بد را باهم به خاطر بیمسئولیتی عقاب میکند.
غیرت دینی امام حسین علیهالسلام بود که در جواب مروان فرمود: هرکس مثل من غیور باشد با مثل یزید بیغیرت فاسق بیعت نمیکند. روی زمین افتاده بود رمقی نداشت میخواستند سر از بدن مبارکش جدا کنند. ترس دارند از شجاعت امام. بعضی گمان میکردند امام نقشه جنگی کشیده تا حمله غافلگیرانه کند. برای امتحان امام از غیرت امام کمک گرفتند یکی فریاد زد به خیمهات حمله کردند! چون میدانند حسین علیهالسلام عکسالعمل نشان میدهد.
اینجاست که امام آن کلام معروف را فرموده، با زحمت روی زانو بلند میشود به نیزهاش تکیه مىکند و فریاد مىکشد: اى پیروان آل ابوسفیان، اگر خدا را نمىشناسید و اگر از قیامت نمیترسید، پس در دنیا آزاده باشید. طرف شما من هستم، زنها را رها کنید. این روح بلند باایمان حاضر نیست تا لحظهای که زنده است کسی به خیام و حرم نزدیک شود. چون شجاع است غیور است.
علی علیهالسلام فرمود: غیرت میوه شجاعت است؛ بنابراین کسی که غیرت ندارد، شجاعت ندارد. اصلاً تاکتیک نظامی که امام علیهالسلام در مورد حفر خندق در اطراف خیمهها انجام دادند و فرمودند داخل گودال را آتش بریزند برای امنیت اهل حرم و خانواده بود که در اوج جنگ گرفتار نشوند و موردحمله قرار نگیرند. این مسئله خانواده و حفظ حرمت آن و غیرت داشتن نسبت به آن آنقدر مهم است که وقتی استغاثه میکند و یا طلبِ یار میکند، برای حفظ حرم است. «هل من ذابٍّ یَذبُّ عن حَرَمِ الرَّسُولِ الله». آیا دفاع کنندهای هست که از خانواده رسول خدا دفاع کند؟
البته استغاثه حضرت در دل دشمن اثر نگذاشت، لذا امام علیهالسلام مقابل اجساد مطهر یارانش آمد و صدا زد: ای حبیب بن مظاهر و ای زهیر بن قین... شما خفتهاید و من امیدوار که سر از خواب بردارید. اینان زنان آل رسولاند که پس از شما یاوری ندارند. از خواب برخیزید ای کریمان و در برابر این عاصیانِ پست از آل رسول دفاع کنید. این حسین است و درخواستی که دارد و درسی که داده است. اعلام یک خط فکری و یک جریان است.
حالا این اباحهگری که امروز در بین عدهای از افراد جامعه ما رواج پیدا کرده و هرکس برای اینکه عقب نماند مزخرفی میگوید مربوط به مکتب یزید است نه امام حسین؛ که متأسفانه خیمه حسین برپا میکنند و حرف یزید میزنند و رفتار یزیدی دارند. این نمونه دیگری از جنگ روایتهاست که اگر خوب تبیین نشود تحریف و انحراف شدید در دین به وجود میآید.
گرفتاری این است که امروز هرکسی فکر میکند میتواند درباره دین و مکتب اهلبیت نظر بدهد. علماء و بزرگان دین باید وارد عرصه تبیین و تبلیغ دین شوند. اینکه حضرت آقا فرمودند: «اگر ما در مقابل تحولات نو به نو در موضوع تبلیغ، غفلت و سستی کنیم دچار استحاله فرهنگی میشویم و مانند غرب گرفتار قبح زدایی قدمبهقدم از گناهان بزرگ خواهیم شد».
اولش گفتند روسری یکذره شل و سفت شد؛ یک تار مو شد؛ جالب است که همین یک تار مو را اگر در یک ظرف ماست باشد ظرف ماست را دور میریزند. بعد کمی که گذشت گردن شد؛ دیگر بقیه را نگویم که چه شد؛ یعنی همین وضعیت امروز.
حتی مادحان باسواد و مرثیهخوانان باغیرت و مدافع حریم اهلبیت اجازه ندهند هرکس هر خزعبلاتی را خواست در جلسات بگوید. چه کسی گفته مجلس امام حسین باید مجلس گناه باشد؟ گناهکار آمد نشست یکگوشه توبه کرد خودش میداند و خدا؛ اما بگوییم کسانی که گناهکار هستند با چهره گناه بیایند که مجلس بشود مجلس گناه، چه کسی چنین چیزی را گفته؟ چه کسی در طول این هزاروچند صد ساله تاریخ شیعه اجازه گناه و یا همراهی خلاف شرع بین و فساد را داده است؟ که میآیند با حرفهای خوشگل خوشگل اباحهگری را در جامعه رواج میدهند.
امام قیام کرده برای اینکه با فساد مبارزه کند و امربهمعروف را زنده کند بعد بگوییم ما عزادار همان امامیم و البته کاری با این حرفش نداریم. امام حسین روز عاشورا برای عفت خاندانش اینگونه است. بعد خیابان و کوچه ملت امام حسین اینگونه باشد؟
برای چندمین بار عرض میکنیم مسئله عفاف و حجاب را آقایان جدی بگیرید، از غیر خدا نترسید، دستور و قانونی را که دارید اجرا کنید و الا وقتی پشیمان خواهید شد که سودی ندارد. نگذارید دشمنان، نیروهای ارزشی ما را کلافه و عصبانی کنند. نگذارید غیرت دینی و ناموسی متدینین که به شما فرصت دادهاند تا اقدامی داشته باشید بیش از این خدشه بردارد.
بهجای اینکه به فکر آینده خودتان باشید به آینده اسلام و انقلاب فکر کنید. بیش از این ناامیدی ایجاد نکنید. برخلاف بیان رهبری عمل نکنید. آقایان توجه داشته باشید که این معضل با جلسه گذاشتن حل نمیشود و الا تا حالا بااینهمه جلسهای که گذاشتهاید نباید وضع شهر این باشد. اعمال قانون کنید و الا فردای قیامت جواب خدا و پیامبر و شهدا و امام و رهبری به کنار، جواب من را که از شما خواستم راهکار هم نشان دادم حمایت هم کردم را نمیتوانید بدهید.
خوب است به این فراز از وصیتنامه شهید زقاقی توجه کنید: «مادرم، زمانی که خبر شهادتم را شنیدی، گریه نکن... زمان تشیع و تدفینم گریه نکن... . زمان خواندن وصیتنامهام گریه نکن... . فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند و زنان ما عفت را... وقتی جامعه ما را بیغیرتی و بیحجابی گرفت، مادرم گریه کن که اسلام در خطر است».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا حج را ابراهیمی انجام میدهند و در صورت لزوم درصحنههای مختلف جهاد حاضرند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت 244 نهجالبلاغه فرمودند: «وَ الْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ» و حجّ را براى تقويت دين واجب کرد. «وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ» و جهاد را براى عزّت اسلام واجب کرد. چرا حجّ باعث تقویت دین میشود؟ چون لازمه اين عبادت، اجتماع اكثر پيروان اسلام در یکجا در نهايت ذلّت و خشوع و اطاعت در برابر خدا و ديدن تمامى مردم حاضر در اين اجتماع بزرگ از پادشاهان و ديگر مردم است، كه باعث تقويت دين با همه عظمتش در دل انسان حجگزار مىگردد، امّا در ساير عبادات چنين نيست؛ و جهاد هم كه هدف از آن شوكت و قوّت اسلام است، مطلب روشنی است و احتیاج به توضيح ندارد.
امروز، روز عاشوراست. روز عظیمی است. سخن گفتن سخت است. از عاشورا و کربلا و حسین علیهالسلام گفتن سنگین است. روزی که وارد این سرزمین شدند حضرت فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ» به خدا پناه برد.
در زیارت امروز میخوانیم «َیا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض». اتفاقاتی که برای امام افتاد مسائل کمی نبود. برای چه کسی؟ برای حسینی که وقتی امیرالمؤمنین نامش را میبرد تفدیه میداد و میفرمود: بابی انت و امی. در بعضی روایات دارد وقتی حسین علیهالسلام را صدا میزد بلند میشد میایستاد؛ نه اینکه مقام امام حسین از امیرالمؤمنین بالاتر است؛ یعنی جایگاه رفیعی داشت.
و در روز عاشورا جریان نفاق و زر و زور و تزویر و طراحان خباثت و پلیدی تا قیامت رسوا شدند. امامی که در زیارتش عرض میکنیم: «السَّلَامُ عَلَیكَ یا شَرِیكَ الْقُرْآنِ»؛ یعنی همان مطلبی که در حدیث ثقلین گفته شد که عِدل قرآن هستند. شریک یعنی وقتی بند کفش را میبندند دیدید که یک بند اینطرف است یک بند آنطرف است؛ این دو باهم گره میخورد کفش را نگه میدارد؛ میگویند شریک. امام یک شریک و قرآن هم یک شریک؛ این دو باهم یک کار را انجام میدهند.
در هدایت هر دو باید باشند. اگر کسی بخواهد نجات پیدا کند و هدایت شود باید هر دو را در اختیار داشته باشد و به هر دو تمسک کند. چون هیچکدام اعوجاج و کجی ندارند یعنی همانطور که قرآن کریم انحراف ندارد که در سوره کهف آیه اول فرمود: «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً». درباره حسین علیهالسلام داریم که: «وَ لَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلَى بَاطِلٍ». یکلحظه هم گرایش به باطل پیدا نکردی.
قرآن کریم بر همه کتب آسمانی مهیمن و جامع تورات و انجیل و زبور است؛ و درباره امام حسین علیهالسلام داریم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ»؛ یعنی حسین علیهالسلام به همه امم تعلق دارد. میبینید که ارادتشان چگونه است.
واقعاً مطالبی که راجع به امام حسین علیهالسلام داریم و تطبیق آن با قرآن عجیب است. در آیه 26 سوره مبارکه فصلت دارد: «وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ»؛ و كسانى كه كافر شدند گفتند به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید شاید شما پیروز شوید. همین مسئله هم برای امام در روز عاشورا واقع شد «و أحاطوا بالحسین من كل جانب حتى جعلوه فی مثل الحلقة». سپس آن مردم ازخدابیخبر از هر طرفى امام حسين را احاطه كردند و نظير حلقه در اطراف آن حضرت گرد آمدند. امام حسين علیهالسلام خارج شد و نزد آن گروه آمد و از آنان خواست تا ساكت شوند، ولى ساكت نشدند كار بجایی رسيد كه امام به آنان فرمود: واى بر شما! چه مانعى دارد كه ساكت شويد و سخن مرا گوش كنيد؟
قرآن کهنه نمیشود؛ حسین هم حرارتی در قلوب مؤمنین است که سرد نمیشود. اگر خواستیم به خدمت قرآن برویم چگونه برویم؟ اینکه امام صادق علیهالسلام فرمودند آداب تلاوت این است: «إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْن». درباره زیارت امام حسین هم گفته شده: «إِذَا أَرَدْتَ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ علیهالسلام فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِین». برای زیارت دیگر از اهلبیت نداریم اینطور. باید شاداب رفت اما زیارت حسین را باید خاکآلوده بروید پریشانحال بروید. حتی غسل زیارت هم لازم نیست؛ همانکه وارد شدید بروید. این کمی راجع به ویژگی امام حسین علیهالسلام.
اما راجع به حرکت امام و پندهایی که دارد هم مسئله بسیار عمیق و دقیق است. امروز هم روز عاشوراست هم سالگرد نماز جمعه است. عشق و علاقه امام به نماز و اقامه نماز و مهلت خواستن برای نماز و نماز خوفی که همین لحظات در صحرای طف اقامه کردن را همه میدانید.
از طرف دیگر نماز جمعه قرارگاه ایمان و بصیرت و تقوا و اخلاق است. عاشورا هم بروز عینی و مصداق بارز ایمان و بصیرت و تقوا و اخلاق است. به هرکدام از ارکان کربلا و عاشورا که نگاه کنید به زبانهای مختلف یک پیام میدهند که تقابلی بین حق و باطل در عالم وجود دارد.
و باید از عاشورا یاد بگیرید که بصیر و آگاه باشید و امام خود را تنها نگذارید. درست است که در کربلا جنگ سخت برپا شد و جهات نظامی و مقاتله در آن جای بحث دارد اما اساساً جنگی نرم و فرهنگی و گفتمانی بود. واقعه عاشورا راه تقابل با انحرافات فکری و اخلاقی جامعه را بیان میکند که چارهای جز امربهمعروف و نهیازمنکر نداری و اگر لازم شد باید اقدام عملی داشت.
امروز هم همان نشانههایی که اسلام اموی که امام با آن میجنگید بهعنوان اسلام آمریکائی و شیعه انگلیسی وجود دارد. میبینید که چگونه دنیاگرایی را بهجای آخرتگرائی ترویج میکنند. امام حسین در کربلا مقابل اباحهگری و مرجئهگری ایستاد و امروز تلاش میکنند همین اباحهگری را به دستههای عزاداری و هیئات و مساجد بکشانند و ایمان واقعی را تحریف کنند.
یکزمانی شروع کردند راجع به اسلام رحمانی سخن گفتن و آن را تئوریزه کردن، اسلامی که جهاد ندارد اسلامی که امربهمعروف و نهیازمنکر ندارد اسلامی که با استکبار رفیق گرمابه و گلستان است؛ رئیس دولت وقت از این اسلام تبلیغ میکرد و مشکلاتی برای کشور درست کرد که تا امروز هم جبران نشده است. با آن مقابله شد تذکر داده شد حضرت آقا فرمودند دلسوزان دنبال کردند.
ولی حواستان را جمع کنید امروز همان حرفها را با زبان دیگر و با ادبیات دیگر از دهان افرادی که احتمالش را هم نمیدادید داریم میشنویم. همان اسلام رحمانی که مقابل اسلام علوی و فاطمی و حسینی و زینبی است که مقابل ما ملت امام حسینم است را دارند بر سر زبان بچه حزباللهیها میاندازند و این همان خط نفوذی است که آقا چند سال قبل تذکر دادند.
اما دنیا و مستکبران عالم بدانند که ما تربیتشده مکتب فاطمه و حسینیم و تا جان در بدن داریم با هیچ ظالم و ستمگری سازش نمیکنیم و نشانهاش این است که هر جمعه و بهخصوص امروز که روز عاشورای حسین است هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا میکشیم.
دوستان خطبه امام حسین علیهالسلام در منا را که یک سال یا دو سال قبل از مرگ معاویه ایراد کردند را بخوانید و با مسائل روز تطبیق دهید؛ و خط سیر تفکری امام حسین و مقدمات برپا شدن عاشورا و بیان جامع امام حسین علیهالسلام را در آنجا ببینید. کلمات امام حسین از مدینه تا زمان شهادتش را ببینید.
همین قرائتهای مختلف و التقاطی که برای اسلام تبلیغ میکنند و اسلامی خالی از سیاست و حکومت و جهاد و مبارزه و استکبارستیزی و بدون امربهمعروف و نهیازمنکر را تبلیغ میکنند اسلام سکولار و بیتفاوت را آن روز هم بهعناوینمختلف تبلیغ میکردند. بنی امیه میگفتند تا میتوانید از تولی بگوئید و همه آزادند از محبت و دوستی و باهم خوب بودن و حرفهای خوشگل بزنند؛ اما ممنوع بود از تبری سخن گفتن.
کسی حق نداشت امربهمعروف کند و از منکر نهی کند. با هماهنگی کامل و تقسیم کار و استفاده از رسانههایی که در اختیار داشتند با کار فرهنگی و فکری و جنگ روایتها دقیق و منسجم بر علیه مکتب اهل بیت اقدام کردند. کاری که زیارت عاشورا اشاره میکند و لعن میکند: «وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا». همه آن مقامات و مراتب معنوی و الهی و حتی ظاهری و دنیایی را که خداوند برای اهل بیت و بخصوص برای امام حسین علیهالسلام ترتیب داده بود را از بین بردند.
و امام حسین در مقابل همه اینها قیام کرد و بذل مهجه کرد تا دین زنده بماند. امام سجاد علیهالسلام بعد از پدر سختترین دوران را داشت اما با روش نرم و فرهنگی به مقابله با جریان سکولار و لیبرال اقدام کرد. مبانی فکری مکتب تشیع را بازسازی کرد تحریفات را از دین دور کرد معارف را احیا کرد و زمینه انقلاب فرهنگی امام باقر و امام صادق علیهماالسلام را فراهم کرد. حضرت یک بازسازی جدی و احیاگری در طول قریب به 35 سال امامت انجام داد و در سن 57 سالگی توسط هشام بن عبدالملک به شهادت رسید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/4/30 | 1402/4/30یکی از عوامل مهم وحدتبخش مساجد، مصلاها و نمازهای جمعه بوده است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه70
خطبه اول
بِسم ِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا پیرو سبک زندگیای هستند که اهلبیت علیهمالسلام برای آنان ترسیم کردهاند. بحث درباره فرزند آوری و تکثیر نسل بود که مهمترین نقش را در تقویت قدرت سیاسی و اقتصادی جوامع بخصوص جهان اسلام بر عهده دارد؛ و در جهان هم یکی از شاخصهای توسعه را رشد جمعیت میدانند.
دستورات دینی و سفارش اولیاء الهی و مهمتر از همه توصیه قرآن کریم هم تکثیر نسل و جمعیت اهل ایمان است؛ و البته دشمنان مکتب اهلبیت، مخالف فرزند آوری و تکثیر نسلِ اهل ایمان هستند. در یکی از پروتکلهای یهود آمده است: ما حیات خانواده را در بین ملتها از بین میبریم… و اهمیت تربیتی و اخلاقی آن را نابود میکنیم؛ یعنی نمیگذاریم خانواده در دنیا تحقق خارجی پیدا کند. چون تربیت و اخلاق در خانواده رشد میکند.
میبینید که بیگانگان، جمعیت جوان کشورهای مسلمان بخصوص شیعی را برای خود خطر جدی میدانند. لذا با تهاجم فرهنگی مسئله کنترل نسل را با انواع دستاویز به دست گرفته و نظام خانواده و تربیت فرزند را نابود کردهاند. برای اینکه جمعیت را کنترل کنند بهدروغ بیماریها و سرطانهایی را برای بانوان شایع میکنند که از بچهدار شدن بترسند و اقدامی نداشته باشند بااینکه آمار خودشان جور دیگری میگوید.
اگر در کنار جمعیت زیاد یک مدیریت اقتصادی کارآمد قرار گیرد یک فرصت بینظیر به وجود میآورد. امروز جمعیت چین با اقتصادی که دارد اقتصاد آمریکا را دچار تزلزل جدی کرده است. خلاصه همانطور که عرض شد جمعیت زیاد در اقتدار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی تأثیر مستقیم دارد و نباید غفلت کرد.
لذا اسلام توصیه به تکثیر نسل دارد اگر تعدد زوجات را اجازه داد یک جنبهی آن تکثیر نسل است و الا تشویق به شهوترانی و نعوذبالله عیاشی که نبوده.
یا در آن آیه که فرمود از فقر نترسید و ازدواج کنید، آیه ۳۲ سوره نور، چون کثرت اولاد مستلزم مخارجی است، میترسند ازدواج کنند، آیه شریفه تشویق میکند به ازدواج و ناظر به فراوانی فرزندان است و الا هر مردی ولو تنبل و بیحال باشد از پسِ مخارج همسرش برمیآید.
اسلام زندگی مجردی را نمیپسندد و نهی میکند. اگر مطلوب بود انبیاء الهی و انسانهای باایمان از خداوند درخواست فرزند نمیکردند؛ که آیاتی به همین مطلب اشاره داشت. اینها که عرض میکنم و در قرآن آمده همگی دلالت بر فراوانی فرزند دارد.
حتی گاهی آیاتی که به دلالت مطابقی یا التزامی بیان میکنند اعمال انسان بر روی آفرینش تأثیر میگذارد، به مسئله اولاد اشاره کردهاند. اگرچه اهل انکار و تمسخر و کسانی که آیات الهی را مسخره میکنند این حرفها را نمیپذیرند و به گوینده آن ناسزا میگویند اما بیان قرآن کریم است که در سوره مبارکه نوح آیات ده به بعد فرموده است از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. «فقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکُمْ مِدْرَارً» تا بارانهای پربرکت آسمان را پیدرپی بر شما فرستد. «وَیمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَلْ لَکُمْ» و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد. حضرت نوح میفرماید اگر شما استغفار کنید، یعنی از گناه پاک بشوید، عالم آفرینش نیز با شما هماهنگ میشود؛ یعنی پاکی جامعه در طبیعت اثر میگذارد البته این روابط را همهکس درک نمیکند.
خلاصه آیه شریفه یکی از نعمتها را بنین و فرزندان میداند. روایات هم از شیعه و سنی دراینباره بیان کردیم. حتی مسئله جنین و حفظ آن و حرمت سقط آن را هم عرض کردم که اسلام برای جنین انسان در مراحل مختلف حقوقی قائل است و احکامی وضع کرده است. اولین حکم دیه است که از بیست دینار شروع و تا میرسد به هزار دینار؛ و این دیه جنبه احترام دارد. اسلام ازآنجهت که همه مسائل را در نظر دارد در اینجا میگوید اگر این جنینی که در شکم مادر است، پدرش بمیرد باید سهمالارث او را کنار بگذارند. بعد از تولد بپردازند اگر پسر بود دو سهم و اگر دختر بود یک سهم میبرد. بعض فقها میگویند دو سهم پسر کنار بگذارند که اگر دوقلو بود و معلوم شد هر دو پسرند حقی ضایع نشود. غرض اینکه اجازه سقط داده نمیشود.
حتی احترامی بالاتر از این هم هست. اگر مادری که باردار است مرتکب جنایتی شد، مثلاً کسی را کشت و محکوم به قصاص شد، باید صبر کنند تا وضع حمل کند. بعد اگر اولیای دم خواستند میتوانند او را قصاص کنند. بحث توجه به جنین مفصل است چون میخواهم بحث را تمام کنم فقط خواستم اشارهای کرده باشم.
تذکر پایانی هم اینکه از نیرنگ و حیله دشمنانمان نباید غافل باشیم. بروید تاریخ ورود کنترل جمعیت به ایران را بخوانید تا با دستورات استکباری و استعماری بیشتر آشنا شوید. بعض کتب هم مطالعه شود بد نیست. خواندم شیخ حسنین مخلوف مفتی مصری که فوت هم کرده گفته بود من یک نامهای را از سازمان دینی مسیحیت به دست آوردم که برای پزشکان مسیحی ساکن در مصر نوشته بودند، مبادا شما نسبت به فرزندان خود تحدید نسل کنید، حتماً بر کثرت نسل خود تأکید کنید، ولی درعینحال مسلمانان را تشویق کنید که آنان تحدید نسل پیدا کنند و در مورد آنان اجرا کنید تا عدد آنها کاهش پیدا کند. یک آمار هم بدهم و آن اینکه در نیمه قرن ۱۸ میلادی جمعیت آمریکای شمالی یکمیلیون نفر بوده صدسال بعد ۲۶ میلیون نفر و امروز نزدیک ۳۵۰ میلیون نفر است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از شرک بری هستند و به هیچ قسم از اقسام شرک مبتلا نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۴ از حکم نهجالبلاغه ۲۰ مورد را اشاره کردهاند که خداوند واجب کرده است و من در هر نوبت به تعدادی اشاره میکنم.
فرمودند: «وَ الزَّکَاهَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ»؛ و زکات را سبب روزى، واجب کرده است. زکات، ازجمله هدفهای وجوب آن را سبب روزى بودن ذکر کرده است، زیرا روزى مستمندان، تهیدستان و کسانى که شریعت، حقّى براى آنان معیّن کرده است، از راه زکات است.
«وَ الصِّیَامَ ابْتِلاءً لاخْلاصِ الْخَلْقِ» روزه، چون ازجمله سختیهای دشوار براى بدنهای آدمیان است، امام (ع) در خصوص روزه فرموده است که هدف آن است که خداوند اخلاص بندگان خود را بیازماید. هرچند که این هدف در تمامى عبادتها وجود دارد. خداوند تقوا را در همه ما بیشتر بگرداند.
یکی از احکام الهی احیاء شده توسط حضرت امام ره نماز جمعه است که بعد از انقلاب در ۵ مرداد ۱۳۵۸ آیتالله طالقانی ره در تهران اقامه کردند که چه شور و هیجانی داشت من کاملاً یادم هست و چه برکاتی از آن تاریخ تا امروز نمازهای جمعه برای کشور و انقلاب داشته است.
در اینجا من از همه عزیزانی که به خدمتگزاری در این عرصه مشغول هستند خسته نباشید و خدا قوت عرض میکنم. از اعضای ستاد نماز جمعه، برادران و خواهران بسیج و انتظامات. صداوسیما و اصحاب رسانه، راهنمایی رانندگی، نیروی انتظامی، آتشنشانی، اورژانس، قاریها، مجریها، مکبرها، سخنرانهای قبل از خطبهها، خدام و واحد خواهران و روابط عمومی دفتر و همه شما نمازگزاران بزرگواری که باعث رونق و شکوه نماز جمعه میشوید از نوجوانان و جوانان که شورونشاط نماز جمعه را مضاعف میکنند تشکر و قدردانی میکنم؛ و از خدای تعالی توفیق روزافزون برای همه شما و تأثیرگذاری بیشتر این قرارگاه ایمان و بصیرت و تقوا را از خداوند خواهانم.
تاریخ نماز جمعه از زمان تشریع یعنی قبل از هجرت رسول خدا به مدینه تا امروز فرازوفرودهای زیاد داشته است. در مکه که امکان اقامه نبود لذا حضرت به مُصعب بن عمیر فرمان داد تا براى نخستین بار در مدینه، نماز جمعه را برپا کند. بعد از هجرت، خود حضرت همیشه اقامه کرد. بعد در دوران خلفا نماز جمعه برپا میشد و امیرالمؤمنین هم به خاطر اینکه مخالفت سیاسی نکرده باشد شرکت میکرد. بعد هم خود امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهماالسلام اقامه میکردند، اما بقیه ائمه نتوانستند نماز جمعه را شخصاً اقامه کنند اما به خاطر حفظ وحدت مسلمین بیشتر اوقات در نماز مخالفین شرکت میکردند و سفارش هم میکردند شیعیان ترک نکنند.
قبل از انقلاب هم بعضی از بزرگواران در بعضی از مناطق نماز جمعه را میخواندند؛ مثلاً در قم مرحوم آیتاللهالعظمی اراکی میخواند، در بعضی از شهرستانها مثل جهرم خبر داشتم که میخواندند؛ اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دشمنیهایی که نسبت به مردم انقلاب کردند تا انقلاب را ساقط کنند و نتوانستند؛ شروع کردند به تهاجم فرهنگی و تحریم اقتصادی و براندازی از درون و امثالذلک که محور همه دشمنیها مقابله با ارزشهای اسلامی و انقلابی بود.
یکی از عوامل مهم بازدارنده و درعینحال وحدتبخش مساجد و مصلاها و نمازهای جمعه بوده است. اینها عامل وحدت بودند، عامل خنثی کردن توطئههایی بودند که در چهلوچند سال در کشور توسط ایادی دشمن واقع شده است؛ لذا درباره مصلا و نماز جمعه و ائمه جمعه و دفاترشان و حوزههای علمیه شیطنت میکنند.
در طول این سالها در کنار توصیه به تقوا و بیان مواعظ سودمند، تحلیل مستند و منطقی و اقناعی مسائل موردنیاز و همچنین معارف دینی و مسائل سیاسی و تبیین گفتمان رهبری به نمازگزاران ارائه شده و ائمه جمعه همه تلاش خود را کردهاند تا فراجناحی و پدرانه تولید نشاط اجتماعی کنند و با امیدآفرینی روحیه حماسی مردم را زنده نگهداشته و با قدرت و عزت درصحنه حاضر باشند.
نماز جمعه با نمایش ارکان اقتدار اسلام نشان میدهد که چگونه باید جبهه حق و عدالت را تقویت کرد، نماز جمعه، بروز اسلام اجتماعی، پشتوانه نظام اسلامی و نشاندهنده پیوند جمهوریت و اسلامیت است و زیاد کننده تقوا و بصیرت و اخلاق است و شبیه به حج. لذا دشمنان اسلام همیشه از نماز جمعهای که از جهات مختلف تراز باشد میترسند و تلاش میکنند بیرونق باشد.
بههرتقدیر نماز جمعه در روز جمعه و بقیه هفته باید منشأ آثار باشد برای مردم و آن منطقه. مصلی فرصتهای فراوان فرهنگی دارد عزیزان ما در همین مصلی مشغول فعالیت هستند کارهای فراوانی را دارند انجام میدهند که البته باید اطلاعرسانی کنند.
این روایت جالب که در منابع اهل سنت آمده است را توجه کنید که امیرالمؤمنین روزی بر منبر کوفه یادآور شدند: هرگاه روز جمعه شود، شیاطین صبح زود با پرچمهایشان به بازارها میروند و بهطرف مردم موانعی میافکنند و آنان را از آمدن به نماز جمعه بازمیدارند. به بهانههای مختلف نماز جمعه را افراد ترک میکنند. متأسفانه به بهانههای مختلف افراد نماز جمعه را ترک میکنند؛ نباید اینگونه باشد.
من چون قبلاً مفصل راجع به جایگاه نماز جمعه و امامجمعه و نقش امام گفتم دیگر تکرار نمیکنم؛ اما خود عزیزان این محفل نورانی را گرم کنید. به مسئولین ستاد نماز جمعه کمک کنید ایده و نظری اگر دارید برای بهتر شدن وضع موجود ارائه بدهید.
روایتی برای شما بخوانم؛ وقتی از امام رضا علیهالسلام پرسیدند: چرا برای نماز جمعه خطبه قرار داده شده؟ فرمود: برای اینکه جمعه، روز اجتماع عمومی است و این خود وسیلهای است تا امام اولاً مردم را موعظه کند و به اطاعت خداوند تشویق نماید و آنان را از معصیت و گناه و نافرمانی خدا بترساند و مردم را نسبت به مصالح دین و دنیایشان آگاه سازد. ثانیاً رویدادهایی که در دوردستترین نقاط جهان واقع میشود را به مردم خبر دهد و جریانات و حوادثی که سود و زیان مسلمانان در آن است را به اطلاع آنان برساند.
۵ مرداد سالگشت پیروزی مردم ایران در یک عملیات بینظیر علیه داعش صفتان مزدوری بود که با کمک و پول و امکانات بیگانگان به جان ملت خودشان افتادند و در مرصاد به چنگ عدالت افتادند و فروغ جاویدانشان، غروب جاویدان شد.
منافقین با کمک رژیم بعث عملیات آفتاب در ۷ فروردین و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ انجام داده بودند و شکست خورده بودند و لذا عملیات فروغ جاویدان برای آنان بسیار مهم و حیاتی بود. بهطوریکه صدام در ۱۹ تیر ۶۷ در برنامه تلویزیونی گفت: بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهدین خلق (منافقین) به اعماق خاک خودشان، ایران، نفوذ خواهند کرد و همینطور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید.
لذا ۶ روز بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸، نیروهای عراقی به جنوب و حوالی خرمشهر حمله کردند تا اذهان را به آنطرف مشغول کنند و منافقین بتوانند از غرب خود را به داخل ایران بکشانند.
با تجهیزات فراوان نظامی و تدارکاتی و به خیال خام همراهیِ مردم در داخل کشور، در ۳ مرداد عملیات فروغ جاویدان را آغاز کردند و چندین کیلومتر هم جلو با یک ستون کشی احمقانه و بدون آرایش جنگی و بدون تاکتیک آمدند تا به سد مقاومت بینظیر مردم برخورد کردند و روحیه خود را باختند.
کسانی که طراحی کرده بودند ۳۳ ساعته باختران و همدان و قزوین و بعد تهران خواهند بود در همان منطقه چهارزبر زمینگیر شدند. تدبیر شهید صیاد شیرازی در بهکارگیری نیروی هوائی و قطع ارتباط ارتش صدام با صحنه جنگ و بمباران ستون جنگی آنها، چنان داغی بر دل منافقین گذاشت که فروغشان دوروزه بیفروغ شد و تمام شد. سالها بعد صیاد را به انتقام، به شهادت رساندند.
این عملیات پر از درس و عبرت است که دوستان بخصوص جوانان عزیز باید دنبال کنند و مطالعه کنند و ببینند عاقبت کسانی را که در مقابل اسلام و انقلاب ایستادند و به مردم خود پشت کردند چگونه شد و تا امروز هم خذلان و نکبتی که گرفتار شدند ادامه دارد. عملیات مرصاد یک الگوست برای همدلی نیروهایی که وظائف مشخصی بر عهده دارند. الگویی که امروز در همه عرصهها بخصوص اقتصادی و فرهنگی به آن احتیاج داریم هم در کلان کشور هم منطقه خودمان استان البرز.
آن روز ارتش و سپاه و بسیج و عشایر و بقیه گروههای مردمی باهم و در کنار هم بودند و پیروز شدند؛ یعنی حضور حماسی مردم همیشه دشمنشکن است، بنبست شکن است، عزت و اقتدار آفرین است. از بین برنده نقشههای دشمن است.
انتخابات پیش رو را دشمن تلاش دارد که مردم حضورشان کمرنگ باشد. از همین امروز همه هر کس به توان خودش برنامهریزی کند برای حضور دشمنشکن در انتخابات.
در عملیات مرصاد حفظ تنگه چهارزبر بسیار مهم و حیاتی بود؛ و ما امروز در داخل کشور در عرصه فرهنگ و اقتصاد و سیاست تنگههای چهارزبری داریم که باید جانانه حفظ کنیم. مسئله عفاف و حجاب تنگه چهار زبری است که مردم ما پایکار هستند؛ اگر مسئولین خوب و بهموقع و قاطع عمل کنند ریشه فساد بهراحتی کنده خواهد شد.
و مهمتر اینکه برای حفظ جهان اسلام ایران تنگه چهارزبر است باید با تمام قدرت حفظ شود. در این پیچ تاریخی که جهان درش قرارگرفته بهخوبی میدانند که اسلام حرف اول را خواهد زد و دراینبین ایران جلودار و پیروز میدان خواهد بود؛ لذا استکبار جهانی و برادر زردش رژیم صهیونیستی هم خودشان اقدام میکنند هم افراد را استخدام میکنند که به اسلام و مقدسات اسلامی توهین کنند، جنگ فرقهای و بین مذهبی به وجود بیاورند، فضا را مهیا میکنند تا قرآن شریف را بسوزانند؛ اما نمیدانند این شعلههایی که برافروختند، آتشی است که بهزودی آنان را نابود خواهد کرد؛ و به فضل الهی محو اسرائیل پلید را خواهیم دید. مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را دستکم نگیرید.
خدا رحمت کند مرحوم آیتالله مشکینی را که میفرمود ثواب مرگ بر آمریکا این گاو شاخدار مست، کمتر از ثواب صلوات نیست.
بههرتقدیر عملیات مرصاد پر از عبرت است. اگر از این عملیات درس گرفتیم که باید مواظب نفوذیها باشیم تا غافلگیر نشویم برنده شدهایم. خوب میدانید تعدادی از منافقین محارب که به مردم آسیب رسانده بودند و جامعه را دچار رعب و وحشت کرده بودند و باید اعدام میشدند، در زندان بودند. گفتند توبه کردهاند که اقدامی علیه نظام اسلامی نداشته باشند اما با آنان در زندان ارتباط گرفته بودند و آنها هم با کفش و لباس، آماده پیوستن به بقیه شده بودند که برسند و ادامه عملیات علیه نظام داشته باشند. در حقیقت ارفاق و رأفت اسلامی را نادیده گرفتند درنتیجه حکمشان را به دستور امام اجرا کردند. این همین جریانی است که توسط آقای منتظری ناجوانمردانه تخطئه شد و خوراکی شد برای دشمنان انقلاب که این سالها با تحریف و دروغ جای شهید و جلاد را عوض کنند.
فتنههایی که منافقین و دیگران فراهم میکنند را ناراحت نباشید. چرا؟ رسول خدا فرمودند: در آخرالزمان فتنه را ناخوش نداشته باشید؛ زیرا آن فتنهها منافقان را نابود میسازد؛ و در بیانی دیگر امام صادق علیهالسلام فرمود: آرزومند فتنه باشید، زیرا فتنه موجب نابودى ستمگران و پاک شدن زمین از لوث وجود فاسقان است.
هیئت مساجد را دوستان پررنگ کنید. در بعضی از مساجد هست که عدهای میخواهند سخنرانی را بشنوند و بروند خانهشان؛ جوانترها بیشتر دوست دارند که بمانند و سینهزنی کنند. آقایان اجازه بدهند که هیئات در مساجدشان توسعه پیدا کند. بگذارید جوانها در مسجد باقی بمانند. حضور جوانها در مسجد پررنگتر باشد. فضا و فرصت بدهید. من دیدم بعضی از مساجد این کار را میکنند که خیلی خوب است. بعدازاینکه نماز مغرب و عشا خوانده میشود بعضیها میخواهند سخنرانی گوش بدهند و روضه و سینهزنی مختصر بعد به منزلشان بروند. یکی دو ساعت بعد جوانها بیایند در همان مسجد؛ سعهصدر داشته باشید و حوصله کنید. البته نظارت هم داشته باشید که کار بهدرستی انجام شود.
به نظر میرسد که دوستان موکبها را در محلهایی بزنند که کمتر هیئت و مسجد دارد که آن محل هم بهره ببرند از این مسائل. مثلاً در محلهای اصلاً هیچچیز وجود ندارد؛ آنجا موکب بزنید تا دیگران هم استفاده کنند. حتماً هم پیوست فرهنگی برایش داشته باشید. فقط چای دادن و آب دادن نباشد. البته خود این کار یک کار فرهنگی است اما در کنارش میشود توسعه داد.
سال گذشته هم برنامهای به نام یوم العباس در تاسوعا در کرج واقع شد. اگرچه بهتر است عزاداری داشته باشیم؛ مثل زنجان که دیدید بالاتفاق همه در یک روز جمع میشوند و شور و هیجان و احساس و عاطفه و مرثیه و حماسه به نمایش درمیآید. اینطور اگر برگزار شود خوب است؛ اما اگر بهصورت موکبی و جریانی که سال گذشته برقرار شد باشد بهتنهایی ثمرهای ندارد؛ باید در کنار او جریانی به وجود بیاید؛ لااقل دستههای عزاداری در آن مسیر شرکت کنند و برسند به امامزاده تا تجمعی شود و روضهخوانی شود و سخنرانی شود و به نماز اگر رسید نماز خوانده شود که بهرهبرداری مضاعف معنوی از این حرکت بشود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/4/23 | 1402/4/23از زیارت عاشورا و شرکت در مجالس عزاداری غافل نباشید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه71
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین طبق دستور دین و اولیاء الهی زندگی خود و اطرافیان خود را تنظیم میکنند. موضوع بحث ما درباره جمعیت و فرزند آوری و مسائل مربوطه و شبهات وارده بود و نکاتی عرض شد؛ و اینکه اسلام به تعداد فرزند آوری بهعنوان عدد مشخص، مطلب و توصیهای ندارد. باید شرایط و توانائیها را دید.
یکی از وظائف جدی نظام و دولت اسلامی باید این باشد که راهکارها و بسترهای مناسب برای تکثیر نسل را فراهم کند و اجازه تبلیغات ضد فرزند آوری به اشکال مختلف را ندهد، بلکه جرم بداند تا فضا برای فرزندان متعدد و تربیت خوب آنان در خانوادهها فراهم شود. چون در خانوادههای پر فرزند به علت اینکه پدر و مادر آزادی بیشتری به بچهها میدهند، فرزندان خطرپذیرتر و مستقلتر هستند و از عهده کارهای مشکل برمیآیند، سرد و گرم دوران را بهتر میچشند و بیشتر اهل فداکاری و کمک به همنوع و ایثار و امثال ذالک هستند؛ اما در خانوادههای کم اولاد، معمولاً فرزندان وابسته و محافظهکارتر هستند و در آینده هم کمتر کمک پدر و مادر هستند.
قرآن کریم علاوه بر تشویق به تکثیر نسل، سفارش دیگرش اهتمام به تربیت کودک و دقت به رشد و شکوفایی شخصیت اوست. به آیات مبارکه سوره لقمان توجه بفرمائید در آنجا به ما روش صحیحِ تربیت فرزند، با لحن مهربان و از روی دلسوزی را بیان کرده است.
از اساسیترین مسئله یعنی توحید شروع میکند. در آیه ۱۳ با لحنی از روی شفقت و مهربانی میفرماید: «وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَابُنَىَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»؛ و هنگامیکه لقمان به فرزندش درحالیکه او را موعظه مىکرد، گفت: پسرم، چیزى را همتاى خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگى است؛ و این یا بنی را تکرار میکند.
بههرتقدیر خانواده بهخصوص پرجمعیت مطلوب است و لذا مقدمه فرزند دار شدن که ازدواج و تشکیل کانون خانواده است بهشدت مورد مذمت عدهای که تفکر فمینیستی دارند قرار دارد. عامل بدبختی زنان و بانوان را ازدواج و خانواده میدانند. میگویند اینکه زنان به خانواده متعهد هستند حقوق خود را از بین بردهاند و برای رها شدن از بدبختی که گرفتارش هستند لازم است ازدواج نکنند.
و همین عامل باعث شد، عدهای هم که ازدواج میکنند، تن به مادر شدن ندهند. چرا؟ چون مادری را با مسائل پیشپاافتاده و مادی مقایسه میکنند و آن را مثلاً مانع تحصیلات و شاغل بودن و فعالیتهای اجتماعی میدانند. در حالیکه هیچ امری قابلیت مقایسه با مادر بودن را ندارد. جایگاه رفیعی که رسول خدا بهشت را زیر پای مادران دانست؛ و مجموعهای از روایات که موقعیت ویژه مادران بهخصوص در دوران بارداری و شیردهی و تربیت فرزند را ترسیم میکند.
رسول خدا فرمودند: «هنگامیکه زن باردار میشود در تمام طول مدت حمل بهمنزله روزهدار و شبزندهدار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است و هنگامیکه وضع حمل میکند آنقدر خدا به او پاداش میدهد که هیچکس حد آن را از عظمت نمیداند و هنگامیکه فرزندش را شیر میدهد در برابر هر مکیدنی از سوی کودک خداوند پاداش آزاد کردن بردهای از فرزندان اسماعیل را به او میدهد و هنگامیکه دوران شیرخوارگی کودک تمام شد یکی از فرشتگان بزرگوار بر پهلوی او میزند و میگوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز کن چراکه خداوند همه گناهان تو را بخشید».
جایگاه عظیم مادر را از بعض روایات بهتر میشود فهمید مثلاً در روایت دارد از رسول خدا سؤال کردند حق مادر چیست؟ فرمود: «هیهات؛ هیهات؛ اگر به عدد ریگهای بیابان و قطرههای باران در خدمت مادر بایستید معادل یک روزی که در شکم او بودهاید نخواهد بود». چرا در روایت دارد اگر کسی پای مادرش را ببوسد مثل این است که آستانه در خانه خدا را بوسیده است. دعای مادر از موانع اجابت دعا میگذرد. کسی که قبر والدین خود را در هر جمعه زیارت کند گناهانش بخشیده میشود.
این موقعیتها را با کلمات فریبنده و شیطانی میگیرند و شخصیتی که میتواند در این جایگاه قرار داشته باشد را بزک شده در دست و در مقابل چشم هوس آلود هرزگان و شهوتپرستان قرار میدهند و او را خوار و ذلیل میکنند. گروهی از بانوان را با تبلیغ و جو زدگی وارد مشاغلی میکنند که هیچ سنخیتی با روح و جسم آنان ندارد فقط خوشحالاند که در بیرون از خانه مشغول کار هستند و این بردگی متمدنانه را برای خود ارزش میدانند و ارزشهای واقعی و اصیل مثل متانت و وقار و حیا و مربی و مادر بودن را کنار میگذارند.
مکرر عرض کردیم اسلام با فعالیت اجتماعی و کار کردن بانوان مخالفتی ندارد اما اولویت و مطلوب اصلی را تربیت فرزندان و مدیریت خانواده میداند. ریشه این تبلیغ که بانوان را از منزل بیرون بکشند و روحیه مادری آنان را خراب کنند، در کلمات طراحان و نقشه ریزان غربی میبینیم. آنان جمعیت فراوان مسلمین را برای خود خطر جدی میدانند.
ساموئل هانتینگتون در مصاحبهای که درباره تمدن اسلام و چین و چالش آن با تمدن غرب کرده میگوید: تمدن اسلامی تمدنی است که چالش آن تا حدودی متفاوت از دیگر چالشهاست؛ زیرا که این تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زادوولد که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم این چالش را متفاوت کرده است.
بحث که به اینجا رسیده و امروز هم روز خانواده است چند جمله هم دراینباره در همین خطبه عرض کنم. اولاً توجه دارید که خدای تعالی از ازدواج و تشکیل خانواده بهعنوان آیهای از آیاتش نام میبرد که با دو عامل مهم مودت و رحمت زندگیها را در کنار همسری که آرامبخش است قوام میبخشد. در آیه ۲۱ سوره مبارکه روم فرمود: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ». باید جو خانواده رحمت و مودت و رفق باشد.
رسول خدا فرمودند: هرگاه خداوند خیر خانوادهای را بخواهد باب ملایمت و مهربانی و رفق را به روی آنان بگشاید. رفق یعنی لطف یعنی مدارا یعنی نرمخوئی یعنی ترک زور. رعایت این رفق در خانواده که افراد مختلف با علائق گوناگون زندگی میکنند یکی از مسائل اساسی است که باید همه رعایت کنند.
نکته دیگری هم راجع به خانواده عرض کنم و آن مسئله امنیت اخلاقی و مسئله عفاف و حجاب است که یک امر بینالمللی و مربوط به جوامع انسانی است و فقط مربوط جوامع دینی و یا ایران نیست. غربیها راهحلهایی دادهاند که اگر کسی اعتقاد به هیچ دینی هم نداشته باشد باز نمیتواند با روش غربی و بیبندوباری که تبلیغ میکنند به خانواده سالم و جامعه سالم و امن دست یافت.
راهحل غرب برای حل مشکلات خانواده و بانوان، غلط و نابودکننده است. مگر امروز در غرب روابط آزاد زن و مرد وجود ندارد؟ پس چرا این مقدار آمار تجاوز جنسی غیرقابلتصور داده میشود؟ معلوم میشود این نوع از آزادی، امنیت اجتماعی نمیآورد.
آقا فرمودند به ساختارهای غلطی که غربیها و دشمنان ما دارند حمله کنید و بخشی از تبیین هم همین است. آمریکا دائماً کشورهای دیگر را متهم به اعمال خشونت علیه زنان میکند در حالیکه گزارشهاى مؤسسات مردمنهاد آمریکایى نشان مىدهد که این اتفاق، در حجم بسیار بیشترى در آمریکا رخ مىدهد یکى از بدترین موارد خشونت علیه زنان، موضوع فساد اخلاقى است که در آنجا در آمار بسیار بالائى قرار دارد.
یک نمونه عرض کنم که سازمان ملل در سال ۲۰۱۱ به مناسبت سالروز منع خشونت علیه زنان آمارى تکاندهنده در خصوص تجاوزهاى جنسى و خشونتهاى شدید علیه زنان در کشورهاى غربى را گزارش داده است. مطابق آمارهاى رسمى منتشرشده در غرب، در کشورهاى استرالیا، کانادا و سرزمینهاى اشغالى، توسط رژیم صهیونیستى، ۴۰ تا ۷۰ درصد زنان کشتهشده در این کشورها و مناطق، توسط شریکان جنسى خود به قتل رسیدهاند. در آمریکا نیز یکسوم زنانى که هرساله به قتل مىرسند، توسط شریکان جنسى خود کشته شدهاند.
موارد خیلی فراوان است من در خطبه نمیتوانم بگویم. امروز سخن از بردگی جنسی میکنند که شکل مدرنی هم به خود گرفته که به گزارش بعض پایگاههای اطلاعرسانی آمریکائی سالانه حدود ۲۰ هزار نفر براى بردگى به آمریکا قاچاق مىشوند. این افراد که با وعده کار یا تحصیل به آمریکا آورده مىشوند، هر یک به قیمتى بین ۱۰ هزارتا ۳۰۰ هزار دلار به فروش مىرسند. این جدا از کسانى است که با ملیت آمریکایى به بردگى گرفته مىشوند و آمار درستى از آنها در دست نیست.
همه اینها حکایت از این میکند که اگر مرزهای اخلاقی رها شود و به مسائل عفاف و حجاب توجه نشود، مسئله امنیت اخلاقى و اجتماعى خطرناک و فاجعهآمیز مىشود. کسانی که سبک زندگی غربی را ترویج میکنند دانسته یا ندانسته در مسیر انحطاط خانواده و اخلاق و انسانیت قدم برمیدارند. امروز راهبرد غرب خانواده زدایی است و آن را با هرزگی زن کلید زده و با روش جنگ نرم در لایههای مختلف در حال اجرا در ایران است.
لذا لازم است مردم و مسئولین خوب میدان را بشناسند و آرایش جنگی مناسب داشته باشند و از کارهای انفعالی و بیثمر خودداری کنند. اگر خانواده از نظام اسلامی گرفته شود چرخه تمدن سازی که در مسیر آن در حال حرکت هستیم مختل خواهد شد. تلاش برای اباحهگری به همین جهت است که خانواده که بستر پرورش انسانها، نسل پروری و تربیت و شکوفایی استعدادهاست از بین برود.
بانوان ازنظر دشمنان ما نقاط استراتژیکی هستند که باید از بین بروند. نه اینکه حذف فیزیکی شوند؛ بیاثر و بیخاصیت شوند. روایتی که رسول خدا راجع به مادر گفت را ببینید؛ آنکسی که خودش را بزک میکند، نیمه عریان میکند و در مرئا و منظر چشمهای هوس آلود قرار میدهد، این کجا و آن کجا! او آیا میتواند تمدن سازی کند؟! او آیا میتواند قاسم سلیمانی پرورش بدهد؟! او میتواند انسانهای ازجانگذشته پرورش بدهد؟!
گذشته از کار فرهنگی کارهای سیاسی و روانی هم انجام میدهند که فرصت بیان نیست. آمار سازیهای غلط و دروغ علیه وضعیت بانوان در ایران میکنند که در اغتشاشات اخیر نمونهها را دیدید. از بانوان در امیال سیاسی و چالشهایی که ایجاد میکنند لیدرسازی میکنند و عنوان جنبش زنان به آن میدهند و امثال اینها. با کمک جریانات همسوئی که در داخل دارند سعی میکنند توسط کنوانسیونهای مختلف به ایران فشار بیاورند تا از مبانی خودش عقبنشینی کند.
بههرتقدیر همه ما باید نسبت به خانواده و ارکان آن و حفظ و حراست از آن جدی و کوشا باشیم و از سبک زندگی اسلامی ایرانی عقبنشینی نکنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از شرک بری هستند و به هیچ قسم از اقسام شرک مبتلا نیستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۴ از حکم نهجالبلاغه ۲۰ مورد را اشارهکردهاند که خداوند واجب کرده است و من در هر نوبت به تعدادی اشاره میکنم.
فرمودند: «فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ». خداوند ایمان را به خاطر پاکى از شرک واجب کرده است. حضرت از ایمان شروع کردند چون ریشه همه امور واجب و مستحب است. وقتی ایمان میآید، شرک از بین میرود؛ و شخص، موحد و با ایمان و خداشناس میشود.
بعد راجع به نماز فرمود: «وَ الصَّلَاهَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ»؛ و نماز را براى منزّه بودن از کبر واجب کرده است. نماز را شارع برای کنترل نفسی که همه خودخواهىها و خواهشهای غیرمعقول و غیر مشروع از او نشئت میگیرد قرار داده است. نماز فضائل انسانی و الهی را شخص مستقر و ملکه میکند و بدیها را از او دور میکند. ناگزیر ازجمله نتایج نماز پاکسازی انسان از کبر و خودخواهى است. خداوند تقوا را در همه ما بیشتر بگرداند.
آرامآرام به ماه امام حسین و شور و حماسه محرم نزدیک میشویم. خیمههای معرفت و انسانسازی عَلم میشوند و هر کس بهاندازه استعداد خودش از این دریای بیکران معرفت و شعور بهره میبرد. امام حسین مظهر رحمت واسعه الهی است که هم ارائه طریق میکند و راه نشان میدهد و هم دستگیری میکند و به مقصد میرساند. هم چراغ است که راه را نشان میدهد و هم کشتی است که به مقصد میرساند.
مسجدها و هیئات را مثل همیشه پرشور حفظ کنید. مدیران محترم برای همه لحظاتِ جلساتی که دارند برنامه داشته باشند. سعی کنید همه مشارکت داشته باشند بخصوص نوجوانان و جوانان.
حتماً جلسات را با قرآن شروع کنید. تصمیم امسال همه مساجد و هیئات این باشد که جلسهای بدون قرآن شروع نشود. اگر کسی هم آیات تلاوت شده را کوتاه ترجمه کند خوب است. راجع به فلسفه قیام و ابعاد مختلف آن فکر و مطالعه کنید.
برای اینکه اشک چشمتان تأثیر لازم را برای شما داشته باشد از چشم خود در برابر خلاف و گناه مواظبت کنید. طهارت زبان و چشم و گوش و قلب اساس کار است.
از زیارت عاشورا و شرکت در مجالس غافل نباشید. گویندگان و مبلغان محترم هم فرصت محرم را مغتنم بشمارند و در مسیر تبیین معارف و اخلاق و سیاست و حکومت دینی و دشمنیهای نظام سلطه و شگردهایی که امروز بکار میبندد همانطور که رهبر معظم انقلاب چند روز پیش فرمودند، مجاهدت کنید. باورهای دینی و اعتقادی مخاطبین خود را بالا ببرید ایمان و امید را در دل آنان مستقر کنید.
روز اول محرم روز شعر آئینی هم هست که خودش تبلیغ و رسانه است و الحمدلله استان البرز ازاینجهت از غنائی به خاطر شعرای خوب و مطرح برخوردار است که لازم است در جلسات از این عزیزان بیشتر استفاده شود
۲۶ تیرماه ۱۳۵۹ شورای نگهبان با حکم حضرت امام تأسیس شد. شورای نگهبان به علت جایگاه راهبردی و ویژهای که در نظام اسلامی دارد بیشترین دشمنیها نسبت به او میشود. از زمان تشکیل این نهاد تا امروز، جریانهای مخالف با حاکمیت دینی و حتی اشخاص هم فکر این جریانات، با شورا مخالفت کردهاند و گاهی کار به توهین و تضعیف کشیده شده است.
شورای نگهبان همیشه موردتوجه و حمایت امامین انقلاب بوده است. رهبر معظم انقلاب در بیانی فرمودند: «شورای نگهبان، عماد ملت و دین و مایه اطمینان و سکینه قلب مؤمنین است و در حقیقت نبض نظام اسلامی به شمار میرود…» بعد یک عده او را تضعیف میکنند؛ تنقیص و توهین میکنند؛ چرا؟ چون او را رد صلاحیت کردند مثلاً.
و یا فرمودند: «شورای نگهبان هویت موردنظر نظام و وجود و عدم وجود آن، به معنای وجود و عدم وجود نظام جمهوری اسلامی ایران است»؛ یعنی اگر شورای نگهبان را بگیریم دیگر جمهوری اسلامی مشروعیت ندارد.
سابقه تشکیل مثل این شورا در ایران به دوران مشروطیت بازمىگردد که دسیسه کردند و اجرائی نشد؛ اما بعد از انقلاب با دستور و پیگیری جدى حضرت امام در قانون اساسى گنجانده شد. این شورا باصلابت جلوی کسانی که ناجوانمردانه قصد دارند و داشتند اسلامیت و یا جمهوریت نظام را از بین ببرند قاطعانه ایستاد. تا امروز نگذاشته است احکام و قوانین غیر اسلامی وارد عرصه مدیریتی کشور شود.
گاهی سازمانیافته علیه شورای نگهبان تاختهاند اما به حمد الهی تا امروز با اقتدار کامل جلوی زیادهخواهیها ایستاده است و البته این به معنای بیخطا بودن شورا نیست که باید با انتقاد سازنده اگر نقصی هست برطرف شود اما کسی حق تضعیف و تنقیص ندارد. خود حضرت آقا یکوقتی فرمودند: «من نسبت به بعضی از نظرات شورای نگهبان ایراداتی دارم مخالفتهایی دارم بعضی را قبول ندارم اما چیزهایی که تصویب میشود لازم است همه اطاعت کنند». انتقاد اشکالی ندارد.
تعبیر حضرت آقا را فراموش نکنیم که فرمودند: شورای نگهبان مانع ورود ناخالص به ارکان نظام است. خود همین کارکرد است که دشمنیها را برمیانگیزد که چنین نهادی نباشد.
به همه عزیزان شورا اعم از فقها و حقوقدانها و کسانی که همکاری دارند خدا قوت عرض میکنیم و امیدواریم مثل همیشه در انتخابات پیش رو ارزیابی و نظارت لازم را داشته باشید.
یکی از موفقیتهای دولت فعلی برخلاف فرصت سوزیها و منفعت سوزیها و از بین بردن منافع ملی دولت قبل، روشی است که در سیاست خارجی و توسعه ارتباط با کشورهای جهان در پیش گرفتهاند که در این نوبت دومین قاره بزرگ جهان با منابع و منافع مختلف که برای کشور ما از جهات گوناگون مزایای فراوان به همراه دارد مدنظر آقای رئیسجمهور بود که بعد از ۱۱ سال، سفر انجام شد با آن استقبال که در خبرها دیدید و خیلی جالب بود. بعضی صحنههایش اشکآور هم بود از ارادت و عشقی که به خرج دادند.
به ایشان و تیم همراه خدا قوت عرض میکنیم و قطعاً برای کشور آوردههای فراوان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خواهد داشت. البته استکبار و حامیان داخلی از این فرصتها که برای ایران فراهم میشود ناراحتاند؛ خب باشند ما هم ناراحتی خود را در جمعه با شعار همیشگی نثار آنان میکنیم مرگ بر آمریکا.
یک نکته هم عرض کنم، مسیری که در سیاست خارجی طی میشود کاملاً روشن است ایران با هیچکس بر سر تمامیت اراضی خود شوخی ندارد. ایران با کشورهای متعددی قرارداد و معاهده دارد که با هرکدام در چهارچوب همان تعهدات عمل میکند و اگر آنها هم تخلفی داشتند اعتراض میکند کما اینکه در جریان الحاق کِریمه و دو منطقه دیگر به روسیه ایران این کار را رسیمت نداد و اعتراض کرد و تمامیت سرزمینی کشورها را احترام گذاشت و لذا اینطور نیست که اگر با کشوری تعهد داشت دست از اصول خود و یا منافع خود بکشد.
موضعی که روسیه نسبت جزایر سهگانه ایران گرفت کاملاً غلط بوده و باید جبران کند و جمهوری اسلامی هم مثل سلاطین خودفروخته گذشته نیست که خاک کشور را به اجانب بذل و بخشش کند. از یک اپسیلون هم نمیگذرد.
ولی این روزها بعضی خوب چهره خود را بدون روتوش به مردم نشان میدهند. کسانی که برای درآمدزایی توصیه میکردند خوب است با امارات مذاکره کنیم برای فروش جزایر حالا زبان بازکردهاند کذا و کذا.
در دوران دفاع مقدس خواستند مناطقی را از ایران جدا کنند اما نتوانستند، مقاومت و ایستادگى مردم ایران در برابر متجاوز و پیروزىهاى مکرر ایران در جبهههاى نبرد از سال دوم جنگ، خوشایند استکبار جهانى نبود. لذا در ماههاى آخر جنگ، آمریکایىها مستقیم، وارد صحنه شدند. سکوهاى نفتى ما را بمباران مىکردند. هواپیماهاى عراقى را برای بمباران نفتکشهای ما هدایت مىکردند. فرانسوىها هواپیماهاى پیشرفته سوپر استاندارد و میراژ ۲۰۰۰ در اختیار عراق گذاشتند و روسها نیز مدرنترین هواپیماهاى جنگنده خود را به عراق ارسال کردند. کویت و عربستان دلار میدادند، آلمانىها سلاح شیمیایى در اختیار عراق مىگذاشتند؛ و عراق هم گسترده از سلاح شیمایی در مناطق مسکونى و جبههها استفاده مىکرد. عملاً تحت نظارت مجامع بینالمللى اقدام به نسلکشی کرده بودند. بااینحال نتوانستند در مقابل قدرت مقاومت ایران مقاومت کنند.
تا ۲۹ تیرماه سال ۶۶ در شورای امنیت سازمان ملل ۸ قطعنامه در مورد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تصویبشده بود؛ اما مجبور شدند با تصویب قطعنامه ۵۹۸ در ۲۷ تیرماه سال ۶۷ و پذیرش آن توسط ایران به بخشى از مطالبه نظام اسلامى تن دهند.
بااینحال امام پذیرش قطعنامه را مثل نوشیدن جام زهر دانستند و به مردم علت پذیرش را توضیح دادند. متن قطعنامه را بخوانید و تحلیل حضرت آقا را که قبول را حرکتی از روی درایت و عقل دانستند را یکبار دیگر مرور کنید.
راجع به بازنشستگان و تأمین اجتماعی در نوبت دیگری با قید حیات عرض خواهم کرد. قبل از خطبهها مدیرکل محترم مواردی را که در استان البرز انجامگرفته نسبت به بازنشستگان و مسائل مربوط به تأمین اجتماعی برای شما بیان فرمودند که از ایشان تشکر میکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/4/9 | 1402/4/9حقوق بشر را ابزاری برای سلطهگری و فشار بر کشورهای دیگر قرار دادهاند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه72
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مؤمنین و مؤمنات خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین آخرتگرا هستند و آخرت را بر مصلحتهای دنیا ترجیح میدهند. در بحث فرزند آوری و تکثیر جمعیت هم نگاه میکنند ببینند امروز چه وظیفهای بر عهده آنان است، همان را دنبال میکنند.
آیات و روایاتی که تشویق به فرزند آوری کردهاند را بررسی کنید همیشه در زمانی تشویق به این امر شده که مسلمین در شرایط سخت اجتماعی زندگی میکردند؛ یعنی فرزند آوری مربوط به زمان رفاه و آسایش و فراوانی نیست؛ بنابراین کسانی که تشویق به سقط جنین با استدلالهای واهی میکنند در مسیر نسلکشی که منهی است قرار دارند.
به استناد حقوق بشر میگویند حقوق زن و مرد یکسان است و سقط جنین و آنچه زن در رحم دارد جزئی از اجزاء اوست و جنین هیچ حق و احترامی ندارد. زن حق دارد زندگی خوب و آسودهای داشته باشد، لذا میتواند جنین را سقط کند و این کار از حقوق مسلم زنان است؛ اما از نظر شیعه و روایات اهلبیت علیهمالسلام جنین موجودی است که احترام دارد و کسی حق تعرض به او در غیر موارد مشروع را ندارد و الا گذشته از اینکه سقط فعلی حرام و مخالف عقل است، باید غرامت هم بپردازد.
یک توجه بفرمائید: در جامعه اسلامی همیشه مصلحت آخرت بر مصالح دنیایی مقدم است. فرد مسلمان گاهی برای اینکه از اجر و ثواب بیشتری بهره ببرد، سختیهایی را تحمل میکند؛ یعنی اگر امر دائر شود که مصلحت دنیا را انتخاب کند و یا آخرت را، مخصوصا وقتی امور آخرتی بر امور دنیا تأثیرگذار باشد، آخرت را مقدم میدارد.
لذا در بحث فرزند آوری زحمات فراوانی برای پدر و مادر به وجود میآید از تحمل بارداری برای مادر گرفته تا تأمین هزینههای زندگی برای پدر و محبت به فرزندان که همه اینها اجر اخروی دارد و مقدمِ بر آن است که این بچهها افراد شایستهای هستند و کمالاتی دارند و یا برای کشور موجب عزت و اقتدار خواهند بود که همه مصالح دنیا هستند.
گاهی بعض استدلالها هم خندهآور است، البته حرف خود را مستند به بعض از روایات میکنند. مثلاً گفته میشود اوضاع اجتماع با توجه به فضاهای جدیدی که به وجود آمده و دسترسی به مطالب فاسد کننده دین و ایمان بیشتر و راحتتر شده، پس جمعیت کمِ با ایمان بهتر و مقدم بر جمعیت زیادی است که ایمان ندارد.
چون در روایات دارد در آخرالزمان فسادهایی فراوان میشود. این مفاسد که مخصوص مسلمین نیست بلکه همه دنیا مبتلا هستند و اتفاقاً با کم شدن مسلمین فساد گستردهتر و فراگیرتر میشود. برای اینکه زیر بار فرزند آوری نروند اصلِ مسئله را پاک میکنند. نمیدانند که اگر تعداد مسلمین کم شود اقتدار و حفظ اجتماعشان کم خواهد شد.
مطلب دیگر اینکه در نهجالبلاغه دارد: «قِلَّهُ الْعِیَالِ أحَدُ الْیَسَارَیْنِ». کم بودن عیال و افراد تحت تکفل، یکی از دو راحتی است. با استفاده از این روایت تلاش میکنند تا اثبات کنند فرزند کمتر بر زیادی اولاد برتری و استحباب دارد. با اینکه از روایت استحباب کم فرزندی فهمیده نمیشود. روایت در مقام بیان اتفاقی است که واقع میشود که اگر تعداد کم باشد هزینه و مخارج کم میشود، اما اینکه باید بر این مسئله هم اقدام داشت روایت گویا نیست.
در ضمن باید توجه داشت که مراد از کلمه عیال، فرزند نیست. عیال یعنی نانخور و تحت تکفل. چنانچه شما فرزندانی دارید که جدا شدهاند و نانخور شما نیستند و گاهی انسان افرادی را سرپرستی میکند که فرزند ما نیستند؛ یعنی میشود به زیادشدن نسل سفارش کنیم و از طرف دیگر هم تلاش کنیم افراد تحت تکفل خود را کم کنیم. اگر کسی کسب مال کرد و عائله زیاد هم داشت این روایت نفی نمیکند.
در کنار این روایت ما روایات دیگری داریم که نشان میدهد، برداشتی که کردهاند درست نیست. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کس که از ترس مخارج زندگی ازدواج نکند به ذات الهی سوءظن دارد.
بعلاوه ما موارد فراوان داریم که زیادی فرزند را نعمت میشمارد و در دعا، داعی از کمی جمعیت اهل ایمان شکایت میکند. «اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا… و قله عددنا…» و گاهی از اینکه جمعیت زیاد شده از خدا تشکر میکند. در قسمتی از آیه ۸۶ سوره مبارکه اعراف فرمود: «…وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلیلاً فَکَثَّرَکُمْ…» و به خاطر بیاورید زمانى را که اندک بودید و او شما را فزونى داد…
البته به این نکته هم توجه داشته باشید که گاهی چون افراد اهل کفر و کفران نعمتها هستند خدای تعالی آنان را مهلت میدهد تا جبران کنند و اگر متنبه نشوند، نعمت را از آنان میگیرد. مثلاً در آیه ۵۵ سوره مبارکه توبه فرمود: «فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ»؛ و فزونى اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد خدا مىخواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب کند و در حال کفر بمیرند.
بههرتقدیر غیر از حکومت و نظام اسلامی که وظائفی دارد، همه ما موظفیم برای تکثیر نسل فرهنگسازی و زمینههای لازم را فراهم کنیم. آنچه در فرهنگ اسلامی پیرامون مسئله جمعیت و تکثیر نسل و تعلیم و تربیت آنان و کسب حلال و اشتغال و مسکن و امثال اینها مطرح است را تبلیغ و ترویج کنیم. و این بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام را هم فراموش نکنیم که فرمود: «تَنزِلُ المَعُونَه علی قَدرِ المَئُونَهِ». کمک الهی به مقدار مؤونه زندگی فرود میآید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین توحید محورند و هر اتفاقی که برای آنان پیش میآید خداشناسی آنان تقویت میشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ». خدا را از به هم خوردن تصمیمها و باز شدن گرهها و حلّ مشکلات شناختم.
قطعاً برای شما اتفاق افتاده که راجع به کاری انگیزهای پیدا میکنید و تصمیم جدی میگیرید که کاری را انجام دهید؛ اما تصمیم شما به هر دلیلی (مانعی پیش میآید و یا انگیزه از بین میرود) به هم میخورد. امیرالمومنین علیهالسلام میفرمایند این دگرگونیها که در جان انسان واقع میشود باید خداشناسی ما را تقویت کند. چون این حالات نفسانی که خودبخود نیستند. هر موجودی که حقیقتش را از خدا میگیرد همهچیزش وابسته به خدا و از خداست؛ و این یعنی فقر، همانکه رسول خدا طلب میکرد و از خداوند میخواست که فقر او را یعنی احتیاجش به خدا را بیشتر کند. خدا تعالی فهم درست معارف به ما عنایت کند.
۱۵ ذیالحجه ولادت امام هادی علیهالسلام بر شما مبارک باد. نکتهای راجع به دوره امامت حضرت عرض کنم. بعد از شهادت امام کاظم علیهالسلام تغییراتی در جامعه به وجود آمد و بحث درباره ائمه علیهمالسلام عادیتر شد و خود حضرات هم علنی راجع به ولایت و مقامات اهلبیت صحبت میکردند و مباحث و مصادر مهمی که راجع به امامت داریم مربوط به همین زمان است مثل زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه و امثالذلک.
البته حکومت هم نسبت به ائمه با غلاظ و شداد بیشتری عمل میکرد بهطوریکه در زمان امام هادی علیهالسلام اوضاع سختتر هم شد. خلفا هم به خاطر حضور افراد قدرتطلبی از غیر اعراب، در کنارشان، حکومتشان دچار تزلزل شدید شده بود، فقط در دوران کوتاه امامت امام هادی ۶ خلیفه عباسی عوض شدند.
از طرف دیگر تمام ارکان و اجزاء تبلیغ و تبیین هم در دست طاغوت بود. گاهی تلاش میکردند مسیر واقعی امامت را با مطرح کردن اشخاص دیگر مثل برادر امام و امثال آنان به انحراف بکشانند. اینجا امام هادی مثل امام سجاد علیهماالسلام اقدام به انشاء زیارتنامه کرد و معارف درجهیک را به همین وسیله حفظ و توسعه داد.
من فقط بعض قسمتها را ترجمه میکنم جهت یادآوری بدون توضیح چون هر بند زمان فراوانی برای شرح میخواهد. در زیارت جامعه به نقشی که اهلبیت در هستی عالم دارند اشاره شد. «بِکمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکمْ یخْتِمُ». شروع و انتهای هستی با شماست. اولین نوری که خداوند خلق کرد نور پیامبر و آلش بود، هرچه خیر است با حضرات شروع میشود و آخرین دولت هم مربوط به این خاندان است. طبق روایات خدا دین را با آنان شروع و تمام میکند؛ یعنی هم در نظام تکوین نقش دارند و هم در نظام تشریع و قانونگذاری.
خداوند توسط این بزرگواران احکام خودش را در جامعه نشر میدهد. همانطور که اهلبیت علیهمالسلام به اذن الهی در نظام تکوین هم نقش دارند که در زیارت جامعه به آن اشاره دارد مثل: «بِکمْ یُنَزِّلُ الْغَیثَ». بارش باران، «بِکمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ». از بین برنده غم و غصه، «[بِکمْ] یَکشِفُ الضُّرَّ». گشایش گرفتاریها، «فازَ الْفآئِزُونَ بِوِلایتِکمْ». هرکس خوشبخت شد به ولایت شما بود. اصلاً اگر کسی بخواهد اهل بهشت باشد باید دستش در دست شما باشد. «بِکمْ یُسْلَکُ اِلَی الرِّضْوانِ». همانطور که پذیرش ولایت اهلبیت اولین اثرش، نجات از آتش است. «بِکمْ اَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ وَ مِنَ النَّارِ.»
امام صادق علیهالسلام فرمودند: به خدا سوگند، هر بندهای که خدا و فرستادهاش را دوست داشته باشد و ولایت ائمّه علیهمالسلام را پذیرفته باشد و از دنیا برود، آتش دوزخ به او نمیرسد. همین مقدار بهعنوان نمونه در شناخت جایگاه اهلبیت بس است و اگر بخواهید امیرالمؤمنین علیهالسلام را بخصوصه خوب بشناسید به زیارت غدیریه امام هادی مراجعه کنید. زیارتی که به فرموده مرحوم شیخ عباس قمی میشود هرروز خواند.
در آستانه ایام غدیر هم قرار داریم. این عید را اهمیت بیشتری بدهیم و به ابعاد مختلف آن بیشتر توجه کنیم. تعظیم شعائر الهی نشانه تقوای دل است. یوم التبسم است روز خندان بودن و شاد بودن است. برنامههای شادی که در شأن اهلبیت باشد ترتیب بدهید هر کس بهاندازه توان خودش. امام رضا علیهالسلام فرمود: اگر مردم فضیلت حقیقی این روز را میدانستند، فرشتگان در هرروز ده مرتبه با آنان مصافحه میکردند. رسول خدا فرمودند افضل اعیاد امت من است.
مکتب ما به غدیر وصل است و لذا بحث غدیر مربوط به یک روز و یک هفته نیست. مکرر عرض کردم باید در طول سال به غدیر وصل بود. زندگی ما بر اساس غدیر باید تنظیم شود راجع به غدیر صحبت خواهم کرد انشاءالله.
نام امیرالمؤمنین و اهلبیت که برده میشود انسان یاد قرآن میافتد چون اینان قرآن ناطقاند. مبین قرآناند. معارف قرآن با اینها شناخته میشود. از روز اول که آیات الهی بر قلب پیامبر نازل شد، دشمنیها با تبیینکننده قرآن شروع شد و چقدر رسول خدا را اذیت کردند؛ تا حدی که حضرت فرمود هیچ پیغمبری مثل من اذیت نشد. بااینکه انبیاء خیلی اذیت شده بودند.
بعد با امیرالمؤمنین در سه جنگ سخت جنگیدند تا نتواند حقائق قرآن را تبیین و عملیاتی کند و دولت او تشکیل شود. جلوه دیگر قرآن ناطق را در کربلا ورقورق کردند و همینطور ادامه دادند.
و امروز که نور قرآن عالمگیر شده و مکتب اهلبیت جلوهگر شده و قلوب پاک را به سمت خود فرامیخواند، به خود قرآن تعرض و اهانت میکنند. قدرت مقابله با پرتو پر تشعشع قرآن و اسلام را ندارند. اسلام هراسی راه انداختند گروههایی درست کردند که با چهرهای خشن به اسلام لطمه بزنند و دهها کار دیگر در این سالها انجام دادند اما نتوانستند جلوی روند پرسرعت گرایش به اسلام و مکتب اهلبیت را بگیرند.
آمار و ارقام در رسانههای خودشان موجود است و برایشان نگرانی ایجاد کرده لذا لگدپرانی میکنند. یکی دو نمونه را عرض کنم: در همین سوئد که اهانت صورت گرفته و در همینجا میخواهیم که دولت سوئد به وظیفه قانونیاش درست عمل کند و پاسخگوی تکرار چنین اتفاقاتی که در هیچ جای دنیا پذیرفتهشده نیست که اجازه دهند به مقدسات جمعیت معظمی در جهان توهین شود، باشد. کدام انسان مسلمان و آزادهای در جهان این اهانت را میپذیرد و محکوم نمیکند؟
شما که دم از حقوق بشر میزنید، آیا این پایمال کردن حقوق انسانها و ارزشها نیست؟ چرا اجازه میدهید در ایام حج که مسلمین در کنار هم در حال انجام حج هستند حرمت مقدسات الهی شکسته شود و احساسات دینی میلیونها مسلمان جریحهدار شود؟ آیا این خشونتگرائی که در منشور ملل نهی شده نیست؟ آیا احترام به ادیان الهی بخشی از حقوق بشر نیست؟ میخواهند نور خدا را با فوت خاموش کنند اما این نور تا نابودی کافران و طلوع دولت کریمه مهدوی تابنده است و به کوری دشمنان اهلبیت هرروز بر فروغ و تشعشع آن افزوده میشود.
عرض میکردم در همین سوئد، منابع رسمی در سال ۲۰۱۷ از کل جمعیت ۱۰ میلیون نفری سوئد نزدیک ۹۰ هزار نفر مسلمان هستند. دومین دین بزرگ در سوئد و در اروپا اسلام است و چون نرخ باروری در آنجا و اکثر جوامع مسلمان بالاست و سرعت رشد مسلمین را بالا برده، نگران هستند. همین الان جمعیت مسلمانان در بعض ایالات امریکا مساوی یا بیشتر شده و گفته میشود رشد اسلام در آمریکا بیشتر از سالی ۶ درصد است. در خبری هم خواندم که نزدیک ۲۰ هزار نفر سالانه در امریکا مسلمان میشوند.
خب همه این خبرها باید اروپا و آمریکا را نگران کند؛ و با کتاب هدایت و نور و مسیر سعادت مخالفت کنند؛ البته میدانند که قرآن روح حماسه و طاغوت ستیزی و شهادتطلبی و دهها فضیلت دیگر را در انسانها زنده میکند که هرکدام به تنهائی برای اینکه انگیزهای جهت قیام در برابر طاغوت در فرد ایجاد کند کافی است.
حقوق بشر که خدای تعالی توسط انبیاء به انسان تعلیم کرد را ابزاری برای سلطهگری و فشار بر کشورهای دیگر قرار دادهاند. دم از حقوق بشر میزنند اما کمترین حقی برای شهروندان خودشان قائل نیستند. در ایران دیدید که برای یک موضوعی که بهدروغ به پلیس نسبت دادند چه بلوایی راه انداختند اما در روز روشن با سلاح گرم شهروندشان را به گلوله میبندند و بعد از حقوق بشر حرف میزنند.
توجه دارید که رویدادهای مهم را برای اینکه از یادها نرود نامگذاری میکنند و بعد با روش جهاد تبیین به آن حوادث و اتفاقات میپردازند مثل حوادث مهم و جنایاتی که در روزهای ماه تیر بخصوص ششم تا دوازدهم باواسطه و بیواسطه آمریکا علیه ملت ایران واقع شد که حضرت آقا فرمودند هفته حقوق بشر آمریکائی نامگذاری شود و در این هفته جنایات آمریکا در حق ملت خودش و ملل جهان و بهخصوص ایران تبیین شود.
جالب است بدانید طبق کنوانسیون ژنو و قوانین جنگی مربوط به حقوق بینالملل که در دیوان بینالمللی کیفری بررسی میشود، آمریکا برای عضویت در این دادگاه شرط گذاشته که جنایات جنگی سربازانش در هیچ دادگاهی بررسی نشود. این حقوق بشری است که میگویند.
در داخل خود آمریکا با برچسب تروریسم به اسلام و افراد دیگر حقوق شهروندی و آزادیهای مدنی را از بین میبرند. همه ارتباطات الکترونیکی شهروندان اعم از ایمیل و صفحات مجازی و گفتگوها کنترل میشود. تبعیض نژادی و وضعیت سرکوب رنگینپوستان که معلوم است. وضعیت نقض حقوق زنان که داستانی غمانگیز دارد اینها که شعار زن میدهند بدون حب و بغض بروند بررسی کنند. حمل سلاح را (برای حفظ منافع سرمایهداران صهیونیست در تولید اسلحه)، آزاد گذاشتهاند و طبق آمار ۸۲ درصد کشتار توسط سلاح گرم در آمریکا واقع میشود. دیدید کشتاری که فقط در مدارس صورت میگیرد. در آمار آمده بود فقط دریک سال ۱۴ روز پلیس خشونت نداشته است.
در ایران را یادم هست یک خطبه کامل راجع به جنایات آمریکا فهرست کردم که حمله ناوگان آمریکائی به هواپیمای مسافربری در ۱۲ تیر سال ۶۷ گوشه کوچکی است از مجموعه جنایات آمریکا در حق ایران. در سطح جهان هم که میبینید حقوق بشر را حربهای قرار داده است تا مستقیماً در امور کشورها دخالت کند و از کسانی که نقض حقوق بشر میکنند حمایت میکند؛ و خودش هم به همین بهانه کشتار میکند و سازمان ملل هم سرکار است با رفتار آمریکا.
اما دیگر کار آمریکا تمام شده است بهخصوص بعد از شکستهای راهبردی در سیاستهای منطقهای و بینالمللی که با هدایت مستقیم و غیرمستقیم ایران داشته و نتوانست ائتلاف سیاسی و نظامی برای حفظ ابرقدرتی خودش درست کند؛ و امروز دنیا برای مبارزه با آمریکا، با نماد سلطهگریاش که دلار است در حال ائتلاف هستند و حتی متحدان نزدیکش و اروپائیها هم همین مسیر را دنبال میکنند و این یعنی قدرت آمریکا که در عرصههای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و نظامی افول کرده بود. امروز در اقتصاد و پول هم افول کرده و دچار رکود و تورم شدید است و دلار در حال خارج شدن از اقتصاد دنیاست و این یعنی شعار مرگ بر آمریکای شما در حال تحقق خارجی است.
حالا هی یک عدهای به بهانههای مختلف دلشان برای آمریکا بتپد و از بر علیه دولت و عملکرد ضد آمریکائی و سیاستهای خارجی که معلوم شد اتفاقاً این دولت خوب بلد است با دنیا حرف بزند، حرف بیربط بزنند. حضرت آقا فرمود: «خاک بر سر آن ملت و دولتى که زیر بار تحمیلهاى آمریکا برود. چه سادهلوحى است که کسانى بگویند برویم پشت میز مذاکره با یک دستگاه متکبر و بىاعتقاد به اصول انسانى و حقوق بینالملل بنشینیم. آمریکاییها به اصول و حقوق بینالملل اعتقادى ندارند». آیا میشود با اینها نشست بر سر یک میز؟ باید کار خودمان را بکنیم و همان مسیری که دارد طی میشود بهترین مسیر است.
۱۴ تیر روز قلم است به همه صاحبان اندیشه و قلم تبریک عرض میکنم. حرف برای گفتن داشتم وقت گذشته فقط این را عرض کنم که خوب است اداره کل ارشاد برای نوقلمان ساکن استان که تولید قابلتوجه داشتهاند مراسم تقدیر و تشکری بگیرد که نویسندگان جوان و نوقلمان تشویق بشوند به ادامه نوشتن.
۱۴ تیر روز شهرداریها و دهداریها هم هست. ضمن تشکر از همه شهرداران که سالیان طولانی در این شهر خدماتی داشتهاند. بالاخره سعی افراد نباید مغفول بماند و باید تشکر کرد. به نکاتی اشاره میکنم.
شهرداریها به حقوق مردم توجه کنند سیما و منظر شهر باید شاداب و مفرح باشد، باید روح امید و نشاط را در مردم زنده کند معابر باید تمییز و نظافت شهر باید به چشم بیاید. متأسفانه بعضی مناطق نظافت درست نیست. مهمترین وظیفه ادارهکنندگان شهر نظافت و زیبایی شهر است. در نورپردازی آن دقت شود گاهی بعض معابر تاریک است امنیت روانی جامعه به هم میخورد با نورپردازی خیابانها و کوچهها میتوان انسانها را آرام یا پریشان کرد. خطکشیهای خیابانها و آسفالت معابر و کوچهها رسیدگی عاجل شود.
تراکم فروشی و ارتفاع ساختمانها توجه شود. واقعاً چرا اجازه داده میشود خانهای آنقدر بلند ساخته شود که به همسایهها ضرر برسد. قانون لا ضرر اینجا اجازه چنین کاری را نمیدهد باید در دادن پروانه مواظب حقوق مردم بود نه پولدارها. الان همینجا نزدیک مصلی دارند یک مجتمع بزرگ میسازند که یازده طبقه است آیا این محل کشش جمعیت و وسیله نقلیه و دهها مسئله دیگر که اضافه میشود را دارد درختانی که قطع شدهاند آیا قانونی بوده من مطلع نیستم ولی میفهمم که بافت محل به هم میخورد باید اگر تغییری صورت میگیرد بهاندازه باشد وقتی سؤال میشود چرا مجوز چنین ساختمان بلندی داده شده؟ میگویند مخارج پروانه را داده است خوب اگر کسی پول داشت، اجازه دارد شهر را هر جور دلش خواست خراب کند؟ برای کسب منابع اجازه تخریب محلات و شهر را ندهید. بافت فرسوده را با معماری اسلامی و ایرانی احیاء کنید. دست از بلندمرتبهسازیهای غیرمتعارف که فقط مافیای مسکن از آن سود میبرد بردارید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/4/2 | 1402/4/2شهید بهشتی شخصیتی منظم، تشکیلاتی و تشکیلات ساز بود / امروز به افرادی مثل شهید بهشتی احتیاج داریم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه73
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مؤمنین و مؤمنات خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا نسبت به مسائل اجتماعی حساس بوده و در هر مقطع وظیفه خود را بهخوبی انجام دادهاند.
بحث راجع به تکثیر نسل و فرزند آوری بود و اینکه افزایش جمعیت برای جامعه و نظام اسلامی مطلوبیت دارد و موجب عزت و اقتدار بیشتر است؛ مثلاً آیه ۳۵ سوره مبارکه سبأ فرمود: «وَ قالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبینَ» و گفتند: اموال و اولاد ما از همه بیشتر است؛ و ما هرگز مجازات نخواهیم شد.
و یا آیه ۳۴ سوره مبارکه کهف فرمود: «وَ کانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَرا» صاحب این باغ، درآمد فراوانى داشت به همین جهت، به دوستش درحالیکه با او گفتگو مىکرد چنین گفت: من ازنظر ثروت از تو برتر و ازنظر نفرات نیرومندترم.
یا آیه ۵۴ سوره مبارکه شعراء یا آیه ۶۹ سوره مبارکه توبه فرمود: «کَالَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّهً وَ أَکْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً …» شما منافقان، همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند و راه نفاق پیمودند بلکه آنها از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان بیشتر بود؛ که عرض کردم اگر شکرگزار این نعمت نباشیم خداوند نعمت را میگیرد.
عرض کردیم بحث ما بیشتر ناظر به آیات و روایات است و شبهاتی که بعضاً وارد میکنند. مثلاً اگر کسی به خاطر فرار از بچهدار شدن اقدامی در بدن خودش انجام دهد که آسیب و یا ضرر قابلتوجهی به او برسد و یا برای همیشه عقیم شود حرام است. اسلام ارشاد بهحکم عقل میکند که انسان اجازه ندارد و حرام است به بدن خودش ضرر برساند؛ یعنی اولاً عقل دستور میدهد که به جسم و جان خودت ضرر نزن و شرع هم دستور میدهد حفظ آن واجب است. آیا عقیم کردن، ضرر به نفس هست یا نه؟ در عرف قطعاً عقیم کردن دائمی ضرر به نفس است. شرع هم حرام میداند.
آخرین مطلبی که هفته گذشته مطرح شد روایتی بود راجع به سقطجنین. این عمل خلاف قانون، شرع، عرف و اخلاق است. معضلی است که متأسفانه با تشویق دشمنان و حنجرههای ناپاک مدتی است بهانحاءمختلف تبلیغ میشود.
امام کاظم علیهالسلام فرمودند از زمان نطفه نباید سقط صورت بگیرد؛ که اگر جنین صاحب روح شد که انسان کامل میشود و سقط او قتل نفس و از گناهان کبیره است با تبعاتی که دارد. قرآن کریم کشتن فرد را کشتن همه انسانها میداند. حتی در روایات دارد جنینی که از راه بغی و زنا منعقد شده را هم نباید سقط کرد.
به تعبیر امام رضا علیهالسلام، غیرِ از بین رفتن اصل و نسب فرد و ترک تربیت کودک و از بین رفتن ارثومیراث یکی از مفاسد زنا قتل نفس است. روایت شیخ مفید را مرحوم صاحب وسائل نقل میکند از امیرالمؤمنین علیهالسلام زن باردار زناکاری را نزد عمر آوردند. وی حکم به رجم آن زن داد. امیرالمؤمنین علیهالسلام به عمر فرمود: اگر بهواسطه زناکار بودن زن، بر او سلطه داری، چه اختیاری نسبت به فرزند داخل رحم او داری؟ خداوند میفرماید: هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد. در اینجا دارد که خلیفه گفت تو اگر نبودی من هلاک شده بودم. عمر گفت: ای ابوالحسن با او چه کنم؟ امام فرمود: از او نگهداری کن تا زایمان کند و زمانی که فرزند را به دنیا آورد و کسی برای سرپرستی طفل پیدا شد، حد را بر او جاری کن. از روایت میفهمیم که حفظ جنین، لازم و واجب و سقط آن، حرام و نامشروع است.
رسول خدا فرمودند: در روز قیامت اولین چیزی که درباره آن میان مردم داوری میشود خون است؛ و یقیناً اگر همه دنیا نابود شود، نزد خداوند اهمیتش کمتر از خونی است که بهناحق ریخته شود؛ و یا در روایات متعدد برای سقطجنین دیه مقرر شده است و این دلالت دارد بر اینکه سقطجنین جنایت است و حرام.
به یک نکته زیبا همه شما را توجه بدهم. قرآن کریم راجع به فرزند دار شدن انبیاء، از لفظ هبه استفاده میکند. چه آنجا که پیامبری از خدا فرزند میخواهد. مثل آیات ۵ و ۶ سوره مبارکه مریم که فرمود: «فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا، یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا» تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما.
و چه آنجا که خدا ابتدائا اعلام میکند که به انبیاء فرزند داده است؛ نظیر آیه ۷۲ سوره مبارکه انبیاء که فرمود: «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَهً وَ کُلاًّ جَعَلْنا صالِحین»؛ و اسحاق و علاوه بر او، یعقوب را به وى بخشیدیم و همه آنان را مردانى صالح قراردادیم.
چه وقتی بهطور عام خبر میدهد: مثل آیه ۴۹ سوره مبارکه شوری: «لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ». ملک آسمانها و زمین در اختیار اوست. خلق میکند هر چه را بخواهد؛ و به هر کس بخواهد دختر میبخشد و به هر کس بخواهد پسر میبخشد. موارد فراوان است به قرآن مراجعه فرمایید اینها را نمونه عرض کردم.
حالا کسی که اقدام به سقطجنین میکند یعنی هبه و هدیه الهی را که خداوند از روح خودش در او دمیده و به او کرامت بخشیده نابود میکند و این کفران نعمت است. بهجای تشکر و شکرگزاری ظلم و تعدی و ناسپاسی است.
رسول خدا فرمودند: هر درختی میوهای دارد و میوه دل فرزند است؛ و فرمودند فرزند صالح دستهگلی ازگلهای بهشت است. حالا شما میبینید که با سقط اینها را از بین میبرند. در روایت داشت که اگر کسی خداینکرده اقدام به چنین کاری کند خدای تعالی او را عقیم میکند یا نسل او را از بین خواهد برد و نمیگذارد توسعه پیدا کند.
راجع به دختران بهخصوص روایت خاصتری داریم که امام صادق علیهالسلام فرمودند: پسران نعمتاند و دختران حسنه هستند و خداوند از نعمتها بازخواست میکند و برای حسنات پاداش میدهد.
بحث فرزند آوری و تکثیر نسل و تشکیل خانواده و مسئله ازدواج و مسائل پیرامونی او باید اهمیت داده شود و گفتمان غالب باید در جامعه ما شود. زوائدش باید گرفته شود. آسانسازی شود. برجش گرفته شود. زوائد و خرافهها گرفته شود و در قالب سادهای بیفتد؛ و آن چیزی که خدا و اهلبیت و رسول خدا خواستند واقع شود.
من یکوقت راجع به ازدواج ساده عرض کردم که ما میگوییم مسلمانیم و اسلامی عمل میکنیم اما در مقام عمل اینطور نیستم امیرالمؤمنین وقتی به خواستگاری زهرای اطهر رفت پیغمبر از او سؤال کرد برای مهریه چه داری؟ حضرت هم فرمودند زرهی دارم. گفتند خب با همین زره جهیزیه تهیه کن. کجا گفته که جهیزیه را باید پدر عروس بدهد در این روایت؟ چه جهیزیه بار میکنند دو کامیون جهیزیه میبرد شش ماه بعد برمیگردد به خانه. خب آنچه باید تهیه کند شما فراهم کردید. هیچ خاطره خوشی از این زندگی برایشان نیست. همهچیز برایشان فراهم شده. زندگی را خود زوجین باید بسازند. آرامآرام کار کنند و فعالیت کنند و چیزی اضافه کنند و زندگی را بسازند.
امیرالمؤمنین خودش موظف شد که جهیزیه تهیه کند و لیست را گرفت و رفت کاسه و کوزه سفال گرفت و با لیف خرما تشک گرفت و در تاریخ خواندهاید. اگر عروس بداند که با مهریهاش باید جهیزیه تهیه شود راضی به دو سه تا کامیون جهیزیه نمیشود. راضی میشود که با چیزهای ساده زندگی را شروع کند. انقدر به آن زوائد اضافه کردیم که اصلش از بین رفته است. قسمت اعظم این کارها مسلمانی نیست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از کارهای سخت و دشوار فراری نیستند و به استقبال مشکلات میروند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَکْرَهْتَ نَفْسَکَ عَلَیْه». بهترین کارها آن است که نفس خود را بر انجام آن مجبور کنى؛ یعنی در جایی که برای انسان سخت است کاری را انجام دهد. باید با تمرین و ریاضت او را رام کنیم تا بهراحتی اقدام داشته باشد. این کار اجر و پاداش خودش را دارد و هر چه اعمال صالحی که انسان اقدام بر انجام آن دارد سودمندتر باشد، پاداش بیشتری دارد و البته در تزکیه نفس و تربیت انسان نقش اساسی دارد. دربیانی رسول خدا فرمودند: برترین اعمال، دشوارترین آنهاست. خداوند همه ما را موفق بگرداند در انجام اعمال نیک و صالح بدون منت و ریا.
مناسبتهای تیرماه با مناسبتهای فراوان ماه عظیم ذیالحجه در کنار هم قرار گرفته و هرکدام از اهمیت خاصی برخوردار است.
۵ تیر مصادف با ۷ ذیالحجه شهادت امام باقر علیهالسلام را به همه شما تسلیت عرض میکنم. راجع به سیره و زندگی امام باقر مطالب مختلفی عرض کردهام امروز به نکته دیگری اشاره میکنم. قرآن کریم بهشدت ایجاد اختلاف و تفرقه را از دشمنیهای شیطان نسبت به بشر میداند و در مقابل ایجاد وحدت، همدلی، دوستی، مدارا، برادری و امثال اینها را یکی از مهمترین دستورات همه انبیاء الهی میداند.
در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «بِمُوالاتِکُمْ… اِئْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ». به برکت ولایت شما، افتراقها، تبدیل به ائتلاف شده است؛ یعنی چون حضرات معصومین حق هستند، اگر همه گرد حق جمع شوند، اتحاد به وجود میآید. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۹ فرمود: ما تکیهگاه میانِ راه هستیم که هر که جامانده باشد، خود را به آن میرساند و آنکه جلو افتاده است بهسوی آن بازمیگردد. «نَحْنُ النُّمْرُقَهُ الوُسْطی، بِها یَلْحَقُ التّالی و إلَیْها یَرْجِعُ الغالی.»
با این مقدمه عرض میکنم امام باقر علیهالسلام محور وحدت امت اسلامی است. در ایام حج هستیم، روز هشتم که یوم الترویه است رسم بوده برای رفتن به عرفات و منی و ایام تشریق آب جمع میکردند. بعد از محرم شدن در کنار خانه خدا همه حجاج از هر فرقهای که بودند به سمت عرفات حرکت میکردند. روز هشتم همان روزی است که امام حسین علیهالسلام محرم به احرام حج نشد و به سمت عراق حرکت کرد. در ماههای حج هم عمره مفرده انجام داد نه عمره حج تمتع.
یک غلطی مشهور است اینجا بد نیست این را بگویم. میگویند امام حج خویش را نیمهکاره گذاشت و رفت کربلا. این حرف غلط است. من از بعضی از دوستان هم دیدهام که این را میگویند. بعضی از مداحها هم این را میگویند. امام عارف به احکام الهی است. او مشرع احکام است. اینگونه نیست که مسئله نداند. اگر کسی به عمره تمتع محرم شده باشد، در ایام حج دیگر نمیتواند حج خودش را نیمهکاره بگذارد. حرام است و جایز نیست. امام هم ولو بهضرورت این کار را نمیکند. امام حسین علیهالسلام وقتیکه وارد سرزمین وحی شد ابتدا عمره مفرده انجام داد. محرم به عمره تمتع نشد. درنتیجه روز هشتم میتواند بهجای اینکه با بقیه که میروند محرم بشوند به احرام حج تمتع، محرم نشود و از مکه خارج بشود و خلافی هم نیست. اینطور نبود که حج خودش را نیمهکاره بگذارد. چون از همان ابتدایی که از میقات وارد میشوند برای اعمال حج باید قصد حج بکنند. لذا دیدهاید خدمه و خیلی از اینها محرم به حج نمیشوند. یک عمره مفرده انجام میدهند بعد کارهای مردم را در زمان حج انجام میدهند. امام حسین علیهالسلام محرم به احرام عمره تمتع نشده بود این را توجه داشته باشید و حج را نیمهکاره نگذاشت.
روز نهم روز عرفان است و عرفه، روز توحید است و پرورش روحیه توحیدی، در دعای عرفه هم مرور میکنیم توحید و موحد بودن را، کی غایب شدی و غایب بودی که من بخواهم با استدلال تو را ثابت کنم، خدا غائب نبود تا بخواهیم او را ظاهر کنیم. همه عالم را نشانههای وجود تو پرکرده ولی خدایا مرا به این نشانهها حواله نده که از آنها به تو برسم که جز دوری برای من ثمری ندارد خدایا خودت را به من طوری نشان بده که بدون واسطه و با قلبم تو را ببینم، کور باد چشمی که تو را ندید و نمیبیند. «عَمِیَتْ عَیْنٌ لاتَراکَ عَلَیْها رَقیبًا» و زیانکار باد تجارت بندهای که از محبت خودت برای او سهمی قرار ندادهای. «وَخَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصیبًا…» خلاصه روز عرفه همان روزی است که اگر شب قدر هم کمکاری شده باشد، جبران میکند.
روز نهم روز شهادت سفیر امام حسین علیهالسلام هم هست. کربلائیای که ۳۱ روز قبل از عاشورا در کوفه به شهادت رسید. قطعاً خواندهاید که روز عاشورا، هنگامیکه تمام اصحاب به شهادت رسیدند حضرت نگاهی به سمت راست و چپ نمودند بعد ندا دادند: ای مسلم بن عقیل، ای هانی بن عروه، ای حبیب بن مظاهر، ای زهیر بن قین، ای یزید بن مظاهر و تعدادی از اصحاب و یاران را نام بردند و فرمودند چه شده که شما را صدا میزنم ولی پاسخم را نمیدهید؟ اول صدا زد ای مسلم بن عقیل؛ با اینکه مسلم در کربلا نبود در عاشورا شهید نشد. او یک کربلایی است که ۳۱ روز زودتر در کوفه به شهادت رسید. حسین علیهالسلام او را در ردیف کربلاییها نامید که در دفاع از مکتب اهلبیت به شهادت رسید.
بعد به روز دهم میرسیم عید قربان. روز تسلیم و تعبد. باید مثل ابراهیم همه اسماعیلهای خود را قربانی کنیم تا معلوم شود چقدر گفته و عمل ما یکی است. چقدر تسلیم هستیم. در قربان باید همه خواستههایی که مانع راه رسیدن به هستیِ مطلق است را، سر ببریم. باید این دیو نفس را سر ببریم تا آزاد شویم. باید از تعلقات رها شد. چه روز بزرگی است عید قربان و ما مثل همیشه بیتفاوت و بیتوجه.
عرض میکردم، الان حجاج بیتالله الحرام از سراسر دنیا در کنار خانه خدا جمع هستند با مذاهب مختلف و با اختلافی که فرق گوناگون در بعض اعمال عبادی خود دارند باید در آنجا اختلاف به وجود میآمد که اگر بنا بود در حج چنین اختلافاتی میبود خیلی کار سخت میشد، اما اختلاف نشد و نمیشود. چرا؟ به برکت امام باقر علیهالسلام که از آن حضرت در صحاح سته مورد اعتماد اهل سنت روایتی از امام باقر علیهالسلام نقل است که نحوه حج رسول خدا را از قول جابر بن عبدالله انصاری بیان کرده که سال گذشته من به آن روایت و سندش اشاره کردم، پس وجود مقدس امام باقر ازاینجهت محور وحدت امت اسلام است.
اما آنچه مهم است این است که پیروان مکتب اهلبیت بخصوص امام باقر علیهالسلام مأمور به استمرار و حفظ این وحدت هستند. مرحوم کلینی در کافی شریف روایتی را نقل میکند که امام علیهالسلام به شیعیان فرمودند: «یَا مَعْشَرَ الشِّیعَهِ شِیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ». تکیهگاه میانه باشید تا تندرونده بهسوی شما بازگردد و عقبمانده به شما برسد. «کُونُوا النُّمْرُقَهَ الْوُسْطَی یَرْجِعُ إِلَیْکُمُ الْغَالِی وَ یَلْحَقُ بِکُمُ التَّالِی…» همانکه امیرالمؤمنین فرمود. نُمرقه یعنی بالش کوچکی که معمولاً برای لم دادن از آن استفاده میکنند تا راحت بنشینند. همانکه در آیه ۱۵ سوره مبارکه غاشیه فرمود: «وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَهٌ». بالشهایی ردیف شده.
امام علیهالسلام به شیعیان سفارش میکنند که مثل بالش میانه باشید و با روشی بهدوراز افراطوتفریط تکیهگاه مسلمین باشید تا وحدت جهان اسلام حول شما شکل بگیرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امامین انقلاب با روشی حکیمانه بر همین امر مهمی که امام باقر علیهالسلام خواستهاند حرکت کردند. مباحثی مثل کنفرانس وحدت اسلامی و ایجاد هفته وحدت، دفاع از آرمان فلسطین و آزادی قدس شریف، پیگیری مراسم برائت از مشرکین در حج و مذمت و رد اسلام آمریکائی و شیعه انگلیسی و امثال اینها از همین باب نُمرقه الوسطی است تا وحدت جهان اسلام شکل بگیرد؛ و اخیراً هم که بیان حضرت آقا را فراموش نمیکنید که فرمودند برای رسیدن به تمدن جهانی باید همه مسلمین در کنار هم باشند.
این از ذیالحجه که روزهای دیگر هم داریم اما از الان جشن بگیرید به علامت عید این هر خانه یک پرچم را فراموش نکنید.
از طرف دیگر ماه تیر پر است از جنایات آمریکا و ایادی او نسبت به ملت ایران؛ که لااقل در این چهلوچند سال مردم ما با تمام وجودشان انواع شرارت و جنایت و خباثت آمریکا را درک کردهاند و لذا باور نمیکنند که روزی آمریکا دست از پلیدی و دشمنی بردارد؛ بنابراین در جمعهها لعن و مرگ بر آمریکا ذکر همیشگی ماست.
یکی از بزرگترین جنایات آمریکا در حق مردم و انقلاب به شهادت رساندن ۷۲ تن از بهترین فرزندان ایران بود که آقا و سرورشان شهید بهشتی رحمتالله علیه بود؛ که امام فرمود او از ابرار بود؛ و حضرت آقا هم این شهادت را سند مظلومیت و نشانه اقتدار ایران بیان کردند.
و ما امروز چقدر به افرادی مثل ایشان احتیاج داریم تا با علم و درایت و سعهصدر و بصیرت و آیندهنگری و دشمنشناسی و دشمنیشناسی به تربیت جوان مؤمن انقلابی پایکار بهعنوان نیروی تمدن ساز بپردازند. شخصیتی منظم و تشکیلاتی و تشکیلات ساز. در مدیریت زمان استاد بود و برنامهریزی او برای کارهایش از اول جوانی دقیق بود.
دوستان جوان من توجه داشته باشید باید این ویژگیها را از اول در خودتان ملکه کنید. اینطور نیست که بعداً بشود کاری کرد. مثلاً مسئولیت بگیری بعد منظم شوی اصلاً اینطور نیست. باید هر فضیلتی را باید از ابتدا فراهم کرد. اینطور نیست که اگر اهل غیبت بودی بگویی بزرگ شدم و مسئول شدم دیگر غیبت نمیکنم. آن موقع دیگر غیبتت مسئولانه است؛ با مهارت تمام غیبت میکنی. نظم اینطور نیست که بعدازاین که کاری به تو دادند منظم شوی. از همان جوانی این امور را باید در خودمان ملکه کنیم تا بشود بعداً کاری کرد. مسئولیت بگیری منظم نمیشوی.
یکی از اساتید ایشان نقل کرده است: در دوران طلبگی، در اصفهان که بود، کلاسی میرفت که هم از منزلشان دور بود و هم وسیله رفتوآمدی نداشت؛ و این کلاس اول طلوع آفتاب تشکیل میشد؛ و یک روز نشد که ایشان دقیقهای دیر در کلاس درس حاضر شود. یک روز که در اصفهان برف سنگینی آمده بود، فکر کردم باوجوداین برف سنگین، درس امروز تعطیل است. چون معمولاً کسی نمیتواند در این برف در کلاس درس حاضر شود، ولی باکمال تعجب دیدم سر ساعت کسی در منزل را به صدا درآورد. در را باز کردم دیدم آقای بهشتی است که با آن برف سنگین آن مسیر طولانی را پیاده آمده بود و سر موعد مقرر به در منزل ما رسیده بود.
این بزرگوار درزمانی که اسلام را مورد هدف کینههای خود قرار داده بودند در مسیر دفاع از فرهنگ اهلبیت سختیهای فراوانی را تحمل کرد. به تعبیر آقا او یک انقلابی تمامعیار و الگوی انقلابی گری بود. دوستان باید روی شخصیت و الگوسازی و جلوگیری از تحریف شخصیت ایشان بیشتر کار کنند.
در زمان حیاتش منافقین اول، شخصیتش را ترور کردند بعد هم وجود نازنین او را مورد هجمه قرار دادند و همین مستکبرین به منافقین پست و پلید که نماد آدم کشی و ترور در دنیا هستند میدان دادند و تریبون دادند و دست آنها را در جرم و جنایت و تهمت باز گذاشتند و امروز با اقتداری که نظام اسلامی دارد تغییر رویکرد دادهاند و برای نزدیک شدن به جمهوری اسلامی اقداماتی میکنند که اخیراً در فرانسه و آلبانی ملاحظه فرمودید.
اگر نبود توانائیهای تسلیحاتی و اقتدار و نفوذ منطقهای و رهبریهای امام المسلمین و از همه اینها بالاتر ایمان و اعتقاد به مبدأ هستی، دشمنان اسلام و انقلاب چیزی از ایران نگذاشته بودند. همه اینها به برکت تبعیت کردن از دستورات اهلبیت و پیروی از امامین انقلاب و خونهای پاکی است که در این مسیر ریخته شده؛ و مردم ما به فضل پروردگار تا آخر حافظ همه این خونها خواهند بود.
بهدرستی باید مرحوم شهید بهشتی را معمار قوه قضائیه جمهوری اسلامی دانست. ایام شهادت شهید بهشتی به قوه قضائیه و عملکرد او توجه بیشتری میشود و عزیزان هم خودشان را موظف میدانند که گزارشی از عملکرد خود بدهند؛ که شما قبل از خطبهها از بیانات صدیق معظم جناب آقای دکتر فاضلی رئیس محترم دستگاه قضایی استان بهره بردید. آمار و اطلاعات و اقداماتی که دستگاه ایشان انجام داده در استان را شنیدید. برنامههای تحولی که در طول این مدت در سطح استان برقرار بوده آنها را قطعاً تبیین کردند برای شما. از نوآوریهایی که در این استان انجام شد و شروع شد و در کشور ادامه پیدا کرد تقدیر و تشکر میکنیم که در زمان تصدی ایشان و در مجموعه همکاران ایشان انجام شد.
حجم وسیعی از ورودیهای پروندهها و رسیدگیها کار را سخت میکند. درمجموع وقتی میخواهیم در نظر بگیریم باید از دستگاه قضا در کل کشور و استان خودمان تشکر کنیم و خدا قوت بگوییم و خسته نباشید بگوییم. بدنه و مجموعه قضات و کارمندان و همهکسانی که در این مسیر دارند کار میکنند فعالیت مستمری را دارند. در ارزیابی البته باید توان و مقدورات را در نظر گرفت در کل و بعد نظر داد و الا ممکن است موارد خاصی وجود داشته باشد؛ ایرادی باشد، اعتراضی باشد، محل اشکال باشد که هست؛ در همین استان خودمان هست در کل کشور هم هست.
ارزیابی وقتی میکنیم باید کلی ارزیابی کرد و بعد انتظارات را هم باید در نظر داشت. انتظارات مردم از دستگاه قضا را باید توجه کرد. باید اهمیت داد. همه باید اهمیت بدهند بهخصوص عزیزان در کلان و در استان مجموعه دادگستری باید اهمیت بدهند به این موضوع که برقراری عدالت و رفتار بر اساس عدالت خواست اصلی است.
الان دستگاه قضا بر اساس سند تحول که حتماً باید بروز رسانی شود در مسیر تحولات گسترده قرار گرفته و کارهای فراوان و اقدامات تحولی زیادی انجام داده، ادامه این مسیر با قدرت بیشتر امیدآفرین بوده سرمایه اجتماعی نظام را بیشتر میکند. دستگاه قضائی برای خلأهای قانونی که دارد باید با مجلس تعامل بیشتر و در وضع قوانین بیشتر و رهگشا تلاش مضاعف داشته باشد. بحث احیاء حقوق عامه را باید جدی گرفت و گزارش کارهای انجام شده مرتب و مفصل به مردم داده شود. نقش دستگاه قضا در تحقق شعار سال جدی است.
آن چیزی که قوه قضائیه را ملجأ و خانه امید مردم میکند این است که ببینند با فساد و مفسد بدون اغماض و با سرعت رسیدگی میشود. ترک فعلها دنبال میشود و با کسی که ترک فعل دارد برخورد میشود و امثالذلک. هر کاری که امید مردم را زیادتر میکند باید توسعه پیدا کند.
با قاضی بداخلاق و بددهن و متکبر بهشدت برخورد شود بعضی از قضات ما بسیار بداخلاق هستند. چه کسی گفته قاضی باید بداخلاق باشد! قاضی باید اقتدار داشته باشد و جدی باشد اما بداخلاقی نباید بکند. تکریم باید بکند اربابرجوع را راحتی متهم را هم باید ملاحظه داشته باشد. اینطور نیست که در مسند و محکمه که نشست بتواند هر طور دلش خواست صحبت کند.
بعضی از این پرخاشگریها و بعد عمل کردنها و بددهنیها قاضی را از عدالت میاندازد. او دیگر قاضی نیست. قاضی باید عادل باشد و بداخلاقی او را از عدالت میاندازد. لذا باید ریاست محترم با این قصه بهشدت برخورد کند. من به خود آقای اژهای هم عرض کردم و ایشان هم گفتند که در دستور کارمان داریم. برخورد این نوع قضات با مردم دستگاه قضا را نابود و خراب میکند و شیرینی حکم عادلانه را از بین میبرد و مردم را ناامید میکند.
در فضای موجود جامعه لازم است دستگاه قضا حمایت جدیتری از آمران به معروف و ناهیان از منکر داشته باشد. دستگاه قضا وظیفه دارد با منکرات و شیوع آن در جامعه اقدام جدی داشته باشد. اینها که عرض میکنم نه اینکه نیست؛ اقدام دارند. بنده دارم اقدام جدیتر و محکمتر را عرض میکنم.
برای همه امور قانون بهاندازه کافی داریم، اهتمام و دغدغه اجرا هم لازم است. مسئله کشف حجاب حرام شرعی است که ابعاد سیاسی و دشمنی بیگانگان هم پیدا کرده، قانون هم دارد. تا قوانین تکمیلی تدوین و ابلاغ شود چرا آنچه موجود است اجرا نمیشود؟ چرا دستگاههایی که ترک فعل دارند را مورد مواخذه جدی قرار نمیدهید ما که بیشتر از اجرای قانون چیزی نخواستیم.
باید مواظب بود در زمین دشمن در این فقره بازی نکرد. این درست است که او میخواهد به همین وسیله عفاف و حجاب جامعه را دوقطبی کند، جامعه را امنیتی کند و مشکلاتی را برای ما به وجود بیاورد و به تنش بکشاند اما اقدام فوری و بهموقع دستگاه قضا این فرصت را از آنها میگیرد دل مؤمنین راهم آرام و شاد میکند که با یک گناه رسمی و با یک منکر رسمی و حرام رسمی دارد مقابله میشود. در مقابله با حرام قطعی باید قاطع و سریع بود و الا طرف را گستاخ و جری میکند.
متأسفانه بحث شرب خمر مدتی است در جامعه مطرح است باید با جدیت عمل کرد؛ با دقت و سرعت و قاطعیت. این حرام الهی که همه ادیان آن را حرام میدانند کلید همه بدیهاست؛ کلید همه شرارتهاست. مولای ما امیرالمؤمنین فرمود: اگر قطرهای شراب در چاهی ریخته شود از آب آن چاه بکشند به مزرعه آب بدهند و گوسفندی از آن مزرعه بخورد من از گوشت آن گوسفند نخواهم خورد.
حالا این شراب در جامعه پیدا شده. از فیلمهایی که در شبکههای مجازی و سینمای خانگی و ساترا و امثال اینها که دوستان میدانند ازآنجا شروع میشود عادیسازی میشود بعد در سطح جامعه به نحو مختلف توزیع میشود. چرا جلوگیری نمیشود؟ کسی که شرب خمر میکند باید حد بخورد. حکم خداست. تعارف نداریم. باید جلوگیری کرد؛ نه اینکه به دیدنش بروند و بعضاً دلجویی کنند. من به دوستان تذکر دادم که نباید این کار شود.
بله شیطنتهایی بعضاً صورت میگیرد دوستان توجه داشته باشند برای اینکه چهره نظام را مخدوش کنند چنین جنایتهایی را فراهم میکنند؛ کما اینکه دیدید راجع به دانش آموزان حرکتهایی را انجام دادند. این دشمنی است. گفتند با جنس تقلبی برخورد کردیم؛ واردکننده و تولیدکننده آن را گرفتیم؛ یعنی جنس اصلی آزاد است؟ خب آن را هم باید بگیرید. در همه مسائل این هست که وقتی جنس تقلبی وجود دارد یعنی جنس خوب زیاد و فراوان است و توسعه دارد. تقلبی را درست کردند که یک عده سودجویی کنند.
مثال دیگری اگر بخواهم بزنم اینهمه هجمه راجع به دولت آقای رئیسجمهور هست؛ درحالیکه ایشان مشغول کار است؛ مشغول فعالیت است. دستاوردهای مهمی هم برای کشور داشته. زیرساختهایی را هم فراهم کرده. سختیهای زندگی و سفره هم معلوم است؛ من مسیر را دارم عرض میکنم باز نیایند از حرف من استفاده دیگری کنند. بعد یک عدهای بهدروغ حرفهای خلاف واقع میزنند و شروع به تخریب و تضعیف میکنند و با این تخریبها جامعه را ناامید میکنند. چون دارد اصلش جای دیگر انجام میشود؛ با دروغ چیزهایی را درست میکنند که مردم را اذیت کنند.
بههرتقدیر باید برخوردها بازدارنده باشد. باکسانی که دارند تخلف میکنند برخورد جدی باید کرد. با تولیدکننده، واردکننده، توزیعکننده، مصرفکننده، برخورد جدی باید شود. دستگاه انتظامی ما به جد دارد کار میکند؛ چون گزارشهایش به سمت ما میآید. با دقت میگیرند و پیگیری میکنند بازداشت میکنند. از آنطرف معلوم میشود که توطئه عمیق است که اینهمه اینها میگیرند بازهم هست و فراهم است. هم ساختهشده از بیرون میآید هم داخل میسازند. برای اینکه تلاششان این است که جامعه را آندلسی کنند. به جدم قسم که دشمن داریم و دارد دشمنی میکند. مسیر در مسیر آندلسی شدن دارد پیش میرود. چرا بعضیها غافل هستند؟ چرا بعضیها توجه نمیکنند؟ دقت بیشتری باید بکنند.
مواظب باشید مدیریت کار به دست دشمنان نیفتد. اگر اینگونه شد نیروهای ارزشی را به جان هم میاندازند و ناامیدی ایجاد میکنند. مدیریت صحنه باید در دست خودیها باشد. از غیر خدا در برقراری احکام خدا نترسید. اقدام کنید و اقدامتان عاجل باشد. دستگاه قضا بهشدت برخورد کند. نیروی انتظامی باقوت و صلابت انجام بدهد درباره همه منکرات و گناهان و خطاهایی که علنی انجام میشود؛ و بدانید که نصرت خدا با شما خواهد بود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/3/26 | 1402/3/26امام جواد علیهالسلام الگوی مقاومت و جهاد بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه74
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مؤمنین و مؤمنات خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین به وظیفه الهی خود در همه حال ولو سخت و سنگین باشد، عمل میکنند.
بحث در باب جمعیت و فرزند آوری و تکثیر نسل بود. در این نوبت عرض میکنم خدای تعالی انسان را تکریم کرده است و همه موجودات عالم را مسخر او قرار داده، بهطوریکه میتواند موجودات دیگر را به خدمت بگیرد. در آیه ۷۰ سوره مبارکه اسراء فرمود: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِى آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْر…» ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم... .
البته بقیه موجودات هم بهاندازه سعه وجودی که دارند از کرامت برخوردار هستند؛ اما انسان میتواند با اختیاری که خداوند به او داده با اطاعت از دستورات الهی از کرامت ویژه برخوردار باشد. اولیاء خدا و اهلبیت علیهمالسلام از کمال کرامت برخوردارند درنتیجه خلیفهالله در زمین هستند.
خب این انسان با این عزتی که خداوند به او داده است حق ندارد خود را خوار و ذلیل کند. بله در مقابل خدا خود را ذلیل دیدن خودش کمال است. همانطور که اولیاء الهی گفتند به خدا عرض میکنیم: «وَ اَناَ ذَلیلٌ اِنْ لَمْ تُکْرِمْنى». اگر رفتار کریمانه تو با من نبود من ذلیل بودم.
عزت را خدا میدهد و این صفت را باید حفظ کرد. بخصوص در مقابل بیگانگان و کفار، دستور اسلام است که مؤمن باید عزتش را حفظ کند و حق ندارد کاری انجام دهد که عزتش خدشهدار شود. در آیه ۵۴ سوره مبارکه مائده فرمود: «… فَسَوْفَ یَأْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهً عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ…» خداوند جمعیتی را مىآورد که آنها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.
پس هر کاری که این عزت را کمرنگ کند ممنوع است. اگر مسیری را طی کنیم که جمعیت ما کم شود و براثر کمجمعیتی کفار و بیگانگان به عزت ما ضربه بزنند این کار خلاف و منهی است. اینکه تبلیغ میکنند جمعیت خودتان را کم کنید از روی دلسوزی و خیرخواهی برای ما نیست. غرضی جز سلطه پیدا کردن و تقویت جبهه خود را ندارند.
ما قاعده مهمی در اسلام داریم به نام نفی سبیل؛ یعنی نباید هیچ کافری بر مسلمان سلطهای داشته باشد که او را خوار کند. ممکن است با کفار و بیگانگان مراودات تجاری و سیاسی بین افراد و دولتها برقرار باشد اما سلطه بهنحویکه بدون اذن و اجازه آنان کاری انجام نشود در اسلام موردقبول نیست.
در آیه ۱۴۱ سوره مبارکه نساء فرمود: «… وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»؛ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است. اسلام سلطهگری بیگانه را اجازه نمیدهد مسلمان هم نباید کاری کند که غیر بر او سلطه پیدا کند. ممکن است با یک رابطه تجاری سلطه بیاید این هم جایز نیست. فرقی هم بین فرد مسلمان با جامعه مسلمین نیست. سلطه بر فرد و اجتماع مسلمین ممنوع است.
خب اگر وضعیت جامعه مسلمین طوری باشد که اسباب سلطه بیگانگان فراهم شود مثل کمی جمعیت این هم جایز نیست؛ بنابراین هرگونه تبلیغات برای کنترل جمعیت و هرگونه اقدام عملی در این مسیر ولو با فراهم کردن ابزار و وسایل مجانی و ارزان و عقیمسازی مردان و زنان مسلمان که نتیجهاش کاهش جمعیت، پیری افراد و ضعف و از بین رفتن نیروی انسانی کارآمد و از بین رفتن اقتدار و عزت و سلطه بیگانگان باشد.
این گسترده کردن فساد در زمین است و طبق آیه عزت و آیه نفی سبیل جایز نبوده و گناهی نابخشودنی خواهد بود. بله گاهی ممکن است براثر مصالحی بهطور موقت اقداماتی انجام شود اما در همان موارد هم نباید موازنه جمعیتی بین مسلمین و کفار به هم بخورد؛ و در مورد افراد هم ممکن است پزشک به گروه خاصی از بیماران توصیه کند اقدام به فرزند آوری نداشته باشند که بحث دیگری است.
البته این عزت را منافقین درک نمیکنند. در آیه ۸ سوره مبارکه منافقون فرمود: «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لاَ یَعْلَمُونَ». خدای تعالی میخواهد اهل ایمان باعزت باشند و باعزت زندگی کنند.
نکتهای را عرض کنم و آن این است که اگر نطفه منعقد شد و جنین شکل گرفت و روح در جنین دمیده شد حکم انسان کامل را دارد و اگر کسی چنین جنینی را سقط کند یک انسان را کشته است؛ و ازنظر تمام ادیان الهی این کار جرم نابخشودنی و حرام است.
اسلام از زمان تشکیل جنین تا ولادت دستوراتی را بیان کرده است و از جنین حمایت میکند. کشتن بچه را در ردیف و کنار شرک به خدا قرار داد که قبلاً اشاره کردم مثل آیه ۱۵۱ و ۱۳۷ سوره مبارکه انعام. در آیه ۱۲ سوره مبارکه ممتحنه دستور قطعی میدهد که زنان مؤمنه و اهل ایمان نباید اقدام به فرزند کشی کنند. «وَ لَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ.»
البته بحثهای فقهی و فتوایی را باید در جایش بحث کرد که فقها معمولاً فتوا میدهند از بین بردن نطفه از همان لحظه لقاح حرام است. یک روایت بخوانم. اسحاق بن عمار میگوید: به امام علیهالسلام عرض کردم، زن از باردارشدن میترسد و دارو مینوشد تا آنچه در شکم دارد، بیفتد. امام فرمود: این کار را نباید کرد. گفتم: نطفهای بیش نیست. فرمود: نخستین چیزی که آفریده میشود نطفه است. نظر امام این است که چون نطفه منشاء خلقت انسان است، پس سقط جایز نیست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با رفتار و عمل خود دیگران را به راه و کار خیر هدایت میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۴۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ ظَنَّ بِکَ خَیْراً، فَصَدِّقْ ظَنَّهُ». هر کس به تو خوشبین بود، کارى بکن که با عملت گمان او را تصدیق کنى.
حضرت با این بیان تشویق و ترغیب به کار خیر کردهاند. اگر افراد به انسان گمان خوبی داشته باشند و ما بخواهیم بر اساس گمان آنها عمل کنیم چقدر خوبی و کار خیر گسترش پیدا خواهد کرد.
در روایت دیگری است از امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمودند: هر که به مردم گمان نیک برد، محبت آنان را به دست آورد. گمان نیک اندوه را کم میکند و از افتادن در بند گناه نجات میدهد و آسایش دل و سلامت دین است. خدای تعالی توفیق تقوای بیشتر و خوشگمانی به هم را برای همه ما فراهم کند.
روز پایانی ماه ذیالقعده سالگشت شهادت امام جواد علیهالسلام است که به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم. زمان امام جواد علیهالسلام را از زوایای مختلف باید موردتوجه و بررسی قرار داد. روش مبارزاتی، سیاسی، مدیریتی، علمی و فرهنگی و موارد فراوان دیگر که هرکدام به تنهائی مسائل فراوانی دارد.
بعد از شهادت امام رضا علیهالسلام با اینکه حضرت تصریح به امامت حضرت جواد کرده بودند باز بعض از شیعیان آرامش قلبی نداشتند حتی عدهای دنبال واقفیه رفتند؛ و فرقههای دیگر هم مثل زیدیه و اسماعیلیه و اهل حدیث و غلات هم فعال بودند. در این فضا امام با سن کمی که داشتند در مناظرههای علمی و بحثهای آزاد شرکت میکردند و با پیروز شدن بر مدعیان و فرقهگرایان و منحرفان فکری، حقانیت خود را اثبات و شبهاتی که به امامت وارد میکردند را از بین میبردند و با تربیت شاگردانی دانشمند، جهت بسط فرهنگ شیعه، راه هدایتی امامت را صاف و هموار میکردند.
همین روش بعداً زمینه پذیرش امامت امام هادی که کم سن و سال بودند را فراهم کرد. امام برای دوری جستن از سلطه مأمون و ارتباط با شیعیان در سراسر کشورهای اسلامی و ترویج بیخطر مبانی فکری تشیع و تربیت شاگردان، در سال ۲۱۵ به بهانه شرکت در مراسم حج، با همسرش ام فضل از بغداد بهسوی مکه رهسپار شد و بعد به مدینه آمد و بنا بر نقلی تا ۱۵ سال در مدینه سکونت کرد.
امام توانستند ۲۷۶ شاگرد حاذق و متخصص در مباحث مختلف کلامی و فقهی و … اعم از خانم و آقا تربیت کنند مثل علی بن مهزیار اهوازی که ۳۵ کتاب دارد، فضل بن شاذان نیشابوری، محمد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی، محمد بن عبدالله بن مهران با ۷ کتاب و عبدالعظیم حسنی که او هم کتاب دارد. خانمها مثل ام احمد بن داوود بغدادی، حکیمه، دختر موسی بن جعفر، حکیمه، دختر امام رضا علیهالسلام، حکیمه، دختر امام جواد علیهالسلام و زینب، دختر محمد بن یحیی.
تلاش مأمون هم که امام مدت طولانی در زمان او زندگی کرد بر این بود که جلوی حرکتهای شیعه و ارتباط با امامشان را بگیرد. لذا بهعنوان خبرچین و جاسوس ام حبیبه دخترش را به عقد امام رضا درآورد به همین منظور دختر دیگرش ام الفضل را به عقد امام جواد درآورد؛ و همین خانم مأمور شد که امام را با سم به شهادت برساند.
امام جواد الگوی مقاومت و جهاد بود. تربیتشدگان در مکتب امام جواد با تأسی به حضرت در همان مسیر حرکت میکنند و نماد مقاومت و مجاهدت میشوند نظیر جوانان غیور و مؤمنی که در آن دوران تاریک و خفقان ستمشاهی صدای اسلام و انقلاب را بلند کردند و به مبارزه با طاغوت برخواستند و نام خود را فدائیان اسلام گذاشتند و در ۵۸ سال قبل در چنین روزی ۲۶ خرداد چهار نفر از دلیرانشان (بخارائی، امانی، صفارهرندی، نیکنژاد) به دستور طاغوت به شهادت رسیدند. یادشان گرامی و نزد اربابشان حسین علیهالسلام متنعم باشند.
نمونه دیگر از شاگردان امام جواد و مکتب مقاومت و جهاد مرحوم شهیدِ سعید، عارفِ زاهد، دکتر چمران است که در ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ به شهادت رسید و آن روز به نام روز بسیج اساتید نامگذاری شد. نسل امروز ما باید از چمران و مثل او برای پیشبرد اهداف عالی اسلام و انقلاب الگو بگیرد.
در معرفی ایشان و امثالش کوتاهی شده و میشود. امام ره درباره او تعبیراتی مثل جنگجوی پرهیزکار و معلم متعهد دارد و فرمودند شهادتش انسانساز است. کسانی که با او مواجه شده بودند، اذعان میکنند که او عالم و دانشمند، متعهد، باتقوا، استکبارستیز، شهادتطلب، توحید محور، ولایتمدار، متواضع، سیاستمدار، عدالتطلب و تکلیف گرا بود، بدون نام و نشان.
و درعینحال روح لطیفی داشت اهل هنر بود یعنی نقاش بود، عکاسی میکرد، خطاطی میکرد، شعر هم میگفت. یتیمنواز بود. یتیمخانه او در لبنان معروف است. خاطرات فرماندهان ارتش عراق راجع به چمران خواندنی است. لشگر گارد عراق به او لقب مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی که ارتش آلمان را مختل کرده بود داده بودند. مشهد او دهلاویه شد. خداوند او را با اولیائش محشور بگرداند.
همین مقاومت و مجاهدت رژیم منحوس پهلوی را ساقط کرد و امروز مردم فلسطین همین مقاومت و مجاهدت را دارند که به تعبیر رهبر معظم انقلاب که در چند روز گذشته فرمودند، دشمن صهیونیستی را در موضع انفعال و عکسالعمل قرار دادند و انشاءالله با همین فرمان که پیش بروند اضمحلال کامل این جرثومه فساد را خواهیم دید. ما جمعهها لعن و مرگ بر اسرائیل را برای خودمان عبادت میدانیم.
و بازهم این مجاهدت و مقاومت بوده که امروز چشم دشمنان ما از دستاوردهای هستهای که به قوه الهی و علم و دانش دانشمندان جوان کشور به دست آوردیم را کور کرده. نمایشگاهی که در محضر حضرت آقا برپا شد و مطالبی که ایشان بیان کردند را حتماً ملاحظه فرمودید. حتماً عزیزان تذکر ایشان را در مورد اطلاعرسانی به مردم جدی بگیرید که این اطلاعرسانیها خودش ایجاد امید و نشاط میکند در بین مردم.
در آستانه ماه ذیالحجه قرار داریم ماه ولایت و امامت که پر است از مناسبتهای مربوط به اهلبیت و امیرالمؤمنین که باید گرامی داشته شوند و روی معارف آنها کار شود. دهه اول بسیار بااهمیت است و اعمال مخصوص دارد. رسول خدا فرمودند: عمل خیر و عبادت در هیچ ایامی در نزد خدای عزوجل محبوبتر از دهه اول ذیحجه نیست.
روز اول ماه سوره برائت بر پیامبر نازل شد. ازدواج پر خیروبرکت صدیقه طاهره با امیرالمؤمنین علیهالسلام در این روز بود. روزهای دیگر را در زمان دیگر عرض میکنم.
به بهانه ازدواج حضرت چندجملهای راجع به ازدواج و خانواده که سنگ بنای جامعه اسلامی و خواستگاه تعالی انسان و پشتوانه اقتدار کشور است، عرض کنم.
چند سال قبل حضرت آقا در همین روز ازدواج سیاستهای کلی نظام در مورد خانواده را به رؤسای قوای سهگانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ فرمودند. این سیاستها در ۱۶ بند و پرمحتوا وظایفی را برای بخشهای مختلف فرهنگی و… کشور تعیین کرده است؛ که اگر عملیاتی و به کار گرفته شود خیلی از مشکلات در این زمینه را حل میکند.
مثلاً در بند اول دارد: ایجاد جامعهای خانواده محور و تقویت و تحکیم خانواده و کارکردهای اصلی آن بر پایه الگوی اسلامی خانواده بهعنوان مرکز نشو و نما و تربیت اسلامی فرزند و کانون آرامشبخش.
همین اگر عملیاتی شود چقدر مشکلات حل میشود. متأسفانه امروزه شیوه زندگی که از بیگانگان گرفتهشده به یک معضل جدی علیه خانواده تبدیل شده است. سبک زندگی غربی، اخلاق و هنجارها را تغییر داده فردگرائی را ترویج کرده و خانواده و رغبت به تشکیل آن را به رکود کشانده سن ازدواج را بالا برده. لذا وظیفه آحاد مردم و خانوادههاست که فرصت ازدواج آسان را برای جوانان فراهم کنند.
یکی از القائات شیاطین امروز در گوش دختران و پسران جامعه ما این است که به بهانههای واهی، تن به ازدواج ندهند. درحالیکه تشکیل خانواده سالم و تربیت شده مکتب اهلبیت بنای جامعه اسلام را تقویت میکند و از معضلات اجتماعی جلوگیری میکند. در خانواده است که زنان و مردان جامعه پرداز و تمدن ساز آینده تربیت میشوند.
در جوامع غربی هم بعد از امتحان همه روشها، برای داشتن جامعه سالم، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه میکنند. بله ما موانع داریم؛ و برای اینکه ازدواج آسان توسعه پیدا کند همه باید به میدان بیایند و با برنامه منسجم کار صورت بگیرد. صداوسیما و آموزشوپرورش و دستگاههای تبلیغی باید فعال باشند. گاهی یک فیلم پخش میشود و مسئله ازدواج را تأخیر میاندازد.
باید عوامل بازدارنده ازدواج چه فرهنگی و چه اقتصادی را بهعنوان یک منکر در جامعه زشت نشان داد. مثل مهریه سنگین و جهیزیه سنگین و جشن پرخرج. تهیه مسکن که امروز واقعاً مشکل حادی شده و قطعاً بنگاهدارانی که در تنور گرانی برای سود بیشتر میدمند اگر چشم باز کنند میبینند که جهنم خود را آباد میکنند و یکی هم صاحبخانههای طماع و تازه به دوران رسیده که رعایت اصول انسانی را نمیکنند؛ و بحران کار و اشتغال را هم باید مسئولین محترم جدیتر دنبال کنند.
چند موضوع در این هفته مطرح است که لازم است اشارهکنم. یک بخش آن مربوط به غذا و دیگری آب و بعد بیابان است.
دولتها در تمام دنیا وظیفه دارند امنیت غذائی کشورشان را تأمین کنند. برای تولید و خرید و ذخیرهسازی برنامه داشته باشند. غذا مثل جنگافزار، ابزار قدرت شده و کشورها سعی میکنند قدرت غذائی بلکه اقتدار غذائی داشته باشند؛ و گاهی اقتدار نظامی ناچار میشود در مقابل اقتدار غذائی کرنش داشته باشد؛ که نمونهاش را در همین چند سال اخیر در جریان اشغال شبهجزیره کریمه و برخورد روسیه با ترکیه داشتیم.
با این مقدمه میخواهم عرض کنم بحث کشاورزی برای کشور ما بهشدت مهم و حیاتی است و باید وزیر محترم کشاورزی نسبت به اقتدار غذائی کشور حساس باشند و جلوی عوامل بازدارنده این اقتدار را بگیرند. مثلاً بههیچوجه اجازه تغییر کاربری به اراضی کشاورزی داده نشود. زمینی که تبدیل به ویلا شد شما بروید تخریب هم بکنید دیگر به درد کشاورزی نمیخورد. باید از اول باقدرت جلوگیری کرد و نگذاشت ساخته شود. بعضی وقتها شنیده میشود یک خانه را میفروشند با چند بار ساخت؛ یعنی میدانند دارند تخلف میکنند، خریدار هم میداند دارد با تخلف میخرد. فروشنده به او میگوید من با سه بار ساخت به تو میفروشم؛ یعنی اگر خراب کردند دوباره برای تو میسازم و اگر خراب کردند دوباره برای تو میسازم. این چه نظارتی است! باید دقت کرد. باید از اول جلوگیری شود.
مطلب دیگر اینکه نسبت به کشاورزان توجه جدیتری داشته باشید. کشاورز باید از قبل تولید، بداند که محصولی که تولید میکند عاقبتش چه میشود؛ یعنی سیاستگذار کشاورزی کشور باید نسبت به نیاز بازار چه داخل و چه خارج به کشاورز سفارش بدهد که چه تولید کند و بعد هم از او پیشخرید کند. دیدید گاهی سیبزمینی زیاد میشود میریزند دور، جوجه میکشند و گاهی فلان محصول کم میشود.
اگر به کشاورزی در کشور که قابلیت بالائی نسبت به صنعت دارد، اهمیت داده شود که منطقه ما منطقه کشاورزی است، نیازهای غذائی این منطقه در اختیار قرارگرفته میشود و آن اقتدار تأمین میشود. آقا راجع به خام فروشی در صنعت نفت دائم تذکر میدهند، اتفاقاً در کشاورزی هم ما مبتلابه خام فروشی هستیم و فراوری کمی داریم که اگر توجه شود منفعت است.
بحمد الله در دولت آقای رئیسی با همه شیطنتهایی که خناثان دارند، مسیر درستی در حال طی شدن است بخصوص دیپلماسی اقتصادی که در همین سفر اخیرشان به کشورهای آمریکای لاتین کاملاً ملاحظه کردید و قطعاً به بخش کشاورزی هم توجه شده که اگر وارد بحث صادرات محصولات به کشورها بشویم تحول خوبی ایجاد خواهد شد.
بههرتقدیر ۲۷ خرداد روز جهاد کشاورزی که سال ۵۷ به دستور امام تشکیل شد را به همه عزیزان تبریک عرض میکنیم و امیدواریم در بحث کشاورزی طوری عمل شود که امید مردم روزافزون شود.
از یکم تیر هم آغاز هفته صرفهجویی در مصرف آب است عرض کنم، اینها چون مهم است دارم عرض میکنم. عناوین روزها را بهانه میکنم برای اینکه مطالبی را خدمت شما بگویم.
باید درست مصرف کردن آب را جدی بگیریم. هیچ کشوری اگر نسبت به منابع آبی خودش اطمینان نداشته باشد نمیتواند ثبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خودش را نگهداری کند. ایران در منطقه خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد. هم برای شرب و هم کشاورزی و باغداری کمبود آب مشکلساز است و تهدید اجتماعی و سیاسی و امنیتی درست میکند. لذا غیر از تصمیم گیران، خود مردم هم باید به این مهم توجه داشته باشند.
نشست زمین مهم است. الان داریم از منابع زیرزمینی استفاده میکنیم. مسئول محترم این بحث در استان در جلسهای میگفت: اگر درجایی از دنیا یک سانت زمین نشست کند اجازه برداشت از آبهای زیرزمینی را نمیدهند. میدانید نشست زمین خیلی خطرناک است. راهآهن از بین میرود، زیرساختها از بین میرود. زمین وقتی پیر و فرسوده شود و نشست کند دیگر باران هم بیاید انباری از بین رفته است. لذا نباید گذاشت خراب شود.
در دنیا اینطور است که اگر یک سانت نشست کند آن منطقه را میبندند. چاههایش را کنترل میکنند. برای مصرف آب مقررات سنگین وزن میکنند. من نمیگویم که ذهن شما ناراحت شود که در منطقه خود ما چند سانت فرونشسته. یک سانت که چه عرض کنم! ۵ سانت که چه عرض کنم!
به همین ترتیب اگر جلو رود زمین تخریب میشود و تخریب زمین یعنی بیابانزایی که جرم است و عدهای با قلدری و رانت و امثالهم در بیابانزایی در این منطقه مشغول هستند، پوشش گیاهی و حیاتوحش را از بین میبرند که باید به جد جلویش گرفته شود. همه باید در بیابانزدائی فعال باشیم. نگذاریم زمین تخریب شود و از بین برود.
هرچه هم گفته میشود جلوی تخلفات آبی گرفته شود، توجه نمیکنند. دارد چاه را دزدی میکند؛ چند صد حلقه چاه غیرقانونی در همین منطقه هست. بیست سال گذشته منطقه را شما یادتان هست. ۵ متر میکندند در منطقه ساوجبلاغ به آب میرسیدند. رودخانهها پر آب بود. الان ۱۰۰ متر ۱۵۰ متر میکنند تا به آب برسند. خیلی معضل است. باید دقت کرد. یک عده قلدر هستند. باید جلوی قلدرها را گرفت. قلدری که فقط قمهکشی در خیابان نیست. آثار اینها بیشتر است.
بههیچوجه در این استان نباید محصولات غرقآبی تولید شود. آب نیست بعد یک منطقه بزرگ را غرق در آب میکنند کاهو تولید میکنند. چه آوردهای دارد؟ ازآنجاکه آب تولید میکنند بیاورید. اینجا باید محصولات دیگری تولید شود. باید روشهای مصرف را در بخشهای مختلف تغییر داد. باید نظارتها دقیق و در برخورد با متخلف در این بخش نباید اغماض کرد.
آقا فرمودند: باید در این زمینه فرهنگسازی را از دبستان شروع کنید. آموزشوپرورش و صداوسیما در این زمینه نقش دارند. در شهرهای مختلف استان لااقل شورای فرهنگ عمومی این موضوع را دستور کار خود قرار دهند و طرحهایی را مصوب و استاندار محترم ابلاغ کنند.
صرفهجویی در مصرف، دستور حکومتی و بحث سیاسی نیست، یعنی شکرگزاری از خدا، یعنی درست و بهینه مصرف کردنی که به نفع خود و جامعه است. اینها را همه جزو دستور کارمان قرار بدهیم.
در مصرف آب مکرر عرض کردم که آب جزو مباهات اولیه است. کسی مالک آب نیست. نمیتواند بگوید پول میدهم مصرف میکنم. پولی که میدهید برای رساندن آب به دست شماست نه خود آب. کسی مالک آب نیست. لذا هر کس نمیتواند هر جور دلش خواست مصرف کند. بهاندازه زیادتر از مصرف خودت مصرف کنی حرام است. فتوای همه فقهاست. ربطی به سیاست و حکومت ندارد. شما اگر با یک لیوان آب سیراب شوی دو لیوان آب بریزی لیوان دوم جایز نیست. پولتان را در جیبتان نگهدارید.
همینجا باید از استاندار محترم و همه کسانی که این چند روز در بحث سیل و راهاندازی جاده و استفاده از آب تلاش مضاعف کردند، بسیج خیلی فعال بود، هلالاحمر فعال بود، راهداری فعال بود، سازمانهای مختلف، شهرداری، از جاهای دیگر به کمک آمدند. اسامی را شاید یادم برود. همه کمک کردند؛ و همچنین مردم بزرگوار شهرهای استان که صبوری کردند که تشکر و قدردانی کنم. من مطلع هستم از فعالیت طاقتفرسایی که شبانهروزی انجام شد که مردم کمتر سختی بکشند. شکرالله مساعیکم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/3/19 | 1402/3/19امروز شعار مرگ بر آمریکا شعار همه انسانهای آزاده جهان است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه75
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مؤمنین و مؤمنات خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا یعنی کسانی که سبک زندگی خود را بر اساس حکم خدا و روش اولیاء دین تنظیم و عمل میکنند.
در بحث فرزند آوری و افزایش جمعیت، بعض سؤالات و شبهات را با توجه به آیات و روایات پاسخ دادیم. دوستان حتماً به آمارهایی که دستگاههای رسمی داخلی و بینالمللی راجع به جمعیت و خطر پیری و تله جمعیتی و امثال اینها که گفته میشود توجه دارید.
رهبر معظم انقلاب فرزند آوری و تکثیر نسل را جزء مسائل حیاتی امروز و فردای کشور میدانند، بهطوریکه حتی به مداحان هم توصیه فرمودند که در مداحی به جمعیت و فرزند آوری پرداخته شود.
به نظر یکی از کارهای جهادی که همه ما وظیفه داریم انجام دهیم تبلیغ و تشویق به ازدواج آسان و بدون مقدمات زائد و پرخرج است که یکی از موانع مهمِ ازدواج جوانان است. دوران کرونا بهخوبی نشان داد که میشود مراسم کوچک و کمخرج گرفت و زندگی را شروع کرد. این وظیفه مهم خانوادههاست که با ایجاد انگیزه و کم کردن توقعات که اثری در اصل زندگی ندارد جوانان را تشویق به ازدواج آسان کنند.
ازدواجهای دانشجوئی را باید ترغیب کرد که بیشتر انجام بگیرد. رسانه ملی میتواند در این زمینه کمک خوبی باشد که متأسفانه دیدم در بعض فیلمها تکثیر نسل را تمسخر میکنند و این حرکتی برخلاف سیاستهای جمعیتی کشور است. یکی از معروفاتی که باید به آن پرداخت و با روشهای مختلف ایجاد انگیزه کرد تا محقق شود، تکثیر نسل است. باید آثار خطرناکی که تحدید نسل برای الان و آینده کشور دارد بسیار گفته شود.
روایات فراوانی داریم که به فرزند آوری و بعد تکثیر آن توصیه جدی کردهاند. فراوان داریم که رسول خدا فرمودند فرزندان خود را زیاد کنید. در روایتی از امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد که رسول خدا دائماً میفرمود: هرکس دوست دارد که از سنّت من پیروی کند، همانا ازدواج کردن از سنّت من است و طالب فرزند باشید، چراکه فردا به شما بر دیگر امتها به سبب فراوانیتان افتخار میکنم. در این روایت، به طلب فرزند و تکثیر آن توصیه شده است حتی گاهی در بعض روایات ویژگی زنانی که توانائی فرزند آوری بیشتر را دارند هم بیان شده و این نشان میدهد اسلام عزیز به این مسئله اهمیت جدی داده است. حتی از بانوانی نام برده شده که درحالیکه مشغول تربیت فرزند خود هستند فرزند دیگری در شکم دارند.
اینها نشان میدهد ترویج زندگی غربی و سنگ اندازیهائی که شده چه مقدار ما را از فرهنگ دینی و حتی ایرانی دور کرده است. دائم ما را از کمبود رزق و روزی میترسانند که بچه میخواهید چکار! نمیبینید اوضاع اقتصادی را گرانیها را هزینههای تحصیل را و امثال این موارد که همه این امور به مدیریت منابع برمیگردد که قبلاً عرض کردم و تکرار نمیکنم که ما به عقل قاصر و فاطر خود و مشورتهای جهتدار بیگانگان توجه میکنیم اما به آنچه اولیاء دین که از خدای حکیم مطالب خود را دریافت میکنند توجه نداریم که فرمودند همانطور که ازدواج رزق را زیاد میکند فرزند آوری همچنین اثری دارد.
درباره قوم نوح داریم که حضرت به آنها نصیحت کرد و بشارتها داد و تشویقهای مادی و معنوی کرد برای اینکه در مسیر هدایت قرار گیرند و از رحمت الهی برخوردار شوند، فرمود استغفار کنید و توبه کنید که اگر چنین عمل کنید، «یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً» بارانهاى پربرکت آسمان را پیدرپی بر شما فرو میفرستد. چه باران مادی و چه معنوی که رحمت خداست. خیلی زیباست بیان خدای تعالی که میفرماید آسمان را برای شما میفرستد یعنی آنقدر زیاد است کأن خود آسمان آمده و چون رحمت است خرابی هم ندارد.
بعد فرمود: «وَ یُمْدِدْکُمْ بِأمْوالٍ وَبَنینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أنْهاراً»؛ و اموال و فرزندان شما را افزون مىکند (کنایه از این است که قدرت و توانائیهای شما را زیاد میکند) و براى شما باغهاى خرم و سرسبز و نهرهاى آب جارى قرار مىدهد.
بالاخره این مسلم است که جمعیت یکی از مؤلفههای قدرت است. اگر ایران قوی میخواهیم نباید به رشد جمعیت بیتفاوت باشیم. البته دشمنان همین را میخواهند که ما ضعیف و ناتوان باشیم. کما اینکه در صحبتهایشان چند سال قبل گفته بودند مسیری را که ایران در حال طی کردن آن است، در آینده سی میلیون بیشتر جمعیت نخواهد داشت که احتمالاً نیمی از آنهم پیر و فرتوت خواهند بود. پس نباید در زمین دشمن بازی کرد و همه توانمندان در موضوعات مختلف باید به میدان بیایند این یکی از همان جهادهایی است که رهبری فرمان داده و شما هم دائم میگویید ما تنها نمیگذاریم.
البته این را هم اضافه کنم که در روایات دارد قوم نوح به سخنان پیامبرشان توجه نکردند و دچار قحطی و خشکسالی شدند و بسیاری از فرزندان و دارائیهای آنان از بین رفت و زنانشان عقیم شدند.
رسول خدا فرمود چه چیزی مؤمن را بازمیدارد از اینکه برای خود همسری اختیار کند در حالیکه ممکن است فرزندی به او بدهد که زمین را با گفتن لاالهالاالله سنگین کند. چون افراد بیشتر دنبال ثواب میگردند بخشی از این امور با پاداشهای اخروی همراه شده تا هدف نهائی محقق شود.
البته یکی از دعاهای عموم انبیاء الهی طلب فرزند بوده است. مثلاً آیه ۳۸ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً» یا آیه ۵ مریم «فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً، یَرِثُنِى وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیّاً»؛ و آیه ۷۴ فرقان «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا بر اساس عمل کردن به دستورات دینی نسبت به همه مردم مهربان بوده، شفقت دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اَلْکَرَمُ اَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ». شخص بزرگوار از خویشاوند مهربانتر است.
اعطف یعنى، مهربانتر؛ یعنی بزرگواری و جوانمردی زمینه علاقهمندی دیگران به شخص را فراهم میکند بهطوریکه به او بیشتر از خویشاوندان محبت و علاقه پیدا میکنند. چون گاهی منشأ محبت به نزدیکان، رودربایستی و مناسبات خانوادگی است و از روی حقیقت و واقعی نیست.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در بیانی فرمودند: سه صفت موجب جلب محبت میشود. خوشخوئی، ملایمت و مدارا کردن و تواضع و فروتنی. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
ماه ذیالقعده اولین ماه از ماههای حرام و یکی از ماههایی است که شبها و روزهای آن از فضائل ویژهای در جهت رسیدن به قرب الهی برخوردار است و لذا اهل معرفت و دل توجه خاص به آن دارند.
روز ۲۳ و یا ۲۵ ذیالقعده روز زیارت مخصوص حضرت رضا سلاماللهعلیه است و بنا بر قولی ۲۳ روز شهادت حضرت هم هست؛ که به همه شما تسلیت عرض میکنم و امیدوارم توفیق زیارت حضرت نصیب همه ما بشود انشاءالله.
روز ۲۵ ذیالقعده، روز دحوالارض یعنی گستراندن زمین یعنی روز خلقت خشکی و قابل سکونت شدن زمین است. روز مبارک و پرخیری است. روزهاش بسیار سفارش شده و روزی است که رحمت خدا در زمین منتشر شده است. قبلاً راجع به دحوالارض و چگونگی پهن شدن زمین از زیر خانه خدا سخن گفتهام. تکرار نمیکنم.
بنا بر بعض روایات اتفاقات مهمی در این روز واقع شده است. حسن بن علی وشّا نقل میکند: من کودک بودم که شب ۲۵ ذیالقعده با پدرم در خدمت امام رضا علیهالسلام شام خوردیم. آنگاه آن حضرت فرمود: امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام متولّد شدهاند و زمین از زیر کعبه پهن شده است، پس هر که روزش را روزه بدارد، چنان است که شصت ماه را روزه داشته است.
در بعض روایات، این روز، روز قیام امام زمان علیهالسلام اعلام شده است. مرحوم میرزا جواد آقا ملکی از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایتی را در المراقبات نقل کرده است که فرمود: نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذیالقعده، روز دحوالارض بوده است؛ و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صدساله رسیده است. عبادت صدسالهای که روزهای آن را به روزه و شبهای آن را به عبادت گذرانیده است؛ و هر جماعتی که در این روز، گرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواستههای آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل میشود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت. پس خوب است مؤمنین اگر توانستند ولو مختصر در منزل یا در مسجد مجلس ذکری و انسی برای برطرف شدن مشکلات کشور، داشته باشند.
در کتاب شریف مصباح المتهجد مرحوم شیخ طوسی دعایی سنددار برای این روز ذکر کرده است. دعا کوتاه است اما مطالب مهمی در قالب دعا خواسته شده است. زمان این دعاها هم مهم است؛ مثلاً در دعایی که در روز دحوالارض است و این مسئله طبیعی اتفاق افتاده در عالم خلقت مطالبی گفته میشود که «اللَّهُمَّ دَاحِیَالْکَعْبَهِ» بعد میرسد به اینجا که میگوید «وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ». خدایا! مرا از یاران و همراهان اولیائت، برگزیدگانت و خاصان درگاهت قرار ده. در این درخواست ما معیت و همراهی با امام زمان را میخواهیم.
اینکه انسان مورد گزینش و انتخاب خدای تعالی باشد، ارزش و امتیاز ویژه است یعنی به جایگاهی رسیده که خداوند او را برای کار بزرگ انتخاب کرده، نظیر آنچه در آیه ۷۸ سوره مبارکه حج است که فرمود: «وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ»؛ و در راه خدا جهاد کنید چنانکه شایسته جهاد درراه خداست، او شما را بر همهى امّتها برگزید؛ یعنی اهل مبارزه و جنگ با دشمن باشید. جهاد را فقط به معنای لغوی که کوشش است نگیریم.
در ذیل آیه شریفه هدف این انتخاب را تبیین کرد، فرمود: «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَدَآءَ عَلَى النَّاسِ». تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر بشریت گواه و مراقب باشید؛ یعنی شما دیدهبان قافله بشریت هستید. مسئولیت خیلی سنگینی بر عهده شما گذاشته شده. با این مأموریت سنگینی که دارید پس «فَأَقِیمُوا الصَّلَوهَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوهَ وَ اعْتَصِمُوا باْللَّهِ». اهل نماز باشید. اقامه نماز کنید؛ نهفقط نماز بخوانید. اقامه برای جایی است که ستونی هست. چون نماز ستون دین است، میگوید این ستون را اقامه کنید. زکات بپردازید و به خدا چنگ بزنید؛ که اگر این اقدامات را نداشته باشید و برخلاف مسیری که برای آن انتخاب شدید حرکت کنید مورد غضب الهی واقع میشوید.
با توجه به این دعا و روایاتی که دارد روز قیام حضرت هم همین روز است یعنی باید همه ما تلاش لازم را برای فراهم کردن مقدمات تشکیل حکومت جهانی حضرت و ایجاد تمدن مهدوی انجام دهیم که این کار یعنی انتظار فرج. انتظار به معنای یکجا نشستن و دعا کردن نیست بلکه انتظار همهاش حرکت است. همهاش تلاش است و مجاهده است لذا از روایات فهمیده میشود که مهمترین، سختترین و بافضیلتترین اعمال، انتظار فرج است.
امام رضواناللهعلیه تقریباً هفتاد روز قبل از وفات در پیامی نوشتند. ببینید این پیام چقدر دقیق است. کسی است که دعای روز دحوالارض را میخواند باید چنین اندیشهای داشته باشد. فرمود: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت ارواحنا فداه است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولین را از وظیفهاى که بر عهده دارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند. این خط حرکتی مسئولان نظام باید باشد»؛ یعنی هدف، ایجاد تمدن است.
و این خیلی گویاست که در روز دحوالارض که بهظاهر یک پدیده طبیعی است و خداوند برای آن اعمالی را قرار داده اما گذشته از توجه به توحید و تقویت روح بندگی، ما را به سمت سیاست و تشکیل حکومت هم سوق میدهد. دعا را حتماً با عنایت توجه بفرمائید در بخشی از آن این است: «اللَّهُمَ وَ الْعَنْ جَبَابِرَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ» در بخش دیگر میفرماید «اللَّهُمَ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ» در دعای دحوالارض انتظار فرج را طلب میکند. تشکیل همان حکومت نوین و حکومت مهدوی را میخواهد. بعد طلب میکند که «وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِى أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا». دعاست اما دین و سیاست را همراه هم کرده است.
اگر خوب دقت کنید و با بصیرت نگاه کنید میبینید که حرکت به سمت تمدن مهدوی که مقدمهاش انقلاب اسلامی ایران است آغاز شده. ببینید مسائل و تحولاتی که این روزها در این پیچ تاریخی و آغاز دنیا و نظم جدید در منطقه اتفاق میافتد و مسیری که قدرت اثرگذاری ایران در معادلات جهانی را چند برابر کرده است. بهخصوص بعد از عادی شدت روابط با عربستان اگر روابط با مصر هم در مسیر عادی خودش قرار بگیرد مسائل فراوانی حل خواهد شد.
اتفاقات منطقه چون فراوان است گاهی ولو اهمیت زیاد هم دارد باز دیده نمیشود. مثل انتصاب نمایندهی ایران بهعنوان نایبرئیسی مجمع عمومی سازمان ملل علیرغم تلاش لابیهای آمریکائی و صهیونیستی برای اینکه ایران در هیچکدام از این نهادهای بینالمللی انتخاب نشود. عضویت در هیئترئیسه و گزارشگری کمیته خلع سلاح و عدم اشاعه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و همچنین انتخاب ایران برای ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر سازمان ملل که با رأیگیری از کشورها صورت گرفت؛ و یا عضویت ایران در کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری و همچنین کمیته برنامه و هماهنگی سازمان ملل متحد. اینها مهم است و حتماً وجود ایران در این جایگاهها به نفع ملتهای مستضعف جهان خواهد بود.
و اخیراً هم خروج امارات از ائتلاف دریایی آمریکا و ائتلاف جدید با ایران و عربستان که خیلی عجیب بود. البته با افول قدرت آمریکا و تحقیرهای پشت سر همی که برایش پیش آمد و بیاعتمادی که نسبت به او هست این توقع میرفت. ایران سالهاست اعلام میکند که امنیت منطقه خلیجفارس باید دست کشورهای منطقه باشد نه کشورهای بیگانه؛ و امروز کشورهای منطقه بهخصوص عربستان و امارات و عمان این را خوب میدانند که بدون همراهی با ایران، منطقه امنیت پایدار نخواهد داشت. و قطعاً این همکاری ثمرات فراوانی به همراه دارد. همین تحولات موشکی را همه دنیا میبینند و اگر عاقل باشند باید همپیمان شوند.
نکتهای عرض کنم. زمانی بود که رئیسجمهور کشور میگفت نمیتوانیم در مقابل قدرتهای بزرگ کاری بکنیم و وزیرش میگفت میتوانند ما را با زدن یک دکمه زمینگیر کنند و درنتیجه در مسیر سازش با غرب برخلاف آرمانهای امام و انقلاب حرکت میکردند اما امروز به فضل الهی و بانشاطی که در جوانان کشور به وجود آمده علیرغم همه تهدیدها و تحریمهای دشمنان، موشک فرا منطقهای و فراصوت هایپرسونیک تولید میکنیم.
ما طبق فتوای رهبری و تعالیم اسلامی احتیاج به سلاح هستهای نداریم اقتدار منطقهای و قدرت بازدارندگی ما با همین تسلیحات موشکی و نفوذی که در منطقه داریم تأمین است. به فضل خدای تعالی امروز با همکاری گروههای مقاومت و کشورهای همراه ما، وارد مرحله بازدارندگی تهاجمی شدهایم؛ و این را دشمنان ما بهخوبی فهمیدهاند که کاری از دستشان برنمیآید. همه این دستاوردهایی که میبینید یعنی پیروزی گفتمان مقاومت یعنی شکست آمریکا و اذنابش. امروز شعار مرگ بر آمریکا شعار همه انسانهای آزاده جهان است.
ضمناً هر جا حرف از سازش و کوتاه آمدن از منافع ملی باشد رسوایی و بیآبروئی حتمی است. بحمدالله موفقیت دولت کنونی در این است که مسائل کشور و روابطش با کشورهای دیگر را با مذاکرات گره نزده است. لذا آزادانه وارد میشود و اقدام میکند و آثارش را خواهد داشت.
حضرت آقا در سخنان اخیرشان که بسیار نکات مهمی را مثل هر نوبت بیان فرمودند آخرین کلامشان راجع به انتخابات بود. من راجع به امید و ایمان و موانع و راهکارهایی که وجود دارد که چگونه امید در جامعه زیاد شود یا جلوی موانع گرفته شود مطالبی را یادداشت کردم که فرصت نمیکنم در این نوبت بیان کنم. در فرصت دیگری بیان خواهم کرد؛ اما چند کلامی درباره انتخابات که ایشان فرمودند عرض کنم. فرمودند: «در آینده صحبت خواهم کرد اما انتخابات امسال انتخابات بسیار مهمی است که از هماکنون دشمن توپخانه خود را برای تخریب آن فعال کرده، آنهم درحالیکه ۹ ماه با انتخابات فاصله داریم.»
واقع مطلب این است آنچه مهم است و نشانه اقتدار ملی است، مشارکت مردمی است. قطعاً توجه دارید که رابطه مستقیمی بین مشارکت حداکثری با امنیت و ثبات سیاسی کشور وجود دارد؛ یعنی هرچه سطح مشارکت سیاسی افزایش داشته باشد، آسیبپذیری کشور در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی کمتر خواهد بود. در طول این ۴۴ سال بعد از پیروزی انقلاب همه تهدیدات و تحریمها و نقشههای پیچیده که هدفشان تخریب و یا از بین بردن امنیت و اقتدار ملی بوده را با مشارکت و ایستادگی مردم شکست دادهایم؛ یعنی مشارکت مردم در عرصه، یک حرکت ۲۲ بهمن، یک ۱۳ آبان و یک روز قدس، تمام این مسیر را که آنها چیده بودند به هم زده است.
پیام روشن مشارکت حداکثری مردم در انتخابات این است که تحریم و تهدید و تخریب شما برای جدا کردن تودههای مردم و کنار گذاشتن آرمانها و اعتقادات محکم آنان نتیجهای نداشته است. مشارکت مردم، سرمایه اجتماعی و قدرت نظام است. لذا از راهبردهای اصلی دشمنان ما بهخصوص در آستانه انتخابات و بلکه از ماهها قبل از انتخابات در همه این سالها با القاء مطالبی نظیر بیتأثیر بودن رأی مردم و یا تقلب و امثال اینها تلاش برای عدم حضور مردم در عرصه انتخابات بوده تا شاید بتواند مشارکت مردمی در پای صندوقهای رأی را کم کند و درنتیجه اقتدار کشور را کاهش دهد تا بتواند با تشدید تحریمها و تهدید به مقاصد خود برسد.
قطعاً مشارکت بالا، قدرت بازدارندگی و مقاومتِ کشور را در برابرِ جبههی دشمن بالا میبرد. استکبار جهانی در این چند سال اخیر از جنگ تکفیریها در اطراف ایران بگیرید تا آشوبهای متعدد و ترور حاج قاسم و شهید فخری زاده و امثال اینها تا خرابکاری در نیروگاههای هستهای و کشتار مردم در شاهچراغ و تحریمهای اقتصادی و ایجاد التهاب در معیشت مردم تا جنگ سنگین رسانهای و شناختی و دهها مورد دیگر یک هدف داشته و آن از بین بردن امنیت ایران انقلابی است.
و البته در سال انتخابات با استفاده تبلیغات گسترده و با دروغپراکنی و تحریف واقعیات و اخیراً با استفاده از هوش مصنوعی و همچنین عوامل خودفروخته و واداده غربزده مفلوک داخلی خود تلاش خواهد کرد تا مشارکت مردم را کمرنگ کند. شما باید بصیر باشید. اگر کسی بر طبل کاهش مشارکت بکوبد دقیقاً در جبهه دشمن قرار گرفته و در زمین آنان بازی میکند.
وقتی دشمنان ما از امروز برای انتخابات شروع کردهاند باید آرایش جبهه انقلاب هم از امروز، تقویت قدرت ملی و تبلیغ برای مشارکت حداکثری باشد. انشاءالله و به فضل پروردگار مشارکت مردم در انتخابات پیش رو دشمنشکن خواهد بود.
در این زمینه دوستان آنقدر به جهاد تبیین بپردازند تا صدای رهبرشان خسته نشود. در جهاد تبیین، دوستان جبهه انقلاب باید آنقدر سخن بگویند تا فضا به اینجا نرسد که صدای رهبرشان در تبیین مسائل خسته شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/3/12 | 1402/3/12«شخصیت امام»، «مکتب امام» و «عملکرد و مدیریت امام» سه محور هدف تحریف | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه76
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در پیروی از دستورات خدای تعالی و ارشادات اهلبیت علیهمالسلام کوتاهی نمیکنند. بحث ما درباره افزایش جمعیت و خانواده و فرزند آوری است که به بعض شبهات پاسخ دادیم؛ و به بعض آیات و روایات هم اشاره کردیم.
بحثهای جانبی که مستقیماً با موضوع ارتباط ندارد را باید درجای خودش بحث کرد مثلاینکه چرا مسئولین مدیریت لازم را ندارند تا از منابع بهترین استفاده را بکنند تا تکثیر نسل به مشکل تبدیل نشود. بخشی از روایات بر ازدواج تأکیددارند، جهت آن ترغیب به فرزند آوری است. ازدواج مطلوبیت ذاتی دارد و همین ازدواج وسیلهای است تا انسانی پدر و دیگری، مادر باشد موردتوجه و اهتمام اولیاء دین است و بعد ترغیب به افزایش جمعیت که در روایاتی از ازدواج با عقیم نهی کردهاند.
بحث تعدد زوجات و ازدواج بعد از وفاتِ همسر و امثال این مباحث هم بخشی به تکثیر نسل صالح برمیگردد که فقها بزرگوار در کتب فقهی به آن تصریح یا اشاره دارند و اگر در ادله دقت شود میبینیم که فقط فرزند آوری تأکید نشده بلکه فرزند بیشتر مورد ترغیب است بدون اینکه به جنسیت بچه یا استعداد و توانائیها و وضعیت اقتصادی خانواده اشارهای شده باشد.
مجموعه این روایات در چند باب در جوامع روایی ما دسته بندی شدهاند. روایات فراوانی راجع به فضیلت مادری که دارای حمل است داریم و ثوابهایی که برایش نوشته میشود حتی اگر حمل (بچه) بمیرد باز اجر برجای خودش باقی است. اینکه تحمل زحمت بچهداری ثواب دارد و فضیلت است به خاطر این است که وجود بچه است.
میدانید که هر طفلی بر فطرت خدایى متولد مىشود و وجودش عذاب را از بین میبرد و برکات را نازل میکند و برای پدر و مادر تکامل روحى و تعادل رفتاری به وجود میآورد. در ضمن دختردارى هم اجر بیشترى دارد. چون مهرورزى و مهربانی را بیشتر مىکند. همه اینها تشویق به فرزند آوری و تکثیر نسل است.
روایاتی که در آن رسول خدا مباهات به کثرت جمعیت میکند فقط بحث فرزند آوری و بقای نسل نیست، بلکه کثرت موردتوجه است. تصور کنید هر دو نفر بعد از خودشان یک نفر باقی بگذارند، بعد از مدتی جمعیت نصف هم نیست پس آن روایت منظورشان یک فرزند نیست بلکه تکثیر عددی است؛ چنانچه فقهای بزرگوار هم در کتبشان اشاره کردهاند.
مرحوم سید کاظم یزدی صاحب عروه دارند فایده نکاح و ازدواج فقط در کنترل شهوت منحصر نیست بلکه فواید فراوانی دارد مثل زیادشدن نسل و زیادشدن مسلمان؛ که این خودش بحث جدائی را میطلبد. در روایاتی دارد که اگر پدر و مادری فرزندان زیادی داشته باشند برکات بیشتری بر آنان نازل میشود و در آخرت هم درهای بیشتری از بهشت برای آنان باز میشود. این هم یعنی تشویق به تکثیر نسل.
در کنار این مباحث که بیشتر جنبه فردی و شخصی دارد باید به هدفگذاریهای اجتماعی و برنامهریزیهایی که هر نظام سیاسی اجتماعی برای پیشبرد اهدافش دارد توجه کرد. تلاشی که نظام سلطه و سرمایهداری برای کاهش جمعیت دارد را باید دقت کرد که چگونه از دانش پزشکی استفاده میکند تا از افزایش جمعیت جلوگیری و در جایی که منافع او اقتضاء دارد تشویق به تکثیر نسل کند.
یعنی مستکبرین عالم منافع خود را میبینند، اگر برای زیرِ سلطه قراردادن کشورهای موردنظرشان لازم باشد جمعیت کمتری داشته باشند قطعاً برای مهار جمعیت اقدامات لازم را با کنترل و یا فشار و یا تبلیغات انجام میدهند و اگر در منطقه شرایط جوری بود که مثلاً اگر فلان قوم و یا طایفه و یا مذهب جمعیتشان بیشتر باشد به اهدافشان میرسند، تمام فعالیت خود را بر همین بخش متمرکز میکنند.
بههرتقدیر نظام سلطه انسانها بهعنوان ابزاری که باید تحت کنترل و جهتدهیاش باشند میبیند و برنامهریزی میکند؛ و برای این کار، گذشته از استفاده گسترده از تبلیغات و رسانه، از علوم پزشکی استفاده میکند؛ یعنی برای رسیدن به اغراض سیاسی در کنترل جمعیت، دانش پزشکی به آنان کمک میکند که مثلاً با یک واکسیناسیون، جمعیت زیادی را عقیم کنند. شما ببینید همین موادی که به آرد و روغن و شکر و حتی آب و نمک و امثال اینها طبق استانداردهای بینالمللی زده میشود و در داروها و دهها مورد اینچنینی اعمال میکنند، میتوانند بهآرامی و مرحلهای جمعیت زیادی را عقیم کنند.
عرض کردم مستکبرین برای سلطه بیشتر گاهی بهترین راه را در بر هم زدن ترکیب جمعیت ازنظر نسبت قومی و دینی میبینند و از جمعیت بهعنوان اهرم برای رسیدن به مقاصد خود استفاده میکنند و اینجاها دیگر با شعار زندگی بهتر با فرزند کمتر کاری ندارند.
خلاصه از مجموعه مطالب گفتهشده استفاده میشود که مکتب اهلبیت علیهمالسلام بهعنوان یک سیاست همیشگی نسبت به تکثیر نسل در همه زمانها تشویق کرده و فرمان دادهاند لذا افرادی که مانعى از تشکیل خانواده و فرزند آوری ندارند، براى مقابله با خطر کاهش جمعیت باید اقدام عاجل داشته باشند که از بیان روایات و دستورات دینی، استحباب تأکیدی فهمیده میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در استفاده از نعمتهای الهی دقت لازم را دارند که کاری نکنند که خداوند نعمت را از آنان بگیرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «احْذَرُوا نِفَارَ النِّعَمِ فَمَا کُلُّ شَارِدٍ بِمَرْدُودٍ». از دورى نعمتها بترسید، که هر چه از دست رفت دوباره برنمىگردد.
کلمه نفار یعنی دور شدن و شارد یعنی گریختن و فرار کردن. حضرت این دو کلمه را براى از بین رفتن نعمت استعاره آوردهاند؛ یعنی ای کسی که از نعم الهی برخورداری با شکرگزاری، نعمتها را پیش خودت نگهدار که اگر کسی زبان تشکر و روح شکرگزاری نداشته باشد، بداند که کفران کرده و باعث از بین رفتن نعمتها شده است. اقل شکر این است که انسان در مقابل نعم الهی بگوید الحمدلله رب العالمین. خدای تعالی همه ما را شکرگزار نعمتهایش قرار دهد.
دو روز ۱۴ و ۱۵ خرداد در تاریخ معاصر ایران پر نقش و تأثیرگذار بوده و منشأ تحولات بعدی. یک روز قیام مردم و آغاز حرکت طاغوت ستیزی و اسلامخواهی به رهبری حضرت امام. ولو با کشتار هزاران نفر بهظاهر سرکوب شد اما ثمره آن پیروزی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ و برچیده شدن بساط سالیان طولانی ظلم و دینستیزی بود. روز حیات دوباره اسلام بود. بحث راجع به علل به وجود آمدن قیام و نقش و آثار آن در جریان انقلاب مردم علیه طاغوت فرصت مفصلی غیر از خطبه را میطلبد.
و روز دیگر ارتحال ایشان و انتخاب رهبر معظم انقلاب بهعنوان امام المسلمین؛ و در بحث جهاد تبیین هر سه موضوع را باید با دقت مطرح و زوایای آن را بیان و تکرار کرد تا جلوی انحراف و تحریف این وقایع مهم گرفته شود. بنده هرسال در این ایام به گوشهای از شخصیت امام و مکتب ایشان پرداخته و سعی کردم جلوی تحریفی اگر وجود دارد را بابیان مطلب صحیح بگیرم.
قطعاً در شناساندن شخصیت چندبعدی و اندیشه متعالی امام به نسل کنونی کوتاهی شده است. نسل کنونی درک کاملی از امام ندارند. حتی در دستگاههای رسانهای رسمی کشور هم کار عمیق و اثرگذار دیده نمیشود. حرکت جان داری که بخواهد زوایای «شخصیتی» و «تفکری» و «مدیریتی» امام را برای مردم بازگو کند غیر از خود حضرت آقا که تبیینکننده حرکت امام و شرح کننده مکتب امام هستند و مدیریت نظام اسلامی را بر اساس اندیشه امام ره دنبال میکنند دیده نمیشود.
دربیانی آقا فرمودند: «مواضع امام بایستی بهطور روشن و واضح، همانطور که خود او گفت، همانطور که خود او نوشت، تبیین شود، این ملاک راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است… این فکر غلطی است که برای اینکه امام پیروان بیشتری پیدا کند، کسانی که مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقهمند شوند، بایستی ما بعضی از مواضع صریح امام را یا پنهان کنیم یا نگوییم یا کمرنگ کنیم»؛ دیدهاید بعضیها میگویند حالا این قسمت از صحبتهای امام را نگوییم تا بتوانیم جذب داشته باشیم. «نه امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعی است که خود او با صریحترین بیانها، روشنترین الفاظ و کلمات، آنها را بیان کرد»؛ چرا میخواهید تحریف کنید. بگویید امام اینگونه بود؛ راجع به لیبرالها اینگونه میگفت، راجع به نهضت آزادی اینچنین میگفت، راجع به افرادی که در کنار خود امام بودند و خلاف مسیر امام حرکت میکردند اینگونه میگفت؛ بگویید هرکس میخواهد ناراحت شود بشود. «امام را صریح باید آورد وسط میدان». چه بیان قشنگی دارد!
در این نوبت هم چند جملهای عرض میکنم. اگرچه سخن گفتن درباره شخصیتی که همه کارهایش از روی اخلاص و برای خدا بود و به چیزی غیر از تکلیف الهی فکر نمیکرد سخت است. محور فعالیتهای امام خدا بود نه تعریف مردم؛ و در همه حال از خدا استمداد میطلبید و وعده خدا را صادق میدانست. اهل عبادت و عرفان و توسل و تضرع به درگاه الهی بود. سیاستمدار هم بود، فقیه هم بود، فیلسوف هم بود، عارف هم بود. لحظهای از حمایت محرومان و مستضعفان دست برنداشت. استقلال کشور برای او یک اصل مسلم بود و استبداد و استعمار و استکبار بشدت مخالفت داشت.
صفات ارزنده اخلاقی را در خودش ملکه کرده بود و اجازه نمیداد کسی در مقابلش به دیگری تهمت بزند و یا دروغ بگوید و خودش هم به کسی سوءظن نداشت و هرگز غیبت نمیکرد؛ و ملاک او برای قضاوت، حال فعلی افراد بود و بر وحدت کلمه به معنای واقعی کلمه اصرار داشت؛ و رفتار و گفتار امام با مردم و باوری که به مردم داشت را همه مکرر شنیدهاید و عدهای هم دیدیم.
امام منادی توحید و مبلغ دین و اسلام ناب بود و شخصیتی که افکار بلندش گرههای مسائل مختلف کشور اعم از اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی کشور را باز میکرد. خلاصه چون پرورشیافته مکتب اهلبیت علیهمالسلام بود دارای شخصیتی ذو ابعاد شده بود که اگر بخواهیم درست دربارهاش سخن بگوییم باید همه جهات وجودی او را دقت کنیم و تکرار کنیم. چرا باید تکرار و بیان کنیم؟ استفاده میکنم از بیان حضرت آقا.
بیانی آقا دارند فرمودند: «چون اگر یک حقیقتی بارها تکرار نشود و با جزئیات و خصوصیّات ذکر نشود، گمان تحریف این حقیقت بهمرور وجود دارد»؛ اگر نگویید تحریفش میکنند. کما اینکه در طول این سالها که خود ما بودیم، خود ما دیدیم، حرفهایش را شنیدیم، صدای ضبط است و در کتابها مکتوب است، باز یک عدهای برخلاف حرف صریح امام میگویند نظر امام چیز دیگری بود. «ما باید تکرار کنیم حقایقی را که در باب امام و در باب انقلاب گفتهایم، بازهم بگوییم و تکرار کنیم و مجال تحریف را از تحریفکنندگان بگیریم» این وظیفه ما است؛ لذا همه کسانی که گوینده هستند و فرصتی دارند، خط بیان آنها در این روزها بلکه در طول سال باید تکرار این مطالب باشد.
این را باید همه بدانیم که افکاری و اشخاصی و گروههایی شخصیت امام و مکتب امام و اندیشههای بلند امام را و همچنین روش و عملکرد و دوران مدیریت امام را با روشهای مختلف و بیانات گوناگون تحریف میکنند؛ یعنی سه تحریف دارند؛ یک، شخصیت امام و دو، مکتب امام و سه، عملکرد و مدیریت امام؛ در هر سه اینها تحریف انجام میدهند که باید در همه این موارد سخن گفت. هدفشان هم معلوم است.
با تحریف است که میتوانند صراط مستقیم انقلاب و ملت را به انحراف بکشانند. مثلاً او را از استکبارستیزی بیاورند به سمت مذاکره با رأس مستکبرین عالم یعنی آمریکا. با تحریف است که میتوانند فلسفه انقلاب را زیر سؤال ببرند. با تحریف است که میتوانند از امام انتقام بگیرند و بین مردم و نظام فاصله بیندازند؛ و حتی با تحریف شخصیت امام و روش حکومتی امام، مدیریت حضرت آقا را هم زیر سؤال ببرند.
مثلاً آمدند گفتند امام به قانون اهمیت نمیداد و دستورات فرا قانون میداد؛ یکمرتبه تصمیم میگرفت فلان کار بشود میگفت باید بشود؛ این را که میگویم گفتند؛ درحالیکه قانون خط قرمز حضرت امام بود در همه حال و هیچ نوع از بیقانونی را قبول نداشت و زیربار نمیرفت حتی در کشور فرانسه شنیدید که از گوشتی که برخلاف قانون آن کشور ذبح شده بود نخوردند.
بااینکه شرایط انقلاب و بعدازآن حساس بود و خود ایشان هم شخص قاطع و مقتدری بود اما نمیتوانید یک نمونه بیاورید که اقدام غیرقانونی انجام داده باشند. جریان بنیصدر باآنهمه مشکلاتی که برای کشور درست کرد، در رابطه با جنگ چه مشکلاتی را درست کرد یادتان هست؛ اما امام چگونه برخورد کرد؟!
۱۱ میلیون نفر رأی داده بودند، امام با اقناعسازی کار را جلو بردند. رأیها را از مردم یکییکی پس گرفت؛ یعنی مردم را به این باور رساند که بنیصدر به درد ریاست جمهوری نمیخورد؛ اما بااینحال حکم عزل نداد. تا زمانی که مجلس رأی بر عدمکفایت سیاسی بنیصدر نداد امام او را عزل نکرد حالا بعضیها ایراد میگیرند که چرا آقا فلان رئیسجمهور را در آن زمانی که خلاف از او دید عزل نکرد؛ اما دیگر توجه ندارند که کار رهبری نیست عزل در مرحله اول. مسیر قانونی این است که اول مجلس به عدمکفایت سیاسی رأی دهد؛ بعد رهبر جامعه او را عزل کند.
گاهی سر زبانها میاندازند و شایع میکنند که امام نعوذبالله نوعی عوامفریبی داشت؛ و میخواهند این پیوند عمیق و وثیقی که امام با مردم داشت، یعنی مردمگرایی امام را به هم بزنند. عوامفریبان مردم را در جهل نگه میدارند اما امام مردم را آگاه میکرد و به صحنه میآورد. حرکت خودش را با مردم شروع کرد و ادامه داد تا پیروزی و بعدازآن هم اداره کشور را به مردم سپرد، در همان سال اول انقلاب امام ۵ بار مردم را پای صندوق رأی آورد. با تشکیل بسیج مردمی که فرمودند ۲۹ میلیون باید جمعیت داشته باشد. مردم را مسئول حراست و حفاظت از کشور و انقلاب کرد. نمونهای بیاورید که امام کاری را بدون تصمیم مردم انجام داده باشد. رسانههای همان موقع دنیا میگفتند امام محبوبترین رهبر جهان است. چون خودش را خادم مردم میدانست.
بعضیها هم حرفهای مضحک میزنند که مثلاً اگر امام الان بود ما اینقدر دچار استکبارستیزی نبودیم؛ یعنی امام رابطه با استکبار را میپذیرفت. اینها اصلاً با سیره و زندگی امام آشنایی ندارند. امام هم زمانی که با مستبدین داخلی در حال مبارزه بود از استکبار خارجی غافل نبود. اعتراض امام در قضیه کاپیتولاسیون روشن است که موضع شدید گرفتند و فرمودند: سند بردگی ملت را امضا کردند. ما استکبارستیزی و مبارزه بیامان با مستکبرین عالم را در مکتب امام یاد گرفتهایم و برای اینکه فراموش نکنیم بزرگترین دشمن اسلام و انقلاب آمریکاست هر جمعه فریادمان بر سر آمریکا بلند است.
یک قضیه را عرض کنم. بعد از تسخیر لانه جاسوسی، کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا اعلام کرده بود که ایران ما را تحقیر کرد. امام جواب داده بودند که این اول کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد. خوب این تفکر سازش با آمریکاست؟ اما امام یک تذکری داشتند و آن این بود که اگر آمریکا آدم شود و حقوق ملت ایران را رعایت کند میشود با او مذاکره کرد این بیان حضرت امام امروز هم هست که اگر آمریکا رعایت کند جمهوری اسلامی صحبت را میپذیرد؛ اما همین دو سه روز پیش یک تعدادی از مسئولین سپاه را دوباره تحریم کرد. دائم در حال تحریم است؛ با او که اینطور نمیشود نشست صحبت کرد. شما ببینید رفتار آمریکا با مردم ایران در طول این سالها بخصوص سالهای اخیر چگونه است.
امام به نصرت الهی ایمان داشت و لذا با شجاعت و شهامت جلوی قدرتهای بیگانه میایستاد. پیرو خط امام هم باید مثل امام باشد. صاف و شفاف مواضع خودش را بیان کند و از آن دفاع کند. امام میفرمود: «دشمن ما فقط محمدرضا نبود. هر کس مسیرش، مسیر اسلام نباشد دشمن ما است». یا فرمود: «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.»
اما عدهای دوست دارند مواضع امام را نسبت به بعض افراد و گروهها جور دیگر نشان دهند و یا در رفتار بر اساس این ملاک امام که موردقبول رهبر معظم انقلاب هم هست قدم برنمیدارند و عمداً مطرودین امام و رهبری را در جلساتشان دعوت میکنند و تحویل میگیرند.
کسی که بزرگترین ضربه را به خط امام زده و زمانی رئیسجمهور بود و بعد در رأس فتنهها قرار گرفت و سمپاشی کرد و برای نظام هزینه درست کرد و تفکرش این است که همه مخالفین نظام غیر از منافقین صلاحیت دارند که در نظام مسئولیت داشته باشند و نظارت شورای نگهبان را قبول ندارد، امام میفرمود تا مبارزه هست ما هستیم اینها میگفتند باید تعامل کنیم و گفتگوی تمدنها را مطرح کردند. امام میفرمود ما فرزند رمضانیم. اینها میگفتند وضعیت کشور در لبه پرتگاه قرار دارد.
همینها تلاش دارند کشور را در دامن بدبختی و استکبار بیندازند. امام لحظهای از موضع هجومی به غرب و شرقِ آن موقع کوتاه نیامد کوچکترین روحیه محافظهکاری در او دیده نشد در روزهای پایانی عمر شریفش روحیه انقلابیاش تغییر نکرده بود با دوران جوانی. همینکه امروز در حضرت آقا میبینیم. الان حضرت آقا هشتادوچند سالشان است؛ روحیه انقلابیشان با همان سالهای اول مبارزهشان فرقی نکرده است.
خط امام چیست؟ در کلام امام ببینید: «گمان نکنید ما راه سازش با جهان خواران را نمیدانیم، اما هیهات که سیراب شدگان کوثر عاشورا به ملت خود خیانت کنند». چقدر عبارت قشنگ است؛ فکر کردید ما بلد نیستیم چطور تعامل کنیم با دنیا؟! میدانیم اما ما ملت امام حسینیم. همانکه سردار بزرگ گفت. سردار سلیمانی دستآموز مکتب امام و اهلبیت است. امام میفرماید ما سیراب شدگان کوثر عاشوراییم و به ملت خودمان خیانت نمیکنیم.
آنوقت آنها با کسانی که اینگونه سخن میگویند بعضاً سر یک میز مینشیند و طرد نمیکنند. موضع باید در اینجور موارد شفاف باشد. بله ما با افراد تعامل داریم، صحبت میکنیم، نشستوبرخاست داریم؛ اما به جاهای خاص و محکم انقلاب که میرسد با کسی رودربایستی نداریم. باید موضع محکم باشد؛ باید دقیق و شفاف باشد.
امام دائماً به مسئولین تذکر میداد که در مسیر انقلاب حرکت کنند و خود را از مردم جدا نکنند. این صحبت، امروز هم هست. حالا امروز ببینید شما راحت میتوانید مسئولین را محک بزنید. بیان امام را ببینید کجاست؛ در بیانی فرمودند: «رفاه و مبارزه باهم جمع نمیشود و کسانی که بر این باورند که رفاه و مبارزه باهم سازگارند، آب در هاون میکوبند.»
و امروز مشکل ما همین مسئولینی هستند که تغییر ذائقه دادند. به دنبال رفاه افتادند. به دنبال حقوق نجومی افتادند. به دنبال این افتادند که بهره خودشان را از سفره انقلاب بردارند. مشکلات درست کردند. این خط امام نیست. خط رهبری هم نیست. خط اسلام هم نیست. چریدن و حیوانیت خودش را در اینجا نشان میدهد.
برای اینکه بتوانند در این مسیر حرکت کنند شخصیت امام و نوع رفتار امام را تحریف میکنند. میگویند امام اهل زندگی بود؛ و حالا که زندگی میخواهیم رفاه میخواهیم، حالا باغ میخواهیم، حالا برای اینکه بتوانیم باغ بگیریم باید مدارکی را برایش اثبات کنیم، باید برایش از بیتالمال … و همینطور سرازیری است و سرعت زیاد میشود. امامی که از سالهای طولانی قبل از انقلاب زندگی معمولی را بر خود حرام کرده بود و دائم در مبارزه و تبعید بود؛ آنوقت میگویند ایشان اهل زندگی بود؛ ما هم باید اینجور عمل کنیم.
این جمله امام را نباید هرگز فراموش کنیم که فرمود: «تا کفر و شرک هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم». این کلام کهنه نمیشود و معیاراست. تا وقتیکه کفر هست تا وقتیکه شرک هست مبارزه هست. دیگر این را نمیتوانند تحریف کنند که امروز کفر تمام شده. امروز هم کفر هست به شکل دیگری در قالب دیگری با صورتهای دیگری و تا وقتیکه شرک و کفر هست مبارزه هست. میدان مبارزه هر وقت بود ما هستیم؛ یعنی انقلابیون هستند، پیروان خط امام و پیروان خط رهبری هستند و دنبال میکنند.
آنچه در پایان باید عرض کنم این است که سالیان متمادی قبل از انقلاب تا پیروزی و بعدازآن تا امروز، مشکلات و سختیهای فراوانی برای کشور توسط دشمنان فراهم شد؛ اما مسیری که حضرت امام، برگرفته از مکتب اهلبیت برای حفظ عزت ملی و اقتدار بینالمللی برای ما ترسیم کرد، امیدآفرین و نجاتبخش بوده است.
و امروز همین جهتگیری و حرکت توسط رهبر معظم انقلاب طی میشود؛ هم در اعتمادشان به مردم و هم در مدیریت نظام بر اساس مشی حضرت امام و حفظ استقلال و عزت ایران و دفاع از منافع ملت در مقابل بیگانگان و دهها مسئله که من حدود ۱۰ صفحه مطلب یادداشت کرده بودم راجع به این بخش از صحبت راجع به حضرت آقا که بیان کنم اما چون وقت گذشته در فرصت دیگری بیان میکنم.
در همه این موارد میبینیم که امام المسلمین حضرت آقا در همان مسیر حرکت میکنند و این عقبههای کؤودی که در مقابل انقلاب اسلامی ما هرروز با ترفند جدید و رنگ جدید و سیاست جدید، پیچیده و ترکیبی و هیبریدی علیه ما فراهم میکنند و رسانهها و بوقهای شیطانی هم به کمکشان میآیند، ایشان این کشتی را در این دریای متلاطم در تمام این سالها خوب هدایت کردند؛ با کمک شما مردم و با اعتماد بر خدای تعالی؛ و ما باید شکرگزار این نعمت الهی باشیم و از خدای تعالی سپاسگزاری کنیم و طلب میکنیم که سایه پربرکت فخر جهان اسلام این حکیم فرزانه بر سر مسلمین مستدام باشد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/3/5 | 1402/3/5باید فریاد حقخواهی و استقلالطلبی و ضد استکباری از مجلس شنیده شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه77
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا میدانند که خداوند حکیم برای اداره عالم، نظامی دارد. پس به هرآنچه که قرآن و اهلبیت فرمودهاند عمل میکنند. بحث ما پیرامون یک خواست فطری در بشر بود یعنی فرزند آوری و طلب فرزند که ادامه زندگی و استمرار و پایندگی خانواده از آثار اوست؛ و در سالهای اخیر بهعناوینمختلف جلوی فرزند آوری گرفته شد که نتیجه آن پیری جمعیت و تبعات فرهنگی اجتماعی متعدد بود که اگر لازم شد در ضمن بحث اشاره خواهد شد.
عدهای گفتند چون منابع محدودی داریم اگر جمعیت زیاد شود به همه نمیرسد پس باید از موالید جلوگیری و کنترل کرد؛ که بنده بحث را به سمت جهانبینی و خداشناسی بردم که اگر کسی بفهمد و اعتقاد پیدا کند که خدای تعالی حکیم است و حکیم کار بیهوده و عبث نمیکند و خودش در قرآن و همچنین توسط انبیاءش از مردم خواسته که چرخه فرزند آوری را به بهانههای واهی مثل کمبود آذوقه و مایحتاج و محدود بودن پهنه زمین و مواد خوراکی و آشامیدنی و امثال ذالک رها نکنند.
در آیه ۱۹۰/۱۹۱ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لآیَاتً لأُولِى الأَلْبَابِ، الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَ الأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سبحانَکَ فَقِنا عذابَ النَّارِ». همه موجودات عالم سر سفره خدای تعالی نشستهاند اما طبق نظام علت و معلول و سبب و مسبب؛ بنابراین اگر در مسئله تکثیر جمعیت، شک کنیم که آیا عواملی مثل تأمین هزینههاى زندگى و نیازهاى ضرورى و موارد متعدد دیگر مانعیت دارند، اصل اولى طبق بیان قرآن این است که خداوند رازق است و چنین مشکلى پیش نمیآید.
خدای تعالی برای روزی افراد تفاوت قرار داده است بااینحال همه به الهام الهی از روزی خود بهره میبرند؛ و کسی هم راضی نیست از چیزی که دارد به دیگری بدهد تا همه مثل هم شوند. در آیه ۷۱ سوره مبارکه نحل فرمود: خداوند بعضی از شما را ازنظر استقلال مالی بر بعض دیگر برتری داده است و اینها حاضر نیستند که از حقشان به زیردستان خود بدهند تا همه ازنظر مالی مساوی شوند. «وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضً فِى الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُوا بِرَادِّى رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوَاءٌ…» یعنی در بهترین نظام اقتصادی هم که باشیم باز تفاوت مادی و معنوی وجود دارد.
بنابراین اینطور نیست که تکثیر جمعیت، اغنیا را فقیر کند و کم کردن جمعیت، فقرا را غنى کند. سیاستها و مدیریتها و تدبیر خود افراد است فقر و غنا درست میکند. اینهمه روایات که در وسعت رزق و روزی آمده در هیچکدام نگفته جمعیت خود را کم کنید تا رزق و روزی شما زیاد شود. بلکه گفتند به پدر و مادر نیکی کنید، صلهرحم کنید صدقه بدهید نماز شب بخوانید حسن خلق داشته باشید از دستورات خدا و پیغمبر اطاعت کنید تا وفور نعمت و رزق فراوان داشته باشید. آیات فراوانی هم داریم که اگر از کتب آسمانی تبعیت کنید و یا اهل تقوا باشید برکات الهی بر شما نازل میشود.
بههرتقدیر رازق خداست و گنجینه همه مایحتاج در اختیار خداوند علیم و قادر و حکیم است و اگر کمبودی و احتیاجی به وجود میآید اگر بررسی شود معلوم میشود که بخش عمده آن مربوط به سوء تدبیر و مدیریت نادرست منابع است که بخشی از آن به دولتها و مسئولان مربوط میشود و بخشی به خود خانوادهها و نوع مصرفی که دارند. مثلاً ما مجموعهای از روایات داریم که به ما نحوه مصرف کردن و استفاده از نعم الهی را تذکر میدهد.
البته مخالفین فرزند آوری و تکثیر نسل گاهی با بد معنا کردن روایات به نفع خودشان استدلال میکنند. به چند موردتوجه بفرمائید. رسول خدا فرمودند: از دینشناسی تو این است که با مدارا و ملاحظه زندگى بکنى؛ و یا فرمودند: برنامهریزی نیمى از زندگى است. یا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: انسان خردمند، در امروز مراقب فرداى خویش است و از هماکنون آنچه در پیش دارد، مىبیند؛ و فرمودند: کجاندیشی و بدى مدیریت، کلید فقر است و فرمودند: بلاى زندگى، برنامهریزی نادرست است. یا امام صادق علیهالسلام فرمودند: خداوند، بر شما روا شمرده: خوردن، آشامیدن و ازدواج، بهاندازه... .
این روایات و شبیه اینها بیشتر به جهات مالی و درآمدی اشاره دارند و به ما تذکر میدهند آنچه در اختیار داری را مدیریت کن اهل اسراف و تبذیر و خرج اضافی و بیمورد در زندگی نباش و بین خرج و برج خود فرق بگذار و برای خودت هزینههای اضافی درست نکن که بعد به علت اینکه نمیتوانی آن هزینهها را فراهم کنی پس صورتمسئله را پاک کنی و اصلِ فرزند آوری را محدود کنی.
هیچ فقیهی هم بهطور مطلق و بدون قید و شرط اجازه بر عقیمسازی موقت و دائمی نداده است. همه قید آوردهاند مثلاً گفتهاند اولاً چند تا بچه داشته باشند بعد اقدام کنند. تحمل فرزندان زیاد بر آنان حرجی باشد. هر دو راضی باشند و آسیب به جسم نداشته باشد و امثال اینها. باید بدانید وقتی گفته میشود جایز است یعنی اگر انجام دادی با شرایطی که گفتهشده، کار حرامی صورت نگرفته نه اینکه باید بروی و انجام بدهی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی را نمازگزاران محترم و محترمه این خانه خدا را به رعایت تقوا، تقویت و تسدید آن دعوت میکنم. اهل تقوا خیلی پرکار هستند و درعینحال مخارج زندگی آنها کم است؛ یعنی کممصرف هستند. پرکار و کممصرف. اهل قناعت هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِذَا کَثُرَتِ آلْمَقْدِرَهُ قَلَّتِ الشَّهْوَهُ» هر وقت توانمندی زیاد شود خواسته کم میشود.
یکی از نگرانیهایی که همیشه برای کسانی که به خواستههایی که دارند دیر میرسند وجود دارد این است که اگر چیزی نصیبشان شد آیا میتوانند آن را نگهداری کنند یا نه! بنابراین همیشه در خوف هستند. سعی میکنند تا میتوانند به دست بیاورند که اگر از بین رفت هم چیزی در اختیار آنها باشد.
اگر هم شخص از توان لازم برخوردار بود و میتوانست هرزمانی که خواست و در هر موقعیتی خواستههایش را برای خودش فراهم کند چنین کسی دیگر نگرانی ندارد که به خواستهاش میرسد یا نمیرسد. پافشاری برای به دست آوردن خواستههایش ندارد. درنتیجه اشتهای او کم میشود؛ «قَلَّتِ الشَّهْوَهُ» کسی که میتواند هر وقت هر چه خواست به دست بیاورد فقط بهاندازه خواستههایش طلب میکند. بیان قشنگی است دقت در آن داشته باشید.
هشتمین خورشید آسمان امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثنا در ۱۱ ذیالقعده سال ۱۴۸ قمری در مدینه طلوع کرد و قلوب اهل ایمان و موالیان اهلبیت را روشن کرد. این روز فرخنده و مبارک و نورانی را به همه شما تبریک عرض میکنم. خدای تعالی زیارت مضجع شریف آن حضرت را رزق و روزی همه ما مکرر در مکرر قرار بدهد.
در روایت دارد امام صادق علیهالسلام فرمودند: زیارت امام رضا علیهالسلام ثواب زیارت رسول گرامی اسلام را دارد. راجع به ثواب زیارت حضرت رضا توفیقی باشد در یک نوبتی عرض خواهم کرد.
در این نوبت نکتهای راجع به روش علمی امام علیهالسلام و تبیین معارف الهی عرض میکنم؛ و آن یکی از آموزشهای عملی در تحکیم مبانی اسلامی و انقلابی است؛ که امروز به آن کرسی آزاداندیشی میگوییم.
بحث کردن و مناظره و احتجاج کردن از قدیمالایام و حتی در صدر اول در بین مسلمانها رواج داشته. بحث جدیدی نیست؛ مسلمین با یهود و نصارا در مقابل پیغمبر اکرم مینشستند و بحث میکردند. حضرت هم گوش میدادند و بعضی وقتها وارد میشدند. البته مناظره باید مدیریت شود و بر اساس اصول صحیح انجام شود و الا مضر است و اثر عکس خواهد داشت.
در زمان شیخ مفید رضواناللهعلیه آخر قرن چهارم این روش خاص علمی بهطور گسترده مطرح بود. خود شیخ مفید هم در این زمینه ید طولایی داشت؛ و در نقد نظریات مخالف و نظریات مختلف کتابهایی نوشتند: مثل تصحیح الاعتقاد و الفصول المختاره که کتاب جالبی در همین زمینه است.
اهلبیت علیهمالسلام خودشان این روش را مناظره را قبول داشتند و تشویق میکردند و جلسه برگزار میکردند. روایاتی هم در این زمینه آمده. در قرون بعد از قرن چهارم هم این احتجاجات بود و ادامه پیدا کرد. برای همانها هم کتابهایی نوشته شد مثل الإحْتِجاجُ عَلی أهْلِ اللّجاج.
البته در صدر اول اسلام بخشی از احتجاج و مناظره بهصورت خطبه بوده؛ مثل خطبه رسول خدا در غدیر یا خطبه صدیقه طاهره در بحث فدک؛ اینها مناظره و احتجاج بود اما بهصورت خطبه بود. بعدها بهصورت نامه درآمد؛ نامه مینوشتند و در آن احتجاج میکردند. بعد بهصورت توقیع مطرح شد.
شکل امروزی آن شد کرسی آزاداندیشی. البته از مطالبات جدیای است که رهبر معظم انقلاب دائماً بر برگزاری این جلسات تأکید دارند. تا امروز هم رونق حسابی نداشته. بوده اما حسابی نبوده. در یک بیانی ایشان فرمودند: «فکر کنید، بگویید، بنویسید، در مجامع خودتان منعکس کنید. آن کرسیهای آزاداندیشی را که من صدبار با کموزیاد تأکید کردم را راه بیندازید و اینها را آنجا بگویید. این میشود یک فضا؛ وقتی فضای گفتمانی به وجود آمد همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهتگیری پیدا میکنند، همه در آن فضا کار میکنند.»
ببینید ایشان میگوید من صدبار با کموزیاد گفتم؛ یعنی در طول سالیان گفتند ولی کسی انجام نداده یا کم انجام داده. اگر با روشی صحیح از شیوه احتجاج و از کرسی آزاداندیشی در تبیین مبانی دین و انقلاب استفاده شود، تحول اساسی به وجود میآید.
بخشی از این فعالیتها توسط علمای بزرگوار ما قبلاً انجام شده؛ مرحوم علامه طباطبایی، علامه مطهری، علامه جعفری، علامه مصباح و امثال این بزرگواران انجام دادند؛ آیت الله بهشتی رضوان الله علیهم؛ و شاگردانی را هم در این زمینه تربیت کردند ولی باید ادامه داشته باشد.
من برای اینکه بیشتر به شیوه امام رضا آشنا شویم یکی دو مورد را اشاره میکنم؛ برای شما خوب هم است که بشنوید چون کمتر مطالعه میکنید و اینجا به بهانه خطبه لااقل بشنوید.
اولاً خود احتجاج در لغت به معنای دلیل و حجت آوردن است. میگوییم دلیلت برای حرفی که میزنی چیست؟ او هم باید ادله بیاورد. در اصطلاح هم به دلیل آوردن برای اثبات یا رد یا ابطال یک نظریه و عقیده گفته میشود. من یک نظری دارم برای آن نظر ادله میآورم؛ به این میگویند احتجاج. شما یک نظری دارید من میخواهم رد کنم؛ دلیل میآورم؛ این میشود احتجاج.
یکی از کسانی که به این موضوع خیلی دقیق پرداخت و وارد میدان مناظره و احتجاج شد حضرت رضا علیهالسلام است. حضرت بهترین استفاده را از فرصت سه ساله ولایتعهدی خودشان نسبت به این مهم انجام دادند و بهوسیله همین جلسات آزاداندیشی بنیان دین و تشیع را تحکیم کردند.
و ما از روش امام علیهالسلام میتوانیم اصول حاکم بر این جلسات را استفاده کنیم؛ یعنی بنشینیم بر اساس روشی که امام رضا علیهالسلام داشت برنامه عملیاتی بنویسیم و بگوییم در این جلسات باید این مسائل رعایت شود. خیلی دقیق از روش امام میتوانیم اینها را به دست بیاوریم.
اصولی نظیر میدان دادن به طرف مقابل که هر جور میخواهد سؤال خودش را مطرح کند و بپرسد. ما معمولاً نمیگذاریم طرف سؤال کند. امام اجازه میداد میگفت هر چه دلت میخواهد بپرس و هر جور دلت میخواهد بپرس. همه اینها نمونه دارد من دیگر نمونهها را نمیگویم. البته آن کسی که میخواهد بنشیند پاسخ بدهد به این سؤالات باید از آگاهیهای لازم برخوردار باشد.
یک اصل دیگر انصاف داشتن است. طرفین در مناظره و احتجاج نباید از مرز انصاف خارج شوند. هرکدام از اینها توضیحاتی دارد که فرصت خطبه اجازه نمیدهد.
یکی از آن اصلهای خیلی مهم حوصله و سعهصدر داشتن است. چون طرف مقابل یکمرتبه یکچیزی میگوید سعهصدر آدم به هم میخورد. یک نمونه بگویم. وقتی یکی از روسای واقفیه یعنی هفتامامیها به نام حسین بن قیاما آمد خدمت امام رضا علیهالسلام، با بیادبی گفت تو امامی؟ حضرت فرمودند بله من امامم. گفت بهراستی من خدا را شاهد میگیرم که تو امام نیستی. حضرت ناراحت نشدند. سرشان را انداختند پایین بعد رو کردند به این حسین و گفتند: چه کسی به تو تعلیم داده و گفته که من امام نیستم؟ گفت از امام صادق روایت شده که امام عقیم نیست ولی تو به این سن رسیدی هنوز اولاد نداری؛ چون امام رضا علیهالسلام دیر اولاد دار شدند. امام جواد علیهالسلام را خدا دیر به حضرت داد. راوی میگوید امام رضا علیهالسلام سرشان را پایین انداختند و بیشتر از قبل تأمل کردند و بعد سر برداشتند و فرمودند: خدا را شاهد میگیرم که شب و روزهای زیادی نخواهد گذشت مگر آنکه خدای تعالی فرزندی روزی من خواهد کرد. عبدالرحمان بن ابی نجران هم میگوید کمتر از یک سال نگذشت که خدای تعالی امام جواد را به حضرت رضا عنایت کرد.
اینجا در آن جلسه شما تصور کنید به امام معصوم میگوید تو امام نیستی چون عقیمی! چه صحنه سنگینی است! این تحمل کردن و حوصله داشتن و صبر کردن در این جلسات مهم است.
اصل دیگر احتجاج این است که باید با زبان طرف مناظره هماهنگ باشد. امام با هر قومی که مناظره میکرد به زبان همان قوم صحبت میکرد. این هم خیلی زیباست و نمونههایی دارد.
همچنین شیوه مناظره باید به طریق جدال احسن باشد. گاهی طرف مقابل مطالبی را در باطن خودش قبول دارد و حاضر نیست آنها را به زبان بیاورد و اعتراف کند. اهل مناظره همان چیزهایی که در درون آن شخص هست را حاضر میکنند و از آن استفاده میکنند و با داشتههای خود آن شخص او را مجاب میکنند؛ که خودت اینها را قبول داری پس بر اساس قبول داشتههای خودت باید بقیه را هم قبول کنی. امام رضا علیهالسلام در استفاده از این روش استاد تمام است. موارد فراوانی داریم یک نمونه برای شما بگویم.
حضرت به جاثلیق که نصرانی بود فرمود: ای مسیحی به خدا قسم ما ایمان به عیسایی داریم که به محمد ایمان آورده و ایرادی هم بر عیسای شما نداریم جز اینکه عیسای شما کمی روزه گرفتن و نمازخواندن به نظر دارد. جاثلیق گفت به خدا سوگند علمت را فاسد و امرت را ناتوان کردی. به امام رضا گفت من تو را آدم عالمی میدانستم. من گمان داشتم که تو داناترین مسلمانان هستی. این چه حرفی بود زدی؟ حضرت گفت مگر چه گفتم؟ او پاسخ داد: گفتی عیسی ضعیف و کم روزه و کم نماز بود. حضرت عیسی یک روز هم افطار نکرد. شب هرگز نخوابید. همیشه روزهدار و شبها در حال نماز بود و بیدار بود. حضرت فرمود همین؛ اگر عیسی خدا است، برای چه کسی نماز میخواند و برای چه کسی روزه میگرفت؟ جاثلیق لال شد و منطقش قطع شد. این را میگویند جدال احسن؛ چیزی را که قبول دارد بگویی و بعد عذر او را قطع کنی.
آن چیزی که لازم است بگویم این است که امروز باید این شیوه را در فضای حقیقی و مجازی گسترش بدهیم. با استفاده از فضای مجازی و هوش مصنوعی که این روزها دارد توسعه پیدا میکند با حضوری گستردهتر معارف اهلبیت را منتشر کنیم. فرهنگ ناب شیعی و انقلابی را برای مردم خودمان و جهان تبیین کنیم. در جهاد تبیین میتوان از این شیوه بهترین استفاده را برد. اهتمام حوزویان و دانشگاهیان باید بیشتر باشد. باید افرادی را برای مناظره و احتجاج با توجه به نیازهای امروز دنیا تربیت کرد. البته باید مواظبت و کنترل کرد که در این جلسات افرادی فضا را سیاسی و مسموم نکنند.
۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین دوره مجلس شورای اسلامی افتتاح شد؛ و این روز به نام روز قانون و بعد هفته مجلس نامگذاری شد. این روز را به نمایندگان محترم و بهخصوص نمایندگان استان خدا قوت و تبریک عرض میکنم؛ و امیدوارم همانطور که حضرت آقا عملکرد مجموعه مجلس (کل مجموع بما هو مجموع) را تائید و مثبتاتی را بیان فرمودند، عزیزان، روزهای باقیمانده از این دوره نمایندگی را که خیلی با سرعت هم سپری میشود قوانین مهمی که کشور به آنها احتیاج دارد تا مشکلاتش را با سرعت حل کند مثل تبدیل کردن سیاستهای کلی نظام به قانون که ازاینجهت کمتر موردتوجه مجلس بوده که آقا هم تأکید کردند و برنامه هفتم را در کارنامه خود ثبت کنند.
کلیت حضور این سه نماینده بزرگوار استان در مجلس و در استان و نوع فعالیت و نقشی که در کمیسیونها و تصویب قوانین و نظارت بر اجرا و حضور در استان و امثال اینها داشتند خوب بود و اگر تصمیم به حضور دوباره داشته باشند، رأیدهندگان باید عملکرد هرکدام را مجزا بررسی و دقت کنند. اگر خواستند بیایند اینطور نیست که گفتیم کلیت هر سه خوب بوده؛ شما بگویید خب حاجآقا تائید کرد. نه. باید خودتان بنشینید شاخصهای نمایندگی را که حضرت آقا فرمودند و ما توضیح و شرح کردیم را مرور کنید؛ و اگر تصمیم به آمدن هم ندارند باز باید مردم ازهرجهت توجه داشته باشند به شاخصها و کسانی که آن معیارهایی که بهمرور عرض خواهیم کرد را داشته باشند و بدون حب و بغض بررسی کنند و رأی دهند.
خب جایگاه مجلس از جهات مختلف بسیار مهم است. آقا فرمودند منبر است. خیلی این عبارت جای بحث و گفتگو دارد؛ یعنی باید فریاد حقخواهی و استقلالطلبی و ضد استکباری از مجلس شنیده شود و معلم اخلاق باشند. نماینده مجلس وکیل مردمی است که تمام فکر و دغدغه آنها اسلام و آرمانهای انقلاب است. وکیل باید در تمام مدت وکالت بر اساس خواست موکل خود عمل کند و الا خائن به وکالت خواهد بود. چون مدت وکالت کم است حتماً باید توجهشان به اولویتها و مسائل اصلی و کلیدی کشور باشد. باید سمتگیری قوانین برای رفع استضعاف و رشد امور فرهنگی و اقتصادی و برطرف شدن مشکلات اجتماعی، رفاه بیشتر و زندگی راحتتر و از بین رفتن محرومیتها و تحول در نظام اداری دستوپاگیر کشور باشد.
لذا دیدید که حضرت آقا بر قانون و قانونگذاری به خاطر شأن ویژهای که دارد تأکید کردند. اگر مجلس ریشه همه امور کشور است پس باید محلی برای بروز و ظهور اخلاق باشد. حرکت و رفتار و سخنان وکلای مردم باید فضائل اخلاقی و حرکت به سمت صلاح را در مردم و جامعه بیشتر کند و مردم احساس کنند که وکلا خیرخواه آنان هستند.
یکی از مهمترین شاخصهای مجلسِ تراز که مورد تأکید بود این است که با قوای دیگر همکاری صمیمی و کار راهانداز داشته باشند. همچنین نماینده نباید شهدا و خانواده شهدا و خدمت به این عزیزان را فراموش کرده باشد. تأکید دیگر ایشان که هم به مجلس و هم همه مردم فرمودند، حفظ آبروی افراد است که حالا به خاطر اینکه رأی برای خودش جمع کند حاضر میشود همه اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد و حیثیت افراد را از بین ببرد و همچنین باید شخصیت دینی و انقلابی افراد حفظ شود. چون اینها سرمایههای اجتماعی ما هستند نباید به خاطر خارج کردن رقیب از گود رقابت، نیروها را با انگ و تهمت و افتراء کنار گذاشت. انشاءالله همه ما در همه کارهایمان مشمول این دعای قرآنی که حضرت آقا هم تأکید فرمودند باشیم که: «رَبِّ اَدخِلنی مُدخَلَ صِدقٍ وَ اَخرِجنی مُخرَجَ صِدق».
بیانات حضرت آقا در دیدار با مسئولان وزارت خارجه را حتماً ملاحظه کردید. ۶ ضابطه فرمودند تا سیاستهای خارجی دچار مشکل نشود. اصول عزت، حکمت و مصلحت را باید توجه جدی داشت در همه زمینهها. تعریفی که ایشان از عزت کردند نفی دیپلماسی التماسی در کلام و در محتوا بود. شما مواردش را در دورههای قبل زیاد دیدید.
واقعاً عزت همان است که قرآن فرمود: نفی سبیل؛ اجازه ندهیم بیگانگان بر ما سلطه داشته باشند. زیر بار دشمن و استکبار نرفتن است از عزت؛ که هر جمعه شما برای اینکه فراموش نکنیم دشمن داریم و دشمنی دارد و فراموش نکنیم که ملت امام حسین هستیم و زیر بار ظلم نمیرویم با صلابت و قدرت بر مستکبرین عالم بهخصوص آمریکای جنایتکار مرگ میفرستیم.
ارتباط با کشورهای دوردست را تأکید کردند که الحمدالله رئیسجمهور محترم در دستور کارشان قرار دادند و در این زمینه فعال هستند.
با توجه به فرصت نکتهای را راجع به لایحه حجاب باید عرض کنم. بعد از مدتها که منتظر بودیم بعدازآنکه مجلس محترم و بهخصوص ریاست محترم مجلس به وظیفه خودشان دراینباره درست عمل نکردند و ما مؤمنین و مردم متدین را به صبر دعوت کردیم؛ پیش ما میآمدند و قطعاً جای دیگر هم رفتند که باید چه کرد؟
ما دائم به صبر حواله دادیم که آقایان مشغول هستند و انشاءالله تصمیم جدی خواهند گرفت. مخصوصاً که حضرت آقا فرمودند کشف حجاب گذشته از حرام شرعی حرام سیاسی هم هست و فرمودند مسئله اینگونه نمیماند و تمام میشود. بنا شد که دستگاه قضا لایحه بدهد به دولت و دولت به مجلس. ما هم در همین خطبه درخواست تعجیل داشتیم در مسئله؛ چون روند رشد ولنگاری از طرحها و لایحهها سرعتش بیشتر بود.
لایحه اول آمد و به دولت رفت و دولت تصویب کرد و آنچه که بیرون آمد و بنده دیدم البته نقلهای مختلفی دیدم؛ اینکه کدام قطعی است و کدام غیرقطعی به نظرم آخرین مورد قطعی را با جستجو به دست آوردم و دیدم در آن مواردی هست که اگر اجرایی بشود بازدارندگی لازم را دارد؛ در مراحل بعدیاش البته. خوب دقت کنید که چه عرض میکنم. در مراحل ابتدایی یک مقدار ضعف دارد.
اگر درست اجرا شود بازدارندگی لازم را دارد اما روح کلی حاکم بر این لایحه آن چیزی نیست که بخواهد مبارزه کند و مقابله کند با دشمنیهای ریشهداری که با ملت ایران دارند و با طرحهایی که قصد دارند آندلسی کنند ایران را این لایحه روح حاکمش نمیتواند با این مسئله مبارزه کند. نمیتواند جلوی فروریختن دیوار برلین را بگیرد.
البته نباید قبل از اینکه این لایحه وارد مجلس شود و عزیزان مجلس نظر بدهند و بعد به شورای نگهبان برود و تأییدیه بگیرد، قضاوت زودهنگامی داشت اما چیزی که امروز به این عنوان در اختیار قرارگرفته نقدهای فراوانی دارد. مهمترین آن این است که جرائم باید بازدارنده باشد و الا کارایی ندارد و متخلف را هم جری میکند.
بعضی از مفاد این لایحه قوانینی که قبلاً هم بوده را از کار انداخته. مثل جرم مشهود. جرم مشهود را که میتوانست دستگاه انتظامی خودش رأساً وارد شود از کار انداخته است.
جرائمی که وضع میشود جلوگیری لازم را آیا میتواند بکند از اینکه عفت عمومی خدشهدار نشود و کیان خانوادههایی که در معرض متلاشی شدن هستند حفظ کند؟ دشمنی شناسی هایی که لازم است که ما در مقابله با دشمنیها اقدام داشته باشیم، این لایحه میتواند اقدامی داشته باشد؟ عزیزانی که دنبال میکنند و دارند تنظیم میکنند باید دشمنی شناسی خودشان را بالا ببرند.
اتفاقاً بعضی از همین کشف حجاب کنندهها را با آنها صحبت کنید کما اینکه دوستانی را فرستادیم در جلسات و جاهایی که بودند چند دقیقه با آنها صحبت کردند بعضاً دست کشیدند؛ اما بعضی وقتها میبینید که با این نوع قانونگذاری ممکن است آن شخص را بر باطل خودش محکم کنیم. باید مواظب باشیم بازدارندگی جریمه یکی از مسائلی است که باید به آن توجه کرد.
در گام دوم انقلاب که باید خودسازی و جامعه سازی کنیم و تمدن سازی کنیم، آیا این لایحه توان مقابله با دشمنیهای مربوط به گام دوم را دارد؟ چون برای گام دوم این طرحها ریخته شده و این دشمنیها را میکنند. یکبخشی این است. پشت سر این قصهها رگههای صهیونیستی و بهاییت است. ما الان موردحمله شیمیایی دشمن قرار گرفتیم. گاز خردل و گاز اعصاب را به جامعه ما منتشر کردند. آیا این لایحه با عکس گرفتن و پیامک دادنهای ابتدایی جلوی مسمومیت جامعه را میگیرد؟
ما در جنگ ترکیبی دشمن قرار گرفتیم. همه هم داریم میگوییم. یک بخش آن کشف حجاب است. بحث من شل حجابی و بعضی از این موارد بدحجابی نیست. اصل کشف حجاب با این هجمههایی که شروعشده و بعد به برهنگی و بی بند و باری های اجتماعی میکشد و الان میبینید؛ آیا این را میشود با چند تذکر ابتدایی و پیامک دادن و عکس گرفتنهای اینچنینی جلوگیری کرد؟
کاری با مراحل بعدی که گفتم بازدارندگی دارد ندارم. ابتدای کار را دارم عرض میکنم. در مراحل بعدی بعضی جاهای لایحه خوب است میشود به آن اعتنا کرد؛ اما تا به آنجا برسد جامعه مسموم شده. شخص مسموم شده. جامعه خراب شده. شما هم قدرت خودتان را از دست میدهید.
آقا تذکر میدهند که دائم باید امیدآفرینی کرد. آیا این لایحه واقعاً در دل مؤمنین و بدنه جامعه و اقشار مختلف مردم امید ایجاد میکند؟ مجلس محترم در امتحان سختی قرار گرفته. با توجه به جمیع جهات باید عمل کند و سربلند بیرون بیاید.
راجع به فضای مجازی چقدر حضرت آقا و دلسوزان گفتند؛ مسموع نشد. رها شد تا شد این. تمام دنیا برنامه دارند برای فضای مجازیشان اینجا تا میخواهند یک برنامه بگذارند یک عده که معلوم است به کجاها وابسته هستند سروصدایشان درمیآید.
مکرر در همینجا بنده راجع به سینمای خانگی، سینمای خانگیِ اخلاق خراب کن، جامعه فاسد کن، خانواده به هم زن، کیان اخلاق اجتماعی و خانواده به هم زن و نابود کن را حرف زدم.
به ساترا و مسئولین مربوطه میگوییم خطوط قرمز را به هم نزنید. نظارتها را بر این امور بیشتر کنید. دقیقتر کنید. اینکه دارم میگویم نه اینکه خبری خوانده باشم. همه اینها را بهدقت دنبال میکنم. فیلمها را معمولاً میبینم. با دقت تمام این فیلمها ساخته میشود برای اینکه همهچیز را نابود کند از اصل. معلوم میشود که هیچ نظارتی نیست.
مطالبی را که عرض میکنم و عرض کردم از باب این است که آقایان که قصد تصمیمگیری دارند و این تصمیمشان آثار فراوانی برای آینده کشور از جهات اخلاقی و فرهنگی دارد دچار افراطها و تفریطها نشوند. دچار جوسازیهای اجتماعی و سیاسیونی که میخواهند بهرهبرداری سیاسی کنند نشوند. یک عده موافقت با این طرح میکنند اغراض خاص دارند. یک عده مخالفت میکنند اغراض خاص دارند.
همه اینها را کنار میگذارم میگویم خود این عزیزان با فراغ بال و با توجه تام و تمام بدون افراطوتفریط باید جوانب مسئله را ببینند و کاری با این مسائل پیرامونی نداشته باشند و بدانند که مردم ایران و حزبالله و قاطبه مردم از آنها پشتیبانی میکنند و پشتیبان قوای سهگانه هستند. مردم میخواهند جامعه آرام و سالم باشد و در این جامعه زندگی کنند. چندین ماه است ذهن جامعه درگیر این مسئله است و الان در اختیار مجلس است. مجلس با دقت این کار را دنبال کند تا از این بلیه که باز دشمنان برای ما فراهم کرده بهراحتی عبور کنیم که همین بحث «رَبِّ اَدخِلنی مُدخَلَ صِدقٍ وَ اَخرِجنی مُخرَجَ صِدق» اینجا میآید.
پروندههای امربهمعروف هم که در استان تشکیل میشود دوستان تلاش نکنند برگردانند به نزاع شخصی و خانوادگی. امربهمعروف معلوم است؛ شخصی هم معلوم است. بگذارید مسئله امربهمعروف و نهیازمنکر در جامعه نهادینه شود که نهادینه شدن امربهمعروف و نهیازمنکر در جامعه خودش یکی از معروفات است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/2/29 | 1402/2/29فتح خرمشهر نگاه دنیا را به ایران تغییر داد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه78
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین طبق برنامه الهی زندگی خود را تنظیم میکنند و از آن تخطی نمیکنند. در بحث جمعیت و افزایش و یا کنترل آن و پاسخ به شبهاتی که میشود عرض کردیم اولاً باید جهانبینی و خداشناسی خود را تقویت کنیم. کسی که اعتقاد به خدا ندارد و یا اگر دارد برای او نقشی در زندگی خود قائل نیست نمیتواند در مسائل مهمی که برای او پیش میآید درست تصمیم بگیرد و عمل کند.
سبک و سیاق زندگی کسی که همه نعمتها را از خدا میداند و روزی دهنده به همه موجودات را هم خدا میداند باکسی که به این امور اعتقاد ندارد فرق دارد. لذا آنکه توحیدی فکر نمیکند و برای آینده بشر و جهان دیدگاه درستی ندارد میگوید چون جمعیت در حال زیادشدن است و آذوقه کم است پس باید از فرزند آوری جلوگیری کرد؛ اما کسی که توحیدی فکر میکند و میداند خدا برای جهان برنامه دارد و عبث خلق نکرده و خودِ مدبر عالم دستور به فرزند آوری داده پس دغدغه مادیون را ندارد.
قرآن کریم و روایات میگویند رازق و روزی دهنده خداست. خالق هستی رزق مورداحتیاج هیچکدام از موجوداتش را مهمل نگذاشته است. مثلاً در آیه ۶ سوره مبارکه هود فرمود: «وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها…» و هیچ جنبندهاى در روى زمین نیست، جز اینکه روزىاش بر خداست. اگر فقط به همین آیه اعتقاد راسخ وجود داشته باشد خیلی از افکار نادرست از بین میرود.
و یا در آیه ۲۲ سوره مبارکه ذاریات فرمود: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ». روزى شما و آنچه به شما وعده دادهاند در آسمان است؛ یعنی خداست که روزی دهنده به همه موجودات عالم است؛ و یا اگر کسی شک داشته باشد که آیا توان روزی دادن به اینهمه موجودات در عالم هستی وجود دارد یا نه؟ پاسخ آن آیه ۵۸ سوره مبارکه ذاریات است که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتینُ». همانا خداوند روزیده توانا و نیرومند است؛ و شما این آیه شریفه را زیاد شنیدهاید که هر کس اهل تقوا و پرهیزکاری باشد خداوند روزی او را از جایی که فکرش را نمیکرد تأمین میکند.
و جالب است عدهای که مخالف زیادشدن جمعیت و اصرار بر کم شدن جمعیت هستند به بعض از همین آیات استناد میکنند. مثلاً میگویند کره زمین طول و عرض مشخص دارد پس جمعیتی که میتواند روی آن زندگی کند مشخص و محدود است. پس باید کنترل کرد. همانطورکه درآیات ۲۵ و ۲۶ سوره مبارکه مرسلات فرمود: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً. اَحیاءً وَ اَمواتاً» آیا زمین را مرکز اجتماع انسانها قرار ندادیم؟ چه زندگان را و چه مردگان را.
گفتند آیه شریفه محدودیت را میرساند. درحالیکه کاملاً مطلب روشن است که خدای تعالی در مقام بیان چه مطلبی هستند. در لغت کِفات بر وزن کتاب را به جمعکردن و ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر معنا کردهاند. به پرواز سریعی که پرندگان در آسمان دارند هم کفات میگویند چون وقت پرواز بالهای خودشان را جمع مىکنند تا بتواند با سرعت بیشترى هوا را بشکافند و جلو بروند.
اینجا وقتی معنا میکنیم یعنی خداوند زمین را قرارگاه براى همه انسانها، قرار داد که روی آن جمع میشوند و همه نیازهای آنان را هم در اختیارشان گذاشت؛ و حتی زمین آمادگی این را دارد که مردگان آنها را هم در خود جمع کند. پس زمین همه را چه مرده و چه زنده را جمع کرده است؛ و حوائج همه را هم برآورده میکند. حتی کسانی که از دنیا میروند را جذب میکند و آثار بدی اگر داشته باشند از بین میبرد.
در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه روایتی را نقل میکند که امیرالمؤمنین علیهالسلام وقتی از جنگ صفین برمیگشتند در نزدیکی کوفه وقتی قبرستان بیرون دروازه کوفه را دیدند فرمودند: «هذه کفات الاموات اى مساکنهم»؛ یعنی این کفات و منزلگاههاى مردگان است. بعد به خانههاى کوفه نگاه کردند و فرمودند: «هذه کفات الاحیاء»؛ یعنی این هم منازل زندگان است. بعد تلاوت کردند: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً أَحْیاءً وَ أَمْواتاً.»
باید بدانیم که خدای تعالی بر اساس حکمت بالغهاش همهچیز را بهاندازه خلق کرده و در اختیار بندگانش قرار داده است مگر اینکه انسانها با سوء اختیار و برنامهریزی بد آنچه خدا تدبیر کرده را خراب کنند و کمبود ایجاد کنند؛ و الا خزینه و گنجینه همهچیز دست خداست.
در آیه ۲۶ سوره مبارکه حجر فرمود: «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ». هیچچیزی نیست مگر آنکه انبارهاى آن نزد ما است و آن را جز بهاندازه معین نازل نمىکنیم. خدای تعالی فرموده است از براى هر چیزى قدر و اندازهاى قرار دادهایم؛ یعنی هر چیزی که در عالم وجود دارد، همان، اندازه وجودى اوست. همه مخلوقات اینگونه هستند. مثلاً انسان اعضاء و جوارحی دارد که همه آنها محدودند و هرکدام کارایی خاصی دارند که غیرازآن را نمیتوانند انجام بدهند. مثلاً گوش نمیتواند ببیند یا چشم بشنود؛ بنابراین اینطور نیست که عالم یله و رها باشد و کار از دست خدای تعالی خارج باشد.
آیات فراوان است ولی از همه آنها این به دست میآید که خداوند به همان مقدار که خلق میکند و اجازه خلق میدهد روزی میدهد و بندگانش را معطل نمیگذارد. این بحث ادامه دارد که به توفیق الهی بیان خواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل بهرهمندی از نعم الهی و شکرگزاری از نعم هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى فِی کُلِّ نِعْمَهٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِیهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ». خداوند را در هر نعمتى حقّى است، پس هر کس حق خدا را بهجا آورد، خداوند از آن نعمت او را فراوان دهد و هر که در آن کوتاهى کند، خداوند آن نعمت را در خطر نابودى قرار دهد.
یکی از حقوق لازم در نعمتهای الهی شکرگزاری است که نعمت را زیاد میکند و در مقابل اگر در شکرگزاری کوتاهی صورت بگیرد قطعاً با زوال نعمت همراه خواهد بود؛ و این مطلب در آیات و روایات مکرر بیانشده در آیه ۷ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُم لَئِن شَکرتُم لازیدنکم و لئن کفرتم اِنَّ عذابی لشدید». خدای تعالی توفیق شکرگزاری به همه ما عنایت فرماید.
هفته پیش رو روزهای پر خیر و پر معنایی راداریم. دهه کرامت؛ از ولادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها تا ولادت حضرت علی بن موسیالرضا علیه آلاف التحیه و الثنا و در بینش تعدادی از امامزادگان قرار گرفتند مثل احمد بن موسی و روزهای تکریم امامزادگان هم هست؛ و همچنین روزهای مقاومت هم است.
اولین روز ماه ذیقعده در سال ۱۷۳ قمری زادروز کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها است. سراسر زندگی این بانو در کنار امامت و ولایت سپریشده و از او فرد نمونه یک جامعه اسلامی درست کرده است؛ که نهتنها برای بانوان بلکه برای مردان هم میشود در مسائل مختلف به این بانوی مکرمه مراجعه کرد.
من در سالهای قبل راجع به شخصیت بزرگوار حضرت فاطمه معصومه نکاتی را عرض کردهام. میدانید یکی از شئونات مقام ولایت الهی حضرت شفاعت کبرای اوست؛ یعنی میتواند در صحنه قیامت همه شیعیان را باجمعهم شفاعت کند. از امام صادق علیهالسلام دارد قبل از اینکه این بانو متولد شود این بشارت داده شد که «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّهَ بِأَجْمَعِهِمْ» با شفاعت حضرت فاطمه معصومه تمام شیعیان میتوانند وارد بهشت شود میگویند به این شفاعت کامل.
خب چه کسی شیعه امام صادق است؟ فرمود «شِیعَتِی». چه کسی شیعه امام صادق است که بخواهد از این شفاعت بهرهمند شود و وارد بهشت شود؟ در هر جای دنیا هرکسی مثل امام صادق علیهالسلام برای تحقق حاکمیت الله و تحقق تمدن نوین اسلامی و اجرای احکام الهی مبارزه کند نصرت خدا به او میرسد و از پاداش الهی محروم نمیشود و او شیعه امام صادق است.
در زیارتنامه مأثوره حضرت معصومه این اشارهشده که «یَا فَاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ» تو ما را در بهشت شفاعت کن. البته معانی مختلفی دارد. خدای تعالی را به شفاعت این بانوی بزرگوار همه ما را مورد رحمت خودش انشاءالله قرار میدهد.
«یَا فَاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ» اگر کلمه «فِی» در این عبارت معانی مختلفی میتواند داشته باشد. اگر به معنای تعلیل بگیریم معنای جمله این میشود که من را برای رفتن به بهشت شفاعت کن. در صحنه قیامت من نیاز به شفاعت شما دارم شفیع من شوید که من وارد بهشت شوم؛ اما اگر این «فِی» را به معنای ظرفی آن بگیریم که دوستان طلبه ما و کسانی که ادبیات عرب خواندند این را توجه دارند که معنا این میشود که در بهشت ما را شفاعت کن. چون بهشت دارای درجاتی است و در بهشت هم شفاعت شامل حال افراد میشود؛ یعنی شما شفاعت کنید که ما در بهشت به مقامات عالی برسیم یعنی رفیع الدرجات. شفاعت ایشان انسان را به آنجا میرساند.
بههرتقدیر همه نیازمند شفاعت در مراحل مختلف قیامت هستیم؛ که اجازه این امر به این بانوی بزرگوار و کریمه اهلبیت دادهشده است.
روز ولادت این بزرگوار شد روز تکریم از دختران. هیچ فرهنگی و هیچ نحله بشری در طول تاریخ به دختران انقدر اهمیت نداد که اسلام اهمیت داد و ارزش قائل شد. دختران امانات الهی در دست ما هستند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: بهترین فرزندان شما دختران شما هستند. روایات فراوان است. من سالهای گذشته به مناسبت روایات زیادی را در این رابطه خواندهام.
به خاطر نقشهای مهمی که دختران در طول زندگیشان دارند که دختر هستند، خواهر هستند، همسر هستند و مادر هستند و بلکه بعدازآن و همراه آن نقشهای اجتماعی هم دارند، دشمنان نسبت به آنها طمع دارند؛ لذا با تبلیغات و رواج ابتذال و ولنگاری و بیعفتی تلاش میکنند همه نقشهای دختران را خراب کند تا آینده کشور را از بین ببرند.
آینده کشور در اختیار دختران است؛ چون همسر و مادر خواهند بود و نقشهای اجتماعی خواهند داشت؛ لذا هم مسئولین باید مواظبت ویژه داشته باشند هم خود دختران باید برای صیانت خودشان برنامه داشته باشند. صداوسیما و رسانهها و دستگاههای فرهنگی باید برنامههای خاص و ویژه برای دختران داشته باشند.
تمام آینده کشور در دست دختران است و برای آنها نقشه و توطئه دارند که بخشهایی از آن را من قبلاً عرض کردم. مهمترین نقش هم البته ابتدائاً خانوادهها دارند. تربیت یعنی انسانپروری. انسان یعنی خلیفه خدا یعنی یک موجود ابدی و این موجود ابدی که فرزند ما است در کنار انواع نیازهای مادی که دارند از خوراک و پوشاک و امثال اینها به معنویت و تربیت دینی و توحید باوری و معاد باوری هم نیاز دارند. اینها را ما باید در آنها رشد بدهیم. همانطور که مواظبیم خوردوخوراکشان به هم نخورد و آسایش مادی آنها به هم نخورد، نسبت به زندگی ابدی که دارند و انسان ابدی خواهند بود به آنهم باید توجه داشته باشیم. فرزندان ما چون بر اساس فطرت الهی آفریده شدند کرامت دارند پس باید به آنها احترام گذاشت.
به این مناسبت که پیشآمده من مقداری راجع به بحث تربیت فرزند یکی دو نکته عرض کنم؛ چون مهم است. رسول خدا فرمودند: فرزندان خودتان را تکریم و احترام کنید. آنها را نیکو تربیت کنید. اول فرمودند تکریم کنید بعد فرمودند نیکو تربیت کنید. اول تکریم است بعد تربیت است. چون احترام فرزندان اثر بینظیری در وجود آنها خواهد گذاشت که در رفتار آینده آنها نمایان خواهد شد.
هر طور با فرزندان رفتار کنید او در آینده همان خواهد شد؛ چون باورش از خودش همان چیزی است که با او رفتار شده. ببینید با فرزندانتان چگونه رفتار میکنید. اگر فرزند خودتان را تحقیر کردید، اگر به او بیاحترامی کردید، شخصیتش را ذلیل و حقیر و منفی بار آوردید؛ و اگر او را تکریم کردید و به او احترام گذاشتید، یک شخصیت مستقل و باعزت و قابلاحترام خواهد داشت و رفتار او هم در آینده اینطور خواهد بود.
چند نمونه راجع به کودکان عرض کنم؛ چون بخش عمده از کودکی شروع میشود. ما نسبت به کودکان بیتوجه هستیم. مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سلام کردن بر کودکان را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد تا این کار پس از من سنتی برای دیگران باشد. این سیره پیغمبر ما است. حالا ببینیم من و شما که خودمان را دنبالهرو پیغمبر و پیغمبر را الگوی خودمان میدانیم در رفتارمان چگونه هستیم! به کودکان سلام کردن را چقدر توجه داریم؟!
یا در روایت دیگری جابربن عبدالله میگوید از امام باقر علیهالسلام درباره کودکانی که در نماز جماعت حاضر میشوند پرسیدم. امام فرمودند: آنها را به صف آخر نفرستید بلکه بین آنها بهوسیله بزرگترها فاصله ایجاد کنید.
ببینید در همین مساجد ما گاهی بعضی از دوستان چگونه رفتار میکنند که بچهای که به مسجد آمده میرود و دیگر برنمیگردد. میفرستند آنها را عقب صف. این روش امام باقر است که میفرمایند نکند بچهها را برانید و بفرستید انتهای مسجد؛ صدایشان کنید که بیایند کنار شما بایستند. هرکدام از شما یکی از بچهها را کنار خودش نگه دارد. تکریم کنید. احترام بگذارید. عاقبتش را به خیر کنید. بعضی وقتها با یک تشر بیخود بچه را عاقبت به شر میکنند بعضیها. اعصاب نداری مسجد نیا! چطور میخواهید به خدا جواب بدهید؟! از مسجد میرود و دیگر برنمیگردد. باید به آنها توجه داشت.
حتی در تنبیه هم باید حدودی را رعایت کرد. بعضی وقتها بالاخره باید تغیری را نسبت به بچهها داشت. در روایت دارد که روزی مردی در حضور پیغمبر خدا به سبب عملی که فرزندش انجام داده بود از او عیبجویی کرد؛ یعنی پیش پیغمبر عیب بچهاش را گفت. رسول خدا ناراحت شدند. فرمودند: فرزندت تیری از تیرهای تیردان تو است. این خیلی تعبیر قشنگی است؛ که بچه تو یکی از تیرهای تیردان است؛ کسانی که کمان داشتند جای تیر داشتند؛ یعنی فرزند تو ذخیره آینده تو است. تو با توهین به شخصیت او هم به خودت ضربه میزنی هم کسی را بیمقدار میکنی که در آینده به یاری تو خواهد آمد و پشتیبان تو خواهد بود. تو همه را از بین میبری. رعایت این امور انسانها را کریم بار میآورد.
فاطمه معصومه کریمه اهلبیت است. او در دامن اهلبیت، پدرش، برادرش بود و از برادرزادهاش بهره برد و کریمه شد. به ما هم دستور دادند که چگونه رفتار کنید تا در کنار ما افراد کریم شوند. مواظب دختران خودمان باشیم. یکی از تربیتهای مهم دختران این است که باید مادر نسل آینده باشند. چه اقداماتی در این زمینه صورت میگیرد که او مادر بار بیاید؟
متأسفانه مسیر به سمتی هدایتشده که اصلاً به فکر ازدواج نیستند افراد و اگر هم باشند نمیخواهند مادر شوند. مشغول امور بیارزش میشوند. نقش مادری که مهمترین و زیباترین و حیاتیترین نقش یک خانم هست را در نظرش کمرنگ و بیارزش جلوه کردند تا به مطامع سیاسی خودشان برسند تا بتوانند بر جوامع سلطه پیدا کنند.
ببینید سیام اردیبهشت روز ملی جمعیت است. در ۳۰ سال گذشته نرخ ناباروری کلی در جهان نزدیک به ۳۳ درصد بوده و در جهان اسلام نزدیک به ۴۱ درصد و در ایران بیش از ۷۰ درصد؛ این توطئه نیست؟ این نقشه شوم نیست؟ جمعیت اینگونه کاهش پیدا کرده.
مطالبی را آماده کرده بودم درباره جمعیت و ازدواج آسان و نقشی که مساجد دراینباره دارند و اینکه چرا سیاستهای کلی جمعیت که حضرت آقا ابلاغ کردند که به نظرم سال ۹۳ ابلاغشده و چرا اجرایی نمیشود؛ که بماند برای بعد؛ اما اینجا فقط پیام آقا را به فعالان جمعیت برای شما میخوانم و از تمام کسانی که در استان در این زمینه فعالیت دارند و دوستانی که دارند کار میکنند به آنها خدا قوت میگویم.
پیام آقا را میخوانم خوب گوش بدهید. «با سلام به همهی کسانی که دلسوزانه و عاقبتاندیشانه به فعالیت در حوزهی جمعیت روی آوردهاند، به چارهجوئی برای نجات کشور از آیندهی هولناک پیری جمعیت میپردازند، تأکید میکنم که تلاش برای افزایش نسل و جوان شدن نیروی انسانی کشور و حمایت از خانواده، یکی از ضروریترین فرائض مسئولان و آحاد مردم است. این فریضه دربارهی افراد و مراکز اثرگذار و فرهنگساز، تأکید بیشتر مییابد. (ببینید ایشان لفظ فریضه به کار میبرد یعنی واجب یعنی اگر کسی میتواند و انجام نمیدهد دارد تخلف میکند) این یک سیاست حیاتی برای آیندهی بلندمدت کشور عزیز ما است. کاوشهای صادقانهی علمی نشان داده است که این سیاست را میتوان با پرهیز از همهی آسیبهای محتمل یا موهوم پیش برد و آیندهی کشور را از آن بهرهمند ساخت. به دستاندرکاران این حسنهی ماندگار توصیه میکنم که در کنار تدابیر قانونی و امثال آن، به فرهنگسازی در فضای عمومی و نیز در نظام بهداشتی اهمیت دهند.»
این را ایشان الان به همه واجب کرده که باید دنبال کنیم. بههرتقدیر چون خطبه اول راجع به جمعیت است و نکات مربوط به آمارها را آنجا میگویم اینجا دیگر بیش از این تصدیع نمیدهم.
چند مناسب و مطلب هم هست که همه از یک سنخ است؛ مقاومت. اول خرداد سالگشت شهادت شهید بروجردی است؛ سردار اسلام که نماد مقاومت است خودش. زندگیاش را خواندید و شنیدید و فیلم غریب را هم قطعاً دیدید؛ فیلم قشنگی است که بخشی از زندگی و مجاهدتهای او را نمایش داده.
یکی از بزرگترین حوادث تاریخ معاصر کشور ما دوران دفاع مقدس است که قدرتهای بزرگ استکباری با تمام قوا در مقابل ملت ایران صفآرایی کردند. جنگی استثنایی را به وجود آوردند. عملیات بیتالمقدس و فتح خرمشهر مهمترین استراتژی بود که تمامیت ارضی کشور را تأمین کرد و جمهوری اسلامی را در موضعی کاملاً برتر قرار داد.
خرمشهر شهری در انتهاییترین نقطه استان خوزستان محل تلاقی رودخانههای اروند و کارون در ناحیهای باتلاقی و پست در دلتای رودخانه اروندرود با مساحتی تقریباً ۲۳ کیلومترمربع قرار گرفته. این شهر قصه مقاومت بیش از یک ماه کسانی است که جسم خودشان را سنگر کردند تا کشور اسلامی آسیب نبیند.
آن روزها کسانی که از خرمشهر دفاع میکردند در حقیقت از همه ایران دفاع میکردند. مسجد جامع شهر زیر آتش دشمن مرکز برنامهریزی برای مقاومت بود. بانوان مقاوم خرمشهر غیر از سلاح به دست گرفتن با امدادگری و پرستاری و پشتیبانی و تدارکات حماسههای مقاومت خلق کردند. این شهر پس از ۵۷۶ روز مقاومت که تحت اشغال بود در سوم خرداد سال ۶۱ آزاد شد و در حافظه تاریخی ملت ایران باقی ماند.
مسائل فراوانی این فتح داشت. زمان زیادی میخواهد که بیان کنم. شبهاتی را هم وارد کردند خناسان داخلی و خارجی که چرا جنگ ادامه پیدا کرد که باید در فرصتی کامل آن را با مقدماتی عرض کنم؛ اما بعضی از نکاتش این است که مثلاً درس توحید افعالی به ما داد؛ یعنی باور به اینکه هر چیزی در جهان اتفاق میافتد با نیرو و اراده خداست.
یکی از عالیترین انواع رابطه یک انسان با عالم هستی و خدای عالم و اتفاقات همین ارتباطی است که انسان میتواند بگیرد. حضرت امام رضوان خدا بر او این هنر را داشت که مسائل اعتقادی و معرفتی را همگانی کند و به عموم آموزش دهد. فرمود: «فتح خرمشهر فتح خاک نیست؛ فتح ارزشهای اسلامی است. خرمشهر شهر لالههای خونین است. خرمشهر را خدا آزاد کرد». رساند به توحید افعالی. اوج توحید افعالی در همین عبارت حضرت امام رضوان خدا بر او نشان داده میشود.
قطعاً یومالله فتح خرمشهر معجزه الهی و امداد غیبی بود که خدا با دست توانای رزمندگان اسلام رقم زد. نگاه دنیا را به ایران تغییر داد. حضرت آقا در همان زمان فرمودند: یک هیئت جهانی به ایران آمد و رئیس آن قریب به این مضمون به من گفت: امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش از زمین تا آسمان تفاوت کرده است.
خب این حرکتی بود که آنجا انجام شد. فرصت نیست که بگویم چه اتفاقاتی افتاده بود. بههیچوجه با محاسبات امروزی و آنروزی جواب نمیداد که کسی بر خرمشهر پیروز شود اما پیروزی آمد.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه این پیروزی بزرگ که بیش از پنج هزار کیلومتر از خاک کشور را آزاد کرد؛ میدانید در حین عملیات یکمرتبه بین ۱۶ تا ۲۰ هزار نفر خودشان را تسلیم کردند؛ خیلی مهم است؛ درسهای فراوان فرازمانی و فرامکانی دارد. نام عملیات: الی بیتالمقدس و رمز عملیات: یا علی بن ابیطالب بود. در معارف مهدوی داریم که فتح بیتالمقدس فتحی است که در دوران حکومت جهانی واقع میشود؛ پس فتح خرمشهر آغاز سلسله عملیات الی بیتالمقدس در جهان اسلام است؛ خوب دقت کنید چه میگویم. اینکه میگویم مسائل فرازمانی و فرامکانی داشته از همین باب است.
آزادی خرمشهر رویکردی کاملاً ضد صهیونیستی دارد. حرکت آزادی خرمشهر یک تهاجم ضد صهیونیستی و یک حرکت ضد صهیونیستی است. این همان است که آقا در چند روز گذشته برای کارگزاران حج فرمودند که نگاهتان به حج تمدنی باشد. نگاهتان به مسائلی که مربوط به کشور و آینده میشود تمدنی باشد. آن مسیر مسیری بود که آینده را میبیند و آن از بین رفتن رژیم صهیونیستی است. حرکاتی باید انجام بگیرد تا به آن نقطه برسد و به فضل پروردگار به آن لحظه نزدیک هستیم.
و اینجا خطاب سیدنا القائد خطاب به جوانان را بهتر میشود فهمید که فرمودند: «جوانهای عزیز! بچههای عزیز من! فردا مال شما است، آینده مالِ شما است؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزّتش محفوظ نگه دارید؛ شما هستید که این بارِ مسئولیت را بر دوش دارید؛ خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، بلکه در یک میدانی که از جنگ نظامی سختتر است. البتّه ویرانیهای جنگ نظامی را ندارد؛ بهعکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختیاش بیشتر است». از آینده گفتند و خرمشهر را وصل کردند به آینده. نگاه، نگاه تمدنی است. اینها را در نظر داشته باشید.
بنابراین امروز در گام دوم انقلاب و در این جنگ ترکیبی و پیچیده، احتیاج به فرماندهان جوانی مثل دوران دفاع مقدس و جوانان مؤمن انقلابی داریم که وارد عرصه کارزار اقتصاد و فرهنگ شوند، حماسهآفرینی کنند و خرمشهرهایی که در ابعاد مختلف وجود دارد را آزاد کنند.
جلوه دیگر پایداری را مردم قهرمان دزفول در برابر موشکباران عراق در طول جنگ تحمیلى، نشان دادند؛ و چهارم خرداد به نام روز ملى مقاومت و پایدارى و این شهر که عراقیها به آن بلد الصواریخ یا شهر موشکها میگفتند بهعنوان پایتخت مقاومت ایران نامگذاری شد.
اینجا حرف برای گفتن زیاد دارم راجع به دزفول و مسائل مربوطه. فقط نکتهای را میخواهم عرض کنم چون معمولاً گفته نمیشود؛ جا دارد به عالم فرزانه و فرهیخته، بسیجى، مجاهد و اسوه صبر و فضیلت، نماینده حضرت امام و امامجمعه فقید دزفول، مرحوم آیت ا… سید مجدالدین قاضى دزفولى اشاره کنم. من مکرر در مکرر پشت ایشان در همان زمان نماز خواندم. خطبه را عربی و فارسی باهم میخواند. در طول مدت، دزفول را ترک نکرد و این پیرمرد نودساله خستگیناپذیر نماز جمعه را زیر موشکباران و بمب باران تعطیل نکرد. خودش و نماز جمعه و شهرش با ۲۶۰۰ شهید، ۴۰۰۰ جانباز، ۴۵۲ آزاده و ۱۴۷ جاویدالاثر نماد مقاومت شدند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «اینجا دزفول سرزمین افتخارات است.»
البته دشمنی و جنگ استکبار با ما در این نقطه تمام نشد و تا امروز هم بهانحاءمختلف ادامه دارد؛ و سعی دارند ما را در دنیا منزوی کنند و قدرت و اقتدار انقلاب و هویت اسلامی انقلابی ما را از بین ببرند، علیرغم میل آنان ایران در تمام عرصههای بینالمللی حضور فعال، مقتدرانه و مؤثر دارد؛ و آنچه دشمنان ما را امروز نگران میکند همین حضور باعزت و اقتدار ایران در عرصههای مختلف است.
نمونه اخیر آن کاری که نیروی دریایی راهبردی ارتش با گروه دریانوردی ۸۶ در سفر به دور دنیا به طول ۷۰ هزار کیلومتر در دریا انجام دادند و قدرتمندی ایران را با استفاده از تجهیزات نرمافزاری و سختافزاری کاملاً تولید داخل به رخ دنیا کشید و همگان را وادار به تحسین کرد و به آمریکائی که ناو را تحریم کرده بود با عبور از کانال پاناما و از وسط قاره آمریکا چنان سیلی زد که صدای آن در همه دنیا پیچید و نشان داد که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
نکاتی دارد این سفر که قطعاً دنبال میکنید. دشمنان ما هرگز نخواهند توانست ما را از آیندهی روشنی که داریم ناامید کنند. آینده خودشان هم کاملاً روشن است. رژیم صهیونیستی برای اینکه خودش را نجات دهد ترور و جنگ راه میاندازد اما نخواهد توانست دولت خودش را نگه دارد. اینجا عرض میکنم خواهید دید که این دولت هم بهزودی ساقط خواهد شد.
آقا در جمع حج گذاران و ارکان حج فرمودند: باید درباره صهیونیستی اعلام حضور کنید. در مکه باید اعلام حضور راجع به صهیونیست داشته باشید. ما که توفیق نداریم برویم اما نماز جمعه حج فقرا است؛ لذا در همین نماز جمعه اعلام حضورمان را با مرگ بر اسرائیل اعلام خواهیم کرد.
اول خرداد روز بهرهوری و بهینهسازی مصرف است. با توجه به شرایطی که در کشور به خاطر تحریمهای ظالمانه و محدودیت منابع داریم قطعاً یکی از اصلیترین ستونهای دستیابی به اقتصاد سالم و پایدار در کشور، جهت تأمین عدالت اجتماعی، اصلاح الگوی مصرف و بهرهوری و بهینهسازی مصرف و عملیاتی کردن آن در تمامی ساختارها اعم از دولتی، غیردولتی و زندگی شخصی آحاد جامعه است؛ و این مهم، احتیاج به فرهنگسازی و ارائه الگوهای صحیح مصرف دارد که باید اصحاب رسانه با دقت بیشتری به آن بپردازند.
راجع به کارگزاران حج و جریان پاکستان و سودان نکاتی داشتم که وقت گذشته بماند برای فرصت دیگر.
نسبت به عفاف و حجاب در استان متأسفانه دستگاه مسئول ترک فعل دارد. هفته گذشته فرصتی کردم که در شهر گذر کنم و ببینم جاهای مختلف را و بررسی اجمالیای صورت گرفت. اصناف و صنعت معدن نسبت به وظایف خودشان کوتاهی دارند و کارشان را درست انجام نمیدهند. باید استاندار محترم اگر اهتمام دارد واقعاً پیگیری کند و این مطلب را دنبال کند. با دادستان بزرگوارمان هم فعلاً در این زمینه کاری نداریم. این دو گروه باید این بخشها را دنبال کنند تا نکات بعدی را عرض کنم.
در مصلی هم عزیزانمان نمایشگاهی را برپا کردند. نوجوانها و جوانها اگر بتوانند دیدن کنند بسیار مفید خواهد بود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/2/22 | 1402/2/22مقاومت باید از هر اشتباه رژیم صهیونیستی استفاده کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه79
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا خدای تعالی را رازق و رزاق میدانند و اعتقاد راسخ دارند هرچه از نعمت در اختیار دارند همه از خداست. بحث ما در پاسخ به شبهاتی است که میگویند باید جلوی کثرت موالید و فرزند آوری را گرفت. میگویند: طبق گزارشی که در سال ۱۹۹۵ سازمان ملل بهعنوان وضعیت جمعیت جهان داده گفته در هر دقیقه ۱۸۰ نفر و هرروز ۲۶۰ هزار نفر و سالی ۹۵ میلیون نفر به جمعیت کره زمین اضافه میشود و چون منابعی که در اختیار داریم کم است و نسبت به جمعیت افزایش پیدا نمیکند. نتیجه این معادله با این سرعت، رشدِ جمعیتِ فقر و گرسنه خواهد بود.
جالب است بدانید که این گفته را تا امروز کسی برایش مصداقی در هیچ کجای دنیا نیاورده است که در فلان نقطه علت فقر و گرسنگی، زیادی جمعیت بوده است. حتی در بررسی آمارها هم چنین چیزی نیست. بلکه علت اصلی فقر در جوامع مختلف بیشتر نتیجه سیاستهایی است که مستکبران عالم دارند و یا از امکانات و منابع آنگونه که باید استفاده نشده و یا سوء مدیریت در توزیع امکانات بوده است و امثال اینها. فرصت خطبه اجازه آمار دادن نمیدهد تا توضیح بیشتر داده شود.
اتفاقاً تا امروز اینطور بوده که با استفاده از علم و تکنولوژی توانستهاند زمینهای بیشتری زیر کشت ببرند و از آبوهوا برای تهیه مواد غذائی بیشتر استفاده کنند. در نوبتهای قبل مختصری راجع به جهانبینی و خداشناسی عرض کردم تا معلوم شود در فرهنگ دینی پاسخ به این شبهات چگونه است. البته سیاستهای جمعیتی نه به معنای امروزی که تحدید نسل است، از قدیمالایام موردنظر دانشمندان بوده و مطالبی از آنها در دست هست حتی افلاطون و ارسطو که سیصد، چهارصد سال قبل از میلاد حضرت مسیح زندگی میکردند بر این عقیده بودند که جمعیت نه آنقدر کم باشد که استقلال سیاسی و اجتماعی جامعه را به خطر بیندازد و نه آن اندازه زیاد که اصول حکومت دموکراتیک کشور را متزلزل کند.
و امثال اینها زیاد گفتهاند که در بین متفکران و رهبران دنیا هم نظرات مختلفی راجع به رشد جمعیت وجود دارد. مثلاً خروشچف، رهبر شوروی در سال ۱۹۵۵ میلادی گفته: فکر محدود کردن توالد و تناسل یک تئوری آدمخواری است که ایدئولوژی سرمایهداری آن را اختراع کرده است. یا دوگل رئیسجمهور فرانسه بهشدت با عواملی که جلوی فرزند آوری را میگرفت مثل قرص ضدبارداری مخالفت میکرد و دستوراتی داده بود.
بحث ما بیشتر ازنظر فرهنگ اسلامی و دیدگاه دینی است. دشمنان برای مبارزه با عظمت کشور و سلطه بیشتر بر منابع، سعی میکنند تا با افزایش جمعیت مقابله کنند و افراد کماطلاع هم در این مسیر کمک به این خواسته میکنند و الا یکی از پرارزشترین منابع حیاتی و امید آفرینِ یک کشور، مجموعه و سرمایه انسانی آن است که منشأ همه سربلندیها و موفقیتهاست.
لذا در همین نقشه استعماری در این سالها چه ظلمهایی انجام شد یا تبلیغ کردند ازدواج نکنند و یا با تبلیغات هدفمند مقدمات آن را پرخرج و پرهزینه کردند و یا سن ازدواج را بالا بردند تا فرزند آوری را از بین ببرند. یا با غربالگریهای متعدد و بیمورد و هزینهتراشیهای فراوان حس فرزند آوری را کم کردند. یا تشویق به عقیم کردن زنان و مردان کردند و یا ترغیب به سقطجنین و امثال اینها.
علمای اسلام اعم از شیعه و سنی در مقاطع مختلف نظر مخالف خودشان را با تحدید نسل دادهاند. البته توجه داشته باشید ممکن است در مقطعی از زمان بهصورت محدود و موقت بهعنوان حکم ثانوی تحدید نسل لازم باشد آن هم با روشهای شرعی که در این زمان قطعاً چنین مسئلهای منتفی است.
قرآن کریم تبیان و روشنکننده همه موضوعات موردنیاز بشر است که فرمود: «… وَنَزَّلنا عَلَیکَ الکِتابَ تِبیاناً لِکُلِّ شَىءٍ»؛ و بعض از امور را بالصراحه و به بعض امور بالکنایه پرداخته است. در بحث ازدواج و اهمیت خانواده فرموده از فقر نترسید که از فضل خدای تعالی بهرهمند خواهید بود که تشویق به ازدواج، تشویق به فرزند آوری و تشکیل خانواده است.
آیات فراوان است. مثل آیه ۷۲ سوره مبارکه نحل که فرمود: «وَاللهُ جَعَلَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزوَاجاً وَ جَعَلَ لَکُم مِن اَزوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَهً…» خداوند هم از خودتان، برایتان همسرانی نهاده و از همسرانتان، شمارا فرزندانى و نوادگانى داده. یا آیه اول سوره مبارکه نساء که فرمود: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً…» اى مردم، پروا کنید از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از آن پدید کرد و از آن دو، مردان و زنان بسیار بپراکند.
بعضی هم خیلی سطحی و کم مایه مثلاً گفتهاند ببینید آیه دارد «أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ». همانا دارائیها و فرزندانتان، امتحان و فتنه هستند. یا گفته: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ». اى کسانى که ایمان آوردهاید، بعضی از همسران و فرزندانتان، دشمن شما هستند، از آنان بپرهیزید. با اینگونه آیات خواستند بگویند فرزند آوری یا زیادی فرزند مذموم است. باید کم و باکیفیت باشد؛ که بحث دیگری است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل گفتگو، پرسش و پاسخ درباره مسائل گوناگونِ مورد ابتلا هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِذَا ازْدَحَمَ الْجَوَابُ خَفِیَ الصَّوَابُ». هرگاه پاسخ بسیار باشد، درستى، پنهان بماند.
حضرت یک نکته کاربردی را در سؤال و جوابها بیان کردهاند و در همهجا هم میتواند کاربرد داشته باشد که اگر در جمعی سؤالی مطرح شد و همه باهم شروع به پاسخ دادن بکنند و هر چه در ذهن دارند را بگویند، جواب صحیح در آن ازدحامِ پاسخها گم میشود. حتی نباید هرکس هرچه به ذهنش رسید بگوید و یا اگر پاسخهای متعددی در نظر دارد همه را باهم بگوید که شنونده نتواند جواب درست را تشخیص دهد. گاهی همین شلوغیها باعث دعوا و جدال میشود. همیشه یادمان باشد گذشته از جوابی که باید متقن و دقیق داده شود، خودِ خوب سؤال کردن هم مهم است تا جایی که گفتهاند خوب سؤال کردن نیمی از علم است. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
۲۶ اردیبهشت مصادف با ۲۵ شوال سالگشت شهادت رئیس مذهب، امام جعفر صادق علیهالسلام است. روشی که امام علیهالسلام در پیشبرد اهداف الهی اسلام و تربیت نفوس داشت، تبیین بود که توسط شبکهای گسترده از شاگردان انجام میگرفت و در مسیر مبارزه با طاغوت از روشهای مقاومت مثل مبارزه منفی یا کادر سازی، استفاده میکردند تا بتوانند شیعه را در همه حال حفظ کنند. پس امام صادق علیهالسلام امام تبیین و مقاومت است.
به دو نمونه اشاره خواهم کرد انشاءالله؛ اما قبلاً یک روایت که امام هشدار اقتصادی دادهاند را برای شما نقل کنم حضرت فرمودند: مایه بیزارى و نارضایتی این است که خوراک احتکار شود و مردم در وضعیت کمبود ارزاق رها شوند. مسئله احتکار به هر شکلی و برای هر جنسی بخصوص آنچه موردنیاز جامعه است بهشدت نهی شده است.
رسول خدا فرمودند: محتکر ملعون است؛ «المُحتَکِرُ مَلعونٌ». بروید در قرآن بررسی کنید چه کسانی لعن شدهاند. مشرک و کافر و منافق و امثال اینها مورد لعن هستند قاتلان واقعه کربلا مورد لعن هستند. حالا عدهای خانه احتکار میکنند عدهای ارزاق عمومی عدهای ماشین.
در روایت دارد: محتکران و آدمکشان در جهنم همدرجهاند. فرمودند کسى که در بازار ما دست به احتکار زند بهمنزله کسى است که کتاب خدا را انکار کند. رسول خدا فرمود: هرکس یکشب گرانى را براى امّت من بخواهد، خداوند عملِ چهل سالش را تباه میسازد. فرمود: هر انبار کردنى که به مردم زیان برساند و قیمتها را به ضرر ایشان گران کند، بی خیر است.
علت اینهمه عقوبت هم روشن است چون نظام اقتصادی جامعه را تخریب میکند مردم را ناامید میکند. وظیفه حکومت هم با این گروه مشخص است و دستگاههای متولی بدون اغماض باید عمل کنند. نامه امیرالمؤمنین به مالک درباره بازار خواندنی است.
شیوه مبارزه با طاغوت و مقاومت در برابر استکبار و استعمار و همچنین تبیین حقائق دینی و حفظ ارزشهای شیعی از امام صادق علیهالسلام به علماء شیعه و بعد به مردم منتقل شده است. در همین دویست سال اخیر موارد فراوانی را شما در تاریخ دیدهاید مثل لغو همیشگی قرارداد ننگین کاپیتولاسیون در ۲۳ اردیبهشت سال ۱۳۵۸٫
و یا ۲۴ اردیبهشت لغو امتیاز تنباکو در سال ۱۲۷۰ شمسی که به فتوای هوشمندانه و از روی بصیرت یک عالم شیعی مرحوم میرزای شیرازی بزرگ اتفاق افتاد. حضرت آقا دراینباره فرمودند: «برخلاف بسیارى از حوادث صد و پنجاه سال اخیر، متأسفانه هنوز درباره حرکت میرزاى شیرازى کار درست و کاملى نشده است… عجیب این است که این حادثه براى مردم ما شناختهشده نیست.»
من مقداری راجع به این موضوع در این نوبت صحبت کنم تا ببینید که خدمت علماء وارسته و خیانت عناصر وابسته چگونه بوده است. اول بیان حضرت امام (ره) فرمودند: «قریب صدسال سابق، پیرمردى در یکى از دهات عراق، سامره، وقتى دید ایران در معرض فشار خارجىها هست و آن قرارداد ننگین را در آن زمان بسته بودند، این پیرمرد که در کنج یک ده بود، یک سطر نوشت و همه قواى خارج و داخل نتوانستند در مقابل این یک سطر استقامت کنند. آن، مرحوم میرزاى بزرگ قدس سره بود که در سامره تنباکو را تحریم کرد، براى اینکه تقریباً ایران را بهواسطه قرارداد تنباکو در اسارت گرفته بودند و ایشان یک سطر نوشت که «تنباکو حرام است». (در این موقع) حتى بستگان خود آن جائر و حرمسرای خود آن جائر هم به آن فتوا ترتیب اثر دادند و قلیانها را شکستند و در بعضى جاها تنباکوهایى که قیمت زیاد داشت، (به) میدان آوردند و آتش زدند و آن قرارداد را شکست دادند و (آن) قرارداد لغو شد.»
آن را تبدیل به قدرت کردند. یادمان باشد بزرگان دین، امام رضواناللهعلیه، حضرت آقا، اینها وقتی نکتهای را میگویند این نکته بیان مطلب است؛ اما این بیان مطلب وقتی ارزشمند میشود، وقتی تبدیل به قدرت میشود و قدرتنمایی میکند که افراد انجام بدهند. میرزای شیرازی یک فتوا داد اما آن کی تبدیل به قدرت شد؟ وقتی در حرمسرای ناصرالدینشاه قلیانها را شکستند. وقتی قلیانها شکسته شد قدرت خودش را نشان داد.
لذا توجه داشته باشید بعضی وقتها فرامینی که داده میشود و افراد توجه نمیکنند که مثلاً آقا گلایه میکند که از سال ۹۰ تا امروز از اقتصاد مقاومتی مطلب گفتهام و میگویم؛ اگر عمل میکردند اینگونه نبود. کسانی که میتوانستند عمل کنند و نکردند خیلی گرفتارند.
اینجا خوب است توضیح داده شود آن دینداری مردم همیشه موجب مقاومت و بعد ایجاد اقتدار بوده است. اگر مردم تدین لازم را نداشتند نمیتوانستند در مقابل حملات سهمگین دشمنان در عرصههای مختلف مقاومت کنند. ریشه این مقاومت هم مکتب اهلبیت و روش امام صادق علیهالسلام بوده که روحانیت اصیل بااقتدار تا امروز دنبال کرده است.
حالا روحانیت را تخریب میکنند؛ روحانیت را تضعیف میکنند بای نحو. برای اینکه میدانند او است که جلودار است. اوست که در عرصههای مختلف موردنیاز کشور در خط مقدم بوده. تا امروز اینگونه بوده. یکوقت اینجا عرض کردم آن روزی که شد روز دوهزارم جنگ، دو هزار طلبه شهید شده بودند؛ یعنی روزی یک شهید از طلاب که نسبتش به نسبت تمام اقشار فاصله زیادی است؛ باید او را تخریب کنند چون او جلودار است و حرکت آفرین است و افراد را به میدان میآورد.
آقا فرمودند: «قضیّهى تنباکو که یک حرکت عظیم مردمى در کشور بود، عنصر دینى داشت، مرجع تقلید حکم کرد، مردم بر طبق حکم او به خاطر ایمان دینى عمل کردند و یک خیانت بزرگ را که براى سالهاى متمادى پدر این ملّت را درمىآورد، از سر این ملّت دور کردند.»
خیلی خلاصه برای آنان که نمیدانند و تذکر و یادآوری برای آنان که میدانند عرض کنم. ناصرالدینشاه در سفر سومش به اروپا چون خیلی ولخرجى و عیاشى کرد پولهایش تمام شد لذا ناچار شد در مقابل دریافت ۲۵ هزار لیره، امتیاز کشت و فروش توتون و تنباکوی ایران را منحصراً به یکى از نزدیکان نخستوزیر انگلیس به نام ماژور تالبوت و کمپانى رژى واگذار کرد.
با همین قراردادهای انحصاری، انگلستان، هندوستان را مستعمره خودش کرده بود و میخواست همین بلا را به خاطر بیعرضه بودن شاه و رشوهخواری اطرافیان شاه سر ایران درآورد. مردم به رهبری علماء مخالفتهایی در شیراز، تبریز، اصفهان و در تهران انجام دادند که سرکوب شدند و عدهاى از علما را هم تبعید کردند و شاه به تلگراف میرزاى شیرازى که مرجعیت با این قرارداد مخالف است اعتناء نکرد. اینجا بود که میرزاى شیرازى فتواى تاریخى خود را صادر کرد: الیوم استعمال توتون و تنباکو باىّ نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجلاللهفرجهالشریف است.
در سراسر کشور مردم توتون و تنباکو را ترک کردند حتی یهودىها و مسیحیها هم تبعیت کردند. رهبر مسلمانان قفقاز در روسیه نیز اعلام کرد که مسلمانان آن کشور از استعمال دخانیات خوددارى کنند و دولت روسیه در مناطق مسلماننشین استعمال تنباکو و توتون را در قهوهخانه و سایر مجامع عمومى ممنوع اعلام کرد. حکم میرزا مثل یک انقلاب عمل کرد و در همه جانها نفوذ کرد و شاه بیکفایت و مستبد را مجبور به قبول شکست کرد و قرارداد استعمارى در ۲۵ اردیبهشت ۱۲۷۰ شمسی لغو شد. این نتیجه بصیرت، تبیین و مقاومت است که از امام صادق یاد میگیریم.
مطلب دیگر هم راجع به خط مقاومت در منطقه است. بالاخره بعد از ۱۲ سال اتحادیه عرب تغییر موضع داد و توافق کردند که سوریه به جمع آنان برگردد. خب پیام این بازگشت چیست؟ بازگشت سوریه به اتحادیه فریاد بلندِ شکست طرحهای آمریکا و همپیمانانش در منطقه است. آمدند همه را با خودشان بر علیه مقاومت یکی کردند و بزرگترین ائتلاف را در پروژه سقوط اسد فراهم کردند مبلغ ۷۰۰۰ هزار میلیارد دلار هم هزینه کردند؛ اما گزینه همکاری با سوریه پیروز شد؛ و این پیروزیِ محور مقاومت و نشانه نفوذ منطقهای ایران است. این یعنی شکست یعنی خفت و این مسیر تا اضمحلال کامل و خروج کامل استکبار و ایادیاش از منطقه ادامه خواهد داشت.
و آمریکا الان در روند صلح در یمن دخالت میکند و بیشترین استفاده را دارد از جنگ اوکراین میبرد؛ اما سودی برایش نخواهد داشت. رژیم پلید هم وقتی خیلی مأیوس میشود و خطر نابودی را بیشتر حس میکنند اقدام به ترور میکنند. سه فرمانده جهاد اسلامی را همراه خانوادههایشان رژیم پلید آدم کش و کودک کش صهیونیستی با همکاری و هماهنگی آمریکا و بعض از اعراب به شهادت رساند. جهاد اسلامی باصلابت در میدان ایستاده و البته دیگران هم باید کمک کنند که دشمن احساس تفرقه نکند و حتماً ایران پشتیبانیهای لازم را خواهد داشت.
مقاومت باید از هر اشتباه رژیم صهیونیستی استفاده کند، امروز بهترین فرصت است تا حماس و حزبالله لبنان و حشد الشعبی عراق و انصار الله یمن با هماهنگی و همکاری هم همزمان با موشک و پهپاد روز و شب رژیم غاصب را سیاه کنند و نابودی او را جلو بیندازند.
۲۵ اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی است. تا از زبان فارسی میگوییم نام فردوسی و شاهنامه به ذهن میآید. او توانست با شاهنامه زبان فارسی را از نفوذ واژههای بیگانه حفظ کند.
از طرفی ۲۷ اردیبهشت روز ملی ارتباطات و روابط عمومی هم هست. ما در عصر ارتباطات قرار داریم و تبادل فکر و اندیشه و فرهنگ گسترش کمی و کیفی پیدا کرده و فرهنگها را باهم درآمیخته و بر هویتهای ملی و بومی تأثیر گذاشته است. اگر تمدنی در پاسداری از مرزهای فرهنگیاش بیتفاوت باشد، بهآرامی وقتی متوجه میشود که در فرهنگهای بیگانه هضم شده است.
دوستان را ارجاع میدهم به ماجرای تاریخی «انقلاب حروف» که حتماً دنبال کنید و ببینید چه بلائی سر ترکیه درآورد؛ و بعد ببینید آیا نگرانی دلسوزان بخصوص رهبر معظم انقلاب دراینباره چقدر مهم و اساسی است که میفرمایند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است… ما باید حرمت زبان را حفظ کنیم و اجازه نداریم با بیمبالاتی آن را به دست فلان ترانهسرای بیهنر بدهیم که الفاظ را خراب کند و بعد نیز با پول بیتالمال در صداوسیما و دستگاههای دولتی و غیردولتی پخش شود.»
ببینید چه نکته دقیقی را میگوید. این دستور است؛ موعظه که نیست. رهبر معظم انقلاب دارد بیان میکند؛ و بعد ببینید انگار هر کسی از آن جلو رد میشود به او میگویند اول باید بخوانی بعد بروی؛ بعد با کلمات سخیف و بیمعنا.
بعد هم در یک جلسهای راجع به زبان انگلیسی انتقاد داشتند که در آموزشوپرورش به زبانهای دیگری که در دنیا مرسوم و زبان علم است هم پرداخته شود و بر انگلیسی اصرار نشود.
زبان دیگر یاد بگیرند دانش آموزان؛ اما چه لزومی دارد حتماً انگلیسی یاد بگیرند؟! فرانسه یاد بگیرند؛ آلمانی یاد بگیرند؛ آنها هم زبان علم است.
و فرموده بودند: باید کاری کرد که پنجاه سال بعد، افراد ناچار باشند برای فهمیدن دستاوردهای علمی جدید زبان فارسی یاد بگیرند. بیانات ایشان باید همه را بخصوص متولیان امر آموزش را به خود بیاورد که اقدام عاجلی داشته باشند.
حالا از باب اینکه روز فردوسی را در پیش داریم و از مباحث مطرح در جامعه بحث عفاف و حجاب است برای آن کسانی که بانوان ایرانی را بدون عفاف و حجاب معرفی میکنند و میگویند حجاب و چادر ربطی به ایران ندارد به ابیاتی که درباره پوشیده و عفیف بودن زن ایرانی در شاهنامه آمده توجه میدهم. همه دخت توران پوشیده روى / همه سرو بالا همه مشک بوی.
یا دارد: منیژه منم دخت افراسیاب / برهنه ندیده تنم آفتاب. دارد از عفت میگوید. عفت و حجاب، منش ایرانی بوده؛ حالا اسلام هم آمد تأکید کرد و بیشتر شد؛ اما اینها، هم با اسلامیت مخالف هستند هم با ایرانیت؛ کسانی که ترویج میکنند. عرض کردم که ریشههای بهایی دارد ریشههایش صهیونیستی است.
جالب است که زنان تاریخى شاهنامه، چادر بر تن داشتند. شیرین، بانوى ایرانی است که به عفاف و حجاب خود میبالد: بگفت این و بگشاد چادر ز روى / همه روى ماه و همه مشک موى.
یا تهمینه، همسر رستم، خودش را اینگونه معرفی میکند: یکی دخت شاه سمنگان منم / ز پشت هژبر و پلنگان منم/ ز پرده برون کس ندیده مرا / نه هرگز کس آواز شنیده مرا.
یعنی نهتنها صورت من را ندیده؛ صدای من را هم نشنیده. حالا چه میگویند اینها که در خیابان هستند؟! ایرانی هستند یا مسلمان هستند؟!
اینها نکاتی است که اهمیت دارد و باید برای بعضی تکرار کرد که بفهمند در زمین دشمن بازی میکنند. طبق گزارشی که گرفتم هنوز هم دستگاههای متولی ترک فعل زیاد دارند و بعضی متعمداً کار خودشان را درست انجام نمیدهند که بعضی کلیپهایش میآید بیرون و میبینید. جای تأسف دارد.
در استان خودمان بنده از استاندار محترم و اصناف و دستگاه قضا انتظار بیشتری داریم. هنوز ما و مردم و متدینین صبوری داریم تا ببینیم دستگاهها چه مقدار وظائف و تکالیف خود را عمل میکنند. برای بار چندم است عرض میکنم فرصتها را از دست ندهید و اقدام قانونی خود را قاطع و عاجل انجام دهید. دستورات قانونی که به شما دادهشده بنده مطلع هستم و کمکاریها را دارم میبینم. به هر جهت فرصت را از دست ندهید.
نکاتی راجع به انتخابات میخواستم بگویم که وقت گذشته. چون افراد شروع کردند راجع به انتخابات حرکاتی را دارند انجام میدهند. بنده هم باید آرامآرام شما را متوجه نکات کنم. حواستان به حافظه تاریخی خودتان باشد. بعضی از آنها با رندی تمام سوءاستفاده میکنند و شروع کردند الان با گروههای مختلف و افراد مختلف حرف زدن و رایزنی کردن. خوب افراد را شناسایی کنید و بشناسید و سابقه آنها را و لاحقه آنها را و کارکرد آنها را ببینید که بهموقع عرض خواهم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1402/2/15 | 1402/2/15قوه قضاییه در ارائه لایحه حجاب به مجلس سرعت دهد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه80
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در راه راست حرکت میکنند و از جهانبینی برخوردار هستند. عرض کردم باید همه ما از اول خداشناسی خودمان را درست کنیم. جهانبینیمان را تقویت کنیم تا بتوانیم در برخورد با مسائلی که در زندگی فردی و اجتماعی برای ما پیش میآید درست تصمیم بگیریم و درست عمل کنیم.
کسی که میگوید: خودم، فهم خودم، کار خودم، فکر خودم و هیچ در زندگیاش توجه به خدا ندارد و اگر هم دارد تشریفاتی و از روی زبان است، خیلی فرق دارد با کسی که خدا را قادر میداند، حکیم میداند، عالم میداند، رازق میداند، رزاق میداند، کریم میداند و در همه امور زندگیاش به او توکل میکند و اعتمادش به خدا است. اینها باهم فرق دارد.
درآیات فراوانی داریم که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیمًا حَکیمًا» خدای تعالی دانا و حکیم است و همین خدای دانا و حکیم خالق ما است و رب و پرورشدهنده ماست. حکیم یعنی کسی که کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد. کارهایش حق است و برای هر کاری هدفی را در نظر دارد. از آیات قرآن و روایات به دست میآید که آفرینش انسان هدفدار بوده. انسان هم تعقل کند این را متوجه میشود که از روی حکمت همه جهان هستی تحت سلطه و مشیت الهی اداره میشود. ایمان به خدا یعنی خدا را در کارها حکیم دانستن. وقتیکه میگوییم ما مؤمن به خدا هستیم یعنی میدانیم خدا از روی حکمت کار را انجام میدهد.
در سوره مؤمنون آیه ۱۱۵ فرمود: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ» شما فکر میکنید که شما را بیهوده آفریدهایم و بهسوی ما بازگردانده نمیشوید؟! این آیه بهروشنی بیان میکند که انسان در این جهان بیهدف خلق نشده است و هدف دارد. خالق خدا است و حکیم است و حکیم کار عبث و بیهوده انجام نمیدهد.
حالا بحث ما خداشناسی و مباحث مربوط به جهانبینی توحیدی نیست. فقط خواستم اشاره کنم که در مباحث اساسی که مطرح میشود بخشی از بحث شناخت انسان نسبت به خدا و جهان و مسائل مربوطه برمیگردد؛ لذا اگر کسی بچهاش را از ترس گرسنگی، کمبود مالی و امثال اینها سقط کرد و یا کشت یا جلوگیری کرد از موالید، در بحث خداشناسی و مباحث مربوط به توحید باید بازنگری داشته باشد. مشکلی دارد که باید آن را حل کند.
بحث ما راجع به جمعیت و موالید و فرزند آوری است. این را مقدمه عرض کردم. هفته گذشته هم نکاتی را در همین رابطه عرض کرده بودم. در جاهلیت کهن اینطور بود که فرزندان را اعم از دختر و پسر میکشتند. حالا به خاطر گرسنگی در بعضی از آیات دارد که «مِن املاق» از گرسنگی و در بعضی از روایات دارد «خشیه املاق» از ترس گرسنگی که اینها باهم فرق دارد. جوابی هم که خدا در آنجا داده نکات دقیق تفسیری دارد.
درست همین نگرانی را امروز در دنیا القا میکنند که مشکلات اقتصادی که با افزایش جمعیت به وجود میآید خیلی فراوان است و غیرقابلکنترل است؛ پس اجازه دارید سقطجنین کنید. مثلاً این اجازه را میدهند و ادعا میکنند که ما مدافع حقوق کودکان هستیم؛ بهدروغ. میدانید در طول سال چقدر سقطجنین صورت میگیرد؟! در همین کشورهای اسلامی چقدر صورت میگیرد؟! این اجازهها را میدهند و ادعا هم دارند.
کودک حق حیات دارد و کسی نمیتواند حتی والدین کودک که حیات بچه را سلب کند. جلسه قبل عرض کردم که در آیه شریفه فرمود «لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ» فرزندان خودتان را نکشید. فقر و ترس از فقر، مجوز نیست که حق حیات کسی گرفته شود که انسان دیگری را نادیده بگیرید و او را به قتل برسانید.
جهانبینی و خداشناسی که مطرح کردیم بهعنوان مقدمه اینجا کمک میکند. خداوند فرمود «نحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ» ما روزی دهنده هستیم. باید اهل ایمان و توکل به خدا بود. شما فکر میکنید روزی بچه را خودتان میدهید؟ اینطور نیست. رزق دست خداست. او رازق و رزاق است. هم رزق شما را میدهد هم رزق فرزندان شما را میدهد.
بههرتقدیر خدای تعالی روزی دهنده ما و فرزندان ما و همه موجودات عالم است. اتفاقاً اگر به سمت فرزند آوری حرکت کنید رزق شما بیشتر خواهد شد. وقتی میفرماید من روزی فرزند شما و شمارا میدهم یعنی فرزند آوری عامل فقر نیست. توهم است. رزاق خداست. توهم نکنید که خودتان علم اقتصاد داشتید، درسش را خواندهاید، عقل معاش قوی داشتید، بازار را خوب میشناختید، توانستید کسبوکار کنید و به ارقامی از اموال برسید و خودتان این کارها را کردید؛ اینطور نیست. تا خدا نخواهد اینها به دست شما نخواهد رسید. اینکه شما ثروتمند و مالدار شدید مربوط به درس خواندن و فعالیت نیست بهخصوص. اینها کمک است و همه از خداست.
در آیه ۵۸ سوره مبارکه ذاریات فرمود: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ» یعنی عقل اقتصادیتان را، توان درس خواندنتان را، فهم پول درآوردنتان را و توان کار کردنتان را که توانستید این مسیر را طی کنید همهاش برای خداست و از خداست.
اگر خدا اراده کند که نفهمید و از کار بیفتید، دیدهاید که انسان یادش میرود. راهی که ۲۰ سال است میروید یادتان میرود که از کجا آمده به کجا میروید. یکلحظه خدا بگیرد تمام است. بهاندازه یک ارزن در مویرگهای مغزتان خداینکرده خون لخته شود یکطرف بدن از کار میافتد. چشم از کار میافتد. گوش از کار میافتد. زبان لال میشود. بدن فلج میشود. همه دست خداست.
اینجا هم خدا میفرماید «نحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ» ما هستیم که روزی میدهیم؛ هم رزق شما هم روزی بچههایتان را. فکر نکنید که اگر فرزند آوری شد فقیر میشوید. اینها به هم ربطی ندارد. «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ» یکوقت مال رزق است. یکوقت مقام رزق است. قوت رزق است. فهم انسان که مسائل را میتواند بفهمد رزق الهی است. باید روح توحید را در خودمان تقویت کنیم تا درست این مفاهیم را درک کنیم و تلقی کنیم و بفهمیم.
در قسمتی از آیه ۶ سوره مبارکه هود فرمود: «وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها» هیچ موجود زندهای در عالم نیست که رزقش را خدا میدهد. عمده گرفتاری ما همین است. اگر فرصت کردید آیات مربوط به رزق را فراوان هم هست در قرآن کریم مطالعه کنید و بخوانید. دقت کنید که در چه زمینههایی است و چه توسعهای دارد و خدا چگونه رزق میرساند.
نکند خداینکرده مبتلابه کفران نعمت شویم. در آیه ۱۱۲ سوره مبارکه نحل این کفران را میگوید. میفرماید: خداوند برای کسانی که کفران نعمت میکنند مثلی زده است. منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزیاش از هر جا میرسید اما به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند لباس گرسنگی و ترس را بر اندام آنها پوشاند. کفران نعمت کنید فقر جلوی چشم شما میآید. کسانی که میگویند کذا و کذا مبتلابه بدترین فقرها میشوند. درحالیکه کسانی که توسعه دادند در قصه فرزند آوری، روزیشان فراوان میشود. من تعداد زیادی از آنها را دیدهام.
به هر جهت مواظب باشیم که در چرخه شیطنتهای دشمنان قرار نگیرند افراد. خلاصه مسئله نهی از فرزند کشی در قرآن کریم تکرار شده و یکی از مصادیق آدم کشی را هم همین سقطجنین دانسته؛ و این عمل یکی از بدترین مصادیق سنگدلی است. خواستید سنگدل و شقی را ببینید آنکسی است که سقطجنین میکند. این انسان سنگدل و شقی است.
پس اعتقادات خودشان را این افراد محکم کنند. با تصورات و توهمات اقدام به قتل نفس نکنند که عملی جاهلانه است. حتی جلوگیری از فرزند آوری با قرص و دوا و آمپول و امثال ذالک شعبهای از همین بخش است. به دستور قرآن و سنت پیامبر که فرمود نکاح کنید و نسل پیدا کنید، پایبند باشید.
عرض کردم اگر جمعیت کشور دچار رکود شود یعنی جمعیت ما کاهش پیداکرده و پیر میشود؛ و جمعیت پیر دیگر نوآوری و تحولخواهی و امثال ذالک ندارد و سعی میکند با شرایط موجود کنار بیاید. ما مسلمان هستیم. ما پیرو قرآن و اهلبیت هستیم. مسئله جمعیت در کنار عبادات و مسائل دینی و اعتقادی بهعنوان یک ارزش تلقی میشود که در چهارچوب خانواده و سبک زندگی اسلامی باید بهدقت به آن پرداخت و کوتاهی نباید کرد.
این را بدانید تشویق خانوادهها به مسئله جمعیت یک ارزش در پیشگاه خدای تعالی است و از مصادیق امربهمعروف است. امروز همه وظیفه داریم در این بخش اقدام داشته باشیم و کوتاهیهایی که شده را جبران کنیم. این بحث ادامه دارد. این یکی از شبهات بود که به خاطر گرسنگی بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
برادران و خواهران ایمانی خودم و شما به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۲۳۴ نهج البلاغه فرمودند «اِتَّقِ آللّهَ بَعْضَ التُّقَى وَإِنْ قَلَّ، وَاجْعَلْ بَیْنَکَ وَبَیْنَ آللّهِ سِتْراً وَإِنْ رَقَّ» از خدا بترس هر چند کم باشد و بین خودت و خدا پرده ای بیانداز ولو نازک باشد.
تقوا تنها توشه برای سفر آخرت ماست. همه به سوی خدای تعالی این مسیر را طی خواهیم کرد. تقوا هرچه بیشتر باشد اثربخش تر است. تقوا زاد و توشه سرای باقی است؛ لذا آذوقهای که انسان با خودش میبرد باید دوام داشته باشد و ماندگار باشد و بتواند سفره ابدی ما را پر کند. ما بر سفره ابدی خواهیم نشست. تقوا هم مقرب انسان است و هم سرعت قرب را زیاد میکند.
توصیه امام اینجا این است که همه برای سفرشان به تقوا احتیاج دارند. تلاش کنند به دست بیاورند ولو کم باشد؛ و توصیه بعدی این است که همه باید حدود الهی را رعایت کنند و پرده دری نکنند و الا هلاکت و عذاب الهی قطعی است و حتمی است. اگر کسی تمام حدود الهی را رعایت کرد، واجبات را انجام داد و محرمات را ترک کرد و مبتلا به حرام نشد از این پوشش قوی و ضخیم برخوردار است.
پرده نازک مربوط به وقتی است که انسان کارهایی انجام میدهد که شرع اجازه داده و ممنوعیتی برایش قائل نشده و منطقه الفراغ است؛ مباهات و مکروهات است در آنجا خودش را رسانده به پرده نازک. البته آن جا هم خطرناک است. باید به سمت درستی حرکت کرد. کسی که مبتلا به مکروهات شد خوف این هست که به حرام بیفتد. باید مواظب مکروهات بود. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
روز شنبه ۱۵ شوال شهادت ابو عماره ملقب به سیدالشهدا اسدالله و اسد الرسول حمزه سلاماللهعلیه است. بزرگواری که بعد از کشتن ۳۱ نفر از سران قریش درحالیکه روزهدار بود به شهادت رسید. بدن مبارکش توسط هند زن پلیدی که همسر ابوسفیان و مادر معاویه بود، مثله شد و قطعهقطعه شد. امام سجاد علیهالسلام فرمود: برای پیامبر روزی سختتر از روز شهادت عمویش حمزه در جنگ احد نبود.
من قبلاً راجع به شخصیت حمزه سیدالشهدا و جایگاه بلندی که دارد نکاتی را عرض کردم. جهت تکمیل مباحث گذشته عرض میکنم که او قبل از اسلام یک انسان پاک و مبرا از خطاهای دوران جاهلیت بود. از پیشگامان پذیرفتن اسلام بود. روایتی را مرحوم صدوق در کتاب خصال نقل میکند که رسول خدا در خطابی که به انصار و بنیهاشم داشتند اینگونه فرمودند: آگاه باشید من رسول خدا هستم و یکی از چهار نفری هستم که از سرشتی که انوار رحمت بر آنان تابیدهشده آفریده شدیم و از سرشت الهی و نور الهی بهره داریم؛ من، علی، حمزه و جعفر.
از اهتمام و نوع برخوردی که معصومین علیهمالسلام بهویژه رسول خدا با حضرت حمزه داشتند میتوان فهمید که او را بهعنوان الگو معرفی میکنند که زندگی او میتواند برای ما الگو باشد. کسی که صدیقه طاهره هفتهای دومرتبه به زیارت قبر او میرفت؛ این زیارت قبر پیام دارد. دارد شخصیت این قبر را میگوید که استثنایی و ویژه است. حضرت زهرا دومرتبه پیاده به احد میآمد و حضرت حمزه را زیارت میکرد؛ که از خاک قبر او هم تسبیح درست کرد که معروف است. البته از خاک قبر بعداً دستور داده شد؛ حضرت زهرا سلاماللهعلیها اول از پشم تسبیح درست کرد.
در زیارتنامهای که میخوانیم راجع به حضرت حمزه دارد که تمام سرمایه وجودی خودت را برای خدا بذل کردی. هرچه داشتی برای خدا دادی «وَ جُدْتَ بِنَفْسِکَ» یعنی باید برای تحقق اهداف بلند اسلام از جان مایه گذاشت. یا میخوانیم: تو از کسانی هستی که خدا پیوندش را به من دستور داده و به نیکی به او فرمان داده و بر فضلش دلالتم کرده و به محبتش راهنماییم نموده و به وارد شدن بر او تشویقم کرده و خواستن حوائج را نزد او به من الهام کرده؛ یعنی کنار قبر حضرت حمزه بروید و او را شفیع قرار بدهید که او میتواند شفیع باشد. شخصیت بزرگواری دارد.
مناسبتی که باز در روز پانزدهم شوال واقع شده سال گشت ارتحال عالم جلیلالقدر از علمای شیعه -که البته این هفته تعدادی را داریم از علمای شیعه که از دنیا رفتند مثل مرحوم کلینی و شیخ- یکی از ایشان که دارای فضائل بیشمار بوده و زندگی پر از فعالیت برای تحقق اهداف اسلام داشته و نزد شیعیان جایگاه ارزشمندی دارد یعنی محدث و راوی بزرگوار سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی است که جایگاه ویژهای دارد و مشهور به شاه عبدالعظیم است.
در کتاب کیمیای محبت مکاشفهای را از مرحوم رجبعلی خیاط نقل میکند -البته من معمولاً مکاشفه و خواب نقل نمیکنم ولی این نکته داشت که رجبعلی خیاط در مکاشفه از حضرت عبدالعظیم میپرسد که آقاجان شما چطور شد به این مقام رسیدید؟ حضرت عبدالعظیم فرمود: از احسان به خلق.
کمک به مردم. ما بعضی وقتها فکر میکنیم خیلی سجده طولانی برویم خیلی چیزها داریم؛ البته آنجا هم داریم ولی راه میانبر کمک به مردم است. راه میانبر رسیدن به کمالات معنوی کمک به خلق خدا است. میگوید بهزحمت روزی درمیآوردم و آنها را احسان میکردم؛ که به این کار میگویند مواسات.
مرحوم آیتالله ریشهری هم در کتابی به نام «حکمت نامه عبدالعظیم» اسناد روایاتی که ایشان در آن قرار دارد را با تتبعی جمعآوری کرده که جالب است.
روایتی را میخواهم بخوانم؛ روایتی خاص از امام رضا علیهالسلام است یا از امام هادی سلاماللهعلیه. حضرت عبدالعظیم از یکی از این دو امام نقل میکند. توصیهها و هشدارهای مهمی را آنجا امام بیان کرده. دارد تقریباً به ما یاد میدهد که اگر خواستید کار تشکیلاتی انجام دهید لازمه کار تشکیلاتی رعایت این موارد است. روایت خیلی قشنگی است برای کسانی که میخواهند سازماندهی کنند افراد را. معنا را سبک و ساده میکنم و برای شما میخوانم که میشود با رعایت اینها مجموعه محکم و منسجمی را درست کرد.
میفرماید: ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستان برسان و بگو باید راه نفوذ شیطان را ببندند. (شما تشکیلات هستید هر تشکیلاتی راه نفوذش شیطان است که شیطان اعم از داخل و خارج است) اهل صداقت و راستگویی باشند. باید امانتدار باشند. اهل سکوت باشند. (واقعاً یکی از مسائل مهم در هر مجموعهای حفاظت گفتار است. حرفها را اینطرف آنطرف نبرند و مواظب زبانشان باشند) در امور بیهوده باهم جدال نکنند. با یکدیگر روابط حسنه برقرار کنند. به دیدار هم بروند که این کار نزدیک شدن به من است (خواستیم به امام رضا نزدیک شویم به دیدن دوستانمان برویم) آبرو و حرمتِ یکدیگر را حفظ کنند. من با خود عهد کردم (این را امام دارد میگوید) من با خود عهد کردم هرکس آبروی دیگری را بریزد و یکی از دوستانم را ناراحت و خشمگین سازد از خداوند متعال میخواهم که در دنیا سختترین عذاب را به او بچشاند و چنین فردی در آخرت از زیانکاران خواهد بود (امام در حق کسانی که نسبت به اهل ایمان بیتوجهی دارند، بدی میگویند، تهمت میزنند، غیبت میکنند، فحش میدهند، بدزبانی میکنند، مؤمن را ناراحت میکنند، حضرت چنین دعایی کرده است).
بعد فرمود: دوستان ما را آگاه کن که خداوند نیکوکاران آنان را مورد بخشایش خود قرار میدهد و از بدکاران آنان میگذرد؛ مگر کسی که به او شرک ورزد و یا یکی از دوستانم را آزار دهد. (اینجا دوباره این مسئله را تکرار میکند) یا در دلش نسبت به او قصد سوئی داشته باشد. (اذیت نمیکند اما در دلش است؛ چون سوءظن داشتن آرامآرام میکشاند به، به زبان آوردن و آرامآرام به عمل کردن میکشاند).
این را حضرات معصومین دارند به ما میگویند. شما پیش بزرگی میروید که راهنمایتان کند؛ مثلاً خدمت آقای بهجت میروید که شما را ارشاد کند. قبل از آقای بهجت و امثال آقای بهجت و بزرگان از اهل معرفت و دین، امام معصوم گفته است که دلت را صاف کن. اینها را گوش بدهیم.
در ادامه دارد که خداوند او را نمیآمرزد تا آنکه از این نیت بازگردد. پس اگر همچنان بر این نیت بماند (نسبت به دوستش بددلی داشته باشد) خداوند روح ایمان را از قلبش میگیرد. (بیایمان میشود؛ خودمان را صاف کنیم) و چنین فردی از ولایت و دوستی ما (منِ امام رضا یا امام هادی که البته همه اهلبیت هستند) خارج میشود و از ولایت ما بهرهای نخواهد داشت. باید به خدا پناه ببریم از چنین عاقبتی. خداوند همه ما را از شیعیان و محبان و موالیان حضرات معصومین سلاماللهعلیهم اجمعین قرار دهد.
بعد از توافق بین ایران و عربستان و آثار فراوانی که برای کشورهای منطقه بلکه جهان داشت و دارد؛ مثلاینکه عربستان باید با استفاده از توافقی که با ایران کرده انسداد سیاسی که به وجود آمده در لبنان را بالاخره تمام کند و با تعامل با حزبالله مقدمات ثبات در لبنان را فراهم کند؛ بعد از مباحث اینگونه، از مهمترین اتفاقاتی که در هفته گذشته واقع شد و گذشته از دستاوردهای اقتصادی و نظامی و سیاسی برای هر دو کشور، سفر مهم و راهبردی رئیسجمهور محترم در این زمان حساس که تحولات منطقهای و جهانی در حال شکل گرفتن است به سوریه بود. یک نقطه مهمی بود و جریان مهمی است که اتفاق افتاد.
نفس این سفر اعلام کرد که طراحیهای دشمنهای داخلی و خارجی که با مدیریت مثلث عربی عبری غربی علیه سوریه انجام میشد شکست خورد؛ و خواب را از رژیم کودک کش گرفته است. رسانههای خودشان گفتند که «سفر رئیسجمهور ایران به سوریه بسیار استثنایی است و باید اسرائیل را نگران کند.»
در کنار این سفر، سفر وزیر امور خارجه ایران به لبنان و حاضر شدن در نقطه صفر مرزی لبنان با فلسطین اشغالی بود؛ و این پیام را تکمیل کرد. حزبالله و گروههای فلسطینی را دلگرم کرد که ایران همچنان همراه آنها هست؛ یعنی رژیم صهیونیستی نمیتوانست حالش از این بدتر شود که ببیند مسئولین ایران به لانه عنکبوتی او نزدیک بشوند و بهراحتی جبهه مقاومت را برای محاصره کامل او هماهنگ کنند. این خیلی نکته مهمی بود. رژیم غاصب و پلید صهیونیستی خوب میداند که اقدامات ایران همهاش بازدارنده است و اگر خیال خامی در سر داشته باشند، دست جبهه مقاومت برای سرعت بخشیدن به نابودی آنها باز خواهد بود.
رژیمِ در حال اضمحلالِ خبیث، مدعی شده که ایران در حال حاضر اورانیوم غنیشده برای ساخت پنج بمب هستهای دارد. چند روز پیش این را گفتند. اولاً مکرر فتوای رهبر معظم انقلاب دراینباره گفتهشده که ایران دنبال بمب اتم نیست و این حرف، دروغ بزرگی است که نسبت داده میشود؛ چون قویتر از بمب اتم را داریم و آن اراده آهنین مردان و زنان با ایمانی است در سراسر دنیا که منتظر روز موعود هستند که اگر فرمان برسد اثری از اسرائیل روی زمین باقی نخواهند گذاشت.
ما برای نابودی دشمنانمان به بمب اتم احتیاجی نداریم. همانطور که اماممان گفت؛ سطلهای پر از آب امت مسلمان برای تطهیر جهان از لوث وجود نکبتبار اینها کافی است. اگر گوش شنوایی باشد صدای خرد شدن پیکره فرسوده صهیونیستها توسط جبهه مقاومت را میشنود و البته بهزودی همه، خواری و خفت این جرثومه فساد را با چشم خواهند دید.
درباره این سفر نکتهای که قطعاً باید دنبال شده باشد ابتکار عمل در ابعاد مختلف سرمایهگذاری در اقتصاد سوریه است؛ بهخصوص در روند بازسازی کشورشان که میتواند گشایشهایی را و منافعی را برای اقتصاد ما هم داشته باشد.
نکته دیگری که عرض میکنم بیانات حضرت آقا با کارگران و بهخصوص معلمان را دنبال کنید که دنبال کردید و امیدواریم مسئولین محترم هم این نکات مهم را نصب العین خودشان قرار بدهند برای اجرا.
به تکرار نکته مبارزه با فساد هفتسر در بیان ایشان در این مقطع باید دقت کرد. تذکری بدهم و آن این است که آرامآرام به انتخابات نزدیک میشویم و افراد و گروهها خودشان را دارند آماده میکنند برای عرضه. مردم هم باید از همینالان آماده و هوشیار باشند؛ رصد کنند؛ دقت کنند.
یکی از شگردهای اهل فساد رنگ عوض کردن است. چنان با کلمات خاص و تغییر در ظواهر خودشان عوامفریبی میکنند که شیطان گوشهای مینشیند و با دیدن اینها خستگی درمیکند. گروههای مرجع مواظب این افراد باشند که از آنها سوءاستفاده نکنند. ذهنها را مدیریت نکنند. مواظب سرهای این اژدهای هفتسر فساد که شاید سرهایش بیشتر هم شده باشد باشید.
گاهی از مجلس انقلابی چیزهایی میشنویم که ناراحتکننده است. نمایندگان باید خودشان برای برطرف شدن شایعهها شفافسازی کنند تا تصمیمگیریهای بعدی راحتتر باشد. این روزها که معیشت عمومی کشور دچار سختیهایی است، مجلس باید خیلی فعالتر عمل کند. گرانیهایی که هرروز مشکلات را بیشتر میکند باید رسیدگی عاجل شود.
الان در بحث مسکن، این بنگاهها چه به روز مردم میآورند و با امید مردم و آرامش مردم بازی میکنند! راجع به خودرو که بالاخره معلوم نشد به کجا رسیدیم؛ لااقل مسکن را تدبیر عاجلی کنید. جلوی سودجویان را در این عرصه قاطعانه بگیرید. برای سودجویی بیشتر بعضی از همین بنگاهداران چنان وسوسه در دل صاحبخانه میاندازند که نتیجهاش شده احتکار منزل و گرفتاری مستاجرین با قیمتهایی که معلوم نیست از کجا درمیآورند این قیمت را. خود صاحبخانهها هم گول این وسوسهها را نخورند و منصفانه قیمت بدهند. خودشان مواظبت کنند بر این مسئله. مجلس بیاید در این فرصت باقیمانده از این دوره قوانین این موضوعات را بررسی و اصلاح کند.
ضمناً حالا که مجلس نسبت به طرح مسئله عفاف و حجاب انقلابی وارد نشد و تعلل کرد که قطعاً در زمان خودش پاسخگو خواهند بود، قوه قضاییه در ارائه لایحه حجاب به مجلس سرعت بدهد تا خلأ قانونی اگر وجود دارد زودتر برطرف شود.
اما در سطح جامعه هنوز تعداد زیادی از دستگاهها به دستوراتی که به آنها ابلاغ شده عمل نمیکنند. همین باعث جری شدن عدهای و لوث شدن اقدامات بازدارنده میشود. من اینجا از مسئولین مربوطه سؤال میکنم که چرا با مروجین خلاف و بیبندوباری برخورد نمیکنید؟ با «مروجین»! مروجین ابتذال، مثل تولیدکننده و توزیعکننده مواد مخدر در جامعه هستند که باید بهسرعت با آنها برخورد کرد.
یک عده هم مصرفکننده کف خیابان هستند که آنها را هم باید جمع کرد، آنها را توجیه کرد. ناهنجاریها و ریشه ناهنجاریها را باید بررسی کرد. باید با آنها صحبت کرد، کلاس گذاشت، نصیحت کرد، هدایتشان کرد، اینها سر جایش؛ اما با آن کسی که با استفاده از امکانات نظام، حالا عنوانی پیداکرده و موردتوجه واقعشده و مخاطبانی دارد اما بهجای اینکه در این زمان بر آرامش و امید جامعه افزوده کند و مردم را تشویق به یک مسیر درستی کند، ترویجدهنده منکرات است، ترویجدهنده ابتذال است، تهییج میکند و خرابکاری میکند، خب قاطعانه با این افراد باید برخورد کرد.
یعنی واقعاً کسی که هویت معلوم دارد و با استفاده از رسانههای رسمی و غیررسمی، فسق را ترویج میکند، دستگاه قضا و مدعیالعموم نمیتواند ورود کند؟! کوتاهی نکنید که روز پاسخگویی اعمال نزدیک است. روزی که دیگر فرصت عمل نداریم و باید پاسخ فرصت سوزیها را بدهیم. اعاذنا الله من شرور أنفسنا و سیئات أعمالنا.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/2/8 | 1402/2/8یکی از مهمترین موانع تولید مسئولینی هستند که دلداده به غرب و چشم به بیگانه دارند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه81
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین بر اساس دستورات قرآن و سفارش عترت علیهمالسلام زندگی خود را تنظیم میکنند. بحثی را که هفته قبل شروع کردم پیرامون جمعیت و فرزند آوری است.
این مسلم است که کثرت جمعیت بخصوص جمعیت جوان در یک کشور موقعیت ویژهای برای رشد و شکوفایی همهجانبه و قابلرقابت با کشورهای دیگر را فراهم میکند. با درستی و غلطی کارهایی که تا امروز صورت گرفته کاری ندارم اما در زمان حاضر تحدید نسل، برخلاف موازین عقل و شرع و برای آینده ایران خطر جدی است.
وقتی به فرهنگ قرآن و عترت نگاه میکنیم میبینیم کثرت جمعیت را یک ارزش میدانند. قرآن کتاب زندگی مسلمین است که سبک زندگی خود را بر اساس آن و تبیین رسول خدا و اهلبیت علیهمالسلام تنظیم میکنند. در آیات متعددی به جمعیت و امور مربوط به آن مثل ازدواج و خانواده و فرزندان و موضوعات دیگر پرداخته است. در مواردی تذکر میدهد که جمعیت شما کم بود و در حقیقت برای شما یک خطر محسوب میشد و جمعیت شما را بیشتر کردیم.
و بعد نقشههای دشمنان و سرمایهگذاریهای فراوان و روش و سبک زندگی پیشنهادی آنان به مسلمین و ترویج شعارهایی مثل زندگی بهتر فرزند کمتر و دهها مورد ازایندست را که کنار هم میگذاریم، مسلم میشود که تلاش بر از بین بردن و یا کم کردن نسل دارند.
اینها فتنههایی است که به سمت ما میآید چه باید بکنیم. رسول خدا فرمودند: فتنهها مثل شبهای تاریک و ظلمانی به سمت شما هجوم میکنند. سؤال کردند یا رسولالله در این زمان چه کنیم؟ نجات ما در کجاست؟ «قال عَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ» بر شما باد تمسک به قرآن. مطالب پیش روی خودتان را که نمیدانید برای شما نفع دارد یا ضرر با قرآن محک کنید. «فَإِنَّهُ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّهِ». هر کس قرآن را امام خود قرار دهد به بهشت راهنمایی میشود «وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ قَادَهُ إِلَى النَّارِ» و هر کس از آن پیشى گرفت و او را پشت سر خود قرار داد و به احکام آن پایبند نبود قرآن او را بهسوی جهنم سوق مىدهد. «وَ هُوَ أَوْضَحُ دَلِیلٍ إِلَى خَیْرِ سَبِیلٍ» و قرآن کریم دلیل واضحى است براى پیمودن بهترین راهها که راه بهشت باشد. «مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ» کسى که گفتار او از طریق قرآن باشد چنین کس راستگو است. «وَ مَنْ حَکَمَ بِهِ عَدَلَ» و کسى که در قضایا قرآن را حکم قرار دهد از روى عدالت حکم کرده است. «وَ مَنْ اَخَذَ بِهِ اُجِرَ» و کسى که به قرآن متمسّک شود واو را دست آویز خود قرار دهد اجر و مزد و پاداش خوب به او مىدهند. «وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ وُفِّق» و کسى که در کارهایش پیرو قرآن باشد موفق مىشود و به هدف خود نائل مىگردد.
روایت زیبا و نورانی بود همهاش را خواندم؛ اما آنچه میفهمیم این است که در اموری که مشتبه میشود بر شماست که به قرآن مراجعه کنید. یکی از امور این روزها بحث فرزند آوری و جمعیت و امثال اینهاست؛ و با استدلالهایی که بعضی میکنند مانع از رشد جمعیت و تکثیر نسل میشوند.
یکی از حرفها این است: میگویند منابعی که در اختیار داریم کم است و اگر جمعیت زیاد باشد به همه نمیرسد و فقر و گرسنگی زیاد میشود پس برای بهرهبرداری درست از منابعِ موجود با محدودیتی که دارد بهتر است جمعیت را کنترل کرد، یعنی یا نگذاریم اصلاً بچهای متولد بشود و یا اگر نطفهای منعقد شد از بین ببریم تا تعادل جمعیتی به هم نخورد تا آنچه داریم به همه برسد. من استدلالی را که میکنند را خیلی خودمانی گفتم؛ و الا آنها با آمار و ادله این حرفها را میزنند.
قرآن کریم میفرماید این تفکر دوران جاهلیت بود که فرزندان خودشان را از ترس گرسنگی میکشتند. در سوره مبارکه اسراء به نکتهای اشاره فرمود که کمتر به آن توجه میکنیم و آن جهانبینی ماست. تفکر ما از عالم هستی و اینکه خدای تعالی در این عالم چهکاره است. رابطه ما با عالم چگونه باشد با خدا چگونه باشد و امثال اینها. یکی از مشکلات عمده ما همین جهانبینی و خداشناسی ماست. اگر خداشناسی درست شود و رابطه ما با خدا درست تعریف شود آنوقت خیلی از مسائل حل میشود.
اگر گفتیم خدا اما در امور زندگی و اجتماع کاری با خدا نداشتیم و خواستیم با عقل فاتر و قاصر خودمان کار را پیش ببریم همین وضعیتی است که در عالم وجود دارد؛ اما اگر گفتیم جهان را صاحبی باشد خدا نام؛ یعنی اول خدا را قبول کردیم که خالق عالم هستی اعم از دنیا و آخرت است و برای عوالم مختلف نظم و قانون و قواعدی تعریف کرده تا برپا باشند و بعد برای انسان که برترین مخلوقش هست هم برنامه مدون و تنظیمشدهای مثل قرآن دارد که اگر طبق آن عمل کند دنیا و آخرتش تأمین میشود. آنوقت وضعیت گونهای دیگر خواهد شد. دیگر ترس از گرسنگی باعث کشتار انسانها نمیشود.
در سوره مبارکه اسراء آیه ۳۱ فرمود: «وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ نَّحنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُم إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْاً کَبِیرًا» و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید. ما آنها و شما را روزى مىدهیم مسلماً کشتن آنها گناه بزرگى است. اشکال نکنید که کشتن فرزندان از ترس فقر با کنترل موالید فرق دارد. بله فرق دارد اما روح کار و انگیزه برای اقدام در موارد فراوان یکی است که در ضمن بحث اگر فرصت شود بیان خواهم کرد. انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین طبق تعالیم قرآن و عترت نه ظلم میکنند و نه زیر بار ظلم میروند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «یَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ». روز پیروزى ستمدیده بر ستمکار سختتر از روز پیروزى ستمکار بر ستمدیده است.
روز قیامت که روز انتقام گرفتن ستمدیده است برای ستمکار خیلی سخت است. آن روزی که ستمگر غلبه داشت دنیا بود و همهچیز دنیا محدود است، نهایت با ستم یکبار او را میکشند؛ اما روز قیامت ستمدیده غلبه دارد و ستمگر هم نمیمیرد تا کار تمامشده باشد، بلکه پاداش و انتقام و غلبه آنجا با دنیا خیلی فرق دارد و برای عدهای دائمی و ماندگار است. باید از خشم خدا به خدا پناه ببریم. خدای تعالی با رحمتش با همه ما رفتار کند.
قلب مسلمین جهان بخصوص شیعیان دقیقاً ۱۰۰ سال قبل در ۸ شوال سال ۱۳۴۴ قمری که امسال مصادف است با ۹ اردیبهشت جریحهدار شد. تخریب قبور اهلبیت علیهمالسلام توسط فرقهای ضاله و شرور و بیبصیرت که دائماً آلت دست شیطان و کشورهای استکباری بودهاند و سلف آنان در صدر اسلام، مورد بهرهکشی منافقین قرار میگرفتند که امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه اشاره فرمودند و من در سالهای قبل بیان کردم و تکرار نمیکنم.
در طول تاریخ تمدن اسلامی فرقهها و گروههای زیادی به اسلام و مسلمین ضربه زده خسارت وارد کردند اما جنایتی که در یوم المصیبه به اسلام وارد شد خیلی سنگین بود، به شیعه و اهل سنت صدمات فراوان زد و مقدمهای شد تا بتوانند به اسم شرک، آثار اسلامی را در سراسر دنیا تخریب کنند و از بین بردند حتی قصد قبر منور رسول گرامی اسلام را هم داشتند که موفق به این کار نشدند.
اگر خط مقاومت اسلامی و این جبهه متحدی که امروز تشکیلشده نبود، مسیری که صهیونیستهای خبیث با مدیریت کشورهای استکباری و با استفاده از ثروت و سلاح و رسانهای که در اختیار دارند و دستنشانده بودن بعض کشورها، سلطه آنان بر جهان اسلام بسیار پیشرفتهتر از امروز بود؛ اما سنگ بنای مقاومت که توسط امام ره و انقلاب اسلامی گذاشته شد و بهمرور رشد کرد و بالنده شد، امروز در حال ثمر دادن است که میبینم از درون سرزمینهای اشغالی خبرهای ویژه به گوش میرسد و هرروز پایههای ظلم صهیونیستی سستتر شده به اضمحلال نزدیکتر میشود و به فرزندان و جوانان کشورهای اسلامی این نوید را میدهد که بهزودی در کنار هم در قدس شریف به نماز خواهیم ایستاد.
البته باید این بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام را دائم در گوش داشته باشیم که فرمودند: کوچک شمردن دشمن، آفت براى قوام جامعه است. در این پیچ تاریخی که به نفع جبهه اسلام در حال گردش است و روابط با بعض کشورها به حالت عادی برمیگردد، نباید دشمنیهای دشمنان و حتی چرخش رفتاری بعض آنان را سادهانگاری کرد و همه باید به هوش باشند که در کمین دشمن نیفتیم.
بعضیها میگویند که تقویم تاریخ گفته میشود. دوستان توجه دارند مناسبتهای تاریخی را ما سرفصل و سرپل قرار میدهیم تا نکات و معارفی که لازم است و مطالبی که لازم است یاد بگیریم را بیان کنیم؛ و الا بحث ما تقویم نیست که بگوییم چنین واقعهای اتفاق افتاده و رد شویم. معمولاً توجه دارید که من توضیحاتی راجع به موضوع میدهم که تبیین شود.
روز ۱۰ اردیبهشت، سالگشت اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز و روز ملی خلیجفارس است. خلیجفارس سومین خلیج بزرگ جهان است که به خاطر موقعیت جغرافیایی خاصی که دارد در طول تاریخ با همین نام ثبت شده و مردم جهان آن را با نام خلیجفارس یا دریای پارس میشناسند. حتی در اسنادی که مربوط به ۴۵۰ سال پیش از میلاد حضرت مسیح و در کتابهایی مربوط به یونان است این خلیج را خلیجفارس میدانند.
اما میبینید هر از چند گاهی نظام سلطه با تحریف و دروغپردازی برای خلیجفارس اسامی دیگری جعل میکند تا شاید بتواند به این وسیله به استقلال ملی نظام اسلامی خدشهای وارد کند؛ اما ایران کشوری مستقل و با مرزی مشخص است و تا امروز هر کس بیاجازه وارد مرزهای ما شده است یا خودش را خیس کرده و یا با ذلت فرار کرده. باید این را آویزه گوش خود کنند که اگر اقدام نسنجیدهای راجع به ایران اسلامی داشته باشند حتماً اقدامات سنجیده ایران نابودی کامل آنان را جلو خواهد انداخت.
۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر و کارگر را به همه کارگران و کارفرمایان و مجاهدان عرصه تولید تبریک عرض میکنم. همه ما بهخوبی میدانیم که یکی از مهمترین عوامل پیشرفت کشور کارگران هستند. چرخهای تولید کشور در صنایع کوچک و بزرگ در عرصههای مختلف با تلاش و جدیت کارگران به حرکت درمیآید و آبادانی و رفاه را به همراه میآورد. لذا در روایات و سفارشهای ائمه هدی علیهمالسلام به این جایگاه توجه خاص شده است.
روز گذشته در دیدار با تعدادی از عزیزان روایاتی را خواندم. تربیتشدگان مکتب اهلبیت هم به این نکات توجه دارند حضرت امام در بیانی فرمودند: «دو قشر از ملت، ستون فقرات کشور و انقلاباند. یک قشر، قشر کارگر که با مجاهدات پیگیر خود، قبل از انقلاب با اعتصابات دامنهدار خود انقلاب را به پیروزى رساندند و بعد از انقلاب هم آنها هستند که با کوشش خود و جهاد خود در راه اسلام این انقلاب را بهپیش مىبرند.»
این کار نیروهای کارگر است. کارگران ما خط قرمز تفکریشان انقلاب و ارزشهای انقلاب و ارزشهای اسلامی است و تا امروز هم در این مسیر ایستادند ولو خناسانی خواستند کارهایی انجام دهند اما اینها محکم در مقابل آنها ایستادگی کردند.
همین مسیر را رهبر معظم انقلاب هم طی کردهاند در بیانی فرمودند: «هر کشورى هرچه رشد مادى و ثروت دارد، از سرانگشت کارگر دارد. کارگر است که ثروت را تولید مىکند و رشد اقتصادى را به وجود مىآورد. اگر کارگر نباشد، همه طراحان و برنامهریزان و متفکران اقتصادى کارشان بیهوده خواهد ماند. آن عنصر و عاملى که همه فکر و هدفها و برنامهها و پیشرفتهاى علم اقتصاد را در مقام عمل تحقق مىبخشد، عبارت از سرپنجه کارگر است». تعریف خیلی بلند و قشنگی است.
در روایت داریم کار عبادت است. ایشان هم فرمودند: «ساعات کار در کارگاهها و کارخانهها، لحظات عبادت، ساعات اداى دین به شهیدان و محرومان و مستضعفانِ جامعه است. سلاح کارگران، کار آنان است که از این سلاح باید براى تداوم انقلاب، گسستن زنجیر وابستگى و در نهایت، کسب استقلال اقتصادى استفاده شود». تعبیرات بلند و قشنگی است.
این جایگاه کارگر است. جایگاه کارگر جایگاه بلندی است؛ جایگاه خداست. خدا کارگر است. اولین کارگر عالم خداست. خلق کرده است؛ تولید کرده است؛ انسان را خلق کرده، موجودات را خلق کرده، عالم هستی را خلق کرده. اولین کارگر عالم هستی خدا است. تکریم از کارگر تکریم از خداست.
در سال رشد تولید، میدانداری این جبهه بر دوش و بازوان پرتوان سربازان این عرصه یعنی کارگران بزرگوار و شریف است؛ و ما هم وظائفی داریم که در این مسیر باید انجام دهیم کمترین آن ترویج و نشر خرید کالای ایرانی است. کالای ایرانی یعنی محصول کار کارگر ایرانی، یعنی محصول جهادِ کارگر ایرانی در این کارزاری که همه دشمنان دستبهدست هم دادهاند تا در این میدان کشور را زمینگیر کنند. تقویت این جبهه، به خرید محصولات ایرانی است. هرکس کالایی که تولید داخلی آن وجود دارد و غیر آن را میخرد به جبهه دشمن کمک کرده است؛ بیتعارف. نگذارید کارخانهای تعطیل و کارگری بیکار شود.
البته در رشد تولید باید موانع تولید را از سر راه برداشت و یکی از مهمترین موانع تولید مسئولینی هستند که دلداده به غرب و چشم به بیگانه دارند و با انواع حیل فرصت رشد به داشتهها و تولیدات داخلی نمیدهند که امیدواریم این مانع تولید در دولت سیزدهم بهزودی مرتفع بشود.
و دستور حضرت آقا به مردمی کردن اقتصاد را زودتر در دستور کار قرار دهند و اقدامات لازم لااقل در این استان عملیاتی بشود. الحمدلله کارها همه قرارگاهی و پر جلسه انجام میشود و کمتر هم گزارشی از نتایج جلسات به گوش میرسد اما نشانگر اهتمام عزیزان است اما متأسفانه در استان بااینکه موقعیتهای اقتصادی فراوانی دارد قرارگاه اقتصادی نداریم و با پرسشی که کردم جلسهای به این عنوان برگزار نمیشود که باید بهسرعت اصلاح شود.
بگذرم؛ مجدداً این روز را به همهکسانی که در مسیر آبادانی ایران اسلامی قدم برمیدارند و کار میکنند تبریک عرض میکنم. قطعاً قبل از صحبتهای من از بیانات برادر بزرگوارمان جناب آقای دارایی مدیرکل محترم کار بهره بردید. نکاتی را منوط به فعالیتهایی که در زمینه کار و کارگر بوده را برای شما عنوان کردند و گفتند.
۱۲ اردیبهشت سالگشت شهادت معلم انقلاب، علامه مرتضی مطهری ره است که به روز معلم نامگذاری شد تا از این قشر عظیم فرهنگی و خدوم تقدیر شود؛ که از همینجا از خدا که معلم اول است و از انبیاء و اولیاء که معلم بشر هستند و از تمام معلمان و مدیران و همه کسانی که در امر تعلیم و تربیت نقش دارند تشکر و قدردانی میکنم. به تعبیر رهبر معظم انقلاب همه ما منت دار شما هستیم و عرض میکنم خدا قوت و خسته نباشید. معلمان چشموچراغ ملت هستند؛ باید به آنها توجه کرد و جایگاهشان را باید بیش از اینقدر دانست.
یک جمله راجع به علامه بگویم. یکی از کسانی که در قبل انقلاب و بعد انقلاب در عرصه جهاد تبیین کمنظیر بود، شهید مطهری است. او با دقت تمام شبهات مختلف فکری و عقیدتی و فلسفی و اخلاقی که در آن روزگار جوانان مواجه بودند را شناسایی میکرد و با استفاده از فرهنگ ناب قرآن و عترت پاسخ میداد. هر جا میدید در گفتار و نوشتاری تفکرات غربی و شرقی را با اسلام مخلوط میکنند، بالصراحه در مقابل التقاط میایستاد. بهخصوص تفکرات لیبرالیستی و کمونیستی را عالمانه و منصفانه نقد و بیاعتبار کرد.
شهید مطهری، توطئههای فکری را شناسایی میکرد و از بین میبرد. یکی از توطئههای استعمار که از دوران مشروطه شروعشده بود، تعلیم افرادی بود به نام منورالفکر و روشنفکر که بتوانند با بیان و قلم و رفتارشان سیاستهای استعماری اسلامزدائی در مسیر غربزدگی را در ایران هدایت کنند. مردم مسلمان اما غربزده باشند و همه تلاش اینها این بود که هویت اسلامی ملت را از درون از بین ببرند. در بینشان معمم هم بود.
شما با نمونههای امروزی این قشر کاملاً آشنا هستید؛ در این سالهای بعد از انقلاب صحبت میکنند. بودند و هستند و حرف هم زیاد میزنند. حاضرند کشور را دودستی تقدیم غرب کنند. در اوج مبارزه با دشمن، چه اقتصادی، چه سیاسی و چه فرهنگی از کنار پرچم کشور جعلی و متخاصم عبور میکنند. حاضر نیستند پایشان را بگذارند که بگویند ما دوست آن تفکر هستیم. شهید مطهری چهره واقعی این افراد را با بیان صریح و قول سدید و روش قاطع خودش روشن کرد.
جای اینگونه جهادهای تبیین در این روزها خالی است. خدای تعالی با اولیاء خودش این شهید سعید را محشور بگرداند.
یکجملهای هم راجع به معلم عرض کنم. ما امروز در حال سپری کردن گام دوم انقلاب به سمت پیشرفت و تمدن سازی هستیم. چند کار مهم و فوری باید انجام پذیرد، اول تربیت نسل جوان مؤمن انقلابی که لازمه پیشرفتِ تعهد محورِ مبتنی بر ارزشهای اسلامی و انقلابی است.
این مهم صورت نمیگیرد مگر وقتیکه غفلتهای سالهای گذشته که در تعلیم و تربیتِ معلم تراز انقلاب اسلامی داشتهایم را با احیاء دقیق دانشگاه فرهنگیان و تربیت و استخدام معلم تراز، جبران کنیم. ما الان معلم تراز کم داریم. داریم معلم اما در سطح مدارس میبینید وضعیتی که الان وجود دارد بخشی برمیگردد به بعضی از معلمها. امام فرمودند: «همه سعادتها و همه شقاوتها انگیزهاش از مدرسههاست و کلیدش در دست معلمین است». حرف بسیار دقیق و درستی است.
تحولی که حضرت آقا فرمودند، باید در نظام آموزشوپرورش ما در ابعاد مختلف دنبال شود. این جایگاه مهم و مؤثر در سعادت مادی و معنوی جامعه مورد طمع دشمنان است که در همین جریانات اخیر میبینید که چگونه قصد داشتند جلوی رشد و کارایی این مجموعه را بگیرند. هم برای معلمان مسئله درست میکنند هم برای دانش آموزان. حتی شده بهعنوان خیرخواهی با اسنادی مثل ۲۰۳۰ بتوانند ریشه تعلیم و تربیت ما را از بین ببرند این کار را میکنند.
نقش و جایگاه معلم و تأثیرگذاری که در جامعه دارد بر کسی پوشیده نیست. گذشته از تعلیم که تا عالیترین مراحل آموزش فرزندان ما را همراهی میکند، بخشی از تربیت را که والدین باید داشته باشند معلم به عهده دارد. آینده نسل ما دست معلمان است. مأموریت حساسی دارند.
به این تعبیر حضرت آقا از نقش معلم توجه کنید، فرمودند: «اگر بخواهیم یک تشبیه معقول به محسوسى بکنیم، ممکن است نقش یک سوزنبان در مسیر یک قطار، کماهمیت به نظر برسد، لیکن مرگ و زندگىِ کاروانى که در این قطار نشستهاند، به کار این سوزنبان و دقت او بستگى دارد، اگر غفلت کند، فقط در حرفه و شغلش غفلت نکرده است، مسئله جان و سرنوشت یک مجموعه مردمى به او وابسته است. نقش معلم هم چنین نقشى است که خود معلمان باید به آن توجه کنند.» یعنی معلم سوزنبان این مجموعه بشری است که میتواند هدایت کند همه را به سمتی.
نکته دیگر اینکه رسیدگی جدی به مطالبات صنفی که معلمان دارند در تأمین آرامش روانی جامعه و بهتر و باکیفیت شدن فعالیت موثر آنان نقش دارد که از دولت محترم توقع این است همانطور که حضرت آقا خرج کردن در آموزشوپرورش را سرمایهگذاری میدانند به موضوع نگاه کنند.
یاد شهید آیتالله سلیمانی این روحانی خدوم و بافضیلت برای اسلام و مردم را گرامی میداریم. در جلسات با ایشان آشنایی داشتیم؛ بسیار انسان وارسته و خدوم و مردمی بودند. ویژگیهای خاصی داشتند. از خدای تعالی رفعت مقام و علو درجه مسألت مینماییم.
دستوراتی که لازم است دستگاههای مختلف راجع به مسئله عفاف و حجاب رعایت کنند اینها در حال رصد شدن است. انشاءالله کارهایشان را بهدقت انجام دهند. بعضی وقتها در استان بعضی حرکتها صورت میگیرد که معلوم میشود دستگاه مربوطه غافل است. این غفلتها را توجه داشته باشید و کمکاری و ترک فعلها را کنار بگذارید. برای بار چندم است که گفته میشود نزد خدای تعالی شرمنده خواهید بود. نزد شهدا و پیغمبر و آل پیغمبر شرمنده خواهید شد اگر توانایی انجام کاری را داشته باشید و انجام ندهید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/1/25 | 1402/1/25بیشتر از ۸۰% سرزمینهای اشغالی زیر آتش مقاومت است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه82
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین ادامه بحث در آیه ۷۴ سوره مبارکه فرقان آخرین صفتی است که برای عباد الرحمن بیان میشود و آن این است که فرمود: «وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماما»؛ و ما را پیشواى پرهیزکاران قرار بده. چرا عباد الرحمن از خدای تعالی درخواست دارند که امام متقین باشند؟
چند مطلب در این بخش موردنظر است. اول کلمه امام است. در قرآن کریم به موارد متعددی اطلاق امام شده است؛ و در لغت هم معنای وسیعی دارد. به معنای جلودار، رهبر، پیشواست؛ و فرقی نمیکند پیشوای مردم در رساندن آنان به سعادت باشد یا امام آنان باشد در شقاوت. به هردوی اینها امام میگویند. در آیه سوره مبارکه فرمود: «وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» و آنان را پیشوایانى قراردادیم که بهفرمان ما مردم را هدایت مىکردند. همانطور که امامانی داریم که امام مردم در رساندن آنان به آتش و دوزخ هستند. در آیه سوره مبارکه فرمود: «وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ لا یُنْصَرُون»؛ و آنان را پیشوایانى قراردادیم که مردم را بهسوی آتش مىخوانند و در روز رستاخیز یارى نخواهند شد.
آیات دیگری هم با همین مضامین وجود دارد. از طرف دیگر موارد و مصادیقی را داریم که امام انسانها به سمت رستگاری هستند. در فرهنگ شیعی امام بدون قرینه استعمال شود یعنی امام معصوم و ائمه علیهمالسلام. پس بنابراین کلمه امام که در آیه شریفه آمده که خدایا من را امام متقین بگردان منظور این نیست که امام معصوم شوم. بلکه امام در آیه شریفه معنای عامی دارد یعنی پیشوا و پیشرو.
و قطعاً یکی از شرایط راهبری، آشنا بودن به راه و مقصد است و الا میشود کوری عصا کش کور دیگر بود. در آیه سوره مبارکه فرمود: «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدى فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ» پس آیا کسى که بهسوی حق رهبرى مىکند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه را نمىیابد مگر آنکه هدایت شود؟ شما را چه شده، چگونه داورى مىکنید؟
و عجیب است شما در تاریخ خوانده و شنیدهاید که کسانی بودند که خودشان اعتراف داشتند که نسبت به احکام الهی آگاهی کاملی ندارند و نسبت به مسائل و مصالح جامعه از بصیرت لازم برخوردار نیستند بااینحال مدتها بر مسند خلافت ماندگار شدند. در موارد فراوان میگفت من این مسئله را بلد نیستم از علی بپرسید؛ اما علی علیهالسلام که اعلم من فی الارض بود خانهنشین بود و کسی حتی مسائل عادی را هم از او نمیپرسید.
ویژگی امام دستگیری و رساندن افراد به مقاصدشان هست. پس سه صفت را حتماً امام باید داشته باشد. ۱) جلودار باشد. ۲) راهشناس باشد. ۳) توان دستگیری و هدایت داشته باشد؛ و اگر یکی را هم نداشته باشد صلاحیت راهبری را ندارد.
مطلب بعدی آن است که عباد الرحمن این تقاضا را کردند تا بتوانند بهتر و بیشتر به مردم خدمت کنند و دستگیری لازم را از جامعه داشته باشند و الا دنبال ریاستطلبی نیستند. یکی از ویژگیهای مهم بندگان صالح خدا در راستای مجرای فیض الهی قرار گرفتن و با همت بلند خود در هدایت و راهبری افراد اقدام داشتن و پرهیزکاران و متقیان را همراه خود کردن است؛ و این دعا و خواسته از روی نعوذبالله جاهطلبی و ریاستطلبی نیست. فقط به فکر خود نیستند که در مسیر باشند بلکه از خدا میخواهند تا توفیق دهد بتوانند متقین را به کمالات بیشتری برسانند و بهره معنوی آنان را بیشتر کنند. چون تقوا هم مثل بقیه فضیلتها و کمالات دارای درجاتی است که باید مرحلهبهمرحله طی شود و تا شخص را به درجات بالاتر و قرب بیشتر برساند و این حرکت با راهبری انسانی کامل و به مقصد رسیده میسور است. امام المتقین همین کار را انجام میدهد.
لذا اگر متقین امام و رهبری نداشته باشند در همان درجات اولیه میمانند و رشدی ندارند. مسیر رشد و کمالی که برای بشر ترسیمشده این است که به قرب الهی نائل شود و همه انبیاء و اوصیاء و اولیاء کمک کردهاند تا افراد را به خدا نزدیک کنند. البته انسان با داشتن اختیار میتواند در راه قرب الهی قرار نگیرد و مسیر دیگری برای خود انتخاب کند؛ یعنی راه چنان باز است که میتواند در مسیر صعودی به قاب قوسین او ادنی برسد و در مسیر سقوطی به اسفل السافلین برسد. اموری هم که موجب صعود و سقوط میشوند فراواناند.
بههرتقدیر عباد الرحمن فقط به فکر خود و کمال و قرب خود نیستند بلکه نسبت به تکامل دیگران نگران هستند. امام المتقین فقط به فکر نجات خودش نیست بلکه دعا میکند تا دیگران هم به آنجا که او رسیده است برسند. لذا برای همسر و فرزندان هم دعا کردند و برای متقین هم همینطور. شبیه همین را خدای تعالی به رسولش فرمان میدهد که: «وَامُر اَهلَکَ بالصلاهِ وَاصطَبِر علیها»؛ و به خانواده خود به نماز فرمان بده و بر انجام آن شکیبا باش؛ یعنی غیر از خودت به فکر خانوادهات هم باش.
خلاصه ما از این آیات پایانی سوره فرقان یک الگو گرفتیم که انسانهای شایسته چگونه هستند و به چه زینتهایی آراسته هستند و از چه جنبههای منفی مبرا هستند؛ که بهعنوان آخرین شاخصه عباد الرحمن فرمود که این بزرگواران به فکر خودشان فقط نیستند؛ و مصداق تام و اتم این گروه ائمه معصومین علیهمالسلام هستند. هم پیشگاماند و هم راه را میشناسند و هم قدرت رهبری و دستگیری دارند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل بیان حق هستند و هرگز سخنچینی و نمامی ندارند. طبق ترتیب باید امروز حکمت ۲۳۰ را ترجمه کنم اما چون بیان آن مقدمات و توضیحی میخواهد در فرصتی جدا باید به آن بپردازم لذا کلمه بعدی را ترجمه میکنم.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ أَطَاعَ التَّوَانِیَ ضَیَّعَ الْحُقُوقَ، وَ مَنْ أَطَاعَ الْوَاشِیَ ضَیَّعَ الصَّدِیقَ». هر کس کاهلى کند، حقوق را از دست بدهد و هر کس به گفته سخنچین گوش دهد دوست را تباه سازد. در مذمت سستی و تنبلی عبارت تسلیم را بکار بردهاند کأن تنبلی دشمنی است که به شخص حمله کرده و این خودش را به آن تسلیم کرده و فعالیتی نمیکند درنتیجه همه حق خودش را از دست داده است. هر کاری وقت مناسب خود را دارد که تنبل همه آنها را ضایع میکند.
همینطور کسی که تسلیم شخص سخنچینی که تلاش میکند بین افراد را به هم بزند، میشود. تخم کدورت پاشیده باعث از بین رفتن دوستیها شده است. خدای تعالی تقوای ما را زیاد بگرداند.
ماه مهمانی خدا بهسرعت سپری میشود و به عید فطر و جایزه الهی نزدیک میشویم. روزهای پر خیر و برکتی بر ما گذشت و انشاءالله هر کس توشهای جمع کرده باشد بهخصوص شبهای قدر؛ البته روز شب قدر هم قدر است و باید به آن توجه داشت که الحمدلله این شکوه و عظمتی که امروز مردم مسلمان سراسر دنیا بهخصوص ایران اسلامی و بالأخص البرز سرافراز در دفاع از مظلوم آفریدند آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی را برای جهان اسلام و منطقه خواهد داشت.
روزهای باقیمانده را کوتاهی و کاهلی نداشته باشیم تا پایان ماه مبارک رمضان درهای آسمان تمام شب باز است و ملک داعی دائماً صدا میکند که دستگیر ما باشد. اگر غفلتی بوده، در باقیمانده جبران شود. این دعا را هر شب بخوانید که «اعوذ بجلال وجهک الکریم اَن یَنقَضِیَ عنِّی شَهرُ رمضانَ او یَطلُعَ الفجرُ من لیلتی هذه و لک قِبَلی تَبِعَهٌ او ذنبٌ تُعَذِّبُنی علیه». انشاءالله توانسته باشیم در این ماه با تمرین، کرامتها و فضائل اخلاقی را در خود احیاء کرده باشیم.
مهمترین عرض ما امروز درباره فلسطین است. البته از سخنرانی خطیب بزرگوار قبل از خطبهها حضرت حاجآقای تقوی بهره بردید. من سعی میکنم نکاتی را در ادامه فرمایشات ایشان بیان کنم.
حرکت نرمی را دشمنان انقلاب در چند سال گذشته راه انداختند تا در اولویت بودن مسائل فلسطین را در اذهان مردم بخصوص جوانان از بین ببرند در حالیکه مسئله فلسطین یک هدف اعتقادی و ریشهدار برای مردم و نظام اسلامی است بلکه باید عرض کنم آزادسازی فلسطین باید اولویت جهان اسلام باشد.
البته آینده فلسطین کاملاً روشن و امیدوارکننده است. امروز غیر از عدهای غربزده وابسته و خائن به آرمانهای مردم کسی را در داخل کشور و حتی در بین کشورهای جهان نداریم که به خطر این رژیم برای جهان واقف نباشد.
حتماً دنبال کردهاید و دوستان جوانتر من مطالعه کردهاند که در آستانه پیروزی انقلاب، رژیم منحوس صهیونیستی و اشغالگر در مرحله تثبیت موجودیت خود بود. مصر که مهمترین کشور عربی هممرز با فلسطین اشغالی بود با سازش و امضای خیانت بار کمپ دیوید از رویارویی با دشمن خارج شد و پشت مردم فلسطین را خالی کرد. در حقیقت ارتشهای عربی که میتوانستند به فلسطین کمک کنند خود را عقب کشیدند؛ و همان موقع روزنامههای صهیونیستی نوشتند جنگ با دولتهای عربی تمام شد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، تحولاتی در منطقه به وجود آمد و اولین مسئله، زیر سؤال رفتن موجودیت رژیم صهیونیستی بود. همان موقع موشه دایان که از سران رژیم صهیونیستی بود گفت: این انقلاب، زلزله عظیمی است که پسلرزههای آن اسرائیل را ویران خواهد کرد. حرف درستی زده بود. آثارش امروز کاملاً دیده میشود.
حمایت از فلسطین تصمیم سیاسی امام ره نبود او از قبل انقلاب هم به فلسطین توجه داشت حتی در بیانی فرموده بود یکی از علل مبارزه بر ضد رژیم پهلوی حمایت شاه از اسرائیل است. ما اصلاً حرکتمان را به این خاطر شروع کردیم. حتی امام در نجف که مشرف بودند اجازه داده بودند که سهم مبارک امام علیهالسلام برای مبارزه با رژیم شاه و اسرائیل مصرف شود. تا این مقدار توجه به این نکته داشتند. همه اینها نشاندهنده جهتگیری انقلاب نسبت به رژیم صهیونیستی بود.
با پیروزی انقلاب سفارت اسرائیل بسته شد اینها همه نشاندهنده جهتگیری انقلاب بوده است. روز ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ شمسی قلم در دست آن روحالله آن مرد الهی چرخید و به مسلمین جهان پیام داد و آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نامید و زمینه جریانی بزرگ و ادامهدار علیه صهیونیسم بینالملل راه انداخت؛ و امروز این حرکت ۴۴ ساله شده و این رژیم در آستانه نابودی قرارگرفته است؛ و توطئههایی که برای نابودی مسجدالاقصی و مقدسات اسلامی داشتند نقش بر آب شده است.
پیام امام ره باعث شد که مسئله فلسطین از یک جریان سیاسی در بین افراد خاص، خارج و کاملاً مردمی شود که اگر قدرتها بخواهند با توطئه و فشار و امثال اینها مسئله را کمرنگ کنند چون مسئله مردمی شده نتوانند؛ یعنی موقعیت سران حکومتها تغییر کرد و یا به خطر افتاد. موقعیت مردم ایران، موقعیت مردم فلسطین موقعیت مردم جهان موقعیت رژیم پلید و حامیانش همه تغییر کرد.
هرسال جبهه و محور مقاومت انگیزه بیشتری پیدا میکند تا قویتر به مبارزه با ظلم وارد شود و معنویت ماه مبارک هم کمک میکند که انگیزه و انسجام بیشتر باشد. با جمعیتی بیشتر از سال قبل موضوع اصلی جهان اسلام میشود و محور مقاومت از پشتیبانی مردمی قویتر بهره میبرد؛ زندهتر میشود.
با پیام امام مسئله منطقهای تبدیل به یک موضوع جهان اسلامی و فرا منطقهای شد بهطوریکه کسانی که مسلمان هم نیستند امروز دغدغه مردم فلسطین و مبارزه با رژیم غاصب را دارند. اعلام روز قدس اولاً، بعد تشکیل سپاه قدس در کنار دیگر نیروهای مسلح، آرمان انقلاب را نشان میداد. حالا میخواهند چه چیزی را مخفی کنند؟! چه چیزی را از ذهن جامعه ما پاک کنند؟!
بعدازاینکه ساف در برابر خواست صهیونیستها تسلیم شد و از لبنان خارج شد در حقیقت بعد از مصر و ارتشهای عربی پانزده سازمان چریکی هم کنار گذاشته شدند که میتوانستند با اسرائیل مبارزه کنند. اینجا راهبرد امامین انقلاب در طول هم کمک به شکلگیری مقاومت در لبنان و فلسطین و بعد تشکیل محور مقاومت ضد صهیونیستی در منطقه بود؛ و این الگو وحشتی به جان رژیم غاصب انداخته که تا امروز خواب راحت نداشتند و این روزها هم که در قلب سرزمینهای اشغالی هر وقت که اراده کنند ضربهای به این منحوس میزنند؛ و الان بیشتر از ۸۰% سرزمینهای اشغالی زیر آتش مقاومت است و از گنبد آهنین هم کاری برنمیآید. برتری نظامی آنها با جنگهای نامتقارن مقاومت به چالش کشیده شده است.
مقاومت جانانه و تحسینبرانگیز امروز غزه در برابر صهیونیستهاى ذلیل و ترسو گواه بر برتری است؛ و این عین نجسه چون قدرت دفاع از خودش ندارد سعی کرد با استخدام گروهای تکفیری و سلفی منطقه را ناامن کند و برای خودش وجهه درست کند که آنهم با نیروهای مقاومت با فرماندهی سردار دلها نتوانستند کاری پیش ببرند.
رژیم غاصب در این سالهای اخیر تلاش داشت تا یک ائتلافی بر ضد ایران درست کند اما امروز روابطی که در بین کشورهای منطقه با محوریت ایران در حال گسترش هست بخصوص ایران و عربستان، هراسی به جان این بدبختها انداخته است. در جریان سوریه و براندازی در آنجا که موفق نبودند هم طرحی که بر اساس توافقنامههای آبراهام داشتند را از دست دادند و هم ایران هراسی آنها شکست خورد.
امروز به فضل پروردگار شمارش معکوس اضمحلال کامل رژیم پلید و کودک کش صهیونیستی شروع شده است و بوی خوش آزادی کامل قدس به مشام میرسد. نزدیک است که بشنویم بوی گل سوسن و یاسمن آید را.
این سر و صداهایی که از سرزمینهای اشغالی به گوش ما میرسد مثل صدای کاروان برادران یوسف است که تا راه افتاد حضرت یعقوب گفت «اِنِّی لَاَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لولا اَن تُفَنِّدُونِ». بوی اضمحلالش کاملاً به مشام میرسد.
البته مدافع و حامی این رژیم منحوس هم حال خوشی ندارد و افول کرده تا حالا میگفتیم در حال افول؛ اما الان میگوییم افول. آیا افول آمریکا غیرازاین است که امروز اجماعی در جهان در حال شکلگیری است که در مبادلات تجاری از دلار استفاده نشود. رئیسجمهور فرانسه در پکن گفت باید به دلار وابسته نباشیم مبادلات تجاری مالزی و هند با روپیه هند انجام میشود. چین و روسیه، عربستان و پاکستان، ایران و برزیل بر این توافق هستند که در معاملات خود از دلار استفاده نکنند. سلطه دلار در معاملات جهانی شکسته شده. این از بین رفتن نیست؟ دلار زمینگیر شود دیگر چیزی به اسم تحریم معنا ندارد.
جدا از مشکلات عدیدهای که در داخل با مردم و سیاستمدارانشان دارند در جامعه بینالملل هم افول کرده، آیا افول سیاسی غیرازاین است که وقتی آمریکا با چین تنش دارند یکمرتبه مقامات اروپائی به دنبال عادیسازی روابط تجاری با پکن هستند؛ یعنی شما دیگر کلاهتان پشم ندارد. سوریه و عربستان روابط را عادی میکنند. عربستان با یمن در مسیر اصلاح روابط قرار میگیرد.
امروز همه آزادههای جهان بلکه سران دولتهای آزاده درباره آمریکا شعارشان مرگ بر آمریکاست.
۲۹ فروردین روز ارتش و نیروی زمینی را به همه نیروهای مسلح بهخصوص ارتش قهرمان تبریک عرض میکنم. خدای تعالی بر عزت و قدرت و ایمان این عزیزان بیفزاید. ارتش نظام اسلامی باایمان و متعهد و مقتدر در عرصه نظامی و وظیفهشناس در عرصههای مختلف اجتماعی و ملی بوده و در همه صحنهها با تمام امکانات در کنار مردم به وظیفه الهی خود عمل و از ارزشها و آرمانهای اسلام انقلاب پاسداری کرده است.
اول انقلاب از درون لانههای نفاق و الحاد کمونیستی نغمههای شومی پراکنده میشد و دوقطبی حامی ارتش و مخالف ارتش راه انداختند تا انحلال ارتش هم پیش رفتند اما امام با بصیرت الهی که داشتند این توطئه را در ضمن پیامی که ارتش را ارتش اسلامی و فرزندان انقلاب و مردم خواندند خنثی کردند؛ و از همان روز تا امروز ارتش قدرتمند عمل کرد بهطوریکه فرمانده کل قوا و رهبر معظم انقلاب راجع به این نیرو فرمود: ارتش جمهوری اسلامی، بینظیرترین ارتش جهان است. خدای تعالی به همه عزیزان قوه و عزت روزافزون بدهد انشاءالله.
راجع به طرح حجاب نکتهای را عرض کنم. اولاً باید در سخن گفتن و موضع گرفتن راجع به مباحثی که دشمن آن را سیاسی کرده و میخواهد انسجام ملی را به هم بزند، عزیزان در هر جایگاهی که هستند باید دقت بیشتری داشته باشند. بصیرت و دشمنی شناسی؛ همه میدانند دشمن کیست؛ اما بعضی وقتها دشمنی دشمن را توجه ندارند. یک بخشی از بصیرت خودش را اینجا نشان میدهد که چگونه دشمنیهای دشمن را بشناسیم. دشمنی شناسی دشمن اینجاها خودش را نشان میدهد. این اولاً که آن موقع ما چگونه موضع بگیریم، چگونه حرف بزنیم، کی حرف بزنیم، چه بگوییم. بعضی وقتها افراد در جاهایی که حساس هم هست، مجلس و جاهای دیگر صحبتهایی میکنند که اینها را باید دقت کنند.
ثانیاً در این جریان اخیر که مسئله شرعی است، مسئله عرفی است، یک مسئله اجتماعی است، ابعاد مختلفی دارد؛ امام جامعه و امام المسلمین هم نظرشان را با صراحت گفتند که در حرام شرعی و در حرام سیاسی وقتی حرام شد دیگر تکلیف روشن است؛ اما شیاطین، همین شرعیات و عرفیات و اجتماعیات را سیاسی کردند؛ و جمعیت زیادی را هم ناخواسته در مسیر اهداف شوم دشمنان ایران اسلامی به حرکت درآوردند. بالاخره عده کثیری از اینها اصلاً نمیدانند قصه سیاسی است. احتیاج به برنامههای متنوع و گوناگون و منسجم دارد.
لذا کسی نیست که نداند الان کیان خانواده و اخلاق اجتماعی و عفت و کرامت انسانی مورد هدف قرارگرفته؛ و سعی دارند با از بین بردن مظاهر اخلاق و عفت ریشههای اصلی اسلام و انقلاب را خدشه بزنند؛ بنابراین همه باید کمک کنیم تا طرحهای پیش رو که برای صیانت خانواده، صیانت و حفظ شخصیت و کرامت بانوان در جامعه و حفظ انضباط اجتماعی و آسایش و آرامش روانی مردم طراحیشده و انجام میشود اینها عملیاتی شود.
همکاری همه دستگاهها با نیروی انتظامی و دستگاه قضایی و اصناف از آحاد مردم متوقع است. دوستان کمک میکنند. حرکتی که دارد شروع میشود و انشاءالله آثار و برکاتی برای جامعه دارد این را کمک کنند. همه مردم انقلابی و ارزشی ضمن تشکر از اقدامی که فرماندهی محترم نیروی انتظامی طبق قانون دارند انجام میدهند و دنبال میکنند و متأسفانه عدهای غربزده و واداده و سادهلوح نسبت به آن موضع داشتند، همه مردم انقلابی و ارزشی این حرکت فرماندهی نیروی انتظامی را با کمال توان، حمایت و پشتیبانی میکنند.
امیدواریم این توطئه هم به فضل الهی با حمایت خوب مردم نقش بر آب شود. از همه عزیزانی هم که در فراخوان جشنواره لالهها در آن چند روزی که برقرار بود شرکت کردند و کمک کردند تا ارزشهای اسلامی حتیالمقدور در آن قسمت مورد خدشه واقع نشود، از وقت و سرمایهای که گذاشتند بهخصوص خواهران پاکدامن و عفیفی که حضور فعال داشتند و برادرانی که وظیفه امربهمعروف و نهیازمنکر خودشان را انجام دادند و همه دستگاههایی که همکاری لازم را انجام دادند بهنوبه خودم تشکر میکنم.
البته یک عده هم حاضر نشدند. ترک فعل داشتند. پاسخگویی در روز جزاست. محک خوبی بود برای شناسایی کسانی که حرف میزنند و عمل نمیکنند یا آنهایی که حرف میزنند و عمل میکنند. بههرتقدیر روسیاهی برای زغال ماند و همه اینها ثبت شده است.
ایام ثبتنام حوزههای علمیه خواهران و برادران است. به این موضوع هم دقت داشته باشید. فعال شرکت کنید. فرزندان خودتان را تشویق کنید به سمت این مراکز تربیت سربازان امام عصر تا با فعالیت بیشتری ادامه پیدا کند. اگر دشمنان ما با حمله به روحانیت قصد تضعیف مقدسات، انقلاب و ارزشها را دارند و دشمنی میکنند باید نسبت به این نقشه شوم با دقت وارد عمل شد. کمترین کارش ورود به این عرصه است؛ کمک کنید تا این نقشه خنثی شود. از فرزندانتان کسانی که تمایل دارند در این ثبتنام شرکت کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/1/18 | 1402/1/18شعار سال را باید جدی گرفت | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه83
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا حقوق خانواده را کامل رعایت میکنند و نسبت به اعضاء خانواده شفقت و مهربانی دارند. در آیه ۷۴ سوره مبارکه فرقان به دو صفت دیگر از اوصاف عباد الرحمن اشاره میکند، میفرماید: «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُن وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماما»؛ و عباد الرحمن کسانى هستند که مىگویند: پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان ما باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.
دو کار مهم که در روش بندگان صالح خدا بیان شده یکی توجه تام به خانواده و دیگری اهتمام ویژه به پیشرفت جامعه است. در مورد اول، از خدا درخواست میکنند که همسر و فرزندانشان مایه روشنی چشمشان باشند. همه انسانهای صالح در طول تاریخ این منش و خواسته را داشتهاند بهخصوص انبیاء الهی که در دعاها و خواستههایی که از خدای تعالی داشتند مشهود است. قرآن کریم هم به آنها اشاره کرده است. مثل دعاهای حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام که خیرخواهی برای نسل و ذریه خود خواستند و اینکه پیامبری در بین فرزندانشان رواج داشته باشد. این دعای حضرت ابراهیم در زمان رسول خدا اجابت شد. چون در بحار روایتی دارد که رسول خدا فرمودند: «اَنَا دَعْوَهُ اِبْراهیم» من دعاى ابراهیم هستم.
خب ما از قرآن چه یاد میگیریم؟ اینکه در زمانی دعا به اجابت نزدیک است برای صلاح و عافیت خانواده و فرزندان دعا کنیم. روش عباد صالح خدا همین است که به خدا عرض میکنند: «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُن» پروردگارا، کاری کن که همسران و بچههایمان چشموچراغ و مایه عزت ما باشند... .
قره عین سه بار در قرآن بکار رفته یعنی نور و روشنی چشم؛ و این در جایی استفاده میشود که خیلی خوشحالی به ما رسیده باشد. معمولاً فرزندان را نورچشمی میگویند؛ بنابراین هر جا که به چیزی علاقه شدید داشته باشند این لفظ را بکار میبرند. همسر فرعون هم وقتی حضرت موسی را از آب گرفت همین را به فرعون گفت: «وَقالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّهُ عَیْن لِی وَلَکَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدا». این کودک نور چشم من و تو خواهد بود. او را نکشید، شاید براى ما سودمند باشد یا او را به فرزندى بگیریم.
خلاصه در این آیه شریفه از خداوند خواسته میشود که فرزندانمان بهگونهای باشند که وقتی به آنان نگاه میکنیم دلمان شاد و مایه روشنى چشم ما باشند و نگرانشان نباشیم. خدای تعالی علاقه به زن و فرزند را بر اساس حکمتش بهصورت فطری در ذات انسان قرار داده است. مثل بقاء نسل بشر که اگر غریزه دوست داشتن همسر و فرزند نبود انسانها حاضر نبودند مسئولیت تشکیل خانواده را بپذیرند و بعدازآن زندگی اجتماعی را شکل دهند.
خدای تعالی بر اساس همان حکمتش برای اینکه ارتباط بین مرد و زن ادامه داشته باشد، بین آنان الفت و مودت ویژهای که بعد از پیمان زناشویی به وجود میآید را برقرار کرد؛ که در قسمتی از آیه ۲۱ سوره مبارکه روم فرمود: «وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَه»؛ و میانتان دوستى و رحمت قرار داد.
با اینهمه تأکید که در ادیان الهی راجع به خانواده و تحکیم روابط شده است اما در دنیا به خاطر تغییر سبک زندگی، بنیان خانواده دچار تزلزل جدی شده و آسیبهایی دیده است. مسیری طی میشود که عملاً خانوادهای تشکیل نشود؛ و این سقوط رسیده بهجایی که با همجنس یا با حیوان و یا با اشیاء ازدواج میکنند؛ و اعلام میکنند و افتخار هم میکنند.
وقتی جامعه از راهنماییهای انبیاء و دستورات خدای تعالی فاصله گرفت، اوج تمدنی که بشر با فکر و اندیشه خودش میتواند بسازد همین است که امروز میبینیم. البته دستور قرآن و انبیاء و اولیاء حفظ اعتدال در همه زمینههاست. اینجا هم باید رابطه محبتی با همسر و فرزندان معتدل باشد تا مشکلات دیگری را به وجود نیاورد.
گاهی شدت محبت به فرزندان باعث جهنمی شدن شخص میشود چون پا روی حق میگذارد و به عدالت رفتار نمیکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه فرمودند که ما در راه انجام تکلیف و فرمان الهی پدر و فرزند و برادر و عمو نمیشناختیم و رابطه دوستی و خویشاوندی ما را از انجاموظیفه بازنمیداشت. در همین انقلاب خودمان دیدیم که بعضی نتوانستند درجایی که لازم بود این روابط را نادیده بگیرند و لغزیدند.
مرحوم شیخ صدوق در خصال روایتی را از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند: پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد پیوسته زندگیاش لنگ است عقلش سرگشته است و فکرش مشغول. اول تندرستی. دوم امنیت. سوم فراخی روزی. چهارم همدم سازگار. راوی میگوید عرض کردم منظور از همدم سازگار چیست؟ فرمود: زن نیک و فرزند نیک و همنشین نیک. بعد امام در ادامه فرمود: و پنجم که جامع همه اینهاست آسایش است.
بههرتقدیر عباد الرحمن دائماً مواظبت دارند که امر خدا را نسبت به خانواده رعایت کنند. خدای تعالی رسیدگی درست و خداپسند نسبت به خانواده را نصیب همه ما بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از نعم دنیا بهرهمند هستند ولی وابستگی به دنیا ندارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۹ از حکم نهجالبلاغه در مذمت دنیا فرمودند: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ. وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ. وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْأَحْرَارِ». جمعى خدا را از روى میل بندگى مىکنند که این عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را از ترس بندگى مىکنند و این عبادت غلامان است و دستهاى از روى سپاسگزارى بندگى مىکنند که این عبادت آزاد مردان است.
امام عبادت عبادتکنندگان را برحسب هدفهایى که دارند به سه دسته تقسیم کرده است: عبادت از روى میل و عبادت از روى ترس و عبادت براى سپاسگزارى. امام علیهالسلام به این مطلب در جاى دیگرى نیز اشارهکردهاند که: الهى تو را از ترس عذابت و به امید اجر و پاداشت عبادت نمىکنم، بلکه تو را شایسته عبادت یافتهام، پس عبادتت مىکنم. خدای تعالی همه ما را از عبادتکنندگان واقعی قرار دهد.
در هفته پیش رو روزها و شبهای قدر را داریم. حواستان باشد که روز قدر هم مثل شب قدر، قدر دارد. همه آنچه برای شب قدر گفتند روز قدر هم دارد. ضربت خوردن و شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام هم در همان ایام است. چند جمله راجع به هر دو موضوع عرض میکنم.
اولاً شبهای قدر و ایام قدر را قدر بدانیم. معانی مختلفی برای قدر گفتهشده مثلاً مرحوم طبرسى میگوید: چون شبی است که بلندپایه و دارای شرف و عظیمالشان است. شبیه آیه شریفه «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ». یا قدر گفتند به معنای ضیق و تنگی است. شب قدر به خاطر کثرت فرود فرشتگانی که تا صبح با احیاکنندگان همراهاند تنگ میشود؛ و آن معنای معروف که قدر همان تقدیر و اندازهگیری است. چون در این شب، همه نیازهای انسان و جهان اندازهگیری مىشود و برای سال آینده رقم میخورد.
شب قدر، شب تغییر و تحول در انسان است. شبی که با نزول فرشتگان، سرنوشت هرکس لااقل برای یک سال معین و مقدر میشود؛ که قبلاً هم عرض کردم شاید بعض این تقدیرات آثاری برای همه عمر داشته باشد. لذا از هیچ لحظهای از لحظات آن نباید غافل بود. هر کس بهاندازه خودش با برنامهریزی از آنات شب قدر بهرهگیری کند و در همه این شبها توجهش به ولیالله الاعظم ارواحنا فداه باشد که توشیح کننده همه حاجات و خواستهها، ایشان است؛ بهخصوص شب بیست و سوم.
ماه مبارک رمضان ماه امام زمان است و شب قدر پیوند با حضرت قویتر و محکمتر است. ملائکه عالم به محضرش میرسند و امضاء دست ایشان است. در تفسیر قمی روایتی را ذیل سوره قدر آورده است که: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ رُوحُ الْقُدُسِ عَلَى إِمَامِ الزَّمَانِ وَ یَدْفَعُونَ إِلَیْهِ مَا قَدْ کَتَبُوهُ مِنْ هَذِهِ الْأُمُور». فرشتگان و روح القدس بر امام زمان فرود میآیند و هرچه از این امور نوشتهاند را به امام تحویل میدهند.
شب قدر، دعا و استغفار و قرآن و مناجات و بندگی را نباید از دست داد. در زندگی عادی و روابط عادی اینگونه است که مثلاً در همین کارهای اداری و بودجهریزی و محاسباتی که وجود دارد اول یک برآوردی از سال گذشته میکنند که چهکار کرده چه مقدار بودجه داشته و چه مقدار هزینه کرده و بعد بر اساس آنچه انجام داده برای سال آیندهاش بودجهای میریزند و تخصیص میدهند.
شب قدر باید یک بررسی نسبت به سال گذشته خود داشته باشیم و بعد بر اساس آن برای سال آینده از خدای تعالی درخواست کنیم. ما به سال گذشته خودمان که نگاه میکنیم میبینیم خبری نیست. چیز قابلذکری نداریم جز یکمشت حرفها و خطاها و لغزشها که اگر بخواهند بر اساس آنها آینده ما را رقم بزنند خیلی خطرناک میشود. اول باید گذشته را با توبه و استغفار درست کنیم، بعد که زمینه نوشتن مطالب جدید فراهم شد از خدای تعالی بخواهیم تا او با رحمت عامش به ما نظر کند و مقدراتمان ترسیم شود.
در این شب همه برای هم دعا کنیم و در دعا کردن بخیل نباشیم. یکدیگر را ببخشیم تا خدای تعالی ما را ببخشد. در روایت دارد، برای دیگران هرچه بخواهید خداوند چند برابر به خود شما آن خواسته را میدهد.
در روایت دارد که به خداوند عرض میکند مىخواهم به تو نزدیک شوم، میفرماید: قرب من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود، میگوید: خداوندا رحمتت را مىخواهم، میفرماید: رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند. میگوید: خداوندا جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم. میفرماید: آن، از آن کسى است که در شب قدر صدقهاى بدهد. خلاصه بهغفلت نگذرانید.
و اما راجع به امیرالمؤمنین علیهالسلام مگر میشود در چند دقیقه در خطبه چیزی گفت؟ وجود بینظیر و مبارک امیرالمؤمنین را هرکس به هر مقدار که نزدیک شد به همان مقدار شناخته است. هرچه فاصله کمتر، شناخت بیشتر. رسول خدا فرمودند: یا على، تو را جز خدا و من کسى نشناخته است. در زمان امیرالمؤمنین عدهای آنقدر دور بودند که سؤال میکردند: علی حق است یا معاویه؟ یا همانطور که حضرت گلایه فرمودند که من را با معاویه مقایسه میکنند.
حالا ما که خود را شیعه میدانیم چقدر به حضرت نزدیکیم و از چه مقدار شناخت برخورداریم؟ با نهجالبلاغه که کلمات حضرت است چه مقدار آشنایی و انس داریم؟ من یکوقت عرض کردم لااقل سالی یکمرتبه نهجالبلاغه را مرور کنید. با نهجالبلاغه که کلمات حضرت است انس بگیرید که در روش زندگی، کسبوکار، اداره، برخورد با فرزندان، همسر و همسایه بسیار تأثیرگذار است. ما چقدر از امام در این رابطهها تأثیر گرفتیم؟ باید شناخت خودمان را بالا ببریم تا بتوانیم بهره بگیریم و تغییر کنیم. ما خیلی در مسیر کج قرار داریم. شیعه علی بن ابیطالب خودمان را میدانیم ولی با آن حضرت فاصله زیاد داریم.
امام در جهات مختلف و برای اقشار مختلف الگو است. یکی از مهمترین صفات امام علیهالسلام، ندیدن خود است. در طول زندگیاش در مقابل تکالیف الهی برای خودش، خودی قائل نبود. دعوت رسول خدا را قبول کرد و تا آخر با تمام مشکلاتی که داشت پای آن ایستاد. این عبارت در خطبه۱۹۷ نهجالبلاغه است که فرمود: یک ساعت از قبول و اجابت و لبیک در مقابل پیغمبر عقب نماندم. این را آگاهان و حافظان میراث پیغمبر میتوانند شهادت بدهند. در این راه، به هر کارى و اقدامى که لازم بود، دست زدم و در جایگاههایى قرار گرفتم که پهلوانان و قهرمانان و گامهاى محکم، در آن جاها دچار تردید و تزلزل و عقبنشینى میشدند.
اگر بخواهید با تعدادی از ویژگیهای حضرت آشنا شوید، در همین شبها که دعای افتتاح که منقول از امام عصر ارواحنا فداه است را میخوانید بعد از حمد و ثنای الهی و عرض ارادت به رسول خدا، به امیرالمؤمنین و بقیه ائمه توجه میکنید و در آنجا برای حضرت صفات متعددی را بیان میکند که مراجعه بفرمائید.
اگر اهل سیاست و حکمرانی بخواهند از امیرالمؤمنین علیهالسلام روش مدیریتی خود را الگو بگیرند و عمل کنند جامعه گلستان خواهد شد. مثلاً حضرت بهشدت در انتخاب مدیران به شایستهسالاری اهمیت میداد. نهجالبلاغه گواه این مطلب است و بر شایسته گزینی تأکید دارد. رسیدگی به حقوق عامه و اجرای عدالت برای حضرت زمان و مکان نداشت. مسئله فقرزدائی از مسائل مهمی بود که امیرالمؤمنین علیهالسلام دنبال میکرد.
بااینکه در دوران کوتاه حکومتش، در آن دوران چهار سال و چند ماه با سه جنگ تحمیلی مواجه بود؛ جنگ تحمیلی نابرابر و تعداد زیادی از مسلمین هم در این جنگها کشته شدند و علیالقاعده با سختیهای زیادی در اداره جامعه مواجه بود و به خاطر جنگ نمیتوانست به جامعهای که تحت اشراف و حاکمیتش بود بپردازد؛ اما خود ایشان میفرماید: در زمان من در کوفه بهعنوان بزرگترین شهر جهان اسلام، وضعیت را طوری قرار دادم که همه مردم از حداقلهای زندگی یعنی سرپناه، گندم برای تغذیه و آب سالم برخوردار باشند. چقدر زیبا حضرت فرمودند؛ یعنی در حکمرانی هم اگر کلمات امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه در دست مسئولینمان باشد میتوانند بهره بگیرند و استفاده کنند.
در مسئله بیتالمال و کسانی که تعرضی داشتند خیلی قاطع و درسآموز برخورد میکرد. اول با فرد خاطی نامهنگاری میکرد و او را محکوم و از مقامش خلع میکرد. بعد اموالی را که از بیتالمال برداشته بود را پس میگرفت. بعد اسامی خاطیان و خیانتکاران به بیتالمال را اعلام عمومی میکرد تا مردم آنها را بشناسند.
حالا ما با مح و جد و شطرنجی کردن قیافه اسم میبریم. یکوقت اینجا عرض کردم اسمهایشان را در نهجالبلاغه آورده ۱۴۰۰ سال است که آبرویشان را برده است. دستدرازی به بیتالمال کردی؟ باید جامعه تو را بشناسد؛ یعنی باید خائن به بیتالمال و غارتگر اموال عمومی را بیآبرو کرد این سیره علوی است.
این روش را ببینید؛ با بحث شفافیتی که میشود و افراد زیر بار نمیروند و طفره میروند. این راه امیرالمؤمنین است؛ این هم ما هستیم که میگوییم در مسیر امیرالمؤمنین قدم برمیداریم. نماینده مجلس هستیم، وزیر هستیم، وکیل هستیم، زیر بار نمیرویم برای شفافیت.
بههرتقدیر معلوم است که تحمل چنین کسی را نخواهند داشت؛ لذا تصمیم به ترور حضرت گرفتند و این واقعه توسط شقیترین افراد انجام گرفت در یک صبحدم در محراب عبادت هنگام نماز صبح تیغ برانی فضا را درنوردید و بر پیشانی فرزند کعبه نشست. محراب غرق خون شد. امیرالمؤمنین از خاک محراب روی سر میگذاشت و میفرمود همه از خاک خلق شدهایم و به خاک میرویم. علی لعنهالله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
چند مناسبت داریم که باید راجع به آنها مطالبی را عرض کنم مثل ۲۰ فروردین روز ملی هنر انقلاب که روز شهادت سید بزرگوار آوینی است. همان روز، روز ملی فناوری هستهای است. ۲۰ فروردین سال ۸۵ روز بزرگی بود. ایران در اوج تحریمها توسط دانشمندان جوانش به فنآوری غنىسازى اورانیوم و راهاندازی یک زنجیره کامل غنىسازى در نطنز دست یافت.
در این رابطه حضرت آقا فرمودند: «اگر بیست سال پیش در این کشور کسى مىگفت که یک روزى جوانهای ایرانى خواهند توانست خودشان بدون اینکه رفته باشند، جایى آموزش دیده باشند، از آموزشهای پراکنده و با فعالیت و ابتکار ذهنى خودشان مىتوانند سانتریفیوژ درست کنند و اورانیوم را در مسیر غنی شدن قرار دهند و از اورانیوم، انرژى برق تولید کنند، در بین هزار نفر، یک نفر باور نمىکرد. اولین کسانى هم که رد مىکردند، متخصصین و درسخواندهها بودند. مىگفتند: آقا! نمىشود، مگر چنین چیزى ممکن است؟! مگر کشک است؟! ملت ایران ثابت کرد که مىتواند. در همه زمینهها اینگونه است. اینیکی بروز کرده است، در دنیا گل کرده است. در همه رشتهها، این ملت این استعداد را دارد، این شوق را هم دارد، این گستاخى و شجاعت را هم دارد که وارد این میدانها شود». این بیان امام جامعه است راجع به جوانهایی که توانمند هست و میتوانند.
برای رسیدن به این نقطه سختیهای را مردم تحمل کردند و دشمنان خارجی و اوباش داخلی آنها که در فضای رسانهای و قلمزدن فعال هستند این داشته ملت ایران را سرزنش کردند و دائم از مورداحتیاج نبودن آن و اینکه تحریم و فشار به خاطر همین هستهای شدن است مردم را مأیوس میکنند که نیازی به این فناوری نداشتیم در حالیکه با توجه به رشد گسترده اجتماعی و اقتصادی و محدودیت در استفاده از سوخت فسیلی در تأمین انرژی، یکی از ضرورتهای کشور استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای است.
البته برای کشور دردسرها درست کردند و مذاکره و برجام و … هنوز هم ادامه دارد؛ اما این را بهخوبی فهمیدیم؛ همه مردم فهمیدند؛ مسئولین هم انشاءالله فهمیدند که دشمنان ما بهخصوص آمریکای رو به افول و دیگر وابستگان بینالمللی به استکبار نمیخواهد استقلال و سربلند ملت ما را ببینند.
اتفاقاً در همین ۲۰ فروردین اولین بار آمریکا علم قطع رابطه با ایران را بلند کرد و فکر کرد در همان سالهای اول انقلاب اگر کمکی نداشته باشد به ایرانی که تماماً وابسته به آمریکا بود دچار سقوط و از بین رفتن میشود؛ اما اینطور نشد. ۴۴ سال توطئه کردند نشد و امروز به فضل پروردگار چیزی از آمریکا نمانده. فعلاً درگیر بازداشت و زندانی کردن رئیسجمهورهای فاسد و دزد و خائن به ملتشان هستند؛ و به تعبیر حضرت آقا که چند روز پیش داشتند؛ این پیچ تاریخی که حضرتشان فرمودند و بعد امروز هم تقریباً سیاستمداران دنیا آن را تکرار میکنند و به آن اذعان دارند، به نفع جبهه حق در حال سپری شدن است و به فضل پروردگار مردم عالم اضمحلال و منکوب شدن نظام لیبرال دموکراسی و استکباری غرب را خواهند دید.
امام خمینی (ره) فرمودند: من بارها گفتهام و هماکنون اعلام مىکنم که ایران باید تا قطع تمام وابستگیهای سیاسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى خود از آمریکا، به مبارزات قاطع خود علیه این جهان خوار بىرحم ادامه دهد.
مردم و مسئولین ما بهخوبی این را دیدند که مذاکره تحریمها را از بین نمیبرد بلکه تحریمها شدت هم پیدا کرد. چون هر جا ببینند ضعیف عمل میکنیم عامل فشار خودشان را تقویت میکنند؛ و همانطور که آقا فرمودند تحریمها با استحکام درونی که با اقتصاد درونزا به دست میآید از بین میرود و لازمهاش این است که وابستگیهای خود را با رشد تولید کم کنیم. شعار سال را باید جدی گرفت و همه بهاندازه وسع کمک کنیم تا این مهم اجرائی شود. بحث تورم بحث کلیتر و ملی دارد؛ اما در رشد تولید همه میتوانند ورود داشته باشند و کمک کنند.
ابتکار حضرت امام با نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان بهعنوان روز جهانی قدس به خاطر همان ارتباطی است که انقلاب ما با ارزشهای دینی و معارف الهی بهخصوص حضرت ولیعصر ارواحنا فداه داشته و از آنطرف ماه مبارک هم عرض کردیم که با امام عصر ارواحنا فداه در ارتباط است و بعد نقشی که بیتالمقدس در عصر ظهور دارد؛ اینها یک رشته بههمپیوسته است. به این پیوند دقت کنید و توجه داشته باشید.
ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا فداه از کنار کعبه شروع میشود و مسیری طی میشود و با فتح بیتالمقدس خاتمه مییابد. در کتاب احقاق الحق دارد که قسمتی از عبارت این است «…وَ یَسِیرُ اَلْمَهْدِیُّ حَتَّى یَنْزِلَ بَیْتَ اَلْمَقْدِسِ». مسیر را حضرت طی میکند تا به آن جایگاه برسد. آخر کار آنجاست.
مبارزه با این غده سرطانی و این رژیم منحوس پلید و دفاع از فلسطین که از آرمانهای انقلاب و اسلام است در فرهنگ انتظار مورد توجه جدی است؛ یعنی منتظران حضرت ولیعصر ارواحنا فدا و انقلابیون و متدینین، هرکس از هر منظری بیاید باید به اینجا ختم شود.
قطعاً وضعیت اسفبار رژیم غاصب و کودک کش را دنبال میکنید. محور مقاومت در مبارزه و کوتاه نیامدن در مقابل این خبیث جدی است. دیگر از گنبد آهنین کاری بر نخواهد آمد. در همین روزها دیدید که این گنبد سوراخسوراخ شده. روزهداران مسجدالاقصی را مورد حملات خودش قرار داده تا زودتر به عاقبت کارش برسد. راکتها و موشکها امان شهرکهای اشغالی را بریدند.
روز قدس امسال در جهان اسلام و در ایران دیدنی خواهد بود و قطعاً با سالهای گذشته فرق خواهد داشت انشاءالله. این رژیم منحوسی که دو رکن اساسی دارد یک زورگویی نظامی و دیگری فریب رسانهای که هر دو اینها دیگر کارایی برای او ندارند؛ و امروز شعار همه مسلمین آزاده جهان در سراسر عالم و در ایران این است که تا آزاد شدن قدس دست از مبارزه نخواهیم کشید.
بیانات حضرت آقا را در دیدار با مسئولین و همچنین دیدار با شعرا ملاحظه بفرمایید؛ و همچنین حضور ریاست محترم قوه قضاییه دیروز در استان مغتنم بود. مصوبات خوبی داشتند که انشاءالله به نفع مسائل استان خواهد بود. بهخصوص وعده قطعی دادند که زندان رجایی شهر از استان و شهر کرج خارج شود که مقدمات کار فراهم شد تا انشاءالله بهموقع انجام شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/1/11 | 1402/1/11نظام ما مردم پایه است و بر اساس مردم اداره میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه84
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با بصیرت تمام و بدون تعصب کور، بعد از فهم دستور خداوند، عمل میکنند. بحث ما درباره عباد الرحمن رسید به آیه ۷۳ سوره مبارکه فرقان که میفرماید: «وَالَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَعُمْیانا». عباد الرحمن کسانىاند که چون آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روى آنها نمىافتند. این آیه شریفه در ادامه اوصاف سلبی، وصف دیگری که بندگان صالح خدا از آن مبرا هستند را بیان میکند و آن اینکه با آیات الهی مثل افراد کر و کور برخورد نمیکنند. بلکه با تفکر در اطراف آیات الهی از آن در رفتار فردی و اجتماعی خود استفاده میکنند.
کلمه خَرَّ به معنای سقوط است، افتادن از بلندی. مثلاً گفته میشود: «خَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْف»؛ یعنی سقف بر روى آنها سقوط کرد و خراب شد. در آیه شریفه دارد: «لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها». روى آیات نمىافتند؛ یعنی چه که روی آیات نمیافتند؟ خوب اگر معنای افتادن روی آیات را بفهمیم، معنای نیفتادن روشن میشود. اهل تفسیر کلمه خرَّ را به معنای اقبال کردن و توجه تام داشتن به چیزی معنا کردهاند؛ یعنی عباد الرحمن از کسانى نیستند که از روی تعصب و بدون توجه به آیات الهى بچسبند و از آنها پیروى کنند، بلکه آنان کاملاً از روى بصیرت تبعیت میکنند و در عمل به آنها ملتزم هستند.
و البته این مهمترین فرق بین اهل ایمان و اهل کفر و شرک است. چون کفار و مشرکین هم به عقیده و مقدسات خودشان میچسبند و گاهی در همین مسیر حاضر به جانفشانی هم هستند بدون اینکه درباره موضوع تعقل و تفکری کرده باشند. «صُمًّا وَعُمْیانا» انجام مىدهند؛ یعنی در اینکه هر دو روی عقیده خود پافشاری دارند فرقی نیست فقط فرق در اصرار از روی آگاهی و بصیرت و یا از روی تعصب و بدون تعقل است.
و این معنا را اکثر علما و مفسرین پذیرفتهاند؛ اما یکی از اساتید ما (ره) برای آیه شریفه معنای دیگری هم میکرد. میفرمود: «خَرَّ عَلَیْه» در جایی مطرح میشود که مثلاً چیزى از بالا روى زمین بیفتد، یا بر روى چیزى ارزشمند مثل قرآن بیفتد؛ اما اینکه انسان قرآن را در بغل بچسباند و آن را حفظ کند و احترام نماید، «خَرَّ عَلَیْه» بر آن اطلاق نمىشود. لذا نمیتوانیم بگوییم کافر و مؤمن هر دو خرور دارند، اما خرور یکى از روى تعصب است و دیگری از روى بصیرت و این آیه مىخواهد بفرماید عباد الرحمن خرورشان از روى بصیرت است نه تعصب.
خلاصه معناى آیه این است که عباد الرحمن کسانى هستند که مثل افراد کر و کور و بدون تأمل با آیات برخورد نمیکنند، مثل کسی که سقف بر سرش خراب شده، بلکه در مقابل آیات الهى با دقت و ادب برخورد مىکنند؛ یعنی با تمام توجه به آیات الهى گوش جان مىسپارند و بهدرستی در آن آیات تفکر مىکنند بهطوریکه در حال آنان تأثیر مىگذارد. شاید اینجا خوب باشد این بحث مطرح شود که چرا انسان گاهی حوصله ندارد حتی حرفهای خوب و مفید بشنود؟ برخلاف بندگان صالح خدا که خوب گوش میدهند و به دل میسپارند.
چه میشود که قرآن کریم راجع به عدهای میفرماید عقل دارند اما به کار نمیگیرند و یا چشم و گوش دارند ولی با آن نمیبینند و گوش نمیدهند؟ «لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها». نه اینکه چشمشان چیزی را نمیبیند، اتفاقاً خوب هم میبینند اما به حقائق عالم بینا نیستند. «لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها». گوش شنوایی هم دارند اما نسبت به حرفهای باطل و بیهوده حریص هستند. قرآن کریم میفرماید چشمها کور نیست بلکه دلهایی که در سینههاست کور است. خدا نکند گوش و چشم باطنى انسان که با آنها حقائق را درک میکند بسته شود؛ که دیگر نه حقیقتی را میبیند و نه گوش شنوایی نسبت به سخن حق دارد.
دیدید که گاهی انسان هیچ حوصله شنیدن حتی موعظه و درس قرآن و امثال اینها را ندارد. بهش میگی فلانجا درس اخلاق و تفسیر و امثال اینهاست بیا بریم، بهانه کار و خستگی و مشغله و دهها مثل این را میآورد اما در همان زمان مدتهای طولانی به بعض برنامههای لغو و بیهوده تلویزیون و امثال آنکه بدرد دنیا و آخرتمان هم نمیخورد مشغول میشود و هیچ احساس خستگی و سردرد هم ندارد. بااینکه میدانیم وقت تلف کردن است اما باز حاضریم وقت تلف کنیم؛ اما مثل اهل ایمان نباشیم که قرآن میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَعَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ». همانا مؤمنان آن کسانى اند که چون خدا یاد شود دلهایشان ترسان مىگردد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مىکنند.
چه انفاقی افتاده که اهل ایمان لذت میبرند و بعض از ما بیحوصله و کسل هستیم این بحث مفصلی دارد که الان فرصت بیانش نیست فقط اجمالاً بدانید که این امور به گذشته ما برمیگردد کنترلهایی باید صورت میگرفت، نگرفت امروز خودش را نشان میدهد. باید دل و وابستگیهای آن را کنترل کرد. خوب حسابرسی کرد. دل را باید خوب مواظب بود، دل که غافل شد، صید میشود. صیاد هم از فرصتهایش خوب استفاده میکند. مکرر عرض کردم این کلام را که از امیرالمؤمنین سؤال کردند: «بِمَ نِلتَ بِما نِلتَ؟» فرمود: «کُنتُ بَوّاباً علی بابِ قلبی». دروازهبان قلبم بود. خدای تعالی کنترل دلمان را به همه ما عنایت فرماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از نعم دنیا بهرهمند هستند ولی وابستگی به دنیا ندارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۸ از حکم نهجالبلاغه در مذمت دنیا فرمودند: «وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عُرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ». به خدا قسم، این دنیاى شما در نظر من پستتر از استخوان بی گوشت خوکى است که در دست مبتلاى به خوره باشد. عُراق جمع عِرق است؛ یعنی استخوان بدون گوشت. استخوان بی گوشت فایدهای ندارد چه برسد که مربوط به خوک که عین نجسه هست باشد.
حضرت اینگونه بیان فرمود تا در پستی دنیا و کوچک بودن آن در نزد خودش مبالغه کرده باشد؛ و بعد هم برای اینکه تنفر را نسبت به علقههای دنیایی بیشتر کند فرمود این استخوان بی گوشت را در دست یک فرد جذامی تصور کنید. حالا بیایید و ببینید برای رسیدن به این دنیا چه جنایاتی که مرتکب نمیشود. چه دروغها و تهمتها و هتک حیثیتها که نمیکنند. خداوند همه ما را از متقین قرار دهد.
نیمه ماه مبارک رمضان را که در پیش داریم ولادت پر نور و برکت سبط اکبر رسول خدا کریم آل طاها امام مجتبی علیهالسلام است که خدمت همه شما اعزه پیشاپیش تبریک عرض میکنم. خداوند همه ما را از موالیان و محبان اهلبیت قرار بدهد انشاءالله.
نقش امام مجتبی حفظ و نگهداری سلسله امامت بود؛ لذا یکی از مبارزات سخت امام مجتبی برای حفظ مکتب تشیع در دورهای که همه عافیتطلب شده بودند و حاضر به جنگیدن با دشمن آشکار نبودند مبارزه با خط نفاقی بود که آشکارا و پنهانی عمل میکرد. تلاش و مبارزه امام زمینه قیام کربلا را فراهم کرد.
البته من در ولادت ائمه علیهمالسلام بیشتر فضائل آنها را میگویم. در کتاب معروف کنزالعمال روایتی را نقل میکند از رسول خدا که حضرت، امام حسن علیهالسلام را روی زانویشان نشاندند و فرمودند: «هذا منی» این از من است؛ یعنی این نوه من مثل خود من جامع همه فضائل الهی است. امام مجتبی خیلی شخصیت بزرگی دارد و کمتر به ایشان پرداخته میشود و این مظلومیت این امام بزرگوار ماست.
روایتی را اهل سنت از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردند که حضرت فرمودند: «لَوْ کانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکانَ الْحَسَنَ» اگر فضیلت بهصورت یک انسانی میخواست مجسم بشود، تمام فضائلی که در عالم وجود دارد همه خوبیهای عالم، رسول خدا فرمودند: به چهره حسن علیهالسلام مجسم میشد. این فضیلت و منقبت مهمی است که برای امام مجتبی بیانشده.
دهم ماه مبارک رمضان وفات حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها واقع شد؛ و در آن سال که ابوطالب علیهالسلام هم وفات کردند آن سال برای پیغمبر سال سختی بود که به نام عام الحزن نامگذاری کردند.
این بانوی بزرگوار قله معنویت و کمالات انسانی بود و از ایمان و معنویت بهره وافری داشت. رسول خدا وقتی او را به جبرئیل معرفی میکرد تعبیر صدیقه امت من را به کار میبرد. بعد امام صادق علیهالسلام فرمودند: منظور رسول خدا این بود که او معصومه است. بهطوریکه در روایت دارد خدای تعالی برای او توسط جبرئیل سلام میفرستاد.
او اولین مؤمنه تاریخ اسلام است. با توجه به شخصیت این بانوی بزرگوار در بین مردم مکه، مسلمان شدنش برای اثبات حقانیت نبوت و دعوت رسول خدا بسیار پراهمیت بود. بهعلاوه حمایتهای ایشان در تحمل تحریم اقتصادی و محاصره اقتصادی سنگینی که مسلمین در آن قرار داشتند بسیار مهم بود. حضرت خدیجه همهچیزش را داد؛ حتی آن روزی که از دنیا رفت کفن نداشت. از ملک شخصی دیگر هیچچیزی نداشت. همه را برای پیغمبر خرج کرده بود.
یکی از مهمترین نقشهای حضرت خدیجه که باید زیاد روی آن کار شود و بهعنوان الگوی کاملی برای بانوان امروز جامعه ما مطرح شود، نقش مادری و توجه و اهتمام به خانواده و تربیت فرزندان است که بهترین شخصیت عالم خلقت یعنی صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را در دامن پر مهر و محبت خودش تربیت کرد.
نقش مادری حضرت خدیجه باید بهعنوان الگو مطرح شود. او مادر امت است. مادر ائمه معصومین است. حق مادری حق مقدسی در اسلام است که هرچه شرایط و اوضاع تغییر کند این حق هیچ تغییری در آن به وجود نمیآید. مادر همیشه مادر است؛ لذا روی این قصه زیاد باید کار کرد.
رسول خدا فرمودند: زن نیکوکار بهتر از هزار مرد ناشایست است. حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها یکی از مصادیق تام این بیان نبوی است. خود این حدیث را اگر دقت بفرمایید نکاتی دارد؛ یعنی در اسلام آن چیزی که معیار کرامت است و ارزش شمرده میشود چه مرد باشد چه زن باشد نیکوکاری و تقواست.
اسلام زن را کاملاً آزاد و مختار میداند. لذا وقتی زن با اراده و اختیار خودش جواب مثبت به خواستگارش میدهد نهاد خانواده شکل میگیرد. او باید اراده داشته باشد. اگر اختیار و اراده نداشته باشد نهاد خانواده یعنی مهمترین بستر رشد انسانها شکل نمیگیرد که این مربوط به یک خانم است. این زن و دختر باید بله گفته باشد تا این نهاد شکل بگیرد.
نکته این است که گاهی گفته میشود اسلام با فعالیت زنان مخالفت دارد و آنها نباید در جامعه باشند. آیات حجاب را هم دلیل میگیرند که زن باید از جامعه جدا باشد. درحالیکه این حرف غلطی است که نسبت دادهاند. اتفاقاً اگر به آیات حجاب توجه کنند برعکس ادعای آنها را بیان کرده؛ چون آیه شریفه اول به مردان دستور میدهد که چشمان خودتان را فروببندید؛ یعنی اگر لازمه حجاب این بود که زن از جامعه جدا شود و در خانه بماند و بیرون نیاید، پس چرا آیه شریفه دستور داده به مردان که چشمهایتان را فروببندید؟! معلوم میشود که زن بیرون است، در جامعه است و حضور دارد.
بهعلاوه تاریخ صدر اسلام را که نگاه کنید پر از حضور بانوان در فعالیتهای اجتماعی است. البته در همه زمانها تأکید بر حجاب و عفت شده است. امروز هم یکی از تأکیدات جدی در همین روزها و همین ایام تأکید بر حفظ حجاب است که فرصت کنم نکاتی را عرض میکنم.
دوازدهم فروردین را که روز جمهوری اسلامی است گرامی میداریم. این روز یکی از روزهای عظیم القدر تاریخ معاصر ما است که متأسفانه شاید به خاطر تعطیلات اول سال کمتر موردتوجه قرار میگیرد. بااینکه اگر درست درک شود بسیار پراهمیت است. روز استقرار نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است.
حضرت آقا ۱۲ فروردین را یک روز تاریخی برای بشریت میدانند. تعبیراتی را هم حضرت امام دارند که به مسائلی اشاره کردند. قبلاً بازخوانی کردم خودتان نگاه کنید. مردم پای صندوقها رفتند و رأی قاطع خودشان را به جمهوری اسلامی دادند و تا امروز هم با همه سختیهایی که وجود داشته مردم پای نظامشان ایستادند و خیلی سختی در طول این ۴۴ سال دیدند.
این روز مهم است چون تمام شعارهایی که داده میشد از استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی در این روز تصویب شد؛ امام به خاطر اعتماد به مردم اعتماد واقعی و از عمق جانش به مردم بااینکه میتوانست از همین اعتماد استفاده کند و بدون همهپرسی اعلام جمهوری اسلامی کند اما انقلاب را در یک مرحله دیگری جلو بود و نقش مردم را پررنگ کرد.
امام انقلاب را با مردم و حضوری که داشتند به پیروزی رساند. شاه توسط مردم ساقط شد. لذا دستور داد در این مقطع باز از مردم استفاده شود. حکومت آینده کشور هم توسط مردم معین شود و با این کار آینده انقلاب را تضمین کرد. امام ریلگذاری انجام داد که هم جمهوریت و اسلامیت نظام برای همیشه حفظ شود.
اعتماد به مردم یک درس است برای همه. اعتماد به مردم آنقدر بالا بود که بعد از گذشت ۵۰ روز، ۵۰ روز از انقلاب بیشتر نگذشته بود. دوستانی که سن و سالشان میخورد یادشان هست؛ غوغا بود آن روزها. ادعاهایی که گروهکها داشتند، اراذلواوباشی که خرابکاری میکردند، خرابکارهایی که در داخل بودند، آنهایی که از خارج کمک میکردند و ناامنیهایی که وجود داشت، ۵۰ روز بیشتر نگذشته بود که امام نظام جمهوری اسلامی و اهداف بلندی که این نظام دنبال میکند را با همهپرسی که انجام شد تثبیتش کرد؛ آنهم با مردم. این خیلی مهم است.
در عرض دو سال انتخابات متعددی برگزار شد. یکی همین همهپرسی جمهوری اسلامی بود و یکی همهپرسی خبرگان و قانون اساسی بود. مجلس شورا بود. ریاست جمهوری بود. اینها همه در دو سال واقع شد و همه اعتماد به مردم بود.
نظام ما مردم پایه است و بر اساس مردم اداره میشود. دشمن هم به همین مردم طمع دارد. امروز هم رهبر معظم انقلاب همین اندیشه بلند را نسبت به نقش مردم در پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام دارد. تأکید ایشان بر حضور مردم در عرصههای مختلف امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را همه شما دید و میدانید که نشان از باور به نقش مردم در منظومه فکری ایشان دارد.
حضرت آقا در بیانیه گام دوم فرمودند: (مطلب خاصی است دنبال کنید) «بدانید که اگر بیتوجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهههایی از تاریخ چهلساله نمیبود که متأسفانه بود و خسارتبار هم بود، بیشک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نداشت». بعد فرمودند: «امروز برای مقابله سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از دهها دولت معاند یا مرعوب میبینند و البته بازهم در رویارویی شکست میخورند.»
قطعاً همینطور است. الان هم میبینید جریانی که پیش میآید زود همه باهم جمع میشوند. باید از امیدها به آینده گفت که ایشان هم تأکیدشان این بود.
جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه الهی در سالهای اخیر در عرصههای مختلف امنیتی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی به مصاف آمریکا رفته است و موفق هم بوده به مهار توطئهها و اقدامات آنها؛ خصوصاً در دو سال گذشته که شکستخورده میدان آمریکا بوده و این شکستها برای دشمنان نظام اسلامی به حول و قوه الهی ادامه خواهد داشت.
اقدامات اساسی ایران، او را وارد جرگه ابرقدرتی کرده است. دقت کنید این حرفی که میزنم گزاف نیست. این حرف را از روی احساسات نمیگویم. با توجه به شاخصهای موجود دارم عرض میکنم. بحث باید مفصل مطرح شود؛ من دارم عصارهگیری میکنم و خلاصهی یک نکتهای را عرض میکنم.
بهترین تعریفی که صاحبنظران برای ابرقدرتی گفتهاند شاید این باشد. حرفهایی را مردم دارند و مقداری از آن را سیاسیون و دانشمندان سیاسی بیان میکنند. بهترین حرفی که عصاره گیری میشود که صاحبنظران برای ابرقدرتی میگویند شاید این باشد که ابرقدرت کشوری است که در روابط جهانی و ایجاد تغییرات محسوس در ارتباطات بینالمللی تأثیرگذار باشد.
اگر یک کشوری این قابلیت را پیدا کرد که در روابط جهانی و تغییرات جهانی تأثیرگذار باشد او ابرقدرت است. امروز بیشتر کشورهای قدرتمند اقتصادی دنیا که حرف برای گفتن دارند، تأثیرات جهانی و بینالمللی آنها بهشدت کاهش پیداکرده. قدرت اقتصادی هستند، بعضیها قدرت نظامی هستند اما دیگر تأثیرگذار نیستند. در روابط فرهنگی و سیاسی دیگر ابرقدرت بهحساب نمیآیند.
امروز میبینید که سران آمریکا بااینکه ازنظر اقتصادی و نظامی برتریهایی دارند؛ اما خودشان به افول ابرقدرتی خودشان اعتراف میکنند و بعد ایران را رقیب خودشان میدانند. در بیاناتشان رسماً میگویند ایران امروز رقیب ما است. این خیلی مهم است. باید روی این نکته توجه داشته باشید. یک نوبت دیگر هم به این مورد اشاره کردم. شما این را در خاطر شریفتان داشته باشید که شاید دور نباشد آمریکا به کشورهای کوچکی در آینده تجزیه شود. این دور از ذهن نیست.
با این بیان، امروز ایران چنین قدرت تأثیرگذاری در روابط بینالملل و پیش بردن پروژههای همزمان در هرجایی از جهان را به دست آورده که من اگر بخواهم لیستش را بگویم وقت میبرد. این بیان من را البته توجه داشته باشید که با همه مشکلاتی است که داریم. توجه داشته باشید که ما ۴۴ سال است تنها و با انواع توطئهها و کارشکنیها و سنگاندازیها و تحریمها و جنگهای سخت و نرم بدون اتکا به ابرقدرتها با تکیه به خدای تعالی و با عقبه تمدنی که داریم و بهرهبرداری از آموزههای قرآن و عترت و تلاش بیوقفه دانشمندان فرهیخته و خون پاک هزاران شهید مظلوم، با رهبریهای رهبر فرزانه انقلاب و همراهیهای مردم و جوانان هوشمند روی پای خودمان ایستادیم و در موضوعات مختلف جزو اولینهای جهان محسوب میشویم و در حال ابرقدرت شدن هستیم. اینکه آقا تأکید میکند «ایران قوی» عبارت اخرای همین ابرقدرت شدن است.
ما جنگ و کشتار نکردیم برای این ابرقدرت شدن. جهانگشایی نکردیم. هیچ کشوری را استعمار و استثمار نکردیم؛ بلکه دست مظلومان جهان را در مقابله با سلطه گران گرفتیم و به آنها کمک کردیم. برای ادامه مسیر تا رسیدن به مطلوب و اقتدار جهانی باید بنیههای اقتصادی خودمان، بنیههای فرهنگی و اجتماعی خودمان را قویتر کنیم. سختیها و مشکلات هست. این مشکلات را حضرت آقا بهعنوان پیچ تاریخی نام بردند. این کلمه بسیار دقیق است و کارشناسان و سیاستمداران عمیق دنیا روی این مطلب حرف زدند و این درست است؛ و گذشتن از این پیچ به نفع ما خواهد شد و نظام اسلامی و اسلام در مقطع دیگری قرار خواهد گرفت انشاءالله.
باید قوی شد. این قوی شدن مؤلفههایی میخواهد. یکی از مهمترین مؤلفههای قدرتمندی افزایش جمعیت است. امروز همهکسانی که توان دارند باید این مسئله را بهعنوان یک راهبرد اصیل و اصلی موردتوجه جدی قرار بدهند. هم مردم هم مسئولان در این مهم نباید کوتاهی کنند. هر جور هست باید مسیر را فراهم کنند. مسئله ازدواج آسان را همه باید کمک کنند تا رونق پیدا کند. توحیدی فکر کنید. خدای تعالی در قرآن کریم بشارتها و وعدههایی را داده. بعضی وقتها بعضیها حرفهایی میزند که با توحید منافات دارد.
خلاصه اینکه دشمن به گمان باطل خودش با امیدواری انتظار نابودی کشور و انقلاب را میکشد؛ اما به فضل الهی ایران قویتر از گذشته به حرکت مستقیم خود تا رسیدن به دولت پرفروغ ولایت عظما ادامه خواهد داد.
یکی از مسائل مهم امروز که باید موردتوجه همه مسئولان و مردم باشد حفظ شعارها و دستاوردهای انقلاب اسلامی است. دشمنان ما تلاش دارند در دهه پنجم انقلاب مردم را از شعارها و اهدافی که برای آن انقلاب کردند خسته و پشیمان کنند. مسئولان را هم نسبت به انجام مسئولیتهایی که دارند سست و بیاراده کنند. لازم است با همت بیشتری در مقابل این تفکر ایستاد. بیانات رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم در همین رابطه را مطالعه کنید.
حضرت امام هم که رضوان خدا بر او باد درباره حفظ ارزشهای جمهوری اسلامی مطالبی را فرمودند. بعضیهای آن را برای شما میخوانم: «جمهوری اسلامی پیدا کردیم؛ برای ما کافی است؟ در تمام شئون مملکتمان میخواهیم که احکام اسلام باشد و قرآن بر ما حکومت کند. قانون اسلام بر ما حکومت کند. ما الان بین راه هستیم و به مقصد نرسیدیم.»
در بیان دیگر فرمودند: «وقتی مملکت، مملکت اسلامی است که تعالیم اسلام در آن باشد. اگر تعالیم اسلامی در آن نباشد اسلامی نیست. هر چه ما بگوییم جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی نیست. با رأی ما جمهوری اسلامی تحقق پیدا نمیکند؛ بلکه رژیم رسمی جمهوریت میشود؛ لکن اسلامی نمیشود. مگر آنکه احکام اسلام در آن جاری شود. با جریان قانون اساسی هم اسلامی نمیشود. با مجلس شورا هم اسلامی نمیشود. اینها همه مقدمه است». مقدمه اجرای احکام است. وقتی میتوانیم ادعا کنیم جمهوری اسلامی داریم که تمام این بحثها که گفته میشود در اسلام هست تحقق پیدا کند.
در یک بیان دیگری فرمودند: «همه مکلفیم که احکام اسلام را مراعات کنیم. باید به مملکتی که رنگ الله دارد تبدیل شود. باید به مملکت الهی تبدیل شود». حالا شما ببینید که دشمنان ما چگونه مدیریتشده با کمک عناصر پلید و واداده داخلی افتادهاند به جان همین اهداف و ارزشهای انقلاب. یکوقت شعار نه غزه نه لبنان میدهند؛ یکوقت به اصل ولایتفقیه تعرض میکنند؛ یک به مقدسات و ارزشهای دینی به مسجد و قرآن و شهدا روحانیت بیاحترامی میکنند و امروز هم احکام اسلام و حجاب را مورد هجوم قرار دادند. البته در این سالهای متمادی حجاب مورد هجمه بوده.
و متأسفانه بعضی از مسئولین که فهم درستی از دین و ارزشهای دینی ندارد و در مسیر بازیهای سیاسی مناسبی را اشغال کردند، امروز کارهایی را به دست گرفتند که باید فعال هر عمل کنند اما منفعل هستند. از همهچیز میترسند الا خدا. میترسد حرف بزند پستش را بگیرند. میترسد حرف بزند برایش در فضای مجازی حرف درست کنند. میترسد جایگاهش را از دست بدهد. بعضیها هم که در مسیر دیگری اقدام میکنند.
مسئولی که امروز این حجم عظیم از خصومت نسبت به حکم الهی حجاب را ببیند و قدرت اقدام داشته باشد بااینهمه تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب و دلسوزان نظام راجع به این موضوع داشتند و دارند؛ و اقدامی نکند، من نمیخواهم اینجا عنوانی روی او بگذارم، عنوان روی او هست.
ببینید که چگونه عدهای اندک؛ زیاد هم نیستند، خودتان هم میگویید زیاد نیستند، در آمارها هم هست که زیاد نیستند؛ اما قرق الهی را میشکنند. با دستوری که از بیگانه گرفتند میخواهند با بدترین اعمالی که از خودشان بروز میدهند نیروهای متدین و ارزشی و بعد مسئولین ما را عصبانی کنند تا اقدام نسنجیدهای صورت بگیرد و آنها سودش را ببرند. چرا فرصت سوزی؟ فرصت سوزی جایز نیست. باید اقدام عاجل و سنجیده داشت.
کمترین اقدام اجرای با دقت قوانین است و اینکه ملاحظه هیچکس هم در این رابطه نکنید و از خدا بترسید. نباید فرصت فراهم کرد که افراد بتوانند علنی گناه کنند. در همین استان خودمان و شهر خودمان اگر نمیتوانید وسط شهر بوستانهایی که وجود دارد را حفظ و کنترل کنید که با روزهخواری رسمی در شهر و فضاها حرمت ماه را عدهای از بین میبرند؛ درب آنها را ببندید. البته چرا ببندید؟! باید باز باشد. برای معذورین و مسافرین و کسانی که نمیتوانند جایگاههای خاص درست کنید. راهنمایی کنید بگویید بروند آنجا. فضا برای دیگران که میخواهند استفاده کنند باز باشد.
مکرر عرض کردیم در مورد این هنجارشکنیها باید مطالبه گری کنیم. بعضی راهکارها هم به دوستان عرض کردیم و تذکر دادیم و اینجا هم بعضی نکات عرض شد. الحمدالله این مطالبهگریها تأثیرگذار بوده و دیدید که وزارت کشور بیانیه داد. این بیانیه مهم است. دشمن کیان خانواده را در رصد قرار داده و با مقدماتی میخواهد آن را از بین ببرد. بیانیهای وزارت کشور داد و در استان هم استاندار محترم دستوراتی را دادند. البته باید زودتر این کار میشد اما همین مقدار هم جای تشکر دارد. قدردانی میکنیم.
یک تذکر هم میدهیم و اینکه این مهم فقط با بیانیه دادن درست نمیشود. حتماً اقدام اجرایی و نظارت و استمرار میخواهد. نمیشود بیانیه بدهیم که ما باحجاب موافقیم و هرکس این کار را کند مخالفیم و ما درصددیم که … اینها همه درست است؛ باید باشد، کار خوبی هم هست، تقدیر و تشکر هم میکنیم اما باید اجرا کرد و نظارت داشت و استمرار داشته باشد. از استاندار محترم میخواهم که نظارت بر اجرا را به جد دنبال کند. چند شب پیش هم با ایشان مفصل راجع به موضوع بهطور خاص صحبت کردم. خودم هم رصد میکنم این قصه را تا چه مقداری دنبال شود.
نکته دیگر اینکه بحث حجاب را خود خانمها باید مدیریت کنند. عمده کار دست خود شماست. امروز باید بدون خستگی و با کمک هم در همهجا حضور گسترده داشته باشید. من این را تأکید میکنم. ۹ سال است لااقل اینجا به مناسبتهای مختلف بحث حضور را مطرح کردم. طرف مقابل شما تعدادی نیستند. شما زیاد هستید. عمده کشور هستید؛ اما به خاطر اینکه او تبرج دارد و حضور دارد، بیپروایی میکند، پررویی میکند، زیاد جلوه میکند. زیاد نیستند. شما حضور داشته باشید. تأکید من بر حضور هوشمندانه شماست در همهجایی که لازم است.
در امربهمعروف باید امت باشید «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ» باید همه باهم باشند. مثلاً همین روزها در باغ لاله -که چون من تذکرات لازم را و گلگیها را مفصل با آقایان داشتم ذائقه شما را اینجا تلخ نمیکنم- این باغ را همه شما بروید حضور داشته باشید. بانوان محترم و محجبه همه بروید و آنجا را پرکنید. با حضور خودتان کمک کنید به مسئولین در بهتر برگزار شدن این رخداد.
مسئولین محترم هم برای تشویق عزیزان از خانمهایی که حجاب کامل دارند هزینه بلیت را لااقل نگیرند. آنها بیایند حضور داشته باشند. این عرصه را خوب مدیریت کنید. با زبان لین با پیوست فرهنگی مناسب. چون اینها را به آقایان گفتم اینجا نمیگویم. پیوست فرهنگی میخواهد اینطور کارها. نمیشود که شما ۶ ماه قبل پیاز لاله را بخرید و در کنارش پیوستش را نگذارید. بعد هم هر شب تبلیغ کنید از تمام کانالها که حتماً بیاید اینجا را ببینید؛ و تمهیدات لازم را ندیده باشید برای پیوستهای فرهنگی. کار بیثمری خواهد شد. حالا دوستان اقداماتی را دارند انجام میدهند. شما هم کمک کنید؛ با زبان لین با پیوست فرهنگی مناسب. موسیقی آنجا مناسب باشد. با افطاری ساده همه کمک کنند.
اجازه روزهخواری بههیچوجه به هیچکس ندهید. مگر در همان مکان خاص. این شعار خیلی قشنگی است که شهر ما خانه ما. همه ما اعضای یک خانواده هستیم. همهچیز باید در جای خودش باشد تا زندگی شیرین باشد و برای همه ممکن باشد و برای همه آرامشبخش باشد. هیچ جای دنیا اجازه نمیدهد که کسی که دارد آرامش جامعه را به هم میزند آزاد باشد. اگر اینطور رفتار کنیم آنوقت کسی که عناد دارد چون همه که عناد ندارند؛ اما آنکسی که عناد دارد زود چهرهاش معلوم میشود. آن موقع برخورد با او آسانتر خواهد بود.
راجع به سیزده فروردین و حفظ منابع طبیعی و محیطزیست و روز جهانی کودک نکاتی داشتیم که در یک فرصت دیگر.
این مطلبی را که راجع به بحث حجاب گفتم به خانمها استدعای من این است که دوستانی که به دنبال این هستند که فعالیتی داشته باشند، رزمایش شما در این چند هفته که این مراسم برگزار است و حتی در جاهای دیگر که حضور شما لازم است حضور منسجم و مدیریتشده و هماهنگ شده است بدون تنش و از روی رأفت و مهربانی. با زبان لین درصورتیکه لازم باشد تذکری داده شود این کار را انجام بدهید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1402/1/4 | 1402/1/4راهحل برونرفت از قسمتی از مشکلات، تحقق شعار سال است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه85
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا هیچ رابطهای با لغو و لهو ندارند و کریمانه از آن میگذرند. رسیدیم به این بخش از آیه شریفه که بندگان صالح خدا وقتی با لغو مواجه میشوند از کنار آن کریمانه عبور میکنند. «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما.»
لغو یعنى کار بیهوده و بىفایده که شامل مباحاتی که هیچ فایده دنیایی و آخرتی ندارد هم میشود و گاهی کار علاوه بر بیهوده بودن ضرر هم دارد که میشود گناه و حرام؛ بنابراین آنچه در سوره فرقان راجع به عباد الرحمن آمده خاصتر از آیات دیگر است. چون آیه شریفه نمیگوید خود شخص مشغول کار لغو بوده است بلکه میفرماید دیگران مشغول کار بیهوده بودند و این بنده خدا از کنار آنان که آنان عبور کرد و توجه نکرد.
در سوره مبارکه مؤمنون فرمود به اینکه «عن اللغو معرضون» یعنی نه لغو انجام میدهند و نه در مجالسی که دیگران مشغول لغو هستند شرکت میکنند. پس آیه موردبحث از آیه سوره مبارکه مؤمنون اخص است. پس یکی دیگر از ویژگیهای عباد الرحمن این شد که اگر با صحنهاى بیهوده و لغو مواجه شوند به هر علتی نمیایستند و بزرگوارانه از کنار آن عبور مىکنند.
در اینجور مواقع بلافاصله به ذهن انسان خطور میکند یعنی این بزرگواران نسبت به احکام الهی بیتفاوتاند و اهل امربهمعروف و نهیازمنکر نیستند؟ یعنی ظاهر آیه اینجور است که با وجوب نهیازمنکر سازگاری ندارد. چون بالاخره قطعاً یکی از موارد لغو حرام الهی است که بندگان خدا وقتی دیدند کسی مشغول حرام است از کنار آن میگذرند.
خیر اینطور نیست که آیه شریفه تشویق به ترک واجب الهی کرده باشد، بلکه همانطور که فقها بزرگوار فرمودهاند، هر جا که مسلمانی گناهی را علنی ببیند و شرایط امربهمعروف باشد واجب است امرونهی کند و ترک آن حرام است؛ و البته باید همه مراتب و شرایط را رعایت کرد.
بنابراین اتفاقاً عباد الرحمن نسبت به احکام الهی حساس هستند و اینطور نیست که اگر گناهی را علنی دیدند با بىتفاوت از کنار آن بگذرد. در اینجا مراد آیه شریفه به قرینه آیات دیگر قرآن کریم جدال لفظی و استهزاء و حرفهای بیربط زدن است؛ یعنی عباد الرحمن با این گروه از افراد دهن به دهن نمیشوند و کار ناشایست آنان را با بگومگو دنبال نمیکنند.
در سوره مبارکه قصص فرمود: «وَإِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» و چون لغوى بشنوند از آن روى برمیتابند؛ و میگویند: «وَقالُوا لَنا أَعْمالُنا وَلَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلِینَ». کردارهاى ما از آنِ ما و کردارهاى شما از آنِ شما است. سلام بر شما، ما جویاى مصاحبت نادانان نیستیم. این آیه شریفه تصریح دارد به لغو کلامی؛ و بیشترین مورد لغو هم لغو کلامی است.
خلاصه اگر عباد الرحمن با افراد سبکمغزی که حرف منطقی ندارند مواجه شوند، با آنان تقابل ندارند و عبور میکنند چون معمولاً این افراد نمیخواهند چیزی یاد بگیرند بلکه فقط قصد توهین دارند و لذا امربهمعروف و نهیازمنکر هم فایدهای ندارد؛ و این معنا خیلی شبیه مفاد آیهای است که در نوبتهای قبل خواندیم که فرمود: «وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما.»
در اینجا نکات و بحثهای فراوانی مطرح است که باید به تفسیر مراجعه فرمایید. یک نهی دیگر از آیه شریفه فهمیده میشود که در نوجوانان بخصوص بیشتر است و آن تقلید کردن و همرنگ و همشکل دوستانشان شدن است. اصل کار بد نیست و خداوند در باطن افراد قرار داده است شما در طول زندگی خودتان و دیگران بررسی کنید موارد فراوانی پیدا میکنید که صفات خوب و کارهای خوب دیگران را با تقلید از آنها گرفتهاید هم سن و سالها از هم رنگ میگیرند و کارهای شبیه به هم انجام میدهند.
اما همین تقلید در مواردی اثر عکس و نتیجه بد دارد. مثلاً در همین رفاقت که عرض شد اگر فردی مبتلا به رفیق بد شود چه ضررهای جبرانناپذیری را خواهد زد تا جایی که به تعبیر قرآن کریم عدهای به خاطر همین دوستان جهنمی هستند. بعضیها ادعا میکنند که قوی هستند و شرکت در بعض مجالس و شنیدن بعض افکار و عقاید تأثیری در آنان ندارد و سست نمیشوند.
اما قرآن کریم در سوره مبارکه نساء آیه ۱۴۰ با تندی خطاب میکند و میفرماید: «وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَیُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى یَخُوضُوا فِی حَدِیث غَیْرِهِ» و همانا خداوند در قرآن بر شما نازل کرده که: هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار میگیرد، با آنان منشینید تا به سخنى غیرازآن درآیند، «إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ»، چراکه در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود. «إِنَّ اللهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَالْکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعا». خداوند منافقان و کافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد.
خیلی صریح میفرماید اگر دیدید گروهی دورهم جمع شدهاند (حالا فرقی نمیگند گروه حقیقی باشد یا گروه در صفحات مجازی باشد، دوستان و همسالان باشند، فامیل و بستگان باشند) و نسبت به مسائل دینی و اعتقادی و آیات خدا و امثال اینها شبهه افکنی میکنند و یا مسخره و اهانت میکنند، نباید در جمع آنان حاضر باشید؛ و تأکید میکند اگر رفتید و نشستید شما هم مثل آنان خواهید بود؛ «إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ.»
همنشینی با چنین افرادی روح شمارا از بین میبرد؛ و شمارا در ردیف منافقان و کافران قرار میدهد. چون پلیدی هم مثل بقیه بیماریهای واگیردار، بهسرعت، سرایت میکند؛ و این مطلب آنقدر جدی است، برای اینکه ما هم اهمیت کار را بفهمیم پیامبر را مورد خطاب میدهد: «وَإِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّى یَخُوضُوا فِی حَدِیث غَیْرِهِ...».
خلاصه عباد الرحمن همنشین هرکسی نمیشوند و مراقبت دائمی دارند که مبتلا به این امور نشوند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می-کنم. متقین از نعمت الهی عقل که خداوند در اختیار آنان قرار داده است به بهترین وجه استفاده میکنند. از مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۷ از حکم نهجالبلاغه سؤال کردند عاقل و خردمند کیست؟ حضرت فرمود: «هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ، فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ». خردمند کسى است که هر چیزى را بهجای خود قرار دهد. گفتند: نادان را براى ما تعریف کنید فرمود: تعریف کردم.
در اینجا مرحوم سید رضى فرموده است: معناى کلام امام علیهالسلام این است که: جاهل کسى است که هر چیز را بهجای خود نگذارد، کانّ همینکه صفت نادان را بیان نکنیم، توصیفشان کردهایم. چون صفت او برخلاف صفت عاقل است. در اینجا حضرت خردمند را با یکی از ویژگیهایش تعریف کرده که هر چیزی را در جای خود قرار میدهد و این یک معیار برای شناخت عاقل است؛ و نادان این ویژگی را ندارد و با همین کمبود شناخته میشود. خداوند همه ما را از متقین قرار دهد.
ضمن تبریک مجدد آغاز سال نو حلول ماه مبارک رمضان را به همه شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم که بتوانیم از لحظات استثنایی این ماه بهرهمند باشیم. هفته گذشته اشاره کردم که خوب است در این ماه توجه عمده ما به امام عصر ارواحنا فداه باشد و نکاتی را هم در آنجا مطرح کردم. چند نمونه در رابطه با ارتباطی که بین ماه رمضان و حضرت ولیعصر ارواحنا فداه است نکاتی را عرض کردم.
نکتهای را این جلسه عرض میکنم و آن اینکه اگر دوست داریم یکی از یاران حضرت ولیعصر ارواحنا فداه باشیم حتماً باید یک سری از ویژگیها را در خودمان ملکه کنیم؛ یعنی دستهای از صفات را در خودمان به وجود بیاوریم. معمولاً در خصوصیات انسانهای منتظر این بیان شده است. در کتب مختلف، در بخشهای مختلف این را گفتهاند که ویژگیهای منتظران چیست.
مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند: هر کس بخواهد از اصحاب امام عصر باشد باید اهل انتظار باشد اولاً؛ و اعمالش را بر اساس ورع انجام بدهد و دارای محاسن اخلاق باشد. این سه ویژگی را میگوید.
شما در خاطر شریفتان هست که پیغمبر اکرم در جمعه ماه شعبان خطبهای را خواندند و از مسائل پیش رو راجع به ماه مبارک رمضان و ویژگیهای ماه رمضان خبر دادند و آمدن این ماه را با فضائلی که دارد مطرح کردند. گفتگویی بین رسول خدا و امیرالمؤمنین آنجا پیش آمد که افضل اعمال در ماه مبارک رمضان چیست. در آنجا رسول خدا فرمودند «یا أبَا الحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ فی هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ». بهترین اعمال در ماه مبارک رمضان ورع است تقوا از توجهتان داشتن به محرمات الهی است که خدا چه چیزی را حرام کرده است.
پس یکی از ویژگیهای یاران ولیعصر علیهالسلام ورع است و یکی از چیزهایی که ما در ماه رمضان میتوانیم در خودمان به وجود بیاوریم همین ورع است؛ که در این ماه بهراحتی به دست میآید؛ یعنی فضا جوری فراهمشده که میتوانیم اهل ورع باشیم.
باز در همین روایت امام صادق علیهالسلام فرمود از ویژگیهای منتظران حسن خلق است؛ و باز اتفاقاً در همین خطبه شعبانیه رسول خدا فرمودند هر کس از شما خلق خودش را نیکو بگرداند در این ماه، برای او جواز ای است که از صراط بدون مشکل عبور کند در آن روزی که قدمها بر صراط میلغزد.
مسئله حسن خلق خیلی مهم است. اهل ایمان و اهل مسجد و اهل دعا و قرآن و نماز باید اهل حسن خلق باشند. حسن خلق برای اهل ایمان است، برای متدینین است، برای اهل تقواست، برای مسجدیهاست، برای نمازخوانهاست. این هم باز در ماه مبارک رمضان قابل تحقق است.
بنابراین یکی از بهترین زمانها برای به دست آوردن ورع و حسن خلق که اگر این دو را داشته باشیم و حالت انتظار هم داشته باشیم از یاران حضرت حجت خواهیم بود، در ماه رمضان حاصل میشود. خلاصه در این ماه تلاش کنیم نواقص و کمبودهایی که داریم را جبران کنیم. ساعات و لحظات و آناتش را از دست ندهیم. خدای تعالی سفره عامی را پهن کرده و عوامل بازدارنده را همه را در غل و زنجیر کرده و هم فضایی را فراهم کرده که از هرلحظهاش با ضریب چند برابری میشود استفادههای چندین برابری کرد. وقتی یک آیه قرآن برای شما یک ختم قرآن نوشته میشود چرا باید فرصتها را از دست داد؟! این لحظات را غنیمت بشماریم. این ماه برای شما ماه پربرکتی باشد تا انشاءالله در یوم الجائزه جایزههای خوبی را برای همه ما تقدیر کنند.
سال ۱۴۰۱ سپری شد درحالیکه دشمنان انقلاب اسلامی در مقابل ایران قوی دچار شکستهای راهبردی متعددی شدند و از همه عصبانیتر آمریکا و رژیم پلید و خبیث صهیونیستی بود. اتحادیه اروپا و دولتهای اروپایی هم که دنبالهروی آنها هستند.
طراحیهایی که برای تضعیف و مهار جمهوری اسلامی داشتند امروز به جان خودشان افتاده. قطعاً خبرهای فرانسه و مخمصهای که دولتش گرفتارشده را شنیدهاید. در مهد بهاصطلاح آزادی و حقوق بشر رفتار خشونتبار پلیس با مردم فرانسه را ملاحظه فرمودید.
همین روزها اوضاع کشور و دولت روباه پیر، انگلیس خبیث را ببینید که مدعیان حرفهای قشنگ با مردم خودشان چگونه رفتار میکنند. تبعیض نژادی شدید ازیکطرف، اسلامستیزی افراطی و اسلام هراسی شدید از طرف دیگر، جوری تبلیغ و تحریک کردند مردم خودشان را که شنیدید چگونه یک پیرمرد مسلمان را در خیابان جلوی مسجد به آتش کشیدند.
پلیس حافظ نظم و انضباط در مرکز پلیس رسماً افراد را مورد آزار و شکنجه و خشونت قرار میدهد. بهخصوص در مورد زنان ظلم و ستم فراوانتر است و از اعمال خشونت علیه زنان حتی درملأعام هم ابایی ندارند. به اسم همین حقوق در مسائل داخلی کشورها دخالت میکنند. همینهایی را که در کشور خودشان انجام میدهند سردست میگیرند و وارد کشورهای دیگر میشوند و در امور کشورها دخالت میکنند.
میبینید که اینهمه خشونت و ظلم و ستم نسبت به انسانها را هیچ خبرگزاری در دنیا بهطور ویژه دنبال نمیکند. اخبار آن را نشر نمیدهد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر و امثال ذالک هم در مرگ مغزی هستند. سکوت دارند. سکوتی که صدایش بلند است و اعلام میکند که من دستنشانده استکبار هستم. من دستنشانده قدرتهای استکباری هستم.
بیگانگان و دشمنان ما هرچه نقشه میکشند در مقابل اراده قوی و روح مقاومت ملت ایران بیاثر میشود. روششان را تغییر میدهند تا شاید یک روزنه پیدا کنند. یکی از کارهایی که در دستور کار خودشان قراردادند و عوامل پلید داخلی آنها هم به زبانهای مختلف آن را دنبال میکنند مأیوس و ناامید کردن آحاد مردم از نظام و مسئولین است. با دقت دنبال میکنند تا از کوچکترین مسئله یا ضعفی که احیاناً در اداره جامعه وجود دارد که بعضی موارد هم طبیعی است جهت امیال خودشان توسط بوقهایی که دارند بهرهبرداری میکنند.
اینجا جایی است که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب هشدار میدهد؛ و فرمان میدهد تا از این دشمنیها ما چگونه خلاصی پیدا کنیم؛ و البته همه ما باید این حرفها را به جان بشنویم و عمل کنیم. همانطور که در سخنرانی نوروزی در جمع مردم فرمودند که یکی از مطالبی که آنجا مطرح شد همین بحث امیدآفرینی و نگاه امیدوارانه از روی واقعیتها به آینده داشتن است و خود ایشان هم در مسیر امید دادن دائماً بیاناتی دارند.
مسئله مسئله مهمی است. دشمن با انواع ترفندها میخواهد مردم را مأیوس کند. در همین بیانیه گام دوم یکی از تأکیدات ایشان بحث امید به آینده و نقشی که جوانان کشور در این امیدآفرینی دارند است. در چله دوم دستورالعمل و بستر کاری که باید انجام بدهیم همین بیانیه گام دوم است که باید جلوی چشممان باشد. من عبارات ایشان را درباره امید در همین بیانیه گام دوم یک بار دیگر برای شما میخوانم.
فرمودند: «توصیهی من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همهی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیاتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده دوری جستهام، امّا خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز بر حذر داشتهام و بر حذر میدارم. در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن و فعالترین برنامههای آن، مأیوس سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است». این حرفی که هرکسی دورهم مینشیند میگوید که خیلی اوضاع خراب است و هرکس به هرکس میرسد در جمعهای خودمانی این حرفها را میزند اینها انرژی منفی است. اینطور نباید گفت. باید از خوبیها گفت. فرمودند: «خبرهای دروغ، تحلیلهای مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیتها، پنهان کردن جلوههای امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسنات بزرگ، برنامهی همیشگی هزاران رسانهی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است». آنوقت بعضی وقتها ما خودمان شدهایم بوق همین رسانهها «و البتّه دنبالههای آنان در داخل کشور نیز قابلمشاهدهاند که با استفاده از آزادیها در خدمت دشمن حرکت میکنند» نظام به آنها آزادی داده بهجای اینکه بیایند از مواهب صحبت کنند، از داشتهها و امید صحبت کنند، در ردیف دشمن عمل میکنند.
در مقابل این حرکت ما باید چهکار کنیم؟ ما در مسیر جهاد تبیین باید موارد امیدآفرین و نگاه درست به آینده را تبلیغ کنیم. اولاً خوب است که دستگاههای تبلیغی و فرهنگی بخشی از کار را ببرند به سمت اینکه «ما توانستیم»؛ و شعار ما میتوانیم را تکمیل کنند؛ یعنی کارهایی که انجامشده را نشان بدهند و بگویند که «دیدید توانستیم» و آن چیزی که دشمنان ما به ما القا میکردند که نمیتوانید و توانستیم را نشر بدهیم. این خودش بهترین انگیزهها را ایجاد میکند.
تورها و بازدید از مراکز مختلفی که در آنجا کارهای خارقالعادهای توسط دانشمندان جوان انجامگرفته برای نوجوانان و جوانان که آینده کشور هستند، بسیار مؤثر است. آنها را ببرند از این مراکز دیدن کنند که واقعاً جای دیدن دارد؛ که یک بخشی را دوستان سال گذشته انجام دادند و خیلی اثرگذار بود. به نظرم لازم است در استان این بخش فعالتر شود.
خط تبلیغی باید به سمت گزارش گسترده این امور برود تا تأثیرش دیده شود. کار و فعالیت با جدیت دنبال میشود و اینها امیدآفرین است. گاهی القاء میشود که کارها تعطیل است؛ درحالیکه اینطور نیست. در همین یک هفته ده روز پایان اسفند اتفاقاتی که افتاد را دنبال کنید؛ از باب جهاد تبیین برای بحث امیدآفرینی بیان میکنم.
مثلاً یکی از دستورات حضرت آقا و سیاستهای اقتصادی این است که خام فروشی صورت نگیرد. در همین راستا، مجتمع پالایشگاهی در آبادان به ظرفیت ۲۱۰ هزار بشکه در روز که یک ابر پروژه است در ۲۹ اسفند (روز آخر سال) به بهرهبرداری رسید که روزانه ۱۴ میلیون لیتر بنزین و ۱۸ میلیون لیتر گازوئیل تولید میکند. دارد کار میشود و اینها امیدآفرین است.
یا در ۲۵ اسفند یک مرکز بزرگ که از پیشرفتهترین و مجهزترین مراکز پیشگیری و درمان سرطانهای خاص در سطح منطقه است (نهفقط ایران) افتتاح شد؛ که این مرکز علاوه بر درمان، برای اولین بار از دستگاههای فوق پیشرفته استفاده میکنند و نیروی متخصص لازم را هم تربیت میکنند؛ و سالانه چند میلیارد دلار به اقتصاد کشور کمک میکند.
اینها همهاش آینده است؛ و اینها خوشبینی غیرواقعی نیست. موارد اینگونه فراوان است. بله مشکلات اقتصادی وجود دارد؛ از آنها غافل نمیشویم. مسائل اینگونه هست؛ کار و معیشت و تورم و سفره مردم، همه مسائل هست اما من دارم مسیر را عرض میکنم.
شدت عصبانیت دشمن، همین موفقیتهاست. اینکه از آینده میگوییم و امید میدهیم کاذب نیست. غیرواقعی نیست. خوشبینی صرف نیست. دشمن چرا عصبانی است؟ اگر ما در فقر به سر میبریم، اگر در ناراحتی هستیم و زندگیمان مشکل دارد، پس دشمن چرا عصبانی است؟ چون میداند این سختی و فشار نتیجهاش روشن است. تحمل شما مردم مسئله مهمی بود. مردم ما قدرت تابآوریشان را انقدر بالا بردند که این جنگ اقتصادی را کنترل و مهار کردند.
خب اگر صدر اخبار روز فناوری دنیا را دیده باشید، شنیدید که در همین ایام در استان همدان هشت و نیم میلیون تن فلز لیتیوم کشف شد که به فلز آینده و یا نفت سفید معروف است که در صنایع مختلف مورداستفاده است. در دنیا جمعاً ۸۹ میلیون تن لیتیوم کشف شده که ۸ و نیم میلیون تنش در ایران است.
مسائل ازایندست زیاد است و البته میشود کارهای دیگری از قبیل برخورد قاطعانه و خارج از نوبت با مفاسد اقتصادی انجام داد که بسیار امیدوارکننده است. یا سیاستگذاریهای کلان فرهنگی و تربیتی و اجتماعی را در مسیر بهبود وضعیت هدایت نسل جوان اصلاح کرد، بخصوص رسیدگی به فضای مجازی، مدیریت بهتر و پر شتابی شود هم ازنظر محتوا و هم سختافزار لازم. بهسرعت افراد بیعرضه و کمتحرک و مدیران بیتجربه و بیتخصص و بیانگیزه از بدنه اجرائی کنار گذاشته شوند، بسیار امیدوارکننده خواهد بود.
نکته دیگر شعار سال و سخنرانی حضرت آقا در روز اول سال است. این را بدانید که مهمترین مطالبی که لااقل در یک سال باید انجام بشود در همین دو سخنرانی اول، یکی پیام نوروزی و یکی در سخنرانی روز اول حضرت آقا عصاره گیری و بیان میکنند میکند. چند سخنرانی در طول سال رئیسه است که یکی همین سخنرانی روز اول است.
چند خواسته را بالصراحه بخصوص از جوانان مطالبه کردند که عزیزان دنبال کنند. مثل تحول و کار کردن روی نقاط قوت، توجه به اینکه دشمن دنبال حذف اسلام ناب و جمهوری اسلامی است، این خیلی نکته مهمی بود؛ «هدف آنها حذف همهی چیزهایی است که مردم را به یاد انقلاب و به یاد اسلام میاندازد».
عرض میکنیم آقاجان؛ آنها هرچه میخواهند تلاش کنند اما مردم بصیر و متدین و انقلابی با مقاومتی زینبی تا حذف کامل عناصر پلید و فاسد از منطقه محکم و استوار ایستادهاند. بعد از شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی عزیز شما فرمودید که انتقام سخت ما خروج آمریکا از منطقه است؛ و داریم میبینیم با حرکاتی که در کشورهای عربی و منطقه صورت گرفته به فضل پروردگار این مهم در حال تحقق است.
آقا فرمودند اینها با بیست و دوم بهمن مخالفاند و مردم نشان دادند که مخالفت آنان، اثری در اراده ملت و حمایت از انقلاب و رهبری ندارد. آقا فرمودند با روز قدس مخالفاند. این مخالفت را چند روز پیش وزیر دارائی رژیم پلید صهیونیستی در پاریس در یک کلام سخیف و بیاساسی که زد نشان داد و گفت: ملتی بنام فلسطین نداریم و نباید باشد.
آنقدر حرف بیربط بود که همه دوستانشان هم اعتراض کردند؛ حتی آمریکا و اتحادیه اروپا هم به این حرف اعتراض کردند. حکومت و دولت خودشان جعلی و دروغ است و وجود ریشهای ندارد؛ اما ادعاهای عجیب میکنند. دستوپا زدن بیخود است به فضل الهی و با قید حیات همه ما نابودی رژیم کودک کش غاصب را بهزودی خواهیم دید. اینکه عرض کردم خواهیم دید؛ این امید به آینده است از روی واقعیت. خوشبینی نیست؛ قرائنی که وجود دارد را اگر خوب رصد کنید میبینید که قصه حقیقی است.
مطلب دیگر ایشان در رابطه با آسیا و اثرات آن برای کشور بود. ایراد به تصدیگری دولت در اقتصاد کشور که باید بهسرعت مردمی شود و دولت نظارت قوی داشته باشد. جدی گرفتن تجارت خارجی و از مردم خواستند در رشد اقتصادی کمک کنند. مردمی کردن اقتصاد البته لوازمی دارد؛ مثلاً باید مردم نسبت به اقتصاد حساسیت داشته باشند و در مسائل ورود کنند تا رشد اقتصادی زیاد شود. مصرفکننده فعال در تولیدات داخلی باشند تا اقتصاد رشد کند. هم در تولید نقش داشته باشند هم در توزیع نقش داشته باشند؛ و بحث اصل ۴۴ معروف هم باید اهمیت داده شود.
مطلب بعد اینکه همه اقشار جامعه نسبت به شعار سال وظیفه داریم. شعار سال را شعار نبینید. این شعارها در مسیر تمدن سازی و حرکت در چله دوم انقلاب طراحی و بیان میشود. بخشی از آن عصاره و خلاصه نقشه راه یکساله است که آثار دائمی دارد و فقط مربوط به همان سال نیست؛ که حضرت آقا با دقت و با توجه به همه جوانبِ موردنیاز کشور بیان میکنند.
لذا مسئولین محترم باید اولاً خود به شعار باور داشته باشند و قبول کرده باشند که راهحل برونرفت از قسمتی از مشکلات، تحقق شعار سال است؛ و بعد ولایتمدارانه، مجاهدانه و انقلابی و بدون ایجاد مانع، وارد عرصه پیادهسازی شده و با انسجام بین دستگاههای اقتصادی و داشتن وحدت نظر با دقت و برنامهریزی و زمانبندی مشخص و بعد پیگیری مرحلهبهمرحله، اقدام لازم را داشته باشند. البته نباید اولویتهای اقتصادی را فراموش کنند.
برای تحقق شعار سال لازم است سیاستگذاریهای درستی صورت بگیرد. مثلاً اگر شعار امسال رشد تولید است باید خیلی قاطعانه جلوی موانع تولید و عوامل تضعیفکننده تولید را گرفت؛ و الا کار پیش نمیرود.
مطلب بعد بیانات حضرت آقا در جمع قرآنیان بود که نکات آموزنده فراوانی داشت. اولاً احاطه ایشان به قرائت و قاری و سبکهای مختلف قرائت و دقت در روشهای مؤثر و روشهای بیخاصیت، بسیار جالب و درسآموز بود. توصیهها و تذکراتی که به قراء فرمودند که چگونه تلاوت اثرگذار داشته باشند نکته مهم جلسه بود که امیدواریم جامعه قرآنی تذکرات را بکار ببندند.
توصیه به جلسه قرآنی مساجد را ما از سال گذشته شروع کردیم که دوستان با اهتمام بیشتر دنبال کنند. سال گذشته طرح «یک تلاوت یک مسجد» لااقل هر هفته در ۲۰ مسجد شهر برگزار میشد. خود ما هم شاید قریب ۱۵ سال است بدون تعطیلی و بدون وقفه در مسجد تهرانمان دارد این کار انجام میشود چهارشنبهشبها. قاری میآید ۲۰ دقیقه ۲۵ دقیقه قرآن میخواند و ده دقیقه کسی ترجمه میخواند و مردم گوش میدهند. معمولاً اذان هم در آنجا زنده خوانده میشود. بسیار جلسه نورانی است.
قرآن وقتی تلاوت میشود در یک محله، نور قرآن در آن منطقه شایع میشود و گسترده میشود. نور هر جا که رفت ظلمت و تاریکی را از بین میبرد. قرآن نور است. این تلاوت قرآن را در منطقه و شهر باید توسعه داد. شما فکر کنید همه مساجد باهم این قصه را انجام بدهند، تاریکی و ظلمت و فساد و بزه برچیده میشود. قرآن خاصیتش این است؛ ذکر است، هدایت است، نور است،
در محله و مسجد این کار را انجام بدهید. از یک بخش شروع کنید. ما این کار را انجام دادیم بسیار مؤثر و تأثیرگذار بود. اوایل هم که آمدم اینجا در مصلی شروع کردم اما ادامه دادنش فراهم نشد؛ ولی در مساجد محل بهخوبی این کار انجام میگیرد. از متولیان مساجد درخواست میکنم که این کار را در دستور کار خودشان انجام بدهند و ائمه محترم مساجد و کارگزاران مسجد این کار را دنبال کنند.
مرکز رسیدگی به امور مساجد هم کمک میکند و تقویت میکند تا این کار توسعه پیدا کند. مسئول قرانی دفتر ما هم این کار را کمک و پشتیبانی میکند. اگر کسی خواست ارتباطی بگیرد برای اینکه کار بهتر انجام شود به این دو مرکز مراجعه کند.
راجع به آذربایجان و منطقه اجازه بدهید دیگر وارد نشوم؛ چون باید با یک مقدمه عرض کنم. نوبتهای قبل اشاره کرده بودم. در این تحولاتی که اخیراً دارد انجام میشود و روابطی که دارد برقرار میشود انشاءالله مسئولین محترم به جمیع جهات توجه دارند که یکوقت سرگرم امری نشوند و جای دیگر از دست برود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/12/26 | 1401/12/26مهمترین درس بهار غفلت زدایی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه86
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین هم توبه میکنند و هم عمل صالح دارند. در بیان ویژگیهای بندگان صالح خدا که به تعدادی وصف ایجابی و سپس اوصاف سلبی پرداخته شد. بهعنوان مطلب تکمیلی به توبه هم خدای تعالی اشاره فرمود و رسیدیم به اینجا که نسبت به خطاهای احتمالی که انجام میدهند، توبه میکنند و عمل صالح دارند و خداوند متعال هم بر اساس رأفت و رحمت میپذیرد. خداوند توبهکنندگان را دوست دارد و انتظار بازگشت بنده دور شده و فراری را میکشد و حتی خوشحال است.
گاهی در روایات اهلبیت برای اینکه مطلبی را خوب به جان مخاطب بنشانند مثالهایی میزنند. شما تصور کنید در بیابانی خشک و بی آبوعلف گرفتار شدید هم راحله را گمکردهاید و هم آب و غذا ندارید و هرچه جستجو میکنید تا لااقل آذوقه خود را به دست بیاورید ناامیدتر میشوید. بهناچار تن به قضا و قدر میدهید در کناری خسته و بیرمق منتظر زمان مرگ میشوید. ناگهان کسی را میبینید که راحله شما را برای شما آورده چقدر خوشحال میشوید؟ در روایت دارد: شادى خداوند از توبه عبد گنهکار، بیشتر است از شادى کسى که در بیابانى بیآبوعلف زاد و توشه خود را گمکرده باشد و پس از ساعتها سرگردانى و جستجو آن را بیابد.
بحث توبه مفصل است و برای بررسی کامل مدت طولانی باید به آن پرداخت اما خوب است به مناسبت به چند روایت دراینباره اشارهکنم. امام باقر علیهالسلام فرمودند: سوگند به خدا که خداوند متعال از مردم جز دو کار نخواسته است. به نعمتهای او اعتراف کنند تا آنان را نعمت افزونتر دهد و به گناهان اقرار ورزند تا گناهانشان را بیامرزد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی در دل، آمرزشخواهی به زبان، عمل کردن با اعضای بدن و تصمیم بر بازنگشتن به گناه. باید بدانیم که توبه خرابیهای گذشته را از بین میبرد. رسول خدا فرمودند: کسی که توبه میکند مانند کسی است که گناهی نکرده است.
و فرمودند: نشانه توبهکننده چهار چیز است. عملش را خالصانه برای خدا انجام میدهد. و باطل هرچه باشد را ترک میکند و خود را ملزم به رعایت حق میداند و بر عمل خیر حرص دارد. یکی از بهترین توبهها توبه نصوح است. که در آیه ۸ سوره مبارکه تحریم به آن اشاره میکند که ای کسانی که ایمان آوردهاید به درگاه خدا توبه کنید توبهای نصوح. «یا ایهاالذین آمنوا توبوا الی الله توبهً نصوحاً». رسول خدا فرمودند: توبه نصوح پشیمانی از گناهی است که از تو سر میزند بعد فوراً با پشیمانی خود، از خدا آمرزش بخواهی و دیگر هرگز به آن برنگردی.
یادمان باشد چون مرگ در اختیار ما نیست و هرلحظه ممکن است واقع شود پس توبه واجب است که بلافاصله انجام گیرد و به تأخیر انداخته نشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که توبه را به فردا حوالت میدهد از هجوم مرگ در معرض بزرگترین خطر است.
و آخرین روایت از حضرت مسیح علیهالسلام که فرمود: کسی که به مردم بدهکار نیست، آسودهتر است و دغدغهاش کمتر است از کسی که بدهکار باشد، هرچند بدهی خود را بهموقع بپردازد. همچنین کسی که گناه نکرده آسودهخاطرتر است از کسی که گناه کند، هرچند خالصانه توبه کند و بهسوی خدا برگردد.
آیه دیگری که در ادامه بحث مطرح است یعنی آیه ۷۲ سوره مبارکه فرقان، باز اوصاف سلبی بندگان خدا را مطرح میکند، که عبادالرحمن کسانی هستند که شهادت به ناحق نمیدهند و اگر عبورشان به لغو خورد با بزرگواری از آن عبور میکنند. «وَ الَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما». در اینجا به دو صفت با بحثهای گسترده اشارهشده که ما فقط میتوانیم مختصر توضیحی دهیم و رد شویم.
آیه شریفه را چند جور میشود معنا کرد. اولاً زور یعنی ناحق و باطل و دروغ، تزویر هم از همین گرفتهشده یعنی حقه. عبادالرحمن گواهی باطل و ناحق نمیدهند. یعنی در مباحث حقوقی و قضائی یکی از بحثها حضور گواهان و شهادت آنان است که در انشاء حکم مؤثر است با شرایطی که دارد. (توجه کوتاهی بدهم و آن اینکه اصل شهادت واجب نیست اما اگر با شهادت دادن حقی به صاحب حق برمیگردد واجب میشود و باید مانع تضییع حق شد)
و گاهی شهادت به معنای حضور است. یعنی بندگان صالح خدا در مجلس زور و ناحق حاضر نمیشوند. مرحوم علامه به این احتمال گرایش بیشتری دارند. یعنی عبادالرحمن درجایی که افرادی مشغول گناه و فساد باشند، یا در مظان فساد و گناه باشند حضور پیدا نمىکنند. چون این معنا با ادامه آیه هم تناسب دارد. که فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما». معناى آیه درمجموع این مىشود که: عبادالرحمن خودشان با عزم و قصد در مجلس گناه و باطل حضور پیدا نمىکنند، و اگر هم اتفاقاً عبورشان بهجایی افتاد که کسانى مشغول گناه و امر باطلی هستند، از کنار آن کریمانه مىگذرند و توقف نمىکنند.
اما شاید بشود هر دو قول را نسبت به زمان و مکان خودش در نظر گرفت و گفت عبادالرحمن نه شهادت باطل میدهند و نه در مجلس باطل و گناه حاضر میشوند. وصف سلبی دیگری که از آن مبرا هستند این است که از لغو اعراض دارند. شبیه همانکه در اوایل سوره مؤمنون آمده که: «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون» که چون باید مقدماتی عرض کنم با قید حیات در نوبت دیگر انشاءالله مطرح کنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا مزین به صفات عالی هستند و تعادل قوا درونی در آنان بهصورت ملکه درآمده است. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «خِیَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ. الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ. فَإِذَا کَانَتِ الْمَرْأَهُ مَزْهُوَّهً، لَمْ تُمَکِّنْ مِنْ نَفْسِهَا. وَ إِذَا کَانَتْ بَخِیلَهً، حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا. وَ إِذَا کَانَتْ جَبَانَهً، فَرِقَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ یَعْرِضُ لَهَا». بهترین خصلتهاى زنان بدترین خصلتهاى مردان است: گردنفرازى و تکبر، ترس و بخل. پس اگر زنی متکبر بود، خود را تسلیم کسى نمىکند، و اگر بخیل بود، مال خود و مال شوهرش را حفظ میکند، و هرگاه ترسو باشد، از آنچه به وى رو آور شود، فاصله مىگیرد، و مىترسد. متن روایت بسیار گویاست و احتیاج به توضیح بیشتر ندارد که سه خصلت تکبر و ترس و بخل چقدر برای مردان نقص و برای خانمها حسن است. خدای تعالی ما را از متقین قرار دهد.
روزهای پایانی ماه شعبان المعظم مصادف شده با روزهای پایانی سال. توجه به اینکه لحظات مهمی را سپری میکنیم ما را از غفلت خارج میکند در این آخرین جمعه سال و آخرین جمعه ماه شعبان، لازم است که از خدای تعالی درخواست کنیم لغزشهای گذشته ما را اگر تا الان نبخشیده است ببخشد. عرض میکنیم: «اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه».
خدای تعالی با نظر رحمت به همه ما نگاه کند و پاک وارد ضیافت الهی شویم. سال گذشته روایتی را از مرحوم شیخ صدوق در امالی خواندم که مناسب است بازگو کنم، فرمودند: هر کس نمىتواند کارى کند که به سبب آن گناهانش از بین برود بر محمّد و خاندان او بسیار درود فرستد، زیرا صلوات گناهان را ریشهکن مىکند.
پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان و سال جدید را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم. سال جدید سر سال اقتصادی و مسائل فراوانی است که افراد جامعه با برنامهریزیهایی که میکنند امور خود را برای آینده تنظیم میکنند. ماه مبارک رمضان هم سر سال کسانی است که مواظبتهای معنوی دارند و گذشته را بررسی و حسابرسی میکنند که چه عملکردی داشتند و برای سال آینده برنامههای معنوی خود را تنظیم میکنند. و این دو برنامهریزی امسال قرین هم شدند.
یک نکته عرض کنم و آن اینکه ما همانطور که وارد فصل بهار میشویم و ماه رمضان که بهار قرآن است را هم درک میکنیم، خوب است توجه جدی ما به بهار انسانها یعنی ربیع الانام حضرت ولیعصر ارواحنا فداه باشد. امام را تشبیه به بهار کردند.
خب در بهار چه اتفاقی میافتد؟ بهار حیاتِ دوباره است، زندگیِ جدید است، شکفتن است، نشاط است، طراوت و سرزندگی است، امید به آینده است. در یک کلمه، بهار نیاز بشر است. وجود ولیعصر ارواحنا فداه این بهار انسانها نیاز بشر است. در دعا نخواندید که «بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ الدُّنْیَا وَ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ.»
در بهار طبیعت و بهار قرآن توجهمان به مبیّن قرآن و قرآن ناطق امام عصر باشد. چون قرآن در شبِ قدرِ ماه مبارک رمضان بر قلب ولی خدا عرضه میشود، و این کتاب هدایت بشر، توسط قرآن ناطق، انسانها را دستگیری و هدایت میکند.
توجه دیگر اینکه ماه مبارک رمضان ماه دعا هم هست یعنی بهار دعاست. و اتفاقاً یکی از مهمترین دعاهای این ماه دعای افتتاح است که حضرت ولیعصر به نائب دوم خودشان تعلیم فرمودند. و این را هم باید بدانید که دعاها و اعمال صالحه و عبادی ما به برکت اهلبیت و بهخصوص حضرت موردقبول واقع میشود، در دعای ندبه میخوانیم: «وَ دُعَائَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً». نهفقط دعا بلکه تمام اعمال، در زیارت امام زمان عرض میکنیم: «أَشْهَدُ أَنَّ بِوِلاَیَتِکَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ.»
خلاصه اینکه، بهار که میشود درسهای فراوانی میدهد که مهمترین آن غفلت زدایی است. یعنی چشم عبرت بین خود را بازکنید و بفهمید که اگر مردید دوباره زنده میشوید، پس اعمالتان را، آخرتتان را درست کنید.
خوب است ماه رمضان را دوستان فرهنگی ماه عملیات فرهنگی و معنوی قرار دهند و با برنامهریزی اموری را در خانواده و در محلات اجرا کنند. محله را آباد کنید. ماه مبارک رمضان را بکنید ماه رویش. همانطورکه فصل، نو میشود؛ در ماه رمضان انسان باید رشد کند. فطرت انسان شکوفا میشود. روز عید فطر برمیگردیم به فطرت خودمان که برای همین به آن عید فطر گفتند. در طول ماه باید این کار انجام بگیرد.
مثلاً صلهرحم کنید. به پدر و مادر نیکی کنید. با همسایگان مهربانی کنید. به دختران خانه بهعنوان عوامل جلب برکت تکریم کنید. اهل بخشش باشید در این ماه ارزانفروشی کنید. نانوایان و کسبه مؤمن را تکریم کنید. از معلمان تجلیل کنید. سالمندان محله را رسیدگی و دیدار کنید. از بیماران عیادت کنید. امربهمعروف و نهیازمنکر کنید. نیمه رمضان و ولادت کریم اهلبیت را اهمیت بدهید. دهم رمضان و وفات حضرت خدیجه را اهمیت بدهید. از نیروی انتظامی محل دیدار و تکریم داشته باشید. خانواده شهدا را غافل نباشید. مستمندان را رسیدگی کنید. روزه اولیها را تکریم و تشویق کنید. اطعام و افطاری ساده داشته باشید. با اهل خانه مهربان باشید. برای روز جمهوری اسلامی و روز قدس برنامه داشته باشید و امثال اینها. برای هم و برای غلبه بر دشمنان و پیروزی جبهه اسلام و حل مشکلات عدیدهای که وجود دارد در این ماه دعا کنید. اینها که عرض کردم همه عملیات فرهنگی بود. انشاءالله دوستان اگر اینها را پیگیری کنند نتایج خوبی را در محله و در شهر و استان خواهیم داشت.
۲۹ اسفند روز ملی شدن نفت سال ۱۳۲۹ این واقعه برای ملت ایران یک درس بزرگ و یکی از مهمترین تجربیات در برخورد با نظام استعماری و استکباری غرب بوده است. و بهخوبی باسیاستهای انگلیس و دشمنیهای آمریکا آشنا شد.
مردم ما بهخوبی فهمیدند که سلطه گران تا ایران انقلابی باشد و بر سر مواضع اصولی و استقلال خودش ایستاده باشد و باکسی در این زمینهها تعارف نداشته باشد، او را رها نمیکنند. لذا محکم و مستحکم مقاومت میکند.
غربیها این را خوب فهمیدهاند که مردم ایران اسلامی، برای فرهنگ و سیاست غرب ارزشی قائل نیستند. لذا نهتنها ایران بلکه هر کشوری که تمدن غرب را نپذیرد تحتفشار قرار میدهند. به پایگاههای نظامی آمریکا و اذنابش در سراسر دنیا نگاهی بکنید. سازمان ملل اگر واقعاً بخواهد به وظیفهاش عمل کند باید از آمریکا بپرسد به چه دلیل دنیاپسندی در کشورهای دیگر اینهمه پایگاه نظامی زده است و در سیاستها و امور داخلی کشورها دخالت میکند و اموال آنان را به ادله مختلف غارت میکند؟
ملی شدن نفت برای ما درس است، و زمینهای شده که امروز با عبرت گیری از آن اتفاقات، مسئولان دقت بیشتری در روابط با کشورها داشته باشند. اگر سلطهگران خوب رصد کرده باشند و تاریخ معاصر ایران را لااقل مرور کرده باشند و وقایعی مثل نهضت تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و انقلاب اسلامی و امثال اینها را در نظر داشته باشند این را میفهمند که مردم ایران ضد استبداد و استعمارستیز و استکبارستیزند. لذا اگر ما از این اهداف دست بکشیم با ما کاری ندارند.
حضرت آقا مطلبی روز اول سال ۹۵ فرمودند حیفم آمد تکرار نکنم برای شما: «حالا اگر ما نگوییم که اسلام جوابگوى نیازهای جامعه است با ما کاری ندارند». حضرت آقا در بیانی فرمودند: «مسئله آمریکا با ما، حذف خود جمهوری اسلامی است. و اگر روی موضوعاتی مثل فناوری هستهای، قدرت موشکی، حضور منطقهای و… تمرکز کرده است، آن را مقدمهای برای حذف جمهوری اسلامی میداند؛ یعنی میخواهد اول بازوان و اهرمهای قدرت ایران را بچیند، سپس ضربه نهایی را وارد کند. انتهای هر مذاکرهای با آمریکا، پایان نظام جمهوری اسلامی است و چیز دیگری آنان را راضی نخواهد کرد. ملتی که ابزارهای دفاعی خود را تسلیم دشمن میکند تا شاید امتیازی بگیرد، در حقیقت سند نابودی خود را امضا کرده است. عبارت “هستهای را بدهیم برود، تا آسوده شویم و رفع تحریم کنند، و دست به تکنولوژی پیدا کنیم” یا از سر حماقت است یا خیانت، چون این موضع، تکرار همان حرف دشمن است. ایران ضعیف شده، آرامش نخواهد دید؛ بلکه مورد هجوم نهایی قرار خواهد کرد. ازاینرو هرچند «مقاومت» هزینه دارد، اما هزینه آن کمتر از «تسلیم» است. تسلیم ننگ تاریخی امروز و آینده است و اگر این تسلیم، به نام دین و اسلام باشد، فاجعه مضاعفی خواهد بود». چقدر این بیان صریح و روشن دارد رابطه را ترسیم میکند.
بنابراین مردم ما یکقدم از آرمانها و اهدافش که یکی از آنها استکبارستیزی است عقبنشینی نمیکند، دیدید که با تحریف و دروغ و توجیه خواستند همین شعار همیشگی را هم از مردم بگیرند اما نتوانستند. گفتند خوب نیست برای کسی مرگ خواستن و یا اگر به الهه و مقدسات کسی چیزی بگویید آنها هم به مقدسات شما خواهند گفت، پس این شعار را ندهید. کسی گوش نداد و پرشورتر از همیشه و با صلابتی بیشتر مرگ بر آمریکا را تکرار میکنیم.
تاریخ ملی شدن نفت را با دقت بخوانید یکبار اینجا عرض کردم، اینکه نسبت به مصدق داده میشود هم درست نیست این مهم توسط روحانیت و آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام شروع و دنبال شد و به نتیجه رسید و بعد در زمان مصدق اعلام شد و اینها مصادره کردند. و متأسفانه با اعتماد غلطی که به آمریکائیها کرد همه داشتههای ملت را به یک کودتا باد داد.
آمدند در ایران خیمه زدند تا منابع را ببلعند، حضرت آقا در بیانیه گام دوم فرمودند: «ایران دارای یک درصد جمعیت جهان و دارای ۷ درصد ذخایر معدنی جهان است. و ازنظر ظرفیتهای استفادهنشده طبیعی و انسانی در رتبه اول جهان است». همین دارائیها طمع کشورهای سلطهگر را برای تسلط بر ایران بیشتر میکند. اما انقلاب اسلامی جبران مافات کرد و تا امروز دائم مجبور به عقبنشینی شدهاند.
همین آمریکا تا امروز چقدر هزینه کرده؟ چند برابر درآمدهای نفتی ایران از اول تا امروز را آمریکا خرج کرده تا ایران را به عقب برگرداند و محور مقاومت و خط ضد استکباری را بشکند اما چیزی جز خفت و مفتضح شدن عایدش نشده است.
ما هرروز خبری از بدبختی و اضمحلال و کمرنگ شدن نقش خبیثانهاش در نظم جهانی و در منطقه هستیم. یکی از موارد شکست آمریکا در سیاستهایش و بدبختی رژیم صهیونیستی همین احیای روابط بین ایران و عربستان است. نیویورکتایمز در مقالهای مینویسد: این توافق امیدهای اسرائیل برای ایجاد یک اتحاد منطقهای علیه ایران را از بین برد. تصمیم سعودیها نشان داد که همسایگان ایران آن را کشور قدرتمندی میبینند که نباید با آن وارد درگیری شد.
و البته یک ضربه کاری هم به صهیونیستهای پلید بود چون دیگر نمیتواند ائتلافی علیه ایران در منطقه به وجود بیاورد. دستور کارشان، طرح هزار ضربه چاقو به ایران بود ، اما با یک ضربه فعلاً زمینگیر شدند و حیثیت آمریکا و اروپا و رژیم صهیونیستی با این ضربه از بین رفت.
آنچه مهم و قابلتوجه است این است که ایران ازنظر زمان و مسائل پیرامونی در بهترین وقت و بدون کوتاه آمدن از مواضع اصولی خود، توافق را پذیرفت و این پذیرشی از روی ضعف و گرفتاری نبود، و همه مؤلفههای قدرت داخلی و منطقهای برای پیروزی در میدان و دیپلماسی را داشت. حالا هی یک عده مفلوک سیاسی با مخالفان خارج نشسته و آشوب سازان داخلی همصدا شوند و نق بزنند، چه ثمری دارد؟ کاری که برای ایران باید انجام میگرفته انجامگرفته.
برای عربستان هم این توافق خوب است چون اوضاع خوبی در منطقه ندارد. بهعلاوه دچار نزاع داخلی است، جنگ یمن هم فرسایشی شده و به اهداف موردنظر هم نرسیدهاند، امارات هم که تمرد دستور میکند با آمریکا هم دچار تنش شدهاند. پس توافق برایش خوب است. چین هم با هر کس، هر جور، سلطهگری آمریکا را از بین ببرد دست موافقت میدهد. فقط ایران باید دقت لازم را داشته باشد که عمل به تعهدات را با زمانبندی مشخص راستی آزمائی کند.
نکته دیگر راجع به سفرهایی که در پیش دارید انشاءالله همه مقررات را برای صحت و سلامت بیشتر رعایت میکنید اما همانطور که سال قبل هم عرض کردم و با رصدی که شد کارهای فراوانی هم در این زمینه صورت گرفته و عزیزان با عنوان به جان مردم اهمیت بدهید به جد دنبال میکنند اما همچنان قسمت زیادی از نقاط حادثهخیز جادهای بازسازی نشده که لازم است دولت محترم بودجه مناسب را به این مهم اختصاص دهد تا این ۳۵% تصادفات و ۷۰% تلفات این نقاط از بین برود. آمار کشته و مجروح زمینگیر زیاد است که با بازسازی نقاط حادثهخیز مشخصشده مشکل حل میشود.
نکته استانی هم اینکه جلسات قرآنی را زیاد کنید. افطاری ساده را برقرار کنید. احترام ماه صیام و شئون ماه را نگهدارید. چون مسیر مسافران هستیم فضاهایی ترتیب داده شود برای مسافران و معذورین که در ملاء عام روزهخواری صورت نگیرد. روزهخواری حرام است و نباید انجام داد. کسی که عمداً و متعمداً روزه میخورد خودش میداند و خدا؛ اما اگر درملأعام انجام داد این بیاحترامی کردن به حریم دیگران است و جرم است. باید با آن برخورد جرمی شود. با توجه به چیزی که در قانون آمده است؛ اما خوب است که در خود مسیر جاهایی فراهم شود برای کسانی که مبتلا هستند که درملأعام اقدام به روزهخواری نکنند.
بعدازاینکه حضرت آقا سال ۱۴۰۱ را بهعنوان سال تولید، دانشبنیان و اشتغال آفرین نامگذاری کردند. بنده در اولین روز کاری سال جدید به خاطر اهمیت موضوع از پارک علم و فناوری استان دیدن کردم. واقعاً این پارک سرمایه استان است و برکات فراوانی از جهات گوناگون برای اقتصاد منطقه و کشور دارد لذا باید از طرف مسئولان استانی و ملی بیشتر موردتوجه قرار بگیرند. در طول یک سال گذشته طبق گزارشی که عزیزان دادند سعی کردند در مسیر شعار سال حرکت کنند. ابداعاتی هم داشتند که اگر حمایت جدی شود در کشور قابلاجرا خواهد بود.
راجع به نامگذاری سال من از مسئولین محترم استان درخواست کردم که گزارشهایشان را بدهند. کارهای فراوانی انجامگرفته و بنده فیالجمله مطلع هستم اما خوب است مسئول مربوطه خودش گزارش را بدهد که منویات حضرت آقا برای رشد این قصه در استان چگونه بوده. کارهای فراوانی صورت گرفته؛ حیف است که اینها را مردم ندانند که خودش باعث امیدواری است و تشکر همه را به همراه خواهد داشت که اگر تشکر کنیم « لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم.»
نکته بعدی راجع به مسئله عفاف و حجاب است. متأسفانه رعایت نمیکنند. گروههایی که حمایت کردند و فضاهایی را برای سؤال و مطالبه گری فراهم کردند از همه این عزیزان تشکر میکنم. ما صحبتی را جلسه قبل کردیم و گروههای مختلفی به حمایت آمدند و این خودش جای امیدواری است. باید این مسیر مطالبه گری را ادامه داد و در این راه هم باید ابداع داشت.
از رئیس اصناف انتظار بیشتری داریم. با بررسیهایی که در همین یک هفته انجام شد کوتاهیهایی دیده میشود و متأسفانه آقایان هم زیر بار نمیروند و به گردن دیگری میاندازند و فرافکنی میکنند. وظیفه اصلی خودشان را انجام نمیدهند. رفتند درب مغازهها را بستهاند؛ نزدیک ۲۷ مغازه بستهشده؛ اما بهعنوان عفاف و حجاب نبستند. بهعنوان عفاف حجاب رفتند ولی قانونی را که اعمال کردند قانون عفاف و حجاب نبوده. این درست نیست. این ترس است. دوستان میترسند. نمیدانم ترس از چه دارند. برای اجرای قانون و حکم خدا از هیچچیزی غیر از خدا نباید ترسید. از خدا بترسید. از چه میترسید؟ طبق قانون عمل کنید.
ما با مردم ما کاری نداریم. با بدنه مردم که در سطح جامعه هستند کاری نداریم. حتی دستگاههای انتظامی هم نباید ورودی به آن معنا داشته باشند؛ مگر قانون برای آنها وظیفه را تعیین کرده باشد. من مکرر اینجا برای بار چندم است که عرض میکنم؛ باکسانی که از دستگاه دولت و نظام مجوز میگیرند برای کار کردن کارداریم. مراکز فروش، اصناف، بانکها، مراکز دولتی، تمام اینها موظف هستند که به قانون تن بدهند و عمل کنند. مسئول بالاتری که آنجا نشسته اگر کارش را درست انجام ندهد ترک فعل کرده؛ یعنی کارش را درست انجام نداده.
هفته گذشته به بعضی از دوستان تذکر داده شد؛ انکار کردند. بعضی از آقایان موظف شدند مستنداتی را تهیه کردند و به آن مسئول مربوطه دادند که شما که میگوید در دستگاه من اتفاقی نیفتاده این هم مواردش. حالا منتظریم ببینیم آیا عمل میکنند طبق قانون یا نه ؟!
دستگاه قضایی هم باید خوب و محکم وارد قصه شود. بعضی از مواقع کمکاری و کوتاهی از این دستگاه است. با تمام احترامی که برای دادستان محترم قائل هستم و با ایشان ارتباط دارم، صحبتهای ایشان را میشنوم، ایشان هم صحبتهای بنده را میشنود، باز اینجا تذکر جدی میدهیم که وارد شود در این قصه. بخش زیادی از این مقوله متوجه خود ایشان است.
در تیر امسال که حضرت آقا دیداری داشتند با دستگاه قضا، ایشان هم خیلی دقیق و محکم درخواست کردند که دستگاه قضایی در این مسائل ورود پیدا کند. و بعد گفتند که شما قدرت دارید. اگر قدرت را از بین ببرید ضایع کردید. ایشان میفرمایند: «یکجور همین است که انسان از این قدرت استفاده نکند. اصلاً معطل بگذارد که این هم تضییع قوت است. این هم کفران نعمت الهی است. فرقی نمیکند تنبلی کردن، غفلت کردن، موجب میشود که این اقتدار از بین برود».
دستگاه قضایی باید بااقتدار وارد شود. البته دستور هم دارد و وظیفه هم دارد. آقا میفرماید: «با استناد به قانون؛ بنده با اعمال احساسات و شعارگونه وارد شدن در این قضایا موافق نیستم». کما اینکه ما هم در استان سعی کردیم نگذاریم دوستان احساساتی و شعاری وارد شوند. باید مبنایی و زیربنایی و باقاعده وارد شد.
ایشان میفرماید: در این قضایا با استناد به قانون محکم وارد شوند. این خود یک کار مهمی است. یا مسئله پیشگیری از جرم یکی از وظایف قوه قضاییه است و در قانون اساسی هم آمده بایستی جدی گرفته شود و در مورد آن هیچ اهمالی روا داشته نشود». یعنی اگر واقعاً جرمی مشهود است و دستگاه قضایی وارد نمیشود اینجا باید سؤال کرد. البته دستگاه قضایی میگوید بنده در جرم مشهود تکلیفی ندارم. جرم مشهود ضابط دارد و ضابط بدون حکم من هم باید اقدام کند. در یکبخشی همین است اما در بخش دیگری از جرم مشهود باید دستگاه قضایی وارد شود.
دادستان کل کشور هم به روسای کل دادگستری سراسر کشور اعلام کرده که به قید فوریت برنامهریزی لازم برای برخورد جدی و بازدارنده با جرم کشف حجاب به عمل آورده شود. حالا رفتند مغازه را بستند، ۲۴ ساعت بعد باز کردند؛ اگر طبق همان ماده هم بستند باید یک هفته بسته باشد، باید ۶ ماه بسته باشد. جرم باید مجازاتش بازدارنده باشد. مجازاتی که مجرم را ناز کند به درد نمیخورد. مجازاتی که مجرم را لالایی بگوید و قلقلک بدهد که او خوشش بیاید به درد نمیخورد. پروانه را بگیرید. بگویید پروانه لغو میشود اگر کمفروشی کنی. اگر جنس تقلبی بدهی، اگر با جنست جنس دیگری بفروشی، پروانهات را میگیریم. اگر درست عمل نکرد؟!
در بحث فروشندگی هم همینطور. فروشنده کشف حجاب کرده؛ جرم بین دارد انجام میدهد. چرا جلویش را نمیگیرند؟ به رئیس اصناف گفته میشود میگوید اینطور نیست. دیشب پنج گروه را فرستادیم رفتند در مراکز مختلف فروش فیلم و عکس گرفتند تا برای ایشان بفرستیم که متوجه شود اینطور که به او گزارش میدهند نیست.
مجازات اصلی جرم کشف حجاب بهموجب تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی ده روز تا دو ماه حبس است؛ اما ازآنجاکه در اجرای سایر مقررات مجازات، حبس کمتر از سه ماه، الزاماً باید تبدیل به مجازات جایگزین حبس شود با در نظر گرفتن مواد ۲۳، ۲۶، ۶۵ و ۸۷ قانون مجازات اسلامی دادگاهها میتوانند کسانی را که مرتکب جرم کشف حجاب میشوند علاوه بر پرداخت جزای نقدی به تحمل یک یا چند مورد از مجازاتهای تبعی و تکمیلی مانند تبعید، منع از اشتغال به حرفه یا کار معین، انفصال از خدمات دولتی و عمومی، منع از خروج از کشور، الزام به انجام خدمات عمومی رایگان، منع از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی یا اجتماعی، توقیف وسایل دخیل در ارتکاب جرم الزام به یادگیری حرفه، شغل یا کار معین و… به مدت ۶ ماه محکوم کند.
این هم قانونش است. قانون دارد اما دوستان عمل نمیکنند. اینها را دادستان به دادگستریها گفته که باید انجام بدهند. مجازات جرم کشف حجاب ازجمله مجازاتهای درجه ۸ است، بنابراین بهموجب مواد ۳۴۰ و ۴۲۷ قانون آئین دادرسی کیفری به این جرم مستقیماً در دادگاه کیفری دو رسیدگی میشود و رأی دادگاه قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است. بعد کسانی که تشویق به بیحجابی میکنند مجازاتش ۱۶ سال حبس است. از خود مجرم بیشتر است.
ما الان داریم میبینیم با این کشف حجاب دارند خانواده را از بین میبرند. خود دوستان باید مواظب باشند که خانوادههایشان حفظ شوند. این مسئله قابل دقت است. به بعضی از حراستهای دستگاهها هم عرض میکنیم که وظیفه خودتان را بهخوبی انجام دهید و الا شما هم مشمول این ترک فعلها خواهید بود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/12/19 | 1401/12/19سازمانها در مورد کشف حجاب عائله خودشان اقدام جدی کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه87
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا عمداً و متعمداً اقدام به گناه و خطا نمیکنند و اگر غفلتاً اشتباهی بکنند بلافاصله توبه میکنند. در نوبت قبل به سه مورد که بندگان خدا ترک میکنند و خداوند متعال برای مرتکبین آنها عذاب سخت و خلود در آتش در نظر گرفته و هرگز آنان را نمیبخشد را بیان کردم، در آیه بعد میفرماید: «إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات وَکانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً * وَمَنْ تابَ وَعَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللهِ مَتاباً». مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، که خداوند بدىهای آنان را به نیکىها تبدیل مىکند، و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است. و هرکس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، همانا به سوى خداوند بازمىگردد و پاداش خود را دریافت مىکند. اینجا فرموده است که اگر توبه کنند میبخشد.
سؤال این است که در قسمتی از آیه ۴۸ و ۱۱۶ سوره مبارکه نساء فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ». خداوند هرگز شرک را نمىبخشد. اینها چطور قابلجمع هستند. ظاهراً آیه که میفرماید نمیبخشد مربوط به جایی است که شخص بدون توبه از دنیا رفته باشد. و الا اصل کلی این است که خداوند هر گناهى، حتى شرک را در صورت توبه میبخشد.
در آیه موردبحث بعد از توبه دو شرط دیگر هم قرار داده است. اول ایمان و دیگری عمل صالح: «إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحا». باز اینجا سؤال دیگری مطرح میشود و آن اینکه ما از اول در این بحث راجع به مؤمن سخن گفتیم نه کافری که باید ایمان بیاورد پس چرا آیه شریفه فرموده باید ایمان بیاورد؟ بعلاوه اینکه باید عمل صالح هم انجام دهد تا خداوند گناهان او را بیامرزد.
البته اینجا بحثهای تفسیری فراوان و احتمالات مختلف مطرح است که الان در مقام بیان آن نیستم وقت بگذارید، خود مراجعه کنید. اما این را بدانید کسی که گناه میکند در حال گناه به کفر نزدیکتر است تا ایمان. چون هر گناهی یک نوع جنگ و مبارزه با خدای تعالی است و این حال با ایمان سازگار نیست. ایمان یعنی تسلیم خدا بودن و اطاعت اوامر الهی را کردن و شخص در حال گناه چنین انقیاد و اطاعتی را ندارد بهخصوص وقتی برای ارتکاب گناهش نقشه و طراحی داشته باشد.
اما چون گناه مثل بیماری میماند که به جسم حمله میکند و او را مبتلا میکند و با دارو، درمان و خوب میشود اینجا هم همینطور است با توبه و اظهار پشیمانی ایمان جلو میآید. لذا فرمود: «إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ…» یعنی هر وقت شخص گناه میکند، روح ایمان از او دور میشود و ایمانش ضعیف میشود و با توبه به جای خود برمیگردد، اما باز مثل قبل نیست بلکه باید ترمیم شود لذا فرمود: «وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحا». یعنی شروع کند به جبران مافات. ولو بلافاصله نتواند عمل صالح داشته باشد ولی قصد جدی بر عمل داشته باشد.
بنابراین یکی از نشانههای ایمان قوی این است که شخص بعد از پشیمانی از اعمال زشت خود و توبه، مشغول عمل شود. اگر عمل نداشت پس ایمانش قوی نیست. و این توبه فقط او را میآمرزد ولی دیگر «یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات» بدیها را تبدیل به خوبیها نمیکند. با توبه از نامه عمل شخص سیاهی گناه پاک میشود اما تا ایمان نیاورد و عمل صالح نداشته باشد، نوری به جای آن سیاهی نمینشیند و نامه عمل خالی میماند. مهم این است که سیئه به حسنه تبدیل شود.
اینجا هم بحثهایی مطرح است که از حوصله خطبه خارج است. توجه کردهاید که چه خدای مهربان و رئوفی داریم با غلاظ و شداد تهدید میکند که هر کس این کارها را بکند که همان شرک و قتل و زنا و امثال ذالک است، مجازات سختی خواهد دید. «وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً». و بعد ادامه میدهد که عذاب او را در قیامت دوچندان میکنم و البته به همین هم ختم نمیکند بلکه میفرماید برای همیشه او را مخلد در عذاب و مورد اهانت قرار داده به خواری و ذلت میاندازم. «یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهانا.»
اما خداست و مهربان و خالق بشر و از هرکس به انسان نزدیکتر و مهربانتر، بلافاصله برای اینکه کسی ناامید نشود میفرماید: «إِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات». یعنی بنده من یکوقت ناامید نشوی راه باز است. نهتنها گناهانت بخشیده میشود بلکه عمل سیاهت را نورانی میکنیم فقط تو برگرد. توبه کن. توبه چیست؟ در روایات فرمودند: پشیمانی. یعنی اگر انسان بهطورقطع و یقین در نفس خود از کردهاش پشیمان باشد، میشود توبه. همانکه در روایت دارد: «کفی بالندم توبه». براى توبه پشیمانى کفایت مىکند.
یک توجه بدهم و آن اینکه گناه با گناه فرق میکند. مثلاً اگر کسی نعوذبالله دزدی کرده باشد، غیر از پشیمانی از کرده خودش لازم است مال را به صاحبش برگرداند. والا اگر فقط پشیمان باشد و مال را پیش خود نگه دارد که توبه نیست. یا مثلاً اگر کسی نماز واجب را عمداً ترک کرد و نخواند، غیر از پشیمانى لازم است قضاى آن را نیز بهجا آورد تا توبه کرده باشد. گاهی ممکن است کسی ناخواسته صحنهای گناهآلود را مشاهده کند و بااینکه قدرت بر رویگردانی دارد اما عمداً ادامه دهد و امثال اینها که فقط توبه آنها ترک عمل و قصد بر عدم تکرار و استغفار است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در هیچ زمانی زیر بار زور و ستم نمیروند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۵ از حکم نهجالبلاغه به فرزندش امام مجتبی علیهالسلام فرمود: «لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَهٍ وَ إِنْ دُعِیتَ إِلَیْهَا فَأَجِبْ فَإِنَّ الدَّاعِیَ إِلَیْهَا بَاغٍ وَ الْبَاغِیَ مَصْرُوعٌ». نباید ستیزهجو باشى، امّا اگر تو را به ستیز خواندند [کوتاه نیا] بپذیر، زیرا ستیزهجو، ستمکار، و ستمکار مغلوب است.
یکی از قوای مهم انسان قوه غضب است که همیشه باید در حالت اعتدال یعنی شجاعت باشد. اگر این قوه از تحت نظارت عقل خارج شود، و دچار افراط و یا تفریط شود به صاحب خود آسیب میزند. امام علیهالسلام اینجا فرمودند: کسی که افراط در قوه غضب داشته باشد، با جهت و بیجهت اقدام به مبارزه و ستیزه میکند و درنتیجه دستش به ستم آلوده میشود. و نتیجه عملش زمین خوردن است. خدای تعالی همگی ما را از شر افراطوتفریط نجات دهد.
دوستان و عزیزان توجه دارید که ماه شعبان با همه جلالت قدر و اهمیت در خودسازی و ایجاد معنویت و آمادگی برای درک ماه مبارک رمضان در حال طی شدن است. لازم است همگی این فرصت مهم را غنیمت بشماریم.
در کتاب شریف اقبال الاعمال از رسول خدا نقل میکند که فرمودند: کسی که در ماه شعبان هزار مرتبه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ» بگوید، خداوند برای او عبادت هزار سال را مینویسد و از او هزار گناه را محو میکند و در روز قیامت بهگونهای از قبرش بیرون میآید که صورت او مانند ماه شب چهارده میدرخشد و خدا او را بهعنوان صدّیق حساب میآورد. یعنی ماه شعبان فرصتی است تا انسان با تمرین به مقام صدیقین برسد.
همهساله دهه آخر ماه شعبان را به تکریم مساجد و غبارروبی و آمادهسازی برای درک ماه مبارک اختصاص دادهاند. انشاءالله همگی در این سنت حسنه فعال شرکت خواهید کرد و این پایگاه معنویت و انسانساز را آراسته و معطر میفرمایید.
چند جمله راجع به مسجد خدمت شما علاوه بر مطالبی که سالهای قبل بیان شد و بهصورت جزوهای درآمد که مطالب کاربردی فراوان دارد، عرض کنم. اولاً، همانطور که همه شما توجه دارید انقلاب اسلامی از مسجد شروع شد و حضرت امام در بیانی به این تعبیر فرمودند: ما انقلاب کردیم که مساجد را آباد کنیم. لذا مسئله مسجد در نظام اسلامی از اهمیت بالائی برخوردار است و ما باید به کارکردهای مهم و متنوع مسجد در همه امور آموزشی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بهویژه فرهنگی توجه تام داشته باشیم.
روایتی را مرحوم صدوق در کتاب امالی نقل میکند از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: «هر که با طهارت وارد مساجد شود خداوند او را از گناهانش پاک گرداند و او را در زمره زائران خود محسوب میفرماید». و یا رسول خدا به ابوذر فرمود: «ای ابوذر تا زمانی که در مسجد نشستهای خداوند متعال به تعداد هر نفسی که میکشی یک درجه در بهشت به تو میدهد و فرشتگان بر تو درود میفرستند و برای هر نفسی که در مسجد میکشی ده حسنه برایت نوشته میشود و ده گناه از تو پاک میگردد.»
از وظائف حتمی ما این است که ظاهر مسجد را ازهرجهت تمیز و آراسته نگهداریم تا رغبت حضور را بیشتر کند. قبلاً هم به این اشاره کردم که به سه چیز در مساجد باید خیلی رسید؛ یکی بو است. مسجد باید خوشبو و معطر باشد. یکی نور است. نور مساجد باید خوب باشد. بعضی از مساجد تاریک و سیاه و کثیف هستند. نور در مسجد اسراف نیست. البته الان میشود با لامپهای کممصرف خیلی قشنگ مسجد را نورانی کرد. و یکی هم صوت است. بعضی از مسجدها صدایش گوش را کر میکند و بعضیها سمعک هم بگذاریم صدا را بهسختی میشنویم. مسجد باید ظاهرش تمیز باشد. ما مسجد را مزخرف میکنیم یعنی طلاکاری؛ انقدر چیزها در داخلش آویزان میکنیم که اصلاً لازم نیست. مسجد باید خیلی ساده باشد. بیرون را هرچه میتوانید درست کنید اما داخلش باید آرامشبخش باشد.
و هر ظاهری باطنی هم دارد که در مورد باطن مسجد حرف زیاد دارم بزنم ولی فرصت نیست. فقط بدانید بیش از ۸۰ هزار مسجد در کشور بهعنوان یک ظرفیت عظیمِ فرهنگی اجتماعی غیر از اعتلاء نام خدا و زنده نگهداشتن یاد خدا، باید خیرخواهانه مردم اطراف خود را سرپرستی معنوی کنند. مسجد است که میتواند خانواده متدین و امت موحد و تمدن جهانی مهدوی بسازد.
مسجد مرکز حکومت رسول خدا و امیرالمؤمنین و حضرت ولیعصر ارواحنا فداه است. هر جا یاد خدا گسترده شود آسیبهای اجتماعی از بین میرود و این کار را مساجد میکنند. و این پایگاههای توحیدی هدایتگر و بصیرت افزا و امیدآفرین و قرارگاههای جهاد تبیین که از انحرافات اعتقادی و اخلاقی جلوگیری میکنند، مورد هدف دشمن است که از کار بیفتند. نمیدانم این را برای شما عرض کردم یا نه اما بدانید که از ۳۰ مرداد سال ۱۳۴۸ تا امروز نزدیک ۵ هزار مسجد در جهان توسط جریان غربی عربی عبری تخریب شده است.با مسجد و مراکز عبادت دشمن هستند.
نکتهای عرض میکنم و رد میشوم، درست است که مسجد در یک محله واقعشده و در مقیاس کوچکی فعالیت میکند اما باید متولیان ادارهکننده مسجد نگاه و دید تمدنی داشته باشند و بدانند در چرخه تمدن سازی قرار دارند درنتیجه نوع فعالیت و تعاملشان فرق خواهد داشت.
امام مسجد اگر بداند در چرخه تمدن قرار دارد دیگر نباید فقط بیاید نماز بخواند و برود. من این را یکوقت عرض کردم که امامی که در مسجدش برای مردم صحبت نمیکند و از عقاید و احکام و مسائل شرعی نمیگوید اقتدا به او جایز نیست؛ عدالت ندارد. به او اقتدا نکنید. این را صریح دارم میگویم. امام مسجد باید برای مردم صحبت کند. ما گفتیم اصلاً امام جماعت نداریم؛ امام مسجد داریم. امام جماعت بیاید برای جماعت نماز بخواند برود معنا ندارد. و اینکه گفتم عدالت ندارد را از خودم نگفتم. یکوقت قبلاً سند این را گفتهام مراجعه کنید. نمیشود یک مرکز بزرگ فرهنگی در اختیار بعضی از افراد باشد ولی هیچ تکانی نخورد و هیچ کاری انجام ندهند.
امروز مهمترین پایگاه برای کاهش آسیبهای اجتماعی و رشد همهجانبه محلات، مساجد است که مسئولین محترم اجرائی باید به محوریت مساجد در امور فرهنگی و اجتماعی توجه جدیتری داشته باشند. بنده اینجا هم حرف برای گفتن زیاد دارم که بماند برای بعد.
امروز مرکز جهاد تبیین در محلات، مرکز خدمات اجتماعی، مرکز تکثیر و توسعه اخلاق و فضائل، مساجد باید باشد. نقش عالی مساجد در مواسات را همه دیدید در همین دوران کرونا. در مسئله رشد اقتصادی هم که خود مساجد باید پیشقدم باشند که حضرت آقا در بیانی فرمودند که مسئله اقتصادی هم در مساجد توسعه پیدا کند. مسائل اقتصادی خرد و منزل پایه و فرد پایه را میشود در مساجد توسعه داد؛ که دوستان در استان دنبال این قصه هستند و کارهایی را شروع کردهاند. بحمدالله ما در استان مراکزی را درست کردیم و فعالیتهایی دارد انجام میشود که آثارش هم فیالجمله هست. البته چون سابقه ذهنی و عادت جامعه چیزی بوده تا بخواهد تغییرات صورت بگیرد یک مقدار فرصت میگیرد.
۲۲ اسفند سالگشت صدور فرمان امام ره جهت تأسیس بنیاد شهید است در سال ۵۸ که به روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است. به همه عزیزانی که خدمت گذاری به خانواده شهدا و ایثارگران و آزادگان را با جانودل انجام میدهند، خدا قوت و خسته نباشید عرض میکنم. قبل از خطبهها هم قطعاً از مدیرکل محترم مطالبی را در این زمینه شنیدید و تذکراتی را دادند که انشاءالله انجام میشود.
یکی از نیازهای فرهنگی اجتماعی ما در این دوران تکریم شهید و خانواده شهدا و ایثارگران است که نباید ترک کنیم. اهمیتِ حفظ و نگهداری حرمت شهدا گرانقدر را دائماً باید تکرار کرد و برای نسل آینده سبک زندگی آنان و افکار و اهداف آنان را بازگو کرد. دشمنیها نسبت به شهید و شهادت را ببینید با قلم و رسانه و استفاده از فضای مجازی میخواهند کاری کنند تا جامعه ایثارگری و شهادتطلبی را فراموش کنند.
متأسفانه میبینیم کسانی را که به برکت مجاهدت شهدا در کمال آزادی و امنیت زندگی میکنند اما برخلاف خواسته شهدا و آرمانهای انقلاب حرکت میکنند. سپاسگزاری از شهدا حرکت در مسیر آنان و زنده نگهداشتن اهداف آنان است. بعضی وقتها مجالس بزرگداشت گرفته میشود؛ این یک بخش کار است. عمده این است که این سیره و ممشای شهدا در زندگی ما عملی شود و در جامعه ما گسترش پیدا کند.
خاطرات شهدا بهخصوص وصیتنامههای شهدا را مرور کنید تا کوتاهیهای خودمان و عدهای معلوم شود. من این نوبت فقط اشاره کوتاهی به شهدا دانشآموز میکنم که در دوران دفاع مقدس بیش از۳۶۰۰۰ نفر شهید دادند و در استان خودمان ۵۷۰ دانشآموز شهید دادیم. یعنی تعداد شرکتکنندگان دانشآموز چند برابر دیگر اقشار بوده که این تعداد به شهادت رسیدهاند. اگر دوستان آن روزها را یادشان باشد قسمت اعظم دستهها و گروهانها و گردانهای بسیجی را دانش آموزان رزمنده تشکیل میدادند. حضور دانش آموزان در طراوت و شادابی آن روز جبههها و پادگانها قابل وصف نیست.
ما در دوران دفاع مقدس فرمانده دانشآموز نداشتیم اما حضرت امام شهیدان دانشآموز را رهبر انقلاب نامید. مثل شهید فهمیده، بهنام محمدی، پناهی، سهام خیام (دختر سوسنگردی) مرحمت بالا زاده، سعید طوقانی و شهید ۱۲ ساله میبدی محمدحسین ذوالفقاری و امثال اینها.
اینها را به این خاطر عرض کردم که امروز بر مسئولین متصدی امور فرهنگی لازم است نسل جوان و نوجوان را که گرفتار جنگ ادراکی و فضای مجازی شده با این اسطورهها بیشتر آشنا کنند و با استفاده از ابزار موجود شناخت افراد را بیشتر کنند. حتماً فیلمِ غریب را که مربوط به شهید بروجردی است و بچه زرنگ را که امسال در جشنواره فیلم فجر مقام هم آوردند ببینید.
امروز دشمنی که خاطرات جنگ را به یاد دارد روی این قشر آیندهساز تمرکز کرده و با سرمایهگذاری سنگین با استفاده از تمام توان خود و بهکارگیری عناصر خبیث و واداده داخلی، حملات ناجوانمردانه فرهنگی و اعتقادی را در فضای مجازی و حقیقی علیه عزیزانمان سازماندهی میکند.
دشمن میخواهد امنیت روانی و آرامش جامعه به هم بخورد. از هر فرصت و وسیلهای استفاده میکند تا شکستهایی که پیدرپی از مردم هوشیار میخورد را جبران کند ولو با پلیدترین و خبیثترین روش. شعار زن زندگی آزادی میدهند اما دقت کنید در همین چند ماه چقدر به همین سه مقوله خیانت و جنایت کردند و لگد زدند.
اخیراً کلیدواژه حمله شیمیائی را در جریانی که خود درست کرده و توسط عواملشان مدیریت میکنند بکار میبرند. حتماً با مسموم کردن میخواهند زندگی آزاد را برای دختران که زنان آینده ایران هستند فراهم کنند؟ عزیزان یادتان نرفته ما خودمان قربانی حملات شیمیائی همین مدعیان امروز هستیم. در بین شما برادران هستند که آثار شیمیایی قدرتهای متخاصم را به یادگار با خود همراه دارند. ۲۵ اسفند سال ۶۶ عراق به دستور همینها که امروز غوغا به پا کردهاند حلبچه را بمباران کرد. مورد حملات شیمیایی خودشان قرار دادند.
حملات شیمیایی برای آنهاست. با این عنوان حملات شیمیایی که امروز به کار میبرند میخواهند این عنوان را هم مخدوش کنند و آنها را تطهیر کنند و جای شهید و جلاد را میخواهند عوض کنند. حواستان جمع باشد میخواهند فکرها را منحرف کنند.
و برخورد حکیمانه رهبر معظم انقلاب با این مسئله که جنایت بزرگ نامیدند خیلی درسآموز بود و دستورات لازم را دادند که بیسابقه و منحصربهفرد بود و مسئولین هم به جد دنبال کردند. رئیسجمهور هم تأکید کردند. توجه کنید نباید در صحنهای که دشمن برای ما میسازد بازی کرد، همه باید جلوی شایعهپراکنی را بگیرند تا بشود با دقت و سرعت دنبال کرد و منتظریم تا نتیجه نهائی را اعلام کنند.
بههرتقدیر باید خاطرات دانش آموزان دوران دفاع مقدس برای دانش آموزان بازگو شود. دانشآموزانی که دفاع مقدس آنان را چنان بزرگ کرد که توان این را داشتند که همسالان خود را سازماندهی و آماده رزم کنند. روی نوجوانان ۱۲ سال به بالا متمرکز شوید تا این نسل در مقابل حملات فرهنگی و اجتماعی دشمن از مصونیت لازم برخوردار شود.
باز تکرار میکنم روی خاطرات دانشآموزی کار جدی صورت بگیرد. مسئله راهیان نور که ۲۰ اسفند به آن روز نامیده شده فرصت خوبی برای آشنا کردن عدهای از نوجوانان با آن ارزشهاست.
نکته امیدوارکننده برای شما بگویم ولو مطلع هستید و آن اینکه برای اولین بار در تاریخ نیروی دریایی، ایران یک ناوگروه نظامی را به قاره آمریکا فرستاد و زیر گوش آمریکا در سواحل برزیل پهلو گرفت و به این وسیله باقدرت و صلابت تمام نشان داد آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
ایران امروز در بحث نیروی دریایی به یک قدرت جهانی تبدیلشده است که میتواند از منافع خودش در هزاران کیلومتر دورتر از آبهای سرزمینیاش دفاع کند و معلوم است که این اقتدار برای آمریکا و اذنابش قابلتحمل نیست لذا دائم لگد میزند. ما همانکه شهید عزیزمان فرمود که «موتوا بغیظکم» را عرض میکنیم که آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
حضور کشتیهای جنگی ایران در آن منطقه که آمریکا مدتها تلاش کرد این اتفاق نیفتد حتی ناوها را تحریم کرد اما ایران با این کارش شکست دیگری را برای آمریکا ثبت کرد. سر آمریکا به سنگ خورده. او که میخواست ایران را در منطقه مهار کند امروز باید در کنار مرزهایش ما را تحمل کند.
خواستند با مخارج گزافی که کردند کشور امام زمان و ملت امام حسین و ملت شهادت را، یعنی ایران را، منزوی کنند. اما نتیجه چه شد؟ خود به محاق رفتهاند. خدا رحمت کند امام بزرگوار ما را که بر اساس تربیتهای الهی مردم را اینقدر بالا آورد و توانمند ساخت که زمانی یک سرباز آمریکائی میتوانست جنایتهای فراوان در کشور بکند و کسی جرئت حرف زدن به او را نداشت و حالا کشتی ایرانی باصلابت تمام در آبهای بینالمللی وارد میشود و در کنار گوش آمریکا لنگر میاندازد و به هیچ تهدیدی هم گوش نمیدهد. باعث ایجاد حس قدرتمندی در کشورهای دیگر هم میشود. جهان تکقطبی را به هم زد ایران و خودشان اخیراً اعلام کردند که ایران رقیب آمریکاست.
و میبینید که صهیونیستهای جنایتکار هم خودشان زودتر از زمان مقرر که ۲۵ سال آینده را نخواهند دید اقدام به نابودی خودشان کردهاند. فضای داخلیشان بههمریخته و البته این را هم بدانید این رژیم پلید همیشه برای انحراف افکار عمومی به کشورهای محور مقاومت حمله میکند و ناامنی به وجود میآورد شاید مفری پیدا کند. اما نتیجه معلوم است و همه خواهیم دید که اسرائیل خیلی زودتر از صفحه روزگار محو خواهد شد.
بحمد الله محور مقاومت از توانائی برخوردار شده است که میتواند هر زمان اراده کند در هر نقطهای مقابلهبهمثل کند و این وحشتی مضاعف برای این نکبت روزگار ایجاد میکند.
باید از مردم به خاطر جشنهای شعبانیه که در محلات و مساجد و تکایا گرفتند تشکر کنم. کارهای مردمی همیشه جواب میدهد. البته دستگاه و مسئولین هم سعی میکنند که کمک کنند و فعالیت داشته باشند اما آنقدر که مردم خودشان در عرصه هستند و فعالیت میکنند آن مقدار ارزشش بیشتر است و آثارش و ماندگاریاش بیشتر است. بعضی وقتها از بعضی از دستگاهها انتظار بیشتری هست مثلاً از شهرداریها انتظار بیشتری داریم اما بعضی وقتها میگوییم با توجه به اینهمه عِده و عدُه مشغول نظافت شهر باشند انتظار ما میشود همین مقدار. لااقل نظافت شهر را خوب انجام بدهند.
شهروندی را همه از رهبری یاد بگیریم فرمودند چون دولت گفته طرح یک میلیارد درخت را گفته و باید سه درخت کاشتم مثل بقیه ایرانیها. این درس را همه انجام دهند. یعنی همه ما موظف باشیم لااقل هرسال این سه درخت را بکاریم.
در بحث عفاف و حجاب هم همینطور است. مردم باید اقدام به مطالبه گری جدی بکنند. الان همه مسئولین میگویند و خود ما دائم میگوییم که قانون اجرا شود. بحث راجع به کشف حجابی است که واقعشده. اخیراً رئیسجمهور محترم هم فرمودند قانون اجرا شود. خب سؤال این است که چه کسی باید اجرا کند؟ در این استان قانون را چه کسی باید اجرا کند. دستگاه اجرائی استان، استاندار و مَن تَبَع؟ دستگاه قضائی و دادگستری؟ فراجا؟ هرکس باید اجرا کند اقدام کند.
این هشدار و تذکر را صدها بار دادهایم من امروز از همه مردم درخواست میکنم طبق بند میم وصیتنامه حضرت امام رضواناللهعلیه که مرحله اول درخواست است پویش مطالبه از مسئولین را راه بیندازید و به هر وسیلهای غیر از تجمع و تحصن از مسئولین درخواست کنیم قانون را اجرا کنند.
من هر هفته مطالبه مردم را خواهم گفت. همانطور که راجع به تنظیم بازار و کنترل قیمتها عرض کردم و میکنم این را هم اعلام میکنم که چه کسانی ترک فعل دارند. شما پویش راه بیندازید و درخواست را بکنید که کار باید انجام بشود.
در مورد کشف حجاب لااقل دولت راجع به عائله خودش، اصناف راجع به عائله خودش اقدام کند. معنا ندارد که شما مجوز از نظام گرفتی برای اینکه در این نظام کاسبی کنی، بعد میگویی هر جور دلم خواست کاسبی میکنم؟! مگر میشود؟ پروانهاش را بگیرید. کارش را مختل کنید. اجازه ندهید کار کند. فروشنده کشف حجاب کرده! اجازه ندارد چنین کاری را کند. مگر نمیگویید قانون باید اجرا شود؟ اول از خودتان شروع کنید.
اگر ترک فعل کردید، بنده کسانی را که ترک فعل میکنند اینجا معرفی میکنم تا بیشتر و بیشتر مورد مطالبه قرار بگیرد. بعد اگر اقدامی صورت نگرفت عرض خواهم کرد که برای مرحله بعد باید چهکار کنیم تا انشاءالله اصل مطلب واقع شود. چند وقت قبل قصد اقدامی داشتم که مسئولین استان فرصت خواستند. من یک ماه بیشتر شده که فرصت را دادهام اما انجام نگرفته. یکی دو روز دیگر هم فرصت میدهم اگر انجام شد که شد و الا اقدامی که گفتم بهطور جد انجام خواهم داد و عملی میکنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ* وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ |
| 1401/12/12 | 1401/12/12ترس از استحکام ارتباط با چین و روسیه و از بین رفتن سالاری دلار عدهای را به وحشت انداخته است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه88
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین اقدام به هیچ جنایت و ظلمی نسبت به خود و دیگران ندارند. رسیدیم به آیه ۶۸ سوره مبارکه فرقان که در آیه شریفه اشاره به سه گناه بزرگ دارد که عباد الرحمن از آنها مبرا هستند. گناه شرک را در نوبت قبل اشاره کردم.
در آیه شریفه فرمود: «وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاما» و آنان که با خدا معبودى دیگر نمىخوانند، و کسى را که خداوند خونش را حرام کرده است جز به حق نمىکشند، و زنا نمىکنند، و هرکس چنین کارهایى انجام دهد مجازات سختى خواهد دید.
در این نوبت به گناه قتل نفس میپردازم با مختصری توضیح. قتل نفس از گناهان بزرگی است که عقاب سنگین دارد و در آیات و روایات بهشدت نهی شده است و بهآسانی آمرزیدن نمیشود و توبه از آن هم سخت است. در سوره مبارکه اسراء آیه ۳۳ فرمود: و کسى را که خداوند خونش را حرام کرده است جز به حق نمىکشند. «وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَق.»
به چه جرئتی شخص میتواند انسان مؤمنی را که خداى تعالی به او حق حیات داده است از بین ببرد؟ آنقدر این جنایت بزرگ است که خداوند متعال فرمود اگر کسی دیگری را بدون دلیل (که در شرع جایز شمردهشده که سلب حیات شود مثل قصاص) بکشد، کأن همه انسانها را به قتل رسانده است.
در قسمتی از آیه ۳۲ سوره مبارکه مائده فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْس أَوْ فَساد فِی الأْرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِیعا». چنین شخصی مخلد در آتش است. «وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَغَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیما». و هر کس عمداً مؤمنى را بکُشد کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود؛ و خدا بر او خشم میگیرد و لعنتش میکند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است. روایات هم دراینباره فراوان است.
چند روایت برای شما بخوانم. رسول خدا فرمودند: سرکشترین مردم کسی است که بیگناهی را که قصد کشتن او را نداشته است بکشد. و در روز قیامت اولین چیزی که درباره آن میان مردم داوری میشود خون است. و بیگمان اگر همه دنیا نابود شود، نزد خدا اهمیتش کمتر از خونی است که بهناحق ریخته شود.
گاهی شیاطین انس، دیگران را طوری وسوسه میکنند که شخص اقدام به کشتن دیگران میکند مثل سقطجنین که متأسفانه شنیده میشود انجام میگیرد و بعض از اطباء ازخدابیخبر راضی به این کار میشوند به علل واهی مثل ترس از گرسنگی که در جاهلیت رسم بود و کنترل جمعیت، گاهی برای تناسباندام که در جاهلیت امروز رسم است.
قرآن در آیات متعددی و به بیان مختلف این کار را نهی کرده است. و اتفاقاً هم در یهود و هم در مسیحیت این کار نهی شده است. همینجا خوب است به حرمت خودکشی هم اشارهکنم که شخص اقدام میکند به حیات خودش پایان دهد که این هم از کبائری است خدا نمیبخشد. اهل ایمان هرگز به سمت این امور نمیروند و خود این کار نشانه بیایمانی و عدم اعتماد به خدای تعالی است.
امام صادق علیهالسلام فرمودند هر کس عمداً خود را بکشد در آتش دوزخ جاودانه است. باید توجه داشت که گاهی اقدام بر انجام دادن اعمالی این خود را در معرض از بین قرار دادن است و همین حکم را دارد. صفت سوم که مورد نهی آیه شریفه است، دور بودن بندگان خدا از عمل زشت و انحرافات جنسی است. «وَلا یَزْنُون». این گناه را خدای تعالی در کنار شرک و قتل نفس قرار داده است یعنی گناهی بزرگ و کبیره است. و اهل ایمان هرگز نزدیک به این گناه نمیشوند.
در آیه ۳۲ از سوره مبارکه اسراء فرمود: «و لا تَقرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کان فاحشهً وَ ساءَ سبیلاً». و به زنا نزدیک نشوید که آن فحشاست و بد راهی است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: شخص غیور هرگز مبتلا به این انحراف نمیشود. رسول خدا به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند یا علی، زنا شش پیامد دارد، سه پیامد در دنیا و سه پیامد در آخرت.
پیامدهای دنیایی آن این است که آبرو را میبرد، مرگ را شتاب میدهد و روزی را از بین میبرد و پیامدهای آخرتی آن حسابرسی سخت و دقیق، خشم خدای رحمان و جاودانگی در آتش است. البته خدای تعالی در قرآن و روایات مسیر کنترل شرعی و قانونی این غریزه را بیان فرموده است.
توجه دارید که در آیه شریفه فقط به زنا اشاره فرموده که قطعاً حصر در این عمل نیست و عباد الرحمن از همه انحرافات جنسى مبرا هستند. خلاصه آیات شریفه تا اینجا این شد که عباد الرحمن و بندگان شایسته خداوند، باید هم مواظب امور ایجابى و هم امور سلبى باشند. هم باید افعالی انجام دهد و هم افعالی را ترک کند. اگر دائماً مشغول عبادت و نماز و سجده و روزه و کار خیر باشد اما در انجام یکى از کبایر خود را کنترل نکند و مبتلا باشد، همه اعمالش از بین میرود. که بحث حبط اعمال را جدا باید بیان کنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در قرضالحسنه کوتاهی ندارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ یُعْطِ بِالْیَدِ الْقَصِیرَهِ یُعْطَ بِالْیَدِ الطَّوِیلَهِ». کسى که با دست کوتاه بخشش کند، با دست دراز خواهد گرفت.
این بیان حضرت یعنی هرچه از اموال خودت به دیگران در راه خیر ببخشی و نیکی کنی ولو کم باشد چون بخشش به دیگران و یا قرض دادن به دیگران مثل قرض دادن به خداست پس چند برابر پاداش خواهی گرفت. امیرالمؤمنین علیهالسلام اینجا ید را استعاره آورده برای نعمت که نعمت خداوند قطعاً بزرگتر و ماندنیتر است. در آیه شریفه دارد «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» کسی اهل نیکی باشد ده برابر پاداش میگیرد. خداوند همه ما موفق به اعمال صالح و نیک بگرداند.
چهارشنبه هفدهم اسفند مصادف شده با ۱۵ شعبان المعظم سالگشت ولادت پر از سرور منجی عالم، ربیع الانام، مهدی الامم، از بین برنده ظلم و ستم و برقرارکننده عدل در جهان حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء. به همه شما تبریک عرض میکنم.
این روز را روز جهانی مستضعفین هم را نامگذاری کردند چون حضرت وقتی میآیند مستضعفین پروبال میگیرند، زنده میشوند، احیا میشوند، حکومت در اختیار مستضعفین قرار میگیرد.
و همچنین در همین ایام، ضمن عرض تبریک و شادباش، از رشادتها و شجاعتها و ایثارهای همه سربازان گمنام امام عصر که با دقت و ظرافت و بهموقع، رسالت سنگینی را که بر دوش دارند و از انواع مرزهای امنیتی ایران اسلامی در داخل و خارج کشور حراست میکنند و گمنام در زمین و پرآوازه در آسمانها هستند از طرف خودم و به نیابت از مردم باصفا و باوفای استان از آنها تقدیر و تشکر میکنم. خدا قوت میگویم و برای همه این عزیزان آرزوی توفیق و سلامتی دارم.
حجم کارشان بسیار بالاست و توقعشان هم کم است و بعضی وقتها در معرض شهادت هم قرار میگیرند شهید هم میشوند اما باز مخفی میماند؛ به خاطر حساسیت کاری که دارند و مخفی بودن بعضی از امور لذا ازاینجهت هم گمنام هستند هم خوشنام هستند در بین اهل آسمانها انشاءالله در بین اهل زمین هم همینطور است. خدای تعالی به همهشان توفیق و سلامتی بدهد. انشاءالله همه ما یاوران شایسته در تحقق ظهور منجی عالم و انجام فرامین حضرت در حکومت جهانی آن حضرت باشیم.
آنچه از روایات به دست میآید حکومت امام عصر عمیق و گسترده است؛ پس کسانی که بهعنوان یاور ایشان هستند باید افراد خاص و ویژهای باشند؛ یعنی در خودشان ویژگیهایی را ملکه کرده باشند تا بتوانند همراه امام باشند و الا صرف گفتن اینکه خدایا ما را از یاوران حضرت قرار بده اینطور نیست که قرار بگیریم. دعا میکنیم اما باید یک سری ویژگیها را هم در خودمان به وجود بیاوریم. به تعدادی از این ویژگیها اشاره میکنم. البته در کتب فراوان است و دستهبندیشده است مراجعه میکنید.
یکی از مهمترین صفات اینها ایمان قوی و عمیق یاران حضرت است که دارد «رِجالٌ مُؤمِنونَ عَرَفُوا اللّه َ حَقَّ مَعرِفَتِهِ، وهُم أنصارُ المَهدِیِّ علیه السلام فی آخِرِ الزَّمانِ» اینها انسانهایی هستند که حق معرفت الهی را به دست آوردند. در بحارالانوار دارد که یاران حضرت مردانی هستند که دلهایشان از محکمی مانند پارههای آهن است و نسبت به ذات خدای تعالی شک و تردیدی ندارند. سختتر از سنگ هستند. از سرچشمه توحید ناب سیراب هستند. به وحدانیت خداوند تبارکوتعالی آنچنانکه حق وحدانیت او است اعتقاد دارند. حرم دلهایشان را بتهای نفس، ثروت و مقام آلوده نکرده و در آن حریم امن جز خدای تعالی حضور ندارد. پس اگر بنا است که یار باشیم باید اول بنده خدا باشیم.
دوم یاران حضرت هم عقلانیت قوی دارند و هم بصیرت مثالزدنی. نمیشود یار امام باشیم اما بصیر نباشیم و در مسیر عقلانیت قدم برنداریم. امام سجاد علیهالسلام در کتاب کمالالدین است که درباره قوت عقل و اندیشه یاوران حضرت اینگونه فرمودند: که بهدرستی خداوند تبارکوتعالی از عقل و فهم و معرفت آنچنان به آنان بخشیده که غیب عالم بهمنزله مشاهده در نزد آنها حاضر است؛ یعنی دارای چنان بصیرتی هستند که حقیقت و پشت پرده امری بر آنها مخفی نمیماند. توجه دارید اینکه خدا عطا کرده از باب قابلیت و توجهی است که خود افراد در این مسیر حرکت کردند و توانستند به دست بیاورند و به این درجات برسند.
ویژگی دیگری که دارند لحظهای از قرآن و دستورات قرآن فاصله ندارند. نه اینکه فقط تلاوت میکنند. بلکه معارف قرآن تمام وجودشان را پرکرده و با قرآن زندگی میکنند. با قرآن، دیدگان خود را نورانی میکنند و با تفسیر قرآن، گوش جانشان را پر از معرفت میکنند. قرآن در جیبشان هست اما زندگیشان بر اساس قرآن است؛ حرکتشان، گفتنشان، نشستنشان، سکوتشان همه کارهایشان.
صفت دیگری که دارند اطاعتپذیری آنهاست. در مقابل امامشان تسلیم محض هستند و ازآنجاکه یکی از کارهای مهم حضرت مبارزه با اهل فسق و نافرمانی و عصیان است یاران حضرت خودشان چنین آلودگیهایی را ندارند و با خدای خود هم عهد بستند که به دستورات عمل کنند و از محرمات الهی چشمپوشی داشته باشند.
صفت دیگر هم این است که در برابر تبلیغات دشمن و سرزنشها و فشارهایی که دشمن میآورد مقاوم هستند. امروزه میبینید که تا کسی از دین و ارزشها سخن میگوید مورد هجمه ناجوانمردانه قرار میگیرد؛ بهطوریکه مجبورش میکنند از حرفهایش برگردد و مسیر خودش را تغییر بدهد؛ لذا فرمودند در آخرالزمان دینداری مثل نگهداشتن زغال برافروخته و داغ در کف دست است. یاران حضرت بهاندازه دانه خردلی در آرمانها و ارزشهایی که دارند تردید ندارند؛ لذا هیچچیز در اراده و حرکت در مسیر الهی آنها خلل وارد نمیکند.
در آیه ۵۴ سوره مبارکه مائده فرمود «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ» خدا دینش را که زمین نمیگذارد؛ به کسانی میدهد که آنها خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد. اینها از ملامت ملامتکننده هم ترسی ندارند. از امیرالمؤمنین سؤال شد که این آیه چه میگوید؟ تفسیرش چیست؟ فرمود «هم اصحاب القائم». اینها یاران حضرت حجت هستند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان و شهید شدگان در رکاب حضرت قرار بدهد انشاءالله.
شنبه ۱۱ شعبان سالگشت میلاد پر خیر علی بن الحسین علیاکبر، حماسهساز واقعه عاشورا است؛ بهعنوان روز جوان نامگذاری شده این روز که به همه جوانان و نوجوانان و همه شما تبریک عرض میکنم. علیاکبر علیهالسلام امامزادهای است که زیارت مأثوره دارد و طبق روایات بیشترین شباهت را ازنظر اخلاق و ظاهر به رسول خدا داشته است.
به خاطر سجایا و مناقبی که برخوردار است دوست و دشمن به این ویژگیها اقرار کردند. ابوالفرج اصفهانی در کتابش مینویسد یک روزی معاویه از اطرافیانش پرسید چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان بر دیگری برتری دارد؟ بادمجان دورقابچینها هم بودند اطرافیانش هم بودند. متملقین شروع کردند به ستایش معاویه و او را لایق منصب امارت دانستند. معاویه گفت اینطور نیست. (اینکه میگویند دشمن هم تعریف میکند اینجاست) شایستهترین افراد برای حکومت علی بن حسین فرزند حسین است که جدش رسول خداست و شجاعت بنیهاشم و سخاوت بنیامیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است. چون از طرف پدر هاشمی بود و از طرف مادر، هم به بنیامیه میخورد هم بنی ثقیف میخورد؛ درنتیجه سه ویژگی این سه قبیله بزرگ را داشت. لذا مثل رسول خدا میتواند الگو باشد و الگو و اسوه برای سبک زندگی. سالهای قبل راجع به این مسئله عرض کردم که ویژگیهایی که دارد باید درجایش صحبت شود.
امروز میخواهم یکی دوتا ویژگی خاص حضرت را بگویم. برای فهمیدن اینکه حضرت چقدر بزرگ است و بزرگواری دارد این نکته را عرض میکنم. امام حسین علیهالسلام در کربلا هرکدام از یارانش که به صحنه میرفتند آیه ۲۳ سوره احزاب را تلاوت میکردند «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» که اینها دارند میروند برای جنگ و شهید میشوند؛ اما وقتی به مشایعت علیاکبر سلاماللهعلیه آمدند؛ ثم رفع حسین علیه السلام صوته و تلی «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ». این آیه معروف به آیه اصطفاء است؛ یعنی برگزیدن. یعین از بین انسانها که خوب و بد میکنند و از بین خوبها خوب را انتخاب میکنند. این آیه دلیل عصمت است. وقتی میخواهند عصمت انبیا را اثبات کنند به این آیه استناد میکنند. حضرت با خواندن این آیه در مشایعت علیاکبر میفرماید که ای مردم بدانید که یک معصوم را به میدان فرستادم. مقام عصمت برای حضرت علیاکبر امام حسین علیهالسلام با این آیه قائل شد.
ولادت این شخصیت بزرگوار شده روز جوان. جوانی که امام المسلمین دربارهاش فرمود: «موتور پیشران حرکت کشور». خب در چه مسیر موتور محرکه هستند؟ در جهت تحقق تمدن اسلامی، در جهت حل مشکلات و عبور از بحرانها و هر جا که کار گره خورد و مشکلی پیش آمد. جوان مؤمن انقلابی وارد هر عرصهای شد شکوفایی و نوآوری و خلاقیت و رشد به وجود آورد. الان پیشرفتهای کشور در امور مختلف را ببینید. میانگین سنی کسانی که متصدی هستند، زیر ۳۰ سال است. بالاتر از ۳۰ سال هم باشد تا ۳۵ سال است.
باید در نظام اجرائی، در برنامهریزیهای راهبردی و امثالذلک استفاده از جوانان در دستور کار جدی قرار بگیرد؛ و البته بزرگترها هم میدان بدهند و فضاها را برای عزیزان جوان فراهم کنند. راجع به جوان و موقعیت ویژهای که دارد فراوان سخن گفتیم و اتفاقاً دشمنان عنود نظام اسلامی هم بر سر جوانان و نوجوانان سرمایهگذاریها کردهاند.
یک بخش از جهاد تبیین این است که ما تلاشهایی که بیگانگان انجام میدهند تا کشور و نظام اسلامی را در همینجا زمینگیر کنند را بیان کنیم و توضیح دهیم و اطرافیان را آگاه کنیم در این جنگ ترکیبی، نرم و نامتقارن که درش قرار داریم و سعی میکنند نظام اسلامی را از پا درآورند، عدهای غربزده و وطنفروش از داخل و جادهصافکن دشمنیهای دشمنان هستند و از هر فرصتی استفاده میکنند تا انگ و برچسبی به جمهوری اسلامی بزنند.
خب در اغتشاشات اخیر که تقریباً همه سرمایه خود را به میدان آوردند و با هدایت و رهبری رهبر معظم انقلاب و هوشمندی مردم نتوانستند به مقاصد پلید خود برسند، تغییر آرایش دادهاند و روش عملیاتی خود را تغییر دادهاند که در این نوبت هم به فضل خدای تعالی رسوا و مفتضح خواهند شد انشاءالله.
قصد دارند با ایجاد اغتشاش در بازار و التهابات ارزی و سخت کردن معیشت مردم بیشتر از اینکه هست و فشار مضاعف به اقشار کم برخوردار و متوسط جامعه بیش از گذشته، القاء بحران کنند و اینکه کار را ازدسترفته. همه ما درگیر مشکلات اقتصادی هستیم. باید کور باشد که چشمی دشمنیها و مهندسیهای شیطانی را نبیند که در زمان کوتاهی بازار ارز خراب کردند، ترس از استحکام ارتباط با چین و روسیه و از بین رفتن سالاری دلار عدهای را به وحشت انداخته بهطوریکه حاضرند علیه مردم خودشان هم هر کاری بکنند.
اخیراً جریان مسمومیت عزیزانمان در بعض مدارس در چند نقطه از کشور را بهانه اتهام زنی و تخریب و ناکارآمدی کردهاند. میخواهند سرمایه اجتماعی و اعتماد را از بین ببرند؛ اما مردم ما با حول و قوه الهی به همه ارکان نظام اعتماد دارند و میدانند که اینها مشغول کار و فعالیت هستند و تا جایی که توان دارند، دارند خدمت میکنند. از دشمنیها هم مردم آگاهاند. مقدورات و تواناییها را هم مطلعاند.
البته در همینجا از دستگاههای امنیتی و قضائی به جدیت و فوریت درخواست داریم که وارد شوند، تأخیر و تعلل جایز نیست. مدتی گذشته ولی خبری نیست. وزارت بهداشت و درمان و همچنین وزارت آموزشوپرورش از خود سلب مسئولیت نکنند و تا حصول نتیجه و گزارش کامل و دقیق به مردم پیگیری لازم را داشته باشند تا نگرانی جدی خانوادهها در این زمینه برطرف شود. مسئله، مسئله دشمنی دشمنان است. کوتاه آمدن ضربه خواهد زد. باید کسانی که در این مدت ترک فعل داشتهاند و مسامحه کردهاند با دقت و سرعت پیگیری شوند؛ و از آنها سؤال کرد که چند ماه گذشته چرا دنبال نکردند که دوباره اتفاق افتاده؟!
بعد یک عده قلم به مزد وابسته غربزده، دشمن استقلال و سربلندی کشور و ملت، در فضای حقیقی و مجازی سمپاشی کنند و به نفع دشمن سخن بگویند. شما دوستدار و دلسوز ملتید که اینگونه لجن پراکنی میکنید؟! صداهایی از کسانی شنیده میشود که رادیو اسرائیل و بیبیسی با تمام خباثتی که دارند اینگونه نمیگویند. اینها در مسیر همان طراحی که صهیونیستها داشتند بهعنوان هزار ضربه چاقو، هر نوبت یک ضربه میزنند اما جواب این ضربات را در کرانه باختری و در مرکز و قلب سرزمینهای اشغالی میخورند و ما هم هر جمعه هرچه فریاد داریم بر سر اسرائیل میکشیم. رگههای توطئه رژیم صهیونیستی و آمریکا کاملاً دیده میشود.
و از طرف دیگر بیش از ۴۰ سال است نظام اسلامی به دختران و بانوان تکریم کرده و فضای رشد علمی و پژوهشی و اجتماعی و فرهنگی آنان را ازهرجهت فراهم کرده و نقش آنان در عرصههای مختلف قابل رصد و بهرهبرداری است و کارنامه نظام در این مسئله درخشان است. فرصت بیان آمار و ارقام ندارم ولی خود مراجعه کنید. به بیگانگان میگویم و اذناب داخلیشان که اگر وجدان داشته باشید که ندارید باید اذعان کنید.
بعد اینها نظام را متحجر و ضد زن میدانند. میگویند چون مخالف تحصیل دختران هستند این کارها را میکنند. این شد برچسب؟ لااقل بیایید در طول این ۴۰ سال را ببینید راجع به رشد و ارتقای بانوان در مسائل علمی نظام اسلامی چقدر فعالیت داشته است. امروز اگر کسی قائل باشد که دختران جامعه نباید تحصیل کنند عقل درستوحسابی ندارد.
جریان سیاسی فاسد، هم فساد اقتصادی، هم اعتقادی و رفتاری داخل کشور تلاش میکند به نفع دشمن دوقطبی بسازند و در این مسیر هر کاری از دستشان بربیاید انجام میدهند و در مسیر صهیونیستها حرکت میکنند کأن اتاق فکر و فرمان این گروههای داخل با بیرون یکی است. با همدیگر حلقات متصل درست میکنند، هم بازار را خراب میکنند، هم جنگ روانی درست میکنند، هم اعصاب مردم را موردحمله قرار میدهند. بعد تروریستهای رسمی و منافق طوری واکنش نشان دادند کأن از قبل مطلع بودند. واقعاً رگههای نفاق هم در اینجا دیده میشود که ما این جمعه هم بر منافقین لعن میکنیم.
لجن پراکنی آن پیرزن هرزه و سرکرده منافقین را ببینید. گزارشگر ویژه سازمان ملل درخواست کرده تا به ایران سفر کند و پروندهای از این ماجرا برای جمهوری اسلامی بتراشد. معلوم است که طراحی خودشان است. خودتان دستتان تا مرفق به خون ۱۷ هزار جوان و نوجوان و کودک و زن این جامعه و این امت آلوده است. معلوم است که طراح خودشان بودند. درست در همان زمانی هم که باید حرف بزنند و اقدام کنند دارند اقدام میکنند.
و بدتر از اینها اینکه دولتهایی که خودشان در جنایت علیه بشریت بهخصوص ظلم به دختران و بانوان آبروی انسانیت را بردهاند. فقط مربوط به یک سال گذشته در آمریکا و اروپا جنایاتی که در حق بانوان رفته را مطالعه کنید. خوب است که در فضا موجود است و میتوانید با یک جستجوی پیدا کنید. ضرب و شتم و خشونت و کتک زدن تا قتل و بعد آزار و اذیتهای جنسی که حضرت آقا بیان لطیفی را در جلسهای که با بانوان داشتند گفتند -به این صحبتها باید دقت کنید- فرمودند حتی در آنجاهایی که نظم و انتظام وجود دارد (منظورشان ارتش است) در آنجا هم اینها مورد آسیب و آزار قرار میگیرند؛ و بعد الا ماشاالله خانمهایی را که میگذارند در ویترین میفروشند و قیمت از آنها آویزان است و امثال اینها. اینها جنایت است. کرامت زن را لگدمال کردند، حیثیت زن را از بین بردند و بعد آن موقع نسبت به ملت ما هرچه توانستند در طول این سالیان جنایت کردند. علیه حقوق بشر نهفقط بانوان، نسبت به حقوق بشر لطمه وارد کردند در دنیا و در ایران بیش از همه و بعد شروع کردند به گزافهگویی کردن.
راجع به تأسیس کمیته امداد و نیکوکاری باید سخن میگفتم که الحمدلله توجه دارید در بحث مواسات در استان البرز به حمدالله برگ درخشانی بود در دوره کرونا و واقعاً رزمایشهای متعددی که انجام گرفت قابلتقدیر است. بنده از همه شما تشکر و قدردانی میکنم. در روز ولادت امام المستضعفین حضرت ولیعصر و تا پایان ماه شعبان انشاءالله که به ایام عید نزدیک میشویم بحث مواسات را به نام حضرت حجت توسعه بدهید و ادامه بدهید و گستردهاش کنید.
ترویج قرضالحسنه که در این هفته روز آن است و آغاز هفته منابع طبیعی و روز درختکاری است که مثل سالهای گذشته مجدانه وارد این بحث بشوید. درخت مثمر بکارید. درختی که به درد بخورد. در فضای استان ما درخت بادام، درخت سنجد و درخت زرشک، اینها را بکارید. در هر فضایی که پیدا میکنید فضای سبز ایجاد کنید. این جزوه مناقب و فضائل اهل ایمان است. در حیاط خانهها که نمیشود که این هم فرهنگ غرب است، در جاهای عمومی این کار را انجام بدهید و در نهضت درختکاری شرکت کنید.
ما هرسال تکرار میکنیم که اگر باب شود هر فرزندی که به دنیا میآید درخت کاشته شود به نام او، خودش تعداد زیادی درخت میشود. چند وقت پیش به آقای شهردار گفتم در شهر بگرد هرچه میله بیکار وجود دارد میلههای بیکار را بردارید و یک درخت بکارید. شهر سروسامان سبزی به خودش میگیرد. هرکسی تا جایی که میتواند این کار را انجام بدهد.
و همچنین سالروز تأسیس کانونهای فرهنگی هنری مساجد که فرصت بیان نیست.
خواستم گزارشی بدهم که در هفته گذشته توفیق شد خدمت دو تا از وزرای دولت آقای رئیسی و خود حضرت آیتالله رسیدیم مطالباتی را که مردم داشتند در طول این مدت و به بنده مراجعه کرده بودند و به نمایندگان آقا در استانهای دیگر مراجعه کرده بودند تمام نمایندگان در آن جلسه شرکت کردیم و از ایشان مطالبات مردمی را طلب کردیم. مسئله اقتصادی و ارز و مسائل جاری جامعه، مسائل روز را آنجا مطرح کردیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/12/5 | 1401/12/5صحیفه سجادیه کتاب انسانسازی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه89
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله . اهل تقوا موحدند و شرک به خدا ندارند و در همه حال خدا را میخوانند. بخشی از اوصاف عباد الرحمان که در مقام بیان آن با توجه به آیات سوره مبارکه فرقان هستیم، صفاتی است که نباید انجام بدهند و از آنها مبرا هستند. در آیه ۶۸ فرمود: «وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاما». و آنان که با خدا معبودى دیگر نمىخوانند، و کسى را که خداوند خونش را حرام کرده است جز بهحق نمىکشند، و زنا نمىکنند، و هرکس چنین کارهایى انجام دهد مجازات سختى خواهد دید.
آیه شریفه به سه گناه بزرگ که تبعات بدی را به همراه دارد اشارهکرده است که عبادالرحمان از آن دور هستند. گناه شرک، قتل نفس و آلودگیهای جنسی. که به ترتیب توضیح میدهم. بندگان خدایِ رحمان به همراه خداوند معبود دیگری را نمیخوانند. «وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ». اولین درسی که همه انبیاء دادهاند توحید بوده و اولین مبارزهای هم که داشتند مبارزه با شرک بوده است.
در سوره مبارکه نحل آیه ۳۶ میفرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّه رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوت». و همانا در میان هر امتى فرستادهاى برانگیختیم که: خدا را بپرستید و از طاغوت دورى گزینید. شرک گناه کبیره است و خداوند متعال مشرک را نمیآمرزد. در آیه ۱۱۶ سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ اللهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء». مسلّماً خداوند این را که به او شرک ورزیده شود، نمىآمرزد و غیرازآن را براى هر کس که بخواهد مورد بخشش قرار مىدهد.
یکی از موعظههای لقمان به فرزندش نفی شرک است که در آیه ۱۳ سوره مبارکه لقمان فرمود: «یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیم». اى پسرم! به خدا شرک نیاور که بهراستی شرک ستمى بزرگ است. بحث شرک از مباحث مهم و گسترده است که انواع و مراتبی دارد.
شرک اعتقادی، شرک عملی، شرک در خالقیت، شرک در ربوبیت. مثلاً کسی که در اعمال عبادی، ریا میکند مبتلا به شرک عملی است. یا کسی که برای تدبیر و اداره عالم غیر از خدا را هم مؤثر میداند شرک در ربوبیت دارد. کسی که در مشکلات و مسائلی که دارد بهجای اینکه از خداوند مطالبه کند دست به دامان دیگری میشود مشرک است و امثال ذالک.
رسول خدا به ابن مسعود فرمود: مبادا لحظهای به خدا شرکورزی حتی اگر اره شوی یا تکهتکهات کنند و یا به دار آویزانت کنند و یا به آتش بسوزانند. مردم مبتلابه شرکی که آنان را از دین خارج میکند و موجب ارتداد آنان میشود نیستند اما خیلیها مبتلابه شرک پنهان هستند، که باید خود را از این شرک نجات دهند. خدای تعالی میفرماید بیشتر مردم ایمانشان به شرک آلوده است.
در سوره مبارکه یوسف آیه۱۰۶ فرمود: «وَما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاّ وَهُمْ مُشْرِکُون». بیشترشان به خدا ایمان نمىآورند جز اینکه چیزى را با او شریک مىگیرند. افرادی که در کنار خدا، مستقلاً به نیروهای دیگری که در انجام کارهای شخص مؤثر هستند اعتقاد دارند و یا اساساً خدا را فراموش کردهاند و شبیه اینها، مشرکاند. بله اگر با تمام وجود اعتقاد دارد که خداوند همه امور را اداره میکند و همهچیز تحت اراده و قدرت خداست و خدای تعالی نظام عالم را بر اساس اسباب و علل تنظیم کرده است و اگر کسی واسطهای طلب میکند، آن وسیله و یا واسطه را مستقل در انجام کار نمیداند، این منافات با توحید ندارد.
مثلاً اگر با اعتقاد کامل میگوید: «اللهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَیَقْدِرُ لَه». خدا روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده مىکند و یا بر او تنگ مىگرداند. دیگر نباید برای به دست آوردن مال بیشتر دهها کلک و حقه بکار ببرند و نقشه بکشند تا خودشان درآمد بیشتری داشته باشند. پس بنابراین اگر حاجتی و یا نیازی داشتیم و اقدام به توسل کردیم و یا واسطهای آوردیم اصل این کار بر اساس آیه شریفه که فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید؛ و وسیلهاى براى تقرب به او بجویید.
اشکال ندارد، فقط باید توجه داشته باشیم که هیچ موجودی مستقل از اراده الهی کاری ازش برنمیآید. لذا اگر حتی به اهلبیت علیهمالسلام هم متوسل میشویم چون خودِ خدای تعالی بر اساس قاعده لطف و از روی شدت محبت به بندگانش آنان را واسطه فیض قرار داد و الا مستقل از خدا و در عرضِ خدا دیدنِ اولیاء الهی شرک است و با همین آیه شریفه منافات دارد که فرمود: «وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ». پس تا اینجا این آیه شریفه، عباد الرحمن را کسانی معرفی میکند که اهل شرک به خدا به هیچ نوع نیستند. البته آن دو بخش دیگر باید با مقدماتی عرض شود که فرصت کم است. خدای تعالی دل ما را ظرف معارفش و توفیق عمل به آنها قرار دهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین طبق فرمان الهی به کسی ستم نمیکنند و اهل احسان و بخشش هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۳ از حکم نهجالبلاغه که از حضرت درباره آیه شریفه: «انَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الِاحْسانِ». سوال کرده بودند، فرمود: «الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ». عدل، ستم نکردن، و احسان، بخشش نمودن است.
امام در معنای عدل و انصاف به دو کلمهای که معنای روشنتری دارد اشاره فرمودند که عدل یعنی ستم نکردن و احسان هم یعنی بخشش کردن. البته این آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل که قسمتی از آن اینجا مطرح شده از آیاتی است که باید دقت بیشتری کرد. امام باقر علیهالسلام در خطبه جمعه این آیه را میخواندند. مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافى فرموده: اگر در قرآن همین یک آیه بود، کافى بود که بگوییم: قرآن، «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» است. حتماً به تفاسیر مراجعه کنید.
خدا را شاکریم که توفیق درک ماه شعبان المعظم را به همه ما داد. ماهی که در آن انسان فرصت فراوانی برای آمادهسازی و پاکسازی خودش بهخصوص با استغفار پیدا میکند. لذا این ماه، تمرین است تا با سنخیتی که در خودمان به وجود میآوریم ماه رمضان المبارک را خوب درک کنیم. از تربیت خودمان در این ماه غافل نباشیم. این ماه، ماه خودسازی است و مقدمه است برای اینکه انسان خودش را پاک کند تا ماه رمضان را درک کند.
سخن از تربیت و پالایش و پاکسازی و تزکیه به میان آمد، جا دارد همینجا به هشتم اسفند که روز امور تربیتی و تربیت اسلامی است اشارهکنم. این مهم را باید جدی بگیریم و غفلت نکنیم. ازنظر اسلام تربیت یعنی به فعلیت رساندن قوا و استعدادهایی که داریم. همچنین برقراری تعادل بین قوا و حرکت به سمت کمال مطلوب که همان قرب خدای تعالی است. اصل تربیت معنایش این است.
فرقی بین نظام تعلیم و تربیت اسلامی با نظام آموزشی سکولاریستی وجود دارد و آن این است که در نظام اسلامی، تربیت مقدم بر آموزش است. اگر نظام تعلیم و تربیت کار خودش را بهدرستی انجام بدهد نتیجه آن را ما در جامعه میتوانیم ببینیم که یک بخش آن دانشآموز در تراز انقلاب اسلامی است که هم ازنظر اسلامی در یک سطح بالایی قرار دارد، هم ازنظر علمی در سطح بالا قرار دارد، ازنظر اخلاق و تعهد و تعاملات اجتماعی از نصاب لازم برخوردار است و این شخصیت را در کنار محتوای آموزشی معلم میسازد.
درست است که یک متن آموزشی باید داشته باشیم اما آن متن آموزشی چگونه به خورده این دانشآموز داده شود و چگونه استفاده کند کار معلم است؛ لذا معلمها مهمترین و اثرگذارترین رکن نظام تعلیمی و تربیتی کشور هستند. نتیجه کار آنها هم دانش آموزان هستند.
اگر معلم نصاب لازم را داشت، اهل مبارزه با جهل بود و خوی استکبارستیزی و استقلال و استقامت در مبانی اسلامی داشت، روحیه و تفکر انقلابی داشت، ارزشهای والای انسانی مثل ایثار و مواسات و امثال اینها برایش اهمیت داشت، قطعاً دانش آموزان هم در همان تراز قرار خواهند گرفت.
نظام آموزشی باید فرهنگ کشور را منتقل کند. دهههای اول انقلاب همه درگیر مبارزه با دشمن بودیم. در مبارزه با نظام ستمشاهی دانش آموزان بهخصوص بخش زیادی از بدنه را تشکیل میدادند و بعد هم انقلاب پیروز شد و بعد از پیروزی انقلاب هم درگیر هشت سال دفاع مقدس شدند دانش آموزان. با مفاهیم ایثار و شهادت و حقطلبی و مبارزه رودررو با دشمن و امثال اینها آشنا شدند.
نظام تعلیم و تربیت ما در آن سالها مفاهیم مقدس تعلیم و تهذیب را عملاً از فضای پرنور جوانمردی و مقاومت رزمندگان اسلام دریافت میکرد؛ و دانش آموزان در آن برهه الگوی عملی داشتند. خیلیها تربیت شدند که دیدید و خواندهاید.
اما امروز مدت طولانی است که دشمن تمرکز خودش را به روش جنگ نرم درزمینهٔ سست کردن بنیانهای خانواده و ایجاد شبهه در مسائل اعتقادی و مذهبی و ارزشهای نظام اسلامی برده روی جوانها و نظام تعلیم و تربیت را هم دچار چالش کرده است. اینجا برای خنثیسازی نقش معلم بهمراتب پررنگتر و حساستر از گذشته است.
لازم است بین مدرسه و مسجد بهعنوان یکی از پایگاههای مهم تعلیم و تربیت و یکی از ارکان مهم تربیتی کار شود و پیوند قویتری برقرار شود. اگر اضلاع تعلیم و تربیت در کنار هم قرار بگیرند اتفاق مبارکی خواهد افتاد؛ یعنی منزل، مسجد و مدرسه این سه اگر در کنار هم باشند ما شاهد مسائل بسیار بسیار نورانی در سطح جامعه خواهیم بود.
امروز روز سوم شعبان است؛ روز ولادت حسین علیهالسلام و روز پاسدار است. این روز را به همه شما اهل ایمان و همه پاسداران حریم دین و انقلاب و کشور بهخصوص عزیزانمان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که امروز مهمان تعدادی از عزیزانمان در نماز جمعه شهر کرج هم هستیم به همه این عزیزان تبریک عرض میکنم. روزشان را به آنها مبارک باد میگویم و خدا قوت میگویم به همه شما که فعالیت میکنید در عرصههای پاسداری از دین و انقلاب و ارزشهایی که وجود دارد.
قبلاً هم عرض کردم که نامگذاری روز سوم شعبان به نام روز پاسدار نامگذاری بامسمایی است. امام حسین علیهالسلام پاسدار دین است، پاسدار انقلاب است، پاسدار انقلاب پیغمبر بود و ارزشهای الهی را حمایت کرد و از آنها دفاع کرد. فرزندان عزیز پاسدار ما هم همان روش را دنبال میکنند.
البته در هرزمانی با توجه به مقتضیات زمان اقدام لازم را دارند و برای همین عرض کردم که سپاه فراتر و گستردهتر از یک نهاد انقلابی تا امروز عمل کرده است؛ چون همه نهادهایی که بعد از انقلاب به وجود آمدند هرکدام متوجه یک کاری هستند. جهاد کشاورزی، بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، اینها وقتی به وجود آمدند متمرکز روی کارهای مشخصی هستند؛ اما سپاه پاسداران اینگونه نبود؛ فراتر از همه نهادهای انقلابی عمل کرده و نقش بسیار سازنده و پررنگی در عرصههای مختلف نظام اسلامی داشته.
البته دشمنان جدی و قسمخورده هم دارد که همین نشانه قدرت و صلابت این نیروی خدمتگزار به دین و مردم است. امروز سپاه پاسداران امید مظلومان و همه مردم به استضعاف کشیده شده جهان به دست مستکبرین است. این نیروی متدین و مقتدر خواب را از چشمان استکبار گرفته است و به فضل الهی با رهبریهای فرمانده کل قوا همانطور که تا امروز هیمنه قدرتهای پوشالی را شکستهاند، با حمایتهای مردم مؤمن و قدرشناس کشورمان تا نابودی کامل استکبار و نظام سلطه این راه را ادامه خواهند داد.
حضرت آقا هم در پیامشان دیروز اینگونه فرمودند که «از سپاه انتظار میرود به جذب و پرورش و آموزش جوانان مستعد در تراز انقلاب اسلامی و رساندن سپاه به تواناییهای کامل برای حراست از انقلاب و تقویت بنیههای معنوی و انقلابی و نظامی سپاه اهتمام خود را مضاعف کند».
روز حسین علیهالسلام است یک عرض ادبی کنم به ساحت مقدس حسین علیهالسلام. همه ائمه علیهمالسلام وظیفهدارند که دستورات خدا را محقق کنند. در این مسیر هم کوتاهی ندارند و تمام عمرشان را در این مسیر طی میکنند و بدون خستگی فعالیت میکنند.
در آیه ۷۸ سوره حج فرمود «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» که راجع به ائمه است. شبیه این عبارت در زیارت جامعه کبیره آمده که «وَجاهَدْتُمْ فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ» یعنی همه توان خودتان را در راه خدا آنگونه که شایسته است به کار گرفتهاید؛ و بعد در زیارت امام حسین علیهالسلام میخوانیم که «أَشْهَدُ أَنَّکَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ» همان صفتی که برای همه ائمه است اینجا به امام حسین عرض میکنیم که حق جهاد را در راه خدا به تمام ادا کردهای.
جهاد حضرت قطعاً فقط یک جنگ در روز عاشورا که نبود؛ توسعه داشت. امام حسین علیهالسلام یک سال قبل از مردن معاویه یعنی در سال ۵۹ قمری جهادش را شروع کرد آن هم در سرزمین منا. روش حضرت هم جهاد تبیین بود.
حضرت در حج آن سال دستور داد که در منا همه کسانی که از اصحاب رسول خدا هستند و معروف به صلاح و سداد و عبادت و بندگی هستند جمع شوند. بیش از ۷۰۰ نفر از تابعان و نزدیک به ۲۰۰ نفر از اصحاب رسول خدا در خیمه امام حسین جمع شدند.
حضرت شروع به بیان خطبه کردند و تبیین کردند. جریانات بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام و علت سلطه معاویه و مسائل مختلف اجتماعی را روشن کردند؛ و بعد به خطرهای آینده و تهدیدهایی که دشمن برای نظام اسلامی دارد اشاره کردند؛ و اینکه اگر مسلمانان قیام نکنند و خواص وظیفه خودشان را انجام ندهند اسلام از بین خواهد رفت.
خوب است دوستان خطبه منای حضرت را با دقت بخوانند. به محورهای کلام امام توجه کنید؛ که چگونه از فضائل امیرالمؤمنین و اهلبیت با استفاده از آیات و روایات نبوی دفاع کردند و به مسئله امربهمعروف و نهیازمنکر تأکید کردند؛ و یکی از فرازها و محورهای مهم خطبه حضرت یادآوری وظیفه علما و لزوم قیام آنها در مقابل ستمگران و مفاسد بود. این نکته خیلی مهم است.
بعد حضرت تأکید میکنند که سکوت عالمان در مقابل زورگویان و همینطور سهلانگاری آنها در انجام وظیفهای که دارند چه تبعات خطرناکی را به دنبال دارد. امروز این خطبه امام حسین علیهالسلام زنده است و گویا است. همان کلمات را که امام حسین فرمود ما از دهان و بیان نائب الامام میشنویم.
دیروز قطعاً دنبال کردید سخنرانی ایشان را که با اعضای خبرگان داشتند. دعوت کردند به جهاد تبیین. همین بیان امام حسین علیهالسلام بود که ما درباره امام حسین علیهالسلام شهادت میدهیم که حق جهاد را بهجا آوردی؛ آقا فرمودند: «علما فارغ از داشتن و نداشتن مسئولیتهای دولتی برای حفظ این سرمایه عظیم وظایف سنگینی دارند که مهمترین آن جهاد تبیین است. ضمن اینکه تقوا و صداقت و پاک دستی و پرهیز از موارد شبههناک و انگیزه خدایی و دعوت کردن با عمل، نهفقط به زبان (خیلی کارها را باید انجام داد) مردم را دلگرم و خاطرجمع میکند.»
وظیفه سنگین است؛ معلمان، اساتید، خطبا، سخنرانان بهخصوص امامان مساجد این سنگر مهم و اساسی را جدی بگیرند. اگر خودشان هم نمیتواند و فرصت ندارند یا حالندارند و به هر دلیلی از دیگران کمک بگیرند. همانطور که آقا فرمودند وارد میدان عمل شوید. لجنههای فکری و فرهنگی محلات را راهاندازی کنید. راجع به موضوعات مورد ابتلا روشنگری کنید.
بنده با فرصت کمی که دارم غیر از سر زدن و دیدار با اقشار مختلف. بعد از نماز جمعه، روزهای چهارشنبه و بعد از درس اخلاق برای عموم و روزهای سهشنبه برای عزیزان روحانی و دانشجو وقت را اختصاص دادهام. دوستان دیگر هم هر کس بهاندازه خودش کوتاهی نکند.
روش را هم از خود امام علیهالسلام یاد بگیریم. حضرت در همین خطبه چهار هدف را تبیین کردند؛ یعنی اول هدفگذاری انجام دادند. ماهیت ضد اسلامی بنیامیه را برای مردم شرح کردند. خب ما اگر در مقابل خود و بر علیه اسلام و انقلاب دشمنانی داریم، باید ماهیت آنان را خوب بشناسیم و به مخاطب بشناسانیم.
امام علیهالسلام با بیان خودشان روحیه انقلابی و ضد استکباری مردم را زنده کردند و به مردم فهماندند اگر کسی قدرت داشت و با نیرنگ و زور و پول، قدرت را به دست گرفته بود نشانه حقانیت او نیست؛ و در مرحله چهارم حضرت راه و رسم مبارزه با بنیامیه را نشان مردم دادند.
کار امام کار بسیار حساس و دقیقی بود، همایشی ترتیب داده بود که این تعداد از شخصیتهای دینی و سیاسی از زن و مرد را در یکجا جمع کرده بود و قبل از اینکه اقدام به جهاد نظامی کند، اقدام به جهاد تبیین کرده بود؛ و این درس است.
حضرت آقا دربیانی فرمودند: «امام حسین را فقط به جنگ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امربهمعروف او، نهیازمنکر او، توضیح مسائل گوناگون در منا و عرفات، خطاب به علما و نخبگان باید شناخت.»
بعد از امام حسین و واقعه کربلا، امام سجاد علیهالسلام مسئولیت اداره مسلمین را به عهده گرفت و به تعبیر حسن الامین و جعفر مرتضی (این دو عالم بزرگوار) امام سجاد علیهالسلام، اسلام را دوباره بازسازی کرد. ولادت امام سجاد علیهالسلام و روز صحیفه سجادیه است. از صحیفه سجادیه غافل نباشید. کتاب انسانسازی است.
در آن یک دوره معارف بلند انسانی، الهی و مسائل تاریخی و مسائل عقیدتی حتی تشکیلات جامعه اسلامی و حکومت اسلامی بیان شده است؛ یعنی اگر کسی حوصله کند میتواند نظامنامه حکمرانی اسلامی را از صحیفه سجادیه به دست بیاورد که در صحیفه سجادیه در قالب دعاها مطوی است. صحیفه سجادیه مهجور است. باید آن را مطالعه کرد، شرح کرد و راجع به آن دقیق بود. کلمات بلندی را بعضی از علمای اهل سنت راجع به صحیفه سجادیه دارند. آن عالم سنی الازهر میگوید که از بدبختی ما مسلمین است که به این کتاب توجه نداریم.
ولادت قمر منیر بنیهاشم عباس بن علی و روز جانباز را هم به همه شما بهخصوص جانبازان و ایثارگران و خانوادههای محترمشان تبریک عرض میکنم. امیدوارم همه ما قدردان رشادتها و ایثارگریهای عزیزانمان در عرصههای مختلف باشیم.
اما درباره مسائل اقتصادی که این روزها جامعه به آن گرفتار است نکتهای عرض کنم. برای همه روشن است که وضعیت چگونه است و سختی معیشت و گرفتاریهایی که وجود دارد را همه توجه داریم؛ اما باید متوجه حیلههای دشمنان برای از بین بردن روحیه امیدواری باشید.
همه نقشهها و فشار حداکثری که دارند برای این است که گمان میکنند میتوانند به این وسیله تابآوری مردم را بشکنند و البته تا الان نتوانستند. مردم ما بهشدت و باقدرت در همین مسئله اقتصادی پوزه دشمن را به خاک مالیدند. خیلی زحمت کشیدند و بهزحمت و سختی افتادند. تحمل شدید این قصهها سخت است. همه با این موارد یکجور مواجه هستیم.
و اینکه قسمتی از ساختارهای اقتصادی ما ریشهای خراب است و باید اصلاح بشود را کسی انکار نمیکند؛ و اینکه برخی از مسئولان قبلی که همین مشکلات را به وجود آوردند امروز مدعی شدند و در مسیر شبکههای بیگانه قدم برمیدارند خیلی روشن است؛ و خیلی وقیحانه باز از سازش با غرب سخن میگویند.
مشکل معیشتی را همه با وجودمان درک میکنیم و کسی منکر نیست اما سؤال اینجاست که چرا بهجای کمک کردن عدهای از رسانههای داخلی چه چاپی و چه مجازی، آتش دشمن را تهیه میکنند و تیتر میزنند. آیا تشکیل بازار مجازی و اتاق معاملات فردایی و قیمت دلار جاهای مختلف را برای خراب کردن بازار ارز و ناامید کردن مردم و تشویش اذهان، کمک به اقتصاد و معیشت مردم است؟ خب به خودتان بیایید! ببینید همانها که تا دیروز در تنور اغتشاشات میدمیدند، چرا امروز این بازار را ملتهب نگه میدارند؟ این غیر از دشمنی و جنگ اقتصادی است که فرصت را مناسب دیدهاند تا از ضعفهای موجود به نفع خود استفاده کنند؟
باید همه تلاش کنیم ضعفها و کمبودها را برطرف کنیم. به نظر یکی از راههای فوری همین حرفی است که اخیراً عزیزانمان میزنند که بانک مرکزی کنترل همهجانبه بر بازار ارز و طلا داشته باشد. همانکه از آن تعبیر به حکمرانی ارزی میکنند.
آرام به آخر سال نزدیک میشویم؛ از جهت استانی عرض میکنم خوب است مسئولان محترم گزارشی از چگونگی عملیاتی کردن شعار سال که توسط امام المسلمین بیانشده در بخش دانشبنیانها و تولید و اشتغال و غیره به مردم خوب استان بدهند؛ که در یک سال گذشته نسبت به فرمان امام المسلمین چه کردید؟! گزارش متقنی را بدهید که برای آینده مفید است.
جشنهای شعبانیه را جدی بگیرید. این جشنها بسیار مؤثر است در روحیه و نشاط جامعه و نشاط خودمان و امیدآفرین است. به دوستان هم توصیه کردیم که تا آنجا که ممکن است باید این جشنها مردمی برگزار شود. هرکدام از شما بعضی وقتها با یک پرچم بر سر در منزلتان میتوانید کوچه را شاداب و بانشاط کنید.
البته باید مواظب باشید در این جشنها مبتلا به بعضی از خلافها و گناهان نشوید. بعضی وقتها به اسم جشن سوءاستفاده میکنند و تخلفات انجام میدهند. مواظب باشیم که آلوده به تخلفات نشویم. بر محتوای جشنها بهخصوص مسائل مربوط به مهدویت اهمیت ویژه بدهید. مباحث محتوایی ایام مهدوی را گذشته از جشنهایی که گرفته میشود اهمیت ویژه بدهید.
خدای تعالی همه ما را موفق کند که بتوانیم وظایفمان را بیشازپیش انجام بدهیم. محلات را زنده نگهدارید. این مربوط به خود شماست. مساجد محل، بچههای محل، اهالی محل، محل را زنده نگهداریم که زندهبودن محل به نشاط اجتماعی اضافه خواهد کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/11/28 | 1401/11/28باید در مسیر بعثت پیغمبر اکرم حرکت کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه90
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین اسراف نمیکنند و لو در انفاق و کمک به دیگران؛ و در همه حال اعتدال را رعایت میکنند. بحث در اوصاف عباد الرحمن بود در قرآن کریم در سوره مبارکه فرقان رسیدیم به آیه ۶۷ که میفرماید: «وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما»؛ و عباد الرحمان کسانىاند که چون انفاق کنند، نه اسراف مىکنند و نه تنگ مىگیرند و میان این دو روش حد اعتدالى دارند؛ یعنی نه اسراف مىکنند و نه بخل مىورزند، نه اهل افراط هستند و نه اهل تفریط، همیشه در مسیر اعتدال برنامههای زندگی خود را تنظیم میکنند.
شبیه این آیه، درباره رسول خدا آمده است. سوره مبارکه اسراء آیه ۲۹ فرمود: «وَلا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى عُنُقِکَ وَلا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا»؛ و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار هم گشادهدستى منما تا مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرومانى. هر دو آیه شریفه تذکر میدهد که نه آنقدر بخشنده باشید که خود را گرفتار کنید و دستتان خالی بماند و نه آنقدر خسیس باشید که به کسی چیزی ندهید.
بنابراین معنائی که عرض شد آیه شریفه یک دستور اخلاقی داده است که د انفاق کردن، (حالا چه بخشیدن اموال به دیگران باشد چه به معنای خرج کردن و نفقه دادن و هزینههای زندگی باشد، میتوان هر دو معنا را از آیه شریفه برداشت کرد، چون درباره هزینههای زندگی هم کلمه انفاق بکار میرود مثلاً گفته میشود فلانی واجب النفقه است.) باید میانهرو بود تا موجب پشیمانی فراهم نشود. پس هم در مورد مصارف شخصی و هم کمک به دیگران، انفاق بکار میرود و در همه این موارد باید اعتدال رعایت شود. حتی در روایات دارد در انجام عبادات هم اعتدال را رعایت کنید؛ و از افراط در عبادت نهی کردهاند.
حالا توجه بفرمائید. آیه شریفه مىفرماید: عباد الرحمن کسانى هستند که: «إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا…» در انفاق اسراف نمیکنند. اسراف صفت بدی است که بهشدت در منابع دینی نکوهش شده است تا حدی که قرآن کریم فرمود: خدای تعالی اسرافکاران را دوست ندارد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بیچاره اسرافکار، چه دور است از اصلاح نفس و جبران کار خود. هر چیزی نشانهای دارد برای اسرافکار هم نشانههایی گفتهاند. مثلاً رسول خدا فرمودند: نشانه اسرافکار چهار چیز است. به کارهای باطل مینازد. آنچه فراخور حالش نیست میخورد. در کارهای خیر بیرغبت است و هر کس که به او سودی نرساند را انکار میکند.
یا در روایت دیگری از امام صادق علیهالسلام است که فرمودند: کمترین اندازه اسراف این است که لباس بیرونت را لباس خانه و دمدستی قرار دهی و تهمانده ظرفت را دور بریزی. روایات در این باب فراوان است. اسراف در انفاق یعنی چه؟ در فقه اسراف و زیادهروی حرام است. آیا در آیه شریفه اسراف، به معنای مطلق زیادهروی است، ولو در کار خیر، یا مراد از اسراف آن زیادهروی است که در فقه حرام است؟ چون به رسول خدا هم دستور داد که اینگونه انفاق نکن و یقیناً عملِ رسول خدا از قسم اسراف فقهی و حرام نیست.
پس منظور، مطلق زیادهروی است که کارهای خیر را هم دربر میگیرد. عرض میکنیم که مسلم این اسراف که در آیه شریفه بیان فرموده، اسراف حرام است اما اختصاص به آن ندارد و همه موارد زیادهروی در هزینه کردن و پول خرج کردن را ولو به حد حرمت نرسد را هم میگیرد؛ و یک نوع مرجوحیت را میرساند. پس این صفتی که برای عباد الرحمن در آیه شریفه بیان فرموده که «اذا انفقوا لم یسرفوا» را میتوانیم بهعنوان انفاقی بگریم که مرجوح است نه اینکه فقط انفاق حرام و مکروه موردنظر باشد؛ بنابراین عباد الرحمن در بخششهای خود افراط و زیادهروی ندارند و از طرف دیگر امساک بیشازحد هم ندارند.
چون ادامه آیه شریفه فرمود: «وَلَمْ یَقْتُرُوا…» قَتر به معنای سختگیری و تنگ گرفتن است؛ یعنی ممسک و خسیس و سختگیر نیستند. صفت خست هم بد صفتی است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: جوان بخشنده آلوده به گناهان نزد خداوند عزوجل محبوبتر از پیرمرد عابد خسیس است. (توجه دارید که تشویق گناه نیست بلکه بدی صفت خساست است). امیرالمؤمنین علیهالسلام توصیه فرمودند: بخشنده باش اما ولخرج نباش، صرفهجو باش اما خسیس نباش.
توجه دارید این روش بیان قرآن کریم که مثلاً درباره صفات عباد الرحمن مواردی را بین میکند و ویژگیها را شرح میکند برای این است که ما الگوبرداری کنیم؛ یعنی اگر این صفات را نداریم دارا شویم و اگر داریم آنها را تقویت کنیم. با رعایت همین صفات است که انسان در ردیف بندگان صالح خدا قرار میگیرد. این اوصاف نشان میدهد که خدای تعالی برای رشد معنوی و کمال انسانها قاعده و ضوابط خاص را مقرر کرده که باید رعایت شوند و الا هرکس بدون تلاش و بدون برنامه در مسیر زندگیاش، بهرهای نخواهد برد.
مسلمان کسی است که تسلیم دستورات خداوند متعال است و برای تمام اعضاء و جوارح خود و مراحل مختلف زندگی، طبق دستور شرع مقدس برنامه دارد. مؤمن بیبرنامه موردپسند دین نیست. خدای تعالی همه ما را موفق به انجام وظائفمان بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا با کسانی که خدای تعالی به آنان توجه کرده است دوستی میکنند. در نوبت قبل چون دو حکمت را باهم عرض کردم امروز به حکمت ۲۲۲ از حکم امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه اشاره میکنم که فرمودند: «شَارِکُوا الَّذِی قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ، فَإِنَّهُ أَخْلَقُ لِلْغِنَى وَ أَجْدَرُ بِإِقْبَالِ الْحَظِّ». با کسى که روزى به او رو آورده است، شریک شوید، زیرا او براى توانگرى شایستهتر و براى فراهم آوردن سود، مناسبتر است.
حضرت به یک نکته اقتصادی مهم که باعث میشود سرمایه زیاد شده درنتیجه رونق اقتصادی به وجود بیاید توصیه فرمودند و آن شراکت است. چون با شراکت، یک مال که توان محدودی دارد به چند مال با توان بیشتر تبدیل میشود و بازار را فعال میکند. البته اینجا بحثهای فراوانی وجود دارد بههرتقدیر تذکر دادند که با افراد خوشروزی شراکت کنید تا شما هم بهرهی بیشتری ببرید.
باید من بهنوبه خودم از همه مردم بهخصوص مردم بصیر و هوشمند و لحظه شناس استان البرز بهویژه شهر کرج تشکر و قدردانی کنم. از حماسهای که خلق کردید دل دوستان را شاد و غم دشمنان را افزون کردید. به تعبیر حضرت آقا شنبه تاریخی خلق کردید که حمایت کامل از انقلاب و نظام بود. اگر کسی سؤال کند که خون شهدایی مثل آرمان و روحالله کجا خودش را نشان میدهد و تأثیر شهادت شهدای شاهچراغ و امثال آنها کجاست؟! عرض میکنیم همین حضور دشمن خردکن مردم در ۲۲ بهمن است. مگر کسی کور باشد که تفضلات الهی و توجهات حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را نسبت به ملت ایران نبیند.
آفرین بر شما که در این جنگ روایتها با حضورتان روایت اول را ترسیم کردید و دهان یاوهگویان را بستید. خبرگزاریهای خارجی خبرهایی که میدادند شنیدنی بود. با تمام حقد و کینهای که دارند و سانسور خبری که داشتند باز نتوانستند جلوههای حضور را کتمان کنند. مثلاً این گفته خیلی جالب بود که «مردم در سالگرد پیروزی انقلاب جوری شرکت کردند که کأن تازه انقلابشان به پیروزی رسیده است». این عبارت خیلی عبارت قشنگی بود که از دهان آنها خارج شد.
آفرین بر شما مردم که بر سرمایه اجتماعی کشور افزودید و مردم آزاده عالم را خوشحال کردید. دشمنی که با همه ابزار و سرمایهای که داشت مدت طولانی از همه فضاهای حقیقی و مجازی و حتی برپایی اغتشاش استفاده کرد تا حضور مردم بهخصوص دهه هشتادی ها و نودی ها را کم کند و آنها را نسبت به آینده ناامید کند؛ اما با قیام خودتان آنها را مفتضح کردید. حتی در مناطقی که اغتشاش صورت گرفته بود جمعیت بیشتر از سالهای قبل آمدند. اینها آفرین دارد. مردم با این حضورشان اعلام کردند که بله مشکلات و کمبود و سختی داریم اما آرمانهای انقلابی و ارزشهای اسلامی و منافع ملی برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار است.
تا اینجا مردم نشان دادند که به وظیفه خودشان خوب عمل میکنند؛ اما همین وظیفهشناسی مردم کار و وظیفه مسئولین را دوچندان میکند. این حضور پیامش برای داخل و مسئولین این است که به فکر عدالت، فرهنگ و اقتصاد و معیشت و نیازهای اساسی از شغل و مسکن و ازدواج جوانان و ازدیاد جمعیت و بهداشت و امثال اینها بیشازپیش باشید.
باید مسئول نالایقی که اهل کار جهادی نیست و تفکر انقلابی ندارد و نمیتواند صادقانه به مردم خدمت کند کنار گذاشته شود. این خواسته عمومی است. مردم از مسئولین کار میخواهند. خلاصه وظیفه کسانی که کار مردم را در دست دارند و تصمیم میگیرند و برنامه میریزند سختتر شده است. باید به این نکات توجه کنید و این احترام و تشکر از مردم کار کردن برای مردم است. خدمت صادقانه است. مجدداً از همه شما تشکر میکنم و از خدای متعال میخواهم که به تمام قدمهایی که در این مسیر برداشتید اضعاف مضاعف پاداش عنایت کند.
۲۷ رجب بعثت رسول خدا بر شما مبارک باشد. چند جمله درباره این واقعه مهم عالم هستی برای شما عرض کنم که رسول خدا فرمودند «بُعِثتُ بَینَ جاهِلِیَّتَینِ، لاَخراهُما شَرٌّ مِن اُولاهُما» خوب دقت کنید. رسول خدا فرمودند در میان دو جاهلیت برانگیخته شدم که دومی از اولی بدتر است. در تعریف قرآن کریم دوران جاهلیت دورهای است مقابل تمام ارزشهای اخلاقی و دینی اسلام. لذا در هر زمان و مکانی از برنامه اسلام ناب فاصله گرفته شود آن موقعیت جاهلیت است.
خوب دقت کنید چه عرض میکنم. در روایت دارد کسی که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است. نمیشود مرگ جاهلی باشد اما زندگی جاهلی نباشد. قطعاً زندگی این شخص هم جاهلی بوده است؛ یعنی وقتی حاکم طاغوت باشد و مدیریت به دست رهبر الهی نباشد جاهلیت است. در زمان جاهلیت ارزشها تغییر میکند چون آن امامی که باید حافظ ارزشها باشد دیگر نیست.
یک نگاهی به آیات شریفه قرآن در این مورد بیندازید. ۴ بار کلمه جاهلیت تکرار شده است. کأن فرقی نمیکند چه جاهلیت اولی چه جاهلیت امروز مردم در این چهار مورد گرفتار هستند. اولین مورد در سوره مبارکه آلعمران آیه ۱۵۴ آمده است. راجع به گروهی از اطرافیان رسول خداست که علیرغم میل باطنی در جنگ شرکت کردند. میل نداشتند که شرکت کنند منافقانه آمدند و شرکت کردند. اینجا فرمود «ظن الجاهلیه» یعنی اینها دارای افکار و عقاید جاهلی هستند.
در زمان بعثت رسول خدا افکار و عقاید منحرف فراوان بود. اتفاقاً امروز هم همینطور است؛ تا دلتان بخواهد ایسم داریم. کمونیسم، لیبرالیسم، صهیونیسم، اومانیسم، وهابیت و بهائیت و داعش و دهها اسم و عنوان مندرآوردی. عرض کردم جاهلیت که پیغمبر اکرم در آن دوره مبعوث شد حضرت فرمودند من بین دو جاهلیت مبعوث شدم که دومی بدتر از اولی است؛ بعد در قرآن نگاه میکنیم که جاهلیت چه بوده؛ یکی همین افکار و عقاید بود.
دوم آیه ۵۰ سوره مبارکه مائده است که خدای تعالی مردم را از پیروی و احکام عملکردهای جاهلی نهی کرده است که به قوانین و احکام جاهلانه اشاره میکند. اگر آن روز زنان خودشان را مثل کالا خریدوفروش میکردند، به ارث میبردند و احکام اینگونه داشتند، امروز هم دگرباشان و چند شوهری و ازدواج سفید و ربا و بانکهای ربوی و سقطجنین و کشتن فرزند از ترس فقر را حکم میکنند. الان هم این حکمها هست.
سوم آیه ۳۳ سوره مبارکه احزاب است که به زنان رسول خدا هشدار میدهد که به عهد جاهلی رفتار نکنند و در خانه بمانند. در آنجا «تبرج الجاهلیه» را فرمود که سبک زندگی جاهلانه را دارد بیان میکند. در آن روز اگر در جنگ و خونریزی و نمایش ثروت و قدرت و تکبر و بیرون ریختن زینتهایشان جاهلیتی داشتند، امروز سبک زندگی غربی جایگزین شده است. چیزی از جوامع اسلامی از خوراک و پوشاک و مسکن و رفتارهای اجتماعی دیگر باقی نگذاشته است.
و چهارم آیه ۲۶ سوره مبارکه فتح است که کفار مکه را توصیف کرده است که دل به تعصب جاهلی بستهاند. در اینجا فرموده «حمیه الجاهلیه» که وابستگیها و تعصبات جاهلانه است. در آن روز به خاطر تعصبهایشان برای بتهایشان خون میریختند جنایات مرتکب میشدند، دعوت حق را نمیشنیدند و امروز هم وابستگیها و تعصبات جناحی، قومیتی، خانوادگی، در مسائل سیاسی و اجتماعی و امثال اینها زندگیها را جاهلانه کرده. الان هم زندگی جاهلانه است.
یک نمونه از عصبیت را در رفتار دوگانه کشورهای غربی و اروپایی در حادثه ناگوار زلزله دلخراشی که این روزها اتفاق افتاد در ترکیه و سوریه ببینید که برای بشر هیچ ارزشی قائل نیستند و بهدروغ دم از حقوق بشر میزنند. آوار و تخریب دفاعی که اینها از حقوق بشر دارند از زلزلهای که واقعشده بیشتر است؛ چون ارزشهای انسانی را لگدکوب میکنند و از اعتبار میاندازند.
حالا دبیر کل سازمان ملل هشدار بدهد چه ثمرهای دارد؟ آن چیزی که در خارج اتفاق میافتد مهم است. از کمکرسانی به مردم ستمدیده زیر آوار مانده سوریه به خاطر اعمال تحریمها جلوگیری میشود. بهزحمت چند کشور توانستند مقداری کمکرسانی داشته باشند. این هم یک جلوه دیگر از جاهلیت مدرن است. مرگ بر شما و این تعریفی که از حقوق بشر دارید. ما هر جمعه یک مرگی را به اینها میرسانیم.
به اسم تحریم جلوی هواپیماهایی که میخواهند کمک کنند به مردم آسیبدیده را میگیرند. مگر شما نمیگویید بشر، خب این بشر زیر آوار مانده؛ چه فرقی دارد؟ این جاهلیت است. در آن زمان آنگونه بود در این زمان اینگونه است. اگر بخواهیم خلاصه گیری کنیم دوران جاهلیت یعنی دورانی در مقابل عقل. البته اینجا بحث مفصل است من فقط خواستم فضایی را برای شما فراهم کنم.
یک جمله از حضرت آقا راجع به این دوران عرض کنم. ایشان فرمودند «آنچه امروز دستگاههای سیاسی غرب ترویج میکنند همان جاهلیتی است که بعثت پیغمبر برای زدودن آن از محیط زندگی بشر به وجود آمد. نشانههای همان جاهلیت امروز در دنیا در این تمدن رایج فاسد غربی مشاهده میشود. همان بیعدالتی، همان تبعیض، همان نادیده گرفتن کرامت انسان، همان عمده کردن مسائل جنسی و نیازهای جنسی. قرآن کریم خطاب به همسران مکرم پیغمبر میفرماید «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى» یکی از نشانههای جاهلیت اولی تبرج زنانه است. امروز یکی از عمدهترین مظاهر تمدن غربی همین تبرج است. این همان جاهلیت است منتها جاهلیتی که توانسته خود را با سلاح تبلیغات مدرن مجهز کند و حقایق را از چشم مردم بپوشاند. اینها را باید ما مسلمانها بفهمیم اینها را باید بدانیم.»
یک روایتی است از امام صادق علیهالسلام که فرمودند: وقتی قائم ما قیام میکند با جاهلیتی بهمراتب شدیدتر از جاهلیت عصر پیامبر مواجه خواهد شد. رسول خدا به همین اشاره کرد امام صادق هم به همین اشاره کرد. فرمود: زیرا رسول خدا در حالی به سمت مردم آمد که آنها سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده و مجسمههای چوبی را میپرستیدند ولی حجت ما در حالی بهسوی مردم میآید که جملگی کتاب خدا را بر او تأویل میکنند و بر او با آن احتجاج میکنند. با امام محاجه میکنند. کار خیلی سختتر است. برای عمل باطل خودش از قرآن دلیل میآورد و حجت میآورد. کار در آنجا سختتر است.
یعنی در این دوران هم تلاش میشود که عقلانیت خانهنشین شود و اتفاقاً مهمترین برنامه اهلبیت در طول تاریخ حیات شریفشان برای هدایت امت تبیین جایگاه عقل بوده است. لذا باز به همان تعبیری که چند سال قبل آقا داشتند، آنچه امروز از اهمیت ویژهای برخوردار است و برای همه مسلمین وظیفه ساخته، آگاه شدن و آگاه کردن دنیا از حقیقت بعثت و نجات بخشی و خیرخواهی و استقرار نظام ارزشی بعثت است.
لذا همه ما وظیفهداریم راجع به بعثت، دوران بعثت و مسائلی که در آن دوره بود و مقایسه آن با این دوران کارکنیم. باید در مسیر بعثت پیغمبر اکرم حرکت کرد. این وظیفه امروز ماست. آن چیزی که در بیانیه گام دوم آمده که حرکت به سمت آرمان بزرگ یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظما ارواحنا فداه.
این طراحی است برای به ثمر رسیدن همین مهم؛ یعنی ادامه آن بعثت است و اصلیترین قدم و جدیترین گام در این مسیر وحدت جهان اسلام است که تصورش مستکبرین عالم را به هراس میاندازد. لذا سعی میکنند به هر وسیله و ترفندی که شده امت واحده تشکیل نشود. امیدوارم این روز فرخنده که در پیش است بر همه شما مبارک و میمون باشد و از وظایف همه ما این است که در شناخت بعثت و شناساندن بعثت به دیگران تلاش کنیم که آثار فراوانی دارد.
روزهای پایانی ماه رجب را سپری میکنیم. میبینید که چقدر زود عمر سپری میشود و همه با هم به یوم الحسره نزدیک میشویم. رسیدگی به احوال خودمان را از دست ندهیم. ماه شعبان در پیش است. ماه رحمت خاص الهی است. با برنامه این ماه پرفضیلت را درک کنیم. اگر در رجب کوتاهی بود این ماه را دقت کنیم.
در دعاها داریم، در روایت داریم، در بیانات معصومین داریم که روی سه فضیلت و صفت تأکید شده؛ برکت و رحمت و مغفرت که این سه از ویژگیهای ماه رمضان است که ماه رحمت و برکت و مغفرت است؛ اما شاید هرکدام از این سه ماه را جدا بشود این ۳ فضیلت را برایشان در نظر گرفت بهصورت جداگانه؛ یعنی بگوییم ماه رجب ماه برکت است باآنهمه خیراتی که داشت و ماه شعبان ماه رحمت و ماه رمضان ماه مغفرت الهی است.
ماه شعبان منسوب به رحمت للعالمین است؛ رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم. من عمداً امروز از شما ذکر صلوات را میگیرم. اگر خاطر شریفتان باشد سال گذشته روایتی را برای شما خواندم که امام صادق فرمود وقتی نام پیامبر برده میشود بر آن حضرت زیاد صلوات بفرستید. چرا؟ فرمود زیرا اگر کسی بر رسول خدا صلوات بفرستد خدای سبحان با هزار صف از فرشتگان بر او صلوات میفرستند. خدا میداند که در هرکدام از این صفها چقدر فرشته قرار دارد. لذا این ذکر را در ماه شریف شعبان از دست ندهید.
ماه شعبان ماه دعا و مناجات و ماه نمازهای مستحبی، ماه اعمال صالح و نیکوکاری و ماه روزه است. رسول خدا فرمود هرکس دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقتعالی ۲۰ حاجت دنیا و اخروی او را برآورده میسازد. در این ماه ستارگان آسمان ولایت و امامت بهخصوص قطب عالم امکان ولیالله الاعظم مهدی الامم به دنیا آمدند. همه اینها مظاهر رحمت خاص خداست.
در یکی از فرازهای مناجات شعبانیه میگویید که «إِلهِى إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ» خدایا اگر شایسته رحمت تو نیستم تو سزاوار هستی که با فراوانی فضلت بر من بخشش کنی. رحمت، مهربانی خاص خدای متعال است به فردی که به او توجه خاص دارد. قرآن کریم خیلی صریح میفرماید رحمت الهی بینهایت است اما کسانی که تقوا دارند و واجبات مالیشان را انجام میدهند و ایماندارند اینها از این رحمت بهره میبرند. آیه ۱۵۶ اعراف «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ»؛ یعنی اگر کسی تقوا نداشت و یا واجبات مالی خود را ادا نمیکرد و به غیب عالم و آیات الهی باور نداشت از رحمت خاص الهی بیبهره است.
آخرین مطلب اینکه ازجمله اعمالى که در ماه شعبان به آن سفارش شده تمرین سکوت است. از این عمل غافل نباشید. سعی کنید کنترلشده سخن بگوئید. اولاً سکوت و اگر لازم شد با کنترل سخن بگویید.
چند موضوع مهم در این هفته لازم بود طرح شود که دیگر فرصت نیست بیان کنم مثل قیام مردم تبریز، کودتای رضاخان البته هفتههای قبل به مناسبت اشاراتی داشتم و حضرت ابوطالب.
اما دو نکته را باید عرض کنم یکی راجع به فیلم فجر که رویداد فرهنگی است. یادتان باشد عدهای جشنواره را تحریم کردند و بنده هم همان موقع موضعی گرفتم و الحمدلله در این مورد هم نتوانستند اغتشاشی انجام بدهند و موفقیتی به دست بیاورند. دوستان باید جشنواره را بهانه قرار بدهند تا نقاط قوت و ضعف خودشان را بررسی بیشتری داشته باشند. تهدیدات را خنثی کنند و فرصتها را احیا کنند.
دشمنان ما با فیلم و سینما و امثال اینها اسلام هراسی میکنند، ایران هراسی میکنند و با همین ابزار، ادراک مخاطب را مدیریت میکنند. باید در مقابل این حرکت برنامه داشت و دقیق حرکت کرد. امروز سینما میتواند مهمترین نقش را در بازتولید فرهنگ و هویت ملی ایفا کند. روایت اول دست سینما است. البته در این جشنواره با حضور ارکان مختلف این عرصه از دبیر و هیئتداوران و عوامل دیگر، مسیر سینمای تراز انقلاب اسلامی باز شد تا در آینده انشاءالله قدمهای بلندتر و محکمتری با تولیدات فاخر و ارزشی بهخصوص سینمای دفاع مقدس بردارند.
مطلب دیگر سفر پر از خیر رئیسجمهور محترم به چین است که آثار راهبردی منطقهای و فرا منطقهای فراوانی برای ما دارد. اگرچه عدهای از این مناسبات خوششان نمیآید و خوش ندارند و در راستای سیاستهای غرب سیاه نمایی میکنند. همین روزها ببینید در داخل این قلمهای شکسته چگونه شروع کردند به تولید سیاهی و بدی متأسفانه. غرب چه خوشش بیاید چه نیاید روابط اقتصادی بین دو کشور مستحکم شده و آثار و برکات او در آینده روشنتر خواهد شد؛ که ازاینجا بنده نسبت به رئیسجمهور محترم تقدیر و تشکر دارم و خدا قوت عرض میکنم.
راجع به مسئله شهری و استان هم این نکته را عرض میکنم ساختوسازهای غیرمجاز در اطراف شهر کرج را که سالهای گذشته هم تذکر دادیم الان هم باز تذکر میدهیم که در غفلت و فاصلههایی که صورت میگیرد سودجویانی استفاده میکنند و این مناطق را غیرقانونی توسعه میدهند که آثار تخریبی برای فضای شهری و منطقهای به وجود میآورند. لذا طبق همان دستوراتی که میدانم دادستان محترم دستور داده و بعضاً شهرداری اقداماتی داشته اینها به جد دنبال شود که شاهد بعضی از خرابکاریها نباشیم.
نسبت به خدماتی که در شهر میشود بعضی از خدمات شهری را هم میشود با یک سرعت و عجلهای انجام داد و بعضی از مناطق را توجه بیشتر کرد. بهخصوص مناطق محروم که در شهر وجود دارد را رسیدگی عاجل کرد. مثلاً میشود در بعضی از مناطق با آسفالت ریختن در محل شمایل آنجا را عوض کرد. در بعضی از مناطق مدارسی داریم که حیاط آن مدرسه را آسفالت بریزید لااقل رفت آمد برای بچهها و اولیای مدرسه و مدیران قابلاستفادهتر خواهد شد. بعضی وقتها با خرجهای خیلی کم آثار زیادی را میتوانید برای شهر به وجود بیاورید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/11/21 | 1401/11/21فشار حداکثری آمریکا برای ایران شکست حداکثری برای خودش شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه91
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از عذاب جهنم و عقوبت خدای تعالی نگران هستند. بحث در اوصاف عباد الرحمن بود. رسیدیم به این آیه شریفه از سوره مبارکه فرقان که میفرماید: «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً * إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً». و عباد الرحمن کسانىاند که مىگویند: پروردگارا، عذاب جهنم را از ما بازگردان، که عذابش سخت و دائمى است. مسلماً آن جهنم بد قرارگاه و جایگاهى است.
یعنی یکی از درخواستهایی که از خدای تعالی دارند این است که از عذاب جهنم در امان باشند. چون جهنم چه موقت که در اینجا تعبیر مستقر آمده و چه دائم که تعبیر به مُقام شده، در هر دو صورت جایگاه بدی است. دائم ما را نسبت به آن تحذیر دادهاند. در آیه ۲۱و۲۲ سوره مبارکه نبأ فرمود:« اِنَّ جَهَنَّمَ کانت مرصاداً* للطَّاغینَ مآبا». همانا دوزخ در کمین باشد. منزلگاهی برای سرکشان.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بترسید از آتشی که موج خروشان آن تناور است و زبانهاش گسترده و عذابش همواره تازه. آیاتی که راجع به وضعیت زندگی اهل دوزخ گفته شده، لباس آنان، نوشیدنی آنان، خوراک آنان، در سوره مبارکه غاشیه فرمود: برای دوزخیان خوراکی جز خار خشک سمی نیست که نه چاق میکند و نه گرسنگی را برطرف میکند.
بنابراین یکی از دعاهای همیشگی این بندگان خدا که در آیات دیگر و روایات هم به آن اشاره شده است این است که خداوند آنان را از عذاب جهنم حفظ کند. مثلاً در سوره مبارکه آلعمران آیه ۱۹۱ فرمود: خردمندان و اهل تفکر به خدای تعالی اینگونه عرض میکنند: «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ». بار الها! اینها را بیهوده نیافریدهاى! (منظور زمین و آسمان و خلائق است) منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار.
یعنی عقلا میفهمند که عالم را خدای تعالی بدون هدف خلق نکرده و قطعاً کسانیکه اعمال صالحه داشتند و یا مرتکب خلاف و جنایت شدند باید به همه امور آنان رسیدگی بشود و حساب و کتابی باشد و پاداش و عقوبتی در کار باشد. وقتی این را میفهمند که خداوند عالم را باطل نیافریده، هرکس به اندازه ذرهای خوبی و یا بدی کرده باشد نتیجهاش را خواهد دید. دست به دعا میشوند که خدایا ما را از عذاب حفظ کن و این یکی از اوصاف عباد الرحمن است. خدایا ما را از عذاب حفظ کن، یعنی ما را از مقدمات لغزش و خطا حفظ کن تا مبتلا نشویم که بعد از آن مستحق مجازات شویم.
آیاتی که راجع به عذاب اهل دوزخ بیان شده خیلی سنگین است و قابل تصور نیست، ما فقط میخوانیم و رد میشویم. سختی عذاب و نالهها و استغاثهها و فریادهایی که دارند، بخصوص گروهی که مخلد در آتش هستند برای انسان تنبه میآورد و تنظیمکننده رفتار است.
در آیات کریمه داریم که میخواهند که خدا به آنان مرگ دهد اما در آخرت مرگی نیست و وقتی ناامید شدند از این خواسته، نوبت به درخواست دیگری میرسد و آن اینکه از خزنه جهنم میخواهند که یک روز از عذاب آنها کم شود. در آیه ۴۹ سوره مبارکه غافر دارد: «وَ قالَ الَّذینَ فِی النَّارِ لِخَزَنَهِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکُمْ یُخَفِّفْ عَنَّا یَوْماً مِنَ الْعَذابِ». و آنها که در آتشاند به مأموران دوزخ مىگویند: از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد. اما آن یک روز هم به آنان تخفیف داده نمیشود.
حتی در آیه ۵۲ از سوره مبارکه غافر دارد که اگر عذرخواهی کنند باز پذیرفته نمیشود. فرمود: «یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ». (همان) روزى که عذرخواهى ستمگران سودشان ندهد، لعن و نفرین براى آنان است و جایگاهشان سراى بد. تذکر این نکته اینجا لازم است که خدای تعالی هرگز نمیخواهد بندهاش را به جهنم ببرد، اما اعمال بندگان بهگونهای است که چارهای جز عقاب نیست.
خداوند در دنیا انواع نعم را در اختیار بشر قرار داد و بعد راه درست را هم نشان داد و پاداش طی کردن راه راست را هم بهشت با انواع نعم بیان کرد. و فقط از انسانها خواسته است که مواظبت بر حلال و حرام کنند و در اعمال خود چهارچوبهای الهی و خطوط قرمز را رعایت کنند.
لذا خوب است همه ما یک توجهی به کوچکی و ضعیفی خود داشته باشیم و از طرف دیگر شدت عذاب الهی را در نظر بگیریم وقتی این شد میبینیم چارهای نداریم جز استغاثه و التماس به درگاه الهی که: «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً * إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً». خدا هم با رحمتش با کرمش با ما رفتار کند.
خداوند رحیم است همینکه کسی هفت مرتبه او را با همین صفت ارحمالراحمینی صدا کند او را میبخشد. خدا سریع الرضاست. باید دعا کنیم و بخواهیم: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ./ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَهَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ./ رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادی لِلْإیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ. / رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل قناعت هستند و زیادهخواهی و اسراف و اتراف ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۲۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «کَفَى بِالْقَنَاعَهِ مُلْکاً وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِیماً». در اهمیت قناعت همین بس، که خود نوعى سلطنت است و نیک خلقى که ناز و نعمت است. کسی که مالکیت و مُلکی دارد بینیاز است.
اینجا امام علیهالسلام کلمه مُلک را برای قناعت استعاره آورده است. هر دو صفت از صفات ارزندهای است که آثار فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی ما دارد. از امیرالمؤمنین علیهالسلام سؤال کردند حیات طیبه که در قرآن آمده چیست؟ فرمود قناعت است.و فرمود: قناعت سر توانگری است. حسن خلق هم بهترین رفیق انسان است. زندگی بدون حسن خلق آرامشی ندارد اهل ایمان تا میتوانند باید اهل حسن خلق باشند خداوند متعال روحیه قناعت و حسن خلق را در همه ما زیاد بگرداند.
۲۵ رجب سالگشت شهادت امام کاظم علیه سلام است در سال ۱۸۳ قمری در بغداد. به همه شما تسلیت عرض میکنم. امام بزرگوار پس از شهادت پدر بزرگوار خویش امام جعفر صادق علیهالسلام در سن۲۰ سالگى به امامت رسیدند و مدت ۳۵ سال امامت شیعه را به عهده داشتند. حضرت به گواهی دوست و دشمن مجمع فضائل اخلاقى و علمى بود و با دشمنان رفتاری صبورانه و اخلاقى داشت و به خاطر کنترل خشم خود در مقابل رفتار نادرست دشمنان، به او لقب کاظم دادند.
در جهت حفظ و گسترش دین اسلام و فرهنگ شیعه مثل پدر بزرگوارش تلاشهای فراوانی کردند هم در پرورش شاگردان و روات حدیث و هم از خود ایشان روایات متعددى در اختیار هست که بهعنوان ذخیره فقه شیعى بهحساب مىآید. در یک کتاب بیش از ۳۰۰۰ حدیث از ایشان جمعآوریشده است. حتى مینویسند بزرگان اهل سنت به امام هفتم بهعنوان یک عالم دینى احترام مىگذاشتند و به زیارت قبرش مىرفتهاند. در تمام عمر از جهاد و مبارزه درراه خدا دست نکشید و از هیچکس ترس نداشت. اهل جهاد بود . امام سازمان وکالت را هم سازماندهی کرده توسعه دادند و این سازمان وکالت رسید تا امام عسکری و تا امروز هنوز وجود دارد.
در دوره امامت حضرت فِرَق مختلف شیعه بروز داشتند مثل اسماعیلیه، فطحیه و ناووسیه و همزمان با شهادت حضرت فرقه واقفیه شکل گرفت و مسیر دیگری به وجود آمد. به گفته شیخ مفید روزهاى پایانی عمر شریف حضرت در زندان سندى بن شاهک با سختیها و آزارهای فراوان سپرى شد. و با سمی که سندی به حضرت خوراند امام به اجداد طاهرینش ملحق شد. دستور دادند سه روز بدن روی پل بغداد قرار داده شود. و اعلام کردند حضرت به مرگ طبیعی. فراز دردناک از صلوات مخصوص آن حضرت است: «الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَظُلَمِ الْمَطَامِیرِ، ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ.»
روزهای پایانی دهه فجر انقلاب هستیم با شعار ایران استوار، انقلاب در این ۴۴ سال فرازوفرودها داشته است. هم تهدید داشته و هم فرصت. هم تحمل جنگ کرد هم آزادی خرمشهر را دیده و بعد، اتمام جنگ را دید. هم غصهدار مدافعان حرم و شهادت آنان بود، هم نابودی داعش را جشن گرفت. ورود امام را جشن گرفت، وفات او و شهادت حاج قاسم را عزاداری کرد. سختیهای تحریم اقتصادی و بیماری کرونا را مدیریت کرد و درعینحال نسلی از انسانهای فرهیخته و دانشمند تربیت کرد. با تکیه به خدای تعالی تا امروز همه تهدیدهایش را به فرصت تبدیل کرده است.
هرسال دشمنان انقلاب سعی میکنند تا کاری کنند مردم در اجتماع عظیم روز پیروزی جمع نشوند و هرساله مأیوس شدهاند و اتفاقاً روز بیست و دوم فرصتی شده است برای خنثی شدن تهدیدات و انتقال مفاهیم بلند انقلاب به دیگران. در این روزها ظلم و جهل و فساد خاندان پهلوی و سیاستهای استعماری که در ایران واقع بود بیان میشود و دستگاههای مختلف دستاوردها و ثمرات بیشمار انقلاب را تبیین میکنند که باید در این مسیر گامهای بیشتری برداشت.
روح ایام عید پیروزی انقلاب بخصوص ۲۲ بهمن میثاق است. همه مردم با همه گرایشها و نظراتی که دارند در این میثاق عمومی برای حفظ ماهیت انقلاب و ارزشهای آن حاضر میشوند و با امام و شهدا تجدید پیمان میکنند و نسبت به استمرار اهداف و آرمانهای انقلاب تا ظهور دولت خورشید عالمتاب مهدوی حمایت میکنند.
یقیناً حرکات مردم در مقاطع خاص مورد ارزیابی بیگانگان قرار میگیرد. یکی از آن مواقع راهپیمایی۲۲ بهمن است که در این سالها با همه مشکلاتی که برای مردم وجود داشته مردم آن را زنده نگهداشتهاند. حضرت آقا هم که چند روز پیش روی وحدت تأکید دوباره داشتند و نماد وحدت را هم حضور آحاد مختلف مردم در این راهپیمایی دانستند که به فضل خدای بزرگ به کوری همه بدخواهان نظام اسلامی به تبعیت از دستور اماممان با وحدت و همدلی و باصلابت و پرقدرتتر از گذشته قیام دیگری برپا خواهیم کرد. و همه عالم این را بدانند حماسه بزرگی که در ۲۲ بهمن امسال اتفاق خواهد افتاد قطعاً «کار خودمونه.»
مردم و کشور و بلکه دنیا ۶۰ سال است که تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم انقلاب اسلامی و قیام مردم ایران از سال ۴۲ تا امروز هستند. و دشمنان ما میخواهند این واقعیت را تحریف و تضعیف و کتمان کنند و برای آن روایتهای دروغ و انحرافی میسازند. نباید دشمنیهایی که در طول سالهای متمادی کردهاند را فراموش کنیم.
طبق گزارش مرکز آمار ایران میزان مطالعه افراد بالای ۱۵ سال باسواد و بالاتر بهطور متوسط در ماه ۸ ساعت و ۱۸ دقیقه است. یعنی سرانه مطالعه کم است و باز طبق آمار ۸۰ درصد از جمعیت فعلی ما بعد از انقلاب به دنیا آمدهاند یعنی بیش از ۵۰ میلیون نفر انقلاب را و فساد و سیاهی قبل از انقلاب را ندیدهاند پس لازم است در فرصتهای مناسب مثل همین ایام نکات گفته شود.
خلاصه عرض میکنم، در مقطعی همین استعمارگران که خودشان را جنتلمن نشان میدهند خیلی خوشخطوخال بعد از آنفولانزای همهگیر اسپانیائی و قحطی ساختگی که بریتانیا برای کشورمان ساخت و از جمعیت۲۱ میلیونی آن زمان ۱۰ میلیون نفر را کشتند که فیلم یتیمخانه ایران هم به همین موضوع پرداخته بود که خیلی هم تبلیغی برایش نشد. دوستان حتماً ببینند. و حوادثی که برای ما درست کردند در حقیقت یک هولوکاست بود و متأسفانه خوب بررسی هم نشده است.
بعد از مدتی رضاخان را با حقهبازی و عوامفریبی سرکار آوردند و چند سال بعد از استقرار، وظائفی که اربابانش دیکته میکردند را به اجرا درآورد از کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری برای امامحسین علیهالسلام و ممنوعیت پوشیدن لباس ایرانی و اجبار به پوشیدن لباس فرنگی بگیرید تا تصرف عدوانی صدها هزار هکتار زمین و جنگل . یک بیماری داشت رضاخان هر جا زمین میدید میگفت برای من است. اداره ثبت را میآورد ثبت میکردند. الان مرکز اسناد انقلاب اسلامی را ببینید اسنادش همه موجود است.
و بعد اینها را هم بخشیدند به شوروی و ترکیه و افغانستان و عراق در قراردادهای ننگینی مثل سعدآباد و آخال و غیره. بعد هم که خاک ایران توسط متفقین و سربازان روس و انگلیس در کمتر از یک نیمروز اشغال شد و ارتش از بین رفت و ایران شد محل تاختوتاز غربیها و در این میان مدرسها و میرزا کوچکها و دهها انسان آزاده مظلومانه به شهادت رسیدند و چقدر نوامیس مردم هتک شد و ارزشهای دینی مردم از بین رفت. ۱۶ سال سیاهی و ظلم بود و اگر خدماتی هم شد تاریخ را بخوانید میبینید که قسمت اعظم آن برای آسان شدن سیاستهای استعمارگرانه بوده است.
بعد از سال ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۵۷ که محمدرضا پهلوی این شخصیت وا داده شهوتران قدرت را از سفارت انگلیس با واسطهگری محمدعلی فروغی تحویل گرفت، همان مسیر پدر قلدرش را با سیاستهای آمریکا و انگلیس ادامه داد. این دوران هم مسائل فراوانی دارد از خیانتهایی که به ملت و کشور کردند که اگر بخواهم مختصراً در خطبه بیان کنم باید چند ماه فقط رئوس مطالب را بگویم. از خیانتهای پهلوی دوم هم یکی بخشیدن خاک بود که به شوروی قسمتی را بخشیدند و منطقه نفتخیز بحرین را هم به دستور انگلیسها واگذار کردند. هویدا گفته بود بحرین دختر خودمان بود شوهرش دادیم.
جنایات و خیانتها ادامه پیدا کرد تا امام در ۱۵ خرداد قیام کرد و قیام تبدیل به نهضت و بعد فراگیرترین، بزرگترین انقلاب مردمی جهان واقع شد و با سرعت, عجیبترین تحولات را در منطقه و جهان به وجود آورد و مستکبران عالم را در شوک و بهت فروبرد. مردم ایران به رهبری قائد و امام خود جلوی دو ابرقدرت جهان ایستادند صدها فتنه و توطئه را خنثی کردند، هشت سال جنگ را مدیریت کردند و برای اولین بار در تاریخ ایران یک میلیمتر از خاک خود را واگذار نکردند. سختترین تحریمهای اقتصادی و نظامی و سیاسی و فرهنگی در تاریخ بشر را تحمل کردند و درعینحال دیدند که چگونه شوروی از هم پاشیده شد و هرروز هم شکست جدیدی برای سیاستهای آمریکا در منطقه و علیه ایران درست میکنند واو را در مسیر افول صددرصدی قرار دادهاند.
در منطقه غرب آسیا آمریکا زمینگیر شده راه نفس او بسته است بعد از ایران فلسطین و عراق و سوریه و افغانستان و لبنان و یمن آبرویی برای این ابر قدقد نگذاشتهاند. دائم خفت و ذلت میبیند. برای ایران فشار حداکثری درست کرد برای خودش شکست حداکثری شد. به غرب آسیا ۷ سال جنگ نیابتی تحمیل کرد اما محور مقاومت او را مجبور کرد از افغانستان و کشورهای دیگرِ منطقه مفتضحانه خارج شود. تمام هیمنه نظامی و فناوریهای تسلیحاتیاش با ضربهای که ایران به عین الاسد از بین رفت و رسوا شد. روزهای جمعه هم نمازگزاران مؤمن و معتقد به وعدههای الهی برای او و همه مستکبران عالم مرگ میخواهند.
خوب این انقلاب با همه این فرازوفرودها و خوشی و تلخیهایی که داشته مسیرش را با رهبری رهبران حکیم و فرزانه خود طی کرده است. گوشهای از رهبریهای امامین انقلاب را برای شما میگویم. قطعاً اگر رهبریهای امام از ۱۵ خرداد سال ۴۲ تا سال ۶۸ نبود پیروزی و بعد تثبیت انقلاب صورت نمیگرفت. اصلاً امت بدون امام معنا ندارد. امت اسلامی با امامش، امت است.
امام با تیزبینی همه جوانب را رصد میکند، حافظ ارزشها و آرمانهاست، وقتی میبیند به اسلام و قرآن اهانت شده است و مسیری را میخواهند باز کنند تا بتوانند اسلام را از بین ببرند، حکم به ارتداد سلمان رشدی میکند. و در این راه مصلحتاندیشی و سبکسنگین کردن ندارد که الان روابطمان با دنیا چه میشود الان فلان ابرقدرت از این کار ناراحت میشود. اصلاً در این مسائل اینگونه فکر نمیکند. اتفاقاً آن موقع که حکم سلمان رشدی را داد روابطی داشت با انگلیس برقرار میشد که اگر میخواستند سیاستبازی داشته باشند باید آن موقع این حرف را نمیزدند. او امام است باید بزرگتر از این افق دید داشته باشد که دارد. ۲۵ بهمن سال ۶۷ امام این حکم تاریخی را دادند.
امام سخنرانی میکند، پیام میدهد، بیانیه میدهد. خوب سالگرد بیانیه گام دوم انقلاب هم هست. وقتی به چله انقلاب رسیدیم یک بازنگری به گذشته و چراغ راهی برای آینده ترسیم کردند تا راه و مسیر گم نشود و در بیانیه هم به دستاوردها که مربوط به گذشته است و باید حفظ شود اشاره فرمودند هم به ظرفیتها که باید استفاده شود تا کار با قوت و دقت پیش برود و هم به مأموریتها که آینده چه وظائفی بر عهده آحاد مردم هست که با استفاده از ظرفیتها طی کنند. این بیانیه گام دوم یک چشمانداز قوی و متقنی است که هنوز به نطق درنیامده هنوز به گفتمان تبدیل نشده. هنوز حلقات میانی در سطح کشور توسعه پیدا نکرده. این برای آحاد مردم است بهخصوص جوانها که باید این مسیر را طی کنند.
مسیری را هم مشخص کردند که ایجاد تمدن نوین اسلامی است و آمادگی برای دولت مهدوی. خود صدور این بیانیه برای دشمنان خارجی و خودباختگان داخلی این پیام را میدهد که انقلاب زنده است به راه خودش ادامه میدهد و در گام دوم قدمهایش را محکمتر و بلندتر از گام اول برمیدارد.
امام (منظورم امامین انقلاب است) امر میکند، نهی میکند، با افراد مختلف جلسه میگذارد، با دانشمندان قاریان مداحان صنعتگران کارگران معلمان نظامیان علما دانشجویان حتی با کودکانی که تازه تکلیف شدهاند که دیدید چه صحنههای بدیعی درست شد آنهم درزمانی که دیگران بهدروغ از حقوق و ارزش زن سخن میگویند و زن را به مزبله و تباهی میکشانند. رهبر انقلاب دختران را تکریم کرد و آینده سازی را از آن آنان دانست. گفت آینده جامعه بشری توسط شما دختران است.
امام سکوت میکند، نهیب میزند، مواخذه میکند، عفو میکند، عفو را حضرت آقا هرسال دارند اما این افراد و در این مقطع مورد دقت باید باشد که اینگونه چرا عفو کردند. او پدری میکند. جریان این چندماهه و مواضع ایشان را خوب بررسی کنید تا ببینید که این عفو در کجای حرکت ایشان قرار دارد. او پدر امت است و نمیخواهد آینده فرزندی که عناد نداشته و در فتنه گیر افتاده بوده و با برنامهریزی دشمنان فریبخورده، خراب شود بعلاوه طراحیهای بعدی دشمنان با این عفو به هم خورد که در آینده آثار آن هویدا میشود. کینهتوزیها به محبت تبدیل شد. خلاصه اینکه امت امام میخواهد تا با هوشمندی و تدبیر شرایط را تشخیص دهد و کشتی امت را در دریای توفانزده به سلامت به ساحل برساند.
حواستان نباشد انقدر قشنگ تحریف میکنند که همین اواخر یک آقایی که سالیان سال مسئولیت داشت گفته بود بعید میدانم امام گفته باشد که اسرائیل باید از بین برود این لطیفه نیست؟
مثل آن آقا که گفته بود امام مرگ بر آمریکا نگفته بود. قبل از اینکه انقلاب پیروز شود امام در یک کتابخانهای چیزهایی نوشته راجع به آمریکا و اسرائیل بعضی وقتها آدم تعجب میکند. گفتند مردم هر کس یک سطل آب بریزد از بین میرود اسرائیل و امثال اینها زیاد گفته شده.
اولاً باید تشکر کنم از فرماندهی سابق نیروی انتظامی که مأموریتشان تمام شد در استان بعد از ۵ سال و به تهران رفتند و خیرمقدم میگویم به فرماندهی محترم نیروی انتظامی در استان سردار هداوند که انشاءالله با قوت و قدرت و اقتدار کارها و وظایفشان را در استان انجام خواهند داد.
مسئولین ما با عملکرد درست خودشان در جایگاهی که هستند روح امید را در مردم زنده نگه دارند. کسانی که در مسیر کارهای قانونی سنگاندازی میکنند و مشکل درست میکنند اینها ناامیدی درست میکنند که برخلاف منویات رهبری و انقلاب است. همه کار انجام شده قانونی همهچیز درست است میرسد به آقایی که باید اجرا کند جلویش را میگیرد و طولش میدهد مدتها میگذرد. این خلاف است و ایجاد ناامیدی میکند. هرکسی این کار را بکند خلاف شرع میکند.
چرا جلوگیری میکنند؟ چهارشنبهها در ملاقات عمومی مکرر از این مسائل میآید که حکم شده بررسی هم میکنم میبینم درست است ولی یک آقای مریضی که مسئول شده نمیگذارد کار پیش برود. مسئولین بالاتر اینها را باید دقت کنند که ناامید کردن مردم در این زمان که حضرت آقا هم تأکید کردند درست نیست. بنا ندارم اسم دستگاهها را فعلاً ببرم و نمیگویم ولی در ذهنم هست که چه کسانی دارند این کار را میکنند.
در تصویب قوانین شهری برای ارتقاء امور مسیری طی میشود که ضررهای زیاد اجتماعی به همراه دارد باید مواظب باشید به مردم سختگیری نکنید. باید حفظ سرمایه اجتماعی و شهری را داشته باشید و بالا ببرید و مسیری که طی میکنید مسیری باشد که جلب سرمایهگذاری کند. افراد را در استان راغب کند که بیایند کاری انجام بدهند، تولید کنند و سرمایه ایجاد شود تا فعالیتهای اقتصادی و تولید رشد کند. گاهی بعضی وقتها با یک قانون که دست خود دستگاههاست مثلاً مثل عوارض، کاری میکند که سرمایه از این استان بهجای دیگر برود و بعد هم اشتغال آسیب ببیند. این را هم دوستان توجه داشته باشند.
مطلب دیگر که عرض میکنم این است که دستگاههای مسئول به اسم کار فرهنگی که باید کار فرهنگی کنیم و دعوت کنیم و امثال اینها وظایف قانونی خودشان را درباره فساد و منکرات کنار نگذارند. باید جلوی فساد را گرفت. باید جلوی منکرات را گرفت. معروفات را باید توسعه داد. میگویند میخواهیم کار فرهنگی و ایجابی کنیم خب بکنید.
این حرف غلط است که میگویند ما فعلاً کاری نمیکنیم چون میخواهیم کار فرهنگی کنیم. باید این کارها را همزمان کرد. هم کار فرهنگی کرد هم اعمال قانون کرد و الا پس از امروز پلیس کسانی که سرعت غیرمجاز دارند و دوبله پارک میکنند یا چراغقرمز را رد میکنند و سبقت غیرمجاز دارند با اینها کاری نداشته باشد. بگویند با اینها کاری نداشته باشید میخواهیم کار فرهنگی کنیم. از این به بعد میخواهیم برایشان کلاس بگذاریم و توضیح بدهیم که کار بدی است نباید از چراغقرمز عبور کنند.
کسی که از چراغقرمز رد شد جریمه میکنند و برایش کلاس میگذارند و نصیحت میکنند. اینها باید در کنار هم باشد و الا جامعه آسیب میبیند. آقایان حواسشان باشد کسی که سم خورده را باید انگشت کرد در حلقش تا سم را بالا بیاورد. بگوییم نه این کار خشن است باید با ایشان کار فرهنگی کنیم از او بخواهیم توضیح بدهد که چرا سم خوردی کار خوبی نیست. تا توضیح بدهید که او مرده است. اول باید برخورد کرد و بیماری را از او دور کرد بعد با او صحبت کرد.
به هر جهت این مسیر غلطی است که دارد طی میشود و باید مواظب بود که به این بهانه آقایان کار را ترک نکنند.
زلزلهای که در خوی آمده دوستانی که میتوانند کمک کنند و خدماتی داشته باشند خدماتشان را میتوانند در مصلی انجام بدهند. ترکیه و سوریه هم برادران ایمانی ما هستند. ضمن ابراز همدردی با خانوادههای بازماندگان آنها کسانی که میتوانند کمک کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/11/14 | 1401/11/14آینده انقلاب و نظام اسلامی به فضل الهی روشن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه92
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین اهل شبزندهداری و مناجات شبانه و خلوت در دل شب با خدایتعالی هستند. بحث ما درباره اوصافی بود که خدای تعالی درباره عبادالرحمن فرموده است.
رسیدیم به این آیه شریفه از سوره مبارکه فرقان که فرمود: «وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیاماً»؛ و کسانى که در حال سجده یا ایستاده، شب را به روز مىآورند؛ یعنی اهل نماز شب هستند؛ و این فضیلتی است که در هر کس به هر جایگاه معنوی رسید اهل نماز شب و بیداری در شب بوده است. البته تعبیری که در این آیه شریفه بکار رفته است تأکید بیشتری دارد، چون قسمت مهمی از شب را مشغول نماز و سجده بوده است.
معلوم است این افراد با ما خیلی فرق دارند. اینها افراد شایسته خدای تعالی هستند و در جایگاه ویژهای قرار دارند. ما نماز واجب را هم طولانی نمیکنیم. اگر اهل شرکت در نماز جماعت هم باشیم میگردیم ببینیم کدام بزرگوار با سرعت بیشتری نماز میخواند در نماز او شرکت میکنیم؛ اما خدای تعالی میفرماید بندگان من: «وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیاماً». اینگونه هستند.
تعبیر بیتوته که آمده کنایه از این است که قسمت مهمی از شب را بیدار هستند و الا اگر مقدار کمی موردنظر بود از این کلمه استفاده نمیکرد. بات یعنی شب را به روز آوردن. این شبزندهداری در فرهنگ دینی ما بسیار تأکید شده که انجام گیرد که در رشد معنوی ما بسیار مؤثر است.
در آیه ۶ سوره مبارکه مزمل فرمود: «اِنَّ ناشِئَهَ اللیلِ هی اشدُّ وطاً و اقومُ قیلاً». قطعاً برخاستن شب، رنج آن بیشتر و گفتار در آن زمان استوارتر است. شما ببینید رسول خدا را که خودش قرآن مجسم است. خُلقش قرآن است، قرآن بر دل و قلب مقدسش نازل شده خدای تعالی در سوره مزمل به او دستور میدهد ای جامه به خود پیچیده باید نیمی از شب، اندکی کمتر و اندکی بیشتر مشغول نماز باشی و قرآن را شمرده و ترتیل بخوانی. یا در آیه ۷۹ سوره مبارکه اسراء فرمود: «و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محموداً.»
این نشانه اهمیت موضوع است در روایات هم به این مهم تأکید فراوان شده است. رسول خدا فرمودند: جبرئیل پیوسته مرا به شبزندهداری سفارش میکرد، چنانکه گمان کردم نیکان امت من جز اندکی از شب را هرگز نخواهند خوابید؛ و در بیان دیگری فرمودند: بر شما باد شبزندهداری که آن شیوه صالحان پیش از شماست. شبزندهداری مایه تقرب به خدا و بازداشتن از گناه است.
روایات در این باب فراوان است. در بیان دیگری رسول خدا فرمودند: هرگاه بنده در دل شب تار با مولای خود خلوت کند و با او به راز و نیاز پردازد، خداوند دل او را نورانی گرداند… سپس به فرشتگانش میگوید: ای فرشتگان من بنگرید که در دل شب تار که هرزه درایان به لهو سرگرماند و غافلان خفتهاند با من خلوت کرده است. گواه باشید که من او را آمرزیدم؛ و آنقدر به آن اهمیت داده شد تا علامت شرافت مؤمن شد؛ که امام صادق علیهالسلام فرمود: «شرف المومن صلاتُهُ باللیل.»
خوب اینها بخشی از زندگی ماست اما آیا واقعاً در این فضاها قرار داریم؟ آیا قسمتی از شب را فضلاً از قسمت بیشتر آن و یا تمام را مشغول عبادت و سجده و قرآن هستیم؟ بهخصوص در این دوران که زندگی میکنیم این امور سخت به نظر میرسد. نباید فکر کنیم که ما خیلی دینداری داریم. آن آیات و روایات که گفته شده، مقصودش ما هستیم. البته شاگردان و پیروان راستین رسول خدا و اهلبیت بهاندازه وسع دنبال میکنند.
همین ایام که درش قرار داریم فرصت خوبی است که تمرین کنیم و آمادگیهای لازم را در خود به وجود بیاوریم. اینکه میگوییم زندگی ما باید قرآنی باشد و از نور قرآن بهره گرفته شود عمل به همین آیات است.
تذکر: اگر به روایات مربوط به نماز شب توجه کرده باشید میبینید که نماز شب آثار فراوان مادی و معنوی دارد. مثلاً امام صادق علیهالسلام فرمود: نماز شب چهره را سفید و انسان را خوشبو و جلب روزی میکند و امثال اینها که هرکدام میتواند انگیزهای قوی باشد که انسان را به سمت نماز شب بکشاند.
خصوصاً ثوابهای غیرقابلشمارشی که دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کار نیکی در قرآن برایش ثوابی ذکر شد مگر نماز شب که از بس نزد خدای تعالی پراهمیت بود ثواب آن را معلوم نکرد بعد به آیات ۱۶ و ۱۷ سوره مبارکه سجده استناد کرد.
اما در بحث ما آیه شریفه میفرماید انگیزه عبادالرحمن از این بیتوته و شبزندهداری و سجده طولانی فقط خداست و نه آثاری که این عمل مبارک دارد. فرمود: «وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیاماً». به چیزی غیر از خدا فکر نمیکنند. محبت خدا تمام وجودشان را پر کرده و لذا فقط رضایت او را طلب میکنند و انگیزه دیگری حتی ثواب آخرتی هم ندارند. چون رابطه آنان با مولایشان رابطه محبتی و حبیب و محبوب است. حبیب چیزی جز خلوت و انس با محبوب نمیخواهد، طلبکاری ندارد.
عبادالرحمن که عاشق خدا هستند در مقابل بندگی خود و عبادتشان از خدا مزد طلب نمیکنند، حتی خود را طلبکار هم نمیدانند بلکه دائم فکر میکنند که چگونه شکر این نعمت را ادا کنند. این وصف عبادالرحمان است و الا ما اگر موفق به عبادت هم شدیم بلافاصله لیستی از مطالبات را هم برای خدای تعالی ارسال میکنیم که این خواستهها را برآورده کن. خدای تعالی دل ما را ظرف معارفش قرار دهد و توفیق عمل به همه ما عنایت فرماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا محبت دنیا را از دل خود دور کردهاند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «وَ مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْیَا الْتَاطَ قَلْبُهُ مِنْهَا بِثَلَاثٍ، هَمٍّ لَا یُغِبُّهُ وَ حِرْصٍ لَا یَتْرُکُهُ وَ أَمَلٍ لَا یُدْرِکُهُ»؛ و هر که به محبت دنیا دل ببندد، دلش دربند سه چیز بماند: غمى که از او جدا نشود، حرصى که او را ترک نکند و آرزویى که هرگز بدان نرسد.
دیگر از این گویاتر سخن هست؟ باید ریشه این وابستگی که حرص است را خشکاند تا نجات پیدا کرد. بیشتر اوقات افراد برای رسیدن به دنیا تلاش میکنند تا امکانات لازم را فراهم کنند و چون موفق نمیشوند غمگین میشوند. بعد هم که به هر وسیله به دنیا رسیدند، غم نگهداری و ترس از دست دادن دارند؛ و دهها مسئله شبیه اینها که عرض شد در دنیاطلبی و ادامه آن مطرح است که برای طالب آن چیزی جز غم و اندوه و آرزوی طولانی دستنیافتنی به ارمغان نمیآورد.
۱۳ رجب سال ۳۰ عامالفیل در درون خانه خدا امیرالمؤمنین علیهالسلام به دنیا آمد و از بدو تولد رسول خدا سرپرستی و تربیت او را مانند پدری مهربان به عهده گرفت. ریشه این کار هم کثرت فرزندان ابوطالب و تنگی معیشت بود.
در خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه خود حضرت فرمودند: «وَ قَد عَلِمتُم مَوضِعی مِن رسولِ اللهِ بالقرابه القریبه…» شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا در خویشاوندی نزدیک، در مقام و منزلت ویژه میدانید. پیامبر مرا در اتاق خویش مینشاند در حالیکه کودک بودم مرا در آغوش خود میگرفت و در بستر مخصوص خود میخوابانید… گاهی غذائی را لقمهلقمه در دهانم میگذارد، هرگز دروغی در گفتار من و اشتباهی در کردارم نیافت… پیامبر هرروز نشانهای تازه از اخلاق نیکو برایم آشکار میکرد و به من فرمان میداد که به او اقتداء کنم. هرسال در حرا خلوت میگزید من او را میدیدم و جز من کسی وی را نمیدید.
اینجا حضرت به اینکه اولین مردی است که به اسلام گرویده است اشاره میکند که: در آن روزها در هیچ خانه اسلام راه نیافت جز خانه رسول خدا که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم؛ و این نکته بسیار پراهمیت است که حکایت از جایگاه ویژه حضرت دارد و آن اینکه میفرماید: «اری نور الوحی و الرساله و اشمُ ریحَ النبوهِ و لقد سمعتُ رَنَّهَ الشیطانِ حین نَزَلَ الوحی علیه.»
خب این نشان میدهد در آن فضای مهمِ نزول وحی امیرالمؤمنین حاضر بوده و حتی ناله شیطان را که مأیوس از پرستش خودش شده بوده را شنیده و این عظمت جایگاه امام علیهالسلام است و از این بالاتر را هم رسول خدا فرمودهاند که: «اِنک تَسمع ما اسمعُ و تری ما اری الا اَنَّک لستَ بنبیٍّ و لکنک لَوزیرٌ.»
باید در این کلمات خوب دقت کرد؛ یعنی حضرت هم فرشته وحی را میدیده است و هم وحی را میشنیده است، این جایگاه انبیاء الهی بود که حضرت داشتند. بعلاوه توجه دارید که وحی به بیان قرآن کریم بر قلب رسول خدا نازل میشده است. «نزل به الروح الامین علی قلبک…» آنوقت مفهوم آیه شریفه مباهله بهتر فهمیده میشود که چگونه علیبنابیطالب نفس پیغمبر اکرم است. در روایتی که به نظرم اینجا از قول رسول خدا خواندم این مطلب را داشت که فرمودند: «عَلِی مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِی لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ». خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرت قرار دهد. این روز را به همه شیعیان امیرالمؤمنین و بهخصوص پدران بزرگوار که روز ولادت حضرت را روز پدر نامیدند تبریک و تهنیت عرض میکنیم.
۱۵ رجب سال ۶۲ قمری یکی از مصادیق انسان کامل در فرهنگ دینی ما که همه خوبیها و زیباییهای فضائل انسانی را در خود جمع کرده خلق الهی پیدا کرده عقیله بنیهاشم اخت الحسین زینب کبری سلاماللهعلیها وفات کرد که به همه شما تسلیت عرض میکنم.
بانویی که میتواند به خاطر ویژگیهایی که دارد بهعنوان الگو برای طلب کنندگان فضیلت در مسیر رستگاری انتخاب شود. الگوی حضور مؤثر زن در متن اجتماع و انجام وظائف و تکالیف دینی و درعینحال عفیف و موقر و مؤمنانه. او مجاهد فی سبیل الله در عرصههای مختلف و یک انقلابی است.
او اهل معرفت بود. اوج معرفتش به خدای تعالی و رضای الهی را در کلام بلند او بعد از همه مصائبی که تحمل کرد میتوان دید که فرمود و ما رایت الا جمیلاً. شرح همین کلام مدت زیادی از چندین خطبه را خواهد گرفت. عابده آل علی در زهد بینظیر بود. او اهل شجاعت بود شجاعت این شیر زن هاشمی بینظیر بود که نمونههای آن را درصحنههای مختلف واقعه کربلا و بعدازآن در ذهن شریف شما هست. گاهی شجاعت صفت کسی است که از انسانهای زورگو و ستمگر نمیترسد و گاهی صفت کسی است که روی خود کار کرده و هوای نفس را کنترل کرده و بر نفس اماره مسلط شده است و گاهی صفت کسی است که در حوادث مختلف روزگار و تلاطمهای دوران خود را حفظ میکند، بلکه دیگران هم به او تکیه میکنند و خود را حفظ میکنند و زینب کبری سلاماللهعلیها در قله هر سه قسم قرار داشت.
و اهل صبر و اهل مناعت طبع و اهل عزم و اهل مقاومت و زمانشناس و اسلامشناس و جریان شناس و دشمنشناس و دشمنی شناس و اهل اقدام و عمل بهموقع و استکبارستیز و مانند پدرش یاور مظلومان و همدم محرومان و اهل جهاد تبیین و تحلیلگر اوضاع و شرایط زمان بود. حضرت آقا در بیانی فرمودند: «باید حرکت ما در جهت حرکت زینبى باشد؛ باید همّت ما، عزّت اسلام و عزّت جامعه اسلامى و عزّت انسان باشد»؛ یعنی مسیر حرکتی که زینب سلاماللهعلیها برای ما ترسیم کرده ما را به عزت میرساند.
اما راجع به انقلاب که این روزها در جشنهای پیروزی قرار داریم و در روز ۲۲ بهمن مردم بصیر و با معرفت ایران اسلامی با حضورشان تیر دیگری به قلب دشمنانش خواهند زد انشاءالله.
چند نکته عرض کنم. پیروزی انقلاب معجزه بزرگی بود که رخ داد اما حفظ ۴۴ ساله انقلاب با همه دشمنیها و خباثتهائی که در حق ملت ما دارند، معجزه بزرگتر و مهمتری است. حضرت آقا چند سال پیش فرمودند: تمام تحرکات دشمن در این چهل سال پاتک انقلاب بوده است. جالب است که ۴۴ سال است در حال پاتک هستند. انقلاب در طول این سالها هرگز توقف نداشته و دائماً به سمت جلو درحرکت بوده است؛ و به فضل و رحمت خدای بزرگ دشمن در تمام موانع و سدهایی که ایجاد کرده شکست خورده است.
من به یک سؤال از چهار سؤالی که در نوبتهای قبل مطرح کرده بودم خیلی مختصر با توجه به وقت جواب دادم. چرا انقلاب شد. سؤال دوم چگونه انقلاب شد را کوتاه توضیح میدهم.
روش حضرت امام که از دهه ۴۰ برای مدیریت مبارزه با رژیم منحوس در نظر گرفته بودند اصلاً شناخته نبود حتی برای کشورهایی که از شاه حمایت میکردند و بر اوضاع ایران مسلط بودند قابلدرک نبود که قدرت امام چیست و چگونه است که میتواند مردم را به قیام دعوت کند و مردم هم همراهی کنند.
عناصر تشکیلدهنده این قدرت، اول مکتب اهلبیت علیهم السلام و آموزههایی از اسلام ناب که در مسائل سیاسی و اجتماعی و همچنین فرهنگ استکبارستیزی و شهادتطلبی و امثال اینها بود که مقاومت و پایداری را در راه رسیدن به هدف تقویت کرد. دوم خود مردم مؤمنی بودند که با هوشیاری و بصیرت در همه صحنهها حاضر بودند و دفاع کردند و سوم رهبری حرکت که بهعنوان ولایتفقیه مطرح شد.
این سه وقتی در کنار هم قرار گرفت قدرتی را به وجود آورد که شاه و حامیانش که بزرگترین قدرتهای دنیا بود را زمینگیر کرد؛ و همیشه امامین انقلاب تأکید کردند تا وقتی این سه باهم هستند انقلاب میتواند به راه خودش باقدرت ادامه دهد. لذا قدرتهای استکباری از همان روز اول تلاش دارند بین این سه مؤلفه قدرت جدائی بیندازند و هرچه تحرک هم میبینید در طول این ۴۴ سال همهاش حول همین سه محور است.
در نشستی که سازمانهای اطلاعاتی دنیا اعم از سازمان سیای آمریکا، سازمان MI6 انگلیس، سازمان اطلاعات فرانسه و اطلاعات آلمان در سال ۶۴ داشتند جمعبندیشان این بود که باید برای جدا کردن این سه، برنامهریزی داشت. طرحریزی برای جدا کردن مردم از اسلام، از رهبری یا از هردو.
اما نمیدانند که آموزههای مکتب اهلبیت علیهمالسلام در عمق جان مردم ما جا دارد لذا به فضل پروردگار تا امروز در جدائی انداختن بین مردم و مکتب و رهبری موفق نشدهاند و در آینده هم خوابهای آنان تعبیر نخواهد شد.
همانطور که دشمن تلاش میکند این مولود عظیم که در ۲۲ بهمن سال ۵۷ متولد شد و امروز به کمال خود رسیده را با ناامید کردن مردم و بهخصوص جوانان از بین ببرد باید تلاش کرد در امید افزایی و امید دادن از روی واقع و بیان حقائق.
توجه دارید که سالهای طولانی، جریان غیرانقلابی داخل نظام در عرصههای مختلف سنگاندازی و کمکاری کردند و مانع حرکت پرشتاب کشور شدند بهخصوص در بحث اقتصاد لطمات فراوانی زدند که قسمتهایی از جامعه را دچار پریشانی کرده بهطوریکه احساس اطمینان خودش را مقداری از دست داده است؛ یعنی مقدمه ناامیدی فراهمشده و این را باید جبران کرد.
آقا در بیانیه گام دوم فرمودند: «در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشهایترین جهاد شما است. بدون این کلید اساسیِ همهی قفلها (امید و نگاه خوشبینانه به آینده)، هیچ گامی نمیتوان برداشت.»
امروز نقطه درگیری ما با دشمن کجاست؟ نقطه جنگ ادراکی، ترکیبی، پیچیده و هوشمندی است که توسط دشمن با تمام امکانات و قابلیتهایش وارد میدان شده و بهصورت نقطه زنی عمل میکند با ایجاد تردید با القاء شبهه، با روانشناسی دقیق، سیستم عصبی و تابآوری جامعه را مورد هدف قرار داده و به نقاط حساس و آسیبپذیر مرتبط با زندگی مردم حمله میکند. در حقیقت درک و افکار مردم را ترور میکند تا ذائقهها و باورها را تغییر دهد. اینجا جهاد تبیین راهگشاست.
شما امروز در جمع خود ما تعداد زیادی از عزیزان نیروهای نظامی بهخصوص برادران نیروی هوایی را میبینید. در سال ۱۳۵۷ حرکت عظیمی در روز نوزدهم بهمن واقع شد. یک حرکت بسیار بهموقع و در مقطع خودش کارساز و اثرگذار. اینکه انسان بتواند در لحظه و در زمان تشخیص بدهد و بهموقع عمل کند این مهمترین فعل یک انسان مؤمن انقلابی است. این برادران که امروز عقبه آن گروه عظیم هستند و بخشی از آنها در این جلسه حاضر هستند شما ببینید در آن زمان چگونه عمل کردند. یک حرکت نمادین بود؛ پرسنل نیروی هوایی حرکتی را انجام دادند و خود این شد یکی از دستاوردهای انقلاب.
امروز این نیروی بالنده در نظام جمهوری اسلامی در چرخه دفاعی نظام نقش مؤثری دارد. از قبل از پیروزی انقلاب نقش داشته، و بعد در پیروزی در تثبیت؛ و امروز در مراحلی که در آن قرار داریم. اوایل جنگ را تعدادی از شما یادتان هست که حرکت اولیه نیروی هوایی باعث شد که ماشین جنگی دشمنی که دشمنان او را حمایت میکردند قسمت اعظم آن ساقط شد. بقیهاش هم در طول جنگ از بین رفت که نیروی هوایی او مقابله با ما را نداشت؛ و در طول این سالها هم مسیر فزایندهای را طی کرده و رشد داشته. دشمن را به هر جهت از طرق مختلف مستأصل کرده.
یکی از کارهای مهمی که عزیزان ما در نیروی هوایی دارند شهرکهای پهپادی است که دشمن مقابل ما را در مقابل خودشان مستأصل کردند؛ یعنی توان مقابله با این پهپادها را ندارند و همچنین موشکهای نقطه زن و مجموعهای از این فعالیتها که به همه عزیزان خدا قوت میگوییم و از همه آنها تشکر میکنیم. انشاءالله در ظل توجهات حضرت ولیعصر ارواحنا فداه در ادامه مسیری که دارند موفق باشند. برای سلامتیشان صلوات بفرستید.
سؤال سوم این است که دستاوردهای انقلاب چه بوده است. پاسخ به این سؤال فرصت زیادی را میطلبد که فقط بخواهم فهرست کنم؛ اما توصیه میکنم عزیزان به متن بیانیه گام دوم مراجعه کنید. در آنجا به هفت دستاورد بزرگ انقلاب حضرت آقا به زیبایی اشاره فرمودهاند که مراجعه میفرمایید.
دستاوردهای انقلاب در همه زمینههاست. اعم از معنوی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و فناوری، نظامی و امنیتی، حوزه دفاعی و توسعه عمق راهبردی. پرداختن به هرکدام در فرصت خطبه میسور نیست. البته باید در تبیین دستاوردهای انقلاب به شاخصههای اهداف، امکانات موجود و انواع موانع داخلی و خارجی و تهدیدها و دشمنیها خوب دقت کرد تا نتیجه درست به دست آید.
ضمناً توجه داشته باشید که دشمنان نقاط استحکام و قوت ما را ضعیف نشان میدهند تا روحیهها را خراب کنند. یکی از مهمترین عملیاتهای تحریف دشمنان انقلاب این است که نظام اسلامی را ناکارآمد نشان دهند. بله سطح موفقیت در این دستاوردها یکسان نیست که آنهم به عوامل مختلفی مربوط است. لذا یکی از کارکردهای جهاد تبیین همینجاست که خوب به مسئله بیان دستاوردها بپردازد و شبهات و دشمنیهای خناثان را خنثی کند.
و سؤال چهارم هم این بود که آینده انقلاب چه میشود؟ آقا فرمودند: «به برکت اسلام، آیندهى این انقلاب، آیندهى این نظام و آیندهى این کشور، آیندهاى بسیار روشن و درخشان است». این حرف را ما به جان میپذیریم. بعد نگاه میکنیم در مدتی که طی شده و داشتههایی که داریم میبینیم که این حرف، حرف کاملاً متینی است.
بله آینده انقلاب و نظام اسلامی به فضل الهی روشن است. بهشرط اینکه ظرفیتهایی که داریم را حفظ کنیم و بکار بگیریم. ظرفیت شعارهای فطری و همیشه زندهی انقلاب اسلامی. ظرفیت عمل و مدیریت جهادی با حفظ و نگاه انقلابی، ظرفیت نیروی انسانی مستعد و متعهد و مؤمن، ظرفیت مجموعهای گسترده از فرصتهای فراوان مادی در کشور، ظرفیت توجه کردن به تجربههای گذشته برای گامهای محکم آینده.
راجع به اعتکاف و آثار معنوی که برای فرد دارد فرصت بیان نیست.
اما با توجه به بیان حضرت آقا راجع به جمعیت و دغدغهی جدی که در این زمینه وجود دارد باید عرض کنم یک جلوه دیگر از جنگ ترکیبی که درش قرار گرفتیم همین جنگ است که میخواهند ترکیب جمعیت به هم بخورد از همه جهت.
عزیزان و خانوادهها با توجیهات غلطی که فردا در نزد خدای تعالی نمیتوانند پاسخگو باشند جلوی موالید را نگیرند. چرا دل زوج جوان را برای بچهدار شدن با توهمات شرکآلود خالی میکنید. بالاخره هر کاری سختی خودش را دارد نمیشود شانه از مسئولیت خالی کرد.
جهاد یعنی همین دائم گفته میشود اگر حکم جهاد داده شود کذا و کذا میکنیم خب آقا حکم جهاد تبیین و جهاد فرزند آوری دادهاند بسمالله. من نمیتوانم صریح توضیح دهم ولی بدانید که توطئه بزرگی با بیتوجهی شما در حال رقم خوردن است که دود آن به چشم همه خواهد رفت، هوشیار باشید.
همانطور که در مسئله اقتصادی از سال نود به سخنان سیدنا القائد توجه نکردند و الان در این وضعیت قرار داریم. در مسئله جمعیت هم باید حرکت جدیتری صورت بگیرد. همینالان بیش از چند میلیون نفر هستند که نابارور هستند. میشود فرصتی را فراهم کرد و دستگاهها دستبهدست هم بدهند و کمک کنند که یکمرتبه چند میلیون جمعیت اضافه خواهد شد.
دغدغه معیشت و اقتصاد مردم نزد حضرت آقا ستودنی است که در ماههای آخر سال پیگیری تحقق شعار سال را میکنند.
دیدار سهساعته از نمایشگاه توانمندیهای داخلی که در حوزههای مختلف بود و بعد دیدار با تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان عرصههای دانشبنیان حکایت از اهمیت مطلب نزد ایشان دارد.
یک مطلب هم راجع به زلزله خوی هست. اگر توانی دارید انشاءالله در این مسئله اقدام کنید که دوستان آمادگیاش را دارند. من البته چند روز گذشته با امامجمعه خوی صحبت کردم؛ اگر کمک بشود کمک مناسبی است. ایشان گفت که صد پسلرزه آمده و سختیهایی هست و با سرمای هوا و در این شرایط، کمک به هموطنان بسیار مؤثر خواهد بود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/11/7 | 1401/11/7مسئولی که نسبت به امربهمعروف و نهیازمنکر بیتفاوت باشد بدرد این دولت نمیخورد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه93
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله . اهل تقوا فقط نظرشان در اعمالی که دارند به خدای تعالی است که او چه میپسندد تا انجام دهند و چه نمیپسندد تا ترک کنند، به رضایت مردم کاری ندارند. اگر عقل انسان به کمال خودش رسیده باشد و پختگی لازم را به دست آورده باشد بهغیراز رضایت الهی به چیز دیگری راضی نیست.
بحث ما درباره عبادالرحمن بود. یعنی کسانی که فقط خدا را میپرستند و هر کاری که باعث تقویت پرستش خدا در آنان باشد را مواظبت میکنند. مثل تواضع و از تکبر دوری میکنند چون روح بندگی را از آنان میگیرد.
راجع به تواضع چون روح عبد بودن و بندگی را در ما تقویت میکند صحبت کردیم. عبد همیشه در مقابل مولایش خاکسار است. تا عبد خدا نشویم، کمالی نخواهیم داشت. هیچ بندهای نمیگوید دلم خواست یا نظرم این است بلکه میگوید هرچه آقایم گفت.
هرچه مراحل بیشتری از عبودیت را طی کنیم، کمال بیشتر و درجه بالاتری صعود کردهایم. پس اولین چیزی را که از خود باید دور کنیم تا در وادی عبودیت سیر کنیم کنار گذاشتن تکبر است. همان صفتی که شیطان را رجیم و رانده درگاه الهی و دچار لعنت ابدی کرد.
چند روایت راجع به تواضع بخوانم: رسول خدا فرمودند: چه شده است که حلاوت عبادت را در شما نمیبینم؟ عرض کردند حلاوت عبادت چیست؟ فرمود: تواضع فروتنی. یعنی کسی که اهل عبادت است متواضع است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: بر تو باد فروتنی، زیرا که آن بزرگترین عبادتهاست.
البته تواضع علائم و ثمراتی دارد که در بحث تواضع باید به آن پرداخت. تواضع هم باید برای خدا باشد و بیان کنند عظمت خدای تعالی و الا ثمرهای ندارد.
یک ثمره عالی برای تواضع از امام کاظم علیهالسلام عرض کنم که حضرت فرمودند: خداوند فروتنان را بهاندازه فروتنیشان بالا نمیبرد بلکه آنان را بهاندازه عظمت و بزرگی خود رفعت میبخشد.
و در مقابل، تکبر رذیله خطرناکی است. رسول خدا فرمود: منفورترین مردم شخص متکبر است. کسی که استکبار بورزد خداوند او را پست میکند.
صفت دیگر عباد الرحمن که آنهم نشانه تواضع و فروتنی آنان است که در آیه ۷۲ سوره مبارکه فرقان بیان کرده این است که چون بر لغو بگذرند، با بزرگواری میگذرند. «وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما». و این آیه شبیه آیه ۳ سوره مبارکه مؤمنون است که فرمود: «وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون». و آنان که از بیهوده روى گردانند.
لغو یعنی کاری که در سعادت انسان نقشی ندارد. آیه میفرماید: مؤمنانى به فلاح مىرسند که از کار لغو و بیهوده اعراض کنند. اما در سوره فرقان که اوصاف عبادالرحمان را بیان میکند لطیفتر فرموده است. اینها کسانی هستند که هر چیزی که باعث شود عمرشان هدر رود را کنار میگذارند. در جامعه زندگی میکنند و با افراد دیگر مراوده و رفتوآمد دارند اما در مسیر لغو باارادهی خود حرکت نمیکنند و شأن خود را بالاتر میبینند. لذا با مراقبه کامل خود را کنترل کرده، مواظب هستند کاری برخلاف میل خدا انجام ندهند. از کنار نادانان و نابخردان عبور میکنند کأن نه چیزی شنیدهاند و نه چیزی دیدهاند.
امروزه متأسفانه دایره اهانت و تمسخر باوجود فضای مجازی و صفحات اجتماعی گستردهتر شده و زمینه مشاجره و توهین و نشر اکاذیب و ایذاء مؤمن فراهمشده که یکوقت عرض کردم شهید در فضای مجازی داریم از همین باب است چون آبروی مؤمن مثل خون اوست که گاهی در این فضاها ناجوانمردانه ریخته میشود. اینجا بهترین حربه همین است که قرآن کریم فرمود: «وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما.»
اما نباید این نکته را فراموش کرد که بعض از مباحث از دایره فرد و شخص خارج میشود و جنبه عمومی و اجتماعی به خود میگیرد. گاهی حقی از حقوق افراد از بین میرود. گاهی حق خدای تعالی مورد هجمه بیخردان و دشمنان قرار میگیرد در این موارد نمیتوانیم از روی ترس و مصلحتاندیشی و محافظهکاری بگوییم بله اینها لغو میگویند بعد بخواهیم از کنارش بهسادگی عبور کنیم. اصلاً در فرهنگ دینی ما چنین مطلبی بیاننشده که نسبت به این امور بیتفاوت باشیم.
در روایتی دارد کسی که برای خدا چهره خود را در هم نکشد، آتش جهنم آن را در هم خواهد کشید. حضرت عباس اسمش عباس بود چون در چهره هیچ دشمن خدا نخندید و عبوس بود. بنابراین هرگز نباید با سکوت و بیتفاوتی خود باعث شدیم که به خدا و اسلام و مقدسات و امثال اینها توهین شود.
گاهی افراد برای مصلحتاندیشیهای منفعت طلبانه و یا از روی ترس خود تمسک میکنند به «الباطل یَموت بترک ذکره». هیچ نگوییم که بزرگ نشوند و خودبهخود از بین بروند. بله این در مواردی درست است اما آیا اگر به اسلام توهین کردند به قرآن بیاحترامی کردند حق خدا و رسولش را لگدکوب کردند، ارزشهای الهی را نابود کردند از روی ترس و یا محافظهکاری بگوییم «الباطل یموت بترک ذکره»؟ کریمانه از کنارش رد شویم؟
حق خودت را رد شو برو. اما حق خدا و اسلام و احکام الهی و قرآن را نمیشود نادیده گرفت و آرام نشست. هرکس در این موارد سکوت کند به بیان قرآن کریم مورد لعن خدا واقع میشود. رسول خدا فرمود: هنگامیکه بدعتها در امت من پدیدار شد پس عالم باید علمش را آشکار کند، وگرنه لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد. یعنی عالمی که در مقابل رواج بدعت و فساد سکوت میکند مورد لعن خدا و ملائکه و مردم است. لذا سکوت در مقابل جسارت کنندگان جایز نیست اقل آن همین بیانیه دادن و تظاهر کردن و اعتراض کردن است. عالم هم فقط منظور عمامه به سر و عالم دینی نیست. عالم هر کسی است که میداند و مسائل را یاد گرفته و میفهمد که باید دفاع کند. هر کسی که آگاهیهای لازم را دارد باید اقدام کند که اگر نکند مورد لعن است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. یکی از اعمال دائمی متقین تلاوت قرآن و عمل به دستورات آن است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَمَاتَ فَدَخَلَ النَّارَ، فَهُوَ مِمَّنْ کَانَ یَتَّخِذُ آیَاتِ اللَّهِ هُزُواً». و هر کس قرآن را بخواند، با این همه پس از مردن وارد جهنم شود از کسانى است که قرآن را به مسخره گرفته است.
یعنی قاری قرآن باید طوری زندگی کرده باشد و اعمالش چنان باشد که او را از آتش جهنم نجات داده باشد. اگر اینطور نباشد پس معلوم میشود قرآن را مسخره کرده بوده و از روی اعتقاد نخوانده بوده و عمل نکرده است. چون خواندن قرآن براى خدا و عمل به آیات الهی از روی اخلاص، شخص را بهشتی میکند.
در روایات داریم که چه بسا قرآن خوانی که قرآن او را لعنت میکند. «رب تال القرآن و القران یلعنه». این از همین باب است که میخواند اما عمل نمیکند آیات غیبت و دروغ و تهمت و نمامی و امثال اینها را میخواند و بعد مجلس تلاوت بر خلافش عمل میکند خداوند ما را از شر خودمان نجات دهد.
۱۰ رجب المرجب سال ۱۹۵ قمری اَشبُّ الائمه مولانا جواد علیهالسلام، معدن الوفاء به دنیا آمد. این روز پر از خیروبرکت را به شما تبریک عرض میکنم. مرحوم کلینی در جلد اول کافی از امام رضا علیهالسلام در وصف امام جواد علیهالسلام نقل کرده است که حضرت فرمود: این فرزندى است که هیچ فرزندى در اسلام بابرکتتر از او براى شیعیان ما زاده نشده است. «هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِی لَمْ یولَدْ فِی الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَکَهً عَلَى شِیعَتِنَا مِنْهُ.»
البته همه ائمه علیهمالسلام به استناد زیارت جامعه کبیره که فرمود: «وَ مَسَاکِنِ بَرَکَهِ اللَّه». مسکنهای برکت الهی هستند. چنانکه امام سجاد علیهالسلام در دعای ۲ صحیفه از رسول خدا به عنوان: «إِمَامِ الرَّحْمَهِ، وَ قَائِدِ الْخَیرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَکَه». یاد کردهاند. و چون «کلهم نور واحد» همگی آنان مفتاح و کلید برکتند.
سؤال اصلی این است که ما چگونه از این برکات وجودی بهرهمند شویم؟ باید در مسیر شعاع نور ولایت آن حضرات قرار بگیریم یعنی از راه و رسم آنان تبعیت فکری و عملی بکنیم. در فرهنگ دینی اهلبیت علیهمالسلام واسطه نزول نعم الهی اعم از مادی و معنوی هستند و به یمن وجود آنان پربرکت میشود.
در کتاب العین و مفردات راغب، میگوید برکت بر دوام و بقا و عدم زوال دلالت میکند. ریشهی بَرْکْ به سینهی شتر گفته میشود. از کرک سینهی شتر پارچهای تهیه میکنند که محکم و با دوام است به نام بَرَک. لذا از این کلمه بهتدریج معنای دوام، بقا و عدم زوال فهمیده شد. به محلی که آب در آن جمع میشود و برای مدتی طولانی باقی میماند بِرکه میگویند. پس برکت به نمو و زیادهای گفته میشود که دارای دوام و بقاست. تبریک هم دعای به برکت است، یعنی دعا میکنیم که نعمت برای شخص ثبات و بقا داشته باشد.
امام جواد علیهالسلام عمرشان کوتاه بود اما خدمات بزرگی داشتند و این نشانه برکت است. مبارزه فرهنگی مستمری را انجام دادند تا سبک زندگی اسلامی از بین نرود. چون خلفای عباسی نظام حکومتی خود را بر مبنای ترویج امپراتوری زر و زور و قدرت و ثروت استوار کرده بودند و برای تثبیت فرهنگ اشرافیگری و تجملپرستی از ابزارها و راهکارهای مختلف بهخصوص روشهای اعتقادی و دینی استفاده میکردند تا آن را به جامعه خود بقبولانند. که امام جواد علیهالسلام با این جریان بهطور جد مبارزه کرد و ارزشهای دینی را با رفتار و عمل خود در دل انسانهای پاک تثبیت کرد.
۱۲ بهمن سالگشت ورود حضرت امام به کشور را گرامی میداریم که آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی است. ضمن تبریک ایام، انشاءالله جشنهای امسال مردمی و باشکوهتر از قبل برگزار خواهد شد. بهویژه وقتی میبینیم دشمنان انقلاب بعد از بکار بردن همه طرحهایشان برای مهار و براندازی نظام اسلامی مأیوس شدهاند اما باز تلاش میکنند تا این بار با راهبرد کتمان و تحریف و جنگ روایتها مسیر جدیدی را برای زمینگیر کردن انقلاب برای خود باز کنند. ولی با جهاد تبیین و یادآوری ایام بزرگی که مردم ایران با دستخالی، عظمت آفریدند و طاغوت ۲۵۰۰ ساله ملک الملوکی و پادشاهی ننگین را راهی زبالهدان تاریخ کردند، به مقابله میپردازیم، و این وظیفه همه است بخصوص دوستداران ایران و انقلاب تا نسل جوان را نسبت به کینههائی که دشمنان در حق مردم داشتند و دارند را آگاه کنند.
حضرت آقا در بیانیه گام دوم بشارتی دادند که: دنبالهی مسیر انقلاب، بهدشواری گذشتهها نیست. یعنی سختیهایی که باید کشیده میشد تا به این مرحله برسیم را کشیدهایم و مسیر پیش رو آسانتر و راحتتر طی خواهد شد. اما باید گذشته را مرور کرد و درس گرفت و به آینده امیدوار بود و همین را هم بیگانگان خوش ندارند.
دشمنان انقلاب و اسلام با انواع ترفندها دائماً تلاش کردهاند تا واقعیت انقلاب اسلامی را که از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ تا پیروزی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ که۶۶۰۰ شهید بنا بر آمار بنیاد شهید داد را کتمان و تحریف و به نحو دیگری ارائه کنند و برای باورپذیری حرفهای خود، روی مشکلات اقتصادی تکیه میکنند.
یعنی دشمن چون میبیند نمیتواند این انقلاب را منحرف کند، تنها راه را در تحریف حقائق میبیند و در این مسیر جریان سازی میکند و با بزرگ کردن مشکلات اقتصادی که امروز درگیر هستیم به مردم و جوانانی که دوره گذشته را ندیده و کم کتاب میخواند و در اوج احساسات پاک هم قرار دارد، القاء میکنند که شرایط کشور در روزگار مثلاً شاه بهتر از امروز بوده و بعد آماری هم که ریشه و حقیقتی ندارد را اعلام میکنند.
در جلسه قبل چهار سؤال را طرح کردم. اول اینکه چرا انقلاب شد؟ برای اینکه جواب درست را بفهمیم باید ایران را بخصوص در آن مقطع از تاریخ خوب شناخت. اولاً: ایران سرزمینی است که ازلحاظ راهبردی و موقعیت حساس جغرافیایی و ارتباط با سه قاره آسیا، اروپا و اقیانوس هند که دارد در ردیف یکی از مناطق کمنظیر دنیاست. و بر این سه قاره، تأثیرگذار است.
و یکی از اهداف اساسی قدرتها در طول تاریخ، سلطه بر ایران بوده است، تاریخ را نگاه کنید از زمان پرتغالیها، تزارها، فرانسویها، عثمانیها، انگلیسیها و آمریکائیها و هر قدرتی که در دنیا غالب شد، تسلط بر ایران را دستور کار خود قرار داد. انقلاب اسلامی آمد و دست قدرتهای بزرگ که نمیخواستند موقعیت خود را از دست بدهند را از ایران کوتاه کرد.
وزیر خارجهی وقت آمریکا میگوید: «با سقوط پهلوی آمریکا خسارتی دید که دیگر قابل جبران نیست و ما از امکان بسیار بزرگی در منطقه مهمی از دنیا محروم شدیم». اینها اقرارهای خودشان است. اینها را خوب است که دوستان بخوانند و مرور کنند.
رئیس سازمان سیای آمریکا در دوران پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: «آنچه در ایران اتفاق افتاد یک واقعه مهم و فوقالعاده نبود، بلکه یک واقعیت عجیب و باورنکردنی بود. ما ایران را بهگونهای ساخته بودیم که قرار بود برای همیشه در ایران باشیم و نمیدانستیم اینگونه ما را از ایران بیرون میکنند». انقلاب چنین حرکت بزرگی را انجام داد.
خب همه به منابع بینظیر و سرشار ایران طمع داشتند. اهمیت انقلاب اسلامی در این بود که شعار استقلال داد و تا امروز روی شعارش ایستاد بهطوریکه حتی بزرگترین دشمنانش هم این واقعیت را اعتراف میکنند که ایران مستقل است. البته این خودش دستاورد انقلاب هم هست.
ثانیاً ایران شیعه است و در طول تاریخ سابقه ندارد که شیعه سلطه قدرتهای استکباری و استعماری را پذیرفته باشد. زیرا مکتب شهادت در فرهنگ شیعه یکی از اصول غیرقابل تغییر است. همانکه حاج قاسم گفت ما ملت امام حسینیم و این قدرتی را ایجاد میکند که بههیچوجه نمیتواند سازشکار باشد.
لذا از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اسلامهراسی راهبرد اصلی و مستمر استکبار جهانی و صهیونیزم بینالملل بوده است که در قالبهای مختلف انجام دادهاند. وقتی در مقابل گفتمان مقاومت و پیروزیهای میدانی که به دست میآورد کم میآورند برای کمرنگ کردن حساسیت و غیرت دینی مردم ایران و مسلمین جهان اقدامات توهینآمیز میکنند به رسول خدا جسارت میکنند به قرآن اهانت میکنند به مقدسات بیاحترامی میکنند تا شاید غلبهای داشته باشند.
این قرآنسوزی که در سوئد راه انداختند، تکمیلکننده حرکات قبلی است که آیا مسلمین غیرت خود را نسبت به مقدسات ازدستدادهاند یا نه. اینجا باید جهان اسلام با قاطعیت تمام با وحدت و یکپارچه در مقابل اقدامات دین ستیزانه این جرثومههای فساد بایستند. مجامع بینالمللی که بهدروغ خود را حامی حقوق بشر و آزادی بیان و امثال ذالک میدانند باید عکسالعمل نشان دهند پرچم رنگین دگرباشان را آتش میزنند، غوغا به پا میکنند. ۱۶ سال برای کسی که این کار را کرده حبس میبرند؛ اما به مقدسات نزدیک به دو میلیارد مسلمان اهانت میشود سکوت خائنانه دارند.
و ما در ایران اسلامی با تمام وجود عشق و علاقه خود را به قرآن و اهلبیت پیغمبر و مقدسات دینی اعلام میکنیم و حاضریم برای حفظ و حراست از قرآن و مکتب اهلبیت جان خود را فدا میکنیم.
احکام الهی را مورد تمسخر و استهزاء قرار میدهند روی حکم الهی قصاص چقدر جریان درست کردند. اخیراً هم ستاد امربهمعروف و نهیازمنکر که مروج و توسعهدهنده حکم دیگری از احکام الهی است را تحریم کردهاند این هم خباثت دیگری است. میبینید هر مجموعهای که بخواهد اسلام و احکام الهی را ترویج کند و یا پاسداری کند مورد غضب این خناثان قرار میگیرد و محکوم میشود. چون پیرو شیطان هستند و شیطان هم با این امور مخالف است و اینها هم دستپرورده شیطان هستند.
البته تحریم آنها اثری در اراده ملت در راهی که انتخاب کرده ندارد، ۴۴ سال است دارند ملت ما را آزمایش میکنند و هرسال در جشنهای دهه انقلاب از حضور مردم آنان را بیچاره و درمانده کرده است. دائماً از مردم میگویند ولی مردم کسانی هستند که حماسه درست میکنند و ایامالله به وجود میآورند. مردم ما با توکل به خدا با وحدت و همبستگی، تحت زعامت رهبر فرزانه و حکیم خود تا رسیدن به اهداف بلندش همه موانع را ریشهکن خواهند کرد.
نکتهای را همینجا عرض کنم که بحث امربهمعروف پیش آمد و آن اینکه بیگانه تحریم میکند وضعیت او روشن است. اما داخلیها چرا به امربهمعروف بیتوجه هستند و آن را در عمل تحریم میکنند و گاهی حرفهای بیربط میزنند که باعث تعجب میشود؟! وزیری که درد دین نداشته باشد و نسبت به احکام خدا ترویج بیتفاوتی و در رفتارش تبلیغ بیتفاوتی کند به درد دولت انقلابی نمیخورد.
چون موارد در حال تکرار است به آقای رئیسجمهور عرض میکنیم نسبت به این قضیه بیتفاوتی بدنه اجرائی کشور نسبت به منکرات عموماً و مسئله عفاف و حجاب بخصوص اقدام عاجل داشته باشید. مسئله با جلسات بیثمری که برای عفاف و حجاب گذاشته میشود حل نمیشود. باید همانطور که در مسئله اقتصادی ورود کرده و تحولاتی به وجود آمده، ورود کنید و تا دیر نشده به بدنه اجرائی دستورات لازم را راجع به عائله خودتان و نانخوران از دولت بدهید.
مسئولی که در نظام اسلامی مشغول باشد و نسبت به امربهمعروف و نهیازمنکر بیتفاوت باشد بدرد این دولت نمیخورد. او با این تحریم کنندگان چه فرقی دارد؟ آیه قرآن فرمود اگر مکنت پیدا کردید یعنی شما که مسئول شدی یکی از وظائفت امربهمعروف است اگرچه قبل از مسئولیت هم وظیفه داشتی. حالا استاندار شدی فرماندار شدی دادستان شدی امامجمعه شدی و هر منصبی که داشتی باید و در هر سطحی که هستی باید به این واجب الهی بپردازی و الا عندالله پاسخی نداری.
غیرت دینی داشته باشید و از غیر خدا نترسید. مسئول ترسو بدرد نظام اسلامی نمیخورد آنجا که باید حرف بزند لال است آنجا که باید اقدام کند، نیست. مثل رزمندگان دفاع مقدس و مدافعان حرم وسط میدان باشید و از ارزشهای دینی و انقلابی و اسلامی دفاع کنید.
ثالثاً عملکرد خود رژیم پهلوی طی ۵۷ سال کاملاً زیانبار، تحقیرکننده و خسارتبار بود. دوره تاریک و منحوس حاکم بودن پدر و پسر فاسق بر ایران را با سرعت مرور کنید بهخوبی ریشههای انقلاب مردم را به دست میآورید. عوامل متعددی از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا بهمن ۵۷ دست به دست هم داد تا منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. خفقان، زندان، شکنجههای جسمی و روحی، وابستگی ذلتبار به قدرتهای خارجی، تحقیر ملت به خاطر سرسپردگی رضاخان به انگلیسیها و سرسپردگی محمدرضا به آمریکاییها.
دوستان کتاب ارتشبد فردوست و یا خاطرات علم وزیر دربار شاه و یا کتاب فریدون هویدا سفیر دائم رژیم پهلوی در سازمان ملل و کتب دیگر را بخوانید تا با عمق فاجعه آشنا شوید. آنها قشنگ توضیح دادند؛ خودشان دارند میگویند.
رژیم شاه بشدت گرفتار انواع فساد بود ترویج اعتیاد و مواد مخدر توسط عناصر اصلی حکومت مثل خواهر شاه، نبود انتخابات آزاد، بیاعتنائی به پیشرفت علمی کشور، از بین بردن کشاورزی و وابستگی کامل کشور به بیگانه و دهها مسئله که آقا فرمودند: «انقلاب، یک حرکت عظیم در مقابل فساد و بیکفایتیِ رژیمی بود که تا خرخره در لجنزارهای فساد و وابستگی گرفتار شده بود».
خودشان هم قبول داشتند که نسبت به مردم ایران خیانت کردهاند. محمدرضا پهلوی علیه من الرحمن ما یستحقه در روز چهاردهم آبان۱۳۵۷ یک بیانیه را خواند که بسیار گویاست من به عبارت کوتاهی از آن اشاره میکنم که گفت: در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار میکنم و متعهد میشوم که خطاهای گذشته هرگز تکرار نشود، بلکه خطاها ازهرجهت نیز جبران گردد. و گفت: من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم و آنچه را که شما برای به دست آوردنش قربانی دادهاید، تضمین میکنم که حکومت ایران در آینده بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود.
کاملاً به ریشههای انقلاب اشاره کرده که کشتار کرده؛ قربانی که میگوید یعنی کشتار کرده، قانون اساسی عمل نمیشده، عدالت اجتماعی نبوده، استبداد و ظلم و فساد حاکم بوده و امثال اینها.
همین موارد سهگانه که گفتم خیلی بیشتر است؛ فضا را فراهم کرد که مردم به ندای حضرت امام پاسخ بدهند و حکومت و نظام اسلامی را برپا کنند.
نکته استانی که عرض میکنم این است که آقایان خیلی زود وارد عرصه انتخابات شدید! این تذکری است دارم میدهم. فعلاً به کارهای استان بپردازید تا حالا نوبت به انتخابات برسد. حالا خیلی زود است. متأسفانه آقایان آرایش انتخاباتی گرفتند.
مسائل مختلف شهر رسیدگی عاجل و عاقلانه میخواهد. مدت مسئولیتی که دارید؛ تمام ارکان اجرایی بهخصوص در رابطه با شورا و شهرداری در تمام استان را عرض میکنم؛ فقط شهر کرج را بهخصوص نمیگویم؛ در تمام استان این مسئله وجود دارد. با سرعت این مدت سپری میشود و مردم بهترین قاضی عملکرد شما هستند. دارند بهدقت رصد میکنند. وقتی میآیند با ما صحبت میکنند میبینم که چقدر دقیق دارند شما را میبینند. حواستان باشد. البته خدای تعالی نفوذ دیدش بیشتر است و بهترین قاضی هم خود مردم هستند.
برنامه داشته باشید. برای مردم بگویید که میخواهید چهکار کنید و بعد هم از مردم هم کمک بگیرید اگر کمبودهایی هست. دست از سیاسیکاریها بردارید.
یک نکته دیگر را هم به دوستان تذکر دادم اما به نظرم رسید که لازم است اینجا دوباره تکرار کنم. من ضمن قدردانی از کسانی که برای ساخت و راهاندازی قطار شهری تلاشهایی داشتند که تلاشهای زیادی در طول این سالها توسط مدیران و گروههای عملیاتی انجام شده و مهندسان کارهای فراوانی را انجام دادند تا این پروژه زودتر به نتیجه برسد، عرض میکنم که باز بااینحال، به نظر میرسد که بهتر است قبل از بهرهبرداری، حتماً کارشناسی دقیقی انجام بگیرد؛ اما نه توسط عزیزانی که خودشان دارند فعالیت میکنند در آن صحنه و دخیل در کار بودند؛ که خداینکرده خطری متوجه مردم در آینده نباشد. چون بعضاً گزارشهایی داده میشود که بعضی جاها نقصهایی دارد. به دوستان هم گفتم که پیگیری کنند و دیدم که در مسیر افتتاح و راهاندازی هستند تذکر دادم که یکبار دیگر بررسی دقیق شود که برای مردم مشکلی پیش نیاید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/10/30 | 1401/10/30ایام دهه فجر انقلاب یکی از فرصتهای ناب برای تبیین است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه94
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله . متقین کسانی هستند که از روی اراده و اختیار بندگی خدا میکنند. بحث ما درباره عبادالرحمن و ویژگیهای آنان است. جلسه قبل کمی راجع به بندگی خدا و بندگی غیر خدا که در حقیقت بندگی شیطان و پیروی از هوای نفس است سخن گفتم. و عرض کردم عباد الرحمان کسانى هستند که از روی اختیار خدا را پرستش میکنند و او را معبود و مولای خود میدانند. و طبق نظر او زندگی میکنند. برخلاف کافران که با دستورات خداوند مخالفت میکنند و خود را تحت ولایت خدا نمیدانند.
خدای تعالی در آیه ۱۱ سوره مبارکه محمد میفرماید: «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلى لَهُمْ». این براى آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانى است که ایمان آوردند امّا کافران مولایى ندارند. اولین اوصافی که به بیان قرآن کریم برای عبادالرحمان مطرح شده، دو صفت است، یکى این است که: «الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الاَرْضِ هَوْناً». به نرمى و آرامى و با فروتنى و بىتکلف و تکبر بر روى زمین راه مىروند. و دیگری این است که: «إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً». یعنی در مقابل افراد نادان که رفتار تحقیرآمیز یا از روی تمسخر دارند، برخوردى آرام و بزرگوارانه از خود نشان مىدهند.
مقصود از سلاماً در آیه ظاهراً این باشد که با سخنان آرام خود و آرامشی که دارند، بداخلاقی افراد نادان و کمعقلی آنان را از بین میبرند. در حقیقت میگوید عبادالرحمن، چون عبد خدا هستند بیتکبر و اهل تواضعاند، در مقابل مولا، چیزی برای خود قائل نیستند و خود را نمیبینند و فروتن هستند. در تمام زندگی و مشی آنان تواضع است نه اینکه راه رفتن ویژگی داشته باشد، از روی تبختر و تکبر و نخوت راه نرفتن و برخوردشان با بیخردان و حالات دیگر نشانه است. نوع این حالات نشاندهنده شخصیت فرد است.
یکی از مهمترین عوامل سقوط انسان که شیطان شروعکننده و سرسلسله آن است، خودبزرگبینی و تکبر است. در آیه ۳۴ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِیسَ أَبى وَاسْتَکْبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِین». و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده و خضوع کنید!» همگى سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانى و تکبرش) از کافران شد. در آیه دیگر فرمود از بهشت خارج شو که تو از خوارشدگانی.
و در این باب روایات عجیبی داریم. امام باقر علیهالسلام فرمودند: هیچ مقدار از تکبر به دل آدمی راه نیابد مگر اینکه به همان اندازه از عقلش کم میشود، چه آن مقدار کم باشد یا زیاد. امام صادق علیهالسلام فرمود: هر کس بر این باور باشد که از دیگران برتر است او در شمار مستکبران است. و اثر وضعی که خدای تعالی برای تکبر قرار داده است به بیان رسول خدا این است که چنین کسی خوار و پست میشود. عبادالرحمن شدن یعنی انسان آنقدر در مسیر بندگی خدا تلاش کند تا به قرب خدا برسد. به دست آوردن فضائل و دور کردن رذایل برای نزدیک شدن به خداست.
خب چگونه باید این مسیر را طی کرد تا به خدا نزدیک شد؟ اگر در بیان قرآن کریم و رسول خدا و اهلبیت توجه کرده باشید، راه رسیدن به خدای تعالی عبادت و بندگی و پرستش خداوند است. در قسمتی از آیه ۳۶ سوره مبارکه نحل فرمود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ…» ما در هر امتى رسولى برانگیختیم که خداى یکتا را بپرستید… یعنی صریح و روشن بیان میکند صدر تعلیم همه انبیاء الهی این است که خدا را پرستش و عبادت کنید. و پرستش خدا با تکبر و مَنم مَنم هماهنگی ندارد.
و این اختصاص به اسلام فقط ندارد. چون به بیان قرآن بتپرستها هم تلاش میکنند تا با عبادت به بتهای خود نزدیک شوند. در آیه ۳ سوره مبارکه زمر فرمود: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى…» اینها را نمىپرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند… اینجا بیان میکند که هدف همه انبیاء قرب به خداست. حتی بتپرستها هم به دنبال نزدیک شدن به بت خود هستند.
پس یکی از اوصاف بالا و باارزش با همه مراتبی که دارد، چون فرمود: «لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِم»، قرب الهی است و راه رسیدن هم بندگی است و پرستش. در آیه ۲۰۶ سوره مبارکه اعراف فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ عِنْدَ رَبِّکَ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ یَسْجُدُونَ». آنها که (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هیچگاه) از عبادتش تکبر نمىورزند، و او را تسبیح مىگویند، و برایش سجده مىکنند. یعنی مقربین و کسانی که از قرب به خدا برخوردارند این سه صفت را قطعاً دارند. استکبار نکردن و تسبیح کردن و سجده کردن. انسان اگر بخواهد به قرب الهی برسد راهی جز بندگی ندارد و بنده هم خود را نمیبیند و خاکسار درگاه الهی است.
خب مسیری که روندهی خود را به خدا و سعادت نهائی میرساند کدام است؟ صراط مستقیم. بالاخره آن حالت نفسانی که با روح بندگی برای خدا تناسب دارد و انسان را به خدا نزدیک میکند، همین تواضع است که بهعنوان اولین صفت عبادالرحمان نامبرده شد و در مقابل خودبزرگبینی و تکبر، انسان را بنده شیطان میکند. خدایا همه ما را از عباد الرحمان قرار بده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.. اهل تقوا در مقابل هیچ موجودی غیر از خدای تعالی کرنش ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «وَ مَنْ أَتَى غَنِیّاً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِینِهِ». و کسى که در نزد توانگرى به خاطر ثروتش کرنش کند، دوسوم دینش را از دست داده است.
چرا این کرنش چنین اثری دارد؟ چون مقدمه میشود برای علاقهمندی افراطی به دنیا و گرایش به سمت کارهای خلاف برای به دست آوردن مال بیشتر تا جایی که از بندگی خدا خارج میشود.همچنین چون دین متشکل از اعتقاد قلبی و اقرار زبانی و عمل با اعضاء است. و معمولاً کرنش به ثروتمندان با زبان است که مدح آنان گفته میشود و یا با عمل است که کاری را برای او انجام میدهند در حقیقت دوسوم دین خود را این شخص از بین برده است. خدای تعالی دستگیر همه باشد.
پیشاپیش حلول ماه رجب را و آغاز ماه نخست از ۳ ماه فصل بندگی و همچنین ولادت امام باقر سلاماللهعلیه را به شما تبریک عرض میکنم.
هفتمین ماه از سال قمری رجب نام دارد؛ با مجموعه فراوانی از فضیلتها و رحمت الهی که این خوان نعمت برای ما گسترده شده و باید بهره ببریم. ماه رجب بهار خودسازی است. اهلدل و معرفت فرصت ماه رجب را از دست نمیدهند و متوجه بار عام الهی هستند و از نسیم رحمت و مغفرت خدای تعالی بهره میبرند.
در این ماه بهوسیله استغفار ظرفیتهای معنوی خودمان را بالا ببریم. امام صادق علیهالسلام فرمودند: رسول خدا فرمود که رجب ماه استغفار امت من است؛ پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است.
در بعضی از روایات دارد که ماه رجب ماه خدا است؛ چون رحمت خدا در این ماه بر بندگانش سرازیر است و چون رسول خدا در ۲۷ رجب این ماه مبعوث به رسالت شد، پس ماه رسول خدا هم هست و همچنین چون امیرالمؤمنین در سیزدهم این ماه به دنیا آمد پس ماه ولایت هم هست. میبینید که از همه جهت این ماه، ماه ویژهای است.
در بحارالانوار احادیث فراوانی در فضیلت این ماه بیان شده؛ به نظر میرسد که از همان شب اول ماه با توجه وارد این ماه شوید. اعمال را با اخلاص بهاندازه وسع شروع کنید. روزه بهخصوص در این ماه فضیلت فراوان دارد. امام صادق علیهالسلام از پدران خودش نقل میکند که امیرالمؤمنین علیهالسلام خوش داشت انسان خود را در ۴ شب از شبهای سال برای عبادت فارغ سازد؛ اولین شب ماه رجب (همین اولین شب ماه رجب موضوعیت دارد؛ اینکه عرض میکنم از همان شب اول ماه با توجه وارد شوید ریشهاش روایت است) بعد فرمودند: شب عید قربان و شب عید فطر و شب نیمه شعبان.
ماه رجب یکی از بهترین فرصتها برای تقویت ایمان و تقوا است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۱۹۸ از نهجالبلاغه فرمود: تقوا داروی بیماریهای روحی، مایه بینایی و درمان بیبصیرتیها، شفای بیماریهای ظاهری، مایه صلاح تباهیهای باطنی، سبب پاکی آلودگیهای درونی، عامل زدودن غبار مزاحم از دیدگان حقیقتبین، مایه آرامش و از بین رفتن ناآرامیها و اضطرابها و روشنی ظلمتهای وجودی است.
این تقوا را چطور باید به دست بیاوریم؟ در ماه رجب فرصت فراهم است. میشود در این ماه تمرین کرد و تقوا را در خودمان اگر نیست به وجود بیاوریم که هست و آن مقداری که هست را تقویت کنیم، بیشتر کنیم و محکم کنیم.
در این ماه به خودمان برسیم؛ همچنین دو ماه آینده. این دستور قرآن را جدی بگیریم که فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» ای کسانی که ایمان آوردید مراقب خودتان باشید؛ چون اگر در راه درست باشید گمراهی گمراهان به شما ضرر نمیزند.
ببینید چقدر در معرض خطریم! طرف ۷۰ ماه جبهه داشته، آن همه مسئولیت و فعالیت، در نهایت به خاطر جاسوسی برای دشمن اعدام میشود. ما در معرض خطر هستیم. انسان دچار خسران ابدی میشود. این هشدار جدی است که باید مواظب خودمان باشیم. شیطان کار خودش را خوب بلد است. انسان و امیال انسان را خوب میشناسد. باید دائم توبه داشت و بازگشت داشت. از یاد خدا غافل نباشیم. از خدا بخواهیم که عاقبت همه ما ختم به خیر شود. عاقبتبهخیری یک دعای همیشگی است. امیرالمؤمنین هم در آن لحظه که پیغمبر اکرم به او خبر داد شهید میشود گفت آیا دین من سر جایش هست؟ مسئله مهم است.
جا دارد یک روایتی را از مولود مبارک روز نخست ماه رجب یعنی امام باقر علیهالسلام برای شما بهعنوان عرض ادب بخوانم. من هر وقت که نام اهلبیت میآید سیره آن حضرات را مطرح میکنم. راجع به سیره امام باقر من مقداری گفتهام. در این نوبت به یک روایتی اشاره میکنم.
این روایت را مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه نقل میکند. روایت قشنگی است. حضرت فرمودند «مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ اِذا رَغِبْ وَ اِذا رَهَبْ و اِذا اشْتَهى و اِذا غَضِبَ و اِذا رَضِىَ، حَرَّمَ الله جَسَدَهُ عَلَى النّارِ» اگر کسی در ۵ حالت مالک نفس خودش باشد بدنش بر آتش حرام است. اول وقتیکه به چیزی علاقه دارد حواسش باشد عاشق بیقرار نشود بهطوریکه دیگر حلال و حرام را فراموش کند. دوم اگر از چیزی میترسد و از کسی تنفر دارد این بغض سبب کوتاهی در وظایف شرعیاش نشود. مثلاً دشمنی نکند، بدگویی نکند غیبت نکند. سوم اگر به چیزی علاقه پیدا کرد باعث نشود که به خاطر آن علاقه به حرام بیفتد و هر وقت نسبت به کسی غضبناک شد از حق عبور نکند و هر وقت از کسی خشنود شد این خشنودی او را از حق منحرف نکند. اگر در این پنج چیز انسان مالک خودش باشد خداوند چنین شخصی را عذاب نمیکند.
پنجم بهمن مصادف است با سوم ماه رجب شهادت امام هادی علیهالسلام است. قبلاً هم در سیره آن حضرت نکاتی را عرض کردم. شرایط سخت استبداد عباسی زندگی را بر امام و شیعیان سخت کرده بود. عباسیها اهتمام داشتند که علویان قدرت نگیرند تا مقدمات ظهور حجت خدا فراهم نشود. فضا را آنقدر سنگین کرده بودند ازنظر قتل و ترور و سختیهایی که بود که نمیتوانستند شیعیان بگویند که ما دوستدار اهلبیت هستیم. لذا علویان بهترین روش برای مبارزه با عباسیان را تقیه انتخاب کردند. چون شرایط مبارزه فراهم نبود؛ برنامه درازمدت ریختند برای کادر سازی و فراهم کردن نیروهای بصیر انقلابی. البته غیرمستقیم مبارزه میکردند. خود امام در هر فرصتی که پیدا میکرد مشروعیت دستگاه بنیعباس را زیر سؤال میبرد، جایگاه امامت را تبیین میکرد، جایگاه امامت را تقویت میکرد، زیارت جامعه کبیره و غدیریه اینها در این زمینه بینظیر هستند که ملاحظه کردهاید.
یکی از آموزههای امام که نیاز امروز جامعه ما است و باید به آن تأسی کنیم توسعه روحیه امیدواری در جامعه بود. امام هادی با دلداری دادن و پشتیبانی از مردم، پایگاههای مقاومت مردمی را تقویت میکرد. نسبت به آینده و چیره شدن اسلام و از بین رفتن بساط ظلم امیدوار میکرد.
کسی از اهالی مدین از امام سؤال کرد بالاخره کار متوکل کی تمام میشود؟ حضرت آیات سوره مبارکه یوسف را که عزیز مصر خواب دیده بود، دو تا ۷ سال، آن آیات را خواند و طبق پیشبینی امام، متوکل در همان روزهای اول سال پانزدهم حکومتش به قتل رسید.
نفوذ معنوی امام بسیار گسترده بود. همه جغرافیای جهان اسلام را گرفته بود؛ مثلاً تعداد زیادی از شاگردانش از ایران هستند. در رجال که نگاه میکنید فراوان هستند؛ رازی هستند، خراسانی هستند، قمی هستند.
در سال ۲۵۴ دستگاه حاکمه، نفوذ معنوی و کلام امام را نتوانست تحمل کند و امام توسط یکی از پلیدترین و منفورترین غاصبان منصب حاکمیت اهلبیت علیهمالسلام یعنی متوکل عباسی در سی و چهارمین سال امامت یعنی بعد از ۲۰ سال که در تبعید بود در تبعیدگاه به شهادت رسید. الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
نکتهای را عرض کنم و آن اینکه استکبار جهانی با تمام عده و عُدهاش با طراحی جنگ ترکیبی بر علیه ایران در این نوبت هم شکست خورد. هیچکدام از نقشههایش به نتیجه نرسید. از این ناکامی هم که داشته بهشدت عصبانی است؛ لذا به اقدامات جدید برای جبران شکستها و احتمال پیروزیهای آینده دست زده است؛ تا مردم را مأیوس کند یا عصبانی کند، وحدت ملی را خدشهدار کند، عمق راهبردی منطقهای ایران را از بین ببرد، بهخصوص ازنظر دیپلماسی تنشهایی را درست کند که این روزها میبینید و میشنوید که فراخوان میزنند، فاصله بین مردم و امام جامعه به وجود بیاورد، بین مردم و دستگاههای خدمتگزار و مورد اعتماد مردم فاصله بیندازد؛ مثلاینکه مثلاً بخواهند سپاه پاسداران را در ردیف تروریستها قرار بدهند و امثال اینها که این فقره هم هوشیاری مردم و مسئولین و هدایتهای سیدنا القائد، کید دشمنان را به خودشان بر خواهد گرداند و وعدههای الهی را محقق خواهد کرد انشاءالله.
پارلمان اروپا قطعنامهای داده است؛ گفته سپاه تروریست است. اولاً این دخالت در امور کشور است و یک جنگ رسانهای است. خودشان هم میدانند که حرف بیربطی زدهاند و دارند حرف بیربطی میزنند. البته شورای اروپا باید خیلی نسبت به عواقب این حرف و عدم وجاهت بینالمللی که این حرف دارد پرت باشد که این پیشنهاد را در جلسه پیش رویی که دارند بخواهند تصویب کنند. امیدواریم این حماقت را نکنند و چیزی را تصویب نکنند.
مگر میشود طبق قواعد بینالمللی نیروی رسمی نظامی کشوری را تروریست اعلام کرد؟ اصلاً سابقه هم ندارد. البته دفعه قبل همچنین کاری را یکقسمتی انجام دادند که بلافاصله مجلس اقدام کرد و در این نوبت هم قطعاً اقداماتی را خواهند داشت.
آنها میخواهند شکستهای نظامی و سیاسی که خوردند را اینطور جبران کنند ولی نمیدانند که عملگی آمریکا و صهیونیستها را میکنند. دشمنان ایران قوی بدانند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دل مردم ایران جای دارد و با این تهمتها و تحریفها، فاصله بین مردم و فرزندانشان نمیافتد و اگر لازم باشد همه لباس سبز پاسداری که نماد افتخار و عزت انقلاب است را به تن کرده و افتخار خواهند کرد.
چقدر پارلمان اروپا بدبخت شد که باید با لابی ضدانقلابها و منافقین و صهیونیستها علیه ایران مشق شب بنویسند. خیال میکنند با این موجی که راه انداختهاند میتوانند برجام را به نفع خودشان با فشار سیاسی و امتیاز گیری احیا کنند. اگر سپاه نبود و اقداماتی که سردار شهید قاسم سلیمانی رضواناللهعلیه کرد نبود، امروز اروپا از عملیاتهای تروریستی داعش در امان نبود. اگر مرزبانی نظامی و انتظامی ایران نبود، مواد مخدر، زندگی در اروپا را افسانه کرده بود.
یقین بدانید که با این نوع از گفتمان و عملیات نمیتوانید بین مردم و مسئولین دوقطبی ایجاد کنید و فشاری بیاورید که ایران از مواضع خودش کوتاه بیاید. مردم و مسئولین در ایران بر مواضع خردمندانه و بازدارنده بر اساس منافع ملی خود تا آخر محکم ایستادهاند و عقبنشینی نخواهند کرد.
در دوران دفاع مقدس امام فرمود جنگ در رأس همه امور است. البته صدام خوب گوش کرد و تا پایان جنگ لباس جنگی را از تن درنیاورد. امروز وقتی به بیان امام المسلمین و تأکید و تکرار او نگاه میکنیم باید بگوییم جهاد تبیین در رأس همه امور است. چرا؟ چون ما در یک جنگ فراگیر و همهجانبه ادراکی و شناختی قرار داریم.
امروز دشمن با تمام ترفندها و ابزارهای خود، در نظام ادراکی جامعه و فعالان جبهه انقلاب، اختلال ایجاد میکند. تلاش میکند بر شش محور اثرگذار باشد. محور باورها، تشخیصها، ارادهها، اعتمادها، امیدها و اتحادهای مردم. نسل جوان بهخصوص مورد هدف جدی است. نسلی که اولاً ذهنیتی از انقلاب و دشمنیهای دشمنان و دوران دفاع مقدس و امثال اینها ندارد و ثانیاً میتواند بهسرعت با همه فضاها و جریانات داخلی و بینالمللی ارتباط بگیرد؛ و متأسفانه نحوه مواجهه تبیینی جریانات انقلاب، شکل جهادی ندارد؛ نه بخشهای مردمی و نه حاکمیتی. حرکاتی که دیده میشود جهادی نیست در حالیکه معنای جهاد به کار گرفتن تمام توان است و ما در صحنه، جهاد نمیبینیم. کارهایی انجام میگیرد ولی جهادی نیست.
جنگ شناختی با اطلاعات شروع میشود، یعنی آنچه مهم است و کار را پیش میبرد اطلاعات است؛ بعد با استفاده از فناوریها، شناخت افراد را تغییر میدهد. توجه داشته باشید، جنگ شناختی فقط مبارزه با آنچه مردم فکر میکنند، نیست؛ بلکه مبارزه با طرز فکر آنها است؛ یعنی اگر بتوانند، طرز فکر مردم را تغییر میدهند؛ و این مطلب خیلی حساستر، قدرتمندتر و فراتر از جنگ روانی است.
عرض کردم باور را تغییر میدهند؛ حالا از باورهای سیاسی بگیرید تا اقتصادی و فرهنگی و اعتقادی. هجمههایی که گاهی میبینید میشود ریشهاش همینهاست. مثلاً در باور اعتقادی اینکه خدای تعالی علتالعلل همه اموری است که در عالم واقع میشود و هیچچیز از تحت قدرت او خارج نیست و خداوند برای تحقق امری، اسبابی را دخیل کرده باشد و بعضی را مانع تحقق قرار داده باشد مطلب مسلمی است و از آیات و روایات به دست میآید و باور هر موحدی است. در مباحث اعتقادی ثابت شده و در ادعیه هم دائماً میخوانیم.
ولی وقتی بنا به تخریب باور میگذارند، وقتی میبینند در جریان جهاد تبیین مسیری در حال طی شدن است که محکم و با دقت کار میکند، اول کلمات گوینده را تحریف و جابجا میکنند و بعد تیتری که ربطی به بحث ندارد، درست میکنند و بعد ناجوانمردانه و با هماهنگی کامل یک باور را میکوبند که هفته گذشته نمونهاش را دیدید.
جنگ شناختی زمان و مکان و تعطیلی و تسلیم و صلح ندارد؛ بلکه تا غلبه بر فکر و اندیشه طرف مقابل ادامه دارد. میدان جنگ در جهاد تبیین، مبارزه همیشگی جریان حق و باطل است. جریان باطل، با دقت قلب واقعیتها را نشانه میگیرد و با تزیین و تسویل ازیکطرف و ایجاد ترس و ناامیدی از طرف دیگر و با انکار و تحریف و پنهان کردن موفقیتهای جبهه حق از طرف سوم و با سیاه نمایی و بزرگنمایی ضعفها از طرف چهارم، عملیات فریب افکار و باورهای عموم مردم و خواص جامعه را انجام میدهد.
در اینجا فضای تبیینی، فهم صحنه، میدان و اهمیت مبارزهای که جریان دارد، یکی از نیازهای جبههی انقلاب است. ما فقر و محرومیت و رنج را بهسرعت متوجه میشویم؛ طرح میریزیم مثل طرح محرومیتزدائی، جلسات مکرر و تخصیص بودجه و به کار گرفتن امکانات و اقدام میکنیم؛ اما از اینها مهمتر، اختلالی که دشمن با تمام قوای خودش در نظام ادراکی جامعه به وجود آورده را توجه نمیکنیم و جبهه انقلاب هنوز اقدام جهادی لازم و ظرفیت خود را پای این کار مهم نیاورده است.
من این را مقدمه گفتم برای یک کلمه؛ ایام دهه فجر انقلاب یکی از فرصتهای ناب برای تبیین است. جهاد تبیین را در این دهه همه به عهده بگیرند، هرکس بهاندازه خودش در چهار محور و مسئله. این ۴ سؤال جدی را برای همه مردم بهخصوص نسل جوان تبیین کنید؛ که یک؛ چرا انقلاب کردیم؟ دو؛ چگونه انقلاب کردیم؟ بحثهای مفصل و نغزی اینجا وجود دارد که جوانها اگر بدانند و توجه داشته باشند برایشان خیلی مفید است.
سه؛ دستاوردهای انقلاب چه بوده؟ که دشمن با دقت تمام این دستاوردها را تضعیف میکند و کم نشان میدهد و بد نشان میدهد. لااقل این کتاب صعود چهلساله را بخوانید. ۷ دستاورد مهم را رهبر انقلاب حفظه الله در همین بیانیه گام دوم بیان کردند. روی اینها کار کنید.
و چهارم؛ آینده انقلاب چه میشود؟ که بخشی از تبیینها در فرصت دهه مبارکه فجر و ایام بهمن باید متوجه اینها باشد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/10/23 | 1401/10/23اگر حجاب برود عفت میرود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه95
خطبه اول
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا صبر جمیل دارند یعنی شکیبایی دارند که نزد مردم شکوه نمیکنند. بحث صبر و آنچه امهات آن بود را مطرح کردم و تقریباً به همه مباحث مربوط به تواصی و روشن شدن این امر مهم دینی اجتماعی که مورد تأکید اولیاء دین بود و رهبر معظم انقلاب هم توصیه فرمودند که در این دوران چرخه تواصی بین مؤمنین قطع نشود را مطرح کردم و امیدوارم که انشاءالله مورداستفاده قرار گرفته باشد.
من در ابتدای خطبه اول معمولاً به شما مؤمنین، خطاب میکنم عبادالرحمن، میخواهم این را برای شما مقداری توضیح دهم.
قرآن کریم در سوره فرقان آیه ۶۳ میفرماید: «وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الاَرْضِ هَوْناً وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما» و بندگان خداى رحمان کسانیاند که روى زمین به نرمى و بیتکبر راه میروند و چون نادانان ایشان را مورد خطاب قرار دهند و سخنان نابخردانه گویند بهملایمت پاسخ میدهند.
اگر با کلام خدای تعالی در قرآن کریم آشنا باشید این را میدانید که خداوند به جهت تشویق و ترغیب افراد برای به دست آوردن صفات عالی، آنان را عنوان میدهد مثلاً محسنین، مفلحین، منفقین، مستغفرین، مومنین، متقین، سابقین، ابرار، صالحین و امثال اینها بعد برای هرکدام خصائص و ویژگیهایی را بیان میکند
مثلاً در آیه ۶۹ سوره مبارکه عنکبوت فرمود: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ» و آنها که درراه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راههاى خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است. خداوند معیت خودش با محسنین را بیان فرموده و اینکه محسنین کسانی هستند که اهل اخلاص در عمل هستند و در همه اعمال خود بخصوص جهاد در راه خدا بدون اخلاص قدم برنمیدارند.
راجع به صفات دیگر هم همینطور در قرآن کریم بیانشده است. یکی از آن عناوین عبادالرحمن است. موارد مختلفی در قرآن کلمه عباد به تنهائی بکار رفته و در مواردی هم کلمه عباد را به خودش اضافه کرده است. مثلاً عبادَ الله، عبادی، عبادِنا و … و با همین ترکیب ارزش ویژه و بار معنائی خاصی در کلمه به وجود آورده است.
وقتی خداوند بندهاش را به خودش نسبت میدهد خیلی اثر تربیتی بالائی دارد. پدر وقتی به فرزندش میگوید دلبندم عزیزم چقدر اثرگذار است. همه شما لطافت آیه ۱۸۶ سوره مبارکه بقره را با جان خود حس میکنید وقتی خدای تعالی بنده خود را از روی مهر اینگونه ترغیب به درخواست از خودش میکند: «وَإِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون». اوج مهربانی و لطافت است این آیه شریفه. مردم بنده من هستند من به آنها نزدیکم حاجاتشان را از من طلب میکنند و من برآورده میکنم.
البته توجه به این نکته هم لازم است که گاهی منظور از کلمه عباد در قرآن کریم همه بندگان خدا هستند مثلاینکه گفته میشود «واللهُ بصیرٌ بالعباد». خداوند نسبت به بندگانش بیناست. در بحث ما یعنی عبادالرحمن، عباد به معنای همه بندگان خدا، مدنظر نیست. ولو همه مردم بندگان خدای رحمان هستند؛ اما اینجا گروهی از بندگان خاص که ویژگیهایی را در خود محقق کردهاند و توجه به اموری دارند و از امور دیگر فاصله گرفتهاند که به خاطر همین توجهات موردعنایت خداوند قرارگرفته و شرافت پیداکردهاند، مدنظر است.
کسانیکه سراسر وجودشان را از آن خدای تعالی میدانند و از خود چیزی ندارند و برای خود چیزی قائل نیستند. خود را حقیقتاً ملک خدا و عبد او میدانند و البته این مسیر بندگی را با اراده و اختیار خود طی کردهاند و به این مقام یعنی عبد خدا بودن رسیدهاند؛ و این کمال را همه ندارند و عدهای درست مسیر مقابل بندگی خدا یعنی بندگی شیطان را طی میکنند و از هوی و هوس خود پیروی کرده، هلاک میشوند.
لذا قرآن کریم هشدار داده است بندگی خدا صراط مستقیم است و غیرازآن بندگی شیطان رجیم. در آیه ۶۰ و ۶۱ سوره مبارکه یس فرمود: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیم» اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شما است؟ و اینکه مرا بپرستید که این است راه راست؟ بنابراین هرکس برخلاف راه خدا حرکت کند، گرفتار شیطان میشود و او بر شخص مسلط میشود و او را به فراموشی از خدا میکشاند و درنتیجه درراه شیطان حرکت میکند. در آیه ۳۴ سوره مبارکه بقره فرمود: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُون».
پس ما دو بندگی داریم یک بندگی خدا و دیگری بندگی غیر خدا و شیطان. آن عده از افراد که دنبال آزادی از همهچیز هستند و فکر میکنند خودشان دارند با علم و اراده و قدرت تفکری که دارند برای زندگی و مسائل مختلفشان برنامه میریزند و در قید بندگی خدا نیستند، نمیدانند که بهشدت در بندِ بندگی هوای نفس و شیطان قرار دارند و دستورات شیطان را تبعیت میکنند. آنکه میگوید: به نظر من، خودم، دلم میخواهد و امثال اینها یعنی اختیار خودشان را به شیطان سپردهاند. هر کس بنده خدا بود آزاد است.
این بحث ادامه دارد فقط این روایت را بخوانم. امام صادق علیهالسلام فرمود: امام حسین علیهالسلام بر اصحابش وارد شد و فرمود: ای مردم، خداوند عزوجل بندگان را نیافرید مگر تا او را بشناسند چون او را شناختند او را بپرستند و چون او را بپرستند از پرستش غیر او بینیاز میشوند… یعنی باید عبد خدا شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در ناگواراییهایی که برایشان پیش میآید نزد کسی شکوه نمیبرند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۹ از پنج ویژگی که هرکدام آثار بدی دارند ما را بر حذر کردهاند. در بخش دوم فرمودند: «وَ مَنْ أَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَهً نَزَلَتْ بِهِ، فَقَدْ أَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ»؛ و کسى که از مصیبتى که بر او واردشده نزد دیگران شکوه کند، از پروردگارش شکوه کرده است.
چون همانطور که در نوبتهای قبل به مناسبت عرض کردیم هیچ امری از امور خارج از اراده خداوند و تدبیر الهی نیست بهخصوص مصیبتها و ابتلائات که اساساً برای امتحان افراد صورت میگیرد. لذا باید بدانیم که خدای تعالی جز خیر برای بندهاش نمیخواهد. بعلاوه این شکوه بردن نزد دیگران مشکلی را حل نمیکند جز اینکه موجب تضعیف شخصیت شکوه کننده خواهد بود. در همه حال خدا را در نظر بگیریم و شاکر نعمتها و راضی به قضای الهی باشیم.
امروز ۲۰ جمادیالثانی سالگشت ولادت بانوی بینظیر و برگزیده عالم خلقت، امابیها زهرای اطهر سلاماللهعلیها است؛ که به روز زن و روز مادر نامگذاری شد تا از شخصیت بانوان تکریم شود.
بنده این روز فرخنده را و همچنین سالگشت ولادت حضرت امام را به همه شما بزرگواران بهویژه بانوان ارجمند و گرامی استان و بالاخص نمازگزاران محترمه تبریک و تهنیت عرض میکنم.
در بیان شخصیت زهرای اطهر به یک روایت از رسول خدا بسنده میکنم و کمی توضیح میدهم. حضرت فرمودند: «لَوْ کَانَ الْحُسْنُ شَخْصاً لَکَانَتْ فَاطِمَهَ بَلْ هِیَ أَعْظَمُ إِنَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی خَیْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً». اگر حُسن و نیکی و زیباییهای عالم هستی، بهصورت شخصی درآید آن شخص، قطعاً فاطمه است. بلکه او اعظم از حُسن است، بهراستی دخترم فاطمه بهترینِ اهل زمین در اصالت، کرامت و شرافت است.
این روایت را خوب در ذهن داشته باشید تا به نکتهای از قرآن اشارهکنم تا معنای روایت روشنتر شود. در آیه ۶۱ سوره مبارکه آلعمران یعنی آیه مباهله، تعبیر نسائنا که جمع است در آیه تطبیق با صدیقه طاهره دارد یعنی آیه شریفه پیام مهمی را به گوش عالم میرساند. نسائنا که جمع است برای فرد بکار برده شده که در قرآن مکرر اینگونه است.
توجه دارید در قرآن کریم در ضمن آیاتی، نام ۱۲ زن مقدس بالصراحه یا باالکنایه برده شده که همگی دارای ویژگیهای خاص هستند. خودتان به آیات مراجعه کنید. نام حوا همسر حضرت آدم که از تائبات بود، سارا همسر حضرت ابراهیم و مادر حضرت اسحاق که از قائمات بود، هاجر همسر حضرت ابراهیم و مادر حضرت اسماعیل که از سائحات بود (زنان مهاجر)، رحمه همسر ایوب که صابر بود، یوکابد مادر موسی و هارون که از متوکلات بود، صفورا دختر شعیب و همسر موسی که با حیاء بود، آسیه همسر فرعون که از مؤمنات بود، بلقیس ملکه سبا و همسر سلیمان که نمونه عقل و درایت بود، یاصابات یا الیزابت همسر زکریا و مادر یحیی که از خاشعات بود، حنّا همسر عمران و مادر مریم که از متصدقات بود، مریم مادر عیسی که ۳۴ مرتبه در قرآن برده شده و صفات فراوانی دارد و ام المومنین خدیجه که همسر رسول خدا نمونه ایثار بود.
در قرآن کریم در شان زهرای اطهر لااقل ۳۵ آیه نازل شده است. حالا مقداری از سرّ آیه مباهله که زهرای اطهر را نسائنا تعبیر کرده معلوم میشود که آن بانوان گرامی هرکدام فضیلتی از فضائل صدیقه طاهره سلاماللهعلیها را بروز دادهاند؛ یعنی حضرت مظهر بروز همه خوبیها و ویژگیهایی است که زنان مقدس عالم در طول تاریخ بشر داشتهاند و قرآن از آن بر زبان رسولش تعبیر به زنان ما کرد تا به همه آنان اشارهکرده باشد.
ولادت صدیقه طاهره فرصت مغتنمی است تا ارزشهای متعالی بانوان ازنظر اسلام بازگو شود؛ و آنچه نظام اسلامی برای پیشرفت همهجانبه بانوان و ارزشگذاری برای زن مسلمان در نظر داشته و اعمال کرده بررسی شود تا کلام نابجای یاوهگویانِ بیگانه و بیگانهپرست روشن شود.
همهساله حضرت آقا مطالب نغز و دقیقی راجع به زنان بیان میکنند و امسال هم فرمودند که قطعاً ملاحظه کردید و جای طرح دوباره نیست. آنچه از فرهنگ دینی و الهی ما فهمیده میشود این است که نقشهای مختلف بانوان را باید خوب تبیین کرد. زن در خانواده، زن بهعنوان همسر، زن بهعنوان مادر و امثال اینها و میبینیم که دریایی از معارف در اینجا هست که اگر به دنیا عرضه شود بساط خیلی از حرفها برچیده خواهد شد.
به نظر ما وقتی زنِ مسلمانِ تربیتشده توسط فرهنگ اسلامی، مدیریت خانواده را در دست میگیرد، جامعه را اصلاح و تربیت میکند. لذا ازنظر اسلام زن باید حضور سیاسی و فعالیت اجتماعی، علمی و اقتصادی داشته باشد اما تحقیر و خدشهدار شدن شخصیت زن در اجتماع ممنوع است.
همین موضوع را ببینید که دشمنان ما چگونه کار میکنند که در جامعه این زن هیچ ارزش و اعتباری جز بهرهدهیهای مادی نداشته باشد. با حجاب که فرمان خداست و مهمترین عامل حفظ بانوان و یک نوع مصونیت اجتماعی است، مقابله میکنند چون میدانند اگر حجاب برود عفت میرود و نتیجهاش این است که مرکز تربیت تخریب میشود.
ببینید همین روزها چگونه به این اصل قرآنی میتازند یعنی حجاب. همهکسانی که کوتاهی میکنند مسئولاند. قانون را اجرا کنید و از هیچچیز نترسید. از خدا بترسید که به شما توان و قدرت داد و باید اقدام درست و بهموقع داشته باشید. دشمن، دشمن است و دشمنی میکند نباید مرعوب شد. او نقطه عزیمت را در اینجا دیده باید با این سنگر را حفظ کرد با برنامه و با دقت عمل کرد.
برای ضعیف الحجابها به تعبیر رهبر معظم انقلاب باید برنامههای ایجابی و اقناعی داشت اما آنکه قانون را زیر پا میگذارد و کشف حجاب میکند و در زمین دشمنان حرکت میکند باید طبق قانون عمل کرد. الان در همین کرج فروشگاههای بزرگ و بعضی از مراکز تجاری، بعضی از مجتمعها، بعضی از داروخانهها، بیمارستانها و بعضی از اماکن، هر کس وارد شود فکر نمیکند در یک کشور اسلامی وارد شده.
و من همینجا ضمن تشکر از آقای دادستان که چند هفته قبل راجع به گرانی و چند قیمتی نکاتی عرض شد ایشان کارگروهی را تشکیل دادند و با قوه وارد شدند تا مردم ازاینجهت آسیب نبینند و حتی بحث مالیات بر ارزشافزوده را هم که بعض این فروشگاههای بزرگ تخلف میکنند را دنبال میکنند که قدردانی میکنم.
اما راجع به این موضوع خاص عرض میکنم با توجه موارد قانونی که درزمینهٔ مراکز مختلفی که قانون را رعایت نمیکنند وجود دارد و بنده هفته گذشته به نیروی انتظامی عرض کردم که دنبال کنند، نحوه دنبال کردن را هم به این بزرگواران گفتم؛ و همچنین به دوستان ستاد امربهمعروف و نهیازمنکر که بروند با مدیران این مراکز صحبت کنند؛ بالاخره اول باید گفتگو کرد. تذکرات لازم را بدهند و بخواهند که خودشان رعایت کنند و الا باقدرت و باصلابت جلوی تخلف و گناه باید در جامعه گرفته شود. هیچ تعارفی هم نداریم. متأسفانه این دوستان رفتند و گفتند و ظاهراً گوش شنوا نیست. لذا این خواسته مردم است با تکبیری که میفرستند، هرچه زودتر نسبت به پلمپ و یا لغو پروانه و هر اقدام قانونی دیگر که بازدارندگی لازم را داشته باشد دستگاه قضایی و انتظامی استان اقدام لازم را داشته باشند.
متأسفانه مراکز تجاری را مرکز فساد کردند. اینهمه در روایت گفته میشود که کاسب حبیب خداست و محل کسب او محل عبادت اوست. قدیم اینطور بود؛ طرف وضو میگرفت، یک زیارت عاشورا میخواند، یک توجهی میکرد، بعد مغازه را باز میکرد؛ اما الان کردند آنجا را مرکز فسق و فجور. ببینید چه افتضاحی درست کردهاند. همین است که برکت از زندگیها میرود و شرارت زیاد میشود و خداوند قبض میکند نزولاتش را.
حضرت آقا در همین چندروزه تأکید کردند که وحدت حفظ شود، امیدآفرینی در جامعه توسعه پیدا کند، باید امید را در جامعه تزریق کرد. اینها باید در مقام عمل صورت بگیرد. کسی که گرانفروشی میکند، کسی که حقوق مردم را ضایع میکند، کسی که در ادارهاش کمکاری میکند، کسی که توجه به خواستههای اربابرجوع ندارد، کسی که تخلف از قانون میکند، چنین کسی امید را در جامعه از بین میبرد و وحدتی که باید در جامعه وجود داشته باشد این ارتباط اجتماعی را از بین میبرد. آقا فرمودند هر کس این کار را بکند خیانت کرده است.
باید قانون فصل الخطاب باشد. همه نسبت به قانون کرنش داشته باشند. مغازهدار و کاسب و اداری و همه و همه تا روح امید ایجاد شود. فقط یک بعد و یک بخش ندارد. ابعاد مختلفی دارد این مسئله. بههرتقدیر میخواهیم که این مسئله به جد دنبال شود و دنبال هم میکنیم و از آن کوتاه نمیآییم و چون دارد با یک نواختی پیش میرود جلوگیری خواهد شد انشاءالله.
رهبر معظم انقلاب و قبل از ایشان حضرت امام دائماً از وحدت مردم سخن گفتهاند این وحدت آثاری دارد یکی از مهمترین آثار آن در دوران انقلاب و سال ۵۷ فرار شاه خائن و مفلوک در ۲۶ دیماه بود که درنتیجه مقاومت و وحدت مردم در مقابل طاغوت به تعبیر حضرت امام اولین پیروزی محقق شد و مردم غرق در شادی و سرور شدند.
پنجاه سال خودش و پدرش و اطرافیانشان تمام منابع ایران را تاراج کردند و دست بیگانگان را در تعدی به کشور باز گذاشتند و همه تاریخ و فرهنگ و دانش ایران را از بین بردند و البته در این نوبت مردم نگذاشتند که مثل سال ۳۲ که فرار کرده بود و با کودتا دوباره او را برگرداندند، برش گردانند.
حکومت طاغوت ریشهاش از کشور کنده شد. نظام جدیدی از حکمرانی به دنیا ارائه شد که مستکبرین را خوش نمیآمد و لذا از همان اول شروع به توطئه کردند تا این نظام را ساقط کنند و ۴۳ سال است هرچه ترفند داشتهاند بهکاربردهاند تا جمهوری اسلامی را نابود و یا تضعیف و یا منزوی کنند و همیشه دچار اشتباه محاسباتی نسبت به عملکرد مردم و هدایتهای حکیمانه رهبری درباره خودشان شدهاند و نتوانستهاند به خواستههایشان برسند و هرروز در دنیا منفورتر و نقش آنان در منطقه کمرنگتر و خودشان به افول و نابودی نزدیکتر شدهاند و ایران هرروز قدرتمندتر شده با دستیابی به مؤلفههای اصلی قدرت، در قامت یک قدرت بینالمللی قیام دارد.
این سنت الهی است اگر کسی خدا را ولی خود بداند و طبق دستور خدا حرکت کند نتیجه خروج از ظلمت است که فرمود: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (بقره: ۲۵۷).
همیشه همینطور است اگر تحت ولایت اللهی حرکت شود، حرکت از تاریکی و جهل به سمت نور است و کمال، یعنی همان هدف خلقت؛ اما اگر کسی و یا امتی ولایت طاغوت را پذیرفت و اهل کفر شد، قطعاً حرکت به سمت قهقرا و سقوط خواهد بود و فطرت الهی که نورانیت هست را ازدستداده و تاریک و ظلمانی میشود. طاغوت او را جهنمی میکند.
دقت در آیهالکرسی را از دست ندهید مطالب بلندی دارد بنا بر بیان آیه نیست ولی اجمالاً توجه دارید که وقتی از اهل ایمان سخن گفته میشود اشاره به ولی است اما در مورد اهل کفر بیچارهها دچار اولیاء هستند که همگی یکی هستند طاغوت نه طواغیت یکی است؛ شیطان.
طاغوت و استکبار بعدازاینکه دید هرچه تلاش میکند به ثمر نمینشیند بهخصوص در این اغتشاشات اخیر که همکاری مردم در از بین بردن فتنه بینظیر بود، از روی عصبانیت و کینه اقدام کرد به لجنپراکنی و اهانت به ساحت رهبر معظم انقلاب و مرجعیت دینی، کسی که رهبری او را آزادیخواهان جهان پذیرفتهاند. توسط هفتهنامهای با سابقهای روشن از توهین و ناسزاگوئی به انبیاء الهی و رهبران دینی، آنهم در کشور فرانسه که خود را مهد و نماد بهاصطلاح تمدن و آزادی میداند.
اگر کسی کمی تاریخ فرانسه را مطالعه کند بهخوبی میفهمد که مدافع حقوق بشر بودنشان دروغی بیش نیست. فقط جمجمه هزاران مسلمان کشتهی انقلاب الجزایر از مرد و زن و کودک بیگناه که در موزه مردمشناسی پاریس نگهداری میشود برای رسوایی آنان کافی است.
همینکه میزبانی تروریستهای جنایتکاری را که ۱۷ هزار نفر از مردم ما را به شهادت رساندند میکنید برای منفور شدن شما در نزد ملت ما کافی است، بیشتر از این خود را منفور و مورد خشم ملت ایران قرار ندهید در نوبت قبل هم اشاره شد باید جبران کنند.
من کمی اشارهکنم که چرا اینها با هتاکی بهصورت خورشید خاک میپاشند. کسی که در طول سالهای رهبریاش با هوشمندی تمام، سیاستها و راهبردهای دشمنان را یکی پس از دیگری خنثی کرده است. ناراحتاند میدانند که تدبیرهای امام خامنهای است که ایران را تبدیل کرد به کشوری که از دانش و فناوری صلحآمیز هستهای برخوردار است. آنان بهخوبی میدانند سیاستهای استحالهای آنان و سیاست نفوذ و جنگ نرمی که سالهاست راه انداختند و به طرق مختلف دنبال از بین بردن نظام از درون هستند و همین توطئه بزرگ و پیچیده اخیر را که همه کشورها با همه داشتههایشان حمایت کردند، تیزبینی و هوشیاری رهبری و همکاری و در میدان بودن مردم خنثی و از بین برد.
اینها هدایتهای حضرت آقا را بهخوبی میبینند. یک سخنرانی در دانشگاه افسری یک سخنرانی در حسینیه حضرت امام تمام بافتههای آنان را پنبه میکند لذا باید دشمنی کنند و تضعیف کنند. نبرد بین اسلام و نظام سلطه در حوزههای مختلف جدی است و در جریان است کسی که مقابل سلطهگر ایستاده و جبهه را هدایت میکند رهبری است.
ببینید مقاومت اسلامی در سطح منطقه چه آنجا که محوریتش با حزبالله لبنان است و چه در آنجا که محور فلسطین است و گروههایی مثل حماس و جهاد اسلامی در مقابل صهیونیستها هستند به توصیه و ارشاد رهبری عمل میکنند.
در مقابل طرحهای متعدد سلطهگرانه نظام سلطه مثل جهانیسازی، حضرت آقا احیای امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید را مطرح کردند و در حقیقت موج بیداری اسلامی که سال ۸۹ از شمال آفریقا آغاز شد را به سمت درست هدایت کردند. خب ناراحت میشوند.
یا در همین جریان جنگ روسیه و اوکراین که سال گذشته ایشان در آغاز جنگ این را فرمودند: «راه در مقابل ناتو باز باشد حدومرزی نمیشناسد و اگر جلوی آنان در اوکراین گرفته نمیشد مدتی بعد به بهانه کریمه همین جنگ را راه میانداختند». تأکید ایشان این بود که غربیها با روسیه قوی مخالف هستند و امروز میبینیم تلاشهایی که میکنند این است که همین مسئله به وجود بیاید که روسیه قوی نباشد. به او سلاح میدهند، او را کمک میکنند و دیگری را تضعیف میکنند تا نگذارند که او بالا بیاید.
بههرتقدیر رهبریهای حضرت آقا عمق استراتژیک نظام اسلامی را گسترده و تقویت کرد. تمام عالم این را فهمیدهاند که اسلام منهای رهبریِ جامع نه هدایتگر جامعه است و نه با منافع و سلطه مستکبران تضاد و تقابلی دارد، پس تلاش میکنند چنین شخصی رهبری جهان اسلام را به عهده نداشته باشد. حرکت میکنند، خاک میپاشند، بیاحترامی میکنند، اهانت میکنند.
اما به فضل الهی، خدای تعالی روزبهروز بر عزت و اقتدار و نفوذ کلمه این فخر جهان اسلام افزوده و لذا ضمن توصیه به دولت فرانسه که دست از پادوئی صهیونیستها و خوشرقصی برای آمریکائیها بردارد و خود را بیشتر از این خوار نکند، عرض میکنیم، مردم بهطور جد از دستگاه دیپلماسی میخواهند در این فقره طوری عمل کند که دولت فرانسه اقدام جدی داشته، ضمن جبران اهانت به مرجعیت و مقدسات دینی فرصت اقدام جدیدی را نداشته باشند.
باز هوا سرد شده اگر در سطح شهر گرمخانهها کفاف نمیدهند، هنوز مصلای کرج آمادگی این را دارد که تعدادی از عزیزانی که جا ندارند و سرپناه ندارند را به عهده بگیرد و در طول هفته از اینها پذیرایی کند؛ در همین فصل سرما طبق کاری که سال گذشته انجام شد و آثار خوبی هم داشت انشاءالله امسال هم موقعیتش فراهم است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/10/16 | 1401/10/16رعایت عفاف و حجاب در جامعه خواسته همهی شهدا بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه96
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا، اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین همانطور که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند، صبر را لباس زیرین قلب خود کردهاند. در طول مباحثی که خدمت شما درباره صبر عرض شد ملاحظه فرمودید که انسان در مسیر مبارزه و رویارویی با نیرویی که او را به سمت خوبی و صلاح دعوت میکند و آن نیرویی که او را به سمت فساد دعوت میکند اگر مقاومت کند و از مسیر صلاح خارج نشود و آنچه خدای تعالی میپسندد را انتخاب کند و عمل کند این مقاومت صبر است و مهمترین نقش را در تکامل ما دارد. اما اگر عامل شیطانی غلبه کرد و در این جنگ انسان شکست خورد سقوط و هلاکت قطعی است.
در جلسه قبل به روایتی از امام باقر علیهالسلام که در آن حضرت به جابر بن یزید جعفی سفارشاتی داشتند اشاره کردم که فرمودند: ایمان چهار ستون دارد، صبر و یقین و عدل و جهاد و صبر هم چهار قسم دارد: «و الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الشَّوْقِ»، علاقهمندی که این بخش را جلسه قبل کوتاه توضیح دادم.
بعد فرمودند: «وَالشَّفَقِ»، ترس، «وَالزُّهْدِ»، بیرغبتی به دنیا، «وَالتَّرَقُّبِ»، انتظار داشتن. بعد برای هرکدام اثری را بیان کردند. مثلاً راجع به شوق و علاقهمندی فرمودند که همین شوق عامل است که انسان خواهشهای نفسانی را کنار بگذارد تا به بهشت برسد.
دومین شعبه صبر را حضرت شفق نامیدند یعنی ترس. ترس از دست دادن نعمتهای الهی و آنچه در اختیار داشته تا با آنها بندگی کند اما با از دست دادن آنها سرانجامی جز عذاب و جهنم برای خودش متصور نیست. این ترس نباید انسان را از کار بیندازد بلکه حالتی در انسان به وجود بیاورد که بتواند در مقابل موانع مقاومت کند.
اتفاقاً یکی از عوامل انگیزهبخش برای انسان در انجام تکالیفی که به عهده دارد چه فردی و چه اجتماعی، ترس از ضرر است همانطور که امید در به دست آوردن منفعت عامل مؤثری است. اهل ایمان از جهنم و عقاب اخروی نگران و ترسانند و همین عامل باعث فاصله گرفتن از محرمات الهی و لغزشهاست.
لذا حضرت فرمودند: یکی از شعبههای صبر که باعث میشود شخص معصیت نکند، ترس از آتش است. «وَمَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ». البته عذاب فقط منحصر به آتش و سوزاندن نیست. باید انس خودمان را با آیات الهی و کلمات معصومین بیشتر کنیم تا بفهمیم که چرا بحث سوختوسوز و عذاب مطرح میشود تا در نتیجه انگیزه کار و فعالیت ایجاد شود و قدرت صبر در برابر وسوسهها هم بالا برود.
سومین مورد از ارکان صبر را امام باقر علیهالسلام زهد و بیرغبتی به دنیا بیان کرده فرمودند: «وَمَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ». یعنی دلبسته نبودن به دنیا مصیبتها را برای انسان سبک و راحت میکند. زاهد کسی است که تعلقخاطری به دنیا ندارد. هر آنچه در عالم، وجود دارد را نعمت خدا میداند که اگر در اختیارش بود شکرگزار است و اگر بهرهای نبرده بود به صلاح خدای تعالی درباره خود راضی است. مصیبتها که لازمه زندگی بشری است و افراد آن را وقتی به انسان میرسد، جزعوفزع شخص بالا میرود بهطوریکه گاهی اوقات به حالت غش و اغماء میافتد و بعضی هم رفتارهایی برخلاف پسند عقل و عرف انجام میدهند.
اینجا امام علیهالسلام راهکار دادهاند که در مقابل این مصیبتها چه باید کرد. و آن کم کردن دلبستگیها و وابستگیهاست. ریشه سنگینی مصیبت، دلبستگی است. اگر انسان بفهمد که از بین رفتن اموال دنیا مسئله مهمی نیست و دوباره و بهزودی با کمی تلاش برمیگردد. ناراحتیها از بین میرود.
باید جوری روی نفس خودکار کنیم که از بین رفتن اموال برای ما مصیبت نشود و دل ما را مشغول نکند. دیدهاید وقتی چیزی را از کسی میگیرند که به آن وابسته است؛ به کسی که دارد او را میگیرد بدوبیراه میگویند؛ از کوچک گرفته تا بزرگ. بچه را فرض کنید که مادرش عروسک را از او بگیرد؛ او قدرتی در مقابل مادر ندارد؛ به مادرش میگوید تو خیلی بدی. بالاترین چیزی که میتواند بگوید این است که میگوید تو خیلی بدی.
اما اگر انسان بزرگتر شد و وابستگیهایش بیشتر شد، زمان مرگش که رسید و خدای تعالی خواست جان او را بگیرد چون وابستگی به زن و بچه و خانه و ماشین و ریاست و اینطور چیزها دارد وقتی میبینید عاملی که دارد از او آنها را میگیرد خداست شروع میکند نعوذبالله به خدا بد گفتن. بعضیها موقع مردن و موقع نزع روح حرفهای بیربطی میزنند. هر چه هم تلقین میکنیم که چیزهایی که باید بگوید را بگوید اما او دست خودش نیست؛ وابستگیهایی که دارد، دارد از او گرفته میشود و آن کسی که دارد این علقه را قطع میکند دشمن انسان میشود؛ هر کس که باشد.
باید قبل از اینکه تامه مرگ را درک کنیم علائق و وابستگیها را خوب مدیریت کنیم و روی نفس خودمان کار کنیم. راهش این است که باور کنیم همه این نعمتهایی که در اختیار ما قرار داده شده امانت خدا در دست ماست؛ و مدتی بعد باید امانتها را برگردانیم.
و درباره بخش چهارم صبر فرمود: «وَمَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ[فِی] إِلَى الْخَیْرَاتِ». کسی که چشمبهراه مرگ باشد، در کارهای نیک بکوشد. کسی درواقع شدن مرگ تردیدی ندارد و برای همه این باور وجود دارد که بالاخره خواهد مرد. اما انسان بااینکه میداند میمیرد ذهن خود را از مرگ و مردن منصرف میکند. سعی میکند به آن فکر نکند. حتی وقتی میگویند به او وصیتنامه بنویس، سختش میشود. فکر میکند اگر وصیتنامه بنویسد میمیرد. کسی با نوشتن وصیتنامه نمیمیرد. همین حالت تغافل انسان از مرگ ریشهی دلبستگی به دنیا و دنبال کردن آن میشود.
ترقّب یعنی انتظار کشیدن یعنی مؤمن باید دائماً به فکر آینده باشد و از آن و وقایعی که ممکن است اتفاق بیفتد غافل نباشد. یاد مرگ باعث میشود که شخص به فعالیت بپردازد و خود را برای روز حساب با اعمال خیر و صالحه آماده کند. لذا کسانی که معاد باور هستند اهل کار و تلاشند و در راه خدمت به مردم خستگی ندارند. رضای خداوند را در نظر میگیرند و به وظائف بندگی خود میپردازند.
یاد مرگ صبوری را در انسان تقویت میکند. یاد مرگ باعث میشود شخص عمداً و متعمداً دست با آلودگی دراز نکند. فاستبقوا الخیرات را کسانی دنبال میکنند که بیشتر به یاد مرگ هستند. مقاومت در برابر ناملایمات روزگار را کسانی دارند که یاد قیامت هستند.
این بحث تمام یک حدیث بخوانم. در روایت دارد که رسول خدا از جبرئیل راجع به صبر پرسید که چیست؟ جبرئیل عرض کرد: چند مطلب گفت. صبر این است که در ناراحتی، شکیبایی و استقامت داشته باشی همانطورکه در شادمانی مقاوم هستی. و در تهیدستی و فقر همانطور که در توانگری. و در بیماری همانطور که در سلامتی. پس صابر نباید از حال خود نزد مردم به خاطر مصیبت و بلائی که به او رسیده شکایت کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا راضی به قضاء الهی هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۹ از پنج ویژگی که هرکدام آثار بدی دارند ما را بر حذر کردهاند. در بخش اول فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ عَلَى الدُّنْیَا حَزِیناً، فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اللَّهِ سَاخِطاً» کسى که صبح کند درحالیکه بر امور دنیا غمگین باشد، بر قضاى الهى خشم گرفته است. معنای کلام کاملاً روشن است که انسان نباید بر قضاء الهی خشم بگیرد که نتیجهای جز کفر ندارد.
کسی که مال و مکنتی داشت و ناگهان همه را از دست داد و زندگی او تغییر کرد باید متوجه باشد که در دایره امتحان قرارگرفته و با صبوری باید با نمره قبولی خارج شود و الا غم و اندوه بر متاع دنیایى که از دستش رفته است چیزی جز کفر برای او بهجای نخواهد گذاشت. در بیان دیگری فرمودند: معذبترین مردم در روز قیامت کسی است که از قضای خداوند ناخشنود باشد.
امروز سیزدهم جمادیالثانی ام البنین، مادر پسرانِ امیرالمؤمنین علیهالسلام، بعد از عمری مبارزه، صبر و مقاومت و با اهدای چهار فرزند رشید به پیشگاه مولایش، حسین بن علی، با دلی لبریز از محبت و ادب در مقابل ولایت، دعوت حق را لبیک گفت و راهی دیار دوست شد و در آرام گاه بقیع، در جوار فرزندان زهرا برای همیشه آرام گرفت.
یکی از مهمترین خصوصیات این شیر زن با بصیرت، زمانشناسی و شناخت دقیق مسائل مربوطه بود بطوریکه بعد از واقعه عاشورا تلاش کرد تا با استفاده صحیح از رسانه آن روز تبیین کند و صدای مظلومیت امام حسین و شهدا کربلا را به گوش نسلهای بعد برساند.
و چون همسر شهید بود و مادر شهیدان، این روز را بهدرستی روز تکریم مادران و همسران شهدا نامگذاری کردند که به خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران و مدافعان حرم، مدافعان امنیت، حافظان سلامت و همه کسانی که در راه پیشبرد اهداف الهی تحمل سختی و مرارت کردند، آسیب دیدند، مجروح شدند، شهید شدند، لطماتی دیدند، تبریک عرض میکنم؛ و وفات این بانوی بزرگوار را به همه شما تسلیت عرض میکنم؛ و از خدای تعالی میخواهم که همگی ما رهرو راه شهیدان و آرمانهایی که آنها در مسیر آن به شهادت رسیدند باشیم انشاءالله.
روز شهدای دانشجو، شهادت سید حسین علمالهدی و همرزمان وی در هویزه هم در همین روز است.
مادران شهدا این بانوان الگو و اسوه زنان ایران اسلامی با الهام از رفتار حضرت زهرا و زینب کبری و امالبنین علیهمالسلام درصحنههای مختلف حاضر شدند تا جگرگوشههایشان درراه اسلام و قرآن و ارزشهای انقلاب به دستور ولیفقیه جانفشانی کنند.
مادران شهدا که با تأسی از دو ویژگی مهم امالبنین یعنی صبر و فداکاری، با صبوری و بدون ادعا شهیدپروری کردند و همسران شهدا که همراهی کردند تا نهال انقلاب رشد کند و بالنده شود و تثبیت شود و چون ارزش کارشان کمتر از شهادت نیست، خود، شهدای گمنامی هستند که نزد خداوند متعال قطعاً مأجورند.
امالبنینهای عصر حاضر در ایران اسلامی. تکریم خانوادهها در حقیقت تکریم شهید است. تکریم همه ارزشها و خوبیهاست؛ و در این تکریمها باید سبک زندگی و تربیت شهدا و فرهنگ ایثار و شهادت به نسل بعد منتقل شود.
حالا این مادران و همسران دلسوخته از نسل جدید تقاضا دارند. بنده منزل خانوادههای شهدا و ایثارگران هر هفته بهطور مرتب به توفیق خدا میروم. مگر اضطراری بوده و الا تا حالا ترک نشده. آنجا مطالبی بیان میشود.
تقاضایی که دارند این است که اولاً حفظ امانت انقلاب را برای خود اصل قرار دهند و ثانیاً از بانوان میخواهند یکی از آرمانهای انقلاب و خواستهی همگی شهدا که رعایت عفاف و حجاب در جامعه بوده است با جدیت دنبال شود و از مسئولین میخواهند ترک فعلها را کنار بگذارند و قوانین مربوطه را با قاطعیت در سطح جامعه اجرا کنند.
بههرتقدیر شیر زن عرب امالبنین را خبر آوردند که پسرانت در کربلا به شهادت رسیدند اما او دائم از حسین علیهالسلام پرسید دیروز در جلسهای که با مادحین داشتیم یکی نکته خوبی را گفت و آن اینکه حضرت آقا وقتی علمدار لشکرش قاسم سلیمانی به شهادت رسید بلافاصله جانشین تعیین کرد تا جبهه مقاومت آسیب نبیند اما حسین علیهالسلام وقتی علمدار به زمین افتاد دستبهکمر شد عمود خیمه را کشید چون دیگر سربازی نداشت اما اینکه چگونه به زمین افتاد را مادرش گفت. گفت شنیدم که عمود آهن بر سرت خورده بود. دستانت از بازو قطع شده بود بعد چگونه از روی اسب بر زمین افتادی.
بحث عفاف و حجاب و خواسته شهدا شد، مناسبت دارد که چندجملهای هم دراینباره عرض کنم چون ۱۷ دیماه توطئه استعماری کشف حجاب توسط یک عنصر مزدور بیسواد پلید دستنشانده انگلیس در سال ۱۳۱۴ در ایران اجرائی شد.
در راستای جهاد تبیین نکاتی را عرض میکنم خوب دقت بفرمائید. اگر نگاهى به تاریخ معاصر داشته باشید میبینید که دائماً از سیاستهاى مخالف عفاف و حجاب بهعنوان وسیلهاى سیاسى برای تضعیف قدرت سیاسى و اجتماعى اسلام استفاده شده است؛ یعنی هر جا خواستند اسلام را زمینگیر کنند دست گذاشتند روی حجاب. لذا با قاطعیت میگوییم که کشف حجاب یک وسیلهی استعمارى است در دست غرب برای سلطه فرهنگی و بعد سلطه سیاسی بر جوامع و فقط اختصاص به ایران هم ندارد.
و ازآنجاکه دال مرکزی فرهنگ اسلامى مسئله عفاف و حجاب است، تلاش غرب براى از میان بردن تمدن اسلامى همواره با ترویج بىعفتى و مقابله با حجاب همراه بوده است. اولین حرکتها در این زمینه برای استفاده ابزاری از بانوان در جهت مقاصد ضد فرهنگی در اواخر دوره قاجار شروع شد. خوب به ریشهها توجه کنید.
اولین گروهی که از این روش براى گسترده شدن افکار خود و رخنه در فرهنگ اسلامی مردم ایران استفاده کرد، گروه منحرف بهاییت بودند. برای شما روشن است که بهاییت یک آئین و یا حتى یک دین ساخته بشر که معمولاً بوده نیست. بلکه آئینی است برنامهریزی شده و دستسازِ استعمارگران بخصوص انگلیس، با رابطهى محکمی که با گروهی از یهودیان داشتند.
خوب است بدانید در ایران وقتیکه آئین بهاییت اعلام میشود تعداد زیادی از یهودیان ایران تغییر مذهب مىدهند و اعلام میکنند مسلمان شدهاند. اما بهسرعت به آئین بهاییت متصل و اعلام مىکنند که در میان مذاهب اسلامى، بهایىگرى و بابىگرى را آئین اصیل مىدانند.
حالا چه مسیری طی شد بماند اما آنچه مسلم است این است که بهاییان اولین گروهى بودند که بهصورت سازماندهىشده دست به کشف حجاب در ایران زدند و این روزها هم بهشدت فعال هستند و جریان بیحجابی را قسمت عمدهاش همینالان توسط این جریان مدیریت میشود.
اولین حرکت را در دوره ناصرالدینشاه در دشت قزوین توسط زن مشهوره و فاسدهای در اقدامى برنامهریزیشده کشف حجاب در میان گروهى از مردان صورت گرفت؛ و از آن تاریخ هر جا سخن از کشف حجاب و ترویج بیبندوباری در حوزه زنان مطرح بود ریشهاش به این فرقه فاسد برمیگشت.
البته با مسائلی مواجه شدند که نتوانستند موفق باشند تا رسید به دوره قلدر بیسواد اینکه میگویم بیسواد یکوقت عرض کردم که مدتها نشاندند او را و به او درس دادند ولی بعد از مدتهای طولانی فقط توانست بنویسد رضا؛ آن هم برای امضا بود که به دستور اربابان خود وظیفه تخریب فرهنگ اسلامی و ضربه جدى به فرهنگ عفاف و حجاب را پیدا کرد و لذا کشف حجاب را اجبارى و رسمی کرد. کارهایی که صورت گرفت مفصل است که یکوقت زن خودش را با کشف حجاب فرستاد حرم حضرت معصومه. حضرت امام فرموده بود: «آن شقىّ جنایتکار (رضا قُلدر) دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود.»
فرصت نیست اما سیاستهای او شکست خورد ولی در دوره پسر هرزهاش با استفاده از روشهاى نرم براى انحراف در عرصه عفاف و حجاب اقدامات جدی از طریق فرهنگ و سینما و محلهاى فساد و امثال ذالک صورت گرفت. بعد از انقلاب هم هر گروهى به همان میزان که تفکرات انحرافى داشته، سعی کرده که از سیاستهاى زاویهدار با فرهنگ عفاف و حجاب براى جذب اقشار ضربهپذیر فرهنگى کشور به سمت جریان خودش استفاده کند.
امروز میبینیم تلاشهاى غرب را در جهت استفاده از بىبندوبارى و روابط بی حدومرز برای جوانان در جهت حرکتهاى تبشیرى و مسیحىگرایى سیاسى و امثال اینها. حضرت آقا فرمودند: «الان در دنیا تفکراتى هست که جادهصافکن تسلط استعمارى نوع جدید آمریکا و اروپا بر همه دنیاست یعنى ایجاد جوامع دمکراتیک به سبک غربى و همین چیزى که شما مىبینید دنیا رویش حساس است اگر در جهت ایجاد حجاب یکذره نسبت به لباس افراد این جوامع تعرض بشود، همه دنیا را غوغا برمىدارد ولى اگر در جهت کشف حجاب به لباس کسى تعرض بشود یکصدم آن در دنیا غوغا نمىشود. این واقعیتى است.»
مسیر خوب چیده شد اتفاقاً همین نوزده دىماه که در میان روزهاى انقلاب مثل خورشید مىدرخشد و مقدمه فتح نهائی و پیروزی انقلاب شد و خون را بر شمشیر پیروز کرد، ریشههایی دارد که یکی از آنها شهادت فرزند گرانقدر حضرت امام شهید حاجآقا مصطفى بود که موجى از انزجار و نفرت را نسبت به رژیم در بین مردم ایجاد کرد و مجالس متعدد در گرامیداشت حاجآقا مصطفى شد صحنههاى مبارزه علیه رژیم طاغوت و حمایت از امام.
شاه برای جبران خسارت اقدام به توهین به ساحت حضرت امام و مشوش ساختن چهرهى منور ایشان در انظار عمومى کرد دستور داد در مقالهاى با صراحت به آن بزرگوار توهین کنند.
درست همین کاری که این روزها میبینید مستکبرین و سران فاسد کشورهای بهاصطلاح دموکراتیک و آزاده انجام میدهند. خیال میکنند اگر اهانت به رسول خدا بکنند و یا بیاحترامی به سید و قائد نظام اسلامی بکنند این سیل و حرکت عظیمی که در جهان علیه آنها راه افتاده آرام میگیرد. خیر اینطور نیست این را بدانید با این امور عزم و اراده ملت ما را در راه درستی که طی میکنند محکمتر میکنید و زمان نابودی خودتان را نزدیکتر میکنید. همانطور که رژیم شاه نابود شد.
درست است که فرانسه این کار را میکند اما ریشه همه اینها که به قول آن بزرگوار گفت اگر دیدید در اعماق دریا دوتا ماهی باهم دعوایشان شد و بر سروکله هم زدند بدانید کار انگلیسیها بوده؛ فرانسه الان دارد میدانداری میکند اما ریشهاش در انگلیس است.
دستگاه دیپلماسی کشور باید با قاطعیت بیشتر و محکمتر وارد عرصه بشود وضعیت این کشورها و نوع رفتارشان برای ملت ما کاملاً روشن است و این مسائل فقط با خواستن و تذکر دادن حل نمیشود. بله اصل اولی جمهوری اسلامی روابط دوستانه با همه کشورهاست اما بهشرط آنکه آنان چنگ بهصورت نظام اسلامی نزنند که اگر این کار صورت گرفت باید با قاطعیت بیشتری برخورد شود. بار اول نیست که فقط تذکر بدهیم. اعتبارنامه سفیر را لغو کنید کاری کنید که بازدارندگی داشته باشد.
به هر جهت خبری هم از عراق رسیده بود که امام سلطنت را شرعی نمیدانند درنتیجه شاه دستور نگارش مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه را داد و قبلاً هم با یک مجله آمریکائی در همان باره مصاحبه کرده بود.
نکتهای که میخواستم عرض کنم اینجاست که در آن مقاله بهطور صریح، بىحجابى را فضیلت دانسته و حجاب را کهنهپرستى و ارتجاع سیاه معرفى و به امام اهانت کرد و قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ را توطئه استعمار سرخ و سیاه معرفى کرده بود؛ اما بزنگاه مطلب حجاب بود.
و این شد مقدمه حرکت عظیم از روی بصیرت و بهموقع مردم قم در ۱۹ دی که بحث خود را دارد. حضرت آقا در سال گذشته مطالب مهمی را در دیدار مردم قم بهخصوص راجع به غیرت دینی و جنگ نرم دشمن و وحدت بیان کردند که ملاحظه فرمودید.
خوب در اینجا هم مسئله حجاب است پس میبینید وقتی از حجاب بهعنوان دیوار برلین نام برده میشود نباید سادهانگاری کرد و از کنار آن بهسادگی عبور کرد و با حرکتهای بیبرنامه و مدیریت نشده بخواهیم کاری از پیش ببریم و مسئله به این مهمی را حل کنیم. بعد هر کس با هر فکری که دارد در مصاحبهها و تریبونها نظری بدهد و کارهای اساسی و ریشهای را خراب کنند.
شما ببینید رهبر معظم انقلاب همین چند روز قبل چه فرمود. البته باید مطلب را درست تلقی کنیم که رهبر ما چه میگوید و از ما چه میخواهد؛ و گاهی راجع به قانون شرع و اسلام گفته میشود که ایشان بهصراحت فرمودند قابلانکار نیست و کسی نمیتواند حجاب را نفی کند گاهی راجع به تهمت زدن افراد به بیدینی و ضدانقلابی است که بحث دیگری است و ایشان فرمودند به ظاهرِ عمل کسی در یک مورد نمیتوان گفت ضدانقلاب است چون کاری را که ضدانقلاب از او خواسته انجام نداده است.
یکوقت بحث بر سر نظامات اجتماعی و اجرای قوانین اجتماعی و رعایت این مقررات است کسی نمیتواند بگوید برای جلوگیری از فلان خلاف نباید قانون وضع کرد و اجرا کرد. اتفاقاً قانونگذار برای حفظ و صیانت جامعه باید ورود کند و قانون متناسب بریزد و این خواسته مردم است.
قانونگذار وارد شود تا جامعه را حفظ کند. اگر قانون کم دارید بریزید. دستگاه انتظامی میخواهد وارد عمل شود در یک مقطعی قانون ندارد. اگر هم عمل کنند باید عواقبش را ببینند؛ چون برخلاف قانون عمل شده است. درجاهای دیگر هم موارد دیگر. آن جاهایی هم که قانون دارد و قانون را عمل نمیکنند، ترک فعل است که باید دنبال کرد.
آقایان مواظب باشند در بیان مطالبی که میگویند. دشمن میخواهد نماد ارزشهای دینی و الهی را که یک مقوله فرهنگی و اجتماعی است را به یک مقوله سیاسی تبدیل کند و مردم و مسئولین را در این جنگ شناختی به خطای محاسباتی بیندازد و جامعه را بحرانی کند و هر کس را به بهانهای از کار بیندازد و درنهایت جامعه را اندلسی کند. تمدن هفتصد ساله اسلامی با همین مسئله عفاف و حجاب از بین رفت. ندانستند باید چهکار کنند.
ببینید آنها میخواهند چهکار کنند. الان در زمان اوجگیری قدرت فناوری اطلاعات در حکمرانی جهانی هستیم. الان اینهایی که این مجموعه به دستشان است یعنی دشمن، اینها اراده میکنند چه صدایی در چه زمانی و چگونه به گوش مخاطبان برسد و در معرض دید افراد قرار بگیرد. اراده میکنند امروز یک کاریکاتور بکشند، فردا اراده میکنند فلان مسئول را برایش داستانی درست کنند، پسفردا اراده میکنند به شکلی، یک صدایی از جای دیگری درآورند. الان دارد این کار را میکند.
الان بهجای اینکه سلطه بر خاک و جغرافیایی زمین داشته باشند سلطه بر جغرافیای ذهن و افکار و عقاید انسانها دارند. لازم نیست الان بیایند زمین را بگیرند؛ ذهن افراد را که گرفتند آن کشور را گرفتند؛ و بر جغرافیای دل و فکر و ذهن سلطه پیدا میکنند. هرچه میپسندند به خورد ملتها میدهند و از آنها مطالبه میکنند.
دستگاه مقننه ما بهجای نظریهپردازی و مصاحبههای انتخاباتی به وضع قوانین کارا که هم بازدارنده باشند از جهاتی و هم حرکت آفرین از جهات دیگر اقدام کند.
مکتب حاج قاسم هم همانطور که گفتیم مکتب اسلام و امامین انقلاب است و کاملاً شفاف و روشن است. منبعد هرکس هر کاری بکند نیاید کار خودش را به این شهید سعید نسبت ندهد. هم مواظب آن مجموعههای بینالمللی که دارند روی ذهن کار میکنند باشید، هم نیروهای داخلی باید حواسشان را خوب جمع کنند.
عملیات کربلای ۵ همین روزها بود که چه عملیات بزرگی بود و چه آثاری داشت که باید توفیقی باشد یک روز مطالبش را ذکر کنم.
۲۰ دی شهادت میرزا تقیخان امیرکبیر بود که سه سال و خوردهای در این کشور حاکم بود اما چه آثار و برکاتی از او باقیمانده.
دیدارهای اخیر آقا را در هفته گذشته بررسی کنید. صحبتهایی که کردند خیلی جالب بود؛ هم با خانواده آقای مصباح هم با خانواده شهید سلیمانی هم با بانوان. تعبیرات حضرت آقا را توجه کردید که قبلاً فرموده بودند: فرهنگ هواست و دیروز فرمودند: زن در خانواده مثل هواست؛ خیلی قشنگ است این حرف؛ یعنی زن فرهنگساز است و حافظ فرهنگ است. اگر زن در خانواده و جامعه خراب شد فرهنگ خراب میشود.
خب حالا دشمن که قصد دارد فرهنگ را خراب کند و فرهنگ دینی ما را خراب کند، ارزشهای الهی ما را از بین ببرد، انقلاب ما را نابود کند، جامعه را به ابتذال بکشد، از کجا شروع کند خوب است؟ از زن که مادر خانواده است؛ از همسر که باز برگشتش به زن است. اگر او تخریب شد جامعه خراب میشود. چه تعبیر زیبایی کرد حضرت آقا راجع به اینکه زن مثل هواست. فرهنگ مثل هواست؛ یعنی که اگر زن در جامعهای خراب شد فرهنگ آن جامعه از بین رفته.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/10/9 | 1401/10/9شهید سلیمانی به دنبال انتقال تفکر انقلاب اسلامی به جهان اسلام بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه97
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن، اوصیکم و نفسی بتقوی الله.
اهل تقوا اهل صبرند؛ که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: مردم، از خدا پروا کنید که صبر بر تقوا از صبر بر عذاب خدا آسانتر است. به مناسبت بحث تواصی سوره عصر را مقداری ترجمه کردیم و حق را و مسائل مربوطه را معنا کردیم و به مسائل مختلف صبر و آثاری که دارد تا حدودی پرداختم تا تأکید بر تواصی بهحق و تواصی به صبر معلوم شود.
نکته دیگری درباره صبر عرض کنم. بعد از جنگ صفین امیرالمؤمنین علیهالسلام برای فرزند بزرگوارشان امام مجتبی نامهای نوشتهاند و مطالب مهم و تذکراتی را مرقوم فرمودند. این نامهنگاری علاوه بر خبررسانی و خبرگیری یک روش تربیتی است یک فرهنگ است. انسان برای عزیزی از عزیزانش مطالبی را که در نظر دارد بنویسد. حضرت توصیه فرمودند: وَأَشْعِرْهُ بِالصَّبْرِ. لباس صبر را بر قلب خودت بپوشان. عبارت کوتاه است اما مطالب فراوانی دارد. اَشعِر یعنی پوشاندن. در عربی به لباسزیر شعار میگویند و لباسی که روی لباسها پوشیده میشود مثل عبا و کت و پالتو دثار میگویند. در آیه شریفه به رسول خدا خطاب میکند: یا ایهاالمدثر… ای که روانداز بر خود کشیدهای برخیز مردم را هشدار بده. مدثر به کسی که لباس روی لباسهای دیگرش پوشیده و همه را دربر میگیرد میگویند. به لباسزیر هم چون به بدن میچسبد شعار میگویند. بیان امیرالمؤمنین اینجا یعنی صبر را برای قلب خودت یک لباس و یک شعار قرار بده که مثل لباسزیر به قلبت بچسبد و همه قلبت را بپوشاند.
البته بعض بزرگان اَشعِرهُ را از شعور به معنای آگاهی گرفتهاند و گفتهاند به معنای اَعلِمهُ میباشد؛ یعنی با آگاهی دادن، قلب خودت را از صبر مطلع کن تا بتواند در مقابل وساوس شیطان مقاومت کند. البته همان معنای اول دقیقتر است. اگر قلب لباس صبر بپوشد دیگر جزعوفزع ندارد و در تکانههای مختلف، آرام است و شکایتی نمیکند. در مصیبتها و بلایا مضطرب نمیشود.
اگر انسان توانسته باشد خود را اول با تمرین صبر یعنی تصبر که هفته گذشته اشاره کردم به مرحله صبر رسانده باشد، در اینگونه مسائل بهترین عکسالعمل را نشان میدهد، بدون اینکه خود را ببازد و بدون ناراحتی و بیتابی، باوقار و بزرگمنشی بر همه مشکلات غلبه میکند. بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که صبر نباید دثار و فقط یک عمل ظاهری باشد بلکه باید شِعار باشد و تا اعماق وجود رسیده باشد و تمام قلب را پرکرده باشد.
در اهمیت صبر باز به بخشی از این روایت مفصل امام باقر علیهالسلام که در آن حضرت به جابربنیزیدجعفی سفارشاتی دارد اشاره میکنم. در بخشی ایمان را موردبحث قرار دادهاند که چهارستون دارد که مانع فروریختن و ریزش ساختمان ایمان میشوند: صبر و یقین و عدل و جهاد بعد فرموده است: و الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الشَّوْقِ وَالشَّفَقِ وَالزُّهْدِ وَالتَّرَقُّبِ، صبر چهار گونه است: علاقهمندی و ترس و پارسایی و انتظار داشتن. پس هر کس به بهشت مشتاق بود، خواهشهای نفس را فراموش میکند و از آنها چشم میپوشد و هرکس از آتش ترسید از حرام دوری میگزیند و هرکس در دنیا پارسا شد، اندوهها را سبک میشمارد و هرکس منتظر مرگ باشد، برای نیکوکاری شتاب میکند. هرکدام از اینها توضیح مفصل دارد تا بهتر در جان بنشیند.
در اینجا امام علیهالسلام، اقسام صبر که در مصیبت و معصیت و اطاعت بود را مطرح نکرده است بلکه بحث را بردهاند روی مقاومت در برابر عوامل مزاحم و بعد برای هرکدام از شعبههای صبر آثاری را مطرح کردهاند. اگر انسان به آخرت و نعم الهی در آنجا و بهشت باور داشته باشد به آنجا اشتیاق پیدا میکند و قهراً در مقابل موانعی که نمیگذارند به آنچه اشتیاق دارد برسد آنها را ترک میکند؛ و هرچه باورش بیشتر و قویتر باشد اشتیاقش بیشتر میشود. نمونه دمدستی این، حالت شوقی است که جوانان برای رفتن به دانشگاه دارند. مثلاً دانشگاه رفتن را بهشت فرض کنید. دیدهاید از خواب و خوراک و همه لذات خود کم میکنند، مهمانی و دورهمی و امثالذلک را کنار میگذارند و تمرین میکنند تا در کنکور قبول شوند و به آنچه علاقه دارند برسند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: کسی که به بهشت مشتاق بود خواهشهای نفس را کنار میگذارد. البته باید بهشت و نعمتهای آن را خوب فهمید. درباره بهشت و جهنم مطالب کامل و دقیقی را بلد نیستیم حتی آیات قرآن را دقت نمیکنیم تا خوب بفهمیم که بهشت کجاست؟ جهنم کجاست؟ و آثاری که دارد چیست؟ مثلاً درک درستی از لذت سخن گفتن با خدا نداریم و اینکه در قیامت بهشدت نیاز داریم که با خدا سخن بگوییم را نمیفهمیم. بهعنوان عذاب اهل جهنم در آیه ۷۷ سوره مبارکه آلعمران اینگونه فرمودند: لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَه. وقتی از عذابهای روز قیامت این است که به خاطر سوء رفتار و خطاهایی که انسان داشته نمیتواند خدای تعالی را ببیند. قرآن کریم در سوره مطففین میفرماید: کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ*کَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ.
خوب پس به بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام اولین چیزی که صبر را محقق میکند شوق به بهشت و گرفتن پاداش است. دومین عامل، ترس از دست دادن داشتهها و نعم الهی و سرانجام عذاب و جهنم است؛ که فرمود: شفق؛ یعنی حالت ترس این را اجازه بدهید در نوبت بعد انشاءالله با عرض مقدمهای توضیح بدهم.
خدای تعالی همه ما را از صابران قرار بدهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما خواهران و برادران ایمانی را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
متقین از هر سه مرحله ایمان یعنی شناخت قلبی و اقرار زبانی و انجام اعمال برخوردار هستند. از امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۸ از حکم نهجالبلاغه راجع به ایمان سؤال کردند حضرت فرمودند: «الْإِیمَانُ مَعْرِفَهٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ. ایمان عبارت از شناخت به دل و اقرار به زبان، و عمل به دستورات دین است.»
این روایت با بحث خطبه اول تناسبی دارد. البته بحث ایمان بحث مفصل و دقیقی است که جدا باید به آن پرداخت و اینکه در همین روایت آیا هر سه اینها باید باهم باشد یا معرفت قلب کافی است. رابطه ایمان با عمل چگونه است؟ و امثال اینها که درجایش باید بحث شود اما اجمالاً اینکه ایمان سه معیار دارد. باید قلباً اعتقاد داشته باشد و این اعتقاد قلبی را به زبان بیاورد و در مقام عمل، به دستورات عمل کند. بعد مرحله بالاتر هم دارد که: «اللهم و بلغ بایمانی اکمل الایمان…» که درجایش باید مطرح شود.
مناسبتها:
دیماه را به خاطر اتفاقات مهمی که در آن واقعشده باید ماه بصیرت نامید. همه اتفاقات بهنوعی در بصیرت بخشی و بصیرت افزایی، مستقیم و غیرمستقیم نقش دارند. حماسه ۹ دی و ۱۱ دی ابلاغ پیام تاریخی حضرت امام به گورباچف قبل از فروپاشی شوروی سابق در ۱۳۶۷ و شهادت سردار دلها به دست پلیدترین انسانها و روز مقاومت و ارتحال عالم ربانی و مجاهد عرصه بصیرت آیه الله مصباح، تقارن زمانی ویژهای را درست کرده است.
امروز که نهم دی هست به نام روز بصیرت و میثاق امت با ولایت نامگذاری شده است. ازنظر اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی بصیرت یعنی قدرت تشخیص حق از باطل و موضعگیری مناسب و اقدام بهموقع بهطوریکه جبهه حق تقویت شود. نه دی، مردم در مقابل فتنهی خطرناکی که شکلگرفته بود و عکسالعملی که نشان دادند یک حرکت از روی بصیرت انجام دادند.
قبل از خطبهها شما از بیانات صدیق معظم و برادر بزرگوارمان، مهمان محترم جلسه، حضرت حجتالاسلاموالمسلمین سعیدی بهرهمند شدید. نکات نغز و مطالب دقیقی را ایشان در ترسیم جبههی حق و باطل و تقابل جبههی حق و باطل بیان فرمودند.
بنده در ادامه و راستای بیان ایشان و تبیین بخش دیگری از مباحث مربوط به فتنه نکاتی را خدمت شما عرض میکنم؛ انشاءالله مثل همیشه خوب گوش میکنید و بهرهای را که لازم هست ببریم، میبریم.
خیلی کوتاه مرور کنم، بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری، جبههای متمرکز با ویژگیهای خاص و روشی تازه در برابر نظام اسلامی پدیدار شد که درراه رسیدن به اهدافش از همه خطوط قرمز نظام اسلامی که حضرت امام فرموده بود حفظ آن از اوجب واجبات است عبور کرد. جبههای که سالیان طولانی خود را خط امامی میدانستند و دائم از مکتب امام و سیاستهای امام تعریف میکردند و خود را مبین و مجری همان سیاستها معرفی میکردند.
فتنه کارِ فرد نبود، کار جمعی بود، یک جبهه بود که لااقل سه جریان در آن باهم همداستان شده بودند. دشمنان خارجی، ضدانقلابهایی که معلوم بود چه کسانی هستند و جریان مدعی اصلاحطلبی در یک صف قرار گرفتند تا با کمک هم نظام را ساقط کنند.
اصلاحطلبان سالیان طولانی مبانی فکری خودشان که دین از سیاست جداست را پنهان کردند ولو چهرههای شاخص جریان با تظاهر به انقلابی گری و آرمانخواهی خود را پیرو خط امام نشان میدادند اما چهره آنان و فاصلهای که با نظام ولائی داشتند در جریان فتنه کاملاً روشن شد.
عامل اصلی فتنه در تبلیغات انتخاباتی در جمع مردم ولائی و معتقد به امام (ره) با عوامفریبی کامل گفت: «من آمدهام تا خط امام را چراغ راه خود قرار دهم. من میخواهم جمهوری اسلامی را بر اساس همان نسخه اصلی که امام (ره) تجویز نمود، پیادهسازی کنم.»
برای عوامفریبی بیشتر رفت قم و با مراجع تقلید و با گروههای مختلف روحانیون بخصوص با عدهای که مخالفتهایی با نظام داشتند ملاقات کرد و متقاعد کرد که با توجه به سابقهای که داشته بهترین گزینه ریاست جمهوری است.
خلاصه اینکه جریان فتنه با تظاهر به اینکه اعتقاد به آرمانهای امام و انقلاب دارد به دنبال حذف ولایتفقیه و نظام ولائی در مقام عمل بود. میگفتند اصلاحطلبیم اما نظرشان تجدیدنظر در اصول و مبانی و آرمانهای انقلاب بود.
عزیزان بزرگوار برای اینکه مقابله جریان فتنه را با نظام اسلامی خوب بفهمید باید مکتب سیاسی امام (ره) را خوب بشناسید. آراء و اندیشههای ایشان از قبل پیروزی انقلاب، حین پیروزی، بعد پیروزی، دوران دفاع مقدس برخورد با کشورهای دنیا و امثال اینها را بررسی کنید تا با مکتب سیاسی امام آشنا شوید.
شما به نظریههای سیاسی در دنیا نگاه کنید، آنان موضوع سیاست را قدرت میدانند اما امام (ره) موضوع سیاست را هدایت انسان میداند. دربیانی فرمودند: «سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان را در نظر بگیرد و آنها را هدایت کند بهطرف آن چیزی که صلاحشان است...».
امام به نظریه تلازم دین و سیاست قائل بود که شهید مدرس میگفت و سیاست را جزئی از دین میدانست. برخلاف آنکسانی که بین دین و سیاست تضاد قائل بودند و یا کسانی که قائل به سکولاریسم و جدائی دین از سیاست بودند؛ و اتفاقاً بزرگترین تهدید و خطرناکترین جریان فکری برای انقلاب اسلامی جریانی است که ازیکطرف دم از اسلام و انقلاب میزند و از طرف دیگر به سکولاریسم و جدائی دین از سیاست قائل است و همین تفکر فتنه سال ۸۸ را به وجود آورد.
اینکه امام فریاد میزد و بعد از او خلف صالحش دائم از خطر سکولاریسم میگوید روی این جهت است که مواظب باشید حتی هیئتهای شما، مساجد شما، جلسات و اجتماعات شما مبتلابه سکولاریسم نشود. روی همین جهت است چون این تفکر بزرگترین خطر برای مکتب امام است. نهفقط این دوره بلکه در صدر اسلام هم همین تفکر، اسلام ناب و ولایت را خانهنشین کرد و بعد، جانشینیِ پیامبر آرامآرام تبدیل به سلطنت شد.
پیروزی انقلاب اسلامی بر تفکر سکولاریسم که از قبل بر جامعه حاکم بود غلبه کرد و از همان اول دشمنان شروع کردند تا با عملیاتهای سخت، کار انقلاب را یکسره کنند؛ اما به فضل الهی و رهبریهای امامین انقلاب و حضور همیشه درصحنه مردم کاری از پیش نبردند بنابراین تصمیم به عملیات نرم و بخصوص استحاله عوامل انقلابی گرفتند.
لذا از اوایل دهه ۷۰ احیای تفکر دین از سیاست جداست دستور کار معاندان قرار گرفت و درست در همان زمان رهبر معظم انقلاب مسئله تهاجم فرهنگی را مطرح کردند و با عناوین مختلف مثل قتلعام فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم تذکرات لازم را دادند و در سال ۷۹ راجع به جهاد تبیین اولین مطلب را بیان فرمودند. جهاد تبیین برای امروز و دیروز نیست؛ از سال ۷۹ ایشان بحث جهاد تبیین را مطرح کردند، البته در این سالها و اخیراً بیشتر تکرار میکنند چون مسئله حادتر شد.
بعد خودشان شروع کردند به روشنگری و روشنگری و روشنگری و بزرگترین جهادگر در عرصه جهاد تبیین خود ایشان است. مثلاً فرمودند: «میبینید که گاهی اوقات جنجالهای سیاسی موسمی بهوسیله گروهها و عناصر مختلف و بعض دستهجات و جناحهای گوناگون سیاسی در کشور راه میافتد اینها بلندگو هستند، گویندهها غالباً مربوط به دشمنان آنسوی مرزها هستند… .». موارد فراوان است و وقت کم که بازگو کنم ایشان چگونه دلسوزانه مطالب را فرمودهاند و البته قسمتی از مردم و مسئولین مربوطه غفلت کردهاند و اینها را دنبال نکردهاند.
بعد از ایشان یکی از مهمترین روشنگریها را مرحوم علامه مصباح یزدی، در سخنرانیهای قبل از خطبههای نماز جمعه تهران داشتند و در دفاع از انقلاب و نظام ولائی، سکولاریسم را نقد کردند؛ و البته این شخصیت ربانی که بیش از ۱۴ سال شاگرد مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت بودند و درعینحال متفکر و مجاهد و حاضر درصحنه را ناجوانمردانه مورد هجمه هم قراردادند حتی بعد از وفات ایشان حرفهایی زدند خدای تعالی او را با اولیاء خودش محشور بگرداند.
بههرتقدیر وقت انتخابات دهم ریاست جمهوری رسید و فرصتی که فتنه گران با فریب مردم، کاندیدای خود را با طرحی از قبل ریخته شده و کاملاً هدفمند قبل از اعلام رسمی پیروز میدان معرفی کردند تا ادعای تقلب را باورپذیر کنند و نظام را بر سر دوراهی پذیرش دروغ و تضییع حقوق مردم و یا مقابله با این ادعای دروغ قرار دهند؛ که قطعاً نظام دومی را میپذیرفت. هماهنگیهای داخلی و خارجی هم انجامشده بود و جریانات و جنایاتی که انجام دادند که میدانید و یا شنیدهاید.
با خطبههای حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب در ۲۹ خرداد و اینکه فرمودند: «زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت». تکلیف همه جریانات روشن شد و قسمت اعظم جمعیت گولخورده برگشتند؛ و عدهای با آشوب و تخریب، درصحنه ماندند و در مناسبتهای ملی و مذهبی ناآرامی به وجود میآوردند و اوج آن فتنهها روز عاشورا و بیحرمتی به مقدسات و عزای حسینی علیهالسلام بود. وقتی خبر بیصفتی هوادارنِ فتنهگران در کشور پخش شد مردم غیور و وقتشناس و شیفتگان اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام در ۹ دی به خیابانها ریختند و حماسهای آفریدند که بساط نفاق و کودتای مخملی سبز برچیده شد.
و ۹ دی شد نماد مقاومت ملت ایران. شد نماد مسئولیت شناسی و تکلیفگرائی. شد نماد حمایت از ولایت. شد نماد حرمت گذاشتن به مقدسات و بروز عشق به عاشورا. شد نماد امید به آینده و امید برای دوستداران انقلاب. شد مایه عزت و افتخار. شد روز خواری و روسیاهی دشمن و پایان فتنههای مخملی. ۹ دی نظام را بیمه کرد؛ و مردم نشان دادند که اهل بصیرتاند.
اینکه در این روزها میبینید مردم صبوری میکنند و البته با این جریانات اخیر همراهی نکردند، دشمن غره نشود؛ اگر بخواهد یک جریانی مثل فتنه ۸۸ تکرار شود؛ مردم ما همان مردماند و سیلی محکمتری از ۹ دی خواهند خورد.
یکی دیگر از فرازهای مهم تاریخ انقلاب نگارش نامه به هشتمین و آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی میخائیل گورباچف توسط امام راحل (ره) است؛ که پر از درس است و جدا باید به آن پرداخت؛ امام سه مطلب مهم از سیره سیاسی خود را در این نامه تذکر داد و آنان را به توحید باوری، انساندوستی و سعادت و رستگاری حقیقی دعوت کرد.
تأکید امام بر خواندن نامه و تفهیم مفاهیم بود که آیتالله جوادی آملی این مهم را به عهده داشت، یک ساعت خواندن نامه طول کشید که میگویند در بعضی مواقع صورت گورباچف سرخ میشد. شاید مثلاً اینجا سرخشده باشد: «برای همه روشن است که ازاینپس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چراکه مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست». این عبارت یعنی شست و گذاشت کنار.
جالب است بدانید یازده سال بعد، گورباچف در مصاحبهای گفت: «مخاطب پیام آیتالله ازنظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود. زمانی که من این پیام را دریافت کردم احساس کردم که شخصی که این پیام را نوشته بود، متفکر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط کردم که او کسی است که برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درک کنم… اگر ما پیشگوییهای آیتالله را در آن پیام جدی میگرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم». این هم نمونهای از بصیرت رهبر الهی. چگونه دید و تشخیص داد و خبر داد.
راجع به بصیرت حضرت آقا و هدایتهای بیش از سه دهه ایشان در نوبتهایی مفصل گفتهام اما همه باید طوری عمل کنیم که مثل گورباچف بعد از مدتی پشیمان از بیعملی نباشیم و ناراحت از اینکه چرا حرفها نشنیدیم. امام جامعه از سال ۷۹ به ما تذکر دادند و هنوز در سال ۱۴۰۱ به دنبال تبیین هستیم.
چند دقیقه هم راجع به شخصیت بزرگوار سپهبد بسیجی، سردار شهید، حاج قاسم سلیمانی عرض کنم. راجع به یک انسان تراز انقلاب اسلامی است؛ انسانی که تربیتشده مکتب اسلام و پیرو مکتب امامین انقلاب است.
شخصیت انقلابی که طرحهای دشمن را خوب میشناسد و برای از بین بردن آنها و تقویت جبهه حق، طراحی و اقدام بهموقع میکند و در عرصههای مختلف شخصاً حضور دارد و مدیریت میدان را به عهده میگیرد تا خصم را منکوب و زمینگیر میکند.
اینجا هم حرف برای گفتن زیاد است اما همین یک نکته راجع به ایشان گویای شخصیت اوست، به تعبیری که گفتند او انسان ولائی بود؛ یعنی همان سه رکن: ارتباط با ولی خدا و ارتباط با مردم و جهاد با دشمن، که در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی توسط حضرت آقا مطرحشده است برای ولایت مداری و انسان ولایی در حد کمال در ایشان بود.
درعینحال که خالصانه عاشق مردم بود و حسن سلوک را با آحاد جامعه داشت. افکار و نظرات حضرت آقا را خوب درک و تحلیل میکرد و خوب و بهموقع عملیاتی میکرد. و در بحث مبارزه با دشمن همه جهات را در نظر داشت یعنی فقط اینطور نبود که با هوشمندی ماشین جنگی دشمن را از کار بی اندازد بلکه حاج قاسم فقط به مبارزه و شکست دشمن فکر نمیکرد. فکر او انتقال تجربه و دانش نظامی، به همراه تکنولوژی و تجهیزات و مهمتر از همه اینها انتقال تفکر انقلاب اسلامی به جهان اسلام و تقویت جبهه مقاومت در امت اسلامی بود. فقط نمیرفت آنجا کمک کند که آنها بر دشمن پیروز شوند، گفتمان انقلاب اسلامی را در منطقهای که حضور پیدا میکرد نشر و توسعه میداد و تبلیغ میکرد.
هر جا رفت مردم را وارد صحنه کرد و الگوی انقلاب اسلامی را در آن منطقه زنده کرد. و امروز مقاومت اسلامی جریان زنده امت اسلامی است. صهیونیستها را همین جریان انقلاب و مقاومت بیچاره کردهاند.
مقاومت اسلامی در مرحله عمل، نابودی رژیم غاصب را جلو انداختهاند. من چند هفته قبل عرض کردم در انتخاب کابینه دچار بیچارگی خواهند شد و شدهاند و دولتشان مستعجل خواهد بود انشاءالله و دوام نخواهد آورد. البته آنچه برای ما مسلم است این است که بهزودی از صفحه زمین محو خواهند شد. و بیچارهها را گاهی تشویق میکنند که به ایران حمله نظامی داشته باشد. این را باید خوب بدانند که قدرت پاسخگویی ایران فقط خود ایران نیست بلکه همپیمان ایران جبهه مقاومت است و همه در سراسر این جبهه و محور منتظرند که فرصتی پیش بیاید و اشتباهی صورت بگیرد تا کار را تمام کنند و ریشه این غده سرطانی را برای همیشه از منطقه بیرون بکنند.
رژیم غاصب این را بهخوبی میداند که در همان حملات اولیه، ایران چیزی برای ماندگاری او باقی نخواهد گذاشت. سردار ما خاری بود در چشمشان، برای اولین بار رسماً رئیسجمهور کشوری اعلام کرد که دستور ترور داده و البته مسئولیت با آنان است و گذشته از روند قانونی که طی میشود باید منتظر عواقب دیگر هم باشند.
این را هم بگویم باید درراه انقلاب مثل حاج قاسم بود. درراه اهداف انقلاب خستگی معنا ندارد، نشستن و غصه خوردن معنا ندارد. دست از مبارزه کشیدن معنا ندارد. تا مستکبرین و ظالمان هستند و تا کشورهای معاند برعلیه اسلام و ارزشهای اسلامی نقشه و طرح دارند مبارزه هست و همه مردم بصیر ایران درراه اهداف انقلاب هریک، یک حاج قاسماند و این یعنی انقلاب زنده است. و این همان بصیرت است.
بصیرت یعنی هم حضور داشته باشی، هم صبور باشی تا چشم فتنه کور شود. دائم گفتند ۸۰ میلیون ایرانی نظام را نمیخواهند و دم از براندازی زدند و رفتن با اینوآن عکس گرفتند و پیام دادند و برای کشور هزینه درست کردند. غافل از اینکه دولتهای غربی مدتهاست به فکر براندازی نیستند و بیشتر دنبال امتیاز گیری هستند تا به اهداف خود برسند و شماها را ملعبه خود کردند و خودشان نفهمیدند.
دیدید مردم ایران را که چگونه جگرگوشههای خود را در بغل گرفتند. مردم اینها بودند سیل عظیم جمعیت را ندیدید؟ پس چرا بلندگوهایتان خفه شدند و خبری از مردم و حماسهای که به وجود آوردند کار نکردند؟ جمعیتی که از اقشار مختلف برای تشییع شهدا گمنام ولی پرآوازه آمده بودند، ایران قوی را به رخ عالم کشیدند و فریاد زدند که اگر به ایران نگاه چپ داشته باشید، چشمهایتان را کور خواهیم کرد.
مردم به تشییع کسانی آمدند که فقط شعار جانم فدای ایران ندادند بلکه عملاً جان خود را فدای اسلام و انقلاب و ایران کرده بودند. طوبی لهم و حسن مآب.
من از مردم خوب کرج و بقیه قسمتهایی که برای این حضور حماسی و انقلابی وقت گذاشتند بهخصوص حضور معنادار بانوان محجبه در این گردهمایی عظیم تشکر و قدردانی میکنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/10/2 | 1401/10/2شهدا برای نگهداری دین و ارزشهایی نظیر عفاف و حجاب به میدان رفتند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه98
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا، خودم و همه شما را به رعایت تقوی الهی دعوت میکنم. متقین صبر را از صبر خود خسته کردهاند. در ادامه بحث تواصی به صبر عرض میکنم به اینکه در جلسه گذشته چند نکته راجع به حسن فعلی و حسن فاعلی عرض کردم و اینکه هرکدام هم مراتبی دارد و در یک سطح نیستند.
حسن فعلی این بود که شما کار خوبی انجام بدهید، حسن فاعلی یعنی آن عامل و عملکننده شخصیت خوبی باشد و با نیت خوبی کار را انجام بدهد. یعنی کار هم باید خوب باشد، هم کننده کار با نیت الهی وارد کارشده باشد.
بنابراین اگر گفته شود فلان کس که مستحبات را انجام میدهد از کسی که انجام نمیدهد برتر است و آنکه علاوه بر انجام مستحب، ترک مکروه میکند بالاتر است. قابلفهم است. یا تحمل مصیبت کوچک در مقایسه با مصیبتهای انبیاء الهی از درجه کمتری برخوردار است قابلفهم است. اما آیا مصیبت و معصیت را هم میشود نسبت به هم مقایسه کرد؟ یعنی بگوییم مثلاً صبر بر بلا ارزش کمتری نسبت به صبر بر معصیت دارد. این حرف قطعاً بهصورت کلی و مطلق درست نیست، هرچند که در روایت آمده ولی احتیاج به توضیح دارد و با روایتهای دیگر مسئله حل میشود.
ممکن است موردی از صبر بر معصیت افضل باشد بر مواردی از صبر بر طاعت اما کلیت ندارد. باید حسن فعلی و فاعلی را باهم در نظر گرفت تا افضلیت را فهمید. این تتمه بحث قبل. نکته دیگری که لازم است بیان شود این است که اسلام دستورات اخلاقی فراوانی دارد که درآیات و روایات خواسته میشود. مثلاینکه مؤمنین باید مؤدب به آداب و اخلاق باشند و فلان کار را ترک کنند فلان عمل رفتار پسندیده ایست باید انجام بگیرد فلان عمل رفتار ناپسندی است باید ترک شود. اما در کتب اخلاقی بحث بیشتر روی ملکات میرود. یعنی از مخاطب خود میخواهند که در خود، فلان ملکه را محقق کند. یعنی موضوع اخلاق، ملکات است. علم اخلاق از پول خرج کردن که یک رفتار است بحث نمیکند بلکه از جود و یا سخاوت بحث میکند که اگر کسی این صفت سخاوت را داشت و اهل عمل بیرونی هم هست که بخشش است.
اما قرآن کریم و روایات به داشتن ملکه اشاره ندارند وقتی میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ. یعنی: در رفتار بیرونیات صبور باش. پس هر جا درآیات و روایات دیدیم که توصیه به صبر میکنند، مرادشان کسب ملکه صبر نیست چون به دست آوردن ملکه مدت طولانی دارد، بلکه منظور رفتاری است که عنوان صبر بر آن اطلاق میشود. وقتی بحث روی رفتار آمد که در محدوده اختیار انسان است آنوقت بحث وجوب و استحباب هم مطرح میشود که مثلاً صبر در فلان جا واجب است، یا مستحب است. و الا ملکات که مورد تکلیف نیستند و نمیشود آنها را به واجب و مستحب توصیف کرد. البته ملکات هم چون انسان اختیار دارد آنها را کسب کند ممکن است واجب یا مستحب باشند.
بنابراین ممکن است هرکدام از اقسام صبر مصادیق واجب یا مستحب داشته باشند. برای نمونه، مصداقِ واجبِ صبرِ بر اطاعت، صبر در میدان جنگ و جهاد است. یا مثلاً اگر بیتابی در برابر مصیبتی موجب شود که فرد از خودش رفتارهایی برخلاف شرع انجام دهد و سخنان توهینآمیز بگوید اینجا صبر بر مصیبت و مقاومت در برابر این عوامل واجب است. پس باید متوجه بشویم که برای مثال وقتی گفته میشود که صبر واجب است یا حرام است، آن در مسئله رفتار است نه در محدوده ملکات.
نکته دیگر اینکه عرض کردم با توجه به معنای لغوی، صبری ممدوح است که مقاومت در برابر عاملی باشد که انسان را بهسوی مخالف بکشاند. و مقاومت در مقابل عوامل نفسانی و شیطانی، عملی پسندیده است. یعنی مقاومت در مقابل هر جزعوفزعی صبر است، اما ازنظر اسلام، اگر این صبر همراه باانگیزه الهی باشد، صبر است و خوشآمد دیگران در نظر نباشد، ممدوح است.
مطلب دیگر اینکه به کسى که ملکه صبر را دارد، صبور میگوید وقتی خیلی زیاد شود صبّار گفته مىشود. امّا اگر کسی در مسیر صبوری قرار داشته باشد و بخواهد با تمرین و تحمل سختیها خود را وادار به صبر کند تا بهآرامی بر مشکلات غلبه کند، تصبّر میگویند. تصبّر یعنى صبر را بر خود تحمیل نمودن. مثلاً فرض کنید ظهر است سر سفرهای که غذاهای مطبوع چیده شده و بوی غذا همهجا را گرفته، نشسته و گرسنه هم هست اما تحمل میکند و دست به غذا نمیبرد اینیک تمرین ابتدائی است که چنددقیقهای کنار سفره تحمل کند و مثل این کارها فراوان است تا برسد به مرحله اصلی. یا مثلاً اگر خواستیم اهل نگاه حرام نباشیم باید به بعض چیزهای حلال هم نگاه نکنیم. و این تمرین میخواهد. خوب است بعد از نمازها دقایقی را که مشغول تعقیبات هستیم مواظب چشمهایمان باشیم و سر را پایین بیاندازیم و نگاه را کنترل کنیم. با این تمرینها آدم قوت پیدا میکند و صبر در مصیبت و صبر در معصیت و… را به دست میآورد.
نکته دیگر: دل انسان بهطور طبیعی تمایلات و آرزوهایی دارد. و گاهی همین خواستهها کاملاً به ضرر اوست. دل به چیزی تمایل پیدا کند چشم و گوش و بقیه حواس را به دنبال خودش میبرد باید کاری کرد که دل در مقابل این خواهشها اختیارش به دست عقل باشد و رها نباشد، جوری کنترل شود که هر جا خواست نرود. دل باید اینگونه در اختیار عقل باشد. راه همان است که عرض شد، تمرین، تمرین.
در قسمتی از وصیت امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد: وَ التَّصَبُّرُ عَلَى الْمَکْرُوهِ یَعْصِمُ الْقَلْبَ. واداشتن خود به شکیبایی در برابر امور ناخوشایند، دل را نگاه میدارد. اگر به مرحله صبر رسیدیم به نیمی از ایمان رسیدهایم که رسول خدا فرمودند: اَلصَّبْرُ نِصْفُ الاْیمان و امام صادق علیهالسلام فرمودند: اَلصَّبْرُ رَأْسُ الاْیمان. صبر سر ایمان است. انشاءالله همه ما اهل صبر و سپس تواصی به صبر باشیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا طمعکار نیستند و از این رذیله اخلاقی دور هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الطَّامِعُ فِی وِثَاقِ الذُّلِّ. حریص و آزمند درگیر ذلّت و خوارى است».
معمولاً اینطور است که افراد طمعکار منافع حتمی خودشان را به خاطر طمع از دست میدهند چون به امید اینکه منفعت بیشتری که گمان دارند را گیر بیاورد از منفعت قطعی محروم میشوند؛ و کار خلاف عقل را خیلی از افراد مبتلا هستند مثلاً میشنوند که فلان کالا بناست گران شود شروع میکنند به خریدن و انبار کردن تا موقع کمبود بفروشند و سود ببرند.
این عمل نکوهیده و زشتی است که ریشه در عدم اعتماد به خدا دارد؛ و اهل ایمان هرگز اهل حرص و طمع که علاوه بر قبح اخلاقى و در بعضی موارد حرمت فقهى دارد، نیستند. حضرت على علیهالسلام در فرازی از وصیت خود مىفرماید: «متاع موجود را صرفاً به امید اینکه بیشتر از آن را به دست آورى، به خطر نینداز و از بین مبر». خدای تعالی تقوا را در ما زیاد بگرداند.
مناسبتها:
۳ جمادیالثانی مصادف با ۶ دی شهادت بانوی بینظیر عالم خلقت، امالائمهالنجباءالنقباء، صدیقه طاهره، زهرای اطهر صلواتاللهعلیهاست. به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم. شخصیتی که در عرصههای مختلف الگوی همه انسانهاست نهفقط در عرصه مادری و همسری بلکه در همه امور.
امیرالمؤمنین علیهالسلام که درگیر مسائل مختلف سیاسی اجتماعی بود میفرمود: «هنگامیکه به فاطمه نگاه میکردم، غمها و اندوهها از من برطرف میشدند»؛ یعنی مرکز آرامش بخشی در خانه بودند.
دوران کوتاه زندگی حضرت پر از درس است بهخصوص برای بانوان در این دوران که چگونه ضمن حفظ عفاف و حجاب در امور اجتماع فعالانه شرکت داشته باشند و به وظیفه فردی و اجتماعی خود عمل کنند.
این روزها که بحث دشمنشناسی، مبارزه با استکبار، مطالبه گری، جهاد تبیین و امیدآفرینی مطرح است با نگاه به سیره فاطمه سلاماللهعلیها کاملاً میتوان مسیر درست را در همه این امور به دست آورد و طی کرد. حضرت درست درزمانی که دید حرکتی مرموز در حال رخ دادن است که آینده اسلام ناب را دچار انحراف کرده و جامعه بشری را از مسیر رشد و فلاح منحرف میکند اقدام به تبیین و سپس مطالبه گری کرد تا جلوی این انحطاط تاریخی را بگیرد.
وقتی میبیند بعد از رسول خدا حق اولین جانشین رسول خدا در حال غصب است که اگر این اتفاق بیفتد جوامع بشری از بزرگترین نعمت الهی که خدای تعالی در روز غدیر بر مردم تمام کرد که فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی»، محروم میشوند، و مدیریت الهی جامعه که سعادت دنیا و آخرت بشر را در اختیار دارد به دست نامحرمان و نالایقان میافتد قیام میکند و در این راه جان شریف خود را فدای اسلام و ولایت میکند.
در زیارتنامه امیرالمؤمنین علیهالسلام میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقَّهُ». در زیارتنامهها هم تبیین وجود دارد اگر توجه شود. میدانید دورِ رسول خدا تعدادی منافق نشاندار و بینشان وجود داشت که همراه یهودیها و مشرکان، حضرت را آزار میدادند.
قرآن کریم در آیه ۱۰۱ سوره توبه میفرماید: «وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ … و برخى از بادیهنشینانی که پیرامون شما هستند منافقاند و از ساکنان مدینه هم عدهای بر نفاق خو گرفتهاند. تو آنان را نمیشناسی ما آنان را میشناسیم.»
بعد از ارتحال رسول خدا اینها رسماً دشمنی را شروع کردند. اینجا صدیقه طاهره با بصیرتی بینظیر با تبیین مسائل مختلف آن روز و روشهای مختلف، با آگاهی بخشی سیاسی به بانوان، نقد مردان حاضر درصحنه و آموزش به همسرانشان که چگونه مطالبه گری کنند حتی با گریه و وصیت خاص، جریان نفاق و نقشههای آنان را برملا کردند.
در خطبه فرمودند: «آنگاهکه خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، خارهای نفاق در شما ظاهر شد. شیطان از لاکش بیرون آمد و سر خود را از مخفیگاهش بیرون آورد و شما را فراخواند و مشاهده کرد پاسخگوى دعوت او هستید.»
حضرت زهرا علیهماالسلام در مسیر تبیین و جلوگیری از انحراف جامعه بهعنوان مسلمانی دغدغهمند و آشنا به وظیفه مسلمانی در عرصه سیاسی اجتماعی حضور فعال دارد و چهره دنیاطلبان و خواص بیتفاوتی که قبلاً نقش مؤثری در پیشرفت اهداف اسلامی داشتند و امروز ساکت بودند را معلوم کرد.
چهل شبانهروز دست حسن و حسین علیهماالسلام را مىگرفت و سوار بر مرکبى میشد و همراه با حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به درِ خانه مهاجر و انصار مىرفت و با رایزنی سیاسی آنان را نسبت به غفلتى که دچار آن شده بودند آگاه میکرد تا حجت را درباره ولایت تمام کند. بعد در مهمترین مرکز سیاسی اجتماعی مسلمین یعنی مسجد حاضر شد و غاصبان را با استدلال به قرآن و کلمات رسول خدا، رسوا کرد.
ازآنجاکه زهرای اطهر مادر امت است و تربیت فرزندان را به عهده دارد و هرکس در این مسیر خود را قرار داد به بهترین نحو تربیت شد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «فرزندان شیعه را فاطمه تربیت میکند». چه بیان زیبایی و ما درواقع به حقیقت این کلام رسیدهایم. مکتب فاطمی بود که امام امت را تربیت کرد و او انقلاب اسلامی را رهبری کرد. با تمام وجود این تربیت را در عرصههای مختلف انقلاب بهخصوص دوران دفاع مقدس دیدیم. افرادی نظیر حاج قاسم تربیتشده همین مکتباند.
امروز هر مسلمان و غیرمسلمان استکبارستیز و ضد طاغوتی بهره از مکتب فاطمه برده است. نشان دشمنی ما با مستکبرین عالم این است که دشمنیهای شیطان بزرگ را هرگز فراموش نمیکنیم و شعار همیشگی خود را اعلام میکنیم که مرگ بر آمریکا.
شهدای مدافع حرم و شهدای امنیت که امروز برای حفظ کیان کشور و حفظ ارزشهای دینی و ولایت قیام دارند، پرورشیافته همین مکتباند. مادرانی که فرزندان خود را آماده دفاع کردند و هم رزمندگانی که جان خود را درراه برقراری آرمانهای الهی تسلیم کردند و بعد هم دوست داشتند مثل مادرشان گمنام باشند معلمشان فاطمه است. نظیر همین شهدایی که در این هفته در سراسر کشور تشییع میشوند و استان البرز هم مهمانداری چهار شهید سعید را دارد که انشاءالله در روز شهادت مادر همه با حضور خودتان از مقام شهدا تکریم میکنید بهخصوص بانوان محترمه با حضور معنادار خودتان در این حرکت باید به همه بفهمانید که شهدا برای نگهداری دین و ارزشهایی نظیر عفاف و حجاب به میدان رفتند و حفظ و اجرای احکام الهی بهویژه حجاب خواسته همه شهدا بوده است.
یک راه مطالبه گری از مسئولین برای اجرای قوانین عفاف و حجاب حضور در تشییع شهداست. البته راجع به این بحث مطالبی دارم که در زمان مقتضی بیان خواهم کرد با قید حیات. امروز دوقطبی کردن جامعه حرکت در مسیر دشمن است و باید با یک بیانی آن را ترسیم و مطرح کرد.
مقایسه آن دوره با امروز جامعه خیلی روشنیبخش است. روش دشمن دقیقاً یکی است. با عملیات نرم و جنگ شناختی روحیه مردم را از بین بردند تا بتوانند علی را خانهنشین، همسرش را مضروب و شهید و اسلام را منحرف کنند و دراینبین از سکوت خواص بیخاصیت و بیتفاوت استفاده کردند جلسه تشکیل دادند و روایتهای غلط و دروغ درست کردند و مسیر را در تاریخ منحرف کردند.
امروز هم شما میبینید با دروغ و جنگ تبلیغاتی روحیهها را تضعیف میکنند، جای شهید و جلاد را عوض میکنند، با فشار و تهدید افراد را وادار به سکوت میکنند، خاندان منحوس پهلوی را تطهیر میکنند، آمریکا و غرب را ناجی کشور معرفی میکنند، احکام الهی را تضعیف و تمسخر میکنند تا به اهداف خودشان برسند.
آقا دربیانی فرمودند: «هدف از این تحریف… یکی، ضربه به روحیهی مردم است». آنچه در مقابله با تلاش دشمن مؤثر است همان اصل قرآنی است که حضرت آقا توصیه فرمودند و ما چندهفتهای است در خطبه اول راجع به آن بحث میکنیم یعنی تواصی.
فرمودند: «دشمن دو هدف را در جنگ نرم دنبال میکند… یکی این است که این زنجیرهی تواصی بهحق و به صبر را قطع کند؛ دوّم اینکه حقایق را وارونه نشان بدهد». وقتی دشمن در این کارها موفق بشود جامعه دچار اضطراب میشود. امیدش را از دست میدهد؛ و این حربه را دشمن از زمان حضرت زهرا تا امروز بکار برده و امروز با ابزار پیچیدهتر و گستردهتر؛ اما به کوری چشم دشمنان، مردم به فضل پروردگار و رهبریهای نائب الامام در مقابل تمام ترفندهای دشمن باصلابت ایستادند و منتظر تحقق وعدهی الهی که نابودی استکبار است، هستند.
حالا وظیفه چیست؟ همانکه صدیقه طاهره آموخت و امروز ما در جهاد تبیین به آن نیاز داریم و از کلمات امامان یاد میگیریم که افسران جنگ نرم ما باید در این گام دوم بهطور جد وارد شوند و امید صادق و متّکی به واقعیّت های عینی را پرورش و توسعه میدهد.
من از بیانات حضرت آقا استفاده میکنم. فرمودند: «یک کلید اصلی وجود دارد و آن امید دادن و اطمینان دادن به مردم است»… اینجاست که همه وظیفه پیدا میکنیم با تواصی بهحق و صبر امیدآفرینی کنیم. فرمودند: «این دو جملهی حیاتی و اساسی و جاودانی قرآن «وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر» برای ما همیشه دستورالعمل است و امروز بیش از همیشه. تواصی بهحق و تواصی به صبر یادتان نرود. صبر یعنی پایداری، یعنی ایستادگی، یعنی خسته نشدن، یعنی خود را در بنبست ندیدن. راه حق را بروید، دیگران را هم به راه حق بکشانید. کوشش کنید؛ سعی کنید در محیط دانشگاه، در محیطهای گوناگون تأثیر بگذارید، محیط را به راه خدا منوّر کنید. نگذارید محیط، محیط خستهای بشود، محیط ازکارافتادهای بشود»، این وظیفهای است که ما امروز داریم.
و بالاخره آخرین مبارزه را هم حضرت با موفقیت انجام داد و با وصیتی از روی بصیرت و آگاهی پرچم مطالبه گری و مقاومت را تا زمان ظهور منجی عالم باشکوه هرچهتمامتر برافراشته نگه داشت. وقتیکه فرمود علی جان من را شبانه غسل بده و شبانه کفن کن و دفن کن.
۴ دیماه سالگشت ولادت پیامبر و کلمه الهی که هم در رفتار و هم در گفتار ضد استکبار و حامی مستضعفان بود و روزی در کنار حجت خدا ولیعصر ارواحنا فداه برای از بین بردن ظلم قرار میگیرد، یعنی حضرت عیسی مسیح علینبیناوآلهوعلیهالسلام را به همه اهل ایمان و پیروان راستین حضرتش عموماً و مسیحیان ساکن در استان بهخصوص تبریک عرض میکنم.
در نوبتهای قبل به مناسبت مطالبی راجع به حضرت مسیح عرض کردهام. امروز روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل کنم و آن اینکه امام فرمودند: «حضرت عیسی بن مریم سلاماللهعلیه فرمود: من بیماران را مداوا کردم و به اذن خداوند شفایشان دادم؛ کور مادرزاد را به اذن خدا بینا کردم. مردگان را به اذن خدا زنده کردم، ولی وقتی میخواستم شخص احمق را معالجه کنم، نتوانستم او را اصلاح کنم. پرسیدند: احمق کیست؟ حضرت عیسی پاسخ داد: خودرأی خودپسند؛ کسی که: همه فضایل را برای خود میداند. هیچ عیبی در خود نمیبیند. هر چه حقوحقوق است برای خودش میداند. برای دیگران نسبت به خود، حقی قائل نیست. این همان احمق است که برای درمان او، هیچ راهِ چارهای وجود ندارد».
بیان و کلام حضرت مسیح خیلی روشن است اما متأسفانه امروز خیلی از کسانی که خود را پیرو آن حضرت میدانند در مقابل حضرت قرار دارند. هیچ پیغمبری دعوت به تبعیت از طاغوت نکرده است همه انبیاء اول گفتهاند خدا و بعد ضدیت با استکبار را توصیه کردهاند. حالا عدهای در دنیا خود را مسیحی میدانند و برخلاف تعالیم مسیح، جنایت میکنند.
اتفاقاتی که در اقصی نقاط عالم میافتد، در کشورهای غربی و اروپائی چه مقدار ظلم و ستم هم به مسیحیان و هم به ملل دیگر میشود، آیا علماء بزرگوار مسیحی این ظلمها را نمیبینند؟ پس چرا به تأسی از عیسی بن مریم صدایی از آنان بلند نمیشود؟ اگر پیروی راستین از این پیغمبر بزرگ الهی دارید چرا اعتراضی نسبت به جنایاتی که سران کشورهای مسیحی نسبت به مردم ایران دارند و اغتشاش و هرجومرج را تشویق میکردند و میکنند تا کشوری آسایش نداشته باشد و با تحریمهای ظالمانه نتواند مایحتاج ضروری خودش اعم از دارو و مواد اولیه و امثالذلک را تهیه کند، سکوت کردید؟ آیا حضرت مسیح با مستکبران عالم رابطه دوستی داشت که شما اینچنین عمل میکنید؟
از علمای مسیحی از هر فرقهای که هستند انتظار این است که به پیامبر خود تأسی کنند و مدافع مظلوم باشند و در مقابل ظلم و فساد و انحراف حاکمان مسیحی که عالم را خسته کردهاند کلامی بر زبان بیاورند و نصیحتی بکنند. حضرت امام یکوقت دربیانشان فرمودند: «شما ملتهایی که خودتان را مسیحى مىدانید و تابع عیسى مسیح مىدانید، احتمال این را مىدهید که حضرت مسیح اگر اینجا بودند، با ما مخالفت مىکردند و موافقت با (رئیسجمهور آمریکا)؟! این احتمال را مىدادید؟! اگر احتمال مىدهند که حضرت مسیح به ظلم راضى باشد، این با مسیحیت منافات دارد، این کفر به حضرت مسیح است.»
در خبری خواندم که عدهای تلاش دارند و تشویق میکنند جشنواره فیلم فجر که مهمترین رویداد سینمائی کشور هست که در ایام دهه مبارکه فجر برگزار میشود امسال انجام نشود و تحریم میکنند. البته ما هرسال به نحوهی برگزاری و فیلمهایی که بوده و بعضی از حواشی که داشته اعتراضاتی را داشتهایم اما به اصل او اعتراضی نداریم.
و این هم نوع دیگری از آشوب و دشمنی با نظام و تضعیف روحیه و مقابله با مردم است. این هم ناامنی است که در این قالب مطرحشده است. کسانی که سینماگران را تحریک و دعوت به تحریم میکنند از چند جهت آشوب میکنند هم اقتصاد قشر عظیمی از جامعه که درگیر این صنعت هستند را به هم میزنند. هم به هنر و هنرمند آسیب میزنند. هم آرامش روانی جامعه را به هم میزنند. هم آینده هنرمندان جوان که امیدشان به دیده شدن در این رویدادهاست را خراب میکنند. اینها همه آشوب است چراکه آشوب فقط شیشه بانک شکستن و سطل آشغال و ماشین نیروی انتظامی آتش زدن نیست.
اما به حمدالله قاطبه اهالی هنر و رسانه با درایت و هوشمندی تا امروز مسیر مشخص دفاع از انقلاب و ارزشهای دینی را طی کردهاند و با حضور خودشان در عرصه، عملاً پاسخ یاوهگویان را دادهاند؛ و انشاءالله اهالی هنر و دستگاههای رسانهای و فرهنگی توصیههای رهبر معظم انقلاب در رابطه با تولیدات هنری در خصوص مسائل مهم کشور و قضایای تاریخی و دوران دفاع مقدس، انقلاب و … را نصب العین خود قرار میدهند و کوتاهیهایی که تذکر دادند جبران میکنند.
روز ملی ایمنی، روز ثبتاحوال، روز صنعت پتروشیمی و سالگشت نهضت سوادآموزی هم بود که فرصت گذشت.
نکته استانی: اینکه چرا قیمت اجناس را عزیزان کنترل نمیکنند و رها گذاشتهاند. بحث گرانی یکطرف، بحث اختلاف قیمت یک جنس در شهر و در استان مسئله دیگری است. این اصلاً قابلپذیرش نیست. قیمت یک جنس با یک کیفیت در سراسر استان باید یک قیمت باشد، اگر دو قیمت داشت دستگاههای مربوطه مقصرند.
دستگاههای مربوطه ورود کنید و با جدیت با متخلف برخورد کنید این هم خودش اغتشاش و ناآرامی است و جلوی آن باید گرفته شود. اگر بحث گرانی توجیه درستی داشته باشد و بپذیریم این اختلاف قیمتها پذیرفتنی نیست. مکرر هم عرض کردهایم اگر نمیتوانید کنترل کنید بفرمائید تا با تعدادی از دوستان کار را مدیریت کنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/9/25 | 1401/9/25آمریکا و انگلیس و فرانسه نسبت به زنان بدترین رفتار و خشونتها را داشتند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه99
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در همه انواع صبر که در روایات بیان شده صبور هستند.
در ادامه بحث تواصی به صبر عرض میکنم، روایتی از اصبغبننباته را مرحوم کلینی در کافی نقل میکند که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «الصَّبْرُ صَبْرَانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ حَسَنٌ جَمِیلٌ» صبر بر دو قسم است: صبر در برابر مصیبت، و خودداری از جزعوفزع که زیبا و پسندیده است، «وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْک». ولی بهتر از آن، صبر در برابر آن چیزی است که خداوند بر تو حرام کرده است یعنی معصیت.
شبیه همین روایت را امام باقر علیهالسلام فرمود: صبر بر دو قسم است: صبر در برابر مصیبت که زیبا و پسندیده است، اما بهتر از آن ورع و خودداری از گناهان است. این هم یک روایت دیگر که صبر دوم را برتر و بالاتر از صبر اول میداند.
روایت دیگری هم که معروف بود قبلاً خوانده بودیم که صبر را سه قسمت میکرد اما شبیه آن را این نوبت عرض میکنم که اضافهای دارد و آن اینکه امیرالمؤمنین از رسول خدا علیهماالسلام نقل کرد که : صبر سه قسم است: صبر بر مصیبت که پاداش آن سیصد درجه و فاصله هر درجه بین زمین تا آسمان است؛ صبر بر طاعت که پاداش آن ششصد درجه و فاصله هر درجه بین اعماق زمین تا عرش الهی است؛ صبر بر معصیت که اجر آن نهصد درجه و فاصله هر درجه از اعماق زمین تا نهایت عرش الهی است.
اگر دقت کرده باشید هرکدام از اقسام صبر نسبت به دیگری هم درجهاش فرق میکند و بیشتر میشود و هم فاصلهاش بزرگتر میشود. یعنی ارزش هرکدام از این صبرها نسبت به دیگری فرق دارد و همه در یک سطح نیستند که مثلاً صبر صورت گرفته است دیگر چهکار داریم از معصیت بوده یا در مصیبت.
اینجا بحثی مطرح است که من خیلی خلاصه عرض میکنم و آن این است که معیار ارزشگذاری یک عمل ازنظر اسلام چیست؟ چون ما موارد فراوانی داریم که گفته میشود فلان کار از فلان کار افضل و بالاتر است. مثلاً برتری عبادت شخصیتی مثل علی علیهالسلام بر همه عبادات جن و انس (یک ضربه حضرت در جنگ خندق برتر از عبادت ثقلین) چرا اینگونه میشود؟
یا به این موارد توجه کنید. « اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج»، «برترین ایمان آن است که بدانی خداوند همهجا با تو هست». رسول خدا فرمودند: «یک شب نگهبانی دادن در راه خدا (کسانی که پاسدارند لب مرزها در سرما) برتر است از هزار شبانهروز که شبهایش به عبادت و روزهایش به روزهداری سپری شود». امام صادق فرمودند: «محبت خدا برتر از ترس از خداست». امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «سکوت در برابر احمق بهتر از جواب دادن به اوست». (گاهی به من میگویند چرا جواب فلان کس را یا فلان مطلب را که درباره شما گفتهاند را نمیدهی از همین باب است) یا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «صبر در برابر گرفتاری بهتر است از تنآسایی در رفاه». یا فرمودند: «صدقه مخفی از صدقه علنی بهتر است». یا امام صادق علیهالسلام فرمودند: «وصیت به یکچهارم و یکپنجم از اموال بهتر از وصیت به یکسوم اموال است». و دهها روایت دیگر.
خیلی مختصر عرض میکنم، ازنظر اسلام مهمترین عامل برتری اعمال نسبت به هم، به نیت شخص برمیگردد که به آن حُسن فاعلی میگویند و در کنارش باید اصل کار هم خوب و ارزشمند باشد که به آن حُسن فعلی میگویند. اگر کاری هم حسن فاعلی داشت و هم حسن فعلی، یعنی هم نیت شخص عالی بود و هم خود کار، مفید و ارزشمند بود، این بهترین عمل است.
اگر بخواهیم خوبی دو کار را باهم مقایسه کنیم معمولاً اینطور است که قواعدی ریخته میشود و بر اساس آن قواعد کارها را مقایسه میکنند. یعنی توجه میکنند به هزینههای مصرفشده و زمان تلفشده و حجمی که بهدستآمده و بعد میگویند با توجه به مبلغ و وقت و اموری ازایندست فلان کار بهتر از فلان کار است. یعنی معیار حسن فعلی و خوبی کار، همین امور مادی و قواعدی است که قرارداد کردهاند. حتی گاهی برای کیفیت کار هم کمیتی در نظر میگیرند و بعد کارها را باهم میسنجند. همه اینها به حسن فعلی و خوبی کار برمیگردد.
اما اسلام علاوه بر حسن فعلی بهشرط دیگری برای برتری عمل توجه دارد و آن همانطور که عرض کردم حسن فاعلی است. یعنی شخصی که این کارهای خوب را انجام میدهد با چه نیتی است. که اگر نیت درست نباشد ولو ازنظر قیمت و حجم بسیار بالا باشد ارزشی ندارد. طرف هزینه گزاف کرده برای مردم جاده ساخته پل ساخته بیمارستان و امثال اینها را ساخته اما میخواسته جلبتوجه کند و در بین مردم به او بگویند خیّر است و یا به این وسیله بتواند امکانات دیگری برای خودش فراهم کند و امثال اینها.
همه اینها چون برای خدا نبوده، کارهای ارزشمندی بهحساب نمیآید. حسن فعلی دارد کار خوبی است اما حسن فاعلی ندارد. برای ریا و خودنمائی بوده نه برای خدا.
پس نیت در کار مهمتر از خود کار است و البته نیتها هم فرق میکند گاهی اقدام به کارهای خداپسندانه میکند ولی میخواهد دچار آتش جهنم نشود. این نیت خوب است اما درجه بالائی نیست. همین است که در دعاها موارد فراوان داریم که: «مُنَّ عَلَیَّ بِفَکَاکِ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ». یا «فَأَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَکَ إِیَّایَ فَکَاکَ رَقَبَتِی مِنَ النَّار». در دعای دیگر دارد: «یَا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْتِقْ رَقَبَتِی مِنَ النَّار». در دعای دیگر دارد: «أَسْأَلُکَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ أَنْ تَفُکَّ رَقَبَتِی مِنَ النَّار». و امثال اینها.
بعد مرتبه بالاتر میرود و اعمال را برای رفتن به بهشت انجام میدهد و در مرتبه بالاتر وقتی است که فقط خالص برای خداست. بین این مراتب نیت بازهم درجههای دیگر هست. حالا روایتی که برای مراتب مختلف صبر درجاتی و فاصلههایی در نظر گرفته بود که سیصد درجه، فاصله هر درجه از زمین تا آسمان؛ ششصد درجه، فاصله هر درجه از عمق زمین تا عرش و نهصد درجه، فاصله هر درجه از پایینترین طبقات زمین تا منتهای عرش الهی، شاید با این بحث تطبیق داده شود که حسن فعلی و فاعلی در آن درجات نقش داشته است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از رذیله حسد دورند و نسبت به برادران مؤمن خود کمال رأفت را دارند.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۶ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «الْعَجَبُ لِغَفْلَهِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلَامَهِ الْأَجْسَادِ». عجب است از اینکه افراد حسود از تندرستیها غافلاند.
در مورد حسد باید عرض کنم که شخص حسود میخواهد محسود نعمتی را نداشته باشد و کاری به این ندارد که خود دارد یا نه، طالب این است که فرد موردنظرش نداشته باشد، چون بیشتر اوقات افراد حسود توجهشان به مقام و ثروت و ذخارف دنیایی است و کمتر به نعمت سلامتی که دیگران از آن برخوردار هستند و محسوس هم نیست، حسد میبرند -بااینکه یکی از مهمترین و بزرگترین نعمتهاى خدای تعالی تندرستی است- لذا شخص حسود بیشتر اوقات از سلامت جسم به خاطر همین حسادتش برخوردار نیست. خداوند متعال همه ما را از شر حسادت حسودان نجات دهد.
بیست و پنجم آذر روز تحقیق و پژوهش و ۲۷ آذر روز شهادت فقیه متقی و مجاهد انقلابی، عالم وارسته و نستوه آیت الله شهید دکتر مفتح، روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شده. خیلی کوتاه راجع به هر دو مطلب نکتهای را عرض میکنم.
در فطرت انسان این نهادینه شده که مجهولات خودش را معلوم کند. شما نسبت به چیزی جهل دارید دنبال این هستید که بالاخره معلوم شود. لذا تمام عمرش را انسان به دنبال جواب مناسب برای سؤالاتش میگردد. این فطری است.
شیعه در طول تاریخ پر از فراز و نشیبی که در بخش علم و پژوهش در مباحث مختلف علوم چه علوم طبیعی و چه علوم حکمی و کلامی و حدیثی و موضوعات دیگر داشته، در این موارد خوش درخشیده و خوب درخشیده؛ حتی در بحث فناوریهای جدید، رشد چشمگیری پژوهشگران در عرصههای بینالمللی داشتند که اینها را میدانید و فرصت بیانش هم نیست.
اما در بحث علوم اجتماعی و علوم انسانی غیر از ترجمه و بهرهبرداری از نظرات دیگران، حرکت پرشتاب و خلاقانهای که بر اساس مبانی محکم اسلام باشد انجام نشده؛ یعنی کار جدی صورت نگرفته که بهشدت ضروری است و لازم است که انجام شود که گروهی از اندیشمندان در این زمینه متمرکز عمل کنند. بهخصوص که مباحث اجتماعی و علوم انسانی مورد تأکید قرآن و سنت و نیاز جدی امروز ما است که هم اساتید و هم دانشجویان باید درزمینهٔ ی علوم انسانی مثل روشی که در حوزههای علمیه وجود دارد وارد نظریهپردازی و پژوهشهای اجتهادی شوند تا آثار و برکاتش روشن شود. در این زمینه یک سکتهای داریم که امیدواریم درست شود و جبران شود.
اما راجع به وحدت حوزه و دانشگاه خیلی کوتاه عرض میکنم. در اوایل یعنی قرنهای اول هجری نهاد آموزشی یکی بود. همه علوم در آن مرکز علمی تدریس میشد؛ یعنی وقتی میآمدند در دانشگاه امام صادق علیهالسلام یا خدمت امام باقر میرسیدند، بعد خدمت حضرت رضا بودند و بعدازآن دانشگاههایی که ادامه پیدا کر، درسها همه در یک جا بود.
فارغالتحصیلان این دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی و ابنسینا و فارابی و زکریای رازی و امثال اینها بودند که در علوم مختلف متبحر بودند. فقط اینطور نبود که ریاضی بلد باشند؛ هم فقه بلد بود، هم نجوم بلد بود، هم طبیعیات بلد بود، هم فلسفه و سیاست بلد بود.
بعد از مدتی علوم طبیعی و بعدازآن قسمت زیادی از ریاضیات در مراکز علمی بدون اینکه هیچ دشمنی وجود داشته باشد آرامآرام از حوزههای علمی خارج شد و طلاب علوم و دانشجویان علوم متمرکز شدند روی معارف و علوم خاص و آگاهیهای علمای دین از نتایج علوم طبیعی کم و رابطه هم تقریباً قطع شد؛ یعنی تا چند سال قبل وقتی به کسی میگفتند حکیم این حکیم هم فلسفه بلد بود، هم ریاضی بلد بود، هم طب بلد بود؛ اما الان وقتی میگوییم حکیم، فقط به فیلسوف میگوییم حکیم.
اینها تغییراتی بود که آرامآرام به وجود آمد تا تقریباً ۲۰۰ سال قبل. در ۲۰۰ سال گذشته همان علوم بهعنوان علوم جدید در یک نهادهای دیگری جدا از حوزههای علمیه با یک روحیه سکولاری و بیتوجه به دین تدریس شد. در همین فضا عدهای پیشرفتهای علوم و فنون در غرب و کشورهای غیر اسلامی را دیدند و دلباخته آنها شدند و گفتند که ما در دین و اسلام راجع به اینها داریم پس بیاییم ارتباطی برقرار کنیم. خواستند قرآن و روایات را با همان علوم تطبیق بدهند؛ مثل تفسیر سید احمدخان هندی یا تفسیری که طنطاوی نوشت. بر قرآن تفسیری اینگونه نوشتند تا علوم جدید را با این علوم تطبیق بدهند تا چیزی از آن دربیاید. اینها یک گروه بودند.
گروهی هم از اساس توجهی به این مراکز نکردند. اینها را کوچک شمردند و گفتند با ما فاصله دارند و ما کاری با اینها نداریم. اینها گذشت تا رسید به دوره قاجار. در دوره قاجار و با مدرسه دارالفنون یک سیری شروع شد بهخصوص با تأسیس دانشگاه در سال ۱۳۱۳ یکی از سیاستهای استعماری با کمک ایادی داخلی برای بر هم زدن رابطه بین حوزویان و کسانی که دروس کلاسیک خوانده بودند کلید خورد.
نهادی غربی با تفکری اومانیستی که سکولاریسم و لیبرالیسم و امثال این افکار را پرورش میداد، اینها وارد عرصه شدند و طراحی هم طوری بود که رابطه بین این مجموعه که به آن دانشگاه میگفتند و حوزه کاملاً قطع باشد و با ایجاد بدبینی هرکدام را مخالف دیگری و ضد هم نشان بدهند و بار بیاورند.
انقلاب اسلامی زمینهای شد که برای مبارزه با شاه و رژیم منحوس پهلوی این دو قشر در کنار هم قرار بگیرند و تا سرنگونی رژیم منحوس و برپایی نظام اسلامی باهم همکاری داشته باشند و در این مسیر باهم شهدایی را هم تقدیم انقلاب کنند و خون همین عزیزان وحدت را نوید میداد.
بعد از پیروزی انقلاب بحث دانشگاه تراز انقلاب اسلامی مطرح شد که منظور از این دانشگاه طراز اسلامی، از بین بردن همان تفکرات لیبرالیستی و اومانیستی و امثال اینها بود و اینجا (خوب دقت کنید نمیگویم تاکتیک؛ راهبرد است) راهبرد وحدت حوزه و دانشگاه مطرح شد؛ و اولین کسانی هم که این را مطرح کردند امام بود، آیت الله مطهری بود، شهید باهنر بود، شهید مفتح بود.
خلاصه عرض میکنم اگر بناست تمدن نوین اسلامی شکل بگیرد لازم است که این دو مرکز راهبردی در کنار هم تولید علم کنند. در زمانی که غرب با تمام توان هجمه کرده است تا بهوسیله ابزار نوینش بهخصوص رسانه، قلب و مغز انسانها را تسخیر کند و زندگی آمریکایی را ترویج کند، سبک زندگی ایرانی اسلامی را بدون کمک این دو قشر و بدون همکاری و همفکری این دو مرکز علمی نمیتوان ترویج کرد و توسعه داد؛ یعنی در مقابل آن تفکر آمریکایی، اگر بخواهیم سبک زندگی ایرانی اسلامی را توسعه بدهیم باید این دو در کنار هم باشند. همه باید در مسیر راهبردی وحدت حوزه و دانشگاه تلاش جدی داشته باشیم.
اصل وحدت، هم رمز پیروزی انقلاب بوده است و هم عامل تداوم و حفظ او تا امروز؛ که مورد طمع دشمن هم هست. میبینید تمام تلاششان این است که این وحدت به هم بخورد. هرچه که انقلاب دستاورد داشته است در سایه وحدت بوده است. وحدت حوزه و دانشگاه راهبردی است که از اول انقلاب تا امروز امامین انقلاب روی آن تأکیددارند و آن را تاکتیکی نمیدانند.
با همین راهبرد، جنبش نرمافزاری و تولید علم بومی تقویتشده است و تمدن اسلامی و ارائه الگوی سبک زندگی ایرانی اسلامی دنبال میشود و حوزههای علوم مختلف روزآمد میشود؛ و با وحدت نخبگان جامعه انسجام ملی شکل میگیرد و البته همه باید توجه داشته باشیم که وحدت، نه با شعار به دست میآید و نه با دستور؛ که بگوییم دستور است همه باید وحدت داشته باشیم. همه باید با همدیگر در کنار هم اقدام عملی داشته باشیم از روی باور تا این وحدت صورت بگیرد. انشاءالله بهزودی نتایج این وحدتی که شکلگرفته برای کشور و جامعه محقق خواهد شد.
مناسبت دیگری در ۲۷ آذر داریم که روز جهانی عاری از خشونت و افراطیگری است. خیلی عنوان قشنگی هم هست. مطلب کوتاهی همینجا عرض میکنم و آن این است که یکی از کمیسیونهای سازمان ملل که مشکلات زنان در حوزه عدالت جنسیتی و نابرابریهایی که میگویند را دنبال میکند، کمیسیون مقام زن است که دیدید چند روز پیش قطعنامه لغو عضویت ایران از کمیسیون مقام زن در سازمان ملل با فشار سیاسی آمریکا و خلاف قانون و فقط برای بهرهبرداری سیاسی تصویب شد. روز جهانی از افراطیگری میگیرند و در همان ایام بدترین شکل افراطیگری را نسبت به ایران تصویب میکنند. این لطیفه نیست؟! به قول ما طلبهها کوسه ریشپهن است.
رئیس شورای امنیت هم مثل آدمهای منگ فقط نگاه میکند و عکسالعملی برای قلدریهای آمریکا و امسال آمریکا نشان نمیدهد. خوب است اینجا فقط یک نگاه اجمالی داشته باشیم که این مدعیان دروغین برای جوامع خودشان با این کمیسیونها چه آوردند و اسلام چه کرده است. خوب دقت کنید در خطبه امروز من بیشتر به این میخواهم بپردازم.
به اسم عدالت جنسیتی هویت و کرامت زن را از بین بردند و شخصیت او را لگدکوب کردند. همین کشورهایی که قطعنامه را امضا کردند بهخصوص آمریکا و انگلیس و فرانسه نسبت به زنان بدترین رفتار و بدترین خشونتها را داشتند؛ اما کشورهای دیگر را متهم به نقض میکنند و آن را مقدمه دخالت در امور داخلی آن کشورها میکنند.
شخصی به نام سوزان فالودی (Susan Faludi) که روزنامهنگار آمریکایی است؛ خطاب به زنان میگوید: «اکنون شما آزاد و برابر هستید ولی هیچوقت بدبختتر از این دوره نبودهاید» این را خود زنانشان دارند میگویند.
گفتند عدالت جنسیتی تا شرکتها و سرمایهداران در بهرهکشی از زنان راحتتر عمل کنند. زنی که خدای تعالی او را ریحانه آفریده و برای او وظایفی تعیین کرده را به اسم اینکه با مرد برابر است، بردند در قعر زمین تا در کنار مردان معدن بکنند؛ تا جیب سرمایهداران پرتر شود. غریزه مادری و همسری او را که لنگر و مایه سکون و آرامش فرد و جامعه است به اسم تساوی حقوق زن و مرد از او گرفتند و او را بهعنوان کالای تجاری دستبهدست کردند و از جلوهها و زیباییهای زن بهره مادی بردند و میبرند.
در زمان جاهلیت زن کالا بود. او را ارث میبردند. مثل خانه و مثل وسایل زندگی وقتی مرد میمرد زن به ارث برده میشد. اطرافیان او را به ارث میبردند و مثل کالا بود؛ اما اسلام آمد زن را ارثبر کرد و گفت زن استقلال مالی دارد.
میدانید تا مدتها شاید به ۳۰۰ سال قبل نرسد و کمتر از این مدت، به زنان انگلیسی که درس میخواندند و باسواد میشدند مدرک نمیدادند؛ اما در همان زمانها شاید ۸۰، ۹۰ سال قبل خانم بانو مجتهده اصفهانی، از مراجع بزرگ تقلید آن زمان اجازه اجتهاد گرفت. در اصفهان فلسفه و فقه درس میداد. در همان زمانی که در انگلیس به خانمهایی که درس میخواندند جواز علمی نمیدادند.
اسلام به زن اهمیت داد. یک سوره قرآن به زنان تعلق دارد؛ «نساء». یک سوره قرآن به یک بانوی مکرمه که دامن او محل ولادت پیغمبری از پیغمبران خداست به نام «مریم» اختصاص داده شد. ۱۹۶ آیه راجع به زن در قرآن بیانشده است و راجع به بانوان سخن گفته است.
اسلام به زنان حق رأی داد. زندهبهگور کردن دختران را جلوگیری کرد. جلوی ازدواج اجباری را گرفت. حتی در ارث قوانین خاصی دارد که در موارد فراوانی زنان یا مساوی یا بیشتر از مردان ارث میبرند. در یکی دو مورد زن کمتر میبرد آنهم علتی دارد اما در بیشتر موارد یا مساوی است یا بیشتر است. اگر کسی برادر یا خواهر مادری داشته باشد یعنی از پدر جدا باشند و از مادر یکی، ارث میبرند. معیار را خدا زن قرار داده است. ملاک زن است؛ اما همه فکر میکنند که اسلام پدرسالاری است ولی با این قوانین میبینیم که مادر سالاری است.
یعنی در جامعه اسلامی اینگونه نسبت به زن عمل میشود. در فقه مطرح میشود که اگر موی مردی را بتراشند برای آن قیمتی گذاشته میشود اما اگر موی زنی را بتراشند دیه دارد و بهاندازه مهرالمثلش است. به هر جهت اینها را باید در نظر گرفت که کدام خشونت علیه زنان است که تصویب میکنند.
بعد از انقلاب وضعیت بانوان را مقایسه کنید با وضعیت قبل از انقلاب و با همان چیزهایی که الان در دنیا دارد اتفاق میافتد راجع به بانوان. کتاب صعود چهلساله را در این زمینه بخوانید.
تمام عاطفه و مهر زن را و حضورش در خانه را و محبتش برای فرزندانش را گرفتند تا مدتی برای کمپانیها و شرکتها و ادارات و امثال آنها کار کند؛ و وقتیکه جوانیاش را از دست داد و دیگر هیچ ارزشی نداشت و هیچ قوهای نداشت در حالیکه نه مزه مادری چشیده و نه خانوادهداری را چشیده و وقتی سالمند شده و توانی برای کار کردن ندارد او را به خانه سالمندان میسپارند. بااینکه یک مادر در خانه که بعداً مادربزرگ میشود و نوه و نتیجهها دور او را میگیرند لنگری است برای آن خانه و مثل چراغ و خورشیدی میدرخشد و محل آرامش است و محل سکون است و حل مشکلات میکند.
اینکه میبینید تعداد زیادی از جوانان بیکار هستند و اما عده زیادی از بانوان مشغول کار هستند این مسئله ساده و پیشپاافتادهای نیست. به نظرم این حرکت در همان مسیر استکباری است که برای ما کشیدند و ما هم داریم انجام میدهیم. البته من مخالف با فعالیت بانوان و فعالیت اجتماعی آنها نیستم؛ این اشتباه نشود. عرض میکنم که باید به همه جوانب توجه داشت. من با تفکر فمینیستی که زن را به ذلت میکشاند و او را به اسم آزادی و برابری جنسیتی در حد کالا پایین میآورد با آن مخالف هستم.
الان ببینید طبق آماری که خودشان میدهند، خشونت خانگی، تجاوز به عنف، خشونت جنسی و جسمی، چه در محل کار و چه در هر مکانی که ممکن باشد، در کجا زیاد است؟ بهرهکشی جنسی بهعناوینمختلف از همجنسگرایی تا ازدواج سفید و امثال اینها.
زنان زندانی و آزار آنها در زندانها؛ نشریه معتبر «فوربس» اعلام کرده است که بر طبق اعلام رسمی سازمان بینالمللی مطالعات زندانها، حدود یکسوم از زندانیان زن در جهان در زندانهای ایالت متحده بازداشت هستند. بر طبق این گزارش، حدود ۲۰۱ هزار زن در زندانهای آمریکا هستند که حدود ۱۰ درصد از جمعیت زندانیان در این کشور را تشکیل میدهند.
سقطجنین و ناامنی شغلی و کمی دستمزد و نقض حقوق مادری در دوران حمل و زایمان، کشتار زنان و کودکان در اقصا نقاط عالم توسط کدام کشورها انجام میشود؟ غیر از همینهاست که بیانیه و قطعنامه میدهند؟! بیایید ببینید کدام کشور برای بانوان ناامن است و یا نسبت به آنها خشونت صورت گرفته؟
در ایران هم این چند وقتیکه ناامنی برای بانوان درست شد، ایادی خود شما ایجاد کردند. با ضرب و شتم و جنایت و کشیدن چادر از سر بانوان محجبه این ناامنی را به وجود آوردند. چه کسی قوانینی که راجع به پوشش هست را (بیحجابی را نمیگویم؛ قوانین پوشش را میگویم) چه کسی اینها را زیر پا گذاشته و میگذارد؟
چند وقت قبل بود که به دولت انگلیس طرحی دادند تا برای محافظت و امنیت زنانی که شبها پیاده در خیابان تردد میکنند از پهپاد استفاده شود. همین انگلیس که امضاء کننده قطعنامه است، بیشترین زن آزاری و خشونت را دارد.
روزنامه گاردین به نقل از گزارش موسسه «کرایم سروی» (Crime Survey)، نوشته: برآورد میشود در دوازده ماهه منتهی به ماه مارس ۲۰۲۰ میلادی، ۱.۶ میلیون اقدام خشونتآمیز علیه دختران و زنان انگلیس انجام شده باشد. این موسسه اعلام کرد در دوازده ماه یادشده، ۱۵۳ هزار و ۱۳۶ مورد تجاوز جنسی و دیگر آزارهای جنسی ثبت شد که ۸۴ درصد از قربانیان این سوءاستفادههای جنسی، دختران و زنان بودند.
چون انگلیس مقداری نکتهای را گفت درباره انگلیس بیشتر عرض میکنم. در همین دوران کرونا پلیس انگلیس گزارش داد که در هر ۳۰ ثانیه یکبار برای خشونت خانگی با پلیس تماس گرفته شده است. درباره زمان بازیهای فوتبال مرکز ملی خشونت خانگی انگلیس گزارش داده صرفنظر برد یا باخت، هر زمان که تیم فوتبال انگلیس به میدان میرود کتککاری و خشونت نسبت به زنان شدت پیدا میکند. حالا میآیند علیه ایران نمایش بازی میکنند.
خدا رحمت کند آن خواننده ضد آمریکا خوان را که میخواند آمریکا مرگ به نیرنگ تو. ما هم در اینجا میگوییم آمریکا مرگ بر تو.
سازمان ملل به داد خودش برسد با این وضعیت که ملعبه آمریکاست کار بهجایی نمیبرد. نباید قدرت سیاسی بر قانون حاکمیت پیدا کند. بعد لطیفه خندهدار ماجرا اینجاست که رژیم غاصب کودک کش و جنایتکار نسبت به زنان بیگناه فلسطین مباشرتا و در دیگر کشورها بالتسبیب عضو کمیسیون هست ولی ایران نیست.
اینها قصد دارند با این قطعنامهها و جنگ روانی، ایران را بیثبات جلوه دهند اما به فضل پروردگار نقشههای شومشان دامن خودشان را میگیرد و بدون قطعنامه در عالم منزوی و منکوب خواهند شد.
جامعه سازی کار بانوان است. قصد اینها از بین بردن بستر جامعهساز است. اگر ما تمدن نوین اسلامی را مدنظر داریم نیروی اصیل این تمدن را بانوان میسازند؛ و دشمنان ما این را فهمیدهاند که زن است که با نقشهای مختلف مادری و همسری و خواهری، حاج قاسم و شهید حججی و شهید آرمان و شهید عجمیان میسازد و نقشههای دشمن را خراب میکند و جامعه کریم و عفیف و نجیب بار میآورد.
لذا از همان اول سرمایهگذاری را روی بانوان کردند تا میتوانند این قشر عظیم مؤثر را از تأثیر بیندازند. دانشگاه که مرکز علم و دانش و فرهیختگی است و زمینه رشد و اعتلاء کشور است را از کار بیندازند و دانشجو را بیتفاوت نسبت به مسائل کشور کنند و او را مشغول امری غیر از تحصیل و ابداع و اختراع کنند تا جلوی پیشرفتهای حاصله را بگیرند.
ایران با جوانان برومندش ایران قوی است. نمیخواهند ایران قوی باشد؛ اما به کوری چشم همه بدخواهان تمام دنیا شاهدند که در تمام عرصهها جوانان ایران اسلامی با تمام قوا و قدرتمند، جلودار هستند. همین یک کلام امیرالمؤمنین کافی است برای کرامت زن که فرمود «اَلمِرأَهُ رَیحانَهٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَه».
راجع به چین و مطالبی که مطرحشده خواستم بگویم که قضیه این چیزی که شما فکر میکنید و چیزهایی که بعضاً شیطنت میکنند و گفته میشود نیست. در چرخه تعاملات بینالمللی باید دیده شود و توضیح بدهم که وقت گذشت.
تشکر میکنم از دستگاه قضا که باحوصله و فرصت رسیدگیهای لازم را در مورد این اغتشاشات اخیر انجام میدهند و کاری که لازم است را میکنند. آنهایی را که جرمی ندارند و باید تذکر بدهند و راهنمایی کنند راهنمایی میکنند و آزاد کردهاند و میکنند. به آنهایی هم که بیشتر باید توجه کنند توجه میکنند؛ و البته در مواردی هم که باید قاطعانه و باصلابت عمل کنند در آن موارد هم قاطعانه عمل میکنند که جای تشکر دارد.
قضات محترم ما که وارد این عرصه شدند با همه فشارهایی که میآورند و خبر دارید که اینها حکم ندهند و رأی ندهند و قضاوت نکنند اما شجاعانه وارد میشوند و قضاوت میکنند و رأی قاطع میدهند اینها مورد حمایت حزبالله هستند. احکام الهی اگر انجام شود موجب آسایش و آرامش جامعه خواهد بود.
فرمود قصاص حیات برای جامعه است. بعضیها به او بهعنوان درد نگاه میکنند. او زنده کننده جامعه است. خدا این را میگوید که قصاص مایه حیات است. این قصاص اگر انجام شد زندگیها آرام میشود، ناامنیها از بین میرود.
طرف مدتهای طولانی کشور را ناامن کرده، قانون کشور را ندیده گرفته، گفته ما این قانون را قبول نداریم و در مقابل این قانون ایستاده و ضرب و شتم کرده و آدم کشته، حالا که بازداشتش کردند میگوید میشود با رأفت اسلامی و قانون با من رفتار کنید؟ خب دارند با قانون با تو رفتار میکنند.
همین اعدام را هم بدانید، همین قصاصی که صورت میگیرد در مسیر رأفت اسلامی است؛ چون اگر باشد، جامعه را به ناامنی میکشاند. رأفت اسلامی میگوید که باید جلوی آن را گرفت. در رابطه با مریضیهای بدن هم همینطور است. چطور است کسی که بیماری دارد او را جدا میکنند برای اینکه بقیه جامعه سلامت بماند!
خواستم تشکر کنم و به دستگاه قضا بگویم که وقتی قاطعانه رأی میدهید بدانید که حزبالله پشتیبان شما خواهد بود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/9/18 | 1401/9/18دفاع مقدس امروز در فضای مجازی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه100
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
خودم و همه شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین همگی اهل صبر هستند و در تواصی به صبر کوتاهی ندارند. ابوحمزه ثمالی از حضرت صادق علیهالسلام نقل کرده است: «هر مؤمنی که به بلایی گرفتار شود و بر آن صبر کند، اجری مانند هزار شهید خواهد داشت.»
در ادامه بحث صبر به نکته دیگری اشاره میکنم و از شما سؤالی میپرسم و آن اینکه آیا میدانستید شیعیان از اهلبیت صبورترند؟ برای توضیح مطلب باید کمی دقت بفرمائید اول چند روایت بخوانم. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شِیعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا»؛ یعنی ما صابر و شکیبا هستیم؛ ولی شیعیان ما صبورترند. در روایت دیگر همین مطلب بیان شده «إِنَّا لَنَصْبِرُ وَ إِنَّ شِیعَتَنَا لَأَصْبَرُ مِنَّا» ما صبر میکنیم و بدرستیکه شیعیان ما از ما صبورترند.
اما راوی تعجب میکند و از حضرت علت را سؤال میکند. حضرت فرمود: «قَالَ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ فَقُلْتُ کَیْفَ یَکُونُ شِیعَتُکُمْ أَصْبَرَ مِنْکُمْ». راوی میگوید: این مسئله برایم بزرگ آمد و تعجب کردم لذا سؤال کردم، چگونه شیعیان شما از شما صبورترند؟ «فَقَالَ: إِنَّا لَنَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ تَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا تَعْلَمُون». حضرت فرمودند: ما بر آنچه به آن علم داریم، صبر میکنیم؛ ولی شیعیان بر چیزی صبر میکنند که از آن آگاه نیستند.
خوب بحث را دقت کنید. چون خواستم شکل و محتوای بحث صبر را تکمیل کنم لذا به ابعاد مختلفش پرداختم.
بر کتاب شریف کافی بزرگانی شرح نوشتهاند یکی از آنها شرحی است که مرحوم علامه مجلسی بهعنوان مرآهالعقول در ۲۶ جلد نوشتهاند. در آنجا ایشان برای توضیح روایت چند وجه بیان کردهاند. مثلاً فرمودند چون ائمه علیهمالسلام آگاه هستند که چه بلایی قرار است نازل شود، درنتیجه آمادگیهای لازم برای مواجهه را دارند اما شیعیان اصلاً از مصیبتی که بناست واقع شود اطلاع ندارند و ناگهان مبتلا به حادثهای میشوند و باید صبوری کنند، پس صبر شیعیان ازاینجهت، بیشتر از ائمه است.
یا فرموده: ائمه علیهمالسلام از حکمت نزول بلایا و پاداش و اجری که برای آن در نظر گرفته شده، مطلع هستند؛ که در بعض روایات هم دارد که: «لِأَنَّا نَحْنُ فِیمَا یَنُوبُنَا مِنَ الرَّزَایَا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ مِنَ الثَّوَاب» اما شیعیان نه از حکمت بلایا اطلاع دارند و نه از مقدار پادش صبر بر آن مصائب پس صبوری شیعیان بیشتر است.
وجه دیگری که مرحوم مجلسی فرموده این است که ائمه علیهمالسلام از علم الهی برخوردار هستند و میدانند که با هر مصیبتی که بر آنان وارد میشود چه اتفاقات، چه هدایتها، چه برکات و آثار خیری پیش میآید و سرنوشت تبهکاران چه خواهد شد و امثال اینها که همه اینها تحمل مصیبت و صبر بر آن را آسان میکند؛ اما شیعیان هیچکدام از این امور را مطلع نیستند. پس صبرشان از امامشان بیشتر است. حتی نمیدانند در تحمل همه مشکلات و سختیها موفق میشوند یا نه.
این موارد را مرحوم علامه مجلسی ذکر کرده است که میشود گفت همه اینها که گفته شد درست است و میشود که همه عوامل در صبر اهلبیت جمع باشد و موجب این شود که صبر شیعیان بیشتر باشد؛ اما این نکته را توجه داشته باشید که بیشتر بودن و صبور بودن دلیل بر افضلیت شیعیان بر امامشان نیست؛ یعنی کسی گمان نکند حالا که صبر شیعه سختتر است پس از صبر امام افضل است، چون ملاک افضلیت چیز دیگری است.
فقط اشاره کوتاه میکنم چون برای توضیح کامل فرصت بیشتری لازم است؛ و آن اینکه معیار برتری اعمال، معرفت است و اخلاص و اهلبیت و امامان ما در افقی قرار دارند که قابلمقایسه با دیگران نیستند؛ و کسی هم چنین فکری ندارد که در آن سطح خودش را مقایسه کند در زیارت جامعه خواندهاید که «لَا یَطْمَعُ فِی إِدْرَاکِهِ طَامِعٌ» اصلاً کسی آن جایگاه را درست درک نمیکند چه برسد که طمع داشته باشد.
باید روایاتی که در باب جایگاه امام وارد شده را یکبار ببینید و یا همین زیارت جامعه را با دقتی معارفش را بخوانید تا با گوشهای از مقام امام معصوم آشنا شوید. امام صادق علیهالسلام فرمود اگر زمین بدون امام میماند، بهیقین در هم فرومیریخت.
اهلبیت نسبت به شیعیان در اوج محبت و کمال خواهی هستند و از روی شفقت و مهربانی محبین خودشان را راهنمایی و دستگیری میکنند تا او را به مقصد برسانند؛ و برای اینکه ما متوجه شویم به ما عنایت دارند و خیر ما را میخواهند از روی محبت میگویند صبر شما از ما بیشتر است چون میدانیم که چه سختیها و مشکلاتی را تحمل میکنید و چون میدانیم برای شما دعا میکنیم طلب مغفرت میکنیم طلب موفقیت و صبر بیشتر میکنیم و امثال اینها.
لذا تا میتوانیم باید با پیروی خدای تعالی و ائمه علیهمالسلام رابطه را با آنان محکمتر کرده، حفظ کنیم تا محروم نشویم. در روایت دارد امام باقر علیهالسلام فرمودند: «هرگاه خداوند تبارکوتعالی بر خلقش غضب کند ما را از مجاورت ایشان دور میکند». نباید بگذاریم و کاری کنیم که ارتباطمان با امامان قطع شود. اگر ارتباط ولو ضعیف برقرار باشد، قطعاً از برکات بزرگواران بهرهمند خواهیم بود. ارتباط هرچه بیشتر شد بهره بیشتر خواهد بود.
راجع به امام عصر ارواحنا فداه دیدهاید که حضرت فرمودهاند: ما از حال شما غافل نیستیم، برای گناهان شما استغفار میکنیم و برای دعاهایتان آمین میگوییم.
خب اگر عاقل باشیم نباید با ارتکاب گناه نعوذبالله و دلبسته بودن به زخارف دنیا و حرکت در غیر مسیر الهی، خود را از این لطف محروم کنیم نباید بگذاریم این ارتباط که برای همه شیعه خواسته شده با هر مقدار معرفتی که دارند، قطع شود. این تواصی به حق و صبر است که در مسیر محبت اهلبیت علیهمالسلام حرکت کنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دشمنان خود را با حسن خلق شکست میدهند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش پایانی حکمت ۲۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «وَ بِالسِّیرَهِ الْعَادِلَهِ یُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ»؛ و با حسن رفتار، دشمن شکست مىخورد. مناوات، معادات به دشمنى بین دو نفر میگویند.
مطلب روشن است، وقتی کسی حسن رفتار دارد دشمن هم نمیتواند عیبجوئی کند و شخص خوشخلق را متهم به مفاسد کند و بر او سلطه پیدا کند. لذا خودش شکست میخورد.
و در ادامه فرمود: «وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِیهِ تَکْثُرُ الْأَنْصَارُ عَلَیْهِ»؛ و با بردبارى در برابر نادان، یاوران بیشترى در مقابل او به هم مىرسند. معلوم است که اگر کسی بخواهد با شخص سفیه مقابله کند خود را تضعیف کرده و یاران خود را از دست میدهد. لذا بهترین کار عبور کردن و حلم ورزیدن است.
یکی از مسائل مهم که این روزها دربارهاش زیاد سخن گفته میشود و خود ما هم وعده دادیم اگر فرصتی شد چند جمله عرض کنیم مسئله فضای مجازی است. فضائی که خط تهاجمی دشمن، با استفاده از نرمافزارها و لشکری از تأثیرگذاران اجتماعی مثل بازیگران و خوانندهها و ورزشکاران و … در آن فضا علیه ما بهصورت شبانهروزی توطئه و عملیات میکند تا ذهن و عقاید و اراده مردم را تحت کنترل و تغییر و در صورت لزوم اقدام قرار دهد.
با رصدی مختصر در این میدان میبینیم که دائماً در معرض عملیات رسانهای و سایبری دشمنان برای مدیریت افکار مردم علیه مکتب اسلام و تفکر انقلاب قرار داریم. لذا به نظر میرسد یکی از واجبات قطعی برای نظام، پرداختن جدی به این مقوله است.
امروز عزیزانی که توانستند انواع موشک نقطه زن دوربرد بسازند و امنیت دفاعی کشور را در مقابل دشمنان عنود تأمین کنند که از همه آنان تقدیر میکنیم؛ لازم است گروهی دیگر برای حفاظت از کیان کشور از منظری دیگر اقدامات اساسی داشته باشند و در فضای مجازی قدرتمند عمل کنند و ابتکار عمل را به دست بگیرند و این شدنی است چون از امامین انقلاب این کلام را در جان خود نهادینه کردیم که ما میتوانیم.
چون میتوانیم باید در این عرصه هم وارد شد. باید در این فضا قوی شد. ایران قوی در این فضا باید خودش را نشان دهد. صحنه جنگ و دفاع مقدس، امروز این میدان است. بیشترین شهید و تلفات را ما امروز در این صحنه میدهیم. اسیر و جانباز و مفقود در این فضا فراوان است؛ و چون شیطان مدیریت آن را به عهده دارد طبق بیان قرآن از همه عِدّه و عُدّه خود استفاده کرده و وارد معرکه شده است تا پیروز میدان باشد.
اما وعده الهی این است که حزبالله پیروز است. به شرطی که طبق نظر خدا و دستورات اولیاء دین حرکت کنیم. در آیات ۶۴ و ۶۵ سوره مبارکه اسراء این حرکت شیطان لعین را بیان فرمود که: هرکدام از آنها را مىتوانى با صدای خودت تحریک و وسوسه کن؛ یعنی استفاده از ابزار و رسانه یکی از راههای اغوای شیطان است. «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ».
استفزز یعنی تحریک کردن و برانگیختن کسی که دنبال حق است و کشاندن او به سمت باطل؛ یعنی او که دارد میرود سمت حق جوری با صدایت و با حرف زدنت و با ابزاری که میتوانی جلبتوجه کنی او را از سمت حق به سمت باطل منحرف کن.
قرآن کریم کتاب هر روز ماست و باید با او انس داشته باشیم. میگوید شیاطین با تبلیغات گسترده توسط ابزارآلات دیداری و شنیداری و هر وسیلهای که بهروز تولید شود با سرمایهگذاری و هزینه کردن مبالغ گزاف تلاش میکنند تا استقلال و آزادی و ایمان شما را از شما بگیرند و اسیرتان کنند. «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ.»
بعد فرمود: و لشگر سواره و پیادهات را بهسوی آنها با فریادت گسیل دار. «وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ». اجلاب به معناى راندن و حرکت دادن با نهیب و فریاد است؛ یعنی آرام نباش سروصدا راه بینداز فریاد، بزن، شلوغ کن. میبینید که همه این راههای شیطان را تربیتشدههای شیطان انجام میدهند؛ یعنی سروصدا میکنند، غوغا سالاری میکنند، فضاسازی میکنند.
بعد دارد: و در اموال و فرزندان آنها شرکت بجوى؛ «وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» یعنی برای آنان با کسب مال نامشروع و ربا و امثال اینها مشکلات اقتصادی و مالی درست کن. ربا جنگ با خداست. کسی که شکمش از اموال حرام پر شد در مقابل خدا و دستور خدا و مظاهر الهی و مقدسات میایستد. فکر کردید به این سادگیها میشود قرآن آتش زد؟ فکر کردید به این سادگیها میشود توهین به اهلبیت کرد نعوذبالله و مقدسات را زیر پا گذاشت؟ قبلاً شکم از حرام پرشده. امام کشی را، حرامخواری آسان میکند. ما پای منبرها و روضهها بودیم؛ حسین علیهالسلام آنجا صدایش به این مطلب بلند شد.
تمام تلاش شیطان جن و انس این است که مسلمان استقلال اقتصادی نداشته باشد. مبتلا به همین بلایا بشود. «وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ» بخشی همین است.
و از طرف دیگر با ترفندهای مختلف، با تأسیس مؤسسات، گروهها، انجمنها و استفاده و به کار گرفتن عناوینی مثل حمایت از حقوق حیوانات و حمایت از محیطزیست و گردشگری که البته این عناوین خوب است اما موضوع استفادهای است که او میکند و حتی با بورسیه تحصیلی و اقامت و امثال اینها، افراد را بهسوی اهداف خود متمایل میکنند. در حقیقت مشارکت در اولاد دارند؛ یعنی شما تلاش میکنید اولادتان صالح باشد، در مسیر درست حرکت کند، شیطان میآید مشارکت میکند نمیگذارد او در آن مسیری که باید باشد، باشد.
بعض مفسرین گفتند منظور نعوذبالله زنا و اولاد نامشروع است اما علاوه بر آن، دامنه مشارکت در اولاد وسیعتر است. وقتی کسی بهطور کامل فرهنگ شیطان را، هوسبازی و لاابالیگری را، بیاراده و بیمسئولیتی را، پایبند نبودن به ارزشها و آرمانها را پذیرفت، مشارکت صورت گرفته است «وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ.»
بعد فرمود: و با وعدههاى دروغینت آنها را بفریب. «وَ عِدْهُمْ» یکی از برنامههای رسمی شیطان که امروز در دنیا هم توسط بچههایش مرسوم است وعدههای دروغ است.
سیاست آمریکا را ببینید؛ بچه شیطان است بلکه از استاد خودش هم بالاتر شده و شیطان بزرگ هم شده. بعضی کارها را میکنند که شاید ابلیس هم انگشتبهدهان میماند. سیاست آمریکا تماماً بر وعده دروغ که به ملتها دادهاند و بعد آنان را به خاک سیاه نشاندهاند بنا شده است. با استفاده از همین بوقهایی که در اختیار دارند مردم را فریب میدهند و اگر بتوانند تحقیر میکنند.
در همین مسئله برجام همه بهوضوح دیدید که چگونه عمل کردند و میکنند. حرکتی جز فریب و نیرنگ نداشتند. عدهای از دولتمردان ما هم در این دام افتادند و فریب خوردند دانسته و ندانسته؛ و امروز در بحث مذاکرات هم با حقهبازی و دغل واردشدهاند؛ که به فضل الهی دولت مردان مقاوم از منافع ملی دفاع میکنند و این مسئله آنان را مستأصل کرده بهطوریکه دست به اقدامات نابخردانه در حق مردم زدند و مسئله اغتشاش را راه انداختند که این تیرشان هم مثل قبل به سنگ خورد و عنقریب است که سرشان به سنگ بخورد.
ما هم وعده میدهیم اما ما وعده را از خدای تعالی میگیریم وعده خدا حق است و آن این است که بهزودی شما نابودید و حزبالله غالب است.
وعده میدهند اما گول میزنند و فریب میدهند. لذا قرآن به ما تذکر داد و هشدار داد که شیطان جز فریب و نیرنگ و غرور، وعدهاى نمىدهد. «وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلَّا غُرُوراً.»
بعد خدای تعالی به شیطان هشداری میدهد که ما هم باید توجه کنیم و آن اینکه: سلطهاى بر بندگان من نخواهى داشت. «إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ»؛ یعنی اگر ما بنده خدا نباشیم شیطان ما را احاطه کرده با وعدههایش، با سوارهنظامش، با پیادهنظامش، با صدایش و با ابزارآلاتش. کسانی میتوانند مقاومت کنند که سلطه خدا را قبول کرده باشند و بنده خدا شده باشند. اگر انسان بنده خدا بود پیروز میدان است؛ و بعد خدای تعالی فرمود: همینقدر کافى است که پروردگارت ولى و حافظ این بندگان است. «وَ کَفى بِرَبِّکَ وَکِیلًا.»
خب اصل بحث این است که امروز شیطان تمام همت خودش را در فضای مجازی گذاشته و با صوتش یعنی ابزارآلاتی که دارد برای رسیدن به خواستههایش، از این فضا، کمال استفاده را میکند. خب این را یاد گرفتیم و قرآن هم به ما گفت و در خارج هم داریم این را میبینیم.
سؤال: چگونه باید در مقابل این شیطان در بحث فضای مجازی ایستاد؟ جواب همان است که قرآن کریم دستور داد. امروز باید این مسیر قرآنی طی شود تا پیروزی در این بخش هم به دست بیاید. اگر متولیان امر توجه به این دستور قرآنی نکنند در این بخش زمینگیر خواهیم شد. در بخش نظامی این بیان قرآن را آقایان تلقی کردند و گرفتند و به آن عمل کردند که الان در بخش نظامی تأمین هستیم و امنیت برقرار است؛ جرئت حرکت نظامی ندارند. اگر هم بکنند میدانند که خسارات زیادی را باید تحمل کنند.
اما در بخش فضای مجازی هم باز دستور همان است که قرآن فرمود؛ در قسمتی از آیه ۶٠ سوره مبارکه انفال فرمود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ…» هرچه میتوانید قوّت و قدرت خود را زیاد کنید… تا بهوسیلۀ آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.
اِعداد یعنی آمادگی. ارهاب یعنی ترسانیدن و هراس افکندن. این آیه دستور صریح و مؤکد میدهد که مسلمانان باید آمادهباش همه جانبهای در برابر هر نوع حمله دشمنان داشته باشند و هر نوع سلاح و امکانات و وسایل و شیوههاى تبلیغى که سبب ارهاب یعنی ترس و هراس دشمنان مىشود را تهیه کرده تا در صورت لزوم استفاده کنند.
در روایت دارد رسول خدا مطلع شدند که در یمن اسلحهی جدیدى ساخته شده، شخصى را فرستادند یمن تا آن را تهیه کند. این درس است برای ما؛ یعنی مسلمان باید مسلح به سلاح روز باشد؛ در هر بخش و در هر زمینهای.
آقا فرمودند: «من چند بار تکرار کردهام که کشور بایستی قوی بشود؛ قوی شدن کشور جزو هدفهای ما است. این هم از قرآن گرفته شده. قرآن میفرماید که «وَ اَعِدّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّه؛ هر چه میتوانید قوّت را زیاد کنید.» این قوّت در نگاه اوّل، ممکن است قوّت نظامی به نظر برسد، لکن خیلی وسیعتر از دامنهی قوّت نظامی است. ابعاد قوّت ابعاد وسیعی است و شامل قوّت اقتصادی، قوّت علمی، قوّت فرهنگی، قوّت سیاسی (زمینهساز استقلالِ سیاسی) و قوّت تبلیغی است. با گذشت زمان، عرصههای دیگری برای تقویت کشور و ملّت به وجود میآید؛ مثلاً امروز قوّت در فضای مجازی حیاتی است؛ امروز در همه دنیا فضای مجازی حاکم بر زندگی انسانها است؛ و یک عدّهای همهی کارهایشان را از طریق فضای مجازی پیش میبرند؛ قوّت در این زمینه حیاتی است». خیلی صریح و روشن بیان فرمودند.
خب سؤال اینجاست که فضای مجازی جبهه انقلاب قوهای که باعث ارهاب جبهه دشمن باشد دارد یا ندارد؟ اگر دارد کجاست؟ پس باید همه تلاش کنند عِدّه و عُدهای فراهم کرده که به حد ارهاب و ترس و هراس دشمنان خدا برسد. این یک شاخص قرآنی است. دستور ولی جامعه هم هست. باید کاری کرد که ترس در دل دشمن بیفتد تا به اینجا نرسیم هنوز کاری نکردهایم.
بحث من بحث تبیینی است. جهاد تبیین که این روزها در کلمات رهبر معظم انقلاب بیان شده که البته اصل مطلب را چند سال قبل، سال ۷۹ حدوداً بحث جهاد تبیین را مطرح کردند بعد بهمرور زیاد شد و رسید به این روزها و ماههای اخیر که مکرر تکرار کردند از همین باب برای اینکه بدانیم چگونه باید عمل کنیم تا در این فضا هراس در دل دشمن بیفتد مسیری را عرض میکنم که اگر باقدرت و قوت طی شود زودتر به نتیجه مطلوب میرسیم؛ و آن این است که باید هرچه زودتر جبهه انقلاب، نظام مسائل فضای مجازی را استخراج کند و خلاءهای قانونی و کمبود قوانین لازم را احصاء کند.
آرایش جبهه انقلاب در این زمینه حتماً باید از انفعال خارج شود و آرایش فعال و جهادی بگیرد. حتماً باید قرارگاه مرکزی تشکیل شود و فرمانده و اعضای ستاد فرماندهی و عملیاتی معلوم شوند. در این قرارگاه حتماً باید برای کانونهای اصلی فرهنگ، چه فرهنگساز جامعه و چه فرهنگ پذیر برنامه داشت؛ مثل خانواده و مدارس و مساجد و شبکه ائمه جمعه و هیئات مذهبی و حوزه و دانشگاه و بازار و رسانه و سازمانهای مردمنهاد که ده عنصر و ده کانون هستند، باید حتماً برنامه تهیه شود.
این قرارگاه باید سازماندهی بین پیشکسوتان دهه چهل و پنجاهی و فرماندهان میدان دهه شصتی و میداندارهای دهه هفتادی و پیادهنظام دهه هشتادی و نیروهای احتیاطی دهه نودی را بهخوبی انجام دهد.
باید این را خوب درک کنیم که ما در دهه پنجم انقلاب به تعدادِ گوشیهایِ هوشمند، رسانه داریم، صاحب رسانه داریم، تولیدکننده پیام و توزیعکننده آن را داریم بدون اینکه نیاز به مجوز گرفتن داشته باشند. هرکس گوشی هوشمند داشته باشد خودش یک تولیدکننده و توزیعکننده پیام است. اگر مدیریت این فضا در اختیار نباشد میبینید که چه غوغایی درست میشود.
حالا گاهی وقتی میگوییم باید مدیریت شود، فکر یک عده میرود سمت چیزهایی محدود و بخشهایی ابتدایی مثل فیلترینگ و امثال آن، آنها سرجایش؛ اصلاً با این بحثها ما کاری نداریم. بحث بنده بالاتر از این حرفهاست. جبهه رسانهای انقلاب باید بزرگتر از این مباحث فکر کند.
با این مقدماتی که عرض شد معلوم است که عرصه، عرصه حکمرانی بینالمللی است در فضای مجازی. آنها دارند حکمرانی میکنند. آنها دارند حکومت میکنند. در مقابل حکومت باید حکومت تشکیل داد؛ باید حکمرانی کرد. ابرقدرت، امروز کسی است که سکوهای مجازی را در اختیار دارد و با درک صحیح، هوشمندانه روایت اول را او بیان میکند. این حکمرانی است.
در جنگ شناختی که نفوذ ادراکی صورت میگیرد باید وارد جهاد تبیین شد. این را چه کسی میتواند انجام دهد؟ کسی که قدرت حکمرانی داشته باشد و فضا در اختیارش باشد؛ نه فضای یک منطقه، نه همانطور که آقا گفتند فضایی که کلیدش دست دیگران است. آقا هم دارند به حکمرانی توصیه میکنند؛ اما کسانی که مسئولیت در اختیارشان است بهاندازه فهم رهبر معظم انقلاب حرکت نمیکنند. باید مطلب را جلوتر ببرند. باید بزرگتر ببینند. باید جهانی فکر کنند.
افقی که مرکز ملی فضای مجازی کشور برای خودش ترسیم میکند باید جهانی باشد باید دولت محترم و مجلس محترم و بعد شورای عالی فضای مجازی نگاه حکمرانی جهانی به این مقوله داشته باشند تا بشود کاری از پیش برد. باید همه آقایان این آیه شریفه را نصبالعین قرار دهند که «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ.»
این بحث نکات تکمیلی دارد که در نوبت بعد اگر فرصت شد خدمت شما خواهم گفت.
۱۸ آذر انتفاضه اول فلسطین در سال ۶۶ آغاز شد و تا امروز حوادث مختلفی بر آن رفته است؛ اما کار رژیم صهیونیستی تمام است و زوال او سرعت گرفته، وضعیت داخلی و خارجی او بهشدت آشفته است در داخل که تشکیل کابینه را نتوانستهاند انجام بدهند و مراسم تحلیف را هم برگزار نکردهاند و دعوائی خواهد شد که بهزودی میبینید.
در خارج هم که اوضاع خطرناکی را فلسطینیها برای آنان فراهم کردهاند در یک ماه نزدیک هزار عملیات انجام دادهاند بهطوریکه دستگاه امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی اعلام کردند در مقابله ناتوان هستند؛ و اضافه کنید ناتوانی در برخورد با حملات بیوقفه هکرها به مراکز اطلاعاتی و بانکها و تلویزیون و زیرساختها و تأسیسات دیگر. حالا این هکرها هم وقتی مطالبی را اعلام میکنند به زبان فارسی مینویسند که خود این هم پیامهایی دارد که من زیاد بازش نمیکنم.
و از همه مهمتر تلاشی بود که در این سالها انجام دادند تا دنیا را بهخصوص کشورهای عربی را با خود همراه کنند و سران مرتجع آنان را هم تا حدودی همراه کردند اما حضور اقشار مختلف مردم جهان در یک کشور عربی و آتش زدن پرچم رژیم کودک کش و شعارهایی علیه دولت غاصب نشانه اضمحلال است.
در قطر رژیم صهیونیستی خوار و ذلیل شد. شنیدید که وقتی میخواستند وارد سامانه تهیه ویزا شوند باید کشور فلسطین را انتخاب میکردند. باید فلسطین را انتخاب میکردند تا بتوانند کارهای ویزایشان را انجام دهند و بلیت بخرند.
اینها را خواندهاید؛ تکرار میکنم برای توجه بیشتر. خبرنگار صهیونیست نوشته: «من همیشه فکر میکردم مشکل از دولتهاست اما در قطر فهمیدم نفرت مردم در خیابان از ما چقدر است. چقدر دوست دارند ما را از روی زمین محو کنند.»
لذا از روی عنادی که دارند مدتی است حملات خود را به مناطق مختلف کرانه باختری زیاد کردهاند و مجامع بینالمللی هم مثل همیشه با سکوتشان اجازه جنایت میدهند. امروز گروههای مقاومت در فلسطین راهبرد مقاومت ترکیبی را انتخاب کردهاند؛ سلاح گرم و سرد و سایبری و چه و چه از همه اینها استفاده میکنند که آنان را به پیروزی نزدیک میکند. بله او فهمید که آرزوی همه دنیا محو اسرائیل است. هر مسلمانی با تمام وجودش از خدای تعالی طلب میکند که شما از روی زمین محو شوید.
وضعیت اروپا و اعتصاباتی که وجود دارد را میبینید. چاه را برای ما کندند. میخواستند کشور را دچار اعتصاب و زمینگیر کنند. حالا خودشان در آن چاه افتادند. البته گرفتاریهایشان حالا مانده. آرامآرام به زمستان که نزدیک شوند وارد گرفتاریهای اصلیشان خواهند شد.
مطالب مهم حضرت آقا با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی را آن مقدار که پخش شد ملاحظه کردید. مهمترین نقش و وظیفه این شورا را هدایت فرهنگی کشور و جامعه دانستند و تأکیدی هم بر مردمی کردن فرهنگ و تقویت تشکلهای مردم داشتند که باید موردتوجه اساسی مسئولان قرار بگیرد.
در استان برش استانی مهندسی فرهنگی با مطالعه و نظرخواهی انجام شد و به تصویب رسیده که یکوقت هم گزارشش را خدمت شما دادم. الحمدلله برش تهیه شده و در دستور کار مجموعههای فرهنگی قرارگرفته که انجام بدهند؛ البته با یک ضربآهنگی و نواختی کارها انجام میشود. نظام مسائل احصا شد با مطالعات متعدد و گروههای مختلف بالاخره مهندسی فرهنگی برش استان البرزش رونمایی شد و علاوه بر او سند توسعه قرآنی استان را هم آماده کردیم؛ که آنهم در حال انجام است.
روز ۲۰ آذر شهادت مرحوم آیتالله دستغیب سومین شهید محراب است که گرامی میداریم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/9/11 | 1401/9/11مردم در همه این سالها پرچم مبارزه با آمریکا را بالا نگه داشتند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه101
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
خودم و همه شما را به تقوای اللهی دعوت میکنم. اهل تقوا از همه انواع صبر برای خود بهرهای تهیه کردهاند. در ادامه بحث صبر عرض میکنم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: صبر دو گونه است یکی صبر بر آنچه دوست نداری (و باید آن را تحمل کنی یا انجام دهی) و دیگری صبر ازآنچه دوست داری (و باید از آن صرفنظر کنی یا نباید آن را انجام دهی). این دو صبر کار سختی است.
ابوحمزه ثمالی میگوید امام باقر علیهالسلام فرمود: آنگاهکه مرگ پدرم علیبنالحسین علیهالسلام فرا رسید مرا به سینه چسبانید و فرمود: پسرم به تو همان چیزی را سفارش میکنم که پدرم امام حسین هنگام شهادتش مرا به آن سفارش کرد و آن این بود که در پذیرش حق شکیبا باش اگرچه تلخ باشد. «اصبر علی الحق و ان کان مرا.»
در نوبت قبل به مواردی از صبر انبیاء الهی که قرآن کریم به آنها پرداخته است اشاره کردم و عرض کردم برای رسیدن به مقام صبر، الگوبرداری و عمل کردن بهترین شیوه است و وعده دادم به مواردی از صبر رسول خدا که بهترین الگوی بشر است با توجه به آیات قرآن کریم اشارهکنم.
رسول خدا مواجه بود با زخمزبان، اهانت، سنگ زدن و شکمبه گوسفند ریختن و رنجهای فراوان که به دستور خدای تعالی مأمور به صبر و تحمل بود و امر به صبر شده بود که گاهی تعبیرات تند است. مثلاً تعبیر «وَ اصْطَبِر» یعنی صبری که زحمات فراوانی به همراه دارد. تو باید اهل چنین صبری باشی.
در اولین آیاتی که بر رسول خدا نازل شد دارد: «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِر». به خاطر خدا صبر کن. معلوم میشد مسائلی از همان ابتدا برای پیامبر به وجود آمد که باید اهل صبر میبود.
و ازآنجاکه نقش الگو در تربیت انسان بینهایت مؤثر است به رسول خدا هم که از بقیه انبیاء فضیلت بیشتری دارد و خاتَم و خاتِم انبیاء از همه جهت است و الگوی بشر است تا قیامت، دستور داده میشود که از انبیاء دیگر الگو بگیرد. «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ». همه پیامبران صابر بودند، اما بعضی از انبیاء با عزم قویتر و صبر بیشتر بدون اینکه در ذهن شریفشان تزلزل یا تأخیر در کار پیش بیاید به مأموریت خود میپرداختند.
و یا میفرماید: صبر کن و مثل حضرت یونس نباش. «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوت». مگر حضرت یونس در امر رسالتش کوتاهی و بیصبری کرد؟ خیر، او هم مثل بقیه انبیاء الهی مردم را دعوت میکرد و زحمت میکشید و کف صبر را داشت، اما رسید به نقطهای که از هدایت مردم ناامید شد و دست از کار کشید.
بعضی از انبیای ما بیش از ۳۰ سال زحمت کشیدند و تبلیغ و دعوت کردند اما فقط ۱۲ نفر ایمان آوردند. برای بعضی دارد ۴ یا ۵ نفر. ۳۰ سال شما حرف بزن برای مردم. کار سختی است.
حضرت یونس هم ناامید شد و دست از کار کشید. بلافاصله خدای تعالی تنبیه کرد که چرا در امر تبلیغ کمطاقتی و بیصبری کردی که طلب بخشش کرد و بخشیده شد.
درسهای فراوانی دارد بهخصوص برای کسانی که در امر هدایت مردم و دعوت به حق، مخاطبانی دارند تذکر میدهد که در کار خودتان خسته نشوید و در مقابل بیمهریها و اذیتها باید اهل صبر باشید.
حتی از آیات قرآن فهمیده میشود ولو مقدمات عذاب را هم اگر دیده شد باز نباید ترک پست کرد مگر اینکه دستور برسد محل را ترک کن کما اینکه خداوند به بعض انبیاء دستور داد که خودش و خانواده اهل ایمانش را از محل دور کند.
تواصی به صبر هم همین بخش را میگیرد که باید یکدیگر را در امر تبلیغ دین توصیه به صبر کنیم. اگر وارد شدیم که دیگران را دعوت کنیم باید صبوری داشته باشیم. وقتی شیاطین با انواع وسایل که در اختیار دارند با همه رنگ و لعابی که در اختیار دارند تا جوان و پیر و میانسال ما، زن و مرد ما را با نقشههای شوم از پا درآورند آن عنصر مؤثر در برابر تمام این ترفندها، صبر و مقاومت است.
یا در آیه دیگر فرمود: «فَاصْبِرْ عَلى ما یَقُولُون». در مقابل حرف مردم صبور باش. فحش و تهمت و ناسزاها و اهانتها و بدگوئیها را نادیده بگیر. تحت تأثیر آنها قرار نگیر. مشغول کار پیامبریات باش.
این دستوری برای همه ماست؛ نهفقط کسانی که اهل تبلیغاند. البته اهل تبلیغ را بیشتر میگیرد. کسی که برای خدا کار میکند، بدون توجه به حرف مردم و خوشآمد آنان باید وظیفهاش را عمل کند. اگر کسی وقتی دور او را میگیرند نشاط کاری دارد و اگر از او دور شدند دلسرد شود و به کار ادامه ندهد این نشانه ضعف و یا عدم ایمان است.
یکی از اصحاب ویژه امام باقر علیهالسلام که تعداد بسیار زیاد از مطالب سری را حضرت به او آموخته بود و شخصیت انحصاری داشت و از نزدیکان خاص بود یعنی جابر بن یزید جعفی، امام به ایشان نصیحتی دارد. میفرماید: تو مقام ولایت را نخواهی داشت، مگر اینکه اگر تمام اهل شهر جمع شوند و از تو تعریف کنند، شاد نشوی و تمجید دیگران در تو هیچ تأثیری نداشته باشد؛ و اگر همه مردم جمع شدند و از تو بد گفتند، ناراحت نشوی؛ تو خودت را با قرآن بیازمای و ببین رفتارت با قرآن مطابقت دارد یا نه. اگر چنین شد، تو ولایت ما را داری؛ در غیر این صورت، بدان دینت کمبود دارد.
حالا بررسی کنیم ببینیم از تولی اهلبیت برخورداریم یا نه؟
حالا تاریخ اسلام را بخوانید پر است از سختیهایی که رسول خدا همراه دیگر مسلمانان تحمل کردند تا اسلام تثبیت شود. بعد از رسول خدا صبری که اهلبیت کشیدند. صبری که همینالان وجود مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فداه تحمل میکند. اینها صبرهای سنگینی است. اینهمه مسائل در مرئای ایشان است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام بعد از رسول خدا در راه پیشبرد اسلام و قرآن چه صبری به خرج دادند که فرمود: «صبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی» که تعبیر عجیب و تشبیه سختی است. شجی معنیاش استخوان نیست. شجی یعنی استخوان شکسته. در گلو استخوان شکسته بود ۲۵ سال. این تعبیر برای این است که ببینید در چه وضعیتی صبر کرد.
همین امیرالمؤمنین با تمام شجاعت و مردانگی و صبوری در میدانهای مختلف و تحمل شداید سخت از اول تا پایان عمر، در یکجا صدایش به شکوه بلند شد و آن موقعی بود که پیکر مطهر همسر جوانش را به خاک میسپرد نالهاش بلند شد که «قلّ یا رسول الله عن صفیتک صبری». ای رسول خدا صبر علی هم اینجا تمام شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با سعهصدر بالا تحمل سختیها را دارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «وَ بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ یَجِبُ السُّؤْدُدُ». تحمّل رنج، باعث آقایى و بزرگى است.
کسی که زحمتهای مردم و ناملایمات را با سعهصدر و شکیبایی و بدون منتگذاری و یا غر زدن تحمل میکند، شخصیت بزرگواری دارد که مردم ناخودآگاه در مقابل چنین کسی کرنش و تواضع دارند و موجب بزرگی بیشتر و آقایی او میشوند. سودد یعنی آقائی و سیادت، بزرگی و امثال اینها. لذا حضرت فرمودند با تحمّل رنجها بزرگى حتمى است. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد کند.
پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳ جمادیالثانی به روایت اول، روز شهادت حضرت زهرای اطهر است. به همه شما این روز را تسلیت عرض میکنم. سیره و زندگی صدیقه طاهره و کلماتی که بیان کردهاند برای همه در همه زمانها پر از درس است. مثلاً همین خطبه معروف ایشان که معروف به خطبه فدکیه است را با دقت مطالعه کنید، مجموعهای از معارف الهی در آن بیان شده است هم به اصول عقاید از توحید و معاد و نبوت و بعثت رسول خدا پرداختهاند هم به قرآن و فلسفه احکام و ولایت؛ و هم به سیاست اسلامی اشاره کردهاند و هم به علل انحطاط جوامع. هم آسیبشناسی مسائل را کردهاند هم راهکار اجرائی ارائه کردهاند. هم انذار کردهاند هم بشارت دادهاند.
به نظر بنده خطبه فدکیه میتواند شیوهنامه جهاد تبیین باشد. این متن یک آموزش عملی است. باید از زهرای اطهر یاد بگیریم که اولاً در جریانات اجتماعی حضور داشته باشیم و بیتفاوت نباشیم. دیدهاید یک عدهای حاضرند مجالس عزا برای حضرت برپا کنند اما در مسیر آن حضرت حرکت نکنند. باید با تأسی از ریحانه النبی در مسائل مختلف جامعه حضور فعال داشت؛ و ثانیاً حضور ما باید اثربخش و اثرگذار باشد. مسئولیت بپذیریم و بر اساس آن درست عمل کنیم.
بعد از رسول خدا جریان حامی امامت را صدیقه طاهره با حضور مؤثر خودش حمایت کرد. حضرت آنچنان زیبا خطر جدائی دین از سیاست را بیان کرد که امروز بعد از قرنها زندهبودن آن کلام را میبینیم که تنها راه نجات بشر این است که به ریسمان محکم الهی چنگ بزند و پیرو اهلبیت علیهمالسلام باشد. اگر انسان این دو را رها کند به نتیجه نمیرسد.
اگر کسی میخواهد عدالتخواهی و مطالبه گری کند باید پای درس زهرای مرضیه بنشید که با تیزهوشی و نگاه عمیق به مسائل پیرامونی، انگیزههای درونی جاهطلبان و تشنگان قدرت را در از بین بردن حق و سرکوب حقطلبان روشن کرد و پرچم مقاومت و مطالبه گری را برپا نگاه داشته است.
چهره غاصبان را به زیبایی برملا کرد و در دفاع از ولایت و جانشین پیامبر مطالبی گفت که به قول امروزیها لیدر جریان مخالف ناچار شد اعتراف کند به فضائل امیرالمؤمنین و افتخار برادری حضرت با رسول خدا و دلاوریها و فداکاریهای حضرت در راه حق و عدالت و اینکه او برگزیده رسول خدا بود و درنهایت اعتراف کرد که دوستداران علی و فاطمه خوشبخت و دشمنان آنان بدبخت هستند. این به خاطر روش تبیینی زهرای اطهر بود.
ایام فاطمیه بهترین زمان برای تبیین حقائق اسلام است و جهاد تبیین؛ اما باید توجه داشت که عملیات جهاد تبیین را ذیل جهاد کبیر انجام داد؛ یعنی نباید در دام دشمن افتاد و از او اطاعت کرد. تاریخ اسلام را مطالعه کردید که چگونه مخالفین تلاش داشتند به هر وسیلهای شده رسول خدا و مسلمین را وادار به تبعیت از خود کنند که در سوره احزاب خطاب شد به رسول خدا که: «یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ»؛ مواظب باش نیفتی در دام منافقین؛ نیفتی در دام کافرین. آنها به هر وسیله شده میخواهند تو و پیروانت را به چنگ بگیرند.
و در سوره فرقان فرمود: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا»؛ مواظب باش که در دام آنها نیفتی. جهاد تبیین را هم از دست نده؛ اما این جهاد تبیین را ذیل جهاد کبیر انجام بده.
یعنی امروز که بناست از ارزشهای الهی در مقابل حملات گسترده دشمنان دفاع کنیم باید به روش جهاد کبیر عمل کنیم. بفهمیم که شیعه انگلیسی و سنی آمریکائی باهم تلاش میکنند تا وحدت جامعه اسلامی را به هم بزنند و از تفرقه به منافع خود برسند.
امروز میبینید که چگونه سعی میکنند تا اجتماع یکپارچه ملت را که سالیان طولانی باهم زندگی کردند، تبدیل به گسل کنند و بعد با روشهای شیطانی در این تفرقهها و گسلها بدمند. دشمنان ایران بدانند ملت ایران اعم از کرد و ترک و لر و بلوچ و عرب و اقوام مختلف، ایران قوی را تشکیل دادند و مشت این ایران قوی بر دهان کسانی کوبیده میشود که بخواهند وحدتشان را به هم بزنند. پس در جهاد تبیین باید هنرمندانه تدبیر کرد بهطوریکه در دام سیاستهای شیطانی مستکبران قرار نگیریم.
درس دیگری که میگیریم این است که صدیقه طاهر نمونه یک انسان بصیر آگاه آگاهیبخش است که وقتی در میدان مبارزه قرار گرفت دید که جریان نفاق از رسانه روز استفاده میکند و خط دروغ و تحریف و از بین بردن حقیقت را توسط رسانه آن روز نشر میدهد. حضرت هم از همین ابزار استفاده کرد.
این درس است برای ما. ابزار رسانه را باید قوی به آن پرداخت و به آن توجه کرد. الان رسانه دست نیروهای ارزشی نیست؛ خیلی کم است و قوی نیست. میبینید که با یک حرف یکمرتبه چه جریانی را درست میکند طرف مقابل و خصم. دروغ را میگوید و این دروغ را باورپذیر میکند و افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
آن روز منبر بود و خطابه؛ حضرت از همین خطابه استفاده کرد و خطبه خواند و حقانیت مسیر را با تحلیل دقیق مسائل برای مردم تبیین کرد و رساند مطلب را به اینجا که اگر کسی در مقابل اسلام و قوانین ناب الهی تسلیم نباشد و اطاعت نکند مستکبر و طاغوت است.
حرف از قانون و اطاعت از قانون شد. روز دوازدهم آذر روز تصویب قانون اساسی و روز قانون است. یک نکته راجع به قانون عرض کنم، همه هم خوب میدانیم که مشکلات از وقتی شروع میشود که عدهای قانون را تمکین نمیکنند و زیر پا میگذارند یعنی اقدام میکنند که پی و ستونهای نظام را تخریب کنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی یکی از مترقیترین و محکمترین قوانین در دنیاست که همه نیازهای اداره جامعه را در نظر گرفته و هوشمندانه نظرات اسلام را در آن تجسم پیدا کرده است؛ و البته دیدهاید که چقدر دشمنان به بنیانها و ریشههای اصلی این قانون بهخصوص اصل مترقی ولایتفقیه حمله میکنند.
امام فرمود: «قانون برای همه است، قانون برای نفع ملت است، برای نفع جامعه است، برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروهها نیست. قانون، توجه به تمام جامعه کرده است. قانون برای تهذیب تمام جامعه است. البته دزدها از قانون بدشان میآید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان میآید و کسانی که مخالفتها میخواهند بکنند، از قانون بدشان میآید.»
در بیان دیگری فرمودند: «اگر همه اشخاصی که در کشورمان هستند و همه گروههایی که در کشور هستند و همه نهادهایی که در سرتاسر کشور هستند، به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشماریم، هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانونشکنیها پیش میآید.»
اگر قانون در کشور حاکم نباشد هرجومرج میشود که نمونههایش را میبینید و میبینیم و دشمن هم روی همین بیقانونیها سرمایهگذاری میکند و عدهای هم دانسته و یا ندانسته در مسیر بیقانونی حرکت میکنند و اتفاقاً آن چیزی که خواسته قطعی مردم است این است که همه دستگاهها به وظائف قانونی خودشان به تمام و کمال عمل کنند. کسی حق ندارد در اعمال قانون میل شخصی خودش را بکار ببندد و الا سنگ روی سنگ بند نمیشود اگر اعتراضی هم در جایی هست باید از مسیر قانون عمل شود.
در یک بازی بین دو تیم یک کتابچه قانون مینویسند و دائم ناظران و داوران تذکر میدهند و خطا میگیرند و تنبیه میکنند و اخراج میکنند بعد یک عدهای میخواهند کشور قانون نداشته باشد. آقا فرمودند عمل به قانون اساسی علاج اساسی دردهای کشور است. معلوم میشود اگر یکوقت میبینیم مشکلی در کشور به وجود آمده برای این است که عدهای تمکین قانون نکردهاند.
من یک روایتی را سال گذشته خواندم خوب است تکرار کنم. از رسول خدا نقل است: روز قیامت حاکمی را میآورند که هنگام اجرای حدود الهی، یک تازیانه کمتر از حد معینشده زده است. (حالا این را که داریم میگوییم هرکسی در هرجایی که مسئولیت دارد و قوانینی را باید رعایت کند در ذهنش باشد. این فقط برای قاضی نیست. در اداره هستید، در خانهتان هستید، هرجایی که هستید قوانینی دارد؛ قوانین دقیقی برای آنجا ریخته شده است. حالا اینجا بحث قانون الهی است) در مقام بازخواست که چرا کم زدی؟ میگوید: خدایا به خاطر رحمت بر بنده تو این کار را کردم. به او جواب داده میشود که آیا تو نسبت به بندگان من مهربانتر از من هستی؟ (مثلاً من وقتی گفتم ۸۰ ضربه بزن یعنی توجه داشتم و مهربانی را هم در نظر گرفتم؛ باید همان را میزدی) سپس امر میکند وی را به آتش بیفکنند. شخص دیگری را میآورند که یک تازیانه زیادتر زده است و در مقام بازخواست میگوید: خدایا، به خاطر بازداشتن از معاصی تو چنین کردم. دستور داده میشود وی را نیز به آتش بیفکنند.
قصد داشتم به تاریخچه قانون اساسی در کشور تا پیروزی انقلاب و بعد علت بازنگری و تصویب قانون اساسی فعلی مختصر بپردازم که فرصت نمیشود فقط مختصراً این نکته را عرض کنم که: قانون اساسی عالیترین سند حقوقی یک کشور و راهنمایی برای تنظیم قوانین دیگر است. هیچ قانونی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد؛ بهعبارتدیگر، قانون اساسی قانون تعیینکننده نظام حاکم است، قانونی که مشخص میکند قدرت در کجا متمرکز است، روابط این قدرت حاکم با آزادیها و حقوق افراد ملت چگونه است و این قوای حاکمه اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه چه اقتدارات و مسئولیتهایی در برابر ملت دارند. علاوه بر این، قانون اساسی مضامینی مانند پرچم ملی، سرود ملی، نشان ملی، پایتخت کشور و اصول حاکم بر سیاستهای اقتصادی، برنامههای فرهنگی و روابط خارجی کشور را موردتوجه قرار میدهد.
بههرتقدیر عرض میکردم که زهرای اطهر الگوی بصیرت افزایی، مبارزه، مقاومت، عدالتطلبی و مطالبه گری است. حضرت، استاد بود که چگونه فهم سیاسی اطرافیان را رشد دهد نمونهاش تربیت زنان مهاجر و انصار در مطالبه گری بود.
این بخش را اشاره کردم که بگویم ۱۶ آذر و روز دانشجو نزدیک است. یکی از مهمترین ابعاد مبارزاتی ملت ایران در این دوره، مبارزه با استکبار و بخصوص آمریکا بوده است. قبل از نهضت اسلامی بهطور پراکنده گروههایی از روحانیون و دانشجویان مبارزه علیه آمریکا و انگلیس داشتند مثل جریانی که به ملی شدن نفت ختم شد و یا حوادث ۱۶ آذر سال ۳۲ و یا ماجرای انقلاب سفید و کاپیتولاسیون و امثال اینها اما دوره انقلاب اسلامی آمریکا بهعنوان اولین هدف و دشمن اول ملت ایران تعریف شد و اساساً سرنگونی رژیم منحوس پهلوی در مسیر مبارزه با آمریکا صورت گرفت.
در این دوره از مبارزات یکی از نیروهای انقلابی که مبارزه علیه آمریکا را بهطور جد پیگیری میکرد دانشجویان بودند که مهمترین حرکت آنها را در تسخیر لانه جاسوسی و سفارت آمریکا میتوان دید. اوج حرکت مبارک دانشجوئی را علاوه بر درخشش در عرصههای علمی و سیاسی کشور، تقدیم شهدای گرانقدری است که به اسلام و انقلاب کرده است و نشانه فهم دقیق زمان و اقدام بهموقع است.
نقش دانشجویان شهیدی مثل محمدحسین علم الهدی، شهید همت، شهید باکری، شهید زینالدین، شهید متوسلیان، شهید ورامینی، شهید دقایقی و خیل شهدا دانشجو در دفاع مقدس و مدافع حرم و امنیت و سلامت هرگز از خاطرهها نخواهد رفت.
مردم در همه این سالها پرچم مبارزه با آمریکا را بالا نگه داشتند. حضرت آقا چند روز قبل به دشمنان گفتند شما از صدای ملت میگویید؛ صدای ملت را بشنوید. ما هم اینجا عرض میکنیم صدای ملت هر جمعه در نمازهای جمعه نسبت به دشمنیهای آمریکا بلند است.
امروز اگر جنبشهای دانشجوئی بخواهند پرچم مبارزه با استکبار را در گام دوم انقلاب بالا نگه دارند باید در عرصه علم و فناوری و تولید علم تلاش جدی داشته باشند؛ و نگذارند حرکتهای خالص و با مبنای عدالتخواهانه و مطالبهگر خاموش شود.
البته امروز با واقعبینی در آرمانخواهی یکی از مصادیق آرمانخواهی، پیشرفت علمی و حل مشکلات اقتصادی است که باید در این زمینه فعالیت بیشتری داشت.
گروههای جهادی در عرصه علم و ارتباط علم با صنعت و کشاورزی و تولید ثروت از علم را فعال کنند و با توکل بر خدای تعالی و انس با پروردگار عالم در عرصههای مختلف دفاع از اسلام و ارزشهای الهی کمافیالسابق حاضر باشند.
یک درس دیگری هم از صدیقه طاهره میتوانیم بگیریم که نمیگویم شما خسته شدید. راجع به بانوان بود. بماند در یک نوبت دیگری میگویم که چگونه بانوان حضور سیاسی در جامعه داشته باشند و عفت خودشان را هم حفظ کنند که فصل جدیدی است.
فقط از باب نکته استانی این را عرض میکنم؛ عزیزانی که در قسمتهای مختلف استان مسئولیت دارند بهخصوص شهرداری و استانداری یعنی آنهایی که باید کارهای اساسی را انجام بدهند میتوانند در این دوره مسئولیتی خودشان کاری را انجام بدهند که در یادها بماند و در این دولت و در این دوره هم اگر انجام بشود زودتر به نتیجه خواهد رسید؛ و آن چیزی است که مردم در طول مدت از ما خواستند و من هم یکی دومرتبه اینجا عرض کردم؛ مسیرهای مواصلاتی و راههای استان است که باید به آنها توجه شود.
الان مسیری که مردم صبحها از فردیس به سمت تهران میخواهند حرکت کنند و نهفقط فردیس، اطراف آنجا هم واقعاً مردم را کلافه کرده. عزیزان تدبیر کنند. بهراحتی میتوانند فضای آرامشی را برای مردم فراهم کنند. در این روزها که میخواهید برنامه بریزید و بودجه تأمین کنید، این را جزو کارهای اصلیتان قرار دهید؛ برنامهریزی کلان داشته باشید. این کار آرامش روانی برای جامعه میآورد. صبح اول وقت مدتهای طولانی قسمت زیادی از مردم در راه میمانند، سرپل میمانند، سر مسیر میمانند، اینها را با راههای مختلفی که خود شماها بلد هستید شروع کنید.
انشاءالله کار را که شروع کنید بهمرور تمام میشود. یکوقت هست میگوید فلان کار خیلی بزرگ است نمیتوانیم؛ بیست سال طول میکشد. خب اگر بیست سال پیش شروع کرده بودید الان تمام شده بود. بهمرور باید شروع کرد و انجام داد. طرح و نقشه اصلیاش ریخته شود تا انشاءالله مردم را از این گرفتاریها نجات بدهید.
۱۱ آذر شهادت میرزا کوچک خان جنگلی سال ۱۳۰۰ یاد و خاطره این بزرگمرد را هم گرامی میداریم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/9/4 | 1401/9/4دشمن گمان میکند یکی از مسائل مشکل درست کن برای ایران بحث حقوق بشر و حقوق زنان باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه102
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
خودم و همه شما را به تقوای اللهی دعوت میکنم. متقین در مسیر حق استوار و ثابتقدماند و در جهت برطرف کردن موانع صبورند. در ادامه بحث صبر عرض میکنم که صبر یکی از مقامات اهل توحید و یکی از منازل سلوکی و معرفتی است و تا کسی در وادی صبر قرار نگیرد نمیتواند به درجات عالی و قرب خدای تعالی نائل آید.
از مهمترین آثار صبر، معیت با خدای تعالی است. در آیه ۴۶ سوره مبارکه انفال فرمود: «وَاصبِرُوا اِنَّ اللهَ مع الصَّابِرِینَ» و البته اهل صبر از تنعمات بهشتی بهاندازه معرفت و عملی که دارند بهرهمند هستند بهطوریکه در حساب نمیگنجد.
یکی از مباحثی که باید در اینجا مطرح کنم استفاده از الگوهای صبور است که قرآن کریم به آنها اشاره فرموده است و چون قرآن کتاب تربیت است، بیان زندگی انبیاء و سختیهایی که بر آنها رفته و تحملی که در برابر بلاها و مصیبتهایی که دیگران و گاهی اطرافیان و خویشان وارد میکردند، داشتهاند بسیار امیدبخش و رهگشا خواهد بود.
تحمل بعضی از انبیا در راه انجاموظیفه خیلی تنبه آور و درسآموز است. حضرت نوح علیهالسلام نهصد و پنجاه سال با بحث و گفتگو، مردم را نصیحت و دعوت به فلاح و رستگاری کرد؛ و آنها هم از هیچ آزار و اذیتی دریغ نداشتند اما حضرت دست از تبلیغ دین خدا برنداشت.
در بعض از روایات دارد گاهی حضرت را آنقدر میزدند که از هوش میرفت، اما سیصد سال صبورانه مردم را دعوت کرد ولی خیلی وقیح به حضرت گفتند: «یا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَکْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقین». اى نوح، با ما مجادله کردى و زیاد هم جدال کردى، اگر راست مىگویى، آنچه را به ما وعده مىدهى بیاور. خدای تعالی به او وحی کرد که باید سیصد سال دیگر مردم را دعوت کنی و برای بار سوم هم تکرار شد جمعاً نهصد سال. بعد هم حضرت مأمور به ساختن کشتی شد؛ یعنی نهصد سال لاینقطع مردم بدگویی کردند ناسزا گفتند تهمت زدند و حضرت در طول این مدت صبر و مقاومت کرد.
در قرآن داستان حضرت ابراهیم علینبیناوآلهوعلیهالسلام و تحمل شدائد و سختیها آمده است. وقتی نمرود در مناظره با حضرت شکست خورد و مبهوت شد، تصمیم به سوزاندن پیامبر خدا گرفت. آتش تهیه شد و به تعلیم شیطان منجنیق برای پرتاب حضرت ابراهیم در آتش، ساخته شد و پرتاب کردند. نقل شده در میان هوا و زمین، جبرئیل در برابر حضرت ظاهر شد و به او گفت: برادر، آیا کاری از من ساخته است و آیا احتیاجی به من داری؟ حضرت ابراهیم در کمال آرامش پاسخ داد. «أَمَّا إِلَیْکَ، فَلا». به تو نیازی ندارم. به این میگویند صبر.
قصه اینجا تمام نشد. عمرش طولانی شد بدون فرزند که خدا در کهولت سن به او اسحاق و اسماعیل را داد. در زمان کودکی اسماعیل خدا به ابراهیم دستور داد فرزندش را از منطقه خوش آبوهوای شامات به بیابان خشک و سوزان و بی آبوعلف عربستان منتقل کند. فرمان بردنِ این دستور صبر میخواهد؛ اما باعث رشد مضاعف میشود. بعد که اسماعیل پانزدهساله شد، خداوند به حضرت امر کرد، این فرزند رشید مؤدب بامعرفت را ذبح کن. این صبر عظیم و صبر جمیل نمیخواهد؟
پیامبر دیگری که قرآن نام میبرد و صبر فراوانی کرد نوه حضرت ابراهیم یعنی حضرت یعقوب است که خودش صبرش زیبا بود و هم فرزندش یوسف که چه مشقاتی کشید و در همه مراحل صبوری کرد. به برادران یوسف وقتی با پیراهن خونی آمدند گفت: «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِیلٌ».
صبر حضرت ایوب علیهالسلام هم دو بار در قرآن اشارهشده که مصائب سختی بود که حتی از طرف مردم و یا دشمنان که برای انبیاء دیگر بود، نبود. جسم و خانواده و اموال همه از او گرفته شد و آنقدر سنگین بود که طاقتش طاق شد و دست به دعا برداشت و از خدا خواست که او را مشمول رحمت خود قرار داده و بلا و گرفتاری را از او رفع کند. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. «فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِکْرى لِلْعابِدین». ایوب بنده شکرگزار خداوند بود و بااینکه خداوند نعمتهایی که در اختیار ایوب گذاشته بود را گرفت بااینحال او دست از شکرگزاری برنداشت و هیچ ناسپاسی نکرد و خداوند او را «نِعْمَ الْعَبْد» خواند.
اما بالاتر از همه این صبوریها که انبیاء داشتند صبر رسول خداست و بعدازآن اهلبیت علیهمالسلام و شیعیان آن حضرات به ترتیب؛ که نمونهای از صبر رسول خدا را در نوبت دیگر با قید حیات خواهم گفت انشاءالله.
رسول خدا فرمودند: چنان چه بتوانی حوادث را بهگونهای تحلیل کنی که ناگواریها لطمهای به اطمینان تو بهدرستی راهت نزند چهبهتر، اما اگر چنین درک روشنی از مسائل نداشتی بازهم رشته صبر در برابر ناملایمات را از دست مده که در شکیبایی در برابر ناملایمات خیر فراوانی نهفته است و بدان که پیامد صبر پیروزی است و پیامد گرفتاری گشایش است چه اینکه خداوند فرموده است: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا انسانهای نیکوکاری هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «وَ بِالْإِفْضَالِ تَعْظُمُ الْأَقْدَارُ»؛ و با نیکى کردن، منزلتها بزرگ شود. مطلب روشن است و نیاز به توضیح زیاد ندارد چون وقتی کسی نیازی داشت و شما به او نیکی کردید و مشکل را برطرف کردید او شما را بهاندازه نیازش منزلت و جایگاه میدهد؛ و خود شما هم نزد خداوند درجهای بالاتر میگیرید.
در ادامه فرمود: «وَ بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَهُ»؛ و با فروتنى، نعمت کامل گردد؛ یعنی تواضع باعث کمال نعمت میشود. اینکه شخصی اهل تواضع باشد خودش نعمتی از نعم الهی است. وقتی کسی نسبت به دیگران تواضع داشت، دوستانش زیاد میشوند که این هم خود نعمت دیگری است که تواضع را تکمیل میکند. خداوند تقوای ما را زیاد کند.
سلیله الزهراء، امینه الله، قره عین مرتضى، عقیله بنىهاشم، محبوبه المصطفى، زاهده، عابده، حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در روز پنجم جمادىالاول سال پنجم یا ششم قمرى متولد شد.
در یک نگاه اجمالی به زندگی حضرت میبینیم که تمام عمر خودش را در کنار وظائف مادری و همسری و تربیت انسانها، صرف همراهی و مراقبت و رسیدگی به بهترین انسانهای روی زمین کرد. در حقیقت هم از افراد پرستاری کرد و هم از دین خدا و شد الگوی پرستاران و روز ولادت این بانوی بزرگوار را روز پرستار نامیدند تا از مقام شامخ پرستاران هم تشکر و تکریم به عمل آید. پرستارانی که به تعبیر حضرت امام: «این شغل پرستارى از شغلهای بسیار شریفى است که اگر چنانچه، انسان با وظایف انسانى و شرعى خودش عمل بکند، این یک عبادتى است که در تراز عبادتهای درجه اول است.»
ما حضرت زینب علیهاالسلام را یک الگوى تربیتى موفق در امر سلامت و بهداشت روان و کنترل حوادث تکاندهنده و مدیریت کننده مشکلات پیشآمده بعد از داغهای سنگین میدانیم. چنین شخصیتی است حضرت زینب.
اگر انسان شناخت درستی از خود و توانائیهایش نداشته باشد و رابطه بین خود و عالم هستی را تعریف نکرده باشد و نسبت به آینده دیدگاه روشنی نداشته باشد نمیتواند حوادث سنگین و مصائب ناگوار را ازنظر روحی مدیریت کند؛ اما زینب کبری در این بخش نمونهای بینظیر است. دیدهاید گاهی یک داغ سنگین چنان افراد را از پا درمیآورد که آینده را مبهم و تاریک میبینند و نسبت به آینده امیدواری خود را از دست میدهند؛ اما خطبه حضرت را در مجلس یزید ملاحظه کنید که چگونه آینده اسلام را روشن و آینده ظلم و دشمنان را تاریک ترسیم کرد.
این الگو که بر اساس جهانبینی اسلامی بهترین نگاه را در بحرانها و حوادث سنگین دارد باید در جامعه نشر و توسعه داد و ترویج کرد. چون باعث ارتقای سلامت روان افراد جامعه است؛ و امروز بهخصوص به این نگرش، اهل ایمان بیشترین نیاز را دارند تا بتوانند در تکانههای اجتماعی خود را صیانت کنند.
میبینید که در این روزها با شدت بیشتری استکبار، ایران ستیزی میکند و با تمام قوا تلاش میکند به مردم القاء کند که نظام اسلامی به بنبست رسیده و بخصوص جوانان ما را ناامید کند. عرض میکنیم نهتنها بنبستی وجود ندارد بلکه با تمام قوا به سمت اهداف بلندمان درحرکتیم و البته نابودی استکبار و صهیونیسم بینالملل نزدیک است و همه بهزودی آن را خواهیم دید.
در همین فضا باید از حضرت زینب سلاماللهعلیها الگو بگیریم و امیدآفرینی را گفتمان غالب خود کنیم و همانطور که آقا فرمودند: «یکی از شاخصهای اساسی ایراندوستی، امیدآفرینی است، بنابراین کسانی که القای ناامیدی و بنبست میکنند، ایران ستیز هستند و نمیتوانند ادعای ایراندوستی داشته باشند. نگذارید کسانی که دشمن ایران هستند، در قالب دفاع از منافع ملی، القاء یأس کنند. نویسندگان، شاعران، دانشمندان، روحانیون و همه افراد تأثیرگذار امیدآفرینی کنند و شاخصها و نشانههای امید و پیشرفت در جامعه را سرِ دست بگیرند.»
در هفته بسیج هم قرار داریم میگویم این عظمت یک بانوی مسلمان بسیجی است (حضرت زینب سلاماللهعلیها) که میتواند الگو برای انسان اعم از زن و مرد باشد. اهمیت و افتخار زن به این نیست که بتواند چشمان پر طمع هوسبازان را خیره کند و آنان را به سمت خود متمایل کند. این از بین بردن جایگاه بلندی است که خالق جهان برای زن در نظر گرفته است.
دنیای غرب، زن را وارونه وارد عرصه اجتماع کرد، به اسم آزادی و حضور، او را اسیر کردند، عفت و حیاء او را، کرامت و نقش مادری او را، لنگر و مایه آرامش بودن او در جامعه را از او گرفتند و چیزی جز حقارت برای او باقی نگذاشتند.
امروز هم میبینید اوج خواسته عدهای از بلوایی که راه میاندازند این است که سلفسرویسهای دانشگاه مثلاً مختلط باشد. من یک با دیگر هم گفتم بحث انقلاب جنسی غرب را دنبال کنید تا واقعیات را بهتر ببینید.
به این بیان حضرت آقا توجه کنید: «حادثه عاشورا نشان داد که زن در حاشیهی تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد. زینب کبری با عظمتی خیرهکننده و درخشنده در عرصه ظاهر میشود و کاری میکند که دشمنی که بهحسب ظاهر در کارزار نظامی پیروز شده است، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدی را به پیشانی او میزند و پیروزی او را تبدیل میکند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبری است. زینب سلاماللهعلیها نشان داد که میتوان حُجْب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.»
بعد حالا آنها که شعار زن میدهند را ببینید برای زن چه میخواهند؟ مکرر عرض شد خود بانوان باید در این قسمت فعالتر عمل کنند و بهعنوان جهاد تبیین، جایگاه و نقش بانوی مسلمان را تشریح کنند. با همین الگو و تبعیت از حضرت زینب بود که صحنههای ماندگاری از ایثار و شجاعت و فداکاری در انقلاب و جنگ و بعدازآن تا امروز بهجا مانده است؛ و البته امروز تلاش میکنند تا این الگوها را از کار بیندازند و کمرنگ کنند.
البته باید خوب دقت کنید که دشمن میداند پرونده هستهای بستهشده و دیگر چیزی از آن به دست نمیآورد. گمان میکند یکی از مسائل مشکل درست کن برای ایران بحث حقوق بشر و بحث حقوق زنان باشد لذا روی این بخش سرمایهگذاری کرده است و هر اقدامی بتواند میکند تا موفق شود. دیدید که شروع کردهاند به قطعنامه دادن و جنجالآفرینی راجع به حقوق بشر که البته آب در هاون میکوبند.
همان کسانی که از حقوق بشر دم میزنند یک پرونده سیاهی از نقض حقوق بشر در طول حیات سیاسی اجتماعیشان دارند؛ لااقل نسبت به خود ایران؛ کشورهای دیگر خودش یک فصل مفصلی است.
البته از آنطرف هم میبینید که چگونه متزلزل شدند و چگونه آسیب دیدند. این یکیدوروزه و چند روز اخیر که انفجاراتی در منطقه سکونتی رژیم صهیونیستی واقع شد، دیدید که چه وحشتی برایشان به وجود آمده. چه بحرانی در کشورشان در آن منطقه حاصل شده؛ یعنی در تلآویو. دیدید که چه حالت وحشت و سرگردانی و سختی برایشان شده است؛ چون بسیار ترسو هستند. همان چند انفجار نشان داد که به قول آن بنده خدا قمپز است؛ یعنی فقط صداست و چیز خاصی ندارد.
مجاهدان فلسطینی نفسهای اینها را به شماره انداختند. بسیار ترسو هستند. هی هم دروغ میگویند که دیوار صوتی شکسته شده ولی چهرهشان کاملاً روشن است. روزهایی که برای رژیم صهیونیستی پیشبینی میکنیم و وخیمتر از این روزی است که هست، بهزودی تمام عالم، محو او از صحنه روزگار را خواهند دید.
بههرتقدیر زینب کبری شده است الگو برای کسانی که مظهر رحمت خدا هستند یعنی پرستارانی که با دلسوزی و مهربانی بیماران را رسیدگی میکنند. به همه عزیزانمان خدا قوت و خسته نباشید عرض میکنم و ایام متعلق به آنان را تبریک میگویم.
ما در مواجهه با پرستاران بخشی از زحمات آنان را میبینیم و قسمت عمده آن دیده نمیشود. آنکه میبیند و ثبت میکند و پاداش میدهد خداست. یک نگاه از روی مهر و یک دست نوازش از روی محبت چنان اثر ماندگاری برای بیمار دارد که قابل توصیف نیست و همین را خداوند مضاعف پاداش میدهد. البته مسئولان مربوطه باید وظیفه خودشان را راجع به این مجموعه خدوم و کمتوقع که واقعاً یکی از مشاغل سخت هست را بهتر انجام دهند.
خلاصه زینب کبری الگوست و از او صبر و استقامت و ایستادگی بر اصول را در اوج سختی و مصیبت یاد میگیریم که امروز در کشور به این روحیه احتیاج داریم. حضرت آقا اخیراً فرمودند: «من آنچه نیازِ امروز میدانم، ایستادگی بر اصول انقلاب در درجهی اوّل است». نخبگان از حضرت زینب بصیرت و بهموقع عمل کردن را بیاموزند و وارد عرصه شوند و از انقلاب بهصراحت دفاع کنند و البته نقصها و کمبودها را بگویند و راهکار نشان بدهند برای رفع آنها.
در ایام بزرگداشت بسیج قرار داریم که این هفته را به همه عزیزان بسیجی تبریک عرض میکنم. هفته گذشته چند جمله راجع به بسیج از امام و رهبری بیان کردم. امروز هم چند جمله دیگر عرض میکنم.
واژه تفکر بسیجی را اولین بار امام ره بیان کردند و بهترین فرزندان کشور آن را با تمام وجود پذیرفتند و رفتار خود را با آن تنظیم کردند و الگوی انسانهای آزاده شدند. این تفکر سبکی است که از ارزشهای اسلام ناب گرفته شده و تحت نظر و متصل به ولی جامعه جریانی را به وجود آورده که همه نیازهای نظام اسلامی در عرصههای مختلف را تأمین میکند.
دشمنان با ابزارهایی که در دست دارند و با تلاشی مضاعف، برای از بین بردن مؤلفههای قدرت نظام اسلامی وارد میدان شدهاند اما تا امروز بسیج با شناخت دقیق اهداف دشمن و خنثیسازی نقشههای شوم آنان، از ایران قوی حفاظت کرده و آنان نتوانستند بسیج را اسیر جنگ شناختی خودشان بکنند.
میبینید که در همین اغتشاشات اخیر بدون اینکه دست به اسلحه بشوند شروع کردند به بیان حقایق و بصیرت اطرافیان خودشان را اضافه کردند؛ و البته مظلومانه خود را سپر بلاهای سنگین و جنایات ناجوانمردانه منافقان و ضدانقلاب کردند.
راز ماندگاری و فراگیر شدن تفکر بسیجی و شأن اجتماعی و انقلابی آنان که از مرزهای کشور هم عبور کرده و به جهان اسلام رسیده و بهعنوان سدی محکم و نفوذناپذیر در مقابل استکبار مطرح شده و پذیرفته شده به خاطر ویژگیهایی است که به یک فرهنگ ماندگار تبدیل شده و بسیج را در جایگاهی قرار داده که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دوستان آرزوی رسیدن به آنها دارند و دشمنان از آن میهراسند.»
صفاتی مانند ولایی بودن و اطاعت محض از ولیفقیه. اگر نیرویی مطیع ولایت باشد، فریب دشمن را نمیخورد. کسی که با امام جامعه حرکت میکند راه را گم نمیکند.
بسیجی مکتبی است و چنین کسی از هیچ قدرتی غیر از خدا نمیترسد و در همه حالات توکلش به خداست و در بزنگاهها به اهلبیت توسل میکند و ذلت پذیر نیست. بسیجی اگر توان علمی و فکری و جسمی و مادی داشته باشد در راه خدمت به مردم هزینه میکند. وفادار به نظام و ارزشهای الهی و انقلابی و آرمانهای شهدا است.
بسیجی هرگز در بازیهای سیاسی و جریانات منحرف و فرقهسازیها قرار نمیگیرد و با روشنگری جلوی انحراف و تحریف را میگیرد اهل جهاد تبیین است. با حضور همیشگیاش در صحنه جایی برای جولان دشمنان و بدخواهان نمیگذارد و با غیرتی که دارد همیشه از منافع ملی دفاع میکند. این ویژگیهایی که عرض شد و گوشهای از فرهنگ و تفکر بسیج است.
این تفکر که فکر قاطبه مردم ایران است. بسیج را به چنان قدرتی تبدیل کرده است که وجودش لرزه به جان بدخواهان نظام میاندازد لذا سعی میکنند به هر وسیلهای شده تضعیف کرده از کار بیندازند اما بسیج زنده است و ریشه در تاریخ دارد و به فضل پروردگار این نور خاموش نمیشود.
بگذارید بعض شاخصهها را جور دیگری عرض کنم. یکی از بسیجیان تاریخ معاصر ما عالم مجاهد و شهید والامقام که پنج دوره نمایندگی مجلس شورای ملی را داشت و در سیاستمداری و سیاستگذاری عرصه جدیدی را خلق کرد شهید مدرس بود. او الگوی یک نماینده بسیجی است در مجلس. چون این هفته، هفته مجلس است این را عرض میکنم.
ازهرجهت نمونه یک سیاستمدار اسلامی برای اهل سیاست میباشد. مردمدار بود. بهشدت به نقش و جایگاه مردم اهمیت میداد و در حوادث سیاسی اجتماعی آنان را شریک میدانست میگفت: «ما ولی نیستیم، وکیل هستیم و باید نظر موکلین خود را بدانیم»؛ ارتباط قوی و چهره به چهره با عامه مردم داشت. مردم را بر رجال سیاسی کشور هم مقدم میشمرد.
مجلسیان شفافسازی را از مدرس یاد بگیرند. میلْسْپو آمریکایی (رئیس کل مالیه ایران) به خانه مدرس آمد. مدرس با زنی که درخواست کمک داشت، صحبت میکرد. میلسپو قدری معطل شد. وقتیکه مدرس به نزد میلسپو آمد، او گفت: آقا در جایی خلوت میخواهم مطلبی محرمانه به عرض برسانم. مدرس گفت: من از هیچکس مطلبی پوشیده ندارم؛ هرچه دارید در حضور جمع بگویید. وی مطلب خود را گفت و رفت. بعداً مدرس فرمود: عجیب است! این یانکی هم آمده بود ما را گول بزند.
اینکه میگویم مدرس یک نماینده بسیجی بود گزاف نگفتهام. دائم به فکر معیشت مردم بود و دنبال رفاه بیشتر برای مردم. یکوقت مدرس چند نفر از مجلسیها را به منزل دعوت کرد و گفت شما به این حقوق مجلس نیاز ندارید؛ پول را جمع کنید و یک بیمارستان درست کنید. همگی قبول کردند و فیروزآبادی مأمور این کار شد، قسمت اولیه این بیمارستان ساخته شده بود که مدرس پیشنهاد کرد به نام فیروزآبادی نامگذاری کنند، چون زحمات ساختمان به عهده او بود؛ و کسی نمیداند اساس کار این بیمارستان توسط مدرس و با پولی که او جمع کرد انجام شد. حالا آقایان قسمتی از حقوق خودشان را بگذارند و برای بعض نیازهای اولویتدار کشور هزینه کنند. میکنند این کار را؟!
بسیجی باید دشمنشناس باشد مدرس اینگونه بود. او با قرارداد ننگین ۱۹۱۹ (وثوقالدوله) مخالف بود دراینباره میگوید: «هی میآمدند پیش من و میگفتند: این قرارداد کجایش بد است؟ کدامیک از موادش بد است؟ کدامیک هر کجایش بد است موردش را ذکر کنید تا برویم اصلاح کنیم؟ من جواب دادم من رجل سیاسی نیستم… اما آن چیزی که استنباط میکنم در این قرارداد بد است همان ماده اولش میباشد که میگوید ما انگلیسیها استقلال ایران را به رسمیت میشناسیم… این مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید سید، من سیادت تو را به رسمیت میشناسم». این حرف خیلی دقیق است؛ این یعنی دشمنشناسی و اینکه بتواند خیلی لطیف مطلب را بگوید.
ازنظر شخصیتی مستقل بود و وابستگی به جریانهای قدرت و ثروت نداشت. نزدیک سهراه امینحضور، دو خانه، یکی دو اتاقه با اجاره ماهی سی ریال و دیگری سه اتاقه با اجاره ماهی سیوپنج ریال به وی عرضه میکنند. مدرس منزل دو اتاقه را انتخاب میکند. از او سؤال میکنند آیا مبلغ پنج ریال صرفهجویی میکنی؟ جواب میدهد: «بلی، آنچه استقلال و آزادی و عقیده را از بین میبرد، احتیاج است. من نمیخواهم محتاج کسی باشم. باید برنامه زندگیام را طوری تنظیم کنم که محتاج به کسی نشوم و این زبان تندوتیزم آزاد باشد.»
او همچنین از دویست تومان حقوق آن روز مجلس فقط سی تومان میگرفت. روز مجلس را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم. مدرس نمونه یک نماینده بسیجی و انقلابی بود که باید الگو باشد.
هفتم آذر روز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به خانواده بزرگ این نیرو تبریک عرض میکنم. این نیرو چه در دوران دفاع مقدس و چه بعدازآن در دوران سازندگی و چه در مسیر تثبیت و شکوفایی نقش خود را بهخوبی ایفا کرد و آثار جاودانی را در خدمت به اسلام و انقلاب و مردم در افزایش ضریب امنیتی در دریا از خود بهجای گذاشته است.
حضرت آقا در سال ۱۳۸۸ از این نیرو بهعنوان یک نیروی راهبردی یادکردند و عزیزانمان از همان سال در مسیر قدرتمند کردن نیروی دریایی از جهات مختلف برای پاسداری از کیان نظام اسلامی تلاش کردند. لیست فعالیتهایی که داشتهاند از اسکورت کشتیها تا مبارزه با دزدان دریایی و مسیرهای طی شده از سواحل مکران تا ۳۶۰ درجه دریایی و حضور در اقیانوس اطلس و دریای بالتیک و عبور از کانال سوئز و تأمین امنیت دریایی بگیرید تا ساخت ناوشکنهای بومی و زیردریائی و موشکانداز و پهپاد بر و سامانههای جنگ الکترونیک و زیرساختهای بندری و دهها و دهها دستاورد دیگر این نیروی مخلص است که خداوند به همه عزیزان خیر مضاعف عنایت کند. دعاگوی وجود شریفشان هستیم و روز نیروی دریایی را مجدداً تبریک عرض میکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/8/27 | 1401/8/27جهاد تبیین راه چاره مقابله با رسانههای معاند است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه103
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از همه انواع صبر بهرهمند هستند. بحث ما راجع به صبر بود.
عرض کردیم صبر، تنها تحمل مصیبت و جزع نکردن در برابر آن نیست بلکه معنای وسیعی دارد که همه فضائل اخلاقی را شامل میشود. حتی برای رسیدن به مقامات معنوی هم باید اهل صبر بود. خدای تعالی در آیه ۲۴ سوره مبارکه سجده فرمود: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ»؛ و از آنان پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مىکردند چون شکیبایى نمودند و به آیات ما یقین داشتند.
و در روایت دارد امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر کس برای رسیدن به خدا شکیبایی کند به او میرسد؛ و اساساً پیروزی بدون صبر به دست نمیآید. رسول خدا فرمودند: همانا پیروزی با صبر همراه است و گشایش با گرفتاری و قطعاً با هر دشواری آسانی هست. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً».
بهشت درهای متعدد با نامهای مختلف دارد. مثل باب رحمت و باب شکر، نام یکی از درها صبر است. در بهشت وقتی ملائکه از هر دری بر اهل بهشت وارد میشوند دارد که سلام میکنند و درود میفرستند بر صبری که کردهاند. سوره مبارکه رعد آیات ۲۳ و ۲۴ «… وَ الْمَلائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا.
این روایت هم خالی از لطف نیست بخوانم حرف از بهشت شد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «بهشت دارای هشت در است. یک در ویژه شهیدان و صالحان است و دَرِ دیگر مخصوص پیامبر و صدیقان است و پنج در به شیعیان و دوستداران ما اختصاص دارد و یک دَرِ دیگر میماند برای سایر مسلمانان و گویندگان لاالهالاالله به شرطی که در دل آنان ذرهای از کینه و عداوت ما اهلبیت نباشد». (نورالثقلین)
امام صادق علیهالسلام فرمود: «روز قیامت گروهی از مردم پشت دَرِ بهشت آمده آن در را خواهند زد. گفته میشود شما چه کسانی هستید؟ میگویند: ما اهل صبر هستیم. گفته میشود: برای چه چیزی شکیبا بودید؟ میگویند: ما در راه پیروی فرمان خدا شکیبا بودیم و در برابر نافرمانیها استوار ماندیم. خداوند میفرماید: راست گفتند آنان را وارد بهشت کنید و این همان قول خداوند است که فرمود (به آیه ۱۰ سوره زمر اشاره فرمودند)… إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ». (نورالثقلین)
عرض کردم صبر یعنی مقاومت. مقاومت در برابر چه چیزی؟ مقاومت در مقابل عاملی که انسان را به سمت هلاکت و مسیری غیر از کمال دعوت میکند.
توضیح مطلب اینکه همه ما کمال طلب هستیم؛ یعنی انسانها فطرتاً به دنبال کمالات هستند و البته گاهی بهاشتباه چیزی که کمال آنها نیست را کمال میدانند و به بیراهه میروند. خوب این کمال وقتی به دست میآید که راه رسیدن به آن را درست تشخیص داده باشیم و در مسیر قرار گرفته و موانع و عواملی که مانع از رسیدن ما به کمال مطلوب هستند را با مقاومت برداریم و تا با صبوری موانع برداشته نشود به مقام قرب الهی نمیرسیم. در طول شبانهروز با عوامل بازدارنده مواجه هستیم اگر هیچ مقاومتی نداشته باشیم که دیگر از انسانیت هم بهرهای نبردهایم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند چنین کسی فقط صورت انسان دارد والا باطناً حیوان است. چون حیوان اینگونه است از هر راهی ولو با زور به خواستهها و امیالش میرسد.
لذا وقتی خدمت روایات میرسیم میبینیم که حضرات معصومین علیهمالسلام توصیه فرمودند که مواظب چشم خود، گوش خود، زبان خود و همه اندام درونی و بیرونی خود باشید؛ یعنی صبر داشته باشید و دائماً مراقبت کنید که دشمن عنود و لجوج و قسمخورده، شمارا گرفتار نکند.
مراقبه بدون صبر نمیشود. خواستههای شیطان فراوان و متنوع و مطابق با سلائق مختلف انسان است و اگر شخص مسلح به سلاح صبر نباشد دیر یا زود در دام صیاد میافتد. اگر اهل ذکر و یاد خدا بودیم و ارتباط ما با خدای تعالی بیشتر شد و در بندگی خدا تلاش کردیم در مقابل خواستههای شیطان مقاومت بیشتری خواهیم داشت و مسیر برای رسیدنمان به کمال فراهمتر میشود.
نباید فقط به فکر انجام واجبات بود، (اگرچه در انجام درست واجبات هم لنگ هستیم و کوتاهی و کمکاری داریم) بلکه باید از این مراحل عبور کرد و بالاتر رفت. برای حفظ دینمان هم باید صبور باشیم چون دشمن دین با انواع حیل و ترفندها به میدان میآید تا خسته کند و از پا درآورد و مقابله با چنین دشمنی بدون صبر نمیشود.
قرآن کریم در قسمتی از آیه ۲۱۷ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ». دشمن دائماً و بدون وقفه جنگ میکند تا شاید بتواند ما را از مسیر حقمان منحرف کند، ما را از دینمان جدا کند، این خیال خامی است که فکر کنیم آنها فقط به خاطر منابع ما مثل نفت و گاز و معادن با ما مقابله و جنگ دارند که اگر اینها را به دست آوردند دیگر با ما کاری ندارند. قطعاً اینطور نیست. میخواهند اصلاً ما نباشیم و در مقابل این فکر و پیروزی بر آن باید مقاومت کرد.
دیدید گاهی هم بعض افراد از روی ترس یا عافیتطلبی میگویند اگر با مستکبرین عالم سازش کنیم از طرف آنها در امان میمانیم و خطری متوجه ما نمیشود درحالیکه سابقه و تاریخ عکس این حرف را میزند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
متقین اهل رفتار منصفانه با دوستان و نزدیکان هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگری از حکمت ۲۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «وَ بِالنَّصَفَهِ یَکْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ»؛ و انصاف داشتن باعث میشود دوستان بسیار گردند.
یکی از فضائل انسان که باعث میشود دوستان شخص افزایش پیدا کنند، رفتار منصفانه است؛ و در مقابل بیانصافی باعث ریزش دوستان و اطرافیان میشود، تفرقه و جدائی به وجود میآورد.
و فرمودند: انصاف دلها را الفت میبخشد و پیوندها دوام پیدا میکند. امام باقر علیهالسلام فرمودند: هیچ عدالتی چون انصاف نیست. حتی امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند مؤمن با کسی که نسبت به او انصاف به خرج نمیدهد باانصاف عمل میکند. خدای تعالی توفیق عمل به انصاف به همه ما عنایت بفرماید.
قبل از هر چیز شهادت مردم عزیز و مدافعان امنیت در حمله کور و ناجوانمردانه تروریستی در ایذه و اصفهان را تبریک و تسلیت عرض میکنم؛ و از خدایتعالی میخواهم هرچه زودتر ریشه این خباثتها و جنایات کنده شود. قطعاً خون مظلوم، حلقوم و گلوی عاملان و آمران این جنایات را خواهد گرفت و البته امیدواریم همین مظلومیت باعث شود بند زبان عدهای که سالیان طولانی از دین و ارزشهای دینی گفتند از سیاست اسلامی و آرمانهای انقلاب گفتند هم باز شود و کلامی در دفاع از قرآن و ولایت و حجاب و عفاف و مسجد و مردم و امثال اینها بزنند.
در همین استان من به بعضیها میگویم چرا حرف نمیزنید چرا بیانیه نمیدهید چرا دفاع نمیکنید میگویند اطرافیان نمیپسندند. چقدر اسلام و انقلاب مظلوم است؛ اما به فضل پروردگار مقتدر است و البته روسیاهی برای عدهای ثبت شد.
پیام حضرت آقا به کنگره شهدای قم را ملاحظه فرمودید؛ نکات نغزی داشت. مهمترین بیان ایشان این بود که باید روی زنده نگهداشتن یاد شهدا و پیام شهدا کارکنید. باید کار ویژه و هنری انجام داد. پیام شهدا باید شنیده شود. ما هم بهاندازه وسعمان تقریباً از هفته بعدی که آمدیم در استان این را مقرر کردیم که بین نماز جمعه و نماز عصر دوستان اینجا مقداری از شهدا بگویند؛ اما در سطح کلان باید کاری که گفته شد، انجام شود. باید پیام شهدا را به گوش افراد رساند؛ هرکدام از ما به نحوی.
به مناسبت آغاز هفته بسیج و دوم آذر که روز بسیج دانشجو و روحانیت است عرض میکنم. برای ما حرفهای امامین انقلاب فصل الخطاب و در امور مختلف رهگشاست. امام با دید الهی که داشت پیشبینیهای دقیق و درستی از اوضاع دنیا و رفتار قدرتها داشتند همه یادتان هست قبل از فروپاشی شوروی خبرِ از بین رفتن کمونیست و افتادن در دام غرب را دادند. هنوز خبری نبود ولی شان خبر داد؛ حتی سفیر فرستاد و پیام داد و به آنها هشدار داد. موارد اینگونه زیاد است که حالا بحث من این نیست.
امام از همان روزهای اول توجه به امنیت مردم پایه داشتند و برای همین بود که دستور تشکیل ارتش بیستمیلیونی را دادند. امام پدر این تفکر و تشکیلات است. انقلاب مردمی را باید مردم حراست و از ارزشهای آن دفاع کنند و همین هم شد و تا امروز در مقاطع مختلف و مسائل متعددی که پیشآمده مردم جانانه وارد میدان شدهاند و دفاع کردهاند و هزینه هم پرداخت کردهاند.
سال ۶۰ را تعدادی از شماها یادتان هست؛ جوانها هم باید آن را دنبال کنند. در سال ۶۰ عدهای مسلح شدند و به جان مردمی که با آنها همراهی نکرده بودند افتادند؛ مثل همین روزها. هی دعوت میکردند به یک سری کارها، دعوت میکردند به اغتشاش، به براندازی، خواستههای نامربوطی داشتند؛ در همان سال ۶۰، بعد مسلح شدند و به جان مردم بیگناهی افتادند که آنها را همراهی نکرده بودند. ۱۷ هزار نفر از مردم بیگناه را کشتند. یکی دو نفر نیست! الان شما ببینید در یک واقعه ۹ نفر شهید میشوند ما دیگر خواب و خوراک نداریم، منقلب میشویم، ناراحت میشویم. در شهر ما یک نفر شهید میشود ناراحت میشویم؛ ۱۷۰۰۰ نفر زن و کودک و جوان! محاسن داشت، کتانی داشت، شلوار نظامی به پا داشت، از دم همه را ترور میکردند.
امروز هم همان مسیر را طی میکنند با اغتشاش و شلوغکاری و ایجاد ناامنی فضا را برای اقدامات تروریستی عده دیگر فراهم میکنند. اینها اغتشاش میکنند تا یک عده بیایند کار اینگونه انجام دهند؛ و گروهی هم حمایت میکنند که باید بفهمند چهکار میکنند و چه خیانتی به مردم و کشور میکنند.
در همین راستا امام درباره بسیج مستضعفین بیاناتی دارند که باید بهدقت آنها را بازخوانی و کوتاهیها را جبران کرد. من در این نوبت فقط تعدادی از بیانات امام و حضرت آقا را میخوانم تا در نوبت بعد اگر لازم شد نکاتی راجع به بسیج عرض کنم.
ازجمله خطراتی که امام راحل احساس میکردند، آن بود که مسئولان کشور از بسیجیان فاصله بگیرند و ازاینرو در سال ۱۳۶۷ در پیامی به بسیجیان خاطرنشان کردند: «اگر مسؤولین نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت». فرمودند: «بار دیگر تأکید مىکنم که غفلت از ایجاد ارتش ۲۰ میلیونى، سقوط در دام ابرقدرت جهانى را به دنبال خواهد داشت».
فرمودند: «امروز یکى از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینى و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجىام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقى و نه غربى» باشند.»
در بُعد جهانی هم فرمودند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد».
که به فضل خدای تعالی این هستهها امروز بهعنوان هسته مقاومت در کشورهای مختلف با اسامی گوناگون شکل گرفته و لرزه بر اندام استکبار انداخته است. خط مقاومت و تفکر مقاومت را ببینید که چگونه جا افتاده است.
حضرت آقا هم فرمودند: «اکثریت قاطع ملّت ایران بالقوّه بسیجیاند؛ دلیل شکستناپذیری نظام جمهوری اسلامی این است. منتها باید حواس همه جمع باشد؛ امتحان همیشه هست، برای همه هست؛ حرکت نباید سست بشود؛ جهت حرکت اشتباه نباید بشود؛ جهت حرکت به سمت استکبار است، مقابله با استکبار است.»
خب ما برای اینکه مسیر را فراموش نکنیم، رمز این جهتگیری و حرکتمان را هر جمعه با صدای بلند و کوبنده تکرار میکنیم که مرگ بر آمریکا.
فرمودند: «بسیج، مظهر عظمت ملّت و نیروى کارآمد درونىِ کشور ما است. فرمودند: مسؤولیت مجموعه بسیج، پاسدارى از هویت ملى و دینى و حضور در میدانهاى نیاز نظام در عرصههاى مختلف فرهنگى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و نظامى است».
میدانید چرا اینقدر دشمنان خارجی و وابستههای داخلیشان با بسیج بد هستند و ناسزا میگویند؟ میبینید که در این روزها علیه بسیج خیلی شعار میدهند. دیدید که چگونه بسیجیان ما را در خیابان کشتند و با آن وضعیت به شهادت رساندند. چرا انقدر با بسیج بد هستند و ناسزا میگویند؟
جواب را آقا فرمودند: «اِبراز دشمنى با بسیج، یعنى اِبراز دشمنى با مجاهدت و تلاش و نشاط و کار در همه میدانها. خیلى روشن است که آرزومندان ناکامى این ملت، از بسیج ناراحتاند. هر کس آرزومند است که این ملت ناکام بشود و شکست بخورد، از حضور بسیج ناراحت است. چون بسیج نمیگذارد که کارها از دست برود. همه دشمنان، همه حاسدان، همه دلبستگان به دشمن در داخل، از بسیج خوششان نمىآید.»
کسی که ناسزا و بدوبیراه میگوید و میزند و آسیب میرساند به بسیج، پایگاه بسیج را آتش میزند و مسجدی که در کنار آن قرارگرفته را آتش میزند دارد همین را بیان میکند؛ کلام حضرت آقا روشن است که «همه دشمنان، همه حاسدان، همه دلبستگان به دشمن در داخل، از بسیج خوششان نمىآید.»
و فرمودند: «انکار بسیج، انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت براى کشور است. انکار بسیج و بىاحترامى به آن، (حرکتى) نابخردانه است یا خائنانه است. تا وقتى براى این کشور امنیت لازم است تا وقتیکه این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد، یعنى همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروى بسیج، به انگیزه بسیجى، به سازماندهی بسیجى و به عشق و ایمان بسیجى احتیاج هست.»
البته حرف اول را یادتان نرود که تمام مردم ایران بالقوه بسیجی هستند؛ و این تفکر را دشمنان میخواهند بگیرند. مکرر هم عرض کردیم که بحث ما فقط آن افرادی که کارت بسیج دارند و مسئولیتی دارند نیست. همه کسانی که دارای این فکر هستند بسیجی هستند. آنها با همین فکر مخالفت دارند؛ منتها آن نماد را در خیابان میگیرند و میزنند و آزار میرسانند.
دوستان توجه دارید، این صحبتها مربوط به دیروز و امروز نیست این تفکری است که با انقلاب به دنیا آمده است. بسیجی یعنی نیرویی که هر جا انقلاب به او احتیاج داشت حاضر به فعالیت باشد و بنده سعی کردم با همین تفکر زندگی کنم و از خدا میخواهم تا پایان از سربازی برای اسلام و انقلاب فاصله نگیرم. شما هم انشاءالله اینگونه هستید.
راجع به عملیات ادراکی دشمن در این سالها و بخصوص ماههای اخیر زیاد گفته میشود از باب تبیین نکاتی دراینباره مختصراً عرض میکنم.
اگر در بیانات حضرت آقا دقت کرده باشید در بیانی فرمودند: «دشمن با فشار اقتصادی، فشار روانی و فشار عملی (آشوب سازی) میخواهد ملت ایران را به ستوه آورد.»
در توضیح مطلب عرض میکنم که اتاق جنگ رسانهای دشمن در کنار دشمنیهای اقتصادی و امنیتی که داشت اقدامات جدیدی را با شگردهای جدید شروع کرد که لازم است به این موارد توجه بیشتری شود.
دوران ریاست جمهوری ریگان در اوایل انقلاب، رئیس سرویس اطلاعات فرانسه در جلسهای به ریگان جهت مبارزه با ایران و انتخاب نوع جنگ گفته بود: آقای رئیسجمهور،… پیشنهاد میکنم آنچه را که من عملیات پشه مالاریا نامیدهام، شروع کنیم. چون پشه مالاریا، اگرچه نمیتواند حریف خود را بکشد اما میتواند خواب و خوراک را از او بگیرد و او را ناآرام کند و کاری کند که فقط به خود مشغول باشد. این نقشه اول انقلاب آنها بود؛ یعنی از همان اول انقلاب میخواستند که ما آرامش نداشته باشیم.
و همینطور طرحها و نقشهها کشیدهاند تا رسید به دوران جو بایدن که با مشورت صهیونیستها طرح عملیات مرگ با هزاران ضربه چاقو را مطرح کرد. او میگوید ما توان براندازی نظام ایران با یک یا چند عملیات بزرگ را نداریم اما میتوانیم با سلسله عملیات امنیتی، نظامی و رسانهای کوچک، بر پیکره ایران ضربات متعدد وارد کنیم که اولاً به خود مشغول شود و ثانیاً قوای او بهتدریج تحلیل برود و دچار ضعف و مرگ شود.
در این طرح تلاش میکنند از رسانه بیشترین استفاده را بکنند. مهمترین اهداف دشمن این است که اولاً ما در بعد ادراکی و ذهنی مشغول باشیم. ثانیاً موقع تصمیمگیری عزم و اراده لازم را نداشته باشیم. ثالثاً توجه ما از توان و اقتداری که داریم منحرف شود یعنی بهطور خلاصه، مشغولسازی، سرگردانسازی و غافلسازی سه کار مهمی است که انجام میدهند؛ و این همان بیان حضرت آقاست که اول عرض کردم؛ میخواهند فشار اقتصادی، فشار روانی و فشار عملی یعنی آشوب سازی را برای ما فراهم کنند تا ما به سطوح بیاییم.
همه ما چه مردم و چه مسئولین باید برای مقابله به این سه هدف با آن روش هزار ضربه که گفتهاند آمادگی لازم را داشته باشیم تا این مرحله هم بگذرد. آنها تلاش میکنند با اینفودمی و بمباران انبوه اطلاعات راست و دروغ غیرقابلپردازش و ارزشگذاری، هم مردم و هم مسئولین را در سطوح مختلف دچار هک ادراکی کنند. هک را دوستان میدانند که چیست؛ دستگاههای کامپیوتری و گوشیهای شما را وقتی هک میکنند فقط آن چیزی که آنطرف میخواهد در دستگاه شما میتواند انجام شود. اینها با انبوه اطلاعاتی که میریزند، هک ادراکی میکنند؛ هم مردم را هم مسئولین را.
اجمالاً عرض میکنم که وقتی با نفوذ و اثرگذاری بر ادراک و باورهای مسئولان و مردم جامعه، مسیر حرکتی آنان را به سمت امیال خودشان دستکاری کردند و تغییر دادند، هک ادراکی صورت گرفته است؛ یعنی مردم و مسئولین در مسیری حرکت میکنند که آنها میخواهند. در هک ادراکی حب و بغض افراد هم تغییر میکند؛ یعنی شعار مرگ میدهد یا شعار محبتی میدهد؛ و آنچنان تحت تأثیر عامل خود هستند کأن هیچ کلام دیگری را نمیشنوند یا اگر بشنوند به آن اعتماد ندارند.
بحث دراینباره مفصل است فرصت دیگر انشاءالله؛ اما آن چیزی که دشمن را خوار و زبون میکند در مقابل این قصه وحدت و یکپارچگی قوای سهگانه برای برطرف کردن مشکلات مردم و همراهی و اتحاد مردم است.
دشمن از امیدوار بودن مردم میترسد. میبینند که ایران در مسیر درست پیشرفت همهجانبه قرارگرفته و خوف این را دارند موفقیتهایی که در موضوعات مختلف برای کشور رقم میخورد تثبیت و پایدار شوند. کتاب صعود چهلساله را لااقل ورق بزنید؛ البته اگر فرصت دارید عمیق بخوانید و با دقت بخوانید. همین موارد را دشمن دوست ندارد که تثبیت شود.
گزارش جامعه اطلاعاتی ایالاتمتحده، نهاد اطلاعاتی آمریکا را مدیریت میکند. دفتر مدیریت اطلاعات ملی این نهاد عالی هرساله گزارشی درباره تهدیدهای امنیت ملی ایالاتمتحده را منتشر و به کمیتههای اطلاعاتی کنگره ارائه میکند. گزارش نهم آوریل ۲۰۲۱ یعنی فروردین ۱۴۰۰ که منتشرشده را بخوانید که مستقیمترین و جدیترین تهدیدها علیه آمریکا در سال ۱۴۰۱ بیان میکند.
جمهوری اسلامی را به پنج دلیل تهدید برای آمریکا میداند. اول چون تلاش میکند نفوذ آمریکا را از بین ببرد. خب ما این کار را میکنیم و تلاشمان این است که این کار را بکنیم. هم مردم هرچقدر که بتوانند هم مسئولین در مسیری که دارند قدم برمیدارند. دوم فشار بینالمللی را نسبت به مرکزیت خود منحرف میکند؛ و …
آمریکا میداند ایران قوی است و خطری برای جامعه جهانی ندارد اما جو ایران هراسی میدهد. رسانههای معاند بالاتفاق درصددند تا با ایجاد التهاب و تنش مردم و مسئولان را مشغول مسائل متعدد کنند تا اقدامات اساسی معطل و زمینگیر بماند. این را دوستان مطلع باشند و حواسشان باشد.
جهاد تبیین راه چاره مقابله با این رسانههاست. در طول دو سال گذشته ایران و جبهه مقاومت بیش از صدها بار هیمنه دشمن را در عرصه نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، سایبری به چالش کشیدهاند؛ و این نشان داده ایران قوی است. ایران قوی است و به کوری چشم دشمنانش، همه خواهند دید که از این هم قویتر خواهد شد.
این نکته را هم توجه داشته باشید در دفاع از تمامیت کشور، گاهی جنگ لب مرز است و نیروها از مرزها دفاع میکنند. گاهی برای دفاع از کیان کشور باید در بیرون از مرزهای خودی جنگید مثل دفاعی که مدافعان حرم داشتند. گاهی برای اینکه قدرت و استقلال خود را حفظ کنیم باید کمک کنیم تا شرایطی که به وجود آمده تا نظام تکقطبی جهان به هم بریزد و چندقطبی شکل بگیرد، تحقق پیدا کند، اینکه میبینید ایران به نهادهای منطقهای مثل اوراسیا و شانگهای و امثال اینها و همکاری نزدیک با همسایگان پرداخته در همین راستاست.
در اسناد امنیت ملی آمریکا، سه کشور ایران، روسیه و درنهایت چین قدرتهایی نام برده شده که نظم آمریکایی را در دنیا به چالش میکشند؛ و آمریکا هم سعی میکند این کشورها را درگیر مسائلی در اطراف خودشان بکند. متأسفانه نهادهای بینالمللی هم در دام این جرثومههای فساد گرفتارند. دیدید که در یک تصمیم عجولانه برضد ایران قطعنامه صادر کردند. تا شاید به این وسیله بر ایران فشار بیشتری بیاورند و امتیاز بگیرند و مواضع او را نسبت به برجام تغییر دهند و چقدر حقیرند جریانات داخلی که مردم و کشور را از این حرکات تکراری و بیاثر شورای حکام میترسانند. اینها هیچ تأثیری در اراده ملت ندارد؛ و البته ایران از موضع خود پایین نمیآید و به مسیر درست خود محکم ادامه میدهد.
در ضمن بعض کشورهای منطقه دست از بیتدبیری و زیادهخواهی بردارند و پای صهیونیستها را در منطقه محکمتر نکنند. تحرکات همسایه آذریزبان ما زمینه تقویت رژیم اشغالگر را فراهم میکند و منطقه را ناامنتر از گذشته. مواظب عملکرد خود باشند.
نکته استانی: مدتی است بحث کسب و کارهای نوپایی که باید مولد باشند و به درمان دردهای مردم با خلاقیت و نوآوری بپردازند مطرح است؛ یعنی استارتآپها؛ که بحث استارتاپ از مباحثی است که باید مفصل تبیین شود که چیست و ما چقدر میتوانیم در این زمینه فعال باشیم. ایده و ابتکار و خلاقیت تبدیل به قدرت ملی میشود و ما امروز در این مسیریم.
بحث دراینباره فرصت بیشتری میخواهد فقط اجمالاً بدانید امروز جمهوری اسلامی و نظام استکباری یعنی با خود آمریکا، درجایی بنیادیتر از این نزاع بر سر موشک و هستهای یعنی در سرمایههای انسانی و نظام ایدهها در حال صفآرایی هستند. الان آن چیزی که در دنیا خیلی مهم است بهخصوص در مسئله اقتصادی بحث ایدهها، ابتکارات و خلاقیتهاست؛ و ما الان با نظام استکبار در همین جنگ هستیم. موشک و هستهای و چه و چه اینها رد شده و بحث، بحث سرمایههای انسانی است. این بزرگترین نبرد با نظام استکباری است. این را توجه داشته باشید که استارتاپها میتوانند خیلی کمک کنند.
در استان هم ایده استارتاپ قرآنی داده شد و تحت اشراف بنده و مدیریت مرکز علمی کاربردی مشکات که مجموعه وابسته به ستاد نماز جمعه مصلاست، با همکاری مرکز پژوهش تربیت مربی فنی حرفهای کشور واقع در کرج، سازمان تبلیغات، شهرداری، کمیسیون فرهنگی شورای شهر، بخش فرهنگی شهرداری، تشکلهای بسیج دانشجوئی بحمدالله هفته گذشته برگزار شد. کار نویی بود که البته سال قبل تجربه کرده بودیم و امسال رسماً انجام شد که حرکت قشنگی است و انشاءالله در شهر و استان آثارش دیده خواهد شد. خواستم به این وسیله اینجا از تمام عزیزانی که در برپایی این نوآوری تلاش داشتند قدردانی و تشکر کنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/8/20 | 1401/8/20دولت انقلابی با عملکرد جهادی از مردم تشکر کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه104
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا از همه انواع صبر بهرهمند هستند. در ادامه بحث تواصی رسیدیم به مبحث صبر.
باید در معنای صبر و این فضیلت بزرگ بیشتر دقت کرد. صبر به معنای سکوت و زیر بار ظلم رفتن نیست. در بعض روایات معتبر آمده است که اگر به کسی ظلم شود و برای دفاع از حقش کشته هم بشود حکم شهید دارد. مسلمان باید در مقابل ظلم اهل ایستادگی و مقاومت باشد و در مرحله بالاتر در دفاع از دین و ارزشهای الهی مقاوم باشد و اجازه از بین رفتن ندهد.
توجه دارید، هر کاری که ما با اراده و اختیار خود انجام میدهیم و یا تصمیم بر انجام آن داریم ممکن است با مشکلات و موانعی روبرو شود. میخواهیم وسیله نقلیهای تهیه کنیم منزلی بخریم، جوانی قصد ازدواج دارد و امثال اینها که برای انجامشان مقدماتی لازم است، یکی از مقدمات رفع موانع احتمالی و یا قطعی است.
موانع هم درونی است و هم بیرونی؛ یعنی دروناً دلش راضی به انجام نیست فکر میکند مثلاً کاری که در نظر دارد انجام دهد سختیهای زیادی دارد. گاهی مانع بیرونی است اطرافیان برای او مانع درست میکنند و نمیگذارند تصمیمش را عملی کند. گاهی موانع طبیعی مثل بیماری باعث میشود کار به تأخیر بیافتد.
پس میبینید یک تصمیمِ به کار است اما با موانعی میتواند مواجه باشد. به مقاومتی که انسان در مقابل این موانع میکند و بالاخره کارش را به انجام میرساند، صبر میگویند. لذا صبر در امور فراوان و میدانهای مختلف مطرح است و فقط معنای جزعوفزع نکردن در برابر مشکلات خاص نیست. مثلاً گاهی در شخص میلی به خطا و معصیت پیدا میشود، مقاومت میکند و انجام نمیدهد، این صبر از معصیت است؛ و امثال اینها.
خوب در چه جاهایی باید صبر کرد؟ عصاره همه موارد را در روایت نبوی و علوی مشهوری که هفته گذشته اشاره کردم، هست. حضرت بیان فرمودند: صبر سه قسم است: یک قسم صبر در مصیبت است.
بالاخره زندگی ما در دنیا پیچیده شده با سختیها که در روایت دارد: «دار بالبلاء محفوفه» و در آیه ۴ سوره بلد فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ یعنی انسان را در رنج و سختی آفریدیم. اساساً هیچ راحتی در دنیا بدون سختی کشیدن به دست نمیآید حتی اگر بخواهیم به مقامات معنوی هم برسیم باز باید مدتی سختی و ریاضت بکشیم.
ممکن است کسی با دزدی و فریب چیزی به دست بیاورد اما برای او دوامی ندارد بعلاوه اینکه آبرویش میرود و اتفاقاً خود همان مکری که بکار میبرد تا به چیزی بهراحتی برسد برای او سختی و مشقت دارد. بالاخره در دنیا چیزی آسان به دست نمیآید. باید صبور بود.
قسم دوم، صبر در هنگام انجام وظایف محوله و اطاعت است. شیطان است و نفس و وسوسهای که عامل درونی است و از هر طرف انسان را محاصره میکند باید در مقابل همه آنها مقاومت کرد؛ و گاهی عامل بیرونی است که با تهدید و یا مسخره کردن و امثال اینها نمیگذارند که مسیر اطاعت و بندگی طی شود.
حجاب را ببینید این روزها. صبح تابستان و خواب شیرین صبحگاهی و نماز صبح برای جوانی که تازه بالغ شده است. روزه تابستان و هفده ساعت روزهداری برای یک نوجوان پرجنبوجوش و فعال، پس صبر در مقابل اطاعت و بندگی باید داشت.
قسم دیگر، صبر در برابر معصیت است؛ که روشن است. گناهان رنگارنگ از هر طرف رخ نمائی میکنند و باید خویشتندار بود و تن به ذلت معصیت نداد و این بدون ملکه صبر نمیشود.
به این نکته توجه داشته باشید که مفهوم صبر گسترده است. از مفاهیم انتزاعی است که مصادیق متعدد دارد و از مجموع آنها عنوانی کلی انتزاع میشود ولی فعل خاصی رانشان نمیدهد. یک مفهوم عام است. مثل تقوا، یعنی ترس از خدا یک عنوان کلی است اما کدام رفتار نشاندهنده تقوا در شخص است؟ از نمازخواندن تا ترک معصیت همه را میگیرد. صبر هم همینطور است، همه فضائل را شامل میشود.
وقتی موارد استعمال کلمه صبر را بررسی میکنیم و مخرج مشترک میگیریم به این نتیجه میرسیم که در همه موارد صبر؛ عامل یا عواملی درونی، مثل شهوت، راحتطلبی، خودخواهی و یا عوامل بیرونی مثل مصیبتها میخواهند انسان را به سمتی و شخص در برابر آن صبر میکند؛ یعنی همان مقاومت. چه معصیت باشد چه طاعت باشد چه مصیبت.
حالا با این توجه اگر به موارد استعمال کلمه صبر در قرآن کریم توجه بفرمائید میبینید که فقط کنترل جزعوفزع نیست بلکه معنای وسیعتری دارد. مثلاً در آیه ۱۲۵ سوره مبارکه آلعمران که فرمود: اگر دشمن ناگهان به شما حمله کرد و شما در مقابل حمله شدید دشمن صبر کنید و تقوا داشته باشید، خداوند پنج هزار فرشته به کمک شما میفرستد. «بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ…» صبر در اینجا به معنای اینکه جزعوفزع نکنید نیست بلکه اگر مقاومت کنید چنین پاداشی دارید که ملائکه به کمک میآیند.
یا آیه ۳۰ سوره مبارکه فصلت که فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا…» گفتند خدا و صبر کردند نه اینکه گفتند خدا و جزع نکردند.
و نظیر آیه ۵۹ سوره مبارکه عنکبوت که فرمود: «الَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ یعنی کسانی که اهل مقاومت بودند و زیر بار نرفتند و بر خدا توکل کردند موارد فراوان است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا تا لازم نباشد سخن نمیگویند و بیشتر اوقات ساکتند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «بِکَثْرَهِ الصَّمْتِ تَکُونُ الْهَیْبَهُ» به سکوت زیاد هیبت و شکوه پدید آید.
امام علیهالسلام در این حکمت به هفت فضیلت اشاره فرموده، ترغیب کردند. اول: سکوت زیاد است. اگر شخصی این فضیلت را در خود محقق کند، در بین مردم، هیبت او زیاد میشود.
البته سکوت هم میتواند نشانه عقل یا کمال عقل باشد، هم نشانه بیخردی یا گنگی و لالی باشد. سکوت معنایش این است که مقدار سخن نگفتنش از سخن گفتنش بیشتر باشد. اولیاء خدا اینگونه بودند. کمتر حرف میزدند. تا لازم نمیشد حرف نمیزدند. دیدهاید بعضی وقتها کسی چیزی بلد است درجایی هم دارد بحث میشود این شخص دلش طاقت نمیآورد میخواهد اظهار فضل کند. اینجا سکوت بکند خوب است.
بههرتقدیر سکوت، ارزشمند و از صفات مؤمن است. در روایت دارد سکوت اولین قدم بندگی است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: سکوت نشانه هوشمندی و میوه خرد است. رسول خدا فرمودند: سکوت طولانی موجب طرد شیطان میشود. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
همین اول خطبه باید یک بار دیگر تشکر کنم از حضور گرم و حماسی مردم فهیم و موقعیتشناس کشورمان بخصوص استان البرز و شهر کرج در راهپیمایی روز ۱۳ آبان که زبان یاوهگویان را بست و به مستکبرین نشان داد علیرغم همه مشکلاتی که وجود دارد که قسمت عمده را هم خود آنان به وجود آوردهاند اما بر سر آرمانهای اسلام و انقلاب محکم هستند و برای برقراری ارزشهایی که خون عزیزانشان را دادهاند عقبنشینی ندارند؛ و برای دفاع از دین و ناموس وطن و به رخ کشیدن ایران قوی ازخودگذشتگی دارند؛ و در این بازار کفر و ایمان، عدهای دین فروشی میکنند و در مسیر باطلی که حرکت میکنند از هم سبقت میگیرند.
چقدر حقیر و پست و نمک نشناسند آن کسانی که با پول ملت و با اعتبار و اقتدار نظام اسلامی به عنوانی رسیدهاند و در مجامع بینالمللی با همین اعتبار اجازه حضور پیدا میکنند، اما جلوی چشم همه، ذات بیهویت خود را نشان میدهند. سرود ملی و پرچم کشور هویت شماست که اجازه دادند در آن جمع حاضر باشید به خاطر همان پرچم و سرود است. اگر قبول نداشتید حق نداشتید با این عنوان در مجامع حاضر شوید.
بدانید حق بدنه ملت که از جیبش زده تا شما رشد کنی و بدرخشی را ضایع کردید. در دنیا اگر جبران نکنید روسیاه هستید در آخرت هم باید پاسخگوی همه آنکسانی باشید که بیش از هزار سال تلاش کردند و خون دادند و سیاهچال رفتند و شکنجه شدند تا این نظام برپا بشود.
البته فقط شماها نیستید که باید پاسخگو باشید؛ بلکه مسئولین بیدردی که با توجیه و سر در برفکردن اجازه اصلاح و پاکسازی افراد منفعل واداده را نمیدهند و یا سیاستهای تدوینشده و ابلاغی از طرف حضرت آقا و منویات مترقی رهبر معظم انقلاب که پیش برنده نظام است را در همه موضوعات عملیاتی نمیکنند هم باید پاسخگو باشد.
عدهای بهاصطلاح انقلابی و عدهای مسئول و گروهی روحانی در محدوده اختیارات و امکاناتی که داشتند، در دستگاههای مختلف چه در تعلیم و تربیت چه در دانشگاه چه در تبلیغ، وظائف خود را انجام ندادند هم باید پاسخگو باشند.
خیلی از این امور در محلات و در مساجد قابل حل است. مساجد آباد شوند کشور آباد خواهد شد؛ اما آقا مسجد را گرفته و نه کار میکند و نه میگذارد دیگران کار کنند. صد عن سبیل الله میکنند؛ مناع للخیر هستند. باید به این مسائل توجه بیشتری کرد.
مردم در هر مقطعی که لازم باشد باقدرت وارد میشوند و انجاموظیفه میکنند اما لازم است مسئولین هم از مردم تشکر کنند. حمایتشان را از اقشار کمدرآمد و محروم با تصمیمات درست و اجرای بهموقع بیشتر کنند. تلاش کنند با مدیریت صحیح و برقراری ثبات اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی از مردم تشکر کنند.
دولت انقلابی با عملکرد جهادی و بهکارگیری مدیران جهادی در مدیریتها که هنوز این اتفاق کامل انجام نشده از مردم تشکر کند. سریع مدیریت کشور را بسپارند به دست انقلابیون و به دست آنکسانی که دغدغه کار برای مردم را دارند؛ نه آنکسانی که هنوز وضعیت موجود منوط به عملکرد آنهاست و عده زیادی از آنها هنوز مسئولیت در اختیارشان است و مانع خیر هستند. این تشکر از مردم است. مردم کارشان را انجام میدهند؛ دولت مردان هم باید کارشان را درست انجام بدهند و تشکر کنند.
تشکر دیگر بنده از شما مردم کرج در رابطه با تکریم و تشییع شهید بزرگواری است که به دست اشرار بدکردار و سفاک با آن شیوه به شهادت رسید.
به ما گفتند اگر خواستید بر عزیزانتان خود بگرید اول بر حسین علیهالسلام گریه کنید. ما در روایات داریم و امام سجاد علیهالسلام فرمود پدرم را به قتل صبر کشتند؛ یعنی او را دوره کردند و هر کس هر حربهای داشت به حسین علیهالسلام وارد کرد. کسی که شمشیر داشت با شمشیر زد، آنکسی که نیزه داشت با نیزه زد، آنهایی که هیچچیز نداشتند با سنگ زدند. بعضی پیرمردهای آن صحنه با عصا زدند. این روضه را مکرر خواندهایم و شنیدهایم؛ و صحنه دلخراش شهادت بسیجی عزیزمان هم همین را تداعی کرد.
آنها که دم از مردم میزنند، مردم این افرادی هستند که میلیونی در صحنههای مختلف حضور دارند و البته در این وقایعی هم که پیش میآید صبوری میکنند تا مسئولین اقدام لازم را داشته باشند و قطعاً و قطعاً خواسته جدی مردم همانطور که بارها گفتهاند برخورد فوری و قاطع دستگاه قضا با مفسدان و خرابکاران و قاتلان و برهم زنندگان آرامش و امنیت مردم است.
اگر از وقتش بگذرد حکم قاطعی هم که باشد اثر خودش را از دست خواهد داد. وقت ویژه گذاشته شود و رسیدگی عاجل باشد. در بقیه اموری هم که افراد خلاف قانون مرتکب میشوند باید با قاطعیت قانون را اجرا کرد؛ و تعلل جایز نیست. در هرکجا و هرجایی که هستند، اگر به قانون عمل بشود همه امور اصلاح میشود. البته مطلع هستم که عزیزان بررسی میکنند و انشاءالله بهزودی نتیجه را اعلام خواهند کرد.
تشکر سوم من از دستگاه اطلاعاتی کشور بخصوص عزیزانمان در اداره کل اطلاعات استان است؛ که با تلاش بیوقفه و دقیق توانستند تا قبل از تدفین شهید بزرگوار از بین تمام کسانی که درصحنه حاضر بودند، مجرمین اصلی را شناسایی و دستگیر کنند بااینکه هرکدام به سمتی متواری بودند؛ و این نشاندهنده قدرتمندی است و نحوه عمل و سرعت عمل و دقت عزیزان ستودنی است. بنده تا حدودی مطلع هستم که چه زحمت سنگینی را این دوستان کشیدند. تیم مفصلی آماده شدند تا توانستند در عرض مدت کوتاهی تمام عوامل را بهدرستی شناسایی کنند و مستند کنند با عکس و تفاصیلی که دارند که دیگر راه فراری برای آنها نباشد؛ که بهموقع اعلام خواهد شد و قسمتی هم اعلام شده.
همزمان مأموریتهای پیچیده دیگری در زمینههای مختلف منجمله کشف و ضبط مقدار بالای مواد مخدر و منفجره و سلاح امثال اینها هم داشتهاند که صمیمانه تشکر میکنم.
دو نکته را هم باید عرض کنم. اول اینکه قسمت عمده موفقیت عزیزانمان در دستگاه اطلاعاتی کمک شما مردم است. وقتی یکچیزی دیدهاید و یا شنیدهاید آن را بیاهمیت رها نکنید. گاهی بیان یک مطلب کوچک سرنخی میشود و باند بزرگی در دام میافتد همانطور که امنیت کشور ما مردم پایه است و این حسن است که هرچه این موضوع تقویت شود امنیت بیشتر و ماناتر میشود. اطلاعات ما هم مردم پایه است. لذا دوستان از بیان مطلب به عزیزان دستگاه اطلاعاتی دریغ نداشته باشید و ارتباط خودتان را بیشتر کنید. شمارهها در دسترس است. در همین قضیه دستگیری هم گفتههای مردمی نقش مؤثری در سرعت کار داشته است. همان عکسها و فیلمهای کوچکی که گرفتهشده مؤثر بوده.
نکته دوم: اینهمه کشف و ضبط افراد و سلاح و مواد مخدر و مواد منفجره و امثال اینها توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی -که واقعاً مجاهدت خاموش دارند و نمیتوانند بگویند و توضیح بدهند که حتی کجا دارند کار میکنند. بعض از این افراد حتی افراد خانواده هم نمیدانند که شغل پدرشان چیست و وقتی به شهادت برسند شاید معلوم شود. بعضی وقتها شاید شهادتشان را هم نشود گفت؛ اینها مجاهدان مجاهدت خاموش هستند؛ سربازان حضرت ولیعصر- نشاندهنده عمق تخاصم بیگانگان با جمهوری اسلامی است که از همه وسایل برای ضربه زدن به اقتدار ملتی که قیام کرده و گفتمان جدیدی را در دنیا به وجود آورده و دلهای آماده مردم دنیا را به سمت خودش برگردانده و نظام لیبرال دموکراسی غرب را و دیگر مدیریتهای انسانی را با چالش جدی روبرو کرده فراهم میکنند.
اینها از همه کوپنهای خودشان در این دوره دارند استفاده میکنند، میبینید که هر کس وابستگی و دلبستگی دارد وارد میدان شده و چیزی میگوید؛ حتی افرادی که آنها را خاموش نگهداشته بودند برای مقاطع خاصی که یکوقتی صحبت کنند، از آنها هم استفاده میکنند تا شاید مفری پیدا کنند و خود را بازیافت کنند؛ اما ضربهای که انقلاب و گفتمان پیشرونده انقلاب به آنها زده و آنها این ضربه را خوردند، آنچنان کاری است که با این عملیات چیزی به دستشان نخواهد آمد.
آمریکا که کارش تمام شده است و خودش و اذنابش لگد پراکنی میکنند و بقیه هم دنبالهرو او هستند. فرصت تحلیل جامع نیست تا ثابت کنم اینکه میگوییم کارش تمام است یعنی چه. بر اساس همان شاخصهایی که خودشان در تحلیل موقعیت کشورها میگویند بر اساس همانها دیگر کلاهشان پشمی ندارد؛ اما دردسر و گرفتاری درست میکنند.
میدانید این اضطراب و استیصالی که امروز غربیها دارند و نمیتوانند تحمل کنند و به درودیوار میزنند برای چیست؟ چون در صورت شکست مذاکرات برجام، پسا برجام را هم ازدستدادهاند.
اگر یادتان باشد آمریکائیها یکزمانی دائم از گزینههای روی میز و زیر میزشان میگفتند؛ اما امروز روی میزشان، زیر میزشان حتی جیبشان هم خالی است. به قدرت نظامی خود دلخوش بودند که در آنجا هم دستشان بالاست. حالا تولههای دستآموزشان رجز بخوانند که میزنیم و چکار میکنیم که اگر کاری بکنند قطعاً حماقت کردهاند و زمان نابودی خود را جلو انداختهاند.
شما ببینید در یک روز ابری که هیچ سرویس اطلاعاتی نمیتواند ردگیری زمان پرتاب موشک را داشته باشد عزیزانمان در سپاه، موشکی را آزمایش کردند که نیویورک و واشنگتن را در دسترس قرار داد. یک موشک دومرحلهای با موتور رافع و موتور سلمان خاک اروپا و پایگاههای آمریکا در آن سر دنیا را در اختیار دارد. حالا که موشک سه مرحلهای آزمایش شد؛ یعنی از آن بالاتر و باقدرت بیشتر.
و البته در موازنه قدرت امروز ایران دست پری دارد و باید این برتری را حفظ کند. آنها هم این را میدانند. اینهمه سروصدا و هجمه عظیم را میبینید که در تاریخ سابقه ندارد که همه اینها باهم جمع شوند؛ مگر در جنگ احزاب به آن صورت و در دوران دفاع مقدس در یک مقطعی و حالا با جنگ نرم ادراکی و هیبریدی و ترکیبی و اینها دارند کار میکنند.
ما باید این برتری را حفظ کنیم بخصوص با توجه به پیروزی راستهای افراطی جنگطلب و سفاک و نژادپرست در سرزمینهای اشغالی که برای منطقه خطرآفرین هستند و سران خودشان آن را مرگبار میخوانند و برای ایران هم شاخ و شونه میکشند.
در انتخاباتی که در رژیم صهیونیستی کودک کش واقع شد، صهیونیستهای افراطی غلبه کردند. الان آنها حاکم شدند و بعد کابینه و نیروهایی که میخواهند تشکیل بدهند قطعاً آنها انسانهای عادی نخواهد بود. از همین سفاکها و خونریزها دوباره بالا میآیند؛ کما اینکه قبلیها هم همینطور بودند ولی کمتر؛ اینها بیشتر هستند و افراطیتر هستند.
بنده به نظرم میرسد، این قدرتگیری دوباره با شرایط تند و افراطی که دارند سودی برای آنان ندارد و زودتر از آنکه فکر کنیم از بین خواهد رفت.
مسئله ادعای فروش پهپاد به روسیه را مطرح میکنند تا شاید بتوانند امتیازی بگیرند میگویند ایران به روسیه پهپاد فروخته و در جنگ اکراین کذا و کذا؛ که آنهم دروغ است؛ دیدید بااینکه ایران راضی شد به تحقیقات، جلسه هم تشکیل، ساعتش هم مقرر و جا هم معین شد؛ اما آنها به دستور آمریکا حاضر نشدند و زیر بار نرفتند؛ چون اگر زیر بار میرفتند و معلوم میشد که ایران نقشی ندارد که معلوم هم هست؛ منافع آمریکا به هم میخورد. اینها نمیدانند که امریکا با طول کشیدن جنگ در آن منطقه دارد سود میبرد.
حسن ختام این مطالب کلام امام راحل (ره) باشد که فرمود: «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیداکرده است و تا قطع منافع امریکاى جهان خوار، این دشمن کینهتوز مستضعفین جهان، با آن مبارزهاى آشتىناپذیر دارد و حوادث ایران نهتنها ما را براى لحظهاى عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودى منافع آن مصممتر خواهد کرد. ما مبارزه سخت و بىامان خود را علیه امریکا شروع کردهایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادى از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفهمان که مبارزه با امریکاى جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندانمان شهد پیروزى را خواهند چشید».
۲۴ آبان روز کتاب و کتابخوانی است که به همه دوستداران کتاب و اهل مطالعه تبریک عرض میکنم. کسی نقش مهم و حساسی که مطالعه در رشد فردی و اجتماعی بشر دارد را انکار نمیکند. در مکتب اسلام همه میدانیم که خداوند اولین خطابش را به آخرین پیامبرش با اقرء آغاز کرد؛ و معجزه آخرین فرستادهاش را کتاب قرار داد. انقلاب رسول خدا هم فرهنگی بود؛ و ببینید حالا چقدر ظلم میکنند به انقلاب پیغمبر.
یکی از ضعفهای عمده ما متأسفانه، کمبود سرانه مطالعه است. اگرچه ممکن است مدتها در فضای مجازی افراد پرسه بزنند اما آنچه مفید است و ارزشمند است مطالعه مفید، هدفمند و سیر مطالعاتی است. نسل جوان و نوجوان باید نسبت به کتاب و کتابخوانی ولع داشته باشد.
حضرت آقا دربیانی فرمودند: «امروز کتابخوانی و علمآموزى نهتنها یک وظیفه ملى، که یک واجب دینى است. از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند، اگرچه آنگاهکه انس با کتاب رواج یابد، کتابخوانی نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله براى آراستن شخصیت خویشتن، تلقى خواهد شد و نهتنها جوانان، که همه نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد.»
خب این کار را بکنید. پدر و مادرها نقش مهمی دارند در ترغیب فرزندانشان به مطالعه. شما خودتان چقدر کتاب دستتان میگیرید که بچهات ببیند و دست بگیرد؟ اگر مشغول مطالعه باشید آنها هم مطالعه میکنند. در خانواده ما نوه آخرم که دو سالش است مادرش به او یاد داده است که کتاب دست بگیرد؛ کتابهای سن خودش برای بچهها. بچههای ما شب با کتابی که دستشان است خوابشان میبرد.
باید یاد داد؛ این وظیفه پدرها و مادرهاست. هرکسی چیزی که پدر و مادر یادش میدهد را یاد میگیرد. ما کوتاهی و کمکاری داریم. سرانه مطالعه در کشور خیلی پایین است. البته کتاب گران است و خیلی سخت به دست میآید؛ اما کتابخانهها هست، کتابهای الکترونیکی هست، کتابهای صوتی هست؛ یعنی آنکسی که تنبلی دارد که کتاب ورق بزند کسی هست که این کتاب را برای او میخواند؛ تو فقط بنشین و گوش کن! حاضریم هزار چیز دیگر که ارزشی برای ما ندارد و چیزی به ما اضافه نمیکند را گوش بدهیم اما کتاب نخوانیم. کتاب به ما رشد میدهد.
دراینبین یکی از مباحث مهم برای مطالعه، مطالعه کتب تاریخ بهخصوص تاریخ معاصر است؛ که درسهای فراوانی برای همه اقشار دارد. با مدیریت زمان خود، فرصتی را برای مطالعه تاریخ بگذارید. در روایات و دستورات دینی ما هم تأکید بر کتاب و مطالعه و علمآموزی و خواندن تاریخ شده است. مثلاً خوب است برای تاریخ معاصر ایران از صفویه شروع کنید تا برسید به انقلاب. بعد مجموعه کتبی که جریان شناسی فکری سیاسی معاصر را ترسیم کرده مطالعه کنید و همینطور بقیه مباحث دراینباره را. مجلات و فصلنامه و ماهنامههای مفیدی هم در حوزه تاریخ معاصر مطرح و قابلاستفاده است؛ که حالا اگر دوستان مطالبهای داشتند به دوستان دفتر میگویم روی سایت لیست آنها را بگذارند.
همه باید تلاش کنیم تا فرهنگ مطالعه مفید در جامعه گسترش پیدا کند بهویژه که سند نهضت مطالعه مفید هم در ۱۱ ماده و یک تبصره در سال ۸۹ در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده که سند قشنگی است؛ و آثار فراوانی بر آن هست؛ که اگر به جدیت اجرائی شود منشأ آثار فراوان خواهد بود که امیدوارم در استان هم طبق ماده ۹ سند اقدام عاجلی صورت گیرد. انشاءالله. کتابی هم معرفی میکنم دوستان اگر میل داشتند تهیه کنند. «سواد مطالبه، دستگاه محاسباتی در عدالتخواهی امیدآفرین». نوشته محسن مهدیان؛ نشر معارف.
این کتاب را میتوانید مطالعه کنید. کسانی که به دنبال این مباحث هستند سرفصلهای خیلی خوبی دارد.
راجع به فضای مجازی و نقشی که جبهه انقلاب باید داشته باشد مطلبی را آماده کرده بودم که ورود به بحث و خروج از آن مدتی را خواهد گرفت که دیگر تصدیع نمیدهم. در یک نوبت دیگر انشاءالله به آن خواهم پرداخت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/8/13 | 1401/8/13فضای مجازی و آموزشوپرورش را باید به جدیت رسیدگی کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه105
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در دعوتِ به صبر هم صبورند. بحث راجع به فضیلت پربرکت صبر بود که به تعدادی از آیات قرآن کریم در اهمیت موضوع صبر اشاره کردم.
در قرآن به نماز هم اهمیت ویژه دادهشده است؛ ولی در هیچ آیهای مثلاً نفرمود: «ان الله مع المصلین» ولی فرمود: «ان الله مع الصابرین».
صابر اینجا اسم فاعل به معنای صبر کننده نیست؛ بلکه صفت مشبهه است؛ یعنی کسی که صبرْ ملکه اوست. صبر در هیچ حالی از او جدا نیست؛ و در هیچ حالی جزع که ضد صبر است ندارد. کسی که در حوادث جزع میکند هیچ مشکلی از مشکلاتش حل نمیشود و نشانه ضعف روحی او نیز هست.
نکتهای عرض کنم و آن این است که صبر به معنای سکوت و یا تحمل مذموم نیست. صبر یعنی تحمل سختیها و مقاومت در برابر حوادث سخت و از صفات انسانهای آزاده است. انسان آزاده در مقابل مشکلاتْ شکسته نمیشود.
روایتی را مرحوم مجلسی در بحار آورده و مرحوم کلینی هم در کافی نقل کرده از ابو بصیر که میگوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمود: «آزاد در همه حالِ خود، آزاد مىباشد و اگر مشکلاتى براى او رسید صبر مىکند. مصیبت هرچند پیاپى باشند او را از پا درنمیآورند. اگر او اسیر و مقهور هم گردد شکست نمىخورد و مشکلات در اثر صبر آسان مىگردند. یوسف صدیق یک آزاد بود ولى او را به بردگى گرفتند و مقهور و اسیرش ساختند، ولى تاریکى چاه و وحشت و تنهائى و مصیبتها به او صدمه نرسانید تا آنگاهکه خداوند بر او منت نهاد و آن ستمکار سرکش را برده او قرار داد، بعدازآنکه مالک او بود. خداوند ملتى را به خاطر او رحمت کرد و اینها همه از صبر بود و اینچنین در اثر صبر آدمى به نیکىها مىرسد. اکنون صبر کنید تا پاداش بگیرید». اینها ویژگیها و آثار صبر است.
خلاصه صبر، یکی از مقامات اهل سلوک و فضیلتی اخلاقی برای کسانی که به دنبال رسیدن به کمالات انسانی و الهی هستند میباشد. رسول خدا فرمودند: اگر صبر بهصورت انسان متمثل میشد، انسانی با کرامت بود.
در روایت دارد: رأس عمل صالح صبر است. سر اطاعت خدا صبر است. «الصبر رأس الایمان». صبر سر ایمان است.
صبر به معنای تحمل چیزی است که نفس انسان از آن کراهت دارد؛ که وقتی روایات این باب را بررسی کنید میبینید که این معنا همه موارد صبر را در برمیگیرد. صبر یعنی کفّ نفس؛ یعنی حبس نفس و بازداشتن در برابر رخدادها. صبر یعنی اعتراض نکردن و شکایت نداشتن بهعلاوه اینکه اعضاء و جوارح را هم کنترل کردن که حرکت نامربوط انجام ندهند. اگر کسی دیگری را ببندد و بعد نگهداری کند تا بکشد به قاتلْ صابر میگویند.
ریشهاش هم شنیدهاید به گیاهی برمیگردد که اسمش صبر زرد است که امروزه به آن آلوئهورا میگویند؛ که تلخ است و مزه کردن او انسان را اذیت میکند. تحمل مزه این گیاه چون سخت بود و اسم این گیاه صبر بود لذا به این صفت صبر میگویند.
تذکر این نکته به نظرم لازم باشد که مجموعهای از فضائل اخلاقی هست که افراد دارند اما اهل دیانت و ایمان و اعتقادات مذهبی نیستند. یکی از آنها همین صبر است؛ یعنی ممکن است کسی که اعتقادی هم به معاد نداشته باشد؛ اما صبور باشد. البته این صبر سفارش شده قرآن و عترت نیست.
گاهی افرادی که ایمان ندارند براثر صبری که دارند به همان ویژگیهای دنیایی که برای صبر گفتهشده، میرسند. اینها فقط مربوط به دنیاست و ارزش آخرتی ندارد؛ یعنی شرط رسیدن به آثار دنیایی صبر، ایمان نیست.
و شما توجه دارید که اثربخشی مواردی مثل صبر با داشتن ایمان خیلی بالاتر از مقداری است که شخص بیایمان صبوری دارد. شخص باایمان در پرتو صبرش، قرب به خدا را بهره میبرد؛ و این قابلمقایسه با دستاوردهای افراد بیایمان نیست. در مکاتب بشری اگر سخن از صبر هم که بشود نهایت آن این است که مردم شخص صبور را مدح میکنند؛ اما ازنظر اسلام باید به این توجه داشت اثر آخرتی این عمل کجاست و چه نقشی در زندگی ابدی شخص دارد. به همان مقدار ارزشمند و یا کمارزش و بیارزش میشود.
و البته این خود یک روش تربیتی است که اول با منافع مادی و دنیایی قابل حس، شخص جذب شود بعد که از آن فضیلت لذت برد، آرامآرام به مدارج معنوی هم میرسد. اساساً روش قرآن کریم همینطور است؛ از کم شروع میکند و آنچه موردتوجه افراد است را به میدان میآورد تا میرساند بهجایی که شخص غرق در محبت الهی میشود؛ و غیر از خدا چیزی نمیخواهد.
مثلاً در بحث جهاد با سختیها و مشکلاتی که دارد و همه افراد مسلمان اهل جنگ و جبهه و جهاد نیستند، اما اگر کسی شرکت کند باید حتماً قصد قربت داشته باشد. برای تشویق به شرکت در جنگ برای دفاع از اسلام فرموده است: «وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ کَثِیرَهً تَأْخُذُونَهَا». اگر به جنگ بروید غنیمت هم گیرتان میآید.
شبیه همین روش را هم در روایات داریم برای اینکه شخص در مسیر این فضلت بزرگ قرار بگیرد و متخلق به این خُلق بشود گفتند: «مَنْ صَبَرَ ظَفِر». کسی که صبر کند، پیروز میشود؛ این برای مردم عادی است که به ثمره دنیایی اشارهکرده است؛ اما مدتی بعد وقتی در مسیر قرار گرفت و در امور معنوی رشد بیشتری کرد حتی به اجر اخروی مثل بهشت و امثال آن توجه ندارد فقط قرب الهی مدنظرش میشود.
قرآن کریم دستور به صبر داده است. «وَاصْبِر» اما حدودوثغور و اقسام آن را باید موارد استعمال صبر در قرآن را کاملاً بررسی کنیم تا مسلط بشویم. ولی در روایات به این موارد اشارهشده که قابل تطبیق با آیات کریمه است.
مثلاً این روایتی که میخوانم معروف است از رسول خدا و فکر کنم همه شنیده باشید اما تکرار آن برای این بحث لازم است که حضرت فرمودند: «الصَّبْرُ ثَلَاثَهٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ، وَ صَبْرٌ عِنْدَ الطَّاعَهِ، وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَه». صبر سه قسم است: یک قسم صبر در مصیبت است؛ یعنی در وقت وقوع حوادث سخت و گرفتاریها بیتابی نکند و خوددار باشد. قسم دوم، صبر در هنگام انجاموظیفه است؛ یعنی باحوصله وظیفهاش را خوب انجام دهد. قسم دیگر، صبر در برابر معصیت است؛ یعنی در مواجهه با حرام و گناه خوددار باشد و انجام ندهد.
این معنای تحتاللفظی روایت بود. توضیحی دارد که با قید حیات خواهم گفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با حیا و عیب پوش هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۴ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ». هر که شرم بر او جامهاى بپوشاند، دیگران عیبش را نبینند؛ یعنی کسی که خودش را با حیا زینت داده، همه عیبهایش پوشیده شده و کسی عیب او را نمیبیند.
فضیلت حیا خیلی مهم است و در روایات هم به آن تأکید شده و مراتبی دارد. باید بدانید که مهمتر از حیا از دیگران حیا از خود است. مثلاً کسی که از مردم در مورد کاری حیا میکند ولی وقتی تنهاست همان کار را میکند؛ یعنی خود را پستتر و پایینتر از مردم میبیند که به خودش احترام نمیگذارد.
و مهمتر از همه اینها حیا از خداست که ناظر بر همه ماست. در آیه ۱۴ سوره مبارکه علق فرمود: «أَلَم یَعلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ یَرَى». مگر نمیداند که خدا او را میبیند؟ برای ما همین آیه برای رسیدن به مقامات عالی کافی است. اعاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.
هفتمین روز شهادت جانسوز زائران حرم احمد بن موسی علیهماالسلام است؛ و یاد طلبه شهید آرمان علیوردی که مظلومانه و غریبانه با شقاوت تمام به شهادت رسید را گرامی میداریم؛ و شهادت بسیجی عزیزمان سید بزرگوار، سید روحالله عجمیان که دیروز توسط اشرار، داعشیهای داخلی در کمال شهر با وحشیگری و قساوت به شهادت رسید را به خانواده محترمش و مردم شریف استان تبریک و تسلیت عرض میکنم؛ و برای آسیب دیدگان از مردم و نیروی انتظامی و بسیجیان گرامی و همه کسانی که دیروز آسیبهایی را دیدند شفای عاجل خواستارم.
وضعیت اغتشاشگران کاملاً روشنشده؛ لازم است با این افراد برخورد جدی صورت بگیرد. یکوقت بچههای مدرسه و دانشجویانی هستند که براثر القائات بیگانگان امر بر آنها مشتبه شده و فریبخوردهاند؛ اینجا صبوری برای اصلاح و تذکر جا دارد و باید هم همین مسیر را طی کنیم؛ یعنی باید آرامش خودمان را حفظ کنیم، صبوری کنیم و با آنها صحبت کنیم و آن فریبخورده را برگردانیم. این صبوری ریشهاش ناتوانی در برخورد نیست؛ بلکه فرصت دادن برای اصلاح و جبران است.
اما وقتی اشرار نشاندار با سلاح سرد و گرم وارد عرصه میشوند، ایجاد رعب و وحشت میکنند و اینگونه القا میکنند که امنیت اجتماعی را به هم زدند؛ چون آنها به دنبال همین هستند و میخواهند همین را القا کنند و قصدشان هم از این نمایش این است که جبران کنند عدم همراهی مردم با اغتشاشگران را؛ چون مردم نیامدند و انصافاً در این مرحله مردم بهخوبی عمل کردند و هیچ همراهی با این مجموعه نداشتند و آنها ناراحت هستند از این قصه؛ برای جبران آن عدم همراهی، تلاش میکنند با این نوع خرابکاریها و اقدامات خشن و ناهنجار و ضریبی که فضای مجازی به آن میدهد توسط بیگانگان و بعضاً داخلیهای فاسد و فاجر، القا کنند که فضای کشور بحرانی است.
در این روزها با بعضی از کارها مردم یاد دهه شصت و جنایاتی که منافقین انجام دادند افتادند؛ که الحمدلله بچههای نیروی انتظامی و بسیج باحوصله قصه را دیروز مدیریت کردند. توان گذاشتند نیرو گذاشتند صدمه و آسیب هم دیدند اما نگذاشتند که آنها لطماتی را به شهر وارد کنند.
با این مقدمه تقاضا این است؛ نباید اجازه جولان به آشوبگران داده شود. حمله طراحیشده و فراهم کردن چوب و سنگ و قمه و یورش به مردم و مأموران با سلاح سرد و گرم، بستن راه عبور، آتش زدن وسیله نقلیه نیروی انتظامی و امثال اینها دیگر قابلاغماض نیست. حمله به نیروهای حافظ امنیت جامعه، حمله به اقتدار نظام است.
ازنظر شرع مقدس و احکام الهی کسی که اسلحه به دست میگیرد که مردم را بترساند حکم او روشن است. من قبلاً هم روایات آن را خواندهام. در روایات دارد که «مَنْ شَهَرَ سَیْفَهُ …» کسی که چاقو بکشد برای اینکه مردم را بترساند حکم شرعی و فقهی آن روشن است؛ و اینها همین کار را کردند. لذا مماشات با اینها اصلاً درست نیست. از دستگاه قضا میخواهیم نسبت به همه افراد درگیر در این جنایات، مقتدرانه و با قاطعیت، اقدام عاجلی که مایه عبرت دیگران باشد داشته باشند.
دشمنان ما خیال کردند با این حرکات و با نمایش اینکه امنیت در کشور بههمخورده، مردم ما و مسئولین و دوستداران انقلاب و بدنه و آحاد مردم از این مسیر عقبنشینی میکنند. غافل از اینکه مردم ما به قول شهید بزرگوار ما، ملت امام حسین هستند و ملت هیهات من الذله هستند.
امروز روز ۱۳ آبان است با ۳ مناسبت مهم و تاریخساز که هرکدام از آنها بهتنهایی سرآغاز نبرد سنگین و مبارزه بیامان مردم غیور ایران با سلطهگری امالفساد و شیطان بزرگ آمریکای ددمنش است. وقتی حضرت امام را در سال ۴۳ از قم به ترکیه تبعید کردند دشمنی استکبار با اسلام و روحانیت شیعه آشکارتر شد؛ و وقتی سیزده آبان سال ۵۷ دانش آموزان را در دانشگاه تهران توسط عوامل مزدور رژیم منحوس پهلوی به شهادت رساندند آن روز را روز دانشآموز گذاشتند؛ و ۱۳ آبان سال ۵۸ که لانه جاسوسی آمریکا تسخیر شد، شد روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و این روز، روز رسوایی آمریکا و روز قطع کردن دست او از منطقه و روز مرگ بر آمریکا است.
حضرت آقا در بیانیه گام دوم که چراغ راه آینده کشور است فرمودند: اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر رسوا کردن لانه جاسوسی بود، امروز چالش بر سر برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه غرب آسیا است.
دوستان خوب توجه دارید؛ حضور شما همه مردم درصحنههای مختلف استکبارستیزی و از بین بردن هیبت پوشالی آمریکا در جامعه جهانی و تسلیم نشدن در برابر خواستههای نامشروع بوده که بیش از ۴۰ سال است که آمریکا را عصبانی کرده است. مقاومت بینظیر مردم ایران در مقابل جبهه متحد استکباری است که امروز جانهای آزاده دنیا را به خروش و حرکت علیه سیاستهای غرب درآورده و اندیشه و جبهه مقاومت را توسعه داده است.
علت دشمنی غرب با انقلاب اسلامی در این است که انقلاب توانست بساط نظام لیبرال دموکراسی و دیکتاتوری علیه کشورهای عربی اسلامی در شمال آفریقا و غرب آسیا را از بین ببرد و نشان بدهد که ابهت او دروغی بیش نبوده و نیست؛ و تمدن اسلامی در تقابل کامل با تمدن مبتنی بر اومانیسم قرار دارد.
انقلاب اسلامی کمک کرد تا اردوگاه پر از فساد و تباهی غرب با سرعت بیشتری به نابودی نزدیک شود و در نظم جدید جهانی که رهبر معظم انقلاب یکی دو روز قبل برای بار چندم از او یادکردند، کاملاً منزوی شود و همه این لگدپرانیها و چنگ انداختنها بهصورت انقلاب و مردم ایران، نشانه سرعت افول و اضمحلال این جرثومه فساد و تباهی است.
ملت ایران وقتی شعار مرگ بر آمریکا میدهد، این شعار از روی احساس و هیجان نیست؛ بلکه چون با تمام وجودش خوی استکباری آمریکا را درک کرده از روی باور و اعتقاد به اینکه او شیطان بزرگ است و هدفی جز نابودی ما ندارد از عمق جانش فریاد میزند: مرگ بر آمریکا.
به تعبیر رهبر معظم انقلاب، این شعار مانند عَلَمی است که راه ملت را نشان میدهد تا مسیر را گم نکند. پس مبارزه با استکبار روش دائمی ما و شعار همیشگی ما مرگ بر آمریکا است. البته درست است که امروز روز استکبارستیزی است و تمام نقطه عزیمت ما آمریکا است؛ اما ما هرگز اسرائیل را فراموش نمیکنیم. روباه پلید، انگلیس را فراموش نمیکنیم. خباثتهای رذیلانه آل سعود را فراموش نمیکنیم. بیشرفها و بیشرمهای منافق را فراموش نمیکنیم.
کسانی که هنوز با روشن شدن همه دشمنیها، باز دم از رابطه با این مجسمه ضد حقوق بشری میزنند؛ یا جاهل و غافل هستند یا خائن؛ و الا نمیشود کسی سیاهه ستمهایی که فقط آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز نسبت به ملت ایران کرده را دیده باشد و بتواند به او اعتماد کند و او را معین کشور خودش بداند.
آمریکا کشوری است که راهبردی جز سلطهگری بر جهان ندارد. شما ببینید انتخاب رئیسجمهور جدید برزیل که در این چند روز اتفاق افتاد؛ یعنی آبروی او در تمام دنیا ریخته شده است. کسی انتخاب شد در منطقهای که حیاطخلوت آنها بوده و هست که ضد رژیم صهیونیستی است و طرفدار فلسطین است و از ایران و نقشی که ایران دارد حمایت میکند؛ یعنی در آن منطقه حیاطخلوت خودشان را هم ازدستدادهاند.
آمریکا کشوری است که راهبردی جز سلطهگری بر جهان ندارد. در اسناد رسمیشان اعلام کردند که به هر وسیلهای که شده ولو با فشارهای اقتصادی و نظامی، حکومتها را همراه خودشان کنند. تلاش آمریکا این است که در هیچ نقطه از دنیا رقیب نداشته باشد؛ ولو برای رسیدن به این هدف، گذشته از فشار اقتصادی حضور مستقیم داشته باشد و کشورها را متهم کند به حامی تروریست بودن و از بین برنده صلح جهانی و مخالف دموکراسی و امثال اینها.
اما اخیراً بیشترین همت خودش را برای سلطه گری روی روشهای غیرمستقیم و جنگ نرم متمرکز کرده. با استفاده از امپراتوری رسانهای که در اختیار دارد و به اسم مبارزه با تروریسم و یا دفاع از حقوق بشر، بیشترین دخالتها را در امور داخلی کشورها میکند.
مفاد همین نشست غیررسمی یکی دو روز اخیر که با کشور آلبانی در شورای امنیت سازمان ملل متحد داشت را ببینید. علیه ایران جمع شدند؛ اولاً که هیچ دستاوردی برایشان نداشت. چندین ساعت نشستند حرف زدند اما رسماً حقوق بینالمللی ایران را نقض کردند. مثل ترغیب به بیشتر کردن تحریمها علیه ایران علیه ملت ما و یا برخلاف اهداف سازمان ملل در مسائل داخلی ایران دخالت میکنند. مثلاً جنگ روانی راه انداختند که به ایران حمله میکنیم. آن روزی که ما ضعیف بودیم و آمریکا قوی بود، جرئت نداشت و دست به حماقت نزد؛ امروز که ما به فضل پروردگار قوی هستیم او رو به افول است، قطعاً اتفاقی نخواهد افتاد و اگر اتفاقی بیفتد باید کشتی، کشتی بیاورند و جنازه ازاینجا بیرون ببرند.
تجزیهطلبها را تشویق به اغتشاش و خرابکاری و امثال اینها میکنند، انقلاب اسلامی انقلاب مردمی است؛ لذا تا استقامت و حضور مردم درصحنه هست این انقلاب شکست ندارد و در همه این سالها مردم با هوشیاری کامل و بیدار در مقابل تمام شرارتها و توطئهها و مفاسد ایستادند و مظهر حضورشان هم در موقعیتهای مختلف و راهپیماییهای مختلف نشان داده شده؛ که همین راهپیمایی امروز در سراسر کشور و بهخصوص در استان خودمان شهر کرج و در شهرهای دیگر استان، حماسه دیگری بود که آفریده شد که باید از همه شما مردم استان و مردم شریف ایران تقدیر و تشکر و قدردانی کرد.
ایران اسلامی با تمام قدرت، همه اهداف استکباری آمریکا چه راجع به خودش و چرا راجع به منطقه را خنثی کرده است و ادامه کار آمریکا و اذناب پلیدش را با راهبرد جهان اسلام و با نهادینه کردن اندیشه مقاومت و بیدار کردن مسلمین نسبت به وظیفه تاریخی و دینی که در دفاع از آرمانهای اسلامی بخصوص دفاع از فلسطین است، به چالش جدی و زمینگیری کشانده است.
بله ما با آمریکا چون در آرمان و اندیشه اختلاف داریم در مقابله هستیم و این تقابل، تقابل تاکتیکی نیست؛ خوب دوستان این را توجه کنند؛ بلکه واقعی و حقیقی است. مگر میشود تمدنی که عدالت محور و ظلمستیز است، نسبت به جبار و ظالمی که قصد نابودی تمدن او را دارد سکوت کند و نسبت به او بیتفاوت باشد؟!
لازم است نسل امروز ما با جنایات آمریکا در حق ملتمان و دیگر ملل آشنا شوند، مطالعه کنند که چه رشادتها و حماسهها واقع شد تا به این نقطه از اقتدار و اوج رسیدیم و در حفظ او چون گذشته همه باید کوشا باشیم. این را جوانان عزیزمان و بقیه مردم بدانند که نظام استکباری به این نتیجه رسیده که دیگر نباید برای سلطه گری خودش اقدام نظامی مستقیم یا حتی نیابتی داشته باشد؛ حتی فهمیده که فشارهای اقتصادی هم ثمرهای برای او نداشته است؛ لذا تمام همت خودش را روی تهاجم نرم برده است.
البته این را هم بگویم که در همین اغتشاشات معلوم شد وقتیکه متوسل میشوند به خشونت و ترور و فحش و ادبیات سخیف به کار میبرند و رکیک سخن میگویند؛ یعنی در جنگ نرم هم صحنه را ازدستدادهاند و حرفی چون برای گفتن ندارند فحش میدهند.
برای پیروزی در این نبرد که فرهنگی است؛ اول باید اتحاد ما را، مقاومت ما را، باورهای دینی ما را و مقدسات ما را از بین ببرند.
اتفاقاً همین روزها ۱۴ آبان روز فرهنگ عمومی است. تذکر این نکته جا دارد اگرچه فرصت بحث مفصل نیست که دشمن تأثیرگذاری خودش را از فرهنگ عمومی شروع کرده و میکند. او القا میکند که مگر میشود فرهنگ را مدیریت کرد؟! بعد خودش شروع میکند به مدیریت کردن. با روشهای غربی، سبک زندگی ما را در جهات مختلف مختل میکند و از بین میبرد و با سبک و روش زندگی غربی در تولید نسل و پوشیدن لباس و خوردن غذا و امثال اینها و هر چیزی که شما فکرش را بکنید دخالت میکند. به همهچیز وارد میشود و مدیریت میکند تا فرهنگ ما را از ما بگیرد و فرهنگ خودش را القا کند.
در این مرحله که مرحله دوم انقلاب است و روشهای دشمن پیچیده و حساستر از قبل شده؛ باز حضور مردم بهخصوص حضور جوانان به بهسلامت عبور کردن از این مرحله کمک خواهد کرد؛ و آینده هم همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند بسیار آینده روشنی است.
البته نهادهای مسئول باید مسئولانهتر وارد عرصه شوند. فضای مجازی و آموزشوپرورش را باید به جدیت رسیدگی کرد. ترس دشمن از حماسههای دهه نودیها است که خرمشهرهای آینده را فتح میکنند. او برای آنها برنامهریزی دارد؛ لذا باید نسبت به آموزشوپرورش و فضای مجازی دقت بیشتری داشت.
دهم ربیعالثانی وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها است. در نوبت دیگری انشاءالله مطالبی را عرض خواهم کرد.
هجدهم آبان روز کیفیت است. راجع به کیفیت هم مطلبی را یادداشت کرده بودم که بماند.
فقط نکتهای را تذکر میدهم. دوستان سعی کنند به دیدار مجروحین اتفاقات و اغتشاشات این هفته بروند. بهعنوان ثواب بروید سر بزنید، حال بپرسید، دلجویی کنید؛ هم از نیروی انتظامی، هم از بسیج و هم از مردمی که آسیب دیدند؛ به دیدارشان بروید که قوت قلبی است برای آن عزیزان و برای خودتان ارزشافزوده دارد.
نکته دیگر اینکه در مراسمی مثل مراسم ۱۳ آبان که روز نوجوان و جوان است و بناست از همه نوجوانها و جوانها استفاده شود، دوستان بزرگوار میانسال و بلکه بیشتر از میانسال، تریبونها را واگذار کنند. استثنائاً این را اینجا تذکر دادم؛ چون دیگر فرصت گفتن در زمان دیگری را ندارم. امامت جمعه را نمیشد واگذار کرد و الا واگذار میکردیم؛ اما بحث اداره جلسه و مدیریت جلسه که قصدمان هم همین بود که امسال اینگونه شود، دوستانْ اصراری نداشته باشند که در این مراسم حتماً باشند. خدای تعالی همه ما را به وظایفمان آشنا کند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/8/6 | 1401/8/6دشمنیهایی که میشود خیلی سنگین و با برنامهریزی کامل انجام میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه106
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یا ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین صبورند و دعوت به صبر میکنند. اگر در خاطر شریف شما باشد که هست؛ عرض کردم در سوره مبارکه عصر برای اصلاح جامعه به دو عامل مهم اشاره میکند که مؤمنان باید به آن دو، یکدیگر را سفارش کنند و دائماً ملازم با آن دو باشند؛ که یکی حق و دیگری صبر بود.
بحث حق را در چندین نوبت به عرضتان رساندیم. مقداری هم راجع به صبر عرض میکنم.
خداوند بهجای همه فضائل مهم اخلاقی و انسانی که برای فرد و جامعه مهم است؛ فقط به صبر اشاره فرمود. ما بعد از بیان مقدمات و تشریح تواصی به حق که همه آن مطالب درباره تواصی به صبر هم مطرح است، مقداری راجع به خود صبر بحث میکنیم تا حدود و جایگاه صبر در معارف را کمی دوره کنیم.
اگر جایگاه صبر در فرهنگ دینی ما موردبررسی قرار گیرد شاید به این نتیجه برسیم که همه فضائل و کمالات را دربر میگیرد. آیات فراوانی در قرآن کریم به ابعاد مختلف صبر و درجات و مراتب گوناگون آن پرداخته است. بیش از صد مرتبه صبر و مشتقات آن در قرآن بکار رفته است.
مثلاً؛ «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه…»، «… رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا…»، «الصَّابِرینَ وَ الصَّادِقینَ وَ الْقانِتینَ وَ الْمُنْفِقینَ وَ…»، «… وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً …».
در چهار آیه از قرآن بعد از اینکه خداوند آیات الهی را میشمارد، میفرماید: «إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ». در این آیات نشانههایی است برای کسانی که اهل صبر و شکر باشند.
گاهی صبر همراه صدر و ذیل بوده؛ یعنی بعد و قبل کلمه صبر مطلبی بیانشده که در ضمن بحث بیان خواهم کرد.
گاهی برای تشویق به اینکه انسان اهل صبر باشد، از امتحانات الهی و بعد بشارت به او و یا از معیت با خداوند و یا محبت الهی سخن گفتهشده است؛ و در این موارد از بهشت و نعمتهای آن سخنی نیست؛ اینها درجههای بالای از صبر هستند. مثلاً در آیه ۱۵۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین».
و یا در قسمتی از آیه ۱۴۶ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَاللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»؛ یعنی کاری کردند که محل حب هستند.
و در آیه ۴۶ سوره مبارکه انفال فرمود: «إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ». آنجا محبت بود، اینجا معیت است؛ یعنی خدا همراه صابرین است. معیت خودش یک فضیلت بلندی است. یا در ۲۴۹ بقره فرمود: «وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ».
البته برای عدهای هم رسیدن به ثواب و بهره بردن از نعمتهای اخروی که بهعنوان پاداش صبر مطرح است، مهم است. مثلاً در آیه ۷۵ سوره مبارکه فرقان فرمود: «أُوْلَئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صَبَرُوا». بهرهمندیهایی از تنعمات بهشتی برای اینها حاصل است.
گاهی هم نمونههایی را معرفی میکنند تا بهعنوان الگو به آنها تأسی شود. مثل آیه ۲۴ سوره مبارکه سجده که نام حضرت موسی علیهالسلام را میبرد که به مقام امامت رسید و آن را نتیجه صبر میداند. فرمود: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ»؛ یعنی راه رسیدن به مقامات عالی معنوی را صبر بیان کرده است. چه در مسائل دنیایی و چه در مسائل معنوی باید اهل صبر بود.
در آیه ۴۴ سوره مبارکه ص در ستایش حضرت ایوب علیهالسلام فرمود: «إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا، نِعْمَ الْعَبْدُ، إِنَّهُ أَوَّابٌ». ما او را صابر یافتیم. عجب بنده خوبی است؛ دائماً بهسوی خدا بازگشت دارد؛ یعنی به خاطر صبری که داشت اینگونه توصیف شد.
در تعدادی از آیات هم خود رسول خدا به صبر توصیه شده است. چون دعوت سختی در پیش رو داشت و قطعاً مورد ایذاء و آزارهای مختلف قرار میگرفت. خود حضرت هم فرمودند هیچ پیغمبری مثل من اذیت نشد؛ پس باید اهل صبر باشد.
در آیه ۷ سوره مبارکه مدثر فرمود: «وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ». یا در آیه ۳۵ سوره مبارکه احقاف فرمود: «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ». صبر کن همانطور که انبیای گذشته صبر کردند؛ نبوت بدون صبر نمیشود.
و یا در آیه ۴۸ سوره مبارکه قلم فرمود: «فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ». صبر داشته باش؛ نه مثل صاحب حوت (حضرت یونس) که وقتی مردم به دعوت او توجه نکردند و آثار عذاب نازل شد، از قومش کناره گرفت.
من فعلاً به بخش کوچکی از آیات صبر اشاره کردم و الا دایرهاش بسیار وسیع است. اگر انسان بخواهد در هر امر مادی و معنوی به نهایت آن برسد باید اهل صبر باشد و لذا در پیشرفتهای معنوی هم باید اهل صبر بود.
آیات در این زمینه خیلی شیرین و گویاست. مثلاً در جنگ بدر، مسلمین هیچ نداشتند ولی بر دشمن تا دندان مسلح پیروز شدند. در آیه ۱۲۳ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ». خدا آنها را یاری کرد؛ چون اهل صبر بودند؛ بعد خداوند در آیه ۱۲۵ به آنها وعده داد که اگر صبرتان بیشتر شود و تقوا داشته باشید ما ملائکه بیشتری را به کمک شما میفرستیم؛ یعنی در همان مرحله قبل هم که پیروزی حاصل شد ملائکه کمک کردند؛ و الا مگر میشد بهظاهر در مقابل دشمنی که تادندانمسلح است پیروز شد؟! «بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَهِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِکَهِ مُسَوِّمِینَ». در آیه شریفه تأکید میکند شرطِ کمک، صبر و تقوا است.
خب این نصرت الهی است. شبیه همین مطلب را در قصه حضرت یوسف و صبری که در مقابل گناه از خود نشان داد، بیان میکند. در آیه ۹۰ سوره مبارکه یوسف فرمود که اگر تقوا و صبر داشته باشید خداوند اجرتان را ضایع نمیکند. «إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ». این هم کمک در مسائل معنوی است. اگر شما در گناه و لغزش و خطا اهل تقوا و صبر باشید خدای تعالی پاداش مضاعفی خواهد داد.
بههرتقدیر آیات متعدد قرآن کریم بیان میکنند که شرط موفقیتهای دنیایی و آخرتی همراه بودن تقوا با صبر است. خدای تعالی ما را موفق کند که اهل تقوا و صبر در همه مراحل زندگی باشیم. بحث ادامه دارد تا نوبت بعد با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل کرامتند که خداوند متعال فرمود: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.»
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۳ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْکَرِیمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا یَعْلَمُ». از بهترین اعمال شخص بزرگوار، چشمپوشى اوست ازآنچه مىداند. کریم اهل چشمپوشی از لغزشهایی است که از دیگران در نظر دارد.
گاهی دانستن مطلبی از کسی انسان را وادار میکند تا اقدامی داشته باشد اما همینکه بردباری میکند و اقدام نمیکند و جلوی قوه غضبیه خود را میگیرد این خود یکی از فضائل مهم است که شخص به دست آورده است. لذا فرمود: چشمپوشى از عیوب دیگران از بالاترین اعمال است.
البته اینجا عیوب شخصی که مربوط به خلوت شخص است مطرح است؛ و الا عیوب اجتماعی که مضر به حال اجتماع هستند را باید حتماً گفت و جلوگیری و پیگیری کرد. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
۸ ربیعالثانی ولادت باسعادت امام عسکری علیهالسلام در سال ۲۳۲ قمری است. پیشاپیش تبریک عرض میکنم. وقتی در بیانات امام علیهالسلام دقت میکنیم؛ عبارات نغز و روشهای تربیتی اعم از فردی و اجتماعی و حتی مسائلی که مربوط به تحکیم پیوندهای اجتماعی است مطرح شده است. حضرت در بیانشان تأکیددارند که شیعیان باید باهم پیوند عمیق و اجتماع مؤمنانه داشته باشند.
در ذیل آیه ۸۳ سوره مبارکه بقره که فرمود: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» بهعنوان تفسیر آیه شریفه فرمودند: «با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگویید. مؤمن، به هممذهبان، روى خوش نشان مىدهد؛ و با مخالفان، با مدارا سخن مىگوید تا به ایمان، جذب شوند و حتى اگر نشدند، با این رفتار، از بدىهاى آنان در حق خود و برادران مؤمنش، پیشگیرى کرده است.»
این یک دستورالعمل است که در جامعه اسلامی باید با خودمان و با دیگران چگونه رفتار کنیم. دقت در بیان امام مطالب فراوانی را به دست میدهد که شیعیان اهلبیت علیهمالسلام باید این روشها را محور رفتار فردی و اجتماعی خود قرار دهند. تمام تلاش امام این است که مردم باهم تعاون و اجتماع داشته باشند و از هم جدا نباشند؛ حتی برای حفظ امنیت اجتماع توصیه به مدارا میکنند؛ البته مدارا تا یک محدودهای است.
و درباره رعایت حقوق برادران فرمودند: «کسی که به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در رعایت کردن آنها کوشاتر، نزد خداوند ارجمندتر است». در این بیان توصیه حضرت این است که اولاً باید در جامعه حاضر بود و ثانیاً باید مسئولیتپذیر بود و ثالثاً رعایت حقوق دیگران موجب اجر و پاداش و قرب الهی است.
حالا اینجا بحثهایی مطرح است که میگذرم فقط خواستم عرض ادبی به ساحت قدسی حضرت عسکری داشته باشم.
۴ ربیعالثانی ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی در سال ۱۷۳ قمری است. از ایشان هم حدیثی را که از قول امام رضا یا امام هادی علیهماالسلام نقل کرده است بیان میکنم؛ که برای حفظ اجتماع شیعه و آنچه از امام عسکری عرض کردم مهم است.
حضرت فرمودند: «ای عبدالعظیم به دوستدارانم سلام برسان (خب ما خود را دوستدار اهلبیت میدانیم؛ این سلام امام معصوم است به ما) و به ایشان بگو: شیطان را بر خود مسلط نکنند؛ و آنها را به راستگویی در گفتار، اداى امانت، سکوت و ترک منازعه در چیزهاى بیهوده فرمان ده و نیز با دیدار یکدیگر و آمدوشد باهم که این عمل موجب نزدیکى به من مىشود. دوستان من نباید اوقات خود را به مخالفت و دشمنى با یکدیگر مشغول سازند. من سوگند یادکردهام که هر کس مرتکب اینگونه کارها شود و یا بر یکى از دوستانم غضب کند، از خداوند بخواهم تا وى را در دنیا به سختترین عذاب گرفتار سازد و در آخرت از زیانکاران خواهد بود. دوستان مرا متوجه کن که خداوند نیکوکاران آنها را آمرزیده و از بدکاران آنان در گذشته، مگر کسانى که شرک آورده و یا یکى از دوستان مرا رنجاندهاند و یا بدخواه اویند. پروردگار ازاینگونه اشخاص نخواهد گذشت و آنها را نمىبخشد؛ مگر اینکه از نیت خود برگردند. اگر کسى از این حالت بازگشت مورد آمرزش خداوند قرار خواهد گرفت؛ ولى اگر در این حال باقى ماند، خداوند روح ایمان را از دل او خارج خواهد ساخت؛ و از ولایت من نیز بیرون مىرود و از دوستى ما اهلبیت هم بهرهاى نخواهد داشت؛ و من از این شقاوت به خدا پناه مىبرم.»
خلاصه حدیث هشت فرمان است: ۱. راستى، ۲. اداى امانت، ۳. سکوت، ۴. ترک مجادله، ۵. دیدار دوستان، ۶. پرهیز از اختلاف، ۷. آزار نرساندن، ۸. بدخواه نبودن. انشاءالله همه ما در مسیر تربیتی اهل قرار داشته باشیم.
هشتم آبان، سالگشت شهادت شهید محمدحسین فهمیده است که روز نوجوان و روز بسیج دانشآموزى نامگذارى شده است. آنطور که درباره شهید فهمیده نوشتهاند و خانواده محترمش گفتهاند -که خداوند پدر و مادر بزرگوارش را که در دوران اوج کرونا از دنیا رفتند و نشد مراسم ویژه برای آنان گرفته شود رحمت کند و با اولیائش محشور کند- نوجوانى خوشبرخورد، شجاع، فعال، کوشا بود که به مطالعه علاقه زیادى داشت و باوجود اینکه به سن تکلیف نرسیده بود، نماز مىخواند و احترام خاصى براى والدینش قائل بود و هرگز به آنها بىاحترامى نمىکرد. شیفته و عاشق امام (ره) بود و با تمام وجود سعى در اجراى فرامین امام داشت.
شهید فهمیده، یکى از هزاران دانشآموز کشور است که با نثار خون خود بر طراوت، رشد، بالندگی و تثبیت انقلاب اسلامى افزود. ما هزاران دانشآموز شهید داریم. این شهدا شدند شاخص و الگو. نماد فهم درست و عمل بهموقع شدند. از ویژگیهای نوجوان شهید این است که موقعیت را خوب تشخیص داده و درست و بهموقع عمل کرده؛ و امام هم این فکر و روش را بهعنوان رهبر یاد کرد تا چنین سیرهای همیشه زنده بماند و تأسی به او منشأ خدمات و حماسههای بزرگ باشد.
اینکه وقتی خطر جدی شد و کیان دین و عزت و اقتدار کشور به خطر افتاد، وارد میدان شوی و هر هنری داری عرضه کنی و از اهداف بلند الهی دفاع کنی. همیشه جنگ مستقیم نیست. گاهی مثل امروز، جنگ ادراکی و شناختی است. در این عرصه هم باید دشمنیها را خوب شناخت و تبیین کرد. من مکرر عرض کردم که دشمنشناسی ما خوب است؛ اما دشمنی شناسی ما زیاد قوی نیست. روی دشمنی شناسی باید بیشتر کار کرد.
هر کس در هر جایگاهی که هست از آرمانهای اسلام و انقلاب باید دفاع کند. نشستن و نگاه کردن و بیتوجه بودن و سکوت کردن، حرکت در مسیر امامین انقلاب و شهدا نیست؛ ولو هزاران بار شخص بگوید من ولائی و انقلابیام؛ به درد نمیخورد؛ و البته همه حرکات در خاطر مردم میماند و بهموقع دوستداران انقلاب یادآوری خواهند کرد. این سکوتها و بعضاً این عدم حرکتها در ذُکر و خاطره مردم هست. باید وارد عرصه شوند؛ هرکس به توان خودش.
خون شهدای دانشآموز به همراه خون بقیه شهدا که همگی مظلومانه بهپای محبوبشان ریخته شده است، دارای آثاری بزرگ است که یکی از آنها حفظ دستاوردهای انقلاب است. بله برای ما عرصه را تنگ میکنند و زندگی را سخت میکنند؛ هیجاناتی به وجود میآید و بالا و پایینهایی دارد؛ اما بدانید این خونها چون مظلومانه ریخته شده، ولیّ او سلطان است؛ «مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً». (اسراء/۳۳) اوست که سلطنت دارد و نمیگذارد از بین برود.
عرض کدم که یکی از آنها حفظ دستاوردهای انقلاب است و دیگری بیاثر کردن توطئههایی است که دشمنان علیه ملت ما میکشند؛ و البته این روحیه چنان روح حماسه را در ملتها زنده نگه میدارد و انگیزه قیام علیه ظلم و فساد ایجاد میکند که قابلتحمل مستکبرین نیست و هر جور شده تلاش میکنند که این فکر را حذف کنند.
درحرکتهای استشهادی که در لبنان و مناطق اشغالی و فلسطین اتفاق افتاد، الگو گیری از شهید فهمیده بود. خب اگر این روش و امثال این زنده باشد و توسعه پیدا کند خواب را بر دشمنان حرام میکند؛ پس باید آن را ساقط کنند و از بین ببرند.
در جنگ نرم یکی از کارهای مهم این است که الگوها و آموزههایی مثل شهادتطلبی را بیاثر کرده و از قداست برای ملتها بیندازند. نمونههایش را این روزها میبینید و درگذشته هم به طرق مختلف بود.
بااینکه در جنگ نرم، خیلی نرم و بدون حساسیت در تغییر باورها اقدام میکنند اما در یک روزنامه صهیونیستی به نام «اسرائیل هایوم» نوشته بود: «براى دستیابى به توافقى سازنده با ایرانیها باید استراتژیها، تاکتیکها و حتى متن کتب درسى آنها با آموزههاى شهادتطلبى بهصورت کلى تغییر یابد». ببینید این را چند سال قبل گفته بودند که بعد سند ۲۰۳۰ آمد و گفتند هر چیزی که نماد حرکت انقلابی است باید از کتابها حذف شود و کذا و کذا. مخالفت میکنند چون اگر روحیه شهادتطلبی در ملتی زنده باشد، در آنجا آنها زمینگیر هستند.
این روش جنگهای شناختی است که بین شخص و اعتقادات و باورهایش در مدتزمان تغییر و استحاله ایجاد میکند؛ و بخشی از مأموریت نفوذ سیستمی که حضرت آقا چند سال پیش هشدار دادند همین است. افراد و اشخاصی را در جاهای حساس نفوذ میدهند که علاوه بر رد کردن اخبار مهم به دشمن، در تصمیمگیریهای غلط برای نظام نقش داشته باشند؛ و باز ایشان تذکر دادند که از گنج دوران دفاع مقدس استفاده شود؛ و با استفاده از هنر، این الگوها به جامعه بهخصوص نوجوانان و جوانان به زیبایی معرفی شود. این خودش یک نوع جهاد تبیین است.
نباید از یادها برود که سالیان طولانی نوجوانان و جوانان ما تحت شکنجه و سرکوب و زندان و امثالذلک بودند؛ و فقط در سیزده آبان، آن جنایت بزرگ را انجام دادند؛ حالا دلسوز شدهاند و مهربانی میکنند؟ برای کی مهربان و دلسوزند؟ شما دستتان به خون کودکان و جوانان و نوجوانان ما آلوده است.
با این ادبیات واردشدهاند تا از عدم اطلاع این قشر در این زمان، انتقام گذشته را بگیرند. اینجاست که جهاد تبیین کارکرد خود را نشان میدهد. باید از هر رسانهای پلیدی و خباثت همه کسانی که علیه اسلام و انقلاب نقشه میکشند و توطئه میکنند را نشان داد. همه باید بگویند. جنایات شاه و پدر بیسوادش که دستنشانده انگلیس پلید بود و ساواک را در حق ملت بگوئید. نیروهای ساواک که در رژیم صهیونیستی دوره دیده بودند و به جان جوانان ملت افتاده بودند را پدر و مادر همین کسی که این روزها دلسوزی میکند و با پولهایی که از ملت بردهاند عیاشی میکنند، به وجود آورد. ۱۳ آبان خونین و قتلعام دانش آموزان و دانشجویان توسط همین دلسوزان به وجود آمد. دلسوزان دروغین امروز.
جنایات آمریکا و انگلیس و کشورهای استعماری را بازگو کنید؛ و اینکه چرا امروز دلسوز ملت ما شدهاند. جنایات منافقین و گروهکهای وابسته به قدرتها را بگوئید که چگونه ناجوانمردانه مردم بیگناه را به خاک و خون کشیدند و امروز دلسوز کشور شدهاند. گروههای تجزیهطلبی که همین امروز هم شعارهای قشنگ و باب میل یک عدهای میدهند نی متوانند زیر یک پرچم جمع شوند. دیدید که همین چند روز گذشته نتوانستند تحت یک پرچم جمع شوند. همه عده و عُده خودشان را که جمع کردند با آن تبلیغات گسترده، ۲ الی ۴ درصد از مجموعه کسانی که در خارج از کشور ساکن هستند و مقیم هستند را توانستند جمع کنند.
انقلاب اسلامی چهره همه این پلیدیها را برملا کرد. دستان خونآلود استعمارگران را و چهره کریه خاندان منحوس پهلوی و همچنین منافقین و گروههای وابسته را آشکار کرد و همه را بیرون ریخت و جریان ضد ظلم و ضد استکبار در دنیا به راه انداخت و آنها را عصبانی کرد؛ و امروز آنها جنگ احزابی علیه ملت ما برای انتقام همه ناکامیهایی که داشتند راه انداختهاند؛ اما این مردم آبدیده شده و کوران حوادث سهمگین را رد کرده و باقوت و عزت و در اقتدار کامل این مرحله را هم رد خواهند کرد؛ و با وحدت و یکپارچگی که در آحاد ملت ایران وجود دارد تمام جامعه استکباری عالم منتظر سیلی دیگری از ملت ایران باشند.
دشمنیهایی که میشود خیلی سنگین و با برنامهریزی کامل انجام میشود. شما فکر نکنید یکمرتبه یک شعاری از یکجا گفته میشود و همه تکرار میکنند؛ خیر. روی اینکه چه شعاری چه روزی داده شود و بعد چه اقدامی در کجا انجام شود کار میکنند.
خانوادهها مواظب فرزندانشان باشند تا ندانسته وارد بازی دیگران نشوند و برای خودشان خسارت درست نکنند. ببینید واقعاً چقدر مطالبات را سخیف و پست کردند. شخصیتها را کوچک کردند که به اموال عمومی آسیب میزنند و به مقدسات توهین میکنند، مسجد و قرآن میسوزانند تا بهصورت مختلط غذا بخورند.
این همان جنگ ادارکی است که نمیداند در کدام زمین میجنگد. وقتی سرگرم این بازیها شدند، زمینه را فراهم میکنند تا امنیت ملی را به خطر بیندازند. هرکدام از این حرکتها چراغ سبز به دشمن است که فضا برای دشمنی تو آماده شده است؛ اقدام کن.
حادثه جانگذار و ناگوار و غیرانسانی در حرم سوم اهلبیت علیهمالسلام، حرم احمد بن موسی سلاماللهعلیهما که توسط گروه قسیالقلب و خونریز داعش انجام شد، نشاندهنده این است که همانطور که گفته بودند از هر فرصتی استفاده میکنند تا به اقتدار و امنیت ایران ضربه بزنند.
برای شهدا علو درجه و برای بازماندگان صبر و اجر و مجروحان شفای عاجل از خدای تعالی طلب میکنیم. شادی روح شهدای این واقعه و باقی شهدا صلوات بفرستید.
البته خیال خامی است که در سر میپرورانند که ملت ما با این مسائل سست شوند. تعبیر امام هنوز زنده است که فرمود «بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود». واقعاً چقدر ما باید توضیح میدادیم که این جریاناتی که در خیابان دارد اتفاق میافتد نتیجهاش این است که امنیت ملی به خطر بیفتد، میخواهند سوریه سازی کنند، میخواهند پای دشمن را به داخل باز کنند. هرچه گفته میشد و برنامه ساخته میشد و بیان میشد، بهاندازه شهادت این چند نفر از مردم باوفای ما کارسازی نداشت. ۱۳ یا ۱۵ نفر به شهادت رسیدند ولی چهره دشمن کاملاً روشن شد.
البته باید نوچههای داخلیها استکبار و کسانی که محرک هستند بدانند که در مقابل ملت قرارگرفتهاند و هر کلام آنها و هر اظهارنظری که میکنند و باعث ادامه اغتشاش و تخریب اموال و از بین رفتن جانها میشوند، آب به آسیاب چه کسانی میریزند و جادهصافکنی چه کسانی شدهاند و دستشان در این خونهای بهناحق ریخته شده شریک است.
جنگ ادراکی همین است؛ که طرف خودش قبول کرده که جنایت کرده، اعلامیه هم داده که من به عهده میگیرم، بعد در داخل یک عده میگویند که کار خودشان است، یک عده هم قبول میکنند. این میشود جنگ ادراکی. روی فکر و ذهن طرف جوری کار میکنند که اقرار خود آنطرف را هم قبول نمیکند.
امروز خواسته مردم صبور و آسیبدیده با حمایتی که از مسئولین محترم دارند، این است که چون بهاندازه کافی مدارا شده و حساب اغتشاش و اعتراض کاملاً از هم جداشده، مماشات را کنار بگذارند؛ و همانطور که حضرت آقا در پیام تسلیتشان فرمودند -که باید روی این پیام هم کار جدی صورت بگیرد- مردم در مقابل کسانی که به جان و امنیت و مقدساتشان حمله میکنند ید واحده هستند؛ اما مسئولین، قاطعانه و خردمندانه با تخریبکنندگان اموال عمومی و کسانی که به جان و نوامیس مردم رحم ندارند، باید مقابله کنند و غائله را خاتمه دهند؛ و البته عاملان جنایت شیراز بدانند که بهزودی انتقام سخت و فراموشنشدنی که عبرت دیگران باشد از آنان گرفته خواهد شد.
باید از موضعگیری بهموقع برادران اهل سنت و تعدادی از علماء بزرگوارشان در جریان پیشآمده و تأکید بر وحدت و انسجام که لازمه امروز جامعه ما و مأیوسکننده دشمن است تقدیر و تشکر کنم.
نمیدانم مستند انتقام بزرگ را از تلویزیون دیدید یا نه. حتماً تقاضا کنید و ببینید و خدا را شکرگزاری کنید بر نعمت انقلاب و رهبری و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی که چگونه با اشراف کامل رصد کردند. در وسط آفریقا یک مرکزی را که قصد داشتند در ایران از بین ببرند را کامل ساختند و عواملشان هفتاد مرتبه تمرین کرده تا بتواند کار را بینقص درآورد، بعد وارد ایران شده و صبح عملیات دستگیر شدند. این اشراف اطلاعاتی است. اینها را باید شکرگزار بود. اینها در هر فرصتی و موقعیتی بنایشان بر این است که ایران را مورد زحمت قرار بدهند.
پیام حضرت آقا را راجع به وظایف مختلفی که افراد دارند با دقت بررسی کنید. بهخصوص فعالان عرصه فکر و تبلیغ در این قصه ساکت نباشند.
ایران امروز در اقتدار کامل از جهات مختلف به سر میبرد و دشمنان ما هم این را بهخوبی میدانند. همین سپاه را دیدید که یکبار دیگر در شرایط بحرانی منطقه و جهان توانمندیهای خود را در رزمایش ایران مقتدر و اقتدار ولایت در منطقه ارس به نمایش گذاشت. برای پاسخ به هرگونه تجاوز خارجی و تهدید منافع، آمادگی لازم را در خودش محقق کرد.
یکی از نقاط مهم رزمایش رونمایی از پهپادهای انتحاری معراج ۵۲۱ با امکان تعویض سه سر جنگی ۵۰۰؛ ۷۰۰ و ۱۰۰۰ گرمی وارد مرحله عملیاتی شد. این پرنده توان پرواز مستمر تا ۱۵ دقیقه دارد و دارای بُرد پنج کیلومتری است. همچنین از روی لانچرهای کوچک پرتاب میشود و هدایتکننده آن میتواند بهوسیله نمایشگر هدف موردنظر را نابود کند.
سپاه در اقتدار کامل و ارتش هم در اقتدار کامل است؛ آنها هم این را میدانند. البته خب زحمت میدهند و عرض خود میبرند.
و همانطور که مسئولین گفتند؛ اگر منافع ملی ایران از سوی هر یک از بازیگران منطقه به خطر بیفتد، جمهوری اسلامی چارهای جز کنار گذاشتن سیاست پیشین خود و ورود مستقیم به تحولات میدانی نخواهد داشت.
راجع به پدافند غیرعامل که موضوعش در این هفته است؛ مطالبی را در نظر داشتم خدمت شما عرض کنم که قبل از خطبهها برادر بزرگواری که از طرف مسئول و ریاست پدافند عامل کشور اینجا حاضر بودند برای شما مطالب نغزی را بیان کردند؛ و من دیگر تصدیع نمیدهم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/7/29 | 1401/7/29نقشه دشمن راجع به فرزندان جامعه است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه107
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا زمانشناس و مخاطب شناس بوده برای برقراری چرخه تواصی از همه امکانات خود بهره میبرند. بحث خطبههای اول در این چند وقت ازاینجا شروع شد که تصمیم گرفتم راجع به مسئله مهمی که حضرت آقا در عید مبعث سال ۱۳۹۹، فرموده بودند که نگذارید زنجیره تواصی به هم بخورد و چند نوبت هم تأکید و تکرار فرمودند، عرایضی داشته باشم و تا حدودی در فرصت خطبه مطلب را توضیح بدهم.
لذا از شرح سوره عصر آغاز کردم و تا امروز توفیق شده نکاتی را بیان کنم. بیشتر درباره تواصی به حق مطلب بیان کردم که تواصی به صبر بخش عمدهاش ماند و فقط اشارهای جزئی به آن شد. البته هردوی اینها باید باهم باشد.
جهت یادآوری عرض میکنم که ایشان فرمودند: «دو عنصر مهم برای مواجهه با این دشمنیها لازم است، یکی عبارت است از بصیرت و دوّمی عبارت است از صبر و استقامت که اگر چنانچه این دو عنصر وجود داشت دشمن هیچ کاری نمیتواند بکند، هیچ لطمهای نمیتواند بزند، هیچ توفیقی در مواجهه و مقابلهی با نظام اسلامی به دست نمیآورد. بصیرت و صبر، اگر این دو خصوصیّت وجود داشته باشد، دشمن غالب نمیشود.»
بعد فرمودند: «مردم یکدیگر را تواصی کنند؛ این زنجیرهی تواصی و توصیه کردن به یکدیگر برقرار باشد؛ هم توصیه به حق کنند، راه حق را تأکید کنند، هم توصیهی به صبر بکنند؛ این، همه را نگه میدارد. اگر چنانچه تواصی به صبر و تواصی به حق و بصیرت در جامعه وجود داشته باشد، این جامعه بهآسانی دستخوش تحرّکات دشمن نخواهد شد؛ امّا اگر چنانچه این جریان تواصی که زنجیرهی محافظت مؤمنان است، قطع بشود قطعاً خسارت خواهد رسید، دشمن همین عامل مهم را هدف قرار میدهد، اینکه این زنجیرهی تواصی به حق و به صبر را قطع کند.»
چند روایت راجع به حق بخوانم: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: حق نیرومندترین پشتیبان است. آگاه باشید، حقها مرکبهایی رام هستند که صاحبانشان بر آنها نشستند و زمام آنها را به دست گرفتند پس این مرکبها، سواران خود را بهآرامی و ملایمت بردند تا به سایهای گسترده رسیدند.
و فرمود: هر کس با تکیه بر غیر حق جویای عزت شود به ذلت درافتد و هر که با حق عناد ورزد خوار گردد.
در این نوبت عرض میکنم برای اینکه بتوانیم زنجیره تواصی را ایجاد کنیم و یا اگر موجود است فعالتر کنیم باید مهارتهای لازم را کسب کنیم. باید حتماً شناخت کافی راجع به مخاطب داشته باشیم باید زمانشناسی و دشمنشناسی و دشمنی شناسی و عملیاتی که انجام میدهند تا زنجیره قطع شود را بهخوبی بشناسیم.
باید بدانیم که کی، به که، کِی، چگونه، چه بگوید. هرکدام از اینها در رساندن پیام، مهم و ضروری است. در اینکه چه چیزی باید بگوییم، قطعاً باید در نظر داشته باشیم که مطالب برای مخاطب بهخصوص اگر جوانان باشند، جذاب باشد، نشاطآفرین باشد، بصیرت او را بالا ببرد و نسبت به آینده امیدوار کند. در او انگیزه حرکت به سمت افقهای بلند ایجاد کند و همت او را تقویت کند. باید بتواند موجآفرینی و گفتمان سازی کند. پس اینکه چه بگوییم خیلی در پیشرفت کار مهم است.
از این مهمتر این است که چگونه بگوییم. قطعاً اگر تواصی بخواهد اثربخش باشد و مخاطب را درعینحال که قانع میکند، انگیزه دهد، باید کلامی منطقی و هوشمندانه باشد و بتواند نیازهای مخاطب را همهکس فهم با حداقل هزینه و با بیانی ابتکاری و همهپسند تبیین کند.
گفتهاند باید اینگونه گفته شود که دارای چهار ویژگی «انگیزه سازی»، «اقناع اندیشهها»، «پرورش احساس و عواطف» و «رفتارسازی» داشته باشد.
اگر میخواهیم زنجیره تواصی شکل بگیرد باید عزیزان جلسات معرفتی و گفتگو با گروههای مختلف را راهاندازی کنند؛ در مساجد و دانشگاهها و مدارس و هر مکانی که می-شود جلسه تشکیل داد و تبیین کرد. اساتید حوزه و دانشگاه و هرکس مخاطبی دارد نشستهای هماندیشی و تخصصی داشته باشند. عزیزانی که توانمند در عرصه رسانه و شبکههای اجتماعی مجازی و حقیقی هستند، بهصورت هدفمند تولید محتوا و جریان سازی فرهنگی و گفتمانی داشته باشند و به برقراری چرخه کمک کنند. مرکز چرخه را مسجد و مدرسه و هیئات و بوستانها با همکاری گروههای جهادی قرار دهید. تبلیغات محیطی را نباید فراموش کرد. موکبهای مناسبتی و ایستگاههای صلواتی و موکبهای معرفت در اماکن عمومی بسیار مؤثر است.
و البته همه این موارد و ارتباط را وقتی میتوانید مؤثر انجام دهید که مخاطب را درست و دقیق انتخاب کرده باشید. به قول ما طلبهها تواصی بر وزن تفاعل، امری طرفینی است. حتماً باید بدانید سلیقه مخاطب و علائق و گرایش او چگونه است.
حتماً باید به زمان پرداختن به موضوع هم توجه داشته باشید. اینکه چه زمانی اقدام به گفتگو با مخاطب داشته باشید در اثرگذار بودن زنجیره تواصی مهم است؛ یعنی موقعشناس باشید؛ و الا پیامی منتقل نمیشود.
نکته پایانی هم این است که چه کسی بگوید. خلاصه مطالب گفته شده در این بخش هم این است که آن کس که اقدام به گفتگو برای انتقال پیام در زنجیره تواصی میکند باید تخصص لازم را داشته باشد و شخص مورد اعتمادی باشد که دیگران نسبت به گوینده نظر منفی نداشته باشند تا هم توصیه را بپذیرد و هم نشر بدهد؛ و الا مطالب عالی و درجه یک هم بگوید ولی نگاه آنها به گوینده نگاه منفی باشد آن حرفها هیچ تأثیری نمیگذارد.
تقریباً مطالب اساسی را راجع به تواصی به حق عرض کردم. در ادامه درباره تواصی به صبر نکاتی را به حول و قوه الهی بحث خواهیم کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین آخرتگرا بوده هرگز به کسی ظلم نمیکنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ». ظلم بر بندگان خدا بد توشهاى براى سفر آخرت است.
بالاخره انسان برای آن سفر طولانی که در پیش دارد و عقبههای کؤودی که در مقابل او هست احتیاج به زاد و توشه دارد. سفرهای برای همه ما گسترده خواهد شد که سفره ابدی ما است. زندگی ما در قیامت زندگی ابدی است. مربوط به یک سال و ۵۰ سال و ۷۰ سال نیست. ما موجودی هستیم که به وجود آمدیم ولی دیگر نابود نمیشویم. انسان ابدی است. درست است که ابتدا دارد اما انتها ندارد. تا زمانی که خدای تعالی خداست و هست، انسان هم هست؛ یعنی انسان ابدی است.
لذا برای این زندگی ابدی خودش باید توشه و آذوقه فراهم کند. سر آن سفره هرچه که خودش برده قابلاستفاده است. از نعمتهای دیگران و بهرههای دیگران نمیتواند استفاده کند. در این دنیا که هستیم در طول مدتی که زندگی میکنیم ۵۰ سال ۷۰ سال ۱۰۰ سال هرچه که خدای تعالی رزق ما کرده است باید توشه برداریم؛ یعنی باید سفره را برای آنجا آماده کنیم. آنجا لباس نداریم لباس ما تقوا است. زاد و توشه ماهم تقواست؛ یعنی هم وسیله سفر ما تقواست، هم مرکب ما تقواست، هم تنعماتی که سر سفره هست با تقوا به دست میآید.
حالا بعضی از ماها چه کسب میکنیم در دنیا؟ امیرالمؤمنین فرمود بدترین توشه برای سفر آخرت ظلم به بندگان است. حالا این ظلم البته از کم شروع میشود و به قول ما طلبهها مقول به تشکیک است. شما از دهان یک مورچه گندمی را بگیرید ظلم است تا گیاهی را بیجهت قطع کنید ظلم است تا برسد به اینکه مسئول جایی باشید و رئیس مجموعهای باشید و نسبت به زیردستانتان تخلف کنید یا حاکم باشید و برود بالاتر. هرکسی فرقی نمیکند.
بعض از ماها نسبت به خانواده و همسر و فرزندانمان ظالم هستیم. نسبت به دوستان و اطرافیانمان ظالم هستیم. این ظلم را باید توجه داشت. بدترین توشهای که با خودمان میبریم ظلم است. اگر این ظلم جوهر ذات ما شد که از ما جدا نشد و با خودمان به آن سمت بردیم، بدترین توشه است. زاد آخرت ما باید تقوا باشد.
مناسبت مهمی که در هفته پیش رو داریم، انتقاد شدید امام از مصوبه مجلس درباره کاپیتولاسیون در روز ولادت صدیقه طاهره در ۴ آبان سال ۴۳ است که در حرکت انقلاب در مسیر پیروزی بر طاغوت نقش اساسی داشت و امام (ره) پیامی هم همان روز دادند و لایحه را سند بردگی ملت نامیدند.
البته امام قبل از سخنرانی ابتدا پیکهایی را برای آگاه کردن علما و روحانیون به شهرهای دور و نزدیک فرستادند و خودشان هم در قم مقدمات را فراهم کردند. تنها کسی که امام را در آن مقطع همراهی کرد آیتالله مرعشی نجفی بود. بقیه آنچنان در آن مقطع همراه نبودند.
بعد از سخنرانی هم رژیم منحوس پهلوی تنها راه چاره را تبعید امام دانست که شب سیزدهم آبان ماه ۱۳۴۳ با صد کماندو به منزل امام در قم حمله کردند و امام را درحالیکه از آرامش کامل برخوردار بود را با اتومبیل به تهران منتقل و همان روز با هواپیما به ترکیه تبعید کردند. خاطرات آن روز دستگیری امام را بخوانید؛ که میفرمایند «در طول مسیر کسانی که با من بودند خائف بودند و من تا تهران خوابیدم.»
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۸ حق کاپیتولاسیون و امتیازات و ملحقات آن برای همیشه و بهطور نهایی لغو شد. قبلاً راجع به کاپیتولاسیون سخن گفتم و خود شما هم مطالعه دارید تکرار نمیکنم.
اما آنچه که نباید فراموش شود این است که استکبار به خاطر روحیه استعماری که دارد در هر زمان که بتواند تلاش میکند ملتها را زیر یوغ خود داشته باشد و اساساً از استقلال کشورهای اسلامی و بالأخص ایران اسلامی ناراحت است.
خوب است به گوشهای از بیانات تاریخی حضرت امام که با حمله شدید به آمریکا و انگلیس همراه بود و امروز هم آن بیان زنده است و گویا، اشارهای بکنم. دقت کنید این بیان برای سال ۴۳ است. فرمودند: «دنیا بداند که هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است از آمریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از آمریکا خصوصاً متنفر است… اجانبند که مخازن پرقیمت زیرزمینی ما را یغما برده و میبرند، انگلیس است که سالیان دراز طلای سیاه ما را به بهای ناچیز برده و میبرد… دیروز ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند، امروز به چنگال آمریکا و عمال آن. آمریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی میکند، آمریکاست که به اسرائیل قدرت میدهد که اعراب مسلم را آواره کند، آمریکاست که وکلا را یا بیواسطه یا باواسطه بر ملت ایران تحمیل میکند، آمریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر میداند و میخواهد آنها را از جلوی خود بردارد، آمریکاست که روحانیون را خار راه استعمار میداند و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بکشد، آمریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار میآورد که چنین تصویبنامه مفتضحی را که تمام مفاخر اسلامی و ملی ما را پایمال میکند تصویب و اجرا کنند، آمریکاست که با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن مینماید».
ما هم با تمام وجود و با صدای بلند هر جمعه اعلام میکنیم که از آمریکا و سیاستهای خباثت آلود او در حق ملتها و کشور خودمان متنفریم.
امروز هم آمریکا همان سیاستها را به نحو دیگری دنبال میکند. فرقی نمیکند دولت آمریکا دموکرات باشد یا جمهوریخواه چون هرکدام که سرکار بیایند یا دنبال فشار حداکثری بر ایران هستند یا مهار حداکثری. هم دنبال خرابکاری و ترور و حملات سایبری و اخلال در اقتصاد کشور هستند و تلاش میکنند با تحریم ثبات کشور را متزلزل کنند. هم با فشارهای دیپلماتیک، سعی میکنند ایران را از مسیری که دارد منحرف کنند و در همین مسئله مذاکرات چون میدانند ایران بر روی اصول خود ایستاده و کوتاه نمیآید، تمام ظرفیت خودشان را به سمت فشارهای ترکیبی و جنگهای خاکستری و جنگ نرم بردهاند تا امنیت کشور را به خطر بیندازند.
مثلاً ببینید در کل جهان بیش از ۳۰۰ ماهواره تلویزیونی فعال است که ۱۱۶ ماهواره، فضای ایران را پوشش میدهند؛ و مطلب تعجببرانگیز اینکه شبکههای ماهوارهای فارسیزبان که فقط برای ایرانیها برنامه پخش میکنند ۲۶۰ کانال هستند که تماماً توسط دولتهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آلمان و سعودی و ترکیه با هزینههای گزاف تولید و بعد بهطور رایگان برای ملت ایران پخش میشود.
جالب این است که دولتهای یادشده برای تماشای تلویزیون و فیلمهای خود، از هموطنان خودشان پول میگیرند و در صورت عدم پرداخت، حق اشتراک آنان را باطل میکنند ولی حاضرند تولیدات خود را مجانی در اختیار ما بگذارند. دشمنی دیگر بیشتر از این؟ آنهم چه مطالبی! مطالب کذب و مطالبی که خودتان میبینید چگونه است.
صهیونیستهای پلید و عربستان ذلیل و انگلیس خبیث و اخیراً کشورهای اروپائی هم بالصراحه وارد میدان شدهاند، شنیدید که مسئول سیاست خارجی اروپا گفته بود به خاطر اغتشاشات در ایران باید بستههای تحریمی را بیشتر کنیم و باید ایران را متهم کنیم که در جنگ اوکراین نقش دارد.
لذا ببینید باز بصیرت حضرت آقا و دید حکیمانه و الهی ایشان را در بیانیه گام دوم که فرمودند: «ملت ایران علاوه بر آمریکای جنایتکار تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه گر و غیرقابلاعتماد میداند». این بیان، بیان امروز است؛ که ببینید امروز آنها چه شیطنتهایی میکنند.
شواهد و قرائن نشان میدهد که اروپاییها این بار هم در اغتشاشات و آشوبها نقشآفرینی کردهاند؛ و قطعاً ایران بهموقع پاسخ خواهد داد. کارهایی که کردند را ببینید مثلاً در ابتدا کشورهای هلند و فرانسه و به دنبال آن کشورهای آلمان، اتریش، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا نیز بدون ارائه توضیح روشنی از شهروندان خود خواستند تا در این روزها که آرامش برقرار است سریعاً خاک ایران را ترک کنند؛ بااینکه در روزهای اوج اغتشاش حاضر بودند؛ و بعضاً خودشان هم نقش داشتند. این نوعی تحریک برای ادامه اغتشاش است.
یا تأخیر عمدی و شبه عمدی در حفاظت از سفارتخانههای ایران در اروپا حرکت علیه منافع ایران نیست؟ بعلاوه بعضی از عوامل بیگانه درصحنههای آشوب حاضر بودند. اتباع فرانسوی که در قالب گردشگر وارد کشور شده بودند و جاسوسی میکردند؛ و افراد را تشویق به اغتشاش میکردند؛ خودشان اقرار کردند. ۷ وزیر زن اروپائی اقداماتی که نظام اسلامی انجام داده برای امنیت خودش را محکوم کردند. آیا اینها مداخله در امور کشور نیست؟
خلاصه جنگ احزابی علیه ایران درست کردهاند. طوری وانمود میکنند که تمایلی به ادامه مذاکرات و امتیاز دادن ندارند و تحریمهایی که کرده و میکنند بیش از گذشته اثر دارد بهخصوص با حرکتهای ناجوانمردانهای که توسط ایادی خودشان در داخل کشور راه انداختهاند فکر میکنند دست ایران بسته است و عقبنشینی میکند. نه خیر؛ دست ایران باز است. از همه جهت هم باز است؛ موشکی، امنیتی، انرژی، دستاوردهای هستهای در علوم هستهای و امثال اینها.
البته خودشان به تأخیر دوماهه معلق ماندن مذاکرات تا انتخاباتی که دارند احتیاج دارند، پس سعی میکنند تا ایران را بیشتر درگیر مسائل حاشیهای بکنند و البته مردم هم خوب مدیریت کردهاند. آنها خواستند و میخواهند گسلهای قومیتی و مذهبی و جنسیتی به وجود بیاورند و وحدت ملی و امنیت ملی را به هم بزنند اما موفق نشدند و نخواهند شد.
مردم ما را نشناختند. در طول سالهای انقلاب مردم در برقراری امنیت نقش اصلی را داشتند و هنوز هم دارند. از ابتدای پیروزی انقلاب تا تشکیل کمیتهها و بعد هم بسیج، حملاتی که به ایران از جهات مختلف شد، در همه موارد مردم مدیریت کردند. آشوبها، فتنههای آن اوایل و همینطور که ادامه داشت این سالهای اخیر، همه را مردم مدیریت کردند.
امنیت ما امنیت مردمنهاد است. این امنیت مردمنهاد در بین همه آحاد گسترش دارد. امروز هم که دشمن تلاش میکند و تشویق میکند که بعضیها اگر مطالباتی دارند، مردم اگر مطالباتی دارند، از روشهای خشن و غیرمتعارف استفاده کنند؛ از اوباش و اراذل بعضاً استفاده میکنند برای تخریب تا بتوانند به اهداف خودشان برسند و سعی میکنند فضای کشور را فضای امنیتی کنند؛ تا امروز همه اینها و این ترفندها با حضور مردم خنثی شده و خنثی خواهد شد.
امنیت جمهوری اسلامی عرض کردم که مردم پایه است و ماندگار است. تلاش بیهوده میکنند. نگرانی دشمن امروز از همین بچههای دهه هشتادی و دهه نودی است که با علم و پیشرفت در عرصههای مختلف، شروع کردند عرصه را بر آنها تنگ کردن و در آینده هم آثارش خواهد بود؛ و حماسههایی به وجود خواهند آورد. این بچهها پیامی را که رهبر انقلاب چند سال قبل فرمودند که خرمشهرها در پیش است را خوب گرفتند و در حال فتح سنگرها هستند.
فکر میکنند در سیاستهایشان علیه ما موفق شدهاند و ما در لاک پدافند هستیم. به جامعه جهانی اینگونه وانمود میکنند که سیاستهایشان درباره ایران موفق بوده و با تمام توان سیاست ترویج ایران هراسی را درصحنه بینالملل دنبال میکنند. فکر میکنند میتوانند با ایجاد ناآرامی در کشور ما را وادار به سازش میکنند، قطعاً اینطور نیست. شما که برای ما تابستان داغ و امثال اینها طراحی کردید بدانید که امسال زمستان سردی در انتظار شماست. گفتمان امروز مثل همیشه ما گفتمان مقاومت است نه گفتمان سازش.
سؤال اساسی ما این است آقای آمریکا و آقای اروپا که دم از حقوق بشر میزنید و با همین عنوان هم ملتها را تشویق به اغتشاش میکنید آیا تحریم کردن بیش از ۸۰ میلیون مردم کشوری از نیازهای اولیهاش نقض حقوق بشر نیست؟
درباره آشوبها باید به خانوادهها این تذکر را بدهیم که نقشه دشمن راجع به فرزندان جامعه است؛ جوانها و نوجوانها را خود خانوادهها باید در دست بگیرند و مواظب آنها باشند که در این دام نیافتند. من میخواستم نکاتی را راجع به این مسئله عرض کنم که دیدم حضرت آقا در سال ۶۰ در خطبههایی که آن زمان خواندند مطلبی را به پدر و مادرها گفتند که مناسب دیدم آن را امروز برای شما بازخوانی کنم.
قسمتی از خطبهی حضرت آقاست در سال ۶۰ که مناسب این روزهاست میخوانم: «یک خطاب هم به پدر و مادرها دارم. ای پدران و مادران! مواظب بچههایتان باشید. دولت جمهوری اسلامی اگر در مقابل موجهایی که از خارج هدایت میشود مقاومت نکند به جان این امت ظلم کرده، باید مقاومت کند. دادگاههای انقلاب اگر نسبت به متجاوزان به حیثیت جمهوری اسلامی و قیامکنندگان علیه حکومت اسلام و قرآن قاطعیت به خرج ندهند خیانت کردهاند، تاریخ از آنها سؤال میکند… پدرها! مادرها! بچههایتان را مراقبت کنید، نگذارید در دمِ موج خشم و عصیان این مردم قرار بگیرند. نگذارید در مقابل دولت جمهوری اسلامی واقع بشوند. آنها را به شنیدن و به فکر کردن امر کنید».
همکاری عربستان با روسیه در اجلاس اپک پلاس و عصبانیت آمریکائیها و همچنین دیدار پوتین با حاکم امارات متحده عربی موضوع جالب و حائز اهمیت بود و یادآوری میکند که تعاملات بینالمللی از غرب به سمت شرق در حال تغییر مسیر است. این را باید عدهای خوب بفهمند و دست از لگدزدن بردارند.
بیانات حضرت آقا با نخبگان بسیار جالب بود و از گفتمان خاصی بهره برده بودند در تعریف نخبه و مسائل جهانی و نقش نخبگانی برای خودشان و برای پیشرفت ایران که مطالب خیلی ارزندهای بود. نخبه را ثروت انسانی کشور دانستند. نخبه را باعث رشد پیشرفت کشور و از موانع بزرگ سلطه گری آمریکا دانستند که باید روی اینها کار شود.
به عزیزان دولت هم این تذکر را باید داد منظورم بعضی از وزرا هستند که نکند با عملکردشان و یا بیانشان، احکام الهی را زیر سؤال ببرند و یا به سخره بگیرند؛ یعنی عملکرد آنها جوری شود که دیگران احکام الهی را به سخره بگیرند. از اعضای دولت انقلابی، انتظار بیشتری میرود. گاهی بعض سخنان و رفتارها کمک به دوقطبی سازی در جامعه میشود که خسارات فروان دارد و پاسخگویی را سخت میکند. دین و احکام الهی، ناموس مؤمن است و همه باید نسبت به ناموس الهی غیرتمند باشند.
راجع به استاندارد قصد داشتم نکاتی عرض کنم که بماند در فرصت دیگر.
مطلب پایانی هم اینکه؛ همه کسانی که در این روزها ساکت هستند که قبل از این هرروز در فضاهایی که در اختیارشان بود سخنرانی میکردند و فضای مجازی را پر کرده بودند از حرفهایی که میزدند و نصایحی که داشتند؛ اما مدتی است که هیچ صدایی از آنها درنمیآید و نطقی ندارند؛ این را بدانید که مردم خوب رصد میکنند و خوب پیگیری میکنند.
آن موقع که بحث انتخابات و امثال انتخابات میشود و شاخصها را باید در نظر بگیرند، یکی از شاخصهایی که باید در نظر بگیرند سکوت در این زمانها است. موقعی که افراد باید حرف بزنند ولی ساکت هستند این شاخص است برای اینکه این آقا فقط دم از انقلاب میزند و دم از حمایت از انقلاب میزند و دم از ولایی بودن و دفاع از رهبر انقلاب میزند. این را بهعنوان یک امتیاز منفی برای همه کسانی که در این روزها ساکت هستند در نظر بگیرید. انشاءالله مردم اینها را فراموش نخواهند کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/7/22 | 1401/7/22متأسفانه در طول این سالها افراد مناسبی بهعنوان الگو به جامعه معرفی نشده است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه108
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مؤمنین و مؤمنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با تمام قوا در مقابل فتنه و فتنهگران میایستند و یکدیگر را به حق و صبر توصیه میکنند. به مناسبت بحث تواصی به حق و تواصی به صبر بحث ما رسید به جریان فتنه و افرادی که در آن نقش دارند و عرض کردیم سران فتنه قابل هدایت نیستند. اما بقیه افراد که در فتنهها نقش دارند را با شدت و ضعفی که وجود دارد میشود به مسیر رشد و هدایت برگرداند. در همین رابطه به توضیح بخشهایی از بحث پرداختم.
در این نوبت عرض میکنم که در فتنههای اجتماعی، تمام تلاش فتنهگران این است که جامعه از مسیر اصلی و هدف نهائی که دارد منحرف شود و برای رسیدن به اهدافش حوصله و صبر فراوان دارد؛ یعنی ممکن است نقشهای را امروز طراحی کند و برای به ثمره رسیدن آن بیست سی سال صبر کند. یکمرتبه جامعه مواجه میشود که کاملاً از مسیر اصلی خودش منحرفشده که برگرداندن آن به راه، هزینههای کلان برمیدارد و این خطر و خسران بزرگی است.
ما دائماً عرض میکنیم قرآن و عترت در همه این زمینهها به ما راه نشان دادهاند و اگر دست خود را از دست هدایتی آنان بیرون نکشیم میتوانیم تا رسیدن به مقصد با آرامش طی طریق کنیم. خب عناصر اصلی فتنهها، یکی فتنهگر است که فتنهجوئی و فتنهانگیزی میکند. دیگری فریبخوردهی فتنه است که خسارت میبیند و با از دست دادن منافع خود، گرفتار میشود. تکلیف هردوی اینها روشن است.
اما گروه سومی که در هیچکدام از این دو گروه داخل نیست و سعی کرده خود را کنار بکشد، هم دین خودش را حفظ کند و هم به دیگران سواری ندهد؛ همان بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام است که فرمود: «کُنْ فِی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ» در فتنه همچون شتر بچه باش که نه پشتی برای سواری دارد و نه پستانی برای شیر دادن.
خب این شخص خودش را نجات داده اما آیا وظیفهای نسبت به دیگران ندارد؟ بحث ما این گروه هستند. که اولاً باید به کمک کسانی که در دام فتنه افتادهاند بیایند و کمک کنند تا آنان را نجات دهند و ثانیاً با روشنگری و بیان مطالب حق نگذارند دیگران به آتش نزدیک شوند و بسوزند. یعنی درست است که خود را نجات دادهاند اما نسبت به دیگران مسئولیت اجتماعی تواصی به حق را دارند.
حتی مطلب بالاتر هم هست و آن اینکه نسبت به فتنهگران هم اگر قدرت و توانائی لازم را دارند باید اقدام داشته باشند و جلوی آتشافروزی آنان را بگیرند. مگر اینکه برای اقدام احتیاج به مقدماتی باشد که در اختیار ندارند که در این صورت تکلیفی هم ندارند. اما اگر حتی میتوانند با عملیاتی فتنه را تضعیف کنند و جلوی تخریب گسترده فکری و عملی را بگیرند باید این کار را بکنند.
مثلاً با هشدار و یا افشای شخصیت آنان یا دسیسههای آنان که همین جهاد تبیین فرمودهی آقا بخشی از کار است. پس میبینید مسئله خیلی هم ساده نیست. اگر فتنهای اتفاق افتاد؛ ما، هم نسبت به خودمان وظائفی داریم و هم نسبت به فتنهگران باید اقداماتی داشته باشیم؛ و هم نسبت به کسانی که دچار فتنه شدهاند و بهزودی آسیبهای فتنه آنان را گرفتار میکند.
فرق مسئولیتهای اجتماعی با مسائل فردی در همین است که مثلاً شما مکلف به خواندن نماز هستی و آن یک امر فردی و شخصی است، خودت نمازت را بخوانی مسئله تمام است؛ اما امور اجتماعی اضلاع مختلف دارد فقط یک کار شخصی نیست. ما در قبال آن وظائف مختلف داریم.
البته یک عدهای اصلاً در این مواقع قبول ندارند که توطئهای وجود دارد. هنوز هشدارهای حکیمانه امام ره در اول انقلاب در گوش بنده و امثال بنده هست که میفرمودند: مواظب توطئهی دشمنان باشید. در تلاشاند که همهچیز را به قبل برگردانند و عدهای هم میگفتند اینها توهم توطئه است بعدها در زمان حضرت آقا هم همین مسئله مطرح شد. رهبری هشدار دادند و عدهای گفتند اینها توهم توطئه دارند و چقدر کتاب و مقاله و سخنرانی که تولید نشد.
پس اول باید قبول کنیم که توطئهای وجود دارد. چون اگر چنین تفکری وجود نداشته باشد اقدامی و انجام وظیفهای هم صورت نمیگیرد. خاصیت تبیین درست و بهموقع این است که افراد را در مقابل فتنهها آبدیده و ضدضربه میکند. اگر همین ویروس منحوس کرونا که آمد را باخبر نمیشدیم و برای درمان بهموقع آن اقدام نمیکردیم، قطعاً خسارات فراوانی بیشتر از آن مقدار که خسارت زد میزد. در ویروسهای فکری و اعتقادی و رفتاری و اجتماعی که به جامعه حمله میکنند اگر شناسایی و مقابله با سرعت انجام نگیرد مشکلات چند برابر میشود.
نباید در این مواقع وقت را از دست داد، چهره منحوس توطئهگران و افراد هدایتکننده پشت پرده برای مردم را باید افشا کرد تا زودتر جلوی فساد گرفته شود. باید جامعه را نسبت به ضررهای وارده از جهات مختلف آگاه کرد که فتنهگران چگونه اسلام و انقلاب و مقدسات و فرهنگ و اقتصاد و ارزشها را مورد هدف خود قرار میدهند. اهمیت جهاد تبیین و بصیرت افزایی و دشمنشناسی در همینجا روشن میشود.
با فتنهگری سعی میکنند که مردم دست از آرمانهایشان بکشند و این مطلب را قرآن کریم به رسول گرامی چنین فرمود: «وَإِن کادُواْ لَیَفْتِنُونَک عَنِ الَّذِی أوْحَیْنَا إِلَیْک لِتفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوک خَلِیلاً». اینها تلاش میکنند تا تو دست از وظیفه پیامبری برداری و کوتاه بیایی. اگر چنین کردی و به ما نسبتهایی دادی که واقعیت نداشتند، تو را دوست صمیمی خودشان قرار میدهند. قرآن کریم رمزگشایی فتنه میکند و میفرماید مشکل اصلی آنها، دین است. اگر کوتاه آمدی و دین را کنار گذاشتی با تو دوست میشوند، آنهم دوست صمیمی چون خلّت به معنای حداکثر رفاقت است.
همین مطلب درباره ما هم هست. با هزار زبان اعلام میکنند دست از استقلالتان دینتان از اینکه ایرانتان قوی باشد بکشید ما با شما کاری نداریم. باید دشمن و ترفندها و دشمنیهای او را بهخوبی بشناسیم تا بتوانیم پیروز میدان باشیم.
بحث ادامه دارد به حول و قوه الهی بهشرط حیات در نوبت بعد ادامه خواهم داد. البته دوستان مباحث مربوط به فتنه و فتنهگری و آثار فتنه و طبقاتش و اینکه سنخ فتنه از چیست و چه میکند را خودشان دنبال کنند که یکی از کتابهای خوب دراینباره کتاب «طوفان فتنه و کشتی بصیرت» مرحوم آیتالله مصباح است که مبسوط به این موضع پرداختهاند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا چون عادل هستند، به یکدیگر کمال اعتماد را دارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَیْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَهِ بِالظَّنِّ». قضاوت از روى بدگمانى، نسبت به کسى که مورد اعتماد است، از عدالت نیست.
خب افرادی در نزد ما امانتدار و مورد اعتماد هستند بعد خداینکرده از روی ظن و گمان بخواهیم حکم به خیانت چنین افرادی بکنیم، چه خسران بزرگی است. این کار قطعاً از مصادیق ظلم بوده و از عدالت به دور است. لذا خدای تعالی در قرآن کریم فرمود: ای کسانی که ایمان آوردهاید از گمانها دوریکنید زیرا برخی گمانها گناه است «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ».
امیرالمؤمنین فرمود: ایمان با بدگمانی سازگار نیست. «لا اِیْمانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ»؛ و رسول خدا فرمودند: از گمان بپرهیزید زیرا گمان دروغترین دروغ است.
امروز روز ولادت رسول گرامی اسلام، صادر اول، شخصیت بینظیر عالم خلقت و امام صادق سلاماللهعلیهما است. این روز را به همه و به شما بزرگواران نمازگزاران محترم تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما از برکات این روز و این ایام بهرهمند باشیم. خدای تعالی عاقبت همه اهل ایمان را به خیر کند.
هفته گذشته به مناسبت ولادت رسول خدا و هفته وحدت اشاراتی را نسبت به وحدت و آثاری که وحدت دارد داشتم؛ و هرسال هم در نوبت اول راجع به وحدت و مسائل مربوط به وحدت عرض میکنم و یک نوبت هم راجع به رسول خدا و امام صادق علیهالسلام.
این نوبت هم راجع به خود حضرت با توجه به فرصتی که داریم یکی دو نکته را عرض میکنم که عرض ادبی به ساحت قدسی رسول خدا و امام صادق علیهالسلام کرده باشیم. یکی از آیاتی که شما آن را فراوان شنیدهاید و یا خواندهاید این آیه شریفه است که «لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ» خدای تعالی در رسول خدا الگویی قرار داده است و بهعنوان الگو او را به جهان معرفی کرده است.
خب رسول خدا الگو است. توجه دارید که در بحث تربیت افراد و تکون شخصیت فرد، نقش الگو مهم و بینظیر است. فرد با انتخاب الگو سعی میکند همه ویژگیهای الگو را در همه زمینهها در خودش محقق کند و شبیه آن شخص شود. لذا بحث الگو بسیار مهم است.
ولی متأسفانه در جامعهمان چه افرادی را در طول این سالها بهعنوان الگو به جامعه معرفی کردند؛ بعد در همین سالها این الگوهایی که الگو نبودند چه خساراتی به جامعه زدند و چه مسیری را برای جوانان و نوجوانان و عزیزان ما به وجود آوردند! این ضعف عملکردی است. دانشمندان و فرهیختگان و بزرگان و ایثارگران و شخصیتهای بینظیری را در کشور داشتیم هم در قدیم هم الان؛ اما نامی از آنها برده نمیشود.
الان شما یک بچه کوچک چهارپنجساله که هنوز مدرسه نمیرود از او بپرسید درباره تمام گلهای خورده و اینکه احتمال میداده بخورد برای فلان بازیکن فوتبال فلان کشور دست چندم، همه را حفظ است؛ اما شخصیتهای بینظیری از اسلام و شخصیتهای ملی، شخصیتهای هنری و فرهنگی که نقش داشتند در فرهنگ و ارتقاء سطح فرهنگی جامعه، آنها را اصلاً نمیشناسند؛ نه قدیمیها را نه جدیدها را. بعضی وقتها هم که میخواهند نام ببرند غلط اسم میبرند.
نقش الگو بسیار بینظیر است در تربیت. اسلام روی این گروه از افراد تأکید فراوان دارد. خانوادهها و پدر و مادرها مواظبت کنند که چه کسی را بهعنوان الگوی تربیتی فرزندانشان انتخاب میکنند و زمینه را برای او فراهم میکنند. قرآن کریم رسول خدا را اسوه حسنه میداند؛ یعنی افراد میتوانند با الگوبرداری از سبک زندگی رسول خدا و سیره رفتاری حضرت، مثل پیغمبر باشند.
اینکه گاهی گفته میشود ما کجا رسول خدا کجا! بله در یک قسمتهایی اینطور است؛ اما در بحث رفتاری و اخلاقی، در بحث منش فکری و سیاسی و عملی رسول خدا الگو و اسوه است. در آن جایی که «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی» است بله آنجا به ما نمیرسد. کار سختی است یا محال است؛ اما در بقیه امور خدا میگوید که او را اسوه قرار دادم؛ پس معلوم میشود که میشود رسید.
با استفاده از روایات هم به دست میآید که اگر بنا است متخلق به اخلاق الهی شویم، باید از اخلاق رسول خدا الگوبرداری کنیم. یکی دو نمونه را برای شما عرض میکنم. مرحوم کلینی رضواناللهعلیه در کتاب شریف کافی از رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم نقل میکند که حضرت فرمودند: «أَ لاَ أُخْبِرُکُمْ بِأَشْبَهِکُمْ بِی خُلُقاً قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً وَ أَعْظَمُکُمْ حِلْماً وَ أَبَرُّکُمْ بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّکُمْ حُبّاً لِإِخْوَانِهِ فِی دِینِهِ وَ أَصْبَرُکُمْ عَلَى اَلْحَقِّ وَ أَکْظَمُکُمْ لِلْغَیْظِ وَ أَحْسَنُکُمْ عَفْواً وَ أَشَدُّکُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافاً»؛ آیا خبر بدهم که شبیهترین شما به من کیست؟ گفتند بله ای رسول خدا. حضرت فرمودند: هر کس خوشاخلاقتر، نرمخو تر، به خویشانش نیکوکارتر و نسبت به برادران دینیاش دوستدارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فرو خورندهتر و باگذشت تر و در خرسندی و خشم باانصافتر باشد به من شبیهتر است.
این یک مجموعهای از صفات اخلاقی درجهیک بود که رسول خدا میفرماید اگر اینطور باشید به من شبیهتر هستید؛ یعنی اگر مردی در خانه بداخلاق باشد، زن و بچهاش وقتیکه او میآید زن برود جایی مشغول کار شود و بچه زود برود بخوابد و بگویند اوه آمد! چنین کسی با پیغمبر اکرم فاصله دارد. بااخلاق پیغمبر فاصله دارد. بعضیها اگر در خانه باشند خانه بیت الاحزان میشود. شخص باید جوری شود که هر وقت میرسد خانه، همه خوشحال شوند و به استقبال بیایند. اینها را یاد بگیریم.
بعد فرمود: «أَ لاَ أُخْبِرُکُمْ بِأَبْعَدِکُمْ مِنِّی شَبَهاً قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ اَلْفَاحِشُ اَلْمُتَفَحِّشُ اَلْبَذِیءُ اَلْبَخِیلُ اَلْمُخْتَالُ اَلْحَقُودُ اَلْحَسُودُ اَلْقَاسِی اَلْقَلْبِ اَلْبَعِیدُ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ یُرْجَى غَیْرُ اَلْمَأْمُونِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ یُتَّقَى» آیا میخواهید خبر بدهم به شما که کم شباهت ترین شما به من چه کسی است؛ یعنی اصلاً بیشباهت! عرض کردند بله یا رسولالله. حضرت فرمودند: زشتگوی بیآبروی بیشرم بخیل متکبر کینهتوز حسود سنگدل. کسی که هیچ خیری از او برنمیخیزد و کسی از شر او در امان نیست؛ این افراد از من دور هستند.
بعضیها شرور هستند با حرف زدن با اعمالشان و بعضیها حسود و عنود و لجوج هستند. میبینید که چه صفات زیبا و همچنین در این بخش دوم زشت در این روایت مطرحشده. از خود رسول خدا هم هست؛ و اینکه وظیفه ما چیست و چقدر راحت میشود با ثبت این ویژگیها در خودمان شبیه پیغمبر شویم و آن یکی صفات را از خودمان دور کنیم تا شبیه پیغمبر شویم.
از قرآن کریم هم میتوانیم در این زمینهها بهرههای معرفتی بالاتری ببریم. خدای تعالی وقتی انبیای خودش را تبیین میکند و از آنها سخن میگوید، آنها را متصف به صفاتی میکند. آنها را مورد خطاب قرار میدهد با یک صفاتی که خودش هم همان صفات را دارد؛ یعنی خدا صفاتی را دارد و وقتی میخواهد درباره پیغمبر صحبت کند و آنها را خطاب کند با همان صفات آنها را خطاب میکند؛ فقط با یک فرقی که مثلاً خدای تعالی درباره خودش در قرآن کریم فرموده که من «غفور رحیم» هستم، «غفور حلیم» هستم، «غفور علیم» هستم، «غفور شکور» هستم، «علیم حلیم» هستم، «غنی کریم» هستم، «رئوف رحیم» هستم.
همه این موارد که خدا درباره خودش گفته دو صفتی آورده. بعد هم این صفات را برای انبیائش میآورد؛ اما برای هرکدام از آنها یکییکی میآورد. مثلاً راجع به حضرت نوح علیهالسلام میفرماید «إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً» خودش را غفور شکور گفت؛ اما اینجا حضرت نوح را فقط شکور گفت.
یا درباره حضرت ابراهیم فرمود «إِنَّ إِبْراهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُنِیبٌ» خودش را علیم حلیم گفت اما حضرت ابراهیم را فقط حلیم گفت. در مورد حضرت موسی فرمود «وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ کَریمٌ» خودش را غنی کریم گفت اما حضرت موسی را فقط کریم گفت. اینها تکریم انبیا است.
اما وقتی به رسول خدا میرسد یعنی به پیغمبر اکرم که میرسد، عین صفات خودش را برای رسول خدا میفرماید. بهصورت دوگانه بیان میکند. در سوره بقره میفرماید «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ» بعد به رسول خدا که میرسد میفرماید در سوره مبارکه توبه «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ» همان دو صفتی را که برای خودش گفته بود، برای رسول خدا هم بیان میکند. این عظمت رسول خداست. بهعلاوه اینکه میفهمیم و میتوانیم این را بفهمیم که از همین صفات الهی که در رسول خدا بوده الگو بگیریم و رفتار و اخلاق خودمان را اصلاح کنیم.
راجع به امام صادق سلاماللهعلیه هم به یک نکته اخلاقی اجتماعی اشاره میکنم که در این روزها باید برای همه ما درس باشد و آن را رعایت کنیم و آن رعایت انصاف است. حضرت فرمود: «أَلا اُخْبِرُکُمْ بِأَشَدِّ ما فَرَضَ اللهُ عَلى خَلْقِهِ، فَذَکَرَ ثَلاثَهَ أَشْیاءَ أَوَّلُها: إِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِکَ» این روایت را مرحوم کلینی در کتاب کافی میآورد. آیا شمارا خبر بدهم به آن چیزی که خدای تعالی بهشدت آن را بر بندگانش واجب کرده است؟ حضرت سه چیز را مطرح میکنند که اولین آنها رعایت انصاف است. رعایت انصاف فضیلتی است که در این روایت آمده است. هیچ عدالتی مثل انصاف نیست؛ این در روایتهای دیگر آمده است.
شخص صاحبخانه است؛ قیمت اجاره را بالا میبرد. فقط به خاطر اینکه منفعت بیشتری ببرد. میبیند بازار داغ است میگوید خب ما چرا عقب بیفتیم. قیمت را بیخودی بالابرده است. این آدم، آدم بیانصافی است. این شخص از امت پیغمبر نیست، از پیروان مکتب امام صادق نیست؛ اگر به این جهت بالابرده باشد.
آن بنگاهداری که برای منفعت بیشتر صاحبخانه را تشویق میکند به بالا بردن قیمت عدالت ندارد و بیانصاف است. روایت بود که از نشانههای بیعدالتی است بیانصافی. اینکه میگوییم بیعدالت یعنی در محکمه شهادتش قبول نیست و نمیتواند امام جماعت شود و امثال ذالک. چرا بنگاهدار بیجهت قیمت را بالا میبرد؟ بخش زیادی از این گرانی مسکن متوجه همین قصههاست. ریشه گرانی اجاره منزل، بخشی متوجه عدهای از بنگاهداران بیانصاف است. خود صاحبخانهها نگذارند که چنین اتفاقی بیفتد.
امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه فرمودند: یکی از راههای نزدیک شدن به خدا را رعایت انصاف است. اگر ما خودمان را منتسب به امام صادق میدانیم و مکتبمان را مکتب جعفری میدانیم که میدانیم، از حضرت یاد بگیریم. این جریان را شما در کتاب داستان راستان خواندهاید. قصه حضرت صادق علیهالسلام را که نرخ گندم و نان هرروز در مدینه بالا رفت. وضعیت خاصی پیشآمده بود و گرانی شده بود. مردم هم دچار نگرانی شدید شده بودند.
آنکسانی که توانایی داشتند آذوقه سال خودشان را تهیهکرده بودند و سعی هم میکردند که به این سادگیها مصرف نشود؛ و مردمی هم بودند که فقیر بودند باید روزانه آذوقه تهیه میکردند. امام صادق علیهالسلام از معتب که وکیل مخارج امام صادق بود و مسئول مالی امام صادق بود پرسید که ما برای سال گندم داریم؟
خزانهدار امام هم گفت بله. برای چندین ماه انبارها پر است و ذخیره داریم. حضرت دستور دادند که همین امروز ببر به بازار همه را بفروش. گفت آخر خودمان گرفتار میشویم؛ اما حضرت دستور داد که باید این کار را بکنیم و او هم این کار را کرد. بعد امام دستور دادند که بعدازاین نان خانه مرا روزبهروز از بازار تهیه کن. نان خانه من نباید با نانی که در حال حاضر توده مردم مصرف میکنند تفاوت داشته باشد. نان خانه من باید بعدازاین نیمی گندم و نیمی جو باشد.
این امام صادق است. ما هم پیرو مکتب امام صادق هستیم انشاءالله. خب چرا بازار ما اینطور میشود؟ چرا الان در بحث مسکن اینطور میشود؟ چرا در مباحث دیگر اینطور میشود؟ فقط اینطور میگوییم اما در مقام عمل من و شما هستیم که باید عمل کنیم. خدای تعالی همه ما را شیعه واقعی اهلبیت قرار بدهد.
بیانات حکیمانه و مثل همیشه راهگشای رهبر معظم انقلاب را در دیدار با اعضای کنگره شهدای ورزشکاران و در دیدار با اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام شنیدید و امروز هم دیداری بود که بنده به خاطر نماز جمعه موفق نشدم خدمت ایشان برسم.
مطالب متعددی را در فرمایشاتشان مطرح فرمودند که من فقط به یک نکته اشاره میکنم. یکی از نکات کلیدی بیان ایشان تذکر به مسئولین بود؛ البته به تکتک ما هم هست؛ که درعینحال که امور را تمشیت میکنید مواظب اصلی و فرعی بودن امور باشید تا در دام بازی بیگانگان نیفتید.
آنها چون با پیشرفت ما مخالف هستند سعی میکنند تمام ارکان کشور از مدرسه و دانشگاه و کارخانه و اداره و همه و همه مشغول کاری غیر از کار اصلی باشند تا جلوی رشد را بگیرند برای همین هرروز کار جدیدی برای ما تعریف میکنند؛ چون سیطره چندین ساله خود را از دست دادهاند، تحمل قدرت منطقهای و جهانیشدن ایران را ندارند، برای همین دخالت میکنند تا مانع حرکت به سمت اهداف بلند ما درست کنند. آرزو داشتند خاورمیانه بزرگی با مرکزیت رژیم غاصب صهیونیستی درست کنند که نتوانستند. حالا میخواهند تکهتکه کنند و تجزیه کنند که نتوانستند و نمیتوانند.
بیچاره فکر کرده مثلاً اگر بگوید ما ده هزار نفر از افراد سپاه را تحریم کردیم یا بیانیه بدهند و با مصوبهها ما را محکوم کنند و با فضاسازی و پروندهسازی، ما دست از حرکت میکشیم. هنوز نفهمیدهاند که ما تحریمها را رد کردیم و دیگر این ترفند اثری ندارد. سختی کشیدیم. مردم به مشکلات افتادند؛ سختیهای متعدد و فراوانی دیدند اما مسئله تحریم رد شد و تمام شد. دیگر این ترفند اثری برای مردم ایران ندارد.
فردا اعلام کنید تمام مردم ایران را تحریم کردهاید؛ ببینید آیا استحکام مردم بیشتر نمیشود؟! لطیفه تعریف کردند که ده هزار نفر از افراد سپاه را تحریم کردند. ما روی پای خود ایستادهایم. فکر میکنید مثلاً با غوغا سالاری و جوسازی و دروغپردازی و در دست گرفتن افکار عمومی و تهییج نوجوانان و دانشآموزان به اهداف خود میرسید؟ میخواهید با زمینگیر کردن ایران برای خود آبرو بخرید و جلوی خیزش جهانی علیه خودتان را بگیرید؟ دیگر نخواهید توانست.
آیا صحنه عجیب و قابلتأمل و تحسینبرانگیز حضور مردم یمن را در ایام هفته وحدت و ولادت رسول خدا ندیدید؟ چه صحنه بزرگ و عظیمی تشکیل دادند؛ که باید بگوییم مرحبا و آفرین به این غیرت و همت و موقعیتشناسی.
هشت سال زیر توپ و بمب که شما و نوچههای نیابتی شما روی سرشان ریختید مقاومت کردند و اینگونه اعلام حضور میکنند. با چی و با کی میخواهید بجنگید؟ خط مقاومتی که ایران علیه شما درست کرد زنده و فعال است؛ تنها راهی که برای شما مانده است این است که آبرومندانه تسلیم شوید و دست از دخالت و ترور و دزدی منابع و ایذاء ملتها بردارید.
آمریکائیها و صهیونیستها و اذناب پلیدشان بدانند که اگر دست از خباثت و شرارت برندارند با علم و دانش همین بچههای دهه هشتادی ایرانی به فضل پروردگار ریشهکن خواهند شد.
الحمدلله امروز همه با جنگ تبلیغاتی و روایت سازی که بخشی از جنگ نرم دشمن است و چگونگی مهندسی افکار عمومی آشنا شدهاید. در تعریف جنگ نرم گفته میشود؛ مهندسى آرام و زیرپوستى افکار عمومى براى هماهنگسازى جامعه و افکار و امیال آحاد مردم با خواستهها و اهداف دشمن است که رکن اصلى آن جنگ تبلیغاتى با ابزار رسانه است.
جنگ نرم میخواهد که ماهیت جامعه و ساختار سیاسی آن عوض شود؛ لذا سعی میکند هر چیزی که برای مردم پناه و تکیهگاه است، بیاعتبار کند؛ مثل خانواده، آموزشوپرورش، دستگاه قضا، مجلس و مقدسات. با جنگ نرم، آرام و تدریجی بدون اینکه متوجه حمله دشمن و تخریب آن شوید، جامعه را بیحس میکنند وقتی تخریب صورت گرفت و دیگر فرصت جبران نبود متوجه میشویم که چه شده بود؛ اگر بصیرت و دقت لازم نباشد و به هشدارها توجه نکنیم.
در این جنگ آن چیزی که برای دشمن مهم است این است که باور کنی شکستخوردهای، مأیوس و نسبت به آینده کاملاً ناامید شوی و احساس کنی که عقبمانده و زندگی تباهشدهای داری؛ لذا روی آسیبهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی سرمایهگذاری ویژه دارند. الان اگر شما از خانه بیرون نیایید و فقط از فضای مجازی رصد کنید، احساس میکنید روزی دو سه بار نظام سقوط کرده است؛ انقدر که بمباران شدید است. کسی که فقط گوشش به یک جاست خود را عقبمانده و مأیوس و ناامید از آینده میبیند.
جنگ نرم با تکرار بعض شاخصها طوری روی باورها و اعتقادات کار میکند که بهراحتی نشود به حالت اول برگشت. بعلاوه سعی میکند با استفاده از گسلها و یا تقسیمبندیهای قومیتی و جنسیتی (زن و مرد) و مذهبی (شیعه و سنی) افراد اجتماع را در مقابل هم قرار دهد و وحدت ملی را به هم بزند.
در جنگ سخت توپ میخورد و تخریب میکند انسان خرابیها همان لحظه میبیند. ولی در جنگ نرم اینطور نیست. جنگ نرم شبیه موریانه است؛ تمام ظاهر سرجایش است یکمرتبه فرومیریزد.
در این جنگ، ایجاد تردید و بیاعتمادی و تحریک احساسات و بعد مدیریت آن حرف اصلی را میزند؛ با همین روش هر دروغی را باورپذیر میکنند. محیط اصلی این جنگ فضای مجازی و رسانه است. خب ما چکار کنیم؟ چند کار را باید بهسرعت انجام داد هرکسی بهنوبه خودش. گاهی عزیزان دستگاهی کار میکنند؛ یکوقت هم کسی در صفحه خودش دارد کار میکند. باید بعد از فهمیدن موضوع درست عمل کرد.
باید عزیزان باید با دقت و سرعتِ بیشتر، ضعفها را جبران کرده درست عمل کنند. باید روایت سازی کنیم. اصل این جنگ روایت است. اولین روایت مهمترین حرفی است که زده میشود. ما در داشتن محتوا ضعف نداریم؛ راجع به هر موضوعی هم آیه داریم هم روایت داریم هم سخن بزرگان هست؛ اما این محتوا را هنرمندانه و بهروز شده و قابلفهم برای همه اقشار جامعه ارائه نمیدهیم. باید زبان مفاهمه با اقشار مختلف بهخصوص جوانان را آموخت. میبینید که رسانههای دشمن از این خلاء چگونه استفاده میکنند. روایت اول همیشه روایت غالب است.
نباید سرگرم جریانی رسانهای که برای ما درست میکنند، شد. اولویتهای افکار عمومی را باید در دست داشت و نگذاشت که حواس مردم و مسئولان از مسائل اصلی منحرف شود. باید از لاک دفاعی خارج شد و حمله کرد. ما ایستادیم، چک که خوردیم در مقابل آن یک عملیات دفاعی انجام میدهیم. دوستان باید از حالت پدافندی دربیایند و آفندی عمل کنند. از انفعال دربیایند و فعال شوند. زمین و صحنه باید شناختهشده باشد که شناختهشده است و باید حمله کرد و این برنامهریزی و طراحی میخواهد.
امیدواریم با انتخاب رئیسجمهور عراق و تشکیل بهموقع کابینه مشکلات سیاسی عراق پایان پذیرد و آرامش در آن منطقه هم برقرار شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/7/15 | 1401/7/15بانوان باید خودشان از کرامت خودشان دفاع کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه109
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی به تقوی الله. اهل تقوا نظارهگر میدان در فتنهها نیستند؛ بلکه با روشنگری و هدایت از گسترده شدن آتش فتنه جلوگیری میکنند.
در نوبت قبل اشاره کردم که سران فتنه قابل برگشت نیستند. نمیشود نصیحتشان کرد و با آنها صحبت کرد و یا آنها را ارشاد و راهنمایی کرد؛ اما کسانی که ابتدای راه هستند یا به اشتباه افتادند را میشود با آنها صحبت کرد و آنها را ارشاد کرد و در مسیر قرار داد و آنها را تنبیهشان کرد.
تنبیه کردن یعنی آگاه کردن. کلمه تنبیه به معنای آگاهی بخشیدن است. بعضیها از آن سوءاستفاده و سوءبرداشت نکنند. تنبه دادن و تنبیه کردن آگاه کردن است. باید دید که چگونه میشود یک نوجوانی را متوجه اشتباهش کرد.
یادم هست در همان اوایل که به مرحوم آیتالله دکتر بهشتی اهانت میکردند و جسارت میکردند و تهمت میزدند و حرفهای نامربوط میزدند، در محل ما تعدادی از بچهها بودند که از همین حرفها میزدند. ما هرچه برای آنها توضیح میدادیم قبول نمیکردند. یادم است که یک وقتی گرفتیم از آیتالله بهشتی و این مجموعه را برداشتیم با یک تعدادی بردیم خدمت ایشان. ایشان هم یک نیم ساعت ۴۰ دقیقهای صحبت کرد و حرف زد و آنها تنبیه شدند؛ یعنی آگاه شدند و تنبه پیدا کردند و مسئله روشن شد. این یک نوع تنبیه است.
به هر جهت این همان تواصی به حق است؛ که شخص، انسان دیگری را متوجه حق کند و نباید چرخه آن را در بین مؤمنین قطعشده ببینیم. تواصی به حق در بین اهل ایمان باید ادامه داشته باشد.
کسانی که فتنهگر نیستند و نقشی هم در به وجود آمدن فتنه ندارند، حتی تلاش هم نکردند که تثبیت شود -که در همین جریانات اخیر دیدید یا در گذشته مطالب را شبیه این دیدهاید که مطلب روشن شده بود برای همه، همه فهمیده بودند که قضیه چیست اما بازهم از گوشه و کنار تکرار میشود و افراد را تهییج و دعوت میکنند- غیراز اینها که در معرض این مسائل نیستند، میشود با آنها صحبت کرد، راهنمایی کرد و از حیله فتنهگران نجاتشان داد.
کسی که در دام افتاده و به ضرر اسلام و انقلاب دارد حرکت میکند، میشود او را نجات داد و نگذاشت که بیشتر از این فرو برود. باید فوراً اقدام به کمک کردن به این افراد کرد و آنها هم پذیرش دارند. منشأ پذیرش این افراد چیست؟ یعنی چه چیزی باعث میشود که این افراد خداینکرده در دام فتنهها بیفتند؟ این یک مطلب مهمی است.
عرض کردیم که سه گروه هستند. هر سه گروه را جلسات قبل توضیح دادم. این جلسه دارم گروه سوم را بیشتر توضیح میدهم که کمک کنیم ببینیم چهکار میشود در حقشان کرد. یک عده در دام فتنه میافتند. چرا در دام فتنه میافتند؟ عوامل مختلفی دارد.
بخش زیادی از آن برمیگردد به علم و شناخت و اینکه خود شخص اولاً اهل تشخیص و تحلیل درست نیست و دنبال هم نکرده است؛ یعنی در یک جریانی، اصل مطلب و حقیقت برای شخص روشن نیست. صبر هم نکرده تا حقیقت را بفهمد اما به خاطر عوامل مختلفی که در شخص باور غلطی را به وجود آورده، موجب شده که اقدام به کاری کند که مطلوب فتنه گران است و خودش را گرفتار عواقب آن کند.
پس گاهی عامل اصلی، عدم علم و آگاهی است. راه نجات هم همانطور که همه انبیا پیمودند و سفارش کردند، روشنگری و آگاهی بخشیدن است. همه انبیا منذر بودند. انذار میکردند. تذکر میدادند. هشدار میدادند؛ بنابراین در چرخه تواصی به حق که یک وظیفه اجتماعی و همهگیر است و نباید در این چرخه از آن غفلت کرد، این است که هشدار بدهیم و انذار کنیم. یکدیگر را از عواقب کار مطلع کنیم.
شخصی که تازه در ورطه اشتباه افتاده است، با انذار برمیگردد. وقتی متوجهش کنیم که این مسیر چه مسیر خطرناکی است، متوجه اشتباهش میشود. توجه بفرمایید رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین را برای رسیدگی به یک فتنه جنگی، نه فرهنگی اجتماعی، بحث، بحث نظامی بود و یک قیامی صورت گرفته بود. حضرت، امیرالمؤمنین را به یمن فرستادند. در دستورالعملی که پیغمبر به امیرالمؤمنین دادند همین بود که از هدایت یک نفر هم غافل نباش. جنگ بود اما هدایت یک نفر هم مهم است.
اینکه باید دائم در این امور ارشاد و راهنمایی کرد، یک اصل است. باید دائماً گفتوگو کرد، راهنمایی کرد، ارشاد کرد. در تاریخ خواندهاید و زیاد شنیدهاید در جنگهای صدر اسلام و حتی واقعه کربلا، همه وقتی به میدان میرفتند اول نصیحت میکردند. اول تذکر میدادند به طرف مقابل، بعد وقتی او توجه نمیکرد و بیاعتنایی میکرد دست به قبضه میشدند. وقتی حجت تمام میشد دست به اسلحه میشدند و اقدام صورت میگرفت.
این هدایتگری وظیفه همه است. نباید از آن غفلت کرد. در همین جریانات اخیر هم اگر سران فتنه را کنار بگذاریم، دیدید بقیه که اعتراض دارند را باید فرصت داد؛ که رئیسجمهور محترم هم اشارهای داشتند؛ اما این را باید عرض کنیم که قبل از اینها هم بیان کرده بودم سالهای گذشته، تبیین سخنان حضرت آقا را کرده بودم که فرموده بودند: کرسیهای آزاداندیشی را در دانشگاه و جاهای دیگر برقرار کنید. یکی از آن فرصتها همین است.
مسئولینی که امور مختلف اجرایی در دستشان است، در بین مردم و جوانان حاضر شوند. پاسخگو باشند. یکی از آن مسائلی که کار را سبک میکند همین است. مسئول اجرایی و کسی که کار به دستش است برود در بین جوانها و بین کسانی که سؤال دارند به سؤالاتشان پاسخ بدهد که زمینه برای توطئه و شیطنت فراهم نشود. اگر مردم علت بعضی از رفتارها را بدانند قانع میشوند. بحث شفافسازی اگر عملیاتی شود خیلی مفید به حال جامعه خواهد بود.
تاریخ بسیار درسآموز است. شما فتنههای صدر اول را بررسی کنید. عواملش را دقت کنید. مثلاً کسانی که فتنهگر شدند چه کسانی بودند؟ واقعه کربلا چگونه اتفاق افتاد؟
عوامل بیگانه و خارج از دایره اسلام و مسلمین ناآگاه و کسانی که قدرت تحلیل درست نداشتند اما در همهچیز خودشان را صاحبنظر میدانستند یک گروه بودند. گروه دیگر تحصیلکردهها و اهل عبادت و بندگی و تهجد و امثال اینها بودند اما بیبصیرت بیخاصیت. آنوقت شما در همان جمع، کسانی را میبینید که برای استقرار حکومت علی بن ابیطالب علیهالسلام شمشیر زدند، زخمی شدند؛ اما روز عاشورا در جبهه مقابل فرزند امیرالمؤمنین قرار گرفتند.
در بحث تواصی به حق همه ما وظیفهداریم تمام همت خودمان را برای این گروه صرف کنیم تا برگردند و طاغوت نشوند. ما به اراذلواوباش و سران فتنه کار نداریم؛ اما کسی که بهغفلت افتاده و شبهاتی دارد با او باید کار داشته باشیم.
این را هم بگویم که ممکن است در بین این گروه سوم خواص هم باشند. اتفاقاً در همین گروه سوم یک عده خواص هستند. افرادی که به هر دلیلی مردم به آنها توجه دارند، مخاطبانی دارند که حرف آنها را گوش میدهند. افراد تحصیلکرده هستند، ملا هستند، افراد باتقوای نماز شب خوان متدین و مورد اعتماد هستند؛ اما با ندانمکاری آسیاب دشمن را پررونق نگه داشتند. بدتر اینکه خیال میکنند دارند به وظیفه خودشان هم عمل میکنند. با اینها باید تواصی داشت. اگر حفظ بشوند و اگر برگردند و در مسیر قرار بگیرند اثرگذار خواهند بود. باید به این گروه بصیرت داد. خواص هستند اما باید به آنها بصیرت داد. بعضی از خواص بیبصیرت هستند. آنها را باید با دشمن آشنا کرد.
این مطلب را هم بگویم که دوستان باید بیشتر روی آن کار کنند و آن این است که ما راجع به دشمن زیاد صحبت میکنیم. میگوییم باید همه دشمنشناسی داشته باشیم و این خیلی خوب است. باید دشمن را بشناسیم که کیست؛ اما روی مطلب دیگری باید بیشتر کارکنیم که از آن غفلت میشود. من مدتی است دارم این مسئله را تکرار میکنم. دوستان روی این مطلب کار کنند.
از دشمنشناسی آن چیزی که مهمتر است دشمنی شناسی است. گاهی همه دشمن را میشناسند اما دشمنیهای او را توجه ندارند. فکر نمیکنند الان کاری که دارد انجام میگیرد یک دشمنی است. با تسامح از کنار آن رد میشوند. لطمه میخورند. امروز دشمن ما کاملاً معلوم است که کیست. اگرچه باز برای یک عده معلوم نیست؛ اما عامه و بدنه مردم همه میدانند دشمن چه کسی است. خصوصاً که عریان هم شده و خودش را دارد خیلی شفاف نشان میدهد.
ما در بحث دشمنشناسی شاید زیاد کاری نداشته باشیم، اگرچه باید بخشی از بیان ما دشمنشناسی باشد؛ اما مهمتر از آن بحث دشمنی شناسی است. باید بیشتر دقت شود و روی آن کار شود. گاهی بعضیها فکر میکنند که دشمن، خیرخواه آنهاست. در مسیری که او میخواهد حرکت میکنند و در بزنگاه متوجه میشوند که در چه وضعیتی افتادند. دشمنی شناسی را دقت کنید. مطلب مهمی است که باید روی آن بیشتر کار شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
شما مؤمنین و مؤمنات نمازگزار را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از حرص و طمع دوری میکنند. مولانا امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت ۲۱۰ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ»؛ بیشتر لغزشگاههای عقلها، زیر درخشش حرص و آزهاست.
آن قوهای که در مقابل خواستههای نامشروع نفس میایستد و شخص را حفظ میکند، عقل است. تلاش نفس اماره این است که عقل را از مسیرش منحرف کند و تحت کنترل خود قرار دهد. لذا حیله میکند، زندگی دنیا را آراسته میکند. مقام و ثروت را برای او جلوه میدهد تا در او دلبستگی به وجود بیاورد. اینجا جنگ و کشمکشی به وجود میآید. اگر شخص فریب نخورد و در برابر نفس خاک نشد و پشتش به زمین نرسید پیروز میدان است.
حضرت کلمه مصارع را برای شکست خوردن عقل از نفس اماره استعاره آورده است؛ یعنی عقل را شبیه کشتیگیری فرض کرده که تحت و خاک شده حریف که آز و طمع است، قرارگرفته. خدای تعالی فهم درست و قوت مبارزه با نفس به همه ما عنایت فرماید.
سالگشت یکی از اتفاقات در این هفته که ۱۵ سال قبل از بعثت رسول خدا در دهم ربیعالاول واقع شد، ازدواج حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها این بانوی مکرمه و بهشتی با پیغمبر اکرم است که به همه شما تبریک عرض میکنم.
۱۶ ربیعالاول هم در سال اول هجرت، اولین نماز جمعه اقامه شد که آن هم جای تحلیل و دقت دارد.
دوازدهم ربیعالاول آغاز هفته وحدت است. به همه مسلمین جهان و بر شما بزرگواران حاضر تبریک عرض میکنم. قبلاً هم این روایت را برای شما از نهجالبلاغه به مناسبتی خواندم که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: برای تو همین کافی است که راه و رسم رسول خدا را سرمشق خودت قرار بدهی و از آن اطاعت نمایی؛ «لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَهِ». لذا خود حضرات معصومین علیهمالسلام مقید بودند که سیره و سبک زندگی رسول خدا را برای مردم بازگو کنند که حضرت اینگونه مینشست، اینگونه میخورد، اینگونه به جنگ میرفت، اینگونه صلح میکرد و … همه را میگفتند.
رسول خدا معجزه گون با تدبیر و به کار بردن روشهای خاص، بعد از هجرت اسلام را توسعه داد. حکومت دینی را محکم کرد. یکی از مهمترین اقدامات حضرت ایجاد اتحاد و انسجام ملی و وفاق و برقراری امنیت در جامعه آن زمان بود. مدینه طیبه به وجود آورد. رسول خدا با به کار بردن سیاستی دقیق و ویژه، هم اعتقادات، هم اخلاق، هم تدین و اجرای احکام الهی را پیش برد، هم بین آحاد جامعه وحدت دینی سیاسی و فرهنگی ایجاد کرد.
حضرت باحوصله و آرامش سه سال بهطور سری مردم را دعوت به اسلام کرد. این روش پیغمبر بود. خوب دقت کنید. بعدازاین سه سال در مرحله بعد، یعنی بعدازاینکه افراد را تکتک شناسایی کردند و با آنها صحبت کردند و یک هستهای را درست کردند، در مرحله بعد، قوم و عشیره خودش را دعوت کرد. دایره را یک مقدار گستردهتر کرد. بعد اعلام عمومی کرد و دعوت از همه مردم را انجام داد؛ اعم از مکه و غیر مکه. بعد هم با فرستادن نامه به سران کشورهای غیر عرب جامعه جهانی را دعوت کرد. با این تدبیری که رسول خدا به کار برد، وحدتی ایجاد کرد که اگر خوب دنبال شود و در این زمان سران کشورهای اسلامی به رسالت خودشان توجه کنند و امت اسلامی در مسیر درست حرکت کند، حکومت جهانی اسلام محقق خواهد شد.
پیروزی جمهوری اسلامی با امدادهای غیبی بر طاغوت ۲۵۰۰ ساله که آرمانهایش بر اساس آرمانهای رسول خدا پیریزی شده، این نوید را داد که از بین بردن طاغوت و استقرار حکومت جهانی اسلام شدنی است؛ و اسلام سیاسی و اجتماعی را نظام جمهوری اسلامی علم کرد. البته دشمنان نیمه خفته هوشیار شدند و برای جمهوری تازه پا گرفته دردسر درست کردند و تا امروز هم بیشتر و بیشتر این مسیر را ادامه دادند و مردم هم مقاومتر و مقاومتر و مقاومتر شدند و پیروزی نهایی البته نزدیک است.
حضرت امام رضواناللهعلیه در ضمن جملاتی فرمودند: «این انقلاب بزرگ با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید. تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده».
تمام تلاش دشمنان اسلام و قرآن و اهلبیت که میبینید هرروز یک روشی ولو با کاریکاتور، اسلام هراسی و شیعه هراسی قرآن سوزی، مسجد سوزی، بیحرمتی به مقدسات، مسلمان کشی، از خودشان نشان میدهند، تمام این تلاش برای این است که وحدت مسلمین را با ایجاد اختلاف از بین ببرند. هم اختلاف بین دولتها ایجاد کنند، هم اختلاف بین ملتها.
این روزها در اطرافواکناف شروع کردند؛ هم آذربایجان، ارمنستان و امثال اینها، هم در کردستان و خوزستان و بلوچستان شیعه و سنی و کذا و کذا. مگر گروههای مختلف تکفیری جلاد و خونریزی را با اسمهای گوناگون اینها تربیت نکردند و جان مردم را بهعنوان جنگ دینی و فرقهای در مخاطره نینداختند؟! اینها را به جان هم انداختند و گرفتاریهایی درست کردند. وحدت جهان اسلام خار چشم مستکبران عالم است و انشاءالله در هفته وحدت امسال، پوزه استکبار و صهیونیستها را اقوام و مذاهب مختلف در ایران، با وحدتی که دارند به خاک خواهند مالید.
در کتاب تحف العقول روایتی است از امام عسکری علیهالسلام که حضرت فرمودند: هیچ گرفتاری و بلایی نیست مگر آنکه نعمتی از خداوند آن را در میان گرفته است؛ «ما مِن بَلِیّهٍ إلاّ و للّه ِ فیها نِعمَهٌ تُحیطُ بِها». سالهاست تلاش دارند ایران را ساقط کنند؛ اما این درخت تنومندی که خون پاکان و اصفیاء و مظلومان پای او ریخته شده، با این بادها تکان نمیخورد.
نقشه میکشند و توطئه میکنند در امور مختلف و برای سقوط نظام اسلامی هزینههای گزاف درست میکنند اما با حضور مردم در صحنه، همه را خنثی میبینند. سعی میکنند مردم را از صحنه خارج کنند اما نمیتوانند. دو قطبی به وجود میآورند اما نتیجه نمیگیرند. از فشارها و اهرمهای مختلف سیاسی و اقتصادی استفاده میکنند اما مردم مقاومتر میشوند. به مقدسات آنها توهین میکنند اما انسجام بیشتر میشود. به اصل نظام و استقلال کشور و اصل ولایتفقیه حمله میکنند اما میبینند با یک سخنرانی هوشمندانه رهبری همهچیز خنثی میشود.
چهره کریه و شیطانی آنها و نقشههایی که دارند برملا میشود؛ لذا هر از چندی سعی میکنند حملات خودشان را متوجه خود رهبری کنند و جایگاه و شخصیت او را مورد هجمه قرار دهند که باز با بصیرت و آگاهی مردم، سرشان به سنگ میخورد. مردم ما از استکبار و صهیونیستها تنفر دارند و هر جمعه این را با شعار خودشان نشان میدهند.
باید در همه حال قدردان نعمت رهبری باشیم. خدا را بر این نعمت شکرگزاری کنیم که رهبری حکیم و خردمند مدیر و با درایت داریم؛ که ضمن خنثی کردن نقشههای شوم دشمنان، جو روانی جامعه را هم بهخوبی مدیریت میکنند و در تراز جهانی رهبری بیبدیل هستند.
تلاش دشمنان نابودی و یا منزوی کردن جمهوری اسلامی بود اما با رهبریهای حکیمانه امام المسلمین، جمهوری اسلامی علاوه بر بهرهمند شدن از قدرت بازدارندگی نظامی، در برابر انواع تهدیدها خود به مؤلفههای اصلی قدرت دست یافت. ایرانی را که میخواستند ساقط کنند خودش شد یک قدرت.
امروز توان بازدارندگی و دفاع از تمامیت ایران فقط در پشت مرزها نیست. شما کاملاً به این مسئله واقف هستید. مگر نظام سلطه نمیخواست برای به وجود آوردن نظام تکقطبی، منطقه غرب آسیا را آمریکایی کند؟! به بهانه ۱۱ سپتامبر افغانستان و عراق را اشغال کردند. بعد نقشه کشیدند که لبنان و سوریه را هم اشغال کنند اما مدیریت محور مقاومت توسط رهبر معظم انقلاب شکستهای راهبردی را برای آمریکا و متحدانش بهجا گذاشت که از مناطق تحت سلطه یکبهیک با افتضاح میبینید که در حال خارج شدن هستند.
باید شکرگزار این نعمت بود. فرصت نیست ویژگیهایی که خدای تعالی به ایشان داده و کشور را متنعم کرده بیان کنم. یادم هست که در یک نوبت در یک خطبه مفصل راجع به ایشان فقط در موضوع خروج از بحران بود به نظرم یا بعضی از نکات دیگر را بیان کردم که دوستان اگر آن مطالب را بازپخش کنند امروز مفید است.
امیدبخشی و اعتماد به مردم، صداقت در رفتار و گفتار، زندگی زاهدانه، صلابت در مقابل دشمنان، نظریهپردازی و دادن ایدههای فرهنگی و اجتماعی و درایت ایشان در امور مختلف که خودش فصل مفصلی است. اگر درایت ایشان در امور نظامی نبود امروز ما این قدرت بازدارندگی را نداشتیم. این قدرت و توانمندیهای نظامی که هست ریشهاش در درایت ایشان و فعال کردن این بخش از نیروهای نظامی است. اگر درایت ایشان در امور علمی نبود امروز ما نانو و سلولهای بنیادی و هستهای و فضایی نداشتیم. اگر به سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی که ایشان ابلاغ کرد و اقتصاد مقاومتی، مسئولین اهتمام داشتند، امروز اقتصاد از تحول چشمگیری بیش از این که هست بهرهمند میشد.
چند سال قبل با قتلهای زنجیرهای که دوستان یادشان هست بین جناحهای سیاسی مختلف فتنهای درست کرده بودند و قصد ضربه زدن به ستون فقرات امنیت کشور یعنی وزارت اطلاعات را داشتند، درایت حضرت آقا مطلب را تمام کرد و فتنه را خاموش کرد؛ و آنجا هم از دستهای پنهان و آشکار دشمنان خارجی و داخلی و طراحیهایی از پیش صورت گرفته گفتند و دشمن را رسوا کردند.
همین سخنرانی چند روز گذشته حضرتشان شاهد بر ادعای بنده است. خودتان توجه دارید که همین سخنرانی چقدر راهگشا بود؛ چقدر تبیینکننده بود. خودش یک روش تبیین بود برای کسانی که میخواهند روش یاد بگیرند. گفته میشود که رهبری باید مدیر و مدبر باشد. اینها را ما کی میتوانیم بفهمیم که یک رهبر مدیر و مدبر است؟ در بحرانها میشود فهمید. در مهار بحرانها میشود این را فهمید. شما دوران مدیریت بیش از ۳۰ سال ایشان را با همه هجمهها و بحرانهایی که بوده رصد کنید که بعضی از آنها بهتنهایی میتوانست یک کشور و یک حاکمیت چندین ساله را ساقط کند.
تقویت جایگاه رهبری امروز وظیفه همگانی است. وقتی میبینیم که دشمن به این نقطه حمله کرده است، باید دفاع کنیم. تقویت ولایت یعنی محکم کردن ستون اصلی خیمه انقلاب. در این جریان اخیر بهخوبی دیدید که شعارها علیه دولت و مشکلات اقتصادی و فلسطین و لبنان و هستهای و حتی حجاب نبود. از اول به اصل ولایتفقیه و خود حضرت آقا بیاحترامی کردند.
درباره گروههای تجزیهطلب جوانها مطالعه کنند و ببینند که آنها که اول انقلاب در بعضی از زمانها توانستند جولان بدهند و کارهایی را انجام بدهند، چه جنایاتی را در همان مدت کوتاه انجام دادند. نمیشود گفت و بیان کرد که چه خباثتهایی را آنها انجام دادند.
مردم البته مثل همیشه آمدند وسط میدان و باصلابت عرصه را مدیریت کردند. چهره افرادی هم که باید واضح میشد واضح شد. کسانی که موضع نگرفتند و سکوت کردند یا با حقهبازی خودشان را ناصح و خیرخواه جلوه دادند و در حقیقت به نفع دشمنان اقدام کردند را مردم بهتر شناختند و بهتر فهمیدند که اینها چه کسانی هستند.
در همین استان هم الا نادر، از مجموعهها و کسانی که ادعای انقلابی بودن دارند انتظار بیشتری داشتیم. نه محکوم کردند، نه تأیید کردند؛ حتی در صفحات مجازی خودشان اثری نگذاشتند. الحمدلله بدنه مردم مثل همیشه جلوتر از خواص عمل کردند؛ که باید اینجا تشکر کنیم از مردم و خدا را شاکر باشیم به خاطر مردم فهیم و بصیر و حاضر درصحنه.
از عزیزان در دستگاه دیپلماسی کشور این را میخواهیم که در قضیه جاری باقوت بیشتری وارد عمل بشوند. فقط به تذکر دادن و درخواست و دعوت به خویشتنداری اکتفا نکنند. دستگاه دیپلماسی را عرض میکنم. چون این روششان بازدارندگی لازم را ندارد. وقتی بعضی از مسئولین کشورها رسماً اعلام میکنند و از خبرنگارها و خبرسازها و مردم، آشوب و مخالفت مدنی را میخواهند، ادعا میکنند که در کنار آشوبگران هستند و مستقیم و غیرمستقیم با حمایت و هزینههایی که میکنند تنور آشوبها را گرم نگه میدارند و در بعضی از مواقع عوامل سفارتخانهها در بین اغتشاشگران هستند، به نظر باید با سفرای این کشورها برخورد جدیتری صورت بگیرد.
در این دو سه هفته بنده قسمتی از خطبه را اختصاص دادم به عزیزانمان در نیروی انتظامی و تشکر لازم را بنده به نوبه خودم انجام دادم و بهخصوص هفته گذشته مفصل از دستگاه انتظامی تشکر کردم. این هفته حضور گستردهای را دارند فرماندهی محترم و معاونینشان و قبل از خطبهها هم در خدمتشان بودیم در دفتر. امروز هم خود ایشان سردار فرماندهی نیرو برای شما صحبت کردند. بار دیگر بنده تشکر میکنم. در بخشی از این قصه همانطور که حضرت آقا فرمودند مظلومیت نیرو بود که بعضیها دانسته و بعضیها ندانسته کاری را که نباید بکنند و حرفی را که نباید بزنند زدند. البته خدای تعالی ناظر بر همه اعمال است و با اخلاص حرکاتی را که عزیزانمان انجام میدهند را ناظر و شاهد است و پاداش میدهد.
وقتی با روحیه و انگیزه بالا دستگاهی وظیفه خودش را انجام میدهد قابلتقدیر و تشکر است. یکوقتی ما به کار بهعنوان یک وظیفه کاری نگاه میکنیم، حقوقبگیری نگاه میکنیم؛ اما یکوقتی نه؛ بهعنوان یک امر الهی نگاه میکنیم. طرف سرش بیش از ۳۰ بخیه خورده است در یک جریانی، میتواند برود طول درمان بگیرد و استراحت کند و دو ماه سرکار نرود حقوقش را هم بگیرد؛ اما فردا میبینید دوباره درصحنه حاضر است. آیا این غیر از عشق و علاقه و یک انگیزه قوی برای اینکه در میدان حاضر باشد و از ارزشها دفاع کند چیز دیگری است؟! لذا ما شاکر هستیم بر این نعمتی که خدای تعالی داده. البته همانطور که حضرت آقا هم فرمودند باید همه دستگاهها با همدیگر متحدا و با وفاق وظایف خودشان را انجام بدهند تا بعضی از هزینهها را بعضی از دستگاهها تحمل نکنند.
وقتی یک عده به اسم آزادی ترویج بیفرهنگی میکنند، نعمت لباس را که خداوند بر تن بشر کرده آن را کنار میگذارند و مثل حیوانات برهنگی را برای زنان تبلیغ میکنند و خانواده را از بین میبرند و بر روابط آزاد زن و مرد تأکید میکنند و ازدواج سفید را توسعه میدهند و ترویج میکنند؛ چون میدانید که ازدواج سفید حتی در بین حیوانات باهوش و نجیب هم وجود ندارد. دربارهاش تحقیق کنید. در بین حیوانات چنین چیزی نیست. اینطور نیست که آزاد باشند. بوعلی قصهای را نقل میکند راجع به یک اسبی. در اسب امکان ندارد که اتفاق بیفتد که آزاد باشند. تحقیق کنید. در بعضی از پرندگان هم اینطور است. کسی که اینطور فکر میکند که آزاد باشد و هر جور که دلش خواست ازدواج کند، اینها از حیوان هم بَل هُم اَضل هستند؛ یعنی از حیوان هم پایینتر هستند.
خلاصه کرامت و حیا و عفت بانوان را مورد هجمه قرار دادند. بانوان باید خودشان از کرامت خودشان دفاع کنند و با عفت و حجاب در صحنههای مختلف حاضر باشند. عرضم این است که خودتان فعال باشید، کوتاه نیایید. یک بخشی را جامعه انجام میدهد اما آن چیزی که متوجه شماست حضور فعالانه در صحنه است. خانمهای عفیف و پاکدامن و باکرامت این حضور متوجه آنهاست.
چند سال قبل بر این حضور مستمر بانوان در عرصههای مختلف برای از بین بردن چنین جریاناتی، تأکید کردیم. در همینجا شاید بیش از ۹ بار این مطلب را بیان کردم. ۹ سال گذشته و امروز خطبه ۴۷۵ است که دارم میخوانم؛ با احتساب خطبههای عید فطر و بعضی از اعیاد قربان. ۹ مهر، ۹ سال حکمی که حضرت آقا به من دادند تمام شد و وارد سال دهم شدیم. تقریباً میشود گفت که هرسال بنده شاید بعضی از سالها دو بار به بحث حضور بانوان در عرصههای مختلف اشاره کردم؛ که حضور خانمهای محجبه و متدین در سطح جامعه باید بیشتر باشد در عرصههای مختلف که البته توجه نشد.
امروز هم برای جمع شدن این بیعفتی سازمانیافته، چارهای جز حضور منسجم و معنادار بانوان در جامعه وجود ندارد. لذا کار به دست خود شماست و هیچ نهاد و سازمانی نمیتواند کاری را که شما خودتان میتوانید انجام بدهید را به سرانجام برساند. خودجوش و با برنامه حاضر باشید و حضور داشته باشید و این عرصه را بر تعداد کمی که عرصه نمایی میکنند تنگ کنید.
قصد داشتم راجع به نفوذ دشمن بهخصوص نفوذ جریانی نکاتی را عرض کنم که فرصت گذشته است. انشاءالله در نوبت دیگری با قید حیات. فقط خود دوستان بیانات رهبری را در مورد این نفوذ بازخوانی کنید.
و همچنین نکاتی را درباره راههای مواجهه با دشمن در جنگ شناختی در رسانه میخواستم عرض کنم که وقت بهسرعت سپری شد. طرف از صبح علیالطلوع تا آخر شب و شب تا صبح مینشیند پای ماهواره و فضای مجازی که آنطرف تغذیه میکند، بعد به دوستانی که میخواهند به او تذکر بدهند میگوید من گوش به حرفهای شما نمیدهم؛ شما شستشوی مغزی شدهاید. کلاً از اول وقت تا آخر وقت مشغول شستشو شدن مغز است، بعد به حرف حق گوش نمیکند.
یک نگاه خیلی کوتاه به منطقه و جهان هم داشته باشید. جمهوری اسلامی ایران در قبال همسایگانش، هم مصوبات بینالمللی را، هم تعامل و حسن همجواری را رعایت میکند. در ضمن تأکید دارد بر جریانی مثل قرهباغ که به جغرافیای جمهوری آذربایجان تعلق دارد و باید به آن پایبند بود.
هشدارهای لازم را درباره تغییرات ژئوپلیتیک در قفقاز جنوبی هم جمهوری اسلامی رسماً اعلام کرده است. لذا ارمنستان نتوانست کمک خارجی برای حمایت خودش فراهم کند. درنتیجه ناچار شد که به سمت ایران بیاید تا ایران از تمامیت ارضی این کشور در مقابل طرحهایی که منافع مستقیم ایران را هم در منطقه قفقاز جنوبی نشان رفته دفاع کند. با تأسیس سرکنسولگری ایران در چهارچوب احترام متقابل و برای تأمین منافع ملی خودش، مناسبات کاملتری را با همسایههای خودش تقویت کرده است.
در یمن هم انصار الله در مدت آتشبس که شش ماه طول کشید و دو ماه دو ماه تمدید شد و اخیراً هم آمریکا فشار آورد به عربستان که دوباره تمدید شود، اما یمنیها قبول نکردند، به حمدالله این مسیر، مسیر خوبی است. در طول مدت این ۶ ماه یمن خودش را تجهیز کرده است. توانمندیهایش را بالا برده است. در آینده سعودیها از نوع عملکرد یمنیها بهتزده خواهند شد. هرچند عرض کردم که سازمان ملل و آمریکا تلاش کردند که آتشبس را تمدید کنند ولی یمنیها قبول نکردند.
البته غربیها از حمله به تأسیسات نفتی درنتیجه بحران انرژی و گران شدن قیمت نفت و گاز و تأمین سوخت زمستانی خودشان نگران هستند. سعودیها هم به دنبال این هستند که دموکراتها در انتخابات آینده به خاطر مسائل مربوط به انرژی شکست بخورند.
راجع به اوکراین هم چند ماه قبل عرض کردم که غرب هیچ کمکی به اوکراین نخواهد کرد ولو او فکر میکند که به او کمک خواهد شد؛ اما هیچ کمکی نخواهد شد. دیدید که همین چند روز هم خواهش کردند که عضویتشان در ناتو پذیرفته شود اما غرب قبول نکرد ولو از خطوط قرمز هم عبور شد بازهم قبول نکردند و مقبول غرب نیفتاد.
این نشاندهنده غیرقابلاعتماد بودن غرب است که مکرر گفتهشده و اینجا باز خودش را نشان داد؛ یعنی رئیسجمهور اوکراین هم باید دیگر فهمیده باشد که بازیچه دست آمریکا و ناتو بوده است.
در روسیه هم البته پوتین به هر چه خواسته تا حالا رسیده و همینطور آرامآرام دارد پیش میرود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/7/8 | 1401/7/8باید در بحث شناخت امام بیشتر کار شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه110
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در همه حال با نفاق و منافق مبارزه میکنند و به یکدیگر در ادامه مسیر توصیه به حق و صبر دارند.
بعد از بیان این مطلب که یکی از موارد تواصی به حق و تواصی به صبر بین مؤمنین در هنگامهی برپایی فتنههاست، بحث به تقسیمبندی فتنه و آیات مربوطه رسید و عرض کردم که فتنهها گاهی دینی هستند و گاهی مادی و اینکه سران فتنه به بیان قرآن کریم با موعظه و نصیحت به راه راست برنمی گردند و دست از فتنهگری و فتنهانگیزی برنمیدارند، چون مسیری را طی کردهاند که ختم الله علی قلوبهم شدهاند.
با اینکه مسیر اصلاح و هدایت برای همه باز است اما سران فتنه طوری عمل کردهاند که هدایت نمیشوند. بنا شد در این جلسه اشارهای اجمالی به آیه ۸ به بعد سوره مبارکه یس داشته باشم که مطلب را از همین آیات گرفتهایم. البته آیات متعددی هست راجع به اینکه سران فتنه اصلاح نمیشوند اما حالا این آیه را بهعنوان نمونه آوردیم.
فرمود: «إِنَّا جَعَلْنا فی أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِیَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ». ما در گردنهاى آنان غلهایى قرار دادیم که تا چانهها ادامه دارد و سرهاى آنان را بالا نگاه داشته است، بهطوریکه نمیتوانند سر خودشان را پایین بیاورند؛ یعنی پهنای این غلها زیاد است. درنتیجه حرکت آنان بهسختی خواهد بود و دچار مشکل میشوند.
کلمه اعناق، جمع عُنُق به معناى گردن است. اغلال جمع غُل است به معنای چیزى است که در وسط چیز دیگر قرارگرفته باشد. آبی که از وسط نهر عبور میکند غَلَل میگویند. غُل به حلقهاى میگویند که بر گردن یا دستها قرار مىدادند و با طناب و یا زنجیر میبستند. گاهی این غلها که بر گردن یا دستها بود جداجدا به زنجیر بسته مىشدند و گاهى دستها را به حلقهى گردن مىبستند و شخص زندانى را شدیداً در عذاب قرار مىدادند. خلاصه اینکه غل به معناى هر وسیلهاى اعم از طناب و زنجیر است که با آن دست را براى شکنجه دادن و تشدید عذاب به گردن ببندند.
کلمه مقمحون از ماده اقماح است به معناى سر بلند کردن است. میگوید این حلقه که به گردنشان است آنقدر پهن است که سر را بالا نگه میدارد و نمیتوانند پایین را نگاه کنند. آسمان را میبینند که هیچ ثمرهای برایشان ندارد.
این بیان کنایه است از اینکه افرادی که دچار کبر و غرور و حب دنیا و هوای نفس و آدابورسوم باطل و تقلید کورکورانه و امثال اینها مثل غل به گردن شخص آویخته میشود به طوریکه نمیتوانند حقائق را ببینند و قدرت دید خود را از دست میدهند؛ و این افراد وضعیت زندگی آخرتشان هم همینطور است.
خدای تعالی در آیه ۳۰ و ۳۱ در سوره مبارکه حاقه، خطاب به ملائکه عذاب فرموده است: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِی سِلْسِلَهٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ». از طرف دیگر در مسیر حرکتی اینها سد ایجاد شده، فرمود: «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ». ما از پیش رو و عقب سر سدى دورشان کشیده و ایشان را با آن پوشاندهایم دیگر جایى را نمىبینند.
چون سد را درجایی زده میشود که دو طرف آن بسته باشد یعنی چپ و راست که مسیر هدایت نیست بسته است پس باید به سمت جلو بروند و آنهم که مسدود است به فطرت اولیه خودشان هم نمیتوانند برگردند، چون از پشت سر هم راه بستهشده کنایه از اینکه اگر بخواهند برگردند هم باز جایی را نمیبینند. اصلاً تاریکی جهل و خرافات، تمام اینها را در برگرفته، چنان پرده غفلتی بر سر اینها انداختهایم و در ظلمات محض به سر میبرند که جایی را نمیبینند یعنی دیگر چشم بصیرت ندارند.
خب در این حالت اگر کسی قرارگرفته باشد، نصیحت و موعظه و امثال اینها تأثیر دارد؟ سران فتنه را خدای تعالی در قران میفرماید که اینها اینگونه شدند کبر و نخوت و غلبه هوای نفس و شهواتشان اینها را به چنین حالتی کشانده؛ حالا شما میخواهید اینها را نصیحتکنید؟! قطعاً مؤثر نیست.
لذا فرمود: «وَ سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»؛ و (بنابراین) دیگر انذار کردن و نکردنت به حال ایشان یکسان است چه انذار بکنى و چه نکنى ایمان نمىآورند.
البته همانطور که قبلاً هم عرض کردم بحث مفصل است فقط اشاره میکنم، این حال سران فتنه است و ما راجع به آنان وظیفهای نداریم، چون خداوند تعالی به رسولش فرمود تو هم نمیتوانی اینها را هدایت کنی. پس اینکه مثلاً بخواهیم برای رئیسجمهور آمریکا و سران کشورهای فتنهگر، نامه بنویسیم و آنان را دعوت به صلاح و فلاح کنیم، به بیان قرآن کریم، امری بینتیجه است.
اما برای عوامل دیگر فتنهها، قرآن کریم وظائفی را تعیین کرده است که عرض میکنم. توجه دارید تمام این مباحث مصادیق خارجی قابل تطبیق فراوان دارد که در دوران انقلاب همه شما موارد زیادی از آن را دیدهاید و به خاطر دارید و هنوز هم هست و میبینید.
گروه بعدی از اهالی فتنه افراد دنیاپرست و مادیگرایی هستند که در تمام اوقات به دنبال منافع خود میگردند؛ و حتی حاضرند برای مقداری ناچیز، مزدوری کنند. مثلاً پولی بگیرند یک دادی بزنند و سروصدایی بکنند که نمونهها و مصادیق آن را فراوان دیدهاید که نهجالبلاغه از آنان تعبیر به اوباش کرد. این روزها هم هستند اراذل و اشرار که اگر این گروه اوایل کارشان باشد با موعظه و راهنمایی و نصیحت میشود آنان را برگرداند؛ یعنی گاهی همین مشکلات مادی باعث شده شرور شوند و سراغ فتنه بروند که اگر رسیدگی شوند اصلاح میشوند. مگر اینکه دیگر کاروکاسبی آنها همین شده باشد که اینجا هم موعظه فایدهای ندارد.
و دسته سوم کسانی هستند که در معرض فتنه قرار دارند، نیت بدی ندارند اما بیبصیرتاند، تشخیص درستی از مسائل اجتماعی و وظائف دینی خود ندارند و خیال میکنند وظیفه را فهمیدهاند و درنتیجه به نفع سران فتنه و فتنهگران و در کنار آنان قرار میگیرند و کار میکنند؛ و با یک تحلیل غلط گاهی خیال میکنند دارند به وظیفه شرعی خود عمل میکنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که طالب حق است و اشتباه میکند مثل کسی نیست که بهعمد علیه حق قیام می-کند ولی این اشخاص چه بدانند و چه ندانند ضرر آنان مانند کسانی است که بهعمد اقدام میکنند، چون سرانجام به مصالح اسلام و جامعه اسلامی صدمه میزنند. ولو به پندار خود کار خوبی میکنند. این گروه را میشود با نصیحت و راهنمایی، هدایت و ارشاد کرد و این یکی از مصادیق تواصی به حق است.
البته باید کسانی که میتوانند راهنمایی کنند تماشاگر صحنه نباشند و وارد میدان هدایتگری و روشنگری شوند. راجع به این دسته بیشتر صحبت خواهم کرد با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از رذایل اخلاقی مثل کبر و حرص و حسد دوری میکنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۹ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّهِ». حسد بردن دوست از ضعف و بیماری دوستى است.
بحث دوست و انتخاب افراد برای دوستی که با چه کسانی دوست شویم با چه کسانی نشویم، محدوده دوستی چقدر باشد و امثال اینها مفصل است که روایات آن را داریم و در قرآن کریم هم به آن اشارهشده. بحث دوست و دوستیابی و همسالان مباحث خیلی مهمی دارد چون آثار فراوانی در و نقش به سزایی دوست در زندگی ما دارد؛ بهخصوص در جوانی و نوجوانی مسیر زندگی انسان را دوست تغییر میدهد و عوض میکند. بعضی وقتها انسان را به طلاح میرساند و گاهی انسان را به فلاح میرساند.
حضرت میفرمایند لازمه دوستى خالص آن است که هرچه برای خود مىخواهیم، براى دوست هم بخواهیم. هرچه برای خود نمیپسندیم برای او هم نپسندیم؛ و الا این دوستی سالم نیست و بیمار است.
اگر کسی دچار حسد باشد؛ حسود کسی است که میگوید دوستم چرا این نعمت را دارد. حسود نمیگوید من هم داشته باشم، میگوید من هم نداشتم نداشتم او نباید داشته باشد. دوست ندارد که دوستش فلان فضیلت و نعمت را داشته باشد و دنبال این است که کاری کند تا آن نعمت از او گرفته شود ولو خودش هم نداشته باشد؛ یعنی این دوستی ناسالم است؛ و از این موارد مثال زیاد است که سقم دوستی است.
دوست باید عین خود شخص باشد و خوشحال از اینکه دوستش صاحب نعمتی شده است. خداینکرده اگر این دوستی به هم بخورد بسیار خطرناک است و خطرش از دشمنی بیشتر است. چون چنین شخصی میداند که چگونه باید ضربه بزند و نقاط آسیبپذیر کجاست. چون مدتی با شما زندگی کرده، کموکاست انسان را میداند. او اگر بخواهد ضربه بزند از دشمن بدتر ضربه خواهد زد. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
حلول ماه ربیع المولود را به همه شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم از برکات این ماه همه ما بهرهمند باشیم.
باید تشکر کنم از همه مردم باایمان و با بصیرت کشور بخصوص استان البرز که در دفع فتنهها حماسهسازی می-کنند و از مسئولین محترم استان که با وفاق و اتحاد خوب مسائل را تمشیت میکنند تا مردم از امنیت و آسایش برخوردار باشند. در این امور به حمدالله خوب عمل کردند که جای تشکر دارد.
مردم ایران در اجتماعات گسترده و چشمگیری که داشتند با از بین بردن نقشههای شوم دشمنان و بیاثر کردن حرکات رسانههای غربی و عربی اعلام کردند که از آرمانها و اصول انقلاب دست نمیکشند و اجازهی بیحرمتی به مقدسات را نمیدهند.
هشتم ربیعالاول سال گشت شهادت غریبترین امام معصوم یعنی امام عسکری علیهالسلام را به همه شما تسلیت عرض میکنم.
دوران امامت امام عسکری بسیار سخت بود بخصوص ازنظر سیاسی. امام ۱۵ سال در حصر شدید بودند و گاهی به زندان نیز منتقل میشدند بااینحال تحمل نکردند و امام را در سن ۲۸ سالگی به شهادت رساندند؛ یعنی امام بیش از نصف عمر خود را در حبس و حصر بودند بیشتر از موسیبن جعفر سلاماللهعلیهما.
همه امامان ما بهطور عام مظلوم بودهاند و دشمنان به آنان آزار و اذیت رساندهاند اما امام عسگری را ویژه ستم کردند که عرض کردم غریبترین، علت این غربت، شک به حقانیت امام علیهالسلام در جامعه شیعه بود که چون امام در جامعه بهطور عام حاضر نبود و بیشتر در حصر بود مردم دچار شک شدند؛ که اصلاً امام داریم یا نداریم؟ این آقا که میگوید من امام آیا اصلاً امام است؟
در این رابطه خود حضرت فرمودند: «هیچیک از پدرانم مانند من، گرفتار شک و تردید شیعیان در امر امامتم نشدند». حتی راجع به امام جواد علیهالسلام که بعضاً صحبتهایی بود اینطور نبود که امام عسکری موردتردید بود. این روایت در تحف العقول است.
این تردید آثار وضعی برای جامعه دارد چون وقتی رفتار شیعیان تغییر کند خداوند نعمت را تغییر میدهد؛ و اولین اثر آن غیبت امام است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: زمانی که خدای تبارکوتعالی بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آنها دور میکند؛ یعنی علت غیبت امام عصر ارواحنا فداه خشم خدا بر بندگان است.
علت دیگر مظلومیت و غربت امام این بود که همه مطلع بودند که آن از بین برندهی ظلم و ستم و برقرارکننده عدل، فرزند بلافصل امام عسکری است، لذا تحت مراقبت شدید ازاینجهت هم بودند و نسل ایشان از طریق کنیزی ادامه پیدا کرد. آن بانوی مکرمه و مجلله کنیز بود. نگذاشتند حتی همسر عرفی که در جامعه هست ایشان داشته باشد.
باید در بحث شناخت امام بیشتر کار شود و دورههای مختلف امامت را بشناسید که بسیار آموزنده است و بصیرت را بیشتر میکند.
امام عسکری روایتی را از امام سجاد علیهالسلام نقل فرمودند که: «خدا بهسوی موسى وحى فرستاد، مرا محبوب مخلوقاتم گردان! و مخلوقاتم را هم محبوب من کن! موسى گفت: ای پروردگار، چگونه این کار را انجام دهم؟ فرمود: نعمتهاى ظاهرى و باطنى مرا به آنها یادآورى کن تا مرا دوست بدارند. اى موسى! به خاطر داشته باش! اگر بنده فرارى مرا به سویم برگردانى و یا بنده گمشدهام را به خانه من برسانى، براى تو از عبادت صدسال که روزهایش را روزه بدارى و شبهایش نماز به پا دارى، بهتر است. موسى گفت: پروردگارا، بنده گریخته از تو کیست؟ فرمود: بندگان گنهکار. پرسید: گمشدهى از در خانه تو کیست؟ فرمود: نادانى که امام زمانش را نمىشناسد و یا اینکه پس از شناختش از او غائب است و از حضور ظاهرى و یا باطنى او بهره نمىبرد و گمراه کسى است که نسبت به احکام دینش جاهل است درحالیکه تو شریعت و احکام معارف دینش را به وى یاد مىدهى. امام سجاد در ادامه فرمودند: پس بشارت باد بر علماء شیعه ما به ثواب و پاداش اعظم و بزرگ و جزاى فراوانى که خداوند براى تبلیغ، خدمات فرهنگى، هدایتها و روشنگرىهایى که مىکنند».
خب آیا ما با امام زمانمان آشنا هستیم؟ شرایط ظهور و وظائفی که داریم را بلدیم و انجام میدهیم؟ روایات فراوانی داریم که ظهور حضرت را منوط به تربیت نسلی است که قابلیتهای لازم را داشته باشد.
این روایت که در کافی شریف هست را زیاد شنیدهاید که معصوم علیهالسلام فرمود: «در آموزش معارف ما اهلبیت به فرزندانتان شتاب کنید، پیش از آنکه منحرفان، زودتر از شما به سراغ آنها بروند»؛ یعنی یکی از وظایف پدر و مادر این است که بچهها را با این مسائل آشنا کنند.
یا اینکه فرمودند: «کار با جوانان یک فرصت است چون آنان سریعتر به کارهاى خیر روى مىآورند». چقدر الان روی جوانانمان درباره مهدویت، دوران آخرالزمان و دوران حضرت حجت کار میکنیم؟ باید کار شود.
اگر اندیشه تمدنی داریم که داریم و در بیانیه گام دوم حضرت آقا هم به آن اشاره شد که باید آمادگی لازم برای طلوع خورشید ولایت عظما را فراهم کنیم پس نباید از تربیت نسل مهدوی غافل باشیم.
این نسل همانطورکه بزرگان فرمودند نباید فقط صالح باشند. یک انحرافی که وجود دارد این است که میگویند منتظران حضرت حجت باید اینگونه و آنگونه باشند اما هیچ راجع به اینکه منتظر باید چهکاری انجام دهد نمیگویند. او را میکنند یک آدم متدین اخلاقی؛ خب همه ما باید اینگونه باشیم. ولی آیا منتظر فقط باید صالح باشد؟ نه.
یک تعبیری بزرگان ما دارند که منتظر گذشته از اینکه باید صالح باشد باید مصلح هم باشد؛ باید در ردیف خود امام قرار بگیرد؛ یعنی گذشته از اینکه داری فضائل و کرائم بالای اخلاقی هستند باید نسبت به مسائل عمومی جامعه و مسئولیتهای اجتماعی تعهد داشته باشند.
انسان مصلح، شخص باتقوایی است که با بصیرت و صبر وسط میدان نجات انسانها از جهات گوناگون است. شخص مصلح مانند آن مصلح کل زندگی خود را تنظیم میکند؛ یعنی تلاش دارد تا مثل امام خود باشد. خب امامش چگونه است؟!
یک روایت برای شما دراینباره میخوانم.
امام رضا علیهالسلام در دعای معروف خود برای امام عصر سلاماللهعلیه، حضرت را چنین نامیدهاند: «الْجَحْجَاحِ الْمُجَاهِدِ الْمُجْتَهِد»؛ یعنی آقای بزرگواری که هم مجاهد و مبارز است و هم سختکوش و پُرتلاش. در کتاب لغت لسان العرب آمده که «الجَحجَاح و هو السّید الکریم».
ما هم اگر دنبالهرو امام هستیم باید جحجاح مجاهد مجتهد باشیم. این لقب یعنی امام در دوران غیبت لحظهای از تلاش در راستای وظائف امامتی خود کم نمیگذارند؛ اما آیا ما هم در مسیر وظائف خود تلاش لازم را مثل امام خود داریم؟ هذا اولالکلام.
نکته دیگری که در این نوبت عرض میکنم این است که ما در قرآن کریم موارد فراوانی داریم که خداوند قصه انبیاء را بیان فرموده و ما باید از آنها درس بگیریم و اتفاقاً یکی از درسها، شناخت امام زمان و دوران مهدوی از زندگی انبیاء است.
در کتاب کمالالدین روایتی را از امام سجاد علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ. به عنوان نمونه از کتب مختلف است: فَأَمَّا مِنْ آدَمَ وَ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمُرِ. مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلَادَهِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ. وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یُوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ فَالْغَیْبَهُ. مِنْ أَیُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوَى. مِنْ مُوسَى فَالْخَوْفُ وَ الْغَیْبَهُ. فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یُونُسَ فَرُجُوعُهُ مِنْ غَیْبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ کِبَرِ السِّنِّ. مِنْ عِیسَى فَاخْتِلَافُ النَّاسِ فِیهِ. وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ ص فَالْخُرُوجُ بِالسَّیْفِ». در قائم ما سنّتها و ویژگیهایی از پیامبران وجود دارد: از نوح علیهالسلام عمر طولانى، از ابراهیم علیهالسلام مخفى بودن ولادت و دورى گزینى از مردم، از موسى علیهالسلام ترس و غیبت، از عیسى علیهالسلام اختلاف مردم درباره او، از ایوب علیهالسلام گشایش پس از گرفتاریها و از محمد علیهالسلام قیام با شمشیر. حضرت با قیام و مبارزه و منکوب کردن دشمن ظهور خواهد کرد؛ که اینها در قرآن هم آمده.
یکی از ویژگیهای مهم تشکیلات مهدوی کار نظاممند و تشکیلاتی است و باید در این زمینه تمرین لازم را داشته باشیم. چقدر تشتت الان در بین اهل ایمان وجود دارد. هرکدام یکحرفی میزنند. در بعضی از مسائل که پیش میآید میبینید چطور اتفاق میافتد. بعضاً دشمنان ما در مقابل ما منسجمتر عمل میکنند. اگرچه در داخله جبهه آنها هم تفرقه وجود دارد اما تفرقه در بین ما معنا ندارد باید انسجام داشته باشیم.
علی علیهالسلام در مورد نظام عمومی که بر یاوران حضرت حاکم است میفرمایند: «گویا آنان را مینگرم، در شکل و هیئتی یکسان، قد و قامتی برابر و در جمال و برازندگی همانند و هملباسند. استوار در برابر سرزنشها و تبلیغات دشمنان. یاران حضرت ذرهای در درستی آرمانها و مسیر خود تردید ندارند، ازاینرو سرزنشهای کوتهبینان و دنیاطلبان، در ارادهشان خللی نمیافکند». خدای تعالی همه ما را از یاران و محبان و موالیان حضرتش قرار دهد. «اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ وَالْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ».
۱۳ مهر آغاز هفته نیروی انتظامی است که پیشاپیش به خانواده بزرگ این نیرو تبریک عرض میکنیم. این نیروى خدوم و شجاع برای تأمین امنیت همهجانبه مردم تا امروز بیش از ۱۳ هزار شهید و ۲۲ هزار جانباز تقدیم انقلاب کرده است. همهی مردم قدرشناس ایران اسلامی از اعماق دل، از زحمات مخلصانه و شبانهروزی مجموعهی شریف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی تشکر میکنند.
بنده راجع به ویژگیهای نیروی انتظامی تا امروز مطالبی عرض کردهام و هفته گذشته هم به مناسبت نکتهای گفتم.
نام نیروی انتظامی که برده میشود قهراً افراد به یاد امنیت و نظم میافتیم و این نشانه اهمیت کار این مجموعه است با تنوع کارهایی که دارد. من جلسه قبل گفتم کار این نیرو ۳۰ عنوان دارد بعد سردار گفتند حاجآقا ۷۰۰ کار است. گفتم این ۳۰ کار را من رئوس مطالب را گفتم و الا وقتی خرد میشود، میشود ۷۰۰ کار؛ یعنی ۷۰۰ کار انجام میدهد نیروی انتظامی از لب مرزها تا در خانه ما که هرکدام کار مهم و بالایی است.
وقتی کار پراهمیت شد مسئولیت هم بیشتر میشود، توقع از مجموعه هم بالاتر میرود. عصاره همه فعالیتهای گسترده نیروی انتظامی یکچیز است و آن امنیت است. امنیت خواسته بشر است لذا اسلام بهعنوان دین جهانشمول که برای بشریت آمده امنیت را یکی از اصول زندگی جمعی و عامل ضروری برای استفاده از نعم الهی و زمینه-ساز رشد و کمال میداند.
قرآن کریم امنیت را یکی از نعمتهای بزرگ خدا و سرمایه مقدس انسانی میداند. ارزش ایمان که در آیات و روایات به آن پرداختهشده و بزرگ دانسته شده است، وسیلهای است برای رسیدن به امنیت. برترین انسانها را قرآن مؤمنین میداند و خطاب میکند الذین آمنوا یعنی کسانی که خود را به مقام امن رساندهاند و معنای دومی که گفتهاند این است یعنی افرادى که داراى امنیت و برخوردار از آن شدهاند.
بههرتقدیر بخش عمده امنیت در جامعه توسط نیروی انتظامی تأمین میشود؛ و این تأمین امنیت برای همه است نه گروه خاص و محدوده خاص. آقا فرمودند: «امنیت هم متعلّق به همه است. امنیتِ تهران، واجبتر از امنیتِ مردم مرزنشین جنوب و شرق و غرب کشور نیست. امنیت افراد مرفّه که از سرمایه و امکاناتى برخوردارند، واجبتر از امنیت آن کارگرى که چشمش به مزد روزانه است، نیست. لذا امنیت، متعلّق به همه است؛ نیروى انتظامى هم متعلّق به همه است».
و همانطور که توجه دارید امنیت هم یک بعد فقط ندارد. ناامنی فرهنگی از ناامنی جانی آثار تخریبیاش بیشتر است. لذا در عرصه امنیت فرهنگی و امنیت اجتماعی از جهات مختلف و حفظ ارزشهای الهی و آرمانهای انقلابی احتیاج به حضور جدیتری هست؛ که نیروی انتظامی به وظیفه خود بیش از دیگر نهادها عمل کرده است و این امر قابلتقدیر است و باید همین مسیر را باقدرت و صلابت بیشتر ادامه دهد؛ اما لازم است که دیگر دستگاههاى فرهنگى و اجتماعى و سیاستگذار کشور نیز به وظایف خودشان در این زمینه بیشتر توجه کنند و عمل نمایند تا کار براى نیروى انتظامى هم در انجام وظایف تعریف شده آسانتر شود.
البته نکته مورد تأکید، اقتدار نیروی انتظامی است که بههیچوجه نباید خدشه بردارد. ولو دشمنان ملت تلاش دارند تا این اقتدار را به هم بزنند اگر در بعض موارد با کمبود قوانین مواجه هستیم باید مجلس محترم زودتر اقدام کند. مردم هم انتظارشان از نیروی انتظامی اقتدار همراه رأفت در جامعه است.
آقا فرمودند: «آنچه مردم از نیروی انتظامی متوقع هستند چیست؟ مردم میخواهند نیروی انتظامی قوی و مقتدر باشد، هوشمند و پیچیده باشد، سالم و امین باشد، سریع و به هنگام باشد، مؤدب و اهل بیان و تفاهم با مردم باشد، این انتظارات مردم از نیروی انتظامی است. شما در بخشهای قابلتوجهی، این لیاقت و آمادگی را از خودتان نشان دادید». این هم یعنی اقتدار. این اقتدار را هم مردم موظفاند که حفظ کنند، هم خود نیرو. هردو باید مواظب باشند که این اقتدار از بین نرود.
و نکته پایانی که عرض میکنم این است. همانطور که مردم عادی در کوچه و بازار وقتی نیروی انتظامی را میبینند آرامش و امنیت حس میکنند در مقابل، تبهکاران و خلافکاران وقتی او را میبینند باید احساس ناامنی و ترس کنند.
به نظرم تذکر این نکته در اینجا خالی از لطف نباشد که رهبر معظم انقلاب در مورد تاریخ جنگ و دفاع مقدس فرمودند روایتگری درست انجام دهید و الا دشمنان روایتگری غلط و دروغ و تحریف آمیز انجام میدهند. خب امروز دستگاههای مختلفی که به مردم خدمترسانی می-کنند اعم از سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و دستگاههای اطلاعاتی و حوزههای علمیه و مراکز فرهنگی باید روایتگری درست عملکرد خودشان را شروع کنند و با مردم خدماتشان را در میان بگذارند و الا میبینید که چگونه اقدام به تخریب همه خدمات میکنند. اصل خدمات را نادیده میگیرند و شروع میکنند با تحریف چیزهای دیگری را اضافه کردن.
هفته گذشته فقط اشاره کردم و این هفته هم فرصت نشد که راجع به حضور پرصلابت رئیسجمهور محترم در هفتاد و هفتمین اجلاس سازمان ملل مطالبی عرض کنم. فقط به این نکته اشاره میکنم که تمام مستکبران عالم با سازماندهی همه مجموعههایی که در اختیار دارند اعم از مجازی و حقیقی تلاش کردند تا جنایت بزرگی که در حق ملت ایران و انقلاب و محور مقاومت کردهاند را مخفی نگهدارند و نام و چهره شهید سعید قاسم سلیمانی را از خاطرهها حذف کنند اما فرصت شناسی هوشمندانه و حرکت انقلابی رئیسجمهور محترم در مجمع عمومی و نشان دادن عکس شهید و یادآوری این نکته که انسانی که تمام عمر با تروریسم مبارزه کرد توسط استکبار بهخصوص آمریکا ترور شد و اقامه دعوا علیه رئیسجمهور مفلوک آمریکا، خواستهی آنان را ناکام گذاشت و نام شهید را برای همیشه در تاریخ ثبت و ماندگار کرد.
حالا هی بیایند از روی عصبانیت کاریکاتور بکشند و حرف-های نامربوط بزنند. دنیا باید بداند که هنوز انتقام سختی که وعده دادهشده از جانیان و آمران این جنایت گرفته نشده است و در تاریخی نهچندان دور خبر خوش این انتقام به گوش همه خواهد رسید اما تا آن زمان ما مثل همیشه یک دعا بیشتر در حق مستکبرین عالم و آمریکای جنایتکار نداریم که هر جمعه از خدا میخواهیم.
حتماً شنیدهاند که در اطراف ما گروههای معاندی که تلاش کردند زحمت درست کنند برای کشور و مردم؛ که آثارش در این چند روز بود، چگونه با حملات پهپادی در هم کوبیده شدند، عبرت بگیرید و به فکر مزاحمت برای ایران نباشید.
شما فقط به انسجام ملی و وحدت و رأفت مردم ما نگاه کنید بعد یک نگاه هم به خودتان بکنید کنار بکشید.
نمیدانم در خبرها دیدید یا نه در فلوریدا سیل آمده مهمترین خبری که دائم پخش میشود این است که از مردم میخواهد مواظب دزدهای اموالتان باشید. در ایران سیل میآید مردم هرچه دارند را باهم تقسیم میکنند از نان شبشان میزنند تا هموطنش که ولو همکیش او نیست کمبودی نداشته باشد
شما میخواهید این مردم را زمینگیر کنید؟ این مردمی که تربیتشده مکتب حسین علیهالسلام هستند در برابر تمام عزت کاذبی که شما به آنها وعده میدهید یک جمله بیشتر ندارند و آن هیهات من الذله است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/7/1 | 1401/7/1حفظ امنیت جامعه و مردم از اهم واجبات است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه111
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در فتنهها تواصی به حق و تواصی به صبر را کنار نمیگذارند. خدای تعالی توفیق داد که چند ماهی است راجع به این اصل مهم قرآنی که رهبر معظم انقلاب هم به آن در این برهه زمانی تأکید دارند بپردازم که روز اربعین امسال هم مجدداً تأکید فرمودند که این مهم دنبال شود و البته بنده خوشحالم که تا اندازهای در تبیین این مسئله انجاموظیفه کردم. بحث گسترده و فرصت خطبه کوتاه است و باید مباحث اساسیتر و کلیدی را مطرح کرد و بیشتر آن را خودِ دوستان باید دنبال کنند.
اگر شاخصهای انقلاب اسلامی را فراموش نکرده باشیم همه میدانید که یکی از مهمترین آنها استکبارستیزی بوده است؛ که اگر این شاخص از انقلاب کم شود، هویت آن به هم میخورد. به خاطر همین شاخص ما با آمریکا که نماد طغیان و استکبار هست مخالفیم و از اول انقلاب تا به امروز هر طور بود بر سر موضع خود محکم ایستادهایم.
رهبر معظم انقلاب معتقدند مبارزه با آمریکا با سه عنصر بصیرت، تواصی به حق و تواصی به صبر شکل میگیرد؛ یعنی برای مواجهه با دشمنیهای مستکبرین احتیاج به بصیرت و صبر و استقامت داریم که در بیان دو روز گذشته ایشان هم به نحوی بود.
ما به قدر وسع در این خطبهها با توجه به آیات و روایات تبیین کردیم که یکی از راهها برای حفظ جامعه در رسیدن به این ویژگیها، حفظ زنجیره تواصی به حق و تواصی به صبر است، با توجه به دستور قرآنی «وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر».
فرمودند: «اگر چنانچه تواصی به صبر و تواصی به حق و بصیرت در جامعه وجود داشته باشد، این جامعه بهآسانی دستخوش تحرکات دشمن نخواهد شد؛ امّا اگر چنانچه این جریان تواصی که زنجیرۀ محافظت مؤمنان است، قطع بشود، قطعاً خسارت خواهد رسید».
قبلاً هم اشاره کردم درباره شناخت حق نسبت به یکدیگر وظیفهداریم. نباید فقط به فکر خودمان باشیم، نخبگان جامعه و کسانی که مخاطب دارند و با اقشار مختلف جامعه سروکار دارند مثل علماء و اساتید دانشگاه و افراد مورد اعتمادِ بصیر که سخنشان شنیده میشود و اثرگذار هستند، وظیفهدارند، فرهنگ دینی، اعتقادات، ارزشهای الهی و اهداف اسلامی را در جامعه نشر داده تقویت بکنند؛ و سطح فرهنگی جامعه را بالا ببرند.
اینکه عرض میکنم وظیفه، منظورم وظیفه دینی و شرعی است. چون این اقشار الگو هستند و کلامشان بلکه رفتارشان به خاطر امتیازاتی که در جامعه دارند نافذ است. لذا اگر این گروه تواصی به حق داشته باشند و ارشاد لازم را انجام بدهند بسیار مؤثر خواهد بود. میتوانند عامل وحدت اجتماع و حرکت به سمت قلههای بلند پیشرفت، اعم از مادی و معنوی باشند.
یکی از توصیههای به حق که رهبر معظم انقلاب هم دائماً به این نکته توصیه کردند و خیلی اهمیت دارد و بصیرت است که منشأ قرآنی و تأکید روایی دارد. در آیه ۱۰۸ سوره مبارکه یوسف فرمود: «قُلْ هذه سبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی». بگو این راه من و پیروان من است که با بصیرت بهسوی خدا فرامیخوانم.
بصیرت و اینکه انسان بهخصوص در مسائل اجتماعی بفهمد چه وظیفهای دارد تا بهموقع اقدام کند مهم است. سکوت و عدم سکوت در مقطعی آثار فراوانی دارد. در فتنه ۸۸ اگر مردم کوتاه میآمدند و سکوت میکردند چه اتفاقی برای اسلام و انقلاب پیش میآمد؟ تصمیم امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ جمل. بالاخره خیلی مهم بود اشخاصی صحنهگردان شده بودند که تردید شدید برای انسان به وجود میآورد.
عافیت طلبان دوران امیرالمؤمنین علیهالسلام توصیه میکردند آقا حالا کمی کوتاه بیا سختگیری نکن الان نیرو نیست الان کذا و کذا. اینها همسر پیغمبر و طلحه و زبیر و امثال اینها هستند. حضرت فرمود: شبها خوابم نبرد و در آغاز و انجام این کار فکر کردم نتیجه این شد یا بجنگم یا از دین پیامبر دستبردارم. اینکه انسان وظیفهاش را اینگونه بفهمد سخت است حتماً بصیرت لازم دارد.
نقش تواصی به حق در اینگونه موارد و فتنههایی که پیش میآید بسیار پررنگ است و کمککار انسان برای اینکه نجات پیدا کند. خوب است اینجا بحث را ببرم به سمت فتنههای اجتماعی و وظائفی که در این زمانها داریم که با اتفاقات روز هم هماهنگ شد؛ یکی از موارد توصیه به حق و صبر است. البته این بحث هم مفصل است فقط اشاره به رئوس آن میکنم.
در همه فتنهها افرادی عاملان اصلی و هدایتکنندگان اصلی هستند که در دو زمینه اقدام دارند. فتنه گاهی مادی است؛ یعنی شعارهایی که داده میشود همهاش به منافع مادی برمیگردد. افراد را گول میزنند تا برای آنان رفاه بیشتر فراهم کنند و از لذات بیشتر بهره ببرند. به اسم دفاع از گروههای خاص مثل بانوان، جوانان و امثال اینها شعارهایی درست میکنند.
گاهی فتنه رنگ و بوی دینی دارد. شعارها همه برقراری عدالت و احیاء ارزشهای دینی و امثال اینهاست که سرکردگان فتنه با تزویر شعارهای اینگونه را ترتیب میدهند.
آیا میشود عوامل فتنه را هدایت کرد که دست از فتنهگری بردارند؟ با توجه به آیات و روایاتی که داریم کسانی که با علم و عمد مردم را به انحراف و خطا میکشانند در اکثر موارد بلکه همه موارد قابل هدایت نیستند. به بیان قرآن کریم کسی که عمداً اقدام به خطاکاری و فتنهانگیزی دارد یعنی سران فتنه نه بدنه و عوامل کارگزار، دارد خدا بر دل او مهر میزند و تمام. «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلوبِهِم» میشود. به آنها واقعیت را هم نشان بدهی قبول نمیکنند. آنها از اول هم میدانستند واقعیت چیست؛ عمداً و متعمداً در این مسیر قدم برداشتند. آیات درباره اینان بسیار سنگین است.
فرصت گذشت اجازه بدهید با قید حیات این بحث را ادامه بدهم مهم است و آثار فراوانی برای این روزهای ما دارد. آیه ۸ سوره مبارکه یس را بررسی خواهیم کرد؛ انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین انسانهای بلندهمتی هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۸ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَالِ». در دگرگونى اوضاع، گوهر مردان شناخته مىشود؛ یعنی اتفاقات مختلفی که برای انسان پیش میآید بلندهمت و یا دونهمت بودن شخص معلوم میشود. گاهی انسان در سختی شدید است یکمرتبه برای او رفاه پیش میآید و گذشته و خودش را فراموش میکند و موارد فراوانی ازایندست که این تغییر اوضاع میدان محک شخص میشود.
تغییرات روزگار وسیله امتحان میشود تا معلوم شود شخص صبور است یا تندخو، عجول است یا فکور، عاقبتاندیش است یا ترسو و بزدل و امثال اینها. شخصِ بلندهمت ارزشمند است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر که همتش والا باشد ارزشش عظیم شود؛ و فرمود: انسان حقیر، همت ندارد. خدای تعالی همت همه ما را عالی بگرداند.
این هفته مناسبتهای ملی و مذهبی متعددی داریم و مسائل روز داخلی و خارجی که پرداختن به همه فرصت زیادی را میطلبد.
ارتحال نبی مکرم اسلام و شهادت سبط اکبر او و پاره تنش حضرت رضا سلاماللهعلیهم که این مصائب را به همه شما عرض تسلیت و تعزیت دارم.
رسول خدا در ظهر روز دوشنبه سال ۱۰ هجرت مصادف با ۶۳۳ میلادى به ملاقات خدای تعالی شتافت. امیرالمؤمنین علیهالسلام او را غسل داد و بدن مبارک حضرت را سه کفن پوشانید و نماز خواند و با کمک عباس بن عبدالمطلب و پسرش فضل و اسامه بن زید و اوس بن خولى انصارى در منزلش به خاک سپردند.
رسول خدا را خدای تعالی به داشتن خلق عظیم در قرآن ستود و از مصادیق روشن خلق عظیم حضرت رفتارش با آحاد مردم بود. باید رفتار او را همانطور که قرآن بهعنوان الگو معرفی کرده یاد بگیریم و بکار ببندیم.
امام حسین علیهالسلام نقل فرمود که از پدرم امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره ویژگى زندگى پیامبر و اخلاق او سؤال کردم، پدرم مشروحاً به من پاسخ فرمود. قسمتی از پاسخ چنین است: حضرت با همنشینان دائماً خوشرو، آسانگیر و ملایم بود. هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان، عیبجو و متملق نبود. هیچکس از او مأیوس نمىشد و هر کس به در خانه او مىآمد، نومید بازنمیگشت. سه چیز را از خود دور کرده بود: مراء (بگومگوهای بىثمر)، پرگویى، دخالت در کارى که به او مربوط نبود. چقدر این مطلب مهم است که معمولاً افراد گرفتار کار دیگرانند؛ و سه چیز را در مورد مردم از خود دور کرده بود: از کسى بدگویى نمىکرد، کسى را سرزنش نمىکرد، لغزشها و عیوب پنهانى مردم را جستجو نمىکرد. هرگز سخن نمىگفت مگر در مورد مواردى که ثواب الهى را امید داشت.
راجع به امام مجتبی اخیراً مطالبی را به عرض رساندم و درباره حضرت رضا علیهالسلام چند روایت در ثواب زیارت حضرت میخوانم.
بزنطى از امام رضا علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: هیچیک از دوستانم مرا با شناخت حقم زیارت نمیکند، مگر آنکه بهروز قیامت شفاعتم درباره او پذیرفته مىشود؛ یعنی ما به زیارت که میرویم باید بدانیم حق امام چیست.
و رسول خدا صلّىاللَّهعلیهوآله فرمود: پارهاى از تن من در خراسان مدفون خواهد شد، که هیچ غمزدهای او را زیارت نمیکند مگر آنکه خداى عزّوجلّ غبار غم را از خاطرش برطرف میسازد و هیچ گناهکارى (زیارت نمیکند) مگر آنکه خدا گناهانش را میآمرزد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: یکى از نوههاى من در زمین خراسان در شهرى بنام طوس کشته مىشود، هر کس که با شناخت حقّش او را زیارت کند، من در روز قیامت او را به دست خود میگیرم و به بهشت داخل میسازم، اگرچه از اهل معاصى کبیره باشد. راوى گفت: گفتم: فدایت شوم، شناخت حق او چیست؟ فرمود: شناخت حق او این است که بداند که او امامى واجب الاطاعه است (این دانستن باید همراه عمل باشد) و غریب و شهیدی است که هر کس با شناخت حقّش او را زیارت کند، خداى عزّوجلّ اجر هفتاد شهید از شهدایی را که پیش روى رسول خدا در دفاع از او، از روى حقیقت به شهادت رسیدهاند به او عطا میکند.
و از این مهمتر را على بن مهزیار از امام جواد علیهالسلام روایت کرده است. میگوید به آن حضرت معروض داشتم: فدایت شوم، زیارت امام رضا علیهالسلام افضل است یا زیارت ابى عبداللّه الحسین علیهالسلام؟ حضرت فرمود: زیارت پدرم علیهالسلام افضل است، زیرا اباعبداللّه را همگى مردم زیارت میکنند و پدرم را جز خواص از شیعه زیارت نمیکنند.
پایان ماه صفر و حلول ماه ربیع را هم پیشاپیش تبریک عرض میکنم. مواظب بدعتی که شب اول ربیع در مساجد انجام میشود باشید. ما برای امام حسین علیهالسلام دو ماه سیاه پوشیدیم و سینه زدیم و گریه کردیم؛ شب اول ماه ربیع بدعتی را درست کردند که درب مساجد انجام میدهند. این را مواظبت کنید که انجام نشود. هر چه میخواهند بدهند درون مسجد میدهند؛ دم در نمیدهند. مردم را راهنمایی کنید داخل مسجد بیایند. بیرون میمانند و کار خرافی انجام میدهند که بدعت است. سالهای قبل توضیح دادهام که ریشهاش کجاست.
بیانات حضرت آقا در جلسه با پیشکسوتان تمام مطلب درباره دفاع مقدس بود و پر از کلیدواژه برای اهل بصر. باید در متن سخنرانی دقت کنید. «انقلاب ملت ایران، صرفاً شکست یک نظام وابسته و فاسد و یک ضربه مقطعی به آمریکا و استکبار نبود بلکه تهدید امپراتوری نظام سلطه بود و مستکبران غرب و شرق با درک عمق این تهدید، جنگ را با تشویق و تحریک صدام بر ملت ایران تحمیل کردند».
خب این امپراتوری ضربه خورده امروز با جمعکردن تمام عده و عده خودش دوباره به میدان آمده هم فشار اقتصادی میآورد هم مشکلات سیاسی فراهم میکند هم در مسائل فرهنگی و اجتماعی خلل ایجاد میکند.
او صحنه جنگ را عوض کرده است او انواع فتنهها را در طول این سالها آزمایش کرده تا به یک مدل برای نابودی ایران برسد و البته مردم ما هم در این کوره انقلاب پختهتر و پختهتر شدهاند و در بزنگاهها تصمیمات درست میگیرند و از کیان خودشان، دینشان و انقلابشان دفاع میکنند.
آن روز میخواستند ایران را با جنگ سخت بهزانو درآورند و امروز میخواهند مقاومت مردم را با جنگ نرم و تصرف در افکار و عقاید و روایتهای نادرست و انحرافی، با مارپیچ سکوت، با در برابر هم قرار دادن مردم، با بیاعتبار کردن قانون رسمی و دستگاههای قانونی، با از بین بردن امنیت کشور و امثال اینها بهزانو درآورند.
اما غافل هستند از اینکه بدنه مردم ما تربیتشده مکتب اهلبیت هستند. صبوری میکنند و خویشتنداری میکنند و نصیحت میکنند، اما اگر ببینند مسئله فقط انتقاد و اصلاح و خیرخواهی نیست، میخواهند امنیت و آرامش مردم کشور را به هم بزنند، با احدی شوخی ندارند و حماسه نه دی و امثال آن را خواهند آفرید.
فهم کنیم کلمات سیدنا القائد را که یکی از دستاوردهای مهم دوران دفاع مقدس را مقاومت دانستند و با توضیحاتی فرمودند: مقاومت راه صیانت کشور است. این واژه کلیدی سخنرانی ایشان بود.
عرض کردم استکبار هرروز به رنگی و با اسم رمزی تلاش میکند ما را زمینگیر کند و همانطور که رهبری فرمودند نباید مقاومت را از دست داد.
شما پیام دیروز ایشان به خانواده شهدا را ملاحظه بفرمائید: «پیام شهیدان، بشارت به دلهای آماده و گوشهای شنوا است. این پیام گرامی به ما یادآور میشود که ایستادگی در برابر شیطانهای قدرت و ستم، در پایان به پیروزی و بر افتادن ترس و اندوه میرسد»؛ یعنی اگر میخواهیم غلبه داشته باشیم بر دشمنانمان باید اهل استقامت باشیم. این پیام قرآن است، پیام خداست. پیام انبیاء و اهلبیت است. پیام امام و شهیدان است.
کلام ایشان اینجا هم روشن و صریح است و نسخه امروز ما در برابر مشکلاتی که درست میکنند این است که نباید در مقابل نقشههای شوم سیاسی که ترس میآورد و نقشههای شوم فرهنگی که خضوع میآورد، کوتاه آمد و راه چاره مقاومت است. تأمل و دقت و سپس عمل به دستورات و منویات رهبر معظم انقلاب در همه امور رهگشاست.
یکوقت ایشان فرمودند: تولیدات فرهنگی در چهارچوب طراحی دشمنان برای تغییر دادن نسل جوان از نسلی عاشق انقلاب و امام و ارزشها به یک عنصر وابسته به فرهنگ غرب و بیخاصیت برای کشور زیاد شده (کتاب مینویسند، فیلم مینویسند، اقلام فرهنگی در سراسر جامعه فراوان توزیع میکنند برای اینکه نسلی که باید آنطور باشد جور دیگری بشود) و ایشان این طرحها را خطرناکتر از توطئههای امنیتی و تهدیدات نظامی دانستند؛ چون ارادهها را تضعیف میکند و نسل جوان را از کشور میگیرد.
و درمان هم همانطور که چند روز قبل فرمودند همان روایتگری درست و صحیح میراث انقلاب است. البته قصد داشتم این هفته تعدادی از دستاوردهای دفاع مقدس را روایتگری کنم که فرصت نمیشود.
سخنرانی رئیسجمهور محترم در سازمان ملل مطالب مهم و از روی اقتدار بود ولو دشمنان ملت با حرکات ایذائی که انجام دادند تلاش کردند اربعین و پیوستن ایران به اوراسیا و شانگهای و این سخنرانی را تحتالشعاع قرار دهند اما به فضل پروردگار آثار همه اینها را بهزودی خواهید دید. نصرت الهی مؤید ملت ماست.
اما چند جمله راجع به وقایع اخیر که در پی وفات دخترخانم سقزی پیش آمد و باعث تأثر جامعه و نگرانیهایی در سطح جامعه شد عرض کنم. از چند منظر میشود در مورد آن بحث کرد.
مردم ما درعینحال که حساس و عاطفی هستند مهرباناند و شفقت دارند و برای عموم مردم رعایت مسائل اخلاقی اهمیت دارد، نسبت به بانوان بهشدت غیور هستند ولو عدهای تلاش دارند این غیرت را از مردم بگیرند اما موفق نمیشوند، زحمت بیخود میکشند.
مسائل اینگونه وقتی برای خانمی پیش میآید همه نگران میشوند. لذا همه مردم و مسئولین و رئیسجمهور محترم، ضمن ابراز همدردی و تأثر، خواستار رسیدگی دقیق مسئله شدند و اگر کوتاهی و قصوری بوده باید طبق قانون و مقررات، از روی مسئولیت و با عدالت تمام و بدون هیچ مسامحهای دنبال و برخورد شود و تا روشن شدن مسئله هم نباید کاری کرد که روند رسیدگی خدشه بردارد.
بعضی کارها باعث میشود اصل مطلب گم بشود. باید بگذارند دستگاهها کار خودشان را انجام دهند. ما هم به دستگاههای قانونی کشور و مراجع رسمیمان اعتماد داریم و هرچه که گفتند میپذیریم.
همه باید تابع قانون باشند و الا انتظام اجتماعی به هم میخورد. سنگ روی سنگ بند نمیشود که هرکسی از جایش بلند شود و چیزی بگوید. دستگاههای قانونی کشور هر مسیر قانونی که طی کردند باید ملتزم بود. تا اینجا جای بحث ندارد.
بحث بعدی نحوه عملکرد عدهای افراد است که این مسئله را سر پل فعالیتهای ساختار شکنانه خود کردند و به خودشان اجازه دادند که ارکان امنیت کشور را مورد هجمه قرار دهند که در هیچ جای دنیا چنین رسمی وجود ندارد. نیروی انتظامی با گستردگی فعالیتها و خدماتی که از لب مرز تا داخل کوچهپسکوچههای شهرها دارد و برای حفظ ناموس و آرامش تکتک افراد جامعه فعال است (فقط ببینید تعداد شهدایی که دادهاند که یک نفر از فرزندان ملت مبتلا به اعتیاد نشود چند نفر است.) برای تأمین امنیت و رفاه در جادهها تلاش شبانهروزی آنان را همه مشاهده میکنید.
حالا در این حجم حجیم از فعالیتها که بیش از سی قلم کار است که من اگر بخواهم ذکر کنم برای شما در عرصههای مختلف زندگی تکتک آحاد جامعه نقش نیروی انتظامی محسوس است، در یک بخشی که آنهم قانون به او سپرده است که فعالیت داشته باشد و اتفاقاً همانهایی که امروز مدعی هستند و ایراد میگیرند، قانونش را وضع کردند و اصرار به این روش داشتند؛ با تواضع و نجیبانه فعالیت میکند، بعد ببینیم ناجوانمردانه مورد هجمه قرار بگیرد و اقتدار او را که نتیجهاش از بین رفتن امنیتی است که تا امروز در کشور داشتهایم و دشمنان ما این امنیت را نمیخواهند را از بین ببریم، این سر شاخه نشستن و بن بریدن نیست؟
حفظ امنیت جامعه و مردم از اهم واجبات است. اگر کسی بابیانش، با رفتارش، با عملش، این امنیت را به هم بزند و بیثباتی برای جامعه و کشور به وجود بیاورد، خائن به ملت است.
عزیزان در این بخش یک توجهی داشته باشید اگر انتقاد و اشکالی وجود دارد که در بعض بخشها قطعاً وجود دارد باید از مسیر قانونی آن را حل کرد و در معرکهای که راه انداختهاند نباید به نفع دشمن حرکت کرد. البته چند ماهی این مجموعه و این کار و فعالیت مورد بازنگری بوده است. اگر نقصی وجود دارد باید نقص برطرف شود نه اصل آن پاک شود.
اگر مثلاً در بحث راهنمایی رانندگی یک نقصی وجود داشت و یک نیرویی در یکجایی اگر تخلفی کرد ما اصل راهنمایی و رانندگی را حذف میکنیم؟ این کار را که نمیکنیم؛ نقصها را برطرف میکنیم. این مطلب دوم.
و اما مطلب سوم مسئله حقوق بانوان و مسئله عفاف و حجاب است. این مسئله یکی از احکام اسلام است و فرصتطلبان و اصلاحطلبان و ضدانقلاب و خارج نشینان بدانند از اصل احکام الهی، ارزشهای دینی، از قرآن و آموزههای مکتب اهلبیت که برای استقرار آن خون عزیزانمان را دادهایم و عقبه مجاهدت بیش از هزارساله مجاهدان را دارد کوتاه نمیآییم.
جالب است کسانی که نیروهای خودشان را مجبور میکنند که روسری به سر کنند میگویند حجاب را بردارید. حکومتهایی که کارنامه حکمرانی آنها پر است از جنایاتی که در حق بانوان انجام دادهاند و هنوز هم ادامه دارد دم از دفاع از حقوق زن ایرانی میزنند.
من مفصل یادداشت کرده بودم جنایاتی را که کشورهایی که الان باهم متحد شدند بعضی از اشخاصشان، دولتمردانشان، هنرمندانشان، ورزشکارانشان که به نفع زنان ایرانی میخواهند صحبت کنند که ببینند چه جنایاتی آنجا انجام میشود در حق زنان. لیستی از آن جنایات در حق زنان فراهم کرده بودم که در جای دیگر فرصتی بشود بیان خواهیم کرد.
فقط بحث انقلاب جنسی را دنبال کنید حالا اینها داعیهدار حقوق بانوان شدهاند؛ و احمق مزدور دیگری دائم مردم را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید ۸۰ میلیون نفر حجاب را نمیخواهند پس جمعیت میلیونی شهرهای مختلف که باحجاب بیرون میآیند و از ایران و ارزشهای دینی دفاع میکنند چه کسانی هستند.
همین امروز را فقط بعد از نماز جمعههای سراسر کشور ببینید شاید آدم شوید. البته قرآن کریم فرموده سران فتنه هرگز بیدار نمیشوند. توجه کنید حساب مطالبات مردمی و ایراد به قانون و امثال اینها روشن است و راه دارد که چگونه دنبال شود اما حساب اغتشاش و برهم زدن امنیت جامعه و تخریب اموال عمومی و بیتالمال بحث جدائی است که بههیچوجه موردقبول هیچ عقل سلیمی نیست.
آیا واقعاً نباید باکسانی که تمام هویت و شخصیتی که دارند با پول ملت مظلوم به دست آوردهاند و حالا دعوت به اغتشاش میکنند برخورد قانونی شود و جریمه همه خسارات از آنان گرفته شود؟ مردم از دستگاه قضا و دستگاههای انتظامی و امنیتی میخواهند که در این امور به وظیفه ذاتی خود به قاطعیت عمل کنند.
بیگانگان وقتی دیدند هر چه تلاش میکنند نمیتوانند از طریق پرونده هستهای ایران را تحتفشار قرار دهند، از طریق فضای مجازی و حقیقی روی قشر بانوان و نوجوانان و جوانان سرمایهگذاری کردهاند تا با کنترل افکار و اَعمال آنان اهداف خود را دنبال کنند.
با تحریک احساسات بانوان و نوجوانان آنان را وارد میدان میکنند و با کشته سازی و تخریب و آسیب، برای کشور هزینه درست میکنند. خانوادهها مواظب فرزندانشان باشند که در این دام نیفتند. برای عقدهگشائی و ضربه به انقلاب و اسلام هر چیزی را بهانه میکنند و الا دلشان برای احدی نسوخته است.
واقعاً برای روشن شدن ابعاد مسئله مرگ آن دخترخانم است که مسجد آتش میزنند و چادر از سر زنان میکشند و زن باردار را موردحمله قرار میدهند و قرآن و پرچم کشور و آمبولانس به آتش میکشند؟ برای اینکه حقیقت روشن شود این کارها را میکنند؟
ضدانقلاب و معاندان و گروههای تروریستی و تجزیهطلبان و اغتشاشگران که به اموال و ناموس مردم اعتنائی ندارند و اربابان خارجی آنان بدانند که مردم، اصل مترقی ولایتفقیه و نظام جمهوری اسلامی را که برای برپائی آن خون دادهاند، آرمانها و ارزشهای الهی علیرغم همه مشکلات، قبول دارند و تا آخرین لحظه از آن دفاع خواهند کرد.
ما ریشه همه این امور را از شیطان بزرگ آمریکا میدانیم.
بعض از افراد که در جبهه حق قرار دارند مواظب باشند در میدان دشمن بازی نکنند و موضعی نگیرند که جبهه دشمنان را تقویت کنند. آیا معقول است کسانی که سالیان سال با ما دشمنی داشتهاند از مواد شیمیائی که به صدام دادهاند، آن حملههای شیمیایی که کردند و تعداد زیادی از جانبازان ما شیمیایی هستند، بگیرید تا فروش خون آلوده و ندادن دارو برای بیماران و تحریمها و بلوکه کردن اموال و دهها و صدها مورد دیگر حالا دلسوز ملت شده باشند؟
تمام برنامهها و شبکههای خود را به اغتشاشگران و تجزیهطلبان که به جان و ناموس و اموال مردم حمله میکنند اختصاص دادهاند. کسانیکه جان ۱۷ هزار نفر را گرفتند چون آنها را قبول نداشتند. شما یادتان هست فقط چون قیافه ظاهری او به نیروهای ارزشی میخورد میکشتند؛ فقط چون یک تهریشی داشت و یک لباس سادهای داشت. حالا اینها دلسوز ملت شدهاند؟
همه فهمیدهاند که مسئله شما حجاب نیست اصل نظام را نشانه رفتهاید.
بصیر باشید، تلاش دشمنان، ناامن سازی و تنشآفرینی در داخل و خارج ارز کشور است. داخل کشور همین است که میبینید که به ادنی دلیلی و کوچکترین مسئلهای بلوا راه میاندازند و یک عده را میکشانند وسط.
در اطراف کشور هم همین روزها که جامعه مشغول مطالب بوده که دستگاه دیپلماسی باید هوشیارانه و با حساسیت دنبال کند تا ثبات منطقه به هم نخورد که امیدواریم اینگونه عمل کند که میکند انشاءالله؛ خب میبینید که در همین روزها نقطه مرزی تاجیکستان و قرقیزستان در حال تغییراتی هستند که اگر انجام شود برای ما تبعاتی دارد و درگیریهایی هم بین آذربایجان و ارمنستان برقرار شد که آنجا هم باز این درگیریها قسمتی از آن به ایران گرایش دارد.
برگشت همه اینها این است که رژیم غاصب صهیونیستی پای خودش را در آن منطقه محکم کند؛ و سلطهگریاش را به آن منطقه منتقل و مستحکم کند. بعد هم برای کشور مشکلاتی را فراهم کند. خب مردم باید نسبت به این موضوعات حساس باشند. ذهنها را جای دیگر مشغول میکنند و کار خودشان را در جای دیگر انجام میدهند. این را باید دقت کرد. دستگاه دیپلماسی هم انشاءالله دقت میکند.
امروز باید با اتحاد و یکپارچه از تمامیت، امنیت و استقلال کشور در مقابل دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آنان ایستاد که تنها راه پیروزی بر همه دشمنان همانطور که سیدنا القائد فرمود استقامت است و مقاومت در مقابل دشمنان.
شهادت بسیجی مخلص علی اصغر قورت بیگلو که دو روز پیش در همین جریانات شهر کرج در دفاع از ناموس مردم توسط اشرار به شهادت رسید را به خانواده محترمش و شما مردم خوب، سرافراز، ولایتمدار، انقلابی و درصحنه و بزرگوار تبریک و تسلیت عرض میکنم. خدای تعالی او را با اولیائش، با اهلبیت عصمت و طهارت، با پیغمبر اکرم، با امام مجتبی، با حضرت رضا سلاماللهعلیهم محشور بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/6/25 | 1401/6/25نباید اربعین با اربعین تمام شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه112
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از ابزارها و قوایی که خداوند در وجود انسان قرار داده که میتواند به کمک آنها فیالجمله حق را بشناسد استفاده میکنند. جلسه قبل به مواردی از حق که دعوت و توصیه به آنها سفارش شده بود مثل تقوا در امور فردی و مسائل خانوادگی اشاره کردم.
یکی دیگر از موارد که جنبه اجتماعی دارد خیرخواهی و نصیحت کردن است که همه مسلمین نسبت به هم این وظیفه را دارند و البته نسبت به بعض از افراد بیشتر. یکی از وظائف اجتماعی که اسلام بر عهده همه افراد جامعه قرار داده این است که از یکدیگر مراقبت و حمایت کنند و نسبت به هم خیرخواه باشند و نسبت به مسئولین بیشتر.
رسول خدا فرمودند: هر یک از شما همانگونه که خیرخواه خویش است، باید خیرخواه برادرش نیز باشد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: برادرت را خالصانه نصیحت کن خواه آن نصیحت خوشایند باشد یا ناخوشایند.
در بیانی حضرت آقا فرمودند: «… شما برادر مؤمن من هستی. یکچیزی را به مصلحت شما میدانم، میگویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهراً. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعاً. لازم هم هست خیرخواهی. النّصیحهُ لِلمُؤمنین یا لِلإخوهِ المُؤمنین یا لأئمّه المؤمنین در همۀ صور. این یکچیزی خوبی است دیگر. انسان باید نصیحت کند».
و چون کارگزاران مصون از اشتباه و خطا نیستند و نظارت بیرونی میتواند درصد خطای آنان و یا خداینکرده فساد آنان را کم کند، یکی از موارد مؤکد در روایات نصیحت و خیرخواهی مسئولان است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «ای مردم، همانگونه که من بر شما حقی دارم، شما نیز بر من حقدارید… و اما حق من بر شما آن است که در پیمان خود نسبت به ولی امر وفادار باشید و در کاستیها و ناهمگونیها که احیاناً پیش میآید، خالصانه پیشقدم شوید، در حضوروغیاب دولتمردان در رفع و تذکر دادن به مسئولین مربوط بکوشید»؛ یعنی همه نسبت به هم نصح داشته باشند و نسبت به کسی که کار و مسئولیتی دارد، بیشتر.
شبیه همین بیان نورانی را حضرت آقا دارند فرمودند: «از یکدیگر مراقبت کنیم، براى اینکه دچار لغزش نشویم. مردم مسئولین را موعظه کنند، نصیحت کنند، خیرخواهى کنند، بنویسند براى آنها، بگویند براى آنها، پیغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند». ما هم اینجا دوتا صندوق گذاشتیم که کسانی که نمیتوانند در فضای مجازی مطالب را برسانند لااقل نوشتهشان را در صندوق بیندازند تا من ببینم. نگاه هم کردم یک تعدادی فرستاده بودند. مطالب خیلی خوبی راجع به همه مسائل بود. دادم که پیگیری شود.
رسول خدا فرمودند: دین، نصیحت و خیرخواهی است، عرض کردیم؛ نصیحت و خیرخواهی برای چه کسی؟ فرمود: برای خدا برای کتاب خدا برای پیامبر او برای پیشوایان مسلمین و برای عامه مردم.
خوب در چه زمینههایی توصیه کنیم؟ چون نقش مسئولین در جامعه بسیار حساس و بالاست و اصلاح و افساد جامعه به آنان برمیگردد باید دائماً توصیه به رعایت تقوا داشته باشیم. رسول خدا فرمودند: دو گروه از امت من هستند که اگر اصلاح شوند، امتم اصلاح میشود و اگر فاسد گردند، امت فاسد میگردد. گفته شد که آن دو گروه کداماند؟ پاسخ فرمودند: فقیهان و امیران؛ که اگر بخواهیم خلاصه گیری کنیم میشود مسئولان.
تقوای مسئولان آنان را از طغیان و سرکشی نفس جلوگیر است، از رانتخواری و دستدرازی به بیتالمال و جاهطلبی و قدرتطلبی و موارد دیگر جلوگیر است. مهمترین عاملی که میتواند جلوگیر باشد همین تقواست، یعنی مراقبت دائمی از خود و عامل دیگر، تواصی به حق و تواصی به صبر است.
باید توجه داشت که مسئولیت یک فرصت است، فرقی هم در کوچک و بزرگ بودن مسئولیت نیست، مهم این است که خدای تعالی فرصتی را فراهم کرده تا شخص به خلق خدا و گسترش دین خدا خدمت کند و تلاش کند عدالت گسترش پیدا کند و کرامت انسانها حفظ شود و به همین وسیله برای دنیا و آخرت خودش سعادت بخرد.
امیرالمؤمنین در نامهای به اشعثبنقیس که فرماندار آذربایجان بود نوشتند که حکومت را امانت بداند و وسیلهای برای اینکه بتواند دستورات دین را اجرا کند.
باید تلاش این باشد که انسان در مسئولیت خوب بماند، میبینید که گاهی افرادی که در مسئولیت خوب بودند، خوب شروع کردند، رعایت حال مردم و بیتالمال و تقوا و همهچیز را داشتند اما بعد از مدتی همه شعارهایی که داده بودند و وعدهها و اخلاقمداری و مردمداری و امثال اینها را با رفتن به سمت افراد معلومالحال فراموش کردند و قدرت و ثروت همه خوبیهای آنان را از بین برد. باید کسی که مسئول است مواظبت کند که با چه کسی نشستوبرخاست میکند. این آدم خوب با دو سه تا جلسه که رفت و سر دو سه تا سفره که نشست از مسیر اصلی منحرف شد، وامدار شد، بدهکار شد. آنها از او طلبکار شدند.
باز در اینجا حضرت آقا مطلبی را فرمودند که برگرفته از منابع دینی است: «… یک مسئلۀ دیگر هم نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ این را ما با شما بیرودربایستی عرض کنیم. بالاخره ما برادرانِ هم هستیم؛ هم دیگر را بایستی تواصی به حق و تواصی به خیر کنیم. این خیلی خطر بزرگی است که کسی به خاطر تأمین نمایندگی در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت». حالا اینجا راجع به نمایندگان گفتند ولی فقط درباره نمایندگان نیست. هرکسی در هر مسئولیتی که دارد ولو مسئول یک بخش باشد یا مسئول یک اتاق باشد فرقی نمیکند. نزدیک شد به مرکز فسادی فساد او را میگیرد.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: از کسی که تو را میگریاند اما خیرخواه توست پیروی کن و از کسی که تو را میخنداند اما با تو روراست نیست پیروی مکن.
رسول خدا فرمودند: نشانه شخص خیرخواه چهار چیز است: به حق قضاوت میکند. (مچ گیر نیست. دنبال عیبجویی هم نیست) و از خود به دیگران حق میدهد. برای مردم همان میپسندد که برای خود میپسندد (هی حرف میزند و نصیحت میکند اما به خودش که میرسد همه اینها را انجام میدهد) و بهحق هیچکس دستدرازی نمیکند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا مقام را طعمه نمیدانند و در مقابل مردم خاضع هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۷ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ». هر کس به مقامى رسید گردنفرازی کرد، برتریجوئی کرد؛ یعنی زمینه برتریجویی با به دست آوردن مال و ثروت و جاه فراهم میشود. در معرض این صفت بد قرار میگیرد نه اینکه بالفعل مبتلا شده است.
اگر دنیا به کسی اقبال کند و او مواظب خودش نباشد و مراقبه نداشته باشد در دام کبر و عجب و گردنفرازی میافتد. بعضی وقتها همین عناوین، اسم بردنها، لقب دادنها، اینها باعث نابودی افراد میشود؛ اگر آن فرد به خودش توجه نداشته باشد و از خودش مواظبت نکند.
خدای تعالی هم فرمود آن سرای آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که خواهان برتریجوئی و تبهکاری در زمین نیستند و عاقبت از آن تقواپیشگان است. «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ». خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
فردا اربعین امام حسین علیهالسلام است و طبق نقل زیارت امام حسین علیهالسلام یکی از علائم مؤمن است. من چند روایت درباره زیارت حضرت بخوانم.
امام صادق فرمود: «هرکس با پاى پیاده به زیارت قبر امام حسین در کربلا برود، در هر قدمى که برمىدارد، گناهان وى بخشیده مىشود، هر قدمى یک حسنه و یک درجه به حسنات و مقام او اضافه میشود و خداوند در این مسیر دو فرشته را موکل وى قرار مىدهد که هرچه از زبان وى خارج مىشود را بهعنوان حسنه ثبت کند».
و همچنین فرمود: «براى شما که پیاده به سمت کربلا مىروید، هر قدمى که برمىدارید و مىگذارید، بابت هر قدم، ثواب یک شهید که در راه خدا به خون خود آغشته شده، عنایت خواهد شد». مقام شهید را اگر بفهمید، شهیدی که در خون خودش غلتیده؛ چون یکی از مقامات بالاست، «کُلُّ ذَنْبٍ یُکَفِّرُهُ اَلْقَتْلُ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ» چنین اجری برای کسی است که قدم برمیدارد و میگذارد. این ظرفیت بالای معنوی زیارت حسین علیهالسلام است.
و از این بالاتر فرمود: «وقتى زائر به زیارت حسین علیهالسلام پرداخت، هنگام بازگشت، هیچ گناهى بر او باقى نمىماند و او به مقامى مىرسد که کسی که درراه خدا به خون خود آغشته شده، به آن مقام نمىرسد». البته زیارتی که همه شرایط را انسان لحاظ کرده باشد. توجه به جهات زیارت باید داشته باشیم.
امام باقر علیهالسلام فرمود: «کسی که با شوق به زیارت حسین علیهالسلام برود، اجر هزار شهید از شهداى بدر را برایش مینویسند». چون بدریون در تاریخ اسلام جایگاهشان ویژه است. وارد مجلس که میشدند پیغمبر اکرم دستور میداد بلند شوید که یکی از بدریون آمده است. جا بازکنید تا بنشیند. راجع به حضرت ابالفضل علیهالسلام هست که مقام او مقام شهدای بدر بلکه بالاتر است.
این روایات را خواندم تا حسرت بخوریم که نرفتیم و نبودیم که این آه و حسرت برای ما هم خیر ثواب میشود ان شاء الله.
چند جمله راجع به اربعین عرض کنم. در اربعین عمق دینداری مردم به نمایش گذاشته میشود و گزاف بودن حرفهایی که بعض غربزدهها میزنند را به نمایش میگذارد. امروز اربعین یکی از نمادهای تفکر مقاومت در جهان است. اربعین الگوی نقش جوانان در اداره جامعه است.
اربعین ادامه عاشوراست با همان اهداف و مقصد. اربعین یعنی هرچه مکتب بشری در عالم هست و بود تمام شد. اومانیسم و لیبرالیسم و مدرنیسم و … و عصر دینداری، عقلانیت و وحی زنده شد. هرکه دنبال کمال و سعادت و معنویت و هویت واقعی انسان است آن را در تفکر و مکتب حسینی و اربعین میبیند.
اربعین یعنی همان حیات طیبه قرآن و سبک زندگی موردپسند اهلبیت که کامل آن در دوران مهدوی خواهد بود. اربعین یعنی الگوی سازماندهی و اداره اجتماع عظیم ضد استکباری علیه همه انواع ظلم در جهان. اربعین یعنی جامعه سازی بر اساس فرهنگ و مکتب حسینی و این مطلب غرب را خیلی میترساند.
توجه دارید که نباید اربعین با اربعین تمام شود بلکه باید این فرهنگ در طول سال و در زندگی فردی و اجتماعی ما ادامه داشته باشد. من چند سال پیش گفتم از اربعین و این الگو، دنیای استکبار میترسد. تصور کنید، شاید آنها هم تصور کرده باشند که این جمعیت انبوه اگر هرکدام یک سلاح در اختیار داشتند و تحت فرماندهی واحد به سمت صهیونیستها حرکت میکردند چه اتفاقی میافتاد؟
اربعین یعنی آرمان امت واحده با همه خصوصیاتش در جهان اسلام در حال تحقق است. اربعین یعنی سیاست ما عین دیانت ماست و اسلام همهاش سیاسی است. اربعین یعنی مکتب صبر و استقامت.
اربعین یعنی ای انسان اگر میخواهی به سعادت دنیا و آخرت برسی باید به عدالت و آزادی پایبند باشی و نشانیِ این دو مفهوم بلند را باید در نجف و کربلا جستجو کنی و بین این دو مکان هروله کنی و پیاده راه بروی. در نجف مردی سرش برای برقراری عدالت شکافته شد و در کربلا مردی سرش برای آزادگی بر سر نی رفت و بدنش قطعهقطعه شد.
خدا رحمت کند امام عظیم الشأن ما را که با انقلاب اسلامی، جهان را با اسلام علوی و حسینی آشنا کرد تا بفهماند اگر تمدنی بخواهد شکل بگیرد که همه از عدالت و آزادی برخوردار باشند، بدون نجف و کربلا نمیشود. اربعین ویژگیهای مهمی دارد که به هرکدام باید با فرصت پرداخت.
از قدیم در بین عراقیها رسم بود در این ایام پیاده به کربلا میرفتند اما در این ده سال اخیر جنبه بینالمللی پیداکرده و کنگرهای شده که از ملل دیگر هم حاضر میشوند. لذا اهمیت بیشتری پیداکرده است. وقتی اهل سنت و مسیحی و صائبی و آشوری و ارمنی و… شرکت میکنند یعنی حرکتی شده است، فرامذهبی وجهانی، چون حسین علیهالسلام مقدمه حرکت جهانی مهدوی است.
از ویژگیهای مهم اربعین گذشته از اینکه نمایش قدرت مسلمین بخصوص شیعیان است، پیام وحدت آن است. آنهم در منطقهای که مستکبران عالم تلاش میکنند آرام نباشد و دائم تنش داشته باشد و با ایجاد تفرقه بتوانند بر منطقه سیطره داشته باشند. اربعین با آن قدرتی که با اجتماع مسلمین و اداره آن جمعیت میلیونی به وجود میآورد برای جهان اسلام در این دوره امنیت آفرین است.
ویژگی دیگر پیادهروی اربعین در انسانسازی و برانگیخته شدن صفات ناب اخلاقی و انسانی مثل ایثار و بخشش و فداکاری و مواسات نسبت به دیگران و وفای به عهد و … است. به تعبیر بعض دوستان اربعین مانند یک ابر رسانه عمل میکند و اطلاعات بین میلیونها انسانِ حاضر و غائب ردوبدل میشود. باید از این ظرفیت بهخوبی استفاده کرد.
این اتفاق مبارک و میمون امسال هم باشکوه بیشتری رقم خورد و جا دارد که از میزبانی کریمانه دولت و ملت عراق نسبت به زائران اباعبدالله بخصوص زائران ایرانی قدردانی و تشکر کنم. بخصوص امسال که دشمن خیلی تلاش داشت پیوندهای عاطفی را خراب کند حتی میخواستند بین شیعیان عراق و ایران اختلاف بیندازند که تیرشان به سنگ خورد. هر دو کشور با هماهنگی و همراهی امور را پیش بردند؛ و همه اینها از جلوههای کرامت امام حسین علیهالسلام است. از زائران بزرگوار باید تشکر کرد که باحوصله تحمل سختی کردند و حماسه آفریدند؛ که البته هرچه سختی بیشتر باشد فضیلت بیشتری دارد افضل الاعمال احمزها.
اولین زائر امام حسین علیهالسلام طبق نقل جابر بن عبدالله انصاری است، صحابی پیغمبر که همراه عطیه بنسعدبن جناده عَوفی کوفی آمد به کربلا. عطیه دست جابر را گرفت و به قبر نزدیک کرد.
عطیه از تابعان و از شیعیان امیرالمؤمنین علیهالسلام در کوفه بود. عطیه مفسر قرآن بود. بعضیها فکر میکنند که نوکر جابر بوده؛ نه همراه او بود. او محدث، فقیه و دارای تألیفات بود. حتی علمای اهل سنت هم او را ثقه و فقیه میدانستند و از او حدیث نقل کردهاند. در زمان خلافت امیرالمؤمنین به دنیا آمد و تا امام باقر علیهالسلام را هم درک کرد. وقتی متولد شد پدرش از امیرالمؤمنین خواست برای او نام بگذارد. حضرت فرمود او عطیه خداست و نامش را عطیه گذاشت؛ و در سال ۱۱۱ قمری در کوفه وفات کرد. همراه مختار در قیام شرکت کرد و در قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر ضد حجاج بن یوسف هم شرکت داشت. حجاج او را به دلیل خودداری از ناسزاگویی به امیرالمؤمنین ۴۰۰ ضربه شلاق زد و موی سروصورت او را تراشید.
در رابطه با مذاکرات عرض کنم اولاً آمریکا با برهم زدن برجام همه مشکلات بعدی را به وجود آورد، اگرچه برجام برای ما خسارت محض بود اما ایران به قراری که گذاشته بود پایبند بود و همه هم به این مطلب اقرار دارند، لذا باید برای جبران آنها اقدام جدی داشته باشند.
در این نوبت رژیم صهیونیستی با میانداری و خرابکاری و سنگاندازی و تحریک کشورهای عضو به دادن بیانیه علیه ایران به طریق دیگری منافع کشور را مورد تعرض قرار میدهند؛ که هفته گذشته اشاره کردم که سه کشور اروپائی آلمان و فرانسه و انگلیس علیه ایران بیانیه دادهاند. خود هماهنگکننده اتحادیه اروپائی و بقیه کارشناسان میگویند جمهوری اسلامی از اول مذاکرات با توجه به منافع ملی و خطوط قرمزی که دارد برای پیشبرد مذاکرات تلاش کرده و در مسیر منطقی و درست حرکت کرده است؛ و برعکس طرف مقابل همه تلاش خودش را با استفاده از بوقهایی که دارد میکند تا باجگیری کند و ایران را مقصر جلوه دهد و میگوید ایران از فرصت استفاده نمیکند و برنامه هستهای خود را گسترش میدهد؛ و البته نمیگویند تا امروز چه اقدام مؤثری برای از بین رفتن وضع موجود انجام دادهاند و چرا تعهدات خودشان طبق برجام را انجام نمیدهند.
بله مردم و دولت نشان دادهاند که زیر بار فشارها و جنجالآفرینی نمیروند. دولت به منافع و حقوق ملت فکر میکند و تا حصول نتیجه به نفع مردم همین مسیر را ادامه میدهد و منتظر خواستههای ناحق نمیماند.
متأسفانه آژانس هم در زمین صهیونیستهای خبیث بازی میکند. آنچه برای ایران مهم است از بین رفتن و بیاثر شدن تحریمهاست و تا امروز هم خودش را تطبیق داده و سختیها را تحمل کرده ولی قطعاً اروپاییها نمیتوانند این مقدار که ما تحمل داریم تحمل کنند. با شرایط پیش رو به گاز ایران محتاج خواهند شد و لذا آنها نباید فرصت را از دست بدهند. خودشان را از سیطره صهیونیستها خارج کنند. حرف از مذاکره میزنند اما در همان حال تحریم میکنند که دید چند روز قبل تعدادی از افراد را تحریم کردند بعد میگویند ایران نمیخواهد کار درست شود.
کار رژیم صهیونیستی با رجزخوانیهایی که میکند و تهدیداتی که دارد تمام است. بدون زیادهخواهی و باجگیری منافع ایران را تأمین کنید و فرصت را از دست ندهید. رژیم صهیونیستی مدتی است تهدید میکند گاهی برای آزمایش دست به اقدام میزند و به گفته سران کشورهای منطقه عامل تنش و بیثباتی و محور شرارتهای منطقه این رژیم منحوس است. خودشان در روزنامههایشان اقرار دارند که ایران قدرت منطقهای است.
سرهنگی که رئیس بخش ایران در ارتش رژیم غاصب است مطالب زیادی راجع به ایران گفته و ادامه داده: «بهویژه که ایران ما را به رسمیت نمیشناسد و سعی دارد تا ما طی یک یا دو و یا سه دهه دیگر در منطقه حضور نداشته باشیم». الحمدالله پیام ایران را دریافت کردهاند. پس باید این را خوبتر و بیشتر درک کنید نگاه به بعض نقصها و کمبودها شمارا غره نکند که وقتی صحبت از منافع ملی و حفظ کیان کشور باشد تمام ایرانیان چنان جهنمی برای شما درست کنند که راه فراری نداشته باشید.
بیان مردم ما در مقابل دشمنان این است: مرگ اگر مرد است گو نزد من آی/ تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/ من از او عمری ستانم جاودان/ او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ.
به هفته دفاع مقدس نزدیک میشویم یاد آن ایام را گرامی میداریم؛ و این را به همه دشمنان نظام اسلامی یادآوری میکنیم که آن دوران برای شما که با تمام عده و عُده در مقابل ملتی که چیزی نداشت تاب نیاوردید را فراموش نکنید و این را هم فراموش نکنید که امروز سی سال قبل نیست.
همانطور که خبر دارید در رزمایشی تهاجمی و هدف محور (اینکه میگویم تهاجمی، در مقابل تدافعی است. تدافعی یک تعریفی دارد، تهاجمی یک تعریف دیگری دارد) که اخیراً توسط ارتشیها انجام شد قسمتی از قابلیتهای پهپاد نقطه زن آرش ۲ مورد آزمایش و رونمائی قرار گرفت که فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد ما پهپاد آرش ۲ را مخصوص تهاجم به حیفا و تلآویو در نظر گرفتیم. این بشارت خوبی بود. حالا هی تهدید کنید؛ اما این را بدانید کوچکترین اقدام شما مساوی است با مواجهه سنگین همهجانبه و محو از روی زمین.
ابلاغ سیاستهای کلی برنامه هفتم پیشرفت را هم ملاحظه فرمودید. ۲۶ فصل داشت و باز این هم دشمنان انقلاب اسلامی را عصبانی کرد. ابلاغ همین روشها و دستورات چون برای مسیر پیشرفت و آبادانی کشور طرح و برنامه ریخته میشود باعث عصبانیت آنها میشود. نمیدانم دنبال میکنید یا نه که شروع میکنند به فرافکنی و صحبتهای بیربط. البته این سیاستهای کلی برنامه هفتم پیشرفت احتیاج به توضیح و شرح دارد که درجایش باید گفته شود.
نکته استانی: مسئله آب را عزیزان جدی بگیرید و در استفاده رعایت همهجانبه داشته باشید. مصرف بیهوده قطعاً حرام است. اسراف در آب قطعاً حرام است. وضعیت آب در کشور بهخصوص در همین منطقه خودمان در البرز هم حساس است. داشتههای آبی ما محدود است. باید در استفاده رعایت کامل را داشته باشیم.
راجع به پساب و تصفیهخانههایی که باید در استان احداث و یا راهاندازی شود تعلل بههیچوجه جایز نیست. این کارها باید با سرعت انجام شود. وقتی ۹۲% کار تمامشده و ۸٪ مانده باز بعضیها در آنجا تعلل دارند. کوتاهی کردن درروند ساخت و به نتیجه رساندن این تصفیهخانهها هم جایز نیست.
عدهای هم که منفعتطلباند برای منفعت بیشتر توجه بهسلامت جامعه ندارند. نباید اجازه داد محصولات کشاورزی که با آب آلوده آبیاری شدهاند در اختیار مردم قرار بگیرد. این کار درستی نیست. مردم در معرض بیماری قرار میگیرند. تصفیهخانهها باید درست شود تا جلوی آبهای آلوده گرفته شود. قسمتی از سبزیها و صیفیجات اینطور است.
لذا دستگاههای متولی نظارت بیشتری بکنند و با دادستان محترم در اقداماتی که دارند همکاری لازم را داشته باشند.
با توجه به مسائلی که برای ایران و عراق بوده، ازآنجاییکه مهم است که ما تشکر و قدردانی کنیم؛ به نظرم رسید که از طرف شما به زبان عربی چندجملهای را از مردم و حکومت عراق و موکبداران تشکر کنم.
انا بصفتی امام جمعه کرج عنی وبالنیابه عن سکان وأهالی محافظه البرز، اتقدم بالشکر الجزیل، والامتنان الوافر، الی جمیع الاخوه والاخوات العراقیین، الذین یخدمون زوار الامام الحسین علیه السلام، فی ایام الاربعین. واشکر ایضاً من صمیم القلب، حکومه وشعب العراق العزیز، وکذلک اصحاب المواکب العراقیین و الایرانیین، الذین استضافوا زوار ابی عبدالله الحسین علیه السلام ، باموالهم وارواحهم. بالتاکید، وبلا شک ولا ریب فی عصر الغطرسه العالمیه ومع وجود الأعداء العنیدین للشعوب الاسلامیه وعلی رأسهم آمریکا المجرمه الذین لا یکتفون فقط بزعزعه المجتمع الاسلامی وتضامنه بل یریدون وبکل الوسائل زعزعه العالم کله، فان اربعین سید الشهداء علیه السلام ، هو من یدمر المخطط الخبیث والحسابات الشریره، لأعداء مدرسه اهل البیت علیهم السلام وأقول بأعلی صوت، کلام الامام رحمه الله علیه «الحرکه التی تقوم لوجه الله لا تقهر وأن آمریکا لا تستطیع أن تفعل شیء.»
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/6/18 | 1401/6/18پیادهروی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیهالسلام به عالم است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه113
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و همه شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در عرصههای مختلف فردی و اجتماعی یکدیگر را به حق و صبر توصیه و سفارش میکنند. در نوبتهای قبل بهاجمال عرض کردم که حق هم در مسئله باورها مطرح است و هم در بخش ارزشها و در ادامه گفتم که نمیشود حق را بدون کار کردن و زحمت کشیدن شناخت، چون همه حقها بیّن و بدیهی نیستند و لازم است برای شناخت بعضی از اعتقادات حق فکر کرد، دنبال استدلال بود و اگر لازم شد مدتی تحصیل علم کرد.
بعد از یادگیری در عمل به حق هم مسئله همین است چون در مواردی سؤال و شبهه میشود که آیا این عملکرد، عمل به حق است یا نه. یا مثلاً آیا کسی که این کار را انجام میدهد حق دارد انجام بدهد، یا حق ندارد؟ که اگر بخواهیم بحث مفصل بکنیم باید از حقوق فردی و حق شهروندی و امثال اینها بگیرید تا حقوق بشر را بحث کنیم. پس بحث خیلی هم ساده نیست لذا تا آنجا که ممکن بود به بعض مطالب جهت روشنتر شدن بحث اشاره کردم.
برای اینکه از اصل بحث هم فاصله نگیریم عرض میکنم که بحث ما دراینباره بود که برای رسیدن و تشکیل جامعه مطلوب احتیاج داریم به آن چهاربخشی که در سوره مبارکه عصر به آنها اشاره شده است؛ یعنی ایمان، عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر؛ که اگر این چهار عامل در جامعه وجود داشته باشد، جامعه از خسارت زدگی و خسران نجات پیدا میکند.
خب این چهار توصیه که مهمترین آنها تواصی به حق بود را محور بحث قراردادیم. عرصه این توصیه گسترده است که به بعض نکات اشاره میکنم. مثلاً در عرصه فردی، یکی از توصیهها، سفارش به تقواست. راجع به تقوا زیاد سخن گفتیم و هر جمعه هم دو بار خود و دیگران را توصیه میکنیم. تقوا به معنای خویشتنداری است و در روایات به سنگر مستحکم و دژ تعبیر شده است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «اِعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ اَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِیز». بندگان خدا بدانید تقوا قلعهای محکم و نفوذناپذیر است؛ و خدای تعالی فرمود: اگر کسی تقوا را رعایت کند از مهلکهها نجات پیدا میکند. «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا...»
بعض اهلدل تعبیر میکنند تقوا را به عبور کردن از سرزمینی که پر از خار است که چگونه انسان لباس خود را بالا میگیرد که به آن خارها گیر نکند. انسان باید از خار گناه و لغزش و امثال اینها اینچنین حریم بگیرد، اگر این کار را کرد اهل تقواست.
لذا در بخش فردی در قرآن و روایات توصیه به تقوا بسیار فراوان است؛ و البته باید تلاش کنیم که تقوا را با همه شئونی که دارد در خود تا پایان کار حفظ کنیم؛ و باتقوا از این دنیا برویم. چون این نفس دائماً به انسان مسیرهای غلط نشان میدهد و او را دعوت به حرکت در لغزشگاهها میکند. باید دائم به خدا پناه برد و مراقبه دائمی داشت.
توجه داشته باشید یکی از راههایی که تقوا و ایمان در انسان حفظ میشود با همین تواصی به حق است. در بیانی آقا فرمودند: «ایمان را باید حفظ کنید… حفظ این گوهر، با تواصیِ به حق و تواصیِ به صبر است.»
یا در بعد خانوادگی، به درسها و توصیههایی که اولیاء دین به ما دادهاند توجه کنید. خانواده است که جامعه را میسازد همانطور که فرد در خانواده ساخته میشود. ارکان اصلی خانواده زن و شوهر هستند. هم قرآن کریم و هم روایات مفصل به وظائف و حقوق ارکان خانواده نسبت به هم پرداخته است که اگر رعایت شود سعادت خانواده قطعی است.
مسئله همسرداری، شوهرداری، فرزند داری و دهها مسئله که مربوط به رعایت حقوق خانواده است که باید رعایت و توصیه شود و همه هم حق است؛ یعنی بخشی از تواصی به حق در این باب است. خود همسران در تکمیل و تربیت هم باید تواصی به حق و صبر داشته باشند. با همین تواصی میتوانند دینداری را تقویت کنند و ارزشهای الهی را در زندگی خانوادگی زندهتر و پویاتر کنند. با تواصی به حق میتوانند عفت و پاکدامنی و فضائل اخلاقی گسترده را در خانواده نهادینه کنند و روح استکبارستیزی و زیر بار ظلم نرفتن را تقویت کنند.
باز به بیان رهبر معظم انقلاب توجه کنید: «همدلی و همکاری کردن، معنایش این است که همدیگر را درراه خدا حفظ کنید. تواصی به صبر و تواصی به حق کنید. اگر خانمِ خانه میبیند شوهرش دارد دچار یک انحرافی میشود… اوّل کسی که باید او را حفظ کند، اوست؛ اگر متقابلاً مرد این احساسها را به نوع دیگری از زنش کرد، اولین کسی که باید زن را حفظ کند شوهر اوست.»
این میشود تواصی به حق. در مسائل مختلف خانوادگی ما تواصی به حق داریم. در مسائل فردی مثل تقوا، در خانواده مثل همین اموری که هست. البته ما باید روشهای تواصی به حق را یاد بگیریم. بعضی وقتها ایراد را میفهمیم، مشکل را میفهمیم؛ اما اینکه چگونه باید به طرف مقابل مطلب را برسانیم آن را بلد نیستیم. گفت ازقضا اسکنجبین صفرا فزود. عوض اینکه بخواهیم کمک کنیم، خدمت کنیم و کاری را درست کنیم، در مقام بیان جوری میگوییم که خرابتر میشود.
ببینید خانم دکتر چمران راجع به او دراینباره چه میگوید. در حقیقت شهید چمران تواصی به تهجد داشته است اما در بیان لطافتی دارد. هر شب از نیمههای شب تا اذان صبح، به نماز شب و تهجد مشغول بود. گاهی که دلم طاقت نمیآورد و به او میگفتم: «بس است دیگر؛ کمی استراحت کن»؛ در جواب میگفت: «تاجر اگر از اصل سرمایهاش خرج کند، ورشکست میشود. باید سود به دست بیاورد تا زندگیاش بگذرد. ما هم اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم، ورشکست میشویم.»
دارد میگوید این زمانهایی که در اختیار ما هست، باید از آنها بهره ببریم. دارد تواصی به حق میکند. خودش اهل تهجد و شبزندهداری است و به این وسیله دارد آموزش میدهد. خود اینکه یاد بگیریم چگونه تواصی به حق داشته باشیم بحث دیگری است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل مشورت و انجام کارهای جمعی برای پیشبرد اهداف عالی اسلامی و دینی هستند. در حکمت ۲۰۶ از حکم نهجالبلاغه مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام یکی از نابترین حکمتها را فرمود: «الْخِلَافُ یَهْدِمُ الرَّأْیَ». مخالف خوانى موجب از بین رفتن تدبیر است.
این یک مطلب کلیدی است. تصور بفرمائید درباره موضوعی جوانب کار دیده شود و همه مصالح و مفاسد کار بررسی شود و به جمعبندی برسد بعد کسی مخالفت کند و اتحاد را از بین ببرد. گاهی مخالفت به حق و استدلال و برهان است که نظر جمع را هم عوض میکند اما گاهی فقط مخالف خوانی و از بین برنده وحدت است این خوب نیست.
امام علیهالسلام در خطبه ۲۷ هم که گلگیهایی دارند درباره اینکه اصحاب تبعیت نمیکنند و گوشبهفرمان نیستند فرمودند: «لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاع». برای کسی که اطاعت نشود تدبیری نیست. البته اینجا مطالبی هست که فرصت بیان نیست خداوند تقوای فردی و اجتماعی را در همه ما بیشتر بگرداند.
در این هفته یاد بزرگوارانی را که امامجمعه طراز بودند برای نظام اسلامی گرامی میداریم. اولین امامجمعه تهران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت آیتالله طالقانی بود که ۱۹ شهریور سالگشت وفات این مجاهد متقی است که همه شما با خصوصیات و ویژگیهای ایشان آشنا هستید. لااقل در این خطه ایشان نشو و ارتقا پیداکرده. اگرچه شاید لازم باشد نوبتی من مستقلاً به زوایایی از زندگی ایشان بپردازم.
۲۰ شهریور شهادت آیتالله مدنی امامجمعه تبریز است که مدتی هم همدان بودند. شخصیت فرهیخته و عارفمسلک و درعینحال انقلابی. کسانی که از نزدیک ایشان را دیدند حالات ایشان برایشان روشن است. هم عالم بود هم عامل، بصیر بود، خطیب بود، خطابههای قشنگی داشت بااینکه لهجه آذری داشتند اما خطابههای خوبی داشتند. جریانات سیاسی را بهخوبی میشناخت. کاملاً مردمی بود. میتوانیم بگوییم از نفرات اول جهاد تبیین در مسائل انقلاب اسلامی است. انسان مستقل و فرهیختهای بود. رضوان خدا بر او.
۲۳ شهریور شهادت آیتالله اشرفی اصفهانی امامجمعه کرمانشاه است. روحانی خدوم و مخلص که زمان طولانی را در جبههها در کنار رزمندگان بود. آخرین بار شب جمعه ۸ شهریور سال ۶۱ در منطقه عملیاتی مسلم بن عقیل بود و آنطور که نقل میکنند تا صبح مشغول مناجات و دعا بودند نزدیک صبح گلوله توپ نزدیک چادر ایشان میخورد که فرماندهان درخواست میکنند منطقه را ترک کند اما ایشان میگوید من ازاینجا نمیروم و آماده هرگونه مسئلهای هستم زیرا خون من رنگینتر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست من باید تا پایان عملیات اینجا باشم. بالاخره مرحوم شهید محلاتی ایشان را به اصرار میبرند، چند روز بعد یعنی ۲۳ شهریور در محراب نماز توسط بدترین خلائق یعنی منافقین به شهادت میرسد. خدای تعالی عاقبت امر ما را شهادت در راهش قرار دهد.
۱۸ صفر هم شهادت یکی از زهاد ثمانیه و تابعین رسول خدا و صحابی امیرالمؤمنین علیهماالسلام اویس بن عامر قرنی یمنی است که در سال ۳۷ قمری در جنگ صفین به شهادت رسید. در کثرت زهد و عبادت او مینویسند بعض از شبها را میگفت امشب شب رکوع است و تا صبح رکوع میکرد و شب دیگر را میگفت امشب شب سجود است و تا صبح سجده میکرد. به او میگفتند: اویس چرا اینقدر به خودت زحمت میدهی؟ میگفت: کاش از ازل تا ابد یکشب بود و من آن را به یک سجده سپری میکردم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام از رسول خدا نقل میکند که ایشان در مورد اویس فرموده: او از حزب خدا و رسول اوست. مرگش به شهادت در راه دین خواهد بود و گروه بسیاری بهواسطه شفاعت او از آتش جهنم رهایی مییابند. در همان جنگ صفین گروهی پرسیدند اویس در کدام طرف است؟ گفتند در طرف امیرالمؤمنین است. یک عده از آن لشگر آمدند اینطرف به خاطر این فرمایش از رسول خدا. رسول خدا به او نَفَسُ الرحمان میگفت و فرمود: من از سوی یمن، بوی خدا میشنوم. شنیدهاید که هرگز هم رسول خدا را ندید.
از اویس کلمات نغزی ثبتشده مثلاً دارد روزی در مجلسی که جمعی حضور داشتند، آنها را موعظه میکرد و میگفت: کسانی که در این مجلس هستند، سه گروهاند: مؤمن آگاه، مؤمن ناآگاه و منافق. مؤمن آگاه همانند بارانی است که بر درخت بانشاط میوهدار میبارد و باعث زیبایی و طراوت آن میشود. مؤمن ناآگاه مانند بارانی است که بر درخت بی میوه میبارد و موجب افزایش طراوت و زیبایی آن و سرسبزی شاخ و برگش میگردد. منافق هم مانند بارانی است که بر گیاه خشک و شکسته میبارد و باعث خرد شدن و متلاشی شدن آن میگردد.
قبر این شهید سعید که همراه عمار یاسر در شمال سوریه در شهر رقه است توسط گروه خبیث و تروریستی داعش در سال ۹۳ تخریب شد و نمیدانم وضعیت فعلی آن را.
۲۱ شهریور روز ملی سینما است. سینما گذشته از اینکه یک هنر است و کسانیکه نقش میآفرینند هنرمند هستند و گذشته از اینکه سرگرمی و وسیله پر کردن اوقات فراغت است، یک رسانه است که مسئولیت و تعهد دارد. در اعتلای فرهنگی کشور تأثیرگذار است و در همین بحث جهاد تبیین، در پیشرفت کشور به سمت افقهای بلند، در امیدآفرینی، در ترویج سبک زندگی، نهادینه شدن تفکرات و اعتقادات اصیل، گسترش فضائل اخلاقی و ارزشهای انقلابی و امثال اینها نقش دارد. کسی نمیتواند این نقش را انکار کند.
همانطور که میتواند ضد همینها هم عمل کند، پس وظیفه مسئولین مربوطه و خود اصحاب سینما سنگین است. گاهی دیده میشود متأسفانه در فیلمی ارزشهای اسلامی و احکام الهی و حتی هویت ملی به سخره گرفته میشود و یا سرتاسر فیلم سیاه نمائی و ناامیدی از آینده را در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
مسائل متعددی که برای کشور پیشآمده مثل دفاع مقدس، خود انقلاب، دشمنیهایی که با اسلام و انقلاب کردند و میکنند، یا گسترش مسائل اخلاقی و معنوی و انسانی و اجتماعی و آموزش حقوق شهروندی، ایجاد انگیزه و مسئولیتپذیری و صدها موضوع مورد ابتلا و واقعیتهای جامعه را میتوان با استفاده از این هنر به مردم آموخت. با یک فیلم میشود مردم را منضبط کرد و با یک فیلم میشود انضباط اجتماعی را به هم ریخت، افکار مردم را متفرق کرد، ناامیدی ایجاد کرد.
کمکاری در این حوزه کاملاً مشهود است و البته علل متعددی دارد. حتی برای حضور در جشنوارهها چه داخلی و چه خارجی باید از اصول تعریفشده برای سینمای ارزشی و متعالی خارج نشد و فیلم نساخت.
بعضی وقتها دیده میشود بعض فیلمها به هیچ اصلی پایبند نیستند و مصالح فرهنگی را رعایت نکردهاند. سینمای جمهوری اسلامی باید اسلامی باشد و برای تقویت مبانی فرهنگ اسلامی و انقلابی فیلم بسازد تا فضای جامعه، انسانی، اسلامی و انقلابی شود.
وضعیت تئاتر هم همین است و بعضی دیگر از عناصر فرهنگی هم همینطور است. گاهی کاملاً ضد دین و ارزشها تئاتر ساخته میشود. البته چون سینما یک بعد اقتصادی هم دارد باید به جنبههای اقتصادی آنهم توجه داشت و متولیان فضاهای لازم را به وجود بیاورند.
مسئله فرهنگ را نباید کم گرفت. رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم نکاتی راجع به فرهنگ فرمودند: «به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور نیاز به یک بازسازی انقلابی دارد. ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه حرکت انقلابی یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای انقلابی بودن بیهوا حرکت کردن و بیحساب حرکت کردن نیست.»
خب ایشان سالهاست راجع به فرهنگ و مشکلات مربوطه توضیح میدهند و مطالبه میکنند ولی متأسفانه نظام سیاستگذاری فرهنگی ما در جهات مختلف ناکارآمد است هم در وضع و هم اجرای سیاستهای فرهنگی مشکل وجود دارد و از طرف دیگر تهاجم دشمن هم سازمانیافته و گسترده است بطوریکه زیربناهای فرهنگی را مورد هدف قرار داده و دائم میکوبد.
آنچه مهم است این است که در حوزه فرهنگ و رسانه باید هرگونه فعالیت موازی دستگاهها را حذف کرد و بر اساس یک نظام جامع، همه فعالیتها را مدیریت کرد و تمرکز در تصمیمگیری داشت. امروز مهمترین درگاه تولید محتوا فضای مجازی است، بعد ببینید چه ورطه خطرناکی است. حالا هرکدام از شما بهاندازه وسعتان درک کردهاید فضا را.
بیانات حضرت آقا دراینباره را حتماً مرور کنید: «غوغایی است در دنیا؛ در دنیای مجازی. در دنیای رسانههای صوتی و تصویری، صدها رسانه و با یک اعتبار هزارها رسانه، در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند؛ بعضی از آنها سعی میکنند جوانها را از دین برگردانند، بعضی سعی میکنند آنها را از نظام اسلامی منصرف کنند، بعضی سعی میکنند آنها را به ایجاد اختلاف وادار کنند، بعضی سعی میکنند آنها را در خدمت هدفهای خبیث خود بگیرند، بعضی سعی میکنند آنها را به ولنگاری و بیکارگی سوق بدهند؛ این بمباران بهطور دائم بر روی سر جوانهای ما و بهوسیلهی همین دستگاهها و رسانههای صوتی و تصویری و اینترنتی در حال انجام است.»
خوب است همینجا عرض کنم، ببینید همین رسانههای بینالمللی اسلامی و غیر اسلامی؛ حالا غیر اسلامیها چگونه به ارزشهای ما حمله میکنند، آنها هیچ، اسلامیها هم که باید توجه داشته باشند توجه ندارند. همه این مجموعه رسانهها را ببینید در دنیا که با حماسه اربعین چگونه برخورد میکنند. الان بایکوت خبری است؛ یعنی آنطوری که باید به آن پرداخته شود پرداخته نمیشود. حقد و کینه دشمنان اهلبیت را اینجا میتوان دید. تحمل ندارند ببینند که شعائر شیعی چگونه در اربعین حسینی جهانی شده است.
در این چند هفته به مناسبت عرض کردم. بازهم عرض خواهم کرد. من فقط این نوبت این کلام را عرض میکنم از مرحوم آیتالله بهجت رضوانالله علیه. آن جلسه هم عرض کردم که این مسیر، مسیر تمدن اسلامی است. اتصال به حکومت جهانی مهدوی است. این را در ذهن داشته باشید. فقط بهعنوان یک عمل مذهبی و یک مناسک مذهبی به آن نگاه نکنید. اربعین در مسیر تمدنی اسلام قرارگرفته است.
حالا این کلام آیتالله بهجت را توجه کنید. خیلی دقیق بود که میفرمود: امام زمان خودش را بهواسطه امام حسین علیهالسلام به همه عالم معرفی میکند (به نظرم منظورشان شعار یا لثارات الحسین است) بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم حسین علیهالسلام را شناخته باشند؛ اما الان هنوز همه مردم عالم حسین علیهالسلام را نمیشناسند و این تقصیر ماست چون ما برای سیدالشهدا علیهالسلام طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیادهروی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیهالسلام به عالم است.
واقعاً هم همینطور است. الان همه ملل و همه اقوام توجهشان به سمت کربلاست؛ اما دستگاههای خبری و رسانههای شیطانی همه اینها را قطع کردند یا آنطور که باید پوشش بدهند نمیدهند.
مطلب دیگر اینکه بنده هرسال عرض کردهام زائران امام حسین از زمان حرکت که میروند و برمیگردند زائرند باید به وضعیت آنان توجه کرد چرا اجازه سودجوئی و بیانصافی به عدهای داده میشود. باید در مسیر زائران از چند کیلومتر به مرزها موکب زده شود که برای رفتوبرگشت مشکلی پیش نیاید. آب و غذا و استراحت فراهم باشد وسیله نقلیه هست اما سودجوئی میکنند عدهای.
جلوی این سودجوییها باید گرفته شود. وقتی از چند ماه قبل ما میدانیم و در خبرها هم اعلام کردند که امسال جمعیت زیادی میرود و میگویند که پیشبینی ما ۵ میلیون نفر است، خب وقتی از چند ماه قبل این پیشبینی را دارید که جمعیت اینطور است، باید برنامهریزی و مدیریت زمان داشته باشید. اطلاعرسانی کنید. مردم را به فشار و سردرگمی و هرجومرج نیندازید. در موقع اجرا آن موقع گرفتاری پیش میآید.
الحمدالله در بحث گذرنامه و خروجی، استان البرز خیلی خوب عمل کرد. دستگاه انتظامی و نیروی انتظامی بسیار منظم و مرتب کار خودش را انجام داد. چند پرواز هم از استان داشتیم. مسیری که اینجا طی شد نظم داشت ولی وقتی میرسد به سمت مرز، میشنوید خبرها را که چگونه است. باید در آنجا دقت بیشتری کرد.
بههرتقدیر از جهات مختلف الآن سینما مطلوب نیست و باید مسئولین و خود اصحاب سینما به آن برسند. باید دستگاه متولی برای این امور برنامه داشته باشد البته برنامه دارند و کار هم میکنند و قابلتقدیر و تشکر است. وزارت ارشاد و دستگاههای دیگر؛ اما سرعت و دقت را باید بالاتر برد. هم در قانونگذاری هم در تولید فاخر هم در مجوز دادنها. باید نظارت را قبل و بعد تولید قویتر کرد. در مقابلِ کارهایی که دشمنان ما برای از بین بردن باورها و اعتقادات دینی و انقلابی میکنند باید خیلی منسجمتر و با برنامهتر در زمینههای مختلفِ فرهنگی کار کرد.
امروز مهمترین جبههی نبرد ما جبههی فرهنگی است. من این نکاتی را که عرض میکنم به خاطر این است که دنبال میکنم. خودم بهروز همه این مسائل را پیگیری میکنم. فقط مطالعه یکبعدی نیست. جهات مختلفی که مربوط به مسائل فرهنگی است را کاملاً دنبال میکنم. خودم میبینم. سینمای خانگی را دنبال میکنم و میبینم. مباحث مربوط به صداوسیما همه را دنبال میکنم. اینهایی را که عرض میکنم از روی توجه و تفکر است که دارم میگویم که این ایرادات را باید رفع کرد. مهمترین جبهه نبرد ما جبهه فرهنگی است که حضرت آقا فرمودند و دلسوزان میگویند. از اقتصاد هم مهمتر است.
ببینید حضرت آقا در این زمینه چه میفرمایند: «مسئلهی فرهنگ و مسئلهی صفآرایی فرهنگی در مقابل دشمن را جدی بگیرید. این وظیفهی ماست. این آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس میکنم که درراه خدا کشتهشدهام. هرکس در این راه کشته شود، درراه خدا کشتهشده و هرکس در این راه، زحمتی متحمل شود، درراه خدا متحمل شده است. مسئله، مسئلهی کوچکی نیست؛ دشمن ما را از اطراف، محاصره میکند از طریق کتاب، روزنامه، رادیو و تلویزیونها، صداهای بیگانه و خبرگزاریها و جعل خبر و تولید انواع و اقسام وسایل فرهنگی ما همینطور بنشینیم و احیاناً هماهنگی و همصدایی کنیم! (یعنی با همان دشمن؛ یعنی وقتی نشستیم و جواب ندادیم یعنی داریم هماهنگی میکنیم. داریم همان صدا را پخش میکنیم) اینکه نمیشود. نظام اسلامی بایستی از خودش دفاع کند و برای دفاع از حقیقت اسلام و انقلاب، حرف گفتنی و سرمایه و ذخیرهی فرهنگی هم زیاد دارد». خب اینها را باید به کار گرفت. چه کسی باید اینها را به کار بگیرد؟! خود آحاد مردم.
آنچه مهم است این است که چه سینما باشد چه تئاتر باشد چه کتاب باشد و یا هر رسانه هنری دیگری، در برابر انسانها و ارزشهای متعالی انسانی و الهی مسئولیت دارد و هنرمند هر رشتهای باید در قالبهای هنری زیبا و فاخر این معارف را به دیگران منتقل کند. متأسفانه میبینیم بعض از همین هنرمندان سینما علیه کشور خودشان کار میکنند، عرق مذهبی و دینی و دغدغه مردم و امیدوار کردن مردم و امثال اینها به کنار، حتی عرق ملی هم ندارند و تصویری سیاه از جامعه ایرانی میسازند.
بله یکوقت زبان، زبان انتقاد است، گزنده است، طعنه دارد، صراحت دارد اما سیاه و زشت نیست. بعضی دشمنی میکنند و این با انتقاد فرق دارد. گذشته از اینکه با دین و ارزشهای دینی دشمنی میکنند با انسان هم دشمناند و ضد انسانی فیلم میسازند.
خب چرا جامعه هنری به چنین افرادی که از همه امکانات هم برخوردار هستند اما هیچ صلاحیت ندارند و درک درستی از جامعه و مسائل آن ندارند یا دارند و دشمنی میکنند اجازه فعالیت میدهند؟
ببینید الان بخشی از سینمای خانگی چگونه ارزشهای دینی و اخلاقی و انسانی را میکوبد. با ۲۰ قسمت ۳۰ قسمت ۵۰ قسمت خیلی لطیف آرامآرام تمام اعتقادات و اخلاقیات را از بین میبرند. امروز باید تمرکز را روی خانواده و حرمتی که دارد برد. نباید اجازه داد این حریم شکسته شود. در همین فیلمها بعضاً میبینیم حریم خانواده، حریم پدر، حریم مادر، اصل خانواده شکسته میشود.
قطعاً باید گروهی تشکیل شود که با توجه به مسائل مختلف جامعه، موضوع یابی کنند، تولید فکر و هدایت محتواها را به عهده بگیرند و برای ساخت راهنمایی کنند؛ و حتماً برای حضور در جشنوارهها باید با سیاستگذاری درست وارد شد. سینمای ایران بدون چشمانداز درست و واقعبینانه به رشد کمی و کیفی نخواهد رسید.
هفته گذشته راجع به انگلیس و دشمنیهایی که انگلیس نسبت به ایران در نزدیک به ۲۰۰ سال گذشته بهخصوص بعد از انقلاب داشته مفصل اینجا صحبت کردیم و درنهایت هم طلب مرگ برای سردمدارانش کردیم که خب شنیدیم ملکه انگلیس هم مُرد.
البته یک عدهای در ایران لباس عزا پوشیدند دیگر. قطعاً آنهایی که گرایش داشتند به این فکر و اندیشه و این مسیر و انگلیسی زده و غربزده هستند عزادار شدند.
این جرثومه فساد و عجوزه پیر استعمارگر که طولانی هم دوران سلطنتش بود، بالاخره از دنیا رفت و نفر بعدی آمده تا حالا ببینیم سیاست او چگونه است.
راجع به مذاکرات هم همانطور که خبردارید ایران پاسخ را داده اما طرف مقابل مثل همیشه فرافکنی میکند و به دنبال منافع خودشان هستند. ایران هم به بدعهدی آمریکا و اروپا واقف است. از منافع خودش دست نمیکشد ولو مذاکرات طول بکشد و فشارها علیه ایران زیاد شود. ایران از مواضع اصولی خودش دست برنمیدارد. البته مثل همیشه برای همه مستکبران عالم بهخصوص آمریکا روز جمعه یک حرف بیشتر ندارد که مرگ بر آمریکا.
سرکردگان رژیم غاصب میگویند با آمریکا علیه ایران توافق کردیم که آزادی عمل داشته باشیم. جوری صحبت میکنند که انگار تا حالا هیچ کاری علیه ایران انجام ندادند. شما که آزادانه هر جور دلتان خواست در کل دنیا جنایت کردید. علیه ایران هم که جنایات شما روشن است. اتفاق تازهای نیست؛ اما راجع به ایران بهخصوص اخیراً این را که دارند اعلام میکنند عرض میکنیم که باید توجه داشته باشید که اگر اشتباه کنید و اقدامی علیه منافع ایران داشته باشید، ۳۳ روز و ۲۲ روز و ۸ روز و امثال اینها طول نخواهد کشید؛ که بهفوریت به نابودی کامل خودتان اقدام خواهید کرد.
راجع به آلبانی هم میخواستم نکتهای را بگویم که دیگر وقت گذشته است.
آخرین نکته مربوط به استان است. شهر باید سامان داشته باشد. این وضعیت که میبینید اصلاً قابلتحمل نیست. خسارت پشت سر خسارت است. دائم به بنده میگویند که یک مطلبی بگویید که بالاخره این آقایان به فکر بیفتند.
عرض من همان حرفی است که امروز در اول کلام از امیرالمؤمنین عرض کردم که «لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاع» ولو نظر هم باشد، تذکر هم داده شود، بیان هم شود، اما کسی نخواهد گوش بدهد آن نظر بینظر است.
آن چیزی که برای بهبود اوضاع است گفته میشود. خصوصی، علنی، در همین تریبون، شاخص میگوییم، حرف میزنیم، نکاتی را میگوییم، همه اینها را بارها عرض کردیم؛ اما ظاهراً تعارض منافع آنقدر بالاست که اجازه فرصت خدمت به مردم را نمیدهد؛ یعنی خدمت به خودشان مقدم است بر خدمت به مردم.
تکلیف مردم هم روشن است. فکر نکنید که همیشه هستید. دوره بعدی هم خواهد آمد. این شورای شهر و منتبع، اگر خودش را زنده نکند و برنگردد، به همان شعاری که دادند برای آمدن سرکار، وضعیت مردم با این شورا در نوبت بعد کاملاً روشن خواهد بود و مسئله روشن است.
دوستان به خودشان بیایند. توجه کنید. فرصت خدمت به مردم با سرعت سپری میشود. یک سال بیشتر است که گذشته است؛ هنوز نتوانستید شهردار برای شهر انتخاب کنید. این ظلم به این شهر نیست؟ ظلم به این مردم نیست؟ پسفردا گرفتاریهای دیگری برای شما به وجود خواهد آمد.
هی تذکر میدهیم، پیغام میآید پیش خود من، از من میپرسند؛ البته این را بگویم که من سخنگو و گوینده درجایی ندارم. هر چه بخواهم بگویم همینجاست یا مستقیم به خود افراد میگویم. از قول من اگر کسی حرفی زده باشد، آن حرف باطل است. باید شما خودتان شنیده باشید از خودم.
تذکر میدهیم. خب حیف است. وقت میگذرد. الان مثلاً برای وضعیت شهر یک مدتی تصمیم گرفتند که سطل آشغالها را بردارند. خب برداشتند. یک طرحی بود. ثم ماذا؟ بعدش چه شد؟ الان شیرابه و آشغال و در بعضی از مناطق بهشدت بد است. تمیزی شهر یکی از وظایف شماست لااقل. ظواهر شهر یکی از وظایف شماست.
من در این ۹ سال، لااقل هرچند وقت یکبار، هم علنی هم خصوصی راجع به ورودی شهر گفتم. اصلاً ورودی شهر کرج کجاست؟ کرج راه مواصلاتی ۱۳ استان است. خب آنها از کجا بفهمند که کرج کجاست؟ شهر شهداست. شهر لشگر ۱۰ سیدالشهداست با آن عظمتی که داشته؛ فرماندهان شهید، المان بگذارید، گل و گلکاری کنید، راه ورود و خروج را نورافشانی کنید. هی این راجع به آن میگوید، آن راجع به این میگوید؛ ساعتها و سالهاست.
بودجه و امکانات هم هزینه میشود. کم بودجهای نیست. ماهی ۲۰۰ میلیارد تومان دارند فقط حقوق میدهند در شهرداری. این حقوق را به چه کسی میدهید؟ این پول را که میدهید کارش کو؟ کار باید انجام شود. مطلع هستیم تعدادی از افراد حقوق میگیرند ولی کار نمیکنند. اصلاً حضور ندارند در محل کارشان. خواستید اسامی آنها را برای شما اعلام میکنم.
نمیخواهیم اذیت کنیم. نمیخواهیم ملتهب کنیم. هی پیام میفرستیم اما گوش نمیدهند. اگر لازم شود چون قبلاً هم گفتم که ورود میکنم در این مسئله دیگر آرامآرام ورود میکنم؛ اگر نجنبید و خودتان را احیا نکنید، اگر درست کار نکنید ناچار میشوم مفاسد و افرادی که این مفاسد را ایجاد میکنند با صراحت دیگر بگویم؛ چارهای نیست؛ تا مردم بدانند که چه کسی دارد چهکار میکند و چگونه دارد کار میکند.
بهظاهر توجه داشته باشید و تمیزی شهر را علی العجاله به آن بپردازید. دائم مراجعه میکنند که گربه آمد آشغالهای شهر را برداشت و فلان کرد. اینها هم جایش در خطبه نیست. ببینید من را به چهکاری انداختید که در خطبه درباره گربه صحبت میکنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/6/11 | 1401/6/11اگر رابطه با ولی جامعه قطع شود جامعه به انحراف کشیده میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه114
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و همه شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اولویتها را میشناسند و طبق آن عمل میکنند. بحث ما درباره تواصی به حق بود و تا امروز نکاتی را به صورت فهرست بیان کردم. و عرض شد که سفارش کردن به حق بدون شناخت آن، معنا ندارد. اینکه به صورت کلی سفارش به رعایت حق بکنیم فائده و نتیجهای ندارد و به اصطلاح نوعی توتولوژی است که احتیاج به دلیل ندارد. توتولوژی یعنی مفهوم محمول در مفهوم موضوع گنجانده شود. و وقتی موضوع گفته میشود محمول بر آن حمل میشود. همین مقدار توضیح بس است.
پس در تواصی به حق مردم باید مصادیق حق را بشناسند و بعد از اینکه خود رعایت کردند، به یکدیگر درباره رعایت آن سفارش کنند. بعد در این مسیر به موانع شناخت حق نظیر دنبال گمان رفتن و یا از اکثریت پیروی کردن، دنباله روی از افراد مشهور و امثال اینها اشاره کردم که باعث میشوند انسان حق را نشناسد.
یکی از مسائل مهم که مانع از شناخت حق است، عوامل روانی است. یعنی اگر میتوانیم حق را بشناسیم، ولی چون بعد از شناختن حق به سختیهائی میافتیم و دچار مشکلاتی میشویم برای نجات خود دست به توجیه میزنیم تا زیربار حق نرویم.
مثلاً جنگ شده و بر همه دفاع از کیان دین و کشور لازم است اما عدهای عذر میآورند که در قرآن هم آیه دارد که «وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَه». خودتان با دست خودتان خودتان را به کشتن نیندازید وامثال اینها که شروطی دارند اما شخص برای توجیه عملکرد خودش شروط را در نظر نمیگیرد. اینها آفات روانیِ شناختِ حق هستند که برگشت به هوای نفس دارند.
همانطور که توجه دارید، در بین اعمال صالح، ملازمت و همراهی حق از جایگاه ویژهای برخوردار است. اینکه ما اولاً حق را بشناسیم و ثانیاً تلاش کنیم ملازم با آن باشیم و آن را با باطل اشتباه نگیریم، و یا از روی غفلت، از روی جهل و یا هوای نفس دنبال نکنیم، وقتی بدست میآید که نسبت به دیگران احساس مسئولیت متقابل داشته باشیم.
قبلاً هم اشاره کردم وقتی میبینیم شخصی در حال افتادن در آتش است باید دست او را بگیریم و نجات دهیم. حالا اگر دیدیم شخصی شبههای پیدا کرده، مبتلا به مشکل فکری شده، در مساله اعتقادی و یا رفتاری دچار وسوسهای شده باید برای معالجه او تلاش کنیم. که اگر اقدامی نداشته باشیم، اجتماع به فساد کشیده میشود و تبعات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.
پس تواصی به حق بعد از شناخت حق یک مسئولیت اجتماعی است که همه باید رعایت کنیم. انسانها تنها زندگی نمیکنند، اگر تنها زندگی میکردند کمتر دچار این مسائل میشدند. چون خدای تعالی برای او تکالیفی را مشخص میکرد و او یا انجام میداد و به سعادت میرسید و یا انجام نمیداد و ضرر میکرد و خاسر میشد. اما اینطور نیست و انسان زندگی اجتماعی دارد و در اجتماع رفتارهای افراد در یکدیگر تأثیر و تأثر و وابستگی دارد.
لذا ولو هر فرد، موجود مستقلی است و روز قیامت هر کس خود به تنهایی در مقابل خدای تعالی واقع میشود که فرمود: «وَکُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَرْدًا». اما ما در زندگی روزانه ناگزیر از تعامل با دیگران هستیم. که اینجا مباحثی مطرح است که عبور میکنم.
خلاصه اینکه ما درمسائل فردی،اجتماعی، مادی و معنوی به یکدیگر وابستگی داریم. و اگر فقط به فکر خودمان باشیم و مسئولیت نسبت به دیگران را نپذیریم، به مقصد که سعادت است نمیرسیم. از آنجایی که قبلاً هم با استناد به خطبهای از خطب نهجالبلاغه عرض کردم که دشمنان حق وباطل را باهم مخلوط میکنند تا حق را از بین ببرند و مردم را فریب بدهند. باید آنهایی که حق را شناختهاند، احساس مسئولیت کنند و به فکر دیگران هم باشند. که در اصطلاح همان امر به معروف و نهی از منکر است. وقتی امر به معروف نشد و جلوی فساد گرفته نشد، کمکم این فسادها توسعه پیدا میکند و دامن همه را ولو اهل حق را هم میگیرد. پس باید این احساس مسئولیت متقابل زنده باشد تا فرد بتواند خود را حفظ کند.
لازمه این احساس مسئولیت شناساندن حق به دیگران و سفارش به آن و عمل کردن است. تا همه از خسران نجات پیدا کنند. انسان فطرتا میخواهد حق و واقعیت را بشناسد و دچار توهم نشود. در بُعد ارزشها به دنبال چیزی است که او را به سعادت برساند. اما گاهی معیارهائی که برای تشخیص حق و باطل انتخاب میکند درست نیست.
راه صحیح این است: در مسائل اصلی و ضروری که سعادت ابدی ما به آنها مربوط است، باید یقین پیدا کنیم. و راه رسیدن به یقین عقل و استدلالات عقلی است و با همین روش عقلی و عقلایی میتوانیم خدا و نبوت و معاد را ثابت کنیم.
در مسائل فرعی هم خدای تعالی این راه را جلوی ما قرار داد که هر چه پیغمبر و امام فرمود درست است ولو به حقیقت مطلب نرسیده باشیم. یعنی تلاش میکنیم تا به شناخت تفصیلی برسیم و در عین حال ممکن است اشتباه هم داشته باشیم لذا برای کم شدن خطای احتمالی میگوئیم بعد از تحقیق، حق آن است که خدا و پیغمبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند.
خدای تعالی چون میداند عقل ناقص و قاصر است و نمی-تواند همه چیز را بطور کامل بفهمد فرمود مسائل خود را از رسول خدا بگیرید. در آیه شریفه راجع به پیروی از رسول خدا دارد: «وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا». بعد از رسول خدا بنابر آنچه در روایات آمده، حضرات معصومین علیهمالسلام قرار دارند و بعد از آنان در مسائل فقهی نوبت به مرجع تقلید اعلم میرسد و در مسائل حکومتی هم اگر تفکیک بین مرجعیت و رهبری شد باید از ولیامر تبعیت کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می-کنم.
اهل تقوا متواضع، نرمخو و مهربان هستند. در حکمت ۲۰۵ از حکم نهجالبلاغه مولانا امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: «مَنْ لَانَ عُودُهُ کَثُفَتْ أَغْصَانُهُ». هر کس چوبهاى درخت وجودش نرم باشد، شاخههایش زیاد مىشود.
نرمی اینجا کنایه از تواضع و فروتنی است. تعبیر حضرت خیلی گویاست درختی قوی است که شاخ و برگ بیشتر و ثمر و سایه بیشتر داشته باشد. عبارت این را میگوید هر کس داراى فضیلت تواضع و نرمخوئی و نرمگفتاری باشد، یاران و پیروانش زیاد میشوند و به وسیله آنان قوى مىگردد. این دستوری است که خداوند به رسول گرامی جور دیگر فرمود که: اگر خشن و سختدل باشى از گرد تو پراکنده مىشوند.
در جای دیگر حضرت فرمودند: هر که نرم گفتار باشد، دوستى او واجب مىشود. خداوند متعال توفیق رعایت ادب در گفتار و تواضع در رفتار را به همه ما ارزانی بفرماید.
هفتم صفر سال گشت شهادت امام مجتبی علیهالسلام است. به شما تسلیت عرض میکنم. مطالب مختلفی در نوبتهای قبل به عرض رسیده است.
یکی از سختیهای دوران امامت و ولایت امام حسن علیهالسلام این بود که بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، درامت اسلام درباره حقانیت امامت و برنامههای امامتی حضرت شک به وجود آمد؛ یعنی شجره خبیثه به شکل گستردهتر و عمیقتر از دوران امیرالمؤمنین شبهات فکری و شک ایجاد کرد. مردمی که خسته از جهاد بودند و دنیاطلبی را تجربه میکردند و ازنظر ایمان هم روح ضعیفی داشتند توسط جریان نفاق بهخوبی مدیریت میشدند.
توجه دارید اگر در حقانیت مدیریت جامعه شک به وجود بیاید کمترین اثری که دارد رکود و توقف برنامههاست و کار پیش نمیرود. بعدازآن جامعه به انحراف کشیده میشود اگر رابطه با ولی جامعه قطع شود. اگر امت به رهبر الهی خود باور نداشته باشد به اهدافش نمیرسد.
منافقین دوران رسول خدا چقدر باعث توقف و سنگاندازی در پیشرفتها شدند تازه در زمان رسول خدا پذیرش حضرت حداکثری بود و همه دنبال اجرائی شدن منویات رسول خدا بودند. در زمان امیرالمؤمنین حضرت را هم ازاینجهت اذیت کردند؛ اما در زمان امام مجتبی خیلی گسترده شد. امام حسن حکومت را در دست گرفت اما همزمان یک حکومت و نظام سیاسی در منطقه شام به رهبری معاویه علیه اللعنه مردم را اداره میکرد. جهان اسلام دو حکومت داشت.
معاویه بعد از صفین و جریان حکمیت خلافت را به عهده گرفته بود و خود را هم مشروع میدانست. مردم هم دچار تردید بودند که بعد از امیرالمؤمنین همان حکومت شام کافی است یا باید امارت امام حسن را بپذیرند. جوری بود که خود معاویه فضا را جوری دید که برای امام به این مضمون نامه نوشت: «از روز حکمیت خلافت برای من به انجام رسید و قبول آن بر تو لازم شد. اکنون تو نیز باید به راهی درآیی که مردم درآمدهاند». این ادبیات در مردم تردید ایجاد میکرد که چرا باید از حضرت تبعیت کنند.
یک مسئله دیگر هم اتفاق افتاده بود که معاویه استفاده کرد به نفع خودش و آن این بود که حضرت بنا بر حکمتی کمی دیر اعلام جنگ با معاویه کرد درنتیجه عوامل معاویه از این تأخیر بهرهبرداری کردند و با شایعهسازی که امام حسن به صلح فکر میکند اراده مردمِ اطراف امام را برای مبارزه سست کردند و به کمک عوامل دیگر، همه باهم موجب شد که حضرت صلح را بپذیرد.
البته همین را هم تحمل نکردند و با سم کین امام را به شهادت رساندند. خیلی زندگی امام مجتبی درسآموز است. عوامل نفوذ به داخل خانه حضرت و اندرونی نفوذ کردند. امام در داخل خانه هم تنها و مظلوم بود و در امان نبود.
۱۷ شهریور در تاریخ معاصر ملت ایران یک یومالله و روز حماسه است. روزی بود که در آن، خونهای پاکی بر زمین ریخته شد تا نظام اسلامی به بار بنشیند. روز ۱۷ شهریور روز به خاک نشاندن طاغوت ۲۵۰۰ ساله توسط مردم دلیر و شجاع، جوانان غیور و باایمان بود. روز حمایت از امامشان بود؛ و البته لازم است که جوانان عزیز ما آن دوره و این واقعه مهم و تاریخساز را یک مرور داشته باشند. مطلب، مطلب مهمی است.
اجمالاً اینکه شهریور سال ۵۷ مصادف با ماه مبارک رمضان بود درنتیجه جلسات و تشکلهای مردمی در مساجد و هیئات فعال بودند، درنتیجه سازماندهی شدند تا برعلیه رژیم منحوس اقدامی داشته باشند. برنامه روز سیزدهم شهریور برای راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپههای قیطریه تهران ریخته شد (من کاملاً یادم هست؛ خدا توفیق داد و حضور داشتیم) اما تبدیل به تظاهرات بر ضد حکومت شاهنشاهی و مبدأ پیروزیهای بعدی شد.
جلسه بعد هم در ۱۶ و جلسه بعدی هم در ۱۷ شهریور تیر خلاص به رژیم زده شد. با شهادت مردم تهران در میدان ژاله (شهدا) آن روز را معروف به جمعه سیاه کرد. جنایات شاه، جهانی و خبر آن به سراسر عالم منتشر شد. ولو رسانههاى داخلى به خاطر نفوذ رژیم پهلوى مختصر و تحریفشده به حادثه پرداختند.
این واقعه باعث شد صفوف مخالفان رژیم مستحکمتر شود و اداره و کنترل اوضاع داخلى از دست عوامل شاه خارج شود بهطوریکه هر مسئولی گناه این واقعه را به گردن دیگری مىانداخت.
خلاصه سیاستهاى دولت آشتى ملى هم شکست خورد. چون در آن مقطع دولتی را به اسم آشتی ملی تشکیل دادند برای تألیف قلوب که آنهم شکست خورد. ۱۷ شهریور، سفاکى و خونریزى رژیم پهلوى را بیش از همیشه نمایان و رسوا کرد.
جدائی مردم از حکومت را عمیقتر کرد و همه برای سرنگونی رژیم پهلوی به شکلی قهرآمیز و انقلابی متفق شدند. جوری شد که روز ۱۹ شهریور رؤسای جمهور مصر، اسرائیل و آمریکا خواستند یک نفس مصنوعی به شاه بدهند شاید نجات پیدا کند. گفتگویی کردند که شاه گفت واقعه ۱۷ شهریور یک طرح شیطانی بود که عدهای از فضای باز سیاسی که برای بازسازی کشور فراهمشده بوده سوءاستفاده کردند و از آمریکا خواست دست از حمایتش برندارد. کارتر هم امیدواری داد که شاه را در سرکوب مردم حمایت کند. عمداً میگویم که جوانترها کمی آشنا شوند و حوصله کنند بروند بخوانند و دنبال کنند.
در سالروز این قصه حضرت امام فرمود: «سال روز ۱۷ شهریور که گزارشگر جنایات شاهنشاهى ضد انسانى و اسلامى است و از ایامالله و نشانگر مقاومت و شجاعت و ایستادگى ملت در مقابل ستمگران و جنایتکاران است در خاطره ملت مبارز ایران زنده است و زنده خواهد بود…».
عرض میکنیم از ۱۷ شهریور تا امروز، در اراده ملت بزرگ ایران در مقابل دشمنیهای استکبار و اذنابش سستى به وجود نیامده و اتفاقاً هر ظلم و جنایتی که انجام دادهاند اراده ملت را محکمتر و او را در رسیدن به اهداف بلندش مصممتر کرده است.
این اهتمام و غیرت فقط مربوط به دوره انقلاب نبوده بلکه در طول تاریخ بخصوص بعد از اسلام و تربیت الهی که مردم این خطه تربیتشدهاند، از همت و غیرت ویژهتر بهره برده است.
در همین روزها که سال گشت شهادت مجاهد بزرگوار و غیور، شهید رئیسعلی دلواری است را ملاحظه بفرمائید که روز مبارزه با استعمار انگلیس هم نامیده شد. دوستانی که کربلا میروید و نجف مشرف میشوید، وادیالسلام که رفتید سر مزار این بزرگوار هم حاضر بشوید و فاتحهای بخوانید. سلوک و زندگی این شهید عزیز بسیار درسآموز است.
یک نگاه اجمالی به روابط ایران و انگلیس در بیش از صدسال گذشته خباثت و رذالت این روباه پیر را بهخوبی روشن میکند که در مقاطع مختلف چه ضربات جبرانناپذیری به ایران زده است. چون بیشتر به آمریکا پرداخته میشود انگلیس را فراموش میکنیم. من بهعنوانمثال چند مورد را فقط ذکر و یادآوری میکنم. مثلاً: جدا کردن افغانستان از ایران بر اساس پیمان پاریس. تحمیل قرارداد رویترز که بر اساس آن، ایران به مدت ۷۰ سال کاملاً به انگلستان فروخته شد. تحمیل قرارداد تالبوت (انحصار توتون و تنباکو) به ایران که با حکم آیتالله میرزای شیرازی لغو شد. تحمیل قرارداد دارسی به ایران که بتوانند منابع نفتی را غارت کنند. در جریان حمله متفقین، ایران را اشغال کردند و مردم را دچار فقر و قتل و قحطی کردند. با آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مستقیماً همکاری کردند. نقش مستقیم در جدایی کل سرزمینهای جنوبی خلیجفارس داشتند که بحرین کاملاً جدا شد. در سرکوب انقلاب اسلامی در کنار شاه و آمریکا بودند.
بعد از انقلاب هم که جریانات فراوان است از تحریک و فتنهانگیزی قومیتها گرفته تا کمک به صدام در حمله به ایران تا حمایت و پشتیبانی از سلمان رشدی تا مشارکت در تحریمهای ظالمانه علیه ایران و مهمتر مشارکت فعال و جریان ساز در فتنه سال ۸۸، مدیریت جریانهای معاند با تحرکات گستردهی رسانهای بهخصوص شبکه بیبیسی با جنگ روانی و تبلیغات و استفاده از عدهای معلومالحال داخلی برعلیه ایران. نقش فعال انگلیس در مذاکرات هستهای و سنگاندازیهایی که درروند حلوفصل این پرونده دارد. سعی برای براندازی نظام به هر طریق. تلاشهایی که برای اجرایی شدن پروژه نفوذ در ایران دارند که رهبر معظم انقلاب از آن پرده برداشتند و در یک سخنرانی مفصل به مسئله نفوذ اشاره کدند. نقشی که در تحریمهای ضد بشری علیه ایران داشتند و دارند. نقشی که در ترور دانشمندان هستهای داشتند. تجاوز به حریم دریایی ایران که البته مفتضح شدند و دیدید که خودشان را هم خیس کردند؛ و دهها ظلم و ستم دیگر که مردم ایران هرگز آنها را فراموش نمیکنند.
و البته به فضل پروردگار عالم و هشدارهای بهموقع رهبر معظم انقلاب و هوشیاری مردم و اقدام بهموقع مسؤولین، چیزی جز ذلت و خواری نصیب دشمنان ملت ایران نخواهد شد.
چقدر برای تطمیع افراد پول خرج کردند. حتی تلاش زیادی کردند تا مرحوم شهید رئیسعلی را با پول بخرند و مبلغ ۴۰ هزار پوند به او پیشنهاد دادند، علیرغم همه تلاشهایی که داشتند رئیسعلی برای دولتمردان و مجتهدین طراز اول و افراد مؤثر نامه نوشت و خطر را توضیح داد و برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف کرد. تا حکم جهاد با کفار انگلیسی را از مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی و دیگر علماء نجف گرفت و مبارزه را ادامه داد تا به شهادت رسید.
در سوگندنامه رئیسعلی آمده است: ای کلامالله (قرآن)، گفتار مرا شاهد باش من به تو سوگند یاد میکنم که اگر انگلیسیها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز کنند، در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم و اگر غیرازاین رفتار کنم، در شمار منکرین و کافرین به تو باشم و خدا و رسول از من بیزار شوند.
یک چنین همت و اهتمامی داشت. خدای تعالی او را با اولیائش محشور کند.
روز تعاون. مسئله مهمی است که باید مستقلاً باید به آن پرداخت. به نقشی که در تولید و اقتصاد مقاومتی و رفاه اجتماعی دارد. تذکرات مهمی را حضرت آقا فرمودند. فرمودند بیعدالتی اقتصادی اگر بخواهد برطرف شود باید تعاونیها توسعه پیدا کنند؛ و در بحث اشتغال هم یکی از مباحثی که میتواند بنبست شکنی کند تعاونیها هستند که باید مستقلاً به آن بپردازیم.
درباره تحولات منطقه هم در سوریه و هم در عراق و بهخصوص عراق میخواستم چندجملهای بگویم که دیگر فرصت نیست.
نکته استانی: دوستانی که برای اربعین برنامهریزی دارید از مسائل فرهنگی و آثاری که دارد غافل نباشید. قطعاً توجه دارید که این مسیر مسیر خاصی است. فقط به … توجه نشود. …
آن چیزی که باز مورد تأکید من است این است که در اربعین یا باید در کربلا بود یا حسرت آنجا بودن را خورد. برای این حرکت عظیم بدل درست نکنید در شهرها و محلات پیادهروی اربعینی درست نکنید. بله اجتماعات بزرگ به مناسبت اربعین فراهم کنید و عزاداری کنید اما راهپیمایی جایگزین و موکب زدن در مسیر و امثالهم مطلوب نیست. این راهپیمایی جایگزین و شبیه نباید داشته باشد. یا آنجا باشید یا حسرت بخورید؛ و البته در طول این سالها که اینجا بودم این مطلب را هرسال گفتهام که این کار مفید نیست.
مطلب دیگر اینکه شاید بهجرئت بشود گفت که از اول انقلاب تا امروز برنامه مدونی برای کودکان ریخته نشده مگر سند ملی حقوق کودک که به آنهم درست پرداخته نشده است. بنده با توجه به فعالیتهایی که از گذشته نسبت به کودکان هم داشتم تصمیم گرفتم که قرارگاهی برای مسائل مربوط به کودکان در همه ابعاد متشکل از افراد حقیقی و حقوقی ذیل شورای فرهنگ عمومی تشکیل دهم تا بهصورت منسجم لااقل در این استان به امور کودکان از مسائل مختلف فکری و عقیدهای و… پرداخته شود. لذا این خبر را میدهم که اولین جلسه آن تشکیل شد و جلسه خوبی هم بود و اگر خدا بخواهد با قید حیات مسائل را دنبال خواهیم کرد و گزارش داده خواهد شد.
مسئله کودکان مهم است و باید به آن پرداخته شود. چند بار دیگر همینجا عرض کردم که صهیونیستها میگویند شما بچهها را سهچهارساله در اختیار ما بگذارید هفتساله از ما تحویل بگیرید او یک صهیونیست است. به فاصله ۳،۴ سال جوری او را تربیت میکنند که هر جای دنیا که برود یک صهیونیست است. فیلم شکارچی شنبه را اگر دوستان دیده باشند دارد همین را میگوید. بچهای را جوری تربیت کردند که حتی از پدربزرگ خودش هم عبور میکند بر اساس دستورها و پروتکلهای یهود و صهیونیست.
لذا ما با داشتن معارف بلند اسلامی باید روی کودکانمان بیشازپیش سرمایهگذاری کنیم و بیشتر فعالیت کنیم و دقتمان را بالا ببریم. اسم کودک و نوجوان میآید اما بیشتر برنامهها برای نوجوانان است. به کودکان پرداخته نمیشود. اسباببازی کودک، کتاب کودک، قصه کودک داریم ولی آنطور که باید بهدردبخور نیست. برنامههایی که اختصاصاً به کودکان تعلق داشته باشد نداریم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/6/4 | 1401/6/4برای مقاومت باید اهل اتصال به منبع الهی بود تا پیروز شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه115
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا دنبالهرو حق هستند و کورکورانه از کسی تبعیت نمیکنند؛ که در جلسه قبل راجع به تقلید بیمنطق و نامعقول از گذشتگان و یا بیگانگان که نشانه ضعف عقل و کمبود شخصیت افراد است مطالبی عرض شد؛ و اینکه اگر کسی از روی عقل و اندیشه در امور اعتقادى و نظرى، برای کشف حقیقت در مسائلی که نمىداند و یا دانش کمی دارد و از تخصص کافى برخوردار نیست باید از کسانى تقلید کند که در زمینه آن مسائل فکرى و نظرى تخصص دارند و مىتوانند او را به حقیقت برسانند.
متأسفانه گاهى شخص مىداند که فلان تفکر و یا فلان رفتار عقل پسند نیست، اما چون وابسته به گروه و حزب و دستهای هست یا دنبال لذات زودگذر و به دست آوردن منافع شخصی هست، حاضر میشود از آن تفکر و یا رفتار غلط تقلید کند؛ و بدتر از این وقتی است که همین رفتار را هم بیگانگان دیکته کرده باشند؛ که در این مواردی که عرض شد، انگیزه محرکه برای تقلید از آن گروهی که بهقصد تبعیت از پدرانشان اقدامی داشتند پستتر و نازلتر است و چنین شخصی بسیار حقیر است که حاضر است حتی استقلال کشورش را هم زیر سؤال ببرد.
اگر تاریخ را مطالعه کرده باشید حتماً دوره مشروطه را خواندید و یا بخوانید که عدهای غربزده که دنبال اجرای سیاستهای غرب در کشور بودند، بهصراحت مىگفتند که ایران وقتى ترقى مىکند که از مغز سر تا ناخن پا فرنگى شود. امروز هم عدهاى منافقانه و با تزویر همان حرفها را تکرار میکنند. برای همه مواردی که عرض میکنم در قرآن و روایات شاهد وجود دارد.
خوب است در اینجا برای تکمیل بحث نکته دیگری عرض کنم. کاری که دشمنان ما برای استحاله فرهنگی و توسعه اندیشههای منافقانه و تفکر کفرآمیز انجام میدهد برای اینکه کاملاً مسیر حق را از بین ببرد و یا در تشخیص حق در افراد تردید ایجاد کند.
(بحث از دست نرود ما تا حق را نشناسیم که نمیتوانیم تواصی بهحق داشته باشیم، دراینبین گاهی حق گم میشود) فکر نکنید مسئله خیلی ساده است، نه اینطور نیست. خوب دقت کنید خود شما افرادی را دیدهاید و یا میگویید که فلانی آدم خوبی بود در خط بود اما تغییر مسیر داده دیگر مواضع او مثل قبل انقلاب نیست حتی دیگر اسلامی هم نیست گاهی کفرآمیز سخن میگوید و امثال اینها.
قرآن کریم علت رسیدن به چنین حالتی را درآیات ۱۳۸ تا ۱۴۰ سوره نساء کاملاً شرح کرده است. اول به منافقین با استهزاء و تمسخر بشارت داده که: «بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیما» منافقان را مژده بده که آنان را عذابى است دردناک.
مگر منافقین چکار میکنند؟ به بهانه خیرخواهی و خدمت کردن و پوشیدن لباس دوست و امثال ذالک اقدام به فریب و انحراف میکنند. این منافقین در بین مردم زندگی میکنند و مثل بقیه مسائل عبادی را هم دنبال میکنند البته قرآن میگوید در مسئله جنگ بهانهتراشی میکردند اما گاهی برای ظاهرسازی در جهاد هم شرکت میکردند اما وسط میدان نمیرفتند که آسیب نبینند. اگر پیروز میشدند دنبال غنائم بودند و ستمخواهی داشتند و اگر شکست میخورند شروع میکردند به مذمت کردن که به حرف ما گوش نکردید.
البته با کفار روابط صمیمانه و دوستانهای داشتند و بر ضد اهل ایمان توطئه مىکردند؛ و گمانشان این بود که اگر در مسیر دوستی با بیگانگان و دشمنان حرکت کنند به قدرت و عزت میرسند. درست مثل همینالان که عدهای تمام هموغمشان ارتباط با غرب است و عزت و رفاه و همهچیز را در دوستی با غرب میبینند گاهی هم حرفهای بیربطی میزنند تا بوقها و یا بعضی سناتورها و … آنان حمایتی از اینها داشته باشند و عزیز شوند.
قرآن میفرماید: «الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمیعاً». همانها که کافران را بهجای مؤمنان، دوست خود انتخاب مىکنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان مىجویند؟ مثلاً بگویند با آمریکا اگر رفیق شویم یا مثلاً اگر با اروپا پیمان و معاهده ببندیم عزیز میشویم و امثال اینها. هر کشوری که انسان راجع به آن توحیدی فکر نکند فرق نمیکند که یک از عزت و آبرویی پیش آنها پیدا کند بااینکه همه عزتها از آن خداست؛ میفرماید از در خانه دشمن خدا طلب عزت میکنند.
اینها را عرض کردم تا به اینجا برسم که در آیه بعد خدای تعالی میفرماید: ما در قرآن نازل کردیم که وقتى دیدید و شنیدید که عدهاى دورهم جمع شدهاند و آیات الهى را مورد تمسخر قرار مىدهند و به دین و مقدسات توهین مىکنند، شما با آنان ننشینید و با آنان همراه و همسخن نگردید. اینجا یک نهی است؛ اما دستورالعمل اجرائی است یعنی حق ندارید در جلساتی که به معارف دین و مقدسات الهی توهین میشود، به امام معصوم اهانت میشود، اصول و محکمات دین را تمسخر و بیحرمتی میکنند، حاضر شوید.
چرا؟ چون کمترین اثر آن ایجاد بیتفاوتی در شماست. این سه آیه بسیار آیههای مهمی هستند. همان مارپیچ سکوتی که من سالهای قبل اینجا برای شما توضیح دادم این آیات آن است. میفرماید کمترین حالتی که ایجاد میکند بیتفاوتی است. بهتدریج و آرامآرام ایمان خود را از دست میدهید. به مقدسات اهانت میکنند شما سکوت میکنید و با همین سکوت، تائید هم میکنید.
خب باید یقین داشته باشید سرنوشتی را که خداوند برای منافقان فرمود اینجا هم خواهد آمد که فرمود: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فىِ الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سمعْتُمْ ءَایَاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بهِا وَ یُسْتهزَأُ بهِا فَلَا تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتىَ یَخُوضُواْ فىِ حَدِیثٍ غَیرهِ إِنَّکُم إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فىِ جَهَنَّمَ جَمِیعاً.»
توجه به این دو آیه این تذکر را به ما میدهد که بیاعتنائی به دین و مقدسات و تکذیب باورها یکمرتبه در انسان به وجود نمیآید اینطور نیست که انسان یکدفعه بیدین شود. عرض کردم یکدفعه میبینید که افرادی هستند خیلی خوب هستند اما مگوییم چطور شد که برگشت؟! این آیات دارد همین را توضیح میدهد یعنی اینکه انسان حق را زیر پا میگذارد با شنیدن و خواندن و در مجالس شرکت کردن که با تداوم و تکرار محقق میشود. با تکرار، حساسیت و وابستگی را از بین میبرند.
نشنیدید از بعضی که حاضر بودند جانشان را برای اسلام و دین بدهند همینها میگویند تاریخمصرف احکام اسلام گذشته است. همان کسی که رفت جانبازی هم کرد، بعضی از این افراد را دیدید؛ من هم خودم دیدم. پیش ما دفتر میآیند بعضاً میگویند که تاریخمصرف گذشته و باید دین جدیدی بیاید.
چقدر فیلم و کتاب و سخنرانی و مطلب در فضای مجازی و حقیقی در جوامع متدین توزیع میکنند تا غیرت دینی و حساسیتهای مذهبی او را از بین ببرند؛ یعنی نتواند حق را از باطل تشخیص بدهد یعنی دنبال تحقق نقشه دین زدایی و تقدس زدایی از باورهای مذهبی هستند.
کی معلوم میشود در این کار موفق بودهاند؟ وقتی به مقدسات توهین شود و مسلمین ساکت باشند. یکوقت در صداوسیما یک خانمی مصاحبه کرده بود و نام هنرپیشهای را بهعنوان الگوی زن امروز بهجای حضرت زهرا برده بود. امام دستور دادند تا خبرنگار و مسئول پخش و مصاحبهگر و عوامل از صداوسیما اخراج شوند و فرموده بود اگر آن زن دانسته این حرف را زده مرتد است.
از آن زمان رسیدهایم به این زمان که با وقاحت تمام به مقدسات دینی توهین میکنند از کفریات و ضد مذهب تبلیغ میشود و کسی هیچ نمیگوید. ریشه همان است که قرآن فرمود که با شنیدن و شرکت در مجالس خاص نفاق و کفر در انسان جوانه میزند، رشد میکند، بالنده میشود و حساسیت را از انسان میگیرد. انسان خودش را نگاه میکند میبیند که ۲۰ سال پیش ۳۰ سال پیش، نسبت به یک مسائلی حساسیت داشته ولی الان روشنفکرانه با آن برخورد میکند. میگوید بله دیگر قرائتهای مختلف الان از دین هست و از همین خزعبلات. حق گم میشود.
لذا در تواصی بهحق اولین کار این است که حق را بشناسیم، حق را متوجه بشویم؛ به این سادگیها هم نیست چون حق را دستکاری میکنند، حق و باطل را قاطى می کنند؛ پس باید به شدت روی این قصه کار کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تحمل سختیها را کرده خشم خود را کنترل میکنند. در حکمت ۲۰۴ از حکم نهجالبلاغه مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «اَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ إِلَّا لَمْ تَرْضَ أَبَداً». از خار و خاشاکِ رنج چشم بپوش، وگرنه هرگز راضی نخواهى بود.
چشمپوشی از خار و خاشاک کنایه از فروخوردن خشم و تحمل سختى است که خود فضیلتى از فضائل شجاعت است چون انسان در دنیا بیشتر اوقات با سختیها و گرفتاریها درگیر است همانطور که در جای دیگر فرمود «دار بالبلاء محفوفه» پس اگر اهل تحمل نباشد و بخواهد تندخوئی و غضب داشته باشد همه امور او به هم گره خواهد خورد چون طبیعت دنیا همین است که همراه سختی است؛ و راه نجات هم همانطور که مولی فرمودند تحمل و صبر و چشمپوشی است.
روز دوشنبه اول ماه صفر روز ورود کاروان اهلبیت حسین علیهالسلام به شام است. عرض میکنیم: «سَلامٌ عَلى قَلبِ زَینَبَ الصَّبور وَ لِسانِهَا الشکور.»
این را مکرر شنیدهاید که امام سجاد علیهالسلام سختترین قسمت نهضت عاشورا را شام دانستند تا جایی که در قالب شعر فرمودند: «فَیا لَیتَ امّى لَمْ تَلِدْنِى وَ لَم اَکُنْ یزیدُ یرانِى فِى البِلادِ اَسِیرُ». ایکاش مادرم مرا نزاییده بود و من زنده نبودم تا یزید مرا اسیر ببیند.
بااینحال هم امام سجاد و هم زینب کبری سلاماللهعلیهما در همه حال عزت و اقتدار خود را حفظ کردند و باصلابت از پیروزی خود میگفتند و در جواب کسی که از پیروز میدان سؤال کرده بود که چه کسی پیروز شد؟ امام علیهالسلام جواب دادند که ببین موقع نماز در اذان و اقامه نام چه کسی را میبری، پیروز همان است که نامش زنده است و ما این نام را زنده کردیم.
چه چیز این قدرت را در آل الله به وجود آورده بود؟ مقاومت که قبلاً راجع به آن نکاتی عرض کردم. همه کاروان همراه امام حسین علیهالسلام اهل صبر بودند. البته درجات صبر در افراد فرق میکند. امام حسین در بالاترین قله قرار داشت.
و برای فهم بهتر این صبرِ امام، ببینید امام عصر ارواحنا فداه در زیارت ناحیه چه فرمود: «قَدْ عَجبَتْ مِنْ صَبْرِکَ مَلآئِکَهُ السَّماواتِ». ملائکه آسمان مبهوت صبر امام حسین علیهالسلام هستند؛ و این صبر همان استقامت و پایداری است؛ که شخص صبور، مقاوم و بااراده همه موانع را برای رسیدن به اهداف عالی کنار میزند.
پشت سر این صبر حسینی، صبر زینب سلاماللهعلیها است. مقتل را خواندهاید یا شنیدهاید که چه اتفاقاتی افتاد. همین روزها که کاروان به شام میرسد چه مصائبی را دم دروازه متحمل شدند. با غل و زنجیر آنان را وارد مجلس یزید علیهاللعنه کردند و تشت طلا و چوب خیزران و لب و دندان حسین، خرابه شام، قبل از آن هم که در گودال چه بود و چه شد.
فقط همینکه زینب سلاماللهعلیها به بدن امام رسید، وقتی بدن قطعهقطعه شده برادر که همهچیزش بود را روی دست گرفت و به خدای تعالی عرض کرد «اللهم تقبل منا هذا القربان». خداوندا این قربانی را از ما بپذیر. این کلام در اوج اقتدار است بعد آن همه مصائب. مصائب کم نبود. شما فکر کردید مصیبت علیاصغر مصیبت کمی بود؟ مصیبت علیاکبر مصیبت کمی بود؟ مصیبت قاسم بن الحسن مصیبت کمی بود؟ مصیبت ابوالفضائل قمر بنیهاشم مصیبت کمی بود؟ کمر حسین را شکست. راجع به علیاکبر گفت «علی الدنیا بعدک العفا» این خیلی سنگین بود؛ اما در آن حالت میگوید خدایا این قربانی را از ما قبول کن.
این بیان حضرت زینب با صدای بلند اعلام میکند که ما به اراده خود در این سرزمین بلا وارد شدیم و کسی بر ما چیزی تحمیل نکرد. خود ما خواستیم حسین علیهالسلام برای دین قربانی شود و از خدا میخواهیم این قربانی را بپذیرد. وقتی این دیدگاه است، همهچیز جمیل است. ما رأیت الا جمیلا ریشهاش این است که ما بااراده خودمان وارد میدان شدیم. ما خودمان قربانی دادیم و خدایا این قربانی را از ما بپذیر. کسی ما را مجبور نکرده بود. ما برای احیای دین آمدیم. این خیلی دیدگاه مهمی است.
مطلب دیگر اینکه امام حسین علیهالسلام به شهادت رسید تا احکام خدا که یکی از آنها امربهمعروف و نهی از منکر است زنده بماند. پس اگر منکر ترک و به معروف عمل شود، جامعه اصلاح میشود که هدف امام از قیام بوده است؛ بنابراین امروز هراندازه که معروف ترک شود و منکر رواج پیدا کند یعنی به همان اندازه از نهضت امام حسین دور هستی ولو بر امام لباس سیاه سوگواری بر تن کرده باشی. چون امام را در برقراری اهدافش کمک نکردهای. هر کس امروز به اقامه این مهم اقدام کند و اهل امربهمعروف و نهی از منکر باشد در خیمه امام حسین علیهالسلام است.
این مطلب را فراموش نکنید که برای مقاومت باید اهل اتصال به منبع الهی بود تا پیروز شد. خود حسین علیهالسلام به خدا متصل بود و یارانش به حسین علیهالسلام متصل بودند.
از مرحوم آیتالله حائری شیرازی نقل است که فرمود: «سید آزادگان، مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین ابوترابی برایم نقل کرد که در یکی از کمپها و اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق، مسئول اردوگاه تغییر کرد و سرهنگ بعثی سختگیری آمد. وقتی دید اسرا نماز جماعت میخوانند، نماز جماعت را ممنوع کرد و پیشنماز را که یک بسیجی کرمانی بود، به دفتر بُرد. کفپایی مفصلی به او زد، ولی او فقط یک کلمه میگفت: یا صاحبالزمان. بهاندازهای زدند که فرمانده خسته شد و از اینکه بتواند با کفپایی او را بهزانو درآورد، مأیوس شد. گفت اُتو بیاورید. آن را به کف پای پیشنماز گذاشتند. پیشنماز هم فقط میگفت: یا صاحبالزمان. سرهنگ بعثی منقلب شد. دستور داد پیشنماز را به کمپ برگردانند و به اسرا اعلام کرد تا من هستم، میتوانید نماز جماعت بخوانید. من به امام زمان شما معتقد شدم. این پیشنماز از یک مقام مؤثر استمداد میکرد. امروز مشکلاتی که استکبار برای نظام ما ایجاد میکند مانند تحریمها و سختیها… کفپایی است و زبان حال جمهوری اسلامی یا صاحبالزمان است.»
مقاومت در اثر اتصال است و بالاخره به نتیجه میرسد. ما چون اتصال به حضرت حجت سلاماللهعلیه داریم و در همه حال کشور را کشور امام عصر میدانیم، در این سختیها میتوانیم مقاومت کنیم. مقاومت بدون اتصال نمیشود.
در ایام هفته دولت و شهادت شهیدان گرانقدر رجائی و باهنر هستیم که دومین دولت بعد از انقلاب که هم جوان بود و هم حزباللهی را تشکیل دادند. خاطره آن عزیزان را گرامی میداریم و برای این دولت عزت و سعادت و موفقیت بیشتر از خدای منان مسئلت مینماییم. به عزیزانمان در استان هم خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم.
امروز هم میز خدمت داشتند. امروز هم تعداد زیادی از عزیزان آمده بودند. البته هر هفته هست؛ و این هم سنتی شده است در این دولت که البته یادتان باشد ابداع آن از همین کرج شروع شد و بعد این دولت دستور کلی دادند که همه این کار را بکنند که در سراسر کشور انجام میشود. کار خوب و حسنهای است؛ خدای تعالی توفیقات را بیشتر کند.
هفته دولت فرصت مناسب برای ارزیابی است هم مردم دولت را ارزیابی کنند و هم دولت خودش را بررسی کند و ببیند که چه مقدار در مسیر شعارها و اهدافی که اعلام کرده و مردم و رهبری از او مطالبه داشتهاند حرکت کرده است.
قطعاً همین کار خواهد شد؛ همانطور که در سراسر کشور مدیران دولتی در نمازهای جمعه شرکت کردند که امروز هم میزبان مهمان بزرگواری بودیم از همین دولت جناب آقای دهقان که نکاتی را خدمت شما فرمودند. در سراسر کشور این بوده که الان رابطه دوطرفه است ولی باید این بررسی کامل شود و این مسیر دنبال شود.
بنده ضمن گفتن خدا قوت و تقدیر و تشکر از انبوه فعالیتها و گستردگی آن در عرصههای گوناگون بهخصوص فساد ستیزی و عدالت محوری و تحولآفرینی که این دولت داشتند در طول یک سال گذشته که توسط رئیسجمهور محترم و اعضای کابینه و دیگر دولتمردان انجامگرفته که قابلمقایسه با قبل نیست باید بعض نکات را هم یادآوری کنم که به وظیفهای که دارم عمل کرده باشم.
بیانات رهبر معظم انقلاب که در مقاطع مختلف با دولت داشتهاند چراغ راه و مسیر روشنی است که اگر طی شود قطعاً رساننده به مقصد است. من فقط یکی دو مورد از خواست ایشان از دولت را یادآوری میکنم که خیلی مهم است و هنوز هم احساس میشود که باید به آن توجه شود.
عرض کردم که انبوه فعالیتها و کارهایی که شده قابلمقایسه نیست و واقعاً امیدآفرین است و بسیار مبارک و میمون است و جای تشکر و تقدیر دارد ولی به این زاویه هم باید یک توجهی کرد که اگر غفلت کنیم ضربه خواهیم خورد.
آنچه دولت در کلان انجام میدهد در اندازه کوچکتر باید در استانها و مناطق مختلف انجام بگیرد. تأخیر در این موارد آسیبهای جدی میزند و کارها را سختتر میکند. یکی از آن موارد اهمیت به بازسازى ادارى بود که فرمودند: «همّتتان را متمرکز کنید بر اینکه یک بازسازى انقلابى و البتّه عقلانى و فکورانه در همهى عرصههاى مدیریتى انشاءالله بهوجود بیاید؛ یعنى حرکت بر روى ریل انقلاب، در بخشهاى مختلف مدیریتىاى که در کشور هست. در همهى بخشها؛ بخشهاى اقتصادى، بخشهاى سازندگى، بخشهاى مربوط به سیاست خارجى و دیپلماسى، بخشهاى خدمترسانى به مردم، بخشهاى علمى و فرهنگى و غیره؛ در همهى این بخشها یک تحرّک انقلابى باید به وجود بیاید». این خواسته آقاست.
ما در مرحله تحقق دولت اسلامی هستیم و آقا فرمودند: «مبتلا به کندی در حرکت هم هستیم باید علتیابی کنیم که ریشه این کندی در کجاست؟ در دو بخش است. یک؛ تربیت نیروی مدیر که انقلابی و کار بلد باشد»؛ که تا وقتی ما مدیر و منابع انسانی نداشته باشیم که نمیتوانیم کار درست انجام دهیم. این کندی یک بخشش برمیگردد به تربیت نیرو. دو؛ تحول در ساختار اداری کشور. اینجا حضرت آقا فرمودند: «باید مدیریت اجرائی کشور بازسازی انقلابی بشود تا دولت اسلامی محقق شود».
اگر این اقدام بهطور کامل صورت بگیرد، زمینهساز پیشگیرى از فساد اقتصادى و ادارى و رشد فرهنگى و اجتماعى جامعه خواهد بود؛ و الا در همین گام دوم انقلاب برای تحقق دولت اسلامی دچار اختلال خواهیم شد. دولت باید اهتمام کند تا مدیران تراز انقلاب تربیت شوند و در ساختار اداری کشور تحول ایجاد شود. قسمتی از این وقتی محقق میشود که میدان به غیر کسانی که سالها مدیریت در بین آنها چرخیده قرار گیرد و الا تغییری صورت نخواهد گرفت.
آقا فرمودند در عرصه مدیریتی کشور نیازمند روحیه انقلابی هستیم. فرمودند: «معنایش این است که یک انسان انقلابى، شجاعت دارد، اهل اقدام است، اهل عمل است، ابتکار مىورزد، بنبستشکنى میکند، گرهگشایى مىکند؛ از چیزى نمىترسد، به آینده امیدوار است، به امید خدا به سمت آیندهى روشن حرکت مىکند؛ انقلابیگری یعنى این؛ این [فرد] انقلابى است.»
بیان آقا کاملاً روشن است یعنی غالب مدیران؛ چون در عرصه مدیریتی نمیشود همه اینها را پیدا کرد اما غالب مدیران باید اینگونه باشند. خب بررسی بفرمائید آیا در بدنه دولت در سراسر کشور این مهم تحقق پیداکرده است؟ آیا مدیریتهایی که در همین استان به کار گرفتهشدهاند، همه جوان و انقلابی و بنبست شکن و اهل اقدام بودهاند؟ یا خودشان بعضیهایشان بنبست ایجاد میکنند در کار؟
حالا جناب آقای استاندار هم در جلسه حضور دارند؛ قبل از اینکه برای خطبه بیایم خدمتشان اشاره کردم. ایشان دارد با تمام توان کار میکند. این را عرض کنم. بنده شاهد هستم از صبح تا خیلی از وقت شب که میگذرد شاید حتی از نیمهشب هم که میگذرد ایشان در دفتر کارش مشغول است؛ اما بدنه را عرض میکنم. کسانی که باید همراه ایشان باشند و کمک ایشان باشند و فرامینی که استاندار میدهد، مثل رئیسجمهور؛ رئیسجمهور وسط میدان است؛ اما آیا بدنه کمک میکند واقعاً آن مقدار که باید بکند؟
آقا فرمودند برای عملى شدن این بازسازى انقلابى در عرصهى مدیریت اجرایى کشور: «باید مدیریت جهادى را بر دیوانسالارىهاى فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکى از اولویتهاى ما است؛ اصرار بر مدیریت جهادى. مسؤولین کشور… در بخشهاى مختلف، مدیریت جهادى را دنبال بکنند. مدیریت جهادى به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکارى، باتدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معناى مدیریت جهادى است.»
خیلی دلسوزانه و از روی محبت عرض میکنم که رئیسجمهور عزیزمان توجه داشته باشند که در بدنه مدیریتی دولت هنوز عناصری که انقلابی نیستند و انقلابی عمل نمیکنند وجود دارند باید بازنگری جدی داشته باشید والا همین عناصر همه زحمات شبانهروزی شمارا با آن انبوه خدمات و امیدآفرینی که با رفتن شما و همراهانتان به مناطق مختلف به وجود میآید به هدر خواهند داد. باید فکر عاجلی برای این قصه بکنید.
در بیان دیگری فرمودند: «اعتماد عمومی را بازسازی کنید»؛ یعنی بازسازی اعتماد عمومی مهمترین رسالت و مأموریت دولت سیزدهم است و لازم است تمام برنامهها و فعالیتهای کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت خود را به این توصیه راهبردی رهبر معظم انقلاب معطوف کند.
ریشه این حرف معلوم است چون نظام اسلامی یعنی مردمسالاری دینی یعنی مردم رکن اصلی هستند اگر این ساختار آسیب ببیند ولو کم، باید آن را جدی گرفت. کمش هم زیاد است و باید برای آن تدبیر داشت. همه تلاشها باید به سمت رضایت و اعتماد مردم باشد همانکه آقا از آن بهعنوان بزرگترین سرمایه نام میبرد.
و امروز ما در شرایطی ازنظر سیاسی و اجتماعی هستیم که ضرورت آن را چند برابر کرده است. راهکار را هم آقا فرمودند که: «حرف و عمل مسؤولین یکی باشد؛ وعدهای اگر به مردم دادید، طبق آن وعده اگر عمل کردید، مردم به شما اعتماد میکنند؛ اگر شما وعده کردید و عمل نشد یا گفتید فلان کار شده؛ مردم در واقعیت دیدند نشده، اعتماد مردم سلب میشود؛ واقعاً باید به جدّ مراعات کنید این معنا را.»
به حمدالله دولت در این قصه مواظبت دارد. چیزی را که گفته میخواهم عمل کنم توضیحش را داده ولی باید بیشتر باشد.
فقط این مطلب را هم عرض کنم که دولت باید با سرعت این حس ناامیدی از عملی نشدن وعدهها را از بین ببرد. در موارد متعددی این کار صورت گرفته که جای تشکر و تقدیر است. لذا با توجه به اینکه مسیر پیچیده و پرفرازونشیبی پیش روی دولت هست و خرابیهایی هم از قبل وجود دارد و کمبودهایی هم دستگاهها دارند که عمل به وعدهها را مشکل میکند اینجا بهترین کار صحبت صادقانه با مردم است. اگر اشتباهی صورت گرفت، کتمان اشتباه، از پذیرش اشتباه آسیب بیشتری میزند. مسیر صداقتی که در پیش گرفتهاید را ادامه دهید. مشارکت مردم را در اداره امور بیشتر کنید.
یک نکته مهم در رابطه با مذاکرات عرض کنم؛ البته عرض جدیدی راجع به مذاکرات ندارم جز اینکه سیاستمداران و دستگاه دیپلماسی کشور عزت و استقلالی که به برکت خون شهدای گرانقدر بهدستآمده را در نظر داشته باشند. مقاومت بیش از ۴۰ سال را و افتخارات ملت را و پشتیبانی مردم را و رهنمودهای رهبری را هرگز فراموش نکنند.
دشمنان ما در روزگار سختی به سر میبرند. نفسهای آخرشان است. نباید فرصت جدیدی برای تجدیدقوا به آنها داد. ما را با برجام دچار خسارت محض کردند. هنوز سؤال برای ما هست و ابهام هم وجود دارد که آیا از لیست گروههای تروریستی، سپاه پاسداران خارج شده است یا نه؟ اگر خارج نشده چگونه میتوانیم ما انتقام سخت از کسانی که قاسم سلیمانی را به شهادت رساندند بگیریم؟ هنوز این سؤال هست.
هرگز فراموش نکنید که دشمن، دشمن است و از او چیزی جز دشمنی متصور نیست. قطعاً پاسخی را که آمریکا دیروز فرستاده آن را با دقت خواهید خواند و جواب او را خواهید داد. البته خواسته قطعی مردم و خواسته حقیقی و دائمی مردم این است که تیم مذاکرهکننده و دستگاه دیپلماسی بههیچوجه راجع به منافع ملی و نظرات رهبر معظم انقلاب کوتاه نیایند.
دشمن، دشمن است و ما این دشمنی را فراموش نمیکنیم. مردم ما هم همیشه دشمن را دشمن دانستهاند و هر جمعه جواب دشمن را دادهاند.
مرحوم آیتالله ناصری هم امروز از دنیا رفتند. خدای تعالی با اولیا خودش این بزرگمرد اخلاقی و معرفتی را محشور کند. از سفره پربرکت اهلبیت ارتزاق کند و در جوار رحمت الهی قرار بگیرد. خدای تعالی ایشان و همه اولیائش را غریق رحمت خودش بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/5/28 | 1401/5/28مساجد باید انقلابی باشند و روح انقلاب را در محلات بدمند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه116
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
متقین پیرو حق هستند و با موانع حق و حقگرایی مقابله میکنند. در نوبت قبل به یکی از موانع شناخت حق که پیروی از اکثریت بود اشاره کردم. مانع دیگری که امروز مطرح میکنم که در قرآن کریم به آن اشارهشده و از اهمیت برخوردار است، دنبالهروی، تقلید و پیروی از گذشتگان و پیشینیان است. قطعاً اینگونه عمل کردن و تقلید کورکورانه داشتن علتی دارد که اگر بخواهیم بحث مفصل داشته باشیم باید به علل تقلید در جوامع مختلف بپردازم که خیلی طولانی خواهد شد من فقط برای اینکه کمی با این مسائل آشنا شوید به بعض مطالب اشاره میکنم.
اینگونه تقلید در زندگیهای قومیتی بیشتر به چشم میخورد. قرآن میفرماید: «وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ». در هیچ جامعهای پیغمبری نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانهای آن جامعه گفتند: پدران و پیشینیان ما چنین گفتند و ما نیز چنین میکنیم؛ یعنی منطق آنها این بود که ما به گفته انبیاء و راهنماییهای آنان کاری نداریم در مسیر گذشتگانمان حرکت میکنیم ولو راه پدرانمان غلط بوده باشد.
تقلید کورکورانه و بدون دلیلِ منطقی، مانع هدایت فرد و جامعه است و نمیگذارد به سعادت برسند، با همین تفکر، جلوی دعوت انبیاء الهی به توحید ایستادند و آنان را تکذیب کردند. قرآن کریم به همین نکته اشاره فرموده که ما هیچ پیغمبرى را براى هدایت مردم و دعوت به یکتاپرستى نفرستادیم، مگر آنکه او را تکذیب و تمسخر کردند و او را ساحر، مجنون و شاعر خواندند. در آیه ۲۶ سوره مبارکه صافات فرمود: «وَ یَقُولُونَ أَإِنَّا لَتارِکُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ»؛ و مىگفتند: آیا ما براى شاعرى دیوانه دست از خدایانمان برداریم؟
بعد پیامبران الهی از آنها سؤال میکردند: مگراز این بتهایى که شما مىپرستید کاری ساخته است؟ چرا در برابر آنها سجده مىکنید و حاجت مىطلبید و براى آنها نذر و قربانى مىکنید؟ جوابشان فقط این بود که چون پدران ما آنها را مىپرستیدند، ما نیز آنها را مىپرستیم؛ یعنی همان آیه ۲۳ سوره مبارکه زخرف که خواندم؛ یعنی تقلید از گذشتگان را سنتی مىدانستند که باید همیشه بماند، ولو برای کار خودشان دلیل عقل پسند و منطقى نداشتند.
در آیه ۱۷۰ از سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»؛ و چون به آنان گفته شد: از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید؛ گفتند: نه بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافتهایم پیروى مىکنیم. آیا هرچند پدرانشان چیزى را درک نمىکرده و به راه صواب نمىرفتهاند، باز هم درخور پیروى هستند.
فکر نکنید این بیعقلی مربوط به همان زمان انبیاء الهی بوده است فقط، خیر همینالان در گوشه و کنار دنیا همین تفکرات وجود دارد به اشکال مختلف. نگاهی به کشور هندوستان بکنید و آمار بتپرستان را بگیرید و بتهایی که دارند؛ و جالب است کسی با این ادیان و این روشهای زندگی کاری ندارد و برای مستکبرین عالم هرچه از این دینها بیشتر باشد خوشحالند و شاید کمک به توسعه آن هم بکنند. آیین و آدابورسوم خرافی را تا بتوانند ترویج میدهند و تبلیغ میکنند.
در کشور خود ما سنتهای پوچ، باطل و جاهلی به برکت انقلاب و مجاهدت علماء و انسانهای پاک و تحمل سختیها و خون شهدا بزرگوار برچیده شد؛ اما متأسفانه با تساهل و بیتوجهی فرهنگی دوباره با همین عنوان بحث امروز خطبه یعنی تقلید از گذشتگان و احیای آثار آنان است، آن خرافات و بدعتها را زنده کردند و بودجه اختصاص دادند و تبلیغ میکنند و برنامه میسازند و بهعنوان سنت ملی توسعه میدهند و خسارت به بار میآورند.
آن سنتهایی که اسلام و قرآن و دین و اهلبیت دارند و حتی سنتهای ملی که خرافی نیست و به عقل و یک آوردهای متصل است، اینها اشکالی ندارد؛ مثلاً دیدوبازدید کردن در یک ایام خاصی مثل صلهرحم کردن و امثال اینها؛ اما مثلاً از روی آتش پریدن! بگوییم این سنت است؟ چه خاصیتی دارد؟ میگویند گذشتگان انجام میدادند و ما هم انجام میدهیم. اینها را عرض میکنم. اینها دوباره متأسفانه زنده شده است.
جالب است به تعبیر بعض اساتید که پیروی و تقلید کورکورانه از سنتهای غلط و جاهلی و بیمنطق که آثار مخرب فردی و اجتماعی فراوان دارد را کار میمون نمیدانند اما عمل کردن به احکام دین به دستور متخصص در این امور را میگویند تقلید کار میمون است و ما از کسی تقلید نمیکنیم. درحالیکه تقلید صحیح که دنبالهروی از کسی است که به همه امور مربوط به آن فن از دیگرانی که نمیدانند که روش پسندیده و عقلائی است و در کل دنیا هم اینطور است و انسان را به حق میرساند، به اسم تقلید کار میمون است کنار گذاشته میشود.
کسی که نمیداند از کسی که میداند میپرسد و عمل میکند. این کار پسندیدهای است. جاهل از جاهل پرسیدنش بد است. دانا هم از دانا بپرسد کار خوبی نیست. دانا از جاهل بپرسد هم کار بدی است؛ اما جاهل از دانا بپرسد این یک روش عقلایی است. هرجایی که انسان بلد نیست از کسی که میداند میپرسد؛ این بد نیست. اگر انسان از کسانى پیروى کند که هم ارزشها و اعتقادات را مىشناسند و هم صلاحیتشان براى انتقال آن باورها و ارزشها به دیگران محرز شده است کاری است که موردپسند عقل و عقلاست.
تقلیدی مذموم است که انسان کورکورانه و بدون منطق از عقاید فاسد، آداب و سنتهای غلط و افکار نادرست گذشتگان تبعیت کند. این روش جاهلانه بهشدت مذمت شده و انسان را به حق نمیرساند.
البته در این روزگار گاهى انگیزه عده کمی از افراد در تقلید از دیگران کسب شهرت و به دست آوردن موقعیت اجتماعى است و برای این افراد هویت ملی و دینی هیچ ارزشی ندارد. برای به دست آوردن احترام و اعتبار در جامعه، از روی دونهمتی و کمعقلی و ضعف شخصیت از چهرههای خاص و مشهور ورزشی و سینمائی و امثال اینها در نوع آرایش و پوشش و رفتار تقلید میکنند دور شخص را میگیرد و حتی در اموری که تخصص ندارد از او سؤال میکنند و مصاحبه میکنند و نمیدانند که با این کار به استقلال فرهنگی و اجتماعی و هویت ملی و دینی آسیب میزنند.
بررسی مسائل مربوط به شناخت حق همچنان ادامه دارد. تا نوبت بعد به قید حیات.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا خودخواهی و عجب ندارند. در حکمت ۲۰۳ از حکم نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ». خودخواهى آدمى یکى از حسودان عقل اوست.
امام علیهالسلام لفظ حاسد را برای خودخواهی استعاره آورده است، چون حسادتِ حسود باعث نقص و کاستی محسود میشود. چون دائماً معایب شخص را برملا میکند و محاسن او را مخفی نگه میدارد. در اینجا هم امام توجه دادهاند که نگذار خودشیفته شوی و عجب تو را بگیرد؛ که عجب نشانه کمعقلی است.
اگر عقل دنبال افزونخواهی و زیادهطلبی باشد، مثل حسودی که به شخص ضرر میزند به تو ضرر خواهد زد. اگر اهل تقوا باشیم نه عجب داریم و نه حسادت میکنیم. چون میدانیم خدای حکیم بر اساس قابلیتها نعمتهای خود را تقسیم کرده است.
امام علیبنالحسین علیهماالسلام شاهد و راوى حماسه خونبار کربلا که از آغاز حرکت پدر بزرگوار خویش به سمت کوفه و تا آخرین لحظات شهادت او و تمامى اهلبیت و یاران، سختترین لحظات زندگی خود را با دیدن مصیبتبارترین صحنههاى جنایت یزیدیان نسبت به عزیزترین نزدیکان خود در بستر بیمارى تحمل کرد و بعدازآن نیز رسالت دفاع از حریم اهلبیت علیهمالسلام را در شرایط سخت اسارت و ابلاغ پیام نهضت حسینى بر عهده داشت و با شجاعت تمام این وظیفه خطیر را به سرانجام رساند.
دوران بعد از عاشورا تحت سختترین فشارهای سیاسی و اختناق شدید و وجود جریانهای انحرافی و مقابله با فساد و هرزگی دستگاه حاکمه و از طرف دیگر با نقل احادیث فقهی شیعه و دستگیری از فقرا و مستمندان و معرفت افزایی شیعیان با انشاء ادعیه و مناجات، نزدیک ۳۴ سال امامت کرد و با همین حضور و فعالیتهای ویژهای که داشت این دوران سخت را مدیریت و رهبری کرد و حقانیت شیعه و حقیقت نهضت حسینی را تبیین کرد.
و در ۲۵ محرمِ سال ۹۴ ه.ق به دست هشام بن عبدالملک در زمان خلافت ولید بن عبدالملک مسموم و در ۵۷ سالگى به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر عموى بزرگوارش، حضرت امام حسن مجتبی سلاماللهعلیه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
بنابراین اینکه گاهی عدهای حضرت را که به خاطر مصلحت حفظ امامت در مقطعی از زمان کسالت داشتند را تعمیم به همه عمر بدهند و خیال کنند که حضرت کار مفیدی در دوران امامت انجام نداده ظلم به امامت است.
فقط نگاه به تاریخ انداخته شود گزاف بودن این حرف روشن خواهد شد. امام از همان روز بعد عاشورا وظیفهی امامتی خود را آغاز کرد. در برابر ابن زیاد مغرور و کینهتوز چنان استدلال کرد که خشم او را برانگیخت و دستور قتل امام را داد.
اما امام باصلابت و قاطعیت ولو دربند بود جواب ابن زیاد را داد که: «أ بالقتل تُهِدّدنى؟ أما علمت انّ القتلَ لَنا عادهً و کرامتنا الشَّهاده» آیا من را از مرگ مىترسانى؟ مگر نمىدانى شهادت میراث کرامت و افتخار ماست. این بیان در آن حال، حال شخص بیمار است؟
یا وقتی در مقابل یزید به سخن ایستاد که: اى پسر معاویه و هند و صخر، پیش از آنکه تو به دنیا بیایى، پیغمبرى و حکومت از آن پدر و نیاکان من بوده است. در روز بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست پدر من بود و در همان نبردها پدر تو و جد تو پرچم کافران را در دست داشتند. بعد مطالبی فرمود و گفت: روز قیامت که مردمان جمع شوند، تو جز خوارى و پشیمانى نخواهى داشت. این بیان یک انسانی است که کسالت دارد؟
متأسفانه ما با امام سجاد علیهالسلام کمتر آشنا هستیم. امام توانست امامت را که بهکلی در کربلا لگدکوب کرده بودند و امام را حذف فیزیکی کرده بودند، بهجای اصلى خود بازگرداند. اول و انتهای ۳۴ امامت حضرت بررسی شود سعه فعالیت امام روشن میشود.
درنهایت امام سجاد علیهالسلام با سمی که توسط ولیدبنعبدالملک به حضرت خورانده شد به شهادت رسید. حضرت را باشکوه تجهیز و تشییع و در قبرستان بقیع در کنار عمو دفن کردند؛ اما خود حضرت وقتیکه به کمک بنی اسد آمد تا بدن پدر را بردارد دید هر قسمت از بدن را که برمیدارد قسمت دیگر روی زمین میریزد. صدا زد بوریا آوردند. بدن مطهر حسین را داخل بوریا گذاشتند. آوردند در قبر گذاشتند. از آداب دفن میت این است که سر او را روی خاک بگذارند؛ اما حسین علیهالسلام که سر در بدن نداشت. الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.
۳۰ مرداد روز جهانی مساجد است. این روز را به همه ارکان فعال در مساجد تبریک عرض میکنم و امیدوارم زودتر شاهد فعال شدن مساجد تراز انقلاب اسلامی باشیم.
من درباره مسجد و جایگاهی که باید داشته باشد حرف برای گفتن فراوان دارم اما وقت ندارم در خطبه بیان کنم. این روایت معروف را شنیدهاید که راجع به اهمیت جایگاه مسجد است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: مساجد محل نشستوبرخاست پیامبران، خانه اهل تقوا و بازاری از بازارهای آخرت است و برای من نشستن در مسجد از نشستن در بهشت بهتر است. این اهمیت جایگاه مسجد را میرساند.
باید دیدِ ما به مسجد دید قرارگاهی باشد. مساجد به دلیل کارکردهاى مهم تربیتی، اخلاقی، آموزشی و ارتباطی که با امور اجتماعی و سیاسی دارند میتوانند در جامعه بهخوبی فرهنگسازی و به رشد ارزشهای انقلابی کمک کنند. البته مسجد در مسیر تمدن سازی اسلامی و تشکیل آن نقش اساسی دارد. مسجد پایگاه تربیت جوان مؤمن انقلابی پایکار است.
تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب شاهد عملکرد و فعالیت گسترده مساجد است. تنها پایگاه دینی عمومی که توانائی جلوگیری نفوذ فکری و فرهنگی و شبیخونها و ولنگاریها را دارد مسجد است.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: «مسجد باید پایگاه انسانسازى، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت افزایی و زمینهسازى براى ایجاد تمدن اسلامى باشد.»
میبینید که همین بیان وظیفه ارکان فعال مساجد بخصوص ائمه مساجد خیلی سنگین است. آنکه فقط میآید نماز میخواند و میرود قطعاً به وظیفه خود عمل نکرده است و باید پاسخگو باشد. محلی را در اختیار گرفته و وظایف فراوانی در تربیت و اخلاق و بصیرت افزایی دارد؛ حتی نسبت به آسیبهای اجتماعی، حتی در مسائل اقتصادی؛ ولی میآید یک نماز میخواند و میرود و کاری به هیچچیزی ندارد. این کار فایده ندارد.
مسجد مرکز فعالیتهای اجتماعی است. آقا فرمودند: «اگر حصار و خاکریز فرهنگی نباشد همهچیز از دست میرود». معلوم میشود خاکریزِ اول، آنجاست.
در بیانیه گام دوم ایشان هفت مأموریت را توصیه کردند کارگزاران مساجد بهویژه ائمه مساجد باید برای همه این عرصههای هفتگانه ایده و برنامه داشته باشند بهخصوص در بحث سبک زندگی اسلامی و اخلاق و معنویت که اساس فعالیتهای مساجد باید باشد.
سؤال اینجا این است کجا و کدام نهاد ظرفیت دارد در مقابل آسیبهای اجتماعی گستردهای که جامعه را به خطر انداخته اقدام کند و مسیر را به راه اصلی برگرداند؟ ایجاد امید و میل به زندگی و پیونددهنده قلبها و از بین برنده اضطراب و شکاف طبقاتی و ایجاد الفت و انس بین افراد و پاسخگویی به نیازهای مهم جامعه باشد؟ در مساجد تراز این مهم اتفاق میافتد.
بیست سال قبل من طرح مسجد مدرسه منزل را دادم و خودم هم تا حدودی دنبال کردم و امروز نیاز قطعی است که این سه باهم کار کنند.
البته باید برای مسئولین اهمیت کار جا بیفتد و قوانین لازم وضع شود دستگاههایی که موازی کار میکنند و خود را رقیب میدانند مسیر خود را اصلاح کنند. مسجد فرهنگساز است. باید هرچه زودتر آسیبها را جلوگیری و ترمیم کرد. مدیریتهای ناکارآمد را از مساجد حذف کرد بدون تعارف. کار مردم هم هست. بله امکان دارد دستگاهها این کار را بکنند ولی اساساً خود مردم باید نسبت به این امور اقدام داشته باشند.
طبق قانون باید برای شهرکهایی که ساخته میشود حتماً مسجد در نظر گرفته شود؛ که این کار در همین استان نشده است؛ یعنی هر هزار نفر ۳۰۰ متر مسجد میخواهد. اگر یک شهرکی ۴ هزار نفر جمعیت دارد، باید لااقل ۱۲۰۰ متر مسجد داشته باشد، یا دو تا ۶۰۰ متر داشته باشد، یا چهارتا ۳۰۰ متر داشته باشد، یا یک مسجد ۱۲۰۰ متری داشته باشد. بستگی دارد به شرایط. نیست؛ شما بگردید این کار انجامنشده است.
همه باید قیام داشته باشند که در مساجد سه وعده نماز، اقامه شود. برای تمام ساعات در مسجد برنامه باشد و همه اقشار بتوانند از آن برنامهها استفاده کنند؛ پیر، جوان، زن، مرد، کودک.
هزینههایی که برای شهرها ازنظر فرهنگی میشود و کمیسیون فرهنگی شورا و معاونت فرهنگی شهرداری میریزند باید مسجد محور باشد تا نتیجه بدهد؛ و الا هزاران تومان پول خرج میشود ولی هیچ اثری ندارد؛ چون درجایی که باید خرج شود خرج نمیشود.
برنامههای موازی بهشدت مخل است لذا در مناطقی که مرکز رسیدگی به امور مساجد تحت نظارت نماینده حضرت آقا و ائمه جمعه دارد دستگاههای دیگر باید همکاری کنند نه با برنامههای موازی، کار را تضعیف کنند؛ و ما هم در استان جایز نمیدانیم به آقایان هم عرض کردهایم که فعالیتهای خود را با مرکز هماهنگ کنند و مستقلاً کاری انجام ندهند.
تا میتوانید تلاش کنید مساجد روی پای خود بایستند، مردم محلات نگذارند مسجدشان فقیر باشد. مساجد باید انقلابی باشند و روح انقلاب را در محلات بدمند. بدانید که مسجد آباد، یعنی محله آباد، یعنی شهر آباد، یعنی کشور آباد.
همانطور که اوایل انقلاب دیدید مسئولین مملکت عموماً بلکه بالمره و کلاً کسانی بودند که مسجدی بودند. ما مسئولین زیاد خواه و افزونطلب و نجومی بگیر و اختلاس گر در مراحل اولیه نداشتیم. آرامآرام این مسائل که پیش آمد بررسی که میکنیم میبینیم اینها کسانی هستند که با مسجد هم ارتباطی به آن معنا ندارند. شاید بهظاهر خودشان را شبیه نشان بدهند اما نیستند.
کودتای ۲۸ مرداد همانطور که قبلاً هم عرض شد پر از عبرت است برای مردم و مسئولین و اتفاقاً غربىها تلاش میکنند روشهایی که برای موفقیت کودتا داشتند را از ما مخفی نگهدارند.
در آن دوران بهشدت یاس و ناامیدی را ترویج میکردند. امروز هم روی بیاعتمادی به مسئولین و ناکارآمدی نظام توسط نفوذیهای داخلی و رسانههایی که در اختیار دارند کار میکنند تا مردم را ناامید کنند.
تمام دستگاههای تبلیغی و ترویجی خود را بهکارانداختهاند و القاء میکنند که هر نوع تفکر انقلابى که زیر بار و سلطه غرب نیست بىنتیجه است و نمیتواند جامعه را اداره کند. بیش از ۴۰ سال است که با انواع پلیدیها و خباثتها خواستند جلوی حرکت به سمت اهداف بلند نظام را بگیرند اما نتوانستند. به فضل پروردگار در ادامه این مسیر نورانی هم هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.
در آن روز با استفاده از رسانههایی که در اختیار داشتند توانستند اهداف کودتا را پیش ببرند. امروز با فضای مجازی و شبکههای اجتماعی همان خط را دنبال میکنند. باید هوشیار بود و با دقت و برنامه همه این هجمهها را خنثی کرد.
خوب است یادآوری کنم که ۲۹ مرداد روز جهانی فضای مجازی است. راجع به فضای مجازی و نقشی که امروز در زندگی و مسائل اجتماعی دارند مباحث فراوانی مطرح است.
امروز یکی از ابزارهای دشمن در جنگ شناختی و تأثیرگذار بر ارادهها و باورهای جوانان و نوجوانان بلکه کودکان ما، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رهاشده و بیحسابوکتاب است.
فکرها و رفتارها را مدیریت میکنند. چاره کار هم در این است که دولت در برداشتن موانع و بعد تولید و تقویت شبکههای اجتماعی داخلی با تمام قوا وارد میدان شود؛ و بعد همه آحاد جامعه از دستگاهها و مسئولین و مردم با استفاده از آن تولید حمایت کنند.
به نظرم باید مثل مسئله اصل تولید در مباحث تولیدی، نهضت استفاده از شبکه داخلی راه انداخت در ضمن باید برای بالا بردن سواد رسانهای مردم برنامه مرتب و جدی داشت بخصوص با مباحثی چون متاورس که در آینده با آن روبهرو خواهیم بود و از الان هم شروعشده. باید آموزش بالا برود. بحث متاورس را یکوقتی میخواستم در خطبه خیلی مختصر برای شما توضیح بدهم اما حواله میدهم در آینده انشاءالله بگویم که چه اتفاقی بناست در فضای مجازی رخ بدهد. باید همه آموزش ببینند که چگونه از این فضا استفاده کنند.
بههرحال قصه کودتای ۲۸ مرداد را بخوانید که چگونه یک شخص سکولاری که گرایش سیاسیاش لیبرالیسم بود و اعتقادی به مبارزه نداشت و مخالف با انقلاب و قیام بود و تمام امید و اعتمادش به غرب و مجامع بینالمللی بود همه دستاوردها و مبارزات ملت را به باد داد.
البته آیتالله کاشانی بااینکه انقلابی بود اما هدف نهضت را کوتاه دیده بود. فقط به دنبال تعویض شاه بود؛ میگفت این شاه به درد نمیخورد، یک شاه دیگر باید بیاید. به دنبال انقلاب اسلامی و ایجاد نظام اسلامى نبود.
به هر جهت چون این روزها بازار مذاکره داغ است این مطلب را هم عرض کنم نکتهای اینجا وجود دارد که اساساً غربىها و بهخصوص آمریکایىها و قبل از آن انگلیسىها نمىتوانند یک ایران قدرتمند و قوی را تحمل کنند، چون وضعیت منطقهای ایران با کشورهای دیگر فرق دارد. مثلاً تصمیمگیری برای هند و مستعمره کردن آن راحتتر از ایران است.
سعی آنان نابودی ایران است. خودشان گفتند ۵ ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است. تلاش میکنند این مسیر را بروند. انگلیسىها با صراحت اعلام میکردند نباید در ایران سرمایهگذارى صورت گیرد روابط ایران و انگلیس در این دو قرن اخیر بخصوص ۱۵۰ سال اخیر را مطالعه بفرمائید. ببینید چه بلایی بر سر ایران آوردند مطالعه این تاریخ خیلی مهم است.
متأسفانه در دولت قبل بعض از مسئولین مذاکرهکننده هستهاى سؤال شد، آیا تاریخ مناسبات ایران با انگلیس و آمریکا را مطالعه کردهاید؟ او پاسخ داد که من مطالعه نداشتهام و علاقهاى هم به مطالعه تاریخ ندارم. در حالیکه آشنایی با برنامهها و دیدگاههاى غرب نسبت به ایران درگذشته و حال برای چنین افرادی از بقیه لازمتر است و آقایان را به این نتیجه میرساند که هر نوع اعتماد به غرب باطل و بیهوده است درنتیجه اگر گفتگویی هم صورت بگیرد سازنده و به نفع منافع ملی خواهد بود اگر بامطالعه باشد و غرب را غیرقابلاعتماد بدانند که به حمدالله این مسیر دارد طی میشود.
به نظر آنچه امروز لازم است که در جهاد تبیین باید دنبال شود مشخص کردن مرزهای دوستی و دشمنی با اسلام و انقلاب است همان «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ» همان «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» و الا بدون مرزبندی همه خوبند. در جریاناتی که اتفاق میافتد و احتیاج به اعلام موضع هست حقیقت افراد روشن میشود. یک اتفاق مثل فتنه ۸۸ رخ میدهد، افراد معلوم میشوند. فتنه ۷۸ رخ میدهد، فتنههای دیگر رخ میدهد، مسائل دیگر پیش میآید، حقیقتها روشن میشود.
تلاش عدهای تحریف و تغییر تاریخ انقلاب اسلامی است. آیات ۱۰ به بعد سوره مبارکه بقره جالب است. خودتان مراجعه کنید. خیلی قشنگ دارد این مسیر را برای ما تبیین میکند که چگونه عمل میکنند و همان عمل هم الان هست.
عدهای که خود را جزء خانواده انقلاب میدانند پس چرا به کسانی که چنگ بهصورت انقلاب میکشند پاسخ نمیدهند. لااقل جواب خزعبلاتی که راجع به خودتان میگویند را بدهید. اگر مخالف با بعض حرفها و موضعگیریها هستید، پس از خودتان دفاع کنید، حرفی بزنید، تکذیبی بکنید، بالاخره نشان بدهید که زندهاید؛ و الا معلوم میشود که مردهاید و کنار گذاشتهشدهاید.
نکته دیگر که عرض میکنم و تشکر میکنم از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، برخورد با خط جاسوسی است که بهائیت در کشور راه انداخته و بعد با کمک سرویسهای اطلاعاتی بعض کشورهای متخاصم ما، در متن جامعه تنش ایجاد میکند و برای گسترش ناهنجاریهای اجتماعی با برنامه واردشدهاند.
بخشی از همین مسئله بیبندوباریها و ترویج و تظاهر به سبک زندگی غربی و گسترش آن و نادیده گرفتن قانون عفاف و حجاب توسط همین فرقه و با دستور اربابانشان از مرکزشان که میدانید کجاست از بیرون مرزها هدایت میشود که امیدواریم برخورد جدیتری برای حفظ هنجارهای اجتماعی با این فرقه صورت بگیرد. تا حالا مواردی صورت گرفته؛ به نظر میرسد که باید این مسیر ادامه پیدا کند.
راجع به سلمان رشدی و صنعت دفاعی کشور هم نکاتی داشتم که فرصت ما تمام شد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1401/5/21 | 1401/5/21ماهواره خیام نظامی نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه117
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا به معنای واقعی کلمه اعتدال در همه امور را رعایت میکنند و دچار مغالطه نمیشوند. در نوبت قبل به مواردی از مسائل بدیهی که دائم با آنها سروکار داریم و گمان میکنیم حق هستند، ولی با کمی دقت دیدیم کاملاً بدیهی هم نیستند اشاره کردم و توجه دادم که گاهی همین بدیهیات هم بدیهی نیستند پس چگونه به آنها توصیه کنیم؟
آخرین مطلب اعتدال و رعایت حد وسط بود که مثالهایی هم عرض کردم. عرض شد اعتدال را رعایت حد وسط در امتدادی که سه چیز کم، متوسط و زیاد داشته باشد، میگویند. بهطوریکه نادرست بودن طرفین معلوم باشد. این ملاک خوبی هست ولی همیشه اینطور نیست.
در آیه ۲۹ از سوره مبارکه اسراء، خدای تعالی به پیغمبر اکرم تذکر میدهد در کمک کردن به دیگران اعتدال داشته باش و حد وسط را رعایت کن. «وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلَى عُنُقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا». چون رسول خدا هر مالی که به دستش میرسید بلافاصله بین فقرا تقسیم میکرد و گاهی بعد از تقسیم، فقیری میرسید و دست حضرت خالی بود.
این آیه بهعنوان یک روش مدیریتی در انفاق کردن نازل شد که پیامبر تو بهعنوان مدیر جامعه مسئولیت کسانی را داری که در طول زمان به تو مراجعه میکنند و باید به آنها رسیدگی کنی. همه اموال را یکروزه انفاق نکن و برخی از اموال را برای فقیرانی که در روزهای آینده کمک میخواهند نگهدار.
همین مطلب راجع به عباد الرحمن هم هست که نه زیاد بخل دارند و نه اینکه همه اموال را به دیگران میدهند که خود محروم بمانند.
پس میبینید رعایت اعتدال در این موارد که نباید افراط یا تفریط داشت کاملاً روشن است؛ اما این قاعده کلی برای شناختن هر حقی نیست چون موارد نقضی فراوان داریم. لذا با دقت میفهمیم که در موارد قابل استناد قیدهای خفی و پنهانی وجود دارد که باید به آنها توجه کرد والا دچار مغالطه و کجفهمی خواهیم شد.
مثلاً اگر دشمن به ما حمله کرد و قصد دارد تمام کشور را اشغال کند، اینجا حد وسط را بگیریم و بگوییم نصف کشور مال تو و نصف دیگر مال ما، آیا عقل سلیم چنین چیزی را میپذیرد که حد وسط را رعایت کنیم و با گذشتن از نصف سازش کنیم؟ لذا اگر ابتدا و انتهای امری مشخص باشد، بهراحتی حد وسط آن معلوم و حق آشکار میشود؛ اما همهجا اینطور نیست.
فکر کنم همین مقدار توضیح برای اینکه همیشه هر امر بدیهی، بدیهی نیست و گاهی در بعض امور باید بیشتر دقت کرد که شاید قید مخفی داشته باشند که اگر آن قید لحاظ نشود دچار مغالطه و اشتباه میشویم کافی باشد.
یک مانع دیگر از موانع شناخت حق را عرض کنم و آن این است گاهی افراد برای خود معیارهایی را در نظر میگیرند که دلیلی بر اعتبار آن معیارها بهصورت کلی نداریم و با مصادیق خارجی هم مطابقت ندارند.
بهعنوان نمونه، پیروی از اکثریت که قرآن کریم هم به این مسئله توجه خاص دارد و نزدیک به هفتاد آیه دنبال اکثریت رفتن را مذمت و نهی کرده است. در آیه ۱۱۶ از سوره مبارکه انعام فرمود: «وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ» اگر از اکثریت مردم پیروی کنی و بهگونهای که آنها قبول دارند، رفتار کنی، تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد. چون آنها دنبال بافتههای ذهنی خودشان هستند و فقط به حدس و گمان تکیه میکنند؛ یعنی اکثریت مردم دنبال یقین و علم واقعی نیستند و گمانشان به هر طرف برود، همان را عمل میکنند و حرفهای بی مبنا میزنند.
اینجا قرآن کریم دارد اعلامخطر میکند که جوامع به آن مبتلا هستند که هرچه اکثریت گفتند باید عمل شود. درحالیکه منطق قرآن این است که حق را بشناسید و به آن اهتمام داشته باشید ولو در بین اقلیت باشد؛ و ملاک اسلام برای درستی یک رفتار، پسند و ترویج اکثریت نیست. بلکه شناخت حقیقت از راه معقول و با استدلال است.
تقلید کورکورانه انسان را به مقصد و حق نمیرساند. هیچ دلیلی نداریم که اگر عقل را تعطیل کردیم و گفتار انبیاء که برای هدایت بشر و رساندن او به نیازهایش که از طرف خدایی که خالق بشر است را کنار گذاشتیم و از اکثریت پیروی کردیم، از گمراهی نجات پیدا میکنیم.
این را هم دقت دارید، اینکه میگوییم کلام اکثریت خودبهخود حجیت ندارد معنایش این نیست پس قول و نظر اقلیت حجت است و کورکورانه دنبال اقلیت راه بیفتیم. این حرف خیلی سبکی است. ما دنبال حق هستیم، در بین هر کس باشد با دلیل و استدلال، اقلیت یا اکثریت.
بنابراین اگر هر دو گروه اکثریت و اقلیت صلاحیتهای لازم در موضوعی را داشتند و کلامشان ترجیح و امتیازی نداشت، اینجا اگر حرف اقلیت را دنبال کنیم مذموم است. مثل خیلی از شوراهای تخصصی، مثل مجلس شورای اسلامی که مینشینند و بحث میکنند و دلیل میآورند و در آخر دلیل محکم برای مطلب پیدا نمیکنند، برای اینکه مصالح از بین نرود نظر اکثریت را عمل میکنند این اشکال ندارد، خوب هم هست.
برای این مطلب نمونههایی هم در صدر اسلام وجود دارد. آنچه بد است این است که بدون توجه به نظر عقل و شرع و متخصصین، نظر اکثریت را عمل کنیم. اگر عدهای که اطلاع و سواد لازم راجع به بیماری ندارند نظری دادند و چند متخصص همان بیماری نظر دیگری دادند، حرف کدام را بپذیریم؟ اکثریت بیسواد یا اقلیت متخصص؟
عقل میگوید دومی را بپذیر و اکثریت را کنار بگذار. چون ملاک اکثریت و اقلیت نیست، علم و نظر خبره است. انبیاء که آمدند و نظر دادند اکثر مردم همان منطقه مخالف بودند اگر بنا بر تبعیت از اکثریت بود چرا آمدند و دعوت به خیر و صلاح کردند؟ بحث ادامه دارد تأمل بفرمائید تا بعد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از تجربهها استفاده میکنند و برای ارتباط با افراد، محدودیتهایی را رعایت میکنند.
آخرین بخشِ حکمت ۲۰۲ از حکم نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که فرمود: «وَ مِنَ التَّوْفِیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ». ازجمله عوامل و اسباب توفیق، اندوختن تجربه است. هر چه تجربه بیشتر توفیق در امور بیشتر. لذا نباید زمانهای تجربهاندوزی را از دست داد. بهخصوص جوانها مراقبت داشته باشند.
«وَ الْمَوَدَّهُ قَرَابَهٌ مُسْتَفَادَهٌ» محبت، خویشاوندى سودبخش است. اساساً خویشاوندی برای افراد سود دارد چه سببی باشد چه نسبی باشد. اینجا حضرت فرمودهاند که محبت نقش فامیل را دارد که همیشه کنار انسان هستند و به حال شخص مفید.
«وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا». آنکس را که از تو رنجیده است امین خود قرار مده. این هم یک نکته اساسی است که در امور مختلف کاربرد دارد خصوصاً در مسائل مدیریتی که لازمه دوراندیشی این است که انسان خود را از چنین اشخاصی ایمن کند.
ایام محرم روزهایی است که از فرهنگ و مکتب امام حسین علیهالسلام الگو و درس میگیریم و یکی از درسهای مهم مقاومت است. از آغاز حرکت انبیاء الهی تا رسول خدا و بعد ائمه علیهمالسلام عنصر مقاومت مطرح بوده و هست و در آیات و روایات مفصل بحث شده البته در قرآن مقاومت نیامده اما بحث مطرحشده با صبر و استقامت و ثبات قدم.
و یکی از اموری که باید در جهاد تبیین به آن از زوایای مختلف پرداخت، مسئله مقاومت است. ما در اسلام نمادی بهتر و روشنتر از حماسه عاشورا برای تبیین فرهنگ مقاومت نداریم. عصاره این نهضت، «نه» به طاغوت و مبارزه با همه اشکال فساد است.
فرهنگ عاشورا برای امروز ما حرفهای فراوان دارد. بهخصوص در بحث مقاومت. بیانات حضرت را از مدینه تا قبل از شهادت ببینید، رجزها، نامهها، دعاها، خطابهها در همه اینها عنصر مقاومت و توصیه به آن موج میزند و بعد از عاشورا هم در رفتار زینب کبری و علیبنالحسین و بقیه همراهان این روش کاملاً روشن است و تا امروز در هر جای دنیا که نگاه کنید هر انسان آزاده و هر حرکت آزادیخواه و لو آنان که خدا را هم اعتقاد نداشتند بهاندازه خودش از امام حسین الگو گرفته است که موارد زیاد است نمیخواهم اسم ببرم.
آنچه امروز در جهان بهعنوان خط مقاومت مطرح است، برگرفته از عاشوراست. مناسبتهای این روزها را که نگاه میکنیم در همه آنها عنصر اصلیِ موفقیت، مقاومت است. خیلی گذار فقط اشاره میکنم جهت یادآوری و پند گیری.
۱۸ مرداد روز تجلیل از اسرا و مفقودین و بزرگداشت شهدای مدافع حرم بود. ۲۶ مرداد روز بازگشت آزادگان سرافراز و پیروز به کشور هست. آن چیزی که سنگینی بار اسارت را برای عزیزانمان سبک کرد و رنج فراق و دوری را برای خانوادهها هموار کرد، استقامت و ثبات قدم آنها درراه هدف و مبارزه با ظلم بوده است.
یکی از اخلاق مقاومت ایثارگری و مواسات و خدمت به خلق خداست که مدافعان حرم به زیبایی آن را نشان دادند. اینکه از خانواده دور شوی و در کشور دیگری برای حفظ دین و ناموس و ارزشها به دفاع قیام کنی و به شهادت برسی را، از مکتب امام حسین فقط میشود آموخت که همهاش مقاومت است.
من برای تمام این بخشهایی که امروز در این خطبه عرض میکنم از بیانات امام حسین شاهد دارم؛ اما چون طول میکشد عبور میکنم. پلشتی و پستفطرتی عدهای در همان زمان که عزیزان در حال دفاع بودند را در خاطر دارید که چه تهمتها که نزدند و حرفها که نگفتند البته توجه به اهداف بلند و داشتن افق دید عالی همه سختیها را برای آنان و خانوادههایشان آسان کرد و چهکار بزرگ و پر نتیجهای انجام دادهاند که هنوز هم استکبار و کاسهلیسان مفلوک آنان از حریت و آزادگی آنان سرخورده و نالان هستند و هرازگاهی باطن پلید خود را با یاوهای آشکار میکنند و البته خود این هم از ثمرات مقاومت است.
عصبانیت دشمن از سرداران مقاومت و لجن پراکنی به ساحت آنان نهتنها از جایگاه آنان کم نمیکند بلکه نشانه درستی و مؤثر بودن اقدامشان و البته مایه افتخار ما و بالا رفتن جایگاه و منزلت آنان در برزخ است.
امروز در جهاد تبیین تا میتوانید باید چهره خادمین و خائنین ملت را خوب تبیین کنید تا جوانان و نوجوانان که سرمایه کشور هستند نسبت به مفاخر کشور بیگانه نباشند و الا میبیند که از کوچکترین غفلت استفاده میکنند و تحریف میکنند و با دروغ و جعلیات، ذهنها را تخریب میکنند. به چهرههای شناختهشده و مؤثر در جامعه انگ و تهمت میزنند که آنها را به حاشیه ببرند. دوستان از جنگ روایتها غافل نباشید. جوری میگویند که در طرف مقابل باور از بین برود.
یکوقت من به مسجد وارد شدم. یک آقایی آمد گفت حاجآقا شما سالم هستی؟ چون یکشب به مسجد نرفته بودم. شب قبلش به خاطر کاری نرفته بودم. گفتم بله. گفت: باید شما الان پایتان شکسته باشد. گفتم خب الان سالم هستم. گفت نه؛ فلان آقا گفت من خودم دیدم حاجآقا وقتی داشت میآمد پایش گیر کرد افتاد شکست؛ بردندش بیمارستان. حالا شما چطور آمدی؟ سالم بودن من را باور نمیکرد ولی حرفی که آن آقا زده بود را باور میکرد. انقدر بعضی وقتها حرفها تأثیر میگذارد. باید مواظب جنگ روایتها باشید.
به تعدادی از جلوههای مقاومت در این روزها فقط اشاره میکنم. ۲۳ مرداد روز مقاومت اسلامی و سالروز پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه است. باصلابت و پرافتخار در مقابل مستکبران بهویژه آمریکای پلید و رژیم منحوس کودک کش ایستادند و شدند الگوی مقاومت در دوران حاضر؛ و نشان دادند که برای پیروز شدن بر جهان خواران غیر از مقاومت راه دیگری نیست. همان بیانی که امام حسین به امام سجاد علیهماالسلام توصیه کرد که «اِصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ اِنْ کانَ مُرّا».
همان مقاومتها امروز شد سه روز. اسرائیل باآنهمه ادعا بیشتر از سه روز تحمل موشکهای فلسطینیان را نکرد و آتشبس داد. جمعه هفته پیش به نوار غزه حمله کرد و مقاومت فلسطین ۵۸ شهرک صهیونیست نشین را همزمان توسط گردانهای قدس موشکباران کرد، دید کار سخت شده از کشورهای عربی خواست میانجیگری کنند که مصر واسطه شد و بدون شرط، آتشبس واقع شد.
و این سه روز هم لکه ننگ دیگری شد برای رژیم غاصب که نتوانست حتی در مقابل یکی از جنبشهای فلسطینی که جهاد اسلامی بود دوام بیاورد؛ که پیام حضرت آقا را هم ملاحظه فرمودید که فرمودند: شما با مقاومت شجاعانه خود سیاست خدعه آمیز رژیم غاصب را خنثی کردید.
بیان عاشورایی امسال سید مقاومت بر همین مطلب تأکید داشت که تنها راه آزادسازی فلسطین مقاومت است؛ یعنی دیگر نمیشود از راه دیپلماسی و سیاسی مسئله را حل کرد. چاره کار فقط همانطور که حضرت آقا فرمودند باید غزه و کرانه با وحدت عمل کنند و مثل همین چندروزه که نشان دادند گنبد آهنین آنان پلاستیکی و مقوایی هم نیست، عمق مناطق اشغالی را مشمول عنایات خود کنند و کوتاه هم نیایند؛ که محو و نابودی اسرائیل از صفحه روزگار نزدیک است؛ و شما با لعنی که میکنید به این اقدام کمک کنید.
لعنی که روزهای جمعه فرستاده میشود بر اعداء دین، شبیه همان لعنهایی است که در زیارت عاشورا میگویید. این لعنها فقط این نیست که شخص را دور از رحمت خدا اعلام کند، این لعنها اعلام موضع است؛ سیاست است. داریم مواضع خودمان را در مقابل دشمن خودمان اعلام میکنیم. لعنهایی که در زیارت عاشورا هست این را به ما یاد میدهد که فقط یک لعن نیست، فقط یک نفرین نیست. ثواب این لعنها کمتر از ثواب سلام نیست. وقتی شما اعلام میکنید که در مقابل دشمنی که تادندانمسلح است و با انواع حیل علیه من اقدام میکند یک چنین موضعی است، بدانید که از ثواب برخوردار است. لذا استکبار جهانی و طاغوت اعظم را هم لعن کنید.
و البته سید حسن نصرالله بهدرستی ایران را قلب محور مقاومت دانست؛ که اگر ایران نبود این خط اتصال ازهمگسسته میشد. علت دشمنی عدهای با ایران که بعض داخلیهای ناآگاه را هم تحریک میکنند که شعار بدهند همین است که به نقش ایران در اضمحلال خودشان واقفاند.
نمونه دیگر مقاومت حسینی در بسط و گسترش اسلام ناب این است که شما هرسال شاهد هستید در اقصی نقاط عالم مراسم عزا برپا میشود و در بعض از مناطق این عزاداری را به خاک و خون میکشند مثل کشمیر و بنگلادش و افغانستان حتی امسال قصد داشتند در ایران هم کارهایی بکنند که سربازان گمنام حضرت ولیعصر، هوشیاری به خرج دادند و خنثی کردند.
در روز عاشورا ارتش پلید و صهیونیستی نیجریه به عزاداران شهر زاریا که مرکز فعالیتهای جنبش اسلامی به زعامت شیخ زکزاکی است حمله کردند و تعدادی از شیعیان را به شهادت رساندند؛ که یکی از شهدا برادرزاده شیخ بود. خود شیخ یکی از مصادیق مقاومت اسلامی است که بااینکه ۶ پسر او به شهادت رسیدهاند و خودش و همسرش سالها در زندان بودند هنوز با ثبات قدم در میدان ایستادهاند.
صهیونیستها و داعشیها و متعصبان و تکفیریها بغض به اسلام ناب و مکتب حیاتبخش و بیدارگر اهلبیت دارند. فرازهای زیارت عاشورا در اینجاها مصداق پیدا میکند و درس مقاومت میدهد که «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ» اینها با همین بیانات و با گفتن همین ذکرها توانستند مقاومت کنند و با نداشتن امکانات و کمبود امکانات، در مقابل آن ستمها بایستند.
یکی دیگر از مصادیق مقاومت، مقاومت هفتساله مردم یمن و انصار الله است که عربستان را از پا درآورده است. انصار الله نمیخواستند آتشبس را بپذیرند با اصرار عربستان و واسطه شدن بعض کشورها، دو ماه پذیرفتند؛ و از بیمروتی رژیم گاو شیرده همین بس که هنوز چند ساعت از توافق نگذشته هواپیماهایش نقض آتشبس کردند و یک کشتی حامل سوخت یمن را هم توقیف کردند.
ترحم به این جرثومههای فساد اصلاً معنا ندارد. به خاطر اینکه غرب در جنگ اوکراین دچار بحران انرژی نشود تلاش داشتند آتشبس شش ماه باشد. اتفاقاً امروز که یمنیها اشراف بر چاههای نفت عربستان دارند بهترین زمان است تا خود را از سلطه کشورهای غاصب نجات دهند. امروز میتوانند با موشکها و پهپادهای خود زیرساختهای نظامی و نفتی عربستان و حتی امارات را نابود کنند.
مقاومت با مردمی که هیچچیز نداشتند کاری کرد که عربستان تادندانمسلح موردحمایت مستکبرین، بازنده این نبرد باشد ولو با آتشبس زمان اعلام بدبختی خود را به تأخیر بیندازد؛ نه اینکه برای اینها ثمره و نفعی داشته باشد و این یکی دیگر از نشانههای مقاومت است.
این دستوری است که دین به ما میدهد. مقاومت فقط در یک عرصه نیست. فقط در بحث نظامی نیست. در همه امور است. اگر کسی بخواهد خودش را تربیت دینی هم بکند احتیاج به مقاومت دارد. در موضوعات مختلف بحث مقاومت مطرح است.
درباره ملت خود ما هم الیماشاءالله موضوعات مختلفی که با مقاومت پیش رفتهایم هست؛ اصل انقلاب، پیروزی انقلاب، ثبات قدم در طول این بیش از ۴۰ سال و در مسائل مختلفی که برای کشور به وجود آمد، همهاش با مسئله مقاومت پیش رفته است.
نتیجه مقاومت ملت در مسئله برجام و مذاکرات هستهای، خودش یکی از آن نتایج میمون و مبارک است. دنیای غرب با تمام ترفندهای آشکار و پنهانش از اول امسال به روش جنگ ارادهها شروع کردند به ایجاد اخلال در محور مذاکرات و بهانهتراشی کردند ولی نتوانستند از ایران ایرادی بگیرند که به تعهداتش عمل نکرده است.
ایران هیچ نقطه تاریک و مبهمی ندارد. گاهی برای اینکه سنگاندازی کنند و بخواهند امتیازی بگیرند، مسائلی که ربطی به مذاکرات ندارد را مطرح کردند مثلاینکه اصرار کردند باید نام سپاه از لیست گروههای تروریستی خارج نشود. اولاً یک حرف باطلی است؛ و بعد هم اصرار بر آن. اصلاً ربطی به این موضوع نداشت.
در حین مذاکرات برای کشور ناامنیهای سایبری و خرابکاری و ترور راه انداختند و با جنگ رسانهای تلاش کردند ایران را منفعل کنند؛ اما نتیجه یکچیز بود؛ مقاومت ایران از روی آگاهی و ایمان بر روی اصول برای از دست ندادن حقوق ملت و شکست آنان.
بدانند ملت ایران با تأسی به فرهنگ مقاومت که از حسین آموخته است ذرهای از خواستهها و آرمانهایش عقبنشینی نخواهد کرد.
وجه دیگر مقاومت ما در مسائل علمی و امنیتی و اقتصادی پرتاب ماهواره خیام است که ۱۸ مرداد از پایگاهی در قزاقستان به فضا پرتاب شد و نشان داد اگر روح مقاومت در ملتی باشد در سختترین شرایط که همه مراکز علمی و فناوری ایران تحت تحریم شدید بوده است دانشمندان جوان و انقلابی ایران اسلامی با بهرهگیری از شعار ما میتوانیم و تکیه بر ارزشهای دینی، اسلامی و الهی و تأسی به حسین علیهالسلام توانستند فناوری حضور در فضا را در مسیر استقلال همهجانبه کشور تثبیت کنند.
این ماهواره برخلاف تبلیغات دروغ غربیها که میگویند، نظامی نیست و کارش سنجش رصد و پایش از راه دور بحرانهای اقلیمی که در آینده دنیا با آن مواجه است خواهد بود و این بهترین کاری بوده که در حق آینده مردم انجام شده است؛ و همانطور که گفتند توسط دانشمندان ایرانی ساخته شد.
بعض روزنامههای آمریکائی ادعا کردند که روسیه قصد دارد از این ماهواره برای مقاصد نظامی خودش در جنگ اوکراین استفاده کند که یک حرف بیربط و گزافی است و کنترل ماهواره در دست ایران لااقل در هفتههای اول نیست. این همان خبرسازی و جنگ روایتها بهقصد تخریب است.
اولاً ایستگاه کنترل در ایران است. خوب است بدانید که در یکی از همین شهرهای اقماری کرج است. ایستگاهی که دارد این ماهواره را کنترل میکند در کرج است و کارهایش تمامش اینجا انجام میشود. شهرش را هم بگوییم عیبی ندارد؛ امنیتی نیست زیاد. همین ماهدشت خودمان است که مرکزش آنجاست و از اولین لحظه همه فرامین توسط ایستگاه ایرانی ارسالشده و تصاویر هم در اینجا دریافت میشود همه کارهای فنی و رمزگذاریها و امثال اینها همه توسط ایران انجام میشود و در اختیار ایران است.
بعلاوه خود روسیه که توان ساخت و پرتاب ماهوارههای سنجشی دقیق را دارد چه احتیاجی به ایران دارد. آنچه مهم است این است که ایران با این اقدامش نشان داد که برای حضور مؤثر درصحنه جهانی از عرصههای راهبردی چون حضور در فضا بهرهمند شده است.
این دستاورد علمی مثل موارد گذشته برای غربیهای استعمارگر خوشایند نیست. لذا جنگ روانی راه میاندازند که شما چه احتیاجی به این فنآوریها دارید.
خیلی جالب است؛ شما انشاءالله با قرآن انس دارید، آیات قرآن را مطالعه کردید و قرائت کردید با تدبر. یکبار دیگر هم این کار را بکنید. آیه ۱۱۸، ۱۱۹ و ۱۲۰ سوره مبارکه آلعمران را با دقت بخوانید. آنجا همین را میگوید که دشمنان شما به شما میگویند که شما چه احتیاجی به این چیزها دارید؟! اصلاً دوست ندارند که هیچ نعمتی از نعمتهای الهی در اختیار اهل ایمان و در اختیار مؤمنین باشد. به انواع حیل جلوگیری میکنند. میخواهند شما هیچچیزی نداشته باشید.
و اگر دقت بفرمایید اتفاقاً در همان آیات به ما یاد داده که حتماً اهل صبر و تقوا باشید؛ یعنی آن چیزی که نجاتدهنده است، مقاومت است. اگر اهل مقاومت باشید پیروزی با شماست.
چرا اینقدر غربیها ناراحتاند و میسوزند؟ آنها بهخوبی میدانند که ایران وارد مرحله همکاری علمی با قدرتهای دیگر شده و درحالتوسعه علمی است. همکاری ایران و روسیه در مسائل اقتصادی امنیتی و علمی گران است چون تحریمهای غرب را علیه خودشان خنثیسازی میکنند. با این کار انحصار غرب شکسته و نظام تکقطبی دورانش تمام شد.
مقاومت دیگر در بخش اقتصاد است که وقت گذشت. بگذارید در نوبت دیگر خدمت شما عرض کنم.
یک تذکر هم بدهم راجع به ورزش استان. این را عزیزان دقت کنند. ورزش استان ظرفیتهای بالایی دارد. این ظرفیت را از بین نبرید. من در جلسات مکرر به دوستان بهصورت خصوصی و تلفنی تذکرات لازم را دادهام و باید هم اقدام عاجلی راجع به این قضایا صورت بگیرد. فرصتها از دست میرود. ما ورزشکاران در سطح ملی داریم، در سطح بینالمللی داریم، اینها را با تسامح و تعلل و گاهی نعوذبالله رانت بازی و بعضی از این امور از دست میدهیم.
راجع به ورزش محلی، ورزش ملی، ورزش همگانی، چقدر ما راجع به ورزش همگانی در همینجا تذکر دادیم که باید فضاهایش فراهم شود و مردم همه بتوانند در این قضایا وارد شوند؛ و دهها نمونه دیگر که خیلی میشود کار انجام داد که روی زمینمانده است. دوست داریم که انشاءالله علی العجاله این قصه حل شود و به نتیجه برسد.
راجع به بیماریهای پروانهای هم که در استان وجود دارد که ابی به آن میگویند، نکاتی میخواهم عرض کنم که چون وقت گذشت، در نوبت دیگر انشاءالله.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/5/14 | 1401/5/14تسلیم و همراهی با ولایت، اولین قدم و ریشه ایمان واقعی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه118
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین اهل صبر و حق هستند و به این دو مهم سفارش میکنند. مقداری راجع بهحق و موانع گرایش بهحق بحث شد؛ و از غفلت بهعنوان مهمترین عامل مانع حق یادکردم. راه نجات را دوام ذکر و تقوا بیان کردم.
در این نوبت مطلب دیگری را برای روشنتر شدن بحث مطرح میکنم. یک سؤال و آن اینکه ارزش واقعی کارها به چیست؟ حق بودن یک رفتار یعنی چه؟ اگر کسی خبری برای شما آورد وقتی دیدید آن خبر با واقع مطابقت دارد پس حق است و اینجا بهراحتی حقانیت آن خبر به دست میآید چون با واقع خارجی تطبیق میکند؛ اما اختلافی که در رفتار انسانها وجود دارد و یا اختلافی که در قوانین مختلف در بین اقوام و ادیان مختلف وجود دارد ریشهاش معمولاً در اختلاف تشخیص حق است. ندیدید سؤال میشود کدام قانون حق است؟
مثلاً قانون ارث. اسلام میگوید ارث زن نصف ارث مرد است. آیا این قانون حق است یا قانونی که میگوید ارث زن و مرد مساوی است؟ ما از کجا بفهمیم کدامیک از این قوانین حق است؟ مثالهایی از این قبیل فراوان است. در سبک زندگی اسلامی و غربی تا دلتان بخواهد این سؤال مطرح میشود که کدامیک از این رفتارها حق است؟
با اینکه در نگاه اولی مسئلهای ساده است اما وقتی خواستیم تواصی بهحق کنیم به کدامیک از قوانین توصیه کنیم به ارث بردن مساوی یا نصف؟ به کدام سبک زندگی توصیه کنیم، غربی یا اسلامی؟ آیا تواصی بهحق یعنی دنبال باطل نبودن؟ چگونه حق بودن یکطرف را بشناسیم؟ پس میبینید که خیلی هم ساده نیست.
امروز در دنیا در بین مکاتب فکری همین مباحث مطرح است. مثل بحث حقوق بشر که حالا در این هفته هم بحث حقوق بشر مطرح است؛ که اسلام قبل از اینکه اینها این حرفها را بفهمند نهتنها برای بشر بلکه برای حیوانات و گیاهان هم حق تعریف کرده بود؛ اما سؤال این است بشر حق دارد یعنی چه؟ این حق از کجا آمده و چه کسی تعیین میکند که حقوق بشر چیست؟
پس میبینید که گاهی انسان خیال میکند فلان مطلب روشن و بدیهی است درحالیکه وقتی دقت میکنیم میبینیم دلیلی بر اعتبار آن نداریم. مثلاً درباره حسن عدالت به نظر میرسد کسی اشکالی نداشته باشد و همه آن را بهعنوان یک امر بدیهی اخلاقی قبول دارند و کسی در خوبی عدالت و بدی ظلم شک ندارد. در تعریف عدالت میگویند: حق هر صاحب حقی را به بدهند این عدل است که یک قضیه ارزشی و مربوط به رفتار است. تعریف دیگر هم میکنند و آن اینکه هر چیزی در جای خودش قرار گیرد عدل است که معنای گستردهای دارد و تکوینیات را هم میگیرد.
حالا این معنا را بر مصادیق بیرونی بخواهیم تطبیق کنیم چه انفاقی میافتد؟ در جریانی مثل تقسیم ترکه میتی که یک پسر و یک دختردار، خیلی از مردم میگویند عدالت در تقسیم ماترک میت بهطور مساوی است؛ اما اسلام چیز دیگر میگوید و ارث پسر را دو برابر دختر میداند. عامه مردم که توجه به ریشه مسائل ندارند و با این امور آشنا نیستند میگویند اسلام در این مورد در حق زن ظلم کرده است. خصوصاٌ اگر دختر خدماتی هم به میت داشته باشد. اگر بخواهد عدل رعایت شود باید به هر دو مساوی پرداخت شود.
مثال برای توضیح مطلب فراوان است. فرض کنید خانمی ثروتمند است و مال دارد؛ اما مخارج منزل همه به عهده مرد است و به زن مربوط نیست حالا شما بگو این ظلم به مرد است مگر زندگی مشترک نیست، مگر باهم برای زندگی زحمت نمیکشند پس چرا نباید بخشی از هزینهها را به عهده نگیرد، این ظلم است و امثال ذالک.
خوب دقت بفرمائید چه عرض میکنم. حسن عدل که همه قبول دارند و بدیهی است در مقام عمل جور دیگری شد. ما میگوییم، عدل میگوید حق هر کس را باید به او داد این مطلب کاملاً درست است؛ اما عدل به ما نمیگوید حق هر کس چیست و چه مقدار است. اینکه حق هر کس چه مقدار است را باید جای دیگر ثابت کرد.
معلم باید با همه شاگردان با عدالت رفتار کند. بله درست است؛ اما هیچکس نمیگوید اگر دانشآموزی بیستتا غلط داشت باید همان نمرهای را بگیرد که به کسی که هیچ غلط ندارد میدهند. اینکه عدالت نیست. تساوی همیشه عدل نیست. باید ملاک حق را فهمید بعد اگر طبق آن ملاک عمل شده باشد، میشود عدل؛ و الا عدالت زیر سؤال میرود. اگر افرادی بر اساس معیارهایی برایشان حقی ثابتشده باشد، عدالت این است که آنها بهحق خود برسند.
خب من این بخش را مطرح کردم که تا حدودی روشن شود که مسئله خیلی آسان و راحت هم نیست تا شما بیشتر راجع به موضوع تحقیق و مطالعه داشته باشید.
یا مسئله اعتدال که زیاد گفته میشود. اعتدال چیست؟ میگویند حد وسط نگهداشتن. این درجایی که سه چیز در امتداد داشته باشد درست است مثلاً بین اعداد یک تا نه حد وسط میشود پنج؛ اما اگر عدد تغییر کند حد وسط هم تغییر میکند و این بدیهی است. حد وسط هر موضوعی به ابتدا و انتهای آن مربوط میشود.
حد وسطِ ثروت خوب است؛ یعنی ثروت زیاد خوب نیست و فقر هم خوب نیست. خوب حد وسط ثروت چقدر است؟ عدهای فقیر محض هستند و افرادی هم روزانه مبلغ درآمد یکساله کسی را دارند. حد وسط را چه مبلغی بگیریم که مثلاً بین صفر و یک میلیارد باشد. آیا پانصد میلیون حد وسط درستی است؟ حد وسط بیسوادی و یک دانشمند در بحث علم کجاست؟ آیا باید به حد وسط در علم اکتفا کرد؟ به تعبیر بعض اساتید کسی قائل به هیچ خدائی نیست و بعضی جاها هزارتا خدا دارند، بگوییم اعتدال باید داشت پانصدتا خدا خوب است؟ آیا این حرف درست است؟
اینها امور نسبی هستند که قاعدهای را به دست نمیدهند. در اینجاها مغالطههایی وجود دارد که حالا با قید حیات در نوبتهای دیگر عرض میکنم. فقط خواستم توجه کنید که گاهی همین بدیهیات هم بدیهی نیست. بعد میخواهیم توصیه بهحق کنیم. حق کدام است؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا آرزوهای طولانی ندارند و هوای نفس خود را کنترل میکنند. در حکمت ۲۰۲ چند بخش را عرض کردم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش دیگر فرمود: «وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى». بزرگترین سرمایه، ترک آرزوست. چون بالاترین بىنیازى این است که انسان با به دست آوردن کمالات نفسانی از همهچیز غیر خدا احساس بینیازی کند. چنین کسی از نعم الهی بهره میبرد اما آرزوهای طولانیِ دست نایافتنی ندارد. چون آرزو داشتن، یعنی نفس انسان مشغول شود به خواستههایی که ندارد و دوست دارد داشته باشد که آرامآرام محبت دنیا را در دل انسان میاندازد و برای به دست آوردن خواستههایش گاهی مبتلا به حرص و حسد و طمع میشود.
و فرمود: «وَ کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ». بسا خردى که گرفتار هوا و فرمانبر و اسیر اوست. اگر عقل مطیع خداوند باشد نیرومند میشود و همیشه غلبه دارد و الا شکست خواهد خورد و اسیر هوای نفس میشود و دنبال لذات میرود خدای تعالی تقوای همه ما را افزوده بگرداند.
چهاردهم مرداد بهعنوان روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نامگذاری شده است. قدرتهای شیطانی به اسم حقوق بشر کشورهای مستقل دنیا را تحت انواع فشارها قرار میدهند تا بتوانند از منابع و داشتههای آنها به نفع خودشان بهره ببرند.
کشوری مثل آمریکا این عنوان را ابزاری برای بهرهکشی از کشورها کرده است. بیشترین سود را هم تا امروز برده است. در حالیکه جنایات در قاره آمریکا و انبوه جنایاتی که او انجام داده در خود قاره آمریکا برای رسوایی غربیها کافی است.
اسپانیاییها که استعمارگری را در آن قاره شروع کردند و در این قاره کشتار کردند، به نوشته خودشان در فاصله ۵۰ سال ۱۵ میلیون سرخپوست و اهالی بومی را در منطقه کارائیب کشتند. در کل قاره بیشتر از این حرفهاست. قریب به ۱۰۰ میلیون نفر کشتهاند. عدد زیاد است! کشیشی است که کتابی نوشته به نام تاریخ سرخپوستان. چند جلد است. مسائل مختلف منطقه را بررسی کرده است که وقتی کریستف کلمب فرماندار بود گفته است که با چه روحیهای و چه وحشیگریهایی در حق بومیان آنجا جنایت کردند و دائماً نسبت به آنها خشونت داشتند و القا میکردند که شما اصلاً انسان نیستید؛ یعنی نوع برخوردشان اینگونه بود.
برای امتحان کردن تیزی شمشیرهایشان بر روی ده بیست سرخپوست آزمایش میکردند. آنها را میآوردند بدن آنها را قطعهقطعه میکردند که ببینند شمشیرشان تیز است یا نیست. اینها را خودشان نوشتهاند. از آن جمعیت چندمیلیونی بومیهای آن منطقه در سال ۱۵۴۲ اینطور که نوشتند فقط ۲۰۰ نفر ماندند؛ یعنی یک نژاد را اینها نابود کردند.
حالا دم از حقوق بشر و حقوق انسانها میزنند. در امور داخلی کشورها به همین بهانه دخالت میکنند. آمریکا به خاطر جنایات مسلم اتمی و ضد بشری که در حق مردم ژاپن کرد ۲۲۰ هزار نفر را دردم کشت. هنوز عذرخواهی نکرده است. با حضور و مداخله در جنگ جهانی دوم عامل کشته شدن ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر انسان شد. استفاده از سلاح شیمیایی الی ماشاالله که بماند. در جنگ ویتنام همان محدوده ۲۰ سالی که آنها آنجا حاضر بودند ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار انسان را کشتند. اینها دم از حقوق بشر میزنند؟
یکی از مورخان آمریکایی مینویسد هیتلر در مقایسه با فاتحان آمریکا یک تولهسگ است. خودشان میگویند؛ یعنی هیتلر باید حالا حالاها کار کند. سالهای سال مردم آن منطقه را عقیم کردند. ده ها جنایت دیگر انجام دادند که از حوصله خطبه خارج است که من بخواهم برای شما فهرستی از جنایات آنها بگویم.
این خباثتها مربوط به آنطرف جهان؛ اینطرف را هم بخواهیم در نظر بگیریم جنایاتی که فقط در حق کشور ما در این ۱۵۰ سال اخیر انجام دادند با مقدمات و توضیحاتش بخواهیم بنویسیم چندین جلد کتاب قطور خواهد شد. آنوقت ما را متهم به نقض حقوق بشر میکنند. بعد با تخریب چهره جمهوری اسلامی علیه ایران اجماع سازی میکنند. بعد تحریم سیاسی و اقتصادی و امثال اینها انجام میدهند.
بیش از ۴۰ سال است با انواع روشهای خصمانه خواستند است انقلاب اسلامی را مهار کند، نتوانستند. خواستند مواضع را تعدیل کنند نتوانستند، خواستند سیرت و محتوای انقلاب را از بین ببرند نتوانستند، خواستند ایران پای بند به احکام و قوانین اسلام ناب نباشد نتوانستند. استکبار جهانی و اذناب و تابعان و نوچهها و کاسهلیسان داخلیاش هرچه کید و حیله داشتهاند تا امروز بکار بردهاند، اما نتوانستهاند روح مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم را که از مکتب امام حسین علیهالسلام یاد گرفتهاند را از ملت ما بگیرند. مردم مسلمان و بصیر و دشمنشناس و مقاوم ایران در مقابل همه دشمنیهای شما یککلام دارند که هر جمعه سر میدهند.
در چنین فضائی انتشار اعلامیه حقوق بشر اسلامى، برگرفته از اندیشههای ناب اسلامی، از سوى کشورهاى عضو سازمان کنفرانس اسلامى کار پسندیدهای بود تا در مقابل اعلامیه جهانى حقوق بشر که در مواردى با چهارچوبهاى اسلامى تناقض دارد، بتواند راهکارى براى ارزش گذاشتن به حقوق انسانها از نگاه اسلام باشد. این اعلامیه شامل یک مقدمه و ۲۵ ماده است. محتواى این اعلامیه همانند اعلامیه جهانى صرفاً یک بیانیه مشترک از حقوق بشر اسلامى است؛ کنوانسیون نیست، معاهده نیست لذا الزامآور هم نیست. حالا بحثم راجع به این نیست فقط خواستم فضا روشن شود.
۱۴ در همین مرداد ۱۲۸۵ شمسی، فرمان مشروطیت صادر شد. من هرسال این تذکر را دادهام که خوب است عزیزان بخصوص جوانان یکبار تاریخ مشروطه را با دقت مطالعه کنند و از عبرتهای آن پند بگیرند. پر از درس است و بصیرت انسان را نسبت به مسائل مختلف بیشتر میکند. یکی از مسائل مهم آن دوره، بر دار شدن مجتهد درجه اول تهران شهید رابع یعنی حاج شیخ فضلالله نوری است. شخصیت انقلابی و فردی زاهد و مهذب و اهلدل و معرفت و شعر، اشعاری از ایشان به خط خودش موجود است. باتقوا، پاک دست، شجاع، دارای کرامات، بهطوریکه خودش از شهادت خودش خبر داده بود. اهل مقاومت و پایداری بر اصول، دلسوزی و حسن رفتار با مردم. حضرت امام دربارهاش فرمود: «خصوصیات بزرگى چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگى به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسؤولیت در برابر تودهها».
خب چه اتفاقی افتاد که چنین شخصیتی را شهید کردند و مردم تهران که چقدر هم وابستگی شدید عاطفی به او داشتند برای دیدن واقعه حاضر شدند و پای جنازه او پایکوبی کردند که خواندهاید در تاریخ؟ به نظرم همان مسیری طی شد که در کربلا و عاشورا طی شد. جهل و نادانی، بیبصیرتی، یک عده خیانت کردند یک عده تبلیغ سوء کردند و با جنگ روایتها و تغییر باورها بعد سکوت خواص و بیتفاوتی، بعلاوه عدم دخالت توده مردم نسبت به مسائل مهم، در مشروطه نفوذ کردند و مسیر را منحرف کردند. به نظر میرسد لازم باشد کنگرهای برای شناخت افکار بلند شیخ شهید و جریانات آن دوره برگزار شود. شیخ با طرح شعار مشروطه مشروعه و اینکه باید قوانینِ اسلام، محور باشد و تصویب اصل نظارت فقهای طراز اول و تأکید بر استقلال و عدالت و حاکمیت اسلام، در مقابل انحراف مشروطه ایستاد و البته شهید فتنه شد. مرور این واقعه بصیرت تاریخی و بصیرت اجتماعی ما را زیاد خواهد کرد.
در هفته جاری روز عاشورا و شهادت امام حسین علیهالسلام و یاران باوفایش هست که باید مستقلاً در خطبهای به آن بپردازم؛ اما یک روز از دهه اول محرم را اختصاص به عباس بن علی قمر بنیهاشم میدهند تا ذکر مناقب و فضائل ایشان را بگویند. من فقط به نکتهای از زیارتی که از امام صادق علیهالسلام نقلشده اشاره میکنم. در زیارت دارد: «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَهِ لِخَلَفِ النَّبِی الْمُرْسَلِ… أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْکُلْ وَ أَنَّکَ مَضَیتَ عَلَی بَصِیرَهٍ مِنْ أَمْرِکَ مُقْتَدِیاً بِالصَّالِحِینَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِیینَ»؛ یعنی در این بخش امام صادق علیهالسلام هشت ویژگی الهی برای حضرت عباس نقل فرمود که اولین آنها تسلیم محض بودن است. «أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ». اینکه انسان خود را تسلیم اوامر و دستورات امام معصوم قرار دهد و با فرمان او امورات را تمشیت کند نشانه درجه بالای ایمان است که قمر بنیهاشم ابوالفضائل در این درجه است.
در آیه ۶۵ سوره مبارکه نساء فرمود: «فَلا وَ رَبِّکَ لا یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلیماً». ای پیغمبر ما، اینها ایمانشان کامل نمیشود و مؤمن محسوب نمیگردند مگر اینکه در مقام داوری، در همه مسائل، تو را حَکَم قرار بدهند و تسلیم محض تو باشند و هرچه تو حُکم کردی، بدون دلنگرانی، با آرامش دل، بپذیرند و تسلیم محض تو باشند. پس تسلیم و همراهی با ولایت، اولین قدم و ریشه ایمان واقعی است؛ که باز به همین نکته امام صادق در بیان دیگر اشاره فرمودند که «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِی… صُلبَ الإیمانِ». گذشته از تسلیم محض بودن ادب رفتاریای که نسبت به امام حسین داشت را در تاریخ بخوانید؛ هرگز تا حضرت اجازه نمیداد نمینشست. جوری راه میرفت که آفتاب روی حسین علیهالسلام نیفتد. هیچوقت اسم امام را نمیبرد. از باب الگو گیری باید همه اهل ایمان در همین مسیر حرکت کنند یعنی تسلیم محض خدای تعالی و ولایت باشند.
۱۷ مرداد به مناسبت شهادت محمود صارمی سرپرست نمایندگی و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در کابل افغانستان به جهت تقدیر از جایگاه خبرنگاری توسط شورای فرهنگ عمومی کشور روز خبرنگار نامیده شد. صارمی خبرنگار صحنههاى بحرانى جنگ افغانستان بود. بنده به همه عزیزان فعال در عرصه رسانه در همه بخشها بهخصوص خبرنگاران عزیز تبریک و خدا قوت عرض میکنم. سخن گاه نماز جمعه هم خودش یک رسانه است. امروز در گام دوم انقلاب و حرکت به سمت تحقق آرمانهای بلند نظام اسلامی و همچنین تبیین ارزشهای الهی و دینی، بعلاوه ایجاد امید در دل اقشار مختلف بابیان پیشرفتهای علمی و فنی و نظامی و سیاسی و فرهنگی نقش رسانه و مطبوعات و بهخصوص خبرنگاران بسیار ویژه و پراهمیت است و لازم است هرچه بیشتر به رسالت عظیمی که دارند با تشخیص درست اولویتها اقدام کنند؛ و البته ضروری است دست خبرنگارنماها که به چهره مهم خبرنگاری چنگ میزنند توسط دستگاههای متولی کوتاه شود تا افراد خدومِ این لجنه فرهنگی با طیب خاطر بتوانند با رعایت اخلاق اسلامی و قوانین موضوعه باصداقت تمام و دوری از کذب و خلاف واقع به رسالت خبرنگاری، اطلاعرسانی، بصیرت افزایی، مطالبه گری، انتقاد سازنده بدون تضعیف ارکان نظام، تقویت فرهنگ عمومی، تقویت نظام اجتماعی و حقوق شهروندی و امثال این امور بپردازند. البته آنچه دراینبین از همهچیز مهمتر و مورد تأکید است رعایت کامل اخلاق خبرنگاری است.
نکته استانی: قبلاً هم راجع به اعمالنفوذ در تغییر بعض کاربریها تذکر داده بودم. نگذارید افرادی با اعمالنفوذ، امید مردم را که مورد تأکید حضرت آقا هم هست ناامید کنند. اگر فضایی برای کاربری آموزشی و ورزشی و فضای سبز دیدهشده، چرا نمیگذارید در مسیر خودش پیش برود؟ عدهای هنوز با در اختیار داشتن بعض رانتها که از دولت قبل گرفتهاند به نفع جیب خودشان به اسم خدمت به مردم اقدام میکنند. باید برای جلوگیری از تضییع حقوق عامه دستگاههای مسئول اقدام لازم را داشته باشند تا مردم مجبور به اجتماع کردن نشوند.
گاهی عدهای خلافهای خودشان را قانونی میکنند؛ یعنی با قانون خلاف قانون میکنند که دست قانونگذاران و مجریان قانون ازاینجهت بسته شود. کار با اینها سختتر خواهد شد. در بعضی از موارد که رانتهای اینگونه هست بخشی برمیگردد به آنجا که اگر بخواهند ورود کنند میبینند که مقدمات کار را جوری قانونی درست کردند که کار سخت شود. حقوق مردم را اینطور ضایع میکنند.
مثلاً آمدهاند گفتند که سرانه درمانی کم داریم. همه ما میدانیم که در استان البرز سرانه درمانی کم است. خب آن را باید چطور جبران کرد؟ اگر راست میگویید و به فکر مردم هستید و میخواهید برای درمان آنها کارکنید بیایید من بگویم که در کجا بیمارستان بزنید، در کجا درمانگاه بزنید، در کجا مرکز بهداشتی بزنید. چرا میروید در بهترین جای شهر در آنجا که زمین فلان قیمت دارد؟! مردم را اذیت نکنید. به خاطر منافع چندروزه خودتان برای خودتان جهنم درست نکنید.
کلیپی را دیدم در فضای مجازی مطرحشده بود که راجع به قطع درختان جلوی یک تالاری بود. من به دادستان رساندم که این کار را پیگیری کنند. تماس گرفتند و فرمودند که این قصه برای سال گذشته بوده. ۲۶۰ درخت را آنجا قطع کرده بوده آن بنده خدا در آن تالار. مربوط به اینکه امسال مالک آنجاست نیست؛ و کاری کرده بودند که درختان جلوی آنجا خشک شود. گفتند پرونده در جریان است و دارد کار خودش را انجام میدهد؛ اما راجع به این فقره خشککردن درخت گفتند به شهردار دستور دادند که لااقل بهجای هشت درختی که خشکشده ۱۵ درخت آنجا کاشته شود که اقدام خواهد صورت خواهد گرفت و این کار دنبال شد که به نتیجه برسد. این را از این باب میگویم که بدانید کار را دنبال میکنیم و عزیزانی که دلسوز هستند این کارها را دنبال میکنند.
یک مورد هم درباره فرودگاه پیام، آنطور که اطلاع دادند و صحبت هم شده ظاهراً آمادگی کامل برای پروازهای مسافری بهخصوص ایام اربعین را دارند. فرصت خوبی است برای استان. باید عزیزان کمک کند این بهرهبرداری صورت بگیرد که آثار خدماتی رفاهی و اقتصادی برای منطقه دارد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/5/7 | 1401/5/7امروز شعار علیه آمریکا یک معروف است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه119
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون اوصیکم و نفسی بتقوی الله. بحث ما در خطبه اول وظیفه مهمی است که اهل تقوا و ایمان نسبت به یکدیگر دارند و آن سفارش بهحق و صبر است. به موانع حق و گرایش بهحق با توجه به ابزار شناخت حق که در اختیار داریم اشاره کردم؛ نظیر هوای نفس و جهل و بیصبری و مغالطه و اضطراب فکری و از همه اینها مهمتر غفلت از یاد خداست که شیطان قرین انسان میشود و مدیریت فکر و اعمال ما را به دست میگیرد و ما را به هلاکت میرساند.
در آیه شریفه دارد: «وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ* وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ». شیطان قرین میشود یعنی همراهی و مشاوره مثل مشاوری امین که دائم با شخص همراه است با این بیچاره همراهی دارد و مطالب باطل را به خورد او میدهد تا به راه کج ادامه دهد.
هر کار خلافی که انسان میکند جزائی دارد، عقوبت افرادی که خدا را فراموش میکنند و از او رویگردان میشوند این است که شیطان مشاور آنان میشود و آن را به قهقرا میکشاند و بدتر از این وقتی است که شخص فکر میکند هدایت شده و در مسیر درست حرکت میکند. «وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ». همین قرین سوء و شیطان لعین ابزار شناخت انسان را منحرف میکند، همراهی با او انسان را به سمت هواپرستی و حاکم کردن امیال پیش میبرد و مثل پردهای ضخیم بر روی نور، عمل میکند. فرمود: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً». این افراد آنچه را دلشان میخواهد خدایشان میشود.
آیا این فرد قابل هدایت است؟ کسیکه خدا به او عقل داد و برای او انبیاء را فرستاد، امام برایش قرار داد و حجت را بر او تمام کرد، خوب خداوند هم او را رها میکند، شیطان را قرین او میکند. بالاخره دست انسان باید در دست کسی باشد اگر در دست خدا نبود شیطان مدیریت کار را به عهده میگیرد؛ و بعد این بیچاره فکر میکند راه درست را هم دارد طی میکند. «وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ».
دوستان مواظب خودمان باشیم. علیکم انفسکم. این تواصی به خیر و حق است. به فکر خودتان باشید. اگر از یاد خدا غافل شویم بدبختیم این آیه را فراموش نکنیم دائم یادآوری کنیم که «وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ». نکند ما یکی از مصادیق آیه شریفه شویم. اعاذناالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.
راه نجات تقواست در همه شئون فکری و عملی؛ یعنی اگر بخواهیم در مقام شناخت حق منحرف نشویم و در راه راست حرکت کنیم و اعتقادی راسخ داشته باشیم و با فکر صائب مسیر حق را طی کنیم باید اهل تقوا باشیم.
همچنین در مقام عمل هم باید تقوا را رعایت کنیم تا به مقصد برسیم. تقواست که به ما فرقان و جداکننده حق از باطل را نشان میدهد چه باطل عقیدتی و فکری را و چه باطل رفتاری و عملی را که فرمود: «إن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً». باید مواظب دلخواهیهایمان باشیم. عرض کردم شیطان از دلبستگیهای ما استفاده میکند.
در صدر اول هم عدهای بررسی کردند، دیدند با خواستههایشان همخوانی ندارد گفتند ما با اسلام کاری نداریم. عدهای جور دیگر بودند، ایمان به خدا و رسالت رسول آوردند و احکام الهی را هم انجام میدادند. نماز و روزه و جهاد هم رفتند و جنگیدند، اما به پول و مقام و دلبستگیهای دنیا هم دلبسته بودند و وقتی دینداری با این دلبستگیها تعارض پیدا میکرد از دین کم میگذاشتند.
روش آنها هم شبیه روشی بود که الان با عناوین دهنپرکن زده میشود. میگفتند خدا و پیامبر و همه درست است اما آیه شریفه منظورش این است که ما میگوییم. امروز میگویند قرائتهای مختلف. گاهی به رسول خدا و امام معصوم هم میگفتند منظور آیه اینکه شما میگویید نیست. همانکه در روایت دارد حضرت ولیعصر ارواحنا فداه بیشترین مشکلش با علمائی است که قرائتهای مختلف دارند و به حضرت میگویند برداشت ما از دین با آنچه شما میگویید فرق دارد. جنگ با دشمنی که تیر و تفنگ دارد سخت نیست اما مبارزه با این افراد کار سختی است. اگر برای او استدلال هم کنی و حق را آشکار کنی به خاطر اینکه ریاست و خودخواهیهایش را از دست ندهد میگوید این فهم شماست.
بههرتقدیر غفلت از یاد خدا یکی از مهمترین موانع حق پویی انسان است. لذا در قرآن و روایات و ادعیه و امثال اینها تأکید بر یاد خدا شده است. رسول خدا فرمودند: هیچ عملی نزد خداوند متعال محبوبتر و هیچ عاملی در نجات بنده از هر گناهی در دنیا و آخرت مؤثرتر از ذکر خدا نیست.
خدا دستور داده است که زیاد یاد شود. رسول خدا فرمودند: هرلحظهای که بر آدمی بگذرد و در آن به یاد خدا نباشد در روز رستاخیز برای آن لحظه افسوس میخورد. توجه دارید منظور تسبیح گفتن فقط نیست، یعنی در همه حال اعمالت را برای خدا انجام بده و از این مطلب غافل مشو.
در دعا از خداوند متعال درخواست میکنیم. «اسالک ان تصلی علی محمد و آل محمد و اَن تَجعَلَنی مِمَّن یُدیِمُ ذِکرَکَ و لا یَنقُضُ عَهدَکَ». از تو مسألت دارم بر محمد و آل محمد درود فرستی و مرا از آنان قرار دهی که پیوسته به یاد تو هستند و عهد تو را نمیشکنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین خودرأی نیستند، اهل شکیبایی هستند و جزع نمیکنند. در حکمت ۲۰۲ چند بخش را عرض کردم. امیرالمؤمنین علیهالسلام بعد از بیان پنج بخش در بخش ششم فرمود: «وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْیِهِ». کسى که تنها به رأى خود متکى باشد در مخاطره است. اصطلاحاً به چنین شخصی مستبد الرّأى میگویند. این شخص در معرض نابودى است. مطلب روشن است قبلا هم توضیح دادیم. باید با مشورت کارها را پیش برد.
هفتم: «وَ الصَّبْرُ یُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ». شکیبایى رویدادهاى ناگوار را برطرف مىکند. صبر باعث از بین رفتن هلاکتى است که پشت سر بىصبری از گرفتاریها به وجود میآید.
هشتم: «وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ»؛ و بىتابى از یاوران روزگار است. روزگار وسیلهاى براى پیرى و مرگ است؛ و بىصبری که به حد جزع برسد نیز مقدمهاى براى پیرى و مرگ است پس یاور و کمک روزگار است. خداوند متعال توفیق دهد همه ما از تقوای بیشتر بهرهمند باشیم.
جمعه آخر ماه ذیحجه سال ۱۴۴۳ قمری و در آستانه سال ۱۴۴۴ و ماه محرم، ماه حزن و اندوه و سوگواری بر مصائب آلالله هستیم. ایام پیش رو را به همه شما عزیزان تسلیتوتعزیت عرض میکنم؛ و امیدوارم در ماه پیش رو و ماه بعد از او خدای تعالی نام همه ما را در سوگواران و عزاداران حسین بن علی قرار بدهد ان شاء الله.
آغاز دهه احیای امربهمعروف و نهی از منکر و روز شعر و ادب آئینی و بزرگداشت محتشم کاشانی هم هست که همه شما با اشعار او آشنا هستید.
از امشب خیمههای معرفت و معنویت حسینی پرشورتر از گذشته انشاءالله فعال خواهند شد و سخنرانان و مرثیهخوانان هرکدام مجالس امام حسین علیهالسلام را گرم میکنند.
حماسه کربلا توانسته است بدون جبر و زور و استفاده از سلاح از همه مرزهای جغرافیائی عبور کند و دلهای مردم جهان را فتح کند و به تسخیر خود درآورد. در این جلسات باید امر اهلبیت احیاء شود. دین و دستورات الهی با بهترین بیان تبلیغ شود. عزتمندی، غیرت دینی، حماسه، دشمنشناسی و دشمنستیزی در افراد باید تقویت شود.
در محرم و صفر باید توشه معرفتی سال، بلکه عمر برداشت شود. صفات اخلاقی مثل صبر و توکل و رضا و تسلیم و وفا و ایثار و امثال ذالک باید تقویت شود. به داستان کربلا که نگاه میکنیم پر است از درس، بستگی به زاویه نگاه دارد که از چه منظری نگاه کنیم. عرفان، فقه، سیاست، خانواده، مسائل اجتماعی، نظامی، فرهنگی، هنری، بصیرتی و تبیینی و دهها موضوع دیگر که برای امروز و هر روز ما مورد نیاز است.
یکی از موضوعات مهم همین مساله تبیین است که رهبر معظم انقلاب تأکید میکنند و البته از فحوا بلکه تصریح بیان اهلبیت هم فهمیده میشود که مؤمن باید بصیر و اهل تحلیل و تبیین باشد.
وقایع تاریخی بعد از ارتحال رسول خدا تا قبل از عاشورا را مرور کنید آنگاه خواهید فهمید که نتیجه عدم قدرت تحلیل و فهم درست جریانات، تحریف مسئله مهم امامت و فلسفه سیاسی اسلام وقتی با تبلیغات امویان همراه شود، یزید شارب الخمر متجاهر به انواع گناهان و معاصی، خلیفه میشود و پسرِ پیغمبرِ خدا، باغی و خارجی میشود و کسانی که امام را میشناختند و با او نماز هم میخواندند و او را سید جوانان بهشت میدانستند، سر حجت خدا بَر نِی بالا بردند. این برای عدم تحلیل و تبیین و شناخت درست است.
در روز عاشورا عمربنسعد به لشکرش خیلالله میگفت یعنی لشکر خدا بعد از آنها خواست که بپا خیزند و دشمن خلیفه پیامبر را سرکوب کنند. تحریف یعنی قیام برای اقامه دین خدا و اقامه امربهمعروف و نهی از منکر را آشوبگری و اقدام بر ضد حکومت یزید خواندند و مردم را تشویق کردند به مقابله بپردازند.
معاویه علیه من الرحمن ما یستحقه استاد تحریف و ایجاد انحراف بود. مثلاً با استناد به آیه ۱۷۸ و ۱۷۹ سوره مبارکه بقره که: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی… وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ». خود را بهعنوان طلب کننده خون عثمان معرفی میکرد، بعد امیرالمؤمنین علیهالسلام را متّهم به قتل عثمان کرد و علماى شام که ریزهخوار سفرهاش بودند، مردم نادان و سادهلوح را گول میزدند و به قتل امیرالمؤمنین تشویق میکردند و برای برقرارى حکومت خودش آنها را ترغیب میکرد و دلیل را آیۀ ۳۳ سوره مبارکه اسراء بیان میکرد که «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» مظلوم کشته شد ولیّ او سلطان است.
تحریف آنجاست که عثمان خودش اولاد داشت و وصی داشت و آنها باید مسئله را دنبال میکردند نه معاویه. بعلاوه قتل عثمان چه ربطی به حضرت داشت؟ بلکه امام در آن جریان از قتل جلوگیری میکرد و مانع بود. همچنین همه مردم با امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند که خلیفه و حاکم مسلمین باشد و البته اگر ورثه عثمان از امام قصاص قاتلان را طلب میکردند حضرت پاسخ میداد؛ اما معاویه با استفاده و برداشت سوء از قرآن، توسط عوامل تبلیغاتی و رسانههای فاسدی که در اختیار داشت، به نفع خودش جنجالآفرینی میکرد تا اهداف پلیدش را به نتیجه برساند؛ یعنی همان کاری را که امروز میکنند و با تبلیغات دروغ جای شهید و جلاد را عوض میکنند معاویه و اطرافیانش کردند.
امام مظهر رحمت الهی است باز در اینجا هم تلاش میکند معاویه را نجات دهد برای او سه مطلب نوشت: «تقوا داشته باش و از خدا بترس. با شیطانی که مهار تو را میکشد، مبارزه کن. رویکرد خود را بهسوی آخرتی که راه من و تو است، بازگردان». امام خواست او را نجات بدهد. معاویه خیلی موجود عجیبی بود.
سید محمد رشید رضا مؤلف تفسیر المنار که از علمای اهل سنت است مىگوید: یکى از دانشمندان بزرگ آلمان به عدهاى از مسلمانان گفت: شایسته است ما مجسمه معاویه بن ابى سفیان را از طلا بریزیم و در برلین (پایتخت آلمان) نصب کنیم، گفتند: براى چه؟! گفت: زیرا معاویه بود که رژیم دموکراتیک حکومت اسلامى را به حکومت استبدادى مبدل کرد و اگر او، این ضربه را به اسلام نزده بود، اسلام همه جهان را مىگرفت و اکنون ما آلمانیها و سایر کشورهاى اروپایى، عرب و مسلمان بودیم. (المنار، ج ۱۱، ص ۲۶۰)
اینها را عرض میکنم تا ببینید تبیین چقدر لازم است در مسائل مختلف. لذا در مجالس اهلبیت باید تبیین مسائل مهم تاریخی و تطبیق آن با جریانات روز و مسائل مختلف اجتماعی و اعتقادی و فرهنگی انجام گیرد. تربیتشدگان مکتب امام حسین علیهالسلام همگی اینگونه هستند که تحت تأثیر شبهات و جنجالآفرینیها قرار نمیگیرند. مسیر رشد خودشان را تا رسیدن به قرب الهی، اطاعت و همراهی با ذوات مقدسه اهلبیت بخصوص حسین علیهالسلام میدانند چون کشتی نجات امام حسین انسان را با سرعت بیشتری به مقصد میرساند.
فرازهای زیارت جامعه را زیاد بخوانید و دقت کنید. «مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّه. مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عزوجل» این فرازها یعنی مسیر برای رسیدن به کمال کاملاً مشخص است. مواظب باشید بیراهه نروید و در خانه دیگری را نزنید.
یکی از مسائل مهمی که در این دهه باید به آن بیشتر پرداخت مسئله امربهمعروف و نهی از منکر است. من چون قبلاً مفصل به این مهم پرداختم، فقط تأکید میکنم که از مسئولین هیئات و مساجد بخواهید روی این موضوع در جلسات بحث و گفتگو شود.
سعه امربهمعروف و نهی از منکر گسترده است. از مسائل بهظاهر کوچک فردی و بعد اجتماعی شروع میشود تا به اصل تشکیل حکومت اسلامی و حفظ آن برسد. مثلاً این روزها بحث عفاف و حجاب مطرح است، بحث سگ گردانی که گذشته از خطرات محیطی و زیستی و پزشکی و روانی که دارد ترویج سبک زندگی غربی است و منکر است. واقعاً باید مسئولان محترم علیالعجاله برای آن فکری کنند و ما چند سال است درخواست میکنیم و امثال اینها همه مربوط به امربهمعروف و نهی از منکر است تا مسئله جنگ.
اصل جنگ اگر برای کشورگشائی و سلطهگری باشد منکر است و باید نهی از این منکر کرد و از کشته شدن بیگناهان و غیرنظامیان باید جلوگیری کرد؛ اما اگر حفظ کیان کشور و منافع ملی درگرو دفاع از مرزها باشد ولو جلوتر از مرزها و در کشور دیگر که باید برویم خیمه بزنیم و دفاع کنیم تا به کشور ما آسیبی نرسد، باید اقدام لازم صورت بگیرد و اینجا باید امر به این معروف کرد.
لذا اگر میبینید که رهبر معظم انقلاب اصل جنگ را محکوم میکنند و بعد راجع به جنگ روسیه و اوکراین موضع میگیرند از همین باب است. این نشاندهنده این است که رهبر عزیزمان کاملاً میدان را در رصد دارد و میبینند که اگر روسیه ابتکار به خرج نمیداد و اقدام نمیکرد بالاخره ناتو به تعبیر حضرت آقا این موجود خطرناک، شرور و توسعهطلب، خودش را بعد از ملحق کردن ارمنستان و آذربایجان به ناتو به مرزهای ایران میرساند. پس توجه داشته باشید که اگر از ابتکار عمل روسیه دفاع میشود و از اصل جنگ برائت جسته میشود همه از باب امربهمعروف و نهی از منکر است.
البته به فضل الهی تمام تلاشهایی که آمریکائیها و صهیونیستهای پلید علیه ایران انجام میدهند و دادهاند محکوم به شکست است. شنیدید که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم میگفت فشارهای حداکثری علیه ایران با شکست مواجه شده است؛ و آمریکا در این چند وقت با سفرهایی هم که رئیسجمهور آمریکا به کشورهای منطقه داشت نتوانست کشورها را علیه ایران متحد کند و شکست خورد. وعده الهی حق است و ما بهزودی شاهد فروپاشی کامل نظام سلطه در عالم خواهیم بود.
بههرتقدیر از شور حسینی و حضور افراد مختلف در جلسات استفاده کنید و معرفت دینی و اسلامی را بالا ببرید. فقط بیانات امام حسین علیهالسلام درباره امربهمعروف و نهی از منکر را از مدینه تا مکه و سپس تا روز عاشورا دنبال کنید تا متوجه شوید که محور اصلی قیام حسینی علیهالسلام احیا و اقامه این دو فریضه بوده است.
در کنار قبر جد بزرگوارش هنگام وداع با رسول خدا به خدا عرض میکند: «اللَّهمَّ إنَّ هذا قبرُ نبیِّک مُحمَّدٍ وأنا ابنُ بنتِ نَبیِّکَ، وَ قد حضَرنی مِنَ الأمرِ ما قَد عَلِمتَ، اللَّهمَ إنِّی أُحِبُ المَعروفَ، وأُنکِرُ المنکَر». خدایا این قبر پیامبر تو محمد است و من پسر دختر پیامبرت هستم… من دوستدار معروف و دشمن منکر هستم. از همان اول حضرت بحث را برده سمت امربهمعروف و نهی از منکر.
اگر ما امروز با دشمنان اسلام و انقلاب در حال مبارزه هستیم و استکبارستیزی را کوتاه نمیآییم همه از باب امربهمعروف و نهی از منکر است. امروز شعار علیه آمریکا خودش یک معروف است.
من فقط به روایتی در این زمینه از کتاب شریف تحف العقول اکتفا میکنم. امام حسین علیهالسلام صحابه پیغمبر را در سرزمین مِنی جمع کرد و خطبه خواند و از اوضاع جاری، اظهار ناخشنودی کرد.
و در پایان خطبه فرمود: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِی سُلْطَانٍ» خدایا تو خود نیک آگاهی که تلاشمان برای رقابت در حکومت و قدرت نیست، «وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ» همانگونه که به هدف دستیابی به امکانات دنیوی و ثروت نمیباشد، «وَ لَکِنْ لِنُرِیَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ» بلکه میخواهیم اصول و ارزشهای دینت را نشان دهیم، «وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ» و به همگان ارائه کنیم، در مملکت تو اصلاح، پدید آوریم، «وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ یُعْمَلَ بِفَرَائِضِکَ وَ سُنَنِکَ وَ أَحْکَامِک» تا بندگانت امنیت پیدا کنند و به احکام و قوانین تو عمل گردد.
این مسیر حرکت امام حسین بوده حالا ببینید در همین سالهای اخیر چه دروغها و تحریفها که به این واقعه برای ریاستطلبی و ماندن در مسندها نبستند. از بعد واقعه کربلا تا امروز همه سلاطین و قدرتهای کاذب تلاش کردهاند تا نورافکن کربلا را خاموش کنند و این سرمایه عظیم شیعه را از او بگیرند، اما نتوانستهاند و نخواهند توانست.
امروز میبینید که مستکبرین با استفاده از تبلیغات علیه اربعین امام حسین، چگونه رفتار میکنند و نتیجه عکس میگیرند. حالا امسال هم راهها ان شاء الله باز میشود و مردم بهتر شرکت میکنند. یکی دو سالی ضعیف بود امسال جبران خواهد شد انشاءالله.
نکته دیگر اینکه از جنبههای تربیتی عاشورا هم غافل نباشید. بهخصوص درباره نوجوانان و جوانان، خانوادهها از این ظرفیت استفاده کنند. همه کربلا رمز و راز است و پیام دارد از این پیامها برای بهتر شدن زندگی فردی و اجتماعی استفاده کنید.
اهل هیئت باید مثل حسین علیهالسلام عاشق نماز باشند. شب عاشورا مشغول نماز و مناجات بودند هم حضرت و هم اصحابش. ظهر عاشورا هم نماز را تعطیل نکرد. حضرت نماز خوف خواند. افرادی هم که دور حسین علیهالسلام بودند همه اینطور بودند. باوفا بودند و آن صفوف را تشکیل دادند.
سخنان آقا و تأکیداتی که برای ائمه جمعه کشور داشتند را ملاحظه فرمودید. پر رهنمود بود هم برای امامان جمعه هم متصدیان برگزاری و هم مردم که امیدوارم بتوانیم مجموعه منویات ایشان را در باب نماز جمعه و ستادهای نماز جمعه عملیاتی کنیم. در آینده به این موارد خواهم پرداخت.
نکته استانی هم این است که در مسائل جاری بهجای اینکه هیجان ایجاد شود و شلوغکاری شود و اعصاب مردم خورد شود و شایعه درست شود و بعد شایعهها پراکنده شود، به نظر میرسد که در مسائل، همه باید تابع قانون باشیم و از مسیر قانونی خارج نشویم که این به صلاح کشور و مملکت و منطقه است.
از همه مهمتر هم این است که عرض کردم و هنوز هم عرض میکنم که مواظب باشید که مرتع شیطان نشوید. دعایی دارد امام سجاد علیهالسلام که میگوید: خدایا اگر بناست من زنده بمانم و این حیات من جوری باشد که چراگاه شیطان باشد از همینالان جانم را بگیر. این دعای امام سجاد است. اجازه ندهیم که مرتع شیطان بشویم. یکوقت انسان غیرعمدی و بدون تعمد خطایی میکند و لغزشی میکند، بلافاصله توبه میکند و برمیگردد؛ اما بعضیها طراحی میکنند، نقشه میکشند، توطئه میکنند؛ این شده است مرتع شیطان.
باید مواظب باشیم که اجازه ندهیم شیطان ما را به بازی بگیرد. یکی از بازیها شیطان این است که شمارا بلندگوی خودش میکند. مسئول دروغپراکنی و شایع پراکنی شیطان میشوید ولی خودتان نمیدانید. مواظب باشید تا چیزی را نمیدانید و یقین نکردید و اطمینان ندارید نگویید. اینکه میگوید شنیدم…، میگویند…، اینطور گفتند…، به نظر میرسد اینطور باشد…، همه اینها مقدماتی است برای بازی کردن شیطان با گوینده. مواظب باشیم که خودمان را در اختیار شیطان قرار ندهیم. قیامت بهشدت به ما نزدیک است و حسابوکتاب حتمی است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/4/31 | 1401/4/31خطیب جمعه باید انقلابی باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه120
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون اوصیکم و نفسی بتقوی الله. بحث ما در این بود که متقین و اهل ایمان حق را میشناسند و یکدیگر را بهحق سفارش میکنند؛ و سؤالی را مطرح کردم که حق را چگونه بشناسیم تا خود عمل و بعد دیگران را سفارش کنیم؟ بعد مطرح کردم چرا انسان بااینکه ابزار شناخت مثل چشم و گوش و عقل دارد اما بیراهه میرود؟ یک بخش را هوای نفس و بخش دیگر جهل و بخش سوم را عجول بودن عرض کردم که لازم است برای رسیدن بهحق، صبوری داشت.
امروز عرض میکنم یکی از موانع رسیدن بهحق راحتطلبی است. عموم افراد اینگونه هستند که وقتی میبینند چیزی مشکل است و برای آنان دردسر دارد آن را کنار میگذارند و دنبال نمیکنند. مثل مسائل اعتقادی و فکری اساسی که نقش مهمی در سبک زندگی ما دارد. چون مقداری رسیدن به مطلب، کار میبرد و حوصله میخواهد، عموماً رها میکنند. میگویند ما چکار داریم به این امور خدا هست حالا چگونه وجودش را اثبات کنیم یا نکنیم چه نقشی در سیر شدن شکم ما دارد و امثال اینها. فکر میکنند این مسائل نقش مستقیمی در زندگی آنان ندارد.
بعد قرآن کریم بابیان مختلف نهیب میزند و تذکر میدهد: «أَفَلَا تَعْقِلُونَ. أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ». تأکید قرآن است که اتفاقاً باید در این امور تفکر و تعقل کنید. بپرسید، دنبال کنید و دانا شوید و در گاهی از مواقع علت قصهگوئی را هم تفکر بیان کرده که «لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» آیات قرآن مواخذه میکند افرادی که پیگیری ندارند.
از طرف دیگر خدای تعالی کسانی که به دنبال فهمیدن و تفکر هستند را تشویق کرده است. در آیه ۱۹۱ سوره مبارکه آل عمران فرمود: «الذین یَذکُرُونَ اللهَ قِیامَاً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِم وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقتَ هذا بَاطِلاً سُبحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ.»
مانع دیگری که در مسیر شناختن حق وجود دارد این است که انسان به خاطر کمی اطلاعات و یا کمی سعهصدر و نداشتن قدرت کافی بر استدلال در مسائل مهم و پیچیده، زود قضاوت کند و در دام مغالطه بیفتد. اینجا هم باز لازم است شخص اطلاعات و آگاهی خودش را بالا ببرد و با تکرار و تمرین و حوصله و صبر نواقص را برطرف کند و حق را به دست بیاورد.
عرض کردم کارهای علمی و فکری مثل کارهای ورزشی و بدنی احتیاج به ممارست و تمرین تحت اشراف مربی کار بلد دارد. در اینگونه مسائل باید مواظب بود دچار وسوسه فکری نشد که خودش آفت بزرگی است که انسان بهحق نرسد.
یکی دیگر از عوامل ممانعت از پذیرفتن و عمل کردن بهحق، دلبستگیهای انسان است. دلبستگی به امری روحیه توجیه گری را در انسان تقویت میکند. دیدید گاهی شخص به مسئلهای علاقهمند است و تلاش میکند راه شرعی پیدا کند که کسی نسبت به انجام آن کار به او ایراد نگیرد. در این مواقع چراگاه خوبی برای شیطان پیدا میشود و این موجود پلید خالصانه با تمام قوا، خود را در خدمت این شخص قرار میدهد تا او بتواند با چیدن مقدمات پیشنهادی شیطان نتیجه مطلوب را بدست بیاورد.
مکرر عرض شد که خداوند ابزارها و راههایی برای شناخت حق در درون انسان قرار داده است و البته نباید اجازه سلطه گری به شیطان بدهد. در قرآن کریم بهصراحت این مطلب بیانشده است که برای شخص مطلب کاملاً روشن و حق تبیین شده است اما به دنبال دلش میرود و آن را با استدلال توجیه میکند و به تذکرات دیگران که روشن گری میکنند توجه نمیکند.
در آیه ۳ به بعد سوره مبارکه قیامه فرمود: انسان خیال می کند استخوانهای پوسیدهاش را جمع نمیکنیم. «أیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ» چرا میتوانیم حتی سرانگشتانش را بازسازی کنیم. «بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ» انگیزه انکار قیامت این است که انسان میخواهد جلویش باز باشد تا گناه کند. «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ» انسان برای آزاد بودن در ولنگاری خودش در عرصههای مختلف معاد را انکار میکند. زیر بار حق نمیرود تا بتواند هر کاری دلش خواست بکند. والا با کمی تحقیق و دنبال کردن حق بودن و قطعی بودن معاد اثبات شده است. روشن است کسی که او را اول آفریده دوباره میتواند او را زنده کند.
اینها که عرض میکنم همه از موانع پذیرش حق است. خلاصه مطلب تا اینجا اینکه ما موظفیم حق را بشناسیم و دنبال کنیم؛ اما حقائق در عدد و ارقام نمیگنجد و بسیارند و ما توان شناخت همه آنها را هم نداریم پس باید با اولویتبندی حرکت کنیم تا ضرر نکنیم و یا کمتر ضرر کنیم.
مهمترین مسئله، شناخت اصول دین است که باید با یقین و استدلال بپذیریم و اموری که شناخت آنها برای دنیا و آخرت ما فایده چندانی ندارد را در مرحله اول کنار بگذاریم. عدم شناخت مسائل اصولیِ دین ممکن است آثار جبرانناپذیری بهجا بگذارد. باید اولویتها را فهمید و عمل کرد.
به این روایات توجه کنید. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر که از طریق اشخاص به دین درآید (مجذوب شخص شدن) همان اشخاص همچنان که او را به آن درآوردهاند از آن خارجش کنند و کسی که از طریق کتاب و سنت به این دین وارد شود، کوهها بجنبد و او نجنبد (در عقیده و دینش متزلزل نشود.)
امام صادق علیهالسلام فرمود: امیرالمؤمنین علیهالسلام در سخنرانیهایش این جمله را بسیار میفرمود: ای مردم دیندار باشید، دیندار. اگر گناه کنید و دیندار باشید بهتر است از اینکه نیکی کنید و بیدین باشید؛ زیرا گناه در آن آمرزیده میشود و نیکی در بیدینی پذیرفته نمیشود.
علی علیهالسلام فرمود: هر که در دین (دینداری) ریزبین و دقیق باشد در روز قیامت مقام بلندی یابد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل عفو و گذشت هستند. عرض کردم حکمت ۲۰۲ چند بخش است که دو مورد را جلسه قبل عرض کردم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در بخش سوم فرمودند: «وَ الْعَفْوُ زَکَاهُ الظَّفَرِ» عفو و گذشت زکات پیروزى است. لفظ زکات را براى گذشت استعاره آورده است تا به ثواب آخرتی آن تذکر دهد و پیروزى را مثل مالى که به آن زکات تعلق می گیرید در نظر گرفته است تا شخص وادار به گذشت شود.
چهارم: «وَ السُّلُوُّ عِوَضُکَ مِمَّنْ غَدَرَ» دورى کردن از آدم بىوفا از جانب تو عوضى است نسبت به کسى که تو را فریفته است. حضرت با این بیان توصیه میکنند که از بیوفا دوریکن چون تو را به خاطر بیوفائیاش اندوهگین میکند.
پنجم: «وَ الِاسْتِشَارَهُ عَیْنُ الْهِدَایَهِ» مشورت با دیگران عین هدایت مىباشد. چون با مشورت انسان به بهترین مسیر برای کاری که در نظر دارد هدایت میشود.
۲۴ ذیحجه روز مباهله است که معروف به غدیر ثانی است و در سال ۱۰ قمری واقع شد؛ و این واقعه و آیهای که در این زمینه نازل شد یکی از ادلهی اثبات حقانیت مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام است و جا دارد عزیزان در هیئات و مساجد و اجتماعاتی که دارند به این مهم بیشتر بپردازند. همانطور که به غدیر اهمیت میدهید به مباهله هم اهمیت بدهید. خیلی مسئله بلندی است.
در کتب روایی شیعه و اهل تسنن این واقعه را شرح کرده و گفتهاند آیه مباهله در شأن علیهمالسلام نازلشده است. مرحوم علامه مجلسی احادیث را متواتر میداند. قاضی نور الله شوشتری ابناءنا در آیه مباهله را اشاره به حسن و حسین علیهماالسلام و نساءنا اشاره به فاطمه علیهاالسلام و انفسنا اشاره به امیرالمؤمنین علیهالسلام را مورد اجماع مفسرین دانسته است. در کتاب احقاق الحق حدود شصت منبع از منابع اهل سنت را ذکر کرده که تصریح میکنند آیه مباهله درباره آل عبا نازلشده است.
مهمترین پیامی که از واقعه مباهله به دست میآوریم این است که برای تبلیغ دین و بیان حقیقت و استقرار حق باید از جان عزیزان هم گذشت. یاد میگیریم که در مسیر حق و مبارزه با استکبار باید ثابتقدم باشیم تا پیروز باشیم.
دوران انقلاب و دفاع مقدس و دفاع از حرم و تحریمها و فشارهای اقتصادی و عرصههای مختلف انقلاب این مسئله خودش را بهخوبی نشان داد که هر جا استقامت و پایداری درراه اهداف الهی بوده پیروزی حتمی بوده؛ و انشاءالله تا ظهور دولت کریمه امام عصر این صلابت و اقتدار ادامه داشته باشد.
این ثبات قدم و مبارزه همیشه با ایثار و ازخودگذشتگی همراه بوده است که باز الگوی عملی و روشن حرکتهای ایثارگرانه، اهلبیت علیهمالسلام هستند و به ما یاد دادند که اگر ایثارتان همراه با اخلاص باشد خداوند پاداش عظیم به آن میدهد بهطوریکه در حق اهلبیت سوره هل اتی را نازل کرد در روز ۲۵ ذیالحجه.
این روز را روز تکریم از خانواده و بازنشستگان نامیده اند. راجع به خانواده و اهمیت آن در اسلام و تکریم اعضای آن مسائل متعددی موردنظر است؛ و چون منشاء همه آثار خیر و برکات افراد و اجتماع، خانواده است. دشمن به آن طمع دارد و تلاش میکند که اولاً تشکیل نشود که میبینید چهکار میکنند و مصادیقش متعدد است. و ثانیاً شکل واقعی با کارکردهایی که موردنظر اسلام است به خود نگیرد و اگر خانوادهای تشکیل شد خانواده اسلامی نباشد و سبک زندگیاش سبک زندگی دیگری باشد؛ و اگر اینجا هم موفق نشد تلاش میکند با عملیات و روشهایی این خانواده قوام نداشته باشد و متزلزل شود و از هم بپاشد. میبینید که طلاق در جامعه ما مدتی است زیاد شده.
بحث اینجا مفصل است. لذا در جوامع روایی و دستورات اهلبیت فراوان تأکید به خانواده شده است. خانواده را باید حفظ کرد. اصلاً از مختصات جامعه اسلامی و بهخصوص شیعی و ایرانی داشتن خانواده است و ارتباطی است که بین اعضای خانواده وجود دارد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکه با خانواده خود نیکوکار باشد، روزیاش زیاد میشود؛ و از روایات استفاده میشود که در خانواده توجه ویژه به دختران باید باشد. حتی دارد وقتی هدیهای هم خریدید برای اهل خانه از دختران شروع کنید به تقسیم کردن.
دشمن را هم دیدهاید که روی دختران سرمایهگذاری ویژه انجام داده و میدهد. چون دختر است که نسل آینده و خانواده را میسازد. دختر است که در دامان او در آینده انسانهای بزرگ پروش پیدا میکنند. دختران بنیاد خانواده هستند و اسلام هم روی آنها تأکید دارد. بعد میبینید طراحیها و نقشههای شومی هم که کشیده میشود چطور است.
در روایات از وظائف مهم مرد درباره خانوادهاش گشادهدستی و مهربانی و غیرت و ناموس داری دانستهاند. مجموعهای از روایات برگشتش به غیرت است نسبت به خانواده. خب این خیلی مهم است. بهخصوص راجع به غیرت بعضی اقوام بیشتر گفته میشود؛ و میبینیم اتفاق روی آنها بیشتر کار میکنند و آنها را مورد آسیب قراردادند. بانوان اینها را بیشتر مورد هجمه قرار میدهند. خب مردان غیور آذریزبان، کردزبان، لر زبان و همه اقشار همه اینها باید مواظب باشند و اطرافیان خود را حفظ کنند.
رسول خدا فرمودند: «هرگاه خداوند برای خانوادهای خوبی بخواهد، آنان را در دین آگاه کند، کوچک آنان بزرگشان را گرامی و محترم شمارد. در معیشتشان ملایمت و در هزینههایشان میانهروی روزیشان کند. به عیبهایشان بینا گرداند تا از آن دست کشند و توبه کنند؛ و اگر برای خانوادهای خوبی نخواهد آنان را به حال خود رها میکند». ببینید به چه مصیبت بزرگی مبتلا میشود آن خانواده. بههرتقدیر باید به مسئله خانواده اهمیت داد و بزرگان خانواده نقشی که دارند را خوب انجام بدهند.
۵ مرداد سال گشت اقامه اولین نماز جمعه رسمی بعد از انقلاب است که در سال ۵۸ در تهران توسط مرحوم آیتالله طالقانی است. رویداد مهم و اثرگذاری که از عنایات الهی به کشور بود؛ و در طول این سالها بهواسطه حضور و پشتوانه مردم نشانه اقتدار و عزت نظام اسلامی بوده است.
و امامین انقلاب درباره این سنگر مهم مطالبی دارند که هم امامجمعه و هم نمازگزاران و هم متصدیان برگزاری باید رعایت کنند. حضرت امام ره فرموده بودند: «نماز جمعه، در رأس همۀ امور است (همان بیانی که درباره مجلس دارند). نماز جمعه، از بزرگترین عنایات حقتعالی به جمهورى اسلامى ایران است. نماز جمعه که نمایشى از قدرت سیاسى و اجتماعى اسلام است باید هر چه شکوهمندتر و پُرمحتواتر اقامه شود. نماز جمعه پشتوانهای محکم و در پیشبرد انقلاب اسلامى ما عاملى موثّر و بزرگ است. ملّت عظیم و عزیز، با شرکت خود باید این سنگر اسلامى را هر چه عظیمتر و بلندپایهتر، نگاهدارند تا به برکت آن، توطئههای خائنان و دسیسههای مفسدان، خنثی شود».
ببینید چقدر برای نماز جمعه اهمیت قائل است؛ و شبیه همین مطالب را در اغلب وصیتنامه شهدا گرانقدر میبینیم.
حضرت آقا هم برای این جایگاه، شأن والایی قائل هستند و در طول بیست دیداری که با ائمه جمعه داشتند تذکرات مهمی فرمودهاند: ائمه جمعه، کارگزاران معنوی و فرهنگی انقلاب در سراسر کشور/ فرماندهی قرارگاه فرهنگی با وظیفه عمدهی تبیین/ مسئولان انقلاب در سرتاسر کشور/ پایگاههای هدایت و رهبری مردم در سرتاسر کشور/ سنگرهای دفاع معنوی در مقابل دشمنان در سطح جامعه؛ و امثال اینها که همهاش مسئولیت آفرین است.
توجه دارید که منصب امامت جمعه مسئولیتی است که از طرف ولیفقیه به فرد داده میشود پس منصب حکومتی است اما جنبه مردمی دارد و واسط بین حاکمیت و مردم است. لذا امامجمعه باید ارتباطش بیشتر با مردم باشد. من چون سالهای قبل مفصل راجع به منصب امامت جمعه مطالبی عرض کردم تکرار نمیکنم دوستان بازنشر بدهند.
البته مطالب جدیدی با توجه به مسائلی که در جامعه مطرح هست در ذهن دارم مثل مسئله مطالبه گری، نصیحت مسئولین، انتقاد سازنده، تبیین گفتمان رهبری که در وقت دیگری بیان خواهم کرد.
بخصوص که در روزهای آینده بیست و پنجمین اجلاس ائمه جمعه سراسر کشور را داریم با شعار نماز جمعه قرارگاه تبیین که برگرفته از بیان ایشان است که فرمودند: جهادِ عظیمِ این روزگار، جهاد تبیین است.
دیروز هم بنده در جلسهای که با هیئت رزمندگان داشتم از کلام ایشان اقتباس کردم و عرض کردم خوب است عزیزان شعار محوری هیئات رزمندگان استان را «هیئت، محل جهاد تبیین» عنوان کنند. واقعاً این کار باید در هیئات، در مساجد و خطبههای جمعه انجام شود. ملاقاتی هم با حضرت آقا به قوه الهی خواهد بود و نکاتی ایشان قطعاً دارند.
بنده فقط در این نوبت چون وعده داده بودم چند حدیث راجع به نماز جمعه میخوانم. امام رضا علیهالسلام فرمودند: نماز جمعه، همایشى فراگیر است. در روایات تأکید شده است که به خطبههای نماز جمعه گوش داده شود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: مردم رو بهسوی امام کنند و به وى گوش بسپارند؛ یعنی با بغلدستی صحبت نکنند.
بهترین لباس خود را برای نماز جمعه بپوشید کان به مهمانی میروید، باعث هیجان و نشاط میشود. خود رسول خدا لباس جمعه داشت و میفرمود: هر یک از شما که مىتواند، لباسهای مخصوصی برای روز جمعهاش فراهم نماید. امام صادق علیهالسلام دربارۀ آیه «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ». اعراف/ ۳۱ فرمودند: منظور در دو روز عید قربان و فطر و جمعه است.
دوستان توجه دارید این روایات دستورالعمل است برای زندگی. همینکه میروید پیش بزرگی و میگویید آقا به ما دستوری بده، قبل از آن آقا اهلبیت دستورات را دادهاند.
در روایت از رسول خدا دارد: شرکت نکردن سه هفتۀ پیدرپی بدون عذر (مهمان داشتن عذر نیست) و از روى بىاعتنایى، نشانۀ نفاق شمردهشده و موجب خشم الهى و نابینا شدن دیدۀ بصیرت است و بر دل او مهر زده میشود. پیامبر اکرم فرمود: برای شما در هر جمعه، حجّ و عُمرهاى قرار دادهشده است. حج، شتافتن به نماز جمعه و عُمره، در انتظار نماز عصر ماندن پس از نماز جمعه است؛ و فرمود: اگر امّت من میدانستند که چه فضیلتى در شتافتن به نماز جمعه است، برای آن به رقابت باهم میپرداختند؛ و فرمود: آیا میخواهید اهل بهشت را به شما معرفی کنم؟ کسى که گرماى شدید و سرماى شدید و بارش باران، او را از نماز جمعه بازنمیدارد.
و فرمود: هر کس از روی ایمان و براى خدا، در نماز جمعه شرکت کند، اعمالش را از نو آغاز کند، زیرا خداوند به پاداش آن، گناهان گذشتهاش را آمرزیده و نامه عمل جدیدى برایش بازکرده است. این کم است؟ روایت دارد از این جمعه تا جمعه دیگر گناهان بخشیده شده و سه روز هم بیشتر، ۱۰ روز در امان خدا هستید.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز پنجشنبه، از خوردن دارویی که موجب ناتوانی از شرکت در نماز جمعه میشد، نهی میفرمود. خودم هم وقتی چشمم آبمروارید داشت میخواستم عمل کنم، شنبه عمل کردم که نماز جمعه تعطیل نشود و بتوانم به جمعه برسم و بیایم. باید مواظب بود. باید اینطور مواظبت کرد که از دست نرود.
فقط این نکته را تذکر دهم که خطیب جمعه باید انقلابی باشد و از جریان انقلاب دفاع و حمایت کند، چون با تقویت روحیه انقلابی در مردم، پیشرفت نظام و کشور سرعت بیشتری میگیرد و البته مواضع انقلابی امامجمعه باید در راستای سیاستهای نظام باشد. امامجمعه نباید فراموش کند که انقلاب، انقلاب مستضعفان بود که اگر خداینکرده فراموش کند؛ نشستوبرخاست او با صاحبان ثروت و قدرت میشود و مردم را فراموش میکند و این انحراف از مسیر انقلاب است.
خدا را شاکرم که خطبههای نماز جمعه کرج برای بوقهای تبلیغاتی دشمن بسیار دردآور و سوزآور است. هر هفته ناراحتی و گلگی برای آنها به وجود میآورد و آنان را عصبانی میکند که خوب هم هست هر چه دشمن عصبانیتر شود ما بیشتر خوشحالیم.
لازم است در اینجا از همهکسانی که به ساحت نماز و نمازگزاران بهخصوص نماز جمعه خدمت میکنند تا این مهم در سطح کشور و در استان بهدرستی و زیبایی برقرار و اقامه شود تشکر و قدردانی کنم. از اعضای ستاد نماز جمعه، برادران و خواهران بسیج و انتظامات. صداوسیما و خبرنگاران و رسانهها، روابط عمومی دفتر، راهنمایی رانندگی، نیروی انتظامی، آتشنشانی، اورژانس، قاریها، مجریها، مکبرها، سخنرانهای قبل از خطبهها، برادران و خواهرانی که کمکها را جمعآوری میکنند. واحد خواهران؛ و همه شما نمازگزاران بزرگواری که باعث رونق و شکوه نماز جمعه میشوید از نوجوانها و جوانها که شورونشاط نماز جمعه را مضاعف میکنند تشکر و قدردانی میکنم؛ و از خدای تعالی طلب میکنم توفیقات شمارا بیشتر کند و بر تأثیرگذاری این قرارگاه ایمان و بصیرت افزوده بگرداند.
پنج مرداد سال گشت عملیات مرصاد، فرصتى است تا عزیزان از سیر قهقرایی جریان منفور و کثیف نفاق در انقلاب اسلامى درسها و عبرتها بگیرند. در دوران دفاع مقدس عملیات مرصاد آخرین عملیات نظامی بود ولی دشمنان عراقی نبودند شبهنظامیان ایرانی بودند موسوم به ارتش آزادیبخش ملى، تحت رهبرى مجاهدین خلق و با حمایت دولت عراق که به مرزهاى ایران حمله کردند و اسم آن را فروغ جاویدان گذاشتند؛ که نتیجهاش سقوط جاویدان شد.
طراحی کرده بودند ۳۳ ساعته تهران را فتح کنند. فکر میکردند با پذیرش قطعنامه، نیروهای نظامی و مردمی ایران ضعیف شدهاند و ارتباط دولت و ملت هم بههمخورده و از طرفی هم عراق در بعض نقاط برتری نظامی دارد پس فرصت برای حمله مناسب است عراق هم پشتیبانی کامل کرد.
حمله عجیبی بود اما عملیات مرصاد شد نماد اتحاد و همدلی همه نیروهای نظامی و بسیج مردمی و عشایر و اقشار مختلف مردم که تا امروز این همدلی ادامه داشته است. آنها که با سرعت زیاد در حال پیشروی بودند، مردم که وارد صحنه شدند راه بر آنها بسته شد.
امروز ایران بااینهمه هجمهای که استکبار بر او وارد میکند تنگه چهارزبر جهان اسلام است که اگر حفظ شود پیروزی مستضعفان عالم قطعی است. در عملیات مرصاد تنگه چهارزبری بود که آن تنگه باعث شد که کلاً قصه عوض شود. الآن ایران اسلامی تنگه چهارزبر جهان اسلام است. هجمههایی که بر ایران هست فشارهایی که بر ایران هست اگر از این مرحله عبور شود پیروزی با مستضعفان عالم خواهد بود
میخواهند با جنگهای مختلفی که علیه ما راه انداختهاند عرصه را واگذار کنیم. همه مستکبرین عالم خوب میدانند اما یادآوری میکنیم که ایران اسلامی باقدرت و صلابت و باایمان کامل به فضل و رحمت الهی در مقابل تمام دنیای آنان ایستاده است.
تبلیغات میکنند رئیسجمهور روسیه به ایران آمد چه تأثیری داشت چند تا عکس گرفت و رفت ولی هزینه زیادی برای ایران گذاشت. البته اهلفن تأثیر این رفت و آمد و آثار کوتاهمدت و بلندمدت آن را میدانند اما عرض میکنم: خوب اگر این است که میگویید، چرا ناراحتید چرا برایش تحلیل مینویسید؟ چرا کلافه شدهاید؟ چرا خط و نشان میکشید؟ معلوم میشود تأثیری که باید بگذارد گذاشته و تأثیری که در آینده دارد که روابطی برقرار میکند برای اقتصاد ایران و اقتصاد منطقه، مفید خواهد بود.
این را بدانید هر اقدامی علیه ایران داشته باشید با نتیجهای مثل عملیات مرصاد مواجه خواهید شد. جنایات منافقین را باید برای مردم بازگو کرد تا لااقل جوانانی که ندیدند آن روزها را در جریان قرار بگیرند. بگوئید که در بیمارستان اسلامآباد چه جنایاتی کردند که داعش باید از اینها یاد بگیرد. هر جنایتی که دشمن علیه ما در آن دوران انجام داد بخشی از آن را منافقین گرا دادند.
فرصت کم هست اما همانطور که آقا فرمودند دوستان خوب مطالعه کنید که عدهای با تحریف جای شهید و جلاد را عوض نکنند. ۱۷ هزار شهید ترور! چه کسانی اینها را در دامن جمهوری اسلامی قراردادند؟ بعد جای شهید و جلاد را عوض میکنند. در بیانشان، در دل سوزیهایی که میکنند شما ببینید که چه شیطنتی میکنند. با عبرت گرفتن از این عملیات باید مواظب نفوذیها بود تا غافلگیر نشویم.
نکتهای را راجع به مباحث اقتصادی عرض کنم. با توجه به تغییر سیاستهای پولی و مالی که در دولت انجامشده و آماری هم که داده میشود و بانک مرکزی آمار میدهد و دستگاههای متصدی آمار میدهند، رشد نقدینگی که عامل تورم است طبق آمارها منفی است. این مهم است. البته در خرداد اینطور نبوده اما این روند را دارد که نقدینگی در حال کم شدن است. این برای اقتصاد مهم است.
در خبرها هم آمده بود که گزارش تفریغ بودجه ۶ ماه زودتر از موعد قانونی به مجلس ارائهشده؛ اگر این باشد و این حرکت اگر صورت گرفته باشد که گرفته، با توجه به تذکری که حضرت آقا راجع به ساختار بودجه کشور دادند که باید اصلاح شود و با سرعت باید مسئله اصلاح انجام گیرد، سرعت در اصلاح طبق تذکر رهبر معظم انقلاب با این حرکتها مورد امید و انتظار است که انشا الله واقع شود.
بنده در طول هفته چهارشنبهها ملاقات عمومی دارم. هرکس بدون وقت قبلی میآید و میتواند بیاید صحبت کند. چهارشنبهها از ساعت ۹ صبح هستیم تا معمولاً ۲ و ۳ بعدازظهر و بعد از درس اخلاق هم مینشینم؛ بعضی وقتها ساعت دوازده و نیم یا یک شب رفتهام خانه به خاطر مراجعاتی که بعد از درس اخلاق دارم.
ولی به خصوصه به خاطر هفتهای که در پیش داریم و مخصوص نماز جمعه و امامجمعه است، یک ساعت از روز چهارشنبه را اختصاص میدهیم به نوجوانها و جوانها. هرکدام از نوجوانها و جوانها با هر گرایشی، با هر فکری و با هر سلیقهای که دارد دفتر یک ساعت را تنظیم میکند که فقط بنده آنها را میبینم. بعدش به کار مردم میرسم.
نکته دوم اینکه گفتم دو صندوق ساختهاند، یکی را در مردانه میگذاریم یکی را هم در قسمت خواهرها خواهند گذاشت. دوستان مستقیماً مطالبی را که میخواهند به دست خود بنده برسد در آن صندوقها بیندازند. کلید به دست خودم است و خودم مستقیم میخوانم. نامههای دیگر هم که به دفتر میدهید را همه را میخوانم. اینطور نیست که در اختیار من نباشد ولی حالا بعضیها امکان دارد که بخواهند چیزهای مستقیمتری را بنویسند؛ در آن دو صندوقی که نصب خواهد شد انشا الله خواهید انداخت و کلیدش هم در دست خود بنده خواهد بود و شخص دیگری نمیبیند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/4/24 | 1401/4/24هر کس به هراندازه که قدرت دارد باید برای بزرگداشت فرهنگ غدیر تلاش و کوشش کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه121
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا حق میگویند و بر اساس حق عمل میکنند و دیگران را بهحق سفارش میکنند. اصل بحث در این بود که در بحث تواصی بهحق، باید حق را بشناسیم و عمل کنیم تا بتوانیم یکدیگر را به آن سفارش کنیم، ما چگونه حق را بشناسیم؟ بدون شناخت، حرکت کردن، انسان را به مقصد نمیرساند.
در جلسه قبل عرض کردم عقل یکی از منابع مهم برای شناخت است و به تعدادی از آیات قرآن کریم هم اشاره کردم. پس برای شناختن حق میتوانیم از عقل بهره ببریم.
در درون ما نیرویی وجود دارد که با آن تا حدودی میتوانیم حق و باطل را بشناسیم. شاهد مطلب هم این است که شما در همه زمانها به همه انسانها نگاه کنید ولو آنهایی که به هیچ دینی معتقد نیستند، باز از دروغ تنفر دارند، عدالت را دوست دارند، راستگویی را فضیلت میدانند و تحسین میکنند، ولو خودشان هم راست نگویند. حتی شاید کسی نباشد که بگوید من نمیدانم عدالت و راستگویی خوب است یا بد.
بههرتقدیر بعض از مسائل را میتوانیم باعقل درک کنیم، اما بعض مسائل بسیار پیچیده و سخت است که احتیاج به تحصیل علم و درسآموزی و تفکر دارد. گاهی شبهههای سنگین به وجود میآید که فلان مطلب یا فلان کار حق است یا نه.
و این را هم توجه داریم که درک عقلا در همه مسائل مثل هم نیست. چون مسائل مثل هم نیستند بعضی بسیار ساده و بعضی بسیار سخت و پیچیده هستند.
در جلسه قبل عرض کردم ما حتی پیغمبر بودن پیامبران را باعقل درک میکنیم. اینها را برای تکمیل بحث عرض کردم که بالاخره همه ما نسبت به هم مسئولیت داریم و باید متقابلاً به هم کمک کنیم تا در گرفتاری نیفتیم، اینجا بحث تواصی مطرح است؛ یعنی همان مسئولیت مشترک اجتماعی که میتواند در امربهمعروف و نهی از منکر خود را نشان دهد. چون امربهمعروف خودش تواصی بهحق است که اگر در همه مسائل توسعه پیدا کند جامعه کمتر دچار خسران خواهد شد و تواصی بهحق هم برای جلوگیری از خسران هست.
داستان اصحاب سبت را که چند بار در قرآن کریم آمده همه شنیدهاید. عدهای از بنیاسرائیل کارشان ماهیگیری بود و چون طبق شریعت حضرت موسی، روز شنبه صید ماهی برای آنها حرام بود. به فکر چاره افتادند تا کمبود را جبران کنند چون خدای تعالی مقدر کرده بود که ماهیها روزهای شنبه نزدیک ساحل میشدند و گرفتن آنها آسان بود ولی برای بنیاسرائیل ممنوع بود. روزهای دیگر از ساحل دور میشدند. این امتحان الهی بود برای اینکه تا چه مقدار تابع خدا و دستورات او هستند.
قرآن کریم میفرماید: «تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَیَوْمَ لاَ یَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ» بالاخره برای نجات اقتصاد خودشان تصمیم گرفتند کنار دریا حوضچههایی درست کنند که در داشته باشد و روزهای شنبه درها را باز کنند و بعد ببندند و روز یکشنبه ماهیها را صید کنند. همین کار باعث شد که سه گروه بشوند. یک دسته همین افرادی که حوضچهها را ساختند. گروه دیگر کسانی بودند که نصیحت میکردند از این کار و کلاهشرعی که درست کرده بودند نهی میکردند. عده سوم میگفتند اینها را ولکنید. خودتان را برای هدایت گناهکاران بهزحمت نیندازید.
دسته دوم در جواب میگفتند: «مَعْذِرَهً إِلَى رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» بله اینها به حرف ما گوش نمیدهند ولی میخواهیم پیش خدا عذر داشته باشیم لذا ما اتمامحجت میکنیم. بله شما هر چه میگویید، آنها قبول نمیکنند. نکنند اینکه آنها هدایت نمیشوند برای شما ضرری ندارد. شما به بهانه عدم پذیرش دیگران امربهمعروف و نهی از منکر را رها نکنید و الا جامعه دچار مشکلات حاد خواهد شد.
مثل همینالان که میبینید مسئله عفاف و حجاب مطرح است. همه باید به وظیفه خودشان عمل کنند تا اثر کند. وقتی حق معلوم شد تواصی بهحق وظیفه همه است ولو طرف مقابل گوش نداد و به باطل خودش ادامه داد. در آیه شریفه میفرماید: «لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» یعنی نگران این نباش که آنها به سخن تو گوش نمیدهند، تو به وظیفه خودت عمل کن.
تأثیرگذاری را اگر یادتان باشد در بحث امربهمعروف و نهی از منکر عرض کردم که اینکه گفتند تأثیر اگر نداشت کار صورت نگیرد، این حرف درستی نیست. حقیقت آن حرف این است که اگر روش شما تأثیرگذار نیست، روش را تغییر بده و روش تأثیرگذار را به کار ببر؛ نه اینکه اصل امربهمعروف و نهی از منکر را ترک کنی. عملکرد باید تغییر پیدا کند و الا واجب را که نمیشود ترک کرد.
سؤال چرا انسان بااینکه قوه عقل دارد و آن را بکار میگیرد و استفاده میکند بازهم دچار اشتباه میشود و به نتیجه نمیرسد. به آیات قرآن کریم توجه بفرمائید. روی سه ابزارِ شناخت در ما تأکید کرده است. در آیه سوره مبارکه فرمود: «وَجَعَلَ لکم السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ» یعنی انسان با داشتن این سه وسیله بازهم دچار اشتباه میشود.
بحثمان یادتان نرود. در بحث تواصی بهحق عرض کردیم که اول باید حق را شناخت تا بشود همدیگر را به آن توصیه کرد. یکی از ابزارهای شناخت حق عقل است و گفتیم که باعقل چگونه میشود شناخت. حالا این عقل را بعضیها دارند ولی باز حق را نمیشناسند. خدای تعالی میگوید که ما سه وسیله به شما دادیم برای اینکه بشناسید؛ چشم و گوش و قلب ولی با داشتن این سه تا باز طرف بیراهه میرود. چرا؟
قسمت مهم این انحراف به هوای نفس برمیگردد که شخص از ابزار استفاده نمیکند. گاهی هم ریشه انحراف جهل است. انسان جاهلی که دنبال آگاه شدن است زود نجات پیدا میکند اما اگر جاهل بود و فکر میکرد عالم است و دچار جهل مرکب بود هدایت چنین شخصی خیلی سخت است چون دائماً فکر میکند که درست فهمیده و حق با اوست.
یکی دیگر از موارد عدم شناخت حق، عجول بودن و کمحوصله بودن است؛ یعنی انسان عجول میخواهد باکمی تلاش به مقصد برسد مسائلش حل شود و ابهامهایش برطرف گردد. درک همه مسائل اعتقادی و فکری مثل چهار عمل ساده ریاضی نیست بلکه سالها کار علمی و تلاش فکری میخواهد. باید ورزیدگی فکری پیدا کرد درست مثل عضلات بدن که با ورزش و بهمرور تقویت میشوند. فکر هم بهمرور و تمرین قوت پیدا میکند و باید تحت تعلیم و همراهی مربی به نتایج مطلوب رسید.
پس لازم است در کنار عقل و تفکر انسان برای رسیدن بهحق صبوری داشته باشد. ادامه بحث در جلسهای دیگر انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بخشنده هستند ولو کسانی ایراد بگیرند که چرا اینقدر اهل بخشش هستید، خودتان گرفتار میشوید و امثال اینها مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۲ از حکم نهجالبلاغه در ۱۳ بند مطالب کوتاه و ارزندهای فرمودند، اول: «الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ» بخشندگى نگهبان آبروهاست. کلمه حارس (پاسدار) استعاره براى بخشش آورده شده است؛ یعنی بخشندگى مثل پاسدار، آبروى صاحب خود را از ناسزا حفظ مىکند.
«وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِیهِ» بردبارى دهانبند نادان است. فِدام چیزى است که با آن دهان بسته میشود، لفظ فدام را براى بردبارى استعاره آورده است، چون شخص بردبار وقتیکه در برابر نادان قرار مىگیرد بهجای مجازات او، سکوت اختیار مىکند و مانع از کار سفیهانه درباره خود مىشود، این است که این عمل براى او بهمنزله دهانبند است. بقیه موارد در جلسات دیگر. خدای تعالی تقوا را در همه زیاد کند.
هفته جاری مناسبتهای معنوی و نورانی متعددی داریم که همه را به شما تبریک عرض میکنم.
۱۵ ذیحجه ولادت امام هادی در سال ۲۱۲ قمری در مدینه واقع شد. نام امام هادی علیهالسلام که میآید همه به یاد زیارت جامعه کبیره میافتیم. زیارتی که تمام کمالات ائمه در آن ذکرشده و مقامات آن بزرگواران در آن بیانشده است. بهترین متن دینشناسی و امام شناسی است. فرازهای بلند آن انسان را به جایگاه رفیع ائمه علیهمالسلام آشنا میکند و روح را جلا میدهد. عبارات بهگونهای است که با مضامین آیات قرآن تطبیق دارد و محال است از غیر معصوم صادرشده باشد. البته از امام هادی زیارت غدیریه هم رسیده است که انشاءالله در روز غدیر به آن توجه میکنید بسیار ناب و عالی است.
یکی از کارهای اساسی امام در دوران امامت پربرکتشان تلاش برای حفظ پایگاههای مردمی و تقویت امیدواری بود. بالاخره خفقان شدید بود. مردم را آزار میرساندند. میخواستند تفرقه و جدایی در بین مردم ایجاد شود که حضرت برای تقویت این بعد اجتماعی، روحیه امیدواری را در مردم تقویت کردند.
امام دائماً از آینده روشن و برچیده شدن ظلم و فساد خبر میداد. مینویسند شخصی از اهالی مدائن از امام درباره مدت حکومت متوکل سؤال کرد. حضرت هم در پاسخ به آیات ۴۷ تا ۴۹ سوره مبارکه یوسف اشاره فرمودند که جریان خشکسالی و رفاه را در دو تا هفت سال که در خواب دیدهشده بود. دارد که طبق پیشبینی امام هادی علیهالسلام متوکل در همان روزهای اول پانزدهمین سال حکومتش به قتل رسید.
حضرت بامحبت و مهربانی در بین مردم معاشرت داشت و موردتوجه خاص و عام بود به حدی که مادر متوکل برای شفای متوکل که مریض شده بود مال فراوانی را نذر امام کرد. باید سیره و رفتار ائمه معصومین را یاد بگیریم و الگو برداریم در مسائل مختلف و در همه عرصههای اجتماعی، سیاسی و علمی که در جلسات گذشته به مناسبت مطالبی را عرض کردم.
همچنین روز ۲۰ ذیحجه ولادت موسی بن جعفر امام کاظم علیهالسلام در سال ۱۲۸ قمری واقع شد. از ویژگیهای امام کاظم علیهالسلام، جهاد و مبارزه بیقیدوشرط در همه عمر شریفشان است. زندانهای طولانی حکایت از این دارد که وجود مبارک امام برای طاغوت خطرات فراوان داشته است. امام کاظم علیهالسلام مظهر مبارزه با باطل و کوشش برای برقراری حکومت خدا است؛ و برای رسیدن به اهداف بلند الهی و اسلامی کارها را با تشکیلات و انسجام بین افراد انجام میداد.
آنچه از زندگی ایشان پراهمیت است، پرداختن به همین مسئله مهمِ کار تشکیلاتی است. ضرورت کار تشکیلاتی را همه خوب درک میکنیم بخصوص وقتی کارهای زیادی داریم که باید انجام دهیم و نفراتمان کم است.
در تعبیرات حضرت آقا این هست که فرمودند: «صحبت از تشکیلات اسلامى و کار تشکیلاتى صحبت از یک مستحب نیست، بلکه سخن از یک ضرورت است که اگر وجود ندارد، قطعاً عقبماندهایم».
ضرورت این مهم را از قرآن میشود فهمید در آیه ۶۵ سوره مبارکه انفال فرمود: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ». با کار تشکیلاتی منسجم که همه اهل ایمان و ولایت و اطاعت و صبر باشند، ۲۰ نفر میتوانند بر ۲۰۰ نفر غلبه کنند و همینطور بالاتر. این کار تشکیلاتی است و ارزشافزوده دارد.
مرحوم کلینی روایتی را از امام کاظم علیهالسلام نقل میکند که بهعنوان بیان مبنای معرفتی اهمیت کار تشکیلاتی مطرح است. فرمودند: هیچچیز بهاندازه دیدار برادران از یکدیگر به خاطر خدا، ابلیس و سپاه او را در هم نمىکوبد.
بههرتقدیر کار تشکیلاتی قوت فعالیت را چندین برابر مىکند که البته لازم است برای رسیدن به چنین تشکیلاتی شیوههای لازم را آموخت و عمل کرد؛ و جالب است بدانید اصول مهم تشکیلاتی که هم شناسایی، همنشینی، همفکری، هم گامی و همدلی است همه در روایات آمده و اهلبیت سفارش کردهاند.
مثلاً درباره همنشینی داریم که فرمودند: به دیدن هم بروید که اثر این دیدارتان زنده شدن قلبهاست؛ و در بعض تعبیرات دارد که اگر شیعیان ما هم دل باشند «لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَهُ بِمُشَاهَدَتِنَا…» میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان میگشت. این را حضرت ولیعصر ارواحنا فدا فرمودند.
این کار تشکیلاتی را که گفتم، دوستان به آن اهمت بدهند. بههرتقدیر ولادت امام کاظم علیهالسلام را هم به شما تبریک عرض میکنم.
از مهمترین مناسبتهای هفته بلکه سال، ۱۸ ذیحجه روز عید غدیر است. عیدالله الاکبر. با همه ویژگیها و برکاتی که دارد. واقعهای که ولو هرسال به آن پرداخته میشود و جشن گرفته میشود و امثال اینها ولی اصل مطلب غدیر که ولایت است و این گنجینه بزرگ شیعه یعنی خطبه غدیر مهجور است و در بین اقشار مردم توسعه ندارد.
عدهای عمداً و گروهی از روی بیتوجهی، ارتباطی با این نعمت ارزشمند ندارند. اصل داستان را به بیراهه میبرند، یا همه واقعه را بیان نمیکنند. جریان به این مهمی را حتی بعضی در کتابهای مفصلی که نوشتهاند مطرح نکردهاند، یعنی یک ممانعت و تحریف پیچیده و همهجانبه و حسابشدهای را جریان سقیفه انجام دادند که سربسته گفتم.
در روز غدیر رسول خدا، علی علیهالسلام را امیرالمؤمنین خواندند و فرمودند این لقب مخصوص ایشان است و دیگران نباید استفاده کنند؛ حتی ائمه دیگر را هم نباید با این لقب نام برد. ولو افرادی که بعداً جای رسول خدا نشستند از این لقب استفاده کردند و خود را به همین نام خواندند؛ اما این لقب را درباره علی علیهالسلام حذف کردند.
مثلاً کسی مثل ابن ابی الحدید که شارح نهجالبلاغه است. به این موضوع اشاره میکند و میگوید: «شیعه گمان میکنند علی علیهالسلام در زمان پیامبر اکرم به لقب امیرالمؤمنین خطاب شده و همه مهاجرین و انصار او را به این لقب خطاب کردهاند، اما این در اخبار محدثان ثابت نشده است».
این یک تحریف آشکار انحراف قطعی است. در مقابل این جریانات و انحرافات بوده که علماء ربانی و وارثان علوم اهلبیت علیهمالسلام اهتمام ویژه در تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام داشتند و دارند که بردن نام آنها فرصت میبرد. فقط علامه امینی با کتاب الغدیر چه زحماتی را متحمل شد تا فرهنگ شیعه، فرهنگ اهلبیت و فرهنگ غدیر حفظ شود.
یکی از علماء بزرگ ما در این زمینه مرحوم سید بن طاووس حلی است که وقت اجازه ذکر مناقب او را نمیدهد. فقط همین را عرض کنم که او در مقامات معنوی و عرفانی، طاووس العلماء و العرفاء است. بهتصریح میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، استادش عارف سالک ملا حسینقلى همدانى پیوسته درباره ابن طاووس میگفت: در میان امت اسلام بعد از حضرات معصومین، کسى چونان سید جلیل ابن طاووس در علم مراقبه نیامده است.
حالا ایشان کتابی دارد به نام الیقین در این کتاب، با استناد به ۲۲۰ حدیث از منابع اهل سنت، نشان میدهد که لقب امیرالمؤمنین، مختص به حضرت علی بوده و پاسخ ابن ابی الحدید را میدهد. وی بعدها دو اثر دیگر در تکمیل و استدراک کتاب الیقین به نامهای «الانوار الباهره فی انتصار العتره الطاهره بالحجج القاهره» و «التحصین فی اسرار ما زاد علی کتاب الیقین» تألیف کرده است.
مسئله غدیر و ولایت و امامت ائمه علیهمالسلام یکی از امانات الهی است که باید حفظ کنیم و طبق خواسته رسول خدا باید این امانت را به همه عالم و به همه نسلها برسانیم. لذا هر کس به هراندازه که قدرت دارد برای بزرگداشت فرهنگ غدیر تلاش و کوشش کند، اجر او با اهلبیت عصمت و طهارت است.
نجات و عافیت دنیا و عقبای ما و فرزندانمان در گسترش و نشر و بسط فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام و فرهنگ غدیر و فرهنگ عاشورا و فرهنگ علوی و فرهنگ نبوی و فرهنگ فاطمی است.
راجع به سفر رئیسجمهور آمریکا به منطقه باید عرض کنم که آمریکا تلاش میکند برای خودش و شریک جلادش آبرو بخرد و حضور رژیم منحوس در منطقه و ارتباطش با بعض کشورها عادی جلوه بدهد و بلکه عادیسازی را ادامه بدهد درحالیکه حضور این جرثومه فساد چیزی جز ناامنی، بیثباتی، قتل و جنایت برای منطقه ارمغان نمیآورد. مردم آزاده و بصیر دنیا و بهخصوص این منطقه، آمریکا را مداخلهگر و جنایتکار میدانند و رژیم صهیونیستی را رژیمی قاتل و خونریز دانسته و نابودی آن را از خدا طلب میکنند.
جالب است رژیمی که هیچ تعهد بینالمللی و نظارتی را نمیپذیرد و در هرجی دنیا جنایتی و اشغال گری رخ داده باشد ردی از آنان وجود دارد و کاری جز نقض حقوق بشر ندارند دم از اقدامات صلحآمیز میزنند. امروز مهمترین اقدام برای برقراری صلح جهانی و آرامش مردم دنیا، محو اسرائیل از صفحه زمین است.
ترسی که کودک کشان از قدرت ایران دارند را نمیتوانند مخفی کنند. هر ترفندی هم تا امروز بکار بستهاند حتی اجماع سازی و ائتلاف ضد ایرانی و محدود کردن محور مقاومت و امثال اینها، همه شکستخورده است.
اخیراً هم با دیدن کشتی نظامی ایران در دریای سرخ جانشان به لبشان رسیده است که اینهمه ما تلاش کردیم الآن کشتیهای نظامی ایران در دریای سرخ دیدهشده است. این حضور و امثال این حضور یعنی اگر اشتباه کنید کسی از شما باقی نخواهد ماند که جنازههای شمارا جمع کند.
چند مناسبت مهم دیگر هم هست که در فرصت دیگر با قید حیات انشاءالله بیان کنم. ۲۵ تیر آغاز هفته بهزیستی و روز تأمین اجتماعی است که بهخصوص راجع به تأمین اجتماعی باید در فرصتی نکاتی را عرض کنم. ۲۶ تیر روز تأسیس شورای نگهبان در سال ۱۳۵۹ است که نکاتی را باید مستقلاً راجع به شورای نگهبان عرض کنم که البته سالهای گذشته مفصلاً عرض کردم. ۲۷ تیر روز تأسیس نیروی انتظامی و روزی است که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد.
نکته استانی: برای انتخاب افراد در مسئولیتها معیار و شاخص بگذارید و بر اساس آن افراد را محک بزنید. پرکاری و جهادی بودن، پاک دست بودن، متخصص و متعهد بودن، فساد ستیز بودن، ولایتپذیر بودن، قاطع بودن، توصیه ناپذیر بودن، اینها را باید در نظر بگیرند و رأی بدهند.
و البته باید تأسف خورد؛ بعضی وقتها میشنوم که گاهی افراد گفتند ما به فلان کس برای فلان مسئولیت رأی میدهیم، بهشرط اینکه به افرادی که ما میگوییم کاری نداشته باشند.
در هفته گذشته تعدادی پیش من آمدند برای همین مسئولیتهایی که میخواهند انتخاب بشوند؛ گفتند: اینها از ما نپرسیدند اصلاً تو چهکار میخواهی بکنی. شرطشان این بود که به آنهایی که ما گذاشتیم دست نزنی؛ اگر اینطور است ما به تو رأی میدهیم که فلان مسئولیت را به عهده بگیری.
این یعنی چه؟ من هرچه فکر کردم که چه بگویم به این دوستان! فقط به این افراد همین را میگویم که خودتان را برای جهنمی سخت آماده کنید؛ که البته چون حقوق مردم را رعایت نمیکنید در بین مردم هم مفتضح خواهید شد. از گذشتگان خودتان درس بگیرید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/4/17 | 1401/4/17عید قربان تسلیم محض بودن را به نمایش میگذارد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه122
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با بصیرت تمام در امور وارد میشوند و دیگران را هم به همین روش دعوت میکنند. قرآن کریم میفرماید: ملاک سعادت، ایمان و عمل صالح است که در جلسات قبل به آن بر اساس آیات مبارکه سوره عصر اشاره کردم و با این بیان وظیفه همه روشن میشود و لذا همه باید تلاش کنند تا ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند.
و عرض کردم که حق لااقل در مورد باورها و ارزشها به کار میرود. مثلاً وقتی میگوییم اعتقادی حق است؛ یعنی مطابق با واقع است و وقتی رفتاری حق است؛ یعنی باید یا بهتر است این کار را انجام داد؛ و همین اعتقاد و باور بهحق، مقدمهای است تا ایمان کامل و عمل صالح توسط شخص تدارک شود؛ یعنی وقتی انسان بخواهد ایمان کامل داشته باشد، باید عقیده حق را بشناسد تا ایمان بیاورد و عقیده باطل را بشناسد تا انکار کند و باید لوازم هرکدام را بشناسد.
پس یکی از فواید رعایت حق این است که زمینه ایمانِ صحیح را فراهم میکند؛ و بعد در مقام عمل هم به شناخت حق نیاز است؛ یعنی باید عمل صالح را از ناصالح تشخیص داد تا یکی را انجام و دیگری را ترک کرد؛ اما گاهی از اوقات وقتی میخواهیم اقدامی راجع به موضوعی داشته باشیم دچار ابهام میشویم و به خیال اینکه داریم عمل صالح انجام میدهیم اقدام بهعکس آن میکنیم و نعوذبالله خلاف مرتکب میشویم.
قرآن کریم دراینباره در آیه ۱۰۳ و ۱۰۴ سوره مبارکه کهف فرموده است: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا» میخواهید به شما خبر بدهیم که چه کسی خسارتش بیشتر از همه است؟ آنها کسانی هستند که دنبال خواستههای دنیوی و زودگذر هستند و خیال میکنند که خیلی کار خوبی میکنند، همه تلاش و زحمت خود را صرف دنیا میکنند و آن کوششها درراه دنیا از بین میرود و نتیجهای برای سعادت آخرتشان نخواهد داشت. روز قیامت که روز روشن شدن حقائق است میبینند که دستشان خالی است. همینها که خیال میکنند بهترین هستند قرآن میفرماید اخسرین هستند و خُسر ضریب خورده دارند. هم چیزی در دست ندارند و هم حسرتشان بیشتر است.
یکی از نقشهایی که تواصی بهحق دارد این است که افراد را از جهل مرکب نجات میدهد و نمیگذارد شخص دچار سوء عاقبت شود. جلوی فساد اجتماعی را هم میگیرد. البته مسائل اصلی دین باید بهگونهای باشد که همه بتوانند بفهمند و باور کنند. شناخت و اعتقاد به اصول اولیه دین که مستقیماً با سعادت و شقاوت انسان سروکار دارد برای همه واجب است این مسائل بدیهی یا نزدیک به بدیهی است؛ و باعقل قابلدرک و فهم است.
عقل یکی از منابع معتبر برای شناخت است ما حتی پیغمبری پیغمبر را هم باعقل میشناسیم. باعقل است که میتوانیم مدعی دروغین پیغمبری را از حقیقی تشخیص بدهیم. پس هیچوقت از عقل بینیاز نیستیم، بله در بعضی جاها عقل کارایی ندارد و نارساست در این موارد قرآن و روایات مطلب را تمام میکنند.
خوب است چند آیه در این را باهم مرور کنیم. قرآن میفرماید: برخی از مردم، عقل دارند، اما نمیفهمند؛ هوش دارند ولی حقیقت را نمیشنوند؛ چشم دارند ولی حقیقت را نمیبینند. در آیه ۱۷۹ سوره مبارکه اعراف فرمود: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهاأُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون».
در قسمتی از آیه ۱۷۱ سوره مبارکه بقره صریحتر فرمود: «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ» کر، لال و کور هستند و اصلاً عقلشان کار نمیکند. در برخی از آیات میفرماید ما روی چشم و گوشهایشان پرده میاندازیم، بعضی دلها را مهر میزنیم و این دلها دیگر باز نمیشود و حق در آنها نفوذ پیدا نمیکند.
در آیه ۹ و ۱۰ سوره مبارکه یس فرمود: «وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ وَسَوَاء عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ ام لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ». خداوند به پیغمبر میگوید چه اینها را دعوت کنی و چه نکنی، یکسان است، اینها ایمان نمیآورند.
در آیه ۸ سوره مبارکه یس فرمود: «إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِیَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ». ما بر گردن این افراد غل انداختهایم و اینها دیگر هدایت نمیشوند.
در آیهای دیگر به پیغمبر سفارش میکند که خیلی وقت صرف اینها نکن. در آیه ۲۹ سوره مبارکه نجم فرمود: «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا». حتی میگوید خیلی غصه آنها را نخور! پیغمبر اکرم مظهر تام رحمت الهی بود و میخواست هیچکس از هدایت محروم نشود، اما خداوند در قسمتی از آیه ۵۶ سوره مبارکه قصص فرمود: «إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ». هدایت دست تو نیست. تو وظیفهات را انجام بده و دعوت کن. هر کس میبایست هدایت بشود، ما هدایتش میکنیم.
پیغمبر از اینکه برخی ایمان نمیآورند و به جهنم میروند، خیلی ناراحت بود، خداوند او را دلداری میدهد و در آیه ۶ سوره مبارکه کهف میگوید اینقدر غصه نخور «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا». نمیخواهد برای اینها جان بدهی! اینها لیاقت ندارند. کارهایی کردهاند که مستوجب این عقوبتها شدهاند؛ عالما عامدا با حق مخالفت کردند و کفران نعمت شناخت حقیقت کردند.
در آیه ۲۳ سوره مبارکه جاثیه فرمود: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً» این آیه منشأ کور شدن چشم و کر شدن گوش را بیان میکند. هیچکس از ابتدا اینطور نبوده است و خداوند همه را هدایت کرده است.
در قسمتی از آیه ۱۷ سوره مبارکه فصلت فرمود: «وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى» ما حتی قوم ثمود را نیز هدایت کردیم ولی آنها خودشان کوری را انتخاب کردند. ما همه را هدایت میکنیم؛ عقل دادیم، پیغمبران را فرستادیم، اما کسانی عالما عامدا مخالفت میکنند و پیرو هوای نفسشان میشوند. آنها هوای نفس را خدای خودشان قرار میدهند؛ «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» وقتی اینطور شد، ما نیز چشم و گوششان را میبندیم. دیگر برای این فرد استدلال فایده ندارد. جاهل نیست که نتواند استدلال کند، خیلی هم دقیق است و در علوم موشکافی میکند، اما ذرهای نور به دلش نمیتابد.
لذا قرآن تأکید میکند که انسانها یکدیگر را بهحق سفارش کنند. مواظب هم باشند تا به انحراف کشیده نشوند. بااحساس مسئولیت باید حق را به همه شناساند و از هواپرستی و تبعیت از شیطان دور کرد؛ و اگر این تواصی فراگیر شود خسران کم شده و از بین میرود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل تذکر و تنبه هستند و همیشه خود را در محضر خدا میبینند و از فرصتها استفاده بهینه میکنند.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «اتَّقُوا اللَّهَ تَقِیَّهَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِیداً وَ جَدَّ تَشْمِیراً، وَ أَکْمَشَ فِی مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ، وَ نَظَرَ فِی کَرَّهِ الْمَوْئِلِ، وَ عَاقِبَهِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّهِ الْمَرْجِعِ». از خدا بترسید مانند کسى که دامن به کمر زده و خود را آماده ساخته و کوشیده و در فرصت عمرش تلاش کرده و از روى ترس مبادرت کرده و درباره سرانجام کارش و نتیجه آمدورفتش اندیشیده است.
کسی که فرصت عمر را برای انجام اعمال صالح کوتاه میبیند لحظهای را از دست نمیدهد و مشغول بندگی و اطاعت از خدا میشود؛ و از طرفی هم ترس دارد که نتیجه اعمالش و خطاهایی که داشته چه میشود، آیا مورد عفو و غفران قرارگرفته یا نه؟ یا کسی که دائم در این اندیشه است که نتیجه آمدن و رفتنش چه میشود فرصت عمر را از دست نمیدهد و مشغول اطاعت و بندگی میشود. خداوند تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
در روزهای پر از خیروبرکت ماه ذیحجه قرار گرفتیم. بهخصوص در آستانه روز عرفه هستیم. یوم الترویه شروع میشود حاجیها آب جمع میکنند که بروند به عرفات و عرفات را درک کنند و بعد هم عید قربان؛ عید بزرگ و عظیم قربان. این ایام را به همه شما تبریک عرض میکنم.
البته شهادت حضرت مسلم علیهالسلام هم در همین روزها واقعشده و این خبر به گوش حسین علیهالسلام رسید که باید در یک فرصتی راجع به شخصیت جناب مسلم و ویژگیهای شخصیتی این بزرگوار مطالبی را عرض کنم.
اگر بخواهم هدف از خلقت که رسیدن به معرفت و بعد قرب الهی است را بیان کنم که هدف از خلقت این دو مورد است که عارف بشویم و نزدیک بشویم؛ هردو در این دو روز خلاصه میشود، یکی روز عرفه و یکی روز قربان. در عرفه معرفت به کمال میرسد و در قربان انسان به نهایت خلقت که قرب پروردگار است باید برسد. مسیر همین است تا هر کس بهاندازه استعدادش چه مقدار بهره بگیرد و چه مقدار این مسیر را طی کند.
ما در عالم هستی جایی به بدی جهنم نداریم. بدترین جا همان جهنم است. آیات متعدد در قرآن کریم به بد بودن این جایگاه ازنظر جایگاهی اشاره میکند؛ اما امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در دعای کمیل به خدای تعالی عرض میکند که ای خدای من ای آقا و مولا و پروردگار من برفرض که بتوانم بر عذاب تو صبر کنم (در بدترین جایی که جایی به بدی آنجا وجود ندارد شاید بتوانم آنجا را تحملکنم) اما چگونه بر فراق و دوری تو صبر کنم؟
قرب هدف نهایی خلقت است. فراق و دوری خدا قابلتحمل نیست و این قرب به پروردگار که غایت خلقت است یک مسیر دارد و آن معرفت پروردگار است. معرفت الله به قرب الله میرساند انسان را. البته تا کسی خودش خودش را خوب نشناسد یعنی تا معرفت نفس نباشد معرفت الله پیدا نمیشود. معرفت النفس و بعد معرفت الله و بعد قرب الله اینها باید در مسیر هم قرار بگیرند. این مباحث را عزیزان بیشتر کارکنید.
عید قربان روزی است که انسان با تمام وجودش به خدای تعالی اعلام میکند که هیچ است و فقر محض است. «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ» عید قربان یعنی هیچ یعنی من هیچ هستم. عالم هستی در مقابل خدا هیچ است. همهچیز فدای اوست. در عید قربان تسلیم محض بودن را به نمایش میگذارد.
عید قربان بندگی محض را که نتیجه عرفان و شعور و شهود است ظاهر میکند. عید قربان زمان ظهور یک چنین جریانی است. عید قربان خاطره عشق و ایثار ابراهیم علیهالسلام تجدید میشود و همه از پدر توحید یاد میگیریم که باید درراه دین و اعتلای دین و برپایی احکام الهی از همهچیز خود بگذریم و خود را محک بزنیم که چه مقدار تعبد داریم و تسلیم خدا هستیم. عید قربان یعنی وظایف و تکالیف را بر خواستههای نفسانی خودمان مقدم کنیم. خشنودی خدا را بخواهیم یعنی تعلقات غیر خدایی را در قربانگاه ذبح کنیم و بعد جشن بگیریم.
من فرارسیدن این روز بزرگ را که روز پیروزی بزرگ بر شیطان هست را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم. خدای تعالی توفیق بندگی بیشتر را به همه ما عنایت کند.
۲۱ تیر روز عفاف و حجاب است که به مناسبت قیام خونین مسجد گوهرشاد علیه کشف حجاب نامگذاری شده است. بحث راجع به عفاف و حجاب مدتی است که جدی شده است و همه فهمیدهاند که دشمن جدی از این مقوله دارد بهره میبرد و باید ما کارکنیم.
چندجملهای را من این جلسه به آن میپردازم. آن چیزی که از آیات و روایات به دست میآید این است که میفهمیم تمام برنامههای الهی بدون حکمت نیست و حکمت دارد. این را متوجه هستیم. هیچچیزی را خدای تعالی بدون حکمت از انسان نخواسته است. خوب دقت بفرمایید. در مورد عفاف و حجاب هم مسئله همین است. اینکه تأکید بر حفظ و رعایت آن میشود قطعاً حکمتی دارد. البته بحث مفصل است؛ مقدماتی میخواهد مؤخراتی میخواهد. من فقط به چند نکته میخواهم اشارهکنم که اهمیت حجاب که در قرآن و روایات آمده است چیست.
یکی از اهداف و انگیزههای پوشش پیشگیری از بروز ناهنجاریهای اخلاقی و حفظ امنیت جامعه است. وقتی به آیات مبارکه سوره نور بهخصوص آیه ۳۱ از این سوره مبارکه توجه میکنیم در آنجا سه بار از آشکار شدن زینتها نهی کرده است. بیان میکند که منشأ بخش زیادی از مزاحمتهایی که متوجه بانوان هست به نوع پوشش آنها برمیگردد. در ضمن اینکه اعلام میکند حضور بانوان و نقشآفرینی آنها در جامعه منعی ندارد. باید باشند حضورداشته باشند، کارهایی را که موظف هستند انجام بدهند؛ اما باید رعایت ضوابط عفاف و حجاب را داشته باشند. بهانه به دست افراد بیمار و کسانی که به دنبال برهم زدن عفت عمومی جامعه هستند ندهند. لذا در همان اوایل سوره نور برای این افرادی که مخل امنیت روانی جامعه هستند مجازات سنگینی در نظر گرفته است.
دوم قرآن کریم تأکید دارد که فرهنگ عفت و حیا در جامعه توسعه داشته باشد و زندگی مردم عفیفانه باشد که من آیات فراوانی را یادداشت کرده بودم که دیگر نمیخوانم که چگونه میگوید حیا داشته باشید. قشنگترین این قصههایی را هم که قرآن نقل میکند قصه دختران حضرت شعیب است و حضرت موسی که چگونه عفیفانه مسیر را طی کردند.
سومین تأکیدی که قرآن دارد تأکید شدید میکند بر رعایت عفت به خاطر ایجاد طهارت قلبی در افراد جامعه و اینکه سعادت جامعه در تزکیه نفس آن است. لذا اولین وظیفه افراد و دستگاهها، هم فرد هم دستگاهها تبیین مسئله حجاب و عفاف است. محاسنی که برای فرد دارد، محاسنی که برای اجتماع دارد که حالا بیان میکنیم.
بنده مکرر در همینجا و جاهای دیگر عرض کردم که اسلام میخواهد زن کریمانه در جامعه حاضر باشد. با حضور او مخالفتی ندارد اما حضور را کریمانه میخواهد، عفیفانه میخواهد، نه اینکه ملعبهای باشد به دست اینوآن. نه اینکه کالای تجاری باشد. نه اینکه وسیلهای برای تبلیغات باشد. نه اینکه خودش کالا باشد. وقتی قرآن میگوید بانوان حجاب داشته باشند این تکریم زن است. هویت دادن به بانوان است و الا قبلاً فرق انسان و حیوان را کاملاً توضیح دادیم.
من گفتم آمریکا برای بانوان ناامن است. خیلی آن ور آبیها بدشان آمد. داخلیهای جیرهخور هم بدشان آمد. حرف زدند و دیدید در فضای مجازی؛ اما واقعیت همین بود که عرض کردیم. در همین مجامع بهاصطلاح متمدن یک نظری بیندازید یک نگاه اجمالی بکنید که نوع برخوردی که با اینها دارند چگونه است. برخورد پلیس با بانوان را در سطح جامعه را ببینید. زن باردار را جلوی بچهاش… معاملهای که با بعضی از بانوان انجام میدهند که قلاده به گردن آنها میبندند مثل حیوان دستآموز جلوی خودشان در خیابان راه میبرند، ازدواج زنان با حیوانات را تشویق و ترویج میکنند، آیا اینها کرامت زن است؟
بحث انقلاب جنسی را دنبال کنید که چه اتفاقات سخیفی در غرب به وجود آمد که امروز خودشان از حرفهای گذشته خودشان پشیمان هستند و به سمت دیگری دارند حرکت میکنند؛ اما همان نسخه را تجویز میکنند برای کشور ما. اینها دشمنیهای آشکار است. آنهایی که نمیبینند اینها را ببینند.
برای برهنگی بدن از سر شروع میکنند. همانکه قرآن کریم میگوید اول سر را بپوشانید. بانوان باید اول از سر مواظبت کنند. عدهای هم برای سبک کردن کار دیدهاید که میگویند این دو تار مو چهکار میکند؟ این دو تار مو چه ضرری دارد؟ به کجا ضربه میزند؟ مگر چه اتفاقی میافتد و امثال این حرفها را میزنند. درست است در ظاهر کار، دو تار مو کاری انجام نمیدهد؛ اما باید ببینیم که این در چه مسیری است.
گفت اول دفع شر موش کن بعد در جمع گندم کوش کن. باید جلوی رخنه را گرفت. یک عده در نقشه شیطان بازی میکنند. کار شیطان تسویل است، تزیین و زینت بخشیدن است. دور را نزدیک و نزدیک را دور جلوه میدهد. زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه میدهد. شیطان مُسَوّل است، مزین است، حجاب را زشت و کشف حجاب را زیبا جلوه میدهد و جذابش میکند. فرقی هم بین شیطان جن و انس نیست.
خوب است به آیات ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره مبارکه اعراف که راجع به بلعم باعورا است توجه کنید. من خلاصه آن را برای شما عرض میکنم. قرطبی در تفسیرش مینویسد: بلعم باعورا از دانشمندان بزرگ بنیاسرائیل بود (خودتان هم فیالجمله میدانید که به دلیل دنیادوستی و تبعیت از هوای نفس منحرف شد. عالم اگر منحرف شود بلا بر سر جامعه میآورد. او عالم بود. شخصیتی داشت مستجابالدعوه بود ولی افتاد در هوای نفس و منحرف شد) به جمع مخالفان یوشع بن نون علیهالسلام که یکی از انبیای الهی است و وصی حضرت موسی علیهالسلام بود پیوست. در جنگ به دشمنان یوشع کمک میکرد و وقتی آنها در مقابل یوشع شکست خوردند که ایمان پیروان یوشع بن نون هم بسیار قوی بود و خودش هم فرمانده مقتدری بود، وقتی از آنها شکست خورد طرح اشاعه فحشا را داد. دستور داد که زنان را آراسته و آرایش کنید و کالاهای مختلف را به دست آنان بدهید تا به میان بنیاسرائیل برای خریدوفروش بروند؛ یعنی زنان، آرایشکرده و وسایل را بیاورند در بازار. گفت به زنان سفارش کنید اگر لشکریان موسی از آنان کامجویی جنسی خواستند خود را در اختیار آنها بگذارند. اگر یک نفر از لشکر موسی زنا کند ما بر آنها پیروز خواهیم شد.
این را بلعم به آنها یاد داد. دستور بلعم باعورا اجرا شد و سپاه بنیاسرائیل در معرض شکست کامل قرار گرفت تا فِنحاص که نوه حضرت هارون و فرمانده مقتدری در سپاه یوشع بن نون بود آمد و این فتنه و پیامدهای آن را جمع کرد و ریشه آن را کند. دوباره بنیاسرائیل پیروز شدند ولی آن لشکر عظیم را با یک منکر و فحشا از پا درآوردند.
جالب است که قرآن وقتی قصه بلعم باعورا را دارد ذکر میکند دو بار میگوید که این داستان را روایت کن «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ … فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» دو بار در اول و آخر میگوید که تکرار کن این قصه را.
همین مطلب ۵۰۰ سال قبل درباره آندلس هم پیاده شد. ۸۰۰ سال مسلمانها بر آندلس حاکم بودند. تمدن ۸۰۰ ساله داشتند. الآن آثارش هست مسجدها در اسپانیا الآن کلیساست. با اشاعه فساد و فحشا، تمدن ۸۰۰ ساله را از بین بردند. یکوقت یادم هست که همینجا گفتم تاکستانهای انگور را نذر میکردند که برای مسلمانها شراب مجانی بدهند. نذر کرده بودند مسیحیها و از پا درآوردند مسلمانها را.
بنابراین دوستان خوب توجه کنید که مبارزه باحجاب فقط مبارزه با یک نماد و سمبل مذهبی یا سنتی نیست که بهسادگی از آن بگذریم و بگوییم حالا یک نماد است. بلکه یک تدبیری است که دشمنان اسلام برای تغییر فرهنگ و باور و اندیشه در جوامع اسلامی طراحی کردهاند. لذا طرح کشف حجاب برای کشورهای اسلامی دستور کار جدی قرار داده شد از قدیم. دراینبین ترکیه همان سالها زود اقدام کرد و بعد رضاخان پلید در ایران نقش محوری داشت و دستور اربابانش را با سرسپردگی کامل دنبال کرد؛ اما کامل موفق نشد که انجام بدهد و ناچار شد که چند سال بعد قانونش را لغو کند.
امروز همان خط در دستور کار است. میبینید که چگونه دشمنان روی این موضوع هماهنگ با مزدوران و وابستگان داخلی دارند کار میکنند. هدف کلی هویت زدایی است. ببینید بیان حضرت آقا چیست. فرمودند: «من میخواهم مسئله حجاب را ذکر کنم و اشارهکنم. پولهای زیادی خرج میکنند، فعالیتهای زیادی میکنند، صدها رسانه را از انواع و اقسام رسانهها به کار میگیرند برای اینکه بتوانند روی این نقطه حساس یعنی نقطه هویت مستقل فرهنگی زن مسلمان اثرگذاری کنند».
مسئله هویت زدایی است. فکر نکنید که بحث یک تار مو است؛ نه اینطور نیست. بحث دیگری است. هجمه را ببینید. حمله را ببینید. همهجانبه بودن آن را ببینید. دقت دارید که اگر امروز سخن از بیحجابی گفته میشود این حرف دنباله دارد که از بین بردن امنیت اجتماعی یکی از آثار سوء آن است. همه باید به میدان بیایند؛ هم دستگاههای متولی و هم مردم بهصورت آتش به اختیار و خودجوش.
اینها خیلی امیدوار بودند که در جنگهایی که علیه ما راه انداختند موفق شوند که نشدند. جنگ اقتصادی را هم و تحریمهای ظالمانهای را هم که داشتند فکر میکردند که در آن پیروز میدان باشند؛ اما نشد و شکستهای پیدرپی خوردند. فشار و سختی را به ما وارد کردند اما مردم باتحمل جلوی آنها ایستادند و موفق نشدند. لذا جنگ را به این سمت کشاندند. لذا همه باید بالباس رزم مناسب این میدان وارد عرصه بشویم و از این میدان هم بهخوبی حراست کنیم.
فرماندهان و افسران این میدان خود بانوان هستند. با برنامه و مدیریتشده نقشههای دشمنان را خنثی کنید. در اجتماعاتی که مطرح میشود شرکت کنید. اخیراً دختران انقلاب را شنیدم که جلساتی رادارند و میخواهند اجتماعاتی را برگزار کنند در چند شهر مِن جمله تهران و یکی دو شهر دیگر که اهالی آن مناطق باصلابت شرکت کنند و خار چشم دشمن بشوند.
من چند سال قبل فراخوانی را در همین شهر کرج دادم، یادم هست که اجتماع عظیمی از بانوان جمع شدند. چند هزار نفر خانم محجبه جمع شدند. به هر جهت این نشان میدهد که اگر عزیزان محجبه در جامعه حضورداشته باشند اثرگذار هستند.
آن چیزی که مربوط به رعایت دستگاههای دولتی و حتی غیردولتی است باید به جد دنبال شود. صمت و اصناف به کسبه نسبت به محل عرضه محصولات در پشت شیشه مغازهها تذکرات لازم را بدهند. فروشگاهها بهکلی از عرضه پوشاک و البسه ممنوعه خودداری کنند. نیروی انتظامی با جدیت قانون را اعمال کند.
فرهنگ عفاف و حجاب مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد آرامش روانی جامعه و پاسداشت فضائل و ارزشهای انسانی و حفظ جایگاه الهی و نقش حیاتی زن در جامعه، در تحکیم مقدسترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده، در حفظ هویت و معنویت در جامعه، در مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب، در کاهش بزه و ناهنجاری و آسیبهای اجتماعی و استحکام جوامع اسلامی در برابر نفوذ بیگانگان مؤثر است. پس همه باید جدی بگیریم. این خواسته آحاد مردم است. خواسته قانون است. خواسته دین است. خواسته خانواده شهدا است و خواسته متدینین است که احکام شرع و قانون در مورد حجاب در همهجا باید رعایت شود.
بحث ادبیات کودک و نوجوان است که من قبلاً هم به آن اشاره کردم که اساساً در مقابل تهاجم فرهنگی باید با خلاقیت وارد شد تا تأثیر لازم را داشته باشد. کتاب که الآن برای کودکان دارد چاپ میشود درخور نیست. باید ارزشهای دینی کودکان را با کتاب کودک تقویت کرد. متأسفانه کمبود داریم. کسانی که میتوانند و دستبهقلم هستند وظیفه جدی آنها الآن همین است. تأخیر نیندازند. ایمان را باید از بچگی به کودکان آموخت.
۲۳ تیر روز گفتوگو و تعامل سازنده با جهان نامیده شده است. چند وقتی هست که مقامات کشورهای دنیا به ایران میآیند. در همین یکی دو ماه اخیر دیدید که در حال رفتوآمد هستند که شاید تعدادش از کل زمان دولت قبل بیشتر باشد. افرادی که میآیند و میروند؛ یعنی دراینچند ماه رفتوآمدها نسبت به آن ۸ سال قابلمقایسه نیست.
بعضی کشورها برای کشت فرا سرزمینی زمین را در اختیار ایران قراردادند. چند هزار هکتار و چند صد هزار هکتار در اختیار ایران گذاشتند که ایران در آنجا کشاورزی کند و امثال اینها ولی قبلاً میگفتند که این آقایانی که الآن هستند زبان سخن گفتن با دنیا را بلد نیستند و امثال این حرفها. خوب ببینید که در همین چند وقت چطور با دنیا سخن گفتهشده است.
بحث تعامل با مستکبران و دشمنانی است که لحظهای برای از بین بردن ملت ما کوتاهی نمیکنند و ما را محور شرارت میدانند بااینکه خودشان شرور عالم هستند. مگر دولت قبل بر اساس همین تعامل با دولتها برجام که خسارت محض بود را امضا نکرد؟ پس چرا خارج شدند و تحریم را بیشتر کردند؟!
امروز همهکسانی که روزگاری امضای مسئولان آمریکایی را تضمین میدانستند مجبور به اعتراف شدند که آمریکا عهدشکن است و مزور است و دروغگو است و اعتمادی به مذاکره با آنها نیست. آمریکاییها هم نشان دادند که گفتوگو با مستکبران سازنده نیست و تعامل با آنها مفید نیست.
ما اهل گفتگو و تعامل سازنده هستیم و هرگز جنگطلبی نکردیم. به هیچ کشور و همسایهای تجاوز نکردیم اما هرگز زیر بار زور قدرتهای متجاوز نمیرویم و نخواهیم رفت.
راجع به رژیم غاصب هم باید عرض کنم با برکنار شدن نخستوزیرش که یک سال بیشتر دوام نیاورد، بحران در سرزمینهای اشغالی بیشتر از قبل شده و از بین رفتن و افول این جرثومه فساد سرعت گرفته و موجودیتشان با خطر جدی مواجه شده است. در کمتر از ۴ سال پنجمین انتخاباتشان را در ماههای آینده برگزار خواهند کرد. قبلیها که ناموفق بودند و این نشاندهنده این است که شیرازه کار را در اداره خودشان ازدستدادهاند. فرصت هم گذشته است مطالبی را برای از بین رفتن این شیرازه یادداشت کرده بودم که در یکوقت دیگری بیان میکنم. مرگ اسرائیل حتمی است و با هیچ نفس مصنوعی هم احیا نخواهد شد. البته تا بمیرد دستوپا میزند ولی قطعی بدانید که خواهد مرد.
عزیزانی قبل از خطبهها سخنرانی کردند. برادر بزرگوارمان مدیرکل محترم دامپزشکی نکاتی را به شما بیان کردند راجع به دام و خرید دام و اینکه گوشت را باید چگونه بخرید و چگونه استفاده کنید تا آسیب آن کمتر متوجه شما شود نصایح ایشان را قطعاً توجه داشته باشید. بهخصوص در این ایامی که در مناطق مختلف ذبح میشود که چگونه باید استفاده کنید و چگونه گوشت را خردکنید و چگونه نگهداری کنید که نکات مفیدی بود که ایشان فرمودند و باید حتماً دنبال کنید.
و همچنین برادر بزرگوارمان مدیرکل دارایی و مالیات که مسئله مالیات هم نکات مهمی دارد. بحث فرار مالیاتی بحث پرداخت بهموقع مالیات که انشاءالله در یک فرصت مناسبی با مقدمهای راجع به مالیات و ارزشی که دارد و نقشی که در توسعه جامعه دارد انشالله مطالبی را خواهم گفت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/4/10 | 1401/4/10کسانی که در تنور گرانی مسکن میدمند در تنور جهنم خود میدمند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه123
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا صبورند و از حق در همه حال دفاع میکنند و بهحق توصیه دارند. بحث ما راجع به تواصی بهحق بود که به مواردی از استعمال حق در قرآن کریم اشاره شد.
حتماً فراموش نکردهاید که در سوره مبارکه اول به ایمان و بعد به عمل صالح اشاره کرد و ما این سؤال را مطرح کردیم که بااینکه تواصی بهحق و صبر خودشان از اعمال صالح هستند چرا دوباره بهصورت جدا از مؤمنین خواستهشده که بهحق سفارش کنند؛ که عرض شد، برای برجستهسازی و توجه بیشتر دادن، اینگونه بیانشده و کمی هم جواب این سؤال را دادم که تواصوا بالحق یعنی چه و عرض کردم به معنای ملازمت و همراهی داشتن با حق است در همه امور.
به این نکته دقت بفرمائید: یکی از مسائل مهم در زندگی اجتماعی این است که افراد جامعه نسبت به هم مسئولیت دارند و نباید نسبت به هم بیتفاوت باشند؛ بنابراین اگر حق در مسئلهای معلوم شد و روشن شد، همه باید بپذیرند و نباید مخالفتی صورت بگیرد. بعد از حق هر چه باشد ناحق است، باطل است، گمراهی و ضلالت است.
قرآن در آیه ۳۲ سوره مبارکه یونس میفرماید: «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ»؛ یعنی اگر اسلام حق است پس هر چیزی غیر از اسلام و ضد اسلام باشد، میشود گمراهی و باطل. ضدین که قابلجمع نیستند، بگوییم عیب ندارد شب و روز را باهم جمع کنیم، آبوآتش را باهم جمع کنیم. نمیشود حق و باطل را باهم حق بدانیم. نمیشود توحید و غیر توحید را حق بدانیم.
لذا میبینید در دستورات اسلامی روی شناخت حق از باطل تأکید شده است و هشدار میدهد بعد از شناخت حق، دنبال چه میگردید؟ بعد از شناخت حق اگر آن را رها کنید جز باطل چیزی به دست نخواهید آورد. در آیه ۳۵ سوره مبارکه یونس فرمود: «أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ». بگو: آیا هیچیک از معبودهای شما، بهسوی حق هدایت میکند؟! بگو: «تنها خدا بهحق هدایت میکند! آیا کسی که هدایت بهسوی حق میکند برای پیروی شایستهتر است، یا آنکس که خود هدایت نمیشود مگر هدایتش کنند؟ شمارا چه میشود، چگونه داوری میکنید؟!»
دیگر روشنتر از بیان قرآن حرفی نیست؛ اما در مقابل همین حرف، عدهای پلورالیسم را مطرح کردند و گفتند هر کس هر اعتقادی داشته باشد خوب است. ادیان دیگر خوب هستند، بیدینی و بتپرستی هم خوب است. شرک هم خوب است. باید به همه این حرفها احترام گذاشت. درست در مقابل آنچه قرآن و عقل سلیم میگوید حرف زدند و طرف دار هم دارند؛ اما قرآن میفرماید اگر اسلام حق است که حق است، هر چیزی غیر از اسلام قابلقبول نیست «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرین». ۸۵ آل عمران.
خوب حالا اگر انحرافی اینچنینی در کسی پیدا شد نباید او را راهنمایی کرد و مسیر حق و درست را به او نشان داد؟ آیا شخص منحرف، تنها میماند و بر دیگران اثر نمیگذارد؟ بله اگر یک منحرفی تنها زندگی میکند یا در غار زندگی میکند اثری ندارد ولی اگر یک منحرفی در جامعه بود شروع به حرف زدن کرد و داشت توسعه میداد و حرف خودش را داشت نشر و گسترش میداد آیا نباید او را راهنمایی کنیم؟ اگر احساس مسئولیت اجتماعی نکنیم، خطر برای ما هم هست. پس باید حق را بشناسیم و دائماً با آن ملازم و همراه باشیم و اگر دیدیم دیگری در مسیر غلط در حال حرکت است راهنماییاش کنیم.
ما اگر دیدیم کسی بهطرف دره میرود و نزدیک است که هلاک شود، آیا کمک نمیکنیم تا نجات پیدا کند؟ حتماً این کار را میکنیم. پس وقتی میبینیم دوستی و عزیزی برایش شبههای اعتقادی، فکری، اخلاقی و امثال اینها پیداشده باید آنها را برطرف کنیم تا هلاک نشود؛ و اگر کوتاهی شود فقط آن شخص از بین نمیرود بلکه به دیگران هم سرایت میکند و همه را از پا درمیآورد.
علت اینکه پلورالیسم موفق میشود و طرفدار پیدا میکند این است که افراد حق را کامل نمیشناسند. درنتیجه اگر حق با چیز دیگری مخلوط شد متوجه نمیشوند تا بخواهند در مقابل باطل بایستند. معمولاً شیطانصفتان حق و باطل را باهم مخلوط میکنند تا به نتیجه مطلوب خود برسند.
بیان گویای امیرالمؤمنین علیهالسلام دراینباره بسیار رهگشاست وقتی راجع به فتنه و ریشه آن سخن فرمودند. در بخشی از خطبه دارد: عدهای اهل بدعتگذاری هستند. حالا به این تعبیر که آقا هر نظر جدیدی که بد نیست باید نوآوریها را پذیرفت. عاقل که در مقابل هر حرفی ایستادگی نمیکند نوآوری باعث رشد میشود و مجهولات به معلوم تبدیل میشود و از این حرفهای قشنگ. درحالیکه اینیک کجراهه روشن است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در قسمتی از خطبه ۵۰ فرمودند: پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد و بر طالبان حق پوشیده نمی ماند و اگر حق از باطل جدا و خالص می گشت، زبان دشمنان قطع می گردید.
در چنین فضائی که عدهای حق را با باطل بهتبع شیطان مخلوط میکنند و انسانها را به انحراف میکشانند و فریب میدهند چکار باید کرد؟ مهمترین کار این است که حق را از باطل جدا کرد و حق را کاملاً معرفی کرد. کسانی که با حق آشنا هستند و شناخت بیشتری دارند باید احساس مسئولیت کنند و از دیگران دستگیری کنند و فقط به فکر خودشان نباشند؛ و الا فساد و باطل و غیر حق مثل ویروس با سرعت فراگیر میشود و همه را میگیرد حتی آنکسی که احساس مسئولیت نکرد.
اینجا جای تواصی بهحق است. باید ملازمت با حق داشت و آن را به همه شناساند و سفارش کرد که از حق جدا نباشند. این مسئولیت بزرگ اجتماعی را قرآن در یک کلمه بیان کرد و فرمود: و تواصوا بالحق. اگر توصیه به حق را فراموش کنید و یا به هر دلیل انجام ندهید جامعه به سمت فساد خواهد رفت اما فساد دامن شمارا هم خواهد گرفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بعد از همه مرارتها و سختیهایی که میکشند پیروز نهایی خواهند بود. همانطور که مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰۰ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا، عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا؛ وَ تَلَا عَقِیبَ ذَلِکَ: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» دنیا بهسوی ما بازگردد و مهربانی کند همچون شتری بدخو و گاز گیر که به بچهاش بازمیگردد و به دنبال این سخن آیه مبارکه را تلاوت کرد.
ضروس به معنای شتر بدخویی است که چون به بچهاش خیلی علاقه دارد دوشنده خود را گاز میگیرد تا شیر برای بچهاش بماند. کلمه شماس را برای دنیا استعاره آورده یعنی تندخویی چون دنیا مثل اسب سرکش مانع از سواری دادن است تا رام شود. اینجا حضرت فرمود بالاخره دنیا رام شد و مقدمات استقرار حکومت فراهم شد و اشارهای هم به آینده دارد که بعد از تحمل سختیها رام خواهد شد و جهان به دست مستضعفان عالم خواهد افتاد.
حلول ماه ذیحجه با برکات عظیمی که دارد بر همه شما مبارک باشد بهخصوص بر کسانی که امسال توفیق زیارت خانه خدا نصیبشان شده است. فرصت این فریضه الهی و منافعی که برای جهان اسلام و وحدت مسلمانان دارد بیبدیل است. برائت از مشرکان و استکبارستیزی در حج هشدار جدی است بر اشغالگران سرزمینهای مقدس.
اجتماع عظیم حج اگر با دستورات اسلامی احیا شود دیگر یمن و فلسطین و لبنان و بلاد اسلامی تحت سلطه و اشغال طاغوتیان نخواهد بود و هرروز شاهد جراحتی بر پیکر اسلام و مسلمین نخواهیم بود. بههرتقدیر حج باید بتواند منافع عمومی مسلمین را تأمین کند.
راجع به حج و آثاری که بر فرد و جامعه مسلمین دارد مطالب فراوانی مطرح است که فرصت بیان نیست. فقط به این نکته اشاره میکنم که امروز یکی از مهمترین جلوههای وحدت امت اسلامی مراسم حج است. توجه دارید اعمال و احکام حج بسیار زیاد و فروع فقهی فراوانی دارد بااینحال مسلمین در انجام همه اعمال اساسی حج متفق هستند.
مثلاً همه مسلمین به وجود پنج میقات اتفاقنظر دارند و فرض کنید اختلاف در میقات داشتند چه هرجومرجی میشد؟ یا محدوده منا و عرفات و یا اوقات اعمال وقوف در عرفات و مشعر یا نحوه انجام طواف و سعی و امثال اینها که اگر کوچکترین اختلافی داشتند هرسال چه اتفاقاتی میافتاد؟ فرض کنید دور خانه خدا که همه از حجرالأسود شروع به طواف میکنند و حجر سمت چپ آنها است عدهای میگفتند حجر باید سمت راست باشد و دهها مسائل دیگر....
اما میبینید که حج یکشکل واحد دارد ولو مسلمین در امور عبادی خود باهم اختلافنظر دارند. مثلاً در احکام وضو و نماز و امثال ذالک ولی به فضل خدای تعالی شکافی نیست. چرا؟ اینهمه در جهان اسلام اختلافاتی بالاخره وجود دارد بین فرق مسلمین اما اینجا آن اختلافها نیست. در مسائل تاریخی اختلاف داریم، در مسائل فقهی حتی اختلاف داریم، در همین بحث حج در بعضی از دستوراتش که اختلاف اجتماعی را به وجود نمیآورد باز اختلافات هست ولی در مسائل اساسی اختلاف نیست.
این وحدت به برکت امام باقر علیهالسلام است. چون هفتم ذیحجه سالگشت شهادت امام باقر علیهالسلام است این مطلب را به مناسبت عرض میکنم و پیشاپیش به همه شما تسلیت میگویم. علت وحدت این است که در صحاح اهل سنت روایتی از امام باقر علیهالسلام نقلشده است که حضرت شیوه حج رسول خدا را از جابر بن عبدالله انصاری نقل میکنند و درنتیجه تمام مسلمانان حج را با تمام جزئیات از امام باقر علیهالسلام یاد گرفتهاند.
البته شیعیان احکام حج را طبق نظر اهلبیت علیهمالسلام انجام میدهند اما مسلمانان غیر امامی حج را بهعنوان کسی که روایتی را با سند درست از پیامبر نقل کرده است از امام باقر علیهالسلام نقل میکنند. حضرت با بصیرت تمام و نگاه به عمق تاریخ و شرایط مسلمین این روایت را از طریق جابر از رسول خدا نقل کردند تا در این عبادت مهم و گروهی وحدت و انسجام ایجاد شود.
حج عبادتی است که جنبه گروهی دارد و امام باقر علیهالسلام مهمترین نقش را برای وحدتآفرین بودن این عبادت انجام دادند. روایت را تمام کتب اصلی اهل سنت نقل کردهاند فقط شروع حدیث را بخوانم. به نقل از سنن ترمذی، باب ۸۴، باب حجه رسول الله، حدیث ۳۰۷۴ «حدثنا هشام بن عمار، حدثنا حاتم بن اسماعیل، حدثنا جعفر بن محمد، عن ابیه، قال دخلنا على جابر بن عبدالله… فقلت أخبرنا عن حجه رسول الله صلی الله علیه و سلم فقال...»
میگوید بر جابر وارد شدیم، چون جابر را اهل سنت قبول دارند، سؤال کردیم که حج رسول خدا چگونه بود؟ توضیح میدهد که حج اینگونه بود… مفصل است این روایت؛ و این روایت مستند است که شیعه و سنی بر اساس آن اعمال حج را انجام میدهند. لذا عامل این وحدت امام باقر علیهالسلام بودند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرات معصومین بهخصوص امام باقر سلاماللهعلیه قرار بدهد انشاالله.
اولین روز ماه مبارک ذیحجه سال گشت ماناترین پیوند آسمانی بین امیرالمؤمنین علیهالسلام و صدیقه طاهره سلامالله علیها و تشکیل خانوادهای است نورانی که شجره طیبه امامت و ولایت که اصلها ثابت و فرعها فی السماء است تا ابد از آن رشد و نمو یافت. پیوند مبارکی که به دست خاتمالانبیا و در اوج سادهزیستی و درنهایت محبت و صمیمیت و عشق برقرار شد و الگوی زیبا برای همه بهویژه دوستداران خاندان عصمت گردید.
رسول خدا درباره ازدواج حضرت زهرا منتظر وحی الهی بود تا اینکه جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام میرساند و میفرماید فاطمه را به عقد علی درآور. خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است. دستور خداوند متعال به پیامبر خود گویای الگو بودن این خانواده است.
امروز روز ازدواج نامگذاری شده است تذکری که عرض میکنم این است که همه باید تلاش کنند و کوتاهی در این امر جایز نیست و آن فراهم کردن لوازم ازدواج آسان برای جوانان است. خانوادهها نقش مهمی دارند. افراد نباید خود را اسیر تشریفات زائد در این زمینه قرار دهند هیچکدام از این تجملات و زرقوبرقها در اسلام وارد نشده قسمت اعظم آن مندرآوردی و رسوم باطل است و فقط کار را سخت کرده است که به تأخیر بیافتد و اینهمه صدمات اخلاقی و اجتماعی ریشه در دیر ازدواج کردن افراد در سن ازدواج دارد.
و برای بیگانگان هم فرصت فراهم کرده تا میتوانند استفاده کنند هم اجازه ندهند خانواده تشکیل شود و هم بحث جمعیت و تکثیر نسل را دچار اختلال کنند و هم جامعه را به سمت بیبندوباری و انحرافات اخلاقی و تزلزل خانواده بکشانند. ریشه کجاست؟ آن جایی است که در مسئله ازدواج سختگیری میشود. الآن در این وضعیت موجود دارم این صحبت را میکنم. در همین وضعیت هم باز خانوادههایی که ساده میگیرند و توجه به دستورات دینی دارند بچههایشان را میفرستند به خانه بخت. حالا گفته میشود مسکن و شغل را چه میکنند؟ شما اینها را هم باید بگویید و تذکر بدهید. اینها هم گفته میشود و توجه میکنیم. بحثی را عرض میکنم دقت بفرمایید.
تعیین سیاستهای کلی نظام اسلامی از وظایف و اختیارات رهبر معظم انقلاب است که در راستای عمل به این مهم، متن سیاستهای کلی خانواده را به رؤسای قوای سهگانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ فرمودند. این سیاستها در ۱۶ بند با محتوایی عالی، وظایف هر بخش را تعیین کرده که اگر در یک هماهنگی و با همکاری جدی این سه قوه به وظایف خود عمل کنند، قطعاً مشکلات در این بخش به لطف خدای تعالی برطرف خواهد شد. متأسفانه دستگاهها به وظایفی که برایشان مقررشده عمل نمیکنند. اگر عمل کنند خیلی از این مشکلات حل میشود.
اگر به بندهای این سیاست نگاه کنید میبینید که چگونه خانواده در جایگاه مطلوب خودش قرار میگیرد. نقش خانواده بر کسی پوشیده نیست خانواده تقویتکننده و مستحکم کننده بنای جامعه اسلامی است. در خانواده سالم است که بسیاری از معضلات اجتماعی جلوگیری میشود و حتی زمینه اعتلا مردان، زنان و فرزندان این کشور به وجود میآید؛ و آینده سالم را برای نسلهای آتی تضمین میکند. باید برای موانع بر سر راه ازدواج جوانان راهحلهای فوری و اقدامات عاجل داشت. شغل و مسکن را باید جدی گرفت و البته همه تلاشها در همین مسیر است که مسائل حل شود.
بحث مسکن و اشتغال الآن از مسائل مهم است. تلاش همه دولتمردان و کسانی که میتوانند که یک بخشی دست دولت و دستگاههاست و یکبخشی دست خود مردم است. الآن در همین بحث مسکن ببینید چه مشکلاتی را درست کردند. الآن این مصوبهای که درباره مسکن در مجلس شورا مطرح شد را دوستان دقت کنید.
از چند منظر میتوان به آن نگاه کرد و انتقاد و ایراد گرفت که این چه قانونی است که وضع کردید و یا با دقت در وضعیت کلی کشور ازنظر مسکن و خانههای خالی و اجحافی که بعض صاحبخانهها دارند، نظر داد. واقعاً بعضیها هیچ رحمی ندارند. البته زندگیهایشان هم رنگی ندارد. درآمدهایشان که بیبرکت است ارتباطاتشان هم با اطرافیانشان و خانواده بیروح و بیمحبت. در سختیهاست که شخصیت افراد و روح بلند انسانها شناخته میشود.
خب ای برادری که حالا با هر سختی که بوده برای خودت منزلی تهیهکردهای و اتفاقاً قصد اجاره دادن داری! شیطان همینجا میآید خیمه میزند. خب همین را وسیله رشد معنوی خودت قرار بده همین منزل را عرصه جهاد نفس خودت قرار بده و به وسوسه شیطان توجه نکن. بهاندازه نیازت این کار را انجام بده بعد ببین چطور برکت میکند.
از آنطرف آن معاملات ملکیهایی که در تنور گران شدن مسکن و خانه برای سود بیشتر میدمند بدانند در تنور جهنم خود میدمند. الآن قسمت زیادی از گران شدن خانهها به خاطر یک عده از همین افراد بیوجدان خدانشناس است. بعضی املاکیها را دیدهاید؟ مینویسند ما معاملات گران کننده خانه انجام نمیدهیم. این دین دارد. ولی کسی که به خاطر سود خودش فروشنده را راضی میکند که گران بفروشد و تخلف کند، اینها جهنم خودشان را دارند آباد میکنند. امروز در پرده دنیا قرار دارند چون پرده برافتد میفهمند که چه آتشی برای خود مهیا کردهاند.
از خدا بترسید. رازق خداست عدهای فکر میکنند اگر دیگری را تحتفشار قرار دهند زندگی خودشان آباد میشود. نه خیر قطعاً اینطور نیست. ما افراد زیادی داریم که خانههایشان را اجاره دادند به خانوادهها و چه منافع معنوی و مادی فراوانی از طرق دیگر به آنها رسیده است.
حالا سران سه قوه برای تنظیم بازار مسکن مصوب کردهاند که اجارهبها در کلانشهرها، ۲۵ درصد بیشتر نباید افزایش پیدا کند و در غیر این صورت حکم تخلیه خانه به صاحبخانه داده نمیشود. حالا عدهای از اینطرف شروع کردهاند ایراد گرفتن که کذا و کذا. مالکیت خصوصی چه میشود مگر ملک شخصی نیست؟ مال خودم است هرجور خواستم قیمت میگذارم نماز در محل غصبی باطل است و امثال اینها.
تا اینکه بالاخره سؤالی از رهبر معظم انقلاب شد دراینباره که متن سؤال این است: در پی گرانی بازار مسکن، سران سه قوه مصوب کردهاند. سؤالی که میخواستم بپرسم این است که اگر صاحبخانه به این میزان افزایش راضی نباشد و قصد افزایش بیشتر اجارهبها و ودیعه را داشته باشد و مستأجر هم بنا به این قانون، ترک منزل نکند و صاحبخانه ناراضی و غصب کرده بخواند، مستأجر چه باید کند؟ آیا واجبات مانند نماز در این خانه درست است؟
من در طول هفته مواجه با این مسئله هستم. مراجعه میکنند و ناراحتی میکنند. دست ما هم نیست که من چهکار کنم؟ میگویند صاحبخانه ما مثلاً قیمت را صد برابر کرده است. عدد را یکجوری برد بالا که نمیشود حتی گفت. خودش یک آموزش دادن است شاید. نگوییم بهتر است. یکچیزهای عجیبوغریبی میبینیم.
در پاسخ، آقا بحث را بردند به یک مطلبی که همه باید با این مبانی آشنا باشند تا بیگانگان گول نزنند و سوءاستفاده نکنند؛ و آن مقررات و حکمی است که حکومت اسلامی برای مصالح عمومی جامعه میدهد و همه موظف به اجرا هستند. فرمودند: «بهطورکلی اگر حکومت اسلامی باملاحظه مصالح عمومی کشور، مقرراتی را اعلام کردند، همه باید عمل کنند و مستأجر اگر میتواند با موجر مصالحه نماید و درصورتیکه چارهای ندارد، سکونت او در آن با پرداخت اجاره بر اساس قانون، اشکال ندارد و نماز و روزه صحیح است».
در اینجا چون عدهای شیطنت میکنند و حرفهای نامربوط میزنند. بااینکه بحث دیگری را قصد طرح داشتم راجع به مذاکرات و سفرهای اخیر که به ایران و اطراف ایران میشود، اما این را مهمتر دیدم که برای شما بازکنم تا مواظب باشید در دام جنگ روایتها نیفتید که دارند شیطنت میکنند. البته در این هفته سالگشت حمله آمریکائیها به هواپیمای مسافربری ما بود همینجا شعار همیشگی را تکرار میکنیم.
به مواردی اشاره میکنم که شاید کمتر شنیده باشید و لازم است لااقل یکبار بشنوید. البته بحث کاملاً دقیق و فنی است و سعی میکنم ساده بیان کنم. چون قبلاً راجع به ولایتفقیه و حکومت مطالبی عرض کردهام حتماً در ذهن شریفتان هست.
یکوقت حاکم حکمی میکند و اتفاقاً در همان مسئله حکم دیگری هم هست که با این حرفی که حاکم گفته تعارض پیدا میکند یا تزاحم پیدا میکند. در این موارد قطعاً بنا بر آنچه عقل و شرع میگوید این است که آنچه اهمیت بیشتر دارد مقدم است. حکم اهم بر مهم مقدم است. حکمی که مصلحت بیشتر دارد باید مقدم باشد و معمولاً چون حاکم مصلحت عمومی را در نظر میگیرد پس حکم او مقدم است.
مثلاً کسی که زیادهخواه است و به دنبال ثروتاندوزی است فرصت را مناسب دید و از اموال موردنیاز جامعه مثل گندم را احتکار کرد تا بعداً به چند برابر قیمت بفروشد. اصل نگهداری گندم برای افزایش قیمت و فروش در آینده ازنظر اسلام و حکم اولی مشکلی ندارد. مال خودش است هر جور خواست عمل کند.«الناس مسلَّطون علی اموالهم». حالا اگر اینجا حاکم دستور داد احتکار ممنوع است و اموال این شخص را در بازار به قیمت عادلانه بفروشید و قیمتش را به او بدهید. این حکم مقدم بر آن است که «مالم هست هر جور بخواهم میفروشم». چون مصلحت عامه را دربر دارد. حالا هی او داد بزند من راضی نیستم.
نامه حضرت امام به رهبری را ببینید. نوشتهاند: «حکومت که شعبهای از ولایت مطلقه رسول اللّه است، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم میتواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند».
حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو از همین قسم بود. میدانید که در این موارد همه باید تبعیت کنند حتی فقهای دیگر اگر حکم حاکم باشد. کلمات فقها و بزرگان فقه را دراینباره ببینید. موارد فراوان است نمیخواهم طول بدهم.
برای اینکه دل کسانی که به اضطراب افتاده آسوده شود به دستورات رسول خدا و امیرالمؤمنین که از باب حکم حکومتی بوده توجه کنید خوب است. روایات فراوان است که حتی قسمتی از آنها را اهل سنت گفتهاند. مثلاً دستور به سوزاندن خانه کسی. خوب شخص مالک است و کسی نمیتواند تعرض کند؛ اما وقتی مصلحت عامه به خطر افتاد باید تخریب شود. در این مورد چون تارکین نماز وحدت اسلامی را به هم زده بودند و در مسجد حاضر نمیشدند و دشمن به خیال اینکه جمعیتشان کم است نقشهها میکشید، رسول خدا دستور داد خانه کسانی که حاضر نمیشوند را بسوزانید؛ و کسانی که همسایه مسجد هستند هم واجب است در مسجد نماز بخوانند. روایت در مستدرک الوسائل است.
این حکم مقطعی بود. تمام احکام حکومتی مقطعی است تا اینکه آن عیب برطرف بشود. روایت «لا صلاه لجار المسجد الا فی المسجد» الآن حکم به استحباب میشود یا ترکش به کراهت میشود ولی در آن مقطع اگر کسی نماز را در مسجد نمیخواند نمازش باطل بود.
یا مثلاً خواندن نماز میت بر جنازه هر مسلمانی، ولو بدهکار باشد، واجب است؛ بااینحال رسول خدا بر جنازه مسلمانی که بدهکار بود نماز میت نخواند تا اینکه بدهی او را ضمانت کردند. سعید خدری روایت کرده با رسول خدا در مشایعت جنازهای بودیم. چون جنازه را بر زمین گذاشته شد، حضرت پرسید: آیا مرده شما مدیون است! عرض شد: بله دو درهم بدهکار است. حضرت فرمود: بر جنازه همراهتان نماز بخوانید (کنایه از اینکه من نماز نمیخوانم، خودتان نماز بخوانید). علی علیهالسلام فرمود: من ضامن آن دو درهم میشوم. سپس رسول خدا ایستاد و بر جنازه نماز خواند و بعد رو به حضرت علی علیهالسلام کرد و فرمود: خداوند تو را از اسلام جزای خیر دهد و تو را از گرو برهاند، همانگونه که تو برادرت را از گرو رهاندی.
یکی از احکام حکومتی حضرت نهی از فروش مازاد بر نیاز آب و چراگاه حیوانات است. امام صادق علیهالسلام فرمود: رسول خدا میان اهل مدینه درباره آبیاری نخلستانها حکم کرد تا از پر شدن و تراکم آب در کنار نخلها جلوگیری نشود و نیز میان بیاباننشینها حکم کرد تا زیادی آب را مانع نشوند تا درنتیجه، زیادی چراگاه را مانع نشوند. رسول خدا بر اساس مصلحتی که در نهی از فروش آب و مرتع تشخیص دادهاند، از فروش مازاد مرتع و آب نهی کردند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: رسول خدا در مدینه از ساختن دیوار باغها برای منع از استفاده عابران از میوهها جلوگیری کرد. اینها میگذاشتند درختهایشان میوه که میداد چون در کوچهباغها درختها شکوفه داده بود بعد میوه میشد و میوهها که میرسید دیوار میکشیدند که عابران از آن استفاده نکنند. حضرت فرمود: وقتی (میوۀ) درخت خرمای او رسید، دستور داد دیوار برای استفاده عابران خراب شود.
روشن است که هر انسانی در انتخاب شغل آزاد است ولیکن نظام و دولت حاکم برای تنظیم امور اجتماعی و اقتصادی، حق دارد برخی از شغلها و کارها را در کنترل خود داشته باشد؛ ازاینرو نقلشده که رسول خدا برای بعضی نسبت به برخی از شغلها شروطی وضع کرده بودند. ازجمله اینکه که رسول خدا به حکیم بن حزام اجازه تجارت ندادند تا اینکه (شرطهایی را بپذیرد): اقاله (رجوع از معاملۀ) پشیمان را به عهده بگیرد، به افراد تنگدست مهلت دهد و حق را بدون کموزیاد دریافت کند. اینها مواردی است که پیغمبر اکرم دارد تصرف در اموال دیگران میکند.
ابی داود که از علمای اهل سنت است، نقل میکند رسول خدا فرموده است: زکات چهل شتر بیابان چر، یک لبون (بچه شتر شیرخوار) است؛ هر کس آن را بهقصد پاداش الهی بدهد، خداوند به او اجر میدهد، ولی اگر کسی از دادن زکات آن امتناع ورزد، زکات را بهعلاوه نصف مالش از او میگیریم.
یک مقطعی شکار در اطراف مدینه ممنوع بود. احمد بن حنبل نقل میکند که رسول خدا فرمود: اگر شخصی را دیدید که در حریم مدینه شکار میکند، لباس و آنچه همراه اوست برای کسی است که او را دیده است؛ یعنی اجازه تصرف در مال داد.
روایت قشنگی است. ابن ماجه گزارش کرده است: صفان ابن امیه گفته است در حضور رسول خدا بودیم که عمر بن مره آمد و گفت: ای رسول خدا خداوند بر پیشانی من شقاوت نوشته است؛ ازاینرو راهی برای تهیه روزی ندارم، مگر اینکه از راه دف زنی (دایره) امرارمعاش کنم. پس اجازه دهید که در غیر مجالس مبتذل آواز بخوانم. حضرت فرمود: اجازه نمیدهم… از پیش من دور شو و توبه کن و اگر پسازاین آواز بخوانی کتک دردناکی به تو خواهم زد و سرت را بهگونهای مثله خواهم تراشید (چهارراه روی سرت باز میکنم) و از میان خانوادهات تبعید و اموالت (آنچه همراه داری) را بهعنوان غنیمت برای جوانان مدینه حلال خواهم کرد.
حالا قسمتهایی از اینها بحث حکم حکومتی است بعضی هم دستور پیغمبر است. عرضم این است که در اینگونه موارد نظام اسلامی برای مصالح عامه وقتی طرف رعایت شئون را نمیکند اجحاف میکند و مردم را به مضیقه میاندازد و بازار را خراب میکند و زندگی را بر دیگران تنگ میکند به اسم اینکه مال خودم است هر جور دلم خواست عمل میکنم، ورود میکند. لذا حرفهایی که بعضاً زده میشود که نماز چگونه میشود، این فتوای حضرت آقا در جای خودش صحیح و دقیق و کاملاً با مبانی اسلامی و روایات و احکامی که داریم مناسبت و مطابقت دارد مطالب هم در این زمینه فراوان است
بیانات حضرت آقا با عزیزان قوه قضائیه دنبال کنید نکات مهم و ارزندهای داشت خصوصاً کسانی که در فضای مجازی لجن پراکنی میکنند به این بیانات دقت بیشتری کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/4/3 | 1401/4/3ایران اگر اراده انتقام داشته باشد، قطعاً قلب اسرائیل مورد هدف خواهد بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه124
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین یکدیگر را به حق و صبر سفارش میکنند؛ و یکی از مفاهیم کاربردی دینی توصیه بهحق و صبر است.
باید توجه داشت که تواصی بهحق مفهومی است گسترده که همه حقوق و همه افراد را در برمیگیرد. هم حقالله هم حقالناس هم فرد هم جامعه. همان مواردی که در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام برای شما عرض کردم.
در تواصی و یکدیگر را سفارش کردن یعنی ارتباط متقابل داشتن، هیچکدام از طرفین بر دیگری برتری ندارد؛ یعنی همه مؤمنین در برابر هم یکسان هستند و آن چیزی که موجب برتری است تقواست؛ و البته اگر کسی تقوا داشته باشد تواضع هم دارد و خود را با دیگران یکسان میبیند، علو و برتریجوئی ندارد.
بنابراین در جامعه اسلامی همه باهم برابر هستند. همانکه در سیره رسول خدا هست که در بین اصحاب وقتی مینشستند قابلشناسایی نبودند. البته لباس آن دوره همه یکسان بود. امروزه هر کس لباس خاص خودش را دارد. جوان یکجور میانسال یکجور پیر جور دیگر، اقشار مختلف گوناگون میپوشند.
بههرتقدیر عرض ما این است که جایگاههای خاص علمی و اجرائی نباید ایجاد امتیاز بکند و همه یکسان هستند. بله به خاطر نظم اجتماعی بهناچار بعض تعینات درباره بعض افراد وجود دارد اما در بحث تواصی همه یکسان هستند. به تعبیر بزرگان در بحث تواصی کسی معلم دیگری نیست. دو مؤمن و دو خواهر برادر دینی همدیگر را توصیه میکنند. امری در کار نیست بنابراین هیچ برتریطلبی هم در کار نیست.
رسیدیم به این مطلب که بفهمیم چرا تواصی بهحق بین ایمان و صبر قرارگرفته و در توضیح به مواردی از استعمال حق در قرآن پرداختم و معنا کردم و دیدیم که حق استعمال شده ولی معنای حق در همهجا یکی نیست. حق در مقابل کذب، حق در مقابل باطل، حق در بحث ارزشها و باورها مطرح شد. در این نوبت به چند نکته دیگر اشاره میکنم.
بازهم خدمت قرآن کریم میرسیم و از آن بهره میبریم. مواردی در قرآن حق گفتهشده اما مراد مباحث حقوقی است مثلاً در آیه ۱۹ سوره مبارکه ذاریات فرمود: «وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» مؤمنان اهل سعادت کسانی هستند که در اموالشان حقی برای سائل و محروم هست؛ یعنی مؤمن نسبت به محرومان جامعه بیتفاوت نیست و برای آنان حقی از اموال خود قائل است؛ یعنی برایش انجام این کار جایزاست که اگر این حق را نداشت و انجام میداد میشد خلاف و گناه.
این حقی که در آیه شریفه مطرح شد، حق در مقابل کذب و یا باطل نیست و حتی به این معنا هم نیست که باید در گفتار و رفتار، حقی را برای مستضعفان در نظر بگیریم. بلکه یک نوع اعتبار است که با مفاهیم حقوقی سازگاری دارد و نتایج عملی هم دارد.
جلسه قبل از باورها و ارزشها گفتم که تکمله آن این میشود که محتوای دین را باورها و ارزشها شکل میدهد. اصول دین، یعنی اعتقاد به اینکه خدا هست و عادل است. انبیاء از طرف او آمدهاند و قیامت در پیش است. همه اینها از سنخ باورهاست. شبیه آنچه در زیارت آل یاسین میخوانیم: «وأن الموت حق وأن ناکرا ونکیرا حق واشهد أن النشر حق والبعث حق وأن الصراط حق ...».
در بخش دستورات دینی مثلاینکه باید نماز خواند، باید روزه گرفت، باید عدالت داشت و امثال اینها همه از سنخ ارزشهاست. حالا میبینیم گاهی در قرآن کریم حق بهعنوان صفت برای دین استعمال شده است؛ مثلاً در آیه ۳۳ سوره مبارکه توبه فرمود: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ». این دین الحق یعنی دینی که هم باورهایش حق است و وجود عینی خارجی دارد و هم ارزشهایش حق است.
البته در اینجا بحثهایی مطرح است که فرصت بیان ندارم. با این مقدمات که عرض کردم حالا سؤال این است که تواصوا بالحق یعنی چه؟ تواصوا بالصبر روشن است چون صبر مصدر است و بهنوعی از رفتار انسان برمیگردد یعنی به یکدیگر سفارش میکنند که صبر کنید؛ اما چگونه باید بهحق سفارش کرد؟ چون حق که عمل من نیست تا بتوانم به آن سفارش کنم.
علماء بزرگوار ما فرمودند در اینجا کلمه لزوم در تقدیر است؛ یعنی افراد یکدیگر را به ملازم حق بودن سفارش میکنند. یکدیگر را سفارش میکنند که حق را رعایت کنند. حالا در اینجا باید بلافاصله در ذهن شریف شما این سؤال بیاید که تا حالا چند حق بیان شد، منظور از ملازمت با حق، کدام حق است؟
به کتب تفسیر که مراجعه میکنیم در بعضی از آنها گفتهاند حق اطلاق دارد هم ارزشها را میگیرد هم باورها را. اینگونه میگویند: ملازمت حق در باورها به این معناست که بکوشید اعتقاداتتان حق باشد و به امر باطل و بی واقعیت معتقد نشوید. اگر شما اعتقادات حق را کنار گذاشتید و به چیزهایی معتقد شدید که واقعیت ندارد، ملازم حق نیستید و از بخشی از دین که مربوط به اعتقادات است، از دین حق جداشدهاید. ملازم بودن با حق در ارزشها هم به این معناست که کارهایی که انجام میدهید ارزش واقعی داشته باشد. میبینید که یک دستور قرآنی که انسان را از خسران نجات میدهد چقدر اهمیت دارد و باید آن را خوب فهمید تا نتیجه گرفت. تا همینجا فعلاً بس باشد تا بحث را با قید حیات در جلسات آتی ادامه دهیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا محاسبهگر نفس خود هستند و از همه مسائل پیرامونی خود عبرت میگیرند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۹ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ».
امام علیهالسلام در ضمن این جملات تذکرات مهمی را یادآور شدهاند. اول) هر کس خود بهحساب خویشتن رسید، سود برد و هر کس غافل ماند، زیان برد. اساساً کسانیکه حساب دخلوخرج خودشان را دارند تلاش میکنند تا سود بیشتری ببرند حالا اگر همین محاسبه را در سود و زیان آخرتی بکار ببندد باز طوری زندگی و عمل میکنند تا سود بیشتری در آخرت ببرند. لذا کار خلاف و انحرافی انجام نمیدهند که باعث زیان باشد.
دوم) و هر کس از خدا ترسید، آسوده است. یعنى طوری عمل میکند که مبتلابه عذاب نشود.
سوم) و هر کس از دنیا پند آموخت، بینا شد و هر که بینا شد دریافت و هر کس دریافت دانا شد. یعنى هر کس به موارد پند، با چشم عبرت نگاه کند راه حق را میشناسد و میفهمد که چگونه باید مسیر را طی کند.
۹ تیر مصادف با ۳۰ ذیقعده سالگشت شهادت امام جواد علیهالسلام در سال ۲۲۰ قمری است. در جلد یک کتاب شریف کافی روایتی را از قول امام رضا علیهالسلام در توصیف شخصیت ملکوتی امام جواد علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمود: این فرزندى است که هیچ فرزندى در اسلام بابرکتتر از او براى شیعیان ما زاده نشده است. «هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِی لَمْ یولَدْ فِی الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَکَهً عَلَى شِیعَتِنَا مِنْهُ».
البته زیارت جامعه همه ائمه معصومین علیهمالسلام را «وَ مَسَاکِنِ بَرَکَهِ اللَّه» مسکنهای برکت خداوند میداند که ما باید یاد بگیریم چگونه از این انوار الهی بهرهمند شویم؛ و چقدر جفاکار بودند مردمی که این برکت الهی را در سن ۲۴ سال و چند ماه به شهادت رساندند.
راجع به زمان امامت حضرت قبلاً نکاتی به عرض رسیده است. امروز این مطلب را میگویم که در صلوات خاصه حضرت میخوانیم: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسَی عَلَمِ التُّقَی وَ نُورِ الْهُدَی وَ مَعْدِنِ الْوَفَاءِ…» او را بهعنوان معدن وفا نام میبرد. درجاهای دیگر هم روی وفا و وفاداری حضرت بهعنوان یکی از فضائل ناب الهی و انسانی تأکید شده است. مثلاً در زیارت حضرت دارد: «امام الوَفِی» و یا دارد «البَرُّ الوَفِی.»
و البته اگر زندگی این امام بزرگوار و جوانمان را بررسی کنیم میبینیم معدن الوفاء بودن در حق ایشان جلوه بیشتری دارد. وفادار کسی است که به عهد و پیمان خود درهرحال عمل میکند.
قرآن کریم یکی از ویژگیهای اهل ایمان را وفای به عهد میداند و درآیات متعددی به آن تأکید میکند. در آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره فرمود: «الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا» نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود هنگامیکه عهد بستند، وفا میکنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۴۱ نهجالبلاغه فرمودند: «أَیهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَی مِنْهُ». ای مردم وفا همراه راستی است، که سپری محکمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم.
مأمون یک سال بعد از شهادت امام رضا علیهالسلام در یک رفتار کاملاً سیاسی و برای نجات یافتن از فشارهایی که در اطرافش بود به بهانه وابستگی به خاندان پیامبر، دختر خودش را به عقد امام درآورد. تا به این وسیله خودش را پدربزرگ فرزندی از نسل پیامبر معرفی کند و بهرههای سیاسی خود را ببرد اما ام الفضل هرگز بچهدار نشد.
وجود این زن در خانه که عامل نفوذی بود تا مانع حضرت از وظائف امامت باشد اما امام با عهدی که با خدا داشت برای پیشبرد اهداف اسلام وفا کرد. با همین زن هم با تمام وفا و صمیمیت رفتار کرد و البته او جفا کرد. طبق نقل با تحریک معتصم عباسی انگور رازقی را مسموم کرد و به امام تعارف کرد و امام را به شهادت رساند. خداوند همه ما را از شیعیان و موالیان حضرات معصومین قرار دهد.
در روزهای هفته قضائی قرار داریم که هرساله به مناسبت شهادت مرحوم دکتر بهشتی از خدمات ارزشمند و امیدآفرین دستگاه قضا قدردانی میشود. قبل از خطبهها هم از بیانات برادر بزرگوار جناب آقای دکتر فاضلی ریاست محترم دادگستری استان بهره بردید. بنده بهنوبه خودم به همه عزیزان شاغل در دستگاه قضائی استان تبریک و خدا قوت عرض میکنم.
در سالهای ابتدائی انقلاب تقریباً ده سال اول، قوه قضائیه توسط شورای عالی قضائی اداره میشد؛ که بعد از اصلاح قانون اساسی شورا برداشته شد و یک نفر مجتهد، عادل، آگاه به امور قضایى، مدیر و مدبّر بهعنوان رئیس قوه قضائیه، با تشخیص رهبر انقلاب تصدی مسئولیتهای خطیر و فراوان مربوط به این قوه در کلیه امور قضایى، ادارى و اجرایى را به عهده میگیرد.
ازنظر اسلام، منصب قضا یکی از ظریفترین، حساسترین و درعینحال پرخطرترین مسئولیتهاى اجتماعى در جامعه است. حضرت امام در شرایطی ویژه در آن زمان بالاترین مقام اجرایى در قوه قضاییه را به دست شهید بهشتى سپرد. تا آن زمان هیچ روحانی در دستگاههای دولتی مسئولیت نداشت.
مردم از دستگاه قضا انتظار دارند امنیت و سلامت اجتماعی به همراه عدالت در همهجا برقرار باشد. اجرای عدالت و برقراری امنیت مقدمه هر تحول و اقدام مثبت در جامعه است. دستگاه قضا در عین استقلال باید قدرتمند، کارآمد، بهروز و در برخورد با مجرمان قاطع و بدون ملاحظه باشد تا امید مظلومان در پس گرفتن حقشان از ظالمان باشد. مثل کودکی که وقتی کسی به او ظلم میکند میگوید به پدرم میگویم. به کسی که ستم شد وقتی گفت اگر حق من را پس ندهی به قاضی شکایت میکنم لرزه بر اندام ستمگر بیفتد؛ یعنی باید ملجأ ستمدیدگان باشد.
دستگاه قضا باید در اجرای عدالت کاملاً بیطرف باشد. برای قاضی خط فکری و جناح سیاسی و امثال اینها فرق نکند و گرایش به طرفین دعوا نداشته، فقط به مدد الهی بدون ترس از اشخاص و غرضورزیها و جوسازیها و شایعهسازی و غوغا سالاری رسانهای باقدرت و مستحکم بر اساس ادله حکم لازم را انشاء کند.
آنچه باعث قوت دستگاه قضاست سرعت در رسیدگی و اجرای حکم است. گاهی مجازات آنقدر طول میکشد که اثر مثبت خودش را از دست میدهد و تنفری که مردم از مجرم داشتند تبدیل به ترحم میشود. نباید احقاق حق در کام مردم تلخ شود.
البته دولت باید کمک کند تا دستگاه قضا توانمندیهای لازم ازنظر نیروی انسانی و تجهیزات کافی را فراهم کند و مجلس محترم هم در تصویب قوانین بازدارنده باید به قوه قضاییه کمک کند.
خلاصه اینکه هفته قوه قضاییه فرصت مناسبى است تا تشکیلات قضایى و تلاشهای مستمر و طاقتفرسایی که دارند به جامعه معرفی بشود. نقشی که در تحقق شعار سال دارند، نقشی که در مبارزه با مفاسد بانکی و تصرفات غیرقانونی اشخاص و دستگاهها دارند، نقشی که در برقراری امنیت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرمدارند، نقشی که در احقاق حقوق و منافع ملی در عرصه بینالمللی دارند و دهها مسئله مهم دیگر را بیان کنند که همه اینها امیدآفرین است و مردم را نسبت به احقاق حقوقشان دلگرم میکند.
یکی از آن مواردی که حضرت آقا فرمودند این است که امیدآفرینی کنید که در همین جلسه اخیر که با عشایر داشتن ملاحظه فرمودید؛ مطالب خیلی مهمی هم حضرت آقا در بیان با عشایر داشتند و دستورالعملهایی دادند که باید نصب العین همه قرار بگیرد. یکی همین امیدآفرینی است. بیان خدماتی که دارد به جامعه میشود خودش امیدآفرین است و مردم را دلگرم میکند.
نکتهای که تأکید میکنم پیگیریهای بینالمللی در احقاق حقوق مردم است نسبت به تعدیهایی که میشود خصوصاً سایبری و امثال آنکه کشورهای متجاوز نسبت به ایران داشتهاند.
در استان هم الحمدالله دستگاه قضا با یک آرامش و طمأنینهای در چند بخش کارها را دنبال میکنند که جای تقدیر دارد. هم ساختاری کار میکند که ترمیم و تقویت سازمان در استان است؛ بالاخره استان ما نوپاست و احتیاج به ترمیم ساختار دارد که دارد انجام میشود. یکی هم رسیدگی به مسائل مردم که تمام تلاش برای رضایت مردم صورت میگیرد.
حضور رئیسکل محترم به همراه معاونین در محلات و مساجد بهطور منظم و شنیدن مشکلات مردم و دنبال کردن حقوق عامه توسط دادستان محترم و برخورد با مسئولانی که ترک فعل و کمکاری دارند اینها جای تقدیر و تشکر دارد.
البته ممکن است در بخشهایی نقصی هم باشد که در همه دستگاهها هست باید جبران شود تا خسارت کمتر شود؛ اما تلاش آقایان برای رشد و بهبود اوضاع امنیت و عدالت استان است.
انتخاب روسای جوان برای ادارات استان خودش نشاط در کار میآورد. به من گزارش دادند و گفتند در بعض مناطق که اسم نمیبرم در مدت کوتاهی ۱۷ روستا را رئیس دستگاه قضا بازدید داشتهاند.
مدیرکل محترم خلاقیتهایی دارند، ابتکارهای ارزنده مدیریتی داشتند، ایجاد قرارگاههای مختلف برای کم کردن جرم و بزه در استان، فعال شدن معاونت پیشگیری که خود این مسئله اهمیت ویژه دارد که اگر این نقطه تقویت شود هزینههای دادگستری و تخلفات پایین خواهد آمد، همه قابلتقدیر و تشکر است. من معمولاً کمتر اینطور تشکر میکنم اما چون میبینم واقعاً دارند کار میکنند لازم بود که تشکر کنم.
برای سلامتی خانواده دستگاه قضا در استان که با همین قوه و سرعت کار کنند که البته ضعفها را کنار بگذارند و تبدیل به قوت کنند، صلوات بفرستید.
هفته دستگاه قضایی با شخصیت شهید بهشتی شکل گرفت. من عمدا هرسال نکتهای از شهید بهشتی عرض میکنم. گذشته از ویژگیهای ایشان در کار تشکیلاتی و نیرو سازی و کادر سازی ویژگیهای فردی خود ایشان هم منحصربهفرد است و کمتر افرادی هستند که مثل ایشان باشند و ما باید این را بهعنوان الگو در خودمان توسعه بدهیم. یکی مسئله توجه به وقت و زمان و دقت در زمان و مدیریت زمان است. ایشان خیلی مقید به وقت و زمان بود. اینها برای ما درس است و باید دوستان به آن توجه کنند. ما هم در کار تشکیلاتی و کادر سازی ضعف داریم و باید احیا بشود و درست بشود و ترمیم بشود، هم مسئولین ما نسبت به وقت باید دقت و اهتمام داشته باشند. از جوانی هم باید شروع کرد و این مسئله را یاد گرفت. ملاحظه احدی را در این مطلب ایشان نداشت.
در خاطرات یکی از دوستانش دارد که با شهید بهشتی کاری داشتم. برایم زمان ملاقاتی در تقویم کوچک جیبیاش نوشت. فردا نُه صبح. صبح هر چه سعی کردم با بیست دقیقه تأخیر رسیدم. با لبخند استقبال کرد و گفت: از وقت شما ده دقیقه مانده که آنهم با احوالپرسی و خوردن یک چای تمام خواهد شد. برای نوبت دیگر اقدام کردم. گفت: هفته بعد چهارشنبه بعد از نماز صبح. این بار قبل از نماز صبح در خانهشان رسیدم. در آغوشم گرفت و صحبت کردیم. بعد از نماز گفت: آقا جواد! من نظم و انضباط را از نماز آموختهام.
منشی ایشان میگوید: درزمانی که منشی شهید بهشتی بودم اگر زنگی چیزی زده میشد میبایست بروم ببینم چه کی هست. یکبار زنگ زدند و رفتم دم درب دیدم یکی از آشنایان خیلی نزدیک آقا هستند آمدم به آقا گفتم آقای باهنر آمده، گفتند به ایشان بگویید که من الان برنامهای با شما ندارم. به آقا گفتم: آقا چه طوری بهشان بگویم، اجازه میدهید بگویم نیستید؟ آقا گفتند یعنی دروغ بگویی؟! ابداً نه بگوئید هستند ولی الآن برنامهای دیگری دارد.
حالا ماها اصلاً رویمان نمیشود که اینطور بگوییم ولی باید بشود. اینها تربیت است. بعد دیدهاید، وقتهایشان هم توسعه دارد. ولی ما چقدر وقت کم میآوریم. ریشهاش همین بینظمیهاست. وقت خودتان را با نماز تنظیم کنید ببینید چقدر وقتتان اضافه میآید.
روزهای ماه تیر پر است از حوادثی که دشمنانمان بخصوص آمریکا برای ما تهیه دیدند. هفته حقوق بشر آمریکائی نامگذاری شد تا بیشتر با خوی استکباری و ددمنشی شیطان بزرگ آشنا شویم.
ششم تیر حضرت آقا را ترور کردند که حکمت الهی بر این بود که این شخصیت فرزانه و حکیم زنده بماند و این کشتی انقلاب را در طول نزدیک این ۳۰ سال مدیریت و اداره کند و بعد همینطور اتفاقات دیگری که افتاد.
یکوقتی آمریکا به ایران گفته بود وحشی و حضرت امام موضع گرفتند و خیلی زیبا وحشی را معنا کردند در قسمتی از بیانشان این است: «آنکسی که از آن (طرف) دنیا میآید به این (طرف) دنیا و تهدید میکند که من چه میکنم و چه میکنم. این وحشى است یا آنکه میگوید: بابا، بگذارید ما سر جاى خودمان، در کشور خودمان آزادباشیم؟ در منطق آنها، وحشى این است که رام آنها نباشد، چنانچه تروریسم هم آن است که تابع آنها نباشد. لهذا دیدید که عراق را تا آنوقتی که رام نبود براى آمریکا، در (ردیف) تروریستها حساب کردند. همچو که رام شد، او را (از لیست تروریستها خارج کردند)».
همین وحشیگریها را شما ببینید در تاریخ خیلی عجیب نوشتهشده است. کتابی را خانمی که یک نویسنده آلمانی است چاپ کرده است به نام «وقتی سربازان آمدند». در آنجا از جنایاتی گفته که آمریکا در جنگ جهانی دوم فقط در آلمان مرتکب شده که ۱۹۰ هزار دختر و زن و دختربچه را هتک حیثیت کردند؛ وحشیگری یعنی همین.
امروز وضعیت گروههای تروریستی بخصوص منافقین برای تمام دنیا روشن است اما به آنها کمک میکنند حمایت میکنند و جلسه میگذارند و تروریست نمیدانند اما سپاه پاسداران که نیروی مسلح رسمی است و وظیفهاش دفاع و حفظ کیان کشور است را تروریست میدانند و تحریم میکنند حزبالله لبنان را که در مقابل زیادهخواهی آنان و نوچههایشان ایستاده را تروریست میدانند. یمن مظلوم را ببینید که چگونه با حمایت همین مدافعان حقوق بشر هرروز سرکوب میشود متأسفانه حقوق بشر که ریشه در وحی الهی دارد را به ابزار سلطه گری بر کشورها و ملتها قرار دادهاند؛ و البته مردم آمریکا از این حقوق بشری که دولتمردان آمریکا میگویند بیشترین لطمه را خوردهاند.
من سال گذشته به تعدادی از جنایات آمریکا نسبت به کشور خودمان مطالبی را عرض کردم اما امسال به تعدادی از جنایات که به کشور خودشان دارند را عرض میکنم تا ببینید این جرثومه فساد که به خودشان هم رحم نمیکند چگونه به دیگران وعدههای حقوق بشری میدهد.
برای اینکه منافع سرمایهداران صهیونیستی در صنعت تولید سلاح و حفظ تراز بالای سهام کارخانههای اسلحهسازی در بازار بورس حفظ شود قانون آزادی حمل سلاح را تصویب کردهاند تا حق حیات انسانها را نقض کنند. میدانید نزدیک نود درصد از کشتارهایی که با سلاح گرم صورت میگیرند، در ایالاتمتحده رخ میدهند.
سلاح گرم دومین عامل مرگ در کودکان و نوجوانان آمریکایی و اولین دلیل مرگ کودکان و نوجوانان سیاهپوست در این کشور است. سالانه نزدیک به ۱۶۰۰ کودک و نوجوان با اسلحه به قتل میرسند.
دوم خشونت پلیس است طبق آماری که دادهاند پلیس آمریکا در یک سال فقط ۱۴ روز خشونت علیه مردم نداشته.
دستگاه قضائی جمهوری اسلامی را موردانتقاد قرار میدهند که چرا شریعت اسلام را اجرا میکنی و در مواردی حکم اعدام داری اما خودشان با روشهایی خشن مثل تزریق مرگبار و یا صندلی اعدام الکتریکی و امثال اینها اعدام دارند.
نقض حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی بخصوص مسلمانان که کمتر از یک درصد جمعیت شهروندی رادارند. تبعیض نژادی سیاهپوستان که ۱۳ درصد از کل جمعیت آمریکا هستند. نقض حقوق زنان و انواع خشونتها که بر آنان وارد میشود که آمار ندهم بسیار فضاحتبار است.
فقط عرض کنم که آمریکا در بین ۱۰ کشورِ نخستِ ناامن برای زنان قرار دارد؛ رتبهای که در حداقل یک دهه بدون تغییر باقیمانده است. نقض حقوق پناهجویان. نقض حریم خصوصی. نقض حقوق مطبوعات و رسانهها و دهها مورد دیگر کارنامه حقوق بشری داخلی آمریکاست.
خب در عرصه بینالمللی وضعیت وخیمتری دارد؛ که جلسه مستقلی میخواهد تا لیست کنیم جنایات آمریکا را. یکی از دردناکترین اتفاقات این است که بزرگترین ناقض حقوق بشر در دنیا، بلکه در تاریخ بشر، مدعی حقوق بشر است.
قرآن کریم بالصراحه این گروه دشمنان سرسخت بشریت میداند و بهعنوان «ألَدُّ الْخِصَامِ» در سوره بقره آیه ۲٠۴ نام میبرد. و از برنامههای راهبردیشان این است که هرگاه باقدرت میرسند، با فساد انگیزی و رواج تباهی در زمین، شاهرگهای حیاتی ملتها را به نابودی میکشانند «وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ» (بقره/۲۰۵) یعنی هم کشاورزی را بهعنوان زیرساخت اصلی اقتصاد جامعه، محو میکنند هم نسل را با انحراف نابود میکنند.
شاید مراد از «حرث»، بر اساس آیه «نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ» (بقره/ ۲۲۳) بانوان باشند که ریشه خانواده هستند؛ و مراد از «نسل» نیز فرزندان باشند. یعنى شیاطین نظام خانواده و تربیت فرزندان را نشانه رفتهاند و میبینید که چگونه در رفتار ظاهری و اعتقادات باطنی افراد کار میکنند. اینها هرکجا که وارد شدند اولین کاری که کردند از بین بردن خانواده بود، از بین بردن جامعه و اجتماع بود که الآن میبینید در کشور ما هم متأسفانه با انواع حیل و با روشهای مختلف خانواده مورد هجوم قرارگرفته و نسل را دارند تحدید میکنند.
این وضعیت آمریکای رو به افول است که حالا رئیسجمهور فراموشکارش که ظاهراً آلزایمر دارد، سفرهایی را دارد میرود که کشورهایی را علیه ایران متحد کند تا ایران را تحتفشار قرار دهند. خب تا حالا این کارهایی که کردید چه شده؟ بیش از ۴۰ سال سختی دادید و پول خرج کردید و ثمرهاش را دیدهاید. خودتان هم که اذعان کردهاید شکستخوردهاید. کرک و پر شما در منطقه توسط خط مقاومت با هدایت ایران ریخته بهتر است برگردید به خودتان برسید. اگر گوش شنوا داشته باشید امروز تمام مظلومان عالم از هر قوم و ملتی وقتی نام آمریکا میآید یک شعار میدهند.
چند ماهی است رژیم صهیونیستی هم علیه محور مقاومت و بهخصوص ایران لجن پراکنی و بعضاً اقدام میکند. ایران هراسی راه انداخته. ایران چون اعلام کرده به خاطر ترورهای صورت گرفته انتقام میگیرد و میدانند که ایران به وعدههایش عمل میکند، وحشت به جان رژیم صهیونیستی افتاده است، سعی میکنند به هر وسیلهای شده جلوی اقدام ایران را بگیرند.
حتی همانطور که مسبوق به سابق هم هست بعید نیست با بعضی از حرکات خودزنی کنند در بعضی از کشورها و بگویند کار ایران بوده که قبلاً هم این کارها را کردند که پروژه ایران هراسی را تکمیل کنند و یک ترسی را ایجاد میکنند که اخیراً هم دیدید.
اخیراً صهیونیستها به شهروندان خود گفتند به کشورهای اطراف ایران نروید احتمال سوءقصد ایران هست؛ اما این رژیم جعلی خوب میداند که ایران با مردم عادی کاری ندارد و اگر اراده انتقام داشته باشد، قطعاً قلب اسرائیل مورد هدف خواهد بود. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند که تلآویو مرکز انتقام است.
۲۵ ذیالقعده، روز دحوالارض است که آداب و اعمالی دارد که ان شاء الله فراموش نمیکنید. این روز، روز خلقت خشکی در روی زمین است. در این روز وقایعی هم رخداده که در روایات آمده.
دعاهایی هم دارد این روز که دریکی از دعاها که در مصباح المتهجد مرحوم شیخ طوسی نقل میکند، هست که «اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَهِ وَ فَالِقَ الْحَبَّهِ… اللَّهُمَّ… وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ»؛ که راجع به اجتباء و اصطفاء باید وقتی برای شما عرض کنم که در این روز ما دعا میکنیم برای حضرت حجه که توفیق داشتیم باشیم در تحقق ظهور حضرت و ایجاد تمدن اسلامی قدم برداریم.
به مردم داغدیده افغانستان به خاطر زلزله اخیر که واقع شد و تعداد زیادی از مسلمانها در آنجا از دنیا رفتند تسلیت عرض میکنیم و از خدای تعالی طلب مغفرت برای درگذشتگان میکنیم و طلب صبر برای بازماندگان و اینکه مجروحین و صدمهدیدهها را خدای تعالی بهزودی شفای عاجل عنایت کند.
باز در همینجا هم آمریکا نمیگذارد که مردم کمک کنند و کشورها، هم آمریکا و هم کشورهای غربی خدماتشان را به مردم ستمدیده افغانستان برسانند که جا دارد جامعه جهانی و حقوق بشر اگر راست میگویند به کمک مردم آسیبدیده بشتابند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/3/27 | 1401/3/27تشکیل جهاد سازندگی ثمرات فراوانی برای انقلاب، نظام و مردم داشت / کشور مقتدر، کشوری است که احتیاجات غذایی نداشته باشد / کشاورزی در کشور ما مهمتر از صنعت است / برای رهایی از مشکلات کشور به مسئولانی شبیه شهید چمران احتیاج داریم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه125
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
اهل تقوا به تواصی به حق و صبر اهتمام دارند. در جلسه اول این بحث عرض کردم حضرت آقا در روز مبعث سال گذشته به بصیرت و صبر برای مقابله با دشمنان اشاره فرمودند و در ادامه هم بیان کردند برای اینکه این دو ویژگی در جامعه حفظ شود لازم است مردم اهل تواصی باشند تا جلوی جنگ نرم دشمن گرفته شود و اتفاقاً دشمنان هم تلاش میکنند تا زنجیره تواصی را قطع کنند.
و به مناسبت مقداری به معنای تفسیر سوره مبارکه عصر پرداختم و از امروز به اصل بحث میپردازم تا ببینم چه مقدار میتوانم بیان کنم. اگر به محتوای سوره مبارکه عصر توجه کرده باشید میبینید که اول ایمان است و عمل صالحی که از ایمان نشئت میگیرد و آخر سفارش به صبر است و در وسط سفارش به حق بهعنوان حلقه واسط و وصلکننده ایمان به صبر.
حتماً دقت فرمودید که برای ایمان و عمل صالح که عمل شخصی است، تواصی نفرمود؛ یعنی نفرمود که همدیگر را به ایمان و عمل صالح سفارش کنید اما درباره حق و صبر این سفارش را خواست.
سفارش به صبر هم معلوم است. کسانی را سعادت یافته میداند که یکدیگر را به صبر توصیه کنند؛ اما اینکه یکدیگر را بهحق سفارش کنند معنایش چیست؟ برای روشن شدن این بخش، مقداری به بحث حق و آنچه در قرآن و روایات آمده میپردازم.
در قرآن، حق در همهجا یک کاربرد ندارد و درجاهای مختلف، فرق دارد. گاهی «اِسْتَحَقَّ» استعمال شده و گاهی «لِیُحِقَّ الْحَقَّ» و امثال اینها؛ که عصاره همه موارد به تحقق پیدا کردن و محقق شدن و ثبوت برمیگردد که به هرچه ضمیمه شود معنای خاص خودش را پیدا میکند.
مثلاً گاهی حق در مقابل کذب است گاهی حق در مقابل باطل است. گاهی حق صفت دین است. گاهی حق یک مفهوم حقوقی است که گفته میشود حقم را میخواهم. خیلی کوتاه همین موارد را توضیح بدهم.
مثلاً حق در مقابل کذب. در قرآن کریم درباره سخن خداوند فرمود: «قَوْلُهُ الْحَقُّ» سخن خدا حق است؛ یعنی حق را صفت برای کلام در نظر گرفت که اگر بخواهیم معنا کنیم میشود، صدق. کلام حق یعنی کلام مطابق با واقع و صادقانه. «قوله الحق» یعنی سخن خدا راست است.
یک مورد دیگر راجع بهحق در مقابل کذب و به معنای صدق و راست بودن از قرآن بیان کنم و آنوقتی است که انبیاء الهی عموماً و رسول خدا بخصوص میخواستند مسئله معاد و زنده شدن دوباره مردگان را به مردم تفهیم کنند و آنان باور کنند.
در آیه ۷ سوره مبارکه سباء دارد: «هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلَى رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ». آیا خبری به شما بدهم؟ یک نفر پیداشده که میگوید وقتی شما میمیرید و خاک، تکهتکه و پراکنده میشوید، دوباره زنده میشوید؟ این را میگفتند و میخندیدند. بعد انبیاء استدلال میآوردند و ثابت میکردند آنها میگفتند: «أَحَقٌّ هُوَ» واقعاً بناست معاد باشد؟ «قُلْ ای وَرَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ» بگو بله به خدا قسم راست است.۵۳/یونس.
میبینید که کلمه حق بکار رفت اما در مقابل کذب بود. گاهی حق گفته میشود و در مقابلش باطل است که معمولاً به خود عمل حق گفته میشود. مثلاً آفرینش زمین و آسمان که عمل خدای تعالی است این آفرینش حق است و باطل نیست. در آیه ۷۳ سوره مبارکه انعام فرمود: «هو الذی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ…»
چه زمانی اقدام به کاری میشود؟ وقتیکه بتوانیم نتیجه صحیحی برای آن کار در نظر بگیریم؛ یعنی همینکه کار نتیجهبخش باشد میگویند این کار حق است. نتیجه مطلوب و صحیح دارد که اگر نداشته باشد میگویند کار بیهودهای است، باطل است، لهو است، لغو است و امثال اینها.
در آیه ۱۹۱ و ۱۹۰ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «إنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ * الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار». کسانی که درباره آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند به این نتیجه میرسند که این آفرینش باطل نیست. خلق آسمان و زمین برای بازیچه، لهو، لعب، عبث و باطل نیست، بلکه آفرینش عمل خارجی است که متصف به حق است.
تعبیری را بعض اساتید بزرگوار رحمه الله دارند خوب توجه کنید که میگویند گاهی حق به ارزشها و باورها برمیگردد؛ یعنی باید بفهمیم بین این دو چه رابطهای وجود دارد. بیان مطلب اینکه اگر بخواهیم ثبوت واقعی مطلبی را بیان کنیم از کلمه هست یا است استفاده میکنیم. مثلاً میگوییم فلانی عادل است. یا فلان کالا برای فلان شخص هست. اینها مفاهیم واقعی هستند و به باورها برمیگردند.
هر چیزی که مربوط به واقعیتهای خارجی است و انسان باور میکند اینها هست. خدا هست. اعتقاد به وجود او حق است. «رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ». ولایت برای خدا حق است. «هُنَالِکَ الْوَلَایَهُ لِلَّهِ الْحَقِّ». خدا مولای حق است، دروغی و اعتباری نیست. یعنی مولای واقعی است.
اما گاهی حق به باید ختم میشود. مثلاً میگوییم، باید راست گفت، باید رعایت عدل کرد، باید با ظلم مبارزه کرد. اگر گفتیم باید چنین باشد. باید چنین عمل کرد. باید راست گفت. این مفهوم باید غیر از مفهوم است، است. اصطلاحاً به اینها مفاهیم ارزشی میگویند.
پس میبینید که کاربردهای حق در گفتار گاهی در باورها و گاهی در ارزشهاست. بحث از دست نرود تا اینجا عرض کردیم این مهم است که بفهمیم چرا تواصی بهحق بین ایمان و صبر قرارگرفته و برای فهم این مطلب به تعدادی از موارد استعمال حق در قرآن کریم اشاره کردم که باهم در معنا فرق داشتند تا در نوبت بعد با قید حیات ادامه بحث را دنبال کنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در همه حال بردبارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۷ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ». نخستین فایدهاى که شخص بردبار، از بردبارىاش مىبرد، آن است که مردم در برابر نادان او را یارى مىکنند. حلم صفت بسیار بلندی است. البته بین حلم و صبر فرق است.
حضرت ترغیب کردهاند که اهل بردباری باشیم. چون در مخاطراتی که از طرف افراد نادان برای انسان پیش میآید مردم افراد بردبار را کمک میکنند و تنها نمیگذارند.
اتفاقاً در حکمت بعدی هم به همین صفت زیبا اشارهشده و ترغیب کرده است که اگر حلیم و بردبار نیستید برای به دست آوردن این صفت خود را به حلم بزنید تا آرامآرام متخلق به این خلق بشوید. فرمود: «إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ، فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ، إِلَّا وَ أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ». اگر شکیبا نیستى خود را به شکیبایى وادار کن زیرا کم اتفاق مىافتد که کسى به گروهى خود را شبیه سازد و از آنها نشود.
امام علیهالسلام در حقیقت روشی را برای به دست آوردن صفات پسندیده آموزش دادهاند. از خدای تعالی میخواهیم توفیق تخلق به این خلق را نصیب همه ما بگرداند.
مرحوم حاج شیخ عباس قمی ره در مفاتیحالجنان گفته است که بنا بر قولی ۲۳ ذیقعده سالگشت شهادت امام رضا علیهالسلام و زیارت حضرت از دور و نزدیک مستحب است. مرحوم میرداماد ره در رساله اربعه ایام در بیان اعمال روز دحوالارض گفته است، زیارت امام رضا علیهالسلام در این روز افضل اعمال مستحب و از مؤکدترین آداب میباشد.
من چون هفته گذشته مفصل راجع به حضرت مطالبی را عرض کردم فقط به این یکی دو روایت اکتفا میکنم که ما را تشویق به زیارت و فلسفه آنکه باعث میشود زائر با مزور ارتباط برقرار کند و صفات او را به خود بگیرد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: نوه من در سرزمین خراسان و در شهر طوس به شهادت میرسد «مَنْ زَارَهُ إِلَیْهَا عَارِفاً بِحَقِّهِ أَخَذْتُهُ بِیَدِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّهَ وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْکَبَائِرِ. قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا عِرْفَانُ حَقِّهِ قَالَ یَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَهِ غَرِیبٌ شَهِیدٌ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ سَبْعِینَ شَهِیداً مِمَّنِ اسْتُشْهِدَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ عَلَى حَقِیقَهٍ». (من لایحضره الفقیه، جلد ۲، صفحه ۵۸۴). هر کس که با شناخت حقّش او را زیارت کند، من در روز قیامت او را به دست خود میگیرم و به بهشت داخل میسازم، اگرچه از اهل معاصى کبیره باشد. (زیارت حضرت رضا این خاصیت را دارد البته امام صادق شرط گذاشتند که عارفا بحقه) راوى گفت: گفتم: فدایت شوم، شناخت حق او چیست؟ فرمود: شناخت حق او این است که بداند که او امامى واجب الاطاعه است و غریب و شهیدی است که هر کس با شناخت حقّش او را زیارت کند، (این مربوط به همه ائمه است در زمان خودشان و در این زمان امام زمان علیهالسلام که ما بفهمیم امامی است که طاعتش واجب است. ما در مقام بیان میگویم اما در مقام عمل اطاعت از امام نداریم. صدبار هم به زیارت برویم عارفان بحقه نشده است. وقتی عارفا بحقه شده است که ما دستورات او را اطاعت کنیم) خداى عزّ و جلّ اجر هفتاد شهید از شهدایى را که پیش روى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در دفاع از او، از روى حقیقت به شهادت رسیدهاند به او عطا میکند.
خیلی مهم است خیلی عظیم است که ما زجر سفر را میکشیم و به زیارت حضرت رضا میرویم و بقیه اهلبیت، عارفا بحقه باید برویم یعنی هر چه که گفت دستورات و اوامرش و نواهی اش را باید انجام داد.
و در روایت دیگر امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «سَیُقْتَلُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ بِالسَّمِّ ظُلْماً اسْمُهُ اسْمِی وَ اسْمُ أَبِیهِ اسْمُ ابْنِ عِمْرَانَ مُوسَی أَلَا فَمَنْ زَارَهُ فِی غُرْبَتِهِ غَفَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذُنُوبَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْهَا وَ مَا تَأَخَّرَ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ عَدَدِ النُّجُومِ وَ قَطْرِ الْأَمْطَارِ وَ وَرَقِ الْأَشْجَارِ». بهزودی مردی از فرزندان من در سرزمین خراسان به ظلم و با سم کشته خواهد شد نام او هم نام من و نام پدرش همنام فرزند عمران، موسی است، آگاه باشید هر کس او را در غربتش زیارت کند خداوند گناهان گذشته و اخیر او را میآمرزد هرچند به عدد ستارگان آسمان و قطرات باران و برگ درختان باشد. خدای تعالی زیارت بامعرفت به حق اهلبیت و بهخصوص امام رضا علیهالسلام نصیب همه ما بگرداند.
۲۷ خرداد سال ۵۸ حضرت امام دستور تشکیل جهاد سازندگی دادند و ثمرات فراوانی برای انقلاب و نظام و مردم این حرکت عظیم داشت؛ و امروز هم احتیاج هست که این جریان دوباره احیا شود همه گروههای جهادی که امروز دارند تلاش میکنند و عمل میکنند با همدیگر منسجم در یک مسیر حرکت کنند تا نتیجهبخش باش.
بحث محرومیتزدایی و بحث حرکتهای جهادی که این روزها انجام میشود حرکتهای خوبی است. گروههای فراوانی از مردم مشغول این خدمات هستند اما باید منسجم و متحد و با یک روشمندی این کار انجام شود.
جهاد سازندگی که در سالهای اول تشکیلشده بود این کارها را مدیریت میکرد و منسجم انجام میشد و آثار و برکات خودش را داشت؛ و یکی از آن مسائلی بود که همان اول انقلاب به وجود آمد و آثار فراوانی را داشت. به نظر میرسد که دوباره باید با همان روش این کارها را انجام داد تا موضوعات مختلف بهخصوص بحث کشاورزی و امثال اینها دوباره احیا شود.
شما قبل از خطبهها مطالب مفید و ارزندهای را از معاون وزیر محترم جهاد کشاورزی در این رابطه و مسائلی که مربوط به کلان کشور و استان هست شنیدید قطعاً. من مطالب دیگری را خدمت شما عرض میکنم.
در این هفته روز جهانی بیابانزدائی، سال گشت تشکیل جهاد سازندگی و آغاز هفته صرفهجوئی در مصرف آب را داریم که همه تقریباً به یک مطلب برمیگردد و آن حفظ منابع طبیعی و استفاده بهینه از آنها و تلاش برای رشد منابع حیاتی جامعه است.
از مسائل مهمی که مسئولین و مردم باید اهتمام ویژه داشته باشند بخش کشاورزی است. یکی از مصادیق استقلال که از آرمانهای انقلاب است استقلال در بخش کشاورزی است. باید در این بخش طوری کار کرد تا خودکفا شویم.
امامین انقلاب هم در مقاطع مختلف تأکید و توصیه داشتهاند که این مهم به جد دنبال شود و قبل از هر دو بزرگوار، قرآن و رسول خدا و اهلبیت علیهمالسلام توصیه فرمودند و چه بیانات زیبایی از حضرات معصومین دراینباره داریم.
اتفاقاً آنها هم به بحث استقلال غذائی اشاره دارند و برای تشویق به اقدام کار کشاورزی و دامداری و امثال اینها را عبادت و ترک آن را مذمت کردهاند. بعض از ائمه علیهمالسلام خودشان کشاورزی داشتند و این حرکت ائمه پیام دارد.
درباره امیرالمؤمنین است که او را مىدیدند که با یک قطار شتر، با بار هسته خرما، در حرکت است، از حضرت سؤال میکردند اینها چیست؟ مىگفت: درخت خرما ان شاء اللَّه؛ (حالا آنها هسته خرما بود و باید میکاشتند. ان شاء الله را هم یادتان باشد همیشه در کارهایتان بگویید) آنها را مىکاشت و حتّى یکى از هستهها را دور نمىانداخت.
امام صادق علیهالسلام فرمود: در میان کارها چیزى در نزد خداى متعال، محبوبتر از کشاورزى نیست؛ خدا هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر اینکه کشاورز بود، جز ادریس که خیّاط بود. (و الا همه انبیا کشاورزی کردند حتی رسول خدا).
امام صادق علیهالسلام به نقل از امام باقر علیهالسلام از قول امیرالمؤمنین علیهالسلام مىگفت: هر کس آب و خاکى در اختیار داشته باشد و (کشت و کارى نکند و) فقیر بماند، خدا او را از رحمت دور سازد.
این فقط مربوط به فرد نیست. جامعه را هم میگیرد؛ یعنی گر ملتی آب و زمین داشته باشد و با سوء مدیریت و بدون بهرهبرداری درست فقیر شود از رحمت الهی دور میشود. خدا اگر نظر رحمتش را برگرداند همین میشود. باران نمیآید، خشکسالی میشود، گرفتاریهای متعدد که در جامعه به وجود میآید همین است که رحمت خدا برمیگردد.
این همان اقتدار غذائی است که نباید از دست برود. آبوخاک در کشور ما در مسیر خشکسالی است. همان مقداری که هست باید با دقت مصرف شود.
کشور مقتدر کشوری است که احتیاجات غذائی نداشته باشد. هر کس بهاندازه خودش باید اقدام داشته باشد. گاهی چندنفری باهم میتوانند کار مفیدی در این زمینه انجام دهند. باید از روشهای جدید استفاده کرد و بهره بیشتر برد. البته منظورم ترا ریخته و امثال آن نیست.
امام معصوم از خاک گفته است. این یعنی نباید مسئولین محترم اجازه دهند کاربری زمینهای کشاورزی به هر عنوانی تغییر کند. زمین کشاورزی باید کشاورزی بماند. الآن ببینید چه بلیه ای به جان کشور افتاده! زمینهای کشاورزی را به بهانههای مختلف سند میدهند و کاربری تغییر میکند و زمین کشاورزی از بین میرود. مگر کشاورزی بدون زمین میشود؟ مگر تأمین غذا بدون زمین میشود؟ اقتدار غذایی اگر میخواهیم باید کشاورزی را اهمیت بدهیم.
بههرتقدیر امروز یکی از مصادیق استکبارستیزی کمک به استقلال کشور است که یک بعد آن تقویت بخش کشاورزی است.
رهبر معظم انقلاب اولویت را به بخش کشاورزی میدهند و حضرت امام دربیانی فرمودند: «اگر زراعت خودمان، کشاورزى خودمان نتواند کفاف براى خودمان باشد و دستمان پیش آمریکا و امثال آمریکا براى ارزاقمان دراز باشد، ما وابسته خواهیم بود (و) نمیتوانیم کارى انجام بدهیم. آنوقت در جهات سیاسى هم باید وابسته بشویم». امام وابستگی غذا را موجب وابستگی سیاسی میدانند که مطلب درستی است.
در بیان دیگری فرمودند: «همین باورِ توانایى، شمارا توانا میکند. اگر افکار یک ملتى وابستگى به قدرت بزرگى داشته باشد، تمام چیزهاى آن ملت، وابستگى پیدا میکند. اگر افکارتان و باورتان این باشد که ما میتوانیم مستقل باشیم و وابسته به غیر نباشیم، خواهید توانست. اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما میتوانیم در کشاورزى بهجایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم، بلکه دیگران به ما محتاج باشند، میتوانند».
در کشور ما مهمتر از صنعت، بخش کشاورزی است. با توجه به آبوخاک و هوائی که داریم باید بهترین استفاده را داشته باشیم و الا آرامآرام به بیابان تبدیل میشویم.
و در بحث بیابانزدائی مهمترین کار جلوگیری از بیابان شدن مناطق است؛ که بحث خودش را دارد. در مصرف آب هم متأسفانه صرفهجوئی لازم را نداریم. در همه بخشها نهفقط همه توجه به مصرف خانگی باشد.
وقتی شبکه آبرسانی عیوبی دارد تا اصلاح نشود، نتیجهاش اسراف است. در بخش کشاورزی در مناطقی که آب کمتر است به نوع کشت باید توجه شود، هدر دادن قطرهای از آب جایز نیست.
در همین اطراف کرج دیدم که کلم و کاهو و امثال اینها که غرقابی است کاشتند. خب ما در استان کمبود آبداریم. خب نباید اجازه کاشت این محصولات را در مناطق کم آب داد. اینها میشود صیانت از آب. آب از بین برود زمین و کشاورزی و باغداری و دامپروری هم از بین میرود میشود بیابان. امنیت غذائی هم به خطر میافتد.
در کشورهای دیگر مطالعه و ملاحظه کردید، جایی که آب کم است اصلاً اجازه کاشت میوههای آب بر را نمیدهند. از جای دیگر میخرند. خودشان این کار را نمیکنند.
حضرت آقا فرمودند: «صرفهجویی لازم است؛ از تولید تا مصرف تا بازیافت. آب را صرفهجویی کنیم، یعنى از سدهایمان صیانت کنیم، شبکههای آبرسانی را اصلاح کنیم، آبیاریهای باصرفه در کشاورزى را آموزش بدهیم که چه جورى آبیارى بشود».
هر کس بهاندازه خودش در مصرف صرفهجوئی کند بسیار تأثیرگذار خواهد بود. این مسئله جدی است. من قبلاً راجع به آب صحبت کردم. هم آب هم خاک. خاک از بین برود همهچیز از بین میرود. همهچیز از خاک به وجود میآید. همهچیز از خاک تولید میشود. درست است که ما با آب زنده هستیم اما تولید همهچیز از خاک است. همین لباسی که به تن شماست از خاک درستشده است.
۳۱ خرداد سال گشت شهادت دکتر مصطفی چمران مجاهدی نستوه و دانشمندی متعهد و عارفی سالک و سرداری شجاع است خدای تعالی با اولیاء خودش محشور گرداند. باید به زندگی او و مثل او پرداخت و جلوههای الگویی این شخصیتهای کمنظیر را برای همه بازگو کرد. هم برای جوانان و هم برای مسئولان. چهره بخشی از این شخصیتها را باید برای مسئولین ترسیم کرد. گذشته از اینکه جوانان باید بهره ببرند.
تلاش بیگانگان علیه نظام اسلامی این است که همه مردم را از مسیری که انتخاب کردهاند منصرف کنند و با به وجود آوردن مشکلات و فشارهای پیرامونی، محاسبات افراد را بهخصوص مسئولین را دچار نقص و خلل بکنند و درنتیجه افراد را وادار به عقبگرد و یا سکوت بکنند. خوب دقت کنید به این بحث.
الگوی شهید چمران میتواند راه صحیح را به مسئولین و مردم نشان دهد که باوجود سختیها و مشکلات چگونه باید طی طریق کرد و خسته نشد.
شهید چمران جمع اضداد بود. کسانی که او را از نزدیک دیده بودند این را اذعان میکنند. هم اسلحه به دست داشت هم اشک به چشم. درصحنه نبرد مثل شیر غران بود و در شب، اهل تهجد و آه و ناله. نمونه کامل یک مرد اهل عمل بود. هم اهل هجرت بود هم جهاد و به شهادت هم رسید.
الگوی امروز ماست هم در بحث مجاهدت و جهادی عمل کردن و هم در بحث مقاومت با همه ابعادی که دارد. او اسوه جهاد و مقاومت است. حتماً دوستان عزیز زندگی چمران را مرور کنید بسیار درسآموز است. من کمتر راجع به افراد میگویم که دنبال کنید ولی این شخصیت بسیار درسآموز است، هم برای مسئولین هم جوانها.
بخشی را که خودش گفته عرض میکنم. «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم. از همه نوع امکانات برخوردار بودم. ولی همه لذّات را کنار گذاشتم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم؛ با فقر و محرومیت آنها بیشتر آشنا شوم؛ قلب خود را برای دردها و غمهای این دلشکستگان بازکنم؛… لذت خود را در آب دیده قرار دهم؛ تنها آسمان را، در سکوت و ظلمت شب، پناهگاه آههای سوزان خود سازم؛… میخواستم که در این دنیا با سرمایهداران و ستمگران محشور نباشم، (خوب این قسمتها را دقت کنید بعد مقایسه کنید) در جوّ آنها نفس نکشم، از تمتعات حیات آنها محظوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذات زندگی خوش به آنها نفروشم.» همین یک خط خیلی درس است.
ایشان یکی از مسئولان جمهوری اسلامی بود. میگوید نمیخواهم در فضایی که مستکبران زندگی میکنند نفس بکشم. میخواهم در بین مستضعفین نفس بکشم. حالا عدهای خود را مقایسه کنند که عنوان مسئول دارند با ایشان و خود را آماده پاسخ گوئی یوم الجزاء کنند.
برای رهایی از مشکلات کشور به مسئولانی شبیه چمران احتیاج داریم. این بزرگمرد در میدان مبارزه با استکبار و جنگی که دشمنان ملت ترتیب داده بودند به شهادت رسید. عاش سعیدا و مات سعیدا.
ضدیت ما با استکبار و بهخصوص آمریکای جنایتکار و اذناب پلیدش هرگز کمرنگ نمیشود اخیراً هم اشرار صهیونیستی راجع به ایران و تغییر رویکردشان مطالبی گفتهاند که حالا در میدان عمل نتیجه گفتههایشان را خواهند دید اما آنچه را که ما فراموش نمیکنیم و این را جزو آداب هر جمعه خود کردهایم این است که هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بکشیم.
۳۰ خرداد سال ۶۰ آغاز جنگ مسلحانه علیه نظام اسلامی توسط منافقین اعلام شد و چهره واقعی خودشان را برای مردم کاملاً برملا کردند اگرچه اهلفن از قبل شناخت کامل راجع به آنها داشتند.
تا امروز هر جا علیه مردم حرکتی توسط دشمنان صورت گرفته یک پای ثابت آن منافقین بودهاند. از ترور و به شهادت رساندن مسئولین و دانشمندانمان بگیرید تا مردم عادی. باید کاملاً تبیین کرد که چگونه ۱۷ هزار نفر به دستور استکبار توسط منافقین به شهادت رسیدند.
جاسوسی اطلاعاتی و کمک به ترور دانشمندان و دهها ظلم و جنایت دیگر چهره خبیث جلادان را پاک نمیکند ولو با دهها ترفند و تحریف حقائق و دروغپراکنی خود را مظلوم نشان دهند. همین روزها هم برای دشمنان ملت مزدوری میکنند و خوشرقصی دارند.
نکتهای راجع به عزل و نصبها در استان میخواستم بگویم، راجع به بعضی از انتصاباتی که اخیراً شده است اما فعلاً چون به نتیجه قطعی نرسیدم اینجا اعلام نمیکنم. بنا داشتم نکتهای را عرض کنم. البته نکتهای که عرض میکنم نکته همیشگی ماست. ما بر سر این مسئله اصرار داریم و همانطور که رهبر معظم انقلاب هم تکرار کردند در بهکارگیری فتنهگران و حتی ساکتین فتنه و کسانی که در مسیری حرکت کردند و میکنند که در مقابل حرکت انقلابی مردم است، بهکارگیری اینها درست نیست و نباید به کار گرفته شوند و این جزو اصول ماست؛ ولی چون هنوز برای بنده مسلم نشده از مسئله عبور میکنیم؛ اما اگر به نتیجه رسیدیم سکوت نخواهیم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/3/20 | 1401/3/20نیروی انتظامی با مظاهر هویت زدایی در جامعه با قاطعیت برخورد کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه126
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و همه شما را رعایت به تقوای اللهی دعوت میکنم. متقین عامل به سوره عصر هستند. مطلبی که در این نوبت عرض میکنم سفارش به صبر است که فرمود: «وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» که یکی از چهار عنوانی است که انسان را از خسران نجات میدهد. ایمان و عمل صالح و سفارش به حق در سوره مبارکه ترجمه شد رسیدیم به اینکه باید در مصائب و سختیها و مشکلاتی که برای انسان پیش میآید و همچنین در عمل به بعض عبادات برای عدهای سختیهایی به وجود میآید و یا در جلوگیرى نفس از گناهان و خطاها، باید صبر و تحمل سختیهایی را کرد.
و البته این صبر را هم مطلق آورده و بیان نکرده که در چه قسمتی باید صبور بود؛ و اساساً مقید بودن و روشمند عمل کردن برای اکثر با سختیهایی روبرو است لذا دعوت به صبر در همه شئون شده است.
البته بعدازاین که انسان شناخت اجمالی پیدا کرد به خودش و آیندهای که در پیش رو دارد و وظائفی که باید انجام دهد، در هنگام عمل متوجه موانعی بر سر راه میشود که اگر در هنگام برطرف کردن موانع استقامت و صبر لازم را نداشته باشد به مقصد نمیرسد، وظائف دینیاش را نمیتواند انجام دهد نمیتواند احقاق حق کند و یا عمل صالحی داشته باشد. لذا بر اساس آنچه در روایات هم مطرح هست صبر در اینجا اعم است و سه درجه دارد.
انسانها به خاطر طبیعت و گرایشی که به زمین و مادیات دارند دنبال جلب منفعت و به دست آوردن هر چیزی که به آن میل دارند هستند و در گفتار و رفتار و عمل این میل به کجی کاملاً دیده میشود. خدای تعالی برای تعدیل این امیال پیامبرانش را یکی بعد از دیگری فرستاد تا با دستورات و سفارشی که میکنند انسان را در مسیر تعالی قرار دهند و یکی از مهمترین وظائف اهل ایمان در هدایت اطرافیان به صلاح و فلاح را امربهمعروف و نهی از منکر قراردادند. این سفارش به صبر ریشه در تحمل این مسیر هدایتگری و عمل به دستورات فردی و اجتماعی دارد.
خلاصه تفسیر این سوره مبارکه را مرحوم محقق طوسى خیلی کوتاه و مختصر اینگونه بیان فرمودند: سوگند به عصر: بهدرستی که جنس انسانى در زیانکارى است به سبب اشتغال در امور طبیعى و غرق در شهوات حیوانى. مگر کسانی که ایمان آورند: یعنى کاملکنندگان در قوه نظریه؛ و بهجا آورند اعمال شایسته: یعنى کاملکنندگان در قوه عملیه؛ و وصیت کنند به حق: یعنى کامل مىکنند عقول خلایق را به معارف نظریه؛ و وصیت کنند به صبر و بردبارى: یعنى کامل مىکنند اخلاق خلایق را به بیان کردن مقدمات خلقیه.
اگر خوب توجه کنیم میبینیم که اگر همه مسلمین مقید به رعایت این سوره مبارکه در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی باشند بسیاری از مشکلات حل میشود نقاط ضعف به قوت تبدیل شده، بر همه شرور عالم پیروز میشوند.
چند روایت برای شما بخوانم: رسول خدا فرمودند: خاسر و زیانکار کسی است که از آباد کردن آخرت غافل ماند. کسی که عمر خود را در طلب دنیا صرف کند در این معامله زیان کرده و توفیق را از دست داده است.
امیرالمؤمنین در پاسخ به این سؤال که بدبخت بزرگ چه کسی است؟ فرمود: مردی که دنیا را به خاطر دنیا ترک کند و بدین سبب دنیا را از دست بدهد و آخرت را زیان کند؛ و مردی که برای خودنمائی عبادت و کوشش کند و روزه بگیرد، چنین کسی از لذتهای دنیا محروم گشته و خود را به رنجی درافکنده است که اگر برای خدا میبود سزاوار پاداش او میشد.
البته قرآن کریم در آیه ۱۰۳ و ۱۰۴ سوره مبارکه کهف به همه ما خبر داده است که زیانکارترین مردم کسانی هستند که کوشش و تلاش آنها چون فکر میکنند کار خوب میکنند در این دنیا به هدر رفت.
خدای تعالی به انسان و حیات دنیایی و پس از دنیای او اهمیت داده و او را متوجه امورش کرده است. عمر را بهعنوان سرمایه در اختیارش قرار داده و بعد همین سرمایههای وجودی را از او میخرد. «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ …» توبه/۱۱۱٫
ولو سرمایه کم هم باشد باز خداوند با آن رحمت واسعهای که دارد میپذیرد او کسی است که «یَقْبَلُ الْیَسِیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثِیرِ» است و در دادن پاداش هم ولو کسی کم آورده باشد، میپذیرد.
فرمود: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ». وقتی هم میخواهد پاداش بدهد ده برابر، صد برابر، هفتصد برابر و هزاروچهارصد برابر میبخشد. بااینکه رأس المال و همه قوه و توان شخص و پاداشی که میدهد همهاش برای خودش است.
واقعاً جای تأسف ندارد که انسان این شرایطی را که خداوند برای او فراهم کرده از دست بدهد و روز قیامت در ردیف خسران زدگان و یا حسرت خورندگان و مغبون شدگان باشد؟!
اینجا پایان شرح مختصر سوره مبارکه بود انشاءالله از هفته آینده با قید حیات بحث تواصی را دنبال میکنم.
عرض میکنیم خدایا همه ما از روی غفلت و ندانمکاری نه از روی عمد و سرپیچی در خسرانیم خودت به همه ما توفیق ایمان و عمل صالح و تواصى به حق و صبر را عنایت فرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا نسبت به علم و به دست آوردن دانش حریص هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۶ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «کُلُّ وِعَاءٍ یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ، إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ». هر ظرفى بدانچه در درون آن قرار مىدهند پر مىشود، جز ظرف دانش که از آن وسعت مىیابد. معنای روایت روشن است.
شما به همین ظروفی که در اختیار دارید توجه کنید میبینید که حجم مشخصی دارند و به مقدار معینی که برسد پر میشوند؛ اما ظرف علم که همان نفس ناطقه انسان است اینطور نیست، نیروى دریافت و به دست آوردن علوم در انسانها نامتناهى است. وقتی کسی دانش به دست آورد همین مقدمه علوم دیگر میشود و دائماً ظرفیت بیشتری پیدا میکند؛ و قوه عاقله نیروی بیشتری پیدا میکند. خدای تعالی برای دل ما ظرفیت بیشتری جهت دریافت معارف قرار دهد.
۱۵ روز بعد از شهادت امام صادق علیهالسلام در سال ۱۴۸ قمری، شمس الشموس امام الرئوف مظهر رحمت واسعه الهی حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثنا به دنیا آمد و جهان را به نور خودش روشن کرد. این ایام را به همه شما بزرگواران، اعزه حاضر و همه کسانی که دوستدار و محب و موالی آن حضرت هستند تبریک عرض میکنم.
کسانی که در این روزها به ساحت قدسی حضرت بیادبی کردند؛ گویندگان و تولیدکنندگان و توسعهدهندگان و هرکسی که همراهی کرد، نتیجه عمل خودش را بهزودی خواهد دید و بیپاسخ نمیماند.
من در این نوبت به احترام امام رئوف اصل خطبه را به ایشان اختصاص میدهم. البته در ذیل تذکراتی را هم عرض میکنم. دریای مناقب عالم آل محمد را نمیشود در چندین خطبه حتی فقط فهرست کرد که بگوییم این مجموعه در اختیار است؛ چه برسد به اینکه بخواهیم مطلبی را بیان کنیم و توضیح بدهیم و شرح دهیم. بهناچار فقط اشاره میکنم، شما هم به حمدالله خوب توجه میکنید.
روایتی را مرحوم ابن شاذان قمی رضوان الله علیه که از علمای بزرگوار شیعی است و در قرن چهارم و پنجم قمری زندگی میکرد، در کتابی که معروف است به فضائل ابن شاذان آورده است. از کتب مرجع بهحساب میآید و در آن ۱۰۰ منقبت از مناقب اهلبیت علیهمالسلام بهخصوص امیرالمؤمنین و دیگر ائمه آورده و همه روایاتی است که اهل سنت به آن استناد کردند. این کتاب معروف به کتاب «مأه منقبه» هم هست. این کتاب نزد اهل سنت هم عرض میکنم که معتبر است.
حدیث ششم روایتی است از رسول خدا خطاب به امیرالمؤمنین سلام الله علیهما در تفسیر آیه ۷۵ سوره مبارکه حجر که معروف به آیه متوسمین است. آنجا مطالبی را پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین درباره اهلبیت میگوید. خوب دقت کنید روایت قشنگی است.
میفرماید: «یا عَلِی! أَنَا نَذِیرُ أُمَّتِی وَ أَنْتَ هادیها وَ الْحَسَنُ قَائِدُهَا وَ الْحُسَینُ سائقها وَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ جامعها وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی عَارِفُهَا وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ کاتبها وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِیهَا وَ عَلِی بْنُ مُوسَی مُعَبِّرُهَا وَ مُنْجِیهَا وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا وَ مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی قَائِمُهَا وَ سَابِقُهَا وَ عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ سَاتِرُهَا وَ عَالِمُهَا وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی مُنَادِیهَا وَ مُعْطِیهَا وَ الْقَائِمُ الْخَلَفُ ساقیها وَ مُنَاشِدُهَا؛ إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ» یا علی من هشداردهنده امت هستم و تو هدایتکننده امت هستی. حسن پیشوا و حسین راهبر و رساننده است و امام سجاد جامع امت و امام باقر عارف امت است و امام صادق کاتب امت و امام کاظم شمارش کننده و حسابگر امت است. (هرکدام از اینها توضیح و شرح دارد و من از آن عبور میکنم که منظور از این صفاتی که پیغمبر اکرم برای هرکدام از اهلبیت فرمودند چیست) و امام رضا تعبیرگر و نجاتدهنده و دورکننده کینهتوزان و دشمنان و نزدیک کننده مؤمنین است. (برای همه اهلبیت تا امام رضا یک ویژگی را حضرت بیان کردند اما به امام رضا که رسید چهار ویژگی فرمودند که این چهارتا را من میخواهم برای شما توضیح بدهم چند امام دیگر را هم عرض کنم) امام جواد برپاکننده و جلودار و امام هادی پوشاننده عیوب و عالم و امام عسگری ندادهنده و عطاکننده و حضرت حجت ساقی و معرفی کننده امت است.
بعد حضرت فرمودند: «إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ» در این مطلب برای هوشمندان عبرت و بصیرت بسیاری است. اینکه متوسمین چه کسانی هستند و ویژگیهایشان چیست که حضرت در اینجا این مطلب را در ذیل همین آیه مطرح میکنند این مطلب را کنار میگذارم و فقط این چهار صفت امام رضا علیهالسلام را برای شما ترجمه میکنم.
با توجه به اینکه نام همه اهلبیت برده شده و بعد هم به آیه توسم استناد شده، ما را متوجه میکند که راجع به اهلبیت وقتی میخواهیم سخن بگوییم شناخت ما وقتی شناخت درست و کاملی است که همه آنها را با همدیگر و با همه خصوصیاتشان در نظر بگیریم و عملکرد همه آنها را با توجه به زمان و مکانی که در آن قرار گرفتند و شرایطی که داشتند مدنظر بگیریم.
رسول خدا فرمودند: امام رضا معبر الامه است. معبر به قول ما طلبهها معنای اسم فاعلی دارد؛ یعنی تعبیر کننده که درجاهای مختلف هم به کار میرود؛ مثلاً در تعبیر خواب استفاده میشود یا میگویند «عبّر ما فی نفسه» یعنی آنچه در دل داشت را بیان کرد.
اما در اینجا برای امام رضا وقتی میگوید معبر امت است به چه معنایی است؟ شاید از این باب باشد که حضرت به خاطر نشر علوم اهلبیت علیهمالسلام مشهور به عالم آل پیغمبر شد و در مناظرات و مجالس علمی با گروههای مختلف فکری و علمای مذاهب گوناگون شرکت میکرد و بعد موفق از این میدان بیرون میآمد و به تمام اسرار علوم الهی بهخصوص توحید آگاهی داشتند و هر فرصتی که پیدا میکردند آگاهی میبخشیدند. لذا رسول خدا ایشان را معبر امت نامیدند؛ یعنی کسی که برای امت همه آن چیزی را که امت نیاز دارد تعبیر میکند.
معنای دیگری هم برای معبر امت گفتهاند و آن این است که در سختیها و گرفتاریهایی که برای امت پیدا میشود، در توطئهها و دشمنیهایی که بر امت اسلامی واقع میشود، نجاتدهنده و عبور دهنده از این مشکلات، کشتی نجات رضوی است و حضرت رضا امت را نجات میدهد.
این را هم خوب دقت کنید که در بین ائمه علیهمالسلام حضرت مظهر اسم «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» است. همانطور که حضرت حسین علیهالسلام مظهر «رحمت الله الواسعه» است؛ یعنی هر دو امام بزرگوار مظهر اسم رحمت الهی هستند؛ یکی مظهر رحمت واسعه و گسترده الهی و دیگری مظهر سبقت رحمت الهی است.
آنقدر رحمت حضرت رضا علیهالسلام محسوس است که انسان وقتی در کنار مضجع شریف آن حضرت قرار میگیرد رحمت ایشان را حس میکند؛ یعنی مرحمت آن حضرت قابل حس است و از اختصاصات ایشان است. بعضی از اهل معرفت اینطور میگویند که رحمت حضرت رضا محسوس است. مثل امام حسین علیهالسلام که عرض کردم. رحمت واسعه الهی برای امام حسین است که توسط امام رضا علیهالسلام سبقت میگیرد؛ یعنی با سرعت زیادی به بندگان خدا آن رحمت میرسد.
به این روایات دقت کنید که مظهر رحمت بودن اهلبیت را نشان میدهد بهخصوص این دو امام بزرگوار. امام رضا علیهالسلام این روایت را نقل میکند. درباره زیارت امام حسین علیهالسلام میفرماید که «مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، کانَ کَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ» کسی که توفیق پیدا کند به زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا برود مثل کسی است که خدا را زیارت کرده در بالای عرش.
امام کاظم علیهالسلام هم ضمن روایتی که درباره ثواب زیارت امام رضا است فرمود: «مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِی عَلِیٍّ وَ بَاتَ عِنْدَهُ لَیْلَهً کَانَ کَمَنْ زَارَ اَللَّهَ فِی عَرْشِهِ قُلْتُ کَمَنْ زَارَ اَللَّهَ فِی عَرْشِهِ» کسی که او را زیارت کند و یک شب هم در نزد او بیتوته کند مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است. لذا زیارت هر دو امام مورد تأکید قرارگرفته است.
به هر جهت اینکه حضرت معبر امت است یعنی امت را با آن رحمت الهی از سختیها عبور میدهد. پیامبر اکرم فرمودند امام رضا علیهالسلام نجاتدهنده امت من است. باز برای اینکه این مطلب را توضیح بدهم به بیان خودم اکتفا نمیکنم اشاره میکنم به روایتی از روایات امام صادق علیهالسلام که در وصف موسی بن جعفر علیهالسلام بیان کردند. در ضمن این روایت بیان میفرماید که این امام کاظم فرزندی دارد که فرزند او اینگونه است: «غَوْثَ هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ غِیَاثَهَا وَ عَلَمَهَا وَ نُورَهَا وَ فَضْلَهَا وَ حِکْمَتَهَا» امام کاظم فرزندی دارد که کمک امت است؛ یعنی نجاتدهنده است.
اینکه پیامبر میفرماید امام رضا منجی امت است؛ امام صادق علیهالسلام هم در تعریف پسر امام کاظم میفرماید: منجی امت است. هم غوث است، هم غیاث است. غیاث به این معنا است که انسان مضطر حاجات خودش را با او برطرف میکند. شما وقتی گرسنه میشوید غذا میخورید. وقتی تشنه میشوید آب میخورید. آب و غذا اضطرار شمارا برطرف میکند. پیامبر، امام رضا را منجی امت میداند و امام صادق امام رضا را غوث و غیاث امت میداند.
پیامبر فرمودند: امام رضا علیهالسلام دورکننده دشمنان امت من است. این در حقیقت ادامه نجاتدهنده بودن حضرت است. طرد یعنی دور کردن: یعنی بیرون کردن. طارد به معنای پیگیری و تعقیب و ادامه دادن و امثال اینهاست.
امام رضا همانطور که دشمنان را دور میکند دوستان را هم نزدیک میکند، جمع میکند. مضجع شریف حضرت رضا علیهالسلام محل اجتماع عشاق اهلبیت است. از سراسر عالم با هر مسلکی در آنجا جمع میشوند. لذا در بحث تمدنی و حکمرانی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه در دوران ظهور، این نقطه از عالم نقش اساسی دارد و به همین مطلب در بخش چهارم رسول خدا اشاره فرمود که امام رضا «مُدنی مؤمنیها» یعنی امام رضا هسته مرکزی و محور تشکیلات امت اسلامی است.
اهل ایمان حول امام رضا علیهالسلام اجتماع میکنند و وظایف خودشان را در کنار او دنبال میکنند و این مطلب را دشمنان ما بهخوبی فهمیدهاند که امام رضا محور تشکیلات امت اسلامی است و هرازگاهی میبینید که میخواهند این جایگاه را از قداست و اعتبار بیندازند. غافل از اینکه نور الهی با فوت خاموش نمیشود. مگر میشود این نور را شما با فوت خاموشکنید؟! جهد عاجز است.
اینکه خدای تعالی حفاظت میکند و دشمنان نتیجهای از این عملیاتی که انجام میدهند نمیگیرند و عِرض خودشان را میبرند همهاش درست؛ اما آیا از مسئولیت ما دراینباره کم میشود؟ عاشقان و دلدادگان نباید حرکتی داشته باشند و اقدامی داشته باشند؟
قبلاً هم عرض کردم که دشمنان مکتب اهلبیت مدتها کار میکنند با اشکال مختلف تا دوستداران اهلبیت را از حساسیت بیندازند. بعد یک تلنگر میزنند تا تست کنند آیا عملکردشان جواب داده است یا نداده است! اینجاست که ما باید محکم و هوشیارانه پاسخ بدهیم.
البته این سرود سلام فرمانده حرکت خوبی بود. نشان میدهد که تا امروز موفق نبودهاند. عشق به امام معصوم در دلها جاری است و از دلها کنده نشده است. تلاش میکنند که بکنند اما موفق نیستند؛ که کرج هم الحمدالله گل کاشت. خدا قوت؛ اما کار به اینجا ختم نمیشود. همین حضور که همه میآیند مسئولیت ساز است.
وقتی برای ما فروریختن ساختمانی در آبادان و یا در هر جای دیگری که عزیزانمان زیر آوار میمانند و آنها را از دست میدهیم و کشته میشوند و باعث داغ دیدن و عذاب ماست عزاداری میکنیم و عزای عمومی اعلام میکنیم و دلمان رنجیده میشود، نباید آیا برای ویرانیای که در فرهنگ و اعتقادات ما و مقدسات ما به وجود میآید حرکتی داشته باشیم و اعتراضی بکنیم؟
۲۲ خرداد سالگشت فرمان امام برای تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی است. علت سکوت متولیان را در این فقره نمیفهمیم که چرا ساکت هستند؟ چرا هیچ حرکتی نمیکنند؟ مسئول مربوطه یک بیانیه نصفهنیمه و ناقص میدهد. وزارت ارشاد باید قویتر و جدیتر ورود کند. اصلاً جای مصلحتاندیشی در این امور نیست. لااقل آن مجموعههایی که تحت اشراف خود شما هستند و از شما مجوز گرفتند در مسائل مختلف هنری و فرهنگی، آنها را رسیدگی و نظارت کنید.
آقا در همان اولین جلسهای که با هیئت دولت داشتند فرمودند که با فساد اخلاقی و فساد درزمینهٔ فرهنگ بیرودربایستی مقابله و مبارزه کنید. مستقیماً این حرف را به مسئول متولی زدند و او باید دنبال کند. جامعه هنری کشور باید در این امور قویتر و محکمتر ورود کنند. خودشان اقدام لازم و حساسیت لازم را داشته باشند. نگذارند تعدادی افراد بدنام و بدسابقه این مجموعه عظیم و منزه از این امور را از چشم مردم بیندازند.
مسیر امور فرهنگی و هنری کشور باید طوری باشد که اشخاصی که برای آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابی اهتمامی قائل نیستند، فرصت استفاده از امکانات را پیدا نکنند که با پول ملت رشد کنند بعد علیه باورها و اعتقادات ملت اقدام داشته باشند.
۲ سوژه در یک سال اتفاقی نیست که بخواهند جایزهبگیرند! آنهم فیلمهایی که ارزش هنری ندارد. بخشهایی را که منتشرشده بنده دیدهام. اهلفن میدانند که اینها اثر هنری نیستند. فقط چون بیادبی کردند به آنها امتیاز دادند. کاملاً روشن است که با اهداف پلید ساخته میشود. البته عدهای از روی جهل و عدهای خائنانه این امور را دنبال میکنند.
اگر کوتاهی کنید بدانید که اینها بدتر میکنند. توصیه بنده این است که ضمن محکومیت و ابراز انزجار از این نوع حرکات، دوستان چند حرکت ناب باید انجام بدهند؛ یعنی حوزه هنری، اداره کل ارشاد اسلامی با همکاری دستگاههای دیگر مثل شهرداری و کسانی که میتوانند کمک کنند، مسئولیت بپذیرند. از شعرا و هنرمندان در عرصههای مختلف، از کاریکاتوریستها، از آنهایی که کلمات ناب میسازند و از انجمن خوشنویسان استان، از هر کس که میتواند کاری در این زمینهها انجام بدهد مثل موشن گرافی و پویانمایی و امثال اینها، از اینها دعوت کنند.
برنامه منسجم ترتیب بدهید. حتی از استانهای دیگر هم دعوت کنید. جلسات فاخری در دفاع از اهلبیت و حضرت رضا سلاماللهعلیه برگزار کنید. فقط تأسف خوردن فایده ندارد. اگر کوتاهی کنید باید منتظر هجمه بعدی که سنگینتر است باشید.
متأسفانه عزیزان توجه نمیکنند به این امور. ما تذکر میدهیم و بعد از چند سال بعد میگویند که بیایید کاری کنیم. از همین جایگاه چندین سال است برای کنترل بیحجابی و حواشی مربوط به او در استان خودمان طرحی را بیان کردم، عرض کردم، اصرار کردم، با یک بیانی تأکید کردم که ماهها روی آن طرح کارشده؛ از دوستان خواستیم انجام بدهند که به تعبیر امیرالمؤمنین «لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ» اینکه بنده بگویم اما انجام نشود چه ثمرهای دارد؟ بینتیجه میماند.
اگر امروز هم بنده همان حرف را میزنم برای این است که یکمرتبه دیگر هم گفتهشده باشد. عزیزان دنبال کنند که حضور بانوان محجبه که تعداد آنها در این استان هم زیاد است، درجاهای دیگر هم زیاد است، اگر در جامعه اینها حضور نداشته باشند، این خیل عظیم و کثیر مؤمنین و مؤمنات اگر در جامعه حضور نداشته باشند، کمِ دیگران زیاد جلوه میکند.
سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در سالگرد ارتحال حضرت امام رضوانالله علیه را دیدید و شنیدید. توصیههای هفتگانه ایشان را دقت کردید. اولینش این بود که نگذارید از انقلاب هویت زدایی کنند و حقیقت انقلاب را واژگون کنند. بنده طرح حضور را گفتم و روشهایش را هم گفتم. دیدم اخیراً هم این روش را به خود بنده دارند ارائه میکنند. خب من ۸ سال است که دارم عرض میکنم بیوفتید در جریان و کارکنید تا نتیجه را هم ببینید.
آقا هم میفرمایند که دارند هویت زدایی میکنند. خب از انقلاب ما که انقلاب فرهنگی و انقلاب ارزشها بود چگونه هویت زدایی میکنند؟ یک نگاه به عکسهای دوران انقلاب و مردم در حال قیام بکنید! آن عکسها را با امروز مقایسه کنید. ۴۳ سال گذشته است. عکسها را باهم مقایسه کنید. هویت زدایی یعنی این.
مغازهداری که رعایت شئون را نمیکند، اداره و دستگاه و دانشگاه و مکانی که اجازه تظاهر به بیاخلاقی را میدهد دانسته یا ندانسته در مسیر هویت زدایی حرکت میکند.
چرا اجازه سگ گردانی با این کیفیت زننده در مجامع داده میشود؟ جالب است در وسیله نقلیه اگر مادر با بچهاش کنار راننده بنشینند ماشین را متوقف میکنند به جرم حواسپرتی از راننده و تخلف است؛ اما اگر سگ بغل خود راننده باشد تخلف نیست. اگر قانون ندارید قانون بگذارید. قانون هم داریم البته.
همه اینها از مصادیق هویت زدایی است. باید جلویش طبق قوانین موجود گرفته شود. البته در این قصه انتظار ما از عزیزان نیروی انتظامی که البته رأفت اسلامی را باید داشته باشند این است که با مظاهر هویت زدایی در جامعه با قاطعیت برخورد کنند. شما ضابط قضایی هستید و ضابط قضایی برای وظیفهاش احتیاج به دستور قضایی در جرم مشهود ندارد. جلوی جرم مشهود را بگیرید. منتظر نباشید که حتماً دادستان ورود کند.
یک معضله بزرگ ما همین تظاهر به تجملگرایی و مصرفگرایی است. اینیکی از منکرات است که باید انقدر مذمت کرد که کسی جرئت نکند تظاهر به تجملگرایی داشته باشد. اتفاقاً در خیلی از کشورها جلوی آن را گرفتند چون یک کار مذموم است اگر کسی خودش را اینطور نشان بدهد که اهل مصرفگرایی است.
مصرفگرایی افراطی که خودشان هم اینطور نیستند اما برای ما این را میخواهند.
باید مصرف بیرویه در کشور به ضد ارزش تبدیل شود. این کار باید از صداوسیما شروع شود. ببینید در تبلیغات یک کالا چگونه دل افراد را میسوزانند. زندگیهایی را نشان میدهند که غالب مردم چنین زندگی را ندارند. تبلیغات تلویزیونی برای کسب درآمد لازم است؛ درست است اما باید در چهارچوب سیاستهای کلی نظام این کار انجام شود. نمیشود که برخلاف سیاستها عمل کنند بعد هم منتظر نتیجه باشیم.
اگر سیاست کلی جمعیت داریم باید در تبلیغات تلویزیونی خودش را نشان بدهد. اگر سیاستهای کلی محیطزیست داریم باید در تبلیغات تلویزیون خودش را نشان بدهد. اگر سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی داریم باید در تبلیغات تلویزیونی خودش را نشان بدهد. این تبلیغاتی که الآن هست تبلیغ تجمل و مصرفگرایی است. این خلاف است. آمار و ارقام فراوان است که ببینید چه گرفتاریهایی بر اساس مصرفگرایی به وجود آمده است.
اول دفع شر موش کن بعد در جمع گندم کوش کن. تا اینها درست نشود بخشهایی از سیاست اقتصادی جواب نمیدهد یا دیر جواب میدهد.
همین مطالبی که باز در مسئله ساختوساز ساختمانها هست، باید نسبت به آن نظارت را تقویت کرد. ملاحظه هیچکس را هم باید نکرد. جان و مال مردم در معرض خطر است. خانههای خطرناک و خطرآفرین که یکدفعه ساخته نشده است.
پلیس ساختمان تا شورای شهر و شهرداری و فرماندار و استاندار و نظاممهندسی همه اینها مسئولاند در مقابل این اتفاقاتی که میافتد. دستگاههای نظارتی باید پاسخگو باشند. از همان ابتدا باید جلوی خلاف گرفته شود. مبارزه با فساد بخشی از آن در همین موضوعات است. گاهی با اصرار بر انتصاب شخصی در مسئولیتی مقدمات تمام این مشکلات فراهم میشود. هر کس باید در همان مسئولیتی که دارد انجاموظیفه کند و وارد عرصه کار دیگری نشود تا بشود کمکاریها را دنبال کرد.
همین الآن در استان، نهفقط در کرج، در استان این مسائل زیاد است. باید جلوگیری شود و تا اتفاقی نیفتاده کارها باید حل شود. الحمدالله دیدم رئیسکل محترم دادگستری و فرماندار تذکراتی را دادند. البته فقط به تذکرات نباید ختم شود. من در این سالها در فرصتهای مختلف نامهنگاری کردم و تذکر دادم و مطالبی را که وظیفه داشتم عرض کردم. الآن هم مطالبه مردم را از زبان من از این جایگاه، مسئولین بشنوند؛ و آن این است که علی العجاله باید آن را دنبال کنند و درستش کنند. فقط مربوط به کرج و البرز هم نیست. در تمام کشور این مسائل هست.
چند روز پیش در همین دیدارهای هفتگی که به خانواده شهدا سر میزنم به محلهای رفتیم؛ ساختمانهایی را دیدم که خوف مرا برداشت. ۶، ۷ طبقه پی نداشت. آمده بودند سر بالکن دست تکان میدادند. من میترسیدم که بیفتند پایین. خیلی وحشتناک بود. به دوستان گفتم عکس را بگیرند که به مسئولین نشان بدهیم که ببینید این خانهها را باید خالی کرد و یک ساعت هم نباید پر باشند. چرا اجازه میدهید چنین فجایعی رخ بدهد؟
سخنان حضرت آقا در ۱۴ خرداد و کارگزاران حج را ملاحظه فرمودید. مطالب بدیع و دقیق این نوبت ایشان راجع به حضرت امام غیر از تواضعی که به خرج دادند، زیبا بود. تذکر به نرمافزار انقلاب در گام دوم و اجتناب از یاس، روح انقلاب و جمهوری اسلامی، زبان ذوالفقار گونه و توصیههای هفتگانه و امثال اینها بود که بدیع بود.
و جالب بود یک نهیب به غربیها زدند که شما دزدید. آنها هم تصویب کردند و اعلام کردند که اموال را پس میدهند. خودشان هم فهمیدهاند که کارشان تمام است.
نخستوزیر رژیم خبیث و پلید کودک کش به شهرکنشینان پیام داده که: «اسرائیل در برابر یک آزمون واقعی قرارگرفته و شاهد شرایطی بیسابقه است که به فروپاشی نزدیک میشود و با یک دوراهی تاریخی مواجه است»؛ و اضافه میکند که «این رژیم به یکی از سختترین لحظههای انحطاط خود رسیده است». شما به فضل پروردگار همانطور که اقرار دارید، سال ۲۰۲۵ را نخواهید دید و مردم ما هم تا پایان شرارتها و خونریزیهای شما، شعارشان را تکرار میکنند.
درباره بحث مذاکره و قطعنامههایی که علیه ایران دادند میخواستم نکتهای را عرض کنم که بر سر منافع ملی و مواضعی که از قبل داشتیم به حمدالله دولت و مسئولین پابرجا هستند و با این قطعنامهها نه ملت و نه دولت عقبنشینی نمیکنند و به راه خودشان مستحکم ادامه خواهند داد.
خلاصه مطلب این است که ثمرات اوصاف چهارگانه رضوی با آمدن امام رضا علیهالسلام به ایران و محوریتی که ایران و انقلاب اسلامی پیداکرده است خودش را نشان داد که رهبر معظم انقلاب دربیانشان فرمودند که انقلاب ما در حقیقت میراث علی بن موسیالرضا است.
مسیر به سمت تمدن جهانی امام عصر ارواحنا فداه در حال حرکت است و محور مقاومت و محور تشکیلات، ایران اسلامی است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/3/13 | 1401/3/13باید امام را خوب شناخت و خوب شناساند / عدهای برای رسیدن به قدرت، چهره واقعی امام را طور دیگری معرفی کردند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه127
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا یکدیگر را به حق و صبر توصیه میکنند. این توصیه دو فضیلت از فضائل چهارگانه است که انسان را از خسران نجات میدهد.
«وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ». سفارش به حق و حقیقت و انجام واجبات و ترک محرمات، دعوت به علمآموزی و تزکیه اخلاق، دعوت به همه خیرها و نیکیها، این دعوت یک دعوت عمومی است و همه باید بهخوبی حق را از باطل تشخیص دهند و یکدیگر را دعوت کنند.
تواصى به معناى سفارش کردن این به آن و آن به این است. تواصوا از باب مفاعله است و این باب در چند معنى استعمال شده مثلاً کاری بین دو نفر انجام گیرد، مثل مصاحبه، مشاجره و امثال آن. راغب اصفهانی در مفردات در معنای تواصوا و تواصی میگوید یعنی که بعضى بعض دیگر را سفارش کنند و حق به معنى واقعیت یا مطابقت با واقعیت است.
در ترجمه «تَواصَوْا بِالْحَقِّ» نباید به یکی دو مورد فقط اکتفا کرد بلکه معناى بسیار وسیعى دارد که شامل امربهمعروف و نهی از منکر هم میشود. بلکه وسیعتر هم هست چون امربهمعروف و نهى از منکر مسائل اعتقادی و امثال اینها را در برنمیگیرد، ولى تواصى بر حق، هم شامل امربهمعروف مىشود و هم شامل مسائل اعتقادی و ترغیب و تشویق به مطلق خوبیها و اعمال صالحه. پس این تواصی جنبه عمومی و اجتماعی دارد.
البته تعبیرات مختلفی از دعوت بهحق در کتب تفسیر بیان کردهاند. مثلاً بعضی گفتند حق، قرآن است یعنى یکدیگر را به قرآن سفارش میکردند. بعضی گفتند مراد ایمان است؛ و عدهای گفتند: حق آن است که در موقع مردن، شخص به ورثه و اطرافیانش بگوید حتماً برای خود اسلام را بخواهید و بر دین اسلام از دنیا بروید. در بعض روایت هم بهعنوان مصداق تام و کامل توصیه به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام را مطرح کردهاند.
در توصیه بهحق در مرتبه اول باید دعوت به ذات پروردگار عالم باشد. که عین حق و حقیقت و عین واقع است. بعد هر موجودى و هر عملى که به حقیقت و درستى نزدیکتر باشد.
قطعاً کسانى که یکدیگر را بهحق سفارش مىکنند، باید خود، عامل به آن باشند.
در تفسیر شریف المیزان مرحوم علامه سؤالى را مطرح میکند که: تواصى بهحق، خودش یکى از اعمال صالح است و قبلاً فرموده بود «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»، چه نکتهاى باعث شد که خصوص تواصى بهحق را جدا نام ببرد؟ جواب را خود علامه فرموده که: این از قبیل ذکر خاص بعد از عام است، که در مواردى گوینده نسبت به خاص عنایت بیشترى دارد اینجا هم خداى تعالى از میان همه اعمال صالح به تواصى بهحق عنایت بیشتر داشته و لذا آن را بعد از عموم اعمال صالح ذکر نموده است و همین تواصى را در مورد صبر هم تکرار فرمود و بااینکه مىتوانست بفرماید: «و تواصوا بالحق و الصبر» فرمود: «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ».
خلاصه اینکه اهل ایمان تلاش دارند که حق گسترش پیدا کند و در همهجا حق پیروز بشود و دوام داشته باشد.
خوب است اینجا به چند روایت راجع بهحق اشارهکنم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: حق، نیرومندترین پشتیبان است؛ و فرمود هر کس با تکیه بر حق، جویای عزت شود به ذلت درنیفتد؛ و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: هیچ باطلی نیست که در برابر حق بایستد مگر آنکه حق بر باطل چیره شود و این سخن خداوند است که فرمود: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ…» (انبیاء/۱۸) بلکه حق را بر سر باطل میزنیم تا آن را در هم کوبد…
یکی از موارد حق، حق گوئی است. رسول خدا فرمودند: باتقواترین مردم کسی است که حق را بگوید چه به سودش باشد و چه به زیانش.
علی علیهالسلام فرمود: برترین مردم نزد خدا کسی است که عمل بهحق را از عمل به باطل بیشتر دوست داشته باشد. اگرچه برای او زیانمند و غمبار باشد و باطل برایش سودمند و فزاینده.
اینها درس است. وقتی امر بر این دائر شد که انسان سود ببرد و ناحق بگوید یا ضرر کند و پای حق بایستد، امیرالمؤمنین میفرماید باید پای حق ایستاد.
گاهی افراد از ترس حرف مردم دنبال حق و یاری حق نمیروند. رسول خدا فرمودند: مبادا ترس از مردم مانع آن شود که کسی حق را بداند و نگوید. بدانید برترین جهاد سخن حقی است که در برابر فرمانروای ستمگر و منحرف گفته شود. این فرمانروا میتواند رئیس یک اداره یا دستگاهی باشد.
و از همه اینها مهمتر حق پذیری است. گاهی حق معلوم است. افراد حق را میگویند اما خودشان زیر بار حق نمیروند. حق پذیری از همه مهمتر است.
رسول خدا فرمود حق را از هرکس که برایت آورد کوچک و یا بزرگ بپذیر هرچند دشمنت باشد و باطل را هرکه آورد کوچک یا بزرگ به خودش برگردان هرچند دوستت باشد.
البته روایات در مورد حق و موضوعات مربوطه فراوان است. همین مقدار به سرفصل بحث کفایت میکند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بیمنت و بدون چشمداشت به سپاسگزاری دیگران، کار میکنند. یکوقت هست افراد کاری را میکنند منتظرند که از آنها تعریف شود ولی اهل تقوا احساس کنند که در فلان جا باید فلان کار را انجام دهند بدون هیچ چشمداشتی و بدون هیچ نظر خاصی که از آنها تعریف بشود یا نشود به کار ورود میکنند و وظیفهشان را انجام میدهند. حالت اهل تقوا این است.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَا یُزْهِدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ». کسى که درباره کار نیک تو ناسپاسى کند، نباید باعث بىمیلى تو به کار خوب شود، زیرا آنکه از کار نیک تو بهرهاى نبرده است، سپاسگزار تو خواهد بود و از سپاس سپاسگزار بیش ازآنچه ناسپاس ضایع کرده، به تو خواهد رسید و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
این بیان حضرت تشویق به عمل نیک است بدون توجه به گفتهها و نگفتههای دیگران. مردم نیکی نیکوکاران را دوست دارند و گاهی آنکس که به او مستقیم نیکی نشده بیشتر سپاسگزاری میکند.
در این بیان تشویق است به اینکه عمل کرد ما طوری باشد که مقرب و نزدیک کننده به خداوند متعال باشد. چون خداوند نیکوکارى و نیکوکاران را دوست دارد. خدایا تقوای ما را افزوده بگردان.
یکی از کارهای نیکی که در حال انجام است این روزها در مناطق محروم توسط دوستان بزرگوار ما در سپاه و بسیج همین جهاد امیدآفرینی است. یکی از کارهای خوب و پرثمر است که در حال اجراست. از این دوستان تشکر میکنیم و عرض میکنیم که شکرالله مساعیکم. خدای تعالی شمارا پرتوانتر بگرداند انشاءالله.
۱۴ خردادماه ارتحال حضرت امام معمار انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و آغاز رهبری حضرت آقا در سال ۶۸ است. دو واقعه مهم و تاریخی که هرکدام آثار فراوانی در تثبیت و تحکیم انقلاب بر جا گذاشت.
یکی از مسائل مهم که دائماً باید در همه ایام سال مبنای رفتاری و روشی عناصر و گروههای سیاسی و مدعیان و معتقدان به پیروی از امام باشد تبیین شخصیت ذو ابعاد حضرت امام ره است.
باید نیروهای انقلاب در تبیین شخصیت امام، بزرگمردی که روند تاریخ معاصر ایران و جهان را تغییر داد، بیشتر سخن بگویند و اندیشههای امام را عمومیسازی کنند.
و چون این اثرگذاری همچنان ادامه دارد میبینیم که استکبار و زخمخوردگان داخلی سالهاست تلاش میکنند با دروغ و تهمت و تحریف، چهره این مرد الهی و روشی را که به آن مکتب امام میگوییم را خدشهدار کنند، همان مکتبی که در این سالها به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما را سالم از گردنههای خطرناک عبور داده، سطح عزت ملی و شرافت بینالمللی ما را بالا آورده.
لذا لازم است که بابیان حقائق زندگی امام و تبیین منش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مکتب امام در عرصههای مختلف پرداخت و از انحراف جلوگیری کرد که این خود بخشی از جهاد تبیین است که انقلاب را حفظ میکند چون هر جا نام امام باشد نام انقلاب هم هست.
حتی امروز میبینیم جریانات انحرافی و عدهای به نام عدالتخواهی (که خود این عنوان هم باید تبیین شود تا عدهای نتوانند سوءاستفاده کنند) در کنار بخشی از اصلاحطلبان، امام را تحریف میکنند.
و به تعبیر رهبر معظم انقلاب عدهای امام را بهعنوان یک شخصیت محترم سیاسی معرفی میکنند. درحالیکه امام کسی است که اصول فکری او در مسائل مختلف به وجود آمده برای کشور چه مسائل داخلی و چه خارجی رهگشا بوده است.
و البته نباید به این نکته بیتوجه بود که رهبر معظم انقلاب به خاطر مواجهه مستمر با اندیشههای حضرات امام، در همه حال و در مسائل مختلف، به بیانات و روش و مکتب حضرت امام ارجاع میدهند و مدیریت کلان نظام اسلامی را بر اساس اندیشه امام دنبال میکنند. در سخنرانیای نیست که اشارهای به این مطلب نکرده باشند.
متأسفانه عدهای فکر میکنند اگر ما بخواهیم مواضع و افکار امام را شفاف و روشن بیان کنیم، باعث ریزش میشود و پیروی از مکتب امام کم میشود و افراد نمیپذیرند؛ پس بهتر است بعض مواضع امام کتمان شود؛ و این ظلم به امام و مکتب امام است.
حضرت آقا دربیانی فرمودند: «مواضع امام بایستی بهطور روشن و واضح همانطور که خود او گفت، همانطور که خود او نوشت تبیین شود؛ این ملاک راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است… و این فکر غلطی است که برای اینکه امام پیروان بیشتری پیدا کند، کسانی که مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقهمند شوند، بایستی ما بعضی از مواضع صریح امام را یا پنهان کنیم یا نگوییم یا کمرنگ کنیم؛ نه امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعی است که خود او با صریحترین بیانها، روشنترین الفاظ و کلمات، آنها را بیان کرد. … امام را صریح باید آورد وسط میدان. مواضعش بر علیه استکبار، مواضعش بر علیه ارتجاع، مواضعش بر علیه لیبرال دموکراسی غرب، مواضعش بر علیه منافقان و دورویان را باید صریح گذاشت. کسانی که تحت تأثیر آن شخصیت عظیم قرار گرفتند، این مواضع را دیدند و تسلیم شدند. نمیشود به خاطر اینکه زید و عمرو از امام خوششان بیاید، ما مواضع امام را پنهان کنیم یا پوشیده کنیم».
این راهی است که حضرت آقا به ما یاد دادند. صریح و دقیق باید بیان کرد. این چه حرفی است که برای اینکه جذب کنیم باید مواضع را نگوییم!
بنده هرسال به گوشهای از شخصیت حضرت امام در حد یک خطبه کوتاه چنددقیقهای پرداختهام. در این نوبت هم نکتهای را راجع به روح توحیدی امام عرض میکنم.
امام انسان موحدی بود که در همه حال توحیدی فکر میکرد و عمل میکرد. با همین دیدگاه در مسائل مختلفی که برای انقلاب پیش آمد کرد حرکت کردند و با استکبار جنگیدند و نظام سیاسی اسلامی را ایجاد و مستقر کردند.
خب همه شما توجه دارید که حضرت امام یک عارف کامل و دارای مقامات عرفانی بود. این خودش بحثی دارد که جایگاه عرفانی امام در چه قلهای بود. فقط یک موردش این بود که در سن ۲۷ سالگی کتابی نوشت که علمای بزرگ معرفت و عرفان در شرح او عاجز بودند.
این شخصیت الهی همه قدرتهای مادی را هیچ میدید و در همه حال اعتماد و توکل به خدا داشت و مردم را هم به همین اعتماد دعوت میکرد؛ و چون از روی باور و اطمینان سخن میگفت بر دلها مینشست و اعتمادسازی میکرد و مردم ایران در پناه همین توکل و به کمک الهی، خود را یافتند و به خودباوری رسیدند و شخصیت ازدسترفته خود را پس گرفتند.
عرضم این است خودش موحد بود و روح توحیدی را در مردم دمید که بدون خدا کاری از کسی ساخته نیست پس به خدا اعتماد کنید و برای خدا قیام کنید مردم هم پذیرفتند و پیروز شدند.
با همین القاء روح توحید مردم را کشاندند به ما میتوانیم و حرکت در سمت استقلال کشور در همه زمینهها. مثلاً ببینید برای اینکه کشور از جهت کشاورزی به حد مطلوب برسد (که تأکید رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان امروز همین است.) فرمود: «کشاورزان اقرب ناس [به] خدای تبارکوتعالی هستند. (این ترغیب و تشویق است دیگر) … شغل کشاورزی شغلی بوده است که انبیا هم به او اشتغال داشتهاند و انبیاء هم رزق خودشان را از راه کشاورزی به دست میآوردند؛ و ازنظر سیاسی، در امروز ما چنانچه کشاورزیمان یک کشاورزی سالم و یک کشاورزی متعهدانه و کوشش برای این [باشد] که در ارزاقمان محتاج به خارج نشویم، اینیک جهاد است».
همینکه امروز راجع به جهاد بیان میشود که باید بحث کشاورزی را جهاد گونه در کشور توسعه داد، این را حضرت امام در سالهای اولیه پیروزی انقلاب توصیه میکردند و میفرمودند باید روی کشاورزی سرمایهگذاری جدی کرد. اگر آن موقع گوش میدادند و بعد به سخنان رهبری گوش میدادند، الآن شاید اوضاع ما ازنظر کشاورزی بهتر از ین بود. این بیان امام، امروز هم زنده است. کسی که در خط و مکتب امام فکر میکند باید اینگونه عمل کند.
یکی از بخشهای مهم بیانات امام و دغدغههای امام که برگرفته از همان روحیه توحید محور است، محرومان جامعه هستند. در بیان ایشان انقلاب اسلامی، حاصل مجاهدت محرومان و مستضعفان است؛ و یکی از نعمات الهی را به حکومت رسیدن محرومین میدانند. در کلامی فرمودند: «آمریکا از آنطرف دریاها نشسته و فرمان میدهد بر حکومتهای قلدری، همه فرمان میبرند، حکومت ایران که حکومت مستضعفین است هیچ اعتنا به او نمیکند.»
میگوییم آقاجان این بیاعتنائی بیش از چهل سال است و الحمدالله مردم بر سر موضع خود نسبت به سران استکبار و بخصوص آمریکا هستند و در هر فرصتی شعار همیشگی خود را تکرار میکنند.
اینکه امام از محرومان حمایت میکند و دائماً راجع به وضعیت آنان تذکر میدهد چون عدالت در اندیشه امام نقش محوری دارد. لذا به مردمی اقتصاد تأکید داشتند. اگر با دقت اندیشه امام را بررسی کنید میبینید برای تحقق عدل و قسط و مبارزه با ظلم و ستم اصرار دارند و اساساً تشکیل حکومت را برای برقراری قسط و عدالت لازم میدانند.
در عرصه فرهنگ و سیاست هم توحیدی فکر میکردند و امروز هم برای رسیدن به اهداف بلند انقلاب یعنی استقلال، عدالت، پیشرفت و اقتدار باید همین مسیر طی شود. باید خدمت امام بدون تحریف رسید؛ و از نقشه راهی که کشیدهاند بهره برد تا به مقصد رسید. باید امام را خوب شناخت و خوب شناساند. امروز تلاش میشود که امام خوب شناخته نشود.
امام به خاطر همان روحیه توحیدی که داشت و محور همه کارهایش خدا بود، برای مظاهر مادی ارزشی قائل نبود و اصلاً آنان را بهحساب نمیآورد و به رسمیت نمیشناخت. لذا در برخورد با آنان در جایگاه متهم نمینشست و کاملاً طلبکارانه بر سر آنان فریاد میزد و حرکتهای خصمانه آنان را محکوم میکرد.
زمانی شد که عدهای برای رسیدن به قدرت، لازم دیدند که چهره واقعی امام را طور دیگری معرفی کنند. امروز هم گروههایی طور دیگر سانسور میکنند اینجاست که باید صریح و بیپرده تبیین کرد.
بلومبرک، یک محقق آمریکائی که در دوران اصلاحات به ایران سفر کرده بود و با بعضی از نخبگان وقت ملاقات کرده، کتابی دارد به نام «دوام خمینی» در آن کتاب اشاره میکند: «کسانی که در دهه ۶۰ تندترین مدافعان آیتالله بودند در دهه ۷۰ برای بازگشت مجدد به قدرت، تصمیم به یک چرخش ۱۸۰ درجهای ایدئولوژیکی گرفتند و به مروجان لیبرالیسم تبدیل شدند و برخی از دیدگاههای آیتالله را بزرگ و برخی را بهکلی نادیده گرفتند».
این خیلی حرف عجیبی است که در این کتاب میگوید.
خب توجه دارید اینجا یک دوقطبی به وجود میآید؛ یکی انصراف از خط امام و دیگری تأکید بر خط امام. همین دوگانگی فرصتی ایجاد میکند برای دشمنان نظام که با کمترین هزینه اقدامات براندازانه داشته باشند. لذا خودشان گفتند: «ما برای براندازی انقلاب اسلامی از درون، دنبال انقلابیونی هستیم که در عین ستودن امام خمینی، بشود آنها را به خدمت گرفت».
طرف شعار انقلابی میدهد اما در صف دشمن حرکت میکند. حواسش نیست که دارد چهکار میکند. حضرت آقا یکوقت فرمودند که خودیها بعضی وقتها صحبتهایی را میکنند که دشمن میخواهد بزند. نفوذ این کار را میکند.
این انگیزه وقتی در آمریکاییها به راهبرد تبدیل شد که احساس کردند، میتوانند از درون بهاصطلاح انقلابیون افرادی را به خدمت بگیرند که در تفسیر امام باورهای دیگری دارند. کسانی که به دنبال منافع خود و گروه خود هستند معمولاً دچار چنین مشکلی شدند. امام را از جامعیت انداختند تا بتوانند خود را بالا بکشند. لذا دیدید که حملات امام به آمریکا را هم سانسور کردند.
امروز خیلی از ساده زیستی مسئولان سخن نمیگویند؛ اگر کسی هم بگوید بدشان میآید. تلاش میکنند تا او را با دروغ و تهمت تخریب کنند و در فشار قرار دهند که سخن نگوید.
امروز این بیان امام را که فرمود: «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد» را عمداً با دعوت از افراد معلومالحال به مجالس و سخنرانیها تخریب میکنند.
یادتان باشد آمدند به اسم تعامل با دنیا و گفتوگوی تمدنها، آن بیان امام که فرمود «تا مبارزه هست ما هستیم» را تحریف کردند. این منحرف کردن مسیر اصلی است.
ولایتفقیه را به وکالت فقیه و نظارت فقیه تقلیل دادند و بحث و گفتگو راه انداختند و بعد بالاترین تحریف در حق امام را با پافشاری بر روی سازگاری اسلام با لیبرالیسم غربی انجام دادند. گفتند اینها باهم مطابقت دارد.
بااینکه امام توانائی و قابلیت و کارآمدی اسلام و احکام الهی را در حدی میدانستند که حتی اجازه اضافه کردن کلمهای از غرب مثل دموکراتیک را هم به قانون اساسی ندادند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، مردمسالاری را هم امام از درون دین آورد و ربطی به دموکراسی غربی نداشت.
مسائل دراینباره زیاد است اما آنچه نباید فراموش کرد و همه باید در این مسیر قدم بردارند، هر کس بهاندازه خود، حفظ و صیانت از اندیشهها، آرمانها و اهداف امام و انقلاب است.
همین امروز میبینید که چگونه هجمه میکنند به همه ارزشها و اهداف بهطوری در تنگنا قرار میدهند تا شخص بر سر دوراهی انتخاب ارزشها و اهداف انقلاب یا رفاه و توسعه مادی زندگی یکی را انتخاب کند.
کتمان و پنهان کردن بخشی از امام، ظلم و خیانت به انقلاب و نظام است. ممکن است با بعض شعارهای دهانپرکن مثلاینکه باید توسعه سیاسی داد و امثال اینها بخواهند راه نفوذ افراد معلومالحال را در دستگاههای تصمیمساز و تصمیم گیر برای خود باز کنند لذا باید دستگاههای نظارتی ضمن حفظ خود دقت بالاتری را در صیانت بکار ببندند.
همه باید روی این سهنقطهای که امام حساس بودند کار جدی بکنیم و مرزبندیها را روی این سه مورد ببریم. الف) امام، غرب را بهعنوان مظهر قدرت مادی و طاغوتی میدانستند. بعضیها اینطور نمیدانند. بهمحض اینکه عدهای غرب را اینگونه ندیدند خطشان از امام جداست ولو از انقلاب هم خیلی حرف بزنند.
ب) لیبرالها و التقاط را بهعنوان قرائتهای انحرافی از دین میدانستند. اگر هر قرائتی غیر از اسلام ناب در بیان هرکسی از مسئولین عالیرتبه بگیرید تا پایین بود بدانید که خطش از امام و انقلاب جداست.
ج) اشرافی گری در روحانیت یا حاکمان جامعه اسلامی را مخل به اسلام، نظام و انقلاب میدانستند. اگر دیدید کسی در مقام مسئولیت و هدایت جامعه با عناوین مختلفی که دارد اشرافی گری را دارد حلش میکند بدانید که با خط امام و انقلاب منافات دارد.
اگر کمکاری صورت بگیرد همین لیبرالها یا زیاده خواهان و رانتخواران خود را وارث انقلاب میدانند. ندیدید آن بنده خدا که خورده بود و برده بود گفته بود که سهم ما از سفره انقلاب است؟! اگر توجه نکنیم اینها میشوند وارث انقلاب.
در پایان به این نکته اشاره میکنم که لازم است مجموعهای قوی و دقیق ذیل مجلس خبرگان تشکیل شود که مأموریت رصد تحریف را بر عهده داشته باشند تا اقدام بهموقع داشته باشند.
یاد و خاطره شهدای گرانقدر ۱۵ خرداد سال ۴۲ را گرامی میداریم و برای آنان از خدای تعالی طلب مغفرت و رفعت مقام میکنیم.
متوقف کردن کشتی یونانی نشان اقتدار دریایی ایران بود. تحلیلی دارد که فرصتش نیست.
راجع به جشنواره فیلم کن اگر فرصت شود در نوبت بعد سخن خواهم گفت.
تلاشهایی هم که صهیونیستها در منطقه میکنند اینها جهد عاجز است. بینتیجه میماند ولو بخواهند خودشان را هم منسجم نشان بدهند فعلاً گرفتار مسائل خودشان هستند و هیچ انسجامی ندارند. حرکتهایی راهم در هفته گذشته داشتند که نشاندهنده پراکندگی امور در دستشان است. صدای نابودیشان کاملاً به گوش میرسد؛ و عنقریب به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/3/6 | 1401/3/6اسلام به بانوان کرامت داد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه128
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در انجام عمل صالح کوشا هستند. در بحث تواصی عرض کردم اول به بعض نکات سوره مبارکه عصر اشاره میکنم. رسیدیم به مواردی که در سوره استثناء شده که اگر این فضیلتهای چهارگانه را کسی به دست بیاورد قطعاً جزء خسران زدهها نیست. گروه اول اهل ایمان بودند که مختصراً توضیح دادیم؛ «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا».
گروه دوم کسانی هستند که در کنار ایمان عمل صالح هم دارند که فرمود: «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ». ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند. این گروه هم از زیانکاری خارجشدهاند و در مسیر سعادت قرارگرفتهاند.
از اینکه با واو عاطفه این دو بخش به هم مربوط شدهاند به دست میآید که عمل جزء حقیقت ایمان نیست بلکه کاملکننده ایمان است. البته معمولاً در آیات قرآن باهم هستند، مثل آیه ۹۷ سوره مبارکه نحل «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ» حیاه طیبه. هر فردى از مرد یا زن عمل صالحى انجام دهد درحالیکه ایمان دارد ما او را با حیات پاکیزهاى زنده مىکنیم.
در آیه شریفه موردبحث صالحات، چون بهصورت جمع و همراه با ال آمده منظور همه اعمال صالحه است. البته بهقدر وسع و توان هر کس هر عملی که برایش مقدور است که اقل آن این است که عمداً و متعمداً واجبات را ترک نکند و در حد توان مستحبات را هم انجام دهد. لذا مؤمن گناهکار هم در خسران است. ولی مخلد در آتش جهنم نخواهند بود بلکه بعد از مدتی عذاب با شفاعت شافعین از عذاب رها میشوند.
پس شخصی که با استدلال و برهان ایمان آورد و مشغول عمل صالح شد از گروه زیانکاران خارجشده است. عمل صالح چیست؟ معنای وسیعی دارد و فقط عبادات و یا بعض اعمال خاص مثل تحصیل علم، جهاد درراه خدا، انفاق و امثال ذالک را شامل نمیشود. عملی که عقل بپسندد و شرع آن را توصیه و سفارش کند و آن را خالص بدون قصد ریا و عجب و تکبر برای خدا انجام دهد.
ایمان و عمل صالح مانند دو بال پرنده، پرواز دهنده انسان هستند به سمت مراتب عالی کمال. کسی که سرمایه عمر میدهد و عمل صالح انجام میدهد در حقیقت در طول شبانهروز در حال آباد کردن بهشت خود هست، پس سود کرده است و ربح برده و خاسر نیست؛ و اهل سود در دنیا همین گروه هستند که دائماً در دنیا از حق فاصله ندارند و اهل اطاعتاند و در پرورش اخلاق خود تا رسیدن به قرب اللهی تلاش دارند.
اگر خوب دقت کنید میبینید که این عمل صالح میوه همان ایمان است. یکی از مصادیق روشن اعمال صالحه مواسات با برادران دینی است که آثار و برکات فراوانی هم دارد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کمک کردن به برادر دینی روزی را زیاد میکند. ۸ و ۵ و فرمودند: بهترین احسان همدردی با برادران است.
یکی از مسیرهایی که انسان را به قرب خدای تعالی نائل میکند همین مواسات است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: با دستگیری کردن از برادرانتان خود را به خدای تعالی نزدیک کنید.
بعض این روایات خیلی حرف درش هست امام صادق علیهالسلام فرمودند: دو خصلت است که در هر کس نباشد از او دوریکن دوریکن دوریکن، عرض شد آن دو چیست؟ فرمود: نماز بهوقت و مواظبت کردن بر آن و همدردی (کمک به برادران).
البته همیشه این اصل کلی را در نظر داشته باشید که خداوند عملی که از روی ایمان و تقواست میپذیرد. اگر غیر مؤمن کار خیری هم انجام دهد پایدار نیست و یا جامعیت لازم را ندارد. اگر شخص ایمان داشته باشد اثر این ایمان را شما در اعمال و جوارح او میبینید و خود شخص هم مواظبت بر چشم و گوش و زبان و دست و پای خود دارد.
موارد اعمال صالحه فراوان است. روایت زیبایی است که مرحوم کلینی در کافی از امام باقر علیهالسلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَ کَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّکْر». اگر کسى داراى چهار خصلت باشد هرچند از سر تا قدمش را گناه فراگرفته باشد خداوند آن گناهان را به نیکى تبدیل مىکند: راستگویی، (راستگویی مطلب مهمی است. متأسفانه میبینیم طرف در چشم آدم نگاه میکند و درروی آدم دروغ میگوید. با صراحت بعضیها دروغ میگویند. اگر کسی اهل صداقت باشد اگر یکوقت خلطاتی هم داشته باشد خدای تعالی فضایی را ایجاد میکند که تبدیل میشود بدیهایش بهخوبی. خیلی عجیب است) شرم و حیا (بیحیا میافتد در مسیری که خیری در آن نیست) نیک خلقى (خوشاخلاقی انسان را نجات میدهد. کسانی که اخلاق نیکو دارند خصوصاً با خانواده و فرزندان و اطرافیان، این خوشخلقی منشأ نجات آنها خواهد شد)، روحیه شکرگزارى (اینها همه اعمال صالحه است. اقل شکر این است که انسان بگوید «الحمدالله ربالعالمین علیکلحال» شما اگر اول صبح و آخر شب یک الحمدالله بگویید در طول این روز هر عملی که انجام دادید و هر خیری که به شما رسید در کنار آن برای شما یک شکرگزاری مینویسند؛ یعنی اگر یادت هم رفت که شکر کنی خاصیت این الحمدالله اول و آخر روز این است که برای تو شکر مینویسند. زبانمان شکرگزار باشد).
رسول خدا فرمودند: خداوند عمل صالح مداوم را هرچند اندک باشد، دوست دارد. (بعضیاوقات افرادی مقید به بعضی کارها هستند و میگوید فقط همین از من برمیآید اما مستمراً انجام میدهد. این موردعنایت خداست).
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: همدم دلسوز و خیرخواه عمل نیکو است؛ و فرمودند: سودمندترین ذخیرهها اعمال صالح است.
سؤال! این ایمان و عمل صالح چه وقت همهگیر میشود و افراد جامعه بر آن اهتمام خواهند داشت؟ وقتیکه همه یکدیگر را دعوت بهحق و دعوت به استقامت کنند که دو عنصر دیگر برای رهایی از خسران است که در نوبت دیگر با قید حیات بیان خواهد شد. انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا هرگز مرگ را فراموش نمیکنند. یکی از مهمترین مشکلات ما چه در زندگی فردی و خانوادگی و چه زندگی اجتماعی فراموشی مرگ است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۴ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ وَ إِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِمَ وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ الَّذِی إِنْ هَرَبْتُمْ مِنْهُ أَدْرَکَکُمْ وَ إِنْ أَقَمْتُمْ أَخَذَکُمْ وَ إِنْ نَسِیتُمُوهُ ذَکَرَکُمْ». اى مردم بترسید از خدایى که اگر چیزى بگویید او مىشنود، (اینطور نیست که درگوشی بگویید کسی نشنود. راست و دروغش را که میفهمد هیچ، حتی در دلتان هم اگر بنا داشته باشید مطلبی را بگویید و بیان نکنید باز او میشنود. حالا اینجا در مقام گفتن است) و اگر پنهان دارید مىداند و بر مردن پیشى گیرید، زیرا اگر بگریزید مرگ شمارا درمییابد (خودتان را آماده کنید) و اگر بمانید شمارا مىگیرد و اگر شما آن را فراموش کنید، آن شمارا فراموش نمىکند.
تذکر و یادآوری است که امیرالمؤمنین کردهاند که تقوای الهی فراموش نشود و اینکه مرگ حتمی است و باید با اعمال شایسته خود را از عذاب آتش نجات داد. یاد مرگ انسان را به عصمت نزدیک میکند اعمال انسان را در مسیر درست قرار میدهد و نمیگذارد که شخص از صراط مستقیم فاصله بگیرد.
امروز ۲۵ شوال سال گشت شهادت مولانا جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام است. قبلاً راجع به اوضاع سیاسی اجتماعی فرهنگی عصر امام صادق علیهالسلام که بسیار خاص بود و برای ائمه دیگر به وجود نیامد مطالبی عرض کردهام. امروز هم فقط یک نکته کوتاه عرض میکنم.
مرحوم کلینی در روایت مفصلی از عبدالله بن ابی یعفور از حضرت مطرح میکند که در آنجا امام علیهالسلام دینداری واقعی را به کسانی نسبت میدهند که طاغوت گریز باشند و خود را تحت ولایت طاغوت نبرند.
فرمودند: «لاَ دِینَ لِمَنْ دَانَ اَللَّهَ بِوَلاَیَهِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اَللَّهِ». (روایت مفصل است من همین نکته را عرض میکنم) هر که خدا را با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، دین ندارد. مثل افرادی که تظاهرات دینی دارند اما میگویند ما باسیاست کاری نداریم؛ مشمول این روایت میشوند. در هر زمان انسان باید نسبت به ستمگر موضع داشته باشد و به طاغوت کافر باشد؛ و الا مشکل در دینداری به وجود میآید. باید بالا و پایین روایت را هم خواند. عرض کردم که مفصل است و من فقط دارم اشاره میکنم. دوستان خودشان مراجعه کنند. نمیشود که انسان بی موضع باشد. دینداری فقط نماز و روزه نیست. فقط حج و زیارت نیست. فقط بعضی از اعمال که مؤونهای ندارند نیست.
بیانی حضرت آقا دارند توجه کنید: «آنهایی که سیاستهای آمریکا را در این منطقه اجرا میکنند و بر طبق میل و نظر و سیاستهای آمریکا که طاغوت اعظم آمریکا است، شیطان اکبر آمریکا است، عمل میکنند، متمسّک به طاغوتاند، کفر به طاغوت ندارند. (همین بیان امام صادق علیهالسلام است که انسان اگر تولی و دوستی طاغوت را بپذیرد چنین کسی دین ندارد. لاَ دِینَ لِمَنْ دَانَ اَللَّهَ بِوَلاَیَهِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اَللَّهِ) اینکه ملّت ایران در مقابل زیادهخواهی و زیادهگویی آمریکا ایستاده است، این نقطهی اصلیِ اقتدارِ ملّت ایران است … این آن چیزی است که امّت اسلامی به آن احتیاج دارد، کفر به طاغوت و ایمان بِالله؛ اگر این شد، فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی». این تمسک به عروه وثقی در مقابل طاغوت بودن است. امام صادق میفرماید اگر شما زیر بار ستم طاغوت رفتید، دین ندارید.
تطبیق ایشان دقیق و بهجاست. قرآن کریم در آیه ۶۰ سوره مبارکه نساء همین تمایل به طاغوت و عدم کفر را نشانه نفاق و علامت منافقین میداند و میفرماید کسانی که در مسائل مبتلابه امور خودشان را نزد طاغوت (طاغوت در هرزمانی معلوم است) میبرند تا حلوفصل کند، «یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ ءَامَنُواْ…» گمان میکنند که اهل ایمان هستند، آنها منافق هستند.
یا در آیه ۱۳۸ و ۱۳۹ سوره نساء فرمود: «بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ». اینها کافرین را ولی خود قراردادند. اینجا بحث من منافقین نیست چون مطالب فراوانی مطرح است که آنها حقائق الهی را انکار کردند و از رهبران الهی پیروی نکردند و از طاغوت تبعیت کردند و در گمراهی طولانی گرفتار شدند.
بیشتر خواستم این را یادآوری کنم که امام صادق علیهالسلام به ما تذکر میدهند: در همه حال باید طاغوت ستیز باشیم که مصداق بارز آن امروز استکبار جهانی است. درزمان امام صادق امویان و بعد عباسیان طاغوت بودند. امروز این برادر بزرگوارمان که سخنران جلسه بود خیلی خوب جریان عباسیان را مختصراً شرح دادند و جنایتهایی که آنها انجام دادند. خونریز بودند. اسم خودش را گذاشته بود سفاح آن خلیفه؛ یعنی خونریز.
اینها طاغوت بودند و روشها و سیاستهایی داشتند هم امویان و هم عباسیان که یکی از مهمترین راهبردهای بنیعباس در دوران حاکمیت خودشان از بین بردن اسلام ناب و ترویج ولنگاری فرهنگی و ترویج حرام بود. آنها ولنگاری را در جامعه توسعه دادند. تاریخ آن زمان را مطالعه کنید. یکی از دستورات رسمی بنیعباس این بود که جامعه مبتلابه ولنگاری فرهنگی و بداخلاقی بشود و اسلام ناب از بین برود.
روشها هم تقریباً مثل امروز بوده با روایتهای دروغ و جعلی تلاش میکردند باورهای مردم را عوض کنند. همینکه امروز به آن جنگ روایتها میگوییم، آن موقع هم بود. شکلش جور دیگر بود. رسانهشان غیر از رسانههای امروز بود ولی اساس کار جنگ روایتها بود. بیان مطالب کذب بود.
بیانی را رهبر معظم انقلاب در تحلیل آن دوران و انحطاط فکری که به وجود آوردند دارند که فرمودند: اینها کار را بهجایی رساندند که حتی نبوت را هم زیر سؤال بردند. میگفتند خلافت از نبوت بالاتر است و دستنشاندگانشان در مقام استدلال میگفتند: اگر شما کسی را در خانواده جانشین خودتان قرار دهید مهمتر است یا نامهای بدهید که کسی به دیگری برساند؟ معلوم است که خلیفه مهمتر است و بعد می گفتند خلیفهالله و خلیفه رسولالله هم نمیگفتند و آنقدر تکرار کردند تا دیگر از یاد مردم خلیفه الرسول پاک شد و همه خلیفهالله میگفتند.
امروز هم برای از بین بردن مبانی اصیل و محکم دینی از همین ترفندها استفاده میکنند با ایجاد تردید و شک و شبهه، انداختنِ جوانان در مارپیچ سکوت، تحریف واقعیتها، ایجاد هراس و تاریک جلوه دادن آینده و ناامید کردن مردم، تشویق به ساختارشکنی و امثال اینها که همگی از مصادیق تبعیت از شیطان و طاغوت است که امام صادق علیهالسلام نهی فرمودند.
امام را خیلی آزار رساندند. قسمتهایی را امروز شنیدید و در کتب تاریخ هم ثبت است. شبانه امام را به دارالخلافه آوردند. شیخ الائمه. مسنترین امام ما ۶۵ سال سن داشت که امام صادق علیهالسلام است. او را پست اسب کشانکشان بردند با دستبسته. حتی دارد که آتش به خانه حضرت انداختند مینویسند امام خیلی از این واقعه ناراحت شده بودند و فرمودند وقتی بچههایم و خانواده در این آتشسوزی به اطراف میدویدند به یاد کربلا و بچههای جد غریبم افتادم که چگونه عصر عاشورا از خیمههای آتشگرفته به بیابانها فرار میکردند.
۱۱ خرداد مصادف با اول ماه ذیالقعده اولین روز از دهه کرامت، اولین روز هفته حج، ولادت دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام حضرت فاطمه معصومه و روز دختر است.
کسانی که قصد مواظبت بر نفس و توجهات معنوی دارند اربعین موسوی از اول همین ماه ذیالقعده تا دهم ذیالحجه است. «وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِینَ لَیْلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ» این ۴۰ روز برای کسی که میخواهد مواظبتی داشته باشد زمان خوبی است که چله ای بگیرد یا کار معنوی انجام بدهد.
یکی از شخصیتهایی که نقش مؤثری در تاریخ داشته، حضرت معصومه سلامالله علیها است. چون در خانوادهای بزرگ و تربیت شد که پدر و پدربزرگ و اجدادش، برادر و پسر برادرش همگی امام و معصوم هستند و لذا مثل زینب کبری سلام الله علیها الگو و اسوه است بهخصوص برای دختران جامعه.
امروز دشمنان با القاء شبهات و ترویج افکار و عقاید باطل، با انواع ابزار، این گروه از افراد جامعه که نقش تربیت نسل دارند را مورد تهاجم فرهنگی خود قرار دادهاند. کسانی برای دختران و زنان مسلمان نسخه میپیچند که حداکثر تا ۳۰۰ سال قبل هیچ احترام برای زنان قائل نبودند. اینکه میگویم ۳۰۰ سال حداکثر است و الا خیلی کمتر از این است.
درحالیکه اگر یادتان باشد عرض کردم اسلام آمد و به بانوان کرامت داد، حق رأی داد. تاریخ را بخوانید بحث بیعت گرفتن پیامبر از بانوان را در مقاطع مختلف که قرآن هم به موردی اشاره میکند؛ این رأی دادن است. درحالیکه بخوانید در تاریخ که آمریکا حق رأی را بعد از جنگ جهانی اول به بانوان آنهم سی سال به بالا داد.
یا اینکه اسلام برای بانوان استقلال مالی قائل است و درآمدهایی که کسب میکنند را برای خود آنان میداند. خودشان هم اجازه دارند خرج کنند و شئونات را هم رعایت کنند؛ اما همین بریتانیای کبیر بااینهمه دبدبه و جیغودادی که دارد و عالم را فریادشان پرکرده سال ۱۸۸۴ یعنی ۱۳۸ سال قبل قانونی تصویب کردند که زنان درآمدشان برای خودشان باشد؛ و الا قبلاً برای خودشان نبوده و باید میدادند به بزرگترشان. حالا فرصت نیست تا از این آمارها و عقبماندگیهایی که داشتند و بانوان را مثل برده در مقابل اندکی پول یا غذا به کار میگرفتند عرض کنم.
و یا همین بحث عفاف و حجاب که امروز داد میزنند را شما فقط فیلمهای مستند آمریکائی و اروپائی قدیمی که راجع به کارها و فعالیتهای آن دوره است را ببینید، حجابشان ازآنچه اسلام گفته بالاتر است. همین امروز که حجاب و پوشش همه دنیا را از بین بردهاند؛ پوشش ملکه و خانواده سلطنتی مقررات خاصی دارد. از بقیه مردم سنگینتر است. باید حتماً بالباس ویژهای بیایند. اینطور نیست که آزاد باشند که هر جور حاضر شوند در مجامع.
اسلام از روز اول روی درس و سواد بانوان تأکید کرد و تشویق کرد و باز همین انگلیس تا سال ۱۹۴۷ خانمهایی که درس میخواندند مدرک نمیداد. فقط اجازه داشتند که مطالعاتی داشته باشند.
اسلام زن را زنده کرد و در متن جامعه قرار داد. در متن حیات قرار داد. او را منشأ اثر و عامل حیات و مایه تمدن میداند. آنوقت ببینید با همین جنگ روایتها چگونه مسیر را منحرف میکنند.
در امور فرهنگی و هنری و ادبیات و امثال اینها در طول تاریخ اسلام جستجو کنید و مصادیق فراوان را ببینید و جهش بعد از انقلاب را هم ببینید. سرکوب توانائیها و منحرف کردن بانوان به اسم آزادی در دوران پهلوی دستنشانده را هم ببینید.
چند روز قبل همسر شهید اصغر وصالی که فرمانده دستمال سرخها بود در دفاع مقدس، خانم کاظمزاده از دنیا رفت که خدای تعالی او را بیامرزد عکاس جنگ بود و در جبههها حاضر بود، خیلی از عکسها و صحنههای ناب دفاع مقدس توسط ایشان گرفتهشده. ببینید وضعیت قبل و بعد از انقلاب را.
چند روز قبل توفیقی شد هدیهای را از طرف حضرت آقا بردم برای یکی از بانوان بزرگوار دوران دفاع مقدس که یکی دو نفر دیگر هم مانده باید ببرم، بانوی کهنسالی که در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه کارهای تدارکاتی و پشتیبانی را انجام میدادند و نقش مؤثری در کمکرسانی آن دوران داشتند. چقدر فداکاری و خدمت داشتند. اینها را بانوان ما انجام میدادند و نقش اساسی داشتند. بگذرم فاصله آنقدر زیاد است که اصلاً جای مقایسه نیست.
بههرتقدیر دنبال کردن فضائل اخلاقی و مدارج علمی و رفتاری حضرت معصومه علیها السلام و الگو گیری از این بانوی بافضیلت نقش مؤثری در تربیت فرهنگی و دینی دختران ما دارد.
این بانوی بزرگوار که هنگام ارتحال ۲۷ سال بیشتر از عمر گرانقدرش نگذشته بود، هم اهل تفسیر بود و معلم قرآن و هم اهل سیاست بود و مبارزه. هجرتی که کرد همان هجرت در مسیر تمدن اسلامی است. شخصیتی به معنای واقعی عدالتخواه و انقلابی است و حتی در زمانهایی که پدر بزرگوارش موسی بن جعفر از داخل زندان مبارزات را راهبری میکرد دست از مبارزه نکشید به همین جهت افراد ترس و خوف داشتند با این خانواده وصلت کنند بهعلاوه کفوی هم برای حضرت نبود لذا ازدواج نکرد.
قبلاً هم عرض کردم از ویژگیهای حضرت فاطمه معصومه شفاعت کبرای اوست. میتواند همه شیعه را به بهشت ببرد. امام صادق علیهالسلام هم قبل از ولادت حضرت بشارت دادند که: «تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّهَ بِأَجْمَعِهِمْ». همه شیعیان من با شفاعت فاطمه معصومه علیهاالسلام وارد بهشت خواهند شد.
مطالب راجع به شفاعت بماند تا در نوبت دیگری عرض کنم که نحوه شفیعه بودن حضرت معصومه سلام الله علیها چگونه است. خدای تعالی ما را از شیعیان و موالیان حضرت قرار بدهد انشاءالله.
چند نکته هم عرض کنم. سخنان حضرت آقا به مناسبت ۷ خرداد که روز مجلس هست را با نمایندگان مجلس و نکات مهم آن را ملاحظه فرمودید انشاءالله عزیزان ما در مجلس با دقت دنبال خواهند کرد و نصب العین خودشان قرار میدهند.
بهخصوص دخالت در عزل و نصبها که باید مدنظر دوستان باشد، در سراسر کشور و در خود استان ما که مستقیماً ورود نکنند. بله اگر مشورتی و سؤالی بود باید ورود کنند؛ اما در غیر آن صورت دستور رهبر معظم انقلاب است و توصیه است که همه باید مطیع باشند و اطاعت کنند.
البته عزیزان ما و کسانی که میخواهند عزل و نصب کنند اینها حتماً با نمایندگان مشورت کنند همانطور که آقا فرمودند؛ چون بالاخره اینها اشراف بر استان دارند و افراد را میشناسند که به نفع استان خواهد بود.
راجع به تروری که توسط عوامل استکبار و بعض اراذل داخلی که همراه بودند واقع شد و شخصیت مؤثری را از ما گرفت به شما و خانواده محترمش تبریک و تسلیت عرض میکنم. تعبیری امام ره دارند که این شهادتها ما را زندهتر میکند. عزم ما دررسیدن به اهدافمان بیشتر میشود باور ما قویتر میشود و ما را در طی مسیری که داریم محکمتر میکند؛ و البته حقد و بغض ما را نسبت به شما بیشتر میکند و فریادمان علیه شمارا بلندتر و محکمتر میکند.
با این کارها نمیتوانید نفوذ منطقهای ایران را تحت تأثیر قرار دهید. بدانید با اینگونه عملیات خود را به نابودی نزدیکتر میکنید. باید دائماً نگران و در حال آمادهباش باشید چون درزمانی نهچندان دور انتقام الهی به سراغتان خواهد آمد.
همانطور که عزیزانمان اعلام کردند این ترور عبور از خط قرمز است و عواقب خاص به خود را دارد و جنایتکاران بهای سنگینی بابت آن خواهند پرداخت. امروز صهیونیستها فهمیدهاند که فرصت خوبی برای سوریه و جبهه مقاومت پیشآمده تا آنچه را که سالهاست منتظرش بودند که جولان اشغالی را آزاد کنند برای آن اقدام مؤثری داشته باشند. لذا نقشههای مختلف میکشند تا این مهم واقع نشود ولو با حملات گسترده هوائی که با فعال شدن سامانه اس ۳۰۰ در سوریه ترسی برای آنان به وجود آمده است.
امروز اوج اقتدار صهیونیستهای پلید به هم زدن تشیع جنازه یک خبرنگار زن است. رژیم غاصب این را بهخوبی درک کرده است که محور مقاومت با مستشاری سپاه قدس توازن جبهه را به نفع خود تغییر داده و منطقه را در دست دارد. درنتیجه تلاش میکند برای خود ولو با ترور آبرو بخرد و خود را سرپا نگه دارد و ترس القاء کند که مقاومت را بشکند؛ اما تشییع باشکوه این شهید سعید صیاد خدایی به همه عالم نشان داد که نقشههای صهیونیستهای پلید شکستخورده است.
اینجا فقط باید تأسف بخوریم که چرا عدهای در کشور تا گاهی یک اتفاقی میافتد، یک اتفاق کوچکی میافتد، سروصدا و غوغا سالاری میکنند و خزعبلات به زبان میآورند؛ ولی در مقابل این ترور خفقان گرفتند، سکوت کردند، محکوم نکردند، چیزی نگفتند.
حتی در آمریکا الآن بحران شیر است برای اطفال و کودکان آمریکا یا در بحث آن مدرسهای که اسلحه کشیدند و کودک کشی کردند و تعدادی از کودکان را به خاک و خون کشیدند، درباره اینها هیچ حرفی نمیزنند.
اما ما اینجا عرض میکنیم که چون ما خصومتی با مردم آمریکا نداریم، با مردم هیچ کشوری خصومتی نداریم، با سردمداران و دولتمردانشان داریم؛ چون آنها جنایتکار هستند و ستمکار هستند و ظالم هستند؛ اگر مردم آمریکا مطالبه داشته باشند در مورد بحران شیری که آنجا به وجود آمده و درخواستی داشته باشند، به نظر میشود به آنها در این رابطه کمک کرد و خدماتی را به کودکان آمریکایی مردم ما برسانند.
واقعه دلخراش و تأسفآور فروریختن ساختمان در آبادان را به همه بازماندگان و مردم تسلیت میگویم اما آنچه لازم است گفته شود این است که باید متصدیان امر ساختوساز در شهرداریها بهخصوص در مناطقی که احتمال این وقایع بیشتر است دقت بیشتری داشته باشند.
استان ما هم ازاینجهت موارد آسیبپذیر کم ندارد. گاهی به من گزارش میکنند و بنده گزارشها را به مسئولین محترم جهت پیگیری و مراقبت لازم ارجاع دادهام و مواردی را خودم بازدید و تذکر دادهام اما فقط با تذکر و گفتن و اینکه بعد بخواهند و محاکمه کنند و هر کاری هم بخواهد بشود ثمره ندارد. باید اهتمام داشت و اقدام کرد و قبل از واقعه جلو فاجعه را گرفت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/2/30 | 1401/2/30قرارگاه جمعیت و خانواده در استان با جدیت بیشتری کار خود را دنبال کند / احتیاج به بیتالمقدس اقتصادی داریم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه129
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین عمر خود را به بطالت نمیگذرانند. بحث ما در تواصی بود که به مناسبت، سوره مبارکه عصر را ترجمه و نکات آن را توضیح میدهم.
«وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ» این قسم و جواب قسم را تا حدودی معنا کردم که قسم به زمان که انسان در حال زیانکاری است. چون عمرش سپری میشود و دیگر برنمیگردد و باید در مقابل آنچه از دست میدهد چیزی به دست بیاورد تا ضرر نکرده باشد.
فخر رازى در تفسیرش در ذیل آیه شریفه مینویسد: یکى از بزرگان پیشین مىگوید: معنى این سوره را من از مرد یخفروشى آموختم، فریاد مىزد و مىگفت: رحم کنید به کسى که سرمایهاش ذوب مىشود، رحم کنید به کسى که سرمایهاش ذوب مىشود. پیش خود گفتم این است معنى «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ»: عصر و زمان بر او مىگذرد و عمرش پایان مىگیرد و ثوابى کسب نمىکند و در این حال زیانکار است.
دراینبین کسانی که متصف به فضیلتهای گفتهشده در سوره هستند، استثناء شدهاند. اولین گروه «إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا…». مگر کسانى که ایمان آوردهاند، مؤمنین از حکم کلی خسران خارج هستند. چون هر کس هر عملی که انجام میدهد در همه امور فردی و خانوادگی اجتماعی و امثال اینها، از فکر و اعتقاد او نشات میگیرد و روش زندگی او فقط از روی غریزه و بیهدف نیست حتی انسانهایی که هدف مشخصی برای زندگی ندارند هم همین هدفشان است.
یکوقت در اینجا عرض کردم ما انسان بیتربیت نداریم همانکه ما میگوییم بیتربیت خودش یک نوع تربیت است. بنابراین اعمال انسانها حاکی از عقاید و اعتقادات و افکار آنهاست و خدای تعالی انبیاء خودش را برای مبارزه با شرک و کفر و بداخلاقی که انحراف فکر و عقیده و رفتار بود فرستاد تا اعتقادات مردم تصحیح شود به خدا و قیامت ایمان بیاورند و در مسیر درست حرکت کنند.
و اتفاقاً کلمه ایمان در آیه شریفه بهطور مطلق بیانشده است، همه امور اعم از قیامت و غیب و خدا و صفات الهی و ملائکه و انبیاء همه را دربرمی گیرد. پس ایمان که گفتهشده یعنی ایمان به خدا و ایمان به همه انبیاء و ایمان بهروز جزا و غیب و شهود. اساساً ایمان به معنای اعتقادی است راسخ که با واقع مطابقت دارد.
و مؤمنین کسانی هستند که به خداوند بهعنوان مبدأ عالم هستی که حکیم و علیم و قدیر و بصیر و… است و همه موجودات به سمت او بازگشت دارند یعنی معاد و اعتقاد به اینکه همه ادیان که توسط انبیاء آورده شد در زمان خودشان حق و صحیح بودند؛ یعنی همانکه خداوند در آیه ۵۹ سوره مبارکه بقره فرمود.
پس آنچه اصل است ایمان به مبدأ است و معاد که اگر بحث از عدل و نبوت و امامت هم میشود آنها هم به توحید برمیگردند. این ایمان البته درجاتی دارد؛ و هر کس درجهای را از دست بدهد خسران کرده است پس خسران هم درجه دارد و درجات آن بهاندازه درجات ایمان است.
ایمان یقین قطعی است همراه با اقرار و عدم انکار و بعد عمل به آنچه خواستهشده و همه اینها باید باهم باشد؛ که هرکدام نباشد ایمان نیست و خسران است. بعدازاین اعتقاد قلبی باید به زبان هم اقرار داشت.
مرحوم شیخ طوسی در تعریف ایمان فرموده: ایمان مرکب است از تصدیق درونی و اقرار ظاهری و اقرار به زبان به تنهائی قبول نیست. بعد به آیه ۱۴ سوره مبارکه حجرات استناد میکند که فرمود: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا...».
حتی اگر کسی در دل ایمان بیاورد ولی بر زبان نیاورد هم ایمان ندارد. مثل قوم موسی که معجزات را دیدند و در دل یقین داشتند اما بر زبان انکار میکردند.
در روایتی از امام رضا علیهالسلام است که فرمودند: ایمان عقد و اعتقاد به قلب است و لفظی است به زبان و عملی است به جوارح.
البته راجع به درجات ایمان هم روایت داریم. رسول خدا فرمودند: برترین ایمان آن است که بدانی خداوند همهجا با تو است. واقعاً این چقدر روایت زیبایی است. اینکه انسان بداند خدا همهجا با او است، همین روایت انسان را به مقام عصمت میرساند. اینکه بدانیم در محضر خدا هستیم گناه نمیکنیم، اشتباه نمیکنیم، مسیر غلط طی نمیکنیم.
یا فرمودند: «أفضلُ الإیمانِ الصبرُ والسماحهُ» برترین ایمان شکیبایی و بخشندگی است.
روایت دیگری بخوانم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: ایمان هفتاد و چند شعبه دارد و برترین آنها قول لا اله الله است و کمترین آن برداشتن چیزی آزاردهنده از سر راه مردم.
چه روایت زیبایی است؛ یعنی وقتی میبینید چیزی راه مردم را بسته است، سنگی، کلوخی، خواری، این را از سر راه مردم بردارید یک درجه از درجات ایمان است؛ و بعد فرمودند: حیا شاخهای از شاخههای ایمان است.
بحث ایمان مفصل است. من فقط اینها را اشاره کردم که درباره الذین آمنوا روایاتی را بیان کرده باشم.
و البته روایاتی داریم که در آنها اشاره به کمال ایمان هم شده است، موارد فراوان است. مثلاً مردی به رسول خدا عرض کرد: یا رسولالله دوست دارم ایمان من کامل شود. حضرت فرمودند: اخلاق خود را نیکو و پسندیده کن ایمانت کامل میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین امام جامعه را در امور مربوطه کمک و همراهی میکنند و در سختیها یاور او هستند.
طلحه و زبیر به امیرالمؤمنین علیهالسلام پیشنهاد کردند که ما با تو بیعت مىکنیم با این شرط که در امر خلافت با تو شریک باشیم حضرت در جواب در حکمت ۱۹۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَا وَ لَکِنَّکُمَا شَرِیکَانِ فِی الْقُوَّهِ وَ الِاسْتِعَانَهِ وَ عَوْنَانِ عَلَى الْعَجْزِ وَ الْأَوَدِ». نه لیکن شما شریک در نیرو بخشیدن و یارى خواستن باشید و در مواقع ناتوانى و گرفتارى دو یاور باشید.
بحث تاریخی است که بعد از قتل عثمان اینها به اسم کمک میخواستند امام باشند که حضرت پاسخ آنان را داده که دو تا شمشیر در یک غلاف جا نمیگیرد اگر قصد خیر دارید، کمککار من باشید؛ که اگر من در پیشبرد اهداف اسلامی موفق باشم شما هم سربلند خواهید بود. اگر هم سستی شد یاور من باشید تا به نتیجه برسد.
و این بیان تا امروز هم در یاریرساندن به امام جامعه زنده است؛ و وظیفهای است که اگر درست انجام نشود امام جامعه معصوم هم باشد تنها میماند و خانهنشین خواهد شد.
مطالب و توصیههای حضرت آقا راجع به افزایش نسل مثل همیشه دقیق و راهگشا و حکیمانه بود و همه مخاطبین باید در مقام عمل جدی بگیرند بهخصوص عمل به بندهای سیاستهای کلی خانواده که قبلاً فرموده بودند.
در پیام فرمودند: «بار دیگر تأکید میکنم که تلاش برای افزایش نسل و جوان شدن نیروی انسانی کشور و حمایت از خانواده، یکی از ضروریترین فرائض مسئولان و آحاد مردم است. این فریضه دربارهی افراد و مراکز اثرگذار و فرهنگساز، تأکید بیشتر مییابد».
میفرمایند فریضه است. خب وظیفه را روشن کردهاند. حتماً باید قرارگاه جمعیت و خانواده در استان با جدیت بیشتری کار را دنبال کنند و حتماً برنامه و طراحی جدیدی داشته باشند.
امروز تلاش دشمن این است که این باور را به مردم القاء کند و مردم تکرار کنند در دل و باور که نظام کارآمدی لازم را ندارد و نمیتواند اهدافی را که ترسیم کرده است عملیاتی کند ولی دیگر به این مطلب اشاره نمیکند که بیش از چهل سال است که نظام را با انواع دسیسهها مواجه کردهاند که نتواند قدم از قدم بردارد و به فضل الهی و به کوری چشم آنان هرروز پیشرفتی بیشتر و بالاتر از روز قبل داشتهایم.
آمریکا و اذناب پلیدش بدانند این آرزو که مردم ایران دست از اهداف بلندش و آرمانهای الهیاش بردارد و استقلال و عزتش را کنار بگذارد به گور خواهند برد.
در این مسئله هم باید دقت کنیم که چرا بیگانگان نمیپسندند جمعیت ما زیاد باشد؟ آیا واقعاً از روی دلسوزی است؟ اگر اینطور است چرا برای خودشان این دلسوزی را ندارند. به زنان خودشان توصیه میکنند تا ۴۵ سالگی لااقل باردار شوند؛ و برای بانوان سیساله به بعد ما جنگ روانی راه میاندازند و انواع خطرات را برای باردارشدن آنها ترسیم میکنند؟
در جامعه ما تشویق به ازدواج در بزرگسالی میکنند که قدرت باروری ضعیف میشود و حوصلهها کم میشود و تشویق به نیاوردن بچه با توجیهات موهوم و برای این کار فیلم و برنامه میسازند و فرهنگسازی میکنند.
نمیدانم آماری را که خود اینها منتشر کردهاند را دیدهاید؟ از سال ۱۳۵۵ تا امروز را با کشورهای دنیا مقایسه کنید؛ که سیر جمعیت در ایران چگونه بوده بعد با کشورهای دیگر مقایسه کنید چه شرق عالم، چه غرب عالم؛ بعد ببینید که چه رابطهای است. معنادار است. رشد جمعیتی رژیم غاصب از همه دنیا بیشتر است. همانکه برای کشورها بخصوص ما تبلیغ میکرد و میکند فرزند کمتر زندگی بهتر. کشوری که از سرمایه جمعیت جوان و پرنشاط برخوردار است، از سرعت پیشرفت و رسیدن به آرمانها برخوردار است.
بنابراین همانطور که فرمودند، پرداختن به مقوله ازدواج و جمعیت و خانواده و فرزند آوری امروز یکی از واجبات است و هرکس باید هر طور میتواند لبیک بگوید. از کشور پیر کاری ساخته نیست و اگر فصل باروری هم بگذرد ضرر حتمی است.
من اینجا مطالبی را یادداشت کرده بودم که خدمت شما راجع به همین مسئله باروری عرض کنم که توهمات و افکار وارداتی موهوم و سیاستهای غربی که القا میشود به جامعه، اینها هیچکدام با مبانی دینی و اسلامی ما سازگاری ندارد و روح توحیدی چیز دیگری را میگوید؛ که میگذارم برای فرصت دیگری و از این مطلب عبور میکنم.
مسئله ارزاق را میگویند، مسئله آب را میگویند، مسئله تربیت را میگویند، اشتغال بانوان را میگویند و امثال اینها که قابل توضیح و شرح است و هیچکدام از اینها منافات با فرزند آوری و رشد جمعیت ندارد. اینیک جهادی است که امروز باید همه واردش بشوند. کسانی که توانمند هستند و میتوانند باید از این مسئله کوتاه نیایند و عبور نکنند.
مطلب بعدی اول خرداد است؛ مسئله محاصره اقتصادی ایران توسط آمریکا و اروپا در سال ۵۹ که باعث شد ما مسیر خودکفائی را طی کنیم و البته مشقاتی در این راه داشتهایم. ما را محاصره اقتصادی کردند، آمریکا هم یکطرفه به این کار اقدام کرد بعد هم اروپا کمکش کرد؛ اما برای ما باعث خیر شد.
سوم خرداد و عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر در سال ۶۱٫ چهارم خرداد روز مقاومت و پایداری، روز دزفول؛ و عقبنشینی رژیم اشغالگر از جنوب لبنان و پنجم خرداد پیروزی لبنان بر صهیونیستها در سال ۱۳۷۹٫ همگی در یک موضوع مشترک هستند و آن داشتن روحیه مقاومت است که از آیات و روایات به دست میآید که اهل ایمان چنین روحیهای دارند.
اوج ایستادگی و قدرت مقاومت را در خرمشهر همه دیدید یا شنیدهاید. عظمت و بزرگی عملیات بیتالمقدس و آزادسازى خرمشهر و همچنین، راز مانایی چنین واقعهای، در حماسى بودن آن است. حماسهآفرینی یعنى اقدام شجاعانه و دلاورانه.
هر عرصهای که توان تبدیلشدن به عرصه جهاد و مبارزه با دشمن را داشته باشد، آنجا آمادگی حماسهآفرینی را دارد. لذا در هر موضوعی که دشمن با ما دشمنی و حمله میکند چه جنگ سخت، چه جنگ نرم و چه جنگ اقتصادى، آنجا فضائی براى حماسهآفرینی حماسهآفرینان در آن عرصه است.
حضرت آقا دربیانی فرمودند: «خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامى، در میدانى که از جنگ نظامى سختتر است». خب امروز نگاه کنیم ببینیم کدام جنگ است که از جنگ نظامی سختتر است! به نظرم امروز که در جنگ اقتصادی به سر میبریم و دشمن هم همه توان خودش را برای زمین زدن ما بسیج کرده یکی از آن روزها و جای حماسه اقتصادى است.
باید با حماسه سازی اقتصادی، اقتصاد کشور را به نقطه ثبات و اقتدار رساند؛ یعنی به تعبیر بعض نویسندگان احتیاج به بیتالمقدس اقتصادی داریم. همان عملیات بیتالمقدس که به فتح خرمشهر انجامید، یک بیتالمقدس اقتصادی هم باید انجام داد.
این عملیات هم مثل سایر عملیاتها تا حماسه سازی احتیاج به مقدمات و زمینهسازیها و تاکتیکهایی دارد که سالیان متمادی فرمانده کل قوا بیان کرده است. اولاً مقدمه آن عملیات فتح المبین بود که در اینجا میتوان گفت با روی کار آمدن دولت انقلابی که سرشار از امید و نشاط و ضد فساد و عدالتخواه است و تلاش دارد با توان داخلی مشکلات را حل کند مقدمه بیتالمقدس محقق شده باشد.
ثانیاً کسانی که در عرصه اقتصادی امور را به دست میگیرند باید به جنگ اقتصادی باور داشته باشند و تاکتیک اقتصاد مقاومتی برای برونرفت را پذیرفته باشند. بعد تمرکز همه دستگاههایی که مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد ربط دارند بر خنثیسازی تحریمها بجاى رفع آنها باشد و از همه مهمتر عزم ملى براى رونق تولید و اصلاح کیفیت کالاهاى داخلى باشد. باید برای رونق اشتغال و تولید همه تلاش کنند تا نهضت خوددارى از مصرف کالاهاى خارجى و خرید کالاى داخلى در کشور محقق شود.
مسئله نظارت جدی، قاطعانه و مؤثر بر روند سلامت فعالیتهای اقتصادى جامعه در دستور کار قرار گیرد. دستگاههای فرهنگی روی بهینهسازی الگوى مصرف و حرام بودن اسراف، کار جدی بکنند. ببینید قرآن روی اسراف نکردن چقدر تأکید دارد.
بههرتقدیر سوم خرداد یکی از ایامالله، معجزه اللهی، امداد غیبی حضرت حق و خاطره آفرین است برای ملت ما که فراموششدنی نیست. کسانی که این فتح را به دست آوردند فاتحان قلوب آزادیخواهان جهانند. حماسه خرمشهر ازاینجهت که فقط عملیات نظامی موفقی بود پراهمیت نشد بلکه چون در این روز رزمندگان غیور و شجاع، باهمت و باایمان از همه اقشار با توکل بر خدا و فداکاری توانستند ضربه عظیمی بر پیکره نظام استکبار جهانی که با تمام توان خود ماشین جنگی رژیم بعث را تقویت میکردند و با محاسباتشان فتح خرمشهر را غیرممکن میدانستند وارد کنند، مهم است.
این اتفاق همه جهان را در بهت و حیرت فروبرد. دوستان یادشان هست که چه جریان سازی عظیمی شد. قدرت مانور سیاسی عراق و دشمنان انقلاب را در محافل سیاسی از بین برد و احترام به حق حاکمیت و تثبیت نظام اسلامی را محکم کرد؛ و البته اصلیترین عامل پیروزی، اعتماد به خدای تعالی بود که آن عزیز سفرکرده به آن تنبیه کرد که خرمشهر را خدا آزاد کرد.
خدای تعالی شهدا بزرگوار را عموماً و شهدا فتح خرمشهر را خصوصاً با اولیائش محشور بگرداند.
همین روزها که در سالهای گذشته رژیم صهیونیستی توسط حزبالله منکوب شد. انشاءالله بهزودی در سالگشت پیروزی در عملیات بیتالمقدس آزادی بیتالمقدس را از دستان کثیفِ به خون آلودهی رژیم منحوس و کودک کش شاهد خواهیم بود. صبح پیروزی نزدیک است. انشاءالله رژیم منحوس بهزودی از صفحه روزگار محو خواهد شد.
مطلب بعدی این است که بحث مردمی سازی یارانهها بحمدالله در حال اجراست و بهزودی اثر خودش را در زندگیها خواهد گذاشت؛ اما دولت محترم حتماً در ادامه مسیر اطلاعرسانی به مردم را درباره اینکه درآمد حاصله از طرح در از بین بردن تورم و اشتغال چه تأثیری داشته را فراموش نکند که تقویت قلوب شده اعتماد را بالا میبرد و امید مضاعف ایجاد میکند.
کشورهای غربی و بهتبع اروپائیها هم هنوز با اقدامات مختلف و متنوع که میبینید و میشنوید، (که اخیراً حتی جوری فضاسازی کردند که گزارشگر ویژه سازمان ملل نتواند ایران بیاید چون اگر بیاید میتوان به او فهماند که تحریمهای ظالمانه چه حقوقی را از ملت ایران نقض کرده است.)
لذا آمدند فضاسازی کردند که او نیاید. نزدیک هفت هشت مورد هست که هم آمریکاییها و هم اروپاییها مسائلی را به وجود آوردند و بر طبل ایران هراسی کوبیدند و میکوبند تا شاید بتوانند از نمد مذاکرات برای خودشان کلاهی درست کنند؛ اما این مسائل مانع ایران اسلامی برای رسیدن به اهداف بلندی که دارد نخواهد بود.
در مذاکرات از منابع و منافع ملت عزیزان ما کوتاه نخواهند آمد. مسیری که دارد طی میشود مسیر درستی است. ولو آنها نپسندند و شایعه درست کنند و شانتاژ کنند.
تذکر استانی؛ یکی مسئله نان است که نباید به بهانههای مختلف قیمتهای متعدد داشته باشد. در تمام استان هر نانی (سنگک، لواش،…) با یک قیمت و یک وزن به مردم داده شود. تا بشود ارزیابی و محاسبه کرد.
اینکه در جزئیات وارد میشوم به خاطر مراجعات زیاد و دنبال کردن این مسئله است که مهم است.
همینکه نان را کنجدی و ساده میکنند، زمینه فساد درست میکند. مقدمه دو قیمتی شدن است بعد آرامآرام وزنش کم شود و قدش کم شود و کیفیتش به هم بخورد. بعد سه قیمتی و چهار قیمتی میشود.
دوستان این را اقدام کنند که در سراسر استان همهجا نان یک قیمت باشد و هیچ نانوایی حق کنجد پاشیدن نداشته باشد. یکی را سبزی زده، یکی را کنجد پاشیده، برای هرکدام هم یک قیمتی میگوید. بعضیها را هم باید با ذرهبین گشت کنجدش را پیدا کرد. پولش را میگیرد ولی کنجدش دیده نمیشود. میگوید دارد شما نمیبینی! اگر کسی نان کنجدی می خواهد کنجد را بیاورد؛ نانوائی این کار نکند. قدیم هم همینطور بود.
مردم را هم به بهانه پخت برای کبابی و کلهپزی در صف نگه ندارید. اینها را در خارج وقت مردم پخت کنید. مردم در صف هستند، آنها هی نان را میپزند میزنند به دیوار. صبح تا ظهر وقت دارند. ظهر تا غروب وقت دارند. مردم را در صف نگه ندارید.
نکته دیگر اینکه بعض کارهایی که بهصورت همایش و جشنواره انجام میشود خیلی خوب است اما حتماً و حتماً باید شئونات در آنها رعایت شود. داشتن پیوستهای دینی و فرهنگی برای همین کارهای فرهنگی هم لازم است و باید این پیوستها تقویت شود. بخصوص در استان البرز که همه اقوام در کنار هم زندگی میکنند برای تحکیم پیوندهای اجتماعی لازم و خوب است اما باید متصدیان مواظب باشند آلوده به گناه و ضد فرهنگ نشود یک کار فرهنگی.
یکوقت اینجا عرض کردم که ما اقوام مختلف داریم و قدیمها همینطور رسم بود که بازیهای مختلفی داشتند. شیرازیها یک بازی داشتند، اصفهانیها یک بازی داشتند، آذریها یک بازی داشتند. بازیهای مختلفی داشتند. بچهها فعال و سرحال بودند. بدنها سرحال بود. الآن هرکسی یک گوشی گرفته در دستش و یکگوشه نشسته؛ چاق شده و خنگ. تحرکی ندارند.
قبلاً هفتسنگ بازی میکردند. الکدولک بازی میکردند. از اینجور بازیها داشتند. تابستانها که میرفتند کار میکردند هم سر جایش. نیازی هم نداشتند اما بچهها را اینطور بار میآوردند که بتواند فعالیت کنند. کاری یاد بگیرند تا زندگیشان مختل نشود. الآن هیچ بلد نیستند یک پیچگوشتی در دستشان بگیرند و این ظلم است. این را باید درست کرد.
یکی از کارهایی که گفتم انجام شود این است که جشنواره بازیهای محلی در استان راه بیندازید؛ یعنی در استان مثلاً بیایید جشنواره هفتسنگ درست کنید، جشنواره بازیهای مختلف مثل بازیهای فوتبال مسابقات حذفی درست کنید. این محله با آن محله مسابقه بدهند. اینها خوب است که انجام شود. هم پیوند اجتماعی را زیاد میکند هم نشاطآور است هم در آن گناه نمیشود. بازی است.
باید تشکر کنم از برادر بزرگوارم جناب آقای دکتر میر وکیلی که با سختی تمام و کمبود امکانات و بعض بیمهریها بیش از شش سال خدمتگزار شما در ستاد نماز جمعه کرج بودند و امروز از ایشان تقدیر میکنیم. شش سال و پنج ماه در خدمت ایشان در نماز جمعه بودیم. فعالیتهای خوبی را در این مدت ایشان انجام دادند. به هر جهت با نبود و کمبود امکانات این خیمه را سرپا نگه داشتند. برای ایشان در مسئولیتهای دیگر آرزوی موفقیت داریم. از طرف شما من هدیهای را به ایشان تقدیم کردم. البته در ستاد و مجموعه فعالین مصلی حضور دارند و فعالیت خواهند داشت؛ اما دیگر مسئول مجموعه نیستند.
خیرمقدم میگوییم به برادر بزرگوارمان جناب حجتالاسلاموالمسلمین محمدمهدی محمدی که ایشان را امروز بهعنوان مسئول ستاد مصلای نماز جمعه کرج منصوب میکنیم. از امروز مسئولیت این قرارگاه ایمان و بصیرت را به عهده خواهند گرفت و همه باید کمک کنیم تا مصلی در جایگاه واقعی خودش بیشازپیش قرار گیرد.
قطعاً برنامههایی دارند و من در حکمی که به ایشان دادم پیوستش را ضمیمه کرد مکه کارهایی که باید انجام بدهند انشاءالله انجام دهند.
نکته پایانی که عرض میکنم راجع به مسئلهای است که چند روزی است در فضای مجازی مطرحشده است و همه شما یا قسمتی از شما این را شنیدید که نسبتهایی به بنده و دستگاهها دادند. شما این را دنبال کردید قطعاً. قصد داشتم مفصل به نکاتی از مسائل بپردازم اما چون دیدم دستگاه قضا بهخوبی قسمتی از مطالب را منتشر کردند، دیگر چیزی عرض نمیکنم. همه عزیزان به آنجا مراجعه کنند.
دستگاه قضا باید کار خودش را انجام بدهد. محکم و باصلابت مسیر خودش را طی کند. بر اساس دادههایی که دارد و بر اساس قوانین و مسائل قانونی که دارد کار خودش را دنبال میکند. ما هم دخالتی در این امور نداریم و همیشه هم خواستیم که محکم و مستقل کار خودش را انجام بدهد.
اما آن چیزی که مربوط به بنده است، نه امروز، نه دیروز بلکه در طول این مدت اینگونه بوده که معمولاً ورودی در این قصهها نمیکنم و شکایتی هم نمیکنم. من حتی دوستانی را که مطالبی راجع به ایشان مطرحشده و گفتهشده در شبهای قدر، همه این عزیزان را بخشیدم؛ اگر چیزی به بنده برمیگشت، بالاخره نقصی یا تهمتی یا دروغی اگر بود اینها را در همان شبهای قدر بخشیدم. ربطی به دیروز و امروز ندارد.
بنده هیچ شکایتی نسبت به موضوع نداشتم و ندارم. راجع به این جریان، بلکه جریانهای دیگری هم که تا حالا واقعشده هرگز دأب من این نیست و کاری با این مسائل ندارم. آن چیزی که برگشتش به خود بنده است، این بوده است که برای این عزیزان طلب مغفرت کنم و دعاگوی ایشان بودم. شکایتی نکردم و ندارم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/2/23 | 1401/2/23راه نجات مشکلات اقتصادی کشور عملیاتی شدن سیاستهای اقتصاد مقاومتی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه130
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا در حفظ وقت اهتمام دارند. همانطور که هفته گذشته عرض کردم بحث راجع به یک دستور قرآنی است که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب هم هست، یعنی تواصی و اثرات اجتماعی آن.
و بنا شد قبل از پرداختن به اصل بحث، سوره مبارکه عصر را ترجمه و شرح مختصری داشته باشم. عرض کردم برای عصر معانی مختلف و مصادیق گوناگونی گفتهاند اما عصاره همه آنها همان زمان است.
اما سؤال این بود که زمان چیست و چه شرافتی دارد که خداوند تعالی به آن قسمخورده است؟ درباره حقیقت و چیستی زمان بحثهای دقیق و مفصلی را حکما و دانشمندان انجام دادهاند که پرداختن به آنها از حوصله خطبه خارج است؛ که آیا زمان امر اعتباری و ذهنی است یا حقیقی؟ آیا قابل بخشپذیری به ساعت و ثانیه و روز و ماه و ... و از کمّیات است؟ به قول آقایان کم متصل غیر قار الذات است یا امر اعتباری انتزاعی؟ یا دهر است که ظرف و روح زمان و محیط بر زمان است؟ و امثال اینها که می-گذرم.
اما چون قسمهایی که در قرآن آمده با مطالبی که به آن قسمخورده شده متناسب است و در اینجا چون سخن از خسران افراد بشر است، پس باید معنای گذشتنِ زمانِ عمرِ انسان مدنظر باشد. لحظهلحظههای عمر و دقائق و ثانیهها از روزها و ماهها و سالها، سرمایهای است که انسان در اختیار دارد و در حال هزینه کردن و از دست دادن آنهاست که اگر در مقابل این تحلیل رفتن، چیزی به دست نیاورد خسران کرده یعنی سرمایهاش و رأس المالش را ازدستداده است.
خدای تعالی بر اساس حکمت بالغهاش برای هر کس مدتی را معین کرده که چه بخواهد و چه نخواهد، این مدت سپری میشود و انسان در طی شدن آن نقشی ندارد و میگذرد. نقش انسان در چگونگی این گذران است که خسارتبار نباشد و یا کمتر باشد.
لذا در اینجا چون هر قَسمی جواب قسم میخواهد، «إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ» جواب قسم است. چون خداوند به انسان قوایی داد تا با آن قوا مثل غضب و شهوت و عقل و وَهم برای خود آخرت بخرد نه با همین قوا، آخرت خود را بسوزاند که اگر این مسیر را طی کرد، سود که نبرد هیچ، سرمایه هم از کف داد و بیشتر از آن، خود را بدهکار هم کرد. در این دنیا که مزرعه آخرت بود هیچ نکاشت تا در فصل دِرو، محصولی برداشت کند.
پس توجه فرمودید اگر عصر را به معنای مطلقِ زمان و دهر بگیریم تناسب بین قسم و جواب قسم هم رعایت شده است. الانسان هم «ال» آن به جنس انسان توجه میدهد؛ یعنی قسم به زمان كه يكى از بزرگترین آيات الهى است، نوع بشر از زمان عمرش كه سرمايه او است و بايد با این سرمایه سود ببرد و رشد کند و رفعت مقام پیدا کند به مقامات بلند معنوی و معرفتی برسد، برای سفره ابدی خودش آذوقه فراهم کند، قسم به عصر که از ین سرمایه استفاده نکرده، آن را تلفکرده و زيان کرده به بیهودگی و بیحاصلی گذرانده و مجانی ازدستداده و خود را به هلاکت انداخته است.
البته همه اینطور نیستند و عدهای که چهار فضیلت دارند، استثناء هستند که عرض خواهم کرد. راغب اصفهانی در مفردات گفته است که خسران هم برای انسان بکار میرود هم برای عمل انسان. هم میگویند؛ فلانی خسران کرد و هم میگویند؛ تجارت فلانى خسران كرد؛ و البته اینجا که بدون «ال» آورده شده برای این است که بفهماند خسارت بسیار بزرگ وعظیم است.
در سوره زمر به همین مطلب اشاره فرمود که: «إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ». زيانكاران واقعى كسانى هستند سرمايه وجود خود و خانواده خويش را در قيامت از دست مىدهند، بدانيد خسران مبين همين است.
بههرتقدیر آنچه از آیات و روایات میفهمیم این است که دنیا را برای ما تشبیه به یک مرکز تجاری میکنند که باید در آن سود جمعآوری کرد و زیان نکرد.
امام هادی علیهالسلام فرمود: دنيا بازارى است كه جمعى در آن سود مىبرند و جمع ديگرى زيان. نکند ما جز مستثنا شده در سوره مبارکه عصر نباشیم؟ آیا واقعاً ارزشِ این لحظاتی که از دست میدهیم، رسیدن به خانه و ماشین و امثال اینهاست؟ یا باید به چیزهای بیشتر و بهتر که بهشت است و قیمت ماست، رسید.
بحث من این نیست که از طبیعت و نعم الهی بهره نبریم. اتفاقاً باید بهره برد اما چگونه و به چه قیمتی و در چه راهی و رسیدن به چه جایگاهی؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود یک عدهای در این دنیا زندگی میکنند اما فقط بین آشپزخانه و دستشوئی در حال رفتوآمد هستند.
این نحو زندگی بد است. سرمایه عمر را میدهد تا به جایگاه و مقامی برسد، برای رسیدن به پستی چه دروغها که نمیگوید، چه حقها که ناحق نمیکند و یا عمر را خرج میکند تا مقامش را از دست ندهد و هکذا...
ما قیمت خودمان را نمیدانیم برای همین ارزان میفروشیم. انسان غیر خدا بخواهد و غیر آنچه خدا میخواهد بخواهد ضرر کرده است. خود شما این دعا را در ماه رجب فراوان خواندید: «خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلاَّ لَكَ». آنها كه بر غير تو وارد شوند مأیوس خواهند شد و آنها كه به سراغ غير تو آيند زيانكارند. اعاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا غافل از یاد مرگ نیستند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 192 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِنَّ مَعَ كُلِّ إِنْسَانٍ مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِ فَإِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ وَ إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ». با هر كس دو فرشته است كه از او نگهبانى مىكنند، پس هرگاه مقدّرى نازل شود، ميان او و آن را رها مىكنند؛ یعنی او را به حال خود مىگذارند و بهراستی مرگ سپر محكمى است.
سپر را باصفت استوار و محکم استعاره آورده است. خدای تعالی فرشتگانى را برای حفظ انسان مأمور کرده است که از آسیبها و گزندها او را محافظت میکنند. خداوند تا وقتی خیری در کسی برای خودش یا دیگری باشد، او را حفظ میکند لذا اجل و مرگ را برای انسان سپری مقدر کرده است تا اتفاقات طبیعی که برای شخص پیش میآید به او صدمه نزنند. این فرشتگان دو تا کار میکنند هم از حوادث حفظ میکنند هم کارهایمان را ثبت میکنند؛ اما زمانی که اجل برسد بدون کوتاهی جان را میگیرند. خداوند تقوای ما را زیاد کند.
15 شوال سال ۳ قمری سالگشت شهادت سیدالشهدا حضرت حمزه بن عبدالمطلب است. هم عموی پیامبر بود و چون هر دو از بانویی به نام ثُویبه شیر خورده بودند برادر رضاعی هم بودند.
بااینکه دو سال از رسول خدا بزرگتر بود، ادب در مقابل حضرت را رعایت میکرد و اگر از سن او سؤال میکردند میگفت سن من بیشتر است اما پیامبر از من بزرگتر است. وقتی حضرت حمزه اسلام وایمان خودش را اعلام کرد، سران قریش را به خاطر نیرومند شدن رسول خدا و مدافع قویای چون حمزه، وحشت گرفت و از طرحها و نقشههایی که علیه پیامبر و اسلام کشیده بودند منصرف شدند.
حضرت حمزه با شجاعت کمنظیرش که دوست و دشمن به آن اذعان داشتند در دفاع از دین اسلام تا پایان زندگی شمشیرش را زمین نگذاشت. اهلبیت علیهمالسلام در مقاطع مختلف به مناسبت از او تمجید کردهاند.
مرحوم مجلسی در جلد 24 بحارالانوار ذیل آیه 69 سوره مبارکه نساء که فرمود: «وَ مَنْ یُطِعْ اللّه َ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئِکَ رَفِیقاً». نقل میکند انس بن مالک گفت: روزی با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نماز صبح را بهجای آوردیم، آن حضرت پس از نماز رو به ما نشست، من عرض کردم: ای رسول خدا، اگر صلاح بدانید تفسیر این آیه «وَ مَنْ یُطِعْ اللّهَ...» را بیان کنید.
خوب است در نماز صبح آقایان ائمه بزرگوار جماعت که در مسجد حاضرند یک نکتهای یک حدیثی مطلبی را برای مأمومین خودشان بگویند و فقط به نماز اکتفا نشود؛ تأسیاً به رسول خدا.
پیامبر فرمود: مصداق «نبِیِّین» من هستم و مصداق «صِدِّیقِین» برادرم علی و مصداق «شهداء» عمویم حمزه، مصداق «صالحان» دخترم فاطمه و دو فرزندش حسن و حسین میباشند.
سال گذشته هم عرض کردم با توجه به جلالت قدر و عظمت شخصیت حمزه که رسول خدا او را سیدالشهدا خواند، بعد از شهادتش نام او را از کتب حذف کردند؛ بااینکه از صحابه بود رکن شدید بود برای رسول خدا؛ و امیرالمؤمنین از نبود او گله داشت و زهرای اطهر هفتهای دو بار دوشنبه و پنجشنبه بر مزار او حاضر میشد.
عرض کردم شاید ریشه اصلی آن این باشد که حضرت حمزه بنیانگذار و پایهگذار دفاع از ولایت و حریم ولایت است. لذا با او مخالفت شد. نام او را حذف کردند. فضائل او را در کتابها نیاوردند. او کسی است که مستقیماً از ولی خدا حمایت کرد و بقیه به او تأسی کردند بعدها.
و این برای عدهای گران آمد که تا امروز هم حمایت از ولی خدا هزینهبردار است. در همین دوران ملاحظه کردید که عدهای از خواص اولاً درست تشخیص ندادند و بعد هم که روشن شد قدرت و جربزه حمایت نداشتند. خدای تعالی توفیق دهد که خوب وظائفمان را بشناسیم و بهموقع عمل کنیم.
در همین تاریخ 15 شوال، در سال 252 قمری بنا بر قولی یکی از مهاجران مجاهد، باتقوا و امانتدار، صادق در گفتار، با اخلاص و زمانشناس به شهادت رسید محدث و عالم برجسته شیعه، امامزاده انقلابی و با بصیرت، سیدالکریم حضرت عبدالعظیم حسنی.
ایشان غیر از مبارزه با طواغیت و تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی و مبارزات سیاسی، در عرصه علم و رساندن پیام و معارف اهلبیت به شیعیان سعی بلیغ داشت. همچنین در خدمترسانی به نیازمندان و محرومان جامعه فعالیت میکرد. حضرت به خاطر جهاد و هجرت و ولایت مداری و عرضه دین به محضر امامش، موردتوجه و تائید ائمه علیهمالسلام بود و ثواب زیارت ایشان هم معروف است.
در نوبت قبل راجع به عرضه دین عرض کرده بودم اینجا اضافه میکنم که در این مهم در مرحله اول، بازخوانی و تصحیح باورهای فرد و جامعه صورت میگیرد. اینکه شخص میرود پیش امامش و مطالب را میگوید که سال گذشته عرض کردم زیارت آل یس را در این دوره شما بهعنوان عرضه دین به امام عصر ارواحنا فداه بخوانید. چون بخشهایی از این دعا عرضه دین است و شما به این عنوان بخوانید.
و در مرحله دوم، رفتارها با آن باورها تطبیق داده میشوند؛ یعنی با عرضه دین، از باورهای ارزشی فرد و جامعه صیانت میشود و اعتقادات تثبیت میگردد.
به خاطر علم وافری که داشت گاهى ائمه آن عصر، مردم را به او ارجاع میدادند. مثلاً میرزای نوری در مستدرک الوسائل از ابوتراب رویانى نقل میکند که: شنیدم كه ابو حماد رازى مىگفت در سامرا بر امام هادی علیهالسلام وارد شدم و از بعضی مسائل حلال و حرام پرسیدم. چون قصد وداع داشتم حضرت فرمود: چنانچه در امور دینى در حلال و حرام، مسئلهای بر تو دشوار شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنى سؤال كن و سلام مرا به او برسان.
به نظر باید این سنت در این عصر هم استمرار داشته باشد در این دوران حفظ دین برای مؤمنین سخت از عصر حضور ائمه علیهمالسلام است. رسول خدا درباره سختی این دوره تعبیر به یتیمی کردهاند؛ یعنی کسی که از امامش جداست و دسترسی به نظر امامش درباره مسائل مبتلابه فردی و اجتماعیاش ندارد. این فرد یتیم است. تعبیر عجیبی است.
بنابراین وظیفه علما در این عصر سنگینتر است چون سرپرستی و رسیدگی به ایتام آل پیامبر بر عهده آنان است. باید پاسخگو باشند و هدایت کنند و راهنمایی کنند. امروز که بحث جهاد تبیین مطرح است بخشی از آن مربوط به همین امور است. لذا دوستان بزرگوار باید نسبت به این قصه فعالتر باشند و دقیقتر عمل کنند.
میبینید که یکی از بحثهای داغ و مهم روز بحث اصلاح یا مردمی کردن یارانههاست. در این فضا شیطان هم دستبهکار شده و بازار دین فروشی را رونق داده است. عدهای بدون اینکه واقعبین باشند و یا به همه جهات موضوع اشراف داشته باشند راه افراط و یا تفریط را طی میکنند و مطالبی میگویند که امنیت روانی جامعه را به هم میزنند.
در این روزها تحلیل گرانِ کارشناس، مطالب خوبی را عرضه میکنند و مستنداً و بر اساس آمار و ارقام نظر میدهند که قابلاستفاده است و همه باید توجه کنند و بنده هم در این مسائل بااینکه نکاتی دارم وارد نمیشوم.
اما نکتهای که نباید فراموش کرد این است که قسمت زیادی از مشکلات، انباشت از سالهای قبل، بیتدبیری و سوء مدیریت دولتهای گذشته است؛ نه یک دولت که اول اینها باید اصلاح شود تا مسیر آینده هموار شود.
این خیلی مهم است و جای تقدیر و تشکر دارد که رئیسجمهور محترم صادقانه بدون اینکه اظهار عدم اطلاع کند و خود را به بیخبری بزند مطالب موردنیاز را برای مردم بیان کرد. بالاخره مردم در سختی بسر میبرند و باید قدردان مردم بود به خاطر صبوریها و همراهیهایی که دارند.
مردم ما بهخوبی این را متوجه هستند که تلاشها برای بهتر شدن اوضاع است و همانطور که نوبت قبل هم عرض کردم وقتی ناچار به جراحیشدهایم باید مقداری درد و سختی و دوران نقاهت را تحملکنیم تا از این مرحله عبور کنیم و بدانیم که قطعاً «ان مع العسر یسرا» خواهد بود.
البته همه دستگاهها به همراه خود مردم وظائفشان را بهخوبی ادا کنند و بازهم تأکید میکنم در این میان نقش دستگاه قضا در برخورد قاطعانه با متخلفین و اخلال گران محوری است. هم اخلال گران اقتصادی هم کسانی که نظم اجتماع را به هم میزنند. اینکه به خیابان ریخته شود و به اموال عمومی ضرر بزنند چه مشکلی را حل میکند؟ وقتی در حال حرکت به سمت اصلاح هستیم باید کمک کنیم تا اصلاح صورت بگیرد.
آنچه مسلم است راه نجات مشکلات اقتصادی کشور عملیاتی شدن سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که اولاً باید موانع سر راه آن برداشته شود؛ و مهمترین قدم در برطرف کردن موانع و رشد اقتصاد، همین مردمی کردن یارانههاست. تا آنجا که ما دقت کردیم و رصد میکنیم، این دولت به فکر سیاستبازی و کارهای نمایشی و پوپولیستی نیست و دغدغه درست شدن ساختاری مشکلات بهخصوص مسائل اقتصادی را دارد که از همین سال اول برخلاف دولتهای گذشته اقدام خودش را شروع کرده است و الا میتوانست به روش گذشتگان عمل کند و خود را به دردسرهای اینچنینی نیندازد.
معمولاً دیدهاید که بنده تعریف آنچنانی نمیکنم؛ اما چون دقیق رصد میکنم میبینم که مسیر فعالیت به این سمت است. پس ما هم و باید صبوری و کمک کنیم.
البته بیگانگان نمیخواهند مشکلات کشور حل شود و در رسانهها با دروغ و دغل مطالب متناقض را نشر میدهند و دشمنی میکنند. یک عدهای هم که وضعیت امروز کشور دستپخت سیاستهای غربزده آنهاست امروز بهجای پاسخ گوئی به تخریبی که به اقتصاد و سیاست و باورهای مردم زدهاند، مطالبه گر شدهاند در همان مسیر دشمن حرکت میکنند و قلمفرسائی و نطق میکنند.
بشکند قلمهایی که در این روزگار سخت بهجای اینکه دلداری دهند و همراهی کنند به گردش آسیاب دشمن کمک میکنند. مگر ما دشمنیهای مستکبران نسبت به خودمان را لااقل در این 200 سال گذشته فراموش میکنیم ولو با ژست خدمت و کمک چه بلاها که بر سر ملت نیاوردید همین اقتصاد امروز کشور را شما با تحریمتان تحمیل کردید حالا داعیه چه چیزی دارید مردم نباید در این جنگ روایتها صحنه را از دست بدهند و فریب بخورند.
همه مخالف بیعدالتی هستند. این بیعدالتی نیست؟! جایی خواندم نمیدانم چقدر درست است این مطلب و اینیک نمونه است که دولت روی بلیت هر مسافر که به یکی از این کشورها سفر میکند که اسم کشورش هم بود حدود ۵ میلیون تومان یارانه میدهد. این خرج یک ماه زندگی یک نفر است.
برای شخصی که میخواهد برود آنجا و تفریحی کند و برگردد دولت ۵ میلیون یارانه میدهد. این بیعدالتی نیست؟ جلوی امثال اینها گرفته شود آیا درست نیست؟ همه مخالف دزدی و رانتخواری و فساد هستند پس همه باید کمک کنیم، دولت و ملت تا بار دیگر کشور در مسیر عدالت و پیشرفت قرار گیرد و سرعت گیرد.
توجه دارید اگر انقلاب نشده بود معلوم نبود با همان قرارداد کاپیتولاسیون که این روزها سال گشت لغو آن است 23 یا 24 اردیبهشت سال 58 چه بلائی بر سر ملت میآورده بودند. كاپيتولاسيون اصل حاكميت و استقلال كشور را متزلزل ميساخت، به قوانين خارجي اعتبار برونمرزی ميبخشيد، اتباع كشور را از حمايت كامل قضايي محروم ميكرد، حق مشروع آنان را به بيگانه ميداد.
امام نجات داد کشور را در آبان 1343 اعلامیه داد: «آيا ملت ايران ميداند كه مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگي ملت ايران را امضاء كرد؟ سند وحشي بودن ملت مسلمان را به آمريكا داد... قلم سياه كشيد بر جميع مفاخر اسلامي و ملي ما... اهانت به ارتش محترم ايران و صاحبمنصبان و درجهداران نمود... حيثيت دادگاههای ايران را پايمال كرد... اكنون مستشاران نظامي و غيرنظامي آمريكا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتي بكنند، هر خيانتي بكنند، پليس حق بازداشت آنها را ندارد... اكنون من اعلام ميكنم كه اين رأي ننگين مجلسين مخالف اسلام و قرآن است و قانونيت ندارد...» و در ادامه دارد: «امروز اقتصاد ايران به دست آمريكا و اسرائيل است و بازار ايران از دست ايراني و مسلمان خارجشده است...».
و جالب است امروز هم تلاش دارند که بازار ایران در دست ایران و ایرانی نباشد و امروز برای وابسته کردن ملت جور دیگر، با تحریم و جنگهای شناختی وارد عرصه شدهاند البته آن روز مردم به آمریکا و اذنابش سیلی زدند و امروز آمریکا و تابعان خارجی و داخلیاش بدانند سیلی که از مردم بصیر و هوشمند ایران اسلامی خواهند خورد محکمتر و مؤثرتر خواهد بود.
تا آنجا که ما فهمیدیم تلاش دولت این است که دست دزدها از بیتالمال قطع شود و خدمات مستقیم به مردم داده شود و البته آیندهنگری چنین اقتضائی دارد که با توجه به شرایط جهانی و منطقهای باید در عرصه اقتصادی با تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی، مصونسازی صورت گیرد؛ و دارد در این مسیر حرکت میشود. همکاری و همراهی مردم را میخواهد. کسانی هم که بعضی وقتها حرکتهای بیربطی دارند باید به این موضوع توجه داشته باشند و فاصله خودشان را حفظ کنند.
جا دارد در این ایام که سال گشت تأسیس بسیج سازندگی است از فعالیت عزیزان در سازمان بسیج سازندگی سپاه امام حسن مجتبی علیهالسلام و قرارگاه محرومیتزدائی، تقدیر و تشکر کنم که بحمدالله خدمات چشمگیری انجام دادهاند.
حضور ده هزار نفر جهادگر در سال 1400 و خدمترسانی به محرومین و در مناطق کم برخوردار خود استان از لایروبی قنوات و کانالهای آب و ساخت غسالخانه و آغل و به سازی معابر و احداث و مرمت ساختمانها و منازل بگیرید تا تشکیل گروههای جهادی، عملیاتی، تخصصی و قرارگاهی که در قالب اردوهای اشتغال و عمرانی و فرهنگی، برای ارائه بهتر به محرومین برقرار کردند.
این فعالیتها فعالیتهای زیادی است. چندین صفحه است. من اگر بخواهم برای شما بگویم آمار خدماتی که انجام دادهاند زیاد است. به همه دوستان خدا قوت و خسته نباشید عرض میکنیم و امیدواریم خدای تعالی قبول کرده باشد و پاداش مضاعف عنایت فرماید.
هفته گذشته از هلالاحمر بزرگوار تشکر کردیم که در این هفته سالگرد تأسیسشان هست. صدمین سال تأسیس هلالاحمر است. صدسال خدمترسانی بیمنت و بیشائبه و خالصانه. کسی که وارد هلالاحمر میشود باید اخلاص داشته باشد چون درآمد و حقوق به آن معنا که ندارند. باید خالصانه خودش را وارد عرصه کرده باشد و برای خدمت به مردم از جان و وقت خودش گذشته باشد؛ و بعضاً از سرمایه خودشان میگذرند. بعضی جاها صعبالعبور است و صعب الاقدام است اما این دوستان خالصانه اقدام میکنند.
مدیر بزرگوارشان و مسئول محترمشان امروز قبل از خطبهها قطعاً برای شما آمار را دادند. بنده هم از حضورشان در نماز جمعه تشکر میکنم و خدا قوت میگویم. مردم استان به این عزیزان خدا قوت میگویند که مصممتر و با اهتمام وظایف محوله را انجام دهند. خدمت به همان ایتام آل پیغمبر است خدماتی که شما در طول این سالها کردید و میکنید.
روز ارتباطات و روابط عمومی را به همه عزیزانی که در این بخش از ادارات و دستگاهها فعالیت دارند تبریک و خدا قوت عرض میکنم.
29 اردیبهشت روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای است که تذکر میدهیم که اگر متولیان امر ورزش استان بتوانند فرهنگ پهلوانی را و آن ارزشهای والای انسانی و دینی را احیاء و تشویق کنند در تحکیم الفت جامعه و خدمترسانی اجتماعی، آثار فراوانی خواهد داشت.
پیامهای سفر اسد و امیر قطر مطالبی دارد که باید با مقدمهای خدمت شما عرض کنم. آمدن اسد و امیر قطر حاوی مطالبی است و سرکوب فعالیت تروریستها در شمال غرب کشور که یکی دو روز گذشته برادران بزرگوار ما در نیروهای مسلح بهخصوص سپاه آنجا را منهدم کردند که جای تقدیر و تشکر دارد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/2/16 | 1401/2/16دولت در مسئله گرانی ورود جدی کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه131
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین تواصی به یکدیگر را فراموش نمیکنند. بحث عدالت را که چندهفتهای داشتیم به پایان بردیم و از این هفته راجع به این توصیه قرآنی که در سوره مبارکه عصر شده است که همه انسانها در خسران هستند مگر کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح دارند و تواصی بهحق و تواصی به صبر دارند. «وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبر».
بحث تواصی یکی از مباحث مهم و پر اثر است که مورد غفلت هم هست. حضرت آقا در روز مبعث سال گذشته درباره مواجهه با دشمنیهای دشمن به دو عنصر مهم توصیه و تأکید کردند، یکی بصیرت و دیگری صبر که اگر این دوتا در ملتی وجود داشته باشد از دشمن کاری ساخته نیست.
بعد هم به خطبه ۱۷۳ نهجالبلاغه استناد کردند که امیرالمؤمنین فرمودند: «وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلّا اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبرِ وَ العِلمِ بِمَواضِعِ الحَقّ». این پرچم را به دوش نمیکشد مگر آنکه اهل بصیرت و استقامت و دانایی به موارد حق باشد. معنای صبر و بصر برای دوستان تا حدودی روشن است که چیست.
بصر شناخت راه صحیح است با دقت و تیزبینی؛ و صبر هم به معنای استقامت داشتن در مسیر حرکت بر صراط مستقیم. بعد برای حفظ این دو ویژگی در جامعه به تواصی و توصیه بهحق و صبر اشاره فرمودند که دستور قرآنی است و رعایت آن در بین مؤمنان از خسارت جلوگیری و نمیگذارد جامعه دستخوش تحرکات دشمن شود.
بعد فرمودند: در جنگ نرم دشمن دو کار میکند یکی این است که زنجیرهی تواصی بهحق و به صبر را قطع میکند و دوم حقایق را وارونه نشان میدهد که قطع جریان تواصی در جامعه خطرناک است. چون نتیجهاش قطع امید، احساس تنهایی، ضعف اراده، از بین رفتن جرئت بر اقدام و از بین رفتن اهداف عالی خواهد بود.
بعد هم خواستند جوانها بهعنوان افسران جنگ نرم نگذارند این اتفاق بیفتد؛ و فضای مجازی را هم بستر این کار دانستند. این خلاصه بیانات ایشان که عرض کردم ریشه قرآنی و روایی دارد و باید به آن بپردازیم و تأثیرات آن بر رشد و شکوفای جامعه را ببینیم؛ بنابراین بحثی را که به حول و قوه الهی شروع میکنم همین موضوع تواصی است.
یکی از جلوههای اهمیتی این بحث این است که در روایت دارد وقتی اصحاب رسول خدا به یکدیگر میرسیدند قبل از جدا شدن از هم سوره عصر را میخواندند و بعد به دنبال کار خود میرفتند.
اوایل انقلاب در بعضی جلسات انجام میشد. الآن هم بعضی دوستان را دیدم که در جلساتشان این کار را میکنند. به نظرم میرسد که خوب است ما هم بعد از نماز جمعه هر هفته این کار را داشته باشیم. مکبر بزرگوارمان نماز که تمام شد و دوستان داشتند خارج میشدند این کار را انجام بدهند. به نظرم روش خوبی باشد.
اگر چرخه تواصی در تمام شئون و اقشار جامعه، اعم از خانواده، اداره، مسجد، مدرسه، دانشگاه، دستگاههای اجرائی و … شکل بگیرد، قطعاً قسمت مهمی از کار حراستها و امثال آنها کساد خواهد شد و خیلی از مشکلات جامعه که در کنارش بحث نظارتی هست حل خواهد شد.
به نظرم برای اینکه از این بحث بیشتر استفاده کنیم بهتر باشد اول مختصری سوره مبارکه عصر را ترجمه کنم و بعد در ادامه یا حین ترجمه مسئله تواصی را تبیین کنم.
این سوره مبارکه خود به تنهائی معجزه است که با عبارات کوتاه و چند آیه مختصر تمام آنچه برای سعادت بشر موردنیاز هست را بیان فرموده از عقاید و اخلاق و احکام.
والعصر، مرحوم ابنبابویه (شیخ صدوق) در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است: هر کس در نمازهای مستحبی خود سوره والعصر را بخواند خدای تعالی او را در روز قیامت محشور میکند درحالیکه صورتش نورانی است و خندان است و با همین حال سرور وارد بهشت میشود. البته در کنار قرائت باید عمل هم باشد ولی این خاصیت این سوره است.
رسول خدا فرمودند: «کسی که این سوره را قرائت کند خداوند ده حسنه برای او مینویسد و عاقبت او ختم به خیر میشود و از اصحاب حق قرار میگیرد.»
واو در والعصر، واو قسم است و الف و لام، الف و لام جنس است؛ یعنی تمام اعصار. عصر در لغت به معنای فشردن چیزى است؛ اما در معنای عصر در این سوره بین مفسرین اختلاف هست و هرکدام مطلبی گفتهاند و دلیلی آوردهاند، در تفسیر المیزان و نمونه و دیگران مثل مرحوم امین الاسلام طبرسی، تعدادی را اشارهکرده که چون بنای ما پرداختن مفصل نیست از طرح مطلب و جواب دادن به هرکدام میگذرم فقط اشاره میکنم، مواردی که گفتهاند بیان مصداق است و بعضی مصداق اتم هستند.
مثلاً عدهای گفتند منظور همین بخش آخر روز است که در محاورات هم عصر گفته میشود. بعضی هم گفتند عصر پیغمبر است چون دوران پیغمبر ویژگیهایی داشت و مردم از جهل درآمدند؛ خدا دارد به آن روزها قسم میخورد. بعضی گفتند منظور نماز عصر است. چون صلاه الوسطی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ و مطالب دیگر هم گفتهشده.
اما در روایتی مرحوم صدوق نقل میکند که از امام صادق علیهالسلام راجع به آیات سوره عصر سؤال شد، حضرت فرمودند: عصر در آیه عصر خروج امام عصر است که همه در خسران هستند مگر اهل ایمان.
عصر به معنای زمان است و به هر بخشی از زمان عصر گفته میشود، مثلاً عصر نوح، عصر ابراهیم، عصر ائمه علیهمالسلام، عصر غیبت و امثال ذالک؛ و چون در هر عصری آیات الهی بروز و ظهور پیدا میکنند عصر ظهور، تمام حق و قدرت و حکمت جلوه گری میکند و عیان میشود خداوند به آن زمان اشارهکرده است بهعنوان مصداق تام برای عصر.
جالب است که خداوند در قرآن به تمام بخشهای یک شبانهروز قسمخورده است. به فجر به صبح به ضحی به لیل و امثال ذالک که عصاره همه اینها میشود عصر یعنی زمان.
عمر هم هست؛ قسم به عمر؛ که لحظات ما در حال سپری شدن است و همه در حال خسرانیم چون سرمایهمان را که عمر ماست وقتی از دست میدهیم باید در مقابلش چیزی به دست بیاوریم. ما این سرمایه را که دادیم، چه چیزی گیرمان آمد؟
حالا اینکه زمان چیست و چه شرافتی دارد که خداوند در قرآن به آن قسمخورده است، انشاءالله با قید حیات در نوبت دیگر درباره آن بحث میکنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین هیچ رابطهای با اهل شر و غوغا ندارند.
در ادامه حکمت ۱۹۰ که درباره اوباش بود، در حکمت ۱۹۱ از حکم نهجالبلاغه هم امیرالمؤمنین علیهالسلام در همین رابطه فرمودند: «وَ قَدْ اُتِیَ بِجَانٍ وَ مَعَهُ غَوْغَاءُ فَقَالَ علیهالسلام لَا مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لَا تُرَى إِلَّا عِنْدَ کُلِّ سَوْأَهٍ». جنایتکاری را پیش آن حضرت آوردند و گروهى از اوباش همراهش بودند، فرمود: خوشامد مباد بر چهرههایى که جز به هنگام شرّ (و وقوع تبهکاریها) دیده نمىشوند.
یعنی حضرت گروهی از مردم را مذمت کرده که هر جا دعوا و نزاعی باشد آنجا حاضر میشوند و بهخصوص در مقاطع خاص و حساس که جامعه دچار بحران است، ضربههای مهلک به مردم میزنند. به این افراد منحط جامعه که عقل و درایت لازم را ندارند و از روی احساس و غیر خردمندانه عمل میکنند، در اینجا غوغا گفتهشده و معنای مصدری و یا اسم مصدری که به معنای سروصدا و جنجال است مدنظر نیست.
اینها کسانی هستند که معمولاً آلت دست فتنه گران قرار میگیرند و دشمن هم نقاط ضعف این افراد را شناسایی میکند و با برنامهریزی، بهموقع و حسابشده، آنها را وارد میدان میکند تا خسارت و آسیب بزنند.
و اگر بخواهیم بابیان دیگری از امیرالمؤمنین علیهالسلام اینها را معرفی کنیم، اینها «هَمَجٌ رَعَاعٌ» هستند که از هر صدای حمایت میکنند و مانند حشرات ریز با هر بادی تکان میخورند. حزب باد هستند و ریشه ندارند. خدا تقوای ما را زیاد بگرداند.
جهل، نادانی، کجفهمی و انحراف از اسلام ناب باعث شد که در اسلام فرقههای مختلفی به وجود بیاید از جبریه و قدریه و خوارج و مرجئه و غلات و جارودیه و زیدیه و واقفیه و… تا امروز که گروههای فراوانی داریم از بابیت و بهائیت و کسانی که شریعت را از طریقت جدا میدانند و بهجای اطاعت از اهلبیت از دیگری تبعیت میکنند، بگیرید تا انجمن حجتیه و سکولارها و کسانی که دین را از سیاست جدا میدانند، اسلام رحمانی و مکتب ایرانی سلفی گری و داعش و … همه دنبال مسیری غیر راه حق و غیر اسلام ناب هستند. دنبالهروی از هوای نفس و شیطان درون و بیرون میکنند و مانع برای زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر با تشکیل نظام اسلامی و دفاع از مظلوم و سلطه ناپذیری و … هستند. در این برهه که مقدمات ظهور و مقدمات حکومت ولیعصر ارواحنا فداه با تشکیل نظام اسلامی فراهمشده، برای این هم مانعتراشی میکنند و این را سدی میدانند در مقابل مسیر باطلی که دارند.
امروز ریشه همه جنایات، بدعتها و تفکرات انحرافی، شیطان بزرگ آمریکا و رژیم خبیث صهیونیستی هستند و البته ما هم هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا میکشیم.
یک گروه از همین اشرار همان فرقه پلیدی هستند که برای اسلام یوم المصیبه درست کردند. ۸ شوال سال ۱۳۴۴ قمری دستور تخریب قبور اهلبیت علیهمالسلام در مدینه را دادند و غم و اندوه برای محبین اهلبیت اعم از شیعه و سنی فراهم کردند.
این گروه از اشرار که به خاطر بیبصیرتی بسیار خطرناک هستند و دائماً آلت دست بودهاند و در صدر اسلام از آنها، منافقین بهرهها بردند. ریشه اینها فقط از سال ۱۳۴۴ به اینطرف نیست. از زمان پیغمبر و بعد از پیغمبر است. با استناد به فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۱۲۷ نهجالبلاغه، خوارج هستند. در ظاهر هم متدین بودند و اهل رعایت اما کاملاً بیبصیرت.
امام درباره اینها فرمود: «ثُمَّ انْتُمْ شِرارُ النّاس» شما بدترین مردم هستید. چرا؟ چون شما تیرهایى هستید در دست شیطانها که هدف خود را مىکوبد. «وَ مَنْ رَمى بِهِ الشَیْطانُ مَرامِیَهُ وَ ضَرَبَ بِهِ تیهَهُ» هر جا که علم و معرفت نباشد، از ایمان هم به تنهائی کاری برنمیآید و مورد هجمه شیاطین زیرک قرار میگیرد.
برادر من حواست جمع باشد. اهل نماز و روزه و عبادت و بندگی خدا هستی ایمانت ایمان سلمان است؛ اما اگر بصیرت نداشته باشی دو زار نمیارزد. اگر بصیرت نداشته باشی و وظیفهات را تشخیص ندهی که چه موقع چهکاری باید انجام بدهی، چه فایده دارد آن نماز؟!
از خوارج صدر اسلام بگیرید تا خوارج این دوره، همه آلت دست بودند. خوارج چون نحله فکری بودند از بین نمیروند و در هر دورهای ممکن است قوه پیدا کنند. خط فکری وقتی ایجاد شد از بین نمیرود؛ شدید و ضعیف میشود. منافقین از اول تا امروز بودند و هستند تا زمان امام زمان. گاهی وقتها ضعیف میشوند و گاهی قوه میگیرند.
شهید مطهری در معرفی این گروه میفرماید: «خوارج نه بصیرت دینى داشتند و نه بصیرت عملى. مردمى نادان و فاقد بصیرت بودند. خوارج مردمى بودند ظاهربین، مردمى بودند که اساساً عمق را نمىدیدند، از بارزترین ممیّزات خوارج جهالت و نادانیشان بود. از مظاهر جهالتشان، عدم تفکیک میان ظاهر یعنی خط و جلد قرآن و معنى قرآن بود. لذا فریب نیرنگ ساده معاویه و عمروعاص را خوردند.»
از ویژگیهای خوارج به خاطر همان جهل و بیبصیرتی که داشتند، جمود و تنگنظری در مسائل دینی بود و غیر از خودشان را متدین نمیدانستند و هر مسلمانی که عقیده آنها را نمیپذیرفت کافرمی دانستند. این فکر و عقیده ضد عقلانیت که ضربات بزرگی به اسلام زد که بزرگترین آن شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام بود پایهگذار جریان خطرناکتر و پلیدتری در جهان اسلام شد به نام وهابیت.
وهابیت مولود همین مکتب ضد عقل است، بلیه ای که به جان اسلام و مسلمین افتاد و ابن تیمیه منشاء همین فرقه سلفی و تکفیری است. اینها همان تیرهای دست دشمنان اسلام هستند که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود.
بعد بیانی حضرت دارد که تا امروز زنده است و هشداری است برای همه مسلمین و هوشیاری ما را میطلبد. فرمود: «گواهی میدهم که پیامبر راستگو از روحالامین و او از پروردگار جهانیان، مرا خبر داد که تا روز قیامت، هیچ گروهی از شما خوارج، خواه کم شمار و خواه پرشمار، بر ما نمیشورد، مگر آنکه خداوند خونش را به دست ما بریزد. همانا جهاد با شما، برترین جهاد است و والاترینِ شهیدان، شهیدان در پیکار با شما، وبرترینِ مجاهدان، پیکارگران با شما هستند».
یعنی این جریان تا قیامت تمام نمیشود این بیان امیرالمؤمنین است؛ و دائم با رنگهای مختلف اما فکر واحد وجود خواهد داشت و حضرت این نوید را دادند که هیچوقت به هدف خودشان نمیرسند و پیروزی از قبل تقدیر شده است و شهدای این جبهه که مدافعان حرم هستند (به بیان امیرالمؤمنین) عیارشان بالاست و تنها نصیب مؤمنین راستین میشود. لذا شهدای مدافع حرم در این دوره عیار بالایی دارند.
در این زمان خود شما دیدید که این تفکر و عقیده شوم چه لطماتی به اسلام زد و میزند ابزار دست آمریکا و انگلیس هستند و جنایت میکنند. یمن مظلوم را ببینید توسط چه کسانی سالهاست تخریب میشود و شهید میدهد و در دیگر بلاد هم همینطور.
اینها خود را مسلمان و پیرو پیامبر و قرآن میدانند. مگر دستور قرآن نیست که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ» باشید؟ با این «بَینَهُم» تا امروز چه کردند؟ کشتند و سوزاندند و سر بریدند. بعد هم میگویند ما مسلمانیم.
آیا تا حالا خواندهاید یا شنیدهاید یک وهابی یا رهبران آنها در مقابل کفار، آمریکا و جهان خواران و مستکبران ایستاده باشند و یا حرفی زده باشند؟ شما چطور پس مسلمانید که میگویید مسلمانیم؟! بله به ساز آمریکا و اسرائیل خوشرقصی کردهاند.
امام (ره) فرمود: «امروز مراکز وهابیت در جهان، به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شدهاند که ازیکطرف، اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدسنماهای بیشعور حوزههای علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایهداران بر مظلومین و پابرهنهها و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» را ترویج میکنند و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهان خوار میگذارند»؛ که ما هر جمعه بر این آمریکا لعن میکنیم.
اگر امروز به جهان اسلام و دشمنان مقابل او توجه کنیم، کاملاً متوجه میشویم که جریانی به مدیریت و هدایت آمریکا و انگلیس و صهیونیستهای خبیث تلاش دارد با استفاده از قدرت اقتصادی و سیاسی و رسانهای و حتی نظامی با تهدید و تحریم و ترور و با کمک از عوامل واداده و بیخاصیت داخلی کشورها برجهان اسلام تسلط پیدا کند و برای رسیدن به مقصود، انواع حیل را بکار میبرد از نزاع و جنگ فرقهای و مذهبی بگیرید تا اشغال گری و تصرف کشورها.
راه نجات هم همین است که الآن در حال طی کردن آن هستیم یعنی مقاومت؛ و جلوه این مقاومت و سرشکستگی دشمنان را شما و همه عالم روز قدس امسال در سراسر دنیا دیدیم. البته اطمینان به وعده الهی هم داریم که نابودی مستکبرین و اضمحلال رژیم صهیونیستی به حول و قوه الهی با شعاری که شما علیه اسرائیل میدهید نزدیک خواهد بود.
ما هرگز نباید به دشمن اعتماد کنیم یک؛ و هرگز نباید او را ضعیف بدانیم دو. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «آفَهُ القَوِیِّ استِضعافُ الخَصمِ» کوچک شمردن دشمن آفت براى قوام جامعه است.
خدا رحمت کند امام راحل عظیم الشان ما را که چه دقیق پیشبینی کردند و آمادهباش دادند و جبهه مقاومت را تقویت کردند. من این عبارات را عمداً میخوانم. یادآوری است و شنیدن آنهم برای شما نشاطی میآورد انشاءالله.
ببینید امام چقدر زیبا سالها قبل خبر داد از یک نکتهای. فرمودند: «اولاد فاطمه در طول تاریخ اسلام، همیشه در برابر دستگاههای ظالم و جائر ایستادند و از اسلام دفاع کردند؛ زجرها کشیدند، ناسزاها شنیدند، لای جرز قرار گرفتند، دستهجمعی سربریده شدند، قتلعام شدند، به شهادت رسیدند، معالوصف مقاومت کردند و نگذاشتند که بدخواهان، اسلام را از بین ببرند و احکام خدا را محو و نابود کنند. ای فاطمیین! (خیلی جالب است که امام سالها قبل از لشگر فاطمیین و مدافعان حرم نام میبرد و یاد میکند. تأسیسشان را دارد به ما خبر میدهد) اکنون بحمدالله اولاد فاطمه زندهاند، در قم اولاد فاطمه هستند، در مشهد اولاد فاطمه هستند، در نجف اولاد فاطمه هستند، در سایر بلاد اولاد فاطمه هستند، اینها نمینشینند تا دولتها هر خیانتی که خواستند بکنند و احکام قرآن را پایمال کنند. تا اولاد فاطمه زندهاند، اجازه نمیدهند که دشمنان به مقدسات اسلام تجاوز کنند و مقدرات مسلمین را به دست یهود و اسرائیل بسپرند. مسلمین باید بیشازپیش بیدار و هوشیار بوده، مراقب اوضاع خود و مصالح اسلام باشند و صفوف خود را فشردهتر کنند که اگر خداینخواسته دستهای ناپاکی بهسوی مقدسات آنها دراز شود، قطع کنند.»
الحمدالله فاطمیون شکل گرفت و جلوی این مفاسد را گرفتند و دست دشمن را قطع کردند و جلوی توسعه آنها را گرفتند. خدا رحمت کند سردار بزرگ ما حاج قاسم سلیمانی را که در این مسیر و تشکیل این جبهه بهخوبی عمل کرد؛ و این فرمان زمین نماند. برای شادی روح همه شهدا که در این مسیر قدم برداشتند و مرحوم سردار دلها صلواتی عنایت کنید.
دو مناسبت دیگر داریم؛ یکی عربستان که عقبنشینی کرد و فعلاً مذاکراتی دارد صورت میگیرد که تحلیلی باید بشود که علت این عقبنشینی چیست! و سفری که رئیسجمهور ترکیه به عربستان داشت که مطلب مهمی است و خودتان هم دنبال میکنید و یکی هم بحث هلالاحمر است که چون وقت گذشته وارد نمیشوم.
اما نکتهای هم راجع به نان و گرانیهایی که واقعاً باعث نگرانی و ناراحتی همه مردم شده عرض کنم. توجه دارید که در این مسائل باید با دقت ورود کنیم و بدون توجیهِ غلط؛ گاهی افراد شروع میکنند به توجیه غلط و تعریف کردن یا تکذیب کردن که کار درستی نیست. باید همه جهات را و واقعیتها را ببینیم و بعد مطالبه کنیم.
الآن مسئله جنگ اوکراین و گرانی جهانی و قاچاق به کشورهای همسایه و حذف ارز ترجیحی و مشکلات عدیدهای که برای اقتصاد از گذشته باقیمانده و یک فهرست بلند و بالا از بیتدبیری و سوء تدبیر و سوء مدیریت هست، اما آیا اینها از مسئولیت دولت فعلی کم میکند؟ اینها مسئولیت را که کم نمیکند.
عزیزان این دولت با علم به همین موارد راضی شدند مسئولیت بپذیرند پس نباید مثل قبلیها عمل کنند و یا بهانه برای ناکارآمدی بیاورند. باید با تمام توان وارد گود باشند و کار کنند و بهانه هم نیاورند.
پس من چند توصیه میکنم که اولاً عزیزان با مردم سخن بگویند و وضعیت را کاملاً شرح کنند و خواستههایی که از مردم در این مقطع دارند را بیان کنند. بالاخره کشور در حال یک جراحی اقتصادی است و مردم ما نشان دادهاند که در این مواقع بسیار هوشمندانه عمل میکنند و بسترهای فراهمشده برای دشمنان خارجی و خناسان داخلی را بهخوبی و راحتی برهم میزنند.
ثانیاً از تبلیغات و شیطنتهای فضای مجازی دشمن غافل نباشید و مقابلهبهمثل درست انجام دهید. جواب بدهید و شما هم برنامه داشته باشید.
ثالثاً اگر بناست خدمتی در قالب پرداخت یارانه جبرانی انجام شود این کار قبل از اعمال تصمیم و زودتر در اختیار قرار گیرد که امنیت روانی قشر عظیمی از جامعه به هم نخورد.
رابعاً اعمال سیاستها با شیب لازم و فراهم شدن زیرساختهای مقتضی صورت بگیرد.
خامساً مردم هم مواظب باشند و جلوی حرکتِ دشمن که ایجاد یاس و ناامیدی در بین مردم هست بایستند و نگذارند ترفند بیگانگان غلبه پیدا کند.
سادساً قاطعانه و محکم با اخلالگران اقتصادی برخورد شود. در این زمان و موقعیتی که هستیم باید جرائمی برای محتکرین و بازار خراب کنها بسته شود که بازدارندگی لازم را داشته باشد، اگر سهمیهای دارند قطع شود. باید برای کسی که به مردم اجحاف کرده در این وضعیت منفعتطلبی کرده جریمهای بسته شود که هیچکس جرئت اقدام دوباره نداشته باشد در این مسائل نباید اصلاً تعارف کرد. مسئله معیشت مردم اصلاً قابل تعارف نیست.
مثلاً الآن جلوی ویلا سازی را میگیرید کار بسیار خوب و پسندیدهای است مردم و ما هم مکرر این را خواستهایم و تذکر دادهایم. بالاخره عرصه را بر مردم تنگ میکنند، این کار خلاف است. نباید عدهای که سرمایهدارند، تصرفات غیرقانونی داشته باشند. بله جلوی این را میگیرند و اگر ساخته شد تخریب میکنند و این کار باید انجام شود.
اما امروز مسائل مهمتر و اولویت دارتری داریم. او نباید بسازد و اگر ساخت تخریب کنید؛ اما اگر جلوی گرانی و مشکلاتی که در بازار عدهای فراهم میکنند و بیشترش میکنند گرفته نشود و از آنطرف مسئولین هم که باید اقدام سریعتر و عاجلتری داشته باشند کوتاهی و تعلل دارند، نتیجهاش این است که ایمان مردم و دین مردم مورد تخریب قرار میگیرد و بازسازی آن دشوار است.
با محتکرین مواد اساسی مردم بهشدت مقابله کنید. مسامحه نکنید. مداهنه نکنید. ملاحظه نکنید. تا شنیدهاند آرد گران میشود از چند وقت قبل شروع به احتکار و جمعآوری مواد کردهاند همینها در دوران جنگ هم همین کارها را کردند و ثروتهایی برای خودشان جمع کردند. عدهای از شما قطعاً یادتان هست؛ که با الاف و الوف رسیدند در دوران دفاع مقدس.
بعد هم همینها به جریانات خاص تا قبل از این دولت کنونی کمک میکردند؛ یعنی برای به هم زدن اوضاع کشور اینها نقش داشتند و کمک میکردند.
اگر قانون ندارید؛ در دستور کار قرار دهید با سرعت، چند فوریتی عمل کنید و معطل نکنید. دولت مثل جریان بانکها و مثل جریان واکسن کرونا که ورود کرد و خوب هم عمل کرد، در این فقره ورود جدی بکند و نگذارد امید مردم کم شود.
مسئله نان مهم است و مورد اهتمام اولیاء دین بوده. البته نان سمبل اقتصاد و معیشت است. اینکه نان گفته میشود منظور فقط خود نان نیست. اگرچه بهخصوص راجع به تکریم نان و حفظ و نگهداری و نحوه تهیه آن روایت داریم.
روایت معروفی است از رسول خدا که حضرت دعا میکنند و از خدای تعالی طلب میکنند که: «اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی الْخُبْزِ» خدایا! به نان ما برکت ده. (عرض کردم که خُبز گاهی معنای نان میدهد و گاهی هم بحث معیشت است؛ یعنی به معیشت و اقتصاد ما برکت بده) «وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ» و میان ما و نان جدایى میفکن (این دعای پیغمبر است؛ یعنی بین ما و معیشت و اقتصاد جدایی نینداز) «فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صُمْنَا وَ لَا صَلَّیْنَا وَ لَا أَدَّیْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا». (این خیلی کمرشکن است) که اگر نان (اقتصاد) نباشد، نه مىتوانیم روزه بگیریم و نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات را انجام دهیم.
یعنی این اقتصاد با دین ما سروکار دارد. شما هر آیهای را ببینید که امر به صلاه کرده، امر به زکات هم کرده. وقتی دارد تبیین میکند، اقتصاد و عبادت باید باهم باشد.
لذا خطر وجود دارد. برای رسیدن به نتیجه مطلوب در این برهه حساس لازم است همه دستگاههای اجرائی و قضائی و تقنینی به همراه مردم جبههای عمل کنند. جبهه مشترکی تشکیل بدهند؛ گفتگو شود، صحبت شود که مردم چه کنند، دولت چه کند، قانونگذار چه کند تا این عقبه کؤود و معضلات و مشکلات اقتصادی را همه باهم حل کنیم ان شاءالله.
در دام دشمن و هیاهوی دشمن و حرفهایی که زده میشود هم مواظب باشیم که نیفتیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/2/9 | 1401/2/9باید مواظب سیاستهای خبیثانه انگلیسیها در منطقه بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه132
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اهل عدالتند. بحث راجع به عدالت بود و در هر نوبت به گوشهای از این مبحث مهم اشاره شد. عدالت قضائی عدالت اقتصادی عدالت خانوادگی عدالت اجتماعی عدالت آموزشی و حتی راههای برقراری عدالت و موانع آن هم تا حدودی مطرح شد به نظرم با بحث امروز در این مقطع همین مقدار کفایت کند. به چند روایت راجع به عدالت توجه بفرمائید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: یک ساعت به عدالت رفتار کردن بهتر است از هفتادسال عبادت که هر شب آن هفتادسال را نماز و هرروز آن را روزهبگیرند.
راوی مىگوید به امام سجاد علیهالسلام عرض کردم: از همه قوانین دین مرا آگاه ساز؛ فرمود: حق گفتن، به عدل داورى کردن و وفاى به عهد داشتن. متأسفانه بی عهدی و اینکه انسان قول بدهد و به قولش عمل نکند زیاد دیده میشود. «لا دینَ لِمَنْ لا عَهْدَ لَهُ» کسی که به پیمانش و عهدی که بسته است عمل نمیکند، دین ندارد. فکر نکنید باید حتماً پیمان خیلی بزرگی باشد. بعضی وقتها یک وعدهای میدهید؛ یکساعتی، یکزمانی، یک قراری میگذارید، همه اینها را شامل میشود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: دولتها را هیچچیز همچون عدل مصون نمىدارد. و فرمودند: کار کردن بر اساس عدل، از نشانههاى عقل است؛ و فرمودند: هر کس در شهرها عدالت را اجرا کند، خدا رحمت خویش را بر او بگسترد؛ و فرمودند: بهوسیله اجراى عدالت با ستم بستیزید.
و فرمودند: هرگز عدالت جا نمىافتد، مگر اینکه گم انگارى حق مردم از میان برود. (تا حقوق همه مردم شناخته و ادا نشود، عدالت اجرا نشده است.) فرمود: سیاست (صحیح)، اجراى عدالت در سه چیز است: ملایمت، در عین قاطع بودن در اجرا؛ فروگذار نکردن هیچچیز، در اجراى عدالت؛ و افزودن بر بخششها، در عین میانهروى.
رسول خدا فرمود: «وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ». مأمورم که در میان شما به عدالت رفتار کنم. علت روشن است چون اجراى عدالت، کمترین اثرش این است که افراد را به سمت دین و معنویت هدایت و تشویق میکند؛ و فرمودند: خوارترین خلق در نظر خدا کسى است که امر مسلمانان را در دست گیرد و با ایشان به عدالت رفتار نکند.
انسان فطرتاً به عدالت و اجرای آن عطش دارد و اگر عدالت را درجایی ببیند به آن گرایش پیدا میکند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: اجراى عدالت، از آبى که شخص تشنهلب به آن دسترسی پیدا کند نوشینتر است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: چگونه مىتواند در حقّ دیگرى عدالت نماید، کسى که در حقّ خود ظلم مىکند؟ ظلم در گفتار و رفتار و پیروی از هواهای نفسانی. کسی که وقت سوزی میکند، به خودش ظلم میکند. کسی که عمر خودش را از بین میبرد دارد به خودش ظلم میکند. اینهمه میگوییم در دعا که «ظلَمْتُ نَفْسِی» یکی همین است. وقت هدر دادن ظلم به نفس است. ظلم به خود است. باید عدالت را از خود شروع کنیم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیت و عدالت و فراوانى و رفاه. «ثَلاثَهُ اَشْیاءَ یَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیْها: اَلاَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ». این بیان خیلی درسآموز و سازندگی دارد. اگر این سه برای جامعه فراهم نشود، اصلاحی صورت نمیگیرد و موعظه هم اثر نمیکند. این سه به هم ارتباط دارند و هر سه باید باشند تا عدالت در همه زمینهها محقق شود.
من قبلاً روایتی از امام باقر علیهالسلام خواندم که در این نوبت توضیح آن را کاملتر میکنم؛ و آن اینکه امام باقر علیهالسلام در توضیح قسمتی از آیه ۲۴ سوره مبارکه انفال: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ، إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ…» فرمودند: آنچه مایه حیات و زندگی شماست، ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب است که اگر از او پیروى کنید و ولایت او را داشته باشید، تشکّل شما قوىتر مىشود و اجراى عدالت را بیشتر در میان شما دوام مىبخشد. «فَإِنَّ اتِّبَاعَکُمْ إِیَّاهُ وَ وَلَایَتَهُ اَجْمَعُ لِاَمْرِکُمْ وَ اَبْقَى لِلْعَدْلِ فِیکُمْ.»
قرآن که کتاب هدایت بشر است و همه انسانها را به خیر و صلاحشان دعوت میکند میگوید شمارا به چیزی دعوت میکنم که موجب زنده شدن اجتماع بشری است. زندگی که هم رفاه مادی دارید و هم آسایش معنوی و ارزشی.
این مطلب امام باقر علیهالسلام عصاره خیلی از مطالبی است که به مناسبتهای مختلف اهلبیت بیان کردهاند. اینجا فرمود، آنچه حیاتبخش است ولایت امیرالمؤمنین است؛ یعنی برای اینکه دنیای شما آباد باشد و زنده باشید و زندگی کنید، افرادی ساختهشده و متخلق و بعد جامعه زنده داشته باشید باید در مدار فکر و عمل علی علیهالسلام حرکت کنید.
ولایت یعنی چه؟ خیلی ساده بخواهم عرض کنم یعنی پیروی کردن یعنی پذیرفتن هدایت و امامت امام «ولایتنا اطاعتنا» و اقتدا کردن به او هم در بعد علمی و هم عملی. هم ببینیم چگونه عبادت و بندگی میکند به او تأسی کنیم و هم ببینیم در مقام رفتار با مردم چگونه عمل میکند، روش او را بکار بگیریم. ببینیم وقتی در مسند قضا مینشست و داوری و حکم میکرد چگونه رفتار میکرد. با مجرم و محکوم چگونه، با متهم چگونه. روش او در کوبیدن زورگویان و ستمگران و تأکیدش بر حفظ کرامت انسانها و برخوردش با ایتام و اسیران و اقشار کمدرآمد جامعه و رفتار عادلانه او با غریبه و آشنا و قدرت تنبیه کردن متخلف ولو صاحب نام و عنوان باشد و بدون متأثر شدن از ملامت ملامت کنندگان.
اینکه میگوید ولایت علی بن ابیطالب، منظور فقط دوست داشتن نیست که بگوییم عامل زنده شدن ما این است که علی بن ابیطالب را دوست داشته باشیم. بله یک بخش آن دوست داشتن امیرالمؤمنین است؛ اما آن چیزی که کارساز است، آن چیزی که جامعه را زنده میکند، عمل کردن به این ولایت است؛ یعنی همین مواردی که عرض کردم: در عبادتمان، در قضاوتمان، در زندگی فردی، در زندگی خانوادگی، در مسائل اجتماعی، در سیاست، در سیاست داخلی، در سیاست خارجی، در بحث اقتصادیمان، برای همه اینها ببینیم که امیرالمؤمنین و بعد از امیرالمؤمنین اهلبیت چه گفتند؛ طبق نظر آنها عمل کنیم تا آن اثر را داشته باشد.
امام باقر علیهالسلام بابیان اینکه باید ولایت علی بن ابیطالب را بپذیرید تا زنده شوید اشاره میکنند که اگر بشر تحت تعلیم معصوم قرار گیرد رشد میکند و به مقصد میرسد بهشرط آنکه آنچه معصوم میخواهد را درست و کامل انجام دهیم. امام نظم و عدل میخواهند. نظم فرد و سپس جامعه را پرورش و هم حفظ میکند. عدل از دین و دستورات مختلف آن حفاظت میکند.
نمیشود به ولایت اهلبیت معتقد بود اما نظم نداشت، برنامه نداشت و عامل به برنامه نبود. بدون اجرای عدالت در همه شئون، ولایت معنا ندارد. خداوند متعال به همه توفیق دهد در همه زمینهها (فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، قضائی، آموزشی…) عادل باشیم و به عدالت رفتار کنیم.
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا حق گو هستند و از حق حمایت میکنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹۰ از حکم نهجالبلاغه درباره اوباش فرمودند: «هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ یُعْرَفُوا». آنان افرادى هستند که اگر جمع شوند غلبه یابند و چون پراکنده شوند، شناخته نمىشوند.
وَ قِیلَ بَلْ قَالَ علیهالسلام: «هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا». بعضى گفتهاند که امام فرمود: آنان کسانى هستند که اگر جمع شوند زیان بخشند و هرگاه پراکنده باشند، سودمندند، «فَقِیلَ قَدْ عَرَفْنَا مَضَرَّهَ اجْتِمَاعِهِمْ فَمَا مَنْفَعَهُ افْتِرَاقِهِمْ؟» گفتند: زیان اجتماعشان را مىدانیم اما سود پراکنده بودنشان چیست؟
«قَالَ یَرْجِعُ أَصْحَابُ إِلَى مِهْنَتِهِمْ. فَیَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِمْ کَرُجُوعِ الْبَنَّاءِ إِلَى بِنَائِهِ، وَ النَّسَّاجِ إِلَى مَنْسَجِهِ وَ الْخَبَّازِ إِلَى مَخْبَزِهِ». فرمود: پیشهوران سرکارشان برمیگردند و مردم از آنها بهرهمند مىشوند، چنانکه بنّا، سر ساختمان و بافنده به کارگاه و نانوا به مغازه نانوایى برمىگردد. اگر برگردند و اجتماع کنند گرفتاری درست میکنند. خدای تعالی تقوای ما را زیاد بگرداند.
باید تشکر کنم از این حضور حماسی مردم خوب و بصیر و هوشمندمان در سراسر کشور و بهویژه در استان خودمان و در شهر کرج که حماسه دیگری را به نام خودشان در این خطه ثبت کردند که این حرکت امروز عزیزان ماندگار شد در این فضای بارانی اما پرشور و پرحرارت و گرم. قدمهایی که برداشتید که همه اینها برای اعتلای کلمه الله است برای شما ذخیره و زخر باشد و به نام شما ثبت شود انشاءالله.
بعضی وقتها گفته میشود چون دو سال راهپیمایی نبوده، مردم هیجان داشتند که بیایند. این نیست البته. مردم به خاطر اینکه دو سال راهپیمایی نکرده بودند نیامدند. مردم با بصیرت و با اعتقاد و با توجه و با درک زمان و موقعیت و تشخیص درست صحنه یکپارچه و منسجم به حمدالله حاضر شدند. پیشبینیها هم تقریباً همین بود که به حمدالله واقع شد.
روزهای پر خیروبرکت ماه مبارک رمضان بهسرعت سپری شد و عنقریب ماه، تمام و روز جایزه فرامیرسد. امیدوارم همه عزیزان از قرآن و دعا و نماز و امور معنوی که دنبال کردهاند بهویژه لیالی پر قدرِ قدر، استفاده وافر را برده باشند. البته شب عید و روز عید را هم فراموش نکنید.
خدای تعالی در قرآن کریم یکی از ثمرات روزه را تقوا بیان کرد امیدوارم جایزه همه ما در این روز رسیدن به ملکه مهم تقوا باشد و گامهای مؤثری در مسیر انسان شدن برداشته باشیم که فرمود «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى» اگر تزکیه شدیم فلاح و رستگاری هم میآید. از آداب و اعمال شب و روز عید غافل نباشید.
یکی از آداب روز عید فطر که اولیاء خدا به آن اهتمام خاص دارند خواندن دعای ندبه است که لحظات خواندن این دعا از برجستهترین ساعات روز عید است. منتظران ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه در فراق مولایشان اشک ریزانند. چرا؟ جواب را امام باقر علیهالسلام فرمود: «مَا مِنْ عِیدٍ لِلْمُسْلِمِینَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ یَتَجَدَّدُ فِیهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قُلْتُ فَلِمَ قَالَ لِأَنَّهُمْ یَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِی یَدِ غَیْرِهِم». هیچ عید قربان و فطری نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل پیامبر تجدید میشود. راوی سؤال میکند، چرا؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران میبینند.
یعنی از اینکه افراد غیر شایسته، رهبری امت اسلام را بر عهده دارند و غمگین هستند از اینکه حکومت عادله امام علیهالسلام بر سر مردم جهان سایهگستر نشده غمگین و ناراحتاند. دردمندانه با امام زمان نجوا میکنند: «هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقىٰ… مَتىٰ تَرانا وَ نَراکَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرَىٰ». چه زمانی ما را میبینی و ما تو را میبینیم درحالیکه پرچم پیروزی را گستردهای. آیا آن روز میرسد که ما را ببینی که تو را احاطه کنیم و تو جامعه جهانی را رهبری کنی درحالیکه زمین را از عدالت پر کردهای. «اینَ المُعَدُّ لِقَطعِ دَابِرِ الظَلَمَهِ» کجاست آن مهیا گشته برای ریشهکن کردن ستمکاران «أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَهِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ.»
مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در المراقبات مینویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروز که غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان است، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه میرسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مردهای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد.
واقعاً اوضاع جهان اسلام بااینهمه ظلمی که دشمنان میکنند را ببینید. ببینید با پاره تن اسلام و قبله اول مسلمین یعنی فلسطین و همچنین یمن و امثال اینها چه میکنند. آیا این ظلم کمی است که ۱۳ میلیون فلسطینی از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم هستند و نمیتوانند در سرزمین خودشان زندگی کنند و برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند؟
ظلمی بزرگتر از این داریم؟ مردمی در کشور خودشان زندگی میکردند اما عدهای مهاجر صهیونیست اروپائی به کمک قدرتهای استعماری بخصوص روباه پیر و خبیث، به آنها حمله کردند و بخش زیادی از مردم را با کشتار و ارعاب از خانه و کاشانهشان بیرون کردند و به اردوگاهها با شرایط بدِ زندگی فرستادند و سرزمین آنها را غصب کردند؛ و آنان که باقی ماندند در بدترین شرایط و مقررات و با تبعیض شدید زندگی میکنند؛ و اگر حرکت و سخن و اعتراضی هم باشد به قوت سرکوب میشود.
همه این جنایات و ددمنشی و نسلکشی و نقض صریح حقوق بشرها بیش از هفتادسال است که در مقابل چشم جامعه بینالملل انجام میگیرد و آنان هیچ عکسالعمل و اقدامی برای برگرداندن حقوق مردم فلسطین ندارند بلکه سرکوب گران را تشویق هم میکنند.
انقلاب اسلامی و حمایت بیدریغ آن از فلسطین از ابتدای پیروزی و بعد ابتکار بینظیر حضرت امام ره در نامگذاری جمعه آخر ماه مبارک رمضان به روز جهانی قدس، دشمنان اسلام و قدس را دچار شوک کرد و به اشغالگران کودک کش و جنایتکاران پلید صهیونیست فهماند که نهفقط مردم فلسطین و سرزمینهای اشغالی، بلکه دیگر هیچ مظلومی و محرومی در سراسر جهان تنها نیست.
حرکت هوشمندانه امام نگذاشت غصب فلسطین به فراموشی سپرده شود. چون حرکت آنها برای به فراموشی کشاندن بود. امام خودباوری را به مردم فلسطین برگرداند. روز قدس نماد بیداری مسلمانان و بلکه بالاتر همه مردم آزاده جهان شد.
همین امروز یک نگاهی به دنیا بیندازید در نقطهنقطهی آن، آزادمردان و آزاد زنان از روی اعتقاد و باور قلبی، با نفرت شدید فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیلشان بلند است.
اعلام روز قدس از طرف حضرت امام دستاوردهای فراوانی را تا امروز به همراه داشته است. روز قدس نگذاشت تلاشی که میکردند و میکنند تا در افکار مردم جهان، مسئله قدس و جنایاتِ بر مردم فلسطین فراموش شود، محقق شود.
روز قدس هرساله روح تازهای به مردم فلسطین و جوانان پرشور آنان در مبارزه با اشغال گران و مستکبرین میدمد. روز قدس باعث تقویت جبهه مقاومت و بخصوص مقاومت فلسطین و آرمانهای فلسطینیان شد. روز قدس چهره خائنان و مرتجعین عرب و حاکمان دستنشانده و مزدور در کشورهای اسلامی و منطقه که برای عادیسازی روابط با صهیونیستها تلاش میکنند را برملا کرده و میکند.
روز قدس نشان داد که راه نجات فلسطین گفتمان مقاومت مسلحانه است، نه گفتمان سازش. روز قدس روز احیاء موجودیت و هویت فلسطین است. روز قدس رمز پیروزی بر اشغال گران و مستکبران در تمام جهان است. روز قدس روز عقبنشینی صهیونیستها از آرمان نیل تا فرات است.
و روز قدس امسال در حالی برگزار میشود که رژیم غاصب در مسیر اضمحلال و نابودی سرعت گرفته و نقشههایش همه با شکست مواجه شده، بهجای حمله، در لاک دفاعی قرارگرفته و شرایط به نفع فلسطین تغییر کرده و با توجه به مجموعه عملیاتی که در این چند وقت صورت گرفت، نشان میدهد که مقاومت برای رسیدن به اهدافش دیگر مانعی بر سر راه خود ندارد و در هرزمانی که اراده کند میتواند حتی در قلب سرزمینهای اشغالی دردسرهای جدی برای اسرائیل به وجود بیاورد.
یقیناً در دوره جدیدی که آغازشده رژیم جعلی خواب خوشی نخواهد داشت و هرلحظه باید آماده شنیدن خبر جدیدی در مسیر نابودی خودش باشد. شما نمازگزاران آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با شعاری که میدهید به خورد شدن استخوانهای این جرثومه فساد و خباثت کمک کنید.
باید مواظب سیاستهای خبیثانه انگلیسیها در منطقه بود. باید مواظبت کنند و مواظبت کنیم و دقت داشته باشند همه که دچار این شیطنتها نشوند. اخیراً حرکت انگلیس و سیاستهای مزورانه و پلید او به چشم میخورد.
یکوقت به چرچیل گفته بودند که سیاست انگلیس که میگویند چیست؟ گفتند به ما یاد بده و به او اصرار کردند که بگوید. او هم گفت یک دایره بکشید و یک خروسی را بیندازید در این دایره. دایره را کشیدند و خروس را انداختند. گفت حالا این خروس را بدون اینکه از این دایره خارج شود بگیرید.
خواستند خروس را بگیرند اما از هر طرف که میگرفتند از آنطرف دایره میرفت بیرون. گفتند خودت بگو که ما چهکار کنیم. ما نمیتوانیم بگیریم. گفت یک خروس دیگر بیندازید کنار او. وقتی آن دو خروس افتادند به جان هم گردن آن خروسها را گرفت و گفت: راهش این است که تفرقه بیندازید تا بتوانید حکومت کنید.
الآن حرکتی که آغاز کردند در این منطقه علیه جهان اسلام و مسلمین این حرکت است. همه باید مواظب باشند که در دام این حرکت نیفتند. به جان هم انداختن، دوقطبی کردن، شیعه و سنی کردن، افغانستانی و ایرانی کردن، همه اینها حرکتهای مزورانه این روباه پیر خبیث است که باید مواظب بود.
در این هفته چند موضوع مهم داریم، مثل روز کارگر که با توجه به شعار این سالها از اهمیت برخوردار است. اسلام راجع به کار و کارگر و کارفرما حرف بسیار دارد؛ از اینکه کرامت و عزت کارگران باید مراعات شود بگیرید تا وظایفی که هر کارگری در قبال کارش دارد، وظایفی که کارفرما در مقابل کارگران و خود آن کار دارد که همه اینها در دستورات اسلام آمده است.
اینکه کار باید چگونه باشد و چه ویژگیهایی باید داشته باشد در کلمات معصومین سلام الله اجمعین، همه مواردش آمده؛ اما آن چیزی که مسلم است این است که یکی از ارکان مهم امنیت اقتصادی و استقلال کشور که مجاهدانه در این مسیر تلاش میکنند کارگران هستند. قدرشان را باید دانست و کرامت آنها را باید حفظ کرد.
چون وقت تنگ است، بیرون هم بهشدت دارد باران میآید اینطور که اطلاع دادند؛ و چون چند روز قبل هم در دیداری که با عزیزان کارگر داشتم آنجا مفصل نکاتی راجع به کار و کارگر و کارفرما عرض کردم، دیگر تکرار نمیکنم.
مناسبتهای دیگر روز معلم است، روز ملی خلیجفارس است و روز شوراهاست که اینجا قصد داشتند نکاتی را به شوراهای استان بهخصوص کرج عرض کنم. تذکرات لازم و خصوصی و جمعی به عزیزان دادهشده است؛ اما گاهی لازم میشود که مطالبی ازاینجا بیان شود که حقوق مردم و کسانی که رأی دادهاند رعایت شود. گرفتاریهایی که شهر با آن مواجه است باکارهایی که انجام میگیرد ضایع نشود که حالا عرض نمیکنم.
سخنان رهبر معظم انقلاب که با دانشجویان داشتند هم مثل همیشه مهم و دقیق بود که همه اینها را میگذارم برای فرصت دیگر به خاطر رعایت وقت و خسته نشدن شما.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/2/2 | 1401/2/2مسجدالاقصی هویت فلسطین و مردم فلسطین است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه133
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از همه مظاهر بیعدالتی رویگردان هستند و به این امور نزدیک نمیشوند. عرض کردیم، قرآن کریم در دستهای از آیات به عدالت خدا و عدل الهی پرداخته و در دسته دیگر به روش و وظیفه انبیاء و جانشینان پیامبران که باید به عدل رفتار کنند اشاره فرموده و در مرتبه سوم وظیفه مردم را بیان و مصادیق را هم مطرح کرده است که در جلسه گذشته به تعدادی اشاره کردم.
یکی دیگر از مصادیق بیعدالتی که بسیار مذمت شده و متأسفانه دیده میشود که افرادی مبتلا هستند مسئله سوءاستفاده از اموال ایتام است. شخص از دنیا رفته است، ثروتی دارد و فرزندان صغیری، اینجا طمع عدهای که معمولاً از نزدیکان و اقربا هستند نمیگذارد که حقوق ایتام رعایت شود و در حقشان بیعدالتی میشود.
خدای تعالی در این مورد با غلاظ و شداد نهی کرده است. در قسمتی از آیه ۱۵۲ سوره مبارکه انعام فرمود: «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ» و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و براى اصلاح)، نزدیک نشوید. «حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّه» تا به حد رشد خود برسد. «وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ» و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید. «لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» هیچکس را، جز به مقدار تواناییاش، تکلیف نمىکنیم. بعد تذکر میدهد که حتی در هنگام سخن گفتن هم عدالت را رعایت کنید «وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا، وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبى»، حتى اگر در مورد نزدیکان شما بوده باشد. بعضی وقتها افراد با زبانشان ظلم میکنند. خانوادهها به هم میریزد. دوستیها را جدا میکنند. بین زن و شوهر تفرقه میاندازند. اینها ظلم و خلاف عدالت است.
رسول خدا فرمودند بدترین خوراکها، بهناحق خوردن مال یتیم است؛ و زهرای اطهر فرمود: خداوند پرهیز از خوردن مال یتیم را به دلیل جلوگیری از ظلم و حق کشی واجب فرمود.
در بحث گناهان کبیره (در بحث گناهان، کبیره و صغیره نسبت به هم است و الا ما گناه صغیره نداریم. هر گناهی چون مخالفت با خداست کبیره است) که در بعض روایات آنها را هفتتا دانسته یکی را خوردن مال یتیم نامیده است؛ یعنی در بین موارد متعدد گناه، خوردن مال یتیم، از بقیه گناهان برای مرتکبش خطرسازتر شده است.
در تفسیر عیاشی از رسول خدا نقل فرمود: روز قیامت عدهای از گورهایشان بیرون میآیند درحالیکه از دهانهایشان آتش زبانه میکشد. عرض شد: ای رسول خدا آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که اموال یتیمان را میخورند.
گاهی بعضی فکر میکنند باید مال یتیم را چپاول کنند تا مشمول این روایات شوند. نه خیر مسئله حساستر از این حرفهاست. چرا وقتی کسی از دنیا میرود باید بلافاصله برای صغیر قیم تعیین کرد؟ حالا جد پدری و مسائلی که در فقه مطرح هست. برای اینکه اموال او حفظ شود و دیگران هم در روابطشان به مشکل نخورند.
طرف از دنیا میرود بچه صغیر دارد، میروند منزلش بریزوبپاش و همه را از اموالش خرج میکنند که قسمتی سهم همین صغیر است و جایز نیست. حتی داخل خانه رفتن و نشستن روی فرش و تسلیت گفتن و امثال اینها هم درست نیست از مرجع تقلید خود بپرسید. چای هم نمیشود خورد.
من آن زمان که شهداء مدافع حرم را میرفتیم منزلشان بلافاصله قبل از ورود سؤال میکردم صغیر دارد یا نه اگر داشت کار قیم را اول انجام میدادیم بعد برای عرض تکریم میرفتم.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایتشده که رسول خدا فرمود: همانا ملکالموت هرگاه براى قبض روح فاجر بیاید با او سیخهایی از آتش است. على علیهالسلام عرض کرد: اى رسول خدا آیا آن سیخها به کسى از امت تو میرسد؟ فرمود: بله به حاکم ستمگر و خورندهى مال یتیم و به کسى که شهادت بهناحق بدهد… شهادت بهناحق هم از مصادیق ظلم و بیعدالتی است.
و رعایت حال ایتام موافق با عدل است. رسول خدا فرمودند من و کسی که یتیم را سرپرستی میکند در کنار هم هستیم در بهشت. امیرالمؤمنین درزمان شهادتش به ایتام خیلی سفارش کردِ: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ» خدا را خدا را درباره یتیمان، گرسنه نمانند و در حضور شما از میان نروند.
فقط اشاره میکنم و الا مطلب زیاد است. از مصادیق دیگر که خدای تعالی در قرآن کریم تأکید کرده و دستور داده است، برگرداندن امانتها و در اختیار اهلش قرار دادن است. در قسمتی از آیه ۵۸ سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ …» خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهید؛ و هنگامیکه میان مردم داورى مىکنید، به عدالت داورى کنید.
بحث امانت و امانتداری هم دائره وسیعی دارد از مسائل مادی و رساندن سلام گرفته تا حکومتداری را شامل میشود. باید امانات را خوب حفظ کرد و به صاحبش برگرداند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: برترین ایمان امانتداری است. امانتداری با همه شروطش. بعضی وقتها کسی یک حرف را نمیتواند نگه دارد. میگوییم به کسی نگو، هنوز از مسجد بیرون نرفته کل شهر فهمیدهاند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: از خدا بترسید وامانت را به کسی که شمارا امین دانسته است بازگردانید؛ زیرا حتی اگر قاتل امیرالمؤمنین امانتی را به من امانت بسپرد آن را به او برمیگردانم. در بعضی جاها دارد با همان شمشیری که زد. یا در روایتی از امام سجاد است که همان خنجری که پدرم را شهید کرد به من امانت بدهند به صاحبش برمیگردانم.
مسئولیتها هم امانت الهی هستند و اگر کسی در جایگاهی قرارگرفته که صلاحیت لازم را ندارد باید برگرداند و الا چیزی جز وزر و وبال برای او نخواهد داشت.
نکته مهم دیگر که باید عرض کنم که در این مدت به مواردی هم اشاره کردم و امروز بخش دیگری را عرض میکنم، زمینههای تحقق و اجرای عدالت است؛ که مهمترین آن به جنبههای فردی برمیگردد؛ یعنی اول انسان باید در خودش عدالت را محقق کند باید از حقوقی که متوجه خودش هست به سمت حقوق دیگران دستدرازی نکند؛ که بیان قرآن کریم دراینباره مفصل است.
رعایت این بخش موجب تحقق و گسترده شدن عدالت در جامعه خواهد شد. مثلاً تبعیت نکردن از هوای نفس قسمتی از آیه ۱۳۵ سوره مبارکه نساء: «… فَلَا تَتَّبِعُواْ الهوى أَن تَعْدِلُواْ…» از هوى و هوس پیروى نکنید که از حق، منحرف خواهید شد.
فقط شماره آیات را عرض میکنم که درباره موضوعات مختلف رعایت عدالت است: آیه ۲ و ۸ سوره مائده/ آیه ۲۹ سوره اعراف /آیه ۱۲۷ و ۱۲۹ و ۱۳۵ سوره نساء/ آیه ۱۹۴ و ۲۸۲ سوره بقره و آیه ۹ و ۱۰ حجرات. اینها محقق کننده عدالت در جامعه است که اول از خود انسان شروع میشود بعد سرریز میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
و صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا حق گو هستند و از حق حمایت میکنند. در حکمت ۱۸۹ از حکم نهجالبلاغه دارد وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام سخن خوارج را شنید که مىگویند: «لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ» فرمود: «کَلِمَهُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». سخن حقى است که از آن اراده باطل مىشود.
البته همانطور که توجه دارید خوارج، با کجفهمی و برداشتهای نادرست و تفسیر به رأی قرآن کریم، به گمراهی افتادند و برای جهان اسلام مشکلاتی را فراهم کردند و بخصوص در جریان حکمیت دردسرها فراهم کردند و درنهایت عقبه همین جریان فکری منحرف یکی از پلیدترین و شقیترین افراد خود را مأمور ترور امیرالمؤمنین در شب ۱۹ ماه مبارک کرد که درنتیجه در ۲۱ ماه رمضان حضرت به شهادت رسید؛ و عالم از وجود شخصیتی که جز خدا و پیامبر او را نشناختند محروم شد.
کسی که دوست و دشمن مدحش میکنند و از فضائلش میگویند. رسول خدا رابطه حضرت با قرآن را اینگونه ترسیم میکند که: «عَلِی مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِی لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ».
حاکم حَسْکانی، از دانشمندان بزرگ اهل سنت است در کتاب شواهد التنزیل از ابن عباس نقل میکند: در قرآن کریم هر آیهای که با عنوان «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» ذکر شده است، على علیهالسلام امیر آن مؤمنان و شریفترین آن صالحان است.
ابن عباس تصریح دارد که درباره حضرت، سیصد آیه نازلشده است. مثلاً آیه ۹ سوره مبارکه اسراء: «إنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ». قرآن به اقوم و بهترین طرق ما را هدایت میکند. در کتاب کافی روایت نقل میکند که: «یَهْدِی إِلَی الْإِمَامِ. یا یَهْدِی إِلَی الْوَلَایَه»؛ که مصداق اول و اصلی آن، وجود مقدس امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
یکی از مهمترین آیات قرآن که در شأن امام نازلشده، آیات ابتدایی سوره نبأ است؛ و یکی از اسامی قرآنی حضرت نبأ عظیم است یعنی خبر بزرگ و پراهمیت. در تفسیر فرات کوفی روایتی را نقل میکند از ابوحمزه ثمالی که میگوید: از امام باقر علیهالسلام دربارهی تفسیر «عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ…» سؤال کردم. فرمود: علیّ بن ابیطالب به اصحاب خود میفرمود: به خدا سوگند، من نباء عظیم هستم که تمامی امّت دربارهی من اختلاف کردند. به خدا سوگند، خدای تعالی را نبئی عظیمتر و بزرگتر از من نیست و هیچ آیهای از من بزرگتر برای پروردگار جهانیان نیست.
سیره عملی این اسوه الهی و آیت بزرگ خدا که مدتی جامعه اسلامی را مدیریت کرده و حاکم بوده است باید مورد دقت و تحلیل قرار گیرد که در بعد سیاسی، اقتصادی، روابط دیپلماتیک، امور فرهنگی و امثال اینها چگونه رفتار کرده است.
در مباحث مختلفی چون: خدامحوری، امانتداری، قانون مداری، برقراری عدالت اجتماعی، رفع تبعیضها و اختلافات طبقاتی، تقسیم عادلانه بیتالمال، مبارزه با فقر و فساد، فراهم کردن فرصت تولید و اشتغال، تقویت سیستم نظارتی، شایستهسالاری، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، سیاست خارجی، حقوق شهروندی و امثال اینها چگونه بوده است. برای همه اینها در همان نزدیک ۵ سال، مطلب از امیرالمؤمنین هست.
و آن سیرهای که امروز مسئولان نظام باید به آن توجه کنند کدام است؟ که اگر رعایت شود گلستان خواهد شد. برای امروز درسها دارد.
در همین فاصله ضربت و شهادت بود که طبیب آوردند تا امام را معاینه کند و او هم دستور داد گوسفندی را سر بریدند و از شُش گوسفند رگی را جدا کرد و در جای زخم امیرالمؤمنین قرارداد و در آن دمید و بعد از لحظاتی که رگ را درآورد به حضرت عرض کرد آقا دیگر وصیتهای خودتان را بکنید. طبیب امام مجتبی را کنار کشید گفت برای آقا شیر خوب است. غوغایی که برای این شیر برپا شد بماند!
امیرالمؤمنین مظهر رحمت الهی است. شب گذشته خدمت شما عرض کردم که در روایت است کسی که محبت علی بن ابیطالب را داشته باشد، نماز او، روزه او، قیام او مقبول است و دعای او مستجاب است. این مظهر رحمت الهی شیر را که دید پرسید به پسر مرادی از این شیر دادهاید؟
دو شب از شبهای قدر باقیمانده، این فرصت را قدر بدانیم. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «لیله القدر هی اولُ السنه و هی آخِرُها». شب قدر اول سال است. در روایات دیگر دارد که اول سال روز اول ماه مبارک رمضان است. علت این است که در لیله قدر مقدرات یک سال انسان تا شب قدر سال دیگر به امضای نهائی میرسد؛ اما اول سال همان روز اول ماه مبارک است. اول و آخر سال، شب قدر است.
مواظب این زمان باشیم و به فکر خود و دیگران باشیم. در شب گذشته عرض کردم نباید مأیوس از عملکرد خراب خود باشیم و باید بدانیم که خدای رحمان خودش فضا را چنان مهیا کرده است تا با ستاریتش با غفاریتش با رحمانیتش با عفوش دستگیری کند. لذا فرمود همینکه شب قدر بیدار باشی تو را میآمرزم. هیچ کاری هم لازم نیست بکنی؛ ولو گناهانت بهاندازه ستارهها باشد، بهاندازه دریاها باشد، بهاندازه سنگینی کوهها باشد. این یعنی رحمت خدا. این یعنی به هر بهانهای میخواهد ببخشد.
خدا وقتی قوم لوط را میخواست عذاب کند، به ملائکه دستور داد که بروید برای عذاب. بعد یکمرتبه جلوگیری کرد. دوباره مدتی که گذشت دستور عذاب داد. ملائکه علت وقفه را پرسیدند. خدا فرمود: پیرمرد محاسن سفیدی بیاراده برگشت و صورتش به سمت آسمان شد. از محاسن سفید او حیا کردم مردم را عذاب کنم.
بعد از آمرزش انسان باید از خدا توشه یکساله را که گاهی اثر مادامالعمر دارد بخواهد. چیز کم نخواهید. معرفت، اخلاص، عافیت، خودش را بخواهید. خود خدا را بخواهید. فرمود: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» یک معنایش این است که از من بخواهید تا اجابت کنم. معنای عمیقتر و دقیقترش این است که خودم را بخواهید. همه ما چیزهای دیگر میخواهیم. خودش را نمیخواهیم. اگر خودش را خواستیم بقیه امور هم درست خواهد شد.
به هر جهت بنده برای شما دعا میکنم شما هم برای ما دعا کنید. همه را دعا کنیم. در دعا بخیل نباشیم.
۲ اردیبهشت سال گشت تشکیل سپاه پاسداران بهفرمان حضرت امام است. این روز را به همه عزیزان پاسدار تبریک و خدا قوت عرض میکنیم. نقش محوری سپاه به اقتضای مأموریت ذاتیاش که پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن است در ماندگاری انقلاب اسلامی، بر کسی پوشیده نیست.
انجاموظیفه متعهدانه در پاسداری از انقلاب و تأثیرگذاری در پیشرفت ایران و انقلاب و امثال اینها بهگونهای بود که امام ره فرمود: «اگر سپاه نبود کشور نبود»؛ و رهبر معظم انقلاب هم فرمودند: «سپاه سنگر مستحکم انقلاب است».
یکی از عوامل مهم ضربهگیر از تحریمهای آمریکا علیه ایران، سپاه بوده. در طول زمان بعد از جنگ قرارگاه نوح، کربلا و کوثر بهعنوان زیرمجموعههای قرارگاه سازندگى خاتمالانبیاء، در ترمیم و بازسازی زیرساختهای کشور بیشترین فعالیت را داشتند و در حوزه هوافضا، ساخت و راهاندازی موشکهاى مختلف با برد کوتاه، متوسط و بلند نقش بازدارندگی و دفاع از منافع ملی را تقویت کردند.
و همین ویژگی دشمنان را از سپاه عصبانی کرده و تا میتوانند بر تخریب و تضعیف و تحریم این مجموعه انقلابی تلاش دارند تا جایی که اعلام کردند سپاه یک سازمان تروریستى است. در گام اول انقلاب نقش سپاه کاملاً روشن و قابلتقدیر است. کارهایی از قبیل دفع تهدیدها، خنثیسازی فتنهها و ایجاد بازدارندگی، کادر سازی، ظرفیتسازی، تولید سرمایه، دیدهبانی از گفتمان انقلاب اسلامی و صدور آن به منطقه و جهان با تشکیل هستههای مقاومت، ساخت امنیت پایدار و بومیپایه، همافزایی با همه دولتها جهت محرومیتزدایی از جامعه و پیشرفت کشور.
در گام دوم هم انتظار میرود که در این مسیر بیش از گذشته فعال باشد سپاه که الحمدلله هست؛ اما از باب تذکر بیشتر باید روی این قصهها کار کنند. مبارزه با فساد، ورود جدی در جهاد تبیین، نوآوری علمی و توسعهی مرزهای دانش، حمایت هوشمندانه از نیروها و جریان انقلابی کشور، مبارزه با عوامل مخل استقلال و آزادی، تقویت خدمترسانی به مردم در همراهی با دولت، توسعه نفوذ راهبردی در منطقه.
و مهمتر از همه اینها آنچه به سپاه هویت داده و آن را سپاه انقلاب اسلامی کرده بعد اعتقادی و معنویت و اخلاق آن است؛ که هرگز نباید کمرنگ و بیرمق شود و همانطور که جزو سرفصلهای بیانیه گام دوم انقلاب میباشد و بهنوعی نقش زیربنایی دارد باید بیشتر از قبل موردتوجه فرماندهان محترم سپاه باشد. خدای تعالی به همه این عزیزان به همه رزمندگان، به همه نیروهای نظامی و انتظامی ما قوت و توان و صلابت بیشتر عنایت کند.
۵ اردیبهشت سالگشت واقعه طبس و شکست مفتضحانه آمریکا در حمله به ایران برای نجات گروگانهایش درس عبرتی ماندگار و بینظیر برای همه نسلهاست.
پیروزی انقلاب اسلامی بهطور طبیعی شکست بزرگ و تاریخی برای آمریکا بود. بااینهمه آمریکا برای جبران شکستها به عوامل داخلیاش دلخوش کرده بود که کاری صورت بگیرد که دولت موقت از همین دلخوشیهای آمریکا بود. دولت موقت نه انقلابی بود و نه تداوم انقلاب را قبول داشت. بیشتر اعضای دولت موقت یا مرعوب آمریکا بودند یا شیفتهی آمریکا. خب اینها نمیتوانستند کاری را از پیش ببرند.
در چنین فضائی تصرف لانه شیطان، دنیا را شوک زده و مبهوت کرد این کار دانشجویان خط امام. دنیا مبهوت شد. خود آمریکا هم بهتزده شد. همه هیمنه آمریکا ناباورانه یکمرتبه بر باد رفت. برای جبران به هر کاری دست زد. مهمترین اقدامش قطع رابطه با ایران در بیستم فروردین ۵۹ بود و آخرین گزینه روی میزش در آن روزها را، پنجم اردیبهشت ۵۹، عملیات پنجه عقاب بود که با استفاده از بهترین و مدرنترین تجهیزات نظامی، آخرین شگردهای اطلاعاتی و هماهنگیهای منطقهای و داخلی، بهرهگیری از توانمندترین نیروهای جنگنده (نیروهای دلتا) در بهترین زمان ممکن (شب مهتابی) و صرف بودجه هنگفت و پیشبینی دقیق برای پیروزی بتواند کاری بکند.
اما دست خدا بالاترین دستها است که این بار در صحرای طبس قدرت خود را به عالم نشان داد. حضرت امام بهترین بیان را داشتند: «آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلی کوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟! شنها ساقط کردند، شنها مأمور خدا بودند! باد مأمور خداست». خیلی زیبا زود ما را متوجه توحید کردند.
این بار آخری نبود که آمریکا مفتضح میشد. بیش از چهل سال است هر اقدامی که توانسته انجام داده تا شاید مردم ما را از مسیرش منصرف کند اما نتوانسته و ایران قویتر، مستقلتر شد، اقتدار منطقهای و جهانیاش و عمق راهبردیاش بیشتر شد؛ و امروز استکبار جهانی سرخورده و مستأصل به هر اقدامی دست میزند تا شاید بتواند برای خودش آبرویی بخرد اما نمیتواند و ایران اسلامی پرتوان و توفندهتر تا رسیدن به اهداف نهایی خودش که ایجاد تمدن اسلامی است، ادامه خواهد داد.
ولو سعی میکند با اختلافافکنی بین همسایگان، با دوقطبی سازیهای داخل کشور و خارج از کشور، حرکاتی را انجام بدهد؛ بدبخت شده است و این بدبختی و استیصال را همه درک کردند. امروز شعار همه آزادگان در جهان یکچیز بیشتر نیست و آن مرگ بر آمریکاست.
وضعیت صهیونیستهای خونریز بدتر از آمریکاست. ماه مبارک رمضان امسال برای آنها کابوس شده. به نظرم میرسد از خاطرهشان هرگز محو نخواهد شد. از هفته پیش به خاطر عید پَسِح به دنبال ورود به مسجدالاقصی و انجام اعمال مخصوص این روز هستند. میبینید در این روزها چه اتفاقاتی میافتد.
مسجدالاقصی هویت فلسطین و مردم فلسطین است لذا جوانان فلسطینی با مقاومت خودشان و دستگیر و مجروح شدن تعداد زیادی از آنها باعث عقبنشینی صهیونیستها شدند.
امروز فلسطینیها به این نتیجه رسیدهاند که کشورهای عربیِ دستنشانده که با توطئه عادیسازی همراه شدهاند و عناصر سازشکار داخلی برای آنان کاری نخواهند کرد و از طرف دیگر بهطور جد بر این باور هستند که صهیونیستها علیرغم تبلیغات رسانهای برای بزرگ نشان دادن خودشان بهشدت ازنظر نظامی و اطلاعاتی آسیبپذیر هستند، بخصوص با عملیات استشهادی چند هفته اخیر که در اراضی ۱۹۴۸ صورت گرفت. چون مدت طولانی است که فلسطینیها در کنار یهودیها در آن سرزمین که جعلی به آن اسرائیل میگویند زندگی میکنند حالا فلسطینیها در قلب صهیونیستها عملیات میکنند.
همه فلسطینیها، اهالی غزه و کرانه باختری و ساکنان سرزمینهای اشغالی به این اطمینان رسیدهاند که تنها جریان مقاومت است که آنها را در مقابله با توطئه عادیسازی روابط که اخیراً ترکیه هم به آنها پیوسته و مسائل دیگر به پیروزی میرساند لذا اختلافاتی که داشتند را برای مقابله با نقشههای صهیونیستها کنار گذاشتهاند.
در این شرایط سختی که بیش از ۷۰ سال است با اشغالگران پلید کودک کش جلاد و اربابان آمریکایی و اروپایی و همراهان مرتجع عربیشان در حال مبارزه هستند به وجود آوردهاند لازم است که همه کشورهای آزاده دنیا به حمایت از جوانان غیور فلسطینی برخیزند.
روز قدس امسال باشکوهتر از سالهای قبل در دنیا و بخصوص در محوریترین کشور مقاومت یعنی ایران اسلامی برگزار خواهد شد ان شاء الله. روز قدس امسال همه عالم خواهند دید علیرغم سیاستهای استکباری، فلسطین تنها نیست؛ و چهره پلید صهیونیستها در این روز سیاهتر خواهد شد. همه شما هم ان شاء الله در روز قدس، محکم و مستحکم و یکپارچه در این استان سرافراز که همیشه جلودار حرکتهای انقلابی بوده حاضر خواهید شد و حرکت خواهید کرد.
وقتی دشمن منطق خودش را در مقابل گفتمان قوی اسلام از دست میدهد از روی ضعف و استیصال برای مقابله با موج عظیم اسلامخواهی در جهان اقدام کور میکند. امروز اسلام با سرعت در غرب و بخصوص در اروپا در حال پیشروی است. با سوزاندن قرآن و چنین حرکاتی نمیتوانید جلوی این حرکت عظیم را بگیرید. اهانت به قرآن اهانت به همه ادیان است اهانت به همه کتب آسمانی و همه انبیا است و این حرکت محکوم است.
راجع به انقلاب فرهنگی نوبت دیگری خواهم گفت.
راجع به گرانیهایی که وجود دارد دستگاههای مسئول که مسئولانهتر اقدام کنند. نظارتشان را بیشتر کنند. بالاخره هر جنسی یک قیمتی دارد. میبینید که برای یک جنس چند قیمت گذاشتهشده؛ هرکس به قیافه مراجعهکننده خودش نگاه میکند و یک قیمتی روی جنس میگذارد. این کار درست نیست. این نابسامانی است.
این نابسامانی از طرف دولت و مسئولین بالا که نیست. در مقام اجرا، در کف میدان و خیابان، در بازار و سطوح میانی و پایینتر از میانی این اتفاقها میافتد. اینها با نظارت دقیق درست میشود. مسئولین محترم و بزرگوار دقتشان را بیشتر کنند.
برای کنترل بازار و قیمتها اگر کمبود نیرو برای نظارت وجود دارد، از بسیج کمک بگیرید. بسیج هر وقت وارد عرصه شد کارها را به سامان کرد. یکوقت ما در همین استان وضعیت نان که به هم خورد، با ۳۰ نفر در استان مسئله نان را حل کردیم. خیلی راحت بدون اینکه بگوییم. چون حالا حدود یکی دو سال گذشته است دارم عرض میکنم. میشود این کار را کرد. با تعدادی از جوانهای پایکار بازار را اصلاح کنند. الآن مردم به هر جهت ناراحت این قصه هستند.
مطلب بعد اینکه دستگاههای مربوطه نسبت به جرم مشهود و تظاهر به خلاف و بدی کوتاه نیایند. جرم مشهود، جرم مشهود است. اصلاً اجازه قاضی هم نمیخواهد. حکم دادستان هم نمیخواهد. پلیس ضابط قضایی است، جرم مشهود را که دید باید اقدام کند. تظاهر به روزهخواری؛ حالا یکوقت کسی کسالتی دارد، در یکگوشهای نشسته و؛ اما تظاهر کردن، دهنکجی کردن به احکام اسلامی پذیرفته نیست. بیتفاوت نباشند. اقدام جدی داشته باشند.
البته همه ما در جلوگیری از منکرات مسئول هستیم. هرکسی بهاندازه خودش مسئول است. بحث تذکر لسانی اقل امربهمعروف است. نباید ترک شود.
مسئولین نسبت به امور خانوادههای خودشان هم جدیتر باشند که یکوقت عملکرد آنها ایجاد ناامیدی در بین مردم نکند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/1/26 | 1401/1/26شب قدر را از دست ندهید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه134
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یا ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا خود عادلند درنتیجه میتوانند عدالت را در جامعه و اطراف خود برقرار کنند.
اگر بخواهم یک عصارهگیری از مباحث مطرحشده درباره عدالت بخصوص از منظر قرآن کریم که در ماه قرآن قرار داریم، داشته باشم، باید عرض کنم قسمت عمدهای از بحث درباره امر خداوند به عدالت و همچنین عدل الهی است.
در این نوبت به تعدادی از آیات تبرکاً اشاره میکنم. نظیر قسمتی از آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى…» خدای تعالی به عدالت امر میکند.
یا در قسمتی از سوره مبارکه نساء آیه ۱۳۵ فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ…» اى کسانى که ایمان آوردهاید! کاملاً قیام به عدالت کنید! براى خدا شهادت دهید، اگرچه (این گواهى) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد.
یا قسمتی از آیه ۱۱۵ سوره مبارکه انعام: «وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ»؛ و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید هیچکس نمىتواند کلمات او را دگرگون سازد و او شنونده داناست.
این آیات و نظیر اینها همگی بیان میکنند که مطلوب خدای تعالی در نظام تکوین و تشریع عالم، برقراری عدالت است؛ و همین خواسته الهی مطلوب انبیاء عظام و رسول مکرم اسلام هم بوده است؛ که چند آیه را نمونه عرض می کنم:
آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید چون زیاد تکرار شده همه حفظ هستید که فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ …» راجع به این آیه زیاد سخن گفتیم. آنچه خداوند از انبیاءش خواسته است رعایت و اجرای قسط و عدل است.
یا در آیه ۱۵ از سوره مبارکه شوری خدای تعالی به رسولش فرمان میدهد که مردم را به آئین الهی دعوت کند و در این راه استقامت را از دست ندهد بعد فرمود به مردم بگو به هر کتابى که خدا نازل کرده ایمان آوردهام و مأمورم در میان شما عدالت کنم، «وَ قُلْ آمَنْتُ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتابٍ وَ اُمِرْتُ لِاَعْدِلَ بَیْنَکُمُ». خداوند پروردگار ما و شماست «اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ». نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، «لَنا اَعْمالُنا وَ لَکُمْ اَعْمالُکُمْ.»
این آیات خیلی روشن وظیفه انبیاء الهی در ماموریتی که دارند را بیان فرموده که باید عدالتگستر باشند و در این راه کوتاه نیایند.
در آیه ۴۷ از سوره مبارکه یونس فرمود: «وَ لِکُلِّ اُمَّهٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ». براى هر امّتى رسولى است، هنگامیکه رسولشان بهسوی آنان بیاید، به عدالت در میان آنها داورى مىشود و ستمى به آنها نخواهد شد. این هم یک دسته از آیات که راجع به وظیفه انبیاء الهی بود.
دسته سوم بعد از خدا و انبیاء با صراحت و تأکید به انسان دستور به عدالت و رعایت آن میدهد؛ و برای روشن شدن مطلب به مصادیق هم اشاره میکند که مثلاً اگر فلان کار را انجام ندهید یا اینگونه انجام دهید بیعدالتی است. نظیر؛ «وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ». واى بر کمفروشان؛ یعنی کمفروشی از مصادیق رعایت نکردن عدالت است و ظلم است. این مهم است که خداوند فریادش بلند میشود از کمفروشی عده ای.
خب اینها کیانند و چهکار میکنند؟ خداوند توضیح میدهد: آنان که وقتى براى خود پیمانه مىکنند، حق خود را بهطور کامل مىگیرند، «الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلىَ النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ». امّا هنگامیکه مىخواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مىگذارند. «وَ إِذَا کاَلُوهُمْ اَو وَّزَنُوهُمْ یُخسِرُونَ». بعد خدای تعالی نهیب میزند و تنبیه میکند، آیا آنها گمان نمىکنند که برانگیخته مىشوند، در روزى بزرگ، روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مىایستند. چنین نیست که آنها (درباره قیامت) مىپندارند، بهیقین نامه اعمال بدکاران در سجّین است.
و شبیه همین را در سوره الرحمن فرمود که: «أَلاَّ تَطْغَوْا فِی الْمیزانِ». تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت منحرف نشوید).
کسانیکه در کسبوکار شرایط لازم را رعایت نمیکنند هم نسبت به خود و هم دیگران بیعدالتی کردهاند و در حقیقت اول به خودشان ظلم میکنند. فقط هم بحث کسب و کاسبی نیست. هرجایی که کسی خدمتی به مردم ارائه میدهد را شامل میشود.
رسول خدا فرمودند: هر کس مالی را از غیر حلال کسب کند خداوند او را فقیر گرداند. همینکه گفته میشود آقا مالها بیبرکت شده کفاف نمیدهد زود تمام میشود و امثال اینها، نتیجه بیمبالاتی است.
یکی از جاهایی که شیطان فرصت را از دست نمیدهد همین مسائل مالی است. رسول خدا فرمودند: شیطان که خدایش لعنت کند گفت: شخص دارا دریکی از سه مورد از چنگ من نخواهد رَست و صبح و شب با این سه پیش او خواهم رفت: به دست آوردن مال از راه غیر حلال، (تلاش میکنم مال کسی که کاسبی میکند حلال نشود. هر کس را به یک وسیلهای؛ دروغ بگوید، کمفروشی کند و امثال اینها) خرج کردن نابجای آن، (اگر این آقا مقاومت کرد و کاسبیاش حلال شد در مرحله بعد تلاش میکنم مالی را که به دست آورده نابجا خرج کند. تبذیر کند، درجایی که نباید خرج کند، خرج کند، به کسی که نباید بدهد، بدهد، نسبت به زن و بچه تنگدستی کند) و اینکه مال را محبوب او میگردانم و درنتیجه حقوحقوق آن را نمیپردازد. (اگر این هم نشد سعی میکنم خود مال را برای او محبوب کنم. هی جمع کند. دیدهاید بعضیها دائم جمع میکنند برای روز مبادا که این روز مبادا کی است، معلوم نیست. بعضیها انبارداری ورثه را میکنند. برای ادای حقوقی هم که به گردن دارد هی دلیل میآورد و عذر میتراشد...).
لذا رسول خدا فرمودند: هر کس باکی نداشته باشد که از کجا کسب مال میکند، خداوند باکی ندارد که از کجا به دوزخش برد. میبینید اگر کسی مواظب اعمال خودش باشد و نسبت به خود و کارهایش رعایت عدالت را بکند سعادتمند میشود و جامعه هم از عدالت بهره مند می شود.
مال یتیم و امانت از مصادیق دیگری است که خدای تعالی در این بخش به ما دستور داده است که در جلسه بعد بیان خواهیم کرد انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین دائماً برای تجدید روحیه خود به دنبال علم و حکمت هستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۸ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکَمِ». این دلها نیز همانند بدنها خسته و افسرده مىشوند، بنابراین در جستجوى حکمتهای تازه براى آنها باشید.
قبلاً به مناسبتی این جمله را ترجمه کردم. فقط عرض میکنم انسان ولو مشغول کار علمی هم باشد باز باید دنبال مطالب جدید و نو باشد. تغییر بدهد و تحول ایجاد کند و نگذارد یکنواختی و دلزدگی او را خسته و ملول کند. معمولاً یکنواختی خستهکننده است.
امام علیهالسلام سفارش کردند دنبال حکمتهای تازه براى نفس باشید و لذّت ببرید. دنبال هر حکمتی که برویم روح تازهای و شوق جدیدی در ما به وجود میآید که از کسالت و خستگی جلوگیری میکند و شوق فعالیت بیشتر را هم در ما زنده میکند.
نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری میوه دل و شبیهترین فرد به رسول خدا و سید جوانان بهشت، کریم آل طه امام مجتبی علیهالسلام به دنیا آمد.
امام صادق علیهالسلام از امام زینالعابدین علیهالسلام روایت مىفرماید: «حسن بن على عابدترین اهل زمان خود، زاهدترین و فاضلترین آنان بود، اگر حج مىنمود پیاده و گاه پابرهنه مىرفت و هرگاه مرگ را به خاطر مىآورد گریه مىنمود و اگر قبر را به یاد مىآورد مىگریست و اگر برانگیختن قیامت را به یاد مىآورد، مىگریست و اگر به نماز مىایستاد بندهاى بدنش مىلرزید و اگر بهشت و دوزخ را به یاد مىآورد همچون مارگزیده مضطرب میشد و از خدا بهشت را مسألت مىنمود و از آتش دوزخ به خدا پناه مىبرد و از قرآن آیه «یا ایها الذین آمنوا» نمىخواند مگر اینکه مىگفت: لبیک اللهم لبیک، (که از آداب قرآن خواندن است) در هیچ حالى از احوالش دیده نمىشد مگر اینکه ذاکر خداوند سبحان بود و زبانش راستگوترین مردم و پیامش فصیحترین آنان بود».
من معمولاً در ایام ولادت مناقب حضرات معصومین را و در ایام شهادت وضعیت زندگی و شرایط زمانشان را بیان میکنم. امروز هم چند نکته عرض میکنم.
اولاً اینکه بدانیم یکی از نعم الهی در حق ما، ولایت و ارتباط با اهلبیت علیهمالسلام است. این نعمتی است که باید پاسداری کنیم. اینها نوری هستند که ما را به منزل میرسانند با همراهی با آنان از هماکنون در بهشت زندگی میکنیم. اینطور نیست که فقط وعده بهشت دادهشده باشد. نه حجاب عالم نمیگذارد که درک کنیم.
روایت زیبایی است که راوی میگوید: در محضر امام صادق علیهالسلام بودیم که مردى گفت: از خداوند آرزوى بهشت رادارم! امام فرمودند: شما در بهشت هستید، از خداوند بخواهید شمارا از آن بیرون نکند! عدهای از حضار گفتند: فدایتان شویم، ما در دنیا هستیم! امام فرمودند: مگر شما به ولایت ما ایمان ندارید؟! گفتند: آرى ایمانداریم! فرمودند: همین معناى بهشت است، هر کس به امامت و ولایت ما اقرار کند، در حقیقت در بهشت خواهد بود، لذا از خداوند بخواهید که آن را از شما نگیرد.
خب ما از این انوار مقدسه چقدر استفاده میکنیم؟ در زندگی ما چقدر نقش دارند؟ خیلی روایت زیبایی است اگر انسان به حقیقت این روایت برسد و درک کند.
در نوبتی عرض کردم هرچه حُسن و احسان در عالم هست همه به امام مجتبی برمیگردد که مظهر احسان خداست. از امام حسن علیهالسلام نقل است که رسول خدا به امیرالمؤمنین علیهماالسلام فرمود: «آنچه را بر تو املا میکنم، بنویس. علی علیهالسلام عرض کرد: یا رسولالله، بیم داری چیزی را فراموش کنم؟ حضرت فرمودند: از فراموشی تو نمیترسم، من به درگاه خداوند دعا کردهام که حافظه تو را قوی گرداند و از فراموشی برکنارت دارد، لیکن برای شریکهای خود بنویس. علی علیهالسلام عرض کرد: شریکان من چه کسانی هستند یا رسولالله؟ فرمود: فرزندان تو که امامند، به برکت وجود آنهاست که بر امّت من باران میبارد و در پرتو وجود آنها دعایشان مستجاب میگردد و خداوند به سبب آنها بلا را از امّت میگرداند و به برکت وجود آنها از آسمان رحمت میبارد و این نخستین ایشان است و با دست به حسن بن علی علیهماالسلام اشاره کرد، سپس به حسین علیهالسلام اشاره کرد و فرمود: فرزندان او که امامند». خدای تعالی ما را شیعیان و موالیان حضرات بخصوص امام مجتبی بگرداند.
از ۱۵ تا ۲۱ ماه مبارک رمضان را هفته کمک به محرومان و مستضعفان و روز اکرام و تکریم خیرین نامگذاری کردهاند. الحمدالله استان البرز در این زمینه همیشه پیشتاز بوده و خوش درخشیده خداوند توان و توفیق شما در اکرام مستمندان بیشتر کند؛ و این نوبت هم مثل گذشته باافتخار عمل کنید. گاهی وقتها شخصی مشکلات بزرگی دارد؛ و یک نفر از پس آن برنمیآید. در اینجور موارد چند نفر باهم بشوید و مشکلی را حل کنید. بعضی وقتها مشکلات افراد را نمیشود بهتنهایی حل کرد. ۵ نفر یا ده نفر باهم دیگر کارهای بزرگی را انجام دهید.
۱۷ رمضان سال ۱۲ بعثت معراج رسول خدا واقع شد که مطلب ویژه و خاصی بوده که احتیاج به بحث دارد که کیفیت کار چگونه بوده یکبار بوده یا چند بار که درزمانی انشاءالله عرض کنم.
اما نوزدهم ماه رمضان و شبهای سرنوشتساز قدر. شبهای دعا و استغفار و توبه و انابه به درگاه خدای تعالی. از خودتان و دیگران غافل نباشید. در خواستن از خدا بخیل نباشید. البته هرکس بهاندازه سعه وجودی و اندازه فهمش از خدا برای سال آیندهاش طلب میکند. بهخصوص که برای یک سال میخواهد اموراتش را بخواهد. باید خوب جوانب کار را ببینیم.
بعضی به این روایت توجه دارند که اگر برای دیگران خواستند بهتر است چون خداوند همان خواسته را در حق خود شخص چند برابر برآورده میکند. یکی از کتابهای خوب حدیثی ما کتاب جواهرالسنیه فی الاحادیث القدسیه است که مرحوم شیخ حر در آن احادیث قدسی را جمع کرده است. در آنجا حدیث مشهوری است که خداوند به حضرت موسی علیهالسلام وحی کرد: ای موسی، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است. موسی عرض کرد: خداوندا، آن زبان را از کجا بیاورم؟ خطاب آمد: با زبان دیگری مرا دعا کن. چون انسان با زبان دیگری که گناه نکرده است.
شب قدر را از دست ندهید، به هیچ بهانهای این شب را رها نکنید. اهلبیت علیهمالسلام بر احیاى شب قدر تأکیددارند ولو در حال بیمارى. در کلامی امام صادق علیهالسلام به ابو بصیر که فقیه و دانشمند است و از شاگردان حضرت است، فرمودند: در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان و تا میتوانی آن دو شب را تا سپیده صبح شبزندهداری کن، در آن دو شب غسل کن. ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر بازهم نتوانستم؟ خوابیده بخوان. اگر بازهم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقیمانده شب را، به هر نحوى که میتوانی به عبادت بپردازى…
این نشانه اهمیت این شب است که ابو بصیر با دقت از امام سؤال کرد تا اهمیت شب قدر معلوم شود. پس غفلت نکنیم. بعد در پایانِ روایت، نکته این اهمیت و تأکید را حضرت اینگونه بیان فرمود که اعمال مؤمنان در شب قدر پذیرفته میشود. خب همه ما میخواهیم اعمالمان موردقبول واقع شود این چیز کمی است؟
به سیره اهلبیت در این شبها توجه کنید که چه اعمالی داشتند حالا همین مقدار که به ما رسیده، ببینید که چه سفارشهایی به شبزندهداری و عبادت تا صبح و قرآن خواندن و به سر گرفتن و حضور در مساجد کردهاند. رسول خدا صلىاللهعلیهوآله حتى در شبهای بارانى که مسجد مدینه گل میشد، حضور در آن را در شبهای قدر ترک نمىکرد.
در شب قدر فقط تلاش شما این نباشد که چشمتان بیدار باشد بلکه کاری کنید دلتان بیدار باشد و حضور در محضر خدای تعالی و ملائکهاش را درک کنید. دلی که گِل شده را باید آن شب بیدار کنیم.
تعبیر بعض روایات خیلی عجیب است. مثلاً در روایت دارد از رسول خدا که فرمودند: شب قدر، شب بخشیده شدن گناهان است هر کس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خداوند واقع میشود. متن روایت تأکید میکند که خداوند تعیین سرنوشت شخص را به دست خودش داده و الا مذمت رسول خدا معنا نداشت، باید سعادت خودش را از خدا طلب کند.
غیر از مسائل شخصی، وضعیت اجتماعی وضعیت اطرافیانمان، نظام اسلامی، امور جهان همه اینها را در نظر بگیرید. عرض کردم بخیل نباشید. همه اینها در طول یک سال میخواهد وضعیتش مشخص شود. دعای خودتان را هم کوچک نبینید. نباید کم گذاشت.
البته همانطور که مکرر عرض کردم از توجه به ولیعصر ارواحنا فداه که همهچیز به توشیح و امضای ایشان برمیگردد غافل نباشید؛ و همه اعمالتان را خالصانه انجام دهید؛ یعنی هرچه عمل خالصانه داشته باشید اثر بیشتری دارد تا عمل زیاد بیتوجه و بیاخلاص. بعلاوه اینکه از خدا اخلاص بخواهید.
از سوره قدر و عظمت آنهم غافل نباشید. امام کاظم علیهالسلام فرمودند: عجب است از کسی که در نمازش سوره قدر را نمیخواند، چگونه انتظار قبولی نمازش را دارد؟ عَجَباً لِمَنْ لَمْ یَقْرَأْ فِی صَلَاتِهِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ کَیْفَ تُقْبَلُ صَلَاتُهُ.
من به همه شما دعا میکنم شما هم بنده را از دعا فراموش نفرمایید. اینکه میگویم دعا میکنم حقیقتاً و جداً در شبهای قدر و غیر از شبهای قدر هر وقت مظان اجابت و استجابت دعا بوده همه را دعا کردم شما هم حقیر را از دعا فراموش نفرمایید.
۲۹ فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی را به فرماندهان مؤمن انقلابی ارتش و درجهداران و افسران و کادر و سربازان عزیز این نیروی تبریک و تهنیت عرض میکنم؛ و به روح بلند شهدا نیروهای مسلح بخصوص ارتش صلواتی هدیه میکنیم.
ارتش زمانهای مختلفی را بعد از انقلاب تا امروز طی کرده است؛ اما آنچه خیلی مهم است ساختار مستحکم و مردمی است که بعد از انقلاب با تیزبینی امام ره برای ارتش فراهم شد. امام با افسرانی جوان و معتقد و متعهد مثل صیاد شیرازی و شیرودی که حضرت آقا او را مثل مالک اشتر دانست ارتش نوین اسلامی را پیریزی کرد. ارتشی که ملت، فدای او میشود و او فدای ملت.
و این سلسله پر است از رشادتهایی که کمتر بیانشده. قسمتی از آن را برادر بزرگوارمان امیر بزرگوار فرمانده نظامی این منطقه جناب آقای نجفی برای شما قبل از خطبهها بیان کردند مثلاً سرلشکر شهید، حسین کشوری که آقا او را سید الاسرا نامید در ۲۷ شهریور ۵۹ (۵ روز قبل از آغاز جنگ) به اسارت درآمد و در ۱۸ فروردین ۷۷ (هشت سال پس از آزادی اسرا) آزاد شد. ۱۸ سال اسیر بود که ۱۵ سال آن را در زندان انفرادی گذراند. شما یکی دو روز در خانه خودتان تنها باشید آزاد هم هستید و اختیار هم دارید، او ۱۵ سال انفرادی بوده! خیلی سنگین است. او یکی از امیران ارتش است. ایشان وقتی اسیر شد دخترش چهارماهه بود وقتی برگشت، سال اول دانشگاه بود.
و امروز بحمدالله به برکت خون نزدیک به پنجاههزار شهید ارتشی، ارتش برخوردار از کادر تربیتشدهی مؤمن و انقلابی و قدرتمند منطقهای است و آمادگی دارد هرکجا که لازم بود وارد عمل شود و خدمترسانی کند. در بخشهای مختلف تولید جنگافزار و تجهیزات نظامی و دفاعی با توان بومی خودکفا شده است؛ و بهخوبی از هوا و دریا و زمینِ ایران اسلامی با همراهی کامل با دیگر قوا، سپاه و نیروی انتظامی و نیروهای مردمی و بسیج و اینها حفاظت و حراست میکند. بخصوص نیروی زمینی که مسئولیتهای سنگینی به عهده دارد.
امروز ارتش در کنار مردم و مشکلاتی که برای آنان پیش میآید ایستاده است. در جریان کرونا ظرف مدت ۴۸ ساعت یک بیمارستان صحرایی به استعداد دو هزار نفر را علم کردند که در دنیا بینظیر بود. خدای تعالی را به خاطر نعمت این عزیزان شاکریم. خدای تعالی در همه حال موفق و منصورشان بدارد. برای سلامتیشان صلواتی بفرستید.
یک ضربالمثلی داریم که چاهکن در چاهی که خودش کنده است میافتد؛ این معروف است. اگر یادتان باشد چند وقت قبل اسرائیل مفلوک محتضر که در حال مردن است، طرح هزاران ضربه چاقو را برای از پا درآوردن ایران مطرح کرد. گفت باید در ایران این طرح اجرا شود. هزاران ضربه چاقو! هرکسی رسید یک ضربه بزند.
اما امروز همان طرح دامن خودش را گرفته است. جوانان فلسطینی در مرکز اراضی اشغالی و حساسترین جاها نفس اسرائیلیها را گرفتهاند. سیاستهای آنها را با شکست مواجه کردهاند. سلسله عملیاتی که در دو هفته گذشته انجام شد نشاندهنده پوشالی بودن خانه آنهاست که سید مقاومت به خانه عنکبوت اشاره کرد که اوهن البیوت است این خانه. با حرکتی که آغازشده و عده الهی نزدیک است و به مشام میرسد و همه بهزودی نابودی این جرثومه فساد و این لکه ننگ بشریت را در آغاز قرن جدید خواهیم دید انشاءالله.
نشانه این اضمحلال تحرکات و حرکاتی است که دارند انجام میدهند. همین امروز صبح تا قبل از اینکه بنده بیایم داشتم دنبال میکردم که صحنهای مسجدالاقصی را مورد هجوم خودشان قراردادند و تعداد زیادی از نمازگزاران را زخمی کردند. تعداد زیادی را بازداشت کردند. بیش از ۶۰۰ نفر را بازداشت کردند. تا آن زمانی که من آمدم ۱۵۲ نفر را زخمی کرده بودند که حال تعدادی از آنها وخیم بوده. اینها نشاندهنده عجز است. نشاندهنده از دست دادن مسیری است که باید در اختیارشان باشد.
روز قدس امسال به فضل پروردگار دیدنی خواهد بود. در جهان اسلام و در سراسر عالم روز قدس امسال دیدنی خواهد شد.
توجه دارید که این روزها به برکت مقاومت اسلامی فقط صهیونیستها نیستند که دچار مشکل شدهاند. بلکه همه مستکبران عالم و کسانی که ادعای مستکبرین را تکرار میکنند و ادای این مستکبرین را هم درمیآورند آنها هم گرفتار شدند. سعودی را ببینید که چگونه در گِل گیرکرده است. میخواهد جنگ را پایان بدهد اما برای خودش هم آبرو بخرد. آبروی نداشته!
در طول این سالها مگر برای خودشان آبرو گذاشتند؟! ۸ سال است دارند بیآبرویی میکنند و نسلکشی میکنند. همینالان هم که میخواهد کاری را انجام بدهد تلاش این است که یمن را تجزیه کند که نفوذ خودش را در آن منطقه نگه دارد؛ اما مقاومت یمن به فضل پروردگار هوشیار هستند و مقاومت، آنجا دارد کار خودش را درست انجام میدهد.
آن چیزی که مسلم است این است که به برکت مقاومت اسلامی در سرزمینهای تحت سلطه و خونهای مظلومانهای که ریخته شد، مثل خون شهید بزرگوار شهید قاسم سلیمانی که در این راه ریخته شد، خواب مستکبران و اذناب آنها بی تعبیر خواهد ماند و بهزودی مستضعفان جهان جشن پیروزی بر مستکبرین را برپا خواهند کرد.
نکتهای راجع به اولین گام در جهت وعده رئیسجمهور محترم که اسامی بدهکاران بانکی را منتشر کردند عرض کنم. سیر شفافسازی بسیار خوب است و البته باید به همه دستگاهها تسری پیدا کند. این کار اعتماد ساز و امیدآفرین است و از طرف دیگر جلوی سوءاستفاده را میگیرد.
اما آن چیزی که نباید مورد غفلت قرار بگیرد این است که بعد از افشاگری اسامی با این افراد که چنین ظلمی را به مردم و به منابع عمومی کردند و اعتماد جامعه را از بین بردند و نظام را ناکارآمد جلوه دادند، چگونه میخواهد با اینها رفتار شود؟ واقعاً این مهم است.
حالا اینها اسامیشان هم آمد. درست است این کار خوبی است؛ اما ضررها را چگونه میخواهید به جیب ملت و خزانه عمومی برگردانید؟ لذا برخورد دستگاه قضا با این مقوله بسیار مهم است. باید کامل باشد. بهعلاوه اینکه باید بازدارنده باشد که دفعه دیگر باز مثل اینها بروز نکند. دستگاه قضا جوری باید با اینها برخورد کند که اینها تکرار نشوند.
مطلب دیگر که باز خوب است رئیسجمهور محترم به آن توجه داشته باشند که البته دارند، باید سرعتش بیشتر شود، رسیدگی به مطالبات صنفی است که بعضاً در جامعه میبینید هرچند وقت یکبار یکگوشه جمع میشوند و اعتراضاتی دارند. مخابرات است، آموزشوپرورش است، بعضی از جاهای دیگر هم هست.
نباید گذاشت در این مسیر اینگونه عمل شود؛ یعنی زمان بخورد. چون در دستور کار، رسیدگی به این امور هست اما باید با سرعت بیشتری کار پیش برود. مسیر نباید طوری شود که یک عده بتوانند سوءاستفاده کنند و ناراضی تراشی کنند. این وسط هم یک عده که مطالبات حقی دارند، یک عده میآیند وسط و شیطنت میکنند، بیگانگان هم که سوءاستفاده میکنند. دولت محترم به نظرم به این مسئله علی العجاله بپردازد که بسیار خوب خواهد بود.
مسئله سازمان انرژی اتمی هم که برای حفاظت، تأسیساتش را جابجا کرد، این هم اقدام درستی است که ابتکار عمل را به دست خودشان گرفتند و این همان مطلبی است که حضرت آقا فرمودند که نباید مسائل کشور را با هستهای گره زد.
نکته دیگری که هست سخنرانی حضرت آقا بود که چند روز گذشته با مسئولین داشتند که بعد از دو سال وقفه انجام شد. تذکرات مهمی فرمودند که فقط مخاطبینشان مسئولین نبودند اگرچه قسمت اعظم به مسئولین میخورد.
حتماً ملاحظه کنید نکاتی دارد که دیگر چون الآن فرصت گذشته است وارد نمیشوم. در نوبتهای بعد لازم است که تبیین شود نکات ایشان مثل مسئله مردمی ماندن، مسئله مذاکرات که اینها نکاتی است که باید در فرصتش بیان کنم.
و مطلب دوم ابلاغ سی و هفتمین سیاستهای کلان نظام که مربوط به تأمین اجتماعی بود مطرح شد که این هم بسیار مهم بود. عملیاتی شدن این سیاستها فاصله طبقاتی را کم میکند و مسیر تحقق عدالت اجتماعی را هموارتر میکند. نکته مهم و تأکیدی که در این سیاستها بود، پیوست تأمین اجتماعی در طرحهای کلان است که در صحبتهای ایشان بود که این را هم باز در یک فرصتی تبیین میکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/1/19 | 1401/1/19هنرمند انقلابی رسالتی بزرگ بر عهده دارد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه135
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم. متقین عدالت ورزی را اول از خود شروع کردهاند. در ادامه بحث عدالت که چندهفتهای است دنبال میکنیم عرض میکنم. عدالت، آرزو و آرمانِ زیبایی است که حتی کسانی که آن را رعایت نمیکنند و رفتاری ستمگرانه دارند، ستایش میکنند و برای شخص عادل احترام قائل هستند. چون برقراری عدالت اجتماعی بهخصوص و بقیه انواع عدالت نقشی اساسی در ایجاد امنیت دارد.
شئون مختلف عدالت را به مناسبت عرض کردم. یکی از بحثهای مهم در این بخش رعایت عدالت در معیشت و مسائل اقتصادی است؛ که آیاتی از قرآن کریم به آن پرداخته است؛ مثلاً «وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ». آیه ۱۵۲ انعام و آیه ۸۵ سورمبارکه اعراف: «فَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَ الْمِیزَانَ وَ لَا تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ.»
در این موارد اگر رابطههای غیرعادلانه اقتصادی صورت بگیرد مورد نکوهش است؛ یعنی کمفروشی بشود، وزن را کم کنند، جنس را نامرغوب بدهند. با نورپردازی جنس دیگری را به جنس دیگری تبدیل کنند، دیدید بعضی وقتها پشت ویترین مغازهها با نورپردازی جنس را جور دیگری نشان میدهند؟! همه اینها این مواردی است که قرآن کریم میفرماید و خلاف عدالت است.
و رعایت عدالت از شروط مهم جوامع بشری دانسته شده است در آیه ۸۴ و ۸۵ سوره مبارکه هود فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ» از پیمانه و ترازو نکاهید «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْط».
و همانطور که قبلاً هم اشاره شد مسئله توزیع عادلانه منابع و ثروت یکی از مسائل مهم در حوزه مسائل عدالت اقتصادی است. از مهمترین برنامههای قرآن در بحث عدالت اقتصادی مصارف ششگانه برای فیء است. تا ثروت تعدیل شود.
در قسمتی از آیه ۷ سوره مبارکه حشر فرمود: «مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلىَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کىَ لَا یَکُونَ دُولَهَ بَینَ الْأَغْنِیَاءِ مِنکُم.»
و آیات و روایاتی که از ربا نهی کرده است؛ و ربا را بهعنوان روشی که عدالت اقتصادی را از بین میبرد و جوامع انسانی را نابود میکند تأکید شده. اگر ربا توسعه پیدا کند بدانید که عدالت اقتصادی از بین خواهد رفت.
ربا بسیار بسیار عنصر بدی است برای از بین بردن روابط سالم اقتصادی در جامعه. آیاتی هم به او اشاره دارد. در قسمتی از آیه ۲۷۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا…» یا آیه ۲۷۸ و ۲۷۹ سوره مبارکه بقره که ربا را جنگ با خدا میداند. «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ…» رباخوار را بهعنوان کسی که شمشیر کشیده و در مقابل خدای تعالی ایستاده و میگوید بیا با من بجنگ معرفی میکند. هلمنمبارز طلبیده؛ و این نشاندهنده پلیدی و خباثت مسئله رباست.
روایاتی که در این باب آمده بسیار و متن آنها برای اینکه شدت خباثت و قبح را برساند بسیار سنگین است؛ و متأسفانه در معاملات و در تجارات و در بازار و بعضاً در بانکها میبینیم که این مسئله رعایت نمیشود. ربا در نزد خدای تعالی بسیار پلید است. رسول خدا فرمودند: یکدرهم (مثلاً یک تومن یا یک ریال) ربا نزد خداوند عزوجل بدتر از هفتاد بار زنا با محارم در خانه خداست. این را پیغمبر اکرم فرمود و سند روایات هم صحیح است. در ماه مبارک رمضان باید به سند روایاتی که خوانده میشود دقت کرد. در کتب روایی شبیه این روایات فراوان است. بسیار کمرشکن است.
ربا که بیاید اقتصاد از بین خواهد رفت. عدالت اقتصادی از بین میرود، تجارت خراب میشود امام صادق علیهالسلام فرمود: اگر ربا حلال بود مردم کار تجارت و کسب مایحتاج خود را رها میکردند پس خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از حرامخوری دست کشیده به تجارت و خریدوفروش رویآورند و به یکدیگر قرض دهند.
قرض دادن از جهتی از صدقه دادن بهتر است و ثواب بیشتری هم دارد. بازار را احیا میکند و خیلی کارها را میشود انجام داد. بههرتقدیر بحث ربا مفصل است و جدا باید به آن پرداخت.
همچنین در آیاتی برای برقراری تعادل بین اغنیاء و فقراء در جامعه به مؤمنان دستوراتی دادهشده که بهوسیله انفاق شکاف طبقاتی را کم کنند؛ و یا از بین ببرند. مثلاً در قسمتی از آیه ۲۵۴ سوره مبارکه بقره فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ» و آیه ۲۶۷ فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ» و در آیه ۲۷۴ «الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ و آیات دیگری که بهصراحت یکی از راههای برقراری عدالت اقتصادی را انفاق میداند.
دسته دیگر از آیات برای برقراری عدالت اقتصادی، آیاتی است که به پرداخت حقوق مالی واجب مثل زکات و زکات فطره اشاره میکند؛ و تعدادی از آیات هم دستور مستقیم میدهد به ثروتمندان که برای از بین بردن فقر در جامعه، اقدام کنند. این غیر از زکات واجب است. باید برای برقراری عدالت اقدام ویژه داشته باشند. به ثروتمندان دستور خاص دادهشده؛ یعنی آن ثروتمند نمیتواند بگوید من دارم زکاتم را میدهم و حقوق مالیام را پرداخت کردم و دیگر وظیفهای ندارم. این را زمانی مفصل در بحث زکات در اینجا توضیح دادم.
و در بحث معاملات و خریدوفروش دستوراتی واردشده است که رعایت آنها از خسارت مالی و ضرر به دیگران جلوگیری میکند. مثل رعایت وزن و تعداد و جنس و امثالذلک. باید تلاش کرد تا رفاه عمومی و کفاف در معیشت در جامعه به وجود بیاید و همه مردم از منابع بتوانند بهره ببرند.
بُعد دیگر عدالت که در قرآن مطرح است، رعایت عدالت در روابط خانوادگی است که بسیار مهم و در قوام و استمرار خانواده مؤثراست؛ یعنی در روابط بین پدر و مادر با فرزندان و برعکس و همسران نسبت به هم و افراد خانواده باهم غیر از قرآن کریم در کتب روائی ما سفارش فراوان رسیده است.
قرآن کریم درجایی که راجع به چندهمسری و جواز آن سخن میگوید بلافاصله بحث رعایت عدالت را هم مطرح میکند؛ یعنی کسی اجازه چندهمسری دارد که بتواند عدالت اقتصادی بین همسران را برقرار کند و الا اجازه ندارد؛ یعنی کسی که دو همسر و سه همسر دارد باید بتواند زندگی همه آنها را تأمین کند. معیشت آنها را باید بتواند تأمین کند و الا اجازه ندارد.
بعضیها در اینجا اشتباه کردهاند و گمان کردهاند عدالت موردنظر در آیه، مربوط به مسائل عاطفی و محبت است. خیر اینجا مراد اقتصاد و مسائل مالی است؛ و الا هیچکس نمیتواند در بعد محبتی بین افرادی که دوست دارد رعایت عدالت بکند ولو بین فرزندانش.
«فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً» که در آیه ۳ سوره مبارکه نساء آمده مربوط به جنبههای اقتصادی است که اگر ترس دارید که نتوانید عدالت اقتصادی را بین همسران برقرار کنید پس یک نفر بگیرید. چون بحث ما عدالت اقتصادی بود و در حوزه خانواده که مطرح میشود به بعد اقتصادی توجه شده یعنی اگر مردی نمیتواند تأمین معاش و زندگی همسرانش را داشته باشد حق ندارد تعدد زوجات داشته باشد. باید به یکی اکتفا کند.
در بحث محبت هیچکس نمیتواند عدالت را برقرار کند. شما بین فرزندان هم نمیتوانید عدالت را برقرار کنید. محبت اصلاً در اختیار انسان نیست. محبت عامل خاصی دارد. زمانی یک ماه مبارک رمضان درباره محبت شبها صحبت کردم. شما فرزندان خودتان را هم نمیتوانید مساوی محبت داشته باشید. محبتی که نسبت به پدر و مادر دارید با محبتی که نسبت به فرزند دارید فرق دارد. نمیشود همه را یکجور دوست داشت.
لذا خدای تعالی در آیه ۱۲۹ سوره نساء درباره بحث محبت فرمود: «وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ» یعنی هرگز نمیتوانید ازنظر محبتی بین آنان به عدالت رفتار کنید. لذا این را اشتباه نکنند؛ بعضی را دیدم که در صحبتهایشان اشتباه میکنند.
اینجا بحث ما راجع به تعدد زوجات نیست؛ بحث راجع به عدالت و رفتار عادلانه بود. فردا صحبتی از آن درنیاید!
مورد دیگر برای رعایت عدالت این است که همسر مطالبه مهریه کند. اگر پرداخت کردید یعنی عدالت را رعایت کردهاید و از ظلم پرهیزکردهاید. همین مقدار برای این نوبت بس باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا هم پنددهنده هستند و هم پندپذیر. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۷ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَمْ یَذْهَبْ مِنْ مَالِکَ مَا وَعَظَکَ». آنچه از مال تو باعث پند تو گردد، از بین نرفته است.
عبارت روشنی است و توضیح زیادی نمیخواهد؛ یعنی اموال انسان هم مثل دیگر متعلقاتش مایهی پند و عبرت برای او هستند اگر توجه داشته باشد که آن مقداری که مصرف میشود یا از بین میرود امتحان الهی است؛ یعنی وقتی مقداری از مال از بین رفت، شخص توجه داشته باشد که این نقش امتحان و آزمایش و بزرگی روح و امثال اینها را برای او داشته، در حقیقت چیزی از دست نداده، چون سود پند گیری و موعظه نصیب او شده است.
حضرت فرمودند: «لَمْ یَذْهَبْ مِنْ مَالِکَ مَا وَعَظَکَ» آنچه از مال تو باعث پند گرفتن تو میشود این از بین نرفته است. تو سود کردهای. یکچیزی دادی اما سود کرد ه ای. همانکه قرآن کریم فرمود: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ» قسم به زمان و لحظههایی که در اختیار شماست که اینها دارد لحظهبهلحظه سپری میشود؛ اما در دادن این سرمایهای که عمر است باید چیزی گیرت بیاید. اگر چیزی گیر تو نیامد خسران کرد ه ای. «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ».
انسان دائم در حال خسران است اگر سرمایهاش را بدهد و چیزی گیرش نیاید. چون عمر سود نیست، عمر رأس المال است، اصل مال است. انسان عمر را که میدهد باید چیزی گیرش بیاید. اگر عمر را داد و چیزی گیرش نیامد ضرر کرده است. «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» مگر اینکه انسان در آن دو مسیر، قدم بردارد. خدای تعالی چشم عبرت بین به همه ما عنایت فرماید.
۱۰ رمضان روز وفات حضرت خدیجه سلاماللهعلیها است. بانوی بزرگواری که نَسَب شریفش با جد چهارم رسول خدا یعنی قُصَی بن کِلَاب یکی است. درنتیجه از ذریه حضرت ابراهیم بهحساب میآید و دین حنیف داشته است.
و در همان زمان به القابی نظیر: طاهره، ام الایتام و سیده قریش شهرت داشتند؛ و تقریباً تمام ثروتمندان مشهور آن منطقه از حضرت خدیجه سلام الله علیها خواستگاری کرده بودند؛ اما درنهایت به خاطر پاکی، امانتداری، هوش و همچنین اطلاعاتی که از پسرعموی خودش، وَرَقَه بن نوفل دریافت کرده بود و بعض علماء یهود داده بودند و خواب صادقهای که دیده بود به عقد رسول خدا درآمد؛ و لقب الهی ام المومنین را به شایستگی دریافت کرد.
در زمان ازدواج دوشیزه و سن شریفشان ۲۸ سال بود. بیان مشهور و معروفی در جامعه مطرح است اما علی التحقیق درستش همین است که سن ۲۸ ساله بوده و ازدواج قبلی هم نداشته. در کتاب مناقب آل ابی طالب ج ۱ مینویسد: «أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله تَزَوَّجَ بِهَا وَ کَانَتْ عَذْرَاءَ … أَنَّ رُقَیَّهَ وَ زَیْنَبَ کَانَتَا ابْنَتَیْ هَالَهَ أُخْتِ خَدِیجَهَ». حضرت پیغمبر خدیجه کبری را به عقد خودش درآورد درحالیکه او دوشیزه بود. (چون میگویند ازدواجکرده بوده و رقیه و زینب داشته) زینب و رقیه دختران خواهر او هاله بودند.
بحث تحقیقی نمیخواهم بکنم اما علی التحقیق سن حضرت خدیجه با پیغمبر مطابقت داشته؛ و زندگی مشترک حضرت با پیامبر ۲۵ سال ادامه داشت. اگر خود زمان ولادت حضرت صدیقه طاهره را بسنجیم با سن و سال حضرت خدیجه، باید معجزهای صورت گرفته باشد که این را بهعنوان معجزه مطرح نمیکنند؛ چون باید از ۶۰ سال گذشته باشد.
اهلبیت عصمت و طهارت یکی از افتخارات خودشان را انتساب به حضرت خدیجه میدانستند. مثلاً امام مجتبی دربیانی فرمودند: «… کُنْتُ أَنَا أَشْبَهَ النَّاسِ بِخَدِیجَهَ الْکُبْرَى». من شبیهترین افراد به خدیجه کبری هستم. حالا این شباهتها هم معنوی میتواند باشد هم ظاهری؛ اما به هر جهت خودشان را منتسب میکردند. این به خاطر جلالت جایگاه و رفعت مقامی بود که حضرت خدیجه داشت.
البته خناسان و دشمنان اهلبیت این شخصیت نورانی و فداکارِ نسبت به رسول خدا و اسلام را در کتب خودشان تخریب کردهاند. یکی از کینههای اساسی که داشتند، ام الزوجه (مادرزن) بودن برای امیرالمؤمنین بود به خاطر شدت بغضی که به علی بن ابیطالب داشتند. البته منافقین همین بغض را نسبت به رسول خدا هم داشتند و کینه خود را نسبت به خدیجه سلامالله علیها اعمال کردند.
بههرتقدیر این بانوی بزرگ و بزرگوار در روز دهم ماه مبارک رمضان در شعب ابیطالب در عام الحزن از دنیا رفت و رسول خدا تا آخرین روز زندگی خودش از او به بزرگی و نیکی یاد میکرد. انشاءالله حضرت خدیجه کبری که ام المؤمنین است از ما راضی باشد.
۲۰ فروردین روز ملی فناوری هستهای است. در این روز گرامی میداریم تلاشها و مرارتهایی که در طول سالها برای رسیدن به این دانش و فناوری دانشمندان هستهای ما کشیدند و در این راه شهدا گرانقدری همچون شهریارى، علیمحمدی، احمدى روشن و رضایینژاد را تقدیم کردند.
قصه برجام برای مردم ما درسهای فراوانی داشت، بدعهدی و چهره واقعی دشمنان را شفافتر کرد درنتیجه مردم بیاعتمادتر شدند؛ و یاد گرفتند علاوه بر اعتماد به سنن الهی، تنها راه دستیابی به اهداف بلند عدم انعطاف و مقاومت در مقابل دشمن و استفاده از توان داخلی و نهادینه کردن شعار ما میتوانیم هست.
با عملیاتی کردن همین شعار بود که جوانان دانشمند کشور که هیچکس به آنها کمک نمىکرد و اجازه استفاده از محصولات صنعتى و پیشرفتهای فناورى را نمیداد، هستهای شد. در بحث سلولهای بنیادی که دنیا به او بی اعتناء بود؛ یعنی کشور در این مسیر قدمی نداشت و کسی او را نمیشناخت، شد جزء هشت کشور دنیا و حیوان تولید کرد؛ و امروز موشک نقطه زن و ماهوارهبر دارد.
خب معلوم است که تلاش میکنند این کشور را به هر ترفندی شده بهخصوص از راه مسائل اقتصادی و تحریم عقب نگهدارند و زمینگیر کنند. بیش از چهل سال است مردم مقاومت کردهاند و مِن بعد هم دشمن را بیشتر سرخورده و مأیوس خواهند کرد. همه دنیا بهزودی خواهند دید در گام دوم انقلاب، نسل سوم و چهارم مصممتر و پرتوانتر باتجربهای ارزنده از گام اول با سرعت و قوت بیشتر در بحث علم و فناوری پیش خواهد رفت و کشور را به قلههای بلند خواهند رساند.
اتفاقاً ۲۰ فروردین روز قطع رابطه سیاسی با آمریکا در سال ۱۳۵۹ بود؛ و اینها خودشان اول اقدام به قطع رابطه کردند. حضرت امام سیاست ارتباطی با دنیا را در همان زمان بیان کردند و همین سیاست را حضرت آقا هم دارند.
چند جمله از امام و آقا برای شما بخوانم. امام فرمود: «ما هرگز داخل درهاى بسته زندگى نمىکنیم، ولى این درها را نیز براى استعمارگران باز نمىنماییم. روابط خارجى ما بر اساس حفظ آزادى، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و مسلمین است و بر این اساس، هر کشورى که مایل باشد، با احترام متقابل عمل مىکنیم. (ما مىخواهیم) با همه دولتها رابطه داشته باشیم، یعنى رابطه دوستانه، نه روابط بین ارباب و رعیت».
دراینبین راهحل چیست؟ راهحل همان است که رهبری فرمودند که احتیاج بهواسطه و مذاکره و امثال اینها نیست و آن این است که دست از دشمنی بردارند. حضرت آقا فرمودند: «بنابراین بنده مسئولان آمریکایى را هدایت میکنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه میگردند، راه عاقلانه این است که سیاست خود را تصحیح کنند؛ عمل خود را تصحیح کنند و دست از دشمنى با ملت ایران بردارند».
خب این دستور است؛ اما نمیتوانند. نمیتوانند دشمنی نکنند. ذات آنها دشمنی است، خونریزی است. گاهی مستقیم وارد عمل میشوند که در این دوره توجه کردند و متوجه شدند که نمیتوانند خیلی صریح اینگونه اعمال را انجام دهند. چهره و وجههشان در دنیا خراب میشود؛ یعنی خرابتر از اینی که هست میشود؛ لذا نیابتی عمل میکنند. گروههای جاهل و معاند و تکفیری و داعشی را ایجاد میکنند، تربیت میکنند، مأموریت میدهند که ترور کنند و خسارت بزنند.
شهادت این دو روحانی بزرگوار و عزیزی که خدوم بودند، جهادی بودند، در صحن مقدس رضوی مصداق همین پستی و پلشتی و پلیدی استکبار است، محکوم همه انسانهای آزاده است. الحمدالله اهل سنت به هتک حرمت حریم رضوی و شهادت این طلاب واکنش نشان دادند که قابلتقدیر و تشکر است.
آنچه باید به آن توجه داشته باشیم این است که آمریکا و اذنابش و صهیونیستها در بنبست شدیدی در منطقه قرار گرفتند و طرحهایی که داشتند با شکست مواجه شده، مفتضحانه ناچار شدند از منطقه خارج شوند و هر چه میتوانند وحدت امت اسلامی را به هم بزنند. تلاششان این است که این وحدت از بین برود. هر چه وحدت در جامعه مسلمین در بلاد اسلامی بیشتر باشد بیخوابی و کابوس آمریکا و اذناب او بیشتر است. لذا تلاش میکنند با انواع اختلافات مثل اختلاف بین شیعه و سنی، اختلاف بین ایرانی و افغانستانی تنشزایی کنند.
شما میدانید در همین جنگ هشتساله و دفاع مقدس بیش از ۳۰۰۰ نفر از شهدای دفاع مقدس افغانستانی هستند. در مسئله فاطمیون که عمدهاش دفاع از کیان ایران و حریم ایران بوده است، در دفاع از حرم، افغانستانیها بودند که تعدادی از شهدای آنها از استان خود ما هستند.
به هر جهت آنها شایعه میکنند و توسعه میدهند این اختلافات را تا نفع خودشان را بگیرند. بهخصوص در ماه مبارک رمضان این تحرکات را از خودشان نشان میدهند که اتحاد مسلمین و وحدت مسلمین در جهان اسلام بیشتر میشود و بهروز قدس نزدیک میشوند که مظهر و نماد وحدت مسلمین است و تجلی این وحدت هست.
ضرباتی که این روزها در سرزمینهای اشغالی صهیونیستها خوردند و شکستهای مفتضحانه برای آنها به وجود آمد، نشان از پاشیده شدن و از بین رفتن نزدیک آنهاست. حالا میخواهند با حرمتشکنی حرم رضوی و با به شهادت رساندن دو روحانی که آرمان روحانیت از اول این بوده است که در همین مسیر حرکت کند، مثلاً جبران مافات کنند.
روحانیت اصیل از روز اول، کفن خودش را به سرش بسته و در عرصههای مختلف حاضر بوده است. در هیچ عرصهای از عرصههای خدمت به مردم و دفاع از اسلام و قرآن و عترت شما نمیبینید که شهادت نصیب روحانیای نشده باشد. لحظهای در دفاع از قرآن و اسلام ناب کوتاهی ندارند.
حمایت مردم و دستگیری که آنجا صورت گرفت جای تقدیر و تشکر دارد.
ما همانطور که مکرر عرض کردهایم بازهم تکرار میکنیم تا آمریکا با ملت ایران دشمنی میکند طرحهای خباثت آلود برای به تسلیم کشاندن ملت ایران میکشد تا تهدید و ارعاب و ترور مستقیم و نیابتی دارد پیام ملت ایران به او یکچیز است مرگ بر آمریکا.
شادی روح همه شهدایی که درراه آرمانهای الهی به شهادت رسیدند، خصوصاً این دو شهید بزرگوار که در حرم رضوی به شهادت رسیدند؛ شهید اصلانی و شهید دارایی صلوات ختم کنید.
۲۰ فروردینماه مصادف است با شهادت هنرمند متعهد و بسیجى، شهید سید مرتضى آوینى در سال ۱۳۷۲ بهعنوان روز هنر انقلاب اسلامى نامگذارى شد.
هنر و رسانه یکی از ابزارهای بسیار مهم و تأثیرگذار در انتقال ارزشها و مبانى فکرى انقلاب اسلامى به جامعه است. پس هنرمند انقلابی رسالتی بزرگ بر عهده دارد او باید مبانی انقلاب مثل استکبارستیزى و عدالتطلبی و حمایت از مستضعفان و امثالذلک را خوب بشناسد و خود را متعهد به انتقال هنرمندانه این ارزشها بداند.
هنرمند انقلابى درعینحال که خداشناس و موحد است و در تقویت توحید، تولید میکند هرگز از مقابله با تفکر غیر الهى و ضد دینى غرب غافل نیست. با بصیرت و هوشیاری، هنرمندانه حقیقت چهره استکباری جامعه جهانی را به مخاطب خود نشان میدهد.
خدا رحمت کند شهید آوینی خود را متعهد میدانست که با هنرش در مقابل تهاجم فرهنگى دشمن بایستد و پرتوان این کار را کرد و این رسالتِ امروز هنرمندان ماست. لذا شهید آوینی هم هنرمند انقلابی بود و هم هنرش انقلابی بود.
حضرت آقا به هنرمندان دربیانی فرمودند: «این زمانه را تصویر کنید، با این تصویرِ خودتان زمانه را غنى کنید. هرچه که شما بگویید که خوب باشد، درست باشد، مستحکم باشد، متین باشد، پرمغز باشد، این زمانهى شمارا غنى مىکند؛ این ظرف را پر مىکند از محتواى باارزش و غنى و مستغنىکننده».
یاد آن شهید بزرگوار و تمامى شهداى جنگ تحمیلى گرامى و روحشان با سرور و سالار شهیدان کربلا محشور باشد.
همانطور که مستحضرید روز گذشته رئیسجمهور محترم با تعدادی از وزرا به این منطقه آمدند و جلسات و دیدارهایی با اقشار مختلف و مسئولین داشتند. طرحها و مصوباتی تصویب شد که ان شاء الله بهزودی توسط دستگاههای مربوطه اجرائی میشود و قسمتی از مشکلات استان که سالیان درازی است با آنها موجه است و از کمبودها رنج میبرد انشاءالله جبران میشود.
جلسه ایشان هم فشرده بود و تا آخر شب و بلکه بعد از نیمهشب طول کشید. حضور فعال درجاهای مختلف داشتند و از بعضی از پروژهها از نزدیک دیدار کردند و دستورات لازم را دادند.
مسیر دولت به حمدالله مسیر خدمت به مردم و مستضعفین است و باید کمک کرد و همه باید کمک کنند تا این مسیر طی شود. البته بالاخره دستهایی هستند و عواملی شاید باشند که نخواهند نشان بدهند که این دولت کارآمد است و توانمند است؛ چون بعضیها بالاخره شیطنت و خناسی دارند؛ اما مسیر و روندی که انسان میبیند و حس میکند و از نزدیک ملاحظه میکند مسیر اصلاح است، مسیر درست کردن جایگاههایی است که تخریبشده و از بین رفته است.
مقدمه سفر ایشان جلسات متعددی بود که استاندار محترم با مسئولین بزرگواری که باید منشأ اثر باشند در پروژهها و طرحها، در تهران برگزار شد و اعتبارات ریالی که باید انجام بگیرد را قبلاً رفتوبرگشت کردند و به یک پرونده رساندند که آن پرونده دیشب توسط رئیسجمهور محترم بالاخره در استان تصویب شد و انشاءالله میرود برای اجرا.
البته چون زمینگیر بودن و خسارات و عقبماندگیها زیاد است یکوقت میبینید که همه آن کارها هم انجام شود چیزی نشان داده نشود چون بعضی وقتها خرابی زیاد است. من به خود آقای رئیسجمهور هم گفتم: ما در بعضی از پروژهها مثل پارک علم و فناوری نفر چهارم کشور هستیم؛ اما در ردیف بودجه بیست و هشتم هستیم؛ یعنی بودجه را دو برابر کنند هم میشویم بیست و ششم، نمیشویم نفر سوم. از اول بودجه خراب است.
بعضی وقتها ضعفها اینطور هست؛ اما روند و مسیر به سمت اصلاح و جبران گذشته است که انشالله باید همه تلاش کنیم که این کمبودها حل شود.
نکاتی را که حضرت آقا در جلسه قرآن برای قاریها فرمودند و بحث عمومی هم داشت و اینکه مساجد پایگاه قرآنی بشود نکته مهمی است. البته در نوبتی به آن خواهم پرداخت.
خودمان این کار را تقریباً ۱۵ سال قبل در تهران شروع کردیم و همین طرح را در آنجا انجام دادیم؛ یعنی در مسجد این طرح قرآنی شروع شد و بعد مساجد اطراف هم زیرپوشش قرار داده شدند. خودشان البته فعال شدند از طریقی که ما فراهم کردیم و یک جریان قرآنی در آن منطقه ایجاد شد و هست.
من وقتی هم که آمدم به این استان در سال ۹۳ همین کار را در مصلی شروع کردم؛ اما متأسفانه دوستان همکاری لازم را نکردند و من هم دیدم که چون قرآن تضعیف میشود دیگر ادامه ندادم. چون برای بسط و تحقق این کار، جامعه قرآنی استان باید اهتمامی داشته باشد و خود مردم.
ما ان شاء الله در سال آینده یعنی در سال ۱۴۰۱ شاهد این جهش در مسئله قرآنی مساجد و محلات با برنامهریزیای که شده خواهیم بود و شما هم کمک خواهید کرد.
راجع به بیست و یکم فروردین که تأسیس بنیاد مسکن است میخواستم نکاتی را عرض کنم که وقت نیست، انشاءالله درزمانی دیگر.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/1/12 | 1401/1/12حمایت اسلام و انقلاب از زنان در هیچ مکتبی نبوده و نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه136
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن خودم و شمارا به تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا عدالت را در همه شئون رعایت می کنند. تا امروز در هر نوبت مستقلاً به گوشه ای از بحث عدالت اشارهکردهام و قصد جدی داشتم که در همان نوبت آن بخش تمام شود.
در این جلسه عرض می کنم، برای اینکه عدالت اجتماعی که یکی از اهداف بعثت انبیاء علیهم السلام بود محقق شود باید مقدماتی فراهم شود که از مهمترین مقدمات تشکیل حکومت است؛ و تلاش همه انبیاء و اوصیاءِ آنان برقراری عدالت اجتماعی در همه عرصه ها و در بستر حکومت بوده است.
هرگز انبیاء به دنبال ریاستطلبی و فرمانروائی و ثروتاندوزی نبودند و حکومت برای آنان هدف نبود، بلکه همان بود که قرآن فرمود و ما مکرر اشاره کردیم. «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». (حدید/۲۵)
به این مطلب توجه دارید که هرگز انبیاء الهی نیامدند که فقط مردم را به عبادات و آخرت دعوت کنند که اگر این بود اینهمه دشمن نداشتند و خود این بزرگواران اینهمه تلاش و مبارزه با ظالمان و مستکبران و تحمل سختی نداشتند. مخالفت انبیاء با دنیامداری و فزونطلبی باعث جنگ و عدم پذیرش بود.
رسول خدا هم که مأمور تشکیل حکومت شد چون قوانین اسلام بدون نظام و حکومت قابلاجرا نیست. تلاش رسول خدا این بود که با تشکیل حکومتِ حق، جلوی ظلم و مفاسد را بگیرد و عدالت اجتماعی برقرار کند. پس خود حکومت همان طور که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند بهاندازه کفش پاره ارزش ندارد مگر بشود در سایه آن از ظلم جلوگیری و حقی را اقامه کرد.
خب انسان به خاطر نیازهای فراوانی که دارد و عدم توانائی فراهم کردن همه نیازها به تنهائی و همچنین نیاز به انس و دوستی و ازدواج و … نمی تواند بدون اجتماع زندگی کند و بالضروره مدنی زندگی می کند. از طرف دیگر، زندگی در جامعه برای هر فرد محدودیتهایی به وجود می آورد که افراد باید رعایت کنند. لذا بدون عدالت نمی توان روابطی که در جامعه بین افراد وجود دارد را تنظیم کرد.
آنوقت بحث مفصل آزادی فردی و عدالت اجتماعی و تقابلی که بین این دو هست مطرح می شود که اگر توفیق شد خلاصه-ای عرض می کنم. حالا شما وقتی به جامعه مسلمین در زمان رسول خدا نگاه می کنید نمونه ی کاملی از رفتار عادلانه حکومت با مردم و رعایت عدالت اجتماعی را میبینید.
اما بعد از رسول خدا مسیر تغییر کرد و بیعدالتی اجتماعی و تبعیض، توسط افرادی به جامعه تحمیل شد و روابط اجتماعی را به دوران جاهلیت برگرداند. بهطوریکه وقتی امام معصوم هم مسئولیت را به عهده گرفت مردم تحمل رفتار عادلانه را نداشتند؛ و این ها عبرتهایی است که باید از تاریخ بگیریم.
نکته دیگر اینکه دستورات عام دین در مورد عدالت شامل عدالت اقتصادی نیز میشود یعنی اگر بخواهیم عدالت اجتماعی را واقعی تر و قابللمستر نشان دهیم باید به عدالت اقتصادی که جزئی از آن است توجه کنیم؛ یعنی ببینیم آیا مثلاً امکانات بهتساوی بین افراد تقسیم می شود؟ آیا کاری که شخص انجام می دهد با حقی که به او داده می شود برابری دارد؟ شیوه توزیع ثروت های بهدستآمده چگونه است؟ اختلاف طبقاتی بافاصله زیاد وجود دارد؟ اینها باید بررسی شود.
در ضمن بدانیم که ازنظر اسلام بحث عدالت اقتصادی هم که می شود رشد معنوی و کمال روحی و تأمین آخرت فرد مسلمان مغفول نمانده است، نگاه اسلام به این مقوله نگاه ابزاری است و آن را هدف نمی داند. حتی در مواردی مثل خمس و واجبات مالی، قصد قربت را شرط می داند که هم مسیر رفع فقر طی شود و هم شخص رشد معنوی پیدا کند.
همینجا می شود این بحث را مطرح کرد که ازنظر اسلام ثروت باید متعادل باشد؛ یعنی نباید در جامعه اسلامی تفاوت معنادار بین افراد جامعه ازنظر برخورداری مادی وجود داشته باشد. کسی در قله باشد و دیگری در حضیض.
دقت کنید این مطلب پذیرفتهشده هست که افراد در به دست آوردن مال متفاوت هستند بالاخره استعدادها و توانمندیهای جسمی و فکری و هوش و خلاقیت وهمت و امثال این ها در تولید ثروت نقش دارند و همین ها طبقات اجتماعی را به وجود می آورد و اتفاقاً بشر با همین تفاوت ها اداره می شود و جوامع رشد می کنند و همه این ها از تدبیر و حکمت الهی ناشی شده است که در قرآن کریم اشارهشده است.
بحث در این ها نیست، بحث در الهکم التکاثر است که طبقه ای با استفاده از امکانات و رانت و امثال این ها، تفاوت ها را به جامعه تحمیل کنند. حقوق کارگر و کارمند پرداخت نشود و از قِبَل آن کاخ و قصر ساخته شود؟ زیاده خواهی ها باعث مسابقه در ثروتاندوزی شود و در جامعه طبقه فقرا به وجود آید.
اینجاست که اسلام در این بخش فقط سفارش اخلاقی نمی کند بلکه دستورِ تعدیل ثروت می دهد. اولاً احکام و مقررات اسلامی طوری است که اجازه انباشته شدن ثروت را نمی دهد، به آیات و روایاتی که از اکتناز و گنج نهی فرموده مراجعه کنید. بعد هم دستور به پرداخت سهم فقراء می دهد.
ثروت وقتی جمع می شود که ثروتمندان حقوق مالی که وظیفه داشته اند نپرداخته اند. چون ریشه فقر و محرومیت فقرا، مشیت الهی نیست، بلکه ظلم اغنیاست. امام رضا علیه السلام فرمودند: علت تشریع زکات تأمین مخارج فقرا و محدود کردن اموال ثروتمندان است.
اتفاقاً در بیانیه گام دوم که همیشه باید کنار دستتان باشد و مطالعه کنید، نکته ای مربوط به این بخش هست. فرمودند: «در جمهوری اسلامی کسب ثروت نهتنها جرم نیست که مورد تشویق هم هست؛ اما تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن بهویژه خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بیعدالتی می انجامد بهشدت ممنوع است. همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت، به هیچ رو موردقبول نیست».
یعنی اینکه باید حمایت کرد از این اقشار اما معنای این حمایت این نیست که آنها را در فقر نگهداریم و بعد هی کمکشان کنیم. گداپروری نباید کرد. اینکه آقا در بیانیه میفرماید حمایت کنید یا اسلام گستردهتر و بالاتر بیان میکند که از فقرا حمایت کنید، یعنی کاری کنید که محرومیت و فقر آنها از بین برود نه اینکه کمک کنی در فقر بماند. لذا گروههای نیکوکاری و مواسات که دارند به محرومان خدمت میکنند باید کاری کنند که اینها از محرومیت خارج شوند. حمایت یعنی کمک کنیم او از این مرحله عبور کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. چشم متقین چشم عبرت بین است و از موردی عبور نمیکنند مگر آنکه پندی میگیرند.
از مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۶ از حکم نهجالبلاغه نقل است: «وَ قَدْ مَرَّ بِقَذَرٍ عَلَى مَزْبَلَهٍ هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ أَنَّهُ قَالَ هَذَا مَا کُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِیهِ بِالْأَمْسِ». امام وقتیکه به کثافتى که در مزبلهاى بود گذر کرد فرمود: این است آنچه بخیلان بدان بخل مىورزیدند.
و در روایت دیگرى آمده است که آن بزرگوار فرمود: این است آنچه شما دیروز [براى به دست آوردنش] بر هم سبقت مىجستید؛ یعنی مال دنیا. حضرت با قرار دادن نتیجه بهجای مقدمه در حقیقت به پلیدی و رجس بودن مالومنال دنیا اشاره فرمودهاند که بخیل به آنها بخل میورزد.
البته دایره بخل بخیل گسترده است گاهی همین سلام ندادن را بخل دانستهاند. رسول خدا فرمود: «إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَام». بخیلترین مردم کسی است که سلام نمیدهد.
به هر جهت این خیلی درسآموز است. خدا رحمت کند مرحوم آقای مجتهدی رضوانالله علیه ایشان بعضی وقتها این را میگفت. میگفت بهلول یکوقتی از کنار چنین کثافتی عبور کرد و بعد نگاه کرد به آن (من با زبان خود ایشان عرض میکنم) گفت: تو که یک موقع مثلاً خورشت قورمهسبزی بودی، فسنجان بودی، باقلوای یزد بودی، پشمک بودی، چه شد که الآن انقدر بد بو شدی؟ بعد میگفت اگر زبان داشت میگفت: من یک مدتی با آدمها نشستم بدبو شدم و الا من همان خوشبو بودم. خواست تذکر بدهد که دل نبندیم. اینجا هم امیرالمؤمنین دارد به ما تذکر میدهد. خدای تعالی دل ما را ظرف معارف قرار بدهد. تقوای ما را بیشازپیش بگرداند.
«اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ». جمعه پایانی ماه شعبان المعظم است و در این لحظات خاضعانه و با التجاء از درگاه ربوبی طلب میکنیم که خطاها و لغزشهای ما را ببخشد و طاهر به ماه رمضان برساند.
البته خود ما هم باید تلاش کنیم با اعمالی که میتوانیم مثل نماز و روزه و دعا. مرحوم شیخ صدوق در امالی روایتی را نقل میکند -که زبان حال ماست چون ما تلاش هم نداریم و بعضیاوقات توان نماز و روزه هم نداریم- که فرمودند: «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلَاهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً». هر که نمیتواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمد و خاندان او بسیار درود فرستد؛ زیرا صلوات گناهان را ریشهکن میکند.
ماه ضیافت الهی نزدیک است و باید بتوانیم در این ماه فضائل انسانی را در خود ایجاد و یا بیشتر کرده به کمال برسانیم. یکی از بهترین کمالات که میتوانیم در این ماه برای به دست آوردن آن تمرین کنیم حسن خلق است. مسائل دیگری برای این ماه گفتهشده اما من با نگاه دیگری این را عرض میکنم.
رسول خدا در دعا به خدای تعالی عرض کرد: «اَللّهُمَّ حَسِّنْ خُلْقی…» خدایا خلق من را نیکو کن. باید کاری کنیم خوشاخلاقی ملکه ما باشد. اگر نگاهی گذرا به این کمال داشته باشیم میفهمیم که چه مقدار اهمیت دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: حسن خلق فقط در اولیاء خدا و اصفیای او یافت میشود یعنی اگر ما توانستیم در خودمان حسن خلق را ملکه کنیم یکی از اولیاء خدا و اصفیا و انتخابشدههای خدا هستیم.
به بعض روایات که ثمره حسن خلق را تذکر دادهاند توجه بفرمائید: «حسن خلق هم به عمر برکت میدهد و هم به رزق و روزی. گناهان را پاک میکند و یک نوع استغفار عملی است. خداوند متعال ثوابی مثل ثواب مجاهد درراه خدا را به کسی که حسن خلق دارد میدهد». اینها متن روایات بود. اگر خوب به این دستورات دقت کنیم آنوقت معلوم میشود که چرا رسول خدا فرمودند: اگر ما بفهمیم که چه مواهبی در حسن خلق نهفته است، آنگاه متوجه میشویم که ما چقدر به آن احتیاج داریم و تلاش میکنیم آن را در خود تقویت کنیم و اگر نداریم ایجادش کنیم.
بههرتقدیر هرچه انسان بیشتر عبد خدا و تسلیم او باشد بهره بیشتری از حیات برده است. باید سعی کنیم عبد باشیم و تسلیم خدا باشیم. خدای تعالی توفیق درک درست این ماه را به همه ما عنایت فرماید.
۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی را گرامی میداریم. روز بزرگی است اما قدر آن در بین مناسبتهای اسلامی به خاطر تعطیلات نوروز و یا عدم دقت در اهمیت موضوع ناشناخته مانده است. به مناسبت امروز من مطالبی را با توجه به بیان امامین انقلاب برای شما تبیین میکنم که این خودش جهاد تبیین است.
حضرت امام (ره) فرمود: «صبحگاه ۱۳ فروردین که روز نخستین حکومت الله است، از بزرگترین اعیاد مذهبى و ملى ماست. (ایشان این روز را هم جزو اعیاد مذهبی میداند) ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگهدارند؛ روزى که کنگرههای قصر ۲۵۰۰ ساله حکومت طاغوتى فروریخت و سلطه شیطانى براى همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست بهجای آن نشست».
این تعابیر پنجگانه امام را باید با دقت تحلیل و تبیین کرد. ۵ بخش کوتاه است اما هرکدام از این بخشها پرمحتوا است: روز نخستین حکومت الله/ از بزرگترین اعیاد مذهبى و ملى/ روزى که کنگرههای قصر ۲۵۰۰ ساله حکومت طاغوتى فروریخت/ روزى که سلطه شیطان براى همیشه رخت بربست/ روز استقرار حکومت مستضعفین که حکومت خداست. باید در تبیین اهمیت این روز بیشتر کار شود.
روز ۱۲ فروردین، روزی است که ساختار حکومت، ساختاری مردمی پیدا کرد؛ یعنی امام رضوان خدا بر او بعد از ۵۰ روز از پیروزی انقلاب و نابودی طاغوت به دست مردم، تعیین حکومت جدید را هم به مردم سپردند؛ و با آن دید الهی که داشت در بحبوحه التهابات داخلی و زیادهخواهی گروهکها و شیطنت بیگانگان پیکره نظام اسلامى را بر اساس نظریه «امام و امت» تثبیت کرد؛ و این باعث تثبیتش تا امروز شده است و الا همان سالهای اول اگر این انتخابات انجام نمیشد و اگر این رأیگیری انجام نمیشد این انقلاب از بین رفته بود؛ و همین امر رمز مانا بودن انقلاب اسلامی و آرمانهای آن است.
و خلف امام هم همین مسیر را تا امروز طی کرده است و از مردم بهعنوان رکن اصلى جامعه اسلامى و نقش آنها در پیشبرد اهداف انقلاب غافل نبوده است؛ که این هم نعمتی است که باید شاکر باشیم. لذا برای ادامه مسیر در دهه پنجم به بعد انقلاب که در بیانیه گام دوم تبیین شده، جهادِ بزرگ برای ساختنِ ایرانِ اسلامیِ بزرگ را به دوش مردم بهخصوص جوانان گذاشتهاند؛ و این مهم است یعنی انقلاب ما مردمی آغازشده، مردمی حمایتشده، مردمی تثبیتشده و مردمی ادامه پیدا خواهد کرد.
خیلی گذرا اگر به بیان بیانیه توجه کنید میبینید که برای جمهوری اسلامی چهار ویژگی اصلی قائل هستند: الف) شاکله و تکوّن جمهوری اسلامی است که مرکب از جمهوریت و اسلامیت است. فرمودند: «ترکیب جمهوریت و اسلامیت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشهی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد؛ و این نخستین درخشش انقلاب بود». اینها توضیح دارد ولی من فقط عنوان میکنم تا دوستان در محافل خودشان تشریح کنند.
ب) مهمترین دغدغه جمهوری اسلامی عدالت است. مرقوم فرمودند: «عدالت در صدر هدفهای اولیهی همهی بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است؛ این، کلمهای مقدس در همهی زمانها و سرزمینها است و بهصورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیعصر (ارواحنافداه) میسر نخواهد شد ولی بهصورت نسبی، همهجا و همهوقت ممکن و فریضهای بر عهدهی همه، بهویژه حاکمان و قدرتمندان است». خب اگر بخواهد چنین عدالتی مستقر شود باید با فساد بهشدت مبارزه کرد.
بعد ایشان برای اینکه جلوی انحرافات آینده را بگیرند دو گلایه را در متن بیانیه مطرح فرمودند: اول: «عدم کارکرد عدالتِ موردِ انتظارْ در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود». دوم: «بیتوجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهههایی از تاریخ چهلساله». این هم یکی از مشکلات است. ایشان گلگی میکند که چرا اینها کنار گذاشتهشدهاند؟ چرا انقلابیون در آنجا که باید باشند نیستند و نبودند؟
ایشان در خصوص گلایه دوم مینویسند: «بدانید که اگر بیتوجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهههایی از تاریخ چهلساله نمیبود که متأسفانه بود و خسارتبار هم بود بیشک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت».
امروز متأسفانه خط نفوذ، خزنده و با کلمات شیرین و عامهپسند تلاش دارد بین انقلاب و آرمانهایش فاصله بیندازد. موذیانه و موریانه صفت دارند این کار را میکنند اما بصیرت انقلابی و جوانان هوشیار نسل کنونی جلوی این انحراف تا امروز ایستاده است.
ج) ویژگی سوم حرکت روبهجلوی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی متوقف نشده است. حرکت داشته و دارد حرکت میکند و بالنده است که همه اینها از برکات همان روز ۱۲ فروردین است. ایشان فرمودند: «بهرغم همهی این مشکلات طاقتفرسا، جمهوری اسلامی روزبهروز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت؛ و امروز گسترش حضور قدرتمندانهی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه بهجایی رسیده است که دشمن امروز برای مقابلهی سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از دهها دولت مُعاند یا مرعوب میبیند و البتّه بازهم در رویارویی، شکست میخورد.»
د) امیدواری و امید به آینده روشن جمهوری اسلامی را باید بهعنوان خصوصیت چهارم نام برد که فرمودند: «جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود به شدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدت حساس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصلهی میان بایدها و واقعیتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد. امّا این، فاصلهای طی شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، باقدرت بیشتر طی خواهد شد.»
عصاره این بندهای چهارگانه همان است که امام فرمود روز ۱۲ روز نخستین حکومت الله است؛ یعنی نباید کسی در مخیلهاش این خطور کند که برای خدمت به مردم باید دست از آرمانها و مبانی انقلابی بکشیم. چون تا وقتی جمهوری اسلامی هست این جمهوری دست از اسلام و استقلالش و آزادیاش برنمیدارد باعزت است و تن به حقارت سازش نمیدهد.
همین ۴ مطلب مورد طمع دشمنان است؛ اما هر کس به انقلاب و مبانی و اصول آن اعتقاد داشته باشد، لحظهای به ارتباط با مستکبرین فکر نمیکند. این از مسلمات است تا وقتی میگوییم جمهوری اسلامی و بر اسلامی بودن نظام علیرغم میل عدهای اصرار داریم آمریکا نمیتواند با ایران رابطه دوستانه داشته باشد.
این اسلام است که نمیگذارد استقلال و عزت و اقتدار جمهور از بین برود. لذا همه دشمنی دشمنان با همین اسلام است که امام در آن روز فرمود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
حالا وظیفه ما چیست در مقابل جمهوری اسلامی؟ همان است که رهبر و قائد ما میگوید: «وظیفه من، وظیفه شما این است که از محتوای انقلابی، از اصول باارزش انقلاب دفاع کنیم و نگذاریم این مبانی باارزش و این ارزشهای والا نادیده گرفته بشود؛ این وظیفه ما است.»
امروز دشمنان ما که از هیچ تلاشی برای نابودی نظام اسلامی کوتاهی نکردهاند خودشان اعتراف به عجز میکنند. آقا فرمودند: «به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمیشود ساقط کرد، چون مدافع آن، حامی آن، سینههای سپر کرده مردم مؤمن است، این نظام را نمیشود تکان داد». این عجز را ما امروز در سرزمینهای اشغالی بهخوبی میبینیم.
در روزهای اخیر شما دقت کردید، نشستی هم که چهار کشور عربی با وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی و وزیر خارجه آمریکا داشتند، برای جبران آبروهایی بود که از دست دادند؛ اما ننگ دیگری را برای خودشان با خیانتی که به آرمانهای فلسطین کردند به وجود آوردند. فلسطینیان و مردم کرانه باختری با همین فرمان اگر جلو بروند انشاءالله به فتح و ظفر نزدیک خواهند شد و پیروزی را به دست میآورند. این عجز در آمریکای مفلوک در شکست سیاستهایی که در منطقه و جهان پشت سر هم میخورد کاملاً مشهود است. لذا دوستانی که در مسندها قرار گرفتند مواظب باشند سخنانشان جوری نباشد که دچار خطای راهبردی باشند.
اما بااینحال دشمنان تلاش دارند محتوای نظام را از بین ببرند. چون نمیتواند رودررو بایستد شروع میکند محتوا را خراب کردن. تلاش دارند کاری کنند از اسلام خبری نباشد. محکم هم دنبال این موضوع هستند. آرایش داخلی و خارجی وادادهها را در این چند وقت ببینید. نباید اجازه چنین کاری را داد. آقا فرمودند: «اسلام، پایه و مایه و همه محتوای انقلاب ما است؛ البتّه اسلام ما اسلام ناب است، اسلام وابسته به تفکرات انحرافی و غلط و عوامانه و ابلهانه افرادی مثل تکفیریها نیست؛ اسلام مبتنی بر عقل و نقل، اسلام عاقلانه، اسلام متّکی به قرآن، اسلام متّکی به معارف نبوی و معارف اهلبیت علیهم السّلام.»
این روزها حرفهایی برخلاف اصول و ارزشها زده میشود. اموری تشویق میشود و با پروپاگاندای رسانهای و استفاده از بعض سلبریتی های وابسته و بعض ورزشکاران و افراد شاخص اما بیبصیرت برخلاف ارزشها و آرمانهای انقلاب حرفهای غلطی که دیکته شده بیگانگان هست را تکرار میکنند.
همه میدانند ارزشی که اسلام به بانوان داده است و حمایتی که انقلاب از زنان کرده در هیچ جای دنیا و هیچ مکتبی نبوده است و همین ارزشگذاری عامل جذب افراد به اسلام است؛ اما آنها چون هراس دارند با نشان دادن روش تکفیریها و اسلامهای آمریکایی و انگلیسی مسیر را منحرف میکنند و متأسفانه گاهی با سوء مدیریت و کمتوجهی خوراکی برای بیگانگان درست میشود.
خیلی روشن است که کشور و هر اجتماعی برای اینکه بتواند به مسیر خودش ادامه دهد نظام و قانون میخواهد و همه هم باید ملتزم باشند و نمیشود به میل افراد عمل کرد. قوانین همین بازی فوتبال را ببینید و سختگیری که داور مسابقه دارد. وزن توپ باید مشخص باشد، طول و عرض زمین باید اندازه باشد. توپ مسابقه را قبل از بازی وزنش را میگیرند. همه قاعده و قانون دارد. نمیشود هر کس هر جور دلش خواست رفتار کند. مثلاً یک بازیکنی بگوید من میخواهم با لباسی به رنگ دیگر بازی کنم. همهجا همینطور است. راهنمایی و رانندگی اگر قانون نداشته باشد نمیشود جادهها را کنترل کرد. البته قوانین را باید طوری ریخت که موافق با فطرت باشد و غیرت دینی و ارزشهای اسلامی و انقلاب را از بین نبرد.
حالا در این فقره پیشآمده هم بعضیها قانونگریزی میکنند و بعضی دنبال سوءاستفاده هستند. باید با دقت توجه کرد. همانطور که رئیسجمهور محترم گفتند دستگاههای متولی باید بهدقت کار خودشان را انجام دهند و برای افکار عمومی روشنگری کنند تا بهانه به دست معاندان و مگس صفتان نیفتد که سوءاستفاده کنند. الآن ضربهای که استکبار از نظام اسلامی خورده است جوری است که از کوچکترین مطلب میخواهند استفاده کنند و بهره خودشان را ببرند لذا باید خیلی مواظب حرکات و مدیریت بود.
نکته دیگر اینکه ۱۳ فروردین به نام روز طبیعت نامگذاری شده و روز جهانی کودک هم هست. راجع به کودک بنده حرف زیاد دارم که بزنم ولی چون فرصت گذشته در نوبت دیگری بیان میکنم که کمکاری ما راجع به کودک زیاد است. راجع به کودک و نوجوان گفته میشود اما راجع به کودک کار کمتر میشود و بیشتر کار برای نوجوانها انجام میشود. درصورتیکه مسئله کار برای کودکان مهمتر از بقیه اقشار است.
همانطور که قبلاً به مناسبتی عرض کردم، باید فرهنگ احترام به طبیعت را از کودکی آموزش داد تا نتیجهبخش باشد. باید یاد داد و همه اعم از کوچک و بزرگ بفهمند که یکی از نعمتهای خدای تعالی که در اختیار ماست و باید حراست کنیم تا این نعمت را سالم به نسل بعدی برسانیم طبیعت است. طبیعت را باید با تمام ویژگیهایش حفظ کرد. آبوخاک و درخت و هوا را باید مواظبت کرد.
ثانیاً به سفارش اهلبیت راجع به طبیعت توجه کنیم. مثلاً امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «نگاه کردن به سبزه، موجب شادابی است». یا امام صادق علیهالسلام فرمود: «زندگی با سه چیز خوش است: هوای پاک، آب فراوان و گوارا و زمین نرم و آماده کشاورزی». نگاه به طبیعت و نعمتهای خدا باید چنین دیدی باشد نه خرافه و امثال آن. از نعم الهی بهره ببرید ولی وابسته نشوید.
نکته استانی: هم اینکه از روز چهاردهم فروردین مدارس باز میشوند خانوادهها همکاری کنند که آموزش حضوری پا بگیرد والا خسارتهایی که در دوران کرونا دیدیم بالا میرود. استاد باید با دانشآموز ارتباط داشته باشد. الآن در دنیا هم الا یکی دو مورد مدارس و دانشگاهها حضوری شدهاند. اولیاء مدارس با کمک خود خانوادهها زمینههای سلامت را فراهم میکنند. لذا مانع درس حضوری نشوید و بگذارید کلاسها تشکیل شود. ادارات هم همه حضوری است.
مطلب دیگر اینکه عزیزان و مدیران دستگاههای اجرائی به مشاورهها، پیشنهادات و انتقاداتی که طرح میشود برای پیشبرد بهتر کار منطقه و استان اهمیت بدهند. نظرات مردم را در اداره جامعه در نظر بگیرید و در چهارچوب قانون عمل کنید. خودرایی و نادیده گرفتن اقتضائات بومی نتیجه خوبی برای مدیریت نخواهد داشت. این هم تذکری بود که خواستم عرض کنم که همه دوستانی که در مناصب اجرایی استان مشغول فعالیت هستند، این نکته را هم توجه داشته باشند.
در این روزهای پایانی از همه شما التماس دعا داریم. ماه رمضان هم که داخل میشود همه برای هم دعاگو باشیم. در دعا بخیل نباشیم. برای همه دعا کنیم مِن مشارق الارض اِلی مَغاربِها دعا کنیم و نیازهای دیگران را در نظر بگیریم. خدای تعالی چند برابر آن دعایی که در حق دیگران میکنید به خود شما عنایت خواهد کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1401/1/5 | 1401/1/5در سال جدید برنامههای ویژهای را نسبت به مساجد طراحی کردیم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه137
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن خودم و شما را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا عدالت را در همه شئون رعایت میکنند. همانطور که در جلسات قبل هم بیان شد اسلام دینی است که بر اساس تعادل بنا گذاشته شده و هرگز نمیپسندد که افراد دچار افراط و یا تفریط در رفتار شخصی و بخصوص اجتماعی باشند و از این مسئله به شدت نهی کرده است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «نادان (جاهل) را همیشه در حال افراط یا تفریط میبینید». یا در ضمن وصیت به امام مجتبى علیهالسلام فرمودند: «فرزند عزیزم در شئون زندگى و امور عبادى میانهرو باش و از افراط بپرهیز. روشى را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانى همیشه آن را انجام دهى.»
در مورد جامعه مکرر تذکر داده است که رعایت عدالت، اساس و بنیان نظام اجتماعی اسلام و پایداری آن است؛ یعنی اگر احتیاجات جامعه بنا بر مصالحی که دارد در نظر گرفته شود و به همان اندازه نیروی لازم خدمات ارائه کنند پایداری برقرار است و جامعه بالنده خواهد بود.
نکتهای را اینجا عرض کنم که به ذهن بعضی از دوستان هم آمده و آن اینکه آیا معنا و مفهوم عدالت در همه علوم مثل کلام، فقه، اخلاق، حقوق، سیاست و … یکی است یا در هر علمی معنای خاص خود را دارد؟ و رابطه هرکدام با عدالت اجتماعی چیست؟
خیلی کوتاه و گذرا عرض میکنم. در علم کلام مباحثی که مربوط به کیفر و جزای اعمال از طرف خدای تعالی مطرح است که آیا این پاداش برای این عمل عادلانه است؟ یا این کیفر برای فلان عمل ظالمانه نیست؟ مثلاً کسی صفتی دارد یا کاری انجام داده است، در آیات دارد که چنین کسی مخلد در آتش است. خب آیا این جرم و جزا با هم مطابقت دارد؟ آیا این جزایی که خدا قرار داده برای این عمل، عادلانه است؟
و یا بحث درباره جبر و اختیار که آیا انسانها مجبور به انجام فلان عمل هستند یا نه با اختیار خودشان انجام میدهند؟ خب اگر مجبور به انجام هستند پس چرا باید عقاب شوند؟ یا اگر اشیاء حسن و قبح ذاتی دارند پس امرونهی خدا کجاست و چه نقشی دارد؟ که اشاعره و معتزله مفصل به این موضوعات پرداختهاند که همین بحث عدل الهی است.
مرحوم علامه مطهری ره در این رابطه فرمودند: عدل یعنی هر موجودی هر درجه از وجود و کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دریافت میکند که این معنای عدل، صفت کمال برای ذات خداوند است؛ و ظلم یعنی منع فیض و امساک جود از وجودی که استحقاق دارد که این معنای ظلم، نقص است برای خدا که منزه از نقص است.
پس ملاحظه فرمودید، در بحث عدالت اجتماعی از روابطی که انسانها باهم دارند، بحث میشود و حقوق متقابلی که نسبت به هم دارند؛ اما در علم کلام اگر از عدالت بحث میشود مربوط به رابطه بین خالق و مخلوق است؛ و در جای خود بحث شده که هیچ موجودی بر خداوند حقی ندارد که دادن و ندادن آن حق، عدل و ظلم باشد.
عدالت در مباحث دیگر هم همینطور است، مثلاً ما در علم اخلاق از عدالت سخن میگوییم، اما مفهوم آن با بحث عدالت اجتماعی فرق دارد. در علم اخلاق مثل علم طب که از حالات جسم و امراض و راههای درمان بحث میکند، از حالات روح، قوای درونی و صفات مثبت و منفی روح از امراض و راههای درمان آن بحث میکند. در عدالت اخلاقی باید قوای درونی ما یعنی غضبیه و شهویه و وهمیه و عاقله معتدل شوند و از افراطوتفریط دور شوند تا ملکه شجاعت و عفت و حکمت به دست بیاید و شخص عدالت اخلاقی مصطلح را داشته باشد.
در علم فقه هم از عدالت سخن گفته میشود و بحثهای متنوعی دارد که بین فقها هم اختلافاتی وجود دارد حضرت امام ره فرمودند: عدالت عبارت از حالت نفسانى است که باعث میشود انسان همیشه تقوایی داشته باشد که مانع از ترک واجبات یا انجام محرمات شرعى است و براى احراز آن، حسن ظاهر، کافى است؛ و فرق این عدالت با عدالت اخلاقی در این است که در اخلاق باید صفات در انسان ملکه راسخه شود.
نکته دیگر اینکه از آیات قرآن کریم میفهمیم که رعایت عدالت یکی از امانتهایی است که باید امانتداری کنیم. در آیه ۵۸ سوره مبارکه نساء فرمود: خداوند قاطعانه به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامیکه میان مردم داوری میکنید به عدالت داوری کنید. «… اِنَّ اللهَ یَامُرُکُم اَن توَدُّوا الاماناتِ الی اَهلِهَا وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النَّاسِ اَن تَحکُمُوا بِالعَدلِ…» وقتی خواستید حکومت کنید و بین مردم قضاوت کنید به عدل حکم کنید.
این امانتداری و رعایت عدالت و رفتار عادلانه از عهده چه کسانی برمیآید؟ قبلاً در کلمات قصار اشاره داشتم که امیرالمؤمنین میفرمایند: «لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَ لَا یُضَارِعُ وَ لَا یَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ»؛ یعنی فرمان خدا را تنها کسى مىتواند اجرا کند که سازشکار نباشد و به روش اهل باطل عمل نکند و پیرو فرمان طمع نگردد.
و اتفاقاً شما در جامعه میبینید که هرکدام از این ضعفها اگر در مجری باشد، عدالت از بین رفته است. باید تبعیض در بهرهمندی از منابع نباشد تا عدالت اجتماعی گسترده شود و الا تا وقتی عدهای با استفاده از عناوینی که دارند برای خود استحقاق بیشتری قائل باشند و خود را داری حق ویژهای بدانند عدالت اجتماعی محقق نمیشود.
عدالت سپر و نگهدارند است. عدالت بهشت است. رسول اکرم فرمودند: «عدل در کشاکشهاى اجتماعى همانند سپر نگهبانى است که افراد در پناه آن از تعدّى دگران محفوظاند و مانند بهشت پایدارى است که همواره مردم از نعمتهای آن برخوردارند». چه تعبیرات زیبا و قشنگی را پیامبر درباره عدالت اجتماعی بیان فرمودند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دل و خواستههای آن را در کنترل خود دارند.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «یَقُولُ مَتَى أَشْفِی غَیْظِی إِذَا غَضِبْتُ أَ حِینَ أَعْجِزُ عَنِ الِانْتِقَامِ فَیُقَالُ لِی لَوْ صَبَرْتَ أَمْ حِینَ أَقْدِرُ عَلَیْهِ فَیُقَالُ لِی لَوْ عَفَوْتَ». کى مىتوانم خشم خود را فرونشانم، آنگاهکه خشم مرا فراگیرد موقعى که از انتقام ناتوان باشم و به من بگویند اگر ایستادگى مىکردى و یا وقتیکه قادر بر انتقام گرفتن باشم و به من بگویند اگر گذشت مىکردى.
به قول ما طلبهها به این نوع سؤال کردن میگوییم استفهام انکاری. چون امام میخواهند صفت مذموم خشم همراه کسی نباشد؛ و جمله را جوری تنظیم کردهاند که معنای بر حذر داشتن دهد.
حالا سؤال این است که چه زمانی شخص خشم خودش فرومیخورد؟ یا وقتی است که نمیتواند انتقام بگیرد. اینجا موجب عیبجوئی مردم میشود. چون شخص بددهنی میکند و بیآبروئی میکند مردم میگویند صبر میکردی بهتر بود. یا میتواند انتقام بگیرد اینجا هم روا نیست که مجازات کند چون مردم سرزنش میکنند که چرا نبخشید بااینکه اینهمه فضیلت داشت؛ و بهتر از انتقام بود. لذا مردم میگویند اگر گذشت میکردی بهتر بود.
آغاز سال ۱۴۰۱ خورشیدی و روزهای پرطراوت بهار را که همراه با ماه شعبان است به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم خدای تعالی سالی پر از خیروبرکت و فراوانی و همدلی و نشاط و عافیت و سلامتی برای همه قرار داده باشد.
پیام نوروزی و سخنرانی روز اول عید رهبر معظم انقلاب را همه ملاحظه فرمودید. آقا فرمودند: «کسانی که برای مردم سخن میگویند، پیام میفرستند، مینویسند، تلاش میکنند، هر چه میتوانند در مردم، امید ایجاد کنند؛ امید عامل مهم حرکت، عامل مهم پیشرفت است»؛ و فرمودند: «بگذارید دشمنان از امیدواری ملّت ایران به خشم بیایند». معلوم میشود امید مطلب مهمی است.
انشاءالله همه ما این مهم را جزء برنامههای اصلی خود قرار دهیم و عمل کنیم. نکته مهم در امیدواری، عمل است. چون شخص امیدوار به دنبال امیدش حرکت میکند. اینطور نیست که فقط امید داشته باشد؛ مثلاً بگوید امید داریم که باران بیاید؛ اما دانه نکارد، زمین را شخم نزند، کود ندهد، بعد بگوید ما امید داریم از این مزرعه برداشت خوبی داشته باشیم. این امید به درد نمیخورد. امید باید همراه عمل باشد درنتیجه به مطلوب میرسد و الا صرف امید داشتن مشکلی را حل نمیکند. پس امیدی مطلوب است که انسان را به حرکت درآورد.
اگر دقت کنید همین امیدواری به آینده پیشرفتهای علمی بزرگ را برای کشور به همراه داشته. حضرت آقا به آینده امیدوار بودند و یک حرکتهایی را ایجاد کردند. پیشرفتهایی که در نانو داریم، در سلولهای بنیادی، در هستهای، در موشکی، در فضا و امثال اینها همه برای امید است که حرکت ایجاد میکند و کار پیش میرود؛ بنابراین باید با قوت بیشتر وارد میدان عمل شد، چون نشان دادیم ما میتوانیم و قطعاً آینده در اختیار ماست.
ایشان به تولیدی که متکی به دانشبنیانها باشد اشاره فرمودند که هم پیشرفتهای علمی و هم تولید اشتغال آفرین را در پی دارد و در استان البرز بحمدالله فرصتهای فراوانی در این زمینه برای جوانان وجود دارد که باید سرعت بیشتری بگیرد.
توضیح مختصری راجع به دانشبنیان عرض کنم. دانشبنیان نوع جدیدی از کسب سرمایه و ثروت از راه علم و فناوری است. اگر کشوری شاخصهای لازم برای دانشپایه بودن را داشته باشد میتواند اقتصادش را دانشبنیان کند و با بهرهگیری از اندوختهها و تجربیات علمی، رفتارهای اقتصادی و تأمین نیازهای امروز و آینده جامعه را تأمین کند.
به عبارت سادهتر دانشبنیان یعنی عمل از روی علم؛ و اتفاقاً این مطلبی است که اسلام و دین روی آن تأکید دارد و اگر کسی به روایات وارده با دقت توجه کند مطلب را به دست میآورد که در مسیر غیرعلمی اگر حرکتی صورت گیرد به مقصد نمیرسد. مثلاً بهعنوان نمونه که روایات فراوان است، رسول خدا در روایتی فرمودند: کسى که بدون شناخت عمل کند، خراب کردنش بیشتر از درست کردن اوست؛ یعنی اگر کسی عملش بر بنیان و ریشه شناخت و علم نباشد یعنی دانشبنیان نباشد، خرابکاریاش بیشتر از اصلاح است.
لذا مجموعههایی که به قصد همافزائی علم و ثروت و توسعه اقتصاد دانشمحور برای به دست آوردن فناوری برتر باارزش افزوده بیشتر تلاش میکنند دانشبنیان هستند. یکی از مهمترین کمککنندهها به اقتصاد دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری هستند که نقش اصلی در جذب شرکتهای مبتنی بر فناوری پیشرفته و همچنین متخصصان و دانشمندان را دارند.
پارکهای علم و فناوری به رشد و توسعه علم و فناوری در جامعه ازیکطرف و به ایجاد ثروت بر پایه دانش از طرف دیگر و همچنین ارتباط عمیق بین دانشگاه و واحدهای تولیدی کمک میکند.
که میدانید باز ما در استان این پارک را داریم که خیلی بزرگ و مفصل دانشبنیانهایی در آنجا مشغول به فعالیت هستند و تا حالا هم خوب کارکردند. امیدواریم در آینده با توجه به شعار سال فعالیتشان بیشتر شود و دستگاههای مربوطه این مجموعهها را تقویت کنند تا آثار و برکات آنها برای استان بیشتر باشد.
دراینبین حرف اساسی این است که نیروی انسانی متخصص و خلاق، رکن اصلی این اقتصاد است. هرچقدر تعداد بیشتری از افراد متخصص متعهد داشته باشیم، استحکام اقتصاد دانشبنیانمان استوارتر است؛ یعنی رکن اصلی، نیروی انسانی است که کشور ما نیروی انسانی متخصص کم ندارد. باز استان ما این ویژگی را دارد که باید فضاهای لازم را فراهم کرد.
۷ سال پیش در ششم فروردین سال ۱۳۹۴ رژیم وابسته آل سعود، تحت حمایت شیطان بزرگ و کمک بعضی کشورهای عربی، از زمین و دریا و هوا یمن را موردحمله قرارداد و در طول این مدت غیر از کشته و مجروح و آواره شدن افراد بیگناه و قحطی و بیماری و از بین رفتن زیرساختهای یمن نتیجهای به دست نیاورده است؛ و تلاشهای سعودی برای بهزانو درآوردن و تسلیم کردن یمن بیفایده بوده است؛ و یمن را در مسیر مقاومت، محکمتر کرده است.
ثمرات این ائتلاف منحوس را ببینید چه بود. گزارشی است که سازمان حقوق زنان و کودکان داده است. این یک سازمان بینالمللی است. من فقط همین بخش را برای شما میخوانم که در طول این مدت ۷ سال ۶۲۶۴ زن و کودک فقط کشته شده است. هر دو ساعت ۶ کودک یمنی میمیرند. ۳۸۴۱ زن و کودک معلول شدهاند. ۴ میلیون و ۴۹۵ هزار و ۵۵۸ نفر آواره شدهاند. چند هزار نفر و شاید بیشتر باشد و به میلیون برسد، سرطان دارند کودکان. اینها آثار و ابتلائات این ائتلاف منحوس است.
عربستان با پول نفتش و با کمک عبریها و بعض کشورهای عربی و غربیها و البته با خودبزرگبینی و توهم قدرت منطقه بودن، ندانسته برای از بین بردن خودش در یمن باتلاق درست کرد و در حال غرق شدن در نقشهای است که کشیده. این هفت سال بهخوبی نشان داد که تنها راهکار نجات منطقه از دست اشغال گران و متجاوزان و استکبار و حفظ استقلال، مقاومت است.
از برکات این دفاع ۷ ساله، تقویت و استحکام محور مقاومت بود و نشان داد که اسرائیل آسیبپذیرتر از آن است که تصورش میرفت. امروز یمنیها یکی از اهداف خود را نابودی اسرائیل میدانند و اگر خدا بخواهد و به فضل الهی در این اتفاق مهم که بهزودی رخ خواهد داد نقش اصلی و پررنگی یمنیها خواهند داشت. پهپادها و موشکهای خود را به سمت رژیم اشغال گر و سفاک نشانه رفتهاند و او را به نابودی نزدیکتر کردهاند.
البته نباید از موشکهای ایران هم غافل باشند که اگر لحظهای غفلت کنند و گول شیطان را بخورند و تصمیم اشتباه درباره ایران بگیرند، آتش خشم مسلمین آزاده جهان توسط موشکهای ایرانی شراره میکشد و جز خاکستر از آنان باقی نخواهد گذاشت.
این هفت سال باید برای کشورهای منطقه درس شده باشد و فهمیده باشند که آمریکا قدرت تأمین امنیت آنان را ندارد و تأمینکننده امنیت منطقه، کشورهای منطقه هستند.
آمریکا هم زبونتر از قبل شده، عصبانیت شدیدش را در دعوت امارات از بشار اسد و مشروعیت بخشیدن دوباره به او را ندیدید که گفتند: ما از تلاشها برای مشروعیت بخشیدن به بشار اسد متأسفیم. چند مسئله منجمله همراهی نکردن امارات با قطعنامه آمریکا در محکومیت روسیه و همین سفر بشار نشان داد که آمریکا نمیتواند مثل گذشته بر کشورهای منطقه تأثیر بگذارد.
آنچه مهم و پر ثمره است، مقاومت در مقابله با استکبار است، ولو هزینه دارد که جبهه مقاومت هزینهها را تا امروز پرداخت کرده است، اما نتیجه همانطور که در مقاومت ۱۱ ساله سوریه مشاهده میکنید بسیار میمون و مبارک است بهطوریکه کشورهای حامی تروریست اعلام میکنند که مقاومت پیروز است.
دهه آخر شعبان دهه تکریم و غبارروبی از مساجد و آمادگی برای ورود به ماه مبارک رمضان است. غیر از غبارروبی ظاهری باید با متولیان اداره مسجد با برنامهریزی دقیق، غبارروبی از ظرفیتهای این پایگاه انسانساز برای آینده اسلام و انقلاب داشته باشند.
در مسجد است که جوان مؤمن متعهد ساخته میشود. باید مساجد را آباد کرد و این آبادانی به نمازگزار آن است نهفقط زیبایی در ساخت. هر مسجدی که نماز گزارش بیشتر بود، آن مسجد آبادتر است. اینیک قاعده است؛ ولو رسم مسجد را مزخرف میکنند.
زخرف یعنی طلاکاری. میگویند فلانی مزخرف میگوید، یعنی قشنگ حرف میزند اما باطن حرف بیخود است. چیزی را که شبیه طلا میکنند میگویند مزخرف. مساجد را مزخرف میکنند. طلاکاری میکنند و سنگهای شیک میگذارند ولی در مسجد که میروی میبینی ۶ نمازگزار بیشتر نیست. اینهمه مواد درجهیک در مسجد مصرفشده اما یک ساعت باز است و ۲۳ ساعت تعطیل است. آبادی مسجد به شکل و شمایل آن نیست؛ او را هم باید رعایت کرد اما آبادی مسجد به نمازگزار مسجد است نهفقط زیبایی ظاهری.
در من لایحضر الفقیه روایتی را نقل کرده که خداوند فرموده است: سه گروه برای اهل زمین امنیت میآورند و از عذاب من جلوگیری میکنند: کسانى که بهپاس بزرگى و عظمت من، یکدیگر را دوست مىدارند و به هم محبت میورزند (اهل ایمان باید نسبت به هم محبت داشته باشند. بعضی دوستان نسبت به هم غیظ و بغض و حقد و کینه دارند. اینها باعث عذاب میشود. تا وقتیکه محبت در بین مردم هست عذاب برداشته میشود)، آباد کنندگان مساجد و اهل سحر. این بیان، تأکید میکند که مساجد، مراکز آبادانی و رونق جامعه و حکومت دینی هستند که اگر ضعیف باشند جامعه ضعیف میشود.
و کسی هم نباید مدعی مسجد باشد. خدای تعالی در آیه ۱۸ از سوره مبارکه جن فرمود: «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا.»
یکی از معانی آیه شریفه این است که کسی صاحب مسجد نیست نه آن که میسازد نه امام مسجد نه هیئت امناء نه بسیج و نه کانون فرهنگی، هیچکدام از اینها صاحب مسجد نیستند، اینها خادم مسجدند. ۵ نفر یک مسجد را میسازند بعد همه کارهای آن مسجد را میخواهند خودشان انجام دهند. کسی که مسجد را ساخت مالکش نیست. به قول ما طلبهها تسویل الثمره است. تمام شد و رها شد. کسی نمیتواند در آن تصرف کند. مسجد خانه خداست و دیگران خدمتگزار مسجد هستند و باید خالصانه در آن فعالیت کنند.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: «مسجد باید پایگاه انسانسازى، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت افزایى و زمینهسازی براى ایجاد تمدن اسلامى باشد». حالا شما یک نگاه به مسجد محلتان بیندازید، پایگاه اختلاف است. آقا میفرماید باید پایگاه وحدت باشد؛ ولی این با آن بد است، آن با این بد است، هر دو تا با سومی بد هستند، هر سه تا با امامجمعه بد هستند. این چه وضعی است؟! باید یکذره بزرگتر شد. فکرها را باید گستردهتر کرد.
توجه دارید در گام دوم انقلاب ما وارد مرحله دولت سازی و جامعه سازی شدهایم و موتور محرکه این حرکت نیروى انسانى تربیت شده است؛ یعنی جوان مؤمن انقلابی، این عنصر در غیر مسجد در جای دیگر تربیت نمیشود. در مساجد است که پایههای اخوت ایمانی تقویت میشود. در مساجد باید ارزشهای دینی و معنوی در بین مردم ترویج شود. در مساجد باید نسل جوان آماده مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن تربیت شود و افراد مسجدی باید با بصیرت باشند.
باید ائمه جماعات و هیئات امناء و تمام کسانی که در مسجد خدمت میکنند و حتی مدیران و مسئولان کشور به این باور برسند که مسجد با قدرت نرمی که دارد توان مهار آسیبهای اجتماعی را دارد. اگر میخواهیم راجع به آسیبهای اجتماعی کاری کنیم، در غیر از مساجد و محلات که مسجد محور باشد تا محله را آباد کند، کاری دیگری نخواهیم توانست که انجام بدهیم.
اگر دقت کرده باشید آسیبهای اجتماعی وقتی بروز کرد که عدهای با روشهایی نقش مساجد را در محلات کم کردند و اثربخشی اجتماعی آنان را نادیده گرفتند. لذا باید مساجد غیرفعال را فعال کرد و به جایگاه خودشان در محلات برگرداند.
مرحوم شیخ طوسی در امالی روایتی را نقل میکند که راوی میگوید از امام صادق علیهالسلام در اهمیت و جایگاه ویژه مسجد شنیدم که فرمودند: «مساجد به پروردگار عالم از همسایگانى که در آن شرکت نمىکنند، شکایت بردند. خطاب رسید که به عزت و جلالم سوگند، در صورت استخفاف به مساجد، یک نماز از آنان قبول نمىکنم و آنان را به عدالت در بین مردم آشکار نمىنمایم و به رحمتم نرسند و در بهشت مجاور من نخواهند بود.»
همسایه مسجد است اما مسجد نمیرود به بهانههای واهی. مسجد را باید آباد کرد. هر جور شده به مسجد وارد شوید و فعالیتهای مسجدیتان را بیشتر کنید. انشاء الله ما در سال جدید برنامههای ویژهای را نسبت به مساجد طراحی کردیم که ان شاء الله به فضل پروردگار عملیاتی خواهیم کرد. ان شاء الله در تعدادی مساجد شاخص کارهایی انجام میگیرد، بعد در مساجد دیگر توسعه پیدا خواهد کرد به حول و قوه الهی.
پیام رئیسجمهور محترم در محل نماد مقاومت ملت ایران مسجد جامع خرمشهر و در بین اقشار مختلف مردم ایراد شد تا پیام دهد همانطور که در جنگ سخت با دشمنان در دفاع هشتساله مردم با مقاومتشان پایکار بودند تا پیروزی به دست آمد برای پیروزی در جنگ اقتصادی هم که نتیجهاش آبادانی ایران است بدون استقامت و همراهی همه مردم نمیشود.
انقلاب را مردم شروع کردند، مردم آغازگر انقلاب بودند، مردم انقلاب را به پیروزی رساندند، مردم هم تا امروز انقلاب را حفظ کردند و در مقابل چالشها ایستادند؛ و آقا هم تأکید کردند که مقاومت مردم ایران باعث شد تا آمریکا اعتراف به شکست خفتبار خود بکند.
رهبر معظم انقلاب هم پیام نوروزی ریلگذاری دولت محترم را تائید کردند و مایه زنده شدن امید در مردم دانستند که این حمایت سرمایه مهمی برای دولت است و تا بتواند با بهکارگیری همه نیروها مشکلات مردم را زودتر حل کند. مردم هم باید کمک کنند و عجله نکنند. البته دولت باید عجله کند. دولت عجله کند که کارها را بهسرعت به ثمر برساند که این العجله مِنَ الرحمن است. در بهکارگیری نیروها، در بهکارگیری منابع و در استفاده از منابع باید یک مقدار سرعت بیشتر باشد که انشاءالله این کار خواهد شد.
دریکی دو روز گذشته هم مرحوم آیتالله ریشهری که خدای تعالی او را غریق رحمت بیکرانش بگرداند به ملکوت اعلا پیوست. شخصیت خدوم و دانشمندی بود که وجه علمی ایشان یک بعد از وجود ایشان بود. بُعد دیگرش مسئله مدیریت ایشان بود چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب. در جایگاههای حساسی که به وجود ایشان نیاز بود وارد میشدند و درست هم کارشان را انجام میدادند. در مقابله با انحرافات و جریانات انحرافی هم محکم ایستادند. خاطرات ایشان چاپ شده است؛ اگر حوصله کنید بخوانید با روش ایشان آشنا میشوید. از بعد معنوی و رعایت مسائل اخلاقی هم شخصیت بینظیر و کمنظیری بودند. حافظ کل قرآن بودند. با قرآن و عترت انس فراوان داشتند. بیش از ۹۵ کتاب از ایشان و تحت اشراف ایشان چاپ شده است. خدای تعالی او را با اولیائش محشور بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/12/27 | 1400/12/27یکی از اصلیترین برنامههای امام زمان مبارزه با فساد و اهل فسق است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه138
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان خودم و شما را به تقوالی الهی دعوت می کنم. راجع به عدالت مطالبی را تا این جلسه مطرح کردم و دانستیم که قانون حاکم بر عالم هستی عدالت است که رسول خدا فرمودند: «بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَالاَرْضُ»؛ و اجرای عدالت به همه شقوقی که دارد مهمترین ماموریت انبیاء الهی است.
در آیه ۱۵ از سوره مبارکه شورا از رسول خدا می شنویم که: «وَ أُمِرْتُ لاَعْدِلَ بَیْنَکُمُ». مأمورم در میان شما عدالت را اجرا کنم. اگر داستان تقسیم غنایم در جنگ حنین را شنیده باشید، مطلب را تائید می کند که یکى ازاصحاب حضرت (که در اطراف همه بزرگان از این افراد که نه فهم درستی دارند و نه اهل تحلیل درست هستند فقط ادعا دارند هستند و حرفهای بی ربط میزنند) به عنوان اعتراض به نحوه تقسیم عرض کرد: به عدالت در بین ما عمل نکردى. حضرت فرمود: «وَیْلَکَ! اِذا لَمْ یَکُنِ الْعَدْلُ عِنْدى فَعِنْدَ مَنْ یَکُونُ». واى بر تو، اگر من به عدالت رفتار نکنم پس عدالت نزد چه کسى یافت خواهد شد؟ برقراری عدالت یکی از اهداف انبیاء الهی است قطعاً.
اهمیت و ارزشمندی برقراری عدالت در سطح جامعه را می توانیم از فرامین الهی که در قرآن کریم آمده است دریافت کنیم. خدای تعالی در آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل قاطعانه به عدل فرمان می دهد: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ…» و یا در آیه ۲۶ سوره مبارکه ص که فرمود: «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ».
و در آیه ۸ سوره مبارکه مائده تاکید می کند که مخالفت ها و دشمنی ها نباید اهل ایمان را از مسیر عدالت منحرف کند: «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى».
البته باید به این نکته توجه داشت که مساله عدالت تبعیض بردار نیست و باید در همه بخش ها فراگیر باشد و نگاه جامع به آن داشت. نمی شود به بخشی توجه تام داشت و از بخش های دیگر غافل بود؛ یعنی برای رسیدن به نقطه مطلوب باید همه بخش ها متعادل باشند تا زمینه رشد و کمال فراهم شود؛ یعنی هم در دستگاه قضا باید عدالت باشد هم در بخش قانون گذاری وهم در بخش اجراء.
مثلاً اگر دستگاه قضائی تلاش کرد و بر اساس عدل همه امور مربوطه را پیش برد اما در تجارت و اقتصاد و یا در قانون و امثال اینها خللی وجود داشت، اختلال و فساد به وجود می آید و کار ناتمام می ماند.
حتی در مسائل سیاسی اگر عدالت رعایت نشود و افرادی که صلاحیت های لازم را ندارند در جایگا ه هائی که باید تصمیم گیری کنند بنشینند نتیجه اش، وضع قوانین محکم و شفاف و بعد اجرای دقیق با تدبیرلازم نخواهد بود و جامعه را به سقوط می کشاند.
مثلاً اگر در به کارگیری افراد برای دستگاه ها شاخص قرار داده نشود و اگر دارد بر اساس آن عمل نشود و بر اساس دوستی و رفاقت و هم حزبی و امثال اینها افراد به کار گرفته شوند، مصداق بی عدالتی است که همین به جاها و حوزه های دیگر هم سرایت می کند.
بنابراین امیرالمومنین علیه السلام به مالک برای رفع جدی و کامل فساد فرمان می دهد: حَسم ماده کن یعنی ریشه فساد را بخشکان؛ یعنی برای تحقق عدالت، باید به ریشههای بی عدالتی پرداخت و آن ها را از بیخ کند و لازمه این کار بررسی مجدد بعض قوانین است.
امروز می بینیم که حقوقهای نجومی برای عده ای به صورت قانونی پرداخت میشود. یا مساله شفافیت که مطرح است اگر واقعا انجام بگیرد رانتهای اطلاعاتی خاص از بین می رود و در نتیجه نابرابری از بین می رود.
نکته دیگر اینکه اصطلاح عدالت اجتماعی در آیات و روایات به طور صریح نیامده است، اما از مفهوم آن ها می شود مطلب را فهمید. امیرالمومنین علیه السلام درخطبه ۱۷۶ از نهج البلاغه، به تقسیم بندی ظلم اشاره فرمودند و آن را سه دسته قرار دادند: ظلم فرد به خودش، ظلم فرد به خدا و ظلم فرد نسبت به دیگران؛ و بعد به آثار هرکدام پرداختند. فرمودند: آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است، ظلمى که نابخشودنى است و ظلمى که بدون مجازات نمىماند و ظلمى که بخشودنى و جبران شدنى است، امّا ظلمى که نابخشودنى است، شرک به خداى سبحان است، که فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود، در نمىگذرد» و امّا ظلمى که بخشودنى است، ستمى است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است و ظلمى که بدون مجازات نیست، ستمگرى بعضى از بندگان بر بعض دیگر است. که قصاص در آنجا سخت است، مجروح کردن با کارد، یا تازیانه زدن نیست بلکه اینها در برابرش کوچک است. همین مورد نظر ماست که ستمگری بعضی بر بعضی یعنی به عدالت رفتار نکردن که خداوند بدون مجازات نمی گذارد.
بیان این نکته هم اینجا لازم است که عرض کنم که عدالت اجتماعی یک عدالت دو طرفه است؛ یعنی باید منافع هر دو طرف ازهمه جهت حفظ شود. خدای تعالی درقسمتی از آیه ۲۷۹ سوره مبارکه بقره فرمود: «لَا تَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ». نه ستم مىکنید و نه بر شما ستم وارد مىشود.
از کجا بفهمیم که به عدالت رفتار شده؟ راهش این است که جای طرفین را عوض کنیم اگر باز هم تعادل برقرار باشد یعنی به عدالت رفتار شده است مثلاً در یک معامله ای، خریدار و فروشنده ای جایشان عوض شود باز هم باید راضی باشند.
ما این شاهد را از امیرالمومنین علیه السلام درنامه ۵۳ عرض می کنیم که فرموده اند: مبادله عادلانه مبادله ای است که منافع هر دو طرف آن به صورت توأمان تامین شود.
پس وقتی عدالت اجتماعی در جامعه مستقر شده است که منافع همه بصورت عادلانه تامین شده باشد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا دل و خواسته های آن را در کنترل خود دارند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۸۴ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَهً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً «فَاْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا» فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا اُکْرِهَ عَمِیَ». دل هاى انسان، خواستهها و اقبال و ادبارى دارد، پس آن هارا از راه خواستهها و اقبال شان به کار وادار کنید، زیرا اگر دل را به زور وادار کنند، پذیرا نخواهد بود.
این یک مسئله تربیتی و رفتاری دقیق است که حضرت بیان فرموده. مقصود امام روشن است. در به کار گیری افراد باید علاقه و تمایل او را در نظر گرفت تا هم کار خوب انجام شود و هم شخص نشاط و بالندگی خود را از دست ندهد؛ و الا باعث ناراحتی شدید و ناکارآمدی شدیدتر خواهد بود.
بعد حضرت کوری را استعاره آورده برای چنین کسی، چون اجبارِ شخص بر کاری، ناراحتی شدیدی بوجود می آورد که مثل مانع عمل می کند و نمی گذارد درک و فکر صحیحی راجع به موضوع داشته باشد؛ کأن کور است.
امروز آخرین جمعه این قرن در ماه شعبان است و سال گشت ولادت موفور السرور منجی عالم، ربیع الانام حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء است که به همه شما تبریک عرض میکنم.
روز جهانی مستضعفین را به سربازان گمنام امام عصر تبریک گفته و خدا قوت عرض میکنم. امام زمان طبق روایات در زمان غیبت، پرتلاش و مجدانه مشغول انجام وظائف الهی خویش است و مدیریت عالم را در دست دارد ولو حکمتِ غیبت امام علیهالسلام به بیان امام صادق بعد از ظهور آشکار میشود؛ و با تعبیری که خود حضرت فرمودند، نحوه کار هم شبیه خورشید پشت ابر است. خورشید پشت ابر بدون اینکه دیده شود تمام وظائفش را انجام میدهد.
لذا در خطاب به شیعیان فرمود: «ما در رسیدگی به شما و رعایت حال شما کوتاهى نمىکنیم و شما را فراموش نکردهایم، وگرنه گرفتاریها از هر سو به شما هجوم میآورد و دشمنان، شما را نابود میکردند». این یعنی حضرت در مواقع مختلف با مراقبت تمام، شر دشمنان را از سر ما کوتاه کرده است و ما توجه نداریم.
خب این از طرف حضرت، اما از طرف ما چهکار باید صورت بگیرد تا یار حضرت باشیم؟ با توجه به روایات یکی از مهمترین کارها این است که ما ظرفیت خودمان را بالا ببریم تا بتوانیم امام را همراهی کنیم. باید به کار حضرت راضی باشیم.
در دعا میخوانیم: «اللَّهُمَّ لَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ». خدایا قلب مرا برای ولایت نرم کن و من را از کسانی قرار بده که به عمل او راضی هستند. این مهم است. بالاخره اطاعت و همراهی با ولی خدا سختی خودش را دارد. لذا به ما یاد دادند اینگونه بخواهیم: «وَ ثَبِّتْنِی عَلَى طَاعَهِ وَلِیِّ أَمْرِکَ»؛ و مرا در اطاعت ولىّ امرت استوار کن.
یا در دعای دیگر دارد: «اللَّهُمَّ… وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ».
خب چگونه خود را در زمره همراهان حضرت قرار دهیم و معیت با امام داشته باشیم؟ خدای تعالی در آیه ۶۹ سوره مبارکه نساء فرمود: مهمترین شرط همراهی اطاعت است. اگر بخواهیم تحت ولایتشان باشیم باید اطاعت کنیم که فرمودند: «ولایتنا اطاعتنا».
اطاعت یاران امام عصر، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است: «هُم أَطْوَعُ مِنَ الْأَمَّهِ لِسَیِّدِها». یا فرمودند: «… مُجِدّونَ فِی طاعَتِه». و این اطاعت در ابعاد مختلف فکری و اعتقادی و اخلاقی و امثال ذالک است. اطاعت فقط در یک بعد نیست. در همه ابعاد باید ما اطاعت داشته باشیم.
قطعاً یاران و همراهان حضرت باید ویژگیهایی داشته باشند که در روایات به آنها اشارهشده است. مثلاً باید خداشناس باشند. «رجالٌ عَرَفُوا اللّهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ وَ هُم أَنصارُ الْمهدی فی آخِرِ الزَّمانِ». باید ایمان قوی داشته باشند. آنان مردانی هستند که دلهایشان از محکمی مانند پارههای آهن است، نسبت به ذات الهی شک و تردیدی ندارند و سختتر از سنگ هستند. آنان از سرچشمه توحید ناب، سیراباند و به وحدانیت خداوند، آنچنانکه حق وحدانیت او است، اعتقاددارند. اهل قرآن هستند و با عبادت انس دارند و از عقلانیت و بصیرت بالا برخوردارند. اهل جهاد هستند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در تفسیر آیه ۵۴ سور مبارکه مائده: «یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ…» فرمود: آنان، یاران امام قائم هستند.
یکی از اصلیترین برنامههای حضرت مبارزه با فساد و اهل فسق است؛ بنابراین قطعاً یاران امام عصیان ستیز هستند. شجاع و دلیر و شهادت طلبند. «وَ یَتَمَنَّونَ أَنْ یُقْتَلوا فی سَبیلِ اللّه» آرزو میکنند که درراه خدا به شهادت برسند. اهل زهد، یکدل و صمیمی هستند. اهل نظم و تشکیلات هستند؛ و بهاندازه ذرهای در آرمانها و مسیر خود تردید ندارند و وسوسه خناسان در دل آنها خللی وارد نمیکند. خدای تعالی همه ما را از یاران و محبان و موالیان حضرت قرار بدهد.
یکی از مهمترین اقدامات برای یار حضرت شدن این است که از ناحیه ما اذیتی به امام نرسد. ایشان فرمودند: «اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آنها از امامشان شده است». پس باید با اعمال شایسته، با امام ارتباط برقرار کرد. همین مواسات از اعمال خیر است.
مرحوم کلینی در کافی از امام باقر علیهالسلام روایتی را نقل کرده که فرمودند: «مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیّ وَ مَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ». کسی که مطیع ماست تحت ولایت ماست و کسی که اطاعت نمیکند عصیان دارد و این عاصی دشمن ماست. آن مطیع هم ولی و دوست ماست.
و این همان بیان حضرت ابراهیم است که خداوند در آیه ۳۵ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «فَمَن تَبِعَنِى فَإِنَّهُ مِنِّى وَ مَنْ عَصَانِى فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ». هر که مرا پیروى کند، قطعاً او از من است و هر کس با من مخالفت کند، همانا تو بخشندهی مهربانى. در روایت دارد هر وقت نام حضرت ابراهیم آمد میشود صلوات بر محمد و آل محمد فرستاد.
نکته دیگر اینکه یقیناً نامگذاری این روز به نام مستضعفین، فقط یک اقدام نمادین نبوده بلکه ناظر به راهبرد تحقق زمینههای ظهور حضرت است. امام رضوان خدا بر او شروعکننده این دوگانه مستضعفین و مستکبرین بود.
امام دربیانی فرمود: «این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است»؛ و فرمودند: «آن اسلامى هم که طبقات مستضعف و محروم به آن امیدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نیست. اسلامى که نتواند آرزوهاى خفته و فروکشتهى قشرهاى مظلوم را در سطح دنیا «نهفقط در سطح کشور خودمان» زنده و احیا کند، شک کنید در اینکه این دین، اسلام باشد».
ببینید انقلاب با چه شعارهایی و چه بیانی شروع شده است و چه مبانیای دارد و دیگران چگونه دارند به این مبانی خلل وارد میکنند. بخشهایی از جهاد تبیین همینهاست.
و رهبر معظم انقلاب هم همین مسیر را طی کرد در بیانیه گام دوم، تقابل دوگانهى اسلام و استکبار را مطرح کردند؛ و در آن بیانشان فرمودند: «پاى بندى به اصول انقلاب، بدون مجاهدت درراه نجات مستضعفان و محرومان، سخنى بىمعنى و ادعایى پوچ است».
انقلاب اسلامى، مرحله اول راهبرد تحقق روز جهانى مستضعفین بود و تشکیل هستههاى مقاومت، دومین مرحله راهبرد تحقق روز جهانى مستضعفین.
حضرت امام ۱۹۰ روز قبل از ارتحالشان، اینگونه تبیین نمودند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج منحصر به ایران اسلامى نیست. باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد».
و سومین مرحله، تحقق حزب جهانى مستضعفین است. اینها همه در بیان امام است. فرمودند: «روز قدس یک روز اسلامى است و یک بسیج عمومى اسلامى بود؛ و من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از براى یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا… و همه مستضعفین باهم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتى که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالَم ظلم کنند».
و این کار با حضور مؤثر جوانان مؤمن انقلابی محقق میشود که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانیه گام دوم انقلاب، آرمان بزرگ انقلاب اسلامى را «ایجاد تمدّن نوین اسلامى و آمادگى براى طلوع خورشید ولایت عظمى ارواحنا فداه» دانستند و تصریح کردند که وظیفه اصلى جوانان «حرکت کارآزموده و پرانگیزه» براى حراست از انقلاب و نزدیک نمودن آن به این آرمان بزرگ است.
۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت است که در سالهای گذشته نکاتی عرض کردم، مکرر توصیهشده که تاریخ معاصر ایران بخصوص وقایع ملی شدن صنعت نفت را مطالعه کنید درسهای عبرتآموزی برای ما دارد که باید موردتوجه قرار گیرد. بلکه برای کشورهایی که با آمریکا و غرب ارتباط دارند و دلبستگی دارند عبرت دارد.
نمونه خیلی نقد آن جنگی است که در اوکراین به راه افتاده است. آمریکا باکسی ارتباط نمیگیرد مگر آنکه آن کشور مطیع محض و مسلوب الاراده باشد و البته اگر اینگونه هم باشد فقط گاو شیرده شده و در وقت حساس او را تنها میگذارد. درست مثل شیطان عمل میکند.
خدای تعالی در آیه ۲۹ سوره مبارکه فرقان راجع به شیطان فرمود: «و کان الشیطانُ للانسان خذولا» و شیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است؛ و تربیتشدگان شیطان هم همینگونه عمل میکنند. چون خُذلان به این معناست که آنکسی که امید داشتی یاریات کند و یا وعده یاری داده بود، در زمان نیاز پشت تو را خالی کند و رهایت کند.
این کار شیطان است و تربیتشدههای شیطان هم اینگونه عمل میکنند. لذا اگر کسی دل به آنها ببندد بداند که به نتیجه نمیرسد. در آیه ۱۶ سوره مبارکه حشر فرمود: به انسان میگوید کافر شو تا تو را کمک کنم ولی وقتی کافر میشود اعلام برائت میکند.
دنیا از اوکراین عبرت بگیرد. به این ببر پوشالی افول کرده دل نبندد. به ملت ایران نگاه کنید که با مقاومت خودش تمام هیمنه آمریکا را به هم ریخت و آمریکا بیش از چهل سال است میخواهد خود را به جایگاه اول برگرداند در این کشور اما در مقابل ملت انقلابی ایران کم آورده است و درصحنههای مختلف مفتضح شده است در جریان مذاکرات هم مسیری که طی میکنند به صلاحشان نیست. راه همان است که ایران پیشنهاد داده است.
مردم ما این را بهخوبی فهمیدهاند که با ارتباط با امریکا چیزی به دست نمیآورند. ملت مقاوم ایران بر اصول خود که یکی از آنها استکبارستیزی است محکم است و نشانهاش این است که با تمام مخالفتهایی که دیگران میکنند هنوز از شعار مرگ بر آمریکا خسته نشده است.
حالا اعوان آمریکا مثل رژیم پلید و خبیث کودک کش جلو بیفتد و بخواهد به تأسیسات ما آسیب بزند تا حالا مزه حملات ایران را بدون اینکه رسانهای بشود چشیدهاند و اخیراً هم بهطور آشکار چشیدند و بدانند استراتژی جدید ایران در سیاست دفاعیاش پنهانکاری نیست و قطعاً از این به بعد در مقابل هر ضربهای بدون تعارف و آشکار با پاسخی هوشمندانه و سخت مواجه خواهند شد.
امنیت ملی ما خط قرمز ماست و مسئولین و نیروهای مسلح ما به هیچ بیگانهای که علیه منافع و منابع ایران اسلامی توطئه داشته باشد اجازه جولان نخواهند داد.
چند موردی که در این روزها کمتر از ۴۸ ساعت اتفاق افتاد را حتماً دنبال کردهاید نسبت به صهیونیستها. در حمله به مقرهای خباثت صهیونیستها در اربیل به دنیا نشان دادیم که در دفاع از کشورمان مصمم هستیم و قدرت دفاع داریم و با سرعت و دقت عمل خواهیم کرد.
در ضربه به اعضای تیم جاسوسی و خرابکاری در تأسیسات هستهای فردو دقت و سرعت انقلابی نهادهای نظارتی را نشان دادیم؛ و حملات چشمگیر سایبری به مراکز حساس سایبری رژیم صهیونیستی را هم ملاحظه فرمودید که چگونه همه سایتهای الکترونیکی و حتی امکان دسترسی به سایت دفتر نخستوزیری این دولت پلید غیرممکن شد. همه اینها ظرف ۴۸ ساعت انجام گرفت. با این کار امنیت رژیم پلید از بین رفت.
حالا آل سعود هم باید با دقت بیشتری عمل کند. اعدامی که از مسلمانان و بخصوص شیعیان کرد دل هر انسانی را به درد میآورد اما متأسفانه سازمانهای بینالمللی و حقوق بشری سکوت مرگ گرفتهاند و با این سکوت به ادامه اعمال ننگین این دولت قبیلهای تشویق میکنند.
سؤال ما این است مگر اعدام دستهجمعی در حقوق بینالملل مصداق جنایت جنگی نیست؟ مگر طبق قوانین بینالمللی اعدام اسیر نقض قانون نیست؟ دو نفر از اعدامیها اسرای یمنی بودند. پس چرا سازمانهای بینالمللی لال شدهاند.
۲۹ اسفند روز جهانی مبارزه با تبعیض نژادی هم هست. تبعیض از این بالاتر داریم که با یک کشور اینگونه و با کشور دیگر جور دیگر عمل کنیم؟ باید سازمانهای اسلامی پیگیریِ حقوقی جدی داشته باشند و رسانههای اسلامی فضای لازم را فراهم کنند.
سفرهای نوروزی آغاز میشود و خوب است همه در این سفرها رعایت مقررات رانندگی را بکنند تا خطرات کمتر شود. تا شادی و خوشیشان از بین نرود. رعایت مقررات خطرات را کم میکند. هم دستور قانون است هم دستور شرع است. شرع هم به ما گفته خودتان را به مهلکه نیندازید. حفظ جان واجب است.
اما مهمتر از آن این است که از دولت مردمی و انقلابی میخواهیم کمکاریهایی که در قبل نسبت به اصلاح و ایمنسازی نقاط حادثهخیز جادههای کشور شده است را جبران کند. من آمار کامل دارم اما اینجا نمیگویم که نقاط حادثهخیز در کشور چندتاست.
متأسفانه قتلگاهی است که سالانه تعداد زیادی از افراد جان خود را از دست میدهند. کارهایی صورت گرفته، مناطقی ایمنسازی شده علائم راهنمایی رانندگی هم نصبشده اما نسبت به اصل آسیب، این مقدار کار و این مقدار تأمین اعتبارات برای جبران کار پاسخگو نیست و باید فکر عاجلی کرد تا از این مقدار تلفات جلوگیری شود.
دوستان میدانند و من نمیخواهم اینجا آمار عرض کنم که هر کشته جادهای هزینه بسیار زیادی مستقیم و غیرمستقیم به کشور وارد میکند. درست است که آثار بدی را روی خانوادهها میگذارد؛ بالاخره افرادی از خانوادهها از دنیا میروند، اما آثار دیگری را هم بر جا میگذارد. آثار مادیاش یکطرف، آثار معنویاش هم یکطرف. اینها را باید دقت کرد. این تقاضا راداریم که انشاءالله در این دولت به این بخش بیشتر پرداخته شود و جادهها ازاینجهت امن شود.
نکته دوم این است که مطلوب است دولت محترم و در استان هم عزیزان استانداری مقدار کاری که در راستای تحقق شعار سال ۱۴۰۰ که حضرت آقا فرمودند انجام دادهاند را گزارش کنند. این برای مردم خوب است. بالاخره مدتی است دستگاههای اجرایی در اختیار دولت جدید بوده و یکی از وظایف مهمشان عملیاتی کردن شعار سال است. هم دوستان ما در استان و هم در دولت این گزارش آخر سال را نسبت به شعار سال انشاءالله انجام بدهند.
و نسبت به شعار جدید در سال آینده اهتمام جدی در عملیاتی کردن و تحقق آن در استان داشته باشند؛ و به نظرم میرسد برای تنویر افکار عمومی گزارش فصلی از پیشرفت روند کار بدهند که کار مطلوبی خواهد بود.
یکی از کارهایی که در همین روزهای پایانی سال انجام گرفت این بود: در یکی از مساجد شهر کرج، مسجد حضرت خدیجه امام بزرگوار و دوستان بسیج و بچههای فعال فرهنگی آن مسجد طرحی را راهاندازی کردند در سال گذشته که وسایل و امکاناتی که در خانهها وجود دارد و کارکرده و مستعمل نیست و نو است اما حالا استفاده نمیشود را در قالب این طرح به مناطق نیازمند بفرستند. چندین ماشین پر شد و رفت.
بنده از اولین جلسه که این کار صورت گرفت در جریان بودم. بعد از یک مدتی این را متمرکز کردیم و الان در مساجد سراسر استان این کار صورت میگیرد؛ یعنی جمعآوری میشود و به مصلی تحویل میشود و از طریق مصلی به مناطق محروم فرستاده میشود که اخیراً به سیستان و بلوچستان اعزام شد. کمکهایی که در فاصله شاید کمتر از یک ماه انجام شد، قریب به یک میلیارد تومان بود که با کامیون آن اجناس فرستاده شد.
شما هم وسایل نویی که در منزل دارید و قابلاستفاده است و خودتان دیگر نیازی به آن ندارید، تحویل مجموعه دوستان در مصلی بدهید. این طرح هبه است که انشاءالله با ساماندهی به مناطق محروم هم خارج از استان و هم داخل استان وسایل تحویل میشود.
این هم کار مفیدی بود که خواستم از عزیزان اینجا تشکر کرده باشم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/12/20 | 1400/12/20روز عید به خانواده شهدا سر بزنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه139
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم. بحث ما راجع به عدالت بود و به بعضی از مسائل آن اشاره کردیم. در این نوبت به مناسبت به عدالت علی علیهالسلام اشاره میکنیم.
عدالت نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام آنقدر بزرگ بود که چیزی را در کنار آن باارزش نمیدانست و بهشدت از بیعدالتی متنفر بود و اگر میدید یا میشنید که کوچکترین ستمی به کمترین موجودات شده برافروخته میشد و برای جبران آن اقدام میکرد.
در خطبه ۲۲۴ فرمودند: «سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان (خاری سه شعبه که خوراک شتران است و سخت گزنده است) به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به اینسو یا آنسو کشیده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات کنم که به بعضى از بندگان ستم و چیزى از اموال عمومى را غصب کرده باشم. چگونه بر کسى ستم کنم براى نفس خویش، که بهسوی کهنگى و پوسیده شدن پیش مىرود و در خاک، زمانى طولانى اقامت مىکند».
در بیاناتش از عدالت تعریف و بیعدالتی و ستم را مذمت میکرد و خودش را عامل عدالت معرفی میکرد. میفرمود: «به خدا سوگند، اگر هفتاقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانى کنم که پوست جویی را از مورچهاى ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پستتر است».
این شعار نبود که امیرالمؤمنین میداد. در رفتارش و زندگیاش چه زندگی شخصی، چه خانوادگی و چه اجتماعیاش، همه این موارد را رعایت میکرد؛ و در عمل هم به همین روش عمل میکرد. قصه برادرش عقیل را که از پریشانحالی و کثرت عائله تقاضای بیشتر از بیتالمال کرد را همه شنیدهاید؛ اما داستان را وقتی خود حضرت نقل میکند قشنگتر است.
خود امام چنین فرمودند: «به خدا عقیل را دیدم پریش و سخت درویش. از من خواست تا یک من از گندم شما بدو دهم و کودکانش را دیدم از درویشی موی ژولیده، رنگشان تیره گردیده. گویی بر چهرههایشان نیل کشیده و پیدرپی مرا دیدار کرد و گفته خود را تکرار. گوش به گفتهاش دادم، پنداشت دین خود را به او فروختم و در پی او فتادم و راه خود را به یکسو نهادم؛ پس آهنی برای او گداختم و به تنش نزدیک کردم. چنان فریاد برآورد که بیمار از درد. نزدیک بود از داغ آن بگدازد. او را گفتم نوحهگران برتو بگریند همچون گریستن مادر به داغ فرزند تو از آهنی مینالی که انسانی به بازیچه آن را گرم کرده و مرا به آتشی میکشانی که خدای جبّارش به خشم گداخته؟ تو بنالی از آزار و من ننالم از سوزش؟».
قصه دیگری هم دارد که حضرت میگوید بیا باهم برویم بازار بزازها، من آنجا از دخل فلانی یک مقدار برای تو بردارم و به تو بدهم. عقیل گفت یا علی مرا مسخره میکنی؟ میخواهی بروی دزدی؟ حضرت فرمود: این دزدی از یک نفر است اما تو میگویی من از بیتالمال بدزدم. بیتالمال برای عده زیادی است. این یک نفر است بالاخره شاید یکجور راضیاش کردیم.
در نوبت قبل به بعض انواع عدالت اشاره کردم، یکی از مهمترین عدالتها که باعث حیات جامعه و استحکام نظام است عدالت قضائی است. شرع مقدس همه افراد جامعه را در برابر قانون یکسان میبیند و فرقی بین افراد ازنظر موقعیتهای اعتباری که دارند قائل نیست.
عدالت یعنی احقاق حق تضییعشده. اگر این مهم نسبت به همه و بدون توجه به افراد و جایگاههای اعتباری که دارند لحاظ شد به عدالت نزدیک شدهایم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامه ۵۹ که به یکی از کارگزاران مرقوم فرمودند نوشت: «انسانها در حق، باید نزد تو برابر باشند». این عدالت قضایی است.
نزدیک به همین مطلب را به محمد بن ابی بکر جهت فرمانروائی مصر فرمود: «به همگان به یک چشم بنگر، خواه به گوشه چشم نگری و خواه به آنان خیره شوی تا بزرگان بر تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نگردند».
بعضیها که وضعشان خوب است، تکریمشان کنی و حال و احوال بپرسی، اما به بعضیها خیلی بیاعتنا؛ این رفتار ستمگران را پررو میکند، مردم ضعیف را ناامید میکند. متأسفانه در جامعه وقتی چاپلوسی و تملق جا باز میکند از اینجور مسائل فراوان دیده میشود.
البته همیشه اول باید قوانین عادلانه وضع و تصویب شود بعد در اختیار مجریان عادل و عدالتگستر قرار گیرد تا آنان عادلانه اجرا کنند. اگر مجری عادل نباشد قانون ولو عادلانه نوشته شده باشد بازهم خراب میشود.
مسئله آنقدر مهم است که حتی در حرکات و سکنات قاضی هم تأکید شده که چگونه باشد. مرحوم کلینی روایتی را از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که فرمودند: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «کسی که در مسند قضا نشست باید بین دو طرف دعوا در اشاره، نگاه و جایگاه نشستن تساوی را مراعات کند».
اگر میخواهیم جامعه به سمت عدل و قسط حرکت کند باید افراد نامتعادل اعم از متخلفان و دنیاطلبان و ریاستطلبان و رفاهطلبان و ویژه خواران و نجومی بگیران و امثال اینها کنار گذاشته شوند. با متخلف که نمیشود اجتماع را به سمت تعادل و حیات طیبه سوق داد.
راجع به کلمه قسط که در آیات قرآن و روایات آمده نکتهای عرض کنم. این کلمه به معنای سهم و بهره و نصیب است. به معنای برابرسازی هم گفته شده است. هرکس در زندگی بهرهای و نصیبی دارد. مثلاً خدای تعالی در خطابی عام به همه مردم میفرماید: «بخورید و بیاشامید»؛ «کُلُوا وَ اشْرَبُوا»؛ یعنی هرکسی نصیبی از روزیای که نیاز زندگی او را تأمین میکند، دارد و این مقدار در اختیار همه هست، حالا اگر کسی با افزونخواهی و یا اسراف و زیادهروی مانع شد که سهم افراد در اختیارشان قرار بگیرد میشود ظلم و ستم وعدم قسط. باید تلاش همه گسترده شدن عدالت در جامعه باشد. «أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ … لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» مردم هم باید خودشان قیام به قسط کنند. خود مردم باید مطالبه گری داشته باشند.
حضرت آقا در این چند سال اخیر فرمودند: «ما در موضوع عدالت وضعیتی داریم که مطلقاً راضیکننده نیست». یا در بیان دیگری فرمودند: «ما در اجرای عدالت نمرهی مطلوبی به دست نیاوردیم». این بیان یعنی چه؟ یعنی ما در عدالت و اجرای آن و ابعاد مختلفی که دارد عقبماندگی داریم. باید با سرعت بیشتری به سمت اجرای عدالت حرکت کرد؛ و این وظیفه آحاد مردم است و بعد هم مسئولین.
امام صادق علیهالسلام به مفضل فرمود: اى مفضّل! درباره آنچه از علم به انسان بخشیده شده یا علمى که از دانستن آن منع گشته است بیندیش و این را بدان که: علم همه آنچه صلاح دین او و دنیاى او در آن است به او دادهشده است. بعد به مواردی اشاره فرمودند که دو مطلب مهم آن توحید و عدل است که ما متأسفانه از این تعالیم یکسره غافل هستیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین کسب روزی حلال میکنند و سعی میکنند بیش از مؤونه را به دیگران انفاق کنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «یَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِکَ». اى پسر آدم در آنچه بیش از روزیات کسب کنى، ذخیره دار دیگران هستى.
حضرت در این بیان نهی کردهاند که به بیش از نیاز زندگی نپردازیم چون دنبال کسب بیش از نیاز باشیم و فرصت مصرف آن را نداشته باشیم یا اهل انفاق به دیگران نباشیم سودی به حال دنیا و آخرت ما ندارد فقط انباردار و خزانهدار دیگران شدهایم که بعد از ما در لذات خودشان مصرف کنند.
امام علیهالسلام ما را از بخل ورزیدن نسبت به بیش از مقدار حاجت پرهیز دادهاند؛ یعنی اگر ثروتی هم جمع کردی، بر خانواده توسعه بده، به دیگران انفاق کن، حقوق شرعی و الهی و انسانی خودت را پرداخت کن؛ و متوجه باش که هیچکدام از آنها که جمع کرده و نگهداشتهای را با خود نمیتوانی به سرای باقی ببری. هر مقدارش که مصرف شد، شد. اگر نشد، انبارداری کردی برای بقیه که بیایند بخورند و لذت ببرند و معلوم نیست در چه راهی مصرف کنند. اگر درراه خیر مصرف کنند برای آنها ثواب دارد. اگر درراه شر مصرف کنند تو کمک کردی در شر آنها.
امیرالمؤمنین فرمودند: یک عدهای زندگی فقیرانه دارند اما حسابوکتاب اغنیا را باید پس بدهند. جمع کرده گذاشته است کنار که بعداً مصرف کند. زندگی مثل فقرا بوده چون نخورده اما وقتی بخواهد حسابوکتاب پس بدهد از او میپرسند که تو اینهمه ثروت داشتی چطور مصرف کردی؟ کجا مصرف کردی؟ لذا در دنیا تا هستید بر خودتان، عیالتان و اطرافیانتان توسعه دهید و اهل انفاق باشید. این ایام هم فصلش است.
بنا بر نقل یازدهم شعبان، سال گشت ولادت حضرت علیاکبر سلاماللهعلیه است. شخصیت بزرگواری که در بیت عصمت و امامت و تحت تعلیم امام حسین علیهالسلام تربیت شد. سجایای والای اخلاقی و مراتب علمی و معرفتی و سیره و سلوک او جمال و جلال او کلام و بیان او، بصیرت دینی و سیاسی و تشخیص وظیفه و عمل بهموقع و جهاد درراه دین او را شبیهترین فرد به رسول خدا کرده بود. تا جایی که مینویسند هر کس آرزوى دیدار رسول خدا را داشت بر چهره دلرباى او مىنگریست و از رفتار و منش حضرت درس مىگرفت و دوست داشت با او همکلام شود.
امام حسین علیهالسلام فرمود: هرگاه مشتاق دیدار پیامبر مىشدیم به چهره علیاکبر مىنگریستیم و همه شنیدید که روز عاشورا وقتی اذن میدان گرفت و عازم نبرد شد امام حسین علیهالسلام دست به زیر محاسن گرفت و به خدای تعالی عرض کرد: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ وَ کُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِیِّکَ نَظَرْنَا إِلَیْهِ…» این شخصیت امروز الگوست.
نکتهای را عرض کنم: در بیانیه گام دوم که نظام اسلامی در مسیر تمدن سازی درحرکت است و طی این مسیر بدون حضور جوان مؤمن انقلابی میسر نیست، سیره و منش حضرت علیاکبر بهعنوان بهترین الگو و اسوه جوانان معرفی میشود تا با تأسی به او قلههای بلند کمال و فضل طی شود.
اگر به برنامه نفوذ دشمن در جنگ نرم برای استحاله فکر و اندیشه و سپس رفتار افراد جامعه بخصوص جوانان دقت کرده باشید میبینید که اصلیترین طرح آنها تغییرات نسلی و تغییر رفتار این نسل است.
لذا حضرت آقا تأکید میکنند به جوانان که: «من به شما عرض مىکنم، امروز دستگاههاى تبلیغاتى فوق مدرن غربى (بهخصوص آمریکایى و صهیونیستى) دارند براى ذهنها و فعالیتها و احساسات و اداره شما طرح عملیات تهیه مىکنند؛ خیال نکنید آنها غافل نشستهاند و این سى میلیون جوان را در کشور ما نمیبینند آنها این سى میلیون جوان را میبینند، آنها براى کار و هدف خودشان دارند برنامهریزى مىکنند؛ آنها براى اخلاق و فکر و عقیده و ایمان جوان ما دارند برنامهریزى مىکنند. آنها مىخواهند نسلى که الگوى جوانان فداکار برجسته دنیا شد، به یک نسل بىخاصیت تبدیل شود. آنها مىخواهند فرهنگسازى و الگوسازى کنند؛ آنها مىخواهند جوان ایرانى و نسل نوى ایرانى، یک نسل تحقیرشده توسریخور باشد تا بتوانند روى او سوار شوند و به او دیکته و آن کارى را که مىخواهند؛ انجام دهند. خب اگر با این روش موفق شوند که جوان ایرانی را از کار بیندازند برای آنان بهتر است تا بخواهند با تغییرات سیاسی و مناقشات پرهزینه این کار را بکنند».
یعنی آنها جنگ نمیکنند. برنامهریزی کردند که میبینید و میشنوید. الآن این حرفهای آقا بود اما جالب است که خود آنها از گفتن این حرفها ابایی هم ندارند؛ یعنی طرح خودشان را دارند اعلام میکنند. مثلاً بعد از مذاکرات برجام در دوره اوباما در مصاحبهای از او سوال کردند چرا به ایران در بعض برنامه هستهای ده سال فرصت دادید؟ (این مطالبی را که دارم عرض میکنم در راستای همین جهاد تبیین است تا بدانیم دشمن دارد چهکار میکند) گفت: «هدف از این اقدام تغییر سیرت جمهوری اسلامی به دست نسلی جدید در آیندهای نزدیک است»؛ و گفت: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتى اگر تدریجى باشد؛ گذارى که طى آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست از سوى رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودى و دادن اسلحه به حزبالله و کارهایى ازایندست، از ایران، در چشم بخش اعظم جهانیان، کشورى طردشده مىسازد و امید من این است که چنین اتفاقى بیفتد. چنین امرى نیازمند تغییر در سیاست و رهبرى ایران است. تغییر طرز فکر درزمینهٔ رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایى مثل ایالاتمتحده؛ و شاید همین نسل جدید باشد که بتواند این امر را محقق کند».
چه خیال خامی! برای کشور ما نقشه کشیدند و میکشند اما دچار افول و اضمحلال شدهاند نهتنها این نسل بلکه عملکرد شما در ایران و بقیه جهان طوری بوده که نسلهای آینده هم به شما اعتماد ندارند. دوست دارند مردم از شعار مرگ بر آمریکا دست بکشند چه خیال باطلی، امروز همه مردم آزاده دنیا شعارشان مرگ بر آمریکاست.
میخواهند با تحریم و امثال آن ما را زمینگیر کنند؛ اما یکمرتبه در همین شرایط مواجه میشوند با اقدام سپاه در پرتاب ماهواره و نمایش قدرت و اقتدار ایران در منطقه و میبینند که عمق راهبردی ایران هرروز بیشتر میشود قدرت بازدارندگی و اقتدار نظام اسلامی مستحکمتر میشود. شروع میکنند توسط عوامل مزدورشان در داخل به اراجیف گفتن.
قطعاً در شرایط بینالمللی که داریم توسعه و پیشرفت به تنهائی به درد نمیخورد و باید در کنارش امنیت تأمین شود تا محتاج جایی نباشیم. همین مطلبی که حضرت آقا دیروز فرمودند که نباید سادهلوحی کرد و قدرت دفاعی را کنار گذاشت. پرتاب ماهواره آمریکا و صهیونیستها را عصبانی کرده خب بهتر، بروید از این عصبانیت بمیرید. این اول کار است و به فضل پروردگار این عصبانیتهای شما در روزها و سالها و ماههای آینده ادامه خواهد داشت.
با پرتاب این ماهواره با عملکرد نظامی اعلام کردیم بااینکه در تحریم همهجانبه بودیم اما با رویکرد نگاه به درون و جوانگرایی و هماهنگی دستگاههای مختلف میتوان به بالاترین سطح دانش دست پیدا کرد.
۲۲ اسفند روز بزرگداشت شهدا و تأسیس بنیاد شهید است. قبل از خطبهها از بیانات مدیرکل محترم بنیاد شهید بهره بردید. آمار و مطالبی را که حضرتشان گفتند را شنیدید. به همه پرسنل خدوم این نهاد انقلابی تبریک و تهنیت عرض میکنم و خدا قوت میگویم.
و به این نکته اشاره میکنم که تکریم و تعظیم یاد شهیدان فقط به برگزاری مجلس و یادواره نیست؛ بلکه باید فکر و هدف و پیام و سبک زندگی آنان را در جامعه نشر داد. شهدا به دستور امام و برای حمایت از امام و حفظ دستاوردهای انقلاب و ارزشهای اسلامی و برقراری احکام اسلام به میدانها خطر رفتند و نقد جان دادند.
البته گاهی از عدهای مطالب خلاف شنیده میشود. این آقایان را دعوت میکنیم بیایند به وصیتنامه شهدا مراجعه کنند. اگر مراجعه کنند میبینند که چگونه از امام و احکام الهی دفاع کردهاند. چگونه روی ارزشهای اسلامی تأکیددارند چگونه از حجاب و عفاف دفاع میکنند؛ و اعلام کردهاند رفتهاند خون دادهاند که خط انقلاب حفظ شود و دست اجانب از کشور کوتاه شود. اینها پیامهای شهداست.
ما در تعریف شهدا و شناساندن آنها به مردم ضعیف عمل میکنیم. الآن استان بیش از پنج هزار شهید دارد. ۵۲۵۰ شهید. چه مقدار از دانش آموزان استان با شهدای دانشآموز استان آشنا هستند و به خانوادههای آنان سرزدهاند و ارتباط معنوی برقرار کردهاند؟
در همین ایام درختکاری چقدر زیبا بود پنج هزار نهال به نیت همین شهدا کاشته میشد. باید دانش آموزان امروز بفهمند که نسل گذشته چه فداکاریهایی کردند. مگر ما در همین استان شهید سیزدهساله و پانزدهساله نداریم؟ چقدر سیزدهسالههای استان با اینها آشنا هستند و روش زندگی خود را با شهدا تطبیق کردهاند؟
من به دیدار خانوادههای دو شهید به بالای استان رفتهام، میروم سر میزنم به همراه دوستان. خاطرات اینها زنده کننده دل و روح انسان است. خاطرات پدرها و مادرهای شهدا، خاطرات همسران شهدا. یک سنت خوبی بود هرسال اول عید افراد میرفتند به دیدار خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران؛ اما یک مدتی است این کار کمرنگ و شل شده است. تقاضای بنده این است که این را احیا و زنده کنید. از همین امسال روز عید روز اول بروید به خانواده شهدا سر بزنید. تکریم کنید. تعداد زیادی از اینها پیر و فرتوت شدهاند و در حال ترک این دنیا هستند و از کنار ما میروند و افسوسش میماند. تا هستند استضائه کنید و نور بگیرید و نور بگیریم و بهرهبرداری کنیم.
خاطرات پدر و مادرها و همسرانشان اطرافیانشان را وقتی میشنویم همه بالاتفاق از بعض ناهنجاریهای اجتماعی ناراحت هستند. خیلیها میگویند سختی معیشت و تورم و امثال ذالک را تحمل میکنیم اما بیبندوباری و ولنگاری را نه.
امروز درملأعام عدهای حرمتشکنی میکنند این زیبنده نظام اسلامی نیست. باید با حرام بین و آشکار هر قسمی که باشد مقابله کرد. یکوقت کسی در داخل منزلش خطایی میکند او به ما ربطی ندارد. یکوقت در خیابان و انظار عمومی است. این دومی موردقبول نیست باید جلوگیری کرد. دستگاه قضائی و دستگاه انتظامی اگر اقدام نداشته باشند کوتاهی کردهاند و به نظر از مصادیق ترک فعل است.
من عبارت حضرت آقا را میخوانم و درخواست دارم عزیزان اهمیت بیشتری بدهند. آقا فرمودند: «آن کاری که در ملأ انجام میگیرد، در خیابان انجام میگیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرکار آمده است تکلیف ایجاد میکند. حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی بهصورت آشکار در کشور انجام بگیرد. حالا یک نفر یک غلطی برای خودش میکند، [به] کنار، آن بین خودش و خدا است؛ امّا آنچه در مقابل چشم مردم است، در محیط جامعه است، حکومت اسلامی مثل حکومت امیرالمؤمنین، مثل حکومت پیغمبر وظیفه دارد در مقابل آن بایستد. این منطقی که میگوید: آقا شما اجازه بدهید مردم خودشان انتخاب بکنند. خب در مورد شرابفروشی هم هست؛ شراب را هم آزاد کنیم در کشور، هرکسی خودش دلش میخواهد بخورد، هر کس نمیخواهد نخورد! این حرف شد؟ در مورد همهی گناهان بزرگ اجتماعی، این حرف وجود دارد؛ این حرف شد؟ شارع مقدس بر حکومت اسلامی تکلیف کرده است که مانع از رواج حرام الهی در جامعه بشود؛ حکومت اسلامی موظّف است در مقابل حرام بایستد، در مقابل گناه بایستد».
بعد یکدفعه میبینیم یک آقایی در اداره خودش قصهای را درست میکند. در یک سالنی مراسمی میگیرند که این حرام بین است. در کوچه و خیابان کارهایی میکنند که حرام بین است و دستگاه متولی هم از کنار او بهراحتی عبور میکند. اینها قابلقبول نیست. قابلپذیرش نیست. مردم هم جوری شده که نمیتوانند اعتراض کنند. این را ما از دستگاهها انتظار داریم.
این را من مکرر عرض کردم که دستگاههایی که ارتزاق از نظام اسلامی میکنند اول آنها باید رعایت عفاف و حجاب را بکنند و بعد در خارج از ادارات، اصناف باید رعایت کنند. این مصوبه شورای فرهنگ عمومی است که اجازه ندارند اصناف لباسها و پوششهایی را که ازنظر شرعی منع دارد در اختیار دیگران قرار بدهند و مغازهدارها بفروشند. اینها باید رعایت شود. بعد دستهایمان را گرفتهایم بالا و دشمن هم دارد با سرعت هر جور دلش میخواهد کارش را انجام میدهد. این درست نیست. این دستور رهبری است. باید در مقابل حرام به تمامه بایستند. یکبخشی مربوط به دستگاههاست.
فرمودند: «اینکه ما بیاییم قوانین را همینطور دائم دور بزنیم برای اینکه یکجوری میل غلط انحرافی فرهنگ غربی را در کشورمان ایجاد کنیم، خطای بزرگی است؛ یک عدّهای این خطا را میکنند».
هجمه سنگین است. یکبخشی مربوط به دستگاههاست. بقیهاش هم مربوط به امربهمعروف و نهی از منکر و خود مردم است. خود مردم انتظار دارند که دستگاهها وارد شوند. نه، اقل اقلش تذکر زبانی است. بگویید. از مغازهای که در محله است و رعایت اصول را نمیکند، مردم آن محل ۱۰۰ نفر هر بار موقع نماز که میروند و میآیند میشود ۲۰۰ نفر، در روز میشود ۴۰۰ بار، بروند درب مغازهاش بگویند آقا این کار را نکن، این کار را نکن، این کار را نکن… ۴۰۰ نفر روزی به او بگویند این کار را نکن، تعطیل میکند میرود. لازم هم نیست دعوا درست کنید و برخوردی صورت بگیرد. فقط بگویید و رد بشوید اثر میکند.
سخنان و مطالب مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان را ملاحظه کردید، قوت زیرساختهای جبهه حق، سنگینترین جنگ نرم تاریخ، تأثیرگذاری بر خواص جامعه، از بین بردن اعتماد مردم، مزدور پروری، حرامخوار سازی، تهدید و تطمیع و راه نجات را هم برای بار چندم جهاد تبیین دانستند و البته باید ابزارها را بهروز کرد و شیوههای تولید محتوا را باید تغییر داد. مطالب دینی باید جذاب و شیرین عرضه شود؛ و کوتاهی در جهاد تبیین را موجب سوءاستفاده دنیاطلبان دانستند حتی از ابزار دین برای هوسرانی و شهوترانی خود استفاده میکنند؛ و تأکید فرمودند هزینه سنگین نتراشید.
نکتهای هم راجع به برجام و رفع تحریمها عرض کنم؛ و آن اینکه مردم چون عزیزان مذاکرهکننده را منتخب رئیسجمهور میدانند به آنان اعتماد دارند و تأکید میکنند منافع مردم به جد موردنظر باشد و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند از خطوط قرمز به هر دلیلی عبور نشود. حضور منطقهای و عمق راهبردی ما و پیشرفتهای هستهای و قدرت دفاعی را که نمیشود معامله کرد. مردم به غرب بیاعتمادند. باید تضمین بدهند و تعهداتشان راستی آزمائی شود؛ و کشورهای ۴+۱ هم نباید به خطوط قرمز ایران نزدیک شوند و همه شروط و اصول موردنظر را رعایت کنند تا کار تمام شود.
فرازی از مناجات شعبانیه:
خدایا من بنده تو و فرزند بنده توام؛ در برابرت ایستادهام. به کرمت به تو متوسلم. خدایا بندهای هستم که به درگاهت ازآنچه با آن با تو روبهرو بودهام، از کمی حیایم از مراقبتت نسبت به من، بیزاری میجویم. از تو درخواست گذشت میکنم؛ چون گذشت صفتی درخور کرم توست. «اِذِ الْعَفْوَ نَعْتٌ لِکَرَمِک» تو اهل گذشتی. خدایا نیرویی ندارم که خودم را بهوسیله آن از معصیت تو دور کنم، مگر وقتیکه به محبتت بیدارم کنی و آنچنانکه خواستی باشم. پس سپاسگزار توام که مرا در کرم خود و اکرام خود داخل کردی؛ و قلبم را از چرکهای غفلت از خودت پاک کردی. خدایا به من قلبی عطا کن که اشتیاقش به تو نزدیکش کند و زبانی بده که صدقش به سمت تو بالا رود. خدایا آنکه به تو پناهنده شد، خوار نیست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/12/13 | 1400/12/13قرضالحسنه را توسعه دهید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه140
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین همه را دعوت به حیات طیبه میکنند که این حیات طیبه در سایه عدالت محقق میشود.
بحث ما راجع به عدالت بود. امیرالمؤمنین علیهالسلام در ضمن چند روایت با بیانات مختلف تأکید فرمودهاند که: صلاح مردم در اجراى عدالت است. یا بندگان خدا را اجراى عدالت اصلاح مىکند و بس.
این کلام هم مخصوص کسی است که در سراسر عمرش چه در امور شخصی و چه اجتماعی از عدالت سخن گفته و به عدالت رفتار کرده است؛ یعنی وقتی رسماً مسئولیت اداره جامعه را به دست گرفت با عدالت رفتار کرد؛ چون او برای حکومت بر مردم ساختاری عقلائی و عادلانه در نظر دارد که بدون عدالتخواهی به مقصد نمیرسد.
کسی که طبیب دردهای جامعه است و مشکلات اقشار مختلف مردم را چون با آنان نشستوبرخاست داشت از نزدیک لمس کرده بود، بر چیزی غیر از عدالت تأکید نکرد و حتی عدالت را برتر از جود و بخشش دانست که قبلاً اشاره کردم.
و زهرای اطهر هم در خطبهاش فرمود: عدل را خداوند مایه آرامش دلها ساخت. این جایگاه و رفعت مقام عدالت است.
در قسمتی از آیه ۲۴ از سوره مبارکه انفال فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ، إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ…» ای اهل ایمان هنگامیکه خدا و پیامبرش شمارا به حقایقی که به شما (حیات معنوی و) زندگی (واقعی) میبخشد، دعوت میکنند، اجابت کنید…
این آیه خیلی آیهی امیدبخشی است. چون قرآن براى هدایت بشر به سمت سعادت دنیا و آخرت نازلشده، انسان را به چیزی فرامیخواند که اجتماع بشری را زنده میکند و جامعه بشری به آن احتیاج دارد «لِما یُحْیِیکُمْ» یعنی زندگیبخش، یعنى حیاتى همراه با آرامش و ارزشهای معنوی.
باید ببینیم معنای آیه چیست. همیشه باید چیزی را که نمیدانیم سؤال کنیم. خصوصاً مسائل علمی را که رسول خدا فرمودند: دانش گنجینههایی است و کلیدهای آنها پرسش است. پس رحمت خدا بر شما بپرسید که براثر آن چهار نفر پاداش مییابند: پرسنده، گوینده، شنونده (که کلام آنها را میشنوند) و دوستدار آنان (که از این مجلس و این پرسش و پاسخ خوششان میآید).
خب خدای تعالی هم در ضمن دو آیه لااقل فرموده است: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» از اهل ذکر بپرسید اگر نمیدانید. خب اهل ذکر چه کسانی هستند؟ در روایات متعدد اهلبیت عصمت را اهل ذکر معرفی کرده است.
یعنی برای اینکه معنای این آیه را خوب بفهمیم خدمت معصوم علیهالسلام میرسیم و سؤال میکنیم. امام باقر علیه اسلام در شرح این آیه شریفه فرمودند: آنچه مایه زندگی است ولایت علی بن ابیطالب است که اگر از او پیروى کنید و ولایت او را داشته باشید، دو ثمره دارد؛ تشکّل شما قوىتر مىشود و اجراى عدالت را بیشتر در میان شما دوام مىبخشد.
این ولایت دو کار میکند، تشکل را قوی میکند و عدالت را مستمر میکند. این همان است که اول بحث از امیرالمؤمنین علیهالسلام عرض کردم که حضرت فرمودند: صلاح مردم در اجراى عدالت است؛ و این عدالت در همهجا باید باشد. عدالت قضایی، عدالت اجتماعی، عدالت فرهنگی، عدالت سیاسی، عدالت آموزشی و امثال اینها.
درباره عدالت آموزشی یک روایت بخوانم. شخصی است به نام حسّان که معلّم بود، مىگوید: از امام صادق علیهالسلام درباره شغل معلّمى به تعبیر ما شاگرد پروری و مدرسه دارى و امثال اینها پرسیدم، فرمود: براى یاددادن (تعلیم)، مزد نگیر. گفتم: آیا شعر و نامهنویسی و مانند آنها را حقدارم بنا بر قرارى عملى کنم (و مزد بگیرم) فرمود: آرى، پسازآنکه کودکان در تعلیم نزد تو یکسان باشند و برخى از ایشان را بر برخى دیگر برتر نشمارى. این عدالت آموزشی است.
حتی در نوع رفتار با فرزندان روایات متعدد داریم که با عدالت برخورد کنید. البته محبت امری است که نسبتش اختیارش دست خود انسان نیست. بالاخره انسان کسی را بیشتر از دیگری دوست دارد. در محبت کردن به دیگران هرگز انسان نمیتواند عدالت را رعایت کند؛ اما در نوع برخورد در مسائل ظاهری میشود رعایت کرد مثلاً در تقسیمات اموال و در چیزهای ظاهری و مادی و دنیایی میشود عدالت را رعایت کرد اما اینکه افراد را هماندازه دوست داشته باشیم این در حتی فرزندان قابل اجرای عدالت به معنای خاصش نیست.
رسول خدا به کسى که به یکى از فرزندان خود چیزى داد فرمود: آیا به همه فرزندانت مثل آن چیز را مىدهى؟ گفت: نه. فرمود: از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید.
سؤال دیگر؛ چرا مردم را فقط اجراى عدالت اصلاح مىکند؟ شاید جهت این باشد؛ (عدالت اقتصادی) فقر ضد عدالت است همانطور که زیادهخواهی و رانت خواهی و امثال اینها که به تعبیر قرآن تکاثر، ضد عدالت است؛ و هر دو اینها عامل فساد انسان هستند، همعقیده را خراب میکنند هم اخلاق را. ریشه ولنگاری اخلاقی و از بین رفتن خانواده و برهم خوردن نظم اجتماع همین است.
اما عدالت بخصوص عدالت اقتصادی، در تربیت و اخلاق و فرهنگ تأثیرگذار است؛ و باید در همه این امور توجه داشته باشیم که منشأ عدالت به همه شقوقی که دارد، عدل الهی است.
و برقراری این عدل و عدالت امری دستیافتنی است و الا خدای حکیم امر به آن نمیکرد. البته موانع اجرا فراوان است نظیر کوتاهی و عدم تعهد و دنیادوستی و قدرتطلبی و هوس مداری و صاحبان نفوذ و کسانی که ممانعت از اجرای احکام اسلام میکنند هرکدام به نحوی جلوی اجرای عدالت را میگیرند.
اما آنچه مسلم است این است که نمیتوان باکسانی که اعتقادی به عدالت و اجرای آن ندارند عدالت را برقرار کرد. لذا نظام اسلامی اول باید دست چنین افرادی را از مسئولیتها و اموال عمومی و امثال ذالک قطع کند.
کسی که مالدوست است، دنیاطلب است، سازشکار است، رانتخوار است و امثال این بلاها به جانش افتاده، آیا خودش میتواند با اینها مبارزه کند؟! نمیتواند. مسئول جایی است و خودش اهل رانت است، بعد میخواهد مبارزه با رانت کند؟ خب نمیشود. افرادی را که سرکار میگذارد کسانی هستند که با او رابطه مالی و روابط مختلفی دارند؛ که در نظام اسلامی اگر بخواهد عدالت برقرار شود آن افراد باید سرکار نباشند.
لذا امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه فرمودند چنین شخصی ظالم است. لااقل به خودش ظلم میکند و کسی که به خود ظلم میکند چطور درباره دیگران به عدل رفتار میکند. خداوند فرمود: «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» عهد من به ظالمین نمیرسد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از یاد مرگ غافل نیستند. مرگ را ادامه زندگی در سرای دیگر میدانند که باید برای آن سرا در دنیا زاد و توشه فراهم کنند.
مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸۲ از حکم نهجالبلاغه به هشت پند و موعظه اشاره فرمودند که ترجمه آن را برای استفاده از وقت عرض میکنم. حضرت فرمود: انسان در دنیا هدف تیرهاى مرگ است، غارتشدهای است که درد و بلاها بهجانب او شتابانند. با هر آشامیدنش گلوگیر کردنى و با هر لقمهاى غمهایی همراه است. هیچکس به نعمتى نمىرسد مگر به قیمت جدا شدن از نعمت دیگرى و روزى از عمر خود را استقبال نمىکند مگر با جدا شدن از روزى دیگر از عمر خود، پس ما خود به مردنها کمک مىکنیم و نفوس ما در معرض نابودیهاست، پس از کجا ما به جاودانگى امیدوار باشیم درصورتیکه این شب و روز براى کسى حرمت قائل نشدند مگر اینکه زود از آن حالت به ویران کردن ساختهها و پر کردن جمع آوردههاى خود پرداختند.
در این هفته مناسبتهای متعددی داریم. امروز اول ماه شعبان المعظم است. بر همه شما امروز و اعیاد این ماه مبارک باشد. مقدمه ورود به ماه رمضان است و باید خیلی مراقب بود. اعمال فراوانی دارد که هرکس بهاندازه وسع انجام دهد بهره میبرد بخصوص روزه که امام رضا علیهالسلام فرمود: رسول خدا در ماه شعبان بسیار روزه میگرفت و اگر از همسران رسول خدا روزه قضای ماه رمضان سال قبل به گردن داشتند تا ماه شعبان به تأخیر میانداختند.
و میفرمود شعبان ماه من است و برترین ماهها بعد از رمضان است، پس هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود. شفاعت پیامبر خیلی مهم است. یا در روایت دارد که حضرت فرمودند: هر کس دو روز آن را روزه بگیرد گناهان گذشته او بخشیده میشود و اگر کسی سه روز روزه بگیرد به او گفته میشود اعمال خود را از سر بگیر.
بعض اوقات افراد شکایت میکنند از وسوسههای روحی و یا پریشانحالی. مرحوم شیخ صدوق در کتاب شریف خصال روایتی را نقل میکند که؛ امام صادق علیهالسلام فرمود: امیرالمؤمنین علیهالسلام در جلسهای با اصحاب خود برای آبادی دین و دنیای مؤمن چهارصد نکته به آنها آموختند که یکی از آن نکات این است: روزه ماه شعبان وسوسههای درونی و پریشانی خاطر و آشفتگیهای قلبی را از بین میبرد. از این خواص غافل نباشید، از مناجات و دعا و استغفار غافل نباشید. بخصوص مناجات شعبانیه. در این ماه زیاد صلوات بفرستید. صدقه بدهید.
اتفاقاً تقارن خوبی پیدا کرد با ۱۴ اسفند که آغاز هفته احسان و نیکوکاری است و روز ترویج فرهنگ قرضالحسنه. فرصت را غنیمت بشمارید و اقدام داشته باشید بخصوص که پایان سال است و افراد گرفتار و نیازمند منتظر احسان شما هستند؛ و مردم ما در این زمینه همیشه خوش درخشیدند که باید قدردان بود. قرضالحسنه را توسعه بدهید. این سنت حسنهای است که خیلی از گرفتاریها را حل میکند. متأسفانه بانکداری ما آن نصاب لازمی را که باید داشته باشد ندارد. ولی این سنت قرضالحسنه اگر در بین مردم توسعه پیدا کند خیلی خوب است. اگر هم کسی بهتنهایی نمیتواند چند نفر باهم پولی را رویهم بگذارید و به کسی قرض بدهید و مشکل کسی را حل کنید. چند برابر ثمره دنیایی و آخرتی دارد.
یکی از صدقات پرسود که در روایت هم به آن تأکید شده است درختکاری است؛ که ۱۵ اسفند روز درختکاری و هفته منابع طبیعی تجدید پذیر است. قبل از خطبهها برادر بزرگوارمان مدیرکل مربوطه، مطالبی را خدمت شما بیان کردند و خدماتی که در این عرصه در استان انجامگرفته را و فعالیتهای خوبی که شده است را شرح کردند. من دیگر آنها را تذکر نمیدهم. کارهای خوبی شده است و انشاءالله همین مسیر ادامه پیدا کند. البته هر چه هم که کار شود کم است. ما بیشتر از اینها احتیاج داریم؛ بخصوص در استان باید کارهای بیشتری انجام شود. در این هفته کسی که میتواند اقدامش را داشته باشد.
من در سالهای قبل روایات متعددی راجع به این مهم برای شما خواندم. بالاخره همه شما میدانید که ما در حفظ منابع حیاتی خودمان مثل آبوخاک و محیطزیست و هوا و امثال اینها کوتاهیهایی داریم که باید جبران کنیم. اساساً یکی از وظائف دینی متدینین با توجه به سفارشهای اکید اولیاء دین، نگهداری و حفاظت از همین آبوخاک و محیطزیست است.
هرکسی اجازه ندارد آب را هر طور که دلش خواست مصرف کند. من این را مکرر عرض کردم. آب جزو مباحات اولیه است و کسی مالک آن نیست. حتی سازمان آب هم مالک آب نیست. به خاطر تصفیه کردن و رساندن آب از مبدأ به مقصد برای عملیاتی که انجام میدهند پول میگیرند. اینطور نیست که کسی بگوید من پول آب را میدهم. با پول دادن کسی مالک آب نمیشود؛ لذا حق ندارد کسی تصرف مسرفانه کند، تصرف ناعادلانه کند. پولی که شما میدهید پول مقدمات کار و رساندن آب از جایی بهجای دیگر است که آنهم با مقدار زیادی یارانه و اینجور چیزها همراه است. قیمت واقعی آن نیست. قیمت پمپاژ آب بعضی وقتها از منطقهای به منطقه دیگر خیلی بیشتر میشود از مقداری که شما پول قبض را میدهید؛ بنابراین اجازه مصرف زیاد از حد آب را ندارید. بزرگان را ببینید که یک لیوان آب را نصفش را میخوردند و نصفش را برای نوبت بعد نگه میداشتند. حالا ما شیر را باز میگذاریم برای کارهای جزئی که میخواهد انجام شود. این آبی که با زحمت به دست میآید. الآن سدها را ببینید. ما در نابود کردن منابع استاد هستیم؛ در نابودی آب، هوا، خاک، محیطزیست. مؤمنین با توجه به روایات باید اهمیت بیشتری بدهند.
حتماً درخت بکارید و مقید باشید درخت مثمر بکارید. افراد خوشذوقی را دیدم که پشتبام منزل خود را برای کاشت گل و گیاه آماده کرده بودند. این صدقه را در این ماه انجام دهید ثواب مضاعف خواهید داشت. به هر تقدیر لحظهلحظه ماه را غنیمت بشمارید. نیمه شعبان را به احیاء فراموش نکنید. خدمت به پدر و مادر صدقه است. این صدقه را در این ماه بیشتر کنید. احیای شب نیمه شعبان را هم فراموش نکنید که فضائلی دارد که در نوبت خودش عرض خواهم کرد.
سوم شعبان، سال گشت ولادت نورانى سرور و سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام است که روز پاسدار نامیده شد. تا آنچه لازمه پاسداری از اسلام و انقلاب است را پاسداران از نهضت عاشورا و امام حسین علیهالسلام فرابگیرند. این روز بر همه پاسداران مکتب اهلبیت و انقلاب مبارک باشد.
یکی از وجوه مشترک نهضت عاشورا با انقلاب اسلامی که از آن پاسداری میشود، جنگ نابرابر و مظلومیت جبهه حق است. کسانی که در این جبهه نبرد میکنند باید روحیه تکلیف گرا داشته باایمان قوی و یقین به هدف، اهل ایثار و از خود گذشتن باشند.
این نیرو با این روحیه توانسته است تا امروز بهعنوان یک نیروی راهبردی در مقابل هجوم توطئههای سهمگین و فتنههای پیچیده استکبار و عناصر داخلی آنان بایستد و از اسلام و انقلاب دفاع کند و حتی کمبودهای مادی و محدودیتها را با تلاش جهادی از بین ببرد.
دشمنان نقش سپاه را در حفظ و پیشبرد انقلاب، تبدیل ایران به یک قدرت مؤثر و برتر منطقهاى، شکلدهى به جبهه مقاومت و بیدارى اسلامى در جهان اسلام، به شکست کشاندن سیاستهاى آمریکا و رژیم صهیونیستى در منطقه را خوب میدانند. لذا این عزیزان در کانون تهاجم بیگانگان و دشمنان انقلاب و جریانهاى ضدانقلاب و لجن پراکنی آنان و گاهی دوستان نادان قرار میگیرند.
شناخت این نهاد از جهت ماهیت، نقش و عملکردی که برای اهداف اسلام و انقلاب دارد، براى مردم و بهویژه جوانان در گام دوم انقلاب یک ضرورت است. البته این را دشمنان انقلاب و استکبار جهانی و صهیونیستهای جنایتپیشه بدانند در دفاع از اسلام و انقلاب، ملت ایران همگی پاسدارند.
امام حسین علیهالسلام اسوه جهاد فى سبیل الله است؛ و به تعبیر رهبر معظم انقلاب هر موضوعی که متعلق جهاد قرار میگیرد حتماً دشمن دارد و باید از آن حراست کرد؛ و همچنین فرمودند: هر میدانی، جهاد متناسب خودش را دارد.
خوب است در این نوبت به اقسام جهاد اشارهای کوتاه داشته باشم.
الف) جهاد صغیر: که طبق روایات تعداد زیادی از فضائل زیرمجموعه آن است. مثلاً خدمت به خلق. امام صادق علیهالسلام فرمودند: مسلمانی که به دیدار برادر مسلمانش برود و برای برآوردن حاجتش برخیزد و در پی برآوردن حاجت وی تلاش کند، همچون مجاهد درراه خداوند است. یا فرمودند: برآورنده حاجت برادر دینی همچون کسی است که در جنگ بدر و اُحد درراه خدا، به خون خویش آغشته است.
مورد دیگر جهاد صغیر جهاد علمی. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که در طلب علم میرود، همچون کسی است که درراه خدا جهاد میکند. البته علمی که مفید به حال جامعه و مردم باشد.
ب) جهاد اصغر: که مبارزه و جنگ مسلحانه با کفار، مشرکین و منافقین است؛ که یکی از بهترین بیانات درباره اهمیت داشتن روحیه مبارزه و انقلابی و جهادی و آثاری که دارد را امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه ۲۷ فرمود. (باز یک عده کجاندیش بد برداشت نکنند؛ خطبه ۲۷ را مطالعه کنید) فرمود: «إنّ الجَهَاد… هُوَ لِباسُ التَّقْوی». جهاد جامهی تقواست. لباس انسان را از سرما و گرما حفظ میکند و درعینحال نشانه وقار و متانت شخص هم هست.
روحیه جهادی و انقلابی هم زره نفوذناپذیر الهی است و هم سپر مطمئن الهی است؛ یعنی هم پیشگیری است و هم بیاثر کردن حملات. کسی و یا ملتی که این دو را دارد پیروز است و شکست ندارد. این عبارت را در همان خطبه ۲۷ بخوانید که مجاهد دارای زرهی نفوذناپذیر «درع» میگوید یعنی زره؛ و یک سپر مطمئن است. این دو، دو کار میکنند. سپر کار زره را انجام نمیدهد. یکی حملات را بیاثر میکند، یکی پیشگیری میکند. مجاهد این دو را دارد.
ج) جهاد کبیر: که در آیه ۵۲ سوره مبارکه فرقان به آن اشاره کرد. «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَ جَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا». رهبر معظم انقلاب فرمودند: جهاد کبیر یعنی… جهاد برای عدم تبعیت، برای عدم دنبالهروی از دشمن؛ که این بیان باید نصب العین همه بخصوص دستگاه دیپلماسی باشد که باید اهل جهاد کبیر باشند. البته همه مردم باید باشند.
د) جهاد اکبر: که مبارزه با نفس را جهاد اکبر گفتهاند چون دشمنش دشمنترین دشمنان ماست «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیک». بدترین دشمن خودمان، خودمان هستیم.
ه) جهاد افضل: که در روایات به همین عنوان مواردی آمده است، یکی از آنها حق گوئی و عدالتخواهی است. مثلاً رسول خدا فرمودند: «أَفْضَلُ اَلْجِهَادِ کَلِمَهُ حَقٍّ [عَدْلٍ] عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ».
نمونه امروزی آن کجاست؟ رویکرد استکبارستیزی و ظلمستیزی نظام اسلامی که عدهای برنمیتابند، از مصادیق این نوع جهاد است؛ و ما جمعهها این دشمن عنود و لجوج را که این روزها در جریان مذاکره شیطنتهای او را میبینید فراموش نمیکنیم.
مورد دیگر رعایت حقوق عمومی؛ این مورد هم مصادیق فراوان دارد مثلاً تلاش برای برقراری امنیت جامعه که رسول خدا فرمودند: «أَفْضَلُ اَلْجِهَادِ مَنْ أَصْبَحَ لاَ یهُمُّ بِظُلْمِ أَحَدٍ». برترین جهاد، جهاد کسی است که صبح خود را با این نیت آغاز کند که به احدی ستم روا ندارد؛ یعنی جامعه در امنیت باشد.
نمونه دیگر که اهمیت آن امروز از موارد دیگر بیشتر باشد، جهاد رسانهای در مقابله با انواع جنگ نرمی است که امپراتوری خبری استکبار راه انداخته و این شاید از مهمترین مصادیق افضل الجهاد باشد.
توانمندان در این عرصه نباید کوتاهی کنند. امروز صحنه جنگ عوضشده و بهجای اینکه خاک را تصاحب کنند به دنبال تسلط بر دل و ذهن و افکار عمومی هستند. باید ورودیها را محکم کرد.
برای این جنگ باید بهسرعت خود را آماده و مسلح کنیم. اینکه روی شبکه ملی اطلاعات تأکید میشود چون تغییر زمین بازی به نفع خودمان است لذا کوتاهی در فراهم کردن آن جایز نیست.
و مسئله مهم دیگر اینکه باید سواد رسانه را برای حضور امن در فضای مجازی را برای آحاد مردم بالا برد.
افضل جهاد یکی از مهمترین مصادیقش امروز جهاد تبیین است که حضرت آقا به آن مدتی است تذکر میدهند. فرمودند: «امروز جنگ ما کجا است؟… آن جنگ، جنگ رسانهای، جنگ فضاسازی عمومی، جنگ تبلیغاتی است؛ خیلی مهم است… امروز وضعیت، شدّت بیشتری پیداکرده است».
یا فرمودند: «امروز بیشترین تحرّک دشمنان ما علیه ما بیش از تحرکات امنیتی و اقتصادی، تحرکات تبلیغاتی و جنگ نرم و تبلیغات رسانهای است؛ برای اینکه بر افکار عمومی مردم مسلط بشوند مبالغ هنگفت هزینه میکنند، کارهای بسیار انجام میدهند؛ … وقتی افکار عمومی یک ملّت در اختیار بیگانه قرار گرفت، حرکت آن ملّت هم طبعاً طبق میل آن بیگانه پیش خواهد رفت»؛ و دستورالعملهای لازم را برای افسران جنگ نرم در بیانیه گام دوم تبیین کردند که مهمترین آن امیدآفرینی بود.
یکی از مصادیق و الگوهای جهاد تبیین امام سجاد علیهالسلام است که در پنجم شعبان سال ۳۶ یا ۳۸ قمری در مدینه به دنیا آمد. شیوه و روش حضرت با توجه به وضعیت عصری که در آن زندگی میکرد جهاد تبیین بود، با استفاده از سلاحى برندهتر از اسلحه یعنى زبانِ خطابه بابیان حقایق الهى و دینى و همچنین رفتار معنوى خود، مردم را به زندگی دینی و اسلامی هدایت فرمود.
مورد دیگر؛ جهاد خانوادهداری است. این هم از آن مسائلی است که باید در این زمان اهمیت ویژه به آن داد چون دشمنان به آن طمع کردهاند و با اساس خانواده و تشکیل آن بهانحاءمختلف مبارزه میکنند. رسول خدا خانواده را محبوبترین اجتماع نزد خدای تعالی معرفی فرمودند.
و اتفاقاً شیطان و جنود او تلاش میکنند تا این نهاد الهی از هم بپاشد. قرآن کریم در آیه ۱۰۲ سوره مبارکه بقره از این دسیسه شیطان خبر میدهد (هم شیطان لعین، هم شیاطینی که در روی زمین دنبال میکنند کار او را همه دنبال این قصه هستند) که کار او «یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ» هست.
خب نباید تسلیم شیطان شد و یکی از مهمترین مبارزههای فرهنگی، اولاً تشکیل و ثانیاً حفظ نهاد خانواده است و چون لنگر و محور خانواده، بانوان هستند، جهاد بانوان به بیان امیرالمؤمنین علیهالسلام خانوادهداری شد؛ و اتفاقاً رسول خدا مهمترین دغدغه مردان برای بهتر شدن و توسعه زندگی را جهاد آنان نامید که «اَلْکَادُّ عَلَی عِیالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ». کسی که تلاش میکند خانواده را حفظ کند مجاهد است.
و جهاد اعظم: این جهاد خیلی سخت است که در روایات به آن افضل الاعمال گفتند یعنی انتظار فرج. چون با فرج حضرت حجت، تمام مشکلات و گرفتاریهای جامعه بشری برطرف میشود.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسی که بمیرد درحالیکه منتظر ظهور بود مثل کسی است که همراه حضرت در خیمه او بوده بلکه مانند کسی است که در مقابل رسول خدا با دشمنان در حال جنگ بوده؛ و امام سجاد علیهالسلام فرمود کسی که بر این عقیده باشد و بمیرد پاداش هزار شهید مثل شهدا بدر و احد دارد.
۴ شعبان روز ولادت قمرالعشیره عباس بن علی و روز جانباز را هم به همه شما و جانبازان و ایثارگران تبریک عرض میکنم. نکتهای راجع به کانون مساجد داشتم که باشد برای بعد انشاءالله.
در مناجات شعبانیه به خدای تعالی اینطور عرض میکنیم: چون تو را بخوانم دعای مرا اجابت کن. من بهسوی تو گریختهام و در حضور تو ایستادهام، درحالیکه به درگاهت پریشانی و زاری میکنم. آنچه در نزد توست به آن چشم امید دارم. تو از دلم آگاهی و حاجات مرا میدانی. خدایا تو اگر مرا از رزقت محرومسازی دگر چه کسی تواند مرا روزی دهد؟! و اگر تو مرا خوار گردانی چه کسی تواند مرا یاری کند؟! خدایا به تو پناه میبرم از غضب تو و از ورود خشم و سخط تو. خدایا اگر من لایق رحمتت نیستم، تو لایقی که بر من از فضل بیپایان و جودت ببخشی. خدایا من در توجهم به نفس خودم بر خود ستم کردم، پس ایوای بر نفس من، اگر تو او را نیامرزی. ای خدا چگونه مأیوس از احسان تو بعد از مردنم باشم، درحالیکه تو در تمام عمرم به من جز نیکی و احسان نکردی. و چون لطف کردی و گناهانم را بر هیچ بنده صالحی آشکار نکردی، پس روز قیامت هم مرا مفتضح و رسوا در جمع خلایق مگردان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/12/6 | 1400/12/6دستورات رئیسجمهور محترم راجع به اجرای قوانین قابلتقدیر است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه141
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت بتقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا درهمه امور منظمند و به وعده های خود عمل می کنند. راجع به مسائل مختلف عدالت بخصوص عدالت اجتماعی بحث می کنیم. قبلاً هم عرض کردیم که همه عالم بر اساس عدل بنا شده است یعنی نظام تکوین عالم از نظم و عدل برخوردار است که در قرآن کریم آیات فراوانی به همین مطلب اشاره دارد؛ مثلاً فرمود: «وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ». یعنی برای برافراشته شدن و برافراشته ماندن آسمان ها باید همراه میزان باشد که اگر توازن به هم بخورد نظم هستی به هم می خورد.
همین میزان در نظام تشریع هم هست در این بخش هم آیاتی داریم مثل اینکه فرمود: «وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ». یعنی قانون گذاری عالم هم همراه میزان است. اگر کتاب آسمانی را برای هدایت بشر فرستاده است همراه آن میزان را هم نازل فرموده است.
پس بین نظام تکوین و نظام تشریع، هماهنگی و پیوستگی در بحث عدل وجود دارد. همانطور که آسمان ها و کائنات به واسطه عدل برپاست اگر فردی یا اجتماعی بخواهد به کمال خودش برسد باید از شریعت و قوانینی پیروی کند که بر اساس عدل پی ریزی شده است. بنابراین از نظر اسلام همه شئون عالم بر پایه عدل و عدالت برپا شده است.
و زیبائی مطلب آنجاست که وقتی به روایات مراجعه می کنیم می بینیم دومین چیزی که خدای تعالی نازل کرده و فرستاده خداست امام است. که فرمود: «وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ». امام و پیشوا را میزان و یا میزان العدل نامیده اند که اولاً جایگاه رفیع امامت را بیان می کند و هم ردیف کتاب مجید است. ثانیاً اگر کتاب، هدایت جامعه و برقراری قسط و عدالت اجتماعی را بر عهده دارد و ساختن جامعه آرمانی بدون قرآن نمی شود، قطعا بدون میزانی که حق را از باطل جدا، عدل را از ظلم جدا کند هم نمی شود، امام را میزان نامیده اند و بدون امام رسیدن به عدالت اجتماعی میسر نخواهد بود. امام که همه شئون جامعه در اختیار اوست اعم از اقتصادی سیاسی اجتماعی نظامی فرهنگی را میزان العدل گفته اند.
میزان که ترازو است وقتی به درد می خورد که موزون را درست نشان دهد. یعنی عادل باشد. با این مقدمه عرض می کنم، عدل همان عدالت است که مظهر اصلی و مجری حقیقی آن در بین مردم و برقرار کننده عدالت اجتماعی در همه شئونش در جامعه بشری، امام معصوم علیه السلام است.
کتاب، قانون عدل است و امام، مجری عدل. امام که پیشوای امت است با دقت تمام در عرصه های مختلف جلوی ظلم و انحراف و امثال ذالک را می گیرد و عدالت اجتماعی را برقرار می کند. وقتی این شد آن وقت رفتار امیرالمومنین با کارگزارانش و مسئولین و در مقابل، رفتارش با بدنه مردم و مستضعفین معلوم می شود.
معلوم می شود که چرا می گوید ضعیف در نزد من عزیز است تا حق او را بستانم و در اختیارش قرار دهم و قوی در نزد من خوار است تا حق را از او پس بگیرم. معلوم می شود که چرا وقتی گرسنه و ستم دیده ای را می دید بدنش به لرزه می افتاد و پایش سست می شد. همان پاهای محکمی که در مقابل دشمن عقب نشینی نمیکرد و زره او پست نداشت. امام یک بچه یتیم را که میدید از خود بی خود میشد. و در سطح کمترین فرد جامعه زندگی می کرد.
در زمان غیبت هم همان روش و برنامه از قرآن و روایات توسط مجتهدین استخراج و استنباط می شود و تاحدتوان توسط حاکم مبسوط الیدعملیاتی و اجرا می شود. خلاصه این که ریشه عدالت اجتماعی، عدل خداست و همه ی عدالت از آنجا نشات می گیرد که فرمودند: «العدل سنّه اللَّه». عدالت سنت خداست همانطور که عدالت میزان خداست که فرمودند: «العدل میزان اللَّه».
مظهر این عدل کجاست؟ نظام اجتماعی اسلام و مسئولین و دولت مردان در این نظام باید عدل و عدالت اجتماعی را خوب بشناسند و بر اساس آن عمل کنند. امیرالمومنین علیه السلام در دستورالعمل برای اجرائی شدن عدالت در جامعه و بهره مند شدن مردم از نعمت عدالت به کارگزار خودش توصیه می کند که سه چیز را پشتوانه عمل خودت قرار بده. این کارگزار که میگوییم لازم نیست حتما رییس جمهور باشد، نه، هر کسی در هر جایی که محدوده ای از کار دستش است و چند نفر را باید مدیریت کند، بیت المال در اختیار او قرار گرفته است؛ اول: در حق همه مردم نیت خیر داشته باش. دوم: دندان طمع را بکش و چیزی برای خود و نزدیکانت نخواه. سوم: به راستی پارسا باش و آلوده مشو.
می بینید این دستورالعمل چقدر کارساز است و جلوی مفاسد را می گیرد؟ الان نگاه کنید بیشتر مفاسد و گرفتاری ها مربوط به عدم رعایت همین مواردی است که حضرت فرمودند. چقدر مسئولین زیاده خواه و رانت خوار و طماع و حریصِ به اموال عمومی و بیت المال برای کشور مشکلات جدی درست کردند؟ گرفتاری هائی که برای سرکار آوردن نزدیکان بی صلاحیت خود به وجود آوردند. همه اینها مذموم است و برقراری عدالت اجتماعی را عقب می اندازد.
حالا ما هی داد از عدالت اجتماعی بزنیم، اما در مسیر اجرا و کارگزاران و کسانی که باید کار را درست انجام بدهند، هیچ کدام را درست انجام ندهند؛ باز به دنبال این است که برادرش را ، پسرخاله اش را، بستگانش را، کسانی را که به او رای دادند و کسانی که برایش کارسازی کردند، حواسش به اینها باشد. شایسته سالاری و قاعده های لازم را در نظر نگیرد، خب در این شرایط عدالت اجتماعی برقرار نمی شود ولو آن کسی که دارد این کارها را میکند هی از عدالت اجتماعی سخن بگوید. باید در مقام عمل باشد، باید گفتمان رایج شود. عدالتخواهی باید باب شود. باید مطالبه شود.
کسی که جرات میکند به بیت المال دست اندازی و تصرفات داشته باشد یا اینکه نسبت به نصب و عزل افراد رانت خواری داشته باشد، البته بعضی وقتها طرف نزدیکانش صلاحیت های لازم را دارند. نمی شود بگوییم چون شخصی وابسته به فلان کس است پس دیگر نباید او را به کار گرفت، نه این هم درست نیست. باید از قابلیت های افراد استفاده کرد. اما اگر با رفت و برگشت و بده بستان در جایگاهی قرار گرفته باشد منظور ما این است. همه اینها مذموم است.
حضرت در نامه ۵۹ به کارگزارش دستور می دهد که امور همه مردم در نزد تو یکسان باشد. یعنی باید همه را به یک نظر ببینی. حضرت درعمل بیان می کند آن اصلی که میتواند تعادل اجتماعی را حفظ، و جامعه را سلامت نگه دارد و آرامش بخش باشد، عدالت است.
نتیجه کلام این است که اگرعدالت اجتماعی می خواهیم، اگر می خواهیم «لیقوم الناس بالقسط» محقق شود باید میزان، بر آن جامعه حکومت کند. امام عادل حاکم است، عدالت هم حاکم باشد.
بیانیه گام دوم را هم ملاحظه فرمودید که به مساله عدالت در همه شئون در چند جای این بیانیه توصیه اکید شده است. یعنی در چهل سال دوم باید این مسأله کاملا واضح شود. انقلاب اسلامی یک انقلاب عدالتخواه و عدالت محور است و باید عدالت در شئون مختلف او عدالت اقتصادی، قضایی، اجتماعی، عدالت سیاسی، در همه این مباحث باید ساری و جاری باشد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا در مسائل فراوانی که در طول زندگی با آن مواجه می شوند صبورند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۸۰ از حکم نهج البلاغه فرمود: «مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَکَهُ الْجَزَعُ». هر کس را پایدارى نجات نداد، بىتابى او را از پاى در آورد. یعنی باید در مصیبت های بزرگ و شکننده انسان به جای بی تابی باید صبر پیشه کند و شکیبائی به خرج دهد تا از هلاکت نجات پیدا کند.
به عبارت ساده تر حضرت می فرماید: هر کس بر مصیبت صبر نکند تا نجات یابد، پس بىتابى مىکند و هلاک مىشود. البته می تواند هلاکت اخروی هم مورد نظر باشد چون نتیجه بی صبری اقدام به اعمالی است که حسنات انسان را از بین می برد و مقدمات معصیت را فراهم می کند و در نتیجه عذاب و عقاب اخروی دامن گیر او می شود. خدای تعالی به همه ما توفیق صبر در همه مراحل را عنایت فرماید.
در آستانه سال گشت بزرگ ترین اتفاق عالم هستی قرار داریم یعنی آغاز رسالت آخرین فرستاده خدا برای ابلاغ آخرین شریعت یعنی مبعث رسول گرامی اسلام که این عید بزرگ را پیشاپیش به همه شما عزیزان تبریک عرض می کنم. البته باید به همه مردم و به بشر تبریک گفت چون رسول خدا به بیان قرآن کریم برای همه فرستاده شد و پیامبر همه است.
حضرت امام ره درباره عظمت روز مبعث فرمودند: «… روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر؛ من الأزل الی الأبد، روزی شریفتر از آن نیست؛ برای اینکه حادثهای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیوفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است… لکن حادثهای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود؛ زیرا که، بزرگتر از رسول اکرم در عالمِ وجود نیست ( غیر از ذات مقدس حق تعالی) و حادثهای بزرگتر از بعثت او هم نیست».
این بعثت اهداف و پیام هائی به همراه داشت. یکی از جدی ترین و محوری ترین پیام ها، پیام وحدت بین مسلمین است. آنچه که امروز مستکبران عالم از آن وحشت دارند امت واحده است. امت واحده ظرفیت بزرگی است که همه موانع را از سر راه بر می دارد که اگر به آن توجه جدی نشود و جای آن را تفرقه و جدائی بگیرد به تدریج امت اسلامی سقوط می کند. لذا می بینیم که از مهمترین توصیه های اولیاء دین بعد از اوامر قرآن کریم، تلاش برای وحدت است و هر کوششی که برای جدائی امت از هم انجام بگیرد و یا کاری طراحی شود که نتیجه اش در مقابل هم قرار گرفتن مسلمین باشد مذموم و گناه بزرگ شمرده شده است.
و می بینیم در طول تاریخ دست های پنهان و آشکار تلاش کردند و می کنند و امروز بیشتر هم شده که تفرقه جای وحدت در جامعه اسلامی را بگیرد و البته همه مسلمین باید با بصیرت و زمان شناسی و دشمن شناسی برای مهمترین عامل سعادت خود اقدام داشته باشند و کارهای لازم برای تحکیم وحدت را از توجهشان دور نکنند.
یکی دیگر از مهمترین اهداف ارسال رسل، بخصوص نبی مکرم اسلام، اقامه قسط و عدل در بین جامعه بشرى بود که قرآن کریم به آن اشاره فرموده است و شما مکرر شنیده اید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ…»(حدید/ ۲۵) که در خطبه اول مدتی است راجع به همین موضوع صحبت می کنیم.
با توجه به این که یکی از مناسبت های هفته آینده روز امور تربیتی و تربیت اسلامی است، به این هدف مهم رسالت و بعثت انبیاء الهى، به ویژه رسول مکرم اسلام اشاره می کنم که تعلیم و تربیت و آموزش جامعه در مسیر هدایت به دین الهى از اهداف مهم رسالت است. در سوره جمعه فرمود: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ». اول تربیت و تزکیه بعد علم آموزی را بیان میکند.
راجع به علم آموزی و تربیت و متخلق شدن به خلق الهی در منابع دینی فراوان تاکید شده یعنی جامعه مسلمین باید بر اساس هدف بعثت رسول خدا از تربیت بالا و رفتار نیکو و حسن خلق مثال زدنی برخوردار باشد. چون با آموزش و تربیت دینی عقول انسان ها به کمال می رسند و راه رسیدن به سعادت را طی می کنند. مرحوم کلینی روایتی را در کافی از رسول خدا نقل می کند که حضرت فرمودند: «وَ لَا بَعَثَ اللهُ نَبِیاً وَ لَا رَسُولًا حَتّى یسْتَکمِلَ الْعَقْلَ…» هدف از بعثت، تکمیل عقول بشر بوده است. عقل که کامل شد انسان به سمت تربیت حرکت میکند.
حضرت آقا در سال های گذشته دستورالعملی دادند، فرمودند باید چهره رسول خدا را به جهان معرفی کرد.حالا از آن سالها تا امروز باید ببینیم که کسانی که کار به دستشان بوده چقدر اقدام کردند! دستگاههای مربوطه، سازمان تبلیغات، دستگاههای تبلیغی راجع به معرفی چهره رسول خدا به جهان، که لااقل ایران باید اقدام میکرد به این کار ، چقدر این کار را انجام دادند؟ چقدر راجع به این قصه فعالیت داشتند؟
می دانید که شناخت رسول خدا بدون شناخت قرآن ممکن نیست. در روایت دارد که رسول خدا را جز خدا و علی نشناخت. لذا برای شناختن رسول خدا از قرآن کمک بگیریم و بعد همان را بیان و تبلیغ کنیم.
من چون فرصت بحث مفصل ندارم خیلی کوتاه به چند مورد اشاره می کنم که بعد اگر کسی خواست دنبال کند. عمدا هم بحث بعثت را از باقی مباحث طولانی تر عرض میکنم. در قرآن کریم در سوره احزاب آیه ۵۶ وظیفه ای برای ملائکه تعریف شده که به همراه خداوند بر پیامبر درود بفرستند. «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ» بعد به مردم هم امر می کند همانطور که آن ها درود می فرستند شما هم بفرستید. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» این فضیلت بزرگی برای رسول خداست که تمام عالم هستی بر او درود می فرستند. یعنی وقتی خدا به همراه ملائکه و مومنین درود میفرستند قطعا بقیه موجودات عالم وقتی میبینند خدا و ملائکه دارند درود میفرستند آنها را همراهی میکنند. یعنی همه عالم هستی دائما بر پیغمبر و آل پیغمبر صلوات میفرستند.
یا خدای تعالی در آیه ۳۲ آل عمران دستور داد حضرت را اطاعت کنیم. این یک فضیلت است. «قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرینَ» اعراض از رسول خدا کفر است. اگر کسی از جهت اعتقادی رو برگرداند کفر اعتقادی پیدا کرده و اگر در عمل اعراض کند و به دستورات عمل نکند، کفر عملی دارد.
و در بعد تشویق هم در قسمتی از آیه ۱۳ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ». این فوز عظیم که بهشت جاودان بخشی از آن است با پیروی از خدا و رسول خدا حاصل می شود. آیات دراینباره فراوان است.
یکی از ویژگی های رسول خدا این است که او جز وحی نمی گوید. آیات ۳و۴ سوره مبارکه نجم: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى» این بیان خدا را توجه بفرمائید که چقدر دقیق و گسترده است. هر سخنی یا حق است یا باطل اگر حق شد برابر وحی است یعنی باید برابر وحی باشد و الا هوی و هوس است.
حالا اگر آمدیم بالاتر و در مسائلی که مربوط به قانون گذاری و هدایت و سعادت بشر است، میخواهیم جامعه سازی کنیم، میخواهیم نظام تربیتی، نظام اداره کشور، حکومتداری و کشورداری را تنظیم کنیم، مسائل مربوط به قانون گذاری و هدایت باید از وحی استفاده شود، اگر از وحی استفاده نشد فقط به عقل بشر آن هم نه عقل به ما هو عقل بلکه عقل این شخص و آن شخص توجه شد می شود هوی و هوس و انسان را سعادتمند نمی کند. گاهی برخلاف فطرت قانون تصویب می شود. ازدواج هم جنس و ازدواج با حیوان و امثال اینها که فراوان می شنوید. تن یک حیوانی و چهارپایی لباس عروس میپوشاند و میرود عقدشان را هم میخوانند و بعد هم میروند باهم زندگی میکنند. بعد هم باهم محشور میشوند.
رسول خدا پیامبر همه انسان هاست: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّهً لِلنَّاسِ…» مثل قرآن که برای همه بشر فرستاده شده: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ…» ناس یعنی همه بشر اما همانطور که از قرآن فقط متقین و اهل ایمان بهره می برند: «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ» از رسول خدا هم فقط مومنین استفاده می کنند و این چراغ پرفروز را پشت سر می گذارند: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ…».
به این روایت توجه کنید، امام صادق علیه السلام فرمودند: «وقتی نام پیامبر برده می شود بر آن حضرت زیاد صلوات بفرستید زیرا اگر کسی بر رسول خدا صلوات بفرستد خدای سبحان با هزار صف از فرشتگان بر او صلوات می فرستد». البته تعداد هر صف چند نفر است را فقط خدا می داند.
مکرر در مکرر حضرت امام فرمودند نباید به آمریکا اعتماد کرد و بعد از او خلف صالحش حکیم و فرزانه رهبر معظم انقلاب فرمودند آمریکا قابل اعتماد نیست اگر با او دست دادید انگشتان دست خود را بشمارید. و اتفاقاً شواهد فراوان تاریخی هم این بیانات را گواهی می کند چه آنها که بر سر ملت خود ما آوردند چه ملل دیگر. مثل عراق که امروز حتی نمی تواند یک اسلحه سبک کمری برای خودش بسازد برای تامین امنیت خودش. یک وقتی برای خودش قدرتی بود.
یک نمونه آن همین اوکراین است. در یک زمانی به خاطر اینکه بهترین تجهیزات سلاح های هسته ای را داشت او را به عنوان سومین قدرت اتمی جهان می شناختند. چند سال بعد از فروپاشی شوروی با امضای معاهده بوداپست متعهد به تحویل سلاح های هسته ای خودش شد و در مقابل آمریکا و انگلیس و چند کشور دیگر متعهد شدند از امنیت و تمامیت ارضی اوکراین در مقابل هر متجاوزی حمایت کنند و تعهدات را در بالاترین سطح امضاء کردند. آن بیچاره هم به تعهد خودش کامل عمل کرد و بعد به حاشیه رفت و کشوری آسیب پذیر شد. انقلاب نارنجی هم در همانجا اتفاق افتاد.
امروز همان آمریکا و انگلیس اعلام می کنند ما روسیه را فقط تحریم می کنیم چون اوکراین برای آنان ارزشی ندارد که به دفاع از او وارد جنگ با روسیه بشوند و حمایتش کنند؛ با اینکه امضا کردند و تعهد دادند. او هم فکر میکرد آنها خیلی به تعهداتشان پایبند هستند. سیاستمدار معروف اوکراینی در کتابش می نویسد همه ما فریب خوردیم که به آن معاهده دست زدیم. اینها تجربه است. این تجربیات در دست دستگاه دیپلماسی ما هست و امیدواریم به خوبی در صحنه های مختلف وارد شوند همانطور که تا امروز وارد شدند تا منافع و حقوق مردم از بین نرود.
امروز غرب با جنگ روانی و القاء بعض امور از طریق رسانه های در اختیار، و عقبه داخلی واداده اش تلاش می کند تا بر افکار عمومی مردم ما تاثیر بگذارد و مذاکره کنندگان و تصمیم گیران را به توافقاتِ کم ارزش که به نفع ملت نیست وادار کنند.
اما مردم ما به خوبی می دانند که مذاکره مستقیم هیچ گرهی را باز نمی کند و هیچ توافقی بدست نمی آید. با مذاکرات همه گره ها بازشده است الان آمریکا به جای بازی درآوردن رسانه ای و امثال اینها باید تصمیم بگیرد. تصمیم هم نگیرد البته پاسخ همیشگی مردم بصیر و هوشیار و انقلابی ما در مقابل زیاده خواهی های غرب و به خصوص آمریکا یک چیز است که مرگ بر آمریکا.
دستورات رئیس جمهور محترم راجع به اجرای قوانین، قوانین روی زمین مانده و اجرا نشده قابل تقدیر است. امیدواریم راجع به همه مسائل کشور بخصوص مسئله قیمت اجناس و توان خرید مردم قاطعانه و سریع تر وارد عمل شوند و دستورات بُرّنده تری بدهند تا این ایامی که در پیش از مردم دچار زحمت بیش از پیش نشوند
نکته ی استانی هم اینکه عزیزان در عزل و نصب ها دقت لازم را داشته باشند و به خواسته های مردم در این زمینه توجه بیشتری بکنند. نگذارید استان بیشتر از این ضرر بکند.
ماه رجب در حال سپری شدن است و به ماه پر فضیلت شعبان نزدیک می شویم این روزهای باقیمانده را از دست ندهیم. به خودتان برسید. قیل و قال دنیا تمام خواهد شد و ما می مانیم و کمی اعمالمان و فرصت های از دست رفته و حسرت ابدی. دعا در حق دیگران را فراموش نکنید در این ماه و ماه بعد. دعا برای اسلام و مسلمین و جهان اسلام، برای فرج مولایمان، مشکلات جامعه، مسائل اقتصادی جوان هایمان بخصوص مشکلات مربوط به جوانان از ازدواج و مسکن و کار و مسائل این ها زیاد است که با دعای اهل ایمان حل خواهد شد. ماه رجب فرصتی است برای این امور این ها را از دست ندهیم. چند روز باقیمانده را دقت کنیم. آنهایی که توان روزه دارند از دست ندهند.
۸ اسفند مصادف با ۲۵ رجب شهادت امام کاظم علیه السلام را به همه شما تسلیت عرض می کنم. یکی از زمان های پر اختناق زندگی ائمه علیهم السلام دوران امامت امام کاظم علیه السلام بوده است که بنی عباس حاکم بودند. حضرت در سن ۲۵ سالگی امام شد و ۳۵ سال تقریبا امامت کرد.
عباسیان با ایجاد رعب و وحشت همه مخالفان خود را سرکوب کردند. از مهمترین فعالیت های امام کاظم علیه السلام این بود که نهضت علمی پدر بزرگوارش را دنبال کرد و مجالس علمی و فرهنگی را احیاء کرد و صدها محدث، مفسر و مبلغ تربیت نمود و به کمک آنها توانست از مکتب تشیع پاسداری کند و حرکت آن را تداوم بخشد.
در دوران امام کاظم کتاب های زیادی از اقوام مختلف از هند و یونان و روم به بلاد اسلامی آمد و به عربی ترجمه شد و بعد علوم توسعه پیدا کرد؛ خصوصا علوم ظریف و هنری در آن دوره خیلی تقویت شد.
و کلامی از حضرت برای شما بگویم که فرمودند: از ما نیست کسی که هر روز خود را ارزیابی نکند. ماه رجب فرصتی است برای ارزیابی خودمان.
در نهایت در زندانهارون الرشید و به دست سِندى بن شاهک مسموم و مظلومانه به شهادت رسید. آن روزی که حضرت به شهادت رسید، حضرت را آوردند از زندان بیرون در حالی که مینویسند ۴ غلام یک تخته پارهای را بر دوش گرفته بودند؛ اینقدر که حضرت نحیف شده بودند در مدتی که در زندان بودند. کسی هم که جلوی ۴ غلام حرکت میکرد و میگفت «هذا امام الرفضه» او هم در مقام مذمت بود؛ چون رافضی بودن آن موقع به عنوان یک ننگ بیان میشد. یعنی او داشت مذمت می کرد این طور نبود که تبلیغ کند.
در تاریخ می نویسند وقتی حضرت به زندان می رفت خوشحال بود که فرصتی پیدا می شود برای اینکه با خدای تعالی راز و نیاز کند و دعا بخواند؛ اما روزهای آخر عمر شریفشان دعاهایشان خیلی عجیب بوده است؛ این بوده که خدایا همانطور که دانه را از دل خاک نجات میدهی من را هم نجات بده.
امام را آوردند روی جسر بغداد و روی آن پل قرار دادند. مردم و شیعیان از اطراف آمدند و آنقدر بر بدن مطهر امام کاظم سلام الله علیه گل ریختند که آن منطقه معروف شد به سوق الریاحین بازار گلها؛ اما دلها بسوزد برای آن بدنی که به جای گل بر آن بدن نیزه دار نیزه میزد…
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/29 | 1400/11/29نباید گذاشت فرهنگ اباحه گری بخصوص در دستگاههای حاکمیتی رواج پیدا کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه142
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت بتقوای الهی دعوت میکنم متقین اهل عدالتند. بحث ما درباره عدالت بود. و عرض کردیم اسلام هدف اصلی بعثت انبیاء الهی و نزول کتب آسمانی را تحقق عدالت در همه شئون بیان کرده است.
یکی از اسباب نابودی جوامع بی عدالتی است که رسول خدا فرمودند: «ایها الناس انما هلک الذین من قبلکم…» ای مردم، همانا اقوام پیش از شما از این جهت تباه شدند که چون یکی از اشراف آنان به سرقت اقدام میکرد، او را کیفر نمیکردند و چون ضعیفی دست به دزدی میزد، او را به کیفر میسپردند. اشاره به این است که باید عدالت قضائی رعایت شود تا عدالت اجتماعی کامل محقق شود. و البته بزرگترین درد جامعه بشری در همه زمانها، بیعدالتی بوده است.
گاهی بعض از احادیث کمرشکن هستند. به خصوص برایکسانیکه مسئولیتی در اختیار دارند، اگر مسئولیت شناس و دغدغهمند باشند باید خیلی دقت کنند که مشمول این احادیث نشوند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مَنْ وَلِیَ شَیْئاً مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَضَیَّعَهُمْ ضَیَّعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل». کسى که ولایت امرى از امور مسلمانان را داشته باشد، و کار ایشان را ضایع و تباه کند، خداى بزرگ او را تباه خواهد کرد. همه کسانی که کار مردم در دستشان است را شامل میشود چه کار مهم و اساسی و چه کارهای کوچک و پیش پا افتاده. شامل همه قوا هم میشود و فرقی بین مجریه ومقننه و قضائیه نیست. فرقی بین کسی که مسئول گرفتن یک نامه است و امضا کردن آن با کسی که رئیس آن اداره است نیست. اگر مسئولیتی را سپردند و ضایع کرد شامل این حدیث است.
در خطبه ۳۷ امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: «مردم خوار و زبون در نزد من عزیزند تا حقّشان را بستانم، ومردم عزیز در پیش من خوار و زبونند تا حقّ را از آنان باز پس بگیرم». این روش حضرت بود و هرگز عقب نشینی هم نکرد. اینگونه رفتار نتیجهاش عدالت اجتماعی است. وقتی مسئول جایی اینگونه عمل کند عدالت اجتماعی محقق میشود.
و در خطبه ۱۳۶ فرمود: «و به خدا سوگند که داد ستمدیده را از ستمگر بستانم و دماغ ستمگر را به خاک بمالم و او را به سرچشمه حق و عدالت بکشانم؛ هر چند او را خوش نیاید».
دربرخورد با کسانیکه به دیگران ظلم میکنند نباید کوتاهی کرد. با رعایت عدالت است که امنیت و آرامش به جامعه میرسد و رضایت عمومی به دست میآید. لذا امام در اجرای عدالت مصلحت اندیشیهای مصطلح را نداشت و با اینکه میدانست ریشه بسیاری از نارضایتیهائی که عدهای از حکومت او دارند به خاطر رعایت عدالت است اما هرگز راضی نشد به خاطر حفظ عدهای مسیر عدالتخواهی منحرف شود. اگر پیرو علی هستیم باید اینگونه عمل کنیم.
وقتی دوستان خیراندیش از او خواستند مصلحتاندیشی کند و کمی در این زمینه انعطاف داشته باشد جواب آنان رادر خطبه ۱۲۶ بیان کرد که هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. و در من مصلحت اندیشی نخواهید دید.
و آنقدر بر اجرای عدالت پافشاری داشت که قاعده معروف «قانون عطف بماسبق نمیشود» را نپذیرفت. این یعنی امروز قانونی را میگذارند و میگویند تا قبل از امروز هرکسی خلاف آن را انجام داده با او کاری نداریم. از امروز به بعد رعایت میکنیم. ایشان در خطبه ۱۵ فرمود: حقوق اجتماعی مشمول مرور زمان نمیشود پس اگر کسی اموال را به عنوان مهر به همسرش هم بخشیده باشد پس میگیرم.
و جالب است بدانید این روش سیره رسول خدا بود. همانطور که مکرر عرض شد آغاز حرکت همه پیامبران دعوت به اجراى عدالت و قیام انسانها براى عدالت بوده است «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» از اولین پیامبر این وظیفه را داشته تا آخرین و خاتم آنان یعنی محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله.
محمّد بن مسلم که یکی از روات معتبر است مىگوید: از امام باقر علیهالسلام راجع به سیره رسول خدا پرسیدم که چگونه بود؟ فرمود: «آنچه را که در جاهلیّت بود باطل کرد، و با اجراى عدالت با مردم روبرو شد». یعنی رسول خدا در جامعه آن زمان هر چه بی عدالتی بود را ریشهکن کرد و جلو مفاسد را گرفت و تا بتواند جامعهای اسلامی بر اساس موازین اسلام که قائم به عدل و احسان است را برپا کند.
آخر کار که دوران حکومت امام عصر سلاماللهعلیه است چگونه است؟ در ادامه امام باقر علیهالسلام فرمودند: «و چنین است قائم علیهالسلام که چون قیام کند، آنچه را در دوره فترت در دست مردم بوده است باطل مىکند، و با عدل با ایشان روبرو مىشود». یعنی روش امام عصر ارواحنا فداه هم در آن دولت کریمه بر اساس تعالیم رسول خدا اجرای عدالت است.
نکته دیگری اینجا برای تکمیل بحث عرض کنم و آن اینکه امیرالمومنین علیهالسلام درنهجالبلاغه فرمودند: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچندگاه، متناسب با خواستههاى انسانها، رسولان خود را پى در پى اعزام کرد تا وفادارى به پیمان فطرت را از آنان مطالبه نمایند ( دوباره مردم را دعوت به فطرت اولیه کنند ) و نعمتهاى فراموش شده را به یاد آنها آورند و با ابلاغ احکام الهى، حجّت را بر آنها تمام نمایند و گنجهاى پنهانی عقلها را آشکار سازند و نشانههاى قدرت خدا را به آنان نشان دهند».
این عبارت یعنی دنبال عدالت و اجرای آن بودن یک امر فطری است که انبیاء از اولین تا آخرین و بعد، تا آخرین وصی آمدهاند تا آن را شکوفا کنند. لذا بعد از دعوت به توحید، به عدل دعوت میکردند که در قرآن کریم آیات را ملاحظه کردهاید. و امام عصر ارواحنا فداه به گونهاى عدالت را اجرا خواهد کرد که هیچ کس نتواند از پذیرفتن آن شانه خالى کند.
برای قسط معنائی هست که با توفیق الهی در نوبت دیگر با قید حیات انشاءالله مطرح میکنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین حقمدارند و مدافع حق. مولانا امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت ۱۷۹ از حکم نهج البلاغه فرمود: «مَنْ اَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ عِنْدَ جَهَلَهِ النَّاسِ». هر که به خاطر حق، چهره بنماید و از حق جانبدارى کند [از نظر مردم نادان] به هلاکت افتاده است. یعنى کسى که در راه حق، مقابل دیگران میایستد، به تصور مردم نادان خودش را از بین برده است.
چون جاهلان به خاطر غلبه محبت دنیا و امثال آن بر دلهایشان تصور میکنند حق ناتوان است. عبارت توضیح زیادی لازم ندارد و معنا روشن است که جاهلان طرفداری از حق را نابودی میدانند. خداوند فهم درست دین را به همه ما عنایت فرماید.
۱ اسفند روز روحانیت و دفاع مقدس و ۳ اسفند کودتای رضاخان و روز تجلیل از اسراء و مفقودین است. من به هردو در یک بحث اشاره می کنم.
بعد از جنگ جهانی اول انگلیسی ها برای دست اندازی بیشتر به منافع ایران تصمیم به کودتا گرفتند و برای عملیات کودتا احتیاج به دو عنصر وابسته سیاسی و نظامی داشتند. سید ضیاءالدین طباطبائی چهره سیاسی و رضاخان میرپنج چهره نظامی آنان بود. و توافقی هم که کردند این بود بعد از فتح تهران، سید ضیاء نخست وزیر شود و اداره کشور را به دست بگیرد.
سوم اسفند سال ۱۲۹۹ش، قواى قزاق به فرماندهى رضاخان از قزوین به سمت تهران حرکت و بدون مشکل تهران را تصرف کردند و احمدشاه قاجار ازروى ترس و بدون واکنش، رضاخان را فرمانده کل قوا و وزیر جنگ و سید ضیاء را به عنوان نخست وزیر منصوب کرد.
رضاخان با سرکوب جنبش های آزادی خواه و حفاظت ازمنافع نامشروع انگلیس و حمایت آنان، به پادشاهى ایران رسید و تا سال ۱۳۲۰ ش، مستبدانه حکومت و از انگلیس حمایت کرد و حمایت دید. اما در جریان جنگ جهانى دوم، چون به آلمان گرایش پیدا کرد او را از پادشاهى خلع و تبعید کردند.
دوران رضاخان و بعد از او فرزندش فشارهای فراوانی به حوزه دین و فرهنگ دینی و روحانیت صورت گرفت. حکومت برای این که دین و نفوذ روحانیت را از بین ببرد از فعالیت گروه های ضد دین و جریانات روشنفکری و مارکسیستی حمایت می کرد. هر گروهی مقابل دین بود حکومت او را حمایت میکرد. علت هم روشن بود چون تنها نیروی معنوی و سیاسی که می توانست در برابر او بایستد، روحانیت بود. مثل مرحوم شهید مدرس و حاج آقا نورالله.
امام در این باره فرمودند: «اجانب، … ملاحظه کردند که یکی از گروههایی که میتواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرت های خارجی، روحانیت است… اگر شما هم مطبوعات آن وقت را و رسانه های گروهی آن وقت را در نظر بگیرید، یا آن مقداری که از آنها باقی مانده است مطالعه کنید، میبینید که تمام رسانه های گروهی و تمام مطبوعات کشور و رادیو، سینما، تئاتر و تمام اینهایی که در یک کشوری میتواند کار صحیحی بکند، همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاستند». طوری شد که حتی یک فتوای بر علیه نیروهای خارجی که در جریان جنگ دوم جهانی وارد ایران شده بودند، ندادند.
هدف دیگر سرکوب روحانیت توسط رضاخان این بود که روحانیت نمی گذاشتند کشور مثل ترکیه لائیک شود و دین در جامعه ازبین برود. امام در تبیین مطلب فرمودند: «وقتی که جای پایش محکم شد (رضاخان) ، هدف اول و آنچیزی … که برای او تنظیم کرده بودند، تضعیف این قشر. برنامه این بود که این قشر در بین ملّت، حیثیت خودش را از دست بدهد تا این که بتواند آن کارهایی که میخواهند انجام بدهند. روزنامه نویس های آن وقت و قلم داران آن وقت، مجّهز شدند و همه به ضد روحانیت مشغول کار شدند».
و همه این ها به دستور انگلیس بود چون به تعبیر امام، رضاخان نمی دانست حاء روحانیت با هاء هوز است یا حاء حطی. میدانید که سواد نداشت. مدتها روی او کار کردند تا به او یاد بدهند بنویسد رضا. برای امضا فقط رضا میتوانست بنویسد بیشتر از آن سواد نداشت.
البته روحانیت به مرور فعالیت خودش را از سال ۱۳۲۲ ش. به بعد با حمایت و هدایت های آیتالله قمی و کاشانی شروع کرد. و تا امروز جلودار همه حرکت های خیرخواهانه و مفید به حال ملت بوده و در همه جریانات و اتفاقات مهم و فراگیر کشور حضور فعال و مسئولانه داشته و هرگز از مردم فاصله نگرفته است. حضور در دوران دفاع مقدس و تعداد شهدای تقدیمی خود گواه است. طبق آمار در دوران جنگ هر روز یک شهید داده است که نسبت به اقشار دیگر شهدا قابل مقایسه نیست. امروز هم در عرصه سازندگی و مواسات و گروه های جهادی و مدافع حرم و مدافع سلامت فعال است و شهید می دهد و البته معاندان داخلی و خارجی هم در سعایت کوتاهی نمی کنند. الان میبینید که جریان و جوی فراهم شده برای سعایت کردن. این هم نکته ای است که حضرت آقا دیروز فرمودند که باید به آن توجه کرد.
روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، که مصادف با چهلم فاجعه قم در ۱۹ دى بود، در بسیارى از شهرها به خصوص تبریز با دعوت شهید آیت الله قاضی و ده تن از علمای تبریز برای یاد و خاطره شهداى آن فاجعه، مجالس ختم و سوگوارى برگزار شد. و این حرکت منشاء آثار و برکاتی برای انقلاب تا پیروزی بود.
حضرت امام در پیام به مردم تبریز فرمودند: «سلام بر اهالى شجاع و متدین آذربایجان عزیز من! نمىدانم با چه زبانى به اهالى محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عامهاى پىدرپى را محکوم کنم». که دیروز حضرت آقا اشاراتی داشتند که حتماً ملاحظه فرمودید. تاکید ایشان بر شکرگزاری، حضور مردم، تبعیت از اهل بیت، استمرار حرکت انقلابی و نیازهای بلند مدت کشور مثل تربیت دانشمند و فرزندآوری و تکثیر نسل بود.
راجع به جمعیت توجه دارید که جمعیت جوان ایرانی به سرعت در حال سالمندی است ویکی از اهداف راهبردی هر کشوری حفظ نمای جمعیتی جوان است و معمولاً تلاش میکنند تا میانه جمعیتی خود راروی جمعیت جوان ودرسن کار تنظیم کنند. ما در ایران طبق گفته متخصصین تقریبا ۸ سال فرصت داریم تا از پنجره جمعیتی باروری کشور که در گذار جمعیتی یک بار این فرصت پیش می آید استفاده کنیم واین فرصت مناسبی برای زوجین است در اقدام به فرزندآوری. این ۸ سال را نباید از دست داد.
لازم است در این رابطه نهادهای فرهنگی و رسانه ها به خصوص رسانه ملی و نهادهای تبلیغی و ترویجی با نگاهی قرارگاهی با تقسیم کارِ مشخص، هدفمند، هوشمندانه و باورپذیر در سطح افکار عمومی فرهنگ سازی کنند و جلوی خسارت های آینده را بگیرند. قانون ازدواج آسان را دستگاههای متولی به جریان بیندازند، مواد خوبی پیش بینی شده که کارساز است. من یک نوبت در استان اقدام کردم به برگزاری جلسات اما متاسفانه ادامه پیدا نکرد. باید همه همت کنند. کار یک نفر و دو نفر نیست. دستگاههای متولی باید با هم باشند. اگر آن قانون اجرا شود خیلی آثار و برکات خوبی خواهد داشت.
تذکرات ولیّ را جدی بگیرید کوتاهی باعث خسارت خواهد شد در مورد برجام و هسته ای تذکرات ایشان را ببینید. راجع به اقتصاد مقاومتی کلام ایشان را از سال ۹۲ تا امروز ببینید در بیان دیروزشان هم بود و اتفاقاً چون ۲۹ بهمن روز اقتصاد مقاومتی و کار آفرینی است. چند مورد از کلام ایشان را بگویم.
فرمودند: «آنچه من از مسؤولین واز مردم عزیزمان توقع دارم، این است که این شعار را بشنوند، باور کنند و دنبال کنند. تابلوکردن و در و دیوار را پرکردن و عکسزدن واینها هیچ لزومی ندارد». یعنی تا آقا یک پیامی را میدهند کشور پر از عکس می شود، سمینار و همایش گرفته می شود و سال تمام می شود. باید انجام داد؛ آقا هم همین را میخواهند.
فرمودند: «اقتصاد مقاومتی برای کشور ضروری است؛ تحریم باشد هم لازم است، تحریم نباشد هم لازم است. آنروزی که تحریمی هم در این کشور وجود نداشته باشد،اقتصاد مقاومتی برای این کشور ضروری است، لازم است. اقتصاد مقاومتی یعنی ما بنای اقتصادی کشور را جوری تنظیم کنیم وترتیب بدهیم که تکانههای جهانی در آن اثر نگذارد. تحریم را بامجاهدتِ در باب اقتصاد مقاومتی بایستی خنثی کرد. علاج مسأله تحریم، عبارت است از همین اقتصاد مقاومتی. کشور بدون اقتصاد مقاومتی رشد نخواهد کرد، مشکلات اقتصادیاش برطرف نخواهدشد، بلکه گرفتاریهایش روز به روز بیشتر خواهد شد، اگر ما اقتصاد مقاومتی را عمل نکنیم». ببینید خیلی قشنگ دائم ایشان تکرار کردند از سال ۹۲ تا امروز؛ و هنوز هم دارند میگویند. اخیرا هم گفتند ده سال است که میگویم اما انجام نمیدهند. این را باید مسئولینی که کار به دستشان است توجه داشته باشند.
مطلب دیگر ایشان که دیروز فرمودند پافشاری بر شعار انقلاب بود که مبارزه با استکبار است که الحمدلله ملت ایران محکم روی این مساله ایستاده اند و هر زمان که لازم بوده به اشکال مختلف خشم خودشان را به آمریکا نشان داده اند.
در جریان مذاکرات اخیر هم منافع ملت در صورتی تامین می شود که ضمانت لازم داده شود و راستی آزمایی صورت پذیرد که لازمه ا ش رفع همه تحریم هاست. که البته از آمریکا بعید است اقدام درستی داشته باشد. می بینید ۲۰ سال افغانستان را به چه روزی انداخت اخیراً هم دارائی آنها را بالا کشیده است. دوستانی که در صحنه حاضرند باید خیلی مواظب جمیع جهات باشند.
مطلب دیگر؛ فرمودند: «افکار عمومی را دشمن هدف قرار داده». این نکته ای است که نباید از آن غفلت کرد و روش های دشمن را باید یاد گرفت جنگ روایت ها از مهمترین ترفندهای امروز دشمن است در یک نوبت اشاره کردم که تکمیل میکنم.
جنگ روایتها را اخیرا در یک نوشته کوتاه چنین تفسیر کردهاند: نقل است که در سنتر پارک نیویورک سگی به کودکی حمله میکند، مردی که شاهد حادثه بود برای نجات کودک، خود را به روی سگ می اندازد و او را خفه میکند… خبرنگار نیویورک تایمز که ماجرا را از نزدیک میبیند به مرد میگوید: فردا تیتر اول نیویورک تایمز این است: “مرد شجاع نیویورکی جان پسری را نجات داد”. مرد در جواب خبرنگار میگوید: “من نیویورکی نیستم” خبرنگار میگوید پس تیتر میزنیم: “آمریکایی قهرمان جان پسری را نجات داد”. مرد میگوید: “ولی من آمریکایی نیستم، پاکستانی ام”. فردا تیتر نیویورک تایمز اینچنین شد: “یک مسلمان متعصب سگی را در سنتر پارک خفه کرد! اف بی آی احتمال میدهد القاعده در این جنایت دخیل باشد”. این جنگ روایت هاست.
این همان کلام رهبر حکیم و فرزانه است که فرمودند: «اگر شما حقایق جامعه خودتان و کشور خودتان و انقلاب تان را روایت نکنید دشمن روایت میکند». یک قصه را سه جور خودش اینجا گفته است. «هر جور دلش بخواهد توجیه میکند، دروغ میگوید، ۱۸۰ درجه با این خلاف واقع، جای ظالم و مظلوم را عوض میکند».
دیروز هم فرمودند: «باید جواب لجنپراکنیها، دروغپردازیها، تهمت زدنها، که به ارکان انقلاب تهمت میزنند، و دستگاه هائی که در پیشرفت انقلاب موثرند تهمت میزنند جواب داد. گاهی در داخل هم بعضی ها به اشتباه یا از روی غرض، کار دشمن را دنبال می کنند. جواب آن هائی که مغرضانه عمل می کنند را باید محکم داد».
تذکری هم باید اینجا داد که اهمیت رعایت آداب روشنگری به اندازه خودِ تبیین است لذا عزیزان دقت لازم را در بیان مطالب خود داشته باشند. با استفاده از کلام آقا به چند مورد فقط اشاره می کنم. بعداً دوستان روی این موضوعات کار کنند.
ایشان به کسی که میخواهد روشنگری کند میفرماید که این موارد را رعایت کند: آگاه سازی بدون ایجاد فتنه، فساد و دعوا/ متقن، مستدل و بهنگام/ دوری از جنجال، هیاهو و غرض ورزی/ عمارگونه و بدون تعصب و تعلقات جناحی/ استقامت و تکرار/ پرهیز از تهمت زدن/ روشنگری بدون اتّهام، بدون تهمت زدن، بدون مصداق معین کردن.
نکته دیگر اینکه امسال به حمدالله رویکرد جشنواره فیلم فجر نسبت به سال های قبل بهتر بود اما آنقدر خراب کاری شده که خوبی ها به این زودی ها خودش را نشان نمی دهد. بخصوص که محتوای بعضی فیلم ها عالی بود اما تعداد قابل توجهی هم محل تامل است. محتوای آن فیلم ها حتی اسامی آنها با چیزی که رهبر معظم انقلاب در نظرشان است و جامعه ما امروز به آن نیاز دارد که بحث امیدآفرینی است منطبق نبود. بعضی از آن فیلم ها اسمهایشان را که کنار هم بگذارید کلا آدم ناامید می شود. اینها خوب نبود که باید به آن توجه کرد.
اما آن چیزی که لازم به تذکر است که قبلاً هم مکرر از اینجا تذکر دادیم این است که نباید گذاشت فرهنگ اباحه گری بخصوص در دستگاه های حاکمیتی رواج پیدا کند و به شدت باید جلوگیری شود. و هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست. دستگاههایی که دارند از نظام ارتزاق میکنند باید رعایت کنند.
مثلاً بگوییم طرف نظر شخصی داده و کذا و کذا. خب شما تریبون دادید که نظر شخصی داده. چرا ممیزی لازم صورت نگرفته؟ آنقدر رها شده که شخص جرات می کند اینگونه سخن بگوید. اگر وزارت ارشاد و دستگاه متولی در صورت تخلف برخورد جدی بکند، افراد در رفتار خودشان تجدید نظر میکنند. چون رفتار جدی ندیدند و برخورد جدی ندیدند فضا را برای خودش آماده میبیند که حتی فتوا هم بدهد. و یک منکری را رسما از تریبون اعلام کند.
و بعد هم کسی نباشد که بلند شود بزند تو دهن طرف که چه میگویی! چون همه آنهایی که آنجا نشستند سِر هستند. همه تحت تاثیر هستند در سالیان سال همین جور بارآمده اند. لذا اگر برخورد جدی صورت بگیرد موثر خواهد بود. گاهی هم رفتارهای اشخاص نشان دهنده نظراتشان است و لازم نیست حرف بزنند و فتوا بدهند. محیط های فرهنگی باید عاری از اینگونه مسائل باشد.
گاهی در رسانه ملی به اسم شادی و خنده و اینکه جامعه احتیاج به نشاط دارد کرامت بانوان و ارزش های انسانی را حالا با دینی و اسلامی و شرعی اش هم کاری نداریم، کرامت انسان را از بین می برند. الان عده ای می گویند این حاج آقا مخالف شادی است. به والله مخالف نیستیم با شادی. والله قسم جلاله است. ما با ابتذال و ولنگاری و حرمت شکنی مخالفیم.
دولت ما بحمدالله انقلابی و حزب اللهی است و پرتوان در حال کار و تلاش است اما جائی که لازم باشد باید تذکر داد. اگر واقعا ناصحیم باید تذکر بدهیم. الان هم از باب تذکر عرض میکنیم. نگذارید غیرت دینی مردم کم رنگ شود. درباره این امور منفعل عمل نکنید. جلوی فساد را باید به سرعت گرفت. بهانه این که مقدمات کار مربوط به دولت قبل بوده مثل آنچه درباره ورزشگاه ها گفته شد پذیرفته نیست. حالا بخشی را ناچاریم اما بقیه اش دیگر قابل پذیرش نیست. جشنواره فیلم فجر باید در شأن فجر انقلاب باشد. به این سمت دارد میرود اما باید زوائدش را با قدرت و دقت بگیرند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/29 | 1400/11/29نباید گذاشت فرهنگ اباحه گری بخصوص در دستگاههای حاکمیتی رواج پیدا کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه143
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت بتقوای الهی دعوت میکنم متقین اهل عدالتند. بحث ما درباره عدالت بود. و عرض کردیم اسلام هدف اصلی بعثت انبیاء الهی و نزول کتب آسمانی را تحقق عدالت در همه شئون بیان کرده است.
یکی از اسباب نابودی جوامع بی عدالتی است که رسول خدا فرمودند: «ایها الناس انما هلک الذین من قبلکم…» ای مردم، همانا اقوام پیش از شما از این جهت تباه شدند که چون یکی از اشراف آنان به سرقت اقدام میکرد، او را کیفر نمیکردند و چون ضعیفی دست به دزدی میزد، او را به کیفر میسپردند. اشاره به این است که باید عدالت قضائی رعایت شود تا عدالت اجتماعی کامل محقق شود. و البته بزرگترین درد جامعه بشری در همه زمانها، بیعدالتی بوده است.
گاهی بعض از احادیث کمرشکن هستند. به خصوص برایکسانیکه مسئولیتی در اختیار دارند، اگر مسئولیت شناس و دغدغهمند باشند باید خیلی دقت کنند که مشمول این احادیث نشوند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مَنْ وَلِیَ شَیْئاً مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَضَیَّعَهُمْ ضَیَّعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل». کسى که ولایت امرى از امور مسلمانان را داشته باشد، و کار ایشان را ضایع و تباه کند، خداى بزرگ او را تباه خواهد کرد. همه کسانی که کار مردم در دستشان است را شامل میشود چه کار مهم و اساسی و چه کارهای کوچک و پیش پا افتاده. شامل همه قوا هم میشود و فرقی بین مجریه ومقننه و قضائیه نیست. فرقی بین کسی که مسئول گرفتن یک نامه است و امضا کردن آن با کسی که رئیس آن اداره است نیست. اگر مسئولیتی را سپردند و ضایع کرد شامل این حدیث است.
در خطبه ۳۷ امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: «مردم خوار و زبون در نزد من عزیزند تا حقّشان را بستانم، ومردم عزیز در پیش من خوار و زبونند تا حقّ را از آنان باز پس بگیرم». این روش حضرت بود و هرگز عقب نشینی هم نکرد. اینگونه رفتار نتیجهاش عدالت اجتماعی است. وقتی مسئول جایی اینگونه عمل کند عدالت اجتماعی محقق میشود.
و در خطبه ۱۳۶ فرمود: «و به خدا سوگند که داد ستمدیده را از ستمگر بستانم و دماغ ستمگر را به خاک بمالم و او را به سرچشمه حق و عدالت بکشانم؛ هر چند او را خوش نیاید».
دربرخورد با کسانیکه به دیگران ظلم میکنند نباید کوتاهی کرد. با رعایت عدالت است که امنیت و آرامش به جامعه میرسد و رضایت عمومی به دست میآید. لذا امام در اجرای عدالت مصلحت اندیشیهای مصطلح را نداشت و با اینکه میدانست ریشه بسیاری از نارضایتیهائی که عدهای از حکومت او دارند به خاطر رعایت عدالت است اما هرگز راضی نشد به خاطر حفظ عدهای مسیر عدالتخواهی منحرف شود. اگر پیرو علی هستیم باید اینگونه عمل کنیم.
وقتی دوستان خیراندیش از او خواستند مصلحتاندیشی کند و کمی در این زمینه انعطاف داشته باشد جواب آنان رادر خطبه ۱۲۶ بیان کرد که هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. و در من مصلحت اندیشی نخواهید دید.
و آنقدر بر اجرای عدالت پافشاری داشت که قاعده معروف «قانون عطف بماسبق نمیشود» را نپذیرفت. این یعنی امروز قانونی را میگذارند و میگویند تا قبل از امروز هرکسی خلاف آن را انجام داده با او کاری نداریم. از امروز به بعد رعایت میکنیم. ایشان در خطبه ۱۵ فرمود: حقوق اجتماعی مشمول مرور زمان نمیشود پس اگر کسی اموال را به عنوان مهر به همسرش هم بخشیده باشد پس میگیرم.
و جالب است بدانید این روش سیره رسول خدا بود. همانطور که مکرر عرض شد آغاز حرکت همه پیامبران دعوت به اجراى عدالت و قیام انسانها براى عدالت بوده است «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» از اولین پیامبر این وظیفه را داشته تا آخرین و خاتم آنان یعنی محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله.
محمّد بن مسلم که یکی از روات معتبر است مىگوید: از امام باقر علیهالسلام راجع به سیره رسول خدا پرسیدم که چگونه بود؟ فرمود: «آنچه را که در جاهلیّت بود باطل کرد، و با اجراى عدالت با مردم روبرو شد». یعنی رسول خدا در جامعه آن زمان هر چه بی عدالتی بود را ریشهکن کرد و جلو مفاسد را گرفت و تا بتواند جامعهای اسلامی بر اساس موازین اسلام که قائم به عدل و احسان است را برپا کند.
آخر کار که دوران حکومت امام عصر سلاماللهعلیه است چگونه است؟ در ادامه امام باقر علیهالسلام فرمودند: «و چنین است قائم علیهالسلام که چون قیام کند، آنچه را در دوره فترت در دست مردم بوده است باطل مىکند، و با عدل با ایشان روبرو مىشود». یعنی روش امام عصر ارواحنا فداه هم در آن دولت کریمه بر اساس تعالیم رسول خدا اجرای عدالت است.
نکته دیگری اینجا برای تکمیل بحث عرض کنم و آن اینکه امیرالمومنین علیهالسلام درنهجالبلاغه فرمودند: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچندگاه، متناسب با خواستههاى انسانها، رسولان خود را پى در پى اعزام کرد تا وفادارى به پیمان فطرت را از آنان مطالبه نمایند ( دوباره مردم را دعوت به فطرت اولیه کنند ) و نعمتهاى فراموش شده را به یاد آنها آورند و با ابلاغ احکام الهى، حجّت را بر آنها تمام نمایند و گنجهاى پنهانی عقلها را آشکار سازند و نشانههاى قدرت خدا را به آنان نشان دهند».
این عبارت یعنی دنبال عدالت و اجرای آن بودن یک امر فطری است که انبیاء از اولین تا آخرین و بعد، تا آخرین وصی آمدهاند تا آن را شکوفا کنند. لذا بعد از دعوت به توحید، به عدل دعوت میکردند که در قرآن کریم آیات را ملاحظه کردهاید. و امام عصر ارواحنا فداه به گونهاى عدالت را اجرا خواهد کرد که هیچ کس نتواند از پذیرفتن آن شانه خالى کند.
برای قسط معنائی هست که با توفیق الهی در نوبت دیگر با قید حیات انشاءالله مطرح میکنم.
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین حقمدارند و مدافع حق. مولانا امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت ۱۷۹ از حکم نهج البلاغه فرمود: «مَنْ اَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ عِنْدَ جَهَلَهِ النَّاسِ». هر که به خاطر حق، چهره بنماید و از حق جانبدارى کند [از نظر مردم نادان] به هلاکت افتاده است. یعنى کسى که در راه حق، مقابل دیگران میایستد، به تصور مردم نادان خودش را از بین برده است.
چون جاهلان به خاطر غلبه محبت دنیا و امثال آن بر دلهایشان تصور میکنند حق ناتوان است. عبارت توضیح زیادی لازم ندارد و معنا روشن است که جاهلان طرفداری از حق را نابودی میدانند. خداوند فهم درست دین را به همه ما عنایت فرماید.
۱ اسفند روز روحانیت و دفاع مقدس و ۳ اسفند کودتای رضاخان و روز تجلیل از اسراء و مفقودین است. من به هردو در یک بحث اشاره می کنم.
بعد از جنگ جهانی اول انگلیسی ها برای دست اندازی بیشتر به منافع ایران تصمیم به کودتا گرفتند و برای عملیات کودتا احتیاج به دو عنصر وابسته سیاسی و نظامی داشتند. سید ضیاءالدین طباطبائی چهره سیاسی و رضاخان میرپنج چهره نظامی آنان بود. و توافقی هم که کردند این بود بعد از فتح تهران، سید ضیاء نخست وزیر شود و اداره کشور را به دست بگیرد.
سوم اسفند سال ۱۲۹۹ش، قواى قزاق به فرماندهى رضاخان از قزوین به سمت تهران حرکت و بدون مشکل تهران را تصرف کردند و احمدشاه قاجار ازروى ترس و بدون واکنش، رضاخان را فرمانده کل قوا و وزیر جنگ و سید ضیاء را به عنوان نخست وزیر منصوب کرد.
رضاخان با سرکوب جنبش های آزادی خواه و حفاظت ازمنافع نامشروع انگلیس و حمایت آنان، به پادشاهى ایران رسید و تا سال ۱۳۲۰ ش، مستبدانه حکومت و از انگلیس حمایت کرد و حمایت دید. اما در جریان جنگ جهانى دوم، چون به آلمان گرایش پیدا کرد او را از پادشاهى خلع و تبعید کردند.
دوران رضاخان و بعد از او فرزندش فشارهای فراوانی به حوزه دین و فرهنگ دینی و روحانیت صورت گرفت. حکومت برای این که دین و نفوذ روحانیت را از بین ببرد از فعالیت گروه های ضد دین و جریانات روشنفکری و مارکسیستی حمایت می کرد. هر گروهی مقابل دین بود حکومت او را حمایت میکرد. علت هم روشن بود چون تنها نیروی معنوی و سیاسی که می توانست در برابر او بایستد، روحانیت بود. مثل مرحوم شهید مدرس و حاج آقا نورالله.
امام در این باره فرمودند: «اجانب، … ملاحظه کردند که یکی از گروههایی که میتواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرت های خارجی، روحانیت است… اگر شما هم مطبوعات آن وقت را و رسانه های گروهی آن وقت را در نظر بگیرید، یا آن مقداری که از آنها باقی مانده است مطالعه کنید، میبینید که تمام رسانه های گروهی و تمام مطبوعات کشور و رادیو، سینما، تئاتر و تمام اینهایی که در یک کشوری میتواند کار صحیحی بکند، همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاستند». طوری شد که حتی یک فتوای بر علیه نیروهای خارجی که در جریان جنگ دوم جهانی وارد ایران شده بودند، ندادند.
هدف دیگر سرکوب روحانیت توسط رضاخان این بود که روحانیت نمی گذاشتند کشور مثل ترکیه لائیک شود و دین در جامعه ازبین برود. امام در تبیین مطلب فرمودند: «وقتی که جای پایش محکم شد (رضاخان) ، هدف اول و آنچیزی … که برای او تنظیم کرده بودند، تضعیف این قشر. برنامه این بود که این قشر در بین ملّت، حیثیت خودش را از دست بدهد تا این که بتواند آن کارهایی که میخواهند انجام بدهند. روزنامه نویس های آن وقت و قلم داران آن وقت، مجّهز شدند و همه به ضد روحانیت مشغول کار شدند».
و همه این ها به دستور انگلیس بود چون به تعبیر امام، رضاخان نمی دانست حاء روحانیت با هاء هوز است یا حاء حطی. میدانید که سواد نداشت. مدتها روی او کار کردند تا به او یاد بدهند بنویسد رضا. برای امضا فقط رضا میتوانست بنویسد بیشتر از آن سواد نداشت.
البته روحانیت به مرور فعالیت خودش را از سال ۱۳۲۲ ش. به بعد با حمایت و هدایت های آیتالله قمی و کاشانی شروع کرد. و تا امروز جلودار همه حرکت های خیرخواهانه و مفید به حال ملت بوده و در همه جریانات و اتفاقات مهم و فراگیر کشور حضور فعال و مسئولانه داشته و هرگز از مردم فاصله نگرفته است. حضور در دوران دفاع مقدس و تعداد شهدای تقدیمی خود گواه است. طبق آمار در دوران جنگ هر روز یک شهید داده است که نسبت به اقشار دیگر شهدا قابل مقایسه نیست. امروز هم در عرصه سازندگی و مواسات و گروه های جهادی و مدافع حرم و مدافع سلامت فعال است و شهید می دهد و البته معاندان داخلی و خارجی هم در سعایت کوتاهی نمی کنند. الان میبینید که جریان و جوی فراهم شده برای سعایت کردن. این هم نکته ای است که حضرت آقا دیروز فرمودند که باید به آن توجه کرد.
روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، که مصادف با چهلم فاجعه قم در ۱۹ دى بود، در بسیارى از شهرها به خصوص تبریز با دعوت شهید آیت الله قاضی و ده تن از علمای تبریز برای یاد و خاطره شهداى آن فاجعه، مجالس ختم و سوگوارى برگزار شد. و این حرکت منشاء آثار و برکاتی برای انقلاب تا پیروزی بود.
حضرت امام در پیام به مردم تبریز فرمودند: «سلام بر اهالى شجاع و متدین آذربایجان عزیز من! نمىدانم با چه زبانى به اهالى محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عامهاى پىدرپى را محکوم کنم». که دیروز حضرت آقا اشاراتی داشتند که حتماً ملاحظه فرمودید. تاکید ایشان بر شکرگزاری، حضور مردم، تبعیت از اهل بیت، استمرار حرکت انقلابی و نیازهای بلند مدت کشور مثل تربیت دانشمند و فرزندآوری و تکثیر نسل بود.
راجع به جمعیت توجه دارید که جمعیت جوان ایرانی به سرعت در حال سالمندی است ویکی از اهداف راهبردی هر کشوری حفظ نمای جمعیتی جوان است و معمولاً تلاش میکنند تا میانه جمعیتی خود راروی جمعیت جوان ودرسن کار تنظیم کنند. ما در ایران طبق گفته متخصصین تقریبا ۸ سال فرصت داریم تا از پنجره جمعیتی باروری کشور که در گذار جمعیتی یک بار این فرصت پیش می آید استفاده کنیم واین فرصت مناسبی برای زوجین است در اقدام به فرزندآوری. این ۸ سال را نباید از دست داد.
لازم است در این رابطه نهادهای فرهنگی و رسانه ها به خصوص رسانه ملی و نهادهای تبلیغی و ترویجی با نگاهی قرارگاهی با تقسیم کارِ مشخص، هدفمند، هوشمندانه و باورپذیر در سطح افکار عمومی فرهنگ سازی کنند و جلوی خسارت های آینده را بگیرند. قانون ازدواج آسان را دستگاههای متولی به جریان بیندازند، مواد خوبی پیش بینی شده که کارساز است. من یک نوبت در استان اقدام کردم به برگزاری جلسات اما متاسفانه ادامه پیدا نکرد. باید همه همت کنند. کار یک نفر و دو نفر نیست. دستگاههای متولی باید با هم باشند. اگر آن قانون اجرا شود خیلی آثار و برکات خوبی خواهد داشت.
تذکرات ولیّ را جدی بگیرید کوتاهی باعث خسارت خواهد شد در مورد برجام و هسته ای تذکرات ایشان را ببینید. راجع به اقتصاد مقاومتی کلام ایشان را از سال ۹۲ تا امروز ببینید در بیان دیروزشان هم بود و اتفاقاً چون ۲۹ بهمن روز اقتصاد مقاومتی و کار آفرینی است. چند مورد از کلام ایشان را بگویم.
فرمودند: «آنچه من از مسؤولین واز مردم عزیزمان توقع دارم، این است که این شعار را بشنوند، باور کنند و دنبال کنند. تابلوکردن و در و دیوار را پرکردن و عکسزدن واینها هیچ لزومی ندارد». یعنی تا آقا یک پیامی را میدهند کشور پر از عکس می شود، سمینار و همایش گرفته می شود و سال تمام می شود. باید انجام داد؛ آقا هم همین را میخواهند.
فرمودند: «اقتصاد مقاومتی برای کشور ضروری است؛ تحریم باشد هم لازم است، تحریم نباشد هم لازم است. آنروزی که تحریمی هم در این کشور وجود نداشته باشد،اقتصاد مقاومتی برای این کشور ضروری است، لازم است. اقتصاد مقاومتی یعنی ما بنای اقتصادی کشور را جوری تنظیم کنیم وترتیب بدهیم که تکانههای جهانی در آن اثر نگذارد. تحریم را بامجاهدتِ در باب اقتصاد مقاومتی بایستی خنثی کرد. علاج مسأله تحریم، عبارت است از همین اقتصاد مقاومتی. کشور بدون اقتصاد مقاومتی رشد نخواهد کرد، مشکلات اقتصادیاش برطرف نخواهدشد، بلکه گرفتاریهایش روز به روز بیشتر خواهد شد، اگر ما اقتصاد مقاومتی را عمل نکنیم». ببینید خیلی قشنگ دائم ایشان تکرار کردند از سال ۹۲ تا امروز؛ و هنوز هم دارند میگویند. اخیرا هم گفتند ده سال است که میگویم اما انجام نمیدهند. این را باید مسئولینی که کار به دستشان است توجه داشته باشند.
مطلب دیگر ایشان که دیروز فرمودند پافشاری بر شعار انقلاب بود که مبارزه با استکبار است که الحمدلله ملت ایران محکم روی این مساله ایستاده اند و هر زمان که لازم بوده به اشکال مختلف خشم خودشان را به آمریکا نشان داده اند.
در جریان مذاکرات اخیر هم منافع ملت در صورتی تامین می شود که ضمانت لازم داده شود و راستی آزمایی صورت پذیرد که لازمه ا ش رفع همه تحریم هاست. که البته از آمریکا بعید است اقدام درستی داشته باشد. می بینید ۲۰ سال افغانستان را به چه روزی انداخت اخیراً هم دارائی آنها را بالا کشیده است. دوستانی که در صحنه حاضرند باید خیلی مواظب جمیع جهات باشند.
مطلب دیگر؛ فرمودند: «افکار عمومی را دشمن هدف قرار داده». این نکته ای است که نباید از آن غفلت کرد و روش های دشمن را باید یاد گرفت جنگ روایت ها از مهمترین ترفندهای امروز دشمن است در یک نوبت اشاره کردم که تکمیل میکنم.
جنگ روایتها را اخیرا در یک نوشته کوتاه چنین تفسیر کردهاند: نقل است که در سنتر پارک نیویورک سگی به کودکی حمله میکند، مردی که شاهد حادثه بود برای نجات کودک، خود را به روی سگ می اندازد و او را خفه میکند… خبرنگار نیویورک تایمز که ماجرا را از نزدیک میبیند به مرد میگوید: فردا تیتر اول نیویورک تایمز این است: “مرد شجاع نیویورکی جان پسری را نجات داد”. مرد در جواب خبرنگار میگوید: “من نیویورکی نیستم” خبرنگار میگوید پس تیتر میزنیم: “آمریکایی قهرمان جان پسری را نجات داد”. مرد میگوید: “ولی من آمریکایی نیستم، پاکستانی ام”. فردا تیتر نیویورک تایمز اینچنین شد: “یک مسلمان متعصب سگی را در سنتر پارک خفه کرد! اف بی آی احتمال میدهد القاعده در این جنایت دخیل باشد”. این جنگ روایت هاست.
این همان کلام رهبر حکیم و فرزانه است که فرمودند: «اگر شما حقایق جامعه خودتان و کشور خودتان و انقلاب تان را روایت نکنید دشمن روایت میکند». یک قصه را سه جور خودش اینجا گفته است. «هر جور دلش بخواهد توجیه میکند، دروغ میگوید، ۱۸۰ درجه با این خلاف واقع، جای ظالم و مظلوم را عوض میکند».
دیروز هم فرمودند: «باید جواب لجنپراکنیها، دروغپردازیها، تهمت زدنها، که به ارکان انقلاب تهمت میزنند، و دستگاه هائی که در پیشرفت انقلاب موثرند تهمت میزنند جواب داد. گاهی در داخل هم بعضی ها به اشتباه یا از روی غرض، کار دشمن را دنبال می کنند. جواب آن هائی که مغرضانه عمل می کنند را باید محکم داد».
تذکری هم باید اینجا داد که اهمیت رعایت آداب روشنگری به اندازه خودِ تبیین است لذا عزیزان دقت لازم را در بیان مطالب خود داشته باشند. با استفاده از کلام آقا به چند مورد فقط اشاره می کنم. بعداً دوستان روی این موضوعات کار کنند.
ایشان به کسی که میخواهد روشنگری کند میفرماید که این موارد را رعایت کند: آگاه سازی بدون ایجاد فتنه، فساد و دعوا/ متقن، مستدل و بهنگام/ دوری از جنجال، هیاهو و غرض ورزی/ عمارگونه و بدون تعصب و تعلقات جناحی/ استقامت و تکرار/ پرهیز از تهمت زدن/ روشنگری بدون اتّهام، بدون تهمت زدن، بدون مصداق معین کردن.
نکته دیگر اینکه امسال به حمدالله رویکرد جشنواره فیلم فجر نسبت به سال های قبل بهتر بود اما آنقدر خراب کاری شده که خوبی ها به این زودی ها خودش را نشان نمی دهد. بخصوص که محتوای بعضی فیلم ها عالی بود اما تعداد قابل توجهی هم محل تامل است. محتوای آن فیلم ها حتی اسامی آنها با چیزی که رهبر معظم انقلاب در نظرشان است و جامعه ما امروز به آن نیاز دارد که بحث امیدآفرینی است منطبق نبود. بعضی از آن فیلم ها اسمهایشان را که کنار هم بگذارید کلا آدم ناامید می شود. اینها خوب نبود که باید به آن توجه کرد.
اما آن چیزی که لازم به تذکر است که قبلاً هم مکرر از اینجا تذکر دادیم این است که نباید گذاشت فرهنگ اباحه گری بخصوص در دستگاه های حاکمیتی رواج پیدا کند و به شدت باید جلوگیری شود. و هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست. دستگاههایی که دارند از نظام ارتزاق میکنند باید رعایت کنند.
مثلاً بگوییم طرف نظر شخصی داده و کذا و کذا. خب شما تریبون دادید که نظر شخصی داده. چرا ممیزی لازم صورت نگرفته؟ آنقدر رها شده که شخص جرات می کند اینگونه سخن بگوید. اگر وزارت ارشاد و دستگاه متولی در صورت تخلف برخورد جدی بکند، افراد در رفتار خودشان تجدید نظر میکنند. چون رفتار جدی ندیدند و برخورد جدی ندیدند فضا را برای خودش آماده میبیند که حتی فتوا هم بدهد. و یک منکری را رسما از تریبون اعلام کند.
و بعد هم کسی نباشد که بلند شود بزند تو دهن طرف که چه میگویی! چون همه آنهایی که آنجا نشستند سِر هستند. همه تحت تاثیر هستند در سالیان سال همین جور بارآمده اند. لذا اگر برخورد جدی صورت بگیرد موثر خواهد بود. گاهی هم رفتارهای اشخاص نشان دهنده نظراتشان است و لازم نیست حرف بزنند و فتوا بدهند. محیط های فرهنگی باید عاری از اینگونه مسائل باشد.
گاهی در رسانه ملی به اسم شادی و خنده و اینکه جامعه احتیاج به نشاط دارد کرامت بانوان و ارزش های انسانی را حالا با دینی و اسلامی و شرعی اش هم کاری نداریم، کرامت انسان را از بین می برند. الان عده ای می گویند این حاج آقا مخالف شادی است. به والله مخالف نیستیم با شادی. والله قسم جلاله است. ما با ابتذال و ولنگاری و حرمت شکنی مخالفیم.
دولت ما بحمدالله انقلابی و حزب اللهی است و پرتوان در حال کار و تلاش است اما جائی که لازم باشد باید تذکر داد. اگر واقعا ناصحیم باید تذکر بدهیم. الان هم از باب تذکر عرض میکنیم. نگذارید غیرت دینی مردم کم رنگ شود. درباره این امور منفعل عمل نکنید. جلوی فساد را باید به سرعت گرفت. بهانه این که مقدمات کار مربوط به دولت قبل بوده مثل آنچه درباره ورزشگاه ها گفته شد پذیرفته نیست. حالا بخشی را ناچاریم اما بقیه اش دیگر قابل پذیرش نیست. جشنواره فیلم فجر باید در شأن فجر انقلاب باشد. به این سمت دارد میرود اما باید زوائدش را با قدرت و دقت بگیرند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/22 | 1400/11/22در سالگشت ابلاغ بیانیه «گام دوم»، برای شناساندن فعالیتهای ایجابی استان، نمایشگاه برپا کنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه144
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله بحث ما درباره اصل بنیادین عدالت و بخصوص عدالت اجتماعی است. و آثار فراوانی که برای اجتماع و فرد دارد، حتی آثار تکوینی.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «هر که در سرزمین ها عدالت برقرار نماید، خداوند رحمت را بر او میگستراند. و یا فرمودند: به سبب عدالت برکت ها دوچندان میشود». بنابراین چیزی مثل اجرای عدالت باعث عمران و آبادانی بلاد نمیشود.
حضرت فرمودند: «عدالت، شالودهاى است که قوام عالم به آن است». رفتار عادلانه و رعایت عدالت اجتماعی است که باعث بی نیازی مردم می شود و فقر را از بین می برد و عزت فردی و اجتماعی فراهم می کند بلکه عزت بین المللی.
از امیرالمومنین علیه السلام در غرر الحکم روایتی نقل است که حضرت فرمودند: «دین را پناهگاه خود قرار ده، و عدالت را شمشیر خویش ساز، تا از هر بدى رهایى یابى، و بر هر دشمنى پیروز گردى». برای غلبه بر دشمن هم باید رفتارعادلانه داشت.
رفتارعادلانه باعث عزت شخص می شود که فرمودند: «هر کس به عدالت رفتار کند، بلند مرتبه مىشود». و خود این رفتار از روی عدل نشانه عقل است. که امام فرمود: «کار کردن به آیین عدل، از نشانههاى عقل است».
رعایت عدالت همه شئون را دربر می گیرد. مثلاً عدالت در گفتار. امیرالمومنین در توصیف رفتار رسول خدا فرمود: «دارای گفتار عادلانه بود و وقتی نطق می کرد از روی عدالت بود».
در قرآن کریم آیاتی به این نکته تذکر داده است نظیر آیه ۱۵۲ سوره مبارکه انعام که فرمود: «وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْکانَ ذاقُرْبى». یعنى حق رابگویید،هرچند به زیان خویشاوندان شما باشد.
رسول خدا فرمود: «پروردگارم درباره نُه چیز به من سفارش کرد … رعایت عدالت درحال خشنودى و خشمناکى». یعنی در هیچ حالی نباید انسان از عدالت دست بکشد. مجوز چنین کاری را ندارد. مثلاً کسبه و مغازه داران باید به این نکته توجه کنند خدای نکرده برخلاف عدل عمل نکنند. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «باید خرید و فروش آسان باشد، و بر مبناى عدل انجام گیرد، و بنا بر نرخ هایى باشد که در آن ها به هیچ یک از دو طرف ستم نرسد».
بحث عدالت فقط به این موارد که عرض شد ختم نمی شود حتی در رفتار با حیوانات هم باید رعایت عدالت بشود. امیرالمومنین علیه السلام به عامل جمع آوری صدقات این توصیه ها را فرموده است: «چون امین تو اموال دولتى را بگیرد، بدو سفارش کن که ماده شتر و بچه شیرخوارش را از هم جدا نکند، و شیر ماده را چندان ندوشد که اندک گردد و به بچهاش زیان رساند؛ در سوار شدن نیز به خستگی اش نیندازد، و میان هر یک از شتران عدالت برقرار سازد؛ و باید شتر خسته را آسوده بدارد، و آن را که آسیب دیده یا از رفتن ناتوان گردیده است آرام براند. و چون بر آبگیرها بگذرد، آن ها را بر سر آب ببرد، و راهشان را از زمین هایی که گیاه دارد به جادههاى خشک برنگرداند، و ساعت هایى را براى استراحت آن ها قرار دهد، و به هنگام خوردن آب و چریدن گیاه مهلت شان بدهد …».
این رفتار با حیوان بود نه یک انسان. می بینید که چه دین قشنگ و زیبائی داریم و متاسفانه چگونه تبلیغ می شود. حتی احکام اسلام را که همه آن احکام شفا و درمان است -که نگفته داروست که گاهی داروها اثر نمیکند گفته شفاست که درمان آن قطعی است- را گاهی به صورت مرض و منکر نشان می دهند و معرفی می کنند.
با توجه به اهمیتی که دین به عدالت داده و تاکید فراوان قرآن و عترت به این مساله پس باید تلاش کرد تا گفتمان رایج مردم بحث عدالت در همه بخش ها باشد و همانطور که نماز نشانه مسلمانی است اگر در جایی عدالت رفتار نشد همه بگویند مسلمان نیستند.
البته مکرر عرض شد که با حدود و ثغورش باید باشد. بعضی ها به اسم عدالتخواهی تخلفات مسلم انجام میدهند. خلاف شرع انجام میگیرد. حرام انجام میگیرد. اینها با عدالت منافات دارد. کسی می تواند به عدالت رفتار کند که آن را خوب بشناسد و آن را خوب بداند.
بیانی امیرالمومنین علیه السلام دارند که فرمودند: «الصِّدقُ أخُو العَدلِ» صداقت برادر عدالت است. باید در این عبارت دقت بیشتری کرد. اگر کسی در روش و رفتارش عدالت را رعایت نکند، و با ستم رفتار کند -در بیانش حتی، در مطلبی که میخواهد بیان کند؛ میداند که دروغ میگوید و میگوید، از موضع عدالتخواهانه دروغ میگوید- حقوق مردم را ضایع کند، امتیاز طلبی و ویژه خواری و تصرفات غیر مجاز در بیت المال داشته باشد اما در مقام بیان، از عدالت بگوید آیا صادق است؟ کسی مدعی عدالت باشد اما نشست و برخاست او با زیاده خواهان و رانت خواران باشد و توجهی به زندگی مستضعفان و ستم دیدگان نداشته باشد در گفته خود صادق است؟ حضرت فرمود: «بوسیله اجراى عدالت با ستم بستیزید». بعضی به اسم عدالتخواهی ستم میکنند.
و در نوبت قبل به سه عامل مهم تحقق عدالت اجتماعی که افراد عادل و حاکمیت عدل و همراهی مردم بود اشاره کردم. در این نوبت قصد داشتم اشاره کنم به موانع تحقق عدالت نظیر ستم کاری انسان ها و ظلم پذیری آنان، دنیا زدگی خواص، هزینه سنگین عدالت خواهی، فقدان عقلانیت و اخلاق در بعض موارد عدالت خواهی و انحراف عدالت خواهان از مسیر عدالت خواهی، که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «جائرترین مردم کسی است که جور خودش را به عنوان عدل قلمداد کند» یعنی به اسم عدالت و طرفداری از عدالت به اطرافیان و افراد ستم کند؛ مسخواستم به این موارد بپردازم که وقت گذشت؛ ان شاءالله در فرصتی دیگر.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از مرگ هراسی ندارند و در هیچ لحظه ای از لحظات زندگی از آن غافل نیستند. خود را آماده سفر آخرت کرده اند. و با مرگ زندگی می کنند و همین تفکر باعث حرکت و فعالیت متعالی آنان است. حقوق الناس و حقوق الله به گردن ندارند. یاد مرگ و نزدیکی مردن باعث شده در شدائد و سختی ها آرام و صبور و کم توقع و در عین حال پرکار و خدوم باشند.
همه این توجهات را می توان از عبارت کوتاه مولانا امیرالمومنین علیه السلام که در حکمت ۱۷۸ از حکم نهج البلاغه فرمود، یاد گرفت: «الرَّحِیلُ وَشِیکٌ» کوچ کردن از دنیا نزدیک است. وشیک یعنی قریب و نزدیک. اگر بفهمیم که چقدر زود به مرگ می رسیم قطعاً خیلی از رفتارهای ما تغییر خواهد کرد. اگر اعتقاد به مرگ داشته باشیم که خدای تعالی سوال میکند، چرا آنجا فلان حرف را زدی ؟ چرا آنجا دستت را تکان دادی؟ چرا آنجا یک سر تکان دادی؟ چرا یکی حرف میزد تو با چشمت اشاره کردی؟ کسی که زبانش ول است و هر چه دلش میخواهد حرف میزند و هرجور رفتار میکند، توحید ندارد. اعتقاد به قیامت هم ندارد ولو دم از قیامت هم بزند.
اتفاقات مهمی در این هفته واقع شده است که فرصت بیان مفصل به خاطر کوتاهی وقت نیست و فقط به بعض موارد اشاره کوتاه می کنم. اولاً اعیاد پیش رو را به همه شما تبریک عرض می کنم. همچنین سال گشت پیروزی انقلاب بر شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله طاغوت را تبریک گفته از حضورِ پر ارزشی که با وجودِ محدودیت ها، برای راهپیمائی بود، به صورت خودرویی حاضر شدید تشکر میکنم که بار دیگر نشان دادید که انقلاب زنده است و پرتوان و بالنده علیرغم میل دشمنان به مسیرش ادامه می دهد و موانع را از جلوی پای خود برمی دارد تا به مقصد نهائی برسد.آغاز ۴۴ امین سالگرد انقلاب را به همه شما تبریک میگویم. ان شاء الله بتوانیم بالنده و پرتوان و با سرعت این مسیر را تا مقصد نهایی طی کنیم.
اهل معرفت و سیر و سلوک به آیه ۴۶ سوره مبارکه سباء که می فرماید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى». اهمیت فراوان قائل هستند و ابتدای سیر که با یقظه و با بیداری شروع می شود را از همین آیه بهره می گیرند برای قیام و حرکت الهی. میگویند کسی که میخواهد سیر و سلوک داشته باشد باید اول بیدار شود. انسانی که خوابیده راه را نمیبیند. باید بیدار شود و بلند شود بایستد. و بلند شدنش برای خدا باشد. وقتی بلند شد و ایستاد راه را میبیند و بعد در مسیر حرکت میکند. البته با اینکه همه آیات قرآن کریم موعظه الهی است اما به خصوص این آیه به عنوان موعظه مطرح است که خداوند به رسولش فرمود بگو من یک موعظه بیشتر برای شما ندارم و آن این است که برای خدا قیام کنید.
در ذیل این آیه شریفه مرحوم کلینی از امام باقر علیه السلام روایتی را نقل کرده است که حضرت آیه را تفسیر فرمودند: «اِنَّمَا أَعِظُکُم بولایه علی علیه السلام هی الواحده التی قال الله تبارک و تعالی إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَهٍ». یعنی خداوند یک موعظه دارد و آن ولایت علی بن ابیطالب است. این نعمت الهی را از دست ندهیم این ماه ماه ولایت است ماه امیرالمومنین است خودمان را به حضرت نزدیک کنیم. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرت قرار دهد.
۲۳ بهمن مصادف با ۱۰ رجب ولادت امام جواد علیه السلام را به همه شما تبریک عرض می کنم. فقط به یک ویژگی حضرت جواد علیه السلام اشاره می کنم که امام رضا علیه السلام فرزند گرامیشان را به حضرت موسی علیه السلام شبیه دانستند. و این شباهت شاید از جهت سختی دوران امامت حضرت باشد.
خیلی گذرا عرض می کنم که حضرت موسی در دوران رسالت خود با سه جریان سنگین زر و زور و تزویر مواجه بود: مصداق زراندوزی قارون بود. مصداق زورگویی فرعون و هامان بودند. و مصداق تزویر سامری و بلعم باعورا بودند. امام جواد علیه السلام در طول مدت هفده سال امامت خود با این سه جبهه درگیر بود. با طواغیت بنی عباس، مامون۱۵ سال و معتصم۲ سال. مامون منافقترین، سرسخت ترین و پیچیده ترین و پرحیله ترین خلیفه عصر ائمه علیهم السلام بود.
همچنین حضرت با انحرافات فکری و اعتقادی فراوانی مواجه بود از مکتب اعتزال و تفکر مجسمه در بین اهل سنت بگیرید تا فرق واقفیه، زیدیه و غلات در بین شیعه. به علاوه وجود عالمان منحرف و متهتکی چون یحیی بن اکثم و ابن ابی رزقاء و امثال اینها که دائماً با سوالات متعدد و شبهه افکنی ایجاد مزاحمت می کردند. امام تمام این مشکلات را با سختی تمام مدیریت کردند و شیعه و معارف شیعی را تا نوبت به امام بعدی برسد حفظ کردند.
۲۸ بهمن مصادف با ۱۵ رجب سال گشت وفات بانوی کرامت و فضیلت و بصیرت و شجاعت حضرت زینب کبری سلام الله علیها را به شما تسلیت می گویم. اگر بخواهم در بین بی شمار منقبتی که حضرت دارد فضیلتی که با مسائل روز مناسبت دارد را عرض کنم، باید بگویم او یکی از مصادیق جهاد تبیین و روشنگری است. اگر خطبه ها و سخنرانی های حضرت نبود حماسه کربلا ناقص می ماند. دراین خطبه ها به دقت تمام دوران رسول خدا و امیرالمومنین را بررسی و اشکالاتی که متوجه مرام و روش مردم بود تا رسید به واقعه کربلا را بیان می کنند.
این مساله تبیین و جلوگیری از انحراف و تحریف آنقدر مهم است که برای بار چندم حضرت آقا چند روز پیش در دیدار با پرسنل نیروی هوائی ارتش تکرار کردند. اولین بار ایشان بعد از فتنه ۷۸ در آذر ۷۹ به این مهم اشاره کردند و اینکه چگونه باید ارزش های انقلاب در دهه هشتاد احیاء شود خیلی آن سخنرانی مهم است دوستان پیگیری و دنبال کنید. حضرتشان مواردی را مطرح کردند که چگونه می شود در دهه آینده شما به مشکل برنخورید و به گرفتاری نیوفتید. متاسفانه آفت های بعدی در دهه ۹۰ به خاطر عدم توجه و عدم تبیین همان هشدارها بود.
تا امروز در هر فرصتی به این تبیین اشاره کرده اند مثلاً سال ۹۵ در دیدار شعرای آئینی مطلبی را فرمودند که امروز هم باید به آن توجه داشت: «جمهوری اسلامی امروز یک نیازمندی هایی دارد که این نیازمندی ها را ماها باید تامین کنیم به اعتقاد بنده برترین این نیازمندی ها نیازهای تبیینی و بصیرت افزائی و تحکیم معارف انقلاب و اسلام است اینها در راس همه این نیازهاست».
امروز باید مکتب انقلاب و ارزش های آن و روش های پیاده سازی آن، عظمت های به وجود آمده و نقش مهمی که جوانان نسبت به آینده دارند برای نسل جوان تبیین شود. الان جوانان ما در هجمه ای قرار گرفته اند که خیلی از مسائل را نمیدانند. قدیمی ترها هم که خودشان درگیر آن مسائل بودند الان فراموش کردند یا جور دیگری است. به هر تقدیر باید تبیین کرد.
به نظر بنده یکی از اولویت های جهاد تبیین برای نیروهای انقلاب، شناساندن شخصیت امام و اندیشه های ناب او و خط اوست به عموم مردم بخصوص جوانان. آقا فرمودند: «مواضع امام بایستی به طور روشن و واضح (همان طور که خود او گفت، همان طور که خود او نوشت) تبیین شود؛ این ملاک راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است». این یک دستورالعمل است باید آن را دنبال کرد.
بعد درباره عدم کتمان مواضع امام برای جذب افراد خاص (چون بعضی ها گفتند ما نباید مواضع امام را توضیح دهیم تا بتوانیم عده زیادی را جذب کنیم. چون مثلا فلان موضع را بگوییم یک عده نمی آیند) فرمودند: «امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعی است که خود او با صریحترین بیانها، روشنترین الفاظ و کلمات، آنها را بیان کرد… امام را صریح باید آورد وسط میدان. مواضعش بر علیه استکبار، مواضعش بر علیه ارتجاع، مواضعش بر علیه لیبرال دموکراسی غرب، مواضعش بر علیه منافقان و دورویان را باید صریح گذاشت. کسانی که تحت تأثیر آن شخصیت عظیم قرار گرفتند، این مواضع را دیدند و تسلیم شدند. نمیشود به خاطر اینکه زید و عمرو از امام خوششان بیاید، ما مواضع امام را پنهان کنیم یا پوشیده کنیم». این دستورالعمل و روش است.
در روزهای انقلاب قرار داریم و امروز ۲۲ بهمن است؛ یک نکته از امام عرض کنم. امام غیر از فلسفه و فقه که در هر دو بخش قوی بود و سرآمد بود که فرصت نیست بگویم که چه ویژگی هایی داشت فقه و فلسفه امام، در دو بخش عرفان هم چه نظری و چه عرفان عملی هم استاد درجه یک بود. بدون شک یکی از اساطین فن عرفان در دوران معاصر ما حضرت امام رضوان الله علیه بود. نوشته های ایشان در مباحث عرفانی شاهد این گفته است.
کتابی را ایشان در سن ۲۷ سالگی نوشته که من از شیخنا الاستاذ علامه شنیدم که علامه در آن زمان سنشان ۶۰ و چند سال بود و خودش هم خبره این فن بود در مباحث معرفتی، فصوص و فتوحات سر جلسه درس میفرمود: «امام در سن ۲۷ سالگی کتابی را راجع به عرفان نوشته که بنده در سن ۶۰ سالگی از شرح آن عاجزم». این کسی که میگوید عاجزم خودش خبره کار بود. که آن کتاب «الی الخلافه و الولایه» بود.
امام عامل به دستورات الهی بود. در عین زاهد بودن و بی رغبتی به دنیا، اهل مبارزه جدی برای رهائی جامعه از سلطه طاغوت بودند. چون اینهایی که زاهد میشوند دیگر مبارز نمیشوند. چون زهدشان زهد واقعی نیست. ساکت و کم حرف بود و با بصیرتی عمیق به موقع تصمیم می گرفت. با کودکان بازی می کرد و با اطرافیان رافت ورحمت داشت اما برسر حاکمان قلدر و ستمکار با شجاعت نهیب می زد. که امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. و ما شاگردان مکتب امام روح الله هم یاد گرفته ایم که هرچه فریاد داریم بر سر آمریکا بکشیم.
امام برای اداره زندگی انسانی که چند بعدی است نسخه جامعی که تجویز می کند اسلام است. میفرمایند: «اسلام برای این انسانی که همه چیز است؛ یعنی از طبیعت تا ماورای طبیعت تا عالم الهیت مراتب دارد، اسلام تز دارد، برنامه دارد اسلام. اسلام می خواهد انسان را یک انسانی بسازد جامع». بحث معرفی امام باید جدی گرفته شود.
بعد حضرت آقا در جلسه نیروی هوائی تذکر دادند به اینکه دشمن تهاجم ترکیبی توسط دیکتاتوری رسانه ای که دارد بر علیه ما راه انداخته و ما باید دفاع و بلکه حمله ترکیبی داشته باشیم. آقا مسئولیت رسانه را مهم دانستند لذا دستگاه های متولی باید امکانات لازم را فراهم کنند ودیگران هم آتش به اختیار بدون فوت وقت، طراحی کنند و با ابتکار و ایده های نو فضا را تغییر دهند. دشمن دارد حمله میکند و ما باید جواب بدهیم، دوستان مشغول خودشان هستند. باید کار کرد. بیایید وسط میدان. از فضاها به خوبی استفاده کنید. فرصتها به سرعت میگذرد.
برای حضور در میدان جنگ رسانه ای شناخت میدان خودی، آرایش جنگی دشمن و تکنیک های جنگ را باید دقت کرد. اینها سه عنصر اصلی است. امروز دشمن ما تلاش دارد که این باور را در ما بوجود بیاورد که شما هیچ قدرتی ندارید او می خواهد عناصر اقتدار ملیِ خودمان ندیده بگیریم تا بتواند بار دیگر سلطه گری کند و استقلال ما رابهم بزند که به فضل پروردگار موشک جدیدی که رونمائی شد و چشم دشمن را از این توان جدید کور کرد را ملاحظه فرمودید.
مهمترین سیاست تبلیغی و رسانه ای دشمن مایوس سازی مردم و مدیران جامعه است. لذا باید با در این میدان جنگ هم خوب دفاع کنیم و هم حمله پیش دستانه داشته باشیم. شناخت موقعیت و اقدام در لحظه مهمترین کار رسانه های امروز است. امروز باید بچه حزب اللهی ها و نیروهای ارزشی در عرصه های رسانه ای به موقع و درست اقدام کنند.
انقلاب اسلامی از زمان پیروزی تا امروز خیلی حوادث پشت سر گذاشته و تحولات بزرگی در داخل کشور منطقه و جهان ایجاد کرده و البته دائم در معرض انواع دشمنی ها هم قرار داشته اما هرگز گام هایش در حرکت به سمت جلو وتحقق آرمان هایش نلرزیده و دائم در حال پیشرفت بوده، بله گاهی کسانی در مقاطع مختلف سخن از تمام شدن انقلاب و شبیه این را زده اند که اگر خوب نگاه کنند می بینند آنچه که افول کرده و تمام شده تمدن غرب (که منظورم غرب گرائی است نه تمدن به معنای خاص کلمه) و لیبرال دمکراسی است و به فضل خدای بزرگ انقلاب اسلامی با سرعت و قدرت، اما نرم جای هویت از بین رفته غرب را پر می کند. این نشان می دهد که انقلاب زنده است و پیش می رود.
اینجا باز حضرت آقا تذکر مهمی می دهند که باید توجه داشته باشیم و عبرت بگیریم. فرمودند: «اگر امروز من و شما جلو قضیه را نگیریم ممکن است ۵۰ سال دیگر۱۰ سال دیگر ۵ سال دیگر جامعه اسلامی ما کارش به جائی برسد که در زمان امام حسین علیه السلام رسیده بود مگر اینکه چشمان تیزی تا اعماق را ببیند نگهبان امینی راه را نشان دهد مردم صاحب فکری کار را هدایت کنند و اراده های محکمی پشتوانه این حرکت باشند آن وقت البته خاکریز محکم و دژ مستحکمی خواهد بود که کسی نخواهد توانست در آن نفوذ کند و الا اگر رها کردیم باز همان وضعیت پیش می آید. آن وقت این خون ها همه هدر خواهد شد». که امیدواریم هرگز این واقعه با حضوری که مردم دارند و همیشه در جاهای مختلف وظیفه خودشان را انجام میدهند اتفاق نیوفتد.
نکته دیگری که فقط یادآوری می کنم این است که در سال گشت تدوین و ابلاغ بیانیه گام دوم قرار داریم که سه سال از آن گذشته. خوب است اگر دوستان حوصله کنند نمایشگاهی یا حرکتی در مسیر شناساندن فعالیت های ایجابی که در این راستا در استان صورت گرفته ارائه کنند. خود ما مجموعه ای را فراهم کردیم، دوستان دیگر هم در قرارگاههای دیگر در استان کارهایی را کرده بودند. اگر نمایشگاهی باشد که فرصتی است برای ارائه بسیار خوب خواهد بود.
در رابطه با مذاکرات هم باید عرض کنیم کشوری که از برجام خارج شده اگر می خواهد حرفش شنیده شود باید یک قدم درست بردارد و حسن نیت خودش را نشان دهد و آن قدم هم برداشتن تحریم های ظالمانه ای است که خودشان هم اذعان دارند مسببش هستند و برایشان نتیجه ای هم نداشته. که اگر روزی هم تحریم را بردارند چون هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم باید راستی آزمائی کنیم.
اما متاسفانه هنوز آمریکا با اینکه شاخش شکسته و کرک و پری برایش نمانده باز از روی زیاده خواهی حرف می زند. معاون وزیر خارجه اش در این یکی دو روزه گفته فارغ از نتیجه مذاکرات همه گزینه های آمریکا همیشه روی میز است. هنوز هم این را میگوید. عرض میکنیم که اگر احمقی کنید قدرت و توان بازدارندگی نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی همیشه آماده برخورد جدی با شماست.
نکته دیگر اینکه این فرصت بندگی را از دست ندهید. به خاطر کرونا اعتکاف در مناطق قرمز تعطیل است ظاهرا. اما اعمال و آداب این سه روز ایام البیض را -که میدانید فقط این ایام البیض مربوط به ماه رجب نیست، در همه ماه ها روزهای ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ فضیلت دارد؛ اما چون بخصوص در ماه رجب اعمال ویژه دارد- فراموش نکنید که برکات فراوان دارد. بنده روسیاه را هم فراموش نمیکنید ان شاء الله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/15 | 1400/11/15ایجاد گرمخانه فقط متوقف بر مصلی نباشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه145
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به به تقوای الهی دعوت می کنم. بحث ما در خطبه اول راجع به عدالت است و هر نوبت نکته ای را بیان می کنم بخصوص در مورد عدالت اجتماعی. از قرآن و روایات برای بحث بیشترین استفاده را خواهیم برد.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «قرآن، سخنگوى عدالت است».« قرآن، بوستان هاى عدل است و برکههاى عدل». «العدل حیاه» عدالت زندگى است. قرآن کریم به رسول خدا فرموده است: به مردم چنین بگو: «وَ أُمِرْتُ لِاَعْدِلَ بَیْنَکُم» من مأمور شدهام تا عدالت را در میان شما اجرا کنم.
گاهی برای فهمیدن درست مطلب تشبیهات زیبایی بکار می برند. شخصی است به نام محمّد حلبى مىگوید: از امام صادق علیه السلام درباره این آیه پرسیدم: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» بدانید که خدا زمین را، پس از مرگ آن، زنده مىکند؟ فرمود: عدل و داد است پس از جور و ستم. یعنی عدالت مساوی است با زندگی. جور و ستم یعنی مرگ.
و این ستم همه قسم را می گیرد از جور اقتصادی بگیرید تا ستم فرهنگی. ستم یعنی ترک قسط و عدل، ترک میانه روی. که هر کس راه عدالت و میانه روی را رها کند دچار جور و ستم شده است و بدترین ستم، ستم اقتصادی است که فاصله طبقاتی مذموم بوجود می آورد و کرامت انسان ها را از بین می برد.
اگر کسی دنبال قدرت و ادامه قدرتش هم باشد باید به عدالت رفتار کند. علی علیه السلام فرمود: دادگر باش و حکمروایى کن. و فرمود: آن کس که دادگر باشد، حکومتش نافذ خواهد بود. عدل جمال حاکمان است. زیبایى سیاست، اجراى عدالت است در حکومت. عدل سپر دولت هاست.
و این حکومت که گفته می شود فقط منظور حکمرانی نیست هرگونه سلطه ای را شامل می شود. مسئولی که در اداره ای هست حاکم است و باید اینها را رعایت کند. اهمیت موضوع آنقدر بالاست که رسول خدا فرمودند: یک ساعت (مقداری از زمان) به عدالت رفتار کردن بهتر است از هفتاد سال عبادت، که هر شب آن هفتاد سال را نماز و هر روز آن را روزه داشته باشید.
سوالی مطرح می کنم و آن اینکه اگر بخواهیم عدالت اجتماعی محقق شود به چه چیز نیاز داریم؟ یکی از مهمترین عوامل تحقق عدالت، وجود افراد عادل است. قطعاً برای اجرا شدن هر هدفی باید ارکان آن را فراهم کرد که یکی از اصلی ترین رکن ها، نیروی انسانی کار آمد، متناسب با آن هدف است. و هرچه کار مهمتر و حساس تر باشد باید عوامل اجرایی آن کارا تر و امین تر باشند تا نتیجه بهتر و موثرتر باشد.
بنابراین اگر هدف برقراری عدالت اجتماعی باشد لازمه تحقق آن کارگزاران عادل است. نمی شود با سپردن کار به شخصی که امین نیست توقع امانت داری داشت. امام کاظم علیه السلام فرمودند: تنها کسی می تواند عدل را محقق کند که آن را نیکو بشمارد. و معنای نیکو شمردن، سخنرانی و بیان خوب از عدل داشتن نیست بلکه روش باید عادلانه باشد.
رفتار عادلانه چگونه است؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: هر کس در رفتار با مردم به آن ها ستم نکند و هر گاه با آنان سخن می گوید، دروغ نگوید و چون به آن ها وعده داد، خلف وعده نکند، انسانیتش کامل و عدالتش آشکار و دوستی اش لازم و غیبتش حرام است.
یا در بیان دیگری حضرت فرمودند: هر کس با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنان با او رفتار کنند، عادل است. در همین جا خیلی ها گیر میکنند.
ما به راحتی می توانیم عادل را از روی رفتارش شناسائی کنیم. مثلاً ببینیم چه مقدار با انصاف رفتار می کند. در کلام امیرالمومنین علیه السلام است که فرمود: عادل ترین مردم کسی است که با داشتن قدرت، انصاف ورزد. یا ببینیم آیا طرف با خودش رفتار عادلانه دارد یا نه چون بعضی ها نسبت به خودشان هم عادل نیستند. که مولا فرمودند: نهایت عدالت این است که آدمی با خودش به عدالت رفتار کند. ظلم به نفس یعنی با خودش رفتار عادلانه نداشته.
یکی از مواردی که می شود فهمید کسی عدالت دارد یا نه در نوع رفتارش بافرزندانش معلوم می شود. رسول خدا فرمودند: میان فرزندان خود در عطا و بخشش به عدالت رفتار کنید همچنان که دوست دارید آنان نیز در احترام و محبت میان شما عادلانه عمل کنند. بعضی ها در رفتارشان با فرزند عادل نیستند و از همین جا میشود فهمید کسی عادل هست یا نیست و میشود کار به او سپرد یا نه.
به هر تقدیر لازمه برقراری عدالت، وجود کارگزار عادل است. و الا با ظالم که نمی شود آبادانی برقرار کرد. و اساساً یکی از مهمترین موانع تحقق عدالت اجتماعی، وجود همین انسان های ستمگر است. افرادی که نمی توانند دست از هوی و هوس خود بکشند و اعتقادی به مرگ و جهان آخرت و پاسخگوئی بعد از دنیا ندارند، کارهای مردم دستشان است و متاسفانه هر جور که میلشان است رفتار می کنند؛ اینها مهمترین موانع تحقق عدالت هستند.
دومین عامل مهم درتحقق عدالت، حاکم شدن عدل است. بدون حاکمیت عدل نمی توان عدالت را برقرار کرد. در دعای امام زمان علیه السلام که در مفاتیح هم آمده می خوانیم: «خدایا به برکت وجود مبارک امام زمان عجل الله فرجه جور و ظلم را نابود و حکومت عدل و عدالت کامل را در جهان ظاهر کن، و اهل زمین را به طول بقای او زینت و کمال ببخش تا آن که با عدل او بنیان ظلم و جور نابود فرمایی و آتش کفر و نفاق را به طور کامل خاموش گردانی، و عهد و پیمان حق را آشکار و اساس عدل که مجهول گردیده روشن و معلوم سازی». میفرماید حتما باید حکومت عادل برقرار شود تا افراد بتوانند عادلانه رفتار کنند.
عامل سوم همراهی مردم است که اگر مردم همراه نباشند کار پیشرفت نخواهد کرد ولو امام معصوم حاکم جامعه باشد. لذا می بینید که امیرالمومنین علیه السلام هم موفق به برقراری کامل عدالت اجتماعی نشد با وجود برقرار شدن حکومت عدل چون مردم همراهی نکردند. یعنی اگر امام معصوم هم مسئولیت اداره جامعه را به عهده بگیرند که عادل هستند و حکومت عدل هم برپا شده که این حکومت ۴ سال و اندی در اختیار امیرالمومنین بود و در این ۴سال او را با جنگهای خانمان سوز و جامعه برانداز مواجه کردند که موفق به برقراری عدالت اجتماعی به طور کامل نشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. تمام تلاش متقین این است که در یوم الحساب روسفید باشند و کمتر حسرت بخورند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۷۷ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لِلظَّالِمِ الْبَادِی غَداً بِکَفِّهِ عَضَّهٌ». فرداى قیامت شخص ستمگر انگشت ندامت به دندان میگزد. شبیه آیه سوره مبارکه است که فرمود: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ». کلمه غد(فردا) را کنایه از روز قیامت آورده است. و گزیدن دست را کنایه از پشیمانى. انسان در روز قیامت از چه چیز پشیمان است؟ یکی این است که فرصت هایش را به ارزانی از دست داد و عمر به باطل گذشت. جلوی ضرر را بگیرید نگذارید سرمایه از دست برود. چون یکی از اقسام ستم، ستم به خود است و عمر تلف کردن ظلم به نفس است.
حلول ماه رجب را مجدداً تبریک عرض می کنم. ماه بزرگی است که در آن وارد شدیم و باید قدر بدانیم و فرصت روزه و استغفار و بندگی و ذکر و دعا و مناجات را در این ماه خدا و ماه امیرالمومنین از دست ندهیم. این ماه به خاطر اینکه در بین ماه های دیگر سال به تنهائی ماهی است که از حرمت و احترام برخوردار است به آن رجبُ الفرد می گویند. تا فرصت و توان دارید از لحظات این فصل بندگی و سه ماه آن بهره معنوی ببرید زمانی می رسد که آرزو داریم یک روز روزه بگیریم اما توان نداریم. به خودمان برای رشد معنوی خودمان کمک کنیم.
عظمت لحظات این ماه را ببینید. از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله روایت شده که فرمود: خداىمتعال درآسمان هفتم فرشتهاى را قرار داده است به نام «داعى» (دعوت کننده). هنگامى که ماه رجب می آید، این فرشته در هر شب این ماه تا صبح مىگوید: خوشا به حال تسبیح کنندگان خدا، خوشا بحال فرمانبرداران خدا. خداى متعال مىفرماید: همنشین کسى هستم که با من همنشینى کند، فرمانبردار کسى هستم که فرمانبردارم باشد و… ماه، ماه من، بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است. هر کسى در این ماه من را بخواند او را اجابت مىکنم و هر کس از من بخواهد به او مىدهم و هر کس از من هدایت بخواهد او را هدایت مىکنم. این ماه را رشتهاى بین خود و بندگانم قرار دادم که هر کس آن را بگیرد به من مىرسد. بند بند این روایت را دقت کنید چقدر زیباست. نکند این ملک که هرشب صدا می کند لبیکی از ما نشنود.
سعی کنید در این ماه توجه خودتان را بیشتر کنید. دائما با وضو باشید. در هر فرصتی قرآن بخوانید یا استغفار بگوئید که بسیار مجرب و کارساز و گره گشاست. از فرصت استفاده کنید که خیلی زود می گذرد. خوب است اگر کسی کاهلی کرد خودش را مقصر بداند. دیگری را مقصر نداند. خودش را مذمت کند که از فرصت در اختیارش استفاده نکرده است. با توجه به عمرمان هم این فرصت تکرا می شود کسی که ۴۰ سالش است ۴۰ بار این فرصت تکرار شده است. اینکه فرمود مواظب باشید که دو روزتان مثل هم نباشد فقط دیروز و امروز نیست. اگر سال گذشته روز دوم ماه رجب حالتان بهتر از امروز بوده ضرر کرده اید. حتی اگر مساوی هم بوده باز ضرر کرده اید. چون امکان دارد سال گذشته روز دوم ماه رجب روزه بوده اید ولی امسال نیستید پس ضرر کردید. مواظب باشید این روزها به سرعت سپری می شود . بار عام الهی است. با مرگ و میر و کرونا و مرگ فجئه و بیماری های ناشناخته معلوم نیست عمر ما چگونه است. فرصت ها را از دست ندهیم.
۱۶ بهمن مصادف با ۳ رجب سال گشت شهادت امام هادی علیه السلام را به همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم. در نوبت های قبل به بعض از سیره حضرت در برخورد با مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با توجه به وضعیت حاکمان و شیعیان در آن دوره اشاره داشتم. در این نوبت به حرکت فرهنگی امام علیه السلام در انشاء زیارت جامعه کبیره که یک مجموعه بزرگ از معارف بخصوص بحث امامت و جایگاه والای ائمه علیهم السلام در عالم است، فقط اشاره می کنم.
امام هادی علیه السلام در مسیر تعالی بخشی به معارف اسلام ناب و شناخت عمیق تر امامت و جایگاه رفیع ائمه و نقش زیارت در رشد معنوی افراد، زیارت نامه معروف خود را انشاء کرد. مخالفان اهل بیت تمام تلاش خود را می کردند تا جایگاه بلند و پایگاه محکم ائمه علیهم السلام در بین مردم را از بین ببرند و بین امام و امت جدایی بیندازند اما امام هادی علیه السلام با زیرکی نقشه های آنان را خنثی کرد. این زیارتنامه، با اینکه کوتاه است اما کاملترین متن امام شناسی است که به روشنی و بدون غلو و بزرگ نمائی، جایگاه واقعی اهل بیت علیهم السلام را بیان می کند.
میدانید آیات قرآن کریم تفسیر دارند که در کتب مختلف دانشمندان به آن پرداخته اند. و ائمه علیه السلام قرآن ناطق هستند. اگر در مفاد و بندهای زیارت جامعه دقت کرده باشید به خوبی می فهمید که تفسیر قرآن ناطق است. یعنی همه می دانیم قرآن کتاب انسان سازی است و با فهمیدن و عمل کردن به آیات کریمه در تمام عرصه های زندگی، می توان به مقام انسان کامل رسید. و ائمه علیهم السلام کامل ترین انسان ها هستند چون بالاترین بهره را از قرآن برده اند و قرآن کریم در وجود نورانی آن ها تجلی پیدا کرده خود مظهر اسماء الهی و قرآن ناطق هستند. امیرالمومنین فرمود: «انا القرانُ الناطق».
در جنگ صفین خواندید که مخالفان باحقه بازی و تعلیم عمروعاص از قرآن ساکت بر علیه قرآن ناطق قصد بهره برداری داشتند حضرت فرمودند: «هذا کتابُ اللّهِ الصّامِتُ وَ أَنا المُعَبِّرُ عَنهُ، فَخُذُوا بِکتابِ اللّهِ النّاطِقِ وَ ذَروا الحُکمَ بِکتابِ اللّهِ الصّامِتِ، إِذ لا مُعَبِّرَ عَنهُ غَیری». این، کتاب خاموشِ خداست و من، سخنگوی اویم. پس به کتاب گویای خداوند، مراجعه کنید و حکم کردن بر اساس کتاب خاموش خدا را رها کنید؛ چراکه جز من، سخنگویی برای آن نیست.
بنابراین، تبیین و تفسیر ویژگیهای اهل بیت علیهم السلام یعنی تفسیر قرآن ناطق. توصیه می کنم به طور مرتب با این زیارت نامه انس داشته باشید. در جمعه ها شب جمعه و به زیارت که میروید این زیارت را بخوانید. خدای تعالی همه ما راازشیعیان وموالیان اهل بیت قرار دهد ان شاءالله.
در روزهای مبارک سال گشت پیروزی انقلاب قرار داریم و خیلی خوب است که در این ایام دوستان جوان تحقیق بیشتری راجع به علل و ریشه های انقلاب اسلامی داشته باشند تا در این جنگ ادراکی که بر علیه ما راه انداخته اند آسیب نبینند. همه ما وظیفه داریم در جهاد تبیین شرکت کنیم و نگذاریم جای دوست و دشمن، جلاد و شهید و امثال این ها عوض شود. دستاوردهای بی شمار انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف را بیان کنیم تا امید از بین نرود و حرکت در مسیر گام دوم را با شتاب بیشتری طی کنیم که سه سال آن گذشت.
یکی از موارد تبیین این است که نگاهی بیاندازیم به ریشه های انقلاب، و انقلاب اسلامی ایران را با دو انقلاب بزرگ فرانسه و روسیه که در دوران معاصر اتفاق افتاده است و لیبرالیست و سوسیالیست را رواج دادند مقایسه کنید چون سالیان سال یکی حاکم بود، دیگری هم که الان در حال اضمحلال است تا اذعان کنیم گفتمان انقلاب اسلامی گفتمانی که عمیق تر و مردمی تر از جهات مختلف بود را به جهان عرضه کرد.
برای بررسی دقیق مطلب باید وضعیت اقتصادی وسیاسی واجتماعی جهان و بخصوص کشورهائی که در آنها انقلاب شده را به خوبی بررسی کرد تا فرقشان روشن شود و معلوم شود ریشه انقلاب ما چه بوده و بعض گفته ها که از بعض بوق های استکباری و گاهی از بعض افراد و جریان ها شنیده می شود معلوم شود که کاملا غلط است.
مثلاً وضعیت اقتصادی فرانسه قبل از انقلابش یعنی سال ۱۷۸۹ به شدت وخیم بوده از ۵۰ سال قبل ازانقلاب، دچار مشکلات و بحرانهاى مالى و اقتصادى فراوانى بودند. در روسیه هم شرائط همین بود تاریخش را بخوانید کاملا از نظر اقتصادی از پا درآمده بود لذا مردم مطالبات اقتصادی داشتند.
اما ایران در اواخر حکومت پهلوی به خاطر افزایش فراوان درآمد نفتی تبدیل به یکى از دولتهاى ثروتمند شده بود جامعه ایرانى را هم به یک جامعه کاملا مصرفى وابسته بدون تولید تبدیل کرده بود. سرمایه کشور هدر می رفت. زیرساختها ساخته نمی شد. مصرف گرایی در کشور فراوان بود با آن همه ثروتی که داشتیم. ریشه انقلاب نبودِ مسائل اقتصادی نبود، کمبود نبود اینطور که در فرانسه و روسیه بود.
در بحث قدرت اجتماعی در روسیه و فرانسه از پشتوانه گسترده مردمی برخوردار نبودند حتی در بعد از پیروزی انقلابشان مردم درآن دو کشور در مسائل کشور مشارکت جدی نداشتند اما در ایران بعد از پیروزى انقلاب اسلامى مردم در تمام صحنه ها بخصوص در انتخاباتها مکرر شرکت کردهاند حتى در شرایط بحرانى و بمباران شهرها انتخابات متوقف یا به تاخیر نیوفتاد.
و یا در بحث رهبری نهضت، کاملاً فرق داشتند رهبری در ایران از قدرت بالای معنوی برخوردار بود و خودش از طبقات معمولی و محروم جامعه بود. در بحث ارتش و نظام و جنگ افزار هم همینطور. همه اینها را وقتی نگاه کنیم میبینید ریشه انقلاب چیز دیگری بود.
از ارتش گفتم، در ایام دهه مبارکه فجر و ریشه کن کردن طاغوت و حکومت منحوس پهلوی روز ۱۹ بهمن، روز نیروی هوائی از نورانیت و ویژگی خاصی برخوردار است. این حادثه تعیین کننده سند افتخاری است که در تاریخ ما ثبت شد. حرکت شجاعانه پرسنل نیروی هوائی بخصوص همافران نیروی هوائی که در اقامت گاه حضرت امام حاضر شدند و ادای احترام کردند و سلام نظامی دادند و سرود خواندند و بیعت کردند در آن مقطع روحیه نیروهای انقلاب را تقویت کرد و جان تازه ای داد و روحیه طرف مقابل را به خصوص صاحب منصبان و مقامات رژیم شاه را به شدت از بین برد و نقشه و ماموریت هایزر برای کودتای نظامی را برآب کرد و چیزی از دولت بختیار هم نماند. طاغوت ضربه سختی خورد و سه روز بعد پیروزی محقق شد.
حضرت امام ره در تکریمشان فرمودند: «درود بر شما سربازان امام عصر سلام الله علیه، همانطور که فریاد زدید، تاکنون در خدمت طاغوت بودید، طاغوتی که همه هستی ما را ساقط کرد، طاغوتی که ما را برده خارجیها کرد و از امروز در خدمت امام عصر سلام الله علیه و در خدمت قرآن کریم هستید». آنها را از سربازی طاغوت به سربازی حضرت ولی عصر درآورد.
باید توجه داشت که در بین نیروهای ارتش مهمترین و نزدیکترین و مورد اعتمادترین قسمت که اتفاقاً تحت نظارت شدید آمریکائی ها اداره می شد نیروی هوائی بود و این حرکت چقدر پیام داشت در آن مقطع. باید هرساله یادآوری و قدردانی کنیم. همه اینها نشان می دهد که مردم بر اساس یک باور قوی که ریشه در اعتقادات دینی آنان داشت برای برقراری نظامی بر مبنای دستورات شرع مقدس قیام کردند تا ارزش های الهی حاکم شود و تا امروز هم بر سر پیمان خودشان ایستاده اند. خون داده اند سختی و محرومیت و تحریم ظالمانه مستکبران عالم را تحمل کرده اند و برای دفاع از کیان و کشور اسلامی شان دورتر از مرزها شهید داده اند اما حاضر نیستند لحظه ای از عزت و استقلال و آرمان های الهی خود دست بکشند. البته دشمن، دشمن است، ما نباید خواب باشیم و بی توجه در زمین او بازی کنیم.
بیانات حضرت آقا با فعالان اقتصادی را ملاحظه فرمودید و گلایه هائی که داشتند که بی سابقه بود و کنایه از کم کاری شدید یک دهه مسئولان اقتصادی داشت و همچنین بی توجهی کسانی که می توانستند آتش به اختیار فرامین را عملیاتی کنند اما کمتر انجام دادند. باید همه درس بگیرند و برای جبران اقدام عاجل داشته باشند. اگرچه دشمن نتوانسته به اهداف خودش در این تحریم شدید اقتصادی برسد اما به هر جهت مردم در زحمت و سختی هستند و دستوراتی که میتوانست کارساز باشد به آن کمتر توجه شده است.
به نظرم می رسد در همین استان کارگروهی ناظر به فرمایش حضرت آقا در جهت بهره وری بیشتر شهرک های صنعتی و واحدهای تولیدی وپارک علم و فناوری وبخش های کشاورزی تحت نظارت استاندار محترم تشکیل شود و اقدام عملی و نتیجه آن را به مردم گزارش دهند. و مطمئن باشند که برکات فراوانی برای استان و کشور خواهد داشت.
از پرچم اقتدار غافل نباشید. تذکری دادند که تذکر خوبی است؛ پرچم جمهوری اسلامی را هر کسی بر سر در خانه اش نصب کند که هم شادیآور و امید آفرین است هم تودهنی به دشمن است. کسانی که این پرچم را دارند بزنند، کسانی هم که ندارند، شاید امروز اینجا آماده کرده باشند، تهیه کنید و این را بر سردر خانه ها بزنید.
ارتحال عالم و فقیه مجاهد و بصیر آیه الله العظمی صافی گلپایگانی را مجدداً تسلیت عرض می کنم بزرگواری که به شدت به امام عصر ارواحنا فداه عشق داشت و در این باره هم سخن می گفت و هم می نوشت که یکی از مهمترین اثرات ایشان منتخب الاثر است. اشعار زیبائی درباره اهل بیت و حضرت دارند. در فقاهت هم از اساطین فن بودند و خیلی هم مواظب بودند که فرقه ها و نحله های فکری چکار می کنند و اگر لازم بود پیام می دادند. رصد دقیقی از اوضاع داشتند. غیرت دینی بالائی داشتند اگر مسئولی خطوط قرمز دینی را درمسئولیتش رعایت نمی کرد او را نمی پذیرفتند. گاهی آقازاده ایشان زنگ می زد و می گفت آقا با شما کار دارند. بعد ایشان می فرمودند که موضع گیری شما را راجع به فلان موضوع دیدم و تشکر و تقدیر می کردند و بنده را مورد لطف قرار میدادند. مکرر ایشان در تماس بودند. خدای تعالی با اولیاء خودش محشور بگرداند. صلواتی قرائت بفرمائید.
با توجه به جریاناتی که بعضاً در سطح جامعه میبینیم و در کشور اتفاق میافتد، باید خیلی عزیزان ما در مجلس و در دستگاه قضایی با قوه بیشتری وارد عمل شوند نسبت به این مسئله اراذل و اوباش که به خودشان اجازه میدهند اقدام کنند و بیپروا مردم را بترسانند. اینکه ما بعضا در قانون ضعفهایی داشته باشیم و در اجرا نتوانیم بعضی از کارها را انجام بدهیم زیبنده نظام اسلامی نیست.
در روایات ما و دستورات دینی ما هست که اخافه ناس حکمش چگونه است. کسی که مردم را بترساند، کسی که اسلحه اش را بکشد که این اسلحه می تواند سلاح سرد باشد یا سلاح گرم باشد یا یک چاقو باشد، حتی اگر استفاده نکند و نزند که در روایت هم آمده حتی اگر نزند و فقط ترسانده باشد، چنین کسی مهدور الدم است و می شود او را اعدام کرد. بحث قضایی آن را باید دستگاه قضایی دنبال کند ولی دین تا این حد مسئله را سنگین گرفته است. کسی نمی تواند دیگری را بترساند.
الان در مجلس ضعف قانون داریم. طرف می آید با قمه، نیروی انتظامی را می زند و شهید می کند، بعد از آن طرف نیروی انتظامی میخواهد از خودش دفاع کند و سخت میشود برایش. به نظر می رسد که مجلس محترم قانون مبارزه با اراذل و اوباش را بخصوص در دستور کار خودشان قرار بدهند و دستگاه قضایی هم دنبال کند.
یکی از آن وظایف حاکمیتی، امنیت مردم است. بعضیها با قلدری و با پررویی ناامنی ایجاد میکنند، بخصوص هم که رسم شده اخیراً از سلاح گرم هم دیگر استفاده می کنند که باید علی العجاله به این قصه رسیدگی شود.
این کاری هم که در مصلی کردیم که گرمخانه شده است، دوستان توجه داشته باشند که ما در سطح شهر هم داریم ورزشگاه ها و سالن های اجتماعاتی را که اینها هم قابلیت این کار را دارند. فقط متوقف بر مصلی نباشد. کار حسنهای است. خودم هم سر زدم و بررسی کردم، الحمدالله کار به خوبی دارد پیش می رود.
مطلب دیگری هم راجع به کنسرت ها گفته بودند که قیل و قالی شده و باز به بنده نسبت میدهند. این جفای به من است. من نه راجع به اجرا و نه راجع به تعطیلی هیچ حرفی ندارم. بحثی ندارم. قانون دارد و طبق قانون باید عمل کنند.
به نظر میرسد که دوستان دفتر صحبت های گذشته من را در ۸ سال گذشته بازپخش کنند تا ببینند دوستان که حرف ما یکی بوده و در این چند روزهم همان است. جایی که ولنگاری شود و ارزشهای دینی به هم ریخته شود آنجا را نمی پسندیم.
از باب امر به معروف و نهی از منکر همه مردم وظیفه دارند که تذکر زبانی بدهند اما دستگاههای حاکمیتی و حکومتی موظف هستند که جایی را که منکر انجام میشود تعطیل کنند. ملاک هم مجوز داشتن نیست. مجوز را میگیرند برای اینکه کار قانونی انجام دهند؛ اما اگر مجوز گرفته ولی کار خلاف قانون انجام داد، کار منکرات انجام داد، مجوز گرفت و ولنگاری و فساد و فحشا و این کارها را کرد، آن مجوز که مجوز نیست.
لذا دستگاه های اجرایی و نظارتی، قانونی باید جلوی آن را بگیرند. تعطیل کردن بعضی از این مراکز از باب نهی از منکر است ولو مجوز داشته باشد. مجوز که دلیل نمیشود شما حرام انجام بدهید.
لذا آن صحبتی را که ما داشتیم، هم در گذشته و هم الان، روی موضع خودمان هستیم و به بنده ربطی ندارد که کنسرت اجرا بشود یا نشود ولی در مقابل حرام هر مسلمانی موظف است که اعتراض کند؛ اگر می تواند جلوی آن را بگیرد و الا از طریق دستگاههای مجری اقدام کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/8 | 1400/11/8نصرت الهی نصیب انصار الله خواهد شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه146
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به بتقوای الهی دعوت می کنم. خدای تعالی در قسمتی از آیه ۸ سوره مبارکه مائده فرمودند: «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى». عدالت بورزید که به پرهیزکاری نزدیکتر است. عرض کردیم با توجه به آیات و روایات و آنچه مردم از ابتدا دنبال آن بوده اند این است که مردم تشنه عدالتند. تعریف مختصری از عدالت کردم و به بعض روایات که به ارزش عدالت تذکر می داد اشاره داشتم.
در ادامه عرض می کنم امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: به سبب عدالت برکت ها دوچندان می شود. زهرای اطهر سلام الله علیها فرمودند: خداوند عدالت را برای آرامش دل ها واجب کرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: عدالت از آبی که شخص تشنه به آن می رسد شیرین تر است.
نکته دیگر اینکه در اجرای عدالت نباید بین افراد فرق گذاشت که این خودش بی عدالتی است. امیرالمومنین علیه السلام به امام حسین علیه السلام سفارش فرمود: «اوصیک بتقوی الله» تو را سفارش می کنم به پروای از خدا در روزگار توانگری و تهیدستی یعنی حال تو در این دو شرائط یکسان باشد و در دو حال تقوا را رعایت کن و بعد در ادامه فرمودند: و به رعایت عدالت با دوست و دشمن. این روش مسلمان و شیعه اهل بیت است یکسان رفتار کردن که موارد فراوانی از این نوع برخورد را ائمه داشتند با دوست و دشمن. و در آیه ۸ سوره ممتحنه توصیه می کند با دشمنانی که با شما وارد جنگ نشده اند به عدالت رفتار کنید چون خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد.
اگر دوستان در خاطر شریفشان باشد چند سال قبل در خطبه ها در بحث عدالت در نهج البلاغه نکاتی را عرض کرده بودم که در این نوبت آن موارد را تکمیل می کنم. گاهی امیرالمومنین عدالت را به انصاف معنا می کند. در کلمه قصار ۲۲۳ درباره فرموده خداوند که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» خدا به عدالت و احسان فرمان میدهد، فرمود: «الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ». عدل، انصاف است و احسان، نیکی کردن است. یعنی عدل، ستم نکردن، و احسان، بخشش کردن است. البته گاهی انصاف را به عدل معنا کرده اند. و عده ای هم بین عدالت و انصاف فرقی قائل نیستند.
در تعریف عدالت گفتیم قرار دادن هر چیز در جای خودش است که از بیانات حضرت امیر هم این فهمیده میشد. همین بیان را امام علیه السلام در مورد عقل هم دارند. در کلمات قصار حکمت ۲۲۷ دارد از حضرت درخواست کردند که عاقل را توصیف و تعریف کند. حضرت فرمودند: خردمند کسى است که هر چیزى را به جاى خود قرار دهد. گفتند: نادان را براى ما تعریف کنید. فرمود: تعریف کردم. یعنی جاهل هرچیز را در جای خودش نمی گذارد. یعنی این رابطه بین عقل و عدالت هست عدالت رفتاری است عاقلانه و عقل پسند.
مطلب دیگری که امیرالمومنین برای عدالت فرموده بسیار پر اهمیت است به فرزند گرامیشان فرمودند: «یَا بُنَیَّ اجْعَلْ نَفْسَکَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ غَیْرِکَ فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ…» پسرم، خود را میان خویش و دیگری میزانی بشمار، پس آنچه برای خود دوست میداری، برای غیر خود دوست بدار، و آنچه را برای خود ناپسند میشماری، برای دیگران مپسند، و ستم مکن؛ چنانکه دوست نداری بر تو ستم رود و نیکی کن؛ چنانکه دوست میداری به تو نیکی کنند، و آنچه برای دیگران زشت میداری، برای خود زشت بدان و از مردم برای خود، آن را بپسند که در حقّ آنان از خود میپسندی و مگوی [به دیگران، آنچه شنیدن آن را خوش نداری] و مگو آنچه را نمیدانی، هرچند اندک بود آنچه میدانی، و مگو آنچه را دوست نداری به تو گویند. این بیان همه اش سفارش به عدالت است.
اگر همین یک دستور را همه رعایت کنیم از مردم عادی گرفته تا مسئولین سطح عدالت در اجتماع در همه عرصه ها بالا خواهد رفت کمی در روایت دقت کنید ببینید چقدر سعه اش گسترده است. اجتماع انسانی بدون عدالت و اجرا شدن آن بقائی ندارد. امنیت و آسایش جامعه به اندازه تحقق عدالت است. امیرالمومنین علیه السلام علت پذیرش و رضایت به امارت بر مسلمین را همین نکته دانستند که بتوانند حق را برپا کنند و به از بین رفتن باطل کمک کنند و عدالت اجتماعی را برقرار کنند. یعنی اگر عدالت اجتماعی به خطر نیفتاده بود حضرت رضایت به خلافت بر مردم نداشتند.
آنچه در این نوبت اشاره می کنم این است برای اینکه بتوانیم عدالت را در جامعه محقق کنیم باید سه سیاست راهبردی را مرحله به مرحله عمل کنیم. قبلا عرض شد که بیان عدالت خیلی خوب است و خیلی هم برد دارد، فصلش هم مفصل است و زیاد می شود صحبت کرد ولی مسئله اساسی این است که این عدالت چگونه باید عملیاتی شود؟! چگونه جامعه عادل داشته باشیم، افراد عادل داشته باشیم، مسئولین عادل داشته باشیم؟!
سه سیاست راهبردی را باید رعایت کرد و مرحله به مرحله باید عمل کنیم؛ اول گفتمان سازی است. آن هم گفتمان دائمی و همیشگی مثل عدالت خواهی و استقلال طلبی. استقلال طلبی برای زمانی دون زمانی نیست. عدالت خواهی باید گفتمان رایج شود؛ دائمی و همیشگی شود. گفتمان سازی یعنی، تلاش برای فراگیری و گسترده شدن یک مفهوم یا مفاهیمی شفاف به طوری که مورد مطالبهی عمومی و همگانی بشود. با هر سلیقه و هر عقیده همین این را طلب کنند. حضرت آقا فرمودند: «گفتمان، یعنی آن فکر رایج بین مردم، مطالبه عمومی مردم؛ یعنی آن چیزی که به صورت باور عموم تلقّی بشود و مردم به آن توجه داشته باشند».
در مرحله بعد از گفتمان، باید جریان سازی کنیم. یعنی همان گفتمان فراگیر و همه خواه را تبدیل کنیم به یک حرکت اجتماعی. یعنی بین همه سطوح جامعه از لحاظ فکری و عملی پیوند برقرار شود. پس اگر همه افراد جامعه در هر سطحی که هستند راجع به یک موضوع مشخص درگیر باشند، اینجا جریان سازی اتفاق افتاده است؛ و این نمی شود مگر با حرکتی منطقی، با برنامه، روشمند و طی مسیر با ضرب آهنگ مشخص و گام به گام و بدون وقفه، و الا با کار پراکنده و گاهی خسته، گاهی تند و نیمه کاره رها کردن و به کار دیگر پرداختن و عده ای درگیر باشند و عده ای رها و همه گیر نباشد و امثال اینها جریان سازی صورت نمی گیرد.
جریان سازی با برنامه است، مرحله به مرحله و مستمر و پشت سرهم؛ و تا جریان سازی نباشد نوبت به فرهنگ سازی نمی رسد. سه کار باید کرد؛ گفتمان سازی، جریان سازی و فرهنگ سازی تا گفتمان سازینباشد جریان سازی نمی شود و جریان که ساخته شد نوبت به فرهنگ سازی می رسد. اگر طوری عمل شد که گفتمانی تبدیل شد به یک باور در بدنه جامعه که اگر کسی تخلف کرد مورد نکوهش جامعه قرار بگیرد، اینجا یعنی شما موفق شده اید جریان سازی را به فرهنگ سازی وصل کنید. بحث عدالت بخصوص عدالت اجتماعی تا از گفتمان سازی و جریان سازی به فرهنگ سازی نرسد راه به جایی نمی برد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا نه دروغ می گویند نه در مجلس دروغ می نشینند کمال احتیاط را دارند که به کسی نسبت ناروا ندهند و خود را گرفتار عواقب دنیایی وآخرتی آن نکنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۷۶ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِّبْتُ وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی». نه دروغ گفتهام و نه به من نسبت دروغ دادهاند، نه گمراه شدهام و نه کسى را گمراه کردهام. این صفات همه در حضرت وجود دارد و حرفی درش نیست و مورد اتفاق است. و عصمت امام علیه السلام توسط رسول خدا مکرر در مکرر تاکید شده است. توضیح لازم ندارد.
۱۴ بهمن مصادف است با اول ماه رجب و سال گشت ولادت پر خیر و سرور امام باقر علیه السلام در سال ۵۷ قمری در مدینه منوره. امام باقر علیه السلام در فضایل انسانى و علم و مقامات معنوی، بر همه برادرانش برترى داشت و بعد از امام سجاد علیه السلام به مقام امامت رسید.
در بیانیه گام دوم حضرت آقا به علم و تولید علم و پژوهش و امثال این ها تذکر داده اند که سیره عملی امام باقر علیه السلام می تواند بهترین الگوی برای نسل جوان دانش پژوه در این زمینه باشد. و چون در بیانیه به جنبه های تربیت دینی و معنویات هم توجه شده تا عالمی آخرت گرا، کمال طلب و متوجه به حیات معنوی تربیت شود در سیره علمی امام باقر علیه السلام به این مهم هم توجه شده است.
امام علیه السلام در آموزش و همچنین عزت مندی جامعه مسلمین از هیچ کمکی دریغ نداشت. با اینکه مواجه بود با حکومت طواغیت و در آن جامعه زندگی میکرد، اما چون امام است و هدایت جامعه ، هدایت فکری و معنوی و ابعاد مختلف در اختیار اوست در این زمینه کوتاهی نداشت، و در هر لحظه که احتیاج بود، وارد عمل میشد.
مطلبی در تاریخ هست که در زمان خلافت طاغوتی عبدالملک بن مروان بحران پول رایج در کشورهای اسلامی بوجود آمد. چون سکه هایی که در اختیار مسلمین بود توسط روم ضرب می شد و روی سکه ها هم علائم و نشان های فرهنگ رومی حک شده بود و عبدالملک قصد تغییر داشت اما با مشکلاتی مواجه بود که وقتی با درباریان به شور گذاشت به نتیجه نرسیدند و مشکلات بالا رفت. ناچار و علیرغم میل باطنی اش مجبور شد برای حل مساله دست به دامن امام باقر علیه السلام شود. امام علیه السلام هم روش ضرب سکه متناسب با فرهنگ اسلامی را آموزش داد و نحوه عرضه و رواج آن دربازار را آموزش داد تا تنشی با رومیان هم بوجود نیاید. چون تهدید کرده بودند اگر خودتان سکه بزنید ما روی سکه ها دشنام به پیامبر را حک می کنیم. امام با یک حرکت حساب شده خدمت بزرگی به بازار جهان اسلام در آن زمان انجام داد و سکه رایج را از سلطه امپراطوری روم خارج کرد.
این می تواند الگویی باشد تا جهان اسلام را از سلطه پولی مستکبرین بخصوص دلار آمریکا نجات داد. اما متاسفانه از نور جهان افروز را خاموش کرده ایم و در تاریکی دنبال نور شمعی می گردیم که شاید راه را پیدا کنیم، به نتیجه نمیرسیم.
نکته ای هم راجع به شب لیله الرغائب عرض کنم و آن اینکه آنچه در روایتش آمده با اغماض در سند این است که آن شبی که فضیلت دارد زمانی است که اول ماه پنج شنبه باشد نه هر شب جمعه اول ماه رجب. لذا امسال با این روایت تطبیق دارد .کسانی که قصد عمل دارند باید پنج شنبه را روزه بگیرند و نمازی هم که گفته شده بعد از نماز عشاء خوانده شود و لازم نیست بین مغرب و عشا باشد. البته اگر بین مغرب و عشا هم بخوانند اشکالی ندارد ولی بهتر است بعد از عشا بخوانند. البته کسی نماز را هم نخواست بخواند، روزه روز پنج شنبه را بگیرد که فضیلت دارد.
ماه رجب هم که شروع می شود دوستان از دست ندهید. مقید باشید که در فصل بندگی واقع می شویم . فصل بندگی هم سه ماه دارد که ماه رجب است و شعبان و رمضان تا به قله و اوج این بندگی که شبهای قدر است ان شاء الله زنده باشیم برسیم و بهره ببریم. ان شاء الله این ماه را با حضور و با دقت و با توجه وارد شویم.
۱۲ بهمن سال گشت ورود امام به ایران و آغاز دهه فجر است. الحمدلله همه شما در متن جریان انقلاب بوده و هستید و اینکه انقلاب اسلامى در طول این ۴۳ سال فراز و نشیبهاى بسیار و همچنین تهدیدها و فرصتهاى زیادى را به خود دیده است. اما چون این حرکت، الهى و با نیت خالص شروع شد و برای تحقق آن خون های پاکی بر زمین ریخته شد از همه آن پیچ های خطرناک به فضل الهی عبور کرده و این توانمندى را پیدا کرده تا بتواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند.
و البته تهدیداتی در پیش رو قطعاً وجود دارد که یکى از بهترین راهکارها برای خنثىسازى مخاطرات وتهدیدات، استفاده مناسب از فرصت هاست و یکى از بهترین فرصتها جهت زنده نگه داشتن و انتقال مفاهیم بلند نهضت اسلامى، تکریم و بزرگداشت ایام الله دهه فجر است که اگر برنامه ریزی مناسب صورت بگیرد این ظرفیت را دارد که حرکت به سمت تحقق آرمان های انقلاب اسلامی را سرعت بیشتری ببخشد. لذا هدف برگزارکنندگان جشن های این دهه غیر از شادی و نشاط که باید حتما شادی و نشاط هم باشد باید این باشد که بتوانند در قالب های مختلف بخصوص فرهنگی و هنری دستاوردهای انقلاب اسلامی را بدون اغراق و زیاده گوئی به مردم و بویژه نسل جوان برسانند.
امروز به شدت زیر بمباران شبهات و تحریفات و شایعه پراکنی و دروغ سازی ها هستیم و راهکار همان است که حضرت آقا مدتی است روی آن تاکید دارند، جهاد تبیین. همه به اندازه خودشان باید جلوی تحریف واقعیات را بگیرند. در این جشن ها باید یاد و خاطره کسانی که حبس و زندان و شکنجه و تبعید شدند و بخصوص شهدای انقلاب و ایثاری که خانواده های آنان و فعالان آن دوره کردند را زنده نگهداشت و با آرمان های انقلاب تجدید پیمان کرد و عهد دوباره بست. برگزاری جشن ها باید مردمی برگزار شود با سلیقه خودشان و تا می شود باید نوجوانان و جوانان حضور پررنگ تر و فعال تری داشته باشند.
نباید به دشمنان انقلاب فرصت بروز کینه هایشان را داد اگر کوچکترین فرصت و روزنه ای ببینند بر علیه اسلام و انقلاب اقدام می کنند و خودتان شاهد حرکت های مذبوحانه آنان هستید. یک روزنه پیدا کنند و یک فرصت چند ثانیه ای پیدا کنند سریع زهر خودشان را میریزند. گمان می کنند باور و اعتقاد مردم را می توانند با چند لحظه و صحنه خدشه دار بکنند. هرگز اینطور نیست.
بله باور مردم تغییر نمیکند اما دچار خدشه می شود؛ و آن وقتی است که ببینند آرمان ها و ارزش های اسلامی فراموش می شود. شعارهای اولیه انقلاب نادیده گرفته می شود. عده ای با عملکرد غلطشان به جای اینکه امیدآفرینی کنند مردم را مایوس می کنند. باید مواظب بود و دست نفوذی ها را که قبلاً رهبر معظم انقلاب خطر آنها را تذکر داده بودند را قطع کرد. گاهی نفوذی کاری می کند که آنچه مطلوب اوست را افراد موجه و مورد اعتماد بگویند. اگر به سخنان رهبری توجه نکنیم و با بیانات صریح ایشان در موارد خاص سلیقه ای رفتار کنیم، یا احترام لازم نسبت به جایگاه تعریف شده ولی جامعه را نداشته باشیم و خود ما قبل از دشمن، با بی توجهی به حرف و دستور ولی، بی احترامی کرده باشیم، یعنی به دشمن فرصت داده ایم که اقدام کند و او را گستاخ کرده ایم که به ارزش ها بی احترامی کند.
عده ای توجه ندارند که سر شاخه نشسته اند و بن می برند و متاسفانه صداهایی هم که می توانند بلند باشند و با فریادشان روشنگری کنند و جلوی انحراف و تحریف را بگیرند با حرف های ظاهر شیرینی که باطنی از حنظل دارد جلوگیری می کنند. باید طبق شاخصه ها و الگوها عمل کنیم و الا برای ما هر روز مساله ای درست می کنند و سر ما را گرم می کنند.
سبک زندگی اسلامی را جدی بگیرید و جدی بگیریم که گفته رهبر فرزانه ماست؛ او را ترویج کنیم و تبلیغ کنیم و خودمان عامل باشیم. من یک عبارت از سیدنا القائد می خوانم توجه کنید حضرت آقا چه فرمودند: «مردم ما باید چشم و گوش خود را باز کنند برگشت به سمت فرهنگ فاسد و منحط غربی در جامعه انقلابی و اسلامی ما محال و ممنوع است. ملت و مسئولان انقلاب ما ممکن نیست اجازه دهند تا مجددا رفتار و زندگی مردم به سمتی رود که فرهنگ فاسد غرب تزریق کرده بود. و آن را به زور به این ملت تحمیل نموده بود».
این را به صورت کلی گفتم و نمی خواهم مصداقی برای آن بیان کنم. گاهی بعضی ها به بعضی مسائل اعتراض میکنند که ظاهر این اعتراض خوب است اما نمیدانند مفسده ای را همان کار از بین برده است. باید خیلی زیرک و با توجه بود. البته در جریانات اجتماعی که گوشه ای از آن به مسائل بین المللی گره می خورد باید با زیرکی بیشتر عمل کنیم که دولت محترم در این زمینه توجه لازم را دارد. در همین مساله فوتبال و صعود به جام جهانی که جای تبریک دارد، قصد داشتند با بهانه تراشی هایی جلوی صعود را بگیرند که موفق نشدند که با تدبیری که شد این اتفاق افتاد. باید مواظب بود که خدای نکرده در زمین دشمن حرکت نشود. اما در مسائل غیر این موارد باید دقت کنیم که با دست خودمان زمینه انحراف جامعه را فراهم نکنیم. این صعود را هم که جای خوشحالی دارد و مردم را خوشحال کرد به همه عزیزان تبریک عرض میکنیم.
نکته ای کوتاه راجع به مذاکره و حرف هائی که زده می شود عرض کنم. موضع ایران در این باره تا آنجا که بنده می دانم تغییری نکرده از اول شرط این بود که تحریم ها برداشته شود بعد مذاکره بشود تا امروز هم همین بوده و تغییری نشده. اما طرف مقابل دست و پا می زند که مسیر را تغییر دهد. فکر می کنند باز هم تحریم ها نقشی دارند. آمریکا و اروپا اگر تا حالا نفهمیده باشند که تحریم ها مردم ما را مقاوم تر کرده که خیلی کودن و خنگ هستند. شما هرچه که می توانستید بر سر ملت ما آوردید و تا جائی که ممکن بود تحریم کردید و دیگه چیزی نمانده اما مردم ما تمام سختی هائی که از ناحیه تحریم ها به آن ها رسیده را با زحمت و سختی و مشکلاتی که برای تک تک خانواده ها به وجود آمد تحمل کردند و تسلیم نشدند هر روز مقاوم تر و مصمم تر شدند و نشانه این صلابت و عزت و عظمت را بزودی در روز ۲۲ بهمن با حضور چشمگیر مردم خواهید دید.
آنچه که به آمریکا و اروپا توصیه می کنیم که قبلاً هم گفتیم این است که نباید فرصت را از دست بدهید؛ وقت کشی به ضرر خودتان خواهد بود باید زودتر تصمیم خود را بگیرید. راهبردهای ایران مشخص است و مکرر اعلام کرده است و هیچ ابهامی ندارد. برگردید به همین راهبرد و زودتر کار را پیش ببرید.
جمعه گذشته دشمن خون ریز پلید، تعلیم دیدگان شیطان و رژیم صهیونیستی و ایادی استکبار، دولت سعودی و امارات مردم مظلوم یمن را در مناطق مختلف، آماج سلاح های خود قرار دادند و تعداد زیادی از مردم بیگناه را وحشیانه به خاک و خون کشیدند. در یک منطقه طبق آماری که دادند بیش از نود نفر به شهادت رسیدند و سازمان های بین المللی هم مثل همیشه خاموشند. سازمان ملل! از چه می ترسی که صدایت در مقابل این نسل کشی وتخریب زیرساخت های یک کشور در نمی آید؟
انگلیس و مصر هم خیال نکنند که جامعه جهانی آنها را نمی بینند که در کجای قصه ایستاده اند. آمار تلفات و خسارات بسیار سنگین است؛ فرصت بیان نیست. فقط در این ۲۴۰۰ روز که یمن درگیر این بلیه است و از این جنگ می گذرد ۱۷ هزار و ۲۰۰ نفر غیر نظامی کشته که بیشتر آنان کودک و زن هستند. و۲۶ هزار۹۳۱ نفر زخمی و مجروح شده اند. و آمار دیگر از زیرساختها، سدها ، فرودگاهها، مزارع، مساجد ثبت شده است که کلا شخم زده اند.
اما به فضل پروردگار مردم مقاوم و با ایمان یمن که پای آرمان های الهی خود جوانمردانه ایستاده اند به زودی مزد پایمردی خود را خواهند گرفت و دشمنان منکوب و مفتضح خواهند شد کما اینکه تا امروز اینگونه بوده و نصرت الهی نصیب انصارالله خواهد شد. اسرائیل هم باید بداند وقتش که برسد گنبد آهنینش تحمل موشک های یمن را نخواهد داشت.
بنا بود که بعد از نماز راهپیمایی صورت بگیرد به سمت امامزاده حسن علیه السلام و در سراسر کشور هم بنا بود این راهپیمایی صورت بگیرد؛ اما ظاهراً از مرکز شورای هماهنگی گفتند که همین که مردم در حال خارج شدن از نماز هستند و در حال بیرون رفتن از مسجد هستند در همان حال شعار علیه دشمنان دین و قرآن و اهل بیت بخصوص آمریکا و اسرائیل و آل سعود انشاءالله بدهند و راهپیمایی را تخفیف دادند. و الا مردم آماده بودند که انزجار و نفرت خودشان را در قالب راهپیمایی عرضه کنند.
بیانات حضرت آقا را که اخیراً فرمودند ملاحظه کرده و می کنید؛ نکات نغز و مهمی داشت.
و تذکر پایانی اینکه با توجه به فصل سرما و گرفتاری هایی که سرما در بین مردم ایجاد میکند در جامعه که بعضی از افراد توان ندارند و گرمخانه هایی هم که در سطح شهر وجود دارد شاید کفاف ندهد، آن قسمتی که در مصلی برای کرونا در نظر گرفته شده بود و الان قسمت بانوان هست برای نماز، در روزهای دیگر از دوستان مصلی و کسانی که در مصلی مشغول کار هستند تقاضا میکنیم که انشاءالله آنجا را فراهم کنند و به صورت گرمخانه درآورند. در طول شبانه روز آن مقداری که مقدور هست را فراهم کنند و آخر هفته هم که نماز است در اختیار نماز باشد تا فصل سرما تمام شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/11/1 | 1400/11/1دستور کار دشمنان ملت این است که خانواده تشکیل نشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه147
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله . امام صادق علیهالسلام فرمودند: «اِتَّقُوا اللهَ وَاعْدِلوُا فَإنَّکمْ تَعیبونَ عَلی قومٍ لایَعْدلونَ». از خداوند پروا کنید و به عدالت رفتار کنید، چرا که شما به قومی که به عدالت رفتار نکند، خرده میگیرید.
عدالت به عنوان مهمترین رکن تقوا مورد تأکید قرآن و عترت است. مطلبی را که به حول و قوه الهی از این نوبت شروع می کنم، بحث عدالت ومسائل پیرامونی آن است. این از مباحثی است که دامنه گسترده و ابعاد مختلف دارد که فرصت خطبه اجازه نمی دهد مفصل به آن پرداخت؛ اما می شود عناوین اساسی و مهم را توضیح داد و تبیین کرد، چون عدالت مفهومی است که انسان از وقتی خودش را شناخت، مطلوبش بوده و در استقرار آن تلاش کرده است و اگر به زندگی انبیای الهی نظر کرده باشید یکی از مهم ترین وظایفی که به عهده داشته اند برقراری و بسط عدالت بوده است.
در ارزش عدالت امیرالمومنین علیه السلام در ضمن چند بیان فرمودند: عدالت شالوده ای است که جهان بر آن استوار است. خداوند سبحان عدالت را برپا دارنده مردمان، مایه دوری از حق کشی ها و گناهان و وسیله آسانی و گشایش برای اسلام قرار داده است. عدالت برپادارنده مردم و زیور حکمرانان است. با عدالت است که مردمان سامان می یابند. با هیچ چیز مثل عدالت شهرها آباد نگردیده است. در پاسخ به این سوال که عدالت برتر است یا بخشندگی؟ فرمود: عدالت هر چیزی را درجای خودش می گذارد و بخشندگی حالتی اختصاصی است (شامل فرد ویا افرادی محدود می شود) پس عدالت برتر است. البته اینجا امام علیه السلام عدالت را تعریف هم کردند که در واقع قرار دادن هرچیزی سرجای خود میباشد.
و امام صادق علیه السلام فرمودند: عدالت از عسل شیرین تر، از خامه نرم تر و از مشک خوشبوتر است. یعنی همانطورکه عسل به کام هر کسی شیرین و بوی خوش مشک خوشایند همگان است، رایحه عدل نیز نزد همگان، پسندیده و خوشایند است. این بیان یعنی مردم تشنه عدالتند.
قرآن کریم به عدل توجه ویژه دارد به طوری که ریشه کلمه و مشتقات آن نزدیک به ۳۰ بار در قرآن مطرح شده است. خوب است که اول عدل و عدالت را معنا کنیم. و در اهمیت آن همین بس که امیرالمومنین علیه السلام در طول نزدیک به پنج سال حکومتش مبتلا به سه جنگ بزرگ برای برقراری عدالت شد و عاقبت لشدت عدله به شهادت رسید.
البته درمباحث مختلف فرق می کند. معنای لغوی آن، قراردادن هر چیزی درجای خودش. یا هرکاری را به وجه شایسته انجام دادن. یا دادن حق هر صاحب حقی به خودش. و معنای عدالت هم می شود دادگری و با انصاف بودن. گاهی عدل در مقابل ظلم و جور به معنای احقاق حق یا همان قسط است، گاهی در اخلاق وقتی راجع به قوای درونی انسان بحث می شود، عدل حد وسط بین افراط و تفریط در قواست. گاهی در عقاب و ثواب بحث عدل مطرح می شود، یعنی به عمل نیک باید ثواب داد و اگر خطا بود باید عقاب کرد. گاهی در تقسیم اموال شرکاست که باید به نسبت آورده سود را تقسیم کرد که هر کدام جدا بحث دارد.
در کتاب عدل الهی مرحوم علامه مطهری برای عدل چند مطلب بیان کرده که عرض می کنم، الف) یک وقت میگوییم عدل منظور ما موزون بودن، یعنی رعایت تناسب یا توازن بین اجزای یک مجموعه. ب) گاهی منظور تساوی و رفع تبعیض است، یعنی رعایت مساوات بین افراد هنگامی که استعدادها و استحقاق های مساوی دارند. ج) گاهی عدل رعایت حقوق افراد و دادن پاداش و امتیاز بر اساس میزان مشارکت آنها، مانند عدالت اجتماعی است. د) گاهی رعایت استحقاق هاست. این معنا از عدل عمدتاً مربوط به عدالت تکوینی واز خصوصیات خداوند است.
و در آنجا که عدالت و ظلم را نسبت به انسان بکار می بریم فرموده: ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمیکند، هیچگونه تبعیضی میان افراد قائل نمیگردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است با نهایت بیطرفی به همه به یک چشم نگاه میکند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال یعنی عدالت میدانیم و روش او را قابل تحسین میشماریم و خود او را عادل میدانیم.
در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز میکند، در حوزه قدرت و اداره خود میان افراد تبعیض قائل میشود، طرفدار ستم گران و نسبت به ستم کشان بیتفاوت است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام ظلم و ستم گری میدانیم و خود او را ظالم میخوانیم و روش او را لایق تقبیح میشماریم.
این ها مطالب زیبائی است که گفته شده و بیان می شود که مباحث نظری است و به تنهائی مورد توجه اسلام نیست بلکه بحث مهمتر اجرای عدالت است که به آن هم به حول و قوه الهی به شرط حیات خواهیم پرداخت.
تذکر این نکته هم لازم است که وقتی بررسی می کنیم می بینیم بیشتر اوقات اگر خلاف عدالتی صورت می گیرد ریشه در هوای نفس و هواپرستی دارد. و این ظلمی است که انسان به خودش می کند. در آیه ۴۴ سوره مبارکه یونس فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ». یقیناً خدا هیچ ستمی به مردم روا نمی دارد، ولی مردم با روی گردانی از حق بر خود ستم می ورزند. بحث مفصل است برای این نوبت همین مقدار بس است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین حق را می شناسند و در همان مدار حرکت می کنند. رسول خدا فرمودند: با تقواترین مردم کسی است که حق را بگوید چه به سودش باشد و چه به زیانش باشد؛ البته به شرط آنکه اشتباه نکرده باشد. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۷۵ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ اُرِیتُهُ». درباره حق از وقتى که آن را شناختهام تردیدى به خود راه ندادهام. این حالت در بعض افراد وجود دارد که بعد از شناخت چیزی شیطان در دل آنها شک می اندازد با اغواگری آنان را منحرف می کند.
پس استقامت بر حق یک فضیلت است. چند جور می شود عبارت را معنا کرد. مثلاً از آنجا که یکی از اسامی خداوند حق است، می شود کلمه حق را به معنای خدای تعالی گرفت. معنا این می شود: از وقتی خداوند را شناختم درآن شک و تردید نکردم. تردید نکردم یعنی معرفتم به او کامل است. خدایا به همه ما کمک کن از مسیر حق منحرف نشویم.
۲۰ جمادی الثانی مصادف با ۳ بهمن، ولادت حضرت زهرا سلام الله علیهاست که به روز زن نامگذاری شده است. این روز را به همه بانوان و خواهران و مادران تبریک عرض می کنم. بانوی بزرگواری که در عالم خلقت نظیر ندارد و هرچه درباره او بگوئیم از خود تعریف کرده ایم و فهم خودمان، نه مرتبه و جایگاه او. رفعت مقامی که دارد قابل فهم ما نیست.
شخصیتی که وقتی به دنیا آمد، فرشته وحى بر وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شد و از طرف خدای مهربان پیام آورد که خداوند متعال بر تو و فرزند نو رسیدهات درود مىفرستد. اهمیت این شخصیت بزرگ را میرساند. ولی عصرارواحنافداه مادر را الگوی خود می داند. زهرای اطهر الگوی بشر است. اینکه میگویند الگوی زن است جمله ناقصی است.
توجه دارید که یکی از نیازهای فطری بشر در جهت کمال گرائی، گرایش به الگو و پیروى از راهنماهاست. و به این نیاز در آموزه های دینی توجه شده و قرآن کریم با صراحت الگوها و اسوه های خوب و بد را معرفی کرده است. پیامبر و اهل بیت علیهم السلام الگوی عملی هستند. و به چیزی دعوت می کنند که فطرت ها می پذیرد. البته باید از آنان شناخت دقیق و عمیق داشت که هرچه شناخت بیشتر و عمیقتر باشد، بدون هدر دادن سرمایه عمر، بهره بردن از کلام و رفتار آنان برای رسیدن به مقصد بیشتر خواهد شد.
رسول خدا که الگوی بشر است ببینید با این هدیه الهی که دردوران جاهلیت به دنیا آمد و در مرکز بحران های جامعه تربیت شد و حضور درصحنه های مختلف را آموزش دید چگونه بوده است. پیامبر با نوع رفتارش با صدیقه طاهره مردم را تربیت کرد، خرافات جاهلی را از آنها دور کرد و فهماند زن ابعاد ملکوتی و لطافت های روحی بلندی دارد و دیدِ جامعه به زن را که در آن دوران نظیر کالا و نگاه شهوانی و امثال ذالک بود و تا امروز هم رگه هائی مدرن، از آن وجود دارد، به نقش تربیتی و مدیریتی که بانوان می توانند داشته باشند تغییر داد.
در همین دوران ما، زن را در همین جوامع پیشرفت، کالا می دانند و پشت ویترین با قیمت مشخص عرضه می کنند که یک بخش از ظلمی است که به زنان می شود. مدافعان از حقوق زن کجا هستند؟ اینها را نمیبینند؟ در همین کشورهای متمدن شنیدید و بعضا شاید دیده باشید که پشت ویترین عرضه میکنند و قیمت هم به آنها آویزان است. این غیر از این است که کرامت زن را له کردند؟! شخصیت لطیف عالم وجود را پایین آوردند. چرا دفاع نمیکنند؟!
البته اسلام هزار وچهارصدسال قبل، قبل از تمام این حرف های قشنگ ولی دروغی که غربی ها می زنند در میدان عمل به بانوان ارزش و بها داد. همین زنی که اساس منزل بود و کالا بود سر او قمار می کردند و کسی مادر و خواهر و همسرش را می باخت گاهی به پسر میباخت مادر و خواهر را و یا می فروخت. با آمدن اسلام، شخصیت مستقل پیدا کرد.
در خطابات قرآن و پیامبر به خصوصه مورد توجه قرار گرفت و از همه این ها مهمتر که کسی به آن توجه نمی کند حق رای دادن پیدا کرد. رای دادن درآن زمان بیعت بود که رسول خدا بانوان را در این مشارکت ها نقش می داد که تا قبل از پیامبر کسی به زنها اهمیت نمی داد. در جریان غدیر خم همه بانوان حاضر با امیرالمومنین بیعت کردند. چرا از این هویت بخشی ها و تکریم ها کسی چیزی نمی گوید؟
یا در همین بحث ازدواج مساله الگو بودن را دقت کنید. این امر مقدسی که بعض امور ظاهری مثل مراسم جشن و یا مهریه و جهیزیه و امثال اینها باعث به وجود آمدن مشکلات خانوادگی از همان اول می شود. زهرای اطهر وقتی به امیرالمومنین پاسخ داد حضرت هیچ سرمایه ای نداشت، زرهی داشت. توجه دارید یکی از اشتباهات ما این است. الان اینطور نیست؛ یعنی چیزی که الان میگویند در شرع اسلام چنین چیزی نداریم که جهیزیه را خانواده عروس تهیه کند.
در اسلام همین است که پیغمبر گفت که برای مهریه چه داری؟ و علی علیه السلام گفت زره که با آن حصیر، گلیم، کوزه، آسیاب دستى، مشک، پوست گوسفند، پرده و…. تهیه کرد. این یعنی تهیه جهیزیه ای که توسط زن انجام می شود ربطی به اسلام ندارد و این وسائل مهریه حضرت بود چون زره را به عنوان مهریه پرداخت. حالا اگر دخترها بدانند که آن چیزی که مهریه اوست قرار است از آن جهیزیه تهیه شود، آیا حاضر می شود دو کامیون جهیزیه ببرد؟! سعی میکند هزینه نکند و نگه دارد.
پیامبر وقتی این جهیزیه را دید به گریه افتاد و دست به دعا برداشت و عرض کرد: خدایا مبارک کن این جهیزیه را که اغلب آن از گل است. حالا ببینید الان چه سرویس ها و چه جهیزیه هایی درست میکنند، بعد میرود و سه ماه بعد برمیگردد. هنوز نرفته برمیگردد. مراسم ازدواج فاطمه همراه دعا و اطعام فقرا و صدقه و نیز تهلیل و تکبیر بود. بعد نتیجه این ازدواج ساده چقدر نورانی و پر قدر است.
زهرای اطهر معیار رفتار و گفتار و حرکاتش در زندگی را رضایت خدا قرار داده است و رضایت او را بر رضایت خود مقدم می دارد. قبل و بعد ازدواج. این زهد انتخاب خود حضرت بود نه اینکه دچار فقر بودند همانطور که مادرش حضرت خدیجه هم همه دارائی خود را داد و زاهدانه زندگی کرد.
اسلام زن را در خانواده رمز آرامش، سکونت و مهربانی می داند و ملاط استحکام بخشی و ایجاد صمیمیت را در اختیار مادر خانواده قرار داده و برای این مهم پاداش جهاد مقرر کرده است. بله در دستور کار دشمنان ملت این است که خانواده تشکیل نشود یا تخریب شود کانون مهمی که نسل آینده درآن تربیت می شود تربیت نداشته باشد. چون ریشه تربیتی سردار و فیلسوف و علامه و دانشمند، خانواده است.
نگذارید به بهانه های پوچ و واهی خانواده ها از هم پاشده شود. ابتدای کار درست انتخاب کنید، توقعات را کم کنید، منم منم ها را کنار بگذارید. سلایق خودتان را به هم تحمیل نکنید، روی اصول و عقائد مشترک تکیه کنید. ملاط کار که محبت و مودت است را از دست ندهید. اینها مهم است و باعث استحکام است. زن لنگر خانه است باید به آن توجه شود.
از موضوعات دیگری که توجه به آن لازم است این است که اسلام بانوان را برای رسیدن به بالاترین مدارج علمی و کمالی تشویق کرده و منع نکرده و آنان را در مقابل مسائل مطرح در جامعه خنثی نمی داند و از آنان مسئولیت پذیری و انجام وظیفه و اهتمام می خواهد نظیر بحث امر به معروف و نهی از منکر. در فرهنگ اسلامی نظارت بر کارکرد مدیران و سوال کردن از آنان وظیفه عمومی است اعم از مرد و زن. البته همیشه برای حفظ شئون و کرامت بانوان جهت حضور در عرصه اجتماع توصیه هائی داریم که موجب تکریم زنان است ولی راجع به اصل حضور منعی نیست. لذا می بینیم حضرت زهرا با نگاهی زیرکانه و نقادانه، وضعیت اطراف خود را بررسی می کند و نسبت به معضلات و مسائل جامعه بی تفاوت نبوده و ورود دارد که نشان می دهد زن بودن مانع کنشگری اجتماعی نیست.
۲۰ جمادی الثانی ولادت فرزند زهرای اطهر در دوران ما حضرت امام هم هست که به مناسبت عرض ادبی داشته باشم و نکته ای عرض کنم. یکی از موارد جهاد تبیین معرفی کردن چهره درست از حضرت امام است. مکتب جامع و کامل امام به گروه و دسته خاص تعلق ندارد، اندیشه ناب او که برگرفته از قرآن و عترت است همه افراد را در همه مکان ها و زمان ها در برمی گیرد. خود او هم از جامعیت برخوردار بود. هم نظریه پردازی می کرد و هم رهبر سیاسی جامعه بود. این دو کار، کار از هم جداست و خیلی هم مهم است. معمولا کسانی که اهل تفکر و نظریه پردازی هستند زیاد نمیتوانند کار مدیریتی انجام دهند. اما او هم رهبری میکرد و هم نظریه پردازی میکرد و در عین حال فرمانده کل قوا بود.
امام شخصیتی چند بعدی بود. اولاً در بندگی خدا بی نظیر بود او قبل از اینکه وارد میدان مبارزه و سیاست شود سالیان طولانی در محضر اساتیدی چون مرحوم آیت الله شاه آبادی به خودسازی و تهذیب روحِ خود پرداخته بود. لذا خدا محوری و تبعیت از دستورات الهی در زندگی او موج می زد. اگر از نزدیک او را دیده بودید، بلندی و بزرگواری روح او از وجنات او دیده میشد.
ثانیاً امام به خانواده به عنوان محل آرامش و انس ورزی و محل تربیت فرزندان و نقش محوری مادر در منزل بسیار اهمیت می داد. احترام امام به همسرشان از روز اول تا پایان عمر زبانزد است مطالعه کنید. درس های عملی فراوانی دارد که ما با همسرمان چگونه رفتار کنیم. گاهی نکات کوچکی است اما درس های فراوان دارد. مثلاً خانم امام بیان مىکند: «تا من نمىآمدم سرسفره، آقا خوردن غذا را شروع نمىکردند. به بچهها هم مىگفتند، صبر کنید تا خانم بیاید». کار کوچکی است ولی ببینید چه آثاری دارد. سعی امام در زندگی خانوادگی این بوده که دستورات دینی را کاملاً رعایت کند و نقش و جایگاه زن در اسلام را که جایگاه رفیعی است به خوبی نشان دهد. نامه ای را که به خانمشان نوشتند را مستحضر هستید که با چه کلماتی و لطافتی بیان شده است.
ثالثاً به جامعه اهمیت ویژه می دادند و نظرشان این بود که باید از اصلاح فرهنگی شروع کرد و انقلاب اسلامی هم از آغاز تا امروز دنبال احیاء معنویت و فرهنگ بوده است. از دیدگاه امام فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است که اگر فرهنگ اصلاح شود جامعه رستگار می شود.
امام گذشته از مسائل فردیِ فرهنگی و تربیتی که باعث رشد شخص می شد، به بُعد اجتماعی آن هم توجه داشتند. از نظر امام برای یک جامعه، فرهنگی مطلوب است که دارای یک نظام تربیتی فعال، روزآمد و بدون تحجر برای رشد و تعالی انسان باشد و سعی کند با استفاده از فرهنگ خودی و دستورات قرآن و اهل بیت دچار تحجر نشده استقلال فرهنگی را هم تامین کند.
رابعاً قانون مداری و تبعیت از قانون در حضرت امام یک ویژگی مهم است. ریشه بسیاری از مشکلات جامعه را در عدم رعایت قانون می دیدند و بی قانونی را سم مهلک نظام می دانستند. هم خودشان رعایت می کردند و هم دیگران را دعوت به آن می کردند. در کتاب حکومت اسلامی فرمودند: «چون حکومت اسلامی حکومت قانون است برای زمامدار علم به قوانین لازم است».
اگر به علل شروع انقلاب و سخنرانی های امام از سال چهل و دو به بعد توجه کرده باشید اعتراض اصلی امام این بود که چرا به قانون عمل نمی کنید. بعد هم به نهادهای قانونی بسیار بها می دادند مثل شورای نگهبان و مجلس که تذکرات و توصیه های ایشان همه موجود است. خود ایشان هم در عمل خلاف قانون نمی کرد حتی قوانینی که درکشورهای دیگربود مثل همان قصه معروف ذبح گوسفند در کشتارگاه که در فرانسه قانون است و خارج از کشتارگاه غیر قانونی است، چون در خانه ذبح شد، امام از آن غذا نخوردند و گفتند چون بر خلاف قانون عمل کردید. یا در بعض خاطرات ایشان هست که برای عبور از خیابان مسافت زیادی را می رفتند تا از تقاطع عابر پیاده عبور کنند. موارد فراوان است حالا ما که می گوئیم پیرو خط امامیم چگونه قانون را رعایت می کنیم؟
خامساً استکبار ستیزی امام است. لحظه ای از عمر شریفشان را از وقتی وارد عرصه سیاست شدند سراغ نداریم که با استکبار سر سازش داشته باشند. اما متاسفانه عده ای که داعیه خط امام دارند را دیدیم که در دوران مدیریت شان بر جامعه، تمام سعی خود را برای ارتباط و نزدیک شدن به استکبار به کار گرفتند که اگر نبود تیزبینی و صلابت و تدبیر خلف صالح امام، تا امروز چیزی از ارزش های الهی و انقلابی باقی نمانده بود.
همین اخیراً ببینید وزیر خارجه آمریکا رسما اعلام میکند که کشورش غیرقابل اعتماد است و نمی تواند به قول هایش عمل کند. آن وقت ما چطور می خواهیم به قولهای اعتماد کنیم؟! گفته است ایران از ما ضمانت خواسته است که زیر میز نزنیم؛ ما نمی توانیم ضمانت بدهیم. البته بهتر است آمریکا در این قصه عاقلانه تر عمل کند. فرصت محدود است؛ این فرصت ها را از دست ندهد. ما تربیت شدگان مکتب اهل بیت و پیروان پیر جماران و رهروان راه امام المسلمین اعتقادمان این است که آمریکا ولو خبیث و جنایتکار و شیطان بزرگ است اما هیچ غلطی نمی تواند بکند.
از نظر حضرت امام تنها یک روز است که می توان با آمریکا رابطه برقرار کرد و آن روزی است که آمریکا آدم شود. البته اگر آن روز برسد و آدم شود، احتمال این هست که رئیس جمهور ما در کاخ سفید هم نماز بخواند. نمازی که در کاخ کرملین خوانده شد خودش پیامهای مهمی را به همراه داشت چون می دانید مرکزیت کرملین و وضعیتی که دارد چگونه است.
این پنج مورد که از ممشای امام عرض کردم اما راجع به سیاست ورزی امام، رابطه دین و سیاست، نقش مردم در سیاست، خدمت به مردم و دهها موضوع دیگر هست که بماند برای فرصت دیگری.
۶ بهمن هم حماسه آمل واقع شد؛ شهر هزار سنگر و شهدای بزرگواری را هم تقدیم کرد که یادشان را گرامی می داریم و علو درجه و رفعت مقام از خدای تعالی برای آنها طلب می کنیم.
سفر رئیسجمهور هم از جهات مختلف به روسیه بسیار مهم بود. انشاالله آثار و برکات برای ایران و منطقه داشته باشد. چون بالاخره هم کشور همسایه ماست، هم کشوری است که همسو است با ما و هم کشوری است که تعداد زیادی مسلمان در آن ساکن هستند؛ و در طراحی و بحثی که حضرت آقا دارند که می فرمایند با کشورهای اینگونه ارتباط قوی تر باشد، چون این سه خصوصیت و ویژگی در اینجا هست، ارتباط با او اهمیت دارد. به علاوه با توجه به مسئله توجه به درون و اقتصاد مقاومتی و مباحث اقتصادی و مبارزه با مسائلی که وجود دارد، در بی اثر کردن تحریم ها این رابطه با روسیه هم موثر خواهد بود و انشاالله برکاتی را داشته باشد.
انشاءالله بانوان حضور فاطمی و حماسی خودشان را در روز ولادت خواهند داشت و این رزمایش انجام خواهد شد. بعد از ایام کرونا هم شاید این اولین جشنی باشد که در خیابان گرفته می شود. ان شاء الله همه حاضر باشید و دوستان خودتان را هم بیاورید و فراموش نکنید. البته این مسئله بیشتر وجهه حضور بانوان را دارد، آقایان نیایند؛ مخصوص خانمهاست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/10/24 | 1400/10/24مبارزه با آمریکا تا دفع شر بهطور کامل ادامه خواهد داشت | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه148
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به تقوای الهی توصیه مىکنم. عرض کردم دین اسلام برای همه ابعاد وجودی انسان اعم از شئون مادّی و معنوی زندگی او برنامه ارائه کرده است و پاسخگوی نیازهای جسمی و روحی، فردی و اجتماعی انسان است. یکی از این موارد راجع به لباس و پوشش و مسائل مربوط به آن است که با توجه به روایات، نکاتی را اشاره کردم.
لباس نعمت است و باید تمیز و نیکو پوشید و خود را زینت کرد که خدای تعالی این روش را دوست دارد. در روایت دارد رسول خدا که فرمودند: خداوند متعال زینت و اظهار و ابراز نعمت را دوست دارد واز ترک زینت و اظهار فقر و بدحالى بیزار است. دوست دارد آثار نعمت را در بندهاش ببیند.
و عرض کردم حتی درباره ملاقات با دوستان تاکید بیشتری شده است. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانگونه که به هنگام ملاقات با غریبهها خود را مىآرایید تا شما را در بهترین حال ببینند، براى برادران مؤمن نیز خود را بیارایید. و یا فرمودند: لباس، زیبایی را نمایان میسازد، لباس پاکیزه غم و اندوه را میزداید. اینها از برکات دین ماست که برای هر چیز کوچک و بزرگی مطلب و راهنمایی دارد.
باید توجه داشته باشیم که کسی نمی تواند حلال خدا را بر کسی حرام کند. در آیه ۳۲ سوره مبارکه اعراف دارد: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ». بگو: چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزىهاى پاکیزه را حرام کرده است؟ لباس و دیگر وسائل که از مال حلال تهیه شده باشد و در آن اسراف نشده باشد را کسی بر بندگان خدا حرام نکرده است. اسراف در لباس را هم توضیح دادیم.
جنس لباس چه باشد خوب است؟ پنبه و کتّان (تلفظ درستش با تاء مشدد است؛ گیاهی است مثل پنبه که از آن پارچه و نخ درست میکنند) بهترین ها هستند که متاسفانه کمتر مورد استفاده هستند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: لباسهاى پنبهاى بپوشید که پوشش رسول خدا و ما اهل بیت است و پیامبر خدا لباسى را که از مو یا پشم تهیّه شده بود جز در موارد ضرورت نمىپوشید. درروایت دیگری از امیرالمومنین علیه السلام است که فرمود: پوشش پیامبران لباس کتان بوده است. امام صادق علیه السلام فرمود: لباس کتان انسان را فربه (و داراى تناسب اندام) مىکند.
پس دو جنس از لباس تاکید شد پنبه و کتان و یک جنس هم هنگام ضرورت که لباس پشمی است. در بعض روایات به خز هم اشاره شده که پوست یک حیوان است که شرایطی دارد ذبح او که امام حسین علیه السلام هم در مسیر کربلا که میرفتند جبه ای از خز داشتند و با آن خز نماز خواندن هم اشکال ندارد که در مباحث فقهی مطرح است. غیر از امام حسین دیگر از اهل بیت هم معمولا داشتند.
راجع به رنگ لباس هم دستور کلی روشن پوشیدن و بخصوص سفید است که بیشتر لباس های پیامبر سفید بود و رنگ سبز را هم دوست داشت و رنگ قرمزرا نمی پسندید. باید در هر محیطی و در هر فصلی به تناسب لباس پوشید رنگ سفید فعالیت عمومی بدن را افزایش می دهد و نشاط در کار و اشتغالات را بیشتر می کند. لذا رنگ تیره بخصوص سیاه به شدت منع شده است، حتی در روایت دارد لباس اهل دوزخ است. بویژه در حال عبادت مثل نماز و احرام و امثال اینها منع دارد مگر در مواردی مثل عبا و چادر و کلاه و عمامه و کفش و عزای ائمه علیهم السلام که استثناء شده است. رنگ لباس نباید روی روح انسان و عبادت انسان، شئونات اجتماعی انسان تاثیر منفی بگذارد. رنگی که مخصوص بانوان است مردها نباید بپوشند.
به بعض روایات اشاره کنم. امام باقر علیه السلام لباس زرد رنگ می پوشید. روای می گوید دیدم امام صادق علیه السلام در میان قبر و منبر پیامبر مشغول نماز بود و لباس زرد همچون رنگ بِه بر تن داشت. نکته ای را حتماً باید توجه کنید و آن عرف زمان است. ممکن است الان کسی رنگ زرد بپوشد انگشت نما شود. انگشت نما شدن جایز نیست اینکه گفته می شود من باب جواز است.
به همین جهت است که امام صادق علیه السلام فرمودند: خود را تزیین مکن مگر مثل قوم خود . ببین عامه چطور می پوشند همانطور بپوش. و فرمود: بهترین پوشش هر عصرى لباس مردم همان زمان است. مگر لباس خاص که نشان دهنده یک گروه خاص است مثلا نظامی ها جوری لباس میپوشند که معلوم باشد یا مثلا روحانیت که مسئولیتشان معلوم باشد. ولی در حالت عادی لباس معمولی بپوشید. لذا با اینکه امام باقر و دیگر از ائمه لباس زرد می پوشیدند، نمی شود امروز این رنگ را در ملاء عام پوشید اما در منزل اشکال ندارد.
رنگ سرخ هم همینطور است در عروسی و برای دل خوشی همسر اجازه داده شده. اهل بیت میفرمودند همانطور که شما دوست دارید خانم شما برای شما آرایش کند شما هم رنگی را که او دوست دارد بپوشید؛ و اهل بیت هم میپوشیدند و در خانه این مسئله اشکالی ندارد. و رنگ سرخ در نماز هم مکروه است بخصوص سرخ تیره.
دستور کلی در پوشیدن لباس این است که نباید مثل مخالفین و کفار لباس پوشید. اسماعیل بن مسلم از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند: خداوند به یکی از پیامبران خود وحی فرستاد که به افراد با ایمان بگو تا لباس های دشمنانم را نپوشیده و به شیوه آنان غذا نخورند و در زندگی خود از راه و روش آنان پیروی نکنند، زیرا نتیجه این دنباله روی آن است که گویا این مؤمنان نیز همچون دشمنانم، به دشمنی با من برخاسته اند. البته لباس دشمنان در هر دوره ای مخصوص همان دوره است. مثلاً امروز کت و شلوار نماد ملیت خاصی نیست شاید قبلا بود اما الان نیست.
بحث مفصل است فقط خواستم تنبهی داده باشم ولی بدانید که در بحث لباس این موضوعات مطرح است:
لباس های حرام برای مردان و زنان کدام است مثلا ابریشم خالص و طلا بافت برای مردان حرام است. مثلا میخواهند برای داماد انگشتر بگیرند میگویند طلای سفید بگیریم. طلای زرد و سفید هر دو حرام است. طلا طلاست و حرام است. پلاتین اشکالی ندارد.
یا بحث اجزاء حیوان مرده و یا حرام گوشت در نماز، کفش و انواع آن، لباس شهرت و هر آنچه انسان را انگشت نما کند، آداب پوشیدن لباس، نشسته یا ایستاده و رو به قبله، بحث لباس بانوان، وصله زدن لباس، لباس کهنه، لباس نو، بریدن پارچه برای دوخت، نحوه پوشیدن کفش، دعاهای وقت پوشیدن لباس و کفش، اندازه لباس ها از نظر کوتاهی و بلندی، نازکی و ضخامت، نرمی و خشن بودن، تمیزی وچرکی.
اینکه لباس نباید موجب فخرفروشی و تکبر باشد. رسول خدا به ابوذر فرمود: هر که از روى تکبّر، جامهاش را بر زمین بکشد خداوند در قیامت نظر رحمت به او نمىکند. در کافی روایتى معتبر آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: هرگاه خداوند لباس نو نصیب کسى کند، شایسته است وضو بگیرد و دو رکعت نماز(شکر) بگزارد و در هر رکعت سوره حمد وآیه الکرسى و سورههاى توحید و قدر بخواند، سپس از خداوندى که تن او را پوشانده ودر میان مردم زینتش داده، تشکّر کند وحمد وستایش او را به جا آورد و بسیار ذکر «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إلّا بِاللّهِ» بگوید. هر که چنین کند، در آن لباس معصیت نکند. و پروردگار به عدد هر نخى که در آن لباس است، فرشتهاى مىآفریند که خداوند را به پاکى یاد کند و براى او استغفار کند و بر او ترحّم کند.
این دستورالعمل است. شما چند بار وقتی لباس نو میپوشید ذکر لا حول و لا قوه الا بالله میگویید؟ اصلا حواستان هست که لباس نو پوشیدید یا کهنه؟ اینها توجه است دیگر! اینکه میگویند انسان دائم به یاد خدا باشد نه اینکه تسبیح دست بگیرد؛ ذکر یعنی یاد خدا؛ لباس پوشیدی! یاد خدا، لباس در می آوری! یاد خدا، راه میروی! یاد خدا…
به هر تقدیر فراموش نکنیم که تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا اگر سال ها در کنار هم باشند و معاشرت داشته باشند با هم اختلاف پیدا نمی کنند چون بر اساس معیارهای الهی زندگی می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۷۴ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا کَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَهً». دو دعوت با یکدیگر به مخالف نمىافتند مگر یکى از آن دو، دعوت به گمراهى باشد. همیشه دعوت ها یا به راه راست و حق است یا مقابل آن یعنی دعوت به سمت بیراهه و انحراف از راه خدا. چون محال است چیزی هم مثبت باشد هم منفی. و اگر کسی یا کسانی به غیر راه حق دعوت کنند، قطعاً نتیجه اش گمراهی و انحراف از راه حق خواهد بود. خدای تعالی فرقان تشخیص مسیر حق از باطل را که تقوای الهی است به همه ما عنایت بفرماید.
۲۶ دی ۱۳ جمادی الثانی یادآور روزی غمانگیز است، روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت، بانوى صبر و استقامت، حضرت «امالبنین» همسر گرامى امیرالمومنین علیه السلام، مادر علمدار کربلا ابوالفضائل قمر بنی هاشم، بهسوی معبود پر کشید و این روز را روز تکریم مادران و همسران شهدا نام گذاری کردند، تا جایگاه مهم این عزیزان در پیروزى اسلام و غلبه بر دشمنان گرامى داشته شود. شیرزنانی که با بصیرت و ولایتمدارى خود همچون مادر عباس علیه السلام، اگر چه در صحنه دفاع مقدس و پیکار با بعثیان حضور نداشتند، اما شجاعت وجوانمردی وایثار و ایمان و شهادت طلبی را قطره قطره در کام فرزندان عزیزتر از جانشان نشاندند و دلیرانه در کنار همسران خود ماندند تا آنان بتوانند، با خیالی آسوده در مسیر حماسه و شهادت و ایثار حرکت کنند و نه تنها هیچگاه از فداکارى خود احساس شرمندگى نکردند بلکه بر آن افتخار کردند و دشمن را ناامیدتر کردند. همسران شهدا هم با تحمل سختىها در نبود همسران خود، به تربیت فرزندان شهدا پرداختند و آنان را براى ادامه راه اسلام و انقلاب آماده کردند.
امروز یکی از پر ارزش ترین سرمایه های انقلاب و جهاد و شهادت، تکریم از مادران و همسران و خانواده شهداست. کمترین اثر این تکریم ها انتقال شیوه و روش تربیتى و سبک زندگى آنان، از نسلی به نسل دیگر است. این را باید غنیمت شمرد؛ فرصت کم است و عمرها میگذرد و از دست ما میروند.
بنده به نوبه خود از همه فداکاری ها و از خودگذشتگی های مادران و همسران و فرزندان شهدا عموماً و از عزیزانمان در این خطه نورانی و شهیدپرور بخصوص قدردانی و تشکر می کنم. برنامه ریزی کنید و به طور مرتب به دیدار خانواده ها بروید و از آثار وجودی آنها در زندگیتان بهره ببرید. این را که عرض میکنیم شعار نیست واقعیت است.
بعضی وقتها منزل خانواده شهدا که میرویم روحیه ای در انسان به وجود میآید که به راحتی یک هفته ۱۰ روز قوه کار کردن مضاعف پیدا می کنیم. در محله شما در اطراف شما بالاخره خانوادهها هستند، تنها نگذارید، سرکشی کنید، رسیدگی کنید و کسب نورانیت کنید. مادران شهدا را بروید ببینید، پدران شهدا را بروید ببینید و آثار آن را در زندگیتان ببینید. به هر تقدیر این گنجینه ای است که قسمتی از آن در حال تمام شدن است اما قسمت دیگری هم ماندگار است؛ از ماندگاری و مانایی آن استفاده کنید.
حضرت امالبنین سلام الله علیها که در واقعه کربلا فرزندانش به شهادت رسیده بودند، نه تنها اندوهگین نبود، بلکه با کمال آگاهى از زمان و شناخت توطئه ها و تبلیغات شوم یزیدیان در بهرهبردارى از واقعه عاشورا، تمام سعى و تلاش خودش را در تبلیغ و ارسال پیام حقیقى کربلا گذاشت. و چون ادیب و شاعره بود با فصاحت و بلاغتى که داشت اشعاری در رثای فرزندانش سرود تا به این وسیله نداى مظلومیت کربلاییان را به گوش نسلهاى آینده برساند.
ام البنین که تربیت شده مکتب صدیقه طاهره سلام الله علیها بود و خودش فاطمه دیگری است با بصیرتی عمیق و خود را مأمور به ادامه راه شهیدان می دانست. مانند زهرای اطهر که بنیانگذار این روش بود یعنی حربه گریه سیاسی کمال بهره را برد و از استمرار دهندگان این روش مبارزه است چون می دانید گریه و اشک، انواعی دارد. گاهی اشک برای خودسازی است، گاهی اشک از سر شوق است، گاهی اشک به دروغ ریخته می شود مثل گریه برادران یوسف و یکی از مهمترین انواع اشک، گریه سیاسی است که حضرت امام ره به این سلاح مؤثر و قدرتمند و راهبردی برای پیشبُرد اهداف جبهه اسلام اشاره کرد و فرمود: «ما ملت گریۀ سیاسی هستیم، ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان میدهیم و سدهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است، خُرد میکنیم».
ایشان هر روز به بقیع میرفت و چنان جانسوز مرثیه و نوحه می خواند که می نویسند، مروان بن حکم که در مدینه حاکم بود با آن قساوت قلبی که داشت به گریه می افتاد. فرزندانش را بر اساس مکتب اهل بیت و پیرو ولی و مطیع حجت خدا تربیت کرد. درس های فراوانی از زندگی ام البنین بانوان ما می توانند یاد بگیرند و الگو برداند. درس ایثار و عشق به دین، صبر و وفاداری.
۲۶ دی یادآور فرار ذلت بار دومین و آخرین حاکم خاندان پهلوی از ایران است. اما این فرار مقدماتی داشت. مردم حقارت و ذلت پذیری درمقابل بیگانگان وخاکساری او درمقابل آمریکا را دیده بودند، جنایات ساواک و به یغما رفتن ثروت کشور توسط خاندان پهلوی را می دیدند و نفرتی عمومی سراسر ایران را پر کرد و سیاست های آمریکا هم نتوانست کمکی به حفظ سلطنت بکند.
شاه فرار کرد و درباریان و بختیار القاء می کردند سفر رفته و خودش هم امید داشت که برگردد، اما مردم با خوشحالی به خیابان ها ریختند و گل و شیرینی دادند و این پیروزی را جشن گرفتند. و هر جا اثر و مجسمه ای از شاه و پدرش بود را تخریب کردند. و در کمتر از یک ماه طومار سلطنت ۲۵۰۰ ساله ملک الملوکی و شاهنشاهی در هم پیچیده شد. و خود مردم با سازماندهی در مساجد امنیت نقاط مختلف رابه عهده گرفتند.
نکته جالب اینجاست که امام فرار شاه را اولین مرحله پیروزی و طلیعه پیروزی خواندند، فرمودند: «رفتن شاه، پیروزی نیست بلکه طلیعه پیروزی است. و البته این طلیعه را من به ملت ایران تبریک عرض می کنم. و باید توجه داشته باشند که همان طوری که طلیعه پیروزی است، طلیعه خلع سلطه اجانب است».امام در هر لحظه ای مردم را متوجه یک مطلب مهمتر و بالاتر و اساسی تر میکردند.
دست اجانب قطع شد اما شیطنت و خرابکاری و تضعیف و تحریم و فساد و توطئه های آنها مستقیم و غیر مستقیم قطع نشد. و البته مبارزه ملت ایران با استکبار و بخصوص آمریکای جنایت پیشه و اسرائیل خبیث قطع نشده و تا دفع شر اینها به طور کامل ادامه خواهد داشت.
این شهدایی که پیکر پاک آن ها هر چند وقت منطقه ای را نورانی و موجی از حماسه و حرکت بوجود می آورد، یعنی یادمان نرود که هنوز در حال مبارزه هستیم و این مبارزه را ادامه خواهیم داد.
مطلبی را که امروز عرض می کنم راجع به بیان رهبر معظم انقلاب است که اخیراً راجع به غیرت دینی به همراه عقلانیت فرمودند. و از امام به عنوان یک نمونه کامل نام بردند. بعد تاکید فرمودند: «غیرت دینی را حفظ کنید. عامل نجات کشور در بزنگاههای مختلف غیرت دینی ملت ایران بوده است. غیرت دینی بود که تهدیدات را به فرصت تبدیل میکند». قبلا هم فرموده بودند و این بار تاکید کردند. بحث مفصلی دارد و از زوایای مختلف می شود به آن پرداخت ولی خیلی کوتاه بعض نکات را فهرست می کنم.
وقتی به روایات و روشی که معصومین علیهم السلام و به خصوص امیرالمومنین علیه السلام داشتند مراجعه می کنیم می بینیم غیرت دینی را به عنوان یک ضرورت در جامعه و یکی از شاخصه های اهل ایمان معرفی کرده اند. یعنی هر کس مومن است باید غیرت دینی داشته باشد.
غیرت دینی آثار فردی و اجتماعی فراوانی دارد که سعادت مندی دنیا و آخرت را به همراه دارد. غیرت یعنی مراقبت شدید نسبت به هر ارزش مادی و معنوی با انگیزه ایمان، یعنی راه ندادن غریبه به حریم و این صفت اهل ایمان است، اعم از زن و مرد. غیرت اختصاص به مرد ندارد.
اگر بخواهیم از قرآن استفاده کنیم همین است که فرمودند: لا اله الا الله یعنی خداوند آنقدر غیور است که هیچ غریبه ای را به حریم کبریائی خود راه نمیدهد. و مردان با همین صفت، حریم خانواده و ناموس خود را از نگاه های آلوده حفاظت می کنند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: پاکدامنی مرد به اندازه غیرت اوست.
البته غیرت انواعی دارد و غیور در همه موارد تلاش می کند تا از آنچه حفظش از دیگری لازم است، محافظت و دفاع کند. غیرت دینی دائره اش بسیار وسیع است. علماء اخلاق غیرت را از فضائل اخلاقی و نوعی حمیت دانسته و به تعبیر امیرالمومنین غیرت را میوه و ثمره شجاعت می دانند.
باز برای اینکه بهتر در دل جا بگیرد به فرهنگ لغت دهخدا مراجعه بفرمائید که غیرت را فقط منحصر به مسائل ناموسی تعریف نمی کند. دایره اش را وسیع میبیند و درست هم است. غیور به دخالت های نابجای دیگران نسبت به آن چیزی که مورد علاقه اش هست عکس العمل نشان می دهد و هر چه متعلق غیرت ارزشمندتر باشد واکنش غیور شدیدتر است. غیور همانطور که نسبت به عرض و جان و مال و ناموس حساس است و به دفاع برمی خیزد نسبت به حریم های عمومی و ارزش های دینی و ملی هم حساس است و به مبارزه قیام می کند.
مرحوم کلینی روایتی نقل می کند که اگر انسانی غیرت نداشته باشد قلبش وارونه است. قلبی که برگشت چیزی در آن جا نمیگیرد رحمت الهی در آن نمیریزد و قاسی میشود. و روایتی از رسول خداست که فرمودند: خدای تعالی بی گمان نفرت دارد از مردی که به زور وارد خانه اش بشوند و او نجنگد. این خیلی دایره اش باز وسیع است. فقط منزل شخصی را نمیگیرد. کشور هم خانه ماست. محله هم خانه ماست. شهر خانه ماست. بعضی وقتها به زور کسی وارد شود و انسان قیام نداشته باشد، مشمول این نفرا خدا می شود. این ها غیرتی بالاتر از غیرت فردی را می فهماند.
در آیه ۷۵ سوره مبارکه نساء قرآن کریم به ما دستور داده است شما در مقابل آه مظلوم نباید بی تفاوت باشید. و مرحوم علامه طباطبایی آیه را با بحث غیرت تطبیق داده اند. چون عبارت ایشان کامل است اجازه بدهید برای شما بخوانم. فرمودند: «غیرت عبارت است از دگرگونی انسان از حالت عادی و اعتدال؛ به طوریکه انسان را برای دفاع و انتقام از کسی که به یکی از مقدساتش « اعم از دین، ناموس و یا جاه و امثال آن» تجاوز کرده است، برمى انگیزد. این صفت غریزی، صفتی است که هیچ انسانی به طور کلی از آن بی بهره نیست. پس غیرت یکی از فطریات آدمی است و اسلام هم دینی است که بر اساس فطرت تشریع شده و امور فطری را تعدیل می کند و آن امور فطری که در حیات بشر لازم و ضروری هستند را، معتبر و واجب می سازد و آنچه غیرضروری است، حذف نموده و از اعتبار می اندازد». دایره غیرت گسترده است. غیرت دینی که حضرت آقا میفرمایند که غیرت دینی را حفظ کنید و غیرت دینی تهدیدها را تبدیل به فرصت میکند همین است.
اگر بخواهیم تعبیر دیگری داشته باشیم این است که غیرت برای دین مثل سیستم دفاعی برای بدن است. باید به موقع عکس العمل نشان بدهد.اگر سیستم دفاعی ما عذر داشته باشد و بیماری داشته باشد ویروس که حمله کند از پا درمی آید اما اگر به موقع عکس العمل نشان دهد، خودش را حفظ میکند. غیرت مثل سیستم دفاعی بدن می ماند. یعنی اگر عامل بیرونی می خواهد به دین و ارزش ها و فرهنگ دینی آسیب بزند نباید بی تفاوت بود، آنکه غیرت دینی دارد فوراً عکس العمل نشان داده اقدام می کند. و الا اگر بی غیرتی کند جامعه فاسد می شود.
یکی از ابعاد شخصیتی حضرت امام ره غیرت دینی فوق العاده ایشان بود نسبت به رسول خدا و اهل بیت نسبت به احکام الهی نسبت به عزت مسلمین نسبت به روحانیت. اگر یادتان باشد کسی در رادیو به حضرت زهرا سلام الله علیها بی احترامی کرده بود ایشان ورود کرد و پیگیری کرد تا مجازات شود. یا جریان سلمان رشدی که پیش آمد ایشان مستقیماً وارد مبارزه با استکبار شد و آن فتوای تاریخی را هم دادند. در جریان تصویب لایحه قصاص که حکمی از احکام الهی هست، بعضی ها شلوغ کاری راه انداختند، ایشان ورود کردند. فرمودند: «من اعلامیه از جبهه ملی که دعوت به راهپیمائی کرده است دیدم، از انگیزه هائی که برای راهپیمائی قرار داده اند لایحه قصاص است. تعبیر این بود لایحه غیر انسانی… یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمائی کنند. شما را دعوت به قیام و استقامت هم می کنند در مقابل قرآن کریم…» بعد از چند جمله خیلی تند فرمودند: «جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است». با کسی رودربایستی نداشت؛ این غیرت دینی است که در مقابل خلاف ملامت هیچ ملامت کننده ای در او تاثیر نداشت. جایی که تشخیص خلاف داد، محکم می ایستد.
یا در مورد دفاع از روحانیت واقعی برید ببینید ایشان چه نکاتی را فرموده اند. آن روزی که شوکت و عزت مسلمانان را با قانون کاپیتولاسیون زیر سوال بردند منبر رفت و خطابه خواند: «انا لله وانا الیه راجعون من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم». بعد آن خطابه غراء را کردند. این غیرت دینی است. اینکه امام المسلمین رهبر معظم انقلاب میفرماید این غیرت را از دست ندهید چون در بزنگاه ها این غیرت دینی است که انقلاب و اسلام و نظام را حفظ میکند.
زندگی امیرالمومنین علیه السلام را ببینید همان طور که ازغیرت مندان تجلیل می نمایند، ازانسان های بی شمارى که در مقابل منکرات و تجاوزبه مقدسات دینی سکوت کرده و از کنار آن بی تفاوت می گذرند و آسایش و رفاه طلبی را بر غیرت مندی ترجیح می دهند و یا بر سر اصول و ارزش ها معامله کرده و سازش می نمایند و ترک امر به معروف و نهی از منکر دارند به شدّت ناله و انتقاد کرده و دلی پرخون داشتند. مفصل است فرصت بیان ندارم می ترسم نشانی بدهم از نهج البلاغه بعضی با کج فهمی برداشت دیگر بکنند. خودتان بخوانید نهج البلاغه را لااقل سالی یکبار بخوانید
توجه داشته باشید گاهی عده ای سازش کارِ عافیت طلب و اهل مداهنه، که بر سر دین معامله می کنند و از اصول کوتاه می آیند را تساهل و تسامح دینی نام می گذارند تا غیرت دینی را از کار بیندازند. لذا آقا فرمودند عقلانیت؛ غیرت دینی همراه با عقلانیت. خوب دقت داشته باشید.
بله ما در فرهنگ دینی مان مسئله تسامح و تساهل را داریم که مربوط به آسانی مکتب و انجام دستورات دینی است و این که اسلام برای نشر مکتب و معارفش از استدلال استفاده می کند نه زور و اجبار. خیلی از احکام هم آسان است سخت نیست. نماز باید حتماً بخوانید نمی شود ترک کنید؛ اما اگر نتوانستید ایستاده بخوانید نشسته بخوانید. اگر نتوانستید نشسته حتی خوابیده بخوانید اما نباید ترک شود. این آسان گرفتن است. روزه بر همه واجب است اما اگر کسالت داشتید این وجوب برداشته می شود. در مسافرت نمازتان را شکسته بخوانید. مکه بر همه واجب است به شرط این که استطاعت باشد، اگر استطاعت نداشتید واجب نیست. دین آسان گرفته است سخت نگرفته. البته بعضی از متدینین سخت می کنند اما اصل دین سخت نیست. بعد برای اینکه سمحه و سهله که در دین گفته شده یک عده سوء استفاده کنند این را در مقابل غیرت دینی قرار میدهند و می خواهند انسان دست از محکمات دین بکشد. ما چنین چیزی نداریم. غیرت دینی جلوی این وادادگی ها و مداهنه ها و فرصت طلبی ها را می گیرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
|
| 1400/10/17 | 1400/10/17فرهنگ عفاف و حجاب یکی از مهمترین موانع گسترش فساد در جوامع اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه149
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن خودم و شما را به تقوا توصیه مىکنم که هم زاد و توشه است، و هم پناهگاه. زادى که انسان را به سر منزل مقصود مىرساند، و پناهگاهى که او را از خطرها نجات مىدهد. چون بحث امر به معروف و نهی از منکر را تمام کردم و بنا دارم ان شاالله بحث جدیدی را به صورت سلسه مطرح کنم. لذا یکی دو جلسه موضوعات دیگری را مطرح می کنم تا تنفسی هم برای دوستان باشد. یکی دو موضوع را عزیزان پیشنهاد دادند در حال دقت هستم تا ببینم کدام بحث را شروع کنم. یکی بحث عدالت هست و مباحث مروط به عدالت اجتماعی. باز هم اگر نکته ای بود بفرمایید تا فکر کنم چه مبحثی را مطرح کنم.
در درس اخلاق به مناسبت در یکی از جلسات سخن از پوشش و لباس به میان آمد که بعض از عزیزان گفتند بیشتر توضیح داده شود که اشاره ای می کنم. از برکات دین مبین اسلام این است که در همه زمینه ها برنامه دارد و لحظه ای از لحظات انسان بدون برنامه و دستورالعمل و آداب خاص نیست که همه آنها در جهت رشد و رسیدن انسان به کمال است. برای خوردن و خوابیدن و معاشرت کردن و صحبت کردن و همه امور دستور داریم.
یکی از آن ها نعمت لباس و پوشش است که خداوند برای غیر انسان این نوع پوشش را قرار نداد و این تکریم الهی است در حق انسان و نعمتی با اهمیت است که حضرت آدم و حوا از ابتدای خلقت بهره مند بودند و به خاطر اغوای شیطان و خوردن از درخت ممنوعه برهنه شدند که کار شیطان برهنه سازی است؛ حالا یا لباس تقوا را از تن افراد بیرون می کند و یا لباس ظاهری را. رسول خدا از برهنه شدن به طور کامل در روز و شب نهی فرمودند.
بحث لباس و پوشش از منظرهای مختلف قابل طرح است. اولاً وسیله حفظ از گرما و سرما، زینت و تجمل و امثال اینهاست. در بحث های زیباشناسی به بحث پوشش توجه می شود. امام صادق علیه السلام فرمودند: «لباس بپوش و زیبا هم بپوش! زیرا خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، اما مراقب باش تا لباست از پول حلال تهیه شود». این یک تذکر و دستورالعمل است. منشاء تهیه لباس باید حلال باشد اولا. زیبا باشد ثانیاً. خدا زیبائی را دوست دارد ثالثاً. همه این ها به ما می گوید نباید بی تفاوت بود. باید آراسته بود. آراستگی به قیمت لباس نیست؛ در طول بحث معلوم می شود که منظور چیست.
امیرالمومنین علیه السلام آراستگی را یکی از اخلاق اهل ایمان شمرده است و امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند آراستگی و زیبائی را دوست دارد و از نپرداختن به آن و خود را ژولیده نشان دادن بدش می آید. البته در موقعیتی کاری پیش می آید و طرف آراسته نیست فرق میکند تا اینکه بعضی ها دایم ژولیده هستن.
حتی در بیانی امام صادق علیه السلام فرمودند: لباس آراسته، دهان دشمن را خواهد بست. و این آراسته بودن در مقابل مردم یکی از سفارشات دین است و این کار ریا نیست که مذمت شده باشد. حالا متاسفانه در جوامع حزب اللهی نگاه میکنید کسی مرتب لباس پوشیده و تر و تمیز باشد و کت و شلواری پوشیده باشد؛ آه و اوه میکنند.
به خصوص وقتی به دیدار برادران و دوستان می روید سفارش اکید شده است که معطر بروید مو را شانه بزنید لباس مرتب بپوشید که برای هر قدمی چقدر ثواب مینویسند لذا قدم هایتان را کوتاه بردارید. در روایت دارد امام رضا علیه السلام در فصل تابستان بر روى حصیر و در زمستان بر روى پلاس مىنشست و در خانه لباس گشاد مىپوشید، امّا در بیرون خانه و در برابر مردم، آراسته ظاهر مىشد. یعنی لباس رسمی میپوشید.
و مسلم لباس علامت فکر و اندیشه و فرهنگ و آداب و رسوم شخص است. شخصیت افراد را می توان از نوع پوشش آنها فهمید که انسان ساده و بی آلایشی است یا اهل فخرفروشی و اسرافکاری است. وچون یک نماد فرهنگی است می بینید که اقوام مختلف بر لباس مخصوص قوم خود اصرار دارند که در مجامع رسمی با همان حاضر باشند. بعضی لباسها متعلقات هم دارد . ملل مختلف. در خود ایران اقوام مختلف را ببینید کردها، لرها، آذری ها نوع پوشش خود را دارند.
در ضمن بحث روشن خواهد شد که نگرش افراد به پوشش در مواردی از نظر اسلام غلط است و باید تغییر کند. مثلاً اسراف که این همه مذمت شده و کار فرعون و شیطان و دروغگویان و امثال اینها بیان شده در مورد لباس نیست. اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا رواست که مؤمن ده پیراهن داشته باشد؟ فرمود: آری. پرسیدم: بیست پیراهن چطور؟ فرمود: آری اینها اسراف نیست، بلکه اسراف این است که پیراهن آبروداری [مهمانی و مجلس رسمی] را پیراهن کار قرار دهی. البته این به این معنی نیست که از فردا بروید ۲۰ تا لباس بخرید. روایت میخواهد بگوید عدد مهم نیست.
در روایت هست لباس متعدد داشتن در حفظ لباس کمک میکند یعنی دیر از بین می رود. بعد هم میفرماید که باید پشت هم پوشیده شود با این کار طولانی استفاده می شود و لباس دیرتر از بین می رود. یا فرمود: کمترین حدّ اسراف آن است که لباس داخل و بیرون از خانه یکى باشد. یعنی دو جور باید باشد لباس.
یکی از مهم ترین اصول در پوشش و لباس همان است که امیرالمومنین علیه السلام در خطبه متقین نهج البلاغه فرمودند و آن رعایت میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط است در همه زمینه ها، جنس و قیمت و اندازه و … رسول خدا از دو شهرت نهی فرمودند: شهرت در نازکی، ضخامت، نرمی و زبری لباس و در بلندی و کوتاهی آن، بلکه فرمود باید حد وسط میان این خصوصیات را رعایت کرد. الان هم طوری لباس میپوشند که معلوم نیست اصلا چیزی پوشیده یا نپوشیده. یا یک شلوار پوشیده که ۱۱۰ تا سوراخ دارد یا آن هم که سوراخ ندارد جوری پوشیده که انگار نپوشیده.
بعد از رعایت اعتدال باید حتماً نظافت در پوشش را رعایت کنیم. شستن و تمیز بودن لباس را باید رعایت کنیم. رسول خدا فرمودند: هر فرد باید در فکر پاکیزه نگه داشتن لباسهایی باشد که در اختیار اوست. راجع به رنگ و اندازه و نوع لباس هم خواهم گفت در آینده با قید حیات.
یکی دیگر از موارد سفارش شده رعایت پوشش در لباس های اختصاصی است. یعنی مردان نباید لباس بانوان و بر عکس را بپوشند. مثلاً مردی مقنعه و روسری و دامن و حتی کفش زنانه بپوشد و یا خانمی لباسی که مخصوص مردان را بپوشد منع شده است. امام باقر علیه السلام فرمودند: جایز نیست زنان شبیه مردان شوند، زیرا رسول خدا زنانى را که شبیه به مردان مىشوند ومردانى را که شبیه به زنان مىشوند نفرین کرده است. حالا یک وقت میخواهید سریع بروید در را باز کنید دمپایی زنانه میپوشید این مشکلی نیست؛ ایراد در استفاده دائمی است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین در سخن گفتن و سکوت کردن جمیع جهات را رعایت می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۷۳ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ، کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ». در دم فروبستن از سخن حکیمانه، خیرى نیست، چنان که در سخن گفتن از روى نادانى خیرى وجود ندارد. فضیلت در گفتار این است که سخنان از روی حکمت باشد. ترویج اخلاق و عدالت و تربیت و امثال ذالک باشد.
روایات فراوانی درباره مدح سکوت داریم اما خوب است بدانید که سخن حق گفتن از سکوت بهتر است. در بیانی امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: سخن حق گفتن بهتر از درماندگی در سخن و خاموش ماندن است. بالاخره در موضع سخن گفتن اگر کسی می تواند باید اقدام داشته باشد. جائی هم که باید سکوت کرد سخن گفتن باعث بی آبروئی می شود. حضرت فرمودند: ناتوانی در سخن بهتر از یاوه گوئی است. خداوند تقوای همه ما را زیاد کند و توفیق حفظ زبان به همه ما عنایت فرماید.
۱۹ دی سالگشت قیام مردم در سال ۱۳۵۶ است. حادثهای که از ابعاد مختلف می شود به آن پرداخت. دشمن شناسی، بصیرت، زمان شناسی، اقدام و جهاد همراه با فداکاری و جوانمردی و امثال اینها. این حرکت الهی مبدا یک تحول عظیم در تاریخ معاصر ایران شد. حادثه عبرت آموز و تاثیر گذار و راه نشان دهنده که باید به ابعاد آن توجه ویژه داشت. با نوشتن مقاله ای توهین آمیز در روزنامهای چنان آتشی برپا شد که طومار ۲۵۰۰ ساله نظام استبدادی و ستم شاهنشاهی در مدت کوتاهی در هم پیچیده شد.
نسل امروز ما باید از نسلی که ۱۹ دی را به وجود آورد و بعد طاغوت را سرنگون کرد و دفاع هشت ساله را مدیریت کرد و در عرصه های مختلف حضور داشت درس بگیرد و با قوت بیشتر و عزم راسخ تر در مسیر بیانیه گام دوم تا رسیدن به اهداف بلند تمدنی اسلام و انقلاب با عزم و نشاط حرکت کند.
یکی از ویژگی های قیام مردم در ۱۹ دی شرکت و همکاری همه اقشار مردم با هدایت و رهبری روحانیت بود. و یکی از مهمترین محرکها شهادت حاج آقا مصطفی فرزند گرانقدر حضرت امام رضوان الله علیه بود که مجالس گرامیداشت او تبدیل به صحنه مبارزه علیه شاه و حمایت از امام شد. امام هم با پیام ها و اعلامیه ها مردم را بیدارتر و آماده تر برای قیام می کرد.
رژیم خیال می کرد که اگر مستقیماً به امام توهین کند چهره امام نزد مردم خراب میشود؛ لذا خود شاه دستور داد چون وقتی نام آمد آن کسی که بنا بود آن را در روزنامه چاپ کند دید که خیلی سنگین است نمی خواست چاپ کند؛ به او گفتند که خود شاه این کلمات را آورده است و حتما باید این چاپ شود. مقاله بسیار توهین آمیز بود و چاپ شد و جالب است بدانید که در این مقاله نویسنده، بی حجابی را فضیلت میداند و حجاب را کهنه پرستی و ارتجاع سیاه دانسته است و به ساحت مرجعیت و حضرت امام اهانت کرده است و قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ را توطئه استعمار سرخ و سیاه معرفی می کند.
ولی قسمت جالب آن همین بحث حجاب است. نقطه عزیمت اینها و همه غرب زده ها حجاب است و احکام نورانی اسلام است. این خط مبارزه با احکام الهی از آن زمان بوده و تا امروز هم هست. هنوز هم بر بی حجابی اصرار دارند. در یک مقطعی از اوایل انقلاب یادتان هست که برای لایحه قصاص که یکی از احکام الهی است چه جنجال و بلوایی راه انداختند. خط غربزده در داخل کشور با حمایت های خارج از کشور در مقابل احکام الهی اسلام قیام دارند.
قبل از شاه پدر بیسواد و مفلوکش یعنی رضاخان قلدر که در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ یکی از پلیدترین توطئه ها و طرح های استعماری و انگلیسی را که حذف حجاب بود را رسماً طرح کرد و اعلام کرد باعث جنایات فراوان در جامعه و در کشور شد که آثار آن هنوز هم هست. قبل از اینکه این اعلام رسمی شود مردم را در مسجد گوهرشاد در مشهد امام رئوف سلام الله علیه به گلوله بستند. خون بیگناهان را ریخته بودند. قبل از اینها مقدمات را فراهم کردند تا بتوانند آن دستور را بدهند.
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضا خان هیئت دولت را احضار کرده بود دستور داده بود که باید صورتا و سنتا یعنی هم صورت کار هم باطن کار هم شکل و آداب و رسومی آن باید غربی شود. به رئیس فرهنگ دستور داده بود که معلمان خانم و دانش آموزانی که دختر هستند این ها حق ندارند به مدرسه با حجاب بیایند. اگر با حجاب بودند آنها را راه ندهید. معلوم میشود نقطه عزیمت و بزنگاه است حجاب.
ما در روایات داریم که اگر همه بدی ها را در داخل یک اتاقی قرار بدهند و همه شرور را و همه بدی ها را، کلید این اتاق دروغ است. شاید بشود همین تعبیر را درباره مفاسد اجتماعی و ضرر های فراوان اخلاقی و خانوادگی و ناهنجاری های فرهنگی که به جامعه وارد می شود داشت که اینطور بگویم که اگر همه مفاسد اجتماعی را در داخل یک اتاق قرار بدهیم کلید آن اتاق حذف حجاب است. با حذف حجاب کیان خانواده متزلزل می شود و از بین میرود. فساد در جامعه رواج پیدا میکند. فرهنگ عفاف و حجاب قطعاً یکی از مهمترین موانع گسترش فساد و تباهی در جوامع اسلامی است و معارضه با اهداف شوم استعماری و استکباری دارد لذا با انواع ترفند ها آن را تضعیف می کنند. محجبه ها را تضعیف می کنند و مورد بی احترامی قرار می دهند. به مبلغین حجاب فشار میآورند و بد می گویند.
بعضی وقت ها به بنده که اینجا درباره حجاب صحبت می کنم بوق های شیطانی در عرض دو سه ساعت ۶۰ ، ۷۰ هزار فحش می دهند که دیگر نگویم؛ ولی می گویم چون وظیفه دینی و الهی ما است. باید گفت. دیگران که نمی گویند باید توضیح بدهند که چرا نمی گویند.
تعبیری حضرت امام دارد که فرمودند: «آنچه را می توان گفت که ام الامراض است رواج روزافزون فرهنگ استعماری است که درسالهای بس طولانی جوانان ما را با افکار مسموم پرورش داده و عمال داخلی استکبار بر آن دامن زدند. این فرهنگ از همه چیز ها حتی از اسلحهی این قلدر ها بدتر است. این قلدر ها بعد از چند وقت اسلحه شان می شکند و حالا هم شکسته است اما وقتی که فرهنگ فاسد شد جوانهای ما که زیربنای تاسیس همه چیز هستند از دست ما می روند». این اساس است باید به آن دقت کرد. توصیه می کنم به وصیت نامه حضرت امام که راجع به بی تفاوت نبودن در مقابل آزادی های غربی مطالبی را آنجا بیان فرمودند مراجعه کنید.
یا رهبر معظم انقلاب فرمودند: «سیاست راهبردی اساسی و بنیادی غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زن است؛ حجاب مخالف آن است. حتی اگر حجاب ناشی از یک انگیزه ایمان دینی هم نباشد (مثلاً یک خانمی دوست دارد محجبه باشد نه برای این که دین گفته است فقط دوست دارد پوشش داشته باشد) با آن هم مخالفت می کنند». میگویند اصلاً این نماد نباید باشد. خوب واقعاً نمی شود نسبت به فرهنگ و مسائل این چنینی بی تفاوت بود.
بعد از بحث مهندسی فرهنگی که مطرح شد و چند استان به صورت نمونه انتخاب شدند که یکی از آنها هم البرز بود در همین سال جاری به نظرم دو جلسه شورای فرهنگ عمومی در همین رابطه تشکیل شد و خارج از شورا هم جلسات دیگری گذاشتیم و بعضی افراد را مأمور کردیم تا راجع به مسائل عمده فرهنگی در سطح استان گزارش گیری کنند و دستگاه های عضو شورای فرهنگ عمومی هم درخواست کردم که نظرات خودشان را مکتوب بدهند که بعضی از دستگاهها خیلی خوب و دقیق کار کرده بودند/ مجموعه ای را فرستادند، مجموعه هایی را فرستادند بررسی کردیم که از همه آن عزیزان تشکر می کنم.
بعد از جمعآوری و جمعبندی جلسات دیگری با برادران شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور گذاشته شد و بالاخره به ۵ مسئله اصلی استان رسیدیم با همکاری دوستان در تهران که به شورای عالی ارائه دادیم تقریباً ۴۰ روز قبل ۳۰ روز قبل طی یک نامه ارائه دادیم تا بقیه مراحل آن طی شود و دستورالعملی باشد برای برنامههای آتی در استان در جهت حل مسائل فرهنگی موجود که البته راجع به این مسئله در آینده مفصل صحبت خواهم کرد. البته کارگروههایی هم ذیل شورای فرهنگ عمومی مشغول کار هایشان هستند.
به هر تقدیر شهر مقدس قم در تاریخ انقلاب همواره به عنوان یکی از اصلیترین پایگاهها و سازمان دهنده های قیام و مبارزه علیه نظام ستمشاهی با وجود حوزه علمیه و روحانیت مهمترین پایگاه به شمار میرفت و میرود؛ هنوز هم همین طور است. بعد از قیام ۱۵ خرداد در سال ۴۲ قم به عنوان مرکز اصلی و هدایت کننده مبارزات مطرح و در ۱۹ دی سال ۵۶ جرقه انقلاب از آنجا زده شد و انقلاب اسلامی وارد مرحله مهم و سرنوشت سازی شد که تا پیروزی و سرنگونی طاغوت ادامه داشت.
سالهای زیادی رژیم پهلوی با نیروی مخوف ساواک به سرکوب و شکنجه و ارعاب مردم مشغول بود که یک وقتی یک حرکتی و قیامی نداشته باشند؛ اما ۱۹ دی همه آن تلاش ها را از بین برد و نشان داد که بی ثمر بوده است. مردمی که ۱۹ دی را به وجود آوردند به خوبی اهداف رژیم را شناخته بودند در نتیجه به موقع و درست پاسخ دادند و همین روش الگوی شدد برای مناطق دیگر کشور و حرکت عمومی شکل گرفت.
مهمترین ویژگی قیام مردم قم و ۱۹ دی این بود که نشان داد این حرکت شتابان انقلاب به رهبری امام اسلامی و مردمی است و امروز بعد از ۴۳ سال هنوز مردم با عزت و با صلابت و مقاوم ایران اسلامی بر شعارهای اولیه انقلاب ایستادهاند و آمریکا و اسرائیل را دشمن درجه یک خودشان میدانند و هر جمعه تکرار می کنند که مرگ بر آمریکا.
روزهای خوبی را برای بازماندگان آمریکایی در عراق بعد از آن همایش بی نظیر مردمی که در مشهد حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و دیگر یارانش انجام شد نمی بینم. با خشم و نفرتی که مردم عراق و نیروهای مقاومت از آمریکایی ها دیده می شود بهتر است که تعلل نکنند و هرچه زودتر منطقه را بدون بهانه ترک کنند.
۱۹ دی سال ۶۵ ششمین و شدید ترین و پرهزینه ترین عملیات تهاجمی ایران علیه عراق به نام عملیات کربلای ۵ ، ۱۵ روز بعد از کربلای ۴ با فرماندهی سپاه در محور شلمچه و منطقهای که به کانال ماهی و دریاچه ماهی دریاچه پرورش ماهی مشهور بود آغاز شد. استحکامات و دژهای دفاعی که در این منطقه عراق برای خودش درست کرده بود طوری بود که با محاسبات نظامی نشان میداد که شکستن خط و عبور از آن غیر ممکن است؛ اما رزمندگان شجاع سپاه اسلام با توکل به خدا و امید به نصرت الهی و با عزمی راسخ با اینکه باید روحیه خودشان را به خاطر کربلای چهار از دست داده باشند اما با جوانمردی و ایثار تمام وارد عرصه کارزار شدند.
گارد ریاست جمهوری عراق و دیگر نیروهای بعثی به مقابله پرداختند اما تلفات سنگین افراد و ادوات شان آنها را زمین گیر کرد. ۱۵۰ کیلومتر مربع از منطقه آزاد شد. قسمت هایی از جنوب عراق به تصرف درآمد. خط پدافندی ایران نزدیک پتروشیمی عراق زده شد. اینها همه دستاوردهای بزرگی بود. پیشروی آنقدر بالا بود که اگر یادتان باشد تلویزیون ایران خط مقدم بصره را نشان میداد. تلویزیون که نشان می داد شهر بصره کاملا معلوم بود و میشود گفت با انهدام استحکامات عراق بصره به محاصره ایران درآمد.
البته در این عملیات شهدای گرانقدری تقدیم اسلام شد. شهید خرازی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین، شهید دقایقی فرمانده لشکر ۹ بدر، شهید میثمی که خدای تعالی او را غریق رحمت خودش کند نماینده امام در قرارگاه خاتم الانبیا بود و بسیار انسان بزرگواری بود؛ همه آنها بزرگوار بودند. شهید کلهر که قائم مقام لشکر ۲۷ بود و افراد شاخص دیگری که و تعداد زیادی از رزمندهها کرجی بودند و در این منطقه ساکن بودند که در آنجا به شهادت رسیدند و دستاوردهای فراوان نظامی و سیاسی داشت که فرماندهان نظامی باید تشریح و بیان کنند؛ اما طبق آماری که منتشر شد قریب به ۱۰ درصد کل هواپیماهای جنگنده عراقی در این نبرد سرنگون شد و بیش از بیست هزار نفر کشته دادند.
تردید در توان دفاعی صدام که همه دنیا با او بودند از ادامه جنگ با ایران که تنها بود و توکلش بر خدا بود در دل دشمن افتاد. قطعنامه ۵۹۸ با امتیازاتی که به ایران داده بودند بعد از این عملیات در سازمان ملل تصویب شد. خاطرات شهید سلیمانی رضوان الله علیه درباره عملیات کربلای ۵ را بخوانید .خاطرات زیبایی را می گوید. خدای تعالی بر رفعت مقام شهدا عموماً و شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵ خصوصاً و شهدای مدافع حرم و حاج قاسم سلیمانی بالاخص و شهدای خوب این استان افزوده بگرداند و ما را با شهدا محشور کند و ما را از شهدا قرار بدهد.
رهبر معظم انقلاب در اولین دیدارشان با اعضای هیئت دولت مسئله احیای اعتماد و امید مردم به دولت را بسیار مهم خواندند. من عین عبارت ایشان را برای شما بخوانم. فرمودند: «اعتماد مردم بزرگترین سرمایه دولت است. مردم وقتی به شما اعتماد کردند و به شما امید داشتند با شما راه خواهند آمد و کمکتان میکنند. این بزرگترین سرمایه است برای دولت که بتواند اعتماد مردم را جلب کند که البته این متاسفانه مقداری آسیب دیده و بایستی این را ترمیم کنید و راهکارش همین است که حرف و عمل مسئولین یکی باشد. وعده اگر به مردم دادید و طبق آن وعده عمل کردید مردم به شما اعتماد میکنند. اگر شما وعده کردید و عمل نشد و گفتید فلان کار شده و مردم در واقعیت دیدند که نشده اعتماد مردم سلب می شود. واقعاً باید به جد مراعات کنید این معنا را».
این یک هشدار جدی و مهم است لذا بازسازی اعتماد عمومی مهمترین رسالت دولت سیزدهم است. علت هم روشن است چون مردم سالاری دینی بدون حضور و پشتیبانی مردم دیگر مفهومی ندارد و شرایط خاص سیاسی اجتماعی فعلی جامعه اهمیت و ضرورت آن را دو چندان میکند. برای بازسازی اعتماد عمومی نمی شود یک نسخه پیچید. بلکه باید به مجموعهای از رفتارها و تصمیمات توجه داشت که به حمدالله شخص رئیس جمهور ایده الله و دیگر مجموعه که همراه و همکار او هستند در همین مسیر دارند قدم میزنند.
اما مشکلات و گرفتاریها سختیهای خودش را دارد و آن گرفتاری ها و سختی ها به تنهایی دلیل نیست که کار با سرعت بیشتری جلو نرود. باید سرعت کار بیشتر شود. یکی از کارهای مفید نزدیک شدن به مردم با حضور میدانی است که برای اعتمادسازی خوب است و این کار دارد انجام میشود و ما تشکر میکنیم. مسئولی که در بین مردم حضور دارد ولو عمل به وعده سخت است اما کمتر حرفی میزند که به او عمل نکند. چون وقتی در مردم آمد چیزهایی را می گوید که مجبور می شود عمل کند. این خوب است و باید دائم بیایند در بین مردم و صحبت کنند و بعد هم به صحبت هایشان عمل کنند.
باید با تلاش بیشتر مشکلاتی که مردم با آن روز خودشان را می گذرانند این مشکلات باید کم شود. دولت با حضور در میان مردم و تصمیمات عاقلانه حس امید را زنده کند همان که حضرت آقا فرمودند این دو کار باید دائم انجام شود ولی در مقام عمل سرعت باید بیشتر شود. لازم است بدنه کارشناسی کشور و دلسوزان را با خودش دولت بیشتر همراه کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/10/10 | 1400/10/10حجاب، مانعی در برابر حضور اجتماعی و سیاسی زنان نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه150
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای بندگان خدا، شما و خودم را به تقوای خدا دعوت میکنم، چونکه تقوا مهاراست و تکیهگاه. توجه دارید که خیلی از الفاظ و مفاهیم زیبا، شعارهای اسلامی و اخلاقی وجود دارد که متأسفانه مفهوم دقیق و نورانی خودش را در جامعه ازدستداده و به معنای دیگری تبدیلشده است یکی از آنها تقواست که باید بیشتر به معنا و مفهوم و آثار آن توجه کنیم. بالاخره تقوا علائمی دارد که در افراد متقی ظاهر میشود و بهخوبی میتوان گفت که چه کسی اهل تقواست. تعدادی از آنها را امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبه متقین بیان فرمود. تعداد بیشتری در بیانات حضرت درجاهای دیگر و از ائمه دیگر صادرشده است که عمل به آنها فرد و جامعه را نجات میدهد. نمود آن را میتوانیم در بازار و مدرسه و اداره و مسجد و محله و … ببینیم. عمده مشکلات ما در جامعه، از بیتقوایی است.
یک روایت این نوبت بخوانم از امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمود: به خدا سوگند هیچ بندهای راندیدم که تقوایش سودمند باشد مگر اینکه زبانش را نگه دارد. حفظ زبان یکی از آن مسائل مهم است و ما در بیرون میبینیم که چقدر زبانها و قلمها ول و رهاست و هرچه دلشان میخواهد میگویند و مینویسند. گاهی با همین گفتنها و نوشتنها خانوادهها را از بین میبرند و انسانها را بیآبرو میکنند، اموال را غارت میکنند، ذهنها را منحرف میکنند، واقعیات را تحریف میکنند، جای شهید و جلاد را عوض میکنند، با تقطیع کلمات و جملات، کلام گوینده را تغییر میدهند و دهها مثال دیگر که اگر بخواهم بگویم وقت طولانی میبرد. خدای تعالی حب دنیا که باعث بیتقوایی است از دلها بیرون کند.
بحث ما راجع به امربهمعروف و نهی از منکر بود. عمده مطالب این واجب به عرضتان رسید و سعی کردم حتی گاهی مباحثی که فنیتر بود را به زبان ساده بیان کنم. البته این بحث ابعاد فراوانی دارد که در جای دیگر باید مطرح کنیم، من آن مقداری که میشد مطرح کرد در ضمن این بیش از پنج ماه مطرح کردم، مثل آسیبشناسی این موضوع که چرا تاکنون این واجب باقدرت در جامعه عملیاتی نشده و راهحل اجرائی شدن آن چیست؟ مثلاً ما چکار کنیم تا بتوانیم امربهمعروف و نهی از منکر را در جامعه توسعه بدهیم؟ راهکارهایی هم وجود دارد. یا طرح این بحث که کار را باید از آموزشوپرورش شروع کرد و در کتب درسی فرزندانمان از دوره دبستان به آن پرداخت تا بااهمیت و حساسیت آن کاملاً آشنا شوند. ما متأسفانه راجع به بعضی از موضوعات آنچنان هجمه وارد میشود آنچنان فضاسازی میشود آنچنان ذهنها را درگیر میکنند که بعضیها ندانسته و نفهمیده بعضی از اموال را انجام میدهند مثلاً ولادت پیامبر اعظم میشود هیچ اتفاقی نمیافتد اما مثلاً برای بعضی از جشنها و مناسبتها میبینید که همین روزها چه جریاناتی در کشور مطرح است. یا مثلاً رابطه بین شرع و قانون و قلمرو هرکدام در بحث امربهمعروف و نهی از منکر کجاست؟
امروزه فضای مجازی نقش مؤثری در زندگی بشر پیداکرده است حالا تصور کنید اگر در این فضا منکری مثل تهمت، افتراء، اهانت به دین یا اشخاص بهصورت نوشته، صوت، ویدئو و امثال اینها منتشر شد، یا واجبی از واجبات را تحریف کردند و نشر دادند. مراتب سهگانه امرونهی (قلب، زبان، ید) را در فضای مجازی مکلف چگونه باید اعمال کند؟ نحوه برخورد و مقابله چگونه باید باشد؟ و امثال اینها. آخرین مطلبی که بیان شد راجع به آداب امربهمعروف و نهی از منکر بود که به پرهیز از تجسس کردن، دشنام دادن و حریم خصوصی اشاره کردم.
تکمیل بحث قبل عرض میکنم؛ انسان به خاطر طبیعتی که دارد میل به بدی دارد. خداوند متعال تقریباً ۵۰ صفت از صفات بدانسان را شمارش میکند مثل قتور، منوع، حسود، ظلوم، جهول و… و نفس هم در ترغیب به سمت همین کجیها باقدرت عمل میکند که در آیه مبارکه سوره یوسف دارد ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی. با توجه به این خصوصیات در انسان و تلاش شیطان برای سلطه گری و اینکه اگر کسی نعوذبالله مبتلا به فحشاء شد منکر است و نشر و اشاعه آن منکر خود منکر دیگری است. نقش امربهمعروف و نهی از منکر در کنترل و حفظ فرد و جامعه در اینجا خود را نشان میدهد. لذا در آداب امربهمعروف گفتهاند پردهدری ممنوع است چون خودش منکر و مستوجب مجازات است؛ و در دستورات دینی اولیاء دین به ما دستور دادند اگر کسی گناه کرد نه خودش حق دارد بگوید نه کسانی که متوجه شدن اجازه نشر دارند، اینیک دستور دینی است. و قرآن کریم هم در سوره نور آیه ۱۹ بهشدت نهی کرده است. و توضیح میدهد و مجازات برای آن در نظر گرفته است. لذا یکی از آثار امربهمعروف و نهی از منکر کنترل و پایبندی به اصول اخلاق اجتماعی است.
در بعضی نصوص و روایات از اهلبیت بخصوص امیرالمؤمنین علیهالسلام به دست میآید که حفظ سلامت جامعه از اجرای حدود خاص و افشاگری مهمتر است. قصهها و داستانهایی از حضرت امیر در ذهن دارم که اینجا فرصت بیان نیست که چگونه حضرت یک کسی که گناهی مرتکب شده بود و باید حد میخورد از زیر بار اجرای آن تا هفت سال طفره رفتند تا آنجایی که اعتراض کردن که چرا حد الهی را جاری نمیکنی چون سلامت جامعه در بعضی از جاها مهمتر است به هر جهت حضرت بر این مسئله چنان تأکید دارد که در عهدنامهاش به مالک اشتر، او را از کسانى که گناه پنهان افراد را آشکار میسازند، بر حذر میدارد. حالا چه برسد به اینکه تعدادی بروند بگردند یکچیزهایی از افراد پیدا بکنند.
حضرت در اینجا فرمود: وَ لْیَکُنْ أَبْعَدُ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ وَ أَشْنَؤُهُمْ عِنْدَکَ أَطْلَبَهُمْ لِمَعَایِبِ النَّاسِ فَإِنَّ فِی النَّاسِ عُیُوباً الْوَالِی أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا فَلَا تَکْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْکَ مِنْهَا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ تَطْهِیرُ مَا ظَهَرَ لَکَ وَ اللَّهُ یَحْکُمُ عَلَى مَا غَابَ عَنْکَ فَاسْتُرِ الْعَوْرَهَ مَا اسْتَطَعْتَ یَسْتُرِ اللَّهُ مِنْکَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِیَّتِکَ. باید آنها که نسبت برعیت عیب جوترند از تو دورتر باشند زیرا، مردم عیوبى دارند که والى در ستر و پوشاندن آن عیوب از همه سزاوارتر است. درصدد مباش که عیب پنهانى آنها را به دست آورى، بلکه وظیفه تو آن است که آنچه برایت ظاهر گشته اصلاح کنى. و آنچه از تو مخفى است خدا درباره آن حکم مىکند بنابراین تا آنجا که توانائى دارى عیوب مردم را پنهانساز تا خداوند عیوبى را که دوست دارى براى مردم فاش نشود، مستور دارد.
در پایان هنوز بنده بر مطلب خود اصرار دارم که راه خلاص شدن از منکر بیحجابی و بیعفتی در جامعه حضور مستمر و دائمی و ارزشمند بانوان در سطح جامعه است که همان طرح حضور است. که این کلید نجات است البته هنوز بر این اصرار دارم که دستگاههای دولتی باید قوانین حجاب و عفاف را بهخوبی انجام بدهند مسئولین آن دستگاهها مسئولاند و نباید کوتاه بیایند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دوراندیش بوده به عاقبت کار میاندیشند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۷۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: ثَمَرَهُ الْحَزْمِ السَّلَامَهُ وَ ثَمَرَهُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَهُ. ثمره دوراندیشى درستى و سلامت و نتیجه کوتاهى در کار، پشیمانى است. تفریط، در اینجا یعنی دوراندیش نبودن در کارها. دوراندیشی صفت خوبی است که باید به دست بیاوریم. یعنی بتوانیم اتفاقاتی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد را پیشبینی کنیم، که اگر پیشبینی درست صورت بگیرد نتیجهاش سلامت بودن و در امان بودن از خطراتی است ممکن بود پیش بیاید و با پیشبینی از بین رفت. امّا کسی که بیتوجه است و پیشبینیهای لازم را ندارد و کوتاهی می-کند ممکن است در دام خطرات احتمالی بیفتد و خسارتهایی ببیند که نتواند اعمالی که وظیفه دارد انجام دهد و باعث پشیمانی بشود. در بیان دیگری امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر کس بدون عاقبتاندیشی در کارها دستبهکاری بزند خود را گرفتار سختیها و مصائب میکند. یا فرمودند در تصمیمی که با دوراندیشی همراه نباشد خیری نیست. خدای تعالی تقوای ما را افزون بگرداند.
۱۶ دی مصادف با سوم جمادیالثانی سال گشت شهادت دردانه عالم وجود، امابیها، مادر ائمه، صدیقه طاهره، زهرای مرضیه است. و به مناسبت شهادت شهید علم الهدی و شهدای هویزه روز شهدای دانشجو هم هست. خدای تعالی زندگی همه ما را علوی و فاطمی قرار دهد.
در کتاب مائه منقبه ابن شاذان از قول رسول خدا حدیثی در فضیلت حضرت زهرا نقلشده است که فرمود: لَوْ کَانَ الْحُسْنُ شَخْصاً لَکَانَتْ فَاطِمَهَ بَلْ هِیَ أَعْظَمُ إِنَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی خَیْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً. اگر حُسن و نیکی و زیباییهای عالم هستی، بهصورت شخصی درآید آن شخص، قطعاً فاطمه است. بلکه او اعظم از حُسن است، بهراستی دخترم فاطمه بهترینِ اهل زمین در اصالت، کرامت و شرافت است. شرح این حدیث بماند برای وقتی دیگر. خیلی این حدیث پرمحتوا و پرمعناست. اما آنچه در این نوبت عرض میکنم را بهدقت توجه بفرمائید.
آنچه مسلم است این است که هدف از ارسال انبیاء الهی، هدایت بشر به سمت سعادت و کمال بوده است (خدا یکصد و ۲۴ هزار پیغمبر را برای هدایت انسان فرستاد) و لذا طبق برنامهای که خدای تعالی در اختیار آنان قرار داده موظف هستند جامعه را مدیریت کنند. پس انبیاء، مدیران الهیای هستند که با برنامه دقیق کار میکنند. برنامهی آنها چیست؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: مَا تَکَامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِ فَاطِمَهَ وَ مَعْرِفَتِهَا وَ مَحَبَّتِهَا. نبوت هیچ پیامبری به کمال نرسید و تائید نشد مگر زمانی که آن پیامبر به فضل حضرت زهرا سلامالله علیها اقرار کرد و اهل معرفت و محبت حضرت زهرای اطهر شد. خیلی روایت زیبایی است. دقت میفرمایید که مطلب کجاست؟
یعنی مغز افزار حرکت و هدایت جامعه توسط انبیاء الهی از اول خلقت تا امروز بهخصوص بعد از حضرت نوح علی نبینا و اله و علیه السلام که جامعه آرامآرام شکل گرفت و سازوکار تمدنی به خودش گرفت، مکتب فاطمی بود. از اول خلقت تا زمان رسول خدا آن دستورالعمل عملیاتی همه انبیا مکتب فاطمه زهرا بوده است. تلاش انبیاء رساندن مردم و جوامع به مقصد است و مکتب فاطمی این کار را میکند. یعنی تنها راه نجات بشر یک مکتب و آن مکتب فاطمی است. چرا؟ چون حضرت فاطمه سلامالله علیها یک شخص نیست، بلکه یک نظام تربیتی کامل است. یک جریان است، یک تفکر و منظومه فکری است که به آن مکتب میگوییم. و الحمدلله میبینیم که این مکتب در حال نشر و گسترده شدن در عالم است و مردم جهان در حال شناخت این مکتب هستند تا به زمان ظهور برسیم. که در آن زمان هم، نقشه راه به سمت سعادت و رسیدن به هدف خلقت، همین مکتب است. چرا؟ چون خود حضرت ولیعصر ارواحنا فداه فرمودند: روایت در کتاب الغیبه مرحوم شیخ طوسی است که؛ اِنَّ لی فی ابنه رسولِ الله اُسوهٌ حَسَنَهٌ. یعنی صدیقه طاهره برای من هم اسوه و الگوی حسنه است. بر اساس روش و ممشای او حرکت خواهم کرد. یعنی این مکتب فاطمی در اختیار آخرین سفیر الهی برای مدیریت عالم است. همان فاطمهای که باطن و حقیقت شب قدر است. شبی که سرنوشت انسانها در آن شب تعیین میشود. یعنی چی؟ اینها همه با هم کد دارند و به هم وصل است.
میبینید همه ما ریزهخوار خوان فاطمه زهرا سلامالله علیها و صلواتاللهعلیه هستیم؛ هر چه داریم از این بانو و این مکتب است. و ما چقدر کوتاهی داریم در شناخت و عمل کردن بهتر و شناساندن بهترِ هم خودِ حضرت و هم مکتب او. در عالم خیلیها ادعا دارند که میتوانند زندگی بشر را از همه جهت تأمین کنند. اما دو مطلب را باید توجه کرد که معمولاً همه آنها که ادعا دارند در این دو کمبود دارند.
یک: جامعیت داشتن مکتب است. یعنی باید بتواند انسانسازی کند، خانواده سازی کند، جامعه سازی کند، نظام سازی کند و تمدن سازی کند. یک مکتبی، مکتب جامع است که بتواند در این پنج نقطه برنامه داشته باشند و البته توجه به رابطهای که بخشهای مختلف باید داشته باشند دارید. مثلاً انسان با نصاب و سالم در نهاد خانواده تراز که از جهات مختلف سالم است ساخته میشود. خانوادهای که تراز نیست، بچههایی هم که دارند تراز نیستند و همینطور سایر بخشها که فرصت تبیین ندارم. حضرت به بعضی از ابعاد انسانسازی در خطبه مشهورشان پرداختهاند. آنجا باید دقت کنید.
دو: تضمینی بودن و اطمینانبخش بودن آن مکتب است. مکاتب بشری فراوانی ادعای رساندن بشر به مقصد را داشتند که بزرگشان مکتب کمونیست شوروی بود که عاقبتش برای همه روشن است و اتفاقاً ۱۳ دی سال گشت نامه حضرت امام به گورباچف است که قصه پر عبرتی است. و بعد از او امروز لیبرال دموکراسی غرب است که کارش تمامشده و همه اهل اندیشه و خرد به از بین رفتنش اذعان دارند.
به هر جهت باید انسان به این باور برسد که چون یکبار بیشتر در این دنیا زندگی نمیکند با همین مکتب به سعادت میرسد. چون ریشه مکتب به خداوند متعال میرسد و بهشت و جهنم او، پس معتبر است. او خالق همه بشر است و بهترینها را برای مخلوقاتش میخواهد. خدای تعالی میگوید در مسیری که فاطمه سلامالله علیها ترسیم میکند حرکت کنید و منحرف از این گوهر ناب نشوید. تضمین کجاست؟ تضمین در بیان رسول خداست و دیگر بیشتر توضیح نمیدهم که فرمود: إنَّ اَللَهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَهَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا. بهدرستی که خداوند غضب میکند برای غضب فاطمه و راضی میشود برای رضایت فاطمه سلامالله علیها. ما در این مکتب همهچیز یاد میگیریم.
اخیراً حضرت آقا تأکیدی روی جهاد تبیین داشتند. البته از سالهای قبل فرموده بودند اما تأکید کردند. نماد جهاد تبیین زهرای اطهر است. رهبر معظم انقلاب در ضمن چند بیان فرمودند: «جهاد فقط شمشیر گرفتن و جنگ کردن در میدان قتال نیست؛ جهاد شامل جهاد فکری، جهاد عملی، جهاد تبیینی و تبلیغی و جهاد مالی است. جهاد آن بزرگوار در میدانهای مختلف، یک جهاد نمونه است».
و شما میتوانید اوج این جهاد تبیین را در خطبه معروف فدکیه حضرت ببینید. اول حمد و ثنای خدا میکنند و بعد به وضعیت اجتماعی جامعه میپردازند و مقایسهای جامع از وضعیت مسلمین قبل از بعثت پیامبر و بعدازآن را ارائه میدهند. و به همه میفهمانند که تنها راه ثمربخشی دین و تنها راه رسیدن به وحدت، پذیرش ولایت اهلبیت علیهمالسلام و عمل به دستورات آنان است. در بصیرت بخشی دقیقی که انجام میدهند، ریشه انحراف را کنار گذاشتن معصوم از حکمرانی بیان میکنند. اسلام را به مجموعهای تشبیه میکنند که دارای اعضا و ارکان متعددی است که با هم فعال هستند و وقتی ثمربخشی دارند که همه مجموعهها طبق یک نظام مدون فرماندهی شوند و بین تمام قوا تعادل و توازن برقرار باشد که آن نظام فرماندهی امامت و ولایت است. خیلی زیبا حضرت تبیین میکند.
بعد از ارتحال رسول خدا جلوهای که از زهرای اطهر دیده شد خیلی درسآموز است. حضرت آقا دربیانی فرمودند: فاطمهی زهرا سلامالله علیها در نقش یک رهبر واقعی است؛ همانطور که امام بزرگوار فرمودند که اگر فاطمهی زهرا مرد بود، پیغمبر میشد. یعنی یک رهبر بهتماممعنا، مثل یک پیغمبر، مثل یک هدایتگر عموم بشر است. حضرت در جامعه حاضر شد حضور اجتماعی و سیاسی حضرت زهرا در جامعه با رعایت همه شئونات حجاب و عفاف و در حد اعلا، تبیینکننده این معناست که نهتنها حجاب داشتن و عفیف بودن مانعی در برابر حضور اجتماعی و سیاسی زنان نیست بلکه با رعایت آن حضورشان در جامعه اثرگذارتر خواهد بود.
یکی از روشهایی که میتوان از حضرت آموخت این است که از هر فرصتی برای روشنگری استفاده میکرد. صدیقه طاهره در این قسمت در اوج است. نامهای افشاگرانه برای ثبت در تاریخ چنین مرقوم داشت: گروهی که عهد و پیمان خود را باخدا و پیامبرش در مورد امامت و پیشوایی امیر مؤمنان شکستند و حق او را نادیده گرفتند و جامعه و نسلهای آینده را از برکت وجود او محروم ساختند، و بدینوسیله ستم و سرکوب و اختناق و استبداد را پی ریختند، چنین کسانی حق ندارند پس از مرگ من بر پیکرم نماز بگذارند؛ چراکه آنها نسبت به ما ستم روا داشتند و ارث مرا به یغما بردند و سند مالکیت مرا که پدرم برایم نوشته بود، از دستم ربودند و آن را به آتش کشیدند و گواهان مرا دروغگو شمردند، درحالیکه گواهان من، جبرئیل، میکائیل، امیر مؤمنان و ام ایمن بودند… تبیین کردند که ریشه مخالفتها شخصی نبود و بازی با دین خدا بوده است… این تبیین است، جلوی انحراف گرفتن است و در آخر هم وصیتی کردند که آن وصیتنامه خودش غوغاست و درنهایت با ناشناخته ماندن قبر مطهرش، پرچم اعتراض و مقاومت را تا ظهور حضرت حجت برافراشته و باشکوه نگه داشتند.
این مکتب فاطمی بود که امام تربیت کرد که انقلاب اسلامی ولیده اوست. و در این انقلاب با تأسی به مکتب فاطمی چه اتفاقات بزرگی افتاد و چه انسانهای والایی تربیت شدند که یک نمونه آن قاسم سلیمانی است با ویژگیهای منحصربهفرد که مهمترین آن و راز مانایی آن اخلاص او بود. که خوب است در این مورد لااقل از او در کارهایمان الگو بگیریم و کار بدون اخلاص انجام ندهیم.
در این روزها راجع به شهید قاسم سلیمانی و مکتب او که با این تعریفی که بنده کردم مکتب او مطلب جدیدی نیست، تبلور مکتب امامین انقلاب و مکتب فاطمی و علوی و حسینی است، زیاد شنیدهاید بنده دیگر تصدیع نمیدهم فقط قسمتی از بیان حضرت آقا راجع به ایشان را میخوانم. اولاً شهید سلیمانی هم شجاع بود هم باتدبیر، بعضیها شجاعت دارند ولی عقل و تدبیر ندارند و برخی تدبیر دارند ولی جگر عمل ندارند. این ابزار شجاعت و تدبیر را برای خدا خرج میکرد. از همه اینها بالاتر اخلاص او بود. اخلاص خیلی مهم است. ماها باید در خودمان اخلاص را تمرین کنیم. او هم یک فرمانده جنگآور مسلط در عرصه نظامی بود و هم بهشدت مراقب حدود شرعی بود. شهید سلیمانی به دهان خطر میرفت ولی مراقب جان سربازان و همکارانش بود. دشمن سعی میکرد این مجاهد عظیم الشان را تروریستی معرفی کند؛ آمریکاییهای دروغگو و هجوگو که واقعاً ارزشی برای حرفهای آنها نمیشود قائل شد، اینها سعی میکردند اینچنین رفتار کنند اما ملت ایران به دهان آنها زد.
این روزها دائماً اخباری منتشر میشود که مثلاً رئیس موساد یک نامهای به آمریکا داده و از آمریکاییها و اروپاییها خواسته که اگر مطالبات رژیم صهیونیستی در متن مذاکرات هستهای لحاظ نشود ما به مراکز حساس جمهوری اسلامی حمله میکنیم. از طرف دیگر اروپا و بخصوص فرانسه هم جوری عمل میکنند که توافقی به نفع ایران صورت نگیرد. یک جیکجیکی هم، جیک مشاور امنیت ملی آمریکا کرده و سناریوهایی را تعریف کرده و لطف کردند مهلت هم دادهاند و ضربالاجل مشخص کردهاند. عوامل داخلیشان هم در داخل کشور بازار سرمایه (ارز و امثالذلک) را خراب میکنند تا مردم ازنظر ذهنی تحتفشار قرار گیرند. و مسئولین در مذاکرات مسیر دیگری طی کنند.
باید عرض کنیم هم به آمریکا و هم به اروپا تا زمانتان تمام نشده خودتان را نجات بدهید چون امروز این ایران است که گزینهها را تعیین میکند و از مواضعش عقبنشینی نمیکند اگر درست انتخاب نکنید بااراده مستحکم یک ملت مواجه خواهید شد و مزه شکست دیگری را خواهید چشید.
مکرر عرض کردیم اینهایی که ایران را از جنگ میترسانند، احتیاجی به لشکرکشی و امثالذلک نیست، کافی است کار را بسپارند به دست مردم باوفا و شهیدپرور و ولایت مدار استان البرز، استان هم نمیخواهد همین مردم شهر کرج، اصلاً شهر کرج هم نمیخواهد، لشکر ده عملیاتی سیدالشهدا برای محو اسرائیل از روی زمین کافی است.
وقت گذشت اما چهاردهم دی روز کشاورزی است. مطلب اینجا زیاد داشتم که عرض کنم با توجه به اینکه این استان قبل از اینکه صنعتی باشد کشاورزی است. سالهای قبل آب فراوان و خاک حاصل خیز داشت. (امام حسین علیه السلام را به خاطر منطقه ری به شهادت رساندند که ری از فشافویه تا انتهای منطقه ساوجبلاغ امروزی است). البته امروز باید همه تلاش کنیم تا مشکلات اینچنینی را حل کنیم، باوجود اینهمه جوان تحصیلکرده نباید کارها روی زمین بماند خیلی راحت میشود مسئولین محترم فضاهایی را فراهم کنند؛ ما الآن تعداد زیادی فارغالتحصیل در رشته کشاورزی داریم؛ زمینهایی هم اینجا موقوفه و غیر موقوفه داریم که آب هم دارد؛ خب اینها را در اختیار جوانان بگذارید، تعاونی درست کنید، هم خودشان آباد میشوند، هم زندگیشان آباد میشود و هم منطقه دوباره آباد میشود، در همین بحث کشاورزی و تولیدات کشاورزی مسئله بهینهسازی و مسئله صنایع تبدیلی را باید در این منطقه جدی گرفت؛ ما صنایع تبدیلیمان ضعیف هست، هم در بحث دامداری و هم در بحث کشاورزی، اگر اینجا باز به دست جوانان بسپارند نه به یک نفر یا دو نفر سرمایهدار؛ دیگران را سرمایهدار کنند، پنجاهتا جوان را با هم متحد کنند و هم کدام با یک آورده یک کارخانه صنایع تبدیلی در اینجا ایجاد کنند، اهتمام داشته باشند تا انشاءالله این کار پیشرفتش در استان بیشتر شود.
بعضی از دوستان هم پیام دادند که چرا شما همیشه انتقاد میکنید، خوب است که گاهی اوقات هم خوبیها را بگویید؛ البته ما این را قبول نداریم چون من هم خوبیها را میگویم و هم درجاهایی که لازم باشد تشکر میکنم و در جلسات و تربیون هم گفتیم، پس این بیانصافی است که اینطور میگویند بااینحال، این فضا را فراهم میکنیم؛ هر دستگاهی، هر کار خیری که انجام داد و به نتیجه رسیده بود؛ (نه اینکه مثلاً یک پروژه را پنج بار افتتاح میکنند)؛ کامل شده بود و به بهرهبرداری رسیده بود و مردم از آن استفاده میکنند که مربوط به دستگاه خاصی است به من اطلاع دهند تا من اینجا به اطلاع مردم برسانم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
|
| 1400/10/3 | 1400/10/3حماسه ۹ دی نشان داد مردم از مواضع انقلابی خود کوتاه نمیآیند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه151
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله ای بندگان خدا، شما و خودم را به تقوای خدا سفارش میکنم، چونکه تقوا مهاراست و تکیهگاه. پس بندهای محکم آن را بچسبید و به حقائق آن چنگ زنید.
عرض کردیم با توجه به آیات و روایات و دستورات اهلبیت علیهمالسلام به این مهم میرسیم که همه مؤمنین وظیفهدارند در نشر و گسترش همه کارهای خیری که عقل و شرع سفارش کرده اقدام نمایند و همچنین از همه کاری شر و بدی که عقل و شرع منع کرده جلوگیری کنند. که بهعنوان امربهمعروف و نهی از منکر مطرح میشود و عرض کردیم این واجب الهی نقش مهم و اساسی در اجرائی شدن بقیه واجبات دارد و دائره اثر آن فقط محدود به احکام شریعت و واجبات و محرمات نیست. و بیشترین کارکرد آن جامعه و نظامات اجتماعی است. و اساساً قوام جامعه به اجرائی شدن همین واجب بستگی دارد.
مسلمانی که از تعهد دینی برخوردار است نسبت به تحقق آرمانهای دینی و الهی در جامعه دغدغه مند است و تلاش میکند هر مانعی که به ارزشهای الهی مخالفت دارد و خدشه وارد میکند را از بین ببرد. لذا هر چیزی و عملی که کمک کند منکر از جامعه کم شود و معروف گسترش پیدا کند را دنبال میکند. گاهی پند و اندرز و جایزه و تشویق مؤثر است گاهی اقدام عملی و امرونهی با تحکم و از روی اقتدار اثرگذار است و گاهی هم ضرورت اقتضاء میکند برای حفظ جامعه و دفاع از آرمانها اسلحه به دست گیرد و در دفاع و یا جهاد شرکت کند. همه اینها شاخههایی از امربهمعروف و نهی از منکر است.
از آنجائی که اسلام یک دین اجتماعی است مجموعهای از دستورات و مقررات را در قالب بایدها و نبایدها مطرح کرده که مکلفین باید در همان دایره وظایف خودشان را انجام دهند و امربهمعروف یعنی مکلف باید آن بایدها را محقق کند و نگذارد که نبایدها تحقق پیدا کنند. آن بعد اجتماعی را در نظر بگیرید دین اساساً اجتماعی است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: غایت دین، امربهمعروف، نهى از منکر و اجراى حدود است. و بالاتر از این هم در کلمات حضرت هست و آن اینکه فلسفه حکومت و حکمرانی، امربهمعروف و نهی از منکر است که اگر اهتمام به آن سست شود افراد شرور امور را به دست میگیرند و در این زمان دعا به اجابت نمیرسد. و کسی هم نباید دیگری را ملامت کند. و از آنجائی که هر دستوری از دستورات اسلام آدابی دارد احکامی و شرایط و حتی اسراری دارد، اسرار الصلاه، اسرارالحج، اسرارالصوم اینها راداریم بحثهای خودش دارد همین اسرار نماز خود یکفصل مفصلی است. غیر از اسرار، احکام که چگونه باید انجام داد و غیر از احکام و اسرار، آداب. یکی از واجبات امربهمعروف و نهی از منکر است احکام و شرایط آن را که عرض کردیم آدابی بیانشده که کلیات آن را قبلاً عرض کردم. باید به آداب آن ملتزم بود تا نتیجه مطلوب به دست بیاید.
در این نوبت به نکات باقیمانده و یا تکمیلی اشاره میکنم. یکی از آداب این واجب پرهیز از دشنام و ناسزاگوئی است. یعنی آمر زبانش بذی نباشد بدزبان نباشد. برای اجرای واجبی چون امربهمعروف و نهی از منکر که نمیشود مرتکب منکر و حرام دیگری شد و پا را از محدوده شرع بیرون کرد. بدزبانی و فحش از محرمات مسلم است. گاهی چون آمر تصور میکند حق با اوست به خودش اجازه میدهد با هر لفظی که دلش خواست سخن بگوید. قرآن کریم حتی به موسی و هارون سلامالله علیهما که برای هدایت فرعون میرفتند اجازه هر حرفی را نداده است. و دشنام دادن به مشرکان را هم نهی کرده است. با دشنام دادن نمیتوان دلی را به دست آورد و هدایت و دستگیری کرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام در قسمتی از خطبه ۲۰۶ نهجالبلاغه در جنگ صفین به عدهای از یارانش که به لشکر معاویه ناسزا میگفتند، تذکر داد که این کار را نکنید. إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین… من دوست ندارم که شما از ناسزاگویان باشید، امّا اگر کارهاى آنان را برشمرده، حالات آنها را به خاطر مىآوردید بهدرستی نزدیکتر و براى اتمامحجت شما بلیغتر و رساتر بود. اینها درس است اینها دستورالعمل است.
یکی دیگر از آداب امربهمعروف و نهى از منکر که ناظر به حقوق اجتماعى مسلمین است حریم خصوصی است. اینکه کسی یا کسانی امربهمعروف و نهی از منکر را به این وادی بکشانند، نقض غرض این واجب است. شارع مقدس قصد کرده با این واجب جلو تخلفات را بگیرد جلوی منکرات را بگیرد جلوی اشاعه بدیها را بگیرد نه اینکه با همین واجب یک تخلف دیگر صورت بگیرد. آنچه روایات به ما میآموزد این است که تا معروفی ترک نشده باشد و یا منکری آشکارنشده باشد ببینید منکر آشکارنشده باشد امکان دارد منکری دارد انجام میشود در پستو هست آنها را نمیگوید، کسى حق ندارد تجسس کند تا چیزی پیدا کند. هم حکم فقهی روشن است و هم روایات خیلی گویاست که اگر کسى در پنهان خودش مبتلابه گناهى است و یا واجبى را ترک میکند، مربوط به خودش است و پاسخی که فردای قیامت باید بدهد. این فعل شخص و برای خودش مضر است اما ضرری برای دیگران ندارد لذا مشمول امربهمعروف و نهی از منکر هم نیست و از مسلمات اسلام حرمت تجسس در احوال شخصیه افراد است و خود این جرم است و خلاف شرع. جریان معروفی است که در کتب اهل سنت هم هست و مفصل بیان کردهاند. که شبی خلیفه دوم شبی مشغول گشت زنی بود و از کنار خانهای عبور کرد. صدای مرد و زنی را شنید احتمال خلاف داد و به شک افتاد و از دیوار بالا رفت زن و مردی را دید و در کنارشان کاسه شراب و خیلی ناراحت شد و صدایش بلند شد که ای دشمن خدا گمان مىکنید که خداوند این معصیت شمارا پنهان کرده خلاصه مچ آنها را گرفت. آن مرد هم خلیفه را مورد خطاب قرار داد و گفت: اگر من یک خطا کردم تو سه خطا کردى که هر سه تا در قرآن نهی شده است. چون خداوند تعالى در قرآن مىفرماید: وَ لا تَجَسَّسُوا… تفحّص و جستجو نکنید، و تو تجسّس کردى. همچنین قرآن مىگوید: یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ… به خانهها از در وارد شوید و تو از دیوار آمدى. سوم اینکه مىگوید: لَیْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ… وقتیکه داخل شدید به خانهای سلام کنید تو سلام نکردى. عمده منظور همان تجسس بود که در قرآن کریم هم حتی این را نهی کرده که کسی نمیتواند برا امر به معرف و نهی از منکر برود بگردد و پیدا کند. تجسس کرد باروح امربهمعروف و نهی از منکر و علت تشریع آن نمیسازد. اگر خداینکرده این مسائل در جامعه رواج پیدا کند سلامت جامعه از بین میرود.
بله اگر منکر علنی شد بر همه واجب است نهی کردن و الا اگر مخفی بود جستجو کردن و برملا کردن هیچ اثری ندارد بلکه گاهی یا بیشتر اوقات اثر عکس دارد و شخص را بر خلافش مصر میکند. تازه اینها مربوط به منکرات است. بعضی وقتها عملی منکر هم نیست منکر جلوه میدهند آنکه دیگر خیلی بدتر خواهد شد. در روایت دارد: خداوند عامه مردم را به خاطر گناه گروه خاصی که در پنهان مرتکب کار زشت شدهاند و عامه باخبر نشدهاند مجازات نمیکند. یعنی اگر گناه را علنی انجام دادند و همه فهمیدند و چیزی نگفتند آن موقع خدا بلا میآورد مجازات میآورد. بنابراین نباید جوری عمل کرد که برعلیه این واجب الهی بتوانند عدهای حرف بزنند و آن را فضولی و تجسس در امور شخصی افراد و امثالذلک معرفی کنند. الآن یک عدهای میگویند امربهمعروف فضولی است و این واجب الهی و مهم را اینطور نقض میکنند و به آن نقص وارد میکنند علت آن است که درروش و در ارائه ما یه مقداری بیتوجهی میکنیم.
بههرتقدیر وظیفه آمران و ناهیان و همه مکلفین در این زمینه سنگین است. اخیراً هم به اسم مطالبه گری بهاشتباه عدهای مبتلابه همین تجسس و دخالت در امور فردی افراد میشوند که خلاف است. در مسائل دیگر باید ورود کرد مسائل بیتالمال است مسائل مربوط به کار باید بررسی کرد که درست هست و باید مواظب هم بود اما در مسائل شخصی نباید ورود کرد مگر اینکه آن مسائل شخص نقشی داشته باشد در امور کاری. مطالبه گری تعریف دارد و حدودوثغور آن مشخص است. بههرتقدیر این واجب الهی هیچ نسبتى با تجسس و فضولى در کار دیگران ندارد.
بر همه واجب است و در هیچ زمانی از هیچکس که شرایط را دارد این واجبین ساقط نشده است و بدون عذر قطعی نمیتوان امربهمعروف و نهی از منکر را ترک کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم و محترمه را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل حرص و طمع در دنیا نیستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۷۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ. طمع باعث بندگى همیشگى است. توجه دارید که لازمه طمع، تسلیم شدن در برابر آن چیزى است که انسان به آن طمع دارد؛ برای یکی مال، ثروت، شهوت، جاه، مقام است. طمع به هر چیز داشته باشد. انسان را در برابر آن چیز باعث فروتنى و کرنش در مقابل آن میشود، مثل برده، لذا حضرت کلمه رق به معنای بندگی را برای حرص استعاره آوردند.
از طرف دیگر شخص طمعکار تا وقتیکه به کسى چشم طمع دارد، دائماً تسلیم اوست یعنی برده دائمی است. پس طمع دوام تسلیم هم میآورد. عبارت کوتاه اما پرمعناست. طمع بردگی همیشگی است. برای افراد طمعکار یا بخیل در تاریخ نقلهای فراوانی هست. ضربالمثلی در کتب گفته میشود که فلانی از اشعب طماعتر است. مینویسد؛ اشعب سبدبافی را دید که سبد مىبافد، گفت: بزرگتر و گشادتر بباف. سبدباف گفت: تو به این سبد چکار داری؟ گفت: شاید کسى که آن را مىخرد، بخواهد در آن چیزى به من هدیه بدهد. خدای تعالی تقوای ما را افزون بگرداند. انشاءالله.
۴ دیماه ولادت پیامبر اولوالعزم، صاحبشریعت، صاحب کتاب و دارای امامت، حضرت عیسی مسیح است که به همه شما و همچنین هموطنان مسیحی تبریک عرض میکنم.
تقریباً ۶۰۰ سال قبل از رسول خدا به رسالت رسید و بشارت به ظهور حضرت پیغمبر را داد. که در قرآن کریم به همین نکته اشاره فرمود که: وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ. حضرت مسیح سلاماللهعلیه مثل بقیه انبیاء مبارز و ضد طاغوت و ضد استکبار بود، گرچه این ویژگی مهم او را مثل کتابش انجیل تحریف کردند. حتی به دستورات اخلاقی و مواعظ او هم عمل نمیکنند. در مواعظ او هست که دنبالهروی از شیطان نکنید. اما امروز میبینیم که بیشتر تولید و توزیع مواد مخدر و سلاحهای کشتارجمعی و تجارت فحشا را کشورهایی دنبال میکنند که خود را پیرو تعالیم مسیح میدانند. لااقل سران این کشورها اینگونه هستند.
تمام وجود حضرت مسیح سلاماللهعلیه معجزه است از نحوه ولادت و در گهواره سخن گفتن بگیرید تا زمان عروج و وفات آن حضرت. مادرش مانند صدیقه طاهره سلامالله علیها بتول بود، معصومه و مطهره و عَذراء و محدثه بود. یعنی ملائکه با او سخن میگفتند. در قرآن کریم آیاتی راداریم که نشان میدهد که ملائکه خدمت حضرت مریم میرسیدند، در آیه ۴۲ سوره مبارکه آلعمران فرمود: وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ. خیلی این آیه زیبایی است. و (به یادآورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. اصطفی یعنی برگزیدن و انتخاب کردن. هم او را برگزیده و هم معصوم قرار داده است. اصطفی اگر با کلمه «على» متعدى شود، معناى تقدم را مىدهد. یعنی این بانوی بزرگوار را خداوند بر تمام زنان عالمیان مقدم داشته است. این عبارت برای صدیقه طاهره هم هست که او بر همه زنان عالم برتری دارد. اگر حضرت زهرا برتری داشته باشد حضرت مریم نمیتواند برتری داشته باشد. لذا آمدند ترجمههای مختلفی برای این عالمین کردند درصورتیکه با توجه به آیات قرآن کریم معنای این تقدم بهتر روشن میشود لذا باید توجه داشته باشید این تقدم به خاطر طهارت و معصوم بودن و یا صفاتی که درآیات دیگر گفتهشده نیست بلکه تقدم حضرت مریم عَذراء بر تمام زنان عالم به خاطر نحوه ولادت فرزندش عیسی مسیح است که هیچ زنی در عالم مثل حضرت مریم دیگر وجود ندارد و ازاینجهت بر همهی زنان عالم مقدم است و الا آنکه بهطور مطلق بر تمام زنان عالم تقدم دارد حضرت صدیقه طاهره زهرای اطهر سلامالله علیها و صلوات الله علیها است.
از مواعظ گفتم یک مورد از قول رسول خدا اشارهکنم که فرمود: عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن عذاب میکشید. سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمیشود. عرض کرد: پروردگارا، پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب میشد و امسال که از آن میگذرم دیگر عذاب نمیکشد؟ خداوند جلجلاله به او وحی فرمود: ای روحالله، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی را سرپرستی نمود و من به خاطر اینکارهای فرزندش، او را آمرزیدم. نسبت به فرزندانمان دقت نظر داشته باشید، در تربیت فرزندان، عزیزان تلاش کنید و کوشش داشته و بیتوجه نباشید و رها نکنید.
۹ دی روز بصیرت و میثاق با ولایت است. به این واقعه باید از منظرهای مختلف نگاه کرد چون یک بعد ندارد. جریانات به وجود آورنده، جریان مردمی که مقابله کرد، خواص آگاه، خواص بیبصیرت، خواص مطرود، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، سرویسهای جاسوسی، ضدانقلاب، کشورهای استکباری، سفارتخانههای داخل کشور، جریان سکولار و سست ایمان داخلی، پیامدها و آثار فتنه؛ عوامل خنثیکننده و از همه مهمتر نقش رهبر معظم انقلاب در کور کردن فتنه. پرداختن به هرکدام وقت مفصل میخواهد.
راجع به مردم همین کلام امام گویاست که فرمودند: «من باجرئت مدعى هستم که ملت ایران در عصر حاضر بهتر از ملت عصر حجاز در عهد رسولالله و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على علیهمالسلام مىباشند». دشمنان انقلاب چون شناخت کافی از عرق دینی و ملی مردم ایران ندارند و همچنین توجه به نقش و حضور مردم در همه عرصهها ندارند هرازگاهی تحرکاتی برعلیه مردم و نظام مردمی آنان و ستون اصلی انقلابشان یعنی ولایتفقیه دارند.
فکر کردند ۳۰ سال از انقلاب گذشته و همهچیز تغییر کرده و مردم از همهچیز دست کشیدهاند و دیگر از ولایت هم حرفشنوی ندارند لذا وارد عرصه براندازى نظام با استفاده از سه تاکتیک شدند. اول اگر بتوانند جلوی گسترش و صدور دامنه انقلاب اسلامی را بگیرند. دوم نگذارند حاکمیت سیاسی که بر اساس آموزههای دینی به وجود آمده ثبات داشته باشد، تا الگوی کشورهای دیگر اعم از مسلمان و غیرمسلمان نباشد. سوم تلاش برای براندازی با استفاده از عناصر معلومالحال داخل و خارج. چهرههایی که مطرود انقلاب بودند را مقدس جلوه دادند و دشمنان قسمخورده نظام هم باکار رسانهای و تزریق پول و با حربه انتخابات بهنظام تاختند. اما ایمان به خدا و توکل بر او در مردم بصیرتی روزافزون به وجود آورد که منشأ حضور کمنظیرشان در عرصه حمایت از ولایت و هدفهاى انقلاب شد.
فتنه پیچیدهی سنگین هرروز نقش جدیدی بازی میکرد تا اینکه به ساحت قدسی اهلبیت و بهخصوص حسین علیهالسلام و عاشورا اهانت کردند و گور خود را به دست مردمی که عاشق امام حسین علیهالسلام هستند، کندند. در حقیقت امام حسین علیهالسلام به کمک مردم آمد و مقدمات حضور بهموقع و میلیونی مردم با بصیرت و باغیرت همراه با انسجام و وحدت ملی فراهم شد و حماسه بزرگ و ماندگار ۹ دی سال ۸۸ را در تاریخ ایران ثبت کردند و به جهانیان نشان دادند که هرگز حاضر به عقبنشینى از ارزشهای دینى و انقلابى خود نیستند و در برابر هر چیزی که مغایر با این ارزشها باشد، ایستادگى خواهند کرد.
حماسه ۹ دی در بحبوحه تبلیغات گسترده رسانههای بیگانه و فضاسازیهای سران فتنه به دنیا نشان داد که جامعه ایران با سلایق و علایق مختلف در اصول و محکمات خود یعنی اسلام، انقلاب، ولایتفقیه، استکبارستیزی یکصدا و مستحکم است. آقا فرمودند: این حضور تجلّى بارزى از هویت و ماهیت انقلاب یعنى روح دیانت حاکم بر دلهاى مردم بود. باید همه توجه داشته باشیم که فتنه ۸۸ بهدقت تمام و چندلایه و برای اجرا، گامبهگام برنامهریزیشده بود که حیثیت نظام و عزت مردم را از بین ببرد و نفوذ ایران را در معادلات بینالمللی کم کند. به جبهه استکبار امیدواری بدهد. و از طرف دیگر بعضی یاران کمعمق و بیبصیرت انقلاب را در مقابل نظام قرار بدهد. لذا همانطور که حضرت آقا فرمودند: فتنه ۸۸ یک رزمایش عظیم براى نظام جمهورى اسلامى بود. (در رزمایش تمرین میکنند که اگر روزی اتفاقی افتاد آمادگی لازم را داشته باشند.) اما خیلی زود این رزمایش به عملیات واقعی تبدیل شد. میدان نبردی که مهمترین و سختترین تصمیمها در کمترین زمان گرفته میشد و همه صحنه تحت مدیریت حضرت آقا و توصیههای ایشان هدایت میشد و الا نتیجه جور دیگر بود.
یکی از مهمترین درسها از فتنه ۸۸، این است که تشتت و تفرقه و پراکنده شدن از آرمانهای امام و شهیدان و منویات ولایت و رهبرى، آسیبهای جدى بهنظام و مردم مىزند. ۹ دی مثل فرقان عمل کرد و خط امام را از غیر امام جدا کرد. سران فتنه نه توانستند خط امامی باشند و نه در بین مردم جا داشتند و اینیکی از دستاوردهای کمتر دیدهشده ۹ دى است.
شاخصهای خط امام مشخص است. مثل تأکید امام بر قانون یا امام هر اقدامى که موجب خوشحالى دشمنان مىشد را سرزنش مىکرد. یا ورود لیبرالها به قدرت را بهشدت مانع مىشد. مثلاً امام مىفرمود: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد. بعد دیدیم ۸ ماه تمام لیبرالها در تأیید مواضع فتنه گران بیانیه دادند یعنی میخواستند آنها را سرکار نگهدارند و بیاورند. یا مثلاً امام خاندان پهلوى را براى همیشه به زبالهدان تاریخ فرستاد. بعد دیدیم فرزند پهلوى با صراحت اعلام کرد که با سرنگون کنندگان پدرم به یک تقاطع مشترک رسیدیم.
خط امام را باید خوب یاد گرفت امام بهترین شاخص برای رسوا کردن خط فتنه است. کسی میخواهد راجع به فتنه تحقیق بکند خط امام را جلوی خود بگذارد و عملکرد آنها را خوب ببیند. خط امام را خوب بشناسید و جلوی تحریف و انحراف آن را هم بگیرید که دستهایی در مسیر تحریف آن در حال حرکت است این جهاد تبیینی که حضرت آقا تأکید میکنند اینجا کمکحال خواهد بود.
در این روزهایی که کشور را تهدید به حمله نظامی و انهدام مراکز هستهای و امثالذلک میکنند، رزمایش بزرگ و تهاجمی نهفقط تمرینی و دفاعیِ، پیامبر اعظم انجام شد که با توجه به زمان برگزاری، از اهمیت ویژهای برخوردار است که باید به همه رزمندگان و دلیرمردان عرصه دفاع از کیان نظام اسلامی و حافظ امنیت کشور تقدیر و تشکر کرد و خدا قوت گفت.
از ویژگیهای این رزمایش این است که از نیروهای بسیج برای آمادگی بیشتر این نیرو استفاده شد. یعنی اینطور نبود که در این رزمایش فقط از کادرهای رسمی نیروهای مسلح استفاده شود. و این یعنی گستردگی و بزرگی این عملیات تهاجمی. خوب پیام این رزمایش چیست؟ این را باید توجه داشته باشیم که هر رزمایشی که انجام میشود یک پیامی دارد، رزمایش در شمال غرب کشور یک پیام دارد در شمال شرق یا جنوب کشور یک پیام دارد رزمایش آبی یک پیام دارد رزمایش پهپادی یک پیام دارد. این رزمایش با این گستردگی که دارد چه پیامی دارد؟
میخواهد بگوید وقتی استکبار و دشمنان، ایران انقلابی را تهدید میکنند، بدانند چون نظام اسلامی، متعلق به مردم است، این مردم از نیروهای مسلحش میخواهد که نسبت به کوچکترین اقدام دشمن سختترین و سهمگینترین واکنش را نشان دهند بهطوریکه در این نوبت اگر بهانهای به دست دادند، واکنش محدود نباشد بلکه طوری عملیات کنید که کار دشمن یکسره شود. البته این را هم دشمنان ما باید بدانند که در این نوبت اگر خطا بکنند فقط با ایران مواجه نیستند بلکه محور مقاومت که دنبال بهانه است یکپارچه در مقابل آنها خواهند بود و تمام منافع استکبار را در منطقه بلکه جهان مورد هدف قرار خواهند داد.
نکته استانی: باید تشکر کنم از مجموعه برادرانمان در هلالاحمر که امداد و نجات خوبی را در هفته گذشته انجام دادند و همچنین از مردم خوب و باوفای منطقه دیزین و ولایت رود و اطراف آن و دیگر عزیزان که بهموقع کمکرسانی و عمل کردند و نگذاشتند که فاجعهای به وجود بیاید که جای تشکر دارد.
راجع به بقیه مسائل استان هم توصیه میکنم همه خطبه ۲۷ نهجالبلاغه را بخوانید.
یاد برادر دو شهید و مجروح شیمیایی و جسمی شهید حسن ایرلو سفیر ایران در یمن که از دلیران دوران دفاع مقدس بود را گرامی میداریم. شهیدی که چند شب قبل از شهادتش قاسم سلیمانی به او خبر شهادتش را داده بود. خدای تعالی با اولیاء خودش ویاران شهیدش محشور بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/9/26 | 1400/9/26وحدت حوزه و دانشگاه میتواند به تحقق تمدن اسلامى کمک کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه152
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله فاِنَّهاالزِّمامُ و القِوامُ فَتَمَسَّکوا بوَثائِقها و اعتَصِموا بحَقائِقها. ای بندگان خدا، شما و خودم را به تقوای خدا سفارش میکنم، چونکه تقوا مهاراست و تکیهگاه. پس بندهای محکم آن را بچسبید و به حقائق آن چنگ بزنید.
اگر خطیب نماز جمعه در دو خطبههای نماز علاوه بر حمد الهی، امر و توصیه به تقوا هم به خودش و هم به دیگران نکند، خطبهاش را انجام نداده است. توجه دارید سخن گفتن از تقوا و توصیه کردن به آن آسان است، اما فهمیدن و عمل کردن به آن سخت است.
گاهی اتفاق میافتد که انسان در مسائل پیشآمده درمیماند، یعنی متوجه نمیشود وظیفهاش چیست، راه صحیح کدام است، و الآن چه باید بکند و امثال اینها. قرآن میفرماید: اگر مردم ایمان و تقوا داشته باشند ما برای آنها برکاتمان را از آسمان و زمین نازل میکنیم. یعنی اگر تقوا باشد مسیر و راه درست را برای انسان باز میشود. به تعبیر عامیانه این میشود؛ شما کار خودت را درست انجام بده خدا هم میداند که چگونه کار را پیش ببرد.
تقوا آثار فراوان دنیایی و آخرتی دارد. انسان باتقوا مواظب زبان و چشم و گوش و اعضاء و جوارح خود هست. دستورات دینی را در حد توان و مقدورات انجام میدهد و برای واجب و حرام الهی حریم قائل است، درنتیجه ثمرهاش را میبیند. چون همه عالم مأمور خدا و گوشبهفرمان خدا هستند در محدوده دستورات الهی عمل میکنند درنتیجه بخشی از همین مسائل در دنیا متوجه انسان میشود و انسان باتقوا در دنیا درک میکند آن آثار تقوای خودش را.
استاد بزرگوار ما مرحوم علامه مصباح رضوانالله علیه نقل میفرمودند: کسانی برای من نقل کردند که درزمانی ملخ آمد و مزارعی را از بین برد. در بین همه این مزارع، بهاندازه یک چهارگوش آفت ندیده بود تمام مزرعه نابودشده بود الا بخش کوچکی از یک فضای بسیار بزرگ سالم مانده بود و دستنخورده. تحقیق کرده بودند که علتش چیست، فهمیده بودند که این زمین برای کسی بود که زکاتش را همیشه میداد یعنی حقوق شرعی خود را رعایت میکرد.
خود من در همین زلزله رودبار که چند سال قبل پیش آمد و شاید بعضیها یادشان باشد بلافاصله با تعدادی از طلاب شبانه برای کمک رفتیم آن منطقه، منطقه کلیشم، و در آنجا صحنههای عجیبی را دیدیم. مثلاً یک شخصی نه خانهاش آسیبدیده بود و نه زمین کشاورزیاش آسیبدیده بود هیچ مصیبتی به او نرسیده بود بااینکه آن منطقهای که دیده بودیم با خاک یکسان شده بود. بنده مقید شدم از کار و روش زندگیاش سؤال کردم؛ دیدم مواظبت بر امور شرعیاش داشته و کارهایی که برای دیگران معمولاً در آن منطقه عادی بوده و انجام میدادند او انجام نمیداد و هر کاری هم میگردند زیر بار آن مسائل نمیرفت وزندگیاش کاملاً سالم بود. اینها آثار دنیایی است که تقوا دارد.
قسمت زیادی «اگر نگویم همهاش» از مشکلاتی که داریم مربوط به بیتقوایی است. مثلاً همین زبان و کنترل آن چقدر مهم است و اگر در اختیار یک شخص بیتقوا قرار بگیرد چه جنایاتی میکند و چه آبروهایی را میبرد و چه حقهایی را ناحق میکند.
مثلاً کسی که عادت کرده به بدگویی و بدون ترس از خدا، بیمهابا حرف میزند و مسخره میکند. در فضای مجازی و حقیقی، گاهی همین حرفها زندگیها را نابود میکند، باید بدانند و بدانیم هر حرفی که میزند از بین نمیرود. حفظ میشود بعد هم باید پاسخگو بود و روزی باید جوابش را داد.
خدای تعالی فرمود: ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ. هیچ حرفی از بین نمیرود شما لفظی به زبان نمیآورید مگر اینکه اینها حفظ میشود. بنابراین انسان متقی وقتی میخواهد حرفی بزند، اول باید تأمل کند، ببیند میتواند پاسخگوی کلامش در آینده باشد یا نه؟ سکوت کند یا حرف بزند؟ باید ببیند وظیفهاش چیست آنجایی که باید سخن بگوید، آیا خداوند رضایت دارد یا نه؟ اما متأسفانه در اینگونه مواقع که افراد باید ببینند خدا چه میگوید و چه میخواهد بعضی همه توجهشان به این است که رفیق و همگروه و هم جناحش از چه خوشش میآید. و همین یعنی حرکت در مسیر سقوط و این بیتقوایی است ولو شخص از تقوا هم سخن بگوید اما عملکرد او بیتقوایی است.
چقدر زیبا حضرت امام (ره) فرمود که عالم محضر خداست در محضر او گناه نکنید. بدانیم که در خلوت و جلوت خدا حاضر است. خداوند خطورات ذهنی ما را هم ثبت میکند و آگاه است. آنچه در ذهن خود راجع به دیگران داریم و فکر میکنیم همه اینها نزد خدای تعالی محفوظ است و در حساب شخصی ما به نام ما ثبت میشود. اینکه چه برگهای را امضاء کردیم و چه را امضاء نکردیم راجع به چه کسی گزارش درست دادیم یا ندادیم. امروز میتوانستیم کار کسی را انجام بدهیم گفتیم برو فردا یا یک هفته دیگر بیا و در این مدت او ضررهای فراوانی کرد این ضررها همهاش حسابوکتاب دارد. با حرف ما و تائید ما با انتخاب ما با تکذیب ما برای افراد اتفاقات مختلف میافتاد و ما توجه نکردیم که چگونه عمل میکنیم همه اینها پاسخ دارد جواب دارد.
یک ریال از اموال خودمان هم حسابوکتاب دارد، چه برسد به بیتالمال که در اختیار عده است و چه ظلمهایی میکنند. اگر انسان بفهمد که همه اینها را بهزودی خواهد دید و از او حساب خواهند کشید و برای هرکدام باید پاسخ محکمهپسند داشته باشد «آنهم محکمه الهی» آنهم محکمهای که نقاد و ناقد او بصیر است بینا است. کوچکترین خطا و لغزش و مغشوش بودن آن را میفهمد و میبیند و بهحساب میآورد.
قدری به خودش میآید انسان. باور کنیم در محضر خدا هستیم و خدا عالم به سر و خفیات ما است. این باور زندگی را عوض میکند و همه امور را اصلاح میکند. کسی که اینگونه است از کس دیگر ترس ندارد و راحت و باوجدان آرام زندگی میکند و چون میداند به دیگری باید حساب پس بدهد، نظر دیگران برای او اهمیتی ندارد.
مطلبی را جلسه گذشته از امربهمعروف مانده بود که این را هم عرض میکنم که یکی از منکرات و اعمال ناپسند که نهی شده است، نقل و نشر اعمال خلاف است. یعنی اگر کسی نعوذبالله مرتکب گناهی شد باید آن را بازگو نکند تکرارش نکند و مخفی نگه دارد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام بعد از اعتراف کردن کسی به گناهی که حد داشت با ناراحتی شدید فرمودند: چه قدر زشت است که یکى از شما مرتکب اینگونه فحشاها میشود و سپس در برابر همگان خود را رسوا میکند، چرا در خانهاش توبه نکرد؟ به خدا سوگند، توبهاش بین خود و خدا برتر از اجراى حد بر او، بهوسیله من است.
افشا گناه خودش گناه است. بنابراین، نه مرتکب گناه حق ابراز دارد، و نه دیگران حقدارند که گناه پنهان کسى را آشکار و منتشر کنند. و اینیک دستور اسلامی است که گناه دیگران را باید پوشاند، برملا نکرد و آبرو افراد را حفظ کرد و آبرو نبرد. البته این غیر از جرمهای عمومی و تعرض به بیت-المال و خلاف جمعی است. پس یکى از معروفها ستر عیوب و پردهپوشی تا حد ممکن است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همهی شما خواهران و برادران ایمانی را و نمازگزاران محترم جمعه را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
متقین دارای منطق قوی و فکر سالم بوده و اهل لجاجت نیستند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۷۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اللَّجَاجَهُ تَسُلُّ الرَّأْیَ». سلّ، به معنای گرفتن و از بین بردن است. حضرت فرمودند: لجاجت و ستیزگرى تدبیر انسان را از بین مىبرد. توضیح مطلب این است که گاهی انسان بافکر و اندیشه به مطلب درستی رسیده است اما دیگران قبول نکردهاند، و شخص با پافشاری برای اینکه دیگران مطلب او را قبول کنند اصل آن را از بین برده است. بعضی وقتها افراد پافشاری دارند برای اینکه حرف درست را قبول نکنند. لذا مولی فرمودند: لجاجت تدبیر خراب کن است. علت مخالفت و ستیزه کردن افراد هم معمولاً دو چیز است، جهل و نادانی و دیگری هوای نفس و تکبر. و باید از هردوی اینها به خدا تعالی پناه برد. خداوند متعال توفیق تقوا در همه عرصههای فردی و اجتماعی نصیب ما بگرداند.
روایت این هفته مناسب بحثی که در ابتدا میخواهم بکنم دارد و اینکه ریشه لجاجت جهل و هوای نفس است. لذا توجه بفرمائید چه عرض میکنم. وقتی به اصول دین در تمامی مذاهب اسلامی نگاه میکنیم میبینیم مشترکات فراوانی داریم که موجب انسجام اسلامی و زمینهساز وحدت جهان اسلام است و اتفاقاً همین وحدت را دشمنان استکباری ما نمیخواهند و با انواع ترفندها به دنبال از بین بردن آن هستند. یکبار این مشترکات را مرور میکنم: خدای واحد، هیچ مسلمانی نداریم که شعار توحیدی لا اله الا الله را شعار خود نداند و اعتقاد نداشته باشد. پیامبر واحد، همه مسلمین جهان رسول خدا را آخرین فرستاده و سیره او را الگوی رفتاری خود میدانند. کتاب واحد، تمام مسلمین، قرآن موجود را قرآن نازلشده بر پیامبر میدانند. قبله واحد، هیچ مسلمانی نداریم که نمازش به سمت قبلهای غیر از کعبه باشد. و هیچ مسلمانی نداریم که در نمازش سوره حمد را که در آن وحدت موج میزند را نخواند. حج واحد، هرسال میلیونها مسلمان بارنگها و گرایشهای مختلف اما بالباس واحد و اعمال واحد، قدرت اسلام را در ایام حج به رخ جهانیان میکشند. موعود واحد، تمام یا بیشتر فرق اسلامی بر این باور هستند که روزی فردی از اهلبیت رسول خدا، عدالت را در همه زمین برقرار خواهد کرد. احادیث مشترک، در مجموعه کتب روایی مربوط به فرقههای مختلف اسلامی احادیث مشترک فراوانی در زمینههای مختلف وجود دارد که بعضی آنها موردقبول و استناد کامل شیعه است، مثل؛ حدیث ثقلین، حدیث کساء، حدیث اثناعشر که به مواردی اشاره خواهم کرد.
دشمن مشترک، امروز بیشتر مسلمانان جهان، آمریکا و اسرائیل را دشمن مشترک خود میدانند (ولو بعضی دولتهایشان ندانند) دشمنانی که تلاش دارند اسلام را ضعیف یا نابود سازند. و اتفاقاً همین دشمن مشترک زمینهساز وحدت است. اگر در سراسر دنیا در روز جمعه تمام نمازگزاران برعلیه دشمن مشترکشان بگویند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل چیزی از استکبار باقی نخواهد ماند.
زبان مشترک دینی تمام جهان اسلام عربی است. و یکی از مشترکات مهم محبت به اهلبیت علیهمالسلام است که اتفاقاً میتواند یکی از محوریترین عاملِ وحدت جهان اسلام باشد. به کتب روایی اهل سنت مراجعه شود.
به نظرم اگر بعضی کارها امروز برای ایجاد اتحاد اسلامی دنبال شود تحولی بزرگ به وجود میآید مثل پول مشترک جهان اسلام. یا مرکز رسانهای و فنآوری اطلاعات مشترک جهان اسلام و امثال اینها که از حوصله خطبه خارج است. اما آنچه حضرت آقا اخیراً در روز ولادت رسول خدا فرمودند را نباید فراموش کرد که همه مسلمین، نخبگان و اندیشمندان جهان اسلام را دعوت کردند برای تبیین صحیح اسلام و جامعیت آن. وحدت جهان اسلام را امر راهبردی دانستند نه تاکتیکی. مسئله فلسطین راهم شاخص وحدت وهم عامل وحدت دانستند و فرمودند تمدن نوین اسلامی با وحدت مسلمین شدنی است. و در تأسی به سیره رسول خدا صبر و عدل و اخلاق را مهمتر از همه دانستند. عرض میکنم امروز جهان اسلام به این آیه شریفه با تمام قوا باید عمل کند که: واعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا… و آیه… و لا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم. و مسلمین نباید اجازه دهند توسط سنی آمریکائی و شیعه انگلیسی که توسط سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل مأموریت بر هم زدن اتحاد را دارند، از بین برود. آقا دربیانی فرمودند: امروز مهمترین دستاویز دشمن برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف است؛ مسلمان را در مقابل مسلمان قرار دادن، مسلمان را به دست مسلمان از بین بردن، اینها را به هم مشغول کردن؛ چه چیزی بهتر از این برای دشمنان استقلال اسلامی که مسلمانان را به هم مشغول کنند؟
کاملاً روشن است که آمریکا بعد از شکست نقشهها و خروج مفتضحانه از افغانستان و ناکامیهای دیگرش در منطقه و عقبنشینیهای پیدرپی، دنبال ترفندهای دیگری است تا بتواند بدون حضور فیزیکی نقشآفرین باشد و وحدت مسلمین را به هم بزند ولو با ایجاد منازعات قومی و فرقهای و دعوای شیعه و سنی درست کردن. خیال میکرد میتواند با انفجار و خونریزی در مساجد شیعی افغانستان این فرصت را برای خودش فراهم کند که شیعیان هوشیاری کردند و ناکامش گذاشتند. امروز بیچارهتر از آمریکا در دنیا نداریم میبینید که باید تا قبل از سال جدید میلادی تمام نیروهایش را از عراق بیرون ببرد و این بخشی از همان انتقام سختی بود که در حال تحقق است. و به فضل پروردگار افول کامل آمریکا و محو کامل اسرائیل از صفحه زمین نزدیک است.
همه مسلمین باید توجه داشته باشند که اگر هم دیگر را متهم کنند، تکفیر کنند و از حوزه دین خارج بدانند برخلاف سنت و سیره رسول خدا و دستور قرآن قدم برداشتهاند. گاهی افراد از روی نادانی و جهالت و یا از روی عمد و وابسته بودن به اجانب طوری سخن میگویند که احساسات تحریکشده و دشمنی به وجود آید. البته دستگاههای مربوطه باید طبق قانون متخلف را هر کس هست چه شیعه و چه سنی، طبق قوانین مجازات اسلامی مثل ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی دنبال و مجازات کنند. همه باید باسنت پیامبر و سیره اهلبیت بیشتر آشنا شویم. اهل مطالعه باشید. فریقین کتب یکدیگر را ببینند. کتب اهل سنت و علماء آنان را ببینید که قضاوتشان راجع به اهلبیت چگونه است، آفتاب وجودی اهلبیت طوری است که کسی نمیتوانست ونمی تواند انکار کند. جهت اطلاع شما به کلمات بزرگان از اهل سنت راجع به اهلبیت رسول خدا در این ایام حزن و مظلومیت دردانهاش فاطمه اطهر سلامالله علیها اشاره میکنم. روایات فراوان و چند دسته است بعضی درباره خود امیرالمؤمنین علیهالسلام است، بعضی درباره صدیقه طاهره، بعضی درباره اصحاب کسا، بعضی درباره آیات مربوط به اهلبیت مثل مباهله و تطهیر، بعضی درباره اهلبیت، بعضی درباره دوازده امام است که پرداختن به همه آنها زمان زیادی میطلبد.
اما برای دفع شبهه به بعضی اشاره میکنم. مثلاً راجع به علی علیهالسلام، خطیب بغدادی که از مورخان بزرگ اهل سنت است میگوید؛ رسول خدا فرمود: سرلوحه و تیتر نامه کردار مؤمنین، دوستى على بن ابىطالب است. هر کس دوست مىدارد زندگیاش همانند من باشد و مردنش همانند من و جایگاهش در بهشتى باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته است، باید على و دوستان على را دوست داشته باشد، و به پیشوایان پس از من از فرزندان على اقتدا نمایند؛ زیرا آنان عترت و ذریه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمدهاند، و از طرف خدا رزق و علم دادهشدهاند، واى بر تکذیب کنندگان فضل آنها از امت من، آنانى که صِله من با آنها را قطع مىکنند، و خداوند شفاعتم را به آنها نخواهد رساند». ترمذی و دیگران هم شبیه این فراوان دارند.
درباره فضیلت صدیقه طاهره سلامالله علیها در صحیح مسلم جلد دوم به روایت معروف رسول خدا اشاره میکند که فاطمه پاره تن من است هرکس او را اذیت کند من را اذیت کرده. راجع به آیه تطهیر و اصحاب کساء و کتاب الله و عترتی و مباهله و … فراوان است اما بیشتر میخواهم به این بخش بپردازم که بعد از رسول خدا دوازده نفر پاک و مطهر امام هستند.
در صحیح بخاری که از کتب مهم اهل سنت و مستند و دقیق است و رسم دارند که در طول سال این کتاب را دوره میکنند دارد، جابر از پیامبر اکرم روایت میکند: یکون بعدی إثناعشر امیرا. بعد از من دوازده نفر امیراند. در صحیح مسلم آمده است: از رسول خدا که فرمود دائماً دین استوار است تا قیامت به بهواسطه دوازده خلیفه کلهم من قریش. در ینابیع الموده از قندوزی حنفی، از ابن مسعود از پیامبر نقل میکند که بعد از ایشان دوازده خلیفه به تعداد نقبای بنیاسرائیل میباشند. بعد همین قندوزی میگوید: محققانی که حدیث اثناعشر را نقل نمودهاند، میدانند که مراد و مقصود رسول خدا از این حدیث دوازده شخص از اهلبیت و عترتشان است. چراکه حمل این حدیث بر خلیفههای پس از ایشان به دلیل کمی تعداد آنها و یا حمل آن بر امویها به دلیل بیشتر بودنشان و ظلم آشکار آنان جز عمر بن عبدالعزیز، صحیح نمیباشد؛ و از همه مهمتر اینکه اینان از بنیهاشم نیستند؛ چراکه پیامبر اکرم در سخنی فرمودهاند: کلهم من بنیهاشم.
در فرائد شافعی آورده است: ابنعباس گفت: شنیدم رسول خداوند میگوید: انا و علی و الحسن و الحسین و تسعه من ولد الحسین مطهرون معصومون. هم مطهر و هم معصوماند. در روزهای اخیر بعضیها به طهارت و عصمت ایراد گرفتند درصورتیکه اینها بیان خود پیغمبر اکرم در کتب اهلبیت است. علاوه بر این احادیث صریح، نمونههای جالبتر و دقیقتری نیز در کتابهای اهل سنت در زمینه تصریح به نام و نشانههای امامان اهلبیت علیهمالسلام واردشده است که خیلی عجیب است. در ینابیعالموده از جابر انصاری نقلشده که میگوید: جندلبنجناده بر پیامبر وارد شد و از او مسائلی را پرسش نمود. سپس جندل گفت: ای رسول خدا درباره اوصیای بعد از خودت به من آگاهی دهید تا به آنان تمسک جویم. پیامبر فرمود: اوصیای من دوازده نفر میباشند. جندل گفت: بله، در تورات آنها را همین تعداد یافتیم. پس جندل گفت: آنها را نام ببرید. پیامبر فرمود: اولین آنان سید اوصیاء، پدر امامان علی است. سپس فرزندانش «حسن» و «حسین» هستند. پس به آنان چنگ بزن و جهالت و نادانی جاهلان تو را گمراه مسازد. پس هرگاه علیبن حسین، زینالعابدین، به دنیا بیاید، تو بهروز آخر عمرت رسیدهای و آخرین جرعههای زندگی را نوشیدهای. جندل گفت: این را نیز در تورات یافتم. ایلیا، شبر و شبیر، نامهای علی، حسن و حسین است. پس بعد از حسین کیست؟ فرمودند: اگر مدت حسین گذشت، امام بعد از وی، علی و لقب ایشان زینالعابدین است. بعد از وی پسرش محمد با لقب باقر، بعد از وی پسرش جعفر که صادق نامیده میشود، بعد از وی موسی که کاظم نامیده میشود، بعد از وی پسرش علی که رضا نامیده میشود، بعد از وی پسرش محمد که تقی و زکی نامیده میشود و بعد از وی علی که هادی نامیده میشود و بعد از وی حسن که عسکری نامیده میشود و بعد از وی پسرش محمد که مهدی است و حجت نامیده میشود پس او غیبت میکند، سپس قیام میکند و زمین را پر از عدل و داد مینماید، همانگونه که پر ظلم و جور بود. پس خوشا به حال صابران در غیبتش». با این روایات جایی برای گفتن حرفهای سخیف و سست و بیمدرک باقی میماند؟
باید از علماء اهل سنت که این روزها به دفاع وارد صحنه شدند تشکر و قدردانی کنم. نباید بگذاریم وحدتمان به هم بخورد. حتی خلفا هم راجع به امیرالمؤمنین و اهلبیت کلماتی دارند که در کتب اهل سنت هست و خیلی عجیب است. مثلاً ابوبکر میگوید: روزی پیامبر خدا را دیدم که خیمهای را به پا داشت و درحالیکه برکمانی تکیه داده بود و علی و فاطمه و حسن و حسین در آن خیمه بودند. آن حضرت فرمود: ای گروه مسلمانان، من باکسی که با اهل این چادر دوست است، دوست هستم و با دشمن آنان دشمن، دوست نمیدارد آنها را مگر سعادتمند و حلالزاده و دشمن نمیدارد مگر بدبخت و حرامزاده. ترمذی از عمر روایت دارد که میگوید: شنیدم رسول خدا به علی میگوید: هر که تو را دوست داشت در روز قیامت بر منزلت پیامبران است و هر که بر بغض و کینه تو بمیرد و اهمیت ندهد یهودی، یا نصرانی مرده است.
ابنحجر هیثمی از عمر نقل میکند که میگوید: اشراف را دوست بدارید و به آنها مودت کنید و از آدمهای پست نسبت به ناموستان بترسید و بدانید که شرف و عزت کامل نمیگردد مگر با ولایت علی. خطیب خوارزمی از عثمان نقل میکند که عثمان میگوید: شنیدم از عمر بن خطاب که گفت: شنیدم از ابوبکر گفت: شنیدم پیامبر میگوید: همانا خداوند از نور سیمای علیبن ابیطالب فرشتههایی را آفرید که تسبیح و تقدیس میکنند و ثواب آن را برای دوستداران علی و دوستداران فرزندان علی مینویسند. فخر رازی که از علمای معروف اهل سنت است در تفسیر سوره کوثر ۱۸ معنا برای کوثر ذکر میکند و میگوید کل اینها در وجود حضرت زهرا جمع شده است. از شیعه اگر کسی در این زمان و در این مقطع که عرض کردیم بحث راهبردی است نکته ایی را بگوید و از اهل سنت نکته ایی را بگوید مثل دو لبه قیچی ایی میمانند که دارند اسلام را از بین میبرند.
بیست و هفتم آذرماه سال گشت شهادت روحانی خدوم، مبارز، انقلابی و مجاهد آیتالله دکتر مفتح است که این روز به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است. بحث وحدت حوزه و دانشگاه، که ابعاد علمی را به معرفت و دین پیوند میدهد، یکى از اصیلترین گفتمانهای انقلاب اسلامى است. ظرفیت بینظیری که اگر بهدرستی مورداستفاده قرار گیرد، به خاطر رویکرد توحیدی نظام اسلامی، انقلاب و جامعه را زودتر و قدرتمندانهتر به استقلال سیاسی و استقلال فرهنگی و دیگر آرمانها میرساند و قطعاً وحدت حوزه و دانشگاه، راهبردى براى مقابله بانفوذ و استحاله دشمن خواهد بود که سالها تلاش کرده بانفوذ در این دو نهاد علمى و ترویج اندیشههاى غربى، انحراف در مسیر درست ایجاد کند و اگر بتواند آن را تحت سلطه خود قرار دهد.
تعبیر حضرت امام در این زمینه گویاست: «دانشگاه و حوزههای علمیه و روحانیون میتوانند دو مرکز باشند برای تمام ترقیات و تمام پیشرفتهای کشور و میتوانند دو مرکز باشند برای تمام انحرافات و تمام انحطاطات». وحدت حوزه و دانشگاه میتواند به تقویت جنبش نرمافزاری و تولید علم بومى، تحقق تمدن اسلامى و ارائه الگوى سبک زندگى اسلامى ایرانى، انسجام ملی و امثال اینها کمک کند. خدای تعالی به هر دو قشر توان بیشتر برای خدمت به اسلام و انقلاب عنایت فرماید.
نکتهای هم راجع به مسیری که مذاکرات طی میکند عرض کنم و آن اینکه آمریکا به کمک صهیونیستها در اتاقهای فکرشان به این نتیجه رسیدهاند که با بهانهتراشیهای موهوم مثل متهمسازی که روش مورداستفاده غربیها در این موارد است، حق مسلم و پیشنهاد عادلانه ایران را نپذیرند تا بتواند در آینده افکار مردم دنیا را برعلیه ایران متحد کنند یا مکانیزم ماشه در برجام را فعال کنند. که به فضل الهی ایران، باقدرت در مذاکرات حاضرشده و نتیجه هم به نفع ایران و کیدشان مؤثر نخواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1400/9/19 | 1400/9/19مهندسی فرهنگی باید توسط مدیر انقلابی اجرایی شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه153
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یا ایهاالذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. یک تذکر اخلاقی عرض کنم و آن اینکه: اولاً در جلسه درس و سخنرانی و خطابه که می نشینید خوب به سخنان استاد و خطیب گوش کنید تا یاد بگیرید. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: اسمع تعلم، گوش بده تا یاد بگیری و در بیان دیگری فرمودند: «مَن اَحسنَ الاستماعَ تَعَجَّلَ الانتفاعَ» هر که خوب گوش کند زود بهره مند شود. بنده برای طرح مطلبی در خطبه ها چند ساعت وقت می گذارم و مطالعه و دقت می کنم و انتظار دارم دوستان هم خوب گوش کنند و هم مقداری دقت خود را بالا ببرند.
با این جلسه می شود ۱۸ هفته یعنی از ۲۲/۵/۱۴۰۰ تا امروز که ۱۹/۹/۱۴۰۰ است، بحث ما راجع به امر به معروف و نهی از منکر بود و مطالب فراوانی درباره این واجب مهم بیان شد اولاً.
ثانیاً در مباحثی که سلسله بحث می شود، حتماً بنای بنده را در این چند سال توجه کرده اید تلاش دارم که هر بخش، در همان خطبه تمام شود و حرف نیمه تمام، برای جلسه بعد نماند. اگرچه ادامه مطلب در هفته بعد بیان می شود و سعی شده هر هفته برای کسی که در همان هفته حاضر بوده و در هفته های قبل و بعد نبوده هم قابل استفاده باشد. البته استفاده تمام و کامل را از بحث کسی می برد که تمام جلسات آن موضوع را حاضر بوده است. بله گاهی ناگزیر باید گذرا عبور کرد و حواله به مباحث گذشته داد که در این صورت بهتر است افرادی که دنبال می کنند نگاهی به گذشته داشته باشند.
ثالثاً در بحث امر به معروف و نهی از منکر از جلسه اول اعلام کردم، این بحث از مباحث مهم و کلیدی است و به آیات و روایات متعدد و حتی قوانین مربوطه هم اشاره کردم و با استدلال و استفاده از کلمات مراجع و بزرگان مسیر بحث را طی و مطالبی را که در نظر داشتم بیان کردم و در این بین به بعض آسیب ها و کم کاری ها و ترک فعل ها و همچنین به نکات ایجابی هم اشاره کردم. بعد جالب است که در این بین بعضی به دفتر زنگ می زنند یا پیام می دهند که اگر می شود به آیات و روایات بحث هم اشاره کنید!! ببینید چقدر حرف سنگین می شود؟! ۱۸ جلسه است داریم به آیات و روایات اشاره میکنیم! بعد زنگ میزنند که بحثتان خیلی خوب است اگر می شود آیات و روایات آن را هم بگویید.
یا در این چند روز دائم سوال کردند که آقا هیچ مرجعی عامل بودن آمر را شرط ندانسته چرا شما گفتید آمر اگر عامل نباشد ملعون است؟ و از این حرف ها که نشان دهنده این است که یا اصلاً در جلسه حاضر نبوده اند و یا اگر بودهاند دقت نکرده و خوب گوش نداده اند. و یا دیده مطالب با آنچه خودش جای دیگر شنیده، مطابقت ندارد و امثال این ها.
اولاً من کی گفتم مراجع آمر بودن عامل را شرط می دانند؟! ثانیاً در طرح بحث عرض کردم قرآن کریم می فرماید عده ای مردم را به خیر امر می کنند و خود را فراموش می کنند و لعن هم بیان امیرالمومنین علیه السلام بود در نهج البلاغه که در سند آن ایرادی نیست نه کلام بنده. یک وقت ما کتابی با موضوع برجام چاپ کردیم به اسم برجام خسارت محض؛ وزارت ارشاد دولت قبل اجازه چاپ نداد به علت اینکه خسارت محض در عنوان کتاب تشویش اذهان می کند. گفتم این بیان رهبری است، یعنی ایشان تشویش اذهان عمومی کرده؟! بعضا چنین قصه هایی پیش می آید.
خوب است دوستان الا عده ای که توجه تام دارند بقیه خود را بالا بکشند، اهل مطالعه و دقت باشند، به مطالب ساده و پیش پا افتاده فقط اکتفا نکنند، سطح معلومات خودتان در معارف الهی را بالا ببرید، عمر کوتاه است و مطلب زیاد و فرصت عمل را نباید از دست داد. نباید خودتان را عادت بدهید که مطالب تکراری و غیرکاربردی بشنوید. حتی از گویندگان مطالبه کنید که مطالعه کنند و مطالب دقیق را برای شما بگویند.
اما به هر تقدیر برای اینکه شبهه برطرف شود، لازم دانستم که مطلب را دوباره اما خلاصه عرض می کنم. متاسفانه هنوز هم این فریضه مهجور است با این فهم های حداقلی که از آن هست. وقتی برترین فریضه است. وقتی دیگر فرائض در کنار او مثل آب دهان در دریاست. وقتی قوام بقیه واجبات به اوست، باید او را خوب فهمید و خوب عمل کرد. از صدر اول تا امروز مهجور است. اگر مهجور نبود امیرالمومنین خانه نشین نمی شد و بعد به او اتهام خلیفه کشی نمی زدند و بعد هم همسر و پسرانش را به شهادت نمیرساندند.
از مهجوریت این واجب همین بس که وقتی می گوییم با توضیحی که دادم و خواهم داد آمر باید عامل باشد. یک عده ای که دغدغه این را دارند که این واجب انجام شود و در جامعه کم رنگ نباشد و ترک نشود و همه مقید باشند، اعتراض می کنند که چرا عامل بودن را شرط می دانید با این شرط دیگر کسی اقدام به این واجب نمی کند و از طرف دیگر عده ا ی راحت طلب و از انجام واجبات و تکالیف الهی دررو می گویند؛ خب ما چون خودمان عامل نیستیم پس بی خیال و رها می کنند و از سر خود تکلیف را باز می کنند. گروه اول اعتراض می کنند که آقا اینطور که گفتی نیست و گروه دوم تشکر می کنند که آقا تکلیف را از ما برداشتی. در حالی که هر دو گروه اصلاً به حرف گوینده و مقدمات و مؤخراتی که بیان کرد توجه نکردند و هر کس از ظن خود شد یار من.
حالا کوتاه عرض می کنم؛ غالبا فقها و مراجع براى این فریضه چهار شرط را مطرح می کنند: الف) شناختن معروف و منکر. عرض کردم در روایات متعدد آمده است که آمر و ناهی باید معروف و منکر را بشناسند و این شرطی مهم و از ضروریات اجرای این واجب است و خیلی افراد فکر میکنند اینکه راحت است و معلوم است در حالی که مواردی پیش می آید که به راحتی نمی شود فهمید که چه چیز منکر است و جای آنها عوض می شود. امیرالمومنین علیه السلام از این عده افراد به خدا پناه می برد. «الْمَعْرُوفُ فِیهِمْ مَا عَرَفُوا وَ الْمُنْکَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْکَرُوا» نیکى در نظرشان همان است که مىپندارند، و زشتىها همان است که آنها منکرند. یعنی به معروف و منکر جاهل هستند و معیار را فهم خودشان قرار داده اند.
نکته ای که اینجا باید مورد توجه جدی باشد این است که امر و نهی در امور قطعی و مسلم دینی واجب است، در شبهات واجب نیست و مسائل فنی و دقیق را نمی شود در خطبه ها بیان کرد؛ من عصاره بحث را عرض میکنم. و در اصل مطلب که معروف و منکر باید مسلم و قطعی باشد اختلافی بین مجتهدان و مراجع نیست.اما موارد اختلافی بین مجتهدان هست، که خب مقلدین متفاوت عمل خواهند کرد و هر دو هم دارند به فتوا عمل میکنند؛ آیا اینجا می شود امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ خیر؛ چون معروف او چیزی است و معروف دیگری چیز دیگر. امر به معروف و نهی از منکر در مسلمات است فقط ؛ یعنی در جایی که هیچ کس در آن اختلافی ندارد.
ب) شرط بعدی، احتمال تأثیر است. که مفصل عرض کردم و حتی گفتم بعضی ها می گویند چون احتمال تاثیر نمی دهیم پس کاری نداریم و کنار می کشند که این هم خلاف است و باید تاثیرگذار امر و نهی کنند و فتوای حضرت امام را هم آوردیم که ایشان هر نوع احتمال عقلایى در باب تأثیر را براى وجوب امر به معروف کافى مى دانند و فرمودند: با ظن قوى به عدم تأثیر، وجوب آن ساقط نمى شود. یعنی منکری دارد انجام می شود و شما هم احتمال بسیار قوی میدهی که اگر بگویی تاثیری ندارد ولی این واجب اینجا ساقط نمی شود. میبینید که همه اصرار دارند که این واجب باید انجام شود. لذا اگر یقین به عدم تاثیر داشت باید روش خودش را عوض کند نه اینکه واجب را رها کند.
ج) شرط بعدی؛ اصرار بر ادامه منکر و ترک معروف است که عرض کردیم و توضیح دادیم.
د) شرط چهارم؛ اجرای واجب موجب مفسده نباشد. که در این جا هم مطالبی عرض شد که بالاخره احتمال ضرر و خسارت در همه جا هست و این شرط نباید مانع از امر و نهی باشد. این چهار شرط مسلم و همه فقها بیان کرده اند و اختلافی در آن نیست.
اما مطلبی را عده ای از فقها بیان کرده اند که محل اختلاف است که آیا شرط هست یا شرط نیست که در جلسه قبل عرض شد که چون مطالب فنی دارد از حوصله خطبه خارج است و فقط عصاره آن گفته می شود. و آن پایبندى و عامل بودن آمر و ناهى به امر و نهی خودش هست. که عرض کردم و تکرار می کنم که با توجه به ادله بحث قطعاً این از شروط واجب نیست. مرحوم شیخ بهایی نکاتی را میگوید، مرحوم صاحب جواهر جواب او را مفصل میدهد؛ مباحث فنی و علمی دارد؛ اما عصاره مطلب این است که اینکه میگویند آمر باید عامل باشد، قطعا شرطیت ندارد. که اگر کسی خودش عامل نبود تکلیف امر و نهی از او ساقط شود و بگوید خوب چون عامل نیستم پس به من مربوط نیست. نه اینطور نیست.
اولا امر و نهی واجب توصلی هستند و قصد قربت هم نمیخواهند و ثانیاً بر همه مکلفین، امر به معروف و نهی از منکر واجب است ولو این مکلف، خودش منکر را مرتکب شود، باز باید نهی کند. یعنی بر شخص مکلف مثلاً در مورد فلان منکر دو چیز واجب است؛ اول اینکه خود ترک کند و دوم نگذارد دیگری انجام دهد و اگر خودش مرتکب شد یعنی یک واجب را ترک کرده اما واجب دوم که نباید بگذارد دیگری انجام دهد سرجایش هست.
اما نکته ای اینجا هست و نباید مورد غفلت قرار گیرد و آن تاثیرگذاری اجتماعی است. فقط بحث فقهی به تنهایی نیست. یک وقت بحث فقهی میکنیم که چه چیزی واجب است و چه چیزی حرام است، اما بعضی کارها بعد اجتماعی دارد، فقط فقهی تنها نیست مثل حجاب که هم بحث فقهی فردی دارد هم اجتماعی. یا نماز که هم بحث فردی دارد هم اجتماعی. نماز جمعه و جماعت ابعاد اجتماعی دارند. وقتی رسیدیم به مباحث اجتماعی، عامل بودن شرط وجوب نیست اما شرط تاثیر هست. یعنی واجب نیست که حتما آمر، عامل باشد؛ اما اگر بخواهد حرفش تاثیرگذار باشد، باید خودش اهل عمل باشد.
این مسئله تکلیف را ساقط نمیکند که بگوید چون عامل نیستم پس کنار بگذارم. مثلا شما زیاد شنیدید که امام علی علیه السلام فرمود: «لا صَلاهَ لِجارِ الْمَسْجِدِ اِلاّ فِى الْمَسْجِدِ» کسی که همسایه مسجد است اگر نمازش را در خانه بخواند نمازش قبول نیست. این شخص که نمیتواند بگوید حالا که نمازم قبول نیست پس اصلا نمیخوانم. اینطور که نیست؛ این شرط کمال نماز است نه شرط صحت نماز. در امر به معروف و نهی از منکر هم شرط وجوب این نیست که آمر باید عامل باشد اما شرط تاثیر عامل بودن آمر است.
یک وقت ما می خواهیم به تکلیف عمل کنیم و بگوئیم وظیفهای داشتیم و دیگر تمام شد و تکلیف ما با گفتن ساقط شد. یک وقت می گوئیم هدف از این واجب و فلسفه وجوب آن بسط و گسترش معروف و برچیده شدن منکر است که به آن تاثیر میگوئیم. اینجا دیگر بحث فقهی تنها نیست مباحث اجتماعی و تربیتی هم مطرح است. روزى کسى را نزد امیرالمومنین علیه السلام آوردند که دست به خود ارضایى زده بود. حضرت پس از آن که او را تعزیر کرد، دستور دادند از بیت المال، مخارج ازدواج او را بپردازند. اگر با مساله اینگونه ورود کردیم بدانیم ریشه منکر را خواهیم خشکاند اما تا آن روز تکلیف از کسی به اندازه نهی لسانی ساقط نیست تا حاکمیت هم به وظائفش در این باره عمل کند و جلوی منکری را که گرفتند در کنارش فضایی را هم ایجاد کنند.
بعض آیات قرآن و تعدادی از روایات این شرط را داخل می کند و می گوید نمی شود غیر متقی افراد را به تقوا دعوت کند، علیل نمی تواند برای مردم نسخه شفای همان مرض را بپیچد. و علی علیه السلام هم در نهج البلاغه فرمود خدا لعنت کند. و یا در تفسیر آیه ۳۷ سوره مبارکه نور که فرمود: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ» ؛ مردانى که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا غافل نمى سازد. به وصف الهی مى پردازد که مهمترین شاخصه آنان عالمان عامل هستند. یعنی هرچه می گویند خود عمل می کنند. عرض کردیم در عرف هم همینطور است، کسی که سیگار گوشه لب دارد، هرچه در مضرات سیگار بگوید و حتی سیگار را از دست کسی با قهر و غلبه بگیرد، باز نمی تواند مانع سیگار کشیدن طرف مقابل بشود.
به هر تقدیر ولو خود شخص منکراتی را انجام می دهد اما تکلیف امر به معروف و نهی از منکر از او ساقط نمی شود. یعنی بر مکلفین امر به معروف و نهی از منکر واجب است و لو آمر و ناهی عامل نباشند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا دلی صاف و خالی از کینه نسبت به دیگران دارند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۹ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ». با ریشه کن کردن بدى از سینه خود، آن را از سینه غیر خود درو کن. لفظ حصد را براى درو کردن و ریشه کن و نابود ساختن دشمن استعاره آورده است. چون دشمن مثل زراعت است که اگر آب و نور و خاک مناسب در اختیارش باشد رشد می کند و اگر نباشد خشک می شود و از بین می رود.
توضیح مطلب اینکه برای برادرت و کسی که به تو نزدیک است در درون خودت فکر بد نداشته باش. چون او هم همین حالت را نسبت به شما پیدا خواهد کرد. حال دل این گونه است که اگر در دل نسبت به کسی، صفا و صمیمیت داشته باشید، طرف مقابل خیلی زود متوجه حقیقت و نیت شما می شود و او هم با شما با صمیمیت برخورد می کند و اگر برعکس شد، بر عکس می شود. معنای دیگر هم گفته اند که مناسبت با بحث خطبه اول هم دارد که مقصود امام این است که دیگران را نهی نکن و پند نده مگر اینکه خودت نسبت به آنچه می گوئی منزه باشی.
۵ جمادی الاول مصادف با ۱۹ آذر ولادت بانویی است که در کسب کمالات و رسیدن به مقامات بلند معنوی، جایگاه رفیعی دارد وخود نیز دستگیری دارد. در این زمان انسان هایی مخلص با روح بلند و الهی برای دفاع از این حریم نورانی به مقامات بلند معنوی رسیدند و عرشی شدند. خدای تعالی بر درجات همه مدافعان حرم زینبی بخصوص حاج قاسم افزوده بگرداند.
شمارش فضائل و بیان کرائم وجودی عقیله بنىهاشم، نائبه الزهرا، کعبه الرزیا، ام المصائب، زینب کبرى علیهاالسلام سخت است و فرصت زیاد می طلبد. یکی از ویژگىهاى مهم حضرت زینب که در تمام زندگی او نمود داشت، علاوه بر حمایت جدی در همه عرصه ها، تبعیت محض در رفتار و گفتار از اوامر ولایت امام عصر خودش بود. که جای بحث فراوان دارد.
حضرت زینب با بصیرت کم نظیرش، اطاعت از امام را به عنوان محور هدایت و ثبات جامعه معرفى مىکرد؛ در خطابه کوفه، به عنوان یکی از مسائل اجتماعی اسلام به مسأله هدایت و رهبرى جامعه توسط انسانهاى صالح و متعهد اشاره کرد و با صراحت نتایج پیروى نکردن از رهبران الهى را که هلاکت و بدبختى در آخرت و ذلت و خوارى در دنیاست را تبیین نمود.
این روحیه و این روش برای همه بشر بخصوص بانوان امروز جامعه ما باید الگو باشد در تبعیت از رهبر جامعه . یعنی باید به تذکراتی که درباره بانوان برای مصون ماندن از هجمه شدید دشمنان بیان فرمودند و آنچه برای مبارزه با نقشه های شوم بیگانگان برای به ضلالت کشیدن و گمراه کردن بانوان لازم است را دستور دادند، مو به مو انجام شود تا نتیجه قابل رویت باشد.
یکی دیگر از ویژگی های شخصیتی زینب کبری سلام الله علیها شجاعت مثال زدنی ایشان است. در زیارت نامه حضرت دارد: «لَبْوَهُ الْهاشِمیه» یعنی شیر زن هاشمی. شیر زنی که با تزکیه نفس و تربیت در مکتب اهل بیت علیهم السلام چنان توانمند شد و روح بلندی پیدا کرد که نه تنها از هیچ زورگوی جبار ظالمی ترس نداشت بلکه در برابر حوادث تلخ و شیرینی که در دوران زندگی شریفش پیش آمد صبوری کرد و همه چیز را چون از طرف خدای جمیل می دانست جمیل می دید.
ذوات مقدسه اهل بیت علیهم السلام محور سکون و آرامش عالم هستند. لنگر عالم هستند چون مظهر ذکر الهی هستند که در روایت دارد که فرمودند: «نَحْنُ ذِکْرُ اللَّهِ» و ذکر خدا مایه آرامش و طمائنینه است. یکی از مصادیق روشن این آرامش شریکه الحسین، زینب سلام الله علیها است. لذا روز ولادتش را روز پرستار نامیدند تا با بهره گیری از این الگوی تربیتی موفق بتوانند پرستارانی با نصاب لازم تربیت کنند. شخصیتی که توانست هم خود و هم اطرافیانش را در داغ های سنگین و مشکلات سخت روحی و روانی مدیریت کند و در عین حال در انجام وظائفش مضطرب نشود و کوتاهی نکند و از اصول دست نکشد و با اقتدار در مقابل ستمگران بایستد.
حرف از پرستاری شد لازم است عرض کنم؛ یکی از عوامل مهم در بهبودی سریع بیماران این است که روحیه خود را از دست ندهند و بیماری را آخر کار خود ندانند. در بین افرادی که می توانند به آرامش روحی بیمار کمک جدی بکنند و روحیه اش را بالا ببرند، پرستاران هستند. پرستاری که خود شاید ده ها مشکل دارد اما با عشق و علاقه و وجدان کاری، اقدام به مراقبت و نگهداری از بیماران می کند و با محبت و مهربانی حرف ها و درد دل ها را می شنود و به موقع اقدامات لازم را انجام می دهد، جا دارد که از او تقدیر کرد و خدا قوت گفت. و اگر پرستار در حین کار و مشغول خدمت بودن، نیت خود را خالص و الهی کند یعنی فقط برای این نباشد که ساعت کاری را پر و رفع تکلیف کند، مدت تلاش او، برایش عبادتی بزرگ ثبت می شود.
جا دارد که بنده بار دیگر از مجموعه پزشکی و کادر درمان و به خصوص پرستاران عزیز که در این دوران کرونائی، جلوات به یاد ماندنی فراوانی از خود به یادگار گذاشتند و شهدائی هم تقدیم کردند که هرگز از ذاکره ملت بیرون نخواهد رفت، تبریک و خدا قوت عرض می کنم. البته حضرت آقا مطالبی را راجع به خدمت رسانی و مشکلات معیشتی پرستاران بیان فرمودند که نباید مورد غفلت قرار گیرد.
نکته ای هم راجع به مذاکرات عرض کنم و آن این که در این دوره نه آمریکا و نه کشورهای اروپائی کاری با اصل مذاکره ندارند و دنبال حواشی هستند. ایران روی مواضع خود از جمله رفع تحریم های ظالمانه مغایر با برجام به همراه تضمین های لازم ایستاده است که اگر مورد پذیرش قرار گیرد بر راستی آزمائی اقدامات هم اصرار دارد. یعنی این سه مورد جزو اصول اولیه است؛ رفع تحریم ها بالمره، تضمین هایی که لازم است و بعد راستی آزمایی و همین مقاومت بر خواسته ها اروپا را منفعل و به اختلاف شدید انداخته و آمریکا را عصبانی کرده است. این که آمریکا از ما عصبانی است باعث افتخار است و این کلام همیشه زنده مرحوم شهید آیت الله بهشتی را به یاد می آورد که از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
در بعض مقالات آمریکائی توصیه هائی به آمریکا می شود که آمریکا برخی از تحریمها را تخفیف دهد. مقداری از پولهای ایران را آزاد کند و محدودیت فروش نفت را تقلیل دهد در قبال آن، ایران، غنیسازی با درصد بالا را متوقف کند و به اقدامات به اصطلاح شفافساز آژانس! در همه زمینهها تن دهد. این هم بازی ای است برای عقب کشیدن ایران از مسیر صحیحی که شروع کرده است
خود آمریکائی ها هم روی طرح توافق موقت که بحث انحرافی و طرحی غیر جامع در رفع همه تحریم هاست اصرار دارند چون اصلا اعتقادی به برجام و حل مساله ندارند و دنبال امتیازگیری هستند. مسیری که تیم مذاکره کنندگان می روند تا اینجا درست است و خدا قوت می گوئیم ان شاءالله با همین روش جلو بروند تا نتایج مطلوب برای ملت حاصل شود.
۱۹ آذر سالگشت تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به دستور حضرت امام در سال ۱۳۶۳ است. مسائل فرهنگی یکی از مهمترین مسائل هر جامعهای است. و عوامل مختلفی نظیر دین، اعتقادات و باورها در شکل گیری و تداوم فرهنگ ها تأثیرگذار است. حضرت آقا در بیانی فرمودند: مسأله فرهنگ از مسائل اقتصادی مهمتر است، از مسائل سیاسی مهمتر است. فرهنگ چیست؟ فرهنگ عبارت است از آن درک، برداشت، فهم، اعتقاد و باور انسانها و روحیات و خلقیات آنها در زندگی؛ آنهائی است که انسان را به کار وادار میکند. یعنی فرهنگ بیاید اقتصاد درست میشود، فرهنگ بیاید سیاست درست می شود.
بیان دیگری دارند که همه کارهائی که در کشور صورت می گیرد باید پیوست فرهنگی داشته باشد. خب این مطلب بسیار مهمی است؛ بعضا کارهایی میکنند که فرهنگی است اما همان کار فرهنگی پیوست فرهنگی ندارد یعنی ضد فرهنگ است متاسفانه. موسساتی را که میسازند، شرکتهایی را که درست میکنند، حتی پل که میزنند یا گاهی فروشگاه که میزنند، اینها باید پیوست فرهنگی داشته باشد که بیشتر اوقات مورد غفلت است. فرمودند: گاهی اوقات انسان در یک کاری وارد میشود، یک کار اقتصادی انجام میدهد، (اما) لوازم آن و تبعات فرهنگی آن را توجه ندارد. بله، کار کار بزرگی است؛ کار اقتصادی بزرگی است، منتها بر آن مترتب میشود لوازمی و تبعاتی که برای کشور ضرر دارد؛ فرهنگ اینجوری است. باید در همه مسائل، آن نکته فرهنگی را در نظر داشت و نگذاریم که این از یاد برود.
نکته دیگر را در دیدار با هیئت دولت فرمودند: در مسئله فرهنگ و رسانه، به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور نیاز به یک بازسازی انقلابی دارد. (پس به وضعیت فرهنگ حتما باید دقت کرد که حتی همه مسائل پیوست داشته باشد، از این طرف میبینیم که در ساختار مشکل داریم. گاهی جلسات اینطور است که ببینند جلسه بعدی کی باشد!) ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه حرکت انقلابی، یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای انقلابی بودن، بیهوا حرکت کردن و بیحساب حرکت کردن نیست.
در حکم اخیرشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی هم سرفصل های جدیدی را بیان فرمودند که باید مد نظر مسئولین فرهنگی کشور باشد. به مولفه های تمدن سازی به آرایش فرهنگی و امثال اینها اشاره کردند. و اینکه روح حاکم بر فرهنگباوری و فرهنگسازی در جامعه به محتوای انقلابی و متولیان انقلابی است. دو نکته مهم فرمودند؛ محتوا و متولی انقلابی که در حقیقت در تعبیر ایشان روح مهندسی فرهنگی به وجود محتوای انقلابی آن است؛ اگر ما بحث از مدیریت فرهنگی در کشور میکنیم که الان مدتی است این کار شروع شده و در استان خود ما هم شروع شده و کارهایی را دراین رابطه انجام دادیم که به مرور و به مناسبت اعلام خواهد شد، روح این مهندسی فرهنگی به محتوای انقلابی آن است که توسط مدیر انقلابی میتوانیم اجرائی کنیم. و الا محتوای انقلابی داشته باشیم اما دست آدمی بدهیم که بی حال است و روحیه جهادی و انقلابی ندارد، محتوا را دود میکند میرود هوا و و ازبین میبرد.
در چله دوم انقلاب باید به این مهم پرداخت و بازسازی ساختار فرهنگ مورد نظر رهبر معظم انقلاب بدون این دو محقق نمی شود. در این مقطع جامعه انقلابی علاوه بر قانون گذاری احتیاج به فرهنگ سازی دارد. لذا شورای عالی انقلاب فرهنگی باید غیر از قرارگاه سیاستگذاری، قرارگاه فرهنگسازی و قرارگاه آرایش فرهنگی باشد که در بیان رهبر معظم انقلاب بود.
بنابراین وقتی در این شورا نیروهای جوان و تازه نفس منصوب شدند یعنی باید شورا تغییر رویکرد بدهد و با نگاهی نو در مسیر تحول ساختاری و سازمانی دست از تصدی گری در قسمتی از امور فرهنگی بردارد و با نظارت دقیق و هوشمندانه به بخش های دیگر واگذار کند. و متصدیان و نخبگان و فعالان فرهنگی هم با احساس مسئولیت و اعتقاد عمیق مسیر فرهنگ سازی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی را فراهم کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1400/9/12 | 1400/9/12شهر کرج بهاندازه کافی مشکل دیده هست/ با بیتدبیری مشکلاتش را افزون نکنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه154
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا خود به آنچه می گویند عمل می کنند. بحث در مباحث تکمیلی امر به معروف و نهی از منکر بود. یکی از مطالبی که عرض کردم و تاکید هم شد این بود که امر به معروف با موعظه فرق دارد و بر خلاف موعظه که واعظ باید خودش متعظ باشد تا حرفش اثر داشته باشد در امر به معروف این شرط وجود ندارد که خود آمر و یا ناهی، عامل باشند. چون واجب مستقل است و بر هرکس ولو مرتکب منکر واجب است اگر دید کسی مرتکب است، نهی کند. این اصل مطلب است؛ حالا از نظر فنی مباحثی اینجا مطرح است که بیان آن از حوصله خطبه خارج است.
اما اجمالا بدانید که اینکه اگر خود شخص مرتکب منکری می شود پس نباید اقدام به نهی از منکر کند، این درست نیست. اما مطلب بالاتری را هم مطرح کردیم و آن اینکه غرض ما از امر به معروف و نهی از منکر این است که معروف در جامعه توسعه پیدا کند و منهی و منکر کنار گذاشته شود و اگر یکی از شرائط این واجب را هم شرط تاثیر قرار دادند به این معناست که جوری امر و نهی کنید که اثرگذار باشد و الا اگر اثر عکس داشته باشد و طرف مقابل را به جای اینکه به راه بیاورد بدتر فراری کند و یا به جای اینکه معروف گسترش پیدا کند افراد را متنفر کند، نظر شارع مقدس این نیست.
بله آمر به معروف در مواجهه با منکر باید آمر باشد اما بُعد رحمتی و خیرخواهی و نصح را نباید از دست بدهد. با اقتدار جلوی منکر را بگیرد و طرف مقابل این را بفهمد که این شخص خیرخواه اوست نه اینکه خدای نکرده فکر کند کینه ای و بغضی در دل دارد. آمر باید امر کند اما در این امرش لطافت هم باید داشته باشد.
این ها را مقدمه گفتم که عرض کنم این آمر و ناهی ما وقتی می تواند اثرگذار عمل کند که خودش در اوج عمل باشد و در خود ملکات حسنه و اخلاق نیکو را محقق کرده باشد و الا درست است که به واجب عمل کرده اما کارش را به خوبی انجام نداده است و گاهی منکر انجام داده. بنابراین در بحث امر به معروف این مطلب هم وارد شده است که باید آمر و ناهی خود عامل باشد، نه فقط سخنگو. در آیه شریفه فرمود: «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ» مردم را به بر و نیکی دعوت و خود را فراموش می کنند.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند باید سه خصلت داشته باشد: اول به آنچه امر می کند علم داشته باشد. دوم به آنچه نهی می کند خود مرتکب نشود. سوم در امر به معروف و نهی از منکر جانب عدالت را رعایت کرده و با نرمی و ملاطفت مردم را امر و نهی کند. خب روایت خیلی زیبا راه را نشان داد.
امیرالمومنین علیه السلام در ضمن خطبه ای فرمودند: ما همه از خداییم و همه به سوی او باز می گردیم. فساد آشکار شد؛ نه انکار کننده ای، تغییر دهنده و نه بازدارنده ای که خود آلوده نباشد دیده می شود. لعنت خدا بر آمران به معروفی که خود تارک معروفند و ناهیان از منکری که خود آلوده به منکرند.
این بیان خیلی سنگین است که شخصی که خود عمل نمی کند مورد لعن خداست و از طرف دیگر نمی تواند بگوید حالا چون خودم عمل نمی کنم پس کاری ندارم. هم باید عامل باشد و هم آمر. از این کلام مولا و دیگر روایات بدست می آید که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر فقط حرف زدن و هر طور شد رفع تکلیف کنیم، نیست، که عامل نبودن آمر را مهم نشماریم و شرط ندانیم. بلکه همانطور که عرض کردم اگر آمر و ناهی عامل باشند حرمت این واجب را حفظ کرده اند و اثرگذاری بیشتری دارند.
مرحوم صاحب جواهر این فقیه مبرز و بزرگوار می گوید (نقل به معنا می کنم) اگر کسی روایات این باب را بررسی و احاطه پیدا کرده باشد به این نتیجه می رسد که منظور از امر به معروف و نهی از منکر فقط سخن گفتن نیست بلکه واداشتن به آن از راه ایجاد معروف و دور کردن از منکر است.
و اتفاقاً اگر دقت کرده باشید با اینکه زیاد گفته می شود که به گفته نگاه کنید و به گوینده توجه نداشته باشید اما در مقام عمل همه اول به گوینده توجه می کنند و بعد کلام او را می شنوند. افراد به این رشد نرسیدهاند که حرف را توجه کنند معمولاً در ارزش یابیِ درستیِ کلام، اول به گوینده توجه میکنند که اگر برای او صلاحیتی قائل بودند گفته او را میپذیرند و عمل میکنند. همیشه شنونده نسبت به گوینده حسی دارد و اگر به او محبت پیدا کرد از او میپذیرد. و در مسائل اخلاقی و تربیتی این مطلب بیشتر جلوه دارد که آیا خود او عمل می کند یا نه؟ انتظار همه این است که گوینده خود عامل و مظهر صلاح و پرهیز از فساد باشد.
لذا امیرالمومنین -علیه السلام- به عنوان عامل به همین دستورات میفرماید: اى مردم، به خدا سوگند من شما را به طاعتى ترغیب نمىکنم، مگر آن که پیش از شما بدان روى مى آورم و شما را از معصیتى باز نمى دارم، مگر آن که پیش از شما خود از آن باز مىایستم. و در وصف یکی از یاران خود فرمود: آنچه مى گفت مىکرد و آنچه نمىکرد، نمىگفت. پس این نکته مهم مورد غفلت نباشد که دوستان باید در رفتار خود هنگام عمل به واجب توجه تام داشته باشند.
اگر تکمله ای برای این مبحث بود که هفته آینده آن را تکمیل میکنم؛ و اگر نبود مبحث جدیدی را شروع میکنم با قید حیات انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین همیشه از کار خیر پشتیبانی دارند و نیکوکاران را با پاداش و قدردانی از آنان تشویق می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۸ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «ازْجُرِ الْمُسِیءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ». شخص بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن و از بدی بازدار.
در این بیان حضرت کلمه زجر را برای تنبیه استعاره آورده اند. یعنی اگر شما در مقابل چشمِ شخص بدکار از انسان نیکوکار قدردانی کنید و پاداش دهید، زمینه اصلاح او را فراهم کرده اید به طوری که به زودی دست از کارهای زشت خود می کشد. کأن این تشویقِ نیکوکار تنبیه و ادب کردن شخص بدکار است.
به عبارت دیگر برای تنبیه شخص بد انسان خوب را تشویق کنید. و این یک روش تربیتی است که می توان غیر مستقیم افراد را به راه راست متمایل کرد چون بالاخره افراد به منافع خودشان فکر می کنند و تصورشان این خواهد بود که اگر به صلاح برنگردند همه چیز را از دست خواهند داد. البته اصل نیکی کردن به دیگران خودش فضیلت دارد که حضرت فرمودند بر تو باد نیکوکاری که آن بهترین کشت و سودآورترین کالاست. خدا تقوا را زیاد کند.
چند مناسبت داریم؛ من راجع به یکی دو مورد صحبت می کنم. به مناسبت تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ توسط مجلس خبرگان، روز ۱۲ آذر را روز قانون اساسی نامگذاری کردند. توجه کنید چند جمله ای را می خواهم راجع به قانون صحبت کنم.
مسئله قانون و قانونمداری مثل مسئله عدالت اجتماعی که ثمره و نتیجه قانون است، از مباحث مهم جامعه است و تا عدالت اجتماعی محقق نشود، افرادی خود را ملزم به رعایت آن نمی دانند، با تمرد از قانون هرج و مرج درست می کنند. خیلی کوتاه عرض می کنم که در مرحله اول حکومت ها قوانین عادله را وضع میکنند با روشهایی که هر جامعه ای دارد، بعد با التزام و رعایت قانون و قانونمداری افراد جامعه، عدالت اجتماعی محقق می شود.
عدالت اجتماعی یکی از اهداف رسالت انبیای عظام بوده است و این مطلب را در سیره همه پیامبران به ویژه سیره رسول مکرم اسلام میتوانید دنبال کنید. حضرت در مورد کسانی که به حریم قانون تجاوز میکردند مطلقا گذشت نداشتند و قانون را در مورد قانون شکنان با سرعت و بدون مسامحه با رعایت عدل اجرا می کردند؛ و در مورد نزدیکان خودشان سخت گیریشان بیشتر بود.
قانون حافظ امنیت جامعه است و نمیشود به بهانههای مختلف نادیده گرفته شود. پس این مهم وقتی به نتیجه میرسد که حاکمان قبل از اجبار شهروندان به رعایت قوانین، خودشان ملتزم باشند و به آن قانون عامل باشند تا بعد بتوانند دیگران را هم وادار به انجام کنند. چون قانون مداری افراد جامه متاثر از قانونگرایی حکمرانان است. اگر حکمران خودش قانون را رعایت نکند ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. نباید قانون مداری جامعه متوقف به قانون مداری حکومت و حکمرانان باشد اما عکسالعملی است که به وجود میآید. این حرکت این عکس العمل را خواهد داشت.
بعضی ها با این مسائل خیلی عادی برخورد می کنند؛ در حالی که حساب و کتاب این مسائل خیلی سخت است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که در روز قیامت حاکمی را می آورند که هنگام اجرای حدود الهی یک تازیانه کمتر از حد معین شده زده است. (اینکه میگوییم حاکمی را می آورند، مربوط به هر کسی در هر دستگاهی و در هر محدوده اختیاراتی که دارد است؛ میتواند سعه و ضیق داشته باشد. خوب دقت کنید که این حاکم بوده و کسی باید حد میخورده مثلاً باید ۸۰ تا حد میخورده، این حاکم ۷۹ تا زده) در مقام بازخواست از او سوال می کنند؛ می گوید خدایا به خاطر رحمت بر بنده تو این کار را کردم. می خواستم رحم کنم به او. جواب داده می شود که آیا تو از من نسبت به بندگانم مهربان تری؟ من از روی رحمتم برای او ۸۰ ضربه قرار دادم. اگر رحمت نداشتم ۱۰۰ ضربه میزدم. حالا تو از من رحیم تر شدی؟ سپس امر می کند که وی را به آتش بیفکنند. شخص دیگری را می آورند که یک تازیانه زیادتر زده است و در مقام بازخواست می گوید خدایا به خاطر این این کار را کردم که از معاصی تو باز دارم. یکی بیشتر زدم که دیگر دنبال این کارها نرود. دستور داده می شود که وی را هم به آتش بیندازند. قانون خداست؛ دستور خداست. قانون باید اجرا شود درست به همان شکلی که وضع شده است.
چقدر دقیق است. مگر اختیار این امور در دست ما است؟ مگر می توانیم هر جور دلمان خواست عمل کنیم؟ وقتی کسی در راس کاری قرار بگیرد ولو خودش درستکار باشد و اهل سوء استفاده نباشد؛ اما خواه ناخواه اطرافیان و وابستگانی دارد که ممکن است در صدد سوءاستفاده از مقام و موقعیت او بر بیایند و برخلاف مصالح عمومی انتظاراتی داشته باشند که تن دادن به آنها به منزله زیر پا گذاشتن احکام و قوانین و حدود الهی و منافع عمومی است. اینجا باید محکم ایستاد و اجازه نداد. این بحثی که دارم می کنم کلی است. نخواهید در ذهنتان تطبیق با موضوع خاصی بکنید. البته قابل تطبیق است اما بحث من کلی است و راجع به قانون و رعایت آن است.
از امام صادق علیه السلام نقل است (این خیلی جالب است) وقتی آیات زکات نازل شد بنا شد عدهای بروند زکات را جمع کنند که به آنها می گویند عامل زکات و اصطلاحاً به آنها میگویند جابی. این ها مامور بودند که بروند زکات را جمع کنند و از خود آن زکات پولی به آنها می دادند. درآمدشان از این راه بود. از همین راه زکات حکومت به آنها مبلغی را میداد که در اختیار آنها باشد. یک عده از بنیهاشم یعنی بستگان پیغمبر که فقیر بودند خدمت رسول خدا رسیدند و عرض کردند یا رسول الله ما بستگان تو هستیم؛ بنی هاشم هستیم، اجازه بده ما جابی زکات شویم؛ یعنی مأمور جمعآوری شویم که از آنجا چیزی به ما برسد. حضرت فرمودند صدقه و زکات بر من و بر بنی هاشم حرام است؛ حق ندارید. در ادامه فرمودند که آیا گمان می کنید من شما را بر دیگران ترجیح می دهم؟ خیال کردید که بنی هاشم شدید اینجا نانی باز شده و این هم که قانون خداست و جمع کردن زکات است و درآمدی دارد؛ پس بگذار پسرعموها و پسرعمه ها این کار را بکنند که چیزی گیرشان بیاید؟! این طور نیست. اینها سیره رسول خداست.
در اجرای قانون و رعایت عدالت که باید یاد بگیریم و عمل کنیم تا جامعه آرامش داشته باشد و مزه عدالت را بچشد، یک نمونه دیگر عرض کنم که در جریان فتح مکه یک زنی است از قبیله بنی مخزوم که قبیله خاصی بودند؛ مرتکب سرقت شد. از نظر قضایی هم جرمش ثابت شد. خویشاوندان این زن که هنوز روحیه طاغوتی و نظام طبقاتی دوران جاهلیت در ذهنشان بود و در آنها مستقر بود، اجرای حد الهی سرقت را نسبت به این خانم ننگ خانواده خودشان می دانستند. ننگ خانواده اشرافی و تجملی خودشان می دانستند. برای ایشان معنا نداشت که این خانم را قطع ید کنند و حکم خدا را برای او اجرا کنند. لذا تلاش کردند افتادند به این را ببین و آن را ببین که این حد الهی اجرا نشود. اسامه بن زید که فرزند زید است که نزد پیغمبر اکرم شخصیت مورد قبولی بود و خود أسامه هم پیش پیغمبر مثل پدرش ارج و قرب داشت، او را واسطه کردند و او را خام کردند که برو پیش پیغمبر؛ تو وجیه هستی؛ پیغمبر حرف تو را گوش می کند. بگو این خانم بالاخره جزو اشراف بوده (از این بلاخره ها که میگویند) بگو حد خدا را جاری نکنند. به محض اینکه اسامه شروع کرد برای پیغمبر اکرم این حرف را بزند رسول خدا خشمگین شدند. رسول خدا که خیلی کم عصبانی می شدند و نادر است در تاریخ عصبانیت آن حضرت، خشمگین شدند و با عتاب فرمودند که چه جای شفاعت است؟ مگر می توان حدود و قانون خدا را بلا اجرا گذاشت؟! و فوراً دستور مجازات را دادند. اسامه متوجه لغزش خودش شد و عذرخواهی کرد.
اینها درس است که گاهی اتفاق میافتد. چنین اتفاقاتی در جامعه رخ میدهد؛ افراد دست به تلفن میشوند واسطهگری میکنند و این را ببین و آن را ببین. بگذارید دستگاهها کار خودشان را بکنند. در حدیثی داریم که رسول خدا علت انقراض حکومت ها را عدم اجرای قانون و عدم رعایت عدالت دانستند و می فرمودند: قسم به خدایی که جانم در قبضه اوست در اجرای عدل درباره هیچکس فروگذاری و سستی نمیکنم؛ گرچه مجرم از نزدیکان من باشد. این روش پیغمبر است. این سیره رسول خداست که الگوی ما است. بعد میبینیم که آقا، مسئول فلان جا و فلان اداره و فلان قسمت است و خلاف قانون انجام میدهد و قانون را دور میزند تا فرد مورد نظرش که احتمالاً صلاحیتهای لازم را ندارد مسئولیت بگیرد. خب اینها قانوندان های قانونشکن هستند. بعضی وقت ها این ها این کارها را هم قانونی می کنند؛ سرپرست میگذارند مثلاً. که باید بیشتر مواظب آنها بود.
وقتی کسی کار قانونی را دور زد و کار خلاف قانون انجام داد و برخلاف قانون عمل کرد، معنای این کار چیست؟ یعنی من قانون را قبول ندارم. معنای حرف عملاً این میشود. کسی که بر خلاف قانون کاری را انجام می دهد یعنی من قانون را قبول ندارم. آن وقت امام نسبت به چنین کسی چه گفت؟ فرمودند: غلط می کنی قانون را قبول نداری؛ قانون تو را قبول ندارد.
جالب است بعضی وقتها نکاتی گفته می شود تا کسی هم اعتراض میکند و تذکر میدهد نطق عده ای باز می شود. نامه پراکنی میکنند، حرف میزنند، فضای مجازی را آلوده میکنند؛ بعد امام در جای دیگری فرمودند: به همه آقایانی که می خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی دانم نامه سرگشاده بدهند و از این مزخرفات، اعلام می کنم برگردید به اسلام، برگردید به قانون … چقدر زیبا دعوت به قانون میکنند. قانون فصل الخطاب است. هیچ کس بالاتر از قانون نیست.
همین امام رعایت قانون اساسی دوران طاغوت را با اینکه قبول نداشت تذکر می داد. خیلی جالب است. در تذکری به نخست وزیر وقت راجع به بعض مصوبات دولت، تلگراف زدند: تصویب نامه غیرقانونی شما برخلاف شریعت اسلام و برخلاف قانون اساسی (قانون اساسی را امام قبول نداشت، انقلاب کردیم که همان را به هم بزنیم) و قوانین مجلس است (همان مجلسی که باز قبول نداشت). بعد یک عده ای این طور بی اعتمادی و اختلاف درست می کنند.
خیلی از این حرفهایی که در جامعه زده می شود و مطرح می شود باعث اختلاف است. ما احتیاج به وحدت داریم. حضرت امام در بیانی فرمودند: اختلافات از راه قانون شکنی ها پیش می آید. اگر قانون در یک کشوری حکومت کند، اختلافی دیگر نخواهد بود. چنانچه از صدر عالم تاکنون، تمام انبیا برای برقرارکردن قانون آمده اند و اسلام برای برقراری قانون آمده است…
امامین انقلاب هر دو قانونمدارند. حضرت آقا فرمودند: قانون اساسى، ستون فقرات نظام است. مرکز اصلى سلسله اعصاب نظام است. معیار و ضابطه است. قانون اساسى مثل ستون ها و پىهاى یک بنا است. اسلام در قانون اساسى تجسم و تبلور پیدا کرده است. بحث ایشان راجع به قانون تا دلتان بخواهد هست. مراجعه کنید راجع به اصل قانون، قوانین اساسی، قوانین عادی، قوانینی که دستگاهها میریزند ؛ اینها را باید نصب العین قرار دهیم.
۱۶ آذر سالگشت شهادت و زخمی شدن تعدادی از دانشجویان معترض به حضور رئیس جمهور آمریکا در سال ۱۳۳۲ است که به روز دانشجو نامگذاری شده است. یاد و خاطره همه دانشجویان شهید را گرامی می داریم و از خدای تعالی علو درجه و رفعت مقام آنان را خواهانیم.
همانطور که می دانید در تاریخ معاصر ایران یکی از اصلی ترین جریانات اجتماعی که در تحولات سیاسی کشور نقش داشته، جنبش دانشجویی بوده است. و به خصوص بعد از انقلاب پر رنگ تر و فعال تر و در مقاطع خاص وظیفه خودش را با بصیرت انجام داده است، ولو دشمنان تلاش کرده اند تا با نفوذ در این مجموعه روح استکبار ستیزی و استقلال طلبی و آرمانخواهی آنان را از کار بیندازند اما تا کنون موفق نشده اند و ان شاءالله در آینده هم نخواهند شد. نه تنها دانشجویان بلکه ملت بزرگ ایران با روحیه استکبارستیزی و انقلابی که دارد دست از مبارزه با آمریکا و اذناب پلید و نوچه های زبون او نخواهد کشید و همیشه فریادش بر سر آمریکا بلند است.
در طول این سال ها دانشجویان تلاش کردند تا نشان دهند که برای ارتقاء سطح علمی و پیشرفت کشور احساس ضعف و انفعال و بن بست ندارند و در این زمینه موفق بودند و امروز در قدم های نخستین گام دوم انقلاب و توصیه های رهبر عزیزمان در بیانیه، عزم و اهتمام بیشتری برای تحقق آرمان های نظام اسلامی و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب در این عزیزان دیده می شود.
قطعاً دانشگاهیان اعم از استاد و دانشجو، با روحیه انقلابی با برنامه برای پیشرفت کشور شب و روز ندارند و به تهدیدهای استکبار هم توجه ندارند و همین تلاش و روحیه، خار چشم استکبار است و برای از کار انداختن این قشر فرهیخته جامعه برنامه دارند و پول خرج می کنند. و روشی که مدتی است دنبال می کنند و عزیزان باید مواظب باشند که در دام نیفتند این است که با جنگ روانی و القاء تفکرات خود، عناصر فعال و هوشمند و نخبه و دانشمند را با اهداف خود همراه کنند و از مسیر انقلاب جدا کنند.
لذا آقا فرمودند: مسؤولیت شما سنگین است؛ هم باید درس بخوانید، هم محیط سیاسىتان را بشناسید، هم روى محیط سیاسى اثر بگذارید و هم خودتان را از لحاظ فکرى و روحى آماده کنید. براى فردایى که بلاشک وزن این نظام متکى به معنویت یعنى نظام جمهورى اسلامى در معادلههاى جهانى بینالمللى، ده برابرِ امروز خواهد شد. مطمئن باشید که ما چنین روزى را در پیش داریم و شما جوانهاى امروز، آن روز را خواهید دید… بعد فرمودند باید خودتان را إنشاءالله براى آن روز آماده کنید.
خب این شاخص میخواهد. من به تعدادی از شاخص های دانشجوی طراز با استفاده از بیانات رهبری بزرگوار اشاره می کنم. که احتیاج به توضیح ندارد و کاملاً روشن است. ویژگی هائی مثل آرمان خواهی، ضدیت با استکبار، کمک به پیشرفت همه جانبه کشور به خصوص پیشرفت علمی و بدست آوردن مرجعیت علمی، کمک به اتحاد ملی، قطعاً تشکل های دانشجوئی می توانند موجبات وحدت و انسجام ملی را فراهم کنند که حضرت آقا در اینجا بیانی دارند که اتحاد ملی چگونه به دست می آید که دانشجویان نقش موثری دارند.
از ویژگی های دیگر حضور در عرصه های مبارزه با دشمنان ملت بوده و یکی هم، عدالتخواهی است که از وظائف اصلی و مهم جنبش دانشجوئی و دانشجویان مومن و بصیر همین است؛ البته به شرط اینکه در مسیر عدالت خواهی مصداق سازی صورت نگیرد چون ممکن است اشتباه شود. آقا در اینباره فرمودند: گفتمان عدالتخواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداقسازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید…. هم وسیلهای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانونشکن که من گفتهام قانون دان های قانونشکن خطرناکند بتواند علیه شما استفاده کند.
یکی دیگر هم مبارزه علیه اشرافی گری و گرایش های انحرافی و فساد است که دانشجویان به عنوان موذن جامعه و هشدار دهنده باید در این زمینه خیلی فعال باشند. فساد عاملی است که مردم را از حکومت دلسرد میکند؛ لذا همه وظیفه مبارزه با فساد را دارند اما عده ای باید زودتر عکس العمل نشان دهند و مطالبه گری کنند. که دانشجویان این نقش را دارند. امروز این مهمترین و مطرحترین مسألهی کشور ماست از یک منظر و نسل جوان دانشجوی متعهد و مؤمن نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند. واقعاً امروز حقوق های نجومی و کسانی که کار نکرده حقوق می گیرند و امثال اینها را باید به جد مستندسازی و مطالبه کرد.
نقش مهم دیگری که عزیزان می توانند داشته باشد در این جهاد تبیین و جلوگیری از انحراف و تحریف است که گروه های خاص مثل دانشجویان مسئولیت بیشتری در این باره دارند. در این دوره که همه قسمت های کشور در حال تحول هستند قشر مهمی که می تواند در عرصه های مختلف تحول به همه دستگاه ها کمک کند دانشجویان هستند که هم از جوانی و نشاط برخورداند و هم علم و آگاهی لازم را دارند. در راه خدمت به کشور امروز هیچ عذری پذیرفته نیست.
راجع به مذاکراتی که آمریکا و اروپا تلاش میکنند که بگویند هسته ای است، در حالی که این مذاکرات برای رفع تحریمهاست که ایران دارد تلاش میکند که بگوید برای رفع تحریم هاست و آنها تلاش میکنند بگویند برای مسائل هسته ای است؛ آن چیزی که مسلم است و مردم ما خواهان آن هستند و دولت محترم هم دنبال میکند این است که تعامل باید دوطرفه باشد و در مرحله اول برای جلب اعتماد ایران باید تحریم ها بالکل برداشته شود تا ما قبول کنیم که با آنها وارد مباحث دیگر شویم.
نکته استانی:
به مسئولین اجرائی عرض میکنم که تمام سعی شما خدمت به مردم باشد و از ایجاد حواشی در عملکرد پرهیز کنید. دستگاه های اطلاعاتی، امنیتی، انتظامی، قضائی بدون اغماض در چهارچوب قانون به وظائف خود عمل کنید. به ملامت ملامت کنندگان و حرف زدن ها و حاشیه درست کردن ها و شایعه سازی ها و تهدیدها توجه نکنید. هر کس حقوق مردم را تضییع می کند ضامن است و باید پاسخگو باشد. به تذکراتی که از روی نُصح و خیرخواهی داده می شود توجه کنید و خود را بالاتر از قانون ندانید.
بعضی برای تبرئه خودشان حاضرند تمام دستگاه های حاکمیتی را با جوسازی و افتراء و دروغ پراکنی زیر سوال ببرند و افکار عمومی را ناراحت کنند. گاهی انتقاد از یک روش و یک دستگاه است، قابل بحث است مطالبه گری یعنی همین اینها اشکال ندارد اما در جلسه ی رسمی کسی به خودش اجازه دهد دستگاه ها را متهم کند و زیر سوال ببرد قابل پیگیری قضائی است و نباید مسامحه کنید. فوراً پیگیری کنید تا هر کس که کم کاری و ناتوانی در کار دارد با مظلوم نمائی و امثال این روش ها فرار از پاسخ نداشته باشد. این استان و به خصوص شهر کرج به اندازه کافی مشکل دیده هست با بی تدبیری مشکلاتش را افزون نکنید.
یکی از مسائل مشکل ساز انتصابات غیر تخصصی و غیرکارشناسانه است. من مدتی صبر کردم پیغام تذکری هم فرستادم دیدم نه متاسفانه گوش شنوائی نیست و دائم هزینه درست می کنند برای منطقه ما. این مسلم است که شورای شهر طبق قانون حق ندارد و نمی تواند برای شهردار مصداق تعیین کند که چه کسی را برای چه مسئولیتی نصب کند؛ این از اختیارات شهردار است و خود او پاسخگوست. اما شورا حتماً باید از شهردار سوال کند که مبنای او برای انتخاب افراد چیست؟ کسانی که تحصیلات غیر مرتبط دارند را چرا در جاهای تخصصی نصب می کند و بدون استعلام که یک وقت اینجا عرض کردم این کار را نکنید و هزینه نسازید. چقدر باید هزینه بدهد این شهر؟!
من آنچه شرط بلاغ بود عرض کردم. مسائل شهر را پیچیده تر از این نکنید. من دوستانه به شما تذکر می دهم. متاسفانه بی اخلاقی زیاد است. دستگاه مربوطه کسی را به اتهامی می گیرد؛ خب وظیفه اش است که بگیرد، چرا فشار می آورید؟ چرا تهمت میزنید؟ چرا ناسزا میگویید؟ بگذارید کارشان را بکنند. مسیرش طی می شود تا خب تا معلوم شود قضیه چیست و آیا درست عمل شده یا غلط عمل شده! همه اینها مسیر قانونی دارد. سکوت کنید تا ببینیم قضیه چیست. چرا هوچیگری و جنجال می کنید؟ با آرامش دستگاه ها رسیدگی می کنند تا حق مطلب روشن شود و الا هرج و مرج می شود. نمی شود که هر کس هر کار خواست بکند و یک عده بلند شوند یک چیزی بگویند.
رسانه ها تقوا را رعایت کنند. خیلی بی تقوایی میکنند. ولو شخص محکوم هم شده باشد کسی حق جسارت و بی ادبی ندارد. بعضی وقتها کسی را به اتهام می گیرند تا رسیدگی شود. اتهام که اصلش مشکلی ندارد. امکان دارد هر کسی را به اتهام موضوعی بگیرند؛ بررسی میکنند، دادگاه تشکیل میشود با مقدمات و موخرات تا محکوم شود و برود برای اجرا. تا آن لحظه و حتی بعد از اینکه معلوم شد کسی حق بی احترامی ندارد. اگر برای یک عنوان کسی محکوم شد و عناوین دیگری داشت باز کسی حق ندارد عناوین دیگرش را به رخ بکشد. حرام شرعی است، منکر است. جرمش را میکشد. بی ادبی و بی اخلاقی در اسلام نداریم، در عرف نداریم، در روابط انسانی نداریم. این کارها را نکنید.
فضای مجازی را آلوده می کنند یک عده. از این طرف و آن طرف با احقاد و کینه های گذشته خودشان می گویند خوب شد افتاد در جوب بگذار ما هم دو تا لگد بزنیم. این کار را نکنید. این چرخه می چرخد. خیلی از کسانی که من لااقل در استان دیدم راجع به کسی چیزی گفتند، فردایش خودشان مبتلا شدند. همین چرخه تکرار شد.
از آن طرف عده دیگری فشار می آورند به دستگاهها. دستگاهها با ضرس قاطع، محکم و مستحکم وظیفهشان را درست انجام بدهند و ملامت هیچ ملامت کننده ای را اهمیت ندهند و به مر قانون عمل کنند.
بعضی ها به من می گویند حاج آقا این ها را نگو خانواده شهدا ناراحت می شوند. نمی فهمم این چه حرفی است که زده می شود. کدام خانواده شهیدی است که از برقراری عدالت و مبارزه با فساد که وابسته به او به همین خاطر شهید شده ناراحت می شود. یک تهمت هایی میزنند افراد. هر حرفی حساب و کتاب دارد. مواظب باشید دچار نشوید.
راجع به مصلی سوال کردند؛ مصلی آزاد است و فقط مربوط به شهرداری نبوده. هر کدام از دستگاه ها بخواهد برای مردم کاری بکند و پاسخ به مشکلات مردم بدهد و جلساتی که هست، مشکلی ندارد و مصلی آمادگی دارد اما اینکه با آمدن در مصلی مصونیتی برای کسی پیدا شود و تائیدی باشد اینطور نیست.
یک توصیه فرهنگی هم دارم و آن اینکه عزیزان به خصوص مدیران بروند و این فیلم سینمائی منصور که زندگی سرلشکر بسیجی شهید منصور ستاری را ببینند. در این فیلم نمادهای خوبی به خوبی به تصویر کشیده شده است. روستا زاده ای که نبوغ و خلاقیت و نخبگی خود را در راه انقلاب و استقلال کشور خرج کرد و با مدیریت جهادی و انقلابی و گفتمان ما می توانیم و با تکیه به توان داخلی، کشور را در مسیر خود کفائی در صنایع دفاعی قرار داد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/9/5 | 1400/9/5دستگاه قضا دولتمردانی که کشور را دچار مشکلات اقتصادی و بحران کردند، محاکمه کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه155
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. ای مردم اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از برپا گنندگان احکام و شریعت اسلامی و معروفات در جامعه هستند. بحث راجع به امر به معروف و نهی از منکر بود و مباحث تکمیلی را دنبال می کردیم. یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این بود که وقتی اجرا شد، مفسده ای به وجود نیاید. چون ما می خواهیم با عمل کردن به این دو واجب فساد و شر را ریشه کن کنیم و خیر را در جامعه گسترش دهیم، لذا اگر در نحوه عمل جوری شد که نتیجه ی عکس داد، این نقض غرض است، خودش منکر است و باید ترک شود.
سوال این است که چه چیزی مفسده است که در امر و نهی نباید ایجاد شود؟ بیشتر آقایان فرموده اند منظور از مفسده ضررهای شخصی است که در راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر متوجه آمر و ناهی می شود؛ یعنی گفته اند، مراد از مفسده، ضرر است و منظور از ضرر هم، ضرر فردی و شخصی است و برای مبنای خودشان تمسک به دلائل متعدد کرده از قرآن هم شاهد آورده اند که در قسمتی از آیه ۱۹۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «… وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ…» و خود را به دست خود، به هلاکت نیندازید. یعنی اگر دیدید با عمل به این واجب دچار خطر اینچنینی می شوید، ترک کنید.
با این تعریف باید این واجب مهم با آن همه تاکیدات از کار خواهد افتاد. بالاخره معلوم است که کار به این مهمی ضررهایی را به همراه دارد چون گاهی منافع عده ای را به خطر می اندازد. البته قبلاً عرض کردم باید محاسبه کرد که این منکر در چه سطحی است و ضرری که متوجه می شود چه مقدار است. به هر جهت خطر مالی و جانی احتمالی هست. در آیه ۱۷ سوره مبارکه لقمان، لقمان به فرزندش می گوید: «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ». ای پسرم، … و بر هرچه به تو می رسد صبر کن این از کارهای مهم است. آیه شریفه بالصراحه می گوید که امر به معروف و نهی از منکر برای آمر و ناهی ضرر و زیان هایی دارد و البته نباید موجب تعطیلی آن شود، باید با تحمل سختی ها و آسیب ها آن را اقامه کرد، چون ترک امر به معروف و نهی از منکر قطعاً ضررهای سنگین تری دارد.
مگر به اجابت نرسیدن دعا ضرر کمی هست یا اینکه اشرار بر مردم حاکم شوند مصیبت کمی است که روایتش را مکرر خواندیم که امام باقر علیه السلام فرمودند که اگر این فریضه ترک شود خداوند اشرار را بر نیکان حاکم می کند و هرچه دعا می کنند مستجاب نمی شود. حاکمیت اسلام از بین برود کم خسارتی است؟ در همین بحث عرض کردیم یکی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر جهاد در راه خداست. واجبی است که هیچ تردیدی در آن وجود ندارد و می دانید که چقدر هزینه و خسارت مالی و جانی دارد، اما هرگز اجازه ترک داده نشده است.
هدف از واجب کردن این فریضه و تاکید بر انجام آن، حصول نتیجه و آثار است. حالا اگر بر بی ضرر بودن معلق شود، یعنی تعطیل و یا بی اثر کردن این واجب، که با اصل تشریع آن منافات دارد. این ضرری که آقایان فرموده اند لازمه اش این است که قسمت زیادی از احکام شرع مقدس را تعطیل کنیم، چون برای مکلف ضرر دارد. در حالی که این احکام و قوانین مربوط به اسلامی است که افراد را بخشی از جامعه می داند که مصالحش با مصالح افراد دیگر ارتباط پیدا کرده که اگر نباشند ضرر مهمتری به جامعه وارد می شود.
بله اگر نگاه ما در این گونه از احکام شریعت فردگرایانه باشد همین خواهد شد که اگر ضرری متوجه فرد شد باید دست از اقدام بکشد اما اگر دیدیدم که قسمت اعظم دستورات دینی اجتماعی است، من جمله همین فریضه که اگر بخواهیم درست به آن بپردازیم و آن را اقامه کنیم احتیاج به تشکیلات و نظام اجرایی و امثال اینها داریم پس مساله دیگر فقط یک بُعد که آن هم فقط فردی باشد ندارد. احتیاج به حکومت ودستگاه های مختلف بازدارنده است تا ضررهای قطعی و احتمالی را کم کند. پس نمی توانیم امر به معروف و نهی از منکر را فردی کنیم و بعد بگوییم شرط اجرای آن هم این است که ضرری متوجه آمر و ناهی نباشد، چون نتیجه اش تعطیلی این واجب است.
تکمله ای هم عرض کنم و آن این که اگر ما بخواهیم سود و زیانی به مساله نگاه کنیم باز حق نداریم این واجب را ترک کنیم چون ضررِ ترک آن مساوی است با غضب و خشم الهی، و چه ضرری بالاتر از این که خداوند را از خود ناراضی کنیم. پس برای اینکه ضرر خشم خدا متوجه ما نشود باید قیام به این مهم داشته باشیم.
مطلب دیگراین که عرض کردیم، هدف اصلی از امر به معروف و نهى از منکر این است که مردم دنبال منکرات نروند و همه توجه خود را به سمت معروف ها معطوف کنند، که همان اثر امربه معروف ونهی ازمنکراست وبیشتر متوجه نحوه عملکرد آمر و ناهی است. یعنی ما می خواهیم منکر از بین برود نه شخصی که منکر را انجام داده، یعنی باید تاثیرگذاری عمل خود را در نظر داشته باشیم که جلسه قبل اشاره کردم.
پس در نوع برخورد با او باید اصولی را رعایت کنیم که این ها آداب امر و نهی است که گاهی مغفول می ماند. مثلاً نباید با تحقیر، نهی شونده را کم شخصیت تر از خودمان بدانیم و به این وسیله او را آزار دهیم که خلاف شرع است و حرام. ما باید روش ها را یاد بگیریم تا با کمترین هزینه بیشترین سود را بدست آوریم.
یک نمونه معروف عرض کنم. رسول خدا فرمودند: خداوند تعالی هر گاه ماندگاری یا رشد مردمی را بخواهد صرفه جویی و پاکدامنی را روزیشان می کند. بحث اسراف را جدی بگیرید چون یکی از منکرات است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اگر متقین ریاستی را در اختیار داشته باشند تمام حدود آن را رعایت می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۷ از حکم نهج البلاغه فرمود: «آلَهُ الرِّیَاسَهِ سَعَهُ الصَّدْرِ». ابزار و وسیله کار ریاست، سعه صدر و پر حوصله بودن است. در مسائل مختلفی که برای انسان بخصوص کسی که مسئولیت دارد، پیش می آید، حالات او فرق می کند. از جاهای کوچک تا اداره کشور فرق نمیکند در هر شرایطی و مسائل مختلف باید پر حوصله بود.
این که انسان بتواند در اتفاقات مهم، نترسد، کم نیاورد و به موقع چاره اندیشی کند و تصمیم درست را بگیرد و راه های برون رفت را با آرامش و طمانینه به کار بگیرد، سعه صدر نام دارد. و این حالت از مهمترین ابزار ریاست ومسئولیت است. بعضی ها ضیق صدر دارند در بزنگاهها دچار اضطراب و چه کنم چه کنم میشود. اتفاقا در این شرایط میتوان افراد را شناخت. کسی می تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند که مضطرب و عجول نباشد، بلکه صبور و دوراندیش باشد. کسی که سعه صدر ندارد زود خود را می بازد و با عملکرد نادرستی که از روی ضیق صدر و عجله انجام می دهد، ریاست خود را که می توانست منشاء آثار خیر باشد، با خطر مواجه می کند و آن را از دست می دهد. خدای تعالی تقوا را در همه ما بیش از پیش بگرداند.
در هفته جاری یاد و خاطره شهدای گرانقدری که برای اعتلاء کلمه الله و استقلال کشوربه شهادت رسیدند را گرامی می داریم. ۷ آذر دانشمند هسته ای شهید فخری زاده. ۸ آذر شهید دکتر مجید شهریاری. ۱۰ آذر آیت اللهِ شهید سید حسن مدرس. ۱۱ آذر شهید میرزا کوچک خان جنگلی که امسال صد سال از شهادت او می گذرد. سال ۱۳۰۰ به شهادت رسید.
امروز ۵ آذر، سال گشت تاسیس بسیج است و امروز آخرین روز هفته بسیج است که به همه عزیزان تبریک عرض می کنم. چون وعده داده بودم چند جمله عرض می کنم. کارنامه بسیج از بدو تاسیس که به دم مسیحایی و بصیرت مومنانه ی امام راحل عظیم الشان تشکیل شد، تا امروز، حکایت کننده کارکردهای فراوان در مقابله با چالش ها و بحران های گوناگون است. از نقش آفرینی در نبرد سخت و دفاع از کشور بگیرید تا بحران ها و تهدیدات و جنگ نرمی که امروز کشور با آن مواجه هست.
همه توجه دارید که حفظ انقلاب از خود انقلاب سخت تر است. و انقلاب را مردم انقلابی که در مقابل چالش ها و تهدیدها می ایستند حفظ می کنند، که همگی بسیجی اند.
قابلیت هایی که بسیج دارد فراوان است، موضوعاتی که ورود میکند فراوان است. امروز جمعی از برادران بسیج هم در قالب طرح صالحین در نماز حضور دارند، بنده در این نوبت به قابلیت بسیج در جهت الگوسازی اشاره کرده، بعض موارد را از کلمات رهبر معظم انقلاب فقط بازخوانی و یادآوری می کنم. البته مطالب عملکردی و نحوه گستره عملکرد را از برادر بزرگوارمان فرمانده محترم سپاه استان سردار حیدرنیا شنیدید.اما نکاتی را که عرض میکنم از یک منظر دیگری است. قابلیت های بسیج بخشی الگو بودن است که راجع به این الگو بودن چند جمله عرض میکنم.
۱. یکی از الگوها، الگوی رعایت قانون و اخلاق است که بسیج نمونه ی اتم آن باید باشد. یعنی هر جا بسیجی ببینیم نمونه قانون ببینیم. آقا فرمودند: شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند. به خاطر اینکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات لوازم قطعی اداره درست نظام است. این هم دستورالعمل است هم آسیب شناسی است.
۲. الگوی جذب جوانان به مسجد. مسجد یکی از مهمترین پایگا ه های نیروساز برای اسلام و انقلاب است و باید حتماً متولیان مساجد برای مسجد برنامه داشته باشند. امام مسجد بخصوص بدون برنامه نباید باشد. باید طرح داشته باشد و امورات فرهنگی منطقه خودش را و حواشی مسجد را و محله را باید مدیریت کند. بدون برنامه و طرح نامه نمی شود خدمت کرد. مسائل فرهنگی هر منطقه متوجه امام مسجدِ مسجد آن منطقه است. البته مهمترین بازوان امام، بسیج است که باید از بسیج در این رابطه استفاده کند.
ایشان در این باره نکاتی را تذکر می دهند که همه ارکان مسجد باید عمل کنند و امروز اگر می بینیم گاهی اختلافاتی هست بیشتر مربوط به جایی است که همین سفارشات رها شده است. فرمودند: مساجد را رها نکنید، نیروی مقاومت بسیج بهترین جایی که دارد همین مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگه دارید. با امام جماعت مسجد، با عبادت کنندگان مسجد و با مومنینی که در مسجدند برادرانه صمیمی باشید که به حمدالله هستید. و آن را حفظ کنید و بیشتر کنید. اول وقت نماز را به جماعت پشت سر پیشنماز هر مسجدی که در آن هستید بخوانید. ( اینها هم تذکر است هم آسیب شناسی است. یعنی به جهات دیگر توجه نکنید. بسیج هر مسجدی که هستید پشت سر امامش نماز بخوانید) در مراسم دینی مسجد و تبلیغات آن شرکت کنید، (خودتان مستقلا دعا و مراسم برگزار نکنید. دعای کمیل مسجد که تمام می شود میروند یک دعای کمیل دیگر برگزار میکنند. این کار خوبی نیست. اصلا مراسم مسجد را امام اگر توجه داشته باشد باید بسپرد دست بسیج و بگذارد آنها برگزار کنند . کار اینطور خوب و قشنگ می شود) در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبی شرکت کنید، شما و امام جماعت آن مسجد، هر کس که هست، مشترکاً مسجد را حفظ کنید. برای مسجد جاذبه درست کنید، تا بچه ها جوانان و زن و مرد محله مجذوب مسجدی شوند که شما در آن هستید و بیایند. مسجد پایگاه بسیار مهمی است. بسیجی و کسی که بسیجی فکر میکند باید الگوی جذب به مسجد باشد لازم نیست حتما کارت بسیج داشته باشد.
۳. الگوی تقوای الهی. آنچه توانسته بسیج را تا امروز حفظ کند، روحیه تعبد و خدا محوری و تقوا بوده که باید این مهم را حفظ و تقویت کرد. فرمودند: بدانید امروز یکی ازسلاح های دشمنانی که مرگ بر آنها می گویید این است که در مقابل جوانان ما دانه بپاشند. دانه گناه، دانه جاذبه های گناه، جاذبه های فساد. تا بلکه بتوانند آن ها را جذب کنند. نفس قوی باید بایستد و تسلیم این جاذبه ها نشود. مراقب باشید. جوانان بسیجی ما مومنند، مطهرند، پاکند. اما ممکن است در میان آن ها افرادی پیدا شوند که روح قوی نداشته باشند و تسلیم ترفند دشمن و شیاطین گردند. این جا تقوا به درد می خورد. تقوا یعنی این که دائم مراقب خودمان باشیم و نگذاریم که اشتباه کنیم.
دوستان تا میتوانید روی مسئله تقوا کار کنید. «فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوى» بهترین توشه که ما را در همه عرصه ها نگه میدارد تقواست. تقوا را در خودتان تقویت کنید.
۴. الگوی مبارزه با فساد. در مقابل اشاعه فساد، خرابکاری و توطئه دشمن بسیج می ایستد.
۵. الگوی هوشیاری. دشمنی که برای ضربه زدن به اسلام و انقلاب از یک راه و با یک روش نمی آید. باید برای مقابله با او هوشیار بود و لحظه ای غفلت و خواب نداشت. بسیج تا امروز در اکثر مواقع موفق بوده است و من بعد انشاءالله موفق خواهد بود.
۶. الگوی بصیرت در دشمن شناسی که مطلب فراوان دارد.
۷. الگوی نوگرا بودن. چیزی که باعث زنده بودن مجموعه ای می شود این است که خودش را دائماً به روز نگه دارد و خودش را احیا کند. در این رابطه فرمودند: تجدد و نوگرائی حقیقی و باز کردن میدان های تازه ی زندگی، مطلوب اسلام است. اصلا اسلام این را از انسان خواسته، این به برکت تامل، تعمق، کار درست، کار فکری، تلاش عملی، مجاهدت، استقبال از کار و از خطر در همه ی میدان ها و همت ها را بلند کردن به دست می آید. این کارها مربوط به کیست؟ مربوط به بسیج است. اگر بسیج را درست معنا کنیم، همین است.
و ده ها مورد دیگر مثل پروژه نفوذ و قابلیت هایی که بسیج برای مقابله و خنثی سازی این خطر مهم دارد و البته باید مواظب باشد، چون خودش یکی از اهداف نفوذ است که در آنها نفود کنند و جایگاه آنها را تخریب کنند. هنر بسیج در شناخت زمان و شناخت نیاز و به موقع عمل کردن است.
با پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی در عصر حاضر، سبک جدیدی از حکمرانی براساس مردمسالاری دینی به دنیا عرضه شد که نقش مردم در آن نقشی واقعی و اصیل است. و در طول مدت این ۴۳ سال با همه فراز و فرودها نقش مردم اصالت خود را حفظ کرده است. و یکی از عوامل موفقیت نظام، از یک طرف همراهی مردم بوده و از طرف دیگر اعتماد نظام به مردم بوده است.
نماد این مردم سالاری، مجلس است و نمایندگان مردم، که وظیفه آنان و توقع مردم از آنان در این دوره سنگین تر شده است؛ چون عنوان مجلس انقلابی گرفته اند پس باید شاخصه های انقلابی بودن را در خود حفظ کنند و اگر در بین آنان کسی ندارد، تحصیل کند.
به مناسبت شهادت فقیه بصیر و مجاهد و عالِمِ استعمارستیز شهید آیت الله سید حسن مدرس در ۱۰ آذر و نام گذاری این روز به نام روز مجلس چند کلمه عرض می کنم. اولاً خدا قوت و خسته نباشید و تبریک عرض می کنم به همه نمایندگان مجلس بخصوص سه نماینده محترم استان.
شهید مدرس الگوی مجلسیان است، شخصیت بزرگی بود که باید مستقلاً راجع به حیات و سیره و نقش او در تاریخ معاصر ایران پرداخت که فرصت دیگری می طلبد. اما این سوال را می شود پرسید که چرا این شخصیت این مقدار هیبت داشت، قدرتمند عمل می کرد و کسی مثل رضا خان قلدر هم از او خوف داشت؟ جواب یک کلمه است، و برای همه ما درس است و باید اینگونه باشیم؛ چون از خدا می ترسید. کسی که خدا ترس باشد و برای خدا کار کند و خالصانه وارد میدان شده باشد، خائنان و دروغگویان و ناصالحان از او می ترسند. حضرت امام (ره) درباره مدرس فرمودند: «مرد قدرتمندى بود، براى اینکه الهى بود، مىخواست براى خدا کار بکند، نمىترسید». کسی که برای خدا کار کند از کسی نمی ترسد. کسی که رفته بر سر بعضی از سفره ها نشسته است و با بعضی از افراد نشست و برخاست داشته و نمک گیر شده چنین کسی می ترسد و الا نباید بترسد. از چه چیزی می ترسد؟ امروز هم اگر مجلس بخواهد موفق عمل کند باید همه توجهش به خدا باشد و برای خدا کار کند و از هیچ کس و هیچ قدرتی جز خدا نترسد.
به تعدادی از شاخص های مجلس و مجلسی انقلابی توجه بفرمایید. مجلس انقلابی هرگز ارتباطش را با توده مردم قطع نمی کند، ساده زیست است و ارتباط مستمر با محرومین جامعه دارد و اجازه به وجود آمدن اشرافی گری را نمی دهد. با مخالفان قانون و دشمنان، مرزبندی روشن دارد. توصیه پذیر نیست، اهل حاشیه و کارهای غیر ضروری و جنجال آفرینی نیست. اهل معامله نیست، اهل اسراف و ریخت و پاش نیست. دشمن شاد کن نیست. اهل مبارزه با فساد است. اهل کار کارشناسی دقیق در قبول طرح ها و لوایح است. حق گو و صریح است. برای تاثیرگذاری بیشتر، برنامه دارد و در قانونگذاری به چیزی جز مصلحت کشور و بهتر شدن زندگی مردم توجه ندارد. دنبال می کند تا اگر قانونی معارض و مزاحم وجود دارد حذف شود. بر عملکرد دولت نظارت جدی و دقیق دارد. در نطق ها، تصویب ها و مخالفت ها، خدا را در نظر گرفته عمل به وظیفه می کند.
مجلس باید عدالتخواه باشد. مجلس نماد عزت ملت و اقتدار ملی است. بر مواضع امام و رهبری مصمم است و از هدایت های امامین انقلاب بهره تام می برد. گوش به فرمان ولی بودن معیار انقلابی بودن و نبودن است و توجیه بردار هم نیست. گاهی میبینیم افراد کارهایی را میکنند و آن کار اصلا انقلابی نیست بعد میگوییم این کار با دستوراتی که آقا داده منافات دارد اما شروع میکنند به توجیه کردن. برخلاف دستور صریح ولی عمل کردن توجیه بردار نیست.
اگر این گونه بود و مطالبی که گفتم محقق شد، می شود همان که امام فرمود: مجلس در رأس همه امور کشور است، یعنى مجلس خوب همه چیز را خوب مىکند و مجلس بد همه چیز را بد مىکند.
باید مشکلاتی که امروز در کشور وجود دارد و مجلس در رفع آنها نقش دارد، اولویت بدهد. گاهی دستگاه های اجرایی دچار توقف هستند به خاطر نبود قانون، باید به اصلاح این امور سرعت بخشید. قانون انتخابات مجلس و شوراها را باید اصلاح جدی کرد.
الان شوراها را شما میبینید در سراسر کشور فقط مربوط به منطقه خودمان هم نیست که چه افتضاحی است. یک عده رفته اند نشسته اند، حالا یک عده دیگر باید بروند بنشینند، دو هفته دیگر دوباره آن ها می روند یک عده دیگر می آیند. بعد آنهایی که نشسته اند می گویند شهرداری که هست ما انتخاب نکرده ایم، دوباره انتخاب می کنند. خب این سیکل معیوب است. اگر این انتخابات از اول درست طراحی بشود این همه هزینه درست نمی کند.
الان بعضی از استان ها که جمعیتی کمتر از ما دارند تعداد بیشتری نماینده دارند. جمعیتشان نصف جمعیت ماست اما ۸ نفر ۹ نفر نماینده دارند؛ اما اینجا استان به این بزرگی و چهارمین استان از نظر جمعیت، سه نفر نماینده دارد. باید به اینها دقت شود و این منطقه نیاز به نماینده بیشتری دارد و قانونش هم هست که هر چند سال یکبار باید به تعداد نماینده ها اضافه شود. اما مدتی است که انجام نشده است با اینکه اگر عملیاتی شود آثار خوبی برای مجلس دارد و برای کشور و برای منطقه های انتخابیه و مردم دارد. کمترین آن این است که مشارکت را بیشتر می کند. مردمی که میخواهند سه نفر انتخاب کنند ده نفر انتخاب میکنند. سلایق مختلف فرصت پیدا می کنند در اداره کشور نقش داشته باشند. به هر تقدیر امروز ما بیشتر به این احتیاج داریم که مجلس محترم به اولویت ها بپردازد و نظارتش را بر دستگاه اجرا قوی تر کند. بحث اقتصاد و دیپلماسی اقتصادی را به جد دنبال کند و امثال این ها.
هر سال در این ایام یعنی ۷ آذر خاطرات پرسنل ناوچه موشکانداز پیکان در عملیات مروارید را بهانه می کنیم تا از شهامت ها، رشادت ها و شهادت های نیروی دریائی ارتش در حفظ و حراست از آبهای سرزمینی تقدیر و تشکر کنیم و خدا قوت بگوییم.
از ایام دفاع مقدس سال های زیادی گذشته است اما هر روز بر توان و قدرت نیروهای مسلح بخصوص نیروی دریایی افزوده شده است. امروز نیروی دریائی ایران این توانمندی را دارد که به عنوان یک نیروی راهبردی در حفظ امنیت از کرانه های خلیج فارس و سواحل مکران و دریای عمان تا اقیانوس هند، و در هر نقطه از آبهای بینالمللی که نیاز به امنیتسازی باشد مقتدرانه حضور پیدا کند. تامین امنیت دریایی با توجه به اهمیت آبراهها در عرصه اقتصاد دریایی و گستردگی تردد کشتیهای تجاری و نفتکشها در دریاها یک ضرورت است که به خوبی دنبال می شود.
راجع به دولتمردانی که کشور را دچار مشکلات اقتصادی و بحران کردند باید دستگاه قضایی به جد ورود کند و کوتاهی در این مسئله نکند. خسارتهایی که به مردم زدهاند باید پیگیری شود.
راجع به حقوق های نجومی مطلبی داشتم که چون رئیس جمهور محترم خودشان ورود کردند و تذکر دادند فعلاً تا حصول نتیجه صبر میکنیم. بعد اگر لازم شد تذکر را عرض میکنیم.
بعضی وقتها قصه هایی پیش می آید که درس آموز است که خدا خیلی زود متکبرین را رسوا می کند. این آقایی که همین روزها دچار بحران شده است در همسایگی ما، گفته بود که من باتجربهترین رهبر جهان هستم و اگر در منطقه بخواهد اتفاقی بیفتد و سنگی جابجا شود باید حتما از من اجازه گرفته شود. خب می بینید در این چند روزه به خاطر اینکه قیمت پولش کم و زیاد شده به چه گرفتاریای افتاده است.
چند روز قبل هم رفتم منطقه حصارک را به خاطر مسئله ای که دارد از نزدیک دیدم. این را باید هر چه سریعتر اقدام کنند چون واقعاً خطر وجود دارد. خانه ها را رفتم نگاه کردم. پروندهاش را هم بررسی کردم. تخلفاتی اینجا صورت گرفته است در قبل و در بعد. الان هم آنجا برای مردم خطرآفرین است. باید سریعتر پیمانکار جدید کارش را شروع کند و تعلل نکند. دستگاه ها و کسانی که دنبال میکنند باید به جد دنبال کنند و دفع الوقت و تعلل نکنند. دستگاه قضا هم باید وارد بشود و متخلفین را پیگیری کند. اسناد و مدارکی هم وجود دارد. اگر خسارتی هم به اهالی زده شده است این خسارت ها به هر دلیلی که باشد، ترک فعل باشد یا هر چه که باشد باید جبران شود. اقدام عاجل اگر صورت نگیرد مشکلاتی را به وجود می آورد. به نظرم دستگاه قضا به جد ورود کند نسبت به کسانی که مقدمات این تخلف را از قبل فراهم کردند؛ اما الان باید علی العجاله به ساخت و ساز بپردازند و تکمیل کنند چون شاید ضرر بیشتری را متوجه آنها بکند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/8/28 | 1400/8/28اگر ایران را دوست دارید به فکر آینده کشور و تکثیر نسل باشید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه156
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا بر اساس تربیت دینی امر به معروف و نهی از منکر را بهترین عامل اصلاح فرد و جامعه می دانند و آن را به بهانه های موهوم ترک نمی کنند. بحث ما راجع به این دو واجب بود و تا حال نکاتی از شرایط و آداب و مراتب و مراحل را مختلف عرض کردم.
لازم است به بعض موارد بیشتر توجه شود مثل این که گفته می شود در امر به معروف و نهی از منکر باید احتمال تاثیر داد و الا ساقط است. خب وقتی ما اهتمام شارع مقدس را می بینیم و تاکیدات فراوان اولیاء دین و آثار فراوانی که بر آن مترتب است را دقت می کنیم، سوال پیش می آید که آیا تمام این ها فقط در صورت احتمال اثر، وظیفه ساز است و در غیر این صورت تکلیفی نداریم؟
با مقدمه ای مطلب را بررسی می کنیم. همه ما مکلف به بجا آوردن نمازهای واجب، روزه، حج و امثال این واجبات فردی هستیم و نمی توانیم ادعا کنیم که این نماز ما که اثری ندارد و ممکن است مورد پذیرش خدای تعالی قرار نگیرد پس رهایش کنیم و همینطور واجبات دیگر را به احتمال اینکه شاید مورد قبول واقع نشود پس رها کنیم. مکلف موظف است به واجبات عمل کند، و نباید به احتمال قبول و عدم قبول اعتناء کند.
آیا امر به معروف و نهی از منکر که فقط عبادت فردی نیست و یکی از مسائل مهم اجتماعی اسلام و ناظر به مصالح عامه است و تاکید فراوان بر احیاء و اقامه دارد متوقف بر اثر و عدم اثر بودن است؟ آیا در اقامه و ادای تکالیف اجتماعی نباید سعی و تلاش کرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود؟ یعنی در امور به این مهمی فقط باید بگوییم من آنچه وظیفه داشتم که گفتن بود را گفتم و بقیه اش به من مربوط نیست. مثل همان مثال پیامبر و کشتی، کسی قبول می کند از شما که بگویی من رفتم به آنکه کشتی را سوراخ می کرد گفتم و تکلیفم تمام شد یا حتی از این هم فراتر، من چون تاثیر در امر و نهی خودم نمی بینم اصلاً چیزی نمی گویم؟
آنچه ما از آیات و روایات و سفارش اهل بیت می فهمیم این است که آمر به معروف و ناهی از منکر تلاش می کند تا معروف در جامعه توسعه و منکر از بین برود. یعنی باید سعی کند طوری امر به معروف و نهی از منکر بکند که تاثیرگذار باشد لذا اینکه گفتند باید احتمال اثر بدهد نه اینکه خب من اینجا احتمال اثر نمی دهم پس تکلیف ندارم. نه، بلکه باید برود راهی که موثر است را پیدا کند و اقدام کند پس احتمال اثر شرط است.
و دامنه اثر هم بسیار گسترده است و در قالب محدود خلاصه نمی شود. گاهی همینکه امر به معروف و نهی از منکر شود نشانه حضور دین در جامعه است و این تاثیر کمی نیست. الان قسمت اعظم جامعه سر است. اصلا انگار نه انگار دارد اتفاقی می افتد. یا حالا بحث یک سری منکرات ظاهری است یک قسمتی هم مربوط به مسائل دیگر است؛ همین مطالباتی که باید انجام شود، عدالت اجتماعی، خود حکومت اسلامی، اینها مسائلی است که کم نیست. لذا باید بررسی کرد نسبت به چه کسانی و راجع به چه مطلبی باید اقدام کنیم و چگونه اقدام کنیم.
البته در اینجا فقها و بزرگان مطالب فراوانی دارند خصوصاً آنان که برای احکام اسلامی شئون اجتماعی قائل هستند که در خطبه کوتاه جای طرح و بحث نیست. و بنده آن را که درست تر می دانم عرض می کنم. مثلاً عده ای می گویند احتمال دادی تاثیر ندارد رها کن، وظیفه ای نداری اما حضرت امام ره می فرماید: با ظن قوی به عدم تاثیر، وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی شود و هر نوع احتمالی را که عقلا قبول دارند که در تاثیر می تواند نقش داشته باشد را قبول می کنند.
اینجا لازم است که مکلف مقدمات تاثیرگذاری را فراهم کند. و اگر دید با فلان روش موفق به تاثیرگذاری نیست باید روش خود را عوض کند و هیچ مجوزی برای تعطیل کردن این واجب نداریم. شاید اگر با رفتار توانستیم اثرگذار باشیم باید همین روش را دنبال کنیم که گاهی دعوت با عمل از گفتن پر اثرتر خواهد بود.
می خواهم عرض کنم که گاهی علت بی اثر بودن این فریضه به خاطر این است که خود آمر به آنچه گفته عمل نکرده در نتیجه امر و نهی او تاثیرش را از دست داده است. توجه داشته باشید که قبلاً هم عرض کردم ولو شخص خودش عامل هم نباشد تکلیف امر کردن را دارد اینجا بحث تاثیرگذاری است که اگر آمر و ناهی خودشان عامل باشند تاثیرگذاری قطعی است.
لذا قرآن کردیم در آیه ۴۴ سوره مبارکه بقره نکوهش می کند که «اَ تَامرُونَ الناسَ بالبِرِّ وَ تَنسَونَ اَنفُسَکُم…» در بیانات امیرالمومنین علیه السلام در این باره دقت کنید که می فرمایند، نقل به معنا می کنم، اگر امر به معروف و نهی از منکر خود را بی تاثیر دیدید باز از شما ساقط نمی شود بلکه باید تلاش کنید تا با اخلاص در عمل، امر و نهی را موثر کنید و اساس دین را زنده نگهدارید. که در روایت دارد: امر به معروف و نهى از منکر عبارت از دعوت به اسلام است.
وقتی معیار زنده نگهداشتن دین شد و همانطور که در نوبت قبل عرض کردم اساس تشکیل حکومت دینی و اقتدار آن امر به معروف و نهی از منکر شد و در روایت داشت همه نیکی ها و جهاد در راه خدا در کنار امربه معروف و نهی از منکر مثل آب دهان در دریاست در این صورت اگر یقین هم داشته باشد که امر و نهی او تاثیر ندارد باز از او ساقط نمی شود و باید برود شرایط تاثیر را فراهم کند. این اساس مطلبی است که از آیات و روایات و سیره اهل بیت به دست میآید.
همه آداب و شرایط و … که برای انجام این واجب قرار داده شده است به جهت رفع تکلیف و کاری کرده باشیم و این حرفها نیست بلکه برای این است که تاثیر لازم را داشته باشد.
حالا این همه از تاثیر می گوئیم، اصلاً تأثیر چیست؟ قطعاً معنایش این است که مخاطب امر و نهی هرکس که هست، آن را بپذیرد و انجام دهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از کسی و چیزی غیر از خدا ترس ندارند. با در نظر گرفتن رضایت الهی وارد امور می شوند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۶ از حکم نهج البلاغه فرمود: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ». هرگاه از انجام کارى ترس داشتى، خود را یکباره در آن کار وارد کن، زیرا ناراحتى، ترس و حذر داشتن سختتر از انجام آن کار است.
اینکه انسان دائماً تردید بی جهت داشته باشد و بدون تحقیق و بررسی از امری خوف داشته باشد یا احتمال بدهد که اگر اقدام به فلان کار کند چه نتیجه ای خواهد داشت و چه اتفاقی می افتد، بعد بنشیند راجع به اتفاقی که نیفتاده راه های برون رفت ترسیم کند، همه این ها از خود آن واقعه بدتر و سخت تر است. لذا حضرت فرمودند، اینجا که ترس از ورود به کار، از خود کار سخت تر است، ترس را کنار بگذار و خودت را از این همه دغدغه با اقدام در آن کار رها کن. یعنی وارد آن کار شو و تمام.
حضرت آقا در جلسه ی با نخبگان مطالب مهمی در بخش های مختلف بیان فرمودند که حتماً ملاحظه کردید؛ در بخش تولید، مهمترین موانع را، موانع فرهنگی دانستند فرمودند: یعنی احساس ناامیدی، احساس ناتوانی، احساس بیآینده بودن، بیحوصلگی، بیهمّتی، سرگرمیهای مضر؛ یعنی اینها چیزهایی است که واقعاً مانع پیشرفت کار تولید است.
شعار سال هم که راجع به رفع موانع تولید و پشتیبانی ها بود، لازم است عرض کنم همه اعم از مردم و مسئولان همراه نهادهاى فرهنگى و اجتماعى، تشکلهاى مردمى، خیریه ها، هیئتها و بخصوص مساجد با برنامه ریزى دقیق با جدیت وارد عرصه شوند. یعنی آن کار فرهنگی و گفتمان سازی که باید انجام شود توسط این گروه ها انجام می شود. مساجد اگر در بحث فرهنگ سازی وارد شوند، هیئات ، سخنرانان، خطبا، مادحان، صدا و سیما و امثال اینها کار فرهنگی را گفتمان غالب کنند قسمتی از مسئله حل خواهد شد.
البته هم تولید کنندگان و هم مصرف کنندگان باید مسائلی را رعایت کنند. مثلاً تولید کنندگان باید ضرورت و اهمیت تولید ملی را براساس ظرفیتهاى علمى و توان داخلى خوب درک کنند و بپذیرند. روحیه تقلید را کنار بگذارند و با خلاقیت و نوآوری بازارِ داخل و خارج را با تولیدات بدیع خود بدست بگیرند. به خاطر سود بیشتر، خارج از چارچوب های ارزشی جامعه تولید نکنند. با تولید کالای با کیفیت و تضمین آن و تکریم مشتری و خدمات واقعی پس ازفروش سود بیشتری کسب کنند. اینها کارهایی است که تولیدکنندگان میتوانند بکنند. مسئولان نظارتی بر امر تولیدکسانی باشندکه به تولید داخلی و استقلال اقتصادی به عنوان یکی از محورهای مبارزه بادشمن اعتقاد جدی داشته باشند. افراد مومن وانقلابی که قائل به ظرفیت ایرانی هستند در سطوح مختلف مدیریتی بکار گرفته شوند.
هم چنین مصرف کنندگان از روی باور به اینکه خرید کالای ایرانی اهمیت و ضرورت دارد اقدام به خرید کنند و این کار را تبلیغ کنند. تا خرید کالای ایرانی را برای خودمان واجب ندانیم به نتیجه نمی رسیم. جایی که مشابه دارد مقید کنیم خودمان را به خرید کالای ایرانی.
یک وقت مطلبی را از علمای اصفهان که مربوط به دوران قاجار بود به نظرم براتون خواندم که حتی فتوا داده بودند میت را در پارچه کفنی غیر وطنی کفن نکنند. نمونه های فراوانی در دنیا وجود دارد که پای کالای غیر مرغوب خودشان ایستادند تا به نتیجه مطلوب رسیدند. البته نباید ناعادلانه همه تولیدات داخلی را ضعیف و بی کیفیت دانست. روی خرید کالای ایرانی تعصب داشته باشید مگر اینکه نمونه ایرانی نداشته باشد.
باید دست دلالان قطع شود و همانطور که حضرت آقا فرمودند مهمترین خریدار که می تواند رونق ایجاد کند خود دولت است، همه ملزومات ادارات در سراسر کشور ایرانی باشد و از دانش بنیان ها خرید کند. خرید چای خارجی توسط دولتیها ممنوع باشد، در جلسات دستگاههای دولتی خرید میوه وارداتی ممنوع باشد و امثال ذالک. ببینید چه سهم عظیمی کشاورزان به این شکل میبرند. من بعضی وقتها در شهر میگردم ادارات دولتی را میبینم که آخر شب چراغهایشان روشن است؛ هیچ کس هم در اداره نیست. در آن اداره احتمالا شوفاژهایشان هم روشن است. در روز هم پرده ها را میکشند و چراغ را روشن میکنند. اقتصاد مقاومتی یعنی همین.
باید رونق داد؛ کسانی که خرید داخلی دارند تشویق شوند. تبلیغات کالای ایرانی در مراکز تبلیغی و اکران عمومی با تخفیف ویژه و یا حتی مجانی اگر امکانش باشد صورت بگیرد. باید شرکت های تولید کننده انتقاد مشتریان را نسبت به کیفیت کالا پذیرا باشند. و تلاش شود تا ارتباط محکمتری بین صنعت و مراکز علمی و دانش بنیان ها که نیروهاى مومن انقلابى کارآمد فراوان دارند فراهم شود.
مطلب دیگری که آقا فرمودند؛ اشاره به جنگ نرم استعمارگران بود که از قبل بوده و تا امروز هم ادامه دارد. فرمودند: ملّت ما را یا هر ملّتی را که دارای استعدادی است، از استعدادِ خودش غافل کنند، او را بیاعتنا کنند به آن استعداد یا حتّی به وضعی برسانند که خود او منکر این استعداد بشود؛ این قدر بگویند نمی توانی، نمی توانی، نمی توانی که باورش بشود نمی توانم و خودش بگوید نمی توانم؛ این یکی از کارهایی بوده که رایج بوده. از اوّلی که استعمار وارد کشورها شد، یکی از کارها همین بوده.
قطعاً یکی از مهمترین اهداف دشمن غافل سازی از توان و اقتدار ملی است که با جنگ نرم این کار را پیش می برد. اتفاقاً در روز تنفیذ حکم رئیس جمهور هم به جنگ تبلیغاتی دشمن در مهندسی افکار عمومی اشاره کردند و از ضعف جبهه انقلاب گله مند بودند.
امروز میخواهم چند کلامی راجع به جنگ نرم صحبت کنم که البته در خطبه ها راجع به جنگ های نرم؛ جنگ شناختی، هیبریدی و مارپیچ سکوت و امثال اینها سخن گفتیم، این تکمیل کننده آن بحث است. در تعریف جنگ نرم گفته می شود: مهندسى آرام افکار عمومى براى هماهنگسازى جامعه و افکار و امیال مردم با اهداف دشمن است که رکن اصلى آن جنگ تبلیغاتى با ابزار رسانه است. خیلی نرم ذهن جامعه را از جایی به جای دیگر منتقل میکنند.
در جلسه درس اخلاق برای دوستان عرض کردم؛ شما فکر کنید مثلاً ۴۰ سال پیش بعضی از جلوه هایی که امروز در جامعه دیده میشود را عکسش را به ما نشان می دادند که شما الان انقلاب کردید برای ارزشهای دینی و اسلامی و انقلابی، این عکس را ببیند؛ در خیابانها خانم ها ۴۰ سال دیگر با این جلوه در خیابان راه می روند. باورمان نمیشد ولی نرم یعنی همین. آرامآرام جوری عمل شد که هیچ نفهمیدم چطور شده است. جنگ نرم است. جنگ سخت بالاخره سر و صدایی دارد. این هم سر و صدا برای کسانی که می دیدند میشنیدند داشت و آنها هم گفتند اما خب افکار عمومی اینطور نبود.
وقتی می دانیم جنگ تبلیغاتی قسمتی از جنگ نرم دشمن هست و برای مقابله با آن باید روایت سازی صحیح بکنیم، جبهه انقلاب نباید بیکار و بی تفاوت و یا ضعیف فقط نظاره گر باشد. دشمن در این جنگ می خواهد ماهیت جامعه و ساختار سیاسی جامعه را تغییر دهد و رسما هم میگویند؛ قبلا نمیگفتند ولی الان میگویند.
برای این کار با طراحی رسانه ای و تبلیغات هدفمند پایگاه های مورد اعتماد و اطمینان مردم را بی اعتبار می کند. خانواده، آموزش و پرورش، دستگاه قضائی و امثال اینها از اهداف جنگ نرم هستند. الان جوانان و خانواده هدف جدی هستند. برای خلاص شدن از پیری جامعه که به زودی اتفاق می افتد همه مسئول هستند و باید کار کنند. به زودی جمعیت ما پیر خواهد شد. خانواده هائی که با سنگ اندازی و مطالبات نابجا ازدواج را به تاخیر می اندازند مسئولند. و مسئولینی که مقدمات اولیه مثل اشتغال و مسکن را فراهم نمی کنند آنها هم مسئولند.
دارند با دست خودمان نابودمان می کنند. اگر ایران را دوست دارید به فکر آینده کشور و تکثیر نسل باشید. بحث دیانت و تشویقات و توصیه های دینی و سنت پیغمبر را بگذارید کنار؛ حس ناسیونالیستی هم اگر داشته باشید، اگر ایران را دوست دارید به فکر آینده کشور و تکثیر نسل باشید. حالا الان میگویند حاج آقا چه میگوید! آموزش و پرورش را گیر داریم، خورد و خوراک را گیر داریم، مسکن و تربیت را گیر داریم. من همه اینها را میدانم و با توجه به همه اینها دارم عرض میکنم. چون روح توحیدی از ما گرفته شده، اینها را توجه نداریم.
با ترفندهای مختلف تبلیغ می کنند که افراد بچه دار نشوند وقتی هم که می خواهند دیگر وقت آن گذشته است. نقطه قوت ما جوان بودن افراد کشور ماست. در جنگ نرم آرام و زیرپوستی آسیب های اجتماعی فرهنگی اقتصادی، بزرگ نمایی می شود، دائماً ناامیدی و یاس را ترویج می کنند و آنقدر تکرار می کنند تا مخاطب آنچه را که آنان می خواهند باور کند.
در این جنگ روی گسل های اجتماعی و قومیتی و مذهبی سرمایه گذاری می کنند تا افراد جامعه را در مقابل هم قرار دهند و وحدت ملی را بهم بزنند. درجنگ نرم رسانه و فضای مجازی مهمترین نقش را دارد و به راحتی احساسات مخاطبین خود را تا رسیدن به مقصد مدیریت می کند. همه اینها که گفته شد مثل آتش تهیه برای جنگ شناختی است که با نفوذ در میل و ذائقه افراد باورهای اعتقادی و رفتاری آنها را مورد حمله قرار می دهد به طوری که به آرامی از اعتقادات گذشته خودش در امور فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دست بر می دارد. شمازیاد دیدید بچه های محکم و انقلابی را که آرام آرام فکرشان عوض شده و چیزهای دیگر میگویند.
در این موقعیت زمانی که دولت و مجلس و دستگاه قضائی انقلابی هستند و انسجامی برای از بین بردن مشکلات مردم بوجود آمده، این وضعیت دشمن را سخت نگران کرده لذا تلاش می کنند تا کاری کنند، مسئولان به کارهای غیر ضروری، غیر از رسیدگی به امور مردم مشغول شوند و در نتیجه امید را از مردم بگیرند.
مهمترین کار در مقابل هجمه دشمن همان جهاد تبیین است که آقا فرمودند و راهکار آن هم روایت سازی رسانه ای است که دوستان باید به جد با شناخت مسائل اصلی از فرعی اقدام عاجل داشته باشند. و ضعف ها (انتخاب موضوع و نحوه ارائه، با زبان مخاطب آشنا نبودن، بین کودک و نوجوان فرق نگذاشتن و …) را جبران کنند. در این جنگ اگر روایت اول دست شما نباشد دیگران روایت می کنند و هر دفاعی هم به نفع طرف مقابل تمام می شود. لذا نباید فقط دفاع کنیم بلکه باید طرح برای حمله هم داشت، با برنامه و طرح عملیات آفندی عمل کنید.
بعد آقا به تمدن نوین اسلامی، آفرینش علم، خلاق بودن، مسئله محور بودن در مسائل کشور، هوش مصنوعی، مهاجرت و استفاده از جوان ها در مدیریت ها تاکید فرمودند. که تبیین هرکدام فرصت مستوفی می خواهد.
حضرت آقا در اولین دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، فرمودند: به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور نیاز به یک بازسازی انقلابی دارد. ما مشکل داریم در ساختار فرهنگی کشور؛ و یک حرکت انقلابی لازم است. البتّه «حرکت انقلابی» یعنی خردمندانه و عاقلانه. معنای «انقلابی بودن» بی هوا حرکت کردن و بی حساب حرکت کردن نیست. اخیرا هم در ضمن حکم نصب اعضای جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی نکاتی در همین راستا و ضرورت پرداختن به مولفه های تمدن سازی بیان فرمودند. و این نشان دهنده اهمیت مسئله تحول سازی در کشور است.
طبق مفاد بیانیه گام دوم باید در سطوحی از نظام اداره کشور تغییراتی صورت بگیرد که مهمترین آن تحول و بازسازی ساختار فرهنگی کشور است. و ایشان شورای عالی را فقط قرارگاه سیاستگذاری ندانستند بلکه قرارگاه فرهنگ سازی معرفی کردند. بحث در این مقوله مفصل است فقط یک کلمه اشاره کنم و آن اینکه: روحیه ای که می تواند مشکلات و معضلات در عرصه فرهنگ را برطرف کند تفکر و مدیریت جهادی و بسیجی است که مبتنی بر ارزش های بلند اسلام و انقلاب، بدون توجه به منافع شخصی، با ایثار مال و جان، و کمترین امکانات و با استفاده بهینه از زمان، نوآورى و خلاقیت دارد. و تا این روحیه وارد کار نشود پیشرفتی نخواهیم داشت.
البته یک عده در این فضاها کاسبان فرهنگی هستند، عناصر فرهنگی هستند، خودشان را هم فرهنگی معرفی میکنند، کار فرهنگی هم می کنند اما کاسب هستند .این ها هم به درد نمی خورند و تا الان اینها بیشترین ضربه را به فرهنگ زده اند و بیشترین آسیب را زدند. کار فرهنگی می کنند بعضا هم کارهایشان فاخر و قشنگ است اما کاسب هستند. اگر برایش داشته باشد وسط میدان میآید، نداشته باشد نمی آید. این ها بیشترین ضرر را به فرهنگ زدند غیر از جهات دیگری که دارد.
لذا روحیه بسیجی که اهل ایثار است و جهادی کار میکند و توقع ندارد او باید وارد عرصه شود که اتفاقاً یکشنبه ۲۹ آبان آغاز هفته بسیج است این روز را به همه بسیجیان عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم همه ما تا آخر با روحیه بسیجی در هر جایگاهی که هستیم خدمتگذار اسلام و انقلاب و مردم باشیم. در آینده اگر توفیق بود نکاتی عرض خواهم کرد.
مطلب دیگر این است که نفسهای مصنوعی آمریکا دیگر کمکی به عربستان سعودی در حال احتضار ندارد و او حیثیت خودش را در جریان جنگ یمن از دست داد. هفت سال از حمله گسترده سعودی ها به فقیرترین کشور عربی و کشتار انسان های بیگناه از کودک و زن و پیر و جوان بدون هیچ دستاوردی می گذرد. اما به فضل الهی صبح پیروزی برای یمنی ها نزدیک است. مأرب تقریبا در اختیار یمنی ها قرار دارد که اگر بر آن مسلط شوند دست آمریکا و صهیونیستها و عربستان از یمن قطع خواهد شد.
هنوز آمریکا مشغول تحریم کردن افراد و نهادهاست باز شش نفر و یک نهاد را تحریم کرد. در مذاکرات پیش رو موضع ایران خوب است. تحرکات رسانه ای دشمنان فعال است و متاسفانه رئیس آژانس هسته ای با نشان دادن چهره واقعی و وابستگی به صهیونیست ها با مواضعی که می گیرد به آمریکا خدمت می کند. البته مواضع ایران در مسئله برجام و مسئله هسته ای کاملا روشن است. و اهدافی که قبلا گفته شده و اینجا چند بار عرض کردیم و امروز هم گفتمان دولت و دستگاه دیپلماسی همین مطلب است ان شاء الله به نتیجه برسد.
مدتی است در این خیابان ها و چهارراه ها که میرویم می بینیم که کودکان کار زیاد شدهاند که تکدی گری می کنند، در سطح جامعه هم زیاد هستند که البته ریشه ها و علل زیادی دارد. متاسفانه دستگاهها نسبت به اینها هم افزایی لازم را ندارند و به نظر میرسد که باید کار عاجلی صورت بگیرد. دستگاههای متولی با هم بنشینند و قرارگاهی را تشکیل بدهند و کار منسجمی را نسبت به امر کودکان کار و اینکه تکدیگری می کنند و شاید قسمت زیادی از آنها اتباع خارجی باشند انجام دهند؛ که چهره شهر و ظاهر شهر را حفظ خواهد کرد. کارهای دیگر هم در کنارش انجام می شود که باید رسیدگی کرد.
مسئله حلقه دره و پسماند و قصه هایی که وجود دارد هم خیلی طول کشیده. این سالها هر کسی که آمد و رفت نسبت به این موضوع مطالبی را گفته است که نسبت به محیط زیست و آثاری که برای جامعه دارد مخاطراتی را هم دارد که انشاءالله زودتر حل شود.
دیدم هفته گذشته دوستان در شورای شهر کار خوبی را انجام دادند؛ کار قشنگی بود، کار پسندیدهای است که قبل از اینکه شروع به کار کنند چون ایام عزاداری بود کسی آنجا مداحی کرد. این کار خوبی است اما چون شما زمانی را که می گذارید کار می کنید متعلق به مردم است سعی کنید ۱۰ دقیقه یک ربع زودتر این کار را شروع کنید که شائبه اینکه وقت کاریتان را متوجه این مسئله میکنید نداشته باشد. خود بنده با اینکه می دانم اگر جلسه روضه در دفتر بگذارم قسمت زیادی از عزیزان شرکت میکنند، در روز این کار را نمی کنم که خدای نکرده به هوای آمدن در جلسه، قسمتی از دستگاهها تعطیل شود و به آن بهانه یک روز را تعطیل کنند و آن روز کار مردم بخوابد. لذا کار خوب و پسندیده ای است ادامه بدهید ولی مواظب زمانش باشید.
اخیراً هم متوجه شدید که استاندار محترم تغییر کردند و استاندار جدید آمده است. از خدای متعال طلب میکنیم که به ایشان همت بدهد و قدرت بدهد که بتواند نسبت به معضلات و مسائلی که مربوط به این استان است، با افرادی که از جامعه از مدیران و جوانان و کارگزاران بزرگوار انتخاب می کند خدماتی را به این منطقه عرضه کند انشاءالله.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/8/21 | 1400/8/21ستادی برای احیای مطالعه در جامعه تشکیل شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه157
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا به مسئولیت خود نسبت به دیگران واقف هستند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمی کنند. عرض کردیم وقتی به منابع دینی توجه می کنیم به خصوص در بیانات امیرالمومنین علیه السلام به این مطلب اشاره شده است که غایت دین و زمینه تحقق همه خوبی ها و فلسفه حکومت و حکمرانی، امر به معروف و نهی از منکر است. حتی عده ای معیار حقانیت و مشروعیت حکومت ها را در دنبال کردن، تحقق و محافظت از این فریضه دانسته اند.
وقتی دائره امر به معروف و نهی از منکر این قدر وسیع باشد، دیگر فقط یک واجب فردی نیست. بلکه واجبی است اجتماعی با آثار فراوان. مثل تأمین حقوق همه شهروندان که یکی از وظائف دولت هاست. امیرالمومنین علیه السلام در باره فلسفه حکومت می فرماید: باید ستمدیدگان از هرگونه ستمى ایمن باشند و حدود الهى بر زمین نماند. یعنی دولت ها توان و اختیار این را دارند و باید در جهت تامین مصالح مردم و تامین حقوق عامه حرکت کنند و حق هر ذی حقی را به تمامه و کماله به او برسانند. این یعنی معروف.
حضرت در منشور حکومتی اش از مالک اشتر می خواهد تا نیاز نیازمندان را برطرف کند و آماده شنیدن گفته ها و اعتراضات آنان باشد. فرمود: من از رسول الله بارها شنیدم که میفرمود: پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون لکنت زبان حق خود را از قوی دست بستاند.
باید جامعه انقدر رشد کرده باشند که بشود در آن مطالبه گری کرد همه نسبت به همه اشخاص. پس در عرصه اجتماع وقتی سخن از امر به معروف و نهى از منکر می شود یعنی باید به وسیله این واجب حقوق مستحقان را به آنان داد و از ظلم ظالمان نسبت به مظلومان جلوگیری کرد و در هدایت و تامین مصالح عامه کوشش کرد.
لذا وقتی حضرت راجع به فلسفه احکام سخن می گوید می فرماید: خداوند امر به معروف را براى اصلاح کار همگان و نهى از منکر را براى بازداشتن بى خردان وضع کرده است. و براى آن که اشرار حاکم نشوند، امر به معروف و نهى از منکر باید به عنوان مهم ترین ابزار نظارتى به کار گرفته شود.
قبلاً عرض کردیم، اقدام به امر به معروف و نهی از منکر با شرائطی که دارد بر همه مکلفین و نسبت به همه واجب است. و کسی هم از این دائره خارج نشده، مثلاً نداریم در جائی که برای بعض مسئولیت ها مصونیت قائل شده باشند، خیر اینطور نیست بلکه اتفاقاً در دستورات دینی بابی داریم با عنوان النصیحه لائمه المسلمین. یعنی هر مسلمانی می تواند از روی نصح و خیرخواهی حتی حاکم را امر به معروف و نهی از منکر کند، البته تاکید می کنم با شرائطی که بیان شد.
امیرالمومنین علیه السلام به مالک فرمود: و آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید و در آنچه کنى یا گویى و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد کمتر یارى ات کند. این توصیه امام به فرماندارانش یعنی کسی که مسئولیتی را پذیرفته معصوم از خطا و اشتباه نیست و باید نقدپذیر باشد و دیگران هم وظیفه دارند تذکر بدهند.
امام علیه السلام با این که خودش مصون از خطا و اشتباه است اما یادآوری می کند که کسی که در چنین جایگاهی قرار گرفت مصونیت ندارد. فرمود: از گفتن حق یا راى زدن در عدالت باز نایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم؛ مگر که خدا مرا در کار نفس، کفایت کند که او از من بر آن تواناتر است. پس هر کس به اندازه مسئولیتی که دارد نیازمند نظارت دیگران است. و این مهمترین ویژگی جامعه دینی و نظام اسلامی و وجه تمایز آن با جوامع و نظام های دیگر حکمرانی است.
و قبلا هم عرض کردیم این مطلب خودش در ماده ۸ قانون اساسی آمده است. و این نظارت و امر به معروف و نهی از منکر را هیچ قانون دیگری نمی تواند ممنوع و یا حتی محدود کند. چون عرض کردیم طبق روایات اهل بیت علیهم السلام که بقیه فرائض و قوانین قوامشان به اقامه این واجب است. اگر این واجب رها شود اول اشرار حاکم می شوند و بعد جامعه را به هلاکت می رسانند و وضعیت طوری می شود که دعاى کسى نیز به اجابت نمى رسد و گناه این هلاکت به گردن همه است چه خوب باشند و چه بد. این عبارت عین روایت بود که عرض کردم.
عده ای، احکام دیگر و واجبات دیگر را ولو سختی فراوان داشته باشد، انجام می دهند اما ترس دارند از اینکه به این واجب عمل کنند. گمان می کنند اگر اقدامی داشته باشند نان و جان خود را از دست می دهند. نباید ترس داشت، ترس که آمد حق پوشیده می شود و انسان خودش را خوار می کند. انسان شجاعی که از دام طمع و ترس خود را رها کرده است، حق پوش نیست و حق را با صدای رسا بیان می کند و به هر مقدار که طمع ندارد حق مدار است.
لذا امیرالمومنین علیه السلام برای اینکه این فکر را در افراد تصحیح کند فرمود: پس امر به معروف و نهى از منکر کنید، که نه اجلى را نزدیک مى سازد و نه روزى اى را عقب مى اندازد. و فرمود: فرمان خداى را برپا ندارد، جز کسى که در حق، مدارا نکند و خود را خوار نسازد و در پى طمع ها نتازد. خداوند متعال به همه ما توفیق دهد تا بتوانیم در مسیر احیاء این فریضه الهی قدم برداریم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین از نیرو و نعمت خدادادیِ خشم به بهترین وجه و در راه خدا استفاده می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۵ از حکم نهج البلاغه فرمود: «مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ، قَوِیَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ». هر کس نیزه خشم را به خاطر خدا تیز کند، بر نابود ساختن سختترین خلاف ها قادر خواهد بود.
سنان یعنی نیزه، که براى شدت خشم استعاره آورده است تا علت شکست دشمن را بیان کند. انسانی که با توکل بر خدای تعالی و با تکیه بر او بر باطل خشم می گیرد، قدرتش دو چندان می شود و هیبتی از او در باطل می افتد که نتیجه اش غلبه ی حق است. هر کس بر خدای قادرِ غالبِ عزیز تکیه کند، پیروز است و دشمن او ناچیز و ضعیف و ناتوان است. در تاریخ اسلام پر است از پیروزی عده ی کمی بر تعداد فراوانی از دشمنان. از جنگ بدر بگیرید تا جنگ خیبر. همه برای خدا دست به سلاح بودند. لذا قوی و عزیز بودند. خدای تعالی در همه ما تقوا را تقویت بفرماید.
۲۳ آبان که مصادف است با هشتم ربیع الثانی در سال ۲۳۱ قمری خانه امام هادی سلام الله علیه منور به وجود یازدهمین خورشید آسمان ولایت و امامت و سیزدهمین معصوم یعنی حضرت امام حسن عسکری علیه السلام شد. این ولادت را به همه شما عزیزان پیشاپیش تبریک عرض می کنم.
فرزندی که از دامن مطهر مادری پرهیزکار و نیکوکار به نام حدیثه متولد شد که پدر عدالت گستر موعود حضرت ولی عصر ارواحنا فدا هست و کنیه آن حضرت ابا محمد است و از القاب او زکی، سراج و خالص است که به خاطر زنده نگه داشتن جایگاه ویژهای که شیعه در زمان حضرت رضا سلام الله علیه به دست آورده بود مثل پدر و جدش به او هم ابن الرضا گفته می شود.
مکرر عرض شد که در زمان امام عسکری حساسیتهای خاصی وجود داشت و امام باید فعالیت هایش را به طور ویژه مدیریت میکرد که آسیبی به شیعه و دین وارد نشود. در همین دوره امام عسکری حضرت به آرامی یکی از بزرگترین توطئه ها و فتنه ها علیه قرآن کریم را خنثی کرد و آن فتنه کندی بود. کندی یکی از دانشمندان آن زمان بود که آیات متشابه قرآن را در کتابی جمع آوری کرده بود و قصد داشت با ایجاد شبهه سند حقانیت اسلام، سند رسالت و معجزه پیغمبر را تخریب کند که با تدبیر و مدیریت امام عسگری سلام الله علیه، خود کندی کتاب خودش را آتش زد.
در هر دوره ای قدرنشناس داریم. قدرناشناسان دوران امامعسگری کاری کردند که خدای تعالی تنبیه کرد و این سنت خداست که هر جا کفران و ناسپاسی آمد خداوند نعمت را میگیرد. خداوند نعمت امامت را گرفت. عدهای از سران و بزرگان شیعه، نامه ای را تنظیم کردند برای امام عسکری که بیلان و هزینه کرد پول هایی که برای شما فرستادیم به ما بدهید. خیلی عجیب و سوزناک است این داستان. گفتند پول هایی که به شما دادیم گزارشی از آن به ما بدهید. چقدر انسان متاسف میشود برای نادانی یک عده. اینها خواص هم بودند به خدا پناه می بریم از خواص.
حضرت یک کلام سخن گفتند. فرمودند: اگر امامت یک امر مستمر است چرا چنین مطلبی را از اجداد و پدران من درخواست نکردید و نشده است؟ چطور شما من را امام می دانید و از من این سوال را می کنید؟ امام حاکم بر تمام اموال است؛ پاسخگوی چه کسی باید باشد؟ این از مواردی است که مربوط به امامت است. از آن به بعد امام دستور جدیدی آوردند و آن این بود که پرده سیاهی در اتاق زده شد و از آن لحظه به بعد مردم محروم از دیدن امام شدند. فقط صدای او را می شنیدند. حتی هیبت امام را هم دیگر ندیدند. از پشت پرده سخن می شنیدند و این اولین مرحله شروع غیبت بود.
کفران نعمت اینطور است؛ نعمت را میگیرد و این کار ادامه پیدا کرد و بعد از مدتی صدای امام را هم دیگر نمی شنیدند. بعد غیبت صغرا شروع شد که دوران امامت فرزند امام عسکری است. در این غیبت ۷۰ سال مردم به واسطه نواب با امام ارتباط داشتند و بعد از آن هم غیبت کبری شروع شد و تا امروز که می بینید اوضاع چگونه است.
در ۲۵ آبان که مصادف است با دهم ربیع الثانی، طبق نقل و روایت، سالگشت ارتحال و وفات شهادت گونه فاطمه معصومه سلام الله علیها است. بانوی بزرگواری که مفسر و محدث و مربی نفوس مستعده بود که این روز را هم به شما تسلیت عرض می کنم. بانوی با فضیلتی که تربیت شده مکتب اهل بیت علیهم السلام بود و مدفن او در قم حرم اهل بیت علیهم السلام شد. امام صادق سلام الله علیه سال ها قبل از ولادت او به فرزندش امام کاظم این مطلب را خبر داده بود که به واسطه دفن دختر تو منطقه، منطقه خاصی خواهد شد که از نظر جایگاه، جایگاه ویژهای در عصر غیبت دارد. نظیر کوفه است به معنای دارالخلافه برای حضرت حجت.
در تمدن سازی اسلامی قم نقش موثری دارد لذا با هجرت حضرت معصومه به قم این شهر که معدن علم و فضل و تولید فرهنگ ناب و گسترش آن در جهان بود جان تازهای گرفت. فعال تر و روشن تر شد. و تا امروز هم هست. در روایت دارد که علم از قم به تمام نقاط عالم از شرق تا غرب رسانده میشود و حجت بر همه مردم تمام میشود وکسی روی زمین نمیماند که دین به او نرسیده باشد.
مناسبتی که در هفته آینده داریم بیست و چهارم آبان روز کتاب و کتابخوانی و کتابدار است. هر سال نکته ای را راجع به انس با کتاب که بزرگ ترین وسیله کمال بشر هست را عرض کردم. امروز هم عرض میکنم که چیزی جای کتاب را نمی گیرد. حتماً اهل مطالعه باشید ولو کتاب الکترونیکی که در اختیار هست و هر لحظه ای را شما می توانید لحظه کتابخوانی قرار بدهید. حتماً بر اساس سلیقه و نیاز یک سیر مطالعاتی داشته باشید، به مقدار کم در طول روز و در طول هفته، نکند که نداشته باشید.
یک برنامه مطالعاتی را به صورت منظم برای خودتان شعار کنید مثلاً روزی نیم ساعت با نهج البلاغه، روزی نیم ساعت با تفسیر، یک برنامه مرتبی را داشته باشید مثلاً نیم ساعت با کتابهای استاد مطهری، ذوق و شوق مطالعه را در خودتان زنده کنید. امیرالمومنین سلام الله علیها فرمودند: کسی که خود را با کتابها آرامش دهد هیچ آرامشی را از دست نداده است. اینقدر کتاب آرامش بخش است.
باید چیزی که شبیه ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر هست درست شود که کارش احیای مطالعه در جامعه باشد تا کتاب و کتابخوانی سکه رایج فرد و جامعه شود. مگر میشود کانون پرورش روح و کمالات معنوی و حتی پیشرفتهای مادی بود و با کتاب انس نداشت؟! اگر دنبال تغییرات اساسی و ارتقای کیفی فرهنگ عمومی هستیم باید به کتاب ولو الکترونیکی توجه خاص داشته باشیم.
باید برای اقشار مختلف کتاب هایی تخصصی نوشته شود. به کتاب های کودک باید توجه جدی شود. من بعضی وقت ها کتاب هایی که مربوط به کودک است را جمع آوری می کنم، نگاه می کنم، بررسی می کنم، ضعف زیادی داریم. آینده از همین نقطه ساخته می شود. باید به آن توجه جدی کرد. باید دسترسی به کتاب را آسان کرد. در هر مکانی که امکانش هست باید کتابخانه کوچکی را علم کرد.
سالهای پیش پیشنهادهایی را دادم که در مصلی ها و مساجد کتابخانه بگذارند. خودمان تا جایی که مقدور بود انجام دادیم. مساجد هم بعضی ها را دیدم که انجام شده. کتابخانه های کوچکی را بگذارید هرکس خواست کتاب بردارد هرکس کتاب داشت از خانه بیاورد تا کتابها بچرخد. حتی در آپارتمان ها، مجتمع های مسکونی، محله های عمومی کتابخانه کوچکی گذاشته شود، اهل ساختمان کتابهایشان را بگذارند آنجا.
در امامزادهها هم خوب است که کتابخانه های کوچکی گذاشته شود بعضی وقتها افراد دنبال محل آرامشبخشی می گردند؛ آنجا نماز می خواند، زیارت می کند، قرآن و دعا را که خواند کتاب هم باشد که ده دقیقه مطالعه کند. متولیان امر اگر این کار را بکنند اثرش را خواهند دید. به مناطق محروم کتاب را ببرید. گروه های جهادی که برای خدمت رسانی می روند به نظر می رسد که با خودشان کتابخانه کوچک سیار البته با توجه به نیاز منطقه در بیست روز یک ماهی که آنجا هستند کتابخانه را با خودشان ببرند.
باید مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی راجع به نهضت مطالعه مفید عملیاتی شود تا سرانه مطالعه کتاب از آن عددی که هست و من خجالت میکشم بگویم بیشتر شود. سرانه مطالعه کتاب اصلاً قابل گفتن نیست که مردم ما در طول سال چقدر کتاب می خوانند. به آن یک ورقه و نصف ورقه هم نمیگویند. باید اینطور شود که اصلاً مگر میشود کسی بدون کتاب زنده باشد؟! حتی شده کتاب صوتی برای کسانی که حال ورق زدن هم ندارند در گوشش بگذارد و بشنود تا شب که خوابش میبرد در حال مطالعه خوابیده باشد.
رزمایش بزرگ ذوالفقار ۱۴۰۰ از سوی نیروهای مختلف نظامی کشورمان ارتش جمهوری اسلامی و سپاه با استفاده از انواع تجهیزات پیشرفته که ساخت خودمان هم بود و در دوران تحریم هم ساخته شد به خصوص پهپادهای انتحاری و انواع موشکهای کروز داخلی برگزار شد. دلیرمردان جوان و با ایمان نیروهای مسلح نبرد های مختلفی من جمله نبرد دریایی دور از ساحل خودی را شبیهسازی کردند و توان بازدارندگی و توانایی مقابله به مثل را با موفقیت به نمایش گذاشتند که بشارت خوبیست.
چند روز قبل رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی در یک سخنرانی گفته بود نیروهای اسرائیل در حالت تسریع برنامه های عملیاتی و آمادگی خود برای مقابله با ایران و تهدید برنامه هستهای نظامی آن است. رزمندگان غیور ما در این رزمایش این پیام روشن را به رژیم غاصب و کودک کش و دیگر دشمنان منطقهای و فرامنطقهای دادند که اگر اشتباه محاسباتی کنید و حرکتی بر علیه منافع ایران داشته باشید پهپادها و موشک های ساخت ایران نفسهای شما را در سینه هایتان خفه خواهند کرد.
سازمان ملل هم بر علیه رژیم منحوس در رابطه با شهرک سازی قطعنامه داده است. این قطعنامه ها چه ثمری دارد وقتی دست و پای این حیوان خون خوار سفاک برای جنایت باز است؟ حالا شما قطعنامه بدهید. همین روزها را ببینید که دارند بمباران می کنند و موشک می زنند. قطعنامه که اثری ندارد. بازدارندگی این قطعنامه ها کجاست؟
رژیم جعلی البته به خوبی میداند که امنیت ندارد و برای امنیت خودش ارتباط میگیرد با کشورهای عربی و کارهایی را انجام می دهد اما محور مقاومت به فضل پروردگار و با اقتدار خواب و خوراک را از این جرثومه فساد و تباهی در این منطقه گرفته است و او را زمین گیر کرده است و هرچه تلاش می کنند خودشان را به اضمحلال نزدیک تر می کنند. اینکه گفتند بر علیه ایران اقدام میکنیم ما هم یک جورهایی منتظر هستیم که یک اشتباه کند تا آن موقع همانطور که حضرت آقا فرمودند دیگر از حیفا و تلاویو روی زمین اثری نخواهد ماند.
مطلبی که مدتی است مطرح است مساله حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی از کالاهای اساسی است که دولت و مجلس محترم باید تمام ابعاد و جوانب آن و آثاری که بر زندگی افراد به خصوص اقشار کم درآمد جامعه دارد را به دقت بررسی و ارزیابی کنند. گرانی ها به اندازه کافی جامعه را تحت فشار قرار داده است. لطفاً دقت لازم را داشته باشید تا به مردم شُک جدید وارد نشود و دچار نگرانی تازه ای نشوند. حتماً لازم است اقدامات موثری برای اصلاح بازار و مشکل گرانی برداشته شود. ما منتظریم و هنوز اقدام جدی و موثری دیده نمی شود. امیدواریم به زودی این اقدامات دیده شود. هنوز مردم اهل صبوری هستند و دولت تازه کار و جدید را فرصت میدهند. امیدوارم به سرعت این ضعف ها جبران شود.
نکته استانی: خوب الحمدلله استاندار البرز هم توسط دولت اگر چه کمی دیر ولی بالاخره انتخاب شد. و در هفته پیش رو معرفی خواهند شد. اولاً از تلاش و فعالیت های استاندار سابق جناب آقای شهبازی تشکر می کنم. خدای تعالی بر اساس نیات افراد به عمل آنان پاداش می دهد لذا هرچه کار در این استان انجام داده اند و نیت الهی داشته اند عندالله ماجورند و متنعم، من نمیدانم چگونه بوده، نیات را خود افراد میدانند؛ ما هم موظفیم به هر مقداری که کار صورت گرفته تقدیر کنیم و تشکر کنیم و خدا قوت بگوئیم و از خدای تعالی بخواهیم در هر جایگاهی که قرار می گیرند موفق و موید باشند.
ثانیاً برای استاندار جدید جناب آقای عبداللهی هم آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در مدت ماموریت در این منطقه منشاء آثار و برکات باشند. عمر مسئولیت ها کوتاه و زمان به سرعت سپری می شود و نباید فرصت ها را از دست داد. به جناب ایشان عرض می کنیم استان البرز پر است از فرصت کار و جوانان عالم، مستعد و متدین آماده به کار و خدمت که باید با مدیریت حضرتعالی و برقراری جو همدلی و محبت با استفاده از همه ظرفیت ها، شعار ما می توانیم را گفتمان رایج کرده تا شاهد فتح قله های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در این استان که تاثیر بر نقاط دیگر کشور هم دارد باشیم.
پس باید به جدّ تلاش کرد تا عقب ماندگی های گذشته استان که علل مختلفی دارد به سرعت جبران شود. استانی که در طول سال های بعد از استان شدن، باید به تقویت، بازسازی و ایجاد زیرساخت های لازم می پرداخت، اما شاهد بعضی سیاسی کاری های سیاست بازان سالوس برای رسیدن به مطامع مادی و دنیائی خود بود و افراد شایسته و خدومی که بدون چشم داشت می توانستند منشاء اثر و رشد همه جانبه استان باشند دیده نشدند و کمتر به کار گرفته شدند و می بینیم امروز استان در بعض امور از بعض مناطق کم برخوردار کشور هم عقب تر است. استانی که نزدیک استان تهران است با این همه منابع و آورده اما بعضی جاهایش از بعضی مناطق که اسم نمیبرم عقب تر است.
همانطور که رهبر معظم انقلاب در بحث رونق اقتصادی فرمودند که ظرفیت های مردمی را فعال کنید و مردم را در امور دخالت بدهید. این استان کاملاً آمادگی انجام این مهم را دارد. برای رفع مشکل بیکاری امروز شهرک صنعتی اشتهارد کاملا آمادگی دارد و پذیرای افراد است. دائم میگوید کم داریم و هر کس توان دارد بیاید. برنامه ریزی و مدیریت میخواهد که این داشته ها فعال شود. مصادیق فراوان در ذهن دارم.
من هشت سال است خدمت شما هستم چهار استاندار عوض شده و این یک بلیه است تعویض استاندار یعنی عدم ثبات مدیریت که ضرر فراوان دارد. چون استاندار که می آید یک تغییرات اساسی میدهد. مدیران و معاونین عوض میشوند. حتی تا آبدارخانه هم عوض می شود. یک سال خورده ای طول می کشد، دو ماه بعد خودش عوض می شود. یک آقای دیگر می آید و دوباره از اول… امیدواریم در این دولت شاهد این امور نباشیم. افرادی که انتخاب می شوند و شدند توانمند باشند و قدرت داشته باشند. کارشان را بلد باشند. اهل لابی گری و سیاسی بازی نباشند. مشغول کار باشند. این استان زمینه کار فراوان دارد و خیلی زود شکوفا خواهد شد و الگوی مناطق دیگر کشور خواهد شد. عناصر جوان در این استان فراوانند. ظرفیت های کاری فراوان است. نکاتی را در صورت لزوم و با قید حیات در جلسه معارفه عرض خواهم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/8/14 | 1400/8/14جمعیت مؤلفه قدرت و اقتدار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه158
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
خودم و همه شما را به تحصیل تقوا توصیه می کنم. بحث در امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو واجب الهی بود و نکاتی عرض شد. همه کارهائی که انسان انجام می دهد چه عبادی باشد و چه غیر عبادی، مربوط به مسائل فردی باشد یا اجتماعی، آدابی دارند و عمل واجبی مثل امر به معروف و نهی از منکر قطعا آدابی دارد که باید رعایت شود.
اولاً اینکه کسی حق ندارد به اسم امر به معروف و نهی از منکر در امور دیگران تجسس کند. تجسس حرام است و در قرآن کریم هم نهی شده است. در این مسیر خود را فراموش نکند و کار را به نحو احسن انجام دهد. خدای نکرده پرده دری نکند و تا رسیدن به نتیجه مطلوب و از بین رفتن منکر و توسعه معروف صبوری کند.
همانطور که قبلاً هم عرض شد امر به معروف و نهی از منکر فقط مربوط به عبادات و بعض امور جاری نیست بلکه بر اساس آموزه های دینی و آنچه از روایات فهمیده می شود، معروف هر کردار و رفتار و اعتقاد پسندیده اى است که عقل سلیم انسان به آن حکم، و قرآن و سنت آن را تأیید مى کند.
بنابراین همه خوبی ها و خیرات در دامنه معروف قرار می گیرند. مثلاً ارزان فروشی و رعایت حال مردم را کردن و انصاف داشتن و اصلاح ذات البین تا دفاع از دین و ارزش های الهی تا برسد به جهاد و تاسیس حکومت اسلامی همه از موارد معروف است. و آنچه که مقابل اینها قرار دارد منکر و نهی شده است.
اگر به کلمات مولانا امیرالمومنین علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام توجه کنید می بینید که نگاه آنان به قدرت و حکمرانی مربوط به جایی است که بتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند. حضرت هدف خود را از پذیرفتن خلافت، انجام امر به معروف و نهى از منکر بیان فرموده اند.
پس از قتل خلیفه سوم، مردم به سوى حضرت شتافتند و بر بیعت با او اصرار کردند، اما سنت های نبوی در طول این سال ها عوض شده بود و تعدادی از آنها از بین رفته بود و فرمودند شماها نمی توانید حکومت عادلانه را تحمل کنید. و بالاخره با الحاح و اصرار حضرت با همین شرط که امر به معروف و نهی از منکر کند پذیرفت، و مدتی نگذشت پیش گوئی امام خود را نشان داد و نتوانستند عدالت او را تحمل کنند. و همین عدالت خواهی حضرت را حمل کردند که سیاست بلد نیست، شخص دلیری است اما علم جنگ نمی داند. نمیتوانستند که دلاروی حضرت را منکر شوند.
حضرت شرط کرده بود قدرت را می خواهد تا عدالت برقرار کند. عبدالله بن عباس نقل مى کند که در آغاز جنگ جمل نزد حضرت در ذى قار رفتم و دیدم که نعلین خود را پینه مى زند. امام از من پرسید: قیمت این نعلین چند است؟ گفتم: بهایى ندارد. حضرت فرمود: به خدا قسم، این را از حکومت بر شما دوست تر دارم؛ مگر آن که حقى بپا دارم یا باطلى را برطرف سازم.
یا در روزهای قبل از ضربت خوردن در بیانی که بوی گله از مردم می داد فرمود: خدایا! تو مى دانى آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیاى ناچیز، خواستن زیادت. بلکه مى خواستیم نشانه هاى دین را به جایى که بود بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم. تا بندگان ستمدیده ات را ایمنى فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد. این یعنى امر به معروف و نهى از منکر. و همین مسیر را امام حسن و امام حسین علیهماالسلام هم طی کردند.
نقش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نقش بازدارندگی و بیان نقص هائی است که کل حیات اجتماعی را به خطر می اندازد. بعضی مثال قشنگی زده اند. اگر جامعه را به موجود زنده و یا انسان تشبیه کنیم، جریان اطلاعات در آن، مثل سلسله اعصاب عمل می کند. مهم ترین کاری که سلسله اعصاب در بدن دارد انتقال همه خبرهای خوب و بد به سیستم مرکزى است تا او بررسی لازم را بکند و فرمان بدهد که چگونه عمل شود.
حالا فرض کنید در کنار شما آتشی شعله می کشد و شما خبر ندارید. اگر سلسه اعصاب شما درست کار کند وقتی حرارت را حس کرد واکنش نجات می دهد و شما را نجات می دهد اما اگر سیستم عصبی درست عمل نکرد یا شما در خواب عمیق بودید، نتیجه ای که از این آتش سوزی بدست می آید معلوم است که چیست.
امر به معروف و نهى از منکر، درست همین نقش را برای سلامت جامعه و حفظ او از هلاکت دارد. این عامل قوی موارد نقص و کمبودها را به مسئولان تذکر می دهد تا با شناخت درست، آنچه به حال عموم مردم مفید است را تصمیم بگیرند. اینجا تاکید امیرالمومنین روشن تر می شود که چرا می خواهد که امر به معرف و نهی از منکر ترک نشود و گرنه افراد شرور حاکم می شوند و دعاها به اجابت نمی رسد.
ترک امر به معروف اشرار را حاکم می کند تا حدودی روشن است اما چرا دعا مستجاب نمی شود؟ روزى کسى از امیرالمومنین علیه السلام پرسید: با آن که خداوند وعده استجابت دعا داده و فرموده است: ادعونى استجب لکم، چرا دعاى ما مستجاب نمى شود؟
حضرت فرمودند: به دلیل وجود هشت خصلت در شما، دعایتان مستجاب نمى شود: اول آن که خدا را شناختید، اما حق او را ادا نکردید و از این شناخت سودى نبردید. دوم آن که به پیامبرش ایمان آوردید، آن گاه با سنت او مخالفت کردید و شریعتش را می راندید. سوم آن که کتابى را که بر شما فرود آمده است، خواندید، اما بدان عمل نکردید. کتاب خدا برای ما از سرنوشت اقوامى سخن مى گوید که بر اثر ترک امر به معروف، نیکانشان نیز در کنار بدکارانشان هلاک شدند و از ما مى خواهد تا از فرجام آنان عبرت بگیریم و همواره پایبند و مجرى این فریضه باشیم. وقتی ترک کردیم و عبرت نگرفتیم جامعه تباه می شود.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: شنیدم که رسول خدا مى فرمود: خداوند تنها بدان سبب امت هاى پیش از شما را هلاک کرد، که امر به معروف و نهى از منکر را واگذاشته بودند. پس اگر کسى از حاکمیت بدکاران هراسان است، و خواهان بقاى دولت صالح است، نمى خواهد حکومت صالح نابود شود، باید امر به معروف و نهى از منکر کند؛ چون امر به معروف و نهى از منکر، هم ضامن تداوم سلامت جامعه و حاکمان است و هم مانع به قدرت رسیدن اشرار و تباهى امت است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا در امور مختلف زندگی از مشاوره اهل مشورت کمال استفاده را می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۴ از حکم نهج البلاغه فرمود: «مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَاءِ». هر کس از انواع اندیشهها استقبال کند، موارد اشتباه را خواهد شناخت.
قطعاً همین طور است که اگر انسان با نظرهای مختلف و افکار گوناگون ارتباط دشته باشد و از آراء آنان استفاده کند به راحتی کمبودها و نقص ها را تشخیص می دهد و در نتیجه راه های اصلاح امور را پیدا می کند. لذا در روایات متعددی خودرأیی مذمت شده است. حضرت در بیانی فرمود: تنها جاهل است که شیفته رأی خویش است.
نکته ی دیگری که شاید از عبارت بشود فهمید این است که نباید در کارهای پیش رو با عجله عمل کرد بلکه باید مقداری درباره آن تامل داشت که با مشورت گرفتن از دیگران و بررسی دقیق این مهم محقق می شود. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
امروز ۱۴ آبان است روز فرهنگ عمومی. نامگذاری امروز به نام شورای فرهنگ عمومی در تقویم رسمی کشور بیانگر اهمیت فرهنگ و نقش فرهنگ و به خصوص فرهنگ عمومی در عرصه های مختلف و سیاست های راهبردی است. به طوری که رهبر معظم انقلاب در بیانی فرمودند اصلاح فرهنگ عمومی از همه کارها مهمتر است چون این کار محور همه کارهای دیگر است.
فرهنگ عمومی یکی از آن مسائل مهم ما است که همه کارهای فرهنگی که انجام میدهیم باید در جهت اصلاح فرهنگ عمومی باشد. از من خطیب جمعه گرفته تا نویسنده و فیلمساز و رسانه های مکتوب و غیرمکتوب همه باید در مسیر اصلاح فرهنگ عمومی و تقویت فرهنگ عمومی قدم بردارند.
بعد از صدور بیانیه گام دوم و ورود به چله دوم انقلاب و دوره دولت سازی و جامعه سازی و تمدن سازی باید به فرهنگ عمومی توجه بیشتری شود. به ویژه وقتی میبینیم دشمن عنود برای جایگزین کردن نظام ارزشی خودش با هرچه قدرت و توان دارد با انواع ترفند ها نسبت به ذهن و اعمال و روش زندگی ما علی الخصوص کودکان و نوجوانان ما تلاش مضاعف دارد، ما هم باید کارمان را با دقت بیشتری پیش ببریم. امروز مهمترین وظیفه متولیان فرهنگی حفظ و حراست و تربیت کودکان و نوجوانان است.
این مهم تر از بقیه امور فرهنگی است. از کودکان باید کار را شروع کرد. رهبر معظم انقلاب در بیانی فرمودند باید نسبت به کالاهای فرهنگی فاسد که به راحتی در دسترس کودکان قرار می گیرد کار جدی کرد. فرمودند مراکز هدایت کننده فرهنگ در سرتاسر دنیا برای القاء مقاصد استعماری به کودکان ماست؛ یعنی آنها دارند کار و تولید می کنند و تصمیم شان این است.
فرمودند: ناگهان مشاهده می کنید دسترسی یک نفر که حداقل بیگانه است به این بچه از راه همین کالاهای فرهنگی متداول و رسانه های گوناگون فرهنگی و خبری بیشتر از شماست. بچه درخانه صحبتهایی را میکند که وارداتی است و ما که به او نزدیک هستیم نتوانستیم ارتباط بگیریم. او با آن ور آب به راحتی راجع به این مسائل ارتباط گرفته است.
بعد فرمودند این جای نگرانی است. امروز این وجود دارد چه من و شما بخواهیم چه نخواهیم. لذا عزیزانی که در این زمینه قصد فعالیت دارند برای تولید محصولات فرهنگی مخصوصاً برای کودکان و نوجوانان حالا چه کتاب است، چه اسباب بازی است، وسائل رسانهای است هر چیزی که هست، بیشتر اهمیت بدهند.
اموری که در اصلاح فرهنگ عمومی نقش دارد و باید روی آنها کار های متعدد پژوهشی و عملی صورت بگیرد هم فراوان است. اگر بخواهیم شمارش کنیم مسائلی را که در فرهنگ عمومی باید به آن پرداخته شود زیاد است اما باید اولویت بندی کرد و مسائل مهمتر را اهمیت بیشتری داد.
همین مسئله پوشش اسلامی برای مردان و بانوان فرقی نمی کند، پوشش اسلامی برای شخص مکلف فقط یک بعد ندارد. گذشته از این که شخص باید حدود آن را رعایت کند اما دارای کارکرد اجتماعی هم هست. رعایت پوشش، امنیت اجتماعی را تامین می کند.
اگر فرهنگ عفاف و حجاب درست تبیین شود و با مسئله عفاف و حجاب سیاسی برخورد نشود که کشورهای استعماری برای رسیدن به مقاصد خودشان و اهدافی که دارند آن را سیاسی می کنند، آن موقع تاثیر مستقیم بر ایجاد آرامش روانی افراد جامعه را می توانیم ببینیم. عفت و حیا و غیرت فضائل انسانی و جایگاه حساس و نقش کلیدی که بانوان در جامعه دارند و اثر مستقیمی که در تحکیم خانواده و پاکی نسل دارند اگر درست انجام شود این نسل پاک خواهد شد.
برکسی پوشیده نیست که مسئله طلاق مهار میشود اگر عفاف و حجاب درست شود. برای جامعه مصونیت درست میکند اگر در این امر دقت شود. معنویت بیشتر میشود. حضور امن بانوان در نقشهای اجتماعی متعددی که میتوانند داشته باشند بیشتر می شود.
لذا بر فرهنگ عمومی تمرکز کردند تا با به دست گرفتن فکر و اندیشه، افراد جامعه را در مقابل سبک زندگی غربی منفعل کنند. گاهی به اسم و عناوین گول زننده اقدام میکنند. با نام توسعه و مقابله با فقر، ارزشهای لیبرالی را در حوزههای اجتماعی و فرهنگی مثل تساوی جنسیتی توسعه می دهند که سند ۲۰۳۰ یکی از ماموریت هایش همین است.
یا مثلاً همین مسئله ازدواج آسان و مسئله جمعیت که الحمدلله مجلس محترم اخیراً مصوبهای داشت و به تایید هم رسید و امیدواریم در این دولت به نتایجی برسد. بنده در چند سال گذشته چندین مرتبه جلساتی را با مسئولین مربوطه و با اشخاص حقیقی برای مسئله ازدواج آسان برگزار کردیم و از فعالان اجتماعی هم استفاده کردیم اما به نتیجه عملی نرسیدیم. چون اهتمامی که باید دنبال کند در این قصه نیست و کار دست یک عده دیگری است. امیدواریم که در این دوره به نتیجه برسد.
قرآن کریم وقتی نعمتهای خودش را شمارش می کند و مواهب الهی را نام می برد یکی از چیزهایی که بیان می کند فراوانی جمعیت است. در آیه ۸۶ سوره مبارکه اعراف تصریح می کند «وَاذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلِیلًا فَکَثَّرَکُمْ» به یاد آور زمانی را که جمعیت کمی بودید ولی پروردگارتان شما را زیاد کرد. آیه شریفه این را تفهیم میکند که اگر با برنامهریزی صحیح نفرات خودتان را زیاد کنید به یکی از عمده ترین عوامل قدرت و اقتدار و پیشرفت در جامعه دست پیدا کردید و البته دشمنان ما با برنامه و عده ای هم در داخل به عنوان عامل سعی دارند نعمت جمعیت فراوان و مولفه قدرت و اقتدار را از ما بگیرند و طبق بیان قرآن کریم این روش روش طاغوت است. روش فرعون است.
در آیه ۴ سوره مبارکه قصص وقتی صفت فرعون را بیان می کند می گوید سه کار می کرد. این طاغوت سه اقدام را انجام داد. اول اینکه مردم را فرقه فرقه کرد. تفرقه اندازی کرد. مردم با همدیگر به اختلاف افتادند. همین ابزاری که امروز مستکبرین و دشمنان ما برای اینکه ما را تضعیف کنند استفاده میکنند. تفرقه می اندازند. وقتی که تفرقه آمد ذلت می آید. شخص ذلیل و مستضعف می شود. همین فرقه فرقه شدن نسلکشی را هم به دنبال خودش دارد .این سیاست اول فرعون بود.
سیاست دوم فرعون و طاغوت تحدید نسل و کاهش جمعیت بود. «یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَکُمْ» آیه می فرماید این ها به خصوص جوانان و موتور محرکه جامعه را که جوانان هستند نسل جوان را که اگر در جامعه فعال باشد پیشرفت برای جامعه و کشور به وجود می آید با یک عملیاتی و با یک روشی آنها را از کار انداختند و این جامعه فعال از بین رفت. بچه ها را کشتند. روشی داشت که این کار را می کرد که الان همان روش ها هست.
باید این توطئه را خنثی کرد با اجرایی و عملیاتی کردن سیاستهای کلی جمعیت. باید نقشه های فرعونی و طاغوتی را خنثی کرد. الان خود کشورهای پرجمعیت دنیا مثل چین باز اجازه دادند فرزندآوری را و دارند جمعیتشان را توسعه میدهند چون جمعیت دارد به سمت پیرشدن میرود. جامعه ای که جمعیتش پیر شد نمی تواند جمعیت وارد کند. باید به این مسئله خیلی دقیق اهمیت داد و روی آن کار کرد. باید گفتمان غالب شود و فرهنگ عمومی باید در این زمینه فعال باشد.
سومین کاری که فرعون کرد دختران و بانوان را مستضعف نگه می داشت. برای چند منظور یا خودشان و نسل شان را فاسد کند یا نسل شان را به فحشا بکشاند و از بین ببرد. همین روشی که باز استکبار دستور کار خودش قرار داده است. خیلی باعث تأسف و ناراحتی است و مسئولین نظارتی باید دقت بیشتری کنند.
متاسفانه در شهر و در استان در جاهای دیگر میبینیم که ورزشگاههای ما باشگاه های ورزشی بانوانی که ورزش میکنند مربیان آنها آقا هستند یا در پارک ها و در بوستان ها ورزش می کنند به صورت مختلط یا در بیمارستان و درمانگاه ها بیماران خانوم را برای مسائل خاص خودشان مثلاً سونوگرافی آقا این کار را میکند که خلاف است. هم از نظر اسلام هم از نظر قانون که اجازه نمی دهند. ولی در بیمارستانها این اتفاقات می افتد.
خوب مسئول نظارتی آن بیمارستان کجاست؟ مسئولینی که باید رعایت کنند و مواظبت کنند در پارکها کجاست؟ اینها را باید دقت کرد. اینها در مسیر طاغوت حرکت کردن است. هر کسی کوتاهی کند در همین سه وظیفهای که قرآن بیان کرد مثل فرعون است. تحدید نسل و جمعیت کشی و نگذارد جمعیت کثیر شود، زنان و بانوان را مستضعف نگهدارد و مسئله اول هم تفرقه اندازی بین آحاد جامعه است که اینها کارهای فرعون است.
۱۹ آبان مصادف است با چهارم ربیع الثانی ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام. در هر نوبت بنده قسمتی از زندگی و سیره حضرات را بیان می کنم. حضرت عبدالعظیم حسنی یک عالم برجسته است. یکی از محدثین گرانقدر شیعه است. هم اهل علم بود هم اهل مبارزه. البته کمتر جنبه های علمی ایشان مورد توجه است. بیشتر به امامزاده بودنش توجه می کنند.
البته امام زاده است اما یک امامزاده انقلابی چون بعضی از امامزاده های ما انقلابی نبودند. کاری به خیلی از امور نداشتند. اما ایشان یک امامزاده بصیر انقلابی برای پیشبرد اهداف بلند اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام هم مهاجر بود هم مجاهد و در راه رسیدن به معارف نبوی و علوی به شیعیان اهل بیت دائماً در حال سفر بود. لحظه ای را از دست نمی داد.
دوران زندگی شان به خاطر عواملی که فرصت بیان آن نیست روزگاری پرتنش و پر دغدغه و پر از اختلاف و بدبینی و کینه و دشمنی بود. هم در بین فرقههای مختلف شیعه و هم در بین فرقههای مختلف اهل سنت، هم بین شیعه و اهل سنت اختلاف بود و از طرف امام هادی علیه السلام مأموریت گرفت که این فضا و اختلافی که در جامعه بود را اصلاح کند و در این مسیر آنقدر مجاهده کرد تا جایی که امام هادی سلام الله علیه به او مدال داد. به او فرمود «یَا أَبَا الْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً» مثل همان چیزی که پیغمبر اکرم به سلمان فارسی گفت.
و در عبارت معروف هم دارد که هرکس زیارت مرقد مطهر عبدالعظیم حسنی علیه السلام کند کأن به زیارت حسین علیه السلام بار یافته است و حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است. اهل مواسات و خدمت رسانی به محرومان جامعه هم بود. شاید سر تشویق به اینکه ما به زیارت این بزرگوار برویم و ثواب زیارت کربلا را دارد این باشد که ویژگی های او را یاد بگیریم. بفهمیم و در خودمان محقق کنیم. اصلاً فلسفه زیارت یکی همین است که شما به زیارت یک بزرگی که می روید با او انس پیدا کنید و از نور او در قلب شما بتابد تا شما هم مثل او شوید. او ولایتمدار تام بود، ما هم ولایتمدار شویم. جوری عمل کنیم که در حق ما هم گفته شود که «أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً» انشاالله.
اینجا باید تشکر کنم از اقدام شجاعانه و واکنش سریع نیروی دریایی سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی که حرامیان و دزدان آمریکائی را ناکام گذاشتند و نشان دادند که در خارج از مرزها هم در مقابله با تهدیدات دشمن علیه منافع ملی هوشیار و بیدار هستند.
واقعاً دشمنان ما را خدا از احمق ها قرار داد چون هر سال در آستانه مناسبت ملی آنها اقدامی می کنند که مردم با شور و حرارت انسجام مضاعفی در مراسم شرکت کنند. این نوبت هم دو سه روز مانده به ۱۳ ابان اینطور شد. به فضل پروردگار عالم روزگار ذلت و خواری استکبار و اذناب پلیدش نزدیک است.
سال هاست از افول آمریکا گفته می شود و این روزها شاهدیم که دیگر چیزی نمانده است. افول به معنای نابودی نیست بلکه دیگر قدرت و هیمنه ای و به قول معروف هژمونی ندارد. در سراسر دنیا تحقیر شده اند این تحقیر یعنی افول. خودشان هم چند سالی است که افول را قبول کرده اند.
«شوراى اطلاعات ملى» پیشبینى کرده که در سال ۲۰۲۵، آمریکا بهعنوان یک قدرت باقى مىماند اما سلطه آمریکا از بین خواهد رفت. این یعنی هیچ. آلفرد مک کوى استاد و مورخ آمریکایى : مرگ آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانى مىتواند به مراتب سریعتر از آن باشد که هر کس تصور مىکند. این مرگ، تا سال ۲۰۲۵ کامل خواهد شد. البته نمازگزارن جمعه هر هفته برای آمریکا مرگ میخواهند. اسرائیل و انگلیس و آل سعود را هم فراموش نمیکنند.
مک کوى، استدلال مىکند که بزرگترین عامل سقوط آمریکا، نظامى گرى است. آمریکا که با هدف مهار ایران اقدامات متعددی انجام داد من جمله تحریم های سخت نظامی؛ اما همین ایران امروز تجهیزات پیشرفته نظامی خود را صادر می کند. جبهه مقاومت از سلاح و پشتیبانی مستشاری ایران بهره مند است. این یعنی افول. شکست سیاست ها در منطقه غرب آسیا یعنی افول. در ابعاد مختلف اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی تضعیف شدن یعنی افول. که با آمار ثبت است. همین بخش نظامی را دیده اید. خروج ذلت بار از عراق و افغانستان و منطقه یعنی افول. ضعف ارتش برای حفاظت از پایگاهایش و آسیب پذیر بودن در هوا در مقابل سامانه های دفاعی و در زمین یعنی افول.
نشریه نیویورک تایمز در گزارشى نوشت نتایج بررسىهاى کمیسیونى دو حزبى در کنگره آمریکا نشان مىدهد برترى نظامى جهانى این کشور از دست رفته است. اینکه اروپا، امروز نقش پلیس بد را بازی می کنند اما تمام تلاش خودش را می کند تا از زیر سلطه آمریکا خارج شود این یعنی افول.
بله امروز شاید در بازی های رایانه ای و فیلم های هالیودی ابهتی داشته باشد آمریکا اما در عالم خارج در مواجهه با سربازان غیور نظام اسلامی به گریه و زاری می افتند و لباس خودشان را خراب کردند. اینکه نظامیان آمریکائی را مجبور کردند در خلیج فارس که با ما فارسی حرف بزنند یعنی افول.
الان نمی تواند شرکای منطقه ای خودش را حمایت کند و حتی نظامیانش هم اقدام به خود کشی می کنند نمیدانم آمار را دیدید یا نه که تعداد کسانی که در طول مدت چند سال خودکشی کردند بیشتر از تمام کشته ها در جنگ عراق و افغانستان بوده. فرماندهان ارتش آمریکا حتی می ترسند در قطر بمانند. تلاش می کند غرب آسیا را که برای حفظ رژیم صهیونیستی به آن احتیاج دارد حفظ کند اما گیر قدرت سیاسی و فرهنگی و نظامی ایران و جبهه مقاومت افتاده.
شرق آسیا را هم در حال از دست دادن است چین برای آمریکا شب و روز نگذاشته است. به چنین موجود مفلوکی می شود دل بست که کعبه آمال عده ای هست. و آنچه مهم است این است که بعد از افول آمریکا و این جهان تک قطبی یعنی پسا برجام اقبال به چه سمتی خواهد شد؟ پسا آمریکا وضعیتش چگونه خواهد شد.
البته این جای تحلیل مفصل دارد اما مسلماً انقلاب اسلامی ایران که جبهه استکباری را به هم ریخت و ملت ها را بیدار کرد و گفتمان تمدنی دارد و برای آینده جهان تعریف و استدلال دارد، قلب ها و فطرت های پاک و همچنین انسان های آزاده و ضد استکباری را به سمت خود جذب کرده و می کند یقینا نقش تعیین کننده خواهد داشت.
۱۹ آبان روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه است، ۲۰ آبان شهادت سردار شهید حسن تهرانی مقدم در سال ۹۰ است که برکات او امروز در جامعه ما جاری است.
نکته استانی: گاهی شنیده می شود که بعضی ها ناراحت هستند که چرا مفاسد را مطرح می کنید. مثلا گفته می شود فلان جا فسادی انجام شده و با مفسد برخورد شده و مقدار مورد نظر به بیت المال برگشته. مردم ناراحت می شوند. نه اتفاقا مردم خوشحال می شوند که قانون دارد اجرا می شود و فساد بررسی شود و اموال به یغما رفته به بیت المال برگردد. باعث امید بخشی و اطمینان سازی است.
به نظرم باید در فضای آرام به همه این امور رسیدگی شود و خوفی نداشته باشند مسئولین مربوطه. اینها امیدواری می آورد اعتماد را برمی گرداند. لذا دستگاه های مسئول با قاطعیت تمام راجع به ترک فعل ها پیگیری کنند. راجع به قراردادهائی که با پیمانکاران در منافع عمومی و جامعه بسته شده و متاسفانه شرائط لازم رعایت نشده و ضررهای هنگفت به مردم وارد شده را بررسی کنید.
همین مصلای خودمان را چند سال است دارند می سازند. با مبلغ خیلی کمی میشد اینجا تمام شود الان مبلغ میلیاردی شده هنوز کار نمی کنند. دو روز کار میکنند یک ماه کار می خوابد. اخیرا نوشتم به مسئولین مربوطه که یقین دارم که دیگر در این جا دارد اتفاقاتی می افتد. نمیتوانیم حمل به صحت کنیم. دفعه قبل که پایمان را کردیم در یک کفش که باید بررسی دقیق شود گفتند نه و به التماس افتادند که نکنید؛ نکردیم. ولی این دفعه دیگر نمی گذریم. بالاخره باید معلوم شود که جریان چیست.
بعضی جا ها به فاصله چند ماه یک سازه بزرگ را میسازند اینجا را فقط میخواهند یک سقف بزنند چند سال باید طول بکشد؟! اگر این پیمانکار مربوط به خود ما بود کار را تمام میکردیم به کمک خود شما تمام میکردیم. کاری نداشت که. مومنین و مردم اقدام کنند کار سریع تمام می شود. این نگین شهر است مربوط به شهر است. سه دوره است الان شورای شهر رفته هنوز این کار تمام نشده.
نکته دیگر اینکه چرا موقع ساخت و سازها خوب نظارت صورت نمی گیرد که بعدا مشکلاتی پیش نیاید. اجازه ساخت داده می شود پلیس ساختمان هم جلوگیری از تخلف نمی کند بعد ماده ۱۰۰ جریمه می کند سنگین و طرف نمی تواند پرداخت کند بعد آب و برق و گازش را توی زمستان قطع می کنند و بیچاره اش میکنند. این چه تدبیری است؟! این چه مدیریتی است؟! این عیب نیست؟! از همان اول بررسی دقیق کنید اگر تخلف کرده همان اول جلوش را بگیرید. اجازه میدهند ساخت و ساز شود این وسط چه کسانی چه پولهایی میگیرند که این ساختمان برود بالا، بعد میگویند جریمه را میدهیم بعد در جریمه میمانند. این درست نیست. بررسی دقیق باید بشود.
مطلب بعد اینکه با رانت متاسفانه، جمعیت زیادی را در شهرداری به کار گرفته شده. اینطور که در ذهنم هست شاید عددش دقیق نباشد مثلاً کل بنیاد شهید کشور با تمام پرسنلی که دارد عواملی که کار می کنند پنج شش هزار نفر هستند؛ شهرداری کرج به تنهایی ۱۳ هزار و ۹۰۰ نفر جمعیت دارد. اینها هرچه پول هم از مردم بگیرند و ماده ۱۰۰ و ماده چه و چه باید خرج خودشان کنند. باید حقوق بدهند. دیگر نمی توانند برای شهر کار کنند. درآمد میلیاردی هم که در بیاورند باید خرج هزینه خودشان کنند.
بررسی که می کنیم می بینیم هر کسی که در شورا بوده ۲۰ نفر ۳۰ نفر ۴۰ نفر را در این سیستم تزریق کردند. همه هم کارمند هستند. میشود مگر بیرون ریخت؟ ۱۳ هزار نفر را نصفش را هم بگویم زیاد است ۶۰۰۰ نفر از فردا نباید بروند سر کار. از فردا می آیند جلوی دفتر من تحصن میکنند. اقلش این است. میروند جلوی در استانداری. جلوی ضرر را از هر کجا بگیری نفع است. باید برای اینها فکر عاجل کنید. میشود کارهایی را هم کرد. خواستند بیایند بگویم. جلوی ضرر را بگیرید سود است و به نفع مردم خواهد بود. موارد دیگری هم هست که بعداً عرض می کنم.
نکته دیگر اینکه در تکریم شهدا و بیاناتی که حضرت آقا داشتند که بارها این را در جلسات خصوصی گفتیم خوب است شهدای شاخص و شهدای فرمانده را لااقل از اینها یک نمادی یا سردیس اینها را بسازید در میادین در جاهای پر رفت و آمد می شود گذاشت تا همه ببینند و بهره ببرند.
و دیگر اینکه دستگاههایی که پیمانکاری قرارداد می بندند مثل آب و برق و امثال اینها پیمانکاران در حق کارگران و کارمندان ظلم می کنند. حقوق آنها را نمی دهند. بعضی ها شش ماه شش ماه حقوق نگرفته اند. پیش ما که میآیند بررسی میکنیم میبینیم که آن دستگاه مربوطه میگوید من که با کارمند و کارگر قرارداد نمیبندم، من با پیمانکار قرارداد بستم و آن کاری را که باید انجام میدادم انجام دادم و به پیمانکار پول را دادم. بعد پیمانکار به اینها پول نداده است. حق مردم ضایع میشود. پیمانکاری که حقوق مردم را رعایت نمی کند و حق مردم را ۶ ماه است نداده است، ۵ ماه است نداده است، حذفش کنید قطعش کنید. با او ادامه ندهید. کسی که به تعهداتش عمل نمی کند لغو قراردادش کنید. چرا ناراضی تراشی می کنید؟ از آن طرف باید تلاش کنیم که اعتماد سازی کنیم از این طرف هم جلوی این چیزهایی که بی اعتمادی میآورد را باید به سرعت گرفت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/8/7 | 1400/8/7مردم ایران در حمله سایبری به پمپبنزینها وارد بازی دشمن نشدند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه159
خطبه اول
ِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا بدانید که تقوا و پرهیزگاری خانه ی مستحکمی است که از شما در مقابل آسیب ها حفاظت می کند و هر کس به آن پناه ببرد در امان است. خودم و همه شما را به تحصیل تقوا توصیه می کنم.
بحث ما در فریضه مهم و اساسی امر به معروف و نهی از منکر بود و عرض کردیم کسی نمی تواند و نباید از خودش در این باره سلب مسئولیت کند. به بیان رسول خدا صلی الله علیه وآله در این باره توجه کنید که فرمودند: هیچ کس نباید در جامعهی اسلامی از خود سلب مسؤولیت کند و بگوید: به من چه! یا دیگری را مسؤول نداند و به او گوید: به تو ربطی ندارد و با مال خودم گناه میکنم و بزه و تباهی مربوط به خودم است.
بیان حضرت بسیار گویا و روشن است که برای انسان حیثیتی جمعی و مسئولیت عمومی قائل هستند. یعنی انسان غیر از حیثیت فردی که دارد به اجتماع وابسته است. به همین دلیل وقتی به روایات و توصیه های اهل بیت نگاه می کنیم، به آثار اجتماعی فراوان این فریضه تذکر داده اند.
یکی از مهمترین آنها برقراری عدالت است، امام باقر علیه السلام بعد از آنکه بیان تعدادی از آثار امر به معروف و نهی از منکر، فرمودند: «تُرَدُّ الْمَظَالِمُ». یعنی رد ظلم و برگشت عدالت توسط انجام فریضتین محقق می شود و زمین ها آباد می شود و نظام الهی استوار می شود و امثال اینها. و در مقابل، اگر این مهم ترک شود منکر به معروف تبدیل می شود و فساد در جامعه توسعه پیدا می کند.
رسول خدا فرمودند: اگر کسی گناه را مخفیانه انجام دهد ضرر فقط به خود شخص می رسد (دچار عقاب و آتش و گرفتاری دنیوی و امثال اینها می شود) اما اگر علنی انجام دهد به جامعه و عامه مردم ضرر زده است. علت هم روشن است زیرا انسان زندگی اجتماعی دارد و نمی تواند بدون ارتباط با دیگران به حیات خودش ادامه دهد. انسان موجودی است که با اراده و اختیار و با تدبیر زندگی اجتماعی خودش را اداره می کند. ودر همین مسیر هم تاثیرگذار است و هم تاثیر پذیر. در زندگی اجتماعی است که استعدادها و قابلیت های فرد شناخته و شکوفا می شود و یا با سوء خلق و بد رفتاری مسیر شقاوت و بدبختی را طی می کند.
از نظر اسلام، سرنوشت و آینده انسان ها با هم ارتباط گسترده ای داشته روی هم تاثیر می گذارند، لذا انزوا و عزلت و گوشه نشینی بسیار مذمت شده و اولیاء دین سفارش کرده اند حتماً باید در جامعه حاضر باشید و مسئولیت اجتماعی که متوجه تان می شود را بپذیرید. رهبانیت در اسلام نداریم. بعضی فرقه ها دارند اما در اسلام سفارش نشده است. اگر کسی هم بخواهد چنین کاری کند همان اعتکاف است. اعتکاف هم تمرین با خدا بودن در جمع است.
در ضمن گفتگویی با رسول خدا، سعد بن اشجع که از یاران حضرت بود عرض می کند؛ خدا و رسول و هر که را در اینجا حضور دارد، به گواهى مىگیرم که خواب شب، غذاى روز، لباس شب، معاشرت با مردم و مباشرت با زن را بر خود حرام گردانم. رسول خدا فرمود: هرگز این کار را نکن، اگر با مردم معاشرت نداشته باشى، چگونه امر به معروف و نهى از منکر مىکنى؟ ( به معاشرت آن هم برای امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد) اضافه بر این، پس از سکونت در شهر و میان مردم، سر به صحرا و بیابان گذاشتن، کفران نعمت است. بعد حضرت به او ماموریت داد که به سوی قبیله بنی مصطلق برود زکات را جمع آوری کند. رفت و آمد و قصه مفصل است.
بعد حضرت فرمود: افرادى که امر به معروف و نهى از منکر نمىکنند، بد مردمى هستند، افرادى که براى اجراى قسط و عدالت اقدام نمىکنند، بد مردمى هستند، قومى که آمرین به عدالت در میان مردم را به قتل مىرسانند، بد مردمى هستند، قومى که طلاق نزد آنان از عهد و پیمان الهى استوارتر است، بد مردمى هستند، قومى که اطاعت پیشواى خویش را جداى از اطاعت خدا قرار مىدهند، بد مردمى هستند… این نکات هم خیلی درس آموز هستند که فقط خواندم و توضیح ندادم.
به هر تقدیر در تاریخ خوانده اید انسان های نیکوکاری که نسبت به عملکرد بد دیگران بی تفاوت بوده اند عذاب الهی هر دو گروه را در بر گرفته است. هم خوب را گرفته هم بد را. روایات متعددی داریم که انسان ها تبعات اعمال سوء دیگران را متحمل شده اند، چون دیدند و سکوت کردند و با سکوتشان بدی را تائید و گاهی ترویج کردند. با سکوت گاهی ترویج میشود.
این مثال کشتی را زیاد شنیده اید، اصل این مثال را رسول خدا بیان فرموده اند؛ که انسان های یک جامعه را مسافران یک کشتی فرض کرده اند که به سمت مقصدی در حرکتند و البته باید تا پایان مسیر، کشتی سالم بماند تا همه سالم باشند و به مقصد برسند. لذا همه نسبت به ایمنی کشتی حساس هستند و کسی بی تفاوت نیست و کسی نمی تواند اقدام به سوراخ کردن کشتی در محل اقامت خودش بکند چون حیات دیگران را به خطر انداخته است.
مصداق امروزی آن همین ویروس کروناست که می بینید چگونه قوانین مقطعی و گاهی طولانی وضع می کنیم و بعد همه را با انواع روش ها ملزم به رعایت دستورات پزشکی و درمانی و مقررات اجتماعی و امثال ذالک می کنیم به طوری تبلیغ می کنیم که اگر کسی مثلاً ماسک نداشته باشد یا رعایت فاصله را نکرده باشد و یا واکسن نزده باشد خلاف بزرگی مرتکب شده و حقوق دیگران را ضایع کرده است و دیگران را در معرض خطر مرگ قرار داده. و البته همه این ها لازم است و باید انجام شود. دستور اسلام هم این است که سلامت خودتان را حفظ کنید.
حالا ببینید مقررات که وضع می شود این وسط کسی بگوید که نمیخواهم رعایت کنم. میگوییم عیب ندارد نمیخواهی رعایت کنی از خانه بیرون نیا. اما اگر خواستی در جامعه باشی این مقررات را باید ملزم باشی. سفت و سخت هم می ایستند.
اما توجه کرده اید که همه این ها برای حیات کوتاه ۷۰ ،۸۰ ساله ی دنیای ماست. یعنی سعی می کنیم با رعایت این ها چند سال دیگر بیشتر زنده بمانیم. اما به آن چیزی که روح ما را می میراند و حیات ابدی و سفره ی دائمی ما را آسیب می زند توجه نداریم. و این غفلت بزرگی است. خودمان و بچه هایمان را از نزدیک ترین کسانمان که مبتلا هستند دور می کنیم اما اگر همین نزدیکانمان مبتلا به خلاف های اخلاقی و روحی بودند یا انحراف اعتقادی داشتند با بی توجهی حاضریم فرزندانمان با آنها حشر و نشر داشته باشند و اصلا ناراحت نیستیم که حیات معنوی اش که اساس زندگی اوست در حال نابود شدن است و باید رسیدگی کنیم.
قوانین و مقررات امر به معروف اگر رعایت نشود مبتلا به مرضی می شویم که گذشته از دنیا مبتلا به هلاکت آخرت خواهیم شد و مرده زنده نما هستیم. همان که مولانا امیرالمومنین فرمود و ما مکرر عرض کریم که هر کس نهی از منکر قلبی و زبانی را ترک کند او مرده ای است بین زنده ها.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین از تمام لحظات خود برای یادگیری استفاده می کنند و دشمن جهل هستند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۳ از حکم نهج البلاغه فرمود: «النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا». مردم، دشمنان چیزى هستند که نسبت به آن ناآگاهند.
این عبارت یک نوع تشویق به علم آموزی است. وقتی کسی چیزی را نمی داند، پس، از منافع آن هم بی خبر است و در نتیجه از آن فاصله می گیرد و به دنبال داشتن آن نخواهد بود چون فائده ای نمی بیند. در مقابل، صاحبان علم بر جاهلان برتری دارند و درجه اعتبار آنان را کم می دانند. نتیجه اش این می شود که جاهلان نسبت به علم و عالمان دشمنی پیدا می کنند.
معمولا علت دشمنی های افراد با چیزی که نمی دانند در این است که در خود احساس کوچکی می کند خصوصاً اگر در جمع و حضور دیگران باشد. فکر می کند دیگر قدر و منزلتی ندارد و آزرده خاطر می شود و بدیهى است هر چه سبب آزار و تحقیر گردد، دشمن تو خواهد بود. پس آگاه شوید تا این دشمنی را کنار بگذارید .
در سال ۸۲ بنا به دستور رهبر معظم انقلاب سازمان پدافند غیر عامل تشکیل شد؛ و از سال ۹۰ به دلیل اهمیت پدافند غیر عامل و لزوم ترویج این مهم برای مردم، هشتم آبان به این عنوان نامگذاری و در تقویم رسمی درج شد. رهبری در این باره تعابیری دارند که زیبا و مهم است. تعبیر رهبری این است که پدافند غیر عامل مثل مصونیت سازی بدن انسان است از درون ما را مصون می کند.
پدافند غیر عامل موضوع فراگیری دارد و عرصه های مختلف اقتصادی، تولیدی، صنایع، مخابرات، انرژی، غذائی، حمل و نقل، دفاعی، زیستی، آب، سایبری و امثال اینها را شامل می شود. ماموریت پدافند غیر عامل این است که با اقداماتی که انجام می دهد تهدیداتی که متوجه زیرساخت های کشور هست را خنثی و یا کاهش دهد و از آسیب های احتمالی به نیروی انسانی و تجهیزات حیاتی و حساس جلوگیری کند.
در همین جریان بنزین دیدید که چگونه اگر نتوانیم زیرساخت ها را محکم کنیم دشمن از هر نقطه ضعفی برای ضربه زدن استفاده می کند، پس باید در مقابل دشمنی که با تمام قوا به مبارزه با اسلام و انقلاب اقدام می کند و با ایران اسلامی کینه توزی و عناد دارد و هدفی جز نابودی حاکمیت و استقلال ما ندارد قوی شد و پدافند غیر عامل قدرت بازدارندگی پایدار کشور را بالا می برد. الحمدلله مردم خوب موضوع را علی رغم شیطنت هائی که دشمنان داشتند فهمیدند و وارد بازی دشمن نشدند. مسئولان هم با جدیت در تلاش هستند تا مشکل حل شود و بنزین هم همانطور که گفته اند گران نمی شود.
به هر تقدیر در دفاع گاهی پدافند عامل است که از انواع تجهیزات نظامی برای دفاع استفاده می شود. اما پدافند غیر عامل دفاع بدون سلاح است. حضرت آقا در اهمیت مساله فرمودند: اگر مدیران کشور اهمیت مسئله پدافند غیرعامل را درک نکنند و پدافند غیرعامل به طور شایسته توسعه پیدا نکند، کشور در معرض تهدیدهای بعضاً غیر قابل جبران قرار خواهد گرفت. ان شاء الله این مهم با جدیت دنبال خواهد شد و ما به همه عزیزان در این سازمان خداقوت و خسته نباشید عرض می کنیم.
از ۸ تا ۱۳ آبان چهار واقعه اتفاق افتاده که هر کدام از وقایع در زمانی که رخ دادند اثر مهمی بر تاریخ معاصر کشور گذاشتند. ۸ آبان سال ۵۹ که شهادت محمد حسین فهمیده که به روزنوجوان وبسیج دانش آموزی نام گذاری شد. و ۱۳ آبان سال ۴۳ تبعید حضرت امام از قم به ترکیه بود که نقطه عطفی برای انقلاب بود. ۱۳ آبان سال ۵۷ شهادت تعدادی ازدانش آموزان دردانشگاه تهران که به روز دانش آموز نام گذاری شد و ۱۳ آبان سال ۵۸ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام که به روزملی مبارزه با استکبار جهانی نام گذاری شد.
در همه این اتفاقات قسمتی از کار مستقیم یا غیر مستقیم به استکبار و عوامل آن برمی گردد. و هر کدام از این حوادث تاریخى که در یوم الله ۱۳ آبان رخ داده به تنهایى سرفصلی است برای مقابله جبهه حق با جبهه سلطه و استکبارستیزی ملت بزرگ ایران و ادامه مبارزه علیه شیطان بزرگ، آمریکا.
تسخیرلانه جاسوسی ادامه حرکت پویای انقلاب اسلامی بود که از سال ۴۲ شروع و در بهمن ۵۷ به پیروزی رسیده بود. و باید برای ادامه راه تا رسیدن به مقصد نهائی، ریشه های استعمار و استکبار در کشور را قطع می کرد. البته دانشجویان میدانستند کاری که کرده اند با کنوانسیون وین مغایرت دارد، و کشورهای دنیا آنان رامذمت خواهند کرد و ممکن است منافع ملی را هم با تهدید مواجه کند. قصد داشتند بعد از حداکثر سه روز به کار خود خاتمه دهند. اما وقتی به اسناد سفارت دسترسی پیدا کردند و دیدند که آمریکا مستقیماً در امور داخلی ایران دخالت، توطئه و جنایاتی کرده و می کند به حضرت امام اطلاع دادند وایشان شخصاً فرماندهی را به عهده گرفتند و با مدیریت صحنه بحران، تهدید را به فرصت تبدیل کردند و این حرکت را انقلاب دوم نامیدند.
روز ۱۳ آبان شد نماد استکبار ستیزی. آمریکا در هفتاد سال گذشته منابع ملی را از بین برده و انواع جنایات را در حق ملت ما روا دانسته و انجام داده است. امروز نه تنها مردم ایران، بلکه مردم دنیا، بخصوص کشورهای اسلامی، آمریکا را شیطان بزرگ و دشمن درجه یک جامعه بشری، دشمن صلح و امنیت می دانند و هرچه کینه و دشمنی دارند را با صدای بلند فریاد می زنند که مرگ بر آمریکا.
مقاومت و ایستادگی بی نظیر مردم ایران اسلامی در مقابل توطئه های بی شمار و پی در پی آمریکای جنایت کار و متحدان اروپائی اش، سرعت اضمحلال و فروپاشی استکبار و ام الفساد جهانی را دو چندان کرده و به زودی همه می بینند که نظام لیبرال دمکراسی غرب ومنشاء تباهی انسان ها چگونه فروخواهد ریخت.
حرکت انقلابی و همراه با اخلاق اسلامی دانشجویان پیرو خط امام در گروگان گیری دستاوردهای فراوانی داشت من جمله منزوی شدن جریان های لیبرالیستی که دنبال سازش با آمریکا بودند. حتی جریان های چپ که انقلاب را به سازشکاری با آمریکا متهم می کردند، چیزی برای گفتن نداشتند. در طول این ۴۴۴ روز گروگانگیری که در کشور واقع شده بود مردم چنان شوری پیدا کرده بودند که با سه انتخابات مهم، همه پرسی قانون اساسی، اولین رئیس جمهور و اولین مجلس شورای اسلامی، انقلاب را تثبیت کردند.
و از همه این ها مهمتر این بود که انقلاب دوم نشان داد ابهت ابر قدرتی آمریکا توهمی بیش نیست وهیمنه پوشالی آمریکا در جهان فرو ریخت و مردم زیرسلطه آمریکا دراقصی نقاط عالم را جرات قیام داد.
باید خیلی راجع به این واقعه صحبت کرد تا به خوبی تبیین شود، بخصوص تحقیق عمیق در اسناد لانه جاسوسی. دست هائی از همان اول نگذاشتند و سنگ اندازی کردند که این اسناد به راحتی در دسترس قرار نگیرند. این جهاد تبیین که اخیراً آقا فرمودند، یکی از مصادیقش همین است که تاریخ انقلاب را نگذاریم فراموش یا توسط عده ای تحریف شود.
ایشان تا حالا چند مرتبه تذکر داده اند که مضامین برگزیده کتاب هائی که دانشجویان پیرو خط امام از اسناد و مدارک جمع آوری کردند در کتب درسی قرار داده شود و با اعتراض شدید فرمودند: چرا نمیگذارید نسل جوان ما، نسل جدید ما بفهمد و بداند که آمریکا با اینجا چه کرده است و چه توطئه هایی زیر سر داشته؟ امیدواریم این خواسته رهبری و مواردی دیگر از این دست، که خواسته همه دلسوزان نظام است در این دولت تحقق عینی پیدا کند.
استکبار ستیزی دستور قرآن و روش پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام بوده و انقلاب اسلامی درس ضد ظلم و ضد ظالم بودن را از قرآن و عترت گرفته است. تفکر توحیدی انقلاب و اسلام ناب محمدی در عین حال که برای رفاه و آسایش مردم برنامه دارد اما هرگز با کشورهای استکباری به هر قیمتی دست دوستی نمی دهد.
چند سال که این تفکر کم رنگ بود را دیدید که چگونه کشور را به ورطه سقوط رساندند. مسئولان ایران اسلامی مکرر اعلام کرده اند که با تمام دنیا تا جائی که خدشه به استقلال و عزت ایران وارد نشود روابط دوستانه خواهند داشت و این را در عمل هم ثابت کرده اند.
بله ما که ملت امام حسینیم ما که امت امام عصر و منتظر ظهور حضرتش هستیم با اسرائیل غاصب پلید کودک کش ضد اسلام و انسانیت هرگز دوست نخواهیم شد و تا محو او از صفحه روزگار که زیاد طول نخواهد کشید آرام نمی نشینیم.
چرا با شعار مرگ بر آمریکا عده ای مخالف هستند؟ اثر منطقه ای و بین المللی و بلکه عمق استراتژیک ایران را می توان در شعار مرگ بر آمریکا دید. امروز شعار مرگ بر آمریکا پرچم یک جبهه بزرگ جهانی است. مردم دنیا با این شعار به هم پیوند استراتژیک پیدا کرده اند و با ایران گره خورده اند. همه دنیا فهمیده اند که آمریکا عهدشکن و غیر قابل اعتماد است.
یک عده از روی ترس، وادادگی یا علاقه شدید یا هر چیز دیگر فکرمی کنند اگر از این شعار دست بر داریم آمریکا دست از دشمنی با ما می کشد. تا جائی که خاطره هم درست کردند و تحلیل های غلط هم به امام نسبت دادند. در حالی که امام در آخرین سخنان و پیامهاى خود فرمودند: محکم بایستید که آمریکا و عوامل آن در کمین شما هستند تا عزت و استقلال شما را که براى آن خونهاى هزاران انسان شریف نثارشده است، لگدکوب نمایند. بعد هم نسبت به آینده هشدار دادند.
می خواستند این شعار از زبان مردم بیفتد تا بتوانند مسیر را منحرف کنند. این شعار تاکتیکی نیست بلکه راهبرد است. نفوذ و اقتدار بین المللی ما را زیاد می کند. وقتی مردم یک پارچه و با صلابت این شعار را می دهند همه می فهمند هم خارجی ها و هم ایادی داخلیشان که هنوز مردم، آمریکا را شیطان بزرگ می دانند و در روحیه استکبارستیزی آنان خللی بوجود نیامده است.
استکبار ستیزی هم اشکال مختلف دارد همین تغییر محل مذاکرات هسته ای از وین به بروکسل یک نوع مبارزه و اعلام موضع است که به آمریکا می فهماند نمی تواند زور بگوید و در این مذاکرات نقش داشته باشد. ایران با این اقدامش خیلی روشن و با صلابت به آمریکا می گوید که ای بی کرک و پر بفهم که عضو توافق نیستی و نمی توانی تکلیف، تعیین کنی.
بعلاوه همانطور که مسئولین مربوطه اعلام کردند ایران تضمین می خواهد که بد عهدی ها تکرار نشود و باید در توافقات خواسته ایران تامین شده تحریم ها لغو و روابط تجاری با ایران به صورت عادی درآید. این مسیر خوبی است که دستگاه دیپلماسی در حال طی کردن آن است.
ان شاالله امسال با توجه به اینکه ۸ آبان روز شهادت شهید فهمیده و روز نوجوان است و ۱۳ آبان روز دانش آموز، فاصله این دو روز برنامه های ویژه نوجوانان و دانش آموزان را دوستان در سطح استان تدارک دیده اند که با کمک دستگاه های ذیربط و خود نوجوانان انجام خواهند داد و حضور بیشتر و موثرتری خواهند داشت.
و هفته آینده هم قبل از خطبه ها یکی از نوجوانان صحبت خواهد کرد تا همه بدانند که نسل چهارم انقلاب، مصمم، باهوش با بصیرت تمام با توان و انگیزه بالا در گام دوم نقش آفرینی خواهد کرد.
شهید لندی ادامه شهید فهمیده است، در درک مطلب و اقدام به موقع. و گل مراسم هم روز ۱۳ آبان است که پر رنگ تر از سال های قبل انجام خواهد شد ان شاءالله.
قدرت نرم نظام اسلامی حضور نوجوان و جوان و اقشار مختلف مردم در کنار مسئولان و با شکوه برگزار کردن مراسم ضد استکباری است تا دستگاه دیپلماسی بتواند با قدرت بیشتری با کشورهای جهان مواجه شود. آمریکا روز سیزده آبان امسال منتظر سیلی دیگری از مردم ایران باشد.
به بیانات روز ۱۷ ربیع حضرت آقا حتماً توجه فرمودید که به نکات دقیقی اشاره فرمودند؛ مساله تمدن اسلامی که بدون وحدت مسلمین محقق نمی شود؛ این نکته بسیار دقیقی بود که بیان فرمودند. اگر دنبال تمدن اسلامی هستیم باید حتما مسلمین باهم وحدت داشته باشند؛ و تذکر به همه و مخصوصاً مسئولین که همه کارهایی که در کشور انجام می شود حتما پیوست عدالت داشته باشد. این هم یکی دیگر از محورهای صحبت ایشان بود که بسیار مهم است و اخیرا در بیاناتشان تکرار میکنند و در همه برنامه ها این پیوست عدالت باید لحاظ شود. همچنین مطالبی که در جلسه کنگره شهداء زنجان فرمودند راجع به خانواده شهدا و بزرگداشت خانواده شهدا و آثار و یاد شهدا که ان شاء الله دنبال میکنید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/7/30 | 1400/7/30جهان امروز نیاز به بررسی سیره رسول گرامی اسلام دارد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه160
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوی از باب اینکه مردان و زنان با ایمان دوستان هم هستند یکدیگر را به کارهای پسندیده فرمان و از کارهای ناپسند نهی می کنند. امر به معروف و نهی از منکر از شئون پیامبری است. و همه امم قبل از اسلام هم مکلف به این فریضه بوده اند.
امیرالمومنین علیه السلام در بیانی که افراد تشویق به انجام فریضتین شوند و ترک نکنند فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از مخلوقات خداوند هستند پس هر کس آنها را یاری کند خدا او را عزیز کند و هر کس که آنها را ذلیل کند خدا او را خوار کند.
عرض کردیم امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همگانی است و بر مکلف چه زن باشد و چه مرد واجب است با شرائطی که بیان شد اقدام کند. تا جایی که در روایت دارد علت نابودی جوامع گذشته که عذاب بر آنها می آمده ترک این دو واجب الهی بوده است.
البته عده ای مثل علماء برای اقدام وظیفه بیشتری دارند؛ اما اصل مطلب عمومی است. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: به درستی که کسانی که پیش از شما به هلاکت رسیدند به خاطر بود که مرتکب معاصی شدند و علمایشان آنها را نهی نکردند.
پس اگر خیلی گذرا بخواهم با توجه به آیات قرآن جمع بندی کنم که چه کسانی وظیفه امر و نهی دارند که قبلاً هم به بعضی اشاره کردم، عرض می کنم که: اوّل خدای تعالی است که در قسمتی از آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ…».
دوم پیامبران و به خصوص رسول خدا که در قسمتی از آیه ۱۵۷ سوره مبارکه اعراف فرمود: «… یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ …».
دسته سوم انسان های صالحی هستند که اداره جامعه را به دست گرفتند یعنی حکومت باید مقدمات اجرایی شدن این واجب را فراهم کند. در آیه ۴۱ سوره مبارکه حج فرمود: «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ». کسانی که حاکم شدند در زمین ۴ وظیفه اصلی دارند: اقامه نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر.
چهارم عده ای خاص از امت که برای این کار آمادگی های لازم را بدست آورده اند. در قدیم بودند که محتسب به آنها میگفتند. الان هم ستاد احیای امر به معروف میتواند این عنوان را داشته باشد. در آیه ۱۰۴ سوره مبارکه آل عمران فرمود: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
دسته پنجم همه مردم هستند که به اندازه علم و قدرتشان با شرایطی که گفته شد باید انجام دهند. درقسمتی ازآیه۱۱۰ سوره مبارکه آل عمران فرمود: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ …».
نکته ی اصلی این است، هدف اساسی از اجرا شدن امر به معروف و نهی از منکر، ترویج خوبی ها و کم شدن و از بین رفتن بدی هاست. پس باید روش های اجرا را هم بلد بود، گاهی دیده می شود در این مسیر افراط و تفریط می شود و یا بعض از اوقات افراد به بهانه امربه معروف، تسویه حساب های شخصی و گروهی می کنند. یا آبروی افراد را در غیر موردی که باید نهی یا امر کنند می برند و امروزه با استفاده از فضای مجازی بی تقوایی می کنند. همه اینها خلاف و خودش منکر است.
بله جائی که مطلب علنی شده و شخص، متجاهر است، تظاهر به کاری کرده و دیده شده، در همان محدوده، بیان اشکال ندارد اما بیشتر از آن و یا اهانت کردن به شخصیت افراد و خانواده آنها و یا حتی مقایسه کردن با گنهکاران دیگر و امثال اینها جایز نیست.
و در مقام دفاع از خود هم کسی حق ندارد به موارد خلافی که علنی نشده و یا کسی مطلع نیست بپردازد و بیان کند که این خود منکر دیگری است. حتی جایی که منکری صورت گرفت و اعتراض عمومی هم شد و دستگاه های مربوطه هم که باید دنبال کنند وارد عمل شدند، بعد از آن باید ساکت بود تا مسیر به آرامی تا حصول نتیجه طی شود.
و البته در باره مسائلی که جنبه عمومی دارد باید بدون هیچ مسامحه، تخفیف و تحت تاثیر فشارها بودن، قاطعانه به مرّ قانون عمل کرد تا نتیجه لازم گرفته شود. گاهی گفته می شود فلان خلاف زیاد بزرگ نبوده؛ این حرف درستی است و باید حتماً بین جرم و جزاء رابطه منطقی وجود داشته باشد اما اگر خطا، عمومی شد و مربوط به حقوق مردم بود، کَمَش هم زیاد است و باید حتما و قطعا جلوگیری شود. نباید تحت تاثیر جوسازان قرار گرفت و از انجام قانون طفره رفت.
روش امیرالمومنین علیه السلام همین بوده. در نهج البلاغه ببینید در جاهای دیگر غیر از نهج هم هست. نامه حضرت به والی اهواز به خاطر اینکه کارگزار اقتصادی خطا کرده بود را قبلاً برای شما خواندم دوباره ملاحظه کنید. خیلی درس آموز و عبرت انگیز است.
گاهی گفته می شود آقا روایت داریم که باید آبروی مومن را حفظ کرد. شما آیا از خودتان سوال نکردید، امیرالمومنین که اینقدر به آبروی مومن اهمیت می دهد و حرمت مومن را از کعبه هم بالاتر می داند چرا در این جور مواقع، سختگیری های شدید دارد؟ و حاضر است کسی که در دستگاه حکمرانی کشور مسئولیت داشته و به اموال عمومی دست درازی کرده را بی آبرو کند؟ همین نامه را که نوشته مگر او مومن نبود؟ بالاخره او کارگزار نظام اسلامی بود. و نامه های مثل او که حضرت نام برده و آبروی آنها را برده. معملوم می شود موضوع دو مبحث جداگانه است.
به نظر می رسد امیرالمومنین با این حرکتی که کردند به ما یاد داده اند در مقابل چنین شخصی که آبروی حکومت دینی را برده و مردم را به نظام اسلامی بدبین کرده، نباید ساکت باشید و مخفی کاری کنید. کما اینکه خود امیرالمومنین ساکت نشده و مخفی کاری هم نکرده. و حضرت حتی ملاحظه خانواده و فرزندان و پدر و مادر متخلف را هم نکرد که این ها بالاخره در جامعه باید زندگی کنند و یا آبروی شخص برای همیشه می رود و امثال اینها.
دوستان محدوده های این موضوعات را تشخیص دهید. بعضی ها با رندی تمام شبهه می اندازند که آبروی مومن است و .. . آبروی مومن را باید حفظ کرد. کسی اجازه ندارد هتک کند. حرمت دارد. باید مواظب بود اما در تشخیص موضوعات اشتباه نکنید.
در قسمتی از عهدنامه مالک اشتر، امیرالمومنین به او می آموزد: اگر کسی از کارگزارانت و یا نزدیکانت خیانتی کرد و به اموال مردم و بیت المال مسلمانان دست درازی کرد، او را به خواری و مذلت بکش، و نشان خیانت را بر او ببند و گردنبند ننگ و تهمت را بر گردنش بیفکن.
خیلی سخت می گیرد علی علیه السلام. می دانید چرا؟ برای اینکه نباید زندان های نظام اسلامی از متخلفین و دست اندازان به بیت المال اعم از شهردار و شورای شهری و رئیس بانک و رئیس اداره و کارمند و مامور متخلف، پر شود. اگر زندانی هم هست مربوط به جرائم دیگر باشد نه دست درازان به بیت المال.
انقدر سخت میگیرد تا کسی به آن سمت حرکت نکند. الان در سراسر کشور ببینید، متاسفانه چقدر از این دست ما در زندان داریم! لذا آقایان از سخت گیری ناراحت نباشند. نباید کوتاهی هایی که بوده را ادامه داد و باید جلوی ضرر را گرفت.
نامه امیرالمومنین به منذر بن جارود که فرماندار امام در اصطخر بود را بخوانید. اینجا دیگه دست درازی به بیت المال هم نبود، کارگزار در ساعت ماموریتش پست را ترک کرده بود رفته بود تفریح و خوش گذرانی. نامه را بخوانید که چقدر حضرت با عتاب و غلاظ نامه نوشته اند.
بعضی هستند در همین شهر که دارند حقوق میگیرند، در همین ادارات که اسم اداره را نمیبرم، ان شاء الله مسئولین مربوطه اش وارد شوند، تعداد هم یکی دو تا نیست دارند ماهانه حقوق کذا و کذا میگیرند، و اصلا یک روز در سر کار حاضر نشدند. این تخلف نیست؟ نگوییم چون آقا ناراحت می شود؟ این را باید حتما دوستان رسیدگی کنند. گذرا رد شدم ولی نوبت دیگر شاید بیان کنم که کدام دستگاه است! چند نفر هستند! و چه حقوق هایی میگیرند!
اینها خیلی درس دارد. و بدتر از همه اینها وقتی است که انسان از افرادی که انتظار ندارد این اشتباهات را ببیند. البته باید به این بلوغ همه برسیم که مسائل را بتوانیم از هم تفکیک کنیم. هر کس ممکن است بر اثر غفلت دچار خطا بشود. و این ربطی به اطرافیان او ندارد و حساب هرکس از دیگری جداست. همه در معرض هستیم. هر کس در هر جایی قسمتی از کار دستش است، شیطان است و وسوسه و خطواتش. باید دائم به خدا پناه برد و مراقبه شدید داشت که در این ورطه نیوفتیم.
خداوند هم در قرآن بعض از انبیاء را که خانواده آنها کج می رفتند را نام می برد و این باعث کسرِ شأن آن انبیاء نبوده است. بله مواخذه کردن و سوال و جواب کردن ناراحت کننده است و باید بدانیم تنبیه همانطور که از نامش معلوم است برای تنبه و بیدار کردن است، نه برای کینه ورزی و انتقامجویی.
کسانی که در این چند روز با حقد و کینه و انتقامجویی بی انصافی را به حد اعلاء رساندند باید توبه کنند. مسئول هستند. من رصد کردم این چند روزه کأن فرصتی پیدا کردند، که دشمنی های خودشان را نسبت به جریانی و موضوعی بریزند بیرون. البته خیلی مسائل عیان شد ولی بی انصافی ها و انتقام جویی ها منکری بوده که انجام شده و باید توبه کنند.
امیرالمومنین در فرمانش به مالک فرمود: از مواخذه کردن و عقاب کردن گناهکاران سرمست و شادان مشو. عقابش کن چون مکلفی فرمان خداوند را اجرا کنی، و از شلاق زدن و مواخذه کردنش در درونت شادمان مباش. متاسفانه بعضی ها این شادمانی را هم بروز دادند و این خلاف است. اگر وظیفه و تکلیف بوده محدوده این وظیفه هم معلوم است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا بر غذا خوردن خود مواظبت دارند و در خوردن افراط و تفریط ندارند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۲ از حکم نهج البلاغه فرمود: «کَمْ مِنْ أَکْلَهٍ مَنَعَتْ أَکَلَاتٍ». بسا خوردن غذایى که مانع از خوردن غذاهاى دیگر می شود. این یک ضرب المثل است برای شخصی که با سوء اختیار، خودش را از خیراتی که داشته محروم کرده است.
کسی که با پرخوری سوء هاضمه می گیرد، قطعاً ناچار به پرهیز از غذاهائی خواهد شد که دوست دارد بخورد. این شبیه همان ضرب المثل فارسی باشد که خود کرده را هیچ تدبیر نیست. مومن و متقی در همه حال و در همه امور، اعتدال را رعایت می کند تا از چیزی که به نفع اوست محروم نشود. خداوند متعال توقیق بهره مندی از تقوا در همه سطوح را روزی ما بگرداند.
۱۷ ربیع الاول ولادت با سعادت حضرت خمتی مرتبت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام بر همه شما عاشقان و شیفتگان و همه مسلمین مبارک باد. جایگاه معنوی پیامبر اسلام اقیانوس بیکران و عمیقی است که قابل درک برای افراد عادی نمیباشد. مقامی که خداوند می داند و معصومین علیهم السلام. و اگر مطلبی بیان می شود همان مقداری است که از خودشان آموخته ایم. اگر تعریفی می کنیم در حقیقت تعریف از خود است که این مقدار بلدیم. گفتند: مادح خورشید مادح خود است.
به بعض موارد با توجه به وقت اشاره می کنم. در قسمتی از آیه ۲۵۳ سوره مبارکه بقره به اصل فضیلت داشتن انبیاء نسبت به هم اشاره می کند. فرمود: «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُم…» این پیغمبران را بعضی بر بعضی برتری و فضیلت دادیم. اصل فضیلت داشتن در انبیا یک امر قطعی است.
و یا در سوره اسراء آیه ۵۵ فرمود: «لقد فضّلنا بعض النّبیّین علی بعض». همانا ما بعضی از انبیاء را بر بعضی دیگر برتری دادیم. همانطور که بعض از انبیاء اولوالعزم هستند.
در بیانی رسول خدا فرمود: خدای متعال، پیامبران مرسل خویش را بر فرشتگان مقرّبش برتری داد و مرا بر تمامی پیامبران و مرسلان. امیرالمومنین علیه السلام درباره فضیلت رسول خدا فرمود: «ما بَرَأ اللهُ نَسَمه خَیْراً مِنْ مُحَمدٍ صلی الله علیه وآله»، خداوند موجودی برتر از محمد نیافریده است.
یکی دیگر از ویژگی های رسول خدا صادر اول بودن است. جابر بن عبدالله انصاری می گوید به رسول خدا عرض کردم: اولین چیزی که خداوند آفرید چیست؟ فرمود: نور پیامبر تو (یعنی من). ای جابر، خداوند آن را نخست خلق کرد و بعد هر خوبی و خیری را از آن آفرید. هر چه خیر میبینید شما از اول خلقت تا قیامت از پیغمبر گرفته شده.
فضیلت دیگر حضرت این است که تجلی رحمت واسعه الهی است لذا خداوند به برکت وجود شریف حضرت عذاب را از امت برداشت. در آیه ۳۳ سوره مبارکه انفال فرمود: «وَ ما کانَ اللهُ لِیُعَذّبَهُم و اَنتَ فیهِمْ و ما کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُم و هُم یَسْتَغفِرون» تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد و … یعنی تجلی رحمت واسعه الهی در دو چیز قرار داده شده یکی در توبه و بازگشت، و دیگری در وجود مقدس پیامبر اکرم.
و ده ها ویژگی دیگر که اختصاصی رسول خدا بود و هیچ موجودی از انس و ملک به آن راه پیدا نکرد. این پیامبر را خداوند اسوه و الگو قرار داد تا دنیا و آخرت ما تامین شود. در آیه ۲۱ سوره مبارکه احزاب فرمود: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً». یعنی همه مسلمانها موظف هستند ابعاد وجودی رسول خدا، سیره و روش زندگی او را خوب بفهمند و بر اساس او عمل کنند.
یک مورد آن، قابل تامل جدی است و لازم است امروز کشورهای اسلامی به همان روش عمل کنند، سیره سیاسی و تدابیر اساسی است که حضرت در اصلاح جامعه و تاسیس حکومت اسلامی و بعد تحکیم آن و سپس نشر و توسعه اسلام بکار گرفته اند. و آن ایجاد پیوند، وحدت و انسجام اجتماعی و برقراری آرامش و ایجاد امنیت بر اساس ایجاد فضای رحمت و مودت در جامعه بود که با مطالعه وضعیت اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آن زمان نوعی معجزه به حساب می آید.
رسول خدا بعد از هجرت به مدینه، فوراً حکومت اسلامی را تشکیل داد، اتفاقاً امروز که ۱۵ ربیع است، رسول خدا مسجد قبا را در نزدیکی مدینه و سه روز بعد در ۱۸ ربیع مسجد النبی را در مدینه برپا کردند و مقدمات کار تمدن سازی را از مسجد آغاز کردند. و شخصاً به عنوان حاکم امت اقدام و دولت را بر اساس رسالتش طرح ریزی کرد
این عمل رسول خدا این پیام را دارد که اگر شرائط وجود داشته باشد از اهم واجبات الهی، تشکیل حکومت دینی و حفظ آن است و این یعنی کسانی که می گویند دین از سیاست جداست چیزی از اسلام ناب نفهمیده اند و درک نکردند که اسلام چه میگوید. و خدای تعالی رحمت کند امام راحل عظیم الشان ما را که به رسول خدا تاسی کرد و نظام اسلامی را براساس آموزه های دینی تاسیس نمود.
اتفاقاً فردا که اول آبان است سالگرد شهادت آقا مصطفی فرزند فقیه و دانشمند امام است که با شهادت او جرقه انقلاب زده شد و حرکت مردم تا پیروزی بر طاغوت ادامه پیدا کرد.
آن چیزی که امروز، جهان اسلام به آن احتیاج دارد بررسی سیره رسول خداست در چگونگی ایجاد وحدت امت اسلامی که موضوع مورد ابتلای جوامع اسلامی است و کاملاً سیاسی است و دشمن هم از این کار استفاده کرده و تا جایی که توان دارد میخواهد وحدت جوامع اسلامی محقق نشود.
باید تاریخ اسلام و رفتار پیامبر اکرم را به دقت بررسی و از آن دستورالعمل اجرائی بدست آورد و برای امروز بازخوانی کرد و سپس عمل کرد. تا امت واحد اسلامى تشکیل شود که در آیه ۵۲ سوره مبارکه مومنون فرمود: «وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ». باید تا از بین رفتن فتنه در عالم تلاش کرد تا برسیم به وعده الهی که فرمود: «وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ».
این همان مسیری است که حضرت امام فرمودند که مسیر به سمت ایجاد تمدن است و رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم نوید آن را دادند. و این مهم فقط در سایه وحدت امت اسلامی محقق می شود اگر دولت های اسلامی دست نشانده استکبار بگذارند. چون امتها با هم اتحاد دارند این دولتها هستند که نمیگذارند اتحاد صورت گیرد.
غیر از سیره سیاسی آن چیزی که مهم است تاسی به رفتار و سبک زندگی رسول خداست که مسلمین از این الگو فاصله گرفته اند. خوب است کتاب های سیره و سنن را بخوانید و تا می توانید عمل کنید. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه فرمود: براى تو همین کافى است که راه و رسم رسول خدا را سرمشق خودت قرار دهى و از آن اطاعت نمایى. چراکه دوست داشتنی ترین بنده براى خدا، کسى است که از پیامبر خدا پیروى میکند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: دوست ندارم که مسلمانى بمیرد مگر اینکه آداب و روش زندگى رسول خدا را براى یکبار هم که شده انجام دهد. الگو در همه جا هست. الگو مثلا برای خیاطی پارچه را براساس الگو میبرند. اگر الگو درست باشد این لباس نه گشاد باید باشد نه تنگ. اندازه و قواره باید باشد. جامعه اسلامی الگویش پیغمبر است. این جامعه اگر طبق الگو باشد باید قواره باشد. در همه رفتارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، روابط بین زن و شوهر، روابط بین والدین و فرزند، اداره و کارمندان، بازار، باید قواره باشد . خیلی فاصله داریم با پیغمبر.
من به چند مورد از کتاب سنن النبی مرحوم علامه طباطبائی فقط اشاره می کنم که رسول خدا اینگونه بودند: به آرامى و وقار قدم برمى داشت. همواره پیش روى خود را نگاه میکرد (بعضی ها در خیابان که راه میروند اطراف را نگاه میکنند). موى سرش نه خیلى بلند بود و نه خیلى کوتاه. به کسى خیره نمیشد. هر که را میدید سلام مى کرد. اکثر اوقات ساکت بود و جز در موارد ضرورى سخن نمى گفت. آرام سخن میگفت و کلامش کوتاه بود. کسى را حقیر نمی شمرد. اگر حقى پایمال مى شد بسیار خشمگین مى شد و از چیزى پروا نداشت.
در منزل اوقاتش را به سه قسمت تقسیم کرده بود: قسمتى براى اهل منزل، قسمتى را براى عبادت خدا و قسمتى را به خود اختصاص مى داد. در همه امور معتدل بود و افراط و تفریط نداشت. بر بى ادبى افراد صبر مى کرد و عصبانى نمى شد. هرگز دوست نداشت کسى او را مدح و ثناء بگوید. سخن کسى را قطع نمى کرد مگر در موارد گناه مثل غیبت کردن که یا آن شخص را نهى زبانى مى فرمود و یا برخاست و کلام او را قطع مى کرد.
با فقیر و ثروتمند یکسان سلام و علیک و مصافحه داشت. بدون اینکه بخندد همیشه تبسمى بر لب داشت. بدون اینکه از خود ذلت و حقارت نشان دهد، همواره متواضعترین بود. به کودکان هم سلام مى کرد و مى فرمود: «این کار را مى کنم تا بعد از من سنت شود». اشخاص را با احترام صدا مى زد حتی کودکان را. در جایی خواندم که گفته بود بچه هایمان را چطور تربیت کنیم. گفت مثل بچه همسایه. گفت یعنی چه کار کنیم؟ گفت بچه همسایه که خانه شما می آید چطور با او رفتار میکنی؟ خیلی احترام و مواظبت میکنید. بچه خودتان را هم همانطور رفتار کنید. با او مودب باشید.
بسیار خوش قول بود و از خلف وعده پرهیز مى کرد. به کسى بخاصر عیبش طعنه نمى زد و اشتباهات کسى را به رخش نمى کشید. وقتى از چیزى محزون مى شد به نماز پناه مى برد. ذکر دائمی او سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر بود. این ذکر از ذکرهای کبیر است و حملهی عرش الهی موقع حرکت عرش زبانشان به این ذکر مترنم است.
به مناسبت ولادت امام صادق علیه السلام هم فقط یک روایت عرض کنم که مرحوم کلینی در کافی نقل کرده است که حضرت فرمودند: «غَلاءُ السِّعرِ یُسِیءُ الخُلُقَ» گرانی قیمتها اخلاق و رفتار مردم را بد میسازد، راجع به سوء خلق و حسن خلق روایات فراوانی داریم که فرصت بیان نیست «وَ یُذهِبُ الأمانَهَ»، امانتداری را از بین میبرد. دائره امانت داری بسیار وسیع است و نقطه مقابل آن خیانت. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: هرگاه خیانت ها علنی و فراگیر شود برکت ها از بین می رود.
«وَ یُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ». و مردم مسلمان را از فشار و سختی به ستوه می آورد. ضجر که در روایت آمده به معنای افسردگی شدید، دل مردگی، رنج سخت و عصبی بودن آمده است. انسانی که بر اثر فقر دچار ضجر می شود نمی تواند بر حق صبوری کند. امام باقر فرمود: «مَن ضَجِرَ لم یَصبِرْ علی حَقٍّ». و نمی تواند حقی را بپذیرد امام کاظم فرمود: «إن ضَجِرتَ لم تُعطِ الحَقَّ» و نمی تواند شکرگزار باشد. رسول خدا فرمود: «إذا ضَجِرَ لَم یُؤَدِّ الشُّکرَ» این ها همه پی آمدهای گرانی در جامعه است که ان شاءالله با سرعت این امور به سامان شود.
حضرت آقا سال گذشته فرمودند رفع تحریم ها دست دشمن است اما خنثی سازی دست خود ماست. و این کار وظیفه دولت است که باید اولویت کاری خودش قرار دهد که در بیان قرار داده در عمل هم مشغول هستند تا ان شاء الله آرامشی برای مردم در این بخش حاصل شود.
همانطور که نوبت های قبل هم عرض کردم اینکه آمریکا منطقه را ترک کرده پس دیگر کاری ندارد، خیال باطلی است. او با روش جدید، و نیروهائی که برای چنین روزهائی تربیت کرده، قصد دارد در منطقه حضور داشته باشد. حملات سازمان یافته و انتحاری داعش در افغانستان که هفته گذشته تکرار شد (جمعه نمازگزاران را به خاک و خون کشیدند) و حمله افراد ناشناس یا همان داعشی های مسیحی به هواداران حزب الله در لبنان حکایت از همین موضوع دارد.
بی ثباتی در منطقه بدون حضور آمریکا ترفند جدید استکبار است تا بتواند کشورهایی مثل روسیه و چین و ایران را که در آرامش منطقه موثر هستند به این وسیله کنترل کند. ما ضمن اعتراض به بی توجهی مجامع بین المللی و محکوم کردن کشتار شیعیان توسط استکبار و ایادی پلیدش در کشورهای اسلامی، فریاد همیشگی جمعه را سر می دهیم که مرگ بر آمریکا.
از حضور تعدادی از زندانیان که به همت ریاست محترم انجام شده تشکر می کنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1400/7/23 | 1400/7/23در برابر خلاف سکوت نکنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه161
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین هم معروف و منکر را می شناسند و هم امر به معروف و نهی از منکر می کنند. قرآن کریم دائماً دعوت به خیر کرده و فرموده شما هم امتی باشید که به خیر دعوت می کنید و مصداق هم داده است فرمود: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
به این کلام امیرالمومنین علیه السلام توجه بفرمائید که فرمودند: سخن خیر بگویید تا به خیر معروف شوید. کار خوب کنید تا اهل آن باشید. شتابزده و راز فاش کن نباشید. به راستى که خوبان شما آنهایى هستند که چون به آنها نظر شود، یاد خدا در خاطرشان آید و بَدان شما آنهایى هستند که براى سخن چینى بدوند و میان دوستان جدایى افکنند و براى پاکان، عیب جویند. این ها تعدادی از اعمال خیر بود که اگر انسان مقید به انجامشان باشد ملکه او می شود و بر اطرافیان هم تاثیر مستقیم می گذارد و خیر توسعه پیدا می کند.
و معیار خوبی و بدی، کار خود مردم هستند. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «إِنَّ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ لَا یُعْرَفَانِ إِلَّا بِالنَّاسِ» خوبی وبدی جز با مردم شناخته نمی شوند. «فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْرِفَ الْخَیْرَ فَاعْمَلِ الْخَیْرَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ». پس اگر می خواهی که خوبی را بشناسی، خوبی کن، اهل آن را می شناسی «وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْرِفَ الشَّرَّ فَاعْمَلِ الشَّرَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ». واگرمی خواهی بدی رابشناسی، بدی کن اهلش را می شناسی. البته باید بتوانیم خیر را از شر تشخیص بدهیم و بشناسیم. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: کسی که خیر را از شر تشخیص ندهد مانند حیوان است.
با این مقدمه ای که عرض کردم، امر به معروف و نهی از منکر غیر از تکلیف شرعی و واجب الهی که همه باید اهتمام به داشته باشیم، قطعاً از اعمال خیری است که بر انجام و احیا و اقدام بر آن تاکید شده و کسی حق ندارد جلوی عمل خیر دیگران را بگیرد و یا مانع ایجاد کند. درآیه ۱۲ از سوره مبارکه قلم فرمود: «مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ» از کسی که پیوسته از خیر و نیکى کردن بازمىدارد، متجاوز است و بزهکار پیروی نکن.
همین مطلب در قوانین حمایت از آمران و ناهیان لحاظ شده است. به چند ماده مرتبط اشاره می کنم. در ماده ۹ گفته است: اشخاص حقیقى یا حقوقى حق ندارند در برابر اجراى امر به معروف و نهى از منکر مانع ایجاد کنند. ایجاد هر نوع مانع و مزاحمت به موجب قانون جرم شناخته شده است و علاوه بر مجازات مقرر، موجب محکومیت به حبس تعزیرى یا جزاى نقدى درجه هفت مى شود.
در مورد اشخاص حقوقى، افرادى که با سوء استفاده از قدرت یا اختیارات قانونى و ادارى از طریق تهدید، اخطار، توبیخ، کسر حقوق یا مزایا، انفصال موقت یا دائم، تغییر محل خدمت، تنزل مقام، لغو مجوز فعالیت، محرومیت از سایر حقوق و امتیازات، مانع اقامه امر به معروف و نهى از منکر شوند.
خوب در این ماده قانونی تقریباً همه جهات دیده شده حتی اگر کسی از عنوانش استفاده کند، مثلاً بگوید من رئیس اداره هستم و اگر بخواهی نهی از منکر کنی حقوقت را قطع می کنم و یا از کار برکنارت می کنم و امثال اینها، نمی تواند.
البته مکرر عرض کردم کسی که اقدام می کند باید به خوبی تشخیص موضوع را بدهد. در ماده ۱۰ قانون آمده است: وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناورى، سازمان صدا وسیماى جمهورى اسلامى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان تبلیغات اسلامى، سازمان بسیج مستضعفین، شهردارى ها و سایر نهادها و دستگاه هاى فرهنگى مکلف اند شــرایط اقامه امر به معروف و نهى از منکر و بالا بردن سطح آگاهى هاى عمومى در این خصوص را از طریق آموزش و اطلاع رسانى فراهم کنند.
خوب این هم قانون؛ یک وقت می گفتند قانون نداریم اما الان چه عذری دارند دستگاه ها (چه دستگاههایی که باید ممانعت کنند، چه دستگاههایی که باید کار ایجابی کنند) که عمل نمی کنند. مکرر عرض شد اگر در دستگاه ها و سازمان های دولتی و غیر دولتی این قوانین رعایت نشود، مسئولیت اولاً متوجه مسئول دستگاه است و باید تذکرات لازم و در صورت لزوم، توبیخ صورت بگیرد که چرا مواظبت نمیکند از زیر مجموعه خودش.
الان در بعضی از بانک ها، در بعضی از بیمارستان ها، در بعضی از مجامع عمومی که از بیتالمال هم ارتزاق میکنند، رعایت نمیشود. مثلاً به دستگاه انتظامی گفته شود که چرا شما کم کاری دارید و کوتاهی دارید و در خیابان با مظاهرش برخورد نمی کنید! او هم باید صورت بگیرد اما قبل از او گلوگاه های دیگری است که باید جلویش گرفته شود و با آن برخورد قانونی صورت بگیرد.
الان در همین مسئله حجاب مسامحه دستگاه هائی که باید صیانت کنند کاملاً مشهود است و نباید به اسم اینکه باید اول کار فرهنگی بکنیم و امثال ذالک کوتاهی کرد. بله باید کار ایجابی و فرهنگی کرد اما قسمتی از کار فوری است. مکرر عرض کردم اگر کسی سم خورد او را می نشانید و با او صحبت می کنید که سم خوب نیست برای بدن ضرر دارد و … یا انگشت در حلق او می کنید تا اول سم را بالا بیاورد و بعد از اینکه حالش خوب شد بعد با او صحبت می کنید؟ وضع بعضی از ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی الان به همین حال درآمده که باید فوراً اقدام کرد.
وضعیت جامعه ما الان در بعضی موارد مثل حالت سم خورده است. کار فرهنگی هم جواب نمیدهد باید سریعا اقدام کرد. جلوی بعضی از این مظاهر فساد را باید گرفت. در کشور این عام البلوی است و در شهر خودمان هم وجود دارد. باید فورا نسبت به بعضی ناهنجاری ها که به وجود آمده اقدام داشت. این فورا که میگویم منظورم این نیست که بریزند در پارکها و خیابانها و … از همان دستگاههای دولتی و خصوصی که خصوصی در کشور نداریم که هر کس آزادانه هر کاری دلش خواست بکند. دستگاه خصوصی هم باید از قوانین جاری کشور تبعیت کند. جزیره که نیستند. اینها اول باید کارشان را درست انجام دهند بقیه هم در کنارش انجام دهند.
در ماده ۱۷ گفته است: سازمان بسیج مستضعفین موظف است با به کارگیرى آحاد بسیجیان درچارچوب قوانین نسبت به فرهنگ سازى و اجراى امر به معروف و نهى از منکر در مرتبه زبانى اقدام کند. البته این ماده ۱۷ تکلیفی که متوجه همه مردم هست را ساقط نمی کند و وظیفه تذکر زبانی را همه دارند و لکن به صورت نظام مند و سازمان یافته، یکی از ماموریت های بسیج را مشخص می کند که دو کار فرهنگ سازی و تذکر زبانی را باید با برنامه ریزی و سازماندهی دقیق انجام دهند تا نتیجه مطلوب بدست بیاید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین با مراقبت شدید از خود، کمال مواظبت را دارند که مرتکب لغزش و گناه نشوند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۶۱ از حکم نهج البلاغه فرمود: «تَرْکُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَهِ». ترک گناهان آسان تر است از درخواست توبه. این کلام شبیه همان مثل معروف است که پیشگیری مقدم بر درمان است.
اگر کسی آشنائی کامل با بیماری و مرضی داشته باشد، نزدیک آن نمی شود اگر گناه و اثری که در دنیا و آخرت بر ما می گذارد را خوب بفهمیم و بشناسیم هرگز سمت آن نمی رویم که بعد از انجام، احتیاج به توبه و عذرخواهی داشته باشیم. گاهی شیطان کاری می کند و چنان گناه را در ذائقه انسان، شیرین می کند که شخص از کرده خود پشیمان نشود و اقدام به توبه نکند. یعنی همین پشیمانی که امام باقر علیه السلام فرمودند «کفی بالندم التوبه» را هم نتواند داشته باشد.
هیچ عاقلی به امید این که اگر گرفتار مشکل شدم بالاخره راه فراری پیدا می کنم خود را به خطر احتمالی هم نمی اندازد. بنابراین بهترین کار همین است که مولی سفارش کردند و آن ترک گناه است. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
امروز ۲۳ مهر مصادف است با ۸ ربیع الاول، سال گشت شهادت ابا محمد حسن بن علی العسکری علیهما السلام و آغاز امامت آقاجانمان حضرت ولی عصر روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه است. این مصیبت را به همه شما تسلیت عرض می کنم. کوتاه ترین دوره امامت مربوط به امام عسکری علیه السلام است، یعنی شش سال. و در همین فرصت شش ساله باید امام علیه السلام با طراحی دقیق و برنامه ریزی صحیح، عصر ظهورِ امامت را به عصرِ غیبت منتقل کند و دوره مهدویت را گفتمان سازی کند. راهبرد یا همان استراتژی امام چه بود؟
خیلی مختصر و کوتاه نکته ای را عرض می کنم که در مسائل دیگر هم به درد دوستان می خورد. اگر بخواهیم در جامعه، برنامه ای را، کوچک باشد یا بزرگ محقق کنیم، باید قدم به قدم مراحل پنج گانه ای را طی کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. یعنی باید اول مساله را بشناسیم، بعد برای آن پاسخ مناسب پیدا کنیم، در مرحله بعد آن را گفتمان سازی کنیم، چهارم باید مطالبه گری کنیم و در آخر وارد میدان عمل شویم و اقدام کنیم.
مهمترین مرحله، که بدون آن نمی توانیم کار مفید و صحیحی انجام دهیم، مساله شناسی است. اگر درست مساله را شناسایی کنیم، در انتها پیروزی با ما خواهد بود. بعضی وقتها مطلب درست فهمیده نشده که امروز باید چه کار کنیم، هزینه شده، عِده و عُده خرج شده، آخر سر نتیجه مطلوب گرفته نشده.
در تعریف مساله گفته اند: توجه کامل داشتن به فاصله ی بین وضع موجود و وضع مطلوب. حتماً باید بدانیم اولاً چه چیزی خواسته و مطلوب ماست و الا نمی توانیم به سمت آن حرکت کنیم و ثانیاً حتماً باید بدانیم داشته ها و موقعیتی که در آن قرار داریم چیست.
بعد از این که مساله روشن شد نوبت پاسخ دادن به آن می رسد که اصطلاحاً به آن تعیین راهبردها می گویند. که از واژه ای نظامی استفاده شده و بعداً در عرصه های سیاست و فرهنگ و اقتصاد هم بکار رفته است. راهبرد یا همان استراتژی یعنی تعیین اهداف و بیان برنامه هائی که ما را به آن اهداف می رساند. مثلاً ما در محله خود فلان هدف را داریم پس باید این برنامه ها را داشته باشیم تا به هدفمان برسیم. معمولاً در راهبرد، طرح های دراز مدت برای رسیدن به هدف های بلند مدت مشخص و طراحی می شود.
با این مقدمه عرض می کنم امام عسکری علیه السلام که الگوی مدیریتی کامل برای جامعه است روش خودش را با توجه به جوّی که بر جامعه زمانش حاکم بود و بر اساس پاسخ به نیازها و مسائل جامعه پایه ریزی کرد. با مطالعه روش زندگی حضرت این راهبردها کاملاً قابل فهم است. مطالبی را که عرض میکنم شما با مسائل روز تطبیق بدهید. یکی امکان دارد در اداره ای باشد، یکی منطقه ای زیر سلطه او هست، یا اتاق کوچکی که دو کارمند دارد، آن مراحل پنجگانه را در ذهنتان باشد.
حالا امام معصوم که الگوی جامعه است، با حاکم ستمگری سروکار دارد، میخواهد مسلمانان را حفظ کند و آینده را هم داشته باشد، کار امامت خودش را هم انجام دهد؛ روش زندگی امام را وقتی مطالعه میکنیم این راهبردها کاملا قابل فهم می شود. مثلاً دستگاه حاکم از امام مراقبت شدید می کردند و تمام حالات و ارتباطات و رفت و آمد حضرت را زیر نظر داشتند و سعی می کردند پسر حضرت را که وعده الهی بود و بنیان ستم را نابود می کند، پیدا کنند یا از ولادت او جلوگیری کنند و در مرحله بعد تلاش می کردند شیعیان با امام ارتباط نداشته باشند و اگر مطلع می شدند با آن شخص برخورد می کردند.
خوب اینجا امام با برنامه ریزی دقیق و با هدف عدم کشف فرزندش توسط دستگاه حاکمه، روابط خاص و حکیمانه ای با بکار گیری روش های ویژه هم کودک را حفظ کرد و هم با شیعیان جهان توسط شبکه وکلاء ارتباط گسترده برقرار کرد. این یک راهبرد بود.
راهبرد دیگر امام هدایت و دعوت مردم به سمت حق بود. و این وظیفه را در هیچ حالی ترک نکرد. موارد تاریخی فراوانی در اینجا ثبت شده است که فرصت بیان نیست. بعضی وقتها امام برای اینکه کسی را به راه بیاورد افکارش را به او می گفت.
راهبرد دیگر، حضرت بعد از معرفى امام عصر ارواحنا فداه به عنوان جانشینشان به وکیل خود در شهرقم احمد بن اسحاق، این راهبرد مهم را یادآور شدند که: در دوران غیبت، الف) از هلاکت رهایى نمی بابد جز کسیکه خداوند او را در اعتقاد به امامت او (حضرت حجت) ثابت و استوار بدارد. ب) و براى دعا به تعجیل فرج آن حضرت موفق نموده باشد. «وَ اللهِ لَیَغِیبَنَّ غَیبَهً لاَ یَنجُو فِیهَا مِنَ الهَلَکَهِ إلاَّ مَن ثَبَتَهُ اللهُ عزَّوَجلَّ عَلَى القَولِ بِإمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ لِدُّعَاءِ بِتَعجِیلِ فَرَجِهِ».
مرحوم علامه مجلسى در بحار از امام حسن عسکرى علیه السلام نقل می کند که فرمود: امام سجاد علیه السلام فرمود: خدا به سوى موسى وحى فرستاد، مرا محبوب مخلوقاتم گردان و مخلوقاتم را هم محبوب من کن. موسى گفت: ای پروردگار، چگونه این کار را انجام دهم؟ فرمود: نعمتهاى ظاهرى و باطنى مرا به آنها یادآورى کن تا مرا دوست بدارند. (خیلی نعمتها را ما نمیدانیم و غفلت داریم؛ نعمت نفس کشیدن که تا سخت نفش نکشیم قدر این نعمت را نمیدانیم، همین که میفهمیم و یاد میگیریم نعمت است) اى موسى به خاطر داشته باش، اگر بنده فرارى مرا به سویم برگردانى و یا بنده گمشده ام را به خانه من برسانى، براى تو از عبادت صد سال که روزهایش را روزه بدارى و شبهایش نماز به پا دارى، بهتر است. موسى گفت: پروردگارا، بنده گریخته از تو کیست؟ فرمود: بندگان گنهکار. پرسید: گمشده ى از در خانه تو کیست؟ فرمود: نادانى که امام زمانش را نمیشناسد، و یا اینکه پس از شناختش از او غائب است و از حضور ظاهرى و یا باطنى او بهره نمیبرد (ولى تو وى را به امام زمانش نزدیک میکنى تا از او بهره مند گردد که اگر این کار را کردی از عبادت صد سال که شبهایش را قائم باشی و روزهایش را صائم باشی برتر است).
و مطلب دیگر که حضرت فرمود دعا برای فرج بود. مهمترین جلوه عملى دعاى فرج، زمینه سازى براى ظهور است. لازمه این زمینه سازى هم این است؛ همانطور که امام زمان علیه السلام رهبری اش جهانى است، او مهدی الامم است، ما هم باید نگاهمان به مسئله، جهانى باشد. نگاه اجتماعى اسلام، جهانی است و در تربیت صحیح اسلامى باید هر مسلمان طوری تربیت شود که بتواند اسلام خود را در تمام جهان ارائه کند و براى تمام عرصه ها آمادگی لازم را داشته باشد. چون امام زمان ما، امام تمام زمینها و زبانها و ملیتهاست. در بیانیه گام دوم در همان اول و بزنگاهش آقا فرمودند میخواهیم متصل به آن طلعه رشیده شویم.
به هر تقدیر نفوذ ناپذیری امام عسکری و مانعیت حضرت برای اهداف پلید دستگاه عباسیان، معتمد عباسی را بر آن داشت تا به وسیله زهر که یکی از پرکارترین ابزار ترور در آن دوران بود، حضرت را به شهادت برساند. اما در بین مردم طوری شایع کرد که امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته، ولی در این نقشه موفق نشد و کید او بر ملا شد.
با شهادت امام عسکری در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجرى، دوره استفاده بشر از امام ظاهر تمام شد و دوره استفاده از امام غایب آغاز شد. دورانی بسیار مهّم و سخت در زندگى شیعیان که هم پذیرای امامت باشند و هم غیبت که پذیرش مطلب را سخت می کرد.
۱۲ ربیع الاول ولادت رسول گرامی اسلام و آغاز هفته وحدت و هم چنین ۱۰ ربیع الاول سالگشت ازدواج حضرت خدیجه و رسول خدا را پیشاپیش به همه مسلمین و شما بزرگواران تبریک عرض میکنم. و امیدوارم خدای تعالی به همه ما توفیق پیروی صحیح از حضرات معصومین علیهم السلام را عنایت فرماید.
نکته ای راجع به اتفاقاتی که در افغانستان می افتد عرض کنم. به خصوص این جنایتی که اخیراً انجام شد توسط عوامل استکبار و دل هر انسانی را رنجیده کرد بخصوص مسلمین و بالاخص شیعیان. در تصور اولیه، افراد فکر می کنند که آمریکا افغانستان را ترک کرده و رفته است. بله با افتضاح و شکست، حضور فیزیکی خود را پایان داد و نمیتوانست بیش از این هم بماند. اما فکر و اندیشه پلید خود را با استفاده از کشورهای دیگر و افراد و گروه های پرورش یافته در دامانش ادامه خواهد داد.
یکی از مهمترین اهداف آمریکا در این منطقه که توسط ایادی اش انجام می شود ایجاد اختلافات قومی، فرقه ای و مذهبی است. تصور کنید اقوام مختلف افغانستان با هم اختلاف کنند و به جان هم بیفتند، چه می شود؟ کمترین اتفاق، ناامن شدن منطقه و سوء استفاده گروه های مزدور است و بیشترین نفع را از این نابسامانی و ناامنی آمریکا می برد.
باید دست جنایتکار آمریکا و اذناب و ایادی پلیدش کاملا از منطقه قطع شود و مهمتر اینکه حاکمان افغانستان باید مسئولیت پذیر باشند و در تامین امنیت همه شهروندان که از مهمترین ارکان حکمرانی است، کوتاهی نکنند. محکوم کردن جنایت که معونه ای ندارد؛ باید دست مسببین را قطع کرد و مباشرین را به سزای اعمال رسانید.
ما نمازگزاران جمعه ضمن همدردی با خانواده شهدای نماز جمعه خان آباد افغانستان از خدای تعالی برای آن شهیدان علو درجه و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت می نمائیم. و از مجامع بین المللی می خواهیم درباره این جنایت و جنایات مشابه که بر علیه مسلمین و شیعیان در نقاط دیگر انجام می گیرد سکوت نکنند و علاوه بر محکومیت، برای تنبیه و بازدارندگی، قاطعانه عمل کنند.
مطلب دیگرتشکر وقدردانی ازرزمایش مشترک و تخصصی دلاور مردان قرارگاه مشترک پدافند هوائی خاتم الانبیاء با نام مدافعان ولایت ۱۴۰۰ است که با قدرت و صلابت انجام دادند و دل مردم را گرم کردند و به دشمنان پیام قاطع دادند که نیروهای مسلح نظام اسلامی با حول و قوه الهی و تحت فرماندهی رهبر معظم انقلاب برای تامین منافع و دفاع از تمامیت ارضی کشور از آمادگی های لازم برخوردار هستند.
چند روز قبل باز نخست وزیر رژیم پلید و کودک کش غاصب، به ایران راجع به فعالیت های هسته ای و نقض تعهدات، اتهام زد و رئیس ستاد ارتش رژیم خبیث تهدید کرد که طرحهای عملیاتی علیه برنامه هستهای ایران در حال گسترش است و عملیات برای از بین بردن تواناییهای ایران در عرصههای مختلف و در هر زمان ادامه خواهد یافت. یعنی ما هر وقت اراده کنیم میخواهیم اقدامی داشته باشیم.
کشورهای بیگانه و مستکبرین عالم و به خصوص غده سرطانی منطقه که دائم تهدید می کند بدانند اگر دچار اشتباه محاسباتی شوند و حرکت غلطی از آنان سربزند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با اقتدار و برق آسا مدت اعلام شده برای نابودی آنان را جلو خواهند انداخت.
یکی از حرکت های خوب مجلس این روزها تصحیح و تصویب بعض مواد تسهیل صدور مجوز کسب و کار بعض مشاغل درمقابله با رانت و ویژه خواری بود که تشکر می کنیم.
نکته استانی: استان الحمدلله از ظرفیت های بالای اقتصادی در بخش های مختلف برخوردار است که باید قدر دانسته شود و درست و به موقع مورد استفاده قرار گیرد که متاسفانه توسط مسئولان غفلت می شود. امسال سال پشتیبانی و موانع زدائی است لذا همه باید تلاش کنند موانع را بردارند نه اینکه مانع ایجاد کنند.
الان یکی از واحدهای مهم کشور که نزدیک یک قرن فعال است و در دنیا شناخته شده و مورد توجه است سرم سازی رازی است که از همان روزهای اولیه هجوم ویروس وحشی، عزیزان دراین مجموعه فعالیت خودشان را برای ساخت واکسن آغاز کرد و فعالیت های فراوانی هم در این زمینه انجام دادند اما گاهی شنیده می شود که در روند کار و بهره برداری بیشتر و بهتر افرادی مانع تراشی می کنند. لذا مسئولین محترم از این نمونه داخلی حمایت کنید و دل دانشمندان جوان کشور را گرم کنید. نکاتی هست که اگر لازم شد در آینده عرض خواهم کرد.
مطلب دیگر اینکه عده ای از کارگزاران و مسئولین دولت قبل که هنوز سرکار هستند عمداً و متعمداً برای مردم نارضایتی درست می کنند و بعضاً خلل در کارهای جاری و معیشت مردم به وجود می آورند تا القاء کنند دولت جدید توانائی اداره ندارد. پس لازم است زودتر دولت محترم ارکان اداره کشور را بخصوص در استان ها با انتخاب استانداران سرعت ببخشد.
در کافی امام باقر علیه السلام از رسول خدا نقل کرد که ایشان فرمودند: پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه ای، آنان را لعنت کرده است: … (پنجمی این است که) و کسی که اموال عمومی را، به خود منحصر سازد و تصرف در آن را به نفع خود حلال شمارد.
مواظب باشند دوستان در هر مسندی از کوچک تا بزرگ، افرادی که بیت المال در اختیارشان است آن را تیول خودشان ندانند. امیرالمومنین جمعه به جمعه بیتالمال را جارو میزد دو رکعت نماز می خواند و بعد از نماز انبیا ملائکه شهدا را شاهد می گرفت که علی ذرهای از بیت المال را پیش خودش نگه نداشت. امام رضا علیه السلام از ویژه سازان بیت المال مسلمین برائت جست.
واقعا اگر خلافی در شهر صورت بگیرد باید منتظر حرف من باشید؟ کسی جربزه دار و حرف زن برای دفاع از بیت المال وجود ندارد؟ حتما باید منتظر شوند تا جمعه ای شود و من اینجا صحبتی کنم! بقیه هم باید حرف بزنند. بقیه هم باید راه بیوفتند. اگر خلافی را میبینید نگویید شما هم شریک هستید. به بنده هم اگر لازم شد باید تذکر بدهید اگر تخلفی میکنم. کسی مصون از این قصه نیست. مواظب این جریانات باشید. بیت المال و هر چیزی که مربوط به عموم جامعه است مواظب باشید که تیول عده ای نشود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/7/16 | 1400/7/16وحدت مهمترین عامل پیروزی جهان اسلام است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه162
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مومنین و مومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. بحث ما در امر به معروف و نهی از منکر است و عرض کردیم اهل تقوا نسبت به احیاء و اقامه این واجب الهی کوتاهی ندارند و آن را وظیفه همگانی می دانند. و این مسلّم است که بعض از موارد امر به معروف و نهی از منکر به همه ما مربوط می شود و نمی توانیم از آن شانه خالی کنیم.
البته گاهی عده ای در بیان موضوع، طوری مسئله را مطرح می کنند که تکلیف درست نکند. سعی می شود با توجیه که مثلاً الان وقتش نیست، خوب است سر و صدایی پیش نیاد، حتماً سوء تفاهم شده و امثال این ها این واجب، زمین بماند. در حالیکه مواردی هست که اصلاً نباید سکوت کرد و با تحمل سختی ها و گاهی با تحمل فحش ها و تهمت ها باید وارد میدان شد و نهی و یا امر کرد.
خوب چرا اهتمام ندارند و با جدیت مسئله ی به این مهمی را شفاف و درست دنبال نمی کنند؟ علت آن شاید این باشد که اگر وظیفه هر کس و حدود اختیارات و وظیفه هر کس معلوم شود، کم کاری ها و مسامحه ها معلوم می شود و مورد مطالبه عمومی قرار می گیرند. لذا تلاش می کنند به این واجب مهم و وظیفه اجتماعی فعلاً پرداخته نشود. بنابراین باید وارد عمل شد و با شجاعت تمام و بدون ترس اقدام لازم را در موارد امر به معروف و نهی از منکر همگانی داشت.
من در این جا به دو بیان از بیانات امامین انقلاب فقط اشاره می کنم توجه بفرمایید: حضرت امام در بیانی فرمودند: الان مکلفیم ما، مسئولیم همه مان، نه مسئول برای کار خودمان، مسئول کارهای دیگران هم هستیم، کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته. همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. مسئولیت من هم گردن شماست. شما هم گردن من است. اگر پایم را کج گذاشتم شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟ باید هجوم کنید. نهی کنید که چرا؟ می بینید که در مسائل اجتماعی، امام وظیفه را همگانی دانستند. نمیشود مسکوت گذاشت.
رهبر معظم انقلاب در بیانی فرمودند: اگر معناى امر به معروف و نهى از منکر و حدود آن براى مردم روشن شود، معلوم خواهد شد یکى ازنوترین، شیرین ترین، کارآمدترین وکارسازترین شیوه هاى تعامل اجتماعى، همین امر به معروف و نهى از منکر است و بعضى افراد دیگر در نمى آیند بگویند: آقا! این فضولى کردن است. نه، این همکارى کردن است. این نظارت عمومى است…. یعنی در جایی که مسئله اجتماعی است همه مسئولند.
در بیان دیگری فرمودند: بخشى دیگر از امر به معروف و نهى از منکر، که باز آن را مختصر عرض مى کنم، مربوط به عموم مردم است ودردرجه اول عبارت است از امر به معروف و نهى از منکر در مسائل اجتماعى. البته در مسائل فردى، تقوا بسیار زیاد مورد توصیه امیرالمؤمنین است. اما در زمینه مسائل اجتماعى شاید هیچ خطابى بــه مردم شدیدتر، غلیظ تر، زنده تر و پُر هیجان تر از خطاب امر به معروف و نهى از منکر نیست. امر به معروف و نهى از منکر، وظیفه اى عمومى است. پس در قرآن و بیان اهل بیت و بزرگان دینی ما، این مسئولیت اجتماعی ساقط نشده. بله در بعضی جاها باید حاکمیت ورود کند اما بعضی جاها هم همه موظفند.
در همین رابطه در نوبت های قبل به نکاتی از آیات و روایات اشاره و بعض بندهای قانونی را هم مطرح کردم. حتی عرض کردم در قانون داریم که می شود دولت را هم امر به معروف و نهی از منکر کرد. ماده ۸ قانون به همین نکته اشاره دارد که: مردم از حق دعوت به خیر، نصیحت، ارشاد در مورد عملکرد دولت برخوردارند و در چهارچوب شرع و قوانین می توانند نسبت به مقامات، مسئولان، مدیران و کارکنان تمامیِ اجزای حاکمیت و قوای سه گانه اعم از وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات، شرکت های دولتی، موسسات و نهاد های عمومی غیر دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همه دستگاه هایی که شمول قوانین و مقرارت عمومی نسبت به آن ها مستلزم ذکر یا تصریح نام است، امر به معروف و نهی از منکر کنند. یعنی با اسم میتوانید بگویید که فلان شخص در فلان دستگاه دارد خطا میکند، جلوی او را بگیرید، امرش کنید، نهیش کنید.
می بینید که طبق شرع و قانون تکلیف از کسی الا در موارد خاص، ساقط نشده است. و کسی نمی تواند بگوید تا دیگران هستند من چرا امر به معروف کنم تا اطرافیانم را از خودم ناراحت و پراکنده کنم؟ بله ممکن است در این مسیر با مشکلات و سختی هائی هم مواجه شد که باید بر آنها صبر کرد.
در آیه ۱۷ سوره مبارکه لقمان دارد که به فرزندش فرمود: «یَابُنىَّ أَقِمِ الصَّلَوهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ اصْبِرْ عَلىَ مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَالِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور»ِ. پسرم، نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصایبى که به تو مىرسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است. این آیه شریفه مطالب فراوانی دارد از اینکه باید به فرزندانمان مطالب مهم دینی و اجتماعی را آموزش دهیم بگیرید تا مسائل دیگر.
و برای ما سه مطلب مهم از ارکان دین را که یکی ستون دین و آن دو قوام دین هستند را تذکر می دهد. و چون در راه تبلیغ دین و جلوگیری از فساد، که از مسائل مهم اجتماعی است، مشکلات، مرارت ها، سختی ها، نیش زبان ها، تهمت ها و … را باید از طرف دنیا پرستان و سودجویان، تحمل کرد لذا دستور به صبر داده است که ارزش کار را چند برابر می کند بعلاوه صبوری را از مسائل بسیار مهم که عزم لازم دارد می داند که در جایش باید بحث شود.
از سخنان غلطی که انگلیسی ها بخصوص توسط عوامل شان در بلاد اسلامی رواج دادند تا این واجب الهی که اساس همه کارهاست را از کار بیاندازند این بود که عیسی به دین خود موسی به دین خود. دیدید که همه این را میگویند یا اینکه ما را که در قبر فلانی قرار نمیدهند و مسلمان ها هم ندانسته ترویج کردند. همین امروز هم میبینید تا حرفی میزنیم اینجملات را تکرار میکنند. مواظب باشیم نادانسته عامل بیگانگان نباشیم.
در روایت دارد: کسى که جلوى منکر را نگیرد، مانند کسى است که مجروحى را در جاده رها کند تا بمیرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از یاد مرگ غافل نیستند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۵۹ از حکم نهج البلاغه فرمود: «الْأَمْرُ قَرِیبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِیلٌ». فرمان خدا نزدیک (منظور مرگ است) و فرصت همراه بودن(با هم بودن در دنیا) اندک است.
یکی از بزرگترین غفلت های ما غافل بودن از مرگ است که اگر انسان دائم به یاد مردن باشد و اینکه در آینده باید پاسخگوی اعمالش باشد خود به خود مسیر زندگی اش درست خواهد شد. از مرگ زیاد گفته می شود اما رفتار ما نشان می دهد که غفلت داریم. این همه دروغ و تهمت و غیبت و نمامی و ریاست طلبی و دنیا دوستی را انسانی که به یاد مرگ است دنبال نمی کند. یاد مرگ بهترین واعظ و تربیت کننده انسان است.
لذا حضرت در حکمت بعدی فرمود: براى کسى که داراى دوچشم است، صبح، روشن است. «قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِی عَیْنَیْنِ». مشکل اینجاست که چشم خود را می بندیم و دنبال راه می گردیم. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
حلول ماه ربیع الاول ماه پر برکت ولادت رسول گرامی اسلام و فرزندان بزرگوارش را به همه شما نمازگزاران محترم تبریک عرض می کنم و از خدای منان مسئلت می کنم عزاداری های دو ماهه که درشرائط سخت کرونا با عزت و شور برگزار شد را به احسن وجه قبول کند و از همه عزیزانی که تلاش کردند تا مراسم عزای حسین علیه السلام با رعایت شیوه نامه ها تعطیل نشود و با شکوه برگزار شود تشکر و قدردانی می کنم.
شب اول ماه ربیع المولود لیله المبیت و روز اول آغاز هجرت پیامبر از مکه به مدینه است. امیرالمومنین علیه السلام کسى است که در تمام سالهاى عمر با برکتش با شجاعت و جوانمردی و ایثار در حساس ترین زمانها و مکانها به وظیفه الهی اش در یاری دین خدا کوتاهی نکرد. در آن شب سرنوشت ساز و تاریخی در بستر رسول خدا خوابید تا خطری متوجه پیامبر نشود و نقشه دشمنان در ترور حضرت بر آب شود.
اهمیت و عظمت کار به قدری بالاست که خداوند متعال از این اقدام امیرالمومنین، نزد فرشتگان مباهات کرد و شیعه و سنّی نقل کرده اند که آیه ۲۰۷سوره مبارکه بقره در شأن امیرالمومنین نازل شده است، که «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد». بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند، وخدا نسبت به بندگان مهربان است.
در روایت دارد خدای تعالی به جبرائیل و میکائیل فرمود: من، بین شما برادرى ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانىتر کردم، کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگى دیگرى را بر خود ترجیح دهد؟ هیچ یک حاضر نشدند. خدای تعالی به آنان فرمود: اکنون على در بستر خوابیده است و آماده فداکردن جان خود است، به زمین بروید و حافظ و نگاهبان او باشید. کار بسیار بزرگی بود.
ابن ابى الحدید معتزلى درباره تفسیر این آیه معتقد است: حماسه على علیه السلام در لیله المبیت مورد تأیید همه است. و جز کسانىکه مسلمان نیستند و افراد سبک مغز، آن را انکار نمىکنند. البته شبهاتی هم وارد شده است که در جایش جواب داده شده است.
این حرکت مقدمه واقعه مهم دیگر شد یعنی هجرت رسول خدا به مدینه و پایه ریزی و استقرار حکومت اسلامی و بعد نشر و گسترش آن در تمام جهان. هجرتی که مبدء تاریخ اسلام و مسلمانان شد. اینجا هم دو قول وجود دارد؛ قولی می گوید مبدء تاریخ بودن هجرت به دستور شخص پیامبر بود که فرمودند تاریخ، کتابت شود و نامه هایی هم با ثبت تاریخ هجری از رسول خدا موجود است و طبری در کتاب تاریخ الامم و الملوک به این مطلب اشاره کرده و بعض دیگر می گویند به پیشنهاد امیرالمومنین علیه السلام در زمان عمربن خطاب مبدء تاریخ اسلام هجرت پیامبر شده است.
به هر تقدیر پایه های تمدن بزرگ اسلام توسط رسول خدا در مدینه محکم شد. و من قصد دارم چند جمله ای راجع به این مهم عرض کنم با توجه به بیانیه که در آن می فرماید: این گام دوم، انقلاب را به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی ارواحنا فداه هست نزدیک خواهد کرد.
راجع به تمدن بحثی را مطرح میکنم که برای ساختن تمدن وجود اندیشه تمدن ساز لازم است و در جوهره اندیشه اسلامی عناصر لازمِ تمدن سازی متناسب با نیازهای بشر وجود دارد. اسلام با درونمایههای تمدّنی که داشت توانست در آن مقطع تاریخ، تمدن با عظمت اسلامی را بسازد. اسلام توانست عرب بادیه نشینِ دشمنِ یکدیگرِ به دور از تمدن را در مدت کوتاهی متحد کند و آنها را از جهالت، به سوی علم و دانش و تفکر و اندیشیدن سوق دهد بطوری که مسلمان بودن را با تفکر و دانش و پرکاری و خدا باوری بشناسند و سپس آنها را به دولتسازی و تمدنسازی سوق داد رسول خدا در طول ۲۳ سال که عمده آن ۱۰ سال است.
مسلمانان در مدت کمی توانستند بر دو امپراتوری عظیم زمان خود، غلبه کنند و این غلبه فقط نظامی نبود. اسلام با ارائه ارزش های جدید مردم را به تفکر در خود و عالم هستی دعوت کرد و باورهای گذشته را تغییر داد و با ایجاد دگرگونی در افکار و احساسات، دل ها را تسخیر کرد. اسلام به جامعه آن روز تعلیم داد که سستی نکنند و اهل کار و تولید باشند، خود را درهمه عرصه ها قدرتمند کنند ودر عین حال اهل تواضع باشند. مردم را آخرت گرا و خدا محور تربیت کرد و آموزش داد رابطه صحیحی بین دنیا و آخرت برقرار کنند یعنی دنیا را مقدمه آخرت بدانند و از دنیا استفاده کنند ولی وابسته به آن نباشند و جایگاه خود را در عالم هستی بشناسند و فراموش نکنند. و ده ها فضیلت دیگر.
بنابراین یکی از گزافه گویی هایی که عده ای دارند و می گویند وتبلیغ می کنند که اسلام با زور شمشیر، توسعه پیدا کرد وپیش رفته است، حرف کاملاً غلط و بی سندی است. اگرسندهای تاریخی را بررسی کنند می بینند که هرجا اسلام وارد شد بدنه مردم بدون هیچ تحمیلی و با جان و دل پذیرفتند، چون می دیدند که نگاه اسلام به انسان تک بعدی نیست و به همه نیازهای وجودی انسان توجه و برنامه دارد، قصدشان هدایت است نه کشورگشائی. مثلاً چین را به عنوان نمونه عرض می کنم به این کشور پهناور که مسلمین حمله نکردند پس چطوراسلام درآنجا گسترده شد؟ چطور جمعیت زیادی از چین مسلمان شدند؟
و متاسفانه می بینیم کشورهای استکباری بعد از انقلاب اسلامی وقتی دیدند پیام انقلاب با سلطه گری آنان نمی سازد و کشورهای زیر ستم با الهام از انقلاب در حال بیدار شدن هستند و دنبال آزادی هستند اقداماتی انجام دادند یک نمونه آن با پرورش گروه های خاص خونریز و جلاد، و تبلیغ فراوان اینگونه القا می کنند که اسلام دین شمشیر است.
بیانی حضرت امام ره دارند: اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را، عرب را، عجم را، تُرک را، فارس را، همه را با هم متحد کند و یک امت بزرگ به نام امت اسلام در دنیا برقرار کند تا کسانیکه میخواهند سلطه بر این دولتهای اسلامی و مراکز اسلام پیدا بکنند، نتوانند؛ بهواسطه اجتماع بزرگی که مسلمین از هر طایفه دارند.
بحث در این باره مفصل است که چه شد و چه عناصری باعث شد تا تمدن اسلامی آرام آرام افول کند و تضعیف شود؛ اما بدانید مهمترین عامل سقوط، فاصله گرفتن از عامل صعود بود یعنی کنار گذاشتن و کم رنگ کردن دستورات قرآن و پیامبر. وقتی که دین حضور مؤثرش درعرصه اجتماع کم شد و جای او را خواسته ها و سلیقه های شخصی گرفت و افرادِ تنبلِ قدرت طلبِ تجمل گرای فاسد حاکم شدند، این خط اصیل منحرف شد و تمدن اسلامی را ضعیف و ضعیف تر کرد طوری شد که قوم مغول با وحشی گری تمام این تمدن را که تضعیف شده بود را زمین گیر کردند.
بعدها سلطه گران دیگر از غرب و شرق به صورت استعمار کهنه و نو و اخیرا هم استعمار فرا نو جوامع اسلامی را زیر یوغ خود قرار دادند تا انقلاب اسلامی آمد و همه معادلات را بر هم زد. جهان خسته و بیزار از اومانیسم و لیبرالیسم است. و دشمنان ما این را به خوبی فهمیده اند. در نتیجه تمام تلاش خود را برای تحریف و انحراف اسلام انجام می دهند تا دنیا را منزجر کنند. بنابراین مهمترین عامل پیروزی، امروز وحدت کلمه جوامع مسلمین است. همان که حضرت امام فرموند و مقام معظم رهبری در بیانتشان گوشزد کردند.
امروز زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی با بهره مندی از فرهنگ غنی اسلام ناب برگرفته از قرآن و عترت کاملا فراهم است. خیلی خلاصه بعض ویژگی ها را که از نظر اسلام جامعه متمدّن باید داشته باشد عرض می کنم که اگر می خواهیم خود را به تمدن نوین برسانیم که در بیانیه هم به آن اشاره شده، احیاء این موارد باید در دستور کار باشد:
اولاً از جنبه ی فکری و اعتقادی، باید اندیشه الهی و وحی بر جامعه حاکم باشد. اگر وحی حاکم شد جامعه در هیچ امری بن بست ندارد. شیخنا الاستاذ علامه حفظه الله در عبارتی فرمودند: دو عنصر مهم در پویایی و جاودانگی اسلام نقش دارند: اول، هماهنگی اسلام با عقل و دوم، هماهنگی اسلام با فطرت. عنصر نخست، اسلام را اجتهادپذیر و توانا در پاسخگویی به نیازهای انسان در هر عصر قرار داده است. اجتهاد قوّه محرکه اسلام است که میتوان بااستفاده ازآن به نیازهای انسانها درهر زمان و هر مکان با استفاده از متون آیات قرآن و رویات پاسخ داد. و بر اساس عنصر دوم، به دلیل تبدیل ناپذیری و فراگیر بودن فطرت، اسلام نیازهای ثابت و دایمی انسان را برای هدایت و شناخت کمالات برای همیشه فراهم کرده است. چون هیچ تغییری در فطرت انسان راه ندارد. پس اولین چیز برای تمدن حاکم بودن وحی است.
ثانیاً در بُعد رفتاری، مسلمانان باید متخلق به اخلاق و فضائل پسندیده مثل وظیفه شناسی و پرکاری و وفای به عهد و مسئولیت پذیری و مواسات و ایثار و … باشند. راز نفوذ در دل ها رعایت اخلاق و فضائل اخلاقی است و اسلام از این راه در توده های مردم بیشتر نفوذ کرد تا با استدلال، رفتار متواضعانه و کریمانه رسول خدا و تربیت شدگان مکتب نبوی و علوی افراد را مسلمان می کرد.
ثالثاً در چنین جامعه ای باید توزیع ثروت عادلانه بوده افراد جامعه با توجه به توانائی هائی که دارند از رفاه برخوردار باشند و شایستگی های افراد نادیده گرفته نشود. اگر کلی تر بخواهم عرض کنم می شود رعایت عدالت در همه شئون. اسلام عدالت را به خاطر اهمیتی که دارد جزء اصول دین قرار داده و با آیات و روایات فراوان آن را تبیین کرده است.
رسول خدا فرمودند: ساعتی (لحظهای) عدالتپیشگی از عبادت هفتادسال که درآن شبهایش به ادای نماز و روزهایش به روزهداری سپری شود، بهتر است. و ساعتی به جور حکم کردن در نزد خدا از گناهان شصت سال قبیحتر است. خود رسول خدا اگر به عدالت رفتار نمی کرد تمدن اسلامی به سرعت شکل نمی گرفت.
بحث فقط در عدالت فردی نیست. بحث اصلی در عدالت اجتماعی با همه شقوق آن است. تاکید اسلام در مسئولیت های اجتماعی این است که باید عدالت شرط اصلی واگذاری مسئولیت ها به افراد باشد با توجه به حساسیت مسئولیت. یعنی هر کس در هر جایگاهی که مسئول میشود باید عادل باشد. و البته عدالت به صورت کامل جز در زمان حضرت ولی عصر تحقق پیدا نمی کند ولی این امر ما را بی مسئولیت نمی کند. هرکس به نسبت باید عادل باشد.
رابعاً خدمت گزاران در چنین جامعه ای در هر رده ی مسئولیتی خود را خادم مردم می دانند و هرگز نگاه ارباب رعیتی به مردم نباید داشته باشند و به بیان امیرالمومنین علیه السلام مسئولیت ها را امانت می بینند نه طعمه و وسیله ای برای جلب منافع شخصی.
تعبیری حضرت آقا دارند: هر کدام از شما تلاش کنید که براى این مسؤولیت ها خودتان را با الگوى اسلامى منطبق سازید، یعنى دین تان، تقوای تان، رعایت تان نسبت به حال مردم، رعایت تان نسبت به شرع، رعایت تان نسبت به بیت المال، اجتناب تان از خودخواهىها وخودپرستىها و رفیقبازىها و قوم و خویشپرستىها و اجتناب تان از تنبلى و بیکارگى و بىعملى و هوى و هوس و این چیزها مطابق با الگوى اسلام باشد، ….. ضوابط در دست همه ما هست امروز همهمان وظیفه داریم.
من اینها را که عرض میکنم چند وجهی بیان میکنم در ذهنتان باشد. محک و معیار است در تشخیص افراد، در ارزیابی عملکرد افراد، اینکه افراد در جایگاههایی که قرار گرفتند آیا اینگونه هستند یا نیستند. کسانی که افراد را برای مسئولیتها انتخاب میکنند باید توجه کنند که آیا درست انتخاب میکنند یا نه. همه اینها مورد نظر است. فقط خواندن عبارت نیست.
خامساً تلاش می کنند تا می توانند خصوصیات جامعه مهدوی را در خود محقق کنند تا به صورت نسبی به تمدن نهایی نزدیک تر شوند.
مسئله تمدن نوین اسلامی که در بیانیه گام دوم مطرح می شود و جامعه ما به آن سمت در حال حرکت است انشاالله، قابلیت اجرا دارد با شاخصه هایی که وجود دارد، که قسمتی از آن را بیان کردیم.
روز کودک در پیش داریم، روز حافظ، روز بزرگسالان و سالمندان که به آنها ورود نمیکنم. راجع به انتخابات عراق و مسائلی که دارد نکاتی را داریم که بماند.
از مواضع وزیر محترم خارجه تشکر میکنیم، قابل تقدیر است. مواضع خوب و محکمی است. راجع به آمریکا گفتند پیامهای شفاهی که داده میشود مورد پذیرش ما نیست؛ واقعاً هم همین طور است. ما عرض میکنیم پیامهای مکتوبی هم که میدهند اگر با عزت و اقتدار ایران منافات داشته باشد، به دیوار خواهیم کوبید.
مدت ها راجع به خسارت هایی که برجام برای کشور فراهم کرده بود تذکر داده شد. هم رهبر معظم انقلاب و هم دلسوزان گفتند؛ اما متهم شدیم به القابی که همه شنیده اید. گفتیم آقایان بر آنچه امضاء می کنند اشراف ندارند متن را لااقل یکبار نگاه کنند معلوم می شود، گفتند تهمت است. خوب الحمدلله خودشان اقرار کردند که کوتاهی کردند. اما سوال اینجاست آیا همین که اقرار کردند مساله تمام می شود و نباید خسارت های زده شده به ملت بر اساس این کوتاهی را دنبال کرد؟ به نظر می رسد که نباید نسبت به حقوق و منافع عمومی لااقل در این دوره کوتاهی صورت بگیرد.
نکته دوم مسیر درستی است که دولت به حمدلله دارد طی میکند و مسائل را دنبال میکند. مرحله به مرحله واکسن را دنبال کرد، اخیراً مسئله اقتصاد و معیشت مردم را در دستور کار قرار دادند؛ اما نکته ای که عرض می کنم در بکارگیری مجدد همین افرادی است که برای کشور مسئله درست کردند. اینها دیگر در این دولت جدید به نظر میرسد که نباید به کار گرفته شوند.
من جرب المجرب حلت به الندامه. چیزی که تجربه شده را بخواهیم دوباره تجربه کنیم، جز پشیمانی چیزی برایمان ندارد. وقتی عملکرد این افراد را دیده اید و خودشان هم اقرار دارند چرا باید دوباره بکار گرفته شوند. خواسته مردم و نیروهای ارزشی از دولت محترم تجدید نظر در روند انتخاب افرادی است که به هر دلیلی خطا و اشتباه و فساد داشته اند برای مسئولیت هایی که به منافع مردم لطمه می زند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/7/9 | 1400/7/9روی امنیت، منافع و تمامیت ارضی خود مصالحه نمیکنیم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه163
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
مومنین و مومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقینِ خداپرست، واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمی کنند و در احیاء و اقامه آن اقدام دارند. خدای تعالی در آیه 112 سوره مبارکه توبه در باره مومنان واقعی و عملکرد شخصی و اجتماعی و حکومتی آنان فرمود: «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَر ِوَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنين». توبهكنندگان، عبادت کنندگان، سپاس گويان، سياحت كنندگان، (البته معانی مختلفی در تفاسیر برای سیاحت کنندگان مطرح است) ركوع كنندگان، سجده کنندگان، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، و حافظان حدود الهى، (مؤمنان حقيقىاند) و بشارت ده به مؤمنان.
طبق این آیه شریفه و آیه ۷۱ سوره توبه که فرمود: «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ». و آنچه امام حسین علیه السلام فرمود: بر هیچ چشم مومن به خدا روا نیست که چشم خود را ببندد وقتی می بیند خدا نافرمانی می شود مگر آن وضع را تغییر دهد. و آیات و روایات دیگر، بیان می کنند که عمل به این واجب الهی یکی از علامات اهل ایمان است. و اساساً کسی که هنوز فطرت الهی او نمرده است نمی تواند نسبت به بدی ها ولو در دل عکس العملی نداشته باشد.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: کسی که قلباً موافق کار نیک نباشد و از کار بد منزجر نباشد انسان وارونه ای است که بجای آن که عقل بر او حاکم باشد هوی و هوس بر او حاکم است. نمیشه انسان بی تفاوت باشد و لا اقل باید در قلب ناراحت باشد. و عرض کردیم بعد از تنفر قلبی، مرحله تذکر لفظی است، که آن هم اَشکالی دارد که به حسب مورد باید انجام شود.
گاهی آمر به معروف باید شروع کند به بیان مطالبی که مورد نیاز است و افراد را مستقیماً به سمت خوبی ها هدایت، تشویق و دعوت کند و البته می شود گاهی غیر مستقیم هم دعوت به خیر و صلاح کرد و افراد را از بدی ها دور کرد. که در بعض افراد اینگونه عمل کردن اثر بیشتری دارد. همانطور که در روایت از امام صادق علیه السلام داریم که فرمود: بدون زبان تان مردم را به نیکی دعوت کنید باید از شما تلاش، پرهیزکاری و نماز و خیر ببینند که این همان دعوت به خیر و نیکی است.
بعد از تذکر لسانی نوبت به مرحله بَعد که عمل است می رسد. این مرحله بعد از تشکیل حکومت اسلامی، وظیفه همگانی نیست و قانون تعیین کرده که چه کسی اقدام داشته باشد. چون گاهی اقدام عملی منجر به آسیب های مادی و معنوی در افراد می شود و چون این امر و نهی از حساسیت بالائی برخوردار است باید حدود آن را قانون معین کند.
در ماده پنج قانون امر به معروف دارد: در اجرای امر به معروف ونهی ازمنکرنمی توان متعرض حیثیت، جان، مال، مسکن، شغل و حریم خصوصی و حقوق اشخاص شد، مگر در مواردی که قانون تجویز کند. مسئله آبروی افراد در اسلام خیلی مهم است و هم به شخص و هم دیگران دستور اکید داده شده که حق ندارند به آبروی خود و دیگران لطمه بزنند. امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه آبرو بریزد جمع آوری آن دشوار است. خداوند، حتی شخص را رها نمی کند اگر حفظ این نعمت را نکرده باشد. حالا کسی در انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر آبروی کسی را در معرض خطر قرار دهد، طبق قانون نمی تواند).
بحث حقوق اشخاص و حریم خصوصی خودش از بحث های مفصلی است که احتیاج به تبیین دارد. حریم خصوصی افراد در مسائل مالی، خانوادگی، شغلی، فضای مجازی،... هر کدام از اینها محل گفتگوست و کسی که می خواهد اقدام کند به امر و نهی باید مواظب باشد به این حریم ها نباید خدشه وارد کند. به همین دلیل است که گفته می شود اقدام عملی را باید به حکومت واگذار کرد.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: خداوند سبحان حقوق مردم را پیش روی حقوق خود گردانید پس هر که حقوق بندگان خدا را رعایت کند این کار به رعایت کردن حقوق خدا بیانجامد. روایات فراوانی راجع به رعایت حقوق مومنین داریم. قبل از این قانون حضرت امام در فرمان معروف به هشت ماده ای نکات مهمی فرمودند و در آنجا تذکر دادند؛ در مواردی برای کشف خانه تیمی و یا مراکز جاسوسی و فساد به اشتباه وارد منزل و محل کار کسی می شوند و در آنجا با موارد خلاف و فساد مواجه می شوند حق ندارند آن را پیش دیگران افشاء کنند.
اینجا لازم است به تبصره هم اشاره کنم که: اماکنی که بدون تجسس درمعرض دیدعموم قرارمی گیرند، مانند قسمت های مشترک آپارتمان ها هتل ها، بیمارستان ها و نیز وسایل نقلیه، مشمول حریم خصوصی نیست.) می بینید که این ماده قانونی از شرع مقدس گرفته شده و واقعاً عمل به این واجب مجوز از بین بردن حیثیت دیگران و آسیب زدن به افراد نمی شود. مثلاً در هنگام امر به معروف اگر آمر و ناهی تمام شرائط را لحاظ کرده باشند اجازه ندارند موقع اقدام به امر و نهی، از مرتکب فیلم تهیه کنند، مگر قانونگذار اجازه داده باشد. توجه داشته باشید که بحث ما در متهم و محکوم نیست چون در متهم هم نباید صورت و اسم تا قبل از حکم معلوم شود. بحث ما در امر و نهی است.
بحث با ماده 6 قانون تکمیل می شود که: هیچ شخص یا گروهی حق ندارد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر به اعمال مجرمانه از قبیل توهین، افتراء، ضرب، جرح و قتل مبادرت نماید، مرتکب طبق قانون مجازات اسلامی، مجازات می شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین انسان های خودبینی نیستند. مولانا امیرالمومنین در حکمت 158 از حکم نهج البللاغه فرمودند: «الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ مِنَ الِازْدِيَادِ». خودبينى آدمى را از كسب فضيلت های مادی و معنوی باز مىدارد. خودبینی باعث می شود که شخص،راه کسبِ کمال و فضیلت را بر خود ببندد. چون گمان می کند به نهایت آن فضیلت رسیده است.
خودبین خودشیفته ای است که شایستگی لازم را ندارد و فکر می کند از همه مردم بهتر است و چون این بیچاره عیب های خودش را هم حُسن می پندارد متاسفانه به تذکر و موعظه و ارشاد کسی هم اعتنا نمی کند. و به تعبیر قرآن کریم همه کارهای ناپسندش هم در گمانش حَسَن است. کسی که خود را ناقص می داند زودتر به کمال می رسد. در روایت داریم که شیطان گفته است اگر سه صفت در انسان باشد به امور دیگر او کاری ندارم اولین آن را خودشیفتگی گفته است. باید بدانیم که ریشه اصلی این رذیله در انسان حب به نفس است. خدای تعالی تقوا را در همه ما افزون بگرداند.
هر سال روزهای پایانی ماه صفر غم و اندوه چند برابر می شود. شهادت یا رحلت رسول خدا و شهادت سبط اکبرش و بضعه ای که در طوس به شهادت رسید. پرداختن به هر کدام زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد اما فقط به قدر چشیدن اشاره می کنم. دوران زندگی رسول خدا پر است از درس و عبرت. به فرموده قرآن کریم رسول خدا الگوست و باید از او آموخت و عمل کرد یکی از ویژگی های رسول خدا که به درد امروز همه ما می خورد و جامعه باید به حضرت تاسی کند، پرکاری و هدر ندادن وقت بود. و خداوند هم برکت داده بود کار چهارصد ساله را در بیست و سه سال انجام داد.
مهمترین فعالیت ها را از بدو ورود به مدینه شروع كرد. و لحظه ای در راه هدایت و تربیت مردم کوتاه نیامد. همه حالات پیامبر و زندگی او درس بود. و در دوران ما امام ره این مسیر را طبق روش پیامبر طی کرد و توانست پرچم توحید و اسلام ناب را دوباره در دنیا به اهتزاز درآورد رهبر معظم انقلاب چند سال قبل فرمودند: شما امروز وقتى با انقلاب بیعت مىكنید و بیعتتان را تازه مى كنید و تجدید كنید، با پیغمبر بیعت كردید. آن كسیكه امروز با امام ره بیعت میكند، با پیغمبر بیعت كرده است. وقتى شما خط انقلابی امام را زنده نگه میدارید و نمیگذارید مندرس شود، نمیگذارید رنگ كهنگی بگیرد، در واقع، با پیغمبر بیعت كردید.
طبق نقل رسول خدا در روزهای آخر حالات خاصی داشتند. مثلاً ام سلمة نقل مىكند: رسول خدا در این اواخر، نمىنشست و بر نمىخاست ورفت و آمد نمىكرد، مگر اینكه مىفرمود: سبحان الله و بحمده استغفر الله و اتوب الیه، پس از آن سوره نصر را قرائت مىكرد. یك ماه قبل ازرحلت در مسجد بعد از نماز صبح فتنه های آینده بعد از ارتحال خودش را تعریف کرد و قیامت و روز حساب را به یاد مردم آورد و فرمود از ثقلین جدا نشوید که از شما راجع به آن سوال خواهم کرد.
و در روزهاى پیش از رحلت، حضرت به امیرالمومنین علیه السلام وصیت کردند که او را تجهیز کند. على علیه السلام پاسخ داد: اى رسول خدا، مىترسم طاقت این كار را نداشته باشم. رسول خدا، امام را به خود نزدیك كرد. آن گاه انگشترش را به او داد تا در دستش كند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگى خود را خواست و همه آنها را به على سپرد. و فردای آن روز وقتی امیرالمومنین بر بالین حضرت حاضر شد، پیامبر به او اشاره كرد كه نزدیك شود. علی علیه السلام را در آغوش گرفت و مدتى طولانى با او راز گفت تا آن كه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، حسن و حسین علیهما السلام به شدت گریستند و خود را روى بدن رسول خدا افكندند. على خواست آن دو را از پیامبر جدا كند. پیامبر به هوش آمد و فرمود: على جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند ومن ازآنها بهره گیرم. سرانجام پیامبر هنگامى كه سرش بر دامان على بود، جان شریف را تسلیم خدای جان آفرین كرد. امیرالمومنین حضرت را به کمک ملائکه تجهیز کرد.
بنا بر بعض روایات بیست و هشتم صفر روز شهادت امام مجتبی هم هست و من راجع به دوران پر مسئله و دوران پر تلاطم امامت امام مجتبی در مناسبت های قبل، به گوشه هایی اشاره کردم. امروز تبرکاً روایتی از آن حضرت می خوانم. جُنادَه بن اَبى اُمَیه پس از مسموم شدن امام حسن علیه السلام به حضور آن حضرت رسید. پس از احوال پرسى، به امام عرض كرد: اى فرزند رسول خدا؛ مرا موعظه كن.
امام علیه السلام مطالب بسیار مهمّى بیان كردند به بعض آنها اشاره می کنم. فرمودند: اى جُناده خود را براى سفرى كه در پیش دارى پیش از فرا رسیدن اجل مهیا كن. بدان تو همواره دنیا را طلب مىكنى و مرگ هم تو را طلب مىكند. اندوه روزى را كه هنوز نرسیده است بر روزى كه در آن هستى بار نكن... بدان در مال حلال دنیا حساب و در حرام آن كیفر و عقاب و در اموال شبهه ناك عتاب هست... براى دنیاى خود به گونهاى تلاش كن كه گویى همیشه در آن باقىخواهى ماندوبراى آخرت به گونهاى كار كن كه گویى همین فرداخواهى مُرد. اگر طالب عزّت بىعِدّه و عُدّه و هیبت بىمُلك و سلطنت هستى از خوارى و ذلّت گناه و نافرمانى خدا پرهیز كن و به اطاعت از فرمان او خود را ملزم ساز.
آخر ماه صفر سال 203 قمری امام رضا علیه السلام در سن 55 سالگی با زهر مسموم و غریبانه به شهادت رسید و مامون از ترس شورش مردم دستور داد جنازه آن حضرت را شبانه غسل دادند و به خاك سپردند. یکی از امامان دیگر ما که شبانه غسل داده شد و به خاک سپرده شد امام رضا علیه السلام است؛ اگر چه این کار را امام جواد انجام داد.
زیارت با معرفتش طبق فرموده امام صادق علیه السلام ثواب زیارت رسول گرامى اسلام را دارد. چنانكه آن حضرت در بشارت خود به مردى از اهالى طوس فرمودند: بزودى از صلب فرزندم موسى، مردى به دنیا مىآید كه مورد خشنودى خداوند سبحان در آسمان و خرسندى بندگانش در زمین خواهد بود. در سرزمین شما از روى ستم و دشمنى مسموم و كشته مىگردد و در همان جا غریبانه به خاك سپرده مىشود. آگاه باش! هر كسى وى را در غربتش زیارت كند و بداند كه او امام و پیشواى شیعیان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال مفترض الطاعه مىباشد، همانند كسى است كه رسول خدا را زیارت كرده باشد. اینکه امام را میگویند عارفا بحقه زیارت کنید یعنی بدانید مفترض الطاعه است و بدانید بعد از پدرش او امام بوده. این را اعتقاد داشته باشید کفایت میکند. بدانید او امام هشتم است و بعد از پدرش به امامت رسیده و اطاعت او واجب است.
یکی از اقدامات مؤثر حضرت رضا علیه السلام این بود که در فرصت های مقتضی، مراتب علمی و معرفتی امامت خود را برای مسلمین ظاهر می کرد تا مردم حقیقت امامت و نیازمندى جامعه به وجود امام را درک کنند. چون مردم غافلند و نمیدانند که امام میخواهند. خود امام این کار را میکرد. امام درباره خلافت تحمیلی مامون فرمود: تو چكارهاى كه خلافت را به من واگذارى؟ اگر خلافت را خدا به تو داده، تو نمیتوانى آن را به دیگرى واگذارى، و اگر خدا به تو نداده، چه حقّى دارى كه درباره آن تصمیم بگیرى.
در بیانی، خطاب به شیعیان فرمودند: امامت منزلتش والاتر، شأنش بزرگ تر، مقامش عالى تر، مرتبهاش بلندتر و ژرفایش عمیقتر از آن است كه عقلها به آن برسد و اندیشه ها آنرا دریابند. امام همانند خورشید فروزانى است كه خود در كرانه افق و دور از دسترس و چشم انداز است. ( جایگاه امام این است. دیده اید بعضی وقتها در صحبت کردن و مدح و مرثیه چقدر امام را سطحش را پایین می آوریم) و نورش سراسر هستى را فرا گرفته است. امام همان ماه تابان چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره رهنما در ظلمت شبها براى رهگذر شهرها و كویرها و گرداب بر تلاطم دریاهاست. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان و موالیان اهل بیت قرار بدهد ان شاء الله.
27 ماه صفر را روز وقف، نام گذاری کرده اند. ریشه نام گذاری برای موقوفات رسول خدا بوده که چون روز شهادت مراسم خاص گرفته می شد ۲۷ صفر را روز وقف گذاشتند. به مناسبت این روز عرض می کنم توسعه فرهنگ وقف و این امر خداپسندانه که اهل بیت بخصوص امیرالمومنین علیه السلام به آن اهتمام داشتند میتواند نقش موثری در رفع مشکلات و رشد مسائل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی کشور داشته باشد. آثار اجتماعی وقف بر کسی پوشیده نیست. هم آثار فردی دارد هم اجتماعی و البته باید به آثار فراوان فردی که وقف دارد توجه بیشتری شود تا رغبت افراد بیشتر شود.
تذکر این نکته لازم و مهم است که واقف فقط شخص ایثارگر و نوع دوست نیست بلکه کسی است که از روی عقیده دینی که دارد می داند نسبت به دیگران مسئولیت دارد در نتیجه به صورت وقف وظیفه اش را انجام می دهد. و همچنین به این نکته هم توجه دارد که وقف او باعث می شود که ثروت در دست گروهی از افراد جامعه متمرکز نشود و در نتیجه راه تحقق عدالت اجتماعی هموارتر شود. وقف فاصله طبقاتی را از بین می برد. در این روزهائی که جامعه مشکلات اقتصادی فراوان دارد خیرین می توانند با استفاده از سنت وقف خدمات متنوع و گسترده ای انجام دهند تا کمر این مشکلات شکسته شود.
13 مهر روز و آغاز هفته نیروی انتظامی است. این روز را ضمن گرامیداشت یاد شهدا و ایثارگران به خانواده بزرگ ناجا فرماندهان و افسران و درجه داران و سربازان و کادر با گستره ماموریتی که دارند تبریک و خدا قوت عرض می کنم. این نیرو با اینکه که ذیل نیروهای مسلح و قوه قضائیه عمل می کند اما مستقلاً مورد توجه است. چرا؟
جواب را من از کلام رهبر معظم انقلاب اقتباس می کنم که فرمود: اهمیت نیروى انتظامى كه اینقدر ما روى آن تكیه مىكنیم، ناشى از اهمیت مأموریّت نیروى انتظامى است. اهمیت هر انسانى به قدر آن مسؤولیّتى است كه بر دوش مىگیرد و این انسان یا این مجموعه یا این سازمان به همان اندازه اهمیت پیدا مىكند. ( شما معلمید، رئیس اداره اید، فرماندارید، استاندارید، رئیس جمهورید، امام جمعه اید، پدر یا مادر خانواده اید، هر کس در هر مسئولیتی که قرار گرفت، به مقدار اهمیت کار، کارش ارزش دارد) مأموریّتى كه شما آن را بر عهده گرفتهاید، استقرار امنیت در كشور است. امنیت خیلى مهم است. مهمترین سازمانى و مجموعهاى كه این وظیفهى مهم را بر دوش گرفته است، نیروى انتظامى است و این خیلى كار مهمّى است. بنابراین سازمان با نگاه به این مأموریّت اهمیت پیدا مىكند. این بیان ایشان بود.
بنابراین هفته نيروى انتظامى فرصت مغتنمی است اولاً برای مردم تا خسته نباشید و خدا قوت بگویند و تقدیر کنند از کسانی که آسایش خود و خانواده را فدای امنیت وآسایش مردم می کنند. و ثانیاً فرصت مناسبی است برای خود نیرو که یک سال گذشته خود را بررسی کند و نقاط ضعف احتمالی را کم کند و نقاط قوت را تقویت کند و ثالثاً فرصتی است تا گوشه ای از تلاش های شبانه روزی در جهت استقرار امنیت و نظم اجتماعی برای مردم تشریح شود تا اعتماد سازی عمومی که مد نظر رهبر معظم انقلاب هست هم تقویت شود. به علاوه اگر فرصتی بوجود بیاید که نحوه مشارکت مردم با ناجا توضیح داده شود مطلوب خواهد بود. و البته همانطور که قبلا هم عرض کردم برای رسیدن به پلیس تراز انقلاب اسلامی مشارکت و همکاری تمام دستگاه ها و مردم لازم است که ان شاءالله در گام دوم محقق شود.
تحرکات و توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی و دیگران در منطقه و اطراف خودمان و کشورهای همسایه شمال غرب، برای تغییر مرزها کاملاً تحت رصد است. همانطور که مسئولان کشور فرمودند، بنای ایران در رابطه با همسایگان، حُسن همجواری، تقویت روابط و حفظ منافع مشترک با رعایت استقلال و حدود مرزی هر کشور است. لذا رژیم پلید و غاصب صهیونیستی بداند که اگر برای تحقق خیال های خامی که در سر می پروراند اقدامی توسط وابستگانش در منطقه بر علیه ایران داشته باشد نه تنها آن سر له خواهد شد بلکه به همت سربازان غیور و با ایمان ایران اسلامی همه منافع او در منطقه بدون هیچ اغماضی در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.
آغاز رزمایش فاتحان خیبر نیروی زمینی ارتش در شمال غرب کشور از امروز و تذکر سختی که چند روز قبل به تروریست ها در شمال عراق داده شد، قدرت بازدارندگی فعال نظام اسلامی است که با کسی روی امنیت، منافع و تمامیت ارضی خود شوخی ندارد. لذا سران کشورهای همسایه در اظهار نظرهایی که می کنند کمال دقت را داشته باشند که دچار خطای راهبردی نشوند. آلت دست صهیونیست ها نشوند. و الحمدلله می بینیم با ضرباتی که سربازان گمنام امام زمان به رژیم صهیونیستی می زنند چون میدانید در بحث هزار چاقو کارهای ایذایی دارند انجام میدهند چاقوهایی که برای کشتن و ضربه زدن به ایران در نظر گرفته بودند یک به یک در حال شکسته شدن است و نصرت الهی نزدیک خواهد بود.
13 مهر سالروز تبعید امام است و اینکه رهبر معظم انقلاب در روز اربعین بیاناتی داشتند و جهاد تبیین را مطرح کردند که وظیفه خاص دانشجویان دانستند و روش صحیح تبیین را بیان کردند که در فرصت دیگری به آن خواهم پرداخت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/7/2 | 1400/7/2راهپیمایی اربعین، آمریکا و اسرائیل را بیچاره کرده است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه164
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا این مطلب را به خوبی دریافت کرده اند که اصل امر به معروف و نهی از منکر در مسائل اساسی و بزرگ، مرزی ندارد ولو ضرر جانی متوجه انسان بشود. مثلاً اگر اصل اسلام به خطر افتاد، شخصیتی مثل حسین علیه السلام قیام می کند، با اینکه می داند برای او و اهل بیتش خطرها در پیش دارد. لذا همانطور که در جلسه قبل هم عرض کردم باید ارزش گذاری کنیم ببینیم موضوعی که به آن پرداخته می شود چه مقدار ارزش دارد.
گاهی مساله کوچکی است اما اقدام برای آن ضرر جانی و آبروئی دارد اینجا امر به معروف ساقط می شود. و گاهی مساله ولو جان به خطر بیفتد باید اقدام کرد. مثلاً اگر خطری نسبت به قرآن و اهل بیت واقع شود، باید نهی کرد و جلوگیری کرد و لو ضرر داشته باشد. البته اینجا هم علماء تبصره ای دارند و آن اینکه خود این نهی از منکر باعث نشود مفسده ای برای اسلام بوجود بیاید که در این صورت باز باید اقدامی نداشت.
در این نوبت به مراحل امر به معروف و نهی از منکر اشاره می کنم. این مراتب در قانون هم پیش بینی شده که ماده چهارم است، که دارد: مراتب امر به معروف و نهی از منکر، قلبی، زبانی، نوشتاری و عملی است. مراتب زبانی و نوشتاری (گاهی مطلبی اینطور است که برای نهی از منکر کردن باید مطلبی نوشته شود) آن وظیفه آحاد مردم و دولت است و مرتبه عملی آن در موارد و حدودی که قوانین مقرر کرده تنها وظیفه دولت است.
آنچه از روایات و دستورات اهل بیت علیهم السلام بدست می آید این است که مرحله اول در مواجه با منکر باید حالت تنفر و انزجار قلبی در شخص بوجود بیاید به طوری که رابطه اش را قطع کند. یعنی در نوع رفتارش با مرتکب منکر جوری برخورد کند که او متوجه شود اشتباهی مرتکب شده و نتیجه اش تنبه و ترک آن اشتباه و منکر باشد. و الا اگر شما او را رها کردی و متوجه نکردی که از عمل او ناراحت هستی و او هم برایش بهتر شد و گفت از مزاحمت های فلانی راحت شدیم و حالا با جدیت بیشتری به کار خودش ادامه دهد، این قطع رابطه فائده ای ندارد. بله اگر رها نکنی و خودت هم دچار خلافی بشوی و یا اطرافیانت مبتلا به منکری بشوند باید رابطه را قطع کرد.
بعد از اینکه انسان قلباً نسبت به عملی تنفر داشت نوبت به مرحله زبان می رسد. یعنی باید با بیانی شیرین و دلنشین و نصیحت گونه شخص را ارشاد کند و یا مفاسد و معایب عمل او را تذکر دهد و اگر توجه نکرد آمرانه به او عتاب کند. که عرض کردیم باید جنبه امر و نهی حفظ شود و کار به صورت موعظه نباشد. و در مرحله بعد باید وارد عمل شد و از کار او جلوگیری کرد و یا او را تنبیه کرد. که این مرحله مربوط به عامه مردم نیست و توضیحی دارد که خواهم داد.
چند روایت در همین رابطه تبرکاً بخوانم. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: رسول خدا به ما دستور داد که با افراد گنهکار با چهره ای در هم کشیده رو به رو شویم. یعنی نباید طرف مقابل از عمل ما تائید را برداشت کند، بفهمد که ناراحت شده ایم. گاهی گفته می شود که شخصی علناً گناه کرده و دیگران او را در همان مجلس با خنده و احترام تشویق به گناه و یا ادامه خطا کرده اند. این کار خلاف است و خودش نوعی منکر است چون شما با این تائید و عدم جلوگیری در اشاعه کار بد اقدام کرده ای.
امام جواد علیه السلام فرمودند: هر کس کار زشتی را نیک بشمارد در آن کار شریک باشد. و در قسمتی از بیان دیگری فرمودند: هر کس شاهد کاری باشد و آن را ناخوش بدارد مانند کسی است که شاهد آن نبوده است. بنابراین نباید خنثی و بی تفاوت بود لااقل در دل ناراحت باشید اگرکاری نمی توانید انجام دهید. در کار نیک هم همینطور است شما کاری را خوشتان بیاید در آن کار شریک هستید مثل اینکه میبینید کسی صدقه داده و شما هم دوست داشتید که انجام بدهید در آن شریک هستید.
امام صادق علیه السلام فرمود: برای عزت مومن همین کافی است که هرگاه منکری را ببیند خداوند عزوجل بداند که در دل آن را انکار می کند. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر یک از شما منکری را دید باید با دست خود آن را تغییر دهد اگر نتوانست با زبانش تغییر دهد یعنی اعتراض کند، و اگر نتوانست در قلبش آن را انکار کند و این ضعیف ترین مرحله ایمان است. اینجا حضرت مراحل را از بالا به پائین فرموده اند که در عمل باید از ضعیف به قوی عمل کرد.
قسمتی از بیان امیرالمومنین علیه السلام که در نهج البلاغه فرمودند: از مردم کسی که به دست و زبان و قلبش به انکار برمی خیزد، چنین انسانی خصلت های خوب را به کمال رسانده است. و کسی که به زبان و دل انکار می کند و دست به برنامه ای نمی برد، چنین انسانی به دو خصلت از خصلت های خوب چنگ زده و خصلتی را ضایع نموده است. و کسی است که با دل به انکار برخاسته نه با دست و زبانش چنین کسی دو خصلت را که شریف تر است را تباه نموده و یک خصلت را گرفته است. کسی که انکار با زبان و قلب و دست را ترک کرده او مرده ای است میان زندگان. تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در کنار امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست جز به مانند انداختن آب دهان در دریای پهناور.
پس این سه مرحله قطعی است و باید هر کدام در جای خودش انجام شود به خصوص مرحله سوم که مرحله عملی است احتیاج به توضیح بیشتری دارد که عرض خواهم کرد.
ماده دوم قانون: امر به معروف و نهی از منکر دعوت و واداشتن دیگران به معروف و نهی و بازداشتن از منکر است. اگر به مطالب گذشته هم خوب دقت کرده باشید عرض کردیم امر به معروف موعظه نیست بلکه امر است و باید جوری باشد که دیگری را وادارد به انجام و یا ترک.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا هرگز به حقوق دیگران تعدی و دست درازی ندارند. مولانا امیرالمومنین درحکمت ۱۵۷ از حکم نهج البللاغه فرمودند: «لَا یُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِیرِ حَقِّهِ إِنَّمَا یُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَیْسَ لَهُ». هر کس در باره حق خود کوتاهى کند قابل سرزنش نیست، آن کسى سزاوار سرزنش است که حق دیگران را غصب کند. انسان نسبت به گرفتن حقی که از دیگران دارد، در غیر مواردی که گرفتن واجب است، اختیار دارد که ببخشد یا مطالبه کند. اما نمی تواند حق دیگران را تصرف کند که این عمل یکی از مصادیق ظلم است و مورد سرزنش. اینجا سخن برای گفتن زیاد است و این کلام امیرالمومنین مطالب زیادی دربر دارد. ابن ابی الحدید اینجا گفته است شاید این جواب امام در قبال سوالی باشد که از ایشان شده است که چرا در مطالبه حق امامت که برای حضرت قطعی بود و منصوص بود حتی بنا به گفته اهل سنت هم افضل او بود، کوتاهی کردی و به تاخیر انداختی؟ حضرت در بیانشان این مطلب را القاء می کنند که مطالبه حق تا وقتی است که مانعی در احقاق حق وجود نداشته باشد که اگر مانعی وجود داشت نباید شخص را سرزنش کرد که چرا حقت را نگرفتی. خدایا تقوا را در ما زیاد کن.
۵ مهر مصادف با ۲۰ صفر، ۴۰ روز از شهادت حسین بن علی می گذرد و روز اربعین است. علت اربعین گیری برای امام حسین علیه السلام طبق بیان مرحوم سید مرتضی وشیخ طوسی ره این بود که در این روز سر مقدس و نورانی امام حسین علیه السلام به بدن شریف حضرت توسط امام سجاد علیه السلام ملحق شد و بنی امیه که می خواستند با حذف فیزیکی امام و بعد دفن شهداء کربلا بدون نام و نشان و علامت همه آثار نبوت و امامت را از بین ببرند با حماسه ای که در شام درست کردند و با برگشت کاروان به کربلا و اقامه عزا و بعداً تاکید ائمه بر زیارت مخصوص امام حسین علیه السلام در اربعین همه نقشه های شومشان ازبین رفت وخودِ اربعین چراغ دیگری برای هدایت و دستگیری افراد شد با آثار فراوان، برای جهان اسلام که تا امروز قابل مشاهده است.
چراغ پر فروغ اربعین انسان جاهل ظلمت زده را به سمت نور و روشنائی هدایت می کند. خدای تعالی در قرآن می فرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ…» خدا که ولی اهل ایمان است مومنین را از ظلمت به سمت نور خارج می کند. ولی کسانی که کافرند ولیشان طاغوت است و کار شیطان بر عکس است یعنی شخص نورانی را طلمانی و تاریک می کند. خدای تعالی که ولی مومنین است این ولایت را به امام داده است و این ولی الله در بیان علت قیامش فرمود: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِى أُمَّهِ جَدِّى…» یعنی من به عنوان امام جامعه می خواهم امت جدم که دچار ظلمت و تاریکی شده و طاغوت زده شده را نجات دهم. کار امام که از طرف خدا بر بندگان ولایت دارد، جهل زدائی و تربیت کردن آنان است که در زیارت اربعین به آن اشاره شده است.
اولین کسی که پیاده به زیارت رفت و خود را اربعین به کربلا رساند غیر از اهل بیت جابربن عبدالله انصاری از اصحاب رسول خدا و پیروان علی بن ابیطالب بود که بعدها با تاکید ائمه علیهم السلام این روش سیره دائمی شیعه شد و در همه زمان ها ولو حکومت ها در طول تاریخ سخت گیری هایی به هر دلیل داشتند، اما این رسم که علامت شیعه بودن است و قیام عاشورا را زنده نگه می دارد تعطیل نشد و شیعیان زیارت اربعین را ترک نکردند. عدم ترک زیارت اربعین یعنی از دور و نزدیک زیارت شود و پیاده روی هم مطلب دیگری است که در سالهای قبل روایاتی را راجع به آن برای شما عرض کردم.
و امروز اربعین عامل حرکت پر قدرتِ جبهه مقاومت در منطقه و بلکه دنیا است. آن نیروی مستحکمی که در برابر جبهه کفر و به خصوص ایادی منفورش مثل داعش و جبهه النصره ایستادند، مجاهدان و مبارزان تربیت شده مکتب اربعین بودند که در زندگی آنها تحقیق کنید این مطلب را باور خواهید کرد. همه با تاسی به امام حسین علیه السلام روحیه انقلابی و خسته نشدن از مبارزه با ظلم و فساد داشتند و این همان حرارتی است که رسول خدا فرمود: «إنّ لِقَتلِ الحُسینِ حَرارَهً فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لاتَبرُدُ اَبَداً». شهادت حسین علیه السلام حرارتی را در قلب مومن ایجاد کرد که تا قیامت سرد نمی شود. آتشی که حکایت از رابطه قوی امام با محبین و پیروانش دارد و همین ارتباط باعث رشد و کمالات شیعیان در آشنائی عمیق با معارف دین و عمل در عرصه های دیگر شده است.
محبت به حسین علیه السلام است که موجب تکرار اجتماع بزرگ شیعیان در هر سال در کنار مضجع شریف حضرت شده، خوف و هراسی در دل جبهه رو به اضمحلال ستمگران انداخته و خواب را از چشمانشان گرفته و آنان را وادار به انواع واکنش نسبت به این حرکت عظیم و شیعه ی متحد کرده است. راهبرد استکبار جهانی مهار و کنترل شیعه است و برای این کار دیدیم که در سال های اخیر تلاش فراوانی کرد تا بین ایران و عراق به عنوان مرکز تشیع اختلاف بیاندازند، بحث عرب و عجم راه انداختند و بر علیه ایران با استفاده از رسانه و هنر و … اقدام کردند و حتی عراق را تهدید کردند که روابطش را با ایران توسعه ندهد، اهل سنت عراق را از ایران ترساندند. مردم عراق را از تشکل های مردمی که با الگوگیری از ایران بوجود آورده بودند ترساندند. تا امروز که به برکت اربعین بصیرت بخش، شیعیان همه ترفندهای مستکبرین را خنثی کرده اند.
این پیاده روی هم شور آفرین است و هم آگاهی بخش. بطوری که هر سال لرزه بر تن آمریکا و اسرائیل انداخته و آنان را با مخارج نجومی که برای از بین بردن فرهنگ عاشورا و دور کردن مردم از مکتب حسینی می کنند بیچاره کرده است. حضور عظیم مردم در این سال های اخیر گذشته از این که جلوه ای از قیام آخرالزمان دارد، اما نماد شکست ابر قدرت هاست. و ابرقدرت ها را در این مقطع زمانی خوار و ذلیل کرده است.
خون حسین بن علی است که در منطقه تولید قدرت کرده و روح سازش ناپذیری را دردل ها زنده کرده و استکبار و ایادی اش را زمین گیر کرده و همه اینها باحضور در اربعین این قدرت و توانمندی تثبیت می شود. و خلاصه این حرفها آن طنین خوش سردار دل ها است که فریاد می زند ما ملت امام حسینیم و البته نباید این ظرفیت عظیم اربعین را در یکی دو روز خلاصه کرد و در تمام ایام سال بهره نبرد. باید طراحی و برنامه ریزی کرد و استفاده بیشتری کرد.
جلوات پیاده روى اربعین بسیار است و پر از نکته است. پیاده روی اربعین یعنی تجربه زندگی کردن در دوره تحقق حکومت مهدوی. حکومتی که مردم جهان را از یوغ ستمگرانِ مفسد خارج خواهدکرد و عدالت و آزادی را جایگزین و مسیر هدایت، سعادت، معنویت و حیات طیبه برای بشر را فراهم خواهد کرد. در اربعین دیپلماسی فرهنگی به عنوان رکن چهارم دیپلماسی که ایران مبدء آن بود محقق می شود. اربعین شکاف های قومیتی که دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام به خصوص صهیونیست ها و عربستان دنبال می کنند و در حوزه جنگ نرم با تاسیس شبکه های مختلف که اخیراً نیز فعال شده اند و افغانستان اینترنشنال و آذربایجان اینترنشنال راه انداخته اند را خنثی می کند و از بین می برد.
مطلب اینجا زیاد است اما این تذکر هم لازم است که این روزهائی که توفیق نداریم در کربلا باشیم و حسرت می خوریم و هیچ کاری جایگزین راهپیمائی اربعین نمی شود اما می توان با برپائی تجمعات و جلسات متمرکز با حفظ دستورالعمل ها عزاداری کرد تا قسمتی از سوزش دل را تسکین داد. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان و موالیان حسین علیه السلام قرار دهد.
سالگشت شکسته شدن حصر آبادان در ۵ مهرسال ۱۳۶۰ و ۷ مهر روز بزرگداشت فرماندهان شهید دفاع مقدس فلاحی، فکوری، نامجو، کلاهدوز و جهان آرا را گرامی می داریم و برای شهدا رفعت مقام از خدای تعالی مسالت داریم. من هفته گذشته به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس مباحثی را مفصل راجع به دفاع مقدس و فعالیتهایی که عزیزان ما در نیروهای نظامی و انتظامی و همچنین بسیج مردمی و مردم داشتند و اینکه چه وظیفه ای را برای آینده داریم عرض کردم و تکرار نمیکنم اما این نوبت هم به خاطر حضور عزیزان سپاه و بسیج در جمع نمازگزاران به صورت رسمی چون هر هفته حاضرند اما امروز نمادین آمدند به مناسبت هفته دفاع مقدس، از همه عزیزان تشکر و قدردانی میکنم. خدا قوت میگویم.
در بعد از دوران دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در کنارش بسیجیان بزرگوار در عرصه های مختلف کشور که مورد نیاز بود حضور فعال و چشمگیر داشتند و اخیرا در مساله مواسات و مبارزه با این ویروس منحوس و تشکیل و برپایی مراکز بهداشتی و درمانی فعالیت های چشمگیری دارند من به نوبه خودم از طرف همه مردمی که باید تشکر کنند و میکنند از شما قدردانی و سپاسگزاری میکنم و امیدوارم در این مسیری که قدم برداشتید و برمیدارید استوارتر و پرتوان تر و قویتر عمل کنید و خدای تعالی به شما اضعاف مضاعف پاداش و جزای خیر عنایت کند. برای سلامتی همه عزیزان صلواتی ختم کنید.
چند جمله راجع به فعالیت های اخیر رئیس جمهور و تشکر از ایشان عرض کنم. اولاً: سخنرانی ایشان در اجلاسیه سازمان ملل که به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد، محکم و از روی موازین انقلابی و ارزشی، مواضع عزت آفرین ایران در موضوعات مختلف که بر اساس عقلانیت و تعامل هست را بیان کردند. البته دشمنان هم ناراحت شدند. چهره منفور آمریکا را ترسیم و از فلسطین شفاف دفاع کردند. مطالب ایشان درباره برجام چون با نگاه به منافع ملی و به دور از باورهای غلط، ایراد شد کاملا منطبق بر موازین بود.
خصوصاً راجع به مسائل هسته ای و اینکه ایران به مذاکره ای راضی است که تحریم ها را بردارد. البته صهیونیست ها را عصبانی کرد که مجبور به عکس العمل شدند و خزعبلاتی را سر هم کردند که نمیدانم دنبال کردید یا نه که رئیسشان حرفهایی را زد. و رئیس جمهور آمریکا هم در سخنرانی پر از دروغش بر علیه ایران حقد و کینه خودش را برای بار چندم نشان داد. ما هم ضمن حمایت از رئیس جمهور محترم در مواضع متین و محکمی که گرفتند بیان مرحوم شهید بهشتی را تکرار می کنیم که ای سران کفر و پلیدی و تبعیض و جنایت، از ما عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید.
مسئله عضویت دائم ایران در سازمان بین المللی همکاریهای شانگهای که مدت ها عده ای غرب زده آیه ی یاس می خواندند و می گفتند به خاطر نپیوستن ایران به FATF آنان ایران را نمی پذیرند که به حمدالله با درایت دولت محترم تحقق پیدا کرد و ایران عضو دائمی شد که تاثیرات فراوانی بر اقتصاد ایران و منطقه خواهد داشت، چون ایران فقط در یک فقره اش می تواند کالاهای تولیدی خودش را در بازاری که سه میلیارد نفر جمعیت دارد عرضه کند. و قدرت سیاسی و امنیتی ایران در مقابل بیگانگان را بالا می برد.
علت هم این بود که دیدند دیپلماسی کشور از حالت انفعال و توجه صرف به کدخدا خارج شده و بنا بر تعامل با کشورهای منطقه و به خصوص شرق و دیگر کشورهای دنیاست، حاضر به همکاری شدند. و این مطلب هم آمریکا و صهیونیست ها و گاوهای شیرده را عصبانی کرد؛ چرا که ایران موفق شد انحصار غرب را بشکند و یک قدم دیگر در مسیر ایجاد اتحاد بین کشورها بردارد. و دروغ بودن انزوای ایران در مجامع بین المللی را آشکار کند. آنچه مسلم است این است که به فضل الهی آمریکا در حال افول و منزوی شدن و رژیم غاصب در حال نابودی کامل است.
و نکته قابل تحسین دیگر تشکیل جلسه شورای عالی آموزش و پرورش بعد از ده سال بود که با ریاست ایشان برگزار شد و مطالبی راجع به سند تحول بنیادین و عدالت آموزشی تا رسیدن به وضع مطلوب بیان شد و مصوباتی هم داشت که نسبت به همه موارد تشکر و قدردانی می کنم.
اما این تذکر را هم باید بدهیم؛ همانطور که نکات مثبت را میگوییم بعضا تذکراتی هم باید داده شود که دولت محترم نسبت به تغییر کارگزاران اگر تصمیمی دارد با سرعت و قاطع، انتخاب درستی را رقم بزند که در تاخیر آفت یا آفاتی وجود دارد. که حضرت آقا هم تذکر به تشکیل دولت داشتند که با سرعت انجام بگیرد منظور همه ارکان دولت است که مدیران میانی و استانداران و فرماندارن و همه اینها باید تشکیل شود. بالاخره این دولت که در حال ترمیم خرابی ها و ویرانی های گذشته است نباید یک روز را هم برای بازسازی ساختار و تشکیلات خود برای خدمت به مردم از دست بدهد.
از فاصله ها، افراد سود جو استفاده می برند و هزینه ها را زیادمی کنند. باید افراد شاخص و مدنظر سریع تر در جایگاه خود قرار گیرند تا در خدمت رسانی به مردم خللی ایجاد نشود. گاهی وقت ها با سرپرست اداره کردن، به ضرر مدیریت کشور تمام می شود و آسیب های جدی به وجود می آید. گاهی دیده می شود سرپرست فلان اداره و سازمان با سرعت اقدام به تغییرات می کند، کسانی را برمیداند و کسانی را میگذارند که حق است و مشکلی نیست و باید این کار را کرد اما سرپرستها وقتی این کار را میکنند شائبه ایجاد می شود و مسئله را درست میکند. بعضی هم میگویند چه اشکالی دارد مدیر است و میخواهد در این مقطع این کار را بکند اما باید توجه داشت که این کار برای بیت المال هزینه درست می کند.
وقتی به کسی عنوانی داده شد، توسط مسئول بعدی بر کنار هم بشود با آن عنوان برداشته می شود و در حقوق و مزایای او تاثیر دارد که شاید صلاح نباشد. و این کمترین خدمتی است که سرپرست با تغییراتش نسبت به دوستانش که در آینده به آنان احتیاج دارد انجام داده است. لذا اگر یک وقت مخالفتی می شود از باب این است که خدای نکرده ضرری به بیت المال وارد نشود. و همه اعمالی که افراد در مسئولیتهایشان دارند در عزل ها و نصب ها و بکار گیری افراد نزد خدای تعالی مسئولند و باید پاسخگو باشند و باید کار خودشان را با دلیل و حساب به خدا پس بدهند. لذا دولت محترم سریع تر ساختار را ترمیم کند تا بیش از این به مردم آسیب نرسد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/6/26 | 1400/6/26امامجمعه کرج در مورد رعایت ضوابط قانونی در انتصابهای استان البرز تذکر داد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه165
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در انجام وظائف دینی و عمل به احکام شریعت اهتمام تام دارند. بحث ما راجع به دو واجب مهم الهی، امر به معروف و نهی از منکر بود و مطالبی را در جلسات قبل بیان کردم.
انسان به خاطر اعمالی که دارد و گاهی به خاطر عمل نکردن به وظائفش در قیامت مورد سوال و جواب قرار می گیرد و بعد عده ای باید کیفر کارهای خود را تحمل کنند که در آیات کریمه قرآن به تعدادی از آن ها اشاره شده و عذاب قیامت را با صفات مختلف نام برده است. مثل عذاب النار، عذاب عظیم، عذاب الیم، عذاب مُهین یعنی خوار کننده، عذاب شدید، عذاب الحریق یعنی سوزان، عذاب مُقیم یعنی پایدار، عذاب الهُون یعنی خوارکننده، عذاب الخلد، عذابٌ یُخزیه یعنی خوارکننده، عذاب غلیظ، عذاب قریب، عذابٌ غَیرُ مَردود یعنی بدون برگشت، عذاب السعیر یعنی سوزان، عذابٌ واصِب یعنی دائمی.
در قرآن بیش ازین گفته شده که هر کدام از این ها نتیجه عمل کرد شخص در دنیاست اما خدای تعالی می فرماید یکی از امور نجات بخشِ انسان، هنگامِ وقوع انواع عذاب الهی، نهی از منکر است. یعنی کسانی که اهل عمل به این واجب هستند از عذاب الهی در امان هستند. خدای تعالی در آیه ۱۶۵ سوره مبارکه آل عمران فرمود: «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئیسٍ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ». امّا هنگامى که تذکراتى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (هنگام رسیدن عذاب) نهى کنندگان از بدى را رهایى بخشیدیم و کسانى را که ستم کردند، بخاطر نافرمانی شان به عذاب شدیدى گرفتار ساختیم. یعنی آمران به معروف و ناهیان از منکر در دنیا در برابراین تخلفاتی که عذاب های این گونه دارد بی تفاوت نبودند، اقدام کردند ولو برای آنان گرفتاری و سختی هم بوجود آورده و لطماتی را متحمل شده اند اما به واجب الهی عمل کرده اند و نتیجه را هم در قیامت دریافت می کنند که امن از عذاب است.
بنابراین اینکه در شرائط امر به معروف گفته می شود وقتی باید عمل کرد که احتمال اثر داده شود. معنایش این نیست، چون من اینجا احتمال اثر نمی دهم پس وظیفه ای ندارم، بلکه معنایش این است که مکلف باید بنشیند و تحقیق و مطالعه و برنامه ریزی کند تا ببیند چگونه باید عمل کند که این واجب اثرگذار باشد والا با همین یک شرط این واجب را می شود تعطیل کرد و از کار انداخت؛ و این نقض غرض است، وقتی این همه سفارش و تاکید درباره انجام دادن و عدم ترک می بینیم.
حتی در جائی هم که قدرت را شرط دانسته اند مطلب همین است. چون گفته اند شخص ناتوان اقدام به امر و نهی نکند که در روایت هم دارد که «انما یَجبُ عَلی القویِ المُطَّلِع». بعد افراد برای اینکه فرار کنند و زیربار این واجب نروند می گویند من اطلاع کافی ندارم و یا قدرت لازم را ندارم و این خلاف است چون مکلف وظیفه دارد هم مطلع شود وهم قدرت بدست بیاورد. مثل تحصیل استطاعت در حج نیست که واجب نباشد. در حج شما تا مستطیع نباشید حج بر شما واجب نیست و البته کاری کنید که مستطیع شوید هم بر شما واجب نیست. امر به معروف مثل حج نیست.
در همین مسئله بدست آوردن قدرت در سیره اهل بیت علیهم السلام می بینیم که دستور می دادند که افرادی در حکومت طاغوت مسئولیت بپذیرند تا بتوانند بر انجام امر به معروف و نهی از منکر قدرت پیدا کنند. پس اینکه نمی دانستم یا قدرت نداشتم و یا احتمال اثر نمی دهم هیچکدام عذر نیست و تکلیف را ساقط نمی کند. مکلف باید برود قدرت و علم و راهکار برای اثرگذاری بدست آورد.
در روایات نکوهش می کند کسانی که منفعت طلبی دارند وخود را به خطر نمی اندازند، مرحوم کلینی در ضمن روایتی در مذمت مردم آخرالزمان فرمود: اینها امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند مگر وقتی که از ضرر آن در امان باشند. به هر تقدیر یکی از امان نامه ها از عذاب قیامت همین امر به معروف و نهی از منکر است. و اتفاقاً ما در دعاها زیاد از خدای تعالی درخواست می کنیم گناهانی را که موجب حبس دعا، تغییر نعم و نزول بلاء می شود را بر ما بیامرزد.
در دعای کمیل عرض می کنیم؛ «اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء». خوب این گناهی که باعث نزول بلاء می شود کدام است؟ امام سجاد علیه السلام در قسمتی از بیانشان راجع به غفران الهی فرمودند: «الذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ تَرْکُ إِغَاثَهِ الْمَلْهُوفِ وَ تَرْکُ مُعَاوَنَهِ الْمَظْلُومِ وَ تَضْیِیعُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَر». گناهانی که بلا را نازل می کنند، ترک فریادرسی مظلوم (مثلا کسی فریاد کمک سر میدهد اما به جای کمک کردن از او فیلم میگیرند) و یاری ندادن او(یک وقت انسان توان ندارد تکلیفی بر او نیست) و رها ساختن امر به معروف و نهی ازمنکر است. حالا هی در دعای کمیل ضجه بزن و به اندازه سد کرج گریه کن، وقتی اهل عمل نیستی چه فائده ای دارد.
من به موارد قانونی هم آرام آرام اشاره می کنم. ماده هشت قانون اساسی گفته است: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده ی مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت که شرائط، حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند.
ماده یک قانون امر به معروف: در این قانون معروف و منکر عبارتند از هرگونه فعل و قول یا ترک فعل و قولی که به عنوان احکام اولی و یا ثانوی در شرع مقدس یا قوانین، (مثل عبور از چراغ قرمز که قانون است یا قانون ثانوی مثلا در شرع مقدس ۹ چیز زکات دارد اما یکدفعه میبینید حاکم اسلامی مثل امیرالمومنین بر اسب هم زکات میبندد. این دیگر جزو قوانین اولیه نیست. قانونی است که به مقتضای زمان و برای مقطعی است) مورد امر قرار گرفته یا منع شده باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین خواست خداوند را بر هیچ مطالبه ای که رضایت خدا در آن نیست مقدم نمی دارند. مولانا امیرالمومنین در حکمت ۱۵۶ از حکم نهج البللاغه فرمودند: لَا طَاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَهِ الْخَالِقِ. آنجا که معصیت خدا باشد، پیروى از مخلوق روا نیست.
نفى که در روایت آمده به معنای این است که کسی حق اطاعت ندارد. ما در روایات و حتی در آیات داریم که باید از بعض افراد اطاعت کنیم مثلاً اطاعت از پدر و مادر و کسی که بر ما ولایت دارد و امثال ذالک. اما محدوده این اطاعت تا کجاست؟
اینجا امیرالمومنین فرمودند تا جائی که خدا معصیت نشود. مثلاً نعوذ بالله مادر شما که اطاعت از او بر شما واجب است به شما بگوید غیبت فلان کس را بکنید و یا دروغ بگوئی و شبیه اینها. شما حق اطاعت به اعتبار اینکه اطاعت از مادر واجب است را نداری. لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق. این از روایت های کلیدی و کاربردی است که همیشه زنده است و مسیر را نشان می دهد و با این روایت خط گم نمی شود.
۱۹ ماه بعد از پیروزی انقلاب جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با بمباران فرودگاه مهرآباد و اهواز و تبریز در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با تصمیم و طرح قبلى و با هدف برانداختن نظام نوپاى اسلامى آغاز شد.
ارتش عراق با محاسبات غلطی که از وضعیت داخلی ایران داشتند فکر می کردند یک هفته ای به تهران می رسند و کار را تمام می کنند. اما خیال خامی بود که دیکتاتور عراق با وسوسه آمریکا و دیگران در سر پرورانده بود. البته ریشه این خیال پیروزی، کمک مالی و نظامی لااقل ۳۰ کشور جهان به خصوص آمریکا بود که می خواستند انقلاب ایران صادر نشود و صدام هم شکست نخورد. و سلطه خودشان را در منطقه داشته باشند و در عین حال از نفوذ شوروی هم جلوگیری کنند و امنیت اسرائیل را حفظ کنند و با کنترل عراق، بازار فروش اسلحه خود را هم در منطقه گسترش بدهند.
و این کمک ها در طول جنگ به نفع عراق و بر علیه ایران ادامه داشت. خیلی موارد فراوان است. یک نمونه بسیار ناراحت کننده آن این بود که در سال ۶۲ آمریکا ۴۸ هلیکوپتر پیشرفته به عراق داد که مال ایران بود. یعنی شاه قبل از انقلاب سفارش داده بود و حتی کارخانه تولید کننده اش را خریده بود اما آمریکا کارخانه را مصادره و هلیکوپترها و دارائی های ایران را به عراق فروخت.
این جنگ ۸ سال طول کشید که میخواستند یک هفته ای تمامش کنند. طولانی ترین جنگ قرن بیستم است. طبق آمار بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، ۵ میلیون ایرانی در آن شرکت داشتند، که ۴۸ هزار ارتشی، ۸۵ هزار بسیجی، بیش از ۳۳ هزار دانشآموز، بیش از ۳۵۰۰ دانشجو، ۳۳۱۷ روحانی، ۸۸ مسیحی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی به شهادت رسیدند. ۲ هزار نفر غیر ایرانی از عراقی ها و اتباع مختلف هم در کنار رزمندگان ایران به دفاع از خاک جمهوری اسلامی پرداختند. خودم یک دوست فرانسوی داشتم که شهید شد. جوان رشید و شجاعی بود. ۶۷۲ هزار نفر مجروح و ۴۲ هزار نفر به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.
آنچه مهم است که هر سال در هفته بزرگ داشت دفاع مقدس به آن پرداخته شود درس ها و آثاری است که آن دوران برای ملت ما داشت و دارد. آثاری که به تعبیر رهبر معظم انقلاب مثل گنج است و ما باید استخراج کنیم و فرآوری کنیم و به دل و جان افراد برسانیم و الا دشمنان با تحریف و انحراف و ایجاد شبهه این آب زلال و گوارای حیات بخش را از اثر می اندازند و بی خاصیت می کنند. ایشان فرمودند: تنها راه مقابله (خوب دقت کنید میفرماید تنها راه مقابله) با طراحی های فرهنگی بدخواهان، تولید فرهنگی و استفاده از ثروت غنی و سرچشمه قوی دوران دفاع مقدس در همه عرصهها است.
من از این پیام حضرت امام هم خیلی خوشم می آید که تقریباً سه ماه و نیم قبل از ارتحالشان به روحانیون فرمودند و ان را خیلی زیبا و گویا می دانم به گوشه ای از آن توجه بفرمائید: هر روز ما در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نمودیم. ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم. ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم. ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. ما در جنگ ریشه های انقلاب پربار اسلامی مان را محکم کردیم. ما در جنگ حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم. ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال میتوان مبارزه کرد….
این مطلب ادامه دارد و من قسمتی از ان را خواندم که این همان خط مقاومت است. و همین استقامت و پایداری و فرهنگ شهادت طلبی بود که دفاع مقدس را ماندگار کرد و دنیا را وادار به کرنش و تکریم ایران کرده است. این جنگ نابرابر با مقاومت کم نظیر مردم ایران، در تاریخ جهان ماندگار شد. یکی از کارهای لازم این است که در این هفته از باب یادآوری ایام الله دستاوردهای داخلی، منطقه ای و بین المللی دفاع مقدس فهرست شود، تا لااقل فراموش نشود و تحریف گران نتوانند تحریف کنند.
دستاوردهای داخلی که در دوران دفاع مقدس برای مجموعه کشور بوجود آمد فراوان است. نظیر: خودباوری، شکوفایی استعدادها و رشد خلاقیت ها و باورهای دینی. در همین دوران تفکر بسیجی متولد شد و فضائل اخلاقی و معنوی رشد کرد. مردم داوطلبانه در جبهه ها حاضر شدند و سنجش ظرفیت دفاعی مردم و نیروهای مردمی انجام شد. تجارب سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی مهمی بدست آمد.
از تجارب فرهنگی که در این دوران بدست آمد مهار سبک زندگی تجملی و اشرافیگری و ترویج ساده زیستی و قناعت بود که می توانست عامل سازندگی کشور باشد اما متاسفانه بعد از دفاع مقدس مدیران زیاده خواه، رفاه طلب مسیر را منحرف کردند تا جائی که رسیدیم به نجومی بگیر و بهره بردار از سفره انقلاب و … مسیری که میتوانست کشور را به قله برساند عده ای جلویش را گرفتند.
امام بیان زیبائی دارند فرمودند: آنان که رفاهطلبی با مبارزه را قابل جمع میدانند، آب در هاون میکوبند و با الفبای مبارزه بیگانه اند. مگر میشود انسان اهل رفاه و خوشگذرانی باشد بعد بخواهد از مظلومین و پابرهنه ها دفاع کند یا کار جهادی کند و بیاید وسط میدان. مگر می شود در طول روز دو ساعت کار کرد و بعد گفت من وظیفه ام را انجام دادم. بعد برای مردمی که ۲۴ ساعته هم شما مشغول باشی باز وقت کم می آوری بر آنها ریاست کنی. نتیجه اش شد همین جریاناتی که شما در این سالها دیدید و با آن مواجه بودید.
به هر تقدیر صنعت دفاعی کشور در همین دوران تقویت شد. و ده ها دستاورد داخلی دیگر از نقش و مشارکت فعال بانوان بگیرید تا تحکیم بنیاد خانواده و احیای نقش مساجد و شناخت دوست و دشمن.
بعض دستاوردهای بین المللی هم عبارت بودند از تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی و تضمین استقلال کشور و ایجاد الگوی جدیدی برای مبارزه با قدرت های بزرگ و امثال اینها. شکی نیست قدرت بازدارندگی و امنیت پایدار امروز ما که با اقتدار و اشراف اطلاعاتی و عملیاتی بر طرح های دشمنان و ایادی داخلی آنان وجود دارد یکی از دستاوردهای مهم و ارزشمند دوران دفاع مقدس است.
اینکه می بینید و میبینیم نیروی زمینی سپاه پاسداران مقر تروریست ها را در خارج از مرزها منهدم می کند و نمیگذارد این امنیت در داخل کشور خدشه دار شود و اقوام ایرانی مورد تعرض قرار بگیرند و به این توان و قدرت بازدارندگی رسیده است از دستاوردهای دفاع مقدس است.
هدف گروهک ها با دستوری که از شیطان گرفته اند با روش نفاق، ایجاد اختلاف بین ایران و عراق و اقلیم کردستان است. که البته این نقشه ی آنها بر آب شد. که جا دارد اینجا از عزیزانمان تشکر کنیم و خداقوت عرض کنیم.
چهره مفتضح و خوار شده استکبار و آمریکا و از بین رفتن سیطره نفوذ رژیم غاصب و اشغالگر در برابر خط مقاومت در منطقه بلکه در جهان یکی دیگر از دستاوردهای دوران جهاد و حماسه است. که به فضل پروردگار بزودی این لکه ننگ بشریت از صفحه روزگار محو خواهد شد.
یکی از دستاوردهای مهم بین المللی دفاع مقدس را می توان همین دریانوردی نظامی ایران و حضور در اقیانوس اطلس شمالی در نیم کره شمالی کره زمین در حیاط خلوت آمریکا توسط ناوگروه ۷۵ نیروی دریایی ارتش دانست که برای اولین بار مسیری حدود ۲۶ هزار کیلومتر دوبرابرش کنید تا بروند و برگردند از ایران تا سن پترزبورگ را به همراه یک بندر متحرک دریائی طی کردند.
نکته حائز اهمیت این جاست که ناو سهند که در این عملیات شرکت داشت در دوران تحریم و کاملاً بومی ساخته شده است. رهبر معظم انقلاب هم پیام دادند و تشکر کردند. ما هم به نوبه خود به این عزیزان که با حضورشان و اقتدارشان نفس آمریکا را به شماره انداخته اند خدا قوت می گوئیم و تشکر می کنیم.
و یکی از مهمترین مسائلی که نباید فراموش کرد و رهبر معظم انقلاب هم به آن تذکر دادند نقش فرماندهی حضرت امام در روند تحولات جنگ است. حضرت امام ره بر اساس تربیت دینی و الهی که داشت بسیار هوشمندانه در تقویت ایمان و انگیزه دهی به فرماندهان و رزمندگان پرداخت و فرهنگ مقاومت را نهادینه کرد.
به مناسبت شروع سال تحصیلی حوزه و دانشگاه و آموزش و پرورش عرض می کنم. بعد از مدت ها که نیاز به سندی تحول آفرین درراهبرد کلان آموزش وپرورش احساس می شد این سند با تلاش فراوان و چند ساله فرهیختگان حوزه و دانشگاه در سال ۹۰ با محتوائی عالی آماده بهره برداری شد و در سال ۹۳ رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که اجرای سند احتیاج به نقشه راه و برنامه عملیاتی دارد.
امروز ده سال از آن زمان می گذرد و باید تحول چشمگیری در مسائل مختلف آموزشی و پرورشی کشور و امور مربوطه رخ می داد و اجراء می شد که متاسفانه کار جدی نشد و بیگانگان هم ازین خلاء استفاده کردند با طمع در تغییر رفتار و اینکه بهترین زمان بهره بردن دوران آموزش و پرورش است برای ما سند درست کردند و دولت مردان غربزده واداده هم پذیرفتند که آن را عملیاتی و اجرائی کنند البته حضرت آقا اعتراض کردند، ولی موذیانه و مخفیانه تلاش شد بندهای آن انجام شود. به حمدالهی رئیس جمهور محترم اخیراً آن را از کار انداختند و ملغی کردند.
آموزش و پرورش برای ما نقش حیاتی دارد در این مرکز است که می شود انسان موحد و مومن به مبداء و معاد، دارای صفات عالیِ حقیقت جوئی و عدالت خواهی و ظلم ستیزی و جهادی و ولائی و …. تربیت کرد. کسی که با شناخت صحیح و عمل خالصانه تلاش می کند تا دولت مهدوی تحقق پیدا کند. اگر دوست داریم سبک زندگی اسلامی ایرانی گسترش پیدا کند و صفات پسندیده در افراد گسترده شود تا در نتیجه جامعه به سمت فلاح حرکت کند قسمت مهم آن در آموزش و پرورش محقق می شود. و این مهم بدون برنامه و افراد تعلیم دیده برای اجرای اهداف بلند آموزشی و تربیتی و گسترش عدالت آموزشی انجام نمی شود.
خوب است عزیزان گزارشی دهند در برش استانی سند تحول چه اقداماتی انجام داده اند. بالاخره یک برش استانی دارد این سند تحول و همچنین وزیر محترمی که ان شاءالله در آینده از مجلس رای خواهد گرفت قسمت مهم برنامه هایش باید اجرائی شدن سند تحول باشد.
آنچه لازم است در سال تحصیلی فراگیر شود این است که شور علم آموزی را در بچه ها (کسانی که در مسیر اموزش قرار دارند) زیاد کرد. باید به فرزندانمان آموزش دهیم که از فرصت ها به خوبی استفاده کنند که به سرعت وقت می گذرد. باید به فرزندانمان آموزش دهیم که از اول به دنبال این باشند علمی را یاد بگیرند و استعداد خود را در راهی بگذارند که نیازی از جامعه را برطرف می کند. باید طوری تربیت کرد که دائما با کتاب و مطالعه و یادگیری انس داشته باشند خصوصا در این فضائی که رهزن فراوان است. خود دانش آموزان برای خود برنامه ریزی دقیق درسی و غیر درسی بریزند و عمل کنند.
خوب است اینجا روایتی زیبا از آداب علم آموزی که خوب است همه بدانیم را برای شما از امام صادق علیه السلام بخوانم که فرمودند: مردی خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد: ای رسول خدا علم چیست؟ حضرت فرمود: خاموشی. (جایی که فرصت یادگیری است سکوت کن تا یاد بگیری) عرض کرد سپس چه؟ عرض کرد گوش سپردن. عرض کرد دیگر چه؟ فرمود: حفظ و مراقبت. عرض کرد آنگاه چه: عرض کرد به کار بستن آن. عرض کرد سپس چه ای رسول خدا؟ فرمود: انتشار دادن آن.
راجع به آژانس هسته ای هم نکته ای داشتم و هم چنین اولین سفر خارجی رئیس جمهور به تاجیکستان واجلاس شانگ های، که نکات مهمی دارد ولی وقت گذشته درزمان دیگر با قید حیات.
نکته استانی: رئیس جمهور محترم در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت تاکید فرمودند که باید مواد اولیه مورد نیاز مردم تامین بشود و هم چنین باید قیمت ها در بازار ثبات داشته باشد و دو وزارت خانه صمت و جهاد را هم مامور انجام دستور کردند لذا درخواست ما این است که این دستور با جدیت و با سرعت دنبال شود تا مردم از مشکلات معیشت که دائماً با آن مواجه هستند خلاص شوند. مردم با امیدی دارند زندگی میکنند و انتظار دارند که این دستورات به سرعت عملیاتی شود .
هنوز مساله نان در استان حل نشده و دستگاه ها به هم حواله می دهند. من هفته گذشته گفتم بپرسم اوضاع چطور است؛ بعضی ها هم آمدند دفتر. دیدم که یکی میگوید ما کارمان را انجام دادیم، او باید انجام دهد؛ به او میگوییم او هم میگوید ما انجام دادیم دیگری باید انجام دهد. بعد هم که بررسی میکنیم میبینیم شیطنتی در ان است که من آن شیطنت را اینجا نمیگویم ؛ اما کار درستی نیست. مردم را اذیت نکنید. دستور العملی که داده شده را قاطع اجرا کنید؛ و با متخلف هم برخورد قانونی کنید. حتی زمان باز و بسته بودن نانوائی ها با هرج و مرج است. هر کس هر زمان دلش میخواهد باز میکند، هر زمان دلش میخواهد میبندد. من با لباس دیگری رفتم نانوایی زمانی که باید باز باشد دیدم بسته است. رفتم یک دور دیگر زدم و برگشتم دیدم باز هم بسته است. یکی دیگر باز کرده و نانش را تمام کرده اما این هنوز روشن هم نکرده. این خوب نیست.
نکته دیگر اینکه از بکارگیری افراد بدون ضوابط قانونی و مقررات قانونی خودداری کنید. یک امتحان بزرگی است برای کسی که مسئول می شود. همه در معرض آزمون الهی قرار داریم. یوم الجزا وقتی برپا می شود دیگر نمی توانی بگویی برادرم بود، پسرم بود، دوست و رفیق همکارم بود. باید حساب پس بدهی. با چه ضابطه ای او را مسئول می کنی؟
تشکر هم می کنم از برادران اورژانس که امروز در این جلسه حاضر شدند و از امروز هم در مصلی واکسیناسیون شروع شده است و انشاالله چند روز آینده افتتاح می کنیم. دوستانی که میخواهند واکسن بزنند در همین فضا فراهم شده انشاالله بهره برداری خواهید کرد. و از عزیزانی که در جلسه هستند تشکر می کنم و از زحمات شان قدردانی می کنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/6/19 | 1400/6/19مدیران کارآمد، دلسوز و انقلابی برای کشور انتخاب شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه166
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوی به تبعیت از خدای تعالی احیاء و اقامه کننده امر به معروف و نهی از منکر در جامعه هستند. چون خداوند اولین آمر به معروف و ناهی از منکر است که در آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ».
و همین دو واجب الهی مقدمه دوستی و مودت بین اهل ایمان است که خدای تعالی در قسمتی از آیه ۷۱ سوره مبارکه توبه فرمود: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُبَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ». مردان و زنان با ایمان، ولىّ ( یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف، و نهى از منکر مىکنند. این یکی از وظائفی است که نسبت به هم داریم. یعنی در جامعه ایمانی مومنین نسبت به هم بی تفاوت نیستند. والبته این مهم ازخانواده شروع می شود.
در روایت دارد از امام صادق علیه السلام در مورد معنای آیه ۶ سوره مبارکه تحریم: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ» خود و خاندان خویش را از آتش دوزخ حفظ کنید. سوال کردند که چگونه آنان را حفظ کنیم؟ حضرت فرمودند: آنان را امر و نهی کنید. اگر افراد خانواده نسبت به این واجب بی توجه نباشند، آثار آن در جامعه خود را نشان می دهد.
نکته دیگر اینکه ما در همین ایام محرم و صفر دائم از فلسفه قیام امام حسین علیه السلام سخن می گوئیم و این که امام برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر وارد این عرصه پربلا شد. همانطور که خود حضرت در وصیتی که به برادرشان کرده اند همین را عنوان می کنند که برای امر به معروف و نهی از منکر اقدام کرده اند. طرف مقابل این قیام چه کسانی بودند؟
طبق بیان زیارت عاشورا یک سلسله و شجره خبیثه ای بودند که با توطئه و دسیسه و جنگ نرم تلاش کردند در رفتار مخاطب خود تغییر ایجاد کنند، همان روشی که امروز هم بکار می رود و به عنوان جنگ روایت ها و حکایت ها مطرح است. اینقدر کار فرهنگی و سیاسی کردند تا عده ای را برای رسیدن به امیالشان متحد کردند که در زیارت عاشورا به آنان امت می گوید و لعن می کند. لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم یعنی این امت مقامات بلند معنوی و ملکوتی شما را از بین بردند و منکر شدند. این لعن الله امه در زیارت عاشورا چند مرتبه تکرار شده که ما را متوجه کند که بدانید این ها یک نفر و دو نفر نبودند بلکه امت بودند. همه مسلمین نبودند اما عده زیادی بودند که با افکار و عقائد مشخص هدفی را دنبال می کردند که به بعض از اهداف در زیارت عاشورا اشاره شده است. اما امت در قرآن کریم معانی دیگر هم دارد.
گاهی امت به معنای رهبر و موسس یک مکتب گفته می شود. مثل حضرت ابراهیم علیه السلام که در آیه ۱۲۰ سوره مبارکه نحل فرمود: «إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ». یا امت به معنای مذهب و روش بیان شده، نظیر آیه ۲۲ سوره مبارکه زخرف که فرمود: «بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ». یعنی ما نیاکان خود را بر آئینى یافتیم. اما گاهی از این ها بالاتر است و معنای وسیعتری می دهدبه یک تشکیلات و گروهی از جامعه، جمعیت، حتی جریان سیاسی که هدف مشخصی را دنبال می کنند امت گفته می شود. مثل آیه ۱۰۴ سوره مبارکه ال عمران که فرمود: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.
و گاهی هم بالاتر است که امت به یک جامعه و شهر و ملت اطلاق می شود نظیر آیه ۴۷ سوره مبارکه یونس و گاهی به پیروان یک فکر در طول تاریخ امت گفته می شود مثل قسمتی از آیه ۱۱۰ سوره مبارکه آل عمران که فرمود: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر» شما بهترین امتى بودید که به سود انسان ها آفریده شدهاند، چون امر به معروف و نهى از منکر مىکنید… این بیان خیلی بلندتر از قبلی هاست. چون اشاره به همه بشریت دارد. طول تاریخ را در نظر گرفته است. خوب با این مقدمات چه نتیجه ای می خواهم بگیرم؟
عرضم این است وقتی جبهه مقابل حق به بیان زیارت عاشورا به صورت امت وارد عرصه شده است و امام حسین علیه السلام به بیان خودشان برای امر به معروف قیام کردند و امتی همراه داشتند. پس برای مبارزه و مقابله با جریان منکر باید با تشکیلات و گروه و جمعیت و جامعه وارد عرصه شد، یعنی باید امت بود همان که قرآن کریم فرمود؛ «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ…. و همچنین کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر» پس تا جائی که می شود باید تذکر لسانی داد و رد شد که این وظیفه همگانی است. نه اینکه تذکر بدهید و بعد آنقدر ادامه بدهید که به کتک کاری و دعوا و امثال این ها بکشد. فقط تذکر که خیلی اثر دارد. در مراحل بعد باید طور دیگر عمل کرد که خواهیم گفت که یک نمونه به صورت امت عمل کردن است. بحث ادامه دارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوی هم مواظب هستند حقشان از بین نرود و هم حقوق کسی را پایمال نمی کنند. مولانا امیرالمومنین در حکمت ۱۵۵ از حکم نهج البللاغه فرمودند: «مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا یَقْضِی حَقَّهُ فَقَدْ عَبَدَهُ». هر که ادا کند حق کسى را که حقش را ادا نمىکند، در حقیقت او را بندگى کرده است. برای توضیح بیشتر عرض می کنم منظور امام علیه السلام این است که واقعاً همینطوره که وقتی انسان حق دیگری را بدون اینکه استحقاق داشته باشد و یا ترسی از او باشد و یا امید به دریافت چیزی ازاوداشته باشد ادا می کند یعنی بدون چشم داشت از حق خودش می گذره، پس معلوم می شود که او نزد این شخص اعتبار دارد؛ و این یعنی کانَّ او را بندگی و اطاعت کرده است. البته جا مطالب دیگر هم مطرح هست نظیر بیانی که فرمودند: رعایت حق کسی، هرگز نباید مانع شما از اقامه حق بر او شود. گاهی افرادی بر انسان حقوقی دارند که همان حقوق جلوی انجام کار را می گیرد که حضرت از این حال نهی فرموده اند. به هر کدام جدا باید رسید.
بنابر قولی امروز سوم صفر مصادف است با نوزدهم شهریور سالگشت ولادت امام باقر علیه السلام. نوبت های گذشته راجع به وضعیت سیاسی اجتماعی دوران امام باقر نکاتی را عرض کردم، این نوبت سه روایت از حضرت می خواهم بخوانم. حضرت باقر به جابر جعفی فرمودند ای جابر آگاه باش! زمانی از دوستان ما به حساب می آیی ( ما همه دوست داریم که دوستدار اهل بیت باشیم و آنها ما را دوستان خودشان حساب کنند ) حضرت فرمودند: ای جابر تو زمانی از دوستان ما به حساب می آیی که اگر اهل تمام یک شهر بگویند تو مرد بدی هستی یا از تو انتقاد کنند از سخن آنان غمگین و متاثر نشوی و اگر همه آنان گفتند تو مرد شایسته و خوبی هستی مسرور و خوشحالت نکند. بلکه اعمال و رفتارت را به کتاب خدا قرآن عرضه کن. اگر دیدی کردار و گفتارت مانند قران است و در راه قرآن قدم بر میداری، حرام هایش را ترک می کنی و خواسته های آن کتاب مقدس را با علاقه و میل انجام می دهی و از کیفر هایی که در آن آمده خائف و ترسان هستی در روش خود پابرجا باش و شادمان باش و بدان که گفته های مردم به تو زیان نمی رساند ولی اگر کارها و رفتارت مخالف قرآن بود و بر خلاف کتاب خدا قدم بر میداری چه چیزی تو را از خودت غافل کرده است؟ این بیان امام علیه السلام معیار خوبی برای ارزیابی خودمان است که در مسائل اجتماعی که قرار میگیریم، در مسائل خانوادگی که قرار میگیریم ببینیم وضعیتمان چگونه است.
روایت دیگر راجع به امر به معروف و نهی از منکر است. حضرت فرمودند: هرکس آن دو را یاری کند یعنی این دو واجب را، خدای تعالی او را عزت می دهد و هر کس آنها را خوار کند خدای تعالی او را خوار می کند؛ یعنی این حکم الهی باید برای همه ما بزرگ باشد یعنی باید آنها را توسعه بدهید و اجرایی کنید. بدون اجراست که این دو خوار میشوند.
و اما روایت سوم؛ این روایت را که عرض میکنم ظاهرش ساده است و همه شنیده ایم اما مطلب عمیقی در خودش دارد. به بعد سیاسی خود امام هم اشاره می کند که چگونه با دقت مباحث سیاسی را دنبال می کنند. ایشان در این بیان فرموده است که ایمان دو کلمه است: دوستی با خدا و دشمنی با شیطان، دشمن خدا. دو کلمه است ولی این حرف چقدر عمیق است. در مفهوم این کلام دقت بفرمایید. آیا غیر از این است که اگر کسی نسبت به ظالمان و ستمگران که دشمنان خدا هستند حریم داشته باشد به ریسمان الهی تمسک جسته است و خودش را نجات میدهد! خدای تعالی در قرآن کریم فرمود «فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی» دشمن بداری شیطان را و دشمنان خدا را ظالم کافر و منافق اگر کسی اینها را دشمن داشت به عنوان این که طاغوت هستند «فقد استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی«.
این روایت سیاسی است، اخلاقی نیست. درست است که بُعد اخلاقی را هم میگوید اما بسیار دقیق و عمیق است. دشمنی با دشمنان خدا و شیطان؛ یعنی مقاومت، یعنی عزت، یعنی غیرت، یعنی برای حفظ ارزشها و اعتلای احکام الهی بدنت دور از وطن قطعه قطعه شود و گلویت زیر خنجر شیطان باشد اما تو راست قامت تمام دنیای دشمنت را به سخره بگیری. حججی ها و سلیمانی ها و مدافعان حرم را ندیدید ؟ یعنی همین تبری که روزهای جمعه از آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آل سعود و امثال اینها داریم و بر آنها مرگ حواله میکنیم.
می بینید که اگر به معنای روایت دقت شود تا کجا ها را درست میکند. تا سیاست خارجی ما را هم تنظیم میکند. اگر کارگزار نظام اسلامی ایمان دارد باید با دشمنان او دشمن باشد و در تنظیم روابطش با بیگانگان دقت داشته باشد. خدای تعالی همه ما را از موالیان و شیعیان اهل بیت خاصه امام باقر سلام الله علیها قرار بدهد.
نوزدهم شهریور ماه سال ۱۳۵۸ خبر ارتحال آیتالله طالقانی اولین امام جمعه بعد از انقلاب، ایران را در سوگ و ماتم برد. کسی که امام را ابوذر زمان خواند. زبانش را چون شمشیر مالک اشتر برنده و کوبنده دانست. امام جمعه ترازی بود. البته ۶ جمعه بیشتر خطبه نخواند و بعد از دنیا رفت اما در همان ۶ خطبه خیلی محکم و با صلابت بود. آن عده ای که به او پدر می گفتند و خودشان را چسبانده بودند به مرحوم آیتالله طالقانی در آن خطبه ایشان با صراحت و با قدرت فاصله گذاری کرد. از خطیب جمعه هم همین انتظار هست که حقایق را بیان کند، با فساد و کجی مبارزه کند، روشنگری و هدایت کند، با اشرافی گری و تجمل و رانت و فساد مبارزه کند، چهره های نفاق و دشمنان را ترسیم کند، گفتمان رهبر انقلاب را تبیین کند، جریانات کج و منحرف را برملا کند، زمانی که باید از حق دفاع کند دفاع کند و امثال اینها و ایشان در آن مدت به خوبی این کار را انجام داد. یک امام جمعه تراز بود. خدای تعالی را بر درجات او افزوده کند.
در وفاتش حضرت امام این را فرمودند: برادری را از دست دادیم و ملت ما پدری را و اسلام مجاهدی؛ همه در سوگ هستیم. این نشان دهنده آن ارتباط معنوی بود. حضرت آقا هم درباره این عالم مجاهد در نوبت های مختلف این نکات را فرمودند که من یکی دو تا از مطالب ایشان را عرض می کنم: آقای طالقانی اهل فکر نو بر محور دین و با تمرکز بیشتر بر علوم قرآن و نهج البلاغه بود؛ یعنی ایشان اصلاً اینگونه بود. لکن همه ابعاد شخصیت آقای طالقانی بعد روشنفکری دینی نیست؛ بعد مهم بعد مبارزه است. ایشان مبارز بود؛ مبارز نستوه.
یا در یک بیان دیگری فرمودند: یک بعد دیگر آقای طالقانی که به نظر من نباید فراموش شود صفای این مرد بود به قدری این آدم باصفا و روراست و در معاشرت ها صادق بود که انسان از این همه زلالی حیرت می کرد. آدم زلالی بود آقای طالقانی. هیچ در قید و بند و ملاحظات و اینها نبود. نه ملاحظات آخوندی، نه ملاحظات روشنفکری، نه ملاحظات مبارزاتی، مطلقا در این آدم وجود نداشت. صاف و روشن. آقای طالقانی اهل عمل بود؛ یعنی توی میدان بود و احساس درد میکرد حقیقتا ما که با ایشان معاشر بودیم می گوییم.
اینها بیان دو امام انقلاب بود که عرض کردم. کارنامه زندگی مبارزاتی آیت الله طالقانی همه اش مبارزه است، زندان است، تبعید است، کان آرامش و سکون نداشت، جالب است بدانید که ایشان در زمان رضاشاه به جرم دفاع از یک زن محجبه که به او توهین کرده بودند و قصد داشتند چادر از سرش بردارند زندانی شد. اولین زندانی سیاسی در زمان رضاشاه مرحوم طالقانی است و در مخالفت با انقلاب سفید در بهمن سال ۱۳۴۱ دستگیر و زندانی شد. تبعید هم در نوبت های بعد نصیب ایشان شد.
در یکی از دستگیری ها حضرت امام پیامی دادند : این جانب و اشخاص با وجدان و با دیانت متاسفیم از مظلومیت این اشخاص که به جرم دفاع از اسلام و قانون اساسی محکوم به حبس های طویل المدت شده و باید با حال پیری و نقاهت در زندان برای اطفاء شهوات دیگران به سر برند. خدای تعالی این شخصیت بزرگ انقلابی را و دومین شهید محراب را که ۲۰ شهریور سال ۶۰ به شهادت رسید حضرت آیت الله مدنی که او هم شخصیت بزرگواری است خدای تعالی این دو بزرگوار را با اجداد طاهرینش آن محشور بگرداند و بر درجات شان بیفزاید.
بنابر قولی مورد اعتماد هفتم صفر مصادف است با شهادت امام مجتبی علیه السلام. یکی از ابعاد وجودی کریم اهل بیت غربت و مظلومیت حضرت است. مخالفین امام با استفاده از ترفند تحریف عقاید و قرار دادن امام در آماج جنگ روایت ها شخصیت حضرت را ترور کردند. مردم را از دور امام پراکنده کردند. یک وقت اینجا تحلیلش را گفتم که چطور آرامآرام مردم را از دور امام پراکنده کردند. یکی از موارد این بود که با مقدماتی تمایل به جنگیدن با لشگر معاویه را از یاران امام گرفتند و نتیجهاش شد صلح تحمیلی. وقتی صلح تحمیلی محقق شد به خاطر شیطنت دشمنان دروغ پرداز از یک طرف و عدهای از دوستان جاهل که تحلیل درستی از مسائل روز جامعه نداشتند از جهات مختلف عرصه را بر امام تنگ کردند به طوری که نسبت به امام اسائه ادب میکردند، توهین میکردند، اتهام میزدند.
یکی از اتهاماتی که به آن حضرت زدند این بود که می گفتند یا مذل المومنین، ذلیل کننده اهل ایمان به خاطر جریان همین صلح که این کارت ما را ذلیل کرد امّا امام با اقتدار تمام در مقابل این هجمه ایستاد. در یک خطابی فرمود که «ما أنَا بِمُذِلِ المُؤمِنینَ ولکِنّی مُعِزُّ المُؤمِنینَ» من خوار کننده مومنان نیستم بلکه عزت بخش آنها هستم. وقتی دیدم شما در برابر دشمن قدرتی ندارید کار را به او واگذاشتم تا من و شما در میان آنها باشیم. همچنان که حضرت خضر کشتی را سوراخ کرد تا برای صاحبانش باقی بماند. صلح در حقیقت برای حفظ عزت بود.
وجود سراسر نور امام مجتبى علیه السلام مانعى سخت در مقابل حکومت طاغوتى معاویه بود لذا در صدد شد تا امام علیه السلام را از سر راه بردارد. بهترین مسیر را در داخل منزل دید و از طریق اشعث بن قیس، دخترش جعده را که همسر امام حسن علیه السلام بود، وسوسه کرد و او را به شهادت حضرت ترغیب و تطمیع کرد. چقدر این ایام برای زینب سلام الله علیها سخت و سنگین گذشته است. شهادت کودک سه ساله حسین علیه السلام هم همین روزهاست و آن هم رابطه ای با تشت دارد. زینب کبری سه نوبت تشت را دیده. سم را که آن نابکار به امام خوراند مدت طولانی نگذشت که حضرت تشت طلب کرد… تشت دیگر درخرابه شام و ناله های کودک حسین و شهادت مظلومانه اش … تشت سوم مجلس یزید و چوب خیزران و …..
بعد از خوار و مفتضح شدن آمریکا در منطقه بخصوص خروج از افغانستان که نشانه فروپاشی هیمنه پوشالی او بود حرکت بی نظیر جوانان فلسطینی در فرار از زندان رژیم پلید، بشارت های دلنشینی داشت. آبروی دستگاه امنیتی پر سر و صدای رژیم غاصب را برد و بر خلاف آنچه از شکست ناپذیری خود تبلیغ میکنند از آسیب پذیر بودنشان خبر داد. و این پیام را داشت که زوال و نابودی رژیم پلید و کودک کش زودتر از موعد به سرانجام می رسد. همانطور که هفته گذشته عرض کردم فرصت استفاده از چاقو را پیدا نخواهد کرد چه رسد به ضربه زدن. به زودی مضمحل خواهند شد کما اینکه قسمت زیادی از آن هم گذشته است.
نکته استانی: انتخاب استانداران برای دولت آزمون بزرگی است که در مسیر تحقق شعارهایی که دادند چگونه عمل می کند. ما مثل همیشه دخالتی در این امور نمی کنیم. ما خط انقلاب و گفتمان امامین انقلاب را نگه می داریم و تبیین می کنیم البته با دقت نظارت و حمایت داریم و در جائی که لازم باشد هدایت می کنیم. لذا تذکراً عرض می کنم افرادی که انتخاب می شوند در هر جای کشور و در البرز به خصوص، باید کسانی باشند که دولت و برنامه هایش و گفتمان انقلاب را با جان و دل قبول داشته باشند. افراد بی تفاوت و بدون اندیشه سیاسی و یا تکنوکرات به درد کار نمی خورند. اینکه فقط بگوئیم فلانی آدم خوبی است و او هم هیچ موضعی در قبال انقلاب نداشته باشد و در حوادث پیش آمده هم عکس العملی نداشته و سکوت کرده و با همه دولت ها و همه گرایش ها ساخته است یعنی آدم خنثایی بوده، این به درد نمی خورد. یک وقت خدای نکرده دوستان این افراد را به کار نگیرند.
گاهی شخصی که پیشنهاد برای مسئولیت می شود می گوید من کاری با جناح و جناح بازی ندارم و می خواهم برای انقلاب و نظام کار کنم این حرف خوبی است اما این هم اگر در مواقعی که باید موضع گرفت و دفاع کرد و هزینه داد نخواهد وارد میدان شود و هزینه کند این هم بدرد نمی خورد. لذا اتفاقاتی شبیه فتنه ۸۸ می تواند معیار خوبی باشد برای محک و شناسائی افراد که در آن زمان چگونه عمل کرده اند. معیار را از دست ندهید. سخنان رهبری را فراموش نکنید، هیچ ساکت فتنه ای در این دولت هم نباید مسئولیت بگیرد. اینطور نیست که بگوییم گذشت و تمام شد. در همین دولت هم هیچ ساکت فتنه ای نباید مسئولیت بگیرد.
اینکه رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور محترم تاکید بر انقلابی بودن دارند برای این است که بتوانند با فعالیت های انقلابی تحولی در ساختار موجود بوجود بیاورند. این باید فکر و اندیشه ای داشته باشد بدون فکر و اندیشه که نمی شود. در بیانی حضرت آقا فرمودند: در محیط وزارتخانه آن جو حزب اللهی را غالب کنید با همان بار معنائی که کلمه حزب اللهی دارد، باید آدم های متدین بر سرنوشت تشکیلات حاکم باشند. و در تعریف انقلابی گری هم کاملاً شفاف توضیح داده اند فقط نمونه عرض می کنم. فرمودند: انقلابیگرى یعنى عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستى عمل کردن. بایستى ایمان داشته باشد، سواد داشته باشد، غیرت داشته باشد، شجاعت داشته باشد، خود باورى داشته باشد، انگیزه ى کافى براى حرکت داشته باشد، توان جسمى و فکری حرکت داشته باشد، هدف را در نظر بگیرد، چشم را به اهداف دور متوجّه بکند.
امیدواریم که رئیس جمهور محترم در انتخاب افراد و وزیر کشور محترم برای انتخاب استانداران و فرماندارن و بخشداران و وزرای بزرگوار برای انتخاب مدیران کل در استان ها و مسئولین میانی در شهرها این سفارشات را در نظر بگیرند تا ان شاء الله یک تحولی در نظام اداری و اجرایی کشور به وجود بیاید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
|
| 1400/6/12 | 1400/6/12اسلام آمریکائی و شیعه انگلیسی مستعمره شدن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه167
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در بحث امر به معروف و نهی از منکر دنباله رو انبیاء هستند. که در قسمتی از آیه ۱۵۷ سوره مبارکه اعراف فرمود: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِى التَّوْرَئهِ وَ الْانجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنهْاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ…» آنان که پیروی کنند از رسول و پیغمبر امی که در تورات و انجیلی که در دست آن هاست (نام و نشان و اوصاف) او را نگاشته می یابند که آن ها را امر به هر نیکویی و نهی از هر زشتی می کند…
انجام این دو فریضه از بهترین اعمال است. امام صادق علیه السلام فرمود: مردى از قبیله خثعم خدمت حضرت رســول خدا رسید و پرسید: اى رســول خدا، بهترین عمل دراســلام چیســت؟ فرمود: ایمان به خداوند. سوال کرد: بعد از آن چیست؟ فرمود: امر به معروف و نهى از منکر. آن مرد گفت: کدامیک از اعمال نزد خداوند مبغوض اســت؟ فرمود: شرک به خدا. سوال کرد بعــد آن چیســت؟ فرمود: قطع رحــم. عرض کرد بعد از آن چیســت؟ فرمود: ترک امر به معروف و نهى از منکر.
همه می دانیم انسانی که دنبال حقیقت است و کمال می خواهد باید به آنچه انبیاء الهی از طرف خداوند متعال آورده اند عالم و عامل باشند و در مرحله بعد تا می توانند در جهت نشر معارف الهی کوشا باشد. و قطعاً این تلاش در نشر معارف یکی از مصادیق نصرت الهی است. و اگر مانعی در راه گسترش خدا پرستی و ارزش های الهی بوجود بیاید معنایش مقابله با توحید و جنگ با خدای تعالی است.
یکی از موارد تقابل ترک امر به معروف و نهی از منکر است. چرا؟ چون وقتی نهی از منکر ترک می شود و امر به معروف انجام نمی شود، در حقیقت به نقطه مقابل که نافرمانی خداوند است کمک شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى کـه توانـائى نـهى از منـکر را داشـته باشـد و نهى از منـکر نکـند، دوست دارد که خـداوند اطـاعت نشـود، و کسى که نافرمانى خـدا را دوست داشته باشد، آشکارا بـا خـداوند دشمنى کرده است.
لذا در جوامع روائی کسی که تارک این فریضتین است را در حکم کسی که با خدای تعالی اعلان جنگ کرده است دانسته اند. رسول خدا فرمودند: «إِذا اُمَتى تَواکَلَتِ الْأَمرَ بِاْلمَعْرُوفِ وَالنَّهىَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلْیأْذَنوُا بِوِقاعٍ مِنَ اللّه». هرگاه امّت من از انجام امر به معروف و نهى از منکر سرپیچى کنند و آن را به یکدیگر واگذار نمایند، گویا با خـداوند اعـلان جنگ داده اند.
یک توجه بدهم و آن این است که در روایات آمده است که توجه داشته باشید به چه چیزی از عمل دیگران راضی و یا ناراحت هستید چون برای شما هم ثبت می شود. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: هر کس به کردار عده ای راضی باشد مانند کسی است که همراه آنان؛ آن کار را انجام داده باشد و هر کس به کردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد، گناه به جا آوردن آن و گناه راضی بودن به آن.
بعضی وقتها کسی که دارد نهی از منکر میکند دیگران به او اعتراض میکنند. لااقل نمیتوانی کمک کنی در دل راضی باش به آن امر و نهی. او که اظهار نارضایتی میکند از امر و نهی، در گناه آن شخص شریک است. برای او هم این گناه را مینویسند. شما این همه میگویید یا لیتنی کنت معک خطاب به امام حسین علیه السلام؛ یعنی واقعا اگر از صمیم دل بگویید و راضی باشید به عمل حسین علیه السلام و ناراحت باشید از عمل دشمنان او اسم شما هم ثبت و ضبط می شود. هر عملی همینطور است.
در نوبت قبل به چهار شرط اصلی امر به معروف و نهی از منکر اشاره کردیم. در این نوبت به مراتب آن اشاره می کنم. یعنی معروف و منکر دارای مراتبی است و در هر مرتبه مقدار مشخصی در فرد و یا در جامعه اثر گذاری دارد و می تواند خیر را گسترش بدهد و از توسعه بدی ها جلوگیری کند.
مرتبه ارتکاب بعد اشاعه و بعد اقامه. یعنی گاهی انجام منکر، کسی را غیر از خود مرتکب تحت تاثیر قرار نمی دهد. تنهائی و در خلوت خودش بزه و منکری را انجام داده. برای خود او کسر شان است. حیثیت خودش را لکه دار کرده در نزد خدا و ملائکه باید شرمنده و سپس تائب باشد، اما روی دیگران اثر نداشته، کسی را هم دعوت به خلافی که انجام داده، نکرده است. در معروف هم همینطور است، عمل مستحبی را در خلوت خودش انجام داده و باعث رشد معنویت خودش شده، اینها همان مرحله ارتکاب است و چیز اضافه ای ندارد.
اما گاهی شخص مستقیماً دیگران را دعوت به انجام منکر می کند و یا واسطه ای قرار می دهد که منکری انجام بگیرد، در بخش معروف هم همینطور است. یعنی نه تنها خودش انجام داده دیگران را هم دعوت می کند تا این کار شایع شود این مرحله را اشاعه می گویند که از رتبه قبلی بالاتر است و اثرگذاری اش توسعه پیدا کرده است.
مرتبه بالاتر وقتی است که شخص اقدام به اقامه منکر و یا معروف می کند. یعنی مقدمات و زیر ساخت های لازم برای انجام منکر و یا معروف و گسترش آن را فراهم می کند. مثلاً اگر کسی رفت و از دیگری درخواست مبلغی پول ربوی کرد، مرتکب گناه ربا شده است و اگر دیگران را هم تشویق کرد و منافع آن را تبلیغ کرد اینجا به مرحله اشاعه ی منکر ربا رسیده است و گاهی شخص از این هم جلوتر می رود مثلاً بانک تأسیس می کند و در آن بانک همه جهات رد و بدل شدن سودهای حرام را فراهم می کند. این را اقامه می گویند.
در بحث امر به معروف و نهی از منکر باید به مراتب توجه داشت و اول باید از همین اقامه شروع کرد و از اقامه کنندگان منکر نهی کرد و در مرتبه بعد باید با اشاعه کنندگان برخورد کرد و در مرتبه سوم به مرتکبین پرداخت. اینجا حضرت امام ره فرمودند: سزاوار است که امر به معروف و ناهی از منکر در امر و نهی و مراتب انکارش مانند پزشک معالج، معالجی مهربان و پدری با شفقت باشد که مراعات مصلحت مرتکب را می نماید و انکارش لطف و رحمت برای او خصوصاً و برای امت عموماً باشد. حضرت امام در اینجا نکته اخلاقی آن را بیان میکند.
ان شاءالله در نوبت دیگر با قید حیات مسائل دیگری مطرح خواهم کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین کسانی هستند که با کار و تلاش سعی می کنند فقیر نشوند و در عین حال از فقراء دستگیری می کنند. مولانا امیرالمومنین در حکمت ۱۵۴ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَکْبَرُ». تنگدستى، مرگ بزرگتر است. حضرت برای فقر و تنگدستی، مُردن با صفت بزرگتر را استعاره آورده است.
این تعبیر امام علیه السلام از این جهت است که وقتی کسی بی چیز شد نمی تواند از نظر مادی خواسته های خود را تامین کند در نتیجه غمگین می شود. و چون شخص فقیر دائماً دچار شکست و سختی و غم می شود کانَّ دائم در حال مردن است و این از یک بار مردن بزرگتر است. لذا حضرت فرمود: تنگدستی، مرگ بزرگتر است. باید تلاش کرد فقر را از بین برد. یکی از چیزهائی که فقر را از بین می برد صدقه است که در بیانی فرمودند: فقر را با صدقه و بخشش درمان کنید و امام باقر علیه السلام فرمودند: نیکی کردن و صدقه پنهانی فقر را از بین می برد. صدقه فقط مال نیست. گاهی حال و احوال و صله رحم هم هست.
امروز ۱۲ شهریور مصادف با ۲۵ محرم الحرام بنا بر نقل سال گشت شهادت امام سجاد علیه السلام است. مسعودى تاریخ نگار معروف درباره دوران امامت على بن الحسین می گوید: امامت را به صورت مخفى و با تقیه شدید و در زمانى دشوار عهده دار گردید. زمان امام سجاد زمان سختی بود. حذف فیزیکی خاندان عصمت را کرده بودند. گذشته از اینکه ترور شخصیت هم کرده بودند و مراتب آنها را زائل کرده بودند. زیارت عاشورا را خواندید که هم ظلم کرده بودند و هم مراتب معنوی آنها را گرفته بودند و هم مراتب سیاسی اجتماعی آنها را گرفته بودند؛ هم کشته بودند و حذف فیزیکی کرده بودند؛ در چنین فضایی امام سجاد علیه السلام کار را به دست گرفت. وضعیت زمان امام سجاد بسیار وضعیت سختی است. هم باید شیعه را حفظ کند، هم باید معارف اهل بیت را توسعه بدهد، هم باید با فساد مبارزه کند، هم مشکلات اجتماعی را سامان بدهد. بنابراین آنچه که می گویند امام کناره گیری داشت و با امور کاری نداشت درست نیست امام اهل مبارزه بود. مبارزه ی خودش را با سیاست های بنی امیه و تغییر سبک زندگی اموی به سمت زندگی حسینی و علوی از فردای عاشورا شروع کرد بلکه از بعدازظهر.
در کاخ عبیدالله و کاخ یزید در شام حماسه آفرید یکی از مبارزات امام علیه السلام مبارزه با تفکرات غلط اعتقادی مثل جبرگرائی بود که امویان برای پیشبرد اهدافشان و ظلم هائی که می کردند به آن متمسک می شدند و سعى می کردند با توسل به جبرگرایى، گناهان و غلط کاری های خود را توجیه کنند. لذا حضرت در خطبه های آتشینی که ایراد کرد با استناد به آیات قرآن تفکر جبری امویان را مورد حمله و نقد خود قرار دهد، و معادلات یزید و سوء استفاده هایی که می خواست بکند را بر هم بزند. معاویه پدر یزید سالیان سال در شام حاکم بود و مردم را با حقه و تزویر و با ترویج دین انحرافی از حقیقت دور کرده بود و دستگاه حکومتی خودش را با نیرنگ و پنهان شدن پشت نقاب دیندارى مستحکم کرده بود و بعد همین را تحویل یزید داده بود. که یزید ظاهر سازی های معاویه را هم نداشت.
اما امام سجاد علیه السلام پیام نهضت کربلا و حقیقت طلبىِ عاشورا را به جان های خفته مردم بلاد مختلف رساند و مبانی فکری و اندیشه حسینی را تثبیت کرد و در نتیجه تفکر اموی را رسوا کرد. ما باید از امام سجاد درس فرصت شناسی و زمان شناسی یاد بگیریم که چگونه در اسارت هم دست از آرمان ها برنداشته و با اقدام درست دستگاه تبلیغاتی دشمن را زمین گیر کنیم. طوری شد که یزید علیه اللعنه برای اهل بیت محلی را مشخص کرد که به اقامه عزا بپردازند. و در بین مردم هم قرآن تقسیم کرد که مشغول قرآن خواندن باشند و توجه شان از امام حسین علیه السلام منصرف شود تا پیام امام سجاد را نگیرند. و بالاخره ناچار شد دستور دهد کاروان به مدینه برگردد.
۳۵ سال بعد واقعه کربلا زندگی کرد. بیانی را برای شما بگویم از امام سجاد که خیلی درس آموز است. در دعا به خدا عرض می کند: خدایا اگر کسی گناه می کند نه برای آن است که حرمت شما را نگه نمی دارد و نه برای آن است که خیال می کند شما نمی بینید. اگر بچه ای را ببیند گناه نمی کند و شما را که می بیند گناه می کند چون او می رود و می گوید و این شخص را رسوا می کند اما تو می بینی و می پوشانی و آبروی ما را نمی بری.
۱۲ شهریور روز شهادت رئیس علی دلواری را روز مبارزه با استعمار نامیدند. به همین مناسبت نکته ای عرض کنم. استعمار یعنی عمران و آبادانی و نوسازی که با همین اسم کشورهای قدرتمندِ سلطه گر به اسمِ پیشرفت، خودشان مستقیماً و یا ایادی آنها در داخل کشورها و یا با القاء فکر و اندیشه شان بر عموم مردم سلطه نظامی و اقتصادی و فرهنگی پیدا می کنند و هرچه منابع دارند را برای منافع خودشان به تاراج می برند. این معنای استعمار است چه کهنه چه نو و چه فرانو. که در همه جای دنیا اتفاق افتاد و البته در بلاد اسلامی روش خاصی را بکار بردند. چون می دیدند که مانع اصلی آنها دین و باورهای اعتقادی است پس باید کاری می کردند که دین از بین برود و یا تضعیف شود و نقش بازدارندگی خود را در زندگی مسلمین از دست بدهد.
چه کار کردند؟ به اسم پیشرفت های علمی از یک طرف و آزادی و امثال ذلک از طرف دیگر، از کشف حجاب شروع کردند و بعد به ترویج شهوات و ولنگاری اخلاقی و از بین بردن حریم خانوده و آزادی روابط زن و مرد پرداختند و در این بین از رادیو و تلویزیون و سینما و اخیرا فضای مجازی بهترین استفاده را بردند و می برند.
این کشورها اقدامات مختلف دارند اما مهمترین کارشان از بین بردن فرهنگ بومی و تغییر سبک زندگی آنها و جایگزین و ماندگار کردن فرهنگ خودشان است. امروز وقتی می بینید مثلاً آمال یک عده ای از بانوان ما به جای مادر و مربی نسل بودن و نسل آینده را تربیت کردن این است که سگ به دست بگیرد و در خیابان ها پرسه بزند یعنی استعمارکارخودش راکرده و ان بیچاره نمی داند مستعمره شده و نمونه های دیگر هم هست. اسلام آمریکائی و شیعه انگلیسی. مستعمره شدن است.
نماد همه این پلیدی ها لااقل در این طرف دنیا و منطقه انگلیس پلید است که همه جنایات او نسبت به ایران در این حدود دویست سال اخیر ثبت و ضبط است و فراموش شدنی نیست. اگرچه الان دیگر اعتبار گذشته را ندارد و پادوی آمریکا و سیاست های آمریکا شده است.
آنچه برای کشورهای اسلامی عزت می آورد و قدرت درست می کند وحدت است و استقلال. باید کشورهای اسلامی با هم متحد شوند و با حفظ استقلال، سلطه بیگانگان را از جهات مختلف قطع کنند. امروز آمریکا مفتضحانه از منطقه بیرون می رود و تا قسمتی هم رفته اما انگلیس را نیابت می دهد.
استعمارگر، استعمارگر است ولو با شرائط زمان و مکان روش خود را تغییر می دهد. ملت ها و دولت ها باید هوشیار باشند که تحت سلطه نروند. رئیس علی دلواری نمونه جوان مومن حزب اللهی انقلابی است که هم عالِم است و هم عامل به وظیفه. در اوج انقلاب مشروطه، جوان ۲۵ ساله ای است که یکی از مشروطه خواهان و مشروطه باوران و یکی از برجستگان و افراد شناخته شده در جنوب کشور و منطقه تنگستان است.
در زمانی که محمد علی شاه بسیاری از سران مشروطه را اعدام می کرد، بوشهر کانون مقاومت در برابر استبداد صغیر به محوریت آیت الله سید مرتضی مجتهد اهرمی معروف به علم الهدی و همراهی رئیس علی دلواری و همرزمان تنگستانی و دشتی او شده بود. که توانستند بوشهر را از وجود عناصر وابسته به دربار پاکسازی کنند و اداره امور گمرک و انتظامات را بر عهده بگیرند. با همین روحیه در قیام ضد استعماری مردم جنوب ایران که با هدایت و رهبری روحانیت و مجتهدین بصیر آغاز شده بود در کنار بزرگان آن زمان قرار گرفت و بدون کمک از طرف دولت با تعدادی از مجاهدان با عشق به کشور و پیروی از دستورات اسلام و عمل به تکلیف اقدام به مبارزه با بیگانگان متجاوز و مقاومت در مقابل تجاوز آنان کرد.
انگلیس برای تضعیف مشروطه خواهان و سلطه بر منافع اقتصادی جنوب ایران شروع به سرکوب عناصر انقلابی کرد. البته ضربات سنگین و پی در پی از رئیس علی و یارانش خوردند که شکست قوای انگلستان در دلوار به عنوان یکی از نقاط برجسته تاریخ جنگ جهانی اول درجنوب ایران محسوب می شود. به هر تقدیر در شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ هنگامی که رئیس علی در محلی به نام تنگگ صفر قصد شبیخون به قوای انگلیس را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائنش قرار گرفت و در دم در سن ۳۴ سالگی به شهادت نائل آمد. و نام او در تاریخ مبارزه با استعمار و استبداد ماندگار شد. خدای تعالی بر درجاتش بیفزاید. قبرش در وادی السلام نجف است. مشرف شدید فاتحه ای برایش بخوانید.
البته ایران بعد از سلطه انگلیس تا انقلاب اسلامی تحت سلطه آمریکا قرار گرفت و شاه دستورات آنها را انجام می داد. یکی از موارد، کشتار عظیم مردم و سرکوب انقلابیون در ۱۷ شهریور سال ۵۷ بود که نقطه عطف مبارزه علیه رژیم منحوس پهلوی شد، صف مبارزین مستحکم تر شد، ارتش کارآمدی خودش را از دست داد، محاسبات آمریکا بهم خورد و در نتیجه رژیمی که با پشتوانه آمریکا خودش را ژاندارم منطقه می دانست به دست مردم و هدایت روحانیت سرنگون شد.
از بعد انقلاب تا امروز هم تمام استعمارگران دست در دست هم با نقش های متفاوتی که بازی می کنند، پلیس خوب می شوند، پلیس بد می شوند، فشار و تهدید و تحریم و ده ها خدعه و ترفند بر سر ملت در می آورند که شاید بتوانند به گذشته ای که داشته اند برگردند که این خیال خامی است که دارند و آنچه در سر دارند محقق نخواهد شد.
شما از بیانات سردار بزرگوار جناب کوشا بهره بردید. فقط پدافند هوایی ما کاملاً در مقابل دشمن آمادگی صددرصد دارد و به فکر اینکه بخواهند تجاوز و حرکتی داشته باشند نبودهاند و نیستند؛ با توجه به توانمندی ها و قدرت بازدارندگی که به فضل پروردگار در این سالها نیروهای نظامی ما به دست آوردند، که شاکر خدای تعالی هستیم.
اخیراً این احمق ها خزعبلاتی می گویند که برای سرگرمی و مزاح، شنیدن آنها خوب است. مثلاً رئیس جمهور آمریکا که بیچاره تعادل هم ندارد و در بیانش هم این اعوجاج وجود دارد گفته: ما دیپلماسی را در اولویت قرار میدهیم و میبینیم که ما را به کجا میرساند اما اگر دیپلماسی شکست بخورد، آماده هستیم که به گزینههای دیگر روی بیاوریم. دیگری هم طرح هزار ضربه چاقو را داده است. باید عرض کنیم به آمریکا و اذنابش و نوچه هایش که اولاً فرصت استفاده از چاقو را پیدا نخواهید کرد. اما بدانید و یقین کنید که اگر یک وقتی به ایران ضربه ای زدید منتظر ده ها ضربه ی کاری به تمام منافعتان در تمام دنیا باشید.
نکته استانی: چون در این روزها خیلی از انقلابی گری و انقلابی بودن می شنویم خوب است که شاخص های فرد انقلابی و مجموعه انقلابی را مرور کنیم به خصوص مواردی را که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند. این که دائم انسان بگوید انقلابی ام یا دیگران بگویند فلانی انقلابی است که انقلابی نمی شود. خوب یکی از آن شاخص ها قانون مدار بودن است. لذا هر کس در هر جایگاهی و مسئولیتی کاری برخلاف قانون انجام داد نه متدین است نه ولایت مدار ولو در روز هزار بار از قانون و ولایت بگوید. ملاک، گفتن نیست، ملاک، ملا و مجتهد و استاد دانشگاه بودن نیست. ملاک، فرزند شهید بودن و آزاده و جانباز بودن نیست. ملاک، مدت حضور در جبهه بودن و حتی نماز شب خواندن و قرآن خواندن نیست.
تاریخ را خوانده اید این روزها هم روضه اش را شنیده اید شمر قاتل حسین علیه السلام جانباز جنگ و در رکاب امیرالمومنین بود. اهل نماز و دعا بود. معیار عمل افراد است. معیار پای بند بودن و ماندگار بودن بر سر آرمان ها و ارزش ها در عمل است. و الا به گفتن ادم خوبی هستم که خوب نمیشود. و می بینیم که متاسفانه افراد به راحتی مردود می شوند. به خاطر ریاست محدود یک ساله و بیشتر و کمتر، برای خودشان وزر و وبال درست می کنند و می سوزانند.
اگر مدیری بر خلاف قانون عمل کرد یا رفت قانون را دور زد آن وقت چنین مدیری ضد فساد است؟ می تواند خدمت صادقانه کند؟ می شود به او اعتماد کرد؟ من وظیفه دارم تذکر بدهم خواه پند گیرید خواه ملال؛ اما بدانید مسیری که عده ای می روید به سمت آتش است و البته سنت خدای تعالی این است که در دنیا هم با کسی عقد اخوت نبسته است و مفتضح می کند. مواظب باشید.
با آمریکا و اسرائیل و انگلیس و لیبرال و سلطنت طلب می شود به راحتی مبارزه کرد اما متاسفانه کار با نفاق، خوش چهره های پست فطرت منافق سخت است؛ آنقدر سخت است که خداوند در زیارت عاشورا بدون اینکه اسمی ازشان ببرد فقط روش آن ها را بیان می کند و بعد امتشان را لعن می کند. حامیان چنین کسانی هم در امان الهی نیستند. و به عذاب گرفتار میشوند.
روایات برای ما نور است در حالیکه ما این نورافکن ها را کنار میگذاریم و با نور شمع حرکت میکنیم. امام رضا علیه السلام بعد از اینکه نام کسی را برد و گفت او ریاست طلب است (که اهل بیت هم کسی را شطرنجی نمیکردند) فرمود: اگر دو گرگ درنده به یک رمه بی شبان حمله کنند خسارتی که می زنند بیشتر از خسارتی که ریاست طلب به دین مسلمان وارد می کند نیست.
حیواناتی مثل شیر و پلنگ می گردند مثلاً آهوی پیری را شکار می کنند و می خورند؛ اما گرگ به همه گله حمله می کند و همه را از پا در میآورد و یکی را می برد و می خورد. بدی گرگ این است. حالا اگر دو گرگ به جان یک گله بیفتند حتماً تعداد زیادی را از پا در می آورند. اگر دو گرگ گرسنه در یک آغلی یعنی جایی که بسته و محدود است شب تا صبح باشند، چیزی از آن گوسفند ها می ماند؟ در روایت دیگری میفرماید ریاست طلبی ضرری که به دین مسلمان می زنند از این دو گرگ بیشتر است. متاسفانه ریاست طلبی به جان بعضی از افراد که می افتد دیگر رها نمیکند. به خدای تعالی پناه می بریم.
مساله نان را عرض کردم، پیگیری کردم اما هنوز از طرف استانداری اقدام جدی صورت نگرفته باید در این امور جدی ورود کنند استاندار محترم و دوستانشان. قوت مردم را دیگر بگذارید سالم بماند. با کسانی که سودجویی میکنند برخورد جدی کنید.
نکته دیگر اینکه مساله تغییر مدارس عادی به هیئت امنائی و گرفتن شهریه از مردم در مناطق فقیر نشین و کم برخوردار را نمیفهمیم چه معنائی دارد. نمیفهمیم یعنی چه که بیاییم در منطقه فقیرنشین، مدارس عادی را تبدیل کنیم به مدارسی که باید پول بدهند. این کار خلاف است. جلوی این کار باید گرفته شود و گزارش آن را ان شاءالله در روزهای آینده می شنویم.
درگذشت رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح و مشاور فرمانده کل قوا سردار سرلشکر فیروزآبادی را به خانواده و دوستان و نیروهای مسلح و فرمانده کل قوا تسلیت عرض می کنیم و از خدای تعالی برای ایشان مغفرت الهی و علو درجه مسئلت می کنیم.
نکته آخر این که تا آخر ماه صفر ان شاءالله ائمه جمعه سراسر کشور قرار گذاشتیم که بین الصلاتین دعای هفتم را که حضرت آقا فرمودند قرائت کنیم و ائمه جماعات هم در مساجد خودشان بین الصلاتین لااقل یک نوبت در روز تا آخر ماه صفر این کار را انجام بدهند که این دعای دسته جمعی ان شاءالله این بلیه را به زودی از این کشور مرتفع بگرداند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/6/5 | 1400/6/5دولت با عمل مجاهدانه در خدمت به مردم میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه168
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایهاالمومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا نسبت به مسائل پیرامونی خود بی تفاوت نیستند. در زندگی اجتماعی صلاح و فساد افراد جامعه به هم گره خورده است و هر فرد به عنوان عضوی از پیکره اجتماع نسبت به اعضای دیگر اثرگذاری دارد که نتیجه اش بوجود آمدن حقوق و مسئولیت هائی نسبت به هم است.
گاهی لازم است دیگری را نسبت به رفتار شخصی اش در اجتماع و نسبت به دیگران ارشاد و راهنمایی و یا از او انتقاد کرد. در اسلام به این کار امر به معروف و نهی از منکر می گویند و در کشورهای غیر اسلامی نام این عمل مسئولیت اجتماعی است. اگرچه به همین هم ملتزم نیستند و از عنوان آزادی استفاده می کنند تا تن به این مسئولیت اجتماعی ندهند.
در قرآن کریم مردمی که عامل به این روش هستند را بهترین امت نامیده است. در آیه سوره مبارکه فرمود: «کُنْتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه…..» شما بهترین امتى هستید از میان مردم پدید آمده، که امر به معروف و نهى از منکر مىکنید و به خدا ایمان دارید… اگر واقعاً این روش در جامعه جاری شود و همه مردم خود را نسبت به آن وظیفه مند بدانند و عمل کنند قطعاً همه بدی ها از جامعه زدوده خواهد شد و بستری فراهم می شود که بقیه دستورات دینی هم فرصت عرضه شدن پیدا کنند و این همان است که امام باقر علیه السلام فرمودند که سایر واجبات الهی به وسیله امر به معروف و نهی از منکر برپا می شوند.
و عرض کردیم به تعبیر رسول خدا کسی که اقدام به عمل به این دو واجب می کند خلیفه خدا در روی زمین است و خلیفه رسول است. در این جا نکته اخلاقی هم وجود دارد، و آن این است که افراد که اقدام به امر و نهی می کنند بهتر است خود عامل باشند.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: کسانى که مردم را به کارهاى نیک امر مى کنند و خود آن را انجام نمى دهند و کسانى که مردم را از کارهاى زشت باز مى دارند اما خود مرتکب آن مى شوند مورد لعن و نفرین الهى هستند. یعنی بهتر است که آمر وناهی خودش عامل باشد تا مورد لعن نشود. البته این واجب را از شخص ساقط نمیکند.
این بیان حضرت نقطه کمال را فرموده است که ناهی خود ترک کند و آمر خود انجام دهد چنانچه در بیانی فرمودند: من شان خود را بالاتر از آن می دانم که آنچه را خودم ترک نمی کنم مردم را از آنها باز دارم یا به کاری فرمانشان دهم که خود جلوتر به آن عمل نکنم.
اینها بعد اخلاقی و تربیتی موضوع است و البته از نظر فقهی تکلیف امر و نهی از کسی که خود عامل به معرف و ناهی از منکر نیست، ساقط نمی شود. یعنی هر کس منکری را دید باید نهی کند ولو خودش مبتلا به آن منکر باشد. علت هم روشن است چون امر به معروف و نهی از منکر یکی از واجبات است و مکلف باید انجام دهد مثل نماز مثل روزه و هر کدام دستور مستقلی هستند اینطور نیست که اگر کسی نماز نخواند دیگر روزه هم نگیرد و یا حج نرود بلکه هر کدام مستقلاً واجب و حساب کتاب دارد.
بنابراین اگر کسی منکری مرتکب می شود بر هر مکلفی واجب است نهی کند ولو خودش هم مبتلا باشد و اگر نهی نکند مرتکب منکر ترک نهی از منکر شده است. منظور این است که ارتکاب به فعل منکر و عدم انجام واجب تکلیف را از شخص نمی اندازد. مثل موعظه نیست که واعظ باید خودش متعظ باشد و عامل باشد تا حرفش اثر کند. اینجا بحث واجب و حرام است و امر و نهی است که از موعظه جداست.
وقتی به رسول خدا عرض شد ما تنها به چیزهائی امر و نهی می کنیم که خودمان به طور کامل آنها را رعایت می کنیم؛ فرمودند: نه، بلکه به خوبیها فرمان دهید هرچند خودتان به همه آنها عمل نکنید و از زشتی ها باز دارید گرچه خود از همه آنها خودداری نورزید.
آیا این دو با همه فضیلتی که دارد بدون هیچ شرطی بر همه مکلفین واجب است؟ از امام صادق علیه السلام درباره امر به معروف و نهی از منکر سؤال شد: آیا بر تمام امت واجب است یا نه؟ فرمود: نه. پرسیدند: چرا واجب نیست؟ فرمود: این کار بر عهده شخص نیرومندی است که فرمانش را ببرند و معروف را از منکر باز شناسد، نه بر کسانی که ناتوانند و خود هدایت نیافته اند و از روی ناآگاهی دیگران را از حق به سوی باطل می خوانند.
توجه به این نکته هم لازم است که این ندانستن عذر نیست باید رفت و تکالیف را یاد گرفت در ضمن مکلفین باید نظر مرجع تقلید خود را در این زمینه بدانند و طبق آن عمل کنند. به هر تقدیر این واجب الهی شرایطی دارد که با وجود آن شرایط برشخص واجب می شود.
اما عموماً این چهار شرط را قائل هستند که اگر با هم در موردی جمع شد امر و یا نهی واجب است: الف) علم به معروف و منکر. اگر علم نداشته باشد ممکن است به اشتباه امر به منکر و نهی از واجب کند. و هم چنین این شناخت نباید از روی شبهه باشد یعنی در صورتی که شک کرد فلان عمل که ترک شده معروف است یا نه، تکلیف برداشته می شود. مثلا موسیقی در تاکسی هست و او نمیداند که جزو موسیقی های حرام است یا نه اینجا سکوت کند ولی جایی که میداند باید نهی و امر کند.
ب) اصرار بر استمرار گناه از سوی عاصی. اما اگر نشانه ای باشد که آن کار را ترک کرده است، یا بدون این که امر و نهی شود خود از خطا دست بر میدارد یعنی معروف را بهجا میآورد و منکر را ترک میکند، تکلیف ساقط می شود. چون دیگر امر به معروف و نهی از منکر اثری ندارد.
ج) احتمال تأثیر. اگر بداند یا احتمال قوی بدهد که اقدامش تأثیر ندارد، دیگر تکلیفی ندارد و بر او واجب نیست. او را باید قانون جلوی او را بگیرد. تکلیف از ما ساقط است اما جای دیگر تکلیف دارد و انها باید اقدام کنند.
د) عدم مفسده در امر و نهی. بدین ترتیب اگر امر و نهی موجب شود به شخص امر و نهی کننده و یا به مسلمان دیگر مفسده ای از قبیل ضرر جانی و یا آبرویی و یا مالی برسد، در اینجا امر و نهی واجب نیست.
اینها برای مفسدههای سطح جامعه است و الا جایی بحث حفظ اصل نظام است که باید جان داد. مثل حسین علیه السلام که افرادی هم با او به شهادت میرسند. مال هم باید داد.
ضرر امر به معروف و نهی از منکر نباید برسد به ضرر جانی و مالی عرضی که این امر و نهی مفسده اش چقدر است در مقایسه معلوم می شود. یک وقت مثل حفظ نظام می شود که در اینجا باید جان داد. حتی کسانی که برای حفظ مال و ابرو قیام کنند هم شهید هستند. من قتل دون ماله او دون عرضه فهو شهید. بحثش جداست .
ولی نه در جایی که کسی دارد کار خلاف شرع میکند شما میدانی اگر چیزی بگویی او تو را بی آبرو میکند اینجا دیگر واجب نیست و عمل ساقط می شود. البته مکلف موظف است ملاحظه ی اهمیت را بکند یعنی باید در تمام معروف و منکرها بین مفسدهی امر و نهی و مفسدهی ترک امر و نهی مقایسه کند و سپس به آنچه مهمتر است عمل نماید.
نکته پایانی اینکه در امر به معروف و نهی از منکر شرط نیست که آبرو یا احترام کسی که واجب را ترک کرده و یا فعل حرام را بهجا آورده از بین نرود. بنابراین اگر همه آداب و شرائط امر به معروف و نهی از منکر رعایت شود و در عین حال مستلزم بیآبرویی یا کاسته شدن احترام کسی که مرتکب خلاف شده شود اشکال ندارد. خود آمر و ناهی اگر جان و ابرویش به خطر بیوفتد یک مقایسه ای داریم اما برای طرف مقابل دیگر مقایسه ای نیست. اگر آبرویش برود اشکالی ندراد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا افراد رازداری هستند چه نسبت به سر خود و چه اسرار دیگران.
مولانا امیرالمومنین درحکمت ۱۵۳ از حکم نهج البللاغه فرمودند: «مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کَانَتِ الْخِیَرَهُ بِیَدِهِ». هر کس راز خود را پنهان دارد، بر خیر و صلاح خویش مسلّط است. حضرت با این عبارت فرموده اند قدرت انتخاب خودت را از دست ندهید. یعنی شما اختیار داری که سرّ خودت را فاش کنی یا پنهان نگه داری که بهتر است نگه داری که خیر شخص در همین است چرا؟ چون وقتی راز را رها کرد دیگر نمی تواند آن را پنهان نگه دارد. مثل دانهای است که از دهان پرنده افتاد.
در بیان دیگری امیرالمومنین فرمودند: راز تو دربند توست اگر آن را فاش کنی تو در بندش خواهی شد. و در تمثیلی زیبا برای اینکه تشویق شویم به حفظ اسرار فرمودند: راز تو جزئی از خون توست پس مبادا در رگ های غیر تو جریان یابد.
هر کسی می رود مطالب را از ظن خودش بیان میکند. ما هر هفته و هر دو سه هفته یکبار با اینکه حرفمان را می گوییم باز از طرف ما حرف می زنند در شهر که نظر فلانی این است. فعلاً هم دیگر صحبت نمیکنم چون عامدا و متعمدا بعضی ها برخلاف عمل می کنند که نشان دهنده بی دینی و بی تقوایی این افراد است. وقتی دارم اینجا در خطبه روز جمعه با صراحت جلوی مومنین مطلبی را اقرار می کنم بعد میبینم برخلافش یک عده باز میگویند که فلانی اینطور و آنطور. آن کسی که این حرف را میزند بی دین است. تقوا ندارد قطعاً. دیگر هم راجع به این موضوع سخن نخواهم گفت.
بعد از واقعه کربلا و جنایاتی که بنی امیه کردند، خاندان حسین علیه السلام و همراهان را به حالت اسارت با عجله به کوفه بردند و بعد از مدتی یزید دستور داد اسرا را به سمت شام حرکت دهند. سرهای مقدس شهدا و ال الله را به سمت شام ببرند. با سرعت هممیبردند که پاداش بگیرند. شنیده اید میگویند سر میبرند…
ابن زیاد ملعون، زجربن قیس وشمربن ذی الجوشن و محض بن ابی ثعلبه را مامور انجام دستور خلیفه کرد و در این مدت تا به شام برسند چه کشیدند و چه گذشت خبرهای ناقصی در دست هست اما قرائن حکایت می کند چگونه بوده. بعد هم که به شام رسیدند به دستور یزید کاروان را سه روز پشت دروازه نگه داشتند تا شهر را آذین بندی کنند و مراسم شادی و لهو و لعب فراهم کنند. بعد هم همه را به کاخ راه دادند و امام سجاد اینجا جنگ را مغلوبه کرد و یزید گفت کار من نبود و تقصیر را به گردن هم انداختند. خطبه ای خواند که حماسه ای دیگر بود اما آنچه دلخراش است صحنه ورود اسراست که با غل و زنجیر وارد کردند و یزید نشسته بود و سر حسین در مقابل و چوب خیزران و لب و دندان حسین.
به مناسبت هفته دولت و استقرار دولت جدید چند کلمهای را عرض می کنم؛ حکمرانی در نظام اسلامی دو سویه است و دو رکن دارد، حاکم الهی و مردم. و برای هر کدام هم حقوق و مسئولیت هایی تعریف شده و در فرهنگ اسلامی در بحث نظام سیاسی اسلام به مسئله حق و تکلیف مفصل پرداخته اند. که مردم و حاکم چه حقوق و تکالیفی دارند.
آنچه از آیات شریفه قرآن و روایات قطعی الدلاله که از اهل بیت به رسیده بدست می آید این است که مهمترین وظیفه حکومت اقامه عدل است یعنی به خصوص منظور عدالت اجتماعی است. جامعه بر اساس عدالت مدیریت شود و به سامان برسد. همان که در آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید فرمود: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسط»ِ. در جامعه ای که عدالت باشد همه ظرفیت های افراد جامعه فرصت فعلیت پیدا می کند و انسان ها می توانند تا رسیدن به هدف نهایی خلقت و خلیفه الهی شدن پیشرفت کنند.
بیانی است از امیرالمومنین علیه السلام که درخطبه ۲۰۷ نهج البلاغه بعد ازصفین بیان فرمودند که من بعض قسمت هایش رامی خوانم دراین مورد دقت بفرمائید نکته این هفته ما همین است. حضرت فرمودند: «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً بِوِلَایَهِ أَمْرِکُمْ وَ لَکُمْ عَلَیَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِی لِی عَلَیْکُمْ». حق تعالى با حکومت دادن من بر شما براى من حقى بر شما قرار داده است و همانطور که مرا بر شما حقى است شما را نیز برمن حقى است.
بعد فرمود: درباره حق سخن گفتن و توصیف کردن از همه چیز وسیع تر است. یعنی وقتی بخواهیم سخنرانی کنیم تا دلتان بخواهد از حق و عدالت می شود سخن گفت و حرف زد. اما در مقام عمل از همه چیز کم وسعت ترین است. حق به نفع کسى جریان پیدا نمىکند مگر این که در مقابل برایش مسئولیتى به وجود مىآورد.
در بین این حقوق بزرگترین حقی را که خدا بر شما واجب کرده حق والی و زمامدار بر مردم است و حق مردم بر حاکم. چون هفته دولت است مرور این برای ما و حاکمان مفید است. بنا براین مردم هرگز اصلاح نمىشوند مگر با اصلاح شدن حاکمان. و زمامداران اصلاح نمىشوند مگر با رو براه بودن مردم. پس آن گاه که مردم حق حاکم یعنی حکومت را اداء کنند و حکومت نیز حق مردم را مراعات نماید. قطعاً آثاری دارد که این ها را از کلام مولا فقط بیان می کنم، شرح و توضیح فرصت دیگری می خواهد اما شما خوب به این بندها توجه کنید و با مسائلی که داریم تطبیق دهید که اگر رابطه حاکمیت با مردم قطع شود و شراکت نداشته باشند چه اتفاقی می افتد. اداره نظام اسلامی فقط مشارکتی نیست بلکه شراکتی است و همه مردم باید در همه جا حضور داشته باشند و نظر بدهند.
در ادامه فرمودند «عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ» حق در میانشان قوى و نیرومند خواهد شد، «وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ» و جادههاى دین صاف مىگردد، «َ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ» نشانه هاى عدالت اعتدال مىپذیرد، «وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ» و راه و رسم های درست در مجراى خودش به کار مىافتد.
«فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ» بدین ترتیب اوضاع زمان صالح مىشود، «وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَهِ» به بقاء دولت میشود امیدوار بود، «وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ» و دشمنان مأیوس خواهند شد. رابطه مردم و دولت که خوب بود دشمن ناامید میشود.
از طرف دیگر اگر مردم زیر بار حاکم نروند و یا حاکم بر مردم اجحاف کند دروغ بگوید و امثال اینها این مسائل پیش می آید: «اخْتَلَفَتْ هُنَالِکَ الْکَلِمَهُ» نظام بر هم مىخورد. «وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ» نشانههاى ستم آشکار خواهد گردید، «وَ کَثُرَ الْإِدْغَالُ فِی الدِّینِ» دستبرد در برنامههاى دینى بسیار مىشود. خوب اینها را تطبیق کنید با مسائلی که بوده.
«وَ تُرِکَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ» و جادههاى وسیع سنن و آداب مذهبى متروک خواهد ماند، «فَعُمِلَ بِالْهَوَى» بر طبق میل و هوا عمل مىکنند، «وَ عُطِّلَتِ الْأَحْکَامُ» و احکام خداوند تعطیل مىگردد، «وَ کَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ» و بیماری هاى اخلاقى بسیار خواهد شد. مصداق عرض نمیکنم و الا میبینید مسایلی را در جامعه که قبلا نبود.
«فَلَا یُسْتَوْحَشُ لِعَظِیمِ حَقٍّ عُطِّلَ» (مردم) وحشتى نمىکنند از حقوق بزرگى که تعطیل مىشود. «وَ لَا لِعَظِیمِ بَاطِلٍ فُعِلَ» و باطل هاى عظیمى که رواج مىیابد اصلا برایشان مهم نیست. «فَهُنَالِکَ تَذِلُّ الْأَبْرَارُ وَ تَعِزُّ الْأَشْرَارُ» در چنین وضعى نیکان خوار و ذلیل گردند و اشرار و بدان عزیز و قدرتمند شوند. با گردن کلفتی تمام حقوق بیت المال را میخورد بعد میگوید من حقم را از سفره نظام برداشتم.
«وَ تَعْظُمُ تَبِعَاتُ اللَّهِ عِنْدَ الْعِبَادِ» ومجازات هاى الهى بربندگان بزرگ مىنماید. مجازات های الهی خیلی زیاد است. جلسه قبل بعضی مجازاتها را عرض کردم. بعضی از این اموری هم که الان مبتلا هستیم همین بلا که مبتلا شدیم اینها مجازات است. خیلی از این مسائل که سر ما می آید ریشه اش عملکرد خود ماست. خود کرده را تدبیر نیست.
دراین مقطع «فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ» در این هنگام بر شما لازم است که یکدیگر را بر اداء این حقوق نصیحت کنید و به خوبى در انجام آن همکارى نمائید. حاکم و مردم به هم کمک کنند تا نجات پیدا کنیم. حضرت فرمود: هیچگاه نمىتوان کسى را یافت، هر چند در مقام و منزلت، بزرگ باشد و سابقه دار در دین، در انجام حقى که به عهده دارد نیاز به کمک نداشته باشد. این عبارت خیلی برای ما وظیفه درست میکند.
الحمدلله درهفته دولت کابینه اولین رئیس جمهور گام دوم انقلاب ترکیبش معلوم شد و دولت جوان حزب اللهی شکل گرفت. دولت شهیدان رجائی و باهنر که دومین دولت بعد از انقلاب است که هم جوان بودند و هم حزب اللهی و این روزها به مناسبت گرامی داشت آنان هفته دولت نامیده شده.
ان شا ءالله دولت با سرعت بقیه ارکان اعم از استانداران و فرمانداران و مدیران ارشد جوان و کار بلد انقلابی را تعیین کند و با قوت و قدرت پر شور و پرکار به وعده ها عمل کرده، عقب ماندگی های فراوانی که از قبل در جهات مختلف باقی مانده مثل سیاست های کلی که رهبری ابلاغ فرمودند و مغفول مانده است را با برنامه ریزی و مدیریت زمان جبران کند.
دولتی که به بیان رئیس جمهور محترم قصد دارد برای تحقق دولت اسلامی و سپس جامعه اسلامی تحولی مبنی بر بیانیه گام دوم ایجاد کند. بنابراین نقشه راه و ریل گذاری مسیر دولت ها در گام دوم با این عزیزان است که خیلی مهم است. کارشان خیلی مهم و سخت است.
و در شعارهای انتخاباتی و بعد از آن بر تحول خواهی و عدالت خواهی و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و رانت با رویکرد اخلاق مدارانه تاکید کرده است. لذا اینها مطالبه مردم هم شده و همانطور که هفته های قبل عرض کردم همه به هر مقدار که می توانند باید در کار دخیل باشند و دولت هم با استفاده از دلسوزان در عرصه های مختلف و هم چنین عمل مجاهدانه در خدمت به مردم می تواند اعتماد عمومی را تقویت کند و نگذارد کسانی که قصد حاشیه سازی و ایجاد التهاب دارند، موفق شوند.
چون بالاخره خود آمریکا و اذناب پلیدش داخلی ها و خارجی ها تلاش میکنند که این دولت موفق نشود. سنگ خواهند انداخت. دشمنی خواهند کرد. فضاهایی را به وجود می آورند. هم از خارج فشار خواهند آورد هم در داخل افرادی را استفاده خواهند کرد. اما به فضل پروردگار و امید خدای تعالی مردم با استقامت و قوت پای دولت انقلابی خواهند ماند و با قدرت تمام بر دهان آمریکا خواهند کوبید.
آنچه که بر دولت محترم اولویت دارد همان است که حضرت آقا در روز تنفیذ بیان فرمودند که: اقتصاد کشور، امروز مسألهى اساسى است. همین مطلب کلی را در بیانات دیگر بسط دادند که چگونه از این مشکل می توانیم عبور کنیم. کوتاه فقط به چند مورد اشاره می کنم. نگاه به درون/ تقویت تولید داخلی/ ایجاد اشتغال برای جوانان/ حل مشکل گرانی/ حفظ و تقویت ارزش پول ملی/ وارد کردن مردم در میدان اقتصاد. اینها اگر بالفور انجامشود مسئله اقتصاد به سرعت حل خواهد شد.
نکته پایانی اینکه چون در زمان تدوین برنامه هفتم پیشرفت کشور هم قرار داریم دقت های لازم با کمک از صاحب نظران و نخبه ها بر مبنای بیانیه گام دوم و سیاست های کلان صورت بگیرد.
در گفتگوئی که با فرمانده محترم سپاه استان داشتم بشارت های خوبی دادند که انشاءالله بقیه عزیزان هم همکاری کنند تا کار هماهنگ تر پیش برود دررابطه با کرونا در استان. طرح شهید سلیمانی با قوت دنبال می شود و دوستان به صورت دائم آمادگی دارند تا همه نیازهای افراد خاص را در محلات بدون اینکه احتیاج به مراجعه حضوری داشته باشند را انجام می دهند. و اینطور که گفتند هزار پایگاه بسیج تبدیل به پایگاه سلامت شده و واکسیناسیون در ۷ مرکز در حال انجام است که ۶ مرکز دیگر هم هفته اینده بهره برداری خواهد شد.
ان شاءالله دست به دست هم بدهیم در محلات و مراکز تا این بلا را از خودمان دفع کنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/5/29 | 1400/5/29مساجد پایگاه های اصلی فرهنگ سازی در جامعه و زیربنای تشکیل تمدن اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه169
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
متقین اهل امر به معروف و نهی از منکر هستند. بحث راجع به این دو واجب الهی بود که مقداری از اهمیت و جایگاه آن را عرض کردم. در ادامه بیانِ مقدمه عرض می کنم خدای تعالی دستور دادند که باید از بین شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و به خوبی فرمان دهند و از بدی باز دارند و اینان رستگارانند. «وَلتَکُن مِنکُم اُمَّهٌ یَدعُونَ اِلَی الخَیرِ وَ یَامُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ یَنهَونِ عَنِ المُنکَرِ وَ اُولئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ». (آل عمران/ ۱۰۴) این دستور الهی نشان از اهمیت فوق العاده این وظیفه دارد.
در روایت دارد که همه ما باید متخلق به اخلاق الهی شویم. «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّه». به بیان امیرالمومنین علیه السلام یکی از موارد اخلاق الهی امر به معروف و نهی از منکر است که فرمود: «إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ، لَخُلُقان مِن خُلُقِ اللّهِ». و چون گاهی برای اقامه معروف و جلوگیری از منکرباید با جان و یا مال وارد میدان شد، در ادامه فرمودند با امر به معروف ونهی ازمنکر مبتلا به مرگ زود رس نمی شوید و از رزق شما هم چیزی کم نمی شود.
باز در اهمیت موضوع به این روایت توجه بفرمائید. رسول خدا فرمودند: هر کس امر به معروف و نهی از منکر کند او جانشین خدا در زمین و جانشین رسول اوست. یعنی اگر شخص بفهمد با عمل به این فریضه چه جایگاه رفیعی دارد آیا این مهم را ترک می کند؟ مقام خلیفه اللهی و خلیفه رسول خدا خیلی مهم است.
امام حسین علیه السلام فرمودند: بر هیچ چشم مومنِ به خدا روا نیست که ببیند خدا نافرمانی می شود و چشم خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغییر دهد. این بیان تکلیف سازاست. جلوی سکوت وبی تفاوتی را می گیرد. بی خیالی مساوی است با بی ایمانی، هر کس به اندازه خودش. گاهی این سکوت تبعات جبران ناپذیری را به همراه دارد. نخواندید و نشنیدید که چرا سر حجت خدا بر نی شد؟
رسول خدا فرمودند: یا امر به معروف و نهی از منکر می کنید، یا عذاب خدا مسلماً همه شما را فرا می گیرد. البته راجع به نوع عذاب و کیفیت و مقدار آن چیزی نفرمودند. اما یکی از کمترین عذاب ها این است که اگر ترک امر به معروف و نهی از منکر کنیم کارها به دست انسان های نااهل می افتد. و در این صورت فساد و تباهی زیاد می شود و یا اینکه دعا به اجابت نمی رسد.
وقتی امیرالمومنین علیه السلام ضربت خورد در وصیت به حسنین علیهماالسلام فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید که در این صورت بدانِ شما زمام امورتان را به دست می گیرند و آن گاه هر چه دعا کنید مستجاب نخواهد شد. زمام امور فقط حکومت نیست. گاهی جایی است که کسی مسئولیتی را به عهده میگیرد. اینها عذاب های کمی است؟ گاهی مدیر یک مدرسه است. گاهی مدیر یه مجموعه است. شما گاهی می بینید یک مسئولی که کم کاری دارد چه بلیه ای برای منطقه هست، حالا فرض کنید انسان نا باب یا فاسدی هم باشد، آیا دنیا و آخرت مردم سالم می ماند؟
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «مَنْ کانَ فیه ثَلاثٌ سَلِمَتْ لَهُ الدُّنیا وَ الاْخِرَهُ» کسى که سـه چیز در او باشد، دنیـا و آخرتش سـالم مى مـاند: ۱. امر به معروف کند و خود نیز پذیراى آن باشد. ۲. نهى از منکر کند وخود نیز پذیرا باشد. ۳. حدود الهى را نگهدارى کند. و در بیان دیگری فرمود: هر کس امر به معروف کند به مومن نیرو می بخشد و هر کس نهی از منکر کند بینی منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان می ماند.
گاهی افراد می ترسند که حتی تذکر بدهند. رسول خدا فرمود: هان، مبادا ترس از مردم مانع آن شود که فردی از شما حق را ببیند و نگوید. همه وظیفه دارند هم علما هم مومنین و الا در روایت دارد از امیرالمومنین علیه السلام که فرمودند: به درستی کسانی که پیش از شما هلاک شدند، مرتکب گناهانی می شدند و دانشمندان و نیکان، آن ها را از آن باز نداشتند و نهی از منکر نکردند. وظیفه فقط برای یک گروه نیست. همه وظیفه دارند. یعنی ترک این واجب جامعه را به سمت هلاکت می برد و لو فرد، در متن اجتماع خطا کند. چون وقتی نظارت عمومی از کار بیفتد و کار در اختیار افراد ناصالح باشد، گرفتاری ها ضریب می خورد.
میشود این روایتی که رسول خدا فرمودند: باید امر به معروف و نهى از منکر کنید و الا خداوند ستمگرى را بر شما مسلط مى کند که نه به پیران احترام مى گذارد، و نه به خردسالان رحم مى کند. نیکان و صالحان شمادعا مى کنند ولى مستجاب نمى شود و از خداوند یارى مى طلبند اما خدا به آنها کمک نمى کند و حتى توبه مى کنند و خدا از گناهانشان در نمى گذرد. اینها خیلی مسئولیت ساز است. وقتی اینها را میخوانیم می فهمیم چرا حضرت فرمودند بقیه فرائض به واسطه این واجب اقامه میشود. اینها تازه عذاب دنیای ترک این واجب است.
این ها همه عذاب دنیائی ترک واجب است. سکوت در مقابل فساد و منکر به هیچ وجه جایز نیست. خداوند به شعیب وحی فرمود من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب می کنم چهل هزار نفر بدکار و شصت هزار نفر از نیکان. شعیب عرض کرد: بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ فرمود: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند. به زبان خودمانی راضی به کار آنان بودند. طرف گناه میکند شما به او میخندی. با او راه میروی. یک وقت هست که میخواهی او را به راه بیاوری رفتار فرق میکند که در مراتب امر به معروف خواهم گفت.
لذا آن عملی که جامعه را آباد می کند امر به معروف است. جامعه ای پاک است که همه حقوق مردم در آن استیفاء شود و هر کس به حقوق مشروع خودش برسد و این مهم در سایه گسترش امر به معروف و نهی از منکر محقق می شود. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «غایهُ الدینِ الامرُ بالمعروفِ و النهیُ عن المنکرِ و اقامهُ الحدودِ». نهایت دین را اقامه حدود و جاری شدن احکام الهی بیان فرمودند که در سایه امر به معروف و نهی از منکر محقق می شود. و به همین جهت است که رهبری فرمودند تشکیل و ایجاد جامعه و حکومت اسلامی مصداق امر به معروف است. چون در سایه تشکیل حکومت باید امر به معروف و نهی از منکر گسترش پیدا کند.
خوب تا اینجا به قسمتی از روایات که اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را تذکر می داد اشاره کردم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین دائماً کشیک نفس خود را می کشند که به دام شیطان و القائات او نیفتند. مولانا امیرالمومنین در حکمت ۱۵۲ از حکم نهج البللاغه فرمودند: «مَنْ مَلَکَ اسْتَأْثَرَ وَ مَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا».
در این حکمت به سه مطلب اشاره فرمودند؛ اول اینکه: هر کس تسلّط یافت، خود رأى مىشود، (اگر شخص خودش را مهذب نکرده باشد و به خواسته های نفسانی اش پاسخ مثبت دهد، قطعاً تسلط بر دیگران او را خود رای و مستبد می کند انسانی که مهذب نیست اگر به او مسئولیت بدهند کار را خراب میکند).
دوم: و هر کس خود رأى شد، هلاک مىشود. (این بیان هم نتیجه خود رایی است. چون انسان تکرو، به نظر ناصحان اهمیت نمی دهد، مشورت پذیر نیست و خطاهایش بی شمار است)
سوم: و هر کس با مردان (افرادی که قابلیت مشورت دارند، نه فقط مردها، لفظ رجال از باب غلبه است) مشورت کند، شریک عقل هاى آنها مىگردد. (چون از بهترین نظرات برای پیشرفت کارها استفاده می کند. تشویق به استفاده از خرد جمعی است.) خدایا تقوای ما را زیاد کن.
۳۰ مرداد مصادف با ۱۲ محرم سالگشت شهادت شاهد و راوى واقعه خونبار کربلا حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام است که به همه شما تسلیت عرض می کنم. حضرت از آغاز حرکت پدر بزرگوارش به سمت کوفه و تا آخرین لحظات شهادتِ او و اهل بیت و یارانش، شاهد و ناظر تمام جنایات سنگین و دلخراش یزیدیان بود. و بعد از تحمل بیماری در آن مقطع و شرائط سخت اسارت، وظیفه اش که دفاع از اهل بیت و حرم امام حسین و ابلاغ پیام عاشورا بود را به خوبی و با شجاعت تمام در آن شرائط سخت و اختناق شدید نزدیک ۳۵ سال که در مسئولیت امامت شیعه به سر برد به انجام رساند.
امام معلم پیام رسانی وتبلیغ در اسارت است. فرهنگ حسینی و علوی و نبوی را تبلیغ کرد. خیلی خلاصه فقط اقدامات امام سجاد را فهرست می کنم. همراهى با پدر در حال بیمارى و تب سخت در کربلا. یار عمه بزرگوارش در رنج و سختی هاى اسارت. پیامرسانى و تثبیت ارزشهاى نهضت عاشورا در عرصه جهاد فرهنگى. تبیین آرمانهاى نبوی. افشاى فساد خاندان بنى امیه. دفاع از مظلوم و انتقام از ظالم با ایراد خطبه و سخنرانی های آتشین به خصوص در مسجد اموی شام. تحریک روحیه خونخواهی و انتقام جوئى در مردم. روشنگری به هنگام عزادارى بر مزار پیامبر بعد از واقعه کربلا. رسیدگى به معیشت خاندان شهدا. خانواده شهدا تا وقتی زنده بودند تحت پوششان بود. مبارزه با اهل غلو و جبر. حمایت و هدایت مبارزین. آماده کردن زمینه انقلاب فرهنگى براى امام باقر علیه السلام. نقل و گسترش احادیث پیامبر که سالهای سال ممنوع شده بود. تربیت شاگردان و تلاش فرهنگى و علمى.
خیلی در این ۳۵ سال بر حضرت سخت گذشت. از کنار قصابی رد میشد گریه میکرد. سر بریدن حیوانی را میدیدند، سوال میکردند آیا آب داده اید یا نه؟! حضرت در طول این ۳۵ سال روضه مجسم بود. هرجا که بود تبلیغ عاشورا را کرد. امام سجاد علیه السلام در آن زمان همه وقایع را دید. به حکمت الهی تب شدید اجازه نداد اقدامی داشته باشد . همه صحنه ها را دید و کاری نمیتوانست بکند. در طول این ۳۵ سال آنها را یادآوری میکرد. بیان میکرد چگونه علی اکبر به میدان رفت. قاسم به میدان رفت. علی اصغر روی دستان حسین پر پر شد. در طول اسارت هم خیلی صدمه دید امام. از همین امروز وقتی سوار بر ناقه ها می شوند به سمت کوفه و شام البته مصیبت اصلی برای زینب کبری بود اما امام سجاد هم در این مسئله همراه عمه بود.
النهایه در ۲۵ یا ۱۲ محرمِ سال ۹۴ ه.ق به دست هِشام بن عبدالملک در زمان خلافت ولید بن عبدالملک مسموم و در ۵۷ سالگى به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر عموى بزرگوارش، امام حسن مجتبى علیه السلام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
۳۰ مرداد ۱۲ محرم آتش سوزی مسجدالاقصی توسط رژیم غاصب درسال ۱۳۴۸ شمسی که به روز جهانی مسجد نامگذاری شده است. چند جمله راجع به این پایگاه مهم و تمدن ساز عرض کنم.
امیرالمؤمنین فرمودند: مساجد محل نشست و برخاست پیامبران، خانه اهل تقوا و بازاری از بازارهای آخرت است و برای من نشستن در مسجد از نشستن در بهشت بهتر است. ببینید چه گنجینه ای در اختیار ما هست. سازه ای با این عظمت با بهترین مواد ساخته میشود. خیلی کار کند دو ساعت در شبانه روز کار میکند. یا نهایتا یک نماز مغرب.
مکرر عرض شد مهمترین کارکرد مسجد در مرحله اول؛ برگزاری نماز و تقویت روح بندگی است که باید با قوت انجام شود. روایتی را مرحوم شیخ طوسی در امالی بیان کرده که راوى مىگوید: ازحضرت صادق علیه السلام شنیدم که مساجد به پروردگار عالم از همسایگانى که در آن شرکت نمىکنند، شکایت بردند. خطاب رسید که به عزت و جلالم سوگند، در صورت استخفاف به مساجد ( مسجد را بخواهد کوچک کند، بی جهت به مسجد نرود، بگوید امام را عادل نمیدانم و …) ، یک نماز از آنان قبول نمىکنم و آنان را به عدالت در بین مردم آشکار نمىنمایم و به رحمتم نمىرسند و در بهشت مجاور من نخواهند بود.
و البته وظائف مهم دیگری بر عهده مساجد هست. مساجد از پایگاه های اصلی فرهنگ سازی در جامعه و زیربنای تشکیل تمدن اسلامی است. در مسجد فضائل اخلاقی تقویت می شود و تربیت دینی شکل می گیرد و ارزش های انقلابی رشد می کند و انسان های بصیر، متدین و آگاه تربیت می شوند. جوانانی که انقلاب را شکل دادند و جبهه ها را اداره کردند و در اداره کشور فعال بودند و اخیراً از حرم اهل بیت دفاع کردند و در پیشرفت همه جانبه کشور موفقیت کسب کردند، عموماً مسجدی بودند و هستند.
ظهور و قیام حضرت حجت سلام الله علیه که فرهنگ توحیدی را جهانی می کنند از مسجد آغاز می شود همانطور که حضرت ابراهیم علیه السلام از مسجد شروع کرد. مساجد به خاطر اهمیت نگاه اولیاء دین و فضای معنوی که دارند، مکان مناسبی برای جذب و تربیت جوان مومن انقلابی و سپس ترویج و اجرای مناسب اهداف فرهنگی اسلام درمقابله با نفوذ فرهنگی و فکری بیگانگان است.
در بیانی حضرت آقا فرمودند: مسجد باید پایگاه انسان سازى، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت افزایى و زمینه سازى براى ایجاد تمدن اسلامى، باشد. وقتی با این دید به مسجد نگاه می کنیم وظائف ارکان مسجد از امام و خادم و هیئت امناء وهر مجموعه ای که درمسجد فعال است فرق خواهد کرد.
امام فقط وظیفه نماز ندارد باید دین و فرهنگ اسلامی را تبیین و ابلاغ کند، باید بابصیرت تمام بصیرت بخش و در ضمن آگاه به جریانات محلی، منطقه ای وبین المللی باشد و در فعالیت های اجتماعی نقش داشته باشد تا بتواند محل رجوع و پاسخ گوی نیازهای مختلف اقشار گوناگون مردم باشد تا مسجد سنگر باشد. مسجد اینطکر سنگر است. سنگر که در طول شبانه روز ۵ دقیقه کار ندارد.
اگر به توانائی های مسجد دقت کنیم آن وقت معلوم می شود که چرا اینقدر دشمن دارد. در ۵۰ سال اخیر یعنی از زمان آتشزدن مسجد الاقصی در سال ۱۳۴۸ تا امروز، بیش از چهارهزار مسجد در جهان توسط مثلث غربی، عبری، عربی تخریب شده است. همان که قرآن کریم فرمود لَهُدّمَت که اگر دشمن را مهار نکنید، مراکز عبادت و بندگی را از بین می برند. دشمن اول تلاش می کند از بین ببرد اگر نشد و یا نتوانست آن را بی خاصیت می کند. الان قسمت زیادی از مساجد ما بی خاصیت هستند. اما قسمتی هم نه. خوب کار میکنند.
مهمترین مرکز درمانگری آسیبهای اجتماعی مساجد هستند به شرط اینکه اول آسیب را برطرف کنیم و آن متولی و کارگزار مسجدی است که اعتقاد و باور به آسیب زدائی مساجد در امور اجتماعی و فرهنگی ندارد. امام جماعتی که این باور را نداشته باشد ، هیات امنایی که این باور را نداشته باشد ، نمازگزارانی که این اعتقاد را نداشته باشند این آسیب آن مسجد است.
امروز بزرگترین مشکل مساجد ما اداره کنندگانی هستند که نه فهم درستی از مسائل دارند و نه می گذارند تا آنان که می دانند کار کنند. ما مسجد را تاثیر گذار از انسان سازی تا تمدن سازی می دانیم و متاسفانه عده ای سه وعده نماز هم به سختی می خوانند.
در طول این زمانی که من اینجا هستم یکی از مشکلات ما مساجد است. بعد مسئله مشکلاتی است که مشکل نیست. هوای نفس است. بی خدایی و بی دینی و بی تقوایی است. مرکز به این مهمی که میتواند محله و منطقه و شهر را زنده کند افتاده دست یک عده که منم و تویی دارند.
این می شود آسیبِ تشکیل مسجد تراز اسلامی. ریشه این آسیب هم از عدم تبیین درست جایگاه مسجد برای خود مردم و بعد مسئولین بگیرید تا خلاء قانون و نهادهای موازی و رقیب و مدیریت های مزاحم وحتی آسیب هائی که درمعماری وبهداشت و امثال اینها وجود دارد.
من در این سالها جلوی ساخت مسجد را در استان گرفته ام. حتما باید نقشه اش را ببینم. چون قسمت زیادی از این مساجد از نظر معماری مشکل دارد. ورودی و خروجی خانم ها و اقایان. سرویسهای بهداشتی. حتی ظاهر مسجد. در محله ای مثلا به فاصله ۲۰۰ یا ۳۰۰ متر ۴ مسجد داریم همه هم به نام مسجد حضرت ابالفضل. بعد میبینیم ۱۵۰۰ متر دیگر مسجد نیست. الان در شهر کرج بیش از ۱۰۰ مسجد کم داریم. تراکنش و چینش مساجد درست نبوده. هرکس دلش خواسته هر جا مسجد ساخته. متاسفانه اشکالات زیادی دارد.
موارد زیاد است که اینجا محل طرح ندارد فقط قصد اشاره داشتم تا عرض کنم. باید همه ارکان و کارگزارن مسجد با محوریت امام مسجد وارد میدان شوند و با برنامه ریزی و هدفمند نقش محوری خودشان را علاوه بر امور فکری و اعتقادی در امور فرهنگی و اجتماعی محله خود آتش به اختیار ایفا کنند. منتظر نشوند مرکزی بیاید برایشان دستور العمل بدهد. حتما محور باید امام مسجد باشد. درست است که حالا من ایراد میگیرم ولی امام باید به آن تراز برسد و باید هم برسد و میرسد و هستند. اما این دلیل نمی شود که هر کس در مسجد هر کار دلش خواست بکند. محور امام مسجد است. او میدان دار است.
آقا در پیامی که به اجلاس بیستم نماز دادند یادآور شدند: اگر مسجد کیفیت شایسته خود را بیابد، هزینه های مادی و معنوی بسیاری از دوش جامعه، مردم و مسئولان برداشته خواهد شد. حرف کاملا متین و دقیق و درستی است اگر توجه داشته باشیم.
و اخیراً که باز حضرت آقا تاکید فرمودند در این اولویت اصلی کشور در بحث کرونا که مساجد محور باشند چه در مسائل درمانی و پزشکی و چه در بحث مواسات و کمک مومنانه فرصت خوبی است برای بازیابی و احیاء عملکرد مساجد و باز تاکید می کنم محور کار در مساجد امام مسجد است و البته امام هم باید شرائط لازم را در خود اگر ندارد تقویت کند.
۲۹ مرداد مصادف با ۱۱ محرم همراه با حرکت آل الله به سمت کوفه و شام یاد و خاطره اسراء و مفقودین دوران دفاع مقدس را گرامی می داریم. عزیزانی که در دوران سخت اسارت سفیر استقلال و آزادی کشور بودند و ارزش های انقلابی را تبلیغ می کردند. خدای تعالی اضعاف مضاعف از آنان قبول کند.
دوم شهریور آغاز اولین هفته دولت برای دولت جدید است که امیدواریم تا آن روز از مجلس رای اعتماد گرفته باشند و دولت رسماً تشکیل شود. در آستانه تشکیل دولت فقط به این نکته اشاره می کنم که مهمترین مطالبات و انتظارات فوری امام المسلمین و مردم از رئیس جمهورمحترم ودولت تحولی ایشان که موجب اعتلای کشور خواهد شد همان ۷ محوری است که در حکم تنفیذ آمده است. و بیانات دیگری که در جلسات متعدد فرمودند و به خصوص تنها راه پیشرفت کشور و غلبه بر مشکلات را ورود جوانان نخبه و مومن و انقلابی به عرصه کار و اداره کشور دانستند. و برای نجات اقتصاد کشور تقویت تولید داخلی و مبارزه با قاچاق و مافیای واردات را توصیه کردند. و همچنین فعال کردن ظرفیت های مردمی.
به هر تقدیر دولت برای حل مشکلات، به خصوص اقتصاد، عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد، تولید، معیشتِ اقشار مختلف، بیکاری جوانان، مسکن، …اولویت ها را در نظر خواهد داشت و همه مردم ودستگاه ها آماده کمک برای رسیدن به مطلوب هستند.
نکته ای هم راجع به افغانستان عرض کنم البته الان هنوز زود است که نظر قطعی بدهیم. باید از هر واقعه ای درس گرفت و امروزِ افغانستان درس های فراوانی دارد برای عبرت گیران داخلی و خارجی و آنها که دل در گرو کدخدا دارند که چگونه ۲۰ سال اعتماد و دلبستگی به آمریکا چیزی جز وابستگی دولت و ویرانی کشور به ارمغان نیاورد. به علاوه اینکه ارتش کشور را هم در موضع ضعف نگه داشتند به طوریکه نتواند حتی در مقابل طالبان مقاومت کند.
نکته دیگر اینکه، طالبان، طالبان است، کسی نباید سادگی کند و گذشته عملکردی آنان را فراموش کند، به نظر می رسد فرقی بین طالبان امروز و دیروز نباشد، فقط نکته در این است که اینها در این بیست سال تحت تعلیم بوده اند و لذا در مسائل جاری یاد گرفته اند که با زیرکی و خویشتن داری عمل کنند و حساسیت ها را کم کنند. وقتی غرب از آنها حمایت می کند و وقتی می بینیم انگلیس در حمایت می گوید رویکرد طالبان عوض شده است. ما باید احتیاط را بیشتر کنیم. نمیتوانیم به سادگی بپذیریم و باید ببینیم عملکردشان چگونه است. البته این را هم طالبان باید بدانند که اگر در تعامل نسبت به ایران اشتباه کنند سرنوشت بدتری از داعش در انتظار آنان خواهد بود.
نکته استانی: دوستان به مرّ قانون عمل کنید و دنبال دور زدن قانون برای رسیدن به خواسته ها نباشید. ضمیر صحبتم معلوم است کجاست. در انتخاب افراد سابقه آنان را در نظر بگیرید. اگر دستگاه های نظارتی و امنیتی ملاحظه ای دارند به هیچ وجه به کار نگیرید.
اقلش این است که در تعامل با خود بنده دچار تعارض میشوند. من کسی را که دوستان امنیتی و دستگاههای نظارتی آنها را رد صلاحیت کرده باشند و گفته باشند که اینها را به کار نگیرید معمولاً دیگر آنها را نمیپذیرم. حالا اگر بشود مسئول یک قسمتی گرفتاریهای خودش را خواهد داشت. این را باید دقت داشته باشند دوستان.
نکته دیگر اینکه افرادی با بنده به خاطر کار یا مسئولیتشان نزدیک هستند رفت و آمد دارند به دفتر. این دلیل نمیشود که گفته های آنها را به من نسبت بدهید. بعضا می شنوم که می گویند فلانی گفته! می گویم خوب به من چه ربطی دارد؟ می گویند با شما می رود و می آید. خیلی ها با من رفت و آمد دارند. مگر حرف های شخصی و خصوصی و نظرات خودشان مربوط به من است؟ هر کسی شخصیت حقیقی دارد شخصیت حقیقی اش برای خود اوست و به من ربطی ندارد. افرادی که با بنده به واسطه ای رفت و آمد دارند و کاری از طرف من در اختیار آنهاست اگر حرفی میزنند مربوط به خودشان است.
بنده برای بیان نظرات خودم سخنگو و واسطه ندارم. هرچه بخواهم بگویم از همین جا میگویم. تا حالا دیدید هرچه می خواستم بگویم از سخت ترین مطالب تا ساده ترین مطالب از همین تریبون به شما گفتم و اگر هم لازم شود از طریق دفتر اطلاع رسانی رسمی می کنم. لذا هر کسی هر حرفی را به من نسبت دهد من نمی پذیرم و عندالله معذور نیستید. من چند بار این جمله را خدمت شما عرض کردم. افرادی که از طرف من میگویند شخصیتشان سر جایش محفوظ اما به بنده مربوط نمی شود.
نکته دیگر هم که بعضی از دوستان گفتند که وضعیت نان در شهر و استان خراب است. مسئولین بزرگوار به مسئله نان و قوت مردم توجه داشته باشید. البته من در جلسات خصوصی تذکر را داده ام اما چون باز فضا تغییر کرده این را عرض میکنم که مردم گلگی دارند. کسی که تخلف کرده نازش را نکشید. کسی که تخلف میکند و با قوت مردم ور می رود حواله اش را قطع کنید. امتیازش را قطع کنید تا دیگران هم بفهمند که در این قصه ها با کسی شوخی نداریم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/5/22 | 1400/5/22تذکر نماینده ولیفقیه در استان البرز به لابیگری و سهم خواهی برخی اعضای شورای شهر کرج | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه170
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. از ویژگی های مهم اهل تقوا این است که در همه حال سعی دارند تکالیف الهی خود را به نحو احسن انجام دهند و دستوری از توصیه های خدای تعالی روی زمین نماند. بحثی را که به حول و قوه الهی از این نوبت با بیان مقدماتی شروع می کنم، مساله واجب امر به معروف و نهی از منکر است که به واجب فراموش شده معروف شده.
امام ره به عنوان فقیه و مرجع تقلید شیعیان در بیانی فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است، یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد و بر دیگری نه. همه ما همانطور که مکلفیم خودمان را حفظ کنیم و از ظلمت به نور خارج کنیم، مکلف هستیم دیگران را همینطور دعوت کنیم هر مقدار که می توانیم. اگر انسان دید معصیت خدا می شود باید جلویش را بگیرد نگذارد معصیت خدا بشود.
عبارت ایشان این است که امر به معروف و نهی از منکر یک امر واجب است. در دهه محرم هستیم و از سال ۷۱ دهه اول محرم را دهه امر به معروف و نهی از منکر نامیدند تا مهمترین هدف مکتب امام حسین علیه السلام و ریشه اصلی انقلاب اسلامی فراموش نشود. امام حسین مهمترین مانع تحقق اسلام ناب را ظلم و استکبار می دانست لذا قیام و اقدام کرد و امروز وقتی به جوامع انسانی نگاه می کنیم می بینیم مهمترین مساله روز استکبار است. بلای بزرگی که همه نابسامانی های اجتماعی بشر در اقصی نقاط عالم به او برمی گردد.
بنابراین یکی از مهمترین پیام های عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است و هود امام حسین هم این را اعلام کرد. ما به عنوان شیعیان امام حسین باید کاملا با این مهم آشنا باشیم و عمل کنیم تا مورد لعن نباشیم. یکی از مواردی که انسان را مورد لعن قرار میدهد ترک این فریضه است.
امیرالمومنین علیه السلام در خطبه قاصعه فرمودند: «لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمـاضِىَ بَیْنَ اَیْدیکُمْ اِلاّ لِتَرْکِهِمُ الاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکَرِ». خداوند تبهکاران گذشته را لعنت نکرد، مگر به سبب ترک امربه معروف و نهی از منکر.
درفرهنگ اسلام و مکتب اهل بیت می آموزیم که افراد در مقابل هم، جوامع در برابر هم و افراد و حتی رهبران در مقابل مردم و برعکس مسئول هستند. و کسی نمی تواند از خود سلب مسئولیت کند. درست مثل پیکر و بدن انسان که همه اجزاء بدن، هر کدام وظائف مستقلی به عهده دارند و مشغول کار و وظیفه خود هستند گردش خون شنوایی بینایی هر کدام کار خودشان را انجام میدهند اما یک رابطه قوی و محکم بین همه اجزاء هست که خارج ازآن کار نمی کنند و برای هدف مشترکی با هم ارتباط دارند و اگر اتفاق برای عضوی افتاد اعضاء دیگر به کمک می آیندتا مشکل را برطرف کنند.
لذا در جامعه اسلامی به تعبیر رسول خدا؛ کسی نمی تواند از خود سلب مسئولیت کند و بگوید به من چه و از دیگری سلب مسئولیت کند و بگوید به تو چه من با اموال خودم گناه می کنم، چون انسان هم حیثیت فردی دارد و هم حیثیت جمعی و به خاطر همین حیثیت به دیگران وابسته است. بحث حریم خصوصی هم مسایل خودش را دارد که در جای خودش بیان خواهیم کرد.
بعد هم برای فهم بهتر قصه کشتی و سوراخ کردن هرکس جایگاه خودش را برای امربه معروف و نهی از منکر مثال زد. اگر به دستورات الهی هم توجه کنیم باز می بینیم که همه مسلمین موظف هستند نسبت به منکرات اجتماع حساس باشند واقدام مقتضی انجام دهند.
در قسمتی ازآیه ۷۱ سوره مبارکه توبه فرمود: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ…». مردان وزنان باایمان دوست ویار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند.
این آیه شریفه بسیار مسئولیت ساز است و از بی تفاوتی ومنفعل بودن جلوگیری می کند. یعنی اهل ایمان نمی توانند و نباید نسبت به مسائل هم بی تفاوت باشند. اگر بنده و شما اگر خودمان را جزو مومنین میدانیم و مورد خطاب قران که میفرماید یا ایها الذین امنوا بدایم که مومن باید قوی و با صلابت باشد و به وظائفش محکم قیام کند تا محبوب خدا باشد.
رسول خدا فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالی مومن ضعیفی را که هیبت و صلابت ندارد دشمن می دارد، و او کسی است که نهی از منکر نمی کند. البته این از وظایف قطعی اهل ایمان است که نسبت به هم بی تفاوت نباشند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ رَأَى أَخَاهُ عَلَى أَمْرٍ یَکْرَهُهُ فَلَمْ یَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ خَانَه». هر کس برادر دینی او به کار ناپسندی سرگرم است و او با اینکه می تواند وی را از این کار زشت باز دارد، تلاش نکند، به وی خیانت کرده است. اقلش این است که به زبان بگوییم. این یک بعد قضیه.
از ابعاد دیگر وقتی در جوامع روائی به روایات بحث دقت می کنیم می بینیم با این که از فروعات است مثل نماز و زکات و روزه و … اما نقش بسیار مهمی در به ثمر نشستن احکام دیگر دارد که اگر درست انجام شود ارکان دیگر اسلام هم درجای خودش قرارمی گیرد. قوام شریعت به این دوواجب وبرپاداشتن حدود الهی است.
امام باقر علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبِیلُ الْأَنْبِیَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِیضَهٌ عَظِیمَهٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ….» امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء الهی و شیوه نیکوکاران، فریضه بزرگی است که واجبات دیگر بواسطه آن برپا می شود و راه و روش ها امن می گردد و درآمدها حلال می شود و حقوق و اموال به زور گرفته شده به صاحبانش برمی گردد و زمین آبادان می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود و کارها سامان می پذیرد.
اینکه آسمان از بارش می ایستد یا اتفاقات دیگر، بعضا برای این است که ما این واجبات را ترک میکنیم.
این اهمیت امر به معروف را نشان می دهد. تا جائی که در مقایسه با دیگر احکام الهی امیرالمومنین علیه السلام فرمود: همه کارهای خوب و جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر نیست مگر همچون آب دهانی که در دریائی عمیق انداخته شود.
ببینید چقدر روایت و آیه درباره جهاد داریم. مولا میفرماید همه کارهای خوب در دنیا و حتی جهاد با آن عظمت نسبتش به امر به معروف و نهی از منکر مثل آب دهان است به دریا. آن وقت ببینید ما چقدر راحت این واجب را فراموش کردیم و اهمیت نمیدهیم.
تمام قیام امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر بود و نظام اسلامی و حکومت اسلامی که ۴۰ سال است برای حفظ او خون داده می شود و این همه سختی کشیده می شود یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است. جهاد در راه خدا ذیل امر به معروف و نهی از منکر است. در کتب فقهی که نگاه کنید یکی از شقوق و بخش های بحث امر به معروف و نهی از منکر جهاد در راه خداست. خیلی مهم است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا تلاش می کنند خود را در معرض تهمت قرار ندهند. مولاناامیرالمومنین در حکمت ۱۵۱ از حکم نهج البللاغه فرمودند: «مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَهِ؛ فَلَا یَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّن».
کسى که خود را در معرض اتهام و بدگمانى قرار دهد نباید آن کس را که به او گمان بد می برد را سرزنش کند. زیرا او خود باعث شده تا به او گمان بد ببرند. این مطلب از ائمه دیگر به بیان دیگر هم تاکید شده که تا می توانید از مواضع تهمت دوری کنید.
گاهی رسول خدا با محارم خود در کوچه برخورد می کرد و حال و احوال می کرد به افرادی که عبور می کردند توضیح می دادند که ایشان فلانی است. حتی رسول خدا هم مراعات میکردند. باید تا می توانیم مواظب رفتار خودمان باشیم البته دیگران هم باید تا می توانند حسن ظن داشته باشند و دنبال عیب نباشند. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
به عنوان عرض ادب به امام حسین علیه السلام که تاسوعا و عاشورا در این هفته واقع شده چند کلامی درباره حضرت حسین و قمر بنی هاشم عرض کنم : شخصیت افراد را می توان از بیانات و سخنانی که در مواقع حساس گفته اند شناخت مثلاً وقتی وصیت می کنند یا در جریانی خاص مطلبی می گویند اهداف و افکار او روشن می شود.
وقتی به بیانات حسین علیه السلام در مقاطع گوناگون نگاه می کنیم، پیام های فراوانی دریافت می کنیم که هر کدام مسیری را روشن می کند و جلوی انحرافی را می گیرد و انسانی را به مقصد می رساند و جامعه ای را سعادتمند می کند.
یکی از آن پیام ها، پیام استقامت و پایدارى است. درس مقاومت است که این روز ها ریشه حرکت آزادی خواهان و استکبارستیزان عالم است. و البته محور مقاومت در منطقه بالاترین بهره را از این درس برده است. امام حسین این درس استقامت و پایداری را روی اصول و عقب نشینی نکردن از آرمان ها را هم به صورت نظم و هم نثر در مواقع خاص مطرح کرده است که به چند مورد به عنوان یادآوری اشاره می کنم.
بعد از معرفی یزید که یزید شخصى است فاسق، شراب خوار، آدم کش و آشکارا مرتکب فسق و فجور مىشود فرمود: «مِثْلِی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ» شخصى مانند من با فردى مثل او بیعت نخواهد کرد. هر شخصی مثل حسین علیه السلام باشد زیر بار شخصی مثل یزید در طول تاریخ نخواهد رفت. این درس استقامت است که در مقابل عوامل خارجی که به شما فشار می آورند محکم باشید.
وقتی برادرش عمر اطرف او را نصیحت کرد و نهی کرد از رفتن فرمود: همانا من هیچگاه زیر بار ذلت نخواهم رفت. برادر دیگرش محمد حنفیه او را به مسیر دیگری راهنمائی کرد حضرت در جواب فرمود: برادر اگر در تمام دنیا (با اینهمه وسعت) هیچ پناهگاه و ملجأاى نباشد، باز هم من دست بیعت به یزید بن معاویه نخواهم داد.
در مسیر تا به کربلا برسند فراوان از پایداری بر هدف و مقاومت مطلب گفتند تا اولین سخنرانی روز عاشورا که فرمود: به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مىگذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابرشان فرار مىکنم.
بعد در سخنرانی دوم روز عاشورا فرمود: آگاه باشید که این فرومایه (ابن زیاد) و فرزند فرومایه، مرا در بین دوراهى شمشیر(شهادت) وذلت (زندگى) قرارداده است و هیهات! که ما به زیر بار ذلت برویم؛ زیرا خدا و رسولش و مومنان از این که ما پذیراى ذلت باشیم، ابا دارد و دامن هاى پاک مادران ما و مغزهاى با غیرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمىدارد که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه مردان با فضیلت، مقدم بداریم.
تعدادی از یاران که به شهادت رسیدند و حضرت داشت تنها میشد که این جور مواقع افراد روحیه شان تغییر میکند، امکان دارد مقداری فکر عقب نشینی کند یا در مواضعش تعدیل کند اما حضرت در روز عاشورا بعد از آن که تعدادی از یارانش به شهادت رسیدند و آرام آرام تنها می شد فرمود: آگاه باشید! به خدا سوگند! من به هیچیک از خواستههاى دشمنان جواب مثبت نخواهم داد تا محاسنم به خونم خضاب گشته و به لقاى خدا نایل گردم. این درس استقامت است.
و وقتی آخرین سربازش، علی اصغرش به شهادت رسید فرمود: تحمل این مصیبت نیز بر من آسان است؛ زیرا خداوند او را مىبیند. و در وداع آخر با خواهر گرامی اش زینب کبری فرمود: خواهرم! با استمداد از خداوند، صبر و شکیبایى در پیش بگیر و بدانکه همه مردم دنیا مىمیرند و کسى از اهل آسمان باقى نمىماند.
این درس مقاومت که از حسین علیه السلام آموخت، امروز جریان گسترده ای شد که به صورت جبهه ای در مقابل استکبار ایستاده است. در تاریخ ۲۳ مرداد به مناسبت پیروزی های مقاومت اسلامی در جنوب لبنان در جریان جنگ ۳۳ روزه این روز را شورای عالی انقلاب فرهنگی روزمقاومت اسلامی نامیدند.
جنگی که براساس یک نقشه جامع، توسط آمریکا، انگلیس، فرانسه، رژیم صهیونیستی، مصر، اردن، عربستان و احزاب شاخص طیف ۱۴ مارس لبنان طراحی شده بود، به اجرا درآمد و در بین لبنانیها به نبرد تموز مشهور است.
بعد از یک هفته، ارتش رژیم صهیونیستی توانایی جنگیدن با حزبالله را از دست داد و خواستار اعلام پایان جنگ بود. اما آمریکاییها اصرار داشتند بدون دستاورد آتش بس نشود. بعد از یک هفته میخواستند خاتمه دهند اما ۳۳ روز طول کشید. به جنگ ادامه دادند و در نهایت آمریکا هم تسلیم شد و قطعنامه ۱۷۰۱شورای امنیت برای خاتمه جنگ تصویب شد. بعد جنگ صهیونیستها به شکست سنگین خودشان اعتراف کردند اما آمریکاییها گفتند: هیچکس پیروز نشده است. ولی هیمنه ارتش صهیونیستی و القاء اینکه شکست ناپذیر است و موساد قدرت اطلاعاتی اش آنچنان است و نیروی هوائی اش کذاست توسط حزبالله در جهان فرو ریخت و رژیم صهیونیستی بی ثبات شد و همه را نسبت به دولت جعلی بی اعتماد کرد.
در همان ایام کارشناسان، پیروزی حزبالله لبنان را نقطه آغاز نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی و اضمحلال قدرتهای جعلی منطقه دانستند. پیروزی حزب الله دستاوردهای منطقه ای و فرامنطقه ای فراوان به همراه داشت. اندیشه مقاومت امروز از مرزهای لبنان عبور کرده و تبدیل به جریانی قدرتمند در منطقه شده به نام جبهه مقاومت. این جبهه بزودی منطقه را از استکبار پاک خواهد کرد دیدید چند روز قبل چه پاسخ محکمی حزب الله به رژیم خبیث داد.
حالا این رزیم که یک هفته نتوانست مقاومت کند برای ایران رجزخوانی می کند و دندان نشان میدهد. ای سران خباثت و پلیدی و ای جنایتکاران صهیونیست یا نمی دانید یا خود را به ندانستن زده اید اما بهتر است بدانید همانطور که هفته قبل هم گفتم که اگر احمقی کنید برای محو خود از صفحه روزگار اقدام عاجل کرده اید.
نکته ای هم راجع به این عکس یادگاری که سفرای روس و انگلیس در ایران گرفته اند بگویم و آن اینکه حتماً باید زیر عکس یاداشت عذرخواهی هم برای گذشته شان و هم امروز بگذارند و از مردم و دولت ایران بالصراحه نه یادداشت دوپهلو عذرخواهی کنند و دستگاه دیپلماسی دولت انقلابی در این مورد باید به سرعت و با اقتدار و انقلابی برخورد لازم را داشته باشد تا شاهد تکرار موارد مشابه نباشیم.
چون در همین زمان ها که دارد دولت عوض می شود، بعضا پالس هایی فرستاده می شود که ببینند برخورد چطور است. اگر برخورد ضعیف باشد این حرکتها ادامه پیدا میکند. باید با صلابت و با قدرت دستگاه دیپلماسی اقدام کند. البته اگر لازم به عکس باشد عزیزان ماهم عکس های زیادی دارند که تحقیرتان کنند یادتان نیست سربازانتان را که از ترس خود را خیس کرده بودند! میشود انتشار داد و عکسهای دیگر هم هست که چطور ترسیده بودید.
بله زمانی به خاطر اینکه دولت و نظام ایران دست نشانده بودند و مردم همراهی نداشتند می توانستند ملت ایران را تحقیر کنند و در امور کشور دخالت کنند. در جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ مگر انگلیس با همکاری و دستور آمریکا دولت مصدق را سرنگون نکردند؟
انگلیس بعد از کوتاه شدن دستش از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و خصوصا ایران از دست داده بود، لذا طرح کودتای نظامی را ریخت تا شاید بتواند به منافعش برگردد اول آمریکا مخالف بود اما بعد از پیروزی آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری تغییرات اساسی در سیاست خارجی آمریکا واقع شد.
آمریکا و انگلیس، ستاد مشترکی را در ایستگاه اطلاعاتی انگلیس در قبرس تشکیل دادند و عملیات کودتا را طرحریزی کردند. نقشه کودتا در ۲۵ مرداد شکست خورد وشاه فرار کرد اما با کوتاهی مصدق در ۲۸ مرداد کودتا عملی شد. سرلشگر زاهدی نخست وزیر شد و استبداد داخلی و استعمار خارجی دست به دست هم دادند و ۲۵ سال دیکتاتوری بر ایران حاکم شد.
درس های این واقعه را نباید فراموش کرد. اینها تکرار میشود. به خصوص عواملی که زمینه ساز کودتا بود و اینکه چگونه با جنگ نرم و عملیات روانی و استفاده ازرسانه های آن زمان وبیان روایت های خاص، بسترهای لازم را برای تحت تاثیر قرار دادن افکار مردم و بعد به دست گرفتن اراده ها فراهم کردند و به اهداف خودشان رسیدند.
متاسفانه باید گفت مصدق، کوچکترین اقدامی برای خنثی کردن کودتا نکرد با اینکه از جریان مطلع بود می توانست تظاهرات مردمی راه بیاندازد این کار را نکرد و تظاهرات را هم ممنوع اعلام کرد. حتی آماده باش معمولی هم به نیروهای خود و ستاد ارتش نداد. همه از کودتا خبر داشتند در خرداد ۳۲ دکتر غلامحسین صدیقى وزیر کشور در کرج سخنرانى مىکند و به مردم تذکر مىدهد که هوشیار باشید، قرار است کودتا شود، اما مصدق بی توجهی می کند.
حتی به هشدار آیت الله کاشانی که در آن زمان آبرویش را برده بودند. این سید مجاهد و این عالم گرانقدر را بی آبرو کرده بودند . خودش در نامه ای که به مصدق نوشت نوشته بود که تو مرا اینگونه بی آبرو کردی اما من میخواهم ایران حفظ شود و توضیح داد که کودتا در حال شکل گرفتن است اما او باز هم اهمیت نداد و پشت نامه، جواب برای او نوشت.
بعد هم در عصر روز ۲۸ مرداد اعلام کرد که من مىخواهم خودم راتسلیم کنم. و هیچ مقاومتی نکرد. فردایش هم خود را تسلیم کرد و به باشگاه افسران رفت. در باشگاه افسران، مصدق به زاهدى که عامل اصلى کودتا بود، گفت، سلام تیمسار، تبریک عرض مىکنم. هیچ مقاومتی نکرد. او مسئول کشور بود که وابسته بود و به امریکا اعتماد کرد.
کودتای ۲۸ مرداد پر است از عبرت که مهمترین آن آشنائی با روش کودتاست که مسؤولان و افراد جامعه باید از همان جایى که غربىها تلاش دارند آن را از ما پنهان کنند، عبرت بگیرند. به شدت یاس و نا امیدی را ترویج می کنند باید روی این مسئله متمرکز بود و کار کرد.
روی بی اعتمادی به مسئولین نظام توسط نفوذی ها و کارگزارانی که القاء ناکارآمدی می کنند، کار می کنند. یکی از مهمترین عوامل پیروزی کودتا رسانه ها بودند که در آن زمان قابل کنترل بودند و امروز کار سخت تر است و هوشیاری مردم راطلب می کند. میبیتید با همین فضای مجازی چه بلایی به وجود میاورند که خیلی از ان هم اصلا حقیقت ندارد.
امروز تمام دستگاه های تبلیغی و ترویجی خود را به کار انداخته اند و القاء می کنند که هر نوع تفکر انقلابى که زیربار و سلطه غرب نیست بىنتیجه است و به خشونت گرایى ختم می شود و نمی تواند جامعه را اداره کند و امثال ذلک. و در روزهای آینده این مطلب را شاید بیشتر هم بیان کند. لذا باید با دقت و برنامه همه این هجمه ها را خنثی کرد. حزب الله ، نیروهای ارزشی و انقلابی، نیروهایی که دلشان برای نظام و خون های ریخته شده اش می سوزد باید در صحنه حضور داشته باشند کما اینکه بودند.
رسم شده است که در روز تاسوعا به جهت جلالت قدر و جایگاه والائی که عباس بن علی علیه السلام دارد از او تکریم می شود و مناقب و فضائل او تبیین می شود. ویژگی های فراوانی که به ۸ مورد اصلی و مهم آن در زیارت نامه حضرت اشاره شده است. راجع به شجاعت و بصیرت و وفا و جوانمردی او مکرر اشاره می شود اما کمتر به بعد عبادی و بندگی او در مقابل خدای تعالی اشاره می شود. در حالی که عباس بن علی در این زمینه هم از پدر ارث برده است و جایگاه ویژه دارد. ریشه همه فضائلی که برای اوشمارش می شود این است که او بنده تسلیم خداست. عبد خداست. و همه عظمت و ارزشی که دارد را به جهت بندگی محض خداوند بدست آورده است. او بنده صالح خداست.
امام صادق علیه السلام او را برای ما اینگونه معرفی کرد. «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله …» حتی در بیان شمائل او نوشته اند آثار سجده بر پیشانی مبارکش نقش بسته بود که کنایه از کثرت سجود است. همان که قرآن می فرماید «سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ». یکی از مصادیق آن حضرت عباس است. نوشته اند او از بزرگان اهل بیت بود از نظر دانش و پارسائی و نیایش و عبادت «و هو من عظماء اهل البیت عِلماً و وَرعاً و نُسُکاً و عِبادهً».
در زیارت نامه هم داریم اشهد لک بالتسلیم. تسلیم بودن و خود را تسلیم خدا کردن یکی از ارکان ایمان است. آن هم در جایی که خدای متعال به انسان اراده و اختیار داده است. تسلیم در معیت و همراهی با ولی خدا مقام بلندی است. ریشه ایمان حقیقی همین تسلیم است، لذا اینکه امام صادق علیه السلام راجع به ایمان عمویش فرمود: «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِی… صُلبَ الإیمانِ». عموی ما عبّاس، دارای ایمانی راسخ بود. و ریشه تسلیم او همین صلابت ایمان او بود. انسانی که تسلم خداست دارای ملکات و کمالات فراوانی می شود که راجع به هرکدام باید ساعت ها سخن گفت. و همه اینها را شما می توانید در طول زندگی قمر بنی هاشم تا لحظه شهادت ببینید. خیلی عجیب است ادب و وفای او. جوری در کنار او قرار میگرفت و راه میرفت که آفتاب به حسین علیه السلام نیوفتد. همیشه امام حسین علیه السلام در سایه بود. تا امام اجازه نمیداد نمینشست. با اینکه برادر بود هرگز او را به اسم صدا نکرد.
۲۶ مرداد سالگشت بازگشت آزادگان به میهن اسلامی را گرامی می داریم.
به نظر می رسد که خیلی زود باشد که به شورای شهر کرج و شهرهای دیگر تذکر بدهیم، اما لازم است تذکر دهم که دقت کنید برای عملکردتان جواب های قانع کننده داشته باشید و مجبور نشوید با فشار افکار عمومی مسیر خودتان را اصلاح کنید. در این نوبت بنده به شدت رصد میکنم و مواظب عملکرد هستم . سالم حرکت کنید لابی گری و سهم خواهی سم مهلک عملکرد شماست که رگه هایش در همین روزها دارد دیده می شود. مواظب باشید. بنده شفاف خواهم گفت که چکار خواهید کرد.
وضعیت جدید کرونا اقتضا دارد که همه با هر امکاناتی که دارند کمک کنند. همانطور که آقا فرمودند مساجد نقش فعال تری داشته باشند کما اینکه تا امروز هم مهمترین بستر کمک توسط همه دستگاهها در مسجد بوده است. لذا اعلام می کنم از امروز مصلی با تمام امکاناتی که دارد در اختیار ستاد ملی کرونا باشد. میخواهند بیمارستانش کنند، میخواهند مرکز تزریق واکسن کنند. با همه امکاناتی که دارد مصلی از امروز در اختیار ستاد ملی کروناست.
و اگر لازم شد حتی نماز را در مکان دیگری می خوانیم. من پیشنهاد فضای باز پردیس را دادم و به مدیریت آنجا هم پیام فرستادم، ظاهراً صدای ما را نشنیدند. به هر تقدیر مساله را همانطور که حضرت آقا تاکید کردند هم مردم وهم مسئولین جدی همه بگیریم تاآسیب کمتر شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/5/15 | 1400/5/15اعضای شورای شهر به اسم انقلابی گری برخلاف شاخص های انقلابی عمل نکنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه171
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. در بحثی که هفته گذشته راجع به تقوا مطرح کردم رسیدیم به این نکته که چه عواملي باعث انحراف انسان هستند یکی این بود که نميداند، دوم این که می داند اما هواهای نفسانی و دلبستگی به دنیا نمی گذارد که از خداوند اطاعت کند. لذا تمام انبیاء الهی راه علاج را یک چیز دانسته اند و مردم را دعوت به تقوا و اطاعت از خداوند کرده اند. «فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِيعُونِ». تقوا داشته باشيد و خدا را اطاعت كنيد.
کسی که تقوا دارد از خودش مراقبت می کند، حریم دارد، بی پروا در هر امری وارد نمی شود، اهل احتیاط در امور شبهه ناک است. و البته احتیاط منفی ندارند که درهیچ موردی اقدام نداشته باشد و دراموراجتماعی شرکت نکند ونظرندهد و فاصله بگیرد. پس نباید در معنای تقوا اشتباه کرد. کسی که تقوا دارد هرجا لازم باشد سخن می گوید، سکوت می کند، اقدام می کند، به واجبات عمل می کند و از حرام فاصله می گیرد، گناه نمی کند وحتی در مسیری که ممکن است به گناه مبتلا شود خود را قرار نمی دهد.
از انجام وظیفه شانه خالی نمی کند، و در این مسیر ملامتِ ملامت کننده هم در او اثر نمی کند. «لا يَخافُونَ في الله لَوْمَةَ لائِم». ولو دوستان نزدیکش او را منع کنند و یا آبرویش درخطر باشد، خانواده اش در معرض مشکلات باشند باز از مسیر صحیح منحرف نمی شود. به وظیفه اش عمل می کند چون می داند آنچه خداوند برای انسان مقدر کرده قطعاً او را سعادتمند می کند. اين تقواست.
می داند تقوا دوای هر دردی است و برای رسیدن به مقصد و پیدا کردن راه درست باید تقوا داشت. که فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا». یعنی اولین نتیجه تقوا این است که انسان را در مسائل پیش آمده از سردرگمی در می آورد. در طول زندگی در معرض انتخاب های مختلف و تصمیم گیری های گوناگون قرار داریم آن چیزی که ما را خلاص می کند و مسیر درست را در اختیار میگذا رد تقواست. در بازار و اداره و کلاس درس وخیابان و مسجد و منزل، همه جا تقوا علاج کار است و جلوی خلاف و تخلف را می گیرد. کم کاری و کم فروشی و رشوه و ربا و دروغ و تهمت وغیبت و بد اخلاقی با خانواده و ... با تقوا از بین می رود.
شخص با تقوا به منافع شخصی توجه نمی کند بلکه مصالح عامه را در نظر می گیرد و به فکر اجرای دستورات الهی است. اگر تقوا نباشد به دست انسان همه جا و همه چیز خراب ميشود. که در آیه شریفه فرمود: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النّاس». در دریا و خشکی چیزی ازدست انسان بی تقوا در امان نیست. زود هم اثرش معلوم می شود.
بعضی نافرمانی ها شخص را در همین دنیا دچار مشکلات و سختی های خاصی می کند. بعضی کارها که افراد انجام میدهند فکر میکنند که غلبه کردند، فکر میکنند که راه را پیدا کردند و به مقصد رسیده اند اما خیلی زود اثرش در دنیا برای آنها روشن خواهد شد. همانطور که بعض اعمال حسنه زود اثرش در دنیا معلوم می شود، مثل نیکی کردن به پدر و مادر، دستگیری ازمستمندان، مواسات و امثال ذلک.
کسی که تقوا دارد این را دانسته است که امروز روز کار است و در دنیا باید کار کرد و امتحان پس داد و نتیجه اصلی را در قیامت دید. فاصله امتحانات تا گرفتن نتیجه در دنیا زیاد نیست. اردیبهشت امتحان است و خرداد نتیجه میگیرند. خیلی از ما فکر می کنیم قیامت خیلی دور است در حالی که از امتحانات دنیایی نزدیکتر است. فرمود: «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً».
در این باره روایات فراوانی هم داریم. به عنوان نمونه در بیانی امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «… وَ الْآخِرَةَ قَرِيبَةٌ مِنْكَ». آخرت به تو نزدیک است. از آخرت همیشه با عنوان فردا یاد می شود. فرمود: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ». باید هر کس توجه داشته باشد برای فردایش چه چیزی پیش فرستاده.
چاره کار تقواست، و راه بدست آوردن آن را هم در ضمن بیان عرض کردم، اولین قدم شناخت درست وظیفه و بعد عمل کردن به آن است. عمل به واجب و ترک حرام مهمترین قدم است و با تمرین و مراقبت از همین قدم کار تمام است. ما در همین مرحله گیر هستیم. واجب را باید بشناسیم اولا و ثانیا عمل کنیم. اولا حرام را بشناسیم و ثانیا ترک کنیم. بعضی وقتها انسان حرام را میداند و عمدا و متعمدا مرتکب می شود. این شخص تقوا ندارد. واجب را میداند چیست، عمدا و متعمدا ترک میکند. اولین قدم و اولین راه، شناخت حلال و حرام و واجب و حرام است. و عمل کردن به اوست که اساس کار همین است.
و باید از جوانی شروع کرد که درمیانسالی و پیری کار سخت می شود. شاید یک وقتی مثالش را زدم که یک جوان تنومند و قوی به راحتی می تواند یک نهال تازه کاشته شده را با دست درآورد. چند سال که جلوتر رفت و قوه اش کمتر شد و نهال تبدیل به درخت کوچکی شد کار این شخص سخت می شود باید مقداری تقلا کند و عرق بریزد و اگر چند سال گذشت و درخت تنومند شد و آن جوان پیر شد دیگر درخت به راحتی کنده نمی شود.
رذائل اخلاقی و بدی ها درست همین حال را دارند و جوان به راحتی می تواند خود را از همه عیوب منزه کند. دوستان جوان ببینند مشکل کار کجاست از همان اول درست کند. و با مراقبت، وابستگی هایش را کم و از بین ببرد. از دنیا استفاده کند ولی وابسته نباشد. کوه و جنگل و خوراکیها و پوشیدنیها و اینها نعمات خداست باید از اینها استفاده کرد. وابسته بودن و علقه داشتن که نتواند از اینها دل بکند این است که ضرر دارد.
در مسائل مالی، در امور اخلاقی باید از جوانی مواظبت کرد، کنترل چشم وگوش در جوانی مهم است وشاید اول مقداری سخت باشد مخصوصا کسی که عادت کرده چشم و گوشش ول باشد. اما بعد از مدتی لذت ترک گناه را که شخص بچشد دیگر به راحتی ترک می کند. اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت ندانی.
آن بزرگ که خدا او را با اولیائش محشور کند گفت من در خواب هم به نامحرم نگاه نمیکنم. انقدر مراقبه داشت و توجه داشت که در خواب هم به نامحرم نگاه نمیکرد.
خدا را در همه حال ناظر بر اعمال دیدن و احاطه او را درک کردن به تقوای انسان و بیشتر شدن آن کمک می کند. فرمود: «يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُون». در همه حال باید به خدا اعتماد داشت و رضایت او را در نظر گرفت و اگر دانستیم خدا به عملی راضی نیست ولو تمام عالم تشویق بکنند، بدون هیچ ترسی نباید بر خلاف رضایت الهی قدم برداشت. خدای تعالی توفیق دهد انواع تقوا را، تقوای فردی اجتماعی خانوادگی سیاسی، بدست بیاوریم و در خود تقویت کنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین نسبت به برادران و اهل ایمان کمال احسان و نیکی را دارند، مولانا امیرالمومنین در حکمت 150 از حکم نهج البللاغه می فرماید: «عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ». برادر مسلمانت را با نيكى كردن به او سرزنش كن، و كار بدش را با بخشش، به او بازگردان.
كلمه عتاب را برای احسان استعاره آورده است، چون وقتی می خواهند کسی که سرزنش شده را به راه برگردانند از این دو استفاده می کنند. این یک دستورالعمل اصلاحی است. حضرت می فرماید اگر هم اشتباهی و یا خطائی در کسی دیدی بلافاصله اقدام قهر آمیز و عتاب نداشته باش بلکه در حق او نيكى و احسان کن، كه نتیجه اش دفع شر و جلب دوستی خواهد بود.
۱۹ مرداد مصادف با اول محرم الحرام سال 1443 و آغاز هفته امر به معروف و نهی از منکر است. بحث راجع به این واجب مهم و مهجور را در هفته آینده با قید حیات ان شاءالله مطرح خواهم کرد. در خطبه اول بنا دارم چند هفته ای درباره امر به معروف و نهی از منکر نکاتی را بیان کنم ان شاءالله.
چند جمله راجع به محرم عرض کنم. همه به خوبی می دانیم و نباید غفلت کنیم که محرم و عاشورا حرکتی است پویا در مسیری که همه ظرفیت ها و فرصت ها را در سایه حماسه بزرگ کربلا برای رشد و اعتلای انسان به جوشش درمی آورد و تا رسیدن به دولت کریمه عدالت محور مهدوی در جهان آرام نمی نشیند و سکون ندارد.
این ظرفیت تحول آفرین در بیان رسول خدا این گونه مطرح شد که: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِين لا تَبْرُدُ أَبَدا». شهادت امام حسین علیه السلام در دل اهل ایمان چنان حرارت و کششی ایجاد کرده که تا قیامت سرد نمی شود. این آتش با گردباد هم سرد نمی شود، این آتش مثل برق در شب طوفانی نیست که لحظه ای روشنی بخش باشد.
عاشورا مکتب خانه عرفان است و تجسم بندگی، مظهر ایثار است، مظهر اطاعت از فرمان الهی و مردانگی در رکاب ولی خداست. کسی نمی تواند نام حسین و خاندان او را محو کند. همانطورکه حضرت به دشمنانش خطاب کرد: «وَ الله لاتمحوا ذکرنا». به خدا سوگند نمی توانید یاد ما را محو کنید.
در محرم هر سال این جوشش و حرارت با جلوه جدیدی ظهور می کند و هرچه که شیطان یک سال تلاش کرده تا اهل ایمان را زمینگیر کند، همه را از بین می برد و انسان را دوباره تطهیر کرده، راه روشن و نورانی را به او نشان می دهد. محرم هر سال درس جدیدی به ما می دهد و ما را در مقابل فتنه های جدید مقاوم تر و محکم تر می کند و این مسئله تا عصر ظهور ادامه خواهد داشت. در دوران غیبت هرچه به زمان ظهور حضرت نزديك ترمىشويم ازانسان امتحانات سخت تری گرفته می شود و مکتب تربیتی محرم و عاشورا توفیق عبور از ابتلائات فردی و اجتماعى را برای اهل ایمان آسان تر می کند.
همین سال ها و روزهائی که در آن قرار داریم را شما به خوبی حس کرده اید آنچه توانسته ما را در مقابل دشمنی دشمنان داخلی و خارجی حفظ کند، طرح های خباثت آمیز غربی ها و صهیونیست ها را هیچ کند مکتب محرم بوده است. عاشورا مانند پادزهری قوی در مقابله با همه فرهنگ های بیگانه از جامعه ایمانی دفاع کرده است.
اما مطلب مهم این است که چرا ما از حقیقت و مغز عاشورا غافلیم و از نظر کمی و کیفی به موضوعات سطحی از این واقعه عظیم می پردازیم؟ حتی در عزاداری ها که کیفیت لازم را ندارد. حماسه به این عظمت که نیروی محرکه انقلاب اسلامی تا پیروزی و بعد از آن درعرصه های مختلف بوده تاچه حد مورد توجه دستگاهای متولی فرهنگ وگفتمان ساز قرار گرفته؟ چند فیلم فاخر بر گرفته از آموزه های حسینی و درس های عاشورا که نقش اساسی در سبک زندگی دارد، ساخته شده؟ شاید یکی دوتا بوده اما کافی نیست.
باید از ظرفیت این دریای بیکران در جهت گفتمان سازی و توسعه فرهنگ اهل بیت و مکتب امام حسین علیه السلام و نشر ارزشهای استفاده کرد. متاسفانه گاهی فقط به امور ظاهری که بعضاً خوراک معاندان هم می شود پرداخته می شود و مستمسکی می شود تا شیعه هراسی را تبلیغ کنند. درحالی که واقعه کربلا یکی از اثرگذارترین وقایع عالم است که انسان های عالم را به اوج معرفت و تثبیت عقائد حق می رساند و او را از تاریکی های جهل خارج می کند و سبک زندگی درست را به او نشان می دهد.
همه جلوه های مثبت و منفیِ انسان در کربلا خیلی واضح و شفاف در دو جبهه مقابل هم به تصویر کشیده شده است. از قتل عام و کودک کشی و پیرمرد کشی و تاختن اسب بر بدن ها و تشنه نگه داشتن انسان ها و اسارت زنان و کودکان و امثال این ها تا ایثار و حماسه و کرامت و محبت و رضا و تسلیم و توحید. همین جلوه ها اگر درست به بشریت عرضه شود انسان ها را زنده می کند.
انسان های آزاده عالم، هر مکتب و دینی که داشته باشند درس آزادگی و مقابله با ظلم را ازامام علیه السلام آموختند. اهل ایمان با درس از مکتب امام حسین دلشان محکم می شود و به خدا توکل می کنند ودرمقابل دشمن دچار تردید نمی شوند. توجه و عمل به همین یک کلمه امام حسین علیه السلام کلید سعادت بشریت است آنگاه که فرمود: هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة. در مقابل جریان عظیمی که در مقابلش بود.
به عزاداری و مجالس آن اهمیت بدهید و جلسات را پربار کنید. در همین مجالس باید جوان و نوجوان ما تقیدات دینی اش تقویت شود، به نماز عشق بورزد همانطور که امامش عاشق نماز بود. خانواده دوست شود همانطور که امامش بود. در عین حال بصیر و دشمن شناس باشد همانطور که امامش بود. و ده ها فضیلت دیگر باید به فعلیت برسد. نباید اجازه داد به این عامل هدایت انسان ها آسیب برسد و با تحریف و انحراف، اصالتش را از بین ببرند.
اگر با دید عرفانی به عاشورا نگاه کنیم درس هایی دارد. با دید فقهی نگاه کنیم درس هایی دارد. با دید سیاسی و اجتماعی نگاه کنیم درس دارد. با دید سبک زندگی نگاه کنیم درس دارد. با هر دیدی نگاه کنیم، بعدی از ابعاد حیات بشری در قضیه کربلا را میتوانیم درس بگیریم. و به اندازه وسع خودمان از این دریای بیکران فضیلت ها برداشت داشته باشیم. خیلی ها تلاش کردند تا چراغ پرفروغ عاشورا و امام حسین را خاموش کنند اما نتوانستند و نمی توانند. بگذرم.
ابن ابىالحديد از نصربن مزاحم با اسناد، از هرثمه نقل مىكند كه من در جنگ صفين به همراه على علیه السلام بودم در مراجعت به كوفه راه ما از سرزمين كربلا بود و در همان سرزمين توقف نموده و با آن حضرت نماز بجاى آورديم اميرالمومنین علیه السلام پس از نماز مشتى از خاك كربلا را برداشت و آن را بوييد و گفت چه خوش خاكى هستى تواى خاك كربلا زيرا مردمى از درون تو محشور مىشوند كه بدون حساب داخل بهشت مىگردند. چند سال بعد کاروان حسینی به این جا رسید. «ثُمَّ قَالَ أَ هَذِهِ كَرْبَلَاءُ فَقَالُوا نَعَمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ هَاهُنَا مُنَاخُ رِكَابِنَا وَ مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَقْتَلُ رِجَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا قَالَ فَنَزَلَ الْقَوْمُ.... »
۱۷ مرداد 1377، سال گشت شهادت محمود صارمى خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى مستقر در مزار شريف افغانستان است که به همراه 8 نفر از كاركنان سركنسولگرى ايران در اين شهر توسط گروه طالبان به شهادت رسيدند. و شوراى فرهنگ عمومى كشور به پاس قدردانى از مقام و حرفه شهید صارمى این روز را روز خبرنگار ناميد.
این روز، روز پاسداشت تلاش های سربازانی است که با سلاح قلم پاسدار فکر و اندیشه و آگاهی هستند. و با تولید و نشر صادقانه اطلاعات، مردم را برای حضور موثر در صحنههاى سرنوشتساز راهنمائی می کنند.
به بهانه روز خبرنگار نکاتی را عرض می کنم. همه ما به نقش قلم به طور عام نه فقط مطبوعات، آگاه هستیم و توانائی که دارد تا ملتی را سعادتمند یا اهل شقاوت کند. و البته مطبوعات یکی از عرصه های فعالیت موثر قلم است. باید توجه داشت که نظام اسلامی همیشه دنبال آگاهی بخشیدن و آگاه بودن مردم از طرق مختلف بوده و هرگز مخالف مطلع بودن مردم نبوده و هر کس در مسیر آگاهی بخشی واقعی به مردم فعالیت داشته مورد حمایت قرار داده است.
و همیشه از انتقاد سازنده حمایت کرده است. اما متاسفانه عده ای به اسم انتقاد، کینه توزی می کنند، تخریب می کنند، امید را از دل ها می گیرند، آینده را تاریک جلوه می دهند، شخصیت ها را از بین می برند، دستگاه های نظام را تضعیف می کنند. و امثال این امور که در هیچ جای دنیا پذیرفته نیست. بالاخره هر کشوری و نظامی، خطوط قرمزی دارد که نباید از آن ها عبور کرد.
همین سخنرانی که حضرت آقا در روز تنفیذ بیان فرمودند را ملاحظه کردید که به تبلیغات دشمن و حرکات تبلیغاتی دشمن اشاره کردند و تاکید کردند که باید کار تبلیغاتی انجام بگیرد. و بیان کردند که کار تبلیغاتی ما ضعیف است. لذا همه ما و همه کسانی که توانایی دارند باید با قوت بیشتری در این عرصه وارد شوند. قلم به دستان، نویسندگان، فیلم سازان همه عرصه های رسانه ای و تبلیغی باید اقدام کنند. اینجا من حرف برای گفتن زیاد دارم فرصت کم است و ازین قسمت عبور میکنم.
آنچه که یک خبرنگار تراز در نظام اسلامی باید ضمن شناخت دقیق از مسائل حرفه ای، تیزبینی، نکته یابی و داشتن انگیزه قوی با توجه به خطیر بودن وظیفه ای که دارد، به آن پای بند باشد، غیر از توانمندی های فردی در ادبیات و سیاست و فرهنگ، این است که با در نظر گرفتن این مهم که در محضر خداست در مسیر اعتلای فرهنگ عمومی، بصیرت مردم، عمیق شدن دانش اجتماعی، شناخت مقتضیات زمان و مواجهه معقول با رخدادهای اجتماعی، و راه های پیشگیری از تخریب عقائد و اخلاق را به زبان ساده و همه فهم عرضه کند.
خبرنگار راوی وقایعی است که می بیند پس باید صادق باشد، اقتضائات زمان و موقعیت های سیاسی را خوب درک کند و به موقع، بدون سیاسی کاری با تعهد و صراحت، بدون افراط و تفریط، اتفاقات را بیان کند. خبرنگاران در نگرش و بینش و اعلام مواضع مخاطبان خود به خصوص مسئولان نقش دارند و نحوه بیان و تنظیم خبر آن ها منشاء تصمیمات می شود. چرا دردنیا عوامل استکبار به این موضوع اهمیت می دهند و توسعه داده اند؟ چون با همین اخبار هدایت فکری جوامع را به دست می گیرند و به مطلوب خود می رسند.
همین روزها شنیده اید که کشتی هائی از رژیم منحوس در دریا مورد تهاجم قرار گرفته وکسی هم مسئولیت به عهده نگرفته اما آنها با همین حرکت های رسانه ای و ژورنالیستی ایران را محکوم می کنند و درصدد درست کردن اجماع بین المللی بر علیه ایران هستند.
اولاً دنیا ایران را می شناسد که بر اساس اصول و موازین حرکت می کند و مثل شما هرج و مرج طلب وناآرام نیست، ایران هر جا می رود صلح و صفا ودوستی ومحبت می برد. نشنیدید دیروز رئیس جمهور فرمود ایران دست دوستی به سمت همه دنیا دراز می کند؟
ثانیاً گرچه تهدیدهای انگلیس وآمریكا و رژیم منحوس، جنبه نمایشی دارد و خودشان خوب می دانند به خصوص رژیم صهیونیستی که توان مقابله با ایران را ندارند اما با اقتدار می گوئیم اگر نفهمی کنید و بر علیه ایران حرکتی داشته باشید، قطعاً برای محو خودتان از صفحه روزگار با عجله اقدام کرده اید. رزمندگان سلحشور ایران اسلامی برق آسا نفس های شما را قطع خواهند کرد.
بعد از تنفیذ رهبر معظم انقلاب براساس اصل 110 قانون اساسی وتحلیف در مجلس شورا، رئیس جمهور رسما فعالیت چهارساله اش آغاز می شود و همه ما باید کمک کنیم تا عقب ماندگی ها و کم کاری ها جبران شود. بیانات رهبر معظم انقلاب در روز تنفیذ و سخنرانی رئیس جمهور در دو جلسه تنفیذ و تحلیف نکات مهمی داشت که حتماً توجه و دقت داشتید و بنده تکرار نمی کنم تا به موقع تذکر بدهم.
اما نکته ای که امروز به آن توجه می دهم مطلبی است که رهبر معظم انقلاب در حکم تنفیذ روی آن تاکید فرمودند و آن نفوذ تنفیذ است که چه مقدار است و تا چه زمانی ادامه دارد؟ فرمودند تداوم تنفیذ رهبری منوط به تداوم حرکت رئیس جمهور در صراط مستقیم اسلام و آرمانها و ارزشهای انقلاب و دفاع از حقوق مردم و مقاومت در برابر مستکبران است. این محدودهی تنفیذ است. اگر خدای نکرده ازین مسیر قدم کج گذاشته شود تنفید برداشته می شود.
اولاً توجه دارید که مسئله تنفیذ امر تشریفاتی و برنامه نمایشی نیست بلکه تا این تنفیذ نباشد عملکرد رئیس جمهور مشروعیت ندارد. لذا ولی فقیه بعد از انتخاب مردم باید رئیس جمهوررا نصب کند و تا این نصب صورت نگیرد ریاست نفوذی ندارد، لذاهم امام وهم حضرت آقا در حکم تنفیذ از لفظ منصوب می کنم استفاده می کنند.
در بیانی حضرت امام فرمودند: «رئیس جمهور اگر با نصب فقیه نباشد غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد طاغوت است...» بنابراین امام المسلمین تنفیذ خودشان را مشروط به دوام شرائط کردند. و این مهم است.
و ما از همین بیان ایشان استفاده می کنیم به دیگر منتخبین مردم، در شورای اسلامی و شورای شهر در استان عرض می کنیم مقبولیت و اعتماد مردم به شما هم تا وقتی است که در مسیر انقلاب و ارزش های آن و تبعیت از ولی فقیه قدم بر می دارید و الا اگر در مسیر خدمت به مردم راه را کج کنید و به امور دیگر که وظیفه شما نیست و رهبری تذکر داده اند بپردازید و یا به اسم انقلابی گری برخلاف شاخص های انقلابی عمل کنید، در واقع و نفس الامر، وکالت خود را از دست داده اید و عملکردتان صحت لازم را ندارد. کاملاً نظرات حضرت آقا را مد نظر داشته باشید و عمل کنید مردم هم مواظب عملکرد همه مسئولین هستند.
مناسبت های مهمی که در هفته داریم، 15 مرداد شهادت سرلشگر خلبان عباس بابائی در سال 1366/ بمباران هیروشیما سال 1945 و سه روز بعد ناکازاکی توسط امریکا/ 16 مرداد تشکیل جهاد دانشگاهی به فرمان امام در سال 1359 که منشاء آثار و برکات در این سالها برای مردم بوده اند./ 18 مرداد روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم و شهادت شیخ محمد خیابانی در تبریز در سال 1338/ 21 مرداد روز حمایت از صنایع کوچک است. اینها مطالبی دارد که فرصت بیان نیست. به کسانیکه در این عرصه هستند خداقوت میگوییم و یاد شهدا را هم گرامی میداریم.
در استان هم بعضا شنیده می شود عده ای به اسم ستاد انتخاباتی آقای رئیس جمهور و کمک به دولت آینده در انتخاب افراد برای کمک به دولت آینده جلسه تشکیل می دهند و بعد برای افراد مسئولیت های آینده را تعیین می کنند و بعد با فشار آوردن به اطرافیان رئیس جمهور قصد سهم خواهی دارند تا شاید بتوانند باز جا پایی برای خود در استان باز کنند. خبرهایش به گوش میرسد و تحرکاتش دیده میشود. قطعا عزیزان در دولت جدید توجه به مسائل مختلف استان ها دارند بخصوص استان البرز و جلوی سوء استفاده و فرصت طلبی را از همان اول خواهند گرفت. تذکرات لازم هم به موقع داده خواهد شد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/5/8 | 1400/5/8دولت یازدهم و دوازدهم مایه عبرت شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه172
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بنا شد فعلاً هر هفته پیامی از قرآن بیان کنیم. همه می دانید که یکی از ارکان خطبه های نماز جمعه علاوه بر حمد خداوند، امر به تقواست که اگر توسط خطیب انجام نشود خطبهاش باطل است. البته اینکه در لفظ از تقوا می گوئیم مئونه ای ندارد و آسان، اما عمل به آن و متقی شدن سخت است. همه باید تقوا داشته باشیم که نسبی هم هست در عمل به واجب و ترک حرام همه تقوا دارند اما نسبت به افراد متفاوت است.
اگر دقت کرده باشید همه انبیاء الهی نوبت به نوبت در فواصل مشخص آمدند تا مردم را در امور مختلف هدایت کنند. آن ها وظائف محوله را خوب انجام دادند اینطور نبود که کار را نیمه تمام بگدارند. اما خدای تعالی به هیچ کدام نفرمود: «أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي». اما به رسول خدا فرمود با تعیین امیرالمومنین علیه السلام به جانشینی، دیگر نقصی در نعم الهی وجود ندارد. «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي».
خوب این ویژگی مخصوص رسول خداست، راه سعادت را نشان داد و با اعلام ولایت علی ابن ابی طالب نقص شریعت را هم برطرف کرد. اما از زمان حیات خود حضرت رسول زیر لب، افرادی با این مسئله مخالفت می کردند و از اين نعمت استفاده نكردند. تا اینکه زمان ارتحال رسول خدا رسید و همان مخالفین، انحراف را پایه ریزی کردند و 1400 سال است که جامعه اسلامی با مشکلات فراوان فرقه ای و نحله ای و عقیده ای درگیر است. و تا امروز هم ادامه داشته و می بینید فرق مختلف و روش هائی را که دارند. و این اختلاف تا زمان امام عصر ارواحنا فداه ادامه خواهد داشت.
آنها درست از نعمت استفاده نکردند و ما هم درست استفاده نميكنيم. چرا ما شکرگزار نعمت ها نيستيم؟ وقتی به آیات و روایت توجه می کنیم منشاء را در دو چیز می دانند. اول: راه صحیح را درست دریافت نکردند و فکر می کنند همان کاری که خودشان می کنند درست است. در آیه 103و104 سوره مبارکه کهف دارد: «قل هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالاً الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً». بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟ آنان کسانی هستند که تلاششان در زندگی دنیا هدر رفته (گم شده) در حالیکه خود می پندارند خوب عمل می کنند.
اینکه همه ما غیر از معصومین از انبیاء و اولیاء با نسبت های مختلف اهل خسران و زیان هستیم بیان قرآن کریم است که: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ». نمیگوید مومن یا متقی. میگوید انسان. وقتي انسان لغزش، يا گناهي مرتكب ميشود ضرر ميکند؛ اما بعضي افراد خیلی ضرر می کنند این ها خاسر نیستند اخسر هستند که در آیه شریفه داشت. خاسرین يعني زيانكاران واَخسرين يعني زيانكارترين.
خدای تعالی می فرماید یک گروهی از انسان ها خيال ميكنند راهي که می روند درست است درحالیکه اشتباه ميكنند، «ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً». علت اشتباه رفتنشان هم علاقه به دنياست، تلاش دارند اما همه اش برای دنیاست و برای آخرت چیزی نگه نداشته اند یا در نظر ندارند. اما گمان می کنند خیلی بدست آورده اند وبرنده شده اند، «وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً». این ها به خاطر جهلی که دارند عمرشان را باخته اند ونمی فهمند ضرر کرده اند.
دوم: مربوط به گروهی است که یک مانع درونی مثل حب و وابستگی به دنیا دارند، راه درست را شناخته اند اما با اصرار، غلط می روند و می دانند که راهشان غلط است. نمونة روشن آن عمرسعد است که امام حسین را می شناخت و کشتن امام را هم می فهمید یعنی چه، اما در شب عاشورا درگیری ذهنی داشت همبازی امام بود. شخصیت امام برایش مشخص بود. بهشت و جهنم را جلوی خود میدید اما نتوانست تصمیم درست را بگیرد. تعلقات قلبي و هواهاي نفساني كار انسان را به جايي ميرساند كه همين تعلقات خدای او ميشود.
در قسمتی از آیه 43 سوره مبارکه فرقان فرمود: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ». آیا کسی که هوای نفسش را معبود خود گرفته دیدی؟ ... كسي كه هواي نفسش خداي اوست طبق خواست دلش عمل می کند و به فرموده ی خدای تعالی و هدایت انبیاء و اولیاء کاری ندارد. زیاد دیدید افرادی را که وقتی حکم خدا را می گوئیم می گویند بله درسته اما به نظر من باید کذا و کذا . این همان است که خدایش هواهای نفسش هست. باور خودش را میگوید این باید باشد.
پس نتیجه این شد که علل انحراف انسان دو چيز است. یکی اينکه نميداند، و ديگري آنکه ميداند ولي نميخواهد، اطاعت خدا کند. لذا وقتی به تاریخ انبياء نگاه می کنیم می بینیم ترجیع بند کلام همه آنها این بیان قرآن کریم است که در آیه 50 سوره مبارکه آل عمران فرمود: «فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِيعُونِ». تقوا داشته باشيد و اطاعت كنيد. رسول خدا بر اساس قرآن می فرماید راه علاج بدست آوردن تقواست. تقوا مسئله مهمی است که باید به آن بیشتر توجه داشته باشیم. این نوبت به عنوان مقدمه باشد تا با توفیق الهی در نوبت های آینده تکمیل کنم ان شاءالله.
پس ریشه اینکه انسانها نعمتها را مثل نعمت ولایت نادیده میگیرند و انحراف درست میکنند برگشتش به دو چیز بود که با تقوا درست میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از نعمت های الهی برای هدایت بیشتر خود و اطرافیانشان بهره می برند. مولانا امیرالمومنین در حکمت 149 از حکم نهج البللاغه می فرماید: «قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ اَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ اُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ». شما را بينايى دادهاند، اگر از بينايىتان استفاده كنيد، و شما را راهنمايى كردهاند اگر هدايت پذير باشيد، و وسيله شنوايى دادهاند اگر گوش فرا دهيد. شبیه این بیان قبلاً گفته شد. يعنى همه مقدمات رسیدن به كمال برای شما فراهم شده و در اختیارتان قرار گرفته است. البته به شرطی که بخواهید. خدای تعالی تقوای همه ما را بیشتر بگرداند.
دهه آخر ماه ذیحجه مناسبت های مهمی دارد که برآیند همه آن ها مسئله امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است.
9 مرداد مصادف با 20 ذیحجه ولادت موسی بن جعفر امام کاظم علیه السلام درسال 128 قمری است. در فرصت امامت، هرکدام از ائمه به اولویت های زمان خودشان پرداخته اند و از همان طریق دین را حفظ کرده اعتقادات شیعی را گسترش داده بر تعداد دوستداران و پیروان مکتب خود افزوده اند.
امام کاظم علیه السلام با احاطه کاملی که بر معارف اسلامی و هم چنین نیاز جامعه داشتند در جهت مقابله با دستگاه ظالم عصر خودش و مسائل متعدد اعتقادی و فکری که ترویج می شد، محور کار را بر امور فرهنگی متمرکز کردند و اقدام به کارهای خاصی کردند. خصوصاً که دانشگاه بزرگ جهان اسلام بعد از پدر در اختیار امام قرار گرفت و همان مسیر ادامه پیدا کرد. هم شاگردان بزرگی تربیت کردند و هم روایات متعددی از خود به جا گذاشتند در مسند الامام الکاظم علیه السلام بیش از سه هزار حدیث از آن حضرت را جمع آوری کرده است.
همه به عدالت و برقراری عدل در جامعه اذعان داریم و یکی از مهمترین ویژگی های حکومت اسلامی هم باید اجرای حدود الهی باشد و همه در برابر قانون یکسان باشند. اگر خدای نکرده برای عده ای همه مقررات اعمال شد اما وقتی به افراد معنون و صاحب نفوذ و به قول امروزی ها دانه درشت رسید با مصلحت اندیشی و حیله، مجازات شخص تخفیف خورد این با مبانی حکومت اسلامی نمی سازد.
درباره اجرای حدود، وقتی از حضرت درباره آیه «یُحیی الارضَ بعدَ مَوتِها»، خداوند زمين مرده را زنده مىكند سوال شد، امام کاظم علیه السلام فرمودند: زنده شدن زمین با باران نیست، بلكه خداوند مردانى را برمىانگیزد كه عدل را زنده مىكنند و زمین به سبب احیاى عدل زنده مىشود و برپایى حدود خداوند در زمین از باران چهل صبح سودمندتر است.
بیان این مطالب یک حرکت فرهنگی است. امام کاظم کارش را فرهنگی شروع کرد. با استفاده از واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر برای اینکه امت اسلامی در تراز تربیتی قرار بگیرد. قصه بُشر حافی را همه شنیده اید. اینها نمونه های کاری فرهنگی امام بوده که فرصت تفصیل نیست ان شاءالله همه به سیره حضرت در امر فرهنگ تاسی کنیم.
13 مرداد مصادف با 24 ذیحجه واقعه مهم و اثرگذار مباهله که در سال ۱۰ قمری واقع شد. و روز بسیار مهمی است و از نظر ارزشی در حد غدیر است برای اثبات حقانیت اسلام و شیعه. که متاسفانه مهجور مانده و باید بیشتر کار کرد. برای اثبات ولایت و جایگاه ویژه اهل بیت هرچه بیشتر بتوان با آیات قرآن استدلال کرد در دل ها اثر بخش تر است و مباهله و آیه مربوطه از این سنخ است که جای هیچ شبهه ای باقی نگذاشته است در یک خطبه هم به علت کوتاهی وقت نمی شود به همه زوایا پرداخت لذا توصیه می کنم به کتب معتبر تفسیر مراجعه کنید و آیه 61 سوره مبارکه آل عمران را با دقت، نظر کنید.
مرحوم علامه مجلسی حدیث شناس بزرگ شیعه احادیث وارد شده درباره مباهله را متواتر می داند. قاضی نور الله شوشتری تطبیق مفاد آیه با اهل بیت علیه السلام را مورد اجماع مفسرین می داند. و در کتاب احقاق الحق نزدیک شصت منبع از منابع اهل سنت ذکر شده که تصریح کردهاند آیه شریفه درباره اهل بیت نازل شده است.
روز مباهله پیام دارد. به ما یاد می دهد که چگونه بر اعتقادات خود و حرکت در راه حق، راسخ و ثابت قدم باشیم. یعنی وقتی حق را فهمیدیم، در مقابل دشمن، با اقتدار عمل می کنیم و کم نخواهیم آورد. ما استواری در مقابل آمریکا و صهیونیست ها را از مباهله آموخته ایم و در راه مبارزه با استکبار لحظه ای خستگی نداریم.
اتفاق دیگری که در 24 ذیحجه افتاده و باز مربوط به اثبات ولایت و امامت است مسئله انگشتر دادن امیرالمومنین علیه السلام است به فقیرِ سائلی که در مسجد درخواست کرد و امام علیه السلام در حال رکوع اجابت کرد. و این سند قرآنی شد بر اثبات امر ولایت با آن تاکیداتی که آیه 55 سوره مبارکه مائده دارد.
و مناسبت دیگر ۱۴ مرداد مصادف با 25 ذیحجه که آیات مبارکه سوره دهر درحق اهل بیت علیهم السلام نازل شد. به تعبیر حضرت آقا سورهی هل اَتی مظهر برکت یک کار مخلصانه است؛ یک ایثار مخلصانه که خدای متعال بهخاطر این ایثاری که اهلبیت علیهم السلام انجام دادند، یک سوره نازل کرد در حقّ اینها...
این روز مبارک را روز خانواده و تکریم بازنشستگان نامیدند. بحث راجع به خانواده بسیار مهم است و اخیراً هم که می بینید چگونه مورد هجمه بیگانگان است. خانواده از بدو خلقت تا امروز مورد توجه همه ادیان الهی به خصوص اسلام بوده است. هر حرکتی که در جامعه انجام می شود چه مثبت و چه منفی ریشه اش را باید در خانواده پیدا کرد. پس تشکیل خانواده به عنوان مهمترین و اولین مرکز تربیت انسان بسیار مهم است.
انسان در خانواده رشد علمی، اخلاقی و معنوی پیدا کرده و به نسل دیگر منتقل می کند. انسان های بافضیلت، شجاع، ایثارگر، مهربان، اهل مواسات، خلاق و مفید به حال خود و جامعه در خانواده رشد پیدا کرده اند، به تعبیر قرآن کریم، خداوند خانواده را محل رحمت و رافت قرار داده است. و در نقطه مقابل هم همینطور، اگر خانواده مضطرب شد و نا امن شد و میل به بدی و انحراف پیدا کرد جامعه از بین می رود و تباه می شود. اولین مرکز تعلیم و آموزش دادن و آگاه کردن و همچنین تربیت یعنی به فعلیت رساندن استعدادهای درونی افراد، خانواده است. که اگر مسیر غلط برود شخصیت افراد از بین می رود.
نمونه های فراوان انحطاط اجتماعی که ریشه اش انحطاط خانواده است را در دنیا می بینید. برای مردان و زنان و فرزندان دستورالعمل هائی برخلاف فطرت و امیال معتدل خدادادی ترسیم کردند و جوامع را از بین بردند و می برند. در حالی که اسلام برای هر کدام از ارکان خانواده اهمیت قائل است و هر کدام نقش مهمی بر عهده دارند. پدر و مادر و فرزندان همه نقش دارند.
یکی دو نمونه از نقش پدر میگویم. مثلاً نقش پدر را ببینید رسول خدا چگونه ترسیم کرد. فرمود: نشستن مرد نزد زن و فرزندش، نزد خداوند محبوب تر از اعتکاف در مسجد من است. یا امام صادق علیه السلام فرمودند: مرد برای اداره منزل و خانواده خود به سه ویژگی نیاز دارد که اگر در طبیعت او نباشد، باید خود را با تکلّف به آنها وا دارد: خوش رفتاری، گشاده دستی سنجیده (نه ولخرجی که مطلوب نیست) و غیرت برای حفاظت از آن ها.
همین سه مورد و نقش مهمی که دارند را دقت بفرمائید که اگر اهمیت داده شود چقدر مشکلات خانوادگی و اخلاقی حل می شود. مسئله غیرت برای حفاظت از آنها، همین را لوث کردند تا ولنگاری و بی بندباری را ترویج دهند. به طوری که کسی اهتمام به تذکر دادن هم نداشته باشد.
علاج کار در حل مسائل فرهنگی اجتماعی، برگشتن به اجرای دستورات خانوادگی و اجتماعی اسلام است. برای استقرار خانواده، استحکام خانواده و امثال اینها باید دقت داشت، از مسئله فضای مجازی که در تخریب شخصیت و کیان خانواده موثر است نباید غافل بود. خداوند به همه ما توفیق دهد بتوانیم از این امانت که خداوند به ما سپرده است خوب حفاظت کنیم.
این را هم همین جا اشاره کنم خوب است چون 10 مرداد روز جهانی شیر مادر هست. مادران غافل از این نعمتی که خدای تعالی رزق فرزندانتان کرده است نباشید و فرزندان خودتان را با انگیزه های واهی و زودگذر از حقشان محروم نکنید. به خصوص روزهای اول تولد. رسول خدا فرمودند برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست.
۱۱ مرداد سالگشت شهادت شیخ فضل الله نوری مجتهد انقلابی تهران است که در سال 1288 واقع شد. و 14 مرداد سال 1285 هم فرمان مشروطیت بود. مطالعه تاریخ مشروطه که پر از عبرت و درس است برای امروز ما را توصیه می کنم. شاید در ذهن شما ابتدائاً غیر قابل قبول باشد که مردم تهران آمدند در میدان سپه جمع شدند تا اعدام کسی که به اذعان علماء وقت، عالم تراز اول و مجتهد درجه یک تهران بود و بعلاوه سالیان طولانی بر علیه استکبار و استعمار مبارزه کرده بود و سختی کشیده بود و تلاش کرده بود تا کشور در زمینه های مختلف پیشرفت داشته باشد را به جرم حمایت از دیکتاتوری و ممانعت از پیشرفت کشور، ببینند.
مهمترین ایراد شیخ این بود که در مقابل انحراف یک تنه ایستاده بود و کسی از علماء او را همراهی نکرد و مردم هم سکوت کردند. و در نتیجه دست های پنهان و آشکار جرأت پیدا کردند تا اقدامات بعدی برای سرکوب و خانه نشینی علماء و مردم را داشته باشند و استبداد را نهادینه کنند. ۵۰ سال دیدید چه استبدادی بر کشور حاکم شد. با جنگ روایت ها و القاء مطالب خلاف واقع و سکوت کسانی که باید حرف می زدند شیخ بر دار شد.
و اگر توجه نکنیم و عبرت نگیریم این قصه ها تکرار می شود، شنیدید که عالم و مجتهدی وارسته و منزه را که تمام عمر خود را در دفاع از اسلام و ارزش های اسلامی سپری کرد و در دفاع از آرمان های انقلاب و اصل ولایت فقیه ملامت ملامت کنندگان در او اثر نکرد را چگونه بعد از وفاتش ناجوانمردانه مورد هجمه قرار دادند و متاسفانه عده زیادی که باید سخن می گفتند سکوت کردند البته جایگاه مرحوم علامه مصباح با این سخنان تنزل پیدا نمی کند اما سکوت و دفاع از حق نکردن قطعاً تبعاتی دارد. خدای تعالی ارواح طیبه شهدا عموماً و شیخ شهید خصوصاً و مرحوم علامه مصباح و شهید دکتر آیت که این روزها سالگرد اوست را بالاخص با انبیاء و اولیاء محشور بگرداند.
یکی از آن مطالب عبرت آموز سخنان رهبر معظم انقلاب در بدرقه دولت بود که باید به آن دقت ویژه کرد و درس گرفت و به حواشی آن مثل دیر حاضر شدن در جلسه و امثال اینها که برای انحراف اذهان به آن پرداخته می شود نپرداخت. بی توجهی به حرف ها و رهنمودهای دلسوزانه ولیّ جامعه تبعات جبران ناپذیر دارد. قطعاً شما توجه داشته اید من صحبت های آقا به دولت را در سال های قبل خیلی گذارا نگاه کردم دیدم این نتیجه ای که گرفتند به خاطر عمل نکردن به تذکرات جدی ایشان بوده.
چند مورد که در دوسال قبل به عنوان آسیب فرمودند را دقت کنید: خطر بيتوجهي مسوولان نسبت به دشمني آمريکا و اهداف دشمن «اگر غفلت شود ناگهان متوجه می شویم که دشمن در جاهایی رخنه کرده و مشغول کارهای خطرناک فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است بنابراین باید کاملاً مراقب باشیم» / همه مسئولان «سیاسی، اقتصادی، فرهنگی» باید توجه کنند که مطلقاً در نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیرند و تصمیمات آنها خواسته یا ناخواسته به اجرای بسته مورد نظر بیگانگان کمک نکند. (واضح تر ازین بگویند؟)/ خطر جدي نفوذ دشمن/ لزوم اتخاذ مواضع انقلابی و صريح و بدون رودربایستی در مقابل دشمن . عبارت ایشان این است: «باید در هر شرایطی در اتخاذ مواضع انقلابی صراحت داشت و صریح و بدون رودربایستی، در مقابل دشمن مواضع انقلاب و مبانی امام بزرگوار را بدون ترس و خجالت بیان کرد». دیدید در این قصه ها کاملا ازینمبانی فاصله گرفته شد./ لزوم حفظ یکپارچگی مردم/ لزوم پرهيز از حاشیه سازی و تشتت آفريني....
نتیجه عمل نکردن به این حرفها این شد که دولت یازدهم و دوازدهم بشود مایه عبرت. چقدر بد است! امیدواریم دولت سیزدهم در مسیر منویات رهبری و منافع ملی قدم های محکمی بردارد. فرصت خدمتی که مردم به دولت دادند را نعمت بزرگ خدا بدانند و برای رضای خدا به مردم و انقلاب خدمت کنند و به غرب مطلقا اعتماد نکنند و خوش باوری نداشته باشند و به این نکته آقا توجه کنند وقتی آمریکا عهد کرد با تضمین و بر خلاف عمل کرد، این نوبت که تضمین هم نمی دهد. قطعا نباید اعتماد کرد. علتش این است که دفعه قبل بدون هزینه ترک کرده است. هر کس باید هزینه عملکردش را بپردازد. حالا هم نشسته اند از برای دولت جدید خط و نشان می کشند که کذا و کذا. الحمدلله دولت جدید باالصراحه اعلام کرده است که به آمریکا اعتماد ندارد و این بی اعتمادی مورد حمایت جدی مردم است.
۱۲ مرداد سالگشت تاسیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در سال 1359 است به عزیزانی که در این عرصه فعالیت دارند خدا قوت عرض می کنیم.
14 مرداد روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی است در این روز مناسب است تا جلوه های حقوق بشر اسلام به جامعه جهانی معرفی بشود و آنچه به عنوان حقوق بشر مطرح است و مصادیق آن تبیین شود. تا تفاوت ها دیده شود.
نکته ای هم درباره بحث فضای مجازی بود که گذاشتم یک مقدار بحث جلوتر رود بعد نظر قطعی مان را اعلام خواهیم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/5/1 | 1400/5/1مساله خوزستان باید اساسی حل شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه173
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. بعد از تمام شدن ترجمه رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، بنا شد از این هفته به موضوع جدیدی بپردازم و چون در خطبه اول باید به مباحث دینی، اخلاقی و تربیتی مورد نیاز پرداخت سعی می کنم با استفاده از آیات کریمه قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام نکته و پیامی را خدمت شما عرض کنم. البته خط سیر و موضوعی هم دنبال می شود که اشاره خواهم کرد.
یکی از آموزش های خدای تعالی به رسول اکرم این است که در آیه اول سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «الر کِتَابٌ أَنزَلْنَهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلىَ صِرَاطِ الْعَزِیزِ الحَمِیدِ». این کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را با اجازه پروردگارشان از تاریکی ها به سوی روشنائی به سوی راه توانای شکست ناپذیر و ستوده بیرون آوری.
یعنی تا تو مردم را و جامعه را از تیرگی و تاریکی جهل، نادانی، خطا و لغزش نجات دهی و آنان را به راه عدل و ایمان و بصیرت، نورانی کنی. یعنی رسول خدا یکی از اهداف مهم رسالتش نورانی کردن جامعه است.
چه زمانی جامعه نورانی شده و این هدف محقق شده است؟ وقتی که سبک زندگی و روش جامعه بر پایه قسط و عدل باشد. که در قسمتی از آیه ۲۵ سوره مبارکه حدید فرمود: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط…».
می بینید که این آیات بالصراحه و روشن، بدون هیچ ابهامی هدف را مشخص و بیان کرده است. خوب راه رسیدن به این مقصد کدام است؟ چگونه باید عمل کرد و مسیر را طی کرد تا به مقصد یعنی قسط و عدل و نورانیت رسید؟ قرآن کریم با داستان زندگی و جریان قیام حضرت موسی علیه السلام بیان می کند که راه نورانی شدن مردم تشکیل حکومت بر اساس آموزه های الهی یعنی همان که رسول خدا و اولیاء دین فرمودند؛ تشکیل حکومت اسلامی است.
یعنی وقتی در جامعه، دین حکومت کند مردم به مقصد که همان نورانی شدن و برقراری قسط و عدل هست می رسند. باید با جامعه سازی به تمدن سازی رسید. اما آیا به سادگی می توان حکومت اسلامی را برقرار کرد وجامعه را براساس قوانین اسلامی اداره کرد؟ قطعاً دشمنان و طاغوتیان و همه کسانی که منافعشان به خطر می افتد و در راس همه آن ها شیطان نخواهند گذاشت و اقدام می کنند تا اهل ایمان به اهدافشان نرسند.
لذا دو کار مهم و دو نبرد اساسی با استفاده از آیات شریفه باید صورت بگیرد. یک، جنگ سخت و نبرد مسلحانه با طاغوت، که در آیات مورد بحث منظور فرعون است. در قسمتی از آیه ۵ سوره مبارکه ابراهیم فرمود: «وَ لَقَد اَرسَلنَا مُوسَی بِایَاتِنَا اَن اَخرِج قَومَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ اِلیَ النُّورِ…» این بیان صریح قرآن است که خدای تعالی به حضرت موسی فرمان داده است تا قوم خودش را به سوی نورانی شدن حرکت دهد، با قیام بر علیه فرعون و مبارزه با طاغوت زمان.
و راه دوم هم مبارزه و جنگ نرم است (نشان میدهد از اول خلقت جنگ نرم بوده) با افراد و گروه هائی که مسیر فکری و اعتقادی مردم را تغییر می دهند، روح توحیدی و یکتاپرستی و عمل صالح را از آن ها می گیرند و رفتار ضد توحیدی را جایگزین می کنند. لذا ماموریت دوم حضرت موسی علیه السلام مبارزه با گوساله پرستی بود. یعنی دستور گرفت با سامری بجنگد و بساط حقه بازی و فتنه گری او را به آتش بکشد. در قسمتی از آیه ۹۷ سوره مبارکه طه فرمود: «… لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُم لَنَنسِفَنَّهُ فِی الیَمِّ نَسفَاً». (خطاب به سامری) به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتما آن را در آتش بسوزانیم سپس سوخته اش را در دریا می پاشیم.
باید به این نکته توجه جدی داشته باشیم که هر دو کار باید تحت اشراف و فرمان دهی فردی الهی صورت بگیرد تا به نتیجه برسد. و البته رهبر الهی هم به تنهائی کاری نمی تواند بکند مگر انسان های آگاه و بصیر و محکم او را همراهی و کمک کنند. باید امتی دور پیغمبر باشند. در همان آیه ۵ سوره ابراهیم در ادامه آیه شریفه داشت. «وَ ذَکِّرهُم بِاَیَّامِ اللهِ اِنَّ فی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ». به آنان یادآوری کن بی تردید در این روزهای خدا برای هر شکیبای سپاسگزاری نشانه هائی (از توحید و قدرت خدا) هست. یعنی برای اینکه حضرت موسی و هر رهبر الهی بخواهد بر دشمن پیروز شود چه در جنگ سخت و چه در جنگ نرم باید امتی او را همراهی کند که اهل بصیرت باشند و در عین حال صبار و شکور باشند. این آیه خیلی زیبا همه مطلب را بیان فرموده است.
بالاخره در حین مبارزه اتفاقات مختلفی می افتد. دشمن است و از هر وسیله ای برای نابودی استفاده می کند و ممکن است با ایجاد کمبود و محاصره اقتصادی و نظامی و امثال اینها فشار بیاورد لذا آن عنصری که می تواند کارساز باشد صبر است آن هم نه صبر معمولی بلکه صبّار. در حین جنگ باید صبّار بود، تا پیروز شد.
اما بعد پیروزی که دوران اسایش و رفاه است باید شکور بود نه فقط شاکر بلکه شکور. یعنی چه در متن مبارزه و چه بعد از آن باید همه توجه ها به خدا باشد تا پیروزی محقق بشود. حالا اگر بعد از غلبه بر دشمن یک عده ای دنبال غنیمت افتادند و خواستند سهم خودشان را از پیروزی بردارند و بچه های خودشان را بهره مند کنند و از رانت اطلاعاتی در مسائل اقتصادی و امثال اینها استفاده کنند نظام اسلامی مستقر نمی شود، و لو حاکم رسول خدا و امیرالمومنین باشد. تا قطع ید ویژه خواران و رانت خوان نشود مسیر به مقصد نمی رسد و قسط و عدل برقرار نمی شود این پیام قرآن است. و این پیام برای همه زمان هاست نه فقط دوره حضرت موسی. قران هرروز مطالب جدیدی به ما یاد میدهد. قران یجری مجری الشمس و القمر است. آیات قرآن زنده است و هر روز هشدار می دهد.
می فرماید با مقدماتی شما را سر کار آوردیم برای این بود که ببینیم چه می کنید. آیا در آزمون موفق هستید یا نه. اگر رد شدید ما هم از شما رد می شویم و کار را به دست دیگری می سپاریم. قسمتی از آیه ۱۲۹ اعراف را ببینید. «… عَسى رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ». گفت: امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مىکنید. (انقلاب اسلامی هم همینگونه بود) اگر خدا به شما قدرت داد و بر دشمنانتان پیروز کرد از شما شکرگزاری می خواهد و الا مشمول آیه ۳۸ سوره محمد خواهید شد که فرمود: «… وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ». و هر گاه سرپیچى کنید، خداوند گروه دیگرى را جاى شما مىآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود. این سنت الهی است پس دائماً باید در مسیر باشیم و منحرف نشویم و شاکر باشیم.
فکر کنم پیام قرآنی این هفته روشن بیان شد برای برقراری قسط و عدل در جامعه و نورانی شدن جامعه ، باید با طاغوتیان در رده های مختلف مبارزه کرد و مهمترین نبردها هم جنگ نرم است که امروز دچار آن هستیم لذا باید همه ما صبار و شکور باشیم تا شهد شیرین پیروزی را بچشیم. ان شاءالله
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. کسی که خداشناس باشد و از دستورات الهی پیروی کند از اهل تقواست. لذا متقین تمام تلاش خود را می کنند تا حکمی از احکام الهی از آنان ساقط نشود. امیرالمومنین در حکمت ۱۴۸ از حکم نهج البلاغه می فرماید: «عَلَیْکُمْ بِطَاعَهِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ». بر شما باد پیروى از کسى که عذر شما در نشناختن او پذیرفته نیست. بیان حضرت ناظر به خداوند متعال است، که کسی نمی تواند ادعا کند چون خدا را نمی شناختم سرپیچی کردم و اطاعت نکردم.
عده دیگری هم گفته اند امام علیه السلام در این کلام بهانه از کسانی که ادعا می کنند ازامام اطاعت نکردیم چون او را نمی شناختیم را گرفته اند و فرموده اند این بهانه اطاعت نکردن چون نمی شناختیم پذیرفته نیست. چون دستور خدا و رسول خداست که همه باید به قوانین اسلامی و احکام آن آگاه باشند واگرنمی دانند بروند یاد بگیرند. لذا ندانستن عذر موجهی نیست.
البته تاریخ را ملاحظه کرده اید در موارد فراوانی، عده ای باعلم، عمداً ومتعمداً برخلاف حرکت کرده اند. اتفاقا مناسبت خوبی شد بین این روایت و ایام عیدالله الاکبر غدیر خم که در آستانه این روز مهم و مبارک قرار داریم. به همه شما تبریک عرض می کنم.
مگر رسول خدا در مقابل ۱۲۰ هزار نفر، امیر المومنین را به عنوان جانشین خودشان معرفی نکردند؟ پس چه شد که بعد از ۷۰ روز همه برعکس عمل کردند؟ اینها که بالصراحه می دانستند که باید از چه کسی پیروی کنند و بهانه ندانستن نداشتند. دست امیرالمومنین را گرفت و بالا برد و ۱۲۰ هزار نفر شاهد بودند. باید تاریخ را به دقت مطالعه کرد.
مدیران فکری در آن زمان برای رسیدن به این هدف مقدماتی داشتند و از زمان خود حضرت مسیری را طی کرده بودند که اگر بعداً ادعائی کردند نتیجه بگیرند که فرصت تفصیل نیست. اما وقتی افرادی از نظر دینی و ایمانی ضعیف باشند و مسئله هوی و هوس و قدرت طلبی هم درکار باشد، حاضرند خودشان را به نفهمی هم بزنند.
در روایت دارد آخرین چیزی که از دل انسان خارج می شود ریاست طلبی است. همین روزها که دولت در حال تغییر و جابجائی است ببینید افرادی حتی شکل داخل اتاق های شان را هم عوض کرده اند و چنان از انقلاب و ارزش های آن سخن می گویند کانّ اصلا تا دیروز سینه چاک جریان خاصی نبوده اند. لذا باید خیلی مواظب بود چنین افرادی دوباره رخنه نکنند و برای مردم گرفتاری تازه بوجود نیاورند.
به هر تقدیر مسئله غدیر با آن عظمتی که دارد را مورد تحریف قرار دادند. وحدت جامعه مسلمین را بهم زدند. همین امروز هم غدیر عامل وحدت مسلمین است اگر درست به آن پرداخته شود. دوستان من مکرر عرض کردم خطبه غدیر را با دقت مطالعه کنید تا از نورانیت و معرفت آن بهره مند شوید. بند بند آن را رسول خدا مستند به آیات قرآن و تائید الهی کرده اند.
خطبه غدیر از یک منظر خطبه امامت و ولایت است و نه فقط امامت امیرالمومنین. و ازمنظردیگر خطبه ای است که به مهمترین مساله فرد و جامعه در جهان اسلام که همان حکومت اسلامی است می پردازد. بیان حضرت امام را در این زمینه توجه بفرمائید: ولایتى که در حدیث غدیر است بهمعناى حکومت است نه به معناى مقام معنوى… مسأله مسأله حکومت است. مسأله مسأله سیاست است. خداى تبارک و تعالى این حکومت را و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کنند. چنانچه خود رسول خدا سیاست داشت.
اینکه ایشان تاکید بر نصب دارند چون مسائل معنوی نصبی نیستند، مثلا بگویند شما را با تقوا قرار دادیم. مسئله، نصب حاکم اسلامی بوده. که در دوران رسول خدا قریش و مشرکان حجاز و در عصر امیرالمومنین معاویه و اصحاب جمل و نهروان و در زمان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام حقه بازان اموی و همینطور خلفاء دیگر مخالفت و سنگ اندازی داشتند تا مدیریت و مکتب اهل بیت حاکم نشود و بشریت را از این نعمت محروم کردند.
بنابراین آنچه خیلی اهمیت دارد غیر از چراغانی کردن و جشن گرفتن و اطعام دادن در این روز بزرگ، باید این درس را توسعه داد که باید از ولیّ، تبعیت کرد. همان دلائلی که ثابت می کند بعد از پیامبر، امام لازم هست همان ادله، تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت و تبعیت از ولی فقیه را ثابت می کند.
به هر تقدیر علاوه بر این که به مفاد خطبه عمل نکردند تلاش کردند این کلام نورانی را کلاً از تاریخ محو کنند. این خیلی عجیب است. آماری را برای شما بگویم. بعض مستندات را به روایت کتب معتبر اهل سنت برای شما بیان می کنم. در روز غدیر بعد از انتصاب، عده ای از اطرافیان پیامبر به سمت علی علیه السلام آمدند و بخٍ بخٍ گفتند و امارت او را تبریک گفتند. مسند احمد بن حنبل ج۴/ تاریخ بغداد ج۸/ ینابیع الموده فندوزی حنفی ج۲٫
۱۱ قرن پیش محمد جریر طبری که از علماء برجسته اهل سنت است و هم کتاب تفسیر دارد و هم کتابِ تاریخ او، یکی از ده کتاب معتبر تاریخی است و مکرر چاپ شده و معروف به دقت نظر و توجه همه جانبه است و اتفاقاً در همین کتاب تاریخ طبری که ترجمه فارسی هم شده، با نگاه به فهرست کتاب می توان دقت او را فهمید. مثلاً در جلد چهارم ترجمه در زندگی رسول خدا صفحات زیادی از این جلد را اختصاص داده به وسائل رسول خدا. مثل تعداد اسب ها و خصوصیات هر کدام، تعداد زره ها و نام هر کدام، تعداد شمشیرها و نام هر کدام، تعداد کمان ها و نعلین ها و عباها و عمامه ها و حتی بزها. بعد می گوید که این بزها کدام شیری بود کدام شیری نبود و هکذا. اما وقتی به مسئله ی مهم آخرین حج پیامبر که خدای تعالی به پیامبرش نهیب می زند اگر اعلام امامت و جانشینی امیرالمومنین را نکند رسالتش را تمام نکرده و دین به کمال خودش نرسیده را هیچ نمی گوید.
حجی که بیشتر مسلمانان حاضر بودند و رسول خدا به همراه حضرت زهرا وحسنین علیهم السلام و همسرانش با همراه داشتن ۶۰ قربانی به سمت مکه حرکت کرد و دستور داد امیرالمومنین خود را همراه رسول خدا کند که امام هم با دوازده هزار یمنی به مکه رفت. هفتاد هزار نفر از اهالی مدینه آن سال حج بودند و رسول خدا ۲۳ روز حضور داشت و بعد واقعه غدیر با آن همه مطلب و وقایع متعدد به اندازه یک ورق مطلب نوشته در حالیکه اگر می خواست به دقت اسب ها و بزهای پیغمبر به مسئله غدیر بپردازد و فهرست کند باید لااقل یک جلد مطلب می نوشت.
توصیه می کنم دوستان الغدیر مرحوم علامه امینی را فقط ورق بزنند اگر فرصت خواندن ندارند و اسناد و مدارک را که علامه مستندا بیان می کند را ببینید. همه باید شکرگزار نعمت غدیر باشیم امام جواد علیه السلام فرمودند: نعمتی که شکر آن ادا نشود مانند گناهی است که بخشیده نشود. این عیدالله الاکبر را در ظاهر و باطن بزرگ بشمارید و در بعض امور هم تظاهر داشته باشید. کارهای خیرتان را در این روز انجام دهید به کودکان و دیگران محبت مضاعف داشته باشید. اطعام کنید. هدیه بدهید. صله رحم کنید. همه را در روز غدیر انجام بدهید.
ایام ولادت امام هادی علیه السلام هم هست که در ۱۵ ذیحجه سال ۲۱۲ ق در نزدیکی مدینه واقع شد. امام هادی دو اثر بسیار نورانی و درخشان از خود باقی گذاشته است یکی از آنها زیارت غدیریه است که حتماً در روز غدیر خواهید خواند که مطالب بلندی دارد. و دیگری زیارت جامعه کبیره است که روح تشنه معارف توحیدی و معنوی را به اندازه درک و سعه وجودی مخاطب سیراب می کند. و امام را به او می شناسد. این مطالبی که عرض میکنم با جانتان بگیرید.
امیرالمومنین وقتی خود را معرفی می کند می فرماید: «أَنا القُرآنُ النّاطِقُ». و در بیان دیگری فرمود: این، (به قرآن اشاره میکند) کتاب خاموشِ خداست و من، سخنگوی اویم. پس به کتاب گویای خداوند، مراجعه کنید و حکم کردن بر اساس کتاب خاموش خدا را وانهید؛ چرا که جز من، سخنگویی برای آن نیست. در حقیقت زیارت جامعه این قرآن ناطق یعنی امام را شرح کرده است. و به همه می فهماند که قرآن بدون امام، قرآن نیست. کتاب الله و عترتی در کنار هم جواب می دهد نه به تنهائی. امام که آمد نعمت تمام شد و رسالت تکمیل شد.
و البته برای ما هم با تبعیت از امام عبادات قبول می شود که در فرازی از زیارت دارد: «بِمُوالاتِکمْ تُقْبَلُ الطَّاعَهُ الْمُفْتَرَضَهُ». یعنی پذیرفته شدن واثربخشی فرائض به امام مربوط است. خدای تعالی همه ما را از موالیان و محبان و شیعیان حضرات قرار دهد و عید اکبر را بر همگان مبارک گرداند. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام.
و اما ۵ مرداد سال گشت اقامه اولین نماز جمعه رسمی نظام اسلامی در تهران توسط آیت الله طالقانی (ره) را گرامی داشته برای شهداء محراب و ائمه جمعه مرحوم و خادمان ستادهای نماز جمعه که مرحوم و یا شهید شده اند علو درجه و رفعت مقام از خدای تعالی طلب می کنیم و برای عزیزانی که در قید حیات هستند و مشغول خدمت گزاری به نماز و نماگزاران هستند دوام توفیقات و موفقیت مسئلت می نمائیم. به اعضاء ستاد نماز جمعه کرج و همه کسانی که در این عرصه خالصانه خدمت می کنند خسته نباشید و خدا قوت عرض می کنیم.
گزارش رئیس محترم ستاد را حتما شنیدید. البته در راستای حرکت تحولی به زودی تغییراتی در ترکیب اجرائی ستاد خواهم داد. چند کلمه هم راجع به این قرارگاه ایمان و تقوی و بصیرت عرض کنم. نقش و جایگاه نماز جمعه و اثری که در جامعه دارد بر کسی پوشیده نیست. کانونِ فراجناحی که نقش وحدت بخشی، امیدآفرینی، بصیرت افزائی، استحکام عقائد، دشمن شناسی، مطالبه گری، عزت مندی، نشاط معنوی و مواسات و همدلی بین نمازگزاران و ده ها فضیلت دیگر را دارد و برای مقابله با جنگ نرمِ دشمن، جریان سازی کرده و نمازگزاران را تجهیز می کند.
نماز جمعه قدرت نرم و نماد اقتدار نظام اسلامی است. اگر با همه شرائط انجام پذیرد دشمن شکن است. لذا دشمنان به تبعیت از شیطان لعین سعی دارند اثر نماز جمعه را از بین ببرند یا کم رنگ کنند. وقتی دشمنان با استفاده از ابزار رسانه به فکر و عقیده مردم به خصوص جوانان حمله می کنند تا آنها را درگیر جنگ اراده ها و سپس مارپیچ سکوت کنند، نماز جمعه و خطبه های عالمانه، دقیق و بصیرت بخش امام جمعه است که نقشه ها را بر آب می کند و از عقیده و فکر مردم حفاظت می کند. در سراسر کشور اسلامی باید اینگونه باشد.
جایگاه نماز جمعه و خطبه های آن را امام رضا علیه السلام این گونه ترسیم فرمودند: جمعه، روز اجتماع عمومی است و این خود وسیلهای است تا امام؛ مردم را موعظه کند و به اطاعت خداوند تشویق نماید و آنان را از معصیت و گناه و نافرمانی خدا بترساند و مردم را نسبت به مصالح دین و دنیایشان آگاه سازد. و همچنین رویدادهایی که در دوردستترین نقاط جهان واقع میشود را به مردم خبر دهد و جریانات و حوادثی که سود و زیان مسلمانان در آن است را به اطلاع آنان برساند.
این روایت کاملاً جایگاه قرارگاهی و عملکرد نماز جمعه را ترسیم می کند. تبیین گفتمان امامین انقلاب و نقش راهبری فرهنگی منطقه از وظائف این قرارگاه است. البته باید به نقش موثری که در برطرف کردن معضلات اجتماعی دارد و دستگاه های دیگر کوتاهی دارند هم اشاره کرد.
خوب است دوستان به روایاتی که مربوط به نماز جمعه هست توجه داشته باشند که چقدر فضیلت دارد و چه آثار دنیائی و آخرتی دارد که به برکت نظام اسلامی این حکم الهی زنده و اقامه شد. فقط نمونه ای عرض کنم رسول خدا فرمودند: اگر مردم ثواب رفتن به سوی نماز جمعه را می دانستند بر سر کسب ثواب آن به منازعه برخاسته و سرانجام قرعه کشی می کردند. در همین دوران کرونا عده ای نمیایند اما شما امدید این عنایت خداست. خدای تعالی همه ما را خدمت گزار نماز و نمازگزاران قرار دهد.
نکته دیگری که امروز برای بار چندم تاکید می کنم این است با توجه به بیاناتی که آقایان دارند، تا دیر نشده مجلس محترم سوالات اساسی را از رئیس دولت و اعضاء آن برای ثبت در تاریخ داشته باشند تا بعداً مسائل گم، تحریف و انکار نشود.
مطلب دیگر اینکه شما مردم بصیر و فهیم با حضورتان در انتخابات، دشمن را عصبانی کردید بنابراین در تلاش است تا کام مردم را به خاطر بعض کمبودها و ناکارآمدی ها و سوء تدبیرها و امثال اینها که همه اذعان دارند و باید به سرعت رفع شود، تلخ کند.
می دانند کابینه ای که تشکیل خواهد شد ان شاالله کابینه کار و تلاش جهادی برای از بین بردن حساب شده و زمان بندی شده نواقص و کمبودهاست. لذا حاشیه سازی می کنند، التهاب درست می کنند تا نیروئی که می خواهد کار کند از اول دچار حاشیه باشد. همه کسانی که تریبون دارند ترفندهای دشمنان را برای مردم شفاف سازی کنند و بیدار کنند و زمینه خدمت رسانی را برای دولت جدید فراهم کنند.
امروز نوک پیکان را به طرف خوزستان عزیز گرفته اند. مردم خوزستان سنگردار نظام اسلامی بوده اند و از اول انقلاب تا امروز همه مردم منطقه با عشیره های مختلف با بزرگواری تمام سختی ها را تحمل کرده اند و با اینکه در طول این سال ها خناسان به خصوص منافقین به دستور استکبار که این روزها هم سالگشت شکست ذلیلانه آنان در تنگه مرصاد است خیلی تلاش کرده اند تا منطقه را بهم بریزند و درگیری درست کنند با دروغ پردازی رسانه ای و با جنگ روانی و کشته پردازی تا تشنج ایجاد کنند و ثبات را بهم بریزند. عربستان و بوق های استکباری هم کمک میکنند به منافقین که چهره انان برای شما معلوم است. اما مردم خوب خوزستان همیشه مزدوران و دشمنان را مایوس کرده اند و فرصت خرابکاری را از آنان گرفته اند در این نوبت هم با هوشیاری عمل خواهند کرد چنانچه کرده اند.
حالا هی خارجی های بدبخت و اذناب مفلوک داخلی شان بیانیه بدهند و بخواهند آب را گل آلود کنند و بعد هم از این اب گل آلود به نفع خودشان ماهی بگیرند. اما باید این را بدانند که مردم انقلابی با بصیرت تمام از اسلام و انقلاب با حضور در صحنه دفاع خواهند کرد.
در این چند روزه آمریکا گفته که ما از این کسانی که در حال اغتشاش و خرابکاری هستند (نه مردمی که گرفتارند و واقعا صدایشان باید بلند شود تا به گرفتاریشان رسیدگی شود اینها را نمیگوییم) آمریکا گفته ما از این اعتراضات و حرکتها و اغتشاشات دفاع میکنیم. جواب شما مردم به این دفاع چیست؟ (مرگ بر آمریکا)
من با نماینده ولی فقیه استان خوزستان تماس گرفتم و عرض کردم اگر لازم است استان البرز جهت کمک رسانی وارد عمل شود و اقدام کنیم که البته اقداماتی هم توسط شهرداری شده است و الحمدلله وضع بهتر است. اما اینها همه مسکّن است و باید مساله خوزستان اساسی حل شود. گلایه هائی که هست به حق است و باید در مسیر قانونی علی العجاله رسیدگی شود که امیدواریم دولت جدید، جهادی اقدامات لازم را در این زمینه انجام دهد. از اقدامات ضربتی سپاه در آبرسانی و خدمات دیگر هم تشکر می کنیم.
تذکر این مطلب بجاست که اگر به استان خودمان هم نرسیم وضعیت آب مثل خوزستان خواهد شد پس آقایان با دغدغه بیشتری به مسئله آب در استان نگاه کنند.
اصناف و صمت به مساله بازار و ارزاق مردم ، نان و مرغ و امثال اینها بیشتر توجه کنید. بازرسی استان پیگیری لازم را انجام دهد. کسانی که ترک فعل در این زمینه دارند را مورد بازخواست قرار بدهد. باید تا روز پایانی مسئولیت، تمام کسانی که مسئولیت در اختیارشان است کار صادقانه و خالصانه خودشان را انجام دهند. احساس میشود بعضی ها رها کردند و گفتند این چند روز باقیمانده را ولش کنیم. بعد وضعیت نان اینطور می شود. وضعیت بازار اینطور می شود. اینها قابل پیگیری است.
به علاوه اینکه مگر نمیخواهید ادامه کار و مسئولیت داشته باشید ؟ اینها از منظر کسانی که نگاه میکنند دور نیست. از همه اینها بالاتر هم اینکه از منظر خدای تعالی دور نیست. بعضی وقتها دیده می شود بعضی از این مغازه ها برق بیشتری مصرف میکنند. اینها باید رسیدگی شود. تذکر داده شود که در مصرف برق باید صرفه جویی کرد. در مصرف آب باید صرفه جویی کرد. مکرر عرض شد اینها جزو مباهات اولیه است. نمیشود اینطور مصرف کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/4/25 | 1400/4/25فشار استکبار بر خط مقاومت سنگین است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه174
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
آخرین بخش از رساله حقوق را در این نوبت ترجمه می کنم خدا را شکرگزارم که توفیق شد توانستم این مجموعه نورانی ترجمه مختصری بکنم و از این جایگاه ارائه نمایم. با اینکه مطالب بسیار عمیق و دقیقی در کلمات امام سجاد علیه السلام مطرح بود که اگر بنا بر تفصیل بود چند سالی طول می کشید. البته تلاش کردم کوتاه آنچه مهم است را بیان کنم.
حضرت در آخرین بخش به حق اهل ذمه پرداخته اند و فرموده اند: «وَ حَقُّ الذِّمَّهِ أَنْ تَقْبَلَ مِنْهُمْ مَا قَبِلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُمْ،» حق کافران اهل ذمه این است که از آنها بپذیرى آنچه را خداى عز و جل از آنها پذیرفته. «وَ لَا تَظْلِمَهُمْ مَا وَفَوُا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعَهْدِه»، و تا به عهد خدا وفا دارند به آنها ستم نکنی. «و لا قوه الا باللَّه الحمد للَّه رب العالمین و صلواته على خیر خلقه محمد و آله اجمعین و سلم تسلیما».
خوب است توضیح مختصری راجع به اهل ذمه بدهم که چه کسانی هستند. بر اساس آیات کریمه و روایات اهل بیت هر کس که معتقد به دینی از ادیان الهی باشد و با قبول قیود و شرائطی که اسلام مقرر کرده به صورت اقلیت در جامعه مسلمین و در پناه نظام اسلامی زندگی کنند اهل ذمه گفته می شود. مثل یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان که آزادانه با اعتقادات و آئین و رسوم خودشان و برخورداری از همه شرائط که دیگران دارند زندگی می کنند.
البته مسائل مربوط به شرائطی که باید اهل ذمه رعایت کنند و دولت اسلامی چه تعهداتی دارد در کتب فقهی با اختلافی که در فِرَق اسلامی وجود دارد به آن پرداخته شده که از حوصله این جلسه هم خارج است.
شیعه که تربیت شده اهل بیت علیهم السلام است هرگز اهل ذمه را تحقیر نمی کند و همانطور که مولایمان امیرالمومنین علیه السلام فرمودند همه افراد بشر را اگر در دین با ما مشترک نباشند در آفرینش یکسان می بینیم. حضرت فرمودند: انسان ها دو دسته اند: یا برادر دینى تواند یا در آفرینش با تو یکسانند. یعنی حق آزار رساندن به دیگران را نداری ولو کافر باشند. بله اگر اسلحه گرفته باشند و به جنگ آمده باشند فرقی بین کافر و غیر کافر نیست باید دفاع کرد.
خوب است اینجا به بعض شرائط اشاره کنم. مثلاً نباید خودشان مستقیماً و یا به وسیله کمک به دیگران حرکتی که امنیت جامعه اسلامی را آسیب می رساند انجام دهند./قوانین نظام اسلامی را ملتزم باشند و به مسلمین آزار و اذیت نرسانند./ جسارت و حرمت شکنی نسبت به رسول خدا و اهل بیت نداشته باشند./ تظاهر به انجام کارهائی که از نظر اسلام منکر است نداشته باشند./ موارد متعدد است اینها اشاره بود.
اسلام برخورد با اهل ذمه را با دیگر مسلمانان از جهت رعایت حقوق اجتماعی یکسان می داند. یعنی فرقی بین مسلمان و یک یهودی در جامعه اسلامی در رعایت مسائل اجتملاعی نیست. جریان اختلافی که بین امیرالمومنین با یکی از یهودیان مدینه را شنیده اید که وقتی پیش خلیفه برای قضاوت آمدند. خلیفه حضرت را با کنیه صدا کرد و امام ناراحت شدند و فرمودند: من نگرانیم ازاین است که توبه عنوان خلیفه وقاضی مسلمانان مرا با کنیه خطاب کردى و آن یهودى و ذمى را با اسم صدا کردى، و مساوات را بین متخاصمین رعایت نکردى.
خوب ترجمه رساله تمام شد و امام سجاد علیه السلام بعد از بیان حقوق پنجاه گانه (البته به اختلاف نسخ که دربعضی ها پنجاه و یک حق بیان شده) مى فرمایند: «فهذِه خَمسونَ حقّا مُحیطا بکَ، لا تَخرُج منها فى حال مِنَ الاحوالِ، یَجبُ علیکَ رعایَتُها، والعَمَل فى تادیَتِها، والاستعانهُ باللهِ جلَّ ثناؤُه على ذلک، و لا حول و لا قوَّهَ الا باللهِ، والحمدُ للهِ ربِّ العالمینَ». این حقوق پنجاه گانه، طورى تو را احاطه کرده است که به هیچ صورتى نمى توانى از آن جدا شوى. باید این حقوق رارعایت کنى و در اداى آن ها بکوشى واز خدا یارى بجویى، زیرا ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.
اگر عزیزان به مطالب گفته شده دقت کرده باشید به این نکته رسیده اید که تمام دستورات عبادی و حقوقی و کیفری، فردی و اجتماعی نخ تسبیحشان اخلاق است که اگر فرد و جامعه متخلق به اخلاق شوند به آن آرمان شهر و حیات طیبه قرآنی نزدیک شده ایم. همان که رسول خدا برای تکمیل و اتمام آن مبعوث به رسالت شدند.
ما بداخلاقی و بی اخلاقی در جامعه مان زیاد است. افراد رعایت نمیکنند در مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی، کسب و کار، ادارات، همسایگی، خیلی از این مسائل اگر رعایت شود مدینه فاضله درست می شود. اگر در رسالت انبیاء الهی به فرموده قرآن می بینیم که برای مبارزه با طاغوت و گسترش بندگی در سایه عدالت آمده اند، همه اینها در بستر اخلاق و توصیه های اخلاقی است که اگر بخواهم وارد این بحث و بیان مصادیق بشود فصل مفصلی خواهد بود.
خدای تعالی به همه ما توفیق دهد در مسیر تکمیل ارزش های اخلاقی در خود و خانواده و اطرافیان کوشا باشیم. اگرچه همه شاهدید که چگونه ناجوانمردانه پایه های اخلاقی جامعه مسلمین به خصوص ایران را نشانه رفته اند و حساب شده و موریانه صفت اقدام می کنند. امیدواریم نیروهای ارزشی حساسیت موقعیت را تشخیص داده با تشکیل گروه های مطالبه گر و حضور مستمر، عرصه را بر کسانی که با نقشه وارد میدان شده اند را تنگ کنند و ارزش های الهی رو پاسداری کنند.
چند موضوع را بنده د رنظر گرفتم که از هفته اینده یکی از آنها را آغاز خواهم کرد اما اگر دوستان موضوع خاصی در ذهنشان است تا سه شنبه به دفتر اطلاع بدهید تا روی آن فکر کنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین به عهد و پیمانی که می بندند وفادار هستند و در عمل خلف وعده ندارند. امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۴۷ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِی أَوْتَادِهَا». در پیمان هایتان از جمله وفاکنندگان باشید.
ذِمَم به معنای پیمان ها، عقدها، سوگندها است. کلمه: اوتاد (میخ ها) را استعاره آورده تا القاء کند قرداد را محکم ببندید. کاءن پای بندی به عهد مثل میخ ها و پایههاى نگهدارنده پیمان ها هستند، که اگر وفاء به عهد و پیمان نداشته باشید باید منتظر خشم و عذاب الهی باشید.
راجع به عهد و پیمان زیاد گفته ایم به خصوص در امور بسیار مهم که قصد انجام دارید بگردید افرادی که راست گو، امانت دار و خوش قول و خوش پیمان هستند را انتخاب کنید و به تعبیر معصومین علیهم السلام به طول رکوع و سجود او توجه نکنید چون بعضی ها به این رکوع و سجودها عادت کردند. اینها زیاد اهمیتی ندارد. اهمیت این است که وعده داد به وعده عمل کند.
شما مدام سرت در سجده باشد اما قول بدهی عمل نکنی . دائم الصیام باشی و روزه بگیری اما پیمان ببندی و به آن وفدار نباشی این ارزشی ندارد. به خصوص در کارهای مهم مثلا میخواهید دختر شوهر بدهید، پسر زن بدهید یا قراردادی با کسی ببندید. تدین و نماز و روزه و اینها معیار هست اما فقط اینها نیست. ببین راستگو هست یا نیست. ببین امانت دار هست یا نیست. اینطور باید بررسی کرد. خداوند تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
۲۷ تیر مصادف با ۷ ذیحجه شهادت امام باقر علیه السلام به دست هشام بن عبدالملک اُمَوی در سال ۱۱۴ ق واقع شد که به همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم.
یکی از روش های مستکبرین عالم در طول تاریخ این بوده است که برای رسیدن به منافع نامشروع خودشان از جعل و تحریف حقائق استفاده می کردند تا بتوانند عامه رافریب داده همراه خود کنند. می دانید که تا زمان عمربن عبدالعزیز نوشتن و نقل حدیث ممنوع بود و دوران امام باقر علیه السلام فرصتی فراهم شد تا حضرت سره را از ناسره برای مردم بیان کنند و به تبیین اسلام ناب محمدی بپردازند.
حضرت به مردم فهماند که سیاست از دیانت جدا نیست همان کاری که بنی امیه به انواع ترفندها خواستند القاء کنند که مردم کاری با حاکمیت و حکومت نداشته باشند و مشغول عبادت و بندگی خودشان باشند. و جالب است که این خط تا امروز استمرار داشته و هنوز از حلقوم افراد فاسد در این دوران شنیده می شود که اسلام مسئله خصوصی بین انسان و خداست و معنا ندارد که مسلمان وارد سیاست شود. حتی تلاش می کنند روحانیونی که در این امور وارد هستند افراد متدینی که وارد اینعرصه میشوند را به انزوا بکشانند.
کاری که باید کرد این است که امروز هم نیاز به تبیین و بصیرت افزائی هست و همه کسانی که توان دارند باید وارد عرصه شوند و پیرامون خودشان را روشن کنند. بحث جدایی دین از سیاست را دارند رویش کار میکنند باید دقت کرد. نزدیک ده سال ابتدائی مسئولیت حضرت که حکام فاسق درگیر مسائل خودشان بودند بهترین فرصت برای امام علیه السلام فراهم شد تا مردم را از هواپرستی و تجمل گرائی اموی که به اسم دین به خورد مردم داده بودند و آنان را از ارزشهای الهی و اسلامی دور کرده بودند به مسیر اصلی بازگرداند.
مردم قرآن و نماز می خواندند و روزه هم می گرفتند اما در مقابل مفاسد متعددی که وجود داشت عکس العملی نداشتند کاری که امروز دارند با ما می کنند و با جوامع دیگر اسلامی کرده اند که مردم اهل نماز و روزه باشند اما بی خاصیت و بی رگ باشند. در مقابل مفاسد هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند.
حکامشان الان در جوامع اسلامی مشغول عیش و نوش هستند و با جنایتکاران عالم دوستی گرمابه و گلستان دارند و برسر مسلمانان دیگر آتش می ریزند و در عین حال اسم اسلام را هم یدک می کشند. خودشان را هم خادم حرمین شریفین میدانند. و بعد جوامع اسلامی هم ساکت هستند. مسیر همان مسیری شده که ان شاء الله خدای تعالی به زودی اسلام را از دست اشرار نجات بدهد. تعبیر اشرار تعبیر امیرالمومنین در نهج البلاغه است که دین در دست اشرار اسیر است.
۳۰ تیرماه مصادف با ۱۰ ذیحجه عید قربان است به همه عزیزان این روز را پیشاپیش تبریک عرض می کنم. عید قربان، روز اثبات عشق و تسلیم است. روزی که انسان با تمام هستی اش اعلام می کند در برابر معشوق، هیچ است. و همهچیز را فدای او میکند. روزی است که نتیجه عرفان عرفه و شعور مشعر را که عبد خدا بودن است، به فعلیت می رساند. عید قربان روز تمرین عبد بودن است، روز سر بریدن انانیت و منیت ها و هواهای نفسانی و هر غیرِ خدائی است.
اساساً حکمت انجام قربانی، قرب به خداست و بدست آوردن تقوا. و با همین تقوا که روح عمل است قربانی پذیرفته می شود و تقوا بدست نمی آید مگر با سربریدن انانیت. در عید قربان باید تسلیم کامل و بدون چون چرا بودن در مقابل مولا را نشان داد.
حجاج بیت الله که امسال هم مردم سراسر دنیا محروم بودند و ما هم کمتر صحبت کردیم به شکرانه توفیق انجام مناسک حج و غلبه بر شیطان، همه تعلقات خود را در قربانگاه ذبح می کنند و سپس جشن می گیرند. خداوند این عید را بر همه مبارک کند و همه ما را از درس های این روز بزرگ که ایثار و فداکاری در راه خداست بهره مند کند.
البته درس بزرگتری که از حضرت ابراهیم می گیریم و خیلی مهم است همان است که حضرت امام ره فرمودند. این درس از همه درسهای عبودیت و بندگی بلند تر و مهمتر است. فرمودند: این پدر توحید و بتشکن جهان به ما و همه انسانها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آنکه جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبههای سیاسی و ارزشهای اجتماعی دارد. (دیدگاه را دقت بفرمایید. این دیدگاه یک تربیت شده مکتب اهل بیت است) به ما و همه انسانها آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. این دیدگاه سیاسی است که میگوید فقط بندگی خدا نیست .
مصداق این بیان سیره اهل بیت علیهم السلام است که این حرف از آن سیره گرفته شده. حسین علیه السلام که این روزها در مکه مکرمه است و روز هشتم به طرف منای خود، کربلای عشق حرکت می کند بهترین مصداق است که در ره جانان باید از همه چیز گذشت و در همین مسیر حرکت بود که در یکی از منازل روز نهم ذیحجه خبر شهادت نماینده اش، مسلم بن عقیل را که درکوفه ناجوانمردانه این شخصیت بزرگوار را که باید در فرصتی فضائلش را بیان کنم به شهادت رسانده بودند دادند. خدای تعالی همه ما را از موالیان اهل بیت قرار دهد.
۲۶ تیر سال گشت تاسیس شورای نگهبان درسال ۱۳۵۹ است. به اعضا محترم این نهاد انقلابی و همه همکارانشان در سراسر کشور و به خصوص استان البرز خدا قوت و خسته نباشید عرض می کنم. همانطور که می دانید طبق اصلهای ۹۱ تا۹۹ قانون اساسی، یکی از نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی، که شرائط عضویت، تعداد افراد، وظائف و مسئولیت های آن بیان شده، شورای نگهبان است.
درشان این جایگاه به خصوص فقها بزرگوار آن، فقط به این کلام امام ره اشاره می کنم که فرمودند: من به این آقایان هشدار میدهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان، امری خطرناک برای کشور و اسلام است. خیلی مهم است این حرف.
بعد می بینیم که در داخل و خارج در زمان های حساس گروه ها و جریان های سیاسی و افراد اقدام به تضعیف و تنزل جایگاه شورا می کنند. چون می دانند نقش دژبان را دارد. و سعی دارد نگذارد افراد نفوذی وارد نهادها و دستگاه های تصمیم ساز وتصمیم گیر نظام شوند.
گاهی می گویند که اصول مربوط به نظارت شورای نگهبان در قانون اساسی، اصولی غیر دموکراتیک است و با این بیان به دنبال محدود کردن نقش نظارتی شورا هستند، حتی گاهی می گویند باید نظارت استصوابی برداشته شود و نظارت استطلاعی باشد. این نظارت یعنی ناظر موظف است تنها از وضعیتی که مجریان انجام میدهند، اطلاع پیدا کند بدون آنکه بتواند اقدامی در نحوه اجرا، تأیید یا رد داشته باشد. خوب مردم هم همین وظیفه را دارند پس چه فرقی هست بین نظارت مردم و نظارت شورا؟ هردو میتوانند نگاه کنند و خبر بدهند که فلان جا فلان اتفاق افتاد. دیگر اقدامی ندارند. این آقایان میگویند شورای نگهبان هم همین است. بیاید نظارت کند و بگوید در فلان جا فلان اتفاق افتاده است. این یعنی کشک. این نظارت به درد بخوری نیست. این حرف یعنی بی فائده بودن نقش شورا. البته کشک خاصیت زیادی دارد. برای کلسیم بدن خوب است.
و جالب است همین آقایانی که این حرف ها را می زنند و خیلی هاشان واداده غرب و بیگانگان هستند نگاهی به قوانین اساسی کشورهای دیگر نکرده اند تا ببینند همه کشورهای پیشرفته و غیر پیشرفته دنیا از آمریکا و اروپا و حتی آفریقا (البته غیر از کشورهائی که فرق صندوق انتخابات با صندوق میوه را نمی فهمند) همگی نهادی که قوانین عادی را کنترل کند و مفسر قانون اساسی شان و ناظر بر انتخابات باشد که گاهی اختیاراتی بیشتر از شورای نگهبان هم دارند، دارند.
به هر تقدیر تضعیف شورای نگهبان از اهداف اصلی و زیربنائی ادارهکنندگان جنگ روانی علیه ملت ایران است. البته این نکته را هم باید عرض کنم منصفانه باید همه شرایط را دید و آن اینکه ممکن است گاهی به نحوه عملکرد شورا با تمام رفعت جایگاهی که دارد انتقاداتی باشد همانطور که حضرت آقا اخیراً فرمودند: حالا بنده ممکن است با بعضی از این نظرات شورای محترم نگهبان موافق هم نباشم، اما شورای نگهبان بر طبق وظیفهی دینی عمل میکند، بر طبق قانون عمل میکند.
این به ما یاد میدهد که میتوانید در چهارچوب قانون انتقادات و پیشنهاداتتان را برای بهتر شدن کار بدهید. آنها هم استقبال میکنند. اینطور نیست که استقبال نکنند. اما باید توجه داشت وقتی تصمیمی طبق قانون گرفته شد همه حتی مخالفان هم باید پای بند به قانون باشند. به هر تقدیر از این عزیزان تشکر میکنیم و خدا قوت میگوییم.
این هم مطلب مهمی است و چون دیدم خیلی به آن میپردازند و شیطنت میکنند خواستم اشاره ای به ان داشته باشم. ۲۷ تیرماه سال ۱۳۶۷ ایران رسماً قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت و بعد از آن حرف ها و تحلیل های مختلفی صورت گرفت که باید به دقت بررسی کرد تا نتوانند تحریف و جعل در تاریخ کشور و دوران دفاع انجام دهند. پذیرش قطعنامه علل مختلفی داشت اما هیچکدام مربوط به فشار قدرت های بیگانه بر ایران و مجبور به تسلیم کردن ملت ایران نبوده و اگر کسی این را بگوید که چون آمریکا به ایران فشار آورد، ایران پذیرفت، این دروغ است.
مثلاً گفتند ایران دیگر نیرو و توان نظامی نداشته ناچار شده پذیرفته. یعنی هیچ کس دیگر نمیرفت به جنگ، پادگان ها خالی شده بود ناچار شدند بپذیرند. این دروغ است. همین تحلیل غلط باعث شد بعد پذیرش فکر کنند می توانند کار را تمام کنند و از جنوب و غرب دوباره حمله کردند اما در عملیات غدیر در جنوب و مرصاد در غرب قدرت جمهوری اسلامی به رخ دنیا کشیده شد که اینطور نیست که ضعیف شده باشد به این معنا.
وقتی عراق در صحنه های مختلفِ جنگ توان مقابله با ایران را نداشت و دائماً شکست می خورد عقبه صدام و کشورهای حامی کارسازی کردند تا سازمان ملل قطعنامه صادر کرد. اما قصدشان اعلام شکست و برگشتن به مرزها و امثال این نبود بلکه فقط می خواستند آتش بس کنند و در همانجائی که بودند بمانند. لذا از صدور تا پذیرش یک سال طول کشید تا معلوم شود که قطعنامه به خاطر نجات عراق از فشار شدید رزمندگان اسلام صادر شده است.
پس این که گفته شود که امام به خاطر اینکه آمریکا مستقیم وارد جنگ با ایران نشود قطعنامه را پذیرفت غلط است. مگر آمریکا وارد نشده بود؟ دهها مورد مستند است که ورود داشته. خیر اینها نیست. همان است که آقا فرمودند: امام ایستادگی کرد. قطعنامه را هم که امام قبول کرد، بهخاطر این فشارها نبود. قطعنامه از طرف امام، بهخاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روز امور اقتصادی کشور، مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. آن یک مسأله داخلی بود. پذیرش قطعنامه نه از سر ترس که از روی تدبیر و عقلانیت بود. (یعنی امر داخلی بود. مشکلات اقتصادی و داخلی بود. نه اینکه فشار آمریکا باعث شده که چنین کاری شده باشد. یا در جنگ توان مبارزه به آن معنا را نداشته).
این هم جالب است که حالا در این دوره یک عده ای ۸ سال تلاش کردند بگویند وضعیت کشور مثل روزهای پایانی جنگ است و باید به خاطرشرائط عقب نشست درحالی که امروز ایران قدرتمندتر و با صلابت تر از دیروز است لذا اگر دشمن کج خیال مسیر غلطی را انتخاب کند مسلم بداند در گام دوم انقلاب ضرباتی سهمگین تر و کوبنده تر از قبل از مردم ایران بخصوص جوانان در عرصه های مختلف و نه فقط نظامی نوش جان خواهد کرد.
منطقه ما در این روزها دچار حرکات و تحولاتی است از لبنان و عراق گرفته تا امارات و عربستان و پاکستان و افغانستان و هرکدام از این کشورها مسائلی دارند که در برقراری صلح منطقه نقش دارند. فشار استکبار امروز چه سیاسی و چه اقتصادی بر خط مقاومت سنگین است و از هر ترفندی برای تضعیف کشورهای محور خط مقاومت استفاده می کند.
بعد از اعلام اضمحلال داعش در سوریه توسط حاج قاسم اون روزها بنده در همین جایگاه پیش بینی کردم که مسیر حکومت سازی داعش به سمت افغانستان تغییر خواهد کرد و افغانستان باید مواظب باشد که در ورطه دیگری نیفتد و امروز هم عرض می کنم که باید خیلی مواظب باشند که در نقشه دشمن بازی نکنند حرکاتی که می شود مشکوک است و نمی شود به حرف هائی که گفته می شود اعتماد کرد.
خروج نظامی امریکا از منطقه چه عراق و چه افغانستان به خاطر مقاومت جانانه مقاومت، قطعی است و چاره ای ندارند اما نحوه خارج شدن مهم است که حکایت از طراحی برای ماندن به شکل دیگر دارند به هر تقدیر نباید بگذارند داعش و تفکر داعشی ولو به اسم های دیگر در آن کشور پا بگیرد و الا باز منطقه به نفع آمریکائی ها و صهیونیست ها محل نزاع و کشمکش های طولانی خواهد بود.
لبنان هم به خاطر دخالتهای آمریکا و دیگران دچار فشارهای اقتصادی شدید است که باید صبوری و مقاومتش را بیشتر کند. این روزها خبرهایش را میبینید که برای تشکیل کابینه مشکلاتی دارند. می خواهند لبنان را از کار بیاندازند اما لبنان همچنان خط مبارزه با رژیم رو به نابودی صهیونیست ها را حفظ کرده و ادامه می دهد. به آمریکا و گاوهای شیرده منطقه که خواب هائی برای منطقه دیده اند عرض می کنیم این خواب ها خواب شتری است و با شکست های سنگینی که در آینده خواهید خورد هرگز تعبیر نخواهد شد.
۲۵ تیرهفته بهزیستی و روز تامین اجتماعی را گرامی می داریم و خدا قوت عرض می کنیم و همچنین تأسیس نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹ شمسی را تبریک و خدا قوت به پرسنل خدوم نیرو عرض میکنیم.
استانی: فقط عرض می کنم روزهای مهم این ماه را پاسداری کنید به هر مقدار و روش که می توانید. مساله امامت و ولایت، مباهله، نزول آیات سوره هل اتی و غدیر. که البته با قید حیات توضیح خواهم داد اما شما این جشن ها را مهم بدانید اطعام غدیر را توسعه دهید. چهره شهر را عوض کنید. هر کس بر در خانه اش پرچم شادی بزند. اعلام کنید. اینها که دیگر ربطی به مسئولین و کم کاری آنها ندارد اینها اعتقادات ماست. اینها را بزرگ بشمارید. نمی بینید که با چه ترفندهائی همین ها را از دست عده ای گرفتند و سگ بازی را جایش گذاشتند؟! هر یک مورد که به این موارد خلاف اضافه شود کم کاری بنده و شماست و پیش خدا مسئولیم.
دارند آرام و خزنده به نمادهای ارزشی ما دست درازی می کنند. به چفیه و امثال اینها. به اصناف و نیروی انتظامی استان هشدار می دهم اگر جلوی تولید و توزیع بعض اقلام را که قصد دارند با شیطنت وارد بازار کنند نگیرید شخصاً ورود خواهم کرد و جلویش را خواهم گرفت.
تذکری هم به اعضای جدید شورای شهر عرض می کنم همانطور که در جلسه ای که با دوستان داشتم عرض کردم، در انتخاب شهردار دقت لازم را داشته باشید و از شاخص ها کوتاه نیائید و نگذارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند. گاهی صحبت هائی شنیده می شود که خوب نیست. خودتان با تصمیم خودتان، انتخاب کنید وبعد حمایت کنید و از او کاربخواهید. بنده هم همانطور که گفتم این نوبت به دقت رصد و مطالبه حقوق مردم را می کنم و گروه های مطالبه گر را هم تشویق به این کار می کنم تا زودتر عقب ماندگی ها جبران شود.
در این ماه اخیر هم حرکات مشکوک و بده بستان های زیادی صورت می گیرد چون شهر و استان در حال تغییر و تبدیل و تحول است. دستگاهها و نیروها و دولت در حال تغییر است. دستگاه های نظارتی دقت بیشتری داشته باشند مثل حراج معدن که دادستان محترم کشور جلویش را گرفت که البته در کرج زودتر اقدام شده بود. بعض تغییرکاربری ها که دارد درشهرک ها انجام می شود محل سوال شده که باید با دقت بررسی شود.
مسئله گردشگری را هم باید اهمیت داد. متاسفانه به اسم گردشگری و تبدیل روستاها به محل گردشگری بدون نظارت و بدون پیوست فرهنگی بافت روستایی را از بین بردند. اخلاق اجتماعی را در آن مناطق از بین بردند. گذشته از اینکه به باغات و منطقه از نظر منظره ای آسیب زدند، اخلاق را هم در انجا از بین بردند. وقتی کاری بدون پیوست صورت بگیرد معایبش زیاد خواهد بود. خیلی ها و خیلی از روستایی ها شکایت دارند از قصه گردشگری. بازنگری جدی نسبت به این موضوع داشته باشید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/4/18 | 1400/4/18دشمن بنیان خانواده را نشانه رفته است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه175
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یاایهاالذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله . متقین نسبت به هم کیشان خود کمال رفق و مدارا را دارند. و امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق به این بخش اشاره فرمودند: «وَ حَقُّ أَهْلِ مِلَّتِکَ إِضْمَارُ السَّلَامَهِ لَهُمْ». حق هم کیش های تو این است که سلامتى آنها را بخواهى. اهل ملتک یعنی هم دین، هم کیش. این بیان حضرت برای زندگی بهتروسالم تر بهترین راهنمائی است. یعنی درباره اطرافیانت حتی در اندیشه ات چیزی جز خیرخواهی نباشد.
«وَ الرَّحْمَهُ بِهِمْ». و مهربانى کنى. در عمل هم با محبت رفتار کن. «وَ الرِّفْقُ بِمُسِیئِهِمْ». و با بدکردارشان نرمى کنى. «وَ تَأَلُّفُهُمْ وَ اسْتِصْلَاحُهُم». و آنها را با هم الفت دهى و صلاح آنها جوئى. «وَ شُکْرُ مُحْسِنِهِمْ». و از خوش کردارشان تشکر کنى. «وَ کَفُّ الْأَذَى عَنْهُمْ وَ تُحِبُّ لَهُمْ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ». و از آنها دفع آزار کنى براى آنها بخواهى هر چه براى خود خواهى. «وَ تَکْرَهُ لَهُمْ مَا تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ». و براى آنها بد دارى هر چه براى خود بد داشتى.
«وَ أَنْ تَکُونَ شُیُوخُهُمْ بِمَنْزِلَهِ أَبِیکَ». و سالمندان آنها را چون پدر خود دانى. «وَ شَبَابُهُمْ بِمَنْزِلَهِ إِخْوَتِکَ». و جوانانشان را برادر. «وَ عَجَائِزُهُمْ بِمَنْزِلَهِ أُمِّکَ». و پیرزنان آنها را مادر. «وَ الصِّغَارُ بِمَنْزِلَهِ أَوْلَادِکَ». و خردسالانشان را چون فرزندان خود بدانی.
خوب ببینید چه توصیه های کاربردی و ارزشمندی است. اگر این ها بشود سبک زندگی ما و شورای فرهنگ عمومی در مصوبات خودش برای متن زندگی قرارگرفتن این امور طراحی داشته باشد، آیا اصلاح اجتماعی وآرامش روحی برای آحاد اجتماع بوجود نمی آید؟ آیا زندان ها تعطیل نمی شود؟ آیا بازار و کسب و کار آباد نمی شود؟
اگر دل ها نسبت به هم مهربان باشد و افراد همدیگر را برادر و خواهر هم بدانند و یا لااقل به تعبیر امام سجاد و یا امیرالمومنین علیهما السلام هم کیش بدانند، و هرچه برای خود می پسندند برای دیگری هم بپسندند، از لغزش هم چشم پوشی می کنند، یکدیگر را می بخشند، حتی به فکر تعدی به حقوق هم نخواهند بود.
روایت زیبائی از حضرت عیسی علیه السلام نقل است که حضرت به حواریون فرمودند: موسى علیه السلام به شما امر کرد زنا نکنید، من توصیه مى کنم، در ذهن خود هم به آن فکر نکنید. بعد با مثال ادامه دادند؛ اگر در ذهن شما، فکر گناه قوت بگیرد، مثل این است که دراتاق سفید در بسته اى آتش بیفروزند؛ ولو این اتاق منهدم نمى شود، اما در و دیوار زیباى رنگ آمیزى شده آن را دود، آلوده و سیاه خواهد کرد.
فکر بد هم ذهن را آلوده میکند. یعنی نباید اجازه داد ذهن منحرف و آلوده شود. اگر ما بخواهیم اخلاقی رفتار کنیم و در مسیر درست زندگی کنیم باید از فکر و اندیشه شروع کنیم. لذا حضرت فرمود برای دیگران در فکرت خیر بخواه. چه برسد به اینکه بنشینی نقشه هم بکشی. روی این مسئله فکر کنید. دیده را هم حتی باید ندیده گرفت چه برسد که دنبال مورد هم بگردیم.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: خدا دوست دارد که نیت انسان نسبت به همه مردم زیبا باشد. و در بیان دیگری فرمودند: کسى که نسبت به دیگران مهر و محبت نداشته باشد و براى آنها خیر نخواهد، خدا رحمتش را از او دریغ مى کند. این اثر خیرخواهی برای دیگران است که مشمول عنایات الهی و رحمت خاص می شود.
انسانی که خودش را با این توصیه های اهل بیت تربیت کرده باشد و دیدگاهش مهربانی به همه آحاد جامعه باشد، اگر از جامعه و اطرافیان بی مهری دید، که معمولا هم اتفاق می افتد کینه به دل نمی گیرد وبرعلیه آنان اقدامی ندارد. چون به افق مهمتری دقت میکند.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: نشانه سعادت انسان این است که سینه و دل او از دشمنى و کینه و حسادت نسبت به دیگران خالى باشد. برای کسی که دلش پر از حقد و کینه است برادری نمی ماند. و فرمودند: کینه، آتشى پنهان است که آن را یا مرگ خاموش مى کند یا پیروزى. یعنی کینه توز تا نمیرد خودش و اطرافیانش آرامش پیدا نمی کنند. و چنین انسانی طبق روایات به آرزوهایش نمی رسد.
نکته دیگری که باید در کلام امام علیه السلام به آن توجه کرد این است که فرموده اند؛ ما با دو گروه از مسلمین مواجه هستیم، افرادی که گناه می کنند و نسبت به احکام دین مبالاتی ندارند و افرادی که متدین هستند، ما در رابطه با این دو گروه چکار باید بکنیم؟
فرمودند:«الرفق بمسیئهم وتألفهم واستصلاحهم، وشکر محسنهم». نسبت به گناهکاران آنها باید با نرمى و ملاطفت و انس و الفت رفتار کنى و راه اصلاح و هدایت او را پیش گیرى. بالاخره از اهل ایمان کسی ممکن است خطا کند. شما هم متوجه بشوی. میفرماید راه رافت را بگیر و جذب حداکثری کن. نه اینکه جوری شود نسبت به گناه غره شود باید مواظب این هم باشیم. با رافت مسیر هدایتی را باید در نظر گرفت.
این دستورالعمل در اختیار همه باید باشد که راه نجات چنین افرادی مدارا کردن با آنهاست. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: کلید رستگاری رفق است. یعنی نرم خوئی با دیگران (اگرچه ذهن شما نسبت به کلید حساسیت پیدا کرده، اما این تعبیر در روایات فراوان است) رفق انسان را به راه سعادت سوق می دهد. سختی ها را آسان می کند و او را به اهدافش می رساند و طبق روایات رفق با دیگران نصف عیش و لذت است. حتی با کسانی که با ما بد کردند گرم و مهربان باشیم. و در انسانی که نه انس می گیرد و نه با او انس می گیرند خیری نیست.
و نسبت به گروه دیگر هم فرمودند: کسی که به تو نیکی می کند حمد کن و سپاس گو. اینجا هم فقط به یک روایت اکتفا می کنم با اینکه بحث مفصل دارد. راوی می گوید شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند: حسن همسایگى با نعمت را پاس بدارید. عرض کردم حسن همسایگى با نعمت چیست؟ فرمودند: شکر و اداى حقوق کسى که موجب فراهم شدن این نعمت براى شما مى شود.
خدای تعالی همه ما را به وظائفمان آشنا بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا مواظبت دارند که از هر کسی طرفداری و عمل او را تائید نکنند. این یک وظیفه است. روی چه قاعده ای میگوییم؟ امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۱۴۶ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِه».
کسى که به عمل گروهى راضى باشد چنان است که گویى با ایشان در انجام آن کار همراه بوده است . میشنوید فلان کس در فلان جا کاری را انجام داده. میگویید چه کار خوبی کرده. برای شما ثوابش را مینویسند. اگر کار خطایی کرده باشد برای شما سیئه مینویسند. تاریخ میخوانید که شخصی کاری را انجام داده یا خوشحال میشوید یا ناراحت. هر دو اینها «الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ» است. چنان که گویی با ایشان در انجام آن کار همراه بوده. بر هر کسى که انجام دهنده کار نادرست مىباشد، دو گناه است یکى گناه انجام دادن آن کار، دیگرى گناه راضى بودن به آن.
وقتی کسی به کاری میل قلبی داشته باشد و موافق با طبع او باشد، اگر دیگری هم انجام دهد کان خود این شخص انجام داده است. لذا اگر کسی راضی باشد به گناهی که دیگری انجام می دهد مثل این است که خودش انجام داده لذا امام علیه السلام فرموده که این شخص هم که راضی بوده ولو عملی انجام نداده اما گناه کار است.
۳۰ ذیقعده سال گشت شهادت نهمین و جوان ترین امام شیعیان حضرت جوادالائمه علیه السلام است که در سال ۲۲۰ قمری به دستور معتصم عباسی واقع شد. راجع به سیره و سبک زندگی حضرت در نوبت های گذشته به مطالبی اشاره کردم.
یکی از دغدغه های امام علیه السلام فراگیر نبودن آیات الهی در سطح جامعه بود و تلاش می کردند تا گذشته از گفتار، رفتار مسلمین برگرفته از آیات الهی باشد و خود حضرت هم در محاوره و گفتگوهای روزانه و برخورد با مردم بیشترین استفاده را از آیات قرآن کریم میکردند. ما هم خوب است یاد بگیریم قرآن را که با دوستانمان که داریم صحبت میکنیم استدلالمان به آیه ای از آیات قرآن باشد. میخواهیم کسی را از کاری نهی کنیم آیه ای از قرآن را بخوانیم. عده ای اینطورند که با قرآن انقدر انس دارند که برای هر مطلبی آیه ای در ذهن دارند. حضرت خیلی دوست داشت جامعه اینگونه باشد. خود حضرت هم اینگونه رفتار میکرد.
مثلاً علىبن اسباط یکى از یاران امام جواد علیه السلام مىگوید: روزى به محضر آنحضرت رسیدم در حالىکه در مورد امامت ایشان در خردسالى شک و تردید داشتم. در همان لحظه امام در برابر من نشست و فرمود: خداوند درباره امامت حجّت آورده، همانطورى که درباره نبوت حجّت آورده است. قرآن کریم درباره حضرت یحیى علیه السلام مىفرماید: «وَ آتَینَاهُ الحُکمَ صَبِیَّاً». ما به یحیى در کودکى حکمت یا فرمان نبوت دادیم.(مریم/۱۲)
و یا درباره حضرت یوسف علیه السلام مىفرماید: «وَ لَمَّا بَلَغَ اَشُدَّهُ آتیناهُ حُکماً وَ عِلمَاً» هنگامى که به سن کمال رسید، به او حکمت یا حکم نبوّت و دانش دادیم… پس همانطور که ممکن است خداوند علم و حکمت را در سن چهل سالگى به شخصى عنایت کند، ممکن است همان حکمت را در دوران کودکى نیز عطا کند. حضرت با این استدلال از قرآن مطلبی که در ذهن علی بن اسباط بود را پاسخ فرمودند. در ضمن امام علیه السلام علما و دانشمندان را تشویق می کردند که تفسیر غلط نداشته باشند و آنها را راهنمائی می کردند تا بهترین فهم و برداشت را از آیات قرآن داشته باشند.
می نویسند معتصم عباسی ام الفضل همسر امام را تحریک کرد تا حضرت را توسط انگور سمی (با اقوال مختالف) به شهادت برساند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان اهل بیت علیهم السلام قرار دهد انشاءالله.
۱۸ تیرماه را به مناسبت درگذشت مهدی آذر یزدی نویسنده کتاب معروف قصه های خوب برای بچه های خوب روز ملی ادبیات کودک ونوجوان نام گذاری کرده اند. بزرگواری که در ادبیات کودک و نوجوان کارهای فاخری دارد.
آنچه عرض می کنم خطاب به خانواده هاست که فرزندانتان را از کودکی به خواندن کتاب عادت بدهید. روش شما بشود. حتی خردسالان را با کتاب مانوس کنید و آثار آن را در رشد فکر و اندیشه او ببینید. باید طوری بار بیاورید که دغدغه کتاب داشته باشد. ما این کار را انجام دادیم و مجرب است. اگر توان خرید ندارید از کتابخانه های عمومی استفاده کنید. به تربیت کودکان اهمیت بدهید.
راجع به کودک متاسفانه کار جدی نمی شود اگر فعالیتی هم هست بیشتر نوجوانان مد نظر هستند. درحالی که کودک مقدم است و اهمیت ویژه دارد. اگر کودک را با کتاب رفیق کنید هم اخلاق او هم تدین او هم انسانیت او هم ارزش های الهی و امثال اینها در او تکمیل می شود.
ما در مصلی قبل از کرونا مهد آدینه داشتیم. تحت نظارت خودم که هر هفته نزدیک به هفتاد هشتاد کودک حضور داشتند. بچه هایتان را با خودتان نماز جمعه بیاورید. تشویقی بگذارید و فراهم کنید فضا را که بیایند. البته اینجا هم دوستان باید فضاهایی را فراهم کنند. آن کار تحت نظارت خودم انجام میشد و برایشان توسط مربیان قصه و بازی و تفریح داشتیم . کارهای امام زمانی میکردند که ذهن و دل بچه ها با حضرت حجت و با نمازجمعه و احکام الهی آشنا شود. و برکاتی داشت اما فعلاً تعطیل است. به نظرم می شود شکل کار را تغییر داد. لذا اگر خواهران و برادران ایده ای و ابتکاری به نظرشان می رسد من استقبال میکنم که در روزهای جمعه و حتی غیر جمعه در مصلی انجام بگیرد. به دوستان ستاد ارائه کنند تا تصمیم گیری شود.
به هر جهت قصه گویی برای کودکان و آموزش دادن به کودکان بسیار مهم است. صهیونیستها میگویند بچه هایتان را سه چهار سالگی به ما بدهید و هفت سالگی بگیرید که او یک صهیونیست است. فیلم شکارچی شنبه نشان دهنده همین است. حتی از پدربزرگش هم عبور کرد.
یکی دیگر از مسائل مهمی که باید از کودکی به بچه ها آموزش داد و آنها را تربیت کرد مسائل مربوط به عفاف، حجاب و حیا است. و فرقی بین دختر و پسر در این باره نیست. بحث حیا مهم است و از ابعاد مختلف در زندگی فردی و اجتماعی نقش دارد و عامل استحکام بخش، به ارکان جامعه است. مثل حیا در گفتار و رفتار و پوشش و امثال اینها. اینها جامعه را محکم میکند.
مثلاً نوع پوشش شخص می تواند بیان کند که حیا و عفاف در او چه مقدار است و البته نوع رفتار و پوشش اعضاء خانواده مهمترین نقش را برای افراد در درک صحیح عفاف و حیا در زندگی خصوصی و اجتماعی دارد. وقتی خانواده نقش خودش را درست ایفاء کرد، بچه خوب تربیت شد در آن مسیر، مدرسه و دانشگاه در مرحله بعد و بعد رسانه ها، نقش اساسی را در این تربیت دارند.
به مناسبت روز اول ذیحجه سال دوم قمری که روز ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهماست و به مناسبت ۲۱ تیرماه که قیام خونین مسجد گوهرشاد علیه کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ روز حجاب و عفاف نامیده شد مطلبی را عرض می کنم. اولاً ماه ذیحجه و مناسبت هایش را پیشاپیش تبریک عرض می کنم.
همه می دانید که دشمنان اسلام در دورههاى مختلف از تعالیم اسلام ضربات مهلکى خورده اند لذا هرجا فرصت را مناسب ببینند ضربه ای می زنند و انتقام می گیرند. یکی از طرح های جدی آنها نفوذ در کشورهاى اسلامى و بدست گرفتن مدیریت ها توسط عوامل وابسته به خودشان است، تا بتوانند احکام و قوانین اسلامی را از کار انداخته سبک زندگی غربی را جایگزین کنند.
تردیدی در این نیست که یکی از خبیث ترین نقشه های دشمنان علیه اسلام، که به طور رسمی آن را به اجراء درآوردند، توطئه کشف حجاب بود. پدر پیر استعمار، انگلیس خبیث که یکی از قدرت های بزرگ زمان خودش بود و با اسلام دشمنی دیرینه داشت، با طرح کودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹، قلدر وابسته ای را سرکار آوردند تا توسط او جامعه ایرانی را از اسلام و ارزش های آن تهی کنند.
او هم وقتی قدرت را به دست گرفت موبه مو دستور اربابانش را انجام داد که یکی از آنها دستور کشف حجاب بود که اول زنش و دخترانش را مکشفه در معرض دید نامحرمان قرار داد تا قرق را بشکند. او برای استقرار این دستور، جنایاتی را مرتکب شد که در تاریخ ثبت است و البته با مقاومت هائی هم مواجه شد که قیام مسجد گوهرشاد یکی از آنها است و همین مقاومتِ متدینین و درخواستی که علماء داشتند باعث شد بعد از ۹ سال ازتصویب، قانون کشف حجاب، در سال ۱۳۲۳ لغو شود.
این مسیر ترسیم شده توسط دشمنان اسلام و ارزش های الهی هنوز ادامه دارد و وابستگان و مزدورانشان دائماً بر این نماد بندگی و عفاف هجمه می برند و با استفاده از بوق های شیطانی و رسانه های متعدد افراد را در مارپیچ سکوت و بعد، انفعال قرار می دهند.
من مارپیچ سکوت را قبلا گفتم که چگونه یک دختر متدین محجبه سال چهارم دانشگاه قیافه اش با سال اول فرق میکند. یادم هست که در یک خطبه این را کاملا توضیح دادم.
از آنجائی که مسلم است پشت مسئله ترویج بی حجابی دشمنان به صورت سازمان دهی شده قرار دارند و آن را وسیله ضربه زدن به ارزش های الهی و انقلابی قرار داده اند که از حجم وسیع شبکه های ماهواره ای و اینترنتی که به صورت ۲۴ ساعته با ساختن برنامه های متنوع، مشغول تخریب خانواده و از بین بردن عفت و حیا و تشویق به عدم تشکیل خانواده و ازدواج سفید و امثال اینها هستند معلوم می شود.
عرض کردم این جریان تخریب ارزش های اسلامی فقط مربوط به امروز نیست از قدیم هم بوده. حتی در تاریخ انبیا که نگاه میکنیم دشمنان جنگ فرهنگی راه می انداختند. فرعون یکی از آن افراد است. در مقابل حضرت موسی جنگ فرهنگی راه انداخت .الان هم میگوییم ناتو فرهنگی، جنگ فرهنگی، جنگ نرم که از طرف دشمن است. فرعون برای این که مردمش را تحت کنترل بگیرد و بترساند ببینید نسبت به حضرت موسی یک جریان فرهنگی راه می اندازد. در آیات قرآن هست. «إِنِّی أَخَافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ». (غافر/ ۲۶) او میگوید مردم! من از موسی میترسم. میترسم دینتان را عوض کند. میترسم فساد در جامعه ایجاد کند. با همان نمادهایی که این طرف باید اقدام کند آن طرف اقدام میکند. این جنگ فرهنگی است. از این موراد زیاد است. در قرآن هم هست. انشاالله مراجعه می کنید.
قبلا هم به مناسبتی گفته بودم خاطرات این جاسوس انگلیسی که در کشورهای اسلامی ماموریت هائی داشته است را بخوانید. مطالب مهمی گفته است که روشنگری می کند. او یکی از نقاط قوت مسلمانان را حجاب بانوان میداند که مانع فساد می شود و بالصراحه در کتابش می گوید باید به هر وسیله ای که شده حجاب را از بین برد و بی حجابی را ترویج کرد تا فساد بوجود بیاید و خانواده از بین برود. این نقشه دشمن است. بعد ما میبینیم که این نقشه دارد انجام میشود. دوروبر خودمان هم دارد عملیاتی می شود اما هیچ عکس العملی دیده نمی شود.
خوب دقت می فرمائید ما حجاب را نماد می دانیم اما آنان با یک نماد و سنبل مذهبی مبارزه نمی کنند بلکه تلاش در تغییر باورها و سپس رفتارهای مسلمین دارند. میخواهند رفتار مسلمان ها را عوض کنند. رفتار شما عوض شد شما شکست خوردید قطعا. خیلی واضح است که اگر بخواهیم بگوئیم کدام کشور تحت تاثیر کدام فرهنگ قرار گرفته به لباسشان نگاه میکنیم. می توان از پوشش اصیلی که داشتهاند و حالا تغییر داده اند این را فهمید که تحت سیطره فرهنگ جدید قرار گرفته اند بدون اینکه خودشان توجه داشته باشند.
امروز هم می بینیم همان خط ادامه دارد. وقتی نزدیک به هشتاد موسسه فرهنگی که توسط استکبار و صهیونیست ها اداره می شود و دستورکارشان تأثیرگذارى بر فرهنگ مردم ایران است و بودجهى بعضی از این ها دو برابر بودجه کل کشور هست و بر موضوع تخریب بنیان خانوادهها و بىهویت کردن جوانان سرمایهگذارى و طراحى کردهاند، آیا نباید برای کودکان، نوجوانان، خانواده ها، عفاف، حجاب و حیا، برنامه داشت؟ آیا متولیان فرهنگی در این قتلگاه نباید فعالیت عمیق تری داشته باشند؟ آیا نباید متمرکز عمل کرد و از موازی کاری و از بین بردن سرمایه دست برداشت؟
گروه های جهادی و خودجوش و آتش به اختیار کارشان را می کنند، سعی آنها مشکور ان شاءالله اما کار آنها مسئولیت را از دوش متولیان برنمی دارد. باید جدی تر به آن پرداخت. هم به بعد ایجابی و هم سلبی. باید این نقشه هائی که از سالیان قبل برای جوامع اسلامی و اخیرا جدی تر برای ایران کشیده اند و می کشند را خوب تشریح کرد و بعد به بیان فوائد حجاب و عفاف و نقشی که در سلامت اجتماع و مضرات بی عفتی و بی حیائی و نقشی که در شقاوت جامعه دارد پرداخت.
نکته ای عرض کنم و آن اینکه فرد بی حجاب باید بداند وقتی حجابش را کنار گذاشت، خود را از همه ارزش های ناب انسانی خالی کرده است. قصدش دیده شدن بوده اما نه با کمالاتش، نه با استعدادهایش، نه با تفکر و معلوماتش، بلکه با جسمش خود را نشان داده؛ یعنی اعلام می کند ببینید من غیر از جسم عریان و نیمه عریانم هیچ چیز قابل عرضه ای ندارم ولی احتیاج به نگاه شما دارم. این شخص هیچ ارزش انسانی ندارد چون باید فرقی بین انسان که لباس پوشیدن برای او نعمت است و فضیلت است و حیوان که عریان است باشد.
کسانی که در زمین دشمن بازی می کنند و دم از بی عفتی می زنند و آن را ترویج می کنند، می دانند که جامعه ما خانواده محور است و بىحجابى و ولنگاری و بی عفتی خانواده را از بین می برد. آنها دنبال همین هستند که خانواده از بین برود. چون خانواده که از بین رفت جامعه و انسجام اجتماعی بهم می ریزد و از بین می رود. هرچه حیا و عفت در جامعه بیشتر باشد راه نفوذ دشمنان نیز مسدود مىشود.
در چند جبهه با ما می جنگند. باید ضمن دفاع، حمله هم داشت. اول سعی می کنند خانواده تشکیل نشود با مقدمات زائدی که درست کرده اند، سن ازدواج را بالا برده اند و بعد مسئله اشتغال و مسکن را با دسیسه خراب کرده اند. الان دیگر در خواب باید ببیند یک جوان که بتواند خانه داشته باشد. مگر حالا دولت جدید مقدماتی را فراهم کند که خانه دار شدن مدتش کم شود.
از طرف دیگر بی حجابی را ترویج می دهند و بعد تشویق به روابط خارج از عرف می کنند و بعد اگر خانواده ای تشکیل شد سعی می کنند از هم بپاشد و ادامه دار نشود و اگر نتوانستند کاری بکنند تلاش می کنند تکثیر نسل انجام نشود و سنگ اندازی می کنند. چون از ایران و خانواده ایرانی و انسجام داخلی مردم ایران می ترسند.
برای اینکه بتوانند این انسجام را به هم بزنند با بالا بردن توقعات، که الان و اخیرا اینجور شده متاسفانه. این را هم باید خیلی خوب دقت کنید. همه دوستان توجه داشته باشید. شما نمازگزاران محترم باید این صدا را منتشر کنید در بین جامعه. مطالبه گری های زود هنگام راه خواهند انداخت. عده ای شیطان صفت هنوز دولت جدید مستقر نشده مطالبی مطرح می کنند که دولت مستقر هم توان انجام را نداشت.
خوب دقت داشته باشید دولت جدید تا مستقر شود و بعض زیرساخت ها که تخریب شده را به جای اول برگرداند و مسیر را اصلاح کند مقداری وقت می برد. این را هر انسان عاقل منصفی میپذیرد. اگرچه کارهایی را ضربتی دولت جدید انجام خواهد داد و برای اصلاح اقدام میکنند ان شاءالله اما همه باید معین و کمک باشیم و در چرخه ای که دیگران برای ناراضی کردن مردم درست کرده اند قرار نگیریم.
کارهائی می شود که هیچ توجیه ندارد جز اینکه عده ای می خواهند مردم را اذیت کنند. از عزیزان نماینده مجلس سوال کردیم وضعیت نهاده های دامی چگونه است که الان دارند دام مولد را میکشند؟ برادری که مسئولیت این کار را داشت و رفته بود و گزارش گرفته بود توضیح داد که در انبارها پر است از نهاده های دامی که قسمتی در حال پوسیدن و از بین رفتن است. اینها را اگر بدهند تنفسی صورت میگیرد. دیگر احتیاج نیست دام مولد را بکشند. لازم نیست طیور بدون غذا باشند. در جلسات میگویند ریشه اش اف ای تی اف است که امضا نکردید. از آن طرف انبارها پر است و در اختیار قرار نمیگیرد. این جز بیماری چیز دیگری است؟ چرا مردم را در این روزهای آخر اذیت میکنید؟ بگذارید تنفسی صورت بگیرد.
به این مطالب و بعض حرف هایی که زده می شود به این دید نگاه کنید که عده ای می خواهند کشور را ناآرام کنند. جریان درست می کنند. مثل همین دام و طیور، مثل آب، مثل قطع برق ومسائل دیگر که هفته آینده باز هم ممکن است به وجود بیاید. شما مواظب باشید در دام این جریانات نیوفتید. بله سخت است. برق میرود سخت است. بعضی ها که بیمار در خانه دارند و مشکلاتی دارند. بعضی جاها آب با برق کار میکند، برق که میرود آب هم قطع می شود؛ سه نوبت و دو نوبت. اینها سخت است. اما بدانید قصه هایی پشت این قضیه هست و شما باید مثل همیشه که مقاومت داشتید با تمام سختی ها و مشکلاتی که هست با مقاومت برخورد کنید.
دشمنان ما بدانند مردم ما منسجم و متحدند و از این اتحاد بترسید. چون هرگز در مقابل شما کم نیاورده و عقب نشینی نخواهند کرد. اگر چشم داشتید دیدید در انتخابات چه داغی بر دلتان گذاشتند. واقعا داغ بود که بر دل آنها گذاشته شد.
فرصت بیان نکاتی راجع به کودتای آمریکائی نوژه و ۲۳ تیر که روز گفتگو و تعامل سازنده با جهان است را ندارم.
فقط این نکته را عرض کنم که مسائل انتخابات شوراها در استان به طور جد در حال پیگیری است. نظارت دارد کارهایش را انجام میدهد. دستگاه هایی که باید دنبال کنند دارند دنبال میکنند. شکایاتی که آمده در حال بررسی است انشاءالله و نتایج آن هم اعلام خواهد شد. دغدغه هایی که از سراسر استان به ما رسید منتقل کردیم. خود آقایان هم دنبال میکردند. مجموعه استان به دنبال این است که واقعا اگر فسادی صورت گرفته جلویش گرفته شود. بعضی از فساد ها یقینی است که انجام شده است اما بعضی وقتها قانون نمیگذارد. این را توجه داشته باشید. طرف خلاف قانونش را قانونی انجام داده است. نمیشود بعضی کارها را اثبات قانونی کرد؛ اما آنهایی را که واقعاً می شود ثابت کرد آقایان کوتاه نمی آیند و این اعتماد و اطمینان را به ما دادهاند.
خدای تعالی رحمت کند عالم جلیل القدر مرحوم آیت الله رزاقی را که سالیان متمادی به مردم این منطقه و استان خدمت کرد و نشر معارف الهی را برای جوانان و نوجوانان و خانواده ها در حوزه های علمیه و دانشگاه ها داشتند و جواب مردم را با حوصله می دادند. بنده مواقعی را دیده بودم که ایشان مشغول این وظیفه دینی خودشان هستند. از نمازگزاران با وفای جمعه ما بودند. بنده از این بالا چون همه را حاضر غایب می کنم می دانم چه کسی کجا می نشیند و با چه کسی حرف می زند. حواسم به همه هست. ایشان می آمد در همین جمع شما هرجا که جا بود می نشست بی تکلف. و بیشتر جمعه های سال را مقید بودند که اگر فرصت دارند باشند و در نماز جمعه شرکت کنند. خدای تعالی بر رفعت مقامشان افزوده بگرداند. روضه خوان اهل بیت بود با اولیا خدا انشاءالله محشور باشد . خدای تعالی توفیق بدهد که ما هم وظایفمان را به خوبی انجام بدهیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/4/11 | 1400/4/11گورهای دستهجمعی کودکان چهره جنایتکار کانادا را نمایان کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه176
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
اهل تقوا افراد خشک و عبوسی نیستند بلکه اهل مزاح و شاد کردن دیگران هستند اما گناه نمی کنند. و روش زندگی و منش آنها اینگونه است که هر کس در کنار آنان باشد آرامش خاطر پیدا کرده شاد می شوند. لذا در روایات داریم، شادى و سرور مومن در چهره؛ و غم و اندوهش در قلب او است. خود رسول خدا همیشه تبسم بر لب داشت و با دیگران رفتار نیکو داشت.
گاهی بعضی از روی ناآگاهی و یا از روی غرض ورزی به دروغ می گویند اسلام با شادی و سرور مخالف است و طرفدار غم و ماتم و اشک است. درحالی که اسلام به این نیاز بشر توجه داشته و برای کسی که دیگران را شاد می کند پاداش و ثواب در نظر گرفته در جوامع روائی ما روایات متعددی در باب شاد کردن مومنان و پاداشی که دارد وارد شده و این عمل برای شخص فضیلت به حساب آمده است. مثلاً؛ رسول خدا فرمودند: بالاترین اعمال بعد از نماز، شاد کردن دل مؤمنان است به آنچه که گناه در آن نباشد.
و یا روایتی که امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که مومنى را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است و کسى که مرا شادمان کند، رسول خدا را خوشحال کرده و کسى که رسول خدا را مسرور کند، خدا را مسرور کرده است و کسى که خدا را شاد کند خدا او را به بهشت داخل خواهد کرد.
این نکته را باید در نظر داشت که همیشه شاد کردن دیگران با هجو و لغو گفتن و استهزاء و کارهای سبک نیست بلکه اگر کسی گرفتاری و رفع مشکلی از کسی بکند قطعا او را خوشحال کرده و یقیناً خداوند متعال پاداش مضاعف به او خواهد داد. به هر تقدیر از آیات قرآن کریم هم بدست می آوریم که باید از لهو و لعب و غرق شدن در دنیا دوری کرد. و بدانیم شاد کردن مومن از فضیلت بالائی برخوردار است. رسول خدا فرمودند: بهترین اعمال نزد خداوند متعال، شادمان کردن مؤمنان است.
خوب حالا اگر ما دِین مومن را ادا کنیم بیشتر خوشحال می شود یا یک لطیفه بگوئیم؟ لطیفه گفتن هم خوب است اما دین ادا کردن بیشتر او را خوشحال میکند. گاهی انسان مشکلات مالی هم ندارد فقط احتیاج به کسی دارد که حرف او را بشنود و او را راهنمائی کند و برای او مقداری صحبت کند تا تالماتش کم شود.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به داوود پیغمبر علیه السلام وحى فرستاد که بعضى از بندگان من که حسنه اى را انجام مى دهند، بهشت را بر آنها مباح مى کنم، داوود سؤال کرد آن حسنه اى که موجب مباح شدن بهشت مى شود، چیست؟ خداوند فرمود: شادمان و مسرور کردن بنده من، ولو با یک خرما. حضرت داوود عرض کرد: شایسته است کسى که تو را مى شناسد، امیدش را به تو از دست ندهد.
اینها فرصت هائی هستند که خداوند در اختیار ما قرار داده و نباید از دست داد. روایتی است از امیرالمومنین علیه السلام که فرمودند: کسى که مومنى را شادمان و مسرور کند، خدا از آن سرور، لطفى خلق مى کند که به هنگام غربت و نگرانى در دنیا و آخرت، دست او را خواهد گرفت. گاهی در قبض شدید هستیم و یک مرتبه گشایشی می شود اینها اثر اعمال ماست.
امام سجاد علیه السلام در رساله برای آن حقوقی را بیان فرموده اند. «وَ حَقُّ مَنْ سَرَّکَ اللَّهُ بِهِ أَنْ تَحْمَدَ اللَّهَ أَوَّلًا» حق کسى که بخاطر خدا تو را شاد کند این است که اولا خدا را حمد کنى. «ثُمَّ تَشْکُرَهُ» و سپس از او تشکر نمایى.
بعد هم به حق کسی که نسبت به انسان بدی دارد پرداختند. فرمودند: «وَ حَقُّ مَنْ سَاءَکَ أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ»، حق کسى که بتو بدى کند این است که از او بگذرى. «وَ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ الْعَفْوَ یَضُرُّهُ انْتَصَرْتَ» و اگر بدانى گذشت زیان دارد، از او انتقام کشى و داد خود بستانی. «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ» خداى عزوجل می فرماید: هر کس ستم شود و سپس انتقام گیرد بر او باکى نیست. (شورى/ ۳۹).
مساله عفو و گذشت هم در فرهنگ دینی ما فصل مفصلی دارد. از خداوند که قادر مطلق است شروع می شود و به عنوان یک فضیلت، برای دیگران مطرح می شود. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: کسى که زشتى هاى دیگران را ببخشد، به همه فضیلت ها دست یافته است. چقدر اختلافات و کش مکش ها در جامعه با همین صفت کمالی که یکی از مکارم اخلاق است حل می شود.
تاریخ اسلام را که ملاحظه کنید رسول خدا در اوج و قله عفو و بخشش قرار دارد. این همه آزار و اذیت و جنگ و محرومیت که درباره رسول خدا انجام دادند، بعد از فتح مکه همه را آزاد کرد. عفو آثار فراوان دنیائی و آخرتی فردی، اجتماعی دارد. در روایت دارد خداوند به حضرت یوسف فرمود: به خاطر این که تو از برادرانت گذشت کردى، ما هم یاد تو را در میان مردم دنیا زنده نگه داشتیم.
سخن پایانی اینکه سعی کنیم تا می توانیم آتش فتنه ها را خاموش کنیم نه آنکه در آن بدمیم. بعضی ها میخواهند ببخشند اما دیگران مانع میشوند. شخصی خدمت امام صادق علیه السلام حاضر شد و عرض کرد: بین من و جماعتى نزاعى رخ داده است و من میل دارم این منازعه و اختلاف را رها کنم؛ ولى به من مى گویند که کنار کشیدن تو از این دعوا و منازعه براى تو ذلت و خوارى به بار مى آورد. حضرت فرمودند: خوار و ذلیل کسى است که ستم کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین اهل صبرند و برای رسیدن به اهداف بلند خود عجله نمی کنند و با دقت و تدبیر اقدام می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۴۵ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لَا یَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ». شخص بردبار، پیروزى را، هر چند که زمانى دراز بگذرد، از دست نمىدهد.
در این بیان، امام علیه السلام، مخاطب را تشویق به صبوری کردن در امور کرده اند و نتیجه ای که از صبر حاصل می شود را که همان پیروزی است ولو مدتی طول بکشد را بیان فرموده اند. موفقیت نهائی که برای شخص صبور حاصل می شود به خاطر این است که هرچه صبرش بیشتر می شود قدرت و نیرومندی او بیشتر و کامل تر می شود. و نیرومند پیروز می شود. خدایا به توفیق بده تا تقوا را در همه شئون خود تقویت کنیم.
ماه ذیقعده مناسبت های فراوان معنوی دارد. گذشته از اینکه استغفار در این ماه فضیلت ویژه دارد. زیارت خاص امام رضا علیه السلام بخصوص در۱۱ و ۲۳ و ۲۵ این ماه تاکید شده است. در مفاتیح الجنان میخوانیم: روز ۲۳ سال ۲۰۳ به قولی شهادت حضرت رضا علیهالسلام واقع شده و زیارت آن حضرت از نزدیک و دور، مستحب است. به زیارت مخصوصه یا زیارت کوتاهی که هست.
امام صادق علیهالسلام سالها قبل از تولد حضرت رضا علیهالسلام، در ضمن بیان اوصاف موسى بن جعفر علیهالسلام فرمودند: «یُخْرِجُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْهُ غَوْثَ هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ غِیَاثَهَا وَ عَلَمَهَا(عِلمَهَا) وَ نُورَهَا وَ فَضْلَهَا وَ حِکْمَتَهَا» خداى عزوجل فریادرس و پناه و علم و نور و فضیلت و حکمت این امت را از صلب او بیرون آورد. غوث و غیاث در این جا چیزی است که به وسیله او شخص مضطر، حاجات خود را برطرف می کند. اگر حاجتی و گرفتاری دارید از امام رضا بخواهید. هم طبیب است هم درمان است. ازین مطلب غافل نباشید. خدای تعالی بزودی توفیق زیارت به همه ما عنایت فرماید.
۲۵ ذی القعده، روز دحوالارض، روز مبارک و بزرگ، روزی که رحمت خدا در زمین منتشر شد و اهل تفکر و دقت دحوالارض را نشانه توحید و قدرت بی نهایت خداوند می دانند و توجه دارند وقتی این روز را گرامی می دارند یعنی خدای تعالی را به خاطر رحمت بی کران و نعمت های بی پایانش که به تدریج برای انسان در پهنه زمین فراهم کرده تشکر می کنند. روز ذکر و برای اهل عبادت و اهل معرفت جهت رسیدن به مراتب ناب توحیدی این روز بسیار با ارزش است.
توصیه های اهل بیت علیهم السلام نسبت به گرامی داشتن دحوالارض و انجام اعمالی مثل روزه که بسیار سفارش شده و مراقبت های ویژه ای که خود حضرات داشتند اهمیت این روز را چند برابر می کند. روایاتی در این باب در المراقبات مرحوم میرزا جواد آقا ملکی و مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی و در کتب دیگر محدثین هست مراجعه می فرمائید.
خوب حالا سوال بنده این است که چرا این همه به این روز و اعمال آن اهمیت داده شده و سفارش شده که مردم این روز را اهمیت بدهند و بی تفاوت نباشند؟ یکی از اعمال، دعای مختصری است که مربوط به همان روز است، و مرحوم شیخ در مصباح نقل کرده است. «اَللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَهِ وَ فَالِقَ الْحَبَّهِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَهِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَهٍ» اى خدا اى که زمین کعبه را بگسترانیدى و دانه را در دل زمین شکافتى و سختی ها را از بندگان برطرف ساختى و هر غم و اندوه را از دل ها زائل نمودى.
این دعا را وقتی دقت می کنیم می بینیم نکات انقلابی و سیاسی در آن مطرح است و در حقیقت این روز یکی از روزهای شاخص سیاسی است که اهل بیت برای آن فضیلت فراوان و این مقدار سفارش و توصیه کرده اند. شاید تا حالا با این دید به این مطلب دقت نکرده باشید. حتی در بعض روایات این روز را روز قیام حضرت دانسته اند. و ما اصلاً به این بعد توجه نمی کنیم و غافل هستیم.
خوب است عزیزان در مضامین دعا دقت بیشتری داشته باشیم. بخشی از دعا بیان لطف و رحمت خداوند است که چگونه زمین را برای استفاده بندگان و بندگی آنان رام و مسخر کرد. پس باید از نعم الهی بهره برد و تمرد خدا نکرد و اگر خطا و اشتباهی سر زد توبه کرد و از راهنمائی و هدایت رسول خدا و اهل بیت ما را بهره مند کرد حتی بعد از مرگ هم از ما دستگیری کند و تنها نگذارد که همه این مطالب در قالب دعا بیان شده است. که در حقیقت به امور شخصی و عبادی پرداخته است.
اما بعد از این وارد مباحث دیگری می شود که بعد سیاسی اجتماعی و حکومتی انسان بر روی زمین دارد. به ما یاد می دهد که با شدیدترین لحن و غیظ اهل مبارزه با غاصبان و ظالمان باشیم و نابودی آنان را از خدا بخواهیم. عرض می کنیم: «اللَّهُمَ وَ الْعَنْ جَبَابِرَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ …. اللَّهُمَ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ…» اینها دیگر شخصی و فردی نیست. به فرج حضرت و برقراری حاکمیت عدل اشاره می شود و از خدا طلب می شود.
خوب این مطالب آیا سیاسی نیست و این روز بعد سیاسى ندارد؟ حالا معلوم می شود که آن همه سفارش به عبادت و روزه گرفتن در شب و روز این روز جهتش چیست که خط گم نشود نکند که مشغول دعا باشیم و کشورمان را مستکبرین غارت کنند. دوستان جوانتر بنده شاید ندانند ولی مسن ترها می دانند که دوره طاغوت چطور تشویق به همین نماز و روزه و تقید به ظواهر دین را تشویق و ترویج می کردند و حتی روحانیت که فقط به این امور می پرداخت را ترویج می کردند. من یادم هست مسجد الجواد تهران استاد مطهری سخنرانی داشت تعداد کمی شرکت می کردند ولی ساواک آن را می بست اما در همان زمان گوشه دیگری از تهران سخنرانی چند هزار نفره را کاری نداشت. چون آن مجلس دوازه نفری خطرناک بود.
انقلاب اسلامی این روحیه ظلم ستیزی و زیربار زور نرفتن را در مردم ایران احیاء کرد و این دعاها زنده شد تا امروز به حمد الله این روحیه باقی مانده و بلکه بالنده تر و محکمتر هم شده است. یکی از مصادیق فعال بودن این روحیه درمردم ما این است که طاغوت زمان و جرثومه جنایت و استکبار یعنی آمریکا و اذنابش را هرگز فراموش نمی کنند و هر جمعه او را لعن می کنند.
وعده داده بودم که مختصری راجع به جنایات دولت آمریکا نسبت به ایران به مناسبت حقوق بشر آمریکائی که این روزها به این نام نام گذاری شده عرض کنم.
اولین اقدام غیر رسمی آمریکائی ها برای ورود به ایران و سلطه گری، سال ۱۸۳۰ میلادی یعنی ۱۲۰۹ شمسی بود. خوب تاریخها را مد نظر داشته باشید. سه سال بعد ۱۲۱۲ ساموئل بنجامین اولین مداخلهگر رسمی آمریکا به عنوان کنسول اول آمریکا در ایران کار خودش را شروع کرد. در سال ۱۳۲۲ شمسی، کوردن هان، وزیرخارجه وقت آمریکا به روزولت نامه می نویسد و از اهمیت ایران برای منافع آمریکا می گوید که اینجا بهشتی گیرمان افتاده و باید فضا را از دست ندهیم و تا بالاخره با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی، آمریکا به شکل علنی برای کسب منافع ملی به نفع خودش وارد ایران شد.
نام چهره های آمریکائی که عامل کودتا و تثبیت نظام دیکتاتوری پهلوی در ایران بودند در اسناد موجود است. در طول دوران پهلوی در ایران آمریکائی ها تا توانستند سرمایه های ملی کشور را چپاول کردند. اما دخالت های آمریکا در بعد از پیروزی انقلاب کتاب قطوری است که فرصت بیان همه آن ها نیست فقط از باب یادآوری به بعضی اشاره می کنم.
*بعد از انقلاب از ملی گراها و لیبرال ها حمایت کردند و آن ها را در مقابل انقلاب و اسلام قرار دادند.* در فروردین ۱۳۵۹ پس از اشغال لانه جاسوسی قطع روابط سیاسی را خودشان اعلام کردند. * در اردیبهشت ۱۳۵۹ به خاک ایران تجاوز نظامی کردند(واقعه طبس).* در تیر ماه ۱۳۵۹ کودتای نوژه را طراحی و سازماندهی کردند.
* در شهریور ۱۳۵۹ عراق را تحریک کردند تا وارد جنگ با ایران شود. بعد هم او را کمک مالی و مستشاری و اطلاعاتی کردند و تسلیحات شیمیائی و میکروبی در اختیارش گذاشتند. و در مقاطعی به نفع عراق مستقیماً وارد جنگ شدند مثل حمله به سکوهای نفتی در سال ۱۳۶۶ و منهدم کردن قسمتی از توان دریایی ایران و پس گرفتن فاو در فروردین ۱۳۶۷ * خرداد ماه ۱۳۶۰ از بنی صدر حمایت سیاسی و حقوقی کردند.
* از حرکت های تجزیه طلبانه در اطراف ایران حمایت کردند، تجهیز کردند و هزینه کردند. کردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان بلوچستان. * حمایت از موج گسترده ترور و ارعاب مردم توسط منافقین و چپی ها از ۳۰ خرداد۱۳۶۰به بعد. * به کارگیری خط مشی مهار؛ علیه ایران. * تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران و ممانعت از قرار داد احداث نیروگاه اتمی بوشهر میان ایران و آلمان و ممانعت از دستیابی ایران به غرامتهای ناشی از جنگ تحمیلی. * طراحی «قانون داماتو» علیه ایران در سال ۱۳۷۳.
* فشار بر ترکیه برای لغو قرارداد۲۰ میلیارد دلاری خرید گاز از ایران. درهمین سال ها فشارهای اقتصادی با فرمان های مختلف علیه ایران صادر شده که مفصل است. * معرفی ایران بهعنوان بزرگترین مانع روند صلح در خاورمیانه پس از کنفرانسهای مادرید و اسلو بهویژه در سال ۱۳۷۵. * بهرهبرداری گسترده از رأی دادگاه میکونوس برای تخریب روابط اتحادیه اروپا با ایران در فروردین ۱۳۷۶. * بعد تعدادی از ترورها و انفجارات دنیا را به ایران نسبت دادند.
* قطع نفوذ ایران در افغانستان با حمایت از «طالبان» و حاکم ساختن آنها بر مقدرات مردم افغانستان و ایجاد یک کانون مهم برای تولید و صدور مواد مخدر که تا امروز هم ادامه دارد و اخیرا هم تحرکات را می بینید البته باید تمامیت ارضی افغانستان حفظ شود و نیروهای مختلف باید با دولت مرکزی در جهت آبادانی بیشتر افغانستان تلاش کنند. و توجه به شیطنت های آمریکا و انگلیس و پاسکاری هایی که میکنند داشته باشند که در دام دیگری واقع نشوند.
* ایجاد تحرکات وسیع برای تخریب روابط پاکستان با ایران.* تصویب بودجه در کنگره آمریکا برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت ۱۳۷۷. * از سال ۱۳۶۸ تا کنون آمریکا همواره بانی قطعنامه علیه وضعیت حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل بوده است.* تصویب قانون مجازات صادرکنندگان فنآوریهای موشکی و هستهای به ایران در کنگره آمریکا در خرداد ۱۳۷۷. * ترویج مستمر سکولاریسم و لائیسم در کشور برای تخریب فرهنگ اسلامی.
* ایجاد ارتباط و به وجود آوردن نوعی وحدت استراتژیک میان ضد انقلاب داخل و خارج با مخالفین قانون اساسی. * طراحی فروپاشی جمهوری اسلامی ایران به سبک فروپاشی شوروی. سرمایهگذاری برای ایجاد مطبوعات مجری طرح فروپاشی و نفوذ در مراکز دانشگاهی و میان اساتید از طریق شبکه جهانی روشنفکران. * برنامهریزی برای تخریب شخصیت چهرههای دلسوز کشور و نیروهای مخالف سلطه آمریکا. * برنامهریزی برای سوق دادن جامعه بهسوی آنارشیسم و هرج و مرجطلبی. * تلاش برای دامن زدن به اختلافهای داخلی.
* برنامهریزی برای حذف اسلامیت از جمهوریت و جدا کردن دین از سیاست و جایگزین کردن افراطیگری و غوغاسالاری و جوسازی بر فضای عمومی کشور. * مسئله فناوری هستهای * محاصره نظامی ایران از طریق اشغال عراق، افغانستان و استقرار پایگاههای نظامی در پاکستان، بحرین و آذربایجان. * تربیت رژیم غاصب برای مقابله با ایران.* بحث جاسوسی و مواد مخدر و مشروبات الکلی و پشتبانی مالی، اطلاعاتی و رسانهای از فتنه هایی که واقع شد بخصوص فتنه سال ۸۸.* تلاش برای انقلابهای رنگین در ایران.
فقط اتفاقات تیرماه را ببینید، ششم تیرماه سال ۶۰ ترور حضرت آقا بود تا امروز که یازدهم شهادت مرحوم آیت الله شهید صدوقی است که آن بزرگوار را در ماه رمضان به شهادت رساندند. و حمله سردشت بود که ۱۱۰ نفر شهید و ۸ هزار نفر شیمیائی شدند. و دوازدهم تیرماه سال ۶۷ که هواپیمای مسافربری را زدند.
همه اینها قسمتی از ظلمهای آمریکاست که دم از حقوق بشر می زند و خودش در مقابله با کرونا درمانده شده است. حوادث طبیعی را هم نمیتواند مهار کند. توانایی ندارد فروریختن یک ساختمان را در کشورش مدیریت کند که بحران درست نشود. حتی رسانه ها هم که تحت امرش هستند نتوانستند عیب پوشی کنند. بدتر از اینکه اگر این حادثه در کشورهای دیگر اتفاق میافتاد رسانه هایشان دولت آن کشور را به روز سیاه می نشاندند.
در داخل هم غرب پرستان این روزها لال شدند که از قدرت مدیریت آمریکا در بحران ها حماسه سرایی کنند. دیده اید یک اتفاقی که میافتد کسانی که در داخل هستند چگونه سینه چاک می کنند. اما مردم انقلابی و حزب الله دشمن شناس هستند و زمان شناس هستند و به موقع از اسلام و انقلاب دفاع میکنند و با بصیرت تمام در مقابل آمریکا و دشمنیهای آمریکا ایستاده اند و شعار مرگ بر آمریکا را فراموش نمی کنند.
روسیاهی دیگر غرب که با بی شرمی تمام شعار حقوق بشر سر میدهند گورهای دسته جمعی کودکان بومی کانادا بود که این روزها نمایان شد و چهره شیطانی و جنایتکار و خونریز مدافعان حقوق بشر را عیان تر کرد. اینها را که می بینیم و می شنویم سخن امام المسلمین را بهتر درک می کنیم و بهتر می فهمیم که خطاب به عدهای فرمودند: «خاک بر سر آن ملت و دولتی که زیر بار تحمیل های آمریکا برود. چه ساده لوحی است کسانی بگویند برویم پشت میز مذاکره با یک دستگاه متکبر و بی اعتقاد به اصول انسانی و حقوق بین الملل بنشینیم. آمریکاییها به اصول و حقوق بینالملل اعتقادی ندارند». واقعاً می بینید با این همه جنایت و این عقبه با چه رویی عدهای دم از مذاکره با آمریکا می زنند و می زدند که تمام شد انشاالله.
حالا این رئیس جمهور آمریکا، همین رئیس جمهور فعلی که خرفت هم هست؛ یعنی هذیان می گوید و حرفهای بی ربط می زند، پرت و پلا میگوید. همین چند روز پیش باز مطلبی گفته است که باید به او بگوییم کاری نکن که رزمندگان جهان اسلام و مقاومت برای تو هم مثل ترامپ سرگیجه درست کنند. دیدید که یک سرگیجه ای برایش درست شد. باید مواظب باشد که زیاد حرف نزند.
همین رژه حشدالشعبی آمریکا را خوار کرد. آمریکا! هر چه تلاش بکنی که اینها را تروریست معرفی کنی و بین مردم عراق تفرقه درست کنی نمیتوانی. این رژه و اتحاد مردمی و حضور مسئولین عراقی نشان داد که آمریکا حتما باید منطقه را ترک کند و مردم منطقه میتوانند خودشان امنیت را حفظ کنند.
البته آمریکا و کشورهای غربی اشغالگر این طور وانمود می کنند که از منطقه قصد خروج دارند و در حال تخلیه نیروهای شان هستند و اگر از این منطقه بروند امنیت در اینجا دچار چالش می شود. میخواهند این را القا کنند. اما این حرف بیخود است. باید توجه داشته باشند که منشاء ناامنی خودشان هستند.
اگر تمام کشورهای منطقه دست به دست هم بدهند موفقیت هست ولی باید توجه داشته باشند و مواظب باشند جای آمریکا را انگلیس خبیث این روباه مکار در سیاست و استعمار پیر با ترفندهای دیگری پر نکند. مدیریت کشورهای منطقه را به دست نگیرد. این رایحه به مشام میرسد که یک پاسکاری بین این دولت ها هست. آمریکا و اینها به اسم اینکه دارند منطقه را خالی می کنند میخواهند جریان دیگری را در این منطقه توسط انگلیس مدیریت کنند که انشاالله توجه دارید.
مطلب پایانی مسئله واکسن زدن حضرت آقا و حمایت بزرگی که از جوانان دانشمند کشور کردند بود که در اوج تحریم ها این واکسن را تولید کردند، عملاً این حمایت را انجام دادند جای شکرگزاری دارد. این واکسن اولین تولید جهان اسلام است در زمینه واکسن. خیلی مسئله عظیمی است. باید شاکر بود.
انتخاب رئیس جدید قوه قضائیه را هم تبریک عرض میکنم و امیدواریم حرکت تحولی که در قوه شروع شده با وجود حضرت حجت الاسلام والمسلمین اژه ای ادامه پیدا کند که قطعاً همین طور خواهد بود و آن سند تحول قائم به فرد نبوده. انشاءالله شاهد تغییرات چشمگیر در این قوه باشیم و با سرعت بیشتری تحولات را ببینیم.
در استان هم باید تشکر کنیم از فرمانده سابق سپاه استان که مدتی را در خدمتش بودیم و یکی دو روز گذشته ماموریت ایشان در استان تمام شد. سردار بزرگوار جناب سید یوسف مولایی که تودیع شدند و در جای دیگر مشغول به کار شدند و سنگر را به برادر بزرگوارمان دادند. فرمانده بزرگوار جوان و محکم و عالم و دانشمند که انشاء الله سکان اداره سپاه را به عهده گرفتند و انشاءالله با سرعت و بالندگی بیشتر این مسیر را طی میکنند.
از آن بزرگوار تشکر و قدردانی می کنیم و به این بزرگوار خیر مقدم می گوییم و برای ایشان آرزوی موفقیت میکنیم در ماموریت هایی که بر عهده ایشان است در این استان و از خدای تعالی می خواهیم که منشاء آثار و برکاتی در این منطقه باشند انشاالله.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/4/4 | 1400/4/4باید مجرمان و مفسدان از نام قوه قضائیه بر خود بترسند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه177
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
متقین در حد توان به نیازمندان کمک می کنند و اگر توان نداشتند با زبان خوش از آنان عذرخواهی می کنند. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق به بیان حق سائل (کسی که درخواست میکند) و مسئول (کسی که مورد درخواست واقع شده است) پرداختند و فرمودند: «وَ حَقُّ السَّائِلِ إِعْطَاؤُهُ عَلَى قَدْرِ حَاجَتِهِ» حق سائل این است که به اندازه حاجت او به او بدهى. «وَ حَقُّ الْمَسْئُولِ إِنْ أَعْطَى فَاقْبَلْ مِنْهُ بِالشُّکْرِ» و حق مسئول این است که اگر عطا کرد با تشکر از او بپذیرى. «وَ الْمَعْرِفَهِ بِفَضْلِهِ وَ إِنْ مَنَعَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ» و قدردانى کنى و اگر دریغ کرد عذرش را بپذیرى.
در نسخه دیگر اضافاتی دارد که من ترجمه آن را می خوانم که امام فرمودند: و اما حق سائل این است که اگرصدقه اى فراهم شد و مى توانى نیازش را برطرف کنى، به او صدقه داده و براى رفع مشکلش دعا نموده، کمکش کنى و اگر در راستگویى او شک دارى و او را متهم مى دانى ولى مطمئن نیستى، بدان که این تردید دام شیطان است که مى خواهد تو را از بهره تقرب به خدا بى نصیب گرداند. در هر حال او را آبرومندانه و با خوش زبانى جواب ده و اگر با این حال چیزى به او دادى، کار درستى کرده اى. و اما حق مسوول این است که اگر چیزى داد، با تشکر و قدردانى پذیرفته شود و اگر نداد، عذر او را قبول کند و به او خوش بین باشد. بدان که اگر از دادن چیزى خوددارى کرد، مال خود را نداده است و سرزنشى متوجه او نیست و اگر ستم کرد، این طبع انسان است که ستمگر و ناسپاس است.
به مناسبت در نوبت های گذشته به موضوع انفاق و فقرا و سائلین و نیازمندان پرداخته و نکاتی را با توجه به روایات و آیات کریمه بیان کرده ، به موارد وجوب و هم مستحب اشاره کرده ام. و به یاد دارم که عرض کردم اگر به دستورات قرآن و توصیه های اهل بیت علیهم السلام در این زمینه عمل شود فقر از جامعه برداشته می شود.امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر مردم زکات مال (اعم از واجب و مستحب) خود را ادا می کردند، مسلمان فقیری باقی نمی ماند.
تعبیراتی که روایات برای تشویق ما دارند فراوان و در عین حال گویا هستند. مثلاً فرمودند که سائل فرستاده خداست او را رد نکنید. «المِسکینُ رَسولُ الله». یا در بیانی رسول خدا فرمودند: صدقه قبل از آن که به دست نیازمند برسد، به دست خدا مى رسد. لذا در خیلی از تعبیرات داریم که دست افراد را نبوسید مگر دست بعضی از افراد. انبیاء و اولیاء و استاد و پدر و … ولی یکی از مواردی که داریم دست ببوسید وقتی است که صدقه میدهید. صدقه که دادید خودتان دست خودتان را ببوسید. چون دستتان خورد به دست خدا.
بعد حضرت به این آیه شریفه استناد کردند که: «اَلَم یَعلَموا اَنَّ الله هوَ یَقبَلُ التَّوبَهَ عن عبادِهِ و یَاخُذُ الصَّدقاتِ و اَنَّ الله هو التَّوَّاب الرَّحیمُ». آیا نمى دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مى پذیرد و صدقات را مى گیرد؟ و خداوند توبه پذیر و مهربان است.
پس نگاه خود را درست کنیم و به فقیر به عنوان وسیله ای برای قرب الهی نگاه کنیم همانطور که نماز قربان ماست، کمک به نیازمندان هم قربانی است و ما را در مسیر الهی رشد می دهد. ضمناً در این امورباید قصد قربت داشت. اگر دیدگاه اینطور شد، شخص دنبال فقیر می گردد تا کمک کند. چون می بیند بهره خودش خیلی بیشتر از کمکی است که کرده. لذا چون موجب تقرب انسان می شود پس باید حقش را ادا کرد و آن این است، تا حد توان نیازهای سائل را برطرف کنیم و بخل نداشته باشیم. و برای رفع مشکلاتش دعا کنیم.
البته در روایت داریم تا می توانید دست نیاز به سمت کسی دراز نکنید که طوق ذلت است و عزیز نباید خود را ذلیل کند. اما حالا به هر دلیل و احتیاج شدید ناچار شد که سوال کند وظیفه ما حفظ آبروی اوست. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: انسان نیازمندی را که از تو تقاضا کرده، رد نکن و مردانگی خود را با محروم نکردن او حفظ کن.
اینجا حتی اگر بدانیم که شخص بی نیاز است یعنی فقیر به معنای خاص کلمه نیست هم باید اینگونه عمل کنیم که امام سجاد علیه السلام هم فرمود کار شایسته این است که اگر می توانی چنین کسی را رد نکنی. نتیجه این کار کرامت انسانی و قرب الی الله است.
در حدیث قدسی خداوند متعال به موسی بن عمران فرمان داد: هر چند کم و ناچیز، باید به سائل کمک کنی و او را دست خالی بر نگردانی و اگر هم نمی توانی، با لطافت و سخن نیکو او را جوابگو باش. «وَامّا السائِل فَلا تَنهر». من دیدم بعضی از بزرگان هیچ کس را رد نمیکردند همیشه پول خرد در جیبشان بود. هرکس هر چه میخواست یک چیزی میدادند. هیچ کس را رد نمیکردند ولو مختصر. رسول خدا فرمودند: نیازمند را رد نکنید ولو به نیمی از خرما؛ یعنی خیلی کم.
نکته اخلاقی دیگری که اینجا مطرح شده و خوب است رعایت شود شنیدن کلام سائل است که خود شنیدن درد دل نیازمند، فشار و سختی او را کم می کند. رسول خدا فرمودند: کلام شخصی که حاجت خود را می گوید قطع نکنید و بگذارید گرفتاری خود را بگوید زیرا شنیدن مطالب او برایش مفید است.
هفته قوه قضائیه است و عزیزان قوه قضاییه در جمع ما حاضرند. یک وقت که بنده مدتی و یکسالی در این کار ورود داشتم و در محکمه بودم یکی از بناهای من این بود که گوش میدادم. آخرش میگفت دیگر هرکاری میخواهی بکنی بکن من فقط میخواستم یک نفر گوش بدهد، تا حالا کسی گوش نکرده بود. پرونده چند ماه مانده بود. قضات به خصوص اینها را سائل بدانند کسی را که پرونده شان می آید . گوش بدهد. همین که گوش داد التیام بخش است. خدای تعالی پیغمبر را به عنوان اذن خیر نام میبرد.
توجه دیگر اینکه نکند ما به خاطر اینکه مبلغ قابلی نداریم کمک نکنیم. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: از بخشش کم، حیا نکن زیرا محروم کردن، از آن کمتر است.
و نکته پایانی اینکه صبر نکنید که فقیر بیاید و از شما درخواست کند بلکه خود به دنبال او بروید. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: جزای معروفی که خدا وعده داده است، به کسانی تعلق می گیرد که خود سراغ نیازمندان رفته و به حوائج آنان رسیدگی می کنند.
و البته سائل هم باید شکر گزار باشد. مولانا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر کسى انعام و تفضل دیگرى را سپاس نگوید، در زمره چهارپایان به حساب مى آید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از رخدادها عبرت می گیرند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۴۴ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لِکُلِّ مُقْبِلٍ إِدْبَارٌ وَ مَا أَدْبَرَ کَأَنْ لَمْ یَکُنْ». براى هر پیشامدى بازگشتى است، و چون بازگشت، چنان است که نبوده است. یعنی اهل زهد باش و به اتفاقات خوبی که در دنیا برایت پیش می آید جلوه ای نداشته باشد تا اگر به سختی و مشکلی برخورد کردی بتوانی به آسانی از آن عبور کنی. اگر نگاهی به اتفاقات پیرامونی بیاندازید کلام مولا کاملاً مفهوم می شود. بخواهم خیلی ساده اش کنم مثلاً ثروتی در اختیار داشتی و از دست دادی و بعد از مدتی آن را بدست آوردی. حالت انسان اینگونه است، کان اصلاً از دست نداده بود. خداوند تقوا را در ما محکم بگرداند.
جا دارد بار دیگر از شما مردم فهیم و بصیر که در زمان خود به موقع عمل می کنید به خاطر خلق حماسه ۲۸ خرداد تشکر و قدردانی کنم. و برای منتخب ملت آرزوی موفقیت داشته باشم و از همه بخواهم که تلاش کنیم مسیر منحرف شده از آرمان ها و ارزش های انقلاب را به راه اصلی برگردانیم. وتوسعه ای درمعیشت واشتغال و تولید ایجاد شود ان شاءالله .
توجه دارید با صدور بیانیه و سند راهبردی ۴۰ ساله گام دوم انقلاب توسط رهبر معظم انقلاب، افق آینده کشور روشن شد. هدف تحقق تمدن بزرگ اسلامی است و لذا وقتی هدف روشن است مردم به خوبی می توانند افرادی را که برای رسیدن به این افق برنامه دارند را انتخاب کنند و از طرف مسئولان هم این امکان فراهم می شود که امکانات مادی و معنوی خود را متناسب با تحقق اهداف بیانیه بسیج کنند.
پس بنابراین یکی از الزامات تحقق تمدن نوین، انتصاب کارگزاران شایسته است که نصاب لازم برای تحقق انتظارات بیانیه گام دوم را داشته باشند که ان شاءالله دولت جدید در انتخاب وزراء و مدیران به این مهم توجه داشته باشد. و مسئولان دستگاه قضاء هم که بزودی مسئول عالی او نصب می شود قطعا باید توجه به این نکته داشته باشد.
حضرت آقا در بیانی که درباره شاخص دولت اسلامی می فرمودند به هردو مطلب اجرائی و قضائی اشاره فرمودند: شاخص دولت اسلامی سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد است. دولت اعم از سه قوه؛ دستگاهی که حاکمیتی است و دارد جامعه را اداره میکند. دولت را هم به معنای خاص اگر بگیریم که دستگاه اجرایی کشور باشد متاسفانه تا امروز موفق نبود هم در اقتصاد هم در مبارزه با فساد که کار قابل توجهی انجام دهد.
امیدواریم با حضور رئیس جمهور منتخب که سالیان متمادی با مفسدان مبارزه کرده که در آنجا با مفسد مبارزه میکرده اینجا با خود فساد مبارزه کند، فساد که آمد مفسد درست میشود، جلوی فساد را که بگیرند مفسد از بین میرود در مسئولیت جدید ریشه های فساد مالی و اقتصادی را با عمل قاطع خود و حمایت های مردم بخشکاند.
هر سال از اول تا هفتم تیر ماه به برکت نام شهید آیت الله بهشتى ره، هفته بزرگداشت قوه قضاییه برگزار مىشود. این ایام را به خانواده بزرگ دستگاه قضا و به خصوص دستگاه قضای استان تبریک عرض می کنم و به همه عزیزان خدا قوت و خسته نباشید می گویم. قوه قضائیه اگر با اقتدار و نصاب لازم عمل کند ملجاء و پناه مردم است لذا می بینید مدتی که اقدام به مبارزه با مفسدان کرد امید مردم به برقراری عدالت بیشتر شد.
در همین استان خود ما در طول مدتی که برنامه های ویژه ای را دستگاه قضایی استان با مدیریت جدیدی که این سالها مستقر شده بود انجام دادند شما تحول مسیر را به خوبی ملاحظه کردید. در بحث زمین خواری و کوه خورای و چاه خواری که دیگر الان همه چیز را میخورند به قولی گفتند در هوا هرچه باشد میخورند الا هواپیما و در زمین هر چه باشد میخورند الا کشتی که البته آنها که اهل خوردنند آنها را هم میخورند در این زمینه ها مبارزه و حرکات خیلی خوبی شد. این کارها که می شود امید مردم زنده می شود و کارآمدی نظام جلوه میکند.
لذا نقش قوه قضاییه در حفظ امنیت اجتماعى و پیشگیرى از وقوع جرم، استقلال و قانونمدارى، پشتیبانى از حقوق فردى و اجتماعى و تحقق عدالت، برخورد با جرائم سازمان یافته، نظارت بر عملکرد داخلی وخارجی خود دستگاه قضا و مبارزه با مفاسد اقتصادى، تعیینکننده است.
اهم وظائف قوه قضائیه در فصل یازدهم قانون اساسی در ضمن اصول ۱۵۶ تا ۱۷۴ بیان شده اما اگر به مردم مراجعه کنیم، مهمترین انتظار مردم از قوه قضاییه، تأمین سلامت اجتماعى و برقرارى امنیت و عدالت در جامعه است. لذا دستگاه قضایى باید آنقدر قدرتمند، کارآمد و مستقل باشد که هر مظلومى، اگرچه ضعیف و فقیر، بدون ترس بتواند حق خود را از ظالم، هر چند قوى و ثروتمند، پس بگیرد.
باید مجرمان و مفسدان از نام قوه قضائیه برخود بترسند و جرأت اقدام نداشته باشند. اگر ما عالی ترین و بهترین قوانین را داشته باشیم اما اجرا نشود و یا خراب اجرا شود و یا نظارتی بر اجرا نباشد و یا با متخلف برخورد نشود، ثمره ای به آن معنا ندارد.
وظیفه مهم نظارت و برخورد با متخلف از جمله وظایف مهم قوه قضائیه است. رهبری در این مورد فرمودند: دلگرم بودن ملت به رعایت عدالت در کلیه مراکز قضایى و در سرتاسر کشور، بسیار مهم است. بنابراین، حتى از یک تخّلف قضایى نیز نباید چشمپوشى کرد. اینها در دستورات دینی ماست.
در انتخاب افراد که میخواهند در آن مسند بنشینند ببینید امیرالمومنین در این باره در فرمانی که به مالک اشتر دادند فرمودند: داوران قضا را باید از نخبگان دانشمندان اسلام که بهزینت علم و فضیلت اخلاق تا حد نهایى آراسته باشند، انتخاب کنى. در ملت مصر بنگر، آنکه از همه پرهیزکارتر و داناتر است، بهنام قاضى برگزین. قاضى باید دانشمند و با تقوا باشد، آنچنان عالم که تمام مسائل فقه و آیات قرآن را با اندک توجه بهخاطر آورد و آنچنان پرهیزکار که زر را با خاکستر برابر داند. (انقدر تقوا داشته باشد که در اجرای عدالت هیچ چیزی او را نلرزاند) اکنون که دولت ما دست دورباش بر سینه اراذل و نانجیبان زد (کأن این کلام برای این روزهای ماست) و از عظمت و غرورشان بهحضیض تیرهبختى فرو کشانید، نکند که بار دیگر چنگ توسل به دامن عدالت زنند و قضات را بهوعده یا وعید، از احقاق حق منحرف سازند. این را همه باید بخوانیم و بعضی از ما در سال چند بار بخوانیم.
ان شاءالله سند تحول قضائی که مدتی است ابلاغ شده بتواند این مهم را سامان دهد که در اینمسیر هم دارند قدم برمیدارند زیرا استقرار عدالت و گسترش آن به عهده همین قوه است. همانطور که در زمینه های دیگر مثل تحقق شعار سال می تواند تاثیرگذار جدی باشد. باید فضائی فراهم شود تا تعامل مردم با دستگاه و مسئولان قضائی بیشتر از قبل باشد. توجه دقیق و عمل به تذکرات و راهنمائی های حضرت آقا راهگشا است.
مطلب دیگری که عرض می کنم مطالبات بین المللی است که باید دستگاه قضائی و لو دنبال کرده اند اما باید با جدیت و اقتدار بیشتری دنبال کنند. مثل مورد ترور دانشمندان هسته ای ترور شهید قاسم سلیمانی . این مسأله در شوراى حقوق بشر از سوى ایران مطرح شد، اما شوراى حقوق بشر در واقع یک رکن فرعى مجمع عمومى سازمان ملل است و تصمیماتش لازمالاجرا نیست. باید توجه بیشتری به این امر شود.
نمایشگاه هائی که از عملکرد دستگاه قضائی گذاشته می شود نشان دهنده قسمتی از سختی کار و طاقت فرسائی عملکرد عزیزان است. تازه آن قسمتهایی است که می شود به نمایش گذاشت. بنده مطلع هستم. بعضی قسمتها را نه می شود گفت نه می شود به نمایش گذاشت. اما آن قسمتی که می شود به نمایش گذاشت را نمایشگاهی است که عملکرد عزیزان را نشان می دهد. به نظرم مراجعه کنید و ببینید.
راجع به شخصیت مرحوم شهید بهشتی که ایام به نام اوست باید عرض کنم که انسانی خدا محور و قانون مدار بود و از نظم مثال زدنی برخوردار بود. زمان را به خوبی می شناخت و با سیاست های جهانی کاملاً آشنائی داشت، اهل تفکر بود و برای مسائل پیش آمده تدبیر و راه حل داشت. چون آینده نگر بود بدون برنامه اقدام به کاری نمی کرد و به کادر سازی و تربیت نیرو اعتقاد جدی و اقدام داشت. از طرف امام که تا آن روز به هیچ روحانی مسئولیتی حکومتی نداده بود به عنوان اولین شخصیت روحانی که بعد از انقلاب پست حکومتی گرفت امام او را به ریاست شورای عالی قضائی منصوب کرد و لذا او را معمار قوه قضائیه میشود نام برد. خدای تعالی با اجداد طاهرینش او را محشور بگرداند.
تراکم دشمنی های مستقیم و غیر مستقیم آمریکا نسبت به ملت ایران در تیر ماه باعث شد که هفته ای به نام حقوق بشر آمریکائی از ششم تا دوازدهم نامگذاری شود و مردم شرارت های آمریکا را یادآوری کنند و فراموش نکنند که دشمنی عنود و لجوج و خبیث به نام آمریکا دارند. ولو در داخل کشور خط نفوذ با کمک عده ای واداده تلاش ها می کنند تا بر تن گرگ، لباس میش بپوشانند و چهره کریه و پلید جنایتکار را بزک کرده تطهیر کنند و با القاء اینکه می شود به جنایتکار اعتماد کرد، پای بیگانگان را به کشور باز کنند. اما غافلند از اینکه امروز به برکت انقلاب اسلامی و هدایت های امامین انقلاب، نه فقط ملت ایران بلکه تمام مردان و زنان آزاده جهان به شناختی از استکبار و آمریکا رسیده اند که هرچه فریاد دارند بر سر آمریکا می کشند.
خوب است خیلی کوتاه و مختصر به تهدید و دشمنی هائی که نظام سلطه واستکبار جهانی به خصوص آمریکای جنایتکار نسبت به ایران در چند دوره داشته تا به امروز رسیدیم را مرور کنیم و تحلیلی داشته باشیم.
اولین مرحله تهدیدات را، نسبت به نظام تازه تاسیس ایران، خیلی خشن، با جنگ و ترور و انفجار و تجزیه طلبی در بعض مناطق ایران و امثال اینها شروع کرد که همان ابتدا کار را تمام کند. که بیشتر این کارها هم در تیرماه انجام شد –که اگر زنده بودیم و توفیق بود هفته آینده راجع به این جنایاتی که شد لیستی را قریب به ۸۰ مورد یادداشت کردم که اگر شد بعض آن را برای شما اشاره میکنم اما نظام اسلامی توانست تهدید را به فرصت تبدیل کند و قدرت بازدارندگی خود را بالا ببرد هم خود را حفظ کند و هم در منطقه حرف برای گفتن داشته باشد و از جنگ و خونریزی جلوگیری کند.
دور دوم بعد از دوران جنگ شروع شد و تا پایان ریاست جمهوری دوره اصلاحات ادامه داشت. آمریکا قصد داشت تا با روش مهار دو جانبه ایران را از نظر سیاسی منزوی کند. هم فشار بین المللی می آوردند و هم درباغ سبز نشان می دادند و بیشتر تلاش داشتند تا مهره های طرفدار خودشان را سرکار بیاورند. در اینمدت به خاطر وادادگی هایی که بود تهدیدات این دوره به فرصت تبدیل نشد.
دوره سوم شروع تحریم های سنگین اقتصادی و فلج کننده بود. و البته مردم مقاومت کردند ولی مسئولان نتوانستند تهدیدات اقتصادی را به فرصت و جهش اقتصادی تبدیل کنند با اینکه توانائی و زمینه های آن فراهم بود اما به خاطر سوء مدیریت و خیلی از مسائل دیگر نشد. اینجا بود که رهبر معظم انقلاب دستورالعمل اقتصاد مقاومتی را به جهت تحول اقتصادی ابلاغ کردند.
دوره چهارم تهدیدات، موضوعات مقداری پیچیده تر شد، برجام و پسابرجام و توطئه های آمریکا و بعض کشورهای منطقه و ائتلاف هائی که در منطقه بر علیه ایران شد مثل بیانیه پایانی سران کنفرانس اسلامی در نشست استانبول که بر علیه ایران چهار بند تصویب کردند.
آمریکا هم در کشورهای منطقه و هم در داخل ایران با بعض افراد و هنرپیشه ها و رسانه ها و روسای دانشگاهها امثال اینها اقداماتی داشت. در این ائتلافی که داشتند دو مطلب را به اتفاق دنبال می کردند. هم کشورهای منطقه هم آمریکا هم آن کسانی که آمدند در داخل و جریاناتی را تشکیل دادند که هر کدام بحثهای مفصل خود را دارد، این دو مطلبی را که اتفاق داشتند یکی این بود که باید آنقدر بر علیه رهبر ایران فشار آورد تا از عقایدش دست بردارد.
دوم اگر نشد باید تلاش کرد که نظرات او در درون نظام محقق نشود و صحبت هایش عملیاتی نشود که در این دوره دارند این کار را میکنند که اگر در این دو مرحله موفق شوند که هرگز نخواهند شد به مرحله سوم که تغییر قانون اساسی و از کار انداختن جایگاه ولایت فقیه و تضعیف سپاه و امثال اینها را انجام دهند.
در این مرحله چگونه می توان تهدید را به فرصت تبدیل کرد؟ این کار وقتی صورت می گیرد که رابطه مردم با نظام محکم باشد. دشمنان می خواهند این نباشد. رابطه بین مردم و نظام برقرار نباشد. شما دیدید که در جریان انتخابات و قبل از آن و همین الان شما الان بعضی از رسانه های دشمن و بعضی از این داخلی ها را بررسی کنید؛ هم با استفاده از تمام رسانه ها و ماهواره ها و تحریم ها و حملات خواستند بین مردم و نظام فاصله بیاندازند.
اما مردم نقشه دشمن را خواندند و مقاومت کردند و تا امروز تهدیدات را به فرصت تبدیل کرده اند که باید شکرگزار بود و عزت و اقتدار نظام را مردم تثبیت کردند که باید شکرگزار بود. که انتخابات امسال اوج این تثبیت و اقتدار بود. این مسیر باید در این دولت تازه ادامه پیدا کند و همه با هم با اتکا به درون و گوش دادن به فرامین رهبری با سرعت و سبقت، کمک کنیم تا دولت اسلامی که مقدمه جامعه اسلامی است که بعد تمدن اسلامی تحقق پیدا میکند ان شاء الله برقرار شود.
نکته استانی: تشکر می کنم از مردم خوب استان به خاطر دقتی که در رای دادن به خرج دادند اگرچه طبق معمول عده ای اقدامات سخیفی داشتند، شکایات فراوانی همراه با مستندات از مناطق مختلف استان به خاطر تخلفات انتخاباتی کاندیداها و اطرافیانشان اعم از پول پاشی و خرید و فروش رای و امثال اینها به بنده و شورای نظارت رسیده که عزیزان قطعا با قاطعیت تمام و بدون اغماض رسیدگی و از آراء مردم که حق الناس است حفاظت خواهند کرد و نمی گذارند زحمتی که مردم کشیدند و دستان جریان زر و زور را قطع کردند دوباره جان بگیرد.
منتخبین هم مواظب افراد خوش خط و خالی که رنگ عوض کرده و دور آنان را می گیرند و حرف های قشنگ می زنند باشند. فقط گوش کنند و قولی به کسی ندهند تا فرصت دارید روی نظام مسائل منطقه کاری خود و برنامه هایتان کار کنید. ان شاءالله بعد از تائید نهائی مطالبی را خدمت اعضایی که پذیرفته شدند در استان بیان خواهم کرد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/3/28 | 1400/3/28فردای انتخابات، روز شادی مردم و غم دشمنان است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه178
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یاایهاالذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا همانطور که بزرگترها را تکریم میکنند و احترام میگذارند نسبت به رعایت حقوق کودکان کمکاری ندارند. مولانا سجاد علیهالسلام درباره حقوق کودکان در رساله حقوق فرمودند: «وَ حَقُّ الصَّغِیرِ رَحْمَتُهُ وَ تَعْلِیمُهُ وَ الْعَفْوُ عَنْهُ» حق خردسال مهربانى با او و آموختن او و گذشت از او است. «وَ السَّتْرُ عَلَیْهِ وَ الرِّفْقُ بِهِ» و عیب پوشى و رفق با او است. «وَ الْمَعُونَهُ لَهُ» و کمک به او است.
در نسخه دیگر آمده است «والمُدارَاهُ له و تَرکُ مُمَاحَکَتهِ فانَّ ذلکَ اءَدنى لِرُشدِهِ» مدارا و تحریک نکردن او، کوتاه ترین راه براى رشد او است. مدارا، یعنى در حد توان، از او انتظار داشتن، مثلاً از او انتظار نداشته باشد مانند یک بزرگسال سخن بگوید، و اگر خطا و لغزشى در زبان دارد، او را ببخشد و امثال اینها. روایاتى که در باب کودکان و نحوه برخورد و تربیت آنان وارد شده فراوان است و در بین آنها به بهترین شیوه های تربیت کودک که در آینده نقش مهمی در اجتماع خواهد داشت اشاره شده است.
بیشتر ما توجه به این نکات نداریم. شخصیت کودک را در همان کودکیاش خراب میکنیم. بعد که در اجتماع وارد میشود تواناییهایی که خدا به او داده و باید داشته باشد و بالقوه در او هست بالفعل نمیشود.
بیان امام سجاد در این بخش، چند مورد است که به هرکدام اشاره کرده و توضیح مختصری میدهم: اوّل عطوفت و مهربانی. اسلام عزیز روی مسئله مهربانی با کودکان تأکید فراوان دارد. بالاخره حضانت کودکان تربیت و تأمین نیازهای آنان برای انسان ولو وجودشان خانواده را گرم و شیرین میکند اما مشکلاتی را به همراه دارد.
در مکتب اهلبیت یاد میگیریم که راه هموار شدن سختیهای تربیت مهربانی با آنان است. رسول خدا فرمودند: اطفال را دوست بدارید و به آنها مهر بورزید. و در بیانی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: مانند سنگدلان بى رحم جاهلیت نباشید که فرزندان خود را از ترس گرسنگى زنده به گور مى کردند. سنگ دلی نسبت به کودکان را مذمت فرمودند.
توجه به این نکته هم دارید مطالبی که گفته می شود حق کودکان است چه فرزند ما باشند و چه نباشند. مرحوم مجلسى نقل می کند: هرگاه رسول خدا شب را صبح مى کردند، بر سر فرزند و فرزند فرزندانشان دست مى کشیدند. خود این دست بر سرِ کودک کشیدن موضوعیت دارد و نشانه مهربانی و عطوفت است. اگر کسی را دیدید که این علقه ها را ندارد بدانید که در روحش نقصان وجود دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: مهربانى و مهرورزى با کودکان یک حق است و فرد بزرگتر به عنوان تکلیف باید با آنها، مهر و محبت پیشه کند.
در آداب تربیتی فرزندان مطالب فراوانی هست. بعضی وقت ها دیده اید خانه های ما مثل موزه می ماند. پر از اشیایی است که بچه ها می خواهند حرکت کنند دائم به آنها میگوییم نرو! نکن! دست نزن! خود این نکن نکن ها در بچه ممنوعیتی ایجاد می کند. شخصیت او از همان اول بزرگ نمیشود. در خاطرات حضرت امام شنیدم از نزدیکان حضرت امام که اتاقی که حضرت امام در آن حضور داشتند تا یک متر در آن چیزی نبود. می گفتند بچه ها در آنجا هر چه دلشان میخواهد انجام بدهند. چون چیزی برای از بین رفتن وجود نداشت که به بچه بگوییم نکن و نرو و دست نزن. چنین بچه ای چیزی برای شخصیتش نمی ماند و از بین می رود. این ها را باید توجه داشته باشیم.
بعد امام سجاد مسئله علم آموزی و تعلیم ادب را بیان فرمودند. یعنى غیر از آموزش علوم مصطلح و گوناگون، خصوصاً تعالیم دینی و مذهبی، پدران و مادران باید در آموزش ادب و رسم صحیح زندگى به کودکان تلاش جدی داشته باشند و کوتاهی نکنند. بعد امام علیه السلام به مسئله عفو و بخشش اشاره فرمودند که اگر کودک به اقتضاى سن خود خطایى کرد و اشتباهى را مرتکب شد، بزرگ ترها باید از او بگذرند و بلافاصله اقدام به تنبیه نکنند.
بله گاهی لازم است فرزند را تأدیب کنیم، اما حدود آن چه مقدار است؟ آیا اجازه ضرب داریم؟ یکی از بهترین راه های تربیت، اغماض و گذشت از خطاهاى کودکان است. بعد پوشاندن خطاهاى اوست به نحوی که نگذاریم منتشر شود. تا در آینده که از رشد فکری بیشتری بهره برد راه توبه کردن از خطا در او هموارتر باشد. و الا اگر گناهان او منتشر شده باشد و جامعه او را شخص خطاکاری بشناسد، رغبت به گناه در او تقویت مى شود و دیگر به دنبال توبه و بازگشت نخواهد بود. و در نتیجه والدین و یا هر کسى که باعث از بین رفتن وجه و تحقیر او در جامعه شده باشد، در خطاهای آینده او شریک خواهد بود.
بعد حضرت به مدارا کردن با کودک در اموری که انجامش برای او به خاطر ناتوانی جسمی و امثال آن سخت است اشاره فرمودند. و بعد تاکید کردند که کودکان را سرزنش نکنید. اینکه با کودکان مدارا کنیم و او را وادار به لجبازی نکنیم از روش های مهم تربیتی است. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: زیاده روى در سرزنش کردن، باعث برافروخته شدن آتش لجاجت مى شود. و فرمود: اگر خواستى کار زشتى را مذمت کنى، کوتاه سخن بگو. این ها همه درس است که البته ما فقط می شنویم ای کاش در زندگی به این مباحث عمل می کردیم.
در باره پرهیز از تنبیه هم موارد فراوانی سفارش داریم و اینکه اگر خواستید تأدیب کنید سرزنش کافی است. و ضربوجرح ممنوع است. و بعض فقها حرام می دانند. امام موسى بن جعفر علیه السلام به پدرى که قصد داشت فرزندش را تأدیب کند، فرمودند: حق ندارى او را کتک بزنى، فقط مى توانى از او دورى کنى، اما این دورى هم نباید طولانى شود.
حتی تأدیب در محیط آموزشی هم باید خیلی دقیق باشد. گاهی ملامت کردن هم اثر عکس دارد. و باعث می شود کودک از درس و مدرسه و تحصیل متنفر شود. امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمایند: ملامت زیاد، به خصوص در ملا عام باعث مى شود تا دل ها به کینه مبتلا شود و دوستان از انسان فرار کنند.
این یک بحث عمومی است چه کودک و چه بزرگسال دائم ملامت کردن در جمع بعضی وقتها دیگر بی اثر است. باید خصوصی گفت. باید کوتاه گفت. مسیری را که اهل بیت برای ما روشن کردند طی کنیم و عمل کنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا قبل از هر اقدامی به پایان کار توجه می کنند که آیا مرضی رضای خدا هست یا نیست و اگر بود انجام می دهند ولو در ظاهر، پایان آن تلخ باشد.
امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۴۳ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لِکُلِّ امْرِئٍ عَاقِبَهٌ حُلْوَهٌ أَوْ مُرَّهٌ» هر کس سرانجامى شیرین و یا تلخ دارد. امام علیه السلام با دو کلمه شیرین و تلخ که استعاره از لذت بخش بودن و ناپسند بودن است به دو نوع پایان کار و نتیجه عملِ انسان اشاره کرده است. پایان خوب، بهشت و لذات بهشتى است که سرانجامى شیرین است. و پایان شر و بد، جهنم است و آتش و عذاب، که سرانجامى تلخ است.
این بیان شبیه آیه ۱۰۵ سوره مبارکه هود است که فرمود: «یَوْمَ یَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ» روزی که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی گوید. پس برخی تیره بخت و برخی نیک بخت هستند. و در روایت از علی علیه السلام دارد هر کس به محاسبه نفس خود بپردازد سعید می شود یعنی خوشبخت می شود. و در بیان دیگری فرمودند: سعید کسی است که در اطاعت خدا اخلاص داشته باشد. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار.
اول تیر ماه مصادف با یازدهم ذى القعده سال گشت ولادت امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء است که در سال ۱۴۸ ه. ق، در شهر مدینه و در بیت امام هفتم واقع گردید و عالم وجود را به وجود خود منور گرداند. ولادتش بر همه عاشقانش مبارک باد.
ریشه های عمیق علم اهل بیت علیهم السلام و نامحدود بودن این علوم و اتصال به علم الهی از طریق آن حضرت نشان داده شد، به طوری که لقب عالم آل محمد صلی الله علیه وآله گرفت. امام صادق، امام باقر و امیرالمؤمنین اینها هم علوم خودشان را نشان دادند ولی به امام رضا عالم آل پیغمبر گفته می شود به خاطر ویژگی هایی است که در بروز این علوم از امام رضا ظاهر شد.
مثلاً در زمینه پاسخ به شبهات که حضرت اقدامات گسترده ای داشتند، فقط در مسئله امامت، در مسائل دیگر مثل نبوت و توحید و موارد دیگری که در آن زمان اهل بیت با آن مواجه بودند را در نظر بگیرید فقط در مسئله امامت محمدبن عیسى یقطینى می گوید: وقتى مردم، در مسئله امامت امام رضا علیه السلام اختلاف پیدا کردند من که مسئول جمع آورى پرسشهاى مردم و پاسخهاى آن حضرت بودم، پانزده هزار مسئله گرد آوردم که از حضرت سؤال شده بود و وى به تک تک آنها پاسخ فرموده بودند.
بنابراین اگر دنبال الگو و چراغ راه برای زندگی فردی و اجتماعی خود می گردیم امام رضا علیه السلام بهترین روش ها را به ما نشان داده اند. در دهه کرامت هم هستیم و در روزهای آینده کاروان بزرگ خادمان از حرم حضرت رضا علیه السلام می آیند به اینجا که در خدمتشان خواهیم بود و شما هم ان شاء الله مهمان نوازی خواهید کرد. مقدمه الجیش آنها امروز در نماز جمعه حاضرند . ان شاء الله خدای تعالی همه ما را از برکات وجودی حضرت رضا بهره مند کند.
حضرت آنچه که یک مسلمان در قبال خود و جامعه نیاز دارد که همان سبک زندگی است را، از منظر دین مبین اسلام تبیین نموده و ارائه کرده اند. روایتی است از رسول خدا که به همین مضمون از اهل بیت علیهم السلام هم نقل شده است که فرمودند: «سَتُدْفَنُ بَضْعَهٌ مِنِّی بِخُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مَکْرُوبٌ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ کَرْبَهُ وَ لَا مُذْنِبٌ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ… وَ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ». پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد که هیچ صاحب مشکل و غمی نیست که او را زیارت میکند مگر اینکه غمش برطرف می شود. و هیچ گناهکاری نیست که او را زیارت کند مگر خدا گناه او را مورد مغفرت قرار میدهد. و خدا بهشت را بر او واجب میکند و جسمش به آتش جهنم حرام می شود.
نکات مهمی در این روایت هست یکی این است که «غَفراللهُ لَهُ ذُنُوبَهُ» یعنی زیارت امام رضا علیه السلام موجب غفران گناهان می شود همانطور که وقتی انسان استغفار می کند و طلب مغفرت از خدای تعالی دارد. یکی دوتا روایت هم نیست که اثر زیارت حضرت را مغفرت عظیم الهی می داند. و این بشارت بزرگی است برای اهل ایمان که وقتی کنار حضرت قرار می گیرید به دارالضیافه بزرگ غفران الهی وارد شده اید.
قطعاً بعد از زیارت امام علیه السلام دعای بعد از زیارت را هم خوانده اید که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح فرموده است که هر زمان که زیارت را در آن مشهد مقدّس خواندی، این دعا را ترک مکن «… رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ حَیاءٍ، وَأَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ رَجاءٍ، وَأَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ إِنَابَهٍ، وَأَسْتَغْفِرُکَ اسْتِغْفارَ رَغْبَهٍ، … رَهْبَهٍ، …طَاعَهٍ، … إِیمانٍ، … إِقْرارٍ…».
نکته دیگری که توجه شما را به آن جلب می کنم این است که ماه ذیقعده و ذی حجه و محرم از نظر اهل معرفت فصل دیگری است برای خودسازی و بندگی که بحثی دارد و در زمانی بیان خواهم کرد ان شاءالله. ما دو فصل برای خودسازی داریم. فصل اولش رجب است و شعبان و رمضان. شوال در وسط قرار گرفته که خودش موضوعات خاص دارد و مطالب معرفتی بزرگی در ماه شوال مطرح هست و یک عظمت زیادی دارد که ما از آن غفلت میکنیم. بعد از آن فصل دوم شروع می شود که ذی قعده و ذی حجه و محرم است.
اما آنچه الان عرض می کنم این است که ایام ویژه ای که این سه ماه دارند از زیارت مخصوص امام رضا علیه السلام بگیرید تا عرفه و عید قربان و عید غدیر و عزاداری اباعبدالله علیه السلام همه اینها برای تزکیه و خودسازی انسان و رساندن او به اوج بندگی است و جالب است بهترین و مهمترین دستور العملی که برای ماه اول فصل خودسازی یعنی ماه رجب داده شده استغفار است.
و همین دستور برای ماه اول از فصل دوم که ذیقعده است هم داده شده که زیاد استغفار کنید با دقت می بینید که استغفار در ماه ذی قعده، مثل ماه رجب است و رسول خدا هم بخصوص نماز توبه و استغفار روز یک شنبه را با آن همه فضیلت آموزش دادند. بعد هم در حریم رضوی که قرار می گیرید باز استغفار مطرح است.
خیلی اثر دارد این استغفار. گاهی انسان دچار همّ غمّ می شود از مسائل جاری زندگی مسائل سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی از جهات مختلف برای انسان کدروت و غم می آورد که راه برون رفت را اهل بیت استغفار بیان فرمودند: «من کَثُرَتْ هُمومُهُ فَعلَیهِ بالاستِغفارِ» کسی که غمش زیاد شد زیاد استغفار کند.
و یا فرمودند: «مَن لَزِمَ الاستِغفارَ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِن کُلِّ هَمٍّ فَرَجاً، ومِن کُلِّ ضِیقٍ مَخرَجاً». هر کس ملازم استغفار باشد که بعد نماز عصر به خصوصه ۷۰ بار وارد شده هر هم و غمی را گشایش برایش ایجاد میکند و و هر تنگنایی را راه خروجی قرار میدهد. خدای تعالی توفیق دهد در مسیر بندگیش استوار باشیم.
انشاء الله این بیماری شرش را از بلاد اسلامی ببرد تا بتوانیم به زیارت حضرت ثامن الحجج مشرف شویم و نور بگیریم.
احتمالا با خبر شدید که نخست وزیری که ۱۲ سال این منصب را در رژیم جعلی و منحوس صهیونیستی در اختیار داشت و در این مدت نا امنی بوجود آورد و ترور کرد و در گسترش فساد مالی و اخلاقی و سیاسی کوتاهی نکرد به برکت جنگ ۱۲ روزه مقاومت اسلامی بالاخره نتوانست بر مشکلاتی که خودش درست کرده بود غلبه کند و ساقط شد.
سقوط او این نوید را به همه ما می دهد که زوال کودک کشی و خونریزی و جنایت به سرعت به پایان خودش نزدیک می شود عن قریب از رسانه ها خواهیم شنید که همه را به جشن پیروزی نابودی صهیونیست ها دعوت می کنند. امروز با توجه به پیروزی های مقاومت و پیروزی بشار اسد و شکست ترامپ و عدم توان مقاومت در مقابل غزه و ده ها مورد دیگر، وضعیت غاصبان اشغال گر سخت تر شده، چون علاوه بر ترس و اضطرابی که از مقابله با مقاومت دارند، باید برای آرامش داخلی خودشان هم فکر اساسی بکنند، داخله آشفته و پریشانی دارند و خیلی شیرازه شان به هم خورده است. به فضل پروردگار عالم ماه های آینده شاهد نزول برکات الهی به نفع جبهه مقاومت و مستضعفان خواهیم بود.
نکته دیگر اینکه به فضل پروردگار امروز مردم ایران اسلامی در این انتخابات با حضورشان تو دهنی محکمی به یاوه سرایان و بدخواهان خواهند زد. تا الآن که اخبار را رصد میکنیم تا الآن زده اند و انشاء الله تا آخر شب این ضربات ادامه دارد و نشان می دهند که برای سربلندی و عزت کشورشان، برای امنیت و آبادانی کشورشان برای استقلال و آزادی کشورشان مقتدرانه وارد عرصه تصمیم گیری می شوند و رای خود را به صندوق می ریزند و با شکوه و عظمتی که بوجود می آورند دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان را غافلگیر و بهت زده خواهند کرد.
دوستانی که تا الآن اقدام نکرده اند عجله کنند که از مصادیق اعمال صالحه ای که هم باید برای آن سبقت گرفت که «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ» و هم عجله کرد «سابِقُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ» تا از ثواب بیشتر بهره برد همین رأی دادن است. تذکر این نکته هم لازم است که بعد از انتخابات برای همه، چه کاندیداها و چه طرفدارانشان چه در ریاست جمهوری و چه در شوراهای شهر و روستا باید روز همدلی و مهرورزی باشد.
همیشه فردای انتخابات روز پیروزی ملت است. روز شادی مردم و غم دشمنان است. همه شاهد بودید که در این چند ماه اخیر چگونه خناثان با انواع حیل شیطانی، مذبوحانه و بی وقفه تلاش کردند تا مردم ناامید شوند و رغبت به شرکت نداشته باشند و عرصه را خالی کنند، بخصوص منافقین که از ۳۰ خرداد سال ۶۰ که اعلام تقابل با انقلاب و نظام کردند تا امروز دست از دشمنی برنداشته اند.
سازمانی که با شعار مبارزه برای خلق ۱۷ هزار نفر از خلق بی گناه اعم از دانش آموز و کاسب و کارمند و زن خانه دار را ترور، و بعضی ها را مثله کردند و پوست کندند. و امروز هم همکار وهابیت و تروریست های دولتی و داعشی ها هستند و با وقاحت تمام برای مردم نسخه رهائی می پیچند. اما هیچکدام نتوانستند و امروز با روی سیاه و گردن های شکسته، خود را برای توطئه های بعدی آماده می کنند تا در آینده شکست دیگری را تجربه کنند.
آنچه مهم است بعد از استقرار دولت جدید، این است که همه باید به رئیس جمهور منتخب کمک کنیم تا بتواند کشور را به نصاب لازم برساند و خود او هم باید در تلاشی دائمی و با بکار گرفتن همه عناصر توانمند به رفع مشکلات اقدام کند تا امور به مرور اصلاح شوند. جا دارد اینجا به نوبه خود از همه کسانی که تلاش کردند تا هر دو انتخابات پرشور برگزار شود تقدیر و تشکر کنم.
اول تیر ماه هم روز اصناف است، بیش از هفتاد هزار واحد صنفی در استان با تحمل مشکلات فراوان معیشتی در ایام کرونا، قسمت اعظم این صنوف همکاری خوبی با ستاد کرونا و مسئولین برای رفاه حال مردم داشتند که به نوبه خود تشکر و قدردانی می کنم.
سالگشت تأسیس سازمان تبلیغات و روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی است اینجا مطالب فراوانی دارم که فرصت بیان نیست. اولین روز از هفته قضائی هم هست که انشاءالله با قید حیات و توفیق بیان، هفته آینده نکاتی را عرض خواهم کرد. به خاطر اینکه انتخابات در این محیط برگزار می شود خطبه را در این نوبت کوتاه خواندم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/3/21 | 1400/3/21لیستها را رها کنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه179
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یاایهاالذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در همه حال به افراد بزرگتر از خودشان توجه داشته تکریم می کنند. مکتب حیات بخش اسلام در همه زمینه ها انسان ها را راهنمائی می کند تا بتوانند از آرامش و آسایش بیشتری در زندگی فردی و اجتماعی خود بهره ببرند. اسلام انسان ها را معتدل پرورش می دهد.
در بحث رفتارها که چگونه با اطرافیان خود تعامل داشته باشیم دریائی از معارف بیان شده است که سعادت بخش هستند. یکی از مهمترین این مباحث مربوط می شود به نوع رفتار ما با بزرگترها و کوچکتر ها و با همسالان که رعایت آنها به شیرین تر شدن تعاملات اجتماعی می افزاید. احترام به پدر و مادر و حقوق مربوط به آنان در مباحث گذشته مطرح شد.
در این نوبت امام سجاد علیه السلام در باره حقوق بزرگسالان فرمودند: «وَ حَقُّ الْکَبِیرِ تَوْقِیرُهُ لِسِنِّهِ» حق بزرگ احترام او است بخاطر سن او. معیار احترام دیگران در فرهنگ دینی چیست؟ موارد متعددی در روایات بیان شده که یکی از آن ها کِبَر سن و پیر بودن است که خود معیار ارزش گذاری بر افراد است. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: اگر کسى مسلمان سپید مویى را احترام کند و بزرگ بدارد، خدا را بزرگ داشته است. یعنی بزرگداشت شخصی که پیر شده است تجلیل از خداست.
خوب دقت کنید چقدر اهمیت داده شده است تکریم پیرمردها و پیرزن ها در جامعه و خانواده. اینجا هم ندارد مومن باشد، کافر باشد، خوش اخلاق باشد، بد اخلاق باشد، پول دار باشد، فقیر باشد. خوب حالا ببینید در جامعه آیا این رعایت می شود درمغازه، درمحل، دراتوبوس و اماکن عمومی؟
روایت معروف دیگری در جوامع روائی مسلمین اعم از شیعه و سنی هست که رسول خدا فرمودند: «الشَّیخُ فى اءَهلِه کالنَّبىِّ فى اءُمِّتِهِ». پیرمرد در میان خانواده اش مثل پیامبر است در بین امتش. در بعض تعبیرات فرموده این احترام واجب است. تکریم افراد مسن آثار و فوائد فراوان دنیائی و آخرتی دارد. روح تواضع ومهربانی و صفات پسندیده را در ما زنده می کند. رسول خدا فرمودند: برکات خداوندى، همراه با پیران شما است. یعنی هرجا موی سپیدی هست آنجا برکت هم هست.
آیا منفعتی بیشتر از دوستی با رسول خدا در نظر دارید؟ انس بن مالک که اصحاب رسول خداست می گوید حضرت مرا به پنج چیز سفارش کرد، یکی از آن ها این بود که به پیرمردان یا پیرزنان امت احترام بگذارید تا در قیامت از دوستان من باشید. این اکرام فقط نسبت به بستگان سببی و نسبی نیست. نسبت به همه بزرگسالان جامعه است.
این روایات خیلی درس آموز است و ما کمتر توجه داریم و متاسفانه بعضی ها تحت تاثیر بعض از فرهنگ های وارداتی و منحط، اقداماتی را نسبت به این پیامبران با برکت انجام می دهند.
این ها امان نامه الهی هستند. رسول خدا فرمودند: کسی که فضیلت افراد پیر را بشناسد و او را تکریم کند خدای تعالی او را از فزع روز قیامت حفظ خواهد کرد. و چون در جهان هر عملی که انسان انجام می دهد عکس العملی دارد و خیلی زود نتیجه اش را می بیند، تاکید شده است که اگر جوانان بزرگسالان را تکریم و احترام کنند خود آنان در دوران پیری مورد تکریم قرار می گیرند.
در ادامه فرمودند: «وَ إِجْلَالُهُ لِتَقَدُّمِهِ فِی الْإِسْلَامِ قَبْلَکَ» و تجلیل او بخاطر پیشى اسلام او بر تو. یکی از علل تکریم را سبقت در اسلام بیان فرمودند. یعنی پیرها مدت طولانی تری از فضیلت مسلمان بودن و اهل عبادت و بندگی خدا بودن بهره برده اند و استواری بیشتری در عقائد و افکار خود دارند و سبقت در فضیلت دارند. و چون ملاک تکریم افراد فضائلی است که دارند افراد مسن از این احترام مضاعف بهره مند خواهند بود.
بعد حضرت فرمودند: حق بزرگسالى به اندازه اسلام است. این هم تعبیر بلندی است که ما توجه داشته باشیم. خداشناسی از اهمیت ویژه برخوردار است و کسی که خدا شناس است مورد تکریم است. پس کسی که از دیگران زودتر خداشناس شده مورد احترام است.
همه این فضائل برای کسی است که این احترامی را که خدا برای او خواسته از بین نبرد لذا اگر نعوذ بالله پیری گناهی و خطائی انجام دهد عقاب سخت تری دارد.
بعد حضرت شروع می کنند به بیان مصادیق اکرام؛ «وَ تَرْکُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ» و باید در موقع خصومت با او مقابل نشوى. هنگام دشمنى از رویارویى با او بپرهیزى، یعنی هرگز با او دشمنی نکنی. چون افراد مسن دارای روحیه ای می شوند که همیشه مطالبه آن احترام رادارند.
«وَ لَا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِیقٍ وَ لَا تَتَقَدَّمْهُ» و در راه از او پیشی نگیری و جلو نیفتى. در هیچ کارى بر بزرگسال سبقت نگیرید؛ ولو به اندازه زودتر شروع کردن غذا؛ زودتر سخن گفتن و امثال اینها. «وَ لَا تَسْتَجْهِلْهُ» نابخردانه با او برخورد نکنى. گاهی چون سن بالاست و یا توان جسمی کم است ممکن است حرف نامربوط یا عمل دور از انتظاری صادر شود، باید تحمل کرد. «وَ إِنْ جَهِلَ عَلَیْکَ احْتَمَلْتَهُ» و اگر بر تو نادانى کرد تحمل کنى. «وَ أَکْرَمْتَهُ بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَ حُرْمَتِهِ» و براى اسلام او احترام کنی و گرامى دارى. و لا قوَّهَ الا باللهِ.
توجه دارید که اینها هیچ کدام مربوط به پدر و مادر یا بستگان انسان نبود بلکه مربوط به غیر خانواده است ظاهراً. البته نظام اسلامی طبق روایات برای پیرانی که کسی را ندارند باید از بیت المال خدمت رسانی کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. شنیدن و بکار بردن موعظه نقش موثری در تربیت روح و سعادتمندی انسان دارد. یکی از مواعظ مولانا امیرالمومنین علیه السلام که در نهج البلاغه فرمودند که بسیار اثرگذار بود و ما فقط آن را ترجمه کردیم حکمت ۱۴۲ بود که امام علیه السلام در جواب کسی که درخواست موعظه کرده بود فرمودند، و بخش هائی از آن را قبلا خواندم و امروز آخرین بخش را ترجمه می کنم.
«لَا تَکُنْ مِمَّنْ ….. وَ یُرْشِدُ غَیْرَهُ وَ یُغْوِی نَفْسَهُ» به راهنمایى دیگران مىپردازد ولى خود گمراه است. «فَهُوَ یُطَاعُ وَ یَعْصِی»، از او پیروى مىکنند، و او خود معصیت کار است. «وَ یَسْتَوْفِی وَ لَا یُوفِی»، حق خود را کامل مىگیرد اما خود حق دیگران را نمىپردازد. «وَ یَخْشَى الْخَلْقَ فِی غَیْرِ رَبِّهِ وَ لَا یَخْشَى رَبَّهُ فِی خَلْقِهِ»، از مردم مىترسد اما نه به خاطر خدا، و از خدا در حق مردم نمىترسد. خدای تعالی همه ما را به خاطر خطاها و لغزش هایمان ببخشد و تقوا را در ما بیشتر بگرداند.
۲۲ خرداد مصادف با ۱ ذیقعده اولین روز از دهه کرامت که با ولادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها آغاز می شود و به ولادت شمس الشموس، امام رئوف ثامن الحجج ختم می شود بر شما مبارک باشد. بین این خواهر و برادر عاطفه و محبت غیر قابل وصفی برقرار بوده است. در کرامتی که از امام کاظم علیه السلام نقل است و حضرت معصومه هم نقش دارند وقتی که مرد نصرانی می پرسد؛ شما که هستید؟ می فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» و در این تعبیر محبت موج می زند.
باید دراین دهه با آشنائی بیشتر و الگو قرار دادن رفتار و سیره اهل بیت علیهم السلام بخصوص حضرت معصومه و حضرت رضا علیهما السلام و بهره گیری جدی درزندگی فردی و اجتماعی مسیر رشد و تعالی اخلاقی و معنوی را طی کنیم. حضرت معصومه تحت تربیت اهل بیت به فرد نمونه ای تبدیل شده است که برای افراد جامعه اسلامی بلکه جامعه انسانی نمونه و الگو است و همه انسان ها می توانند از او استضائه کنند و نور بگیرند.
او مهذب بود و از آرامش دل برخوردار بود لذا اخلاق نیکوی او در گفتارش نمایان بود. با سیره این امامزاده بزرگوار و لازم التجلیل و التعظیم آشنا شوید، حتماً درس های بی نظیری خواهید گرفت. چون برای بیان مطلب احتیاج به بیان مقدمه دارم و فرصت کم است می گذرم.
این دهه را که دهه کرامت می گویند، دهه رشد فضائل و کرائم خود قرار دهیم و کریم شویم. کرامت یعنی دوری از پستی، روح بلندی که منزه از هر پستی باشد، کریم می گویند. در مقابل کرامت دنائت است که معنای ذلت و خواری می دهد. برای رسیدن به فضیلت بلند کرامت باید اهل تقوا بود. تقوا و خداترسی خود را در همه زمینه های فردی و اجتماعی زیادتر کنیم تا نزد خدا اکرم باشیم که «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ».
گاهی شخص تقوای فردی دارد اما تقوای اجتماعی و یا تقوای سیاسی ندارد. باید مواظب خودمان باشیم. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: آنکس که تقوا پیشه کند به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مىکند، خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مىدهد. خانهاى که مخصوص خداست. سقف آن عرش پروردگار و روشنایى آن از جمال الهى و زائرانش فرشتگان و دوستان و همنشینان پیامبران الهى هستند.
تقوا! تقوا! این روزها اکسیر اعظم شده است خیلی نایاب است شاید افراد متقی داشته باشیم اما تقوای سیاسی و اجتماعی خیلی کم است. می بینید اوضاع و احوال را. بازار دین فروشی برای رسیدن به دنیا خیلی داغ است. کلان که هست هیچ، در اندازه کوچک هم در استان ما فراوان است که می بینم بعضاً افراد متدین که چگونه خود را برای دنیای دیگران بدبخت می کنند و توصیه و تذکر و ارشاد هم فائده ای ندارد و فقط باید برای آینده آنان و فردای آنان غصه دار و مغموم بود. بنده در این چند روز اخیر یکی از غمها و ناراحتی هایم برای آخرت یک عده است و دلم میسوزد که چقدر راحت آخرت فروشی میکنند و تذکر هم فایده ای ندارد.
بگذرم فقط تبرکاً گوشه ای از فضیلت این بانو عرض کنم؛ و آن مقام عصمت حضرت فاطمه معصومه است. او دارای شفاعت کبری است و همه اهل ارض از مومنین را ایشان می تواند شفاعت کند. حضرت رضا علیه السلام او را معصومه خطاب کرد: «مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنى». حضرت معصومه اسمش فاطمه است ولی حضرت رضا او را با مقام عصمت یاد میکند معصومه بانویی است که معصوم است.
این روایت وقتی در کنار بیان دیگر امام رضا علیه السلام قرار می گیرد که فرمود: آگاه باشید، کسىکه مرا در حالى که غسل زیارت کرده زیارت کند، به گونهاى از گناه بیرون آید وپاک شود که هنگام تولد از مادرش از گناه پاک بود. مى شود نتیجه گرفت وقتی حضرت معصومه را زیارت کردیم از این فیض بهره مند هستیم و طبق زیارت نامه از شفاعت ایشان روزی برده ایم ان شاءالله.
روز ولادت این بانو را چه با مسمی روز دختر نامیدند. چند روایت در فضیلت دختران و اهمیتی که اسلام به این قشر داده است بخوانم تا قدر خود را بیشتر بدانند. رسول خدا فرمودند: بهترین فرزندان شما دختران هستند و علامت خوشقدمی زن آن است که اولین فرزندش دختر باشد، دختران بخشش خداوند هستند و خداوند دختران را هبه و بخشش نامیده است. بنابراین شکر خداوند را باید بهجا آورد.
و فرمودند: دختران مهربانی کنندگانند، کمک رسانندگانند، انس گیرندگانند، برکت دهندگانند. و فرمودند: هر کسی دختران تحت تکفل خود را پرورش دهد تا بزرگ شوند و از دسترنج خویش به آنها بدهد، خداوند با این عمل بهشت را برای او واجب فرموده است.
هیچ دینی و فرهنگی در طول تاریخ دختران و بانوان را اینقدر تکریم و احترام نکرده است و برای آنان جایگاه ویژه در نظر نگرفته است. تا جائی که نوع رفتار مردان با بانوان را معیار ارزش گذاری بر مردان قرار داد. رسول خدا فرمودند: بهترین شما (مردان) کسی است که برای زنان و دخترانش بهترین باشد. این میشود معیار ارزشی.
کدام مکتب را در طول تاریخ سراغ دارید که به زنان با افراط و تفریط ظلم نکرده باشند. اما اسلام به همه حقوق زنان عادلانه پرداخته و البته به آنان اجازه انحطاط و سوء رفتار نداده است. و متاسفانه خود بانوان کمتر به جایگاه والای خود در نظام خلقت توجه می کنند و عده ای هم ساده لوحانه فضا را برای سودجوئی ها و سوء استفاده ها فراهم می کنند.
دشمنان ما به خوبی این را می دانند و برنامه ریزی و اجراء دارند که اگر دختران در جامعه ای از مسیر خارج شوند، محور تربیت نسل آینده یعنی مادر و در نتیجه خانواده را که بستر رشد کمی و کیفی جامعه است را از بین برده اند و انحطاط آن جامعه حتمی است اگر دختران آن نابود شوند.
گاهی صحنه هائی منتشر می شود که باید افراد را بیدار کند دختری که باید منشاء برکات آینده خانواده و جامعه باشد و در دامن او مردان و زنان فرهیخته و دانشمند پرورش پیدا کنند را آنقدر خوار و کوچک می کنند که کعبه آمال او توله سگی می شود که با او انس دارد و به او دخترم و مادر و امثال اینها می گوید. بحث من اینجا حقوق حیوانات نیست. عده ای فضاسازی نکنند که با حقوق حیوانات مخالفیم. تنزل انسانی مورد بحث است که با دقت روی آن کار می شود و الا در دین ما نگهداری حیوانات جزو دستورات است که اگر میتوانید بعضی حیوانات را نگهداری کنید که آثاری دارد.
مربی اصلی در خانواده مادران هستند که قبلا دختر خانواده بوده اند. تهاجم فرهنگی شدیدی که امروز متوجه دختران هست را در ناهنجاری های اجتماعی کاملا ًمی شود دید. تلاش می کنند تا بانوان حضور اجتماعی قوی نداشته باشند و اگر هم دارند مفتضح و یا بی خاصیت باشند. دختران و بانوان محترم باید در این جنگ نرمی که بر علیه آنان است و قصد دارد تا اباحه گری را رواج داده بنیان خانواده را از بین برده سبک زندگی غربی را جا بیاندازد، هوشیارانه حرکت دشمنان را رصد کرده مقابله کنند.
لذا توجه به دختران از جهات مختلف برهمه، هم مسئولان و هم خانواده ها لازم است. نگاهی به توطئه های رنگارنگی که برای این گروه ترتیب داده اند بیاندازید و متاسفانه متولیان فرهنگی هم بی توجه هستند. امید داریم در دولت حزب اللهی شاهد برنامه های دقیق برای بانوان جامعه باشیم.
بانوی با کرامت جامعه کریم می سازد. بلند همت باشید تا کریم شوید، که در روایت دارد از حضرت امیر سلام الله علیه که فرمودند: کرامت نتیجه بلند همتی است.
و به این نکته هم خوب دقت کنید که انتخابات میدان بروز همت انسان های عالی همت است. نکند به بهانه های دشمن شادکن در عرصه حاضر نشوید. فقط اگر کمی در فضا بچرخید و دقت کنید می بینید که موتور جنگ روانی دشمن مشغول فعالیت دائمی است و به زبان های مختلف و با استفاده از افراد وابسته و واداده و اشکال گوناگون و گاهی با بیان نظرسنجی های دروغ، تبلیغ می کنند به عدم حضور.
واقعاً کسانیکه این همه لطمه به کشور زده اند و تا توانسته اند دشمنی کرده اند از قتل و ترور بگیرید تا تحریم و محرومیت، حالا خیرخواه ملت شده اند و خیرخواهانه از مردم می خواهند که پای صندوق ها حاضر نشوند. اما دشمنان کج خیال ما بدانند که ملت ایران مثل همیشه با قدرت پای صندوق ها حاضر می شوند و با هر رای خود تیری را بر قلب سیاه شما می نشانند.
همه وظیفه داریم یکدیگر را به شرکت دعوت کنیم که توصیه رهبرمان هم بود. خوب تشخیص دهید و به موقع اقدام کنید و به اصلح رای دهید. بیانی حضرت آقا دارند خیلی گویاست که شهدای کربلا در یک روز به شهادت رسیدند و توابین هم در یک روز به شهادت رسیدند کشته شدند اما اثر کار توابین چقدر بود؟ علتش این بود که در وقت خودش نیامدند.
فکر نکنید رای شما اثر ندارد. اثر دارد. لذا در بعض تعبیرات حضرت امام هست که اگر کسی رای ندهد از گناهان کبیره است. چون اثر زیادی در جهات مختلف دارد. متاسفانه بعضی برای رای گرفتن از مردم به نظام دروغ می بندند. گاهی از قوانین الهی و احکام شرع عبور می کنند و یا اصول انقلاب را زیر سوال می برند. کاندیداهائی که دوقطبی می سازند آیا اگر رای آوردند می توانند جلامعه را اداره کنند. دو شقه کردن جامعه برای کسی که می خواهد رئیس جمهور و همه مردم باشد نقض غرض است.
نمی خواهم این تعبیر را بکار ببرم اما بعض کارها و حرفها احمقانه است. این چه حرفی است که گفته می شود اگر رای بیاورم با دشمن و شیطان بزرگ که نماد پلیدی در جهان است و دستش تا مرفق بلکه بالاتر از مرفق به خون ملت ما و مظلومان جهان آغشته است ملاقات می کنم. هنوز رای نیاورده اینگونه حرف میزنند. آمریکا تا وقتی آمریکاست دشمن ماست و ما این را فراموش نمی کنیم و هرچه فریاد داریم بر سرش می کوبیم.
باید با قدرت وارد صحنه شوید و رای دهید و بدانید که رای شما وضع کشور را به سمت بهتر شدن تغییر می دهد. رای شما هزینه هائی که در آینده ممکن است به کشور تحمیل شود را کم می کند. رای شما سهم شماست در انتقامی که از جلادان شهید کننده قاسم سلیمانی گرفته می شود. رای شما یعنی پاسخ مثبت دادن به شهدائی که گفتند بعد از ما راه ما را ادامه دهید. لذا چون ایرانی آباد و قدرتمند و سربلند می خواهیم ان شاءالله محکم پای صندوق ها حاضر می شویم و رای می دهیم و بدانید که رای شما مصداق نصرت الهی است که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ».
نکته ای هم عرض کنم و آن اینکه بناگذاشتیم با کمک و هم فکری مردم براى دولت آینده، نسبت به منطقه خودمان برای رئیس جمهور منتخب پیشنهاد داشته باشیم. لذا هر پیشنهادی که می بینید می تواند برای اعتلاء کمی و کیفی منطقه مفید باشد را به دقت بررسی کنید و به صورت مکتوب به دفتر ما بفرستید تا بعد از جمع بندی خدمت رئیس جمهور منتخب عرضه کنیم.
بیست و هفتم خرداد، سالگشت تشکیل جهاد کشاورزی به فرمان حضرت امام است که بعد از گذشت حدود چهار ماه از پیروزی انقلاب دستور تشکیل را دادند. و تا امروز در عرصه های مختلف با فراز و فرودهایی که داشته نقش خودش را در فقرزدائی و محرومیت زدائی در تولید و آبادانی و حرکت بهسوی استقلال و خودکفائی کشور ایفاء کرده از تلاش همه عزیزان تشکر می کنیم و خداقوت عرض می کنیم.
نقش مهمی که در دوران دفاع مقدس داشتند و در سال های اولیه انقلاب و حرکت های مردمی و بعدها در بخش کشاورزی و رسیدگی به حال روستائیان و عشایر، توسعه دامداری و امثال اینها جای تقدیر دارد و امیدواریم در این منطقه که توان توسعه کشاورزی و باغداری و دامداری و دامپروی را دارد اهمیت ویژه داده شود و با برنامه بتوانند به رشد مضاعف برسانند.
بخصوص روی صنایع تبدیلی در این منطقه کار کنند که ارزش افزوده آن بالا خواهد بود و مساله مهم مدیریت آب است که اگر برنامه ریزی های عاجلی صورت نگیرد همین منطقه خوش آب و هوا در آینده نه چندان دوری باید تور کویرگردی گذاشت. باید به جدیت منابع آبی را مدیریت کرد. چون روز بیابان زدائی هم بود عرض کردم.
نکته استانی: در انتخابات شوراها همانطور که قبلا عرض کردم سعی کنید با دقت تمام به افرادی که می شناسید رای دهید و حتماً به همان تعدادی که باید رای دهید. مثلاً در کرج باید به ۱۳ نفر رای بدهید به همه سیزده نفر رای دهید. در مناطق دیگر هم به هر تعداد که باید رای بدهید رای دهید و کم کاری نکنید.
نکته دیگر اینکه تذکرات خیرخواهانه ای که از شش ماه قبل شاید هم بیشتر دادم را دوستانی که باید کار میکردند و در تنظیم لیست ها توجه میکردند نادیده گرفتند و بیشتر به جای اینکه شاخص ها را در نظر بگیرند به منافع گروهی و امثال اینها توجه کردند. همه. یعنی لیست را که نگاه میکنید قطعا افرادی که در لیست هستند خیرخواهی برای این شهر و منطقه نکردند.
ما این همه داد زدیم و دلسوزانه گفتیم بنشینید در این نوبت به فکر آینده این منطقه باشید. تخلف ها و ضررهای زیادی به اینجا زده شده است. افراد کارآ، افراد متدین و خالی الذهن از یک سری مسائل. بیشتر به جای اینکه شاخص ها را در نظر بگیرند به منافع گروهی و امثال اینها توجه شده است.
پشت پرده داشتند. بده بستان داشتند. پس لیست ها را رها کنید. برای همه را، نه برای یک گروه و دو گروه. هرکدام را که با دقت نگاه می کنم می بینم خدا در آن کمتر دیده شده است متاسفانه. البته این را هم عرض کنم و حق مطلب را ادا کنم که در همین لیستها که عرض می کنم افرادی هستند که قابلیت دارند، توانمندند، تدین دارند، دستپاک هستند. اینها هستند. منظور من مجموعه است که بعضی وقتها افراد میگویند مثلاً ما به این لیست چون فلان آرم بالای آن هست به همه آن لیست اعتماد میکنیم و رای میدهیم. در این نوبت لااقل این کار درستی نیست. امکان دارد در نوبت های دیگر اینطور بشود اما در این نوبت اینگونه نیست. این را بنده با دقت دارم عرض می کنم.
بگردید افراد متدین توانمند را پیدا کنید. اگر میشناسید خودتان رای بدهید، اگر نمی شناسید با اهل خبره مشورت کنید. جالب است میپرسم که شما چگونه به این آدمها رسیدید؟ می گویند شاخص و معیار داشتیم. میگویم مثلاً عدد ۴ در دنیا و آخرت زوج است. ۱ متر در دنیا و آخرت ۱۰۰ سانت است. این طور نیست که در دنیا ۱۰۰ سانت باشد در آخرت ۹۰ سانت باشد.
اگر گفتیم تدین، تدین یک تعریفی دارد. چطور هر دو نفر شما نشستید راجع به تدین یک فرد با هم صحبت کردید، شما رسیدید به تدین او، آن یک نفر دیگر به تدین او نرسیده؟! چطور شما او را انقلابی دانستی طرف دیگر او را انقلابی ندانسته؟! معلوم میشود که شاخصها غلط بوده. معیارها غلط بوده. آن اندازهگیری ها با حب و بغض انجام شده. لذا خودتان را نجات بدهید .
و اینکه هیچ لیستی هم منسوب به بنده نیست. بعضیها را دیدم که بک گراند کارشان عکسهای بنده است و خودشان را منسوب میکنند. به هیچ وجه هیچکس منسوب به بنده نیست. اینجا ۱۰۰% تکذیب میکنم. بعضی ها را هم به آن آقایان هم خبر دادم در جلسات شان گفتند فلانی گفته این شخص باشد، آن شخص نباشد.
من معمولاً شبهای احیا همه را میبخشم اما در این نوبت اگر تا شب احیا زنده بودم این ها را نخواهم بخشید. کسانی را که به بنده نسبت اینگونه دادند. من اصلاً ورودی ندارم. اصلا راجع به احدی حرفی نزدم. اینها را نخواهم بخشید چون دروغ است و با این شدت و غلاظ حق کسی را ضایع می کنند. کسی را بالا میبرند و کسی دیگری را ساقط می کنند. به هرجهت هیچ لیستی هم به بنده منسوب نیست.
باز هم اشاره میکنم عدهای متاسفانه در اجرایی، عدهای در نظارت، آخرت خودشان را خراب کردند. عدهای هم در نظارت نهایی که توسط مجلس انجام شد آخرت خودشان را سوزاندند. شما مردم با انتخاب درست خودتان مواظب آخرت خودتان باشید. افرادی را که قبلا امتحان کردید و یا وابستگی به افراد خاص دارند را رها کنید.
من در این افرادی که جدیدا مطرح شدند و اسم هایشان مطرح است و جوان هستند اشخاصی را دیدم که اگر انتخاب شوند شهر را شکوفا میکنند. هم فکر دارند، هم تخصص دارند، هم تقوا دارند. اینها هستند. به اندازه نصاب هم هستند. می توانند یک تیم مستحکم متدین انقلابی تشکیل دهند که نجات دهند.
خدا به خطیب جلسه امام صادق ما که دعوت کرده بودیم طول عمر بدهد. خیلی حرف قشنگی زد. گفت ۸۴۱ هزار میلیارد تومان (اینطور که در ذهنم هست) بودجه جاری کشور است. بعد گفت امامان ما را برای ۲ هزار سکه و ۵ هزار سکه و ۱۰ هزار سکه کشتند حالا ببینید با این ۸۰۰ هزار چقدر امام میشود کشت! حالا دیگر دروغ گفتن که کاری ندارد. دولا پنج لا کردن که کاری ندارد.
بودجه همین استان در مباحث فرهنگی و جاری و عمرانی بودجه زیادی است. همین کرج. لذا بگردید افراد را من خودم دیدم در این اسامی که هم فکر دارند هم تقوا دارند هم تخصص دارند هم دلسوز هستند اینها بیایند انشاالله اثری خواهند داشت.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/3/14 | 1400/3/14مواظب باشید پدرخواندههایی که دستشان قطعشده دوباره نفوذ نکنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه180
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا هم نصیحت می کنند و هم از نصیحت ناصحان بهره می برند. بعد از نیازهای مادی که انسان ها دارند و همه وظیفه دارند به اندازه توانائی خود به نیازمندان کمک کنند؛ مسئله کمک های غیر مادی و معنوی است. که دائره وسیعی هم دارد. گاهی باید به شخصی کمک اعتقادی کرد، کمک اخلاقی کرد، به او در روابط اجتماعی یا خانوادگی که دارد راهنمائی کرد و امثال اینها که یک مورد آن هم نصیحت کردن است.
امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق، با توجه به این موضوع فرموده اند: «وَ حَقُّ الْمُسْتَنْصِحِ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَیْهِ النَّصِیحَهَ» حق نصیحت جوى از تو این است که حق نصیحت را براى او ادا کنى. «وَلْیَکُنْ مَذْهَبُکَ الرَّحْمَهَ لَهُ وَ الرِّفْقَ بِهِ» و باید روش تو در برخورد با او به مهر و مدارا باشد.
«وَ حَقُّ النَّاصِحِ أَنْ تُلِینَ لَهُ جَنَاحَکَ» حق ناصح این است که با او تواضع کنى. «وَ تُصْغِیَ إِلَیْهِ بِسَمْعِکَ» و به سخن او گوش دهى. «فَإِنْ أَتَى بِالصَّوَابِ حَمِدْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» و اگر درست گفت خدا را سپاس گوئى. «وَ إِنْ لَمْ یُوَفَّقْ رَحِمْتَهُ وَ لَمْ تَتَّهِمْهُ» و اگر خلاف گفت به او مهربانی کنی و متهمش نکنى.
«وَ عَلِمْتَ أَنَّهُ أَخْطَاءَ» و بدانی که او خطا کرده. «وَ لَمْ تُؤَاخِذْهُ بِذَلِکَ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مُسْتَحِقّاً لِلتُّهَمَهِ فَلَا تَعْبَأْ بِشَیْءٍ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى حَالٍ» و به خاطر این خطا او را مواخذه نکن، مگر اینکه مستحِق تهمت باشد که در این صورت به هیچ وجه به او اعتنا نکن. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ».
اگر کسی از ما راهنمائی و یا نصیحت خواست و ما توان انجام داریم اولین حق این است که رعایت تمام حقوق در ارشاد شخص کوتاهی نکنیم و به خواسته او پاسخ دهیم. نصیحت معانی متعددی دارد که در جاهای مختلف معنای کلمه فرق خواهد کرد که در ترجمه آیات و روایات باید مورد دقت باشد.
مثلاً رسول خدا فرمودند: در قیامت، عظیم ترین مرتبه را نزد خدا کسانى دارند که در دنیا تلاش و سعى آنها، براى نصیحت دیگران، بیشتر است. اینجا نصیحت یعنی ارشاد به خیر. یعنی اگر کسی پیش ما حاضر و مخاطب ما است را نصیحت کنیم معنایش هدایت به خیر است.
که در قرآن کریم به موارد فراوانی اشاره فرموده؛ مثلاً حضرت صالح به قومش فرمود: من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم «و نَصَحتُ لکُم». یا حضرت نوح به قومش فرمود: من رسالت های پروردگارم را به شما ابلاغ می کنم «و اءَنصَحُ لکُم» یا حضرت هود به قومش فرمود: «انا لکم ناصِح اءَمین» من براى شما خیرخواه امین هستم. پس این یک معنا که ارشاد و هدایت به خیر است.
گاهی معنای نصیحت، خیرخواهی است. امام صادق علیه السلام فرمودند: واجب است مومن نسبت به برادر مومنش هم در حضور و هم در غیاب او ناصح باشد. وقتی نصیحت در غیاب شخص مطرح می شود معنایش خیرخواهی است. چون هدایت غیابی معنا ندارد. ما باید خیرخواه برادرانمان باشیم و از آنان دفاع کنیم چه حاضر باشند چه نباشند. امام صادق علیه السلام مواردی که مومنین نسبت به هم باید رعایت کنند فرمودند، من جمله این که «یَنصَحَ له اذا غابَ» اگر غایب است ناصح و خیرخواه او باشد.
در قصه حضرت یوسف هم همین معنای خیرخواهی آمده که برادرانش آمدند خدمت پدر و گفتند؛ پدرجان، چرا تو درباره برادرمان یوسف به ما اطمینان نمی کنی در حالی که «وَ انَّا له لَناصحونَ». این لَناصحونَ معنایش این نیست که می خواهیم ببریم موعظه اش کنیم، بلکه یعنی دوستی ما با او خالصانه است. که این هم معنای دیگر برای نصیحت است، دوستی خالص. موارد فراوان است اما همین مقدار بس باشد. اما باید توجه داشته باشیم نصیحت به هر معنائی که باشد در آن خیرخواهی که ریشه آن محبت است وجود دارد.
خوب حالا از چه کسی نصیحت بخواهیم؟ امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: کسى که دشمن خود را به عنوان ناصح انتخاب کند و از او نصیحت و راهنمایى بخواهد، آدم جاهلى است. از روایات به خوبی حدود بحث روشن می شود که چطور نصیحت بخواهیم، از چه کسی بخواهیم، درباره چه موضوعی بخواهیم و امثال ذالک. امام سجاد علیه السلام درباره کسی که نصیحت می خواهد فرمودند: باید بتواند گفته ها را درک کند. باید با توجه به روحیات شخص نصیحت کرد تا او بتواند از نصیحت بهره ببرد. و حتماً باید همراه با محبت و مهربانی باشد. و البته شخص هم قابلیت پذیرش نصیحت را داشته باشد.
درباره نصیحت شونده هم اختصاراٌ عرض می کنم که باید با ناصح خود نرمی و مهربانی داشته باشد. و با جان و دل سخنان او را بپذیرد. نصایح ناصح را هدیه بداند. این ها گوشه ای بود که به روایات هم فرصت نشد اشاره کنم ان شاء الله خود شما مراجعه می کنید.
اینجا فقط تبرکا به روایتی از رسول خدا که به کسی که از ایشان نصیحت خواسته بود فرمودند، اشاره کنم که فرمودند: تو را به پنج چیز توصیه مى کنم: یکى این که چشم به دست دیگران نداشته باشى؛ زیرا احساس بى نیازى از دیگران ثروتمندى است؛ دوم این که از طمع و ولع پرهیز کنى؛ که طمع، فقر و نادارى است؛ سوم این که عبادت و نمازت را طورى به جا آورى که گویى آخرین نماز تو است؛ چهارم این که از کارهایى که نهایتا باید از آنها عذرخواهى کنى بپرهیزى؛ پنجم این که آنچه را براى خودت دوست دارى، براى برادرت هم دوست داشته باشى.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. بیشترین استفاده را از امام المتقین اهل تقوا می برند با استفاده از کلمات بلند حضرت به خصوص از نهج البلاغه. در حکمت ۱۴۲ حضرت موعظه های نابی به کسی که از او موعظه خواسته بود فرمودند که موارد را جلسات قبل خواندم و امروز آخرین بخش آن را که فرمودند اینگونه نباش؛
«لَا تَکُنْ مِمَّنْ …..: فَهُوَ عَلَى النَّاسِ طَاعِنٌ وَ لِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ» پس او نسبت به مردم سخت گیر اما نسبت به خود سهل انگار است. «اللَّغْوُ مَعَ الْأَغْنِیَاءِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الذِّکْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ» بیهودگى با توانگران را بر یاد خدا با تنگدستان ترجیح مىدهد. «یَحْکُمُ عَلَى غَیْرِهِ لِنَفْسِهِ وَ لَا یَحْکُمُ عَلَیْهَا لِغَیْرِهِ» به ضرر دیگران و به سود خود قضاوت مىکند، و به ضرر خود و به سود دیگرى حکم نمىکند. خدای تعالی همه ما را به وظائفمان آشنا و توفیق عمل عنایت فرماید.
۱۶ خرداد مصادف با ۲۵ شوال سالگشت شهادت رئیس مذهب امام صادق علیه السلام است که در سال ۱۴۸ قمری واقع شد و به مناسبت، مواردی از سیره و زندگی آن حضرت را بیان کرده ام. در این نوبت به روایتی از امام علیه السلام اشاره می کنم که در آن به نکات مهمی تذکر داده اند، که با زندگی امروز ما و مسائل جاری جامعه هم مطابقت دارد. و باید مردم و بخصوص مسئولین و متولیان اداره جامعه دقت کنند و برنامه ریزی کنند که مبتلا به اثرات منفی این مهم که در روایت به آن اشاره شده نشوند.
روایت را مرحوم کلینی در کافی نقل می کند که: «غَلاءُ السِّعرِ یُسِیءُ الخُلُقَ، وَ یُذهِبُ الأمانَهَ، وَ یُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ» گرانیِ قیمتها اخلاق و رفتار مردم را بد میسازد، امانتداری را از بین میبرد و مردم مسلمان را از فشار و سختی به ستوه می آورد. امام علیه السلام تذکر می دهند اگر گرانی بیاید اخلاق اجتماعی “خُلُق”، حقوق اجتماعی “امانت” و آرامش و امنیت اجتماعی “عدم ضجر” بهم می خورد و آثار شوم هرکدام از این سه برای همه معلوم است. راجع به حسن خلق و سوء خلق و آثاری که دارند روایت و بحث مفصل است که قبلاً به مناسبت هائی اشاره داشتیم.
همینطور بحث امانتداری بخصوص وقتی مربوط به حقوق عامه می شود و در مقابل آن خیانت و دست درازی به بیت المال و ویژه خواری و امثال اینها مطرح می شود. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: هرگاه خیانتها علنی و فراگیر شود، برکتها از میان میرود. بعضی وقتها دیده اید میگوییم چرا انقدر زندگی بی برکت شده! خب خیانت زیاد شده است. دست درازی به بیت المال و رانت خواری و ویژه خواری زیاد شده. اثر وضعی هر عملی در زندگی ما خودش را نشان خواهد داد.
و سومین اثر بد گرانی، اعصاب خرابی جامعه است. ضجر یعنی افسردگی شدید، دل مردگی و عصبی بودن و به ستوه آمدن و … و معلوم است کسی که عصبی باشد نمی تواند بر حق صبر کند و حق را بپردازد و اهل شکر باشد که همه اینها روایت دارد و در جوامع روائی ما کاملاً به همه پرداخته شده است.
و از همه بدتر این است که وقتی فقر آمد دست نیاز به سمت کافران دراز می شود و آنان هم در قبال خواسته های نامشروع رفع نیاز می کنند. در قسمتی از آیه ۱۰۹ بقره فرمود: «…وَدَّ کَثیرٌ مِن أهلِ الکِتَابِ لَو یَرُدُّونَکُم مِن بَعدِ إیْمَانِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مِن عِندِ أنفُسِهِم…» بسیاری از اهل کتاب از روی حسد که در وجود آنها ریشه دوانده دوست دارند شما را از ایمان به حال کفر باز گردانند. این کار را چه زمانی میکنند؟ آن وقتی که شما از آنها درخواستی داشته باشید. وقتی طلب نیاز میکنید میگوید باشد نیازت را برطرف میکنم ولی اما باید فلان کار را انجام بدهی.
من یادم هست در زمان دولت یک بزرگواری میخواستند از بانک جهانی پول قرض بگیرند بانک جهانی شرط دادن وام را این قرار داد که با حجاب دختران و زنان در کشور کاری نداشته باشید. و آنها آن قرض را گرفتند.
باید به هر وسیله شده با فقر مبارزه کرد. فقرزدائی دستور دین و خواسته اسلام است. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر فقر به قیافه انسانی نزد من متمثّل شود، او را خواهم کشت. یعنی جامعه اسلامی موظف به فقرزُدایی است. ان شاءالله با روی کارآمدن دولت تراز انقلابی و مومن و مخلص هرچه سریع تر شاهد ریشه کن شدن فقر باشیم.
۱۴ خرداد سالگشت ارتحال عالم ربانی و فقیه مجاهد و فیلسوف جامعه ساز، مهندسِ معمارِ انقلاب و رهبر بی نظیر، حضرت امام روح الله را به همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم. ۳۲ سال از درگذشت شخصیت کم نظیری که خدای تعالی بر ما منت گذاشت و دوران او را درک کردیم و بهره بردیم می گذرد. پرداختن به حرکت و شرح مکتب او و تحولی که در نظام اداره جامعه با الگوئی که داد و بعد از آن دشمنی ها و مشکلاتی که مستکبرین فراهم کردند تا انقلاب زمین بخورد فرصت زیادی می برد.
امام روح الله رضوان الله علیه با دم مسیحائی خود چون موسوی بود (نام خانوادگی او موسوی بود) کار موسی کرد و فرعون و فرعونیان را منکوب کرد و اسلام ناب محمدی را زنده کرد. لازم است به خصوص جوانان بزرگوار که تاریخ انقلاب را همانطور که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم فرمودند مطالعه کنند. و بر همه ما لازم است که مکتب این مرد الهی را از تحریف و انحراف حفظ کرده نشر دهیم و همه را با سیره و ممشای او آشنا کنیم.
اگر بخواهم مکتب امام را در یک کلمه بیان کنم می شود توحید و اینکه همه امور و بخش های جامعه اعم از اقتصاد و سیاست و فرهنگ در ذیل مفهوم بلند توحید قرار دارند. توحید فردی که مربوط به خودسازی و دل کندن از دنیا و امثال اینهاست و توحید جمعی هم به معنای رحماء بینهم در جامعه و دشمنی با قدرت های استکباری است. در تفکر امام بین تهذیب نفس که امری فردی است با ساختن جامعه رابطه ای مستقیم وجود دارد. امام تفکر دینی و وحیانی را با سیاست و اقتصاد و فرهنگ عجین کرد و الگوی جدیدی از اداره اجتماع به دنیا عرضه کرد.
دولتمردان ما برای اداره جامعه همیشه این کلام امام را توجه داشته باشند که فرمود: نکند اصول انقلاب را به خاطر ارتباط با غرب فراموش کنید هرگز نمیتوانید با الگوهای غربی ایران را اداره کنید. البته مردم فراموش نکرده و نمی کنند و از امامشان یاد گرفته اند که هرچه فریاد دارند بر سر آمریکا بکشند.
امام درعمل، عدم جدائی دین از سیاست و اینکه سیاست، بخشی از دین است را اثبات کرد. چون جهات شخصیتی و تفکری امام متعدد است در این نوبت فقط به یک بخش خیلی مختصر اشاره می کنم. البته مطلبی را در ذهن داشتم که بیان کنم و تنظیم هم کرده بودم که قسمت اعظم آن هم همانی است که تنظیم کردم اما چون دیدم که حضرت آقا تقریبا مباحثی را که من در ذهنم بود مطرح کردند چون تکرار میشد من آن مطالب را جور دیگر بیان میکنم اما همان شاکله را دارد. فرصت اینکه بخواهم خطبه را تغییر بدهم نداشتم.
به این بعد از شخصیت امام که باید به آن توجه کنیم میپردازیم که از مهمترین شاخص ها و ریشه های تفکر حضرت امام باور و اعتماد به مردم در عرصه های مختلف اجتماعی است. مکرر به مسئولین تذکر دادند که از نقش مردم در ماندگاری نظام غافل نباشند. باور امام نسبت به مردم در تثبیت حکومت یک باور حقیقى و اصولى بود و هرگز از روى مصلحت اندیشی و ظاهرسازی نبود و مردم هم متقابلاً همین احساس را با محبت و از روی عقلانیت نسبت به ایشان داشتند و این رابطه تا آخرین لحظه زندگى ایشان ادامه داشت و تشییع کم نظیر این مرد الهی گواه مطلب است.
تکرار کلمه مردم را در بیانات ایشان ببینید. صحیفه نور امام را نگاه کنید. امام هم حدوث انقلاب و هم بقای انقلاب را متکی به دو عنصر اسلام و مردم می دانستند و بزرگترین هنر ایشان هم ایجاد رابطه عمیق بین مردم و رهبری بود که نماد جمهوریت و اسلامیت نظام هستند. می فرمود: صاحبان اصلی این مملکت مردم هستند و روح و حیات نظام اسلامى با حضور مردم در همه صحنهها رقم خورده است.
و دشمن هم تلاش کرد و می کند که مردم را از بدنه حکمرانی جدا کند. تمام تلاش دشمن را ببینید در این سالهای اخیر بخصوص طرح ها و نقشه ها و جنگ روایتها و جنگهای ترکیبی و هیبریدی و شناختی همه اینها برای این است که مردم را از بدنه حاکتی جدا کنند.
به فضل خدای متعال تا امروز مردم با تمام مشکلاتی که داشته اند و سختی هائی که کشیده اند از انقلابشان و نظامشان که برای برقراری آن قریب به ۳۰۰ هزار شهید داده اند ایستاده اند و به کوری چشم معاندان تا ظهور دولت مهدوی خواهند ایستاد.
نکته دیگر از نگاه جدی امام به مردم این است که هرگز برای پیشبرد اهداف انقلاب از گروهها و جناح هاى سیاسى کمک نخواست بلکه راه نجات آنان را هم پیوستن به مردم و خدمت واقعی و دائمی به مردم می دانست. تاکید می کنم باور امام به مردم شعاری و ظاهری نبود، حقیقی بود. در بیانی دارند: ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت؛ ملتى که بحمدالله مهیا براى کمک و فداکارى بوده و هستند. با فداکارى ملت بحمدالله مراحلى را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم و موانع مرتفع شد.
در جای دیگر فرمودند: اگر مردم پشتیبان یک حکومتى باشند، این حکومت سقوط ندارد. کارى نکنید که مردم از شما بترسند، کارى بکنید که مردم با شما صحبت کنند. این مطالب را عمداً عرض می کنم که انشاءالله دولت مردان آینده اینگونه فکر کنند و عمل کنند و نقش مردم را در پیشرفت کشور جدی ببینند، خود را خدمتگذار و نوکر مردم بدانند. تفکری که انقلاب را سفره ای می بیند که باید از آن بهره ببرد، ضد تفکر امام است ولو کرسی و مسندی در اختیار او باشد.
مطلب دیگر اینکه توصیه دائمی امام به مسئولین این بود که از اختلاف بپرهیزید و با مردم باشید. می فرمود: آنچیزى که براى همه ما لازم است، این است که مردم را در صحنه نگاه داریم. این کلام خیلی حرف دارد و نکته مهم و دقیقی است. یعنی در همه عرصه های اداره اجتماع اگر مردم را در کنار خود نداشته باشید ولو بهترین کارها را هم بکنید فائده ای ندارد. ای مسئول! مردم باید در کنار تو باشند.
رهبر معظم انقلاب در باب این باور امام نسبت به مردم این عبارت را دارند: کمتر کسى را دیدهام که به قدر امام نسبت به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد کند. او به شجاعت و ایمان و وفا و حضور مردم باور داشت.
مطلب دیگر اینکه در مکتب امام مردمدارى و توجه به حال مردم براى کسانىکه عهدهدار مسئولیتی در اداره جامعه می شوند بخصوص افراد درجه یک نظام یک اصل است. خودش اینگونه بود و شنیده اید که زیاد می فرمود: به من خدمتگزار بگویید نه رهبر. واقعا هم اینگونه رفتار میکرد. چقدر فاصله افتاده بین این تفکر و عمل عده ای از مسئولین که به کارمندان خودشان هم اجازه ملاقات نمی دهند چه برسد به مردم.
در این سال های اخیر این مکتب امام را حاج قاسم عزیز زنده نگه داشت و عمل کرد و برای همه ما حجت درست کرد که می شود این مکتب را زنده نگه داشت. امید داریم دولت آینده احیا کننده همین تفکر و مکتب باشد.
امام از هر فرصتی استفاده می کردند و راجع به مردم تذکر می دادند. در دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت وقت فرمودند: باید افراد متوجه این معنا باشند، کسانىکه واقعا دلشان براى اسلام مىتپد و براى کشورشان، متوجه این باشند که پست میزان نیست، مقام میزان نیست، مقام ریاست جمهورى، این میزان نیست… اینها چیزى نیستند. این مقامات تمام مىشود، آنى که هست، خدمت است.
معیار ارزشی مسئول در نظام اسلامی خدمت به مردم است. هرکس خدمت بیشتری کرد خالصانه تر بود و عطوف و مهربان بود عیار او بالاست در همه عرصه ها. باید مردم وقتی میخواهند مسئول انتخاب کنند باید این معیار را در نظر بگیرند. ان شاءالله دولت جدید بیانات امام راجع به مردم را در نظر داشته باشند که احساس رضایت مندى مردم از حکومت را از عوامل ماندگارى آن مىدانستند و بعد همین رضایت خداوند را هم به دنبال دارد. می فرمود: کارى بکنید که دل مردم را بهدست بیاورید. پایگاه را پیدا کنید در بین مردم. وقتى پایگاه پیدا کردید، خدا از شما خیلى راضى است. یعنی خدمت به مردم رضایت الهی را دربردارد.
من این را مکرر دیدم کسانی که از نظر عبادت و بندگی عبادت خاصی ندارند و فقط واجباتشان را انجام میدهند اما در مقام خدمت به مردم خدمتگزار صدیقی هستند آثار و برکات معنوی آنها از آن کسانی که به خصوصه اهل معنویت هستند بیشتر است. خدمت به مردم آثار فراوانی دارد.
امام روی حضور همه جانبه، مشارکت حداکثری، رضایت عامه، وحدت و انسجام اجتماعی، دفاع همه جانبه و امثال اینها اصرار داشتند و این موارد را مولفه های امنیت پایدار می دانستند. البته این باور امام به اسلام و مردم، جهانی بود و مرز نداشت، ملی و منطقه ای به موضوع نگاه نمی کرد. فرمود: اکنون ملتهاى جهان بیدار شدهاند و طولى نخواهد کشید که این بیدارىها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. خب قسمت زیادی از این بیداری محقق شده و ادامه دارد.
آنچه اینجا لازم است عرض کنم در انتخابات پیش رو باید فردی انتخاب شود که خط امامی باشد یعنی مردم را ولی نعمت خود بداند و کار کردن برای مردم را افتخار خودش بداند. دولت انقلابى، باید حافظ ارزش های اسلامی و مدافع استقلال کشور، هماهنگ با مطالبات رهبری، ضد اشرافیگرى و تجملگرایى، چشم امیدش به ظرفیتها و سرمایههاى داخلى، داراى روحیه مدیریت جهادى، اهل خدمترسانى به مردم بهویژه محرومین، اهل بصیرت، دشمنشناس و استکبارستیز، به دنبال تقویت اقتدار و عزت ملی باشد.
عزیزان چیزی که سرنوشت انسان را می سازد انتخاب اوست پس باید درست انتخاب کرد. توصیه بنده به نامزدهای انتخابات این است که اولاً پاسخ سئوالات را خوب و درست بدهند و طفره نروند و توجه داشته باشند که مردم خوب می فهمند. ثانیاً جداً از تخریب و بی اخلاقی نسبت به هم پرهیز کنند و به جای آن برنامه های خود را متقن بیان کنند.
خدا کمک کند که در خط امام و روش امام و خلف او رهبر معظم انقلاب حرکت کنیم، انقلاب و آرمان هایش و خون های ریخته شده در این مسیر را حفظ کنیم. خدای تعالی بر رفعت مقام امام رضوان الله علیه افزوده بگرداند. نثار روح امام و شهدای انقلاب اسلامی و شهدایی که تاکنون برای اقتدار کلمه الله به مقام رفیع شهادت رسیدند صلواتی ختم کنید.
۱۵ خرداد سالگشت قیام مردم علیه استبداد پهلوی را گرامی می داریم، خدای تعالی بر رفعت مقام ۱۵ هزار شهید این حرکت عظیم و الهی که مقدمه پیروزی های بعد بود بیفزاید. فرصت پرداختن به این جریان را ندارم.
۲۰ خرداد هم روز صنایع دستی مطالبی راجع به رفع موانع تولید داشتم و اینکه صنایع دستی چه نقشی میتواند داشته باشد که انشاالله در نوبت بعد عرض خواهم کرد.
نکته استانی: راجع به انتخابات ریاست جمهوری و شوراها توجه دارید که بنده و امثال بنده فقط بیان شاخص می کنیم و از کسی اسم نمی بریم یعنی نباید ببریم. لذا اینکه گاهی جاهائی به اسم ما گفته می شود بدون هماهنگی با ماست. خودشان از ظن و گمان خودشان اسم میبرند و الا هماهنگی نشده.
اما در مورد شوراها که مربوط به استان و شهر کرج هست تاکید می کنم که به کلمات بنده دقت کنید. بعضی ها این کلمات را میگیرند و استفاده نادرستی میکنند. کلمه حق یُراد بِه الباطلش میکنند. دقت در بیان داشته باشید.
افرادی که مدت ها عملکرد آنها را دیده اید و امتحان کرده اید و می دانید خدمتی به شهر و منطقه نکرده اند و فقط به فکر خود و اطرافیانشان بوده اند و قسمتی از مشکلات موجود مربوط به سیاست عملکردی و تفکر آنان است رای ندهید. در طول این سال ها درباره مسائل کلان شهری، فکرهای اساسی و طرح های جامعی که لااقل تا صدسال پنجاه سال آینده با توجه به رشد جمعیت را پوشش دهد باید در نظر می گرفتند. طرح هایی داده اند که تا ۵ سال بعد هم جواب نمیدهد. بعضاً طرح هائی ریخته شده که اگر خدای نکرده حادثه ای پیش بیاید خسارات فراوانی زده می شود.
شما اهل تحقیق هستید ببینید بعض این افراد تعداد فراوانی از بستگان و خویشان خودشان که هیچ تخصص و توانی نداشته را سرکار آورده اند (بعضی ها که تخصص دارند آن بحث دیگری است) و بعض از این افراد در یک زمان دو جا حقوق می گرفتند البته تا حدودی جلوگیری شد.
ما گذشته از مسائل فرهنگی باید به زیرساخت ها توجه جدی داشته باشیم که قسمتی از آنها به خاطر کم توجهی حالا بگویم نه چیز دیگری در حال تخریب هستند. شهر کرج که دوران دفاع مقدس این همه خدمت به جنگ و جهاد کرد اما شما هیچ نشانی که یادآور این واقعه مهم باشد و سرداران شهیدش غیر از میدان شهدا که آنهم مدتی در اسارت بنرهای دوروبرش بود ندارید با اینکه می شد کارهای ماندگار و زیبائی انجام داد.
و متاسفانه در این مدتی که بنده اینجا بودم اینها را تذکر دادم دوستان را میخواهیم و طرح و نمونه کار عرضه میکنیم ولی کو گوش شنوا، به فکر مسائل دیگری بودند که تکدرخاطر شما را فراهم نمی کنم غرض اینکه مواظب باشید پدرخوانده هائی که دستشان قطع شده دوباره نفوذ نکنند. ممکن است به اسم خیرخواهی و تجمیع آراء و کلمات قشنگ وارد صحنه شوند، بصیر باشد. دقت کنید.
گفتند و شنیدم که احدی از مسئولین که در تائید صلاحیت نهائی افراد شورا نقش دارد دعوتش کردند کرج در یکی از مناطق استان در منزل آقائی به همراه تعدادی از رد صلاحیت شده ها چند وقت قبل شام مهمان بوده، تذکر لازم را به گوشش رساندیم و منتظرم ببینم در عمل چه خواهد کرد.
مسئولین از الان رصد کنید بعض مناطق که تخلفاتی مثل خرید و فروش رای و امثال این کارها را دارند از همین الان مقدمات جلوگیری آن را فراهم کنید. بعضی مناطق در این قصه مشهورند. در دوره قبل در منطقه ای هنوز مردم رای نداده بودند تعرفه ها تمام شده بود. باید از همین الان جلوی آن گرفته شود.
به هر تقدیر کاندیداها می توانند بگویند برنامه ای که راجع به وضعیت سالم سازی محیط زیست حفظ اصالت اسلامی در ساخت و سازها، اولویت دادن به مناطق محروم، هدر ندادن بیت المال، تسهیل امور مردم و امثال اینها دارند چیست. کسانی هم که قبلا مسئول بودند بیایند بگویند در دوره خودشان درباره این مسائل چه کردند.
هنوز تاکید و اصرار من این است که نکند خدای نکرده قومیتی رای بدهید، رفاقتی رای بدهید، ملاک و معیاری برای رای دادن نداشته باشید. یکی گفت بالاخره به ما یک شامی داده ما نمک گیر شدیم یک رای برای آن شام بدهیم. گفتم نه پول آن شام هم از بیت المال بوده و دزدی بوده شما وابستگی به آن شام هم ندارید رای ندهید. شرعا مسئول نیستی به خاطر شامی که خوردی رای بدهی. مواظب باشید که یک رای میدهید ولی در تمام تخلفات او شریک هستید. از اهل خبره و دوستانی که اعتماد دارید بپرسید و رای بدهید انشاء الله خدا کمکتان کند.
نکته دیگر تذکر جدی من این نوبت به اصناف است یعنی خان مدیر مجموعه که دقت خودشان را بالا ببرند فعلا سر بسته می گویم که مصوبات شورای فرهنگ عمومی را جدی بگیرید. اگر نمی خواهید اجرا کنید در بحث عفاف و حجاب و مظاهر بدی که در سطح جامعه توسط اصناف به وجود می آید که خلاف قانون هم هست و باید جلویش گرفته شود اگر نمیتوانید جلوگیری کنید اعلام کنید تا خودم با روش خودم اقدام کنم و جلوگیری کنم.
نمی شود شهر یله و رها باشد و هر کس هرکاری دلش خواست بکند. مسائل مربوط و به عفاف و حجاب و پوششهایی که مربوط و به فرقه ها و نحله های خاص هست وقتی در سطح جامعه پخش و مطرح است مسئولیت اصلی آن متوجه اصناف و سازمان صمت است. اینها باید کارشان را درست انجام بدهند.
چرا کاری را که می شود با تذکر انجام داد انتظامی اش میکنید؟ چرا پلیس و دستگاه قضایی را میکشید وسط؟ اینها برای آخر کار است. در اول کار دستگاهها باید کارشان را درست انجام دهند. به پلیس مربوط نمی شود که بخواهد وارد قصه شود. اگر صمت اولا و مسئولین اصناف کارشان را طبق قانون درست انجام بدهند ما متوجه این مسائل نمی شویم.
بعضی نکات را هم ما نادیده میگیریم و نشنیده میگیریم و تجاهل میکنیم اما بعضی ها را دیگر نمی شود چون قرق شکنی است. نمی شود بعد از ۴۰ سال بگوییم متوجه نبودم. اینها بعضا عمدی است و باید جلویش با دقت گرفته شود. مسئولیت در مرحله اول متوجه اصناف و صمت است.
درباره آموزش و پرورش هم در انتخاب مدیران مراکز آموزشی دقت کنید. اخیرا در انتخاب مدیران اشتباهاتی صورت میگیرد که از مدیر کل محترم میخواهیم که دقت داشته باشد. نامه ها و گزارشات زیادی می آید خودم هم که تلفنی تذکر دادم اما باز لازم شد که بعد از دوسه ماه اینجا این مورد را عرض کنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/3/7 | 1400/3/7تأکید امامجمعه کرج بر وحدت و اجماع نیروهای ارزشی در انتخابات شورای شهر | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه181
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
متقین اهل مشورت با اهل خبره در امور مختلف هستند. امام سجاد علیه السلام در رساله به حقوقی که در این باره مطرح است اشاره فرمودند اولاً به حق مستشیر و بعد حق مشیر را بیان فرمودند: «وَ حَقُّ الْمُسْتَشِیرِ إِنْ عَلِمْتَ لَهُ رَأْیاً حَسَناً أَشَرْتَ عَلَیْهِ» حق کسى که با تو مشورت کند این است که اگر نظر خوبى دارى به او بدهى؛ یعنی او را دلگرم کنی و با مهربانی رفتار کنی. «وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ أَرْشَدْتَهُ إِلَى مَنْ یَعْلَمُ» و اگر مطلب مورد مشورت او را ندارى او را به کسى که می داند دلالت کنى.
«وَ حَقُّ الْمُشِیرِ عَلَیْکَ أَنْ لَا تَتَّهِمَهُ فِیمَا لَا یُوَافِقُکَ مِنْ رَأْیِهِ» حق کسى که با او مشورت کنى این است که او را در مورد اختلاف نظر خود متهم ندانى. «وَ إِنْ وَافَقَکَ حَمِدْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» و اگر راى موافق به تو داد خدا را حمد کنى.
یکی از دستورات قرآن کریم به مسلمین و اهل ایمان مشورت است، مسئله ای که عقل آن را پذیرفته و مورد مدح عقلا بوده و شرع به آن تاکید دارد و در آیات و روایات طرح شده است. در دو سوره به آن پرداخته شده است. در سوره شورا مشورت را در کنار اطاعت امر خدا و اقامه نماز و انفاق و ضد ظلم بودن قرار داده است؛ و دیگری هم در سوره مبارکه آل عمران است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هیچ تکیه گاهى مطمئن تر و موثق تر از مشاوره نیست. قرآن کریم رسول خدا را اسوه معرفی می کند که باید در امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی به این الگو تاسی کنیم. یکی از اموری که حضرت اصرار داشتند مشاوره و مشورت در امور بود ولو قرآن کریم به او اجازه داد که طبق نظر خودش و مرضی خدا عمل کند ولی مشاوره را انجام می دادند.
رسول خدا از مشورت دادن تعبیر به صدقه دادن کرده اند فرمودند: با دانشی که برادرتان را راهنمائی می کند و نظری که راه درست را به او نشان می دهد به وی صدقه بدهید. نشان میدهد که صدقه فقط در امور مالی نیست. یکی از موارد مشهور تاریخ که رسول خدا به مشورت عمل کردند، جنگ خندق است و مشورتی که سلمان فارسی داد.
روایات در این باب متعدد است. حسن بن الجهم یکى از روات و از اصحاب امام هشتم علیه السلام است، مى گوید: نزد امام هشتم علیه السلام نشسته بودیم و یادى از پدر بزرگوار ایشان، موسى بن جعفر علیه السلام شد. حضرت فرمودند: عقل پدر من با هیچ عقلى قابل مقایسه نبود. در عین حال چه بسا با غلامان سیاه خود هم مشورت مى کردند. بعضى به حضرت عرض کردند: آیا با فردى مثل او مشورت مى نمایید؟ حضرت فرمودند: اگر خدا بخواهد چه بسا راه را با زبان او مى گشاید. بعد حضرت فرمودند که همین غلام ها و خادم ها در مورد باغ و مزارعى که حضرت داشتند، به او مشاوره مى دادند و موسى بن جعفر علیه السلام مطابق نظر آنها عمل مى کردند.
برای مشورت آثار فراوانی مطرح است، کمترین اثر و فائده مشورت این است که انسان از اندیشه و فکر دیگران استفاده می کند و با تضارب آراء به راه حل هایی می رسد که انسان را به مطلوب می رساند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر کسى با دیگران مشورت کند، در عقل و اندیشه آنها شریک شده است؛ و در عین حال به عیوب خودش هم واقف می شود. حضرت فرمودند: اگر کسى از آرا و نظرات دیگران استقبال کند، مى تواند محل خطا و اشتباه را کاملا بشناسد؛ و این خودش توفیقی است که خداوند نصیب انسان می کند؛ و فرمودند: آراى مختلف را کنار هم قرار دهید تا از مجموعه آنها، اندیشه صواب و صحیح را به دست آورید.
خدا رحمت کند مرحوم شهید بهشتی را معمولا وقتی جلسه داشتند دو سه نفر مخالف خود را هم به جلسه دعوت میکرد. میگفتند موافقان که هر چه میگوییم میگویند چشم، خوب است مخالفان هم باشند تا از زاویه دیگری مطلب را برای ما روشن کنند.
اثر دیگر این است که انسان را از حالت تحیر، تردید و سردرگمی خارج می کند و راه صلاح و درست را به انسان نشان می دهد. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اگر کسى با انسان هاى خردمند مشورت کند، راه را پیدا مى کند.
در دستورات دینی داریم که حتی با دشمنانتان هم مشورت کنید اما ترتیب اثر ندهید. در بیانی امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: با دشمنانت مشورت کن، زیرا مى توانى از نظرشان میزان دشمنى آنها را بسنجى و بر مقاصد، اندیشه ها و افکارى که آنها علیه تو دارند آگاهى پیدا کنى.
و در بیان دیگری فرمودند: قبل از تصمیم، مشورت کن و قبل از عمل، فکر و اندیشه؛ یعنی در حقیقت کسی که مشورت می کند، قبل از عمل راجع به کاری که می خواهد بکند فکر کرده است. آثار فردی و اجتماعی مشورت فراوان است که فرصت طرح همه نیست، همین مقدار برای این نوبت بس باشد.
اما یک روایت راجع به مرزهای مشورت بخوانم از امام صادق علیه السلام که فرمودند: مشورت جز با مرزهای چهارگانه آن صحیح نیست. نخستین مرز آن این است که کسی که با او مشورت می کنی خردمند (عاقل) باشد. دوم این است که آزاده و متدین باشد (اسیر مسایل نفسانی نباشد). سوم این است که دوست و برادروار باشد (مصلحت اندیشی برای خودش نکند) و چهارم این است که راز خود را به او بگویی و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد، اما آن را بپوشاند و به کسی نگوید. (رازدار باشد).
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. یکی از پندهای ارزشمند مولانا امیرالمومنین در حکمت ۱۴۲ از حکم نهج البلاغه هست که اهل تقوا از آن بیشتر بهره مند هستند و در نوبت های قبل بخش هائی از آن را خواندم.
به کسی که موعظه خواسته بود، فرمودند: «لَا تَکُنْ مِمَّنْ …: یُنَافِسُ فِیمَا یَفْنَى وَ یُسَامِحُ فِیمَا یَبْقَى» در باره آنچه فنا مىشود کوشاست امّا در آنچه باقى است، سهل انگار است، «یَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً» به عقیده او غنیمت، غرامت است و غرامت، غنیمت، «یَخْشَى الْمَوْتَ وَ لَا یُبَادِرُ الْفَوْتَ» از مرگ بیمناک است ولى تا فرصت باقى است اقدام به کارى نمىکند.
«یَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِیَهِ غَیْرِهِ مَا یَسْتَقِلُّ أَکْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ» معصیت دیگران را بزرگ مىشمارد، امّا بیشتر از آن را براى خود ناچیز مىداند، «وَ یَسْتَکْثِرُ مِنْ طَاعَتِهِ مَا یَحْقِرُهُ مِنْ طَاعَهِ غَیْرِهِ» اطاعت و بندگى خود را بزرگ مىشمارد، اما عبادت دیگران را کوچک به حساب مىآورد. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
امروز به مناسبت افتتاح اولین دوره مجلس روز مجلس و قانون نامگذاری شده است. هر دو عنوان مجلس و قانون مطالب فراوانی برای گفتن دارد که الحمدالله سخنان مهم و کارگشا را از حکیم انقلاب دیروز همه شنیدیم. تعاریف و تائید رهبر معظم انقلاب از یک سال عملکرد مجلس قابلتوجه است. برای مجلسیان فرصت مغتنمی است که به مواد تأکید شده توسط ایشان اهتمام بیشتری داشته باشند و محکمتر از قبل راه را ادامه دهند و از آسیبهایی که هشدار دادند جداً فاصله بگیرند تا خدمتشان مایه سعادتشان باشد.
مسئله دخالت در امور اجرایی یکی از موارد مهم بیانات ایشان بود که واقعاً اگر توجه نشود فساد درست میشود و فساد درست میکند و همه شاهد مفاسد آن بودیم که نماینده مجلسی وارد میشود در امور اجرایی و میخواهد فرماندار نصب کند، استاندار نصب کند، مدیرکل نصب کند. ما خودمان شاهد بودیم. مضرات و مفاسد آن را از نزدیک دیدیم. این مفاسد گاهی چنان ریشهدار میشود که بعد از اتمام دوره نمایندگی هم باز ادامه دارد. باز بعضی از افراد ادامه میدهند در سطح کشور که گزارشهایش هست.
مسئله دیگری که فرمودند این بود که نمایندگان به فکر منصب نباشند که اگر چنین باشد نشاندهنده عدم اخلاص است. معلوم میشود که به دنبال پلهای میگشته است برای پریدن و پرواز کردن. کارش برای رضایت خدا و مردم نبوده. شخص ریاستطلبی است که به مجلس رفته است و حالا دارد رایزنی میکند برای اینکه وزیر شود یا استاندار شود یا کار اینگونه کند. معلوم میشود که اخلاص لازم را ندارد.
من یادم هست خدا رحمت کند مرحوم دکتر باهنر نماینده مجلس بود. بعد رئیسجمهور ایشان را برای وزارت آموزشوپرورش دعوت کرد. شهید رجایی ایشان را دعوت کرد. یادم هست که ایشان آمد در تلویزیون و در منبر عمومی به مردم عرض کرد که شما به من رأی دادید. من نماینده شما هستم اما الآن میخواهند مسئولیت بالاتری به من بدهند که کار سختتری است. اگر شما اجازه میدهید من از نمایندگی دست بکشم و برای وزارت بروم.
حالا ببینید بعضیها دستوپا میزنند که نماینده شوند و بعدش وزیر شوند. یک عده دستوپا میزنند برای اینکه این منصبها را بگیرند. بههرتقدیر مجلس انقلابی انشاءالله با این تأییدیه به فعالیتهای انقلابی خودش در وضع قوانین و نظارت بر قوانین پرتوانتر از گذشته در خدمت اسلام و انقلاب باشد انشاءالله.
مطلب بعدی راجع به انتخابات است که بهنوبه خودم نکاتی را در این نوبت عرض میکنم. البته امکان دارد اگر توفیق بود و زنده بودیم در نوبت بعدی هم باز به آن بپردازم. کشور در آستانه مهم انتخابات ۲۸ خرداد برای انتخاب عالیترین مسئول اجرایی کشور قرار دارد. وظیفه همه در هر جایگاهی که هستند خطیر است. نقش تکتک افراد، بنده و شما و هرکسی که در هر جایگاهی قرار دارد مهم است و باید تلاش کنیم تا دولت تراز نظام اسلامی شکل بگیرد که لازمه آن این است که دولت مؤمن حزباللهی که از شاخصههای انقلابی هم برخوردار است تشکیل شود.
رهبر معظم انقلاب ۲۱ سال قبل در جمع کارگزاران نظام ضمن تشریح فرایند ۵ مرحلهای انقلاب اسلامی فرمودند: ما تاکنون یک نظام اسلامی را مهندسی کرده و طراحی و پایهریزی نمودهایم. مطالبی را فرمودند و بعد در ادامه فرمودند: ولی هنوز دولت اسلامی نداریم و یا ویژگیهای یک دولت اسلامی را هنوز در صاحبمنصبان و مجریان بهطور کامل نمیتوان یافت.
این نکته مهمی است که ۲۱ سال قبل گفتند. از آن روز تا به امروز هنوز این مسئله تحقق پیدا نکرده است. تا امروز به معنای واقعی کلمه دولت اسلامی نداشتهایم. خوب است در این فرصت بسیار مبارک انتخابات همهکسانی که به گفتمان انقلاب اسلامی علاقهمند هستند به تبیین و استحکام و کارآمدی تفکر انقلابی بپردازند و مسائل اصلی کشور و راهحلهای مبتنی بر آرمانهای انقلاب را تشریح و نسبت به گرایشات خودباختگی و محافظهکاری و دلدادگی به غرب و امثال اینها که به جامعه تحمیل و عزم مردم را هم دچار تردید کرده اقدام داشته باشند.
افرادی که میتوانند باید وارد عرصه شوند. باید دنبال کسی بود که بتواند با مدیریت توانا پرکار و با برنامه و انقلابی اقدام لازم را برای بهکارگیری همه قابلیتهای داشته باشد. شاخصهای دولت تراز دهه پنجم انقلاب را باید تبیین کرد و بر اساس آن باید انتخاب کرد.
انتخابات برای مردم فرصتی است برای گزینش بهترینها. چون فقط رئیسجمهور را که انتخاب نمیکنیم. وقتی رأی دادیم و رئیسجمهور انتخاب کردیم بهتبع او وزرای او را هم انتخاب میکنیم. استانداران را هم انتخاب میکنیم. فرمانداران را هم انتخاب میکنیم. همینطور تا بدنه دستگاه اجرایی کشور همه اینها انتخاب میشوند. مردم هرچه در انتخاب خودشان دقیقتر باشند دولت برآمده از رأی آنها در پاسخگویی به نیازهای انقلاب و نظام توانمندتر و متعهدتر خواهد بود. لذا شاخصهایی که گفته میشود فقط مربوط به رئیسجمهور نیست. مربوط به همه ارکان دولت است. البته اصلش مربوط به اوست.
قبل از اینکه بیان شاخصهها را بکنم تقریباً ۳۰ شاخص را یادداشت کردم ولی ۹ مورد آن را امروز عرض میکنم. البته قبل از اینکه آنها را بیان کنم این جمله را از حضرت امام راجع به انتخابات برای شما بخوانم. فرمودند: ازجمله اموری که اجانب به آن دامن میزنند همین مسئله انتخابات است. هر انتخاباتی که در ایران میشود اینها میگویند مردم این دفعه نمیآیند. مردم سست و خسته شدهاند. (این را ایشان آن موقع گفته ببینید که از آن موقع تا الآن هر انتخاباتی که بوده همین اوضاع بوده). در یک بیان دیگری دارند: الآن هم عدهای در خارج نشستهاند و تبلیغ میکنند که این دفعه دیگر مردم خسته شدهاند و شور سابق را ندارند و از این قبیل حرفها. مواردی که ایشان اینطور گفتند که با امروز تطبیق دارد زیاد است.
اما شاخصهایی را که خیلی سریع عرض میکنم این است:
۱. به اصول و مبانی و آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی معتقد و وفادار باشد. (کسی را که میخواهیم انتخاب کنیم که این دولت را تشکیل بدهد باید این ویژگیها را داشته باشد).
۲. اعتقاد راسخ بهنظام ولایی داشته باشد و پرتوان در پیشبرد اهداف انقلاب و ولایت حرکت کند. (دولت را میگویم یعنی هم رئیسجمهورش باید اینگونه باشد، هم ارکانش باید اینگونه باشد؛ وزرایش، فرمانداران و استاندارهایش).
۳. به پیشرفتهای علمی و فناوریهای ایران و تواناییهای داخلی اعتقاد داشته و خود نیز از توان علمی و تجربه و تخصص بالا برای پیشبرد اهداف انقلاب در دهه پنجم انقلاب برخوردار باشد.
۴. استکبارستیز بوده و مرعوب غرب نباشد و درک عمیق و درستی از موقعیت نظام اسلامی و اوضاع داخلی و خارجی و تهدیدات و نقشههای دشمنان داشته باشد.
۵. خود را خدمتگزار مردم دانسته و تمام توان خود را برای رفع مشکلات مردم به کار ببندد و در همه حال با مردم صادق باشد.
۶. شرح صدر در برخورد با مسائل را داشته باشد و روحیه عافیتطلبی و دنیاگرایی وزندگی اشرافی نداشته باشد و بیتالمال را امانت بداند و حفظ کند. (هرکدام از اینها به نکتهای اشاره میکند که توجه دارید).
۷. استقلال کشور را در همه شئون، اصل دانسته در مقابله با دشمنان و ضدانقلاب و معاندان مرزبندی روشن داشته باشد.
۸. از مدیریت جهادی و اندیشه و تفکر بسیجی برخوردار بوده روحیه و عمل انقلابی داشته باشد و با همه نوع فساد اقتصادی، اخلاقی، رانتخواری، ویژه خواری و امثال اینها مقابله کند.
۹. از مکتب امام و خط امام دفاع کرده جلوی تحریف را گرفته و در همه موضوعات بیان رهبری را فصل الخطاب بداند.
بالاخره این مهم است. شما میبینید که سیاستهای کلی نظام برای جمعیت، سیاستهای کلی نظام برای محیطزیست، سیاستهای کلی نظام برای اقتصاد مقاومتی، سیاستهای کلی نظام برای انتخابات، ۴۰ مورد تقریباً از این سیاستها داریم. همه اینها هست اما دنبال چیز دیگری میگردند. روی این سیاستها کار کارشناسی شده است اما دنبال نمیکنند. بههرتقدیر انشاءالله این مراحل را شما در انتخاب آن فردی که موردنظر هست در نظر بگیرید و با داشتن شاخصهها رأی بدهید.
مطلب دیگر راجع به شورای نگهبان و حملاتی است که به این رکن قویم نظام اسلامی میشود. تهمتهایی زده میشود و بعضی خواسته یا ناخواسته خود را در مقابل نظام قرار میدهند. دفاع بر همه لازم است. از این جایگاه همه باید دفاع کنند. لازم است تا میشود مبانی تصمیمات شورای نگهبان را برای عموم مردم و همچنین جایگاه شورا را تبیین و تقویت کنیم. اگر انتقاد عالمانه و محققانهای هم بود باید شنید و رفع اتهام کرد. هم تذکر داد و هم تصحیح کرد و هم اگر اتهامی هست رفع اتهام کرد. اما هرگز نباید این جایگاه رفیع را تضعیف کرد.
از روز اول دشمنان نظام نقش اساسی شورا را شناختند و به آن در مقاطع مختلف تاختند تا او را مثل زمان مشروطه از کار بیندازند و در داخل هم بعضیها ناآگاهانه و طوطیوار همان حرفهای دشمنان را تکرار کردند. میگویند تائید صلاحیتها را جوری انجام میدهد که به خواسته خودش برسد؛ این تهمت است. برای حفظ حکومت حقوق مردم را محدود میکند؛ این تهمت است.
شورای نگهبان از قانون اساسی صیانت میکند. بهعلاوه شما یادتان هست حضرت امام مکرر این را میفرمودند که حفظ نظام از اوجب واجبات است. کسانی که داعیه خط امامی و انقلابی گری هم بعضیهایشان دارند چرا بعضی از حرفها را میزنند؟ در بیان مطلب برای مردم با شیطنت مباحث را خلط میکنند. وظایف دستگاههای دیگر را به گردن شورا میاندازند تا تضعیف کنند.
وظیفه شورای نگهبان در محدوده صلاحیتهاست و وظیفه پرشور کردن انتخابات را ندارد. پرشور کردن انتخابات کار دستگاههای دیگر است. کار خود مردم است؛ و یا مصلحتاندیشی کردن. مصلحتاندیشی کردن که کار شورای نگهبان نیست که بعضی ادعا دارند. اگر بحث مصلحتاندیشی در شورای نگهبان بیاید به آن معنا که در ذهن بعضی هست دیگر هیچ معیار و ملاکی را نمیتوانیم در نظر بگیریم. قانون ملاک است. طبق قانون هرچه که هست انجام میدهند. نتیجه و اثرش هم مشخص میشود. وظیفه شورای نگهبان این است. نه اینکه بگوییم برای پرشور شدن که این هم محل بحث است بیاییم فلان شخص را هم تائید کنیم برخلاف موازین. بعد این دوره اینطور شود، دورههای بعد باید چگونه عمل کرد؟
او باید به مر قانون عمل کند؛ و جالب است جایی که وظیفه قانونی دارد و ورود میکند میگویند چرا ورود کرد؟ بگذارید مردم خودشان انتخاب کنند و وقتی درجایی وظیفهای ندارد و ساکت است فریاد میزنند که چرا شورای نگهبان ورود نمیکند.
در سخنرانیها دیده میشود و شنیده میشود که بعضی وظائف جدیدی برای شورا تعریف میکنند. مثلاً میگویند خود این آقایان آیا تا حالا توانستهاند برنامهای برای کشور یا استانی بدهند و امثال اینها. این ذهن مردم را به تشویش انداختن است. خلط مبحث است. مگر وظیفه شورای نگهبان نوشتن برنامه برای کشور است؟ یا برای استانهاست؟!
بعضی طوری دلسوزانه استدلال میکنند علیه شورای نگهبان که با استدلال فتنه گران یکی میشود. بعضیها انقدر بیانصافاند که دلسوزانه علیه شورای نگهبان حرفی میزنند که خیلی خطرناک است. مثلاً از مشارکت کم میگویند. آیا مشارکت کم واقعاً ریشهاش این است که کسی احراز صلاحیت نشده یا احتمالاً علت مشارکت کم، بد عمل کردن مدیران و دولتیها و مسئولین اجرایی و ناکارآمد نشان دادن نظام و اینطور چیزهاست؟! و البته حضرت آقا هم دیروز این شبهه را یک پاسخی دادند.
قانون اساسی میثاق ملی ماست و کسی که در طول سالیان به این میثاق ملی توهین کرده و تضعیف کرده و قانون را به تمسخر گرفته قطعاً صلاحیت ندارد تا سکانداری اجرای همین قانون را به عهده داشته باشد. در هر دوره پرونده افراد مستقلاً برای همان دوره بررسی میشود و از اول، شرایط احراز را میسنجند. چون ملاک حال فعلی افراد است. اصلاً اصل استصحاب در اینجا ورودی ندارد.
لذا عزیزان توجه دارید هر دستگاهی که اثرگذاریاش بیشتر باشد ناراحتی دشمنان خارجی و احمقهای داخلی بیشتر است. اگر دلسوز مردم هستید در مسیر اقتدار و عزت و عظمت مردم حرکت کنید. امروز برای حل مشکلات کشور که آنها را کسانی درست کردهاند که القاء میکنند رأی ندهیم، باید بیشتر درصحنه باشیم. مشکلات را خودشان درست کردند و حالا میگویند رأی ندهید. برای اینکه جواب آنها داده شود باید حضور حداکثری داشت. به فضل الهی با مشارکت حداکثری انتخاباتی را رقم خواهیم زد که وحدتآفرین باشد و دشمن سوز انشاء الله.
من حیفم میآید که اینجا به تعدادی از کلمات امام درباره شورای نگهبان اشاره نکنم. مهم است. ما باید قدردان باشیم و توجه داشته باشیم. خود این نشان میدهد که مسیری که دارد طی میشود چه مسیری است.
شوراى نگهبان، قانونى است و کسى حق ندارد در مصاحبهها و نطقها و رسانهها به آن توهین و یا آنها تضعیف نماید. (صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۲۰۱) آنکسانی که علمایى را که قبلاً کار شوراى نگهبان را انجام مىدادند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود که کمکم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بهتدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدارباشیم. (اشاره به مشروطه است و جریان رضاخان)، (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۴۴).
تکلیف شرعی است که نگذارید مسائل شوم مشروطیت تکرار شود و عبرت بگیرید ازآنجا. در آن زمان بهتدریج فقها را که وظیفه نظارت بر اسلامی بودن قوانین را داشتند از مجلس بیرون راندند و بر سر این ملت آوردند آنچه دیدیم. دیکتاتوری همین است که نه به مجلس سر فرود میآورند و نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه به تأیید شورای نگهبان. اگر خدایناکرده روزی شورای نگهبان تضعیف بشود ـ چه تضعیف حیثیتی و چه تضعیف هویتی و درونی ـ مطمئناً ضربهای جبرانناپذیر به انقلاب خواهد خورد.
هرکس که این موقعیت را برای شورای نگهبان نپسندد و با آن معارضه و مقابله بکند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در همان خطی قرارگرفته که یک روز قبل از رضاخان و در زمان رضاخان، درراه حذف آن طراز اول اقداماتی انجام گرفت و نتایجی به بار آورد. (اشاره به همان دوران حذف مجموعه فقهای مجلس شورای زمان رضاخان است) میفرماید کسانی که امروز این حرفها را میزنند در همان مسیرند.
رهبر معظم انقلاب هم در بحث شورای نگهبان نکاتی را دارند که مراجعه میکنید. وصیتنامه امام هم درباره شورای نگهبان نکته لطیفی دارد که انشاءالله مراجعه میکنید. حتی دربیانی امام مقابله و زیر بار تصمیم شورای نگهبان نرفتن را مصداق افساد فیالارض میدانند. اگر کسى بخواهد فساد کند و به مردم بگوید که این شوراى نگهبان کذا، این فساد است، یک همچو آدمى مفسد است و باید تحت تعقیب مفسد فیالارض قرار بگیرد.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۷۰).
این خیلی مهم است. کلمات و بیانات رهبری را هم در تائید و تکریم و قانونی بودن تصمیمات شورا دیدهاید؛ بنابراین ما شورای نگهبان را حافظ انقلاب از انحراف دانسته قاطعانه از روش و اقدام عزیزان در صیانت و عمل به قانون حمایت میکنیم.
توجه دارید که برای رسیدن به استقلال و تشکیل نظام اسلامی شهدای بسیاری جان خود را فدا کردهاند، لذا نباید به بهانهی اینکه فلان وزیر و مدیر و فلان کس اشتباه کرد قهر کنیم و مثلاً بگوییم که در انتخابات شرکت نمیکنیم. باید بدانیم حضور درصحنه انتخابات حفاظت از خون شهداست از آن شهید ۱۲، ۱۳ ساله تا شهید سلیمانی. با انتخاب درست کمبودها را جبران کنیم. انشاءالله این خواسته حضرت آقا و دعایی که دارند محقق شود که فرمودند: بنده امیدوارم مردم همت کنند و خدای متعال لطف کند و این انتخابات مایهی سربلندی کشور، مایهی عزت کشور بشود انشاءالله.
نکته استانی: هنوز تأکید من بر وحدت و اجماع نیروهای ارزشی است. دوستان باهم یکدل شوید برای انتخاب افراد یک پارلمان شهری قوی باوجود عناصر کار بلد و مؤمن و جهادی؛ و البته اگر ببینم تعارض منافع آقایان نمیگذارد کار درست پیش برود روش دیگری را برای انتخاب به مردم آموزش خواهم داد که مسیر دیگری را بروند.
نکته بعدی این است که الحمدالله بعد از پیگیریهایی که انجام گرفت و مساعدت و حکم نهائی دستگاه قضای استان راجع به بیمارستان حضرت امام که عنقریب ابلاغ خواهد شد، انشاءالله با برگشتن بیمارستان به جایگاه قبلی و مدیریت جدید که بنیاد شهید و شورای همیاری شهرداری باهم این مسئولیت را به عهده میگیرند شاهد مرتفع شدن مشکلات متعدد کادر و پرسنل و مردم باشیم. این بیمارستان، بیمارستان معظمی است انشاء الله به چرخه درمانی استان برگردد و مردم شاهد بهرهبرداری باشند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/2/31 | 1400/2/31امروز رژیم صهیونیستی به بدترین وضع دچار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه182
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
یاایهاالذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا با رعایت فرامین الهی سعادت دنیا و آخرت خود را تامین می کنند و در این مسیر تلاش می کنند تا حقی از حقوق افراد که متوجه آنان است از بین نرود. بحث ما در حقوقی بود که در فرمایش امام سجاد علیه السلام آمده است و حضرت در مواردی من جمله حقوق متخاصمَین بحث را طوری پیش بردند که اساساً جدالى بین اهل ایمان واقع نشود و طرفین دعوا با دلخوشی از هم جدا شوند.
موارد نهی و امر در دستورات اهل بیت فراوان است که هر کدام را انجام بدهیم به نتیجه می رسیم. یکی از موارد نهی این است که رسول خدا فرمودند: من بعد از نهی شدن از بی پرستی از چیزی به اندازه کشمکش کردن با مردم نهی نشدم. یعنی اهل جدال و مراء نباشیم. مسئله خیلی مهم است.
در این نوبت رسیدیم به موردی که ما بر علیه کسی مطلبی و یا خواسته ای را ادعا می کنیم. فرمودند: «وَ حَقُّ خَصْمِکَ الَّذِی تَدَّعِی عَلَیْهِ إِنْ کُنْتَ مُحِقّاً فِی دَعْوَاکَ أَجْمَلْتَ مُقَاوَلَتَهُ» حق خصم تو آنست که اگر حق با توست بخوبى با وى معامله کنى. «وَ لَمْ تَجْحَدْ حَقَّهُ» و حقش را انکار نکنى. «وَ إِنْ کُنْتَ مُبْطِلًا فِی دَعْوَاکَ اتَّقَیْتَ اللَّهَ» و اگر ادعاى تو علیه او باطل است از خدا بترسى. «وَ تُبْتَ إِلَیْهِ وَ تَرَکْتَ الدَّعْوَى». و توبه کنى و از ادعاى خود باز گردى.
تقریباً مطلب شبیه موردی است که دیگری بر علیه ما دعوی داشت. به هر تقدیر نباید حق کسی ضایع شود. اینجا امام علیه السلام تذکر می دهند که مواظب باش وقتی تو کسی را متهم می کنی و بر علیه او ادعائی داری، قطعاً ادله لازم را هم آماده کرده ای که در صورت لزوم ارائه کنی پس این حق خودت را با کلمات درشت و پرخاشگری و تندی و اهانت مطالبه نکن که این کار تو نتیجه ای جز تشدید عداوت و کینه و نارحتی های آینده به همراه نخواهد داشت.
لذا همانطور که قبلاً هم عرض کردم، از روایات بدست می آید که بهترین کار رفق و مداراست. در روایت دارد در این گونه موارد تمام توجه تان به برهان و حجتی باشد که اقامه می کنید و الا اگر مشغول جدل شوید استدلال شما در محکمه که جای دلیل آوردن است از بین می رود. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: عصبانیت را کنار بگذار، و به دلیلت فکر کن و خود را از امور بیهوده و فاسد حفظ کن و از بیهوده گویى و آوردن حرف فاسد به زبان بپرهیز در نتیجه از لغزش مصون مى مانى و به نتیجه مى رسى.
همیشه با دلیل و برهان قاطع می توان بر خصم غلبه کرد و به حق خود رسید و لازم نیست که بیراهه رفت. به هر تقدیر مشاجره و لجاجت مذموم است و نکوهش شده و در دستورات دینی هم تاکید شده که به این امور نزدیک نشوید. چون اثری جز کینه و دشمنی ندارد.
به این روایت دقت بفرمائید که امام باقر علیه السلام از رسول خدا نقل می کنند که حضرت فرمودند: جبرئیل علیه السلام مرتب مرا از یک چیز نهى مى کرد و آن مشاجره با دیگران است. همان طور که از شرب خمر و بت پرستى نهى مى کرد.
از این بالاتر این است که ما حتی نباید نسبت به برادران ایمانی خود گمان بد داشته باشیم. نه که مشاجره نکنیم حتی نباید فکر بد هم داشته باشیم. امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر مومنى، نسبت به مومن دیگر نیت بدى داشته باشد، خدا اعمال عبادى او را قبول نمى کند. توجه فرمودید؛ نمی گوید که به مشاجره تبدیل شده، فقط در دل و نیت مقداری خلل داشته.
این را بگیرید و بعد ببینید رفتار خود ما با دوستانمان چگونه است. عده ای دنبال می کنند تا یک حرفی، یک اشتباهی و خللی از کسی بدست بیاورند، بعد هم مسلمان و نمازخوان و خیلی چیزهای دیگه هم خود را می دانند. مومن متقی شیعه امیرالمومنین نیت بد راجع به افراد ندارد. اگر داشتی باید به اصلاح نفست بپردازی برادر و خواهر بزرگوار.
امیرالمومنین علیه السلام به بعضى از فرزندانشان فرمودند: از دشمنى با دیگران بپرهیزید! چرا که آنان دو دسته اند: یا انسان هاى عاقلى هستند که در صورت دشمنى از راه هوش و ذکاوت وارد مکر مى شوند و تو را گرفتار مى کنند و یا انسان هاى جاهلى هستند که با عجله تو را گرفتار مى کنند؛ دشمنى این گونه آغاز مى شود که تو چیزى مى گویى و او پاسخى مى دهد، گفته تو جنس مذکر و پاسخ او جنس مونث است. مولود این دو، دشمنى است. ببینید که حضرت چه تعبیر قشنگی کردند.
مطلب بعدی اینکه گاهی انسان خیال می کند اگر بر علیه کسی ادعائی کند می تواند به منفعتی دست پیدا کند و یا خیال حقی برای خودش می کند در نتیجه اقدام به ادعای باطل می کند. در اینجا امام علیه السلام نصیحت می کنند و می فرمایند: «وَ إِنْ کُنْتَ مُبْطِلًا فِی دَعْوَاکَ اتَّقَیْتَ اللَّهَ وَ تُبْتَ إِلَیْهِ وَ تَرَکْتَ الدَّعْوَى». از خدا بترس که علیه دیگران ادعاى باطل کنى، برو توبه کن و دعوا و مخاصمه را رها کن که به دین و دنیاى تو ضرر مى رساند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا به موعظه توجه دارند و از آن تاثیر گرفته عمل می کنند. در حکمت۱۴۲ ازحکم نهج البلاغه که امیرالمومنین علیه السلام به کسی که موعظه خواسته بود، فرمودند: «لَا تَکُنْ مِمَّنْ …..» مواردی را خواندیم.
رسیدیم اینجا که فرمودند: «یَخَافُ عَلَى غَیْرِهِ بِأَدْنَى مِنْ ذَنْبِهِ» بر دیگران به گناهى سبک تر از گناه خود بیمناک است، «وَ یَرْجُو لِنَفْسِهِ بِأَکْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ» و براى خود بیش از کارى که کرده است انتظار پاداش دارد. میفرماید اینطور نباشید. «إِنِ اسْتَغْنَى بَطِرَ وَ فُتِنَ» وقتى که بىنیاز شود، شادمان گشته و به گمراهى افتد، «وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنَطَ وَ وَهَنَ» و هنگام تنگدستى ناامید و سست مىشود، «یُقَصِّرُ إِذَا عَمِلَ» به هنگام عمل کوتاهى مىکند «وَ یُبَالِغُ إِذَا سَأَلَ» و در وقت درخواستِ حاجت پافشارى مىکند،
«إِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَهٌ أَسْلَفَ الْمَعْصِیَهَ وَ سَوَّفَ التَّوْبَهَ» و اگر در معرض هواى نفس قرار گیرد، معصیت را پیش و توبه را پس مىاندازد، «وَ إِنْ عَرَتْهُ مِحْنَهٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرَائِطِ الْمِلَّهِ» و اگر غمى به او برسد، از حدود شرایط دیانت بیرون مىرود، «یَصِفُ الْعِبْرَهَ وَ لَا یَعْتَبِرُ» در باره پند و عبرت از دیگران سخن مىگوید امّا خود عبرت نمىگیرد، «وَ یُبَالِغُ فِی الْمَوْعِظَهِ وَ لَا یَتَّعِظ» در پند دادن به دیگران زیادهروى مىکند ولى خود پندپذیر نیست. «فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ» بنا بر این او تنها به سخن مىنازد و از جهت عمل ناچیز است.
پنج شنبه ۱۵ شوال شهادت یا وفات دانشمند انقلابی و عالم مجاهد و برجسته جهان اسلام و امام زاده لازم التعظیم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در سال۲۵۲ قمری است. این شخصیت بزرگوار دارای فضائل بی شماری است که بنده در نوبت های قبل اشاراتی داشته ام.
روایاتی داریم که از نظر سند یا تاریخ مورد اشکال هستند ولی برای حضرت فضائلی را بیان می کنند که نمی خوانم. اما مطلبی که صحیح است و در روایات متعددی وارد شده و در زیارت نامه هم هست این است که فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم همان فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام است. با اینکه درباره هیچ امام زاده و یا بزرگوار دیگری چنین تعبیری ذکر نشده و یا شاید جستجوی بنده ناقص بوده به هر تقدیر بنده ندیدم.
امام هادی علیه السلام فرمود: «لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیم عِندَکمُ لَکُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ». فضیلت زیارت امام حسین چقدراست؟ طبق بعض روایات بیش از هزار حج و عمره است. حالا اگر به زیارت حضرت عبدالعظیم بروید چنین ثوابی است.
چرا حضرت عبدالعظیم از این منقبت برخوردار شده که زیارت مرقد مطهرش را که زیارت کنیم کان به زیارت امام حسین علیه السلام رفته ایم؟ باید دقت بیشتری در جهات مختلف شخصیت او از نظر علم و عمل داشت تا شاید پی به این فضیلت برد. بویژه زمان شناسی و دشمن شناسی و اقدامات انقلابی و مجاهدت برای حفظ و نشر مکتب اهل بیت علیهم السلام.
به خاطر درک ثواب به زیارتش می روند و در نتیجه با روش و مکتب اهل بیت بیشتر آشنا می شوند. یک نوبت هم راجع به عرضه دین به امام نکاتی مطرح کردم که از ویژگی های ایشان بوده و این عرضه دین را که امروزه نمی شود به امام معصوم داشت شاید بتوان توسط ادعیه و زیارات جبران کرد.
یعنی وقتی به محتوای بعض از ادعیه توجه می کنیم می بینیم که باورهای دینی ما را تصحیح می کنند کانّ فرصتی داده اند که در دوره غیبت دین خود را عرضه کنیم. مثل زیارت جامع و معتبر و مستند آلیس که از ناحیه مقدسه حضرت ولیعصر ارواحنا فداه به ما رسیده است و در همه زمان ها می شود خواند. و ما در این زیارت اعتقادات صحیح را به حضرت عرضه می کنیم و او را شاهد می گیریم. لذا می تواند جایگزین خوبی برای عرضه دین به امام معصوم باشد.
در همین تاریخ ۱۵ شوال در سال ۳ قمری شهادت حضرت سیدالشهدا حمزه عبدالمطلب واقع شد که راجع به ایشان هم مطالبی بیان شد و در این نوبت عرض می کنم: حضرت حمزه بن عبدالمطلب، ملقّب به سید الشهداء، اسد اللّه و اسد الرسول است. مادر مکرمهاش، هاله بنت وهب و دختر عموی حضرت آمنه بنت وهب (مادر پیامبر اکرم) است.
دوسال هم فاصله سنی دارد حمزه با پیامبر. بعضی هم گفتند ۴ سال که دوسال قطعی است. و حمزه بزرگتر است. در روایاتی هم آمده که از یک بانویی هردو شیر خوردند که برادر رضاعی همدیگر هم می شوند. دوران طفولیت را به همراه رسول خدا در خانه حضرت عبدالمطلب سپری کردند.
عوامل متعدد ظاهری و باطنی موجب شد که بین حمزه و پیامبر علاقه و الفت شدید بوجود بیاید و نام حمزه را نزد رسول خدا از بهترین نام ها قرار دهد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وُلِدَ لِی غُلَامٌ فَمَاذَا أُسَمِّیهِ قَالَ سَمِّهِ بِأَحَبِ الْأَسْمَاءِ إِلَیَ حَمْزَهَ». مردی آمد خدمت پیامبر و گفت صاحب فرزند پسری شدم نامش را چه بگذارم؟ حضرت فرمودند به بهترین نامها در نزد من و آن حمزه است.
برای خواستگاری از حضرت خدیجه برای رسول خدا حمزه با برادرش ابوطالب رفتند. این مقدار الفت و نزدیکی بین او و پیامبر بود. نسبت به اسلام جوری بود که سراسر وجودش آماده فدا شدن در راه دین خدا بود. و در وقت شهادت روزه بود، سی و یک تن از سران دشمن را به درک فرستاد و بعد به شهادت رسید و بدن مبارکش توسط زنی پلید به نامه هند، همسر ابوسفیان و مادر معاویه مُثله شد و نام حضرت در زیارت عاشورا به کنایه برده شد. «آکله الاکباد» همین زن است.
رسول خدا کنار پیکر حضرت حمزه آنقدر گریه کرد که نفسهایشان به شماره افتاد و به حالت غش کردن و از حال رفتن رسید. در بیانی امیرالمؤمنین فرمود: آزمون مصیبت شهادت حضرت حمزه برای پیامبر از آزمون قربانی فرزند برای حضرت ابراهیم به مراتب سنگینتر بوده است.
درجنگ احزاب (خندق) هنگام مبارزه علی علیه السلام با عمروبن عبدوَدّ، پیامبر رو به آسمان کرد و دستانش را بالا گرفت و این دعا را مکرّر میخواندند: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَخَذْتَ مِنِّی عُبَیْدَهَ یَوْمَ بَدْرٍ وَ حَمْزَهَ یَوْمَ أُحُدٍ فَاحْفَظ عَلَیَّ الیَومَ عَلیّاً ؛ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِین». خدایا تو عبیده را در روز بدر از من گرفتی و حمزه را در روز احد از من گرفتی و امروز علی را برای من حفظ کن. و بعد به آیه ۴۹ انبیاء اشاره کردند. حضرت على علیه السلام مىفرمود: اى کاش بعد از رحلت پیامبر یاری همچون حمزه مىداشتم.
از ویژگی های حضرت حمزه که رسول خدا درباره اش فرمود این است که او از شفیعان بزرگ روز قیامت است. و فرمود: «مَنْ زَارَنِی وَ لمْ یَزُرْ عَمِّی حَمْزَهَ فَقَدْ جَفَانِی». کسی که به زیارت من بیاید و عمویم حمزه را زیارت نکند به من جفا کرده است.
مفسرین بزرگوار به استناد روایات علاوه بر آیات عمومی جهاد و هجرت و… که حضرت حمزه از مصادیق آنها است، گفته اند شش آیه قرآن در شأن ایشان نازل شده است. وقتی این ویژگی ها را می بینیم و بعد به تاریخ نگاه می کنیم متوجه می شویم که چه جنایت بزرگی را امویان در حق او انجام دادند. امیرالمومنین و ابوطالب و … را ترور شخصیتی کردند و حمزه را هم از تاریخ حذف کرده اند.
نگاهی به تاریخ و کتب مهم و مورد اعتنا بکنید؛ مثلاً در دو کتاب مهم حدیثی صحیح بخاری و صحیح مسلم که فصلی را اختصاص داده اند به بیان مناقب اقوام و عشیره و اصحاب به نام کتاب الفضائل، که برای هر کس هم باب جدائی قرار داده شده، حتی ابوالعاص که داماد خوانده حضرت است یا سعد ابی وقاص چون از قبیله مادر رسول خداست بیان شده، از ابوهریره و معاویه و امثال اینها نام برده شده اما از محبوب ترین عمو و از برترین صحابه، مهاجر و مجاهد فی سبیل الله حضرت حمزه سیدالشهداء نامی برده نشده است، کان اصلاً پیامبر قوم و خویشی و صحابه ای به این اسم نداشته است.
علت آن هم شاید این باشد که حضرت حمزه اولین شخصیتی است که از ولی الهی حمایت صددرصدی کرده و رکن رسول خدا بود. و نماز میت هفتاد تکبیره و هفتاد نماز بر پیکر حمزه خواندن و زیارت دو روز در هفتهی (دوشنبه و پنج شنبه) صدیقه طاهره و بعد توجه امیرالمومنین به او این پیام را دارد که از حمزه در حمایت از ولی الهی الگو بگیریم و در هیچ زمانی ولی خدا را تنها نگذاریم. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان اهل بیت قرار دهد.
۳ خرداد سالگشت فتح خرمشهر در سال ۱۳۶۱ بعد از ۵۷۸ روز اشغال است که در عملیات بیت المقدس واقع شد. این پیروزی درس های بزرگی به ما داده است و آن اینکه اگر دشمن از همه جهت قوی و نیرومند باشد با عده و عده و استحکامات چند منظوره باشد و محاصره اقتصادی و جنایات متعدد کرده باشد، باز در مقابل کسانی که تکیه گاهی جز خدا ندارند و برای آرمانی بلند قیام کرده اند، تاب مقاومت ندارند. غنیمت بجای مانده و اسرای فراوان این عملیات گواه مطلب است.
حضرت امام ره در این باره فرمود: مردم ایران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملاتِ تمامى جهانِ کفر علیه اصول انقلابِ خویش مقاومت کرده است که در اینجا مجال ذکر همه آنها نیست. که اگر نبود حضور مردم، هر یک از این توطئه ها میتوانست به اصول نظام ضربه بزند.
این حرف ایشان امروز هم زنده است که می بینیم تلاش می کنند تا مردم را از اصول انقلاب منصرف و منحرف کنند و سعی می کنند با انواع حیل حضور مردم را در عرصه های مختلف به خصوص انتخابات کم رنگ کنند اما به فضل پروردگار، خناثان داخلی و دشمنان خارجی خواهند دید که ملت ایران با قدرت و بصیرت وارد عرصه می شوند و از کیان کشورشان به احسن وجه حراست می کنند.
خیلی خلاصه این اتفاق مهم یعنی پیروزی خرمشهر را گزارش می کنم. یکى از بزرگترین و مهم ترین حوادث تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامى، دوران هشت ساله دفاع مقدس است. از بعد جنگ جهانی دوم تا وقتی شوروی از هم پاشیده شد، تمام جنگ های منطقه ای را دو ابر قدرت توسط کشورهای تحت سلطه و به صورت نیابتی اداره می کردند. مثل جنگ دو کره، جنگ ویتنام، جنگ های هند و پاکستان و… اما جنگ تحمیلی تنها جنگی بود که دو ابرقدرت باهم برعلیه نظام اسلامی هم داستان شدند و یک جبهه تشکیل دادند و جنگی استثنایى در دوره دوقطبى جهان را بوجود آوردند.
نیتشان هم از بین بردن نظام اسلامی بود. طه یاسین رمضان، معاون نخست وزیر عراق در گفتوگو با مجلهى «الثوره» گفت: «این جنگ بهخاطر عهدنامهى ۱۹۷۵ و یا چند صد کیلومتر خاک و یا نصف شط العرب نیست؛ این جنگ بهخاطر سرنگونى جمهورى اسلامى است».
این جنگ قدرت مقاومت ملت ایران را در مقابل حملات بین المللی که در قالب جنگ منطقه ای بروز کرده بود به خوبی نشان داد که از مهمترین لحظات این دوران نورانی که مهمترین نقطه استراتژیک از سلطه دشمن آزاد شد و جمهوری اسلامی را در موضع برتر قرار داد، فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس بود.
خرمشهر نماد مقاومت است. مردان مقاومت، زنان مقاومت، جوانان مقاومت، نوجوانان مقاومت، مسجد مقاومت همه در خرمشهر نمونه دارد. خدای تعالی شهدا بزرگوار را عموماً و شهدا فتح خرمشهر را خصوصاً و شهدا مدافع حرم و حاج قاسم عزیز را بالاخص رفعت مقام عنایت بفرماید.
در سالگشت پیروزی در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر بوی آزادی بیت المقدس به مشام می رسد. این شور و هیجان جدیدی که در منطقه و قدس و غزه و کرانه غربی رود اردن بوجود آمده نوید پیروزی و از کار افتادن ماشین جنگی دشمن را می دهد. بله می کشند و تخریب می کنند و آواره می کنند اما مانند کرم ابریشمی که به دور خودش می تند تا در نهایت خفه می شود عمل می کنند. این ها همه تلاش برای نابودی خودشان است.
هدایت های حکیمانه امام المسلمین و حضور حاج قاسم و همراهانش در میدان و کمک های مستشاری، دست مقاومت فلسطین را پر کرد، بطوری که در انتفاضه جدید شاهد حضور گسترده مردمی با استفاده از سلاح های جدید هستیم. آقا یک وقت فرمودند غزه و کرانه غربی رود اردن مسلح شوند و چند روز قبل هم به تلاحم و همبستگی و پیوستگی عمومی اشاره کردند و امروز با همین رویکرد و شعار القدس اقرب، وضعیت سفاکان صهیونیست به شدت سخت شده است.
امروز اسرائیل به بدترین وضع دچار است. با پیچیده ترین و مدرن ترین تجهیزات و رصد شبانه روزی نمی تواند یک باریکه را تحت کنترل داشته باشد. در مقابل قدرت مقاومت تحقیر شده. ذلت و اضمحلال او مشهود است. بله آسیب میزند. نزدیک سیصد نفر کودک و زن و غیر نظامی را به شهادت رسانده اما در این نوبت همه با هم پیوسته آمده اند.
در طی این ده یازده روز ۳۵۰۰ موشک برسرشان ریخته اند و ۲ میلیارد دلار خسارت وارد کرده اند و ۳۰ در کارخانه هایشان را از کار انداخته اند. و جالبتر اینکه جامعه جهانی را هم با همه محدودیت ها به خاطر بیماری و ویروس کرونا به حرکت درآورده اند تظاهرات در خود آمریکا را حتماً دیدید.
امروز اسرائیلی که دو سال است نتوانسته برای خودش دولت تشکیل دهد بعد از خرابکاری های نطنز به خوبی این را فهمیده است که اگر یکی بزند مستقیم و غیر مستقیم ده تا می خورد. موشک های مقاومت که هنوز از همه ی نمونه ها، رونمائی نکرده است کابوسی را برای اسرائیل درست کرده که از ترس مردن زودتر می میرند.
البته دیشب اعلام آتش بس کردند. مردم فلسطین و آن منطقه هم جشن گرفتند . در این نوبت بالاخره کمتر از ۱۰ دوازده روز تسلیم شدند. نامه ای را هم دوروز گذشته ائمه جمعه ایران و نمایندگان ولی فقیه نزدیک ۹۰۰ نفر نامه سرگشاده ای را برای ائمه جمعه بلاد اسلامی فرستادیم که خودتان در فضا متن نامه را ملاحظه کنید. از خدای تعالی درخواست میکنیم که مجروحان این حوادث اخیر را به رحمت و کرامت خودش زودتر مورد شفا قرار دهد و شهدای بزرگوار این روزها را غریق رحمتش بگرداند.
نکته دیگری که عرض می کنم این است که مهلت سه ماهه ایران چند روز آینده تمام می شود و تا امروز خواسته های ایران محقق نشده و علی رغم تذکرات رهبر معظم انقلاب، مذاکرات مسیر فرسایشی را طی می کند. کش دار کردن مذکرات معنا ندارد مگر اهداف سیاسی برای دو قطبی کردن جامعه داشته باشید و بخواهید به جای پاسخگوئی برای عدم موفقیت ها مقصر پیدا کنید. این خوب نیست. باید زودتر اگر نمی شود تمامش کنید.
نکته دیگر اینکه این صد روز آخر را طوری عمل کنید که نام نیکی هم از شما برده شود. از دوقطبی سازی و ایجاد چالش پرهیز کنید. فضا را برای برگزاری انتخاباتی با شکوه و پرشور فراهم کنید. سخنان انحرافی راجع به انتخابات و مذاکرات و امثال اینها نزنید، چیزهائی گفته می شود که همه اش زمینه و قابلیت پاسخ دارد.که اگر لازم شد در نوبت های دیگر عرض میکنم.
مردم هم عملکرد کاندیداها را به خوبی بررسی کنید و از توانمندی های آنان با خبر شوید و با شاخص های گفته شده تطبیق دهید و اصلح را انتخاب کنید. جوان به تعریف رهبری، انقلابی، حزب اللهی، با نشاط، مومن، استکبار ستیز، ضد تجمل و اشرافیگری، جهادی و پرتلاش، با برنامه و هدفمند، میدان شناس و دیپلماسی بلد، هر کدام از اینها افرادی را داخل و افرادی را خارج می کند و کار را برای انتخاب راحت تر می کند.
ای کاش اجازه می دادند تا شورای نگهبان آنچه را گفته بود در مرحله ثبت نام اعمال می کرد تا بعضی با ثبت نامشان به فهم مردم توهین نکنند. و یا قانون به شورای نگهبان اجازه می داد که در تائید صلاحیت ریاست جمهوری به بیشتر از کف صلاحیت توجه می کرد تا برای مردم هم انتخاب راحت تر می شد.
به هر تقدیر به نظرم باید قطعاً به این افراد رای ندهید، کسانی که کشور را با سیاست هایشان از نظر اقتصاد و معیشت و اشتغال به این روز انداختند و حالا گریه می کنند که کذا و کذا. به کسی که رعایت اخلاق را نمی کند و به کاندیداهای دیگر با اشاره و با صراحت طعنه می زند صلاحیت لازم را ندارد و نمی شود به او رای داد. به کسی که وقتی مسئولیت داشته نسبت به آرمان های انقلاب بی تفاوت بوده و دفاع نکرده و مسیر را برای گرفتار شدن مردم هموار کرده رای ندهید. به افکاری که اگر مدیریت را بدست بگیرند برای مردم و ارزش های انسانی اعتباری قائل نیستند رای ندهید.
موارد اینچنینی زیاد است که وقتی بررسی میکنید میفهمید که چه کسانی را باید خارج کنید و چه کسانی داخل خواهند شد. راجع به اینکه به چه کسانی رای خواهیم داد انشاء الله در آینده بحث خواهم کرد.
نکته استانی این که باید از کلیت تلاش آقایان ابتدائاً در اجرایی و بعد در نظارت و بعد فعالیت سنگین عزیزان در نظارت استان تشکر کنم بالاخره حجم بالای پرونده ها و رسیدگی دقیق در فرصت کم سخت است و حتماً موارد اشتباه و نقص در کار پیدا می شود. این طبیعی است. تعداد محدودی از افراد تعداد زیادی از پرونده را طی چند روز باید بررسی کنند.
از همه کسانی که در این زمینه کار کردند تشکر میکنیم. بخصوص عزیزان در نظارت چون حجم بالایی از فشار روی آنها بود و به خاطر نقص قانون و بعضی از موارد آنها بیشتر مورد اعتراض واقع می شوند. مهم رویکرد عزیزان بود که سعی داشتند افرادی که نقصی دارند در همین ابتدای کار جلوگیری کنند و نگذارند که آنها بالا بیایند. البته حتماً هرکدام از این آقایان برای نظری که داده اند بین خود و خدا حجت دارند و برای یوم الجزاء پاسخ آماده کرده اند.
اما همانطور که عرض کردم از این جا به بعد کار مردم شروع می شود که به چه کسی رای می دهند. به نظرم باید بگذارید افکار جدید با ایده های نو و برنامه های تازه وارد عرصه شوند. گذشتگان کار خودشان را کردند. مدیریت این شهر چندین سال دست یه گروه و یک فکر بوده. کارشان را دیده ایم و نشان دادند. خوب است که فضاها را باز کنیم برای افراد دیگری.
نمیگویم حالا حتما به چه کسانی رای بدهید یا ندهید. عرض من مطلب بالاتری است. خود شما دیدتان را باز کنید ببینید به چه کسانی رای بدهید بهتر است. کسانی که غیر از شاخص های گفته شده برای فرهنگ، حمل و نقل شهری، نماها، پارکینگ، رفاه شهری، فضای سبز، پسماند، آلودگی هوا و محیط زیست و امثال اینها برنامه داشته باشند و عرضه کنند صلاحیت رای آوری دارند.
سیاسی کاری را کنار بگذارید. برنامه هایتان را اعلام کنید. مردم خودشان به شما رای خواهند داد. و صلاحیت های لازم را مردم بهتر تشخیص خواهند داد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/2/24 | 1400/2/24دولت مذاکرات را به انتخابات پیش رو گره نزند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه183
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین براساس تعالیم اسلام و تربیت اهل بیت علیهم السلام در تعامل با دیگران تمام سعی خود را می کنند تا حق کسی را ضایع نکنند ولو آن شخص کسی باشد که برعلیهش ادعا دارد. بالاخره در زندگی اجتماعی مواردی پیش می آید که کسی بر اثر زیاده خواهی و حرص و صفات ناپسند دیگر نسبت به انسان ظلم کند و حق را از بین ببرد و یا به ناحق بر علیه انسان اقامه دعوا کند.
لذا از آنجا که دین اسلام هیچ موردی از موارد زندگی انسان را بدون برنامه و دستورالعمل رها نکرده در این مساله ی خاص، هم سفارش اخلاقی دارد و هم برای برقراری عدالت دستورات حقوقی دارد که عرض خواهم کرد. اگر همه ما دستورات ثقلین را نصب العین خود قرار دهیم و بکار ببندیم دنیا و آخرت ما را آباد می کند.
امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق درباره کسی که بر علیه ما ادعا دارد فرمود: «وَ حَقُ الْخَصْمِ الْمُدَّعِی عَلَیْکَ» و حق کسى که با تو مخاصمه و دشمنی و بر علیه تو ادعا دارد، یعنی بر علیه انسان دعوای حقوقی دارد، این است. اینجا حضرت برای مسئله دو صورت ترسیم کرده اند، کسی که حق می گوید و کسی که نادرست می گوید.
«فَإِنْ کَانَ مَا یَدَّعِی عَلَیْکَ حَقّاً» اگر در ادعاى خود راست می گوید، در این صورت که می دانیم حق می گوید نباید او را انکار کرد و باید خود ما به او کمک کنیم ولو بر علیه خود ما باشد، حتی اگر احتیاج به شاهد هم ندارد تو شاهد او باش، فرمودند: «کُنْتَ شَاهِدَهُ عَلَى نَفْسِکَ» خودت علیه خودت شاهد او باش، «وَ لَمْ تَظْلِمْهُ» و با او ستم روا مدار، «وَ أَوْفَیْتَهُ حَقَّهُ» و حقش را کاملا ادا کن.
آنچه از این بخش فهمیده می شود در حقیقت توصیه به انصاف است. و رعایت منصف بودن که درشرائط مختلف کار سختی است و البته آثار فراوانی دارد. فرمودند: «الانصافُ یَرفعُ الخِلافَ و یوجِبُ الایتِلافَ». انصاف (حق را به صاحب حق دادن) اختلاف را برطرف ساخته، باعث الفت مى گردد.
حالا اگر با اینکه شخص حق دارد ما توجه نکردیم می شود ظلم و ما ظالم خواهیم بود. ظلم تجاوز از حد است و آثار بدِ فردی و اجتماعی دارد. امام می فرماید وقتی دیدی حق با اوست رها کن و حقش را اداء کن. اما واقعاً ببینید در اجتماع چقدر این حرف ها نایاب است. گاهی می بینیم طرف تلاش می کند، هزینه هم می کند تا ناحقی را حق جلوه بدهد.
یک عمر دروغ گفته و سر مردم کلاه گذاشته حالا از زهد و تقوا می گوید. یا بعضی در مقام سخنرانی چنان از فضائل اخلاقی و مضرات دروغ و ریاست طلبی و امثال اینها سخن می گویند که کسی احتمال نمی دهد مخاطبِ حرف هایش خودش است. میگوید چرا بعضی ها برای ریاست طلبی اینگونه و آنگونه رفتار میکنند! وعده دادن و بر خلاف وعده عمل کردن هم حرام است و گناه است و افراد باید از آن توبه کنند.
یا کسی دیگر برای شرکت در انتخابات کلا همه دستاوردهای کشور را هیچ می داند. همه چیز را سیاه جلوه می دهد و با بی تقوایی تمام طوری حرف میزند که دل مردم را بلرزاند و خودش را ناجی ملت و مردم معرفی کند. این روزها و روزهای آینده باید خیلی مواظب باشید و بصیر باشید. با بصیرت رفتار کنید و خوب رصد کنید. مواظب باشید در دام بعضی از مزدوران که وابستگی هایی دارند یا خناسان که با لباس مرتب و سخنان فریبنده و زیبا میآیند و حرفهایی میزنند گول این افراد را نخورید. خوب با بصیرت دقت کنید. ما از این افراد کم ضربه نخوردیم و لطمه ندیدیم.
در ادامه حضرت فرمودند: «وَ إِنْ کَانَ مَا یَدَّعِی بَاطِلًا» و اگر در ادعایش دروغ می گوید، «رَفَقْتَ بِهِ وَ لَمْ تَأْتِ فِی أَمْرِهِ غَیْرَ الرِّفْقِ» با مدارا با او رفتار کن و غیر از این رفتاری نداشته باش، «وَ لَمْ تُسْخِطْ رَبَّکَ فِی أَمْرِهِ» و خدا را به خشم نیاور. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه».
مسئله رفق و مدارا کردن که حضرت بر آن تاکید دارند از اخلاق انبیا و بخصوص رسول خداست. امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمایند: اگر با مردم مدارا کردى، از حوادثى که آنها مى آفرینند در امان مى مانى و از کید و حیله و دام هایى که احیانا مى گسترند، مصون مى مانى.
روایات فراوان است در این مورد، از جهات مختلف هم بیان می شود. رسول خدا فرموده اند: زیادى و برکت در مداراى با مردم است. کسى که از رفق و مدارا محروم باشد، از خیر و سعادت محروم شده است. می بینید هم آثار دنیائی و هم آخرتی دارد. رسول خدا با همین رفق و مدارا با مردم توانست انقلاب را پیش ببرد نیرو تربیت کند و موقعیت اسلام تازه متولد شده را حفظ کند.
بعد هم امام علیه السلام فرمودند: خدا را به خشم در نیاور. اگر کسی اهل دین و دیانت باشد قطعاً در بزنگاه هائی که برایش پیش می آید، دین، او را نگهداری می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «الدِّین یَعصِمُ». دین، عاصم و نگهبان انسان است. نشانه دین داری هم طبق روایت مبارزه با هواهای نفسانی است. دیندار، اسیر نفسش نیست. مشکل ما همین اسارت در نفس است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا به موعظه توجه دارند و از آن تاثیر گرفته و عمل می کنند. در ادامه بحث هفته گذشته که قسمتی از حکمت۱۴۲ از حکم نهج البلاغه مولانا امیرالمومنین علیه السلام به کسی که موعظه خواسته بود فرمودند: «لَا تَکُنْ مِمَّنْ …..» خواندیم، فرمودند: «یَکْرَهُ الْمَوْتَ لِکَثْرَهِ ذُنُوبِهِ» نباش از کسانی که به خاطر گناهان بسیارش از مرگ روى گردان است. «وَ یُقِیمُ عَلَى مَا یَکْرَهُ الْمَوْتَ لَهُ» با این وصف روى اعمالى که باعث اکراه او از مرگ شده پایدار است،
«إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً» اگر بیمار شود، پشیمان مىگردد، «وَ إِنْ صَحَّ أَمِنَ لَاهِیاً» و هنگام تندرستى، آسوده و در غفلت است، «یُعْجِبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِیَ» وقت تندرستى دچار خودخواهى «وَ یَقْنَطُ إِذَا ابْتُلِیَ» و به هنگام گرفتارى ناامید مىگردد، «إِنْ أَصَابَهُ بَلَاءٌ دَعَا مُضْطَرّاً» اگر به بلایى گرفتار شود، با نگرانى، دعا و زارى نماید، «وَ إِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ أَعْرَضَ مُغْتَرّاً» اما وقت خوشى از روى غرور از آن روى گرداند.
«تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا یَظُنُّ» در اثر گمان و پندار (برخوردارى از عفو و بخشش خدا، چون خدای تعالی هم که میبخشد روی قاعده هایی میبخشد) هواى نفس بر او چیره مىشود «وَ لَا یَغْلِبُهَا عَلَى مَا یَسْتَیْقِنُ» اما امور یقینی (مرگ و عذاب اخروى) سبب تسلط او بر نفس خویش نمىگردد.
سید رضى مىگوید: اگر در نهج البلاغه جز این سخن، گفتار دیگرى نبود، براى پند مفید و حکمت بلیغ و بینش براى کسى که بیناست و عبرت براى ناظر اندیشمند کافى بود. سى وچهار صفت ناپسند اینجا شمرده شده است. باقی موارد ان شاء الله جلسه بعد.
حلول ماه شوال المکرم را خدمت شما نمازگزاران بزرگوار تبریک عرض می کنم و امیدوارم بهره لازم را از ماه مبارک رمضان برده باشید و برده باشیم ان شاء الله.
نزدیک ۱۰۰ سال پیش در ۸ ماه شوال فرقه ای منحوس و پلید و ساخته دست استعمارگران اقدام به تخریب قبور اهل بیت علیهم السلام در قبرستان بقیع کردند و قلب مسلمین جهان و بخصوص شیعیان را جریحه دار کردند و تا امروز تا توانسته اند به خاطر افکار انحرافی که دارند و به اسم شرک، آثار اسلامی را در سراسر دنیا و بویژه عربستان تخریب و از بین برده اند.
احترام به بزرگان را شرک می دانند. کناز قبور اهل بیت رفتن را شرک میدانند اما خودشان کرنش در برابر آمریکا و اسرائیل و این مظاهر پلیدی دارند و این را شرک نمی دانند و به آن احترام و افتخار می کنند. این فرقه ی بی بصیرت درست مثل خوارج در صدر اسلام از روی جهل و نادانی عمل می کنند و همیشه آلت دست دشمنان بوده اند.
امیرالمومنین علیه السلام درباره خوارج فرمود: «ثمَّ انْتُمْ شِرارُ النّاس» شما بدترین مردم هستید. با اینکه ظاهری مقدس مآب داشتند با این حال مولا به اینها می گوید شِرارُ النّاس ، چرا؟ خیلی از اینها غیر از نماز شب حافظ کل قرآن بودند و سجده های طولانی داشتند.
علت را خود حضرت در خطبه ۱۲۷ بیان فرمودند که: چون شما تیرهائی هستید در دست شیطان ها. یعنی بالاخره شیطان برای اینکه صیدش را بزند باید تیر در چله کمان قرار دهد، از شما (خوارج) برای فریب و تخریب و بدی ها استفاده می کند و این جمود فکری و بی بصیرتی تا امروز در یک عده ادامه داشته و در این دوران خلف آن ها وهابیون هستند.
یعنی این دوده را ادامه دهیم میرسیم به همین سلفی ها و تکفیری ها با همان تفکر و با جنایاتی به مراتب هولناک تر از سلف خود. خوارج یک موقع زن حامله ای را دیدند، شکمش را پاره کردند و بچه اش را درآوردند. و شما ببینید سلفی ها و تکفیری های امروز را که چگونه جنایت میکنند؛ هولناک و سفاکانه.
یمن مظلوم را ببینید که چگ.نه زیر بمباران است. خود عربستان را ببینید که چگونه اسیر دست وهابی هاست. در طول تاریخِ اسلام، تفکر اشعری که با تعقل مخالف است ضربات بزرگی به اسلام زد تا رسید به دوران معاصر و ابن تیمیه که فرقه ضد عقل و تعقل وهابیت را پایه ریزی کرد.
در این جا خوب است این را عرض کنم، بیانی مولانا امیرالمومنین علیه السلام دارند که فرمودند: گواهی میدهم که پیامبر راستگو از روح الامین و او از پروردگار جهانیان، مرا خبر داد که تا روز قیامت، هیچ گروهی از شما خوارج، خواه کم شمار و خواه پرشمار، بر ما نمیشورد، مگر آن که خداوند خونش را به دست ما بریزد. همانا جهاد با شما، برترین جهاد است، و والاترینِ شهیدان، شهیدان در پیکار با شما، و برترینِ مجاهدان، پیکارگران باشما هستند.
دقت فرمودیدکه امیرالمومنین علیه السلام تذکر دادند که جریان تکفیری و این جریان انحرافی مستمراً در مقابل اسلام هست و باید همه با هوشیاری در زمانهای مختلف با آن مقابله کنند که البته بهترین راه مقابل با این جریان منحوس در زمان فعلی اتحاد جهان اسلام است.
حضرت دو مطلب مهم را اینجا فرمودند: اول اینکه این جریان هرگز به اهدافش نخواهد رسید . هستند و دائما وجود دارند اما به اهدافشان نخواهند رسید. و پیروزی بر این ها را خداوند از قبل مقدر کرده است که دست اهل ایمان است. و دوم اینکه جهاد و مبارزه با این ها از بالاترین درجات برخوردار است و شهدا این مسیر بالاترین فضیلت را دارند. و امروز با این تعبیر امیرالمومنین شهدا مدافع حرم از بالاترین فضیلت برخوردارند.
نکته بعد راجع به جریانات امروز فلسطین و جبهه مقاومت است. حملاتی که بر علیه غزه و مناطق مختلف فلسطین و توقیف محله شیخ جراح اسرائیلی ها داشتند که خیلی دیدید در این روزها که ددمنشانه محل تاخت و تاز شد -که حالا دستور رفع توقف را هم داده اند- برای جبران شکست هائی است که از مقاومت در این سالها خورده اند. تلاش می کنند بن بست های سیاسی اجتماعی که در آن افتاده اند با این حرکت ها جبران کنند.
وقتی مردک نمی تواند کابینه اش را تشکیل بدهد اوضاع را بحرانی می کند که شاید برای بی هویتی خودشان وحدتی درست کند. اما آنچه که خیلی مهم است این است که مردم قدس و کرانه غربی رود اردن رویکرد مبارزه مسلحانه را انتخاب کرده اند و این نشان می دهد که صبوری راهبردی که از قبل داشتند را کنار گذاشته اند و بنا دارند اقدامات اساسی انجام دهند.
آنهم درست در زمانی که اسرائیل عملیاتی به نام حمله در میانه جنگ را سازمان دهی می کرد و تلاش داشت که فعالیت گروه های مقاومت در سوریه و لبنان و عراق را محدود کند تا ایران نتواند پایگاههای استراتژیک خود را مدیریت کند. موشکباران های این چند روز نشان داد که گنبد آهنین اسرائیل ترک خورده و دیگر آرام بخشی برای غاصبان ندارد.
امروز وضعیت کودک کشان صهیونیست به گونه ای شده که اگر تحرکی داشته باشند صدها موشک کوچک و بزرگ از سمت گروهها و کشورهای مقاومت بر سر او فرود خواهد آمد. فرار به سمت پناهگاه ها و صدای غرش موشک ها و انفجار در تل آویو و حیفا نشان داد که جبهه مقاومت به روزهای پیروزی خود نزدیک می شود و همه ما به زودی شاهد زوال رژیم منحوس صهیونیستی خواهیم بود ان شاء الله.
البته هنوز ایران اقدامی در مقابله با اقدامات تروریستی صهیونیست ها که چند ماه اخیر داشته اند نکرده است از ماجرای ترور کردن شهید فخری زاده تا موارد دیگر. جا دارد اینجا خاطره شهید بزرگوار تهرانی مقدم را گرامی بداریم که این قدرت موشکی منطقه و خوار شدن صهیونیست ها به واسطه تلاشهای این شهید بزرگوار و همکاران عزیزش هست. خداوند بر درجات او و دیگر شهدای این مسیر افزوده بگرداند.
مطلب بعد راجع به مذاکرات وین هست که عرض می کنم ولو آمریکا در آن حضور ندارد اما نظراتش را جهت برجام دو و سه و چهار توسط اروپائی ها که دشمنی شان کمتر از آمریکا نیست القاء می کند. ایران چون تعهدات خودش را انجام داده عجله ای ندارد، اما دستگاه دیپلماسی باید به تذکر رهبری توجه تام داشته باشد که نباید اجازه بدهد مذاکرات این دوره فرسایشی شود و آنها بهانه تراشی کنند، چون نتیجه حداقلی خواهد شد. و تقاضای جدی ما این است که دولت مذاکرات را به انتخابات پیش رو گره نزند. همه باید به این موضوع توجه داشته باشند و دولت هم مواظب این مسئله باشد.
نکته دیگر که عرض میکنم در روزهای اخیر اخباری مبنی بر گفتگوهای ایران و عربستان در عراق به گوش رسید. اخباری که چند روز بعد رسما تأیید شد. بالاخره امروز عربستان با آن همه ثروت و وابستگی به قدرت های دیگر سیادتی بر جهان عرب ندارد و قدرتی در منطقه ندارد یعنی درواقع کلاه او پشم ندارد.
و امروز مظلومیت یمن دامن او را گرفته و گرفتارش کرده بطوریکه نجات خودش را و لو تاکتیکی در تعامل با ایران می بیند. و ایران هم به عنوان قدرت برتر منطقه و غرب آسیا که بواسطه مقاومت اسلامی و ایثار مدافعان حرم و خون پاکانی چون حاج قاسم سلیمانی عزیز بدست آورده از مذاکره استقبال می کند و ان شاءالله افرادی که به مذاکره رفتند مواظب همه جهات هستند و خواهند بود که منافع ایران از بین نرود.
۳۰ اردیبهشت سال ۹۳ رهبری سیاست های کلی جمعیت را ابلاغ فرمودند و به روز ملی جمعیت نام گذاری شد. که متاسفانه تا امروز به دقت انجام نشده و هنوز نگرانی کمبود و پیری جمعیت در آینده باقی است. و این معضلی است که دوستان باید با دقت به آن توجه کنند.
یکی از مولفه های قدرت که دشمنان با آن مقابله می کنند و هر کس هم از آن حرف بزند و یا تبلیغ کند مورد هجمه قرار می دهند هم از داخل هم از خارج، جمعیت است. چند جلسه قبل من سه جلسه راجع به جمعیت صحبت کردم که عین هر سه هفته هم داخلی ها هم خارجی ها گفتند این همه مسئله مهم وجود دارد حالا مگر وقت گفتن درباره جمعیت است؟
اتفاقا وقتش الان است. چون این یک بحث طراحی شده و استراتژیک است. مثلا ما الان این همه راجع به موشک حرف میزنیم. فرض کنید ۳۰ سال دیگر جوانی نباشد . چه کسی میخواهد دکمه موشک را بزند؟ پیرمردهای نفس بریده که نمیتوانند این کار را بکنند. باید این کار با توانمندی انجام شود. وقتی جوان در کشور نباشد توسعه و تولید میخوابد. توان دفاعی کم می شود . آنها دارند استراتژیک فکر میکنند. تا کسی درباره زیاد شدن جمعیت صحبت میکند زود به او هجمه میکنند.
اقتدار ملی و پیشرفت کشور رابطه مستقیم با جمعیت دارد. بله اگر یک وقت طبیب نداشتیم از خارج می آوریم. اما جمعیت را که نمیشود از خارج وارد کنیم. نباید این مساله را ساده دید، لازم است باور عمومی نسبت به مقوله جمعت تغییرکند و گفتمان جدیدی در این رابطه راه بیفتد. دستگاههای تبلیغی و فرهنگی باید روی این موضوع جدی کار کنند. همین الان سیاستهایی که آقا فرمودند انجام نمی شود. با یک لطایفی از آن میگذرند.
من این را بارها اینجا عرض کردم که خود کشورهای غربی در مقالاتشان هست که خانمها در سن ۴۵ سالگی برای آخرین بار باردار شوند که پوکی استخوان آنها تا ۲۰ سال یا ۱۵ سال عقب بیوفتد. بعد در ایران میگویند اگر خانمی در۳۰، ۳۵ سالگی باردار شود بچه اش منگول میشود. و غربالگری هایی که محل بحث است را چند بار انجام میدهند که افراد اصلا رغبت نکنند که به این سمت حرکت کنند. اینها توطئه هایی است که انجام میگیرد. به هر جهت در بحث تبلیغ و فرهنگ سازی باید کار بیشتری صورت بگیرد.
یکی دیگر از هشدارهای رهبر معظم انقلاب که کمتر به آن توجه شده و آثار این بی توجهی در آینده معلوم خواهد شد تذکرهای متعدد ایشان به حفظ زبان فارسی از گزند است. چون ۲۵ اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی بود عرض کردم که متاسفانه دیده می شود گاهی صدا و سیما با هزینه بیت المال برنامه هایی را تولید میکند که زبان فارسی را له میکند و زبان دیگران را تقویت می کند متاسفانه. زبان فارسی زبان شیرین و گویا و پرمحتوایی است باید بیشتر توسعه پیدا کند و تقویت شود.
نکته استانی تذکری به رسانه ها و فضای مجازی و کسانی است که مشغول تهیه مطلب برای گفتمان سازی و ایجاد شور انتخاباتی هستند و آن اینکه تقوا داشته باشید و خدا را در نظر بگیرید و مواظب باشید که به خاطر دنیای دیگران آخرت خود را خراب نکنید.
آبروی دیگران را حراج نکنید که سنت خدا این است که در همین دنیا مفتضح خواهید شد که ما این سنت را با چشم خودمان مکرر دیده ایم. «اَللهُ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا» خدا به دفاع برمیخیزد برای کسی که او را بی آبرو میکنند. آن وقت کسی میتواند در مقابل خدا بایستد؟ بعضی وقتها در ستونی یا پیامی کسی را کلا ساقط میکنند . باید مواظب این مسئله بود.
ضمناً توجه داشته باشید که شورای شهر باید مجموعه ای از افراد با کارایی های مختلف که به درد مدیریت شهری بخورند باشد لذا به سابقه کاری و رشته تحصیلی و توانائیهای افراد در این زمینه ها توجه داشته باشید و الا فرد خوبی باشد اما از عمران و شهرسازی و شهرداری اطلاعی نداشته باشد که ضرر خواهد زد. به راحتی سرش کلاه میگذراند. فقط آدم خوبی بودن که ملاک نیست.
خطبه های امیرالمومنین را ببینید. کمیل را حضرت فرماندار منطقه ای کردند و در مدت فرمانداری او دشمن آنجا را غارت کرد و اسلحه خانه را پاک کردند و رفتند. در آن خطبه امیرالمومنین خیلی به کمیل عتاب کردند. به تعبیر استاد ما عصاره اش این می شود که کمیل تو فقط به درد دعای کمیل میخوری. به درد منطقه داشتن نمیخوری. آدم خوبی بودن که فقط کفایت نمیکند. باید کارایی های لازم را داشته باشد.
البته افرادی که در مسائل فرهنگی و اجتماعی توانمند هستند هم باید در مجموعه باشند و ما به آنها هم احتیاج داریم. همه افراد را نباید از یک سنخ انتخاب کرد. در هر شهری هر تعدادی که نیاز است باید از توانمندی مختلف در آن مجموعه ها قرار بگیرد.
ضمناً دوستان توجه داشته باشید عکس گرفتن و عکس داشتن باکسی دلیل بر تائید او نیست. دیدم بعضی ها عکسی را که با من داشتند نشر دادند و نوشتند مثلا کاندیدای… کأن میخواهد بگوید که من دارم او را تایید میکنم. یادتان باشد هرکس از عکس این استفاده را خواست بکند قطعا من او را تایید نمیکنم. یعنی قطعا به آن شخص رای ندهید. کسی که از یک عکس اینطور سوء استفاده میکند قطعا به درد هیچ کاری نمیخورد.
از طرف دیگر مواظب باشید به اسم وحدت و ائتلاف و وحدت ائتلاف و ائتلاف وحدت و از این جور اسامی موجبات تفرقه به وجود نیاید. دوستان واقعاً این اسامی را بی مسما نکنند. اگر میخواهید کاری کنید دور هم جمع شوید و با هم کاری را انجام دهید. تشقیق شقوق و انشقاق ثمری ندارد. بالاخره تضارب آرا بکنید به یک جمعبندی برسید. اسم درست کردن و هر کدام ۵۰ نفر دنبال خودمان بکشیم ثمره آنچنانی برای مردم ندارد.
آدمهای پای کار درست و حسابی و سیاسی -نه به معنای بد کلمه- که توانمند هستند اینها را جمع کنید. همه هم اتفاق داشته باشید. بیایید شهر و استان را نجات بدهید. من این را مربوط به کل استان عرض می کنم. ما مشکلات فراوانی داریم. ثروت زیادی هم داریم. این منطقه ثروتمند است. بی پول نیست؛ اما بدی مدیریت و افکاری که میبینید هست باعث میشود که سرمایه ها هدر برود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/2/17 | 1400/2/17به جای استعفا در فضای مجازی پست می گذارند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه184
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین در معاشرت با دیگران تمام سعی خود را می کنند تا حق کسی را ضایع نکنند. معاشرت از همنشینی که قبلا بحث شد و موارد آن مطرح شد و حتی از شریک دائره وسیع تری دارد. و معمولاً خود ما در انتخاب معاشر نقشی نداریم.
شاگردی که در کلاس درس هست خودش برای انتخاب معاشرین نقش و اختیار نداشته و امثال اینها موارد فراوان است. اما همین مدتی که انسان با کسی همراه است حقوق دارد که باید رعایت کرد و همین رعایت باعث می شود انسان دوستان بیشتری داشته باشد با آثاری که دارد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: براى خود برادران بیشترى برگزینید که هر مومنى حق شفاعت در قیامت دارد. برادران دینى خود را زیاد کنید تا در قیامت نزد خداوند کمک کار داشته باشید. و امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق به این موضوع پرداخته اند. فرمودند: «وَ حَقُ الْخَلِیطِ أَنْ لَا تَغُرَّهُ» و اما حق معاشر این است که او را فریب ندهى. غرور به معنای خدعه و نیرنگ است. «وَ لَا تَغُشَّهُ» با او تقلب و دوروئى نکنی. غش به معنای پرده پوشی است طوری که بد را خوب و خوب را بد جلوه دهی. «وَ لَا تَکْذِبَهُ» و به او دروغ نگویى.
امان از دروغ و دروغگوئی و دروغگو. فقط همین یک روایت را توجه کنید که امام عسکری علیه السلام فرمودند: همه زشتى ها و رذایل و سیئات اخلاقى را در خانه اى ذخیره کرده اند و کلید ورود به آن را دروغ قرار داده اند. کلید و دروغ برای شما سابقه ذهنی دارد. و میبینید که چقدر مذمت شده و آثار بدی دارد. کسی که دروغ گفت بقیه کارهای خلاف را هم انجام میدهد و سایر خلاف ها برایش راحت خواهد شد.
در ادامه امام فرمود: «وَ لَا تُغْفِلَهُ» اغفالش نکنى یا غافلش نسازى. «وَ لَا تَخْدَعَهُ» فریبش ندهى. مثلاً به اسم کار خیر و عمل صالح او را به انحراف بکشی. بالاخره معاشرین نباید به هیچ وجه به هم کلک بزنند و یکدیگر را فریب بدهند. چه به زبان و گفتار مثل دروغ و چه به رفتار مثل خدعه و غش و امثال اینها. همه اینها هم به فرد ضرر می زند و هم به اجتماع و روح اخوت و برادری را از بین می برد. و از باطن پلید افراد خبر می دهد. و شرع هم همه اینها را حرام قرار داده نهی کرده است.
از رسول خدا نقل است که فرمودند: اگر کسى صبح کند در حالى که در خیال خود، فریب کارى برادر مسلمانش را در سر مى پرورانده، خود را با سخط و خشم خدا همراه کرده است، مگر توبه کند و پشیمان شود. چنانچه در این اندیشه بمیرد، مسلمان از دنیا نرفته است. یعنی ای مسلمان حتی در خیال خودت هم به فکر خدعه و فریب کسی نباش.
این دستور اولیاء دین ماست و ما باید متخلق به این اخلاق و مودب به این آداب باشیم تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشیم. ولی متاسفانه می بینیم که چگونه فکر و ذهن افراد را می دزدند و با کلام شیرین، حنضل به خوردشان می دهند.
این صفات اگر در کسی جمع باشد عنوان کلی که می توان به او داد نفاق است. و حضرت همه این صفات را نهی کرده اند و در روایات هم به شدت مذمت شده اند. مثلاً یکی از آن موارد غش است که مولانا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: غش و فریبکاری علامت پستی روح است. یعنی چنین شخصی هیچ خیری ندارد چون برای خودش هم کرامتی قائل نیست که با دیگران چنین رفتاری دارد.
رسول خدا فرمودند: کسى که در خرید و فروش با مسلمان غش در معامله کند، از ما نخواهد بود و در روز قیامت با قوم یهود برانگیخته خواهد شد؛ به خاطر این که آنها باب فریب کارى با مسلمانان را بازکردند. خصوصاً غش با اهل بیت و مخلوط کردن محبت دیگران با آنان. در روایت دارد که: «لَیسَ منَّا مَن غشَّنَا» کسى که با ما راه فریب را برود از ما نیست. چه تعبیر بلند و سنگینی است. همه ما دنبال کسب محبت اهل بیت و حرکت در مسیر ترسیمی آنها هستیم و اوج آن رضایت حضرات است که مثلاً بگویند فلانی مِنا اهل البیت. اما کسی که در او غش باشد از این خطاب بی بهره است.
حضرت در بخش دیگر به خدعه اشاره کردند که از نشانه های بی دینی و پستی شخص دارنده این صفت است. امیرالمومنین علیه السلام درباره بی دینی فرمودند: «لا دینَ لِخَدَّاع» خدعه کننده دین ندارد. و درباره لئامت هم فرمودند: از خدعه و نیرنگ دورى نما، زیرا که خدعه کار انسان هاى پست و لئیم است. مسلمان و با ایمان نمی تواند به سمت این پستی ها حرکت کند. مگر می شود مسلمان و متدین بود در عین حال اهل نفاق و نیرنگ و خدعه و فریب و دروغ بود؟ همه اینها حرام است و حرام با ایمان نمی سازد.
بعد در ادامه حضرت فرمودند: «وَ لَا تَعْمَلَ فِی انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِی لَا یَبْقَى عَلَى صَاحِبِهِ» و مثل دشمنى که ملاحظه طرف خود را نمىکند به کارشکنى با او نپردازى. «وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَیْکَ اسْتَقْصَیْتَ لَهُ عَلَى نَفْسِکَ» و اگر به تو اطمینان کرد تا آنجا که میتوانى برایش بکوش. «وَ عَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ ربا» و بدانى که مغبون کردن کسى که (به تو) اعتماد کرده مانند ربا خوردن است. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه».
خلاصه مطلب اینجا هم این است که نباید با معاشر رابطه ی فریب کاری و مکر داشته باشید، در بعض روایات دارد: مکر با کسى که به تو اطمینان کرده، و تو را امین دانسته، کفر است. که البته همیشه مکرِ مکار به خودش برمی گردد و در همین دنیا دامنش را می گیرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا به موعظه توجه دارند و از آن تاثیر گرفته عمل می کنند. در حکمت۱۴۲ از حکم نهج البلاغه مولانا امیرالمومنین علیه السلام به کسی که موعظه خواسته بود فرمودند: «لَا تَکُنْ مِمَّنْ یَرْجُو الْآخِرَهَ بِغَیْرِ عَمَلٍ» مانند کسى مباش که بدون عمل، به آخرت امیدوار است. بعضی ها خیلی به آخرت امید دارند ولی هیچ کاری نمیکنند. به چه چیزی امید دارید؟ بله خدا محل رحمت است اما یک حرکتی هم از شما میخواهد.
«وَ یُرَجِّی التَّوْبَهَ بِطُولِ الْأَمَلِ» و با طول املى که دارد، توبه را به تأخیر مىاندازد. «یَقُولُ فِی الدُّنْیَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِینَ وَ یَعْمَلُ فِیهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِینَ» در دنیا مانند پارسایان سخن مىگوید ولى رفتارى چون رفتار علاقمندان به دنیا دارد. «إِنْ أُعْطِیَ مِنْهَا لَمْ یَشْبَعْ» اگر دنیا را به او بدهند، سیر نمىشود. «وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ یَقْنَعْ» و اگر به او نرسد، قناعت نمىکند.
«یَعْجِزُ عَنْ شُکْرِ مَا أُوتِیَ» از سپاس گفتن نعمتهاى داده شده عاجز است. حتی زبان شکر هم ندارد. «وَ یَبْتَغِی الزِّیَادَهَ فِیمَا بَقِیَ» با این حال، نسبت به آنچه به او نرسیده است زیاده طلبى مىکند. «یَنْهَى وَ لَا یَنْتَهِی» از آنچه دیگران را نهى مىکند، خود دست بر نمىدارد. «وَ یَأْمُرُ بِمَا لَا یَأْتِی» و آنچه را که فرمان مىدهد، خود به جا نمىآورد. «یُحِبُّ الصَّالِحِینَ وَ لَا یَعْمَلُ عَمَلَهُمْ» نیکوکاران را دوست دارد امّا رفتار آنها را ندارد. «وَ یُبْغِضُ الْمُذْنِبِینَ وَ هُوَ أَحَدُهُمْ» گنهکاران رادشمن مىدارد، درصورتى که خود یکى از آنهاست. این درس و توصیه اخلاقی است که اهل بیت به ما آموزش دادند. ادامه حکمت را انشاء الله در جلسه بعد.
خیلی زود به روزهای پایانی ماه مهمانی خدا رسیدیم. امروز جمعه آخر است و عید فطر در پیش و امیدوارم همه ما توانسته باشیم توشه و بهره لازم را به خصوص از شب های پر قدرِ قدر برده باشیم و روز عید به فطر اولیه و طهارت روحی برگشته باشیم و طبق روایات مثل فرزندی که تازه متولد شده اعمال را از سر بگیریم و با سرمایه ای که در یک ماه اندوخته ایم سال جدیدمان را سپری کنیم. برای شب عید فطر اعمالی گفته شده که به اندازه مقدور ان شاءالله انجام شود و غفلت نکنیم. زکات فطره را هم قبل نماز بپردازید به خصوص در این روزهایی که بحث مواسات و همدلی مطرح است هر چه زودتر ادا شود ثواب بیشتری خواهد داشت و زمانش هم در فقه و روایات مشخص شده.
امروز روز قدس است و به خاطر شرائطی که کرونا در ایران و در جهان بوجود آورده نمی شود مثل هرسال تظاهرات داشت و از این یادگار بزرگ حضرت امام ره عملاً قدردانی کرد. اگر چه مردم ایران و کشورهای مختلف و گروه های خودجوش بخصوص جوانان با ابتکاراتی که دارند در فضای مجازی و حقیقی حماسه آفرینی می کنند و ابراز تنفر و انزجار خودشان از رژیم غاصب و سفاک صهیونیستی را اعلام می کنند و صدای مظلومیت ملت فلسطین را به گوش جهان می رسانند ولو بعض سران کشورها گوش های خود را گرفته باشند تا صدای مظلوم را نشنوند.
روز قدس روز مقابله با مستکبران است. روزی است که چهره منافقانه دولت های اسلامی وابسته به استکبار را رسوا کرد. قبله اول مسلمین این سرزمین پاک و مبارک که مهد انبیاء الهی بود و امروز زیر چکمه دژخیمان قرار دارد به زودی در روز قدس بطور کامل آزاد و در اختیار صاحبان اصلی قرار خواهد گرفت.
خیلی خلاصه و گذرا عرض می کنم که مسئله فلسطین در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی وارد مرحله حساسی شده بود که اسرائیل آن را مرحله تثبیت موجودیت نامیده بود. قریب ۳۰ سال کارهایشان را انجام داده بودند. کشتارشان را کرده بودند. زمین ها را فراهم کرده بودند. دیگر داشت تثبیت میشد. در همان زمان مصر که مهمترین کشور عربی و هم مرز با فلسطین بود داعیه رهبری آرمان آزاد سازی فلسطین را بر عهده داشت.
اما وقتی سازش کمپ دیوید با رژیم غاصب امضا شد، مرجعیت خودش را در مقابله با دشمن از دست داد و خلاء رهبری جریان مبارزه را بوجود آورد. به طوری که در بعض روزنامه های رژیم صهیونیستی نوشتند با این امضاء، جنگ با دولت های عربی تمام شد. و این واقعیتی بود که زمان هم تائید کرد و می بینیم تا امروز جنگی در سطح دولت های عربی با رژیم اشغالگر رخ نداده و عملاً ارتش کشورهای عربی از گردونه مبارزه با اسرائیل خارج شدند. و البته مصر لطمات دیگری هم زد و مسیر را طوری چید که ملت فلسطین در مقابل دشمن تنها بمانند و کشورهای عربی هم کمکی نکنند.
در نتیجه جو ناامیدی همه را گرفت تا آن روزی که سفارت فلسطین را به دستور امام ره در سفارت رژیم جعلی در تهران مستقر کردند و امام روز جمعه آخر ماه رمضان را روز قدس اعلام کردند و از همه مسلمانان دعوت کردند تا در تظاهرات همبستگی با مردم فلسطین شرکت کنند. و به این ترتیب مسئله فلسطین را به مساله اول جهان اسلام تبدیل کردند و ارتباطی محکم بین مسلمین و آزادسازی قدس شریف بر اساس انجام وظیفه الهی برقرار کردند. و روز قدس روز وحدت ملل مسلمان شد و تفکر امت واحده بودن را به سمت تحقق پیش برد.
همین تفکر بود که در بحبوحه جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس و مشکلات فراوانی که وجود داشت، دستور تاسیس سپاه قدس را داد تا اعلام کند، ای مسلمانان به هیچ بهانه ای نباید به آرمان آزاد سازی قدس خدشه ای وارد شود. درست است که ما خودمان درگیر جنگ هستیم و گرفتاری داریم اما مسئله قدس نباید مورد خدشه واقع شود.
بعد از پیروزی خرمشهر ارتش اسرائیل حمله کرد به لبنان و تا بیروت هم پیش رفت و گروهی از لشگریان دوران دفاع مقدس رفتند آنجا برای جنگیدن که امام دستور داد برگردند. و گفتند که در کار آموزش باشید. و خیلی زیرکانه امام مسئله را حل کردند که تحلیل دیگری دارد و جنبه تحکیم مقاوت اسلامی در آنجا واقع شد.
انگیزه ای که انقلاب اسلامی در مردم دنیا بوجود آورده بود و آرمان مقابله اسلام با استکبار و تقویت جبهه مقاومت اسلامی توسط ایران کار مبارزه با اسرائیل را از قلاب سنگ، رسانده است به تولید موشک نقطه زنی که وحشت و هراس را برای آنان دائمی کرده است. هر رروز مرگ را جلوی چشم خودشان میبینند. البته در روز جمعه هم نمازگزاران از خدای تعالی برای این جرثومه فساد و خباثت مرگ طلب میکنند.
امروز مقاومت اسلامی با مدل جنگ های نامتقارن کاری کرده که پنجمین ارتش جهان که برتری نظامی برای خودش قائل بود، توان دو روز ایستادگی را هم ندارد. از ۳۳ روزه شروع شد بعد ۲۲ روزه و بعد ۸ روزه بعد هم دوروزه. یک زمانی رژیم منحوس در سرش حاکمیت بر سرزمینی به وسعت نیل تا فرات را می پروراند و شعار یک ملت و یک سرزمین می داد. اما بعد از مقاومت فلسطینی ها، شعارشان را کردند دو ملت و دو سرزمین و امروز چنان ترسی برجانشان افتاده که پیشنهادی ندارند و می دانند به زوال خود نزدیک شده اند و تمام تلاش را برای حفظ موجود می کنند.
اخیراً هم خواستند با طرح معامله قرن و اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم غاصب و طرح الحاق کرانه غربی و دره اردن برای خود اعتباری بخرند که موفق نشده اند. و از ترس پیروزی مقاومت اسلامی در انتخابات که بنا بود همه گروه های فلسطینی در آن شرکت داشته باشند آن را به تعویق انداخته اند. مقاومت چنان ترسی به جانشان انداخته که مهاجرت به سرزمین های اشغالی را معکوس کرده است. دیگر کسی نمیرود. هفته ای یک روز از آمریکا و اروپا می آیند و برمیگردند.
نکته دیگر اینکه امسال سال دومی است که شهید قدس به تعبیر اسماعیل هنیه در بین ما حضور ندارد. اما مکتب او زنده است ولو عده ای بخواهند ناجوانمردانه نقش او را در ثبات و امنیت منطقه و جهان نادیده بگیرند و تخریب کنند. قاسم سلیمانی رضوان الله علیه بود که راهبرد دفاع را به هجوم تبدیل کرد و جبهه مقاومت را تقویت و حمایت کرد و به جای مذاکره، مبارزه را سیاست اصلی مقاومت در سراسر منطقه قرار داد و توان آنان را بالا برد بطوری که از پرتاپ سنگ به ساختن موشک نقطه زن رسیدند و خودش هدایت عملیات مقاومت اسلامی را در موارد متعدد به عهده گرفت.
طرح های حاج قاسم نقشه های شوم صهیونیستها را که بیش از هفتاد سال است بر پیکره امت اسلامی زخم می زند و خشونت و کشتار و ویرانی به همراه دارد را از بین برد و به عالم نشان داد که اسرائیل شکست پذیر است. بزرگداشت روز قدس ولو با همین شیوه های دوران کرونا و فراگیری که دارد پیام خودش به رژیم غاصب را می دهد که زوال نزدیک است. امروز در سراسر دنیا میبینید که چه پرچم ها آتش زده می شود. در خیابان، در پشت بام، که خوب است بعد از نماز هم نمازگزاران جمعه این کار را در همین مصلی انجام بدهند. به هر جهت با نوشتن پیامها در فضای حقیقی و مجازی ابراز تنفر می شود نسبت به رژیم غاصب اسرائیل.
می بینیم که بصیرت جهانی علیه استکبار و صهیونیسم بین الملل بوجود آمده، اگر ملل مسلمان با هم متحد باشند جبهه مستحکمی در مقابل آنان بوجود خواهد آمد که نتیجه اش اضمحلال و نابودی اسرائیل خواهد بود. و غرب چون ظرفیت تمدن سازی انقلاب اسلامی را و همچنین قدرت جریان سازی و به خیزش و قیام درآوردن ملل اسلامی را دیده و می بیند، بر علیه ایران این همه توطئه می کند.
موشه دایان وزیر سابق جنگ رژیم صهیونیستی بعد از پیروزی انقلاب گفته بود این انقلاب زلزله عظیمی است که پس لرزه های آن اسرائیل را ویران خواهد کرد. این لرزه ها شروع شده و به زودی همه از بین رفتن این رژیم غاصب را خواهیم دید همانطور که افول آمریکا را داریم میبینیم. انشاء الله به زودی این نابودی را همه به چشم خود خواهیم دید. قطعا همینطور است و به روزهای بازگشت این قطعه ستم دیده به پیکره اسلام نزدیک می شویم.
قطعاً امروز رهبر معظم انقلاب مطالب مهمی راجع به قدس شریف و فلسطین خواهند فرمود که موثر و راهگشا برای جهان اسلام خواهد بود. همانطور که اخیراً بیانات مهمی داشتند که همگی ملاحظه فرمودید و برای بار چندم نشان دادند که در زمینه منافع ملی با کسی ملاحظه ندارند و بدون فوت وقت، صریح و قاطع و محکم هشدار لازم را می دهند.
در کلمات حضرت آقا که سابقه نداشت اینطور وارد بشوند اگر دقت بفرمائید خیلی نکات در آن هست. فرمودند: «مواضع دشمن شاد کن، تکرار حرف دشمن و حرف های خصمانه آمریکا، خطای بزرگ». این ها مطالب مهمی است. خوب این خطای بزرگ ریشه اش کجاست؟ اگر تفکرشان این است و خود را در مقابل غرب هیچ می بینند و بدون ملاحظه زمان و شرائط و توجه به بازتاب منفی بیانات بر امنیت و منافع ملی، از روی شیفتگی به غرب و ساده لوحانه در حضور آن افراد اعلام موضع می کنند که ظاهراً چنین تفکری دارند چون به جای عذرخواهی گفتند سوء برداشت شده و نقطه نظرات شخصی شون هست.
اگر این باشد آیا چنین شخصی که دل مردم ایران را به خاطر مطالبی که به حاج قاسم و سپاه قدس نسبت داد و خاطر شریف رهبر معظم انقلاب را مکدر کرد و در عین حال عذرخواهی و استعفاء نداد بلکه برای جبران این خطای بزرگ در اینستاگرام پست گذاشت صلاحیت لازم برای ادامه ریاست بر دستگاه دیپلماسی کشور را دارد؟
کارمند یک اداره معمولی را تا استعلام مکتبی و التزام به قانون اساسی و ده ها مورد دیگرش تایید نشود بکار نمی گیرید حالا چگونه راضی می شوید سکان سیاست خارجی و این دستگاه مهم در دست شخصی باشد که منطق مقاومت و قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای او را نمی فهمد و درک عمیقی از ساختار نظام و سیاست های آن ندارد.
مجلس چرا خاموش است و احقاق حقوق مردم را نمی کند؟ مجلس باید ورود کند. آن جلسه عرض کردم باز هم میگویم. اقل مطلب این است که بخواهید و سوال کنید. تا این سوال در تاریخ ثبت شود. خودشان میگویند ما به فرمان رهبری بودیم. رهبر معظم انقلاب موارد را نوشتند و فرمودند غیر از آنچه شورای امنیت ملی گفته و غیر از آنچه مجلس گفته این ۹ مورد را هم باید توجه کنید. رفتند در مذاکره و برگشتند و گفتند ما از خطوط قرمز رد شدیم. آنچه رهبری گفته بود را کنار گذاشتیم. بعد هم رفتند و آنگونه با آن افراد مصاحبه کردند. بعد هم دو قطبی میدان و دیپلماسی درست میکنند. این دو قطبی باطل است و اصلا اینگونه نیست.
جرم و جزا باید متوازن باشد. عذرخواهی در فضای مجازی برای چنین خطای بزرگی پذیرفته نیست. خب از این به بعد هر کس هر کاری دلش خواست بکند بعد برود در فضای مجازی عذرخواهی کند که نظر شخصی من بود عذر خواهی میکنم! آیا این قابل قبول است؟ در چنین سطحی و چنین جایگاهی چرا از کنار این مطلب با آن بیان صریح رهبر معظم انقلاب یک عده ای کریمانه عبور کردند؟! چرا اقدام دیگری نشده؟! باید جدی تر به این مطلب پرداخته شود.
مطلب بعدی هم که تاکید داشتند انتخابات بود که با توجه ملاحظه کرده اید. کسی که قانون اساسی را قبول ندارد می خواهد بیاید و آن را اجرا کند، این کوسه ریش پهن نیست؟ این حرف بی ربطی نیست که زده می شود؟! بعد هم اگر شورای نگهبان رد صلاحیت کند صدای یک عده بلند می شود که چرا آزادی نیست. به این مسائل دقت کنید. جنگ روایتها و جنگ گفتگوها و دو قطبی سازی ها در این روزها آرام آرام شروع می شود. یک مقدار که آرایش انتخاباتی دقیقتر شود ان شاء الله نکاتی را عرض خواهم کرد.
راجع به کاپیتولاسیون که سالگرد تمام شدنش هست و در کشورها این قانون از بین رفت باید مطلبی می گفتم که وقت گذشت.
نکته استانی: راجع به انتخابات شوراها باید عرض کنم بالاخره مسیر رد و تائید افراد طبق قانون همین است که انجام شد. مراجع چهار یا پنج گانه مستنداً لیست را برای بررسی به شورای نظارت می دهند و آنها هم متکی به نظر هیئت اجرائی و مستنداتی که خودشان دارند نظر نهائی را می دهند و هر کس اعتراض دارد باید پیگری کند که قانون مسیر را مشخص کرده است.
اما آنچه اینجا اهمیت دارد عرصه امتحانی بود که خداوند برای هم هیات اجرائی و هم هیات نظارت فراهم کرد تا با توجه به مرّ قانون و در نظر گرفتن خدا و پاسخگوئی در قیامت بدون توجه به فشارهای سیاسی و لابی گری ها کارشان را بکنند و نظر بدهند که ان شاء الله این کار را کرده اند.
نتیجه که معلوم شده اعتراض ها شروع شده که طبیعی است باید بررسی شود. پیش بنده هم آمده بودند برای شکایت که البته من نمیپذیرم و گفتم که باید مسیر قانونی طی شود. ولی به شکایت آمده بودند که بیجهت ما را رد کردند و ما مطلبی نداشتیم.
بعد هم بعضی ها واقعاً همینطور است به آنها بگویند دزد بهتر از این است که بگویند التزام به اسلام ندارد یا ولایت فقیه را قبول ندارد. چون بعضیها مسئولیتهایی دارند و کارهایی کردند که نمیشود به آنها بگویم که مسلمان نیستند اما شاید دزدی کرده باشد یا خطای دیگر هم داشته باشد. به هر جهت شکایتهایی داشتند و شکایت ها به خوبی و به دقت رسیدگی شود و طبیعی هست که اعتراض بیاید و باید بررسی شود.
اما اینکه بگویند هیئت نظارت باید نظر هیئت اجرایی را بدهد و همان را تایید کند این حرف درستی نیست. چون اگر بنا بود که همان را تایید کند دیگر احتیاجی به هیئت نظارت نبود. هیئت نظارت پس برای چه آمده است؟ آمده است که اگر یک وقت از دست هیئت اجرایی بعضی چیزها در رفت اینها دنبال کنند. بله نظرشان نظر استصوابی نیست اما اگر خودشان مستنداتی داشتند و در اختیارشان مستنداتی بود که به دست اجرایی نرسیده بود آیا نباید مورد نظر قرار بدهند؟ باید توجه کنند.
امروز شما می بینید بعد از این همه بگیر و ببند هایی که در شهرهای کشور نسبت به شورای شهر و شهرداری ها شده است چقدر بازداشت شدند و گرفته شدند! خوب پس باید دقت بیشتری راجع به افراد شود. همان اول باید مطلب را دقیق تر بررسی کنند که این افراد نیایند و در این مسند واقع نشوند.
طرف مثلاً امکان دارد در مراجع چندگانه هیچ مدرک و مستندی بر علیه شان نباشد؛ اما دوستان در نظارت بررسی کردند و دیدند این آقا بالاخره گوشی دارد این گوشی در اختیارش بوده است و در فضای مجازی مردم را دعوت به یک جریانی کرده. برای نظام هزینه درست کرده. مسئله و مشکل برای نظام درست کرده. در پروفایلش مثلاً برای جریاناتی دعوتی را کرده و هزینه سازی کرده. بعد این دستشان هست و بر اساس آن او را رد می کنند. نمی شود که بگویند چون مراجع چندگانه نگفتند شما هم حق ندارید بگویید. این طور نیست. قانون به آنها اجازه میدهد که با این گونه مستندات کسی را که صلاحیت ندارد رد کنند. بله بعضی از مسائل جزئیه و شخصیه است، اینکه بگردند پیدا کنند این را خدا هم راضی نیست. آن چیزی را که دوستان به آن رسیدند و مستند دارند باید سر موضع آن بمانند و محکم باشند.
لااقل از دولت محترم یاد بگیرید. از آنجایی که حرف مرد یکی است، دولت محترم پایبند بود واقعاً از روز اول که شروع کرد گفت ما می خواهیم تحریمها را برداریم و اقتصاد را رونق بدهیم. هنوز هم همین را میگوید. بعد از ۸ سال هنوز هم همین را می گوید و در صد روز آخر هم باز میگوید که میخواهد همین کار را بکند. لااقل مثل دولت باشید و محکم بر سر موضع تان قرار بگیرید و کارتان را انجام بدهید.
دوستان در نظارت استان محکم روی نظر خودشان بایستند. رد که کردند میرود به کشور، کشور صلاح دید یا ندید هر کاری کرد شما بین خودتان و خدا دیگر تکلیفتان را انجام دادید. وقتی رسیدید به اینکه طرف فساد دارد یا مفسد است یا تخلفی دارد و سند هم دارید بین خودتان و خدا دیگر او را رد کردید و تمام شده رفته. اینجا دیگر بالاتر رفت و بالاتر تایید کرد شما تکلیفی پیش خدا ندارید.
اما آن چیزی که از رد و تایید مهمتر است کار خود شما مردم است. از آن طرف برای شما مردم تکلیف میآید. همه این کارهایی که آقایان میکنند سرجایش اما تکلیف مردم از بین نمیرود. شما مردم باید اجازه ندهید که دزدها و مفسدان و رانت خوار ها در مسند قرار بگیرند. شما با هم زندگی میکنید و سابقه شان را دیدهاید. افراد را می شناسید. حرکت هایشان را دیده اید. در جاهایی که بودند و تخلفاتی که داشتند اینها را همه را دیده اید. خودتان شهر هایتان را نجات بدهید.
در سراسر کشور این طور است. در استان ما هم همینطور است. همه جا باید همینطور باشد. خود مردم باید اقدام کنند و با فساد مبارزه کنند. مبارزه امروز مردم رای ندادن به مفسدان و کوتاه کردن دست آنها از مدیریت شهرهاست. دنبال افراد پاک باشید و آنها را معرفی کنید و برای بهتر شدن اوضاع تلاش کنید.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/2/10 | 1400/2/10مسئول دیپلمات، نه دیپلماسی را فهمیده و نه میدان را | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه185
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
خودم و شما خواهران و برادران را به رعایت تقوی دعوت می کنم. اهل تقوا در پرداخت وام و قرضی که گرفته اند کوتاهی ندارند و به موقع اقدام می کنند. یکی از افتخارات اسلام این است که برای همه امور انسان، چه فردی و چه اجتماعی، برنامه و دستورالعمل های دقیق و کارگشا دارد و در هیچ حالی شخص را در انجام وظیفه اش معطل نمی گذارد. متاسفانه ما با سبک زندگی اسلامی فاصله داریم و از شیوه هایی که اهل بیت به ما آموزش داده اند کمتر بهره می بریم.
در همین رساله حقوق ببینید که امام سجاد علیه السلام چگونه همه گروه ها را در نظر دارند و حقوق هرکدام را تبیین می کنند حتی گروه هایی از اجتماع که گاهی ناچار می شویم از آنها استفاده کنیم. در این نوبت امام علیه السلام به حقوق طلبکار پرداخته اند و نکاتی را فرموده اند.
«وَ أَمَّا حَقُّ الْغَرِیمِ الطَّالِبِ لَکَ فَإِنْ کُنْتَ مُوسِراً أَوْفَیْتَهُ» و امّا حقّ طلبکارت این است که اگر مالى دارى طلبش را بپردازى. «وَ کَفَیْتَهُ وَ أَغْنَیْتَهُ» و آسوده خاطر و بىنیازش سازى. دنبال طلبش می آید تو هم داری چرا نمیپردازی؟ بپرداز و آسوده خاطرش کن. «وَ لَمْ تَرْدُدْهُ وَ تَمْطُلْهُ» و او را ندوانى و امروز و فردا نکنى در پرداخت حقّش سهل انگارى نکنى. «فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللَّه علیه واله قَالَ مَطْلُ الْغَنِیِّ ظُلْمٌ» که رسول خدا فرمودند: معطل کردن از ناحیه انسانى که توانمند است، نوعى ظلم است. یعنی چون او صاحب حق است، ندادن حق او، ظلم به او است.
والبته باید به این نکته هم توجه داشت که وقتی کسی حق صاحب حق را ادا نمی کند فقط به او ظلم نکرده بلکه غیر از اینکه آبروی خود را در معرض خطر قرار داده، جریانی را هم راه انداخته که نتیجه اش متضرر شدن نیازمندان است. چون افراد خیّر بعد از مدتی دست از کار خیر میکشند، چون می بینند سرمایه را از دست می دهند. و این ظلم مضاعف است.
امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا نقل کردند: اگر کسى اداى حق صاحب حق را که هم اکنون قادر به اداى آن است به تاخیر بیاندازد، برای او هر روز گناه یک عشار نوشته مى شود. عشار مامور گرفتن مالیات و امثال اینها از مردم بودند که یک دهم مال را به زور از دیگران می گرفتند. یعنی اگر کسی که می تواند بدهی خود را بدهد و نمی دهد گناهش مثل کسی است که به زور از مردم پول می گیرد. در حقیقت کسی که قرض می کند و قدرت پرداخت دارد و نمی دهد زورگیر است. ببینید که چه عنوان سختی را حضرت بیان میکند!
گاهی افراد که بدهی خودشان را به تاخیر می اندازند به خاطر این است که به غلط فکر می کنند اگر دین خود را ادا کنند فقیر می شوند. امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر کسى در حالى که قادر است، حق مسلمانى را به خاطر ترس از فقر، ادا نکند، باید بداند که خدا قادرتر است که او را فقیر کند تا این که او بخواهد غناى خود را با ندادن حق دیگران تامین کند. یعنی خودتان را با این کار مبتلا به فقر نکنید.
نکته بعدی این است که امام صادق علیه السلام راه وصول طلب را یاد دادند فرمودند: راه وصول طلب این نیست که داد و فریاد راه بیندازى، یا در حضور دیگران از او مطالبه دین کنى، هر وقت براى وصول مطالبه ات رفتى، زیاد بنشین و سکوت کن، هیچ نگو که او چند روز متوالى، تو را در خانه یا در محل کسبش ببیند، حیا مى کند و بدهى تو را مى دهد.
باید این را هم توجه داشت که مجموعه ای از روایات به طلبکاری که غنی است تذکر می دهند که اگر دیدید بدهکار توان پرداخت در زمانی که قول داده است را ندارد به او فشار نیاورید و به او فرصت بدهید و آبرویش را حفظ کنید. از رسول اکرم نقل است که فرمودند: اگر کسى به برادر مسلمانش قرض بدهد، در قبال هر درهم خداوند به اندازه کوه احد به او حسنه عنایت مى کند. حال اگر به کسى قرض داد و او قادر به پرداخت نبود، اگر او رفق و مدارا پیشه کرد و به او مجال داد، در قیامت، مانند برق جهنده اى ، بدون حساب و عذاب، از صراط عبور خواهد کرد. حال اگر برادر مومنش به سراغش آمد و حاجتى طلبید، اما در حالى که مى توانست، به او قرض نداد، خدا بهشت را بر او حرام خواهد کرد.
در ادامه امام سجاد فرمودند: «وَ إِنْ کُنْتَ مُعْسِراً أَرْضَیْتَهُ بِحُسْنِ الْقَوْلِ» و اگر تنگدست بودى او را با گفتارى نیکو خشنود سازى. «وَ طَلَبْتَ إِلَیْهِ طَلَباً جَمِیلًا» و خیلى محترمانه از او تقاضاى مهلت نمائى. «وَ رَدَدْتَهُ عَنْ نَفْسِکَ رَدّاً لَطِیفاً» و به شیوهاى که همراه با لطف و مدارا باشد او را از خود بازدارى. «وَ لَمْ تَجْمَعْ عَلَیْهِ ذَهَابَ مَالِهِ وَ سُوءَ مُعَامَلَتِهِ» و نابودى مالش را با بد بودن این معامله جمع نکنى (با این کار او را از نسیه دادن و خیر رساندن دلسرد مسازى).
الآن موارد فراوانی را خود من سراغ دارم که اهل خیر و کمک بودن اما بعضی از همین بی وجدان ها کاری کردند که دیگر اقدام به این امر خیر نمی کنند چون زندگی اش بهم می خورد. «فَإِنَّ ذَلِکَ لُؤْمٌ» که بىشکّ این پستى و فرومایگى است. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه».
نکته پایانی این که انسان بدهکار باید توجه داشته باشد که دین و بدهکارى بدون ادا کردن و بازپرداخت ساقط نمیشود ولو انسان پرهیزکاری باشد و از پرداختن ناتوان باشد باز بدهی را باید بپردازد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین به جایگاه خود واقف هستند و زیاده روی ندارند. در حکمت۱۴۱ از حکم نهج البلاغه مولاناامیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «هَلَکَ امْرُؤٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَهُ» هر کس که قدر خود را ندانست نابود و تباه شد. یعنی هرکس جایگاه و منزلت خود را نداند امکان دارد از حد عبور کند و برای خودش ضررهای جبران ناپذیری فراهم سازد. موارد و مصادیق فراوان دارد که خود شما توجه دارید در مناسبات علمی، فرهنگی، اجتماعی، حرف زدن ها و نظر دادن ها و ابراز عقیده کردن ها. موارد زیاد است که افراد جایگاه خود را رعایت نمی کنند. خداوند متعال همه ما را موفق به انجام وظیفه بگرداند.
ایام سوگواری شهادت مولانا امیرالمومنین سلام الله علیه نزدیک می شویم ابعاد وجودی حضرت آنقدر گسترده و جامع هست که نمیشود حتی گذرا در اینجا به آن پرداخت. انسان دچار عجز و ناتوانی در بیان میشود وقتی فهرست مناقب امیرالمومنین را فقط نگاه می کند که چه بگوید و کجا بگوید و چطور بگوید. شما فقط یک نگاه اجمالی به بحث فقر زدایی از جامعه و جلوگیری از غارت بیت المال در حکومت چند ساله حضرت امیرالمومنین که اتفاقاً در آن مدت کوتاه حکومت ۳ جنگ تحمیلی و ناجوانمردانه را هم فرماندهی می کرد بیندازید. قطعاً با چالش های فراوان اقتصادی هم حضرت روبرو بوده . با ۳ جنگ در عرض ۴ سال و نیم که حضرت مسئولیت اداره جامعه را به عهده داشت. در چنین فضایی مسائل فقر زدایی از جامعه را دنبال کرد و بی نیاز کردن مردم را و بدون اغماض دنبال کرد.
خود حضرت فرمودند من در کوفه به عنوان بزرگترین شهر جهان اسلام وضعیت را طوری قرار دادم که همه مردم از حداقل های زندگی یعنی سرپناه، گندم برای تغذیه و آب سالم برخوردار باشند. آن موقع مهمترین مسئله این بود که مردم قوتی داشته باشند. آب داشته باشند و خانهای داشته باشند. حضرت میگوید من اینها را در بزرگ ترین منطقه جهان اسلام برقرار کردم. درست در همان زمانی که مواجه با دشمن بود.
سراسر زندگی امام علیه السلام را کار و تلاش و تولید پر کرده است. در عین حال حضرت کم مصرف بود و قانع زندگی می کرد و قسمت اعظم دارایی خودش را در راه خدا انفاق میکردند و به فقرا میدادند. زندگی حضرت از این بعد خیلی جالب است. ابعاد مختلفش قابل دقت و بررسی است؛ هم در تولید و هم در مصرف و هم در اینکه آن دارایی را توزیع می کرد و گسترش می داد؛ یعنی سه عنصری که الان مورد نظر است تولید و مصرف و توزیع در هر سه از بهترین روشها استفاده می کرد که اگر امروز بخواهیم آن روش حضرت را نامگذاری کنیم می شود الگوی اقتصاد مقاومتی.
حضرت الگوی اقتصاد مقاومتی است. یعنی اگر شما نگاه کنید به زندگی حضرت اینکه چگونه باید کار کرد هم مردم هم مسئولین برای هر دو گروه کاملا الگوست .روش امام برای مسئولین الگوی مدیریت جهادی است و برای مردم الگوی چگونه مصرف کردن است. حالا بیاید ببینید کدام یک از مسئولین ما چنین مشی و روشی را در نظام دارند که در بحث تولید و بحث استفاده از منابع این چنین کار کنند و در مصرف آن چنان مصرف کنند. این الگوی امیرالمومنین است. نظام ما نظام ولایی و علوی است. باید کسانی که در هر جایگاهی و هر کسی در هر مسئولیتی که هست باید اینگونه عمل کند.
به شب های قدر نزدیک میشویم. توجه تام ما باید به امام مان باشد که خداوند او را امضا کننده تقدیرات خودش بر بشر قرار داده است. شبهای قدر و امیرالمومنین با هم گره خورده است. شب های قدر و ولی عصر ارواحنا فدا که فرزند امیرالمومنین است با هم گره خورده. شب قدر شب بزرگیست. مقدرات و سرنوشت همه افراد و موجودات در آن سال بر اساس حکمت الهی تعیین می شود.
علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیر قمی که دو جلد است در تفسیر قرآن در آنجا می گوید فرشتگان و روح القدوس در شب قدر بر امام زمان علیه السلام نازل می شوند. سوره قدر را شما خواندهاید. «تنزل الملائکه و الروح» ملائکه و روح بر چه کسی نازل می شود؟ در این تفسیر می فرماید که روایات متعددی هم داریم که بر قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه نازل میشوند و آنچه از مقدرات سالانه بشر نوشتند را به او تقدیم میکنند.
خوب ما باید کاری کنیم که در این شب محروم نباشیم .رسول خدا فرمودند «من حرمها فقد حرم الخیر کله» کسی که شب قدر محروم شود از همه چیز محروم شده است. این شب هایی که پیش رو هست را برنامه ریزی کنید و برنامه داشته باشید و از تمام خیراتی که هست بهره ببرید. شب دعاست. شب تضرع و توبه و نماز و دعا و انابه است. برای سال آینده تان باید برنامه داشته باشید و از خدا بخواهید که این برنامهها برای شما تقدیر شود.
و اگر شرایط ویژه ای که در آن هستید اجازه داد حتماً در مسجد حضور پیدا کنید. چون روایاتی دارد که شب قدر باید در مسجد بود. حتی دارد که امام صادق علیه السلام کسالتی داشتند با اینکه نمیتوانستند تکان بخورند دستور دادند ایشان را بردند در مسجد در شب قدر. یعنی تا این مقدار ما روایت داریم. حالا شرایط ما شرایط خاصی شده است اگر توانش بود و به اقلش و فرصت هایی که برای مساجد هست طبق دستورالعمل هایی که داده شده است رعایت کنید و در مسجد حاضر شوید.ولو به مدت کم.
یکی از اموری را هم که باید توجه داشته باشیم و افراد با ایمان قطعاً این مسئله را قبول دارند این است که شب قدر طبق آیات مبارک سوره قدر و سوره دخان فرشتهها و روح از طرف خدای تعالی با هر امری فرود میآیند. این امر را که میآورند در اختیار چه کسی می گذارند و ولی این امر کیست؟ روایت را برای شما می خوانم تا اصل مطلب روشن شود. روایت از امام صادق علیه السلام است. به نقل از پدر بزرگوارشان فرمودند: علی علیه السلام سوره اناانزلناه را میخواندند. حسنین در کنار پدرشان نشسته بودند. امام حسین علیه السلام به پدر عرض کرد که پدر جان وقتی شما این سوره را می خوانید یک شیرینی دیگری دارد. علتش چیست؟ وقتی شما این سوره را می خوانید و این سوره را از شما می شنویم حلاوت دیگری از آن حس می شود. حضرت فرمودند ای فرزند پیغمبر و ای فرزند من! از این سوره من چیزی می دانم که تو نمیدانی. وقتی این سوره نازل شد پیامبر مرا خواست و برایم سوره را خواند. آنگاه دست خودش را بر روی شانه راست من قرار داد و فرمود ای برادر و وصی من و ولی امت من پس از من و ای جنگنده بی امان با دشمنان من، این سوره پس از من از آن توست و پس از تو از آن دو فرزند توست. جبرئیل که در میان فرشتگان برادر من است حوادث یکسال امتم را در آن شب یعنی در شب قدر به من خبر میدهد. پس از من این اخبار را به تو خواهد داد و این سوره در قلب تو و در قلب اوصیای تو همواره نوری تابناک خواهد افشاند تا به هنگام طلوع سپیده دمان ظهور حضرت حجت سلام الله علیه. یعنی شب قدر تمام مسائل در این زمان به حضرت حجت سلام الله علیه نازل می شود.
این روایت چند مطلب مهم در آن هست. یکی اینکه هر سال تا قیامت شب قدر هست و اینکه هر سال مسائل و کلیات بر قلب مقدس امام معصوم ما حضرت ولی عصر ارواحنا فدا قرار میگیرد. امورات یک ساله مردم در آنجا تنظیم میشود و با این روایت ما استدلال بر وجود حضرت حجت سلام الله علیه میکنیم و این که اگر کسی منکر باشد که روایت دارد از رسول خدا که فریقین هم آن را نقل میکنند که «من انکر المهدی فقد کفر» کسی که حضرت مهدی را انکار کند کافر شده است. یکی از دلایلی که ما میتوانیم بگوییم که حضرت هستند و حضور دارند و تا قیامت هم خواهند بود مسئله نزول سوره قدر است.
در این شب برای جوان ها، برای آینده آن ها، شغل آنها، خودتان و خانواده تان، برای جهان اسلام، برای خانمها، بانوان و دختران ما که در معرض هستند برای جوانانی که در معرض تهاجمات فرهنگی هستند، برای پیروزی جبهه مقاومت بر مستکبران عالم دعا کنید. برای اینکه در آینده یک فرد اصلح متدین متخصص با نشاط انقلابی مسئولیت اداره کشور را به عهده بگیرد دعا کنی. خدای تعالی جزو مقدرات امسال ما وجود چنین شخصی را قرار بدهد. در دعا کردن هم بخیل نباشید. درهای رحمت خدا در این روزها و شب ها به خصوص شب قدر باز است.
۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر است. این روز را به همه کارگران عزیز و مجاهدان عرصه تولید تبریک عرض می کنم. سال رفع موانع تولید و پشتیبانی هاست. این مهم واقع نمی شود مگر با قدرت و توانائی هائی که کارگران دارند. یکی از موارد تقویت منافع ملی تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر در رشته های مختلف است تا این مسیر درست طی شود. در این روزها که مشکلات اقتصادی اقشار مختلف جامعه را دچار سختی کرده کارگران نسبت به دیگران آسیب بیشتری را تحمل می کنند که سخت ترین آنها از دست دادن فرصت شغلی است که همت و تدبیر بیشتر مسئولین اجرائی و کارفرمایان را در ایجاد امنیت شغلی می طلبد. که مورد تاکید رهبر معظم انقلاب هم هست.
به نظر من امنیت شغلی را با ترویج خرید کالای ایرانی باید بالا برد. چون محصول کار کارگر ایرانی است. یکی از مهمترین موانع تولید مسئولینی هستند که دلداده غرب هستند و چشم به بیگانه دارند و فرصت رشد به داشته های داخلی نمی دهند. امسال سال رفع موانع تولید است که یکی از موانع یک عده ای از مسئولین هستند. که امیدواریم این مانع تولید به زودی مرتفع بشود.
۱۲ اردیبهشت سالگشت شهادت استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى است که روز شهادتش به خاطر اهمیت به معلم و تربیت نسل جوان به روز معلم نام گذاری شده است. عالم فرهیخته ای که علم را در راستای تحقق اهداف بلند اسلامی در جامعه، بکار گرفت. یادش را گرامی داشته به همه معلمان خدا قوت و خسته نباشید عرض می کنیم.
روز معلم، یعنی روز بزرگداشت عشق و تجلیل از عزیزان گمنامی که از جان خود برای تربیت اخلاقی و رشد علمی فرزندان کشور ایثار کردند تا فردائی پر نشاط و پر امید و با عظمت داشته باشند. روز بزرگداشت و پاسداشت بزرگوارانی است که سنگر علم و دانش را به خوبی پاسداری کردند و سربازانى با اخلاص و دانشمند تربیت کردند. معلم، چون نقش انسانسازى دارد کاری خدائی می کند و در مسیر انبیاء الهی حرکت می کند. معلم است که می تواند دانش آموز را پر انگیزه و با اهداف متعالی و متناسب با نیازهای فردی و اجتماعی جهت داده خدمتگذار مردم و کشور و دین پرورش دهد.
همه ما به نقش مهمی که معلم در به ثمر رسیدن فرزندانمان دارند اذعان داریم. لذا معلم و مدرسه مورد طمع دشمنان اسلام و نظام قرار دارد. این را بدانید و مسئولین محترم آموزش و پرورش این را قطعا میدانند. استکبار جهانی و بخصوص آمریکا در راستای نفوذ فرهنگی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی با هدف «مهار»، «تغییر رفتار» و «تغییر ساختار» نظام اسلامی تلاش دارد که در سیستم آموزشی ما نفوذ کند تا به این وسیله بر اذهان و باور آینده سازان کشور تاثیر بگذارد و لذا می بینیم که برای عملیاتی شدن اسنادی مثل سند ۲۰۳۰ هر کاری می کنند. به انواع حیل دست می اندارند تا بالاخره آن مسیری را که میخواهند تغییر باور و روش به وجود بیاید را محقق کنند.
عزیزان ما در آموزش و پرورش نباید نسبت به سند تحول بنیادین بی تفاوت باشند. البته تحول وقتی محقق می شود که تربیت اسلامی برگرفته از ثقلین و تعالیم اسلامی مبنای کار آموزش و پرورش باشد. قبلا هم عرض کردم یکی از وزارتخانه های مهمی که در دولت اسلامی حتماً باید یک اسلام شناس و مجتهد در راس آن باشد همین وزارتخانه است. تا بتواند هدفمند، نظام آموزشى را با در نظر گرفتن مبانى فکرى و اندیشه اى اسلام، هدایت کند و تناسب لازم بین محتواى آموزشی با مهارتهاى حرفهاى و شغلى مورد نیاز و انگیزه خدمت رسانی به جامعه را در دانش آموزان برقرار کند. والا مسیر گم می شود.
تذکری هم در رابطه با این جریانی که این روزها راه انداخته اند و نسبت به مرد میدان بی انصافی کردند و منشاء سوء استفاده معاندان شد عرض کنم. اولاً اینکه گفته می شود نفوذ مساله جدی است خودش را در اینجاها نشان میدهد. نشت اطلاعات مهم از خود آن مطالبی که لو رفته مهم تر است و باید زودتر ترمیم شود. مطالبی خلاف واقع که امنیت ملی و اقتدار ما را نشانه رفته بود گفته شد.
البته مردم بصیر ما به خوبی حرکت های انتخاباتی را تشخیص می دهند اما حتماً باید با این گفتمانی که راه انداخته اند و آثاری که دارد مرز بندی خودمان را اعلام کنیم و در تبیین جریانی که اشخاص در مواقع لزوم آن را نمایندگی می کنند تلاش کنیم. افراد مهم نیستند به آن نباید پرداخت. اشتباه نکنید که حرف را روی شخص ببرید. مهم آن گفتمانی است که از آن زبان خارج می شود. پشت آن زبان عقبه ای وجود دارد. باید آن عقبه را زد. حواستان به آن عقبه باشد. مکرر این را گفتم که بحث ما نقد گفتمانی است نه نقد شخصیتی. شخصیت هر چه که هست معلوم است. گفتمان است که برای ما مهم است. آن شخص آن گفتمان را نمایندگی میکند.
در این جنگ روایت ها و بازی سیاسی عده ای دانسته یا ندانسته منافع ملی و امنیت ملی را حراج می کنند گاهی. این را قبلاً عرض کردم باز هم می گویم تا دیر نشده مجلس محترم برای ثبت در تاریخ سوال از رئیس جمهور و بعض از وزراء را در دستور کار خود قرار دهد ولو آنها پاسخ ندهند. این باید در تاریخ ثبت شود. موارد متعددی از کم کاریها و خلاف ها و مسیرهایی که برای کشور گرفتاری درست کرده باید ثبت شود.
استیضاح را نمیگویم چون دیگر ثمره ای هم ندارد. اما باید سوال شود و ثبت شود که این ۴۰/۵۰ تا سوال از مسئول اجرایی کشور و وزرای او شد و نتوانستند جواب بدهند و کشور را به این مسیر بردند. این باید در دستور کار مجلس محترم قرار بگیرد و کوتاه نیایند و الا این پروپاگاندایی که اینها دارند و مسیری را که طی میکنند بعد از جریان انتخابات و خانه نشین شدنشان شروع میکنند میگویند که ما فلان کار را کردیم . این مسئله باید کاملا روشن شود.
از نظر زمانی در یکی از حساس ترین زمان ها بعد از انقلاب قرار داریم و مشکلات عدیده بخصوص اقتصادی که ناشی از سوء مدیریت و بی تدبیری است مردم را به سختی انداخته و درست در وقتی که باید مردم را برای شرکت در انتخابات پرشور و سرنوشت ساز دعوت کنیم و آماده کنیم مسائل انحرافی را مطرح می کنند. شما بعضی هایش را شنیدهاید. بعضی وقت ها کارهایی میکنند که نشان دهنده سوءمدیریت است.
یکی از آن مسائل سوء مدیریت آنها همین مبالغی بود که برای طلاب ریختند. خواستند بیآبرو کنند. آخر این چه کاری است که کردید؟ این مبلغ را از کجا آوردید ؟ چرا به بدنه مردم خدمت نکردید؟ شما که در طول این سالها اگر می خواستید به ساخت و ساز و بعضی از زیرساختهای حوزههای علمیه کمک کنید بوق و کرنا می کردید که بودجه مملکت خرج حوزههای علمیه میشود و کذا و کذا. حالا در این لحظات آخر و روزهای پایانی چنین حرکتی را انجام دادند. خود همین کاری که کردند یکی از نشانههای ناکارآمدی این عزیزان است.
حرفهای خلافی که زده شده مطالب مهمی است که فقط با گفتن اینکه مواضع شخصی بوده یا دیگری استعفا بدهد کار را تمام نمی کند. شورای امنیت ملی و دستگاه های مربوطه باید دنبال کنند و قاطعانه عمل کنند تا شاهد موارد دیگر در آینده نباشیم.
متاسفانه مسئول دیپلماسی کشور جوری تحلیل می کند کانه نه دیپلماسی می فهمد و نه میدان را می شناسد. همه می دانند که دیپلماسی و میدان هر دو با هم برای امنیت ملی و اقتدار ملی کار می کنند. اگر در دیپلماسی موفقیت و قدرتی هم داشتید به خاطر قدرت میدان بود. تشییع پیکر سلیمانی عزیز مبین این بود که کدام دیپلماسی قوی تر است و کدام دیپلماسی حرف مهمتری را میزند. و آن گفتمانی را که مردم میپسندند کدام گفتمان است. قطعا مردم گفتمان ذلت و وادادگی در مقابل استکبار را نمیپسندند. گفتمان ملت ایران گفتمان عزت و شرف و اقتدار در مقابل مستکبران است.
آقای وزیر توضیح دهند در این سال های مسئولیت، تا چه مقدار برای دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی اقتصادی اقدام کرده اند. همه می دانیم که سردار سلیمانی شخصیت کم نظیری است که به خاطر ویژگی های متعددی که داشت به تنهائی برای جبهه بزرگ مقاومت و ایران اسلامی سرمایه است. نباید این سرمایه را هدر داد و خرج کرد. روش او در مسائل گوناگون جوری بود که شد مکتب سلیمانی.
اگر دوستان زمینه تحقیق بیشتر در مکتب سلیمانی را از فرصت پیش آمده دنبال کنند مطلوب است. مکتب را دوباره بازخوانی کنند. مسائل و مواردی که در آن مصاحبه گفته شده را جلو بگذارند و شهید سلیمانی و مکتب او و روش او را باز تحقیق کنند. هم دیپلماسی را آموزش میدهد هم مبارزه و جهاد را تبیین میکند. امروز همه ما موظفیم در قبال منافع ملی، امنیت ملی، اقتدار ملی، وحدت ملی، سرمایه های ملی و اعتماد عمومی حساس باشیم و اینها را به مخاطره نیاندازیم.
خط نفوذ از اول انقلاب کارش را با ترور شروع کرد که اخیراً هم اقدامات تروریستی داشته اند و ترور دانشمندان ما را در دستور کارشان قرار دادند. اما بعداً نفوذ در مراکز حساس صنعتی و هسته ای در دستور کارشان قرار گرفت تا اطلاعات حساس را ببرند و اخلال در کار و فعالیت مراکز ایجاد کنند و همچنین نفوذ در دستگاههاى حساس تصمیمگیرى وتصمیمسازى کشور و تلاش براى اثرگذارى در نظام محاسباتى مسؤولین کشور. برای تحریف واقعیت طوفان تویئتری راه می اندازند. شما باید خیلی دقیق باشید.
به این جمله دقت کنید! «در جهان حاضر کسی برنده است که داستانش پذیرفته شود» این جمله «جوزفنای»، پژوهشگر سیاسی آمریکائی، کلیدیترین استراتژی رسانه های دنیا را بیان میکند. یعنی جنگ روایتها. جنگی که هر طرف سعی می کند داستان خودش را به عنوان حقیقت جا بیندازند. «روایت» آن چیزی است که واقعیت بیرونی را برای ما بازنمایی و تفسیر میکند. اما این روایت، بسته به اینکه از زاویه نگاه چه کسی باشد، متفاوت است. در جنگ روایت ها واقعیتها بنا به انگیزه ها، رفتارها، تربیت، فرهنگ، عوامل اقتصادی و مسائل فردی بازنمایی میشوند و وقتی آدمها با هم تعارض منافع پیدا کنند، بین روایتهایشان جدال شکل می گیرد.
جریان تحریف با شیوه جنگ روایتها فقط اطلاع رسانی نمی کند بلکه در عرصه فکری و ذهنی، برای تصاحب افکار عمومی تلاش میکند تا حقائق و واقعیت ها را منحرف کند و روایت غالب را تعیین کند. افکار عمومی همواره تحت سیطره ی روایت غالب است. مهمترین هدفِ جنگ روایتها روایت معکوس و انتشار اطلاعات گمراه کننده درباره یک موضوع خاص است تا از این طریق افکار عمومی را به آن موضوع حساس کرده و بر اساس اطلاعات و آماری که به آنها میدهند افکار عمومی را با اهداف از پیش تعیین شده و مغرضانه خود بمباران رسانه ای کنند.
امروز مشارکت در انتخابات یعنی تقویت قدرت ملی. چون مشارکت مردم و ایستادگی آنها موجب شده است تا نقشه های دشمنان با شکست روبه رو شود. پیام روشن مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، بی اثر بودن هر نوع تحریم و تهدید بوده و اینکه مردم پایبند به آرمان ها و اعتقاداتشان هستند. نه اینکه مشکل نیست. مشکلات را تحمل کردند.
راهبرد دشمن در آستانه انتخابات تلاش برای کم رنگ کردن حضور است تا اقتدار را کم کند و بتواند با فشار به مطالباتش برسد. گروه های مختلفی که در اختیار دارند، رسانه هایی که در اختیار دارند ، جریان تحریف و جنگ روایتها برای هر گروهی از مردم؛ جوانها ، نوجوانها، خانمها ، آقایان، میانسالان ، کارمندان برای هر کس یک بسته دارند که با آن بسته جوری القا میکنند که رای شما بی اثر است و دیگر کار از کار گذشته است. حتی این مصاحبه اخیر هم در همان مسیر است. مواظبت کنید و اطلاع رسانی کنید. باید دائم خودمان را در این زمینه تقویت کنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/2/3 | 1400/2/3افراد پشت پرده بگذارند آقایانی که مشغول بررسی صلاحیت ها هستند کارشان را انجام دهند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه186
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از راه های حلال کسب درآمد می کنند و در راه حلال مصرف می کنند. رسیدیم به این بخش از رساله حقوق که امام سجاد علیه السلام به حقوق ثروت پرداخته اند. اسلام مطالب نغز و کارسازی راجع به مال و ثروت بیان کرده و منصفانه، هم خوبی های مال دار بودن را گفته و هم معایب وابسته بودن به آن را کاملاً توضیح داده، حتی در قرآن کریم راجع به وصیت کردن درباره اموال آیاتی مطرح شده که فرمود: بر شما واجب شده وقتى که مرگ شما نزدیک مى شود، موظفید که اگر مالى دارید آن مال را براى پدر و مادر و نزدیکان و بستگان خود وصیت کنید و این حقى است بر پرهیزکاران.
و امام سجاد علیه السلام هم حقوق آن را بیان فرموده اند. به بیان قرآن کریم مال و فرزند زینت زندکی در دنیاست و به انسان در انجام امور خیر کمک می کند. پس اساساً داشتن مال بد نیست بلکه نحوه برخورد و استفاده از آن مهم است تا جایی که در بعض روایات دارد اگر کسی ثروت و مالی دارد استفاده کند و تظاهر به فقر نکند تا در ردیف تکذیب کنندگان نعمت قرار داده نشود. نعم الهی را باید تحدیث کرد که فرمود: «و اَمّا بِنعمَهِ ربِّکَ فَحدِّث» و نعمت هاى پروردگارت را بازگو کن.
موارد بیان مصداق در روایات فراوان است. و البته باید توجه داشت که اموال و اولاد وسیله امتحان الهی هستند و تا وقتی که انسان را از یاد خدا غافل نکند و انسان را به هلاکت نیاندازد خوب هستند. که در آیه ۹ سوره مبارکه منافقون فرمود: اى کسانى که ایمان آورده اید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکنند. یکی از بدترین آثار دوست داشتن و وابسته بودن به مال که ریشه بقیه بدی هاست، طبق آنچه در روایات آمده این است که روحیه نفاق را در شخص زنده می کند و اگر این عیب در کسی پیدا شود اعتدلال در رفتار و گفتار را از شخص زائل می کند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: عادت منافقان تغییر اخلاق است. یعنی در هر لحظه ای و در هر مجتمعی که باشد یک رنگ جدید به خودش می گیرد.
امام سجاد علیه السلام فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمَالِ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّه» و امّا حقّمال این است که آن را جز از راه حلال بدست نیاورى. یعنی احکام شرعی معاملات را خوب بلد باش که خدای نکرده در وادی حرام و خلاف نیوفتی که درآمدهایت خلاف شرع باشد. مالی که از راه حرام و نامشروع بدست آمده باشد آخرت را از بین می برد. و اتفاقاً این مال را نمی تواند آنطور که می خواهد مصرف کند و در راه غیر حلال یا موارد بیجا و غیر ضروری مصرف می شود و در حقیقت هدر می رود.
«وَ لَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِی حِلِّهِ» و جز در راه حلال خرج نکنى. «وَ لَا تُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ» آن را بیجا و در غیر موارد مربوطه خرج نکنى. «وَ لَا تَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ» و از موارد بجا و مربوطهاش دریغ ندارى. یکی از موارد بجا خرج کردن، گشایش در زندگی و خانواده است که بعضی سخت گیری دارند. رسول خدا فرمودند: از ما نیست کسی که به او توسعه مالی داده شده، اما او بر خانواده اش تنگ می گیرد. همه ما دوست داریم که مثل عبارت «سلمان منّا» به ما هم گفته شود که از ما اهل بیت هستید. چکار کنیم که به ما هم گفته شود؟ بر خانواده وسعت بدهیم. و در روایت دارد بدترین مال آن است که حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.
و یا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: مالی که آبروی تو را حفظ کند ضایع نشده است. «وَ لَا تَجْعَلَهُ إِذَا کَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ وَ سَبَباً إِلَى اللَّهِ» و مال چون از آن خدا است(لله ما فی السماوات و الارض) آن را جز به راه او، و غیر سبب و وسیله قرب به او قرار ندهى. «وَ لَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِکَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا یَحْمَدُکَ» و آن کس را که محتمل است سپاست را نگوید بر خود ترجیح نده. «وَ بِالْحَرِیِّ أَنْ لَا یُحْسِنَ خِلَافَتَهُ فِی تَرِکَتِکَ» که در غیر این صورت در خور آن است که جانشین خوبى در اموالت نباشد. ببین مال را داری برای چه کسی به ارث میگذاری.
«وَ لَا یَعْمَلَ فِیهِ بِطَاعَهِ رَبِّکَ» و در آن رعایت طاعت پروردگارت را نکند. «فَتَکُونَ مُعِیناً لَهُ عَلَى ذَلِکَ أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِی مَالِکَ» و تو با این کار به بهرهمندى او از مالت وى را کمک کردهاى. که از دو حال خارج نیست. یا آدم خوبی است و مال را در راه خوب استفاده میکند یا آدم بدی است و مال را در راه نادرست خرج میکند. «أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَیَعْمَلَ بِطَاعَهِ رَبِّهِ» و چنانچه در مالت و آن ارث بجاى مانده به شیوهاى بسیار نیکو رفتار کند که در این صورت به طاعت پروردگارش عمل نموده.
«فَیَذْهَبَ بِالْغَنِیمَهِ» و در نتیجه غنیمت را او ببرد. «وَ تَبُوءَ بِالْإِثْمِ وَ الْحَسْرَهِ وَ النَّدَامَهِ مَعَ التَّبِعَهِ» و بار گناه و افسوس و پشیمانى همراه با مجازات بر گرده تو بماند. این بند هم به ما می گوید تا وقتی زنده ای باید از مال در راه دنیا و آخرت استفاده کنی. نباید کار را به ورثه واگذار کرد. خود انسان باید اقدام داشته باشد. بدترین حالت هم این است که انسان در دنیا مال را از راه غیر حلال بدست آورده باشد و بعد ورثه آن را در راه حلال و خیر مصرف کنند و بهشتی شوند و انسان جهنمی شود. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا را می توان در هنگام سخن گفتن مورد شناسائی قرار داد. حکمت ۱۳۹ طولانی است و باید زمان مستقلی به آن پرداخت.
در حکمت۱۴۰ از حکم نهج البلاغه مولانا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ» مرد در زیر زبانش نهفته است. زیر زبان، کنایه از سکوت است. یعنى اگر کسی سخن نگوید نمی شود او را کامل شناخت و حالات او پنهان می ماند. توضیح بیشتر اینکه از سخن گفتن افراد می شود فهمید که گوینده به چه مقدار از عقل بهره برده است. در بیان دیگری امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: زبان تو ترجمان عقل توست. و یا فرمودند: «اللِّسانُ مِیزانُ الإنسانِ». زبان ترازوی انسان است که با کلامش او را می سنجند. خدای تعالی طهارت گفتار در همه حال را نصیب همه ما بگرداند.
۱۵ ماه مبارک رمضان ولادت پر از نور و برکت کریم اهل بیت امام مجتبی علیه السلام است. یکی از مظلومیت های حضرت این است که به جایگاه رفیع و مقام بلندی که دارند کمتر پرداخته می شود. خیلی کوتاه مطلبی را به عنوان نمونه عرض می کنم تا کمی به ابعاد وجودی حضرت اشاره شده باشد.
رسول خدا فرمودند: به وسیله من مورد انذار و هشدار واقع شدید و با علی بن ابی طالب هدایت یافتید و به این آیه اشاره کردند که «إنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَاد» بعد فرمودند: «بِالْحَسَنِ أُعْطِیتُمُ الْإِحْسَانَ» با حسن، احسان داده شدید و با حسین به سعادت میرسید و به وی متوسل میشوید، بدانید که حسین دری از درهای بهشت است؛ هر که با وی عناد ورزد خداوند نسیم بهشت را بر او حرام خواهد کرد. در این حدیث، حضرت را تجلی عینی اسم الهی احسان معرفی می کند. این وجود نورانی ارتباط با اسماءالله دارد. و اسماء الله قبل از اینکه لفظی باشند عینی هستند.
روایت دیگری در بحارالانوار است که فرمودند: «فَسَمَّانَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَمْسَهِ أَسْمَاءٍ مِنْ أَسْمَائِهِ فَاللَّهُ الْمَحْمُودُ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ اللَّهُ الْعَلِیُّ وَ هَذَا عَلِیٌّ وَ اللَّهُ فَاطِرٌ وَ هَذِهِ فَاطِمَهُ وَ اللَّهُ الْإِحْسَانُ وَ هَذَا الْحَسَنُ وَ اللَّهُ الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ» راجع به این اسم و مراتبی که دارد در این فرصت کم نمی شود سخن گفت که فرمودند: «بِإِحْسَانِ اللَّهِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ» به احسان خداست که آسمانها و زمینها ایستاده اند. اگر خدای تعالی بخواهد به عالم هستی احسان افاضه کند مجرای چنین فیضی امام حسن علیه السلام است. چون رسول خدا فرمود: «بِالْحَسَنِ أُعْطِیتُمُ الْإِحْسَانَ».
و حتی امام حسین علیه السلام که مظهر اسم محسن است از احسان گرفته شده که مصغر حسن است. در معنای احسان گفتند یعنی انجام دادن فعل حَسَن، و محسن کسی است که طبق حق عمل می کند. همه ما باید در مسیر حسن، احسان و محسن شدن حرکت کنیم تا به مقصد نزدیک تر شویم. محسنین اهل تقوا و صبر هستند. آیه ۹۰ سوره مبارکه یوسف فرمود: «إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» و این را باید از خدا طلب کرد لذا در دعای روز یازدهم می خوانیم: «اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ» ولادت این کلمه الهی را پیشاپیش به شما تبریک عرض می کنم و انشاءالله از کرامتهای کریم اهل بیت همه ما بهره مند باشیم.
امروز سالگشت وفات مادرمان ام المومنین و ام الائمه حضرت خدیجه کبری سلام الله علیهاست. مادر صدیقه طاهره و ۱۱ امام دیگر است. بانوی بزرگواری که نَسَب شریفش با رسول خدا در قُصَی بن کِلَاب که جدّ چهارم پیامبر است به هم میرسند، یعنی از ذریه حضرت ابراهیم است و متدین به دین حنیف. قبل از اسلام به سه لقب معروف بود: طاهره، ام الایتام و سیده قریش. با ثروت و جلالی که داشت اشراف حجاز خواستگار او بودند اما به ازدواج با پیامبر راضی شد و خود اقدام کرد چون در رسول خدا چیزی جز صداقت و پاکی و امانت داری و ذکاوت و فضائل پسندیده نمی دید.
خودش هم از سجایای بسیار بلندی برخوردار بود بطوریکه ائمه علیهم السلام به انتسابشان به حضرت افتخار و مباهات می کردند. به عنوان نمونه که در مناقب ابن شهر آشوب نقل کرده و مناسبت با ولادت امام مجتبی علیه السلام هم دارد این است که امام حسن فرمودند: «… کُنْتُ أَنَا أَشْبَهَ النَّاسِ بِخَدِیجَهَ الْکُبْرَى». من شبیه ترین مردم به خدیجه کبرا هستم.
جای بحث و گفتگو درباره مادر مومنین فراوان است. بانویی که از کمال عقل برخوردار بود. توانست با ثروتی که داشت و آنرا تحت اشراف و سرپرستی رسول خدا چند برابر کند و بعد در خدمت نبوت و گسترش اسلام به خدمت بگیرد. این عقل و درایت و بررسی زندگی نورانی او از ایشان الگوی کاملی ساخته است. بانوان بزرگوار می توانند در مقابل الگوهاى انحرافى غربى که دشمنان به رنگهای مختلف عرضه می کنند و در تلاش هستند تا با نفوذ فرهنگی و قدرت رسانه ای خود عقائد و اخلاقشان را از بین ببرند از این الگو استفاده کرده خودشان را تقویت کنند و مسیر درست را طی کنند.
۲۵ سال با پشتوانه افتصادی و سیاسی در کنار رسول خدا بود و از نظر ایمان و عقیده در جایگاهی قرار گرفت که خدا و پیامبر و ملائکه او را دوست داشتند و بر ایمان او مباهات میکردند و او را به عنوان یکی از بزرگترین زنان جهان معرفی میکردند. خدای تعالی همه ما را از پیروان واقعی اهل بیت قرار دهد.
۵ اردیبهشت مصادف با ۱۲ ماه مبارک رمضان سالگشت شکست مفتضحانه حمله نظامی آمریکا در صحرای طبس است. و البته آمریکا در طول این بیش از ۴۰ سال تجربه شکست از ایران را در صحنه های مختلف زیاد داشته است، ولو به خودش نمی گیرد و شرارت هایش را ادامه می دهد و برای ما گرفتاری و زحمت درست می کند. سختگیری ها و تحریم های ظالمانه ای که دارد همه اش به خاطر شکست هائی است که خورده و می خورد.
این جبهه گسترده و فراگیر مقاومت که او و صهیونیست ها را احاطه کرده و خواب خوش را از آنها گرفته و قدرت نظامی آنان را به سخره گرفته شکستی است که از ایران خورده است. اینکه نمی تواند یمن را بعد از چند سال جمع کند و در سوریه موفق شود و در افغانستان و عراق گیر کرده و باید منطقه را کاملا ترک کند، شکست هائی است که از تفکر گسترده شده انقلاب ایران در عالم می خورد. اصابت موشک به نزدیکی تاسیسات هسته ای اسرائیل و نفوذ آن به عمق ۲۰۰ کیلومتری و عبور از گنبد آهنین و اینکه نتوانند معلوم کنند چه کسی زده و چه جوری زده این یعنی شکست. یعنی به روزهای فروپاشی اسرائیل نزدیک می شویم و به زودی در قبله اول مسلمین جماعت برپا خواهیم کرد.
حالا بر ما سخت بگیرند چیزی عوض نمی شود. البته در داخل عمده این است مسئولین دیپلماسی ما این مطلب را خوب درک کنند که کار استکبار تمام است و مرعوب بعض عملیات ایذائی و سر و صداهائی که در می آورند نشوند. در این رفت و آمدها که برای مذاکره انجام می دهند دستورات رهبر معظم انقلاب را مد نظر داشته باشند که فرمودند: ما هیچ عجله اى براى رفع تحریمها نداریم. حرفمان هم پیچیده نیست؛ اول، رفع همه تحریمها دوم، راستی آزمایى و سوم انجام تعهدات طرفینى.
بسیار واضح و روشن فرمودند که نباید مذاکرات فرسایشی شود. اما می شنویم که باز آقایان در حال گفتگوی مرحله به مرحله هستند و گام به گام، تا خسارت دیگری به کشور وارد کنند. امروز ایران در جایگاه ویژه ای قرار دارد، می بینید که آمریکا مثل گذشته نیست و کسی قبولش ندارد و نمی تواند کشورها را بر علیه ایران یک صدا کند. از طرف دیگر مشغول درگیری جدی است که با چین و روسیه دارد. و از همه مهم تر قدرت دفاعی ایران است که می تواند از خودش و دوستانش حتی بیرون از مرزهایش دفاع کند و در صورت لزوم اقدام محکم و کوبنده داشته باشد.
لذا نباید آقایان از موضع ضعف در مقابل کشورهای غربی و اروپائی حاضر شوند. شما که وعده های دروغ اینها را مکرر در مکرر تجربه کرده اید پس چرا مسیر رفته را دوباره می روید؟ من جرب المجرب حلت به الندامه. کسی که تجربه شده را دوباره تجربه کند جز پشیمانی چیزی برایش نمی ماند. مردم انقلابی ایران همه سختی ها را تا امروز تحمل کرده اند تا عزتشان محفوظ بماند. به اسم خدمت به مردم، مردم را خوار نکنید.
همین روزها دوباره به گفته خودشان بزرگترین بسته تحریمی را برای ایران در نظر گرفتند. همین هائی که دم از مذاکره و توافق می زنند در همین روزهای توافق و مذاکره همزمان تحریم می کنند یعنی اصلا به هیچ توافقی پایبند نیستند. و باز خودشان رسماً می گویند هیچ تضمینی برای اینکه دوباره بعد از توافق از آن خارج شوند وجود ندارد. یعنی الان کشور را معطل میکنند چند ماه برو بیا و از ما تعهداتی را میگیرند بعد زیرش میزنند. خودشان میگویند هیچ تضمینی ندارد که دوباره زیرش نزنیم. و می گویند و تاکید هم می کنند که موضع ایران را درباره اینکه یک جا تحریم ها را برداریم و راستی آزمائی صورت بگیرد را نمی پذیریم. در همین روزها مسئولینشان این را گفتند. پس چرا به این جرثومه فساد و حقه بازی دل بسته اید؟
آقای رئیس جمهور باز هم این روزها گفتند: «نمی توانم درک کنم چطور کسی می تواند عضو ملت ایران باشد، مسلمان باشد و از برداشتن تحریمها ناراحت باشد. حق مردم ایران را خواهم گرفت و لحظه ای درنگ نمی کنم. حالا عدهای هم که ناراحت هستند ناراحت باشند». بحث درباره بیان ایشان زیاد است که آن عده که ناراحت هستند چه کسانی هستند و چرا ناراحت هستند.
اتفاقاً ما هم همین را میگوییم. ما هم همین را میخواهیم که تحریمها باید برداشته شود اما قیمتی که پرداخت میکنید را هم بگویید که به چه قیمتی می خواهید تحریم ها را بردارید؟ ملت را زیر بار ذلت بردن و استقلالی که با رشادت و جوانمردی پاکان به دست آمده را از بین بردن و قدرت دفاعی و منطقهای را تضعیف کردن و بعد چیزی به دست نیاوردن را ملت نمی پذیرد. چون طرف مقابل اهل معامله درست نیست. حرف درستی میزنید اما یک مورد را لااقل نشان بدهید که در این چهل سال این طرفی که وقتی از او حرف میزنید صدای تپش قلبتان به گوش میرسد، به وعده اش عمل کرده باشد.
به نظرم می رسد که مجلس از آن مصوبه ای که داشته است نباید کوتاه بیاید و خواسته مردم همان است که در مجلس تصویب شده و همه مردم قاطعانه می خواهند که دستگاه دیپلماسی از مسیری که رهبر معظم انقلاب ترسیم کردهاند تخطی نکنند.
عروج سردار بزرگوار سید محمد حجازی را مجدداً تسلیت عرض می کنم شخصیتی که سالیان عمرش را در راه خدمت به انقلاب و اسلام سپری کرد و منشاء آثار و خدمات کم نظیری در داخل و خارج کشور بود. بسیج سازندگی و گروههای جهادی از کارهای ماندگار این عزیز است. جبهه استکباری از رفتن او خوشحال شدند اما باید بدانند بنیانی که برای مقابله با مستکبران عالم گذاشته شده قائم به شخص نیست و با شهادت سربازانش سست نمی شود بلکه مستحکم تر و بالنده تر می شود. خداوند تعالی این سید بزرگوار را با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
راجع به انتخابات ریاست جمهوری نکاتی را دارم که فرصت نیست ورود کنم؛ اما مواظب جنگ روایت ها برای عدم حضور مردم یا حضور کمرنگ باشید. مطلب باطل وقتی مصداق خارجی پیدا می کند باید لباس حق بپوشد. نظریه باطل را وقتی خواستند در بیرون محقق کنند و به آن مصداق بدهند باید لباسی از حق به تن آن بپوشانند که خدای تعالی در آیه ۴۲ سوره مبارکه بقره فرمود « وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ» باطل با لباس حق می آید و بعد حق را کتمان میکند. الان دارد چنین کاری صورت میگیرد. امروز قدرت ملی ما را با تضعیف انتخابات به هر بهانه ای نشانه رفته اند. لذا بر تکتک ما و آحاد جامعه اسلامی و هر کسی که به ایران علاقه مند است این است که نگذارد این قدرت ملی مورد خدشه واقع شود که در نوبت دیگری با قید حیات برای شما بیشتر این مورد را توضیح خواهم داد.
نکته استانی: در بحث انتخابات شوراهای شهر و روستا اشاره کنم. مکرر عرض شد افراد ذی نفوذ پشت پرده بگذارند آقایانی که مشغول بررسی صلاحیت ها هستند کارشان را انجام دهند فشارهائی که می آورند تا رد شده هائی که تخلفات بیّنی داشته اند و این تخلفاتشان مستند و مکتوب و قابل ارائه است تایید شوند، چه معنائی دارد؟
طرف تخلف بیّن دارد میگویند آقای فلانی زنگ زد و گفت فلان کار را بکنید و بعضی وقت ها به خود من هم نسبت می دهند که بنده زنگ زدم. بنده درباره هیچ کسی هیچ زنگی نزدم. بله زنگ زدم و زنگ هم میزنم که مواظب باشید خلاف شرع انجام نشود، مواظب باشید حق کسی ضایع نشود، مواظب باشید به مر قانون عمل کنید، مواظب باشید که خدای نکرده آخرت خودتان را به دنیای یک عده نفروشید. اینها را می گویم و دائم می گویم. در جلسات رسمی و غیررسمی اینها را بیان میکنم. اینها را باید بگوییم و خواهیم هم گفت. به هرجهت باید مواظب بود که حقوق عامه ضایع نشود.
از طرف دیگر هم عزیزانی که دست به قلم می شوند تا تائید و یا رد کنند بدانند که لبه جهنم نشسته اند و اگر بدون دلیلی که قانون آن را دلیل می داند اینکه هر کس از کسی چیزی می داند معیار نیست، معیار الزامات قانونی است که در محکمه بتوانند مدرک ارائه کنند اقدامی داشته باشند؛ خدای نکرده از روی حب و بغض و امثال اینها برای دنیای دیگران خودتان را جهنمی نکنید این امور حق الناس است که با شهادت در راه خدا هم گناهش بخشیده نمی شود. «کُلُّ ذَنْبٍ یُکَفِّرُهُ اَلْقَتْلُ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ اَلدَّیْنَ» هر گناهی کرده باشی اگر در راه خدا شهید شوی خدای تعالی می بخشد مگر دین را مگر حقالناس را.
لذا من توصیه ام این است که دوستان اطلاعات سپاه که رسما در این نوبت وارد عرصه شدند تا کمک جدی داشته باشند به بهتر شدن اوضاع، همانطور که تا قبل از این هم کمک کردید امروز هم مضاعف کمک کنید و توجهی به ملامت ملامت کنندگان نداشته باشید. افراد صالح و متدین و افراد درست و متخصص که در عین حالی که تدین دارد تخصص هم داشته باشد و توانایی کار داشته باشد، این ها را تایید کنید تا بتوانند برای منطقه منشاء اثر باشند.
البته من نکات دیگری را هم نوشتم که واقعا جای تعجب است که عدهای برای رسیدن به یک جایگاه دنیایی چقدر دست و پا می زنند. بله اگر پذیرش مسئولیت برای خدمتگزاری باشد خوب است و عبادت است؛ اما مقدماتی که طی می شود حکایت از نیت شخص دارد که دارد چه کار می کند تا جایی که حاضرند بعضی از جایگاه ها را هم مورد لطمه و خدشه قرار بدهند.
این هفته هم که نماز جمعه برگزار شد میدانید منطقه ما قرمز است و برگزاری اجتماعات ممنوع است؛ اما چون اختیار به دست فرمانده این مجموعه است یعنی ستاد ملی کرونا در استان بنده باز دیشب هم از ایشان دوباره اذن گرفتم برای اینکه جلسه امروز با همین محدودیتی که هست برگزار شود. با اینکه اعتقاد ما این است که این جلسات هیچ ضرری ندارد و چون مومنین به تمامه و کماله رعایت میکنند و این را نشان دادند در طول این یک سال و چند ماه که بهترین گروهی که رعایت میکند خود اهل ایمان هستند؛ اما با این حال اهل ایمان تابع مقررات و دستورات هم هستند و من هر جلسه از مسئول این موضوع اذن گرفتم و اگر فردا بگوید دیگر نخوانید ما دیگر نخواهیم خواند چون تابع مقررات هستیم . لذا با همین نواختی که دوستان می آیند با همین آرامشی که هست فضا را طوری فراهم کنید که بالاخره بتوانیم این شرایط را ادامه بدهیم «مَا لَا یُدْرَکُ کُلُّهُ لَا یُتْرَکُ کُلُّه» این طور نشود که کلش را ترک کنیم. از همه شما به خاطر رعایت این امور تشکر مضاعف می کنم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/1/27 | 1400/1/27باید همیشه از موضع قدرت و عزت وصلابت با دشمن سخن گفت | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه187
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. شرکاء نسبت به هم حقوقی دارند که اهل تقوا به خوبی این حقوق را رعایت می کنند. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق به تعدادی از آنها اشاره فرموده اند: «وَ أَمَّا حَقُّ الشَّرِیکِ فَإِنْ غَابَ کَفَیْتَهُ» و امّا حقّ شریک این است که در غیاب او کارش را بر عهده گیرى. «وَ إِنْ حَضَرَ سَاوَیْتَهُ» و در حضورش نیز همتاى او انجام وظیفه کنى. «وَ لَا تَعْزِمْ عَلَى حُکْمِکَ دُونَ حُکْمِهِ، وَ لَا تَعْمَلْ بِرَأْیِکَ دُونَ مُنَاظَرَتِهِ» و همچنین به رأى و نظر خود پیش از مشورت با او تصمیم نگیرى. و بدان اقدام نکنى (یعنى خودرأى نباش).
«وَ تَحْفَظُ عَلَیْهِ مَالَهُ وَ تَنْفِی عَنْهُ خِیَانَتَهُ فِیمَا عَزَّ أَوْ هَانَ» همچنان که مالش را حفظ مىکنى در هر کم و زیادی خیانت را از خود دور دار. «فَإِنَّهُ بَلَغَنَا أَنَّ یَدَ اللَّهِ عَلَى الشَّرِیکَیْنِ مَا لَمْ یَتَخَاوَنَا» زیرا به ما رسیده است که: دست برکت خدا تا زمانى بر سر دو شریک است که خیانت نکنند، «و لا قوّه إلّا باللَّه».
بحث فقهی شرکت، مفصل است و در جایش باید بحث شود. شرکت از قبل از اسلام بوده و در همه جوامع عمل می شده در اینجا مباحث اخلاقی را مطرح می کنیم و آنچه در روابط اجتماعی و تقویت و انسجام آن موثر است بیان می شود. در زندگی اجتماعی مسائل فراوانی پیدا می شود که انسان به تنهائی نمی تواند امورات خودش را اداره کند و برای تهیه آنها احتیاج به کمک و همراه دارد.
در رساله حقوق، امام سجاد علیه السلام به بعض موارد که فطرتاً مورد توجه همه هست اشاره فرمودند. حق اول این است که اگر شریک شما غائب بود از این غیبت سوء استفاده نکنی و منافع او را از بین نبری. همانطور که اگر حاضر بود همه شرائط شرکت را رعایت می کردی و با مساوات با او رفتار می کردی. هر مقدار که خودت کار می کردی و اجرت برمی داشتی از او هم همین مقدار خواسته شود و اجرت بگیرد.
در موارد فراوانی پیش می آید که فرصت مناسبی است برای انجام فلان معامله چون سود خوبی دارد اما شریک حاضر نیست. در اینگونه موارد اگر اذنی از شریک ندارید نباید تصرفی داشته باشید و بدون مشورت با او اقدامی بکنید. پس حق دوم این شد که بدون مشورت شریک اقدامی نداشته باشید و در صورت مشورت برخلاف نظر او اقدامی نشود.
البته اصل مشورت کردن در همه امور بسیار سفارش شده و فقط به بحث شراکت اختصاصی ندارد. مشورت کردن با دیگران به تعبیر روایات، مشارکت با عقول آنهاست و از هلاکت انسان جلوگیری میکند. امیرالمومنین فرمودند: هیچ پشتیبانی مثل مشورت نیست. مشورت چشم و دیده هدایت است.
البته سفارش شده ایم که از عده ای مشوت نگیریم. مثلاً امیرالمومنین علیه السلام فرمود با درغگو مشورت نکن چون دروغگو مانند سراب است. دور را در نظرت نزدیک نشان می دهد و نزدیک را دور. شما این مطالب را به خوبی درک کرده اید به خصوص در انتخابات ها. رسول خدا به علی علیه السلام فرمود: یا علی با ترسو مشورت نکن چون او راه حل مشکل را بر تو تنگ می کند.
حق سومی که امام سجاد علیه السلام فرمودند این است که در حفظ مال شریک تلاش کن و هرگز دست به خیانت دراز نکن و لو کم باشد. خیانت، خیانت است کم و زیاد ندارد. گناه، تمرد و سرپیچی از دستور خداست، کم و زیاد ندارد کمش هم سرپیچی است. اگر غفلت بیاید و شیطان مدیریت کند روحیه منفعت طلبی و زیاده خواهی را در ما تقویت میکند تا دست به خیانت بزنیم.
شرکاء نسبت به هم امین هستند و باید امانت دیگری را برگردانند. همانطور که در آیه ۵۸ سوره مبارکه نساء خداوند دستور داده است که امانت را به اهلش برگردانیم. و در آیه ۲۷ سوره انفال اهل ایمان را سفارش می کند که اهل خیانت نباشند. روایات هم تاکیدات فراوانی دارند. رسول خدا فرمودند: چهار چیز است که اگر یکى از آنها وارد خانه اى شود آن را ویران مى کند و دیگر هیچ برکتى موجب عمران آن خانه ویران نمیشود: خیانت، دزدى، شراب خوارى و زنا. و در بیان دیگر فرمودند: از ما نیست کسى که به مال و ناموس مسلمان هاى دیگر خیانت کند.
این مطالب را کم نگیرید. گذشته از آثار فردی، اثرات اجتماعی فراوان دارد که ما بی توجه هستیم. این مطالب گفته کسی است که از طرف خدا مامور هدایت بشر است و حرف ها هم اختصاص به دوره خاص ندارد. برای حیات بشر است. فرمود: خیر و سعادت امت من تا زمانى که خیانت نکنند، امانت را ادا کنند و زکات را بپردازند تضمین شده است و اگر این کارها را انجام ندهند به قحطى و پریشانى مبتلا مى شوند.
گاهی کسی فقط در یک سلام خیانت میکند. در رساندن یک پیام خیانت میکند. خیانت لازم نیست که حتما بزرگ باشد. گاهی به کسی میگوییم فلان حرف را به کسی نزن ولی او پخش میکند. اگر اینها رعایت نشود سختی و گرفتاری می آید. آنوقت میگوییم چرا سختی هست. اول باید اینها را رعایت کرد تا دعا به اجابت برسد. حالا همه به کارهای خودمان فکر کنیم و به گرفتاری هائی که مبتلا می شویم هم توجه کنیم. عموم مردم و مسئولین. امانت داری هم که آثارش را دیده و شنیده اید.
آخرین روایت اینکه حسین بن مختار می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: انسان شریکى دارد و بعد مى فهمد که او در مال مشارکتى خیانت کرده است. آیا شریک دیگر هم مى تواند بدون اطلاع او به همان اندازه در مال تصرف کند؟ حضرت فرمودند: من دوست ندارم کسى چنین کند (خیانت) و دوست ندارم که افشاى سر شود. یعنی باید عیب پوشی کرد و اشتباه شریک را برملا نکرد. گاهی بعضی کارهایشان را توجیه میکنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین دست به خیر بوده و هرجا لازم باشد به محرومان و مستمندان کمک می کنند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام درحکمت ۱۳۸ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «سُوسُوا إِیمَانَکُمْ بِالصَّدَقَهِ» سُوسُوا یعنی نگهدارى کنید. ایمانتان را به وسیله صدقه نگهدارى کنید. «وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاهِ» و اموالتان رابادادن زکات محفوظ بدارید. «وَادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ» و موج هاى بلا را با دعا ازخود برانید.
توضیح مختصر این که؛ یعنی شما نمی توانید بدون صدقه دادن ایمانتان را حفظ کنید. مختصر هر کس به هر مقداری که میتواند. هر کسی هر رزقی که دارد. یک وقت هست که انسان مال ندارد اما رزق دیگری دارد . علم دارد ، هنر دارد، قدرتی دارد، اینها رزق خداست «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ».
و وقتی زکات می دهید اموال خودرا از در معرض تلف بودن نجات می دهید. و امواج بلا، همان پیشامدهاى بد که پشت سرهم واقع می شوند را میگویند. اینها بوسیله دعاهای خالصانه از بین می روند. این شب ها و روزها فرصت اعمال خیر است و زمینه برای سازندگی خود فراهم است را از دست ندهیم. بخصوص صدقه که اجر و پاداش مضاعف دارد و دعا که مستجاب است.
در اولین جمعه ماه مبارک رمضان قرار داریم این ایام را به شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم بهترین بهره ها را ببریم. همانطور که قبلاً عرض کردم خوب است توجه بیشتری در این ماه به صاحب خانه یعنی امام زمان علیه السلام داشته باشیم. البته ماه ماه خداست و ما توجه داریم و موحدیم اما خدای تعالی اموراتش را در اختیار او گذاشته است. مجرای فیض است. بنابراین اگر توجه ما به حضرتش باشد بسیار کارساز است.
یکی از مهم ترین دعاهای این ماه دعای شریف دعای افتتاح است که مولانا ولی عصر ارواحنا فداه به نائب دومشان محمد بن عثمان تعلیم دادند. بخش هائی از این دعا استغاثه برای ظهور و مشکلات دوران غیبت امام است. و یکی از اعمال مهم شب های قدر هم خواندن دعای اللهم کن لولیک هست و دعا برای فرج حضرت. کانّ درماه مبارک رمضان امید به ظهور بیشتر می شود.
روایاتی هم در این باب وارد شده است. به عنوان نمونه در کتاب غیبت نعمانی ازامام صادق علیه السلام نقل است که فرمودند: صیحه و صدای عظیم در ماه رمضان واقع می شود و بعد حضرت خروج می کنند. به هر تقدیر سعی کنیم لحظات این ماه را که خواب آن هم عبادت است از دست ندهیم. به هر تقدیر سعی کنیم لحظات این ماه را که خوابش هم عبادت است غفلت نکنیم. و استفاده وافر را ببریم.
نامگذارى۲۹ فروردین به نام روز ارتش از ابتکارات و نشأت گرفته از بصیرت الهی حضرت امام ره بود آن هم در زمانی که عده ای در داخل دوگانه حمایت و مخالفت با ارتش راه انداخته بودند و از خارج هم حمایت می شدند. بخصوص منافقین و کمونیست ها اصرار بر انحلال ارتش داشتند. اما امام ارتشیان را فرزندان انقلاب و مردم خواند و توطئه را خاموش کرد.
ارتش هم با تقدیم قریب به ۵۰ هزار شهید و تعداد فراوانی جانباز و با حضور در عرصه های مختلفِ دفاع از انقلاب و ایران و حراست از منطقه خوش درخشید و از کیان اسلام با سه نیروی هوائی و دریائی و زمینی و پدافند هوائی که بعد از انقلاب تاسیس شد حفاظت می کند و در برقراری امنیت کشور نقش مهمی بر عهده دارد. و در پیشآمدهای اجتماعی هم حضور فعال دارند.
و اخیراً هم برای مقابله با بیماری منحوس با تمام توان در میدان حضور دارند و در برپائی بیمارستان صحرایی ۲ هزار تخته در مدت ۲۴ ساعت رکورد جهانی برای خود ثبت کردند. اینها داشته های ماست که بعد از انقلاب ایجاد شده است. به همه عزیزان ارتشی خدا قوت و خسته نباشید عرض می کنیم. و امیدواریم در همه عرصه ها موفق باشند.
همچنین به نیروی دیگر یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در۲ اردیبهشت سال۱۳۵۸به فرمان امام ره تشکیل شد نیز تبریک و خدا قوت عرض می کنیم. قابلیت و کارآمدی سپاه در مواجهه با مسائل متعددی که برای انقلاب پیش آمد موجب شد تا حضرت امام تقریباً بعد از دو سال از تشکیل سپاه بفرمایند اگر سپاه نبود کشور هم نبود. یعنی انقدر این فعالیت گسترده و عظیم بود. شرح و توضیح این جمله ی امام طول می کشد و در خطبه فرصت بیان آن نیست و مستقلاً باید به آن پرداخت.
این نیرو در طول بیش از چهار دهه فعالیت در عرصه های مختلف داخلی و خارجی، ضمن تکمیل ساختار و بالندگی لازم، کارنامه درخشانی دارد. امام در همان زمان فرمودند: ای کاش من هم یک پاسدار بودم و این افتخار بزرگی است برای پاسداران که قدر خود و جایگاهی که دارند را بدانند که می دانند.
تنوع فعالیت، اشراف اطلاعاتی بر ظرفیت ها و شناخت فرصت ها و تهدیدهای نظام و انقلاب این توانمندی را فراهم کرده تا بتوانند در گام دوم انقلاب در عرصه تمدن سازی نقش مهم داشته باشند. و همین موقعیت ویژه و خاص در خنثی سازی تهدیدات دشمنان و حفاظت از عمق راهبردی انقلاب اسلامی در جهان است که او را استکبار جهانی به خصوص آمریکای پلید برای خود تهدید می داند و سپاه که در مقابل تروریسم بین الملل و دولتی قیام کرده و مقابله می کند را در لیست گروه های تروریستی قرار می دهد و موج سپاه هراسی در دنیا راه می اندازد.
خوب است این بیان حضرت آقا را عرض کنم که خطاب به پاسداران فرمودند: «خب، شما فرزندانِ عزیزِ این حقیر هستید؛ اگر کسی از بنده سؤال بکند که حالا شما از این بچّهها، از این فرزندان راضی هستید، خواهم گفت که صددرصد راضیام». خدای تعالی به همه نیروهای مسلح، نظامی و انتظامی، در سراسر کشور توان و قوت لازم را برای دفاع از ارزشها و کیان اسلام بدهد.
دوم اردیبهشت، سال ۱۳۵۹ با توجه به شرائطی که پیش آمده بود حضرت امام ره اعلام انقلاب فرهنگی کردند. اول ستاد بود بعدها مسیری راطی کرد و شد شورای عالی انقلاب فرهنگی که وظیفه دارد دائماً مسائل فرهنگی کشور را رصد کند و فعالانه برای فرهنگ و علم، طرح و برنامه داشته باشد. و این نشان دهنده اهمیت راهبردی این نهاد است.
وقتی روش دشمن، تهاجم و شبیخون فرهنگی است و ما در یک جبهه فرهنگی قرار گرفته ایم که احتیاج به افسران و فرماندهان جنگ نرم داریم، پس نگاه به شورای عالی باید نگاه قرارگاهی باشد که رهبر معظم انقلاب به این مرکز همین نگاه را دارند و می فرمایند: باور کنید که شورای عالی انقلاب فرهنگی قرارگاه مرکزی فرهنگی کشور است؛ باور کنید که اینجا فرماندهی مسائل عمدهی فرهنگی کشور و سیاستگذاری کشور را بر عهده دارد. و فرمودند: وظیفه قرارگاه اصلی، سیاستگذاری راهبردی، هدایت دستگاهها، مراکز تأثیرگذار و بخش اجرایی فرهنگی است.
حالا سوال ما این است که آیا شورا واقعاً این قرارگاه اصلی بودن را پذیرفته و خواسته های حضرت آقا را که در حکمشان به اعضاء مرقوم فرمودند به این نحو دنبال می کند؟ گفتمان انقلاب اسلامی، به فرهنگ و فکر سکولاری غرب حمله می کند و نباید در این زمینه منفعل و مورد تهاجم باشد. تهاجم است نه هجوم. ما هم باید حمله کنیم و حالت تدافعی و منفعلانه نباید داشته باشیم.
برای اینکه زودتر به نتیجه مطلوب در عرصه فرهنگ برسیم باید به مسائل بنیادی و معرفتی با توجه به آموزه های ثقلین بیشتر توجه کنیم. از پژوهشگاه، پژوهشکده و دانشگاه معتبر و فراوانی که داریم، تعامل بیشتری داشته باشیم. براى تبیین سیاستهاى فرهنگى مناطق مختلف حتماً از مراکز پژوهشى و آموزشى شهرستانها استفاده شود. البته اخیراً حرکت مبارکی در بحث مهندسی فرهنگی کشور و برش استانی و مناطق مختلف آغاز شده که در صورت تحقق میمون و مبارک خواهد بود. به عزیزان در این میدان خدا قوت عرض می کنیم.
شورای فرهنگ عمومی هم در استانها نقش مهمی را دارد که ذیل شورای عالی است و فرهنگ آن منطقه را مدیریت میکند و قوانینی را برای انجام وضع میکند و در استان البرز هم برای سال جاری مباحثی در نظر گرفته شده است که در فرصت مناسب عرض خواهم کرد. برنامه و روش جدید و مدیریت جدیدی خواهد شد که اگر خدا بخواهد آثار و برکاتی را برای استان خواهد داشت. اطلس فرهنگی استان را هم به هر جهت بعد از چند سال که دنبال کردیم اخیرا در اختیار افرادی قرار داده شده که این اطلش را تکمیل کنند و این پروژه هم تا ماههای آینده انشاءالله تکمیل خواهد شد. که برای کارهای بنیادین ما به اطلس فرهنگی احتیاج داریم. که انشاءالله انجام خواهد شد و قدم مهمی است که در این مسیر برداشته شده است.
نکته ای هم راجع به این خصومت اخیر استکبار جهانی عرض کنم که درست در وسط رایزنی برای گفتگو و مذاکره ای که خودشان اصرار دارند با وقاحت تمام به تاسیسات هسته ای حمله تروریستی کرده خسارت وارد کردند. با این کار پیام می دهند که فراموش نکنیم دشمن ما هستند. ما که فراموش نمی کنیم نمونه اش شعاری است که نمازگزاران جمعه هرهفته می گویند.
البته گاهی این حرکات عکس العمل بلائی است که قبلا سرشان آمده با این حال ایران پاسخ مناسب و کوبنده را به موقع خواهد داد. آنچه که همه به خصوص مسئولان وبالاخص دستگاه دیپلماسی باید رعایت کنند این است که در مقابل زیاده خواهی های مستکبرین یک صدا باید شنیده شود و آن صدای رهبری است که سیاست های کلی را میچینند و بیان میکنند. در جلسات متعدد بیان فرموده اند.
این خیلی بد است که عده ای از مدیران واداده، پالس دشمن شاد کن می فرستند و منفعلانه برای مذاکره با دشمن حیله گر عجله میکنند و برای توجیه دلدادگی خود از مردم صبور و مقاوم که تا امروز همه مشکلات را که به گفته خود آقایان درصد کمی از آن مربوط به تحریم هاست؛ تحمل کرده اند مایه میگذارند و بر خلاف نظر حضرت آقا مبنی بر عدم عجله برای مذاکره، می گویند برای از بین رفتن مشکلات مردم باید زودتر مذاکره کرد. برای رسیدن به هدف خودشان دوگانه سازی می کنند تا طمع دشمنان را برای اقدام علیه ما تحریک کنند.
آیا بعد از این عملیات ترور هنوز باید رفت و مذاکره کرد یا باید عملیاتی نظیر همان که گفته شد تعداد سانتریفیوژها را زیاد و غنی سازی را تا ۶۰ درصد افزایش می دهیم بیشتر شود؟ باید همیشه از موضع قدرت و عزت و صلابت با دشمن سخن گفت.
دستگاه دیپلماسی با اروپائی ها که باز عده ای از نیروهای نظامی و انتظامی را تحریم کردند اقدام عاجل داشته باشد. این کارها درست در وقتی است که آقایان طرف مقابل را توبه کرده و پشیمان معرفی می کنند نه خیر آقا توبه گرگ مرگ است. و ما این مرگ را هر جمعه برای آنها میخواهیم.
۷ رمضان و بنا بر قولی دهم وفات ابوطالب عموی رسول خداست که دیگر فرصت نیست درباره این شخصیت مطلبی عرض کنم.
نکته استانی: راجع به تعطیلی مساجد و امور مذهبی مطلبی را عرض کنم و آن اینکه واقعاً همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند یک سوال بی پاسخ است که چرا باید به این نحو راجع به امور دینی و مذهبی عمل شود. ایشان این را سال گذشته گفتند و فرمودند افرادی که صلاحیت لازم را دارند در شورا حاضر باشند و ایشان به عنوان اعتراض فرمودند که این یک سوال بی پاسخ است. چرا باید مراکز مذهبی تعطیل باشد. مثل همین جا که سقف بلند دارد و درها باز است و تعداد محدود است و پروتکل ها رعایت می شود مثلا تعطیلش کنند. این محل سوال است.
اما نکته مهم این است همه ما باید به انجام قانون ملتزم باشیم همانطور که رهبری کمال توجه را به انجام قانون دارند و طبق نظر دستگاه ها عمل می کنند و این برای ما درس است. در بحث کرونا همه باید از دستورات ستاد ملی تبعیت کنیم ولو به بعض تصمیمات و نحوه اجرای آن ایراد و اشکال جدی داریم و برای برون رفت هم پیشنهاد داریم. اما تا وقتی انجام نشده باید تبعیت کرد.
ما در دفاع مقدس یاد گرفتیم که از فرمانده میدان اطاعت کنیم. ولو بعضی وقتها هم معلوم بود که اگر مثلا از فلان جا برویم گرفتار خواهیم شد اما نمی شود در میدان هر کسی یک سازی بزند . تلفات و مشکلات بیشتر خواهد شد. لذا وقتی ابلاغ رسمی شده که چند روز جماعت تعطیل باشد، نه مسجد و کارکردهای مهم آن که اصلا گفتن اینکه مسجد تعطیل است خلاف است، آنها هم نمیگویند تعطیل است اگر هم بگویند سبق لسان است. جماعت در مسجد تعطیل است و الا کارکردهای دیگر مسجد که دهها کارکرد دارد باید به قوه خودش باقی باشد.
وقتی بیان می شود که تعطیل است دیگر معنا ندارد در بیانی تحریک آمیز معاون یکی از دستگاه های تبلیغی کشور به مساجد استان البرز اعتراض کند که چرا بعضی از این مساجد بسته اند؟ این حرف خوبی نیست. شما که در مرکز هستید و عضویت هم دارید بروید و پیشنهادات را به قانون تبدیل کنید. اتفاقاً وزیر محترم بهداشت و درمان پیشنهادات خوبی داده اند ما هم همین ها را مطالبه داریم و تایید میکنیم که باید مطرح کنند و مصوبه بگیرند و ابلاغ کنند اما تا ابلاغ نشده هر کس نمی تواند هرجور دلش خواست عمل کند هرج و مرج می شود.
شما کشور چین را ببینید تقریباً با انقلاب ما تغییرات در آن آغاز شد با جمعیتی که امروز نزدیک دو میلیارد است اما همه می بینید که چه پیشرفت عظیم اقتصادی کرده است وقتی در مصاحبه از آنها این سوال را کردند که چگونه اینطور شدید؟ در جواب می گفتند همه به قانون ملتزم بودیم و عمل می کردیم.
شما فکر می کنید برای رهبری، برای ما و اهل ایمان تعطیلی امور عبادی و مساجد و هیئات سخت نیست؟ سخت است ولی باید راهکارها را پیدا کرد و مطالبه کرد. بنده درباره نماز جمعه حساسیت دارم و دوست دارم که برگزار شود. اینجا روشنگری و تبیین هست. نه فقط اینجا بلکه در کل کشور. از همان روز اول هم با تعطیلی مخالف بودم. عرض هم کرده بودیم و تصمیمی بود که حضرت آقا هم فرمودند باید اطاعت کنیم. اطاعت هم کردیم و هنوز هم اطاعت میکنیم.
اما اینکه امروز باز است با اینکه منطقه قرمز است، با فرمانده میدان در استان صحبت کردم. توضیح هم دادم و از ایشان اذن برگزاری را گرفتم. و الا اگر اذن نمیدادند یک رکعت نماز نمیخواندم. برای کل استان اذن گرفتم که با محدودیتی انجام شود. حالا بعضی از دوستان فشارهایی را می آورند و میخواهند از آن تعهدی که دادیم خارج شویم آن موقع اگر ببینم نمیتوانم به تعهدم عمل کنم ناچارم من هم تعطیل کنم. ما را در موضعی که تعطیل شود نیندازید. البته بنده با همین روش ادامه خواهم داد. ولو با ۵ نفر و ۷ نفر. یعنی با اجازه ای که میگیریم این کار را میکنیم. اگر ناچار شویم جمعیت را تعطیل میکنیم. اما جمعه را دیگر تعطیل نخواهیم کرد به فضل پروردگار.
اما در مورد انتخابات ریاست جمهوری عرض می کنم دوستان سعی کنید فضای انتخاباتی رافعال کنید و شور و هیجان حضور حداکثری را با تشویق همدیگر فراهم کنید تا این توطئه خناثان که با عناوین مختلف بر اذهان کار می کنند تا حضور کم رنگ شود از کار بیفتد. کسی که القاء می کند نباید در انتخابات شرکت کرد خائن به مردم و ایران است. بیگانه پرستان بر طبل بی قانونی و هرج و مرج می کوبند و خیرخواه ملت نیستند. آنکه دلسوز ایران است و رشد و بالندگی ایران را می خواهد باید تشویق به شرکت کند.
و راجع به شوراها هم تکرار می کنم. رایتان را از روی بصیرت و شناخت و تحقیق بدهید نه قوم گرائی و قبیله محوری که دیده می شود پدرخوانده های اقوام مختلف برای ماندن در قدرت ولو پشت پرده تلاش ها می کنند. اساساً از کاندیداها بپرسید برای ورود به شورا چه تخصصی دارند؟
بپرسید شمایی که تصمیم گرفتید بیایید و کاندیدا شدید که خدمت به مردم بکنید، و این خدمت به مردم را هم خیلی غلیظ میگویند این آقایان، خب شما چه توانی دارید که میخواهید خدمت کنید؟ در مدیریت شهری با مشکلاتی که وجود دارد و عده ای از مسئولین شهری با شهر مثل بچه یتیمی که کسی را ندارد و می شود حقش را خورد رفتار کرده اند، چه خدمتی می خواهند بکنند؟
چشمها را باز کنید و به جوان یا میانسال با نشاط مومن و متعهد و متخصص در امورات شهری رای بدهید. مسئله را سیاسی نکنید. ما امروز افراد عمل گرا و عملیاتی میخواهیم. که با ایمان و جهادی شروع کنند و این شهر و منطقه و استان را نجات بدهند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/1/20 | 1400/1/20تهمت زنى نسبت به کاندیداى رقیب قطعاً حرام است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه188
خطبه اول
بِسمِالله الرحمن الرحیم
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایها الذین آمنوا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. از حقوقی که اهل تقوا مقید به رعایت آن هستند و امام سجاد علیه السلام در رساله به آن توجه داده اند، حقوق دوست است.
«وَ أَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» اما حق رفیق و دوست تو این است که تا مى توانى او را با فضل و بزرگوارى همراهى کنى. «وَ إِلَّا فَلَا أَقَلَّ مِنَ الْإِنْصَافِ» و گرنه حداقل درباره او جانب انصاف را نگه دارى. «وَ أَنْ تُکْرِمَهُ کَمَا یُکْرِمُکَ» و آن طور که او تو را اکرام مى کند، وى را اکرام کنى. «وَ تَحْفَظَهُ کَمَا یَحْفَظُکَ» و همان طور که او تو را حفظ مى کند، تو هم او را نگهدارى کنى.
«وَ لَا یَسْبِقَکَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ إِلَى مَکْرُمَهٍ فَإِنْ سَبَقَکَ کَافَأْتَهُ» مبادا در کار نیکى بر تو پیشى گیرد، پس اگر پیش دستى کرد آن را تلافى کن. ، «وَ لَا تُقَصِّرَ بِهِ عَمَّا یَسْتَحِقُّ مِنَ الْمَوَدَّهِ» و در امورى که سزاوار دوستى است در حقّش کوتاهى مکن. «تُلْزِمُ نَفْسَکَ نَصِیحَتَهُ وَ حِیَاطَتَهُ» خود را موظّف دار که خیرخواه و نگهدار او باشى. «وَ مُعَاضَدَتَهُ عَلَى طَاعَهِ رَبِّهِ» و برطاعت پروردگارش کمک و یاریش نمایى. «وَ مَعُونَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ فِیمَا لَا یَهُمُّ بِهِ مِنْ مَعْصِیَهِ رَبِّهِ» و در ترک گناه یار و مددکار او باشى. «ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِ رَحْمَهً وَ لَا تَکُونُ عَلَیْهِ عَذَاباً» سپس بر او مایه رحمت باشى نه عذاب. «و لا قوَّهَ الَّا بالله».
مجموعا ده حق از وظائفی که دوستان نسبت به هم، در رفاقت و روابط عاطفی و صمیمی که با هم دارند و باید رعایت کنند بیان شده است. انسان نمی تواند در زندگی اجتماعی که دارد دوست نداشته باشد. این یک نیاز فطری و طبیعی است و الا در او خیری نیست. رسول خدا فرمودند: مومن هم انس مى گیرد و هم دیگران با او انس مى گیرند و در کسى که نه خود با دیگران مانوس است و نه دیگران با او مانوسند خیرى نیست.
و مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: حتما براى خود دوستانى بیابید؛ چرا که دوستان ذخایر و پشتوانه هاى شما در دنیا و آخرتند… و ما اگر در دنیا دوستان خوبی برای خود انتخاب نکرده باشیم در آخرت حسرت می خوریم که چرا دوست خوبی که شفاعتمان کند نداریم. تا جائی که در تعبیری علی علیه السلام دارند که اگر کسى دوستى را که در راه خدا با او دوستى داشته، از دست بدهد، مثل این است که شریف ترین اعضاى بدن خود را از دست داده است.
اهمیت انتخاب صحیح دوست را می توان با مراجعه به قرآن و روایات فهمید. اگر خداوند خیر ما را اراده کرده باشد دوست خوب نصیب ما می کند. لذا با این همه تاکید انسان باید سعی کند افرادی را برای دوستی انتخاب کند که بر علم و اخلاق او بیفزایند و اعتقاداتش را محکم تر کنند و موجب انحراف او را فراهم نکنند و اگر با چنین کسی برخورد کردند فوراً ترک دوستی کنند. در آیه ۶۸ سوره مبارکه انعام فرمود: هرگاه کسانى را دیدى که آیات ما را استهزا مى کنند، از آنها روى بگردان تا به سخن دیگرى بپردازند. و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن با این جمعیت ستمگر منشین.
اساساً اهل ایمان و تقوا نباید در مجلسی که گناه در آن صورت می گیرد حضور داشته باشند چون احتمال تاثیر پذیری فراوان است، ولو ممکن است شخص خودش را هم خیلی قوی ببیند و بگوید که این مسائل خلاف اخلاق و بالاتر که خلاف عقیده است، در من تاثیر ندارد، اما آنچه از دستورات اولیاء دین در این باره به ما رسیده چیز دیگری است. گاهی این معاشرت حیثیت اجتماعی شخص را از بین می برد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: سزاوار نیست انسان مومن در مجلسی که در آن معصیت خدا می شود و او قادر بر تغییر آن نیست حاضر شود. و در رابطه با دوستی با افراد بزه کار فرمودند: با افراد گناهکار مصاحبت و همنشینى نداشته باش چون به تو آموزش گناه می دهند.
نکته ی دیگری عرض کنم و آن این است که افراد وقتی با کسی دوست می شوند تمام اسرار شخصی و خانوادگی خود را با او در میان می گذارند و این خلاف است. بله باید با دوست صادق و یک رنگ بود صدیق از همین باب است؛ اما باید اندازه دوستی را دانست و این بعد از آزمایش و گذشت مراحل متعدد است که چند سالی طول می کشد.
امام صادق علیه السلام در این رابطه به بعض افراد ملاک جالبی دادند که برای ما هم مفید است، فرمودند: دوستت را به اسرارت آگاه نساز؛ مگر آنچه را که اگر دشمنت هم از آن آگاه شود، هیچ ضررى متوجه تو نمى شود؛ چون ممکن است روزى همین دوستت ، دشمن تو شود. از طرف دیگر هم تذکر می دهند اگر اتفاقی افتاد و دوستی ات بهم خورد آنقدر بدگوئی نکن که اگر خواست برگردد، دیگر نشود.
امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر ارتباط خود را با دوستت بریدى در غیاب او به دنبال زشت گویى نباش، تا باب برگشت و رجوع او بسته نشود، چه بسا ممکن است تجارب روزگار او را وادار کند که دوباره به سوى تو بیاید. اگر در غیاب دوستى که از تو بریده است بدگویى کنى، او دیگر باز نخواهد گشت. همین مقدار برای این نوبت بس است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از حقیقت بندگی بهرهمند هستند. مولانا امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت ۱۳۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «کَمْ مِنْ صَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ، وَ کَمْ مِنْ قَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ، حَبَّذَا نَوْمُ الْأَکْیَاسِ وَ إِفْطَارُهُم». بسا روزهدارى که از روزه داشتن جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى ندارد. و بسا نمازگزارى که از نمازش جز بیدارى و رنج فایدهاى نمىبرد.
خوشا بر خواب زیرکان و افطار کردنشان. یعنی مهمترین شرط قبول و بهره بردن از عبادت و بندگی خدا این است که انسان را متوجه خدا بکند پس باید بهظاهر عبادت اکتفاء نکرد و همه شرایط آن را لحاظ کرد مثلاً روزهداری فقط تحمل گرسنگی و تشنگی نیست. یا نماز شب فقط بیدار بودن و نمازخواندن نیست. بلکه انسان باهوش تلاش میکند ببیند چه چیزی خدا را راضی میکند بر اساس همان عباداتش را تنظیم میکند. عمل خالص مرضی خداست.
«اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ» ماه رسول خدا هم در حال سپری شدن است و به ماه عظیم رمضان نزدیک می شویم که رسول خدا بشارت دادند «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ» این ماه بابرکت و رحمت و مغفرت به شما رو کرده. امیدوارم از همه لحظات آن بهره ببریم و غفلت نکنیم. بهخصوص شبهای قدر را درک کنیم و از خدای تعالی میخواهیم به برکت این ماه و شهیدش، بلا و گرفتاری را از امت اسلامی دور بگرداند.
تقارنِ زیبایی امسال صورت گرفته که به فال نیک میگیریم. در فصل بهار قرار داریم و ماه مبارک رمضان هم بهار قرآن است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «لِکُلِّ شَیْءٍ رَبِیعٌ وَ رَبِیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَان» ودر دعاهائی که از اهلبیت به ما رسیدهداریم: «… أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِیعَ قَلْبِی…» و ولادت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هم در همین فصل قرار گرفت که ایشان هم ربیع الانام است که در زیارتنامه حضرتش میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْأَنَامِ» سلام بر بهار اهل عالَم، یعنی تمام موجودات عالم هستی.
حتماً برنامهای قرآنی برای خودتان در نظر بگیرید غیر از تلاوت قرآن که هرروز انجام میدهید ولو کوتاه. کسی تجوید بلد نیست برود یاد بگیرد. کسی ترجمه بلد نیست ترجمه بخواند یا به دنبال تفسیر باشید. روزی نیم ساعت هم این کار را بکنید مجموعهای را در آخر ماه به دست خواهید آورد. ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن است که در آیه ۱۸۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ».
و قرآن کریم برای خود یک هدف را ترسیم کرده است و آن هدایت است به استوارترین و محکمترین راه که صراط مستقیم است. در آیه ۹ از سوره مبارکه اسراء فرمود: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ» که به بیان امام صادق علیهالسلام در کتاب کافی در ذیل آیه شریفه، استوارترین راه، امام است. «قَالَ: یَهْدِی إِلَى اَلْإِمَامِ» و در این زمان تمام توجه ما باید به وجود شریف حضرت باشد. چرا؟ چون مگر نفرمودند ماه مبارک رمضان ماه دعاست و دعا در آن مستجاب است، «وَدُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَاب…»؟در زیارت حضرت داریم: «أَشْهَدُأَنَّ بِوِلاَیَتِکَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ». ودردعای ندبه میخوانیم: «وَ دُعَائَنَا بِهِ مُسْتَجَابا». انشاءالله همه با توجه وارد ماه شویم و در یوم الجائزه جوائز خوب نصیبمان بشود.
امروز روز بیستم فروردین است در سال ۱۳۸۵ در چنین روزی در اوج تحریمها و فشارها ایران به دستاورد بزرگ علمی یعنی فنآوری راهاندازی یک زنجیره کامل غنىسازى اورانیوم در نطنز دستیافت و دارای صنعت هستهای شد. و شورای عالى انقلاب فرهنگى، بهپاس قدردانى از تلاشهاى افتخارآفرین دانشمندان جوان ایرانى در دستیابى کشور به فناورى صلحآمیز هستهای، در تقویم رسمى کشور این روز را «روز ملى فناورى هستهاى» نامگذاری کرد. تا فراموش نکنیم در طول سالیان متمادی چه مسیر پرتلاطمی را دانشمندان هستهای ما برای رسیدن به این مهم طی کردهاند و شهیدان گرانقدری همچون شهریارى، علیمحمدی، احمدى روشن، رضایینژاد، قشقایی و اخیراً فخری زاده را تقدیم این مسیر کردهایم. همه شهدا و بهخصوص شهدای دانشمند هستهای، سند مظلومیت ایران هستند. عظمت کارشان در این بود که باایمان قوی و روحیه جهادی و ایثارگری، تئوریهای علمی را عملی کردند و بین علم و عمل ارتباط برقرار کردند و عاقبت کارشان هم باسعادت به شهادت ختم شد.
بیشترین سخن من امروز راجع به همین دستاورد و مروری بر مسئله برجام است. اولاً میدانید که ایران از قبل انقلاب در دوران پهلوی دوم و تشویقی که آمریکائیها میکردند یعنی حدود سالهای دهه ۵۰ میلادى دنبال به دست آوردن انرژی هستهای بود. در سال ۱۹۵۸ (۱۳۳۶) ایران به عضویت آژانس بینالمللى انرژى اتمى درآمد. ده سال بعد ارسال ۱۳۴۶ پیمان عدم تکثیر سلاحهاى هستهاى را پذیرفت و در سال ۱۳۴۸ در مجلس شوراى آن زمان تصویب شد. در طول سالها قراردادهای متعددی برای پیشرفت کار با ایران بسته شد که بعد از پیروزى انقلاب اسلامی، کشورهای غربی تقریباً به هیچکدام از تعهداتشان عمل نکردند.
همه میدانید که انرژى هستهاى یکی از مهمترین مباحث تکنولوژى هستهاى است و نقش بسیار اثرگذاری در تأمین انرژى همه کشورها دارد. امروزه یکی از اساسیترین مسائل کشورها، اصلاح و استفاده صحیح از منابع انرژى هائی است که در اختیاردارند و برای این مهم برنامهریزیهای دقیق و زیربنایى دارند. و در بین این منابع انرژی، ویژهترین انرژی، انرژی هستهای است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب، انرژی هستهای است که باعث کینه و سنگاندازی و دشمنیهای دشمنان نظام است.
در سالهاى ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ مذاکرات هستهاى میان ایران و سه کشور اروپایى دنبال مىشد. در آن مقطع ایران براى اعتمادسازى بخش مهمى از برنامههاى هستهاى خودش را به حالت تعلیق درآورده بود. اما در اوایل سال ۱۳۸۴ و با توجه به بدعهدى کشورهاى اروپایى در انجام تعهداتشان، ایران تصمیم گرفت با توجه به خواسته عمومی که شعارش یادتان هست به مذاکرات پایان بدهد و فعالیتهای تعلیق شده را از نو شروع کند و این اقدام راهم کرد. همه هم قبول داشتند که ادامه کار با کشورهای اروپائی به ضرر ایران است.
لذا در سال ۸۵ ایران تحرکی به کار داد و باقوت پیگیری کرد و صنعت هستهای کشور را تثبیت کرد. اما از سال ۹۲ به بعد برای حل مشکلات اقتصادی و کاهش فشار تحریمها دولت اقدام به برگزاری سلسله جدیدی از مذاکرات کرد. رئیسجمهور معتقد بود که با مذاکره باقدرت های بزرگ مثل آمریکا و توافق مناسب با آنها، میشود تحریمهای اقتصادی را برداشت و مشکلات در مدت کوتاهی حل میشود. لذا شروع به مذاکراتی کردند که از اول، انتهایش معلوم بود.
آقا هم فرمودند: «باوجود اینکه من خوشبین نبودم به مذاکره با آمریکا، با این مذاکرات موردى، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکرهکنندگان هم با همه وجود حمایت کردم … اگر کسى بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقى انجام بگیرد که این توافق توافقى باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد».
دو گوشبهزنگ طول کشید و در تیرماه سال ۹۴ توافق جامع هستهای بسته شد. طبق این توافق ایران بخش زیادی از فعالیتهای هستهایاش را تعطیل کرد. کارشناسان گفتند ۱۰۰ مورد تعهد موقت و دائمی از سوی ایران پذیرفتهشده است. تعطیل غنیسازی ۲۰ درصد، محدودیت در حجم گاز اورانیوم غنیشده، محدودیت در درصد غنیشده، محدودیت در تولید سانتریفیوژ، تعطیل شدن فردو و…
تحلیل آقایان هم این بود که مشکلات اقتصادی، ریشه خارجی دارد که تحریم است. و ابزار مناسب برای برداشتن تحریمها، مذاکره است که برای رسیدن به این هدف تاریخ اسلام را هم تحریف کردند. گفتند امام حسین هم مذاکره کرد و امثال اینها که یادتان هست. بله منطق مذاکره امتیاز دادن و امتیاز گرفتن هست. این قبول ولی نباید فعالیتهای هستهای را تعطیل میکردند. در همان محدوده مذاکره فعالیتها باید ادامه مییافت. ولی آقایان در همهچیز عقبنشینی کردند و به خواستهها تن دادند و امتیازی نگرفتند.
آقا فرمودند: «ما از اوّل، منطقى وارد شدیم، منطقى حرف زدیم، زیادهخواهى نکردیم؛ ما گفتیم طرف، یک تحریم ظالمانهاى را تحمیل کرده است، ما مىخواهیم این تحریم برداشته بشود؛ خیلى خب، اینیک بده بستان است، حرفى نداریم که در این زمینه یکچیزی بدهیم، یکچیزی بستانیم تا تحریمها برداشته بشود؛ امّا صنعت هستهاى متوقّف نباید بشود، (ببینید بزنگاه مطلب این بود) لطمه نباید بخورد؛ این حرف اوّل است؛ از اوّل این حرف را زدیم و دنبال کردیم».
بااینکه رهبری و دلسوزان مکرر تأکید کردند که به دشمن دروغگوی خائن نباید اعتماد کرد، گوش ندادند. حتی حضرت آقا صریحاً در نامهاى به رئیسجمهور و رئیس شوراى عالى امنیت ملى، در ۲۹ مهرماه ۹۴ با تأکید بربندهای نهگانهى قانون مجلس و ملاحظات دهگانهى ذیل مصوّبهى شوراى عالى امنیّت ملّى، با طرح ۹ شرط، اجراى آن را تأیید کردند. که اگر این شروط رعایت شده بود، مشکلات امروز را نداشتیم.
بنای اول این بود: برجام باید موجب لغو جامع کلیه تحریمهاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد و همچنین تحریمهاى چندجانبه و ملى مرتبط با برنامه هستهاى ایران و نیز شامل گامهایى براى ایجاد دسترسى در حوزههاى تجارت، فناورى، مالى، و انرژى مىشد، که نشد.
اما تحلیل همان بود که داشتند و هر دو مطلبشان درصحنه بیرونی و واقعی غلط و با چالش روبرو بود که مصادیق آن فراوان است مثل ارز و نظام پولی و امثال اینها که وقت را نمیگیرم. و عمدهترین مشکل اعتماد به پلیدترین کشورهای دنیا بود. آمریکا یکجانبه خارج شد و کشورهای اروپائی هم به تعهدات خودشان پای بند نبودند، و همه اینها باسابقهای که داشتند قابل پیشبینى بود.
تجربه توافق هستهای خیلی گران و پرهزینه بود و باید درس عبرت بزرگی باشد برای مردم و مسئولین که به سنت قطعی خدای تعالی ایمان داشته باشند و بدانند که عمدهی مشکلات اقتصادی کشور در داخل درست میشود و اثرگذاری عوامل خارجی در مقابل اقدامات داخلی بسیار ناچیز است. و باید این تفکر تقویت شود که هرگز به دشمن بدعهد نباید اعتماد کرد و در مقابلش نباید انعطاف داشت. مردم خوب فهمیدند که مذاکره تحریمها را از بین نمیبرد. ایکاش بعض از مسئولین هم بفهمند. همانطور که آقا فرمودند با استحکام درونی میتوانیم تحریمها را بیاثر کنیم.
بههرتقدیر بیش از چهل سال است خواستند با قهرو غلبه و تطمیع و ارعاب و ترور و جنگ مباشره و نیابتا و نهایتا با تحریم اقتصادی ایران اسلامی را زمینگیر کنند قوتش را عزتش را صلابتش را بگیرند مردم را خسته کنند نتوانستند بعدازاین هم نخواهند توانست.
حالا بازهم ساده لوحانه اگر نخواهم کلمه دیگری بگویم عدهای از توبه آمریکا سخن میگویند که آمریکا میخواهد توبه کند. آمده برای توبه. تمام کلماتشان و سخنرانیهای آمریکاییها را در این مدت نگاه کنید. هم رئیسجمهور آمریکا هم اطرافیانشان. برای همین وضعیت تغییری نخواهد کرد بلکه توان موشکی و قدرت و سلطه منطقهای که ایران دارد موردنظر و توجهشان است. نهتنها آن کار را انجام نخواهند داد مطالبات دیگری دارند. شما چرا حرف از توبه میزنید؟ کجا توبه دارند؟ هرگز اینطور نیست. آنچه مردم میخواهند و مکرر هم گفتند و رهبر معظم انقلاب هم تأکید بران دارد و ما هم بر همان تأکید میکنیم و مطالبه داریم لغو همه تحریمها و راستی آزمایی است که حرف اول و آخر همه مردم است.
در پایان این بخش بیان حضرت امام روحالله را برای شما میخوانم: «من بارها گفتهام و هماکنون اعلام میکنم که ایران باید تا قطع تمام وابستگیهای سیاسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى خود از آمریکا، به مبارزات قاطع خود علیه این جهان خوار بیرحم ادامه دهد و بعد درصورتیکه ملت بیدار و شریف ما اجازه دهد، ارتباط بسیار عادى خود را در حد سایر کشورها با آمریکا برقرار میکند. لذا تا رسیدن به این زمان ما شعار همیشگی خود را تکرار میکنیم که مرگ بر آمریکا.
۲۰ فروردین روز هنر انقلاب اسلامی، قطع رابطه سیاسی با آمریکا،۲۱ فروردین روز تأسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی سال ۵۸ به دستور امام، این مطالب بماند.
مسئولین مواظب باشند از حرف رهبری راجع به ورود واکسن آمریکائی و انگلیسی عدول نکنند. شنیدم که دارند وارد میکنند. توجه داشته باشید که بیان ایشان واکسن انگلیسی است هر جا که ساخته شود. نه اینکه فقط در انگلیس ساخته شود. امکان دارد که این واکسن در کشور دیگر ساخته شود. نیایند بگویند که ما آن را از فلان کشور وارد کردیم. این واکسنی که اخیراً وارد کردند علیالظاهر انگلیسها در جای دیگری ساختند و آقایان هم وارد کردند.
نکته استانی: اما آنچه راجع به انتخابات عرض میکنم این است که اسلام و عرف و اخلاق با هرگونه فریب مردم به اسم تبلیغات انتخاباتى مخالف و این کار خلاف شرع است. تهمتزنى نسبت به کاندیداى رقیب قطعاً حرام است. کاندیداها خودشان را با فریب و دروغ بزک نکنند. در تبلیغاتشان ارزشهاى نظام را نادیده نگیرند. یکدیگر را تخریب نکنند. باکمال صداقت با مردم حرف بزنند. تواناییهایشان را بگویند. دروغ نگویند.
مسئله هزینه کردنها هم برای شما ملاک باشد. از کجا آوردهاند و چرا این مقدار خرج میکنند؟ یکی از بدترین کارها که در بعض مناطق دیده شد در سالهای گذشته خریدوفروش روی است که هم خلاف اخلاق است هم خلاف قانون. که متولیان امر روی این موضوع دقت و تمهیدات لازم را داشته باشند.
مردم هم توجه داشته باشید که برای تحت تأثیر قرار دادن انتخابات ریاست جمهوری که شورای شهر و روستا هم همزمان برگزار میشود درواقع برای اصل انتخابات یکی از کارهایی که دشمنان انجام میدهند نشر اخبار خلاف واقع و کذب است و اخبار دروغ هم بهسرعت پخش میشود. لذا تحت تأثیر اخبار متعددی که این روزها منتشر میشود قرار نگیرید و تا از خبری مطمئن نشدید و یقین به منبع خبر پیدا نکردید بازنشر ندهید. بازنشر کردن خبر دروغ خودش خلاف است. دروغ فقط گفتن که نیست. به نوشتن هم هست. بهدروغ دیگری را همنشر دادن هم هست. دایرهاش وسیع است. مواظب باشید در این چرخه کذب و شایعه و دروغ قرار نگیرید.
نکته آخر اینکه اجازه بدهید مسئولین استعلام و نظارت و اجرایی که در انتخابات شوراهای شهر و روستا دارند فعالیت میکنند کار خودشان را انجام بدهند. چرا بعضیها این عزیزان را تحتفشار قرار میدهند؟ کسانی که صلاحیتهایشان محل اشکال و شبهه است یا محل قطعی است. یکوقت هست که شبهه است و بررسی میکنند و قطعی میشود. اما یکوقت هم قطعی است و طرف تخلفاتی دارد و اسنادش موجود است و این سندها هم در اختیار است. بعد بعضیها به این دوستان فشار میآورد که فلانی آبرو داشته و کذا و کذا. بگذارید این دوستان کار خودشان را دقیق انجام دهند تا آن چیزی که مرضی خداست واقع شود.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/1/13 | 1400/1/13بنده از هیچ فرد و لیستی حمایت نکرده و نمی کنم | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه189
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله . یکی از مراقبت های متقین رعایت همسایه است. این مباحثی که از اهل بیت به ما رسیده اگر مد نظر قرار گیرد و بکار گرفته شود جامعه سالم خواهد شد. دستور العمل رفع مشکلات فراوانی که در تعاملات بین افراد در اجتماع وجود دارد که نمی توانند با مسالمت باهم زندگی کنند همین عبارات است. اگر دقت شود آرامش و آسایش را به دنبال دارد. همسایه یعنی دو چیزی که بر روی هم سایه می اندازند و درکنار هم هستند لذا شامل همکاران و همکلاسان و همسایه های اصطلاحی و امثال اینها و اگر گسترده تر دیده شود دو کشور همجوار هم می شود. و لذا در این بحث کلامی از هم عقیده و هم دین بودن و اهل ایمان بودن نیست بلکه تکلیفی است که فرد مسلمان نسبت به همسایه اش دارد هر که باشد.
رسول خدا فرمودند: همسایه ها سه گروه هستند؛ گروه اول همسایگانى که بر همسایه یک حق دارند؛ گروه دیگر دو حق بر همسایه دارند؛ و گروه سوم بر همسایه سه حق دارند. آن همسایه که سه حق دارد، کسى است که حق همسایگى و حق قوم و خویشى و حق مسلمانى و هم کیشى دارد؛ (یعنی همسایه شما هم پسرعموی شماست هم مسلمان است پس هم حق خویشی دارد، هم حق همسایگی دارد هم حق مسلمانی)؛ اما آن که دو حق دارد، آن است که هم مسلمان است و هم همسایه ؛ یعنى هم حق اسلام دارد و هم حق همسایگى؛ اما آن که یک حق دارد همسایه مشرک و غیر مسلمان است ؛ نه قوم و خویش است و نه مسلمان .
یکی از معیارهای شناخت ایمان همسایه این است که به دیگران آزار و اذیت نرساند و موجبات تکدر خاطر را فراهم نکند و از شر او در امان باشند. ایذاء همسایه اعمال صالح انسان را نابود می کند. اذیت هم که گفته می شود، دنبال مزاحمت های سخت و کلان نباشید، بلکه کوچکترین عملی که باعث ناراحتی شود را هم شامل می شود. در روایت از رسول خدا است که فرمودند: اگر سگ همسایه را سنگ بزنى، آزار او به حساب مى آید. اینجا کسی سوء استفاده نکند این سگ که گفته می شود سگ گله و سگ حافظ خانه و امثال اینها بوده. گاهی نگهداری خود آن سگ عامل مزاحمت و اذیت همسایه است.
به هر تقدیر جنبه حق الناسی پیدا می کند که حساب سخت دارد. مولانا سجادعلیه السلام دررساله حقوق به بعض ازحقوق همسایگان اشاره فرموده اند: «وَ اَمّا حَقُّ الجَارِ، فحِفظُهُ غَائِباً» و اما حق همسایه، حفظ او است در غیبت و پنهان. یک معنایش این است که وقتى او در خانه نیست، خانه و مال او را از تعرض دیگران حفظ کنى. بعضی وقتها میگویند به من چه و در باز است و می آیند دزدی و او توجهی نمیکند.
«وَ کَرَامَتُهُ شَاهِداً» و تکریم و بزرگداشت او است در حضور و عیان؛ یعنى وقتى با هم برخورد مى کنید، یا با هم در یک جمع دوستانه شرکت دارید، او را اکرام کنید و مقام او را پاس دارید. «وَ نُصْرَتُهُ وَ مَعُونَتُهُ فِی الْحَالَیْنِ جَمِیعاً» و یارى و معاونت اوست در هر حال. دو کلمه نصرت و اعانت معانی متعددی را القاء می کند. می تواند اعانت در امور مادى و نصرت درامور معنوى باشد یعنی همسایه وظیفه دارد کمکِ مادی و معنوی همسایه خود باشد. مثلاً وقتی امام صادق علیه السلام از رسول خدا نقل می کنند که اگر کسى شب بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است؛ یعنی وظیفه داریم کمک مادی داشته باشیم. نصرت هم همینطور که در امور معنوی است.
«لَا تَتَبَّعْ لَهُ عَوْرَهً» نباید به دنبال عیب او باشى. «وَ لَا تَبْحَثْ لَهُ عَنْ سَوْءَهٍ» و بدى هاى او را جستجو نکنى. «لِتَعْرِفَهَا» تا به بدى در او دست یابى. «فَإِنْ عَرَفْتَهَا مِنْهُ عَنْ غَیْرِ إِرَادَهٍ مِنْکَ، وَ لَا تَکَلُّفٍ کُنْتَ لِمَا عَلِمْتَ حِصْناً حَصِیناً وَ سِتْراً سَتِیراً» و اگر ناخواسته بر بدى و عیبى از او آگاه شدى، مانند دژى نفوذ ناپذیر و پرده اى ضخیم آنها را در دل خود نگهدار. «و لَوْ بَحَثَتِ الْأَسِنَّهُ عَنْهُ ضَمِیراً لَمْ تَتَّصِلْ إِلَیْهِ لِانْطِوَائِهِ عَلَیْهِ» طورى که اگر با نیزه، براى یافتن آن عیوب درونت شکافته شود، بدان نرسند. یعنی برای خودت هم دیگر تکرار نکن. جوری که خودت هم یادت نباشد.
اینجا امام علیه السلام به نکته ای اشاره فرموده اند که باید به دقت رعایت شود و آن مساله رازداری است. چون معمولاً همسایه ها از مسائل مختلف هم با خبر می شوند پس باید چشم از عیوب هم بردارند و رازدار باشند. و چقدر مذمت شده انسان پستی که نه تنها رازداری ندارد بلکه می گردد تا عیبی پیدا کند و برملا کند. تاکید روایات بر این است که عیب جوئی مطلقاً بد است و اگر شخص مومن باشد شدت نهی دارد. امام علیه السلام فرمودند: «لا تتَّبع لَه عَوره» هرگز بدی های او را جستجو نکن. چون چنین کسی به تعبیر امیرالمومنین از اشرار است. «الْأَشْرَارُ یَتَّبَّعُونَ مَعَایِبَ النَّاسِ فَیَنْشُرُونَهَا وَ یَکْتُمُونَ مَحَاسِنَهُمْ وَ یَدْفِنُونَهَا» کار اشرار این است که بدنبال عیوب دیگرانند تا منتشر کنند و خوبى هاى آن ها را کتمان و دفن می کنند. بعضی وقتها افراد ظاهر الصلاح هم می شوند یعنی با ظاهر خوبی و بیان لطیفی با قیافه حق به جانبی عیب جویی میکنند و بعد برملا میکنند . اینها دیگر شر الاشرار هستند.
و درباره همسایه، امام عسکرى علیه السلام فرمودند: از بدى هائی که کمر انسان را مى شکند، همسایه بد است که خوبى هاى تو را پنهان مى کند و اگر از تو زشتى و بدى دید، آن را افشا مى کند. اینها درس است. شما میروید سراغ بزرگان و میگویید دستور العمل بدهند. خب اهل بیت دارند به ما دستور العمل میدهند. این دستور العمل است که این کار را بکنید تا آرامش پیدا کنید. بعد امام علیه السلام به یک مورد از بدی ها که استراق سمع است اشاره فرمودند که: «لَا تَسْتَمِعْ عَلَیْهِ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُ» مبادا از جایى که او بى خبر است، سخنان او را بشنوى.
اینها مباحث فقهی دارد . مثلا بعضی ها از سوراخ کلید به خانه همسایه نگاه میکنند. یا آمد در بالکن ایستاد و حیاط را دید. بعد همسایه با تیر زد چشم او را کور کرد. در این حالت دیه و قصاص ندارد. بحث های فقهی جای خود. بحث ما فعلا اخلاقی و تربیتی است.
اشراف بر خانه همسایه با نگاه کردن یا با گوش دادن به سخنان باشد به شدت نهی شده. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند نهى فرموده است که انسان بر خانه همسایه اش اشراف و اطلاع پیدا کند، (بگذریم از خانه هایی که انقدر بلند است که تا انتهای خانه های دیگر معلوم است) اگر کسى به دنبال یافتن اسرار برادر مسلمانش یا دیگران باشد، خداوند او راهمراه با منافقان وارد جهنم مى کند. آنها کسانى اند که دنبال یافتن بدى هاى مردمند. از دنیا خارج نمى شوند تا این که خداوند آنان را مفتضح و رسوا مى کند، مگر این که توبه کنند. یعنى اثروضعى اش این است که در این دنیا، قبل از مرگ، مکافات عمل خود را خواهند دید و آبرویشان در معرض خطر قرار خواهد گرفت ، مگر این که توبه کنند.
«لَا تُسْلِمْهُ عِنْدَ شَدِیدَهٍ» به هنگام سختى او را رها نکنى. این از حقوق همسایگی است. «وَ لَا تَحْسُدْهُ عِنْدَ نِعْمَهٍ» و در نعمتى بر او حسادت نورزى. «تُقِیلُ عَثْرَتَهُ وَ تَغْفِرُ زَلَّتَهُ» از خطاى او درگذرى و گناهش را بر او ببخشایى. بالاخره همسایه است سر و صداست می آیند عذرخواهی میکنند؛ ببخشید. «وَ لَا تَدَّخِرْ حِلْمَکَ عَنْهُ إِذَا جَهِلَ عَلَیْکَ» و اگر نادانى از او سرزد، از حلم و بردبارى دریغ نفرمایى. بالاخره فضا آپارتمان نشینی شده خانه ها هم آنقدر نازک ساخته شده که کوچکترین سرو صدایی می آید. حالا برای همسایه مهمان آمده بچه کوچک هم دارند. خب سرو صدا می شود. یکی دو ساعت است باید تحمل کرد.
«وَ لَا تَخْرُجْ أَنْ تَکُونَ سِلْماً لَهُ» و از راه مسالمت خارج نگردى. «تَرُدُّ عَنْهُ لِسَانَ الشَّتِیمَهِ» بدگویى دیگران را از او دفع کنى. «وَتُبْطِلُ فِیهِ کَیْدَحَامِلِ النَّصِیحَهِ» و اگر کسى در لباس ناصح با او حیله مى کند، جلوگیرى کنى. «وَ تُعَاشِرُهُ مُعَاشَرَهً کَرِیمَهً» با او بزرگوارانه و از سر کرامت معاشرت نمایى. «و لا حول ولا قوَّهَ الَّا بالله».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین صبورند و در مشکلات جزع ندارند. مولانا امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۱۳۶ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «یَنْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْمُصِیبَهِ وَ مَنْ ضَرَبَ یَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِیبَتِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ» صبر و پایدارى به اندازه مصیبت مىرسد، و هر کس در هنگام مصیبت دست بىتابى بر زانو زند یعنی جزع کند اجر و پاداش خود را تباه کند. صبر از کمالات انسان و یکی از مقامات معنوی است که آثار فراوان دنیایی و آخرتی دارد به طوری که خدای تعالی صابران را بشارت داده و بحث مفصلی دارد که در جایش باید مطرح شود. در مقابل آن بی تابی و جزع است امام علیه السلام بر اقل و کمترین حد جزع که دست بر روی پا زدن است اشاره فرموده که این کار اجر را از بین برده، عمل را نابود می کند. خدای تعالی قبل از این که مصیبتی به کسی وارد کند تحمل و توان آن را می دهد و البته انسان باید خود را در همان مسیر تربیت کند و تلخی آن مصیبت را تحمل کند. اگر کسی این حالت را در خود بوجود بیاورد که در مقابل مصیبت ها ولو در ظاهر جزع نداشته باشد، این وارد اولین مرحله صبر شده است که مراحل بالاتر نه تنها جزع ندارد و در درون ناراحت نیست بلکه همه مصائب را جمیل می بیند و می گوید و «ما رَاَیتُ الّا جَمیلا» خداوند همه ما را از صابران قرار دهد.
چند مطلب را امروز به عرضتان می رسانم. اول اینکه همه ما باید امانتدار سرمایه ها و نعم الهی باشیم. امروز روز طبیعت نامگذاری شده، یعنی هنگام بهره بردن از محیط زیست به خصوص آب و خاک و گیاهان؛ به آنها آسیب نرسانیم. ضمن استفاده باید آنها را حفظ کرد تا زندگی از شادابی لازم برخوردار باشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: زندگی با سه چیز خوش است؛ هوای پاک، آب فراوان و گوارا و زمین نرم و آماده کشاورزی. که به فضل الهی در این منطقه هر سه فراهم است و با همت می توان بهره وری را بیشتر کرد. استفاده از طبیعت و گردش در آن برای آرامش اعصاب لازم است. قسمتی از بیان امام کاظم علیه السلام این است که نگاه به سبزه و نگاه به آب روان به دیده روشنی می بخشد. حفاظت از طبیعت شعار و روش ما باشد ان شاء الله.
همه ساله در دهه آخر ماه شعبان المعظم و در آستانه و استقبال از ماه مبارک رمضان، از خانه های خدا یعنی مساجد غبار روبی می کنیم. خوب است که همه مردم در آماده سازی مساجد برای ورود به ماه مبارک رمضان اقدام داشته باشند. البته شرائط زمان و وضعیتی که داریم را هم باید در نظر گرفت. باید در این شرائط با ابتکار و خلاقیت و برنامه ریزی دقیق، بهترین استفاده را جهت تعالی و رشد معنویتِ جامعه از مسجد که نهاد انسان سازی است برد.
ایمان و عقیده سالم و بصیرت دینی و تعهد و تفکر واخلاق جوانانِ آینده سازِ کشور و تمدن نوین اسلامی، درمسجد درست می شود. زیرا از مهمترین ارکان تحققِ تحولاتِ بنیادین و تمدن ساز بر مبنای اندیشه اسلام، احتیاج به نیروی انسانی مومن و معتقد به آرمان ها دارد که این افراد در مسجد ساخته می شوند. امروز همانطور که در تمام دنیا دیده می شود، نمی شود بدون سرمایه انسانی یعنی نیروی متخصص و کارآمد و مومن که از سرمایه مادی هم نقش مهمتر و موثرتری دارد، به اهداف بلند انسانی و الهی رسید. لذا مهمترین پایگاهى که توانائی تربیت چنین نیروى انسانى را دارد، مسجد است.
و البته تلاش های فراوانی برای تعطیلی این پایگاه رفیع صورت گرفته که قرآن کریم کسانىکه سعى در تعطیلى مسجد و از کار افتادن آن دارند را از ستمکارترین مردم می داند در آیه ۱۱۴ سوره بقره فرمود: «وَ مَن أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یذْکرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِى خَرابِها أُولئِک ما کانَ لَهُمْ أَنْ یدْخُلُوها إِلَّا خائِفِینَ لَهُمْ فِى الدُّنْیا خِزْى وَ لَهُمْ فِى الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیمٌ» و چهکسانى ستمکارتر از کسانى مىباشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیرى کردند و در خرابى آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن درآیند، جز در حال ترس از خدا. براى آنان در دنیا خوارى و زبونى است و در آخرت عذابى بزرگ است.
باید از مساجد غبارروبی کرد اما نه فقط گرد و خاک، بلکه غبار تنگ نظری ها و خودخواهی ها و کم ظرفیتی ها و تکبرها تا مساجد زنده شوند. وقتی دشمنان سعى می کنند با انواع برنامههای ضد ارزشی جوانان را از کانونهاى دینى و معنوی دور نموده و با ترویج ارزشهاى مادى غرب، آنان را از دین گریزان کنند، یکی از ظرفیتهاى مساجد، آماده سازى و تربیت نوجوانان و جوانان براى مقابله با همین تهاجم فرهنگى و جنگ نرم دشمن خواهد بود. باید دوباره اهل مسجد بودن را تقویت و شعار کرد. در مسجد است که انسان های صالح و کارآمد تربیت می شوند.
یکی از نشانه های ایمان همین رفت و آمد به مساجد است. رسول خدا فرمود: اگر شخصى را دیدید که مرتب به مسجد رفت و آمد مىکند، به ایمان وى شهادت دهید، زیرا خداوند متعال مىفرماید: مساجد خدا را تنها کسى آباد مىکند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد. چون کسی که به مسجد رفت و آمد دارد در حقیقت دارد آن را آباد میکند. آبادانی مساجد ساخت و ساز و سازه های گرانقیمت نیست. میدانید که بخشی از مساجد ما هر یک سانتش قیمت خیلی زیادی دارد. چون با بهترین مواد و کاشی کاری ها ساخته میشود. مکان قیمتی است اما در طول شبانه روز دو ساعت باز است. بهره برداری درست از آن نمی شود. آبادی مسجد به مزخرف کردن آن نیست مزخرف به طلاکاری میگویند. آبادانی مسجد به نمازگزار مسجد است. مسجد محل نشر دین و معرفت و بصیرت و علم و آگاهی باید باشد. مردم باید همه چیز را در مساجد یاد بگیرند. دانشگاه باید باشد . باید محل آموزش و تربیت باشد.
حضرت آقا هم دائره را گسترده کردن و تا تمدن سازی پیش بردند که از اول اسلام هم همین بود. مسجد محور تمدن سازی بود. وقتی پیغمبر آمدند یثرب بعد از اینکه مسجد را ساختند شد مدینه و الا اصلش یثرب بود. بعد از اینکه مسجد آمد و خانه ها دور مسجد ساخته شد، متمدن شدند و شد مدینه. حضرت آقا فرمودند: مسجد باید پایگاه انسانسازى، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرتافزایى و زمینهسازى براى ایجاد تمدن اسلامى باشد.
امروز لازم است که هر مسجد، پایگاهی باشد برای مبارزه با نفوذ فرهنگی و فکری دشمن و این خاکریز فرهنگی تقویت شود و البته نقش اصلی را امامان محترم مساجد به عنوان فرمانده فرهنگی مسجد و محله به عهده دارند، که اگر کسی توان نداشته باشد این سنگر مهم را تدارک کند بهتر است واگذار کند.
از مهمترین کارکردهای مساجد که مسئولان باید به این امر دقت بیشتری کرده و باور کنند قدرت نرم مساجد در مهار آسیب های اجتماعی است. بررسی کنید ببینید آسیب های اجتماعی از چه زمانی در کشور رو به رشد گذاشت؟ وقتی که در کنار مساجد، بدل سازی کردند و آن را ازکار و اثر بخشی انداختند. و الا سابقه درخشان مساجد را در سال های ۵۰ و ۶۰ کسی فراموش نکرده است.
امروز اعتقاد ما این است مساجد مهمترین نقش را در کاهش آسیب های اجتماعی دارند به شرط آنکه متولیان امر بگذارند که مساجد در این امر محوریت داشته باشند. آسیب ها را بررسی کنید ببینید کدامیک از آنها را نمی توان با توانمند سازی مساجد در محلات بر طرف کرد. همه را می شود. اخیراً هم که رهبر معظم انقلاب مساجد را یکی از ارکان برطرف کننده مشکلات اقتصادی دانستند که اگر فضا فراهم شود و ائمه مساجد همت کنند می شود در بحث پشتیبانی و رفع موانع تولید برنامه های مفید و فوری داشت.
نکته دیگر راجع به تعطیلی در زمان کرونا و دستور ستاد ملی کروناست و اینکه تا امروز اهل ایمان و مسجدی ها به خوبی رعایت کرده اند و باز هم می کنند. دستور رسیده رهبر معظم انقلاب هم فرمودند رعایت کنیم ما هم اطاعت میکنیم. همه باید تابع باشیم. اما مسئولین محترم ستاد پاسخگو باشند که چرا وقتی به گفته خودتان، افرادی به مسافرت می روند و رعایت نمیکنند یا در صفوف متراکم و طولانی خرید و اماکن شلوغ حضور دارند، مساجد را که تمام قوانین را رعایت می کنند و اقل زمان و ازدحام را دارند بیانیه میدهید که تعطیل شوند؟ این را ما نفهمیدیم یعنی چه!
نماز جمعه هم همینطور هفته ای یک بار است و فضای آن طبق نظر کار شناسان تهویه هوا و سقف بلند و فاصله گذاری مناسب دارد و مدت نماز محدود با افراد محدود، چرا باید تعطیل باشد؟ البته من برای جلساتی که برگزار کردم با ستاد کرونا هماهنگ کردم. بر خلاف دستور عمل نکردم. اگر اصرار میکردند که انجام ندهید انجام نمیدادیم. من گفتم به من بگویید کجای کار ایراد دارد تا انجام ندهم. بعلاوه شارع مقدس در امر برگزاری نماز جمعه اقل افراد برای شرکت را با امام ۵ نفر دانسته یعنی همه شرائط مد نظر بوده یعنی اگر هم خیلی قصه بحرانی شد با کمترین تعداد افراد می توان نماز را برقرار کرد. چرا اصلش را تعطیل کنیم؟ صد نفر در این فضای به این بزرگی بنشینند با فاصله بنشینند و نماز خوانده شود. و جالب است دستور بستن مساجد و مصلی را که می دهند که همان دیروز بیانیه دادند که سینماها از امروز باز است. این را دیگر نمیفهمیم. می شود کوسه ریش پهن. به نظر می رسد آقایان باید تجدید نظر جدی کنند.
نکته ای راجع به سند همکاری ایران و چین عرض کنم که عده ای خیلی برافروخته شده اند و چون آمریکا و اسرائیل ناراحتند اینها هم خیلی ناراحتند. این اقدام را بر خلاف منافع ملی و وابستگی به شرق می دانند. میگویند مستعمره شرق شدیم. اولاً خوب است رابطه ایران با چین را از قبل بررسی کنند که نوع تعاملات و مناسبات چگونه بوده. ثانیاً ایران بنا دارد از ظرفیتهاى کشورهاى جهان و همسایه هایش از هند و روسیه برای رشد و توسعه اقتصاد و فرهنگ و سیاست استفاده کند و این سند اولین قدم است. ثالثاً آنچه در سند تا همین مقدار که مطرح شده با توجه به این که وسط جنگ اقتصادی هستیم و نمی شود مطالب را شفاف بیان کرد. در جنگ که اسرار را هویدا نمیکنند. با توجه به آنچه می شود بیان کرد و اسرار را لو نداد، بررسی کنید و بگوئید کجای آن برای کشور مشکل ایجاد می کند.
بعضی ها که فرق تعهدنامه و توافق نامه و قرارداد و سند را نمی دانند اظهار نظر می کنند و نمی دانند ماهیت این سند، راهبردی و نقشه راه است. اسکلت همکاری دراز مدت طرفین را بر اساس منافع مشترک ترسیم می کند تا در زمان مشخص شده قراردادهای لازم را -که اگر تعهد آور است بیاید مجلس طبق اصل ۷۷ قانون اساسی بررسی شود- منعقد کنند. بعلاوه صلح و ثبات منطقه در آن لحاظ شده و مطلبی راجع به مداخله در امور کشورها که بعضی ادعا کرده اند را ندارد.
مزید اطلاع آن عده از غرب پرستان که در عالم کشوری غیر از آمریکا و سه کشور اروپائی و ظلم سال های متمادی این کشورها بر علیه ایران را نمی بینند و نگران این هستند که نکند ایران وابسته به چین شود عرض می کنیم که در این سند انتقال دانش انتقال فن آوری، کم اثر شدن تحریم ها و آورده های دیگر با توجه به عدم وابسته شدن لحاظ شده است. البته قطعاً عزیزان توجه دارند که نباید منفعلانه حرکت کنند و از تمام فرصت های همکاری به نفع ایران با دقت در چالش هائی که ممکن است وجود داشته باشد استفاده می کنند. دقت هم داشته باشند که در چالش نیوفتند. اما اصل مطلب، مطلب غلطی نیست. به کوری چشم معاندان خارجی و داخلی، ایرانِ قوی به سرعت به سمت قوی تر شدن در حال حرکت است و آمریکای به گل نشسته و اذناب پلیدش توان جلوگیری از ایران را ندارند.
نکته دیگر اینکه مسئولین محترم اجرایی در این ماه های پایانی بیشتر به فکر خدمت کردن به مردم باشند و صادقانه و راست، تاکید میکنم صادقانه و راست گزارش دهند وعده هائی که دادند را چه مقدار عملیاتی کردند و البته محل بیان مطلب را صدا و سیما و رسانه ملی انتخاب کنند تا همه مردم پاسخ آنان را بشنوند و قضاوت کنند. و الا مثل استعفاء دادن در فضای مجازی اقدام داشته باشید فرار از مسئولیت است.
نکته استانی راجع به انتخابات باید عرض کنم چه در رابطه با ریاست جمهوری و چه شوراها وظیفه ما این است که به دنبال انتخاب اصلح باشیم و برای این کار یا خودمان افراد را می شناسیم یا از افراد مطمئن و آگاه راهنمائی می گیریم. آقا در بیانی فرمودند: مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را نمیشناسند، از افراد بصیر و متدین در گزینشهاى انتخاباتى استفاده کنند. همه باید به این نکته توجه داشته باشیم که در نظام اسلامی باید بر اساس حجت شرعی رای داد. یعنی باید طوری ضوابط شرعی و دینی را با عقل خود و مشاوره اهل خبره رعایت کرده باشیم که توان پاسخگوئی عندالله را داشته باشیم. و این به این معنا نیست که همه به یکسان رای بدهند، آنچه مهم است داشتن معیار و ملاک برای رای دادن است و الا همه یک شخص را که انتخاب نمی کنند. تنوع انتخاب داریم.
تذکر امروز من این است که از تخریب هم اجتناب کنید. تهمت و افتراء و غیبت برای از رده خارج کردن رقیب کار خلاف اخلاق و خلاف شرع است. آبروی دیگران را بردن موجب غضب الهی است. عده ای برای اینکه شناخته هم نشوند در فضای مجازی بدون نام مشخص لجن پراکنی می کنند حتی گاهی به بنده هم مطالبی نسبت می دهند. همانطور که در گذشته هم عرض کردم الان هم می گویم؛ بنده تا امروز از هیچ فرد و یا گروه و لیستی حمایت نکرده ام در آینده هم نخواهم کرد و این معیار را هم دادم که اگر کسی فرد و افراد را به بنده منتسب کرد به همان ها رای ندهید.
خود شما الحمدلله بصیر هستید بررسی میکنید. شاخص ها در طول این مدت گفته شده. حرکتها را هم میبینید که مرموزانه بعضا کارهایی را افراد انجام میدهند. اگر فردی یا لیستی گفتند ما مورد حمایت فلانی هستیم قطعا به آنها رای ندهید. چون مورد حمایت من نیستند. خود این معیار باشد. گاهی شما افرادی را میبینید که با من ارتباط دارند و آنها دارند افرادی را نام میبرند این به من مربوط نیست، ولی اینکه منسوب بکنند کسی را به من، من زیر بار این نسبت نخواهم رفت. چندبار شفاف گفتم و پای آن هم می ایستم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1400/1/6 | 1400/1/6شعار امسال را از روی سربرگها کنار زده و عملیاتی کنید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه190
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و همه شما را به رعایت و تقویت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا اولاً در انتخاب دوست دقت میکنند ثانیاً حقوق مربوط به او را رعایت میکنند. از این نوبت به مطالب بسیار مفیدی راجع به حقوق پرداخته میشود که باید در تعاملات اجتماعی رعایت کنیم. توجه به تکتک آنها زندگی را با طراوت تر و شادابتر میکند. کسی که حقوق دیگران را در معاشرت با آنها رعایت میکند از آرامش و آسایش بیشتری برخوردار است. همه ما در زندگی اجتماعی باید این موارد را بلد باشیم و بکار ببندیم.
مثلاً حسن خلق یکی از آن موارد است که در معارف دینی ما بسیار تأکید شده و در استحکام روابط اجتماعی و خانوادگی بسیار نقش اساسی بر عهده دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: خلق خوش باعث زیبایی انسان در دنیا میشود. چون افراد بالاخره در ملاقات با دیگران سعی میکنند خودشان را تزیین کنند و برای طرف مقابل آرایشی داشته باشند این حسن خلق، کار زینت و آرایش را انجام میدهد.
رسول خدا فرمودند: بداخلاقی خیر دنیا و آخرت انسان را از بین میبرد و در قیامت هیچچیزی در ترازوی اعمال انسان سنگینتر از حسن خلق نیست. حالا این وظیفه ما را سنگین میکند. خصوصاً متدینین، اهل نماز، اهل جمعه که با دستورات دینی بیشتر آشنایی دارند باید با این امر سازگاری بیشتری داشته باشند و در آنها ملکه شده باشد.
حسن خلق یعنی چه که اینهمه روی آن تأکید شده؟ آیا کسی که در مسائل بیتفاوت است و یا به همه پیشنهادها پاسخ مثبت میدهد و حرف کسی را رد نمیکند دارای خُلق حَسَن است؟
تعریفی که اهلبیت برای حسن خلق دارند این است. از امام صادق علیهالسلام سؤال کردند تعریف حسن خلق چیست؟ فرمودند: اول نرمخوئی و صمیمیت با مردم و دوم پاکیزه سخن گفتن و سوم با چهره خندان با دیگران برخورد کردن. موارد از این قبیل فراوان است که با قید حیات عرض خواهیم کرد.
اما آنچه امروز امام سجاد علیهالسلام درباره حقوق همنشین فرمودند، چند بخش دارد که انشاءالله همگی توجه و عمل میکنیم. فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْجَلِیسِ فَأَنْ تُلِینَ لَهُ کَنَفَکَ» حق همنشین تو این است که با او با نرمى رفتار کنى. پس اولین حق این است که با همنشین نرمخوئی و برخورد نیکو داشته باشیم.
راجع به لیِّن بودن و نرمخوئی چه در گفتار و چه در رفتار در قرآن و روایات موارد فراوانی مطرحشده است. فقط بهعنوان نمونه از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکنم که حضرت فرمودند: کسی که نرمخو باشد دوستی او با دیگران همیشگی است. بعضیها زود دوست میشوند و خیلی زود هم از دست میدهند. بخشی مربوط به همین رفتار است که راهش را حضرت فرمودند همین نرمخویی است.
«وَ تُطِیبَ لَهُ جَانِبَکَ» و او را بهخوبی بپذیری. «وَ تُنْصِفَهُ فِی مُجَارَاهِ اللَّفْظِ» و عادلانه و منصفانه با او سخن بگوئی؛ یعنی انصاف در گفتار داشته باشیم. شبیه همان روشی که رسول خدا داشتند در هنگام سخن گفتن نه فریاد میزدند و نه آهسته که کسی نشنود و نه نعوذبالله بدزبان بودند و نه اهل مجادله. قول سدید داشتند. درعینحال که لین بود محکم هم بود و در بیان مطلب هم منصف بودند. به سمت کسی که حق ندارد نبودند. منصفانه سخن میگفتند. جایی که باید دفاع کرد دفاع میکردند و جایی که باید تذکر میدادند تذکر میدادند و جایی که باید نصیحت میکردند نصیحت میکردند. حالا این وظیفه را ما نسبت به همنشینانمان داریم. با دوستی که با او نشستوبرخاست داریم باید منصفانه سخن بگوییم.
«وَ لَا تُغْرِقَ فِی نَزْعِ اللَّحْظِ إِذَا لَحَظْتَ» و به ناگاه دیده از او برنگردانى؛ یعنی اینطور نباشد که به او بیاعتنائی کنی و صورت خودت را برگردانی. گاهی هنگام صحبت کردن پیش میآید که افراد به گفتههای همنشین خود توجه نمی-کنند و این از بین بردن حق اوست.
«وَ تَقْصِدَ فِی اللَّفْظِ إِلَى إِفْهَامِهِ إِذَا لَفَظْتَ» و در حد فهم او سخن بگویى. قابلفهم بودن کلام مطلب مهمی است که باید در مکالمه با دیگران رعایت کرد؛ و از بیهودهگوئی هم باید اجتناب کرد اما در مقام بیان هم باید درست سخن گفت. رسول خدا فرمودند: پرگناهترین مردم کسانی هستند که بیشتر بیهودهگوئی میکنند؛ و امیرالمؤمنین علیه السلام-فرمودند: بهترین سخن آن است که به زیبایی نظم آراسته باشد و خاص و عام آن را بفهمند.
«وَ إِنْ کُنْتَ الْجَلِیسَ إِلَیْهِ کُنْتَ فِی الْقِیَامِ عَنْهُ بِالْخِیَارِ» و هرگاه همنشین او شدى میتوانی هر وقت خواستى برخیزى. «وَ إِنْ کَانَ الْجَالِسَ إِلَیْکَ کَانَ بِالْخِیَارِ» و کسى که پیش تو بنشیند بىاجازه تو میتواند برخیزد. یعنی نباید چیزی را به همنشین تحمیل کرد او باید بتواند با تمایل خودش از شما جدا شود.
اساساً همراهی کردن و باب میل همراه حرکت کردن آثاری دارد. روایت معروف را شنیدهاید که امیرالمؤمنین با مردی ذمى که حضرت را نمیشناخت همسفر شدند، از ایشان سؤال کرد: شما کجا تشریف میبرید؟ حضرت فرمودند: مسیر من کوفه است. به دوراهی رسیدند و باید از حضرت جدا میشد، دید که حضرت او را همراهى کرد و به سمت کوفه تشریف نبردند. عرض کرد: مگر شما قصد کوفه نداشتید؟ حضرت فرمود: میدانم ولى من تو را همراهى میکنم. او سؤال کرد: چطور؟ حضرت فرمودند: این دستور دین ما است که انسان وقتى با دیگرى همراه میشود، به هنگام جدا شدن، چند قدم او را همراهى کند. این دستور رسول ما است. ذمى پرسید: واقعاً پیغمبر شما اینطور گفته است؟ حضرت فرمودند: بله مرد ذمى گفت: علت همراهى و متابعت مردم از او، همین رفتار و منش کریمانهاش بود. همراه ایشان بازگشت و وقتى حضرت را شناخت اسلام آورد.
«وَ لَا تَقُومَ إِلَّا بِإِذْنِهِ» و از جاى خود بىاجازه وى برنخیزى. «وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه» خدای تعالی دل ما را ظرف معارفش قرار دهد و توفیق عمل به همه ما عنایت کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ.
خودم و همهی شما برادران و خواهران ایمانی را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا در همه امور بهخصوص مسائل اقتصادی اعتدال را رعایت میکنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۳۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَا عَالَ امرُؤٌ مَنِ اقتَصَدَ» کسی که رعایت اقتصاد و میانهروی کند تهیدست نمیشود.
در اینجا اقتصاد به معنای مصرف کردن مال بهاندازه نیاز است. که اگر بهخوبی رعایت شود موجب بینیازی انسان میشود. این سنت الهی است که تا انسان آنچه را خداوند برای او در نظر گرفته مصرف نشود از دنیا نمیرود لذا اگر کسی میانهروی داشته باشد مدت طولانی بهرهمنداست و فقیر نمیشود.
و در حکمت بعدی فرمودند: کمی عائله یکی از دو آسانی است. یعنی کسی که مال و ثروت دارد از آسایش برخوردار است و اگر عائله کمتری داشته باشد برای مصرف مالی که به دست آورده از آسایش دیگری برخوردار است. البته عبارت معنای دقیقتری هم دارد. که باید عیال و یسار را معنی کنیم. کمی عائله به معنی کمی فرزند نیست. انشاءالله در فرصت دیگر.
در ادامه فرمودند: «وَالتَّوَدُّدُ نِصفُ العقلِ» محبت کردن نیمی از عقل است. یعنی عقل عملی که شخص نسبت به دیگران محبت میکند و رفع نیازها و احتیاجاتشان را میکند. «و الهمُّ نصفُ الهَرَمِ» غم و اندوه نیمی (قسمتی) از پیری است. ترس و غم و اندوه عوامل خارجی پیر شدن انسان است، در مقابل طول عمر و امور طبیعی که بر انسان میگذرد.
اولاً آغاز سال نو را به همه شما عزیزان نمازگزار و مردم خوب و ولایت مدار استان سرافراز البرز تبریک عرض می-کنم و از خدای منان میخواهم به برکت مطلع و حسن ختام این سال، یعنی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه، بلایا و گرفتاریها را مرتفع، سلامت، عافیت، برکت و رحمت نصیب بگرداند.
نیمه شعبان ولادت امام زمان ارواحنا فداه روز جهانی مستضعفان را پیشاپیش تبریک عرض میکنم و چند جمله دراینباره مطرح میکنم. رسول خدا فرمودند: «کَمَا تَعِیشُونَ تَمُوتُونَ وَ کَمَا تَمُوتُونَ تُبْعَثُونَ وَ کَمَا تُبْعَثُونَ تُحْشَرُون» هر جور زندگی کنید همانطور میمیرید و همانگونه که میمیرید مبعوث وزنده میشوید و همانگونه که مبعوث میشوید محشور میشوید. عمده این است که همانطور که زندگی میکنید میمیرید. شهدا زندگیشان زندگی شهادت گونه است. شهید زندگی کردند و شهید مردند.
بعد در بیان دیگری فرمودند: مرگ بدون شناخت و معرفت امام زمان مرگ جاهلانه است؛ یعنی طبق روایت قبلی کسی که مرگش جاهلانه است زندگی چنین کسی جاهلانه بوده و تحت سرپرستی اولیاء دین نبوده و عمرش را به بطالت و بیثمری سپری کرده است.
پس امروز که در حال زندگی کردن هستیم باید بامعرفت به امام زمان سپری کنیم تا بهره لازم را از حیات مادی و معنوی خود ببریم. یک سؤال بپرسم؟ واقعاً امام زمان چه نقشی در زندگی ما دارد و ما چه مقدار با او مأنوس هستیم؟ ما که به یُمن او روزیخور خداییم چگونه حق او را اداء میکنیم؟ باید از خدا بخواهیم که بتوانیم در مسیری که او میخواهد قدم برداریم. «اللَّهُمَّ… وَ قَوِّنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ وَ لَا تَسْلُبْنَا ذَلِکَ فِی حَیَاتِنَا وَ لَا عِنْدَ وَفَاتِنَا حَتَّى تَتَوَفَّانَا»
لذا از مهمترین مسائل ما باید شناخت صحیح حضرت و حرکت در مسیر امام باشد. ما در زمان و مکانی واقعشدهایم که به فضل پروردگار در جهت آرمانهای مهدوی است. انقلاب اسلامی مقدمه و نقطه آغاز تحقق حکومت جهانی مهدوی است. پس باید بهدقت به نقش خودمان در این دوره واقف باشیم و عمل کنیم. و دراینبین جوانان مهمترین نقش رادارند که عرض میکنم.
بیان مهمی را حضرت امام ره به مسئولین فرمودهاند: مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت «ارواحنا فداه» است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسؤولین را از وظیفهاى که بر عهدهدارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هر چهبهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند.
این بیان که در کلمات حضرت آقا هم هست، یعنی انقلاب ما که انقلاب مستضعفین بود و واژهای قرآنی است، نقش مقدمه را دارد. در مقابل مستضعفین هم مستکبرین با تمام عِدّه و عُدّه و اَشکال مختلفی که هستند قرار دارند و در طول این سالها هم مقابله داشتهاند. امام در پیام تبریک نیمه شعبان سال ۶۰ فرمودند: چه مبارک است زادروز اَبَرمردى که مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مىنماید.
اگر انقلاب اسلامی از درون نسبت به اهداف اولیه و هویت خود که مبارزه با استکبار است، مردد شود، دشمن در دشمنیاش موفق شده است. که تا امروز به فضل پروردگار نتوانسته موفقیتی به دست بیاورد ولو تلاش برای تحریف و انحراف دائماً هست.
خوب به این مطلبی که عرض میکنم توجه بفرمائید. اینکه ولادت امام عصر را روز مستضعفین نامیدهاند از باب اینکه اقدام نمادینی شده باشد نیست. بلکه ما را متوجه راهبرد تحقق حاکمیت دین و ظهور حضرت میکند. قرآن کریم مستضعفین یعنی ضعیف نگهداشته شدگان را کسانی میداند که لیاقت و قدرت مدیریت جهان رادارند و لذا دائماً از سوی مستکبرین مورد هجمه هستند.
این واژه قرآنی را امامین انقلاب وارد گفتمان انقلاب کردند و دایره مبارزه را گستردهتر از رژیم منحوس پهلوی قراردادند. و در بیانیه گام دوم حضرت آقا از تقابل اسلام و استکبار نام میبرند، همانکه امام ره فرموده بودند: این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است.
و انقلاب هم خیلی زود با تمام مستضعفان عالم ارتباط و پیوند عاطفی برقرار کرد. و از نتیجه این ارتباط و حمایت، هستههای مقاومت به وجود آمد که خیلی زود تبدیل شدند به جریان مقاومت که هرروز بر قدرت و صلابت آن افزوده میشود و شما در اقصی نقاط عالم شاهد قوت آن هستید. مبارزهای که امروز یمن مظلوم با استکبار به سرکردگی ارتجاع منطقه دارد نمونهای از آن است. همین روزها استیصال مستکبران در مقابل مستضعفان در یمن بهخوبی دیده میشود.
امام در آخرین بیاناتشان فرمودند: باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج منحصر به ایران اسلامى نیست. باید هستههاى مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلى نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب مىتوان اسلام را فاتح جهان نمود.
بنابراین در ادامه گام اول، حضرت آقا بزرگترین آرمان انقلاب را ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی بیان میکنند و البته سهم اصلی در نزدیک شدن و رسیدن به این آرمان را جوان مؤمن انقلابی بر عهده دارد. که فرمودند: این مسیر باید با همّت و هوشیارى و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طى شود. که گروه اولِ زمینهسازان ظهور همین جوانان هستند. که در کل جهان هم این سیطره وجود دارد یعنی جوانان آمادگیاش رادارند.
باید به این نکته خوب توجه داشته باشیم که ظهور یک حادثه و اتفاق نیست که یکمرتبه واقع شود بلکه یک فرآیند است و باید مرحلهبهمرحله انجام پذیرد و لازمه آن عمل کردن به دستورات الهی و اطاعت از اولیاء دین است. و مأموریت اصلی منتظر حضرت زمینهسازی و مقدمهچینی تمدن نوین است. و ما به این عبارت اعتقادداریم که «إنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.»
این مطالب درزمانی مطرح شد که غرب تلاش میگیرد و میکند لیبرال دموکراسی را بهعنوان بهترین ادارهکننده جهان معرفی کند که البته دورهاش با پدیده انقلاب اسلامی تمام شد و هرروز بر نابودی او تا امروز افزودهشده است. اگر خوب گوش کنند صدای فروریختن هیمنه پوشالی خود را مثل شوروی سابق خواهند شنید. صدایی که امروز شعار استکبارستیزان عالم شده همان شعاری است که نمازگزاران جمعه برعلیه آمریکا سرمی دهند.
پیروزی انقلاب اسلامی و شرکت بینظیر مردم در انتخابات و اعلام جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین و تشکیل نظام اسلامی بر اساس موازین دینی، ضربه مهلک و محکمی بود که بر پیکره استکبار و نظام لیبرالی وارد کرد. این روز پربرکت که تحقق وعدهی الهی و اصل قرآنی پیروزی مستضعفین بر مستکبرین بود، حضرت امام، عید اعلام کرد و امیدی را دل محرومان و ستم دیدگان عالم ولو مسلمان نبودند زنده کرد که آنها هم میتوانند در مسیر برقراری عدالت و استقلال اقدام داشته باشند.
با این توصیف معلوم است که استکبار بیکار نمینشیند و دست به اقدام برای نابودی این حرکت میزند و اگر نتواند، تلاش میکند تا بانفوذ در مراکز تصمیم گیر و تصمیمساز مسیر را منحرف و یا دچار تحریف کند. لذا حفظ انقلاب بر همه واجب است. همانکه امامین انقلاب بر آن تأکیددارند حفظ و تداوم نظام اسلامی واجبترین فریضه است.
چگونه این مهم واقع میشود؟ چگونه انقلاب را حفظ کنیم و ادامه بدهیم؟ باید به داشتههای خودمان در مقابل دشمن اعتماد داشته باشیم. باید اندیشه سیاسی و دینی امام را زنده نگهداریم. باید بر آرمانها و ارزشهای انقلاب مثل ساده زیستی مسئولان و دوری از تجمل و اشرافی گری، استکبارستیزی، قوی شدن در همه زمینهها، کار جهادی، ایثار و فاصله گرفتن از الگوهای توسعه غرب، تأکید داشته باشیم که قطعاً با سرکار آمدن دولت جوان حزباللهی مسیر برای حفظ و ادامه حرکت انقلابی، انقلاب فراهمتر خواهد شد.
سخنان رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی و سخنرانی روز اول را ملاحظه فرمودید و نکات اصلی را موردتوجه قراردادید. شعار امسال هم وقتی در جایگاه خودش قرار میگیرد که از روی تابلوها و سربرگ ادارات و لقلقه زبانها خارج و در عرصه عملیاتی واقع شود. و الا بگوییم چه شعار خوبی اما در مقام عمل تولیدکننده را به خاک سیاه بنشانیم و زمینه رشد اقتصادی را کند کنیم درست نیست. همه برای این مهم باید تلاش کنند.
عزیزان مسئول استانی عرض میکنم که پشتیبانیها و موانع اصلی و فرعی در پیشِ راه تولید دربرش استانی را بررسی کنید و در مسیر مانع زدایی اقدام داشته باشید. استان از همه جهت استعداد دارد باید همتها را عالی کرد و خود مردم هم کمک کنند.
مسئله انتخابات ریاست جمهوری، بودجه، فضای مجازی، انقلابی گری در تولید و جهش آن و برجام، مطالب مهمی فرمودند که به مناسبت تبیین خواهیم کرد.
این خوب نیست که عدهای درباره برجام مسیری را طی کنند که معظم له دائم تذکر دهند. در سخنرانیهای اخیرشان ایشان بدون استثنا به برجام اشاره میکنند. ایشان راجع به برجام حرف اول و آخر را زدهاند. مسئولان مربوطه، کشور را متوجه ضرر بیشتر از این نکنند، بحث را در این مورد تمام کنند. و تا آن موارد محقق نشده اقدامی نداشته باشند.
و مطلب دیگر که فرمودند این بود که سال گذشته سال شکست ابهت آمریکا بود و واقعاً هم همینطور بود اگر دقت کرده باشید آمریکا مفتضح شد و از بین رفت. و ما به گفته ایشان امیدواریم و یقین داریم قرن آینده به ربع خود نرسیده خبری از رژیم صهیونیستی باقی نمانده است.
پشتیبانی و مانع زدایی احتیاج به فرهنگسازی و گفتمان دارد که وظیفه تریبون داران بهخصوص ائمه مساجد است. ائمه جمعه که کار خودشان را انجام میدهد، ائمه مساجد هم باید در این زمینه برنامهریزی کنند. بهویژه که آقا در این نوبت به جایگاه و ظرفیت مساجد در رونق اقتصادی و پشتیبانی از تولید تأکید کردند. لذا دوستان در مرکز رسیدگی به امور مساجد در این زمینه فعالتر و با برنامه عمل کنند که انشاءالله با آنها هم جلساتی را خواهیم داشت.
در نکته استانی فقط یک نکته عرض میکنم و آن اینکه مردم دنبال افراد کاردان، باتقوا، انقلابی، مؤمن و متعهدی که دغدغه کار برای مردم را دارد بگردند برای شوراها که عنقریب واقع خواهد شد و شروع هم کردند و دارند کارهایشان را انجام میدهند. به عملکرد گذشته کاندیداها توجه کنید، سابقه، وضع زندگی و رفتوآمدشان. سیاسی به قضیه نگاه نکنید. گاهی شعار ضد فساد میدهند اما در مسند که مینشینند از دیگران بیشتر فساد میکنند. انشاءالله کسانی را انتخاب کنید که به درد جامعه و منطقه بخورند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾ |
| 1398/12/2 | 1398/12/2استکبار جهانی از حضور مردم در پای صندوقهای رأی دق خواهند کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه191
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شمارا به رعایت و تقویت تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با قربانی کردن حیوانات حلالگوشت خودشان را به مقام منیع تقوا میرسانند و به همین وسیله به خدای تعالی تقرب پیدا میکنند. در آیه ۳۷ سوره مبارکه حج فرمود: «لَن یَنالَ الّلهَ لُحُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَکِن یَنَالُهُ التَّقوَى مِنکُم.» این زائران خانهی خدا قربانیانى را که در هنگام توقف در منى ذبح میکنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمیرسد بلکه هدف از قربانى تقرب به خدا و تقواست. آن چیزی که از این قربانیها به خدای تعالی میرسد، گوشت یا خون که ظاهر قربانی است نمیرسد. بلکه روح و جان و باطن عمل که همان تقواست به خدا میرسد.
قطعاً کسانی که از مال خودشان میگذرند، روحیه تقوا در آنها شکوفا میشود. وقتی تقوا به خدا میرسد قطعاً متقی هم به خدا میرسد. تقوا صفت متقی است نمیشود صفت برسد اما خود شخص نرسد. وقتی تقوا به خدا رسید متقی هم رسیده. قربانی انسان را لایق لقاء پروردگار میکند و ملاقات باخدا میکند. در یک بیانی است امام صادق علیهالسلام به ابوبصیر فرمودند: «هنگامیکه اولین قطره خون قربانی بر زمین میریزد گناهان صاحبش بخشیده میشود و بهوسیله قربانی معلوم میشود چه کسی تقوای الهی دارد.» بنابراین یکی از اعمال ما مثل نماز، مثل روزه، مثل حج، مثل زکات قربانی کردن است که این قربانی حقوقی دارد؛ امام سجاد علیهالسلام در رساله حقوقشان به حقوق قربانی کردن پرداختند. من حقوق نماز و روزه و زکات و اینها را گفتم و رسیدیم به حقوق قربانی. حضرت فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْهَدْیِ فَأَنْ تُخْلِصَ بِهَا الْإِرَادَهَ إِلَى رَبِّکَ.» حق قربانى این است که با قصد خالص براى پروردگارت باشد این را برای خدا انجام دهی، این گوسفند، مرغ، شتر، گاو و این حیواناتی را که اجازه داریم برای قربانی کردن اینها را خالصانه برای خدا باشد؛ این حق اول است. بعد همین حق را توضیح میدهد وَ التَّعَرُّضَ لِرَحْمَتِهِ وَ قَبُولِهِ و تنها بهمنظور رحمت خدا و قبول خدا باشد. جلب رحمت کنی و خدا قبول کند. «وَ لَا تُرِیدَ عُیُونَ النَّاظِرِینَ دُونَهُ.» و براى جلب نظر مردم نباشد یعنی عملت عمل ریایی نباشد، چون ریا از اعمال قصدیه است، کسی از قصد ما مطلع که نیست؛ خودمان میدانیم و خدا که این کار را برای خدا انجام دهیم یا مردم. حالا که خودمان میدانیم خودت برای خدا انجام بده. «فَإِذَا کُنْتَ کَذَلِکَ لَمْ تَکُنْ مُتَکَلِّفاً وَ لَا مُتَصَنِّعاً وَ کُنْتَ إِنَّمَا تَقْصِدُ إِلَى اللَّهِ.» اگر چنین باشى، یعنی برای خدا بخواهی کارت رو انجام بدی؛ خودت را به تکلف و سختی نیانداختهای و ظاهرسازی نکردهای و همانا قصد خدا راداری، اینها حق قربانی کردن است. «وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ یُرَادُ بِالْیَسِیرِ وَ لَا یُرَادُ بِالْعَسِیرِ.» و بدان که خداوند برای بندگانش آسانی را اراده کرده نه سختی و مشقت را. «کَمَا أَرَادَ بِخَلْقِهِ التَیْسِیرَ وَ لَمْ یُرِدْ بِهِمُ التَّعْسِیرَ.» چنانچه خدا هم به خلق خود تکلیف آسان کرده و تکلیف دشوار نکرده چراکه دین ما، دین سهله و سمحه است و سختی در دین وجود ندارد. خیلی از این سختیهایی که ما در مسائل دینیمان میکشیم خودمان برای خودمان تحمیل کردیم و سخت گرفتم والا اساساً احکام اسلام ساده و آسان است بله دقت را دارد؛ میگوید حتماً باید روبهقبله نماز بخوانی خب برای اینکه آدم قبله را به دست بیاورد باید دقت کند یا باید حتماً طهارت داشته باشی و طهارت را هم توضیح داده که باید چگونه باشد حالا اگر یک شخصی به وسواس افتاد ربطی به دین ندارد لذا سختی را خود افراد به خودشان میدهند والا دین آسان است. «وَ کَذَلِکَ التَّذَلُّلُ أَوْلَى بِکَ مِنَ التَّدَهْقُنِ لِأَنَّ الْکُلْفَهَ وَ الْمَئُونَهَ فِی الْمُتَدَهْقِنِینَ فَأَمَّا التَّذَلُّلُ وَ التَّمَسْکُنُ فَلَا کُلْفَهَ فِیهِمَا وَ لَا مَئُونَهَ عَلَیْهِمَا» فروتنى کردن و تواضع داشتن براى تو سزاوار و بهتر است از اینکه بخواهی خودنمایی کنی چون اینگونه عمل کردن کار خانهاست که خود را به تکلف و پرخرجی میاندازند؛ اما فروتنى و افتادهحالی نه تکلف دارد و نه خرج. پیغمبر اکرم (ص) در یکمرتبه در یک مرحلهای ۱۰۰ شتر قربانی میکردند و بعضی وقتها هم یک گوسفند میکشت؛ برای حج و واجب یکجور انجام میداد و برای مستحب یکجور دیگر. «لِأَنَّهُمَا الْخِلْقَهُ وَ هُمَا مَوْجُودَانِ فِی الطَّبِیعَهِ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ.» زیرا موافق طبیعت انسان و سرشت آفرینشاند و در طبیعت مخلوقاند؛ و بعد فرمود: «لا قوه الا باللَّه.»
توجه دارید هر چیزی که انسان را به خدا نزدیک میکند، قربانی انسان است. قربان به معنای قرب است؛ یعنی انسان عملی انجام بدهد که وسیله آن عمل به خدا نزدیک شود حالا فرمود «الصَّلاهُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ» لذا نماز قربانی ماست و ما را به خدا نزدیک میکند. «الزکات قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ» زکات و صدقه دادن مقرب ماست. یک وقتی هم گوسفندی را میکشد و گوشت او را صدقه میدهد که این هم قربانی است. چون این کار انسان را به خدا نزدیک میکند. البته سابقه تقرب به خداوند بهوسیله ذبح حیوان، طولانی است و از زمان حضرت آدم علیهالسلام که هابیل قوچی را بهعنوان قربانی به درگاه خدای تعالی هدیه کرد شروع میشود و همینطور ادامه دارد تا زمان حضرت ابراهیم و ذبح حضرت اسماعیل و تا زمان رسول خدا و ذبح در حج و قربانی کردن حیوانات حلالگوشت در مناسبتهای مختلف تا امروز داریم.
قربانی دو قسم است: واجب، مثل حج و نذر مثلاً اگر بیمارش در منزل خوب شود و شفا پیدا کند یک گوسفند قربانی کند و گوشت آن را صدقه دهد؛ و دیگری مستحب. در روایات در مورد قربانی کردن بهعنوان نشانهای از قطع دلبستگی و وابستگى به مادیات و عشق و محبت به خدای تعالی مطرح است که شخص درراه رضای خدا از مال و ثروتش بگذرد. اگر کسی قصد شکرگزاری نعمتهای خدا را داشته باشد یکراهش همین قربانی کردن است. سرّ قربانی در این است و نشانه اوج بندگی انسان در مقابل پروردگارش. روحیه ایثار و ازخودگذشتگی با قربانی کردن در انسان تقویت میشود و روحیه منفعتطلبی و زیادهخواهی از شخص گرفته میشود. لذا برای تشویق مؤمنین به این عمل خداپسندانه اهلبیت نکاتی را بیان فرمودهاند. خوب است شما هم اهل قربانی باشید، بعضی وقتها آدم توانش را ندارد یک گوسفندی را بهتنهایی قربانی کند چندنفری باهم شریک شوید و یک گوسفندی را بکشید و گوشتش را صدقه دهید. آثار و برکات فروانی دارد. کسی که بتواند هرروز این کار را بکند. بعضی از اولیاء خدا از انبیاء روزانه میکشتند. هر فرصتی که توانستید افراد باهم جمع شوید و بکشید مثل وقف که عرض میکنیم چندنفری باهم وقف کنید اینجا هم میشود کار خیر را بعضی وقتها میشود دستهای دیگر را هم در او داخل کرد. مثلاً فرمودند: کسی که پولی نداشته باشد تا قربانی کند، میتواند قرض کند و این سنت را بهجای آورد. اصلاً قرض کردن را زیاد مطلوب نمیدانند در روایت اما در این مورد میتوانید قرض کنید که این روایت اهمیت موضوع را نشان میدهد.
مولانا امیرالمؤمنین علیه افضل صلوات المصلین فرمودند: اگر مردم میدانستند قربانی چه ثمرهای دارد، قرض میگرفتند و قربانی میکردند. بعد امام علیهالسلام به نمونهای از آثار که بخشش گناهان است اشاره فرمودند: که با اولین قطره خونی که از قربانی بریزد، قربانی کننده بخشوده میشود. قربانی برای خدای تعالی نشانه عشق به خدا و صداقت در اعمال است. نشانه تسلیم خدای تعالی و ربالعالمین بودن است
امام صادق علیهالسلام درباره فلسفه قربانی کردن فرمودند: همانا قربانی گناهان صاحبش را میریزد و باعث آمرزش آنها میشود، هنگامیکه اولین قطره خونش بر زمین میریزد. اینها تأکید و تائید است.
البته عدهای هم که همیشه بیمارگونه به دستورات حیاتبخش اسلام نگاه میکنند و توجهی به جهانبینی و علل خلقت ندارند، این کار را خشونتطلبی برعلیه حیوانات میدانند. اینها دستورات حیاتبخش اسلام را متوجه نمیشوند چون جهانبینی، جهانبینی درستی نیست و کسی که جهانبینی الهی داشته باشد و علل خلقت را بداند و خالق را رب عالم و پرورشدهنده انسان بداند و اوست که تربیت میکند و مسیر را برای ما مشخص میکند مطیع خواهد. درحالیکه خداوند آن را یکی از شعائر و نشانههای الهی و موجب خیروبرکت را همین قربانی میداند. در آیه ۳۶ سوره مبارکه حج فرمود: «وَ الْبُدْن جَعَلْنَـَهَا لَکُم مِّن شَعَائرِ اللَّهِ لَکُم فِیهَا خَیْرٌ.» شتران قربانی را برای شما از شعائر قراردادیم برای شما در آنها سودی است.
بههرتقدیر یکی از اعمالی که ماها انجام میدیدم قربانی کردن است و این حقوقی دارد، مهمترین حق این عمل که هم واجبش هست و هم مستحبش هست این است که خالص برای خدا باشد والا هیچ ارزشی ندارد و اگر کسی خالصانه برای خدا قربانی کرد بداند که گوشت و خون آن قربانی به خدا نمیرسد. آن چیزی که میرسد به خدا روح عمل است که تقواست و انسان را باتقوا میکند و متقی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و شما خواهران و برادران ایمانی را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین، منشِ زندگی خودشان را بر اساس فرامین الهی و دستورات اهلبیت علیهمالسلام تنظیم میکنند. علی علیهالسلام در حکمت ۱۲۱ از حکم نهجالبلاغه مواردی را بیان فرمودهاند که قسمتی را این نوبت و بقیه را جلسهی بعد با قید حیات عرض میکنم. حضرت برای بر حذر داشتن از بدیها فرمودند: «عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ.» در شگفتم از مرد بخیلى که بهسوی فقری مىشتابد، که از آن گریزان است؛{چون آدم بخیل جمع میکند که یک روز فقیر نشود}یعنی بخل مىورزد از ترس اینکه اگر بخشش کند سرانجام دچار فقر شود. درحالیکه استفاده نکردن او عین فقر است. بخیل بیچاره از ترس فقیر نشدن خودش را در دام بخل انداخته. «وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ.» و از آنطرف بینیازی را مىجوید که از دست مىدهد، یعنی با بخل دنبال توانمند شدن است و قطعاً به خواستهاش نمیرسد و دائماً فقیر است. «فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ.» این بیچاره که همش پول جمع کرد اما خرج نکرد پس در دنیا مانند مستمندان زندگى مىکند، چون از اموالش استفاده نمیکند. «وَ یُحَاسَبُ فِی الْآخِرَهِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ.» و در آخرت همچون اغنیا و توانگران حساب پس مىدهد. چون مثل آنان مال جمع کرد و وابسته به مال بود. زندگیاش مثل فقرا اما حسابوکتابش مثل اغنیا است. خدای تعالی تقوا را در دلهای ما مستقر بگرداند.
ششم اسفند، ماه رجب از راه میرسد. ماه نزول قرآن. ماه بعثت رسول خدا. ماه ولایت. ماهی پر از خیر و رحمت و کرامت. ماه عبادت و بندگی خدا. فرصتی تازه، از طرف پروردگار عالم برای سرعت بخشیدن به رشد معنوی و کمال انسانی. یکی از ماههایی که حرمت دارد با ویژگیهای فراوان. ماه دعا با مضامین بلند معرفتی و انسانی. در دعاهای ماه رجب از خداوند درخواست میکنیم که در ماه رمضان توفیق عبادت داشته باشیم. این خیلی نکته مهمی است. من زودتر دارم اینها خدمت شما عرض میکنم که دقت کنید؛ یعنی این ماه مقدمه درک ماه رمضان است. پس با توجه باشیم و این فرصت را از دست ندهیم؛ من اینجا همان عبارتی که از توقیع شریف حضرت حجت سلاماللهعلیه بیانشده را درخواست میکنیم که: «وَ بَارِک لَنا فی شَهرِنا هَذا المُرَجَّبِ المُکَرَّم.» یعنی مبارک کن این ماه ما را.
اولِ این ماه پرفضیلت در سال ۵۷ قمری، شهر مقدس مدینه، به نور پنجمین آفتاب درخشنده آسمان امامت و ولایت روشن شد و محمد بن علی الباقر به دنیا آمد. پدر این بزرگوار، حضرت سجاد علیهالسلام و مادر، ام عبدالله دختر امام مجتبی علیهالسلام. امام باقر هم حسنی است و هم حسینی. دوران زندگی امام باقر علیهالسلام از جهات مختلف موردبررسی است و من در هر نوبتی به گوشهای اشارهکردهام. آنچه در این نوبت عرض میکنم و مناسب باحال امروز جامعه ماست و توجه بیشتری را میطلبد این است که سیره علمی حضرت بهترین الگوی عملی براى تولید علم، راهاندازی و ادامه نهضت علمى و تولید علم در بین نسلِ جوانِ مورد اهتمام در بیانیه گام دوم انقلاب است و باید به این بُعد بیشتر پرداخت. امام باقر برای حرکت علمی که راه انداخته بودند، از روشهای متعددی بهره بردند که باید مورد مداقه و توجه جوانان علمی کشور قرار گیرد. روشهای خیلی زیبایی را حضرت به کار برد تا این روش را گسترش داد. البته امام باقر علیهالسلام از آزادی عمل برخوردار نبود و اوضاع برای این امور بسامان نبود. همه امامان در دورههای مختلف این مشکلات را داشتند. عراق که مرکز اصلی شیعیان بود و تعداد زیادی از محبان اهلبیت در آن منطقه جمع بودند برای دستگاه اموی ترسناک بود و حکام اموی تلاش میکردند مردم عراق که شیفته امام باقر بودند و او را امام خودشان میدانستند نتوانند با ایشان ارتباط برقرار کنند و از دیدار جلوگیری میکردند. شنیدید دانشگاه تشکیل داد و چند هزار شاگرد تعلیم داد و بعد امام صادق (ع) اما به این سادگیها درس نمیتوانستد بخوانند. ولی شیعیان در موقعیتهای مختلف بهخصوص موسم حج تماسهای لازم، دستورات و پاسخ سؤالات و شبهات را میگرفتند. امام هم از شیوه تقیه بهترین بهره را برای پیشبرد و احیای دین و تبیین دیدگاه اسلام در امور مختلف بردند.
یکی از راههای مؤثر امام علیهالسلام برای توسعه معارف اهلبیت، به تعبیر رهبری تشکل سازی بود. کاری که امروز روی زمینمانده و لازم است انجام شود. اتفاقاً روز هشتم اسفند، روز تربیت اسلامی و امور تربیتی نامیده شده است. موضوع مهمی است اگر در مسیر ایجاد تمدن نوین اسلامی هستیم، باید نیروی تراز تربیت کنیم و این مهم صورت نمیگیرد مگر اینکه گروههایی با کارکردهایی مشخص تشکیل شود و توانمند شوند تا به مقصد نزدیک شد. پس داشتن تشکل برای این منظور امری ضروری است. امام باقر علیهالسلام وقتی فضای اجتماعی و سیاسی آن روزها که حاکم بر سرزمینهای اسلامی بود و دائماً خلیفه عوض میشد را موردتوجه قراردادند تصمیم گرفتند استعدادهای برتر و قابلیت دار در سراسر بلاد اسلامی را شناسایی و جمع کنند. بعد شروع کردن به تعلیم آنها در رشتههای مختلف علوم و معارف از فقه و کلام گرفته تا طب و نجوم و امثالذلک آموزش دادند و انقلاب بزرگ علمی در جهت نشر تعالیم اسلام به وجود آوردند؛ و بعد از ایجاد این شبکه علمی از دانشمندان مختلف و از فرقههای مختلف، با محوریت خود حضرت علوم اسلامی و شیعی در عرصههای گوناگون توسط شاگردان امام، راویان حدیث و سخنرانان و نویسندگان و تعداد زیادی شعرا به سراسر عالم منتقل شد و دین را حفظ کردند. یکی از شیوههای علمی امام باقر علیهالسلام مناظره با اندیشمندان فرقهها و ادیان دیگر بود که حقانیت علمى و برتری دین اسلام را تحقیر میکردند و یا میگفتند اسلام دستاورد علمی نداشته، امام با مناظره و مباحثه علمی با افراد متعدد از مذاهب گوناگون حقانیت شیعه را ثابت کردهاند. مرحوم طبرسی رضوانالله علیه مجموعه مناظرات امام را در مجموعهای به نام احتیاج جمعآوری کرده که به عزیزانم بهخصوص جوانان بزرگوار مراجعه به آن را توصیه میکنم. یکی دیگر از الگوهای تربیتی ما که میتوان با تأسی به او و روش و سیره او مردم و بهخصوص نسل جوان را هدایت کرد و به مقصد رساند امام هادی علیهالسلام است. ۸ اسفند یعنی سوم ماه رجب سال ۲۵۴ قمری شهادت امام هادی علیهالسلام واقع شد.
حضرت هادی (ع) در مقابل شیوه زندگی ظالمانه، پرتجمل و اشرافی گری حکام وقت با سبک زندگی اسلامی، بااخلاق، معنویت و سادهزیستیاش، قلوب مردم را جذب کرد؛ و این سیره و رفتار اخلاقی و اجتماعی، امروز باید بیش از گذشته موردتوجه واقع شود، بخصوص در رفتار وزندگی مسئولان نظام در ردههای مختلف باید این شیوه و روش زندگی امام هادی مدنظر باشد، چون ساده زیستی، کار فراوان و قناعت در زندگی از ارزشهای الهی است که انقلاب ما هم به این ارزشها توجه داشته. هرگز نباید اجازه داد سبک زندگی مادیگرای غربی نشر و توسعه داده شود. کار مهم تربیتی که باید انجام شود بهخصوص در مدارس و دانشگاهها و حوزهها و دنبال شود، معرفت افزایی نسل جوان نسبت به ارزشهای الهی است که میبینید دشمنان چگونه با طراحی، تلاش در استحاله فکری و فرهنگی جوانان ما دارند؛ به هر وسیله و هر فرصت و زمانی تلاش میکنند که این فکر را از بین ببرند. اگر برنامه نداشته باشیم خسارت قطعی است. اگر دقت فرموده باشید رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان به مسئله فرهنگسازی در ترویج سبک زندگی اهلبیت تأکید کردند. ما از زندگی اهلبیت دوریم. در زندگی شخصیمان، در زندگی اجتماعیمان، در رفتار سیاسیمان، در رفتار خارجیمان، در تربیت فرزندانمان، در برخورد کردن با همسایگانمان، تعاملات اجتماعیمان، مسائل سیاسی جاری کشور، بحث انتخابات که با آن مواجه هستیم؛ به دستورات اهلبیت توجه نداریم. چون با آشنایی همین فرهنگ است که باورها و خلقیات انسان شکل میگیرد و در مرحله بعد بهصورت رفتار و عمل خودش را نشان میدهد. انقلاب اسلامی، تأثیر گفتمان نهضت حسینی (ع) است. ما انقلابمان از اثر گفتمان امام حسین (ع) است. ترویج معارف اسلامى و تبیین ارزشهاى دینى، مبتنى بر معرفت افزایى جوانان نسبت به معصومین و شناخت جایگاه آنان در دین اسلام، هدایت بشر، سبک و سیره زندگى دینى مهمترین عامل سعادت بشر است. برای رسیدن به این مهم و رها شدن از سلطه فکری بیگانگان، برنامهریزی درست و اقدام صحیح و بهموقع لازم است. این مسئلهای است که امام هادى سلاماللهعلیه در طول دوران امامتشان توجه داشتند و باوجود فشار و اختناق و نظارت دستگاه حاکمه، کار معرفت افزایى نسبت به خاندان وحى و شجره طیبه امامت و ولایت الهى را به بهترین وجه و در قالب بیان زیارات و ادعیه، ماندگار کردند. مثل زیارت جامعه کبیره که برای شناخت امام و امامت کافی است؛ و یا زیارت غدیریه که بسیار پرمحتوا و دقیق و عمیق است. ما از این زیارات هم دور هستیم باید بیشتر به فهم و نشر آنها پرداخت. زیارت جامعه کبیره دنیایی از معارف است و روش زندگی ما را تنظیم میکند اگر به نطق دربیاید نه که فقط بخوانیم و برویم. با دقت در فرازهای زیارت جامعه، زندگی مادی و معنوی و ارتباطی ما تبیین میشود.
یکی از راههای نشر علوم و معارف مناظره علمی و مباحثه با مخالفان بود که امام هادی هم انجام میدادند. همینطور که امام صادق، امام باقر و امام رضا (ع) هم انجام میدادند که یک نمونهاش را هم برای تنوع بیان عرض میکنم. روزى متوکل بیمار شد و نذر کرد که اگر شفا یابد، تعداد کثیرى دینار یعنی سکه طلا درراه خدا صدقه بدهد. هنگامیکه بهبود یافت، فقها را گردآورد و پرسید چند دینار باید صدقه بدهم که کثیر محسوب شود؟ فقها دراینباره فتاواى مختلف دادند متوکل ناگزیر مسئله را از امام هادى سؤال کرد. امام پاسخ داد که باید هشتادوسه دینار بپردازى. فقها از این فتوا تعجب کردند و به متوکل گفتند از او بپرسید این فتوا را بر اساس چه مدرکى داده است؟ متوکل موضوع را با امام مطرح کرد. حضرت فرمود: خداوند در قرآن مىفرماید: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ فِىْ مَواطِنَ کَثِیرَه.» خداوند شما (مسلمانان) را در موارد کثیر یارى کرده است و همه خاندان ما روایت کردهاند که جنگها و سریّه ها و غزوههای زمان پیامبر اسلام هشتادوسه جنگ بوده است پس این موارد کثیر که در خود قرآن گفته هشتادوسه عدد میشود تو هم باید هشتادوسه سکه بپردازی.
امام هادى علیهالسلام در سامرا بهشدت تحت کنترل و مراقبت قرار داشت، اما با هیچ ستمگری هرگز سازش نکرد. شخصیت الهى و موقعیت خاص اجتماعى امام و مبارزه منفى با خلفا، براى طاغوتهای زمان قابلتحمل نبود و دائم رنج مىبردند. تا سرانجام تصمیم به خاموش کردن نور خدا گرفتند. امام توسط معتزّ، با سم به شهادت رسید؛ و در سامرا، در خانه خودش به خاک سپرده شد. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و مولیان اهلبیت قرار بدهد. انشاء الله.
سخنان رهبر معظم انقلاب با مداحان در روز ولادت صدیقه طاهره و همچنین مردم تبریز ملاحظه فرمودید نکات پراهمیتی داشت بهخصوص در باب انتخابات. انتخابات را جهاد عمومی و مایه تقویت و آبروی نظام دانستند؛ و فرمودند ایران قوی با مجلس قوی شکل میگیرد و نکته مهمی که باید همه توجه کنند این است که فرمودند شرکت در انتخابات فقط جنبه وظیفه ملی ندارد بلکه حکم شرعی کردند و لذا بر همه لازم میشود که حاضر شوند و رأی هم بدهند و سفید نیاندازید اگر خودتان شناخت ندارید از کسی که اعتماد دارید بپرسید. طبق روایات میوهی تجربه خوب انتخاب کردن هست و به حمدالله مردم ما هم تجربیات خوبی تا حالا کسب کردهاند و ثمره انتخاب کردنهایشان را هم دیدند. «من جرب المجرب حلت به الندامه» اگر کسی یکچیزی را تجربه کرد بخواهد دوباره تجربه کند چیزی جز پشیمانی برای او نیست. شاخصها هم که گفتهشده رهبری هم در همین سخنرانیشان موارد خاصی را گفتن که ما در استان به آن مبتلا بودیم و کاملاً معلوم است که باید چگونه عمل کرد. بنده هم مواردی را گفتم که نباید به آنها رأی داد. لذا با توجه به آنها به تعداد محدودی میرسید که انتخاب در بین آنها راحت خواهد بود. حالا چون امروز دیگر نمیشود صحبت من هم سخنی بیشتر از این نمیگویم اما آنها را میتوانید ملاحظه بفرمایید.
آنچه مهم است حضور حداکثری است که دشمنان این چند روز دائم رجز خواندند که مردم را نگذارند برای رأی حاضر بشوند. چند روز قبل پنج نفر از اعضای شورای نگهبان را تحریم کردند، هر وقت قسمتی از نظام کارش را درست انجام میدهد و نقشههای آمریکا را به هم میزند بلافاصله آن قسمت را تحریم میکنند که این نشانه درستی مسیر حرکت آن دستگاه است. انشاءالله امروز دشمنان نظام بهخصوص استکبار جهانی از حضور مردم در پای صندوقهای رأی دق خواهند کرد. مردم برنده اصلی رقابتهای انتخاباتی هستند و پیروز میدان مثل همیشه مردم خواهند بود. مردم امروز دشمن را مأیوس میکنند و فردای انتخابات هم باهم برادرند. این را هم لازم است بگویم که آمریکا چهل سال است از ایران سیلی خوردی و چهل سال شکست خوردی. امروز هم به فضل پروردگار سیلی دیگری از ملت رشید ایران پای صندوقهای رأی خواهی خورد.
فقط یک نکتهای را جای سؤال دارد که لازم است سؤال کنیم که چرا باید مسئول دستگاه سیاست خارجی کشور بر اساس نقشه دشمن و دیپلماسی پنهانی که آنها دارند و از زمانهای گذشته هم حرکاتی را داشتند که شما یادتان هست در دولتهای قبل هم افرادی را فرستادند و صحبتهایی را هم کردند با عناصر کشور دشمن ما و قاتل سردار ما ملاقات پنهانی داشته باشند؟ این قابلقبول نیست لذا همانطوری که قبلاً هم توسط رهبر معظم انقلاب بیانشده ایران هیچ تمایلی به مذاکره با کشوری مثل آمریکا را ندارد. تو صحبتهایشان هم بعضاً گفته میشود که این رابطهها رسمی نیست و از اینجور حرفها. وقتی مسئولیت نداشتید هرجایی خواستید برید و با هرکسی خواستید قهوه بخورید اما وقتی مسئولیت دارید عزت مردم را از بین نبرید.
اما در ادامه انتخابات مسئولین محترم دقتهای لازم را مثل همیشه داشته باشند که حقوق مردم از بین نرود. همه مسئولین مربوطه باید آراء را امانت بدانید و صیانت کنید در فردا یا امشب که شروع میشود به شمارش آرا باید دقت لازم شود. دوستان هم با سرعت بروند رأی بدهند و نگذارند برای ساعت پایانی. ساعت پایانی احتمال آفت در آن وجود دارد. یکوقت میبینید که یکمرتبه بیتوجهی میکنید و نمیروید بعد آن جریانی را که دوست دارید قالب باشد و غلبه داشته باشد نرفتید رأی بدهید و بعد یکمرتبه جریانی دیگری با یک سرعت بیشتری میرسد آنجا و راه را میبندند و گرفتار میشوید. اینجا عجلهاش رحمانی است لذا دوستان با فرصتی که هست و با دقت و سرعت رأی را بدهند و به ساعت پایانی نرسد. |
| 1398/11/25 | 1398/11/25عدهای تلاش میکنند بین نیروهای انقلابی تفرقه بی اندازند / وحدت خود را حفظ کنید/ گرگصفتان در کمیناند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه192
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتباع امره. اهل تقوی بهاندازه وسع و توان از نعمتهای خدادادی به دیگران انفاق میکنند؛ و در این رابطه به مناسبت حق زکات و صدقه روایاتی را خواندم و عرض کردم امام سجاد علیهالسلام دو حق بزرگ را برای انفاق مطرح فرمودند: اول اینکه مخفی باشد و ثانیاً همراه با منت نباشد. مسئله مهمی است که غیر از قرآن کریم، اهلبیت به آن تأکید فراوان کردهاند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: ملعون است ملعون است کسی که خداوند به او مالی ببخشد و او از آن مال صدقهای ندهد. با صدقه انسان هم رابطه خودش باخدا را تقویت میکند و هم ارتباط بین انسانها را؛ یعنی در کمک کردن به یکدیگر محبت و ارتباط بیشتر و قویتر میشود. روحیه ایثار و جوانمردی و احسان توسعه پیدا میکند؛ که بالاترین مرحله بذل و بخشش، ایثار جان است. ضمناً عرض شد دایره انفاق وسیع است، هم مادیات را شامل میشود و هم معنویات را.
نکتهای باید عرض کنم و آن اینکه آنچه از آیات و روایات به دست میآید این است که در انفاق، صدقه و بخشش انسان باید از رزق خدا و روزی که خدا به او داده انفاق کند. مثلاً در قسمتی از آیه ۳ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون»؛ یعنی باید ازآنچه خدا رزق ما کرده، انفاق کنیم. اگر چیزی حلال نباشد و از راه حلال به دست نیامده باشد رزق نیست که بشود انفاق کرد. یا در قسمتی از آیه ۲۶۷ سوره مبارکه بقره فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ». مردی از امام صادق علیهالسلام راجع به آیه شریفه سوره مبارکه سباء: «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ» و آنچه انفاق کنید عوضش را او میدهد. سؤال کرد که من انفاق میکنم اما عوضی نمیبینم. حضرت در جواب فرمودند: آیا خیال میکنی خداوند خلف وعده میکند؟ عرض کرد: نه. فرمود: پس به چه علت؟ عرض کرد نمیدانم. فرمود: اگر فردی از شما مال حلال به دست آورد و بهحق انفاق کند. درهمی انفاق نکند مگر اینکه خداوند عوض آن را بدهد. حتی گاهی اگر از گناه کسی بگذریم هم مصداق انفاق است. در قسمتی از آیه ۲۱۹ سوره مبارکه بقره فرمود: «یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْو»؛ که بعضی به معنای گذشت معنا کردهاند. به بیان قرآن کریم اگر کسی اهل نماز و از نمازگزاران واقعی باشد اهل انفاق هم هست؛ که در سوره معارج فرمود نمازگزاران: «وَ الَّذینَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ».
گاهی افراد میترسند که اگر انفاقی داشته باشند مال و دارائی آنان کم شود درحالیکه رسول خدا فرمودند: هیچگاه مالی براثر صدقه دادن کم نشده است. پس عطا کنید و نترسید؛ و باید این را یقین داشته باشیم هرچه را که میبخشیم میماند و آنچه در نزد ما مانده است از بین رفته. گوسفندی را سر بریدند و گوشت آن را انفاق کردند. رسول خدا فرمودند: چیزی مانده است؟ یکی از همسران رسول خدا عرض کرد بهجز دستش چیزی باقی نمانده است. پیامبر فرمودند بهجز دستش همه آن باقیمانده است؛ و این همان عبارت امام سجاد علیهالسلام است که در رساله فرمودند: «أَمَّا حَقُّ الصَّدَقَهِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا ذُخْرُکَ عِنْدَ رَبِّکَ».
و جالب است بدانید به تعبیر قرآن کریم کسانی که منافق هستند از انفاق اکراه دارند و هیچ اقدامی در این زمینه ندارند؛ و اگر تمام جنبههای انفاق را در نظر بگیریم، در هیچ زمینهای اهل بخشش نیستند. مثلاً کسی که سواد دارد علمش را به کسی نمیدهد اگر نفاق داشته باشد. پستی دارد میتواند خدمت کند ولی کسی که منافق است این کار را نمیکند. قسمتی از آیه ۵۴ سوره مبارکه توبه که فرمود: «وَ لا یُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ کارِهُون»؛ و جز با بیمیلی و ناخشنودی انفاق نمیکنند. در مقابل این اندیشه نفاق، اهل ایمان از انفاق کراهتی ندارند و با خوشحالی و از روی طیب نفس بخشش میکنند و به آثار آن ایماندارند. هر کس بهاندازه خودش، چه مال و ثروت باشد چه کمک فکری و اعتقادی باشد چه دستگیریهای معنوی باشد، در هر زمینهای که توان هست دریغ ندارند.
و البته به این نکته هم توجه دارند که کمال انفاق در آن است که از چیزی که دوست دارند ببخشند. در آیه ۹۲ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیم». هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا ازآنچه دوست دارید انفاق کنید و از هرچه انفاق کنید قطعاً خداوند بدان آگاه است. وابسته نباید بود. در کافی نقل میکند که امام صادق علیهالسلام شکر صدقه میداد. به ایشان عرض شد: آیا شکر صدقه میدهید؟ فرمود: آری شکر را از هر چیز دیگری بیشتر دوست دارم و لذا دوست دارم آن چیزی که خوش دارم را صدقه بدهم.
خلاصه از خرج کردن درراه خدا خسته نشوید و کم نگذارید که امام کاظم علیهالسلام فرمودند: از خرج کردن درراه اطاعت خدا دریغ مکن که بهناچار دو برابر آن را درراه معصیت خدا خرج خواهی کرد. گاهی افراد اموال و دارائی خود را در مسیر نادرستی انفاق میکنند درراه هوسها و دنیا که در آیه شریفه تعبیر به راه دنیا شده است؛ یعنی درراه هوس و هوسرانی و رسیدن به قدرت و جاه و مقام مصرف میکنند. الآن ببینید در این روزها افراد برای نشستن روی این صندلی چه جنایاتی که نمیکنند. جنایات نه اینکه آدم کشتن، همینکه اموال را هدر دادن، ثروت را هدر دادن. هیچ جای کشور هم مثل البرز نیست. بعد از رد صلاحیت و عدم احراز برای هر یک صندلی ۱۴۰ نفر ثبتنام کردند. معلوم میشود که یکچیزی این وسط هست. واقعاً انقدر ما داشته باشیم که برای خاطر خدا احساس وظیفه کند؟ همه اینها بیایند تا من به آنها وظایفشان را بگویم که در کجاها باید مشغول کار شوند، اگر واقعاً برای خداست. من انقدر برای آنها در همین استان سراغ دارم که بروند خدمت کنند اگر اهل خدمتاند. دروغ میگویند. هزینه درست میکنند. تعالی هشدار میدهد، در آیه ۱۱۷ سوره مبارکه آلعمران فرمود: «مَثَلُ ما یُنفِقُونَ فی هذهِ الحیاهِ الدُّنیا کَمَثَلِ رِیحٍ فیها صِرٌّ اصابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَموا انفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ و ما ظَلَمَهُمُ اللهُ و لکن اَنفُسَهُم یَظلِمُونَ». مثل آنچه در این زندگی دنیا انفاق میکنند پول خرج میکنند، هزینه میکنند، (آن جلسه گفتم بعضیها که شام و نهار میدهند به درد انتخابات نمیخورند، یک عده مدتی طولانی فقط صبحانه دادند. حالا به این مقدار هم حرف گوش کنند باز خوب است)؛ مانند بادی مخلوط شده با سرمائی سخت است که به کشتزار قومی که بر خود ستم کردهاند برسد و آن را نابود کند. خدا به آنان ستم نکرده است ولی آنان به خویشتن ستم میورزند. اعاذناالله من شرور انفسنا.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی تسلیم دستورات اسلام بوده سلم محض هستند. علی علیهالسلام در حکمت ۱۲۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَهً لَمْ یَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِی». اسلام را آنچنان معرفى کنم که پیش از من کسى معرّفى نکرده است. «الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ» اسلام عبارت است از تسلیم شدن. در قلمرو خدا چونوچرا نداشتن و به وظائف عمل کردن. «وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیَقِینُ» و تسلیم، باور کردن است، چون بدون باور نمیشود تسلیم بود. «وَ الْیَقِینُ هُوَ التَّصْدِیقُ» و باور کردن، پذیرفتن است، یعنی اگر کسی به باور رسید، هر چه از طرف خدا باشد را میپذیرد. «وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الْإِقْرَارُ» و پذیرفتن، همان اعتراف و اقرار است، «وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ» و اعتراف، آمادگى براى انجام عمل است، وقتی اقرار کرد همین سبب است که اعمال خواستهشده را انجام دهد. «وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ»؛ و انجام عمل، خودش عمل صالح است. چون انجام طاعتی را که براى خدا اقرار داشته چیزى جز عمل نیست. خلاصه مطالب این میشود که اسلام همان عمل بر طبق فرمان خدا و براى خداست. انشاءالله همه ما تسلیم خدا بوده مسلمان واقعی باشیم.
اولاً باید تشکر کنم از مردم خوب، بصیر و همیشه درصحنه کشورمان بهخصوص برادران و خواهران استان سرافراز و ولایتمدار البرز که در یومالله ۲۲ بهمن امسال در برف و سرمای شدید، با حضور چشمگیر خودشان به انقلاب، امام، رهبری، شهدا و شهید قاسم سلیمانی ابراز ارادت و حمایت کردند و حماسه دیگری در دفاع از ارزشهای الهی در این برهه تاریخی خلق کردند. خدای تعالی به احسن وجه از همه قبول کند.
در بیستم جمادىالثانى سال ۵ بعثت، از ازدواج آسمانى رسول گرامی اسلام و حضرت خدیجه کبرا بابرکتترین مولود تاریخ بشریت، فاطمه سلامالله علیها پاى به عرصه وجود گذاشت؛ دخترى که از دامان او شجره طیبه امامت و ولایت رشد و نمو یافت. شخصیت بزرگواری که در مکتب پدر و همسرش که باب علم بود درسها آموخت؛ و طبق روایت، اسرار و علوم آموخته را در کتابی به نام مصحف فاطمه امیرالمؤمنین علیهالسلام جمعآوری کرد. جابر بن عبدالله انصاری میگوید: من صحیفه فاطمیه را از فاطمه (س) آموختم. بانویی که شخصیت کامل و جامع زن مسلمان در وجود متبلور شد و الگوى بشر و بهخصوص زنان عالم گشت. روز ولادتش را روز زن قراردادند. آنچه ما از آموزههای دینی به دست میآوریم این است که زهرای اطهر یک شخص نیست بلکه یک مکتب است که برای به سعادت رسیدن انسان، برنامه علمی و عملی دارد یعنی هم نظام فکری دارد و هم نظام تربیتی دارد. لذا آنچه در مکتبش دارد، هم تضمینی است و هم جامع؛ یعنی مکتب صدیقه طاهره باید در پنج ساحت؛ انسانسازی، خانواده سازی، جامعه سازی، نظام سازی و تمدن سازی نقش ایفا کند. اولین قدم، تحقق انسان تراز است که از تولیدات خانواده تراز و سالم است. خانواده سالم است که جامعه سالم میسازد، جامعه سالم نظام و دولت سالم خواهد داشت و اگر خانواده آسیبدیده باشد جامعه ناسالم میشود. اعتبار و تضمین مکتب فاطمی در کجاست که شخصی که فقط یکبار عمر میکند میتواند با تبعیت از آن به سعادت برسد؟ و مثل مکاتب مادیگرا که از بین رفتند و لیبرالیسم که در حال جان کندن است نیست؟ امروز جهان دنبال مکتب رهاییبخش تضمینی میگردد. نسخه ما مکتب فاطمی است. همان مکتب انبیاء الهی که ادارهکنندگان جامعه هستند. آن موقع که مادر حضرت موسی یوکابد بود میخواست او را در صندوق بگذارد بلد نبودند یک صندوق بسازند. بیشترین کاری که بلد بودند جاروکشی بود. کارهای خدماتی بود. بعد از مدتی تحت تربیت یک انسان الهی قرار گرفتند که حضرت موسی بود. بعد ببینید چه تحولی ایجاد شد. او که خلافکار بود گوسالهای ساخت از طلا و مردم را دعوت به خلاف کرد. آنها که هیچچیز بلد نبودند بسازند. روایتش را جلسه پیش خواندم که این پیغمبران همه گفتند ما هیچکدام به نبوت و رسالت نرسیدیم مگر اینکه اقرار به فضائل و علم و اخلاق فاطمی کردیم؛ یعنی مدیریت جامعهای که به دست انبیاست نقشه راهشان را باید از فاطمه سلامالله علیها بگیرند. بعد میرسیم به این دوران که وجود مقدس حضرت ولیعصر ارواحنا فدا حضرت میگوید که الگوی رفتاری وزندگیام را از مادرم زهرای اطهر میگیرم؛ یعنی روش مدیریتی حضرت ولیعصر ارواحنا فدا که عالم را به مقصد میرساند روش فاطمی است. پس راه نجات بشر پیروی از مکتب زهرای اطهر است. مگر نه این است که سرنوشت انسانها برای یک سال بلکه همه عمر در شب قدر تنظیم و تقدیر میشود؛ و در روایات حضرت صدیقه طاهره را شب قدر معرفی کرده. شاید منظور این باشد که سرنوشت انسان با مکتب حضرت گرهخورده و انسان با حرکت در مسیر فاطمه به مقصد میرسد. مگر نمیخوانیم «أَنَّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلایَتِکِ» در زیارتنامه حضرت به این نکته اشارهشده که ما با تصدیق حضرت یعنی با استقرار در ولایت و مکتب فاطمی در صراط مستقیم (نبوت و امامت) قرار میگیریم و به سرور تامّ و واقعی میرسیم. از این نکات غافل نباشیم؛ بنابراین بانوان با تأسی به زهرای اطهر به نقش خودشان در خانواده و اجتماع و نظام و تمدن سازی بیشتر اهمیت بدهند که از مهمترین و تأثیرگذارترین نقشها، نقش مادرى است. در بعض روایات حرمتِ زنا داریم که علت تحریم چون خانواده از بین میرود و تربیت مختل میشود. چرا روز ولادت او را روز زن قراردادند؟ برای اینکه بانوان ما باید از او الگو بگیرند همه باید الگو بگیرند بهویژه بانوان و در عرصههای مختلف مثل او باشند. در این روز باید به جایگاه ارزشمند زن پرداخت و از هویت ممتاز او در منظومه خلقت دفاع کرد. زن نقشهای مختلفی دارد. گاهی دختر است گاهی مادر است. گاهی خواهر است. گاهی همسر است. رکن و لنگر خانواده است. زن مظهر رحمت الهی است که از بعض روایات هم به دست میآید، وقتی به خدا نسبت داده شد پس حریم پیدا میکند؛ که هم خودش و هم دیگران باید حفظش کنند. هر چیزی که کرامت و ارزش زن را مورد خدشه قرار دهد ازنظر اسلام مردود است. در محیط خانه باید بانوان مورداحترام و تکریم باشند؛ و شاید صلهرحم هم که گفته میشود بیارتباط بارحمت نباشد. نکته مهم اینکه زنان، اولین هدایتکننده فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه هستند و وظیفه اصلی آنان، روشن ساختن مشعل پرمهر و صفا و صمیمیت خانواده و حفظ اساس و بنیان این کانون هدایت است. بنابراین بهانه حضور در عرصه فعالیتهای اجتماعی جهت تداوم مسئولیتها نباید باعث انحطاط شأن و منزلت اصلی زنان گردد و بیبندوباری و فساد اخلاقی را دامن زند و درنتیجه زمینه ازهمگسیختگی نظام خانواده و فروپاشی آنها فراهم کند. نقشهها اینگونه است. وقتی میبینیم مردان و جوانان ما بیکار در خانه هستند و خانمها را میکشانند سرکار، این را نمیتوانیم حمل به صحت کنیم. اعداد زیادی از مردها بیکارند آنوقت خانمها سرکارند برای کارهایی که مردها باید انجام بدهند. کارهای خانمها که باید خانمها انجام دهند بحث ما نیست. به هر جهت این منطق، منطق اسلامی نیست. قبلاً هم عرض کردم نباید با مشغول کردن بانوان به بیرون از خانه او را از مسئولیت بزرگ الهیاش که تربیت انسان است دور کرد. فعالیتها بهاندازه رفع ضرورت باید باشد. نه اینکه سودجویان بهقصد بهرهوری بیشتر و مزد کمتر آنان را بکار بگیرند.
حالا این مادر بودن را در زندگی خانم حضرت زهرای اطهر بررسی کنید که چگونه بود، چگونه با رفتار تربیتى که از اسلام آموخته، فرزندانش را تربیت کرد که کاملترین انسانهاى تاریخ بشریت هستند. برای کسب علم آنان اهتمام داشت؛ و آنان را تشویق میکرد مثلاً به فرزندش امام حسن که هفتساله بود مىفرمود: به مسجد برو، آنچه را از پیامبر اکرم شنیدى یاد بگیر و نزد من بیا و براى من بازگو کن. روش تربیتی در مباحث علمی بود. یا به مسئله بازی که یکی از غفلات جامعه است. البته کسانی که بلدند خوب استفاده میکنند. ولی پدرومادرها در خانه با بچهها کمتر بازی میکنند. درصورتیکه دستور دینی و اسلامی است. خود امیرالمؤمنین بازی میکرد و در روایت هست که یبعبع. بچه را در پشت خودش نشانده بود و بع بع میکرد. زمانی که فرمانروا بود. ولی بعضی از ما برای خود شانی درست میکنیم و میترسند به طرفمان بیایند. حضرت با بچهها بازی میکرد اما هدفمند بازی میکردند یعنی همانقدر که به بازى و تحرک کودکان خود توجه داشت، به نهادینه شدن رفتار دینى با الگوپذیرى از رفتار والدین دقت مىفرمود و در این زمینه از ابزار هنر نیز بهخوبى بهره مىجست. بهعنوان نمونه، ایشان در هنگام بازى با فرزندان، این اشعار را براى آنها زمزمه مىکردند: «اَشْبِه اَباکَ یا حَسَنْ… وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقّ اَلرَسن… وَ اعْبُدْ اِلهَاً ذا المَنَنْ… وَ لا توال ذا الْاحَنْ»؛ حسن جان! مانند پدرت على باش و ریسمان از گردن حق بردار، خداى احسان کننده را پرستش کن و با افراد کینهتوز دوستى نکن.
روز ولادت امام همزمانشده با ولادت مادرشان. امامی که خود تربیتشده این مکتب است و بر اساس همین تربیت حرکت کرد وزندگی خودش را تنظیم کرد و از هیچ ملامتی برای برقراری احکام دین و نشر معارف الهی و استقرار نظام الهی نترسید و تا پایان ادامه داد. ۲۵ بهمن بود که باصلابت تمام فتوای تاریخی خودشان را درباره قتل سلمان رشدی که به ساحت مقدس نبوی اهانت کرده بود را صادر کردند و نشان دادند که تربیتشده مکتب فاطمی در هرلحظه و مکان به چیزی غیر از خدا و عمل به وظیفه توجه ندارند. در مسیر تربیت فاطمی، امام و رهبری به ما آموختند علیرغم میل عدهای که القاء میکنند نمیتوانیم و نمیشود و دنبال این هستند که مدیر از خارج بیاورند، ما بیشتر از آبگوشت بزباش بلد نیستیم، به ما یاد دادند که دائم بگوئید که ما میتوانیم. نتیجهاش شده است اینهمه افتخاراتی که در عرصههای مختلف علمی و صنعتی و نظامی داریم. اخیراً موشکهای دفاعی و مخابراتی کامپوزیتی زهیر و سلمان که دانشمندان انقلابیِ جوان ساختند و آزمایش کردند را همه شاهد بودید که دوستداران نظام و کشورهای محور مقاومت را خوشحال و آرام و بدخواهان را عصبانی کرد. ایران با این نوع کارها پیام ما میتوانیم را به جوانان مسلمان و آزادیخواه جهان صادر کرده است. آمریکا و همه بدخواهان ایران اسلامی در روز ۲۰ بهمن فهمیدند که تمام اروپا تحت پوشش موشکی ایران است و ایران توان ساخت موشک تا برد ۱۰ هزار کیلومتر را دارد. الآن ۲ هزار کیلومتر راداریم که نقطه زن است. موشک رعد ۵۰۰ با برد دو برابر قبلیها توان این را دارد که خارج از جو هدف خودش را مورد اصابت قرار دهد. ک پیام دارد به عدهای از مسئولین خواب داخلی که تحریمها؛ تهدید نیستند بلکه اگر برنامهریزی و مدیریت درست باشد بهرهوری و رسیدن به اهداف قطعی است.
نکتهای را باید راجع به حرکات ترکیه در محور مقاومت و سوریه عرض کنم و آن اینکه مواظب باشد و در چاهی که آمریکا برای او کنده و با حقهبازی و حمایت ناتو او را به سمت آن میکشد نیفتد. بهترین راه برای ترکیه این است که دست از همکاری با استکبار و رژیم صهیونیستی در این منطقه بردارد. کار آمریکا در سوریه و منطقه تمام است و هرچه برای احیای او نفس مصنوعی بدهید کاری از پیش نخواهید برد. اخیراً یکی از مقامات رژیم صهیونیستی گفته ما با آمریکائیها برای زدن ایرانیها در سوریه و عراق تقسیمکار کردهایم. ظاهراً صهیونیستها هم هوس کردهاند زودتر از موعد مقرری که برایشان در نظر گرفتهشده دچار ضربه نرم مغزی بشوند. به اسرائیل و اربابانش که طعم سیلی ایران را چشیدهاند عرض میکنیم ایران مصمم است پاسخ هر حرکتی را محکم بدهد، پس هشدار فرماندهان نظامی را جدی بگیرید و بدانید که اگر ایران اراده کند، در این نوبت همه شما باید بهجای ضربه نرم مغزی به مرگ مغزی اعتراف کنید.
لازم است که راجع به انتخابات نکاتی را عرض کنم. چون شاید آخرین هفته باشد. البته هفته بعد هم در جلسه انتخابات هستیم شاید آنجا هر حرفی بزنیم شائبه تبلیغات داشته باشد همین جلسه بگویم. حضور حداکثری مردم در این زمان همانطور که مکرر گفتهایم بسیار ضروری است. نشان از زندهبودن انقلاب دارد و اینکه مردم به نظامشان علاقه دارند و باوجود مشکلات و اعتراضاتی که به نحوه اداره کشور و بعض مسئولین دارند، صحنه را خالی نمیکنند و در امر انتخابات مشارکت میکنند. مدتی است که دشمنان دارند زمزمه میکنند اما سعی میکنند که با ترفندهای مختلف رسانهای و خبری و استفاده از افراد خاص و معلومالحال کاری کنند که مردم حاضر نباشند. ولی به فضل خدای تعالی مردم هوشیارانه با حضور حداکثری خودشان مثل همیشه دشمنان را انشاء الله مأیوس خواهند کرد. قطعاً شرکت در انتخابات هرچه بیشتر باشد ضریب امنیت کشور بالاتر میرود. باید همه در انتخابات شرکت کنیم که این حضور از جنبههای مختلف چه داخلی و چه خارجی مهم است. به نظرم در چند روز آینده رهبر معظم انقلاب راجع به انتخابات مطالبی را بیان خواهند کرد که نصب العین همه ما قرار خواهد گرفت اما لازم میدانم بهنوبه خودم نکاتی را اشارهکنم. قبلاً تعدادی از ملاکات انتخاب اصلح را عرض کردهام. الآن هم بعضیها را میگویم.
دوستان داوطلب از هر جناحی اگر حرف حقی دارید که بزنید، بزنید اما یکدیگر را تخریب نکنید. وحدت خودتان را حفظ کنید. وحدت، وحدت، وحدت. به همه دغدغه مندان و انقلابیون عرض میکنم خوب میدان و صحنه را ببینید که گرگصفتان به صفوف شما حتی عدهای به اسم انقلابی گری و امثال ذالک دارند حمله میکنند و رسماً در جلساتشان و زمزمههایشان به خیال خامشان اعلام کردند و میکنند که این افتراقی که بعضاً دیده میشود فرصت مناسبی است برای از کار انداختن و خاموش کردن خط ولایت و انقلابیون در استان. اینها این تصمیم رادارند و رسماً دارند میگویند. اگر وحدت نداشته باشید این فرصت را شما برای خناسانی که امروز پشت ثروتهایی که از همین استان به یغما بردهاند و قصد ساکت کردنتان رادارند فراهم کردهاید. تلاشهای زیادی شده تا این فرصت از دستشان گرفته شود. دوباره این فرصت را ندهید و فرصت سوزی نکنید. اگر این فرصت سوخت عندالله پاسخگو نخواهند بود آنهایی که در کوس تفرقه میزنند و میدمند و میکوبند. بیشتر از این روضه را نمیتوانم فاش بخوانم. همین مقدار بس بود. در خانه اگر کس بود که امیدوارم باشد، همین مقدار بس باشد؛ اما بدانید باید یک حرکتی داشته باشید مثل سال گذشته در همین ایام. ایام پیروزی انقلاب بود و جریانی پیش آمد که همه متحد شدید و یکپارچه و یکدست و در همین نماز شرکت کردید. باهم تشریکمساعی کنید. برای دفاع از ارزشها جلسه بگذارید و تشریکمساعی کنید و با وحدت کلمه پیش بروید و الا مرجعیت خودتان را در استان از دست خواهید داد.
باید مجلس این دوره که شروع مجلس گام دوم انقلاب است تراز باشد و در نصاب لازم باشد. از الآن مواظبت کنید که شورای نگهبان ناچار نباشد در دوره بعد نزدیک به یکسوم مجلس را به خاطر دزدی و فساد اخلاقی و کارچاقکنی و امثال ذالک رد صلاحیت کند. افرادی الآن صلاحیتشان احرازشده اما شایستگی لازم را ندارند. شورای نگهبان فقط احراز صلاحیت میکند. شایستگی را شما باید تشخیص بدهید. کار شورای نگهبان نیست و قانونا وظیفهای درباره این موضوع ندارد که اگر داشت تعداد زیادی را هم در آنجا میتوانست ساقط کند. این افراد که کف صلاحیت رادارند اما وقتی در مسند بنشینند احتمال اینکه در آنها طاغوت جدیدی به وجود بیاید هست. قبلاً مسئولیت داشته کار داشته، حرفهایش را شنیدید. جاهای دیگر بوده صحبتها را گوش دهید.
خوب حواستان را جمع کنید عدهای از کسانیکه صلاحیتشان رد شده به همراه طرفدارانشان با پول و امکاناتی که فراهم کردهاند که مبادی همه آن پولها و دارائیها هم معلوم است کمر همت بستهاند که از گردونه ولو به اسمهای دیگر خارج نشوند و در آن مراکز و جایگاهها باقی بمانند. شما باید نگذارید. روی شفافیت مالی اصرار داشته باشید؛ که از کجا میآورند اینطور خرج میکنند. آیا واقعاً برای خداست؟ ما آنقدر در همین استان مشکلداریم. پولهایشان را بیاورند تا بگوییم کجا خرج کنند که یکمرتبه گشایشی در استان شود. چرا همه را میکنند عکس و بنر و اینجور چیزها؟! اگر کسی خود را انقلابی و پیرو رهبری میداند بگوید کمکهایی که برای تبلیغات و مخارج انتخاباتی خودش میگیرد از چه کسی گرفته و از کجا تأمین کرده. اگر مواظبت کنید خروجی رأی شما مجلس مقتدر است. فرصتی که امروز دارید را با اختلافات بیفایده از دست ندهید. فردا نگونید نگفت. من آنچه شرط بلاغ بود گفتم. از ۶ ماه قبل هم شروع کردم به گفتن.
و الله از کسی حمایت نکردم. از هیچ جریانی، از هیچ دستهای، از هیچ گروهی. افراد مختلف حتی مخالفین فکر و نظر عمومی کشور، حتی آنکسانی که ما با آنها مخالفت صریح هم داریم، پیش من آمدند مشورت گرفتند صحبت کردند و من هم گفتم. چون وظیفه من این است که توضیح بدهم؛ اما اینکه حمایت کرده باشم و اسم برده باشم هرگز اینگونه نبوده است. ملاکات را گفتهام. حالا بعضی وقتها این ملاکات با بعضیها تطبیق میکند دیگر مسئول این من نیستم. رهبری هم وقتی ملاکات را میگوید با بعضی از جریانات تطبیق میکند. آیا باید بگوییم که آقا طرفدار آن جریان است؟ آن جریان طرفدار این ملاک است. دقت داشته باشید. جوانی چند روز پیش آمد و گفت آقا میگویند شما گفتید به فلانی رأی بدهید. گفتم من نگفتم دروغ محض است. هرکس گفته دروغ گفته. خودم دارم میگویم که نگفتم. مثل آن قصه میماند که گفت حاجآقا شما زنده هستید؟ من شنیده بودم شما مردهاید. گفتم میبینی که زنده هستم. گفت نه آنکسی که گفت خیلی آدم موثق و راستگویی بود. حالا خودم دارم میگویم که نگفتم و در خطبه هم گفتم. دوباره میگویم. حالا عرض میکنم بنده از هیچ ائتلاف و جناح و دستهای حمایت نمیکنم و اگر کسی آمد گفت من از او حمایت کردم و عکس آورد و گفت ببین من با فلانی عکسدارم همینها را ملاک قرار بدهید که به او رأی ندهید. الآن دارم میگویم. تکبیر هم نمیخواهد، عمل کنید. به چنین کسی که میگوید ببین حاجآقا از من حمایت کرده با او هم عکس گرفتم، به او قطعاً رأی ندهید. همین نمره منفی است.
دروغگوئی یک شاخصه است که نباید به دروغگو رأی داد. من بعضی از این کاندیداها را میشناسم مثل ریگ دروغ میگویند. پیش خود من دروغ گفت. ده دقیقه نشسته بود ۳ دروغ گفت. بعد ۶ ماه ۷ ماه بعد آمد یادش رفته بود که چه گفته بود دوباره سه دروغ دیگر گفت. آنوقت من بیایم از چنین کسی حمایت کنم؟ قطعاً نمیکنم. هرکس دروغگو باشد و شما به او رأی بدهید باید به خدا جوابگو باشید.
هرکس که حریم خدا را رعایت نمیکند او مورد اعتماد نیست. بعضی از احکام خدا را در چهره بعضی از این افراد که کاندیدا شدند شما میبینید که له کرده است. حکم خدا را از بین برده است. حالا فردا ببینید که عکسهایشان را در خیابان میزنند با چه چهرههایی مرد و زن. بعضی از مردها همین کارها را میکنند خانمها هم همینطور. نمیشود به چنین کسی رأی داد.
کاندیداها بدانند که مسئول عملکرد خودشان و ستادهایشان و اطرافیانشان هستند. نمیتواند بگوید که ستاد من این کار را کرد. این ستاد زیر نظر توست باید مواظب باشی. انتخابات فرصت همگرایی و وحدت ملی و منطقهای ایجاد میکند، از دست ندهید. نظارت بر مجریان انتخابات را هم مسئولین دقت کنند. نکاتی را حتماً توجه کنید. مواظب باشید دچار قومی گری و قبیله گری و محلی گری نشوید. عندالله مسئول هستید. بعضی شایعات در تخریب چهرههای انتخاباتی که احتمال پیروزی در آنها هست فراوان میشود. اینها را مواظب باشید. اگر کسی در این شایعات بدمد قطعاً حرام انجام داده است. استفاده از ابزارهای نادرست و ناهنجار. مثلاینکه میخواهند قشر خاکستری را جذب کنند از جذابیتهای شهوانی استفاده میکنند. برای افزایش مشارکت این قشر حرکتهای انجام میدهند. مطلب دیگر اینکه مواظب باشید عدهای برای نفوذیهای بهظاهر موجه در صفوف نیروهای انقلابی تلاش میکنند. مواظب باشید که اینگونه نباشد.
آخرین مطلب هم یاد و خاطره شهدای تبریز است که برای چهلم قمیها گرفته بودند در ۲۹ بهمن که یاد همه شهدا را گرامی میداریم خدای تعالی انشالله همه ما را متوجه وظایفمان بکند. |
| 1398/11/18 | 1398/11/18مشارکت مردمی، راه حل مشکلات در تمامی عرصههاست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه193
خطبه اول
متن کامل خطبه نماز جمعه ۹۸/۱۱/۱۸
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیتالله حسینی همدانی
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین همانطور که به نماز اهمیت میدهند به زکات و صدقه چه واجب و چه مستحب که از عبادت مالی است هم اهمیت میدهند. در نوبت قبل راجع بهحق زکات و صدقه از رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام نکاتی به عرض رسید؛ و پیرامون فضیلت صدقه واجب و مستحب که ذخیرهای است که انسان نزد خداوند به امانت میگذارد و فراگیر بودن آن مطالبی به عرض رسید.
اینکه هرچه خدا به انسان روزی میکند «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون» از آن رزق الهی هر کس بپردازد صدقه است. در روایات داریم که صدقه دفع بلا میکند و از مرگ بد و دلخراش جلوگیری میکند؛ و داروئی مؤثر است و بر عمر و حسنات انسان میافزاید؛ و باعث زیادشدن روزی است؛ و حتی اگر انسان تنگدست شده باشد با صدقه دادن گشایشی حاصل میشود.
و گفته شد امام سجاد علیهالسلام دو حق مهم را فرمودند که یکی از بهترین حالات پرداخت صدقه، مخفیانه بودن آن است؛ که در جلسه قبل توضیح اجمالی دادم. خود امام سجاد علیه اسلام اهل صدقه مخفیانه بود؛ به بیانی که امام باقر علیهالسلام فرمودند: که آن حضرت در دل شب تار از خانه بیرون میرفت و انبان را بر پشت خود حمل میکرد و به در یکایک خانهها میرفت و آنها را میکوبید و به هر که در را باز میکرد چیزی میداد. آن حضرت هرگاه به فقیری چیزی میداد، صورت خود را میپوشاند که او را نشناسد.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه اگر در بین اقوام و نزدیکان کسی را داشتید که احتیاج به کمک دارد او مقدم است بهخصوص در صدقات واجب. از امام صادق علیهالسلام سؤال شد آیا به گدایانی که درب خانهای را میزنند، میتوان صدقه داد یا باید از این کار خودداری کرد و آن را به خویشاوندان مستمند داد؟ فرمودند: به آنها ندهد، بلکه برای خویشاوندان مستمندش بفرستد که این کار اجرش بیشتر است. مقدم اقربا و نزدیکان هستند مگر دور باشند یا به نزدیکان داده باشید سپس به آنها بدهید.
البته باید به این مطلب هم توجه داشت که نباید خودمان را هم بهسختی بیندازیم. قرآن کریم در آیه ۲۹ سوره مبارکه اسراء توجه میدهد که «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا» و دست ترا به گردنت بسته مدار و آن را بهتمامی نیز مگشای که ملامت دیده و حسرتزده بنشینی. دستور دین در همه امور رعایت اعتدال است. نباید آنقدر بخشید که خود نیازمند شویم و عائله تحتفشار باشند و بهزحمت بیفتند؛ و نه آنقدر نبخشید که به بخل و خسیسی متهم شد.
از رسول خدا سؤال شد: برترین صدقه کدام است؟ حضرت فرمودند: اینکه وقتی سالم و تنگچشم هستی، یعنی وقتی به زندگی امیدواری و میترسی به فقر دچار شوی، صدقه بدهی و نگذاری تا وقتی جانت به لب رسید (در آستانه مرگ قرار گرفتی) بگوئی: اینقدر، مال فلان باشد و آنقدر مال فلانی. چون در آن هنگام مال دیگری خواهد بود.
و دربیانی دیگر فرمودند: هر کار نیکی صدقه است؛ یعنی نباید خیلی دنبال امور سخت و دور از دسترس بود. بعضی وقتها انسان توان مالی ندارد ولی مثلاً میشود بافکر به دیگران کمک کند. مثلاً کسی از شما مشورت میخواهد مشورت بده. مشورت صدقه است چون رزق الهی است درباره تو که توان مشاوره داری. صدقه همیشه بعد مالی ندارد. خطی مینویسی، کتابی مینویسی، اینها همه صدقه است. در اطراف ما کارهایی وجود دارد که اگر انجام دهیم برای ما بهترین صدقه نوشته میشود که ثوابش هم از مالی بیشتر است. رسول خدا فرمودند: بر هر مسلمانی است که هرروز صدقه بدهد. عرض شد چه کسی توان این کار را دارد؟ فرمود: برداشتن چیزهای آسیبرسان از سر راه صدقه است. نشان دادن راه به کسی صدقه است. عیادت از بیمار صدقه است. امربهمعروف صدقه است. نهی از منکر صدقه است. جواب سلام دادن صدقه است. بعضی از همین هم بخل دارند. «أَبْخَلَ اَلنَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلاَمِ». بعضیها همینطور نگاه میکنند و سلام نمیکنند یا سلام که میکنی که خوب است ابتدا به سلام داشته باشیم، سر تکان میدهند.
حق دیگری که امام سجاد علیهالسلام برای صدقه فرمودند اینکه انسان اهل منتگذاری نباشد. این کار ارزشی ندارد. این کار نمیکرد بهتر بود؛ که فرمودند: «ثُمَّ لَمْ تَمْتَنَّ بِهَا عَلَى أَحَدٍ لِأَنَّهَا لَکَ» سپس به صدقه خود بر احدى منت منه زیرا که آن براى تو است. «فَإِذَا امْتَنَنْتَ بِهَا لَمْ تَأْمَنْ أَنْ تَکُونَ بِهَا مِثْلَ تَهْجِینِ حَالِکَ مِنْهَا إِلَى مَنْ مَنَنْتَ بِهَا عَلَیْهِ»؛ و اگر بدان منت نهى در امان نیستى که بروز همان کسى گرفتار شوى که بدو منت نهادى. این سنت خداست که با هر کس هر طور رفتار کنی با خودت همان می شود. «لِأَنَّ فِی ذَلِکَ دَلِیلًا عَلَى أَنَّکَ لَمْ تُرِدْ نَفْسَکَ بِهَا وَ لَوْ أَرَدْتَ نَفْسَکَ بِهَا لَمْ تَمْتَنَّ بِهَا عَلَى أَحَدٍ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ». زیرا این خود دلیل است که تو آن را براى خود نخواستى و اگر براى خود میخواستی بر احدى بدان منت نمینهادی؛ و لا قوه الا باللَّه. هم درآیات و هم در روایات بهشدت از منتگذاری نهی کردهاند. مثلاً در قسمتی از آیه ۲۶۴ سوره بقره فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى» از بطلان صدقه نام میبرد. منتگذاری صفت بسیار بدی است خصوصاً اگر کسی بخواهد در اینجا اهل منت باشد.
من از روایاتی استفاده میکنم که دستورالعمل هم هست. گاهی میروید پیش عالمی که به شما دستورالعمل دهد. این دستورالعمل را از امام بگیرید. از رسول خدا بگیرید.
دربیانی رسول خدا فرمودند: برترین صدقه، صدقهای است که به خویشاوندان کینهورز داده شود. این تربیت است و باید توسعه پیدا کند. حضرت این روش را بهترین صدقه میداند. معلوم میشود باید روی معیارهایمان بیشتر کارکنیم. یا در بیان دیگری فرمودند: برترین صدقه این است که شخصِ مسلمان علمی را بیاموزد و سپس آن را به برادر مسلمان خود یاد دهد؛ و امام صادق علیهالسلام فرمود: بهترین صدقه، خنک کردن جگر تفتیده است. امکان دارد حیوانی تشنه باشد بهترین صدقه این است که جگر او را خنککنی؛ و امام کاظم علیهالسلام فرمودند: کمک تو به ناتوان، از بهترین صدقههاست. بی چشمداشت صدقه دادن یکی از آداب صدقه است. رسول خدا فرمودند: «تَصَدَّقوا مِن غَیرِ مَخِیلَهٍ؛ فاِنَّ المخیله تُبطِلُ الاجرَ». بی چشمداشت، صدقه بدهید؛ زیرا که چشمداشت اجر را از بین میبرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین افرادی دلیر و غیور هستند. علی علیهالسلام در حکمت ۱۱۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «غَیْرَهُ الْمَرْأَهِ کُفْرٌ وَ غَیْرَهُ الرَّجُلِ إِیمَانٌ». غیرت مرد، ایمان و غیرت زن، کفر است. این روایت محل بحث است و باید به آن مفصل پرداخت اما در خطبه ترجمه میکنیم و رد میشویم. کلمه غیرت که درجاهای مختلف استفاده میشود به معنای دور کردن دیگری و غیرزدائی است. نباید وارد حریم شخصی افراد شد. لذا کسی که از ورود بیگانه به حریم خصوصیاش مانع نمیشود؛ غیرزدائی ندارد یعنی غیرت ندارد. دایرهاش وسیع است از نوامیس و منزل شخصی شروع میشود تا مرزهای کشور تا سیاست خارجی. از طرف دیگر اگر کسی وارد حریم شخص دیگری شد، چنین کسی غیور نیست. غیور نه اجازه ورود میدهد نه خودش وارد حریم دیگران میشود. لذا در روایات فرمودند شخص غیور هرگز زنا نمیکند. چون به خودش اجازه نمیدهد جایی که خدا اجازه نداده ورود داشته باشد. غیرت از فطرت پاک انسان نشاءت میگیرد. اگر در مواردی دین کاری و فعلی را اجازه داد و افراد از روی هوای نفس خودشان و میل شخصی آن را نپسندیدند این میشود کفر. دین هم نهی کرده لذا شخص غیور غیرتمند طبق دستور خدا غیرزدائی میکند؛ و این از ایمان او نشاءت گرفته که به دستور الهی عمل میکند و اگر برخلاف آنچه خدا گفته بود میل داشت و عمل کرد میشود کفر. خداوند تقوا و ایمان همه ما را زیاد بگرداند.
سیزدهم جمادیالثانی سالگشت وفات بانوی بصیر، صبور و پراستقامت به نام حضرت امالبنین که همسر گرامی امیرالمؤمنین علیهالسلام و مادر علمدار کربلا قمر بنیهاشم عباس بن علی علیهالسلام است. بانویی که با داشتن فضائل اخلاقی و کمالات انسانی نیروی ایمان، پایداری و صبر و بردباری و بصیرت و سخندانی مانند زینب کبری با استفاده از ابزار رسانه خطابه و سخنرانی و مرثیهسرایی تلاش کرد جلوی تحریف و انحراف واقعه کربلا و عاشورا را بگیرد و فرهنگ حسینی را نشر بدهد. بسیار کار مهم ما بزرگ و قابلتقدیری را انجام داد. زندگی این بانوی مکرمه را باید بخوانید و ارزش کار او را ببینید. اهل هنر و ادبیات و فصاحت و بلاغت بود. فرزند او حضرت عباس بن علی همینگونه بود و فرزندان عباس که نسل حضرت عباس از یکی از فرزندانش منتشر شد که عبیدالله بن عباس بود و من تا حدود ۸ نسل حضرت عباس را بررسی کردم همه جزو ادبا بلغا و فصحا و خطبا هستند، شاید از همین مادر مکرمه نشاءت گرفته بود. تجلی هنر او در اشعار زیبا و جاودانهای بود که سروده بهخصوص برای عباس بن علی. یکی از آن اشعار که معروف است و من ترجمه آن را میخوانم زیاد شنیدید «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت (با این اشعار دارد مرثیه و روضه عباس را میخواند) به شریعه زد و تعداد زیادی از انسانها را که به جنگ آمده بودند به زمین ریخت، فرزندان علی همه شیران بیشه شجاعت هستند. شنیدهام بر سر عباس عمود آهنین زدهاند درحالیکه دستهایش را قطع کرده بودند. اگر دست در بدن پسرم بود چه کسی میتوانست نزد او بیاید و با او بجنگد؟ علمدار کربلا را چه کسی میتوانست مستقیم در برابرش بجنگد». محاصره کردند از پشت نخل و باکیفیتی که شنیدید به شهادت رساندند.
روز ارتحال این بانوی مکرمه را روز تکریم مادران و همسران شهدا قراردادند. بانوانی که با بصیرت و ولایتمداری خودشان با تأسی به حضرت امالبنین اگرچه در میدان جنگ حضور نداشتند اما افراد مؤمن و ولایتمدار که تفکر حسینی و شجاعت عباسی داشته باشند و در همه حالات آماده انجام وظایف باشند و تربیت کردند. بانوانی که شجاعانه در کنار همسران خودشان ماندند تا آنها بتوانند بدون دغدغه تاریخساز و حماسهساز شوند. مادران و همسران شهدا. وظیفه امروز ما تکریم رشادتها و صبوریها و استقامت آنهاست. در دفاع از ارزشهای انقلاب و در دفاع از جهاد و شهادت و ایثارگری یکی از کارهایی که میتوانیم بکنیم این است که به این خانوادهها سر بزنیم. از آنها دلجویی و تکریم کنیم. مادران شهدا همه پیر شدهاند. همه یکییکی در حال ملحق شدن به فرزندانشان هستند. تا دیر نشده بروید و برویم و از اینها استضائه کنیم، نور بگیریم و معنویت بگیریم. باید در مقابل تفکری که القا میکند که فرهنگ ایثار و شهادت فرهنگ جنگ و خشونتطلبی هست و باید مظاهر این جنگ و خشونتطلبی را حتی از کتب درسی حذف کرد، شیوه روش تربیتی و سبک زندگی مادران و همسران شهدا را بهعنوان یک سرمایه ارزشمند حفظ کرد و برای تربیت دینی و انقلابی نسل آینده به کار بگیریم. این باید جزء وظایف ما باشد. مادرانی که از فاطمه زهرا و زینب کبری و حضرت امالبنین الگو گرفتند میتوانند انسانهای بزرگی را در این مسیر تربیت کنند.
آن چیزی که اسلام از زن مسلمان میخواهد این است که اهل علم و کمالات معنوی باشد و ضمن بیتوجهی به تجملات دنیا در عرصههای مختلف موردنیاز جامعه باعفت و عصمت حضور جهادی داشته باشد. در داخل خانه با آرامشی که خودش دارد به اعضای خانواده آرامش بدهد و در دامن خودش فرزندان باشخصیت و عالم و متدین و بااخلاق و انقلابی پرورش دهد. این مادر است که انسان را میسازد. مادر است که شهید حججی و سردار رشیدی مثل قاسم سلیمانی میسازد. برای از کار انداختن نقشههای مختلفی که بانوی مسلمان را بهعنوان مادر، همسر، خواهر و دختر میتواند داشته باشد توجه کنید. چگونه برنامهریزی کردند که این نقشهای چهارگانهی این عنصر اصلی جامعه را از کار بیندازند. باید هوشیارانه به مقابله با آنها پرداخت. مهمترین کاری که کردند همین است که نقش مادری را کمرنگ کردند. با گسترش فرهنگ غربی مصرفگرایی و تجملگرایی ناچار هستند برای اینکه به این خواستههای تجملی برسند چند شیفت همه اعضای خانواده کار کنند. بعد فرزندان خودشان را به مهدکودک بگذارند. مهدکودکهایی که سروته ندارد و معلوم نیست که چه مربیهایی دارد و چه چیزی آموزش میدهد و چه خوراکی به این فرزندان میدهد. بعد از مدتی هم معلوم نیست که چه خواهد شد. خصوصاً در این سالهای اولیه زندگی که بچه باید در کنار پدر و مادرش باشد؛ اما فضا را جور دیگری دارند ترسیم میکنند. باید خانوادهها به قضیه فرزند آوری و رسیدگی به او و تربیت فرزندان بیش از گذشته اهمیت بدهند. ما خیلی بیتوجه هستیم. یکوقت عرض کردم مثلاً یک ویروس کرونا میآید همه مضطرب میشوند. سرماخوردگی حاد و شدید و آنفولانزا میآید برادرزاده و خواهرزاده شما که دلبند شما هستند در خانه خودش است و این بیماری را گرفته شما بههیچوجه بچهتان اجازه نمیدهید که با او معاشرت داشته باشد و رفتوآمد داشته باشد. برای اینکه نگیرد و بیمار نشود؛ اما فکر و روح و اندیشه و اعتقادات و اخلاق او را حاضرید بنشیند و با هر ویروسی سروکار داشته باشد و مبتلا شود و عین خیالتان نیست. هرگز جلوگیری نمیکنید. او هم همین را میخواهد. آنکسی که طراحی و برنامهریزی کرده است همین را میخواهد.
باید به جمعیت و فرزند اهمیت داد. الآن این مسیری که دارد طی میشود برای کم شدن جمعیت باید دقت کرد. گذشته از اینکه مؤلفه جمعیت در قدرت ملی ما اهمیت دارد؛ یعنی تا جمعیت نداشته باشیم نمیتوانیم تمدن بسازیم، حالا از تمدن صحبت کنیم و دائم بگوییم و تبیین و تشویق کنیم، نمیشود، جمعیت میخواهد. جمعیت در تولید ناخالص ملی هم اهمیت دارد. هنوز متأسفانه سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب درباره جمعیت بهخوبی اجرانشده است. اجرا نمیشود یا بهخوبی اجرا نمیشود یا با شیطنت جور دیگری اجرا میشود. مسئله ازدواج و قوانینی که ریخته شده است را دولتها باید به آن بپردازند. قوانین مفصل دارد و چندین سال است که اجرایی نمیشود و خاک میخورد که در یک فرصتی به آن خواهم پرداخت. همه اینها خسارت است باید به اینها توجه کرد.
در راستای بصیرت افزایی که هر جلسه به مناسبت نکاتی را عرض میکردم نکتهای را خیلی کوتاه و مختصر این جلسه عرض میکنم. البته مفصل است فقط یک اشاره اجمالی میکنم. دوستانی که میخواهند دنبال کنند. در سال ۹۵ کنگرهی آمریکا جلسهای را برقرار کرد که یکی از افسران امنیتی آمریکا به نام اسکات مادل که در حوزه ایران تخصص دارد و مأمور بخش عملیات ویژه سازمان سیاه در منطقه غرب آسیا بوده است، طرح ۷ بندی را میآورد در کنگره و آن را موردبررسی قرار میدهد و مطرح میکند برای مقابله و مهار ایران. بیان هر هفتبند و توضیح کامل آن مقدور جلسه نیست. هر هفتبند را یک خط یک خط به شما میگویم. توضیحش انشا الله در یک فضای دیگر. خیلی مسئله مهم است. در سال ۹۵ شمسی. احساس میشود در این سه سال توسط عوامل داخلی و خارجیای که دارند بندهایی از این را انجام دادند. لذا هوشیاری ما را میطلبد. بیانی که رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ بیان میکند در اینجاها خودش را نشان میدهد. بحث انقلابی گری و بحث مقابله با جریان غیرانقلابی داخل نظام، بحثهای اینچنینی را که ایشان مطرح میکنند خودش را در این فضاها به ما نشان میدهد و روشن میکند. یکی از آن بخشهایی که گفتهشده این است که صدای آمریکا باید پنجرهای برای واشنگتن در راستای سیاستهای آمریکا در قبال ایران باشد. صدای آمریکا منظور همان رادیویی است که دارند و چه عملیاتی انجام دادند برای اینکه این را محقق کنند بماند. دوم، کمک گرفتن از سعودیها برای ضربه زدن به ایران. بخش سوم، استمداد از سازمان سیا برای تمرکز بر ایران. در این بند تشویق میکنند که نخبهها را از ایران خارج کنند. یکی از کارهایی که در این بند سازمان سیا فراهم میکند جاسوس گیری از ایران است؛ یعنی افراد ضعیفی که درجاهای مشغول هستند و سفرهای خارجی دارند از آنها جاسوس گیری کند. در این بخش میگوید باید کاری کنیم که فرار مغزها افزوده شود. بند چهارم، فشار بر ایران به بهانه حقوق بشر. این هم بحث مهمی است که چگونه این فشارها را آوردهاند. بند پنجم، دامن زدن به فتنه مذهبی در جهت اهداف خاص. اختلاف انداختن بین مراجع تقلید، بین این قوم و آن قوم و این فرقه و آن فرقه که مستحضر هستید. بند ششم، تشدید ایران هراسی در میان کشورهای عرب منطقه. کشورهایی که در اطراف ما هستند بگویند ایران اینطور و آنطور است. سلاحهایشان را فروختند که آمار و ارقام را هم بعضاً گفتهاند. همه اینها برای این است که ایران را مهار کنند و مقابله کنند. بند هفتم، موج جنگ اطلاعاتی علیه ایران تشدید شود. در این جنگ اطلاعاتی من جنگ روایتها، جنگ ارادهها، جنگ هیبریدی و جنگ شناختی و بعضی از این چیزها را در جلسات مختلف برای شما عرض کردم. به موضوعاتی مثل حقوق زنان، حقوق معلمان، ایجاد تفرقههای قومی و مذهبی، افزایش تنشها و ایجاد بحرانهای اجتماعی که براثر معضلات موجودی که جامعه دارد مثل آلودگی هوا. از همین آلودگی هوا یک جریان اجتماعی راه بیندازند. مثلاً با تمرکز روی بیکاری جوانها جریانی را درست کنند. اینیک دستور است کهموج جنگ اطلاعاتی علیه ایران تشدید شود. اینیک طرح است. خوب این طرح چه طور باید انجام شود؟ میگردند و کوچکترین چیزی که ببینند روی آن متمرکز میشوند و همان را میکنند وسیلهای برای اینکه به خواستهشان برسند. در این طرح با صراحت میگوید باید پایه حمایت مردمی از رژیم را هدف قرارداد. لذا در این موقعیتی که الآن هستیم، هر اقدامی از سوی هر فرد، گروه، نهاد، مسئول و هرکسی که موجب تضعیف اعتماد و حمایت مردم از نظام اسلامی شود به دشمن دررسیدن به اهدافش کمک کرده است. باید در مقابل چنین دشمنی هوشیارانه عمل کرد.
باید در همه زمینهها قوی بود. به تعبیر رهبر معظم انقلاب یکی از مؤلفههای قدرت مجلس قوی است که بارأی بالا و حضور حداکثری تشکیل میشود. لذا یکی از زمینههای موجود که حساس است و باید بهخوبی اداره شود و طمع دشمن را از بین ببرد صحنه انتخابات است که قطعاً و به فضل الهی مثل همیشه حضور مردم پای صندوقهای رأی تودهنی محکمی به دشمنان خواهد زد. یکی از امتیازاتی که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی نسبت به انقلابهای دیگر دارد در دنیا همین است که مردمی شروعشده است و مردمی ادامه پیداکرده است. در همه عرصهها مشارکت مردم مشکلات و ضعفها را حل کرده است. برای رسیدن به مجلس تراز اسلامی هم انشا الله مردم بهخوبی وارد میدان خواهند شد. ببینید قانون اساسی جمهوری اسلامی ما در اصل پنجاه و ششم به این مهم تصریح دارد. میگوید حاکمیت مطلق برجهان و انسان از آن خداست. هم او است که انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمیتواند این حق را از او سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند. اصول مختلف قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی گونههایی از مهمترین ابعاد حق مردم را در مشارکت ایشان در انتخابات بیان میکند؛ یعنی حقتان را در انتخابات باید اعمال کنید. بعد حضرت امام در وصیتنامهشان فرمودند همه باید توجه داشته باشند که باوجود مسئولیت قانونی و رسمی عدهای از افراد در اداره کشور کسی نباید درباره اداره کشور بیتوجه باشد و از راهها و طرق قانونی مردم نقش و دخالت مسئولانه خود را ایفا نموده و نسبت به اداره امور کشور بیتفاوت نباشند و حتی در صورت انحراف مردم وظیفهدارند ورود پیدا نمایند. در جای دیگر فرمودند: یک کشوری وقتی آسیب میبیند که ملتش بیتفاوت باشد. لذا بیتفاوتی اصلاً پسندیده نیست بهخصوص در این مقطع. رهبری هم نکات فراوانی درباره مشارکت مردم گفتند. قطعاً وظیفه ملی دینی اخلاقی و شرعی همه مردم است که با هر سلیقهای در این امتحان الهی شرکت کنیم. همه باید احساس مسئولیت کنیم و شرکت کنیم. همه شما بهخوبی به نقش مجلس در اداره کشور و ساماندهی مشکلات واقفید. لذا نباید بیتفاوت بود. قسمت مهمی از عزت و اقتدار و قدرت کشور درگرو مجلس است؛ و قطعاً در گام دوم انقلاب که باید قدمهای بلندی بر اساس بیانیه برداشته شود، مجلس هم باید تراز انقلاب باشد؛ و برای رسیدن به مطلوب همه باید کمک کنند تا عناصر حزباللهی و مؤمن که بر مبانی دین و انقلاب اصرار و پافشاری دارد وارد مجلس بشوند. هرچه مشارکت بیشتر باشد، همبستگی ملی بیشتر است و این همبستگی ملی توطئههای دشمنان را از بین میبرد و کمر آنان را میشکند؛ و امنیت داخلی و خارجی را بالا میبرد. شورای نگهبان کف صلاحیت را میسنجد اما شایستگیها را خود شما باید بسنجید. معیارهایی را برای صلاحیتدارند اما آیا بعضی شایستگیها رادارند؟! در استان هم الحمدالله فضای خوبی برقرار است و گروهها و جریانات مختلف دنبال انتخاب گزینههای خودشان هستند.
بنای بنده از روزی که وارد استان شدم این بوده که جلوی مفاسد و فساد را تا جایی که توان دارم بگیرم. قبلاً همعرض کردم تا روزی که باشم کوتاه نمیآیم و در این مسیر حرکت کردهام که میبینید. ما اصولی داریم و بر سر آن با امام خمینی پیمان بستهایم و با امام خامنهای دست بیعت دادهایم و اکنون لازم است مردم استان باعزت و غیرت و صلابت در انتخابات شرکت کنند، همه احساس میکنند فضای جدیدی فراهمشده و رایحه و نفس تازهای به استان در حال دمیدن است؛ و امیدوارند که مسیر به سمتی برود که استان در جایگاه اصلی و تراز خودش قرار گیرد. لذا از همهکسانی که دل درگرو انقلاب و نظام و ارزشها دارند میخواهم که در این عرصه وارد شوند و این جریان میمون و مبارک را به سرانجام برسانند. من به خاطر محذوریتی که وجود دارد نمیتوانم ورود داشته باشم در خیلی از عرصهها و تا امروز هم نام کسی را نبردهام و این را مکرر اعلام کردهام و هرکس هم نام کسی را ببرد و به من نسبت دهد عندالله مسئول است و روز قیامت هم باید پاسخگو باشد. بنده تا امروز نام کسی را بهعنوان کسی که کاندیدای مورد تائید بنده هست چه از خانمها چه از آقایان نام نبردم. هرکسی هرجایی و هرگونه ای به بنده نسبت دهد مسئول است. نزد خدای تعالی مسئول است باید پاسخگو باشد. من اگر بخواهم بگویم میگویم خیلی صریح میگویم ولی محذوریت داریم. نمیتوانم در این قصه ورود داشته باشم. هر کس هم اینطور میگوید خلاف واقع گفته است. البته ممکن است افراد بیایند مشاوره بگیرند و بنده مطالب کلی را بگویم کما اینکه در خطبههای شاخصهها و ملاکها را گفتهام؛ اما برادران و خواهران عزیزم و جوانان بزرگوار که امید رهبری و نظام هستید خودتان وارد عرصه بشوید خدا را شاهد بگیرید و با مدد الهی و برکت خون شهیدان حرکتی تازه و از روی اخلاص به نفع نظام و مردم انجام دهید. خودتان را دستکم نگیرید و آنچه خوددارید از بیگانه تمنا نکنید.
چرا بعض جریانها اصرار دارند از خارج استان افرادی را بیاورند؟ بعد هم این را تبلیغ میکنند. خودشان را همارزشی میدانند. البته هر کس میتواند از هرجایی بیاید و در هرجائی کاندیدا شود و تبلیغ کند بحث من آن نیست. بحث من جریان سازی است. جریانی است که میخواهد همیشه البرز وابسته به نیروهای غیر خودش باشد. درحالیکه البرز توانمند است. همه جریانات و جناحها از هر فکر و اندیشهای در داخل استان افراد لایق رادارند و استان باید خودش برای خودش تصمیم بگیرد. فضای کار بدهید پردهنشینها و پدرخواندههایی که فقط به فکر منافع خودشان هستند دست از سر استان بردارند. جوانان عزیز و حتی کسانی که کمتر به امر انتخابات توجه داشتهاند یا به عللی شرکت نمیکردند، در این دوره اهمیت بدهید و با دقت وارد عمل بشوید و سعی کنید تصمیم غلط نگیرید. شاخصهای انتخاب را فراموش نکنید و بدانید در مقابل هر رأیی که میدهید نزد خدا مسئولید و مورد سؤال قرار میگیرید. افراد را خوب رصد کنید همین الآن که میخواهند تبلیغ کنند بعضیها مسیری رادارند طی میکنند و حرکاتی دارند که باارزشها نمیسازد. اینها را دقت کنید. از آرمانهای انقلاب کوتاه نیایید. هدف فقط پیروزی به هر قیمت نیست اگر این باشد اسلامی نیست. ملاکتان اینکه چه کسی رأی میاورد به او رأی بدهیم نباشد. قابلیتها و شایستگیهای افراد را ببینید. الآن اگر یک هنرپیشه یا یک ورزشکاری که خیلی محبوبیت دارد امکان دارد کاندید شود و رأی بیاورند. بحث بر سر قانونگذاری و نظارت بر قانون است. باید این را توجه کنید و قابلیتها را ببینید. اینگونه فکر کردن قطعاً سیاستی که عین دیانت است نخواهد بود. همه انشاءالله شرکت کنید و برای شرکت تبلیغ کنید و به جوانان مؤمن توانمند انقلابی پاک دست شفاف سادهزیست ولایتمدار مدافع ارزشهای الهی و انقلابی رأی دهید؛ و انشاءالله خودتان هم همه جوانب را در نظر بگیرید.
۱۹ بهمن یک اتفاق بزرگی در سال ۵۷ افتاد که یک عده جوان که همین جوانها انقلاب را پیروز کردند از افسران جوان نیروی هوایی آن حرکت عظیم و بهموقع و در شأن را انجام دادند. خدمت حضرت امام رسیدند و یکی از ایامالله که گفته میشود همان روز است. یک روز بابرکت و میمونی که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی شد که امروز ما شاهد حضور تعدادی از این عزیزان در نماز جمعه کرج هستیم که فرمانده محترمشان هم قبل از بنده مطالبی را به سمع شما رساندند. از حضور ایشان تشکر میکنم و از همه نیروهای نظامی از ارتش و سپاه و ارکان مختلفشان از دریایی و زمینی و هوایی که در عرصههای مختلف حفاظت و دفاع از کیان اسلامی و نظام اسلامی دفاع از حریم و حرمت ملت ما قدم برمیدارند در این روز جمعه از همه آنها سپاسگزاری و تشکر میکنم. هر قدمی که برمیدارند خدای تعالی برای آنها اجر و پاداش مضاعف بنویسد.
انشاءالله شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن را که مصادف با چهلم سردار قاسم سلیمانی هم شده است فراموش نمیکنیم. همه با اتحاد و انسجام و همبستگی شرکت خواهیم کرد و دشمن را هم در این عرصه ناامید میکنیم.
|
| 1398/11/11 | 1398/11/11مقدمه تحقق دولت جوان انقلابی، مجلس جوان و توانمند است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه194
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله و تبعیت از اوامر و ترک نواهی الهی. متقین از فرصت روزهای کوتاه و شبهای بلند زمستان استفاده میکنند برای بندگی خدا و بهخصوص از روزه با ثمرات فراوانی که دارد غافل نیستند. رسول خدا فرمودند: روزه در زمستان غنیمت بادآورده است؛ و امام صادق علیهالسلام فرمودند: زمستان، بهار مؤمن است، شبهایش طولانی است و برای عبادت نیمهشب از آن کمک میگیرد و روزهایش کوتاه است و برای روزه گرفتن از آن مدد میجوید. در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام به مواردی از حق روزه که باید رعایت کنیم در نوبت قبل اشارهشده و اینکه روزه را خدای تعالی مثل پرده بر روی اعضا و جوارح ما انداخته و مانعی ایجاد کرده تا ما را از آتش دوزخ حفظ کند؛ و البته ما نباید با عمل کرد بد خود این ستاریت الهی را برهم بزنیم. راجع به فضیلت روزه و بعض از آثار آن نکاتی عرض کردم.
یکی از مهمترین آثار روزه این است که شهوات و امیال انسان را کم و تحت کنترل قرار میدهد. رسول خدا فرمودند: بر شما باد روزه گرفتن که شهوت را کم میکند. چون میدانید یکی از چیزهایی که رسول خدا بر امت نگران بودند همین توجه بیحدوحصر به شهوات بوده است. دربیانی فرمودند: سه چیز است که از آنها بر امت خود بیمناکم: گمراهی بعد از شناخت. فتنههای گمراهکننده و شکمبارگی و شهوترانی؛ و به فرموده امیرالمؤمنین علیهالسلام: دشمنترین بندگان نزد خداوند سبحان کسی است که همّ و غمّش شکمبارگی و شهوترانی باشد؛ بنابراین دستوراتی دادهشده که شهوات را در خودکنترل و هدایت کنید. چه چیزهایی در انسان تولید شهوت و یا محرک شهوت هستند؟ یکی از آنها پرخوری است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: برای قلب مؤمن چیزی زیانبارتر از پرخوری نیست. پرخوری موجب دو چیز میشود. سنگدلی و شهوتانگیزی. یکی دیگر از آنها عدم کنترل چشم و نگاه است که باعث برانگیخته شدن شهوت میشود؛ که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: چشمها دامهای شیطان هستند؛ و همه این لغزشها با روزه گرفتن تعدیلشده کنترل میشود. بهوسیله روزه انسان میتواند خود را از حرام حفظ کند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: روزهداری دوری کردن از حرامهاست همچنان که آدمی از خوردن و آشامیدن خودداری میکند. باید این امور را کنترل کنیم و الا روزه هم فایدهای ندارد. زهرای مرضیه سلامالله علیها فرمودند: اگر روزهدار زبان و گوش و چشم و اعضاء و جوارح خود را نگه ندارد، روزه به چهکار او میآید؟
اگر بتوانیم با نیت صادق و دقت در شرایط صحت و قبول روزهبگیریم قطعاً برکات فراوانی نصیب ما خواهد شد. رسول خدا صلیالله علیه و آله فرمودند: هر کس یک روز داوطلبانه روزه بگیرد اگر بهاندازه زمین، طلا به او داده شود اجر خود را کامل دریافت نکرده است تا آنکه روز حساب (قیامت) اجر کاملش را دریافت کند. ما از این عبادت غافل هستیم. ببینید چقدر غیر از روزهای معمولی روزهای خاص و ویژه که روزه در آن روز فضیلت دارد بر ما میگذرد و ما اگر عذری نداشته باشیم آن را با بیتوجهی ازدستدادهایم؛ و اگر این روزه را در هوای گرم بگیرد فضیلت بیشتری دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: برترین جهاد، روزه گرفتن در هوای گرم است.
روزه ویژگیهایی دارد که عبادات دیگر آن را ندارد. شخصی از رسول خدا درخواست کرد، به من عملی را نشان دهید که با آن عمل منفعتی به من برسد. حضرت فرمودند: «علیک بالصوم فاِنَّه لا مثل له». روزه بین ما و شیطان بهاندازه فاصله بین مغرب تا مشرق فاصله میاندازد و صورت شیطان را سیاه میکند.
نکته و تعبیر زیبای دیگر، رسول خدا فرمودند: بهدرستی که خداوند متعال ملائکهاش را وکیل کرده که برای روزهدار دعا کنند؛ و جبرئیل به من خبر داد از طرف خدای عزوجل که به ملائکهام امر نمیکنم برای کسی دعا کنند مگر اینکه به اجابت میرسانم. دعای خدای تعالی مثل امر خدا، محقق میشود. نکته دیگر اینکه روزه عمل صالحی است که بر اساس تجسم اعمال، از شفعاء روز قیامت است یعنی به او اجازه داده میشود تا روزهداران را شفاعت کند.
اگر انسان با روزه انس بگیرد روحیه صبوری او تقویتشده، دارای ملکه صبر میشود. حتی در بعض روایات دارد «الصبر هو الصوم» یعنی یکی از مصادیق بارز صبر، روزهداری است؛ و البته پاداش چنین روزه با ویژگیهایی که تا الآن عرض کردم، طبق بیان روایات خودِ خداست؛ و روزه را هم به خودش نسبت میدهد که «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أجْزَی بِه». روزه برای من است و من پاداش آن هستم. یا خداوند به دست خودش پاداش میدهد، نه اینکه به ملائکه مثلاً بفرماید که پاداش روزهدار را بدهید. درباره مؤمنین و عبادات کنندگان داریم که هنگام مرگ، ملائکه به استقبال میآیند و میگویند «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ» اما راجع به روزهدار فرمود «أَنَا أجْزَی بِه» یعنی خودم پاداش میدهم. خداوند همه ما را از روزهداران واقعی قرار بدهد. انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به اعمالی توجه دارند که برای آنان آثار ماندگار داشته باشد ولو از آن بهظاهر لذت هم نبرند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «شَتَّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ عَمَلٌ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٌ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ یَبْقَى أَجْرُهُ». چه فاصلهاى است بین دو عمل: عملى که خوشى آن بگذرد و رنج و عذابش بماند و عملى که زحمتش سپرى شود و پاداشش بماند. معلوم است کارهایی که برای لذات و شادی در دنیا انجام میشود، خیلی زودگذر و فانی است اما تبعات و آثار آن گاهی تا قیامت میماند. به خلاف عملی که برای خداوند و آخرت انجام میشود. کارهای خدائی از اخلاص برخوردار است؛ و عمل خالصانه ماناست. چون به خدائی متصل میشود که ابدی است. پس بین این دو عمل خیلی فاصله هست؛ و اگر توجه کرده باشید کارهای لذت جویانه دنیا همیشه با ناراحتیها و سختیهایی قبل یا بعدش همراه است. اول باید درد و رنج گرسنگی را بکشی و بعد از خوردن باید درد و رنج پرخوری را تحملکنی و هکذا امور دیگر؛ اما زحمت شبزندهداری تمام میشود ولی پاداش آن باقی میماند. خدای تعالی همه ما را به وظائفمان آشنا بگرداند و توفیق عمل به دانستهها به ما عنایت بفرماید.
۹ بهمن ۳ جمادیالثانی بنا بر قول ۹۵ روز شهادت صدیقه طاهره زهرای اطهر سلامالله علیها است. بانوی بزرگواری که درک مناقب و فضائل او مقدور ما نیست. کسی که ولیعصر ارواحنا فداه او را الگو و اسوه خود میداند. حتی روایاتی که رسول خدا درباره حضرت زهرای مرضیه سلامالله علیها فرموده، دارای باطن و حقائقی است که درک حقایق آن برای ما مقدور نیست. اینکه بوی بهشت را از زهرای اطهر میشنوند اینکه میفرمایند نور چشم من است اینها معارف بلند و عمیق دقیقی دارد همین زیارت خود زهرای اطهر را توجه کردید یکوقت همعرض کردم که دقت در فرازهای آنکه میفرماید تو قبل از اینکه خلق شوی خدا از تو امتحان گرفت خود همین را دقت کنید حقایق و معارفی در این عبارات هست که عقول انسان را متحیر میکند و از فهم آن عاجز هستیم. این چه جایگاه و رفعت مقامی است که انبیاء برای تکمیل نبوتشان باید به فضائل صدیقه طاهره و معرفت به او و محبت به او اقرار کنند تا اقرار نداشته باشند نبوتشان تکمیلنشده. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مَا تَکَامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِ فَاطِمَهَ وَ مَعْرِفَتِهَا وَ مَحَبَّتِهَا». محبت هیچ پیامبری کامل نشد مگر اینکه اقرار کرد به محبت و معرفت و فضائل فاطمه؛ بنابراین ازآنجاکه تأسی به زندگی و سیره حضرت سفارش شده لازم است از این اسوه الهی در عرصههای مختلف و دوران گوناگون زندگی پر خیرش، وقتی دختر در خانه بود و وقتی همسر بود و وقتی مادر شد بهدقت توجه و بررسی کرد و الگو گرفت. مثلاً در دوران زندگی مشترکش با علی بن ابیطالب چه رفتاری داشت و رابطهاش با او چگونه بود همه اینها ثبتشده و قابل تبیین و ارائه است تا بهعنوان الگو برای کسانی که شروع میکنند زندگی مشترکشان را مطرح و مورداستفاده قرار گیرد. زهرای اطهر بهدقت و با مهربانی همه حقوق مربوط به شوهر و همسر را رعایت میکرد. خانه حضرت کوچک بود و لوازم شیک و قیمتی نداشت بیشتر سفالی و گلی بود، در کارِ خانه، زن و شوهر به هم کمک میکردند و نسبت به هم مهربان بودند و این زندگی بی تجمل اما پر معنویت، با تربیت فرزندانی بیمثال، تمام عالم را تسخیر خودش کرد. آن طوری که امیرالمؤمنین علیهالسلام گزارش میدهد محیط خانه را چنان آرامشبخش کرده بود که وقتی حضرت تحتفشار رنجها، غمها و سختیها قرار میگرفت، فضای خانه و سخن گفتن با زهرای مرضیه به او آرامش میداد. ببینید در مقام گفتار با همسرش چگونه سخن میگفت: ای ابوالحسن! من از پروردگار خود شرم میکنم چیزی از تو درخواست کنم که تو توان و قدرت انجام دادن آن را نداری. این بیان یک بانو و خانم است به شوهرش. اگر همین بیان را همه ما مردان و بانوان سرلوحه کارمان قرار بدهیم، چه آرامشی بر خانوادهها حاکم میشود که از هم کاری را که توان نداریم نخواهیم. خیلی از دعواهای خانوادگی و یا مقدمات بزهکاریها و رشوه گرفتنها و کج رفتنها از همینجا شروع میشود که یکی از دیگری مطالبه نابه جا دارد. خوب اینیک الگوست که زن و مرد هم ندارد. الگو بودن زهرای مرضیه فقط برای بانوان نیست. برای همه عالم هستی است. او الگوی بشر است نه الگوی بانوان. غیر از مسائل اختصاصی خانمها بقیه امورات زهرای اطهر برای همه الگو است. الگوی بشریت است. الگوی انسان است. همه باید از آن بهره ببرند. چرا چراغ را خاموش میکنیم و کورمالکورمال حرکت میکنیم. در ابعاد دیگر هم همینطور الگوست. بعد از ارتحال و یا شهادت رسول خدا و انحراف جامعه آن روز در جانشینی رسول خدا با غصب حق الهی شوهرش، وظیفه دیگری را متوجه خود دید و آن مبارزه با جریان فتنه و نیرنگ بود و تا آخر در مقابل این استکبار گری مقاومت کرد و مظلومانه در این مسیر دردانه نبی، پاره قلب و نور چشم رسول خدا، به شهادت رسید. باید درس بگیریم. در این بعد از زندگی او ما چگونه درسی بگیریم؟ حضرت دید جریان نفاق با تمام قدرت و با تأثیر بر افکار عمومی کار خودش را جلو میبرد، لذا اقدام به مبارزه کرد، او میدان مبارزه را خوب تشخیص داد و از ابزار درست آن موقع استفاده کرد که اتفاقاً امروز هم به شکل دیگری نقش دارد؛ یعنی رسانه. رسانه پرقدرت آن روز خطابه بود و منبر. دشمن با شایعهپراکنی و نشر اکاذیب و تحریف واقعیتها و جعل روایات و دروغ بستن به پیامبر به اهداف ظاهری خودش رسیده بود. حجت خدا در خانه، خانهنشین شده بود. بعد از رسول خدا آن جمعیت انبوهی که در غدیر خم با علی ابن ابیطالب بیعت کرده بودند، حالا به دیگری رأی داده بودند. کس دیگری را بر مسند نشانده بودند. لذا با استفاده از ابزار رسانه زبان به خطبه گشود، خطبهای که نزدیک یک جزء قرآن است. خیلی خطبه مهمی است و با دقت تمام شریعت اسلامی را توضیح داد و تاریخ سیاسی آن زمان را تحلیل کرد. معنای ولایت و ولایتپذیری و دفاع از حریم ولایت را تا مرز شهادت تبیین کرد. مدافعان حرم، مبارزه و دفاع از حرم و حریم را اول از مادرشان فاطمه زهرا آموختند. عباس بن علی هم از بیبی دوعالم آموخت. بروید این خطبه را بخوانید. ای شیعیان فاطمه چقدر روی این خطبه کارکردید؟ حقانیت خودش و خاندانش را و ظالم و غاصب و طاغوت بودن طرف مقابلش را عالمانه و با صدایی رسا تا ابد ماندگار کرد. این قدرت رسانه است که میتواند از حق دفاع کند یا حق را از بین ببرد.
لازم است در همینجا اشارهکنم، درحالیکه ما الآن در وسط میدان مبارزه و جنگ رسانهای قرار داریم که هفتههای قبل به بعض موارد آن اشاره کردم که در یک جنگ هیبریدی و ترکیبی از همه جهت مواجه هستیم، با چه استدلالی در سیمای جمهوری اسلامی، برنامههای ارزشی و انقلابی که کار روشن گری و بصیرت افزایی و مطالبه گری و دشمنشناسی و امثال اینها را آموزش و انجام میدهند بیخاصیت و در مسیر تعطیلی قرار میدهید؟ رسانه ملی باید به مخاطب ملی فکر کند و همه اقشار را در نظر داشته باشد. اگر کشور انقلابی، رهبر انقلابی و مردم انقلابی هستند، نمیشود رسانه ملیاش لیبرال و سکولار و بیتفاوت به ارزشها و آرمانهای انقلاب باشد. در بحبوحه مشکلات اقتصادی و اشتغال و تولید و یا حرکت در مسیر امید دادن به مردم و فردای بهتر، دائم تبلیغ مصرفگرائی و نمایش تجمل و اشرافی گری و در فیلمها قتل و کشتار و گرفتاری و کلاه سرهم گذاشتن و ناامیدی نمایش داده میشود. میبینید که پیادهنظام بهاصطلاح هنری دشمن چگونه از ارزشهای انقلاب انتقام میگیرد. شما چرا در زمین دیگران بازی میکنید؟ گاهی با ژست عقلانیت، افراد، محافظهکاری میکنند. باید با عقلانیت کار انقلابی بکنید. ارزشها و آرمانهای انقلاب و ایجاد امید در مردم با نقد منصفانه توسعه و گسترش پیدا میکند. نکند خداینکرده تحت تأثیر دیگران و فشار از خارج مردم را از دست بدهید.
مقاومت زهرای اطهر و روشنگریهای او رسالت را به امامت متصل کرد و پیوند زد. ما از زهرای مرضیه مقاومت را یاد میگیریم. این نظریه مقاومت ریشه قرآنی و روایی دارد و در سیره اهلبیت کاملاً جریان داشته و تا امروز به رسیده؛ و در این دوره بهخوبی نشان داد که کارایی دارد. امام ره و رهبر معظم انقلاب هم بر این مطلب تأکید داشتند و دارند و اخیراً بیشتر تأکید میکنند در توصیه به دانشآموزان و دانشجویان، از جوانان خواستند که نظریه مقاومت را تبیین و ترویج کنید. چون غیر از بعد نظامی در ابعاد دیگر مثل اقتصاد و سیاست هم این نظریه نقش دارد. ببینید چه فرمود: «نظریه مقاومت در مقابل دشمن قویپنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضى تصور نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاههاى تبلیغاتى دارد و از این قبیل، ما عقبنشینی کنیم. نه خیر، نظریه مقاومت یک نظریه اصیل و درست است. هم در مقام نظر، هم در مقام عمل».
به همین مناسبت خیلی کوتاه نکاتی را عرض میکنم. میدانید تقریباً قسمت اعظم سوره مبارکه بقره، آلعمران و نساء، بیش از دوسوم از سوره، درباره مقاومت در برابر دشمنان، کافران و منافقان است؛ و بیان میکند راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت مقاومت در مقابل دشمن است چه دشمن درون و چه بیرون. من فقط به جایگاه راهبرد مقاومت در قانون اساسی اشارهکنم. هر جلسه به گوشهای از آن اشاره میکنم تا این راهبرد تبیین شود. چون رهبری خواستند که تبیین شود وظیفه ماست که گوشههایی را توضیح دهیم. مباحثی مثل دولت مقاومت ارتش مقاومت بحثهای خودش را دارد. بند ۱۶ اصل سوم: دولت جمهورى اسلامى ایران موظف است به تنظیم سیاست خارجى کشور بر اساس معیارهاى اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بىدریغ از مستضعفان جهان. اصل ۱۵۲: سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران بر اساس نفى هرگونه سلطهجویى و سلطهپذیرى، حفظ استقلال همهجانبه و تمامیت ارضى کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهاى سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است (این یعنی مقاومت). اصل ۱۵۴: جمهورى اسلامى ایران سعادت انسان در کل جامعه بشرى را آرمان خود مىداند و استقلال و آزادى و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان مىشناسد؛ بنابراین در عین خوددارى کامل از هرگونه دخالت در امور داخلى ملتهاى دیگر از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت مىکند. این جزو اصول قانون اساسی است. این جبهه مقاومت و مسیر مقاومت جزو آرمانهای نظام اسلامی است.
در مقابل راهبرد مقاومت، راهبرد سازش و تسلیم قرار دارد که کاملاً بیثمر بودن خودش را تا به امروز نشان داده و زبونی کسانی که دنبال این راهبرد هستند در دنیا روشن است. خفت آل سعود و نوکری استکبار و بقیه این شجره خبیثه را بهخوبی دیدید که چقدر پست و حقیر شدهاند. آنها فحش میدهند و بیاحترامی میکنند اینها برای آنها سر و دست تکان میدهند. شیطان بزرگ به هر وسیلهای تلاش میکند در این جنگی که به راه انداختهاند مقاومت ما را بشکند و در مردم بهخصوص جوانان تردید و تزلزل به وجود بیاورد ولو بهوسیله به انزوا کشاندن قویترین فوتبال آسیا یعنی فوتبال ایران. شنیدید این روزها که این هم بخشی از همین جنگ ترکیبی است. همانطور که در جنگ هر نیرویی در هرجایی که قرارگرفته باید بهموقع عمل کند و وظیفه خودش را بهخوبی انجام دهد، مدیران باشگاهها و پیشکسوتان فوتبال با قاطعیت و عزتمندانه موضع گرفتند که حاضر نیستند به هیچ قیمتی عزت و شوکت ایران اسلامی را زیر پا بگذارند؛ و نتیجه هم گرفتند که بهنوبه خود از این مواضع تقدیر و تشکر میکنم.
امروز رشد و گسترش نظریه مقاومت از اصلیترین نگرانیهای دنیای استکبار است. اساساً ریشه همه سختگیریهایی که به ایران دارند این است که ایران از نیروهای جبهه مقاومت حمایت میکند و میخواهند با سخت گرفتن بر ما این مسیر را قطع کنند. مسئولین آمریکائی گفته بودند: «آمریکا فشار بر جمهورى اسلامى را آنقدر افزایش خواهد داد تا شیرهاش کشیده شود». یا دیگری گفته بود: «ایران اگر مىخواهد مردمش غذا بخورند باید به حرف آمریکا گوش کند»؛ اما امروز بروید و ببینید که میبینید در سایه ایستادگی و راهبرد مقاومت، حالوروز آمریکا چگونه است. مشکلات نظامی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که به جانش افتاده و مسیر فروپاشی از درون را طی میکند. رجز خواندند که ۵۲ نقطه ایران را میزنند. عین الاسد را دلاوران ما زدند اما میترسند بگویند چقدر تلفات دادهاند. چند وقت پیش خواستند مثلاً آمار دهند گفتند سربازان آنجا سردرد گرفتند. ناکامیهای مکرر آمریکا در نقشههایش علیه ایران و محکمتر شدن مواضع ایران و بیتوجهی مردم به طرحهای آمریکائی، روحیه استقلالطلبی که تلاش دارند از جوانان و جامعه بگیرند، مستحکمتر شده. امروز از هر جوان و نوجوان ایرانی بپرسید دوست دارد مستقل باشد یا زیر یوغ آمریکا باشد، محکم جواب میدهد مرگ بر آمریکا. این بصیرت، آنان را بهشدت عصبانی کرده است. بصیرت شما بصیرت فاطمی است. بصیرت علوی است. بصیرت حسینی است. درجاهای دیگر که رهبری مثل رهبر ما ندارند و مردمش این بصیرت و آگاهی را در این حد ندارند، اگرچه مردم بصیری وجود دارد که همین امروز در عراق مردم یکپارچه حرکت ضدآمریکایی داشتند؛ اما متأسفانه دیده شد که بعضی سرانشان حاضرند دست کسی که برادرشان را به شهادت رسانده بفشارند و با او دست بدهند. شاکر رهبر و مردم هوشیار و بصیر خودمان در جبهه مقاومت هستیم. این را هم بگویم بوی خوش این بشارت الهی کاملاً به جان میرسد که پیروزی نهائی مستضعفان بر مستکبران و نابودی آنان نزدیک است.
ما در دوران انقلاب تا امروز نمونههای فراوانی را از این مقاومت دیدهایم. یکی از آنها مقاومت مردم آمل در ۶ بهمن در مقابل گروهکها بود که به شهر هزار سنگر معروف شد. از بس سنگر زدند و مقاومت کردند تا پیروزی به دست آمد.
این مقاومت و مبارزه را از صدیقه طاهره یاد گرفتیم. صدیقه طاهره این مبارزه را ادامه داد تا به شهادت او ختم شد و شهادتش هم مبارزهای دیگر بود. وصیت کرد و با وصیتش حربه را از دست دشمن گرفت که میخواستند بعد از حضرت مرثیه و ماتم راه بیندازند و مجلس ختم بگیرند و به نفع خودشان تمام کنند و خود را تطهیر کنند؛ اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مکان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامى تا قیامت و تا زمانی که حضرت حجت سلاماللهعلیه حاضر شوند و بیان کنند که این یگانه گوهر گیتی کجا دفن شده مخفی خواهد ماند و مظلومیت این بانوی مکرمه است. آنقدر زحمت و سختی کشید در این چند روزی که از شهادت پدر و ارتحال پدر گذشت آنقدر او را آسیب روحی و صدمههای جسمی زدند که وقتی در بستر افتاده بود توان خیلی از امور را نداشت آن وصیتی هم که کرد وصیت انقلابی بود در آن وصیت فرموده بود که علی جان من را شبانه غسل بده و من را شبانه دفن میکنم مولای ما امیرالمؤمنین به دیگران سفارش کرد در هنگام غسل زهرای اطهر کسی صدایش به گریه بلند نشود که یکوقت دشمنان و مخالفین متوجه نشوند حضرت مشغول غسل دادن بود و اسماء آب میریخت یکوقت دیدند که خود امیرالمؤمنین صدایش به گریه بلند شد سؤال کردند علی جان شما که گفته بودید کسی بلند گریه نکند پس چه شد فرمود الآن دستم به بازوی… الا لعنت الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.
نکته استانی و انتخاباتی را باهم میگویم. باتجربه بسیار ارزشمند چله اول انقلاب، در حال وارد شدن به چله دوم و دههی پنجم انقلاب و برداشتن گام دوم هستیم و این حرکت الزامات و اقتضائاتی دارد که از مهمترین آنها نیروهای کارآمد و مدیران فردا هستند. لازمه رسیدن به این مقصد مشارکت هدفمند و مؤثر جوانان است. مراحل اولیه برای رسیدن به تمدن اسلامی را با نسل اول و دوم و انبوه جوانان انقلابی آن دوره تا امروز سپری کردیم و امروز در دولت سازی و جامعه سازی گیرکردهایم و چندین سال است نتوانستیم دولت اسلامی درست کنیم. تا کار را به جوانان نسپاریم موفق نخواهیم بود. این را حکیم مرشد راهبر نظام اسلامی تأکید کردند و واقعیت هم همین است. لذا دوستانی که خود را انقلابی و ولایی میدانند چرا پیام رهبری را نگرفتهاند و دنبال گزینههای شصت و هفتادساله و کمتر و بیشتر میگردند. به رهبری لبیک بگویید. باید دولت جوان و انقلابی روی کار بیاید. این بیان رهبری بود به این تعبیر که دولت آینده باید دولت جوان و انقلابی باشد. این مقدمهای میخواهد که مجلس انقلابی است. مقدمهاش مجلس جوان است. لذا جوانان صلاحیتدار را برای مجلس در نظر بگیرید و از چیزی نترسید. بعضیها شبهاتی درست میکنند که وقت آزمونوخطا نیست. چهل سال گذشته و چه و چه. همه اینها جواب دارد اما وقت گذشت. من با این جمله رهبری مطلب را تمام میکنم. «اندیشهی پیران و فکر و تجربهی آنها آنوقتی چهکار میآید که حرکت جوانانهی جوانان وجود داشته باشد؛ پیشران این حرکت، جوانها هستند.» این حرف بنده را شما تعداد محدودی هستید که میشنوید. صداوسیما هم بعداً پخش میکند و تعداد بیشتری میشنوند؛ اما در سطح استان همه شما باید بلندگو باشید و وظیفه خودتان بدانید که در این مسیر باید اطلاعرسانی کنید و گسترش بدهید. دستها و حرفها و پشت پردههایی در کار است که ذائقهها را تلخ کند. اولاً حضور حداکثری مردم و ثانیاً فرستادن افراد انقلابی، خوشنام، جوان، خوشفکر و کار بلد تا انشاءالله یک مجلس انقلابی مقدمه یک دولت انقلابی داشته باشیم. |
| 1398/11/4 | 1398/11/4تبلیغات مردمی؛ لازمه حضور حداکثری در انتخابات | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه195
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله و تبعیت از اوامر و ترک نواهی الهی. متقین از فرصت روزهای کوتاه و شبهای بلند زمستان استفاده میکنند برای بندگی خدا و بهخصوص از روزه با ثمرات فراوانی که دارد غافل نیستند. رسول خدا فرمودند: روزه در زمستان غنیمت بادآورده است؛ و امام صادق علیهالسلام فرمودند: زمستان، بهار مؤمن است، شبهایش طولانی است و برای عبادت نیمهشب از آن کمک میگیرد و روزهایش کوتاه است و برای روزه گرفتن از آن مدد میجوید. در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام به مواردی از حق روزه که باید رعایت کنیم در نوبت قبل اشارهشده و اینکه روزه را خدای تعالی مثل پرده بر روی اعضا و جوارح ما انداخته و مانعی ایجاد کرده تا ما را از آتش دوزخ حفظ کند؛ و البته ما نباید با عمل کرد بد خود این ستاریت الهی را برهم بزنیم. راجع به فضیلت روزه و بعض از آثار آن نکاتی عرض کردم.
یکی از مهمترین آثار روزه این است که شهوات و امیال انسان را کم و تحت کنترل قرار میدهد. رسول خدا فرمودند: بر شما باد روزه گرفتن که شهوت را کم میکند. چون میدانید یکی از چیزهایی که رسول خدا بر امت نگران بودند همین توجه بیحدوحصر به شهوات بوده است. دربیانی فرمودند: سه چیز است که از آنها بر امت خود بیمناکم: گمراهی بعد از شناخت. فتنههای گمراهکننده و شکمبارگی و شهوترانی؛ و به فرموده امیرالمؤمنین علیهالسلام: دشمنترین بندگان نزد خداوند سبحان کسی است که همّ و غمّش شکمبارگی و شهوترانی باشد؛ بنابراین دستوراتی دادهشده که شهوات را در خودکنترل و هدایت کنید. چه چیزهایی در انسان تولید شهوت و یا محرک شهوت هستند؟ یکی از آنها پرخوری است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: برای قلب مؤمن چیزی زیانبارتر از پرخوری نیست. پرخوری موجب دو چیز میشود. سنگدلی و شهوتانگیزی. یکی دیگر از آنها عدم کنترل چشم و نگاه است که باعث برانگیخته شدن شهوت میشود؛ که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: چشمها دامهای شیطان هستند؛ و همه این لغزشها با روزه گرفتن تعدیلشده کنترل میشود. بهوسیله روزه انسان میتواند خود را از حرام حفظ کند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: روزهداری دوری کردن از حرامهاست همچنان که آدمی از خوردن و آشامیدن خودداری میکند. باید این امور را کنترل کنیم و الا روزه هم فایدهای ندارد. زهرای مرضیه سلامالله علیها فرمودند: اگر روزهدار زبان و گوش و چشم و اعضاء و جوارح خود را نگه ندارد، روزه به چهکار او میآید؟
اگر بتوانیم با نیت صادق و دقت در شرایط صحت و قبول روزهبگیریم قطعاً برکات فراوانی نصیب ما خواهد شد. رسول خدا صلیالله علیه و آله فرمودند: هر کس یک روز داوطلبانه روزه بگیرد اگر بهاندازه زمین، طلا به او داده شود اجر خود را کامل دریافت نکرده است تا آنکه روز حساب (قیامت) اجر کاملش را دریافت کند. ما از این عبادت غافل هستیم. ببینید چقدر غیر از روزهای معمولی روزهای خاص و ویژه که روزه در آن روز فضیلت دارد بر ما میگذرد و ما اگر عذری نداشته باشیم آن را با بیتوجهی ازدستدادهایم؛ و اگر این روزه را در هوای گرم بگیرد فضیلت بیشتری دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: برترین جهاد، روزه گرفتن در هوای گرم است.
روزه ویژگیهایی دارد که عبادات دیگر آن را ندارد. شخصی از رسول خدا درخواست کرد، به من عملی را نشان دهید که با آن عمل منفعتی به من برسد. حضرت فرمودند: «علیک بالصوم فاِنَّه لا مثل له». روزه بین ما و شیطان بهاندازه فاصله بین مغرب تا مشرق فاصله میاندازد و صورت شیطان را سیاه میکند.
نکته و تعبیر زیبای دیگر، رسول خدا فرمودند: بهدرستی که خداوند متعال ملائکهاش را وکیل کرده که برای روزهدار دعا کنند؛ و جبرئیل به من خبر داد از طرف خدای عزوجل که به ملائکهام امر نمیکنم برای کسی دعا کنند مگر اینکه به اجابت میرسانم. دعای خدای تعالی مثل امر خدا، محقق میشود. نکته دیگر اینکه روزه عمل صالحی است که بر اساس تجسم اعمال، از شفعاء روز قیامت است یعنی به او اجازه داده میشود تا روزهداران را شفاعت کند.
اگر انسان با روزه انس بگیرد روحیه صبوری او تقویتشده، دارای ملکه صبر میشود. حتی در بعض روایات دارد «الصبر هو الصوم» یعنی یکی از مصادیق بارز صبر، روزهداری است؛ و البته پاداش چنین روزه با ویژگیهایی که تا الآن عرض کردم، طبق بیان روایات خودِ خداست؛ و روزه را هم به خودش نسبت میدهد که «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أجْزَی بِه». روزه برای من است و من پاداش آن هستم. یا خداوند به دست خودش پاداش میدهد، نه اینکه به ملائکه مثلاً بفرماید که پاداش روزهدار را بدهید. درباره مؤمنین و عبادات کنندگان داریم که هنگام مرگ، ملائکه به استقبال میآیند و میگویند «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ» اما راجع به روزهدار فرمود «أَنَا أجْزَی بِه» یعنی خودم پاداش میدهم. خداوند همه ما را از روزهداران واقعی قرار بدهد. انشاءالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به اعمالی توجه دارند که برای آنان آثار ماندگار داشته باشد ولو از آن بهظاهر لذت هم نبرند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «شَتَّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ عَمَلٌ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٌ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ یَبْقَى أَجْرُهُ». چه فاصلهاى است بین دو عمل: عملى که خوشى آن بگذرد و رنج و عذابش بماند و عملى که زحمتش سپرى شود و پاداشش بماند. معلوم است کارهایی که برای لذات و شادی در دنیا انجام میشود، خیلی زودگذر و فانی است اما تبعات و آثار آن گاهی تا قیامت میماند. به خلاف عملی که برای خداوند و آخرت انجام میشود. کارهای خدائی از اخلاص برخوردار است؛ و عمل خالصانه ماناست. چون به خدائی متصل میشود که ابدی است. پس بین این دو عمل خیلی فاصله هست؛ و اگر توجه کرده باشید کارهای لذت جویانه دنیا همیشه با ناراحتیها و سختیهایی قبل یا بعدش همراه است. اول باید درد و رنج گرسنگی را بکشی و بعد از خوردن باید درد و رنج پرخوری را تحملکنی و هکذا امور دیگر؛ اما زحمت شبزندهداری تمام میشود ولی پاداش آن باقی میماند. خدای تعالی همه ما را به وظائفمان آشنا بگرداند و توفیق عمل به دانستهها به ما عنایت بفرماید.
۹ بهمن ۳ جمادیالثانی بنا بر قول ۹۵ روز شهادت صدیقه طاهره زهرای اطهر سلامالله علیها است. بانوی بزرگواری که درک مناقب و فضائل او مقدور ما نیست. کسی که ولیعصر ارواحنا فداه او را الگو و اسوه خود میداند. حتی روایاتی که رسول خدا درباره حضرت زهرای مرضیه سلامالله علیها فرموده، دارای باطن و حقائقی است که درک حقایق آن برای ما مقدور نیست. اینکه بوی بهشت را از زهرای اطهر میشنوند اینکه میفرمایند نور چشم من است اینها معارف بلند و عمیق دقیقی دارد همین زیارت خود زهرای اطهر را توجه کردید یکوقت همعرض کردم که دقت در فرازهای آنکه میفرماید تو قبل از اینکه خلق شوی خدا از تو امتحان گرفت خود همین را دقت کنید حقایق و معارفی در این عبارات هست که عقول انسان را متحیر میکند و از فهم آن عاجز هستیم. این چه جایگاه و رفعت مقامی است که انبیاء برای تکمیل نبوتشان باید به فضائل صدیقه طاهره و معرفت به او و محبت به او اقرار کنند تا اقرار نداشته باشند نبوتشان تکمیلنشده. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مَا تَکَامَلَتِ النُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ حَتّی أَقَرَّ بِفَضْلِ فَاطِمَهَ وَ مَعْرِفَتِهَا وَ مَحَبَّتِهَا». محبت هیچ پیامبری کامل نشد مگر اینکه اقرار کرد به محبت و معرفت و فضائل فاطمه؛ بنابراین ازآنجاکه تأسی به زندگی و سیره حضرت سفارش شده لازم است از این اسوه الهی در عرصههای مختلف و دوران گوناگون زندگی پر خیرش، وقتی دختر در خانه بود و وقتی همسر بود و وقتی مادر شد بهدقت توجه و بررسی کرد و الگو گرفت. مثلاً در دوران زندگی مشترکش با علی بن ابیطالب چه رفتاری داشت و رابطهاش با او چگونه بود همه اینها ثبتشده و قابل تبیین و ارائه است تا بهعنوان الگو برای کسانی که شروع میکنند زندگی مشترکشان را مطرح و مورداستفاده قرار گیرد. زهرای اطهر بهدقت و با مهربانی همه حقوق مربوط به شوهر و همسر را رعایت میکرد. خانه حضرت کوچک بود و لوازم شیک و قیمتی نداشت بیشتر سفالی و گلی بود، در کارِ خانه، زن و شوهر به هم کمک میکردند و نسبت به هم مهربان بودند و این زندگی بی تجمل اما پر معنویت، با تربیت فرزندانی بیمثال، تمام عالم را تسخیر خودش کرد. آن طوری که امیرالمؤمنین علیهالسلام گزارش میدهد محیط خانه را چنان آرامشبخش کرده بود که وقتی حضرت تحتفشار رنجها، غمها و سختیها قرار میگرفت، فضای خانه و سخن گفتن با زهرای مرضیه به او آرامش میداد. ببینید در مقام گفتار با همسرش چگونه سخن میگفت: ای ابوالحسن! من از پروردگار خود شرم میکنم چیزی از تو درخواست کنم که تو توان و قدرت انجام دادن آن را نداری. این بیان یک بانو و خانم است به شوهرش. اگر همین بیان را همه ما مردان و بانوان سرلوحه کارمان قرار بدهیم، چه آرامشی بر خانوادهها حاکم میشود که از هم کاری را که توان نداریم نخواهیم. خیلی از دعواهای خانوادگی و یا مقدمات بزهکاریها و رشوه گرفتنها و کج رفتنها از همینجا شروع میشود که یکی از دیگری مطالبه نابه جا دارد. خوب اینیک الگوست که زن و مرد هم ندارد. الگو بودن زهرای مرضیه فقط برای بانوان نیست. برای همه عالم هستی است. او الگوی بشر است نه الگوی بانوان. غیر از مسائل اختصاصی خانمها بقیه امورات زهرای اطهر برای همه الگو است. الگوی بشریت است. الگوی انسان است. همه باید از آن بهره ببرند. چرا چراغ را خاموش میکنیم و کورمالکورمال حرکت میکنیم. در ابعاد دیگر هم همینطور الگوست. بعد از ارتحال و یا شهادت رسول خدا و انحراف جامعه آن روز در جانشینی رسول خدا با غصب حق الهی شوهرش، وظیفه دیگری را متوجه خود دید و آن مبارزه با جریان فتنه و نیرنگ بود و تا آخر در مقابل این استکبار گری مقاومت کرد و مظلومانه در این مسیر دردانه نبی، پاره قلب و نور چشم رسول خدا، به شهادت رسید. باید درس بگیریم. در این بعد از زندگی او ما چگونه درسی بگیریم؟ حضرت دید جریان نفاق با تمام قدرت و با تأثیر بر افکار عمومی کار خودش را جلو میبرد، لذا اقدام به مبارزه کرد، او میدان مبارزه را خوب تشخیص داد و از ابزار درست آن موقع استفاده کرد که اتفاقاً امروز هم به شکل دیگری نقش دارد؛ یعنی رسانه. رسانه پرقدرت آن روز خطابه بود و منبر. دشمن با شایعهپراکنی و نشر اکاذیب و تحریف واقعیتها و جعل روایات و دروغ بستن به پیامبر به اهداف ظاهری خودش رسیده بود. حجت خدا در خانه، خانهنشین شده بود. بعد از رسول خدا آن جمعیت انبوهی که در غدیر خم با علی ابن ابیطالب بیعت کرده بودند، حالا به دیگری رأی داده بودند. کس دیگری را بر مسند نشانده بودند. لذا با استفاده از ابزار رسانه زبان به خطبه گشود، خطبهای که نزدیک یک جزء قرآن است. خیلی خطبه مهمی است و با دقت تمام شریعت اسلامی را توضیح داد و تاریخ سیاسی آن زمان را تحلیل کرد. معنای ولایت و ولایتپذیری و دفاع از حریم ولایت را تا مرز شهادت تبیین کرد. مدافعان حرم، مبارزه و دفاع از حرم و حریم را اول از مادرشان فاطمه زهرا آموختند. عباس بن علی هم از بیبی دوعالم آموخت. بروید این خطبه را بخوانید. ای شیعیان فاطمه چقدر روی این خطبه کارکردید؟ حقانیت خودش و خاندانش را و ظالم و غاصب و طاغوت بودن طرف مقابلش را عالمانه و با صدایی رسا تا ابد ماندگار کرد. این قدرت رسانه است که میتواند از حق دفاع کند یا حق را از بین ببرد.
لازم است در همینجا اشارهکنم، درحالیکه ما الآن در وسط میدان مبارزه و جنگ رسانهای قرار داریم که هفتههای قبل به بعض موارد آن اشاره کردم که در یک جنگ هیبریدی و ترکیبی از همه جهت مواجه هستیم، با چه استدلالی در سیمای جمهوری اسلامی، برنامههای ارزشی و انقلابی که کار روشن گری و بصیرت افزایی و مطالبه گری و دشمنشناسی و امثال اینها را آموزش و انجام میدهند بیخاصیت و در مسیر تعطیلی قرار میدهید؟ رسانه ملی باید به مخاطب ملی فکر کند و همه اقشار را در نظر داشته باشد. اگر کشور انقلابی، رهبر انقلابی و مردم انقلابی هستند، نمیشود رسانه ملیاش لیبرال و سکولار و بیتفاوت به ارزشها و آرمانهای انقلاب باشد. در بحبوحه مشکلات اقتصادی و اشتغال و تولید و یا حرکت در مسیر امید دادن به مردم و فردای بهتر، دائم تبلیغ مصرفگرائی و نمایش تجمل و اشرافی گری و در فیلمها قتل و کشتار و گرفتاری و کلاه سرهم گذاشتن و ناامیدی نمایش داده میشود. میبینید که پیادهنظام بهاصطلاح هنری دشمن چگونه از ارزشهای انقلاب انتقام میگیرد. شما چرا در زمین دیگران بازی میکنید؟ گاهی با ژست عقلانیت، افراد، محافظهکاری میکنند. باید با عقلانیت کار انقلابی بکنید. ارزشها و آرمانهای انقلاب و ایجاد امید در مردم با نقد منصفانه توسعه و گسترش پیدا میکند. نکند خداینکرده تحت تأثیر دیگران و فشار از خارج مردم را از دست بدهید.
مقاومت زهرای اطهر و روشنگریهای او رسالت را به امامت متصل کرد و پیوند زد. ما از زهرای مرضیه مقاومت را یاد میگیریم. این نظریه مقاومت ریشه قرآنی و روایی دارد و در سیره اهلبیت کاملاً جریان داشته و تا امروز به رسیده؛ و در این دوره بهخوبی نشان داد که کارایی دارد. امام ره و رهبر معظم انقلاب هم بر این مطلب تأکید داشتند و دارند و اخیراً بیشتر تأکید میکنند در توصیه به دانشآموزان و دانشجویان، از جوانان خواستند که نظریه مقاومت را تبیین و ترویج کنید. چون غیر از بعد نظامی در ابعاد دیگر مثل اقتصاد و سیاست هم این نظریه نقش دارد. ببینید چه فرمود: «نظریه مقاومت در مقابل دشمن قویپنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضى تصور نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاههاى تبلیغاتى دارد و از این قبیل، ما عقبنشینی کنیم. نه خیر، نظریه مقاومت یک نظریه اصیل و درست است. هم در مقام نظر، هم در مقام عمل».
به همین مناسبت خیلی کوتاه نکاتی را عرض میکنم. میدانید تقریباً قسمت اعظم سوره مبارکه بقره، آلعمران و نساء، بیش از دوسوم از سوره، درباره مقاومت در برابر دشمنان، کافران و منافقان است؛ و بیان میکند راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت مقاومت در مقابل دشمن است چه دشمن درون و چه بیرون. من فقط به جایگاه راهبرد مقاومت در قانون اساسی اشارهکنم. هر جلسه به گوشهای از آن اشاره میکنم تا این راهبرد تبیین شود. چون رهبری خواستند که تبیین شود وظیفه ماست که گوشههایی را توضیح دهیم. مباحثی مثل دولت مقاومت ارتش مقاومت بحثهای خودش را دارد. بند ۱۶ اصل سوم: دولت جمهورى اسلامى ایران موظف است به تنظیم سیاست خارجى کشور بر اساس معیارهاى اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بىدریغ از مستضعفان جهان. اصل ۱۵۲: سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران بر اساس نفى هرگونه سلطهجویى و سلطهپذیرى، حفظ استقلال همهجانبه و تمامیت ارضى کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهاى سلطهگر و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است (این یعنی مقاومت). اصل ۱۵۴: جمهورى اسلامى ایران سعادت انسان در کل جامعه بشرى را آرمان خود مىداند و استقلال و آزادى و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان مىشناسد؛ بنابراین در عین خوددارى کامل از هرگونه دخالت در امور داخلى ملتهاى دیگر از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت مىکند. این جزو اصول قانون اساسی است. این جبهه مقاومت و مسیر مقاومت جزو آرمانهای نظام اسلامی است.
در مقابل راهبرد مقاومت، راهبرد سازش و تسلیم قرار دارد که کاملاً بیثمر بودن خودش را تا به امروز نشان داده و زبونی کسانی که دنبال این راهبرد هستند در دنیا روشن است. خفت آل سعود و نوکری استکبار و بقیه این شجره خبیثه را بهخوبی دیدید که چقدر پست و حقیر شدهاند. آنها فحش میدهند و بیاحترامی میکنند اینها برای آنها سر و دست تکان میدهند. شیطان بزرگ به هر وسیلهای تلاش میکند در این جنگی که به راه انداختهاند مقاومت ما را بشکند و در مردم بهخصوص جوانان تردید و تزلزل به وجود بیاورد ولو بهوسیله به انزوا کشاندن قویترین فوتبال آسیا یعنی فوتبال ایران. شنیدید این روزها که این هم بخشی از همین جنگ ترکیبی است. همانطور که در جنگ هر نیرویی در هرجایی که قرارگرفته باید بهموقع عمل کند و وظیفه خودش را بهخوبی انجام دهد، مدیران باشگاهها و پیشکسوتان فوتبال با قاطعیت و عزتمندانه موضع گرفتند که حاضر نیستند به هیچ قیمتی عزت و شوکت ایران اسلامی را زیر پا بگذارند؛ و نتیجه هم گرفتند که بهنوبه خود از این مواضع تقدیر و تشکر میکنم.
امروز رشد و گسترش نظریه مقاومت از اصلیترین نگرانیهای دنیای استکبار است. اساساً ریشه همه سختگیریهایی که به ایران دارند این است که ایران از نیروهای جبهه مقاومت حمایت میکند و میخواهند با سخت گرفتن بر ما این مسیر را قطع کنند. مسئولین آمریکائی گفته بودند: «آمریکا فشار بر جمهورى اسلامى را آنقدر افزایش خواهد داد تا شیرهاش کشیده شود». یا دیگری گفته بود: «ایران اگر مىخواهد مردمش غذا بخورند باید به حرف آمریکا گوش کند»؛ اما امروز بروید و ببینید که میبینید در سایه ایستادگی و راهبرد مقاومت، حالوروز آمریکا چگونه است. مشکلات نظامی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که به جانش افتاده و مسیر فروپاشی از درون را طی میکند. رجز خواندند که ۵۲ نقطه ایران را میزنند. عین الاسد را دلاوران ما زدند اما میترسند بگویند چقدر تلفات دادهاند. چند وقت پیش خواستند مثلاً آمار دهند گفتند سربازان آنجا سردرد گرفتند. ناکامیهای مکرر آمریکا در نقشههایش علیه ایران و محکمتر شدن مواضع ایران و بیتوجهی مردم به طرحهای آمریکائی، روحیه استقلالطلبی که تلاش دارند از جوانان و جامعه بگیرند، مستحکمتر شده. امروز از هر جوان و نوجوان ایرانی بپرسید دوست دارد مستقل باشد یا زیر یوغ آمریکا باشد، محکم جواب میدهد مرگ بر آمریکا. این بصیرت، آنان را بهشدت عصبانی کرده است. بصیرت شما بصیرت فاطمی است. بصیرت علوی است. بصیرت حسینی است. درجاهای دیگر که رهبری مثل رهبر ما ندارند و مردمش این بصیرت و آگاهی را در این حد ندارند، اگرچه مردم بصیری وجود دارد که همین امروز در عراق مردم یکپارچه حرکت ضدآمریکایی داشتند؛ اما متأسفانه دیده شد که بعضی سرانشان حاضرند دست کسی که برادرشان را به شهادت رسانده بفشارند و با او دست بدهند. شاکر رهبر و مردم هوشیار و بصیر خودمان در جبهه مقاومت هستیم. این را هم بگویم بوی خوش این بشارت الهی کاملاً به جان میرسد که پیروزی نهائی مستضعفان بر مستکبران و نابودی آنان نزدیک است.
ما در دوران انقلاب تا امروز نمونههای فراوانی را از این مقاومت دیدهایم. یکی از آنها مقاومت مردم آمل در ۶ بهمن در مقابل گروهکها بود که به شهر هزار سنگر معروف شد. از بس سنگر زدند و مقاومت کردند تا پیروزی به دست آمد.
این مقاومت و مبارزه را از صدیقه طاهره یاد گرفتیم. صدیقه طاهره این مبارزه را ادامه داد تا به شهادت او ختم شد و شهادتش هم مبارزهای دیگر بود. وصیت کرد و با وصیتش حربه را از دست دشمن گرفت که میخواستند بعد از حضرت مرثیه و ماتم راه بیندازند و مجلس ختم بگیرند و به نفع خودشان تمام کنند و خود را تطهیر کنند؛ اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مکان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامى تا قیامت و تا زمانی که حضرت حجت سلاماللهعلیه حاضر شوند و بیان کنند که این یگانه گوهر گیتی کجا دفن شده مخفی خواهد ماند و مظلومیت این بانوی مکرمه است. آنقدر زحمت و سختی کشید در این چند روزی که از شهادت پدر و ارتحال پدر گذشت آنقدر او را آسیب روحی و صدمههای جسمی زدند که وقتی در بستر افتاده بود توان خیلی از امور را نداشت آن وصیتی هم که کرد وصیت انقلابی بود در آن وصیت فرموده بود که علی جان من را شبانه غسل بده و من را شبانه دفن میکنم مولای ما امیرالمؤمنین به دیگران سفارش کرد در هنگام غسل زهرای اطهر کسی صدایش به گریه بلند نشود که یکوقت دشمنان و مخالفین متوجه نشوند حضرت مشغول غسل دادن بود و اسماء آب میریخت یکوقت دیدند که خود امیرالمؤمنین صدایش به گریه بلند شد سؤال کردند علی جان شما که گفته بودید کسی بلند گریه نکند پس چه شد فرمود الآن دستم به بازوی… الا لعنت الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.
نکته استانی و انتخاباتی را باهم میگویم. باتجربه بسیار ارزشمند چله اول انقلاب، در حال وارد شدن به چله دوم و دههی پنجم انقلاب و برداشتن گام دوم هستیم و این حرکت الزامات و اقتضائاتی دارد که از مهمترین آنها نیروهای کارآمد و مدیران فردا هستند. لازمه رسیدن به این مقصد مشارکت هدفمند و مؤثر جوانان است. مراحل اولیه برای رسیدن به تمدن اسلامی را با نسل اول و دوم و انبوه جوانان انقلابی آن دوره تا امروز سپری کردیم و امروز در دولت سازی و جامعه سازی گیرکردهایم و چندین سال است نتوانستیم دولت اسلامی درست کنیم. تا کار را به جوانان نسپاریم موفق نخواهیم بود. این را حکیم مرشد راهبر نظام اسلامی تأکید کردند و واقعیت هم همین است. لذا دوستانی که خود را انقلابی و ولایی میدانند چرا پیام رهبری را نگرفتهاند و دنبال گزینههای شصت و هفتادساله و کمتر و بیشتر میگردند. به رهبری لبیک بگویید. باید دولت جوان و انقلابی روی کار بیاید. این بیان رهبری بود به این تعبیر که دولت آینده باید دولت جوان و انقلابی باشد. این مقدمهای میخواهد که مجلس انقلابی است. مقدمهاش مجلس جوان است. لذا جوانان صلاحیتدار را برای مجلس در نظر بگیرید و از چیزی نترسید. بعضیها شبهاتی درست میکنند که وقت آزمونوخطا نیست. چهل سال گذشته و چه و چه. همه اینها جواب دارد اما وقت گذشت. من با این جمله رهبری مطلب را تمام میکنم. «اندیشهی پیران و فکر و تجربهی آنها آنوقتی چهکار میآید که حرکت جوانانهی جوانان وجود داشته باشد؛ پیشران این حرکت، جوانها هستند.» این حرف بنده را شما تعداد محدودی هستید که میشنوید. صداوسیما هم بعداً پخش میکند و تعداد بیشتری میشنوند؛ اما در سطح استان همه شما باید بلندگو باشید و وظیفه خودتان بدانید که در این مسیر باید اطلاعرسانی کنید و گسترش بدهید. دستها و حرفها و پشت پردههایی در کار است که ذائقهها را تلخ کند. اولاً حضور حداکثری مردم و ثانیاً فرستادن افراد انقلابی، خوشنام، جوان، خوشفکر و کار بلد تا انشاءالله یک مجلس انقلابی مقدمه یک دولت انقلابی داشته باشیم. |
| 1398/10/27 | 1398/10/27استان البرز باید روی پای خود بایستد/ به جوانان استان فرصت رویش دهید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه196
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا و ایمان در حد مقدور به روزه انس دارند و در فرصتهای تعیینشده به واجب و مستحب آن اهتمام دارند. امام سجاد علیهالسلام برای روزه حقوقی را در رساله حقوق بیان فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ الصَّوْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى لِسَانِکَ وَ سَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ وَ فرج وَ بَطْنِکَ لِیَسْتُرَکَ بِهِ مِنَ النَّارِ»؛ و اما حق روزه آن است که بدانى روزه پردهای است که خدا بر زبان و گوش و چشم و عورت و شکم تو انداخته تا تو را از آتش دوزخ حفظ کند. «وَ هَکَذَا جَاءَ فِی الْحَدِیثِ الصَّوْمُ جُنَّهٌ مِنَ النَّارِ» و همچنین در حدیث آمده که روزه سپری است از آتش. «فَإِنْ سَکَنَتْ أَطْرَافُکَ فِی حَجَبَتِهَا رَجَوْتَ أَنْ تَکُونَ مَحْجُوباً» پس اگر اعضای بدنت در پس این پرده آرام گرفت، امیدوار باش که مصونیت یافتهای؛ یعنی در پناه روزه قرارگرفتهای؛ و این از نحوه عمل انسان معلوم میشود که آیا روزه واقعاً ساتر و سپر او بوده است یا نه. «وَ إِنْ أَنْتَ تَرَکْتَهَا تَضْطَرِبُ فِی حِجَابِهَا» و اگر رهایشان کردی (از ستاریت روزه بهره نگرفتی) بدان که به پریشانی و حرکات خارج از قاعدهی خود ادامه دهند. «وَ تَرْفَعُ جَنَبَاتِ الْحِجَابِ» و پرده حجاب را بالا زنند. «فَتَطَّلِعُ إِلَى مَا لَیْسَ لَهَا بِالنَّظْرَهِ الدَّاعِیَهِ لِلشَّهْوَهِ وَ الْقُوَّهِ الْخَارِجَهِ عَنْ حَدِّ التَّقِیَّهِ لِلَّهِ» و بیجا و از روی شهوت نظر کنند؛ و پا را از حدود تقوای الهی بیرون نهند «لَمْ تَأْمَنْ أَنْ تَخْرِقَ الْحِجَابَ وَ تَخْرُجَ مِنْهُ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ». ایمن مباش که آن پرده دریده شود و از آن خارج شوی. «و لا قوه الا باللَّه»؛ یعنی ستاریت خدای تعالی هم محدودیت دارد وقتی ببیند بندههای پردهدری را از حد گذرانده آبروی او را حفظ نمیکند.
من چند روایت راجع به فضیلت روزه بخوانم تا مقداری با این عبادت مهم آشناتر شویم. همانطور که میدانید این عبادت مثل نماز، در بین امم گذشته هم باکیفیتها و روزهای مختلف مطرح بوده و اختصاص به اسلام ندارد؛ که در قرآن کریم وقتی وجوب روزه را بیان میکند به اینکه بر گذشتگان هم واجب بوده اشارهکرده است. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (۱۸۳ /بقره) برای فضیلت روزه هم به مسائل ظاهری و مادی و هم معنوی در روایات فراوان تأکید کردهاند. مثلاً فرمودند که موجب صحت و سلامت بدن میشود. رسول خدا فرمودند: هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن روزه است. روزهبگیرید تا سالم بمانید؛ اما آنچه مهمتر از جهات مادی روزهداری است، آثار و برکات معنوی است که دارد و بالاترین آن این است که ملکه تقوا را در انسان تقویت میکند؛ که امام سجاد علیهالسلام هم در بیان حقوق این نتیجه را میگیرند که اگر کسی حق روزه را ادا کند نسبت به همه اعضاء و جوارح انسان مصونیتی از خطرات احتمالی که هر عضو با آن مواجه هست به وجود میآید؛ که همان تقواست. با کنترل در خوردن و آشامیدن و نگاه کردن و گوش کردن حلال و امثال اینها شروع میشود اما درنهایت شخص مالک نفس خود میشود و اجازه خطا و لغزش به آن نمیدهد. برای همین روزه را سپر گفتند چون از انسان در مقابل هجمههای پیدرپی غضب و شهوت که آتش برافروختهای است که نابود میکند، محافظت میکند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: تو زمانی روزهدار هستی که گوش و چشم و مو و پوست تو روزه باشد. (سپس اعضای دیگر را هم نام بردند و فرمودند) روزی که روزه هستی باروزی که روزه نیستی باید متفاوت باشد. حتی در بعض روایات داریم که دل هم باید روزه داشته باشد و از فکر و اندیشه خطا خود را حفظ کند که این مهمترین حالت روزه است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: اگر انسان موفق شود قلب را از اندیشه گناه پاک و مطهر نگه دارد بهتر از آن است که فقط شکم خود را از خوردن و آشامیدن بازدارد.
اگر ما روزه را با تمام شرایطش بجا بیاوریم قطعاً از برکات آن بهره میبریم. یکی از برکات روزه این است که روح اخلاص را در ما تقویت میکند. راجع به اخلاص و آثار آن زیاد سخن گفتهشده، خوب چه چیزی برای انسان اخلاص میآورد؟ یکی از آنها روزه است. زهرای اطهر سلامالله علیها فرمودند: خداوند روزه را برای محکم شدن اخلاص واجب فرموده است. یا داریم که همه حالاتی که روزهدار دارد غیر از حالات خطاها، برای او عبادت نوشته میشود. رسول خدا صلیالله علیه و آله فرمودند: روزهدار گرچه در بستر خویش خفته باشد تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکند در حال عبادت خداست. این روایت هم اهمیت روزه را میفهماند و هم بزرگی گناه غیبت را. از غیبت دوریکنید و خود را به آتش نسوزانید. قبلاً هم در حق گوش اشاره کردیم که گوش خود را از غیبت حفظ کنید. این روزها شیطان خوشحال است چون افراد زیادی را مبتلابه بیایمانی میکند. هرچه به انتخابات نزدیک میشویم هم بیشتر میشود. چون بحث ما غیبت نیست فقط به مناسبت به این روایت توجه بفرمائید. علی علیهالسلام دیدند که کسی در حضور فرزندش امام مجتبی علیهالسلام از کسی غیبت کرد. فرمودند: فرزندم گوش خود را از چنین کسی به دور دار؛ زیرا او به پلید و نجسترین چیزهایی که در ظرف خود دارد نگریسته و آنها را در ظرف توخالی کرده است.
از آثار دیگر روزه این است که دعای روزهدار به بیان امام صادق علیهالسلام مستجاب است. اثر دیگر روزهداری از روی اخلاص این است که گناهانش آمرزیده میشود. رسول خدا فرمودند: هر که یک روز برای خدا و ثواب بردن روزه بگیرد؛ (روزه مستحبی) «وَجَبَتْ لَهُ اَلْمَغْفِرَهُ» آمرزش او واجب میشود. اگر شما زرنگ باشید و عذری برای روزه گرفتن نداشته باشید میتوانید با کار کم ثواب بیشتر هم ببرید. رسول خدا فرمودند: هرکس در هرماه سه روز روزه بگیرد مانند کسی است که همه عمر روزه گرفته است. چون خداوند متعال فرمودند: «مَن جَاءَ بالحسنَهِ فلَهُ عَشرُ اَمثَالِهَا». اینجا مشخص نکردند چه روزهایی اما میتواند ایام البیض هرماه باشد یا پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هرماه. در این فصل بهترین زمان است برای کسانی که توان این عبادت رادارند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا خود را مزین به صفات پسندیده میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۶ از حکم نهجالبلاغه که درباره قبیلههای قریش از حضرت سؤال کرده بودند راجع به بنی مخزوم و بنی عبد شمس نکاتی بیان داشتند و سپس راجع به بنیهاشم فرمودند: «وَ امّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِی أَیْدِینَا» و امّا ما بخشندهترین افراد قریش هستیم نسبت به آنچه در دست داریم. «وَ أَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا» و به هنگام مرگ جانبازترین آنان هستیم؛ و راجع به قبائل دیگر مطالبی فرمودند و بعد راجع به خودشان گفتند: «وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ» و ما فصیحتر، خیرخواهتر و خوشروتریم. امام علیهالسلام در این بیان به چند صفت ویژه از بنیهاشم و خاندان خود اشارهکردهاند که خوب است اهل ایمان به آنها متصف باشند. مثل جود، سخا و بخشندهترین مردم بودن، شهادتطلبی، یعنی شجاعترین افراد از خاندان امیرالمؤمنین هستند. بعد دو فضیلت جسمی و یک فضیلت روحی بنیهاشم را بیان میکند؛ یعنی فصاحت و خوشبیان بودن و دیگری اصبح به معنای زیبارو بودن یا به معنای گشادهروئی و خوش برخوردی آنان با مردم باشد که ریشهاش فضیلت روحی است؛ و برای کسی که شایسته خیرخواهى باشد، بهترین خیرخواه هستند که از فضیلتهای عفت است. خدای تعالی همه ما را موفق به متخلق شدن به اخلاق الهی بگرداند.
در طول سالهای اخیر بهویژه یک سال گذشته، ایران انقلابی و نظام اسلامی مورد حملات چندضلعی و ترکیبی دشمن قرار داشته، بیسابقهترین جنگ اقتصادی به ایران برای فشار حداکثری تحمیلشده، مردم و مسئولان از طریق فضای مجازی در پیچیدهترین جنگ شناختی و ادراکی قرار داشتهاند، من تا حالا درباره جنگهای مختلف نکاتی را عرض کردم جنگ شناختی و ادراکی را هم در نوبتهای دیگر به آن میپردازم. از طریق رسانه و تألیف و هنر سنگینترین جنگ روایتها را برای تحریف وقایع بکار گرفتهاند، سختترین جنگ نیابتی در بعد نظامی و امنیتی در محیط اطراف ایران به راه انداختند و از جنگ دیپلماتیک و سیاسی برای شکستن ائتلافهای محور مقاومت استفاده کردند و شدیدترین جنگ فرهنگی را برای بر هم زدن هویت دینی، انقلابی و ملی مردم ما بکار بردند تا بتوانند ایران را تسلیم کنند و وادار به عقبنشینی کنند اما میبینیم که همه راهبردهای آمریکا و استکبار شکستخورده و برعکس، در همه این موارد غلبه راهبردی با ایران بوده است.
بازخوانی فعالیتهای دشمن برای مقابله با ایران و نتیجه عکس گرفتن و غلبه راهبردی ایران بر آمریکا به نظر میرسد که مطلوب باشد. من خیلی مختصر و کوتاه بااینکه بحث مفصلی است به گوشههایی از او اشاره میکنم. فعالیتهای دشمن برای غلبه بر ایران در این چند سال اخیر میشود گفت از دیماه ۹۶ که با فتنهی بعض فرقههای منحرف در تهران شروع کردند آغاز شد و تا خرداد ۹۸ که قصد داشتند با انواع دسیسهها و فتنهها، با آشوب و فشار اقتصادی و جنگ روانی و تشدید تحریمهای فلجکننده برای مردم تابستان داغ و زمستان سرد درست کنند اما مردم صبور و غیور و فهیم ما را که میخواستند به تسلیم وادار کنند در مقابل خودشان دیدند. مقاومت انقلابی و الهی ملت ما نگذاشت آن دسیسهای که برای درهم شکستن ملت تهیه دیده بودند عملیاتی شود. فکر میکردند مثلاً در تابستان سال ۹۸ و یا آبان ۹۸ کار تمام خواهد شد و مردم ایران در مقابل آمریکا تغییر رفتار خواهند داد؛ اما همهی امید آنان تبدیل به ناامیدی شد وقتیکه هیچکدام از حرکتهای استکبار و نوچههای داخلیاش جواب نداد؛ و اتفاقاً شرایط ایران باثباتتر و امنتر و پایدارتر از گذشته شد؛ و به فضل خداوند همانطور که تا امروز در این عرصه موفقیت نداشتهاند، بهزودی طعم شکست نهائی را از دستان پرقدرت و پرصلابت مردم ایران خواهند چشید. خصوصاً بعد از شهادت سردار پرافتخار جهان اسلام و خط مقاومت سردار قاسم سلیمانی انسجام و وحدت ملی و ثبات ما بیشتر از قبل شده و این برای استکبار ناخوشایند است.
خیلی گذرا صحنه را مرور میکنیم تا با ابعاد غلبه ایران و شکست آمریکا را آشناتر بشویم. در طول چند ماه گذشته بهخصوص یک سال گذشته و چند ماه اخیر آمریکا و اسرائیل پلید و متحدان مرتجع منطقهای آنها شکستهای سنگین نظامی خوردهاند، یعنی اولین شکستی که خوردند در بعد نظامی بود باآنهمه طمطراقی که دارند و راجع به بزرگترین ارّاده جنگی جهان سخن میگویند شکستهای پشت سر همی را دیدند مثل حمله پهپادی و موشکی حزبالله، بعد از شهادت آن دو جوان مهندس لبنانی به مراکز مختلف و مناطق استراتژیک رژیم صهیونیستی به مناسبتهای مختلف. یا حمله سامانههای دفاعی ایران به پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی و سقوط آن در آبهای خلیجفارس. یا حمله به کشتیهای نفتکش امارات در آن دو بندر و یا حمله پهپادهای کمیتههای مردمی و ارتش یمن به مناطق ابوظبی و امارات و بهویژه تأسیسات مهم و فوق راهبردی آرامکو. این ازنظر سلاح و تجهیزات دفاعی که آبروی گنبد آهنین اسرائیل و صهیونیستها و سامانههای دفاعی و موشکی آمریکا را بردند. در حمله ایران به عین الاسد هم موشکهای پاتریوت، موشکهای هدایتشونده و رهگیری کجا بودند که آمریکا اینهمه راجع به آنها سخن میگوید؟ چرا نتوانستند رهگیری کنند؟ امام فرمود آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و همه دنیا دیدند که آمریکا بااینکه همه گزینهها را در اختیار داشت در مقابل ایران نتوانست هیچ غلطی بکند.
بُعد دیگر غلبه راهبردی ایران، غلبه گفتمانی است. امروز گفتمان مقاومت همه منطقه غرب آسیا را پوشش داده و طرحهایی که آمریکائیها داشتند مثل معامله قرن و امثال آن قبل از شروع، شکستخورده. امروز در داخل کشور علیه غرب تقریباً اتفاق گفتمانی وجود دارد. دیگر دوقطبی جنگ و صلح و یا جنگ و مذاکره بااینکه عدهای خیلی تلاش میکنند اما جایگاهی در میان مردم ندارد. ایران در میدان مواجهه و مقابله با آمریکا در این مورد هم غلبه دارد، سرعت عمل ایران را در راهزنی دریایی و توقیف نفتکش ایرانی دیدید؛ و یا در جنگهای نیابتی در عراق و لبنان و سوریه و دیگر جاها گفتمان مقاومت پیروز میدان بوده. در یمن هم میدان را ازدستداده و نتوانسته ائتلافی درست کنند درحالیکه ایران ائتلافهایی که دارد را تقویت کرده و در همین زمان اگر بخواهد ائتلافهای جدید ایجاد کند توانش را دارد.
یکی از اهداف اصلی فشار و تشدید تحریمها، رودررو قرار دادن مردم و افکار عمومی در مقابل نظام اسلامی بوده است. این هم یکی دیگر از راهبردهایشان بود. لذا سعی کردند با تهاجم شدید اقتصادی و رسانهای و روانی گسلهای قومی، سیاسی و جناحی، شکافهای اقتصادی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه را تحریک کنند و نظام را مواجه با انواع آشوبهای صنفی و قومی و سیاسی و اجتماعی کنند تا بتوانند اول مجبور به مذاکره و بعد برگهای برندهی کمتری در اختیار ایران باشد. لذا هر اتفاقی در کشور میافتد موجسواری و بهرهبرداری میکنند. ولو جریانی مثل هواپیمای مسافربری که بسیار دلخراش و ناراحتکننده بود. برای همه مردم ایران تأسفآور بود. همه هم به حمدالله خوب ورود کردند عزاداری کردند و تسلیت گفتند؛ اما جریانات منفور و پلید به دستور اربابانشان با استفاده از فرصتهایی که پیدا میکنند ولو تجمعات عاطفی و احساسی، تلاش میکنند تا آن را به خشونت و اعتراض و حادثه تبدیل کنند. از احساسات مردم سوءاستفاده کنند و عکس محبوب آنها را پاره میکنند و امثال اینها؛ و از همه بدتر اینکه گستاخی و بیشرمی را بهجایی رساندهاند که سفیر کشور پلید و خبیث انگلیس به خودش جرئت میدهد میدانداری کند و افراد را سازماندهی کند. دستگاه دیپلماسی باید بااقتدار بیشتری در این موارد عمل کند. معنا ندارد کسی را که اینگونه عمل کرده را بخواهند بعد تذکر شدید بدهند. این چه شدتی است که بعد از تذکر شما اقدام به لجن پراکنی و سخنان سخیف علیه ایران و مردم میکند؟ باید در اینگونه موارد گوش چنین کسی را که به مردم و ایران توهین میکند گرفت و از کشور با خفت بیرون کرد. از اقتدار و عزت و صلابت مردم بهخوبی دفاع کنید.
مگر انگلیس چه گلی به سر عدهای زده است که اینگونه شیفته او هستند؟ همین چندروزه دیدید که فرانسه و آلمان و انگلیس با بیانیهای که در بروکسل دادند میخواهند تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بهجای اول برگردانند. بیش از چهار سال است بدعهدی دارند و نزدیک دو سال است ایران را معطل کردند وقت تلف کردند و از اول هم هم رهبری فرمودند هم دلسوزان تذکر دادند که اینها را از آمریکا جدا نکنید اینها دوقلوهای به هم چسبیدهاند. جدا نیستند از هم و فاصلهای ندارند؛ و در این مدت هرچه دشمنی توانستند انجام دادند و رجز هم خواندند. کسی هم رجزهای آنها را محکم جواب نداد. وقت را غنیمت بشمارید گوش بدهید و اقدام داشته باشید. واقعاً جای تأسف هم دارد که بعدازاین همه تذکر که برای برونرفت از مشکلات باید به داخل توجه تام داشت. رهبر معظم انقلاب مکرر در مکرر در طول این چند سال اشاره میکنند که به داخل توجه کنید و از داخل استفاده کنید. راه نجات کشور خودکفایی داخلی است همانطور که در جنگ و عرصه دفاع مقدس روی پای خود ایستادیم و موفق شدیم اما باز بعضی از آقایان میگویند که ما بلد نیستیم بدون مذاکره و سازش مشکلی را حل کنیم و فقط به داخل نگاه کنیم. خیلی خوب اگر میخواهید با دیگران کارکنید البته راه باز بوده و کسی هم مخالفت نکرده که با دیگران ارتباط بگیرید و تعامل داشته باشید. چرا کار با کشورهای شرقی و همسایهها و آمریکای لاتین را حذف کردید؟ خوب با اینها کارکنید. با این موضعی که اروپا گرفت، چگونه میخواهید بدون باج دادن دوباره، منافع ملی را حفظ کنید؟ گفته شد که با برجام تمام قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران لغو شد، همان روز تذکر داده شد امروز هم میگوییم با مکانیسم ماشه چه میکنید؟ وقاحت اروپاییها به حدی رسیده که توافق موردنظر ترامپ بهجای برجام را به ایران پیشنهاد میدهند؛ و احمقانه به ایران فرصت میدهند که به دنیا ثابت کند و اطمینان دهد که اهداف برنامه هستهایاش صرفاً صلحآمیز است، بعدازاین همه مدت. مگر این کار تا حالا صورت نگرفته و ثابت نشده؟ چرا وقت تلف میکنید؟ رها کنید این بازی را. امروز که گوشهای از توان موشکی ایران را دیدهاند و چشیدهاند که تا حالا فقط میشنیدند اما امروز چشیدند، میخواهند مثل کاری که در برجام کردند با توان موشکی و قدرت منطقهای ما بکنند. این خواست مردم ما است که در این فرصت بهدستآمده برای حفظ منافع ملی بهطور کامل از برجام خارج شوید؛ و غنیسازی را از نو شروع کنید. بر اساس تعلیم قران عمل کنید اگر بر شما تعدی کردند مقابلهبهمثل کنید نه اینکه بنشینید مذاکره کنید. تحریم کردند تحریم کنید. جلویتان را گرفتند جلویشان را بگیرید. ضربه زدند ضربه بزنید. این دستور قرآن است.
آنچه مهم است و ستودنی، هوشیاری، بصیرت و حضور حداکثری مردم انقلابی در عرصههای مختلف است که باید خدا را برای این امت و مردم شاکر بود. نعمت بزرگی است. حضور در تشییع پیکر قاسم سلیمانی را دیدید که مردم با انقلاب و رهبری و آرمانها دوباره پیمان و عهد بستند. دشمن وقتی فرصت انتقام داشته باشد درنگ نمیکند. من هفته گذشته راجع به جنگ روایتها برای شما گفتم نمونهاش را دیدید که چگونه از فرصت، برای ضربه زدن به نیروهای خدوم مثل سپاه استفاده میکند. به اسم خونخواهی از جانباختگان حادثه. نیرویی که تا امروز برای امنیت جامعه در برهههای مختلف جانفشانی کرده و فقط در بحث هواپیماربائی و امنیت هوایی بیش از ۱۷۰ اقدام را خنثی کرده بدون اینکه مردم دچار اضطراب شوند و اصلاً متوجه باشند که چنین اتفاقی افتاده. البته مثل همیشه مردم، از فرزندان خودشان در سپاه تقدیر و حمایت کردند و میکنند. از برادر ارزشمند و شجاع سردار حاجیزاده حمایت کردند. خدای تعالی از کسانی که با زبان و قلم و بیان حمایت کردند قبول کند چون حمایت از مؤمن است. خون مؤمنی ریخته شد دیدید چه عظمتی به پا شد. آبروی مؤمن را خدا پشتش میآید. بهزودی آثار نورانیت این حرکتی که این سردار بزرگوار کرد را خواهید دید.
مطلب بعدی راجع به هجمههایی است که به شورای نگهبان میشود و این کار بیسابقه هم نبوده و بعد از تشکیل شورای نگهبان بوده. از شبهاتی که به نظارت استصوابی و رد صلاحیتها و عدم احرازها وارد میکنند؛ اما نباید کسانی که از وحدت و همدلی سخن میگویند؛ جوری عمل کنند که دشمن سوءاستفاده کند. باید مواظب کلام بود. اگر کسی انصاف داشته باشد نتایج اعلامشده از سوی شورای نگهبان را که ببیند کاملاً متوجه میشود که بیطرفانه نظر دادهاند. از همه اقشار و گروهها و شخصیتها و افراد مختلف هم تائید شدند هم رد شدند. یک عده هم احراز نشدند. اگر کسی بگوید من نظر شورا را قبول ندارم به فرموده حضرت امام او طاغوت است؛ و قانون او را قبول ندارد؛ بنابراین ما حمایت کامل خودمان را از شورای نگهبان اعلام میکنیم و عرض میکنیم از ملامتها نگران نباشید. محکم و مستحکم بر مواضع خودتان باشید. خدای تعالی از اهل ایمان دفاع میکند. البته ممکن هست اشتباهاتی صورت بگیرد خطاهای انسانی در همه امور هست معصوم که نیستند که آن را هم قانون مشخص کرده باید قانونی دنبال کرد. کما اینکه در طول این سالها هم افراد اقدام کردند و بعد هم نتایج عوض شد؛ اما این را دوستان بدانند که اگر شورای نگهبان افراد خاصی را رد صلاحیت کرد مثل نمایندگان مجلس که نزدیک به ۹۰ نفر از نمایندگان مجلس را رد صلاحیت کرد اینها بر اساس نقلقول و گزارش که آدم خوبی نیستند و اینها نیست و قطعاً مدارکی در اختیار شورای نگهبان هست که رد صلاحیت میکنند. کسی که در سطح نمایندگی مردم است وقتی میخواهند بگویند که صلاحیت ندارد همینطور که نمیگویند. بعضیها دهانشان را باز میکنند هرچه دلشان بخواهد میگویند. شورا را زیر سؤال میبرند فقها را زیر سؤال میبرند هیئتها را زیر سؤال میبرند. قطعاً مدارکی وجود دارد و به خود آنها هم اعلام میکنند اگر بخواهند. سخنگوی محترم فرمودند اینها بیشتر مسائل اقتصادی و اخلاقی و امثال اینها بوده. وقتی شورای نگهبان اعلام میکند که رد صلاحیت این نمایندگان به خاطر مسائل اقتصادی و مسائل دیگر بوده همینجا لازم میشود که دستگاه قضایی مدارک مربوطه را برای به جریان انداختن پرونده این افراد از شورای نگهبان درخواست کند. چون شورای نگهبان طبق ضابطهای گفته است و مدارکی دارند علیه اینها. این مدارک باید به دستگاه قضایی داده شود و در جهت احقاق حقوق مردم اقدام لازم را دستگاه قضایی داشته باشد.
انشاءالله با حضور حداکثری چشم دشمن را کور خواهید کرد. هفته پیش کسی گفت شما گفتید به جوان رأی بدهیم یکی گفت یعنی لیست را نگاه کنیم هرکس سنش کمتر بود به او رأی دهیم؟ مفهوم حرف مشخص است. نه باید رزومه افراد را دید و توان و کاراییها را در نظر گرفت باید به جوانان داخل استان میدان بدید. بگذارید استان روی پای خودش بایستد. بعضیها شنیدم صحبتهایی میکنند و میگویند از خارج استان بیاوریم. دیدم همه این را میگویند. نه بگذارید استان روی پای خودش بایستد. از داخل استفاده کنید. اگر میبینید جوانی چوب خشک است ولی ریشه دارد. ولی بهار که شد جوانه میزنند معلوم میشود که خشک نبود. معلوم میشود ریشه داشت. بگذارید این جوانها استان را بهار کنند. بگذارید این جوانها استان را به گلستان تبدیل کنند. شکوفا کنند. میدان بدهید. بچههای ما در این استان ریشهدارند. راجع به تائید افراد مطالبی را به من نسبت میدهند. این خلاف است من کسی را تابهحال به اسمورسم تائید نکردم. هر آقا یا خانمی گفت به من نسبت دارد یک عده افتادند در خیابان گفتند از طرف فلانی برای فلانی داریم کار میکنیم همه اینها دروغ محض است. توجه داشته باشید. شأن بنده اجازه نمیدهد که بخواهم درباره افراد به خصوصه ورودی داشته باشم. بنده شاخص میگویم که امکان دارد با بعضیها مطابقت داشته باشد با بعضیها مطابقت کمتری داشته باشد. همهکسانی که از شورای نگهبان تائید گرفتهاند کف صلاحیت رادارند و بنده معیارهای انتخاب درست را گفتهام و میگویم شخص را خودتان باید انتخاب کنید.
راجع به گربهرقصانی بعضی در عرصه هنر و ارتباطشان با سفارتخانههای دشمن مطلبی بگویم که فرصت تمام شد.
امروز نماز جمعه تهران به امامت امام امت اقامه میشود و قطعاً حاوی مطالب مهم و امیدبخشی خواهد بود که مسیر جدیدی را برای کشور، محور مقاومت و جهان اسلام و جهان بازخواهند کرد. تمام دنیا منتظر نظرات راهبردی رهبر معظم انقلاب هستند. خدای تعالی این فخر عالم شیعه، این شخصیت بسیار آگاه و دشمنشناس و دشمنستیز و اسلامشناس و شخصیتی راهبردی و مخلص که قسمت زیادی از ویژگیها و صفاتی که یک رهبر الهی باید داشته باشد در او جمع است تا ظهور حضرت حجت سلاماللهعلیه پایدار و زنده و سالم بدارد.
انشا الله بعد از نماز ظاهراً راهپیمایی خواهید داشت و بعد از راهپیمایی چون آنها به ما بیاحترامی کردند، هتاکی کردند و به سردار ما بیادبی کردند، ما شدت نفرت و انزجار خودمان را با آتش زدن پرچم اسرائیل و آمریکا اعلام خواهیم کرد.
نکته پایانی اینکه عزیزان در مصلا هرچه که توان دارید به سیلزدگان سیستان این افراد محروم و مظلوم کمک کنید. تجهیزات امدادی اگر دارید تهیه کنید. مثل پتو، لباس، چادر، وسایل گرمایشی و آب تهیه کنید و بفرستید. ۲۰۰ نقطه از مناطق سیستان و بلوچستان در حالت عادی آب شرب آنها را بهصورت سیار به آنها میرسانند. حالا هم که وضعیت بحرانیتر شده است. از طلاب، گروههای جهادی و دانشجویان استان میخواهم که به کمک بشتابند. هرکسی که توان دارد بروید و در آن منطقه کمک کنید. الآن هم در بین صفوف نماز مبالغی را که شما هدیه میکنید جمع خواهند کرد و به این منطقه خواهند فرستاد. برای مشکلات و شرارتها و اتفاقاتی که در ایران و عالم واقع میشود و مسلمین درخطر و اضطراب قرار میگیرند توصیه بنده این است که دوستان اگر توانایی دارند یکنفری، دونفری، دهنفری باهم قربانی کنید و گوشت آن را صدقه بدهید. |
| 1398/10/20 | 1398/10/20مشکلات معیشتی از بیتدبیری و منفعتطلبی مسئولان است / گفتمان مقاومت روایت غالب در جنگ روایتها | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه197
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایهاالمؤمنون و المؤمنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با نماز انس دارند و به عبادت عشق میورزند. امام سجاد علیهالسلام برای نماز ویژگیهایی را در رساله حقوق بیان فرمودند که به مناسبت به بعض برکات و آثار نماز اشاره کردم. رسیدیم به این بخش که حضرت فرمودند: «وَ حُسْنِ الْمُنَاجَاهِ لَهُ فِی نَفْسِهِ» و از دل بهخوبی با او راز میگوید. «وَ الطَّلَبِ إِلَیْهِ فِی فَکَاکِ رَقَبَتِکَ الَّتِی أَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُکَ وَ اسْتَهْلَکَتْهَا ذُنُوبُکَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ»؛ و میخواهد که گردنت را از زیر بار خطاها که تو را فراگرفتهاند و گناهانى که به پرتگاه نابودیات میکشانند آزاد کند و لا قوه الا باللَّه.
مواظبت بر همه شرایط نماز از طهارت و وقت و همه مسائل آن، انسان را به کمالات معنوی خاص میرساند. در روایت دارد که رسول خدا فرمودند: در دینداری شخص همین بس که بر بجا آوردن نمازها بسیار مواظبت میکند. توجه به نماز اول وقت بسیار مهم است، چون خودش خیری است که باید در انجام آن عجله داشت. امام باقر علیهالسلام فرمودند: بدان که اول وقت همیشه بهتر است، پس تا جایی که میتوانی به کار خیر بشتاب، محبوبترین کارها نزد خداوند عزوجل کاری است که بنده بر آن مداومت ورزد گرچه اندک باشد. بااینکه نماز وقت زیادی از انسان نمیگیرد اما متأسفانه عدهای به این عامل نجاتبخش و مایه حیات معنوی بلکه مادی بیاهمیتی میکنند و برای آنان رکوع و سجود در مقابل خدای تعالی سنگین است. باید نماز را از روی عشق و محبت خواند تا لذتبخش باشد و الا اگر فقط بخواهد تکلیف را انجام دهد ولو انجامشده ولی لذتی و اثری برای او نخواهد داشت. رسول خدا نماز را روشنی چشم خود میداند؛ و اتفاقاً شیطان هم هنگام نماز بسیار فعال است و تمام عِدّه و عُدّه خود را بسیج میکند و وسوسه میکند تا حضور قلب را از ما بگیرد و انسان را از مسیر منحرف کند و آنچه باید برای ما قرب بیاورد، بُعد بیاورد.
اینکه قرآن کریم فرموده است «وَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» خیلی مهم است نفرموده وای بر بینمازها که وای آنها بسیار سنگین و سهمگین است؛ اما اینجا فرموده وای بر نمازخوانها یا عذاب بر نمازخوانها، خفیف و بیارزش کردن نماز با بیحوصلگی و بیموقع انجام دادن و گاهی خواندن و گاهی نخواندن، خیلی بدتر از نخواندن آن است. وقتی نماز بهعنوان عمل صالح مطرح است، باید خیلی مواظب آن بود. کدام نماز است که ستون دین است و مناجات با پروردگار عالم است؟ کدام نماز است که پاککننده انسان از گناهان است. مرحوم صدوق در امالی نقل میکند دیگران هم گفتهاند که رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ صَلَاهٍ یَحْضُرُ وَقْتُهَا إِلَّا نَادَى مَلَکٌ بَیْنَ یَدَیِ النَّاسِ قُومُوا إِلَى نِیرَانِکُمُ الَّتِی أَوْقَدْتُمُوهَا عَلَى ظُهُورِکُمْ فَأَطْفِئُوهَا بِصَلَاتِکُم». هیچ نمازی نیست که وقتش برسد الا اینکه فرشتهای در مقابل مردم ندا میکند برخیزید و آتشى که بر جان خود افروختید با نمازتان خاموشکنید. خوب کدام نماز این آتش را خاموش میکند؟ امام سجاد علیهالسلام بهعنوان رعایت حق نماز به همین نکته اشاره فرمودند که نماز میخواهد، گردنت را از زیر بار خطاها که تو را فراگرفتهاند و گناهانى که به پرتگاه نابودیات میکشانند آزاد کند. بیایید به نماز اهمیت بیشتری بدهید و این پیوند بین انسان و خدا را ارجمند بشمارید. نماز هم از عقاید انسان نگهداری میکند هم روح را پاک نگه میدارد. لذا به ما دستور دادند نماز را بپا دارید یعنی حقوق آنکه انجام همه شرایط ظاهری و باطنی آن است را رعایت کنید.
بعد از بیان اصل نماز، فراوان ترغیب به جماعت شدهایم که شکوه و عظمت مسلمان در نماز جماعت است. بهترین حالت در نماز به جماعت خواندن آن است. نماز جماعت آنقدر اهمیت دارد که رسول خدا دربارهی عدهای از مسلمین که برای نماز به مسجد نمیآمدند فرمودند: عدهای نماز در مسجد را ترک گفتهاند، چیزی نمانده که دستور دهیم هیزم بیاورند و بر در خانههای آنها بگذارند و بر آنها آتشی افروزند و خانههایشان را بر سرشان بسوزانند. این بیان یعنی بدون عذر نباید ترک جماعت کرد و تا آنجا که میشود باید مسجد رفت و نمازها را به جماعت خواند. تعبیر زیبایی را لقمان حکیم در نصیحت به فرزندش دارد. فرمود: نماز را به جماعت بخوان ولو روی نیزه باشد. آنقدر به جماعت اهمیت دادهشده که اگر کسی مقید به شرکت در نماز جماعت باشد نباید به او بدگمان بود مگر دلیلی وجود داشته باشد. رسول خدا فرمودند: کسی که نمازهای پنجگانه را با جماعت بخواند به او گمان نیک ببرید؛ و یا رسول خدا به نابینائی فرمودند: بین مسجد و منزل خود طنابی نصب کن و با گرفتن آن طناب خود را به مسجد برسان و از فضیلت جماعت محروم نشو؛ یعنی نابینایی هم عذر نیست. حالا عدهای بیجهت و با عذرهای بیهوده از مسجد و امام مسجد که بیشتر به سلیقه افراد برمیگردد و امر شرعی و فقهی نیست خود را محروم از جماعت میکنند. بحث راجع به نماز شب و نماز جمعه و عیدین و نمازهای مستحبی دیگر و اینکه نماز از واجب و مستحب چهار هزار حکم دارد بماند برای فرصت دیگر. خدای تعالی همه ما را از مصلین قرار دهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین با بصیرت کامل از دلبستگی به دنیا فراری هستند. به تشبیهی که مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند توجه بفرمائید: «مَثَلُ الدُّنْیَا کَمَثَلِ الْحَیَّهِ» مثل دنیا مثل آن مارى است، «لَیِّنٌ مَسُّهَا» که هنگام دست کشیدن نرم، «وَ السُّمُّ النَّاقِعُ فِی جَوْفِهَا» ولى زهر درون آن کشنده است، «یَهْوِی إِلَیْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ» شخص مغرور نادان به سمت آن میل مىکند، «وَ یَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ» امّا عاقل دوراندیش از آن دورى مىجوید. پیرامون این تشبیه مطالب فراوانی میتوان گفت؛ اما بهطور خلاصه اینکه جلوه گریهای دنیا واقعی نیست، جوری خودنمائی میکند که هر کس میل دارد آن را به دست آورد اما حقیقت آن است که وابستگی به آن نتیجهای جز عذاب سخت و دردناک ندارد. درست شبیه مار خوشخطوخال که شخص نادان را به سمت خودش جلب میکند و جاهل بیچاره او را طلب میکند و دست کشیدن همان و مسموم شدن و هلاکت همان؛ اما عاقلِ آگاه و مار شناس هرگز به مار نزدیک نمیشود و از آن دورى مىکند. چه رسد که به آن دست بکشد. خدایا تقوای ما را زیاد بگردان.
رهبر معظم انقلاب همانطور که مکرر به این نکته اشارهکردهاند، چند روز قبل هم در سخنرانی برای مردم قم فرمودند: «دشمنشناسی؛ وظیفهی انقلابی مردم است که نباید در شناخت دشمن سادهانگاری و سهلانگاری کرد. راه مبارزه و مقابله با او را هم باید یاد گرفت». این صحبت ایشان مربوط به صحبتهای گذشته هم هست و در همین راستا بنده در خطبههای گذشته به بعض ترفندهای دشمنان اشاره کردم که آخرین آن گرداب سکوت بود؛ که با کمک رسانهها اکثریت مردم را اقلیت نشان میداد که درنتیجه منزوی میشوند و به کنج میروند. در ادامه و برای تکمیل بحث خیلی گذرا به نکتهی دیگری اشاره میکنم. من خطبههای نماز جمعه را کلاس درس میدانم؛ و باید حتماً معرفت افزایی بکند در عرصهها و زمینههای مختلف؛ و الا میشود بعضی مطالب شعارگونه و کلیشهای را بیان کرد و رد شد اما هفتهای یکبار که در کنار هم قرار میگیریم لااقل بر داشتههای خودمان اضافه کنیم. یا تذکر باشد یا تبصره باشد.
به روش دیگری از روشهای دشمن اشاره میکنم و آن روشی است در جنگ روانی. در جنگ روانی، جبهه دشمن تلاش میکند وقایع را جور دیگری به نمایش بگذارد و به همین وسیله شرایط را به نفع خودش رقم بزند. هدف دشمن در این جنگ، برهم زدن امنیت روانی جامعه است تا بتواند افکار آنان را به دست گرفته محاسبات آنان را به هم زده مسلط شود. جنگ روانی ابعادی دارد و روشهای مختلفی در آن هست. یک بعد آن جنگ روایتها است. برای اینکه افکار عمومی را از واقعیتها منحرف کنند شروع میکنند به بیان مطالب خاص تا افکار را به مقصدی که میخواهند برسانند. توجه کنید روایت فقط اطلاعرسانی و بیان خبر نیست. در این جنگ روایتها علوم مختلف روانشناسی و جامعهشناسی و ارتباطات و هنر و مسائل دیپلماسی و فضای مجازی و امثال ذالک را بکار میگیرند تا به مقصد برسند. در این جنگ کسی پیروز است که با سرعت اولین روایت را به افکار عمومی القاء میکند و همچنین این روایت را جذاب و هنرمندانه مطرح میکند؛ یعنی روایت اول را به جذابیت به افکار عمومی القا کند. در جریانات اخیر عراق و لبنان و حتی ایران کاملاً میتوانید این جنگ را دنبال کنید. تاریخچه طولانی این روش طولانی است و شاید به ۲۵۰۰ سال قبل برسد. تطوری که در تاریخ دارد را خودتان دنبال کنید. این جنگ کمهزینهتر، کارآمدتر، فراگیرتر، عمیقتر، برای دشمنی که دارد از این جنگ استفاده میکند آسانتر و برای بیچارهای که در مقابل اوست پر خسارتترین جنگهاست. کمهزینه برای خود و پرهزینه برای طرف مقابل است. دشمن خسارتش را میزند بدون اینکه سربازانش آسیب ببینند. هزینههای جنگ سخت از جهات مختلف مادی و معنوی بسیار بالاست نسبت به جنگ نرم. همین امروز اگر آمریکا بخواهد به ایران حمله کند احتیاج به ۲۰۰ هزار نفر نیرو دارد که چند صد میلیارد دلار باید هزینه کند و هزینه گزاف مالی که اگر طول بکشد بیشتر هم خواهد شد. در جنگ روایتها، واقعیتهای عینی مهم نیستند، دشمن تلاش میکند ما را دچار یک چالش ذهنی کند، بطوریکه حتی دیدن حقایق هم ذهنیت ساختهشده را تصحیح نکند؛ مانند کسانی که نسبت به تواناییهای کشور دچار بدبینی هستند. برای این افراد هرچه از پیشرفتههای مهم و بزرگ کشور بگوییم و ببینند باز باور نمیکنند چون دچار این جنگ روایتها شده است.
این جنگ سه مرحله اصلی دارد. مرحله اول: یک روایت کلان یا اَبَر روایت را معین میکنند و آن را توسط رسانههای در دسترس از زبان خودی و غیرخودی شروع به توسعه این ابر روایت میکنند. مثلاً زیاد شنیدید که میگویند: آمریکا ابرقدرت اول دنیاست و در تکنیک جنگی حرف اول را میزند و ما توان رویارویی با او را نداریم. این یک ابر روایت است و دائم القا میشود. یا جوری سخن میگویند و تحلیل میکنند که نتیجهاش میشود، ما نمیتوانیم. امام از اول انقلاب و بعد رهبر معظم انقلاب دائم دارند میگویند ما میتوانیم اما در مقابل این گفته این ابر روایت را با زبانهای مختلف دائم شایع میکنند که ما نمیتوانیم.
مرحله دوم: روایتهای کوچکتر را بزک میکنند و به آنها خیلی میپردازند. مثلاً میگویند: نتوانستیم بعد ۴۰ سال پیشرفت کنیم. یا این انرژی هستهای که اینقدر دردسرساز است را اصلاً نمیخواهیم. یا اگر آمریکا یک موشک به تأسیسات ما بزند همهچیز ما نابود خواهد شد. یا کشورهای دیگر موشکهایشان را کنار گذاشتن ببینید چقدر پیشرفت کردند. اینها خورده روایت که بزک و قشنگش میکنند و توسعه میدهند. همین دو بخش روایتها ببینید که چه به سر کشور و افکار مردم میآورد؛ و دلها را به سمت دیگر متمایل میکند؟ برای اینکه در سالهای اخیر بتوانند مردم را در مقابل نظام قرار دهند بیش از ۸ هزار رسانهی مکتوب، مجازی، تصویری کارکردند، دوقطبی سازی جنگ و صلح و سازش درست کردند تا شاید بتوانند نظام را مجبور کنند در مقابل نظام سلطه کوتاه بیاید؛ اما به فضل الهی و روشنگریهای حکیم فرزانه انقلاب، بصیرت و همراهی مردم تا امروز نتوانستند به اهداف پلید خود برسند، منبعد هم نخواهند توانست.
مرحله سوم: تهیه و تولید محتوای لازم برای اینکه بتواند روایتهای موردنظر را روایت غالب کنند. در این مرحله است که تا بتوانند راست و دروغ را به هم میآمیزند و هزاران خبر و تحلیل درست میکنند و در فضاهای حقیقی و مجازی منتشر میکنند؛ که در این خبرگزاریها که نمیخواهم نام ببرم دیده و شنیدهاید؛ که اخیراً توجه بیشترشان به شبکههای اجتماعی است. یک جمله کوتاه در داغ کردن و بهاصطلاح ترند کردن یک موضوع دستور کار قرار میگیرد و میبینید که چگونه استفاده میکنند. اگر در بیانات رهبر معظم انقلاب توجه کرده باشید معمولاً به اهداف دشمنان در این جنگ اشارهکردهاند که باید دوستان به آن بپردازند. مسائلی نظیر تحریف تاریخ و ارزشهای انقلاب اسلامی و آرمانهای امام با خاطره سازی و تحلیلهای غلط، تحریف تاریخ و وقایع دفاع مقدس، تطهیر خاندان کثیف و منحوس پهلوی به عناوین عامل پیشرفت ایران، مخدوش کردن چهره شخصیتهای خدوم و انقلابی، دروغپردازی برای ناکارآمد جلوه دادن نظام، مبهم و تاریک جلوه دادن آینده نظام و کشور با تکیهبر دوقطبی سازیهای کاذب، تضعیف گفتمان مقاومت.
اتفاقاً درباره مقاومت این جنگ روایتها اخیراً فعالشده و در حوادث اخیر لبنان و عراق کاملاً مشهود است. حشدالشعبی و حزبالله لبنان را بهعنوان عوامل اصلی مشکلات این دو کشور معرفی میکنند؛ و در مقابل آمریکا و عربستان را ناجی معرفی میکنند، تلاش میکنند چهره مرجعیت را تخریب کنند و تعصبات ملی را تقویت کنند؛ اما آنچه مهم است این است به برکت بصیرت و هدایتهای رهبر معظم انقلاب، روایت غالب در کشورهای محور مقاومت، گفتمان مقاومت است؛ که باقوت در حال پیشرفت است؛ که البته این امر با سختیهای فراوان و مجاهدت و فداکاری افرادی نظیر شهید قاسم سلیمانی محقق شده است؛ که باید به این نکته در نوبتی بپردازم.
اما در اینجا لازم است و باید تشکر کنم از حضور چشمگیر و بیسابقه اقشار مختلف مردم عزیز کشورمان در مراسم گوناگون برادران شهیدمان بهخصوص شهید حاج قاسم سلیمانی و بهخصوص مردم استان که حضور فعال و قدر شناسانه داشتند چه در راهپیمایی روز جمعه چه شنبه و چه دیروز در اقصی نقاط استان؛ و مراتب تسلیت و همدردی خود و مردم استان با مردم خوب کرمان و خانوادههای محترمی که در مسیر تشییعجنازه سردار سلیمانی جان باختند را دارم. میخواستند با این شهادت مردم را بترسانند و از آرمانهایش جدا کنند اما برعکس شد مردم این دو کشور و همه آزادههای جهان تشجیع و متحد شدند. این خون همه را متحد کرد. همانطور که روش حاج قاسم سلیمانی در مناطق مختلف که حاضر میشد این بود که ظرفیتهای همانجا را فعال کند و گروههایی را درست میکرد و میگفت همانجا مشغول کار باشید، شهادتش هم کاری کرد که همه مردم باهم یک شعار بدهند اگر فقط مردم ایران شعار علیه آمریکا میدادند در این روزها جمعیتی بالغبر ۳۰ میلیون نفر همه یکصدا میگفتند مرگ بر آمریکا.
و مطلبی هم راجع به انتقام عرض کنم و آن اینکه در این عرصه خدای تعالی اولین انتقام را از آمریکا گرفت؛ و خداوند پیروز اصلی است. چرا؟ چون تمام این دشمنیهای آمریکا و اذنابش در طول این سالها با مردم ما و موحدین عالَم چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب برای چه بوده است؟ آیا غیر این بوده که میخواست نام خدا و دین و عبودیت و بندگی را از بین ببرد؟ آیا برای نابودی دین تلاشی بوده که نکرده باشد؟ با شعارهای دروغ و تأسیس فرقهها و نحلهها و تهمت و تهدید و ارعاب و جنگ و هرچه نیرنگ بلد بوده بکار گرفت تا مردم را از خدا و ارزشهای الهی جدا کند تا مردم ارزشهای الهی را کنار بگذارند؛ اما خدا قدرتنمائی کرد و با شهادت بندهای از بندگان مخلصش، انتقام گرفت جمعیتی که بیرون ریختند پیامشان پیروزی و غلبه خدا بود و چه کسی غیر از خدا مقلبالقلوب است؟ گفت بیایید ببینید این منم که بنده مخلصم را چنان بالا میبرم که شهادت او دنیا را به حرکت درمیآورد حتی کسانی که با من قهر بودند، این خون زمینه آشتیکنانشان شد. دیدید و لازم به گفتن مصداق نیست. خدا با این کار گفت غالب منم، آمریکا کیست؟ دشمن دین کجاست؟ هر وقت اراده کنم با چیزی که در مخیله شما نگنجد دینم را احیا و حفظ میکنم.
اما ما هم وظیفه داشتیم در مقابل استکبار اقدامی داشته باشیم؛ اما برای اینکه اثرگذار باشد باید طرف مقابل هوشیار باشد. شما به کسی درس هم میخواهید بدهید باید بیدار باشد. سر کلاس خواب باشد که درس حالیاش نمیشود. آمریکا و دنیای استکباری از قدرتنمائی الهی مثل انسانهای مست منگ بودند لذا باید اول بیدار شوند. ما چکار کردیم؟ اول یک سیلی به او زدهایم تا هوشیار بشود. وقتی بیدار شد بعد انتقامی که ما و بقیه جبهه مقاومت از او میگیرند قابلفهم باشد و دردش را حس کند و الا آدم مست که درد حس نمیکند؛ و همانطور که در این روزها مکرر گفتهشده، کمترین آن خروج کامل آمریکا و همپیالههایش از منطقه غرب آسیاست. انتقام باید با دقت و زیرکانه و مستقیم و بعضی وقتها غیرمستقیم باشد. باید طوری باشد که امنیت و آرامش ایجاد کند و بازدارنده باشد. سایه جنگی که عدهای میگویند را از کشور دور کند. فقط چند موشک برای تشفی خاطر نبوده باشد. همانطور که برادر بزرگوارمان در مصاحبهای که داشتند گفتند بنا بر کشتن افراد نبود. اول بازدارندگی و از بین بردن ماشین جنگی و از بین بردن تأسیسات و امکانات است. به هر جهت انتقام ما باید منجر شود به اینکه دنیا از لوث خباثت و نجاست آمریکا و رژیم صهیونیستی پاک شود.
از برادران هوافضای سپاه و فرمانده شجاعش برادر بزرگوار سردار حاجیزاده تشکر میکنیم و در اینجا یاد و خاطره شهید حسن طهرانی مقدم، پدر موشکی ایران را هم گرامی میداریم. فقط توجه داشته باشید جنگ روایتها که عرض کردم این روزها افراد خودفروختهای که در فرصتها مختلف عقیده پلید خودشان را در نوشتن نامه که دیدید چند وقت پیش عدهای نامه نوشتند و امثال آن بیان کردهاند و همیشه نظام را متهم به جنایت کردهاند حالا دلسوز شدهاند و در این عرصه فعالشدهاند برای اینکه مردم را بهگونهای وادار به عقبنشینی بکنند. با تشدید دوگانه سازی جنگ و صلح و اینکه اگر دنبال انتقام باشیم دوباره سایه جنگ بر سرمان خواهد افتاد و معیشت مردم به خطر میافتد. یا اینکه سلیمانی سردار ملی بود و یک نفر بود اما نباید یک ملت را با خطر مواجه کرد. یا بعضیها گفتند حالا که دشمن را زدیم فرصت خوبی شده برای مذاکره تا بتوانیم تحریمها را برداریم. این هم حرفهایی است که شیطان از دهان خودی خارج میکند. نقش بازدارندگی انتقام بر همه روشن است و احتیاج به توضیح ندارد. قسمت عمده مشکلات معیشتی و اقتصادی مربوط به بیتدبیری و بیحوصلگی و بیحالی و منفعتطلبی عدهای است. بههرتقدیر آنچه در این اقدام شجاعانه صورت گرفته مهم بود این بود که هیبت دروغین آمریکا که کسی نمیتواند پاسخ او را بدهد از بین رفت و با خفت و ذلت در جلو چشم جهانیان این جرثومه پلیدی و فساد خوار و ذلیل شد. خدای تعالی را برای این نعمت شاکریم
از خانوادههای جانباختگان حادثه سقوط هواپیما دلجویی میکنیم. خدای تعالی کسانی را که در این سانحه از دنیا رفتند را غریق رحمت بیکرانش بگرداند و برای بازماندگان صبر عنایت کند.
۲۰ دی شهادت میرزا تقیخان امیرکبیر (۱۲۳۰ هـ ش) ۲۲ دی تشکیل شورای انقلاب بهفرمان حضرت امام خمینی (ره)(۱۳۵۷ هـ ش) ۲۶ دی فرار شاه معدوم سال ۵۷٫
نکته استانی: مکرر عرض کردیم برای بکار گیری افراد به استعلام دستگاههای مربوطه توجه شود آقایان بعضاً تمکین نمیکنند و بعد آثار و تبعات آن برای آن شخص و مردم خواهد بود. چون کسی را که دستگاه امنیتی میگوید به کار گرفته نشود حتماً مضراتی دارد که گفته میشود که نباشد. بعد او را دوباره مسئولیت میدهند. این ضرر برای خودش است چون برش میدارند و برای مردم است چون در طول مسئولیت معلوم نیست که چه خواهد کرد. بنده در عزل و نصبها بههیچوجه دخالت نمیکنم به من هم تا حدودی مربوط نیست؛ اما باید از دستگاهها حمایت کنم دستگاههایی که مربوط بهنظام است و دارند فعالیت میکنند. اینکه دستگاهی بیتوجه به نظر دستگاه دیگری باشد موردقبول نیست. چون موجب پیش آمدن مفاسدی خواهد شد. از مفاسدی که پیش میآید وظیفه هر مسلمانی است که جلوگیری کند. بنده هم یکی از آنها هستم که شاید قویتر بتوانم این کار را انجام دهم. لذا تا جایی که بتوانم این کار را میکنم. واقعاً متأسفم بااینکه تذکر دادم چند نوبت که مواظب عزل و نصبها باشید بعضاً هم تأخیر انداختند و اما درست درزمانی که مردم مشغول سوگواری برای شهید عزیزمان بودند شروع کردند عدهای را در مناصب چیدن. این ظلم است. شما جواب همین شهید را میتوانید بدهید برای این کارهایی که میکنید؟ انتصاباتی در استان بهخصوص در شهرداری کرج واقع شد. البته من از شهرداری کرج به خاطر فضاسازیهایی که در شهر انجام دادند چه برای شهادت صدیقه طاهره چه برای شهید قاسم سلیمانی و همراهانش تشکر میکنم. فعالیتهای درست را تشکر میکنیم؛ اما بعضی چیزها قابلقبول نیست. بیشتر توضیح نمیدهم. سریعاً جبران کنید. باید برگردد به همان حالتی که بوده.
نکته انتخاباتی: یکی دو روز آینده خبر اولیه رد و قبول صلاحیتها بیرون میآید. قطعاً موردقبول عدهای و اعتراض عدهای دیگر خواهد بود. ضمن قدردانی از زحماتی که شورای نگهبان برای حفظ حقوق مردم کشیده و میکشند و با دقت تمام موارد را در فرصتی که داشتهاند بررسی کردهاند و نظر دادهاند، اگر اعتراضی هست، قانونگذار فرصت داده و باید افراد ضمن خویشتنداری از طریق مجاری قانونی مسیر احقاق حق خود را دنبال کنند و در مقابل قانون خاضع باشند. فردا پسفردا اسامی اعلام میشود یک عده معترض هستند که خداینکرده شیطان وسوسه نکند. اگر کسی که کاندیدا شده برای اینکه وارد مجلس قانونگذاری شود خودش ملتزم به قانون نباشد همان بهتر که زودتر رد صلاحیت شد. در ضمن مواظب باشید که عدهای بهعنوان اعتراض شمارا مأیوس از شرکت در انتخابات نکنند. سرمایهگذاری دشمن در این دوره بیشتر بر عدم حضور حداکثری است و باید از این ناحیه هم دشمن را مأیوس کنیم. عزیزان با دقت تمام رصد کنید اسامی را که بیان میشود کسانی که صلاحیت لازم رادارند برآورد کنید. افراد مؤثر، انقلابی، متدین، مردمی، غیر وابسته به زر و زور و تزویر، جوان، کسانی که بتوانند خدماتی را در آینده به ما برسانند، اینها را انتخاب کنید.
از خود مجلس و شورای نگهبان هم در طرح و تصویب طرح سه فوریتی تروریست خواندن ارتش و وزارت دفاع آمریکا و نهادهای وابسته تشکر کنم. اقدام دولت هم در گام پنجمی که گام نهایی در مسیر کاهش تعهدات بود قابلتقدیر است که البته اجرایی کردن آن باید با سرعت صورت بگیرد تا اثربخشی لازم را داشته باشد. |
| 1398/10/13 | 1398/10/13آمریکاییها دست به اقدام احمقانهای زدند / منتظر انتقام سخت و دردناک فرزندان اسلام باشید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه198
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
اهل تقوی از نمازگزاران واقعی هستند و در هر زمان که فرصت پیدا کنند با خداوند مناجات دارند. بحث در بیان حق نماز از رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام بود. به بعض بخشها مثل اهمیت و فضیلت نماز، خشوع و خضوع در نماز، حضور قلب و بعضی از آثار نماز اشاره شد. قرآن کریم از کاهلی و کسالت در نماز نهی فرموده که روش منافقان بوده در قسمتی از آیه ۱۴۲ سوره مبارکه نساء فرمود: «إِنَّ الْمُنافِقینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاهِ قامُوا کُسالى» همانا منافقان باخدا نیرنگ میکنند و حالآنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند کاهلانه برخیزند. حالت کسالت خوابآلود بودن به نماز آسیب میزند. در حدیث معراج آمده، ای احمد در شگفتم از بندهای که به نماز میایستد و میداند دست بهسوی چه کسی برمیدارد و در برابر چه کسی ایستاده است اما خوابآلود است. باید نماز را در سرحالی و با توجه خواند تا به قسمتی از آثار آن راه پیدا کرد. امام باقر علیهالسلام فرمودند: باحالت کسالت و خوابآلود و سنگین به نماز نایست؛ زیرا اینها از خصلتهای نفاق است و خداوند مؤمنان را از اینکه در حالت مستی یعنی مستی خواب به نماز بایستند نهی کرده است. بااینکه نماز اول وقت و تأخیر نیانداختن آن اینهمه توصیهشده که به بعض روایات آن قبلاً اشاره کردم اما لازم است که همین نماز اول وقت باحالت خمودی و سنگینی نباشد. گذشته از رعایت وقت باید مواظب بود که نماز سبک و خفیف شمرده نشود. امام باقر علیهالسلام فرمودند: نمازت را سبک نشمار زیرا پیامبر صلیالله علیه و آله هنگام رحلت فرمودند: «لَیْسَ مِنِّی مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ لَا یَرِدُ عَلَیَّ الْحَوْضَ». از من نیست کسی که نمازش را سبک بشمارد و در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد. چه برسد به اینکه بخواهد ترککننده نماز باشد که به کفر عملی منجر میشود. از امام صادق علیهالسلام سؤال کردند که چرا تارک ناز را کافر گفتند اما زناکار را نه. فرمودند: چون زناکار و کسی که این کارها را میکند براثر غلبه شهوت دست به این کارها میزند، اما تارک نماز آن را ترک نمیکند مگر از روی سبک شمردن و بیاعتنائی به آن؛ و این دقیقاً یعنی بیاعتقادی عملی به خداوند تعالی. میان مسلمان و یا کافر بودن همین ترک عمدی نماز یا سبک شمردن آن فاصله است.
امام سجاد علیهالسلام در فراز دیگری از رساله حقوق فرمودند: «وَ حُسْنِ الْمُنَاجَاهِ لَهُ فِی نَفْسِهِ» و از دل بهخوبی با او راز میگوید؛ یعنی نماز را بستری برای راز دل گفتن و مناجات با خداوند بیان کردند. این تعبیر در روایات دیگر هم آمده رسول خدا فرمودند: «الْمُصَلِّی یُنَاجِی رَبَّه». نمازگزار باخدایش مناجات میکند؛ یعنی در این معراجی که رفته و قرب پیداکرده آنقدر نزدیک شده که دیگر احتیاج به ندا نیست میتواند آرام و زیر گوشی با خداوند نجوا کند. امام باقر علیهالسلام فرمودند: نمازگزار سه خصلت دارد وقتی به نماز ایستاد، فرشتگان ازآنجا تا دورنمای آسمان او را در برمیگیرند و او در میان صفوف فرشتگان است و آنان مأمور حفظ وی هستند. خیرات از چهرههای آسمان پیوسته بر سر نمازگزار فرود میآید تا نمازش را به پایان برساند. خدای سبحان فرشتهای را بر او وکیل میکند تا به نمازگزار بگوید: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُصَلِّی مَنْ یُنَاجِی مَا انْفَتَل». اگر نمازگزار بداند با چه کسی مناجات میکند دست از نماز برنمیدارد. مثل صحبت کردن با دوستی که به آن علاقه داریم و از مجالست و موآنست با او سیر و خسته نمیشویم. در آنجا هم که فرمود خیرات بر او از آسمان سرازیر میشود بدانید که دامنه این خیرات گسترده است و خیلی از امور را میگیرد. عمر بابرکت، استاد خوب، شاگرد خوب، همسر خوب، فرزند خوب و صالح و امثال ذالک. سعی کنیم نماز را سبک نشماریم، در وقت و با توجه کامل و حضور قلب بخوانیم تا برسیم بهجایی که حقیقت نماز برای ما که با شرایط کامل آن را بجا آوردهایم دعا کند؛ و الا حقیقت نماز برای کسی که باعجله بجا آورده و حدود آن را رعایت نکرده نفرین میکند و این همان بحث تمثل اعمال است که درباره نماز روایات متعددی داریم. دربیانی امام صادق علیهالسلام فرمودند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا صَلَّى الصَّلَاهَ فِی وَقْتِهَا وَ حَافَظَ عَلَیْهَا ارْتَفَعَتْ بَیْضَاءَ نَقِیَّهً تَقُولُ حَفِظْتَنِی حَفِظَکَ اللَّهُ وَ إِذَا لَمْ یُصَلِّهَا لِوَقْتِهَا وَ لَمْ یُحَافِظْ عَلَیْهَا ارْتَفَعَتْ سَوْدَاءَ مُظْلِمَهً تَقُولُ ضَیَّعْتَنِی ضَیَّعَکَ اللَّه». همانا بنده هنگامیکه نماز را در وقت مقرّر آن بجاى آورد و مراقبت اوقات آن نماید نماز سپیدگون و روشن به آسمان بالا رفته و به بنده خطاب کند که تو حقّ مرا محفوظ داشتى خداوند تو را حفظ کند و هرگاه آن را در وقت مقرّر خود بجاى نیاورد و مراقب اوقات آن نباشد. آن نماز سیاه و تیره به آسمان میرود و به بنده خطاب میکند که مرا ضایع ساختى خداوند تو را ضایع سازد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی هیچ سرمایهای را خراب نمیکنند و از دست نمیدهند و لو عمر آنان باشد. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِضَاعَهُ الْفُرْصَهِ غُصَّهٌ.» از دست دادن فرصت، مایه غم و اندوه است. به آن اندوه سختی که گلوی انسان را به درد میآورد غصه میگویند. تعبیر زیبایی است برای کسی که سرمایه عمر را از بین برده است. عمر نعمتی است که قابل جبران نیست اگر زمان از دست رفت چیزی جایگزین آن نیست؛ و خدای تعالی بهعناوینمختلف برای انسان فرصت قرار میدهد تا شخص بتواند با این سرمایه برای خود فضیلت و کمال و بهشت فراهم کند؛ که اگر بیتوجهی کرد رأس المال و سرمایه که عمرش بود را از بین برده است؛ و همین موجب تأسف و اندوه او میشود. امام علیهالسلام با دو کلمه کوتاه معنای بلندی را تفهیم کردند که اگر فرصت سوزی کنید غصهای گلوگیر شمارا احاطه خواهد کرد. خداوند متعال تقوی را در ما مستدام بدارد.
قبل از شروع بحث لازم است از همه مردم بزرگوار و سرافراز استان به خاطر حضور گرم و مؤثرشان در راهپیمایی و تجمع ۹ دی تشکر کنم. همین بصیرت و زمانشناسی شماست که تا امروز دشمنان ما را زمینگیر کرده و تابوتوان آنان را گرفته و چون در حال غرق شدن و نابودی هستند هر از چند گاهی با عبور از خطوط ممنوعه ما خودشان را به دردسر بیشتر میاندازند.
۱۳ جمادیالاولی بنا بر نقل سالگشت شهادت بانوی دو سرا، ام الائمه نقباء نجباء صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلاماللهعلیه است. بانویی که تمام هستیاش را خرج ولی خدا کرد و به همه ما یاد داد که چگونه در مسیر اطاعت از ولی حرکت کنیم و تا آخر ثابتقدم باشیم. ایکاش این روشنضمیری شما و بصیرت شما مردم که امروز دارید در زمان پیغمبر و بعدازآن هم بود که با اتحاد و انسجام خودتان نگذارید در خانه علی بن ابیطالب را به آتش بکشند. قطعاً اگر شما با این روحیه آن روز در مدینه بودید مادر ما را توی کوچه نمیزدند. صدای نالههای او بین درودیوار شنیده نمیشد. محسنش سقط نمیشد. جوری نمیشد که وقتی امیرالمؤمنین به خانه میآمد، زهرای اطهر از همسرش رو بگیرد.
فرهنگ غنی اهلبیت عصمت و طهارت دائماً در حال ساختن انسان است؛ و دشمنان دائماً در حال دشمنی و جنگ با حقیقت و انسانیت و خوبیها و ارزشها. دائماً با ما در حال جنگند. لایزال یقاتلون. یکی از جنگهای مرسوم برای زمینگیر کردن ملتها حمله به نمادهای هویتی آنان است تا به این وسیله شخصیت ملی و دینی ملت را از بین ببرند. یکی از نمادهای مهم ما حجاب است که دشمنان از سالها قبل با آن به مبارزه پرداختند. در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ عنصر وابسته به دولتهای بیگانه بهخصوص انگلیس خبیث، رضاخان پلید دستور کشف حجاب را داد؛ و چون در آن زمان بااینکه روحانیت قیام کرد و اعتراض کرد اما همراهی مردم کم بود، متأسفانه فرهنگ ابتذال و برهنگی، هویت سوزی کرد تا ۳۲ سال گذشت. مردم به رهبری روحانیت در مقابل استکبار و استعمار ایستادند و کمک از فرهنگ عاشورا بر طاغوت غلبه کردند و انقلاب بر مبنای اسلام و دستورات دینی و الهی پیروز شد؛ و موجبات احیای هویت اسلامی را فراهم کرد؛ و شما بهخوبی میبینید که امروز هم که در میدان انواع جنگها قرار داریم باز به این نماد هویتی اسلام، حمله میکنند و با عناوین مختلف سعی در قداست شکنی از آن رادارند. دوقطبی برای حجاب و آزادی، حجاب و اختیار و امثال ذالک درست میکنند تا به اهداف خود که بیهویت کردن است برسند. اتفاقاً در ۱۷ دی ۵۶ هم به یکی دیگر از نمادهای دینی و هویتی در روزنامه اطلاعات حمله کردند و به مرجعیت و حضرت امام بیاحترامی کردند. مردم قم و طلاب و اساتید حوزه با هوشیاری بهموقع و با بصیرت تمام به خیابان ریختند و حماسه ۱۹ دی را رقم زدند و کار را پیش بردند تا به پیروزی رسیدند. یاد شهدا انقلاب اسلامی و همچنین شهدای بزرگوار عملیات کربلای ۵ که در ۱۹ دی سال ۶۵ که اتفاقاً شب شهادت صدیقه طاهره بود را گرامی میداریم و از خدای تعالی برای آنان علو درجات مسئلت داریم. راجع به این عملیات و عملیات کربلای ۴ که ۱۵ روز قبل از آن انجام شد در فرصتی باید نکاتی به عرض برسد. با توجه به اقدامات هوشمندانه، بهموقع و از روی بصیرت مردم در ۵ دی، ۹ دی، ۱۹ دی، باید دیماه را ماه بصیرت و بیداری نامگذاری کرد.
یکی از این نمادهای ماندگار که دشمن بهشدت از آن هراس دارد تا جایی که در سند استعماری ۲۰۳۰ طوری طراحی کردهاند که در کتب درسی این نمادها به فراموشی سپرده شوند، شهدا هستند. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با عوامل کنگره ملی ۱۵۰۰ شهید هرمزگان یاد شهدا را برترین نماد انقلاب اسلامی دانستند و مقابله با حرکت خبیثانه حذف این نماد را وظیفه همگان قراردادند؛ اما شامگاه امروز یک نماد دیگر به این مجموعه نورانی اضافه شد. دست پلید و تروریست استکبار، شیطان بزرگ، به خون فرزند رشید اسلام، سرباز دلاور قرآن، مالک اشتر رشید ولایت، شیر بیشههای مبارزه با داعشیان و تکفیریان، فرمانده شجاع خط مقاومت، رزمنده فداکار، عارف، زاهد و خودساخته، بسیجی بزرگوار شهید قاسم سلیمانی آغشته شد و روح مطهرش به یاران شهیدش پیوست. او که دائماً خود را جامانده این قافله میدانست و آرزوی شهادت میکرد. در این ایام فاطمیه در روز جمعه مزد سالها مبارزه و مجاهدت درراه قرآن و دفاع از حرم اهلبیت و حریم انقلاب را گرفت. این شهادت را به فرمانده اصلی او حضرت بقیهالله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه و سپس فرمانده کل قوا رهبر معظم انقلاب و همه شما ولایتمداران و دوستداران و خانواده محترم او تبریک و تسلیت عرض میکنم. امیدوارم روح بلند او با اهلبیت عصمت و طهارت و شهدای کربلا محشور بگردد انشالله.
میخواهند روحیه ما را تضعیف کنند تا تن به ذلت بدهیم و از آرمانها و ارزشهای اسلامی و انقلابیمان عقبنشینی کنیم؛ اما نمیدانند برعکس تصور آنان، شرارههایی از آتش در قلب ما برای گرفتن انتقام مظلوم، شعلهور خواهد شد و تا رسیدن به مقصود آرام نخواهد شد. ما به حقانیت راهی که میرویم با ریخته شدن این خونها یقین میکنیم. آنان نمیدانند که این خون در جوامع مختلف انسانی و مبارزینِ جبهههای مختلفِ رودررو با آمریکا و اسرائیل و ارتجاع، حرکت ایجاد میکند، انگیزه تولید میکند و چنان طوفانی به پا خواهد کرد که بهزودی اثری از جنایتکاران باقی نخواهد ماند.
آنها از رزمایش موفق سهجانبه ایران و روسیه و چین که در آبهای بینالمللی انجام شد و این هم شکست دیگری برای آنان بود عصبانی هستند؛ و این را خوب میفهمند که در این نقطه عالم بلکه همهجا دیگر جایی برای آنان نیست لذا سعی میکنند که راه نجاتی پیدا کنند. آمریکائیها دست به اقدام احمقانهای زدند و بازی بدی را شروع کردند که قطعاً تمامکننده آن نخواهند بود. مسلم بدانید پایان بازی کودکانه آذرخشی که درست کردید و بر این عملیات رذیلانه نامگذاری کردید به دست شما نخواهد بود. آمریکا منتظر انتقام سخت و دردناک فرزندان رشید اسلام در هر نقطهای از عالم که منافعی داری باش. قبلاً همعرض کردم، امروز کاملاً محسوس است و صدای خرد شدن استخوانهای آمریکا و اسرائیل بهخوبی بگوش میرسد و لحظات تحقق شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل نزدیک شده است. ای جرثومههای تباهی و پلیدی و ترور و خشونت و کودک کشی، از امروز دیگر راحت نخوابید و هرلحظه منتظر صاعقهای باشید که بر سر شما فرود خواهد آمد.
نکتهای را لازم میدانم از قرآن کریم برای شما عرض کنم در آیه ۱۰۶ سوره مبارکه بقره فرمود: «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیر» یا مثل او یا بهتر از او میآید. نمیدانید که خدا قادر بر همهچیز است؛ یعنی دوستان ناراحت از این ناحیه نباشند که چه کسی جای قاسم سلیمانی را پر خواهد کرد. سخت است. درد فقدان عزیزانی مثل شهید قاسم سلیمانی سخت است؛ اما سنت خدا این است که جایگزین دارد البته هرکسی خصوصیات شخصی خودش را دارد؛ اما باید ببینید چه چیزی او را قاسم سلیمانی کرد که تمام قلب عدهای در عالم که ضد آمریکائی هستند را محبت قاسم سلیمانی پرکرده؟ میبینید در کشور خودمان همه اقشار، نهفقط یک گروه و یک دسته و یک فکر. جهان را متوجه خودش کرده. شما هم مثل او باش. شما هم برو آن صفات را در خودت محقق کن و کمک ولیّ زمانت باش. ویژگیهای او، رفتار او، زندگی او را الگو قرار بده و خودت را تنظیم کن. او از صدیقه طاهره و اهلبیت آموخت که چگونه باشد. چگونه بصیر باشد. چگونه دشمنشناس و زمانشناس باشد. چگونه در موقع و بهجا حرکت کند. چگونه از ولیاش اطاعت کند. انقلت نیاورد. اوامر ولی خدا ا مولوی و ارشادی نکند. در مقام اطاعت مثل سربازی گوشبهفرمان حرکت کند. تو هم اینگونه باش. اگر اینگونه باشی او میشوی. قطعاً رهبر معظم انقلاب از این ناحیه کمبود و کسری ندارند. بهموقع خواهید دید. همه داشتهها را که یکمرتبه رو نمیکنند. نوبت بهنوبت است. زیاد از این باب ناراحت نباشید که البته عرض کردم فقدان عزیزان سخت است. یادم است در سال گذشته خود رهبر معظم انقلاب برای ایشان دعای به شهادت کرد البته فرمودند حالا حالاها هستید کارت داریم. برای انقلاب به تو نیاز داریم؛ اما عاقبتت به شهادت ختم شود. خودش هم دائم دیده بودید که در دعاها اینگونه دعا میکرد هر جا فرصت میکرد و میتوانست حرفی بزند برای شهادت خودش و عاقبتبهخیریاش دعا میکرد؛ و خیلی عجیب به شهادت رسید. من وقتی پیکر شهید را دیدم در فضای مجازی بلافاصله یاد روضه عباس افتادم. دیدم دست راستش که انگشتر به دست دارد از بدنش جداشده است اما انگشت او را نبریدند که انگشتر از دستش دربیاورند. اول خطبه عرض کردم ایکاش مثل شما در صدر اول اسلام بود که خانه دختر رسول خدا را به آتش نمیکشیدند. حسین زیر سم ستوران نمیرفت. پارههای جگر حسن مجتبی داخل تشت نمیریخت. فرق امیرالمؤمنین منشق نمیشد.
توصیه دیگر اینکه مواظب باشید، شهادت باید عامل وحدت باشد تمام تلاش استکبار این بوده است که خط مقاومت وحدت و انسجام خودش را از دست بدهد در لبنان تلاش کردند دولتش را از بین ببرند در عراق هم همینطور شد و آثار شوم آن دیده میشود و در ایران هم با ایادی خبیثی که دارند به همین مطلب تلاش دارند، توجه داشته باشید که باید این شهادت عامل وحدت اجتماع مؤمنین و انقلابیون و اقشار دیگر باشد؛ و البته سیاستبازان نادان و دنیاپرست هم ببینید که اگر دشمن روزنهای پیدا کند درنگ نمیکند ولو برخلاف تمام پروتکلهایشان باشد. نباید از این به بعد بشنویم که کسی از داخل کشور راجع به معامله و مذاکره با بیگانگان حرفی میزند. هرگز این کلام از هیچکسی در داخل نباید شنیده شود
وقتی در جنگ نرم کم آوردند مبتلابه جنگ سخت شدند؛ و البته در جنگ سخت قطعاً منکوب و زمینگیر و شکستخورده خواهند بود. انشاء الله بعد از نماز جمعه در راهپیمایی شرکت میکنید؛ و قطعاً آن مردک مزلف لومپن به قول خودشان دیوانه صفت پرچم خودشان را بهعنوان نماد گذاشته است. البته ما با ملت آمریکا کاری نداریم ولی با دولتشان کارداریم و اگر این دولت پرچمش را نماد حرکتهای خودش قرار داده است و دارد میدهد و اعلام میکند رفتار مردم ما با این نماد معلوم خواهد شد و انشالله بعد از راهپیمایی این نماد را به آتش خواهند کشید.
جمعه گذشته به حشد الشعبی حمله کردند و آن جنایت را انجام دادند. چرا؟ چون حشدالشعبی خار چشم استکبار است و این جرم کمی برای آنان نیست که کوبیده شوند؛ اما محبوبیت آنان بیشتر شد.
نکتهای هم راجع به برادری که همراه شهید قاسم سلیمانی بود و به شهادت رسید بگویم ابو مهدی مهندس که از فرماندهان حشدالشعبی بود. در مصاحبهاش گفته بود «خوش به حال شما ایرانیها که ولیفقیه دارید». قدر ولایتفقیه را باید دانست. محور قدرت و اقتدار و عزت و همه هویت دینی و ملی ماست. بعد گفته بود «دوست دارم در بهشتزهرا در کنار شهید رجائی و باهنر دفن شوم». چقدر آدم بامعرفتی است. این همان تربیت الهی است که همه باید به آن توجه کنیم که مرز نمیشناسد. ایران و عراق و سوریه و لبنان و لیبی و نیجریه و پاکستان و افغانستان و کشمیر و هند نمیشناسد. ما جهانشمولیم.
|
| 1398/10/6 | 1398/10/6تنها راه نجات اقتصاد و معیشت کشور تقویت تولید داخلی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه199
خطبه اول
تنها راه نجات اقتصاد و معیشت کشور تقویت تولید داخلی است
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
متقین با تمام توان حق نماز را حفظ میکنند. بحث در بیان اولین حق که حق نماز است از حقوق اعمال در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام بود؛ که امام فرمود: «فَأَمَّا حَقُّ الصَّلَاهِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَهٌ إِلَى اللَّهِ» و اما حق نماز این است که بدانى نماز ورود به درگاه خدا است. «وَ أَنَّکَ قَائِمٌ بِهَا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ» و تو در نماز برابر خدا میایستی؛ و برای بیشتر فهمیدن اهمیت نماز به تعدادی از روایات اشاره کردم؛ که اگر انسان قسمتی از ارزش نماز را متوجه بشود حالش در نماز فرق خواهد کرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: اگر نمازگزار بفهمد چه هالهای از جلال خدا او را میپوشاند هرگز دوست ندارد که سرخود را از سجدهاش بردارد. همانطورکه امام سجاد در رساله فرمودند: نمازگزار مثل بنده ذلیل در مقابل خداوند به نماز میایستد و با خضوع و خشوع کامل و با امید به فضل الهی نزد خدا زاری و ابراز نیاز میکند. دوستان به این حالت خشوع و انکسار قلب در نماز اهمیت بدهید. رسول خدا فرمودند: «لا صَلاهَ لمَن لا یَتَخَشَّعُ فی صلاتِهِ». کسی که در نماز خود خشوع ندارد، نمازش نماز نیست؛ یعنی باعث کسب کمال و بالا رفتن درجه او نمیشود ولو ازنظر فقهی تکلیفش را انجام داده باشد. خوب خشوع چه هست؟ همین سؤال را کسی از رسول خدا کرد. حضرت فرمودند: «التواضعُ فی الصلاه» فروتنی در نماز و اینکه بنده با تمام دلش به پروردگار خود رو کند. امیرالمؤمنین علیهالسلام یک شاخص هم بیان کردند و آن اینکه فرمودند: انسان باید در نمازش خشوع داشته باشد، کسی که دلش در برابر خداوند عزوجل خاشع باشد، جوارح او نیز خشوع خواهد داشت و بنابراین با چیزی بازی نمیکند. به آرامش اعضاء و جوارح خضوع میگویند، یعنی خشوع امر قلبی است و خضوع مربوط به اعضاء است. تعبیرات روایات هم جالب است بعضیها به ستون بیحرکت و بعضی درخت ساکن تا وقتی نسیمی بوزد تعبیر کردهاند. اولیاء خدا از قبل از نماز حالشان دگرگون بوده در حالات امیرالمؤمنین، صدیقه طاهره، امام حسن، امام حسین، امام سجاد علیهمالسلام توجه کنید. درباره امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقلشده که هرگاه به نماز میایستادند رنگ رخسارشان گاه سرخ میشد و گاه زرد، گوئی باکسی راز و نیاز میکنند که او را میبینند؛ و راجع به دیگران داریم که از هنگام وضو رنگ چهرهشان عوض میشد. این به خاطر درک بالا و درستی است که از نماز دارند.
حتی درباره مواظبت بر اوقات نماز هم دستوراتی رسیده که نباید کوتاهی کرد. رسول خدا فرمودند: در دینداری مرد همین بس که بر اقامه نمازها بسیار مواظب است؛ و در بعض روایات دارد شیعیان ما را بر همین مواظبت کردن بر اوقات نماز بشناسید و امتحان کنید. ببیند برای تشویق ما برای اقدام به اول وقت چه فرمودند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: فضیلت اول وقت بر آخر وقت همچون فضیلت آخرت بر دنیاست. وقتی از روایات این را میفهمیم که اگر نماز قبول شود بقیه اعمال قبول میشود پس باید آنچه مؤثر در قبولی این فریضه هست را یاد بگیریم و انجام دهیم. میبینیم حضور قلب در قبولی نماز حرف اول را میزند. رسول خدا فرمودند: خداوند نماز بندهای را که دلش در کنار بدنش حضور ندارد، نمیپذیرد. این یعنی برای پذیرش باید حضور قلب باشد. یا فرمودند: گاهی بنده نماز میخواند اما یکششم و یکدهم آنهم برایش نوشته نمیشود، تنها آن مقدار از نماز بنده بهحساب میآید که با شناخت و توجه همراه باشد. رسیدن به این مرحله سخت نیست و انسان با توجه و تمرین میتواند مرحلهبهمرحله خود را به مقصد برساند. اگر امر غیرممکنی بود که از ما نمیخواستند، قطعاً در توان ما هست فقط باید وارد این امور شد و بهره برد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکه دو رکعت نماز بخواند و بداند در آنها چه میگوید، نمازش که تمام شد گناهی میان او و خدا باقی نمیماند. این اثر نماز است که در نوبت قبل هم به بعض از آثار اشاره شد.
نکته دیگر اینکه ما باید تمام اجزاء و حرکات و سکنات نماز را بهخوبی انجام دهیم و ظاهر نماز را حفظ کنیم. رسول خدا فرمودند: کسی که رکوع و سجود نماز را کامل بجا نیاورد نمازش نماز نیست. هر که در نماز کاری کند که بداند در طرف راست و چپ او کیست نمازش درست نیست. یا اینکه امام صادق علیهالسلام فرمودند: نماز حاقِن و حاقِب و حازِق نماز نیست. حاقن کسی است که بولش گرفته و حاقب کسی است که غائطش گرفته و حازق کسی است که پایش به خاطر کفشش در فشار بوده و الآن ناراحت است. نه اینکه باطل است بلکه او را به کمال نمیرساند؛ و این هم حسن ختام امروز از امام صادق علیهالسلام که فرمود: خداوند تبارکوتعالی فرموده: من نماز کسی را میپذیرم که در برابر عظمت من فروتن باشد. به خاطر من نفس خود را از شهوتها بازدارد و روزش را با یاد من سپری کند و بر آفریدگان من بزرگی نفروشد و گرسنه را غذا دهد و برهنه را بپوشاند و به مصیبتدیده رحم کند و غریب را جای دهد چنین کسی مانند خورشید میدرخشد در تاریکیها برای او نوری قرار میدهم و در نادانی، دانشی. به عزت خودم عمرش را طولانیتر میکنم و با فرشتگانم پاسداریاش مینمایم. مرا میخواند جوابش میدهم. از من درخواست میکند میدهمش. مثل چنین شخصی در پیشگاه من همانند باغهای رضوان که میوههایش خشکیده نمیشوند و حالتشان دگرگون نمیگردد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از افراطوتفریط در هر کاری بیزارند ولو در محبت اهلبیت علیهمالسلام. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «هَلَکَ فِیَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ». دو شخص در ارتباط با من به هلاکت رسند: یکى آن دوستى که در دوستیاش تندروی کند و دیگرى آن دشمنى که در دشمنىاش زیادهروى کند. دوست داشتن اولیاء خدا فضیلت است اما نباید به حد غلو و زیادهروی برسد والا هلاککننده خواهد بود و کسانی بودند که دچار این حالت شدند. همانطور که بیتفاوتی و تفریط که ریشهاش کینه است موجب دشمنی با اولیاء خدا و در حقیقت دشمنی با خود خداست. البته مقام امیرالمؤمنین علیهالسلام بالا هست بهنحویکه رسول خدا فرمودند: به خدا سوگند اگرنه این است که بیم دارم گروههایی از امت من درباره تو على علیه السّلام همان را بگویند که مسیحیان درباره پسر مریم مىگویند، امروز درباره تو سخنى مىگفتم که به هیچکس نگذرى مگر اینکه براى برکت، خاکهای زیر پایت را بردارد. خدای تعالی تقوای ما را بیشازپیش بگرداند.
۵ جمادیالاولی سال گشت ولادت حضرت زینب کبری سلامالله علیها را تبریک عرض میکنم. شخصیت بزرگی که تاریخ کمتر مثل او را دیده است. کسی که از علوم و کمالات نبوی و فاطمی و علوی برخوردار باشد و در کنار ولایت باقدرت و شجاعت بایستد و همراهی کند و از دین و ارزشهای الهی باشهامت دفاع کند از هیچ قدرتی غیر از خداترس نداشته باشد و درعینحال از حریم حیا و عفت و حجاب به بهترین نحو با داشتن مسئولیتهای اجتماعی پاسداری کند و قدرتهای دروغین زمان خودش را ذلیل کند؛ و در زمان مناسب واقعیت ظلم را آشکار و رسوا کند و حقائق را به مخاطب انتقال داده اطلاعرسانی کند. این زینب کبری است. این عقیله بنیهاشم است که تحت تعلیم اهلبیت چنین رفعت مقامی پیداکرده است.
بیشتر اوقات زندگی زینب کبری به پرستاری از اولیاء خدا گذشت و او را الگوی پرستاران قرارداد؛ که جا دارد همینجا این روز را به همه عزیزان پرستار که در این مسئولیت خطیر به مردم خدمت میکنند تبریک عرض کنم. خدا قوت گفته، از زحمات بیدریغتان، غمگساریتان، صبر و حوصلهای که نسبت به بیحوصلگی و ناراحتی بیماران دارید تشکر کنم. البته قبلاً هم عرض شد باید مسئولین محترم مشکلات صنفی عزیزان را که جزء مشاغل سخت است مدنظر داشته باشند و با جدیت مرتفع کنند تا پرستاران بتوانند بانشاط، سرزنده و باانگیزه وظائف خودشان را انجام دهند. آن بُعد محبتی و لطافتی که باید پرستار داشته باشد تا بتواند خوب به بیماران برسد لازمهاش این است که خودش از آرامش نسبی برخوردار باشد. بههرتقدیر از همه این عزیزان تشکر میکنم و ان شاء الله در این مسیر که قدم برمیدارند ثابتقدم باشند.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته عقیله بنیهاشم سلامالله علیها که در این زمان برای ما درس است و همه باید الگو بگیریم، تبعیت محض از ولایت و امام است. در زندگی پرفرازونشیب این بانوی مکرمه لحظهای را نمیبینید که از امامش جلوتر یا عقبتر عمل کرده باشد. گوشبهفرمان ولایت بودن نیاز همیشگی جامعه است هم مردم و هم مسئولین است، در همه عرصهها؛ و همه مکرر دیدهایم و باور کردیم که هدایتها و رهبریهای امام هوشیار، دشمنشناس و بصیر جامعه، چگونه توانسته است آرامش و امید را برقرار کند؛ و حوادث مهم و طراحیشده توسط دشمنان، برای ساقط کردن انقلاب و از بین بردن نظام اسلامی را چگونه با کمک الهی و همراهی مردم خنثی کرده است. باید به خاطر این نعمت، دائماً شاکر خدای تعالی بود.
گفتمان انقلاب اسلامی نفسهای آمریکا و رژیم پلید و خبیث صهیونیستی و طرفداران مرتجع و عقبماندهاش را بهخصوص در این سی سال اخیر به شماره انداخته است. لذا از هر فرصتی استفاده میکند که شاید بتواند نفسی تازه کند. با زمانبندی و برنامهریزی دقیق اقداماتی میکنند و هر از چندی فتنهای برپا میکنند و حتی به اشرار هم دل میبندد که شاید آنها بتوانند کاری بکنند. مخالفتها را برای خود روزنهی امیدی میدانند و بهسرعت پوشش میدهند و با فریب افکار عمومی جریان سازی میکنند. مهمترین فتنهی آنان فتنه سبز سال ۸۸ بود. هوای نفس و قدرتطلبی سران فتنه و همراهی منافقان، با کمک شیطان، به امید براندازی، برای نظام هزینه درست کردند. حق و باطل را به هم مخلوط کردند و مردم سردرگم شدند بهطوریکه بعض از خواص هم نتوانستند وظیفه را خوب تشخیص دهند و در زمین دشمن بازی کردند. ۸ ماه در یک جنگ نرم و قسمتی سخت در مقابل جمهوریت و اسلامیت نظام ایستادند. به مردم و قانون و دین اهانت کردند. در طول مدت رهبر معظم انقلاب اقدام به روشنگری و بصیرت دهی کردند و در مدت کوتاهی بیش از ۵۰ سخنرانی بصیرتی و روشنگرانه انجام دادند؛ و با تحلیل زوایا، مردم را با اهداف و ترفند فتنه گران و دشمنان آشنا کردند و حکیمانه با همین بیانات صف مردم را از اهل فتنه و عوامل آن، جدا کردند. چهره فتنه گران داخلی و فتنه گران خارجی را خوب ترسیم کردند و مردم را فاصله انداختند. این روشنگریها منشأ حضور حماسی مردم در راهپیمایی پرشکوه ۹ دی سال ۸۸ شد. شد یومالله. چون مربوط به گروه خاصی نبود و همه از هر قشر و گروه و فکری آمدند تا در کنار رهبرشان از نظام الهیشان که خون جوانانشان را برای برپایی آن دادند دفاع کنند. ۹ دی شد نماد قدرت و وحدت و عزت ملی. ۹ دی، انقلاب اسلامی را تثبیت و دل مؤمنان شیفته نظام اسلامی را آرام کرد. ۹ دی، جلوه اتحاد مردم در مقابله با دشمنان بود. آنچه توسط مردم در ۹ دی واقع شد با دستاوردهای فراوانی که داشت در تاریخ معاصر ما بینظیر است. حتماً اسناد این فتنه را بخوانید تا عمق دشمنیها با اسلام و انقلاب را متوجه شوید. ۹ دی مستکبران را ناامید کرد و جلوی خط انحراف و تحریف انقلاب و امام را گرفت. دستاوردهای فراوان ۹ دی را دنبال کنید و همیشه به یاد داشته باشید. از مهمترین پیامهای حماسه ۹ دى که امروز هم آن را میگوییم این است که ملت ایران برای حفظ آرمانها و ارزشهای اسلام و انقلاب در مقابل تمام دنیای استکبار با تمام شرارتهایی که میکند باعزت و اقتدار ایستاده است.
انشاءالله امسال با توجه به شیطنتهایی که شیاطین علیه مردم داشتند، ملت ایران و بخصوص البرز نشینان سرافراز با حضور آگاهانه و پرشور خود در مراسم ۹ دی آمریکا و تابعانش را منکوب خواهند کرد.
توجه دارید که دشمن در هیچ جبههای توان مقابله با ما را ندارد فقط دلخوش کرده به جبهه فرهنگی و مقدمتان جبهه اقتصادی که اخیراً میبینید باز برای پیروزی در این جبهه تلاش مضاعفی را شروع کرده. البته هر چه ترفند و نقشه و حقه داشتند تا حالا به کاربردند و بحمدالله و المنه نظام و مردم با تمام سختیهایی که بر آنها تحمیلشده این فشارها را تحمل کردند و در مقابل این دشمنیها سر خم نکردند.
جلسه قبل راجع به دوقطبیهای دروغین نکاتی عرض کردم. امروز یکی از آنها که مدتی است شروع کردند به پرداختن به آن دوقطبی دروغین نان و امنیت، معیشت و مقاومت، معیشت و امنیت است. در همین فتنه اخیر دیدید که چگونه امنیت و معیشت مردم را موردحمله قراردادند. هم فروشگاهها را غارت کردند و به اموال عمومی و خصوصی آسیب زدند، هم بهطور واضح نشان دادند که چگونه امنیت را نشانه رفتند. با امنیت مردم مخالف هستند. در فضای دیپلماسی هم متأسفانه همین مسیر را طی میکنند دوباره بحث اف ای تی اف و کنوانسیونهای استعماری را عدهای پیش کشیدهاند که تنها راه نجات اقتصاد و معیشت کشور پیوستن به این قراردادهاست. دارند دوقطبی معیشت و امنیت درست میکنند؛ و عدهای هم تکرار میکنند که اگر امنیت میخواهیم باید تن به ذلت این تعهدات بینالمللی بدهیم. بعضیها حرفهای بیربط و پر از تناقض میزنند. مثلاً یکی گفته بود در محسنات پیوستن به اف ای تی اف که اگر ایران به اف ای تی اف و کنوانسیون پالرمو و سی اف تی بپیوندد آمریکا نمیتواند بر ایران فشار حداکثری بیاورد کذا و کذا مفصل حرف زد که ما باید بپیوندیم تا امریکا نتواند کاری کند؛ و این را بابیانی خیرخواهانه و حقبهجانب در کنار حرفهای دیگر میزنند. حالا سؤال ما این است: اگر این حرف درست باشد دیگر نباید آمریکا اصرار بر پیوستن ایران به این کنوانسیون داشته باشد. پس چرا اصرار دارد؟ فکر میکنند مردم نمیفهمند و توجه ندارند. تلاش آنها این است که مانتوانیم تحریمها را دور بزنیم و راهش پیوستن به این قراردادهاست که عدهای در داخل جادهصافکن دشمن شدهاند. راه نجات چیست؟ در همه مسائل باید گوشبهفرمان و رهنمودهای رهبری داد هر جا فاصله گرفتیم ضررش را دیدیم. ایشان در ۹ اردیبهشت سال ۹۴ فرمودند: کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیتهای متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی بهعنوان «تنها راه علاج مشکلات اقتصادی» انجام دهند. راه را مشخص کردند لذا اینکه عدهای حل مشکلات کشور را فقط و فقط در مذاکره با شیطان و نوچههای اروپاییاش میبینند، بیراهه رفتهاند و فرصت سوزی میکنند. اینها ابراز ضعف در مقابل دشمن است. برگردید به سخنان رهبری. بگردید به داخل. امروز وظیفه همه ما این است طوری عمل نکنیم و حرف نزنیم که دشمن احساس کند فرصتی برای جولان دارد. ناکارآمد نشان دادن نظام، به کار گرفتن مدیران ناکارآمد، به وجود آوردن نارضایتی در مردم، همهاش ظلم بهنظام و انقلاب است. دستور کار دشمن این است به هر وسیلهای شده مردم را در مقابل نظام قرار دهد. نباید این فرصت را به او داد باید تمام حرکات خود را با قائد بصیر و قافلهسالار شجاع و تیزبین نظام تنظیم کنیم تا ضرری به این کشور نرسد. راه همین است.
۷ دی سال گشت تشکیل نهضت سوادآموزی سال ۵۸ توسط حضرت امام ره است. من فقط در اهمیت موضوع سوادآموزی که به حمدالله از اول انقلاب تا الآن بهخوبی دنبال شده و در استان هم موفقیتهای خوبی داشتهاند و میشود گفت در استان البرز بیسواد نداریم طبق آماری که به من دادند. به دو هدف ارزشمندی که در پیام حضرت امام آمده اشاره میکنم: الف (کوتاهمدت: آموزش خواندن و نوشتن به افراد محروم از نعمت ارزشمند سواد؛ که تقریباً میشود گفت بالای ۹۰ درصد مردم در سطح کشور سواد خواندن و نوشتن رادارند. ب) بلندمدت: ارتقاء آگاهى و دانش بزرگسالان نو سواد در زمینههاى مختلف و تبدیل فرهنگ وابسته کشور به فرهنگ مستقل و خودکفا؛ که در این مسیر همقدمهایی برداشتهشده است.
نکته استانی: باید تشکر کنم از عزیزان دستگاه اطلاعاتی سپاه که خوب رصد میکنند و مسائل را دنبال میکنند همانطور که دستگاههای دیگر امنیتی و اطلاعاتی این کار را میکنند. وزارت اطلاعات و دستگاه اطلاعاتی استان و همه نهادهای وابسته هوشیارند. چون هرکدام از دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی در یک زمینه کار میکنند؛ و هرکدام در مقطعی از زمان عمل شگرفی را انجام میدهند که به مناسبتها تشکر کردم. اخیراً باند فسادی که مدتها بود و دنبال بودیم و مطلع بودیم در دانشگاه پزشکی استان البرز که به حمدالله کشف کردند و متهمان را دستگیر کردند که قطعاً مسیر خودش را قانونی طی خواهد کرد و نتیجه هم اعلام میشود؛ و از ریاست دانشگاه که در مدت حضورشان اقدامات سازنده و فساد ستیزی داشتهاند هم تشکر میکنیم؛ و تذکری به گردانندگان فضای مجازی که حاشیهسازی نکنند. بعضیها عواملشان اقداماتی را میکنند. بگذارند مسیر قانونی درست طی شود و نتیجه مطلوب گرفته شود. این حاشیهسازیها که در فضای مجازی میشود حق و باطل را از بین میبرد. علتی که من ورود کردم برای این بود که حق از بین نرود. البته به آن نمیپردازم.
مطلب دیگر هم کنسرتهاست که متأسفانه در بعضی از دانشگاههای استان بهصورت نامطلوبی برگزار شد. لازم است مسئولین محترم قطعاً پیگیری کنند و با قاطعیت لازم برخورد کنند؛ اما در مناطق دیگر شهر هم برگزار میشود. جالب است یکی دو نفر هستند که این مراسمها را برگزار میکنند و بعد اگر دیگران بخواهند برگزار کنند میگویند امامجمعه نمیگذارد؛ اما خودشان وقتی میخواهند برگزار کنند عیبی ندارد؛ یعنی انحصاری کردند و یک حالت رانت پیداشده است. اگر امامجمعه نمیگذارد همه را نمیگذارد که اصلاً به من ربطی ندارد. بنده با فساد مخالفت میکنم. با اجتماع دختر و پسر در فضای غیرشرعی مخالفت دارم. به مسئولین محترم هم گفتهام که اگر بناست برگزار شود حتماً شرایط لازم را باید رعایت کنند.
نکته انتخاباتی: نماینده مردم نباید محافظهکار و اهل زد و بند باشد. اگر باشد به درد مجلس نمیخورد. اینکه بعض افراد با هرکسی که احتمال میدهند در موفقیت آنها مؤثر است رایزنی میکنند. هر جور شده میخواهند استفاده کنند تا رأی جمع کنند انشاءالله قصد قربت دارند. یا برای جلب آراء حاضرند بعض از آرمانها را هم کنار بگذارند اینها قطعاً مفید به مجلس تراز انقلاب نیستند. ثانیاً دوستانی که مشغول رایزنی برای انتخاب اصلح هستید باید تمام جوانب را ببینید وضعیت موجود را بهخوبی بررسی کنید شرایط و حساسیتها و قابلیتهای استان را بررسی کنید و اشکالات و نقاط قوت را ببینید و بعد ببینید چه کسانی میتوانند برای از بین بردن نقاط ضعف مؤثر باشند. توانائیهای افراد را بسنجید. مشکلاتی که استان را آزار میدهد آیا واقعاً توان برطرف کردن دارند؟ با مسئولیت قانونگذاری و نظارت بر قانون آیا توانایی حل مشکلدارند؟ بعد هم در بررسی سعهصدر داشته باشید به مسائل بزرگتر از خودتان فکر کنید. نقصهای شخصیتی را بزرگ نکنید همه عیوبی داریم ولی نباید به آنها اهمیت داد نقد گفتمان کنید نه افراد را. گفتمان وبیانشان را در مسئولیتی که میخواهند قبول کنند راستی آزمایی کنید. هواهای نفسانی و خودبینی را کنار بگذارید تا در تصمیم بزرگ و اهداف بلندی که دارید موفق بشوید و خدا یاریتان کند. |
| 1398/9/29 | 1398/9/29مقابله با دوقطبی سازی از وظایف نیروهای انقلابی است / کاندیداها وعدههای غیرقابل اجرا ندهند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه200
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین و اهل تقوا هم حقوقی که مربوط به اعضا و جوارحشان هست را رعایت میکنند. در بحث رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام در بخش اول آنکه حقوق اعضا را مطرح فرمود بعد از حق خدا و حق نفس به حقوق اعضا پرداخت. در این نوبت بهحق فرج میپردازد. «وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِکَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ وَ اَلاِسْتِعَانَهُ عَلَیْهِ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ اَلْأَعْوَانِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اَلْمَوْتِ وَ اَلتَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ اَلتَّخْوِیفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلتَّأْیِیدُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِهِ».
بهعنوان آخرین حق اعضا در اینجا امام سجاد علیهالسلام مطلب را چند بخش کردند و فرمودند که باید این عضو هم حقوقش رعایت شود. اول آنکه آن را حفظ کنید و نگهداری کنید و در مسیر حلال از آن بهرهبرداری کنید. در حرام مورداستفاده قرار نگیرد. همه اعضا و جوارح ما هم استفاده حلال دارند هم استفاده حرام دارند. حق تمام این اعضا این است که آنها را در حلال استفاده کنیم. در مسیر حرام از آنها بهره نگیریم که حق او ضایع میشود و تعدی هم به عضو است هم تعدی به قرق الهی است. قرق خدا را شکستهایم و دستور خدا را تمرد کردهایم. برای اینکه بتوانیم خودمان را حفظ کنیم لوازمی دارد. در مورد مسائل مختلف به طرق مختلف باید خودمان را حفظ کنیم. در اینجا فرمود برای اینکه خودت را حفظ کنی و این عضو مبتلابه حرام نشود و در مسیر حلال حرکت کند، مهمترین عضوی که میتواند تو را کمک کند چشم است. «اَلاِسْتِعَانَهُ عَلَیْهِ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ» مواظب چشمت باش. ما درباره حق چشم سخن گفتهایم و روایاتی را مطرح کردیم. دیگر آنها را تکرار نمیکنیم؛ اما مسلم این است که کسی که چشمش هرز باشد، برای چشمش حریم قائل نباشد، سقوط او و افتادن در وادی حرام و غفلت و خطا قطعی است. باید از چشم محکم مواظبت کرد. مکرر عرض شد که محل صید شیطان است. لذا در اینجا هم امام سجاد علیهالسلام فرمودند: میخواهی به خودت کمک کنی که به گناه نیفتی و آلودگی در غریزه شهوتت پیدا نشود کمک بگیر به حفظ چشم. با حفظ چشمت به خودت کمک کن. برای اینکه چشم خیلی سریع انسان را به آن مقصد میرساند. «فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ اَلْأَعْوَانِ» اگر اهل آلودگی و فساد باشد خیلی زود بهوسیله چشم انسان مبتلابه گناه میشود. لذا چشم را باید مواظبت کرد و تحت کنترل خود انسان باشد. علیه درباره حفظ بصر و چشم موارد فراوانی را از ایشان و اهلبیت خواندیم.
یکی دیگر از چیزهایی که شمارا کمک میکند که شهوات خودتان را کنترل کنید و اجازه ندهید که در مسیر حرام حرکت کند این است که به یاد مرگ بیفتید «وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اَلْمَوْتِ» یاد مرگ هادِم الَّذات است. یاد مرگ لذتهای گناهآلود را از بین میبرد. اگر انسان به یادش بیفتد که خواهد مرد و باید پاسخگوی اعمال خودش باشد جلوی لذات گناه را میگیرد. اساساً پیشگیری هم مقدم بر درمان است. اطبا این را زیاد میگویند و این را از امیرالمؤمنین گرفتند که فرمودند: «تَرْکُ اَلذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ اَلتَّوْبَهِ» ترک کردن گناه راحتتر از توبه کردن است. این همان عبارت اخرای پیشگیری مقدم بر درمان است. لذا موارد پیشگیریکننده را از بیان امام سجاد علیهالسلام داریم اینکه اول چشمت را حفظ کن و دوم اینکه یاد مرگ باش. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ویرانکننده خوشیها را فراوان یاد کنید. (خوشیهای حرام و باطل) عرض شد یا رسولالله ویرانکننده خوشیها چیست؟ فرمودند: مرگ. زیرکترین مؤمنان کسی است که مرگ را بیشتر یاد کند و برای آن آمادهتر باشد. آماده مرگ بودن یک وظیفه است. یک عده فکر میکنند اگر به یاد مرگ باشند میمیرند یا مثلاً اگر وصیتنامه برای خودشان تنظیم کنند میمیرند. اینطور نیست. یاد مرگ باعث حرکت است. بعضیها فکر میکنند اگر یاد مرگ باشند از کار میافتد و رخوت ایجاد میشود. درصورتیکه اینطور نیست. کسانی که مرگ باورند و اهل معادند و به یاد مرگ هستند انسانهای فعالی هستند. انسانهای درست در جامعه را بررسی کنید. کسانی که برای خدا فعالیت میکنند، کسانی که برای خدا کار میکنند، کسانی که خدماتشان بیشتر از بهرهبرداریهایشان است، وقتی دقت میکنید میبینید کسانی هستند که مرگ باور هستند. شهدای بزرگ انقلاب خودمان از صدر اول تا الآن کسانی هستند که مرگ باور بودند. کسانی که به یاد مرگ و قیامت هستند اهل کارند. اهل فعالیت و اهل تلاشاند. تلاششان هم خالصانه است. اینطور نیست که یاد مرگ انسان را از کار بیندازد. بعضیها آدرس غلط و نشانی غلط میدهند. رسول خدا فرمودند: مرگ را فراوان یاد کنید زیرا هیچ بندهای آن را بسیار یاد نکرد مگر آنکه خداوند دلش را زنده کرد و مردن را بر او آسان ساخت. در روایت دیگری است از امام صادق علیهالسلام. این جامع خیلی از حرفهاست. این بیان امام صادق مجموعهای از ویژگیها را بیان فرموده است. فرمودند: یاد مرگ خواهشهای نفس را میمیراند. رویشگاههای غفلت را ریشهکن میکند. آنجاهایی که انسان میخواهد دچار غفلت شود یاد مرگ آن را میخشکاند و دل را با وعدههای خدا نیرو میبخشد و طبع را نازک میسازد و پرچمهای هوس را در هم میشکند. آتش آزمندی را خاموش میکند و دنیا را در نظر کوچک میسازد. چقدر زیبا امام صادق علیهالسلام فرمود. دیدهاید کسانی را که یاد مرگ نیستند چقدر دنیا برایشان ارزش دارد. چقدر اهل حرص و طمع و سر اینوآن کلاه بگذار و این مسائلی را که بعضاً در جامعه میبینید این افراد که نگاه میکنید میبینید اصلاً به فکر مردن نیستند. اصلاً به این فکر نمیکند که باید پاسخگوی اعمالش باشد.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: حق غریزه شهوت تو این است که او را از حرام حفظ کنی. برای اینکه از حرام حفظ کنی کمک میخواهد. یکی از کمکهای تو این است که مواظب چشمانت باشی و دوم اینکه به یاد مرگ باشی. مرحله بعد این است که به یاد تهدید خدا باشی و به یاد ترس از خدا باشی. «وَ اَلتَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ اَلتَّخْوِیفِ لَهَا بِهِ» تهدیدهای خدا که در روایات و آیات آمده که اگر کسی اهل گناه باشد اهل بزه باشد و اهل خطاکاری باشد چگونه با آنها برخورد میشود؟ اینها را باید در نظر گرفت و ترسی که باید از خدای تعالی داشته باشی همه اینها را در نظر بگیر که تو را کمک خواهد کرد که قوه جنسی خودت را بتوانی کنترل کنی. ترس را یک مطلب مهم بدانید. پیغمبر خدا صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند: «رَأْسُ اَلْحِکْمَهِ مَخَافَهُ اَللَّهِ» انسان حکیم انسانی است که اهل ترس از خداست. هرچه انسان معرفتش به خدای تعالی بیشتر شد حریم گرفتن او بیشتر خواهد شد. هرچه خدا را بیشتر شناختیم نسبت به او پروایمان بیشتر خواهد شد. هرچه ناشناختهتر باشد نسبت به او بیتوجهتریم. رسول خدا فرمودند: بلندپایهترین مردم نزد خدا ترسان ترین آنها از خداست. هرچه ترس انسان از خدا بیشتر باشد آن شخص فضیلتش بیشتر است. جایگاه ویژهتری دارد. شما اولیا خدا را ببینید که در مقابل خدا چگونه کرنش میکنند. چگونه در آستان الهی ضجه میزنند. امام سجاد ضجه میزد کنار خانه خدا که «عبَیْدُکَ بِفِنَائِکَ مِسْکِینُکَ بِفِنَائِکَ فَقِیرُکَ بِفِنَائِکَ سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ» امیرالمؤمنین در حالاتشان بود. اگر معرفت بیشتر بود ترس انسان از خدای تعالی بیشتر میشود. رفتار او با مردم و با خودش و با دیگران و با خانواده تغییر خواهد کرد. انسانهایی که خداترس نیستند را ببینید حتی رابطهشان با خودشان هم رابطه درستی نیست. ترسی هم که گفته میشود ترس از اعمال است. البته انسان از عظمت و کبریایی و بزرگی خدا هم ترس دارد و حریم میگیرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که از پروردگار خویش بترسد از ستمکاری خودداری کند. البته ستمکاری فقط مربوط به دیگران نیست. بعضی وقتها این ستم به خود انسان است. ترس از خدا بازداشتگاه نفس از گناهان و جلوگیری کننده از نافرمانیهاست. اگر ترس از خدا به دل ما افتاد بدانید که این ترس میوهاش امنیت است؛ که انسان در امان قرار میگیرد و وقتی در امان قرارگرفته میتواند در مسیر بندگی قدم بیشتری بردارد.
در ادامه حضرت میفرماید «وَ بِاللَّهِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلتَّأْیِیدُ» از خدا کمک بخواهد و تائید را هم از خدا بگیر که «وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِهِ» خدای تعالی انشاءالله همه ما را موفق به ترک گناه و حفظ اعضا و جوارحی که خدا بهعنوان نعمت به ما داده است موفق بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تلاش میکنند تا اوامر الهی به مرحله اجرا درآیند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۱ در پاسخ کسی که پرسید خود را چگونه میبینی؟ فرمود: «فَقَالَ کَیْفَ یَکُونُ حَالُ مَنْ یَفْنَى بِبَقَائِهِ وَ یَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَ یُؤْتَى مِنْ مَأْمَنِهِ». چگونه است حال کسى که با هستى خود، رو به نیستى است و با تندرستىاش بیمار مىشود و سرانجام، مرگ در پناهگاهش فرامیرسد. آن شخص، شرححال خواست و امام علیهالسلام به پند و اندرز جواب فرمود؛ و با اموری که دائماً با آنها ارتباط داریم مخاطب را به تفکر و تنبه وادار میکند. بقاء، یعنی ادامه داشتن و حیات داشتن. این ادامه حیات یعنی نزدیک شدن به زمان ممات. هرچه زمان هستی انسان تکمیلتر شود به مرگ خود نزدیکتر میشود. سلامتی و تندرستی هم همینطور است که بعدش بیماری است. مرگ در پناهگاه هم شاید اشاره به این باشد که ما چون دنیا را برای خود قرارگاه و مآمن قرار دادهایم و به آخرت که قرارگاه اصلی است بیتوجهیم درنتیجه در حال بیخبری از مآمن اصلی و در غفلت مرگ فرامیرسد. باید از همه مسائل پیرامونی عبرتی برای فردا بگیریم. خداوند تقوا را در همه ما بیشازپیش بگرداند.
مناسبتهایی که در هفت داریم مهمترین آن روز وحدت حوزه و دانشگاه است. بیست و هفتم آذرماه سالگشت شهادت مجاهد نستوه و عالم ربانی حضرت آیتالله دکتر مفتح که سالیان طولانی در مسیر تحقق اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بیوقفه تلاش کردندم این آرمانی که برخاسته از اندیشههای بلند حضرت امام رضوانالله علیه است تاریخ و ریشه هم دارد که من نمیخواهم وارد آن بحث شوم که از سال ۴۶ امام برنامهای داشتند و مفصل است. وحدت حوزه و دانشگاه منشأ آثار و برکات فراوانی برای جامعه علمی و آینده سیاسی و اجتماعی این کشور هست. البته در طول این سالها بین حوزویان و دانشگاهیان بحثهای مفصلی مطرحشده است که آیا واقعاً آن وحدت آرمانی صورت گرفته است؟ اصلاً امکان دارد که صورت بگیرد یا نه؟ مباحث مختلف نظری مطرحشده است و بحثهای دیگر که اینجا جایش نیست؛ اما آن چیزی که مسلم است این است که در مسیر حرکت به سمت تمدن نوین با توصیههای هفتگانه که در بیانیه گام دوم مطرح است لازم است که این ارتباط دقیقتر و تعریفشدهتر شود. چون مسلماً جوانان از حوزه و دانشگاه بافکر بلند و آرمانخواه و انقلابی میتوانند پایههای فکری و سازندگی و استقلال سیاسی و فرهنگی و استقلال اقتصادی جامعه را تحقیق خارجی ببخشند و بندهای گام دوم را عملیاتی کنند. لذا باید به این مسئله دراینباره بیشتر توجه کرد. شما میدانید یکی از مهمترین راهبردهای تهاجمی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان بینالمللی آنها در سطح کلان اول ایجاد و بعد گسترش اختلاف در بین امت اسلامی است و در حوزه امنیت ملی هم از ناتوی فرهنگی بهره میگیرند تا با یک نوعی از گفتمان بنیانهای اسلامی را تخریب کنند. ناامنی فکری و تنشهای اجتماعی درست کنند. وحدت حوزه و دانشگاه امنیت ملی را تقویت میکند. میتواند خلأهای فکری و ایدئولوژی را پر کند؛ و البته هر دو قشر باید به وصیت حضرت امام رضوانالله علیه توجه داشته باشند که فرمود: هر دو قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند باید مواظب توطئهها باشند چون قسمت مهم لبه تیز توطئهها متوجه همین دو قشر است. روحانیت و حوزههای علمیه و دوم دانشگاهها و دانشجویان که شما در طول این سالیان هم دیدهاید که چگونه مورد هدف قرارگرفتهاند و مسائلی را هم پیش آوردهاند. این هفته را بهخصوص روز وحدت حوزه و دانشگاه را گرامی میداریم و یاد و خاطره شهید مفتح و دیگر عزیزانی که در این مسیر تلاشهای مهمی انجام دادند مثل مرحوم علامه شهید مطهری و دیگران و بزرگوارانی که در این مسیر قدم برداشتند مثل دکتر بهشتی و دکتر باهنر و عزیزانی که الآن در این مسیر حرکت میکنند برای آن بزرگواران علو درجه و برای آنکسانی که هستند سلامتی و طول عمر درخواست میکنیم.
وعده داده بودم که راجع به دوقطبی سازی که در این روزها در جامعه از زبانهای مختلف و تریبونهای گوناگون شنیده میشود و رهبر معظم انقلاب هم در بیاناتشان مکرر نهی کردند از دوقطبیهای دروغین و این سوغات بیگانه که این دوقطبیهای دروغین سوغات بیگانه است، نکاتی را عرض کنم. خوب دقت کنید. با توجه به فرصتی که دارم خیلی مختصر میخواهم آن را توضیح بدهم. دوقطبی سازی همانطور که از اسمش معلوم است ساختن است. میخواهند چیزی ساخته شود. ساختن چیزی که وجود ندارد؛ اما تلاش میشود که به آن نمود داده شود. تکنیکی است در جنگ نرم. دشمن با آن سعی میکند بر فکر و دل و اندیشه و عواطف و محاسبات و تصمیمات و درنهایت بر رفتار مخاطب تأثیر بگذارد و آنطور که دوست دارد و دلش میخواهد رفتار او را تغییر بدهد. با جریان سازی که میکند نتیجه آن چیزی باشد که خودش دلش میخواهد. البته ما دوقطبیهای حقیقی هم داریم که در زندگی بشر فراوان است. از اول بوده تا الآن و در فرهنگ قرآنی ما و در معارف دینی ما به آنها اشارهشده است. نور و ظلمت، هدایت و ضلالت، حق و باطل، صدق و کذب، عدل و ظلم، عزت و ذلت، صلاح و فساد، اسلام و کفر، ایمان و نفاق، تقوا و فجور. اینها هم دوقطبی است اما حقیقی است. معروف و منکر، بهشت و دوزخ، اینها واقعی است و همه اینها در ذیل دوقطبی حقیقی بهعنوان حق و باطل جمع میشوند؛ اما در تاریخ معاصر مابعد از انقلاب اسلامی کلمات و واژههای جدیدی که برخاسته از متن اسلام بود اما معروف نبود وارد ادبیات سیاسی ایران و جهان شد. مستضعفین و مستکبرین، اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی. انقلاب اسلامی، استکبار جهانی. بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل نظام و حرکت به سمت دولت اسلامی و جامعه اسلامی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی دشمن هراس گرفت و وادار شد به اینکه واکنش نشان دهد. در مقاطع مختلف با توجه به ضعفهایی که در ما هم بود حرکاتی را انجام دادند و ضرباتی را به مسیر انقلاب زدند. اخیراً جنگ نرم را راهبرد کلان خودشان قراردادند و دوقطبی سازی بهعنوان یکی از راهبردهای این جنگ وارد میدان شد. دوستانی که در نسل اول انقلاب و نسل دوم انقلاب بودند و الآن هم حاضر هستند بهخوبی آن دوران را یادشان هست. تعابیری که در آن دوران بود مثل چپ و راست، تعهد و تخصص، مکتبی و متخصص، تکلیف گرا و نتیجه گرا، در آن اوایل این بحثها بود. حتی یک مقداری هم که مسئله سخیفتر شد چپ و راست سنتی، چپ مدرن، چپ نیمه مدرن و از اینجور چیزها هم آمد. بعد از مدتی دوقطبیهای دیگری در جامعه مطرح شد که گوش شما به اینها آشناتر است. مدیریت فقهی و مدیریت علمی، دوم خردادی و غیر دوم خردادی، اصلاحطلب و اصولگرا، آرمانگرا و واقعگرا، توسعه ملی و استقلالطلبی، اسلام رحمانی و اسلام خشونت، اعتدالیون و افراطیون. اخیراً هم آن را مبتذل کردند و دیگر خیلی از حد معمول هم بیرون بردند که توسط گروهی از افراد و جریانها مطرح میشود مثل حامیان فیلترینگ و مخالفان فیلترینگ، طرفداران برجام و مخالفان برجام، حامیان کنسرت و مخالفان کنسرت، تنشزایی و تنشزدایی، تعامل با جهان و تقابل با جهان. در سطح جامعه تریبون داران و افرادی که باید در این مقطع که گرفتاریها فراوان است و مشکلات اقتصادی جامعه مسئله تورم و اشتغال و تولید را باید به آن توجه کنند، افراد سرگرم اینها هستند.
مهمترین اهداف در دوقطبی سازی مواردی است که عرض میکنم. عرض میکنم برای اینکه گوشتان آشنا باشد و رد میشویم. ادراک سازی در خواص نخبگان و مسئولان برای تغییر محاسبات و رفتارها در مواجهه با دشمن. ما دشمنداریم و در مواجهه با دشمن باید چگونه رفتار کنیم؟! جوری با دوقطبی سازی در درک بنده و شما تأثیر میگذارند که نتوانیم در مقابل دشمن تصمیم بگیریم. لذا یکی از مهمترین اهداف کسانی که دوقطبی را در جامعه توسعه میدهند، تریبون دارانی که بهجای اینکه به کارهای اصلی و اساسی بپردازند اینها را در سطح جامعه توسعه میدهند، ادراک سازی در خواص است. درک افراد خاصی که باید کارهای دیگری انجام دهند را تغییر میدهند، محاسبات نخبگان و مسئولان را تغییر میدهند. دوم ایجاد و تشکیل اختناق و دودستگی بین مردم و حاکمیت، مردم با مردم و نخبگان با نخبگان باهدف تولید فتنههای جدید است. وقتی جامعه مشغول شد به اینکه تو چپی هستی، تو راستی هستی، تو اصولگرایی، تو اصلاحطلبی، سرمایههای اجتماعی مشغول سایش همدیگر خواهند شد. سوم، اصلی و فرعی کردن مسائل و مهآلود کردن فضای جامعه بهمنظور بهاشتباه افکندن مردم در اتخاذ مواضع بصیرانه است. الآن مردم باید یک موضع بگیرند، باید یک تصمیم بگیرند، باید در انتخابات شرکت کنند و یک شخص و فردی و افرادی را که به صلاح است آن را انتخاب کنند ولی فضای دوقطبی جامعه جوری پیش میرود که کسی که نباید انتخاب شود انتخاب میشود. چهارم، خدشه واردکردن در انسجام ملی و عزم ملی بهمنظور جلوگیری از توجه مردم به پیشرفت همهجانبه یک کشور. پنجم، تحریف شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و خط امام و رهبری. وقتی شعار جدیدی شایع شد اهداف اصلی انقلاب در این وسط گم خواهد شد. ششم، رواج فرهنگ و ادبیات سیاسی وارداتی بیگانه و تثبیت آن در فکر و ذهن مردم و نخبگان و کمرنگ کردن ادبیات انقلابی. هفتم، فرافکنی و فضاسازیهای کاذب بهقصد پنهان کردن ناکارآمدی برنامهای و مدیریتی حامیان سازش با استکبار در داخل کشور. کسانی که کشور را پنچر کردند و کشور را به این وضعیت اسفبار اقتصادی که الآن میبینید کشاندند، برای اینکه بتوانند از این ناکارآمدی فرار کنند و خودشان و ناکارآمدی خودشان را پنهان کنند این فضاسازیهای کاذب را درست میکنند. هشتم، جوسازیهای کاذب برای القاء حاکمیت دوگانه در ایران که اگر بگذارند ما این کار را میکنیم، اگر بشود فلان کار را میکنیم، با دوقطبی فضا را در یک چنین مسیری میبرند. نهم، فرار از پاسخگویی به مردم به خاطر عملکردهای ضعیف و پوشاندن ضعفها و ناکارآمدیها و قصور و تقصیرهای عملکردی در زمینههای اقتصادی و معیشتی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. دهم، هدر دادن توان و انرژی نیروهای انقلابی در پاسخگویی به دوقطبی سازیهای مقطعی. نیروهای انقلابی بهجای اینکه کار انجام دهند، فلان آقا حرفی میزند، شخص دیگری در جای دیگری حرف میزند، یک تریبون داری یکسخن میگوید، نیروهای انقلابی هم شروع میکنند به جواب دادن به او وقت هدر میرود و از بین میرود. یازدهم، با تحریک احساسات و عواطف دینی و انقلابی انقلابیون درنهایت این عملیات با مهندسی زیرکانه با طراحی و ایده پردازی خارجیها و تکرار و اراده او توسط عناصر داخلی در یک هدفگیری کلان و در ادامه سیاست شوم تفرقه بینداز و حکومت کن، جایگاه الگویی و تمدن ساز انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را تضعیف کنند و با مشغول سازی عناصر اصلی جامعه مسیر استحاله نظام را تسریع کنند.
بیتردید مقابله با دوقطبی سازی دشمن و مواجهه هوشمندانه با او از وظایف و مأموریتهای نیروهای انقلابی است. همهکسانی که دغدغه انقلاب رادارند، همهکسانی که دلشان برای انقلاب میسوزد و شناخت ویژگیها و شاخصههای دوقطبی حقیقی و دوقطبی کاذب را به آن توجه دارند، از اولین و مهمترین اقدامهای آنها باید مواجهه با دوقطبیهای حقیقی باشد و حقیقیها را مطرح کنند و در مقابل این کاذبها بصیرت افزایی کنند. لازم است اینجا برخی از ویژگیهای دوقطبی کاذب را برای شما بگویم. دوقطبیهای حقیقی هم ویژگیهایی دارد که بماند از آیات و روایات استفاده میکنیم. چند مورد از ویژگیهای دوقطبی کاذب را برای شما مطرح میکنم. کسانی که دوقطبی کاذب میسازند عقبه معرفتی و ریشه علمی ندارند و برخاسته از آموزههای محکم عقلی و دینی نیستند. هوس بنیاد هستند. سوغات اندیشه و ادبیات غرب هستند. غربزدهها او را ساختهوپرداخته میکنند و فکر و تخیل انسانهای غربزده رادارند. تکبعدی و نا برخوردار از جامعیت هستند. ابعاد مختلف را در برنمیگیرند. در شرایط فتنه گون شبههها و غفلتها رشد پیدا میکنند و با ایجاد ابهام، قدرت اراده و اختیار انتخابگری را میگیرند و خودشان را بر فرد و جامعه تحمیل میکنند. مقطعی زودگذر و گذرا هستند. به اقتضای شرایط میآیند و میروند. ولی دوقطبیهای حقیقی همیشه هستند. حق و باطل در طول تاریخ بوده و هرگز گذرا و زودگذر نیست. نور و ظلمت همیشه هست چون حقیقی است ولی آنها خیلی زود میآیند و میروند. کاهنده، التهاب زا، اختلاف آفرین، خستهکننده، طاقت سوز، تحیر آور و گیجکننده هستند. شور و حماسه تعالیبخش و پیش برنده را به فتنه و آشوب و تفرقه تبدیل میکنند. جامعه را از پیشرفت و بالندگی بازمیدارند. موضع فعال و مؤثر جامعه و مسئولان را به انفعال، خنثی کردن و مضر بودن تبدیل میکنند. بازی در زمین دشمن است. دشمن این را میخواهد. حرکت در کجراهه است. حرکتی است اعوجاج گونه. این حرکت حرکت انحرافی است. التقاط است و نتیجه آن سقوط است. مبتنی بر مغالطه و سفسطه است. بیشتر درصدد فضاسازی و گمراهسازی افکار عمومی جامعه هستند.
آن چیزی که باید به آن پرداخت و باید مفصل هم به آن پرداخت و توضیح داد، طرح هوشمندانه دوگانهای است که رهبر معظم انقلاب آن را مطرح کردند. آنهم یک دوگانه بود، یک دوقطبی بود؛ اما دوقطبی حقیقی. یک دوقطبی هوشمندانه. طرحی بسیار دقیق و یک عرصه جدید و تعریف میدانی جدید برای عمل و ارتقاء جایگاه الگوساز و تمدن سازی انقلاب و نظام اسلامی که برای تحقق پیشرفت و عدالت و تمدن نوین اسلامی لازم است. طرحی است که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند و بهدرستی و روشنی ذیل حق و باطل تعریف شدنی است و اگر واژهسازیها و واژه بازیها را هم کنار بگذاریم میتواند بسیار مؤثر باشد و کارگشا باشد و آن دوگانه انقلابی و غیرانقلابی است. پرداختن به این دو واژه که انقلابی کیست و غیرانقلابی کیست. لذا این دوگانه، نخبگان انقلابی را از ورطه بازیهای کهنه و خستهکننده سیاسی به میدان عمل انقلابی و مدیریت جهادی میکشاند. همین مقدار در این نوبت بس باشد تا در موارد دیگر به جنگ ارادهها و جنگهای دیگر اشارهکنم.
این هفته آخرین مطلبی است که درباره لانه جاسوسی مطرح میکنم. یکی از مسائل ضروری برای خارجیها داشتن اخبار و اطلاعات است. لذا از مأموریتهای اساسی آنان کسب خبر و اطلاعات بوده که از مأمورین خود مستقیم و غیرمستقیم میخواستند برای آنها اطلاعات جمع کنند. یکی از اسناد سند ۹ از ج ۴ ص ۵۲ به بعد نمونهای از درخواستهاست. مفصل است فقط به چند قسمت اشاره میکنم. تشکیلات ستاد خمینی را توصیف کنید. آیا ستاد او واقعاً ساختمانهای دیگری استفاده میکند؟ نحوه تشکیلات محافظان چگونه است؟ آیا تعلیمدیدهاند؟ توسط چه کسی؟ آنها چه کسانی هستند؟ آیا نوعی دفتر مدیریت هم دارند؟ چه کسی آن را اداره میکند؟ تمام جزئیات ممکنه درباره افرادی که بلافاصله پیرامون خمینی هستند تهیه کنید. چه کسی بیشتر اوقات با اوست؟ آیا هیچیک از کسانی که ذیًلا نامبرده میشوند بهطور مرتب نزد او میروند و اگر آری هرگونه جزئیات ممکن درباره آنها و رابطهشان با خمینی را تهیه کنید: پسرش احمد، دامادش اشراقی، بهشتی، بنیصدر، خلخالی، لاهوتی، ملکوتی، منتظری. رابطه خمینی با فداییان اسلام چگونه است؟ آیا خلخالی رهبر آن است؟ مقاصد فداییان اسلام چیست؟ چه تعداد عضو دارد؟ رابطه بین خمینی، شریعتمداری، گلپایگانی و مرعشی نجفی را توصیف کنید. آیا هر یک از این آیتاللهها برای خود ستاد دارند؟ آیا خودشان محافظ دارند؟ آیا بین گروههای مختلف محافظان خصومت وجود دارد؟ گروههای مختلف محافظان به چه اندازه هستند؟ آیا شورای انقلاب اسلامی در تهران قرار دارد یا در قم؟ در رأس آنچه کسی است؟ وضع فعلی سلامتی خمینی چگونه است؟ جانشین احتمالی خمینی درصورتیکه مرگ وی چه کسی خواهد بود؟ آیا حدسی درباره اینکه امکانا در قم چه روی خواهد داد زده میشود؟ فعالان عمده ممکن است چه کسانی باشند؟ آیا در قم واحد سپاه پاسداران هست؟ چند نفر آنها آنجا هستند؟ اینها در سال ۵۷ و سال ۵۸ است. بدانید که امروز قصه شدیدتر و دقیقتر و عمیقتر و سازماندهی شده تر و با برنامهتر خواهد بود لذا بهسادگی برخورد نکنند. یک عده متأسفانه سادهاندیشی میکنند. باز اخیراً یکی دو روز گذشته دیدید که گفتند ما حاضریم مذاکره کنیم این بیان مردم انقلابی در سراسر کشور است چیزی که تجربهشده و سالیان سال آن را به جان کشیدهایم و ضربه خوردهایم از اینکه آمریکا قابلاعتماد است اروپا قابلاعتماد است رهبر معظم انقلاب مکرّر این را بیان فرمودند که خط قرمز نظام است ما هرگز راضی به برگشتن پای میز مذاکره نخواهیم بود مسئولین محترم دیگر مطلب را تکرار نکنند مکرر و بیانشده بااینکه خودشان هم اعلام میکنند که خط قرمز است و کسی که با این وضعیت پای میز مذاکره بنشیند دیوانگی است نمیدانیم چرا دوباره میخواهند راضی شوند و حرفی را که خودشان میزنند برخلاف عمل کنند.
نکته استانی: خبر تنبیه بدنی دانش آموزان مدرسه ناراحتکننده بود که باید سریعاً به آن پرداخته شود که ظاهراً هم دنبال کردند. البته مشکل ما در مدیریت کلان است. آن زمانی که عرض میکنیم عزیزانی که دل به استان ندارند و به فکر مسائل و کارهای خودشان هستند و بعضاً آمدهاند مدتی در این استان کاری کنند و رزومه خودشان را تکمیل کنند و بروند کسی گوش نمیدهد. فکر میکنند که ما سیاسی داریم صحبت میکنیم. والله بالله تالله در موضوعاتی که مربوط به پیشرفت استان است و مربوط به بهتر شدن وضعیت زیرساختهاست و مربوط به بهتر شدن وضعیت عمومی استان است سیاسی فکر نمیکنم کما اینکه غیرازآن هم اینطور نیست که بخواهم سیاسی فکر کنم. بیشتر بنایمان بر ارتقاء سطح عمومی است. لذا اصرار داریم افرادی باشند که دغدغه مند به این امور باشند. بحث من فقط آموزشوپرورش نیست. فردا حرفها را متوجه آموزشوپرورش نکنند. کلی عرض میکنم، راجع به همه مدیریتهایی که وجود دارد. لذا باید به این نکته دقت کنید که از افرادی استفاده شود که دغدغه خود استان رادارند و میخواهند در استان بمانند و فعالیت و خدمت کنند. حالا در آموزشوپرورش در یک مقطعی چون مثلاً مدیرکل حضور ندارد، بعضی از اتفاقات شاید بیفتد. در ادارات دیگر هم همینطور است حالا در اینجا بروز کرده و خبری شده است و جاهای دیگر خبری نمیشود. واقعیتش این است که مسئولین محترم در این قسمت باید دقت بیشتری داشته باشند.
نکته انتخاباتی: وعدههایى که حتى احتمال تحقق آنها نیز وجود ندارد و گاه حتى خارج از اختیارات قانونى و یا توان واقعى فرد وعده دهنده است، داده نشود. این وعدههاى دروغ البته بعدها موجب آبروریزى همان افراد و نیز بدگمانى مردم به آنها مىشود و از اینها لازمه تقوا و عقل، پرهیز از وعدههاى دروغین و فریبنده است. نامزدهاى انتخاباتى و هواداران آنها درهرصورت باید در عمل، التزام به قانون داشته باشند و بر همین اساس تصمیمات قانونى شوراى نگهبان حتى اگر به ضرر خودشان بود را بپذیرند. آرامآرام بیان شورای نگهبان مطرح خواهد شد. اگر واقعاً ملتزم به قانون هستند بپذیرند. صادقانه وارد عرصه تبلیغ بشوید تا نتیجه بگیرید. تبلیغات پرخرج یکی از شاخصهای رد صلاحیت کاندیداست. به خاطر رأی آوردن و دنیا دیگران را تخریب نکنید؛ و قیامت و آخرت خودتان را تاریک نکنید. دستگاه نظارتی هم با دقت تمام تخلفات را رصد میکنند. عزیزان حواسشان باشد. |
| 1398/9/22 | 1398/9/22مقابله با دوقطبی سازی از وظایف نیروهای انقلابی است / کاندیداها وعدههای غیرقابل اجرا ندهند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه201
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین و اهل تقوا هم حقوقی که مربوط به اعضا و جوارحشان هست را رعایت میکنند. در بحث رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام در بخش اول آنکه حقوق اعضا را مطرح فرمود بعد از حق خدا و حق نفس به حقوق اعضا پرداخت. در این نوبت بهحق فرج میپردازد. «وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِکَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ وَ اَلاِسْتِعَانَهُ عَلَیْهِ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ اَلْأَعْوَانِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اَلْمَوْتِ وَ اَلتَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ اَلتَّخْوِیفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلتَّأْیِیدُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِهِ».
بهعنوان آخرین حق اعضا در اینجا امام سجاد علیهالسلام مطلب را چند بخش کردند و فرمودند که باید این عضو هم حقوقش رعایت شود. اول آنکه آن را حفظ کنید و نگهداری کنید و در مسیر حلال از آن بهرهبرداری کنید. در حرام مورداستفاده قرار نگیرد. همه اعضا و جوارح ما هم استفاده حلال دارند هم استفاده حرام دارند. حق تمام این اعضا این است که آنها را در حلال استفاده کنیم. در مسیر حرام از آنها بهره نگیریم که حق او ضایع میشود و تعدی هم به عضو است هم تعدی به قرق الهی است. قرق خدا را شکستهایم و دستور خدا را تمرد کردهایم. برای اینکه بتوانیم خودمان را حفظ کنیم لوازمی دارد. در مورد مسائل مختلف به طرق مختلف باید خودمان را حفظ کنیم. در اینجا فرمود برای اینکه خودت را حفظ کنی و این عضو مبتلابه حرام نشود و در مسیر حلال حرکت کند، مهمترین عضوی که میتواند تو را کمک کند چشم است. «اَلاِسْتِعَانَهُ عَلَیْهِ بِغَضِّ اَلْبَصَرِ» مواظب چشمت باش. ما درباره حق چشم سخن گفتهایم و روایاتی را مطرح کردیم. دیگر آنها را تکرار نمیکنیم؛ اما مسلم این است که کسی که چشمش هرز باشد، برای چشمش حریم قائل نباشد، سقوط او و افتادن در وادی حرام و غفلت و خطا قطعی است. باید از چشم محکم مواظبت کرد. مکرر عرض شد که محل صید شیطان است. لذا در اینجا هم امام سجاد علیهالسلام فرمودند: میخواهی به خودت کمک کنی که به گناه نیفتی و آلودگی در غریزه شهوتت پیدا نشود کمک بگیر به حفظ چشم. با حفظ چشمت به خودت کمک کن. برای اینکه چشم خیلی سریع انسان را به آن مقصد میرساند. «فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ اَلْأَعْوَانِ» اگر اهل آلودگی و فساد باشد خیلی زود بهوسیله چشم انسان مبتلابه گناه میشود. لذا چشم را باید مواظبت کرد و تحت کنترل خود انسان باشد. علیه درباره حفظ بصر و چشم موارد فراوانی را از ایشان و اهلبیت خواندیم.
یکی دیگر از چیزهایی که شمارا کمک میکند که شهوات خودتان را کنترل کنید و اجازه ندهید که در مسیر حرام حرکت کند این است که به یاد مرگ بیفتید «وَ کَثْرَهِ ذِکْرِ اَلْمَوْتِ» یاد مرگ هادِم الَّذات است. یاد مرگ لذتهای گناهآلود را از بین میبرد. اگر انسان به یادش بیفتد که خواهد مرد و باید پاسخگوی اعمال خودش باشد جلوی لذات گناه را میگیرد. اساساً پیشگیری هم مقدم بر درمان است. اطبا این را زیاد میگویند و این را از امیرالمؤمنین گرفتند که فرمودند: «تَرْکُ اَلذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ اَلتَّوْبَهِ» ترک کردن گناه راحتتر از توبه کردن است. این همان عبارت اخرای پیشگیری مقدم بر درمان است. لذا موارد پیشگیریکننده را از بیان امام سجاد علیهالسلام داریم اینکه اول چشمت را حفظ کن و دوم اینکه یاد مرگ باش. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ویرانکننده خوشیها را فراوان یاد کنید. (خوشیهای حرام و باطل) عرض شد یا رسولالله ویرانکننده خوشیها چیست؟ فرمودند: مرگ. زیرکترین مؤمنان کسی است که مرگ را بیشتر یاد کند و برای آن آمادهتر باشد. آماده مرگ بودن یک وظیفه است. یک عده فکر میکنند اگر به یاد مرگ باشند میمیرند یا مثلاً اگر وصیتنامه برای خودشان تنظیم کنند میمیرند. اینطور نیست. یاد مرگ باعث حرکت است. بعضیها فکر میکنند اگر یاد مرگ باشند از کار میافتد و رخوت ایجاد میشود. درصورتیکه اینطور نیست. کسانی که مرگ باورند و اهل معادند و به یاد مرگ هستند انسانهای فعالی هستند. انسانهای درست در جامعه را بررسی کنید. کسانی که برای خدا فعالیت میکنند، کسانی که برای خدا کار میکنند، کسانی که خدماتشان بیشتر از بهرهبرداریهایشان است، وقتی دقت میکنید میبینید کسانی هستند که مرگ باور هستند. شهدای بزرگ انقلاب خودمان از صدر اول تا الآن کسانی هستند که مرگ باور بودند. کسانی که به یاد مرگ و قیامت هستند اهل کارند. اهل فعالیت و اهل تلاشاند. تلاششان هم خالصانه است. اینطور نیست که یاد مرگ انسان را از کار بیندازد. بعضیها آدرس غلط و نشانی غلط میدهند. رسول خدا فرمودند: مرگ را فراوان یاد کنید زیرا هیچ بندهای آن را بسیار یاد نکرد مگر آنکه خداوند دلش را زنده کرد و مردن را بر او آسان ساخت. در روایت دیگری است از امام صادق علیهالسلام. این جامع خیلی از حرفهاست. این بیان امام صادق مجموعهای از ویژگیها را بیان فرموده است. فرمودند: یاد مرگ خواهشهای نفس را میمیراند. رویشگاههای غفلت را ریشهکن میکند. آنجاهایی که انسان میخواهد دچار غفلت شود یاد مرگ آن را میخشکاند و دل را با وعدههای خدا نیرو میبخشد و طبع را نازک میسازد و پرچمهای هوس را در هم میشکند. آتش آزمندی را خاموش میکند و دنیا را در نظر کوچک میسازد. چقدر زیبا امام صادق علیهالسلام فرمود. دیدهاید کسانی را که یاد مرگ نیستند چقدر دنیا برایشان ارزش دارد. چقدر اهل حرص و طمع و سر اینوآن کلاه بگذار و این مسائلی را که بعضاً در جامعه میبینید این افراد که نگاه میکنید میبینید اصلاً به فکر مردن نیستند. اصلاً به این فکر نمیکند که باید پاسخگوی اعمالش باشد.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: حق غریزه شهوت تو این است که او را از حرام حفظ کنی. برای اینکه از حرام حفظ کنی کمک میخواهد. یکی از کمکهای تو این است که مواظب چشمانت باشی و دوم اینکه به یاد مرگ باشی. مرحله بعد این است که به یاد تهدید خدا باشی و به یاد ترس از خدا باشی. «وَ اَلتَّهَدُّدِ لِنَفْسِکَ بِاللَّهِ وَ اَلتَّخْوِیفِ لَهَا بِهِ» تهدیدهای خدا که در روایات و آیات آمده که اگر کسی اهل گناه باشد اهل بزه باشد و اهل خطاکاری باشد چگونه با آنها برخورد میشود؟ اینها را باید در نظر گرفت و ترسی که باید از خدای تعالی داشته باشی همه اینها را در نظر بگیر که تو را کمک خواهد کرد که قوه جنسی خودت را بتوانی کنترل کنی. ترس را یک مطلب مهم بدانید. پیغمبر خدا صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند: «رَأْسُ اَلْحِکْمَهِ مَخَافَهُ اَللَّهِ» انسان حکیم انسانی است که اهل ترس از خداست. هرچه انسان معرفتش به خدای تعالی بیشتر شد حریم گرفتن او بیشتر خواهد شد. هرچه خدا را بیشتر شناختیم نسبت به او پروایمان بیشتر خواهد شد. هرچه ناشناختهتر باشد نسبت به او بیتوجهتریم. رسول خدا فرمودند: بلندپایهترین مردم نزد خدا ترسان ترین آنها از خداست. هرچه ترس انسان از خدا بیشتر باشد آن شخص فضیلتش بیشتر است. جایگاه ویژهتری دارد. شما اولیا خدا را ببینید که در مقابل خدا چگونه کرنش میکنند. چگونه در آستان الهی ضجه میزنند. امام سجاد ضجه میزد کنار خانه خدا که «عبَیْدُکَ بِفِنَائِکَ مِسْکِینُکَ بِفِنَائِکَ فَقِیرُکَ بِفِنَائِکَ سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ» امیرالمؤمنین در حالاتشان بود. اگر معرفت بیشتر بود ترس انسان از خدای تعالی بیشتر میشود. رفتار او با مردم و با خودش و با دیگران و با خانواده تغییر خواهد کرد. انسانهایی که خداترس نیستند را ببینید حتی رابطهشان با خودشان هم رابطه درستی نیست. ترسی هم که گفته میشود ترس از اعمال است. البته انسان از عظمت و کبریایی و بزرگی خدا هم ترس دارد و حریم میگیرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که از پروردگار خویش بترسد از ستمکاری خودداری کند. البته ستمکاری فقط مربوط به دیگران نیست. بعضی وقتها این ستم به خود انسان است. ترس از خدا بازداشتگاه نفس از گناهان و جلوگیری کننده از نافرمانیهاست. اگر ترس از خدا به دل ما افتاد بدانید که این ترس میوهاش امنیت است؛ که انسان در امان قرار میگیرد و وقتی در امان قرارگرفته میتواند در مسیر بندگی قدم بیشتری بردارد.
در ادامه حضرت میفرماید «وَ بِاللَّهِ اَلْعِصْمَهُ وَ اَلتَّأْیِیدُ» از خدا کمک بخواهد و تائید را هم از خدا بگیر که «وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِهِ» خدای تعالی انشاءالله همه ما را موفق به ترک گناه و حفظ اعضا و جوارحی که خدا بهعنوان نعمت به ما داده است موفق بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تلاش میکنند تا اوامر الهی به مرحله اجرا درآیند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۱ در پاسخ کسی که پرسید خود را چگونه میبینی؟ فرمود: «فَقَالَ کَیْفَ یَکُونُ حَالُ مَنْ یَفْنَى بِبَقَائِهِ وَ یَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَ یُؤْتَى مِنْ مَأْمَنِهِ». چگونه است حال کسى که با هستى خود، رو به نیستى است و با تندرستىاش بیمار مىشود و سرانجام، مرگ در پناهگاهش فرامیرسد. آن شخص، شرححال خواست و امام علیهالسلام به پند و اندرز جواب فرمود؛ و با اموری که دائماً با آنها ارتباط داریم مخاطب را به تفکر و تنبه وادار میکند. بقاء، یعنی ادامه داشتن و حیات داشتن. این ادامه حیات یعنی نزدیک شدن به زمان ممات. هرچه زمان هستی انسان تکمیلتر شود به مرگ خود نزدیکتر میشود. سلامتی و تندرستی هم همینطور است که بعدش بیماری است. مرگ در پناهگاه هم شاید اشاره به این باشد که ما چون دنیا را برای خود قرارگاه و مآمن قرار دادهایم و به آخرت که قرارگاه اصلی است بیتوجهیم درنتیجه در حال بیخبری از مآمن اصلی و در غفلت مرگ فرامیرسد. باید از همه مسائل پیرامونی عبرتی برای فردا بگیریم. خداوند تقوا را در همه ما بیشازپیش بگرداند.
مناسبتهایی که در هفت داریم مهمترین آن روز وحدت حوزه و دانشگاه است. بیست و هفتم آذرماه سالگشت شهادت مجاهد نستوه و عالم ربانی حضرت آیتالله دکتر مفتح که سالیان طولانی در مسیر تحقق اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بیوقفه تلاش کردندم این آرمانی که برخاسته از اندیشههای بلند حضرت امام رضوانالله علیه است تاریخ و ریشه هم دارد که من نمیخواهم وارد آن بحث شوم که از سال ۴۶ امام برنامهای داشتند و مفصل است. وحدت حوزه و دانشگاه منشأ آثار و برکات فراوانی برای جامعه علمی و آینده سیاسی و اجتماعی این کشور هست. البته در طول این سالها بین حوزویان و دانشگاهیان بحثهای مفصلی مطرحشده است که آیا واقعاً آن وحدت آرمانی صورت گرفته است؟ اصلاً امکان دارد که صورت بگیرد یا نه؟ مباحث مختلف نظری مطرحشده است و بحثهای دیگر که اینجا جایش نیست؛ اما آن چیزی که مسلم است این است که در مسیر حرکت به سمت تمدن نوین با توصیههای هفتگانه که در بیانیه گام دوم مطرح است لازم است که این ارتباط دقیقتر و تعریفشدهتر شود. چون مسلماً جوانان از حوزه و دانشگاه بافکر بلند و آرمانخواه و انقلابی میتوانند پایههای فکری و سازندگی و استقلال سیاسی و فرهنگی و استقلال اقتصادی جامعه را تحقیق خارجی ببخشند و بندهای گام دوم را عملیاتی کنند. لذا باید به این مسئله دراینباره بیشتر توجه کرد. شما میدانید یکی از مهمترین راهبردهای تهاجمی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان بینالمللی آنها در سطح کلان اول ایجاد و بعد گسترش اختلاف در بین امت اسلامی است و در حوزه امنیت ملی هم از ناتوی فرهنگی بهره میگیرند تا با یک نوعی از گفتمان بنیانهای اسلامی را تخریب کنند. ناامنی فکری و تنشهای اجتماعی درست کنند. وحدت حوزه و دانشگاه امنیت ملی را تقویت میکند. میتواند خلأهای فکری و ایدئولوژی را پر کند؛ و البته هر دو قشر باید به وصیت حضرت امام رضوانالله علیه توجه داشته باشند که فرمود: هر دو قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند باید مواظب توطئهها باشند چون قسمت مهم لبه تیز توطئهها متوجه همین دو قشر است. روحانیت و حوزههای علمیه و دوم دانشگاهها و دانشجویان که شما در طول این سالیان هم دیدهاید که چگونه مورد هدف قرارگرفتهاند و مسائلی را هم پیش آوردهاند. این هفته را بهخصوص روز وحدت حوزه و دانشگاه را گرامی میداریم و یاد و خاطره شهید مفتح و دیگر عزیزانی که در این مسیر تلاشهای مهمی انجام دادند مثل مرحوم علامه شهید مطهری و دیگران و بزرگوارانی که در این مسیر قدم برداشتند مثل دکتر بهشتی و دکتر باهنر و عزیزانی که الآن در این مسیر حرکت میکنند برای آن بزرگواران علو درجه و برای آنکسانی که هستند سلامتی و طول عمر درخواست میکنیم.
وعده داده بودم که راجع به دوقطبی سازی که در این روزها در جامعه از زبانهای مختلف و تریبونهای گوناگون شنیده میشود و رهبر معظم انقلاب هم در بیاناتشان مکرر نهی کردند از دوقطبیهای دروغین و این سوغات بیگانه که این دوقطبیهای دروغین سوغات بیگانه است، نکاتی را عرض کنم. خوب دقت کنید. با توجه به فرصتی که دارم خیلی مختصر میخواهم آن را توضیح بدهم. دوقطبی سازی همانطور که از اسمش معلوم است ساختن است. میخواهند چیزی ساخته شود. ساختن چیزی که وجود ندارد؛ اما تلاش میشود که به آن نمود داده شود. تکنیکی است در جنگ نرم. دشمن با آن سعی میکند بر فکر و دل و اندیشه و عواطف و محاسبات و تصمیمات و درنهایت بر رفتار مخاطب تأثیر بگذارد و آنطور که دوست دارد و دلش میخواهد رفتار او را تغییر بدهد. با جریان سازی که میکند نتیجه آن چیزی باشد که خودش دلش میخواهد. البته ما دوقطبیهای حقیقی هم داریم که در زندگی بشر فراوان است. از اول بوده تا الآن و در فرهنگ قرآنی ما و در معارف دینی ما به آنها اشارهشده است. نور و ظلمت، هدایت و ضلالت، حق و باطل، صدق و کذب، عدل و ظلم، عزت و ذلت، صلاح و فساد، اسلام و کفر، ایمان و نفاق، تقوا و فجور. اینها هم دوقطبی است اما حقیقی است. معروف و منکر، بهشت و دوزخ، اینها واقعی است و همه اینها در ذیل دوقطبی حقیقی بهعنوان حق و باطل جمع میشوند؛ اما در تاریخ معاصر مابعد از انقلاب اسلامی کلمات و واژههای جدیدی که برخاسته از متن اسلام بود اما معروف نبود وارد ادبیات سیاسی ایران و جهان شد. مستضعفین و مستکبرین، اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی. انقلاب اسلامی، استکبار جهانی. بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل نظام و حرکت به سمت دولت اسلامی و جامعه اسلامی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی دشمن هراس گرفت و وادار شد به اینکه واکنش نشان دهد. در مقاطع مختلف با توجه به ضعفهایی که در ما هم بود حرکاتی را انجام دادند و ضرباتی را به مسیر انقلاب زدند. اخیراً جنگ نرم را راهبرد کلان خودشان قراردادند و دوقطبی سازی بهعنوان یکی از راهبردهای این جنگ وارد میدان شد. دوستانی که در نسل اول انقلاب و نسل دوم انقلاب بودند و الآن هم حاضر هستند بهخوبی آن دوران را یادشان هست. تعابیری که در آن دوران بود مثل چپ و راست، تعهد و تخصص، مکتبی و متخصص، تکلیف گرا و نتیجه گرا، در آن اوایل این بحثها بود. حتی یک مقداری هم که مسئله سخیفتر شد چپ و راست سنتی، چپ مدرن، چپ نیمه مدرن و از اینجور چیزها هم آمد. بعد از مدتی دوقطبیهای دیگری در جامعه مطرح شد که گوش شما به اینها آشناتر است. مدیریت فقهی و مدیریت علمی، دوم خردادی و غیر دوم خردادی، اصلاحطلب و اصولگرا، آرمانگرا و واقعگرا، توسعه ملی و استقلالطلبی، اسلام رحمانی و اسلام خشونت، اعتدالیون و افراطیون. اخیراً هم آن را مبتذل کردند و دیگر خیلی از حد معمول هم بیرون بردند که توسط گروهی از افراد و جریانها مطرح میشود مثل حامیان فیلترینگ و مخالفان فیلترینگ، طرفداران برجام و مخالفان برجام، حامیان کنسرت و مخالفان کنسرت، تنشزایی و تنشزدایی، تعامل با جهان و تقابل با جهان. در سطح جامعه تریبون داران و افرادی که باید در این مقطع که گرفتاریها فراوان است و مشکلات اقتصادی جامعه مسئله تورم و اشتغال و تولید را باید به آن توجه کنند، افراد سرگرم اینها هستند.
مهمترین اهداف در دوقطبی سازی مواردی است که عرض میکنم. عرض میکنم برای اینکه گوشتان آشنا باشد و رد میشویم. ادراک سازی در خواص نخبگان و مسئولان برای تغییر محاسبات و رفتارها در مواجهه با دشمن. ما دشمنداریم و در مواجهه با دشمن باید چگونه رفتار کنیم؟! جوری با دوقطبی سازی در درک بنده و شما تأثیر میگذارند که نتوانیم در مقابل دشمن تصمیم بگیریم. لذا یکی از مهمترین اهداف کسانی که دوقطبی را در جامعه توسعه میدهند، تریبون دارانی که بهجای اینکه به کارهای اصلی و اساسی بپردازند اینها را در سطح جامعه توسعه میدهند، ادراک سازی در خواص است. درک افراد خاصی که باید کارهای دیگری انجام دهند را تغییر میدهند، محاسبات نخبگان و مسئولان را تغییر میدهند. دوم ایجاد و تشکیل اختناق و دودستگی بین مردم و حاکمیت، مردم با مردم و نخبگان با نخبگان باهدف تولید فتنههای جدید است. وقتی جامعه مشغول شد به اینکه تو چپی هستی، تو راستی هستی، تو اصولگرایی، تو اصلاحطلبی، سرمایههای اجتماعی مشغول سایش همدیگر خواهند شد. سوم، اصلی و فرعی کردن مسائل و مهآلود کردن فضای جامعه بهمنظور بهاشتباه افکندن مردم در اتخاذ مواضع بصیرانه است. الآن مردم باید یک موضع بگیرند، باید یک تصمیم بگیرند، باید در انتخابات شرکت کنند و یک شخص و فردی و افرادی را که به صلاح است آن را انتخاب کنند ولی فضای دوقطبی جامعه جوری پیش میرود که کسی که نباید انتخاب شود انتخاب میشود. چهارم، خدشه واردکردن در انسجام ملی و عزم ملی بهمنظور جلوگیری از توجه مردم به پیشرفت همهجانبه یک کشور. پنجم، تحریف شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و خط امام و رهبری. وقتی شعار جدیدی شایع شد اهداف اصلی انقلاب در این وسط گم خواهد شد. ششم، رواج فرهنگ و ادبیات سیاسی وارداتی بیگانه و تثبیت آن در فکر و ذهن مردم و نخبگان و کمرنگ کردن ادبیات انقلابی. هفتم، فرافکنی و فضاسازیهای کاذب بهقصد پنهان کردن ناکارآمدی برنامهای و مدیریتی حامیان سازش با استکبار در داخل کشور. کسانی که کشور را پنچر کردند و کشور را به این وضعیت اسفبار اقتصادی که الآن میبینید کشاندند، برای اینکه بتوانند از این ناکارآمدی فرار کنند و خودشان و ناکارآمدی خودشان را پنهان کنند این فضاسازیهای کاذب را درست میکنند. هشتم، جوسازیهای کاذب برای القاء حاکمیت دوگانه در ایران که اگر بگذارند ما این کار را میکنیم، اگر بشود فلان کار را میکنیم، با دوقطبی فضا را در یک چنین مسیری میبرند. نهم، فرار از پاسخگویی به مردم به خاطر عملکردهای ضعیف و پوشاندن ضعفها و ناکارآمدیها و قصور و تقصیرهای عملکردی در زمینههای اقتصادی و معیشتی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی. دهم، هدر دادن توان و انرژی نیروهای انقلابی در پاسخگویی به دوقطبی سازیهای مقطعی. نیروهای انقلابی بهجای اینکه کار انجام دهند، فلان آقا حرفی میزند، شخص دیگری در جای دیگری حرف میزند، یک تریبون داری یکسخن میگوید، نیروهای انقلابی هم شروع میکنند به جواب دادن به او وقت هدر میرود و از بین میرود. یازدهم، با تحریک احساسات و عواطف دینی و انقلابی انقلابیون درنهایت این عملیات با مهندسی زیرکانه با طراحی و ایده پردازی خارجیها و تکرار و اراده او توسط عناصر داخلی در یک هدفگیری کلان و در ادامه سیاست شوم تفرقه بینداز و حکومت کن، جایگاه الگویی و تمدن ساز انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را تضعیف کنند و با مشغول سازی عناصر اصلی جامعه مسیر استحاله نظام را تسریع کنند.
بیتردید مقابله با دوقطبی سازی دشمن و مواجهه هوشمندانه با او از وظایف و مأموریتهای نیروهای انقلابی است. همهکسانی که دغدغه انقلاب رادارند، همهکسانی که دلشان برای انقلاب میسوزد و شناخت ویژگیها و شاخصههای دوقطبی حقیقی و دوقطبی کاذب را به آن توجه دارند، از اولین و مهمترین اقدامهای آنها باید مواجهه با دوقطبیهای حقیقی باشد و حقیقیها را مطرح کنند و در مقابل این کاذبها بصیرت افزایی کنند. لازم است اینجا برخی از ویژگیهای دوقطبی کاذب را برای شما بگویم. دوقطبیهای حقیقی هم ویژگیهایی دارد که بماند از آیات و روایات استفاده میکنیم. چند مورد از ویژگیهای دوقطبی کاذب را برای شما مطرح میکنم. کسانی که دوقطبی کاذب میسازند عقبه معرفتی و ریشه علمی ندارند و برخاسته از آموزههای محکم عقلی و دینی نیستند. هوس بنیاد هستند. سوغات اندیشه و ادبیات غرب هستند. غربزدهها او را ساختهوپرداخته میکنند و فکر و تخیل انسانهای غربزده رادارند. تکبعدی و نا برخوردار از جامعیت هستند. ابعاد مختلف را در برنمیگیرند. در شرایط فتنه گون شبههها و غفلتها رشد پیدا میکنند و با ایجاد ابهام، قدرت اراده و اختیار انتخابگری را میگیرند و خودشان را بر فرد و جامعه تحمیل میکنند. مقطعی زودگذر و گذرا هستند. به اقتضای شرایط میآیند و میروند. ولی دوقطبیهای حقیقی همیشه هستند. حق و باطل در طول تاریخ بوده و هرگز گذرا و زودگذر نیست. نور و ظلمت همیشه هست چون حقیقی است ولی آنها خیلی زود میآیند و میروند. کاهنده، التهاب زا، اختلاف آفرین، خستهکننده، طاقت سوز، تحیر آور و گیجکننده هستند. شور و حماسه تعالیبخش و پیش برنده را به فتنه و آشوب و تفرقه تبدیل میکنند. جامعه را از پیشرفت و بالندگی بازمیدارند. موضع فعال و مؤثر جامعه و مسئولان را به انفعال، خنثی کردن و مضر بودن تبدیل میکنند. بازی در زمین دشمن است. دشمن این را میخواهد. حرکت در کجراهه است. حرکتی است اعوجاج گونه. این حرکت حرکت انحرافی است. التقاط است و نتیجه آن سقوط است. مبتنی بر مغالطه و سفسطه است. بیشتر درصدد فضاسازی و گمراهسازی افکار عمومی جامعه هستند.
آن چیزی که باید به آن پرداخت و باید مفصل هم به آن پرداخت و توضیح داد، طرح هوشمندانه دوگانهای است که رهبر معظم انقلاب آن را مطرح کردند. آنهم یک دوگانه بود، یک دوقطبی بود؛ اما دوقطبی حقیقی. یک دوقطبی هوشمندانه. طرحی بسیار دقیق و یک عرصه جدید و تعریف میدانی جدید برای عمل و ارتقاء جایگاه الگوساز و تمدن سازی انقلاب و نظام اسلامی که برای تحقق پیشرفت و عدالت و تمدن نوین اسلامی لازم است. طرحی است که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند و بهدرستی و روشنی ذیل حق و باطل تعریف شدنی است و اگر واژهسازیها و واژه بازیها را هم کنار بگذاریم میتواند بسیار مؤثر باشد و کارگشا باشد و آن دوگانه انقلابی و غیرانقلابی است. پرداختن به این دو واژه که انقلابی کیست و غیرانقلابی کیست. لذا این دوگانه، نخبگان انقلابی را از ورطه بازیهای کهنه و خستهکننده سیاسی به میدان عمل انقلابی و مدیریت جهادی میکشاند. همین مقدار در این نوبت بس باشد تا در موارد دیگر به جنگ ارادهها و جنگهای دیگر اشارهکنم.
این هفته آخرین مطلبی است که درباره لانه جاسوسی مطرح میکنم. یکی از مسائل ضروری برای خارجیها داشتن اخبار و اطلاعات است. لذا از مأموریتهای اساسی آنان کسب خبر و اطلاعات بوده که از مأمورین خود مستقیم و غیرمستقیم میخواستند برای آنها اطلاعات جمع کنند. یکی از اسناد سند ۹ از ج ۴ ص ۵۲ به بعد نمونهای از درخواستهاست. مفصل است فقط به چند قسمت اشاره میکنم. تشکیلات ستاد خمینی را توصیف کنید. آیا ستاد او واقعاً ساختمانهای دیگری استفاده میکند؟ نحوه تشکیلات محافظان چگونه است؟ آیا تعلیمدیدهاند؟ توسط چه کسی؟ آنها چه کسانی هستند؟ آیا نوعی دفتر مدیریت هم دارند؟ چه کسی آن را اداره میکند؟ تمام جزئیات ممکنه درباره افرادی که بلافاصله پیرامون خمینی هستند تهیه کنید. چه کسی بیشتر اوقات با اوست؟ آیا هیچیک از کسانی که ذیًلا نامبرده میشوند بهطور مرتب نزد او میروند و اگر آری هرگونه جزئیات ممکن درباره آنها و رابطهشان با خمینی را تهیه کنید: پسرش احمد، دامادش اشراقی، بهشتی، بنیصدر، خلخالی، لاهوتی، ملکوتی، منتظری. رابطه خمینی با فداییان اسلام چگونه است؟ آیا خلخالی رهبر آن است؟ مقاصد فداییان اسلام چیست؟ چه تعداد عضو دارد؟ رابطه بین خمینی، شریعتمداری، گلپایگانی و مرعشی نجفی را توصیف کنید. آیا هر یک از این آیتاللهها برای خود ستاد دارند؟ آیا خودشان محافظ دارند؟ آیا بین گروههای مختلف محافظان خصومت وجود دارد؟ گروههای مختلف محافظان به چه اندازه هستند؟ آیا شورای انقلاب اسلامی در تهران قرار دارد یا در قم؟ در رأس آنچه کسی است؟ وضع فعلی سلامتی خمینی چگونه است؟ جانشین احتمالی خمینی درصورتیکه مرگ وی چه کسی خواهد بود؟ آیا حدسی درباره اینکه امکانا در قم چه روی خواهد داد زده میشود؟ فعالان عمده ممکن است چه کسانی باشند؟ آیا در قم واحد سپاه پاسداران هست؟ چند نفر آنها آنجا هستند؟ اینها در سال ۵۷ و سال ۵۸ است. بدانید که امروز قصه شدیدتر و دقیقتر و عمیقتر و سازماندهی شده تر و با برنامهتر خواهد بود لذا بهسادگی برخورد نکنند. یک عده متأسفانه سادهاندیشی میکنند. باز اخیراً یکی دو روز گذشته دیدید که گفتند ما حاضریم مذاکره کنیم این بیان مردم انقلابی در سراسر کشور است چیزی که تجربهشده و سالیان سال آن را به جان کشیدهایم و ضربه خوردهایم از اینکه آمریکا قابلاعتماد است اروپا قابلاعتماد است رهبر معظم انقلاب مکرّر این را بیان فرمودند که خط قرمز نظام است ما هرگز راضی به برگشتن پای میز مذاکره نخواهیم بود مسئولین محترم دیگر مطلب را تکرار نکنند مکرر و بیانشده بااینکه خودشان هم اعلام میکنند که خط قرمز است و کسی که با این وضعیت پای میز مذاکره بنشیند دیوانگی است نمیدانیم چرا دوباره میخواهند راضی شوند و حرفی را که خودشان میزنند برخلاف عمل کنند.
نکته استانی: خبر تنبیه بدنی دانش آموزان مدرسه ناراحتکننده بود که باید سریعاً به آن پرداخته شود که ظاهراً هم دنبال کردند. البته مشکل ما در مدیریت کلان است. آن زمانی که عرض میکنیم عزیزانی که دل به استان ندارند و به فکر مسائل و کارهای خودشان هستند و بعضاً آمدهاند مدتی در این استان کاری کنند و رزومه خودشان را تکمیل کنند و بروند کسی گوش نمیدهد. فکر میکنند که ما سیاسی داریم صحبت میکنیم. والله بالله تالله در موضوعاتی که مربوط به پیشرفت استان است و مربوط به بهتر شدن وضعیت زیرساختهاست و مربوط به بهتر شدن وضعیت عمومی استان است سیاسی فکر نمیکنم کما اینکه غیرازآن هم اینطور نیست که بخواهم سیاسی فکر کنم. بیشتر بنایمان بر ارتقاء سطح عمومی است. لذا اصرار داریم افرادی باشند که دغدغه مند به این امور باشند. بحث من فقط آموزشوپرورش نیست. فردا حرفها را متوجه آموزشوپرورش نکنند. کلی عرض میکنم، راجع به همه مدیریتهایی که وجود دارد. لذا باید به این نکته دقت کنید که از افرادی استفاده شود که دغدغه خود استان رادارند و میخواهند در استان بمانند و فعالیت و خدمت کنند. حالا در آموزشوپرورش در یک مقطعی چون مثلاً مدیرکل حضور ندارد، بعضی از اتفاقات شاید بیفتد. در ادارات دیگر هم همینطور است حالا در اینجا بروز کرده و خبری شده است و جاهای دیگر خبری نمیشود. واقعیتش این است که مسئولین محترم در این قسمت باید دقت بیشتری داشته باشند.
نکته انتخاباتی: وعدههایى که حتى احتمال تحقق آنها نیز وجود ندارد و گاه حتى خارج از اختیارات قانونى و یا توان واقعى فرد وعده دهنده است، داده نشود. این وعدههاى دروغ البته بعدها موجب آبروریزى همان افراد و نیز بدگمانى مردم به آنها مىشود و از اینها لازمه تقوا و عقل، پرهیز از وعدههاى دروغین و فریبنده است. نامزدهاى انتخاباتى و هواداران آنها درهرصورت باید در عمل، التزام به قانون داشته باشند و بر همین اساس تصمیمات قانونى شوراى نگهبان حتى اگر به ضرر خودشان بود را بپذیرند. آرامآرام بیان شورای نگهبان مطرح خواهد شد. اگر واقعاً ملتزم به قانون هستند بپذیرند. صادقانه وارد عرصه تبلیغ بشوید تا نتیجه بگیرید. تبلیغات پرخرج یکی از شاخصهای رد صلاحیت کاندیداست. به خاطر رأی آوردن و دنیا دیگران را تخریب نکنید؛ و قیامت و آخرت خودتان را تاریک نکنید. دستگاه نظارتی هم با دقت تمام تخلفات را رصد میکنند. عزیزان حواسشان باشد. |
| 1398/9/15 | 1398/9/15جنبش دانشجویی جلودار حرکت جهادی و علمی کشور باشد / لزوم استفاده از عناصر جوان و پرانگیزه در «گام دوم» انقلاب | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه202
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوی در همه حال مواظب شکم خود هستند. هشتمین حق در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام حق شکم است. فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِیلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا لِکَثِیرٍ»؛ اما حق شکمت این است که آن را ظرف کم و یا بیش از حرام نکنى. «وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلَالِ»؛ و از حلال هم بهاندازهاش بدهى. «وَ لَا تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِیَهِ إِلَى حَدِّ التَّهْوِینِ وَذَهَابِ الْمُرُوَّهِ»؛ و از حد تقویت به حد شکمبارگی و بیمروتی نرسانى. «وَ ضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَ الظَّمَإِ» و هرگاه گرفتار گرسنگى و تشنگى شد او را ضبط کنى. «فَإِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ إِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَهٌ وَ مَثْبَطَهٌ وَ مَقْطَعَهٌ عَنْ کُلِّ بِرٍّ وَ کَرَمٍ». زیرا سیرى بىاندازه شکم را بیاشوبد و کسالت آورد که مایه بازماندن و دور شدن از هر کار نیک و ارجمند است. «وَ إِنَّ الرَّیَّ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ إِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَهٌ وَ مَجْهَلَهٌ وَ مَذْهَبَهٌ لِلْمُرُوَّهِ»؛ و نوشابهاى که صاحبش را مست سازد مایه سبکسری و نادانى و بیمروتی است.
این بخش از رساله حقوق را به چند قسمت تقسیم کرده است تا کاملاً حق مطلب ادا شود. فرمود: یک شکم را ظرف حرام نکنی. این مهمترین بخش این فراز است. خود این حرامخوری چند قسم است. گاهی مثل خوردنیهایی است که مستقیماً نهی شدهاند مثل خوردن گوشت حیوانات حرامگوشت. یا حیوانات حلالگوشتی که شرایط ذبح در آنها رعایت نشده و مردار شده، خمر و مسکرات. اگر کسی بخورد و یا بنوشد حق بطن و شکم را رعایت نکرده است و در حرام افتاده. قسم دیگر باواسطه حرام میشود مثل گوشت گوسفند است و حلال اما با دزدی خریده، رشوه گرفته و خریده، کار را درست انجام نداده و حقوق گرفته، دستدرازی در اموال و حقوق دیگران، حتی نپرداختن حقوق شرعیه، با پولی که حقوق شرعیه ی آن پرداختنشده نمیشود خریدوفروش کرد چون بهاندازه نصاب موردنظر، مال دیگران است که شخص بدون اذن تصرف میکند. غصب است و حرام. مال، مخلوط به مال غیر شده و حرام است. خمس نمیدهد. زکات نمیدهد. در خمس یکپنجم مال برای او نیست. مال غیراست. در فرش غیر نماز میخواند، در خانه غیر نشسته، با مال غیر خرید کرده. اگر چیزی بخرد و با آن شکم را پر کند مصداق بیان امام سجاد علیهالسلام است که حق شکم را رعایت نکرده. باید حلال و طاهر خورد و نوشید.
روایات فراوانی داریم که راجع به کم خوری و از طرف دیگر پرهیز از پرخوری توصیه کردهاند. مثلاً رسول خدا فرمودند: آنکه غذا کم خورد، معدهاش سالم ماند و صفای دل پیدا میکند و هر که پرخور باشد معدهاش بیمار و قلبش سخت میشود؛ یعنی پرخوری قساوت قلب میآورد. این دستورات را رعایت کنید. بعضیها میگویند دعا میکنیم اجابت نمیشود. حال دعا نداریم. کسل هستیم. این روایات خیلی ما را راهنمایی میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام یکی از نشانههای عفاف را کم خوری میداند. فرمود: «قِلَّهُ اَلْأَکْلِ مِنَ اَلْعَفَافِ» کم خوری نسبت به خود شخص است. امکان دارد شما با یک بشقاب سیر شوید باید کمتر از یک بشقاب بخورید. دیگری با دو بشقاب سیر میشود باید از دو بشقاب کمتر بخورد. نباید اینها را باهم سنجید. هر کس میداند دارد پرخوری میکند یا نه. یا دربیانی رسول خدا فرمودند: کسی که شکم خود را پر کند به ملکوت آسمانها و زمین وارد نمیشود. اگر میخواهی چشمت به ملکوت عالم باز شود مواظب شکمت باش. چون چنین کسی دیگر حال عبادت و بندگی ندارد و رسیدن به مدارج عالی و معارج با معنویت به دست میآید نه با کسالت و سنگینی پرخوری. در بیان دیگری فرمودند: از خوردن بیشازحد بپرهیزید که آن دل را سخت میگرداند و اعضای بدن را در طاعت خدا تنبل میسازد و گوش همتها را از شنیدن پند و اندرز کر میکند. از ثمرات زیانآور پرخوری به تعبیر امام صادق علیهالسلام دو چیز است: سنگدلی؛ قساوت قلب و دیگری شهوتانگیزی.
باید با کنترل خوردنیها و نوشیدنیها شهوات را کنترل کرد. باید یادمان باشد که پرخوری زیانهای غیرقابل جبرانی را به جسم و روح میزند. بیشتر انسانهای پرخور زیرک و هوشمند نیستند. منظورم افراد چاق نیست چون گاهی کمخوراک هستند ولی بدنی چاق دارند و برعکس، زیاد میخورند اما لاغرند. منظورم پرخوری است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «لاَ تَجْتَمِعُ اَلْفِطْنَهُ وَ اَلْبِطْنَه» با پرخوری تیزهوشی جمع نمیشود. یا فرمودند: هرگاه شکم از خوردنیهای مباح پر شود دل از دیدن خیر و صلاح نابینا میگردد. پس تلاش کنیم طیبوطاهر بخوریم، بهاندازه بخوریم و البته از حرام فاصله بگیریم.
از آداب غذا خوردن این است که تا انسان گرسنه و میل پیدا نکرده اقدام به خوردن نکند. رسول خدا فرمودند: وقتی غذا بخور که اشتها داری و از خوردن دست بشوی درحالیکه هنوز اشتها داری. از اصل بحث فاصله نگیرم، رسول خدا فرمودند: نزد خداوند چیزی منفورتر از شکم پر نیست. امام باقر در قسمتی از روایتی فرمودند: چه جهادی برتر از پاک نگهداشتن شکم. کسی که در شکمش مالی از حرام باشد دعایش مستجاب نمیشود. همت نباید شکم باشد. پس مرحله اول اینکه از حرام فاصله بگیریم. مراحل دیگر را هم در ضمن بحث به بعض روایاتش اشاره کردم.
مثل استفاده از حلال بهاندازه، خوردن بهاندازهی قوت گرفتن، شکمباره و بیمروتی نبودن، تمرین دادن برای تحمل گرسنگی و تشنگی، مثل روزه. سیری بیشازحد باعث کسالت و تنبلی است و شخص را از کارهای خیر مانع میشود؛ و پنجمین مطلب سیراب شدن به حدی که بیمروتی بیاورد ممنوع است. پس شکم را از حرام دور کن و کم بخور و حلال و پاکیزه بخور تا حق شکم را ادا کرده باشی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تلاش میکنند تا همه اوامر الهی به مرحله اجرا درآیند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۱۰ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ خِزْیَهٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَ إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ». هنگامیکه نیکى و نیکوکارى، روزگار و مردم را فراگرفته باشد، اگر کسى به شخصى که کار زشتى از وى سر نزده گمان بد ببرد، بهراستیکه ستم کرده است و هنگامیکه بدى و بدکارى بر روزگار و مردم، چیره است اگر کسى به کسى خوشگمان باشد، بهراستیکه خود را فریفته است. ببینید که امام چگونه امروز ما را ترسیم کردهاند. مکرر عرض شد روزگار برای درس گرفتن معلم بسیار خوبی است و میتوان طوری از آن یاد بگیریم که اهل خیر و خوبی در دنیا و آخرت باشیم؛ و یا طوری استفاده کنیم که خیری در آن نباشد. لذا دوره اول چون خیر فراوان است عمل همه به صحت، حمل میشود و کسی به دیگری گمان بد نمیبرد؛ و دوره دوم عکس است و زمانه خرابشده و فساد بر مردم غلبه پیداکرده و از همه انتظار کار خلاف میرود لذا کارها به فساد و بدی حمل میشود؛ و اگر در این زمان کسی به دیگری خوشبین باشد، بهراستیکه خود را فریب داده است.
شنبه ۱۰ ربیعالثانی وفات حضرت معصومه علیهاالسلام است. بانوی بزرگواری که تحت تعلیم پدر و برادر بزرگوارش و برادرزادهاش، به بالاترین آموزههاى اسلامى مثل عفت و حیا و پاکدامنی که شایسته زن مسلمان است دستیافت و در رفتار و گفتار و کردار خود آن را عملی ساخت. بهطوری صفات ارزشمند در او متجلى بود که به همانها ملقب شد؛ که حکایت از طهارت روح و کمالات ویژه آن حضرت است. صفاتی نظیر معصومه، طاهره، حمیده، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا، محدّثه، عابده، کریمه اهلبیت علیهمالسلام. تسلطی که بر علوم مختلف مثل فقه و حدیث داشت، او را الگو کرده است که راه برای دختران و بانوان برای کسب مدارج علمی باز است و هرگز نباید در این زمینه کوتاهی کنند. امروز بانوان دانشمندی داریم که افتخاراتی را برای خود و کشور کسب کردهاند و در تحصیل معارف اهلبیت هم داریم که به درجه اجتهاد رسیدهاند و باید عدهی بیشتری به این مسیر ادامه بدهند و نیاز جامعه بانوان را در این عرصه برطرف کنند. وجود بابرکت حضرت معصومه شهر مقدس قم را مرکز علمی جهات تشیع کرد. در جلالت قدر او این بس که امام رضا علیهالسلام فرمودند: هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسى است که مرا زیارت کرده است؛ که اگر این روایت اگر کنار روایت دیگر امام رضا علیهالسلام قرار بگیرد که فرمود: آگاه باشید، کسی که مرا درحالیکه غسل زیارت کرده زیارت کند، بهگونهای از گناه بیرون آید و پاک مىشود که هنگام تولد از مادرش از گناه پاک بود. میتوان نتیجه گرفت که زائر حضرت معصومه سلامالله علیها از فیض زیارت امام رضا هم برخوردار هستند. خدای تعالی توفیق زیارت بامعرفت به همه ما عنایت کند.
۱۶ آذر روز دانشجو، روزی که رژیم منحوس و پلید پهلوی دانشجویان معترض به حضور آمریکائیها در دانشگاه را به شهادت رساند و این شد سرآغاز جنبش دانشجوئی در سال ۱۳۳۲٫ چند نکته کوتاه عرض کنم: جنبش دانشجوئی که مطالبه گر نباشد، استکبارستیز نباشد، دغدغه جامعه و معضلات اجتماعی را نداشته باشد. عدالتخواه و آرمانگرا نباشد. حرکت آفرین و جریان ساز در مسیر اهداف بلند اسلام و انقلاب نباشد. جنبش نیست. جنبش دانشجوئی در این مقطع درعینحال که سیاسی است و مسائل کشور را دنبال میکند، باید جلودار حرکت جهادی و روبهپیشرفت علمی کشور باشد. آینده برای جوانان است. حضرت امام رضوانالله علیه فرمودند: «دانشجوها ذخایر این ملت هستند، مقدرات مملکت ما در آینده به دست دانشجویان امروز است». چنین جایگاهی دارد باید خیلی کار کند، بصیر باشد، بینا باشد. به تعبیر رهبری مؤذن جامعه است. دانشجویان میتوانند کشور را از وابستگیهای اقتصادی و فرهنگی نجات بدهند. بله سنگاندازی و مشکلآفرینی درست میکنند، اما تلاشی است که غریق برای نجات خودش میکند. زیاد نباید به این سنگاندازیها توجه کرد. ملت ما راه خودش را پیداکرده و باتحمل همه سختیها پرشتاب، بالنده و محکم به سمت جلو حرکت میکند. امروز غرب و استکبار جهانی، آمریکا و اسرائیل و ارتجاع کثیف منطقه در چنبره قدرت منطقهای ایران گیر افتادهاند و این هزینههایی که میکنند در لبنان و سوریه و عراق، برای فرار از این میدان مینی است که در داخل آن افتادهاند. نه راه پس دارند نه راه پیش دارند. شما ببینید خودشان چه میگویند. هنرى کسینجر سیاستمدار کهنهکار و استراتژیست صهیونیستی آمریکایى، با یک بیان پر از حیله و تفرقهآمیز اعتراف میکند و مىگوید: «نوعى کمربند شیعى از تهران تا بغداد و از بغداد تا بیروت، شکلگرفته است. این وضعیت به ایران فرصت مىدهد تا امپراتوری ایران باستان را در قالب شیعى آن احیاء کند» خیلی مطلب مهمی است که میگوید. معلوم میشود که راهی را که امام قبلاً به ما گفته بود درست رفتهایم. امام فرموده بودند: «ما مىخواهیم، این چیزى را که در ایران شد و این بیدارى که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست ابرقدرتها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملتها و همه دولتها بشود». واقعاً اینطور شده است. واقعاً امروز در دنیا بیداری اسلامیشده است به برکت انقلاب اسلامی؛ و انقلاب اسلامی توانسته دست ابرقدرتها را از مخازن کشور و منافع و منابع کشور کوتاه کند. این پیروزی بزرگی است. لذا سنگاندازیها در همین باب است.
رهبر معظم انقلاب در ۱۴ بهمن سال ۹۴ فرمودند: باید مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام ایستاد. بررسی کردم دیدم کسی چیزی نگفته یا کمتر بیانشده. این خیلی حرف مهمی است. در داخل نظام؛ یعنی در حاکمیت و ادارهکنندگان جریانی است غیرانقلابی که باید در مقابل او ایستاد. ایستاد یعنی چه؟ چگونه ایستاد؟ روش ایستادن چگونه است؟ اینها باید تبیین شود. من جلسه گذشته شش هفت شاخص از شاخصههای این جریان را برای شما گفتم. اسمی هم از افراد نیاوردم. میتوانم اسم ببرم که روشن شود این افراد در کجا قرارگرفتهاند. در چه مستندهایی الآن دارند کار میکنند و چه سنگاندازیهایی میکنند و کشور را چگونه به عقب میبرند. متأسفانه این جریان غیرانقلابی داخل نظام فکر کرد که انقلاب اسلامی وقتی پیروز شد، این انقلاب آمد رژیم شاه را عوض کرد، رژیم منحوس پهلوی را ساقط کرد، حالا خودش مستقل شده باید برود در هاضمه جهانی و کشورهای دنیا هضم شود. باید دنبالهرو آنها شود. باید تابع آنها شود. اینیک انحراف فکری است. اینیک انحراف روشی و راهبردی است. مآل انقلاب اسلامی هرگز هضم شدن در جامعه جهانی و دنبالهرو لیبرالیسم و سکولاریسم رفتن نبود. مآل انقلاب اسلامی و آیندهای که میبیند تمدن نوین اسلامی است، در سایه ظهور حضرت حجت سلاماللهعلیه. لذا آن عدهای که در داخل نظام فکر میکنند کشور را باید ببرند برسانند به سمت جامعه جهانی مثلاً آمریکا و کشورهای اروپایی کلاً نسبت به انقلاب اسلامی انحراف فکری و عقیدتی دارند. مبنایی با این بحث فاصلهدارند. اینها جریان غیرانقلابی داخل نظام هستند. این ویژگیهایی که میگویم برای انتخاباتی که در پیش رو هست مهم است. برای انتخابات ۱۴۰۰ هم مهم است. باید بفهمیم و متوجه باشیم. چقدر میخواهید خسارت بدهید؟ چقدر میخواهید وقت را تلف کنید؟ اهداف، انگیزهها، شرایط، شاخصها، همه را در نظر بگیرید. بعضیها میگویند ما دیگر رأی نمیدهیم. آیا رأی ندهید کار درست میشود؟ بدتر میشود. رأی بدهید اما درست رأی بدهید. با شناخت رأی بدهید. فامیل بازی، همسایه، قوم و قبیله و گرایشهای اینگونه است که ضرر میزند. شایستهها را باید روی کار بیاورید. الآن همین جریان غیرانقلابی دارد تلاش میکند که کرسیهای مجلس را تصاحب کند. چشمهایتان را بازکنید و بصیر باشید. این شاخصهها که من میگویم برای پر کردن وقت خطبهها نمیگویم. دارم بر شما حجت را تمام میکنم. کما اینکه رهبر معظم انقلاب هم وقتی شاخصها را میگویند دارند حجت تمام میکنند. روز قیامت میپرسند که روی چه قاعدهای به این شخص رأی دادهاید؟! در تمام نشستوبرخاستهایی که آن آقا در مجلس دارد، آن خانم در مجلس دارد، شما شریک هستید. باید مواظب باشید. شما دارید وکیل میکنید کسی را که از طرف شما کار را انجام بدهد.
شاخصهها این است: ۱٫ «غربگرایی به معنای وادادگی، تسلیم و پذیرش اصول و مبانی تفکر غربی». در مقابل تفکر غرب تسلیم هستند. کدخدا میدانند. بهجای اینکه به خدا توجه کنند بهجای دیگر توجه میکنند. ۲٫ «در مقابل غرب واداده و تسلیم محض هستند». ۳٫ «بههیچوجه روحیه انقلابی و جهادی ندارند و اجازه بهکارگیری این نیروها را هم نمیدهند». شما ببینید هرکدام از اینها مسئولیتی که پیدا میکند اول کاری که میکند نیرویهای ارزشی و جهادی و انقلابی را از کار میاندازد. در همین استان تا دلتان بخواهد این کارشده است. ۴٫ «نسبت به نقشآفرینی جبهه مقاومت موضع منفی دارند». نیروهای انقلابی حتماً باید موضوع محوریت ایران در جبهه مقاومت را تبیین و بصیرت افزایی کنند. حزبالله و نیرویهای ارزشی و فهیم این را بیان کنید که چرا محور مقاومت برای ما اصل است. ما به پنج دلیل کلان در محور مقاومت حضور جدی داریم. اولاً: آموزشهای دینی و اسلامی از ما این را میخواهد که آیات و روایات فراوانی به مسئله مقاومت اشاره دارد که انشا الله فرصت شد نظریه مقاومت از قرآن و روایات را بیان میکنیم. ثانیاً: برای ایجاد امنیت فرامرزی و حفظ عمق راهبردی خودمان باید در جبهه مقاومت حضورداشته باشیم. کسانی که شعار نه غزه نه لبنان میدهند نمیفهمند سرشاخه نشستهاند و بن میبرند. ثالثاً: دفاع از حرم اهلبیت علیهمالسلام برای ما موضوعیت دارد. رابعاً: در مقابل فتنه غربی عربی عبری باید ایستاد و جهان اسلام را کمک کرد. خامساً: آن چیزی که دغدغه اصلی ماست نابودی رژیم اسرائیل و محو این جرثومه فساد از روی زمین است؛ که به حمدالله مقدمات آن فراهمشده است. شامه ما این را حس میکند که زودتر از موعدی که رهبر معظم انقلاب فرمودند این واقعه رخ خواهد داد. ۵٫ «مبالغه در آمریکا هراسی و اینکه سایه جنگ بر سر ملت سایه افکنده». دائم این را میگویند. ۶٫ «محدود کردن قدرت دفاعی و بازدارندگی کشور به بهانهی اینکه باید به فکر معیشت مردم باشیم». به فکر معیشت هم نیستند. به فکر معیشت بودند که اینطور نمیشد. ۷٫ «زندگی اشرافی و کاخنشینی و بیتوجهی به افراد محروم جامعه، باندبازی و فامیل سالاری بهجای شایستهسالاری و اعتماد به جوانان». ۸٫ این جریان غیرانقلابی داخل نظام «تلاشش برای کارآمدی نظام نیست. بلکه عکس عمل میکند. دائم ناراضی تراشی میکند». ۹٫ «اهتمامی به فرهنگ ایثار و شهادت و دفاع از ارزش هائی که شهیدان به ارمغان آوردند ندارند. برای همهچیز وقت و بودجه دارند الا به این موضوع که میرسند نه پولدارند نه وقت دارند». مسئولین استان گزارش دهند که به خانوادههای شهدا در طول یک سال گذشته چقدر سر زدند. در رابطه با خانواده شهدا و مسائل مربوطه غیر از بنیاد شهید که وظیفه ذاتی اوست و انجام میدهد، بعضی از مسئولین استان، شما چه کردید؟ ۱۰٫ «دو قطبیسازی» که مفصل است باید مستقلاً به آن بپردازم. چون جریان غیرانقلابی برای فرار از پاسخگویی در مسئولیتهای اصلی در اقتصاد، معیشت و فرهنگ و معضلات اجتماعی با تریبون هائی که دارد و در محافل گوناگون اقدام به ایجاد دوقطبیهای کاذب و فرافکنانه در فضای جامعه مینماید. اسلام رحمانی و اسلام خشونت، حامیان فیلترینگ و مخالفان فیلترینگ، طرفداران برجام و مخالفان برجام، تعامل با جهان و تقابل با جهان. ۱۱٫ «بهجای اینکه نقدپذیر باشند به منتقدان انگ میزنند». ۱۲٫ «به جریان انقلابی تهمت تندروی میزنند».
۱۸ آذر شهادت سرتیپ خلبان احمد کشوری سال ۵۹ و ارتحال عالم بزرگوار مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی سال ۷۲ و ۲۰ آذر شهادت آیتالله دستغیب سومین شهید محراب سال ۶۰ را گرامی میداریم. ۱۹ آذر روز جهانی حقوق بشر. ۲۰ آذر روز جهانی کودک و تلویزیون.
لانه جاسوسی: از اسنادی که در جلد دوم (پیدیاف) آمده این به دست میآید که آمریکا به انقلاب و امام تنها به چشم تهدیدی نسبت به منافعش در ایران نگاه نمیکند، بلکه امام را محرکی میداند که تمام منافع امریکا را در منطقه به خطر انداخته لذا تلاش میکند که از همان اول در دستگاه حاکمه ایران نفوذ کند. تلاش میکند تا با دولت موقت و نیروهای غربزده در ایران ارتباط بگیرد و آنها را تقویت کند. تا هم زمینه رشد برای گروههای غربزده سیاسی که به علت تربیت غربیشان نهایتاً روبه سوی آمریکا دارند فراهم شود و هم بدینوسیله نقش امام در اجتماع را تضعیف نمایند. لذا دریکی از اسناد هست که گفتند: نیروهای غربزده و دولت موقت از امکانات آمریکا بهحساب میآیند. (این کتابها را بخوانید خیلی روشنگری دارد. دولت موقت را جزو امکانات خودشان میدانند. از همان اول شروع به نفوذ کردند در دستگاه حاکمه کشور). درهرصورت در جهت آمریکا هستند. یا در سند شماره دو همین جلد: تعداد زیادی ایرانیان تحصیلکرده ایالاتمتحده و غرب که در میان آنان میتوانیم تصمیمگیری در جهت غرب را انتظار داشته باشیم. یک دولت رسمی (که با جناح قم مخالف بوده) و علائمی از واقعبین بودن و غیر افراطی بودن نشان داده است و در روابط عادی شده ایران و ایالاتمتحده ذیعلاقه است. میگوید یعنی ما اینها را شناسایی کردیم در غرب درسخواندهاند و قابلیت این رادارند که بیایند در کشور مسئولیت بگیرند. وزیر و وکیلشان. این را در سال ۵۸ میگوید نه ۹۸ یعنی از همان روز شروع کردند.
نکته استانی: استان الحمدالله غیر از تخلفات آشکار و پنهان بعض مسئولین و بعض ساختوسازها و عزل و نصبهای غیرقانونی و معنادار مشکل دیگری ندارد.
نکته انتخاباتی: کاندیداهای مجلس باید التزام عملی به قانون داشته باشند. کسی که نمیتواند برای تبلیغات انتخاباتیاش خلاف قانون نکند به درد مجلس قانونگذاری نمیخورد. کسانیکه ثبتنام کردهاند بروند یکگوشهای، امامزادهای، مسجدی، کنار قبور شهدا بنشینند بین خود و خدا بررسی که آیا برای خدا قصد آمدن دارند و یا در دل و ذهنشان چیزهای دیگری است؟ آخرت خودشان و دنیای دیگران را خراب نکنند. شیطان بامهارت تمام اعمال انسان را تزیین میکند. واقعاً اگر در خود نمیبینید هزینه درست نکنید. بعلاوه ما در جریان حرکت پرشتاب و بالنده انقلاب اسلامی به سمت جامعه مهدوی احتیاج به عناصری داریم که جوان و پرانگیزه باشند که بتوانند وسط میدان برای مردم تلاش کنند لذا آقایان و یا بانوانی که سنی از آنها رفته است، خودشان کنار بکشند. ما این خدمت را از شما نمیخواهیم. ما جوانها را میخواهیم به خدمت بگیریم. بینی و بین الله بروید کنار. در اوج خداحافظی کنید. فضا بدهید. کنار جوانان بنشینید راهنمایی و تشویقشان کنید. میدان بدهید. خودتان کنار بکشید. دوستان گزینه اولتان جوانان باشند. مگر اینکه واقعاً نرسید به جوانی که قابلیت دارد. یک مقدار هم باید حوصله کرد. ممکن است که شایستگیها صد درصد نباشد. کسانی که سن و سالی از آنها رفته چموخم کار را یاد گرفتند. نکته دیگر اینکه همانطور که ثبتنام بیمورد کردن خلاف است و هزینهساز است. ثبتنام نکردن افرادی که لایق هستند هم درست نیست. بروند ثبتنام کنند. نباید خست به خرج داد و منتظر شوند که بزرگی از آنها دعوت کند. اگر واقعاً صلاحیت رادارید و دارید، تواضع میکنید و توجه به معنویت دارید و متوجه بعض امور هستید وارد عرصه بشوید. بالاخره آبرویی که همه ما داریم از نظام به دست آوردیم. یکجا باید هزینه کرد. ثبتنام کنید و وارد عرصه شوید. محکم از آرمانهای انقلاب و اسلام دفاع کنید، نتیجه را هم به خدا بسپارید. خدا همانطور که عزت میدهد ذلیل میکند. دست خود ما نیست. دوستانی که هستند در اینیکی دو روز باقیمانده حتماً ثبتنام کنند. بگذارید فضا باز شود؛ و همه ما وظیفهداریم در کثرت شرکتکنندگان در این انتخابات اقدام کنیم. |
| 1398/9/8 | 1398/9/8جلوی گرانیها بهشدت و قدرت گرفته شود / مردم نمایندگان مجلس را با شاخصهای انقلابی انتخاب کنند/ انتخاب اشتباه آثار زیانباری دارد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه203
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله. متقین در استفاده از دستهای خود مواظبت دارند که برخلاف خواستهی خدای تعالی اقدام نکنند. هفتمین حق در رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام حق دستهاست. فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ یَدِکَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ»؛ و اما حق دست تو این است که آن را به ناروا دراز نکنى. «فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَیْهِ مِنَ اللَّهِ الْعُقُوبَهَ فِی الْأَجَلِ»؛ که به خاطر دستاندازی بهوسیله آن گرفتار عقوبت آخرت خدا شوى. «وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَهِ فِی الْعَاجِلِ»؛ و گرفتار سرزنش مردم در دنیا شوی. «وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهَا»؛ و آن را از کارى که به تو واجب کرده نبندى. «وَ لَکِنْ تُوَقِّرَهَا بِقَبْضِهَا عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا یَحِلُّ لَهَا». ولى آن را احترام کنى به اینکه از محرمات بسیارش ببندى. «وَ بَسْطِهَا إِلَى کَثِیرٍ مِمَّا لَیْسَ عَلَیْهَا»؛ و در بسیارى از آنچه هم که بر او واجب نیست بکار اندازى. «فَإِذَا هِیَ، قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِی الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ فِی الْآجِلِ»؛ و چون اینگونه عمل کرد که در دنیا حرام انجام نداد و شرافت را حفظ کرد. پس واجب است در آخرت از ثواب خوب بهره ببرد.
دستها مثل پاها از اعضای حرکتی انسان هستند، خداوند این نعمت را به بشر داد تا در انجام کارهای درست برای خود و دیگران در خدمت او باشند. دستها مظهر قدرت شخص هستند؛ و کنایه از توان و توانائیهایی که گاهی مربوط به دستان هم نیست. لذا وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «اَنَا یَدُ الله» یعنی من مظهر و نشاندهنده قدرت خدا هستم. در تاریخ خواندهاید که زره او پشت نداشت و حضرت در هیچ واقعهای به ترس و هراس نیفتاد و هرگز اظهار ناتوانی و عجز نکرد. توجه کنید؛ سؤال: آیا خداوند همه افراد را صاحب دست میداند؟ همه انسانها دست دارند اما اگر کسی با دستش خلاف کرد، مثلاً بت ساخت برای انحراف مردم از خداپرستی. دست او دیگر دست نیست؛ و اگر دست در مسیر توحید و اعلای کلمه حق و شکستن بتها حرکت کنددست است و دارندهاش صاحب دست است، مثل حضرت ابراهیم علیهالسلام که در آیه ۴۵ سوره مبارکه ص فرمود: «وَ اذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدی وَ الْأَبْصارِ»؛ یعنی حضرت ابراهیم بتشکن و انبیاء الهی و هرکسی که با ظلم و فساد مبارزه میکند و درراه ترویج دین و اخلاق و عقاید قدم برمیدارد صاحب دست است. در روایت داریم دستها سه قسم هستند. ۱(دست خدا که بالای هر دستی است. ۲) دست انسان بخشنده که به دنبال دست خداست. ۳) دست انسان درخواستکننده بااینکه بینیاز است؛ که تا قیامت پایینترین دستهاست؛ و در روایت از امام باقر علیهالسلام است که در قسمتی از آن فرمودند: و کسی که درخواست میکند درحالیکه بینیاز است روز قیامت با چهره مجروح خدا را ملاقات میکند. «إِنَّهُ مَنْ سَأَلَ وَ هُوَ بِظَهْرِ غِنًى لَقِیَ اللَّهَ مَخْمُوشاً وَجْهُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ». پس بهطور خلاصه چند مطلب را حضرت در این فراز بیان فرمودند: اولاً اهل دستدرازی به حرام نباشی که این عمل آثاری دارد، مثلاینکه عذاب و عقاب اخروی دارد بعلاوه در دنیا مورد مذمت مردم قرار میگیری. ثانیاً نباید جلوی کار خیری که بهوسیله دستها انجام میشود را گرفت. سوم باید به دستهایت که نعمتی از نعم الهی و نشانه توان و قدرتمندی توست احترام بگذاری. این احترام چگونه است؟ حضرت فرمودند: جلوی کار حرامش را بگیری و اجازه انحراف ندهی. این هم مصادیق فراوانی دارد. مثلاً اجازه نوشتن مطالب مخرب اخلاقی و اعتقادی ندهی. امضای حرام نکنی. دروغ ننویسی، قدم خلافی برنداری و امثال ذالک. چهارم او را در کارهای مستحب به کار بیندازی. نوشتن مطالب علمی و مفید. کمک به خیریهها و جلوگیری از آسیبهای اجتماعی.
چون دستها نشانه توان انسان هستند درنتیجه اموری که مستقیماً به دست مربوط نمیشوند ولی وقتی انجام میدهیم به دست نسبت داده میشوند را هم شامل میشود. مثلاینکه میگوییم: فلانی اگر از دستت کاری برمیآید انجام بده. بااینکه آن کار مربوط به اقدام کردن است نه اینکه عملی، یدی باشد؛ و اینگونه امور هم بسیار است که در قرآن و روایات به آن اشارهشده. یکی از امور یدی انفاق کردن است و چه قدر توصیه و سفارش شده که دست شما، منفق باشد و دست شما دست بالا باشد یعنی دست دهنده یعنی اهل انفاق و بخشش باشید. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «الْیَدُ الْعُلْیَا خَیْرٌ مِنَ الْیَدِ السُّفْلَی»؛ و البته چون باید در هر کاری رعایت تعادل را کرد و افراط نداشت. در آیه ۲۹ سوره اسراء به پیامبر فرمود: «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» و دستت را در انفاق، بخیلانه بسته مدار و از طرف دیگر در انفاق هم دستودلباز نباش که چیزی برای معاش خودت باقی نماند که درنهایت درمانده شوی؛ و پنجم اینکه این دست اگر در مسیری که خدای تعالی خواسته بود حرکت کند قطعاً صاحبش را عاقبتبهخیر کرده و در قیامت نامه عملش را با دست راستش تحویل میگیرد. ولو در قیامت انسان مؤمن هر دودستش بابرکت و راست خواهد بود که از بعض روایات میتوان فهمید که هر دودست یمین است یعنی با یمن و برکت است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بر عمل کردن به نصایح و توصیههای اهلبیت اهتمام دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۹ از حکم نهجالبلاغه به ۱۸ مورد از صفات اشاره فرمودند که فقط میخوانم. «لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ» هیچ ثروتى پرفایدهتر از عقل نیست. «وَ لَا وَحْدَهَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ» و هیچ تنهایى ترسناکتر از خودخواهى نیست. «وَ لَا عَقْلَ کَالتَّدْبِیر» و هیچ خردى چون تدبیر و اندیشیدن نیست. «وَ لَا کَرَمَ کَالتَّقْوَى» و هیچ بزرگواریای چون تقوا نیست. «وَ لَا قَرِینَ کَحُسْنِ الْخُلُقِ» و هیچ همنشینی مانند خوشخلقی نیست. «وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ» و هیچ میراثى مانند ادب نیست. «وَ لَا قَائِدَ کَالتَّوْفِیقِ» و هیچ رهبرى همانند توفیق بر کارى نیست. «وَ لَا تِجَارَهَ کَالْعَمَلِ الصَّالِحِ» و هیچ تجارتى همانند کار شایسته نیست. «وَ لَا رِبحَ کَالثَّوَابِ» و هیچ سودى چون اجر و مزد الهى نیست. «وَ لَا وَرَعَ کَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَهِ» و هیچ پرهیزگاریای مانند توقف در مقابل عمل شبههناک نیست. «وَ لَا زُهْدَ کَالزُّهْدِ فِی الْحَرَامِ» و هیچ پارسایى مانند پرهیز از حرام نیست. «وَ لَا عِلْمَ کَالتَّفَکُّرِ» و هیچ آگاهیای همچون اندیشیدن در کار نیست. «وَ لَا عِبَادَهَ کَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ» و هیچ عبادتى مانند انجام واجبات نیست. «وَ لَا إِیمَانَ کَالْحَیَاءِ وَ الصَّبْرِ» و هیچ ایمانى همسان شرم و بردبارى نیست. «وَ لَا حَسَبَ کَالتَّوَاضُعِ» و هیچ والایى مانند فروتنى نیست. «وَ لَا شَرَفَ کَالْعِلْمِ» و هیچ شرافتى بهپای دانش نمىرسد. «وَ لَا عِزَّ کَالْحِلْمِ» و هیچ عزتی مانند بردباری نیست. «وَ لَا مُظَاهَرَهَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَهِ» و هیچ پشتوانهاى مطمئنتر از مشورت با دیگران نیست. خداوندا تقوای ما را زیاد بگردان.
۱۴ آذر مصادف با ۸ ربیعالثانی ولادت امام عسکری در سال ۲۳۲ قمری است. از ویژگیهای دوران زندگی امام عسکری تلاشی بود که حضرت برای استقرار حکومت الهی انجام دادند و با برنامهریزی و طراحی دقیق برای آینده که امروز به آن مدیریت آینده میگویند نظریه ولایتفقیه را با الگوی مرجعیت و مدیریت نواب عام برای جامعه اسلامی پایهریزی کردند. البته قسمت مهمی از آن در زمان ائمهی قبل انجامشده بود؛ اما در زمان امام عسکری عملیتر شد؛ و شیعه با همین شیوهی مدیریت آینده؛ یعنی مرجعیت و ولایتفقیه توانسته است در عصر غیبت از همه حوادثی که تا الآن برایش پیشآمده نجات پیدا کند؛ و حتی پرقدرتتر هم بشود. این روز مبارک را پیشاپیش تبریک عرض میکنم.
یکی از اصحاب امام عسکری به روایت مرحوم شیخ طوسی حضرت عبدالعظیم حسنی است که در ۴ ربیعالثانی مصادف با ۱۰ آذر ولادت یافت. البته آنچه مسلم است این است که محضر امام رضا، امام جواد و امام هادی علیهمالسلام را درک کرده است؛ و دارای فضائل و مناقب فراوان بوده و از دانشمندان و روات حدیث و کثیرالروایه میباشد. اولین کسی که دینش را بر امام عرضه کرد حمران ابن اعین است که به امام باقر علیهالسلام عرضه کرد و آخرین نفر عبدالعظیم حسنی است که برای تحصیل اطمینان از صحت و سلامت و ثبات عقایدش به خدمت امام هادی علیهالسلام در سامرا رسید؛ و اصول و مبانی اعتقادیاش را به امام عرضه کرد. کاری که در هرزمانی بهخصوص مثل این زمان که شبهات و نحلههای انحرافی و امثال ذالک فراوان شده بسیار لازم است که در برنامههای دینی افراد و خانوادهها بهخصوص جوانان قرار بگیرد. امام هادی خطاب به او مىفرمایند: «اَنتَ وَلیُّنا حَقّاً» پسندیدند. ولادت این بزرگوار را تبریک گفته توصیه میکنم به زیارتش مشرف شوید.
شهادت سید حسن مدرس به دستور آن پلید اجنبیپرست خبیث رضاخان میرپنج در دهم آذر سال ۱۳۱۶ واقعشده. یاد و خاطره این شهید بزرگوار را گرامی میداریم. این روز را روز مجلس شورای اسلامی هم نامیدند. چند روز آینده انشاءالله ثبتنام برای مجلس شروع میشود و بعد از ثبتنامها و کارهایی که انجام میشود نوبت بنده و شما خواهد بود که باید نمایندگانی مثل مدرس انتخاب کنیم. انشاءالله حر و آزاده و دینشناس و دشمنشناس و زاهد و ضد اشرافی گری و اگر در یک کلمه به خواهم بگویم یک مسلمان انقلابی. دنبال شاخصههای اصیل باشید. برادر و خواهر عزیز شما که بدون توجه فقط به خاطر اینکه فلانی اهل یک قبیله و قوم خاصی است، هممحلی و هم فامیلی است، رأی میدهید نتیجهاش میشود همین مشکلاتی که امروز در جامعه با آنها مواجه هستیم. برای همه کمکاریهایی که افراد انجام میدهند و مشکلاتی که برای جامعه به وجود میآورند، این رأیی که تو میدهی نقش دارد. تو هم مسئولی، این را بدان. مواظب باش که باید بروی جواب خدای تعالی را راجع به چه کسی پس بدهی. این را متوجّه باش. از همینالان مواظب باشید. برادر شهید بودن، جانباز بودن، آزاده بودن، روحانی بودن، سید بودن، فقط مدارج علمی داشتن، مجوز رأی دادن نیست. ملاکها را در نظر بگیرید. به حال افراد توجه کنید. گاهی دیده میشود که طرف از خانواده معظم شهداست، از خانواده جانبازان است، ایثارگر است اما تقاضای کار خلاف کرده. تقاضای کار خلاف دارد. خلاف قانون انجام داده و میدهد. آن شهیدی که تو به اعتبار او معتبر شدی مخالف خلاف قانون عمل کردن و مخالف دین عمل کردن بوده و در این مسیر رفته و به شهادت رسیده که ارزشها و قانون و قانون مداری در جامعه حاکم شود. آنوقت چگونه شما برخلاف حرکت میکنید و بعضی از افراد بر همین برخلاف حرکت کردن خودشان هم مصر هستند. عرض میکنیم ولو پدر و همسر و برادر و فرزند و شهید هم باشد خلاف شرع و خلاف قانون و خلاف موازین انقلابی بخواهد عمل کند آن احترامی که برای خانواده شهدا است برای آن شخص نیست. چون برخلاف مسیر و مشی شهید است. لذا تعصبات قومی و قبیلهای را کنار بگذارید. آیا روز قیامت در مقابل خدای تعالی و رسول خدا و اهلبیت و شهدای بزرگوار انقلاب و شهدایی که دیدید و میبینید و همین روزهایی که شهید میشوند را ببینید شهدا دارای چه ویژگیهایی هستند از شما در مقابل اینها پرسیدند که چرا به فلانی رأی دادید، جواب میدهید که چون فامیل ما بود؟ بچهمحل ما بود؟ سید بود، همدانی بود، شیرازی بود؟ آیا نزد خدا حجتی دارید؟ نزد همان شهدای محلهتان حجتی دارید؟ آیا از شما قبول میکنند؟
کسانی که هنوز کار شروع نشده میلیونها تومان خرج میکنند میخواهند بروند مجلس مستضعفین تشکیل دهند؟ امروز در همین مجلس میبینید که عدهای چگونه عمل میکنند و وقتی میتوانند برای انقلاب و نظام و ارزشهای دینی کار کنند به فکر مسائل دیگری هستند. هیچ دفاعی نه از منافع ملی دارند، نه از اسلام دارند، نه از انقلاب دارند، ما مسئول هستیم. این خواسته مردم است از شورای محترم نگهبان که باقدرت و صلابت بدون اغماض و ترحم عمل بکند. کما اینکه تاکنون هم طبق قانون عمل شده است. چون شورای نگهبان کف صلاحیتها را میبیند. مراجعی که باید نظر بدهند نظراتشان را میدهند. کلیت است اما اصل کار دست مردم است. صلاحیتهای کلی رسیدگی میشود. تائید میشود یا بعضی وقتها به خاطر زیادی کار احراز نمیشود. به مردم واگذار میشود اما مردم باید اصلح را انتخاب کنند، آنکسانی را که قابلیت بیشتری دارند.
نکته انتخاباتی را که همیشه آخر صحبت میگویم الآن میگویم که مخاطب آن دستاندرکاران هستند. ازآنجاکه مسئله انتخابات یک امر خطیر و سرنوشتساز است که آثار آن را هم این روزها هم داریم میبینیم که اگر مقدمات آن درست انجام بگیرد نتیجه بهتری خواهد داشت، لذا همه مسئولین در امر انتخابات باید مقدمات را جوری فراهم کنند که زمینه هیچ شائبهای که خناسان بخواهند سوءاستفاده کنند به وجود نیاید. در انجام وظایفتان قاطعیت داشته باشید. انشا الله تحت تأثیر تهمتها و فشارها و جوسازیها قرار نخواهید گرفت. همانطور که از کلمات امامین انقلاب به دست میآید میفرمودند: هیچ اغماض نکنید و از هیچ تخلفی نگذرید. تعهد داشته باشید و تحت تأثیر جو انتخابات قرار نگیرید. همه ما باید دعوت به حضور حداکثری داشته باشیم. لذا این را در نظر داشته باشید. چهلمین سال انتخابات برای دشمن خیلی مهم است و برای ما هم مهم است. باید روی حضور حداکثری بیشتر کار شود.
۱۱ آذر سالگشت شهادت میرزاکوچکخان جنگلی این روحانی مبارز و انقلابی را گرامی میداریم که باید در یک فرصتی به مطالب مربوط به ایشان بپردازم.
سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع بسیجیان بسیار حائز اهمیت بود. نکات و توصیههایی بود که قطعاً موردتوجه مسئولان مربوطه خواهد بود؛ اما آن چیزی که به نظر من گذشته از مباحث دیگر باید بیشتر به آن توجه کرد و خیلی حساستر بود و به نظرم باید بیشتر به آن توجه کرد این نکته بود که منطق بسیج رفع تهدیدها و تبدیل آن به فرصتهاست. تأکید بر تقویت بنیه معنوی که بتوان باایمان پیشران حرکت در مسیر تمدن نوین اسلامی بود؛ و دیگری زنده کردن الگوهای بسیج. به نظر من این دو سه مورد باید علی الاجاله به آن پرداخت و روی آن کارکرد که یکی بعد معنوی، یکی الگوها و دیگری مسئله رفع تهدیدها و تبدیل آن به فرصتهاست که تا الآن هم انصافاً بسیج روی این زمینهها بهخوبی عمل کرده است ولی باید تقویت شود؛ و توصیه ایشان بود به اینکه افرادی که بسیجی نیستند اما در مسیر حرکت میکنند با آنها همکاری داشته باشید. این هفته را به همه بسیجیان و فرماندهان و مسئولان محترم تبریک عرض میکنم. قبل از خطبهها هم برادر بزرگوارمان سردار مولایی نکاتی راجع به بسیج و فعالیتها و مأموریتهای بسیج برای شما بیان کردند که همه استفاده کردید. من دیگر تکرار نمیکنم.
قصد داشتم راجع به وقایع اخیر و اینکه مطالبات مردم فراموش نشود، جلوی گرانیها بهشدت و قدرت گرفته شود، وعدههای دادهشده بهموقع عملی شود و به بهانههای مختلف از تعهدات دادهشده فرار نشود، مسببین و کسانی که در این قضیه سوء تدبیر و مدیریت داشتند که خسارات فراوانی را به کشور وارد کردند از چنگ دستگاه قضا با عناوین مختلف رها نشوند، راجع به اینکه چرا باید اجازه داد مدیر و مسئولی که تا استیضاح پیش رفته است با استعفا صورتمسئله سؤالات از او پاک شود؟! چرا مسئول اجرایی کشور که باید در ریز جزئیترین امور جاری کشور باشد خیلی راحت و بیخیال بگوید من هم مثل بقیه موضوع را فهمیدم؟! میخواستم راجع به این موضوع صحبت کنم و نکاتی را خدمت شما عرض کنم اما این کار را نمیکنم. انشا الله در یک فرصت دیگری اگر فراهم شد به این موضوعات خواهم پرداخت.
مسئلهای را خیلی گذرا عرض میکنم و میخواهم تحلیلی را برای شما بیان کنم و آن این است که میشد این درامد بنزین را بهراحتی فقط از مالیاتی که بر کالاهای غیرمولد بسته میشود و از آنکسانی که فرار مالیاتی دارند و میشود آنها را رصد کرد به دست آورد. چون درآمد دولت از افزایش قیمت بنزین ۳۱ هزار میلیارد تومان در سال است طبق گفته خود عزیزان و به ادعای سازمان امور مالیاتی اگر دولت تراکنشهای بانکی را رصد کند از آنکسانی که فرار مالیاتی دارند در بعضی از کالاهایی که هست مثل طلا و مسکن و خودرو و امثال ذالک درآمد در سال ۴۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود. اگر کمبود ثروت هست آن را احیا کنند، نه این را که آثار و تبعات بسیار فراوانی را بر جامعه و بر محرومین و همه اقشار قرار میدهد و تورم را بالا میبرد و امثال ذالک. راجع به این موضوعات میشود صحبت کرد و نظرات کارشناسان را بیان کرد؛ اما همین یک مورد هم شما میتوانستید بهجای این ۳۱ هزار میلیارد ۴۰ هزار میلیارد به دست بیاورید، اگر اهتمام وجود داشته باشد.
بحثم را در این محور ادامه میدهم که در مسئله انتخابات هم مهم است. این نکات برای انتخاب افراد چه در مجلس و چه در آینده برای ریاست جمهوری و شوراها مهم است و آن این است که ما دائماً از شاخصههای مثبت انقلابی و انقلابی گری میگوییم؛ اما برای فهم درست مطلب خوب است به شاخصهای جریان غیرانقلابی داخل نظام هم بپردازیم. البته چون فرصت تبیین و تحلیل نیست فقط به سرفصلها اشاره میکنم اما دوستان به این موضوعات بپردازند. اولاً جریان به جمعیت و گروه معینی که دارای مبانی فکری مشترک و رفتار تشکیلاتی اثرگذار در جامعه هستند اطلاق میشود. مثل جریان حزبالله، جریان کفر، جریان ایمان، مجموعههای اینچنینی را میگویند. جریانهای غیرانقلابی دارای شاخصهای مشترک و نوعی رفتار یکســـان از ابتدای انقلاب تا امروز بوده و هستند. اصلیترین آنها عبارت است از: الف) در مبانی فکری: اعتقادی به اســـلام ناب محمدی (ص) ندارند و نقش حاکمیتی دین در جامعه ندارند و سکولاریسم را دنبال میکنند. عدم باور حقیقی به مکتب حضرت امام و امامین انقلاب. روشنفکرمآبی، غربزدگی و باور به اینکه «شما برای اینکه بتوانید پیشرفت بکنید، راهی جز راه غرب ندارید و راه غرب، یعنی پذیرش خرد غربی. رهبری این باور را «تقی زادههای جدید» نامیدند.
ب) در عرصه سیاست خارجی: خوشبینی به آمریکا و تلاش جدی در جهت مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا. سعی در پاک کردن حافظه تاریخی ملت ایران نسـبت به سابقه دشمنی امریکا، مخملین نشان دادن پنجه چدنی آمریکا به ملت و مخالفت جدی با شعار بنیادین «مرگ بر آمریکا» که البته ما این شعار را هرگز فراموش نمیکنیم. موضع منفی نسبت به نقشآفرینی ایران در جبهه مقاومت. القاء شعار نه غزه نه لبنان و مغالطات عوام فریبانه در سطح جامعه نظیر چرا باید در سوریه، عراق، لبنان هزینه کنیم درحالیکه خودمان اینهمه فقیر داریم؟ تا کی باید به خاطر مسئله فلسطین در منطقه و جهان منزوی باشیم؟ تـــن دادن به قراردادهـــای خود تحریمی و تضعیفکننده قـــدرت منطقهای ایران اسلامی. این مطالبی که عرض میکنم شاخصههای جریان ضدانقلابی است که در داخل نظام ما وجود دارند و الآن بعضی جاها و بعضی قسمتها مسئولیتها در اختیارشان است؛ و قسمت زیادی از این مسئولیتها هم یا باواسطه یا بیواسطه بارأی مردم در اختیار قرارگرفته. ازاینجهت عرض میکنم که حواسمان جمع باشد.
ج) در مواجهه با دشمن: نفوذپذیری و بیتوجهی به خطر نفوذ دشمن در محافل تصمیم سازی و تصمیمگیری. عدم واقعبینی در مواجهه با دشمن، وجود توطئه و دشمنی علیه نظام اسلامی را توهم میدانند و درزمانی که لازم باشد اینطور القاء میکردند که سایه جنگ بر سر ملت ایران وجود دارد و ترویج آمریکا هراسی میکنند برای گرفتار کردن فضای عمومی کشور و مردم را در دوگانه جنگ و صلح قراردادند. مبالغه در امکانات و اقتدار دشمن، خودباختگی و اظهار ضعف و عجز در این موضوع و باور به اینکه «آمریکا میتواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیندازد»؛ بااینکه امامین انقلاب مکرر فرمودهاند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند». مرعوبیت، وادادگی و عدم شجاعت لازم در برابر استکبار.
د) در سیاست داخلی: تبعیت گزینشی و نفاق آمیز از ولایتفقیه. انقلابی نمایی بجای انقلابی گری. خستگی و یا پشیمانی در ادامه راه انقلاب، اعتقاد به پایان انقلاب و لزوم گذر از انقلاب. خوی کاخنشینی، اشرافی گری و تبدیلشدن یک طبقه از انسانها به طبقه مترفین و مسرفین و نجومی بگیران. گرایش به خویشاوند سالاری و پدیده آقازادگی بجای شایستهسالاری و نخبهگرایی. بیتفاوتی نسبت به اقشار مستضعف و محروم و بیتوجه به معضل شکاف طبقاتی در جامعه و اصل رضایت مردم از نظام در عرصه اقتصاد و معیشت. بیمبالاتی نسبت به موضوع مفاسد اقتصادی و غارت بیتالمال. نداشتن عزم جدی در مبارزه با فقر و فساد و تبعیض. الآن میبینید قوه قضائیه چوب مبارزه با فساد را برداشته دانهدرشت و دانهریز و دانهمتوسط را دارد رسیدگی میکند، صدای یک عده بلند شده که لازم است دستگاه قضایی ما با همین صلابتی که شروع کرده بدون قبول ملامت هیچ ملامت کنندهای بااقتدار و صلابت این مسیر را طی کند تا ریشههای فساد و رگههای ظلم از جامعه دینی ما برداشته شود. اتهـــام و انگ زدن به منتقدان و مخالفان و استفاده نکردن از ظرفیتهای نخبگانی کشور بهویژه ظرفیت عظیم جوانان مؤمن.
ه) شاخصه دیگر ضدانقلابها در عرصههای اقتصادی: حرکت به ســـمت توسعه غربی و ترویج اقتصاد سرمایهداری بجای گفتمان اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی. داشتن رویکردهای تکنوکراتی. ارتباط حداقلی با کشورهای مستقل مثل چین، روسیه و کمتوجهی به ظرفیتهای بازارهای همسایه و بازارهای غیراروپایی. ترویج و اشاعه «نمیتوانیم» و در مقابل گفتمان امامین انقلاب مبنی بر «ما میتوانیم». ضربه زدن به روند خودکفایی با القاء اینکه تولید در داخل صرفه اقتصادی نداشته و خرید محصولات از بیرون ارزانتر تمام میشود. انعقـــاد قراردادهای محرمانه و بهدوراز اطلاع مردم، کارشناسان و متخصصین در حوزه مختلف اقتصادی به بهانه جذب سرمایهگذاری خارجی و انتقال دانش فنی و فنّاوری. بیرونق نمودن تولید داخلی، واردات بیرویه و بیمنطق و نداشتن اهتمام جدی به مقوله صادرات غیرنفتی.
و) در عرصه فرهنگی: بیاعتقاد نسبت به وجود تهاجم فرهنگی. فیلم و تلویزیون و فیلمهایی که ساخته میشود، تئاترهایی که ساخته میشود، این عناصر و داشتههای فرهنگی را ببینید که چطور دارد ترویج میشود. ولنـــگاری فرهنگی و بی اهتمامی در امر فرهنگ، چه در تولید و چه در جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضر در هنر در سبک زندگی در فرهنگ عمومی در اخلاق در فرهنگ است. بیگانه بافرهنگ ایثار و شهادت و گنجینه فرهنگی دفاع مقدس. چیزی که امام جامعه فرمودند یک گنج فراوانی است که شما باید از این ذخیره بهرهبرداری کنید. تحریف تاریخ قبل از انقلاب و بزک کردن چهره زشت خاندان پهلوی، تحریف شخصیت امام راحل؛ که اخیراً به تحریف بیانات رهبر معظم انقلاب هم پرداختند. تحریف تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. بعضی وقتها درباره دفاع مقدس چیزهایی میگویند که افرادی که خودشان در ان صحنه نقش داشتند تعجب میکنند. ترویج افسارگسیخته سبک زندگی غربی در جامعه و فرهنگ مصرفگرایی. ابتذال در هنر. از ظرفیت فضای مجازی برای تخریب افکار فرهنگی جامعه. استفاده غیرسالم و مضر.
ز) در حوزه علم و فناوری: عدم باور به علوم انسانی اسلامی و بیاعتقاد نسبت به لزوم تحول علوم انسانی. بیتوجه به اهمیت رشد علمی کشور و ارتقاء رتبه آن در آمار جهانی. تحقیر صنعت داخلی و فناوریهای ملی و اعتقاد به واردات مدیر از خارج کشور. در همین روزها که روز نیروی دریایی است دیدید توسط فرمانده بزرگوار نیروی دریایی راجع به امکاناتی که همین اخیراً انجامشده و بقیه این فناوریها چه مطالبی گفته شد. من فقط خواستم تعدادی از شاخصههای مقابل تفکر غیرانقلابی را اشارهکنم که الآن در داخل نظام ما وجود دارد و بعضاً بیتوجهی ما و عدم مطالبه گری مردم و جامعه هوشمند و بصیر و متدین از مجاری و مبانی بوده است.
نکتهای را هم درباره اینکه چرا فتنه در عراق به وجود آمده طی چند ماه گذشته در لبنان، در عراق، در ایران که البته به فضل پروردگار و همت بلند مردم و رهبری داهیانه و حکیمانه رهبر معظم انقلاب، سهروزه جمع شد؛ اما الآن در این محور مقاومت عراق و لبنان درگیرند. بهخصوص در اینیکی دو روز اخیر دیدید قصه چگونه بود. ریشه این فتنه از آمریکا است که در سال ۲۰۰۳ پایان زمستان سال ۸۲ ما به بهانهی کشف سلاحهای ممنوعه به عراق حمله کرد ولی به نتیجهای که میخواست نرسید چون دولت مستقر عراق، یک دولت شیعی نزدیک به ایران بود. لذا از سال ۲۰۰۶ یعنی ۱۳۸۵ آمریکا تصمیم گرفت ساختار قدرت در عراق را تغییر دهد، یعنی بهگونهای عمل کند که شیعیان در حاکمیت عراق نقشی نداشته باشند، مانند لبنان که شیعهها نقشی نداشته باشند. به همین جهت مجموعهای از اقدامات نرم را بهقصد میوهچینی در آینده سامان داد. آمریکا د راین منطقه سیزده سال کارکرده تا بتواند میوهاش را بچیند و امروز بهره ببرد. ریشه اعتراضات قسمتی مربوط به همین بود که گفتم و در سطح راهبردی، به خاطر شکستهای پیاپی آمریکا و اسرائیل و آل سعود از محور مقاومت است که فشار حداکثری بر ایران را با شکست راهبردی مواجه کرده است. مسیری که طی میکنند، تخریب بعضی از اماکن هست و میخواهند شیعه در مقابل شیعه قرار بگیرد. مرجعیت را میخواهند مورد تعرض قرار دهند؛ که انشالله به فضل پروردگار این غائله به نفع اسلام و مسلمین و شیعه پایان میپذیرد انشالله.
اسناد لانه جاسوسی: سند شماره ۷۵ که مربوط به تظاهرات عید قربان است. ج/۱ ص/۱۵۶٫ ۳ روز قبل از اشغال لانه جاسوسی است. در این سند اهمیت حضور مردم و ترس از تظاهرات و مشتهای گرهکرده مردم، بهخوبی بیانشده است. این برای سال ۵۸ است الآن که دیگر با این خروشی که مردم تهران البرز تبریز و جاهای دیگر داشتند، چرا از اینها میترسد؟! از: بروس لینگن تهران، ایران … ۱ نوامبر/۱۹۷۹ ۵۸/۸/۱۰ دوستان عزیز امروز هم یکی از آن روزهای مخصوص در ایران بود … روزی که همه را نگران کرد … امروز عید قربان بود … امروز همزمان بود با موج عظیم انتقادات تحریککننده دولتی و مذهبی علیه آمریکا برای پذیرفتن شاه در آمریکا بهعنوان معالجات در نیویورک؛ و بنابراین جشن عید تبدیل به یک هیجان عمومی عظیمی نیز علیه ما شد. بعد میگوید بناست مردم کنار سفارت تظاهرات کنند و ما خودمان را آماده کردهایم و تمام اعضای غیر لازم سفارت را بیرون کردیم تفنگداران دریایی را هم برای حفاظت آماده کردهایم. عدهای هم ماندند که اگر لازم شد اسناد را از بین ببرند … از ۹ صبح تا ساعت چهار بعدازظهر دور بر سفارت بودند (تظاهرات کنندگان) و با مشتهای گرهکرده علیه ما شعار میدادند … بعد گزارش میدهد که اواخر کار یکی از افسران حفاظتی تصمیم گرفت که یک شعار پارچهای بزرگ را که به نردههای درب آهنی مخصوص ورود رسمی نصبشده بود پایین بکشد. روی این پارچه یکچیز خفت باری علیه کارتر نوشته بود و از امام ستایش کرده بود. خوب چند نفر از آخرین نفرات تظاهرکننده این برنامه را دیدند و هیچ خوششان نیامد … در حقیقت جمعیت بسیار عصبانی شد و در این عصبانیت نیروهای امنیتی پلیس هم با آنها متحد شدند و همگی خواستار شدند که شعار پارچهای سرجایش دوباره نصب شود. (اینها مردم بودند آنهم سفارت آمریکا بود سال ۵۸، نه امروز که ما اینهمه قدرت و اقتدار داریم. آنوقت خیلی ننگ است که بخواهند جوری عمل کنند که صلابت و عظمتی که بهدستآمده تبدیل به عزت سوزی و خفت شود) ما گفتیم بسیار خوب به شرطی که جای دیگری نصب شود. آنها موافقت نکردند و گفتند که اگر همکاری نکنید از دیوارها داخل سفارت میشویم. خوب در آنجا ما تصمیم گرفتیم که اگر مقاومت ما منجر شود به اینکه پلیس هم علیه ما وارد عمل شود ما ترجیح میدهیم که غرورمان را بشکنیم. (ببینید این را یک افسر آمریکایی دارد در گزارشش مینویسد میگوید ما ناچار شدیم غرورمان را بشکنیم چرا بعضیها با غرور ما بازی میکنند؟!) بنابراین شعار دوباره رفت سر جایش «باوجود شـرمساری تفنگداران ما» این اقتدار ماست آقایان این را تضعیف نکنید و به سخنان امام و رهبری گوش کنید و عزتمدارانه باصلابت پیش روید.
|
| 1398/9/1 | 1398/9/1اصل فتنه فاصله انداختن بین رهبر و ملت است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه204
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
همه شما خواهران و برادران ایمانی را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا مواظب همه اعضاء و جوارح خود هستند. امام سجاد علیهالسلام برای پاها در رساله حقوق، حقوقی را شمردهاند، فرمودند: «وَ امّا حَقُّ رِجْلَیْکَ فَأَنْ لَا تَمْشِیَ بِهِمَا إِلَى مَا لَا یَحِلُّ لَکَ»؛ و اما حق دو پایت این است که با آنها بجایی که روا نیست نروى. «وَ لَا تَجْعَلَهُمَا مَطِیَّتَکَ فِی الطَّرِیقِ الْمُسْتَخِفَّهِ بِأَهْلِهَا فِیهَا»؛ و آنها را به راهى که باعث سبکى راهرو است نکشانى. «فَإِنَّهَا حَامِلَتُکَ وَ سَالِکَهٌ بِکَ مَسْلَکَ الدِّینِ وَ السَّبْقِ لَکَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ». زیرا آنها تو را حمل میکنند و تو را به راه دین میبرند و پیش میاندازند و لا قوه الا بالله.
امام سجاد علیهالسلام در این بخش تأکید میکند بهجاهایی که سزاوار نیست نباید رفت؛ یعنی خداوند متعال آنجا رفتن را جایز نشمرده و اجازه نداده است. مثل تصرف در ملک دیگری بدون اذن صاحبش، در خانه دیگران بدون اجازه صاحبخانه نمیشود رفت. بدون اذن و اجازه منزل کسی نروید. آیه ۲۷ سوره مبارکه نور به همین مطلب اشاره دارد که بدون اذن وارد نشوید این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید. البته آیه بعد هم همین را دارد. در ذیل این آیه شریفه روایتی را مرحوم امین الاسلام در مجمع نقل فرموده که مردی بعد از نزول این آیه شریفه به پیامبر عرض کرد: یا رسولالله آیا من برای ورود به خانه مادرم باید از او اجازه بگیرم؟ فرمود: بله. عرض کرد: مادرم پیر زنی است که جز من خدمتکاری ندارد و خدمات او به عهده من است، آیا هر بار که میخواهم داخل خانه شوم باید از او اجازه بگیرم؟ فرمود: آیا دوست داری مادرت را عریان و بدون لباس ببینی؟ عرض کرد: نه. فرمود: پس هنگام ورود بر او اذن بگیر. این دستورات خیلی درس دارند ما فقط میگوییم و رد میشویم. باید پدر و مادر پیرمان را خودمان مواظبت کنیم نه اینکه به مراکز سالمندان بسپاریم. مواظب باشید چه میکنید! در قسمتی از آیه ۵۳ سوره مبارکه احزاب به اهل ایمان سفارش میکند که با اجازه حقدارند وارد خانه پیامبر شوند و غذا بخورند، فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى طَعامٍ» ورود در ملک غیر بدون اذن صاحبش مصداق غصب است و حرام است؛ که در باب غصب و بدی آن روایاتی داریم که در زمان خودش توفیق بود بیان میکنیم. پس یکی از حقوق پاها این است که بهوسیله آنها در محدوده حرام وارد نشویم؛ و در هر کاری که موجب سبکی و خفت انسان میشود پا نگذاریم.
باید با پاها دنبال کمال و کمالات رفت و خود را کوچک نکرد. دنبال علم رفتن و در این مسیر گام برداشتن از مواردی است که انسان را برای رشد و کمال خودش کمک میکند. قدم بردارد برای رفتن به یک جلسه معنوی، کلاس معرفتی، اخلاقی، بصیرتی، برای رفتن به جمعه و جماعت، برای صلهرحم، برای کار خیر. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «من مَشَى فِی طَلَبِ الْعِلْمِ خُطْوَتَیْنِ وَ جَلَسَ عِنْدَ الْعَالِمِ سَاعَتَیْنِ وَ سَمِعَ مِنَ الْمُعَلِّمِ کَلِمَتَیْنِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ جَنَّتَیْنِ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان». کسی که برای طلب علم دو گام بردارد خداوند دو بهشت برای او قرار میدهد. این به خاطر عظمت علم و دانش است که به دنبال کننده او پاداش فراوان میدهند. رسول خدا فرمودند: کسی که در حال طلب علمی باشد که بتواند با آن اسلام را زنده کند و در همان حال بمیرد، بین او و انبیاء الهی یک درجه فاصله هست. یا کسی که برای رسیدگی به اوضاع زندگی اقرباء و نزدیکان قدم برمیدارد خداوند به او پاداش فراوان میدهد. رسول خدا فرمودند: کسى که به خانه خویشان خود مىرود تا از ایشان دیدن کند و یا کمکى نماید و یا مالى به آنها بدهد، خداوند ثواب صد شهید به او عطا مىنماید و هر گامى که برمىدارد، چهل هزار حسنه در نامه عملش نوشته مىشود و چهل هزار گناه از او محو مىگردد و چهل هزار درجه براى او در بهشت بالا رود و مانند کسى باشد که صدسال خدا را با خلوص نیّت عبادت کرده باشد و هر کس نیاز گرفتارى را مرتفع سازد، خداوند برائت از نفاق و آتش دوزخ را به او عنایت نماید و هفتاد هزار نیاز دنیایى او را برآورده سازد و همواره از رحمت الهى برخوردار گردد. البته گرفتاریها زیاد است. منظور از صلهرحم برطرف کردن مشکل آنهاست لازم نیست با شام و نهار به کسی سر بزند. خوب این هم یک نوع قدم برداشتن است و عمر را خرج کردن است، قدم برداشتن برای اعتلای کلمهالله، قدمی که دیروز مردم البرز و شهر کرج برداشتند کجا، قدمی که برای تخریب اموال عمومی برداشته میشود کجا! هر قدمی اثری دارد. برای نشر معارف دین و اخلاق قدم برداشتن کجا و برای مضمحل کردن دین و آیات خدا کجا.
البته روندههای دیگر هم داریم که حریم را رعایت نمیکنند و موجبات خشم و غضب الهی را فراهم میکنند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَهٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِی هَدْمِ الْإِسْلَام». کسی بلند شود برود به دیدن یک بدعتگذار و او را تکریم کند و بهاصطلاح ما تحویل بگیرد، به تحقیق حرکت کرده در مسیر هدم و از بین بردن دین. مسئله بدعت در دین را کم و کوچک نشمارید. عقاید شخصی و حرفهای نامربوط و مندرآوردی و بدون سند و مدرکِ قطعی به دین نسبت دادن چیزی از دین را باقی نمیگذارد. رسول خدا فرمود: اگر کسی بلند شود برود ظالمی را کمک کند درحالیکه میداند ظالم است از دین خارجشده است. همینها که ریختند در خیابان و جنایت کردند ظالماند و اگر کسی به کمک اینها رفت به هر وسیله و عنوانی، مشمول این روایت میشود. باید حرمت پاها را نگه داشت و از این نعمت الهی در مسیر ثواب و اعمال صالحه استفاده کرد. بهترین قدم برداشتن و حرکت کردن، راه رفتن در صراط مستقیم الهی است. همان راه انبیاء و اولیاء و کسی که این صراط را درست بپیماید بر صراط پایش نمیلغزد؛ و لا قوه الا بالله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از دوستان و محبان علی علیهالسلام هستند. امام علیهالسلام بعد از وفات سهل بن حُنَیف انصارى بعد از جنگ صفین در کوفه که از اصحاب خاص حضرت بود، در حکمت ۱۰۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ». اگر کوهى مرا دوست بدارد هرآینه از هم بپاشد. این معنای تحتاللفظی است و بزرگان معانی مختلفی برای این جمله کردهاند. مرحوم سید رضى مىگوید: این سخن امام مانند آن عبارت است که فرمود: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً». هر کس ما خانواده را دوست دارد باید براى پوشیدن لباس فقر آماده شود. چون دوستى مخلصانه این خاندان مستلزم پیروى و متابعت از ایشان و به راه و روش ایشان بودن است که کار بسیار سختی است لذا باید شخص بتواند با کمبودها و گرفتاریهای دنیا بسازد و قناعت را پیشه کند. لذا فرمود اگر مثل کوه هم باشد برایش سخت خواهد شد و از هم فرومیریزد. خدای تعالی تقوای همه ما را بیشازپیش قرار دهد.
قبل از اینکه بحث این هفته را آغاز کنم، لازم است از حضور کمنظیر بلکه بینظیر مردم انقلابی، هوشیار، بصیر و زمانشناس استان البرز و بقیه بلاد که در هفته گذشته درگیر فتنه بنزینی بودند تشکر و قدردانی کنم. قطعاً خدا و اهلبیت و شهیدان از این حرکت دیروز شما که برای دفاع از اسلام و انقلاب درصحنه حاضر شدید راضی هستند. دیروز وقت اذان شد صحبت را ناچار بودم قطع کنم و نیمه رها کنم و فرصت تشکر از مجموعه استان نشد. اولاً از خداوند متعال سپاسگزاری میکنم که مکر دشمنان را آشکار و خنثی کرد و از سر ملت عزیز ما برداشت. مکر عظیم و عجیبی است که باید مدتی از آن بگذرد تا بعداً آرامآرام زوایایش برای مردم بازگو شود. ثانیاً از ولیعصر ارواحنا فداه که دستگیری و توجهات حضرت شامل حال همه مردم است تشکر میکنیم و همه ما انشاءالله مشمول ادعیه زاکیه آن حضرت خواهیم بود و هستیم انشاء الله. ثالثاً از رهبر معظم انقلاب که با درایت و حکمت کشور را به سمت اهداف بلندش هدایت میکنند. رابعاً از مردم بزرگ و بصیر ایران و بهخصوص البرز که موقعیت حساس را بهخوبی تشخیص دادند و به وظیفه خوب عمل کردند. باصلابت در برقراری امنیت صف خود را از دشمن جدا کردند؛ و دشمنان را ناامید کردند. خامساً باید از ایثار و مجاهدتهای نیروی انتظامی تشکر کنم که از لحظات اولیه این غائله وارد عرصه شدند و اول با مدارا و تذکر و رأفت اقدام کردند و وقتی شرارت عدهای محرز شد و مردم هم از اشرار و آشوبگران فاصله گرفتند بااقتدار عمل کردند و به کمک برادران مجاهدمان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که شب و روز نداشتند تا آرامش را برقرار کنند و حالت عادی را در استان و بقیه مناطق برقرار کنند، قدردان همه هستیم. خدمات ارزندهای را این سپاه بزرگوار، نیروهای سپاهی در کنار برادران ناجا و پلیس بهخوبی انجام دادند قدردانی میکنیم. ششم از اعضای محترم شورای تأمین و آن لایهای که کمتر دیده میشود که کار اطلاعاتی است عزیزان و سربازان گمنام امام زمان در دستگاه اطلاعاتی با آرامش کامل وظائفشان را انجام دادند که جای تقدیر و تشکر دارد. از صداوسیما در اطلاعرسانی و برقراری آرامش بهموقع عمل کرد که از این مجموعه و دیگر رسانهها تشکر میکنم. از نیروهای امدادی و آتشنشانی، اورژانس و شهرداری قدردانی میکنم.
تشکر ویژهی بنده از بسیج است که مظلومانه اما مقتدر و عاشق و باروحیه بانشاط، با سرزندگی، خستگیناپذیر و باصلابت در عرصه دفاع از جان و مال و ناموس مردم حاضر بودند. با کمبودهایی که وجود دارد در قسمت زیادی با دستخالی ایستادگی کردند و نگذاشتند که دشمن در این مقطع موفقیتی به دست بیاورد. این روزها هم هفته بسیج است. تبریک مضاعف عرض میکنیم. یکی از عنایات و توجهات الهی به ملت ایران تشکیل و راهاندازی بسیج بود که به دستور حضرت امام انجام شد. نیرویی که از آحاد مختلف مردم تشکیلشده که روحیه خدمترسانی و ایثار و خلوص و بندگی و شهادتطلب با همه تنوعی که در اقشارشان وجود دارد اما هدف مشترکی دارند و در آن مسیر حرکت میکنند و کشور و نظام را بیمه کردهاند؛ و شاید نام عدهای هم نبرده باشم. از همهکسانی که برای برقراری نظم و آرامش جامعه تلاش میکنند صمیمانه قدردانی میکنم؛ و حتماً باید از دلاوریهای شهیدان مظلوم، مجروحان و جانبازان این چند روز هم یاد کنیم و خاطر آنان را گرامی بداریم. برای شادی روح شهدا صلواتی ختم کنید.
این آزمایش و فتنه هم از سر ملت ما با رهبری امام و کمک مردم امروز خنثی شد و از بین رفت. حتماً توجه دارید که مرکز شرارتها یعنی آمریکا و اسرائیل و منافقین و خاندان منحوس پهلوی و دیگران تلاش کردند تا فتنه فراگیر شود. ارکان نظام از هم فاصله بگیرند و نزاع داخلی فراهم شود و تخریب خط مقاومت که از عراق و لبنان شروع شد و میخواستند در ایران هم آن را ادامه دهند که این چرخه و این مجموعه متلاشی شود و از کار بیفتد. در این فتنه خیلی سریع مردم و مطالبات به حقشان به حاشیه رفت و فضا غبارآلود شد و زحمت مردم مضاعف شد و ضرر پشت ضرر، اینجا دیدهبان بصیر و حکیم با حکمت الهی وارد عرصه شد و چند جمله گفت و بیدار کرد و جلوی خسارت به مردم و نظام را گرفت که ابعاد آن بعداً روشنتر و معلوم خواهد شد.
دیروز هم عرض کردم، ممکن است خناسانی فرصت را مناسب ببینند و شبهاتی وارد کنند و قطعاً جوابها را عزیزان در مقاطع مختلف خواهند داد. دوستانی که اهل تبیین و پاسخگویی هستند این کار را خواهند کرد. ولی من از منظر دیگری میخواهم راجع به این شخصیت بزرگ الهی و این فخر جهان اسلام و شیعه نکاتی عرض کنم که مربوط به مدت امامت و رهبری ایشان است؛ که نکند خداینکرده به ناشکری بیفتیم. اگر منصفانه نگاه کنیم و شرایط کشور و جهان را درست رصد کنیم و حاکمان دنیا را هم موردتوجه قرار دهیم آیا شجاعتر، باتدبیرتر، خلاقتر و هوشمندتر از رهبر معظم انقلاب کسی را در بین رهبران جهان میشناسید؟ آیا در جهان اسلام کسی به جامعیت ایشان در ابعاد مختلف سراغ دارید؟ بگویید. مدیریت فرد را باید در بحبوحه بحرانها و فشارها و تهدیدها محک زد. در این زمانها باید فهمید مدیری مدیریت دارد یا نه. بحرانی برای او درست کنید ببینید خودش را گم میکند؟ حواسش پرت میشود؟ هول میشود؟ آنجا باید فهمید که چقدر توان دارد. بحرانهایی که در دوران مدیریت ایشان برای کشور به وجود آمد و ایشان توانست این کشتی انقلاب را در این دریای متلاطم با آرامش حرکت دهد و به سمت اهدافش پیش ببرد بسیار مهم است.
ارتحال حضرت امام خودش شوک بزرگی بود که بر پیکره اجتماع واقع شد. دشمنان هم در آن زمان چنگ و دندانتیز کردند و نشان میدادند. تأسیسات زیربنایی کشور مثل آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راهآهن، پالایشگاهها و صنایع مادر، در دوران دفاع مقدس خسارات دیده بودند، ذخایر ارزی کشور بهشدت پائین آمده بود و تأمین نیازهای اساسی و اولیه مردم کم شده بود و تبدیل به یک دغدغه جدی برای دولتمردان شده بود. همه اینها بود که در آن فضا مسئولیت افتاد بر عهده رهبر معظم انقلاب. آنهم چه شخصیتی! شخصیتی که من بخواهم تعریف کنم تعریف مثل بنده ثمره ندارد. خدمت امام میرسیم که حضرت امام تعاریفی درباره ایشان دارند من بعضیها را برایتان میخوانم. حضرت امام فرمودند: یکی از بازوهای پرتوان جمهوری اسلامی است. برادری آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن. ازجمله افراد نادری که چون خورشید روشنی میبخشد. متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام. عالم به دین و سیاست. کسی که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین طنینانداز است. سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب، خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمای دلسوز درصحنه انقلاب. در حکم آیه اشداء علی الکفار و رحماء بینهم. من ایشان را بزرگ کردم. ایشان سرمایه انقلاب هستند. ایشان از اجتهادی که لازمه ولایتفقیه میباشد، برخوردارند. ایشان الحق شایسته رهبریاند. با بودن ایشان شما خلأ رهبری ندارید. بعد مسئولیت بر عهده ایشان قرار گرفت و خود ایشان فرمود: راه ما راه امام است. من نمیخواهم شرایط آن روز که ایشان انتخاب شدند را تحلیل کنم و وضعیت را بازگو کنم. نمیخواهم ویژگیها و خصوصیات رفتار انقلابی و مدیریت جهادی ایشان را در عرصههای مختلف بهخصوص نقشی که در تحولات منطقه و محور مقاومت دارند و آمریکا و اسرائیل را به گوشه رینگ بردهاند و ضربات سهمگین وارد کردهاند را بیان کنم.
سید حسن نصرالله ۵ سال بعد از جنگ ۳۳ روزه، پیامی را از حضرت آقا فاش کردند که آقا در اوج حملات مرگبار اسراییل، خطاب به رزمندگان حزبالله فرموده بود: «برادرانم، این جنگ همچون جنگ خندق و جنگ احزاب است. ولی به خدا توکل کنید، بنده به شما میگویم که شما پیروز هستید و وقتی این جنگ با پیروزی شما به پایان برسد، به قدرتی تبدیل خواهید شد که هیچ قدرت دیگری جلودارش نیست.» مسائل مربوط به فلسطین زیاد است و از حوصله بحث در اینجا خارج است. مسئله بیداری اسلامی که از سال ۱۳۸۹ در شمال آفریقا شروع شد و بهسرعت سایر مناطق خاورمیانه را گرفت، نگاه ایشان به این تحولات، ناظر به احیای امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن جدید اسلامی بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق بود؛ که در مقابل طرحهای غربی مثل جهانیسازی است. یا اطلاع و تضلع در مسائل گوناگون اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و هنری را بیان کنم وقت خواهد گرفت. ابتکارات ایشان مثل نامگذاری و هدفمند کردن سالها با شعار سال، تدوین سند چشمانداز ۲۰ ساله، بیانیه گام دوم، قانونمندی و اصرار بر قانون مداری، در مباحث کلان اقتصادی نه بحث جزئی مثل سهمیهبندی بنزین، ایشان سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی را ابلاغ کردند. روح اصل ۴۴ هم این بود که اولاً سرمایههای مردم و بعد مدیریت مردم وارد عرصهی اقتصاد شود؛ که اگر به تمامه و با دقت انجام میشد تحول عظیمی در اقتصاد به وجود میآمد و تا حدودی امروز درگیر مشکلات اینگونه نبودیم. آنها که کوتاهی کردهاند در عملیاتی شدن کامل طرح تعلل کردند باید پاسخگو باشند.
اوضاع سختی که دشمنان داخلی و خارجی با توطئه و سنگاندازی ایجاد میکنند همه را کنار زدند و دستاورد هم داشت. آمریکا و غرب بهخوبی میداند که مهمترین عامل مقاومت در برابر فشارها و تحریمها رهبر معظم انقلاب است؛ و او بانفوذ و اقتداری معنوی که دارد، قادر است جامعه را نیز در برابر فشارها و تحریمها متحد و مقاوم کند، کما اینکه میبینیم این کار صورت میگیرد. اقدامات سازش با آمریکا از سال ۱۳۷۰ تا امروز چند نقطه عطف را پشت سر گذاشته که رهبر معظم انقلاب در هر دوره مانع از تحقق آرزوهای برخی از این بزدلان غربزده کوردل شده و کسانی که دنبال میکنند که ارتباط با غرب برقرار شود. یکی از دانشمندان غربی میگوید که با درایت و رهبری ایشان، ایران به محکمی در سنگر خود قرارگرفته و بههیچعنوان در معرض تغییرات بنیادین انقلاب قرار ندارد.
یکی از کارهای اساسی ایشان از اول مسئولیت تا امروز امیدبخشی بوده است. امید به آیندهای روشن و آکنده از نشاط و پویایی و سرزندگی برای ملت صبور. امید به نظامی مقتدر، عزتمند و سربلند در میان ملل جهان و امید به تحقق قطعی وعدههای خداوند در پیروزی ملت مقاوم و نستوه ایران.
من این مطالب را که عرض میکنم به خاطر کلماتی است که این چندروزه خناثان و کسانی که وسوسه در دل دیگران میاندازند شروع به صحبت کردند و نوکتیز پیکان را به سمت رهبری گرفتند. وقتی از اطراف مأیوس میشوند به خود ایشان متوجه میشوند. لذا میخواهم دوره کنم که این نعمت را فراموش نکنیم و قدردان باشیم. راجع به مهار بحرانها و اعتماد ایشان به مردم و تبیین دقیق حوادث و مسائل پیشآمده برای مردم را در ایشان ببینید که قدرت درایت و رهبری ایشان چگونه است. مدیریت بحران کار بسیار مهم و سختی است. بعض از این بحرانها کافی بود که هر نظام سیاسی را ساقط کند. چه خارجی و چه داخلی که ریشهی آنها هم عمدتاً خارجی است. چند تا از این بحرانها را یادآوری میکنم. اتفاقات تیرماه سال ۶۸٫ اتفاقاتی که در جریان قتلهای زنجیرهای افتاد در دیماه ۷۷٫ حوادث کوی دانشگاه و مسائل مربوط به شبه کودتای تیر سال ۷۸٫ نامه بیشرمانه ۱۲۷ نفر از نمایندگان مشارکتی مجلس ششم در بهار سال ۸۲ که به بیان مطالبی غیرواقعی از رهبری کردند . فرصت نیست من پاسخ رهبری را به آن نامه برای شما بخوانم ولی توصیه میکنم حتماً بخوانید. خیلی نامه زیبایی است. شما وقتی نامه را بخوانید به داشتن چنین رهبری افتخار خواهید کرد؛ و آنوقت در این استان یکی از همان افرادی که نامه نوشته بود را تائید کردند و در شورای شهر قرار گرفت. آیا این ظلم نیست؟ بحران در انتخابات مجلس هفتم. تحصن و استعفا تعدادی از نمایندگان در مجلس هفتم. هم در مجلس ششم تحصن داشتیم هم مجلس هفتم. اینها بحران بود و همه با درایت و راهنماییهای ایشان برطرف شد. فتنه سال ۸۸ و صبری که آقا در این قصه به خرج دادند. فتنه سال ۹۶، فتنه سال ۹۷٫ تحریمهای شدید اقتصادی، قطعنامههای شورای امنیت، دادگاه میکونوس، کنفرانس برلین، اصلاح قانون مطبوعات، صدور بعض حکمهای حکومتی. شکلگیری مطبوعات زنجیرهای که در جهت اجرای پروژههایی مثل نافرمانی مدنی، استحاله از درون، براندازی خاموش، پروژه خندق، تعادل ویرانگر، مقاومت مدنی، مشروعیت دوگانه، فشار از پائین و چانهزنی در بالا و امثال اینها را تدارک دیده بودند. در پروژه فروپاشی از درون و بالا رفتن فشارها که چانهبزنیم و فشار بیاوریم در آن مقطع شدید ایشان یک کلمه فرمودند: اگر فشار بیاورید حادثه کربلا تکرار خواهد شد نه صلح امام حسن، قصه تمام شد. این قدرت رهبری در آن بزنگاههاست. امکان دارد در ان مقطع خیلی از مردم پسزمینه این حرف را متوجه نباشند. خیلی از متدینین هم ندانند و فضا برایشان جور دیگری باشد. ما باید توجه داشته باشیم.
حادثه ۱۱ سپتامبر و متعاقب آن حمله آمریکا به افغانستان و عراق هم از بحرانهایی بود که نظام ما بهسلامت از آن عبور کرد. ۱۱ سپتامبر مربوط به آن برجهای دوقلو بود اما در همان زمان جریانات سیاسى بهاصطلاح اصلاحطلب اصرار داشتند که ایران از این فرصت استفاده کند و وارد گفتگو با آمریکا بشود و در ائتلاف بزرگ ضد تروریستى شرکت کند. آنجا رهبر معظم انقلاب از درونىترین انگیزه این تحولات خبر دادند و بر این اساس سکان سیاست خارجى کشور را به سمت عدم ائتلاف و مخالفت باسیاستهای تهاجمى پس از ۱۱ سپتامبر هدایت کردند. جریان دادگاه میکونوس که مفصل است و با مقدمه باید بیان شود اما بحرانی شد علیه ایران سفیر آلمان و سفرای کشورهای اروپایی با هماهنگی کشور را ترک کردند و روابط کشورمان با کشورهای اتحادیه اروپا به هم خورد. در چنین شرایطی آقا فرمودند: جمهوری اسلامی نیازی به رابطه با کشورهای اروپایی ندارد و فرمودند: لازم نیست سفرایی که رفتهاند به ایران برگردند، سفیر آلمان حق ندارد بیاید مگر اینکه خودشان درخواست کنند. بعد از مدتی خودشان درخواست کردند بیایند، آقا فرمودند اگر میخواهند بیایند آلمان باید آخر از همه بیاید. بعدازاینکه همه آمدند مستقر شدند آلمان را اجازه دادند که بیاید. این میشود قدرت، این میشود صلابت. این میشود جایی که عزت را حفظ کرد.
تمام تلاش دشمنان نابودی نظام اسلامی و یا تضعیف و منزوی کردن ایران بوده است؛ لکن ملت ایران با رهبریهای حکیمانه و مدبرانه رهبر معظم انقلاب هم دارای قدرت بازدارندگی نظامی شد و هم در برابر تهدیدات مقاوم شده و فهمیدهاند که در آستانه تبدیلشدن به یک قدرت بینالمللی است. آمدند جنگ علمی را باهدف عقب نگهداشتن ما از قافله علمی دنیا بر ما تحمیل کنند، اما رهبر انقلاب بلافاصله طرح «جهاد علمی و جنبش نرمافزاری» را مطرح کردند؛ و بسترهای پیشرفت علمی کشور را فراهم کردند. نشانههای این تولید علم را در هستهای شدن ایران، ورود جمهوری اسلامی به باشگاه فضایی جهان، پیشرفتهای چشمگیر در علوم پزشکی و تولید داروهای راهبردی، صنایع دفاعی و نظامی، علم نانو میتوانیم ببینیم. مطلب زیاد و فرصت کم. من اگر راجع به این موضوع بخواهم صحبت کنم یکضرب ۱۰ ساعت حرف میزنم و فقط آمار میدهم. بحرانهایی که به وجود آمد سابقهها و لاحقه هایی که داشته و ایشان بعضاً با یک کلمه دو کلمه و با تبیین بعضی از موضوعات مشکل را برطرف کردند. نکند که با وسوسه شیطانصفتان در دلتان شک و تردیدی ایجاد شود. قدردان نعمت ولایت باشید و شکرگزار باشید که لئن شکرتم لازیدنکم با شکرگزاری ریزش نعمتهای الهی بیشتر خواهد بود.
(در واکنش به شعار مردمی ما همه باهم هستیم پشت ولایت هستیم) یک عده هم باید جلو باشند که امام تیر نخورد سعید را یادتان هست در کربلا آخرین تیری که به صورتش خورد در دامن امامش افتاد و گفت آقا من وفا کردم به پیمانی که داشتم؟ یک عده هم باید جلو حرکت کنند اینطور نیست که دائماً پشت سر برویم الآن متأسفانه در بعضی از قسمتها رهبری آمده است در خط مقدم درصورتیکه باید در قرارگاه باشد فاصله بین قرارگاه تا خط مقدم فتره ایجادشده است بخصوص در مسائل فرهنگی ایشان یکتنه دارد میجنگد آمده است در خط و دارد کار تکتیرانداز را انجام میدهد و این ضعف بنده و شماست او باید در قرارگاه کار قرارگاهیاش را انجام بدهد.
میخواهند بین ما و رهبر ما فاصله میاندازند اصل فتنه این است. همان کاری که سال ۸۸ خواستند و نتوانستند انجام دهند. با ترفند دیگر میخواهند در این نوبت و در این روزها که برایشان پیش میآید به نتیجه برسانند؛ اما غافلاند. به متوهمان داخلی و شکستخوردگان خارجی عرض میکنیم این را خوب بدانید عهدی که با رهبری بستیم هرگز گسستنی نیست.
آمریکا و اذناب پلیدش که از انقلابی بودن مردم ایران ناراحت هستند دیدید که از اوباش حمایت کردند و بعد که ناامید شدند گفتند باید ایران دست از انقلابی گری بردارد. این حرف آمریکا یک پاسخ بیشتر ندارد و آن مرگ بر اوست.
آن چند جمله آقا را در روز درسشان با دقت مرور کنید. من نزدیک ۱۵ سرفصل از همین چند خط درآوردم؛ که فرصت گفتن نیست. یککلام فرمودند حساب مردم از اشرار جداست؛ یعنی نیروهای نظامی و انتظامی بتوانند کارشان را درست انجام دهند. با شرور که نمیشود تعارف کرد که آقا استدعا میکنم بفرمایید منزلتان. دیدید که چطور دورهدیده و آموزشدیده بودند. این حدیث را برای شما امروز بخوانم تا دلتان محکم شود. یادم است که درگذشته این روایت را به منافقین تطبیق میکردم که نارنجک میانداختند. این روایت سندش درست است و به تعبیر ما موثقه است. در کتاب دیات وسائل ابواب موجبات ضمان باب ۴۱ روایت موثقه است و معتبره است. «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ (به خاطر سکونی موثقه است اما مورد اعتماد است لذا فقها بر اساس این روایت فتوا میدهند) عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَضَى فِی رَجُلٍ أَقْبَلَ بِنَارٍ فَأَشْعَلَهَا فِی دَارِ قَوْمٍ فَاحْتَرَقَتْ وَ احْتَرَقَ مَتَاعُهُمْ قَالَ یُغَرَّمُ قِیمَهَ الدَّارِ وَ مَا فِیهَا ثُمَّ یُقْتَلُ». کسی را آوردند پیش امیرالمؤمنین که این شخص مقداری آتش برداشته و در خانه مردم انداخته آن خانه آتشگرفته همراه با وسایلش. حکم و قضاوت راجع به این شخص چیست؟ حضرت فرمودند خانه را با تمام وسایلش قیمت کنید و از او بگیرید و سپس اعدامش کنید. این فتوای صریح است فقهای ما و دستگاه قضای ما، کسی که آتش به خانه کسی میاندازد بااینکه کسی را نکشته حکمش قتل است. چون ترسی که به جان مردم میاندازد بسیار خطرناک است. در روایت دارد «مَن شَهَرَ سَیفُهُ لِاِخافَهِ الناس» چاقو بگیرد داد بزند و مردم بترسند حکمش قتل است و لو به کسی نزده باشد. خدای تعالی برای امنیت اجتماعی و برای امنیت خیلی حرمت و اهمیت قائل است. این شهدای هم شهدای امنیت بودند. اینها مهم است. دیدهاید بعضی وقتها انسان خونش کثیف میشود اگر آبله نگیرد به چشم و گوش و کبدش میزند و او را میکشد. باید توسط آبلهمرغان و امثال او بیرون بریزد تا درست شود. این جریان اخیر چنین حالتی بود. ناراحت نباشید. البته باید جوری عمل کرد که این مسائل به وجود نیاید.
۷ آذر روزی است که دلاورمردان شجاع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با کمترین امکانات و با ایثار جان، بزرگترین ضربه را بر پیکر نیروی دریایی ارتش بعث عراق وارد ساختند و شجاعانه از سرزمین اسلامی دفاع کردند یاد و خاطره شهدا بزرگوار این نیرو را گرامی میداریم.
سند لانه جاسوسی، مطلب استانی و انتخاباتی دیگر فرصت نیست. اگر شد سند لانه جاسوسی را هفته دیگر اشاره میکنم. راجع به همین راهپیماییها بود. پیدیاف اسناد را شما میتوانید دانلود کنید ۱۱ جلد است. در جلد ۱ پیدیاف ص ۱۵۶ درباره همین راهپیمایی بود.
حتماً سخنان اخیر حضرت آقا که درباره مسائل اقتصادی بود را دنبال کنید. |
| 1398/8/24 | 1398/8/24ناکارآمدی تیم اقتصادی خود را بهحساب دیگران نگذارید / مردم با فرافکنی مسئولین دست از مطالبه گری بر نمی دارند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه205
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین از چشم ظاهر و قلب خود بهخوبی مواظبت میکنند. حق پنجمی که امام سجاد علیهالسلام در رساله حقوق به آن پرداختهاند حق چشم است که فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَکَ وَ تَرْکُ ابْتِذَالِهِ إِلَّا لِمَوْضِعِ عِبْرَهٍ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِیدُ بِهَا عِلْماً فَإِنَّ الْبَصَرَ بَابُ الِاعْتِبَارِ»؛ و اما حق چشمت این است که از هر چه روا نیست آن را بپوشانى و مبتذلش نسازى مگر براى محل عبرت آورى که از آن بینا شوى یا دانشى به دست آورى زیرا چشم وسیله عبرتآموزی است.
چشم هم مثل گوش یکی از راههای ادراک ماست. تغذیه دلوجان انسان از راه چشم فراوان است. چشم نامهبر و پیک قلب است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «العینُ بَریدُ القلبِ». نگاه قاصد دل است. هرچه که انسان میبیند بر روی دل انسان ثبت میشود. حضرت فرمودند: «القلبُ مُصحفُ البَصرِ». دل، کتاب دیده است. گاهی هم دل بهوسیله چشم جاسوسی میکند؛ یعنی برای رسیدن به خواستهاش چشم چیزی را که نباید ببیند جستجو و تجسس میکنند. فرمود: «العینُ جاسُوسُ القلبِ». چشم جاسوس دل است. لذا برای حفظ آن از آسیبهای احتمالی دستورات فراوانی را اولیاء دین به ما دادهاند که با بکار گیری آنها، از آسودگی خیال و آرامش روح و سعادت آخرت برخوردار خواهیم بود. البته همانطور که مکرر عرض کردم به خاطر ضیق وقت فرصت شرح و بسط مفصل ندارم و فقط به عناوین اصلی اشاره میکنم و خط را میدهم که خود و یا عزیزان دیگر بپردازید و دنبال کنید. به قول یکی از دوستان این مطالب مثل غنچه است باید شکوفا بشود تا بهتر به نتیجه برسد.
امام سجاد علیهالسلام میفرماید: این نعمت مهمی که خداوند به شما داد، حقوقی دارد که باید رعایت بشود و اولین کاری که باید انجام داد این است که آن را از هر چه حرام، ناروا، هرزگی و زنا است بپوشانیم. به تعبیر روایات زنای چشم، چشمچرانی است. اینکه امام تعبیر به غض کردهاند چون در آیه شریفه هم همین تعبیر را دارد و در خطاب به اهل ایمان درآیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور میفرماید: «قُل لِلمومنینَ یَغُضُّوا مِن اَبصارِهِم… وَ قُل لِلمومِناتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهِّنَ…» بیشتر راجع به نگاه آقایان گفته میشود درحالیکه بانوان هم حق ندارند نگاه ول و رها داشته باشند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خشم خداوند سخت است بر زن شوهرداری که چشم خود را از غیر شوهر خود یا از کسی که محرم او نیست پر کند. باید این راه ورودی را مثل گوش خوب پاسداری و نگهبانی کرد. گاهی اثر یک نگاه سرنوشت انسان را عوض میکند. شخص را از کمالات و علم و اخلاق پرکرده، سعادتمند میکند و گاهی چنان شخص را در به وادی شهوت و گناه میکشاند که او را عاقبت به شر میکند. قاتل امیرالمؤمنین با یک نگاهِ آلوده در پشتبام به آن زن تا شهادت علی بن ابیطالب پیش رفت. لذا فرمودند: از نگاه کردن ناروا پرهیز کنید چون این نگاه در قلب و دلِ انسانِ شهوتپرست، هوی و هوس میرویاند و او را در معرض خطرات قرار میدهد. یا در بعض تعبیرات از آن بهعنوان تیر مسموم شیطان نامبرده شده است. حضرت عیسی علیهالسلام فرمودند: از نگاه به حرامها حذر کنید که بذر شهوت و گیاه هرزگیاند. شیطان لعین که خدای تعالی او را دشمن آشکار ما میداند و خودش هم به عزت خدا قسمخورده ما را از پا درآورد یکی از وسایل به انحراف کشاندن و نابود کردنش چشم است. امیرالمؤمنین فرمود: «العُیونُ مَصائِدُ الشَّیطانِ». چشمها دامهای شیطاناند. اگر کسی کنترل نداشته باشد و هرچه دلش خواست ببیند و دنبال کند بداند که دچار حسرتهای طولانی میشود و طالب چیزهایی میشود که به آنها نمیرسد درنتیجه مبتلابه بیماریهای روحی و روانی میشود، کنترل خود را از دست میدهد و به خود و دیگران آسیب میزند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: کسی که عنان چشم خود را رها کند زندگیاش را بهزحمت اندازد و کسی که نگاههایش پیاپی باشد حسرتهایش ادامهدار باشد.
باید رفت به سمتی که امام سجاد علیهالسلام فرمودند که نگاه ما عبرتآموز و دانش افزا باشد. تا توانسته باشیم حق این عضو و نعمت الهی را ادا کرده باشیم؛ بنابراین در تعدادی از روایات داریم که نگاه کردن به بعض امور عبادت است مثل نگاه به عالم، نگاه به قرآن، نگاه به پدر و مادر، نگاه به کعبه، نگاه به برادر دینی، نگاه به امیر عادل و حتی در بعض روایات دارد نگاه کردن به دریا عبادت است. چون انسان را موحد میکند و عظمت الهی را به یاد انسان میآورد. تأکیداتی داریم که مؤمن باید دنیا را به دیده عبرت بنگرد؛ یعنی از دیدنیها بهراحتی عبور نکند و از هر چه میبیند درس و عبرتی بگیرد؛ که به این بصیرت هم میگویند. «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ». (سوره حشر آیه ۲) پس خلاصه حق چشم این شد که اول از نگاه حرام او را حفظ کنیم. دوم او را وسیله عبرتآموزی قرار دهیم. سوم آن را وسیله کسب دانش قرار دهیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین تلاش میکنند تا همه اوامر الهی را انجام دهند و به اجرا دربیاورند و در سطح عموم عملیاتی کنند. مولایمان امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در کلمه قصار و حکمت ۱۰۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَ لَا یُضَارِعُ وَ لَا یَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ» خیلی به این عبارت دقت کنید و بعد به آن مراجعه کنید. فرمان خدا را برپا نمیدارد مگر کسی که در اجرای حکم خدا اهل مدارا و سازش نیست و همرنگ جماعت نشود و به دنبال طمع خود نرود. این عبارت مولایمان امیرالمؤمنین است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در این حکمت تذکر میدهند که امام و مسئول جامعه و هر مجموعهای که کسی بالاسر آن هست و هرکسی که میخواهد اوامر الهی اجرایی شود، باید این سه صفت زشت را نداشته باشد؛ یعنی پیرو واقعی خدای تعالی و مجری اوامر او کسانی هستند که اولاً اهل سازش با بدکاران و ظالمان و هرکسی که سازش با آنها مذموم و قبیح است نباشد. دوم جوانمرد و باعزت هستند. به خاطر اینکه دیگران از آنها خوشحال باشند و یا به خاطر اینکه حرفی به آنها نزنند و امثال اینها از عقیده حق دست نمیکشند. خودشان را همراه جماعت نمیکنند که بعد بهوسیله آن از حق دست بکشند. ثالثاً چشم و دلشان سیر است. چشم طمع به دیگران در هیچ امری ندارند. خالص و عفیف زندگی میکنند. اینها صفات امیر جامعه است. اهل سازش نیست، عفیف است، به خاطر دیگران و به حرف دیگران عزت را پایمال نمیکند. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
به روایت مشهور امروز روز ولادت رسول مکرم اسلام و فرزند بزرگوارش امام صادق صلوات الله علیهما است. به همه شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما از برکات این روز بهرهمند باشیم. شناخت صحیح و کامل پیامبر اکرم و حقیقت وجودی آن حضرت مقدور بشر نیست. همانطور که حقیقت قرآن قابل شناخت افراد نیست. به هر مقدار که به آیات نورانی قرآن کریم معرفت پیدا کردیم به همان مقدار میتوانیم رسول خدا را بشناسیم و شناخت پیدا کنیم. خدای تعالی در قرآن کریم پیغمبر اکرم را به عظمت اخلاق ستوده است. «إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» که در این عبارت ازنظر ادبی چندین تأکید بهکاررفته است. تو دارای اخلاق عظیمی هستی. باید توجه داشت که خدای تعالی هر چیزی را به عظمت یاد نمیکند. خیلی مهم است که در اینجا میفرماید خلق پیغمبر عظیم است؛ یعنی اگر کسی فکر کرد که عظمت به مال فراوان داشتن است بیراهه رفته است. چون عظمت به خلق است نه به مال.
ما نمیتوانیم پیامبر را توصیف کنیم لذا از خود قرآن و اهلبیت استفاده میکنیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در وصف رسول خدا فرمودند: او خاتم پیامبران است. بخشندهترین مردم بود. دلیرترین و راستگوترین و پایبندترین آن به عهد و پیمان. از همه نرم خوتر بود و رفتارش بزرگوارانهتر. هرکس بدون سابقه قبلی او را میدید هیبتش او را میگرفت و هرکس با او معاشرت میکرد و او را میشناخت دوستدارش میشد. هرکس میخواست حضرت را وصف کند میگفت نظیر او را درگذشته و حال ندیدهام. در روایت دارد هیچ خصلتی نزد رسول خدا منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع میشد که یکی از اصحابش دروغ گفتهاند به او بیاعتنایی میکرد تا اینکه میفهمید توبه کرده است. دیدهاید بعضیها چگونه دروغ میگویند! خود رسول خدا دربیانی خودشان را اینگونه معرفی کردند: ای مردم من در حقیقت رحمتی اهدایی از طرف خدا هستم. میدانید که تا وقتیکه پیغمبر در بین مردم بود عذاب استیصال نمیآید. امیرالمؤمنین فرمودند: خداوند انسانی بهتر از محمد صلیالله علیه و آله و سلم نیافریده است. در مفهوم این کلمات که در قرآن کریم و روایات اهلبیت راجع به وجود مقدس نبوی واردشده است بهدقت توجه کنید. خدای تعالی همه ما را قدردان و بهرهمند از برکات این اقیانوس بیکران و فرزند گرامیاش بگرداند انشاءالله. همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرات معصومین علیهمالسلام قرار بدهد انشاءالله.
متأسفانه در موقعیتی که احتیاج فراوانی به همدلی و وحدت هست، گاهی از تریبونها حرفهایی زده میشود که اپوزیسیون هم نمیزند. همهکسانی که وضعیت موجود ایران و مسائل مربوطه در دنیا را دنبال میکنند میبینند که ایران قدرت برتر و دست بالاتری دارد. اگر کسی منصفانه نگاه کند توان و قوه ایران با تمام مشکلاتی که برای او فراهم کردند بالاتر است. تا جایی که میبینید آمریکا یا مستکبر نمیتواند به فعالیتهای ایران پاسخ بدهد. همین دو سه ماه اخیر را ملاحظه کنید، بلایی که ایران بر سر آمریکا آورده است از ساقط کردن پهپاد و موارد دیگر، آیا توانسته حرکتی انجام دهد؟! فقط در کاخش نشسته است و غرغر کرده است و اولتیماتوم داده است. لذا عملکرد کل نظام در رابطه با مسائلی که پیش روی او هست خوب است. البته دولت هم باید نقصها را جبران کند. خود دشمن دارد اعلام میکند فشار حداکثری در ایران در حال شکست است؛ یعنی نتوانستیم کاری را پیش ببریم. در هفتههای گذشته همعرض کردم واقعاً مسائل اقتصادی دیگر پروندهاش بستهشده است و آنها وارد مرحله دیگری از جنگ با ما شدند. دوستان به این خوب دقت کنند. نه اینکه بیتأثیر بوده و تأثیر نداشته است، آنها سر جایش، ولی مردم خوب مراقبت کردند و خوب این مرحله را در حال گذار هستند. آنوقت بعضی از کمبود بودجه و اینکه نمیتوانیم نفت را بفروشیم سخن میگویند. آنها میگویند ما دیگر نمیتوانیم کاری کنیم، اینها میگویند بله ما دستمان بالاست. آیا منظور این نیست که اگر فشارتان را بیشتر کنید شاید نتیجه بدهد؟ آیا نعوذبالله خط دادن به دشمن نیست خداینکرده؟ قبلاً در تأسی به بزرگانشان میگفتند نباید سلاح داشت و به دنبال آن رفت تا بتوانیم پیشرفت کنیم. برای پیشرفت علمی و فنّاوری باید حتماً سلاح نداشته باشیم. باید کار دیپلماتیک کرد، باید کارها را از راه دیپلماسی جلو برد. ولی امروز میگویند یکی از دستاوردهای آینده برجام که بیفرجام هم هست خرید سلاح است. یکی از دستاوردهای برجام این شد! چرا ناکارآمدی خودتان و تیم اقتصادی و مدیریتی را بهحساب دیگری میگذارید؟ به دستگاهها و نهادها میتازید. اکثر پروژههایی که افتتاح میکنید کار همان دستگاههایی است که اتفاقاً از آنها انتقاد میکنید و اتفاقاً آنها هم شفاف کار میکنند و شفاف گزارش میدهند و کارهایشان را بیان میکنند. فرافکنی برای چیست؟
آقای رئیس! نمیشود برای توجیه سیاستهای غلطی که دارید و اثر آن ملموس است تاریخ اسلام قرآن را تحریف کنید. رسول خدا با تمام اهل کتاب رابطه برقرار کرده بود و با مدارا و از روی رحمت برخورد میکرد. پیمانهایی هم با گروههای مختلفی که در اطراف حضرت بود و خارج از نظام اسلامی بود بسته بودند و میبستند. عموماً آنکسانی که در داخل بودند بر اساس همان پیمانها اهل پرداخت جزیه بودند. با دشمن خارجی هم پیمانهایی را داشتند. ولی شما تمام تاریخ را بگردید کجا رسول خدا با دشمن دوباره پیمان بست؟ نداریم. اتفاقاً همین روزها روزهای غزوه بنی نضیر است که در تاریخ سیزدهم ربیع بود. در سالی که غزوه بنی نضیر اتفاق افتاد حضرت با تاکتیکی که داشتند یهود را از آن منطقه بیرون کردند. اتفاقاً جریان هم مربوط به نقض عهد است؛ یعنی با آنها پیمانی بستند که آن پیمان را آنها رعایت نکردند. رسول خدا برای آنها پیغام فرستادند و خودشان هم رفتند و در آن صحنه حاضر شدند. قصه آن مفصل است. بعد که دیدند آنها تبعیت نمیکنند، دستور محاصره دادند. رسول خدا که هرگز اجازه نمیدادند درختی قطع شود، در جنگ گفتند درختهایشان را قطع کنید، مردانشان را بکشید، زنانشان را اسیر کنید، تمام اموالشان را به غنیمت بگیرید. با این شدت و غلاظ برخورد کردند. چرا تاریخ و قرآن را تحریف میکنید؟ همانطور که مکرر عرض شد مسئولین اجرایی بهجای تئوری پردازی و نظریهپردازی باید مشغول فضای کارشان باشند. فکر نکنند که با فرافکنی و شلوغبازی و نشانیهای غلط دادن مردم دست از سؤال کردن و مطالبه گری برمیدارند. مردم اگر ببینند جایی خلاف تخلفی هست، سؤال میکنند و دنبال میکنند و پیگیری میکنند. قطعاً باید توضیح دهند که با سرمایه ملت و اوقاتی که در اختیارشان بود و میتوانستند کارهایی را برای رشد و ارتقاء کشور انجام دهند و انجام نشد چه کردند! اینها را باید توضیح دهند.
آقایان میگویند میخواهیم عزت ملی ما حفظ شود. دائماً امتیاز دادید و آنها همهچیز را از ما گرفتند. حالا قطرهچکانی و با دفع الوقت و احتیاط، داریم یکییکی آن دادهها را پس میگیریم. آیا این دفاع از عزت ملی است؟ آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت درباره ارتباط گرفتن و مذاکره کردن و امثال اینها کاملاً گویاست. بهعلاوه قرآن به ما دستور داده است که اگر ناچار به مذاکره هم شدید تا جایی پیش روید که احتمال نقض عهد ندهید. ترس این را نداشته باشید که علیه شما اقدامی داشته باشند و شمارا زمینگیر کنند. وقتی دشمن دائماً به فکر نیرنگ و دشمنی بیشتر هست، نباید به همانجایی که اول بودیم برگردیم. میز مذاکره معنا ندارد و از همه اینها بالاتر، وقتی رهبر معظم انقلاب که مشروعیت تمام فعالیتها به ایشان است، فرمودند مذاکره نمیکنیم دیگر سخن گفتن از مذاکره خطاست.
ما خداینکرده نمیخواهیم تضعیف کنیم یا تنقیص کنیم؛ اما عملکردی داشتید که در قسمتهای زیادی از آن، بهخصوص معیشت و اقتصاد و تورم و بیکاری که تبدیل به معضلات اجتماعی هم شده است، قابل دفاع نیست. حتی دوستانتان هم امروز به شما اعتراض میکنند در عملکردی که در بعضی از قسمتها موجب ناکارآمدی نظام شده است. بعضی از اطرافیانتان هم که به فساد معروفاند. مردم اینها را بهخوبی میفهمند؛ اما بااینحال صحنه را برای شما خالی نمیگذارند. حاضرند باکار و فعالیت بیشتر و با داشتن برنامه و در مسیر درست همان دستورات و منویات رهبر معظم انقلاب در چهارچوب اقتصاد مقاومتی و رونق تولید به شما کمک کنند. آنها را به کار بگیرید تا امور درست شود. اینهمه جوان فعال دانشمند کار بلد در کشور وجود دارد. بازهم میبینیم که در بعضی از دستگاهها در همین استان بازهم که میخواهند به کار بگیرند پیرمرد ۶۰ ساله را به کار میگیرند. مردم حاضرند به شما کمک کنند تا امور درست شود؛ اما متأسفانه به کار نمیگیرید و دفع الوقت میکنید و نظام را ناکارآمد جلوه میدهید. با شعار امید و اعتدال ناامیدی و افراطوتفریط و امثال ذالک را ترویج میدهید. با عصبانیت بهجای پاسخگو بودن مشکلات را تکثیر میکنید. دوقطبی درست میکنید و فضا را سیاسی میکنید. اینها را بنده از باب نصیحت و خیرخواهی عرض میکنم که وظیفه ذاتی ما همین است. راهش این مسیر که میروید نیست. کلام خلاف واقع زدن در شأن جایگاهی که دارید نیست. هیچ مسلمانی اجازه دروغ گفتن ندارد. راوی میگوید به امام صادق علیهالسلام عرض کردم آیا ممکن است که مؤمن بخیل باشد؟ فرمود بله. آیا ممکن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود بله. سؤال کرد آیا ممکن است که مؤمنی دروغ بگوید؟ فرمود: هرگز مؤمن دروغ نمیگوید. مؤمن خیانت نمیکند. جبله مؤمن با دروغ و خیانت سرشته نشده است.
بهعلاوه بنده مکرر در همینجا عرض کردم اگر در مواردی مماشات میکنیم، سکوت میکنیم یا توجیه میکنیم، شاید به خاطر مصلحتهایی است که وجود دارد؛ اما اگر آمدیم رسیدیم بهجایی که طعنه به رهبر معظم انقلاب شد، تعریضی به جایگاه ولایت شد، خداینکرده تنقیص و تضعیفی مربوط به این جایگاه شد، او را تحمل نمیکنیم. امام خودمان را تنها نمیگذاریم. حرفمان را صریح میزنیم. لذا این اخطار جدی و قطعی ماست. هرچه میخواهی بگویی بگو ولی اجازه بیربطگویی به رهبری را به هیچکس نخواهیم داد. در این رابطه با احدی تعارف نداریم. برای روشن شدن مطلب عرض میکنم، چون در تریبونها مطرح میشود. من این را مکرر گفتم برای شبهه زدایی هم که شده باید جواب داد. اگرچه بعضی وقتها این مطالبی که مطرح میشود برای همین است که مثل بنده و امثال بنده شروع کنیم به پاسخگویی و بعضی از آنها مشغول کار خودشان باشند؛ حواستان به این نکته هم باشد که بعضاً میبینید هرچند روز یکبار شروع میکنند نکتهای را مطرح میکنند تا جو به هم بخورد. یک عده شروع کنند به حرف زدن و جواب بدهند و اصل مطلب بگذرد و دفع الوقت شود. باید مواظب بود و حواسمان به این قضیه هم هست؛ اما برای اینکه مطلب روشن شود عرض میکنم که ببینید آنچه را که تحمل نمیکنیم اینهاست. من بهناچار تمام مطلب را از رو میخوانم تا شما هم خوب دقت کنید. البته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب قسمتهایی را میخوانم. ایشان فرمودند: «کارشناسان اقتصادی کشور و بسیاری از مسئولین، متّفقاند بر اینکه عامل این حوادث، تحریمهای خارجی نیست، عامل این حوادث، درونی است، مشکلات داخلی است. بسیاری از مسئولین هم این را بر زبان آوردهاند، گفتهاند. کارشناسها هم تقریباً -تا آنجایی که بنده مطلع شدهام- متّفق بر این معنا هستند. نه اینکه تحریمها اثر ندارد؛ چرا، تحریمها هم اثر دارد؛ امّا عمدهی تأثیر، مربوط به عملکرد ماها است. اگر چنانچه این عملکردها بهتر از این باشد، باتدبیرتر از این باشد، بهنگام تر از این باشد، قویتر از این باشد که امروز هست، تحریمها اثر زیادی نمیگذارند؛ میشود علاج کرد و در مقابل تحریمها میشود ایستاد. بیشترِ مشکل، ناشی از مسائل درونی و داخلی خود ما است. حالا مثلاً فرض کنید در همین قضیّهی ارز و سکّه و این حرفهایی که این دوسهماهه پیش آمد، خب، مبالغ زیادی -حالا گفتند مثلاً فرض بفرمایید هجده میلیارد دلار، اسکناس موجودِ ارز؛ برای کشور ما که در تهیّهی ارز مشکلداریم و ارزها و پولهای خودمان را هم نمیتوانیم از خارج وارد کشور کنیم و سخت است، هجده میلیارد رقم بالایی است- براثر بعضی از بیتدبیریها و بیتوجهیها، آمد دست افرادی که از آن سوءاستفاده کردند. یکنفری یک کالایی را ثبت سفارش کرد، یک کالای دیگر آورد؛ یکچیزی را درخواست کرد برای یک مقصودی، ارز را در آنجا مصرف نکرد؛ گفت میخواهم مسافرت بروم، نرفت؛ ارز را، یا آوردند -یک تعداد معدودی- استفاده کردند، یا به قاچاقچی فروختند [و او] ارز را برداشت برد خارج، یا به کسی فروختند که آن را احتکار کرد و نگه داشت تا گران بشود و بیاید به قیمت دو برابر و سه برابر بفروشد و به ثروت بادآورده [برسد]؛ خب اینها مشکلات مدیریتی است؛ این ربطی به تحریم ندارد». در یک جای دیگر فرمودند: « ارز را یا سکّه را وقتیکه بهصورت غلط تقسیم میکنند، این دو طرف دارد: یکی آنکه میآید این را میگیرد و مثلاً فرض کنید قاچاقچی است یا به قاچاقچی میفروشد؛ یکی آنکه این را میدهد. ما همهاش داریم دنبال آنکسی که «میگیرد» میگردیم -مفسد اقتصادی، قاچاقچی- درحالیکه تقصیر عمده متوجّه آنکسی است که «داد»؛ او را باید دنبال کرد. در این کاری که اخیراً قوهی قضائیّه شروع کرده که کار درستی است، دنبال این هستند. نه اینکه بیخود زید و عمرو را متّهم کنند؛ نه لکن بالاخره یک تخلّفی انجامگرفته، یک خطای بزرگ انجامگرفته. نمیگوییم هم «خیانت»؛ زبان بنده اینجور نمیگردد که راحت بگوییم فلانی یا فلان کسها خیانت میکنند؛ نه امّا بالاخره خطا کردند و خطای مهمی کردند که ضررش به مردم برگشت. وقتی اینجور قیمت ارز ترقّی پیدا میکند -یعنی قیمت ریال میآید پایین- خب برای آن کارمندی که روزمُزد است یا حقوق اندکی دارد، دیگر چیزی باقی نمیماند. قیمت ریال وقتی آمد پایین، قیمت پول ملّی وقتی آمد پایین، مشکلات همین میشود که ملاحظه میکنید. خب، اینیک نکته که بنابراین، تحریمها اثر دارند -نه اینکه اثر ندارند- امّا عمدهی تأثیرِ سوء، مربوط به نحوهی اقدام ما و مدیریتها است». این حرف رهبری است.
بعد ایشان در یک جلسه عمومی که افراد پای منبر و تریبون هستند و جلسه رسمی است حدیث میخواند که «اطلبوا العلم ولو بالصین بروید علم یاد بگیرید. آدمهایی که کمی بداخلاق هستند در برخی از روزنامهها نوشتند این دولت در سال ۱۳۹۷ با ارز ۴۲۰۰، ۱۸ میلیارد را بر باد دادند. میگویند گمشده است. یک عده آدمی که نه اخلاق میشناسند، نه ایمان میشناسند، نه منافع ملی را بلدند، اینها میگویند این ۱۸ میلیارد گم شد». این تعریض به کیست؟ کجا نشستید؟ در سرشاخه نشستهاید و بن میبرید؟! میخواهید که مردم را عصبانی کنید؟! مردم را ناراحت کنید؟! این سوء مدیریت است.
همین سوء مدیریت دیشب، شب عید، شب میلاد رسول اکرم، آیا این عیدی بود که به مردم دادید؟ الآن وقت گران کردن بود؟ لااقل با شیب ملایمی که خودتان قائل هستید باید این کار را انجام دهید. آنهم در وقت مناسب، با یک مقدمه سازی و تبیین. چرا یکمرتبه؟ میخواهید مردم را عصبانی کنید؟ اهداف سیاسی دارید؟ نمیدانم چگونه عرض کنم! مردم ما هوشیار هستند و فرق مسائل اصلی و فرعی را خوب میفهمند. هرگز در دامی که شیطان و استکبار از آن سود ببرد داخل نخواهند شد.
بیایید جای ایراد گرفتن، به حرکتی که دستگاه قضا باصلابت تمام شروع کرده و این حرکت را دارد باقوت انجام میدهد کمک کنید. ناراحت میلیارد دلاریها هم نباشید. آسیاب بهنوبت است. به آنها هم خواهد رسید. خواهید دید که حرکت قوه قضاییه سیاسی نیست. نمیخواهد عوامفریبی کند. بهزودی روسیاهی برای کسانی خواهد ماند که روی دیگران را سیاه میدیدند. مواظب باشید.
۲۴ آبان آغاز هفته کتاب و کتابخوانی و کتابدار است. این را به همه عزیزان در این عرصه تبریک عرض میکنم. نباید از نقش بیبدیل کتاب در رشد فرهنگی جامعه غافل بود. باید در خانوادهها انس با کتاب را از پدر و مادرها شروع کرد؛ یعنی پدر و مادرها باید انس را ایجاد کنند. اول خودشان اقدام به مطالعه داشته باشند و تشویق کنند تا بچههایشان هم یاد بگیرند. از کودکی باید با کتاب مأنوس بود و کتابخوان بود. رهبر معظم انقلاب خیلی به مقوله کتاب اهمیت میدهند. سخنان ایشان راجع به کتاب دردمندانه است. یکوقت هم شاید عرض کردم کتابهایی که ایشان مطالعه میکنند گوشههایش مطالبی را مینویسند که در کتاب دیگری جمعآوریشده. نقل به مضمون میکنم که یکجا نوشته بودند: قسمتهایی از این کتاب را همراه خانواده خواندیم. جالب است که فرمودند من و خانم و بچهها این قسمت را باهم خواندیم. آیا واقعاً ما چنین حرکتهایی راداریم؟ اینها برای ما درسآموز است. غفلت داریم. یکوقت فرمودند برای یک ملت خسارتی بزرگ است که افراد آن با کتاب سروکار نداشته باشند. ما برای تبلیغ کتابخوانی و کتاب در نماز جمعه این کار را راه انداختیم که الحمدالله در کشور هم جریان پیدا کرد. آقا هم دستور دادند کاری که اینجا میشود در کل کشور انجام شود. دستور کلی شد که ستادهای نماز جمعه و ائمه جمعه تا جایی که میتوانند کتاب معرفی کنند. هرچند وقت یکبار یا هر هفته اینجا دو جلد کتاب معرفی میشود. میز کتابفروشی را راه انداختیم. قفسه دائمی کتاب هم که لازم است ادامه پیدا کند، انجامشده است. بهعلاوه خوب است که خود شما هم برای خودتان شعاری درست کنید که روزی نیم ساعت با کتاب. حالا یا با نهجالبلاغه، یا با قرآن، یا با روایات، با کتب اخلاقی، با کتب داستانی، با کتب جنگ و جهاد. الحمدالله امروز کتابهای گویا هم آمده است که اگر وقت تلف کنید باید خودتان را ملامت کنید نه دیگران را. وقت ملامت خودتان است. قبل از من هم مدیرکل محترم بشارتهایی را قطعاً برای شما در رابطه با کتاب و کتابخوانی و کتابداران در استان که فعالیتهای خوبی انجامشده دادند، من دیگر تکرار نمیکنم.
عرض کردیم از هفته گذشته نکتهای را راجع به لانه جاسوسی و اسناد لانه جاسوسی میگویم. در نوشتههای یکی از اعضای سفارت به دو طرح کوتاهمدت و بلندمدت برای کنترل ایران اشاره شد. خیلی جالب است که اینها از سال ۵۸ فکرهایی داشتند که الآن که سال ۹۸ است بعد از ۴۰ سال قسمتهایی از آن را عملیاتی کردند و برای قسمتهای دیگر هنوز آن فکر را دنبال میکنند. آن موقع که ایران ضعیف بود این فکرها را داشتند، الآن هم که قوی است دارند این فکر را دنبال میکنند. ببینید در برنامه بلندمدتش که من چند مورد آن را برای شما میگویم، نامهای است که یکی از کاردارها در آنجا نوشته است. یکی از اعضای سفارت است. نوشته: «ما میخواهیم برای ایرانی کارکنیم که میانهرو باشد و ناسیونالیستهای مخالف مذهب تسلط بیشتری بر اداره مملکت داشته باشند. (سال ۵۸ گفته است که میخواهیم دین را بگیریم) در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما میتوانیم طریق نفوذ در ایران را امتحان کنیم. بایستی یک موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم. ما معتقدیم که بایستی حالا شروع به رفع مسائل دو طرف کنیم و پیشنهادهای زیر را ارائه میدهیم. (تعدادی پیشنهاد است که من چند مورد آن را برای شما میخوانم) فرستادن سفیر به ایران پیش بازرگان. بازرگان و همکارانش امیدوارند ما بدون معطلی یک فرد غمخوار و دل سوز به انقلاب ایران را انتخاب کنیم. (این نشاندهنده ارتباط دولت اول با سفارت بوده است. او میگوید بازرگان و همکارانش دنبال این هستند و امیدوارند که ما بدون معطلی یک فرد غمخوار و دلسوز به انقلاب ایران انتخاب کنیم. امام و اطرافیان امام را دلسوز به انقلاب نمیدانستند. به آمریکا و سفارت گفتند که یک نفر بفرست دلسوز به انقلاب باشد. ببینید که این اسناد چقدر مهم است. نمیخواهند پخش شود) روابط نظامی را توسعه دهیم. چگونه میتوانیم دستگاههای خبری پایگاههایمان را به کار اندازیم. چگونه میتوانیم از ادامه تهیه نفت در ایران مطمئن شویم و توسعه فعالیتهای خبری و اطلاعاتی داشته باشیم. چگونگی فعالیتهای حقوق بشر بدون احترام به آمریکا، این موارد جزئی در اختیار آنها قرار نخواهد گرفت؛ بنابراین باید دولت موقت و امام را در این جریان که این سیاست ایران برای ما غیرقابلقبول است قرار دهیم». این مطالب را شما خودتان مطالعه کنید. من فقط اشاره میکنم که ببینید چه حقههایی را داشتند.
نکته انتخاباتی و استانی را هر دو را باهم میگویم. اولاً باید از عزیزان دستگاه امنیتی و اطلاعات استان تشکر کنم. محکم ایستادهاند و قصد دارند تاکسی که صلاحیت ندارد تائید نشود. بنده هم از این موضوع کاملاً حمایت میکنم و در مبارزه با فساد با هیچکس تعارف نداریم. آقا هم در یک بیانی فرمودند: در مقابل کسانی که جلوی قانون گردنکلفتی میکنند کوتاه نیایید. این وظیفه همه ماست. نمیشود کسانی که قصد ورود به مجلس قانونگذاری رادارند خودشان همسرشان و فرزندانشان به قوانین التزام نداشته باشند. قانونشکنی کنند و خلاف مقررات نظام عمل کنند و التزام عملی بهنظام نداشته باشند؛ و یا کسانی که مسئولیتی دارند اما اصرار دارند که افراد فاسد و مفسد را در دستگاهها بر سرکار بگذارند. بعد هم تهدید میکنند که کذا و کذا میکنیم. زیر بار اینها نمیرویم. الحمدالله دستگاه امنیتی اطلاعاتی هر دو دستگاه مشغول هستند.
ثانیاً مسئولین محترم شهر و استان بههیچوجه باکسانی که در مظان انتخابات و کاندیداتوری هستند اینطرف و آنطرف نروند. مثلاً میبینیم که فرماندار، بخشدار، مسئول فلان اداره، مدیرکل فلان جا، با آقایی که در مظان انتخابات است باهم اینطرف و آنطرف میروند. بله یکوقت جلسه و شورایی است و باید در آن حاضر بود، این امر دیگری است. ولی حرکت کردن و اینطرف و آنطرف رفتن در این ایام ممنوع است. اگر موردی را اینگونه دیدید هر دو طرف را متهم کنید. هم کسی که میخواهد کاندیدا شود، هم کسی که دارد به او کمک میکند، هر دو مورد اتهام هستند. چطور شده است که بعضی از دستگاهها در این روزها به فکر نیروهای زیرمجموعه خودشان افتادند؟ هدیه میدهند، شام میدهند، در این وضعیت که بعضی وقتها نمیتوانند حقوق کارمندانشان را بدهند، شام میدهند با خانواده بعد بعضی از کسانی که در مظان انتخابات هستند را دعوت میکنند. اینها تخلف است و قطعاً از چشم ناظران دور نیست. بعضیها با پول بیتالمال فالوده میخورند. البته مردم هم باید هوشیار باشند.
ثالثاً عوض نکردن مسئولی که خیانت میکند و خائن است و به بیتالمال دستدرازی میکند و خراب کن بیتالمال هست به اسم اینکه دم انتخابات است نمیتوانیم ترکیب را به هم بزنیم، حرف قابل قبولی نیست. از آن حرفهایی است که مبنای عقلایی ندارد. باید سریعاً جلوی فساد را گرفت. خود وزیر کشور فرمودند که اگر لازم باشد شب انتخابات هم اگر باید کسی را عوض کنیم عوض میکنیم. اینها بداخلاقیهای انتخاباتی است. رهبر معظم انقلاب ۱۶ مرتبه در بیانات مختلفشان گفتند: کاندیدا باید از بداخلاقی انتخاباتی پرهیز کند. یا در پنج نوبت در نوبتهای مختلف فرمودند: امانتدار و پاکدامن و بهدوراز فساد باشد. خود حضرت امام دربیانی فرمودند: انحراف عقیدتی و اعمالی و یا اخلاقی نداشته باشد.
بعضی وقتها هم دیده میشود که در استان، درجاهای مختلف، آرامآرام دارند اسمها را عوض میکنند. اخیراً دیدم که اسم مجموعهای را از شهید چمران به کیش تبدیل کردند. بعد هم در پرانتز نوشتند که چمران سابق. این را برگردانید سر جایش و الا تذکر دیگری خواهیم داد.
|
| 1398/8/17 | 1398/8/17گام چهارم کاهش تعهدات هستهای مستکبران را به تلاطم انداخت | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه206
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوی مواظب مجاری ادراکی خود که یکی از آنها گوش است، هستند و همه حقوق آن را رعایت میکنند. حق چهارمی که امام سجاد علیهالسلام در رساله حقوق به آن پرداختهاند حق گوش است که فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِیهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِیقاً إِلَى قَلْبِکَ إِلَّا لِفَوهَهٍ کَرِیمَهٍ تُحْدِثُ فِی قَلْبِکَ خَیْراً أَوْ تَکْسِبُ خُلُقاً کَرِیماً فَإِنَّهُ بَابُ الْکَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ یُؤَدِّی إِلَیْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِی عَلَى مَا فِیهَا مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ». حق گوش پاک داشتن او است از اینکه راه دلت باشد مگر براى خبر خوبى که در دلت خیر به وجود آورد، یا خُلق کریمی نصیب تو کند، زیرا گوش دروازه دل است هر نوع معنى خوب یا بدى را به آن میرساند؛ و لا قوه الا باللَّه العلى العظیم.
همه میدانیم که یکی از راههای ورودی قوه درک ما گوش است و قسمتی از خوراک دل و قلب ما توسط گوش تهیه میشود. پس باید بهخوبی آن را حفظ و صیانت کرد که دچار کجی و انحراف از طریق شنیدهها نشویم. امام سجاد علیهالسلام فرمودند: گوش دروازه قلب است. باید نگهبانی این دروازه را جدی گرفت و الا ضرر آن به خاطر اینکه روی فکر و عقاید اثر میگذارد بسیار است. بحثهای مختلفی راجع به گوش میتوان طرح کرد. یکی از آنها خوب گوش دادن است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «مَنْ أَحْسَنَ الِاسْتِمَاعَ تَعَجَّلَ الِانْتِفَاع». هر کس خوب گوش کند زودتر بهرهمند میشود. یا در عبارت دیگری فرمودند: «عَوِّدْ أُذُنَکَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تَصْغِ إِلَى مَا لَا یَزِیدُ فِی صَلَاحِکَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِکَ یُصْدِی الْقُلُوبَ وَ یُوجِبُ الْمَذَام». به گوش خودت عادت بده نیکوئى شنیدن را و چیزی که برای حال تو شنیدن آن مفید نیست گوش نده، پس بهدرستی که (اگر این کار را نکنی) قلب را زنگدار میکند. (صفای دل را از بین میبرد مثل آهن زنگزده تیره و سیاه میشود) و موجبات مذمت را فراهم میکند.
باید این راه ورودی را از هر رهزن و گردنهگیری حفظ کرد. گمرکی آن را سخت گرفت. تذکرههای ورودی را با دقت چک کرد که تروریست انتحاریِ فکر و عقیده و اخلاق وارد مملکت دل نشود. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: خداوند بر گوش این وظیفه را قرارداد که با آن به معاصی گوش ندهی. بلکه به خیر و ادب و تربیت و صلاح و قرآن و علوم و مطالب خوب و موعظه و امثال ذالک باید گوش داد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «أَلَا إِنَّ أَسْمَعَ الْأَسْمَاعِ مَنْ وَعَى التَّذْکِیرَ وَ قَبِلَه». بدانید شنواترین گوشها گوشی است که پند و اندرز را بشنود و پذیرا باشد. البته این شنیدن شرطی دارد و آن اینکه با غفلت همراه نباشد، چون موعظه و تذکر، وقتی با گوش دل شنیده شود اثرگذار است و الا ثمرهای ندارد. امیرالمؤمنین فرمودند: «سَمْعُ الْأُذُنِ لَا یَنْفَعُ مَعَ غَفْلَهِ الْقَلْب». شنیدن گوش سود نمىدهد با غفلت دل. خوب است
به این نکته هم توجه داشته باشید که مقصود از شنیدن گاهی همان معنایی است که در بین مردم رایج است که کسی به دیگری میگوید فلان مطلب را شنیدی؟ یا او میگوید شنیدم فلانی چنین میگفت؛ اما گاهی وقتی گفته میشود شنیدم، یعنی ترتیب اثر میدهم و طبق گفته عمل میکنم؛ و وقتی بر طبق آن عمل نکردم یعنی گوش شنوا نداشتم. همانکه اهل دوزخ اقرار میکنند و میگویند که گوش شنوا نداشتیم. در آیه ۱۰ سوره مبارکه ملک فرمود: «وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی أَصْحابِ السَّعیر»؛ و میگویند: اگر ما شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان اهل آتش سوزان نبودیم؛ و در مقابل اهل ایمان میشنوند و ترتیب اثر میدهند. در آیه ۲۸۵ بقره فرمود: «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا»؛ و وقتی به خدای تعالی عرض میکنیم انک سمیع الدعا. شما دعا را میشنوی و به اجابت میرسانی، یعنی ترتیب اثر میدهی؛ و گاهی شنیدن در امور تکوینی مطرح میشود مثل شنیدن تسبیح موجودات عالم. قسمتی از آیه ۴۴ سوره مبارکه اسراء فرمود: «… وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ…». بههرتقدیر باید گوش را از شنیدن انواع سخنان بیهوده و لغو غیبت و دروغ و امثال اینها حفظ کرد. اگر حق این عضو را رعایت نکنیم عواقب دنیایی و آخرتی برای ما خواهد داشت.
در بیان دیگری از رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «وَ حَقُّ السَّمْعِ تَنْزِیهُهُ عَنْ سَمَاعِ الْغِیبَهِ وَ سَمَاعِ مَا لَا یَحِلُّ سَمَاعُه». حق گوش، نگهداری او از شنیدن غیبت است و شنیدن چیزی که شنیدنش حلال نیست. قطعاً میدانید و بر این موضوع هم مواظبت دارید که شنیدن غیبت هم مثل غیبت کردن است و فرقی باهم در حرام بودن ندارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «السَّامِعُ لِلْغِیبَهِ أَحَدُ الْمُغْتَابَیْن». شنونده غیبت یکی از دو غیبت کننده است؛ و رسول خدا فرمودند: مجلسى با غیبت آماده نشود جز که دین در آن ویران گردد، گوش خود را از شنیدن غیبت پاک دارید که گوینده و شنوندهاش شریک در گناهاند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در همه کارهای خود ائمه را الگو قرار داده با او حرکت میکنند و از او جلوتر نیفتاده، عقب هم نمیمانند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «نَحْنُ النُّمْرُقَهُ الْوُسْطَى بِهَا یَلْحَقُ التَّالِی وَ إِلَیْهَا یَرْجِعُ الْغَالِی». نمرقه: بالش کوچک/ ما (پشتی) تکیهگاهى میانه هستیم، آنکه عقب ماند خود را به آن برساند و آنکه پیشى گرفته (غلو کرده) بهسوی آن بازگشت نماید. ازآنجاکه امام علیهالسلام بهعنوان الگوی فرد و جامعه مطرح است، در همه امور معتدل هستند تا اگر کسی از آنها عقب ماند و در کارها و امورش کوتاهی داشت توانائی رسیدن به امام را داشته باشد؛ و اگر کسی هم اهل افراط و تندروی بود بتواند برگردد و همراه امام حرکت کند؛ بنابراین اگر در هر امری از امور دنیا و آخرت همراه اهلبیت حرکت کردیم به مقصد میرسیم. درجاهای دیگر هم شبیه این مطلب گفته شد. در زیارت جامعه کبیره داریم که روگردان از شما خارج از دین است. «فالراغبُ عنکم مارق» و ملازمتان ملحق شونده «واللازم لکم لاحق» و کوتاهی کننده در حقتان در شرف نابودی است. «و المقصِّرُ فی حقِّکم زاهق»؛ و حق همراه شما و در شما و از شما و بهسوی شماست. «و الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم». خدای تعالی توفیق همراهی با اهلبیت علیهمالسلام را نصیب همه ما بگرداند.
۱۲ ربیعالاول به روایت اهل سنت و هفدهم ربیع به روایت شیعه، ولادت پر از خیروبرکت اشرف مخلوقات رسول مکرم اسلام محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم است. این روز را به همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم که همه ما از پیروان مکتب نجاتبخش نبوی باشیم انشاءالله. یکی از راهبردیترین ابتکارات حضرت امام رضوانالله علیه که نقشههای شوم مستکبرین را برای همیشه بیتأثیر کرد، اعلام هفته وحدت بود که فاصله بین دوازدهم و هفدهم را بهعنوان هفته وحدت اعلام کردند و در ایران و جهان یک جریان سرنوشتساز را به وجود آوردند که در این زمان و شرایط پیچیده و حساس، جهان اسلام را به آن توجه دادند و اگر این توجه کامل شود قطعاً هیچ دشمنی نمیتواند به اسلام و مسلمین صدمه بزند. راهبرد وحدت مسلمین دست متجاوز به منابع و منافع مسلمین را قطع و جریان حق را به منزل مقصود میرساند. وحدت جهان اسلام خواسته و منطق رسول خدا و اولیای دین است. جریان مقابل جبهه حق تلاش میکند تا اصل اسلام و هویت او را از بین ببرد. هویت اسلام به همین وحدت اوست. طرح موضوع وحدت در ایام ولادت رسول مکرم اسلام بهعنوان محور وحدت امت اسلامی در زمان امام و بعد از امام تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب، این ترفند دشمن را که میخواهد هویت را از بین ببرد ناکارآمد کرد. لذا یکی از محوریترین عنصر وحدتبخش این است که مسلمین بازمان شناسی کامل و بصیرت کامل دشمن را و ترفندهای دشمنی او را بشناسند و مسیر مقابله را با وحدت کامل طی کنند. رهبر معظم انقلاب در یک بیانی فرمودند: «وحدت مسلمانان یک شعار درست و ضروری است. آن را یک مسئله استراتژیک میدانم. ما با این انگیزه صحیح وحدت مسلمانان را در جمهوری اسلامی یک مسئله اساسی قراردادیم، لذا همه باید در این مسیر قدم بردارند». روایات متعددی هم هست که فرصت بیان محتوای روایی این بحث نیست. روش رسول خدا هم این بود که با به کار بردن استراتژی و تدابیر اساسی، حکومت دینی را تأسیس کرد، تحکیم بخشید و توسعه داد و ریشه این حرکت، ایجاد وحدت و وفاق اجتماعی و به وجود آوردن محیطی امن و آرام در مدینه جدیدی بود که طراحی کرده بود. آن چیزی که بسیار اهمیت دارد و نیاز جامعه مسلمین در این روزها هست مسئله امت واحده و وحدت اسلامی است که باید به نقش و سیره رسول خدا در اداره جامعه اسلامی و ایجاد وحدت بهعنوان الگو قرآن کریم هم به آن اشارهکرده توجه تام داشت. البته باید این سیره را با زوایای مختلفی که دارد به کاربست تا بشود نظام ولایت اجتماعی الهی را در سطح جهان با حفظ ویژگیها و سازوکارهای خاصی که دارد عملیاتی کرد تا رسید به «إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً واحِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبیاء/۹۲) همان حرفی که حضرت امام رضوانالله علیه زدند که اسلام آمده است تا تمام ملل دنیا را از عرب و عجم و ترک و فارس باهم متحد کند و یک امت بزرگ به نام امت اسلام در دنیا برقرار کند و البته تا این مهم واقع نشود کشورهای استکباری اجازه آرامش به کشورهای دیگر نمیدهند. شما الآن وضعیت فلسطین و سوریه و عراق و لبنان و نیجریه و بقیه ملل اسلامی را میبینید که دوای درد همه اینها در مقابل استکبار و این جرثومههای فساد وحدت است و تا این وحدت محقق و برقرار نشود، جهان اسلام آرامش به روی خودش نمیبیند. طوری هم القا میکنند بعضی وقتها که قسمتی از جهان اسلام علیه قسمت دیگرش باشد تا آنها به منافع خودشان برسند. کشورهای اسلامی را به جزایر کوچک و کوچکی تبدیل کردند و هرکدام از آنها با خودشان در حال درگیری هستند و آنها هم منافع و منابع را تاراج میکنند. این وحدت باید برگردد. خدای تعالی بهزودی همه ما را شاهد این وحدت در جهان اسلام بگرداند انشاءالله.
مسئله دیگری که عرض میکنیم بیانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت سیزدهم آبان بود که ملاحظه فرمودید. معمولاً سخنان مهمشان را راجع به آمریکا جز از اینکه در طول سال بیان میکنند، در روز ۱۳ آبان در اجتماع دانش آموزان و نوجوانان بیشتر در آنجا مطرح میکنند. قبل از یادآوری نکات بیان ایشان باید از حضور پرشور مردم بخصوص دانش آموزان و جوانان و نوجوانان عزیز البرزی در راهپیمایی حماسی و استکبارستیز ۱۳ آبان امسال تشکر کنم که در اقصی نقاط این استان با شور و هیجان و اهتمام همه این عزیزان وارد شدند و مراسم خوبی برگزار شد. با این حضور اعلام کردید که از آرمانهای انقلاب حمایت میکنید و در مقابل دشمنیهای مستکبران کوتاه نمیآیید و اهل مذاکره و پذیرش ذلت هم نیستید. این پیام محکم و قوی این حضور بود که نهتنها در البرز بلکه در اقصی نقاط کشور بهخوبی مخابره شد.
در بیان رهبر معظم انقلاب گذشته از تبیین سابقه طولانی دشمنی آمریکا با ملت ایران، تحریف واقعیتها و ضعف شدید آمریکا در این روزها و اینکه آمریکا را به گوشه رینگ بردیم، دو نکته مهم دیگر را هم ایشان فرمودند؛ اما آنها چون تکرار شده بود عرض نمیکنم. به این دو مورد یک توجهی داشته باشیم. اولاً که ایشان آمریکا را تعبیر به گرگ کردند. امام شیطان بزرگ گفته بودند و تعبیرات دیگری که خود حضرت آقا هم تعبیراتی دارند؛ اما این بار تعبیر گرگ داشتند. برای روشن شدن این عبارت باید ببینیم که گرگ چه صفتی دارد. صفات پلید گرگ را باید خوب شناخت تا وقتیکه این تعبیر به کار میرود بهدرستی این تعبیر پی ببریم. گرگ یک موجود خونآشام و بیرحم و قسی است. معمولاً شکارش را مشغول میکند تا از آن ناحیه که احتمال نمیدهد او را بگیرد. گرگ وقتی حمله میکند به همه گله میزند. به هرکه که دستش رسید نابود میکند. بهاندازه نیازش از بین نمیبرد. سایر حیوانات اینگونه هستند. مثلاً شیر یکگوشه مینشیند، کمین میکند، یک آهوی پیری را یا یک حیوان ناقصی را در نظر میگیرد و حمله میکند. بهاندازه نیاز هفته و ماهش شکار را از پا درمیآورد؛ اما گرگ اینگونه نیست. همه گله را نابود میکند و یکی از آنها را برمیدارد و میبرد. ازاینجهت خونآشامترین حیوان است. به نوع خودش هم حمله میکند. گرگها رو به هم میخوابند. بقیه حیوانات رو به دشمن میخوابند. اینها رو به رویهم میخوابند که اگر یکی از آنها پلک زد حمله کند و او را بگیرد. خیلی موجود عجیبی است. لذا در تعبیرات روایات هم بعضی از اشخاص را میخواهند مثال بزنند به گرگ تعبیر میکنند. در روایات دارد اگر دو گرگ خونخوار را در آغل گوسفندان بیندازند، گرگی که در فضای باز به گله حمله کند باز بعضی از گوسفندان فرار میکنند؛ اما شما فرض کنید دو گرگ خونخوار را در یک محیط بسته و در آغل گوسفندان بیندازند. ذئبان ضاریان شب تا صبح هم در این آغل بمانند. چه چیزی از گوسفندان میماند؟ در روایات هست که حب ریاست بلایی که بر سر اشخاص میآورد بیشتر از آن است که آن دو گرگ خونخوار بر سر گوسفندان میآورند. اینکه میبینید بعضیها چه جنایاتی را مرتکب میشوند به خاطر صفت گرگی است که درون آنهاست. گرگ به همه به دید طعمه نگاه میکند. گرگها به شکارشان حربه میزنند اما درعینحال همه حواسشان به خودشان هست که دیگری پیروز میدان نشود. از خودشان هم نمیگذرند. در طول تاریخ آمریکا بررسی کنید آیا چیزی غیرازاین صفات دیدهاید؟ حملاتی که کردند، کشت و کشتاری که داشتند در طول تاریخ با همین انقلاب خود ما.
مطلب دیگر اینکه فرمودند، نباید به آمریکای رو به افول تنفس مصنوعی داد و مذاکره تنفس مصنوعی است. گرگی که دارد میمیرد را که نباید زنده کنید و به جان خودتان بیندازید. اصرار آمریکا برای مذاکره به جهت منافعی است که میبرد، غیر از جنبه تبلیغی و انتخاباتی که برای رئیسجمهور آمریکا دارد. اگر ایران تن به مذاکره بدهد جبهه مقاومت فرومیریزد. عزت و اقتدار ایران در نگاه بینالمللی از بین میرود. بوق به دستشان میگیرند که ببینید فشار حداکثری بر ایران اثر کرد و این شکستی است که ایران هرگز تن به این شکست نخواهد داد.
آقایان به نصیحتهای مشفقانه رهبر معظم انقلاب گوش بدهید. از تاریخ پند بگیرید. همه شاهد بودید و دیدید که کوبا بعد از ۵۰ سال تحریم، همین چند وقت قبل همه شنیدید بعد از ۵۰ سال تحریمی که آمریکا شدیدترین تحریمها را نسبت به کوبا داشت، آنقدر رفتند و آمدند حاضر به مذاکره با آمریکا شد؛ اما غیر از چند عکس تبلیغاتی و یادگاری چه چیزی نصیب کوبا شد؟ تمام شد. هیبت و هیمنه کوبا هم از بین رفت. بیایید بین سازش و مذاکره و توافق فرق بگذارید. در مذاکره بهطرف مقابل امتیازاتی داده میشود که بعدازآن انسان پیروز میدان شود، جلو برود و به نفع خودش باشد، نه اینکه امتیاز بدهیم و بدتر و بیشتر خود را تحت سلطه قرار دهیم. عدهای اینگونه عمل میکنند. ببینید این گام چهارم هستهای که برداشته شد باز جبهه استکباری را به تلاطم انداخت. شروع کردند به حرفهای بیربط زدن که نشان میدهد مسیر، ولو دیر اقدام شده اما درست انتخابشده است که باید جلوی مستکبر ایستاد. میبینید که هر حرکت عزتمندانه از روی صلابت را تحمل نمیکنند، لذا باید با قاطعیت تمام در مقابل آنها ایستاد و تا حصول نتیجه کامل از حقوق ملت دفاع کرد.
همانطور که حضرت آقا در دیدار با دانش آموزان فرمودند باید تولید داخل را رونق داد. با واردات کالاهای تولید داخل مبارزه کرد. کالاهایی که در داخل تولید میشوند را اجازه نداد که وارد شوند؛ و در دفاع از آینده جوانان هشدار دادند که باید جلوی قاچاق کالا گرفته شود. اگر بخواهیم این حرف را در جامعه تبدیل به فرهنگ کنیم و مصرف کالاهای خارجی ضد ارزش تلقی شود باید همه باهم اقدام کنیم، گفتمان سازی کنیم و رسانهها به کمک بیایند و این مهم را به مخاطب بهخوبی القا کنیم که یعنی همه این کار را بکنند که به مخاطبین و عامه مردم اینگونه القا شود که واردات کالای خارجی یعنی از دست رفتن یک فرصت شغلی در داخل کشور؛ و به تعبیر رهبری این کار حرام شرعی و قانونی است. وقتی در شرایط انواع تحریمهای بانکی و نفتی و غیره قرار داریم تا واردات کنترل شود به نتیجه نخواهیم رسید و اقتصاد درست نخواهد شد. آمار گمرک درباره کالاهای لوکس و غیر لوکس و غیرضروری را وقتی مطالعه میکنیم نگرانکننده است. در همین چند ماه اخیر باید جلوی اینها گرفته شود. باید دستگاههای مربوطه و نظارتی زمان برطرف کردن موانع با جدیت تمام، تولید داخلی را ازنظر کیفیت مرغوبیت کنترل کنند تا سطح کالاهای باکیفیت و مرغوب بالاتر رود؛ و بعد خوبها را باید تشویق کرد و بدها را باید تنبیه کرد. اگر نقص قانونی هم وجود دارد مجلس باید ورود کند و به این مهم بپردازد. اقتصاد مقاومتی بدون حمایت از تولید داخلی معنا ندارد. برای کمک به اقتصاد مردم و بهنظام و انقلاب لازم است که هزینههای مالیاتی تولیدات داخلی کم شود. اینها قوانینی است که اگر درست شود خیلی از این مسائل حل خواهد شد. در کنار آن جلوی واردات غیرضروری هم باید گرفته شود.
حرف از حمایت تولیدات داخل شد، خوب است که اینجا اشارهکنم از تولیدات فرهنگی ارزشی که در داخل تولید میشود باید خوب حمایت کرد. متأسفانه این قسمت مغفول میماند و یا کمبها میماند. ولی مردم اگر خوب وارد عمل شوند و تشویق و ترغیب کنند این تولیدات بیشتر خواهد شد/ باید کمک کنیم و حمایت کنیم تا تولیدکنندگان آثار فرهنگی فاخر بتوانند تولیداتشان را بیشتر کنند و اثرگذاری آنها در جامعه بیشتر شود. توصیه میکنم عزیزان فیلمی را که جدید اکران میشود با عنوان «منطقه پروازممنوع» بروید ببینید و با دیدن خودتان از این اثر حمایت کنید و انشا الله کارهای فاخر دیگر را هم دنبال خواهید کرد.
ازآنجاییکه رهبر معظم انقلاب چند بار در جلسات مختلف تذکر دادند که اسناد لانه جاسوسی در کتب درسی قرار بگیرد و توجه نشد و اخیراً هم ابراز ناراحتی کردند، بنده از این هفته در نماز جمعه چندهفتهای نکتههایی را از اسناد لانه جاسوسی برای شما بیان میکنم تا این قسمت لااقل از طرف ما دنبال شده باشد و حرف در این مقطع به زمین نمانده باشد. آمریکا از هر فرصتی استفاده میکند تا به اسلام و نظام اسلامی و مسلمین و انقلاب ضربه بزند. برای نمونه یکی از این اسناد را من برای شما میخوانم که در یک جشن مذهبی ببینید چگونه ورود میکند و چگونه میخواهد برداشت کند. از هیچ روزنهای که میبیند میتواند ضربه به اسلام بزند غافل نیست. سندی را که میخوانم برای سال ۵۸ است؛ یعنی برای اول انقلاب. از چهل سال نگذشته است؛ یعنی از همان روز اول منافقانه عمل کردند. آن موقع عده زیادی باورشان نمیشد که آمریکا دشمن است. امروز همه میدانند که آمریکا دشمن است؛ اما نمیدانیم باز چرا بعضیها سنگ آمریکا را به سینه میزنند. مطلب این است: «از سفارت آمریکا در تهران به کمیته داخلی دولت آمریکا در آسیا واشنگتن دی سی. موضوع: جشن هجرت در ایالاتمتحده (هجرت پیغمبر) ۱٫ آیتالله خمینی امروز به شورای انقلاب و دولت موقت ایران دستور داد که با برنامههای انقلابی به استقبال آغاز پانزدهمین قرن هجرت بروند تا عظمت و فرخندگی این موقعیت را بنمایاند. (این مأمور آمریکایی دارد گزارش میدهد که امام چنین دستوری داده است) ۲٫ فوراً اطلاعات موردنیاز درزمینهٔ طرحهای ایالاتمتحده بهمنظور بزرگداشت هجرت را بهنحویکه با جشنهای ایران مرتبط باشد پست نمایید (که میخواهیم برنامهریزی کنیم ما هم جشن بگیریم؛ یعنی اینها از جشن هجرت هم غافل نیستند) ۳٫ اگر ایالاتمتحده در نظر دارد جشنهای هجرت را با شرکت بعضی از ایرانیان برگزار نماید جزئیات لازم را بفرستید. لینگن کاردار سفارت آمریکا در تهران»؛ یعنی برای جشن هجرت پیغمبر اکرم که بهعنوان پانزدهمین قرن در ایران گرفته میشود گزارش دادهشده است که حتماً بروید و ببینید که چگونه است تا ما هم در آمریکا و در ایران بتوانیم جشنی برگزار کنیم. در اوایل انقلاب روششان همینطور منافقانه بود. اخیراً که دیگر خیلی شفاف کارشان را انجام میدهند.
نکته استانی این است که کارهای خوبی که میشود وظیفه اصلی دستگاهها است که انجام دهند، تعریف ندارد. بعضیها میگویند که چرا از آن دستگاه تعریف نمیکنید که کارشان را خوب انجام میدهند. کار خوب انجام دادن وظیفه دستگاههاست و تعریف ندارد؛ اما از باب تشویق دیگران به کار خوب باید تذکر داد وبیانش کرد. لذا از همه مدیران و مسئولان و کارمندانی که بهموقع مشغول به کار میشوند و تماموقت در خدمت هستند و درجایی که هستند احساس مسئولیت میکنند و با مراجعهکنندگان بهخوبی برخورد میکنند و در حفظ بیتالمال مواظبت دارند و در نحوه عملکرد طوری عمل میکنند که امید به آینده و بهتر شدن اوضاع را نوید میدهند و بر کارآمدی نظام تأکیددارند، بنده بهنوبه خودم تشکر میکنم. در هفتههای آینده هم اگر لازم شد از دستگاههایی که خوب عمل کردند و کارهای ویژه داشتند یاد خواهم کرد. باید قدردان کارگزار دلسوز بود و تشکر کرد. ما مسئولینی داریم که بهمحض اینکه قبول مسئولیت میکنند برای اینکه بتوانند در منطقه خودشان حضور بیشتری داشته باشند و خدمات بیشتری را انجام دهند خانوادهشان را بلافاصله مستقر میکنند، اگر ساکن این شهر نیستند؛ و متأسفانه یکی از معضلات استان ما این است که تعداد زیادی از مسئولین در سطح بالا غیر از استاندار محترم که خانوادهشان را آوردند و مستقر شدند، تعداد زیادی از مسئولین را میبینیم که نیستند. بنده ساعت ۸ شب زنگ میزنم برای یک کاری در شهرستان، میگویم فلانی هست؟ میگویند نه. چند نفر را نام میبرم میگویند نیستند. ۵/۶ نفر از مسئولین درجهیک استان که باید در آن صحنه حاضر باشند نیستند. کجا هستند؟ در شهرشان. لذا باید اگر کسی میخواهد خدمت کند باید در محل خدمتش مستقر شود. الآن این مطلب را گفتم حالا یک عده لایحه ندهند که چند صد میلیون برای کسانی که خانه ندارند خانه تهیه کنند. منظور من از این مطلبی که گفتم این نبود.
نکته انتخاباتی این است که انقلاب اسلامی از بدو تشکیل تا امروز به دنبال تحقق آرمانهای الهی بوده است و این مهم واقع نمیشود مگر کسانی که اعتقادی به این امور دارند، مسئولیتها را بپذیرند. کسانی که برای انتخابات نمایندگان مجلس نقش قانونگذاری بر اساس همین آرمانها رادارند. باید دقت کرد افرادی باشند که از بدنه مردم برخاسته باشند. مثل همه مردم زندگی کرده باشند و بکنند. اهل ویژه خواری وزندگی تجملی و رفاهزده و رفاهطلب نباشند تا بتوانند در زمان قانونگذاری کار خودشان را درست انجام دهند. امام رضوانالله علیه فرمودند: کسی که انتخاب میکنید طعم تلخ فقر را چشیده باشد. در یک بیان دیگری فرمودند: طرفدار اسلام راحتطلبان و فرصتطلبان نباشند. اینها ملاک است. حواستان باشد کسانی که داوطلب هستند و کاندیدای مجلس هستند بررسی کنید. یکدفعه میبینید مثلاً چند میلیارد تبلیغ میکند. یا کسی که درآمدهای آنچنانی داشته زندگی آنچنانی داشته آیا میتواند قوانینی را وضع کند که به حال مستضعفان و محرومان مفید باشد یا میگوید که ما حقمان را از سفره انقلاب داریم برمیداریم؟ دقتهای لازم را باید داشته باشید. ضمناً دستگاه نظارتی بر تعیین صلاحیتها ماده ۳۰ قانون انتخابات برای داوطلبان هم دقت داشته باشند. یکی از بندهای آن میگوید که متجاهر به فسق نباشد. کسی که میخواهید او را انتخاب کنید برای نمایندگی متجاهر به فسق نباشد. اگر کسی تجاهر به فسق داشته باشد محروم است. موارد تجاهر به فسق در کتب فقهی منظور شده که من نمیخواهم وارد آن شوم. متأسفانه میبینیم در مواردی بعد از ورود به مجلس نماینده مجلس متجاهر به فسق است. حالا یا در گفتار که نمونههایش را شما شنیدهاید و میشنوید یا در ظاهر تجاهر به فسق دارد آن چیزهایی که یک مسلمان مؤمن باید رعایت کند در ظاهرش رعایت نمیکند.
از خدای تعالی برای زلزلهزدگان آذربایجان غربی و شرقی که امروز زلزله واقع شد و شدتش هم ظاهراً زیاد بوده طلب صبر و اجر میکنیم. امیدواریم بهسرعت مشکلات موجود و پیشآمده با کمک مردم و امدادگران برطرف شود انشاء الله. |
| 1398/8/10 | 1398/8/10مدیران دست از ویژه خواری بردارند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه207
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با حقوق خود و دیگران آشنا هستند و رعایت میکنند. در توضیح مختصر رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام رسیدیم به حق سوم که حق زبان را بیان میکند. فرمود: «وَ امّا حَقُّ اللِّسَانِ فَإِکْرَامُهُ عَنِ الْخَنَا» حق زبانت این است که آن را از دشنام و زشتگوئی بازداری «وَ تَعْوِیدُهُ عَلَى الْخَیْرِ» و به سخن خوب عادتش بدهى «وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ» و مؤدبش دارى «وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الْحَاجَهِ» و آن را در کام دارى مگر در محل حاجت «وَ الْمَنْفَعَهِ لِلدِّینِ وَ الدُّنْیَا» و براى سود دین و دنیا «وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَهِ الْقَلِیلَهِ الْفَائِدَهِ الَّتِی لَا یُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّهِ عَائِدَتِهَا» و آن را از پرگوئی و یاوهسرائى کمفایده که ایمنى از زیانش نیست و درآمدش کم است معاف دارى، «وَ یُعَدُّ شَاهِدَ الْعَقْلِ وَ الدَّلِیلَ عَلَیْهِ» زبان گواه خرد و دلیل بر آن شمرده شود «وَ تَزَیُّنُ الْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ حُسْنُ سِیرَتِهِ فِی لِسَانِهِ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» و آراستگى مرد به زیور عقل، خوشزبانى او است و هیچ جنبش و توانائى نیست جز به او.
زبان عضو بسیار مهم و ارزشمندی است در انسان که میتواند عقاید، حوائج و خواستههایش را بهوسیله آن به دیگران برساند و در دیگر موجودات نیست؛ و البته محدودهی خطاها و لغزش هائی هم که دارد نسبت به سائر اعضا متنوع و خیلی بیشتر است. قدرت تخریب و اصلاح زبان فوقالعاده است. هم ایجاد الفت و دوستی میکند و توان تقویت و موجبات پایداری آن را دارد و هم میتواند محبتها را از بین برده کینه و کدورت را ایجاد کند. در ارزش زبان رسول خدا فرمودند: الجمالُ فی اللسان. زیبایی در زبان است. یا فرمودند: شیوائی زبان سرمایه است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زبان تو ترجمان خرد توست.
بیشتر گرفتاری ما از جایی شروع میشود که گمان میکنیم حرف زدن ما جزء اعمال ما نیست. خدای تعالی در قرآن میفرماید: «مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ». باید تلاش کنیم تا زبان را کنترل کنیم و الا موجبات هلاکت دنیا و آخرت را فراهم میکند و در روایات به این مهم بسیار تأکید شده است. رسول خدا فرمودند: آیا این جمعیت بسیار که به عذاب الهی مبتلا میشوند جز حاصل زبان آنهاست. لذا امام سجاد فرمودند: از حقوق زبان این است که نگذارید به گفتار زشت مبتلا شود و بدگو باشد. چون گاهی ضربه و آسیبی که زبان میزند شمشیر و خنجر چنین ضربهای نمیزند. موارد گفتار زشت فراوان است، مثل غیبت کردن، فحش و ناسزا گفتن، تهمت زدن، لعن و سب کردن، دروغ گفتن و … بدگوئی و بدزبانی از بدترین رذایل اخلاقی هستند. رسول خدا فرمودند: خداوند بهشت را انسانهای بدزبان و فحاش که در حفظ حرمت دیگران پروا ندارند…؛ حرام کرده است؛ و یا حضرت فرمود: مبغوض ترین بندگان نزد خدا کسی است که دیگران به خاطر زبانش از او گریزان بوده فرار کنند. اگر انسان بخواهد سالم بماند باید زبانش را نگهداری کند. رسول خدا فرمودند: هیچکس از گناهان در امان نمیماند مگر آنکه زبانش را در کام کشد. مثلاً اگر کسی مبتلابه دروغ گفتن باشد آیا از سقوط در امان است؟ دروغگو به حقیقت ایمان نمیرسد. امام باقر علیهالسلام فرمودند: هیچ زشتی و بدی زشتتر از دروغ نیست. چون دروغگو به همه بدیها مبتلا میشود. طبق بیان رسول خدا انسانهای حقیر و پست دروغ میگویند. باید حق زبان و این نعمت خدای تعالی را رعایت کرد. امام سجاد علیهالسلام فرمود: حق زبان، برتر داشتن و ارزشمندتر دانستن آن از آلوده کردن به زشتیهاست. خوب اگر کسی گرفتار این زشتیها بود چکار باید کرد؟ فرمود: باید به گفتار خوب و سخنان زیبا عادتش بدهی. «تَعْوِیدُهُ عَلَى الْخَیْرِ. وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ» و مؤدبش دارى «وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الْحَاجَهِ» و آن را در کام دارى مگر در محل حاجت «وَ الْمَنْفَعَهِ لِلدِّینِ وَ الدُّنْیَا» و براى سود دین و دنیا «وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَهِ الْقَلِیلَهِ الْفَائِدَهِ الَّتِی لَا یُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّهِ عَائِدَتِهَا» و آن را از پرگوئی و یاوهسرائى کمفایده که ایمنى از زیانش نیست و درآمدش کم است معاف دارى.
در کتاب مصباح الشریعه حدیث طولانی نقل میکند از امیرالمؤمنین علیهالسلام که به بعض فرازها اشاره میکنم: شخصیت انسان در زبانش نهفته است. پس کلامت را بسنج و آن را به عقل عرضه دار. پس اگر درراه رضای الهی بود، آن را به زبان جاری کند و اگر اینطور نبود سکوت بهتر از تکلم است. در همه اعضاء و جوارح عبادتی آسانتر کممایهتر اما پر منزلت تر و ارجمندتر از بستن زبان یافت نی شود؛ زیرا عبادت یا به سکوت است یا به سخنی که منظور از آن رضای خدا و نشر نعمتها و آلاء الهی باشد. چقدر در روایات توصیه به سکوت شده است. رسول خدا فرمود: نجات مؤمن در سکوت و حفظ زبان است؛ و اگر کسی زبان فروبندد، خداوند عیوب او را مستور میدارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در نگهداری قلب خود از بدیها و به دست آوردن فضائل و به کمال رساندن آن اصرار دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۵ از حکم نهجالبلاغه به ده مورد از صفات قلب که اگر دچار افراطوتفریط باشد کمال قلب از بین میرود اشاره فرمودند. فرمود: «لَقَدْ عُلِّقَ بِنِیَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَهٌ هِیَ أَعْجَبُ مَا فِیهِ وَ ذَلِکَ الْقَلْبُ» به یکى از رگهای بدن این انسان پاره گوشتى آویخته شده که شگفتترین عضو بدن اوست و آن قلب است. البته این قلب حکایت از حقیقت قلب میکند که روح و قوه ادراکی ما است؛ و در آن مایههاى حکمت و ضد آن از غیر حکمت وجود دارد. (اینجا شروع میکند آن ده مورد را بیان میکند) اگر امیدوار باشد، طمع او را خوار سازد و اگر طمع بر آن رو آور شود، حرص و آز آن را از پاى درآورد و اگر ناامیدى او را فراگیرد، غم و حسرت او را بکشد و اگر خشم و غضب بر او مستولى گردد، شدت خشم بر او سخت گیرد و اگر خوشنودى یار او گردد، خویشتنداری را از یاد ببرد و اگر ترس به ناگه او را فراگیرد، احتیاط و محافظهکارى او را سرگرم سازد و اگر زیاده آسودهخاطر شود، دچار غفلت مىگردد و اگر مصیبتى بر او رو آورد، بیتابى او را رسوا کند، اگر به مالى برسد، بىنیازى او را به طغیان وادارد و اگر از بىچیزى رنج برد، گرفتار بلا گردد و اگر زیاد سیر شود از شکم پرى رنجیده شود، بنابراین هر نوع کاستى و کوتاهى او را زیان رساند و هر نوع زیادتى او را فاسد کند؛ یعنی همهچیز بر حالت اعتدال باید باشد. خدای تعالی توفیق رسیدگی به قلب و کسب فضائل نصیب همه ما بگرداند.
۸ ربیعالاول سالگشت شهادت امام عسکری علیهالسلام است در سال ۲۶۰ قمری. ۶ سال امام بود و به خاطر فعالیت فراوان بر ضد رژیم طاغوتی عباسیها تحملش نکردند و در سن ۲۸ سالگی به شهادت رساندند. دوران حضرت بسیار پرماجرا و پرتنش بود و به خاطر اینکه میدانستند او پدر آخرین حجت خداست. آخرین حجت خدا، فرزند اوست به او خیلی سخت میگرفتند و بهشدت تحت مراقبت بود. نزدیک ۱۵ سال در حصر و زندان بود. تقریباً بیشی از نیمی از عمرشان را در حصر بودند ۱۳ ساله بودن که به سامرا آمدند؛ و البته امام باید مردم و جامعه را برای اینکه دچار سردرگمی و انحراف در دین نشوند با موضوع غیبت آخرین امام آماده میکرد. لذا اقداماتی انجام دادند که به بعض آنها اشاره میکنم. یکی از اقدامات مهم امام عسکری این بود که به جهت آمادهسازی ذهنی، پیشاپیش از غیبت امام زمان علیهالسلام خبر دادند؛ و مردم را آگاه کردند. موسوى بغدادى نقل مىکند: از امام حسن عسکرى علیهالسلام، شنیدم که مىفرمود: گویا شمارا مىبینم که پس از من درباره جانشینم اختلاف مىکنید. آگاه باشید که هر کس به ائمهى بعد از رسول خدا، اقرار کند، اما منکر فرزندم شود؛ مانند کسى است که به همه انبیاى الهى و رسولانش اقرار داشته باشد، اما نبوت رسول اکرم را انکار کند؛ زیرا اطاعت از آخرین نفر ما، مانند اطاعت از اولین ماست و منکر آخرین نفر ما مانند منکر اولین ماست. آگاه باشید که براى فرزندم، غیبتى است که مردم در آن شک مىکنند؛ مگر کسی که خداى تعالى وى را حفظ فرماید. اقدام دیگر امام برای آمادگی ذهنی شیعیان، روش پنهانسازی خود بود. البته از زمان امام هادی و بلکه قبلتر این روش شروعشده بود اما در زمان حضرت عسکری بیشتر شد. لذا امام عسکری بهغیراز ایامی که خلیفه (معتمد) اجازه خروج از منزل میداد و یا اجازه ملاقات با افراد داشت، فرصت دیگری برای ارتباطگیری با مردم و شیعیان را نداشت و بیشتر اوقات از پشت پرده سخن میگفت و یا از طریق مکاتبات و توقیعات و وکلا امورات شیعه را رسیدگی میکرد. این کارها همه برای آن آمادگی بود. اقدام دیگر امام تقویت سازمان وکلا بود که بنا بر نقل، تقریباً از زمان امام صادق علیهالسلام راهاندازی شده بود و تا زمان امام عسگری به کمال خودش رسیده بود و بیشترین فعالیت را داشت. وظیفه وکلا چه بود و چگونه ارتباط میگرفتند و در منطقه خودشان چه رفتاری داشتند بحث خودش را دارد. لذا مردم یاد گرفتند که آرامآرام زمانی فرا خواهد رسید که دوران غیبت صغری با ۴ وکیل و در غیبت کبری با فقهایی که شرایط را دارند باید ارتباط داشته باشید و احکام دین را بگیرید. این اشارهای بهسختی دورانی بود که امام با آن مواجه بودند بهطوریکه در این ۱۵ سال از سامرا خارج نشدند و ظاهراً موفق به حج نبودهاند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان حضرتش قرار بدهد.
بعد از شهادت امام عسکری، روز نهم ربیعالاول آغاز امامت امام عصر ارواحنا فداه است که پیشاپیش امامت موفور السرور عصاره خلقت را تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما از یاران و انصار آن حضرت باشیم. باید انتظار کشید و خود را آماده کرد تا طلعت رشیده آن حضرت نمایان شود و آخرین حلقه مبارزاتی حق علیه باطل تکمیل گردد، عدالت پیروز شود و همه عالم بر اساس عدالت و اخلاق سامان یابد. تمام مبارزاتی که برای برقراری عدالت در طول تاریخ انجامگرفته در همین مسیر بوده و انقلاب اسلامی بر اساس آموزههای دینی و تربیت اولیاء دین و بهخصوص نهضت کربلا همین مسیر را طی کرد و حماسهها آفرید ۱۷ شهریور و ۱۳ آبان و ۲۲ بهمن و بعد دوران دفاع مقدس و امروز هم رزمندگان و مجاهدان خط مقاومت در سرزمینهای اسلامی از ایران و عراق و لبنان و سوریه و یمن و افغانستان و پاکستان و کشمیر و نیجریه و جاهای دیگر در مسیر برقراری عدالت حرکت میکنند. حرکت ضد استکباری ملت ایران ریشه در مقدمه سازی حکومت مهدوی دارد. این را بدانید هر فریاد مرگ بر استکبار شما و هر حرکتی در مسیر نابودی ظلم و فساد، یکقدم نزدیک شدن به دولت کریمه و استقرار تمدن نوین جهانی است.
۴۰ سال است ملت و دولت ایران در حال مبارزه با استکبار است، در این مبارزه ۴۰ ساله با آمریکا آنکه بیشترین هزینه را داده و کمترین بهره را برده آمریکا بوده و ایران مقاومتر و مجهزتر و به آینده امیدوارتر شده است. شما شاهد هستید که بیشترین پیشرفت را در دوران همین تحریمهای سخت به دست آوردیم و اگر تسلیمشده بودیم قطعاً چیزی نداشتیم؛ و قطعاً تا امروز آمریکا در همه زمینهها ضرر کرده مسلماً، بهخصوص آن صلابت ابرقدرتی که داشت شکست و دیگرکسی به او گوش نمیدهد. دنیا بیدار شد و قدرت و ابتکار عمل امروز دست ایران است و خط مقاومت روزبهروز قویتر شد و در مقابل دشمن ایستاده و دشمن در داخله اش هم رو به افول و نابودی است. یکی از مهمترین شاخصهای افول که از درون در حال متلاشی شدن است اقتصاد اوست که بدهی ملی آمریکا امروز ۲۲ تریلیون دلار شده است و این عدد روی صفحهای که کنتور میاندازد دائم در حال افزایش است؛ و حرکتهایی هم که میکند برای این است که خودش را نجات دهد. بهزودی از بین خواهد رفت و آن نویدی که دادهشده خواهد رسید. البته هنوز بهطور کامل دست آمریکا و اذنابش از منطقه کوتاه نشده و ما تا نابودی کامل جرثومههای فساد از منطقه از پا نخواهیم نشست؛ و دشمنی آمریکا با ملت غیور ایران به خاطر همین عقیده و ایمان و ایستادگیاش در مقابل استکبار است. آمریکا دولت فریب و حقهبازی است و در طول حیاتش برای صدر قدرت بودن از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. خودش گروههای تروریستی ایجاد کرد و پول داد، خرج کرد، گسترش داد، تعلیم داد و هزینهها را پرداخت تا زمان انقضا که رسید که خودش از آن قصه بهرهبرداری کند برداشت خود را داشته باشد که به عینه در جریان داعش و سرکرده او و قبلاً هم در مورد طالبان و سرکرده او دیدید؛ و این چرخه ادامه دارد و خاموش نمیشود. چون فکری را ایجاد کردند و عقیده باطلی را نشر دادند و حفظش برای آنها لازم است. در یک مقطعی بالا میبرند و در مقطعی پایین میآورند. میخواهند با اینگونه رفتارها بر افکار عمومی دنیا و ملت خودشان اثر بگذارند و وقتی سرکرده یکی از این خود پروردهها را میکشند خود را ناجی ملتها و ضد تروریسم معرفی کنند و رای جمع کنند.
لذا در تاریخ معاصر و بهخصوص در دوران مبارزه و پیروزی انقلاب مبارزه با آمریکا وجهه همت امام و ملت ایران بوده و در مقاطع مختلف خودش را بهخوبی نشان داده در ۱۳ آبان سال ۱۳۴۳ لایحه خفتبار کاپیتولاسیون تصویب شد و حضرت امام ره اقدام به افشاگری کرد و نتیجهاش تبعید ایشان به ترکیه شد که این حرکت مبارزه جدی باسیاستهای آمریکا در منطقه بود که دستنشاندهای چون شاه باید آن را عملیاتی میکرد و مبارزه ادامه پیدا کرد تا در روز ۱۳ آبان سال ۵۷ در مقابل دانشگاه تهران رژیم پهلوی به دستور اربابانش که یکی از آنها آمریکا بود دانش آموزان و دیگر اقشار را به خاک و خون کشید و شد روز دانشآموز؛ و یک سال بعد در مبارزهای آشکار با آمریکا لانه فساد و خانه جاسوسی او توسط دانشجویان به تسخیر درآمد و بهروز مبارزه با استکبار جهانی معنون شد. این مبارزات تا امروز کمرنگ نشده و همچنان ادامه دارد و باتحمل تمام سختیها که برای ما به وجود آوردند، بااقتدار و سربلند در مقابل تمام دنیای آنان ملت ایران ایستاده و هرروز شاهد عقبنشینی آنان با عناوین گوناگون درصحنههای مختلف هستیم. البته دشمن اگر دشمن باشد که هست کوتاه نمیآید و ادامه میدهد. دیگر مسئله اقتصاد تمامشده است چون هر تلاشی که میتوانستد کردند اما امروز راهبرد تغییر و تخریب محاسبات جزو دستور کارشان قرارگرفته و به این مطلب دل بستند؛ که چند روز قبل رهبر معظم انقلاب در مراسم مشترک دانشآموختگی و تحلیف دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش، تذکر دادند: که دشمن برای دستکاری و تخریب دستگاه محاسباتی کشور چه مردم (ما را هم میخواهد منحرف کند با سیستم بمباران خبری که دارد) و چه افرادی که تأثیرگذار فکری هستند و چه مسئولین تلاش میکند، بهطوریکه نتوانند منافع حقیقی و ملی خودشان را بهدرستی تشخیص بدهند. دیدید بعضی وقتها از منافع ملی صحبت میکنند که هویت ملی زیر سؤال میرود. لذا باید دائماً هوشیار بود و راههای نفوذ را شناسایی کرد و بست. میخواهد مردم را نسبت به مسیری که تا امروز آمدهاند و افتخاراتی که کسب کردهاند بدبین کرده نسبت به آینده ناامید کند و مسئولان را خسته و از تدبیر امور بازدارد تا بتواند نسخه سازش بپیچد؛ اما کور خوانده است و ملت عاشورائی ما که در مکتب علوی و فاطمی تربیتشدهاند تا نابودی کامل او از پا نخواهند نشست.
البته گاهی دیده میشود یک عدهای در بیان و رفتارشان به دشمن نشانی میدهند که مثلاً در موضوعات اف ی تی اف این را میتوانیم کاملاً ببینیم که باید با درایت بیشتری سخن بگویند و با درایت بیشتری تحلیل کنند. بعضیها دشمنشاد کن حرف میزنند. خب برادر تا شما اینگونه حرف نزنی که او جرئت تهدید پیدا نمیکند. همین تهدید که شمارا ترسانده است تا امروز این تهدید را چند مرتبه دیگر هم کرده بودند. گفته بودند هم که این آخرین بار است که تهدید میکنیم. پس چرا نکردند؟ نباید ترسید. آنها امید دارند تا با این تهدیدها ما تسلیم شویم تا راههایی که تا امروز داشتیم را بفهمند کجاست و بعد بروند با آنها تسویهحساب کنند. خوب ما تا امروز خیلی از مسائل را دور زدیم. آنها بیشتر دارند با ما مماشات میکنند تا آنها را پیدا کنند. چرا میخواهید چنین فضایی را ایجاد کنید؟ آن چیزی که مهم است در اینجا تذکر داده شود و قبلاً هم به مناسبتی عرض شد این است که در این فرصتهایی که داریم برای اعاده آنچه از دست دادیم باید باقدرت و صلابت وارد شد و منافع ملی را در نظر گرفت و مطالبات را جدیتر دنبال کرد. ۱۶ آبان فرصت دیگر اروپا تمام خواهد شد و گام چهارم کاهش تعهدات هستهای باید برداشته شود. اروپا اگر بخواهد هم نمیتواند برخلاف میل اربابان خودش قدم بردارد. در این مدت همه دیدهاید که چگونه فرصت سوزی کرده و اگر هم فرصت پیدا کند و زمینهاش باشد بهجای اینکه کمک کند تهدید میکند. اینها تا الآن کاملاً مشهود بوده است. لذا عزیزان گام چهارم را گام نهایی این عزت سوزی قرار دهید و مصلحت مردم و نظام را در نظر بگیرید. حکیمانه و قاطعانه به خدا توکل کنید و همه آنچه را که خودتان به دست خودتان خراب کردید به حالت اولیه برگردانید. این خواسته عمومی جامعه ماست. بالاخره در طول این قصه برجام خیلی از داشتهها و خواستهها از بین رفت. دشمن ما هم در مقابل ما ایستاد و گفت انجام نمیدهم. یک سال بعد ما شروع کردیم به برگرداندن تعهدات. گامها راداریم برمیداریم. حالا خود این گام برداشتن نشود یک جریانی. به نظر میرسد که این گام چهارم را باید بسیار حکیمانه و قاطعانه برداشت و آن خرابیهایی که تا حالا شده بهصورت اولیهاش برگردد انشاءالله.
چهاردهم آبان روز فرهنگ عمومی است. باید راجع به این مهم بیشتر صحبت کنیم اما مبتلابه سکوت و بیتوجهی هستیم و در سایه همین رخوتی که هست متأسفانه ابتذال در جامعه عادیسازی میشود و ولنگاری ترویج میشود و صداوسیما بهراحتی به کسانی که حریم میشکنند و در داخل و خارج احکام اسلامی را به سخره میگیرند فرصت خودنمایی میدهد و از آنها تشکر میکند و فضای اکران به آنها میدهد، بهجای اینکه تنبیه کند و اجازه ندهد که دیده شوند؛ اما این کار را میکند. قسمتی از سینمای ما با تمام توان آب بستند به فرهنگ و عقاید و اخلاق مردم. همین اخیراً چند فیلم اکران شد که یکی برداشته شد که من نمیخواهم اسم فیلمها را ببرم. بعضی از آنها را که میخوانیم میبینیم که عقیده و اخلاق و همهچیز را دارد زیر سؤال میبرد و مسئولین هم توجه ندارند. من قبول هم نمیکنم که بیتوجهی است و از روی غفلت نمیدانم. ظاهراً بناست که کاری نکنند. میبینید که در حوزه زنان چگونه وارد شدند و در بحث فیلم و موارد ابتذال چگونه وارد شدند. همه اینها پاسخگویی عندالله را برای آنها خواهد داشت. در یک فرصتی مفصل باید به این نکته اشارهکنم و مسئله فرهنگ عمومی را و بعضی از نکات آن را بیان کنم.
نکته استانی که عرض میکنم متأسفانه در راستای همین ابتذالهاست. باید آموزشوپرورش قطعاً دقت خودش را بیشتر کند و فقط به تذکر اکتفا نکند. شنیدید در بعضی از مدارس شهر یکی از مسئولین مدرسه چادر و مقنعه را از سر بچهها کشیده است و این واقعاً قابلتحمل نیست. آن مسئولی که به هر دلیلی جرئت کرده از سر بچهها چادر و مقنعه را بکشد باید تنبیه شود. بازرس صوری بفرستید دو جلسه سخنرانی به اسم حجاب بگذارید کار را درست نمیکند. آن مربی دیگر نباید در آن مدرسه فعالیت کند. باید حتماً عذر آن مربی را بخواهید. نظام آموزشی به چنین شخصی و اشخاصی احتیاج ندارد. پاکسازی کنید. اینکه ببینید کسی چیزی نگفت و بعد از دو روز به شما تذکر دادند و بروید آنجا کلاس سخنرانی بگذارید و فکر کنید که قصه حل شد اینگونه نیست. باید تنبیه کرد و تذکر داد. او را باید جابجا کنید. شما برای هر چیزی زود جابجا میکنید، چطور به اینجا که میرسد فقط به تذکر ختم میشود. اینها مسائل حساس و مهمی است.
نکته دیگر این است که مدیران دست از اشرافی گری و ویژه خواری بردارند. در ساختوسازها منافع عمومی در نظر گرفته شود نه نفع شخصی. حالا بحث ساختوسازهایی که خلاف دارد صورت میگیرد این بحث دیگری است که قبلاً تذکر دادیم؛ اما اینها مسائلی است که مربوط به خود دستگاه است. دستگاهی که برای خودش دارد ساختوساز میکند. این آقایان در این کشور زندگی نمیکنند؟ یا در گوششان پنبه گذاشتهاند که تذکرات را نمیشنوند. از همین تریبون مکرر تذکر دادهشده است. البته بعضی وقتها میشنویم که بعضی از مسئولین به اسم رفتن به کربلا و اربعین مرخصی گرفتند اما تصاویرشان از آنتالیا بیرون آمده است. خوب این مسئول را یکجوری باید با او حال و احوال کرد. وقتی در استان اینهمه مشکلداریم و مردم گرفتار هستند مدیری که برای خودش آسانسور شخصی میسازد باید زودتر با او صحبت کرد. منظورم این است که او را عزل کرد تا کار بهجاهای باریکتر نرسیده و مشکلات بیشتری برای استان به وجود نیاورده است. این را گفتم که آن دوستانی که دنبال میکنند و مسئول پیگیری این امور هستند دنبال کنند. آستانه تحمل مردم در موضوعات فساد و خلاف و بیبندوباری و ولنگاری محدود است. میبینید که الآن در بعضی از کشورهای منطقه بعضی از حرکتها شروعشده است، بعد همان موقع دشمن میآید روی آن سوار میشود، باید مواظب بود که به اینجاها نرسد.
نکته انتخاباتی که کوتاه میگویم این است که مواظب باشید فضای انتخاباتی را از همین الآن ملتهب نکنید. همه موظف هستیم فضا را جوری جلو ببریم که مردم حداکثری شرکت کنند؛ یعنی آن چیزی که افتخار و توفیق ماست حضور حداکثری مردم در انتخابات است. این باید اصل اول باشد. بعد مراحل بعدی آن این است که به چه کسی و چگونه رأی دهیم که داریم دنبال میکنیم و من هم دارم شاخصها را میگویم؛ اما چیزی که مهم است این است که فضا باید فضایی باشد که همه بتوانند مشارکت داشته باشند و خودشان را در سرنوشت خودشان شریک بدانند. از چهار ماه مانده به انتخابات بعضیها شروع به دوقطبی کردن و ملتهب کردن جامعه نکنند. |
| 1398/8/3 | 1398/8/3آقای رئیسجمهور رابطه منافع ملی با هویت ملی کجاست؟ / مگر میشود با پول مردم فالوده خورد؟ | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه208
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
خودم و شما خواهران و برادران را به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین با حقوق خود و دیگران آشنا هستند و رعایت میکنند. در توضیح مختصر رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام بحث در حق نفس بود؛ که باید نفس را در اطاعت خداوند بزرگ بهکارگیری کرد. «وَ امّا حَقُّ نَفْسِکَ عَلَیْکَ فَأَنْ تَسْتَوْفِیَهَا فِی طَاعَهِ اللَّهِ»
و عرض کردیم پرسودترین معارف شناخت نفس است که ثمرات فراوانی را به همراه دارد. مثلاً کسی که خودش و جایگاه ویژهای که خداوند برای او در نظر گرفته و کرامتی که دارد را متوجه بشود بهآسانی آن را با خطا و گناه از بین نمیبرد. اهل معصیت رفعت مقام خود را لااقل در هنگام گناه فراموش کردهاند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ لَمْ یُهِنْهَا بِالْمَعْصِیَهِ» هرکه برای نفس خود احترام قائل باشد آن را با معصیت خوار نمیکند. فرمودند: هر کس برای خود احترام قائل باشد خواهشهای نفسانیاش در نظرش بیارزش باشد؛ یعنی معصیتکار قبل از همه خودش به خودش بیاحترامی کرده است؛ و ارزش انسانی خود را در حیوانیت و وابستگی به جماد و نبات و حیوان و امیال پست پایین آورده است. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر که کرامت نفس داشته باشد دنیا در چشمش خرد و ناچیز خواهد بود. اینها آثار کرامت نفس است. لذا لازم است نفس را شناخت و به تربیت آن اهتمام داشت. آلودگیها و انحرافات آن را پاک کرد؛ و مهذب شد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر کس خود را مهذب نکند عادتهای زشتِ نفسش او را رسوا میکنند. هر کس به کوتاهیهای خود رسیدگی نکند هوا و هوس بر او چیره میشود.
میدانید راه سلطه و غلبه بر نفس چیست؟ رعایت حدود الهی و مواظبت کردن بر واجبات و محرمات که از آن به تقوا یاد میکنیم. «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِکُم … وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِکُم». تقوا پلیدیهای نفس را پاک میکند؛ و البته این کار آنقدر بزرگ و مهم است که جهاد اکبر نامیده شد. «امْلِکُوا أَنْفُسَکُمْ بِدَوَامِ جِهَادِهَا» با مداومت بر مجاهده با نفس بر جان خود سلطه داشته باشید. نباید باب میل نفس حرکت کرد. اتفاقاً برای تأدیب نفس لازم است که انسان گاهی به نکوهش نفس و خواستههای آن بپردازد و با بیتوجهی به خودستائی نیفتد؛ که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «مَنْ ذَمَّ نَفْسَهُ أَصْلَحَهَا» هر کس نفس خود را نکوهش کند او را اصلاحکرده است. پس وقتی خداوند به نفس قسم میخورد و به الهام خوبی و بدی به نفس اشاره میکند و اینکه باید مسیر درست را انتخاب و حرکت کرد. راهش تربیت نفس است. «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها* قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها» بعد در ذیل همین آیات مبارکه سوره شمس مولانا علی علیهالسلام فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوْا مِنْ أَنْفُسِکُمْ تَأْدِیبَهَا وَ اعْدِلُوا بِهَا عَنْ ضَرَاوَهِ عَادَاتِهَا» ای مردم به تربیت نفسهای خود بپردازید و آن را از حرص به عادتهایش بازدارید. اگر نفس تأدیب و تربیت نشود موجبات هلاکت دنیا و آخرت را برای انسان فراهم میکند؛ و اگر چیره شود دائماً امر به بدی میکند. در سوره مبارکه یوسف فرمود، من نفس خود را تبرئه نمیکنم چون نفس دائماً به بدی فرمان میدهد. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی» مگر آنجا که پروردگارم رحم کند. امیرالمؤمنین این حالت نفس را اینگونه ترسیم فرمودند که: نفس، بد فرمان اما ظاهر آرا، مثل منافق چاپلوسی میکند و خود را چون دوستی همراه و موافق نشان میدهد؛ و وقتی فریب داد و بر انسان غلبه کرد مثل دشمن مسلط با قلدری و خودخواهی فرمان میدهد و شخص را به جایگاههای هلاکت میکشاند.
اهلبیت عصمت و طهارت این مسائل را برای ما خوب تبیین کردهاند و روشنگریهای لازم را در حالات مختلف انجام دادهاند ولی ما غافل هستیم و کمتر توجه میکنیم. امام سجاد دریکی از مناجاتهایش به خدای تعالی اینگونه عرض میکند «الهی به تو شکایت میکنم از نفسی که همواره به بدی فرمان میدهد و بهسوی گناه میشتابد و به معاصی تو آزمند است. پر عذر و بهانه است و آرزوی دراز دارد. اگر به او گزندی برسد بیتابی میکند و اگر خیروبرکتی رسد بخل میورزد. شیفته بازی و سرگرمی است. پر از غفلت و بیخبری است. مرا بهسوی گناه میشتاباند و در کار توبه به من وعده امروز و فردا میدهد». این هم بیان امام سجاد علیهالسلام.
اما این را بدانید اگر نفس تربیت شد و مدتی در مسیر تهذیب و کمال قرار گرفت، به درجهای از تعالی میرسد که دارای آرامش و طمأنینه میشود که به آن نفس مطمئنه میگویند؛ که از ثمرات ذکر و یاد الهی است که فرمود: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» و هیچ تعلقخاطری به غیر خدا ندارد و امانتدار اسماء حسنای الهی میشود. بندگان مخلص و مخلص خداوند تعالی؛ که از گزند وسوسهها و اضطراب روحی و امثال ذالک عبور کردهاند. مثل رسول گرامی اسلام که روشنترین مصداق نفس مطمئنه و راضیه مرضیه است و درباره امام حسین علیهالسلام هم گفته شد. شاگردان این مکتب و تربیتشدگان اهلبیت هم هنگام ارتحال میگویند بادلی آرام و قلبی مطمئن به فضل پروردگار. خدای تعالی به همه ما آرامش نفس عنایت بفرماید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا، اهل علم و دانش بوده و از منافع آن برخوردار هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۴ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا یَنْفَعُهُ». چهبسا دانشمندى که نادانىاش او را از پاى درآورد و دانشى که دارد به او سودى نرساند. این از غرر و درر روایات امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه است. کلام بلندی است. یکی از کلمات بسیار زیبا و پرمعنای نهجالبلاغه همین است. ممکن است کسی درسخوانده باشد، عالم هم شده باشد، مدارکی هم داشته باشد؛ اما روح آگاهی که او را وادار به عمل کند نداشته باشد و عامل به دانستههایش نباشد. میگوییم عالم بیعمل که جاهل است. مثل کسی که میداند غیبت، دروغ، تهمت، حرص و حسد و امثال ذالک خلاف هستند اما مبتلابه همینها هست و انجام میدهد. حتی در مسائل طبیعی؛ راجع به مضرات سیگار صحبت میکند اما خودش مبتلاست. عالم هست اما عامل نیست، پس جاهل است و عقل عملی ندارد؛ یعنی عقل عملی ندارد. اینجا علم هست و عقل نیست و جایی که عقل نیست جهل است. جهل در اینجا به معنای جهالت است که مقابل عقل است نه علم. کتاب اصول کافی را نگاه کنید باب عقل و جهل دارد نه علم جهل. چون جاهل ممکن است عالم باشد. جهل اینجا به معنای جهالت است در مقابل عقل نه در مقابل علم. لذا انسانها سه دستهاند یا عاقلاند یا جاهل که جاهلان یا علم اصطلاحی دارند یا ندارند. علم وسیله رسیدن به عقل است پس عقل مهم است که اگر عالم به عمل برسد میشود عاقل؛ یعنی علم باید بتواند همه غرایز حیوانی و شهوانی را عقال بزند و ببندد تا بشود عقل و الا همه آن علم، جهل است؛ که مولانا امیرالمؤمنین میفرماید: چهبسا عالمی که جهلش او را کشت، همین است. خدای تعالی همه ما را عامل به دانستهها قرار دهد.
این هفته مناسبتهای فراوانی داریم که به بعضی از آنها اشاره میکنم. روزهای پایانی ماه صفرالمظفر پر از غم و اندوه است. ۲۸ صفر ۱۱ قمری، ارتحال برترین مخلوق عالم وجود، سید و خاتم انبیاء، محمد مصطفی صلیالله علیه وآله واقع شد. صادر اول و تکمیلکننده مناقب و مکرمتهای اخلاقی در بشر و دهها و صدها فضیلتی که خدا پیامبرش را در قرآن ستود و در روایات آمده که البته جز خدا و علی کسی پیغمبر را نشناخت. بنا بر نقلی شهادت (بعضیها شهادت گفتهاند که ظاهراً درستتر باشد) این وجود سراسر رحمت و نور و یگانهی عالم هستى به تعبیر امام باقر علیهالسلام از اعظم مصائب است. چون بشریت از نعمت رسالت محروم شد.
آنچه بهطور خلاصه عرض میکنم این است که به دستور خدای تعالی رسول خدا در همه جنبهها اسوه حسنه بشر است. یکی از کارهایی که کرد تأسیس حکومت اسلامی بود و حضرت با تأسیس حکومت اسلامی، مسیر تحقق آرمانهای اسلامی را روشن کردند و همین اقدام عملی، بزرگترین دلیل، برای نفی قول کسانی است که میگویند دین از سیاست جداست. اگر جداست چرا رئیس دین حکومت تشکیل داد و سیاست ورزی کرد؟ حضرت در طول مدت مدیریت جامعه اسلامی همه زوایای تحکیمِ حکومت دینی و توسعه احکام الهی و اصلاح امور اجتماع را تبیین کردند. ریزبهریز درباره سیاست خارجی و داخلی، مسائل نظامی، مسائل مالی و فرهنگی، امورات اجتماعی و مسائل فردی آنهایی که مرتبط با جامعه و حکومت است همه را بیان کردند؛ و این یعنی تشکیلِ حکومت دینی و حفظ و تقویت آن درصورتیکه شرایط تشکیل محقق شود از اهم واجبات است. رسول خدا عملاً نشان دادند که دین از سیاست جدا نیست و امروز نظام اسلامی این افتخار را دارد که بر مبنای اصل اصیل ولایت مطلقه فقیه، حکومت اسلامی را در این زمان وارد عرصه عمل کرده و شیوه جدیدی از اداره جامعه بهعنوان مردمسالاری دینی را اجرائی و به دنیا معرفی کرده است؛ و البته مورد کینه دشمنان و حقد خناسان واقعشده است؛ که در طول سالها این احقاد را میبینید.
رسول خدا در طول حیات شریفشان با خرافات و کجاندیشهای جاهلی مبارزه کردند و اسلام را که مترقیترین روش زندگی در دنیا و سعادتمندی در آخرت هست را بیان کردند؛ اما متأسفانه دیده میشود که چقدر خرافه و کجی به اسلام ناب وارد کرده و میکنند. نحلهها و فرقهها بماند خرافاتی وارد میشود که هیچ سند و مدرکی ندارد و خیلی در برابر آن مقاومت میکنند درحالیکه بدعت است و هیچ فضیلتی بر انجام آن نیست. یکی از همین خرافات که هیچ سند دینی و روایی ندارد رفتن به در مساجد هست در شب اول ماه ربیع و شمع روشن کردن و امثال اینها به اسم بشارت پیامبر که استناد به روایتی هم میکنند که از اصل غلط است و ما دریکی دو خطبه سالهای قبل روایت را هم خواندیم و معنا کردیم دوستان مراجعه کنند. اینها سرکار گذاشتن مردم است. دو ماه برای امامحسینی که برای مبارزه با بدعتها و خرافات وارد میدان شده و به شهادت رسیده، آخر این دو ماه بدعتی را میگذارند در کاسه اعمال اشخاص. لازم است امامان مساجد نسبت به جلوگیری از این خرافه اطلاعرسانی کنند. در مساجد باز باشد داخل روند و عبادت کنند. شیرینی و شکلات بدهید عیبی ندارد اما بیرون نه بیایند داخل مسجد. هر چه میدهند داخل مسجد میدهند. خدای تعالی به همه مسلمین کمک کند و توفیق دهد که در مسیر سیره پیامبر اعظم حرکت کنیم.
بنا بر قولی ۲۸ صفر شهادت سبط اکبر پیغمبر امام مجتبی علیهالسلام است که مظلومانه به شهادت رسید که گریه بر مظلومیت آن حضرت بهشت را بر شخص واجب میکند؛ و پایان ماه صفر هم شهادت پاره تن رسول خدا امام رئوف، شمس الشموس، حضرت علی بن موسیالرضاست. فرصت بیان سیره آن حضرت و دوران سخت و پر خفقانی که زندگی میکردند نیست. فقط این را عرض میکنم که حضرت با رفتار معنوی و هدایت عالمانه در تبیین حقائق شیعی و توسعه دانشگاه اسلامی باتربیت و پرورش شاگردان قوی، دین و ارزشهای شیعی را حفظ و جامعه را هدایت کرد؛ اما خفاش صفتان کوردل تحمل نور وجود حضرت را نکردند بعد از آزار و اذیتهای فراوان که از همه طرف به حضرت میرسید حتی بستگان نزدیک که زخمزبان میزدند چون دیر فرزند دار شدند و فرقه واقفیه تشکیل شد و امثال اینها بالاخره او را مثل جدش حسین علیهالسلام، غریبانه به شهادت رساندند.
روزهای پایانی ماه عزاست و معمولاً پاداش عزاداریها را از صدیقه طاهره میگیرند. ما مزد عزاداری از فاطمه میخواهیم. رسول خدا در بستر افتاده بود و بیهوش بود. صدیقه طاهره بالای سر ایشان بود. اشکهای زهرا سلامالله علیها بر گونه پدر او را به هوش آورد. گریه نکن که اول کسی هستی که به من ملحق میشوی. بعد فرمودند کأنّی بفاطمه یعنی انگار میبینم چه مصیبتهایی بر تو وارد میشود. به کدام مصیبت اشارهکنم؟ اگر رسول خدا نفرموده بود اهلبیتم پاره تن من هستند، صدیقه طاهره پاره تن من است و مزد رسالت نمیخواهم اما با خاندانم به مودت رفتار کنید میخواستند چه کنند؟ قصه کوچه را بگویم از قول امام مجتبی که میگفت ایکاش قدم بلندتر بود سیلی به مادرم نمیخورد. یا بیان خود صدیقه طاهره را بگویم که پشت درِ چه شد! که آن ملعون درب آتشگرفته را چنان کوبید که فرزند او سقط شد. الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
بعضی وقتها از دولتمردانمان حرفهایی شنیده میشود که قلب واقعیت است. واقعیت را تغییر میدهند و مطلبی را به نسبت میدهند. بعضی جاها قابلاغماض است بالاخره در مقام بیان و گفتوگو چیزهای گفته میشود که امکان دارد امر مشتبه شود و اشتباه شود. در خطابه و سخنرانی پیش میآید که مطلبی از ذهن آدم میرود و کلمات جلو و عقب میشود و یادمان میرود. امکان دارد کموزیاد شود؛ اما بعضی از مطالب را نمیشود نادیده گرفت. قابلقبول نیست. خصوصاً وقتیکه به رهبر معظم انقلاب نسبت داده میشود. درست است که بیانیه هم داده شد و گفتند مطلب جور دیگری در رسانهها مطرحشده. البته من فیلم را کامل دیدم که ببینم بیان چگونه بوده است. دلیل نمیشود که ما از مسئله عبور کنیم. آن مطلب گویاست. تحریف گفتار و بیان امام و رهبری خط قرمز ماست و ما باکسی در این زمینه رودربایستی نداریم. جایی که ببینیم انحراف و خلافی دارد نسبت داده میشود به امام و رهبری محکم جلوی آن میایستیم و اجازه عبور نمیدهیم. این اولاً.
ثانیاً مطلب حقی که زده میشود قبول است و همه دنبال هستند و آن مسئله شفافیت است و کسی با این امور مخالفتی ندارد. لذا تا آنجائی که دشمنان نتوانند استفاده و بهرهبرداری کنند شفاف بودن امور مورد مطالبه همه است و کسی هم مخالفتی ندارد مگر ریگی به کفشش باشد. همه شفافیت را قبول دارند الآن در مجلس بحث آن هست در دولت درجاهای دیگر ببینید چه کسانی با این شفافیت مخالفت میکنند باید او را دنبال کنید این را کسی مخالف نیست همه این را دنبال میکنند و باید هم تصویب شود در مسائل مالی و چه در مسائل مختلف کشور باید روشن و شفاف باشد بله جایی هست که برخوردش به مسائل امنیت ملی است و اینگونه مسائل است که باید مخفی باشد و در آنجا لزومی ندارد که مطرح شود اما بقیه امور باید شفاف باشد.
ثالثاً این لوایح نه در مجلس و نه در تشخیص مصلحت بنا به گفته اعضاء و تذکر رئیس دستگاه قضا که یکی از اعضای سران هست تصویب نشده. مسئول باید امانتدار باشد. بداند که چگونه عمل میکند و چه میگوید. چرا آقایان میخواهند با جنگ روانی خواستههای خودشان را بهنظام تحمیل کنند. برجام و خسارت محض بودن آن بس نیست؟ دستگاه تصمیم گیر باید بدون فشار و اعمال سلیقه، منافع و هویت ملی را در نظر بگیرند و مسائل را دنبال کنند. قبلاً هم عرض کردیم طرح آمریکا برای فشار حداکثری بر مردم ایران و خسته کردن و اهدافی که داشتند شکستخورده، چرا عدهای از پیروزی ملت ناراحتاند؟ و سنگ غرب را به سینه میزنند و میخواهند با فشار و ترساندن مردم از عدم تصویب لوایح کار را بر مردم سخت کنند؟ وضعیت اروپا که کاملاً مشخص است رابطهاش با ایان چگونه است. اگر اف ای تی اف را به ما تحمیل کنند چگونه شما میخواهید تحریمها را دور بزنید؟ چگونه میخواهید نفت را بفروشید؟ چگونه میخواهید دارو و اقلام اساسی را وارد کنید؟ مبادلات ارزی چگونه خواهد شد؟ دور زدن تحریمها در این لوایح یعنی پولشوئی و ایران باید هر کس و هر شرکتی که تحریمها را دور زد برخورد و دستگیر کند و به کشورهای عضو معرفی کند. این یعنی خودسوزی، یعنی خودکشی، یعنی خودمان تحریمها را برای خودمان چند برابر کنیم. اگر آقایان به حرف دلسوزان توجه ندارید به کلمات دشمنان لااقل توجه کنید. دشمنان بالصراحه دارند میگویند که هدفمان چیست. من دو کلام از کلام آنها را میخوانم اسمهای آنها را هم نمیبرم. طراح اصلی تحریمها میگوید: «موفقیت تحریمها بستگی عمیق به شفافیت مالی دارد. شفافیت مالی، هسته اصلی مأموریت وزارت خزانهداری آمریکاست» یعنی تصویب همین لوایح یعنی میخواهیم مردم را خفه کنیم. این آقایان همدست و پا میزنند که این تصویب شود. یا یکی دیگرشان اینطور گفته: «برای قرار دادن ایران در تنگنا و سختتر کردن شرایط برای این کشور به حضور کامل FATF نیاز است». دیگر از این صریحتر؟ به حرف دلسوزان توجه نمیکنید، به حرف رهبری توجه نمیکنید که بالصراحه مطلب را بیان فرمودند که چون قبلاً اشاره کردم دیگر تکرار نمیکنم. لااقل به حرف دشمن توجه کنید؛ بنابراین بگذارید دستگاه تصمیم گیر با فراغ بال و بررسی دقیق نظرش را اعلام کند. هر نظری که دادند و پذیرفته شد مردم هم تابع هستند و دنبال میکنند و پیروی میکنیم؛ اما بگذارید بدون جنجال و سروصدا پیش رود.
۴ آبان روز وقف است. ۷ آبان هفته کتاب و کتابخوانی. ۸ آبان شهادت محمدحسین فهمیده روز نوجوان و روز بسیج دانشآموزی است. روز پدافند غیرعامل است. هرکدام از اینها مطالب فراوانی باید گفته شود که فرصت نیست. دوستان مسئله وقف را اهمیت بدهند. در استان البرز وقف کمرنگ است. بااینکه مطلع هستم خیلی از دوستانی که در استان زندگی میکنند در جای دیگر موقوفاتی دارند. شما اگر در محل زندگی خودتان چیزی را وقت کنید ثوابش به شما میرسد لازم نیست حتماً در محلی که مثلاً به دنیا آمدهاید باشد. وقف آثار و برکات فراوانی دارد. برای مسائل فرهنگی، برای ازدواج جوانان، برای مسائل علمی. سبک وقف هم باید مقداری تغییر کند که در سالهای گذشته اشاره داشتم.
مسئله کتاب و کتابخوانی هم مهم است. سرانه کتابخوانی ما باید بالاتر بیاید. به حمدالله یک حرکتی فیالجمله در استان شروعشده است. بهخصوص در سال گذشته در کتابخانه رضوی جهشی داشتیم. امسال هم امیدواریم انشاءالله این جهش بیشتر شود و گسترش کتابخوانی و توسعه کتابخوانی بیشتر باشد. مراکز کتابخانه هم در سطح استان در حال احداث هست که قابلتقدیر است و انشا الله در همین مسیر و با همین نواختی که دارد پیش میرود.
باید به یک عدهای بهخصوص بعضی از رسانههای داخلی بگویم که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. چقدر بیانصاف عمل کردند کسانی که ناجوانمردانه به برادر عزیزمان آقای ترابی حمله کردند و حرف هائی زدند؛ یعنی شماها که مخالفت کردید قائل هستید که با اطاعت از آمریکا کشور نجات پیدا میکند؟ ایشان روی پیراهنش چه نوشته بود؟ به مطلبی غیرازاین قائل هستید یا اعتقادی به اطاعت از رهبری ندارید؟ این را روشن کنید. البته خدا عزیز است و عزت میدهد و عزت دست خداست. ایشان با این عملی که انجام دادند این را فهماندند که حتی میشود در زمین ورزشی و درهرحال انسان وظیفه دینی و انقلابی خودش را انجام دهد و از حق و مسیر حق دفاع کند و اثرگذار باشد. اگر این کار بیاثر بود اینهمه داغ به دل عدهای نمیگذاشت که اینقدر برافروخته شدند و ناراحتاند. همانطور که شعار هر جمعه ما داغ به دل آمریکا میگذارد و این شعار قطعاً و قطعاً تأثیرگذارترین شعار هست که ما از خدای تعالی برای استکبار و بهخصوص آمریکا و اذنابش مرگ طلب میکنیم. قطعاً و قطعاً بدانید که این شعارها و طلب مرگ کردنها بر استکبار تأثیرگذار است و دعاست و دعای مستجاب هم هست انشاءالله.
این نکته را همعرض کنم که بااینکه ساختارهای کشور خودمان و کشور عراق در پذیرایی از اینهمه جمعیت عظیم معنوی درست نبود و قسمتهایی از آن لااقل در کشور ما و قسمتی از آن در کشور عراق بود و بعضیها هم شیطنتهایی دارند و در این موقعیتها سودجویی میکنند و فرصتطلبی میکنند، اینها را که بگذاریم کنار، این واقعه بزرگ اربعین باعظمت و باشکوه واقع شد. باید تقدیر و تشکر کنیم از همهکسانی که فراهم کردند این فرصت را که بهخوبی برگزار شود. از مسئولین داخلی و هم از مسئولین عراقی که همکاری لازم را کردند؛ و بهخصوص از مردم، هم از مردم خودمان که با شور و علاقه و نشاط، سختیها و مشکلات را تحمل کردند و هم از مردم عراق که خوب مهماننوازی کردند و پذیرایی کردند. از موکب داران استان خودمان هم که در آنجا بهاندازه وسعشان وتوانشان از همه کشور که آمده بودند پذیرایی کردند در موکب استان البرز که قریب به هفتاد موکب در کربلا و نجف مستقر بود، از همه عزیزان بهنوبه خودم تشکر میکنم.
نکته استانی: باز عرض میکنم که بهکارگیری افرادی که پروندههای سیاسی و یا فساد مالی و اخلاقی و امثال اینها دارند در پستهای مختلف در استان کار غلطی است که دستگاههای مربوطه اعم از دستگاه قضائی و دستگاه امنیتی باید کارشان را درست و با دقت و بدون ملاحظه و اعمالنظر انجام دهند و الا خسارات جبرانناپذیری مثل بیاعتمادی بهنظام و انگ ناکارآمدی متوجه کسانی است که در این زمینه کوتاهی کردهاند. این مسئله را جدی بگیرند. برای بار چندم بود که گفتم. بعداً که مطالب دیگری را عرض کردم آقایان نگویند که چرا یکمرتبه گفتی. ببینید که چندین جلسه است دارم تذکر میدهم. این مسئله چون باحیثیت اجتماعی ما سروکار دارد چون با منافع و داشتههای این منطقه و استان سروکار دارد بنده کوتاه نمیآیم. این رادارم تذکر میدهم این بار چندم است در لفافه و در پوسته برای کسی که میشنود و کسانی که میشنوند عرض کردم اگر بد گفتم و آبروریزی شد ناراحت نباشند که چرا گفتی. این استان بهشدت از سوء مدیریت رنج میبرد و از مفاسدی که بعضی از مدیران دارند رنج میبرد. استان ما استان برخورداری است. تواناییهای زیادی دارد. امکانات فراوانی دارد. افراد فرهیخته و دانشمند و مدیر فراوانی دارد؛ اما یک عده گلوها را گرفتند نمیگذارند نفس بیاید. ما داریم تذکر میدهیم و در این تذکر دادن هم جدی هستم. بلغ ما بلغ. اهلش میفهمد که منظورم چیست. لذا هیچ کوتاه نخواهم آمد. دارم فرصت میدهم که انجام دهند. اگر انجام ندهند آن موقع جور دیگر خواهد شد.
مسئله سرعت تغییر مدیران هم گاهی کمتر از یک روز اتفاق میافتد. صبح یک حکم میزنند برای یک آقایی، شب او را فرماندار میکنند. این نشاندهنده ناپختگی است. نشاندهنده این است که نمیدانیم داریم چهکار میکنیم. مگر شما فکر نکردید و به آن آقا حکم دادید؟ چرا حکم را تغییر میدهید و یک حکم دیگر میزنید؟ اینها مردم را ناراحت میکند. اینگونه عمل کردن درست نیست.
مسئله مراسم ورزشی بانوان که در شهر برگزار میشود تا حالا چندین بار تذکر دادیم. مدیرش هم آمده عذرخواهی کرده بعضاً؛ اما بازمیبینیم که مراسم بانوان که برگزار میشود عکاس، حراست، کسی که برانکارد را میبرد و میآورد، مرد است. چرا این کار را میکنید؟ این کار جایز نیست و خلاف شرع است. این هم یک تذکر دیگر که باید مواظب باشید این کار صورت نگیرد. عکاس و خبرنگار و حراست و برانکارد بگیر و پزشک و امثال اینها همه باید از بانوان باشند و الا به اسم ورزش بیاید زمینه خلاف شرع فراهم کنید مقبول نیست. ما مخالف ورزش نیستیم. از فردا نگویند حسینی همدانی مخالف ورزش هم هست. اینطور نیست. ورزش کنند کاری نداریم اما با شرایطش.
در مسئله مدیریت شهری همعرض میکنیم که از الآن اقدام لازم برای آبگرفتگیهای معابر داشته باشید که احتمالاً به وجود میآید که یکدفعه نگویید در عمل انجامشده قرار گرفتیم. از الآن دنبال کنید. بنده اینها را نباید بگویم؛ اما چون تذکر نفع دارد از باب تذکر میگویم.
نکته انتخاباتی: باید مواظب باشیم با هر انگیزهای، چهره هائی که قصد شرکت در انتخابات رادارند متهم نکنیم، تخریب نکنیم که این کار شرعاً خلاف است. هنوز طرف نیامده است شروع میکنند به تخریب چهره هرکسی که هست؛ اما تبیین کردن و روشن کردن و اذهان را متوجه امور کردن اشکال ندارد. باید روشنگری کرد. تخریب نکنید. بدون اینکه اسمی از کسی ببرید مباحث کلی را بیان کنید. مثل همان کاری که بنده انجام میدهم و سعی میکنم کلیات را بیان کنم و شاخصها را بیان کنم. شاخصها وقتی خوب تبیین شد کسی که عاقل است میفهمد که به چه کسی رأی بدهد به چه کسی رأی ندهد. چون شاخص دارد گفته میشود. لذا بیان شاخصها و صلاحیتها و قابلیتها عیبی ندارد. رهبر معظم انقلاب دربیانی فرمودند: اگر واقعاً انسان از یک جهتگیریای که خیال میکند فلان کس یا فلان کسان در آن جهتگیری هستند، ناراضی است، راهش تخریب و اهانت به اشخاص نیست، راهش اسم آوردن از اینوآن نیست، راهش تبیین است. از اول، حرکت انقلاب بر اساس تبیین به وجود آمد و حقایقی تبیین شد. وقتی انسان یکجایی روشنایی را معرفی کرد، تاریکی بهخودیخود معرفی خواهد شد. عیبی ندارد تاریکی را هم معین کنند. مثلاً بگوییم به دزد رأی ندهید، به کسی که در بیتالمال دستدرازی میکند رأی ندهید، به کسی که در منافع ملی و هویت ملی باید اقدام میکرده و نکرده دوباره رأی ندهید. میشود این تاریکیها را بیان کرد؛ اما مواظب باشیم که خدایناکرده برای خودمان در دفاع و تکذیب دیگری جهنم درست نکنیم. |
| 1398/7/26 | 1398/7/26آقای رئیسجمهور رابطه منافع ملی با هویت ملی کجاست؟ | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه209
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا اهل رعایت حقوق هستند. بحث در توضیح مختصر رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام بود. دومین حقی که حضرت فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ نَفْسِکَ عَلَیْکَ فَأَنْ تَسْتَوْفِیَهَا فِی طَاعَهِ اللَّهِ فَتُؤَدِّیَ إِلَى لِسَانِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى سَمْعِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى بَصَرِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى یَدِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى رِجْلِکَ حَقَّهَا وَ إِلَى بَطْنِکَ حَقَّهُ وَ إِلَى فَرْجِکَ حَقَّهُ وَ تَسْتَعِینَ بِاللَّهِ عَلَى ذَلِکَ». حق خودت بر تو این است که کاملا او را در طاعت خدا بهکارگیری، حق زبان گوش و چشم و دست و پا و شکم و فرج را بپردازى و از خدا در این کار یارى بخواهی.
بحث نفس و شناخت نفس از مباحث مفصل و مهمی است که مورد تاکید اولیاء دین قرارگرفته. چرا؟ چون تا انسان نفس و هر چیزی را خوب نشناسد نمیتواند وظائفش را نسبت به آن چیز انجام دهد. پس برای شناخت حقوقِ نفس باید اول خودِ نفس را شناخت. با شناخت نفس، انسان خدا را میشناسد؛ که رسول خدا فرمودند: من عرف نفسه فقد عرف ربه. و وقتی کسی خدا را خوب شناخت، وظیفه بندگی اش را بهتر انجام میدهد. کسیکه خود را شناخت به توانائیها، نعمتها و قدرتی که خداوند به او داده است پی میبرد. به راههایی که میتواند طی کند تا به مقامات بلند معنوی برسد اشراف پیدا می کند. اینکه چگونه در رابطهی باخدا، با خودش، با انسانها و با طبیعت رفتار کند تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشد.
اینکه مخالفت با نفس چه فوائدی دارد و موافقت با آنچه ضررهایی دارد. برای همین است که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «مَعْرِفَهُ النَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعَارِف». یا در تشویق به علمآموزی فرمودند: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ وَ هُوَ عِلْمُ مَعْرِفَهِ النَّفْسِ وَ فِیهِ مَعْرِفَهُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَل». آن علمی که ارزش دارد انسان برای بدست آوردن آن تا دورترین نقاط جهان نسبت به موقعیت خودش مسافرت کند؛ علمی است که از طریق آن بتواند خود را بشناسد. لذا فرمود: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبِیلِ النَّجَاهِ وَ خَبَطَ فِی الضَّلَالِ وَ الْجَهَالاتِ». هر کس خود را نشناسد از راه نجات و سعادت دورمانده و در گمراهى و نادانیها، سرنگونشده است. انسان تا خود را نشناسد به مسئولیتها و ماموریت هایش در عالم واقف نمیشود.
روایتی است که خیلی گویا مواردی را راجع به نفس بیان میکند. همین را در این نوبت عرض میکنم تا بعد. دارد شخصی به نام مُجَاشِع خدمت رسول خدا رسید و سوال کرد: «یا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى مَعْرِفَهِ الْحَقِّ». راه شناخت حق چگونه مىباشد. «فَقَالَ صلی الله علیه وآله: مَعْرِفَهُ النَّفْسِ». میخواهی به حق برسی؟ راه رسیدن شناختن نفس است. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى مُوَافَقَهِ الْحَقِّ». موافقت حق را از چه راه مىتوان بدست آورد. در چه راهی حرکت کنیم که موافق با خواسته خداست «قَالَ: مُخَالَفَهُ النَّفْسِ». هر جا مخالفت با نفس کردی موافق با خداست. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى رِضَا الْحَقِّ». راه خوشنود کردن حق کدام است. «قَالَ: سَخَطُ النَّفْسِ». دشمنى با نفس رضایت خداست. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى وَصْلِ الْحَقِّ». چگونه مىتوان به حق رسید. «قَالَ: هَجْرُ النَّفْسِ». دور شدن از نفس. هر مقدار از نفس فاصله بگیری به همان مقدار به خدا نزدیک میشوی. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى طَاعَهِ الْحَقِّ». چگونه از حق مىتوان اطاعت کرد. «قَالَ: عِصْیَانُ النَّفْسِ». با نافرمانی از نفس. اطاعت در مقابلش عصیان است. اطاعت خدا در عصیان نفس است. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى ذِکْرِ الْحَقِّ». چگونه مىتوان از حق یاد کرد و دائم به یاد خدا باشیم «قَالَ: نِسْیَانُ النَّفْسِ». فراموش کردن نفس. هر وقت نفس را فراموش کردی زیاد به یاد خداخواهی بود. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى قُرْبِ الْحَقِّ». چگونه مىتوان به حق نزدیک شد. «قَالَ: التَّبَاعُدُ مِنَ النَّفْسِ». دور شدن از نفس. (ببینید چقدر زیبا رسول خدا حق و نفس را به مقابله انداختند تا به نتیجه مطلوب برسیم). «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى أُنْسِ الْحَقِّ». چگونه مىتوان با حق مانوس شد. «قَالَ: الْوَحْشَهُ مِنَ النَّفْسِ». ترس از نفس. انسان از چیزی که هراس دارد به او نزدیک نمیشود و با چیزی که مهربان است انس میگیرد. «فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَیْفَ الطَّرِیقُ إِلَى ذَلِکَ». چگونه مىتوان به این مقامات رسید. «قَالَ: الِاسْتِعَانَهُ بِالْحَقِّ عَلَى النَّفْس». از حق یارى بخواهید تا شما را بر نفس پیروز گرداند. یکی از چیزهایی که میتوان به همه اینها رسید این است که از خدا بخواهد انسان که غلبه و نصرت پیدا کند بر نفسش. نفس اژدرهاست او کی خفته است، از غم بی آلتی افسرده است. در هر فرصتی که پیدا کند انسان را میگیرد و مهمترین ابزار دست شیطان هم همین نفس ماست که باید مواظبت کرد. دشمن اصلی ما نفس ماست. اگر خوب شناختیم اینکه نفس چه عنصری است و چه قدرتی دارد میتوانیم با او مقابله کنیم که در این روایت قسمتهایی از آن را گفت. بعضی از بزرگان از اساتید ما از اساتید شان قصهای را نقل میکردند. آشیخ محمدتقی آملی خدا رحمت کند او را. آقای جوادی آملی تعریف میکرد که ایشان میگفت: چند بار تا حالا برایم اتفاق افتاده است که خواب بودم و دیدم دارم با دشمنم میجنگم. گلاویز شدیم. یکلحظه که غافلگیر شدم دست آنطرف را گاز گرفتم. از شدت گاز از خواب پریدم. دیدم دست خودم در دهانم است. آنجا به من الهام شد که «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» همین است که خودت دشمن خودت هستی. نفس انسان اگر کنترل شود قسمت از مشکلات حل خواهد شد. امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ نَفْسِکَ عَلَیْکَ فَأَنْ تَسْتَوْفِیَهَا فِی طَاعَهِ اللَّهِ» این است که او را کامل در بندگی خدا به کار بگیری.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین برای رسیدن به امور دنیایی از دین هزینه نمیکنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۰۳ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «لَا یَتْرُکُ النَّاسُ شَیْئاً مِنْ أَمْرِ دِینِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْیَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ». مردم چیزى از کار دین خود را به خاطر بهبود بخشیدن کار دنیاشان رها نمىکنند مگر اینکه خداوند براى آنان درى را مىگشاید که زیانش از آن سود بیشتر است. دین فروشی برای رسیدن به دنیا مذموم و قبیح است و در روایات به شدت نهی شده است. اساساً دنیا و وابستگی به دنیا و دنیاخواهی چیزی نیست که تمام شود و مانند آب دریا شور است که با خوردن آن برای رفع تشنگی، اتفاقاً تشنگی افزایش پیدا می کند و تا تشنه خود را نکشد رها نمی کند. چون هر خواستهى دنیایی، زمینهاى است براى خواستنهای بعدی و زیاده طلبی و برای رسیدن به خواسته قطعاً باید تلاش کرد و لوازم آن را فراهم کرد و در این مدت انسانِ مشغول به دنیا از خدا دور میشود، یعنی هرچه به دنیا و آرزوهاى دورودراز و مذموم در دنیا نزدیک میشود به همان اندازه بلکه بیشتر از خدا دور میشود. خداوند توفیق تقوا مداری به همه ما عنایت فرماید.
۲۷ مهر روز اربعین امام حسین علیهالسلام است. بنابر قول مشهور اربعین سال ۶۱ قمری و برگشت کاروان اسراء در کنار قبور شهدا کربلا و بعد دستور ائمه علیهمالسلام برای زیارت اربعین، پیامرسانی نهضت عاشورا و زنده نگهداشتن یاد شهیدان را نهادینه کرد. پیشبینی که امروز برای همه آشکار شد که محبت حسین علیهالسلام در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز سرد نمی شود. اگر میبینیم در جامعه عدهای به خیال خام خود تلاش می کنند تا فرهنگ ایثار و شهادت را کم رنگ کنند و برای سست کردن ارادهها در مبارزه با مستکبرین، خاطره شهیدان را از یاد جامعه ولو به حذف نام آنان از معابر و کوچه ها بردارند، اربعین به ما یاد میدهد در جنگ ارادهها باید یاد شهیدان را زنده نگهداشت. همانطور که امام سجاد و زینب کبری سلام الله علیهما زنده نگهداشتند و ما از آنان یاد گرفتیم؛ و همانطور که پیشبینی میشد امسال به کوری چشم کوردلان و کسانی که تلاش کردند این حرکت الهی عظیم را کم رنگ جلوه دهند باشکوه بیشتر برگزار شد؛ و نمونهای از همبستگی اجتماعی جهانی در تمدن نوین اسلامی که به عنوان امت واحده مطرح است را نشان داد. این روزها که زائران کربلا برمیگردند، قافله اسرای حسین در حرکت به سمت کربلاست. جابر و عطیه خود را به قتلگاه و مزار امام حسین رساندند از فرات غسل کردند. جابر نابینا بود. گفت از خاک قبور به من بده بو میکنم بوی حبیبم را میشناسم. آرامآرام به مشهد و قتلگاه حسین علیهالسلام رسیدند. روضه کوتاه عمیق و دقیقی را میخواند که صدای قافله دیگر به گوش رسید. زنها و بچه ها خودشان را از ناقهها به قبور عزیزانشان رساندند. زینب کبری با برادر سخن گفت و شروع کرد به ذکر خاطره گفتن و نکاتی گفت که سختم است بیان کنم اما گفت برادر همه امانتها را سعی کردم حفظ کنم اما از سه ساله نپرس. علی لعنه الله علی القوم الظالمین.
مطالبی در این چند روز اخیر از تریبون عمومی بیانشده که ناچار باید تذکری بدهم. طبق روالی که دارم معمولاً اگر ببینم حرکتی یا حرفی بر خلاف موازین و مبانیای که داریم زده میشود، سعی میکنم آن را توضیح مختصری بدهم. این نوبت هم این را اشاره میکنم که یکی راجع به مذاکره است که گفتند ما آمادگی داریم با غرب و کشورهای منطقه مذاکره کنیم. عبارتی که هست و گفتهشده این است: «هر زمانی که بدانم ملاقاتی و جلسهای مشکل ملت ایران را حل میکند و منافع ملت ایران را تامین میکند در آینده همین کار را خواهم کرد و آماده هستم برای فداکاری و ایستادگی و افتخار میکنم که برای منافع ملی و ملتم قربانی شوم». این عبارتی بود که بیان شد در جلسه سخنرانی و یکی دو عبارت دیگر راجع به تعامل و تقابل با دنیا هم مطالبی بیان شد. بااینکه خود آقایان مذاکره با غرب را قبلا گفته بودند دیوانگی است ولی این حرف زدهشده. اول اینکه عزیزان میدانید که تا امروز جمهوری اسلامی با همه دنیا غیر از رژیم صهیونیستی و آمریکا که خودش قطع رابطه کرده (زمان قطع رابطه آمریکا من خودم در همین خطبهها علت قطع رابطه را بیان کردم) غیر از آمریکا که خودش قطع رابطه کرده ما تعامل با همه دنیا داشتیم. این طور نبوده که با دنیا تعاملی نداشته باشیم. لذا القای اینکه ما با دنیا تعامل نداریم حرف درستی نیست. لذا از تعامل با دنیا یک کشور بیشتر فهمیده نمیشود در بیان این بزرگوار. متاسفانه این حرفها در زمانی زده میشود که غرب به شدت در مقابل ملت ایران کم آورده است و اگر کسی رصد کند به خوبی این را میفهمد که قرب مستاصل شده است. دوستان باید توجه داشته باشند که چه میگویند. گاهی ظاهر حرف خوب است اما باطن خوبی ندارد. همین بیان قربانی شدن برای منافع ملی که بیان شد این را در نظر بگیرید. این یعنی چه؟ به چه قیمتی باید قربانی شد؟ اصلا منافع ملی کدام است؟ تعریفی از منافع ملی چیست؟ رابطه منافع ملی با هویت ملی کجاست؟ باید اینها را دقت کرد. در یک جلسه عمومی برای یک عده چیزی گفته میشود بعد بر آن اثر بار میشود. اگر منافع ملی به قیمت از بین رفتن هویت ملی ما که استقلال و عزت و اقتدار ماست باشد آیا ارزش دارد؟ این که درست نیست. دقت دارید چند سال قبل رهبر معظم انقلاب در این باره مطلبی را فرمودند. من فقط اشاره میکنم. دوستان خودشان مراجعه کنند و دنبال کنند. فرمودند: «آنجا که ما چیزی را به عنوان منافع ملی در نظر میگیریم لکن هویت ملی را پایمال میکنیم قطعاً اشتباه کردهایم. این منافع ملی نیست». ببینید که حرف چقدر دقیق گفته میشود. حالا باز این روز ها از مذاکره سخن میگویند. تا امروز هر وقت از سخنان رهبری در اداره کشور فاصله گرفتهاید ضرر کردید و این کاملاً مشهود است. خودتان هم اقرار دارید. من به چند جمله از بیانات ایشان که هم امسال فرمودند هم پارسال گفتند فقط یکی دو نمونه اشاره میکنم و چون عین عبارت را میخوانم دقت کنید. در بیانیه گام دوم که لااقل مسیر ۴۰ ساله بعدی است فرمودند: در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زیان مادی و معنوی محصولی نخواهد داشت. در بیان دیگری بعد از عدم اعتماد به اروپا در سال ۹۷ فرمودند: در مورد آمریکا هم من از دو سه سال پیش که این بحثهای مربوط به هستهای بر قرار بود دائماً هم خصوصی به مسئولین میگفتم هم در جلسات عمومی در سخنرانیها مکرر گفتم که من اعتقادی به اینها ندارم. به اینها اعتماد نکنید. به حرف شان، به قول شان، به امضای شان، به لبخند شان اعتماد نکنید. اینها مورد اعتماد نیستند. حالا نتیجه این شده که خود مسئولینی که آن روز مذاکره میکردند امروز دارند میگویند آمریکا غیرقابل اعتماد است. خب از اول بایستی این قابل اعتماد بودن را تشخیص میدادند و حرکت میکردند. این حرفها برای گذشته است و تکرار هم شده است. اشاره و تاکید شده است. باز یک دفعه در یک جلسه رسمی می گویند که ما اگر لازم باشد این کار را خواهیم کرد. بعد هم تاکید می کنند. باز در یک جای دیگری آقا فرمودند با اینها چه مذاکرهای؟! اصلا معنا ندارد. حالا آقای رئیس جمهور که هیچ وزیر خارجه و عناصر وزارت خارجه هم همینطور. هیچ معنا ندارد با اینها مذاکره کردن. البته شما این را هم میدانید و شاید بهتر از من بدانید که آمریکاییها احتیاج دارند به مذاکره با جمهوری اسلامی. دولتهای آمریکا هم آن دولت قبلی، هم این دولت، هم دولت اسبق همه احتیاج دارند نمایش بدهند که ما جایی مثل جمهوری اسلامی را کشاندیم پای میز مذاکره. این چیزی است که نیاز دارند. آن روزی که اوباما موفق شد تلفنی با آقای دکتر روحانی صحبت کند اینها آنجا جشن گرفتند که خبرش بعداً رسید به ما از طرقی. اینها احتیاج دارند به این قضیه، هیچ لزومی ندارد ما این احتیاج آنها را برآورده کنیم. این دلسوزی است، این نصح است، نصیحت است و بالاتر از نصیحت است، خواسته است. چرا آقایان دوباره برمیگردند و همین حرفها را تکرار میکنند؟ برجام بس نبود؟ این خسارت محض و این گرفتاری عمیق و ریشهداری که برای نظام درست کردند. اخیراً مطلبی را که حضرت آقا در مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین علیهالسلام سپاه فرمودند حتما ملاحظه کردید. نقل به مضمون میکنم. فرمودند: «علت اینکه ما در مقابله با آمریکا کوتاه نمیآییم این است که یک وظیفه است. اگر کوتاه بیاییم این وظیفه را عملنکردهایم». مقابله با آمریکا و مذاکره نکردن و در مقابل او ایستادن وظیفه است. ما این را از امام حسین یاد گرفتیم. بعد هم اشاره داشتند به یک سخنرانی از حضرت امام رضوان الله علیه در قم که امام در آن سخنرانی فرموده بودند: امروز منفور ترین فرد در کشور ما رئیس جمهور آمریکاست. آن موقع امام این را فرموده بودند. همین چند روزه دیدید دیروز بخصوص رئیس جمهور آمریکا باهم تقریباً سلک خودش چگونه به جان هم افتاده بودند. او میگفت تو دیوانه هستی، دیگری میگفت خودت دیوانه هستی. او میگفت برو بیمارستان خودت را نشان بده، دیگری میگفت خودت را درمان کن. آنوقت ما میخواهیم به اینها اعتماد کنیم و سر یک میز بنشینیم و حرف بزنیم. من از بیان امام راحل رضوان الله علیه اقتباس میکنم و عرض میکنم که امروز نه تنها نزد ملت ما بلکه نزد همه ملل آزاده جهان پست ترین و منفور ترین شخص رئیس جمهور آمریکاست. به نظر میآید که آقایان باید دست از شعار دادن به این معنایی که عرض کردم در صحبتها بردارند و این روزهای باقیمانده از مسئولیت را مشغول عمل شوند. برای تقویت منافع ملی واقعاً قدم بردارید. جلوی سوء مدیریتهایی که منافع ملت را از بین میبرد بگیرید. برای تولید و اشتغال و ازدواج و امثال ذالک تا مرز قربانی شدن و تلاش کردن و پیگیری کردن برای همه ما لازم است تا نزد خدای تعالی مأجور باشیم.
مطلب دیگر اینکه در بیان مطلب و اظهار نظرها راجع به موضوعات خاص تاریخ و واقعیتها که وجود دارد نباید آنها را جوری بیان کرد که وارونه دیده شود. گفتند در مجلس اول نظارت وجود نداشت در نتیجه پرشور بود و همه جور افراد و فکری هم شرکت کرده بودند. اولا همه میدانید که در مجلس اول هم نظارت بود. ثانیا در هیچ جای دنیا اجازه نمیدهند که هرکس و کسانی که در مفاسد مختلف سابقهدار هستند بتوانند بیایند و در انتخابات شرکت کنند و رای جمع کنند. ثالثا قطعاً عزیزان ماده ۳ قانون انتخابات مجلس را یاد دارند که بیان میکند نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی به عهده شورای نگهبان است. این نظارت استصوابی عام و در تمام مراحل در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است. رابعاً اگر خواهان برپایی انتخاباتی پرشور و پرنشاط هستیم که هستیم همه باید به قانون و قانونمداری دعوت کنیم و ضمن پرهیز از تضعیف دستگاه نظارتی و صیانتی به او کمک کنیم تا زمینه خدمت را برای افراد باصلاحیت فراهم کند و جلوی جریان نفوذ در دستگاههای تصمیم گیر و تصمیمساز را بهخوبی بگیرند.
جا دارد اینجا از طرف خودم و مردم با وفای ایران اسلامی خدا قوت و خسته نباشید و آفرین و تبریک عرض کنم به اقدام مقتدرانه و از روی هوشمندی و اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه که به موقع از کیان انقلاب و نظام دفاع کردند و ضربه کاری را به دشمن وارد کردند. نه فقط در این مورد اخیر بلکه در موارد متعدد مثل کمتر از چهل روز قبل در جریان ترور سردار بزرگوارمان که چقدر مقتدرانه عمل شد و امثال ذالک. اهمیت این کار وقتی بیشتر معلوم میشود که بدانیم سربازان مومن و انقلابی و از جان گذشته سازمان اطلاعاتی سپاه، سازمان های اطلاعاتی جهان به خصوص فرانسه را که دستگاه مدرنی هست بین دستگاههای اطلاعاتی دنیا در یک عملیات چندوجهی و پیچیده دور زدند و شخص مورد نظر که در یک حفاظت شدید فیزیکی و سایبری بود را به تور خودشان انداختند. این کار نمونهای از اقتدار دفاعی و امنیتی بود که توسط نیروهای مومن این سازمان انجامگرفته و این پیام را هم به مخالفان و معاندان داد که برای دفاع از ارزشهای الهی نظام و مقابله با نقشههای دشمن لحظهای غفلت و درنگ ندارند. البته آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد بعدازاین دستگیری این است که چون این شخص با افرادی در داخل در تماس بود که اطلاعات را ردوبدل میکردند باید این عناصر نفوذی داخلی که همکار این شخص بودند شناسایی شوند که خواهند شد و به مردم معرفی شوند و عن قریب به سزای اعمالشان برسند انشالله.
بیست و ششم مهر شهادت شهید شوشتری، اول آبان شهادت حاج آقا مصطفی فرزند برومند حضرت امام رضوان الله علیه و بیست و نهم مهر ارتحال آیت الله مهدوی کنی هست که یادشان را گرامی میداریم و از خدای تعالی برای آنها رفعت مقام و درجه خواهانیم
نکته استانی که عرض میکنم توصیه بنده به مسئولین محترم استان و به خصوص جلساتی مثل شورای شهر است که تصمیمگیری میشود و مستقیم به هزینه کرد بیتالمال برمیگردد. عرضم این است که دقت لازم را داشته باشند. بنده متن مذاکرات و قسمتی از فیلم جلسه اخیر شورای شهر را دیدم. واقعاً با سرمایه مردم برای مدیر غیربومی درجایی گران باید مسکن تهیه کرد؟ یک میلیارد برای دوخانه! این کار، کار درستی نیست. با هر توجیهی که آقایان میخواهند توجیه کنند، این توجیه قابل قبول نیست. اولا چه ضرورتی دارد که مدیر غیر بومی بیاورید که بعد گرفتار شوید آنهم در مسئولیتهای میانی و پایینی حتی در حد معاونت که متاسفانه باب گشادی است، بابِ بازی است که با عناوین مختلف میآورند. کار درستی نیست. ثانیاً حالا آوردید و بعضی وقتها که ناچاریم از خارج از استان بیاورید چه داعیهای دارید که ببرید با این هزینه گزاف آن را هم تحمیل به بدنه شهر کنید؟! به نظرم کار درستی نیست. بعد هم عرض میکنم که این توجیهات صلاح نیست. برای شهر و استان جریان و حاشیه درست نکنید تا جایی که شبکه سراسری هم در تلویزیون پخش کرد که چیز خوبی نیست.
یک سوالی البته این جا دارم از آقایان این است که آیا تمام هزینههایی که متوجه مثلاً استانداری است یا دستگاههای عمومی استان باید شهرداری کرج هزینه کند؟ این یک سوال است که شهرهای دیگر استان نقشی ندارند؟ مثلاً استانداری مربوط به کل استان است که هزینههایی دارد و باید قسمتی از آن تامین شود، این درست. آیا شهر کرج باید تامین کند؟ یا اینکه باید بنشینیم برآورد کنیم که بگوییم استانداری مثلاً یک میلیارد نیاز دارد، ۶۰۰ میلیون آن را کرج بدهد، مثلاً ۲۰۰ میلیون را فلان منطقه بدهد، صد میلیون را فلان جا بدهد. مجموعهای از استان باید کمک کند. وقتی دقت میکنم می بینم که در تصمیمگیریهایشان این دقت را ندارند. تمام مخارج استان را شهر کرج تامین میکند. قسمت عمدهاش را و بعضا میبینیم که خودش هم با معضلاتی مواجه هست. باید طبقهبندی و قسمتبندی شود و از شهرستانهای دیگر هم نسبت به جمعیت و وسعت جغرافیایی که دارند کمک گرفته شود. اگر میخواهد کار عمومی در استان انجام بگیرد باید همه استان درگیر آن شود. این برای من واقعا سوال است که آیا باید فقط یک قسمت انجام دهد؟ اگر قانونی دارد من را متوجه کنید.
بعضی وقتها میبینیم که برای آزاد کردن زندانی، بحث مهدویت در شهر، بحث مساجد و مصلی و مسائل فرهنگی و مسائل مبتلابه جامعه جوری برخورد میشود ولی به چیزهای دیگر که میرسیم یک جور دیگر برخورد میشود. در آن مسائل میگویند اصلاً پولی وجود ندارد و نمیتوانیم کمک کنیم. وضعمان بد است؛ اما بحث حق الجلسه که میرسد که در فضای یک میلیارد بحث حق الجلسه گم شد یک دفعه میبینید که ۱۵ میلیون پاداش برای مدیری که در آن جلسه بوده تصویب میشود و ۵ میلیون تومان حق الجلسه، هر جلسهای ۵ میلیون تومان. این چه مصوبهای است که گرفتید؟ خواستید صفحه آن مصوبه و امضاهایی که پای آن است که شش نفر امضا کردند که شش نفر مخالفت کردند اعضا و اسامی را همه راداریم. این درست نیست. به این جور مسائل که میرسد آقایان دست و دل باز می شوند. مگر میشود با پول مردم فالوده خورد؟ بترسید از روزی که باید حسابوکتاب پس بدهید. بیت المال حسابوکتاب دارد. امیرالمؤمنین هر روز جمعه بیت المال را خالی میکرد به اهلش میداد و جارو میکشید. دستش را میتکاند دو رکعت نماز میخواند. بعد از نماز ملائکه، انبیا الهی، شهدا و صلحا را همه را شاهد میگرفت که نزد خدای تعالی شهادت بدهید که علی یک ریال از بیت المال را پیش خودش نگه نداشت. آن وقت بعضی از آقایان خیلی راحت انگار تیول آنهاست. این طور نیست. حسابوکتاب دارد. حالا شاید امروز مردم نفهمند، کسی هم نفهمد و هیچ تریبونی هم اعتراض نکند؛ اما بدان هر یکریالی که خارج از قاعده گرفتی و مصرف کردی و زندگی کردی، پوستی از تو بکنند که به این سادگیها جبران نشود.
نکته انتخاباتی هم این است که باید تلاش همه ما این باشد که انتخابات پرشور و بانشاط برگزار شود و لازمهاش این است که موجبات دلسردی مردم را فراهم نکنیم. از همین روز ها که سه چهار ماه آینده انتخابات داغ خواهد شد باید عمل کرد؛ اما متاسفانه بعضی از افراد دخالتهایی دارند و اعمال نفوذ میکنند. مسئولی را که دستگاه امنیتی صلاحیت او را تایید نکرده به کار گرفتن او خطاست. این فرمان رسمی رهبر معظم انقلاب است. این را در جلسه مطرح کردند که دستگاههای امنیتی همه بودند. پخش نشد در فضای عمومی کشور ولی بنده مطلع هستم و خود دستگاه اطلاعاتی هم میدانند که فرمودند به هیچ وجه نباید کسی که از دستگاه امنیتی رد صلاحیت شده به کار گرفته شود. حالا اگر بعضی از ذینفوذان استان برای بقای یک شخص یا اشخاصی در کل استان تلاش کنند این خودش جرم است. جرم اضافه است. من اگر وظیفه شرعی احساس کنم که تذکراتی که میدهم چه خصوصی چه عمومی اثر ندارد و باید شفاف بگویم خواهم گفت و ملاحظه استاندار، فرماندار و نماینده مجلس و کوچک و بزرگی که در آنجا نقش دارند را نخواهم کرد و محکم این را خواهم گفت تا مردم مطلع باشند و بدانند که چه کسی دارد خطا میکند. ببینید که رهبر معظم انقلاب در این باره چه فرمود. فرمودند: «دشمنان امید دارند که انتخابات یا سرد باشد که بتوانند بگویند مردم به نظام اسلامی علاقه ندارند یا به دنبال انتخابات فتنه به وجود بیاورند». در یک بیانی چند سال قبل فرمودند. شاهد من قسمت اول بیان است که میخواهند کاری کنند سرد برگزار شود. مقدمات سردی هم همین کارهاست. باید مواظب باشیم و همه وظیفهداریم نگذاریم سرد شود.
دو نفر از بزرگانمان هم در بستر بیماری هستند. برای سلامتی آنها از خدای تعالی طلب عافیت و شفا می کنیم. حضرت آیت الله امینی و حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی از خدای تعالی طلب میکنیم که این دو بزرگوار را عافیت و سلامتی بدهد. |
| 1398/7/19 | 1398/7/19انتخاب مدیران بهدوراز اهداف سیاسی باشد/ از چینش انتخاباتی پرهیز شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه210
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایهاالمومنون خودم و شما را به رعایت تقوا دعوت می کنم. متقین همه حقوق، من جمله حق خدا را رعایت کرده تعدی ندارند. بحثی که از هفته گذشته شروع کردیم رساله حقوق امام سجاد علیه السلام بود واولین حق، حق الله تعالی که فرمود: «فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ فَإِنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ یَکْفِیَکَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا». اما حق خدای بزرگ آن است که او را بپرستی و چیزی را شریک او قرار ندهی و اگر از روی اخلاص چنین کنی خداوند بر خود مقرر کرده کار دنیا و آخرت تو را به عهده گیرد و آنچه دوست داری را برایت نگهدارد.
عرض کردیم تمام موجودات عالم تسلیم خدا بوده، تکویناً بندگی خدا میکنند. و به آیاتی هم اشاره کردم، اما آنچه مورد نظر است، عبادت انسانهاست که از روی اراده و اختیار صورت می گیرد. حق عبادتِ خدا، اخلاص در بندگی است. چنانچه در قسمتی از آیه ۵ سوره مبارکه بیّنه فرمود: «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ» شما مامور شدهاید که خدا را خالصانه عبادت کنید و حقگرا باشید. و یا در قسمتی آیه ۱۱۰ سوره مبارکه کهف (برای بیدار شدن معمولا میخوانیم) که فرمود: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَدا». پس هرکس که به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته انجام دهد. و هیچکس را در عبادت پروردگارش شریک نکند. مگر ملاقات خدا با شرک به خدا می سازد؟ امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «الْعِبَادَهُ الْخَالِصَهُ أَنْ لَا یَرْجُوَ الرَّجُلُ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا یَخَافَ إِلَّا ذَنْبَهُ». عبادت خالص این است که انسان جز به پروردگارش امید نبندد و جز از گناهش نترسد. در روایات هم تا بخواهید درباره اخلاص و مراتب آن و مقابل آن یعنی ریا و سمعه مطلب بیان شده است. و چون امر مهمی است که آثار فراوانی داشته و در شئون مختلف زندگی ما نقش دارد به بعض موارد اشاره مختصری می کنم.
غیر از قرآن کریم که در آیات متعدد تذکر داده در فضیلت اخلاص حضرات معصومین کلمات فراوانی دارند. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «الْإِخْلَاصُ غَایَهُ الدِّینِ». اخلاص غایت دین است. «الْإِخْلَاصُ عِبَادَهُ الْمُقَرَّبِینَ (الْمُتَّقِینَ)». «الْإِخْلَاصُ مِلَاکُ الْعِبَادَه». البته اخلاص داشتن و باقی ماندن بر عمل خالصانه خیلی سخت است. معمولا افراد مبتلا به تعریف کردن از خود و رساندن کاری که کردند به گوش دیگران هستند. امام صادق فرمود: «الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتَّى یَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ». پایداری بر عمل تا خالص بماند سخت تر از خود عمل است. دیده اید بعضی ها مکه میروند ۲۰ روز ۳۰ روز مکه میرود ۴۰ سال خاطره تعریف میکند یا ۵ روز کربلا میرود ۵ سال خاطره میگوید. لذا نباید زیاد دنبال فراوانی و کمیت کار بود بلکه باید به کیفت عمل اهمیت داد؛ یعنی به خالصانه بودن آن توجه کرد. رسول خدا فرمودند: دلت را خالص گردان. کار اندک، تو را بس باشد. و نتیجه این اخلاص در قیامت و نامه اعمال مخلصین مشهود است و پاداش هائی که مقرر شده.
اما از ویژگی هائی که اخلاص دارد نقشی است که در قبولی عمل به عهده دارد. عملی که خالصانه انجام شود مورد قبول میشود. که خداوند فرموده است: من عملی که در آن شریک داشته باشم را نمی پذیرم، مگر کاملاً برای من انجام شده باشد. میفرماید «اَنا خَیرُ شَریکٍ» من شریک خوبی هستم همه چیز را میدهم به دیگری. رسول خدا فرمودند: «إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْهُ لِلَّهِ خَالِصاً لِأَنَّهُ لَا یَقْبَلُ مِنْ عِبَادِهِ الْأَعْمَالَ إِلَّا مَا کَانَ لَهُ خَالِصا» هرگاه کاری کردی، آن را تنها برای خدا انجام بده، زیرا او تنها اعمال خالص بندگان را میپذیرد. شیری که در ان آب باشد دیگر شیر نیست، شیر و آب است. خدا شیر خالص را میپذیرد. عملی که مقداری در آن گرفتاری داشت مورد قبول نیست.
آثار اخلاص چیست؟ فراوان است یکی اینکه خدا تربیتِ شخص مخلص را خودش به عهده می گیرد. یا حکمت را از قلبش بر زبانش جاری میکند. لازمه حکمت این نیست که شخص پیش استاد برود آن علم است؛ اما حکمت دادنی است. یا او را از پستی دور میسازد. همه اشیاء در مقابلش خاضع و از هیبت او ترسانند.
سوال؟ چه چیزی اخلاص می آورد؟ امیرالمومنین فرمود: «سَبَبُ الْإِخْلَاصِ الْیَقِین». علت اخلاص یقین است. هر چه یقین انسان نسبت به خدا بیشتر شود اخلاص بیشتر میشود. «ثَمَرَهُ الْعِلْمِ إِخْلَاصُ الْعَمَل» شما نسبت به شخصی شناختی پیدا میکنید نسبت به او اخلاصتان بیشتر میشود. ما هر چه به حسین بیشتر نزدیک شویم و مطالب و مناقب او را میخوانیم اخلاصمان نسبت به او بیشتر میشود. لذا نسبت به خدا علم پیدا کنیم خالصانهتر خواهد شد اعمال ما. «قَلِّلِ الْآمَالَ تَخْلُصْ لَکَ الْأَعْمَال». آرزوهایت را کم کن اعمالت خالص میشود. که یکی از اعمال، بندگی خداست. هر چه آرزو کم باشد اخلاص در بندگی میشود. همان که امام سجاد از ما خواست که «تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً» حق بندگی خدا این است که شرک به خدا نداشته باشید.
ریشه اخلاص کجاست؟ «أَصْلُ الْإِخْلَاصِ الْیَأْسُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاس» ریشه اخلاص چشم برکندن از دست مردمان است. هرچیزی درجه رشدی دارد . آرام آرام شروع میکند تا به کمال برسد. کمال اخلاص چیست؟ کمال اخلاص رسول خدا فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنُّبُکَ الْمَعَاصِی». این است که با گناه مواجه شوی اما مرتکب گناه نشوی. دوری کردن از حرامها کمال اخلاص است.
و آخرین مطلب نشانه اخلاص چیست؟ از کجا بدانیم اخلاصی در ما هست یا نه؟ نشانهاش چیست که خود را محک بزنیم؟ رسول خدا فرمود: همانا هر حقی را حقیقتی است و بنده به حقیقت اخلاص نرسد مگر آنگاه که دوست نداشته باشد در برابر کاری که برای خدا میکند تمجید و سفارش شود. اگر دیدید کاری که انجام دادید در دلتان این است که چرا تعریف نمیشوید هنوز اخلاص ندارید. عملی باید انجام میشده اما دیگری انجام داده اگر ناراحت شدی که چرا خودت انجام ندادی و ریشه منیت بوده باید بدانی که اخلاص نداشتی.
اگر اخلاص در عبادت را بدست آوردیم قطعاً خدای تعالی مدیریت اعمال ما را به عهده گرفته ما را به حال خود رها نخواهد کرد. در مقابل اخلاص سمعه و ریا قرار دارد که از بدترین حالات نفسانی انسان است که موجب از بین رفتن اعمال شده عجب و خود پسندی را در انسان زیاد می کند و اعمال را باطل کرده از بین می برد. خدای تعالی اخلاص در عمل به ویژه اخلاص در عبادت و بندگی که حق خداوند متعال است را نصیب همه ما بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا هرگز از حدود الهی تجاوز نمیکنند و خود را موظف میدانند که به دستورات تعیین شده عمل کنند. امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۱۰۲ از حکم نهج البلاغه، تقسیم بندی کلی و وظیفه ما راجع به واجبات و محرمات و مباحات بیان کردهاند، فرمود: «إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَیْکُمْ فَرَائِضَ فَلَا تُضَیِّعُوهَا» خداوند بر شما چیزهایى را واجب ساخته است، مبادا آنها را تباه سازید، (اعم از عبادات و اخلاقیات و اعتقادات که واجب است بدانیم و عمل کنیم) «وَ حَدَّ لَکُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا» و حدودى را براى شما تعیین کرده است، مبادا از آن حدود تجاوز نمایید، «وَ نَهَاکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ فَلَا تَنْتَهِکُوهَا» و شما را از چیزهایى نهى کرده است مبادا پرده حرمت آنها را بدرید، بر شما چیزهایی را نهی کرده است مبادا پرده حرمت را بدرید. یک وقت قرقگاه است مثل مکروهات؛ اما یه وقت حرام است. دیده اید بعضی از مناطق نوشته است که منطقه نظامی به این منطقه نزدیک نشوید. البته یک حریمی میگذارند بعد از پنج شش متر تازه وارد محدوده میشوید. آن ۵-۶ متر مکروهات است. وارد قسمت قرقگاه شوید آن جا دیگر حرام است و برای دنیا و آخرت شما ضرر دارد. «وَ سَکَتَ لَکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ وَ لَمْ یَدَعْهَا نِسْیَاناً فَلَا تَتَکَلَّفُوهَا». و براى شما در مورد چیزهایى خاموشى گزیده است، نه آن که آنها را فراموش کرده باشد، پس خودتان را به زحمت نیندازید. در مباحات و مسائلی که خدای تعالی درخواستی ندارد نعوذ بالله از روی غفلت نبوده بلکه رحمت الهی شامل است که انسان به سختی نیفتد پس شما در آن مسائل سوال نکنید. بعضی وقتها بعضیها میروند سوالاتی میپرسند که برای خودشان گرفتاری درست میکنند. از پیغمبر خدا بعضی وقتها سوالاتی میکردند، میفرمودند جوابش این است ولی ای کاش نمی پرسیدی. از این به بعد دیگر باید انجام بدهی. بعضی چیزها درباره اعمالی است که درباره آن حرف زده شده و سکوتی درباره آنها نیست، آن را باید فهمید؛ اما در آن جایی که سکوت شده است که به آن منطقه الفراغ میگویند نباید پرس و جو کرد.
به اربعین حسینی نزدیک می شویم و همه شاهد هستید که چگونه مشتاقان حسین علیه السلام به سمت وعده گاه عاشقان، کربلا، پر میکشند، تا در آن قطعه بهشت تجدید عهد و پیمان کنند و مثل کسی که تازه متولد شده به اوطانشان برگردند. ما هم حسرت زده و جامانده چشم به رحمت الهی داریم که به خاطر غم هجری که میکشیم انشاء الله خدا ثواب بدهد. کربلا میعادگاه اربعینیان است. اربعین فراهم کننده مقدمات ظهور است. تمرین هر ساله برای نشان دادن یک حکومت عظیم جهانی و تمدن نوین اسلامی است. به نکاتی که رهبر معظم انقلاب با موکب داران فرمودند حتماً توجه کرده اید. «در اربعین امام حسین علیه السلام و پیام او، اسلام و قرآن به جهان معرفی می شود. امام حسین متعلق به انسانیت است و راهپیمائی اربعین نشانه اراده الهی بر نصرت امت اسلامی است. هدف هر مسلمان باید ایجاد تمدن نوین اسلامی باشد». این بحث تمدن نوین یک بحث اساسی و کلیدی است عده ای فکر نکنند تازه در ادبیات گفتمانی ما وارد شده است. نه اینطور نیست. از اول انقلاب پیامبر مطرح بوده، تا رسیده به انقلاب اسلامی و تا این زمان و این ۴۰ سال ادامه داشته و تا استقرار پیدا کند ادامه خواهد داشت. آیات قرآن کریم ناظر به مطلب ( تمدن نوین اسلامی) است. همه تلاش برای رسیدن به دولت کریمه مهدوی است و از همین باب است که انتظار فرج عبادت شد. انتظار همراه با کار و تلاش برای مقدمه سازی و استقرار. این که یک گوشه منتظر باشیم عبادت نیست. عبادت یعنی کسی که انتظار می کشد باید اهل کار باشد، اهل فعالیت و تلاش باشد، اهل جهاد باشد. او می تواند بگوید که من منتظرم. در بیانیه گام دوم به همه مردم و بخصوص جوانان فرمودند: دهه های آینده دهه های شماست و شمائید که باید کارآزموده و پرانگیزه از انقلاب حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی ارواحنا فداه است نزدیک کنید. مقدمه ظهور تمدن اسلامی باید ایجاد شود، که ظهور حضرت اجرایی شدن این تمدن است. اربعین مقدمه چینی خود اهل بیت علیهم السلام است برای این مهم.
خوب به این بحث کوتاهی که می کنم توجه کنید. نکته دقیقی را میخواهم عرض کنم. ما در زیارت عاشورا میخوانیم: السلام علیک یا ثارالله. سلام بر تو ای خون خدا، ثارالله. ثار یعنی چه؟ از هرکس بپرسیم می گوید، خون. السلام علیک یا ثارالله و بن ثاره یعنی امیرالمومنین هم خون خداست. ولی مگر خدا خون دارد؟ اما درست نیست چون در معانی کلمات ما قرآن را اصل قرار می دهیم و در قرآن دَم و دِماء به معنای خون است. «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ »یا آنجا که فرمود «یَسْفِکُ الدِّماءَ» راجع به افرادی که قبل از حضرت آدم خلق شده بودند و ملائکه گفتند اینها خونریز هستند. حتی در روایات هم خون را دَم می گویند. در دعا نخواندید «لَحْمُکَ لَحْمِی وَ دَمُکَ دَمِی» پس ثار به چه معناست؟ ثار به معنای حق طلبی اولیاء کسی که خون او مظلومانه و به ناحق ریخته شده است. به معنای خونخواهی در دادگاه است. معانی عمیق و دقیقی دارد که در خطبه مجال نیست. اما اگر خلاصه عرض کنم، ثار به همه حقوقی که به خاطر کشته شدن مقتول از ولی دم از بین رفته گفته می شود. مثلاً اگر پدر خانواده کشته شده باشد، مشکلات فراوان اقتصادی، تربیتی، سرپرستی برای آن خانواده پیدا می شود که اگر پدر نباشد بچه ها دچار انحراف اخلاقی و تربیتی و مفاسد اقتصادی می شوند. و اگر مدیر جائی بوده باشد ضربه ای هم به محدوده مدیریتی او زده و مشکلات و خسارت هایی به آن جایگاه وارد می شود. حالا اگر این پدر، امام جامعه و مسئول هدایت فکری و معنوی، حفظ عزت و استقلال جامعه و رشد مادی و معنوی بشر باشد، با کشتن او چه خسارت عظیمی به بشریت وارد شده است. هرچه انحراف و فساد و دهها حق ضایع شده دیگر که در جامعه پیدا شود متوجه قاتل است که اولیاء دم حق دارند مطالبه کنند. و ثارالله به معنای خونخواهی خداست، یعنی خدا به عنوان ولی دم، حقوق فراوانی را از ظلمه و کشندگان حسین علیه السلام طلب دارد. چون شهادت امام حسین به ولایت و وصایت و امامت و هدایت و قرآن، دین، ایمان و وحی و به همه خوبی ها و مکارم اخلاقی خسارت وارد کرده و خداوند اولین ثارالله و مطالبه کننده همه اینهاست. این حقوق از دست رفته چگونه می شود جبران کرد، آیا قصاص کشندگان و مثل قصاص توان جبران آن همه مصیبت که به اهل بیت در کربلا و بعد آن وارد کردند دارد ؟ فقط همین خسارت اولیه کشته شدن امام حسین و ترسی که به جان اولادش افتاد و عقبه های سنگینی که در مسیر کوفه تا شام و ایام اسارت و مجالسی که دیدند و بی حرمتی ها و هتک حیثیت هایی که شد، آیا با قصاص کشندگان تمام میشود؟ ابعاد مختلفی دارد. هر آنچه محرومیت و خسارت و حقوق از دست رفته که جامعه اسلامی بلکه بشریت به خاطر نبود حسین علیه السلام متحمل شدند چطور می شود جبران کرد.؟ هرگز، مگر اینکه ظلم ریشه کن شود و صفحه عالم از لوث وجود مستکبران و مفسدان و ظالمان پاک شود و آن وقتی است که حکومت جهانی خونخواهان حسین علیه السلام با رهبری آن طلعت رشیده و غره حمیده حجت بن الحسن صلوات الله علیه تشکیل شود. تا وقتی تشکیل نشود انتقام معنی ندارد. همان که می خوانیم: «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ». تا وقتی این زیارت را میخوانیم و میگوییم «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ»یعنی هنوز حق مظلوم گرفته نشده، هنوز اندیشه حق و فکر اهل بیت و مدیریت اهل بیت بر جامعه حاکم نیست، اگر اندیشه اهل بیت حاکم بود هرگز فساد، اختلاس، دزدی، دست درازی به بیت المال، خیانت، زمین خواری، کوه خواری مفاسدی که میبینیم فسادهای اجتماعی نادیده گرفتن حقوق مردم، نفاق، جهل و امثال ذالک نبود. معلوم می شود هنوز باید بخوانیم «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ». البته معنای ثارالله دقیق تر از این است که عرض شد. به هر تقدیر اربعین مقدمه برپائی دولت کریمه مهدوی است. و جامعه مهدوی بدون مبارزه و تلاش و جهاد محقق نمی شود. اربعین روح مبارزه با انحراف و کجی و حماسه را در افراد زنده می کند. اربعین مربوط به همه امم است چون امام حسین علیه السلام طبق فرازهای زیارت وارث، وارث همه انبیاء الهی است از حضرت آدم تا ابراهیم و موسی و عیس، همه انبیاء. اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند اربعین جهانی شده و جهانی تر هم خواهد شد. یعنی منتظران حضرت نباید بیکار بنشینند باید امام حسین را به جهان معرفی کنند و آمادگی های لازم را در جوامع فراهم کنند. و یکی از بهترین زمان ها اربعین است. هر کدام از زائران باید نقش سفیر و مبلغ معارف حسینی را داشته باشد. اربعین مقدمه جهانی شدن اسلام است. اربعین پشتیبان معنوی محور مقاومت است. عظمت اربعین معادلات جهانِ استکباری را در منطقه و جهان به هم زده است. اردوگاه دشمنان اسلام را به هم ریخته است و خوابشان را پریشان کرده. به برکت اربعین به زودی شاهد محو اسرائیل از صحنه روزگار خواهیم بود. شاهدش را در عصبانیت جهان استکباری ببینید. نقشه برای برهم زدن آن می کشند و میخواهند مومنین حضور نداشته باشند. البته متاسفانه گاهی نوچه های داخلی آنان سنگهایی برای نرفتن مردم می اندازند و خزعبلاتی می گویند که بحمدالله تاثیری در اراده مردم ندارد. و همانطور که پیش بینی می شد امسال با اینکه بیگانگان تحرکاتی داشتند تا امروز که از سال های قبل باشکوه تر بوده است. خدای تعالی همه مسافران به خصوص اربعینی ها را سالماً و غانماً به اوطانشان برگرداند.
زائر از وقتی که از خانه حرکت می کند تا میرود و بر میگردد زائر است. لذا فقط از مرز که رد شد زائر نمی شود. قبل از مرز هم زائر است. لذا دوستانی که تلاش می کنند کار کنند موکب هایی را هم این طرف مرز بگذارند تا لااقل زمانبندی شده و با یک آهنگی وارد خاک عراق شوند. یکی دو روز قبل در آن موکب هایی که هست پذیرایی شوند تا آمادگی های لازم را پیدا کنند. شنیدم که الان بر لب مرزها ازدحام است و ورود و خروج مقداری سنگین است. تا بخواهند آرام آرام بروند پشت مرز معطل اند. ولی اگر برنامه ریزی شود و موکب هایی را در طول مسیر بزنند و موقعی که برمیگردند ماشینها آماده باشند و مقداری رفاه را این طرف مرز در نظر بگیرند این هم خدمت به زائر امام حسین علیه السلام است.
جلسه دیدار رهبر معظم انقلاب با نخبگان علمی کشور در این روزها که درگیر جنگ اقتصادی سنگین هستیم پر از نکته و راهبرد بود که ان شاءالله مخاطبین کلام ایشان، مطالب را دنبال خواهند کرد. مسلهی مهمِ استقلال علمی کشور که موجب توانمندی و اقتدار در مقابل تهدیدات دشمن میشود را تاکید کردند و تذکر دادند که مقابل جریان بد دل مخالف جنبش علمی باید ایستاد. و عناصر مایوس کننده را باید پاکسازی کرد. البته این بیان ایشان فقط مربوط به دانشگاه نمیشود تمام کسانی که با رفتار و مدیریتشان طوری عمل میکنند که مردم را نسبت به آینده مایوس میکنند باید پاکسازی شوند. به خصوص تأکید بر اینکه باید اقتصاد نفتی و خام فروشی را کنار گذاشت. تاکید مجدد ایشان بر اینکه موانع از پیش پای جوانان برداشته شود. و نخبه ها به سمت علوم انسانی قدم بردارند. اینها نکات مهم راهبردی است که انشاءالله مخاطبینش توجه کنند.
نکته ای هم راجع به ترکیه عرض کنم که چند روز قبل حاکمیت سوریه را با حمله به شمال آن کشور نقض کرد. عملیاتی با نام چشمه صلح که بر خلاف نامش موجب خشک شدن صلح منطقه خواهد شد. مگر می شود با حمله به حاکمیت و تمامیت ارضی کشوری و از بین بردن استقلالش صلح به ارمغان برد. حاکمان ترکیه دقت کنند که به خیال خام برپا کردن امپراطوری عثمانی در زمین شیطان بزرگ بازی نکنند. ارتش و مردم سوریه قطعا به شما اجازه دوختن کلاه از این نمد نخواهند داد. عنوان متجاوز را برای خودتان نخرید و کشور و مردمتان را متضرر نکنید. و منطقه را به طرف ناآرامی که خواسته آمریکا و اسرائیل است سوق ندهید. کردهای سوری هم قطعا باید فهمیده باشند که آمریکا قابل اعتماد نیست و درست در بزنگاه آنها را رها کرد و به دنبال منافعش رفت.
رزمایش یگانهای واکنش سریع، متحرک، هجومی نیروی زمینی ارتش با پشتیبانی بالگردهای هوانیروز که در شمال غرب کشور آغاز شد. خیلی فوری انجام شد که البته حامل پیامهائی است. اولاً در تولید و ساخت ادوات نظامی مورد نیاز برای مقابله با تهدیدات دشمن به خودکفائی رسیده ایم. ثانیاً نشان دهنده هوشیاری و آمادگی کامل رزمی نیروها و سرعت عمل بالا و واکنش سریع در مقابل حملات احتمالی است که جای تقدیر دارد. ثالثاً به دشمنان نظام اسلامی هشدار می دهد که اگر خطای محاسباتی بکنند و اقدامی داشته باشند. با یورش برق آسا و قدرتمندِ سربازان ایران اسلامی حرکتشان در نطفه خفه خواهد شد.
این در بعد نظامی و توانمندیها بود. در بعد معرفتی هم بیست و چهارم مهرماه سال گشت تأسیس عقیدتی سیاسی نیروی ارتش است و نیروی نظامی است که عزیزان ما در آن قسمت، بعد معنوی و اخلاقی و اعتقادی را تقویت میکنند که قبل از خطبه ها برادر بزرگوارمان راجع به این موضوع برای شما سخن گفتند.
نکته استانی: مسئولین محترم در بکار گیری افراد، جناح و حزب و گروه را در نظر نگیرید و سیاسی کاری را کنار بگذارید. کسانیکه مشکل تائید صلاحیت داشته اند و بکار گرفته شده اند را کنار بگذارید خصوصا که یک عده از آنها دوره سرپرستی شان هم تمام شده دیگر دوباره به کار گرفته نشوند. و از افراد صالح استفاده کنید و از چینش های انتخاباتی بپرهیزید. فکر نکنید که مردم نمیفهمند شما دارید چه کار میکنید، حواسشان هست. با داشتن نیروهای خوب و کارآمد استانی چرا از خارج استان نیرو می آورید. چون باید منافع مردم را در نظر گرفت عرض می کنم که این روشی که دارید برای مردم خیری ندارد. الان اشاره کردم خصوصی هم گفتم لازم باشد صریح تر خواهم گفت مقداری خودتان را جمع و جور کنید.
نکته انتخاباتی: گاهی خبر می رسد که با بررسی صحت آن هم تائید می شود. افرادی بعضا خودشان را کاندیدا کردند و مقدماتی را فراهم می کنند تا در انتخابات شرکت کنند که هر کسی حق دارد که این گونه عمل کند. بعد یک عده که احتمال می دهند اینها اگر بیایند رای می آورند و احتمال دارد که رای خودشان متزلزل شود، با این افراد صحبت می کنند که شما نیایید. ما به خاطر روابطی که داریم به تو فلان پست و فلان مسئولیت را بعد از انتخابات می دهیم. تو شرکت نکن که رای شکسته نشود. فساد این روش قطعاً برای همه روشن است. این کار کار خلاف و فاسدی است. لذا افرادی که این گونه سخن می گویند و می آیند معامله می کنند برای مردم معرفی شوند. آن کسانی که با شما صحبت می کنند و می گویند که کنار برو ما هستیم این ها را به مردم معرفی کنید تا در تصمیم گیری دچار اشتباه نشوند. شما میبینید که وضعیت مجلس این دوره چگونه است. این اتفاقات افتاده است. دقیق و بصیر باشید. رهبر معظم انقلاب در معرفی کاندیدای اصلح فرمودند باید: امانتدار، پاکدامن و به دور از فساد باشد. آیا کسی که از قبل شروع به معامله و تعامل برای در قدرت ماندن کرده امانتدار و از فساد دور است؟ برای داشتن مجلسی امین باید افراد امین را انتخاب کرد، خود در کارهای کاندیداهای احتمالی دقت کنید ببینید دارند چگونه رفتار میکنند. |
| 1398/7/12 | 1398/7/12اربعین امسال چشم دشمنان اهلبیت را کور خواهد کرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه211
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
اهل تقوا هرگز به حقوق دیگران تعدی ندارند. دوستان توجه دارید که اگر بخواهیم شخصیت بزرگواری را بشناسیم که افکار و عقاید او چگونه است و مسیر زندگی او چگونه بوده، میتوانیم در کلمات و بیاناتش، سخنرانیها، نوشتهها و مطالبی که دوستانش درباره او میگویند و حتی از گفتههای دشمنانش او را بشناسیم و با شخصیت او آشنا شویم. درباره اهلبیت عصمت و طهارت همین معنا قابل دنبال کردن است. شما امام حسین را میتوانید در دعای عرفه و سخنانش در بین راه مدینه تا مکه و کربلا و خطبههایش در عاشورا و منطقه کربلا خوب بشناسید. حتی در زیارتنامه هایی که برای آن حضرت است عاشورا و وارث میتوانیم شخصیت ایشان را بفهمیم. با شخصیت امیرالمومنین در نهج البلاغه انس بگیرید و همینطور ائمهی دیگر از کلماتشان میشود شناخت.
بنده بنا گذاشتم از این نوبت به شرح رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام که در آن بیش از پنجاه حق را بیان فرموده بپردازم و از این رهگذر به مجموعهای از معارف الهی خیلی مختصر اشاره کنم. تذکراً عرض کنم که حقوق جمع حق است و برای آن معانی مختلفی بیان شده و به خصوص مکاتب بشری برای بیان مطالب خودشان هرکدام تعریفی برای آن کرده اند. به معنای راستیها، تکلیفها یا در فارسی به دستمزد میگویند. در فرهنگ معین تعریف کرد: به مجموعهی قوانین، قواعد و رسوم لازم الاجرائی که به منظور استقرار نظم در جوامع انسانی وضع یا شناخته شده باشد می گویند. مثل حقوق اجتماعی، حقوق بشر، حقوق بین الملل حتی حقوق بازنشستگی و امثال اینها. در مکتب الهی اسلام آنچه مهم است در رابطه با حق، کرامت انسان است و هر نظامی که ریخته است برای حفظ کرامت انسان است تا از بین نرود. لذا می بینید خیلی از آداب و رسوم که در ملل مختلف وجود دارد و کرامت انسانی را از بین می برد را قبول نمیکند. به قوم و نژاد و سیاه و سرخ و سفید و غنی و فقیر و آل و امثال اینها به یک دید مینگرد و معیار ارزشی را تقوا میداند. همه قوانینی را که اسلام ریخته و درخواست به انجام آنها دارد بر اساس فطرت، نیازها و تمایلات بشر است به نحوی که او را از مسیر مستقیم خارج نکرده به کمال انسانیاش برساند.
امام سجاد علیهالسلام در رساله حقوق به تعدادی از این حقوق که رعایت آنها در بزرگواری و کرامت انسان نقش دارد اشاره فرمودند. متن روایت در کتب روائی ما مطرح شده که در بعضی از آنها کلماتی با هم اختلاف دارند که طبیعی است و اگر کسی بخواهد دنبال کند بنده از کتاب تحف العقول این روایت را نقل می کنم. خدای تعالی همه ما را در مسیر بندگی خودش خالص بگرداند.
حق اوّل حق خداست. قاعده اول هم همین است که ببینیم حقی که باید در رابطه با خدا رعایت کنیم چیست. فرمود: «فَأَمَّا حَقُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ فَإِنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ یَکْفِیَکَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا». اما حق خدای بزرگ آن است که او را بپرستی و چیزی را شریک او قرار ندهی و اگر از روی اخلاص چنین کنی خداوند بر خود مقرر کرده کار دنیا و آخرت تو را به عهده گیرد و آنچه دوست داری را برایت نگهدارد. این معنای تحتاللفظی عبارت. خوب چند مطلب در اینجا بیان شده، اگر انسان اهل عبادت باشد و کارهایش را و به خصوص بندگی اش را از روی اخلاص انجام دهد به مطلوبی میرسد که همه دنبال آن هستند و آن به نتیجه رسیدن و حل شدن همه کارهای دنیائی و آخرتی انسان است.
باید این «إِنَّکَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً» را مختصری توضیح بدهم. عبادت یعنی اینکه عبد در مقابل معبود، اظهار خضوع، کرنش و اطاعت داشته باشد. تمام موجودات عالم، تکویناً در برابر خدا تسلیم محض هستند و بر اساس تدبیر الهی بر مدارِ طراحی شده خدای تعالی حرکت میکنند و مطیع محض فرمان خدا بوده، بر خالق و مدبر خود سجده میکنند. آیات متعددی به این معنا دلالت دارد که همه عالم هستی اعم از جمادات و حیوانات و نباتات و انسان ها و موجودات خدا را تکوینا عبادت میکنند. در قسمتی از آیه ۱۸ سوره مبارکه حج فرمود: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ کَثیرٌ مِنَ النَّاسِ وَ…» آیا ندیدی خداوند را سجده می کنند تمام آنچه در آسمان ها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه ها و درختان و جنبدگان و بسیاری از مردم (چون یک عده از مردم سجده نمیکنند). یا در آیه ۱۵ سوره مبارکه رعد فرمود: «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال». البته توجه دارید همان انسان هائی هم که خدا را نمیپرستند اعضاء و جوارحشان تکویناً مطیع خداست. قلب و اعصاب و چشم و گوش و اعضای مختلفی که در اختیار ماست از دستور خدا سرپیچی ندارند و بر خدا سجده دارند. قلب، مغز و همه کار خودشان را میکنند. اما از ویژگی های انحصاری انسان که به موجود دیگری داده نشده این است که می تواند از روی اختیار و اراده به عبادت و بندگی خدای تعالی بپردازد یا آن را ترک کند. و همین عبادت است که امام سجاد علیهالسلام به عنوان حق خدا ازش یاد میکند که این عبادت از روی اراده را خالص انجام دهیم. خداوند انسان را آزاد گذاشته که با اراده به دنبال اوامر الهی برود و با طیب خاطر انجام دهد و به کمال لائق برسد. امیرالمومنین علیهالسلام راجع به بندگی خداوند فرمودند: اطاعت خدا کلید هر درستی و موجب اصلاح هر فسادی است. همانطور که اگر کسی از مسیر اطاعت الهی با اراده خارج شود و سرپیچی کند موجب فسق و گناه خواهد بود.
البته در روایات داریم که انگیزههای بندگی و اطاعت در افراد فرق میکند. گاهی ترس است. گاهی طمع است. گاهی خلوص است. یعنی منشاء عبادت برای یک عده ترس از سوخت و سوز الهی است که اگر نماز نخوانیم و اطاعت نکنیم میسوزیم. در سوره مبارکه یونس قسمتی از آیه ۱۵ فرمود: «إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیم». که این عبادت از روی ترس است. و گاهی شوق به بهشت و رسیدن به تنعمات اخروی مشوق و محرک عبادت می شود. در آیه ۹ از سوره مبارکه مائده فرمود: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ عَظیم». البته آیات فراوان است نمونه عرض کردم. اما عدّه کمی هم خدا را شایسته عبادت میدانند که احرار هستند و کاری به بهشت و جهنم ندارند، نقص خود را خوب درک کردند و کمال معبود را دیدند و لطف و احسان گسترده او را چشیدند، همان که سید احرار عالم و سالار شهیدان فرمود: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْأَحْرَارِ وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَه». عده ای برای بهشت عبادت میکنند که تاجرند، یک عده هم از ترس جهنم عبادت میکنند که عبادت انسان های فرومایه است. و عده ای برای تشکر از خداست که عبادت بندگان آزاد است. با معنای عبادت آشنا بودید اما اشاره کردم برای یادآوری که عبادت از روی ترس و شوق نباید باشد، باید برای خدا خالص باشد. وقتی امام سجاد علیهالسلام می فرماید: حق عبادت خدا این است که خالص باشد، روشنتر شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین نسبت به دنیا بی رغبت و از زاهدان هستند. نوف بِکالی بیانی را از امیرالمومنین در حکمت ۱۰۱ از حکم نهج البلاغه نقل میکند که حضرت در آن ۶ ویژگی از خصوصیات زاهدان را بیان کرده است. (بِکالى، منسوب به بکاله نام روستایى از روستاهاى یمن است). می گوید امیرالمؤمنین علیهالسلام را شبی دیدم که از رختخواب کناره گرفته و به آسمان و ستارگان نگاه میکند. پرسید: اى نوف خوابى یا بیدار؟ عرض کردم: یا امیرالمؤمنین بیدارم. «قَالَ یَا نَوْفُ طُوبَى لِلزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَهِ». خوشا به حال زاهدان در دنیا که به آخرت دل بستهاند، «أُولَئِکَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً» آنان کسانى هستند که زمین را فرش، و خاک زمین را بستر، کنایه از بی رغبتی به دنیاست. هر چه بود مصرف میکند نبود شکر میکند. «وَ مَاءَهَا طِیباً» و آب آن را نوشیدنى گوارا قرار داده «وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً» و قرآن را پیراهن و دعا را جبّه خودساختهاند، داتم مشغول بندگی خدا هستند. «ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْیَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِیحِ» و به این ترتیب به روش حضرت مسیح علیهالسلام دنیا را از خود دور کردند. «یَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ علیهالسلام قَامَ فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَهِ مِنَ اللَّیْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَهٌ لَا یَدْعُو فِیهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ» اى نوف، داود در این وقت شب از جا بلند شد و گفت: این ساعتى است که در آن ساعت بندهاى درخواست نمىکند مگر این که روا مىگردد. «إِلَّا أَنْ یَکُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِیفاً أَوْ شُرْطِیّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَهٍ وَ هِیَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ کَوْبَهٍ وَ هِیَ الطَّبْلُ وَ قَدْ قِیلَ أَیْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَهَ الطَّبْلُ وَ الْکَوْبَهَ الطُّنْبُورُ». جز آن کسى که باج گیر، یا خبرچین، فراش، یا نوازنده ساز که مورد مذمت است (تار و تنبور). عمده این بیان این است که نسبت به دنیا بی رغبت باشیم.
بنا بر نقل معتبر ۷ ماه صفر، شهادت امام مجتبی علیه السلام واقع شده است. دوروایت است ۷ صفر و ۲۸ صفر که روایت ۷ صفر قوهاش بیشتر است بزرگان از قدیم الایام ۷ صفر را میگرفتند اما در مردم ۲۸ صفر معروف است. حضرت بعد از شهادت امیرالمؤمنین، ده سال عهده دار امامت امت شدند که مدت ۶ الى ۸ ماه اولیه آن را بنابه خواست مردم عراق و بیعت بیش از چهل هزار نفر ایشان که در میان آنها بسیارى از صحابى پیامبر حضور داشتند، عهدهدار منسب خلافت شدند. یعنی بنابر ظواهر کار خلیفه پنج بعد از پیامبر بودند. که معاویه از اول مخالفت داشت و با آن مبارزه می کرد و لشکرکشی هم کرد. جریاناتی پیش آمد که سرانجام به صلح ختم شد. صلحى که نتیجه ترفندهاى معاویه و عهدشکنى و خیانت برخى سران قبایل بود و امام علیهالسلام براى حفظ منافع شیعیان وادار به پذیرش آن شد. من یادم است که سال گذشته مفصل این معاهده و صلح را و مذاکره را و رسیدن به برجام این معاهده و مذاکره که شده بود را کاملاً تطبیق کردم با قصه امام حسن مجتبی علیهالسلام دیگر آنها را تکرار نمی کنم که اگر مذاکرهکنندگان حواسشان نباشد قصه تاریخی امام مجتبی علیهالسلام برای خانهنشین شدن امام و ضایع شدن امت فراهم می شود. به هر جهت امت بی بصیرت باعث شدند که امام خانهنشین شود و در سخت ترین شرائط شریعت پیامبر را حفظ کند و جلوی از بین رفتن معارف دینی را بگیرد. روش امام مجتبی برای حفظ جایگاه امامت، حلم و بردباری، بخشندگی، گشاده دستی، همراهی با مردم و پیاده سفر حج کردن و در بین راه و مسیر تبلیغ دین کردن و امثال اینها بود که معروف به کریم اهل بیت شد. همین روش را هم معاویه مانع حکومت خودش می دید و نمی گذاشت به اهدافش برسد لذا با ترفند و وسوسه توسط دختر اشعث بن قیس منافق، که در داخل خانه امام مجتبی بود امام را مظلومانه به شهادت رساند. در حالی که روزه دار بود، سم مهلک را به خورد امام مجتبی علیه السلام داد به طوری که لخته های خون از دهان حضرت خارج میشد؛ اما مظلومیت امام اینجا تمام نشد. وصیت کرده بودند که من را در کنار رسول خدا در آن بقعه مبارک دفن کنید؛ اما بنی امیه و دشمنان اهل بیت وارد عمل شدند و نگذاشتند. صف کشیدند و جنازه مطهر امام مجتبی را تیرباران کردند. تاریخ این جا بسیار دردناک و دلخراش است. ریحانه الرسول و یکی از سیدان اهل بهشت مورد تیرباران قرار گرفت. اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله. حسن جان تو به شهادت رسیده بودی که بدنت را تیرباران کردند؛ اما برادرت حسین علیه السلام در مقطعی قرار گرفت که نیزه دار با نیزه میزد، تیرانداز با تیر، کسانی که عصا به دست بودند با عصا و عده ای هم با سنگ به بدن مطهرش حمله کردند. الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون. به هر جهت ما باید تاریخ اهل بیت را مرور کنیم. مرور تاریخ اهل بیت خیلی از قضایا و قصه های تاریخی را که با آن مواجه می شویم برای ما روشن میکند.
سخنان رهبر معظم انقلاب با برادران سپاه پاسداران در بیست و سومین گردهمائی بسیار نکات مهم و راهبردی را در چند بخش مطرح فرمودند که قطعاً مورد توجه و عمل همه قرار میگیرد. در بخشی از سخنان راجع به موضوع هستهای و جدیت و دقت در کاهش تعهدات هستهای تا رسیدن به نتیجهی مطلوب تاکید کردند. تاکید مجدد و دهها باره ایشان در زمینهی علاج مشکلات اقتصادی که باید بر امکانات و تواناییهای داخلی تکیه کرد و اینکه در همین فشارهائی که مردم به سختی تحمل میکنند، رشد اقتصادی به وجود آمده و الحمدلله با شیبی در حال افزایش است و البته باید حرکت را قویتر و مجاهدانه پیش برد تا بتوانیم طرف مقابل را مجبور به عقب نشینی کنیم. تمام این تلاشها را دشمن میکند چه اقتصادی، چه فرهنگی، چه نظامی که ما را زمین گیر کند و بیانات رهبر معظم انقلاب هم در مسیری است که آن خنثی شود. عرض می کنیم که مردم ما تا امروز ثابت کرده اند که ملتی مقتدرند و به برکت اسلام زیربار زور نرفته در مقابل هیچ قدرتی غیر از خدا کرنش ندارند. آمریکا و اذنابش بدانند ملت رشید ایران با هیچ ترفندی از مواضع عزتمندانه و منافع ملی اش عقب نشینی نخواهد کرد.
چند روزیست مطالبات مردمی عراق را عوامل استکبار و دشمنان زخمی از محور مقاومت وسیله عقدهگشایی خودشان کردند و به چالش کشیدند و بوق های مزدور و وابسته به رژیم صهیونیستی و سعودی ها با بزرگنمایی و دروغ پردازی سعی می کنند تا نزاع و دشمنی را در منطقه ایجاد کنند و گسترش دهند. فکر می کنند می توانند به این وسیله به اهداف خودشان در منطقه یا سرنگونی مثلاً دولت عبدالمهدی در عراق و تحتالشعاع قرار دادن اربعین و از هم پاشیدن خط مقاومت و امثال اینها برسند. شما چند ماه اخیر را ببینید که چگونه با ضربات پی در پی کمر استکبار و هم پیالهایهایش در یمن و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و ایران شکسته شد. خوب می بینند که کشورهای محور مقاومت، سنگر به سنگر در حال پیشروی هستند. هیچ فشار و تحریمی هم نتوانسته جلوی حرکت آنها را بگیرد. سعی میکنند که وحدت را بشکنند. دست به دامن حزب شکستخورده بعث و داعش مضمحل شده شده اند که مثلاً توجه دنیا را از حرکت عظیم اربعین بردارند و منحرف کنند تا آن حرکت دیده نشود. چه خیال باطلی! به تعبیر رهبر معظم انقلاب اربعین جهانی شده است ؛و اتفاقاً حرکتی که اینها در این روز ها کردند قطعا امسال پرشورتر و با عظمتتر از سالهای قبل برگزار خواهد شد. به فضل پروردگار جلوات حسینی در اربعین امسال چشم دشمنان اهل بیت را کور خواهد کرد.
۱۳ مهر تبعید حضرت امام با افشاگری علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون آغاز شد، که کماندوهای مسلح رژیم شاه منزل امام را محاصره و بعد ایشان را به تهران منتقل و با هواپیمای نظامی تحتالحفظ مأموران امنیتی و نظامی به ترکیه تبعید کردند. امام در ترکیه یازده ماه بودند که در روز سیزدهم مهر سال ۱۳۴۴ به همراه فرزندشان حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعیدگاه دوم، که عراق بود اعزام شدند و ۱۴ سال در شهر نجف اشرف اقامت کردند، امام در این مدت تدریس، تحقیق، تربیت طلاب و امور مربوط به زعامت و مرجعیت را در حوزه نجف انجام میدادند با اینحال از امور سیاسی و مبارزه با رژیم شاه نیز غفلت نمیکردند و در هر زمان که فرصتی میشد، با سخنرانیهای روشنگر و با اعلامیهها و بیانیهها ، تنور مبارزات را گرم نگه میداشتند و مبارزات مستمر مردم را رهبری میکردند. دولت عراق یکی از علمای عراق (که نمیخواهم اسم ببرم) را به بغداد احضار کرد و از او خواست که پیامی را به امام برساند که «ما در عین اینکه به شما احترام میگذاریم، ولی بهخاطر روابط با شاه محذوراتی داریم و از اینرو از شما میخواهیم که رعایت کنید و فعالیتها بهصورت علنی نباشد». چون امام منبر میرفت و بیانیه میداد. حضرت امام هم بلافاصله به آن فرستاده فرمودند: «این آغاز کار است، شما به بعثیها بگویید من چنینچیزی را نمیپذیرم. من نمیتوانم ساکت باشم و در ایران کسانیکه به من اعتقاد دارند، مبارزه کنند و خون بدهند، اگر آنان نمیخواهند من اینجا باشم، میروم جای دیگر و حرفم را میزنم». فشار ها بالا گرفت و دولت عراق امام را مجبور کرد که از عراق خارج شود. آقا به کویت رفتند و به اشاره دولت شاه امام را راه ندادند. بالاخره به بصره برگشتند و در سیزدهم مهر ۵۷ از بصره به سمت فرانسه حرکت کردند. در فرانسه مقدمات انقلاب و پیروزی انقلاب در بهمن ماه فراهم شد این مهمترین واقعه بود که اتفاق افتاد و نقطه عطفی در تاریخ مبارزاتی مردم ایران بود.
۱۳ مهر روز نیروی انتظامی و تقدیر و تشکر از زحمات طاقت فرسا و مجاهدانه فرماندهان و افسران و سربازان و خانواده های معزز و محترمشان است که با تمام توان و قدرت در عرصههای مختلف و فراوان حراست و حفاظت از جان و مال و مرز و فکر و عقیده مردم، در فضای حقیقی و مجازی تلاش و جهاد میکنند. نیروى انتظامی مجموعه گستردهای است با وظایف فراوان و متنوع و فقط تامین امنیت نیست، لذا موجب شده با همه اقشار مردم و در عرصههاى مختلف فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و امنیتى و امثال ذالک سر و کار داشته باشد و در نتیجه وظیفهاش و ماموریتهایش حساس و سخت باشد. به طوریکه در تعبیر رهبر معظم انقلاب اقدامات نیروی انتظامی با تأمین امنیت مردم، زمینهساز تأمین آبروی نظام جمهوری اسلامی میشود. در بیان دیگری فرمودند که اینها مجاهد فی سبیل الله هستند. و امثال ذالک تعبیرات خیلی زیبایی را حضرت آقا دارند. باید شرائط را در نظر گرفت و عملکرد را هم دید. شرارتهای اطراف کشور و دستهای آلودهای که در داخل اقداماتی دارند، مفاسد و بزههای سازماندهی شده، عقائد انحرافی و دعوت به بی نظمی اجتماعی، و از طرف دیگر باید با حفظ اقتدار، با محبت و مهربانانه هم رفتار کرد، لذا کار را مشکل می کند که عزیزان به خوبی از پس آن برآمدهاند و حس اعتماد مردمی به این نیرو را تقویت کردهاند که سرمایه بزرگی است. به حمدالله حرکتی که امروز نیروی انتظامی دارد به سمت نیروی انتظامی طراز جمهوری اسلامی است و این مسیر سرعت بیشتری گرفته است که انشاءالله شاهد خواهیم بود که تشکر می کنیم. البته اینجا باید از دستگاههای دیگر هم بخواهیم که در تامین امنیت اجتماعی و رعایت بهتر حقوق افراد جامعه با نیروی انتظامی همکاری گستردهتری داشته باشند. شهرداری ها می توانند نقش موثری را ایفا کنند و کمک کنند تا انشالله به شعار امسال که پلیس هوشمند امین مردم هست برسیم. امنیت امر گسترده ای است و شئون مختلفی را شامل می شود. مطالبی را قبل از خطبه با عزیزان در دفتر داشتم که نکات اصلی را عرض کردم. قطعاً فرماندهی محترم ناجا هم قبل از خطبهها برای شما نکات مهمی را بیان کردند.
نکتهای را که عرض میکنم که ابلاغ چهل و چهارمین سیاست های کلی نظام بود که در مباحث قانون گذاری است. شما می دانید که از آبان سال ۷۲ تا امروز ۴۴ سیاست کلی توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ شده است. آنقدر اهمیت دارد که آقا در همین چهل و چهارمین که سیاست های قانون گذاری است در حاشیه آن نوشتند «سیاستها به قوای سهگانه ابلاغ شود. سه قوه موظفند اقدامات را زمانبندی و پیشرفتها را گزارش نمایند». معمولاً فقط ابلاغ میکنند اما این را حاشیه نوشتند که مهم است. هفده گزاره دارد در سه فصل که بسیار مهم است. در بند نهم از این فصلهای هفدهگانه ده اصل از اصول قانون گذاری مطرح شده است که اگر اینها واقعاً تحقق پیدا کند و عملیاتی شود خلأ قانونی و ناکارآمدی از جهت نبود قانون جبران خواهد شد و درست می شود.
نکته استانی که عرض می کنم مسئله گرانی نان است. مدتی است بدون اینکه دستوری از جایی برسد نانوایی ها نان گران کردند. از تعزیرات و جاهای دیگر پرسیدم که جریان چیست؟ استدلالهایی را دارند برای گران کردن نان. عرض من این است که اگر بناست گران شود همه ی کشور با هم گران کنند. اگر بناست که گران نشود اگر یکجا گران کنند و جای دیگر گران نکنند نمی شود. با توجه به اینکه شرایط زندگی در همه جای کشور یکسان نیست و بعضی جاها مثلا اجاره مغازه و تامین مقدمات کار، گران تر از بعضی جاهای دیگر است. همه اینها را باید لحاظ کرد. نسبت به مناطق با یک روشی آن مقداری که گندم آرد می شود و به دست نانوا می رسد و به دست مردم میرسد قیمت گذاری کنند. توجه داشته باشند که زمینه فراهم نشود که یک عده منفعت طلب طوری عمل کنند که موجب نارضایتی مردم شود. مسئولین محترمی که در این زمینه میخواهند تصمیم بگیرند با دقت و در همه امور تصمیم بگیرند که مردم متضرر نشوند و از این ناحیه آسیب نبینند.
نکته انتخاباتی این است که نماینده مجلس باید زبان گویای مردم و بیان کننده خواستههای مردم باشد. در مجلس که حاضر است ارائه طرح کند و در وضع قوانینی که مورد احتیاج مردم است و خدمت به مردم و کشور محسوب میشود، اقدام داشته باشد. لازمه این کار این است که حریت و آزادی داشته باشد و اینکه خودش را از قبل وامدار یک عده نکرده باشد که زبانش بسته باشد. بعضی وقتها میبینیم که افراد را جمع میکنند شام و ناهار می دهند. در آن جلسات از آنها خواسته میشود که آرایی به دست بیاید . این کارها اسلامی نیست. یک وقت هم نکاتی را از امام رضوان الله علیه نقل کردم. روشهای اسلامی روش دیگری است. این کار گذشته از اینکه توهین به شعور مردم است مفاسدی هم دارد. مردم خوب مفاسد و مصالح خودشان را می دانند. لذا برای رای گرفتن به این امور احتیاج نیست. عملکرد افراد در مسئولیتهایی که داشتند که یک عده تازه می خواهند کاندید شوند که از قبل بالاخره مسئولیتها یا فعالیت های داشتند و بعضی هم که از قبل کاندیدا بودند و دوباره میخواهند کاندید شوند به هر تقدیر افراد، افراد شناخته نشده ای نیستند. قبل آنها کاملاً معلوم است که چگونه است. پاکدستیهایشان، حمایتهایشان، تکذیبهایشان، موضعگیریهایشان همه اینها مواردی است که میتوانند مردم دنبال کنند. مردم خواستههایی دارند آنها در آن جایگاهی که بودند ایا آن مطالبات را دنبال کردند یا نکردند! امثال اینها مورد مناسبی است برای شناخت افراد. مردم را آزاد بگذارید و در رو در بایستی اخلاقی قرار ندهید که بخواهند رای بدهند. فرد اصلح کاملاً قابل شناسایی است. حضرت آقا در بیانی درباره نماینده اصلح فرمودند «قبل از ورود به مجلس خود را وامدار دیگران نکند» این یکی از شاخصهاست اگر دیدید کاندیدایی قبل از اینکه وارد مجلس شود خودش را وامدار زید و عمر کرد، باید به او رای ندهید. این یکی از شاخصها و ملاکهاست.
|
| 1398/7/5 | 1398/7/5حـذف نام «شهـید» از مصادیق بارز نفوذ فرهنگی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه212
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ای مؤمنین ومؤمنات خودم وشما را به رعایت تقوادعوت می کنم. اسلام مکتبی است که هیچ بعدی از ابعاد وجودی انسان را نادیده نگرفته و برای همه نیازهای مادی و معنوی بشر تا روز قیامت دستورالعمل دارد، و او را برای رسیدن به بندگی خالص راهنمائی می کند، راه ها را به او نشان داده، موانع را بیان کرده کمک می کند تا برطرف شوند. در مسیر بندگی خدای تعالی باید به اموری ملتزم بود و از مسائلی فاصله گرفت و مؤدب به آداب الهی بود. که متقین، اینگونه هستند و ادب را در همه امور رعایت می کنند.
یکی از آداب که رعایت آن از جهات مختلف مورد نظر اسلام است، لباس و آداب لباس پوشیدن است. رنگ لباس، جنس لباس، دوخت لباس، تعداد لباس و امثال اینها همگی از طرف معصومین بیان شده که البته قسمتی از آنها مربوط به زمان صدور روایات است و قاعده کلی نمی شود گرفت که در همه زمان ها قابل رعایت باشد. با توجه به وقت به بعض موارد اشاره می کنم. مثلاً امیرالمؤمنین در خطبه متقین فرمودند: اهل تقوا «مَلبَسُهُمُ الاقتصادُ» یعنی روش متقین در استفاده از پوشش و لباس، بلکه در همه امور اینگونه است که اهل اعتدال و میانه روی هستند. اولاً پاکیزه و تمیز نگه میدارند، ثانیاً از لباس های ساده استفاده می کنند که قیمت گران نداشته باشد، ساده زیست هستند. و ثالثاً اسراف نمی کنند. هرگز ژنده پوشی، و پوشیدن کثیف و آلوده را اسلام امضا نکرده است. لذا در روایات فراون تاکید شده است لباس سفید بپوشید و لباس سیاه را الا در مواردی برای مردان مکروه شمرده . «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله یَکْرَهُ السَّوَادَ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ الْخُفِّ وَ الْعِمَامَهِ وَ الْکِسَاءِ». سیاه پوشیدن را مکروه می دانست، مگر در سه چیز: کفش، عمامه(کلاه)، عبا. و همچنین فرمودند: «الْبَسُوا مِنْ ثِیَابِکُمُ الْبِیضَ فَإِنَّهَا خَیْرُ ثِیَابِکُمْ وَ کَفِّنُوا فِیهَا مَوْتَاکُمْ». لباس های سفید بپوشید که آن ها از بهترین لباس های شما هستند. و مُردگان خود را نیز در پارچه سفید، کفن کنید. در روایت دارد، فرشتگانی که بر رسول اکرم در جنگ بدر نازل شدند عمامه و لباس سفید داشتند. مستحب است کسانی که سید هستند و عمامه سیاه دارند در بعضی مواقع عمامه سفید بگذارند که در این صورت خلافی مرکتب نشدهاند. دارد که امام رضا -علیه السلام- در نماز عید عمامه سفید پوشیدند. علی علیه السلام فرمود: لباس پاکیزه غم و اندوه را از بین می برد. یا در مواردی بیان شده که امام زمان علیه السلام با عمامه سبز رنگ دیده شدهاند. امام صادق علیه السلام: لباس سرخ تیره پوشیدن آن کراهت دارد مگر برای نوداماد. و حضرت فرمودند: برای نعلین و کفش بهترین رنگها، رنگ زرد است. یا فرمودند: بهترین رنگ ها در جامه سفید است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نیم رنگ و کبود و عدسى، مکروه است سرخ تیره خصوصاً در نماز.
توجه دارید که اگر رنگ لباس با اینکه از امور سلیقه ای به حساب می آید -و کسی نمی تواند دیگری را وادار کند پوششی با رنگ مورد پسند او بپوشد- مورد توجه است به خاطر آثار و یا پیام هائی بوده که آن رنگ داشته است، (مثلاً استفاده از رنگ مشکی در مراسم عزاداری نه تنها کراهت ندارد. بلکه بخاطر همدردی با اهلبیت رسول خدا از اجر و پاداش هم برخوردار است. و اینگونه پوشیدن سیره است و شعار است باید همیشه حفظ شود.) یا رنگی بوده مخصوص دشمنان دین، یا اثرات روانی خاص می گذاشته، مثلاً برای کودکان رنگ قرمز را گفته اند اشکال ندارد. دارد رسول خدا صلی الله علیه وآله مشغول خطبه بود حسنین علیهماالسلام در حالی که کودک بودند با لباس سرخ وارد شدند. یا شخص را انگشت نما میکرده. لذا بهترین نوع لباس همان لباسی است که مردم می پوشند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «خیرُ لِباسِ کلِ زمان لباسُ اَهْلِهِ». بهترین پوشش در هر عصری، لباس مردم همان زمان است.
در روایات برای پوشیدن لباس، بخصوص لباس نو ادعیه ای وارد شده که خواندن آن موجب برکت خواهد بود. اقل آن این است که هنگام پوشیدن لباس نو بگوئی: لا اله الاالله محمدٌ رسول اللّه تا از آفت ها نجات یابى. از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل است که چون خداى تعالى جامه نو به کسى عطا فرماید و بپوشد باید که وضو بسازد و دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت سوره حمد و آیه الکرسى و قل هو اللّه احد و انّا انزلناه فى لیله القدر بخواند پس حمد کند خداوندى را که عورت او را پوشاند و در میان مردم او را مزیّن ساخت و بسیار بگوید «لاحَوْلَ وَلاقُوّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» پس اگر چنین کند در آن جامه معصیت خدا نکند و به عدد هر تاری که در آن لباس است ملکى خدا را به پاکى یاد کند و براى او استغفار کند و بر او ترحّم کند. نکته: پوشیدن لباس مختص خانم ها برای آقایان و برعکس جایز نیست و فقها فتوا به حرمت داده اند. پوشیدن لباس اهل کفر جایز نیست.
در مورد کفش و یا جنس لباس هم روایاتی داریم، رسول خدا فرمودند: کفش راحتی و سبک بپوشید و همانند اهل کتاب نباشید و لباس پاکیزه بپوشید. موقع درآوردن لباس بسم الله بگوئید. امام حسین علیه السلام فرمود لباس تنگ و کوتاه نپوشید که لباس اهل ذمه است. از امیرالمومنین علیه السلام است که لباس پنبه ای بپوشید که لباس رسول خدا و ما اهل بیت است. امام صادق علیه السلام فرمودند: لباس کتان بدن را چاق می کند. خلاصه خداوند دوست دارد نعمت هایش که در نزد بندگانش هست اظهار شود. که لباس هم اظهار نعمت خداست و نشان دادن زیبائی هاست. آنچه مطلوب است حلال بودن و تمیز پوشیدن و منظم و مرتب بودن و خوش بو بودن است و اهل تجمل و به رخ کشیدن نبودن است.خوب است هر وقت لباس می پوشیم یاد این نکته بیفتیم که خدای تعالی چگونه با آن رحمت عمیمش گناهان و بدی های ما را پوشانده، از خداوند طلب عفو و بخشش کنیم.
دو حدیث هم راجع به پوشاندن لباس به دیگران عرض کنم که چقدر فضیلت دارد. امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به برادر دینى خود لباسى دهد؛ خواه زمستانى و خواه تابستانى، بر خدا است که او را از لباس هاى بهشت بپوشاند و سختى جان کندن را بر او آسان سازد و قبرش را وسعت دهد و چون از قبر بیرون آید ملائکه به وى مژده دهند. در حدیث دیگر فرمود: هر کس مؤمن برهنه اى را بپوشاند خداوند از استبرق بهشت او را بپوشاند. و هر کس مؤمن بى نیازى را لباسى دهد تا وقتی که پاره اى از آن بر تن آن مؤمن بود خداوند او را در ستر خویش بدارد. خداوند همه ما عامل به وظائف بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا در بهره بردن از دنیا، اعتدال را رعایت می کنند و به آخرت گرایش دارند. امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۱۰۰ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ» دنیا و آخرت دو دشمن ناسازگارند، «وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ» و دو مسیر مخالف هم هستند، «فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا» بنا بر این کسى که دوستدار دنیا باشد و به آن دل ببندد، با آخرت دشمن و با آن در ستیز است، «وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ» و آن دو مانند مشرق و مغربند، «وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ». کسى که ما بین آنها راه مىرود هر چه به یکى نزدیک شود از دیگرى دور مىشود، و آن دو، پس از این اختلاف ها شبیه دو زن که هووی هم هستند مىمانند. چون بین دنیا و آخرت فاصله و اختلاف وجود دارد، نسبت بین این دو را مشرق و مغرب قرار داد و اگر کسی دوستدار یک طرف باشد، دشمن طرف مقابل خواهد بود. هر مقدار به یک طرف همت داشته باشد از طرف دیگر غافل است. و برای تاکید بیشتر، دنیا و آخرت را به هوو تشبیه کردند چون مرد دو زنه هر مقدار به یکى از زن ها نزدیک شود، از زن دیگر دور مىشود. خداوند متعال توفیق بهره بردن درست از نعمش را به همه ما ارزانی کند.
بنا بر قولی ۳ یا ۴ صفر سال ۵۷ ولادت شاهد ۴ ساله کربلا امام باقر علیه السلام در مدینه واقع شد. و چون مادرش دختر امام حسن علیه السلام بود و پدرش امام سجاد علیه السلام ملقب شد به علوی بین علویین یا فاطمیٌ بین فاطمیین.
آنچه در این نوبت از سیره امام باقر علیه السلام که مناسب با امروز ماست بیان می کنم بخصوص که در ایام شروع سال تحصیلی مراکز علمی هستیم، انقلاب علمى و تولید علم است که حضرت راه انداخت و می تواند در این زمان با توجه به نیازمندی ها و توانائی ها و احتیاجاتی که نظام اسلامی دارد به عنوان الگوی عملی برای جوانان و جامعه علمی کشور جهت تحقق بیانیه گام دوم که رهبر معظم انقلاب خواستند به حساب آید. در اولین توصیه از بیانیه رهبر معظم انقلاب بر علم و پژوهش تاکید کردند و از جوانان خواستند شانه های خودشان را زیربار مسئولیت ها قرار دهند و با نگاه و روحیه انقلابی و عمل جهادی ایران را به عنوان الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی به جهان معرفی کنند. این با جهش علمی و تلاش مضاعف علمی ایجاد می شود. به نظر برای رسیدن به این مهم و حرکت در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی باید از سیره علمی و عملی اهل بیت علیهم السلام به خصوص امام باقر و امام صادق سلام الله علیهما بهره برد. یکی از روشهای ایشان برجسته کردن ارزش علم و دانش و تشویق به علم آموزی و ایجاد انگیزه برای حرکت در مسیر آموختن بود که روایات فراوانی در این باب هست. تشویق به فراگیری، روش های فراگیری، شرائط فراگیری، نیت، روش های توسعه و نشر علوم و ده ها موضوع دیگر در بیانات جامع و کامل ایشان مطرح است که لازم است احصا شود و در مراکز علمی ما تبیین شود.
به نقل از رسول خدا فرمودند: «الْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ فَاسْئَلُوا یَرْحَمُکُمُ اللّه ُ فَاِنَّهُ یُؤْجَرُ فیهِ اَرْبَعَهٌ السّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَالْمُجیبُ لَهُمْ؛ علم گنجینههایى است و کلید آن پرسش است. پس سؤال کنید! خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد؛ زیرا پرسش باعث مىشود چهار کس اجر برد: پرسشگر، معلم، شنونده و کسىکه جواب مىدهد.
یکی دیگر از گام های موثر در تولید علم، نشر و توسعه آن است که در سیره عملی امام باقر کاملاً دیده می شود، در مذاکره و تدریس و تالیف کتب و تربیت شاگردان در موضوعات مختلف علمی و اعزام آنها به نقاط دیگر فراوان است. مثلاً محمد مسلم که یکی از شاگردان امام باقر علیه السلام است و سی هزار حدیث از امام یاد گرفته و نشر داده، در کتابی به نام اربعمأه مسأله، مجموع پاسخهایى که درباره چهارصد سوال از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام گرفته است، را جمع آوری کرده است. این روشها را باید یاد گرفت. لذا آنچه در این نوبت از امام باقر علیه السلام آموختیم نهضت علمی است که توصیه اول بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب هم علم و پژوهش است که باید به آن پرداخته شود.
در دیدار با خبرگان باز هم بر امید به آینده و استفاده از جوانان در رده های مختلف مدیریتی تاکید کردند. و اینکه با استفاده از راهبرد مقاومت می توان بر همه مشکلات پیروز شد. و برخلاف خواستهی دشمن باید بر شعارهای انقلابی پافشاری داشت. تاکید کردند که نباید به اروپائی ها اعتماد داشت. و فرمودند مسئولین ملاک عمل را بی اعتمادی به دشمن قرار دهند. این مطالب که هر وقت ایشان بیان میکند از روی باور زده می شود. فکر نکنید که وظیفه میدانند که الان راجع به امید صحبت کنند اینطور نیست. چون میدان جلوی چشم ایشان حاضر است و دیده می شود. افراد هم اگر توجه کنند میتوانند متوجه شوند که چرا اینگونه است. چون امروز نظام اسلامی با بکارگیری راهبرد مقاومت در عرصه های مختلف در اوج عزت قرار دارد و کشورهای استکباری تلاش می کنند با فشارهای اقتصادی و سیاسی ایران را در موضع ضعف قرار دهند. دیدید که چگونه با روشی خبیثانه سه کشور اروپائی انگلیس، فرانسه و آلمان علیه ایران بیانیه دادند، بعد از اینکه با رئیس جمهور کشورمان جلسه طولانی داشتند. ایران را مسئول حمله به تأسیسات نفتی سعودی دانستند و بعد هم مساله مذاکره دوباره برای برجام دوباره مطرح کردند و گفتند: «زمان آن رسیده که ایران مذاکرات بلندمدت درباره برنامه هستهای و مسائل مرتبط با امنیت منطقهای از جمله برنامه موشکی خود را بپذیرد». شروع کردند دوباره از این خزعبلات گفتن. حالا تاکیدات رهبر معظم انقلاب باید برای عده ای روشن تر شده باشد اگر روشن نبوده که به هیچ کشور غربی و اروپائی نمی شود و نباید اعتماد کرد.
عزت ایران که امروز به دست آمده نتیجه ایثارگری ها و مجاهدت ها و مقاومت ملت انقلابی و رشادت و شجاعت نیروهای مقتدر و با صلابت ارتش و سپاه و بسیج و رهبری های حکیمانه رهبر معظم انقلاب است. که می بینید چگونه آنها به تقاضا افتادند در همین روزهایی که رئیس جمهور در سازمان ملل بود دنبال این بودند که با رئیسجمهور جلسه بگذارند مذاکره کنند. البته همه باید این را بدانند این روش و مسئله ای که پیش آمده است ناشی از دیپلماسی نیست، این قدرت گفتمان مقاومت است؛ و الا دیپلماسی چنین خاصیتی را تا حالا برای ما نداشته است. لذا توجه به داشته های داخلی و نیروهای جهادی کار را برای کشور درست خواهد کرد. عزت ایران امروز غرب را به بنبست رسانده است؛ و هر ترفندی را هم که به کار می بندند و شکل های مختلفی را امتحان می کنند با شکست مواجه می شوند. لذا برای دوشیدن کشورهای مفلوک منطقه سعی میکنند جوری وانمود کنند که آمریکا به دنبال حمله نظامی به ایران است اما با وضعیتی که آمریکا دچار شده است با قاطعیت عرض می کنیم که آمریکا وجود حمله به ایران را ندارد.
یکی از همین نمایندگان سابق مجلس کویت در فضای مجازی نوشته بود ایران عطسه کرد نصف صادرات نفت شما متوقف شد چطور می خواهید با ایران بجنگید؟ بعد گفته بود اگر جنگ شود همه ما صحرانشین میشویم. همین لشکر ۱۰ سید الشهدا در کرج برای صحرانشین کردن کل آنها کافیست.
یکی از نشانه های بدبخت شدن آمریکا و به بن بست رسیدن صهیونیستها نتایج انتخابات اسرائیل است که با تلاشی که آمریکا کرد که هم پیاله خودش را نجات بدهد نتیجه برایش مطلوب نبود .هر دو باهم در گل گیر کردند و نتیجه هم روشن است. دوستان خوب توجه کنید صدای خرد شدن استخوانهای امپریالیسم و نابودی آنها به خوبی شنیده می شود. اگر مقداری توجه شود فروپاشی این قسمت از این فکر و این روش نزدیک است.
آقا در بخش دیگری از بیاناتشان به نفوذ و اقدامات فرهنگی فعال دشمن اشاره کردند که اشکال مختلفی دارد و باید هوشیار تر عمل کرد دوباره تاکید بر رونق تولید داشتند. نکته مهمی هم درباره حفظ نیروهای انقلابی و فرمودند که امکان حضور همه این افراد در مراکز حساس فراهم شود؛ یعنی باید برای این ها حضورشان را در مراکز حساس فراهم کرد که به نظر اولین فرصت مجلس است. باید فضا را برای حضور افراد انقلابی و مومن و متخصص فراهم کرد. باید دولت و مجلس جوان و کارآمد و با انگیزه و مجاهد، پاکدست و حامی مستضعفان، ضد و دشمن مستکبران به وجود بیاید تا بتوانند به مردم و نظام خدمت کنند. هم باید فضا فراهم شود هم خود مردم حواسشان را جمع کنند.
یاد و خاطره شهدای شکست حصر آبادان در ۵ مهر سال ۶۰ ، شهادت عالم مجاهد و مبارز مرحوم شهید هاشمی نژاد در ۷ مهر سال ۶۰ توسط منافقین، سرداران شهید فکوری و فلاحی و نامجو و کلاهدوز و جهان آرا در ۸ شهریور سال ۶۰ را گرامی میداریم و از خدای تعالی طلب علو و رفعت مقام برای این عزیزان داریم. به مناسبت ۷ مهر روز آتش نشانی از همه عزیزان آتش نشان که با ایثار و از خودگذشتگی در این عرصه فعالیت می کنند تشکر و قدردانی می کنیم و از حضور عزیزان رزمنده سپاه امام حسن مجتبی که امروز در جمع ما حاضر هستند تشکر میکنیم.
نکته استانی اینکه فصل کشت دانه های روغنی کلزاست. کشاورزان محترم که صدای من را بعد می شنوند دقت کنند. برای رونق تولید و خودکفایی کشور در مسئله روغن این دانههای روغنی کمک می کند. ظاهرا خواصی هم برای زمین های کشاورزی دارد. باید این قضیه را دنبال کنید. فرصت کشت تا همین ۱۵ مهر خواهد بود. این فرصت در استان از دست نرود. حضرت آقا هم در یک بیانی زمانی فرمودند به دانه های روغنی کلزا بپردازید. لذا در تولید این محصول که چون در این منطقه هم عمل میآید دوستانی که توان آن را دارند حتما اقدام کنند.
مطلب دیگر جریان حذف نام شهید است که جای تاسف شدید دارد که در ایام محرم و ایام سالگشت دفاع مقدس اقدام به حذف نام شهید شد در بعضی از نقاط کشور. من احتمال نمی دادم که در البرز هم شده باشد. این کار از مصادیق بارز نفوذ فرهنگی است که آقا در همین صحبت اخیرشان با خبرگان داشتند. کار را به جایی رساندند که دیگر مخفی کاری هم ندارند و علنا اقدام می کنند. اگر از روی اطلاع واقع شده است که بعید است کسی در ایران زندگی کند و نداند که شهید چه ارزشی برای مردم دارد! این دشمنی با محرم است. دشمنی با دوران دفاع مقدس است. دشمنی با ارزش های والای الهی است. نام شهید تا ابد مشعشع و نورانی است. این عزتی که امروز داریم که رئیس جمهور ما می تواند در سازمان ملل به راحتی از کیان ملت دفاع کند و محور مقاومت می تواند از آمریکا و اسرائیل و منفورین منطقه برائت بجوید و آنها را خوار و ذلیل کند و دستاوردهای دیگر همه به برکت خون شهداست. در کرج هم حرکتی شروع شد در چند نقطه دستکاری هایی صورت گرفت. من هم متوجه شدم و تذکر جدی دادم و دوستان هم جبران کردند و اطمینان دادند که اشتباه شده و الا بنده رها نمی کردم. گفتم هر کس که کنده است خودش باید نصب کند. اینکه در تهران هم بچه های حزب الله و ارزشی اقدام کردند به نصب و زدن نام شهید، این عمل قابل تقدیر است؛ اما اگر من آنجا بودم هرگز نمی گذاشتم که بچههای ارزشی این کار را بکنند. مجبور میکردم کسی را که کنده خودش نصب کند و بعد هم از آن مسئولیتی که داشت عزلش می کردیم. مگر به همین سادگی ها میشود از این امور عبور کرد؟
بنده به این مسئله اهتمام دارم. دیده اید که از هفته دومی که حضورم در نماز جمعه استان و کرج شروع شد، خواندن وصیت نامه شهدا را در نماز جمعه باب کردم. خوب است که این مسئله کشوری شود و در همه مساجد انجام شود. تهران هم که بودم در شب های جمعه هر هفته سالیان سال وصیت نامه شهدا خوانده می شد. باید نام شهدا را زنده نگه داشت. همه وظیفه داریم. ما بر سر سفره شهدا و امام شهیدان نشستهایم. ناشکری نکنید. دیروز رهبر معظم انقلاب در پیامشان فرمودند همه وظیفه داریم نام های نورانی شهیدان را تکریم کنیم و عظمت جایگاه آنان را در یادها ماندگار سازیم. افتخاری است برای کوی ها و برزن ها که نام شهید و عنوان شهادت بر فراز آنها بدرخشد. چرا این را میگیرید؟ به صورت کاملا روشن و تظاهر گونه به در خانه شهدا بروید، سرکشی کنید و حال و احوال کنید. من از اول آمدن به استان این مسئله را ترک نکردم. هر هفته رفتم و از روی جهاتی گفتم که خبری نشود که مربوط به خودم است؛ اما به نظر می رسد که دوستان از این به بعد اگر خواستند خبری هم کنند این کار را بکنند که ترویج و گسترش ارزشهای انقلابی است. خود این کار ارزشمند است و یک روش فرهنگی است. نسبت به شهدا باید کرنش داشت. به نظر می رسد که در ارزیابی مسئولین کسی که اهتمام به رشد و گسترش ارزش های انقلابی دارد و نسبت به شهدا حالت کرنش دارد باید نمره قبولی داد. شهدا کشور را بیمه کردند. در گام دوم انقلاب باید نام شهید و ارزش کار شهید از گام اول پررنگ تر باشد. به نظر می رسد که آموزش و پرورش از این مهم نباید غفلت کند.
نکته انتخاباتی: جلسه قبل راجع به اخلاق انتخاباتی و تبلیغات مطلبی را عرض کردم، باید مواظب باشیم تحت تاثیر تبلیغات رای ندهیم. رصد دقیق داشته باشیم و حرف ها و عملکردها را بسنجیم. از طرف دیگر خود کاندیداها هم مواظب باشند خود را از چشم مردم نیاندازند. من نکته ای از حضرت امام را برای شما می خوانم؛ چقدر قشنگ پیش بینی این روزها را کرده اند و نصیحت فرمودند. فرمودند: نصیحتی است از پدری پیر به تمامی نامزدهای مجلس شورای اسلامی که سعی کنید تبلیغات انتخاباتی شما در چارچوب تعالیم و اخلاق عالیه اسلام انجام شود و از کارهایی که با شئون اسلام منافات دارد جلوگیری گردد. باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است. اگر در تبلیغات حریم مسائل اسلامی رعایت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام میشود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد.
مطلبی را هم قبلاً گفته ام برای بار چندم است عرض می کنم که بنده از هیچ آقایی و خانمی در جهت انتخابات تا امروز حمایت نکرده و نمی کنم. اگر جایی شنیدید و گفتند که بنده برای انتخابات حمایت کردم از کسی و به او توصیه کردم که باید حتما در انتخابات شرکت کنی و الا نصف نظام و مملکت زیر سوال می رود بدانید که دروغ است. عکس هم دلیل بر حمایت نیست. گاهی شنیده می شود که کسانی اینطرف آنطرف می گویند ما مورد تائید فلانی هستیم این حرف ها همه اش کذب است بله پیش بنده می آیند میگویند در انتخابات میخواهیم شرکت کنیم نظر شما چیست؟ گفتم اگر فرصت دارید و توانش را دارید و بر شما وظیفه شده به وظیفه تان عمل کنید اما اگر این گفته من حمایت از کسی باشد و تذکری باشد که باید بروی و او اینرا وسیله قرار دهد هرگز اینطور نیست. از خانمها و آقایانی که این نکات را میگویند تقاضا میکنم که برای خودشان مسئولیتی درست نکنند. |
| 1398/6/29 | 1398/6/29استکبار و آل سعود مقابل یمن تحقیر شدند / دوران دفاع مقدس الگوی بینظیر مدیریت جهادی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه213
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. اهل تقوا مؤدب به آداب الهی بوده و در برخورد با دیگران ادب را رعایت می کنند. به نظرم رسید با توجه به شروع سال تحصیلی مدارس، حوزه های علیمه و دانشگاه ها راجع به ادبِ بین استاد و شاگرد و رعایت این موازین اشاره ای کوتاه داشته باشم تا این بحث هم تکمیل شده باشد. البته گاهی ادب بین استاد و شاگرد در مورد رابطه بین استاد سلوکی و اخلاقی و شاگردش مطرح است که بحث مستقلی دارد و در جایش باید مطرح شود. بیشتر مطالبی که بین دانش آموزان، طلبه ها و دانشجوها با اساتیدشان هست را اشاره میکنم.
یکی از کتب بسیار مفید که بسیار زیبا به این موضوع پرداخته منیه المرید فی آداب المفید و المستفید مرحوم شهید ثانی است. آداب المتعلمین و کتب دیگر هم مطالبی دارند که قسمت اعظم آنها از روایات استفاده شده، حتی می توان کلیاتی از قرآن کریم هم در این رابطه بدست آورد و بعض موارد را هم از قصه حضرت خضر و موسی -علیهما السلام- فهمیده می شود. که یک ایه نزدیک ده دوازده نکته را بیان کرده. علی ای حال به تعدادی از وظائف شاگرد نسبت به استاد اشاره می کنم.
تکریم و احترام استاد در حضور و در غیاب. با زبان او را آزرده نکند، دنبال عیوب استاد نباشد، تا بتواند از علم او بهره ببرد. در جائی خواندم، یکی از علماء قبل از اینکه به درس حاضر شود، مقداری صدقه به فقیر می داد و از خداوند درخواست می کرد که: خدایا عیب معلم و استادم را از نظرم مخفی نگهدار و برکات علم و دانش او را از من نگیر. عیب جویی که نمیکرده هیچ، از خدا هم طلب میکرده که عیب ها را هم نبیند. همیشه از استاد باید با تکریم یاد کرد. و در تجلیل او مواظبت داشت. استاد هم مثل بقیه ممکن است اشتباه کند. پس نباید آن را وسیله توهین و تمسخر قرار داد. بعضی فکر می کنند اگر مفرد حرف بزنند خیلی نزدیک شده اند به استاد. در حالیکه هرگز نباید به استاد تو گفت یا توگفتی و امثال اینها. باید با معیارهای اسلامی سخن گفت و محاوره هایی که در بین بعض افراد معمول است در سخن گفتن با استاد جایز نیست. اگر اشکال و یا سوالی دارد با کمال ادب و تعابیر زیبا از استاد سوال کند. یکی از کارهای بسیار ناپسند این است که وقتی از استاد سوال می کنند، شاگردی قبل از استاد جواب دهد که بسیار ناپسند است. احترام استاد در این است که بگذاریم خود او پاسخ دهد. به هر تقدیر باید چه در حضور و چه در غیاب احترام و حرمت استاد را حفظ کرد.
تواضع: در مقابل استاد متواضع بودن راه تحصیل علم را برای انسان هموار میکند. داستانهایی از علما هست که میگویند همین تواضع ما باعث شد که این درجات را به دست بیاوریم. از اساتید دانشگاه تا حوزه و مراکز علمی دیگر تواضعی که در مقابل استاد داشتند زمینه رشد علمی و ارتقای کیفیت علم انها را بالاتر برده. بعلاوه خداوند متعال به این عمل پاداش عنایت می کند. رسول خدا فرمودند: در برابر کسی که دانش را از او می آموزید فروتنی و خاکساری کنید. و در بیان دیگری فرمودند: اگر کسی به دیگری مسئله ای تعلیم دهد مالک او می شود. عرض کردند؛ یا رسول الله یعنی می تواند او را مثل برده بفروشد؟ یا از رهگذر او خریداری به عمل آورد؟ فرمود: نه؛ اما می تواند به او امر و نهی کند. یعنی استاد اجازه امر و نهی به شاگردش را دارد.
انتظار استاد را کشیدن: باید سعی کرد که قبل از استاد در جلسه درس حاضر بود در بین طلبه ها رسم است اگر دیرتر از استاد برسند از پشت در، درس را گوش می دهند و وارد کلاس بعد از شروع درس نمی شوند. به هرحال نباید استاد را معطل خودکرد.
نشستن در برابر استاد باید حاکی از متانت و ادب و احترام باشد. با علاقه به درس استاد توجه کند و با دقت در ذهن خود بسپارد، در تمام مدت به استاد توجه کند و متوجه دیگران و چپ و راست و بازی با وسائل و امثال ذالک نباشد. تکیه دادن به دیوار و لم دادن و یا روی نیمکت وا رفتن. اگر کسالتی ندارد و روی زمین نشستند باید وسط بنشینند و تکیه ندهند. مودب، چهارزانو و دوزانو. در نیمکت هم بعضی ها لم میدهند پایشان را روی پا می اندازند. اینها درست نیست. اینها ادب بهره بردن از علم است، نه اینکه حرام باشد.
صدایش را بلند نکند. حتی با دیگران نباید سخن گفت. در گوشی با کسی حرف نزند. هنگام سوال از استاد پر حرفی نکند. حرف زشت و یا خنده دار نزند. شوخی و لودهگی نکند. در نزد استاد غیبت دیگران را نکند. استاد را نسبت به کسی بدبین نکند. در بین کلام استاد نپرد و کلام او را قطع نکند. سوال بیخود نپرسد در پرسیدن هم البته خجالت نکشد با تمام جرات سوالش را مطرح کند. امام صادق -علیه السلام- فرمودند: دانش دینی و بینش الهی، همچون خانه ای است که بر در آن قفل زده اند و کلید این قفل، سؤال است. و خلاصه زبان را باید در مقابل استاد کنترل کند.
فروتن باشد و او را مانند پدر خود بداند. سپاسگذاری دائمی داشتن. در روایات داریم از پدر خویش بیشتر به معلم احترام بگذارید. در روایت داریم باید به معلم بیشتر از پدر احترام بگذارند. دارد که فرمود : به احترام پدرت و معلمت از جای برخیز، هر چند که «امیر» باشی! ( مسئولتی گرفته دیگر پدر و مادر و معلمش را حساب نمیکند) نکند یه عنوان و مسئولیت انسان را از تکریم پدر و مادر و معلم غافل کند. هرجا معلم خود را دیدید احترام کنید، قطعاً بزرگ می شوید، عزیز می شوید. خدای تعالی عزت شما را بیشتر میکند.
تا درسی را خوب یاد نگرفتیم مشغول درس دیگر نشویم و الا کُند ذهنی و بعید شدن از ذهن به وجود می آید. اینجا خوب است آنچه امام سجاد -علیه السلام- به عنوان حقوق بیان کرده اند را بخوانم که همه این مطالب در آنجا خلاصه شده. فرمودند: حقّ راهبر و مدبّر و کارساز زندگانى روحى تو که از مجراى علم ، وجودت را تحت مراقبت خویش مى گیرد(معلم) این است که از او تجلیل نموده، و مجلس و محفل او را گرامى دارى، و به سخنان او کاملاً گوش فرا دهى. و با چهره اى گشاده بدو روى آورى، صدایت را هنگام گفتگو با دیگران در محضر وى، و یا به هنگام گفتگوى با او بلند نسازى. اگر کسى از او سؤال کرد در پاسخ دادن به آن پیش دستى نکنى، یعنى بگذار خود او پاسخ آن پرسش را شخصاً القاء نماید. و با احدى در محضر او گفتگو نکن، و از هیچ کس نزد او غیبت ننما یعنى: اگر کسى نزد تو از او به بدى یاد کرد باید در مقام دفاع و حمایت از او برآیى، و از او عیب پوشى کنى، و محاسن و خوبی هاى او را به دیگران اظهار نمایى. با دشمنانش همنشین نگردى، و با دوستانش دشمنى نکنى . اگر به اداء این حقوق نسبت به عالم و استاد خویش ، موفّق گردى، فرشتگان آسمانى در جهت خیر و منافع تو گواهى خواهند داد که تو قصد چنین استادی را داشته، و علم را براى خدا و هدفى الهى از پیشگاه او فراگرفته اى ، نه براى مردم. یعنى قصد تو برخوردار از اخلاص بوده است.
و در همین رابطه امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل فرمودند: یکى از حقوق عالم و دانشمند بر تو، این است که زیاده از حد، از او پرسش نکنى و دست به دامن او نگردى. اگر بر مجلس عالم وارد شدى و ملاحظه کردى که گروهى از مردم نزد او به سر مى برند بر همه آنها سلام کن، و سلام ویژه خود را به آن عالم تقدیم کن. براى نشستن، جایگاهى را رو به روى او در برابرش انتخاب کن و پشت سر او منشین. با گوشه چشم و چشمک زدن و یا با دست خود، در محضر عالم، اشاره نکن. (بعضیها با ایما و اشاره صحبت میکنند که در مقابل استاد خوب نیست) و در مقام ستیز و مخالفت با سخن او، پى هم مگوکه فلانى چنین گفت، فلانى چنان گفت. از طول مصاحبت و همنشینى با عالم، ملول و دلتنگ مشو. مَثل دانشمند، مثل خرما بُن است.(خرمایی که شیرین شده و روی درخت است) باید در انتظار آن به سر برى تا چه هنگامى رُطَبى از شجره سخنان او بر تو فرو افتد (و شهد آن، کام تو را شیرین سازد). عالم از نظر اجر و پاداش از روزه دار و سحرخیز و شب زنده دار، و جنگجوى در راه خدا، داراى بهره فزون ترى است.
شاگرد هم باید مورد احترام باشد که وظائف استاد است نسبت به شاگردان. باید از تعلیم او دریغ نکند محبتش را از او دریغ نکند. اگر مطلب حقی گفت بپذیرد او را به سمت علومی که مورد نیاز است تشویق کند. او را به سمت دنیا و دنیاگرائی بواسطه کسب علم دعوت نکند. درس را قابل فهم ارائه دهد. برای کسانی که دیرتر متوجه می شوند تکرار کند و دوباره توضیح دهد. با شاگردان تبعیض در رفتار نداشته باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین زندگی ساده و بی آلایش دارند و بیشتر به فکر تعمیر و آباد کردن زندگی آخرت خود هستند. بر تنِ یکه تاز میدان تقوا امیرالمؤمنین -علیه السلام- لباس کهنه و وصله داری دیدند، (در زمانی که خلیفه بود) از امام درباره لباسش سوال کردند در حکمت ۹۹ از حکم نهج فرمودند: «یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ یَقْتَدِی بِهِ الْمُؤْمِنُونَ». با آن، دل، فروتن و نفس آرام مىگردد و مؤمنان از آن سرمشق مىگیرند. حضرت با این عمل خود یاد دادند که چگونه با فقر، نفس سرکش انسان رام می شود و در عین حال آرامش و فروتنی هم برای شخص فراهم می کند. و اهل ایمان وقتی می بینند، امامشان و رهبرشان هم از لباس و منش ساده ای برخوردار است تبعیت می کنند. البته باید توجه به این نکته داشت که زمان و مکان در نوع عملکرد اهل بیت فرق می کرده است یعنی با توجه به زمانی که زندگی می کردهاند و نوع زندگی مردم رفتارشان را تنظیم می کردند تا جنبه های تربیتی و معرفتی کاملاً رعایت شود. مثلاً در مورد زندگی امام صادق علیه السلام با اینکه در رفاه بودند اما در همان زمان که مقداری قحطی شد و زندگی بر مردم سخت شد امام دستور داد تمام گندم های منزل را بردند فروختند و فرمودند مثل مردم گندم را روزانه تهیه کنید. بود استفاده میکنیم، نبود مثل بقیه مردم. رفتارشان را تنظیم میکردند اینطور نبود که به زندگی آحاد مردم توجه نداشته باشند. خداوند تقوای مارا زیاد بگرداند.
بنا بر قولی ۲۵ محرم شهادت امام سجاد علیه السلام است. راجع به دوران سخت بعد از واقعه کربلا برای شیعیان و محبان اهل بیت قبلاً نکاتی به عرض رسید که چه خفقان و شدتی بود و تا سالیانی گرفتار بودند. به مدت ۳۴ سال امام -علیه السلام- مشغول اداره امور مسلمین بود و جامعه کاملا به انحطاط کشیده شده را با طراحی ویژه، آرام و نرم، بازسازی کردند. یکبار گفتم وضعیت مکه و مدینه جوری بود که زنان مغنیه صادر میکردند به کشورهتای همجوار. یکی از آن زنان مرد حاکم مکه سه روز عزای عمومی اعلام کرد. جامعه در چنین وضعیت انحطاطی بود. حضرت با طراحی آرام ارام بازسازی کردند. تفکر نابِ اسلامی را چه درباره اهل بیت و چه درباره خلافت و ولایت و بعض احکام الهی که دچار انحرافاتی شده بود ترمیم کردند. و از همه مهمتر یک تشکیلات منسجم شیعی را پی ریزی کردند که در سالهای آینده در زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام خود را نشان داد. و در طول این مدت از تبیین فریاد حق طلبانه پدربزرگوارش واستکبارستیزی امام حسین علیه السلام غافل نبود.
خط مقاومتی را که حسین بن علی علیهماالسلام درمقابل دشمنان اهل بیت ترسیم کرده بود را به خوبی تبیین و تبلیغ کرد و امروز به صورت یک راهبرد حیات بخش و نجات دهنده همه مظلومان عالم در اختیار دنیاست. و علت دشمنی ها و حملات پی درپی به این فرهنگ در این دوران هم همین است، حتی می بینید که حرم اهل بیت هم در امان نیست. بتوانند نابود میکنند. حتی میخواستند این بقعه و بارگاه هم نباشد. ۲۳ محرم، سالگرد حمله به حرم امامین عسکریین است. که داعش و سلفی ها و تکفیری ها خواستند آن عرصه را پاک کنند. می خواهند حتی اثر ظاهری هم نباشد. اما غافل هستند از اینکه نور خدا هرگز خاموش شدنی نیست. محرم امسال را دیدید که غیر از ایران چه شوری در کشورهای دنیا برپا بود. امسال را به عنوان پرشورترین سال در تاریخ عزاداری محرم در جهان ثبت شد. این حرکت در این سالها با این همه هجمه علیه دین و به خصوص علیه تشیع پیام دارد و مسئولیت ها را سنگین می کند.
دیدید که رهبر معظم انقلاب درباره اربعین امام حسین علیه السلام برای موکب داران عراقی چه فرمودند، دوستان به این مطالب توجه کنید، این ها مهم است به این ها بپردازید، برای این امور کمپین راه بیندازید، برای معارف عاشورا که جهان را زنده و بیدار کرده نَفَس بزنید و به اشکال مختلف ترویج کنید، مسائل اصلی را از فرعی فرق بگذارید، دغدغه هایتان بزرگ باشد. ببینید رهبری چه فرمود. معرفت حسینی به برکت اربعین بین المللی شد. معرفت و معارف امام حسین، باید به اینها پرداخت. باید اینها را نشر و توسعه داد. بعد دیگران می خواهند آن را با تحریف و خرافه از کار بیاندازند. ما باید در مقابل خرافه و تحریف محکم بایستیم. چون معرفت را از ما خواهند گرفت اگر خوب عمل نکنیم و دقت نداشته باشیم. بایدآرمان ها و شعارها و فرهنگ و گفتمان حسینی را به بیان مختلف نشر بدهیم. آقا فرمودند: اگر امام حسین علیه السلام به دنیا معرفی شود، اسلام معرفی شده است، قرآن معرفی شده است. امروز با صدها وسیله علیه اسلام وعلیه معارف اسلامی تبلیغ می شود؛ درمقابل این حرکت خصمانهی جبههی کفر و استکبار، حرکت معرفت حسینی می تواند یکتنه سینه سپر کند، بِایستد و حقیقت اسلام را، حقیقت قرآن را به دنیا معرّفی کند. «حرکت معرفت حسینی» اینها را دقت کنند دوستان. بعد راجع به منطق امام حسین مطالبی را فرمودند و ادامه دادند: پیام امام حسین، پیام نجات دنیا است؛ و از حرکت اربعین به عنوان آیت عظمای الهی یاد کردند و فرمودند این حرکت می تواند جامعه اسلامی را به تمدن بزرگ اسلامی برساند. لذا همه باید برای رسیدن به این هدف فکر و کار کنیم. نباید به چیزهائی که دشمن می تواند با پررنگ کردن آنها مثل بدعت ها وتحریف ها واختلافات این هدف بلند را خدشه دار بکند تمسک کرد. که مثال هایش را می دانید تکرار نمی کنم. این را بدانید اگر امروز در عالم خدا پرستش می شود به خاطر امام حسین علیه السلام است. این را روی قاعده عرض میکنم. چون می خواستند با از بین بردن امام چیزی به اسم بندگی و خدا پرستی وجود نداشته باشد. که شهادت حضرت مسیر را تغییر داد. لذا تا قیامت هر کس با هر گرایشی که دارد و می تواند بندگی خدا بکند به برکت امام حسین است. برای همین است که وقتی به امام سلام می دهیم عرض می کنیم السلام علیک یا اباعبدالله. سلام بر تو ای پدر بندگی خدا. این کنیه را از اول برای امام گذاشتند درحالیکه که فرزندی بنام عبدالله نداشت. البته این کنیه معانی دیگر هم دارد. ولی این نکته مهم است که هر چه بندگی خدا تا قیامت صورت میگیرد به واسطه حرکت و شهادت حسن علیه السلام است. لذا وقتی به او سلام میدهیم او را به عنوان پدر بندگی و عبادت نام میبریم.
یکی از نمونه های بارز تربیت حسینی را امروز در یمن می بینیم که چگونه استکبار را تحقیر کرده است و تهدید می کند اگر عربستان دست از تجاوز نکشد ریاض را تصرف می کنیم. خیلی جالب است، یمن! الان رسیده به جایی که تهدید میکند. می خواستند چند هفته ای کار یمن را تمام کنند. بیش از ۴ سال است، ۴ سال و نیم است که گرفتار یمن شدند. یمنی ها تحت تعلیم افکار حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام هستند. عربستان چند وقت قبل اگر یادتان باشد گفته بود آتش جنگ را باید ببریم به داخل ایران، حالا آتش به خانه خودش افتاده و بد می سوزد. همه جایش می سوزد و بدجور هم می سوزد. در دل، شکست ایران و نابودی ایران را می پرورانند اما نتوانستند از حملات پهبادی انصارالله یمن پابرهنه مظلوم تحت سلطه و محاصره غذا و دارو به بزرگترین پالایشگاه و تاسیسات نفتی جهان در عربستان فرار کنند. تمام پز نظامی آمریکا و تسلیحات فروخته شده به گاو شیری و زیرساخت های نظامی و غیرنظامی عربستان را زیر سوال بردند. معادلات منطقه ای را از همه جهت بهم زدند. قیمت نفت متزلزل شد. و این ها هنوز در مقابل ایران قرار نگرفته اند. در مقابل یمن پابرهنه مظلومند. بعد برای فرافکنی می گویند عملیات خیلی پیچیده بوده، کار یمنی ها نیست، کار ایرانی هاست. البته خیلی برای ما افتخار است که در دوران تحریم ها و نداشتن لوازم مورد نیاز و احتیاج بتوانیم این توان را پیدا کرده باشیم؛ اما این را عرض می کنیم، که اگر آمریکا و عُمالش در منطقه خطای استراتژیک کنند، تمام هستی اش را در تمام دنیا به خطر انداخته و اگر کوچکترین حرکتی بر علیه ایران بکند، به فضل پروردگار، عربستان و رژیم کودک کشی، دیگر وجود نخواهد داشت. مگر شما می توانید زمین و هوای خود را نگهدارید؟ در مقابل یک گروه شبه نظامی کم آوردید. دست ازجنگ طلبی وآدم کشی بردارید. حالا برای اینکه کم نیاورند رئیسجمهور آمریکا چهارشنبه گفت به وزیر خزانهداری دستور داده تحریمها علیه ایران را بیشتر کنند یا خودشان را زده اند به خواب یا رسما نمی فهمند که البته هردو مورد است. هنوز هم نفهمیده اند که در این جنگ هم با مقاومت جانانه مردم ایران شکست خورده اند و تاب و توانشان تمام شده.
یکی از جلوه های مقاومتی که از سیره امام حسین علیه السلام و عاشورا آموختیم دفاع مقدس بود. با ملت ایران دشمنی کردند و در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ حمله نظامی کردند. هفته دفاع مقدس را به همه ایثارگران و مجاهدان و خانواده های بزرگوارشان و خانواده معظم شهدا و جانبازان به خاطر عزت و افتخاری که آفریدند تبریک عرض می کنم. مردم سرافراز ایران ۸ سال با توکل بر خداوند متعال بدون کمک از هیچ قدرت خارجی مظلومانه در مقابل تمام هیمنه استکباری ظالمان ایستادند و از آرمان ها و ارزشهای اسلامی دفاع کردند و ضمن بر هم زدن محاسبات دشمن؛ بر تمام مشکلاتشان پیروز شدند و نه تنها هزاران کیلومتر مناطق اشغال شده را آزاد کردند و به امنیت پایدار رسیدند، بلکه توانستند به تکنولوژی تولید و ساخت ده ها وسیله پیشرفته نظامی و غیر نظامی دست پیدا کنند. و به راههای خود کفائی در عرصه های مختلف برسند. و اساساً می توان گفت علت مبقیه انقلاب اسلامی، آنچه که باعث شد انقلاب اسلامی بماند دوران دفاع مقدس است. در دفاع مقدس به الگوی مدیریت جهادی رسیدیم که می تواند با تفکر انقلابی تحت زعامت و مدیریت ولی فقیه بر مشکلات کشور مسلط شود، امنیت را تامین کند، تهدیدات مختلف را خنثی کند و در مقابل فشارهای حداکثری بیگانگان مقاومت کند. و این مدل شد الگوی مقاومت مسلمین و مستضعفین جهان در مقابل ظالمان و مستکبران. امروز ما کشوری مقتدر و آزمون داده ایم و توان مقابله مستقیم با ما را ندارند. میبینید که نحوه برخورد و عملکردشان چگونه است. به مسائل دیگری دل بسته اند. به بعض واداده های داخلی دل بسته اند. به بعضی حرکتهای موذیانه و موریانه وار دلبسته اند. بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه درس را شنیدید. می خواهند با قبول مذاکره از طرف ما، القاء کنند که فشار حداکثری بر علیه ایران اثر کرده است. فرمودند ما باید ثابت کنیم سیاست فشار حداکثری پشیزی در مقابل ملت ایران ارزش ندارد. فرمودند: رئیسجمهور محترم، وزیر خارجه، مسئولین کشور همه یکصدا و یکزبان گفتند که ما با آمریکا مذاکره نخواهیم کرد، عرض می کنیم آقا ملت ایران هم به حمایت و قدردانی از این بیان شما یک پارچه با تکبیرشان اعلام می کنند که راضی به مذاکره با آمریکا نیستند.
شنیدید که دهها میلیون دلار از اموال مصادرهشده ایران در کانادا را فروختند و به عنوان غرامت به قربانیان ادعایی تروریسم در جهان پرداخت کردند. توضیح نمی دهم ولی لازم است دستگاه دیپلماسی کشور سریعاً در مقابل این اقدام سیاسی کانادا که مغایر با قوانین بینالمللی است موضع قاطع بگیرد و محکم از حقوق ملت دفاع کند که اموال و ثروت مردم اینگونه تاراج نشود.
اول مهر شروع سال تحصیلی آموزش و پرورش را به همه مدیران و معلمان و خدمتگذاران تعلیم و تربیت تبریک عرض می کنم و امیدوارم سال جدید سالی پر از خیر و برکت و علم آموزی و تربیت برای فرزندانمان باشد. تذکر این نکته را لازم می دانم که اساتید و معلمان محترم به دانش آموزان به عنوان امانات الهی توجه کنند که وظیفه باورمند کردن آنان نسبت به آموزه های اسلامی و انسانی و انقلابی به عهده آنهاست. قسمتی از تربیت دینی آنان برای حرکت در مسیر تمدن نوین به عهده مدرسه است. معلمان در تربیت نسلی که باید مسئولیت های آینده را به عهده بگیرد کوشا و جدی باشند. سند تحول بنیادین را بدنه آموزش و پرورش یک بار خوب بخوانند و مسلط بر آن بشوند. رهبر معظم انقلاب بارها این را تذکر دادند که فاصله هست مقداری بین این بدنه و این سند. بعد از اینکه یاد گرفتند باید اجرا شود و طرحی ریخته شود. به نظر می رسد که باید مسابقه ای گذاشته شود تا همه بخوانند و عملیاتی کنند. وزیر آموزش و پرورش که جدیدا منصوب شدند این خوب است این سند تحول بنیادین را دستورکار خود قرار دهند و عملیاتی کنند تا در زمان ایشان به عنوان کارنامه کاری ایشان ثبت شود. مطالب دیگری را حتما قبل از خطبه ها از مدیر کل آموزش و پرورش شنیدید. قسمتی را شنیدم مطالب خوبی را بیان کردند. انشالله همه ان چه فرمودند در عرصه عمل عملیاتی کنند.
بیست و ششم شهریور سالگرد تاسیس اورژانس است. از همه عزیزانی که در این عرصه فعالیت دارند و تلاش می کنند امروز هم در مصلای نماز جمعه نمادین حاضر شدند. اگرچه هر هفته قسمتی از این برادران در مصلای کرج و شهرستانها حاضر هستند و خدماتی را به نمازگزاران عرضه میکنند، بنده در اینجا از طرف همه شما عزیزان از این عزیزان تقدیر و تشکر می کنم. مسئول محترم شان قبل از خطبه ها نکاتی را به عرض شما رساندند. بنده هم از شهرداری ها و فرمانداری ها در سراسر استان تقاضا را دارم که برای گسترش خدمات و فعالیت هایی که این عزیزان دارند همکاری بیشتری را نسبت به این بزرگواران داشته باشند.
نکته استانی: مسئله گلزار شهدای امامزاده محمد را جدی بگیرید. سازه هایی که بنا شد آنجا ساخته شود طرح جدیدی که هست ساماندهی و شکلدهی شود. یکی از بزرگترین گلزارهای شهدای کشور ست. نگینشهر است. نماد استقامت و نماد مقاومت و نماد ایثار و نماد جوانمردی و نماد عزت و بزرگواری است. آن را باید هرچه زودتر پرداخت. اولویت کاری قرار بدهید. به این چیزها اهمیت بدهید. مهم است.
یکی هم مسئله فضای سبز است. فضاهای سبز استان را فدای ساخت و سازهای بی مورد ونامورد و بیخود نکنید. بعضی وقت ها برای به دست آوردن بعضی از منافع مادی قسمت هایی که قانون هم اجازه نمیدهد تصرف شده است. باید به اینها دقت بیشتری کرد .تذکری بود که به مسئولینی که باید دنبال کنند دادیم.
نکته انتخاباتی: یکی از امور مورد توجه در امر انتخابات، اخلاق انتخاباتی وتبلیغات است که برای عده ای لغزشگاه قطعی است. مسیر ما غیر از آن چیزی است که در دنیا وجود دارد و به تبلیغات انتخابات به عنوان حرفه ای سود آور نگاه می کنند. معیارهای ما اخلاقی و قانونی و برگرفته از الگوهای اسلامی است. لذا هرگونه فریب مردم به اسم تبلیغات انتخاباتی خلاف اخلاق است. گاهی آمار غلط داده می شود و اوضاع کشور را سیاه و گاهی سفید جلوه می دهند و کاندیدای مورد نظر را ناجی همه مشکلات و رقیب را هم با تهمت و افتراء، تحریف واقعیت، شخصیت، سوابق و یا خدمات او را زیر سوال می برند. اینها همه بد اخلاقی انتخاباتی است. همه اش خلاف است. ببینید افراد راجع به دیگران چگونه عمل می کنند همین معیار خوبی برای انتخاب است. کاندیدایی آمده کاری هم با دیگران ندارد رزومه و کار خودش را بیان میکند، این خیلی فرق دار با کسی که وقتی میگوییم صحبت کن درباره دیگران حرف میزند. راجع به تبلیغات انتخاباتی باز هم خواهم گفت. رهبر معظم انقلاب فرمودند: نماینده اصلح کسی است که از شیوه تبلیغاتی صحیح استفاده کند. از بد اخلاقی انتخاباتی پرهیز کند. |
| 1398/6/22 | 1398/6/22مهمترین درس عاشورا ایستادگی در برابر ظلم و استکبار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه214
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین اهل رعایت ادب در همه امور زندگی فردی و اجتماعی هستند. در این چند هفته مطالبی درباره ادب مطرح شد. ایام زیارت است و عزیزان به زیارت مشرف میشوند زیارت امیرالمؤمنین و امام حسین علیهماالسلام، دیدم مطالبی را درباره زیارت عرض کنم مفید است.
یکی از آن امور که در مباحث ادب مطرح میشود زیارت کردن است. چه وقتی به دیدار دوستان میرویم چه وقتی در کنار قبور اولیاء الهی قرار میگیریم. ریشه کلمه زیارت به معنای میل و گرایش است. بهدروغ زور گفته میشود (قول زور) چون از حق و راستی به کجی میل کرده منحرفشده است. به معنای قصد و توجه هم هست. چون زائر بهقصد توجه به مزور از شهر و بلد خودش حرکت میکند بهقصد دیدن شخص حالا آن شخص یا زنده است یا مرده. در کتب لغت معانی مختلفی گفتهاند. مثلاً صاحب مصباح المنیر گفته: زیارت به معنای آن است که انسان به انگیزه بزرگداشت و یا انس گرفتن باکسی به سمت او رو کند. پس یکی از راههای تکریم افراد صاحبکمال و تعظیم شخصیتهای علمی و معنوی به دیدار آنها رفتن است، در زمان حیاتشان و بعد از وفات هم تکریم آنها زیارت قبورشان است که فاتحه بخوانیم و عرض ادب داشته باشیم؛ که از آیه شریفه حتی زرتم المقابر و قصهای که دارد هم همین فهمیده میشود.
زیارت رسول خدا و اهلبیت از دور و نزدیک فضیلت و ثواب فراوان داشته سفارش شده است و شخص زائر را مشمول شفاعت آن بزرگواران میکند. روایت مشهوری است از عبدالله بن عمر که رسول خدا که فرمودند: هر کس به زیارت من فقط به انگیزه زیارت بیاید بر من واجب است او را در روز قیامت شفاعت کنم. یا برای زیارت از راه دور اسحاق بن عمار نقل میکند از امام صادق -علیهالسلام- که حضرت فرمودند: به مدینه بروید و به پیامبر اکرم سلام بدهید هرچند که سلام و درود از راه دور نیز به آن حضرت میرسد؛ یعنی نتوانستید مشرف شوید از همینجا سلام بدهید زیارت محسوب میشود. از خواص آخرتی زیارت این است که زائر را از خطرات و اهوال سنگین قیامت حفظ میکند. رسول خدا به امیرالمؤمنین -علیهماالسلام- فرمودند: ای علی هر کس که مرا در زمان حیات یا مرگم زیارت کند یا تو و فرزندانت را در زمان حیات یا پس از مرگ زیارت کند، من ضمانت میکنم که او را از اهوال و شداید روز قیامت نجات دهم تا آنکه او را همدرجه خودم میگردانم. نکتهای از این روایت فهمیده میشود که یعنی حیات و ممات معصومین یکسان است. چون پاداش آنیکی بیان شد.
پس حضور در کنار قبور آنها آدابی دارد که باید رعایت شود، همانطور که در حال حضور ادب را رعایت میکنیم. ما با زیارت تجدید پیمان و عهد جدید با امام میبندیم. امام رضا -علیهالسلام- فرمودند: شیعیان نسبت به هرکدام از امامان تعهد و پیمانی دارند که کمال وفای به آن عهد در زیارت مشتاقانه و عارفانه قبور آن ذوات نورانی است. در همین رابطه روایت مفصلی است که امام صادق از رسول خدا از امیرالمؤمنین -علیهمالسلام- نقل فرمود که رسول خدا به علی -علیهالسلام- فرمود: یا على! و اللَّه که تو را شهید خواهند کرد در زمین عراق و در آنجا مدفون خواهى شد. گفتم: یا رسول اللَّه! چه ثواب دارد کسى که قبور ما را زیارت کند و معمور سازد و ملازمت آن نماید و تعهد خودش را با آن حفظ کند؛ و اهتمام به شأن زیارت آن داشته باشد؟ حضرت فرمودند که یا ابا الحسن! بهدرستی که حق سبحانه و تعالى قبر تو را و قبرهاى فرزندان تو را بقعهها گردانیده است از بقعههاى بهشت و عرصهها از عرصههاى جنّت و بهدرستی که حقتعالی دلهای برگزیدگان خلق و بندگان خاص خود را مشتاق و محبّ شما گردانیده است که مشقتها و آزارها خواهند کشید درراه محبّت شما و ایشان آباد کنندگان قبور شما هستند و به خاطر رضای خدا و محبت رسول خدا بسیار به زیارت قبور شما خواهند آمد؛ یا على! تنها ایشان از شفاعت من برخوردارند و ایشان در حوض کوثر بر من وارد خواهند شد و در بهشت، ایشان به زیارت من خواهند آمد؛ یا على! هر که معمور و آبادان دارد قبور شما را و تعاهد آن کند به پاکیزگى و بوى خوش و تعظیم و تکریم، چنان باشد که یارى کرده باشد حضرت سلیمان را بر بناى بیتالمقدس و هر که زیارت کند قبور شما را چنان است که بعد از حج اسلام هفتاد حج کرده باشد و چون از زیارت برگردد از گناهان پاکشده باشد مانند روزى که از مادر متولّد شده بود؛ پس خوشحال باش و بشارتده محبّان و دوستان خود را به نعمتهای بسیار و به چیزى چند که چشم ایشان را روشن کند که نه چشمها دیده باشد و نه گوشها شنیده باشد و نه در خاطر کسى خطور کرده باشد؛ و جمعى از اراذل مردمان و بدترین خلق خدا سرزنش کنند زیارت کنندگان شما را به سبب زیارت، چنانکه سرزنش مىکنند زناکاران را به زنا؛ این جماعت بدترین امّت مناند؛ ایشان را شفاعت نخواهم کرد و در حوض کوثر بر من وارد نخواهند شد. این روایات تشویق به زیارت میکند به خاطر آثار فراوان اجتماعی و فردی که بر آن مترتب است. البته بحثی هم در زیارت بامعرفت و عارفا بحقه هست که آن کدام زیارت است که فرصت بیان نیست فقط اجمالاً زیارت بامعرفت زیارتی است که امام را امام بدانیم و بدانیم باید از امام تبعیت کنیم. خیر ما را میخواهد و تلاش در هدایت ما دارد و از ما اطاعت و فرمانبری دستورات الهی را میخواهد.
اما در این نوبت به مناسبت بحث ادب که چند جلسهای مطرح شد قصدم بیان آداب زیارت بود که وقت گذشت. فقط به تعدادی که مرحوم شهید در دروس مطرح فرموده اشاره میکنم و همچنین مرحوم شیخ عباس در مفاتیحالجنان آورده هم برگشتش به همان مطلب شهید است که در دروس گفته. اول تحصیل طهارت که با غسل و دعایی که دارد حاصل میشود. در مسیرِ زیارت از هرچه لغو و بیهوده است بهشدت پرهیز شود. در غیر زیارت امام حسین لباس نو بپوشد و خود را معطر کند. برای امام حسین هرچه که خاکآلود و بدن عطر برود ثوابش بیشتر است. قدمها را کوتاه بردارد و باوقار با اذن دخول با رقت قلب و چشم تر و توجه کامل در حال خضوع بدن و خشوع قلب و با سربهزیر افکنده و زبان گویا ولی آهسته به تکبیر و تهلیل و تسبیح و صلوات درحالیکه عتبه مبارکه را بوسیده و یا سجده شکر کند و با پای راست وارد شود. توجه به این نکته که صاحب قبر کلام او را میشنود و سلام او را جواب میدهد. خود را به ضریح برساند و اگر مزاحمتی نیست، به ضریح چسبیده ببوسد. سعی کنید در وقت زیارت معصومین اگر عذری ندارید در حال ایستاده پشت به قبله و رو به قبر باشید و زیارت مأثور بخوانید؛ و بعدازآن نماز زیارت در بالای سر معصوم خوانده شود و بعد دعا کند و درخواست خود را مطرح کند. اگر توانستید در کنار ضریح قرآن بخوانید و هدیه کنید که ثواب آن برای شماست. از سخنان بیهوده و لغو بهشدت بپرهیزید. توبه و انابه داشته باشید و البته صدای خودتان را بلند نکنید که قرآن نهی فرمود. مقداری صدقه بدهید و انفاق کنید. بعد از زیارت و بهره بردن زود برگردید و زیاد در شهر نمانید. (مثلاً ۱۵ روز مشهدالرضا نمانید مگر دیگر زیارت نروید؛ و الا دارد که «زُر وانصَرِف» زیارت کن و برگرد تا شوق زیارت که دوباره برگردید در دلتان بماند). موقع خروج بدون پشت کردن خارج شود. زنان بهتر است شب و باحجاب کامل به زیارت بروند و لباس معمولی به تن کنند و لباس فاخر نپوشند تاکسی آنها را نشناسد که منسوب به چه کسی هستند. در بعضی از روایات دارد که همراه خودتان نبرید خودشان بروند که معلوم نشود منتسب به چه کسی هستند. بههرتقدیر عفت و حجاب در اینجا هم مدنظر است. خوب است در اینکارهای معنوی هم کاسبی کنید. زیارت و قرآن را که میخوانید از طرف حضرت حجت سلاماللهعلیه بخوانید برای امام رضا یا برای امیرالمؤمنین که قطعاً ثواب دارد. یا آن ثوابش را برای روح انبیاء اولیاء و شهدا و صلحا هدیه کنید که ثواب مضاعف دارد بعد برای خودتان هم چیزی بخواهید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در همه زمانها بر اساس معیارهای دینی زندگی کرده از آموزههای اخلاقی فاصله نمیگیرند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۹۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُقَرَّبُ فِیهِ إِلَّا الْمَاحِلُ وَ لَا یُظَرَّفُ فِیهِ إِلَّا الْفَاجِرُ وَ لَا یُضَعَّفُ فِیهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ یَعُدُّونَ الصَّدَقَهَ فِیهِ غُرْماً وَ صِلَهَ الرَّحِمِ مَنّاً وَ الْعِبَادَهَ اسْتِطَالَهً عَلَى النَّاسِ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَکُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَهِ الْإِمَاءِ وَ إِمَارَهِ الصِّبْیَانِ وَ تَدْبِیرِ الْخِصْیَانِ»، «روزگارى بر مردم بیاید که در آن روزگار مقرّب نیست مگر سخنچین و زیرک قلم داد نمىشود مگر بدکار، (به جاى الفاجر، الماجن هم آمده یعنی گویندهاى که هر چیز از سخن بیهوده، یاوه و مسخره، دلش بخواهد بگوید.) و ناتوان بهحساب نمىآید مگر شخص باانصاف. در آنوقت صدقه دادن را غرامت مىشمارند و صلهرحم را منّت و بندگى خدا را باعث بزرگى وبرتری بر مردم مىدانند، پس در چنان زمانى پادشاهى با مشورت کنیزان و حکمرانى وسیله کودکان و تدبیر با خواجهسراهاست». به خاطری بدی و دوری از احکام اسلام و شرع بدیها جای خوبیها را میگیرد.
امام به چند نشانه آن زمان اشارهکردهاند؛ که بعض آنها در جامعه ما مشهود است. تغییرات و انحراف در مسیر مستقیم یکمرتبه به وجود نمیآید، آرام و خزنده صورت میگیرد و اگر آگاهان جامعه و خواص که متوجه میشوند مواظبت نکنند، تذکر ندهند، اگر قدرت ممانعت دارند، جلوگیری نکنند رفتهرفته مسیر تغییر میکند، آرمانها عوض میشود، مطالبات چیز دیگری میشود، نوع پوشش و غذا و آرایش و سبک زندگی دگرگون میشود، بعد اگر بخواهیم انحراف را درست کنیم باید هزینههای فراوانی بدهیم و گاهی از مواقع هم به این سادگیها سرجایش برنمیگردد. در همین عزاداری برای امام غریب و شهید و مظلوم ببینید چه بدعتها و انحرافاتی واقعشده که وقتی مصلحان جامعه تذکر دادهاند مورد چه هجمههایی از طرف گروههای مختلف، با اغراض گوناگون قرارگرفتهاند. حرکت و قیام امام حسین با آن عظمت که تا قیامت نورافشان است و مسیر بندگی خالص برای خدا و اصلاح امور انسانها برای رسیدن به زندگی سعادتمند، در پرتو استقلال و آزادی و زیر بار ستم و ظلم نبودن و دهها دستاورد دیگر را چنان خفیف و خوار و سخیف میکنند که دیگر خاصیتی نداشته باشد. بر این پیکره باابهت هرکس با حربهای، ضربهای میزند و زده است. یکی از روی خیرخواهی یکی از روی حقد و کینه یکی از روی حس ناسیونالیستی و ایرانی گری یکی از روی نفهمی و عوامی، یکی از روی منفعتطلبی و جاهطلبی و چشم همچشمی و دهها آفت دیگر. ما چه مقدار به سخنان امام حسین در این روزها فکر کردیم؟ چقدر به علت قیام او فکر کردیم؟! در مجالس شرکت میکنیم، سینه میزنیم، سیاه میپوشیم، اما درباره این موضوعات فکر هم میکنیم؟! میگوییم امام برای اصلاح آمده بود، مگر چه اتفاقی افتاده بود که احتیاج به اصلاح داشت؟ امت پیامبر در مدت ۵۰ سال از خط مستقیم منحرفشده بودند؛ مستقیم کج رفتند. قبلاً همعرض کرده بودم کسانی که سربازی رفتند و میدان تیر جلوی ما سیبل میگذارند، مسئول خط آتش هم دستور میدهد که نوک مگسک زیر خال سیاه، شماره سیبل هم فلان، شلیک کن! اگر سر لوله اسلحه بهاندازه یک میل کج باشد در صد متر و ۲۰۰ متر و ۳۰۰ متر به سیبل بغل میخورد. چون مستقیم بدون انحراف کج میرود. بعد از مدتی میفهمد که عجب اشتباهی شد. حالا برای بجای اول برگرداندن آن باید حجت خدا به شهادت برسد تا آگاهی بیاورد و مسیر اصلاح شود.
حالا عرض من این است که عدهای با دقت تمام در طول تاریخ سعی کردهاند با حرفها و خرافهها و بدعتها، هر جور که میتوانند این روش اصلاحی را دچار انحراف کنند. هم در شکل و هم در محتوا. در شکل عزاداری و نحوه تظاهر و بیرون آمدن دستهها و وسایلی که به همراه دارند و باید داشته باشند، نوع چیدن و نظم گرفتن و حرکت و نوع خواندن و دم گرفتن و خرجی دادن و مجلس برپا کردن و امثال اینها بگیرید تا محتوای منابر و شعرها و سخنرانیها و کتابها و فیلمها و نمایشها و تعزیهها و برای حفظ اصالت آنهم هزینههای زیادی پرداختشده. تا جایی که گاهی به مراجع بزرگوار که تذکری دادهاند هم اهانت شده است. در همین عصر ما و درگذشته هم شده؛ اما باید گفت و نگذاشت میزان و معیار و ترازو از معیار بودن بیفتد. حسین میزان است. میزان الاعمال است. حرکتش میزان است. ترازو را نباید خراب کرد. نباید مخدوش شود. وسیله اندازهگیری را باید همیشه دقیق و سالم نگه داشت. تازگیها هم هر تذکری که داده میشود زود میگویند آقا جلوی دزدی و اختلاس را بگیرید؟ راجع به منکرات اخلاقی و معضلات اجتماعی و هر موضوع که احتیاج به تذکر و راهنمایی دارد تا گفته میشود؛ زود میگویند آقا جلو دزدی را بگیرید! اتفاقاً جلو دزدی دارد گرفته میشود. چون دزدی که فقط سرقت اموال و اساسیه نیست. بدترین دزدی، دزدی عقیده فکر و اخلاق مردم است. ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی و از بین بردن فرهنگ عمومی و هرجومرج فکری و اعتقادی بدترین دزدی است که دشمنان ما با استفاده از ابزارهای مدرنی که دارند بهصورت نرم انجام میدهند و البته افراد کمتر متوجه میشوند و توجه میکنند. لذا باید دائماً تذکر داد و راهنمایی کرد و در موقع لزوم جلوگیری کرد. اساساً بحث امربهمعروف و نهی از منکر که واجب الهی است، وظیفه همگانی قرار دادهشده به این معناست که همه در مورد دزدیها مسئول هستند چه مالی چه غیرمالی و کسی نمیتواند بگوید به من چه. برای بعض امور دستگاهی قرار دادهاند که دنبال کند مثل نیروی انتظامی ولی بقیهاش را بر عهده عموم گذاشتهاند و همه را مسئول کردهاند. حالا بچهای سم خورده یا دارد میخورد یا کسی دارد فکر او را خراب میکند. حالا شما به مادرش تذکر بده که بچهات سم خورده، او هم بگوید به شما چه اگر راست میگی برو جلو اختلاسها را بگیر. عقلا نمیخندند که این مادر و پدر بله باید جلوی اختلاسها را گرفت ولی سم دارد بچهات را نابود میکند.
یک نمونه انحراف نرم را ببینید. میگوییم امام حسین قیام کرد برای اصلاح جامعهای که به سمت کجی رفته بود و کشتههای این حرکت همه شهیدند و کسانی که حضور داشتند همه انصار و یار امام بودند؛ یعنی اهل تبعیت و اطاعت از روی علم و آگاهی بودند، یعنی میگوییم امام حسین امام بود رهبر جامعه بود، حرکت کرد رفت. کسانی هم که پشت سر او بودند امت او بودند و بهعنوان اطاعت از ولی خدا در کنار او قرار گرفتند. امام حسین را امام میدانستند و چون امام گفته مطیع بودند و حرکت آنها هم جهاد در رکاب امام بود و کشتهشدگان هم شهید بودند. حالا به تعبیر بزرگواری که در نوشتهاش خوندم مطلب درستی هم هست این است که در شعرها ببینید تماممسیر رفته است به سمت نوکری و آقا بودن. یه مقداریش بد نیست، ما نوکر امام حسینیم او هم آقای ماست و هر چه داریم و نداریم از حسین و دستگاه حسین است؛ اما نباید اصل مسئله گم شود. بحث، بحث امامت است. در هیچ جا از روایات و مستندات نداریم که به این نحو راجع به آقا و نوکری گفته باشند درباره امام و امتش. همهاش امامت است و امت. اگر از آموزههای اخلاقی مثل ادب و اخلاص و ایثار و جوانمردی مواسات و ارادت و امثال اینها سخن گفته میشود همهاش در مسیر اطاعت از امام بر اساس اندیشه و اعتقادات است. وقتی نوکر شد روح حماسه و تبعیت و اطاعت از روی اراده و فکر از او گرفته میشود. بعلاوه حرکت امام حسین -علیهالسلام- که جهاد بود و یک حرکت سیاسی اجتماعی، این عنوان هم از بین میرود. میشود یک آقایی بوده به نوکرش گفته برو انجام بده، او هم انجام داده. عرض میکنم اصل این نوکر و آقا بودن سرجایش درست؛ اما یکدفعه میبینید هجمهای از شعرها چند سال پشتهم در دستهجات و سینهزنیها و هیئات به جای اینکه روح جهاد و حماسه و شهادتطلبی را تقویت کند، روح امامت و امت را تقویت کند، روح تبعیت از امام معصوم و ولی جامعه را تقویت کند، میرود به سمت نوکری و آقایی. آقایی چیزی میگوید نوکرش هم میگوید چشم، بدون اراده. چون نوکر لزومی ندارد مبنا را توجه داشته باشد باید اطاعت محض کند ولی در امت تبعیت از امام خوابیده که بااراده و اعتقاد جلو میرود و در مسیر رفتنش هم کشته و شهید میشود. این حرکتی نرم است که ۲۰ سال که میگذرد که دیگر مردم حوصله کار انقلابی ندارند. از این موارد زیاد است که چیزهایی به این دستگاه اضافهشده. چرا میگویند هیئت سکولار نشود برای اینکه نرم و خزنده پیش میرود. در طول تاریخ خیلیها سعی کردند نام امام حسین و حرکت او را از بین ببرند و کمرنگ کنند ولی خودشان نابود شدند و از بین رفتند؛ و ما هم وظیفهداریم تا میتوانیم این خط اصیل را حفظ کنیم و نگذاریم با انحرافات بیاثر شود.
جا دارد از همه عزیزانی که در برپائی باشکوه این حماسه بزرگ در این دهه قدم برداشتند چه در مساجد، حسنیه ها، زینبیه ها، تکایا، هیئات، ایستگاههای صلواتی، سخنرانان، مداحان و همه خادمان آستان قدسی امام حسین -علیهالسلام- تشکر کنم. از پرسنل و فرماندهی نیروی انتظامی و راهوار استان که کنترل، نظم و امنیت این دهه را بهخوبی مدیریت کردند تشکر کنم. از تدبیر دادستان و همکاری هیئات مذهبی استان نسبت به مسئله علم کشی هم تشکر میکنم این هم از مواردی است که باید رویش کار شود واقعاً مندرآوردی و خارج از دین و شعائر است. اگرچه فی نفسه حرمتی ندارد علم کشی تا وقتی جزء دین شناختهنشده، ولی قطعاً جنبه شعائری هم ندارد. نقاشی با نماد خاص و مجسمه اژدها و گوزن و شیر و کبوتر و گربه و امثال ذالک که هیچکدام مربوط به اسلام نیست. برخلاف پرچم که تا میتوانید در عزای امام حسین پرچم بلند کنید. دیروز در همین خیابان امامزاده حسن چند هزار نفر جمعیت بود، اگر نیمی از آنها پرچم سیاه به دست داشتند چه عظمتی داشت و چه حزنی ایجاد میکرد. بههرتقدیر جای تشکر دارد.
نکتهای هم استانی میخواستم عرض کنم همینجا بگویم و آن اینکه برنامهریزی اجتماعی بزرگ را در داشته باشیم. مثل شهرهای دیگر که باعظمت و شور اجتماع بزرگی را برقرار میکنند. شهر ما چهارمین شهر پرجمعیت کشور است ولی متأسفانه متفرق هستند. اجتماعات خوب هست اما آن عظمت و تمرکز و شکوه را ندارند. البته لازم است تدبیر شود اگر مکان و زمان باید تغییر کند نوع دعوت و نوع اجرا انجام شود. به نظم تا ماه محرم و صفر تمام نشده بهصورت تمرینی از هیئات دعوت کنند و جانمایی کنند. اجتماع عظیمی را تشکیل دهیم تا اگر سال آینده زنده بودیم و توفیق بود برنامه بهتری را برگزار کنیم. خدای تعالی همه ما و شما را جزو عزاداران واقعی قرار دهد انشاءالله.
نکتهای که راجع به مسائل اقتصادی عرض میکنم این است که همانطور که میدانید نزدیک یک سال و نیم است که آمریکا از برجام خارجشده و بهزعم آنها باید نظام تمامشده باشد، اما مردم نشان دادهاند که با فشارها و تحریمهای ناجوانمردانه از پای درنمیآیند و با مقاومت خودشان و عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی تا امروز این جنگ ظالمانه و گزینههای مختلف آن برای تضعیف و از بین بردن اقتصاد کشور را بیاثر کردهاند و پیروز میدان تا امروز ایران است. البته سختیها و فشارها را مردمدارند تحمل میکنند؛ اما لازم است آقایان برای رونق تولید کار جدی و فعالیت جدیتری داشته باشند ۶ ماه از سال گذشته است. خوب است و لازم است گزارشی داده شود که دستگاههای متولی چه اقداماتی داشتهاند و چهکار ویژهای برای رونق تولید انجام دادهاند، چه سنگی را از جلوی پای تولیدکننده برداشتند و نتیجه چه بوده است؟ البته اگر مسائل حاشیهای و انتخاباتی مثل حضور زنان در ورزشگاهها که جلساتی از هیئت دولت را به خود اختصاص میدهد و درنهایت هم متناقض و ضد هم حرف میزنند وقتی برای بیان دغدغههای مردم بگذارد! تعبیری را رئیسجمهور داشتند که این امور در انتخابات درست میشود (تعبیر درستی است) که مردم بدانند به چی کسی رأی میدهند و او مطالبه چه چیزی را میکند. سؤالم راجع به رونق تولید این است که در استان البرز این مسیر چگونه بوده، خود دستگاهها اطلاعرسانی کنند و رسانهها هم از مسئولین مربوطه مطالبه کنند. کمبودها به اطلاع رسانده شود و افرادی که میتوانند خدمت کنند، اقدام کنند. از جوانان برای رونق و رشد کشاورزی در این منطقه حتماً استفاده شود. قابلیتها زیاد است یکبار دیگر هم شاید در اینجا عرض کردم اگر برنامه و مدیریت باشد همین استان میتواند قسمت زیادی از نیازهای دامی و کشاورزی کشور را تأمین کند. امروز تعداد زیادی از جوانان همینجا استان خودمان در تولید هیچ نقشی ندارند، بااینکه توانایی تولید رادارند. از آنان بخواهید و به کارشان بگیرید ببینید چه انقلابی در این منطقه درست میکنند. متأسفانه نیست. از دستگاههای خبری میخواهم که این مطالبه را از مسئولین داشته باشند که در این ۶ ماه در این استان چه شده است.
تمام تلاش آمریکا و اسرائیل این است که نفوذ منطقهای ایران را کم کنند؛ اما به فضل پروردگار و عنایات خاصه اهلبیت علیهمالسلام دائماً بر توان و قدرت ایران افزودهشده بحمدالله و المنه. قطعاً این چند ماه اخیر را دقت کردهاید. ملاقاتهای مکرر فرماندهان محور مقاومت با رهبر معظم انقلاب برای دشمنان نظام اسلامی در منطقه و جهان پیامهای بسیار دارد. سخنان عزت بخش، حماسی و ولایت مدارانه سید حسن نصرالله در شب عاشورا و اینکه رهبر معظم انقلاب را حسین زمان دانست و گفت او را تنها نمیگذاریم و هشدار به دشمن که حمله به ایران پایان عمر اسرائیل و رژیمهای حامی آمریکاست؛ و حضور مقتدا صدر در شب شام غریبان در حسینیه حضرت آقا و نامه سید عبدالملک بدرالدین حوثی رئیس جنبش انصارالله یمن که اعلام کرد ولایت رهبر معظم انقلاب را پذیرفته و نامه تیرماه امسال رهبر حماس و اعلام همبستگی با ایران را بگذارید در کنار خروج مفتضحانه جان بولتون؛ یکی از اصلیترین دشمنان ایران که آرزوی ریشهکنی جمهوری اسلامی را داشت و به منافقین وعده داده بود که در تهران جشن پیروزی میگیرند. همه اینها که در کنار هم قرار میگیرد در این مدت، یک پیام روشن دارد و آن این است که دست آمریکا و نوچههای پلیدش به فضل پروردگار بهزودی با پیروزیِ محور مقاومت نظام سلطه در منطقه و جهان ساقط خواهد شد.
اینگونه عمل کردن عزتمندانه است؛ اما شما ببینید در ۲۶ شهریور سال ۱۹۷۸ میلادی مذاکرات صلح کمپ دیوید بین سران مصر و رژیم صهیونیستی انجام شد و چند سال بعد در ۲۲ شهریور یا ۱۳ سپتامبر سال ۱۹۹۳ میلادی بود، معاهده اسلو بین سازشکاران فلسطینی با رژیم صهیونیستی در یک مراسم رسمی در واشنگتن با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین، نخستوزیر وقت اسرائیل و بیل کلینتون، رئیسجمهور وقت آمریکا امضا شد؛ و خون دهها هزار شهید فلسطینی را پایمال کردند؛ و در این توافق چیزی جز ذلت نصیب فلسطین نشد. بعدها هم بوش به دنبال ایجاد خاورمیانه جدید بود که اتفاقاً امروز برخلاف آنچه آنها میخواستند خاورمیانه جدید درستشده است؛ اما به محوریت مقاومت. برای بدبختی آمریکا در این روزها همین بس که برای اینکه بتواند از قدرت ایران فرار کند باید رشوه به ناخدای هندی بدهد. با شرایط موجود به نظرم میرسد اینکه حضرت آقا چند وقت قبل فرمودند اسرائیل ۲۵ سال آینده را نمیبیند، وضعیت برای آمریکا بدتر از اسرائیل شده و به نظر ما انشاءالله کار آمریکا در ده سال آینده تمام خواهد شد.
نکتهای را عرض کنم؛ با رفتن بولتون عدهای در ایران خیال نکنند که اوضاع ضد ایرانی آمریکا خوب شد پس برویم مذاکره را زودتر انجام دهیم. هرچه از این تغییرها صورت بگیرد باز آمریکا آمریکاست، مگر کلاً استحاله شود و تغییر ماهیت بدهد. آمریکا با مذاکره به دنبال این است که خسارت برجام گسترده کند، برجام به تعبیر رهبری خسارت محض بود. میخواهد آن را گستردهتر کند و وصل کند به قدرت منطقهای و قدرت موشکی ما که میبینید الآن چه قدرتی است! که دولت باید در مقابل فریب دشمن با هوشیاری بیشتری عمل کند ان شاء الله.
نکته انتخاباتی: برای کاندیدای اصلح شاخصهای فراوانی وجود دارد که بهمرور آنچه به ذهن میرسد در این چند هفته برای شما عرض کردم. یکی از موضوعاتی که باید موردتوجه همه باشد این است که نماینده مجلس از طرف مردم وکیل مردم است که در مجلس شورای اسلامی باید به نفع موکلین خود حرکت کند و قانون وضع کند و در کمیسیونها شرکت کند و قیام و قعود داشته باشد. پس نباید چیزی مخفی از موکلین خودش داشته باشد و الا وکالت باطل میشود. من به شما وکالت در کاری را بدهم بعد به شما بگویم برایم کاری را انجام بدهید، بعد از شما بپرسم که چه کردید؟ بگویید که نمیتوانم به شما چیزی بگویم. تو وکیل منی باید توضیح بدهی. اینکه نمیشود وکالت. بله یکوقت مسئله امنیتی است و ضرورت هائی هست این را مردم متوجه هستند که باید مخفی بماند و اشکالی نمیکنند اما اگر غیر از مطالب امنیتی باشد چرا نباید بدانند. خبب در مجلس مباحث مختلفی مطرح میشود اقتصادی و سیاستی و فرهنگی و نظامی و امثال ذالک، باید مردم بدانند که نماینده آنها چه موضعی گرفت و چه رأیی دارد و این منافاتی هم با آزادی نماینده در رأی دادن ندارد. بزنگاه مطلب من این است که گاهی در همین رأی دادنها مرزبندیها با دوستان و دشمنان مشخص میشود و اصلح و غیر اصلح برای دوره بعد معلوم میشود. صادق و کاذب بودن، در تبلیغات جوری حرف زدن و در مجلس جور دیگر عمل کردن معلوم میشود. لذا بحث شفافیت بسیار بحث جدی است. رهبر معظم انقلاب در شاخصه و ویژگی سیاسی نماینده اصلح فرمودند: باید مرزبندی مشخص با دشمن داشته باشد. ما این مرزبندی را از کجا میفهمیم وقتی شفاف باشد. باید رصد کنید کسانی که قصد کاندیداتوری دارند و یا در مجلس هستند و برای دوره بعد قصد شرکت دارند از چنین مرزبندیهایی برخوردار هستند یا نه؟ |
| 1398/6/15 | 1398/6/15مهمترین درس عاشورا ایستادگی در برابر ظلم و استکبار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه215
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و همه شما را به رعایت تقوا دعوت می کنم. اهل تقوا چون به شخصیت دینی و الهی خود اهمیت می دهند. در همه جا و همه حال ادب را رعایت می کنند. چون ادب سرمایه کمال انسان است. امیرالمومنین -علیهالسلام- ضمن سفارش به فرزندش امام حسن -علیهالسلام- در فراگیرى ادب، فرمود: پسرم ادب، مایه بارور شدن عقل و بیدارى قلب و سر لوحه فضل و بزرگوارى است. از امام حسین -علیه السلام- معنای ادب را پرسیدند؟ امام -علیه السلام- فرمود: «هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَیتِک، فَلا تُلْقِی اَحَداً اِلاّ رَأَیتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَیک». ادب عبارت است از اینکه، وقتی ازخانه خارج می شوی به هرکسی برخورد می کنی او را برتر از خود ببینی؛ یعنی عجب و خودبرتربینی نداشته باشی که یکی از آفات جان انسان است. کمترین اثرش غفلت از عیوب خویش است. اگر انسان همیشه دیگری را بهتر از خود ببیند روح تواضع در او احیا می شود و رفتارش با مردم محترمانه خواهد بود.
اگر به کربلا و اهل آن نگاه کنی می بینی که همه شان در زمینه های مختلف ادب، یعنی ادب مع الله، ادب با امام زمان و حجت خدا، ادب با دوستان، ادب با خودشان در این ادبستان مؤدب به آداب شده اند. حسین -علیه السلام- مربی و اسوه ادب با عملش اسلام ناب را ترویج کرد و اسلام تحریف شده را رسوا کرد. ادب حضور در برابر خدا را در دعای عرفه ببینید. وقتی به خدا عرض می کند «اَللَّهُمَّ اِجْعَلْنِی أَخْشَاکَ کَأَنِّی أَرَاکَ» و مقام احسان را طلب می کند و یا در اوج توحید عرض می کند: کورباد چشمی که تو را نبیند. «عمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ». از امام حسین ادب دلجوئی از فرزند شهید و خانواده شهدا را در کربلا یاد می گیریم، وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل را دادند، برخورد حضرت با حمیده دختر و فرزندان مسلم. یا حاضر شدن بر بالین شهدا. ادبی که یارانش نسبت به امام داشتند و شب عاشورا ابراز کردند. به ابن بشیر حضرمى خبر دادند: پسرت در مرزى اسیر شده. گفت: مىدانم و پاى خدا حسابش مىکنم و جان خود را نیز نمىخواهم که پسرم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین -علیه السلام- فرمود: خدا تو را رحمت کند، برو براى نجات پسرت کوشش کن. بیعتم را از تو برداشتم. ابن بشیر گفت: درندگان مرا بدرند، و زنده زنده بخورند اگر ازتو جدا بشوم. ادب حر نسبت به مادر امام و نماز پشت سر امام و در نهایت بهشتی شدنش را ببینید. امام حسین تجسم ادب الهی است. عفو و گذشت از خصال آن حضرت بود. با فرزندان و بانوان و با اهلبیت خود در نهایت ادب، محبّت، رحمت، مهربانی و انس و مودّت زندگی میکرد. در برخورد با امام حسن -علیه السلام- احترام دائمی داشت و کاری که حرمت او را از بین ببرد انجام نمی داد. امام صادق -علیه السلام- فرمود: امام حسین به خاطر رعایت احترام، هیچ وقت جلوى امام حسن راه نرفت و زمانى که با هم بودند ابتدا به صحبت نکرد. خوب است این ادب را یاد بگیریم و نسبت به پدر و مادر، معلّم و مرّبى، برادر بزرگتر، افراد سالخورده و بزرگ رعایت کنیم. امیرالمومنین فرمود: در طول زندگانى پیامبر، حسن مرا ابوالحسین مىخواند و حسین مرا ابوالحسن و هر دو، پیامبر را پدر مىخواندند، وقتى ایشان رحلت فرمود، آنان مرا پدر خواندند. امام صـادق به نقل از امام باقر -علیهماالسلام- فرمود: حضرت حسین بن على هر شب جمعه به زیارت قبر حضرت حسن بن على مىرفت. در شب عاشورا به برادرش فرمود: بنفسی انت یا اخی. ۵۷ ساله به ۳۵ ساله. روزى امام حسین -علیهالسلام- در مسجد آب خواست. حضرت عباس -علیهالسلام- که در آن هنگام کودک بود، بى آنکه به کسى بگوید با شتاب از مسجد بیرون آمد. پس از چند لحظه دیدند، ظرفى را پر از آب کرده و با احترام خاصى ظرف آب را به برادرش امام حسین -علیهالسلام- تقدیم مى کند. روز دیگر، خوشه انگورى را به او دادند. او با اینکه کودک بود، با شتاب از خانه بیرون آمد، پرسیدند: کجا مى روى؟ فرمود: مى خواهم این انگور را براى مولایم حسین -علیهالسلام- ببرم.
در این ایام که روزهای حزن و اندوه است بر ابی عبدالله الحسین، باید رعایت ادب عزا را داشت. اولاً خود عزاداری، اینطور نباشد که کسی غفلت داشته باشد و یا بی توجهی کند، امام حسین -علیه السلام- فرمودند: به دوستان و شیعیان ما بگوئید در اقامه و برپایی (مجالس) عزا و مصیبتهای ما همّت و کوشش نمایید. یا از حضرت رضا -سلام الله علیه- رسیده است که فرمودند: آنکس که مصائب ما را به یاد آورد و بر مصائب ما بگرید، در قیامت با ما و در درجهای که ما هستیم خواهد بود و کسی که مصیبت ما را به یاد دیگران بیندازد و خود بگرید و دیگران را بگریاند روزی که چشمها گریان است چشم او گریان نخواهد بود؛ و کسی که در مجلسی بنشیند که امرما (مکتب ما) در آن احیاء میگردد روزی که دلها میمیرد قلب او نمیمیرد.
محزون بودن و حالت غم داشتن از آداب این روزهاست. در مجلس عزای امام حسین حتماً با وضو باشید، شوخی نکنید، سعی کنید روبه قبله بنشینید و به مطالب گوینده و یا مرثیه خوان به دقت گوش کنید. اگر توانستید خادمی عزاداران را بکنید. از سینه زنی که عزاداری و تاکید شده و استحباب دارد غافل نباشید. اگر می توانید به درب خانه هایتان پرچم سیاه بزنید. نشان دهید که شهر و استان یکپارچه عزادار حسین است. فرزندانتان را از مجالس محروم نکنید. از کودکی این امور در جان افراد نهادینه می شود و محبت اهل بیت در وجودشان قرار می گیرد. اهل کمک مالی به برپائی این مجالس باشید ولو اندک. خداوند متعال در پاسخ به حضرت موسی -علیه السلام- درباره عاشورا میفرماید: و هرکس مال خود را در محبت پسر دختر مصطفی -صلیالله علیه واله- در طعام و غیر آن انفاق نمایند، به ازای هریک درهم یا دینار، هفتاد برابر در دنیا به او داده میشود و گناهانش بخشیده می شود. گریه بر مصائب رافراموش نکنید و از دست ندهید. امام مجتبی فرمودند: آگاه باشید که خداوند بر گریه کنندگان حسین -علیه السلام- از روی رحمت و مهربانی درود میفرستد. امام رضا -علیه السلام- فرمودند: گریه بر امام حسین -علیه السلام- گناهان بزرگ را محو میکند. اگر نمی توانید گریه کنید تباکی کنید که ثواب گریه را دارد. و در حدیث قدسی آمده است: ای موسی! هریک از بندگانم که در زمان شهادت فرزند مصطفی گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد و بر مصیبت سبط پیامبر تعزیت گوید، همواره در بهشت خواهد بود. امام صادق -علیه السلام- میفرماید، پدرم امام باقر -علیه السلام- به من فرمود: ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحهخوانان کن که به مدّت ده سال در (منا) در ایام حج، برمن نوحهخوانی و سوگواری کنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل برآورده کردن حاجات گرفتاران هستند. آنطور که در دستورات دینی رسیده است. امیرالمومنین -علیه السلام- در حکمت ۹۷ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «لَا یَسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِکْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنَأَ». «حاجت ها بدرستى برآورده نمىشود مگر با سه شرط: کوچک شمردن آن تا بزرگ شود، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود، شتاب در آن تا گوارا باشد». یعنى اگر حاجتی بخواهد واقعاً برآورده شود باید این سه شرط را داشته باشد و الا ناقص است. اول: برآورنده حاجت آن حاجت را کوچک شمارد، (اثر وضعی چنین نیتی انتشار بزرگواری و بخشندگی شخص خواهد بود، و بدون اینکه بخواهد زبانزد می شود). دوم: آن را پنهان دارد. (اثر کار خیرِ پنهانی بیشتر از آشکار است. و لو سنت الهی اینگونه است که معمولاً این جور امور معلوم و شایع می شود). سوم: به سرعت انجام دهد تا گوارا و دلنشین شود. (تا دل درخواست کننده به خاطر طول کشیدن رنجیده خاطر نشود. که البته معمولاً اینطور است که اگر به تاخیر بیفتد شیطان مانع انجام می شود).
در روزهای حزن و اندوه محرم به سر میبریم و مرور میکنیم قصه خونبار کربلا را و در این ماتم به سر و سینه می زنیم. قطعاً لازم است که به ابعاد مختلف واقعه توجه کنیم و پند بگیریم و در زندگیمان به کار ببندیم. توسعه قصه کربلا بسیار زیاد است. در همه عرصه هاست. پند بگیریم که چه شد عدهای از همانها که دعوت کردند، قاتلش شدند؟ این پند گرفتن ندارد؟! اگر دقت کنیم عواملی می تواند در پدید آمدن چنین صحنه ای موثر باشد. مثل تبلیغات گسترده و همه جانبه بنی امیه با استفاده از همه ابزارهای تبلیغی برای گمراه کردن و تاثیر بر افکار عمومی به نفع اهداف خودشان. که در این بین بی خبری مردم و عدم توانائی در تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی بسیار موثر بوده است. و مطلب دیگر اینکه بنی امیه اقدام به تحریف مسئله امامت کرد و فلسفه سیاسی اسلام را مخدوش کرد. و جالب است بدانید رسول خدا در بیاناتشان از این مسائل مکررا خبر داده بودند. مثلاً فرمودند: «از سه چیز، پس از خود بر امتم بیمناکم: ۱٫گمراهى پس از شناخت حق، ( ۱۲۰ هزار نفر در غدیر با امیرالمومنین بیعت کردند، ۷۰ روز بعد برخلافش عمل کردند. ۱۸ ذی الحجه تا ۲۸ صفر، اِرتَدَّ النّاس بعدَ النَّبی الا چند نفر). ۲٫ فتنـههـا و آشـوبهاى اغـواگـر، ۳ـ شکمپرستى و شهوترانى». که همین ها اتفاقا بلای جان تاریخ اسلام است. در عرصه ها و زمان های مختلف. شهوت پرستی و تجمل گرایی از آن طرف فتنه ها و انسانهایی که کشته شدند در دوران معاویه این سه عملیاتی شد. تبلیغات منحرف کننده آنچنان عمل کرد که به عمده مردم قبولاندند که اولین مسلمان و جانشین و وصی پیامبر نماز نمی خواند و او را در خطبه ها رسماً لعن می کردند. ببینید تبلیغات چه میکند. اگر خطیب جمعه یادش می افتاد که حضرت را لعن نکردند برمیگشت از اول خطبه میخواند. حالا با تبلیغات می خواستند بگویند حسین خارجی است و یزید ولی امر مسلمین است. آمدند حدیث جعل کردند از قول رسول خدا که «هر آن کس که در اندیشه ایجاد تفرقه در میان امت واحده اسلامى برآید؛ با شمشیر سرکوبش کنید؛ هر کس که مىخواهد باشد». بعد آمدند به امام حسین گفتند اى حسین! آیا از خدا پروا نمىکنى که از جماعت مسلمانان جدا مىشوى و در میان امت، تفرقه مىاندازى؟ یعنی تو مشمول این روایتی و باید با شمشیر ساکتت کنیم.
حرکت امام حسین برای اقامه عدل و برگرداندن جامعه به روش پیغمبر و احیای امر به معروف و نهی از منکر بود و گروه های مذهبی که دنبال برقراری عدالت بودند اورا دعوت کرده بودند ولی شد آشوبگر بر ضد حکومت اسلامی یزید. یزیدی که رسما در مجامع شراب میخورد و بوزینه بازی میکرد و گناه را علنی انجام میداد. رشیدرضا مولف تفسیر “المنار” مىگوید: یکى از دانشمندان بزرگ آلمان به عدهاى از مسلمانان گفت: «شایسته است ما مجسمه معاویه را از طلا بریزیم و در پایتخت آلمان نصب کنیم». گفتند: «براى چه»؟! گفت: «زیرا معاویه بود که رژیم دموکراتیک حکومت اسلامى را به حکومت استبدادى مبدل کرد و اگر او، این ضربه را به اسلام نزده بود، اسلام همه جهان را مىگرفت و اکنون ما آلمانیها و سایر کشورهاى اروپایى، عرب و مسلمان بودیم». ببینید چه انحرافی را از همان اول ایجاد کردند! که البته انحراف معاویه یک مقدارش برای قبل تر است.
به هر تقدیر کربلا توانست با فداکاری انسان های والا و ریخته شدن خون پاکان و اسارت آل رسول، کاخ ظلم و ستمگرى را برای همیشه در هم بکوبد همانطور که ما با تاسی به همین سیره، کاخ سلطنتی ۲۵۰۰ ساله ملک الملوکی و شاهنشاهی را فرو ریختیم. و البته این راه هنوز ادامه دارد و باید وارثان خون شهیدان و ایثارگران خسته نشوند و تا رسیدن به نتیجه قطعی که نابودی استکبار به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم پلید کودک کش است با اراده محکم راه را ادامه دهند.
باید بدانیم وقتی برای خدا کار می کنیم، شکست معنا ندارد. به تعبیر حضرت امام کشته بشوید، بهشتى هستید؛ بکشید هم بهشتى هستید. این ها درس هائی است که امروز همه اعم از مردم و مسئولین باید از عاشورا بگیریم؛ یعنی فهمیدن راه درست و استقامت در آن راه تا رسیدن به نتیجه. در واقعه ای مثل برجام و خسارات فراوانی که به مردم و کشور زد، باید جدی تر و محکمتر قدم برداشت. شما ببینید همین دو گام محدود که اخیراً در مقابل زیاده خواهیهای سلطه طلبان در صحنه دیپلماسی برداشته شد و در کنارش پهباد، اسقاط شد و کشتی انگلیس توقیف شد، بیان اقتدار دفاعی و نظامی کشور را می کرد چه پیامدهای میمون و مبارکی برای کشور داشته است. قسمتی از توان هسته ای دوباره فعال شد و همه به خوبی فهمیده اند که در این نوبت ایران بنا ندارد منفعلانه برخورد کند و بر مواضع خودش برای جبران گذشته مصمم است. و می بینید که همین حرکت، قدرت ها را و به خصوص اروپای دلال را به واکنش و مهار رویه ایران وادار کرده است و می خواهند ایران گام سوم را بر ندارد و به حالت قبل برگردد. پس این مسیر ولو دیر اقدام شده؛ اما راه درستی است و باید آقایان همین مسیرِ کاهش تعهدات برجامی را با قدرت تا جبران تمام خسارت ها محکم پیش ببرند. که امروز هم بنا بود رئیس جمهور، فرمان گام سوم را بدهند. البته عده ای هم دانسته یا ندانسته توان ایران را در گام سوم کم نکنند و به دشمنان اطمینان ندهند و آنان را امیدوار نکنند که ایران از برجام بیرون نمی رود و یا غنی سازی را بیست درصد نمی کند. بعضی ها کد و علامت میدهند. لذا با توجه به بیان کارشناسان فنی بهترین اقدام در گام سوم این است که غیر از اضافه کردن نسل بعدی سانتریفیوژها که بناست انجام شود بهترین اقدام در گام سوم این است که ایران سایت غنی سازی فردو را برای تولید اورانیوم مورد نیاز از فاز تحقیقاتی خارج کند و وارد فاز صنعتی کند.
امروز در دنیا همین گفتمان حسینی و عاشورائی که نباید تن به ذلت داد و در مقابل ظالمان باید از جان مایه گذاشت. توانسته بینی مستکبرین را به خاک بمالد. بیانات سید مقاومت، سید حسن نصرالله و تهدیدی که خواب و خوراک را از صهیونیست ها گرفته را شنیدید و عملکرد و حمله غافلگیرانه موشکی حزب الله به خودروی نظامی رژیم پلید و کشته شدن سرنشینان آن در پاسخ به ترور دو جوان رزمنده لبنانی در سوریه را در روز یکشنبه حتماً متوجه شدید. جالب بودن مسئله اینجاست که رژیم خبیث در آماده باش کامل نظامی بوده و از نظر اطلاعاتی کاملا هوشیار بودند. تمام دستگاه های جاسوسی همه خطوط را کنترل می کرده است. اما در همین فضای کنترل نظامی و اطلاعاتی نتوانستند تدبیر کنند. حرکاتی که در حمله به عراق و سوریه دارند همه از روی استیصال و دادن روحیه به خود است والا به خوبی می دانند که به زودی رژیم صهیونیستی از نقشه دنیا محو خواهد شد.
ما از حسین -علیه السلام- یاد گرفتیم که یار و یاور مظلومان و ستمدیدگان باشیم. لذا ۴ دهه است با وجود فشارهای سختِ دنیای استکباری به اندازه توان از ملت فلسطین دفاع کرده ایم. و اخیراً هم اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، در نامه ای به مقام معظم رهبری، از حمایت های رهبری و مردم ایران ابراز تشکر و قدردانی کرد. همین درس «إنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ» امام حسین است که مردم مظلوم یمن را مقاوم کرده است که می توانند ۵۳ ماه در جنگ نابرابر دوام بیاورند و ائتلاف مشئوم عربستان و امارات را از بین ببرند، در عرض دو ماه دو هواپیمای شناسائی آمریکا را با موشک ها هوشمند سرنگون کنند و تهدید کنند در دریای سرخ هر هدف آمریکائی و اسرائیلی را مورد حمله قرار می دهد و طرح های آمریکا را ناکام بگذارند و ناچارش کنند که تقاضای مذاکره کند و انصارالله را برای طرف مذاکره بودن به رسمیت بشناسد. ببینید یمنی ها چطور به امام حسین علاقه دارند و راه او را طی میکنند.
اما این حسین را در روز عاشورا با آن هجمه های ناجوانمردانه به شهادت رساندند. امام سجاد -علیه السلام- وقتی به پدر سلام می دهد او را کشته شده به روش صبر می گوید. یعنی نامردها حسین را محاصره کردند و نیزه دار با نیزه شمشیر دار با شمشیر و در نهایت با سنگ. ۴ نفر در کربلا سنگباران شد؛ عابس، حر، قاسم بن الحسن و خود حسین علیه السلام. رضَّ یعنی وقتی استخوان با گوشت جوری کوبیده می شود که قابل جدا شدن نباشد. با تاختن اسب بر بدن مطهر حسین چنین کردند.
۱۱ محرم که کاروان اسراء را به سمت کوفه و شام حرکت دادند را روز تجلیل از اسراء و مفقودان نامیدند که همه زحمات عزیزان که در راه پیشبرد اهداف بلند حسینی و انقلاب اسلامی مصائبی را تحمل کردند و زجر کشیدند را گرامی می داریم.
۱۲ محرم شهادت امام سجاد -علیه السلام- شاهد و خبرنگار و خبررسان و اسیر و پیام آور کربلاست. خودش همسرش و پسرش عضو اسرا هستند. خداوند ما را از شیعیان و محبان حضرات معصومین قرار دهد.
۱۷ شهریور روزی که مردم تهران در میدان شهدا به دستور شاه ملعون که از آمریکا دستور گرفته بود بسیار دلخراش و دژخیمانه به خاک و خون کشیده شدند و نقطه عطفی برای پیروزی انقلاب شد و روز شهدا نام گرفت. من کاملا صحنه های آن روز را به خاطر دارم. هلی کوپتر از بالا، گارد از پایین تعداد زیادی از مردم را به شهادت رساندند. از همان روز حرکت جدیدی آغاز شد.
۱۹ شهریور وفات عالم مجاهد و انقلابی نستوه این خطه و اولین امام جمعه تهران مرحوم سید محمود طالقانی را گرامی می داریم خداوند با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
نکته انتخاباتی: یکی از آفات وارد شده به نظام و کشور، نگاه جناحی و گروهی داشتن بعض از مسئولان است. وقتی مسئولیتی را به عهده گرفتند دیگر کاری با این که چه کاری درست است و چه کاری غلط است ندارند. به فکر گروه و جناح شان هستند. بعضا هم با همان جناح و گروه وارد شدند. بعضی ها خیلی وقت ها صلاحیت لازم را ندارند. به خصوص در مجلس شورای اسلامی. باید دقت شود وقتی که افرادی با لیست وارد این مجموعه می شوند این طور است. مثلاً در طول دوره قبل خیلی از اعضای لیست را کسانی که رای می دادند نمی شناختند. بعد که وارد عرصه شدند دیدند که میشود دو نماینده مجلس را بعد از ۴۰ سال در مجلس شورای اسلامی به خاطر بعضی از تخلفات بازداشت کرد. البته شاید بیشتر هم بشود بازداشت کرد، دستگاه قضایی می داند. خیلی مهم است که چه مسیری طی شده. نمایندگان اول را ببینید و نمایندگانی که می شود به خاطر بعضی از تخلفات آنها را بازداشت کرد. یک بخشی از آن مربوط به ماست که درست دقت و رصد نمی کنیم که کجا و چگونه رای بدهیم، به چه کسی رای بدهیم. بدون صلاحیت های لازم در جایگاه هایی قرار می گیرند که نباید باشند. عرض کردم که این ایراد را یک وقت به شورای نگهبان نگیرید. نهاد شورای نگهبان کف پذیرش را انجام میدهد. بقیه امور به دست خود شماست. در حالی که مسئولین باید مصلحت نظام و انقلاب را مد نظر داشته باشند ولو به خود آنها ضرر متوجه شود. باید بگردید شخصی را انتخاب کنید و اشخاصی را انتخاب کنید این مسیر را بتوانند برای شما طی کنند و الا ضرر می کنید. از همین الان همباید در نظر داشته باشید. زمان به سرعت می گذرد و وقتش می رسد. از الان رصد کنید کسانی که از قبل بودند آیا توانستند این کار را درست انجام بدهند؟ یا کسانی که الان اعلام می کنند که می خواهند بیایند آیا واقعاً در طول زندگی شان اینگونه عمل کردند و عمل می کنند؟ این تعبیر رهبری در ذهنتان باشد. آقا فرمودند: «مصالح انقلاب و کشور را بر مصالح شخصی و گروهی مقدم بدارد». کسی را که انتخاب می کنید باید این ویژگی را داشته باشد. بعضی پروندهها را ما بررسی میکنیم می بینیم بعضی از افراد که مسئولیتی در اختیارشان است کأن مسئول شده برای خودش و خانوادهاش یک سری کارها را انجام بدهد .یک قدم برای مردم بر نداشته است و تلاشی نداشته و کاری نکرده. منظورم در کل مسئولیت هاست نه فقط در نمایندگی مجلس. |
| 1398/6/8 | 1398/6/8پرهیز از خرافه پردازی و بدعتگذاری در مجالس عزاداری | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه216
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین مؤدب به ادب الهی بوده و دیگران را هم تشویق میکنند که خود را به آداب نیک تأدیب کنند. بهترین ادب گوش کردن به آن چیزی است که خداوند فرموده است، یعنی عمل به امر خدا کند. در موضوعات مختلف زندگی فردی و اجتماعی بحث ادب مطرح است که به بعض آنها مثل ادب برخورد با پدر و مادر، ادب سلام کردن، ادب نشستن در مجالس عمومی و مطالب دیگر اشاره کردم.
ما از کنار موارد فراوانی با بیتوجهی عبور میکنیم. مثلاً در روایت داریم وقتی برای شما مهمان آمد به آوردن وسایلش به منزل کمک کنید؛ اما هنگام رفتن ولو بارش سنگین باشد کمکش نکنید. چون شائبه این هست که از رفتن او خوشحال هستید. برای تکمیل بحث خوب است به تعداد دیگری از آداب که در قرآن کریم مطرح است مختصراً اشارهکنم. در سوره مبارکه نور آیات ۵۸ و ۵۹ میفرماید: خدمتگزاران و کودکان بالغ و حتی نابالغ وقتی قصد ورود به اتاق پدر و مادر رادارند، در سه وقت قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و بعد از نماز ظهر» باید اجازه بگیرند و در بزنند. رعایت این ادب در تحکیم عفاف مؤثر است.
در قسمتی از آیه ۱۰۸ سوره مبارکه انعام سفارش میکند که در گفتارتان سب و ناسزاگوئی نداشته باشید. «وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم» یا درباره حضرت موسی و هارون که برای تبلیغ و نصیحت فرعون میرفتند دارد که باید با کلام نرم تذکر بدهند که اثربخش باشد. در آیه ۴۳ و ۴۴ سوره مبارکه طه فرمود: «اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى* فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى» همانطور که در برخورد با افراد جاهل و نادان به بندگان خاصش توصیه میکند که سلام بدهید و البته هنگام راه رفتن هم اهل تکبر و فخرفروشی نباشید، آرام راه بروید. در آیه ۶۳ سوره مبارکه فرقان فرمود: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما» و درباره برخورد و حسن گفتار با افراد سفیه در آیه ۸ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفا»؛ و درباره ادب سخن گفتن با دیگران و احترام به مردم در آیه ۸۳ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» با مردم خوب حرف بزن؛ و در قسمتی از آیه ۱۹ سوره مبارکه لقمان فرمود: «وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ» در برابر دیگران نباید صدا را بلند کرد. یکی دیگر از آداب گفتگو، مربوط به وقتی است که بنا داریم حقی را ثابت کنیم و یا باطلی را دفع کنیم. در قسمتی از آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نحل فرمود: «ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَه».
از بعض آیات شریفه نحوه مهماننوازی و مهمانداری را میشود یاد گرفت. اولاً بلافاصله مهمان پذیرائی شود و انتظار نکشد. جلوی مهمان اقدام به تهیه غذا نکند. سفره را بیاورد جلوی مهمان پهن کند نه اینکه در جای دیگر پهن کند بعد بگوید بفرمائید غذا حاضر است. آیات ۲۴ به بعد سوره مبارکه ذاریات را توجه بفرمائید که درباره حضرت ابراهیم و مهمانانی که بر وی وارد شدند و نحوه پذیرائی حضرت فرموده است. اینکه جای خواب مهمان را صاحبخانه پهن کند و مهمان خودش جمع کند؛ و اینکه مهمان که خواست برود صاحبخانه در را باز نکند که او برود. ادب دیگر، قرآن کریم در قسمتی از آیه ۵۳ سوره مبارکه احزاب میفرماید: «إِذا دُعیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا» اولاً بدون دعوت جایی نروید و اگر رفتید و پذیرائی شدید و غذا خوردید بیشازاندازه در منزل میزبان نمانید که موجبات آزار خودش و خانوادهاش را فراهم نکرده باشید.
یکی از آداب اسلامی مربوط به رفتن به سراغ کسی است که با او کاری داریم. اولاً باید از صاحبخانه برای ورود اجازه بگیریم و اگر اجازه نداد، برگردیم. در قسمتی از آیه ۲۸ سوره مبارکه نور فرمود: «فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکى لَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلیم». بعضیها هم آمادگی ندارند اما اصرار میکنند که کسی به خانه بیاید این نفاق است. مرحوم آقا جواد تهرانی روی زنگ خانه این آیه را نوشته بودند که وقتی گفتند آمادگی پذیرش مهمان ندارم مهمان آیه را ببیند. عمداً هم این مطالب را کامل نمیگویم که خودتان مراجعه کنید.
بر اساس آیات قرآن، شکیبا بودن و اطاعت از استاد، ادب و شرط تعلّم است؛ چنانکه موسى -علیهالسلام- بر اطاعت کامل خود از حضرت خضر -علیهالسلام- و سرپیچى نکردن از فرمانهاى او تأکید کرد. به گفته برخى مفسران موارد فراوانى از ادب و متانت در کلام موسى -علیهالسلام- دیده مىشود که به آیات مربوطه مراجعه میفرمایید.
ادب دیگر اینکه سفارش خداوند متعال به مؤمنین این است که هنگام سخن گفتن با پیامبر -صلیالله علیه و آله- ادب این است که صداى خود را بلند نکنید. در قسمتی از آیه ۲ سوره مبارکه حجرات فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی»؛ و همچنین به اهل ایمان تذکر میدهد که نباید بدون اذن وارد خانه پیامبر شد. در قسمتی از آیه ۵۳ سوره مبارکه احزاب فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُم» و چون حضرات معصومین -علیهمالسلام- ممات و حیاتشان یکسان است؛ در کنار مرقد شریفشان هم نباید صدا را بلند کنیم و برای زیارتشان در روایات دارد اذن دخول بگیریم. حتی میشود از آیه ۱۲ سوره مبارکه طه فهمید که در هر مکان مقدسی که وارد شدیم مثل مسجد و مرقد اهلبیت یا جایی که خون شهید ریخته شده بهتر و بعضی جاها واجب است پابرهنه باشیم. «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى».
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی را اگر کسی مدح و ستایش کند اثری در آنها ندارد. کسی مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- را در مقابل خودش مدح کرد حضرت در حکمت ۹۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَعْلَمُ بِی مِنْ نَفْسِی وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْهُمْ. اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا یَعْلَمُونَ». خدایا نسبت به من از من داناترى و من به خودم از آنان آگاهترم، خدایا ما را بهتر ازآنچه دیگران گمان مىبرند، قرار بده و آنچه را که درباره ما نمىدانند نادیده بگیر و بیامرز. امام -علیهالسلام- به ما تعلیم دادند که چگونه نفس خودمان را بشکنیم و در مقابل تعریف دیگران که موجب عجب و خودپسندی میشود ادب کنیم؛ و چقدر زیبا بعدازآنکه خود را میشکند از خداوند درخواست میکند درجه نیکیاش را بیشتر ازآنچه دیگران فکر میکنند بالا ببرد؛ و عیبهایی که نمیدانند را بیامرزد. در روایات زیادی داریم که تعریف و تمجید کردن از کسی در مقابل خودش کار پسندیدهای نیست و تعبیر کردهاند وقتی از برادرت در مقابل خودش ستایش میکنی کان دستور کشتن او را دادهای. اگر هم تعریفی هست بایدمحدود و در حد ظرفیت فرد باشد.
تأسیس تاریخ در اسلام در زمان خلافت خلیفه دوم و با مشورت امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در سال ۱۶ هجری صورت گرفت. مبدأ تاریخ را هجرت پیامبر و اولین ماه را هم محرم قراردادند. ۱۰ شهریور اول محرم و آغاز سال ۱۴۴۱ قمری است. چون در جاهلیت جنگ در این ماه حرام بود نام این ماه را محرم گذاشتند. امام رضا علیهالسلام فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته میشد و در آن نمیجنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان وزنان ما را اسیر کردند و خیمهها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر را درباره ذریهاش رعایت نکردند.
چقدر جاهلتر از جاهلان اولیه بودند. ماه محرم از جهات مختلف پراهمیت است. ماهی است که عواطف و احساسات مردم را برای حضور و مقابله با دشمنان به جهت حفظ کیان دین و اسلام به هیجان میآورد. لذا در همه برنامههای محرم، باید دو عنصر روشنگری و تهییج احساسات باهم لحاظ شود و اگر یکبعدی باشد ضرر دارد و نتیجهای که باید گرفته شود نخواهد شد. انقلاب اسلامی به برکت قیام امام حسین -علیهالسلام- توانست اسلام ناب محمدی را احیاء کند. تعالیم و احکام ناب الهی را مثل جهاد و مبارزه با دشمنان و مستکبرین، استقلالطلبی، آزادیخواهی، حفظ تمامیت ارضی و امثال ذالک را در متن زندگی مردم قرار دهد؛ و اتفاقاً استعمارگران و سلطه جویان مثل آمریکا و انگلیس و اسرائیل تحمل نکردند و بودجههای کلان تخصیص دادند تا جلوی این مسیر گرفته شود. تا موج اسلامگرائی که معارضه با هستی و حاکمیت آنان دارد و کشورهای منطقه را گرفته، خاموش کنند؛ اما تا حالا نتوانستند منبعد هم نخواهند توانست. لذا سازمانهای جاسوسی این کشورها شروع کردند به نفوذ در مراسم و محافل عزاداری تا فرهنگ محرم، عاشورا، جهاد و شهادت را از مردم بگیرند و یکی از مهمترین و مؤثرترین راهها را نشر خرافات و بدعتها در این مراسم پرقدرت و کارساز قراردادند والان جزو دستورات رسمی آنهاست. باید مواظب بود در دام خرافه و بدعت نیفتیم. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «هیچ بدعتی نهاده نشد مگر آنکه سنتی ترک شد. پس از بدعتها بپرهیزید و راه روشن را در پیش گیرید. چیزی مانند بدعتها دین را ویران نکرده است». رسول خدا فرمودند: «وقتی بدعتها در میان امت پدیدار شد بر عالم است که علم خود را آشکار کند پس هر کس چنین نکند لعنت خدا بر او باد». اگر عالمی بدعتی را میبیند و سکوت میکند طبق این فرمایش پیامبر خدا مورد لعنت خداست. علی -علیهالسلام- فرمودند: «بدعتگذاران کسانی هستند که بافرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت میکنند و بر اساس رأی و گرایشهای خود عمل میکنند هرچند شمارشان بسیار باشد»؛ یعنی معلوم میشود بعضی وقتها دایره بدعتگذاران جمعیت زیادی خواهند بود ولی باید با آنها مبارزه کرد. شما الآن ببینید همین مسیر عزاداریهای ما چقدر مسیرش منحرفشده است در بعضی از بخشها.
دوستان توجه داشته باشید. هر چیزی که از عظمت کربلا و اهل آن، حرمت و آزادی کربلا و اهل آن، از استقلال و عزت کربلا و اهل آن کم کند، خلاف مسیر کربلا و اهلبیت عصمت و طهارت است. امام حسین -علیهالسلام- به اهلبیت خود فرمود «در این سفر کاری کنید که عظمت و حیثیت شما محفوظ باشد». بعد ما کاری کنیم که کل آن عظمت زیر سؤال رود. کاری نکنیم که این عظمت کم شود. خوب است به سبک زندگی امام حسین که با مسائل جاری و مبتلابه جامعه منطبق است پرداخته شود. مثل بحث امربهمعروف و نهی از منکر که حکومت اسلامی از مصادیق معروف در عصر حاضر است. تضعیف و ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامی از مصادیق منکر است. حالا بعضی وقتها میبینیم که یک عده مناسک سازی میکنند. شب تاسوعا و عاشورا اعتکاف میگیرند. باید بیایی در خیابان. باید بزنی بر سر و سینهات. باید اهل تظاهرات باشی. اعتکاف جا و وقت دارد. به اسم کار پسندیده یک عده را درجایی جمع کنیم، آنهم نه در مسجد، در یک محلی! این مناسک سازی خلاف است. عَلَم خلاف است. مجسمههای روی آن به چه معناست؟ تیغههای آن به چه معناست؟ علمی که گفته شد منظور پرچم است که خواهم گفت.
امام حسین تمام هدف قیام خود را امربهمعروف و نهی از منکر میداند. یا بحث عفاف و حجاب و غیرت که در کربلا غوغاست. به اینها بپردازیم. زینب کبرا و خاندان امام حسین -علیهالسلام- الگوی حجاب و عفاف هستند. اهلبیت امام و همراهانش در عین مشارکت در حماسه عظیم کربلا و ادای رسالت بزرگ و حساسی که ازنظر اجتماعی بر عهده داشتند، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه شدند. من دهها مورد درباره حجاب و عفاف درحرکت امام حسین را یادداشت کردم. در روز عاشورا و در کربلا. در کلمات امام حسین، در کلمات اصحاب، در کلمات بنیهاشم، در کلمات زینب کبرا.
پیامهای عاشورا برای عرصههای مختلف امروز جامعه ما را بررسی کنید، بدرد میخورد. گذشته از آموزههای اخلاقی و عرفانی فراوان از مواسات و ایثار و آزادگی و صبر و توکل و رضا و تسلیم بگیرید تا مسائل اجتماعی و سیاسی مثل عمل به تکلیف، استکبارستیزی، تن به ذلت ندادن، عزت مدار بودن که به درد دولتمردان و سیاسیون میخورد که دست در دست امام حسین -علیهالسلام- بگذارند که سفینه نجات است و انقلابی عمل داشته باشند. دل به دشمن نبندند و بیشتر از این برای کشور هزینه نسازند و مردم را مأیوس نکنند. رهبری فرمودند مذاکره تعطیل! مذاکره را با دولت فعلی آمریکا سم مضاعف خواندند. چرا برخلاف حرکت میکنید؟ خوب است که میبینید هنوز کلامتان منعقد نشده جوابتان را با گستاخی و بیادبی میدهند و به مردم هم توهین میکنند. رئیسجمهور فرانسه و آمریکا توهین کردند. بعضی از مقامات آمریکایی هم توهین کردند. ایران را بزرگترین دولت حامی تروریسم دانستند. ادعا میکنند که با مذاکره میخواهند مردم را نرمال کنند. یکمشت آدم آنرمال میگویند با مذاکره میخواهیم مردم را نرمال کنیم. شرط مذاکره را دست برداشتن از فعالیتهای انقلابی دانستند. بعضی وقتها هم دیده میشود آقایان در صحبتها و حرفها و مصاحبهها و اظهارنظرهایشان به دشمن جهت میدهند. طوری القاء میکنند که عملکرد آنها اثر خودش را نسبت به ایران کرده؛ و بهجای اینکه از موضع قدرت سخن بگویند منفعلانه حرف میزنند. باید گامهای جدی بعدی در مسائل جاری مثل برجام که مطرح بود برداشته شود. وقتکشی بههیچوجه صلاح نیست. وقتی میبینیم غرب و اروپا به چه کنم چه کنم افتاده در رابطه با ایران باید مقتدرانهتر عمل کرد. توهین آمریکا هم جوابش همین است که میدهید. مرگ بر آمریکا
چرا اجازه میدهید به ملت رشید ایران اینگونه اهانت شود؟ نسبت به دشمن خوف نداشته باشید. کربلا دانشگاه است. ایکاش در این دانشگاه درسخوانده و فارغالتحصیل شده بودید. در تاریخ ۱۲ شهریور سال گشت شهادت رئیسعلی دلواری است که در این مکتب رشد کرد و فارغالتحصیل شد. در تاریخ حماسهها و مبارزهاش با استعمار را ملاحظه کردهاید. روز شهادتش شد روز ملی مبارزه با استعمار. تمام شراشر وجودی او را امام حسین –علیهالسلام- گرفته بود. کسی که در مکتب امام حسین بزرگشده باشد تلاش میکند اسلام سربلند و عزیز شود. احکام نورانی آن به اجرا درآید ولو در این راه به شهادت برسد. یک فارغالتحصیل دانشگاه کربلا شهید حججی است که دیدید چه عزتی برای خودش و کشور به وجود آورد. آنوقت آقایان بااینهمه تأکیدات اسلام و حسین و نظام باز عزت سوزی میکنند. دشمنان ما خیلی از رهروان این مکتب را ترور کردند. ۸ شهریور دفتر نخستوزیری منفجر شد و رجائی و باهنر مظلومانه به شهادت رسیدند توسط منافقین تروریستی که دستپرورده کشورهای تروریست پرور بودند. روز شهادتشان شد روز مبارزه با تروریسم. اسلام بهشدت با ترور مخالف است و هرگز اقدام تروریستی هم ندارد. جریان مسلم بن عقیل را شنیدهاید که در خانه هانی پشت پرده میتوانست ترور کند و شاید جریان تاریخ کربلا را عوض کند ولی نکرد و از نهی اسلام از این کار خبر داد. ایکاش روش و منش شهید رجائی و شهید باهنر برای دولتها واقعاً الگو بود. حرفش را میزنند و میزدند اما عمل کمتر دیده شد. صداقت، سختکوشی، ساده زیستی، پرکاری، دغدغه مندی نسبت به مستضعفین، فرار از اشرافی گری، وارد میدان شدن و عمل کردن، دلسوز مردم بودن و هرگز برای فرار، کمکاری خود را به گردن دیگران نیانداختن در مشی شهید رجایی. باهنر مشهود بود. نگفت اختیاراتم کم است و یا اختیار در دست دیگری است. گاهی حرف هائی زده میشود که در شأن نیست. کدام دستگاه از دولت حمایت نمیکند بگوئید تا مردم هم بدانند و تکلیفشان را با آن دستگاه روشن کنند. همه دستگاهها از دولت حمایت میکنند. امام حسین -علیهالسلام- با فساد مبارزه کرد. همه باید در این مسیر حرکت کنیم. امروز حرکتی که شروعشده به فضل پروردگار را زیر سؤال نبریم بهجای حاشیهسازی کمک کنیم. اتفاقاً این حرکت به نفع نظام و دولت است. مطلب خوبی را رئیسجمهور مطرح کردند که «یکی از وظایف بزرگ دولت مبارزه با فساد و رانت در کشور است و باید مدیران و دولت از طریق شفافیت، سلامت اداری و توسعه دولت الکترونیک جلوی فساد در کشور را بگیرند، با بگیروببند فساد از بین نخواهد رفت. با دادگاه و دستگاه قضایی، فساد از بین نمیرود بلکه دستگاه قضایی آخرین مرحله است». این حرف خوبی است؛ و در این زمینه مطالبی فرمودند؛ اما بحث اینجاست که چه وقت باید این کار بشود؟ شما چکار کردید برای این نظارت؟ مدت طولانی گذشته است ۶ سال گذشته است؛ و این شفافیت و عملکرد روشن دیده نشد. مسئله حقوقهای نجومی که مورد تأکید رهبری بود حل نشد. آیا با نظارت و به خاطر حراست از بیتالمال به نجومی بگیر گفته میشود سرمایه نظام؟ موارد فراوان است. لذا مسئله نظارت بهدقت انجامنشده است والا تخلفات از بین میرفت و یا کم میشد. پس به فرموده خود شما امروز دستگاه قضائی بهموقع وارد عمل شده است. شما که لرزیدن دل مدیران را میبینید و برنمیتابید، چطور تکانههای شدید اقتصادی در زندگی تودههای مردم را توجه نمیکنید و برای آنان اقدام عاجل ندارید؟ بهعلاوه مگر دستگاه قضا کسی غیر از متخلف و یا متهم به تخلف را گرفته؟ قطعاً شواهدی بوده که بررسی میکنند اگر بود نگه میدارند اگر نبود آزاد میکنند. باید گرفت بررسی کرد اینکه ناراحتی ندارد. تخلفی نداشت رها میشود. امت حزبالله و دلسوزان نظام و انقلاب از دستگاه قضائی میخواهند که تردید نکنید و از حاشیهها نترسید تا خدا و حمایت مردم را به همراه دارید باصلابت تمام و محکم دستِ مفسدان اقتصادی، ویژه خواران، رانتخواران، ژنهای خوب و خائنان به بیتالمال را کوتاه و قطع کنید.
ماه محرم که در پیش است مراقب چشمانمان باشیم. چشمهایی که برای حسین اشک میریزد را مواظب باشیم به گناه آلوده نشود. طهارت چشم را حفظ کنیم. باعاطفه با آرمانهای امام حسین آشنا بشویم و باجان خودمان عجین کنیم. ماه محرم ماه شکست ابرقدرتهاست. تا میتوانید پرچم سیاه و قرمز بلند کنید. بهجای اینکه علم بکشید پرچم به دست عزاداران بدهید. توصیه میکنم تجربه کردم که دستههای عزاداری ۲ هزار نفر هزار نفر پرچم سیاه و قرمز دست بگیرند خودبهخود اشک از چشم انسان جاری میشود. پرچمهای عاشورا را علامت نزدیک شدن روز انتقام مظلوم از ظالم که برافراشته شده قرار دهید.
روز دوم محرم در این هفته است. روزی است که امام حسین وارد کربلا شد. سؤال کردند که اینجا کجاست؟ گفتند اینجا نینواست. گفت اسم دیگری ندارد؟ گفتند میگویند غاضریه. گفتند اسم دیگری ندارد؟ گفتند صحرای طف. گفتند اسم دیگری ندارد؟ گفتند کربلا. حضرت پناه بردند به خدا از این سرزمین و بلاهایی که نازل میشود. بعد شروع کردند و گفتند که بارانداز کنیم. اینجا خیمه علیاکبر را بزنید… جمعیت جمع شد. چند هزار نفر جمع شدند برای مقابله با پسر پیغمبر؛ و در روز عاشورا واقعهای که دل عرشیان را به لرزه درآورد و ملکوتیان را ناراحت کرد واقع شد.
نکته استانی: چون به من نسبت دادند هفته گذشته باید توضیح بدهم. مسئله ایستگاههای صلواتی است که باید توجه داشته باشید ما باید از امام حسین غیر از شور و هیجان و آه، فرهنگش را یاد بگیریم و گاهی با مشغول کردن ما به کارهای بیثمر و بیریشه اصل موضوع را خراب مکنند و اثر اصلی را هم از بین میبرند. خیمه امام حسین که زده میشود باید فکر و فرهنگ و اندیشه و سبک زندگی امام حسین ترویج شود. این ایستگاهها باید دکههای فرهنگی بشود، مرکز توزیع محصولات فرهنگی باشد. لذا باید جانمائی کرد درجاهای مهم و اثر گزار برپا کرد و درثانی معلوم باشد که چه کسانی برپا کردهاند. آیا صلاحیت لازم رادارند؟ یعنی کسی مسئولیت آن را بپذیرد که اگر خداینکرده اتفاقی افتاد، کسی پاسخگو باشد؛ بنابراین در شورای امربهمعروف و نهی از منکر تصمیم گرفته شد که باید بروند و مجوز لازم را بگیرند. کسی هم که مجوز را میگیرد اجازه برپایی ندهند. بهعلاوه معضلات و مفاسدی که خود این کار دارد بااینهمه فرهنگی که بهاندازه وسع امروز تعدادی از آن را برای شما گفتم در این ایستگاه صلواتی غیر از مزاحمت و راهبندان برای دیگران و بعضی از مسائل که خداینکرده پیش میآید چه چیزی به مخاطب اضافه میشود؟ در چند نقطه باشد مثل جلوی درب هیئات که میخواهند پذیرایی کنند و الا امام حسین برای حرکت است، ایستگاه نمیخواهد. ایستگاه یعنی محل ایستادن. امام حسین برای حرکت است باید حرکت درست کرد. این هم یکی از چیزهایی است که در شهرها اول یکی دو تا درست شد بعد الآن میبینید که مساجد تعطیل میشود، هیئتها، تکایا و حسینیهها تعطیل میشود، دلخوش میکنند به یک ایستگاه و میگویند خوب وظیفهمان را برای امام حسین انجام دادیم. اینطور نیست. به عزاداریهای سنتی برگردیم. عزاداری سنتی است که انقلاب درست میکند. عزاداری سنتی است که جلوی مفسده را میگیرد. عزاداری سنتی است که مسئول بیعرضه را عرضه دار میکند. به عزاداری سنتی بپردازید. اشعاری که در عزاداری سنتی بود روح انسان را جلا میداد و به انسان حرکت میداد.
نکته دوم: یکی از شگردهای نفوذ فرهنگی تغییر در رفتار و ظاهر است که با قاچاق لباس و پوشاک این هجمه سازماندهی میشود. پس باید جلوگیری کرد، به مغازهها اخطار لازم داده میشود با آنها هم برخورد میشود اما با دستفروشانی که این نوع کالاها را عرضه میکنند و معمولاً هم انبوه و با گستردگی کار میکنند که معلوم هست از اقشار کمدرآمد هم نیستند. بعضی از اقشار کم درامد دستفروشی میکنند و آنها باید سازماندهی شوند. برای آنها جا تهیه کرد و آنها را تحت پوشش قرارداد. با آنها کاری نداریم. کسانی را میگویم که دارند هجمه دست میکنند. پریشب رفتم خودم از نزدیک دیدم. آن حجم چندمیلیونی جنس برای دستفروش نیست. بعد با آن نحوه ارائه که آن چیزهایی است که داریم دائم با آن مبارزه میکنیم. مانتوهای خلاف عفت که در فروشگاهها جلوی آن گرفته میشود اما در خیابان عرضه میشود. متأسفانه الآن هم به پلیس اتهام میزنند که اقدام نمیکند هم به شهرداری که به آنها کمک میکند درحالیکه آنها کارشان را میکنند. ولی در مقابل قلدری میکنند. به نظر باید زودتر رسیدگی کنید.
نکته انتخاباتی: دو مقوله اقتصاد و فرهنگ از مباحث مهم کشور است که باید دغدغه کسانی باشد که قصد کاندیداتوری رادارند. باید باور داشته باشند در جنگ اقتصادی هستیم و چارهای هم جز سیاستهای ابلاغی رهبری در اقتصاد مقاومتی نیست؛ و همچنین باید برای جمع شدن ولنگاری فرهنگی که وجود دارد طرح و برنامه داشته باشد و مثل بعضیها نگوید بهشت رفتن به ما مربوط نیست. رهبر معظم انقلاب دربیانی فرمودند: نماینده باید به فکر معیشت و فرهنگ مردم، دنیا و آخرت مردم باشد. پایبند به اقتصاد مقاومتی باشد و برای پیشرفت نگاهش به بیرون مرزها نباشد. |
| 1398/6/1 | 1398/6/1قدرت موشکی و منطقهای ایران قابلمذاکره نیست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه217
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا در همه حال رعایت ادب را میکنند و از حدود الهی تجاوز نمیکنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «برترین ادب، آن است که انسان در حد خود بماند و از اندازه خویش تجاوز نکند». حتماً موارد زیادی دیدهاید که افراد رعایت حد خود را نمیکنند و در مسائل مختلف و امور گوناگون که به آنها مربوط نیست و تخصص لازم را ندارند وارد میشوند و معمولاً خرابی به بار میآورند و مشکلاتی را برای آن مجموعه به وجود میآورند. بحث راجع به ادب بود و خیلی خلاصه با توجه به روایات اهلبیت -علیهمالسلام- به بعض حدود بحث پرداختم؛ و به بعض موارد که در قرآن کریم مطرح است اشاره کردم. در ادامه به بعض نکات راجع به ادب باخدای تعالی اشاره میکنم. ادب مع الله.
امام جواد -علیهالسلام- میفرماید: هرگاه دو نفر را مقایسه کنیم آنکه ادبش بیشتر باشد نزد خداوند برتر است. سؤال شد یا بن رسولالله ادب با مردم را میدانیم وبرتری آن برایمان واضح است اما ادب باخدا چگونه است؟ حضرت فرمودند: قرآن را تلاوت کند آنگونه که نازلشده است. احادیث ما را روایت کند آنگونه که ما گفتهایم و خدا را بخواند بدون اینکه از خدا طلبکار باشد (و خود را مدیون خدا بداند). روایتشده خداوند متعال در بعض کتب آسمانیاش میفرماید: ای بنده من آیا سزاوار است وقتی با من سخن میگویی به چپ و راست نگاه میکنی؛ (دیدهاید بعضیها موقع نماز و دعا و قرآن حواسشان نیست) درحالیکه اگر بندهای مثل خودت با تو سخن بگوید و اینگونه رفتار کند رهایش میکنی. (شما وقتی باکسی صحبت میکنید اگر او اینطرف و آنطرف را نگاه کند و به موبایلش نگاه کند و حواسش نباشد رهایش میکنید) بنده من آیا این ادب است که وقتی با برادرت سخن میگویی به او توجه کنی و چقدر ادب را رعایت میکنی؛ اما با من اینگونه نباشی، پس چه بد بندهای است بندهای که اینگونه باشد. ادب باخدا یعنی توجه تام باشد که در نماز جلوه دارد.
خیلی خوب است به ادب انبیاء الهی که در قرآن قسمت هائی از آن بیانشده توجه کنیم. مثلاً حضرت ابراهیم -علیهالسلام- در آیه ۸۰ از سوره مبارکه شعراء به خدای تعالی عرض کرد: «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفین» وقتی من مریض شدم خدا مرا شفا میدهد. نگفت وقتی مرا مریض کردی پس شفایم بده. مریضی را به خودش نسبت میدهد و خدا. یا در آیه ۲۳ سوره مبارکه اعراف به گفتگوی حضرت آدم و حوا اشاره میکند که به خدای تعالی عرضه داشتند: «قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرین». گفتند پروردگارا ما بر خود ظلم کردیم و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلّماً از زیانکاران خواهیم بود. در مقابل خدا باید بدیها را به خودمان نسبت دهیم که ادب است. اینها ادب انبیاء الهی است که مودب به ادب الهی هستند. میتوانید یادداشت کنید و در زندگی به کار ببرید. ولی شیطان لعین این موجود بیادب ناشکر ببینید در آیه ۱۶ از سوره مبارکه اعراف چگونه سخن میگوید: «قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم». خدایا چون مرا گمراه کردی من هم در مسیر و صراط مستقیم بندگانت قرار میگیرم و آنها را به انحراف میکشانم. گمراهیاش را به خدا نسبت میدهد.
یکی از موارد ادب، وقت تلاوتِ قرآن است و آن استعاذه به خدای تعالی از شیطان رجیم است؛ یعنی ادب تلاوت قرآن این است که از گزند وسوسههای شیطان خود را در دامن و پناه خدای تعالی قرار دهیم. چون شیطان با نیرنگها و ترفندهای متعددی که دارد راه فهم انسان را میبندد و هر دامی، حجابی بر فهم انسان است که به مفاهیم بلند قرآن نرسیم. لذا در آیه ۹۸ سوره مبارکه نحل فرمود: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم». به خدا پناه ببر که دریافتهایت از آیات قرآن از شر شیطان در امان بماند.
گاهی دیده میشود برای تنبیه و ادب کردن افراد از ضرب و شلاق و امثال ذالک استفاده میشود یا استفاده میشد. این کار برخلاف دستور قرآن کریم و اهلبیت -علیهمالسلام- است. چون روش تربیتی خدای تعالی این است که حیاء و عفت در اشخاص تقویت شود و به این وسیله مودب به آداب باشند. بله اگر انواع تعالیم اثر نکرد و شخص اصرار برخلاف داشت و دیگر راهی نبود؛ آنوقت با شرایطی برای تأدیب فرد میتوان از شلاق و تنبیه و زندان و تا نهایتش هم کمک گرفت اما ابتدائا ضرب نداریم. لذا در تعلیمی قرآنی در آیه ۱۴ از سوره مبارکه علق فرمود: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى». آیا انسان نمیداند که خدا او را میبیند؟ همین آیه را اگر توجه کنیم معصوم میشویم؛ یعنی دائم بدانیم خدا ما را میبیند. این عبارت دعوت به ادب حضور میکند؛ و انسان را با حیاء بار میآورد. این تنبیه اخلاقی و معرفتی است. او را متوجه تربیت الهی میکند که با حیاء باش. حتی در خلوت هم به کاری که خدا راضی نیست مشغول نباش. مثلاً جزو آداب است و ادب خلوت است که مثلاً در حمام کاملاً عریان نباشید و لنگی به خودتان بسته باشید. لذا در تعالیم اسلامی میفرماید ضرب و شتم نمیخواهد با همین آیه میفهمد که چه کند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: «إِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالْأَدَبِ وَ الْبَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ». عاقل با موعظه ادب میشود؛ و بهایم جز با ضرب ادب نمیشوند. قرآن کریم را آیاتش را با دقت بخوانیم و دستوراتش را موردعنایت قرار بدهیم روحمان به کمالات عالیه میرسد. آنوقت ببینید کسانی که اینهمه خطا میکنند، خطای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اصلاً این آیه را ندیدند که خدا آنها را میبیند. ادب مع الله در این است که انسان در همه حال و لحظات، چه در خلوت و چه در جلوت خود را در محضر او ببیند؛ و بداند که هیچکدام از اعمالش از دید خدای تعالی مخفی نیست و نمیتواند چیزی را مخفی کند. دو نمونه قرآنی بیان کنم. در آیه ۵۴ سوره مبارکه احزاب فرمود: «إِنْ تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیما». اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان کنید یقیناً خداوند بر هر چیزی داناست. الآن نشستید به کسی فکر میکنید. آیا میتوانید آن را از خدا مخفی کنید؟ شاید از شخص کناری مخفی بماند اما از خدا مخفی نیست. در آیه ۱۹ سوره مبارکه غافر فرمود: «یَعْلَمُ خائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُور». او گردش چشم هائی را که به خیانت مینگرد و آنچه را سینهها پنهان میدارند میداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین هر مصیبتی را وسیله کمال و رشد خود میدانند و در هنگام مواجه با مصیبتها از خدای تعالی غافل نبوده به خداوند پناه میبرند. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- وقتی شنید که مردی میگوید «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» در حکمت ۹۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «وَ قَدْ سَمِعَ (علیهالسلام) رَجُلًا یَقُولُ: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. فَقَالَ: إِنَّ قَوْلَنَا؛ إِنَّا لِلَّهِ إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْمُلْکِ وَ قَوْلَنَا؛ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْهُلْک». گفتار ما؛ انّا للّه، اعتراف ما بر آن است که ما مملوک خداییم و گفتار ما؛ و انا الیه راجعون اعتراف بر فنا و بازگشت ما در رستاخیز است. مطلب روشن است و احتیاج به توضیح اضافهای ندارد که همگی باید این مسیر را طی کنیم و در طول شبانهروز هم فراموش نکنیم که از پس امروز بود فردایی؛ و فردا را که باغی پر از روح و ریحان است یا خداینکرده خار و حنظل، ما امروز خودمان میسازیم. همین حالا عدهای از ما درخت میوهدار و شیرین و پرثمر را آب میدهند برای فردای خود راحتی درست میکنند و عدهای خار آب میدهند یا میوه حنظل. ما باغبان باغ خودیم ببینیم که چه باغی را آبیاری میکنیم؟ باغ پر گل یا باغ پرخار!
دو واقعه مهم تاریخی در روزهای پایانی ماه ذیالحجه اتفاق افتاده است که هرکدام به تنهائی قابلبحث مفصل و گفتگو است. داستان مباهله در ۲۴ ذیحجه و البته انگشتر دادن امیرالمؤمنین در حال رکوع هم در همین روز در سال دیگری بوده؛ و نزول سوره مبارکه دهر در ۲۵ ذیحجه در شأن اهلبیت علیهمالسلام که آن را روز خانواده گفتند. در سالهای پایانی عمر شریف رسول خدا (البته اقوال مختلف است اما چون قبل از غدیر واقعشده و غدیر در سال دهم بود قول سال نهم هجری به نظر قوتش بیشتر باشد). هیئتی از مسیحیان منطقه نجران به مدینه آمدند و با حضور در مسجد پیامبر، با آن حضرت به بحث و گفتگو پرداختند و باآنکه حق برای آنها آشکارشده بود از روی عناد و لجبازی آن را نپذیرفتند درنتیجه رسول خدا مأمور شد به آنها پیشنهاد مباهله بدهد. (مباهله وقتی است که استدلال و حکمت و موعظه و جدال احسن اثر نکند آن موقع کار به مباهله میشود) بهاینترتیب که رسول خدا و رئیس گروه نجران عزیزترین افراد خانواده خودشان را که بهمنزله جانشان است را بیاورند و در مقابل هم دیگری را نفرین کنند و لعنت خدا را برای دروغگو بخواهند و به این وسیله حق را ثابت کنند. مباهله تضرع و لابه و ابتهال است که برای اثبات حق مسلمی انجام میگیرد، گاهی برای نزول برکات است مثل نماز باران که انسان به حال ابتهال میافتد و زمانی تضرع و ناله برای از بین بردن بلایا دارد. مباهله یکی از مهمترین وقایع تاریخی و معجزه رسول خداست که نبوت رسول خدا و فضیلت اهلبیت عصمت و طهارت را ثابت میکند و متأسفانه مثل غدیر با بیتوجهی و کمکاری فراموششده است. این را بدانید که مباهله جایگاهش در کنار غدیر است همانقدر که غدیر اهمیت دارد مباهله هم اهمیت دارد. جایگاهش بسیار جایگاه رفیعی است. فریقین درباره وقوع آن اختلافی ندارند. شاید در سالش بعضی نهم یا دهم یا ششم بگویند اما در روزش و نحوه اتفاقش مورخین و محدثین همه اتفاق دارند. زمخشری از علماء اهل سنت که معتزلی مسلک است در ذیل آیه مباهله گفته است: این جریان دلیل قوی است بر فضیلت اصحاب کساء (اهلبیت). فخر رازی که اشعری مسلک است هم بعد از نقل جریان میگوید اهل تفسیر و حدیث بر صحت آن اتفاق دارند. در صحیح مسلم و بخاری که دو کتاب مهم و اصلی اهل سنت است مثل کتاب کافی و من لا یحضره الفقیه ما و به آن خیلی اهمیت میدهند، در آنجا هم بیانشده. ائمه -علیهمالسلام- در احتجاجاتشان و خود امیرالمؤمنین در محاجههایی که با دیگران داشت، برای بیان فضائل خودش به مباهله اشارهکردهاند. توصیه میکنم دوستان به آیه ۶۱ سوره مبارکه آلعمران مراجعه کنند و به تفسیر مراجعه کنند که قصه مباهله را خدای تعالی در این آیه آورده است و بسیار مهم است.
واقعه دوم، جریان سوره هل اتی است که در شان اهلبیت -علیهمالسلام- نازلشده البته آیات دیگری هم در شأن اهلبیت نازلشده اما این مورد به خصوصه جزو مواردی است که تا حدودی اتفاقنظر در آن هست. نکته اصلی که میتوان از آیات شریفه سوره دهر یاد گرفت آنجاست که فرمود: «انَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً». این آیه بزنگاه و گل این سوره مبارکه است که بالاترین جایگاه برای انسان کامل است که لوجه الله و خالص کارش را انجام دهد، نه ترس از جهنم باشد و نه شوق رفتن به بهشت. حتی به خاطر ترحّم و امثال ذالک هم نیست. لوجه الله است، آنهم «عَلَی حُبّه» بوده، «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ»، ایثار از روی اخلاص و محبت، نزد خدا قیمتی است. اهلبیت علیهمالسلام به همراه فضه خادمه در آن روز این آیه در شأنشان نازل شد. چون وجه خدا همیشه باقی است و زوال ندارد؛ عملی که برای خدا باشد باقی و اثرگذار است. بههرتقدیر اخلاص در عمل داشتن و فقط خدا را دیدن و توجه به امور دیگر نداشتن کار سختی است؛ اما راه رسیدن به این مقامات بسته نیست و با تلاش و توجه و مراقبت میتوان رسید و مشمول آیه شریفه شد که «انَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ» کار را انجام دهیم. این راه برای ما بسته نیست. خدای تعالی توفیق رسیدن به این مقامات به همه ما عنایت بفرماید.
روز نزول این آیه شریفه را روز خانواده نامیدند تا از خانواده تکریم شود. انشاءالله جشن بزرگی را دوستان تدارک دیدهاند، مسائل مختلفی را که مربوط به خانواده است در آن در نظر گرفتهاند که شرکت خواهید کرد و بهره خواهید برد. نمایشگاهی هم در کنار این مراسم برقرار خواهد بود. البته همه اعضای خانواده باهم بیایید حتی اگر فرزندان کوچکی دارید، فضاهایی را آماده کردهاند که مشکلی نباشد.
خانواده ازنظر اسلام مهم است و البته مورد طمع دشمن است و با عناوین و ترفندهای مختلف برای از کار انداختن قابلیتهای خانواده کار میکنند. بهخصوص بانوان را مورد هدف قرار دادهاند چون رکن اصلی خانه زن است. زن نه بهعنوان کارگر و خدمتگزار، بلکه بهعنوان کانون عاطفه که بامحبتش، محور پیوند صمیمی اعضای خانواده است. اگر زن در خانه نباشد محیط از محبت، نشاط، آرامش و حتی امنیت خالی میشود. به خانواده در دنیا نگاه کنید. تقریباً در همهجا که مسلمان نیستند با بحران مواجه شدهاند و ریشه این بحران برمیگردد به آزادیهای برخلاف فطرتی که خدای تعالی برای زن و مرد قائل شده. در خلقت خدا و مسیری که خدای تعالی ترسیم کرده دستکاری کردند. آنچه خالق بشر فرمود را کنار گذاشتند و با تفکرات ناقص بشری قصد اداره بشر رادارند، خب جواب نخواهد داد. غیر از اسلام کسی حرف قابل قبولی برای استحکام خانواده ندارد. نگاه اسلام بسیار رفیع است به ارکان خانواده بهخصوص به زن. زن مظهر بعض صفات الهی ست. دنیای غرب او را تا حد صفات شیطانی پائین آورد و با تبلیغات به او قبولاند که شیطانصفت باش و شیطانی عمل کن و متأسفانه بعضی هم پذیرفتند و خانواده را متلاشی کردند. مگر خداوند ربالعالمین نیست؟ یعنی پرورش و تربیت عالم به دست خداست. همین وظیفه تربیت در خانه به زن سپرده شد که تربیت کند. تربیت دست زن است. مظهر این صفت الهی است. به اسم اینکه نباید زن را در خانه محدود کرد، مهمترین مسئولیتش را گرفتند و او را در بیرون از خانه مجبور کردند کارهای مردانه بکند که برخلاف فطرت و حتی فیزیک و جسم و روح اوست. بعد با اختلاط بین زن و مرد حریم را شکستند و خانواده را متزلزل کردند و از بین بردند. اسلام زن را موجود کریم میداند و کریم میخواهد، کریم صفت ملائکه است. کسی با مسئولیتهای اجتماعی بانوان مخالفتی ندارد بهخصوص در این دوره که نیاز است اما نباید وظیفه اصلی که تربیت نسل است و تدبیر و تحکیم خانواده، فراموش شود. خود بانوان باید جلودار حرکتی باشند که نگذارند جایگاهشان مورد تعرض بدخواهان قرار گیرد. چرا در اسلام تبرج حرام است؟ یعنی انسان خودش را شبیه برج کند. (برج از دور دیده میشود. بعضی خانمها کاری میکنند که از دور دیده شوند به این میگویند تبرج) چون اولش گناه است و آخرش نابودی خانواده. وقتی خانواده نبود، دیگر تمدن و کشوری هم نخواهد بود. اینکه روی حفظ حجاب تأکید میشود، ریشهاش اینجاست، مقدمه تخریب خانواده است. ولو بعضی نمیفهمند و یا خود را به نفهمی زدهاند. وضعیتی که امروز در خیابانهای این شهر خودمان و جاهای دیگر دیده میشود طبیعی نیست و قطعاً مقدماتی طی شده، از طراحی لباس و بیتوجهی به ورود کالا بگیرید تا بیتوجهی مسئولین و نقشههای دشمن.
من خیلی خوشحالم از اینکه چند سال است لااقل از همین تریبون تکرار میکنم که دستگاهها اگر به وظائف قانونیشان عمل کنند قسمت زیادی از وضعیت حل میشود که بحمدالله مورد تائید قرار گرفت. شما در سخنان رهبر معظم انقلاب با هیئت دولت بود که ایشان هم اشاره فرمودند به همین نکته که دستگاهها باید کارشان را درست انجام دهند؛ که اشاره به اقدامات سازمانیافته ضد فرهنگی و ضد ارزشی برای نفوذ در تولیدات فرهنگی مثل هنر، سینما، کتاب و تئاتر برای از بین بردن دین و اخلاق و اینکه باید از دستگاههای حکومتی و مدیران، کار را شروع کرد؛ و از دستگاههای مربوطه بهخصوص اطلاعاتی مطالبه کردند که ورود داشته باشند. نمیشود هر کس هر جور دلش خواست رفتار کند باید طبق ضوابط عمل کرد. گاهی به اسم شرکت خصوصی و یا بیمارستان خصوصی به همه ارزشهای دینی و انقلابی اهانت میکنند. اگر در این کشور هستید و دارید اینجا زندگی میکنید باید ملتزم به قوانین هم باشید و احترام بگذارید. بیمارستان و مطب و بانک و شرکت که دیگر حریم خصوصی نیست. در مرئی و منظر مردم است. اینکه میگویند ما خصوصی هستیم هر غلطی دلمان بخواهد میکنیم که نمیشود. باید به موازین و قوانین نظام اسلامی پایبند بود تا بتوانند به کارشان ادامه دهند. لذا دستگاههای نظارتی به این مسئله ورد کنند. صداوسیما باید در قصه فیلم و سریال هائی که تولید میکند دقت بیشتری داشته باشد. بعضی از اینها قصهها قطعاً ربطی به جامعه ما ندارد و بیشتر راه غلط نشان میدهد؛ و با مدت طولانی یک سریال به خورد مخاطب میدهد که کشور و جامعه به چنین معضلی دچار است؛ که خلاف است. دائم قتل و بزه و تخریب و … من مقیدم که دنبال کنم بعضی فیلمها را ببینم چگونه است. در ماه مبارک امسال دقت کردم فیلمها یا داشتند میکشتند یا دروغ میگفتند. اینها خلاف و نفوذ است. وظیفهداریم به جامعه امید بدهیم، این را رهبری و بزرگان از ما خواستند همه باید باهم در این مسیر حرکت کنیم. فیلم و سخنرانی و کتاب و همایش و نمایش هر چه که هست باید امیدوارکننده باشد.
۲ شهریور آغاز هفته دولت است. تشکر از تلاشها و خدماتی که به مردمدارند در این هفته مرسوم است. در دیدار با رهبر معظم انقلاب نکات قابلتوجهی را ایشان فرمودند: اولاً قدرشناس مسئولیت خود باشند و از فرصت خدمت به مردم استفاده کنند و آخرت خود را آباد کنند. این بسیار نکته مهمی است. همین را اگر نصب العین قرار بدهند همه نهفقط دولت، دولت به معنای دولت اسلامی که یعنی قوه قضائیه قوه مجریه قوه مقننه به این توجه کنند خیلی از مسائل آباد خواهد شد و کار درست میشود. تأکید مجدد ایشان بر تولید داخلی بهعنوان کلید اصلی حل مشکلات موجود کشور؛ و اینکه دشمن دیگر کاری به اقتصاد ندارد و تمامشده است و الآن به فرهنگ پرداخته که نکته مهمی بود که ایشان گفتند. تعبیر اینکه به تولیدکننده بهعنوان رزمنده جنگ اقتصادی نگاه کنیم هم مهم بود. شما میدانید در جنگ در هرجایی که هست برای هر رزمندهای که در میدان میجنگد باید افرادی در پشت جبهه خدماتی را انجام دهند. لااقل هر یک رزمنده که در خط میجنگد یازده نفر تدارک چی میخواهد و باید او را پشتیبانی کنند. وقتی آقا اینطور تعبیر میکنند که تولیدکننده را بهعنوان رزمنده جنگ اقتصادی در نظر میگیرند این تعبیر ایشان دارد تذکر میدهد که فقط نگویید باید تولید داخلی را افزایش داد باید رونق تولید داشت، بلکه وارد عمل شوید و تدارک لازم را برای تولیدکننده فراهم کنید. وقتی مسئول مربوطه در دادن مجوز و بانک در دادن و پس گرفتن وام و سرمایه و از آنطرف فراهم شدن مواد اولیه و موارد دیگر سنگاندازی میشود حرف از رونق تولید زدن لطیفه میشود. باید مقدمات را فراهم کنید؛ و نکته مهمی که فرمودند که معمولاً غفلت میشود این است که همه این تلاشها برای از بین بردن فقر و برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی است.
تأکید بر اینکه اگر تلاشها جهادی و با نیت الهی باشد تأکید مهمی است چون پربرکت و به نفع جامعه خواهد بود اگر حرکت جهادی و با نیت الهی باشد. نمونه این حرکت ساخت سامانه موشکی پدافند هوائی با برد بلند باور ۳۷۳ که همزمان میتواند ۳۰۰ هدف را شناسایی و ۶۰ هدف را ردگیری و با ۶ هدف همزمان درگیر شود؛ و این باور را به دشمن میدهد که هیچ غلطی نمیتوانی بکنی. این سامانه در کنار ایمان فرزندان رشید اسلام نفس مستکبرین و متجاوزین به کشور اسلامی را در سینه خفه خواهد کرد. حرکت عزیزان ما درست مصداق حرف رهبرشان است که از دشمن نترسیدند و با داشتههای داخلی در درون تحریمهای سخت به این قلهها رسیدند. هر جا ترس بود عقبگرد و خیانت و ذلت بود. خب وقتی سخنان رهبر معظم انقلاب به این شفافیت مطرح است چرا باز دنبال بستههای پیشنهادی میروید که رسماً از خطوط قرمز عبور میکنند و حرف رهبری را هم نادیده میگیرند و این نوع حرکات شائبه ترسیدن در مقابل دشمن را هم خواهد داشت. عرض میکنیم که پشت هر میزی که مینشینید خواسته مردم را باصلابت مطرح کنید که قدرت موشکی و منطقهای ایران، تضمین فروش نفت و برقراری ارتباط بانکی از خطوط قرمز است و قابلمذاکره نیست.
نکته استانی: تأکید دوباره بنده بر عدم بهکارگیری افراد مسئلهدار است. محکوم دادگاهها و مجرمان سیاسی و کسانی که دستگاههای امنیتی دربارهی آنان تأمل دارند در دستگاههای مختلف بهخصوص شهرداریها و دستگاههای مربوطه به کار نگیرید. تأکید دوباره!
یکی از چیزهایی که جلوه بدی دارد و باید بهسرعت رسیدگی شود چون چهره قسمتهای مختلف استان را تحت تأثیر قرار داده، عدم رسیدگی به کودکان کار است که بعضیها هم بزرگتر از کودکاند که بهصورت تکدی گری در سطح استان پخش هستند عزیزان متولی عاجلاً رسیدگی کنند. چهره شهر را و حتی اتوبان را کدر میکنند و باید توجه کرد و فکر عاجلی را برای آن داشت.
نکته انتخاباتی: شیوههای تبلیغ و معرفی کردن کاندیداها را خوب رصد کنید که از چه ابزاری برای جلب نظر و رأیگیری استفاده میکنند. از روشهای پوپولیستی، وعدههای دروغ و وعده هائی که هرگز قابلیت اجرا ندارند و قانون اجازه نمیدهد آن وعدهها را اجرایی کنند ولی میگویند. تبلیغات زودتر از موعد یکی از مواردی است که باید امتیاز منفی بگیرند افرادی که شروع به تبلیغ کردند. آنها را افراد صادقی نباید دانست. همین تبلیغات زودهنگام گاهی با حقهبازی و عوامفریبی هم همراه است مثلاً کار تبلیغی را شروع کردهاند درجاهای مختلف میروند و صحبت میکنند و کتاب میدهند و … اما وقتی به آنها تذکر داده میشود که اینها تبلیغ انتخاباتی است، چرا ورود کردید؟! میگویند هنوز تصمیم نداریم و احتمال دارد بیاییم، احتمال دارد نیاییم. خب وقتی یکطرف احتمال آمدن هست باید احتیاط کنید و حرکت انتخاباتی نداشته باشید. این موارد را خوب در نظر بگیرید تا صداقت که مهمترین مؤلفه یک نماینده است را به دست بیاورید. رهبر معظم انقلاب فرمودند «نماینده باید صادق و روراست باشد». نماینده دروغگو به درد مردم نمیخورد. |
| 1398/5/25 | 1398/5/25تحقق عدالت درگرو انتصاب مسئولین اهل مسجد است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه218
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. بحث در ادب بود و عرض کردم اهل تقوا حتیالمقدور خود را مؤدب به آداب الهی نموده و سعی میکنند همه شئون ادب را رعایت کنند؛ و گفتم حقیقت ادب دقت و ظرافت در رفتار و رعایت حدود هر عملی است با دو شرط؛ یکی اینکه آن عمل از روی اختیار انجامگرفته باشد و دیگر اینکه بر مبنای شریعت الهی باشد؛ یعنی همانکه خدای تعالی در قسمتی از آیه ۱۱۲ سوره مبارکه توبه فرمود: «… وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ…» لذا ادب با همه اقسامی که دارد؛ ادب انسان با خودش، با خانوادهاش، با جامعهاش، با همسایهاش، با کشورهای دیگر، حتی ادب مع الله، گذشته از اینکه کمالی برای انسان است، مورد رضای خدا هم هست.
امیرالمؤمنین فرمود: «الْأَدَبُ کَمَالُ الرَّجُلِ». واقعاً ادب کمال انسان است؛ و باعث میشود ارزش و اعتبار انسان بالا برود. همانطور که فرمود: «ای مؤمن این دانش و ادب قیمت جان توست. پس در فراگرفتن آن دو کوشا باش که هرچه بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و ارزشت فزونی میگیرد»؛ و همین ادب زیور و زینت انسان مؤدب هم هست.
یکی از آفت هائی که گریبان ما را گرفته است و مانع رشد ما میشود، عاداتی است که داریم و برای ما اهمیت دارند. افراد روش کار و زندگی خود را بر اساس همان عادتها چیدهاند و عمل میکنند بدون اینکه بدانند کار درست یا غلطی انجام میدهند؛ بنابراین لازم است یک بازنگری داشته باشیم و دقیقتر به عادات خود نظر کنیم و اگر لازم است تغییر بدهیم. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «به تأدیب و تربیت نفسهای خود بپردازید و آنها را از شیفتگی به عادتهایشان بازدارید». معلوم میشود بخشی از عادات، عادات خوبی نیستند.
اگر انسان مواظبت کند و در امورش رعایت ادب را داشته باشد ثمراتی دارد مثل تیزهوشی. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «بِالْأَدَبِ تُشْحَذُ الْفِطَن». تربیت سبب تیزهوشی میشود؛ و ثمره دیگرش این است که موجبات تزکیه اخلاق و بهرهمند شدن از فضائل اخلاقی را برای انسان فراهم میکند. امام علی بن ابیطالب فرمودند: «سَبَبُ تَزْکِیَهِ الْأَخْلَاقِ حُسْنُ الْأَدَبِ» تربیت نیکو، سبب تزکیه اخلاق است.
بر ما لازم است ادب را به دیگران بیاموزیم خصوصاً فرزندانمان و این را از روش اهلبیت یاد میگیریم. امام رضا -علیهالسلام- فرمودند: «به کودک دستور بده که با دست خودش صدقه بدهد. اگرچه بهاندازه تکه نانی یا یکمشت چیز اندک باشد». یا در رابطه با همین چگونگی تأدیب و ادب کردن فرزندان به امور عبادی موارد زیادی توصیه داریم. مثلاً رسول خدا فرمودند: «فرزندان خود را در هفتسالگی نماز بیاموزید و چون دهساله شدند آنها را بر ترک نماز تنبیه کنید». اینیک دستورالعمل تربیتی است با آثار فراوان که کمتر رعایت میشود، شواهد بیرونی حاکی از عدم رعایت این دستورالعمل است. بچه تا ۱۵ سالگی رهاست و چیزی به او آموزش داده نشده و چیزی خواسته نشده بعد در زمان بلوغ میخواهیم یاد بگیرد و عمل بکند و سربهراه هم باشد. نمیشود و تمرد هم میکند. از کودکی باید بالطافت و مهربانی آموزش داد، مسجد برد، نماز جمعه آورد تا روش زندگیاش و عادات پسندیدهاش شود. روزه هم همینطور روایت دارد که باید از پانزدهسالگی شروع کرد. توجه دارید منظور از تنبیه کردن، فقط کتک زدن نیست، بلکه روشهای متعددی برای تنبیه وجود دارد. محروم کردن، نوعی تنبیه است. یکسری اختیارت و امکانات را از او بگیرید. هرگز در حال غضب و عصبانیت اقدام به آموزش و تربیت نکنید که هیچ اثری ندارد؛ و رسول خدا هم نهی فرمودند. «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ عَنِ الْأَدَبِ عِنْدَ الْغَضَب». البته روش محبتی داشتن و با تکریم و احترام اقدام به تأدیب کردن آثار بیشتری دارد. در روایات هم به همین روش بیشتر تأکید دارد. علی -علیهالسلام- فرمود: «با پاداش دادن به نیکوکار، شخص بدکار را از بدکاری بازدار»؛ و یا فرمودند: «عاتِب اَخاکَ بِالاِحسانِ اِلَیه…» برادرت را با نیکی کردن به او سرزنش کن و بدیاش را با بخشش به او پاسخ بده. بدکاری که به تو بدی کرده را با کردار نیکت اصلاح کن و با گفتار زیبایت او را به خیر رهنمون شو. اینها را باید یاد گرفت و در زندگی در مناسبتها به آنها عمل کرد. امام کاظم -علیهالسلام- به کسی که از فرزندش شکایت داشت فرمود: «او را نزن اما برای مدتی کوتاه با او قهر کن».
و همانطور که عرض شد در قرآن کریم آداب فراوانی در موضوعات مختلف به ما آموختهشده که باید توجه کنیم و بهره بگیریم و عمل کنیم. مثلاً در آداب هدیه دادن (هر نوع هدیهای ولو سلام کردن) در آیه ۸۶ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ حَسیبا» یا در باره وارد منزل و اتاق شدن در قسمتی از آیه ۶۱ سوره نور فرمودند: «…فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّهً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَکَهً طَیِّبَهً …» اگر داخل خانه کسی نبود به خودتان سلام کنید. یا در آیه ۱۱ سوره مبارکه مجادله که راجع به کسی است که وارد مجلس میشود و باید به او جا داد. اینها ادب قرآنی هستند. حتی در مورد تلاوت قرآن که چگونه رعایت ادب آیا الهی را داشته باشیم فرمودند: وقتی به آیات بهشت رسیدید از خداوند بهشت طلب کنید و وقتی به آیات جهنم رسیدید به خدا پناه ببرید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به هر خبر و روایتی بهاء نمیدهند بلکه اول آن را بررسی میکنند، بعد بر طبق آن عمل میکنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۹۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَهٍ لَا عَقْلَ رِوَایَهٍ فَإِنَّ رُوَاهَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ». چون خبرى را شنیدید، آن را از روى فهم و آگاهى درک کنید و به دریافت لفظ روایت بسنده نکنید، زیرا نقلکنندگان دانش فراواناند، اما رعایت کنندگان اندکاند. حضرت دو جمله دارند یکی عقل الرعایه به معنای ضبط خبر بهوسیله درک و فهم و رعایت علم و آگاهى است؛ و دیگری عقل الرّوایه که به معنای ضبط الفاظ و شنیدن یک خبر بدون درک معنى است. امام -علیهالسلام- با این بیان تشویق کردهاند که هر روایتی را که شنیدیم بلافاصله برای دیگران بازگو نکنیم و حتماً به محتوای آن توجه کرده، با تأمل راجع به آن، فکر و اندیشه داشته باشیم. متأسفانه امروز هر کس هر روایتی را برای مطلبی که در نظر دارد میخواند و هر برداشت دل بخواهی هم میکند. امام به اهمیت عمل کردن به آنچه آموخته میشود هم اشارهکردهاند. خداوند همه ما را از متقین قرار دهد.
فردا ۱۵ ذیالحجه سال گشت ولادت امام هادی -علیهالسلام- در سال ۲۱۲ قمری است. دوران ۳۴ ساله امامت امام هادی -علیهالسلام- مثل بقیه ائمه پر از فراز و نشیب و مبارزه و مجاهدت درراه حفظ و نشر فرهنگ اهلبیت -علیهمالسلام- بود. امام الگو و معیار است باید به تمام زندگی او از جهات مختلف و شرایط گوناگون دقت کرد؛ درس گرفت و عمل کرد. درسی که در این نوبت از امام هادی -علیهالسلام- میگیریم سبک زندگی اسلامی و سیره عملی آن حضرت است که تلاش کردند، ارزشهای اسلامی در جامعهای که حکام جائر و ستمگر، زندگی ظالمانه و برخلاف معیارها و ارزشهای اسلامی داشتند، عینیت پیدا کند. کمترین اثر این روش این بود که مردم به حقانیت و شخصیت الهی امام پی بردند. امروز لازم است بعضی از مسئولان جامعه ما از این روش امام، الگوی بگیرند و طبق آن عمل کنند. کنار مردم باشند از فرهنگ وزندگی به سبک غرب فاصله بگیرند و دنبال حل مشکلات مردم باشند. اگر ما شیعه اهلبیت هستیم باید روش زندگی آنها برای ما الگو باشد. حرکت دیگر امام هادی که لازم است برای امروز از آن بهره ببریم، مقابلهای بود که با عقاید منحرفی که دشمنان برای از بین بردن فکر و فرهنگ و تضعیف ارزشهای دینی داشتند. معارف دینی و ارزشهای اسلامی را با برنامهریزی درست و قابلاجرا باوجود فشار و اختناق شدید، برای نسل جوان و دیگران ارائه کردند و راههای درمان بیماریهای اعتقادی و فرهنگی را بیان کردند. از مسائل مهمی که به آن پرداختند مسئلهی ولایت و جایگاه امام معصوم بود که اوج این معرفت افزایی را در دو اثر ماندگار امام -علیهالسلام- میبینیم یکی زیارت پرنور و عظیم جامعه کبیره است که عشق و معرفت ما را به امامان بیشتر میکند. هر فرازی که خوانده میشود روح طراوت و تازگی پیدا میکند و وابستگیِ دل بیشتر میشود و دیگری زیارت غدیریه است. این روزها که به غدیر نزدیک میشویم خوب است این زیارت غدیریه را که با محتوای عالی، متأسفانه مورد غفلت است را مرور کنیم و بهره ببریم.
۲۰ ذیالحجه ولادت مولانا امام کاظم -علیهالسلام- است؛ که میتوان گفت امام برای ما مصداق و الگوی نظریه مقاومت هستند؛ و از روش مبارزاتی و مقابله با استکبار ایشان بهترین بهره را میتوان گرفت. چه در دوران تقیه و چه در زندان، در دفاع از دین و ترویج و نشر فرهنگ و معارف اهلبیت، روش هائی را بکار بردند و جایی که اصل دین مورد هجوم واقع شد تا مرز شهادت پیش رفتند. خدای تعالی همه ما را از محبان و شیعیان اهلبیت قرار دهد.
۱۸ ذیالحجه عید سعید غدیر است که به همه عزیزان این عید بزرگ را پیشاپیش تبریک عرض میکنم. انشا الله همه ما با معارف بزرگ غدیر بیشتر آشنا شویم. گاهی بعضی از افراد خوف این رادارند که اگر به غدیر بپردازند برخلاف مسیر وحدت حرکت کردهاند، درحالیکه قطعاً اینطور نیست و اتفاقاً غدیر همانطور که قبلاً هم اشارهای داشتم اگر درست به آن پرداخته بشود، منشأ وحدت است. خود حدیث غدیر را شما اگر دقت کنید و متن آن را بخوانید اذعان خواهید کرد که چه زیبا همه امت اسلامی را به سمت وحدت و یکپارچگی دعوت میکند. بیانات رسول خدا را در آن روز لااقل ۱۱۰ صحابی و ۸۴ تابعی و ۳۶۰ مورخ و محدث و شاعر ثبت کردهاند؛ و اتفاقاً طُرُق حدیثی که اهل سنت در این حدیث دارند فراوان است. من یادداشت دارم که برای رعایت وقت میگذرم. این حدیث هم یک کلمه نیست. نزدیک ۶۰/۷۰ صفحه است. پیامبر اکرم قریب ۴/۵ ساعت طول کشیده تا آن را انشاء کردهاند. اصلاً قابلانکار نیست روایتی که ۱۲۰ هزار نفر شاهد داشته و دارای مضامین عالی و بلندی است که رسول خدا با استدلال به آیات قرآن (لااقل ۵۸ آیه غیر از مقطعات) اثبات ولایت ائمه هدی و بهخصوص امیرالمؤمنین علیهالسلام را میکنند؛ که سوره والعصر را کامل خواندند و گفتند در شأن امیرالمؤمنین است؛ و در جایجای این خطبه تذکر دادند که مردم این حرفها به من مربوط نیست از من خواستهشده که بگویم. مَعاشر الناس هم میگوید. نمیفرماید یا ایها المسلمون؛ یعنی این پیام، پیام مربوط به همه مردم است و بینالمللی است.
یکی از ویژگیهای مهم خطبه غدیر که باید در این دوره به آن توجه بیشتری بکنیم ارتباط غدیر با مهدویت است. رسول خدا قبل از ارتحال در آن روز چندین مرتبه با لقب و بی لقب از حضرت حجت -سلاماللهعلیه- نامبردهاند و جامعه را متوجه مسئله مهدویت کردهاند؛ و غدیر را در ادامه به مهدویت گرهزدهاند؛ و این دو از هم جدا ندانستهاند. این خطبه مربوط به اصل ولایت است لذا پیامبر دوازده امام را نام میبرد؛ و البته نکتهای بهخصوص هم درباره ولایت امیرالمؤمنین است. من فقط کوتاه اشاره میکنم امیدوارم دوستان دیگر به این مهم بپردازند و تبیین کنند. در قسمتی از خطبه حضرت فرمودند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِالنُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها (عَلى) أَدْبارِها». ۴۷/ نساء پیش از آنکه خشم خدای تعالی شمارا فروگیرد و به مجازات، صورتتان به عقب بازگردانده شود. -توصیه من به ائمه بزرگوار مساجد و هیئات این است که این خطبه را در مساجد ترجمه را کسی ده قسمت بکند و ده شب بخوانند تا به گوش همه برسد. «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیَّ ثُمَّ مَسْلُوکٌ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ (حق ما و هر مومنی را میگیرد) لِأَنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ قَدْ جَعَلَنَا حُجَّهً عَلَى الْمُقَصِّرِینَ وَ الْغَادِرِینَ (دشمنان) وَ الْمُخَالِفِینَ وَ الْخَائِنِینَ وَ الْآثِمِینَ وَ الظَّالِمِینَ عَنْ جَمِیعِ الْعَالَمِینَ». اینجا حضرت بالصراحه نور را بهغیراز علی -علیهالسلام- بر اولاد او تا حضرت حجت جاری کرد؛ و نبوت را به امامت متصل کردند و روی دو نکته هم تأکید کردهاند که اولاً امامت در خاندان علی بن ابیطالب است که با حضرت شروع و به امام زمان ختم میشود؛ و ثانیاً به خصوصیت و ویژگی خاص امام عصر تأکید میکنند که حق خدا و حق اهلبیت را بازمیگیرند. «الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ». بعد در قسمت دیگری فرمود: ٍ «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّهِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ».
بعد شروع میکند بیش از بیست ویژگی مهم از مختصات امام را که وظیفه و عملکرد حضرت است را بیان میکند. اینها در خطبه غدیر است. ببینید که ما چقدر نسبت به این خطبه جفاکاریم! برای اثبات بعضی چیزها به دنبال مطلب میگردیم درحالیکه خطبه غدیر با این سند محکم آنها را بیان کرده. به جامعه اسلامی ظلم شده با مطرح نکردن این خطبه. دستور کار دشمن بوده که این خطبه نشر داده نشود. خطبهای که پیامبر فرمود بر همه افراد که الآن دارند میشنوند لازم است که به فرزندانشان یاد بدهند الی یوم القیامه. ما چقدر غافلیم.
حضرت شروع میکنند به بیان وظائف حضرت حجت بعد از ظهور: «أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّینِ أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ أَلَا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا أَلَا إِنَّهُ قَاتِلُ کُلِّ قَبِیلَهٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ أَلَا إِنَّهُ مُدْرِکٌ بِکُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ أَلَا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِینِ اللَّهِ أَلَا إِنَّهُ الْغَرَّافُ فِی بَحْرٍ عَمِیقٍ أَلَا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذِی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذِی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ … أَلَا إِنَّهُ الْبَاقِی حُجَّهً وَ لَا حُجَّهَ بَعْدَهُ وَ لَا حَقَّ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا نُورَ إِلَّا عِنْدَهُ أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَیْهِ أَلَا وَ إِنَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حَکَمُهُ فِی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ فِی سِرِّهِ وَ عَلَانِیَته». باید روی این معارف بیشتر کار شود. متأسفانه مسائل دیگر همه را از این امور منصرف کرده که اگر به اینها عمیقاً پرداخته شود مسائل دیگر هم حل میشود.
اگر سخن از اقامه نماز و اقامه حج است (که نامه حضرت آقا به حجاج و تأکید بر برائت از مستکبرین را ملاحظه کردید) و اقامه احکام الهی، لازمه همه اینها تشکیل حکومت است که غدیر به همه اینها اشاره دارد و وقتی به حکومت جهانی مهدوی میرسد همه اینها به تمامه و کماله محقق میشود. این مباحث باید در مساجد و توسط ائمه مساجد مطرح شود و سطح دینی و معرفتی جامعه مخاطب را بالا ببرند. خود مردم باید از امامان مساجد مطالبه کنند. کارکرد مساجد را بالا ببرید مرکز تولید فکر و اندیشه و فهم فرهنگ دینی و اسلامی کنید. همانطور که قبلاً بوده، برگردد به همان شکل.
۳۰ مرداد روز جهانی مساجد است به همین مناسبت عرض میکنم ائمه مساجد و هیئات امناء باید فضا و فرصتی را ایجاد کنند که مساجد محل رفتوآمد جوانان و نوجوانان باشد. اگر از کارگزاران مسجد رفتار بدی داشته باشد که کسی آزرده شود و مسجد را ترک کند، مسئول انحراف و کجی آن شخص خواهد بود. مسجد محل تربیت دینی و الهی و حقوق شهروندی و دهها مطلب دیگر جامعه است. انسانهای مقاوم، درس مقاومت را در مسجد میآموزند انسانهای پاک دست و پاکدامنی که مسئولیتهای جامعه را بر عهده میگیرند باید در مساجد پرورش پیدا کنند. تربیت نیروهای جهادی -که نامه حضرت آقا به آنان و ۹ نکتهای که تأکید کردند را حتماً ملاحظه بفرمائید- باید در مساجد تربیت شوند. ایشان تأکید کردند شعار خدمترسانی برای تحقق عدالت و پیشرفت را همگانی کنید. منظومه معرفتی اسلام دراینباره را که مشتمل بر صدها درس از لزوم انفاق و لزوم تعاون در برّ و تقوا و لزوم نفع رساندن به مردم و لزوم قیام به قسط و امثال اینهاست در برابر میلیونها جوان کشور بگذارید؛ که باید خدا را شاکر باشم که این دستور را در خطبهها اجرائی کردیم و معارف مواسات و برادری و همسایه داری و تعاون و همکاری را مدتی بحث کردیم. اگر به حالوروز تعدادی از مسئولین امروز نگاه کنید که اتفاقاً اعوجاجاتی هم دارند قطعاً مسجدی نیستند. کسانیکه در مسجد تربیتشدهاند میتوانند پیشگام در تحقق عدالت و مبارزه با فساد داشته باشند. در طول تاریخ و همین ۴۰ ساله تاریخ انقلاب نگاه کنید شخصیتهای بزرگی که برای دین و مملکت افتخار آفریدند همه اهل مسجد بودند. اخیراً مدافعان حرم و مدافعان حریم ملت، مسجدی هستند. دانشمندان هستهای و موشکی و عرصههای دیگر همگی مسجدی هستند. کسانیکه در مقابل داعش ایستادند و امروز در یمن مبارزه میکنند و در کشمیر و میانمار و افغانستان و دیگر بلاد اسلامی در دنیا در مقابل ظلم و فساد مقاومت میکنند همه اهل مسجدند. حتی مبارزین غیرمسلمان هم بیشترشان اهل عبادتاند. آنکسانی که تا امروز در کشورهای اسلامی بینی مستکبرین را به خاک مالیدهاند همه مسجدی بودند. استکبار و اذناب پلیدش آمریکا و اسرائیل و انگلیس بدانند تا مسجد و اهل مسجد هستند هرگز آسایش و راحتی نخواهند داشت.
امامی که دودستی به مسجد چسبیدهای و نه شبههای برطرف میکنی و نه برای مردم صحبت میکنی –من یکوقتی عرض کردم امام مسجدی که مسجد در اختیارش باشد و برای مردمش در طول هفته صحبت نکند، عدالت ندارد و نمیشود به او اقتدا کرد. این مطلب را از خودم نمیگویم. باید برای مردم صحبت کرد حداقل ۴/۵ روز یکبار- و نه فعالیت مؤثری داری که به درد مردم بخورد توقعات بی اندازهای هم داری، مسجدت هم که خانه سالمندان است. بدان اگر براثر کمکاری شما کسی در آن محله از مسیر منحرف شود مقصری! اگر نمیتوانید کارکنید مردانه واگذار کنید. مسجد قلب محله است و اگر امام عرضه داشته باشد باید ریه باشد، تصفیه کند. سالمسازی کند. اگر در محلهای منکرات وجود دارد مسجد و اهل آن خوب کارنکردهاند. مسجد باید مرکز خدمات اجتماعی در محل باشد و گرفتاریهای محل با مساعی هم حل شود. برگردید و مساجد را آباد کنید. تا محلهها و شهرها و استانها و کشور آباد شود. لازم است همه به مسجد برگردند و مساجد را ازین حالتی که هست خارج کنند.
۲۶ مرداد سال گشت بازگشت آزادگان ۱۳۶۹ که با سربلندی و افتخار به ایران بازگشتند را گرامی میداریم. تحمل سختیها در اسارتها و آن دوران بر کسی مخفی نیست و همه قدردان تلاشها و مقاومت سترگ شما که سفیر نظام اسلامی بودید هستیم و برای همه شما سلامتی و طول عمر از خدای بزرگ خواهانیم.
کودتای آمریکائی ۲۸ مرداد و چهره خائنان به ملت را در فرصتی دیگر بیان میکنیم.
۳۱ مرداد روزی است که وزارت دفاع تشکیل و روز صنعت دفاعی نامگذاری شد. صنعت دفاعی نماد اتکا به داخل و خودکفائی است. این صنعت باوجود تحریمهای سنگین توانسته است دستاوردهای بزرگی را برای کشور رقم بزند و الگوی موفق پیشرفت کشور با استفاده از نیرو و تجربه داخلی باشد؛ که از همه عزیزان در این عرصه تشکر و قدردانی میکنیم.
ملاقات سخنگوی جنبش انصار الله یمن با رهبر معظم انقلاب و بیانات ایشان را حتماً ملاحظه فرمودید. پیام جالب و درس این دیدار، رفتار امام المسلمین بود که اشداء علی الکفار چگونه باشد و رحماء بینهم چگونه باشد. رفتار ایشان در مقابل مستکبرین باعزت تمام و باصلابت حتی اجازه ندادند نامه را بیرون بیاورد و به حضرت آقا بدهد ولی در مقابل مستضعفین و نیروی خودی رُحماءُ بینَهم فیالمجلس نامه را گرفتند و خواندند. میتوانستند بگذارند بعداً بخوانند. این حرکت نماد است. خدای تعالی بر عمر و عزت و آبرو و صلابت ایشان افزوده بگرداند. دشمنانش را منکوب بگرداند.
نکته استانی اینکه دوستان توجه داشته باشند که دارید برای ماه محرم آماده میشوید خوب است؛ اما بگذارید بعد از غدیر انجام دهید. بعضاً دیده میشود که در روز غدیر در شهر پرچم سیاه است. زحمت دارد ولی تحملکنید و بعد از غدیر انجام دهید. جشن غدیر را جشن بگیرید. چراغانی و نورافشانی و پرچم زدن را انجام بدهید. بعضی غفلتها آثاری دارد. سیاهپوش کردن را به بعد از غدیر بیندازید.
نکته انتخاباتی این نوبت این است که باید از انگیزه و توانائیهای فردی که خود را در معرض انتخاب میگذارد مطلع باشیم. خیلیها فکر میکنند که میتوانند این بار را بکشند درحالیکه مسئله قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن کار دشواری است باید لااقل در احوالات و عملکرد اجتماعی کاندیداها بهخوبی دقت کرد که آیا توان لازم رادارند؟ نماینده مردم در این دوره که مشکلات فراوانی به کشور تحمیلشده است حتماً باید جهادی باشد و عمل کند. |
| 1398/5/18 | 1398/5/18سایه غفلت بر سیاستهای کلی «جمعیت» رهبر معظم انقلاب / برخی شعارهای تبلیغاتی دروغ است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه219
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین انسانهای مؤدّبی هستند که علاوه بر درون زیبا و متخلق بودن به اخلاق حسنه، از رفتار و ظاهرِ نیکو، بهره دارند. باوقار و متین در ارتباط با خودشان و دیگران هستند.
بحث راجع به یکی از سرمایههای معنوی انسان بهعنوان ادب بود؛ که زیاد شنیدید که میگویند: ادب مرد به ز دولت اوست. بعضیها میگویند ادب بااخلاق فرقی ندارد و ادب را حُسن اخلاق میگویند؛ اما حقیقت مطلب این است که ادب بااخلاق فرق دارد.
اخلاق یعنی ملکاتی که در روح انسان مستقرشده و صفت روح شدهاند. مثل شجاعت که روح شجاع است. مثل سخاوت. شخصیت جواد و کریم و شجاع است؛ اما آداب بیشتر جنبه ظاهری دارد که انسان در اعمال بیرونیاش دارد. مثل خوردن و آشامیدن و لباس پوشیدن که عرض میکنم؛ و به تعبیر علامه طباطبائی که قبلاً همعرض کردم؛ وقتی شخص مواظبت بر حالات خودش داشته باشد و باظرافت و دقت، اعمالش را انجام دهد میگویند؛ فلانی شخص مؤدّبی است. مثل ادب نشستن در نماز و راه رفتن و غذا خوردن و خرید کردن و البته اراده و مشروع بودن در آن حتماً لحاظ میشود؛ یعنی هم عمل را از روی اراده انجام دهد هم عمل مشروعی باشد.
مرحوم شیخ طوسی -رضوانالله تعالی علیه- به ۶ فرق بین اخلاق و ادب اشارهکردهاند، فرمودند: در اخلاق مسائلی که مربوط به روح است بحث میشود ولی در آداب به مسائل مربوط به کارهای بدنی بحث میشود. یا اینکه مسائل اخلاقی همیشه مسائل ثابتی هستند و تغییر نمیکنند چه در زمان و چه در مکان. دروغ در همه زمانها و مکانها دروغ است. چه ایران باشد چه خارج از ایران باشد. در دریا، در آسمان باشد، همهجا دروغ، دروغ است. شجاعت، شجاعت است و امثال ذالک اما آداب در زمانها و مکانهای مختلف تغییر دارند، در شهرها، کشورها و مناطق مختلف خیلی فرق دارند، مثلاً سلام کردن را ببینید هر منطقه و جایی ادبی را رعایت میکنند گاهی سر تکان میدهند، گاهی دست تکان میدهند، گاهی کلاه از سر برمیدارند و… فرق دیگری که ایشان میگوید این است که مسائل اخلاقی قابل استدلال عقلی هستند ولی در آداب بیشتر ذوق و سلیقه مردم همان منطقه نقش دارد. مثلاً چای خوردن و نحوه استفاده از قند محله با محله فرق دارد؛ و فرق دیگری که مرحوم شیخ طوسی فرموده اینکه روایاتی که مربوط به آداب است، از روایات اخلاقی بیشتر است.
بههرتقدیر به فرموده امیرالمؤمنین -علیهالسلام- «ادب کمال انسان و بهترین روش و بهترین چیزی است که پدران برای فرزندان به ارث میگذارند؛ و حتی سودمندتر از حسب و نسب است». پس تا میتوانیم باید این کمال را در خود زیاد کنیم. حضرت فرمودند: «کسی که ادب ندارد شرافت خانوادگیاش تباه است». اگر اهل یک بیت معظمی هم باشد به خاطر بیادبی همه را از بین میبرد.
از روایات به دست میآید که رابطهای بین عقل و ادب وجود دارد. به چند روایت توجه بفرمائید. قال رسولالله -صلیالله علیه وآله- «حُسنُ الادبِ زِینَهُ العقلِ». ادب نیکو زیور عقل است. امیرالمؤمنین فرمودند: «کلُ شیءٍ یَحتاجُ الی العقلِ و العقلُ یَحتاجُ الی الادبِ». هر چیزی نیازمند خرد است و عقل نیازمند ادب؛ و فرمودند: هر کس ادبش بر عقلش بیشتر باشد. مثل شبانی است در بین گوسفندان فراوان.
چه کنیم مؤدب به آداب شویم؟ دنبال علم رفتن و عالم شدن، با اهل معرفت و ادب نشستوبرخاست داشتن. مواظبت نفس کردن و کنترل قلب را در اختیار داشتن، همه اینها کمک میکند که باادب باشیم. مولانا علی بن ابیطالب فرمودند: «جالِسِ العلماءَ یَزدَد عِلمُکَ و یَحسُن ادبُک وَ تَزکُ نَفسُکَ». با علما (به معنی خاص کلمه) نشستوبرخاست داشته باش علمت زیاد میشود ادبت نیکو میشود و جانت پاکیزه میگردد؛ و فرمودند: «هر وقت دانش انسان فزونی گیرد ادبش افزون میشود و ترسش از پروردگارش دوچندان میگردد». معلوم میشود انسانهای مؤدب از خدا ترس دارند؛ یعنی در مقابل خدا حریم دارند. در تنهایی و علن رعایت میکنند؛ و قصههای بزرگان داریم که ادبشان در برابر خدا چگونه بود.
جلسهی قبل عرض کردم اولین معلم ادب در عالم خداوند تعالی است که تعلیم میدهد چگونه ادب امور مختلف را رعایت کنیم. مثلاً ما ادب شروع به هر کاری را از قرآن کریم یاد میگیریم. شروع سورهی حمد اولین آیه از آیات کتاب الهی است که اولِ اولین سوره قرآن کریم هم قرارگرفته است، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» است؛ که در این آیه هم به اسم ذات اشارهشده هم به بعضی از اسماء صفات. ما یاد میگیریم که ادب الهی در شروع به هر کاری این است که بگوییم «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»؛ و رسول خدا هم فرمودند: هر کاری که بانام خدا شروع نشود ابتر خواهد بود؛ یعنی آن کار به آخر نمیرسد و پایان ندارد. این خیلی مهم است که ما در کارهایمان اول خدا را میبینیم بعد مشغول حرف زدن یا فعالیت خود میشویم. اینکه کار را بانام او شروع میکنیم یعنی تو اصلی، همهچیز از توست و با تو شروع میشود. البته قبل از رسول خدا هم از نامهی حضرت سلیمان که به ملکه سبا نوشته بود و با بسمالله شروع کرده بود که در آیه ۳۰ سوره مبارکه نمل فرمود: «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» معلوم میشود این ادب همه انبیاء الهی بوده است. حتی در روایت داریم هیچ کتابی از آسمان نازل نشد مگر آنکه با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» شروع شد.
همین ادب شروع به سخن در بین فرشتگان اینگونه است که با تسبیح خداوند شروع میکنند و کلام خود را تمام میکنند. در آیه ۳۲ سوره مبارکه بقره نقلقول ملائکه را در جریان سجده بر حضرت آدم و مسائل مربوطه فرمود: «قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیم» همچنین در آیه ۴۱ سوره مبارکه سباء فرمود: «قالُوا سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا …» و امثال ذالک که در جای خودش باید بحث کنیم. این نمونهای از ادب الهی بود بحث ادامه دارد با قید حیات در نوبت بعد ادامه میدهم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اعمال و عبادات خود را از روی علم و یقین انجام میدهند. در حکمت ۹۳ از حکم نهجالبلاغه دارد: «وَ قَدْ سَمِعَ -علیهالسلام- رَجُلًا مِنَ الْحَرُورِیَّهِ یَتَهَجَّدُ وَ یَقْرَأُ فَقَالَ نَوْمٌ عَلَى یَقِینٍ خَیْرٌ مِنْ صَلَاهٍ فِی شَکٍّ». آن حضرت شنید که مردى از حروریان نماز شب و قرآن مىخواند، فرمود: خوابیدن با یقین و ایمان، بهتر از نمازخواندن با شک و تردید است. حروریّه گروهى از خوارج و منسوب به حرورا، (به دو صورت مدّ و قصر خوانده میشود)، نام روستایى در منطقه نهروان است که خوارج برای اولین بار در آنجا اجتماع کردند. گروهی بودند که عبادتشان ترک نمیشود؛ اما شمشیر در مقابل امیرالمؤمنین کشیدند؛ و قصد کشتن امام زمان خود را داشتند. انحراف فکری و عقیدتی. حضرت در این بیان از عبادت جاهلانه نسبت به خدای تعالی نهی کردهاند؛ یعنی اگر عبادت مستحبی از شخصی که عقیده سالمی ندارد ترک شود بهتر است از اینکه شخص فاسد العقیده و بدون علم، دائماً مشغول ورد و ذکر و نماز و روزه باشد. امام -علیهالسلام- همین مطلب را با عبادت در حال شک و یقین بیان فرمودند. علم و یقین آنقدر ارزشمند است که حتی گفتند خواب عالم از عبادت جاهل بالاتر است. فقط تذکر نکته در اینجا لازم است که منظور امام علیهالسلام، شک و تردید در بحث امامت است که رکنی از ارکان دین بوده و شک و تردید در آن باعث از بین رفتن خیلی از فرصتهای معنوی و حتی مادی بشر میشود؛ که بحث دارد خداوند همه ما را از متقین قرار دهد.
۷ ذیالحجه سال ۱۱۴ قمری امام باقر -علیهالسلام- در سن ۵۷ سالگی به شهادت رسید. ۱۸ سال مدت امامت حضرت بود. راجع به جوّ زمان امام باقر -علیهالسلام- و چالشهای عمیق فکری و عقیدتی که وجود داشت و اختلاف شدید فقهی بین فرق اسلامی و دوری مسلمین از اسلام ناب در نوبتهای قبل اشاراتی داشتهام. روشی که امام -علیهالسلام- برای احیای معارف الهی، ایجاد نهضت علمی، تولید علم و مبارزه با جنگ نرم دشمنان اهلبیت داشتند، میتواند بهعنوان الگویی عملی برای جوانان ما در جهت اجرائی شدن توصیه علم و پژوهش که در بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب مطرح شود. آقا در قسمتی فرمودند: «اینک مطالبه عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را بااحساس مسئولیت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشتهشده و این انقلاب شهیدانی از قبیل شهدای هستهای نیز داده است به پا خیزید و دشمن بدخواه و کینهتوز را که از جهاد علمی شما به شدّت بیمناک است ناکام سازید». این حرکت الگو میخواهد و آن امام باقر -علیهالسلام- است. کاملاً نهضت علمی و تولید علم درحرکت امام مشهود است. تاریخ زندگی امام باقر را مطالعه کنید. برپا کردن این نهضت و روشهای متفاوت بهخوبی تبیین شده، مثلاً شخصی میگوید آمدم مسجد کوفه و دیدم ۹۰۰ نفر استاد درس میدادند و همه میگفتند «قالَ الباقرُ -علیه السلام». این تولید علم است.
البته توجه دارید که در کنار تولید علم و تربیت عالم، حتماً باید به تربیت دینی و رشد معنوی جوانان هم پرداخته شود و مورد غفلت قرار نگیرد تا دانشمند طراز انقلاب اسلامی تربیت شود؛ که به این مهم امام باقر -علیهالسلام- توجه ویژه داشتند، در کلمات و بیانات حضرت مطرح است؛ و اتفاقاً در این دیدار اخیر نخبگان با رهبری، ایشان فرمودند: «تفکر انقلابی و اسلامی و بصیرت را در خود تقویت کنید چراکه بدون این نگاه، پیشرفتی به سود کشور ایجاد نخواهد شد. همچنین ارتباط قلبی با خداوند و توکل و استمداد از او را فراموش نکنید»؛ یعنی تربیت علمی باید همراه باتربیت دینی باشد.
بهعنوان نمونه عرض میکنم یکی از شیوههاى نهضت علمى امام، مناظره با دانشمندان فرقهها و ادیان دیگر بود و با این روش حقانیت علمى وبرتری دین اسلام بر دیگر ادیان را اثبات میکرد. امروز میبینیم بیگانگان دستاوردهای علمی جوانان کشور و حتی مسلمین جهان را تحقیر و کوچک میکنند. لذا با همین روش مناظره میتوان؛ برتری علمی خود را ثابت کرد. آقا فرمودند: بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملت ما از متوسط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغازشده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسط علم در جهان «بهپیش رفته است»؛ و در دیدار با نخبگان چند روز قبل فرمودند: «پیشرفت علمی سودمند برای کشور، با نگاه انقلابی و مبتنی بر تفکر اسلامی امکانپذیر است و باید جوانان نخبه، هدف اصلی خود را رسیدن به مرزهای دانش و فناوری و جلو بردن این مرزها قرار دهند … مهمترین وظیفهی نسل جوان نخبه، علاوه بر ادامهی پرشتاب مسیر موفقیتآمیز علمی، جلو بردن مرزهای دانش و فناوری است». این دستور ایشان است و برای این است که مسیر را بازمیبینند و واقعاً هم باز است. این همان است که امام باقر -علیهالسلام- میخواهد و داشتند.
از درسهای امام باقر -علیهالسلام- که میتواند گرفت، مقاومت و مبارزه در سختیهاست که درس این روزهای ماست. حضرت در اختناق شدید و بعض فرصتها با راهبرد مقاومت شیعه را حفظ و معارف الهی را با تشکیل دانشگاه عظیمی که ترتیب داد، نشر و گسترش داد؛ یعنی اگر عرصه را برما از طرفی تنگ کردند با صبر و مقاومت باید میدان را تغییر داد و به مبارزه ادامه داد. نمونه بارز امروزی آن خط مقاومت و حزبالله سرافراز است که سالگرد مبارزه ۳۳ روزه آنان هم هست و ۲۳ مرداد روز مقاومت اسلامی. کاری که آن روز بچه بسیجیهای حزبالله لبنان انجام دادند و کشتی جنگی اسرائیل را به گل نشاندند. اسرائیل غیر از عملیات زمینی،۲۵۰۰ عملیات دریایی و ۷۰۰۰ بمب بر سر جنوب لبنان ریخت. این پیام قرآنی را به همه عالم داد که «اِنَّ اَوهَنَ البُیُوتِ لَبَیتُ العنکبوتِ» حزبالله شد قدرت جدید منطقه؛ و ادامه این خط را در یمن میبینیم با حملات موشکی پیدرپی و موفقیتآمیزی که به دورترین نقاط عربستان وارد میکنند وبرتری خودشان را نمایش میدهند. البته دشمنان قرآن و اهلبیت دائم جبهه عوض میکنند تا شاید بتوانند موفقیتی پیدا کنند مدتی است شیعیان مظلوم کشمیر زیر چکمههای دشمن قرارگرفتهاند که خون ناحق ریخته شدهی آنان گریبان ظالمان را خواهد گرفت؛ و ما هم درس مقاومت را بهخوبی آموختهایم و تا کوتاه کردن دست فتنه گران خارجی و ایادی داخلیشان از کشور، بهخصوص نابودی و محو اسرائیل از صفحه زمین آرام نخواهیم نشست.
اتفاقاً روز ۲۲ مرداد روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی است که این عنوان هم درس دیگری است که از امام باقر -علیهالسلام- میتوان گرفت چون حضرت در آن زمان اقدام به ایجاد یک تشکل عقیدتی زدند و استعدادهای مختلف در سراسر مناطق اسلامی راشناسائی و جمع کردند و تربیت کردند؛ و همین عملکرد امام -علیهالسلام- نشاندهنده اهمیت منسجم عمل کردن و باهدف و چشمانداز داشتن و مسائل اجتماعی است که در نوبتی دیگر باید بپردازم. بحث جدی امامت و ولایت ازنظر امام که خیلی به آن تأکید داشتند را هم در نوبت دیگر انشا الله مطرح میکنم.
به هر جهت هشام بن عبدالملک وجود امام را تاب نیاورد و اقدام به شهادت آن حضرت نمود، امامی که در واقعه کربلا به گفته خودشان چهارساله بودن و همه وقایع را بهخوبی به یاد دارند. صحنههای متعدد واقعه عاشورا و بعدازآن را دیدهاند بدنهای قطعهقطعه شده اصحاب و اهلبیت را حمله به خیام و آتش زدنها و فرار زنها و بچهها به بیابان و اسارت و رئوس بالای نی را و مجلس یزید و تشت و سر و چوب خیزران و لب و دندان حسین را. همه این خاطرات با شهادتش تمام شد و در کنار جد مادری خویش امام مجتبی و پدر بزرگوارش امام سجاد، در بقیع، مظلومانه آرمید.
۱۹ مرداد ۸ ذیالحجه یوم الترویه است. حجاج به سمت عرفات میروند تا اعمال حج را انجام دهند؛ اما کاروان امام حسین که از اول محرم به احرام مفرده بودند نه حج تمتع، حرکت را به سمت کربلا آغاز کردند تا احرام دیگری ببندند.
۲۰ مرداد ۹ ذیالحجه روز عرفه و روز نیایش که از دست نخواهید داد و این فرصت جدیدی است که خدای تعالی برای بندگانش قرار داده است تا برگردند و اعمال خود را از نو شروع کنند. روز مهمی است به بطالت نگذرانیم. برای همه و هم چیز دعا میکنید انشا الله.
شهادت سفیر و نماینده ولی زمان، مسلم بن عقیل هم در همین روز ۹ ذیحجه است. امام او را فرستاد به کوفه تا هماهنگی کند و کارها را درست کند تا مردم آماده باشند برای آمدن امام. لازمهاش این بود که فرمانها مسلم را ولو خوش ندارند و نمیپسندند بالای سر بگیرند. فرستاده امامشان بود. فرستاده ولی بود؛ اما بزرگان و نیروهای بهاصطلاح مرجع فکری در آن منطقه مطالباتی داشتند که بعضی از آنها مقابل خواست امام بود. در حقیقت میخواستند که امام پیرو حرف آنها باشد. میگفتند ما هم نظری داریم. چرا فرستاده امام نظر ما را نمیبیند. به حرف ما گوش نمیدهد و حرف خودش را میزند. نشناختن بحث امامت در این زمانها خودش را نشان میدهد که بین تابع و متبوع بودن نمیتوانند فرق بگذارند. کمکهایشان بهشرط و شروط بود و نتیجهاش شد شهادت فرستاده امام حسین علیهالسلام. البته کوفیان هم بعدش پشیمان شدند اما دیگر چه سود. هم امام هم فرستاده او به شهادت رسید. خدای تعالی بصیرت را در ما بیشازپیش بگرداند چون این قضایا دائم در تاریخ تکرار میشود.
به مناسبت ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا -سلامالله علیهما- سایت رهبری سخنان ایشان با جوانان را که فروردین امسال مطرح کردند را منتشر کردند و چون در قسمتی به مسئله تکثیر نسل اشاره داشت و این مسئلهی مهمی است که عمداً و متعمداً عدهای آن را مطرح نمیکنند و بهغفلت میاندازند. قبلاً تذکر دادم، دوباره تذکر میدهم. دیروز هم در جلسه با اصحاب رسانه اشارهای کردم. ایشان از مسئولین گله کردند که اهمیت نمیدهند. بالاخره ۵ سال از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت توسط ایشان به مسئولین نظام میگذرد و کار قابلتوجهی صورت نگرفته و این بیتوجهی خطراتی را متوجه کشور در آینده خواهد کرد. وقتی کاهش جمعیت همراه با پیری واقع شد مسائل امنیتی به وجود خواهد آورد؛ و دشمنان ما از آن نفع میبرند. توصیهام به دوستان این است که طرح «ان اس اس ام» آمریکا را مطالعه کنید؛ که برای مسائل جمعیتی کشورها بهخصوص ایران طراحی کردند. برای کنترل جمعیت سال گذشته جاسوسانی دستگیر شدند. مسئله حیاتی و مهم است. ایشان فرمودند: «بههرحال افزایش فرزند باید بهصورت یک فرهنگ دربیاید. شما ببینید، در بعضی از کشورهای غربی مثلاً در آمریکا خانوادهای پانزدهتا بچهدارند، بیستتا بچهدارند و از این قبیل، تشویق هم میشوند و هیچکس مذمّتشان نمیکند. امّا نوبت به کشور ما که میرسد، اینطرف قضیّه تشویق میشود، یعنی کمفرزند آوری». مشکلاتی را مطرح میکنند بله مشکلات وجود دارد؛ اما مگر ما رازق هستیم؟ میدانید مشکل کجاست؟ توحید ما ضعیف است. فکر میکنیم که خود ما و مسئولین هستیم که امورات را به عهدهداریم. کار دست مسئولین باشد میبینید وقتی آب هم شدید میآید باز کمبود آبداریم. کار دست خداست. توحیدی فکر کنید. دوستان عزیز روی این مطلب بهعنوان فرمان ولی کارکنید. در فرصت خطبه مقدور نیست که بگوییم اگر اطاعت شود چگونه آثار فراوان وجودی دارد.
این روزها باز در انحراف افکار عمومی و تائید و تأکید بر خسارت محض برجام نکاتی گفته شد که من فقط به بازخوانی کلمات حضرت آقا در این رابطه ارجاع میدهم و تکرار نمیکنم و میگویم صحبتهای رهبری را درباره برجام دوباره نگاه کنید. البته میخواهیم حالا که پافشاری دارند، این پافشاری را در مسیر طراحی برای رونق تولید و اشتغال و از بین بردن رکود و بهکارگیری جوانان نخبه و دانشمندان کشورمان بکار ببرید تا اقتصاد کشور نجات پیدا کند. همانطور که ملاحظه کردید در همین فضای تحریم و فشارها، باز جوانان انقلابی کشور توانستند بنزین با اُکتان ۹۱ تولید و سه هزار تن به افغانستان فروختند و صادر کنند. کار بزرگی است که نشان میدهد در چنین فضایی میشود کارکرد. کار را به جوانان بسپارید و ببینید که میشود یا نه. این حرکت، نوید میدهد که اگر مسئولین در مسیر صحیح حرکت کنند و به خدای تعالی امید داشته باشند نه به دیگران و مردم را نسبت به سراب غرب و اروپا سرگرم نکنند اقتصاد کشور بهسرعت به جایگاه اصلی خودش برمیگردد. رها کنید آمریکا و اروپا را که هیچ نفعی برای کشور جز عقبگرد و فرصت سوزی ندارند. اگر درست و بهموقع حرکت نکنید اروپا هم بالصراحه مثل آمریکا با ما عمل خواهد کرد. وقتی میدانید طرف کوتاه نمیآید و زبان تهدید دارد و وقتکشی و چهرهاش برای دنیا هم روشن است دلیلی برای تعلل وجود ندارد. انقلابی و قاطع عمل کنید تا به نفع مردم و کشور باشد.
نکته استانی: به عید بزرگ و پراهمیت غدیر نزدیک میشویم. لازم است که همه اعم از مردم و مسئولین دستگاهها اهمیت بدهیم. روز بزرگی است روز جشن و شادی اهلبیت و شیعیان است. اگر قصد هدیه دادن و مهمانی دادن و کارهای شاد دارید بگذارید در آن روز انجام بدهید. بهخصوص در این روز بچهها را تشویق کنید. برای آن روز اهمیت قائل باشید. هویت شیعی ما با این عید به نمایش گذاشته میشود؛ و بدانید که این عید مایه وحدت و انسجام است. اطعام به مؤمنین را فراموش نکنید. بااینکه روزه هم سفارش شده و فضیلت دارد اما بیشتر از آن اطعام فضیلت دارد. آذینبندی شهر با اعیاد دیگر فرق کند. اگرچه ما کلاً زیاد فرقی نمیبینیم اما برای این روز مقداری نمایش کارها و توجهات بیشتر باشد. اینها جزو شعائر دینی است. خطبهخوانی غدیر، توجه و مطالعه دوباره خطبه غدیر و امثال ذالک را از الآن برنامهریزی کنید. البته به مناسبت مطالبی عرض خواهد شد، انشاءالله.
نکته انتخاباتی: یکی از ویژگی هائی که نماینده مردم باید داشته باشد این است که روش زندگی او در بین مردم بودن و همراهی کردن باشد. نه اینکه برای جمعکردن رأی مدتی تظاهر به مردمی بودن داشته باشد. توجه به شعارهای انتخاباتی که داده میشود هم مهم است. گاهی مطالبی گفته میشود که کاملاً دروغ است و یا قانون اجازه تغییر بهنحویکه میگویند را نمیدهد؛ اما برای جلب نظر مثلاً دانشجویان، ورزشکاران، بانوان گاهی مطالبی خلاف واقع گفته میشود که باید دقت کنید؛ که در این روزها میگویند و بازارش آرامآرام داغ میشود. کسانی که کاندید میشوند دروغهایی میگویند و وعدههایی میدهند که اصلاً نمیشود و تغییر قانون باید داده شود. به فرموده حضرت آقا توجه داشته باشید که فرمودند: «به کسی رأی بدهید که با مردم صمیمی باشد و خود را خدمتگزار مردم بداند».
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین انسانهای مؤدّبی هستند که علاوه بر درون زیبا و متخلق بودن به اخلاق حسنه، از رفتار و ظاهرِ نیکو، بهره دارند. باوقار و متین در ارتباط با خودشان و دیگران هستند.
بحث راجع به یکی از سرمایههای معنوی انسان بهعنوان ادب بود؛ که زیاد شنیدید که میگویند: ادب مرد به ز دولت اوست. بعضیها میگویند ادب بااخلاق فرقی ندارد و ادب را حُسن اخلاق میگویند؛ اما حقیقت مطلب این است که ادب بااخلاق فرق دارد.
اخلاق یعنی ملکاتی که در روح انسان مستقرشده و صفت روح شدهاند. مثل شجاعت که روح شجاع است. مثل سخاوت. شخصیت جواد و کریم و شجاع است؛ اما آداب بیشتر جنبه ظاهری دارد که انسان در اعمال بیرونیاش دارد. مثل خوردن و آشامیدن و لباس پوشیدن که عرض میکنم؛ و به تعبیر علامه طباطبائی که قبلاً همعرض کردم؛ وقتی شخص مواظبت بر حالات خودش داشته باشد و باظرافت و دقت، اعمالش را انجام دهد میگویند؛ فلانی شخص مؤدّبی است. مثل ادب نشستن در نماز و راه رفتن و غذا خوردن و خرید کردن و البته اراده و مشروع بودن در آن حتماً لحاظ میشود؛ یعنی هم عمل را از روی اراده انجام دهد هم عمل مشروعی باشد.
مرحوم شیخ طوسی -رضوانالله تعالی علیه- به ۶ فرق بین اخلاق و ادب اشارهکردهاند، فرمودند: در اخلاق مسائلی که مربوط به روح است بحث میشود ولی در آداب به مسائل مربوط به کارهای بدنی بحث میشود. یا اینکه مسائل اخلاقی همیشه مسائل ثابتی هستند و تغییر نمیکنند چه در زمان و چه در مکان. دروغ در همه زمانها و مکانها دروغ است. چه ایران باشد چه خارج از ایران باشد. در دریا، در آسمان باشد، همهجا دروغ، دروغ است. شجاعت، شجاعت است و امثال ذالک اما آداب در زمانها و مکانهای مختلف تغییر دارند، در شهرها، کشورها و مناطق مختلف خیلی فرق دارند، مثلاً سلام کردن را ببینید هر منطقه و جایی ادبی را رعایت میکنند گاهی سر تکان میدهند، گاهی دست تکان میدهند، گاهی کلاه از سر برمیدارند و… فرق دیگری که ایشان میگوید این است که مسائل اخلاقی قابل استدلال عقلی هستند ولی در آداب بیشتر ذوق و سلیقه مردم همان منطقه نقش دارد. مثلاً چای خوردن و نحوه استفاده از قند محله با محله فرق دارد؛ و فرق دیگری که مرحوم شیخ طوسی فرموده اینکه روایاتی که مربوط به آداب است، از روایات اخلاقی بیشتر است.
بههرتقدیر به فرموده امیرالمؤمنین -علیهالسلام- «ادب کمال انسان و بهترین روش و بهترین چیزی است که پدران برای فرزندان به ارث میگذارند؛ و حتی سودمندتر از حسب و نسب است». پس تا میتوانیم باید این کمال را در خود زیاد کنیم. حضرت فرمودند: «کسی که ادب ندارد شرافت خانوادگیاش تباه است». اگر اهل یک بیت معظمی هم باشد به خاطر بیادبی همه را از بین میبرد.
از روایات به دست میآید که رابطهای بین عقل و ادب وجود دارد. به چند روایت توجه بفرمائید. قال رسولالله -صلیالله علیه وآله- «حُسنُ الادبِ زِینَهُ العقلِ». ادب نیکو زیور عقل است. امیرالمؤمنین فرمودند: «کلُ شیءٍ یَحتاجُ الی العقلِ و العقلُ یَحتاجُ الی الادبِ». هر چیزی نیازمند خرد است و عقل نیازمند ادب؛ و فرمودند: هر کس ادبش بر عقلش بیشتر باشد. مثل شبانی است در بین گوسفندان فراوان.
چه کنیم مؤدب به آداب شویم؟ دنبال علم رفتن و عالم شدن، با اهل معرفت و ادب نشستوبرخاست داشتن. مواظبت نفس کردن و کنترل قلب را در اختیار داشتن، همه اینها کمک میکند که باادب باشیم. مولانا علی بن ابیطالب فرمودند: «جالِسِ العلماءَ یَزدَد عِلمُکَ و یَحسُن ادبُک وَ تَزکُ نَفسُکَ». با علما (به معنی خاص کلمه) نشستوبرخاست داشته باش علمت زیاد میشود ادبت نیکو میشود و جانت پاکیزه میگردد؛ و فرمودند: «هر وقت دانش انسان فزونی گیرد ادبش افزون میشود و ترسش از پروردگارش دوچندان میگردد». معلوم میشود انسانهای مؤدب از خدا ترس دارند؛ یعنی در مقابل خدا حریم دارند. در تنهایی و علن رعایت میکنند؛ و قصههای بزرگان داریم که ادبشان در برابر خدا چگونه بود.
جلسهی قبل عرض کردم اولین معلم ادب در عالم خداوند تعالی است که تعلیم میدهد چگونه ادب امور مختلف را رعایت کنیم. مثلاً ما ادب شروع به هر کاری را از قرآن کریم یاد میگیریم. شروع سورهی حمد اولین آیه از آیات کتاب الهی است که اولِ اولین سوره قرآن کریم هم قرارگرفته است، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» است؛ که در این آیه هم به اسم ذات اشارهشده هم به بعضی از اسماء صفات. ما یاد میگیریم که ادب الهی در شروع به هر کاری این است که بگوییم «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»؛ و رسول خدا هم فرمودند: هر کاری که بانام خدا شروع نشود ابتر خواهد بود؛ یعنی آن کار به آخر نمیرسد و پایان ندارد. این خیلی مهم است که ما در کارهایمان اول خدا را میبینیم بعد مشغول حرف زدن یا فعالیت خود میشویم. اینکه کار را بانام او شروع میکنیم یعنی تو اصلی، همهچیز از توست و با تو شروع میشود. البته قبل از رسول خدا هم از نامهی حضرت سلیمان که به ملکه سبا نوشته بود و با بسمالله شروع کرده بود که در آیه ۳۰ سوره مبارکه نمل فرمود: «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» معلوم میشود این ادب همه انبیاء الهی بوده است. حتی در روایت داریم هیچ کتابی از آسمان نازل نشد مگر آنکه با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» شروع شد.
همین ادب شروع به سخن در بین فرشتگان اینگونه است که با تسبیح خداوند شروع میکنند و کلام خود را تمام میکنند. در آیه ۳۲ سوره مبارکه بقره نقلقول ملائکه را در جریان سجده بر حضرت آدم و مسائل مربوطه فرمود: «قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیم» همچنین در آیه ۴۱ سوره مبارکه سباء فرمود: «قالُوا سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا …» و امثال ذالک که در جای خودش باید بحث کنیم. این نمونهای از ادب الهی بود بحث ادامه دارد با قید حیات در نوبت بعد ادامه میدهم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اعمال و عبادات خود را از روی علم و یقین انجام میدهند. در حکمت ۹۳ از حکم نهجالبلاغه دارد: «وَ قَدْ سَمِعَ -علیهالسلام- رَجُلًا مِنَ الْحَرُورِیَّهِ یَتَهَجَّدُ وَ یَقْرَأُ فَقَالَ نَوْمٌ عَلَى یَقِینٍ خَیْرٌ مِنْ صَلَاهٍ فِی شَکٍّ». آن حضرت شنید که مردى از حروریان نماز شب و قرآن مىخواند، فرمود: خوابیدن با یقین و ایمان، بهتر از نمازخواندن با شک و تردید است. حروریّه گروهى از خوارج و منسوب به حرورا، (به دو صورت مدّ و قصر خوانده میشود)، نام روستایى در منطقه نهروان است که خوارج برای اولین بار در آنجا اجتماع کردند. گروهی بودند که عبادتشان ترک نمیشود؛ اما شمشیر در مقابل امیرالمؤمنین کشیدند؛ و قصد کشتن امام زمان خود را داشتند. انحراف فکری و عقیدتی. حضرت در این بیان از عبادت جاهلانه نسبت به خدای تعالی نهی کردهاند؛ یعنی اگر عبادت مستحبی از شخصی که عقیده سالمی ندارد ترک شود بهتر است از اینکه شخص فاسد العقیده و بدون علم، دائماً مشغول ورد و ذکر و نماز و روزه باشد. امام -علیهالسلام- همین مطلب را با عبادت در حال شک و یقین بیان فرمودند. علم و یقین آنقدر ارزشمند است که حتی گفتند خواب عالم از عبادت جاهل بالاتر است. فقط تذکر نکته در اینجا لازم است که منظور امام علیهالسلام، شک و تردید در بحث امامت است که رکنی از ارکان دین بوده و شک و تردید در آن باعث از بین رفتن خیلی از فرصتهای معنوی و حتی مادی بشر میشود؛ که بحث دارد خداوند همه ما را از متقین قرار دهد.
۷ ذیالحجه سال ۱۱۴ قمری امام باقر -علیهالسلام- در سن ۵۷ سالگی به شهادت رسید. ۱۸ سال مدت امامت حضرت بود. راجع به جوّ زمان امام باقر -علیهالسلام- و چالشهای عمیق فکری و عقیدتی که وجود داشت و اختلاف شدید فقهی بین فرق اسلامی و دوری مسلمین از اسلام ناب در نوبتهای قبل اشاراتی داشتهام. روشی که امام -علیهالسلام- برای احیای معارف الهی، ایجاد نهضت علمی، تولید علم و مبارزه با جنگ نرم دشمنان اهلبیت داشتند، میتواند بهعنوان الگویی عملی برای جوانان ما در جهت اجرائی شدن توصیه علم و پژوهش که در بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب مطرح شود. آقا در قسمتی فرمودند: «اینک مطالبه عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را بااحساس مسئولیت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشتهشده و این انقلاب شهیدانی از قبیل شهدای هستهای نیز داده است به پا خیزید و دشمن بدخواه و کینهتوز را که از جهاد علمی شما به شدّت بیمناک است ناکام سازید». این حرکت الگو میخواهد و آن امام باقر -علیهالسلام- است. کاملاً نهضت علمی و تولید علم درحرکت امام مشهود است. تاریخ زندگی امام باقر را مطالعه کنید. برپا کردن این نهضت و روشهای متفاوت بهخوبی تبیین شده، مثلاً شخصی میگوید آمدم مسجد کوفه و دیدم ۹۰۰ نفر استاد درس میدادند و همه میگفتند «قالَ الباقرُ -علیه السلام». این تولید علم است.
البته توجه دارید که در کنار تولید علم و تربیت عالم، حتماً باید به تربیت دینی و رشد معنوی جوانان هم پرداخته شود و مورد غفلت قرار نگیرد تا دانشمند طراز انقلاب اسلامی تربیت شود؛ که به این مهم امام باقر -علیهالسلام- توجه ویژه داشتند، در کلمات و بیانات حضرت مطرح است؛ و اتفاقاً در این دیدار اخیر نخبگان با رهبری، ایشان فرمودند: «تفکر انقلابی و اسلامی و بصیرت را در خود تقویت کنید چراکه بدون این نگاه، پیشرفتی به سود کشور ایجاد نخواهد شد. همچنین ارتباط قلبی با خداوند و توکل و استمداد از او را فراموش نکنید»؛ یعنی تربیت علمی باید همراه باتربیت دینی باشد.
بهعنوان نمونه عرض میکنم یکی از شیوههاى نهضت علمى امام، مناظره با دانشمندان فرقهها و ادیان دیگر بود و با این روش حقانیت علمى وبرتری دین اسلام بر دیگر ادیان را اثبات میکرد. امروز میبینیم بیگانگان دستاوردهای علمی جوانان کشور و حتی مسلمین جهان را تحقیر و کوچک میکنند. لذا با همین روش مناظره میتوان؛ برتری علمی خود را ثابت کرد. آقا فرمودند: بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملت ما از متوسط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغازشده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسط علم در جهان «بهپیش رفته است»؛ و در دیدار با نخبگان چند روز قبل فرمودند: «پیشرفت علمی سودمند برای کشور، با نگاه انقلابی و مبتنی بر تفکر اسلامی امکانپذیر است و باید جوانان نخبه، هدف اصلی خود را رسیدن به مرزهای دانش و فناوری و جلو بردن این مرزها قرار دهند … مهمترین وظیفهی نسل جوان نخبه، علاوه بر ادامهی پرشتاب مسیر موفقیتآمیز علمی، جلو بردن مرزهای دانش و فناوری است». این دستور ایشان است و برای این است که مسیر را بازمیبینند و واقعاً هم باز است. این همان است که امام باقر -علیهالسلام- میخواهد و داشتند.
از درسهای امام باقر -علیهالسلام- که میتواند گرفت، مقاومت و مبارزه در سختیهاست که درس این روزهای ماست. حضرت در اختناق شدید و بعض فرصتها با راهبرد مقاومت شیعه را حفظ و معارف الهی را با تشکیل دانشگاه عظیمی که ترتیب داد، نشر و گسترش داد؛ یعنی اگر عرصه را برما از طرفی تنگ کردند با صبر و مقاومت باید میدان را تغییر داد و به مبارزه ادامه داد. نمونه بارز امروزی آن خط مقاومت و حزبالله سرافراز است که سالگرد مبارزه ۳۳ روزه آنان هم هست و ۲۳ مرداد روز مقاومت اسلامی. کاری که آن روز بچه بسیجیهای حزبالله لبنان انجام دادند و کشتی جنگی اسرائیل را به گل نشاندند. اسرائیل غیر از عملیات زمینی،۲۵۰۰ عملیات دریایی و ۷۰۰۰ بمب بر سر جنوب لبنان ریخت. این پیام قرآنی را به همه عالم داد که «اِنَّ اَوهَنَ البُیُوتِ لَبَیتُ العنکبوتِ» حزبالله شد قدرت جدید منطقه؛ و ادامه این خط را در یمن میبینیم با حملات موشکی پیدرپی و موفقیتآمیزی که به دورترین نقاط عربستان وارد میکنند وبرتری خودشان را نمایش میدهند. البته دشمنان قرآن و اهلبیت دائم جبهه عوض میکنند تا شاید بتوانند موفقیتی پیدا کنند مدتی است شیعیان مظلوم کشمیر زیر چکمههای دشمن قرارگرفتهاند که خون ناحق ریخته شدهی آنان گریبان ظالمان را خواهد گرفت؛ و ما هم درس مقاومت را بهخوبی آموختهایم و تا کوتاه کردن دست فتنه گران خارجی و ایادی داخلیشان از کشور، بهخصوص نابودی و محو اسرائیل از صفحه زمین آرام نخواهیم نشست.
اتفاقاً روز ۲۲ مرداد روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی است که این عنوان هم درس دیگری است که از امام باقر -علیهالسلام- میتوان گرفت چون حضرت در آن زمان اقدام به ایجاد یک تشکل عقیدتی زدند و استعدادهای مختلف در سراسر مناطق اسلامی راشناسائی و جمع کردند و تربیت کردند؛ و همین عملکرد امام -علیهالسلام- نشاندهنده اهمیت منسجم عمل کردن و باهدف و چشمانداز داشتن و مسائل اجتماعی است که در نوبتی دیگر باید بپردازم. بحث جدی امامت و ولایت ازنظر امام که خیلی به آن تأکید داشتند را هم در نوبت دیگر انشا الله مطرح میکنم.
به هر جهت هشام بن عبدالملک وجود امام را تاب نیاورد و اقدام به شهادت آن حضرت نمود، امامی که در واقعه کربلا به گفته خودشان چهارساله بودن و همه وقایع را بهخوبی به یاد دارند. صحنههای متعدد واقعه عاشورا و بعدازآن را دیدهاند بدنهای قطعهقطعه شده اصحاب و اهلبیت را حمله به خیام و آتش زدنها و فرار زنها و بچهها به بیابان و اسارت و رئوس بالای نی را و مجلس یزید و تشت و سر و چوب خیزران و لب و دندان حسین را. همه این خاطرات با شهادتش تمام شد و در کنار جد مادری خویش امام مجتبی و پدر بزرگوارش امام سجاد، در بقیع، مظلومانه آرمید.
۱۹ مرداد ۸ ذیالحجه یوم الترویه است. حجاج به سمت عرفات میروند تا اعمال حج را انجام دهند؛ اما کاروان امام حسین که از اول محرم به احرام مفرده بودند نه حج تمتع، حرکت را به سمت کربلا آغاز کردند تا احرام دیگری ببندند.
۲۰ مرداد ۹ ذیالحجه روز عرفه و روز نیایش که از دست نخواهید داد و این فرصت جدیدی است که خدای تعالی برای بندگانش قرار داده است تا برگردند و اعمال خود را از نو شروع کنند. روز مهمی است به بطالت نگذرانیم. برای همه و هم چیز دعا میکنید انشا الله.
شهادت سفیر و نماینده ولی زمان، مسلم بن عقیل هم در همین روز ۹ ذیحجه است. امام او را فرستاد به کوفه تا هماهنگی کند و کارها را درست کند تا مردم آماده باشند برای آمدن امام. لازمهاش این بود که فرمانها مسلم را ولو خوش ندارند و نمیپسندند بالای سر بگیرند. فرستاده امامشان بود. فرستاده ولی بود؛ اما بزرگان و نیروهای بهاصطلاح مرجع فکری در آن منطقه مطالباتی داشتند که بعضی از آنها مقابل خواست امام بود. در حقیقت میخواستند که امام پیرو حرف آنها باشد. میگفتند ما هم نظری داریم. چرا فرستاده امام نظر ما را نمیبیند. به حرف ما گوش نمیدهد و حرف خودش را میزند. نشناختن بحث امامت در این زمانها خودش را نشان میدهد که بین تابع و متبوع بودن نمیتوانند فرق بگذارند. کمکهایشان بهشرط و شروط بود و نتیجهاش شد شهادت فرستاده امام حسین علیهالسلام. البته کوفیان هم بعدش پشیمان شدند اما دیگر چه سود. هم امام هم فرستاده او به شهادت رسید. خدای تعالی بصیرت را در ما بیشازپیش بگرداند چون این قضایا دائم در تاریخ تکرار میشود.
به مناسبت ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا -سلامالله علیهما- سایت رهبری سخنان ایشان با جوانان را که فروردین امسال مطرح کردند را منتشر کردند و چون در قسمتی به مسئله تکثیر نسل اشاره داشت و این مسئلهی مهمی است که عمداً و متعمداً عدهای آن را مطرح نمیکنند و بهغفلت میاندازند. قبلاً تذکر دادم، دوباره تذکر میدهم. دیروز هم در جلسه با اصحاب رسانه اشارهای کردم. ایشان از مسئولین گله کردند که اهمیت نمیدهند. بالاخره ۵ سال از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت توسط ایشان به مسئولین نظام میگذرد و کار قابلتوجهی صورت نگرفته و این بیتوجهی خطراتی را متوجه کشور در آینده خواهد کرد. وقتی کاهش جمعیت همراه با پیری واقع شد مسائل امنیتی به وجود خواهد آورد؛ و دشمنان ما از آن نفع میبرند. توصیهام به دوستان این است که طرح «ان اس اس ام» آمریکا را مطالعه کنید؛ که برای مسائل جمعیتی کشورها بهخصوص ایران طراحی کردند. برای کنترل جمعیت سال گذشته جاسوسانی دستگیر شدند. مسئله حیاتی و مهم است. ایشان فرمودند: «بههرحال افزایش فرزند باید بهصورت یک فرهنگ دربیاید. شما ببینید، در بعضی از کشورهای غربی مثلاً در آمریکا خانوادهای پانزدهتا بچهدارند، بیستتا بچهدارند و از این قبیل، تشویق هم میشوند و هیچکس مذمّتشان نمیکند. امّا نوبت به کشور ما که میرسد، اینطرف قضیّه تشویق میشود، یعنی کمفرزند آوری». مشکلاتی را مطرح میکنند بله مشکلات وجود دارد؛ اما مگر ما رازق هستیم؟ میدانید مشکل کجاست؟ توحید ما ضعیف است. فکر میکنیم که خود ما و مسئولین هستیم که امورات را به عهدهداریم. کار دست مسئولین باشد میبینید وقتی آب هم شدید میآید باز کمبود آبداریم. کار دست خداست. توحیدی فکر کنید. دوستان عزیز روی این مطلب بهعنوان فرمان ولی کارکنید. در فرصت خطبه مقدور نیست که بگوییم اگر اطاعت شود چگونه آثار فراوان وجودی دارد.
این روزها باز در انحراف افکار عمومی و تائید و تأکید بر خسارت محض برجام نکاتی گفته شد که من فقط به بازخوانی کلمات حضرت آقا در این رابطه ارجاع میدهم و تکرار نمیکنم و میگویم صحبتهای رهبری را درباره برجام دوباره نگاه کنید. البته میخواهیم حالا که پافشاری دارند، این پافشاری را در مسیر طراحی برای رونق تولید و اشتغال و از بین بردن رکود و بهکارگیری جوانان نخبه و دانشمندان کشورمان بکار ببرید تا اقتصاد کشور نجات پیدا کند. همانطور که ملاحظه کردید در همین فضای تحریم و فشارها، باز جوانان انقلابی کشور توانستند بنزین با اُکتان ۹۱ تولید و سه هزار تن به افغانستان فروختند و صادر کنند. کار بزرگی است که نشان میدهد در چنین فضایی میشود کارکرد. کار را به جوانان بسپارید و ببینید که میشود یا نه. این حرکت، نوید میدهد که اگر مسئولین در مسیر صحیح حرکت کنند و به خدای تعالی امید داشته باشند نه به دیگران و مردم را نسبت به سراب غرب و اروپا سرگرم نکنند اقتصاد کشور بهسرعت به جایگاه اصلی خودش برمیگردد. رها کنید آمریکا و اروپا را که هیچ نفعی برای کشور جز عقبگرد و فرصت سوزی ندارند. اگر درست و بهموقع حرکت نکنید اروپا هم بالصراحه مثل آمریکا با ما عمل خواهد کرد. وقتی میدانید طرف کوتاه نمیآید و زبان تهدید دارد و وقتکشی و چهرهاش برای دنیا هم روشن است دلیلی برای تعلل وجود ندارد. انقلابی و قاطع عمل کنید تا به نفع مردم و کشور باشد.
نکته استانی: به عید بزرگ و پراهمیت غدیر نزدیک میشویم. لازم است که همه اعم از مردم و مسئولین دستگاهها اهمیت بدهیم. روز بزرگی است روز جشن و شادی اهلبیت و شیعیان است. اگر قصد هدیه دادن و مهمانی دادن و کارهای شاد دارید بگذارید در آن روز انجام بدهید. بهخصوص در این روز بچهها را تشویق کنید. برای آن روز اهمیت قائل باشید. هویت شیعی ما با این عید به نمایش گذاشته میشود؛ و بدانید که این عید مایه وحدت و انسجام است. اطعام به مؤمنین را فراموش نکنید. بااینکه روزه هم سفارش شده و فضیلت دارد اما بیشتر از آن اطعام فضیلت دارد. آذینبندی شهر با اعیاد دیگر فرق کند. اگرچه ما کلاً زیاد فرقی نمیبینیم اما برای این روز مقداری نمایش کارها و توجهات بیشتر باشد. اینها جزو شعائر دینی است. خطبهخوانی غدیر، توجه و مطالعه دوباره خطبه غدیر و امثال ذالک را از الآن برنامهریزی کنید. البته به مناسبت مطالبی عرض خواهد شد، انشاءالله.
نکته انتخاباتی: یکی از ویژگی هائی که نماینده مردم باید داشته باشد این است که روش زندگی او در بین مردم بودن و همراهی کردن باشد. نه اینکه برای جمعکردن رأی مدتی تظاهر به مردمی بودن داشته باشد. توجه به شعارهای انتخاباتی که داده میشود هم مهم است. گاهی مطالبی گفته میشود که کاملاً دروغ است و یا قانون اجازه تغییر بهنحویکه میگویند را نمیدهد؛ اما برای جلب نظر مثلاً دانشجویان، ورزشکاران، بانوان گاهی مطالبی خلاف واقع گفته میشود که باید دقت کنید؛ که در این روزها میگویند و بازارش آرامآرام داغ میشود. کسانی که کاندید میشوند دروغهایی میگویند و وعدههایی میدهند که اصلاً نمیشود و تغییر قانون باید داده شود. به فرموده حضرت آقا توجه داشته باشید که فرمودند: «به کسی رأی بدهید که با مردم صمیمی باشد و خود را خدمتگزار مردم بداند». |
| 1398/5/11 | 1398/5/11فرهنگسازی ازدواج آسان، تکلیفی برای مسئولان و خانوادهها است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه220
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. اهل تقوا در زندگی دنیایی خود در مسیری غیر ازآنچه خدای تعالی و سفرای الهی ترسیم کردهاند حرکت نمیکنند. لذا خوب یاد میگیرند و به دانستهها تا حد توان عمل کرده، تقوای خود را محکمتر میکنند. در حقیقت خود را مؤدب به آداب و ادب الهی میکنند. ادب داشتن آثار فراوانی دارد. فرد و اجتماع مؤدب، به اهداف عالیه خود میرسند و رفاه اجتماعی و حقوق شهروندی که زیاد مطرح میشود، بهخوبی رعایت میشود. قبل از اینکه این اصطلاحات باب شود اسلام این موارد را از پیروان خودخواسته است و متأسفانه توسط مسلمین کمتر رعایت شده است؛ و ازآنجاکه ادب بهعنوان یک ارزش اخلاقی که آثار اجتماعی دارد و درعینحال ارزشآفرین هم هست، شناخته میشود، همه تحت تأثیر شخص مؤدب قرارگرفته، مجذوب او شده و به او به دیده احترام و محبت مینگرند؛ و این سرمایهی بزرگی است که نصیب چنین شخصی شده است. البته ادب را باید با تمرین به دست آورد که در معنای آن عرض خواهم کرد. پس بحث ما تا مدتی پیرامون ادب است. البته من بحثهای فنی و اصطلاحات علمی را در خطبه وارد نمیشوم مگر ضرورتی باشد؛ و مثل همیشه، بیشتر از بیانات اهلبیت استفاده خواهم کرد؛ که حضرات به مسائل مختلف این موضوع پرداختهاند.
در کتب لغت در تعریف ادب گفتهاند: تمرین دادن نفس است. راهنمایی کردن مردم بهسوی کار خیر و جلوگیری کردن از کار ناپسند است؛ و در اصطلاح اخلاق، به معنای حد نگهداشتن است. عدهای در تعریف ادب گفتند: حفظ حد و اندازه هر چیزی و عبور نکردن از اندازه. پس ادب آموختنی است و مؤدب کسی است که توسط مربی -که میتواند پدر و مادر و استاد باشد – به شایستگی تربیتشده است. حتی خدای تعالی هم مؤَدِّب است. درباره رسول خدا داریم که فرمودند: «أدَّبَنِی رَبِّی فأحسَنَ تأدِیبی». پروردگارم مرا تربیت کرد به بهترین تربیت. یا دربیانی دیگر فرمودند: «أنا أدیبُ اللّهِ و عَلِیٌّ أدِیبی». من تربیتشده خدایم و على تربیتشده من. یا در کلامی امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: پیامبر خدا را خداوند تربیت کرد و او مرا و من مؤمنان را تربیت میکنم و براى بزرگواران، ادب به ارث میگذارم.
در بعض کتب که به مسائل اخلاقی اشاره دارد مثل ارشادالقلوب در تعریف ادب گفته است: حقیقت ادب، جمع شدن صفتهای نیک و دور کردن صفات زشت است؛ اما دراینبین مرحوم علامه طباطبائی (ره) در تفسیر قیم المیزان بهترین تعریف را برای ادب کردهاند که: ادب، هیئت زیبا و پسندیده است که طبع و سلیقه چنین سزاوار میداند که هر عمل مشروعی چه دینی باشد مانند دعا و امثال آن و چه مشروع عقلی باشد مانند دیدار دوستان بر طبق آن هیئت واقع شود. بهعبارتدیگر، ادب عبارت است از ظرافت و دقت در عمل. بحث دیگری هم مطرح است که فرق بین اخلاق و ادب چیست که در نوبت دیگری عرض میکنم.
اما الآن چند روایت که معنای ادب را بیشتر روشن میکند بخوانم. علی -علیهالسلام- فرمود: «کَفاکَ اَدباً لِنفسِکَ اجتنابُ ما تَکرَهُهُ مِن غَیرِکَ». برای تأدیب خود همین بس که ازآنچه در دیگران نمیپسندی دوریکنی؛ و یا فرمودند: در ادب بنده همین بس که در ناز و نیازهایش کسی جز پروردگار خود را شریک نسازد. اینکه اهلبیت ادب میکردند در روایات مشهود است گاهی بالصراحه و گاهی بالکنایه. مثلاً از امام صادق -علیهالسلام- نقل است که فرمودند: پدرم سه ادب به من آموخت فرمود: پسرم، هرکه با دوست بد همنشینی کند سالم نمیماند؛ و هر که گفتار خود را مهار نکند پشیمان گردد؛ و هر که بهجاهای بد رفتوآمد داشت، هدف تهمت و بدگمانی میشود. به سه مورد رفتاری و گفتاری و عملکردی اشاره فرمودند.
در بخش هائی از روایات داریم که ما را تشویق کردهاند فرزندان و خانواده را به سمت رعایت آداب حرکت دهیم. رسول خدا -صلیالله علیه و آله- فرمودند: «اَکرِمُوا اَولادَکُم و اَحسِنوا آدابَهُم یُغفَر لَکُم». به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را آداب نیکو بیاموزید تا آمرزیده شوید. خود احترام گذاشتن به فرزندان یک ادبی است که انسان در خانواده بر آن اساس تربیت میشود. نقش والدین در تربیت فرزندان بر کسی پوشیده نیست. فقط وظیفه خوردوخوراک نداریم، این مسائل مهمتر است. بالاخره بچه سیر می شود و لباس بر تن خواهد داشت اما اینکه مودب به آداب باشد،رعایت حدود را بکند وظیفه پدر و مادر است. بهترین چیزها را برای عزیزترین اشخاص میخواهیم و یکی از بهترینها داشتن ادب است. با فرزندان مؤدبانه برخورد کنیم تا نتیجهاش را در زندگی و اجتماع ببینیم. پدر و مادری که با بددهنی و الفاظ بد فرزندان خود را مخاطب قرار میدهند باید بدانند کسی که باد میکارد، طوفان درو میکند. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: وقتی آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً» نازل شد مردم گفتند: یا رسولالله چگونه خود و خانوادهمان را حفظ کنیم؟ فرمود: عمل خیر انجام دهید و آن را به خانواده خود نیز یادآوری کنید و بر پایه فرمانبرداری از خداوند تربیتشان کنید. اگر دارید صدقه میدهید بچه ها که همراهتان هستند صدقه یدهید تا ببینند و یاد بگیرند. کار خیر که انجام میدهید، نماز که میخوانید بچه ها ببینند اشکالی ندارد، ریا نیست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا ضمن آگاهی از دستورات دین در همه حال مطیع فرمان الهی و دستورات رسول خدا بوده برخلاف عمل نمیکنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۹۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِیَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلَا (علیهالسلام) إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ قَالَ إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ». نزدیکترین افراد به پیامبران، آگاهترین آنهاست به آنچه آنان از جانب خدا آوردهاند. آنگاه امام آیه را تلاوت کرد: سپس فرمود: دوستدار حضرت محمد کسى است که خدا را اطاعت کند هرچند که خویشاوند نزدیک او نباشد، (لذا در روایات دارد سلمان منا اهلالبیت. او خانواده رسول خدا نیست ولی منّاست) و دشمن حضرت محمد کسى است که فرمان خدا را نبرد اگرچه خویشاوند نزدیک آن بزرگوار باشد. همه انبیاء مردم را به اطاعت و بندگی دعوت کردهاند و هرکس بیشتر عمل کرده، به آنان نزدیکتر بوده و رابطه محکمتری دارد. آیه شریفه هم شاهد بر همین مطلب است که اطاعت و نافرمانی خداوند دلیل بر نزدیکی و دوری با اوست؛ و فامیلی و خویشاوندی هم در اینجا بیتأثیر است.
آخرین روز ماه ذیقعده سال ۲۲۰ قمری جوانترین امام یعنی حضرت جواد -علیهالسلام- توسط همسرش ام الفضل به دستور معتصم عباسی بهوسیله سم به شهادت رسید. دوره امامت حضرت بسیار سخت و پر مشکل بود بهویژه اینکه حضرت در ۷ سالگی به امامت رسید؛ و مسائل مختلفی برای امام در دوران کوتاه ۱۷ ساله امامت پیش آمد، یکی از کارهای اساسی حضرت غیر از مدیریت جریانات سیاسی و رهبری فکری، نشر معارف دین و احکام نورانی اسلام و قرآن بود که بهخصوص درزمینهٔ قرآن فعالیتهای گسترده داشت. لذا در مجالس و گفتگوهای معمولی و امثالذلک دائم از قرآن استفاده میکرد؛ و چون امام باید از حریم وحی دفاع کند در مقابل تفسیرهای غلط که از آیات الهی میکردند ایستاد و علما را به سمت درست فهمیدن قرآن دعوت میکرد. قصد امام این بود آیات الهى طوری در سطح جامعه فراگیر شود که مردم در گفتار و رفتار و استدلالهاى روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند.
نمونهای عرض کنم، محمد بن مسعود عیاشى در تفسیر خود نقل میکند: در زمان معتصم عباسى، عوامل خلیفه، عدّهای دزد را دستگیر کردند و از مرکز خلافت درخواست نحوه مجازات آنان را کردند. چون مسئله حساس بود، خلیفه مجلس مشورتى تشکیل داد و از علما زمان، کیفیت اجراى حدّ شرعى را خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهکار است و خلیفه طبق آیه ۳۳ مائده یکی از کیفرها را انتخاب کند. آیه این بود که مىفرماید: «اِنّما جَزاءُ الّذین یُحارِبُونَ اللهَ و رسولَهُ وَ یَسعَونَ فی الارضِ فَساداً اَن یُقَتَّلُوا اَو یُصَلَّبُوا اَو تُقَطَّعَ اَیدِیهِم وَ اَرجُلُهُم مِن خِلافٍ اَویُنفَوا مِن الارضِ…» کیفر کسانی که باخدا و پیامبرش به جنگ برمىخیزند و درروی زمین در اشاعه فساد تلاش مىکنند، این است که اعدام شوند یا به دار آویخته شوند یا دست و پاى آنان برعکس یکدیگر قطع شود و یا اینکه از سرزمین خود تبعید گردند. معتصم در همان جلسه از امام نظر خواست. آن حضرت اول از اظهارنظر خوددارى کرد امّا وقتیکه با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام کرد: آقایان در استدلال به آیه خطا کردند و استنباط حکم شرعى از این آیه دقت بیشتر مىطلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت به جرمهاى مختلف کیفرها فرق مىکند؛ زیرا این مسئله صورتهاى مختلف و احکام جداگانه دارد. بعد حضرت ادامه دادند؛ اگر این راهزنان فقط راه را ناامن کردهاند و نه کسى را کشته و نه مالى را به غارت بردهاند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معنى «نفى الارض» در آیه است؛ و اگر راه را ناامن کرده و افراد بىگناهى را کشتهاند امّا به مال دیگران تجاوز نکردهاند، مجازات آنان اعدام است؛ و اگر امنیت را از راههاى عمومى سلب کرده، انسانهاى بىگناه را کشته و مال مردم را نیز به غارت بردهاند، کیفر آنان باید سختتر باشد، یعنى اول دستوپایشان را بهعکس همدیگر قطع مىکنند، سپس به دار مجازات آویخته میشوند. معتصم این نظریه را پسندید و به عامل خود دستور داد که طبق نظر امام جواد -علیهالسلام- عمل کند. بالاخره تحمل مناقب حضرت را نکردند و امام شیعه را مسموم کردند و حضرت داخل حجرهاش از شدت تشنگی و اثر سم صدایش بلند بود اما در بیرون برای اینکه صدا شنیده نشود ام الفضل عدهای را برای هلهله آورده بود. روز عاشور هم عدهای هلهله کردند شاید یکی وقتی باشد که بالای سر جوانش رسید و بدن قطعهقطعه را به بغل گرفت.
اول ذیالحجه سالگشت ازدواج امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا-سلامالله علیهما- است. در این روز یک خانواده الهی تشکیل شد؛ که آثار آن تا قیامت برای بشر نورافشانی میکند.
مسئله خانواده مسئله مهمی است. گاهی در تعیین سرنوشت انسان نقش اساسی دارد. ازدواج مسیر زندگی انسان را تغییر میدهد. گاهی انسان را بهشتی میکند، گاهی انسان را به دوزخ نزدیک میکند. باید به این مهم مفصل پرداخت. در خطبه فرصت بیان محدود است، نمیشود کامل به آن بپردازیم. متأسفانه این مهم دچار آفات فراوان و موانع متعدد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شده است که لازم است باکار جهادی و فعالیت مضاعف به مبارزه با موانع ازدواج پرداخت تا جامعه به حالت اصیل خودش برگردد. معضل موجود با بیتوجهی خود خانوادهها در ایجاد آدابورسوم بیهوده و پرخرج و متأسفانه کمک رسانهها و صداوسیما در پخش فیلمهای پرتجمل و پرزرقوبرق و عوامل مختلف دیگری به وجود آمده است. وقتی مهریه و جهیزیه سنگین شد، مراسم جشن کمرشکن شد، مقدماتش خیلی بیشتر و زیادتر از ذی المقدمه شد، بعد غول هفتسر مسکن، اشتغال و بیکاری هم به آن اضافه شد، روحیه عدم مسئولیتپذیری هم تقویت شد، آن موقع ازدواج عقب میافتد. باید جلوی مخارج غیرضروری گرفته شود. پدر و مادر باید نسبت به ازدواج فرزندان خودشان بیتفاوت نباشند. به دنبال مراسم ساده باشند. توقعات را پایین بیاورند. امیرالمؤمنین و زهرای اطهر-سلامالله علیهما- هم اولِ کار، خانه نداشتند. در یک اتاق عاریهای که هر دو باهم آن را درست کردند تا در آن بنشینند و خودش قصهای دارد زندگی را شروع کردند. از اول نباید به دنبال ایدهآلها بود. لطف زندگی مشترک در ساختن به کمک هم است که زن و شوهر باهم زندگیشان را بسازند. الآن متأسفانه با همه امکاناتی که یک زندگی صدساله نیاز دارد به سرزندگی میروند. هیچ کار دیگری ندارند. برای تشکیل و تهیه وسایل آن زندگی هیچ تلاشی نمیکنند و از فردای آن ازدواج، شروع میکنند به هم گیر دادن. چون متأسفانه همهچیز در اختیار آنها هست. این کار، کار خوبی نیست. لطف زندگی در این است که باهم ساخته شود.
وقتی به اشتغال دختران و استقلال اقتصادی آنها در جامعه بیشتر از نقش تربیتی و مادری آنها اهمیت دادیم، هم عرصه شغلی را برای پسران کم میکنیم، هم زمینه ازدواج و تشکیل خانواده را از بین میبریم. اینها بیتوجهی است. باید فرهنگهای غلط و مندرآوردی که امروز در امر ازدواج هست و وقتی دقت میکنیم قسمتی از آنهم طراحی دشمن است، تغییر پیدا کند و الا دچار مشکلات بیشتری خواهیم شد. جامعه بهسرعت به سمت پیر شدن در حال حرکت است. والدین و مسئولین فرهنگی، حوزههای علمیه، تریبون داران، همه مسئولاند. باید کارهای فوری انجام داد. مثلاً باید زمینهای در جامعه به وجود بیاید که مجرد بودن عیب محسوب شود. در زمان پیغمبر اکرم مجردی عیب بود و بهشدت مذمت میشد. اینکه خانواده اقدام به ازدواج فرزندش نمیکند عیب باشد برای آن خانواده. باید این فرهنگ را ایجاد کرد. باید گفتمان آن را راه انداخت. باورها نسبت به ازدواج را باید تصحیح کرد که میگویند باید اول همهچیز داشت بعد ازدواج کرد. اگر کسی جوان بیماری در خانه داشته باشد، افراد خانواده بیتفاوت میمانند؟! همه تلاش میکنند و به هر طریقی شده میخواهند او را نجات بدهند. مسئله ازدواج جوانان امروز برای آنها مهمتر از بیماری است. باید سرعت بیشتری به خرج داد. باید خیرین درزمینه اصل ازدواج و در مسئله مسکن و اشتغال فعال شوند. قسمتی از کار مربوط به دولتها نیست؛ اما قسمتی از آن مربوط است. تأخیر در ازدواج موجبات ناامیدی و یاس را فراهم میکند. افسردگی میآورد و قشر فعال جامعه را از کار میاندازد. در خانواده است که عاطفه شکل میگیرد که اگر محقق نشود سلامت عاطفی جامعه به هم میخورد. امروز دشمنان ما هم خوشحال هستند از اینکه خانوادهای در جامعه شیعی شکل نگیرد و جمعیت شیعه از کثرت بیفتد. عزیزان توجه به جهات مختلف داشته باشید. باید کار فرهنگی و پرتلاشی در این زمینه صورت بگیرد تا این فرهنگ غلط از بین برود.
کسانی که قبلاً ازدواج کردند و الآن مجرد هستند دوباره ازدواج نمیکنند این هم فرهنگ غلطی است و باید آن را از بین برد. رسول خدا را ببینید تا روز آخر عمرش از حضرت خدیجه به بزرگی یاد میکرد. هر وقت اسم او میآمد اشک او جاری میشد. دوستان خدیجه به دیدنش میآمدند عبایش را زیر پای آنها میانداخت. برای حضرت خدیجه خیلی احترام قائل بود؛ اما در دهم ماه رمضان وقتیکه حضرت خدیجه از دنیا رفت روز عید فطر پیغمبر اکرم همسر دیگری گرفته بود. اگر ما پیرو پیغمبر هستیم باید یکسری سنتها را دور بریزیم. هنوز هم عدهای در دستگاههای مختلف از تکثیر نسل جلوگیری میکنند. باید اقدام جدی دراینباره صورت بگیرد و مسئولین پاسخگوی عمل نکردن به سیاستهای کلی جمعیت که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند باشند.
انقلاب اسلامی از بدو پیروزی تا امروز عرصههای مختلفی را طی کرده و با فراز و نشیبهای گوناگونی مواجه بوده؛ اما آنچه خیلی اهمیت دارد این است که با توجه به محرومیتها، سختیها، تهدیدها و تحریم هائی که در این مدت برای نظام فراهم کردهاند و اخیراً هم خودشان میگویند جنگ روانی راه انداختهاند که بتوانند به خاطر مشکلات اقتصادی و مقصر جلوه دادن مسئولین بین مردم و نظام، شکاف ایجاد کرده اعتماد را کم کنند و از طرف دیگر آمریکاییها پیام میدهند که میخواهیم با مردم ایران مستقیم صحبت کنیم یا دیگری میگوید تحریمها متوجه مردم نیست این مسئولین ایران هستند که باعث شدند تحریمها جلوهگر شوند. با همه این مسائل، ایران اسلامی توانسته با راهبرد مقاومت که یک دستور قرآنی و الهی است و رهبر معظم انقلاب مدتی است روی آن تأکیددارند، دستاوردهای بزرگی به دست بیاورد و در بین کشورهای جهان از ثبات قابلتوجهی برخوردار باشد؛ و همین راهبرد چنان در اردوگاه دشمن تزلزل و نابسامانی ایجاد کرده و او را به سمت سقوط پیش میبرد که هر از چند گاهی از روی نادانی، احمقانه و دستپاچه موضع میگیرند؛ که اخیراً هم وزیر امور خارجه ایران را تحریم کردند تا به همه دنیا بفهمانند در نفهمی لنگه ندارند؛ که هم از مذاکره دم بزنند و هم تحریم کنند. هرچه این مسائل پیش میآید و این موضعگیریها صورت میگیرد، یقین ما به اضمحلال و نابودی شیطان بزرگ بیشتر میشود. میخواهند با تفرقه جای پای خود را محکم کنند؛ که تاکنون نتوانستهاند حتی طرح ائتلافی که اخیراً ریختند برای اینکه بهتر بتوانند به دزدی دریایی بپردازند هم نگرفت. میخواستند دزدی دریایی را رسمی کنند. بعض از کشورهای منطقه هم که مسیر دیگری دارند باید سر عقل بیایند و دست دوستی ایران را رد نکنند و بدانند که در منطقه خلیجفارس و بلکه در دنیا، آمریکا و انگلیس و فرانسه دوستان خوبی برای آنان نیستند؛ و علیرغم خواست استکبار، جبهه مقاومت با محوریت ایران، کنترل منطقه و فرا منطقه را به دست دارد. دشمنان مابعد از مواضع سید حسن نصرالله و رهبران حماس و گروههای انقلابی عراق که اعلام کردند اگر علیه ایران تهدیدی صورت بگیرد به دفاع قیام میکنند؛ و همچنین بعد از توقف نفتکش انگلیسی و زدن پهباد آمریکائی، امروز بهخوبی فهمیدهاند که در مقابل نیروهای مسلحِ مؤمن و انقلابی در دفاع از کیان ایران اسلامی توان مقابله نداشته و هر اقدام آنان بر سر تمامیت ارضی و منافع ملی مساوی با نابودیشان خواهد بود.
ظاهراً دولت به دلایلی که بیان هم کردند، تصمیم گرفتند صفرهای پول ملی را حذف کنند اما به نظر میرسد که باید مطالعات گستردهتری انجام بگیرد و الا این کار غیر از آثار روانی، تأثیر چندانی بر اقتصاد و معیشت مردم ندارد. حتی قدرت پول داخلی را هم در برابر پول خارجی بالا نمیبرد. چرا عزیزان نقدینگی را به سمت تولید هدایت نمیکنند و با طرحهایی موانع کسب را از بین نمیبرند؟! آیا اگر تولید ملی بالا برود ارزش پولمان بالا نمیرود؟ به نظر باید دقت بیشتری صورت بگیرد که در ورطه دیگری نیفتیم.
یاد آیتالله شیخ فضلالله نوری که توسط ایادی استعمار در ۱۱ مرداد سال ۱۲۸۸ شمسی به شهادت رسید و فرمانده لشکر ده، شهید علیرضا موحد دانش در ۱۳ مرداد سال ۱۳۶۲ و سرلشکر خلبان عباس بابائی در ۱۵ مرداد سال ۶۶ و زائران خانه خدا در ۱۷ مرداد سال ۶۶ و محمود صارمی خبرنگار در ۱۷ مرداد سال ۷۷ به شهادت رسیدند را گرامی میداریم. ۱۵ مرداد سالگشت مشروطه و نقش مردم و روحانیت و نتیجه این حرکت بحث خودش را دارد البته درسهای گویا و عبرتهای فراوانی برای یادگیری و حرکت در مسیر درست دارد.
نکتهای را استانی عرض میکنم و آن این است که باید به جد جلوی ساختوسازهای غیرمجاز گرفته شود. خبرهایی که در این زمینه میرسد خوب نیست. موارد را که پیگیری میکنیم میبینیم که تخلفات جدی است. مسئولین مربوطه اقدام لازم را به جد دنبال کنند. گاهی میگویند که ما دستور قضایی درباره این قضیه نداریم. پیگیری کردیم دیدیم که دستور قضایی هم هست؛ اما جدی گرفته نمیشود. باید خیلی سریع پاسخگوی تخلفات انجامگرفته در ساختوسازهای غیرمجاز در سطح استان و بعض مناطق به خصوصه باشند. کمترین اثر ساختوسازهای غیرمجاز این است که وضعیت اجتماعی را به هم میزند. وضعیت آب و گاز و برق چون برخلاف چینشی است که باید باشد، کمبود ایجاد میکند. معضل و مزاحمت برای افرادی که بر اساس قاعده و قانون عمل کردند به وجود میآورد. لذا یک عده به خاطر منافع خودشان در روستاها، دهستانها و شهرستانها و در مناطق مختلف شهری، اقدامات غیرقانونی دارند. باید بهسرعت جلویشان گرفته شود تا چهره شهر و روستا و منطقه زشت نباشد.
نکته انتخاباتی این هفته هم این است که تا وقت دارید بگردید کسانی را پیدا کنید که گفتار و عملشان یکسان باشد. از اشرافی گری و تجملگرایی بیزار باشند. در عمل سادهزیست باشند و ساده زندگی کنند. خودشان را وابسته به مراکز قدرت و ثروت نکرده باشند. در یک کلمه صالح باشند. رهبر معظم انقلاب تعبیر را دارد که فرمودند: «نماینده مجلس باید یک انسان صالح باشد». بگردید صالح پیدا کنید.
|
| 1398/5/4 | 1398/5/4ملت ایران مذاکره دوباره با آمریکا را نمیپذیرد / مقاومت تنها راه پیروزی | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه221
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین خودمحور نبوده و عملکرد خود را بر اساس دستورات دین و اولیاء خدا تنظیم میکنند و در مسائل فردی و اجتماعی، خودرأی نبوده و تفسیر به رأی هم نمیکنند. البته از عقل بهعنوان چراغ راه استفاده کاملی میبرند. قصد داشتم بحث برادری و روابط بین اخوان را تمام کنم که بعض دوستان خواستند اگر تکمیلتر شود بهتر است؛ لذا در این نوبت از جهت دیگری به این موضوع پرداخته احادیثی را نقل میکنم.
در آداب برادری از رسول خدا نقل است که حضرت فرمودند: هرگاه یکی از شما باکسی طرح برادری ریخت، از او نام، نام پدر، طایفه و محل سکونتش را بپرسد که این کار از حقوق لازم و مایه صفا و خلوص برادری است. در غیر این صورت این دوستی نابخردانه است. از آداب برادری است که باکسی که آشنا میشوید سابقه و عقبه او را بشناسید که چگونه است و در چه خانوادهای بزرگشده است و دارای چه شخصیتی است همینکه اسم او را میپرسید خود اسم نشان میدهد که چه خانوادهای داشته است و چرا این اسم برایش انتخابشده است دیدهاید الآن اسمهایی انتخاب میکنند که در هیچ فرهنگ لغتی معنایش پیدا نمیشود.
یکی از سفارشها اکید رسول خدا این است که بر تعداد دوستانتان بیفزایید. دوست فراوانی انتخاب کنید. بعض از افراد را میبینیم که خیلی منزوی و گوشهگیر هستند، این خلاف سنت پیامبر است باید باکسانی که سنخیتی با انسان دارند ارتباط داشت حتی با غیر آنها هم ارتباط داشتن بهشرط عدم تأثیر اشکالی ندارد. بعضیها ضعیفالنفس هستند و زود رنگ و بو میگیرند اما اگر بتوان تأثیر گذاشت این ارتباط اشکالی ندارد. رسول خدا -صلیالله علیه وآله- فرمودند: «اسْتَکْثِرُوا مِنَ الْإِخْوَانِ فَإِنَّ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ شَفَاعَهً». برشمار برادران خود بیفزایید زیرا در روز قیامت هر مؤمنی را شفاعتی است؛ و علی -علیهالسلام- فرمود: در پی دوستان راستین باش و برشمار آنها بیفزایی که آنان کمک شما در دوران آسایش و سپر، در مقابل بلاها هستند.
و این را هم مکرر عرض کردیم که هرچه دوستیها برای خدا باشد از استحکام و پایداری بیشتری برخورداراست. رسول خدا فرمودند: انسان مسلمان بعد از به دست آوردن سودِ اسلام (خودِ اسلام، سود است)، سودی همچون برادری که برای خدا به دست میآورد، کسب نکرده است. اگر دوستی برای خدا باشد محبت انسان از اخلاص بیشتری برخوردار خواهد بود.
یکی از کارها که در رابطه دوستی با یکدیگر نباید فراموش کنیم، ابراز محبت و علاقه به یکدیگر است. ابراز محبت موجب تقویت و استحکام برادری و رفاقت میشود و این اعلام محبت کردن به کسی که دوست داریم، سفارش رسول خداست. همانطورکه نسبت به همسران داریم که بگویید که محبت دارید، چون آنهم یک رفاقت و دوستی است که برقرار است اینجا هم همینطور است و باید بیان کرد. اینکه میگوییم برادری از باب غلبه است و الا خواهران هم همینطور است نسبت به دوستانشان باید اعلام کنند؛ و اینیک وظیفه عام است. مرحوم علامه مجلسی روایتی را در بحار نقل میکند که امام باقر و امام صادق -علیهماالسلام- در مسجد نشسته بودند که مردی ازآنجا گذشت. یکی از همنشینان و اطرافیان امام باقر -علیهالسلام- عرض کرد: به خدا من این مرد را دوست دارم. «وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّ هَذَا الرَّجُلَ. قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلام: أَلَا فَأَعْلِمْهُ، فَإِنَّهُ أَبْقَى لِلْمَوَدَّهِ وَ خَیْرٌ فِی الْأُلْفَه». پس به او اعلام کن؛ چون دوستی پایدارتر و الفت را بیشتر میکند.
این را بدانید یکی از راه هائی که بفهمید طرف مقابل چقدر شمارا دوست دارد این است که ببینید چقدر او را دوست دارید. در این زمینه روایات زیبایی داریم بهعنوان نمونه عرض میکنم. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «سَلُوا الْقُلُوبَ [الْقَلْبَ] عَنِ الْمَوَدَّاتِ فَإِنَّهَا شَوَاهِدُ لَا تَقْبَلُ الرُّشَا». از دلها راجع به دوستیها بپرسید زیرا دلها گواهانی هستند که رشوه نمیپذیرند. شما دیدید بعضی از گواهان هستند که جلوی در دادگستریها و محاکم ایستادند و پول میگیرند و شهادت میدهند، رشوه میگیرند و شهادت میدهند. امیرالمؤمنین میفرماید: دل تنها گواهی است که رشوه نمیگیرد. نمیتوانی به دل بگویی حالا فلانی را دوست داشته باش بعداً چیزی به تو میدهم.
کسی هم که نسبت به برادر مؤمنش ظنین و بدگمان است و در دل کینه او را دارد چگونه انتظار دارد که از طرف مقابل خوبی ببیند؟ باید اول دل را صاف کرد بعد طلب مودّت کرد. امام هادی -علیهالسلام- در جواب متوکل فرمودند: «لَا تَطْلُبِ الصَّفَا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْه» از کسی که مکدرش کردهای صفا مجوی و از کسی که تیر بدگمانیات را به او نشانه رفتهای خیرخواهی و صداقت مخواه، زیرا دل دیگری با تو همچون دل توست با او. البته اشتباه نکنید این مطلب و شبیه این در مواردی است که کسی بیجا و از روی سوءظن اقدامی داشته و الا اگر کسی در جایگاه و مسئولیتی ناچار باشد به وظیفهاش عمل کند و این عملِ به وظیفه برای دیگری ناخوشایند باشد و بگوید حضرت فرمود اگر برادرت مکدر شد کذا و کذا درست نیست.
بدون هیچ علتی گاهی افراد نسبت به دیگران ناراحتاند که البته ازنظر اخلاقی این حالات ریشه دارد که بحث ما فعلاً پرداختن به آن ریشهها نیست. حالا به هر دلیلی غیر از فساد، اگر خواستید باکسی که مدتی رفاقت و دوستی داشتید قطع رابطه کنید در روایت دارد که قطع کامل نباشد. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَهَ أَخِیکَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِکَ بَقِیَّهً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِکَ یَوْماً مَا». اگر خواستی از برادرت ببُری تهماندهای از دوستی خود برای او باقی بگذار که اگر روزی به فکرش رسید که آشتی کند به آن بازگردد. اگر از اول مواظبت داشته باشید که دوستیهایتان چگونه باشد، بر چه اساسی باشد، چه مقدار باشد و در چه زمینه هائی باشد، مشکل قطع رابطه پیش نمیآید. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «مَنْ وَضَعَ حُبَّهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْقَطِیعَه». هرکس دوستی و محبت خود را در جایگاه مناسبش ننهد خود را در معرض قطع رابطه قرار داده است.
برای تشویق ما که دنبال قطع نباشیم و اهل وصل باشیم امام حسین -علیهالسلام- فرمودند: قویترین فرد در ایجاد ارتباط کسی است که باکسی که از او بریده رابطه برقرار کند. البته منظور ارتباط با آمریکا نیست، اشتباه نکنید. من در جلسهای به مواردی که با بعضیها نباید برادری کرد نکاتی عرض کردم تکمیل بحث اینکه امیرالمؤمنین-علیهالسلام- فرمود: باکسی که خوبیهایت را میپوشاند و عیبهایت را پخش میکند برادری مکن. بعضیها اینگونه هستند که تمام خوبیها را در صندوق سینهاش نگهداری میکند اما یک خطا را به قول امروزیها میبرد روی آنتن؛ و باز تکرار میکنم: «خَیرُ الاِخوان مَن کانَت فِی الله مَوَدّتُهُ». دوستی برای خدا مستحکم خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل دانش، صبر، انجام کار خیر، شکرگزاری و توبه هستند. از امیرالمؤمنین -علیهالسلام- درباره خیر سؤال شد حضرت در حکمت ۹۱ از حکم نهجالبلاغه بیان فرمودند: «لَیْسَ الْخَیْرُ أَنْ یَکْثُرَ مَالُکَ وَ وَلَدُکَ» خیر آن نیست که مال و فرزندت زیاد شود، «وَ لَکِنَّ الْخَیْرَ أَنْ یَکْثُرَ عِلْمُکَ» بلکه آن است که دانشت زیاد «وَ أَنْ یَعْظُمَ حِلْمُکَ» و بردبارىات بیشتر شود «وَ أَنْ تُبَاهِیَ النَّاسَ بِعِبَادَهِ رَبِّکَ» و براى بندگى خدا به مردم فخر کنى. «فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ» پس اگر نیکى کردى، سپاس و شکر خدا را بگویى، «وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ» و اگر بد کردى، از خدا طلب مغفرت کنى. در ادامه فرمودند: «وَ لَا خَیْرَ فِی الدُّنْیَا إِلَّا لِرَجُلَیْنِ» هیچ خوبى در دنیا مفهوم ندارد مگر براى دو نفر، «رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ یَتَدَارَکُهَا بِالتَّوْبَهِ» کسى که گناهانی انجام داده و گناه خود را با توبه جبران میکند، «وَ رَجُلٍ یُسَارِعُ فِی الْخَیْرَاتِ» و دیگر آنکسی که در پى کارهاى نیک بشتابد. «وَ لَا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى» و هیچ کارى که توأم باتقوا صورت پذیرد، اندک نیست، انسان متقی کار کمش هم بزرگ است «وَ کَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ» چگونه عملى را که موردقبول است، ممکن است اندک شمرد. وقتی خدا فرمود عمل متقین موردقبول است، چیزی را که خدا قبول میکند چطور کم میشمارید! خداوند تقوای ما را زیاد گرداند.
امروز روز ۲۳ ذیقعده است که بنا بر نقلی روز شهادت مولانا ثامنالحجج علی بن موسیالرضا -علیه آلاف التحیه و الثناء- در سال ۲۰۲ قمری است و روز زیارت مخصوص حضرت است، از دور و نزدیک. امروز که ما دور هستیم زیارت را از دست ندهیم و عارفاً به حقه یکی از زیارات مخصوص حضرت را و یا جامعه کبیره را به نیت حضرت رضا -علیهالسلام- انجام دهیم و از ثواب زیارت که در بعض روایات معادل ۷۰ هزار حج مقبول قرار دادهشده بهرهمند گردیم ان شاءالله.
۲۵ ذیقعده یکی از روزهای خاص این ماه است. در این روز در سال دهم قمری، رسول خدا اعلام کردند که به آخرین سفر حج مشرف میشوند و به منادیانی فرمودند که در اطراف ندا کنند و مردم را برای حجهالوداع دعوت کنند. ۷۰ هزار نفر پیاده و سواره اعضاء این کاروان بودند. در ۷ کیلومتری مدینه و ۴۸۶ کیلومتری مکه، در محلی که امروز مسجد «شجره» نامیده میشود، متوقف شدند و مُحرم شدند. مجموعه این کاروان در حج آن سال ۱۲۰ هزار نفر شدند که شاهد بر خطبه غدیر و کلمات نورانی پیغمبر اکرم در غدیر شدند.
باز در روز ۲۵ ذیقعده در سال ۲۰۰ قمری امام رضا -علیهالسلام- به سمت خراسان حرکت کرد؛ که ۲ سال بعد هم توسط آن ملعون به شهادت رسید. مرحوم شیخ عباس به نقل از مرحوم میرداماد در رسالهای که اعمال روز ۲۵ ذیقعده را بیان میکند. یکی از بهترین مستحبات را زیارت امام رضا -علیهالسلام- میداند.
و البته این روز یکی از ۴ روزی که فضیلت روزه آن ممتاز است، همین روز است که در روایت دارد هرچه در بین آسمان و زمین قرار دارد برای روزهدار این روز استغفار میکنند. هرکس توان دارد از دست ندهد.
اما مهمترین واقعه این ماه دحوالارض است. اولین خشکی که از زیر آب درآمده و گسترده شده که بعداً خانه خدا روی همان نقطه ساختهشده. در حقیقت زیربنای کعبه و مسجدالحرام در ۲۵ ذیقعده پیریزی شده است. مرحوم مجلسی در بحار نقل میکند از امام صادق -علیهالسلام- که فرمودند: خداوند عزوجل زمین را از زیر کعبه تا منا گستراند پس آن را از منا تا عرفات و آنگاه از عرفات تا منا گسترش داد، بنابراین زمین از عرفات و عرفات از منا و منا از کعبه است. خانه خدا نقطهای است که مقابل بیتالمعمور و بیتالمعمور مقابل عرش الرحمن قرار دارد و همان نقطه، نقطه ظهور نجاتبخش عالم و آخرین حجت خدا حضرت ولیعصر -ارواحنا فداه- خواهد بود. از اعمال این روز عظیم انشاءالله غافل نباشیم.
۵ مردادماه یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی محقق شد. از برپائی اولین نماز جمعه به دستور حضرت امام ره و امامت مرحوم آیتالله طالقانی، امروز ۴۰ سال میگذرد. با تمام آثار و برکاتی که درزمینه های اخلاقی، معنوی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و افزایش سرمایه اجتماعی داشته است. نماز جمعه یک فرهنگ است. یک دستاورد بسیار بزرگ است که دشمن نظام و انقلاب، بهشدت از آن هراس دارند. شما حالات دشمنیهای استکبار را نسبت به مصلاهای نماز جمعه و نمازگزاران و خطباء جمعه در طول این سالیان دیدهاید. نماز جمعه نماد مقاومت ۴۰ ساله ملت ایران است. حضور از روی اخلاصِ شهدای محراب و مردم مؤمن، یادآور مقاومت و ایستادگی امت باایمان ایران اسلامی بر آرمانهای اسلامی و انقلابی خود در طول این ۴۰ سال است. نماز جمعه گذشته از اینکه معارف بلند دینی و اسلامی، از اخلاق و عقاید و تقوا و سیاست و دشمنشناسی و بصیرت و امثال ذالک را تبیین کرده، پایههای ایمانی مخاطبین را تقویت میکند، تریبونی مردمی، وحدتآفرین و بصیرت افزاست، استکبارستیز و ضد اشرافی گری است. گفتمانش انقلابی و ندای مستضعفان است.
همینجا باید تشکر کنم از همهکسانی که در این چهل سال در خدمت نماز جمعه استان و بهخصوص شهر کرج بودند از ائمه محترم جمعه، حججاسلام آقایان مرحوم آقای شریفی، آقای مدنی، آقای عبدوس، آقای رمضانی، آقای کازرونی که سالیان سال در این سنگر انجاموظیفه کردند؛ و همه عزیزانی که بینام و بانام در باشکوه برگزار شدن این عبادت الهی سیاسی قیام و اقدام داشتند، از اعضای هیئت امناء گذشته بخصوص آقایان شریفی و شفیعیان که سالیان متمادی در این سنگر خدمت کردند، از برادر بزرگوار آقای میر وکیلی که مدتی است مسئولیت ستاد را به عهدهدارند، از عزیزانم در ستاد نماز جمعه قسمت برادران و خواهران و خانوادههای گرامیشان و بزرگوارانی که در تأمین امنیت، هر هفته حاضر هستند، نیروی انتظامی و بسیج، از هلالاحمر و آتشنشانی، از اتوبوسرانی و تاکسیرانی از دوستان رسانه و خبرگزاریها و صداوسیمای استان، از دوستانی که برای خدمات، نظافت و بهداشت محیط تلاش میکنند، از همه تشکر میکنم؛ و برای کسانی که در ستاد فعال بودند و آسمانی شدند، معراجی شدند، بخصوص شهدا ستاد از خدای تعالی علو درجات و رفعت مقام طلب میکنم.
نکته ای را عرض کنم که باید به مصلای کرج رسید. این خیلی سبک است که بیش از ۳۰ سال است مصلی هنوز آباد نشده. خیلی سبک است برای مسئولین شهر که بعد از گذشت چهل سال هنوز در حال ساختوساز مصلی -این نگین شهر- هستند. با حجم گستردهای از ساخت و سازهایی که مخارجش بهمراتب بیشتر از مصلی بوده معلوم میشود اهتمام کم بوده. باید بیشتر توجه کنند. الحمدالله مدتی است عزیزان شورای شهر و شهردار محترم اهتمام کردهاند که حیاط مرکزی را تمام کنند که اگر این مهم انجام شود قسمتی از مشکلات حل خواهد شد البته امیدواریم استاندار محترم هم به میدان بیایند و مجموعه را تنها نگذارند.
روز دوشنبه هیئتی از جنبش مقاومت اسلامی فلسطین، حماس، به دیدار رهبری مشرف شدند و بیاناتی معظم له داشتند که توجه فرمودید. همانطور که فرمودند خط قرمز جمهوری اسلامی و اولین مسئله جهان اسلام، فلسطین است. توجه دارید که صهیونیستها چون قدس را پایتخت همیشگی خودشان میدانند و برای اینکه بتوانند بر شهر قدس کاملاً مسلط شوند، از تمام نهادها و سازمانها و تجهیزات داخلی و خارجی کمک گرفتهاند تا بتوانند یهودیسازی قدس را عملی کنند و ازلحاظ اقتصادی، سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و حتی بافت جمعیتی، از شهرهای اطرافش جدا کنند. که مقاومت بینظیر مردم نگذاشته است تا حالا موفق شوند. با همین هدف، در دوشنبه چند روز قبل -که آنها در ایران بودند- بزرگترین عملیات تخریب منازل فلسطینیها در حومه بیتالمقدس را آغاز کردهاند. ولی به فضل خدای تعالی هیچکدام از این تلاشها سودی برای آنان نداشته و بهجای آن قدرت مقاومت فلسطین بیشتر شده است؛ و البته آنچه بیشتر به چشم میخورد، این است که کار اسرائیل با وضعیت داخلی که دارد فقط مقداری صبر میخواهد، دیگر شاید مقاومت هم نخواهد. میدانید ۱۶ مؤسسه و نهاد اطلاعاتی آمریکا در پژوهشی که انجام دادهاند، به این نتیجه رسیدهاند که اسرائیل تا سال ۲۰۲۵ (چند سال آینده) فرومیپاشد. احساس تعلق به دین در بین یهودیان کم شده و مهاجرت به اسرائیل به خاطر وخامت اوضاع اقتصادی و تهدیدهای امنیتی معکوس شده، لذا همانطور که سید مقاومت، نصرالله عزیز سؤال کرد چه کسی در قدس نماز میخواند فرزندان یا نوهها و گفت من امیدوارم خودم در قدس نماز بخوانم، حرف دور از ذهنی نیست؛ و انشاءالله همه ما بهزودی شاهد نابودی و محو این غده سرطانی از منطقه خواهیم بود.
مقاومت در مقابل استکبار راه پیروزی است و ملت ما هم در این جنگ تمامعیاری که با آمریکا و منتبع دارد، راهی جز مقاومت را نمیبیند. امروز ملت ما این مهم را بهخوبی درک کردهاند که با مقاومت که دستور دین، دستور قرآن و اهلبیت و امام المسلمین است، میتوانیم بر دشمنان پیروز شویم. لذا آقایان مسئله مذاکره را مطرح نکنند. بیش از این عزت سوزی نکنید. خود رئیسجمهور آمریکا میگوید من فلان کس را فرستادم با مقامات ایرانی صحبت کند، بعد طرف ما در داخل میگوید: من با نماینده مردم آمریکا صحبت کردم نه با دولت آمریکا. اقتدار و عزتی که با رشادت و شهادت بهدستآمده را فدای راههای رفته و بینتیجه خودتان نکنید. خودتان هم اعتراف دارید که مردم قبول نمیکنند. بشنوید تکبیر ملت را که تائید میکنند تنها راه پیروزی مقاومت در مقابل استکبار است.
در تاریخ دوم مرداد ۱۳۶۰ بنیصدر به همراه رئیس سازمان منافقین از کشور فرار کردند به فرانسه؛ و فرانسه عملاً به یک پایگاه تروریستی علیه ایران تبدیل شد؛ و در دوران دفاع مقدس هم بعد از شوروی یکی از حامیان اصلی صدام بود و بیشترین تسلیحات موردنیاز را در اختیارش گذاشت، بهعلاوه در جریان جنایاتی که علیه مردم بیگناه سوریه و یمن و لیبی انجامگرفته نقش داشته. لذا این مسافرت هائی که اخیراً به ایران صورت میگیرد و مطالباتی خارج از عرف و دیپلماسی از ایران دارند را باید بهخوبی در نظر داشت؛ و سوابق ظالمانه علیه کشور را نادیده نگرفت.
۶ مرداد روز کارآفرینی و آموزش فنی حرفهای است که اگر در این سال رونق تولید فعال شود و باقدرت وارد عرصه آموزش حرفههای زودبازده شود بسیار بهموقع و بهجاست. ۹ مرداد روز اهداء خون و سالگشت ارتحال مجاهد نستوه، عالم ربانی آیتالله مشکینی، زاهدِ فرهیخته که سالیان متمادی باتقوا و پارسائی در سنگر نماز جمعه و فقاهت و ریاست مجلس خبرگان رهبری و مسئولیتهای دیگر در انقلاب برای برپائی و ادامه و تثبیت انقلاب و نظام الهی تلاش کرد را گرامی میداریم. همچنین از زحمات خالصانه دستگاه اطلاعاتی و سربازان گمنام حضرت حجت که اخیراً تعدادی جاسوس را دستگیر کردند و ضربهای به سرویس اطلاعاتی آمریکا زدند تشکر میکنیم.
نکتهای استانی عرض میکنم که نباید کسانی را که دستگاههای امنیتی تائید نمیکنند و یا با فتنه گران همراهی داشته و طرفدارند و یا به ارکان نظام توهین کردند را، در فرمانداریها و شهرداریها و جاهای مختلف به کار گرفت. لذا کسانی که سعی میکنند سابقهدارها را بکار بگیرند باید پاسخگو باشند. تازگیها هم رسم شده برای دور زدن قانون، افراد مسئلهدار را سرپرست میگذارند. چون سرپرست که باشد رسیدگیهای لازم را نمیکنند. او هم سه ماه هر کار دلش بخواهد انجام میدهد. این هم موردقبول نیست کسیکه صلاحیت ندارد نباید حتی سرپرست باشد. مگر اینکه شخص صالح تا رسیدن حکم، سرپرست باشد که قانونا منعی ندارد.
نکته انتخاباتی که هر جلسه عرض میکنیم این است که باید افراد اصلح را انتخاب کنید. شورای نگهبان کف صلاحیت را تائید میکند اما شما باید بهترین را انتخاب کنید. لذا به ویژگی هائی که شخص ازنظر فردی و اجتماعی و کارایی و گرایشها سیاسی دارد، باید کاملاً توجه کنید؛ که بهموقع عرض میکنم که مصادیق را بهتر بتوانید تشخیص دهید. گاهی بعض کاندیداها در دورهای مسئولیت هائی داشتهاند چه در مجلس چه در خارج از مجلس استاندار بوده فرماندار بوده یا در مجلس مسئولیتی داشته که وقتی بررسی میکنیم میبینیم تخلفات فراوانی انجام دادهاند در دوران مسئولیتشان. خود این شاخصی بر عدم صلاحیت فرد و رأی ندادن میشود؛ که ممکن است شورای نگهبان هم در آن مقطع احراز نکرده باشد. اگر خانه ملت طراز نباشد، دولت اسلامی شکل نخواهد گرفت. عزیزان این را خوب دقت کنند. آقا فرمودند «دولت اسلامی، دولت جوان» لازمهاش این است که مجلس طراز شود گاهی دیده میشود در همین دوره اخیر مجلس برای اینکه از قانونی فرار کنند، قانون دیگری تصویب میکنند. مجلس نظارت بر قانون و اجرای قانون و امثال ذالک دارد اما قانون دیگری تصویب میکنند که فرار کنند. خود این منکری است که تضعیف مجلس و به ضرر ملت است. |
| 1398/4/28 | 1398/4/28روحیه انقلابی راه نجات کشور در همه عرصههاست / عدم برخورد سیاسی با مسائل فرهنگی | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه222
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ای مؤمنان خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. عرض کردیم اهل تقوا در روابطی که با دیگران دارند طبق دستور شرع اموری را رعایت میکنند که همگی ناشی از همان تقوا و ترس از خداست. راجع به دوستی و حدود و شرایط آن مقداری توضیح دادیم و در جلسه قبل هم راجع به درِگوشی صحبت نکردن و وسط حرف دیگران نپریدن کلماتی از معصومین برای شما خواندم. در این نوبت هم به چند روایت دیگر اشاره میکنم تا بیشتر روشن شود که اهل تقوا باید چگونه با دیگران تعامل داشته باشند.
یکی از مواردِ برادری، تحمل لغزشهای دوست است. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «مَنْ لَمْ محتمل زَلَلَ الصَّدِیقِ مَاتَ وَحِیدا» هر که لغزشهای دوست را تحمّل نکند تنها میمیرد؛ یعنی تا آخر عمر تنهاست. باید سعهصدر داشت و خطاهای احتمالی دوستان را تحمل کرد؛ و الا دوستى براى انسان نمیماند و تنها میشود. بالاخره هرکسی نقصی دارد؛ و در بیان دیگری مولا فرمودند: «الِاحْتِمَالُ زَیْنُ الرِّفَاقِ» تحمل کردن زینت رفاقت است. تحمل سختیها، تنگدستیها، خطاهای دوست و امثال ذالک به دوستی جلوه و زینت میدهد.
و البته از طرف دیگر در روایات فراوانی مطرح است و اصرار شده است که برادران دینی اشتباهات یکدیگر را به هم تذکر دهند و اگر لازم شد برای جلوگیری از خطا غضب هم بکنند. یکی از مواردی که غضب اشکال ندارد جلوگیری دوست از خطاست. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «خَیْرُ إِخْوَانِکَ مَنْ کَثُرَ إِغْضَابُهُ لَکَ فِی الْحَقِّ» بهترین برادران تو کسی است که تو را درراه حق بیشتر به خشم آورد؛ یعنی وقتی میبیند تو در مسیری غیر از راه حق قدم برمیداری جلوگیری میکند و درنتیجه تو را به خشم میاندازد پس این دوست خوبی است. یا فرمودند: «خَیْرُ الْإِخْوَانِ أَقَلُّهُمْ مُصَانَعَهً فِی النَّصِیحَهِ» بهترین برادران کسی است که در نصیحت و ارشاد کمتر ملاحظه میکند. علی -علیهالسلام- فرمودند: «خَیْرُ إِخْوَانِکَ مَنْ سَارَعَ إِلَى الْخَیْرِ» بهترین برادران تو کسی است که برای انجام کارهای نیک بشتابد «وَ جَذَبَکَ إِلَیْهِ» و تو را نیز به نیکوکاری بکشاند «وَ أَمَرَکَ بِالْبِرِّ وَ أَعَانَکَ عَلَیْه» و به نیکی فرمانت دهد و در آن یاریات کند.
مسائل مربوط به روابطی که برادران دارند به همینجا ختم نمیشود بلکه در مجموعهای از روایات مطرحشده که برادران خود را مورد امتحان و آزمایش قرار دهید و بعدازآن رابطه محکم و قوی برقرار کنید. رسول خدا -صلیالله علیه وآله- فرمودند: اگر در برادرت سه خصلت و ویژگی دیدی به او امیدوار باش و اگر ندیدی امیدی به او نداشته باش. حیاء، امانتداری، راستی. دوست دروغگو را ترک رابطه کنید. امانتداری نکرد قطع رابطه کنید. امانت فقط شیء نیست. حرف است و خیلی مسائل دیگر که در مقام بیان نیستیم.
یا دربیانی امام صادق -علیهالسلام- فرمود: «اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَیْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَهٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْر» برادران خود را به دو خصلت بیازمایید، اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستی کنید وگرنه از ایشان دوریکن، دوریکن، دوریکن، پایبندی به نماز در وقت خود (کسی که بیتفاوت بود اعتقادش عمقی ندارد اما اگر از قبل وقت نماز حواسش بود برای دوستی انتخابش کنید) و نیکی کردن به برادران در سختی و آسایش. اینها ملاک دادن برای دوستی است که اگر بر اساس این ارزشها دوستی برقرار شود برقرار میماند و الا از بین میرود؛ و البته همه اینها از تقوا سرچشمه میگیرد.
اکرام برادر مؤمن کار پسندیدهای است که خدای تعالی به آن سفارش فرموده است. در روایت از امام صادق -علیهالسلام- نقلشده است: «مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَاَکْرَمَهُ؛ فَإِنَّمَا أَکْرَمَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل» کسی که برادر مسلمانش که بر او واردشده را اکرام کند و گرامی بدارد در حقیقت خداوند عزوجل را گرامی داشته است. بیان تشویقی است که انسان ترغیب شود به اینگونه امور.
مورد دیگر از وظائف برادری و ارتباط وثیق داشتن این است که مؤمن نسبت به نیازهای برادر مؤمنش بیتفاوت نباشد که قبلاً به روایاتی در این زمینه اشاره کردم اما به این روایت در این نوبت توجه فرمایید که امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: هرکس گرفتارى مؤمنى را که در سختى افتاده رفع کند خدا حوائج دنیا و آخرتش را آسان کند، (گاهی کاری از انسان برنمیآید دعا میکند اما اگر بتواند و برطرف کند خدا هم مشکلات او را برطرف میکند.) و هر که عیب مؤمنى را که از آن میترسد بپوشاند، خدا ۷۰ عیب دنیوى و اخروی او را بپوشاند، بعد فرمود: «وَ اللَّهُ فِی عَوْنِ الْمُؤْمِنِ مَا کَانَ الْمُؤْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ فَانْتَفِعُوا بِالْعِظَهِ وَ ارْغَبُوا فِی الْخَیْر» تا زمانى که مؤمن درراه کمک برادرش باشد، خدا درراه کمک با اوست. از موعظه سود ببرید و در کار خیر رغبت کنید. راهکار جالبی بود که فرمودند؛ یعنی اگر در کارهایت به مشکل خوردی به برادرت کمک کن، مشکلت حل خواهد شد.
این تذکر هم لازم است داده شود که اگر کسی بخواهد دنبال شخصی که هیچ عیب ندارد باشد، بدون دوست میماند. باید یک مقدار هم چشمپوشی و تجاهل داشت. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «مَن جَانَبَ الاخوان على کلِّ ذَنبٍ قَلَّ اَصدِقاؤُهُ» هر کس به خاطر خطایی، از برادران کنارهگیری کند دوستانش کاهش پیدا میکنند.
به این بیان توجه کنید که امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «مَنْ لَمْ یُوَاخِ إِلَّا مَنْ لَا عَیْبَ فِیهِ قَلَّ صَدِیقُهُ» هر کس برادرى خود را منحصر کند به کسى که هیچ عیب ندارد دوستانش کم خواهند بود.
و بهعنوان آخرین روایت از امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در غرر نقل است که فرمودند: «إِنَّ أَخَاکَ حَقّاً مَنْ غَفَرَ زَلَّتَکَ» برادر حقیقی تو کسی است که از لغزشت درگذرد. «وَ سَدَّ خَلَّتَکَ» و نیازت را برآورده کند. «وَ قَبِلَ عُذْرَکَ» و پوزش تو را بپذیرد. «وَ سَتَرَ عَوْرَتَکَ» و عیب تو را بپوشاند. «وَ نَفَى وَجَلَکَ» و ترس را از تو دور کند. «وَ حَقَّقَ أَمَلَکَ» و آرزویت را برآورده کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دل خود را با حکمت تراوت میبخشند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۸۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِکَمِ» این دلها نیز همانند بدنها خسته و افسرده مىشوند، بنابراین در جستجوى حکمتهای تازه براى آنها باشید.
ممکن است انسان از یک نوع علم و دانش به خاطر یکنواختی مطالب، تسلط بر مطالب آن و تازه نبودن، دلزده خسته و ملول شود؛ که ماندن در این حال برای انسان خوب نیست. لذا حضرت فرمودند به دنبال حکمتهای تازه باشید. به دنبال درسهای نو و تازه باشید. فضاهای یادگیری را برای خود عوض کنید. هر درس و علم و حکمتِ جدید برای انسان لذت و طراوت جدید به همراه دارد. چطور وقتی بدن خسته میشود فضا را عوض میکنید و مشغول کار دیگری میشوید خستگی در میرود. روح هم همینطور است. هم دنبال عقاید باشید، هم اخلاق، هم احکام، هم مسائل خانوادگی، همکسب و تجارت و … خلاصه به همه امورتان بهاندازه برسید تا از شادابی روحی بهرهمند باشید. خداوند متعال تقوا را در ما زیاد بگرداند.
همانطور که مستحضرید هفته گذشت اجلاس سراسری ائمه جمعه کشور بود که فصل نورانی و پر خیر آن درک حضور رهبر معظم انقلاب بود که مثل همیشه بیانات مهم و مفیدی را در موضوع نماز جمعه و مسائل منطقه طرح فرمودند. نماز جمعه عبادتی فراموششده بود که انقلاب اسلامی و امام (ره) آن را زنده و اثربخش کردند. اولین نماز جمعه را هم مرحوم آیتالله طالقانی که از علما و بزرگان کشور و مربوط به این منطقه بود در ۵ مرداد خواندند که امسال چهلمین سال برگزاری آن است. البته قبل از انقلاب در بعضی از شهرها خوانده میشد؛ اما اینکه بهصورت یک قاعده دربیاید نبود. در خیلی از کشورهای اسلامی هم خوانده میشود اما یک امر تشریفاتی بیروحی است که دستوری است و در مسیر توجیه قدرت حاکمان و مستبدین است. اینکه خطیب ایراد بگیرد و اشکالات جامعه را بگوید، واسطه بین جامعه و حاکمیت باشد، اینطور نیست. معمولاً هم همه آنها یکچیز میگویند و یک مطلبی را از رو میخوانند و تمام میشود میرود؛ اما در ایران اسلامی این شبکه نورانی و منسجم سؤالکننده از مسئولین و واسطه بین مردم و حاکمیت است و مطالبی را که لازم باشد در زمان مناسب بیان میکند. رهبری در بخشی از سخنانشان نماز جمعه را توصیف کردند که چگونه باید باشد و در قسمتی از بیاناتشان مأموریتهایی را برای این عبادت ترسیم فرمودند. انشاءالله در اولین فرصت به اهمیت نماز جمعه که فرمودند خواهم پرداخت. ولو قبلاً اشاراتی داشتم؛ اما مفصل میپردازم. چون خود ایشان هم گفتند این قسمت مظلوم شده و باید به آن پرداخته شود. بیان ایشان در روش عملی ائمه جمعه مهم بود که همه ما باید رعایت کنیم. دوستان دقت کنید که مطالبی را که ایشان فرمودند، بعضیها مسیر را به سمت دیگری منحرف نکنند. مثلاً بحث مردمی بودن را فرمودند که ائمه جمعه باید مردمی باشند. مردمی بودن امر مهمی است. دوستان توجه داشته باشند مردمی بودن باکارهای سطحی نمایشی پوپولیستی و ادا درآوردن درست نمیشود. مردمی بودن عنوان جامعی است. روح مردمی داشتن، کاملاً قابلدرک است. مردم بهخوبی فرق دوش و دوشاب را میفهمند. سره از ناسره را خوب تشخیص میدهند. اینکه شخص دغدغه کارهای مردم را داشته باشد و دنبال راحتتر شدن امور آنان باشد، اگر گرهای در کار است دنبال کند تا آن را حل کند، دنبال مسیرهایی باشد که رفاه مردم بیشتر شود، بیتکلف در بین مردم حاضر باشد و امثال اینهاست، اینها مردمی بودن است. اینکه حرفی بزنیم یا کاری کنیم که بگوییم مردمی هستیم درست نیست. منظور حضرت آقا از مردمی بودن این اموری است که عرض کردیم.
یکی از مهمترین توصیههای ایشان نرفتن به سمت صاحبان قدرت و ثروت و افراد چربزبان بود؛ که آفت این کار کاملاً روشن است. چون این جایگاه میشود سکوی پرش و عبور یک عدهای به سمت خلاف. نشستن با صاحبان قدرت؛ یعنی انحراف از مسیر انقلاب که انقلاب پابرهنگان و مستضعفان بود. بعد امام آن منطقه و محله بهجای اینکه با مردم عادی نشستوبرخاست داشته باشد و رفتوآمد داشته باشد، اصلاً او را در بین مردم نبینیم و ببینیم که در کجا و کجا ساکن است و با چه کسانی مینشیند و بلند میشود، با صاحبان قدرت و ثروت، این انحراف از مسیر انقلاب است. اگر عدهای در تاریخ انقلاب از همان اول برای خودشان و این افراد حریم قرار میدادند، امروز شاهد این اختلاف طبقاتی و دزدیهای کلان از بیتالمال و حقوقهای نجومی که سعی میکنند قانونیاش کنند، نبودیم. الآن برادر بزرگوارمان در اینجا راجع به مشکل آب صحبت کردند. در همین منطقه ببینید آنکسانی که آب را بیشازاندازه دارند استفاده میکنند، ضربه میزنند، چاه غیرقانونی کندند، در این منطقه و تخلفات اینچنینی دارند اینها چه کسانی هستند! بررسی کنید، برادرمان هم بررسی کنند، ببینند که چه کسانی هستند؟ اینها کسانی هستند که اهل رانت هستند، اهل ویژه خواریاند، اهل ثروتاندوزیاند، اهل استفاده بیجا و نابجا از بیتالمالاند. بعدازآن که میرویم و بررسی میکنیم میبینیم که با بعضی از افراد ارتباط داشتند و توانستند از آن ارتباط استفاده کنند. آفت صاحبان ثروت که از دوران سازندگی در این کشور کلید خورد این است که مثل مرض مسری بیماری رفاهزدگی و بیدردی را به دیگری منتقل میکند. اگر برای ما عادی شد که با صاحبان ثروت بنشینیم و رفاقت داشته باشیم، زبانمان نسبت به عملکرد آنان بسته میشود، لکنت زبان پیدا میکنیم و نمیتوانیم حرف بزنیم؛ و در بزنگاهها کوتاه میآییم. کما اینکه مکرر دیده و شنیدهاید که افرادی که باید بهموقع حرف بزنند لالاند. این به خاطر این است که در جای دیگر وامدار شده است. اینکه حضرت آقا میفرمایند صاحبان منصبهای دینی بهخصوص امامجمعه و کسی که عالم دینی شهر است هرگز نباید باکسانی که صاحب قدرت و ثروتاند حشرونشر داشته باشند؛ البته در باز است افراد میآیند و میروند، اما حشرونشر و رفاقت میگویند که جایز نیست، ریشهاش این است.
حضرت آقا مهمترین وظیفه نماز جمعه را تبیین میدانند. بیانی را ایشان در جلسه دیگری داشتند فرمودند: «عمده (هدف) در این قرارگاه تبیین است؛ مسئله تبیین. عمده هدف انبیاى الهى تبیین بود؛ حقیقت را بیان کنند؛ چون آن چیزی که موجب مىشود انسانها گمراه بشوند، این است که حقیقت را نمىشناسند؛ عمده این است. از این قبیل هم هستند که حقیقت را مىدانند، امّا انکار مىکنند، لکن عمده انحرافها ناشى از ندانستن حقیقت است و انبیاى الهى آمدند تا حقیقت را بیان کنند، واضح کنند، ظاهر کنند، حجّت را تمام کنند بر مردم؛ مسئله تبیین این است»؛ یکی از کارهای خطیب تبیین است. در تبیین و روشنگری مطالب گاهی به بعضی برمیخورد و به آنها سخت میآید. حالا گاهی این تبیین در قالب سؤال مطرح میشود و گاهی انتقاد. لذا انتقاد برای اصلاح امور است، نه ایجاد تفرقه و شکاف. ایشان هم همین را فرمودند که «انتقاد بکنید ولی شکاف ایجاد نکنید». فقط مخاطب باید این را متوجه باشد که خطیب الآن دارد شکاف ایجاد میکند و دارد مشکل ایجاد میکند یا خیر. بنده هر هفته یکچیزی را میگویم. بعضی از آقایان نشستهاند اینجا و میگویند «امروز ببینیم این سید در خطبه چه میگوید.» تمام شد میگوید «آخیش این هفته به ما چیزی نگفت.» اینطور نیست. اگر کسی اینگونه فکر کند راضی نیستم. اینطور نیست که من بخواهم چیزی را دنبال کنم و مچگیری کنم. بنای ما بر شکاف و تفرقه نیست. در قالب سؤال و تبیین یکقسمتی که قسمت دیگر روشن شود است؛ و مکرر این را عرض کردیم که انتقاد از عملکرد، انتقاد از شخص نیست. نقد عملکرد را از نقد شخص تشخیص بدهیم. مثلاً خود حضرت آقا را توجه کردهاید، میفرماید که مثلاً «وزیر امور خارجه بسیار آدم خوبی است. بسیار آدم توانمندی است. شخصیت مؤمن و معتقدی است. از بچههای انقلاب است». بعد جلسه بعد که صحبت میکند میگوید: «اگر آقایان رفتند و نشستند و دست دادند و خندیدند ما نمیپذیریم». خب الآن آقا دارد تعریف میکند یا تکذیب میکند؟ آنجا شخصیت است. اینجا گفتمان و عملکرد است. اگر ما از عملکرد شخصی انتقاد کردیم اینطور نیست که آدم بدی است. این روش و این کار، کار خوبی نیست. بعضیها اینها را باهم اشتباه میکنند. باید دقت داشته باشیم که تخریب شخصیت مسئول نشود. لذا انتقاد کردن با حفظ وحدت تعارضی ندارد. میشود انتقاد کرد و وحدت هم داشته باشیم. عدهای به اسم وحدت و عناوین دیگر میخواهند دهانها را ببندند. مواظب باشید.
واقعاً باید تأسف خورد برخی دستگاهها بهجای همراهی و حمایت، خود را در مقابل دستگاه دیگر قرار میدهند. ببینید بنده الآن دارم انتقاد میکنم و نمیخواهم شقاق ایجاد کنم. با مسائل فرهنگی، سیاسی برخورد میکنند. نباید این کار بشود. اگر قانون فصل الخطاب است که هست و خود آقایان دائم از قانون و قانونگذاری حرف میزنند، قانون وظیفه را برای صداوسیما مشخص کرده و فشار بر آن دستگاه، توسط دستگاه دیگر، غیرقانونی است. ریاست شورای نظارت بر صداوسیما جلوی کجی را بگیرند و به نظر میرسد ورود مجلس در مسئله صداوسیما در این فقره اخیر، لازم باشد. همه مجموعهها یاد بگیرند که دنبال حفظ منافع ملی و حاکمیت قانون باشند، نه حفظ جریان سیاسی مطلوب خود.
اگر اینگونه عمل کردیم که حق را دیدیم و حق گفتیم این تقواست؛ و همین جوانان را به آینده امیدوار میکند و کارآمدی نظام را جریان سازی میکند. تقوا شقوقی دارد، یکی هم تقوا در کار و مسئولیت است. اتفاقاً آقا راجع به بیان مصادیق تقوا در خطبهها فرمودند که به حمدالله از روز اول خطبهها را اینگونه طراحی کردیم و در هر نوبت به مصادیق تقوا پرداختهایم.
نکته دیگر فرمایش ایشان حمایت ائمه جمعه از جریانهای انقلابی و درعینحال روی خوشنشان دادن به همه طرفهاست. حمایت از تشکلهای جوان و خودجوش فرهنگی، البته جوانان باید برنامه محور باشند و طرح و ایدهای داشته باشند. ۲/۳ نفر بلند نشوند بگویند که میخواهیم کاری کنیم کمک بکن. آقا هم فرمودند شما چرا کمک نمیکنید. اینطور نیست. باید برنامه و طرح داشت. کاری را باید انجام داد که اثر داشته باشد.
نکته دیگر اتخاذ مواضع انقلابی و منطبق باسیاستهای نظام بود. دربیانی در جای دیگر در خصوص اینکه چرا باید رویکرد انقلابی داشت و جریان انقلابی را تقویت کرد فرمودند: «کشور باروحیهی انقلابی قابل پیشرفت کردن است و با حرکت انقلابی به اوج تکامل میرسد و هرگونه کوتاه آمدن از این مواضع، نهفقط به ضرر انقلاب، بلکه به ضرر ملت، کشور و آیندهی ایران خواهد بود»؛ یعنی موضع انقلابی داشتن، کمک به انقلاب و نظام و کشور است.
یکی از مواردی که باید انقلابی عمل کرد در همین مسئله ارتباط با اروپاست. اقدام ایران در کم کردن تعهدات، خوب چهره واقعی اروپا را به دنیا نشان داده است. اروپا در راستای کمک به شیطان، وقتکشی میکند ولی ضرر خواهد کرد. بهجای اینکه به آمریکا فرستاده بفرستند به ایران میفرستند. پیشنهاد آتشبس یکطرفه به نفع خودشان میدهند و بعد مذاکره بر سر موشک و مسائل منطقهای. این مذاکرات برای ایران سودی ندارد و خودشان هم میدانند. اگر راست میگویید چرا نفر سومتان خبیثانه به راهزنی پرداخته؟ دیدید که چه قصهای پیش آمد و حضرت آقا هم فرمودند بهزودی نتیجهاش را خواهند دید و آن ضربهای که لازم باشد جوانهای کشور و مسئولین به تو خواهند زد. نمیدانم خبردارید یا نه آنقدر ترسو هستند که در این مدت نفتکشها و کشتىهاى تجارى انگلیس از ترس که نکند ایران مقابلهبهمثل کند جرئت عبور از تنگه هرمز را ندارند؛ یعنی از آن روز تا حالا یک کشتی ازآنجا عبور نکرده. میترسند که ایران جلوی آنها را بگیرد. حتی ترسشان آنقدر بالا رفته که باعث شده همین امروز برای روحیه دادن به سربازانشان ترامپ یک دروغی بگوید. گفته یک پهپاد ایران را در تنگه هرمز زدیم؛ و این دروغ محض است. با پرسوجویی که بنده کردم هرگز چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و گزارش نشده است؛ و این نشاندهنده ترس است. بعضی وقتها دروغ میگویند برای اینکه روحیه سربازان خودشان را بالا ببرند. چرا میترسند؟ چون به مدد الهی بهزودی در مقابل ملت ایران زانوی ذلت به زمین خواهند زد.
روحیه انقلابی راه نجات کشور در عرصههای مختلف است. البته نحوه تعیین و تشخیص درستِ مصادیق، فرد، گروه و یا جریان انقلابی بسیار مهم است. ازآنجاکه خیلیها خود را انقلابی و دیگران را خارج از دایره میدانند، جا دارد در اینجا برای شناخت مصادیق انقلابی در سطح فردی و گروهی به پنج شاخصهای که ایشان در سالگرد ارتحال امام سال گذشته بیان کردند، اشارهکنم؛ که فرمودند: این پنج شاخص اگر در کسی وجود داشته باشد، قطعاً انقلابی است؛ حالا درجات انقلابی بودن، مختلف است. البته ذیل هر شاخص سنجه هائی هم بیان کردند که کار تشخیص آسان شود که از آنها صرفنظر میکنم:
پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب.
هدفگیری آرمانهای انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها.
پایبندی به استقلال همهجانبهی کشور. (لذا اگر کسی درجایی که میخواستند سؤال کنند، مثلاً راجع به اف ای تی اف، راجع به سی اف تی، راجع به مسائل اینچنینی باید نظر میداد ولی نظرش را برخلاف داد و درجایی که داشتند اصل مهمی را برای آینده کشور و انقلاب تصمیم میگرفتند یک نظری برخلاف داد، معلوم میشود که انقلابی نیست. چون فرمودند پایبندی به استقلال همهجانبه کشور).
حسّاسیّت در برابر کار و نقشهی دشمن و عدم تبعیّت از او.
شاخص تقوای دینی و سیاسی.
به هر جهت نماز جمعه مرکز هدایتگری سیاسی و فکری و فرهنگی است، اصلاح اخلاقی جامعه در نماز جمعه پیریزی میشود. همانطور که فرمودند باید از برخورد با دستگاهها پرهیز کرد، نماز جمعه باید عامل وحدت بین اقشار مختلف باشد. باید فضا جوری باشد که همه بیایند و با سعهصدر شرکت کنند. خدمت به نماز جمعه خدمت به دین و گسترده شدن معارف الهی است. موارد دیگر هم درزمانی مناسب تبیین میکنم.
همانطور که مطلع هستید گروهکهاى تروریستى ضدانقلاب، در شمال غرب کشور تحرکاتی داشتند که برادران سپاه چهارشنبه محل استقرار و مقرهاى عملیاتى آنها را در اقلیم کردستان در مقام دفاع و غیرتهاجمی؛ موردحمله سریع، کوبنده و بهموقع موشکى، پهبادى و توپخانهاى قراردادند و به همه دشمنان نظام اسلامى نشان دادند که برای حفظ امنیت ایران اسلامی اجازه هیچگونه تعرضى را به هیچکس نخواهند داد. استفاده از یگان تازه تأسیس پهبادی و استفاده از گلولهه اى لیزرى هدایتشونده به نام «بصیر» که حدود ۲۰ کیلومتر بُرد مفید دارد از شاخصههای این عملیات بود که از همه عزیزان تشکر کرده خدا قوت عرض میکنیم.
لذا همینجا باید به امارات که در نظام بینالملل هیچ اعتباری بهعنوان کشور ندارد و به طفیل آمریکا زنده است و اخیراً ایران را نصیحت به مذاکره درباره موشکها کرده است عرض کنم، بچه جان با دم شیر بازی نکن! فعلاً ارباب و رئیس کشورتان یعنى آمریکا پشت درماندهاند و واسطه میفرستند. جواب تو همان است که سید مقاومت ید حسن نصرالله گفت که اگر خطایی بکنید امارات را با خاک یکسان میکنیم.
نکتهای انتخاباتی عرض کنم تا وقتی امانتی به شما سپرده نشده درباره آن مسئولیتی ندارید ولی وقتی قبول کردید، باید از تمام توان خود برای حفظ آن استفاده کنید. امروز نعمت اسلام و انقلاب بهعنوان امانت در دست ماست و ما باید آن را حفظ کنیم و نگذاریم آفتی به آن برسد؛ و الا خیانتدرامانت کردهایم. یکی از راههای حفظ آن، انتخاب درست افراد برای مجلس است و ریاست جمهوری و جاهای مختلف است. فعلاً مجلس در پیش روی ماست. چون مجلس هم امانت در دست ماست. بارأی ما مجلس انقلابی و ارزشی و تکلیف گرا شکل میگیرد پس باید دقیق و درست انتخاب کنیم. تا در نزد خدای تعالی و پیامبر و شهدا و خانوادههایشان سرافکنده نباشیم. به رأی خودتان بهعنوان امانتی که میخواهید یک مجلس امین بسازید فکر کنید.
دو تذکر استانی هم عرض کنم. اول، به معماری اسلامی ایرانی در سطح استان، آقایان مسئول اهمیت بدهید. آنچه از دست رفت که رفت لااقل نسبت به آنچه جدید ساخته میشود حساس باشید و احساس مسئولیت کنید. نگذارید هر بنایی با هر شکلی در این استان و شهر و مناطق دیگر ساخته شود. قطعاً قاعده و چارچوبی دارد باید آن چارچوب رعایت شود. چون کسی نظارت دقیق نمیکند و سؤال نمیکنید و جلوگیری نمیکند، هرکس هر جور دلش میخواهد میسازد.
دوم، مسئله محیطزیست است که باید جدی گرفته شود. مسئله بازیافت زبالهها مهم است، مسئله پسماند مهم است. مسئولین مربوطه با جدیت ورود کنند.
فصل ثبتنام حوزههای علمیه خواهران هم هست. با توجه به اهمیت حوزههای علمیه خواهران، عزیزان و خواهرانی که توانایی این موضوع را دارند حتماً بهعنوان یک واجب کفایی که البته الآن بیشتر از کفایی است و نزدیک به عینی است، کسانی که توان دارند ورود کنند و ثبتنام کنند.
|
| 1398/4/21 | 1398/4/21نوسازی و بازسازی نیروگاه آب سنگین اراک در دستور کار قرار گیرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه223
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ای اهل ایمان خودم و همه شمارا به رعایت تقوا دعوت میکنم. متقین مواظب دوستیها وهم نشینی های خود هستند. همانطور که جلسه گذشته عرض کردم باید مواظب باشیم که با چه کسی رابطه دوستی و همنشینی برقرار میکنیم و از رفاقت با ناهلان و بیخردان و جاهلان و امثال اینها باید گریخت. به این دستورالعمل توجه کنید. امام صادق -علیهالسلام- از قول امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: عیب ندارد که با شخص خردمند همنشین شوى اگرچه کرم (جوانمردى وجود و بخشش) او را نپسندى (و از این ناحیه نفعى از او نبرى) ولى از خرد او بهرهمند شو، و از اخلاق بدش بپرهیز، و هیچگاه همنشینی با شخص کریم را از دست مده اگرچه از خرد او سودى نبرى ولى باعقل خود از کرم او سود ببر، و بگریز هر چه میتوانی از همنشینى با شخص پست و بىعقل. دستورالعمل دیگر از امام باقر -علیهالسلام- که فرمودند: اى آدمِ خوب؛ از کسی پیروی کن که تو را بگریاند و اندرز دهد، و دنبال کسى مرو که تو را بخنداند و گول زند.
از مجموعه روایات این فهمیده میشود که باید شرایط دوستی را یاد گرفت و طبق آن عمل کرد مثل هر کار مهم دیگری که انجام میدهیم. در بعض از روایات جداجدا و در بعض دیگر به تعدادی از این شرایط باهم اشارهشده است. مثلاً امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: وقتی دوستى از روى راستى است که شرایط آن رعایت شود. پس هر کس که تمام یا بخشی از آن شرایط را داشت صلاحیت دوستی را دارد و اگر چیزی از آن شرایط را نداشت او دوست خود ندان. اول اینکه نهان و عیانش براى تو یکسان باشد. دوم اینکه زیب و زینت تو را زینت خود بداند، و زشتى تو را زشتى خود بشمارد. سوم اینکه ریاست و دارائى، حالش را نسبت به تو تغییر ندهد (بعضیها تا منصب و پولی گیرشان میآید انسان را فراموش میکنند). چهارم اینکه توانائیهایش را نسبت به تو دریغ نکند. پنجم اینکه هنگام گرفتاری و پیش آمدهاى ناگوار تو را رها نکند. اگر واقعاً به این پنج نکته که امام صادق راجع به رفاقت فرمودند دقت کنیم چقدر مودت و دوستی زیاد میشود. همین مورد پنجم چقدر کارساز است که اگر مشکلی پیش آمد کرد دوستِ انسان کنارِ انسان باشد.
امام صادق -علیهالسلام- فرمود هر وقت امیرالمؤمنین -علیهالسلام- منبر میرفت از دوستی با سه کس منع میفرمود، یکی از آنان شخص پررویِ بیباک تبهکار بود. چون کارهای خودش را برای تو آرایش میکند و خوب جلوه میدهد و دوست دارد که تو هم مثل او باشی. نه در کار دین تو را کمک میکند و نه در کار آخرت، نزدیک شدن به او جفاکارى و سنگدلى است. و رفتوآمدش براى تو باعث ننگ است. شخص دیگری را که حضرت از دوستی با او نهی کردند دروغگو است، میفرمود: زندگى کردن با دروغگو بر تو گوارا نمیشود، گفتار تو را برای دیگران میگوید، و از دیگران برای تو حرف میآورد، هر وقت افسانه را به پایان برساند آن را با افسانه دیگرى مثل قصه قبل بچسباند (و آنقدر دروغ میگوید) تا جائیکه راست بگوید ولى کسى باور نکند، و بین مردم دشمنى پراکنده میکند. و در سینهها تخم کینه میافشاند.
این موارد تعدادی بود که عرض شد و تذکر میداد که چه دوستی انتخاب کنیم. و البته در کنار هم زندگی کردن چه خانواده و چه دوستان و چه همسایگان و افراد دیگر، آدابی دارد که باید رعایت کنیم. که بعضاً با بیتفاوتی از کنار آنها عبور میکنیم یا بلد نیستیم. و اتفاقاً همین مسائل کوچک و پیشپاافتاده باعث تحکیم و یا سست شدن روابط با دیگران میشود. مثلاً دیدید که گاهی ناچار هستیم در گوش دیگری مطلبی را بگوییم، و همین کار را اگر دقت نکنیم باعث کدورت و گمان بد و دشمنی و کینه میشود. ببینید امام صادق -علیهالسلام- دراینباره چه فرمودند: «إِذَا کَانَ الْقَوْمُ ثَلَاثَهً فَلَا یَتَنَاجَى مِنْهُمُ اثْنَانِ دُونَ صَاحِبِهِمَا فَإِنَّ فِی ذَلِکَ مَا یَحْزُنُهُ وَ یُؤْذِیه». هرگاه سه کس باهم باشند، دوتاى آنها سر به گوش همسخن نگویند، زیرا باعث اندوه و آزار آن نفر سومى است. در جمع بیش از سه نفر اشکالی ندارد. این بیان یک دستورالعمل است که باید همه رعایت کنیم که اگر در جمع سه نفره هستیم هرگز دونفری درگوشی صحبت نکنیم و نفر سوم را به خود بدبین و ناراحت نکنیم. البته به قاضی هم دستور دادهشده که در مجلس قضا درگوشی صحبت نکند،چه سه نفر باشند چه ده نفر. همانطور که در مجلس درس هم امیرالمؤمنین نهی کردند که کسی در مقابل معلم درگوشی سخن بگوید. یا مثلاً گاهی شخصی در حال سخن گفتن است و دیگری با اطرافیان حرف میزند و یا در کلام او میپرد و سخن را میبرد، این کار بسیار نکوهیده است. امام صادق -علیهالسلام- از قول رسول خدا -صلیالله و علیه وآله- نقل فرمودند: «مَنْ عَرَضَ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ الْمُتَکَلِّمِ فِی حَدِیثِهِ فَکَأَنَّمَا خَدَشَ وَجْهَه». هر که در میان سخن برادر مسلمانش (که در حال سخن گفتن است) بدود و سخن او را ببرد، مانند این است که صورت او را خراشیده است. یعنی مثل چنگ بهصورت کشیدن است. رعایت همین امور بهظاهر کوچک و پیشپاافتاده، آثار فراوان فردی و اجتماعی دارد و نشانه عقل است. رسول خدا -صلیالله علیه وآله- فرمود: «التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْل». مهربانی با مردم، نیمى از خرد است. همانطورکه فرمودند: مدارا کردن با مردم هم میوه عقل است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی به دنبال علم و بالا بردن مراتب علمی خود هستند و درعینحال توجه به عمل هم دارند؛ یعنی در پی عمل کردن به دانش خود هستند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۸۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وَقَفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِی الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْکَانِ». بیارزشترین دانش، آن دانشى است که بر زبان متوقف است، و بالاترین دانش آن است که در همه اعضا و جوارح آشکار است. علم بیارزش علمی است که عملی او را همراهی نکند و فقط بر زبان جاری باشد. و در مقابل، اگر علم همراه با عمل باشد، بالاترین مرحله دانش است و علامت آن این است که در رفتار او نمایان است. مثلاً شخص را وادار به کرنش در مقابل خداوند کرده، از او اعمال صالح صادر میشود و آخرت خود را آباد میکند. و البته در روایات فراوان به مسئله عمل در کنار علم پرداختهشده و تذکر دادهشده. عالم بیعمل منظور روحانی که به علمش عمل نمیکند نیست. هرکسی چیزی بلد است عالم میشود. من امروز به شما میگویم غیبت کردن حرام است همه شما هم یاد میگیرید و عالم میشوید. از امروز هرکسی که غیبت کند میشود عالم بیعمل. تمام آن روایات مشمول حالش میشود. دنبال این نباشید که حتماً کسی را پیدا کنید و بگویید که این عالم بیعمل است. همه ما مبتلابه قسمت زیادی از این مسئله هستیم. خدای تعالی همه ما را موفق به بهرهمندی از علم و عمل به دانستهها بگرداند.
۱۱ذیالقعده؛ سال ۱۴۸ ق ولادت حضرت ثامنالحجج، سراج الله، نور الهدى، قرّه عین المؤمنین، رضىّ، فاضل، صابر، وفىّ، صَدیق، على ابن موسیالرضا -علیه آلاف التحیه و الثناء- در مدینه واقع شد. در سن ۳۵ سالگى به امامت رسیدند و به مدت بیست سال تا زمان شهادتشان، عهدهدار این منصب بودند. که هفده سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان مستقر بودند. دوران زندگی حضرت دوران اقبال و گرایش و نفوذ مردم به مکتب اهلبیت و خاندان عصمت در بلاد مختلف، و گسترش پایگاههای مردمی بود. شیعیان با امام در تماس بودند و درزمینهٔ های گوناگون دستورات لازم را میگرفتند و همکاری میکردند.
از ویژگیهای انحصاری امام رضا -علیهالسلام- که پدرانش چنین اقدامی را نداشتند مسافرت به سرزمینهای مختلف و ارتباط مستقیم با اقشار مختلف مردم بود. اولین مسافرت را از مدینه به بصره آغاز فرمود. روش حضرت اینطور بود که قبل از حرکت، نمایندهاى به منطقه موردنظر میفرستاد تا مردم آماده استقبال و دیدار با حضرت باشند. بعد با گروههای مختلف مردم در اجتماعات بزرگ آنان راجع به امامت و رهبرى خودش سخنرانی میکرد. بعد هم جلسه پرسش و پاسخ راه میانداخت و با دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان در علوم مختلف جلسه بحث و گفتگوی علمی راه میانداخت. و تا جایی این کار ادامه داشت که ملقب به عالم آل محمد شد. ازجمله اقدامات مؤثر حضرت شناساندن حقیقت امامت و تبیین نیازمندى و ثمرات وجودی ولایت براى جامعه مسلمین بود. روشنگری درباره مقام علمی و معنوی امامت را بهنوعی، مبارزه علیه دستگاه فاسد و مفسد مأمون تبدیل کرده بود. ببینید یکی از دشمنان امام به نام ابن مونس به مأمون درباره امام چه میگوید: «اى امیر مؤمنان، اینکه اکنون در کنار توست بتى است که بهجای خدا پرستش مىشود». یعنی مردم دور او را گرفتند و اعتماد دارند، تو کجایی! خدای تعالی همه مار را از شیعیان و محبان اهلبیت بخصوص امام رئوف قرار بده انشاءالله.
۲۱ تیرماه سالگشت قیام خونین مسجد گوهرشاد مشهد علیه کشف حجاب است که در سال ۱۳۱۴ واقع شد و بهروز عفاف و حجاب هم نامگذاری شده است. مسئله حجاب یکی از دستورات اسلام و قرآن است. حجاب را هم زن و هم مرد باید داشته باشند. که بهوسیله رعایت آن ارزشهای انسان حفظ میشود. برخلاف تبلیغاتی که میشود هرگز رعایت حجاب کسی را منزوی نمیکند و از فعالیت اجتماعی نمیاندازد و منافات با آزادی شخص ندارد. مواظبت بر حجاب آثار فراوان فردی مثل حفظ اعتقادات و احترام به شخصیت بانوان و مصون ماندن از ارتباطات و اختلاط حرام و…. و آثار اجتماعی نظیر سلامت جامعه از بیبندوباری، حفظ کیان خانواده، حفظ نسل و پیشگیری از فساد اخلاقی و … به همراه دارد. و ازآنجاکه دشمنان ملت تمام همت خود را گذاشتهاند که خانواده تراز از بین برود و شکل نگیرد، مقدمه را از تخریب باورهای دینی و حجاب شروع کردهاند که باید با این ناهنجاری به جد مقابله کرد. ما به دیدار خانواده شهدا و ایثارگران میرویم و از وجود آنها استضائه میکنیم، درخواست قاطبه آنان و نگرانی آنان حفظ حرمتها و عفت اجتماعی است. گاهی از روی بیتوجهی و ناآگاهی افراد اقدام به حرکاتی دارند، آنجا باید با نصیحت و مدارا، تذکر داد؛ اما اگر خواستند به اسم آزادی و حرفهای بهظاهر زیبا اما در باطن حنظل، موجبات از بین بردن نسل و آینده جوانان کشور را فراهم کنند و هنجارشکنی کنند، باید جلوگیری کرد و این وظیفه همه است نه دستگاه خاص.
من فقط به وصیت امام (ره) که در صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴۳۶ و ۴۳۵ است اشاره میکنم: «اکنون وصیت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آینده و رئیسجمهور و رؤساى جمهور ما بعد و به شوراى نگهبان و شوراى قضایى و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبرى و مطبوعات و مجلهها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادى به شکل غربى آنکه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران میشود، ازنظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان، جلوگیرى از آنها واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیرى شود و ازآنچه در نظر شرع، حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامى و مخالف باحیثیت جمهورى اسلامى است، بهطور قاطع اگر جلوگیرى نشود، همه مسئول میباشند.». مطلب خیلی روشن است و وظیفه همه را تبیین کردند.
مطلب دیگری که عرض میکنم این است که رئیسجمهور منحوس آمریکا و عقول منفصلهاش فکر میکردند که اگر از برجام خارج شوند و تحریمها را سنگینتر کنند، ملت ایران تسلیم میشوند و هرچه آمریکا بخواهد، انجام میدهند. یا نظام به خاطر مشکلات اقتصادی از هم میپاشد. اما دیدند آنچه میخواستند نشد. ایران صبوری کرد و بیشازاندازه معمول هم مهلت داد و تقاضای کامل تعهدات را داشت. وقتی مهلت ۶۰ روزه ایران به اروپا تمام شد و بر اساس تعهدات و عمل به نص صریح برجام، سطح غنیسازی به ۵/۴ درصد رسید. صدای غربیها درآمده و قصد دارند با جاروجنجال در افکار بینالمللی، ایران را ناقض برجام جلوه دهند و با ترساندن، تردید و ایجاد مانع برای ایران، قصد دارند نگذارند به فعالیتش ادامه دهد. اسرائیل منحوس و کودک کش و جلاد که پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را امضاء نکرده و صدها کلاهک اتمی دارد و تمام هستیاش برای منطقه خطر است، گفته این سطح غنیسازی ایران، گامی خیلی خطرناک است و از انگلیس و آلمان و فرانسه خواسته که تحریم ایران را برگردانند. اما به فضل خدای تعالی، جمهوری اسلامی تا اروپا به تعهداتش برنگردد با قاطعیت تمام گامهای بعدی را با سرعت و قدرت بیشتری برمیدارد و امروز ایران اسلامی با راهبرد مقاومت برای هر ترفند شیطانی شیاطین و شیطان بزرگ، پاسخی شایسته دارد و قطعاً آمریکا را مثل گذشته، مجبور به عقبنشینی و تسلیم خواهد کرد.
دستورات رهبر معظم انقلاب در این رابطه با ارتباط با اروپا را نباید آقایان نادیده بگیرند. رهبری در همان ایام در دو نوبت سیاستهای مهمى را در مورد نحوه تعامل جدید با اروپاییها اعلام و تأکید کردند. در دیدار با کارگزاران نظام در روز دوم خردادماه ۹۷ و بعد در ۳ خرداد ۹۷ براى ادامهی برجام با اروپاییها شروطى را به شرح زیر تعیین نمودند: « سه کشور اروپایى باید ثابت کنند بدعهدى مذاکرات سال۸۳ را نخواهند داشت». « اروپا باید علیه آمریکا بهخاطر نقض برجام قطعنامه صادر کند». « اروپا نباید بحث موشکى و منطقهای را مطرح کند». « اروپا باید با تحریمهای آمریکا علیه ایران مقابله کند». « اروپا باید فروش کامل نفت ایران را تضمین کند». « بانکهای اروپایى باید تجارت با ایران را تضمین کنند». « در صورت تعلل اروپا، حق ایران براى آغاز فعالیتهای هستهای محفوظ است». ایشان این مطالب را با صراحت گفته است. ما یک سال و ۲ ماه، باز عقب انداختم الآن هم باز دارد کارهایی صورت میگیرد و صحبتهایی میشود. حالا روند یک مقداری بهتر شده است نباید کوتاه آمد و همین مسیر را باید ادامه داد. اگر آن روز به سخنان رهبری گوش داده میشد بیش از یک سال عقب نبودیم. ببینید این هفت هشت موردی را که آقا فرمودند چقدر صریح و روشن است ولی به آن توجه نشده است. در خبرها دیدم که بعضی از آقایان یک صحبتهایی را میکنند، به نظر میرسد برخلاف آنچه سخنگوی سازمان انرژی اتمی فرمودند برای اینکه به نتیجه قطعیتر و مطمئنتری برسیم شروع به نوسازی رآکتور آبسنگین اراک کنیم بهتر است و منتظر طرح نوسازی اروپائیها نمانیم.
۲۶ تیرماه سال گشت تأسیس و آغاز به کار اولین دوره نهاد شورای نگهبان در سال ۱۳۵۹ به دستور حضرت امام و تصویب قانون اساسی مشروطیت ایران۱۳۲۴ قمری است. شورای نگهبان ۴۰ سال است که بیوقفه و با اهتمام و دلسوزی کامل از اسلامیت قوانین و جمهوریت نظام دفاع کرده و علیرغم هجمههای تبلیغاتی سنگین علیه این رکن رکین برای تضعیف و از کار انداختن آن، باصلابت به وظیفه خطیر خود ادامه داده، بیمهریها و ملامتها را با شکیبایی تحمل کرده تا در برداشتهای مختلف از قانون اساسی حکمی و قانونی غیر اسلامی تائید نشود. خیلی زحمتکشیده شده و خیلی هم مخالفاند. دیدهاید در هر دوره که انتخاباتی مطرح میشود چقدر حنجرهها و بلندگوهای آلوده و کثیف شروع میکنند به تبلیغات بیربط.
بیانی رهبر معظم انقلاب درباره شورای نگهبان دارند که فرمودند: «مانع ورود ناخالص به ارکان نظام میشود». این تعبیر هم به علت دشمنیها اشاره میکند و هم به مسئولیت این نهاد نورانی تأکید میکند؛ یعنی باید با تمام قوا نگذارند هیچ ناخالصی به عرصههایی که قانون مشخص کرده وارد شود و صلاحیتش تائید شود چه افراد و چه قوانین. البته امکان رخ دادن اشتباه هم وجود دارد. و همین جلوگیری از ورود ناخالص موجبات دشمنی را هم فراهم میکند که اقدام به ناسزاگوئی و تضعیف و تهمت داشته باشند. به همه عزیزان خدا قوت گفته توفیقات بیشتر را از خدای تعالی مسئلت داریم. بدون اینکه از ملامت کننده اثر بپذیرند، به وظیفه خودشان عمل کنند.
لازم است اینجا تذکری بدهیم به اوضاع وخیم و حال ناگوار روحانی مبارز، ابوالشهداء، نماد مظلومیت، مقاومت و خستگیناپذیری، جناب شیخ ابراهیم زکزاکی و همسر مکرمه و صبور ایشان زینت ابراهیم که طبق نقل دچار مسمومیت شدید شدند و قصد حذف ایشان را دارند. لازم است مجامع بینالمللی و سازمان کنفرانس اسلامی تشکیل جلسهای بدهد و افکار جهانی را نسبت به این جنایتی که میشود هوشیار کنند و بر حاکمان نیجریه برای رسیدگی به حال شیخ فشار بیاورند. شخصیت بینظیری است . خوب است بدانید بعد از انقلاب که به ایران آمد و رهبری امام را پذیرفت. به حوزه علمیه رفت و درس خواند و به نیجریه رفت؛ توانست هزاران نفر از مردم غرب آفریقا را با مکتب اهلبیت آشنا کرده شیعه کند و امتی انقلابی و اسلامی با اعتقادات راسخ بر مشی جمهوری اسلامی تربیت کند که تحمل نکردند و در سال ۱۳۹۴ همزمان با ایام شهادت حضرت رضا -علیهالسلام- مردم عزادار را به گلوله بستند و صدها نفر را به شهادت رساندند به خانه شیخ حمله کردند و آنجا را آتش زدند و سه فرزندش را جلوی چشم همسرانشان به شهادت رساندند و از همسرش خواستند که کشف حجاب کند که قبول نکرد و او را به گلوله بستند و به پایگاه نظامی منتقل کردند. سه فرزند دیگرش را هم در مواقع دیگر به شهادت رساندند. ۶ فرزندش را برای اسلام و احیای مکتب اهلبیت در آفریقا به شهادت رساندند. خدای تعالی با اولیائش محشور بگرداند و به ایشان و همسرش سلامتی عنایت فرماید.
لازم است تشکر کنم از همه عزیزانی که بعد از مدتها رخوت و بیحالی و بیمحتوایی در سریالهای سیما، حرکتی انجام دادند. کار خوب، با داستان خوب و بازی خوب نمایش دادند. اگرچه عدهای نپسندیدند و جالب است اعتراف کردند که ندیده نپسندیدند و خود این هم پدیدهای است. چون دیدم که هجمهای شد و بیانصافی دارد صورت میگیرد در خطبه میخواهم دفاع کنم. از کار ارزشی باید دفاع کرد. هرچند عدهای به مذاقشان خوش نیاید ، خب نیاید. نیروهای ارزشی باید دفاع خودشان را داشته باشند. باید توجه داشت وقتی جریان واقعی تبدیل به فیلم میشود دست هنرمند در قصهپردازی باز میشود و اجازه دارد داستان بسازد؛ اما از جریان اصلی و القای هدف اصلی فاصله نمیگیرد که در این سریال بهخوبی انجام شد که صدای عدهای درآمد. مردم بهخوبی میفهمند که فیلم با مستند فرق دارد و آنچه از راست و دروغ بودن یک داستان باید بفهمند، میفهمند. بههرتقدیر جریان نفوذ و القاء سیاستهای استکباری توسط عوامل داخلی و وادادگی بعض مسئولین و تلاشهای سربازان بیادعای امنیت کشور را بهخوبی نمایش دادند که تشکر میکنیم. بنده با وقت کمی که دارم تنظیم کردم وقتهای مختلف در ماشین و جاهای مختلف، تمام قسمتها را دیدم و نکات لازم را یادداشت کردم.
خوب است برای شفافسازی بهتر و بیشتر و اینکه دانستن حق مردم است و میتوانند از وکلاء خود سؤال کنند، نمایندگان محترم استان در مساجد سطح استان حاضر شوند و پاسخگوی سؤالات مردم نسبت به عملکرد ۴ ساله خود باشند که برای آینده چراغ راه خواهد بود. |
| 1398/4/14 | 1398/4/14مجلس یازدهم باید مجلس تراز «گام دوم» انقلاب باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه224
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
اهل تقوا در همه حال مراقب هستند که برخلاف دستورات دین حرکتی انجام ندهند. حتی در مسائل عادی زندگی هم مراقبه دارند طبق موازین عمل کنند. اینکه با چه کسی نشستوبرخاست داشته باشند و با چه کسی همنشینی نکنند بحثی بود که مطرح کردیم. در این جلسه به بعض روایات که به ما توصیه میکنند با چه کسانی همنشینی داشته باشیم و این معاشرتها چه خاصیتی دارد اشاره میکنم.
اولاً اینکه انسان باید همنشین و مصاحب و رفتوآمد داشته باشد، احتیاج به بحث و استدلال ندارد و همه فطرتاً دنبال دوست هستند و سن و سال و جنسیت هم ندارد. از کودکی تا پیری همه دنبال میکنند. عمده بحث در این است که چگونه این حال خود را مدیریت کنیم. مثلاً امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: «مَنْ جَالَسَ أَهْلَ الرَّیْبِ فَهُوَ مُرِیب» کسی که با اهل شک و شبهه مجالست داشته باشد مبتلابه شک میشود؛ یعنی مجالست اینقدر مؤثر است. شما کنار انسان ترسو بنشینید چون ترس را القا میکند حتی اگر تنها باشید ترس در شما به وجود میآید. همانطور که رسول خدا فرمودند: «مُجَالَسَهُ أَهْلِ الدِّینِ شَرَفُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه»؛ و امام سجاد -علیهالسلام- فرمودند: «مُجَالَسَهُ الصَّالِحِینَ دَاعِیَهٌ إِلَى الصَّلَاحِ». انسان صالح انسان را دعوت به صلاح میکند چون خودش مشغول کار خیر است ولو چیزی نگوید با دیدن او یاد میگیرید که اهل کار صلاح باشید.
لذا دستهای از روایات گروههای متعددی را برای دوستی پیشنهاد میدهند که سعی میکنم با توجه بهوقت از هرکدام نمونهای را اشارهکنم. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: با نیکان مجالست کن که اگر خوبى کردى تو را ستایش کنند و اگر خطا کردى با تو بهسختی رفتار نکنند؛ یعنی حق مجالست را رعایت میکنند و اگر شخص خطایی داشت او را رها نمیکنند که با خطایش از بین برود بلکه او را اصلاح میکنند؛ بنابراین میتوان گفت یکی از نعمتهای خدا در حق انسان داشتن دوست خوب است که امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: «جَلیسُ الخَیرِ نِعمَهٌ». همنشین خوب نعمتى است، زیرا که خوبى او در همنشین اثر میکند. همانطور که فرمود: «جَلیسُ الشَّرِّ نِقمَهٌ». همنشین بد برای انسان عذاب است.
گاهی همین همنشینی باعث تهمت به انسان میشود. رسول خدا -صلیالله علیه وآله- فرمودند: «أَوْلَى النَّاسِ بِالتُّهَمَهِ مَنْ جَالَسَ أَهْلَ التُّهَمَهِ» سزاوارترین مردم به تهمت، کسى است که با اهل تهمت بنشیند. لذا همانطور که اگر همنشین ما انسان خوبی باشد موجبات خوبی رفتار را فراهم میکند، اگر بد باشد شخص را بد و بداخلاق میکند. علی -علیهالسلام- به محمد بن حنفیه فرمود: «وَ مِنْ خَیْرِ حَظِّ الْمَرْءِ قَرِینٌ صَالِحٌ جَالِسْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ». از بهترین بهرههای انسان داشتن همراه و همنشین صالح است. با اهل خیر نشستوبرخاست داشته باش تا از آنان باشی. امام -علیهالسلام- تعدادی از افراد را نام میبرد مثلاً فرمودند: «جَالِسِ الْعُلَمَاءَ تَسْعَدْ». همنشین شو با علما تا نیکبخت شوى، چون خوبى همنشین در همنشین اثر میکند بهویژه عالم و بالأخص عالم ربانی که نگاه کردن به او عبادت است؛ و یا فرمود: «جَالِسِ الْعُلَمَاءَ تَزْدَدْ عِلْماً». با علما همنشین باش تا علمت زیاد شود.
گروه دیگری را که سفارش به همنشینی با آنان شدهایم انسانهای عاقل و حکیم هستند. حضرت فرمودند: «جَالِسِ الْحُکَمَاءَ یَکْمُلْ عَقْلُکَ وَ تَشْرُفْ نَفْسُکَ وَ یَنْتَفِ عَنْکَ جَهْلُک». با حکما همنشینی کن تا عقل تو کامل شود. نفس تو بلندمرتبه گردد، نادانی تو از بین برود. همه اینها اثر وضعی مجالست است. بعضی وقتها انسان در کنار یک عالمی ساکت هم که مینشیند اثر میگیرد و اثرپذیر است بعضی از جلسات، جلسات سکوت است اما اثر گذار است چون مطالب معنوی را در حالت سکوت القا میکنند؛ و فرمود: «مُجَالَسَهُ الْحُکَمَاءِ حَیَاهُ الْعُقُولِ وَشِفَاءُ النُّفُوس». همنشینی با حکت یعنی عالمان عامل، حیات عقلها و شفاى جانهاست. چون همین مجالست، باعث میشود که انسان از حکیم کسب علم و عمل کند و دنیا و آخرت خودش را تکمیل کند. بیان دیگر از مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام: «جَالِسْ أَهْلَ الْوَرَعِ وَ الْحِکْمَهِ وَ أَکْثِرْ مُنَاقَشَتَهُمْ فَإِنَّکَ إِنْ کُنْتَ جَاهِلًا عَلَّمُوکَ وَ إِنْ کُنْتَ عَالِماً ازْدَدْتَ عِلْماً». همنشینی کن با اهل پرهیزگارى و حکمت و با آنان بسیار به مناقشه بپرداز، (مسئله را کاملاً موردبررسی قرار بده مناقشه در ذهن ما معنی منفی دارد اما اینجا آن معنای منفی را ندارد و معنای بررسی تمام زوایای مطلب است تا چیزی مجهول نماند) پس بهدرستی که اگر نادان باشی تو را تعلیم میدهند؛ و اگر دانا باشی؛ علم خودت را زیاد میکنی.
گروه دیگر که بهعنوان نمونه عرض میکنم اهل صبر و حلم و بردباری هستند که واقعاً وقتی با اینها ارتباط نزدیک داشته باشیم، آرامشبخش هستند و امیدآفرین. لذا امام علی -علیهالسلام- فرمودند: «جالسِ الحُلَماء تَزْدَدْ حِلماً» همنشینی کن با حلیمان تا زیاد کنى حلم را.
گروه دیگر فقراء هستند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «جالسِ الفقراء تَزْدَدْ شکراً»؛ که معنای هر دو فقر را میگیرد. هممعنای فقر توحیدی، هم تهیدستی. فرمود: همنشینی کن با تنگدستان تا زیاد کنى شکر را؛ یعنی اگر غیر فقیر با فقرا همنشینی داشته باشد روحیه شکرگزاری در او تقویت میشود. وقتی سختی زندگی آنان و راحتی خود را میبیند زبانش به شکرگزاری باز میشود و اگر اتفاقاً زندگی بر او سخت شود، یاد زندگی فقراء میافتد و تحمل سختی بر او آسان میشود.
لازم نیست حتماً همنشین انسان، انسان باشد. گاهی همنشینی با غیر انسان هم آثاری دارد مثل انس و همراه بودن با قرآن. آخرین روایتی که در این نوبت میخوانم این است که حضرت فرمودند: «مَا جَالَسَ أَحَدٌ هَذَا الْقُرْآنَ إِلَّا قَامَ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَهٍ فِی هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ فِی عَمًى». همنشینی نکند هیچکس از شما با این قرآن مگر اینکه برخیزد با زیادتی اى یا نقصانى، زیادتی در هدایت و حق یا نقصانى در کورى و انحراف از حق.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از رحمت خدا ناامید نیستند و هرگز کسی را هم ناامید نمیکنند. مولانا امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در حکمت ۸۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ» عالم و دانشمند واقعى، کسى است که مردم را از رحمت خدا ناامید نکند و آنها را از آسایش و راحتى از طرف خدا مأیوس نگرداند و از مکر و کیفر الهى ایمن نسازد. مقصود امام از کُلُّ الْفَقِیهِ، فهم کامل و همهجانبه دین است؛ معنی این فقیه مجتهد نیست؛ یعنى کسى که در دانش دین کامل است، اگر کسی چنین فهمی از دین پیدا کند، تلاش میکند مردم را به سمت توحید و خدا دعوت کند و بهوسیله آیات الهی دعوت به رحمت کند و آنان را ناامید نکند که شخص ناامید آمادگی خطا و لغزش و گناه را دارد و از طرف دیگر با توجه به آیات قرآن به آنان ایمنی کاذب هم ندهد که با خاطرجمع مبتلابه خطا و گناه شوند. بههرتقدیر شخص فقیه افراد را نه ناامید میکند و نه امید واهی میدهد بلکه آنان را بین خوف و رجاء نگه میدارد همانطور که قرآن چنین میکند. شما هر جا در قرآن تهدید میبینید بلافاصله امید میدهد و از رحمت و مهربانی خدا صحبت میکند. هر جا از عقوبت سخن گفتهشده بلافاصله از مهربانی خدا هم گفتهشده. خدای تعالی ما را از متقین قرار دهد.
اولاً ایام پر از خیروبرکت و معنویت ماه ذیقعده و بخصوص دهه کرامت را به شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم که از کرامتهای این روزها همه ما بهرهمند باشیم.
بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران حج را ملاحظه فرمودید. تأکید ایشان بر چند مطلب که حتماً باید مدنظر همه، چه مردم و چه مسئولین قرار گیرد. حج را بهعنوان مظهر و نموداری از جامعه اسلامی و تمدن نوین که به بشریت هدیه میشود، تعریف کردند. تأکید دوباره بر اینکه در اسلام، حج غیرسیاسی نداریم؛ و اگر روح حج، وحدت جهان اسلام را دنبال میکند، این امر سیاسی است، اینکه باید برائت از مشرکین داشته باشیم عین تعالیم اسلام است. مابعد از تمام نمازهایمان لعن بر دشمنان دین میکنیم، موارد زیادی از دستورات دینی ما که در طول شبانهروز انجام میدهیم قسمتی از آنها لعن است، قسمتی برائت است، همه اینها جزو دستورات دینی است و سیاسی است. دفاع از مظلومین عالم و برائت از مشرکین کار سیاسی است و عین تعالیم اسلام است. اینکه میخواهند علیه آمریکا و دفاع از مستضعفین در حج چیزی گفته نشود این خواسته شیطان است؛ و تأکیدی هم بر الفت و برادری اسلامی و شرکت در اجتماعات و نمازهای جماعت داشتند. وحدت امت اسلامی مورد تأکید اولیاء دین بوده تا جایی که به نظرم قبلاً هم اشاره کردم در روایت دارد که هر رکعت پشت سر مخالفین نمازخواندن معادل ۱۵۰ رکعت نماز پشت سر رسول خدا ثواب دارد. در بعض از امور نباید تعصب داشت ولی در بعض امور دیگر بدون تعصب نباید بود.
مطلب بعدی متن حکمی بود که به فرمانده جدید بسیج مرقوم فرمودند و تأکیدی که بر اعتلای بسیج و فرهنگ مقاومت و زمینهسازی برای بروز خلاقیت نوجوانان بسیجی که بر نوجوانان تأکید داشتند و تعمیق ارزشهای انقلابی و تقویت بسیج اقشار داشتند. این تأکید دوباره وظیفه عزیزان را در صف و ستاد بیشتر از قبل میکند که لازمهاش این است با شور و انگیزه بیشتر به سازماندهی جدید مشغول شوند. تا از ثمرات این شجره طیبه مثل گذشته امت اسلامی بیشتر بهره ببرند.
اتفاقاتی میافتد که غیرقابلاعتماد بودن اروپا را تقویت میکند و اینکه اروپا بدون اجازه آمریکا آب نمیخورد. لذا منتظر اروپا ماندن برای حل مشکلات کشور اشتباه راهبردی است. دیدید که کشتی نفتی ایران را مثل دزدان دریایی محاصره و بازداشت کردند و میگویند به دستور آمریکاست؛ و آمریکا هم استقبال میکند و میگوید خبری عالی است. به مهلتی که برای آنان گذاشتهشده نزدیک میشویم و آنها هم هنوز وعده میدهند. قطعاً در راهکار اینستکس منافع مشترک آمریکا و اروپا علیه ایران لحاظ شده است. قبلاً راجع به اینستکس عرض کردم؛ اما بهطور خلاصه اینکه اینستکس یک شرکت خصوصى است که سهامداران آن آلمان، انگلیس و فرانسه هستند. این شرکت اطلاعات مربوط به تجارت بین شرکتهاى اروپایى و ایران و مدیریت تهاتر آنها را به عهده دارد؛ یعنی وقتی ایران نفت یا هر کالایی را به اروپا بفروشد، اطلاعات آن در اینستکس بهعنوان بستانکار ثبت میشود و اگر ایران بخواهد از یک شرکت اروپائی کالایی بخرد صورتحساب معامله به اینستکس فرستاده میشود. وقتی معامله تائید شد دستور پرداخت صادر میشود و از طلب ایران کم میشود؛ و جنس خریداریشده را برای ایران میفرستند. این اساس آن ساختار است. به این وسیله تراکنش بانکی صورت نمیگیرد که اروپائیها نگران نقض تحریمها باشند.
اگر دقت بفرمائید اینستکس در چارچوب تحریمهای آمریکا عمل میکند و نمیتوانند در مقابل تحریمها عمل کنند و الا اینستکس را بهعنوان یک شرکت دولتی ثبت میکردند؛ که نکردند؛ بنابراین تا آمریکا مجوز خرید نفت به اروپا ندهد آنها از ایران نفت نمیخرند و درنتیجه اینستکس برای ایران حسابی باز نمیکند؛ و این هم که در خبرها میگویند یک خط اعتباری از سوی کشورهای اروپائی برای ایران فعالشده یعنی یک بدهی مالی دیگری که در آینده ایران باید با سودش بپردازد. بعلاوه در خرید هم فقط میتوان اقلام غیر تحریمی را خریداری کرد؛ که قبلاً عرض کردیم دارو و اقلام کشاورزی است. بعلاوه بر اساس تحریمها بعض نهادها نمیتوانند طرف معامله باشند که باز به آنها هم نمیشود فروخت.
آنچه از دستگاه دیپلماسی کشورمان انتظار داریم این است که بهدوراز هرگونه سادهانگاری و با هوشمندی، راههای توطئه علیه ایران را ببندند و بههیچوجه راضی به انجام تعهدات ناقص اروپائیها در قبال برجام نباشند. چون آنچه اروپا در اینستکس میگوید را عمل کند یکی از تعهداتش است و تعهداتی مثل سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز و ارائه خدمات بیمهای و کشتیرانی و فروش و انتقال فنآوری و امثال ذالک باقی میماند که با اینستکس درست نمیشود. آنچه مهم و خواسته مردم است این است که باید بر اساس گفتمان اقتدار با قاطعیت تمام به غنیسازی اورانیوم بپردازیم و سقف تعیینشده را نادیده بگیریم تا طرفهای مقابل بخصوص اروپائیها بدانند که ایران بر تصمیم خود مصمم است و به فرموده رهبرمان بر سر مسائل ناموسی خود به کسی باج و امتیاز نمیدهیم.
قطعاً شنیدید که ترامپ به سخنان رئیسجمهور راجع به کاهش تعهدات گفته: «ایران، مراقب تهدید کردن باش! ممکن است برگردند و تو را طوری بگزند که تا الآن کسی اینطور گزیده نشده است». به آمریکا عرض میکنیم فعلاً باید سربازانی تربیت کنی که در مواجهه با ایران خود را خیس نکنند. پهباد فوق پیشرفتهات هنوز نفهمیده بود چقدر وارد سرزمین ایران شده منهدم شد. به انگلیس همعرض میکنیم «مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت بِهِ النَّدامَه» چیزی را که تجربه کردهای دوباره تجربه نکن. بعض از این داخلیها بهخصوص رسانهها دست از همکاری با روباه پیر بردارند. عاقبتبهخیر نمیشوید. خود دانید!
درحالیکه بعض از مرتجعین منطقه دستوپا میزنند تا برای اسرائیل مشروعیتی فراهم کنند و با معامله قرن و امثالذلک برای او وجاهت بیشتری درست کنند، مثل وزیر خارجه بحرین که ببینید این ابله چه گفته: «اسرائیل بخشى از میراث تاریخى این منطقه است و مردم یهود بین ما جایگاه دارند. باید بین عربها و رژیم تلآویو گفتوگو جریان پیدا کند و ایران تهدید اصلى براى منطقه و ثبات آن است». کشورهاى اسلامى مثل کویت واکنش نشان دادند. مردم عراق به سفارت بحرین در بغداد حمله کردند؛ و البته اتفاقات اخیر هم نشان از فروپاشی اسرائیل میدهد. فساد گسترده سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، اخلاقی و روحیه نژادپرستی از درون و فشارهای بیرونی، فشار حزبالله فشار گروههای مقاومت، فشار ایران، موشکهای مقاومت آینده شوم و ناراحتکننده برای خودشان البته چون برای ما خوشحالکننده است، این رژیم را دچار زوال قریبالوقوع کرده، بخصوص در وقایع اخیر. فرصت بیان مؤلفهها نیست. یکی دو مورد از مؤلفههای فروپاشی آمریکا را گفتیم مؤلفههای فروپاشی و زوال اسرائیل که روشنتر است بهخصوص در جریانات اخیر افرادی هستند که مربوط به یهودیهایی که اتیوپی هستند در آنجا و سیاهپوست هستند که چگونه نژادپرستی میکنند و خود هم آنها در داخل اسرائیل دعواهایی را درست کردند که این دعواهای داخلی اسرائیل شدت پیدا خواهد کرد.
نکتهای راجع به انتخابات آینده عرض کنم چون حضرت آقا اشاره داشتند؛ و آن اینکه انتخابات آینده اولین انتخاب در گام دوم انقلاب است و خیلی مهم است ازاینجهت که دشمنان سعی میکنند القاء کنند مردم مثل گذشته اهتمامی به شرکت در انتخابات ندارند. لذا یکی از مهمترین کارهایی که باید بشود زمینهسازی برای مشارکت حداکثری و حضور پرنشاط مردم است که مهمترین پیام حضور مردم حمایت از نظام و انقلاب است. این اولاً. ثانیاً مجلس یازدهم باید مجلس طراز گام دوم انقلاب باشد یعنی بتواند مشکلات مردم و کشور را حل کند و در مسیر اهداف گام دوم و تمدن بزرگ اسلامی قانونگذاری کند. بتواند در برابر فشارهای غرب و بخصوص آمریکا مقاوم باشد و حامی مقاومت در داخل و منطقه باشد؛ که ما میبینیم متأسفانه مجلسی که الآن داریم در این بخش واداده است و عمل نمیکند. اگر باید دولت اسلامی تشکیل شود که باید بشود، این مهم بدون مجلس اسلامی ممکن نمیشود. لذا مسئله مجلس بسیار مهم است. از همین الآن دقت و رصد کنید و افراد صلاحیتدار را شناسایی کنید. |
| 1398/4/7 | 1398/4/7تحول قضایی با به کارگیری جوانان انقلابی محقق می شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه225
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شمارا به رعایت تقوا توصیه میکنم. عرض کردم متقین در تعامل با دیگران و روابط اجتماعی، حقوق مربوطه را به کماله رعایت میکنند و همیشه دعوت به الفت و دوستی و برقراری محیط سالم و مطبوع دارند. در جلسه قبل با توجه به روایاتی که مطرح کردم بحث شد که محدوده دوستی باید مشخص باشد و نمیتوان با هرکس دوست شد. گاهی جان شخص به خاطر دوستیاش به خطر میافتد. لذا به مصداقی از نکوهش ائمه -علیهمالسلام- که فرمودند با احمق دوستی نکنید اشاره کردم و بعض علل و آثار دوستی با احمق را بیان کردم. در ادامه به موارد دیگری اشاره میکنم.
محمد بن مسلم از امام صادق از امام باقر -علیهماالسلام- نقل میکند که به امام سجاد -علیهالسلام- فرمودند: «یَا بُنَیَّ انْظُرْ خَمْسَهً فَلَا تُصَاحِبْهُمْ وَ لَا تُحَادِثْهُمْ وَ لَا تُرَافِقْهُمْ فِی طَرِیقٍ» پسرم توجه کن با پنج کس یار نشو و همصحبت نشو و رفیق سفر نشو. «فَقُلْتُ یَا أَبَتِ مَنْ هُمْ عَرِّفْنِیهِمْ». پدر جان کیانند؟ آنان را به من بشناسان. «قَالَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْکَذَّابِ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَهِ السَّرَابِ، یُقَرِّبُ لَکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ لَکَ الْقَرِیبَ»، با دروغگو همسفر نشو مثل سراب میماند در جاده دیدهاید که انسان فکر میکند آب است اما نزدیک میرود میبیند آب نیست دور را برای تو نزدیک میکند و نزدیک را برای تو دور میکند اینطور است تو را در کارها بهاشتباه میاندازد. «وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْفَاسِقِ فَإِنَّهُ بَائِعُکَ بِأُکْلَهٍ أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِکَ»، بپرهیز از صحبت فاسق که تو را به یکلقمه خوراک یا کمتر میفروشد، «وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْبَخِیلِ، فَإِنَّهُ یَخْذُلُکَ فِی مَالِهِ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ» و بپرهیز از صحبت بخیل که مالش را درزمانی که تو به آن بهشدت نیاز داری، دریغ میکند. «وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ» و از صحبت احمق بپرهیز که خواهد سودت رساند و زیانت رساند، «وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی ثَلَاثَهِ مَوَاضِعَ» و بپرهیز از صحبت قاطع رحم خود که او را در سه جاى قرآن خدا عز و جل ملعون یافتم. یکوقت فرصت نمیکند سر بزند یا موفق نیست و از طریق تلفن و وسایل دیگر آنها مطلع است و ارتباط را قطع نکرده است قطع رحم یعنی کسی بگوید من دیگر نمیخواهم با آنها ارتباط داشته باشم دیگر نمیخواهم آنها را ببینم هر جا آنها حاضر باشند من حاضر نیستم همینکه دورادور از حال آنها باخبر باشد و بتواند خدمتی را برساند این قطع رحم نیست. بعد حضرت به آیه ۲۲ سوره مبارکه محمد و آیه ۲۴ سوره رعد و آیه ۲۶ سوره بقره استناد کردند.
گاهی هم بهعنوان کلیِ انسانِ بد و شرور تکیه میکنند که دوستی نکنیم. به تعبیر زیبای امام جواد -علیهالسلام- توجه کنید که فرمود: «إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الشَّرِیرِ فَإِنَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبُحُ أَثَرُه». بپرهیز از رفاقت با بد که چون شمشیر آخته (از غلاف درآمده آماده) است، زیبا منظر است (خصوصاً اگر مرصع باشد) و زشت اثر (دست و گردن قطع میکند و میکشد).
و در تعبیر دیگری علی -علیهالسلام- فرمود: «وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق». بپرهیز از رفاقت با نابکاران که بدى ملحق و چسبیده به بدى است. این سنت الهی است که هرکس با هر کس و هر چیز انس داشته باشد روش زندگیاش همانگونه میشود لذا باید در ارتباط و علاقهها دقت کنیم.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ» با اهل بدعت مصاحبت و دوستی نداشته باشید «وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ» با آنها نشستوبرخاست نداشته باشید «فَتَکُونُوا عِنْدَ النَّاسِ کَوَاحِدٍ مِنْهُمْ» چون در بین مردم مثل یکی از آنان خواهید بود. بعد حضرت استناد کردند به فرمایش رسول خدا «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله الْمَرْءُ عَلَى دِینِ خَلِیلِهِ وَ قَرِینِه». رسول خدا فرمودند انسان بر دین و روش دوست و قرینش عمل و رفتار می کند.
و در بیان دیگری رسول خدا فرمودند: «إِیَّاکُمْ وَ مُجَالَسَهَ الْمَوْتَى قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنِ الْمَوْتَى؟ قَالَ کُلُّ غَنِیٍّ أَطْغَاهُ غِنَاه». از دوستی با مردهها بپرهیزید. سؤال کردند یا رسولالله اموات چه کسانی هستند؟ فرمودند: هر ثروتمندی که اموالش او را به طغیان کشانده و سرکشی میکند؛ و شبیه این مطلب را امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند که مصاحبت و همنشینی با دنیاپرستان دین را معیوب میکند و یقین را سست.
اینها که گفته میشود اثر وضعی مجالست است؛ یعنی حتی دررفت و آمدها هم باید دقت کرد چون اثرگذاری بالاست و ما البته خیلی بیتفاوت هستیم. یکوقت همعرض کردم اگر برادرزاده شما خواهرزاده شما یک بیماری مسری لاعلاج خداینکرده گرفته باشد هرگز اجازه نمیدهید که فرزندتان با او مراوده داشته باشد چون به بچه علاقه دارید میبینید که حیات او با این مجالست به مخاطره میافتد ولو شده با تشر و ناراحتی هم نمیگذارید؛ اما همین شما حاضر هستید که با معاشرت با دیگران روح و جان بچه اتان بمیرد و آینده اعتقادی او خراب شود و جلوگیری از دوستی مخرب او نکنید که پای ماهواره و فضای آلوده مجازی و امثال ذالک بنشیند. عمق خطر را درک کنید و به فکر فرزندانتان باشید.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: همنشینی با انسانهای هوسران باعث از بین رفتن ایمان و حاضر شدن شیطان میشود در روایت دیگری دارد که باعث فراموششدن قرآن میشود. انسان قرآن و احکام آن را فراموش میکند.
و آخرین روایت از امام صادق -علیهالسلام- که فرمودند: «إِیَّاکُمْ وَ مُجَالَسَهَ الْمُلُوکِ وَ أَبْنَاءِ الدُّنْیَا، فَفِی ذَلِکَ ذَهَابُ دِینِکُمْ» بپرهیزید از همنشینی با ثروتمندان و دنیاداران که دینتان را ببرد. «وَ یُعْقِبُکُمْ نِفَاقاً» اثر وضعی آن این است که به دنبال نفاقتان کشد. «وَ ذَلِکَ دَاءٌ دَوِیٌّ لَا شِفَاءَ لَهُ» و آن دردی است خزنده و بىدرمان، «وَ یُورِثُ قَسَاوَهَ الْقَلْبِ» و سختدلی آورد. «وَ یَسْلُبُکُمُ الْخُشُوعَ» و خشوع را از بین ببرد، «وَ عَلَیْکَ بِالْأَشْکَالِ مِنَ النَّاسِ وَ الْأَوْسَاطِ مِنَ النَّاسِ، فَعِنْدَهُمْ تَجِدُونَ مَعَادِنَ الْجَوْهَر»؛ و بر شما باد به توده مردم و میانهحال آنها که گوهر آدمى را نزد آنها یابید؛ یعنی مجالست و رفتوآمد شما با متوسطین جامعه باشد یعنی عامه مردم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا رابطه خود باخدا را اصلاحکردهاند و دائماً به سخنان واعظ درونی گوش میدهند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۸۶ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ». هر که مابین خود و خدا را اصلاح کند، خداوند مابین او و مردم را اصلاح نماید و هر که کار آخرت خود را اصلاح کند، خدا کار دنیاى او را اصلاح نماید و هر که از جانب خود پنددهندهای داشته باشد، از طرف خدا نگهبانى خواهد داشت. آنچه بین ما و خدا را اصلاح میکند تقواست و خاصیت تقوا این است که انسان کنترل قوای نفسانیاش را در اختیار میگیرد از حرص و عجب و کبر و حسد فاصله میگیرد درنتیجه رابطهاش با مردم اصلاح میشود. از طرف دیگر اهل تقوا از امور آخرتی و اصلاح آن غافل نبوده دائماً در آبادانی آخرت میکوشند لذا دنیا و آخرت آنان آباد است. در ضمن کسی که از پند واعظ درون بهرهمنداست، هواهای نفسانیاش را کنترل میکند و قطعاً بیبهره از تقوا نخواهد بود.
شنبه ۸ تیرماه، ۲۵ شوال روز شهادت امام صادق -علیهالسلام- است که در سال ۱۴۸ قمری واقع شد. اگر با دقت در دورههای مختلف زندگی امام صادق -علیهالسلام- نظر کنیم بهخوبی معلوم میشود که قسمتی از مجموعه زندگی امام و راهبرد تحقق اهدافِ بلند سیاسی امام را، فعالیتهای علمی و فرهنگی تشکیل میداده است؛ یعنی امام -علیهالسلام- نظیر دورهای که ما در آن زندگی میکنیم، از تولید علم و پیشرفتهای علمی بهعنوان کارآمدترین راه مقابله با استکبار استفاده کردند. مسلمین و شیعیان را عالم کردند و تولید علم کردند با شاگردان فراوانی که داشتند؛ و امروز ما هم بهشدت به این شیوه نیاز داریم. با تکثیر و گسترش و تولید علم و فنآوری است که ریشه صهیونیسم بینالملل کنده میشود و بر استکبار غلبه میکنیم و آنها با همین مبارزه میکنند.
میخواهم خیلی کوتاه به بعد دیگری در این نوبت بپردازم و آن تأکیدی بود که همه اهلبیت و بهخصوص امام صادق -علیهالسلام- بر مدیریت صحیح جهان در زمان حکومت حضرت ولیعصر –ارواحنا فداه- داشتند؛ که از وعدههای مهم الهی و بشارت رسول خدا بود، در بیان امام صادق -علیهالسلام- اعتقاد و انتظار تشکیل حکومت جهانی آن حضرت یکی از ارکان دین است. حضرت به ابو بصیر فرمودند «اِنَّ لَنا دَوْلَهً یَجیءُ الله ُ بِها اِذا شاءَ» ما دولتی داریم که خداوند هر زمان که اراده کند، آنرا خواهد آورد؛ و فرمود: هر کس دوست دارد که از یاران قائم باشد، «فَلْیَنْتَظِرْ وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الْاَخْلاقِ» به انتظار بنشیند و به ورع و پرهیزکاری و زیبایی های اخلاقی عمل کند. نمیشود یار امام بود اما تقوا و ورع نداشت. یاران حضرت حجت سلاماللهعلیه باید خوشخلق و خوشرفتار و خوشاخلاق باشند. با همدیگر بهخصوص با خانواده، با همسر و فرزندان و برادران و دوستان. نمیشود که یار حضرت حجّت باشی ولی از زبان و اخلاقت بترسند و نزدیک تو نشوند.
بههرتقدیر تحمل این وجود نازنین را نکردند. به خانهاش حمله کردند و خانه شیخ الائمه را آتش زدند. این اولین باری نبود که دود از خانه اهلبیت در مدینه بلند شد. یکوقت دیگر هم درب خانه ام الائمه را آتش زدند. فقط آنجا زهرای اطهر پشت در بود و میخهای در سرخشده بود و ناگهان با لگد ضربهای به در وارد شد. الا لعنه الله علی القوم الظالمین…
پنجشنبه اول ماه ذیقعده ولادت کریمه اهلبیت فاطمه معصومه -سلامالله علیها- و روز دختر است و آغاز دهه کرامت که شعار امسال را مهربانی بهرسم اهلبیت گذاشتهاند. امیدواریم با همین شعار خدمات بیشماری به اهل ایمان برسد. بهخصوص خوب است در دهه کرامت کریمانه مناطق سیلزده و زلزلهزده را فراموش نکنیم. توجه دارید اصل کمک و رفع گرفتاری تازه شروعشده و همه باید در حد توان خدماتی ارائه دهیم البته طبق گزارشی که دادند و باید تشکر هم بکنم استان البرز خدمات فراوان و مؤثری بهخصوص در امر مسکن مناطق سیلزده داشته است تقدیر میکنیم که البته کافی نیست و همه باید کمک کنیم.
هفتم تیرماه، سالگشت شهادت یکی از شخصیتهای تراز در نظام اسلامی است. شهید مظلوم آیتالله بهشتى و ۷۲ نفر از همراهان و کارگزاران مخلص انقلاب. ایام شهادت این مرد بزرگ را هفته قوه قضائیه و عدالت نامیدند. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با رئیس و معاونان و قضات و کارکنان دستگاه قضا و تأکیدات ایشان بر ایجاد تحول در چارچوب اصول اسلام و قرآن و قانون اساسی را ملاحظه فرمودید و همچنین مبارزه سختگیرانه با فساد در درون و بیرون قوه و دقت در انتصابات قضائی. قطعاً قبل از من شما از سخنان مدیرکل محترم دادگستری استان هم بهره بردهاید آنهم مطالبی را که مربوط به استان بوده است بیان کردند که همینجا بنده از ریاست محترم و مدیرکل محترم دستگاه قضایی استان معاونین و دادستانها و دیگر عزیزان تشکر و قدردانی میکنم که البته هفته گذشته اشاره داشتم.
نکتهای عرض میکنم و آن اینکه بیانیه گام دوم نقشه راه حرکت انقلاب در دهه پنجم انقلاب به بعد است و با دقت در مفاد آن میتوان آینده را تا رسیدن به قلههای درخشان درست طی کرد. لذا در توصیههای هفتگانه رهبری در بیانیه، توصیه چهارم را به عدالت و مبارزه با فساد اختصاص دادند؛ که نشانه اهمیت موضوع عدالت در نظام اسلامی است. بعد دریکی از سخنرانیها شاخصهها را فرمودند: عدالت، با من بمیرم، تو بمیرى درست نمیشود؛ عدالت، با تعارف درست نمیشود؛ اولاً قاطعیت مىخواهد، ثانیاً ارتباط با مردم مىخواهد، ثالثاً سادهزیستى و مردمى بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازى و تهذیب مىخواهد؛ این هم جزو پیششرطها و پیشنیازهای اجراى عدالت است. اول، باید خودمان را درست کنیم و یکدستی به سروصورت خودمان بکشیم تا بتوانیم عدالت را اجرا کنیم؛ وظیفه ى من و شما اینهاست. واقعاً باید با ویژه خواران و فساد مبارزه کنیم. قطعاً برای تحول در دستگاه قضا و رسیدن به قضا در تراز انقلاب اسلامی با توجه بهحکم رهبری به ریاست قوه نیازمند حضور جوانان صالح، انقلابى و فاضل در جایجای دستگاه قضائی خصوصاً در سطح مدیریت کلان هستیم. چون روحیه آرمانخواهى، عدالتطلبى، شجاعت، سختکوشی، مبتکر و انقلابىِ جوانان مىتواند موتور محرکه تحول در دستگاه قضایى باشد. انشاءالله.
در سال ۲۰۱۳، وزارت خارجه آمریکا گزارشى را درباره وضعیت حقوق بشر در دنیا منتشر کرد و در آن به جمهورى اسلامى اتهامات گستردهای وارد کرد. رهبر معظم انقلاب موضع گرفتند و فرمودند: هر کس دیگرى درباره حقوق بشر حرف بزند، آمریکایىها حق ندارند درباره حقوق بشر حرف بزنند؛ چون دولت آمریکا بزرگترین نقضکننده حقوق بشر در دنیا است؛ نهفقط دیروز، بلکه همین امروز. در همین رابطه پیشنهاد هفته حقوق بشر آمریکایى مطرح و شوراى عالى انقلاب فرهنگى هرساله از ۶ تا ۱۴ تیرماه را به نام هفته حقوق بشر آمریکایی نامگذارى کرد. آمریکائیها به اسم حقوق بشر به دنبال سلطه گری بیشتر و گسترش منافع اقتصادی و سیاسی خودشان هستند. اتفاقاً تیرماه برای ما مظهر شرارتهای آمریکا و به عبارتی افشای حقوق بشر آمریکائی است بهخصوص وقتی به یاد میآوریم ۱۲ تیرماه سال ۶۷ را که چگونه عمداً به هواپیمای مسافربری حمله کردند و انسانهای بیگناه را به شهادت رساندند و به فرمانده عملیات خود مدال شجاعت دادند؛ و آنچه برای جامعه جهانی ننگآورتر از اصل حمله است سکوت سازمانهاى مدعى حقوق بشرى غرب است. البته ملت ما هرگز از آمریکا نترسیده و تا امروز باصلابت تمام در مقابل زیاد خواهی او ایستاده و مقاومت کرده و با همین مقاومت و در عرصههای مختلف آمریکا را شکست داده و اخیراً هم پیشرفتهترین پهباد عملیاتی جهان که پهباد گران قمتی برای آمریکا بود معادل هزینه ۱۲ فروند هواپیماى اف ۱۶ یعنی بیش از ۲۲۰ میلیون دلار را بچهها سرنگون کردند و به یک آهنپاره تبدیل شد و حیثیت نداشته آمریکا را سکه پول کرد. معلوم است که ناراحت میشود و اقدامات ناشایستی میکند. این حرکتی را که برادران و پاسداران بزرگوار انقلاب اسلامی انجام دادند مدافعان حریم حرم انجام دادند این پیام را به آمریکا داد که ایران اگر اراده کند میتواند و تو ای آمریکا در جنگ ارادهها قطعاً شکستخورده میدان خواهی بود.
و همین شکستهای پیدرپی رئیسجمهور منفور آمریکا را گیج کرده و مجبور به عکسالعملهای ابلهانه و احمقانه میکند. مثل تحریم کردن رهبر انقلاب که همه عالم میدانند او رهبر معنوی و سیاسی است که در بین مردم ایران و جهان چه مسلمان و غیرمسلمان جایگاه خاص دارد بهعلاوه به اذعان همه، حتی دشمنانش، زندگی ساده و زاهدانه دارد و از خود اموال و حساب خارج از کشور ندارد مگر قصد داشته باشند اول چیزی نسبت بدهند و بعد تحریم کنند. مثلاً بگویند سپاه پاسداران زیر نظر رهبری است و قصهای را درست کنند؛ و الا همه میدانند که جریان چیست من هم مجاز نیستم و الا برای شما در خطبه از نکات ساده زیستی و مسائلی که مربوط به زندگی شخصی ایشان است را میگفتم که شاید بعضی از مواردش برای بعضیها قابلباور و قبول نباشد این دیوانگی آنکسی است که در مقابل قرارگرفته است و اینگونه حرف میزند.
آمریکا برخلاف حقوق و موازین بینالمللی به خودش اجازه میدهد هر اقدامی بکند و لو تحریم وزیر خارجه کشور باشد. البته همه اینها باید عبرت باشد که عدهای سرخوش و دلخوش نباشند که متأسفانه کم هم نیستند که وابسته و دلبسته به این جرثومه فسادند. باید عبرت بگیرند اما چه کم هستند عبرت گیران. چه معنائی دارد که شما دم از مذاکره بزنی و بعد مسئول مذاکره را تحریم کنی؟ معلوم است کوسه ریشپهن است. این همان است که رهبری فرمودند عملیات فریب است و نباید در این دام افتاد. به گفته خودشان که چند روز قبل باز وزیر خارجه آمریکا بیانیه داد که این تحریمهای جدید بخشى از کارزار فشار حداکثرى دولت آمریکا علیه ایران است. خودشان میگویند که ما علیه ایران داریم کار میکنیم بعد میگویند بیایید مذاکره کنیم یک عده هم دلخوش به همین مذاکره هستند واقعاً مسیر غلط رفتن است. رهبر معظم انقلاب تعبیر زیبایی داشتند فرمودند: ملت مظلوم و مقتدر ایران، عرض میکنیم ما ملت مظلوم مقتدر مثل کوه محکم در مقابل آمریکا و اذنابش همانطور که تا حال ایستادهایم تا رسیدن کشور به مقاصد عالیهاش میایستیم.
نشانهاش هم همین شهدایی هستند که تاکنون دادیم. یاد و خاطره شهدا را گرامی میداریم. دیروز فضای ایران اسلامی دوباره با حضور ۱۵۰ شهید عطرآگین شد. استخوانهای قلم شده این شهیدان پیام استقلال و عزت و اقتدار میدهد. با تمام سکوتشان فریاد میزنند که آمریکا و صهیونیسم و انگلیس و امثال آنها کوچکتر از آن هستند که در عزم و اراده ملت سستی و رخوت ایجاد کنند. این بدنهای اربا اربا و قطعهقطعه شده و قلم شده شهیدان یادآوری میکند که ما برای احیا و اجرای احکام الهی و دستورات قرآن و اهلبیت رفتیم و اینگونه شدیم و در این مسیر سر و جان دادیم. نکند شما که امروز مسئولیت دارید در این مسیر کوتاهی کنید و کارتان را درست انجام ندهید. لذا حضور این شهدا که هرچند وقت یکبار هم یادآوری میکند و متأسفانه افراد کمتر توجه میکنند، مسئولیت را برای کسانی که کاری در دستشان هست سنگین میکند.
۱۱ تیر؛ شهادت فقیه نستوه و مجاهد خدمتگزار به اسلام و انقلاب چهارمین شهید محراب آیتالله صدوقى و همچنین سالگشت ارتحال عالم ربانی و دژبان فرهنگ ناب شیعی آیتالله امینی صاحب کتاب الغدیر در سال ۴۹ و آغاز هفته حج را گرامی میداریم. راجع به نشست منابع و فلسطین و جنایاتی که درباره فلسطین میخواست بشود نکاتی را یادداشت کرده بودم که بگویم ولی فرصت نمیشود.
شنیدم که میگویند فلانی در انتخابات از فلان کس حمایت میکند. اولا بنده از هیچ احدی حمایت نکردم تا حالا هنوز هم زود است. در وقتش هم نیست، اگر در وقتش هم باشد از کسی حمایت نمیکنم. نه زن نه مرد؛ اما همانطور که ماه گذشته همعرض کردم دوستان جوانی که صلاحیتهای لازم رادارند که میتوانند در این عرصه وارد شوند برای انتخابات آینده آماده شوند. تشکلهای دانشجویی و طلاب جوان و اساتید را صحبت کنند و تشویق کنند و توصیه و راهنمایی کنند تا در این عرصه وارد شوند. شما معضلات فعلی را در مجلس میبینید که چگونه تعداد زیادی از این نمایندگان مجلس نصاب لازم را ندارند و به نفع مردم و ملت کار نمیکنند و در بزنگاهها کاری را که باید انجام میدادند انجام ندادند. بعضیها هم که طاغوت شدند و هر جور دلش میخواهد عمل میکنند. عزل و نصب میکنند در شهر و استان و مناطقی که حضور دارند. جای خاصی را عرض نمیکنم. در خبرهای کلی که به دست میرسد اقدامات نابخردانهای دارند. اعمالنفوذ میکنند. برای آینده خودشان که میخواهند در مسند بمانند زمینههای تجدید انتخاب را فراهم میکنند. دیگر این دورهها را باید تمامشده فرض کنند و جوانها محکم و مستحکم وارد عرصه شوند. بنده فعلاً از کسی حمایت و تائید نکردم تا در آینده ببینیم چگونه خواهد شد. معمولاً هم این کار را نمیکنیم. ملاک و معیار میدهیم. من یکوقت هم در همینجا معیارها را داده بودم. بعضیها اعتراض کردند که گفتند چرا از ما حمایت نکردید. گفتم من از کسی حمایت نمیکنم و معیار میدهم. من گفته بودم که به دزد رای ندهند شما چرا ناراحت شدید. معیارها و ملاکها را میدهیم شما هم در آینده انشاالله حواستان باشد.
نکتهای هم راجع به نیروی انتظامی عرض کنم و آن این است که انتظار مردم از نیروی انتظامی این است که بدون توجه به بازی هائی که رسانههای ضدانقلاب علیه ارزشهای دینی و انقلابی ما دارند باصلابت و اقتدار تمام با قانونشکنان برخورد کنند؛ و همانطور که درصحنههای مختلف فساد، جرم و بزه حضور دارند در معضلات اجتماعی و هنجارشکنیهای اجتماعی هم باقدرت وارد شوند و جوسازیها و جنجالها موجب تضعیف روحیه و کنار گذاشتن وظیفه نباشد. امروز عدهای در قالب بیبندوباری و بیحیائی و کشف حجاب هنجارشکنی میکنند که جرم مشهود است و با قاطعیت باید برخورد شود. همانطور که با اعتیاد و رشوه و کمکاری و بیکاری و موارد دیگر باید مبارزه شود. همه مردم پشتیبان نیروی انتظامی هستند. لذا عزیزان بااقتدار کامل به مأموریتهای مربوطه بپردازید و از ملامت هیچ ملامت کنندهای مکدر نباشید. |
| 1398/3/31 | 1398/3/31اجرای عدالت مهمترین خواسته مردم است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه226
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شمارا به رعایت تقوا توصیه میکنم. متقین از تمام توان خود بهره میگیرند تا بین مردم الفت و مهربانی و مودت برقرار باشد. در بحث همسایه داری و رعایت حقوق دیگران بحثی که مطرح میکنیم مصاحبت و مجالست با افراد است که در بخشی از آن بیان از ارتباط داشتن با افرادی نهی شدهایم. دراینباره اولیاء دین سفارشهایی دارند که توجه و بهکارگیری آنها برای آسودگی خیال و آرامش زندگی مفید است. یکی از آن موارد عدم دوستی و همنشینی با احمق است. بحث مفصل است من به قسمتهایی اشاره میکنم.
در نکوهش حماقت امیرالمؤمنین-علیهالسلام- فرمود: «الْحُمْقُ أَدْوَأُ الدَّاء» حماقت بدترین دردهاست. یا فرمودند: بدترین فقر حماقت است؛ و زیانی که احمق به خودش میزند دشمن به دشمنش نمیزند. اینکه انسان عمر خودش را در مسیر بیهودگی تلف کند ضرر به خود نیست؟ آیا اگر کسی سرمایهاش را نابود کند و بیجهت از بین ببرد احمق نیست؟ خوب کسی که ساعتها بینتیجه شرع پسند و عقل پسند هم سرمایه مادی و هم سرمایه معنویاش را در فضای مجازی از دست میدهد احمق نیست؟ خوب در این فضا خیلی راحت میشود حتی کسب علم کرد، کسب ثروت کرد، دیگران را راهنمایی کرد، مطالب خوب و مفید نشر داد و استفاده بهینه کرد، وقت هم میشود تلف کرد که بیشتر همین کار را میکنند و این علامت حمق است.
در دستهای دیگر از روایات صفات احمق بیانشده است؛ و چون خیلی گویاست احتیاج به شرح ندارد و فقط میخوانم. مثلاً «فَقِیلَ یَا رُوحَ اللَّهِ وَ مَا الْأَحْمَقُ قَالَ الْمُعْجَبُ بِرَأْیِهِ وَ نَفْسِهِ الَّذِی یَرَى الْفَضْلَ کُلَّهُ لَهُ لَا عَلَیْهِ وَ یُوجِبُ الْحَقَّ کُلَّهُ لِنَفْسِهِ وَ لَا یُوجِبُ عَلَیْهَا حَقّاً فَذَاکَ الْأَحْمَقُ الَّذِی لَا حِیلَهَ فِی مُدَاوَاتِه» کسى که ازخودراضی مىباشد و به فکر و نیت خود عمل مىکند و به سخنان دیگران گوش نمىدهد، همه را به نفع خود مىداند و زیانى براى خود نمىداند همیشه خود را محق جلوه مىدهد و براى دیگران حقى قائل نیست، این را مىگویند احمق که علاجى براى آن نمىباشد. بعضی وقتها در مسائل خانوادگی افراد پیش میآید خانم طرف از همسرش شکایت میکند میگوییم بیاوریدش با او صحبت کنیم، میگوید هیچکس را قبول ندارد. به شوهر میگوییم خانم را بردار بیاور همین را میگوید، این نشانه احمق بودن آن شخص است.
یا کراجکی در کنزالفوائد از قول امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «مَنْ نَظَرَ فِی عُیُوبِ [غَیْرِهِ] النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا ثُمَّ رَضِیَهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِکَ الْأَحْمَقُ بِعَیْنِهِ». کسی که به زشتیهای مردم مینگرد و آن را ناپسند میانگارد. سپس همان را برای خودش میپسندد این احمقی است که چونوچرایی در نادانى او نیست.
از نشانههای احمق این است که هر دم به رنگی درمیآید. «مِنْ أَمَارَاتِ الْأَحْمَقِ کَثْرَهُ تَلَوُّنِهِ». هر کس هر چه میگوید او هم میگوید منم همین را میگفتم. یا فرمودند: سعی نکن هرچه مردم برای تو میگویند رد کنی که این نشانه حماقت است. هرکس از گفتن حق ترس داشته باشد احمق است. اعتماد بر آرزو سرمایه احمق است. تمام اینها کلمات امیرالمؤمنین است.
در مذمت دوستی با احمق در روایت مفصلی امام سجاد-علیهالسلام- به فرزند بزرگوارشان امام باقر-علیهالسلام- سفارش فرمودند که: «إِیَّاکَ یَا بُنَیَّ أَنْ تُصَاحِبَ الْأَحْمَقَ أَوْ تُخَالِطَه» فرزندم از همنشینی یا رفتوآمد با احمق بپرهیز و از او دوریکن و با وی همسخن مشو؛ زیرا آدم احمق غایب باشد یا حاضر، پست و فرومایه است. هرگاه زبان به سخن گشاید حماقتش او را رسوا کند و هرگاه خاموش شود به دلیل ناتوانی در سخن گفتن باشد. اگر کاری کند خرابی به بار آورد و چون مسئولیتی به عهده گیرد آن را تباه سازد. نه علم خودش به کار او میآید و نه دانش دیگران سودش میرساند، به سخن خیرخواه خود گوش نمیدهد و همنشین از دست او آسوده نیست، مادرش آرزوی مرگ او را دارد و همسرش آرزوی از دست دادن او را و همسایهاش آرزوی رفتن از همسایگیاش را و همنشینش آرزوی خلاصی از همنشینی او را، اگر در مجلسی کمترین فرد مجلس باشد بالاتر از خود را به رنج افکند و اگر بالاترین فرد باشد فرودستان خود را به فساد و تباهی کشاند. لذا امام صادق علیهالسلام فرمودند: هرکه از دوستی با احمق دوری نکند بهزودی خلقوخوی او را به خود میگیرد.
در تعدادی روایات عنوان احمقترین مردم آمده است. مثلاً رسول خدا فرمودند: «أَحْمَقَ النَّاسِ مَنْ طَلَبَ الدُّنْیَا»؛ و یا علی -علیهالسلام- فرمودند: «أَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ یَمْنَعُ الْبِرَّ وَ یَطْلُبُ الشُّکْرَ وَ یَفْعَلُ الشَّرَّ وَ یَتَوَقَّعُ ثَوَابَ الْخَیْرِ». احمقترین مردم کسی است که مانع خوبی میشود و انتظار تشکر دارد و بدی میکند و توقع پاداش نیک دارد. بعضیها کاری را خراب میکنند تازه بعدش میگویند عوض دستت درد نکنه تان است؟! «أَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ أَنْکَرَ عَلَى غَیْرِهِ رَذِیلَهً [رَذَائِلَهُ] وَ هُوَ مُقِیمٌ عَلَیْهَا». احمقترین مردم کسی است که عیب دیگران را زشت میشمارد درحالیکه خود آن عیب را داراست. «أَحْمَقُ النَّاسِ مَنْ ظَنَّ أَنَّهُ أَعْقَلُ النَّاسِ». احمقترین مردم کسی است که خود را خردمندترین مردم میداند. احمق به معنای بیعقل به معنای مصطلح آن نیست. امکان دارد آدم عاقلی هم باشد ولی وابسته به دنیاست. آدمی است که خیلی چیزها را هم بلد است، علمش هم زیاد است؛ اما خودش را بالاتر از همه میبیند لذا این افراد بعضاً هم در مسائل مالی وضع خوبی هم دارند. اینجا امام صادق علیهالسلام در توضیح این نکته بیان زیبایی فرمودند: خداوند روزی افراد احمق را گسترش داده است تا خردورزان بدانند که دنیا به مکر و حیله و تنها با عمل به دست نمیآید.
و در پایان عرض میکنم باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که جواب احمق سکوت است. امیرالمؤمنین-علیهالسلام- فرمودند: «السُّکُوتُ عَلَى الْأَحْمَقِ أَفْضَلُ جَوَابِهِ [مِنْ جَوَابِهِ]». سکوت در برابر احمق، بهتر از جواب دادن به اوست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از درگاه خداوند ناامید نیستند و درهرحال اهل استغفارند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۸۴ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ». از ناامیدى کسى که امکان استغفار و توبه را دارد در شگفتم. قنوط، یعنى ناامیدى از رحمت، با توجه به آیات الهی اگر کسی از روی اخلاص از خدا طلب مغفرت کند خداوند او را میآمرزد. پس باید تعجب کرد که چرا شخصی که خطا کرده با بودن استغفار باز ناامید است. راجع به استغفار و فضیلت آن قبلاً بحث کردیم حتی حکمت بعدی ۸۵ هم درباره استغفار است را هم توضیح دادم فقط میخوانم؛ که امام باقر -علیهالسلام- از قول علی -علیهالسلام- نقل میکند که حضرت فرمودند: دو امانِ از عذاب خدا روى زمین وجود دارد، یکى از آنها ازدسترفته است ولى دیگرى در دسترس شماست، پس به آن چنگ بزنید: امّا امانى که ازدسترفته وجود پیامبر خدا است و امّا امانى که باقیمانده استغفار و طلب آمرزش است: خداوند به پیامبر فرمود: «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ».
مناسبتهای متنوعی در هفته پیش رو داریم که به بعضی اشاره میکنم. امروز جمعه شهادت سردار رشید اسلام مصطفی چمران در دهلاویه در ۳۱ خرداد سال ۶۰ به شهادت رسید. او نمونه یک انسان الهی است. کسانی که او را دیدند به این نکته اذعان دارند. شخصیت مؤمن و انقلابی درعینحال نخبه علمی و دانشمندی کمنظیر در رشته تحصیلی که درسخوانده بود. دارای ابعاد وجودی بینظیری بود که پرداختن به آنها زمان میبرد فقط به تعریفی قابلتأمل که حضرت امام (رضوانالله علیه) بعد از شهادت ایشان داشتند اشاره میکنم که فرمود: هنر آن است که بیهیاهوهای سیاسى و خودنماییهای شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند، نه هوى و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. خدای تعالی با اولیائش محشور بگرداند انشاء الله.
در تیرماه اتفاقات مهمی رخداده که همه آنها جای بحث و تحلیل دارند. یکی از آنها حمله تروریستی نافرجامی است که در ۶ تیرماه در مسجد ابوذر تهران واقع شد و رئیسجمهور وقت را مجروح و روانه بیمارستان کرد. اراده خدا بر این بود که مردم از نعمتِ رهبری، رهبر معظم انقلاب محروم نباشند. هرروز که میگذرد جایگاه و نقش ولیفقیه در نظام اسلامی روشنتر میشود. سی سال است این جایگاه در اختیار کسی است که باعزت و صلابت از اسلام و انقلاب و ارزشهای دینی باروحیهای انقلابی دفاع کرده است. ما از روی ارادت میگوییم اما فضیلت آن است که دشمن بگوید «الفضل ما شهدت به اعداء». در دیدار حضرت آقا با نخستوزیر ژاپن مطالب فراوانی گفته شد یکی از آنها این است که در واشنگتنپست آمریکائی آمده است که مینویسد: در صداى رهبر ایران مىتوان بازتاب این جمله آیتالله خمینى را شنید که گفت «آمریکا هیچ غلطى نمىتواند بکند». اعتمادبهنفس قابلتوجه ایران به خود، موضوعى است که هرگونه تقابل را بسیار خطرناک میکند. صلابت این گفته که من فلانی را نمیپذیرم و آن جملاتی که شنیدید، عبارت اخرای همان است که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. این سرمایه بزرگی است که باید قدر آن را بدانیم و شاکر آن باشیم.
اول تیر آغاز هفته قوه قضائیه و هفته عدالت است. البته همه عمر و سال و ماه باید عدالت باشد. انشاءالله اگر توفیق شد هفته آینده مطلبی را عرض میکنم؛ اما لازم است اینجا از همه زحماتی که عزیزان دستگاه قضائی میکشند تشکر کنم کار سخت و پراهمیتی به عهدهدارند. برقراری عدالت و به عدالت حکم کردن و دست ظالمان و طاغوتیان را کوتاه کردن کار سختی است؛ و طبق روایات در حالت عادی، قاضی بر لبه جهنم نشسته است، اگر حکم غلطی بکند وضعیت او معلوم است. قوه قضائیه پناهگاه مردم است. باید عدالتخانه باشد و مستقل از دخالتها بهحق حکم کند؛ که امیدواریم با تغییرات جدید در قوه اتفاقات مبارکی به نفع مردم و نظام رخ بدهد؛ که بشارتهای خوبی به گوش میرسد مثل مسئله از کجا آوردهای و بررسی اموال مقامات و مسئولین. خود طرحِ دوباره موضوع که چهارده سال از تصویب آن گذشته و اجرا نشده بود، امیدواری را زیاد کرده، اعتماد را برمیگرداند و آثار فراوانی به همراه دارد. البته باید قوانین دیگری هم برای بازگرداندن اموال نامشروعی که بعض مسئولان کسب کردهاند تصویب شود تا چرخه عدالت تکمیل شود. بههرتقدیر مهمترین خواسته مردم هم گسترده شدن عدالت است در همه شئون. جا دارد از عزیزان دستگاه قضا در استان از ریاست محترم و دادستانها و دادرسها هم تشکر کنم که با جدیت امور فراوانی که متوجهشان هست را پیگیری و دنبال میکنند.
پنج تیر روز جهانی مبارزه با قاچاق و استعمال مواد مخدر است. استکبار جهانی در کنار جنگ سیاسی بهصورت نرم، فرهنگ و هویت ما و جهان را مورد هجمه قرار داده و با تولید و توزیع مواد مخدر از تجارت مرگ، سود میبرد؛ و موجب آسیبهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی است. در چند سال اخیر کشور افغانستان ۵۰ برابر گذشته تولید میکند. ۸۰۳ نوع مواد مخدر در دنیا عرضه میشود و متأسفانه سن مصرف هم کاهش پیداکرده که باید آموزش و آگاهسازی را بالا برد تشویق به فعالیتهای ورزشی کرد، نسبت به اشتغال و ازدواج جوانان کوتاهی نکرد. خوشبختانه ایران یکی از بزرگترین مبارزین با مواد مخدر در دنیاست. به همه عزیزانی که در این زمینه فعالیت دارند خدا قوت عرض میکنیم. در استان خود ما هم محکم و مستحکم هم ستاد مبارزه با مواد مخدر هم نیروی انتظامی هم دستگاه قضا خوب عمل میکنند و به حمدالله قابلتوجه است.
سرنوشتی که برای آقای مرسی در دل بستن به وعدههای عربستان و آمریکا پیش آمد برای حکام منطقه و دیگران هرکسی که در آن سطح هست بسیار درسآموز است که اگر به وعده آمریکا دلخوش کنی چه عاقبتی خواهی داشت. فکر کرد اگر آمریکا و عربستان را تحویل بگیرد قدرتمند میشود. لذا مردم را رها کرد و مقاومت را کنار گذاشت و خود و انقلابیون مصر را اسیر کرد. غافل از اینکه هرگز سراب انسان را سیراب نمیکند. باید دل به خدا بست و به غیر خدا دل بستن نتیجهاش همین خواهد بود.
در هفته گذشته عرض کردیم چهارستون اصلی قدرت در آمریکا در حال فروریختن است. قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، قدرت نرم و نهادها که هرکدام توضیح دارد و به کلمات دانشمندان و سیاسیون خودشان در فروپاشی استناد کردیم. با توجه به حرکت زیبای فرزندان اسلام و اتفاق مبارک سرنگونی پهباد آرکیو فور آمریکا توسط سپاه پاسداران که جا دارد به همه عزیزان تبریک و خدا قوت عرض کنیم، خوب است به همین افول نظامی در این نوبت اشاره کوتاهی داشته باشم./ بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا حالت ابرقدرت پیدا کرد و جای انگلیس را در نفوذ در کشورها گرفت؛ و بهخصوص بانفوذ در منطقه غرب آسیا، نفت موردنیاز خودش را تقریباً مجانى به دست میآورد؛ اما پیروزی انقلاب اسلامی معادلات را به هم زد هیمنه آمریکا در دنیا شکست و با تسخیر لانه جاسوسی وجههاش خراب شد و مقدمات افول فراهم شد. اینکه عرض میکنم بررسی کنید. تاریخ را دقت کنید. کتابها و نوشتهها خودشان را بررسی کنید.
به خاطر خوی تجاوزگری و مداخله جویی که دارد باید دائماً توان نظامی خودش را بالا ببرد و نگه دارد. لذا سالانه مبالغ هنگفتى را به این بخش اختصاص مىدهد. بودجه سال ۲۰۱۹ یعنی سال گذشته و امسال بالغبر ۷۵۰ میلیارد دلار در بخش نظامى در نظر گرفتهشده که از مجموع هزینههاى نظامى هفتکشور ژاپن، فرانسه، هند، انگلیس، روسیه، عربستان و چین بیشتر است. بااینحال، شکست میخورد. نمونهاش شکست در عراق و افغانستان. البته مشکلات اقتصادیاش بر مسائل نظامیاش هم اثر گذاشته است. رئیس کمیسیون استراتژى دفاع ملى آمریکا هم تأکید کرده که آمریکایىها مىپندارند آمریکا برترى نظامى دارد اما امروز این کشور با بحران روزافزون در دفاع ملى مواجه است. درزمینهٔ ضعف قدرت نظامى باید عرض کنم ولو بهظاهر نسبت به کشورهای دیگر برتری سختافزاری دارد، بالاخره تعداد موشکها و تانکها و هواپیماها را اعلام میکنند؛ اما خوب است باز از نوشتههای خودشان مطالبی را بیان کنم. البته اخبار سری هم موجود است؛ اما نشریه «اکونومیست» در گزارشی نقاط ضعف ارتش آمریکا را شمارش کرده و آسیبپذیر بودن کشتىهاى نیروى دریایى آمریکا در مقابل موشکهاى زمین به دریا، ضعف ارتش آمریکا براى حفاظت از پایگاههاى هوایى منطقه اى این کشور در برابر حملات غیرمنتظره، آسیبپذیری هواپیماهاى آمریکا در مقابل سامانههاى ضد هوایى مدرن و ناکارآمدى جنگندههاى آمریکایى در شناسایى موشکهاى قابلحمل را بهعنوان ضعف نامبرده. فرماندهان نظامى آمریکا دو سال پیش در کنگره اعلام کردند که ارتش این کشور در موضع ضعف قرار دارد و بسیارى از تجهیزات نیروى دریایى و هوایى آمریکا قدیمى و در پایینترین سطح قرار دارد و همین هشدارها بود که سبب شد تا ترامپ، بازسازى قدرت دریایى و هوایى آمریکا را در اولویت کارى خود قرار دهد و براى این اقدام، بودجههاى بیشترى را درخواست کرده است. مورد دیگر از تضعیف، نقص فنی است که خلبانان آمریکایى در جنگندههاى فوق پیشرفته «اف ۳۵» اعلام کردند که قبل از استفاده زمینگیر شدهاند؛ و در گزارشی نیروی دریایی اعلام کرد براى تأمین مسؤولیتهاى خود در خارج از آمریکا، دستکم ۸۰ کشتى جنگى کم دارد. این وضعیت افول نظامی لذا خوف از جنگ نداشته باشید که اتفاق نخواهد افتاد. دشمن هراسی امروز بدترین و خیانت بارترین کاری است که کسی میتواند نسبت به مردم انجام دهد.
نکتهای عرض کنم و آن اینکه امروز روز اتحاد در برابر دشمن است و باید در مقابل او ید واحده بود وقت تسویهحسابهای سیاسی و جناحی وقت دیگری است. مسئولین ارشد نباید در سخن گفتن مردم را ناامید کنند و ناکارآمدی را القاء کنند. نباید کمکاری و بیتدبیری و سوء مدیریت را به گردن دیگران بیندازند. من چون این حرفها زده شد برای رفع شبهه عرض میکنم کدام عاقل قبول میکند این گفته را که: با تشکیل وزارت بازرگانی هفته بعد زندگی مردم و وضع بازار بهتر میشود و اگر مجلس تصویب نکند پس مجلس مسئول است. این حرف درستی نیست؛ و یا دوباره معیشت مردم را به اف ای تی اف گره زدن و برای بهتر شدن روابط بانکی بینالمللی تقاضای تصویب لوایح استعماری را کردن و مسئولیت را به گردن تشخیص مصلحت انداختن درحالیکه مشکل بانکها در تحریمهاست نه لوایح. این هم ذهن را خراب کردن است و دوباره چرخهای را از نو شروع کردن است. وقت و سرمایه را از بین نبرید. بدتر آنکه استدلال میکنند به خاطر بحثهای جزئی و منافع بسیار ناچیز منافع بسیار کلان را از دست میدهیم. امروز داریم ارزن میگیریم و کوه منافع ملی را از دست میدهیم. فردا اگر روابط بانکی ما با دنیا دچار مشکل شد، مردم نگویند دولت ناکارآمد است. خود این حرفها دلیل بر ناکارآمدی است. مدیر توانا اینگونه سخن نمیگوید. میگویند منافع ملی برای ما اهمیت دارد شعار مهم نیست. درحالیکه شعارهای ما بیان منافع ملی ماست و باشعور و اراده همراه است. یکی از شعارهای ما استقلال بوده و هزاران شهید برای این استقلال دادهشده آیا زندگی مردم را میخواهید برخلاف شعار استقلال که دادهاند اداره کنید؟ شعارهای ملت از روی عقل و مبناست و اثر دارد. همین شعار مرگ بر آمریکا را ببینید که بعضی از افراد با انحراف میخواستند نسبت دهند که امام هم نمیپسندیده چگونه فراگیر شده و چه آتشی به جان دشمنان انداخته که رئیسجمهور مفلوک آمریکا روز چهارشنبه هفته گذشته مدعی شد که ایرانیها در زمان امضای توافق هستهای برجام در دوران اوباما شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدادهاند، درحالیکه الآن این کار را انجام نمیدهند. البته باز تکرار کرد که ایران ملتی تروریست است منتظریم ببینیم چه پیش میآید. همینکه میگوید منتظریم یعنی استراتژی ندارند و. منتظر عکسالعمل هستند ما هم باید عکسالعمل درستی نشان دهیم. خیلی کری که صدای ملت را در ۱۳ آبان و ۲۲ بهمن و روز قدس و هر هفته در نمازهای جمعه و هرروز بعد از نمازهای یومیه در مساجد نمیشنوی. نقداً این هفته را از مصلای کرج بشنو که مردم نمازگزار چگونه یکصدا و محکم میگویند: مرگ بر آمریکا. اتفاقاً تصویب اینها لوایح در مجلس هم به ضرر ملت بوده است و هم برخلاف بیان رهبر معظم انقلاب که بارها به استعماری بودن آنها تذکر دادند.
عرضم این است که ذهنها را خراب نکنید مردم را شرطی نکنید میگویند داریم ارزن میگیریم و کوه منافع را از دست میدهیم یعنی حتماً باید برویم اف ای تی اف را امضا کنیم تا کوه منافع به دست بیاوریم من قبلاً اینها را عرض کردم اما با سرعت این نکته را عرض میکنم که ببینید هزینههایی که باید بپردازیم چیست. چند مورد آن را برایتان میخوانم: نظارت بر فعالیتهای مالی بانکی و ارزی بهطور نامحدود. این ارزن است؟ فراهم شدن امکان نظارت دشمن و سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر کل کشور در ۲ جبهه نظارت آژانس بر فعالیتهای هستهای و نظارت FATF بر مبادلات مالی و بانکی کشور. این ارزن است؟ فراهم شدن امکان اقامه دعوی علیه جمهوری اسلامی ایران به بهانه حمایت از تروریسم. فراهم شدن بستر توطئه علیه مراکز حساس دفاعی، امنیتی و نظامی توسط دشمن، بر پایه ردیابی مبادلات مالی و بانکی صورت گرفته با این نهادها. برنامهریزی هدفمند و هماهنگ آمریکا و غرب در جهت مهار و توقف فعالیتهای موشکی و قدرت منطقهای جمهوری اسلامی ایران با محوریت FATF به بهانه مبارزه با تروریسم و ناامنی در منطقه. واداشتن عوامل نفوذی دشمن به تراکنشهای هدایتشده در جهت اعمال توطئه برنامهریزیشده و هدفمند علیه جمهوری اسلامی. اینها ارزن است؟ میگویند داریم ارزن میدهیم کوه منافع را از دست میدهیم. اینها کشور را گرفتار میکند. کشور را دچار مشکلات میکند. دوباره دارند این مسیر را طی میکنند. تذکراتی را که رهبری دادند نصب العین خودتان قرار دهید. به جوانان در داخل کشور، به اقتصاد مقاومتی و رونق تولید بپردازید تا نتیجه بگیرید.
چون شما بنده را روز عید فطر وکیل میکنید گزارشش را به شما بدهم. فطریه عام بیش از ۳۶ میلیون فطریه سادات تقریباً ۴ میلیون و کمک به مصلی ۵۷۵۰۰ تومان در روز عید و الا در روزی که اعلام کردم ۲۵ میلیون بود که خدای تعالی قبول کند و چون وکیل بودم در جای خودش رد کردم و گفتم که گزارشی را هم داده باشم.
درباره حجاب خیلی میگویند که تذکر بدهم راه همان است که قبلاً گفتم. درمان را در کاری که گفتیم میدانیم اما متأسفانه دوستان دنبال علاج دیگری هستند که جواب نمیگیرند.
|
| 1398/3/24 | 1398/3/24مذاکره دوباره با آمریکا خطایی استراتژیک است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه227
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
بندگان خدا خودم و شمارا به تقوا توصیه میکنم. تقوا بال پرواز انسان است به سمت رستگاری. موضوعی که در این نوبت به آن میپردازم بحثی است که هم قرآن کریم در آیه ۳۶ سوره مبارکه نساء به آن اشارهکرده و هم روایات فراوان درباره آن واردشده و آن ارتباط و حقوقی است که همسایگان نسبت به هم دارند. قبلاً هم وعده داده بودم که مستقلاً به این موضوع بپردازم.
جار یا همسایه به کسی میگویند که منزلش به شما نزدیک باشد. چنین کسی احترام دارد. بعضی وقتها وقتی شما در یک مجلس کنار هم نشستید به این هم جار میگویند. لذا باید از حال همسایه جویا شد. مثلاً دو سه هفته گذشت و کسی نیامد باید پیگیر او باشید. خصوصاً در مساجد محل باید این کار را کرد. اگر کسی یکی دو جلسه نیامد باید دنبال او گشت که کجاست و حالش چطور است.
رسول خدا فرمودند: «حُرْمَهُ الْجَارِ عَلَى الْإِنْسَانِ کَحُرْمَهِ أُمِّه». احترام همسایه بر انسان مثل احترام مادرش است. این روایت اهمیت توجه داشتن به همسایگان را نشان میدهد چون مادر خیلی محترم است و رعایت حال او باعث رشد انسان است و حرمت او باید حفظ شود، همسایه هم مثل مادر. مکرر گفتم که با روایات اهلبیت انس داشته باشیم تا ببینیم چقدر مسلمانیم.
امیرالمؤمنین-علیهالسلام- هنگام شهادت فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِی جِیرَانِکُمْ، فَإِنَّهُ وَصِیَّهُ نَبِیِّکُمْ مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُم». خدا را خدا را درباره همسایگانتان که آنان سفارش شده پیامبر شمایند چنان درباره همسایگان سفارش کرد که گمان بردیم آنها را ارثبر قرار دهد؛ یعنی همسایه شبیه خانواده و فامیل نسبی و سببی میشود. خیلی به انسان نزدیک است. پس باید حسن جوار داشته باشیم.
امام صادق-علیهالسلام- فرمودند: حسن همسایگی خانهها را آباد و عمرها را زیاد میکند. این هم اثر وضعی خوب همسایه داری است. مطلب درسآموزی از روایات میفهمیم و ما معمولاً وقتی از همسایهها تعریف میکنیم میگوییم خیلی خوباند و اذیتی ندارند و یا مثلاً میگوییم ما با آنها کاری نداریم و آزاری نمیرسانیم درحالیکه ازنظر معارف ما مطلب طور دیگری است. امام کاظم -علیهالسلام- فرمودند: حسن همسایگی این نیست که آزار نرسانی بلکه حسن همسایگی این است که در برابر آزار و اذیت همسایه شکیبا باشی. همان حالتی که در اکثر ما وجود ندارد و تحمل نداریم و درک درستی از همسایه و حسن جوار نداریم. امام رضا -علیهالسلام- فرمود: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَه». از ما نیست کسی که همسایهاش از شر او در امان نباشد. همان اهلبیت که افرادی را میگویند: منّا، یعنی کارهایی میکند که جزو ما شده، همانها میگویند همسایه آزار لیس منّا.
یکی از وظائف ما نسبت به همسایه و حسن جوار این است که از حال او خبر داشته باشیم و جویا شویم. علی -علیهالسلام- فرمود: از نشانههای حسن همسایگی جویا شدن از احوال همسایه است. گاهی احتیاج به دلداری و کمک فکری دارند، گاهی تنها هستند و با یک رفتوآمد ساده وضعیت روحی تغییر میکند، گاهی فقیرند. امام باقر -علیهالسلام- فرمود: رسول خدا فرمود: به من ایمان نیاورده است آنکه با شکم سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد. فرمود: اهل هر آبادی که شب بگذرانند و در میان ایشان گرسنهای باشد روز قیامت خداوند به آنان نظر رحمت نمیافکند. اینها تعارف نیست و درخواست اهلبیت است از ما. باید بهاندازه وسع به این امور توجه داشت. گاهی بعضیها توانایی ندارند و این بحث دیگری است اما بعضی هستند که توانایی دارند اما بیتوجهاند که این بیتوجهی بد است.
البته با توجه به آیه (۳۶/نساء) فرقی نیست که این همسایگی دیواربهدیوار باشد یا بین دو کشور باشد. باید از فقر کشور همسایه مطلع بود و کمک کرد. همسایهها شخصیت حقوقی دارند و گاهی همسایه دور است و گاهی نزدیک. درباره حقوق همسایگان روایات زیبایی هست، مرحوم شهید ثانی در مسکن الفؤاد (مسکن الفواد کتاب خوبی است شهید ثانی فرزندانش که به دنیا میآمدند چند روز بعد از دنیا میرفتند این کتاب را نوشته یعنی مسکن قلب که یعنی قلب را تسکین میدهد) از قول رسول خدا نقل میکند که حضرت فرمودند: «أَ تَدْرُونَ مَا حَقُّ الْجَارِ قَالُوا لَا…» آیا مىدانید حق همسایه چیست؟ گفتند نه. فرمود: اگر از تو کمک بخواهد درشدت و سختى او را کمک کنى و اگر از تو قرض بخواهد، به او قرض بدهى و اگر نیازمند باشد، او را کمک مالى کنی و اگر پیش آمد خیرى برایش پیش بیاید، او را تبریک بگویی، (گاهی تبریک گفتن جزو حقوق است) و اگر بیمار شد عیادتش کنى و اگر مصیبتى بر او وارد شد او را تسلیت و تعزیت بگوئى و اگر بمیرد تشییعجنازهاش بکنى و ساختمان خود را بالاتر از ساختمان او قرار ندهى که مانع هوا و فضاى منزلش بشود، مگر به اذن و اجازه او، (حالا ببینید ما چقدر مسلمانیم)! و اگر میوهاى خریدى، پس (مقدارى از آن میوه را) براى او هدیه کن و الا میوه را در پنهانى به منزل بیاور تا چشمش به آن نخورد. فرزندت را با آن میوه بیرون نفرست تا فرزند همسایهات را به خشم بیاورى و او را به بوى غذاى خود اذیت نکن مگر آنکه از آن غذا به او بخورانى.
این اسلام است. ما چقدر مسلمانیم؟ در روایت دارد همسایه آزاران با دست و پای بریده محشور میشوند. مرز همسایگی هم بنا بر روایات چهل خانه است. علی -علیهالسلام- فرمودند: حریم مسجد چهل ذراع است و تا چهل خانه از چهار طرف منزل همسایه به شمار میآیند. ۴۰ خانه حد شرعی است نه حد عرفی چون ممکن است عرف تا ۴۰ خانه را همسایه نداند. چون گاهی اتوبان وسط قرارمی گیرد و عرف به اینطرف و آنطرف جاده همسایه نمیگوید؛ و فقط سطح نیست بلکه در ارتفاع را هم شامل است.
همسایه مسجد در نماز جماعت حاضر نشود نمازش پذیرفته نیست مگر بیمار و یا مشغول.
گاهی هم شیطان همسایه ما میشود در سوره زخرف آیه ۳۶ «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین». اگر از یاد خدا غافل باشیم شیطان همسایه دل ما میشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به همه احترام میگذارند و حال هم را رعایت میکنند. هم به پیران احترام میگذارند و هم به نوجوانان و کودکان توجه دارند. امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در حکمت ۸۳ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ» تدبیر پیر در نظر من دوستداشتنیتر و بهتر از چابکى جوان است. این بحث منافاتی با بحث جوانگرایی ندارد خوب دقت کنید. جَلَد، همان توانمندی و نیروی شخص را میگویند. امام در این بیان شریف، فکر را مخصوص پیران و دلیری و شجاعت را مخصوص جوانان قرار دادهاند. توجه دارید که همیشه اندیشه و فکر، مقدم بر قدرت و نیرومندی بدنی است. حضرت تذکر دادهاند که پیران تجربهای دارند که جوانان باید از آن استفاده کنند. توقع از آنان هم همین است که باتجربه عمل کنند. لذا پیر باتجربه چنان با اندیشه خودش دشمن را از پا درمیآورد که جوان دلیر و پهلوانی که بیتجربه است نمیتواند از پسکار برآید. بعلاوه اینکه گاهی جوانی خودشیفتگی و غرور هم میآورد و همین زمینه هلاکت او میشود. اگر تربیتنشده باشد و تجربه لازم را به دست نیاورده باشد. تعبیری از بعضی از اساتید بزرگوارمان هست که میفرمایند پیر مثل آن کمان خمیده میماند و جوان مثل آن تیره است که از این کمان عبور میکند تا این پیر نباشد آن تیر به هدف نمیخورد. تیر وقتی میتواند باقدرت و قوت به هدف برسد که از این کمان جدا شود و به مقصد برسد. خدای تعالی تقوا را در ما زیاد کند.
۱۵ شوال ۲۵۲ قمری وفات حضرت عبدالعظیم حسنی معروف به سیدالکریم در شهرری واقع شد. ایشان یکی شخصیتهاى برجسته تاریخ اسلام و شیعه است. در ۴ ربیعالثانى سال ۱۷۳ ق، در زمان حکومت هارونالرشید، در مدینه متولد شد. نجاشی که از علمای علم رجال است میگوید: پس از رحلت وى به هنگام غسل، رقعهای در لباسش یافت شد که نسب خودش را نوشته بود که با چهار واسطه به امام مجتبى-علیهالسلام- میرسد. امام رضا و امام جواد-علیهماالسلام- را درک کرد و ایمان خودش را بر امام هادی-علیهالسلام- عرضه داشت. شیخ طوسى در کتاب رجالش او را از اصحاب امام عسکرى نیز میداند؛ یعنی در حقیقت ۴ امام را درک کرده است. دوران زندگى او مصادف با شرایط خفقان و سرکوب شیعیان توسط بنیعباس بود. روش مبارزاتی و فعالیتهای فرهنگی این سید جلیلالقدر در آن دورانِ سخت تاریخ اسلام که افرادی مثل متوکل و معتز حاکم بودند و بهشدت مورد غضب و تحت تعقیب آنان بود، بسیار درسآموز است که چگونه توانست در آن فضا معارف اهلبیت را آموزش دهد. به خاطر داشتن تقوا، صداقت، عالم به امور دین، امانتداری، زمانشناسی، اخلاص و اعتقاد واقعی به ائمه معصومین-علیهمالسلام- زیارت او فضیلت دارد. مرحوم شیخ صدوق در ثواب الاعمال، از محمّد بن یحیى عطّار که رازی است و از اهالى رى است نقل میکنند که: خدمت امام هادی-علیهالسلام- رسیدم. ایشان فرمود: کجا بودى؟ گفتم: حسین بن على-علیهماالسلام- را زیارت کردم. امام هادی فرمود: «اما إنّک لَوزُرتَ قَبرَعَبدِالعَظیمِ عِندَکُم کُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیهماالسلام». بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنى، مانند کسى هستى که حسین بن على را زیارت کرده باشد. او از مجتهدین مبرز عصر خود و از محدثین شیعه است که در کتب حدیثى و متون روایى، بیش از صد روایت نقل کرده است. شیخ صدوق، مجموعه روایات ایشان را با عنوان «جامع اخبار عبدالعظیم» جمعآوری کرده است. خدای تعالی توفیق زیارت امامزادگان لازم التعظیم را که هرکدام در اقصی نقاط عالم مناره هدایت هستند به همه ما عنایت فرماید. رفتن به زیارت امامزادگان برای انسان رشد معنوی و آرامش معنوی به وجود میآورد. این را مکرر عرض کردم که برنامه منظم زیارتی داشته باشید. زیارت حضرت رضا-سلاماللهعلیه- امام معصوم و کربلا و جاهای دیگر که میروید سرجایش، ولی مرتب خصوصاً در همین استان خودمان، امامزاده طاهر، امامزاده محمد، امامزاده حسن و حدود بیش از ۸۰ امامزاده که ما در استان البرز داریم را خوب است که به زیارت این بزرگواران برویم.
مناسبتهای دیگری مثل سالگشت تأسیس جهاد سازندگی بهفرمان حضرت امام (ره) در سال ۵۸ باآنهمه خدمات و فعالیت در این ۴۰ سال در عرصههای مختلف و یا سالگشت شهدای موتلفه و عاملان اعدام انقلابی حسنعلی منصور در سال ۴۴ و یا روز جهانی بیابانزدائی و امثال ذالک هست که همه را گرامی میداریم؛ اما با توجه بهوقت کم به یکی دو مطلب دیگر که به نظرم اهمیت بیشتری دارد میپردازم.
در هفته گذشته دو مسافر خارجی به ایران داشتیم که تلاش داشتند در ظاهر برجام را حفظ کنند، اما در باطن، پیام زیادهخواهی به همراه داشتند؛ که باید پرسید چرا زمینه حضور در ایران را برای اینها فراهم میکنید؟ چرا زندگی و اقتصاد مردم را معطل این سفرها میکنید؟ معیشت مردم را از بازیهای سیاسی جدا کنید. مثلاً وزیر خارجه آلمان آمده ایران و میگوید: اروپا نمىتواند بدون خواست آمریکا برجام را اجرا کند، اما از ایران نمىپذیریم که از برجام کم بگذارد. با پرروی تمام! یعنی رسماً میگویند نمیتوانیم در کنار شما باشیم و به تعهداتمان عمل کنیم. همین حرف تائید میکند که دلخوش کردن به اروپا اشتباه است، اشتباه. مگر میشود اروپا را منهای آمریکا معنا کرد؟ چرا به اروپائی که هم ناتوان است و هم بدعهد، امیدوارید؟ چقدر میخواهید درس بگیرید؟ وزیر خارجه آلمان که قبل از سفرش میگوید میروم از ایران بخواهم موشکهایش را کنار بگذارد و نفوذ منطقهای خود را کنار بگذارد را اصلاً نباید به کشور راه داد. البته در این فقره بهخصوص وزیر خارجه ما خوب جواب آلمانها را دادند و آنها را دستخالی برگردانند اما بحث ما اینجاست که ادامه دادن این مسیر به صلاح کشور نیست و از دست دادن فرصتهاست. بهجای اینکه اقدامی داشته باشند دائم از ایران میخواهند در مقابل بدعهدی آمریکائیها اقدامی نداشته باشد، این حرف بیهودهای است و منطق درستی نیست. این به نفع ما نیست. آنچه به نفع کشور است این است که غربزدههای لیبرال مسلک توانائیهای داخلی و عزم و همت جوانان کشور را در برنامهریزیها در نظر بگیرند و از نتیجه آن شگفتزده شوند.
سفر دوم سفر نخستوزیر ژاپن بود که بعد از ۴۰ سال برای اولین بار به ایران انجام شد؛ که با حواشی رسانهها همراه بود و مطالبی در ذیلش داشت. آنچه برای ما در روابط خارجی مهم است و معیار، نظر رهبری است؛ و دیدید این سفر که میخواست مسیر خاصی را طی کند چگونه هدایت شد. خدایا تو را به خاطر نعمت هائی که به ما دادهای شکر میکنیم. همه دیدید و شنیدید که این فخر جهان اسلام چگونه عزت مندانه سخن گفت و هیمنه آمریکا را به هیچ گرفت. وقتی محور زندگیات خدا شد خدا تو را عزیز میکند. از خدا ترسیدی همه از تو خوف خواهند داشت و اگر از خدا نترسیدی از همه خواهی ترسید. «وَلِلَّهِ العِزَّهُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنینَ» خداترس را خدا عزیز میکند. سخنانش ملت را زنده کرد روح امیدواری را در کشور و اقصی نقاط عالم که چشم به ما دارند منتشر کرد. ما نمازگزاران از این صدای ملت در مقابل آمریکای پلید و همه قدرتهای استکباری تا پای جان حمایت میکنیم. همانطور که رهبری فرمودند ما هیچ اعتمادی به آمریکا نداریم و چون عاقل و آزادهایم زیر بار دوباره مذاکره با شیطان نمیرویم. مسئولین مربوطه ندای رهبری و فریاد مردم را بشنوید که مذاکره با دشمن خطای استراتژیک است و ما هرگز در مقابل آمریکا عقبنشینی نکرده، تسلیم نخواهیم شد. در سر تغییر رژیم را میپروراند نمیداند که خودش از درون متلاشیشده. اگر ایران بپذیرد که دوباره مذاکره کند خطای راهبردی کرده است. آمریکا در حال عملیات فریب است. میگوید مذاکره و در زمان مذاکره تحریمهای خود را تشدید و اضافه میکند. ای کدخدا پرستان پیام رهبری را درک کنید؛ آمریکا شایسته مذاکره دوباره نیست. ترامپ به قول خود آنها در دو سال یازده هزار بار دروغ گفته. به جدم قسم آمریکا کدخدا نیست. پیششرط رهبری برای تقویت روابط با ژاپن هم دقیق بود که به آنها فرمودند: اولاً باید گوشبهفرمان آمریکا نباشید.
چند بار وعده دادم به موارد افول آمریکا اشارهکنم اما فرصت نشد. در این نوبت فقط تعدادی را فهرست میکنم. رهبر معظم انقلاب در چند نوبت به این افول و اخیراً هم به افول موریانه وار اشاره کردند. مسئله افول امروز تقریباً اجماعی کارشناسان محققان در حوزه آمریکاست، بلکه بالاتر نهادهای دولتی و حتی اطلاعاتی آمریکا هم مثل شورای ملی اطلاعاتی آمریکا که متشکل از ۲۰ نهاد است به این مطلب اذعان دارند. همین شورا در گزارشی با عنوان روندهای جهانی ۲۰۳۰ درباره جهانهای جایگزین، به موضوع افول میپردازد. گزارش میدهد که در سال ۲۰۳۰ اقتصاد آمریکا را کشورهایی مثل مصر، کلمبیا، اندونزی، ایران، مکزیک، ترکیه، آفریقای جنوبی در دست دارند و قدرتمند هستند.
کریستوفر لین که یکی از پنج نظریهپرداز برتر مطالعات راهبردی آمریکا و استاد امنیت ملی در دانشگاه است به افول موریانه وار آمریکا اشارهکرده و در قسمتی از بیانش میگوید: این لغزش و فرسودگی سلطه ایالاتمتحده در حال ذرهذره خرد کردن هر یک از چهارستونی است که نظم جهانی تحت سلطه آمریکا (پکس آمریکانا) بر آن استوار است: قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، نهادها و قدرت نرم، همانطور که این ستونها فرسوده میشوند تابآوری نظم تحت سلطه آمریکا تردیدآمیزتر میشود.
خوب است این چهارستون بررسی شود تا معلوم شود که فرسودگی چقدر است. چون طول میکشد فقط به بعض اقوال افراد درباره افول فعلاً اشارهکنم؛ آلفرد مک کوى، استاد و مورخ آمریکایى: مرگ آمریکا بهعنوان ابرقدرت جهانى مىتواند بهمراتب سریعتر از آن باشد که هر کس تصور مىکند. این مرگ تا سال ۲۰۲۵ کامل خواهد شد. انتقال ثروت و قدرت اقتصادى جهانى از غرب به شرق در حال جریان است.
نوام چامسکى، اندیشمند آمریکایى: آمریکا، امپراتور در حال سقوط است. آمریکا هم در داخل وهم خارج در حال سقوط است.
جان ایکنبرى، نظریهپرداز روابط بینالملل و استاد دانشگاه پرینستون آمریکا: تغییر قدرت جهانى و افول قدرت آمریکا و تغییر نظام تکقطبى در جریان است. عصر آمریکا در حال پایان است و نظم جهانى شرقى جایگزین نظم جهانى غربى شده است. قدرت آمریکا در حال فرسایش است.
میشل کاکس، استاد روابط بینالملل: در اوایل قرن ۲۱، ما شاهد حقیقتى جدید به نام «تغییر قدرت» هستیم. در این فرایند، آمریکا و غرب در حال سقوط بوده و نظم جدید بینالمللى در حال شکلگیرى است.
فرید زکریا، نظریهپرداز نئورئالیست: جهان در حال انتقال از عصر آمریکایى به عصر پساآمریکایى است. جهانى که در پیش داریم جهانى است که در آن آمریکا نه رهبرى اقتصادى و ژئوپلیتیک آنها بر عهده خواهد داشت و نه بر فرهنگ آن چیره خواهد بود بلکه قدرت آن سقوط خواهد کرد. قدرت در حال جابجایى و فاصله گرفتن از سلطه آمریکایى است.
جوزف ناى، تئوریسین جنگ نرم و دیپلماسى عمومى: شوراى اطلاعات ملى پیشبینى کرده که در سال ۲۰۲۵، آمریکا بهعنوان یک قدرت باقى مىماند اما سلطه آمریکا از بین خواهد رفت.
ویلیام نورمن گریج، استاد آمریکایى: سقوط آمریکا اتفاق افتاده و دلیل آنهم این است که آمریکا مبتلابه فقر، جرم، بیسوادی و بیمارىهاى موجود در جهان سوم شده است.
دانشکده تجارت هاروارد: نظام سیاسى آمریکا شکستخورده و اقتصاد آنهم در حال سقوط بوده و دستوپا زند. رشد و رفاه اقتصادى آمریکا ۲۰ سال پیش به پایان رسید. آمریکایىها به رهبران سیاسى اعتماد ندارند و از نظام سیاسى خود ناامید هستند.
ببینید اینکه رهبری بیان میکند و دانشمندان هم بیان میکنند که از آمریکا چیزی نمانده واقعاً نمانده. آنوقت در داخل نمیدانم چرا عدهای برای مردم جور دیگری بیان میکنند و آمریکا هراسی درست میکنند و جنگ هراسی درست میکنند تا ما را به دامن این شیر بییال و کوپال بی اندازند و کشور را ساقط کنند.
دو نکته را عرض کنم. اول؛ بعضی از مدیران کل و رعایت حال اربابرجوعهای خودشان را در استان نمیکنند. نه اربابرجوع را و نه کارمندان را. اذیت میکنند و گزارشهایی هم که میرسد نشان میدهد که درست است. تذکر هم میدهیم اما بعد میبینیم که ادامه دارد. اگر ناچار شوم نام میبرم هم از کسانی که حمایت میکنند از این مدیران و هم از وزیری که از این مدیر حمایت میکند. کسانی که حقوقشان نادیده گرفته میشود وظیفهدارم از آنها دفاع کنم. این هم تذکر آخر من است چون چندین مرتبه این تذکر را دادهام.
دوم؛ فصل گرما شروعشده و بعضاً افرادی رعایت حقوق دیگران را نمیکنند. مکرر عرض شد ماشین حریم خصوصی نیست و کسی حق کشف حجاب، از بین بردن عفت عمومی و بیحیائی در ماشین و اماکن عمومی را ندارد و باید قاطعانه و جدی با این ناهنجاری اجتماعی برخورد شود. آمران به معروف و نیروی انتظامی همانطور که تا امروز با قاطعیت عمل کردید ادامه دهید و طرح ناظرِ یک که در اختیار مؤمنین و افراد قابل وثوق قرارگرفته که در این زمینه کمک نیروی انتظامی است و دستگاه قضائی هم تائید و دنبال میکنند باقوت ادامه دهید. دستگاههای دیگر هم حمایت کنند و از ملامت کسی هم نرنجید. همه موظفیم امربهمعروف و نهی از منکر کنیم. خیلی بد است ما در استان از نقاط مختلف کشور سکنه داریم یزد و اصفهان و لرستان و آذری زبانها و مناطق دیگر که همگی به غیرتمندی شهره هستند خیلی بد است در منطقهای که ساکن هستید مظاهر بیغیرتی را ببینید و ساکت باشید. بهطورجدی نهی از منکر کنید و تکرار کنید. خداوند متعال هر حرکتی که موجب تقویت ارزشها و اجرای احکام الهی باشد را تائید میکند. |
| 1398/3/17 | 1398/3/17گفتمان مقاومت در جنگ ارادهها معنا پیدا میکند / عزل بنیصدر تذکری برای همه مسئولین | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه228
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عِبادُالرَّحمن اُوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی اللهِ. بحثی که دنبال میکردیم مربوط به روابط بین دوستان و اهل ایمان باهم بود و آخرین مطلبی که بیان شد این بود که اهل تقوا نسبت به برادران خود الفت دارند و دنبال عیوب آنان نبوده و لغزشهای یکدیگر را نادیده میگیرند.
در این نوبت به یکی از رذایل اخلاقی که آثار مخرّب فردی و اجتماعی فراوانی هم دارد و اهل ایمان باید بهشدت از آن دوری کنند و فاصله بگیرند میپردازم و آن رذیله حقد است و کینهتوزی نسبت به هم. صفت قلبی است که نسبت به شخصی در انسان بهواسطه خشم و بغض و حسادت و تعدادی از صفات بد دیگر به وجود میآید و روح، بلکه جسم شخص کینهتوز را تحت تأثیر خود قرار داده تعادل او را به هم زده زندگی عادی او را مختل میکند؛ و وقتی به حالت عادی برمیگردد که صدمهای بهطرف مقابل زده باشد؛ یعنی حس کینهتوزی هرگز اجازه درست فکر کردن به انسان نمیدهد.
روایات فراوانی از اهلبیت به ما رسیده است که از کینه و کینهتوزی نهی کردهاند. در غررالحکم از امیرالمؤمنین -علیهالسلام- نقلشده است «لْحِقْدُ اَلْاَمُ الْعُیُوب» کینهتوزی پستترین عیبهاست؛ یعنی از پستترین عیبهای نفسانی و امراض قلب است چون هم نمیگذارد مدارج ایمانی را طی کند و هم نمیگذارد عقلانیت شخص به کمال برسد.
ریشه غضب را حضرت فرمودند در حقد است. «الْحِقْدُ مَثَارُ الْغَضَبِ» کینه خشم برانگیز است. چون گاهی کسی از دیگری غضبی به دل دارد و نمیتواند انتقام بگیرد و آرام شود درنتیجه این خشم در درونش بهصورت کینه و حقد ظاهر میشود. گاهی هم برعکس میشود و با توجه به کینهای که در دل از شخص دارد بهصورت غضب به او برمیگرداند.
اگر دقت در حالات انسانهای حسود کرده باشید میبینید روش آنها حقد و کینه است؛ که امیرالمؤمنین فرمود «الْحِقْدُ شِیمَهُ الْحَسَدَه» کینهتوزی خصلت حسودان و بدخواهان است. این افراد نسبت به کسی که حقد دارند همکاری و همراهی ندارند با روی خوش برخورد نمیکنند به نفع و خیر او قدمی برنمیدارند و هرگز برای او دعا نمیکنند؛ و آرامآرام نفاق در چنین کسی ریشهدار میشود؛ و همه اینها زمینههایی میشود که از رحمت الهی دور شود و خدا نکند آتش کینه در دلی افروخته شود که خاموش کردن آن سخت میشود و گاهی با از بین بردن طرف مقابل آرام میشود.
در روایت دارد که از سخنچینی بپرهیزید چون کینهتوزی میآورد. مولانا علی فرمودند: «الْحِقْدُ نَارٌ لَا تُطْفَأُ إِلَّا بِالظَّفَر» کینهتوزی آتشی است که جز با پیروز شدن فرونشانده نمیشود؛ بنابراین در جایی فتنهای برپا نمیشود مگر اینکه کینهای جا خوش کرده باشد. حضرت فرمودند «سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ» علت فتنهها و آشوبها کینهتوزی است؛ و معمولاً انسان هائی که از دیگران کینه به دل دارند، آرامش ندارند، غمگیناند و همیشه در رنج بسر میبرند. همانطور که مولا فرمودند «الْحَقُودُ مُعَذِّبُ النَّفْسِ مُتَضَاعِفُ الْهَم» جان کینهتوز در عذاب است و اندوهش دوچندان.
لذا گاهی به نظر میرسد بااینهمه مذمت که درباره کینه شده است اگر انسان، دیگری را سرزنش کند بهتر از این است که کینه او را در دل داشته باشد. مرحوم مجلس در بحار از قول امام هادی -علیهالسلام- نقل میکند که حضرت فرمودند «الْعِتَابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْد» سرزنش کردن بهتر است از کینه به دل گرفتن.
و اساساً کسی که کینه دیگری را در دل دارد راحتی ندارد. دائماً خاطرهای از شخص دارد و آزار میبیند. در تحف العقول از امام عسکری -علیهالسلام- نقل میکند «أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَهً الْحَقُود» کم آسایش ترین مردم، کینهتوز است. چون دائماً به انتقام فکر میکند و همین فکر قبل از اینکه دیگری را ناراحت کند خود شخص را ناراحت میکند.
یکی دیگر از مواردی که باعث کینه میشود شوخیهای بیاندازه است. شوخی تا یک محدوده عیبی ندارد و خوب هم هست اما بیشازاندازه شود و احترام دیگران حفظ نشود باعث کینه میشود. فکر میکنیم که داریم میخندانیم و مزاح میکنیم اما داریم آرامآرام جاهایی را خراب میکنیم. شوخی باید محدوده داشته باشد. علی -علیهالسلام- فرمودند: از شوخی بپرهیزید، (آن مقداری که شرع اجازه نمیدهد) زیرا بدخواهی میآورد و کینه بر جای میگذارد و دشنام کوچک به شمار میرود. بعضی از شوخیها فحش است اما فحش کوچک است. آرامآرام به فحشهای بزرگتر تبدیل میشود. باید مواظب بود.
بنابراین با توجه به این تعداد روایت که به بعض آنها اشاره کردم و آیات مربوطه را هم نخواندم، مذموم و بد بودن این صفت کاملاً روشن میشود و اینکه اهل ایمان و تقوا مبتلابه کینه نباید باشند. برای حفظ ایمان هم که شده اگر کسی مبتلاست باید این رذیله را از خود دور کند. ممکن است در مدت کوتاهی برای انسان نسبت به کسی حالتی پیش بیاید طبیعی است که از دیگران ناراحت شویم اما باید بلافاصله خود را نجات دهد.
روایت در تحف العقول است امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: کینه مؤمن تا زمانی است که نشسته است همینکه برخاست کینه از دل او میرود؛ یعنی اهل ایمان اهل کینه به دل گرفتن از دیگری نیستند. بههرتقدیر اگر کسی مبتلا بود باید فکر کند به نتیجهی حقد که از بین برنده آخرت و تفرقه و دشمنی در دنیاست. تلاش کند و مبارزه با نفس کند و بینی شیطان را به خاک بمالد، احسان کند و مشغول نیکوکاری به دیگران باشد تا توفیقی به دست بیاورد و روح و جسمش سالم بماند. خدای تعالی همه ما را موفق به عمل به دستورات بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. از نشانههای تقوا در افراد این است که اگر از کسی چیزی پرسیدند و نمیدانست، بگوید نمیدانم. بعضیها را دیدهاید که نمیتوانند بگویند نمیدانم هی طفره میروند اما نمیدانم را نمیگویند معلوم میشود که ایراداتی وجود دارد و الا کسی که چیزی را بلد نیست بهراحتی میگوید که نمیدانم. امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در حکمت ۸۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ تَرَکَ قَوْلَ لَا أَدْرِی أُصِیبَتْ مَقَاتِلُهُ». هر کس نمىدانم را ترک کند، به محل های هلاکت خود نزدیک شده است؛ یعنی نباید بدون علم درباره موضوعی سخن گفت و اظهارنظر کرد. چون باعث گمراه شدن و گمراه کردن است که هر دو موجب هلاکت مادی و معنوی است. هلاکت فقط مردن جسمانی نیست اگرچه بعضی وقتها هم این نگفتن ممکن است او را بکشاند بهجایی که جانش را هم از دست بدهد. سخن ناآگاهانه زدن گاهی باعث مرگ شخص میشود که روشن است. گاهی عجب و خودخواهی و عوامل دیگر مانع است از اینکه شخص اقرار به ندانستن کند و در همین حال نادانی تا پایان عمر ادامه میدهد. چون خودخواهی و عجبش نگذاشت یاد بگیرد. عاقل تلاش میکند تا آنچه را نمیداند بیاموزد؛ و بهترین و بیشترین حالت اهل ایمان سکوت است. در حالات مرحوم علامه طباطبائی شاگردانشان گفتهاند جواب سؤالات را درحالیکه سرش پایین آهسته میگفت، ولی وقتی چیزی را نمیدانستند نمیدانم را بلند میگفت که همه متوجه شوند. نمیدانم گفتن خودش یک صفت اخلاقی است. خدای تعالی توفیق علمآموزی به همه ما عنایت بفرماید.
۸ شوال سال گشت تخریب بارگاه مطهر و نورانی ائمه بقیع در سال ۱۳۴۴ قمری است که توسط وهابیت، فرقه انحرافی با تفکرات ارتجاعی و باهدف اختلافافکنی در بین مذاهب اسلامی و جنگ با عقاید شیعی بلکه اسلامی انجام گرفت. چون آنها با عقاید اسلام مخالفاند. فقط هم آن نبود بعد هم به کربلا حمله کردند حتی آن موقع که به کربلا حمله کردند هیچ عالمی از علمای اهل سنت آن کار را تائید نکرد. در تعالیم آئین وهابیت هست که ساخت بنا بر قبور، زیارت قبور ولو اولیاء خدا و پیامبران باشد حرام است. توسل و تبرک به انبیا و اولیا حرام و بدعت و شرک است و چون مدعی هستند به روش سلف صالح و اصحاب رسول خدا عمل میکنند به آنان سلفیِ گفته میشود. وهابیت یک فرقه منحرف سیاسی در داخل اهل سنت هستند. یک مذهب نیست. بعضیها فکر میکنند، مالکی داریم، حنبلی داریم، شافعی داریم، وهابی هم داریم. نه وهابی یک فرقه سیاسی هستند. یک عقیده است مثل خیلی از فرقههای سیاسی که ما داریم که نمیخواهم اسم ببرم. آنها هم یک فرقه سیاسی هستند. لذا یک مسیر غلطی را در این مجموعه راه انداختند و خود اهل سنت آنان را از خود طرد میکنند. وقتی ابن تیمیه رئیس آنها عقاید خودش را مطرح کرد علمای اهل سنت او را تکفیر کردند و بعد هم حبس کردند؛ و ظاهراً در زندان هم مرد؛ یعنی در زمان خودش این عقاید نشر داده نشد؛ اما چند قرن بعد دوباره عقاید او را که مناسب با روش انگلیس و مستعمرین بود تقویت کردند و بر اساس همان تفکرات رژیم منحوس آل سعود گروههای تکفیری را تربیت کرد و پشتیبانی مالی آنها را به دستور نظام سلطه و صهیونیستهای جنایتپیشه به عهده گرفت تا به این وسیله علاوه بر بیاحترامی به عقاید مذهبی شیعه، آثار اسلامی و ریشههای تاریخ اسلام و اسناد دینی را از بین ببرند؛ و در اقصی نقاط عالم توسط آنان جنگهای نیابتی را اداره کنند. دیدید وقتی بهجایی حمله میکنند همهچیز را از بین میبرند. من در مدینه با یکی از اینها بحثم شد گفتم چطور پس قبر پیغمبر را سالم گذاشتید؟ گفت از ترس شما شیعههاست و الا این را هم با خاک یکسان میکردیم. از ترس اهل سنت و جهان اسلام هم نمیتوانیم این کار را بکنیم. در طول این مدت جنایات زیادی به همین روش مرتکب شدند. هم به دین هم به اسلام ضربه زدند؛ و مسلمان کشی راه انداختند. امروز آمریکا از حضور داعش در افغانستان دفاع میکند چون مثل کلب معلم برایش کار میکنند. هم برای ایران دردسر درست میکنند هم برای چین که ۷۰ کیلومتر با افغانستان مرزدارند، هم تهدید روسیه هستند، هم آمریکا برای حفظ نیروهای خودش از شر طالبان و کنترل آنها داعش را به جان طالبان انداخته. خدای تعالی هرچه زودتر ریشه این عوامل فساد را بکند انشاءالله. به هر جهت جنایات بزرگی مرتکب شدند. قبور ائمه بقیع و بقاع متبرکه را ویران کردند و با خاک یکسان کردند؛ و دل شیعیان تا به امروز غمگین و سوزناک است. هم به وجود آن اولیای خدا تعرض کردند هم تحمل دیدن قبر و بارگاه آنها را ندارند. به خاطر اینکه هرکدام از آنها در هرکجا که باشد نورافشانی میکنند و باعث هدایت است.
مدتی است رهبر معظم انقلاب تنها راه مبارزه با استکبار و قلدریهای قدرتهای زورگو را جریان مقاومت دانسته به نظریه مقاومت تأکیددارند و بیان میکنند که وظیفه آحاد مسلمین و بهخصوص نخبگان برای نجات اسلام در کل جهان و در داخل کشور برای غلبه بر مشکلات این است که اهل مقاومت باشیم. بهخصوص ۱۴ خرداد بیشتر این مطلب را بیان کردند. در حقیقت دشمنان ما میخواهند اراده ما را از بین ببرند. فعلاً چندجملهای راجع به این موضوع عرض میکنم تا بعد اگر توفیق شد مفصل اشارهکنم.
مقدمهً عرض کنم که ما امروز در وسط میدان جنگ ارادهها قرار داریم. همانطور که از اول انقلاب درگیر بودهایم و در زمانهای مختلف به اشکال مختلف جنگیدیم و به حمد الهی پیروز میدانِ این نبرد بودهایم؛ و هر چه استکبار و بخصوص آمریکا تلاش کردند تا از شکستشان جلوگیرى کنند، موفق نشدند و کوشش آنها بینتیجه ماند. خوب دقت بفرمائید، بنابراین گفتمان مقاومت در جنگ ارادهها معنا پیدا میکند. رهبر معظم انقلاب که بحث مقاومت را مطرح میکنند این بحث باید در یک زمینه خودش را نشان بدهد آن زمینه جنگ ارادههاست در آن جنگ ما باید مقاومت داشته باشیم.
نظریه جنگ ارادهها را اولین بار، یکی از نظریهپردازان نیروى دریایى آمریکا در کتابى با عنوان جنگهاى قرن ۲۱ مطرح کرد (کتابهای متعددی دارد) و نوشت: در قرن ۲۱ نباید به شکار بدنها پرداخت و باید مغزها را مورد هدف قرارداد. چراکه هدف قرار دادنِ ابدان، خونریزی به بار مىآورد و نتیجه آن چیزی جز ایجادِ تنفر علیه آمریکا نیست؛ اما در شکارِ مغزها کافى است تا فکرِ تسلیم و ناتوانى از نبرد را در اندیشهی طرف مقابل بنشانیم. این جنگ نهتنها هزینه اندکى دارد بلکه دستیابى به پیروزى نیز آسان است. (ما فقط کاری کنیم که به آنطرف مقابل بگوییم که تو نمیتوانی در مقابل ما بایستی بعد بعضی وقتها بعضی افراد واداده میگویند که اگر او موشک بزند کار ما تمام است ببینید چقدر دقیق اینجا گفتهشده است) طرف برنده در جنگ ارادهها کسى است که بتواند زودتر از حریف، فکرِ تسلیم و بىفایده بودن نبرد را القاء نماید. میبینید که در این مدت چقدر این هجمه را آنها برای ما وارد میکنند و یک عده هم در داخل، افراد بیربط واداده پست سیاسی همین حرفها را دوباره تکرار میکنند.
اتفاقاً به همین جنگ ارادهها، امامین انقلاب از همان اول حضرت امام و بهخصوص رهبر معظم انقلاب در فرصتهای مختلف اشارهکردهاند. دیگر به جنگ ارادهها درآیات و روایات نمیپردازیم. مثلاً در مهرماه سال ۷۹ در بیان علت پیروزى در دفاع مقدس به اراده الهى و اراده ملت بر پیروزى تأکید کردند، یا در اوایل سال ۹۲ در جمع مسئولان نظام فرمودند: در عرصههای گوناگون جهانى، درگیرىها غالباً جنگ ارادههاست؛ هر طرفى که ارادهاش زودتر ضعیف شود، شکست خواهد خورد. صبر، یعنى این عزم را، این اراده را نگهداشتن، حفظ کردن. صبر یعنی همان مقاومت. آقا در این بیانشان به عناصر اصلی پیروزی در جنگ ارادهها اشاره فرمودند؛ یعنی صبر و حفظ اراده و عزم که این روزها بهعنوان مقاومت مطرح میکنند. این عناصر چگونه جمع میشوند و چگونه پیروزی به دست میآید؟ وقتی شخص توکلش به خدا باشد و به آینده و نصرت الهی ایمان داشته باشد. این عناصر در ملت ما وجود دارد و به مدد الهی پیروز این میدان همانطور که تا حالا بودهایم در آینده هم به وعده الهی یقین داریم که آمریکا قطعاً بازنده میدان مبارزه با ملت ماست. چون آنها که اهل صبر و توکل بر خدا نیستند. هدف الهی دنبال نمیکنند. قصدی جز سلطه گری ندارند. لذا رفتار عجولانه و احمقانهای که دولتمردان آمریکائی در این چند ماه درباره ایران دارند گواه است که نظریه مقاومت آنان را سردرگم کرده است؛ و در داخلِ خودشان هم نظریاتی که متفکران و نظریهپردازان آمریکائی جدیداً از افول قدرت آمریکا میگویند جالب و شنیدنی است که در فرصتی بیان میکنم حتی بعضی تأکید مىکنند فروپاشی آنقدر نزدیک است که مىتواند ترامپ آخرین رئیسجمهور آمریکا باشد. این حرفها اگر راست هم نباشد باز حکایت دارد از اینکه گفتمان مقاومت، در این جنگ پیروز میدان بوده است. همین یکی دو روز اینها با فرانسه و آمریکا حرفهایی زدند که ارزش تکرار کردن و گفتن و موضع گرفتن ندارد. شاهد آن وضعیت جبهه مقاومت است در یمن، فلسطین، سوریه، لبنان، عراق، بحرین، افغانستان و امثال ذالک میبینید.
آقا اوایل امسال راجع به اراده مردم ایران فرمودند: (نقل به مضمون) غرب و آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که باارادهی ملّى ملّت ایران نمىشود مبارزه کرد؛ و اگر ملّت ایران یکچیزی را اراده کند، حتماً به دست خواهد آورد؛ و مانعتراشی سودی ندارد. لذا تلاش در تضعیف اراده ملت دارند تا پیشرفت نداشته باشد و تمدن اسلامی شکل نگیرد و برای این کار میلیاردها خرج میکنند؛ بنابراین باید خوب متوجه باشیم و مسئولین دقت کنند، دشمنان نظام اسلامی پیروزی خود در جنگ ارادهها را در این دیدهاند که مبانی اعتقادی و ریشههای تفکر الهی را در جوانان ما از کار بیندازند و هر چیزی که آنان را بر اراده ملت پیروز میکند تقویت کنند. لذا جنگ فرهنگی، جنگ نرم، ناتوی فرهنگی، شبیخون فرهنگی و قتلعام فرهنگی راه انداختند تا بتوانند باور و اراده مردم و مسئولین و بعد رفتار و بعدازآن ساختار نظام اسلامی را به هم بزنند. امروز جنگهای هوشمندانه یا همان جنگهای شناختی در دستور کار آمریکا علیه ایران قرار دارد؛ و راه غلبه و پیروزی در این مبارزه چیزی جز مقاومت همهجانبه نیست؛ و همانطور که آقا در دیدارشان در روز ولادت رسول اکرم و هم در دیدار بادانش آموزان در ۱۲ آبان فرمودند و از جوانان خواستند: نظریه مقاومت در مقابل دشمن قویپنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضى تصور نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاههاى تبلیغاتى دارد و از این قبیل، ما عقبنشینی کنیم. نه خیر، نظریه مقاومت یک نظریه اصیل و درست است. هم در مقام نظر، هم در مقام عمل. بعد هم در تضمین پیروزی در جنگ ارادهها توصیههایی به جوانان کردند که همه توجه میکنند. لازم است همه بخصوص مسئولین فرهنگی و آموزشی روی این موضوع کار کنند و لحظهای را از دست ندهند.
۲۰ خرداد سال ۶۰ بافرمان حضرت امام، بنیصدر بعد از ۱۷ ماه ریاست جمهوری عزل شد و از کشور با آن وضع فضاحتبار در کسوت زنانه فرار کرد. بازخوانی و بررسی این جریان در این زمان بسیار درسآموز است. بنیصدر یکی از مصادیق نفوذ در ردههای بالای تصمیم سازی و تصمیمگیری کشور است که با اجازه دادن به گروهکهای معاند نظام و از کار انداختن نهادهای انقلابی قصد از بین بردن حرکت انقلاب از درون را داشت تا جایی که در دوران دفاع مقدس اقدامات او موجب خسارات فراوان به کشور و مردم شد. جریان بنیصدر تذکری است برای همه مسئولین، بدانند تا زمانی که مردمی هستند و برای مردم خدمت میکنند از حمایت هم بهرهمندند اما اگر مردم را به هر دلیلی فراموش کردند و مشغول خود و باند و جناح خود شدند، منتظر خشم مردم نسبت به خود و پس گرفتن آراء باشند. جریان بنیصدر خیلی عجیب است تمام آن ۱۱ میلیون رأی و بیشتر از ۱۱ میلیون رأی که داشت یکییکی مردم پس گرفتند و بهجایی رسید که عدمکفایت او تصویب شد و حضرت امام هم رأی مردم را پس گرفتند آقایان باید خیلی مواظب باشند.
۲۰ خرداد سالگشت شهادت آیتالله سعیدی است که در سال ۴۹ در زندان شاه واقع شد. شخصیت مبارز و ضد رژیم مستبد پهلوی که خدای تعالی با اجدادش طاهرینش قرین بگرداند.
یکی از مشکلاتی که مدتی است (از سال قبل) معضلاتی را برای اقشار متوسط و کمدرآمد به وجود آورده قیمت افسارگسیخته و غیرمنطقی مسکن است که اثر مستقیم بر اجارهبها دارد. متأسفانه طبق آمار تا صد در صد و بلکه بیشتر افزایش داشته. درحالیکه درآمد افراد به همان نسبت افزایش نداشته و معمولاً بیشترین هزینهی خانوادهها هم برای مسکن است. با وضعی که پیشآمده افراد نمیتوانند حتی وضعیت گذشته خود را هم حفظ کنند. مگر اینکه بخشهای دیگر زندگی را کم کنند، یا خانه خود را کوچکتر کنند بااینکه تعداد و جمعیتشان کمتر نشده و یا به حاشیه شهرها کوچ کنند و معضلات اجتماعی را زیاد کنند؛ که همه موارد فشارهای خانوادگی و روحی شدید به وجود میآورند. لازم است دولت برای مهار قیمت مسکن فکر عاجل و اساسی داشته باشد؛ و برای خانههای خالی اقدامی بکند و جلوی احتکار منزل را بگیرد تا به سوداگران در این عرصه کمک نشود. من آمار دارم که در کشور چند میلیون خانه خالی داریم و همینطور آن را نگه داشتند. بعضی از معاملات ملکیها هم به این قصه کمک میکنند اینها جواب خدای تعالی را چطور میخواهند بدهند به خاطر منافع و سودجویی کسی که گرفتار است همینهایی را هم که هست نمیتواند شما جوری تحریک میکنید قوه حریص بودن افراد را که طرف بگوید مال خودم است میخواهم اینگونه قیمت بگذارم نزد خدای تعالی اینها جایز نیست و عقاب دارد. سال گذشته مجلس برای کنترل قیمت مسکن قانونی تصویب کرد که با دخالت دولت متوقف شد. حتی قانون مالیات بر خانههای خالی از سال ۹۳ که در مجلس تصویبشده و نباید خانهها را خالی نگهدارند با اهمالکاری وزارت راه و شهرسازی اجرائی نشده که لازم است برای کمک به اقشار مختلف جامعه اقدام عاجل صورت گیرد. |
| 1398/3/10 | 1398/3/10روز قدس بینی معامله گران قرن را به خاک مالید / قدس نماد استقامت و بیداری اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه229
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عِبادُالرَّحمن اُوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی اللهِ. اهل تقوا به انسجام و وحدت بین مؤمنین اهمیت فراوانی قائل هستند و لذا سعی میکنند دستورات مفصلی که اولیاء دین دراینباره بیان فرمودهاند را بکار گیرند و وحدت اجتماعی را تقویت کنند. در نوبتهای قبل به مواردی که ارتباط اجتماعی را و انس و مودت را بیشتر میکرد اشاره کردم در این نوبت هم به تعدادی تذکر میدهم.
امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: خداوند بیامرزد کسى را که بین دو دوست ما الفت برقرار کند، اى گروه مؤمنان به یکدیگر مهر و محبت بورزید. پس یکی از وظائف اهل ایمان تلاش برای تألیف قلوب است و تا میشود نگذاشت تفرقهای ایجاد شود. علی -علیهالسلام- در وصیتشان به محمد بن حنفیه فرمودند: در اثر شک و گمان پیوندت را از برادر خود قطع نکن و بدون رضایت وى از او قطع رابطه مکن، شاید عذرى دارد و تو وى را سرزنش مىکنى، هر که پوزش خواست عذرش را بپذیر، چه راست یا دروغ تا به شفاعت نائل گردى؛ یعنی یکی از چیزهایی که زمینه شفاعت را ایجاد میکند این است که انسان عذر پذیر عذر خواه باشد. نکته دیگری که در این روایت تذکر داده این است که انسان باید عذرخواهی را بپذیرد. بعضیها برخلاف روش اسلامی عمل میکنند و بر باطل خود اصرار هم دارند. خوب وقتی کسی برای کاری که کرده پشیمان است و عذر هم میآورد و علت را بیان میکند نپذیرفتن کار خوبی نیست. البته توجه دارید که محدوده این امور مسائل فردی و شخصی است والا مسائل اجتماعی و کلان بحث دیگری دارد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین -علیهالسلام- وصیت فرمودند: «یَا عَلِیُّ مَنْ لَمْ یَقْبَلْ مِنْ مُتَنَصِّلٍ عُذْراً صَادِقاً کَانَ أَوْ کَاذِباً لَمْ یَنَلْ شَفَاعَتِی». یا على هر که عذر عذرخواهى را نپذیرد چه راست یا دروغ، به شفاعت من نمىرسد.
تا آنجا که میشود نباید مشاجره کرد و فضای خصومت و دشمنی را باید از بین برد تا عزت مؤمنین تقویت شود. امام صادق -علیهالسلام- فرمود، رسول خدا فرموده است: هر وقت که جبرئیل پیش من مىآمد مرا موعظه مىکرد و آخرین سخنش با من این بود که از خصومت با مردم بپرهیز، زیرا خصومت عیب نهفته را آشکار مىکند و عزت را از بین مىبرد.
مورد دیگری که باید رعایت کنیم اتصال و ارتباط است و قطع رابطه دوستی و قهر کردن کار اسلامی نیست گاهی دیده میشود دوستانی که اظهار میکنند با فلانی چند سال است قهر است این اصلاً درست نیست. داود بن کثیر گوید: شنیدم امام صادق -علیهالسلام- مىفرمود؛ پدرم فرمود، رسول خدا فرموده است: «أَیُّمَا مُسْلِمَیْنِ تَهَاجَرَا فَمَکَثَا ثَلَاثاً لَا یَصْطَلِحَانِ إِلَّا کَانَا خَارِجَیْنِ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُمَا وَلَایَهٌ» هرگاه دو نفر مسلمان از همدیگر با قهر جدا شوند و سه روز در آن حال بمانند و آشتى نکنند، هر دو از اسلام خارج شوند و بین آنان دوستى دینى نمىماند، امکان دارد دو نفر از هم جدا بشوند و تمایلی به ارتباط باهم نداشته باشند اما قهر هم نیستند، این حالت را نمیگوید «فَأَیُّهُمَا سَبَقَ إِلَى کَلَامِ أَخِیهِ کَانَ السَّابِقَ إِلَى الْجَنَّهِ یَوْمَ الْحِسَابِ» پس هرکدام از آنها براى آشتى و سخن گفتن بر دیگرى سبقت جوید، در روز رستاخیز جلوتر از دیگرى به بهشت خواهد رفت. شبیه این روایت باز از رسول خداست که فرمودند: «لَا یَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ یَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثَهٍ» براى مسلمان جایز نیست که بیش از سه روز از برادر دینىاش قهر کند و از وى جدا شود.
حتی اگر با دوستی ازنظر فکری اختلافی و عقیدتی هم داشتیم باز مجوز بر هم زدن دوستی نیست، مگر اینکه این ارتباط آنچنان تأثیرگذار باشد که آخرت و دین انسان را از بین ببرد و انسان را از صلاح و سداد خارج کند. ابو بصیر گوید: از امام صادق -علیهالسلام- درباره مردى که با خویشاوندى خود به خاطر اینکه مذهب حقّ را نمىشناسد «شیعه نیست» قطع رابطه کند سؤال کردم. «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَصْرِمُ ذَوِی قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ الْحَقَّ قَالَ لَا یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَصْرِمَهُ» فرمود: سزاوار نیست که خویشاوندى را قطع کند.
یکی دیگر از وظائف برادری و ارتباط بین احبه و دوستان این است که از لغزشها و خطاهای همدیگر چشمپوشی داشته باشند؛ بنابراین اگر کسی مواظب لغزشهای دیگری باشد و جستجو کند، این کار نکوهش شده است. امام صادق-علیهالسلام- فرمودند: دورترین بنده از درگاه خداوند کسى است که در حال دوستى و برادرى با دیگرى لغزشهای وى را به خاطر بسپارد تا روزى او را براى آن لغزشها سرزنش کند. همانطور که خداوند ستار است و عیوب و لغزشها را میپوشاند اهل ایمان هم باید این صفات خدائی را در خود محقق کنند. مظهر صفات الهی باشند. اهل ستر و پوشش باشند کتوم باشند و دلشان صندوق اسرار باشد و الا اگر کسی این بیماری را داشته باشد که دنبال عیوب مردم باشد خداوند او را مفتضح میکند.
اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق -علیهالسلام- شنیدم که مىفرمود؛ رسول خدا فرمود: اى گروهى که به زبان ایمان آورده ولى ایمان به دلتان نرسیده است مسلمانان را مذمّت نکنید و در جستجوى عیوب آنها نباشید زیرا هر که در جستجوى عیوب مسلمانان باشد خداوند به دنبال عیبهای اوست؛ و خداوند چنین فردى را رسوا گرداند گر چه در خانهاش باشد. خدای تعالی به همه ما توفیق دهد که رنگ الهی بگیریم و دارای صفات الهی شویم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
نمازگزاران محترم و محترمه را که روزهدارید، در این جمعه آخر ماه مبارک رمضان رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از تعریف و تمجید و خوش گفتن بیهوده و بیشازحد دیگران که به حد تملق رسیده خشنود نمیشوند. امیرالمؤمنین نسبت به شخصی که در تعریف از حضرت افراط کرده بود و در نظر امام متهم بود. فرمودند: «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِی نَفْسِکَ». من کمتر از آنم که مىگویى و برتر از آنم که در دل دارى. روایات فراوانی داریم که تذکر داده از دیگران در مقابل خودشان تعریف نکنید. معمولاً تعریف بیشازحد، خودشیفتگی و عجب میآورد و شخص را نسبت به فعالیتهایش بیتفاوت میکند چون یک حالت بینیازی پیدا میکند؛ اما عبارتی که فرمود: ازآنچه در دل داری بالاترم. خواستند به او بفهمانند که من میدانم در دل به آنچه به زبان میگویی اعتقاد نداری و قبول نداری که من این مقدار فضیلت داشته باشم. خدای تعالی تقوای دل به همه ما عنایت کند.
عید سعید فطر را پیشاپیش تبریک عرض میکنم. عید فطر روز مبارکی است برای کسانی که قصد دارند روزهای سازندگی و خودسازی الهی و آنچه از فیوضات و برکات ماه مبارک بهره بردهاند را ادامه دهند و غلبه بر خواهشهای نفس و دشمن درون را در خود ملکه و همیشگی کنند. عید فطر نشانگر عظمت، شرافت، کرامت و عزت مسلمین در سایه توحید است؛ و نماز عید با اجتماع عظیم سالانه که خطیب سلاح به دست میگیرد و خطبههای عبادی و سیاسی میخواند، مظهر اقتدار و سربلندی در مقابل شیطان بیرون، استکبار و طاغوت است. نماز جمعه، نماز عیدین و کنگره بزرگ حج، بیانکننده این معنا هستند که اسلام فقط به عبادت فردی تنها بسنده نکرده، بلکه سیاست و دیانت، حضور اجتماعی و نماز را باهم دیده که ضمن اثرگذار بودن، هر دو عبادت باشند. آنچه مهم است شکوه و عظمت این روز است که باید با وحدت و انسجام برگزار شود و پراکندگی و تفرق نداشته باشد که متأسفانه آنطور که خبر میدهند این است که با تعداد کم در مساجد نمازهای متعددی برگزار میشود که بهتر است همه به سمت نماز اصلی شهر حرکت کنند و یک نماز در هر شهر خوانده شود و این کار باروح عید و آنچه شارع مقدس در نظر گرفته بیشتر تطابق دارد. البته باید به فتوای رهبر معظم انقلاب در این زمینه توجه کنید. در همین شهر بیش از صد و شصت هفتاد نماز عید خوانده میشود که زیاد مطلوب نیست. زمانی به دوستان گفتم ۸ منطقه را در کرج تعیین کنید که ۸ نماز باشکوه خوانده شود. متعدد برگزار شدن نماز باروح نماز سازگاری ندارد. بههرتقدیر انشاءالله همه با وحدت و صلابت در نماز شرکت و از عید بهره میبریم. اجتماع مسلمین در روز عید باید توجه همه را به حکومت الهی ولیعصر ارواحنا فداه جلب کند. همانطور که در دعای بعد از نماز عید دارد که «اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَهٍ کَریمَهٍ» که اسلام و مسلمین در آن حکومت عزیزند و نفاق و اهل نفاق ذلیلاند و نابود. از خدای تعالی میخواهیم در آن زمان از ره پویان مسیر خدا و اهلبیت باشیم.
قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ یکى از مهمترین حرکتهاى انقلابی در صدسال اخیر است که با رهبریِ حضرت امام و همراهی روحانیت و اقشار مختلف مردم، منشأ تحولات عظیمى در تاریخ معاصر ایران شد. حماسه پانزده خرداد نقطه عطف مبارزاتِ طاغوت شکن مردم قهرمان ایران بود که میوه آن پیروزی بر نظام پادشاهی، ستمگر و وابسته به بیگانگان و استقرار جمهوری اسلامی بود. لذا از رویدادهایی است که دائماً به آن پرداخته میشود. قیام پانزده خرداد بینش سیاسی مردم را بالا برد و هدف اصلی مبارزه را برای آنان روشن کرد و شعار همه مردم و گروههای مبارز سیاسی غیر محافظهکار براندازی شاه شد. تاجائیکه اگر گروهی میخواست برای خودش در بین مردم منزلتی و پایگاهی درست کند، شعار براندازى شاه سر میداد. قیام حضرت امام تعداد زیادی از روحانیون را وارد صحنه مبارزه و مسائل سیاسى اجتماعى کرد و آنان هم به تنویر افکار عمومی در اقصی نقاط کشور پرداختند تا پیروزی حاصل شد و هیمنه شاه و اربابانش بخصوص آمریکا در منطقه و در جهان ریخته شد. روش امام در برخورد با مردم و مدیریت انقلاب، مدیریت بر قلوب بود. امام دستوری نداد و امرونهی نکرد مگر اینکه مردم بادل و جان آن را پذیرفتند.
چهاردهم خرداد هم سالگشت ارتحال ایشان است. به علت تقوایی که داشت مؤید به تائیدات الهی بود. شخصیتی که اگر نگاه به او میکردی یاد خدا میافتادی چون خودش ذوب در اسلام و خدا و احکام الهی و معرفت رب بود. او احیاگر اسلام در عصر معاصر بود. امام هم فرزانه بود هم فروزنده بود. هم شجاع بود و هم تدبیر داشت و چون غیر از خدا از کسی ترس نداشت موفق شد جهان اسلام را بلکه جهان بخواب رفته را بیدار کند و دوباره با آموزههای اسلام ناب محمدی و مکتب اهلبیت تحولی در عالم ایجاد کند. امروز در آغاز دهه پنجم و گام دوم انقلاب بیشازپیش باید به راه امام و آرمانهای امام توجه کنیم و برای نسل نو تبیین کنیم. میبینید که عدهای چگونه خط و فکر امام تحریف میکنند و بعض مطالب را بهدروغ و وارونه بیان میکنند تا این خط نورانی را به انحراف بکشانند. همه باید بلد باشند و دیده باشند. جالب اینجاست که درزمانی که عده زیادی از کسانی که با امام حشرونشر داشتند و امام را دیدند و روش و منش او را دیدند و تمام حرفهای او ضبط و ثبت است و در همهجا منعکس است باز بااینحال عدهای رسماً تحریف میکنند و رسماً خلاف واقع میگویند. این است که باید خیلی توجه داشت.
انقلاب اسلامی مردم ایران منشأ تحولات بزرگِ عصر حاضر در جهان است؛ و همین امر سردمداران طاغوتی عالم را عصبانی و نگران کرده. امام به تمام مردم جهان، عملاً مبارزه با استکبار و مقاومت بر سر هدف تا رسیدن به مقصد را یاد داد. امام اسرائیل را خوار کرد و مسلمین جهان را برای نابودی اسرائیل با اعلام روز قدس متحد کرد. این ابداع که قطعاً با الهام الهی همراه بوده و از روی اخلاص بیانشده دارای آثار بزرگی است که میبینید. امسال، چهل سال است که از اعلام روز قدس میگذرد. امام فلسطین را به مهمترین مسئله کشورهای اسلامی و آزادی خواهان جهان تبدیل کرد. حالا یک سال است از طرح آمریکائیِ معامله قرن و اجرائی شدن آن تا پایان ماه مبارک امسال میگویند و تلاش کردهاند کشورهای عربی را هم با خود همراه کنند تا سلطه صهیونیستها را بر فلسطین و منطقه بیشتر کنند و به رژیم غاصب مشروعیت ببخشند که البته تا الآن موفق نشدهاند. من چند نوبت قبل راجع به معامله قرن مطالبی عرض کردم و تکرار نمیکنم. استکبار میخواهد با این جنگ روانی بهانهی حضور خودش در منطقه درست کند. البته در این چهلمین روز قدس با حضور پرشور، گسترده و دشمنشکن مردم در سراسر ایران و کشورهای دیگر بینی معامله گرانِ خیانتکار قرن به خاک مالیده شد و نوید صبح پیروزی را خبر داد. راه غلبه و پیروزی بر رژیم اشغال گر و مقابله با صهیونیستها و قطع دست غاصب آنها چیزی جز مقاومت و وحدت جهان اسلام نیست.
بههرتقدیر روز قدس زنده است و این حیات، غفلت را از جهان اسلام میگیرد و موجب وحدت گستردهِ مسلمین برای پایان دادن به زندگی ننگین جنایتکاران رژیم کودک کش غاصب خواهد بود. روز قدس روز همت مسلمین برای نجات فلسطین و قدس شریف است. روز قدس روز ایستادگی و مقاومت و نماد مبارزه با استکبار بهخصوص آمریکاست. هرچه آمریکا تلاش میکند و بعض شیوخ عیاش منطقه و آل سعود جنگطلب هم به کمکش آمدند و جبهه عربی، غربی، عبری را درست کردند نتوانسته است اهداف شومش را پیادهسازی کند. از فرصت روز قدس برای بیآبرو کردن و روشن کردن افکار عمومی نسبت به جنایات اشغالگران باید بهره برد. بدانید که فروپاشی اسرائیل قطعی است انشاء الله و همانطور که بسیاری از یهودیان اعتراف کردهاند سقوط رژیم فاسد و غاصب نزدیک است. بهزودی ان شاءالله جشن محو اسرائیل از صفحه روزگار را خواهیم گرفت. حالا مرتجعین منطقه برای رد گم کردن و انحراف افکار از مسئله فلسطین و قدس شریف جلسه ایران هراسی میگذارند که چگونه با ایران مقابله کنند. ایکاش و ایکاش ابلهی کنند و خروجی این جلسات تعرض به ایران شود تا همین را بهانه کنیم و آرزوی دیرینه خود را که محو اسرائیل است عملی کنیم.
بعد از ارتحال حضرت امام در ۱۴ خرداد مجلس خبرگان بلافاصله تشکیل جلسه دادند و رهبر فرزانه انقلاب را انتخاب کردند. امسال ۳۰ سال از آن انتخاب میگذرد. ۱۴ خرداد سال ۹۸ سیامین سال رهبری خردمندانه و حکیمانه رهبر معظم انقلاب است که با این مدیریت حکیمانه در عرصههای مختلفی که برای نظام اسلامی پیش آمد رهبری کردند و این کشتی انقلاب را آرامآرام به سمت مقصد پیش میبرند. لازم است راجع به این واقعه و جریان ۳۰ ساله و مسائلی که پیشآمده مستقلاً بحثی را داشت. قدردان خدای تعالی باشیم بهواسطه همه نعمتهایی که به ما داده است بهخصوص نعمت رهبری فرزانه و حکیمانه رهبر معظم انقلاب. مدیریت تحولات منطقه، مدیریت بیداری اسلامی، مدیریتهایی که مربوط به داخل بود، فتنه ۸۸، فتنه ۷۸، مسائل بعدی این جریانات و فتنهها، مقابله با استکبار و عزتمندی در مقابل دشمنان که چگونه در طول این مدت رفتار کردند، مدیریت راهبردی تحولات منطقه در سوریه و عراق و مناطق مختلف تا نتیجه شکست دشمن که همه دیدید همه اینها نحوه مدیریت این شخصیت بزرگ الهی است. رهبری ۳۰ سال است که نگذاشته است مردمسالاری دینی در کشور خدشهدار شود. بحث جریان ۳۰ ساله بحث مفصلی را میخواهد که انشا الله در یک فضای دیگری برای شما عرض میکنم.
سخنان رهبر معظم انقلاب با دانشگاهیان بخشهای پراهمیت فراوانی داشت بهخصوص بحث مذاکره با آمریکا و خواستههای بیقاعده و خارج از عرف که انشاءالله مدنظر مسئولین باشد. عدهای که اهل دیاثت سیاسی هستند ترویج بیناموسی نکنند. منظور از دیاثت را میدانید چیست. عدهای که در این فضا هستند دنبال بیناموسی نباشند. ایشان عبارت بیناموسی را به کاربرد. البته ملت ما غیرتمندند و اجازه بیناموسی به هیچ بیغیرتی را نخواهند داد.
شهادت روحانی مبارز و انقلابی و امامجمعه بزرگوار شهر کازرون حضرت حجتالاسلاموالمسلمین خرسند را به خانواده محترمشان تبریک و تسلیت عرض میکنیم و از خدای تعالی رفعت مقام برای این بزرگوار طلب میکنیم. بسیار شخصیت انقلابی و مبارز و خدومی بود که به این وسیله ایشان را به شهادت رساندند.
روز جهانی دخانیات، روز جهانی کودک، روز جهانی محیطزیست هم هست که گرامی میداریم. مبالغی را هم که دوستان جمع میکنند توجه داشته باشید که کمک به مصلا است. انشاء الله اضعاف مضاعف در این جمعه پایانی ماه مبارک برای دوستانی که کمک میکنند خواهد داشت. از دوستانی هم که بیرون نشستند و صوت نداشتند عذرخواهی میکنم. «اَلعُذرُ عند کرام النّاسِ مَقبولٌ». |
| 1398/3/3 | 1398/3/3راهبرد مقاومت سبب عقبنشینی دشمنان میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه230
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ایهاالمومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بتقوی الله متقین در عمل کردن به دستورات اجتماعی اسلام پیشقدم هستند. یکی از موارد بسیار مهم در ارتباطات اجتماعی که آثار فراوانی دارد اصلاح ذات البین است؛ یعنی درجایی که بین دو برادر، دو طایفه دو طرف از اجتماع مسلمین، دور و نزدیک کدورتی پیدا شد، بلافاصله مسلمین اقدام کنند و در رفع کدورت اهتمام داشته باشند که در نوبت قبل مطرح کردم و آیه و روایتی هم بهعنوان شاهد خواندم.
این مسئله آنقدر مهم است و اولیاء دین به ارتباط داشتن افراد خانواده و دیگر مسلمین و جدا نبودن و وحدت داشتن باهم تأکید اکید داشتند که وقتی روایات را بررسی میکنیم میبینیم میتوانیم حتی گاهی از وجوهات و سهم امام برای اصلاح ذات بین استفاده کنیم. مثلاً شخصی است به نام ابوحنیفه سابق الحاج که هرسال مکه مشرف میشد و چون حیوان سریعی داشت زودتر به مقصد میرسید لذا به او سابق الحاج میگفتند. میگوید: «مَرَّ بِنَا الْمُفَضَّلُ» مفضل بن عمر که یکی از شاگردان امام صادق علیهالسلام بود، در مسیر به ما برخورد کرد. «وَ أَنَا وَ خَتَنِی نَتَشَاجَرُ فِی مِیرَاثٍ» من با یکی از بستگانم (خَتَن داماد یا شوهر خواهر هم گفته میشود البته به مطلق فامیل سببی هم ختن گفتهشده) در ارثومیراث درگیر مشاجره لفظی شدیم. بعضاً دیده میشود که در بین خانوادهها این اختلافات هست افراد وصیت بنویسند درست بنویسند با دقت بنویسد وصیت نوشتن مرگ نمیآورد بعضیها فکر میکنند اگر وصیتنامه بنویسند میمیرند اینطور نیست وصیتنامه را همه باید بنویسند خصوصاً کسانی که مسائل مالی در اختیار آنهاست مقید به نوشتن باشند که گرفتاری درست نشود.
در ادامه حدیث است که «فَوَقَفَ عَلَیْنَا سَاعَهً» مفضل ساعتی ایستاد و به مشاجرات ما گوش داد. «ثُمَّ قَالَ تَعَالَوْا إِلَى الْمَنْزِلِ» سپس خطاب به ما گفت همراه من به منزل بیایید. «فَأَتَیْنَاهُ فَأَصْلَحَ بَیْنَنَا بِأَرْبَعِمِائَهِ دِرْهَمٍ فَدَفَعَهَا إِلَیْنَا مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى إِذَا اسْتَوْثَقَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا مِنْ صَاحِبِهِ» و ما در منزلش حاضر شدیم؛ بین ما به چهارصد درهم مصالحه ایجاد کرد و خودش آن چهارصد درهم را به ما پرداخت؛ و دستور داد که از یکدیگر وثیقهای بگیریم (قراردادی بنویسیم) که با یکدیگر نزاع و اختلاف نکنیم؛ و ما نیز تعهداتی به هم دادیم و آشتی کردیم و از هم راضی شدیم. «قَالَ» سپس خطاب به ما گفت «أَمَا إِنَّهَا لَیْسَتْ مِنْ مَالِی وَ لَکِنْ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیهالسلام أَمَرَنِی إِذَا تَنَازَعَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِی شَیْءٍ أَنْ اُصْلِحَ بَیْنَهُمَا وَ اَفْتَدِیَ بِهَا مِنْ مَالِهِ فَهَذَا مِنْ مَالِ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیهالسلام» این پولی که به شما دادم از خودم نیست بلکه مولایم حضرت امام صادق -علیهالسلام- دستور دادند که اگر دیدی بین شیعیان ما اختلافی هست از پول من خرج کن و بین آنان اصلاح نما این پول از مال حضرت امام صادق -علیهالسلام- است. این روایت اهمیت موضوع را خوب روشن کرد که همه باید سعی کنیم که نزاع و تنشی پیش نیاید اما اگر واقع شد در این صورت هم سعی همه در رفع کدورت باشد. وحدت اسلامی اگر به هم بخورد مورد مذمت و نکوهش است دو برادر دو خانواده دو فرقه مذمت شده است که اختلاف داشته باشند. حضرت میگوید از پول من خرج کن تا هیچ برادر مسلمان باهم اختلاف نداشته باشند.
مطلب دیگر آنکه گاهی پیش میآید که برای اصلاح لازم میشود دروغ و خلاف واقعی گفته شود که فرمودند نهتنها ایرادی ندارد که گاهی واجب و پاداش دارد؛ یعنی همان دروغ و کذبی که در روایات دارد، هرگز دروغ نگویید و حتی اگر از روی شوخی بود بازهم عقوبت و مجازات دارد، بااینحال در مورد اصلاح بین مردم موضوعش عوض میشود و اشکال ندارد.
معاویه بن عمار از امام صادق -علیهالسلام- نقل میکند: «المصلح لیس بکذاب» کسی که برای اصلاح بین دو نفر اقدام میکند و حرفی را خلاف واقع میزند که اختلافی که به وجود آمده است از بین برود دروغگو نیست. یا اگر دقیقتر بخواهیم بگوییم روایت دیگری است از امام صادق -علیهالسلام- «قال: الْکَلَامُ ثَلَاثَهٌ صِدْقٌ وَ کَذِبٌ وَ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ» ما سه نوع کلام داریم؛ راست، دروغ و اصلاح بین مردم. «قَالَ قِیلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ» معاویه بن عمار میگوید کسی از امام سؤال کرد که مراد از اصلاح چیست؟ «قَالَ تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلَاماً یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ فَتَلْقَاهُ فَتَقُولُ سَمِعْتُ مِنْ فُلَانٍ قَالَ فِیکَ مِنَ الْخَیْرِ کَذَا وَ کَذَا خِلَافَ مَا سَمِعْتَ مِنْه» امام فرمودند: شما درباره فردی کلامی و مذمتی از کسی میشنوی که این کلام اگر به آن فرد ب رسد او ناراحت میشود. شما میروی و به آن فرد میگویی که من از فلانی شنیدم که زید انسان خوبی است. امام فرمودند آنچه که شما به زید گفتید خلاف آن چیزی بود که شنیدید. این کلام شما نه صدق است و نه کذب چون دروغ به معنای کلمه نیست بلکه اصلاح بین الناس است؛ که نوع سومی از کلام است.
البته در مباحث مربوط به صدق و کذب بحثی به نام توریه مطرح است که در این موارد اگر کسی بلد باشد توریه کند، توریه مقدم بلکه واجب بر دروغ گفتن صریح هست. روایتی را عطا از امام صادق -علیهالسلام- نقل میکند؛ از قول رسول خدا که حضرت فرمودند: کلامی که مصلح بیان میکند کذب محسوب نمیشود. «لَا کَذَبَ عَلَى مُصْلِحٍ ثُمَّ تَلَا أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا سَرَقُوا وَ مَا کَذَبَ ثُمَّ تَلَا؛ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا فَعَلُوهُ وَ مَا کَذَب» رسول خدا دو آیه را بهعنوان شاهد مطلب ذکر میکنند. آیه اول؛ «أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسَارِقُونَ» که راجع به پیدا شدن پیمانهای است که در بارِ برادر یوسف بنیامین پیدا شد. پیامبر فرمودند که و الله که برادران یوسف سرقت نکرده بودند و آنها نیز دروغ نگفتند چراکه قصدشان اصلاح بود. آیه دوم؛ «قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن کَانُوا یَنطِقُونَ» که راجع به شکستن بتها توسط حضرت ابراهیم است؛ که حضرت در جواب سؤال مشرکین فرمود: بزرگ این بتها این کار را کرده است. پیامبر در اینجا فرمودند و الله که آن بتها این کار را نکرده بودند و از طرفی حضرت ابراهیم هم دروغ نگفت چون هدفش اصلاح و برچیدن بتپرستی بود. بالاخره این حدیث و امثال آن اهمیت اصلاح بین مردم را میفهماند. خود اینکه شخصی بتواند پیشقدم در این امور بشود هم توفیق الهی است که باید از خداوند طلب کرد. بههرتقدیر چون کذب که از گناهان کبیره است را در هنگام اصلاح میخواهد بفرماید دروغ نیست.
رسول خدا فرمودند نشانههای شخص خیرخواه چهار چیز است. بهحق قضاوت میکند؛ و از خود به دیگران حق میدهد. برای مردم همان میپسندد که برای خود میپسندد؛ و بهحق هیچکس دستدرازی نمیکند.
خدای تعالی همه ما را عالم و عامل به وظائفمان بگرداند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در سراسر عمر تلاش میکنند تا کسب کمالات کنند و در مسیر فضائل انسانی و الهی حرکت کنند لذا میآموزند و عمل میکنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۷۸ از حکم نهجالبلاغه توصیه فرمودند «أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا» شمارا به پنج چیز سفارش مىکنم که اگر شتران را با شتاب براى دسترسى به آن برانید سزاوار است؛ یعنی تحمل رنج سفر کنید و با سرعت بروید و این چیزها را به دست بیاورید «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ» هیچیک از شما جز به خداى خود امیدى نداشته باشد؛ که هر کس بهغیراز خدا امید بست ناامید شده. «وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ» و جز از گناه خود نترسد. گناهان است که انسان را از پا درمیآورد «وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ» و چون از یکى از شما چیزى را که نمىداند بپرسند، شرم نکند که بگوید نمىدانم. اینکه انسان بگوید نمیدانم هنر است خدا رحمت کند مرحوم آمیرز عبدالعلی آقا تهرانی پدر حاجآقا مرتضی و حاجآقا مجتبی تهرانی آقای مجتهدی همیشه نقل میکردند که در مسجد امام فعلی و مسجد شاه قبل میآمد و مجتهد و مسلط کسی از ایشان سؤال کرد ایشان سرش را پایین انداخت و بعد از چند دقیقه بالا آورد و گفت مثل شیر نمیدانم. کسی که نمیداند باید بگوید که نمیدانم بعضی وقتها افراد دیگران را با ندانستنشان به جهل میکشانند نمیخواهند بگویند نمیدانم امیرالمؤمنین میفرماید که اینیکی از چیزهایی است که مهم است «وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ» و بر شما باد به صبر «فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ» که صبر ایمان را چون سر است تن را، همه کار داشته باشید صبر نداشته باشید به درد نمیخورد «وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ» و خیرى در جسد بدون سر نیست «وَ لَا فِی إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ» و نه در ایمانى که با شکیبایى نبود. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد. ان شاء الله.
شهادت مولانا امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب -علیهالسلام- را به همه شما شیعیان و موالیان و محبان حضرت تسلیت عرض میکنم. این نادره عالم خلقت که کسی جز خدا و رسولش با حقیقت وجودی او آشنا نیستند. شخصیتی که رسول خدا هنگام دعا کردن او را وسیله قرار میدهد و بهحق او خدا را قسم میدهد که بهحق علی فلان مسئله را حل کن. امامی که رسول خدا دربارهاش فرمود: اى على! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختنش جز من و تو و تو را نشناخت آنگونه که حق شناختن توست، جز خدا و من. این جایگاه امیرالمؤمنین است که شناخت او فقط نصیب خدا و رسول خداست.
او امام ماست و لازم است در همه عرصهها نظیر عدالت محوری در امر اداره جامعه و برقراری عدالت اجتماعی سیره او الگوی رفتاری و عملکرد ما باشد بهخصوص در نظام دینی روش امیرالمؤمنین علیهالسلام بسیار درسآموز و امیدبخش است. به فرزندانش دروصیتنامه سفارش فرمود که از مظلوم پشتیبانی کنید و دشمن ظالم باشید « کونا لِلظّالِمِ خَصماً وَ لِلمَظلومِ عَونا». سعه ظالم زیاد است و فراوان دیده میشود.
در بُعد مبارزه با فقر و تبعیض طبقاتی، غارت بیتالمال و ویژه خواری چگونه عمل میکرد و ما چگونه عمل میکنیم؟ شما تاریخ را ورق بزنید اگر دیدید که حضرت کوچکترین چشمپوشی و اغماضی نسبت به کسی داشته باشد! نهجالبلاغه را بخوانید. هر کس بهاندازه وسعش با کلمات امیرالمؤمنین انس بگیرد و عمل کند دنیا آخرتش آباد خواهد شد. توجه به سیره علی -علیهالسلام- در کار، در اقتصاد و رونق تولید، امیرالمؤمنین یکی از کسانی است که در اقتصاد مقاومتی به تعبیر امروز پیشقدم است و در رونق تولید بینظیر است و شواهدش زیاد است. در سیاست ورزی و نوع تعاملش با بیگانگان برای سیاستمداران الگوست و اینکه دیپلماسی او دیپلماسی ویژه است انسان و جامعه را مقتدر و عزت مدار خواهد کرد و میکند.
آنوقت این کوه رحمت و شفقت و جوانمردی را این مظهر عدالت و دادگستری و صدها صفت زیبای دیگر را پلیدترین و شقیترین فرد در بهترین حالت در سجده نماز به شهادت رساند. صدای علی بلند شد که رستگار شدم و اهل آسمان گفتند که پایههای هدایت فروریخت و رشتههای تقوا از هم گسست؛ و این مسیر متوقف شد. اگر امیرالمؤمنین زنده بود اوضاع جامعه بشری طور دیگری بود اما چه بگوییم از آن سختیهایی که بر امیرالمؤمنین گذشت. حضرت میفرماید ۲۵ سال بهزحمت زندگی کردم. در این ۲۵ سال مثل کسی بود که خار در چشم داشت. یکوقتی خاک بلند میشود و گردی به چشم شما میرود چشم آسیب میبیند و دائم اشک میآید. گاهی وقتها به پزشک هم ناچار میشویم که مراجعه کنیم. شما فرض کنید که بهجای آن گرد یک خار در چشم باشد آنهم نه یکلحظه و دو لحظه ۲۵ سال. حضرت وقتی میخواهد زحمت را بیان کند اینگونه میگوید. بعد میفرماید در گلو استخوان بود. میفرماید «وفِی الحَلقِ شَجاً» استخوان عَظم است اما حضرت میفرماید شَجا یعنی استخوان شکسته. استخوان شکسته لبههایش تیز است. ۲۵ سال در گلوی حضرت استخوان شکسته بود. ببینید که چه مصیبتی کشید. آنقدر زحمت برای حضرت ایجاد شد که وقتی آن ضربه به فرق مبارکش آمد صدایش بلند شد که «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه» به خدای کعبه رستگار شدم خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان و دوستداران اهلبیت بهخصوص علیبنابیطالب قرار بدهد انشاءالله.
شب لیالی قدر و روزهای قدر شروع میشود. فرصت ویژه و فوقالعادهای که از رحمت بیکران الهی نشأت میگیرد برای دستگیری بندگان. شب تقدیر و برنامهریزی برای سال آینده افراد است که توسط ملائکه به حضرت ولیعصر ارواحنا فداه ابلاغ میگردد. شب ذکر و دعا و انابه و تفکر. کثرت روایات راجع به فضیلت شبهای قدر را ملاحظه کنید. عاقل لحظهای از آن را از دست نمیدهد.
این بیان معروف رسول خدا را شنیدهاید که فرمودند: حضرت موسی به خدای تعالی عرض کرد: الهى من قرب تو را خواهم. فرمود: قرب من از براى کسى است که بیدار باشد در شب قدر. گفت: الهى رحمت تو را مىخواهم. فرمود: رحمت من براى کسى است که رحم کند فقرا را در شب قدر. گفت: خدایا من گذشتن از صراط را مىخواهم. فرمود: این براى کسى است که تصدق کند به صدقهاى در شب قدر. گفت: خدایا از درختهاى بهشت میوههاى آن را مىخواهم. فرمود: این براى کسى است که تسبیح کند به تسبیحهاى در شب قدر. (سبحانالله بگوید) گفت: خدایا نجات مىخواهم. فرمود: نجات از آتش؟ گفت: آرى. فرمود: این براى کسى است که استغفار کند در شب قدر. گفت: خدایا رضاى تو را مىخواهم. فرمود: خشنودى من از براى کسى است که دو رکعت نماز بخواند در شب قدر؛ یعنی در شب قدر شما هر کاری که انجام بدهید وسیله نجات شما است.
حتی روز شب قدر هم قدر است و باید توجه شود و به بطالت نگذرانیم. توجه داشته باشیم دعا بخوانیم ذکر بگوییم. بهترین کار در این شبها استغفار است و دعا که اگر در مسجد باشد بهتر است. در دعا کردن هم بخیل نباشید برای خودتان و دیگران، زندهها و اموات، برای سلامتی و طول عمر امام المسلمین، برای سلامتی رزمندگان اسلام در سراسر عالم برای پیروزی و موفقیت مقاومت و مسلمین جهان، برای آزادی اسلام که اسیر دست اشرار سعودی و مرتجعین است، برای حل شدن مشکلات کشور چه اقتصادی و چه فرهنگی و چه اجتماعی، برای جوانانمان و رفع و دفع خطراتی که مواجه هستند، برای شفا و سلامتی بیماران، جانبازان و معلولان و مهمتر از همه برای فرج حضرت ولیعصر ارواحنا فداه بیشتر دعا کنید و توجهتان به امام عصر باشد. این کمترین راهم فراموش نفرمایید تا بتوانیم به وظایفمان عمل کنیم انشاءالله. بنده برای همه شما دعاگو هستم چه کسانی را که میبینم چه کسانی را که نمیبینم چه کسانی که دوست دارند نماز جمعه شرکت کنند ولی نمیتوانند چه کسانی که شرکت میکنند چه کسانی که شرکت نمیکنند دعا را عمیم بگیرید و همهجوره بگیرید گسترده بگیرید خدای تعالی هم رحمتش واسعه است. انشاءالله به همه تفضل میکند.
سوم خرداد، سال گشت آزادی خرمشهر را گرامی میداریم و علو درجات شهدای گرانقدر دفاع مقدس بهخصوص شهدا آزادسازی خرمشهر را از خدای تعالی خواستاریم. ماه خرداد در تاریخ انقلاب اسلامی به خاطر اتفاقات فراوانی که در آن رخداده و پیروزی هائی که بهواسطه مقاومت مردم بهدستآمده ویژگی خاص دارد. سوم خرداد روز آزادسازی خرمشهر، برای تصرف خرمشهر ارتش بعث با تمام تجهیزات و عده و عده ۳۴ روز تلاش کرد و مقاومت مردم ستودنی بود تا سال ۶۱ که در یک نبرد بیامان ۲۴ روزه از دست بعثیها آزاد شد.
چهارم خرداد که به نام مردم دزفول زده شد به خاطر ایثار و مقاومت و ازخودگذشتگی و صبری که در مقابل دشمن داشتند. تحمل ۱۷۶ موشک، ۲ هزار و ۵۰۰ گلوله توپ و ۳۳۱ راکت هواپیما و تخریب بیش از ۱۹ هزار واحد مسکونى و تجارى، با تقدیم ۲ هزار و ۶۱۰ شهید جز با صبر و ایمان و مقاومت محقق نمیشود. مقاومت مردم دزفول از سقوط خوزستان جلوگیری کرد و مقدمات فتح المبین را فراهم کرد.
پنج خرداد البته مربوط به انقلاب اسلامی نیست ولی از آثار و مثبتات انقلاب اسلامی است. روزی که ارتش صهیونیستی در مقابل مقاومت لبنان زبون شد و از جنوب لبنان فرار کرد.
چهارده خرداد ارتحال جانسوز حضرت امام رضوانالله علیه است.
پانزده خرداد روز بزرگی که مردم تمامقد در مقابل ظلم و فساد داخلی و خارجی ایستادند و حماسه آفریدند. از اینهمه صبر و ایثار و رشادت این درس را میگیریم که راه مقابله با دشمن عنود و لجوج حضور درصحنه، ایستادگی و مقاومت است. تقویت توان دفاعی و موشکی، همانکه دشمنان ما به آن چشم دوختهاند و میخواهند با فشار اقتصادی ایران را مجبور به مذاکره کنند که توان موشکیاش را و نفوذ منطقهایاش را کنار بگذارد. دشمنان ما این را بدانند که همه ایران در وقت حادثه مثل اهل خرمشهر و اهل دزفول، اهل مقاومت هستند که با دستخالی شمارا مجبور به تسلیم کردند؛ و اگر شما پشتبهپشت هم دهید که از اراده ملت ما نسبت به استکبارستیزی و دشمنی با خودتان کم کنید و با فشار اقتصادی ما را مجبور به کنار گذاشتن موشکها و توان دفاعیمان کنید نخواهید توانست. در این فقره برخلاف برجام که کوتاه آمدیم و اجازه دادیم عدهای خطوط قرمز و تذکرات رهبری را نادیده بگیرند اعلام میکنیم هم وادادههای غربزده داخلی و هم به دشمنان کمعقل خارجی، بدانید که توان موشکی ما قابلمذاکره نیست.
آقایان مسئول این را خوب دقت کنید آنچه که ما را تا امروز پیروز میدان کرده و دشمنان را در زمانهای مختلف مجبور به عقبنشینی کرده مقاومت بوده نه مذاکره که معمولاً در هر مذاکرهای بهجای به دست آوردن، چیزی ازدستدادهایم. بیایید گوش به حرف رهبری بدهید و از راهبرد مقاومت برای پیش برد کارها استفاده کنید. راهبرد مقاومت امروز آمریکا را مجبور به عقبنشینی کرده است این را بدانید که لحظهبهلحظه بر این عقبنشینی اضافه خواهد شد همین امروز صبح رئیسجمهور آمریکا این دلقک کاخ سفید در سخنرانیاش گفته است که ایران بازیگر خطرناک و بدی است و بعد به مردم ایران اهانت کرده است و بازگفته است ملت تروریست ایران تروریست بودن را بهکل مردم ایران نسبت داده است و گفته است که ما با آنها کنار نمیآییم البته قرار هم کرد که قصد حمله و جنگ با ایران را ندارد و این نداشتن و اقرار هم به خاطر این است که توانش را ندارند و قدرتش را ندارند همه اینها از نتایج راهبرد مقاومت است آمریکا تا آمریکاست ملت ایران را دشمن خودش بداند.
امیدآفرینی و امیدبخشی را از رهبری یاد بگیرید که چگونه با اقشار مختلف مردم که سخن میگوید روح امید میدهد و همه را به آینده خوشبین و امیدوار میکند. همه باید آن را سرلوحه کارمان قرار بدهیم.
۷ خرداد به مناسبت افتتاح اولین دوره مجلس شوراى اسلامى در سال ۱۳۵۹ روز قانونگذاری و آغاز هفته مجلس است. همه نقش و جایگاه ویژه مجلس را توجه داریم که امام فرمود رأس امور است و عصاره فضائل ملت است و امثال ذالک. در دورههای مختلف، عملکردهای گوناگونی داشته گاهی از قوت بالا برخوردار بوده و گاهی هم بسیار ضعیف عمل کرده است. سؤال این است که آیا مجلس دهم در این دوره که تقریباً سه سال گذشته است در رأس امور بوده است؟ متأسفانه مجلس دهم تا امروز در حوزههای مختلف نمره خوبی نگرفته. چون این سالها کشور با مسائل مهم و بعضاً سرنوشت سازی روبرو بوده که مجلس میتواند با استفاده از ابزارهای قانونی که دارد در عرصههای مختلف مثل جنگ اقتصادی که درش هستیم و توان کشور را گرفته با تصویب قانون جلوی مفاسد در این عرصه را بگیرد و یا در مبارزه با فساد و امثال ذالک برای استیفای حقوق عامه بهتر عمل کند؛ اما عملکرد قابل دفاع در قسمتهایی ندارد. مجلسی در رأس امور است که شفاف عمل کند؛ یعنی از اول نامزد شدن فرد تا تبلیغات و حضور در مجلس و رأیگیری شفاف عمل کند. مگر میشود کسی وکیل باشد و با موکل شفاف نباشد؟ من برای امری شمارا وکیل میکنم اما شما مسائل آن را به من نگویید، نمیشود. عدهای معنای وکالت را هم درست نفهمیدهاند. گاهی خانه ملت را به سخره میگیرند کأن اصلاً نمیدانند در چه جایگاهی قرار دارند؛ که در رأیگیریها خودش را نشان میدهد در ثبتنام کردن برای رأی دادن مخالف ثبتنام میکنند اما پشت تریبون موافق صحبت میکنند. عدهای از آقایان اهل منفعتطلبی و زد و بند شدهاند متأسفانه.
امروز با مشکلات عدیدهای که داریم مجلسِ شجاع، کارآمدِ بهروز فعالِ دغدغه مندِ انقلابی نیاز داریم که مشکلات را دنبال کند و حل کند، نه مجلسی که منفعل عمل کند دنبال منافع شخصی و لابیگری و جناحبازی باشد. چرا مجلس نباید در جایگاه نظارتیاش و ابزار تحقیق و تفحصی که دارد درست و قوی عمل کند؟ چرا پروندههای خاص و مهم را موردتحقیق قرار نمیدهد؟ چرا در مقابل مصوبات بیگانگان فعال عمل نمیکند؟ و خیلی چراهای دیگر. چون مبتلابه بده بستان سیاسی است حزببازی و جناحی عمل کردن زبان نماینده را کوتاه میکنند و نمیگذارد برخورد عادلانه صورت بگیرد. مطالب زیادی اینجا مطرح هست که وارد نمیشوم که گاهی برای اینکه مدیری که فلان نماینده میخواهد در مسند باشد کار به تهدید و استیضاح و امثال ذالک کشیده میشود که البته در این وسط آنکسی که ضرر میکند مردم هستند. نظام است و قانونگذاری است.
حضرت آقا در دیدار چهارشنبه با دانشجویان نکات مهمی را فرمودند که قطعاً دنبال کردید راجع به برجام که آقایان خطوط قرمز را رد کردهاند. ما در خطبهها دائم میگفتیم عدهای اعتراض میکردند که نه همهچیز با هماهنگی رهبری انجام میگیرد. چرا جلوتر از رهبری سخن میگویی؟ بدون اجازه ایشان قدمی برداشته نشده است. حالا خوب است که در متن صحبتهای ایشان هست پریروز هم رسماً اعلام کردند.
مطلب مهمی که فرمودند این بود که به جوانان توصیه کردند که البته به همه است که طوری عمل شود که دولتی جوان و انقلابی و حزباللهی به معنای واقعی روی کار بیاید. این مقدماتی میخواهد و افراد باید از همینالان توجهاتی داشته باشند. به نظر من این کار باید از همین مجلس شروع شود. اول مجلس پویا و جوان و شجاع و مطالبه گر حقوق مردم باید تشکیل شود. لذا بگردید دنبال جوانان لایق که کم هم نیستند و انقلابیاند و شجاعت و سواد لازم را هم دارند پیدا کنید صحبت کنید حمایت و پشتیبانی کنید تشویقشان کنید تا وارد عرصه خدمت صادقانه به مردم شوند البته هشت نه ماهی مانده مطالبی عرض خواهد شد با قید حیات اما از الآن به فکر باشید آنهایی هم که سنی از آنها گذشته و تمایل دارند به نظرم میرسد به توصیه ولی امر عنایت داشته باشند و عرصه را برای جوانان باز بگذارند. نمایندگانی که در سراسر کشور بودند فضا را خالی کنند و اجازه بدهند که جوانان کارآمد شجاع و انقلابی انگیزه دار و دغدغه مند بیایند نمایندهای که میرود داخل مجلس و به فکر خودش است و به فکر خانواده و اطرافیانش است و به فکر توسعه دادن قدرت خودش است و به نفع مردم و توسعه و گشایش کشور فکر نمیکند و عمل نمیکند به درد نمایندگی مردم نمیخورد.
تذکر پایانی من این باشد که آقایانی که در امر انتخابات مسئولیت دارند مواظب رفتوآمدهایشان باشند. بهخصوص در استان را عرض میکنم. مواظب نشستوبرخاستهایشان و جلساتی که میروند باشند. کسانی که مسئولیت دارند در امر انتخابات دیگر نمیتوانند بر سر هر میزی و سر هر سفرهای بنشینند و با هر جناحی نشستوبرخاست داشته باشند. بگذارید مشارکت عمومی و مردمی زیاد باشد. خداینکرده شائبه طرفداری از جناحی به شما نچسبد. گاهی هم شنیده میشود که همین روزهای اخیر بوده افراد معلومالحالی را دعوت میکنند از افراد، دستهها، حزبها، گروهها برای سخنرانی کردن. این را مکرر عرض کردیم که در این استان فتنه و فتنهگری و حرف از فتنه زدن تا زمانی که بنده هستم موضع میگیرم و جلوی آن را میگیریم. این تذکر را ظاهراً عدهای باز فراموش کردند. بعضیها تا یک مسئولیت به آنها میدهند خودشان را گم میکنند. فکر میکنند که باید کار نویی بکنند و کار نوی آنها این است که فتنهگر دعوت کنند. من دو تذکر شفاهی به شما دادم این هم یک تذکر دیگر. سابقه اینجا را هم دارید استاندار قبلی را ما مجبور کردیم که از مردم عذرخواهی کند. راجع به فتنهگر این قصه را که الآن دارم میگویم کم نگیرید. استان را ملتهب نکنید. برای استان مشکل درست نکنید. تا وقتیکه بنده اینجا هستم احدی فرصت و توان سخن گفتن از فتنه و فتنهگر و فتنهگری نخواهد داشت. نمیگویم دعوت نکنید. نمیگویم جلسه نداشته باشید. نمیگویم برنامه تبلیغی و سیاسی و نشست نداشته باشید. داشته باشید اما چه داعیهای دارید که افراد مریض را دعوت کنید. بصیرت افزایی کنید، روشنگری کنید، حرفهایی که صلاح است را بزنید. از حزب و دسته و گروه خودتان هم تبلیغ کنید مشکلی نیست اما خطوط قرمز را هم باید همه محکم باشند و این جزو مسائلی است که ما بهسادگی از آن نمیگذریم.
مسئله روز قدس هم که هفته آینده است انشاءالله به فضل پروردگار همگی انشاءالله باقدرت و صلابت شرکت کنید و توطئههایی که استکبار جهانی برای قدس شریف و فلسطین کشیده است بهعنوان معامله قرن انشاءالله با همین حضور در سراسر جهان خنثی شود.
|
| 1398/2/27 | 1398/2/27پافشاری عده ای لیبرال برای ارتباط با آمریکا خیانت به مردم است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه231
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
خواهران و برادران ایمانی خودم و شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم. بحث در این بود که اهل تقوا در معاشرت با دیگران دستورات دینی را رعایت میکنند. در همین رابطه رسیدیم به یکی از دستورات اجتماعی اسلام که آثار فردی فراوانی هم دارد بهعنوان نصیحت کردن و خیرخواهی کردن که مؤمنین نسبت به همدیگر انجام میدهند. روایاتی هم عرض شد. برای تکمیل بحث به چند روایت دیگر اشاره میکنم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ- النَّصِیحَهُ لَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ» واجب است بر مؤمن نصیحت کردن مؤمن دیگر را در حضور او یا در غیابش. در حضور نصیحت کردن معلوم است. خیرخواهی کردن و تذکر دادن و نکاتی را بیان کردن روشن است؛ اما در غیاب چگونه خیرخواهی کنیم؟ یعنی باید مواظب باشیم که غیبت او نشود. به او تهمت نزنند. افترا نبندند. اگر هم کسی این کار را کرد به دفاع از برادر مؤمن خودمان اقدام کنیم. ملاحظه میکنید که روایت خیرخواهی را توسعه داد. هم در حضور هم غیاب اهل ایمان نسبت به هم این وظیفه را داریم. حتی این سعه را میشود از آن فهمید که اگر مؤمنی در شهر دیگری بود و دارند نسبت به او بدی میکنند برای او خیرخواه باشیم و نصیحتکنیم.
تأکید دیگری از امام باقر علیهالسلام از قول رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- که فرمودند: «لِیَنْصَحِ الرَّجُلُ مِنْکُمْ أَخَاهُ کَنَصِیحَتِهِ لِنَفْسِهِ» انسان باید برادر دینیاش را نصیحت کند همانطور که برای خودش خیرخواهی دارد. شما چطور برای خودتان خیرخواهی میکنید و چیزی که به مصلحتتان است را میخواهید، برای برادر مؤمنتان هم باید اینگونه باشید. این کار پاداش فراوانی دارد. هم آثار معنوی فراوانی دارد هم در اجتماع تأثیرگذار است هم به خود ما تأثیرگذار است.
پاداش این خیرخواهی چقدر است؟ امام صادق علیهالسلام فرمودند که رسول خدا فرموده است کسی که بیشترین قدم را برای نصیحت مؤمن بردارد در نزد خدای تعالی در روز قیامت از منزلت بالاتری برخوردار است. جایگاه او در قیامت جایگاه ویژهای است. شبیه همین روایت را سفیان بن عیینه نقل میکند از شاگردان امام صادق است میگوید شنیدم امام صادق علیهالسلام فرمود «علَیکُم بالنُّصحِ للّه فی خَلقِهِ ، فلَن تَلقاهُ بعَمَلٍ أفضَلَ مِنهُ» بر شما باد که به خیرخواهی برای برادر مؤمنت اقدام کنی که در روز قیامت کسی خداوند را ملاقات نمیکند با عملی که افضل از این کار باشد. نصیحت به معنای خیرخواهی است نه اینکه بنشیند موعظه کند. مسیر درست را نشان دادن است. راهنمایی کردن و دستگیری کردن است. از خدای تعالی باید درخواست کنیم که به ما توفیق آن را بدهد که در این امور و هر امر خیر دیگری موفق باشیم که انجام بدهیم و وظایف ایمانی خودمان را نسبت به برادران مؤمنمان انجام بدهیم انشاءالله.
یکی دیگر از موارد معاشرت مؤمنین در جامعه که اسلام همروی آن تأکید فراوان دارد و باعث تحکیم اجتماعی هم میشود اصلاح ذاتالبین است. ممکن است بین دو نفر از افراد خانواده برادر و خواهر، پدر و مادر، فرزند و والدین، فامیل دور و فامیل نزدیک کدورتی پیش بیاید که موجب جدایی و افتراق بین افراد خانواده شود و یا در محلهای بین دوستان و همسایگان چنین افتراقی صورت بگیرد که اگر ادامهدار شود گاهی کار خیلی سخت میشود و منجر به ضرب و قتل و امثالذلک میشود. لذا باید بهسرعت کدورتها را اصلاح کرد. روابط را حسنه کرد و حتی بالاتر بعد از اصلاح ایجاد محبت هم کرد. بعضی وقتها فقط اصلاح میکنیم و از هم راضی هستیم اما باید بعد محبت و مودت آن را هم تقویت کنیم و زیاد کنیم.
از آیات شریفه قرآن کریم و همچنین روایات به دست میآید که وحدت بین مسلمین و تحکیم روابط اجتماعی جزو تأکیدات اسلام است. رسول خدا بر آن تأکید داشتند. آیات الهی بر آن تأکید میکند. در آیه اول سوره مبارکه انفال فرمود «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِکُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ». قسمت موردنظر این است که «فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِکُمْ» ای پیغمبر درباره انفال از تو میپرسند تو بگو انفال برای خدا و رسول است و تقوا داشته باشید و بین خودتان صلح برقرار کنید. این آیه شریفه شأن نزولش در جنگ بدر بود. جنگ بدر اولین جنگی است که در تاریخ اسلام واقع شد. رسول خدا برای اینکه مردم را تشویق کند بخصوص جوانها را تشویق کند که در جنگ حاضر شوند فرمودند به اینکه هرکسی مثلاً سران لشکر مقابل را اسیر کند جایزه بیشتری به او میدهیم. جنگ تمام شد علیالقاعده جوانانی که در جنگ حاضر بودند مطالبه بیشتری از غنائم داشتند. از آنطرف مسنترها میگفتند ما پشتیبانی جنگ را داشتیم ما هم کمک کردیم. ما هم درصحنه بودیم. نزاع و کشمکش جزئی پیش امد و بههرتقدیر انتظار غنیمت بیشتر بردن نکاتی را به وجود آورد. ذیل همین آیه مباحث فقهی مطرح است که درجایش باید مطرح شود. لذا اینجا خدای تعالی توصیه به تقوا کرده است و دست کشیدن از نزاع را دستور دادند.
باید نگذاریم حتی بهاندازه کوچکترین لحظهای بین اهل ایمان اختلاف و نزاع باشد. یا در آیه دهم سوره مبارکه حجرات «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» مؤمنین برادران هم هستند لذا باید بین برادران صلح و مدارا و صمیمیت برقرار باشد و اهل تقوا بود که رحمت خدا جاری شود. اگر دقت کنید آیه شریفه زمینهسازی میکند. رابطه شما باهم یک رابطه مساوی است. هردوی شما باهم برادر هستید و در رتبه یکسان هستید. مثل رابطه پدر و فرزند نیست که رتبه آنها یکی نباشد. لذا برادرانه باهم رفتار کنید و صمیمی باشید. اتفاقاً همین آیه دهم سوره مبارکه حجرات در همین روزهای ماه رمضان دوازدهم ماه رمضان سال اول هجری قمری نازل شد و رسول خدا بین خودش و امیرالمؤمنین بر اساس همین آیه پیمان اخوت و برادری بستند که به روح هر دو بزرگوار صلواتی عنایت کنید.
مسئله اصلاح ذاتالبین در مجموعه روایات ما هم آمده است. در نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیهالسلام اصلاح ذاتالبین را از تمام نماز و روزه بالاتر دانستند. در خطبه معروف ۳۸ که مطالب مهمی را حضرت بیان کردند که بعضی از علما و اساتید به شاگردانشان توصیه میکردند خطبه ۳۸ را حفظ کنند بعدازاینکه مولا امیرالمؤمنین از ابن ملجم مرادی ضربه خوردند کلماتی را بهعنوان وصیت برای حسنین علیهماالسلام بیان فرمودند: «أُوصِیکُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَلَّا تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا… وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکُمَا صلى الله علیه واله یَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیَامِ» حضرت در ابتدا سفارش میکنند فرزندانشان را و همهکسانی را که کلام ایشان به آنها میرسد مثل ما که الآن کلام امیرالمؤمنین به ما رسیده است که تقواپیشه کنید و اهل نظم در امور باشید و اصلاح ذاتالبین کنید و فرمودند از جد شما رسول خدا شنیدم که فرمود اصلاح ذاتالبین افضل از تمامی نمازها و روزههاست. البته ذیل این روایت مرحوم علامه مجلسی از قول شیخ طوسی حاشیه زدند که منظور نمازها و روزههای مستحبی است. حتی نمازها و روزههای مستحبی هم که باشد خیلی زیاد است؛ یعنی اهمیت موضوع را میرساند که اگر کدورتی بین افراد وجود دارد در خانوادهها بهخصوص در ماه مبارک رمضان بخصوص تا قبل از شبهای قدر اگر بخواهید دعا مستجاب شود و خدای تعالی نظر رحمت به ما داشته باشد باید کدورتها و بدیهایی که نسبت به هم داریم اینها را کنار بگذاریم تا دعا به اجابت نزدیکتر باشد. عفو کنیم تا خدای تعالی ما را مورد عفو خودش قرار بدهد. اگر عفو نکنیم خدای عفو هم شاید اینجا دست نگه دارد. به هر جهت بین همدیگر رابطه مودت را تقویت کنیم. حضرت اینجا اول تقوا را میگویند بعد نظم در امور را میگویند. بعد به اصلاح ذاتالبین میپردازند. بااینکه خیلی مطالب دیگری بود که شاید به نظر میرسد مهمتر بود ولی حضرت اینگونه بیان کردند. باید کوشش کنیم تا اخوت اسلامی برقرار شود. در بین خودمان و خانوادهمان و جامعهمان.
برای تشویق ما نسبت به این مهم از آن بهعنوان محبوبترین صدقه الهی نام میبرد. «روایتی از امام صادق نقلشده که حضرت فرمودند: عَنْ حَبِیبٍ الْأَحْوَلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیهالسلام یَقُولُ صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذَا تَبَاعَدُوا». صدقهای که خدا دوست دارد اگر بین انسانها مفسدهای شد باهم اختلاف کردند و جدایی بین آنها رخ داد اصلاح بین مردم بهترین صدقه است. اگر به خاطر هر مسئلهای بین آنها جدایی و افتراق افتاد کسی آنها را به هم نزدیک کند صدقهای است که خدای تعالی دوست دارد. لذا سعی کنیم اگر توان داریم که داریم، بعضیها با زبان، بعضیها خود وجودشان اصلاح ذاتالبین میکند این کار را انجام بدهیم. متأسفانه میبینید که در جامعه مقداری این مسائل زیاد شده است. خصوصاً بین تازهعروسها و تازهدامادها باید زودتر نجات داد که قصه سنگین و عمیق نشود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا تا بتوانند در به دست آوردن کمالات نفسانی و معنوی و همچنین کمالات مادی مثل به دست آوردن علم و هنر و صنعت و امثالذلک تلاش میکنند. وقت را به بطالت نمیگذرانند. هم معنویت را تقویت میکنند همه ابعاد وجودی دیگرشان را خود را با این امور قیمتی و باارزش میکنند. مولای ما امیرالمؤمنین در حکمت ۷۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «قِیمَهُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه» ارزش و قیمت هرکسی به چیزی است که آن را خوب میداند. البته طور دیگر هم میشود معنا کرد. قیمت هرکسی به آن هنری است که دارد آن هنر او را قیمتی میکند. مرحوم سید رضی رضوانالله علیه در اینجا درباره این حکمت فرمودند کلمهای است که قیمتی برای آن نمیشود تعیین کرد. هیچ حکمتی همسنگ آن و هیچ سخنی همتای این سخن علی نیست. امیرالمؤمنین با این بیانشان تشویق میکنند که افراد به دنبال یادگیری علم بروند. معرفتشان را زیاد کنند. کمالات دیگری را در خودشان به وجود بیاورند. فضل در خودشان زیاد کنند چون پرارزشترین افراد در نزد مردم کسی است که کمالات بیشتر و هنرهای فراوانی دارد و معمولاً چنین کسی در نزد عقلا و دانشمندان موردتکریم است. برخلاف شخصی که هنر و کمالی ندارد که مورد مذمت هم هست و چون مراتب علمی افراد یکسان نیست فرد عاقل تلاش میکند که خودش را بالاتر ببرد. مناقب و علم خودش و فضیلتهای معنوی و مادی خودش را بیشتر کند و درنتیجه ارزشش بالاتر برود. خدای تعالی توفیق این را بدهد که تقوا در همه ما بیشازپیش بگردد.
پانزدهم ماه رمضان المبارک سال سه قمری امام مجتبی ع به دنیا آمدند. با آن ویژگیهای انحصاری که در وجود نازنین آن امام مظلوم و کریم بود. با توجه به آیه تطهیر که شیعه و سنی اعتراف دارند در شأن خمسه طیبه نازلشده است که یکی از آنها هم امام مجتبی است امام حسن علیهالسلام از هر رجس و پلیدی دور بودند. در دنیا دارای سجایای اخلاقی مثل یتیمنوازی و حسن خلق و کرامت و حلم و صبوری و شجاعت و امثالذلک بود و در آخرت هم زینت بهشت است. رسول خدا علاقه شدیدی به امام مجتبی داشتند و این علاقه را هم ابراز میکردند تا جایی که مردم دائماً امام مجتبی را در آغوش رسول خدا میدیدند. گاهی رسول خدا بالای منبر مشغول سخنرانی بودند امام حسن که بچهسال بود وارد مسجد میشد حضرت از منبر پایین میآمدند و وسط سخنرانی و خطبه او را در بغل میگرفتند و به او محبت میکرد. بعضی وقتها با خودش حمل میکرد بالای منبر کنار خودش مینشاند. دائماً او را مورد محبت و بوسیدن قرار میداد. در یک بیانی سه مرتبه تکرار کردند که خداوندا من او را دوست دارم و هر که او را دوست بدارد نیز دوست خواهم داشت. محبت امام حسن مجتبی در دل همه ما هست خدا انشاءالله زیادتر قرار بدهد. در یک بیانی فرمودند اگر عقل، خود را بهصورت مردی نشان بدهد آن مرد حسن علیهالسلام است؛ یعنی در کمال عقلی به سر میبردند. رسول خدا با این نوع رفتارشان میخواستند مردم را متوجه مسائلی در آینده کنند.
تاریخ امام حسن بسیار مهم است و برای امروز ما درسآموز است. در همین روزهایی که الآن داریم زندگی میکنیم تاریخ امام حسن برای ما خیلی مهم است. اگر تاریخ را خوب نگاه کنید و کرده باشید میبینید که بعد از شهادت امیرالمؤمنین و آغاز امامت امام مجتبی علیهالسلام یک عده دوباره سرکار آمدند. آنکسانی که علیبنابیطالب آنها را سرکوب کرده بود آمدند دور معاویه جمع شدند و یک جبههای تشکیل دادند در مقابل امام مجتبی علیهالسلام تا نظام سیاسی و اقتصادی را به دست بگیرند و با کنترل اقتصاد و سیاست نظام ارزشی و فرهنگی را هم در دست بگیرند و استحاله کنند و مردم را بهنظام جاهلی گذشته برگردانند. کما اینکه این کار از یکزمانی شروعشده بود و وقتی به زمان امام حسین علیهالسلام رسید حسین سلاماللهعلیه وقتی قیام کردند گفتند میخواهند سیره جدم را دوباره احیا کنم؛ یعنی به فاصله ۴۰/۵۰ سال اینها توانستند چنین تغییری را در نظام اسلامی و انقلاب اسلامی پیغمبر به وجود بیاورند.
کار امام مجتبی در این دوران بسیار سخت است. هم باید شیعه را مدیریت کند، هم دین را حفظ کند، هم معارف اسلامی را در جامعه گسترش بدهد، هم در مقابل منافقان و طاغوتیان که قصد از بین بردن نظام اسلامی رادارند بایستد. به دلایل متعددی اقدام به مبارزه مسلحانه و درگیری با معاویه جواب نداد و جواب هم نمیداد. حضرت اقدام هم کردند و آن اقدامشان بیشتر برای اتمامحجت بود که بعضیها بعداً نگویند اگر میجنگیدی ما کمکت میکردیم و پیروز میشدیم. از طرف دیگر ضعف نفسانی اطرافیان، بیتقوایی و وادادگی، دنیادوستی، نگاه سازشکارانه داشتن به قدرت دروغین معاویه که برای او نامه تسلیم مینوشتند و تقاضای مذاکره میکردند از او درخواست میکردند و میگفتند تو حاضر باش ما هم حاضر هستیم. بعضاً نقاط ضعف سیستم مدیریتی امام حسن را به دشمن اطلاع میدادند. همان کارهایی که در زمان ما انجام شد. گفتند اگر میخواهید بر جمهوری اسلامی موفق شوید تحریم اقتصادی کنید. در فتنه ۸۸ یک عده این کار را کردند. نتیجهاش تنها گذاشتن امام شد. در تاریخ خواندهاید که اطرافیان امام چگونه بودند. یک شخصیت ویژه به نام عبیدالله بن عباس که فرمانده لشکر حضرت بود روی او خیلی حساب میشد با ۱۲٬۰۰۰ نفر و ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ درهم به سپاه معاویه پیوست. بالاخره کار را بهجایی رساندند که حضرت بهناچار وارد مذاکره شد و صلح را برای بقای شیعه و روشنگریهای بعدی پذیرفتند؛ اما امام دائماً تذکر میدادند که بدانید معاویه به تعهداتش عمل نخواهد کرد. در یک بیانی به این تعبیر فرمودند به خدا قسم اگر من تسلیم شوم این مسئله تمام نخواهد شد و به من خواهند گفت دین جدت را کنار بگذار.
درست مثل الآن آن است. اینکه گفتم خیلی شبیه است توجه کنید الآن میگویند برجام. برجام را قبول کردیم میگویند موشک. موشک را قبول کردیم حقوق بشر. حقوق بشر را قبول کردیم ولایتفقیه. همینطور خیلی شبیه این دوران است. یک عده هم به امام فشار میآوردند که تسلیم شویم. معاویه پایبند به تعهداتش است. امضای او معتبر است. با تعبیرات امروز دارم بیان میکنم. اتفاقاً امام مجبور به صلح شد که آن صلحنامه خودش مفصل است که چگونه عمل شد. بلافاصله بعدازاینکه صلحنامه امضا شد معاویه صلحنامه را پاره کرد و زیر پایش انداخت. به مفاد آن متعهد نماند. همه آن چیزهایی که امام حسن مجتبی پیشبینی میکرد هم اتفاق افتاد. آیا نباید از تاریخ درس بگیریم؟
وقتی کار در اختیار افراد متدین و متعهد و باانگیزه انقلابی و مؤمن به اهداف بلند انقلاب نباشد رهبر و فرمانده امام مجتبی هم باشد نتیجهاش عزت سوزی خواهد بود. کار سخت میشود. در این فضا که افراد همکاری نمیکنند انقلابیون یا شهید شدند یا خانهنشین شدند. عدهای لیبرال ترسو و منفعتطلب که ارزشی برای مردم قائل نیستند کار را به دست گرفتند، آیا تقصیر را باید به گردن امام انداخت؟ و بگوییم که امام جامعه مقصر است و چرا اقدام ندارد؟ زبان به یاوهگویی دراز کنند. به امام توهین کنند. کما اینکه کردند و او را مذل المؤمنین گفتند. سجاده از زیر پای امام مجتبی کشیدند. همان کسانی که پشت سرش نماز میخواندند یا مذل المومنین به او گفتند. خنجر بهپای مبارکش زدند. خمیه اش را غارت کردند. گفتند تقصیر توست. آن مقدماتی را که عرض کردم ببینید کار به کجا کشیده میشود.
این دوره که ما در آن هستیم عدهای روش کارشان اموی است. با سخنرانی و رسانه و غوغا سالاری و فضای مجازی در مردم این باور را به وجود آوردند که اگر با کدخدا مذاکره کنیم و ارتباط داشته باشیم مشکلات اقتصادی حل میشود. رهبری هشدار دادند و کجی مسیر را و غیرقابلاعتماد بودن دشمن را تذکر دادند و دعوت به عبرت گرفتن از تاریخ کردند و بالاخره با شرایطی که همه میدانید و مطرح کردند و دیگران هم توجه نکردند به آن شرایط که عملیاتی شود و خطوط قرمزی که مطرح بود آنها را هم رد کردند اجازه فرمودند که بالاخره مذاکره صورت بگیرد و چیزهایی امضا شود؛ که اگر این کار صورت نمیگرفت و اجازه نمیدادند قطعاً یک عده سروصدا راه میانداختند و به خیمه امام حمله میکردند و سجاده از زیر پایش میکشیدند که ما میخواستیم مشکلات مردم را حل کنیم شما نگذاشتید. رهبری پذیرفتند تا اتمامحجت بشود و چهره دشمن برای همه کاملاً آشکار شود که شد؛ و امروز میبینیم که حتی بعضیها که دفاع میکردند دیگر دفاعی ندارند؛ اما برای فهمیدن اینکه چه جریانی پیش روی ما بود میبینید که چه خسارتی به جامعه و اقتصاد زده شد که جبران آن طول میکشد؛ و متأسفانه هنوز هم عدهای با روشن شدن اینهمه دشمنی باز بر طبل مذاکره با شیطان این شیطان خبیث و دوستی با دشمن عنود و لجوج میکوبند. این حرفها تکرار اشتباه دوران امام حسن است که عدهای میگفتند اگر تسلیم شویم دشمن دست از دشمنیاش میکشد و مشکلات اقتصادی ما حل میشود و سختی معیشت ما درست میشود و رفاه و گشایش در امور میآید.
امام حسن علیهالسلام تعبیراتی دارند فرمودند: من میتوانم بروم به عبادتم مشغول بشوم این راحتترین کاری است که میتوانم انجام بدهم اما نمیروم زیرا از الآن دارم فرزندان شمارا میبینم که مثل گداها صفکشیدهاند درب خانه فرزندان این دشمنان از آنها آب و غذا گدایی میکنند و آنها حتی به فرزندان شما آب و غذا هم نخواهند داد. ببینید در تحریمها چگونه برخورد میکنند. دارو را از مردم منع میکنند. مواد حیاتی را اجازه نمیدهند. درست در همان دورانی که خیلی چیزهای دیگر را اجازه میدادند دارو را اجازه نمیدادند. مواد اولیه را اجازه نمیدادند. بروید تاریخ را بخوانید اما درست بخوانید. نگویید که امام حسن مذاکره کرد ما هم میخواهیم مذاکره کنیم. امام حسین مذاکره کرد ما هم میخواهیم مذاکره کنیم.
یک عده لیبرال ازخدابیخبر کجفهم گنگ کاری کردند که اگر کسی شعارهای اول انقلاب را هم بخواهد تکرار کند، از استکبارستیزی و مستضعفین بگوید، مخالف با تجملات و تشریفات باشد، بخواهد جلوی خسارت به بیتالمال را بگیرد، جلوی زراندوزیها را بگیرد و تذکر بدهد و روشنگری کند، متهم به تندروی و داغی و افراطی میشود. میگویند اهل تعامل نیست. تعامل باکی؟ تعامل با چی؟ تعامل سر چی؟ میدانید بابیان این آقایان امام حسین علیهالسلام تندرو است. افراطی است. چون با بودن اینهمه مسلمان و پیرو اهلبیت که صدها هزار نفر بودند در زمان امام حسین ع چرا تعداد یاران امام حسین آنقدر محدود بود؟ چون تندروی داشت. والا باید جمعیت زیادی دور خودش جمع میکرد. خیلیها باید دنبال امام راه میافتادند اما چون حرکت امام حسین مشخص بود انقلاب بود و بوی خون میداد و بوی تغییر میداد بوی مبارزه با خیلی از آن چیزهایی که عوضشده بود از زمان پیغمبر را میداد همانهایی که نجومی بگیرانی بودند که مزه دنیا زیر دندانهایشان خوش آمده بود و همانهایی که دنبال آقایی و آقازادگی و مرید بازی و این مزخرفات بودند به نصیحت کردن و راه درست به امام نشان دادن پرداختند. گفتند حسین جان نرو میکشند. زن و بچهات را اسیر میکنند. فقط تعداد کمی حضرت را تبعیت کردند. البته واقعه کربلا اسلام را تا قیامت زنده نگهداشته و خواهد داشت.
الحمدالله مردم ما درصحنه حضور دارند و تا وقتیکه مردم درصحنه هستند بزرگترین قدرت دنیا در اختیار مردم است. ما از امروز بااینهمه نهی صریح رهبر معظم انقلاب و تأکید دلسوزان نظام و انقلاب هم اصرار و پافشاری بر ارتباط گرفتن با استکبار و شیطان بزرگ را خیانت به ملت و ضربه بهنظام اسلامی میدانیم. از مسئولین میخواهیم در عرصه بینالمللی و دیپلماسی برای رسیدن به آنچه به مصلحت ملت است حکمت و عزت و اقتدار را از دست ندهند.
سخنان رهبر معظم انقلاب را در دیدار با کارگزاران نظام و تذکرات که بیان فرمودند قطعاً ملاحظه کردید. از مهمترین مطالب ایشان مسئله جنگ با آمریکا بود که واقع نخواهد شد. عدم مذاکره با دشمن و اینکه راه پیروزی مقاومت در برابر استکبار است. چرا ایشان این حرفها را تکرار میکنند؟ دریکی دو سال گذشته ببینید که چند بار تکرار شده است. چون عدهای باز از سایه جنگ سخن میگویند و اینکه برای دور کردن جنگ از سر ملت باید مذاکره کنیم. در نوبت قبلی توان هستهای را از خود دور کردیم. با همین سایه جنگ و بهجای آن چند برابر تحریم شدیم و فشارها مضاعف شد. تهدید هم شدیم. سپاهمان را هم تروریستی اعلام کردند. حالا دوباره میگوید جنگ سایه انداخته است و به موشکهای ما طمع دارند. چقدر عدهای احمقانه فکر میکنند. من بخواهم کلامشان را واضحتر بیان کنم که همه بفهمند بچهها هم متوجه بشوند که البته همه متوجه هستند این است که دشمن میخواهد به ما حمله کند ما بهجای اینکه بایستیم و دفاع کنیم برویم سلاحهایمان را هم بدهیم تا با ما کاری نداشته باشند. خود دشمن میگوید که من قصد حمله ندارم. قصد جنگ ندارد اما بعضی از بوقهای خبری در داخل القای جنگ میکنند. عده هم برای پاسخگویی در سوء مدیریت بر ترس از جنگ تأکید میکنند. لذا شنیدید رهبر معظم انقلاب مذاکره را در این شرایط سم خواندند و فرمودند هیچ ایرانی باشعوری به دنبال مذاکره نمیرود. خیلی این تعبیر عجیبی است. حالا ببینید چه کسانی حرف از مذاکره میزنند. هر کس حرف از مذاکره زد بدانید که بیشعور است و بدانید که ایرانی نیست. به تعبیر رهبری که فرمودند هیچ ایرانی باشعوری…
ببینید یمن را که چگونه چهار سال است از حیثیت خودش دارد دفاع میکند. دیروز آنهایی که خودشان را خادمان حرمین شریفین میدانند جنایتکاران پلید سعودی که صهیونیست صفت هستند، مناطق مسکونی را در روز ماه مبارک رمضان بر سر مسلمانان مظلوم یمن خراب کردند و عدهای را به شهادت رساندند. بعد هم گفتند ما مراکز نظامی را زدیم. این مقاومت در برابر حملات وحشیانه آمریکایی صهیونیستی که از آستین سعودیها درآمده است و حملات پهبادی یمنیها که رعب در دل دشمن انداخته این مقاومت ستودنی است. به فضل پروردگار بهزودی شاهد مفتضح شدن استکبار و آل سعود در یمن خواهیم بود انشاءالله.
بله در ایران هم یک عده از روی ترس و بعضی از روی جهل و بعضی دیگر خیانت حرفهایی میزنند تحرکاتی دارند چراغهایی را برای بیگانگان خاموش و روشن میکنند. وقتی مدیر و مسئولی در افطار سفارت انگلیس در این شرایط بحرانی که آنها دندانتیز به ما نشان میدهند و به آمریکا کمک میکنند شرکت میکنند ناچار است فرمانها دیکته شده آنها را هم در لحظات خاص و اوقات مناسب به مردم القا کنند. دانسته یا ندانسته عامل دشمن باشند؛ اما دشمنان ما و بخصوص آمریکا بشنوید ملت رشید ایران نه اهل ترسند و نه اهل سازش با بیگانگان. پس بدانید اگر کجخیالی کنید با حملات برقآسا و پیدرپی غیورمردان رشید لشکر اسلام هستیتان را به باد خواهید داد.
تازگیها حرفهایی زده میشود و پیشنهادهایی میشود که جای تعجب دارد. یکی برای از بین بردن اختلافات که اصل اختلاف دروغ است و چنین چیزی وجود ندارد پیشنهاد میدهد که ریاست جمهوری و رهبری باهم ادغام شوند. شرط مرجعیت را هم برداریم اختلافات حل شود. هرکدام از مردم سه چهار سال حاکم شوند و بروند. این دعواها سر چیست؛ یعنی گوینده اساساً مدل اداره جامعه و نظام حکومتی اسلام را نفهمیده است و اعتقادی هم به قانون اساسی ندارد. قانون اساسی میثاق ملی است. دیگری سخن از اختیارات بیشتر و قدرت گستردهتر برای رئیسجمهور میزند. قدرت رئیسجمهور کم است قدرتهایش را زیاد کنیم. باید عرض کنم که وقتی سوء مدیریت بود و نداشتن برنامه و عزم جدی برای برطرف کردن مشکلات بود، اختیار بیشتر داشتن هم ثمری ندارد. مگر اختیار رئیسجمهور کم است؟ در طول این ۴۰ سال با کدام اختیارات کشور را اداره کردند؟ با همین اختیارات بوده است. آن چیزی که امروز لازم است برای نظام ما عزم جدی برای برطرف کردن انواع مشکلات مردم است. باید بدون توجه به بیگانه باانگیزه جهادی و انقلابی وارد میدان خدمت به مردم شد و از داشتههایمان استفاده کنیم. جوانها را به کار بگیریم. فرهیختگان را به کار بگیریم. منابع طبیعی و خدادادی که در اختیارمان هست را به کار بگیریم. مدیریت صحیح داشته باشیم تا از این مرحله عبور کنیم. کما اینکه تا حالا با سختیهایی که داشتیم این پیروزیها را به دست آوردیم.
مناسبتهای دیگری که داریم که باید برای هرکدام از آنها حرف زیاد زده شود که وقت نیست ۲۷ اردیبهشت روز ملی ارتباطات است گرامی میداریم. به همهکسانی که در این عرصه فعالیت دارند بخصوص روابط عمومیها خدا قوت میگوییم و انشاءالله کارشان را با دقت و صلابت انجام دهند.
۳۰ اردیبهشت روز جهانی جمعیت است. راجع به موضوع جمعیت باید مفصل بحث کرد. جمعیت یعنی امنیت ملی. یکی از مهمترین شاخصها در قدرت ملی کشور که بهشدت از آن صیانت میشود و باید صیانت کرد منابع انسانی و جمعیت است. لذا کسانی که با اسلام دشمنی دارند روی کمیت جمعیت و کیفیت افراد تمرکز و برنامه دارند که نه جمعیتی توسعه پیدا کند کسانی هم که هستند کیفیت لازم را نداشته باشند. انسانهای دانشمند عالم فرهیخته نباشند. ضعیف و تضعیفشده و مستضعف باشند. لذا تلاش میکنند بر کم کردن جمعیت ایران. روی موضوع خانواده و ارتباطات فامیلی که اسلام به آن اهمیت میدهد متمرکز هستند. فیلم میسازند، تئاتر درست کنند، شعر میخوانند، سند درست میکنند، پروتکل درست میکنند. الآن بعضی از همین فیلمهایی که امسال در جشنواره اکران شد بعضیهایش هم الآن دارد میرود روی پرده ببینید قسمت زیادی از آن نظام خانواده را نشانه رفته است. ارتباطات بین همسران را نشانه رفته است. نتیجه آینده اینگونه فیلمها آن است که نسل از بین برود. آقایان بصیر باشند با کنترل جمعیت متمرکز شدند این امور را از بین ببرند. خانواده را از بین ببرند. ارتباطات فامیلی را از بین ببرند.
امروز با همه تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب دارند و داشتند کارشناسان جمعیت گفتند و میگویند و چند سال است که سیاستهای کلی جمعیت هم ابلاغشده است باز پایینترین نرخ باروری در جهان اسلام مربوط به ایران است. چرا اقدام جدی صورت نمیگیرد؟ حتی متأسفانه در رسانه ملی برنامهها و فیلمهایی که میبینیم برخلاف این مسیر توصیه میکنند. این را قبلاً عرض کردم تکرارش بد نیست آنطور که متخصصین میگویند زمان قابلاطمینان باروری بین ۱۷ سال تا ۴۴ سال است که حتی میگویند زنها در ۴۰ و پنجسالگی یکبار دیگر اولاد دار شوند تا ۱۴/۱۵ سال پوکی استخوان آنها عقب بیفتد. من مطالعه کردم و مقالات ایشان را خواندم. توصیه میکنند. بعد توصیهای که به کشور ما میکنند میگویند بین ۲۵ سال تا ۳۵ سال. الآن خانمهای که در سن ۳۰ و پنجسالگی باردار میشوند خوف آنها را میگیرد. میگویند بچه ما مونگول میشود. یکجور القا کردند که آنطرف مونگول نمیشوند اینطرف مونگول میشوند؟ نقشه و توطئه است. اگر دوران باروری بگذرد کاری از کسی ساخته نیست. مردان ما و خانمهای ما سنشان از باروری بگذرد. اگر به دنبال تمدن نوین اسلامی هستیم تمدن بدون جمعیت نمیشود. باید جمعیتی باشد تا ثروت و قدرت بیاورد و تمدن شکل بگیرد. اگر جمعیت کم باشد رونق تولید هم از بین خواهد رفت. جمعیت اگر کم باشد کشاورزی از کار خواهد افتاد. روی همه بخشها اثر میگذارد. یک کارشناس میگفت یکی از دلایلی که میتوانیم بفهمیم چرا اسرائیل ۲۵ سال دیگر نخواهد بود همین است چون آنها نرخ جمعیتیشان کم است. در مقابل فلسطینیها بیشتر است. آرامآرام در سالهای آینده جمعیتی نخواهند داشت. نیروهای انقلابی و ارزشی روی این قصه کار کنند. این را وظیفه عبادی بدانند. ما که نمیتوانیم سرباز از کشورهای دیگر وارد کنیم. نمیتوانیم دانشمند وارد کنیم. نمیتوانیم عالم و فرهیخته وارد کنیم. نمیتوانیم انسانهای موردنیازمان را از کشورهای دیگر وارد کنیم. باید خودمان تولید داشته باشیم. راجع به تولید گندم باید بگوییم، راجع به تولید اولاد هم باید بگوییم. مواظب باشید چون دشمن در هر دو دارد کار میکند.
۳۱ اردیبهشت هفته کمک به محرومان و مستضعفان است. یک خرداد روز بهرهوری و بهینهسازی مصرف است. دوم خرداد هفدهم رمضان معراج پیغمبر خدا است که هرکدام از اینها مطالبی دارد که وقت گذشت.
|
| 1398/2/20 | 1398/2/20عفت زدایی از جامعه برنامه دشمن برای تباهی نسلها است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه232
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
خواهران و برادران ایمانی خودم و شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم که همه ما مسیری را طی میکنیم و بهجایی میرسیم که بهترین توشه آن تقواست. متقین رفتار خود با دیگران را و روشی که باید داشته باشند، یعنی سبک زندگی و معاشرت خود را طبق دستورات اهلبیت انجام میدهند. بحث در این بود که ما کاری کنیم که فرج و گشایشی در کار مؤمن ایجاد شود، اگر مبتلابه گرفتاری شده است مشکل او را حل کنیم یا کم کنیم.
به تعدادی از روایات جلسه قبل اشاره کردم برای تتمیم بحث به بیانی از امام رضا علیهالسلام اشاره میکنم که فرمودند: «مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ الْقِیَامَه» کسی که گشایشی برای مؤمنی ایجاد کند، خداوند گرفتاریهای قیامت او را برطرف میکند. حل مشکل قیامتی هدیه مهم و بزرگی است که بهعنوان پاداش عمل نیک به انسان داده میشود. همه باید در این امور پیشتاز باشیم. یکی دیگر از وظائفی که اهل ایمان نسبت به هم دارند این است که با یکدیگر با احترام و لطف و محبت برخورد کنند.
دراینباره هم روایات فراوانی داریم. جمیل بن دراج میگوید از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: «إِنَّ مِمَّا خَصَّ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ أَنْ یُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ وَ إِنْ قَلَّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِالْکَثْرَهِ» یکی از چیزهایی که خداوند به مؤمن اختصاص داده و برای مؤمن قرار داد، این است که (از هر راهی) به او میفهماند باید نسبت به برادران مؤمنش نیکی کند هرچند آن نیکی به مقدار کم باشد؛ و ملاک نیکوکاری انسان به فراوانی کار نیک نیست؛ و به همین جهت خدای تعالی در مقام تعریف از بعض بندگانش در قرآن کریم در قسمتی از آیه ۹ سوره مبارکه حشر فرموده است: «وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» و دیگران را بر خود مقدم میدارند (ایثار میکنند) هرچند خودشان بسیار نیازمند باشند و کسی که خود را از بخل نفس حفظ میکند و لااقل به مقدار کم هم که شد به دیگران کمک میکند؛ از رستگاران است؛ یعنی کسی که خداوند را اینگونه شناخت و به دیگران شناساند، خداوند او را دوست خواهد داشت و کسی که خدا او را دوست داشته باشد به غیر حساب به او در قیامت پاداش میدهد. بعد امام علیهالسلام به جمیل میفرماید: «یَا جَمِیلُ ارْوِ هَذَا الْحَدِیثَ لِإِخْوَانِکَ فَإِنَّهُ تَرْغِیبٌ فِی الْبِرِّ» این روایت را برای دیگران بگو و نقل کن تا آنان هم تشویق به کار نیک شوند. اینجا مرحوم علامه مجلسی میفرماید: از طریق عامه و خاصه روایتشده که آیه مبارکه در مورد امیرالمؤمنین علیهالسلام نازلشده است. علیایحال امام صادق با تمسک به این آیه شریفه میفرماید که نیکی کردن لازم نیست که کثیر باشد بلکه قلیل هم اگر باشد کفایت میکند. درنتیجه خدمت کردن در حق برادران دینی یک تفضل الهی است که به نیکوکار عنایت میشود؛ و شخص عاقل باید از چنین فرصت هائی برای کسب ثواب و فضیلت استفاده کند.
«عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ، عَنِ الْمُفَضَّلِ: عَنْ أَبِی عَبْدِاللّهِ علیهالسلام، قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیُتْحِفُ أَخَاهُ التُّحْفَهَ» مؤمن همواره به برادر مؤمنش تحفه میدهد. «قُلْتُ: وَأَیُّ شَیْءٍ التُّحْفَهُ؟» مفضل میگوید پرسیدم معنی تحفه چیست؟ «قَالَ: مِنْ مَجْلِسٍ وَمُتَّکَاً وَطَعَامٍ وَکِسْوَهٍ وَسَلَام. الْجَنَّهُ مُکَافَأَهً لَهُ» فرمود: در یک مجلس به او جا میدهد یا تکیهگاه خود را به او تفویض میکند یا از غذای خود به او میدهد یا لباس و پوششی به او هدیه میکند و یا در برخورد با او به او سلام میکند. در این صورت رسیدن به بهشت و مقام بلند نتیجه و پاداشی است که به او میدهند.
تذکر و نکتهای را اینجا عرض کنم و آن اینکه باید توجه داشته باشیم؛ اعمال ما ازنظر رسول خدا و اهلبیت -علیهمالسلام- پنهان نیست و به این بزرگواران عرضه میشود که خودش بحث مستقلی دارد. رسول خدا فرمودند: من همانگونه که در حیاتم برایتان نعمت هستم بعد از مرگم هم برای شما رحمت هستم گفتند یا رسولالله رحمت بودنتان در زمان حیات روشن است چون تا وقتی شما در بین ما هستید خداوند عذاب نازل نمیکند؛ اما بعد از مرگ چگونه بر ما رحمت هستید؟ آن حضرت فرمودند: هفتهای دو بار نامه عمل شمارا نزد من میآورند و از اعمالتان خبردار میشوم و اگر اعمال شما خوب باشد از شما خوشحال میشوم و برایتان دعا میکنم و اگر اعمالتان بد باشد برایتان طلب مغفرت میکنم. انشاءالله ما از مصادیق دعا و طلب مغفرت پیامبر باشیم.
یکی دیگر از موارد توجه به مؤمنین، خیرخواهی برای آنهاست که به باب نصیحت المومن تعبیر شده است، یعنی مؤمن را هدایت کنیم به آنچه مصلحت دنیا و آخرت اوست. روایاتی هم دارد. نمونهای را در این نوبت عرض میکنم تا ادامه در جلسه بعد باشد به قید حیات انشاءالله. مرحوم کلینی در کافی قول از امام صادق -علیهالسلام- نقل میکند که «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُنَاصِحَهُ». تکلیف است بر مؤمن نسبت به برادر دینیاش که او را نصیحت و راهنمایی و ارشاد کند. مثلاً او را تعلیم دهد، از غفلت نجات دهد، در کنارش بایستد و از عزت و آبرو دفاع کند، ضررهای او را دفع کند و امثال ذالک.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به دنبال علم و آگاهی هستند و برای رسیدن به علم از هیچ تلاشی دریغ ندارند ولو ناچار شوند برای به دست آوردن علمی از منافق و کافر درخواست کنند. طبق روالی که داریم باید حکمت ۷۴ را برای شما ترجمه میکردم اما به دلیل اینکه مفصل بود در فرصتی دیگر این حکمت را برای شما خواهم گفت. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۷۵ از حکم نهجالبلاغه تذکر فرمودند: «خُذِ الْحِکْمَهَ أَنَّى کَانَتْ فَإِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ». حکمت را هرکجا باشد فراگیر، که حکمت گاه در سینه منافق است (چون حکمت و باید در سینه منافق باشد شروع میکند به حرکت کردن) و همچنان در سینهاش مىجنبد تا بیرون آید و در سینه مؤمن، کنار دیگر حکمتها آرام گیرد.
بعضی وقتها منافق شروع میکند به حرف زدن و مطالبی را میگوید که ناب است و اهل ایمان آن مطالب را میگیرند و در جای خودش قرار میدهند. این دستور امام است در اهمیت کسب علم و حکمت، اهتمام داشتن و تحمل سختیهای مادی و معنوی کردن برای رسیدن به علم و عالم و حکیم شدن، لذا فرمود؛ حکمت را ولو از منافقان بیاموزید و برای روشن شدن مطلب، توضیح دادند که سینه منافق جای مناسبی برای حکمت نیست، آرامش ندارد و مضطرب است تا اینکه در جای مناسب و محل اصلی خودش که دل مؤمن است قرار گیرد. خداوند همه ما را عالم به وظائف و عامل به دستورات الهی بگرداند.
ایام پر خیروبرکت ماه رمضان را به شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم همگی این لحظات ناب را قدر بدانیم و در جهت رشد معنوی خود استفاده کنیم. این فرصتها وقتی تکرار میشود، نعمت ویژهای است که باید ویژه شکرگزاری کرد. بهترین تشکر از خدا، استفاده صحیح از نعمتهاست. ارتباط خود را باخدا بیشتر کنیم، حدود الهی را بیشتر رعایت کنیم، متولیان فرهنگی در برنامهریزیهایی که برای این ایام دارند مسیری را طی کنند که موجب تقویت ایمان و معنویت میشود. حرمت ماه مبارک را حفظ کنیم. روایات را ببینید که چقدر سفارش کردهاند در رابطه با ارتباط باخدا، برگشتن و انابه داشتن به سمت خدا، دعا و قرآن و استغفار را وسیله تقرب الی الله قرار دادن و چون روزه گرفتن بعد حیوانی انسان را ضعیف میکند زمینه ارتباط قویتر میشود.
با توجه به نکاتی که عرض شد نمیدانم عدهای چگونه فکر میکنند و از کجای سفارشات اسلامی درآوردهاند که با مطربی و جلسات لهو و لغو و بیهودهگوئی و تقلید صدا و غفلت و بیخبری به اسم جشن رمضان میتوان در این شبهایی که دیگر تکرار نمیشود به خدا نزدیک شد. بعد مکان میدهند و بیتالمال را هزینهی همین خزعبلات میکنند وعدهای سودجوی پولپرست هم که فقط به جیب خود نگاه میکنند به برپائی چنین جلساتی اصرار دارند که باید شادبود. شادباشید، کسی مخالف با شادی نیست اما چرا ایام و زمانهای خاص را خراب میکنید؟ آنوقت فرصت ذکر را تبدیل بهغفلت میکنند و شیطانی را که خدا در ماه رمضان به غل و زنجیر کشیده آزاد میکنند تا بر خود مسلط کنند. خدای تعالی در حرام شفا قرار نداده این را بدانید. آنوقت چطور بعضیها میخواهند با این حرام شفا بگیرند این را بفهمید. بروید اگر هنر دارید حلال طراحی کنید و اجرا کنید.
ظاهراً مؤمنین و حزبالله و ارزشیها هم همه سِر شدهاند و دیگرکسی حرفی نمیزند و به شیطان اجازه معرکهگیری دادهاند. حکم الهی حجاب و عفت بانوان را که به سخره گرفتهاند در وسیله نقلیه، پارکها، معابر عمومی رعایت نمیکنند و متأسفانه دستگاههای ناظر و بازدارنده با حرمتشکنان و هنجارشکنان به هر دلیلی باقوت برخورد نمیکنند. جای تأسف فراوان است که در مسیر طراحیشده دشمن حرکت میکنیم و خود را هم بهغفلت میزنیم از مهدکودک و مدارس و دانشگاهها شروع کردهاند بعد خانواده و خیابان و محل کار و در هر جا که بتوانند ترویج بیبندوباری و عفت شکنی میکنند. بعد آقایان بجای برخورد قانونی و جلوگیری، توجیه میکنند و اصل قضیه را کتمان میکنند.
سال گذشته من راجع به همین موارد در مدارس استان تذکر دادم. نامه دادند که اینطور نیست و کذا و کذا. درحالیکه بنده تا تحقیق کنند و یقین نکنم بیان نمیکنم. اخیراً تخلفاتی که در مدارس صورت گرفته بود و در فضای مجازی پخش شد را دیدید و افتضاح قضیه را متوجه شدید، متأسفانه وزیر مربوطه بهجای پاسخگو بودن اصل مطلب را انکار میکند. بروید اصلاح کنید بچههای ما امانت در دست شما هستند. این بچهها آینده کشور هستند و تمدن سازند. بیانات رهبری را که فراموش نکردید همین چند روز پیش گفتند. چرا اجازه میدهید باسیاستهای غلط این بچهها آیندهشان را از دست بدهند. به وزیر محترم عرض میکنیم اصلاً جای انکار ندارد شما یک سفر کرج بیا و به مدرسه دخترانه روبروی مصلی سری بزن و سؤال کن ببین آیا این قصه در همین مدرسه اتفاق افتاده یا نیفتاده، بنده فیلم این مدرسه را که مادر یکی از دانش آموزان گرفته بود دیدم. از خود آن بچه هم پرسیدم برای من تعریف کرد جای دوری نیست بیا کرج به تو نشان میدهیم. متأسفانه جالب است که گاهی من مواردی را بعدازاینکه یقین میکنم به مسئول مربوطه میگویم تا اقدام کند. بعد گزارش میدهد بررسی کردیم این حرفی که شما میزنید نبوده چنین چیزی نبوده غرضورزی بوده و…
آقایان بفهمید که دشمن قصد نابود کردن باورها و ارزشها، دین و اعتقادات ما را دارد. در حوزه فرهنگ قسمتی را مراکز آموزشی به عهدهدارند قسمتی را سینما و تئاتر و دیگر رسانهها و بعد با فشار اقتصادی قسمت دیگری از سناریوی خود را اجرا میکنند تا مردم را ناامید و خسته کنند و در بعد سیاسی عده دیگری را مشغول میکنند. سخنان رهبرمان را که در جمع قراء قرآن کریم بیان فرمودند با دقت بازبینی کنید دوباره مطالعه کنید و بشنوید به آموزههای قرآن بهعنوان کتاب زندگی و هدایت بشر توجه کنید؛ و اینکه دشمن چگونه طراحی کرده و دشمنی میکند این مسیر را باید دقت کنیم او همهچیز ما را میخواهد از بین ببرد عفت ما را یکجور غیرت ما را جور دیگری جوانهای ما بزرگترهای ما را با اقتصاد باسیاست با تمام قسمتهایی که میتواند اقدام کند اقدام میکند.
در رابطه با ماه مبارک رمضان اصناف و اماکن، وضعیت رستورانها و اغذیهفروشیها در داخل شهر را درست کنترل کنند. گذشته از اینکه همه وظیفه نهی از منکر داریم اما ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی روزهخواری علنى در معابر عمومى را جرم میداند. البته در مکانهای عمومی باید محلی را برای کسانی که عذر دارند قرار دهند. بههرتقدیر احترام ماه خدا را نگهدارید. این ماه ماه عظیم و بزرگی است. در روایت دارد که حتی نگویید رمضان رفت، رمضان آمد. بگویید ماه مبارک رمضان آمد، ماه مبارک رمضان تمام شد. حتی اسم رمضان را هم با بیاحترامی نگویید.
دهم ماه رمضان اول مؤمنه جهان اسلام، امالمؤمنین حضرت خدیجه کبری، همسر صبور و شکور و وقور و دلسوز و همراه و باوفای رسول خدا در سال ۱۰ بعثت از دنیا رفت. ویژگیهای اخلاقی و رفتاری این بانوی بزرگوار و مادر ام الائمه، در تاریخ و نقش او در نشر و گسترش اسلام بهقدری رفیع است که رسول خدا همیشه از او باعظمت یاد میکرد. کسی که خدای تعالی توسط جبرئیل به او سلام میکرد. ۲۵ سال در کنار رسول خدا زندگی کرد و فرزندان رسول خدا همه از او هستند که آلوده به شرک نبود و موحد بود، جالب است بااینکه حضرت همسرانی داشت که از شوهران دیگر فرزند داشتند ولی از رسول خدا فرزند نداشتند. به خاطر شخصیت بینظیر خودش و خانوادهای که داشت پشتوانه مالی و سیاسی رسول خدا بود. در دوران سخت تحریم، سرمایه حضرت خدیجه محاصره اقتصادی را شکست و موجباتِ پیروزیِ مقاومت در شعب ابیطالب را فراهم کرد. او از مصادیق السابقون الاولون است. از تسلیدهندگان دل پیامبر و از بین برنده غم و اندوه رسول خدا بود. اینها که میگویم متن روایات و ذکر تاریخی است. چند روز بعد از وفات ابوطالب که آنهم صدمهای بود برای رسول خدا، حضرت خدیجه وفات کرد که مصیبت رسول خدا دوچندان شد و آن سال را عام الحزن یعنی سال اندوه نامگذاری کردند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان اهلبیت و پیامبر قرار دهد.
نکتهای راجع به بیانیه شورای عالی امنیت ملی، خطاب به ۵ کشور باقیمانده در برجام عرض کنم؛ و آن اینکه وقتی آمریکا شروع کرد به نقض برجام با مصادره اموال ایران و تحریمهای دهساله و تصویب بعض قوانین علیه ایران مثل داماتو و کاتسا و امثال ذالک و بعد هم خروج از برجام و در این اواخر سپاه را تروریست دانست و مردم را هم تهدید کرد. در همه این مراحل ایران میتوانست اقدام متقابل داشته باشد؛ اما متأسفانه آقایان بهجای عبرت گرفتن، امیدشان را به وعدههای توخالی اروپائیها بستند که رهبر معظم انقلاب برای ارتباط با اروپا درباره برجام نُه شرط گذاشته بودند که به آن شروط هم توجه نشد.
اما به حمدالله بعد از گذشت یک سال فرصت دادن بالاخره دست از انفعال کشیده شد و برای دفاع از منافع ملت اولتیماتومی به اتحادیه اروپا داده شد دو ماه فرصت دیگر هم اضافه داده شد، به بیان وزیر امور خارجه در فضای مجازی، ایران طبق تحریم آمریکا نمیتواند مواد غنیشده و آبسنگین را بفروشد، لذا این اقدام فعالانه و قوی نیست اما نشان از خروج انفعال دولت دارد که استقبال میکنیم و حمایت میکنیم و تقویت میکنیم تا اقدامات قاطعتر و محکمتری ببینیم. تا از این خسارت محض نجات پیدا کنیم. اقدام ایران در همین سطح هم بااینکه سطحش زیاد قوی نیست باز کشورهای اروپائی را عصبانی کرده و به هراس انداخته که دیدید بلافاصله اتحادیه اروپا بیانیه داد و اعلام کرد هیچ ضربالاجلی را از سوی تهران نمیپذیرد. همین نشان میدهد که اگر ایران قاطعانهتر و محکمتر وارد عرصه تعاملات شود نتیجه بهتری خواهیم برد؛ و البته عزیزان این را بدانند که مردم ایران در دفاع از منافع ملی با تمام قوا از آنان حمایت کرده و مسئولین را تنها نخواهند گذاشت؛ و راهپیمایی که بعد از نماز خواهیم داشت به حمایت از همین حرکت و قاطعیت بیشتر در عمل است. دولتمردان کشورهای استکباری و بخصوص آمریکا بدانند که ما تا رسیدن به نتیجه مطلوب دست از مبارزه علیه آنان نخواهیم کشید.
نکتهای عرض کنم در جریاناتی که برای کشور پیش میآید دوست و دشمن شناخته میشوند. مسائل حاد منطقهای در اطراف خودمان و مربوط به خودمان که پیش میآید سختگیریهایی که میشود و امثالذلک و در همین جریان بیانیه دیدید چین و روسیه از ایران حمایت کردند. عراق رسماً فشار آمریکا را برای اینکه علیه ایران در تحریمها شرکت کند نپذیرفت. این فضا فضای خوبی است بعد در این فضا که ما کشور مسلمان هستیم و اسلام وطنی هستیم هر جا مسلمان هست وطن ماست یکدفعه آقای مسئولی بلند شده گفته که ما اگر تحریمها فشار بیاورد برادران افغان را بیرون میکنیم. بله ما استدلال شمار امی فهمیم که ازچه منظری میگویید و هدفتان چه بوده. سؤال و جواب مشخص و معلوم است. ولی بفهمید کجا را دارید خراب میکنید. این منظره هائی که شما درست میکنید تماماً غربی است. متأسفانه بعضیها در کسوت مسئول نظام اسلامی درست حرف رئیسجمهور کثیف و پلید آمریکا را میزنند. اگر یادتان باشد گفته بود مهاجران هستند که برای آمریکا مشکل اقتصادی درست کردهاند، نباید وارد کشور شوند آنهایی که هستند را هم باید بیرون کنیم. در دیپلماسی اسلامی این حرفها مردود است هم اسلامیت ما و هم ایرانیت ما اجازه نمیدهد که راجع به مهمانانی که خود پذیرفتهایم پروتکلهایی داریم قراردادهایی داریم. اینگونه سخن بگوییم. این چه ادبیاتی است که بکار میبرید. مدتهاست حرفهای غرب پسند و بیگانه پسند میزنید و نتیجهای هم نگرفتید حالا با کلامتان همسایه آزاری میکنید و قدرت نرم نظام را نشانه رفتهاید؟ میخواهید حرکت بهسوی تمدن سازی اسلامی را به بیراهه بکشانید؟ شما با همین کشورهای همسایه پیمانهای دوجانبه ببندید قسمت زیادی از مشکلات اقتصادی ما حل خواهد شد. دیپلماسی اقتصادیتان را قوی کنید. چرا قدرت نرم نظام اسلامی را به چالش میکشید؟ این چه سخنی است که گفته شد؟ اینها واقعاً جای تأسف دارد که بعضی وقتها از بعضیها شنیده میشود.
مناسبت دیگری که هست ۲۵ اردیبهشت مصادف با ۵ می ۱۹۴۸ میلادی زمانی است که رژیم اشغالگر قدس در فلسطین اعلام موجودیت کرد و این شجره خبیثه را بنیانگذاری کردند و ۸۰۰ هزار فلسطینی را آواره کردند که به نام یوم النکبه مشهور است؛ که نکبت بر اسرائیل باد؛ و این جرثومه خبیث و این غده سرطانی بهزودی از صفحه نقشه و تاریخ محو گردد انشاءالله. در روز جمعه ماه رمضان درحالیکه روزهدار هستید برائت از دشمنان و خائنان به اسلام و دین و اعتقادات از مصادیق بندگی و عبادت خداست و پلیدترین و کثیفترین و خونخوارترین دشمن اسلام و معنویت اسرائیل است لذا آن چیزی که لایق اوست نثارش کنید.
البته ریشه اصلی این نکبت انگلیس خبیث است که سالها قبل از این تاریخ طراحی کرده بود. بحث اینجا مفصل است و وقت کم؛ اما آنچه لازم است بگویم جریاناتی است که الآن در حال اتفاق افتادن است و یکی از مهمترین فعالیتهای دولت آمریکاست به نام معامله قرن که بنا دارند تا پایان ماه مبارک رمضان اجرائی کنند. هدف این طرح آمریکائی ایجاد یک نظم منطقهای باقدرت رژیم صهیونیستی و تمام شدن فلسطین و اعلام قدس بهعنوان پایتخت صهیونیستها و تشکیل کشور کاملاً یهودی است. البته پیروزى مقتدرانه مقاومت فلسطین در جنگ دوروزه که تجاوز اسرائیل را با بیش از ۶۹۰ موشک جواب داد و آنان را به قبول آتشبس وادار کرد نشان میدهد که این طرحها موفق نیستند. باید جهان اسلام با هر توانی که دارد و هر وسیله که میتواند کمک کند و نگذارد معامله قرن محقق شود قطعاً پیروز نهائی این مبارزات طبق پیشبینی رهبر معظم انقلاب با این مجاهدان است و بهزودی مسلمین جهان در قدس شریف نماز جماعت برپا خواهند کرد. انشاء الله.
مسئله دیگری که عرض میکنم و این روزها مردم با آن مواجه هستند احتکار و نگهداشتن کالا و گران کردن آن است که ظلم به مردم است. عمل غیرانسانی و غیرشرعی که عدهای سودجو برای جلب منفعت بیشتر دامن میزنند و عرصه را بر مردم تنگ میکنند. هنوز یک کالایی یک جنسی یکصدایی از گوشهای بلند میشود. مسکن مسئله خاصی است باید بهسرعت دولت و مسئولین ورود کنند و اقدامی را که لازم است انجام دهند. الآن در مسکن در کالاهای اساسی و هر چیزی که بتوانند اقدام میکنند و برای مردم اضطراب و ناراحتی درست میکنند و متأسفانه دولت هم برنامه مدونی ندارد و سودجویان هم این بیبرنامگی اقتصادی را برای خود فرصت دانسته به مردم آسیب میزنند.. دستگاههای مربوطه هم مردم را در این فشار اقتصادی رها کردهاند. باید به داد مردم برسید. چرا نظارت و کنترل را جدی نمیگیرید؟ چرا جو بیاعتمادی و ناکارآمدی درست میکنید. دادستان محترم با جدیت تمام همانطور که تاکنون اینگونه بوده وارد عرصه شوید و با قاطعیت به داد مردم برسید؛ و ابداً به فکر رأفت و رافت اسلامی در این فقره نباشید. کسی که در روزگار سختی به فکر پر کردن جیبش است و برای رسیدن به دنیا پا روی گلوی مردم میگذارد، جایی برای رأفت نمیگذارد. بروید قاطعانه عمل کنید مصادره کنید و آن چیزی را که مصادر کردید در اختیار مردم قرار بدهید تا مردمی به یک گشایشی برسند. دراینبین مفاسد دیگری هم بروز میکند. اختلاس و کلاهبرداری از بیتالمال و اموال عمومی که معمولاً افرادی با همکاری هم مفاسدی به وجود میآورند که با قاطعیت تمام باید برخورد شود؛ و همانطور که قبلاً هم عرض کردم بنده تا جایی که بتوانم برای از بین بردن فساد کمک میکنم و از ملامت هیچ ملامت کنندهای هم هراس ندارم به فضل پروردگار.
آرامآرام به زمان انتخابات نزدیک میشویم. هفت هشت ماهی مانده است زود است که فعلاً نکاتی را بگویم اما تذکرات ابتدایی را میدهیم تا برسیم به آنجایی که باید نکات اصلی را عرض کنم. رفتار افراد در مظان انتخاب را رصد کنید. گاهی شنیده میشود که با تحقیق هم میبینیم درست است که بعض افراد بالاخره کارهایی رادارند انجام میدهند اینها برای شما و ملاکهایی که باید داشته باشید خیلی مهم است الآن میبینید که مجلس ما اوضاعش چطور است. آنجایی که باید ورود کنند ورود نمیکنند، آنجایی که باید دفاع کنند دفاع نمیکنند. آنجایی که باید حرف بزنند حرف نمیزنند. آنجایی که اعلام موجودیت میکنند یا باید موضع بگیرند اول یک عددی میآید، بعد از رأیگیری عدد دیگری میشود. معلوم نیست که چه طور است. این را خودتان چون با دست خودتان انتخاب میکنید باید مواظب باشید. بعضی وقتها افرادی با فشار و تحمیل و تهدید افرادی را در مناصب مختلف جا میکنند که در آینده به اینها کمک کنند و این مصیبتی است که داریم و در این استان دیده و شنیده میشود. و بررسی میکنیم میبینیم درست است مدیرکلی دارد تخلف انجام میدهد داده و گزارش تخلفاتش میرسد که میگوییم باید تغییر پیدا کند و عوض شود ولی میبینیم که یک آقایی در یکجایی دارد وساطت میکند که او بایستد در آنجا و حمایت میشود. توصیه من به ائمه جمعه استان این است که مصداقی در عزل و نصبها دخالت نداشته باشند؛ و اصول کلی را بیان کنند بعضاً شنیده میشود که در عزل و نصبها دخالت میکنند که کار درستی نیست.
نکته پایانی این است که دوستانم را موظف میکند که این را خدمت شما بگویم بنای بر گفتن معمولاً ندارم و آن این است که بالاخره مصلا را از خودتان بدانید و بدانید که خرج و مخارج دارد در ایام ماه مبارک رمضان انشاءالله توفیق این را داشته باشید که هر یکریالی که میدهید اضعاف مضاعف برای شما نوشته میشود در ماه مبارک رمضان مصلا را فراموش نکنید. |
| 1398/2/13 | 1398/2/13مسئولان اجرایی کشور اقتصاد مقاومتی را باور کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه233
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
ای اهل ایمان خودم و همهی شمارا به تقوای الهی دعوت میکنم.
بحث در این بود که اهل تقوا در برآورده شدن حاجات دیگران سعی بلیغ دارند و تا جایی که توان دارند در رفع نیازهای اطرافیان کوشش میکنند.در این رابطه به روایاتی هم اشاره کردم. برای تأکید بیشتر و روشن شدن اهمیت این عمل مستحب به روایات دیگری اشاره میکنم که خود شنیدن این روایات هم فضیلت و برکت دارد.در روایات هست از امام صادق-علیه السلام-که فرمودند: «قضاء حاجت مؤمن نزد خداوند محبوبتر از بیست حج استحبابی است که حجگزار در هر حجی به صد هزار نفر بهعنوان ولیمه حج انفاق کند.» چقدر این بیانات در تشویق مؤمنین به انجام خیر مؤثر است.در تعدادی از روایات برای مقایسه ثواب بیشتر و اهمیت دادن به گرهگشایی از کار مؤمن، با حج مستحبی مقایسه شده است.
ابان بن تَغلِب میگوید شنیدم امام صادق-علیه السلام-می فرمود: «کسی که هفت دور، دور خانه خدا طواف کند، خداوند برایش شش هزار حسنه مینویسد؛ و شش هزار گناه از او محو میشود؛ و شش هزار درجه در بهشت برایش بالا میرود» و ابان گفت از اسحاق بن عمار شنیدم که گفت در آن جلسه کلام امام ادامه داشت و فرمود: «و شش هزار حاجت او در قیامت برآورده میشود.» ابان میگوید در ادامه از امام شنیدم که فرمود: «اگر کسی قضاء حاجت مؤمن بکند از ده طوافِ اینگونه بالاتر است.» این ثواب یک طواف بود این را ضربدر ده کنید، ثواب رفع گرفتاری مؤمن بیشتر است
. مرحوم مجلسی در ذیل روایت میفرماید اینکه میفرماید شش هزار درجه در بهشت بالا میرود ممکن است فکر کنیم که درجات بهشت هم مثل دنیا است ولی اینگونه نیست زیرا قرآن میفرماید: «لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِیَّهٌ.» و در تفسیر این آیه از رسول گرامی روایت میکند که حضرت فرمودند: «این غرفهها طبقات نیستند که رویهم باشند بلکه مثل ستارههایی است که شما میبینید.» به نظرم میرسد باید از خدا طلب کنیم که توفیق دهد بتوانیم مشکلی از مشکلات دیگران را حل کنیم و در ردیف این دسته از نیکوکاران قرار بگیریم؛ و البته خدای مهربان حتی برای دغدغه فکری ما هم ثواب در نظر میگیرد؛ یعنی اگر کسی بخواهد کمک کند و نتواند بازهم ثواب دارد.
روایت از امام باقر- علیهالسلام – است. حضرت فرمودند: «وقتی برادر دینی انسان حاجتی دارد و نزد او میرود ولی تمکن از اینکه این حاجت را روا کند ندارد؛ اما اهتمام قلبی به آن حاجت پیدا میکند و یک مشغلهای برای او میشود و یکدل مشغولی برایش پیدا میشود برای همین اهتمامی که پیدا کرد خداوند او را داخل بهشت خواهد نمود.» پس کمترین اثری که گذاشت ورود به بهشت بود و در روایت دیگر جور دیگری است. مربوط به کسی که بتواند کاری کند و انجام ندهد.
امام باقر-علیهالسلام-خطاب به اسماعیل بن عمار صیرفی در روایت طولانی پرسشهایی را پاسخ دادند در ذیل روایت فرمود: «کسی که برادر دینیاش نزدش بیاید و حاجتی را مطرح کرده و آن شخص هم بتواند این حاجت را روا نماید ولی انجام ندهد خداوند یک مار بزرگ صاحب زهر کشنده بر او مسلط میکند در قبر و همراه او میماند و همواره انگشت دستش را نیش میزند تا روز قیامت همچنان این کار ادامه دارد»؛ یعنی یک عذاب مستمر و دائمی سخت است.
این روایات مربوط به کسی بود که حاجات را برآورده میکند؛ اما در وسائل الشیعه بابی داریم بهعنوان باب السعی فی حاجه المؤمن؛ یعنی کسی که بلند میشود و راه میافتد برای رفع حاجت مؤمن و این با قضای حاجت فرق دارد؛ یعنی ولو نتواند حاجت مؤمن را برآورده نماید چون اهمیت میدهد برای قضای حاجت مؤمن لذا بیبهره از پاداش آخرتی نیست.
در این مورد هم روایات متعدد است تبرکاً به بعضی اشاره میکنم. امام صادق-علیهالسلام-فرمود: «مَنْ سَعَى فِی حَاجَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ فَاجْتَهَدَ فِیهَا فَأَجْرَى اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ قَضَاءَهَا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَجَّهً وَ عُمْرَهً وَ اعْتِکَافَ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ صِیَامَهُمَا وَ إِنِ اجْتَهَدَ فِیهَا وَ لَمْ یُجْرِ اللَّهُ قَضَاءَهَا عَلَى یَدَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَجَّهً وَ عُمْرَهً»؛ «کسی که برای برآورده شدن حاجت برادر مؤمنش کوشش کند و از تمام توانش استفاده کند و به خواست خدا با دستان او حاجت برادر مؤمنش برآورده شود خداوند در پرونده عملش یک حج و یک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجدالحرام و دو ماه روزه همراه اعتکاف در مسجدالحرام را ثبت میکند و اگر از تمام توانش استفاده کند ولی موفق نشود و حاجت برادر مؤمنش به دست او انجام نگیرد خداوند برایش یک حج و یک عمره ثبت میکند.» ملاحظه میفرمایید که در روایت برای موردی که سعی و تلاش به نتیجه هم نرسیده ثواب قرار داده است.
باب دیگری که در این زمینه مطرح است باب تفریج کرب المومن است؛ یعنی کاری کنیم که برای مؤمن فرجی ایجاد شود و غم و اندوهش از بین برود. برای این عمل در روایات پاداش بالایی ذکر کردهاند. «مِسْمَعٍ أَبِی سَیَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ کُرْبَهً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ کُرَبَ الْآخِرَهِ وَ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ ثَلِجُ الْفُؤَادِ وَ مَنْ أَطْعَمَهُ مِنْ جُوعٍ أَطْعَمَهُ اللَّهُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّهِ وَ مَنْ سَقَاهُ شَرْبَهً سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ»؛ «کسی که کاری بکند تا یک مشکلی از مشکلات مؤمنی برطرف شود، خداوند مشکلات و ناراحتیهای آخرت را از او برطرف میکند؛ و از قبر خارج میشود بهگونهای که اعضای بدنش خنک است و عطش ندارد؛ و اگر سیر نماید مؤمنی را خداوند از میوههای بهشت به او میدهد؛ و کسی که یک مؤمنی را سیراب نماید خداوند او را از رحیق یعنی شراب ناب مهرشده بهشتی که فاسد نمیشود و مست نمیکند سیراب مینماید.» که خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ* عَلَى الْأَرَائِکِ یَنْظُرُونَ* تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعِیمِ* یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ* خِتَامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ»؛ «نیکوکاران در بهشت در نعمت هستند روی تختها نشستهاند و نگاه میکنند. وقتی به صورتهای آنان نگاه شود شادی و شادابی در چهرههایشان پدیدار است و سیراب میکنند آنان را از شراب پاک که با مشک و عنبر مهرشده است که هم خنک و هم گوارا است؛ و خوشگذرانی اصلی خوشگذرانی آنجاست.» همه این تنعمات مربوط به کسی است که اندوهی از مؤمن کم کرده است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ* لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ *وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا اهل تدبر و توجه به عواقب کارها هستند و اول و آخر کارها را خوب بررسی کرده میسنجند. امیرالمؤمنین-علیهالسلام-درحکمت ۷۳ از حکم نهجالبلاغه تذکر دادند و فرمودند: «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا.» هرگاه کارها مشتبه و درهم شد، آخر و اولش را باهم مقایسه کنند.
یعنى هر وقت دیدید شروع به کاری سخت است و درست معلوم نیست که چگونه باید آن را انجام داد، در این زمان به نتیجه و پایان کار توجه شود که سختی انتهای کار نسبت به اول آن چگونه است. بالاخره مقدمات کارها، معلوم میکند که نتیجه چه خواهد شد. مثل رابطهای که بین علت و معلول هست اینجا هم اینجور است با تناسبی که بین آن دو وجود برقرار میشود میتوان به نتیجه رسید؛ یعنی اگر در آغازِ کارها، راه و روش دست یافتن بدانها نامعلوم بود و اقدام به آنها دشوار بود، پایانش را به آغازش بسنجید. اگر پایان سخت داشت رها کنید و اگر آسان بود ادامه دهید. خدای تعالی همهی ما را در تقوا موفق بگرداند.
ماه شعبان با همه خوبیها و فضائلی که داشت دامنکشان سپری میشود و دعای همهی ما در این لحظات پایانی این باشد که «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»؛ «خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیدهای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان».
در آستانهی ورود به شهر الله هستیم که با یاران و همراهانش؛ برکت و رحمت و مغفرت آماده پذیرائی از مهمانان خدا میشوند؛ که فرمود «قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ.» ماهی که بهواسطه نزول قرآن ویژگی خاص پیداکرده و اعمال در آن ارزش فراوان دارد؛ این ماه کمک میکند که ما بتوانیم نفس و روح خود را کنترل کنیم.
این ماه، ماه گسترده شدن فضائل اخلاقی و برجسته شدن نیکیهاست. ماه صبر و استقامت و خودسازی است. زبان و دهان و شکم و چشم و گوش و بقیه اعضاء کنترل میشود. ماه مناجات و دعا و ورد سحری و شبهای قدر. ماه توبه و آشتی باخداست. ماه مواساه و مؤاخات و برادری است. ماه افطاریهای ساده و ثوابهای فراوان بردن است. ماه شاد کردن مؤمنان است. ماه خوار و روسیاه کردن شیطان است. ماه حضور پررنگ در جلسات آموزشی، عبادی و جمعه و جماعات است. ماه رسیدگی به ایتام و فقراء و مستمندان است، بیش از ماهای قبل به این امور باید توجه کرد. ماه پیوند با ولایت است. ماه امیرالمؤمنین است و باید پیوندمان را با حضرت بیشتر کنیم.
قبلاً همعرض کردم باز تکرار میکنم که پدر مادرها با فراهم کردن شرایط لازم به روزه اولیها بهخصوص دخترها توجه ویژه کنید که خاطرهای خوش و لذتبخش از روزهداری در ذهن آنان بماند و همدیگر را تشویق به روزهداری و روزه گرفتن کنیم. آنکسانی هم که توان ندارد و مشکل شرعی دارند که نمیتوانند روزهبگیرند درملأعام اقدام به روزهخواری نکنند و دستگاههای مربوطه هم مقدمات لازم را فراهم کنند که زمینه نشر روزهخواری نباشد این خودش یک خلاف شرعی است. سالنهای غذاخوری به قوانین و دستورات مربوطه رسیدگی و توجه کنند؛ در احکام الهی نباید کوتاهی کرد و بهدقت باید عمل کرد. انشاءالله خداوند همه ما را از روزهداران قرار دهد.
حضرت آقا مطالب مهمی که در دیدار با معلمان داشتند را حتماً ملاحظه فرمودید. نکات عمیق و دقیق و کارگشایی است اینکه باید در تربیت سرمایه انسانی تلاش کرد تا پایههای تمدن نوین تقویت شود. معلمان را بهعنوان هویتساز فرهنگی و جهادگران جنگ با جهل نامیدند. مسیر رشد و آموزشوپرورش مطلوب را تکرار کردند که سند تحول است. ریل حرکتی مسیر آموزشوپرورش باید سند تحول باشد اگر کسانی در غیر این مسیر حرکت میکنند مشخص است که به نفع آموزشوپرورش و فرزندان ما کار نمیکنند. باید رصد کرد که آیا در غیر این مسیر حرکت میشود یا نه.
به سند ۲۰۳۰ و خطر آن بهعنوان سرباز سازی برای دشمن اشاره کردند. بعضی بر این باور هستند که اگر با برنامههای پیشنهادی سلطه گران مخالفت کنیم برای ما در دنیا مشکلاتی به وجود میآورند لذا باید تعهدات را ولو ظالمانه هم باشند بپذیریم و متعهد باشیم و همراهی کنیم. وقتی این تفکر مرعوب وادادهی غربزده بیریشه حاکم باشد و قدرت سیاسی هم در دستش باشد دیده میشود بعضی اسناد بینالمللی را بدون طی مراحل قانونی کشور میپذیرند و نظام را با مخاطراتی مواجه میکنند. مثل همین سند ۲۰۳۰ که خیلی مخفیانه پذیرفتند.
سند ۲۰۳۰ را نظام سلطه طراحی کرده و ناظر اجرا هم خودش است. بندهای خطرناکی را بارنگ و لعاب خاص برای نابودی مبانی و ارزشهای فرهنگی و اعتقادی و باورهای دینی ما طراحی کردند؛ و حتی با اسناد بالادستی کشور در تضاد است. البته با زبان شیرین و دنیاپسند به اسم حقوق شهروندی، توسعه پایدار و برابری جنسیتی و نبود خشونت و امثال ذالک جوری بندهای آن چیده شده است که نتیجه آن تبعیت و گوشبهفرمان بودن خواهد بود. هدف سند ۲۰۳۰ این است که روی کودکان و نوجوانان آنچنان کار شود که درنتیجه چیزی را بخواهد و مطالبه کند که خواست استکبار است.
چرا ایران باید با تفکر ناب اسلامی و نظام تربیتی جامع که از وحی گرفتهشده است تابع تفکرات لیبرالیستی و اجرائی شدن آن در کشور باشد؟ چرا آقایان اینقدر این بیتوجهی را ادامه دادید تا رهبری دوباره موضع بگیرند و تذکر دهند؟ همهکسانی که مسئولیتی داشتهاند و درزمینهٔ سند ۲۰۳۰ کوتاهی و اهمال کردهاند که دوباره تذکر داده شود جبران کنند و منبعد هم عذری از کسی پذیرفته نیست و لازم است که دستگاههای نظارتی باقوت به وظیفه عمل کنند.
امروز دیده میشود بعضی از فیلمهایی که در اثر غفلت مسئولین در سینماها اکران میشود و فروش خوبی هم دارند در راستای سیاستهای همین سند طراحی و ساختهشدهاند؛ شما در سینما یک فیلم تماشا میکنید اما این فیلم افکار آن سند را بر روح و قلب شما القا میکند که نتیجه آن این هست که وابستگی به غرب حاصل میشود و کسی هم پاسخگو نیست.
نکته دیگری که فرمودند راجع به روحیه انقلابی گری بود که نباید این روحیه را در مردم و جوانان تضعیف کرد و خدای تعالی از افرادی که این روحیه که میتواند در آموزشوپرورش تحول ایجاد کند را تضعیف میکنند نمیگذرد.
پذیرش نقد را تذکر فرمودند و اینکه دشمن ما از همه طرف به ما حمله کرده و هرروز نقشهی جدیدی در عرصهای جدید میکشد و اجرا میکند. بیانات ایشان در دیدار با معلمان و فرهنگیان را اگر بخواهیم عصاره گیری کنیم؛ چند مؤلفه بیانات ایشان خاص و حساس هست، یک مورد آن مسئله جنگ همهجانبه است که جنگ سخت نیست چون جنگ سخت را فرمودند که تحت کنترل است و همینطور هم هست و آن جنگ نرم است؛ ناتوی فرهنگی و همان چیزی است که سالیان سال است که ایشان بیان میکنند که از همه طرف هم به ما حمله کردند، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی. همه بفهمیم اینکه رهبری میگویند «آرایش دشمن آرایش جنگی است» یعنی چه و وظیفه ما چیست؟ اولاً فرمودند «وحدت کلمه» این نقطه عزیمت و اصل مطلب است که در مقابل دشمن نیروهای خودشان را فرسوده نکنند و ید واحد باشند؛ همه باید اینگونه باشیم؛ و به خاطر اختلاف سلایق کوچک در مقابل هم نایستند.
در مرحله بعد هر بخش از مردم و مسئولین باید بفهمند که چهکار باید بکنند و میدان عملشان کدام است نقاط آسیبپذیر و نفوذپذیر را شناسایی و تقویت کنند نقاط قوت را محکم نگهدارند و توجه تامشان را به تنگههای احد مسئولیتشان بی اندازند.
آن روز (سوم خرداد ۹۵) که جوانان خدمت آقا رسیده بودند؛ ایشان فرمودند: «جوانهای عزیز! بچههای عزیز من! فردا مال شما است، آینده مالِ شما است؛ شما هستید که باید این تاریخ را باعزتش محفوظ نگهدارید؛ شما هستید که این بارِ مسئولیت را بر دوش دارید؛ خرمشهرها در پیش است؛ نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه] در یک میدانی که از جنگ نظامی سختتر است. البتّه ویرانیهای جنگ نظامی را ندارد؛ بهعکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختیاش بیشتر است.»
آن روز که ایشان فرمودند خرمشهرها در پیش است خیلیها توجه نکردند؛ و از همه اینها مهمتر این است که منفعل عمل نکنیم و قبلاً تیم شناسایی و اطلاعات و عملیات ما کارش را درست انجام داده باشد و درهمان زمینه استعداد دشمن و نوع آرایش او و نحوه عملیات او را شناسایی کرده باشد و اگر لازم است از حالت پدافندی به حالت آفندی درآید و زودتر حمله کند این کار را بکند که حمله خودش پیشگیری است.
بههرتقدیر این بیان رهبر معظم انقلاب بسیار مسئولیت ساز است برای همه هم مردم و هم مسئولین و هرکسی که مقداری توان دارد برای دفاع و در این جنگ یعنی امروز نباید حتی از تخممرغ آن پیرزن که در دفاع مقدس همه دارائیاش بود و به میدان آورده بود هم غافل باشیم. اینجا عرض میکنیم آقاجان به شما اطمینان میدهیم که به فضل پروردگار و همت جوانان غیور کشور در این جنگهایی که دشمنان برای طراحی کردهاند، بااقتدار کامل پیروز میدان خواهیم بود.
البته این جنگ با آن جنگ قابلمقایسه نیست چهره دوست و دشمن برای کسی که در این نبرد تخصص لازم را ندارد بهسختی قابلشناسایی است بعضی وقتها همان کسی که ادعائی دارد باید مواظب خود او بودگاهی کسانی که با عملکردشان در سالهای قبل زبان دشمن را بر ما باز کردند و دل رهبر را خون کردند از سیاسیون و مذهبیان و مسئولین و غیرمسئول، در این زمانها نطقشان باز میشود و حرف میزنند. گاهی با چهره خودی دائماً آیه یاس میخوانند و از آینده ناامید میکنند گاهی از بیان آقا که فرمودند آتش به اختیار باشید سوءاستفاده میکنند و امیال خودشان را دنبال میکنند؛ و موارد دیگر که لازم است همه هوشیاری و بصیرت لازم را تقویت کنند و در همه حال گوشبهفرمان فرمانده باشند.
هجدهم اردیبهشت سال گشت دشمنی صریح آمریکا با مردم ایران است یعنی خروج از برجام. بالعیان نشان دادند که عهد شکنند و قابلاعتماد نیستند. نکتهای که مهم است این است که بررسی کنیم چه عوامل داخلی یا خارجی باعث شد که آمریکا بدعهدی خود را علنی کند و از برجام خارج شود و تهدید هم بکند؟ مثلاً در آن مقطع متأسفانه آقایان شروطی را که حضرت آقا فرموده بودند که یکی از آن شروط گرفتن تضمین کتبی و امضای رئیسجمهور آمریکا بود مبنی بر برداشته شدن تحریمها به هر دلیل توجه نکردند.
یا عدهای جوری القاء کردند که همه امور اقتصادی کشور به بودن در برجام بستگی دارد که اگر خارج شویم، ساقط میشویم. دشمن را تحریک به خروج کردند. تصمیمات غلط اقتصادی مثل تصمیمات ارزی و امثال ذالک مؤثر بود… انشاءالله همه فهمیدند که نباید به شیطان اعتماد کرد و دست دوستی داد.
البته بنا بود که خیلی زود مسئله خروج از برجام حل شود و کشورهای اروپائی کمک کنند به مسئله اما یک سال است که معطل کردهاند و از همان اول هم گفته شد نباید به اروپاییها اعتماد کرد و قطعاً هم کاری که منافع امریکا را به هم بزند نخواهند کرد؛ اما امیدواریم که اگر تا قبل از برجام عدهای دلخوش به آمریکا و منتبع بودند؛ امروز چشمشان بازشده باشد که آمریکا قابلاعتماد و اهل تعامل نیست. دشمنِ زیادهخواهی است که اگر در مقابلش انعطاف داشته باشیم بیشتر میخواهد؛ و مسیری که اروپا طی میکند همان مسیر آمریکاست و اعتماد به اروپا هم خسارتبار خواهد بود. اساساً اعتماد به دشمنی که تلاش میکند با ترفندهای مختلف شمارا نابود کند بیمعناست؛ اما ملت همیشه درصحنه ما خوب دشمنش را میشناسد و تا امروز برای عزت و سربلندی اسلام و ایران سختیکشیده شهید و جانباز و اسیر داده اما عقب ننشسته بنابراین تا حصول نتیجه که پیروزی قطعی و حاکمیت و استقرار دولت حق به دستان امام عصر ارواحنا فداه است از پای نخواهد نشست.
حتی بعضیها اینطور القاء میکنند که باید صبر کرد تا یک دولت دموکرات در آمریکا بر سرکار بیاید تا اوضاع برجام خوب شود این هم خامی دیگری است که دارند چون دموکراتها هم در عمل نشان دادهاند که برجام را نمیخواهند؛ و گفتهاند که اگر بخواهند به برجام برگردند باید جمهوری اسلامی از سلاح موشکی خلع سلاح شود و فعالیتهایش در منطقه را کنار بگذارد.
چاره کار اصلاح مشکلات کشور در این است که مدیریت لیبرالی کنار گذاشته شود و انقلابی وارد عرصه خدمت به مردم شوند و جهادی خدمت کنند و در رفع گرفتاریهای متعدد مردم خواب و خوراک نداشته باشند، فکر لیبرالی کشور را زمینگیر میکند. باید مسئولین اجرایی اقتصاد مقاومتی را باور داشته باشند و برای رونق تولید تلاش کنند تا بتوانند اشتغال را فعال کنند. همین سیل اخیر اگر نگاه توحیدی کنیم در لباس نقمت خیراتی را هم به همراه دارد. خانه وزندگی افراد از بین رفته و این احتیاج به تولید دارد لذا باید کارخانهها را فعال کرد و افراد را به کار مشغول کرد، زمینه تولید اقتصادی بهشدت فراهمشده، تولید داخلی را برای مصرف داخلی فعلاً فعال کرد و رونق داد.
و اما مسئله شبکه مجازی که این روزها به خاطر شهادت مظلومانه روحانی همدانی باز داغ شد و کان باید خونی ریخته میشد تا مسئولین مسئله را جدی بگیرند و به آن بپردازند و امیدواریم خون این مظلوم در این عرصه نتیجهبخش باشد. نباید از فضای مجازی بترسیم و منفعلانه و احساسی با آن مواجه شویم. بلکه در این فضای جدید که در زندگی بشر واقعشده باید با دقت تمام فعالانه نقش داشته باشیم و ارزشها و آرمانهایمان را منتشر کنیم؛ و الا حق رقابتی که مردم و جوانان در این عرصه دارند را از بین بردهایم.
البته بیدروپیکر بودن فضای مجازی باعث ناراحتی همه است و این درست نمیشود مگر اینکه همه دستگاههای مسئول وظایف خود را بهدرستی انجام دهند؛ مثلاً اگر وزارت ارتباطات همه وظایف خودش را انجام دهد و بقیه دستگاهها همکاری نکنند بعد هم که اتفاقی بیافتند از او بخواهند این انصاف نیست چراکه همه باید همه باید باهم در این مسیر حرکت کنند، بهترین کار هم این هست که همان دستورات و منویات رهبری راجع به فیلترینگ و هدایت و کنترل در فضای مجازی را جدی بگیریم.
عدهای میگویند در فضای مجازی جایگاه خوبی داریم توضیح دهند سهم ما و تخصص و دانش ما در این پیشرفت و فنآوری چه مقدار بوده؟ سرعت پیشرفت در فضای مجازی لحظهای و ساعتی است و آقایان با چند ماه یکبار میخواهند در این عرصه پیشرفت داشته باشند. باید شبکه پیشرفته ملى اطلاعات داشته باشیم تا مردم بتوانند در این عرصه فعالیت مثبت داشته باشند. باید توضیح داده شود که چرا باید برای مصرف داخلی اینترنت مردم باید هزینه بالاى پهناى باند بینالمللی پرداخت کنند. حتی در بحث دولت الکترونیک که کار انجام میشود که اگر واقعاً احیا شود حرکت بزرگی است بعضی قسمتهای ناامن هست و هنوز مردم در پرداختهای بانکی خوف دارند.
شبکه ملی اطلاعات میتواند به رشد فرهنگی، علمی، اقتصادی و اجتماعی کشور بدون دخالت بیگانگان کمک کند و بسیار هم مهم است. میدانید حضرت آقا از سال ۷۹ راهاندازى شبکه ملى اطلاعات را مطالبه کردند که متأسفانه اهتمام برای دنبال کردن این مهم توسط دستگاههای مربوطه کم بوده و البته ایشان در زمانهای مختلف به مسئولین مربوطه تذکرات را دادهاند مثلاً در دیدار با مسئولین نظام در سال ۹۶ فرمودند: «در مسئلهی فضاى مجازى، آنچه از همه مهمتر است، مسئلهی شبکهى ملّى اطلاعات است. متأسفانه در این زمینه کوتاهى شده، کارى که باید انجام بگیرد، انجام نگرفته؛ این[طور] نمىشود. اینکه ما بهعنوان اینکه نباید جلوى فضاى مجازى را گرفت، در این زمینهها کوتاهى کنیم، این مسئلهای را حل نمىکند و منطق درستى هم نیست. خب امروز فضاى مجازى مخصوص ما که نیست، همهى دنیا امروز درگیرند با فضاى مجازى؛ کشورهایى که شبکهى ملّى اطلاعات درست کردهاند و [فضاى مجازى را] کنترل کردهاند به نفع خودشان و به نفع ارزشهاى موردنظر خودشان، یکى دو تا نیستند. بهترینِ کشورها، قویترین کشورها، در این زمینهها خطّ قرمز دارند؛ راه نمىدهند؛ خیلى از بخشهاى فضاى مجازى اعزامشدهى از سوى آمریکا و دستگاههاى پشت سر و پشتصحنهی این قضیّه را راه نمىدهند؛ کنترل مىکنند. ما هم باید کنترل کنیم؛ این کنترل کردن معنایش این نیست که ما ملّت را از فضاى مجازى محروم کنیم؛ نه معنایش این نیست.»
در بیانیه گام دوم همچنین فرمودند: «ابزارهاى رسانهاى پیشرفته و فراگیر، امکان بسیار خطرناکى در اختیار کانونهاى ضد معنویت و ضد اخلاق نهاده است و هماکنون تهاجم روزافزون دشمنان به دلهاى پاک جوانان و نوجوانان و حتّى نونهالان با بهرهگیرى از این ابزارها را به چشم خود مىبینیم. دستگاههاى مسئول حکومتى دراینباره وظایفى سنگین بر عهدهدارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد.»
خب این درخواست ایشان هست و ما هم از دستگاهها میخواهیم که تو این زمینه مسامحه نداشته باشند و مقتدرانه وارد بشوند، دستگاه نظارتی و پاسخگو وارد بشوند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ *ِانَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ |
| 1398/2/6 | 1398/2/6مساجد پیشگام تحقق بیانیه گام دوم انقلاب هستند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه234
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
متقین در معاشرت و زندگی با یکدیگر سعی میکنند به هم نفع برسانند ولو به باز کردن گرهای از مشکلی که همین کار موجبات خوشحالی مؤمن را فراهم میکند. لذا در دستورات دینی داریم یکی از وظائف اهل ایمان نسبت به هم که مستحب است، ایجاد خوشحالی در دل یکدیگر است که در نوبت قبل به تعدادی از روایات و ثواب و پاداش فراوانی که داشت اشاره کردم. برای خوشحال کردن دیگران لازم نیست کارهای بزرگی انجام بشود. کار درست کنند و خانه بخرند و امثال ذالک که اگر آنها را هم کسی انجام بدهد قطعاً خوب است. بلکه با کوچکترین عمل هم محقق میشود با ثواب هائی که خواهد داشت.
دربیانی امام صادق علیهالسلام فرمودند: «أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ إِنَّ الْعَبْدَ مِنْ عِبَادِی لَیَأْتِینِی بِالْحَسَنَهِ فَأُبِیحُهُ جَنَّتِی فَقَالَ دَاوُدُ یَا رَبِّ وَ مَا تِلْکَ الْحَسَنَهُ قَالَ یُدْخِلُ عَلَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ سُرُوراً وَ لَوْ بِتَمْرَهٍ قَالَ دَاوُدُ یَا رَبِّ حَقٌّ لِمَنْ عَرَفَکَ أَنْ لَا یَقْطَعَ رَجَاءَهُ مِنْکَ». ممکن است بندهای نزد من بیاید و حسنهای انجام داده و من بهشت را برایش مباح میکنم. (وقتی رفتی به بهشت هر منطقهای را که خواستی انتخاب کن) داوود گفت یا رب این چه حسنهای است که بهتنهایی پاداش بهشت دارد؟ فرمود: بنده من مؤمنی را خوشحال کرده ولو به یک خرما. (مثال به خرما به خاطر کممقدار بودن است بخصوص در آن زمان در آن محیط) حضرت داوود گفت: بر کسی که تو را شناخت سزاوار است که هیچ موقع امیدش از تو قطع نشود. باید رفتارهایمان را درست کنیم ولو کارهای کوچک که محبت ایجاد میکند. مثلاً کسی سر سفره نشسته شما کمک میکنید آب بخورد ظرف غذا را بردارد و امثال ذالک اینها الفت میآورد. باید انجام داد و به دیگران هم توصیه کرد.
روایت دیگر که طولانی است و سَدیر صیرفی از امام صادق علیهالسلام نقل میکند: «اذَا بُعِثَ الْمُؤْمِنُ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ مِنْ قَبْرِهِ یَقْدُمُهُ أَمَامَهُ». وقتی مؤمن برای قیامت از قبر برانگیخته میشود یک چهره مثالی از او همراهش از قبر خارج میشود و همواره پیشاپیش او در حرکت است. «وَ کُلَّمَا رَأَى الْمُؤْمِنُ هَوْلًا مِنْ أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَهِ قَالَ لَهُ الْمِثَالُ لَا تَحْزَنْ وَ لَا تَفْزَعْ وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَ الْکَرَامَهِ مِنَ اللَّهِ». هر زمان که مؤمن به مرحله و هولی از اهوال قیامت گرفتار میشود آن چهره مثالی خطاب به او میگوید نترس و بیتابی نکن هماکنون شادی و کرامت از ناحیه خداوند به تو میرسد. «فَلَا یَزَالُ یُبَشِّرُهُ بِالسُّرُورِ وَ الْکَرَامَهِ مِنَ اللَّهِ حَتَّى یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ». آن چهره مثالی همواره در تمام مراحل مؤمن را به رسیدن سرور و کرامت خداوند دلداری میدهد تا اینکه مؤمن در محضر پروردگار حاضر میشود. فَیُحَاسِبُهُ حِسَاباً یَسِیراً؛ و خداوند او را مورد محاسبهای آسان قرار میدهد. «وَ یَأْمُرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمِثَالُ أَمَامَهُ»؛ و دستور میدهد او را به بهشت ببرند و چهره مثالی همچنان پیشاپیش مؤمن در حرکت است. «فَیَقُولُ لَهُ الْمُؤْمِنُ رَحِمَکَ اللَّهُ نِعْمَ الْخَارِجُ کُنْتَ مَعِی مِنْ قَبْرِی وَ مَا زِلْتَ تُبَشِّرُنِی بِالسُّرُورِ وَ الْکَرَامَهِ حَتَّى رَأَیْتُ ذَلِکَ فَمَنْ أَنْتَ». مؤمن در این حال خطاب به آن چهره مثالی که پیشاپیش در حرکت است میگوید خدا رحمتت کند خوب موجودی هستی که از قبر همراه من خارج شدی و همواره به من بشارت دادی تا اینکه به این نقطه رسیدم که در حال رفتن به بهشت هستم. تو کیستی؟ «قَالَ فَیَقُولُ أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ أَدْخَلْتَهُ عَلَى أَخِیکَ الْمُؤْمِنِ خَلَقَنِی اللَّهُ مِنْهُ لِأُبَشِّرَکَ». حضرت فرمود: آن چهره مثالی در جواب میگوید: آن خوشحالی و سروری هستم که تو آن را در قلب برادر مؤمنت در دنیا قرار دادی و او را خوشحال کردی اکنون خداوند مرا از همان سرور آفرید که تو را همواره بشارت دهم و مسرور و شاد کنم./ میبینید این روایات چقدر امیدوارکننده و تشویقکننده است که انسان اقدام به عمل خیر داشته باشد.
نکتهای هم عرض کنم و آن اینکه مرحوم شیخ بهایی فرمودهاند که هم اعمال و هم اعتقادات بهصورت های مختلف تجسم پیدا میکنند یعنی اگر اعمال و اعتقادات شما حسن بود بهصورت حسن و اگر قبیح بود بهصورت قبیح مجسم میشود؛ و برای درستی مطلب به آیات قرآن استناد میکند. مثل آیه ۳۰ سوره آلعمران که فرمود: «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ». روزی که هر کس آنچه از کار نیک انجام داده و آنچه از کار زشت انجام داده حاضرشده مییابد؛ و آرزو میکند ایکاش بین او و کارهای زشتش زمان دورودرازی فاصله بود؛ و خدا شمارا از عذاب خود بر حذر میدارد و خدا به بندگان مهربان است؛ و یا در سوره مبارکه زلزال فرمود: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ»؛ که ضمیر «یره» به خود عمل برمیگردد یعنی خود عمل مجسم میشود و انسان خود عمل را در قیامت میبیند. مرحله بعد از ادخال سرور، برآورده کردن حاجت مؤمنی است که مشکلی پیداکرده و به انسان عرض حاجت میکند و میتوانیم رفع حاجت کنیم که خود این کار هم موجبات خوشحالی را فراهم میکند؛ و در روایات هم پاداش فراوان در نظر گرفتهاند. یک نمونه عرض میکنم اصل بحث برای نوبت بعد با قید حیات ان شاءالله. امام صادق علیهالسلام فرمود: ثواب قضاء حاجت مؤمن از آزاد کردن هزار برده بیشتر است؛ و نیز بهتر است از فرستادن و تجهیز هزار اسب سوار برای جهاد درراه خدا میباشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا از هر چیزی برای تربیت خود استفاده میکنند و عبرت میگیرند ولو از شمارش نفسها و قدم هائی که برمیدارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۷۲ از حکم نهجالبلاغه تذکر دادند و فرمودند: «کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ کُلُّ مُتَوَقِّعٍ آتٍ». هر چیز قابل شمردنی پایانپذیر است؛ و هر چه پیش آمدنى است، خواهد آمد. امام علیهالسلام از هر پدیدهای استفاده میکنند تا تذکر بدهند و از غفلت نجات دهند. در اینجا با مثال فرمودهاند که بدانید هر چیز قابلشمارشی مدتی دارد و بعد از سپرى شدن مدت منقضى میشود. مثلاً نفسهای انسان قابلشمارش است پس تمام میشود و این بیان عقلائی است چون عقلا همیشه منتظر کاری که وقوع آن امکان دارد هستند و میدانند آنچه قریبالوقوع است خواهد آمد. بیان حضرت موعظه است که نفسها و حرکات شما روزی تمام میشود و بیم میدهد از مرگ و قیامت که در پیش روست و بهموقع خواهد آمد. اعاذناالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.
امروز ۲۰ شعبان المعظم و آغاز دهه تکریم و غبارروبی مساجد هست. درباره مساجد و نقش آن در سلامت معنوی و اخلاقی جامعه و ایجاد تحولات اساسی نکاتی در نوبتهای قبل به مناسبت به عرض رسیده است. لذا اکنونکه در آغاز حرکت در مسیر بیانیه گام دوم انقلاب هستیم. نقش مساجد بهعنوان مهمترین پایگاه برای تربیت نیروی انسانی مؤمن، متعهد، کارآمد بر اساس اندیشه دینی و استفاده آنان در تمدن سازی و پیشرفت نظام اسلامی بسیار حساس و دقیق است.
مسجد از شروع اسلام تا امروز محل تربیت انسانها بوده است. هرسال دهه پایانی ماه شعبان را به بهانه ورود به ماه مبارک رمضان جهت آمادهسازی و غبارروبی برای استفاده بیشتر و بهتر از ماه رمضان دهه تکریم نامیدهاند و خوب است که این مهم توسط مؤمنین و مؤمنات در مساجد دنبال شود. قبلاً راجع به ثواب خدمت کردن و تنظیف مسجد روایاتی را خواندم که حتی یک خاشاک از مسجد بیرون برده شود چقدر برکات دارد؛ و اینکه نظافت مسجد فقط مخصوص خادم نیست و همه مشارکت داشته باشند و خوب است در مساجد گروهی بهعنوان خادم یار مسجد انتخاب شوند و در طول سال بهنوبت به خادم کمک کنند.
اما بحث من امروز مهمتر از این مسائل است و آن نقش خود مسجد در تمدن سازی و پیشرفت جامعه است. همان جایگاهی که در طول تاریخ طواغیت و حکومتهای استکباری با آن مبارزه کردهاند. مسجد پایگاه است، پایگاه زمینهساز و تربیت نیروی انسانی بصیر و متدین و انقلابی برای تمدن اسلامی است. پایگاهی است که باید افراد را هدایت کند که چگونه رفع نیازهای مادی و معنوی خود را مدیریت کنند. مسجد باید در تحقق بیانیه گام دوم جلودار باشد. مسجد باید برای عملیاتی شدن شعار سال توسط مؤمنین برنامه و طرح داشته باشد. لذا دهه تکریم مساجد را فقط برای نظافت قرار ندهید، بلکه فرصت مناسبی است که بانشاط معنوی که برای ورود به ماه مبارک ایجاد میشود، این ظرفیتها را برای طول سال فعال کنید. مثلاً از کارگزاران فعال مسجد تقدیر شود. جوانترین نمازگزار که پایکار است پیرترین نمازگزاری که در مسجد خدماتی را انجام دادند. کسانیکه در رونق تولید نقش داشتند معرفی و تقدیر شوند و اگر طرحی دارند ارائه دهند. در مساجد پویش خرید کالای ایرانی راهاندازی شود. دوستانی بیانیه گام دوم را تبیین کنند و به گفتمان تبدیل کنند. معضلات اجتماعی و فرهنگی اطراف مسجد احصا شود و برای حل آن برنامه داشته باشند. مسجد و نمازگزاران و امام و امنای مسجد با خانوادههای شهدا ارتباط مستمر داشته باشند و از جانبازان و ایثارگران جهت بیان خاطرات استفاده شود. جوانان موفق را تقدیر کنید. محافل قرآنی را زیاد کنید و برای مقابله با جنگ نرم دشمن بستههای محتوایی درست کنید. مسئله ازدواج آسان و فرزند آوری را در مساجد تشویق کنید. بصیرت افزایی و دشمنشناسی را مدنظر داشته باشید. چرا اهالی مسجد از حال هم خبر ندارند؟ چرا مؤمنین نسبت به هم بیتفاوتاند؟ یکی از آداب اسلامی است که اگر برادرت را دو روز در مسجد ندیدی حال او را بپرسی. با امام مسجد در خانه او بروید تحکیم وحدت اجتماعی و رأفت اخوت را تکثیرکنید. یکی از کارکردهای مسجد همین است. الآن متأسفانه خانهها هم همینگونه شده است. میگوید همسایه خوبی داریم یک سال است نمیدانم چه کسی است. هیچ صدایی از او درنمیآید. فکر میکند حرف خوبی است؛ اما حرف بدی است. اسلامی نیست که از همسایه بیخبر باشیم. مساجد محل، باهم ارتباط داشته باشند و در کارها به هم کمک کنند. برای مسجد شورای فرهنگی درست کنید. مسجد با مدارس اطراف ارتباط مستمر داشته باشد. مسجد پایگاه است نباید از نقش آن غافل بود؛ و فرمانده این پایگاه امام مسجد است. درب مساجد برای سه وعده نماز باز باشد. صدای دلنشین اذان در سه نوبت شنیده شود. در شهر شورای تبلیغات اسلامی که سیستم دارد استفاده کند و اذان را با صدای مناسب پخش کند. خیلی بد است که در مملکت شیعه وقت نماز صدای اذان گسترده نیست. امام صادق علیهالسلام فرمودند که شیعیان ما را به موفقیت صلوه بشناسید؛ یعنی به نماز اول وقت. خب صدای اذان باید بیاید که نماز اول وقت خودش را نشان بدهد. صدا هم باید دلنشین باشد و برای اطرافیان آزاردهنده نباشد. فقط اذان انتخاب شود و مقدمات و مؤخرات آن پخش نشود. ۳ دقیقه اذان. بعضی از اذانها مداحی است قشنگ است؛ اما اذان نیست. اذان باید برانگیزاننده باشد و انسان را به سمت نماز بلند کند. مسجدی که نتوانسته است جوان جذب کند و برای جوانان برنامه داشته باشد. مسجد طراز نیست. مسجدی که در مسائل سیاسی و اجتماعی مشارکت نداشته باشد مسجد اسلامی نیست. امام مسجد باید برای مردم سخن بگوید و آنان را با مسائل مختلف موردنیاز آشنا کند. مردم را تشویق به شرکت در تجمعات کند و خودش هم شرکت کند. اگر نمیتواند این کارها رو بکند تحویل دهد و برود. این کارها مسئولیت ساز است. یک سازه در اختیار او قرارگرفته است. آن مسجد در آن منطقه و محله باید قلب تپنده باشد. مردم مثل خون در مسجد بیایند و امام مسجد مثل ریه عمل کند و آنها را پاکیزه و تمیز کند و به زندگیهایشان برگرداند. این مسجد اسلامی است. هیئت امناء و خادم باید کمک امام باشند، نه مانع کار او. کسی نمیتواند بگوید مسجد را من ساختم پس هر جور دلم خواست عمل میکنم. کسی مالک مسجد نیست. بعضی وقتها میشنوم بعضیها گردنکلفتی هم دارند میگویند هرکس هرچه میخواهد بگوید، مسجد را خودمان ساختیم. بیخود کردید که همچین چیزی را گفتید. مگر دست شماست؟ وقتیکه مسجد به نام خدا وقف شد دیگرکسی مالکش نیست. متولی هم داشته باشد متولی رقبات است. برای حفظ چیزهایی است که در داخل مسجد گذاشتهشده است، نه خود مسجد. خلاصه اینکه مسجد محل تربیت انسانی است که در هر جا نقش خودش را بفهمد و خوب عمل کند. در منزل، خانواده، همسایه، محل کار، اجتماع، دفاع از ارزشها، امربهمعروف نهی از منکر.
ادامه کار مسجد دست آموزشوپرورش است؛ که ۱۲ اردیبهشت؛ به مناسبت شهادت علامه شهید آیتالله مرتضى مطهرى را روز معلم نامگذاری کردند تا علم و عالم و معلم را تکریم کنند. اتفاقاً آموزشوپرورش هم مثل مسجد پایگاه است. پایگاهی با مأموریت آموزشوپرورش بر مبنای تعالیم غنی اسلامی. اینجا هم بحث تکریم معلم مطرح است هم بحث تربیت اسلامی. جایگاه معلم در نظام تربیتی اسلام بسیار بالا و پراهمیت است. معلم نقش محوری در شکلدهی آینده دارد و میتواند ظرفیتها را در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی توسعه بدهد.
رهبری درباره نقش معلم دربیانی فرمودند: هدف، تربیت نیروى انسانىِ طراز جمهورى اسلامى است. باید انسانهاى شریف، دانا، بااستعدادهای جوشان، داراى ابتکار، داراى اخلاق نیک انسانى، داراى شجاعت، قوّت خطرپذیرى، ورود در میدانهاى جدید، بدون هیچگونه عقده خودکمبینی یا خودبرتربینی، انسانهاى دلداده به خداى متعال و متکى به قدرت الهى و داراى توکل کامل، انسانهاى صبور، انسانهاى بردبار و حلیم، انسانهاى خوشبین و انسانهای امیدوار تربیت کنید. خروجى آموزشوپرورش باید اینجور انسانى باشد.
واقعاً آیا معلمان ما هم به وظیفهشان عمل میکنند؟ دانشآموزان ما را امیدوار تربیت میکنند؟ یا بعضاً امید را از آنها میگیرند. و چیزهایی میگوید که به آینده ناامید شوند. معلم است که میتواند نیروی جوان متخصص متعهد بر اساس ارزشهای اسلامی بسازد یا او را بیدین و بیهویت و منفعل بار بیاورد. پس نقش و شأن معلم بسیار بالا و احترام به او لازم است. هم خودش باید قدر خودش را بداند و هم دیگران باید تکریم کنند؛ و این احترام هم فقط مربوط بهروز معلم نیست هرروز باید روز معلم باشد.
یکی دیگر از تولیدات مسجد که میتوانیم نام ببریم که در رشد و شکوفایی کشور در عرصه اقتصادی نقش دارد کارگران هستند که چند روز قبل رهبر معظم انقلاب بیانات مهمی را دراینباره فرمودند که ملاحظه کردید. بهخصوص راجع به رونق تولید و اقتصاد مقاومتی. فرمودند: کار، گذشته از نیاز باید یک ارزش باشد. بیان ایشان برگرفته از روایات و دستورات دینی است که لازم است به فرهنگ عمومی تبدیل شود. وقتی کار ارزش شد، کارگر ارزشمند میشود. کارگر جهادی به تولید رونق میدهد. کارگران در استقلال و استغنا کشور نقش محوری دارند.
دشمن نمیخواهد با عزتمند باشیم. ۴۰ سال است که بااقتدار و استقلال ما میجنگند. ما را از همه راههایی که تصور میشود آزمایش کردند. البته در همه راهها هم شکست خوردند. حالا که کار به اینجا کشیده است و دیدند که نمیتوانند کاری از پیش ببرند ظاهراً قصد خودکشی کردند. حرفهایی میزنند و تصمیمهایی میگیرند که نتیجه برای آنها چیزی جز نابودی نیست آخر ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست! ایران را تهدید به صفر شدن صادرات نفتی میکنید و میخواهید ملت رشید ما را خفیف کنید و با ما دشمنی کنید؟! این را بدانید همانطور که رهبر عزیزمان فرمودند، ملت ایران در مقابل دشمنی ساکت نمینشیند. چون کوه ایستاده است و شما هرگز بهزانو درآوردنش را نخواهید دید.
دوشنبه دوم اردیبهشت دلقک کاخ سفید اعلام کرد تصمیم گرفته معافیتهای نفتی ایران را تمدید نکند و هدف به صفر رساندن صادرات نفتی ایران و از بین بردن منبع اصلی درآمد ایران است؛ و کشورهای دیگر نفت جهان را تأمین میکنند. گزافه بودن این مطلب از چند جهت قابلبحث است. از بعد اقتصادی آنچه مهم است میزان عرضه و تقاضاست که نسبتشان چگونه است. وقتی میشود صادرات نفت ایران را صفر کرد که عرضه نفت آنقدر در دنیا زیاد باشد که اگر از ایران نخریدند بتوانند تقاضاها را جواب بدهند. درحالیکه آنطور که متخصصین میگویند اگر صادرات نفت ایران حذف شود روزی ۲ میلیون بشکه نفت کم خواهند آورد؛ که بهسادگی قابل جبران نیست و حتی کشورهای دیگر هم به خاطر مناسبات اقتصادی و سیاسی تولید را افزایش نمیدهند. این عمل آمریکا قیمت نفت را بالا میبرد و اقتصاد آمریکا تحمل افزایش قیمت را ندارد. اداره اطلاعات انرژى آمریکا گزارش داد که هر دلار افزایش قیمت نفت، پنج میلیارد دلار هزینههای سالانه حملونقل را در آمریکا بالا میبرد. بعلاوه وقتی آمریکا به کشورهای دیگر دستور نخریدن بدهد در درازمدت روابط آمریکا با آنها خراب میشود؛ و کشوری مثل چین هم هرگز راضی نمیشود امنیت انرژی خود را به دست آمریکا و متحدانش بسپارد؛ و از همه مهمتر اینکه ایران چند سال است که بودجه کشور را فقط با نفت تأمین نمیکند. در سال ۹۷ یازده درصد به وجه عمومی از نفت تأمینشده؛ یعنی کل این قصه جنگ روانی است؛ اما آنچه مهم است نوع رفتار ما در مقابل دشمن است. بشکند قلمها و قدمهایی که برای تضعیف و تخریب عزت مردم برداشته میشود. تا کی به نفع دشمن کار میکنید و به مردم نشانی غلط میدهید؟! تا دیروز راهحل مشکلات را در تعامل با بیگانگان میدانستید، امروز در دل مردم رعب و هراس میاندازید و بلندگوی آمریکاییها شدهاید و القا میکنید که جنگ نزدیک است و تا دیر نشده بروید مذاکره کنید. قصد دارید قدرت موشکی و اقتدار منطقهای ایران را از بین ببرید؛ اما این بار کور خواندهاید. دولت و ملت به هیچکس اجازه سخن گفتن درباره اقتدار نظامیاش را نخواهد داد.
وقتی آمریکا اینجور رجز میخواند و کشور عربستان و امارات بهطور رسمی آمریکا را در این جنگ جدید همراهی میکنند و گفتهاند با تولید بیشتر جاى خالى ایران را در بازار نفت پر میکنیم، اینجا باید دولت ایران بهطورجدی و عملى وارد شود و کمترین کار این است که مانع عرضه نفت این دو کشور به بازار جهانى از مسیر تنگه هرمز شود. کارشناسان اقتصادی میگویند اگر تنگه بسته شود گذشته از توقف معاملات تجاری منطقه، قیمت نفت از بشکهای ۲۵۰ دلار هم بالاتر میرود. یعنی وضعیت اقتصاد در دنیا خیلی به هم میریزد. لذا لازم است با دقت تمام برای از دست نرفتن منافع ملت اقدام عاجل صورت بگیرد. هر کاری که میخواهند آقایان انجام میدهند از بستن تنگه و یا هر کار دیگری باید عاجلا صورت بگیرد. البته اقدامات بلندمدت در این زمینه لازم است که در دستور کار دولت قرار بگیرد، مثل ساخت پترو پالایشگاه در داخل کشور تا خام فروشى نفت کنار گذاشته شود و فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی که تحریم بردار نیستند در کشور تولید و صادر شوند.
بحث از تنگه هرمز شد جا دارد که به مناسبت دهم اردیبهشت که بنا به مصوبه ۲۲ تیرماه سال ۸۴ هیئت دولت روز ملی خلیجفارس نامیده شد نکتهای عرض کنم. موقعیت ویژه و سوقالجیشی و ژئوپلیتیکی و سیاسی و اقتصادی خلیجفارس در طول تاریخ را همه میدانید. بهخصوص تنگه هرمز که یکی از مهمترین ۱۱ تنگه مهم دنیاست؛ و چون اهمیت راهبردی و اقتصادی دارد قدرتها سعی دارند با توسعه اسمهای جعلی واقعیت هویت خلیجفارس را تحریف کنند. از پنج قرن قبل از میلاد نام این تنگه خلیجفارس بوده است. در کتب تاریخ ثبت است نمیخواهم بپردازم. ایران با اشراف بر تنگه میتواند بازار جهانی را بخصوص بازار نفت را دچار شوک کند. ۳۰ درصد نفت جهان از طریق دریا از تنگه ترانزیت میشود ایران ابزار لازم برای کنترل تنگه را دارد مثل مین دریایی. بیبیسی یکوقت گزارش داد ایران ۵ هزار مین دریایی دارد. چه میدان مینی شود دریا. ناو و ناوچههای ایران که همه ساخت خودمان است. قایقهای تندرو که به کاتیوشا مجهزند که دریا را برای هر متخاصمی به کابوس تبدیل خواهد کرد. موشک که امروز هر دشمنی که ایران دارد در دریا و خشکی با همین موشکها دچار چالش شده و سعی دارند ما را خلع سلاح موشکی کنند. ۱۶ زیردریائی بزرگ و کوچک این اطمینان را به شما میدهند که این تجهیزات در کنار ایمان راسخ و اعتقاد جازم به حفظ ارزشهای اسلامی و انقلاب اجازه کوچکترین تعرضی را به هیچ متجاوزی نمیدهند. آمریکا دنبال ماجراجوئی در منطقه و علیه ایران نباشد چون نهتنها در حوزه نفت بلکه تمام پایگاههایی که در قطر و بحرین دارد و ناوهایی که در منطقه دارد در امان نیروهای نظامی و ارتش مقتدر نظامی ایران نخواهند بود. مورد تهدید خواهند بود. وقتی کسی باد میکارد منتظر درو کردن طوفان باشد وقتی شما سپاه را که نیروی نظامی کشور است تروریست میدانید باید بدانید که خلیجفارس در کنترل سپاه است و هرگونه عبور و مرور شما در خلیجفارس باید با مجوز سپاه باشد و اگر حرکت نادرست انجام گیرد واکنش سریع خواهد بود.
انتخاب سردار سرلشکر حسین سلامی که با حکم فرمانده کل قوا به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شدن را به ایشان تبریک عرض میکنیم و اعتماد رهبر معظم انقلاب به ایشان بهعنوان فرمانده ای باتقوا، عالم؛ بصیر، دشمنشناس، شجاع و انقلابی که در عرصههای مختلف خوش درخشیدهاند، سرمایهای است که ان شاءالله منشأ تحولاتی بیشازپیش در گام دوم انقلاب برای سپاه و نظام و خوار شدن دشمنان خواهد بود.
این نکته هم قابلاغماض نیست که حاکمان کثیف عربستان سعودی ۳۷ نفر مسلمان که ۳۲ نفر آنان شیعه بودند و بعضی کمتر از ۱۸ سال سن داشتند را به جرم تروریست بودن، گردن زدند و بعضی را هم به صلیب کشیدند. کجا هستند مدعیان حقوق بشر؟ آیا امروز جهان اسلام در مقابل این جنایت دلخراش و غیرانسانی باید ساکت باشد؟ بعض از سران کشورهای اسلامی که سرسپرده هستند لااقل ملتها و علمای کشورها اقدام کنند. دستگاه دیپلماسی کشور صدای اعتراض مردم مسلمان ایران را به گوش جهان و مجامع بینالمللی برساند. آنچه امروز از دست ما برمیآید در این روز عید آن است که با قصد قربت برای رژیم منحوس سعودی طلب مرگ کنیم.
چند هفته از ابلاغ دستور رئیسجمهور درباره تشکیل کمیته ملی سیل، میگذرد و خبری از عملکرد آنان منتشرنشده. خوب است جهت تنویر افکار عمومی گزارشی به مردم از کارهای صورت گرفته داده شود. گزارشی که میگیریم حاکی از این است که هنوز احتیاج به خدمترسانی هست و اوضاع عادی نشده خوب است اعتباراتی که برای ساختوساز در آن منطقه دولت دیده است تجمیع شود و با مدیریت واحدی مثل قرارگاه سازندگی با یک سیاق مشخص با سرعت و دقت ساخته و تحویل شود.
دو مطلب کوتاه یک: سال گشت شهادت شهید مهدی شاهآبادی در دوم اردیبهشت سال ۶۳ در منطقه جزیره مجنون را گرامی میداریم و همچنین یاد و خاطره نامدارترین خلبان جهان که به نظر صاحبنظران جنگهای هوائی نظیر نداشته با بالاترین ساعت پروازهای جنگی با بیش از ۴۰ بار سانحه و بیش از ۳۰۰ مورد اصابت گلوله به هلیکوپترش و نجات یافتن از ۳۶۰ صحنه خطرناک را گرامی میداریم شهید شیرودی این جوانمردی که رهبر معظم انقلاب دربارهاش فرمود: شیرودی اولین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم. در ۸ اردیبهشت۱۳۶۰ در بازی دراز به شهادت رسید خدای تعالی با اولیاء خودش محشور بگرداند.
۹ اردیبهشت روز شوراها است باید صحبت میکردم وقت گذشت. اتفاقاً نکاتی هم دارم. البته رئیس محترم شوراها امروز قبل از خطبهها سخن گفتند و مطالبی را بیان کردند فقط این تذکر را لازم میدانم که زودتر تکلیف شهردار ماهدشت را مشخص کنید برای شورا و مسئولین آنجا خوب نیست که ۴ ماه شهردار نداشته باشند.
|
| 1398/1/30 | 1398/1/30ایستادگی در مقابل ظلم و فساد؛ ویژگی منتظران واقعی ظهور | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه235
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا همیشه نسبت به دیگران احترام قائل هستند و حرمت مؤمن را که بنا بر روایات از حرمت خانه کعبه هم بیشتر است را نگه میدارند. چون خانه خدا نماد است و اشاره است و جهت را نشان میدهد که همه باید به سمت خدا باشیم و توحیدی فکر کنیم و عمل کنیم.
اما قلب مؤمن خانه واقعی خداوند است؛ که فرمود: «القَلبُ حَرَمُ الله». لذا از تعدادی آیات و روایات فهمیده میشود که باید مؤمنین نسبت به هم تکریم و تعظیم داشته باشند سلام کردن و مصافحه کردن و معانقه کردن و پیشانی یکدیگر را بوسیدن حتی در مواردی داریم دست مؤمن را هم میشود بوسید که فعلاً بحث من راجع به دستبوسی نیست.
یکی از کارهای مطلوب که مؤمنین نسبت به هم باید داشته باشند خوشحال کردن یکدیگر است. مرحوم کلینی در کافی نقل میکند که ابوحمزه ثمالی گفت از امام باقر -علیهالسلام- شنیدم که میفرمود رسولالله فرموده است: «مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ». کسی که برادر دینیاش را خوشحال کند مثل کسی است که مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند خدا را خوشحال کرده است. مگر خداوند سرور و خوشحالی دارد؟ یعنی خداوند با او معامله کسی را میکند که آن شخص را رضایت دارد. وقتی خدا کسی را دوست داشت به او توفیق میدهد، از روی رحمت با او برخورد میکند، مشکلات او را حل میکند.
یا در روایت دیگر امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: لبخند زدن در چهره برادر مؤمن حسنه است و برداشتن یک خار و خاشاک از سر راه برادر مؤمن حسنه است؛ و هیچ عبادتی برای خداوند خوشحالکنندهتر از خوشنود کردن مؤمن نیست. پس وقتی کسی مؤمنی را خوشحال میکند، خدا و رسول خدا و مؤمن را در کنار هم خوشحال کرده است.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: اگر کسی برادر دینیاش را خوشحال کرد فکر نکند فقط او را خوشحال کرده بلکه سرور بر ما وارد کرده بلکه و الله این سرور را بر رسولالله وارد کرده است. چقدر ما غافلیم.
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در المراقبات حدیث طولانی را نقل کردند: نجاشی نامی است استاندار یا فرماندار اهواز و فارس بوده و از اجداد نجاشی صاحب کتاب رجال است. یکی از کارکنان نجاشی نزد امام صادق -علیهالسلام- آمد و عرض کرد خراج سنگینی را برای من نوشتهاند و نجاشی هم اهل دین و طاعت است اگر شما سفارشی به نجاشی نسبت به من بکنید که این خراج سنگین را از من بردارند خوشحال میشوم. امام کاغذی برداشتند و خطاب به نجاشی نوشتند: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اللَّهُ». برادر دینیات را خوشحال کن خداوند تو را خوشحال کند. آن شخص از مدینه برگشت و وارد مجلس نجاشی شد وقتی تنها شد نامه را به نجاشی داد و گفت: از طرف امام صادق -علیهالسلام- است. نجاشی خیلی خوشحال شد و بلند شد و احترام کرد و نامه را بوسید و به چشمانش گذاشت و گفت: حاجتت چیست؟ گفت: خراجی به عهده من است که مرا از هستی ساقط میکند. گفت: چه مقدار است؟ گفت: ده هزار درهم. نجاشی کاتب را صدا زد و گفت: دفتر را بیاور و در مقابل اسم او نوشت رسید و گفت: این پول را از خودم میپردازم؛ و در مقابل او نوشت در آینده هم هر خراجی به اسم او صادر شود به عهده من باشد. سپس به او گفت خوشحال شدی؟ گفت: بله خوشحالم کردی. سپس دستور داد اسب سواری به او بدهید تا سواره برگردد و جاریه و غلامی هم به او بدهید و یک صندوق لباس هم به او داد و هرکدام از اینها را که میداد میگفت: خوشحالت کردم؟ یعنی مصداق امر امام اجرا شد و هرچه من میگفتم بله خوشحال شدم او اضافه میکرد تا اینکه گفت: این فرش اتاق که نشستی و روی این فرش نامه امام را به دست من دادی این فرش هم برای تو. در برگشت گفتم بهترین شکرگزاری از این اقدامی که این شخص به من کرد این است که خدمت امام بروم و این اطاعت امر امام را به حضرت عرض کنم. لذا مجدداً مقدمات فراهم کردم و رفتم مدینه و خدمت امام و تمام این قضایا را برای امام صادق -علیهالسلام- نقل کردم و هرچه میگفتم پیدا بود که امام خوشحال شد و گفتم مثلاینکه شما هم خوشحال شدید؟ امام فرمود: آری و الله نهتنها من بلکه خداوند و رسول هم خوشحال شدند.
اما برخورد ما با دیگران چگونه است؟ در کتب روایی ما بخشی به همین وظیفهی خوشحال کردن مؤمن، اختصاص دادهشده است. ادخال السرور علی المؤمنین این هم از مواردی است که اگر در جامعه رواج پیدا کند قطعاً نتایج فراوان فردی و اجتماعی به همراه دارد؛ و سرمایه اجتماعی را زیاد میکند و برادری را تحکیم میکند. برای استفاده بیشتر به چند روایت اشاره میکنم.
در یک تعبیر بلندی امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: لبخند زدن به چهره برادر مؤمن حسنه است و برآوردن نیاز برادر مؤمن حسنه دیگری است. خداوند پرستش نشده به چیزی که نزد خدا محبوبتر باشد از ادخال سرور مؤمنین؛ یعنی از همه عبادتهای مستحبی بالاتر است.
قطب راوندی در کتاب قصصالانبیاء از امام باقر -علیهالسلام- نقل میکند که فرمود: یکی از مواردی که حضرت موسی باخدا مناجات کرده، خداوند فرمود: ای موسی بعضی بندگان من هستند که به بهشت نمیبرمشان بلکه بهشت را برایشان مباح میکنم و در بهشت حکومت به آنها میدهم برخی امور بهشت را به دست آنها میدهم. موسی گفت: خدایا اینان چه کسانی هستند؟ خداوند فرمود: بندگانی هستند که موجب خوشحالی برادر دینیاش میشود به هر کیفیتی که باشد؛ و اینکه میفرماید بهشت را برایش مباح میکنم یعنی به بهشت میبرند ولی جایی را برایش مشخص نمیکنند بلکه هرجایی که خودش خواست انتخاب میکند؛ که شاید اشاره به آیه ۷۳ و ۷۴ زمر باشد که فرمود: «وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّهِ زُمَراً حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّهِ حَیْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» آنهایی که تقوی دارند و عمل به احکام دین کردند سوق داده میشوند بهطرف بهشت و وقتی میرسند قبلاً درهای بهشت را به احترام آنها باز کردند و خازنین بهشت از اینان استقبال میکنند و میگویند درود خدا بر شما و وارد شوید و خالدین در بهشت باشید و پاکیزه شدید و میگویند: حمد خدا را که آن وعده الهی تحقق پیدا کرد و ما را وارث زمین بهشت قرارداد و جای میگیریم و انتخاب میکنیم از بهشت هرجایی را که بخواهیم.
خدای تعالی توفیق عمل به این روایات را به همه ما عنایت کند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا لحظهای از یاد مرگ و حسابوکتاب غافل نیستند. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۷۱ از حکم نهجالبلاغه تذکری زیبا و از بین برنده غفلت فرمودند: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ» هر دم انسان بهمنزله گامى بهسوی مرگ است. خُطاه به معنای گام است؛ که امام -علیهالسلام- برای نفس کشیدن استعاره آورده چون دم زدن مثل قدم زدن پشت سر هم است. باید دمی به پایان برسد تا دم بعدی شروع شود. لذا همین نفس کشیدن، انسان را به پایان عمر و مسیر زندگیاش نزدیک میکند. مثل قدم زدنهای پشت سر هم که انسان را به آخر مسیر میرساند.
توجه به همین تذکرِ امیرالمؤمنین -علیهالسلام- باید ما را متنبه کند و اگر اهل آیندهنگری هستیم مسیر زندگی را درست و دقیق ترسیم کنیم. در برابر ما عقبههای کوودی وجود دارد، مواقفی وجود که ۵۰ هزار سال است. خدایا پناه میآوریم به تو از غفلتهایمان، ما را از لغزش حفظ فرما. مسیر بندگی را برما هموارساز.
نیمه شعبان سال ۲۵۵ قمری حضرت ولیعصر -ارواحنا فداه- در شهر سامرا به دنیا آمدند. پیشاپیش این میلاد موفور السرور را به همه شما تبریک عرض میکنم.
روز ولادت مولا را روز جهانی مستضعفین نامیدند. این نامگذاری برگرفته از آیات و روایات است که امام -رضوانالله تعالی علیه- و رهبر معظم انقلاب هم بر همین تأکید داشتند و دارند. چون انقلاب را مقدمه حکومت جهانی حضرت میدانیم و انتظار فرج که بهترین و بالاترین عبادت است را عامل امیدواری و گشایش همه امور مردم جهان در آینده میدانیم و یقین داریم سلطه گری و بیعدالتی و نظم ظالمانهای که تبلیغ میکنند، با ظهور حضرت از بین خواهد رفت و برای رسیدن به این مطلوب اگر واقعاً خود را منتظر میدانیم باید تلاش کنیم تا اول، مقدمات تمدن نوین اسلامی که همان روز جهانی مستضعفین است تحقق پیدا کند. لازمه این کار عمل کردن به دستورات قرآن و اجرای احکام اسلام است؛ یعنی نمیشود بدون عمل، به مهدویت و انتظار قائل بود؛ و اتفاقاً از برکات نظام اسلامی توجه ویژه به قرآن و رونق آن در جهات مختلف است.
همین چند روز قبل که شرکتکنندگان در مسابقات بینالمللی خدمت حضرت آقا رسیدند؛ به همین مهم تذکر دادند که علت خیلی از انحرافات و کج رویها و خیانتها و دشمنیها و تسلیم دشمن شدنها، دور بودن از قرآن و احکام الهی است. کسی که با قرآن انس داشت در مقابل دشمن ایستادگی دارد خودش را نمیبازد شما صفحهای صفحات قرآن را باز میکنید مگر اینکه در آن دشمنشناسی را یاد داده باشد. چه دشمن بیرون چه دشمن درون و اینکه راه مبارزه را هم آموخته است. در سراسر قرآن این نکات آمده است.
لذا میتوانیم بگوییم قدمِ اول آن روز موعود و بزرگ قطعاً با انقلاب اسلامی برداشته شد. پس باید روش و سبک زندگی ما و جهتگیریها و تلاش ما همه در مسیر تشکیل حکومت جهانی حضرت باشد. بعد وقتی صدای انقلاب را مردم جهان و مستضعفین عالم شنیدند، خیزشی عظیم ولی آرام در عالم علیه مستکبران و سلطه گران شروع و در حال گسترش است. بیداری اسلامی و انسجام ملتهای مسلمان و حتی غیرمسلمان و تشکیل گروههای مبارز، برای ریشهکن کردن ظلم و فساد و بیعدالتی قدم دیگری است برای تحقق وعده خداوند متعال؛ و البته پیروزی بزرگ و برقراری عدالت در تمام مراتب و در تمام عالم فقط به دست حضرت ولیعصر ارواحنا فداه است.
در همین قدم اول که انقلاب اسلامی برداشت دشمن احساس خطر جدی کرد و با تمام قوا و همهجانبه به مبارزه برای نابودی نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و اسلام و بهخصوص شیعه پرداخته و ۴۰ سال است که تلاش میکند و حجم و شدت آن را هم بیشتر کرده؛ اما به تعبیر رهبری در دیدار با قراء، این تلاشها نَفَسهاى آخر دشمنیِ دشمنان با جمهوری اسلامی است. دشمنان عصبانی ما بدانید که مردم ایران با پیروی از قرآن و عترت، با توان بیشتر و قدرتمندتر از گذشته در مقابل شما ایستادهاند.
با این مقدمه که همه هم میدانید انقلاب اسلامی زمینهساز ظهور است و کسی که خود را منتظر میداند باید تلاش کند و در خود نصاب لازم را محقق کند. سعی کند تا احکام الهی در جامعه پیاده شود؛ و در مقابل فساد و ظلم و سلطه هم بایستد؛ و اگر شما دقت کرده باشید در بیانات رهبر معظم انقلاب و قبل از ایشان امام امت هر دو به این نکته اشاره دارند؛ که انقلاب اسلامی ایران مقدمه انقلاب حضرت است. نمیشود قائل به مهدویت باشیم ولی برای نابودی استکبار قدمی برنداریم. اسلام ناب، اسلام مهدوی است؛ و اسلام مهدوی اسلام استکبارستیز است؛ یعنی اسلامی که سلطه گران از آن بترسند نه اینکه بتوانند با آن برای از بین بردن دیگران و غارت اموال آنان همکار و شریک باشند. امروز اسلام عربستان سعودی که میتواند باقدرت های استکباری پلید و مرتجعین عقبافتاده منطقه شریک شود و دستش به خون مظلومان آغشته شود اسلام نیست. اسلامی که مستضعفان و محرومان عالم به آن امید نداشته باشند اسلام نیست. اسلامی که نسبت به اشرافی گری و تجمل و افراط و اسراف بیتفاوت باشد اسلام نیست. انقلاب ما به همین حرفها انقلاب اسلامی است و در مسیر انقلاب حضرت حجت است. لذا دشمنان سعی میکنند با استفاده از داخلیها و فشارهای خارجی تا در باورها و آرمانهای نظام اسلامی نفوذ کنند و تغییر بدهند که اگر چنین اتفاقی بیفتد که دست از حمایت مستضعفان و مقابله با مستکبران و امثال ذالک بکشد، دیگر انقلاب اسلامی نیست. به فضل پروردگار تا زمان ظهور حضرت در مسیر آرمانهای انقلاب خستگیناپذیر ادامه خواهیم داد.
اتفاقاً در همین بیانیه گام دوم به مخاطبین؛ یعنی جوانان مؤمن انقلابی تذکر دادهشده که نگذارند مسئله انتظار در معرض تحریف قرار گیرد و بهعنوان مقدمهساز و زمینهساز ظهور، مأموریت اصلی جوانان را ایجاد تمدن نوین اسلامی است. رهبر معظم انقلاب فرمودند: دهه هاى آینده دهه هاى شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آنها هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامى و آمادگى براى طلوع خورشید ولایت عظمى (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید.
خیلی صریح و روشن و شفاف مسیر آینده انقلاب هرچه که میخواهد باشد باید طوری حرکت کرد که برسد به انقلاب جهانی حضرت حجت البته در این مسیر سنگاندازی میکنند گرفتاری درست میکنند لازمه کسانی که در این مسیر حرکت میکنند استقامت است «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ» ملائک به کمک میآیند و گرفتاریها را حل میکنند. سال گذشته همه دیدید نتانیاهو -علیه من الرحمن ما یستحقه- لیوان آبی را گرفت و گفت در آینده در ایران قومیتها به خاطر یک لیوان آب تا یکی دو سال آینده به جان هم میافتند اما به فضل خدای تعالی تمام ایران امروز سرسبز است آب همهجا را گرفته است درست است که ظاهراً نقمت بود اگرچه بعضیها هم میخواهند بگویند که مدیریت ما بود که بعضی از دریاچهها پرشده است اما اساساً خدای تعالی در مقابل دشمنان از اهل ایمان دفاع میکند «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا» کمبود آب و حالا جبران شد.
اول اردیبهشت یعنی نیمه شعبان روز سربازان گمنام امام زمان نامیده شده تا به این وسیله تقدیر و تشکر کنیم از ایثارها و رشادتهای این عزیزان و خانوادههایشان، کسانی که در گمنامی با تمام سختی و حساسیتی که کارشان دارد با اخلاص تمام وظائف محوله را انجام میدهند و از کیان نظام اسلامی در عرصههای مختلف سیاسی نظامی اقتصادی فرهنگی اجتماعی و حتی برونمرزی حراست میکنند و آرامش و امنیت را برای کشور فراهم میکنند. ضمن خدا قوت به همه عزیزان، برای شهدای بزرگوار این مجموعه علو درجات و رفعت مقام خواستارم.
دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بهفرمان حضرت امام (ره) تشکیل شد. با مأموریت نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن و کوشش مستمر درراه تحقق آرمانهاى الهى و تعدادی دیگر از مطالبی که در اساسنامهشان هست تحت فرمان رهبری. من زیاد سخن نگویم که این چند روز شما زیاد شنیدید و خودتان هم قدردان سپاه به خاطر انجام وظائف و مأموریتهایش بودهاید فقط عرض میکنم، آنچه موجب افتخار برای سپاهیان است این است که در آن مقطع طوری عمل کردند که امام (ره) از روی رضایت عملکرد آنان فرمودند: ایکاش من هم یک پاسدار بودم؛ و حضرت آقا هم همین امسال سوم شعبان از سپاه بهعنوان یک دستگاه برجستهای که در خط مقدم مواجه با دشمن در میدانهای مختلف سیاسی و نظامی در داخل و خارج از مرزها حضور دارد تشکر کردند. همه تشکر میکنیم و آرزوی موفقیت در قدمهایی که مسیر رشد و اعتلای نظام اسلامی برمیدارند.
پنجم اردیبهشت آغاز هفته کار و کارگر است که ان شاء الله در فرصت دیگری بیشتر خواهم گفت. قطعاً یکی از مهمترین ارکان پیشرفت کشور که امام (ره) بهعنوان ستون فقرات کشور از آنان یادکردند و تلاش میکنند تا چرخ تولید کشور از حرکت نیفتد کارگران زحمتکش هستند. قبلاً روایاتی را در عظمت و جایگاه کار و کارگری خواندم و اینکه اول کارگر عالم هستی خود خداوند است. خدای تعالی به این گروه پر خیر توان بیشتر و به ما توفیق قدردانی و تشکر عنایت بفرماید.
یکی از جلوههای درسآموز این روزها برای سیاستمداران و مسئولین، کودتاى ارتش سودان و برکنارى عمر البشیر است، در طول تاریخ انقلاب شما اسم این شخصیت را شنیدهاید به ایران آمد و با رهبری ملاقات داشت کودتایی که علیه ایشان شد نشان میدهد نتیجه و سرنوشت اعتماد و خداینکرده سازش چگونه خواهد بود. اعتماد به آمریکا و اعتماد به دشمنان چه سرنوشتی را رقم میزند. میدانید یک حرکت و انقلاب جدیدی از سمت آفریقا شروعشده که قطعاً برای عربستان و دوستانش ضرر و تهدید جدی خواهد بود. لذا با کودتا در سودان اقدام پیشگیرانه کردند. متأسفانه عمرالبشیر، از مبانی سیاست خارجی و منطقهای که داشتند برگشت و وارد مذاکره با آمریکا شد و به عربستان اعتماد کرد و نتیجه اعتمادش، سقوط شد.
شکست آمریکا در طبس در همین هفته اتفاق افتاده، سالروز اعلام انقلاب فرهنگی، راجع به دهه آخر شعبان و تکریم مساجد هفته آینده صحبت میکنم انشاءالله.
بار دیگر از حضور جوانان عزیز استان در مراسم روز جوان و همه کسانیکه در برگزاری باشکوه آن کمک کردند و خدماتی ارائه دادند تشکر میکنم. سپاه، نیروی انتظامی، راهوَر، شهرداری، شورای شهر، ورزش و جوانان، هلالاحمر، اتحادیه دانش آموزان، هیئت رزمندگان، اعضای دفتر خودمان، صداوسیما و رسانه و خبرنگاران، کارگرانی که در آنجا کارهای خدماتی انجام دادند و همه عزیزانی که شرکت کردند از همه تشکر میکنم؛ و آنکسانی هم از مسئولین و دستگاهها که شرکت نکردند و کمک نداشتند، حتماً فراموش کردند یا کار مهمتری داشتند و یا برای آنان مسئله جوانان دغدغهی اصلی نیست. اینجا هم باز عدهای سیاسی فکر کردند و نفهمیدند که دارند اشتباه میکنند و این حرکت را نادیده گرفتند بهخصوص دستگاهی که مربوط به جوانان است اصلاً حضور نداشت لااقل مسئولش میآمد و شرکت میکرد. هیچ تبلیغی هم نکردند که عرض میکنم حتماً کار مهمتری داشتند. البته این حرکات از خاطر مردم پاک نمیشود. خدای تعالی به همه ما به عفو و بخشش نظر کند و از تقصیرات ما بگذرد.
به رسانه و روزنامهها توصیه میکنم اگر میخواهید خبری را منعکس کنید درست عین خبر را منعکس کنید. بهخصوص رسانههایی که دولتی مینویسند. بنده نکاتی را که در خطبه بیان میکنم بنایم بر این است که با دقت بیان کنم. جلسه قبل درباره ارتش آمریکا عرض کردم که مجلس باید تمام ارتش آمریکا را تروریست اعلام کند، ولی بعضی از خبرگزاریها نوشتند که ایشان گفته است: مجلس ارتش منطقه را باید تروریست اعلام کند. پشت این نحوه انتقال خبر جریان و شیطنتی هست که به رسانهها توصیه میکنم تقوا را رعایت کنند. |
| 1398/1/23 | 1398/1/23ضرب آهنگ محو رژیم صهیونیستی به صدا در آمده است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه236
خطبه اول
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّینِ
اَیُّهَاالناسُ أُوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَى اللَّهِ. متقین همه روش زندگی خود را از اسلام می گیرند. بحث در بعض موارد سبک زندگی اسلامی و معاشرت ها بود که باید اهتمام بیشتری نسبت به آنها داشت و گسترش داد تا از ثمرات آن که موجب تحکیم روابط اجتماعی می شود بهره برد. به سلام و مصافحه و ثواب فراوانی که داشتند اشاره کردیم. در این جلسه به معانقه می پردازم، عمل مستحب دیگری است که مومنین وقتی به هم رسیدند بعد از سلام و مصافحه انجام می دهند.
در معنای معانقه لغویین مثل جوهری میگوید، عِناق به معنای معانقه است. وقتی معانقه کرده است که دو دست خود را در گردن طرف مقابل بیندازد و او را به سینه بچسباند. معانقه طرفینی است یعنی دو طرف دستشان را به گردن یکدیگر میاندازند و یکدیگر را در آغوش میگیرند که با این حالت از تعلق، علقه شدیدی ایجاد میشود و در نتیجه حق یکدیگر ظلمی نمیکنند. دروغ و تهمت و غیبت و بهتان از طرفین دور خواهد شد و اگر جامعه اینگوه شود مودت و الفتی ساری خواهد شد. متاسفانه این سنت حسنه متروک شده و انجام نمیشود مگر یک عده از مومنین.
که متاسفانه این سنت حسنه مثل موارد دیگر در این زمان متروک شده و انجام نمی شود مگر عده ی کمی. فقط دوتا روایت می خوانم. در کتاب کافی باب المعانقه «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیهماالسلام، قَالا: أَیُّمَا مُؤْمِنٍ خَرَجَ إِلَى أَخِیهِ یَزُورُهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً» هر برادر دینی که به سوی برادر دینیاش میرود و قصد زیارت و دیدن اورا دارد درحالی که میشناسد او یک انسان مومن و قابل احترام است. هر قدمی که بر میدارد حسنهای برایش نوشته میشود. لذا شما وقتی میخواهید به دین هم بروید برای خدا این کار را انجام دهید تا ثواب ببرید. «وَ مُحِیَتْ عَنْهُ سَیِّئَهٌ» و یک گناه از نامه عملش محو میشود. «وَ رُفِعَتْ لَهُ دَرَجَهٌ» و یک درجه به مقامش اضافه میگردد. «وَ إِذَا طَرَقَ الْبَابَ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ» و وقتی رسید درب منزل و دق الباب کرد و درب باز شد درهای آسمان به رویش باز میشود یعنی رحمت الهی نازل میشود و دعایش مستجاب میشود. «فَإِذَا الْتَقَیَا وَ تَصَافَحَا وَ تَعَانَقَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا بِوَجْهِهِ» و وقتی رسید به برادر دینی و مصافحه کردند و معانقه کردند خداوند «بِوَجهِهِ» به او اقبال میکند به آنها یعنی مورد توجه و عنایت مستقیم خداوند قرار میگیرند. «ثُمَّ بَاهَى بِهِمَا الْمَلَائِکَهَ» و خداوند به ملائکه مباهات میکند «فَیَقُولُ انْظُرُوا إِلَى عَبْدَیَّ تَزَاوَرَا وَ تَحَابَّا فِیَّ» و میفرماید به عنوان افتخار به این دو بنده من نگاه کنید به دیدار هم رفتند و به یکدیگر برای خدا دوستی ابراز میکنند و هیچ غرضی غیر از خداوند ندارند. دیدن دوستتان که اهل بندگی خداست رفتید به خاطر خدا او را ببینید که خدا مباهات میکند. «حَقٌّ عَلَیَّ أَلَّا أُعَذِّبَهُمَا بِالنَّارِ بَعْدَ هَذَا الْمَوْقِفِ» حق است و سزاور است بر من که اینها را عذاب نکنم و از آتش نجات بدهم. «فَإِذَا انْصَرَفَ شَیَّعَهُ الْمَلَائِکَهُ عَدَدَ نَفَسِهِ وَ خُطَاهُ وَ کَلَامِهِ» و زمانی که برمیگردد ملائکه او را مشایعت میکنند به عدد نفسهایی که در این مدت کشیده و قدمهایی که برداشته و مقداری که حرف زده. بالاخره اهل ایمان هستند و به دیدن هم رفتند و با هم صحبت کردند از خدا و پیغمبر و مسائل خودشان میگفتند و البته حرامی مرتکب نشدند، به عدد نفس هایشان و تعداد حرفهایی که زده اند و قدمهایی که برداشته اند خدا ملائکه مامور میکند تا محافظ آنها باشند. «یَحْفَظُونَهُ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْیَا وَ بَوَائِقِ الْآخِرَهِ إِلَى مِثْلِ تِلْکَ اللَّیْلَهِ مِنْ قَابِلٍ» و مثل محافظ همراهش هستند و او را حفظ میکنند از بلاهای دنیا و گرفتاریهای آخرت و تا فردا میمانند یعنی به اندازه یک ۲۴ ساعت جهت محافظت از آن شخص با او همراه هستند. «فَإِنْ مَاتَ فِیمَا بَیْنَهُمَا أُعْفِیَ مِنَ الْحِسَابِ» و اگر بین این فاصله که ملائکه هم هستند اگر یکی از اینها مُرد حساب از او برداشته میشود و بدون حساب و کتاب به بهشت وارد میشود «وَ إِنْ کَانَ الْمَزُورُ یَعْرِفُ مِنْ حَقِّ الزَّائِرِ مَا عَرَفَهُ الزَّائِرُ مِنْ حَقِّ الْمَزُورِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ» اگر مزور هم نسبت به این زائر همین دید را دارد و همین رفتارهای زائر را انجام میدهد همان اجر و پاداشی که به زائر میدهند به مزور هم میدهند.
لذا باید به دیدار دوستان رفت و دقت کرد. رفت و آمد کرد. این روایت درباره دوستان بود. باید با خانواده و نزدیکان هم ارتباط صمیمی داشت که البته فرهنگ غربی و سبک زندگی غیر اسلامی با این مسائل مخالف است و میخواهد خانواده تشکیل نشود و ارتباطات اجتماعی بسیار سرد و بی رمق باشد.
این یک روایت؛ و اما روایت دوم. در کافی باب المعانقه «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ إِذَا اعْتَنَقَا غَمَرَتْهُمَا الرَّحْمَهُ» دو برادر دینی اگر معانقه کردند رحمت خداوند هردو را فرا میگیرد و در رحمت خداوند فرو میروند. «فَإِذَا الْتَزَمَا لَا یُرِیدَانِ بِذَلِکَ إِلَّا وَجْهَ اللَّهِ وَ لَا یُرِیدَانِ غَرَضاً مِنْ أَغْرَاضِ الدُّنْیَا قِیلَ لَهُمَا مَغْفُوراً لَکُمَا فَاسْتَأْنِفَا» و اگر یکدیگر را در آغوش گرفتند و هیچ اراده ای غیر از خداوند ندارند؛ و هیچ غرضی از اغراض دنیوی ندارند که مثلا وام بگیرند و پول بگیرند و امثال ذالک، به آنها گفته میشود خداوند گناهان شما را آمرزید و نامه عمل را از سر بگیرید. «فَإِذَا أَقْبَلَا عَلَى الْمُسَاءَلَهِ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ بَعْضُهَا لِبَعْضِ تَنَحَّوْا عَنْهُمَا فَإِنَّ لَهُمَا سِرّاً وَ قَدْ سَتَرَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا» و وقتی میخواهند با یکدیگر صحبت کنند ملائکه به یکدیگر میگویند دور شوید از آنها شاید حرف خصوصی داشته باشند و اینها مورد احترام خداوند هستند و خداوند نمی خواهد ما بشنویم. «قَالَ إِسْحَاقُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَلَا یُکْتَبُ عَلَیْهِمَا لَفْظُهُمَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» اسحاق بن عمار که از روات معتبر است در ادامه سوال کرد فدایت شوم آیا اینها مامور نیستند که کارهای بندگان را ضبط کنند که در قرآن میفرماید. «قَالَ فَتَنَفَّسَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام الصُّعَدَاءَ ثُمَّ بَکَى حَتَّى أَخْضَلَتْ دُمُوعُهُ لِحْیَتَهُ وَ قَالَ یَا إِسْحَاقُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِنَّمَا أَمَرَ الْمَلَائِکَهَ أَنْ تَعْتَزِلَ عَنِ الْمُؤْمِنَیْنِ إِذَا الْتَقَیَا إِجْلَالًا لَهُمَا» امام در جواب یک آهی کشیدند سپس گریه کردند تا اینکه اشک چشمانشان محاسنشان را تر کرد و فرمودند یا اسحاق بله خداوند به ملائکه میفرماید دور شوید برای احترام این دو مومن است «وَ إِنَّهُ وَ إِنْ کَانَتِ الْمَلَائِکَهُ لَا تَکْتُبُ لَفْظَهُمَا وَ لَا تَعْرِفُ کَلَامَهُمَا فَإِنَّهُ یَعْرِفُهُ وَ یَحْفَظُهُ عَلَیْهِمَا عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَى» ولی در عین حال منافات ندارد زیرا ملائکه نمینویسند ولی خداوند که خودش میبیند و مینویسد.
همین دو روایت برای اهمیت این مستحب ترک شده که هم پاداش آخرتی دارد و هم موجبات مودت و محبت بیشتر را فراهم می کند کافی است. سعی کنیم در نشر آداب اسلامی کوشا باشیم. بعض از این رفتارها با آثار فراوانی که دارند امروزه مُنکَر شده اند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام درحکمت ۷۰ از حکم نهج البلاغه فرمودند «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ. وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ» هر کس خود را به پیشوایى مردم گمارد، باید پیش از تعلیم دیگرى نخست به تعلیم خود بپردازد و به جاى آن که به گفتار، دیگرى را تربیت کند، باید به رفتار ادب کننده او باشد؛ و آن کس که آموزنده و ادب کننده خویشتن است سزاوارتر به احترام است تا آن که مردم را آموزش و پرورش مىدهد.
به هر جهت امام اجتماع و مجموعه ای است باید از تعلیم خودش و تخلق به اخلاق فاضله و حسنه غفلت نداشته باشد. علم و عملش با هم هماهنگی داشته باشد. همیشه نقش عمل از گفتار بیشتر و موثرتر است؛ و اگر کسی خلاف گفته عمل کند ایجاد نفرت و بدگمانی می کند. برای تشویق افراد به تادیب نفس فرمود: کسى که خود را ادب کند، سزاوارتر به بزرگداشت و احترام است تا آن که دیگران را ادب مىکند. خدای تعالی توفیق دهد همه مودب به آداب الهی و متخلق به اخلاق ربانی باشیمان شاء الله.
یازدهم شعبان، سال گشت ولادت علی بن الحسین، على اکبر علیه السلام است که در سال ۳۳ قمری واقع شد. در روز عاشورا تقریبا ۲۷ ساله بود. شخصیت بزرگواری که در دامان عصمت تربیت شد. عالم و دانشمند متخلق به اخلاق الهی، دارای کرامت و فضائل بی شمار. امام حسین علیه السلام درباره اش فرمود: هرگاه مشتاق دیدار پیامبر مىشدیم به چهره او مىنگریستیم. چون از نظر صورت و سیرت به پیامبر شبیه بود. علی اکبر در عرصه های مختلف حاضر بود و به نحو احسن به تکلیف عمل می کرد. در دین بصیر و در سیاست قوی و در ولایتمداری در اوج و در راه خدا مجاهدی نستوه بود. در جریان کربلا اولین شهید مظلوم بنی هاشم است.
چون جوان بود. روز ولادتش را روز جوان نامیدند تا الگوئی باشد برای جوان مومن انقلابی. همان جوانی که امروز نقش آفرین است و تمدن ساز و در بیانیه گام دوم انقلاب همه توجهات را رهبری به سوی آنها معطوف کرده است. چون جوانان مومن و با انگیزه موتور محرکه همه دگرگونی های جامعه و حلال مشکلات و بحران ها هستند؛ و هرگز نمی توان نسبت به آینده آنان، نیازهایشان و آسیب هائی که متوجه آنان است بی تفاوت بود. وظیفه همه به خصوص مسئولین و متولیان فرهنگی کشور در قبال جوانان سنگین است. بیش از سی میلیون نفر در کشور جوان وجود دارد. تعدادی زیادی از آنها دانشمند و فرهیخته هستند و این عدد بسیار مسئولیت ساز است.
دشمنان ما هم برای این قشر عظیمِ موثرِ در آینده کشور، برنامه ریزی دارند؛ و قطعاً به دنبال استحاله و تغییرات فرهنگی و نسلی هستند. مصاحبه رئیس جمهور آمریکا در سال ۹۴ را بخوانید رسماً می گوید باید در ایران کاری کنیم که شعار مرگ بر آمریکا و تهدید اسرائیل و هلوکاست و امثال ذالک برچیده شود و ابراز امیدواری می کند که نسل جوان این مسیر را هموار کند و تبعیت کند؛ اما ای آمریکا حنای تو دیگر رنگی ندارد و دشمنی های تو با مردم ایران آشکار است و اتفاقا شعار جوانان این دوره هم در کنار جوانان دیروز همان مرگ بر آمریکاست.
توجه دارید که شروع انقلاب یعنی همان گام اول با جوانان آغاز شد، تعبیر امام (ره) بسیار گویاست که به هردو گام اشاره فرمودند: شما جوانان با قدرت ایمان این نهضت را تا اینجا آوردید و به پیروزى رساندید، اینقدرت ایمان را حفظ کنید (گام اول را شما جوانان برداشتید) همت والاى شما بود که پیروز شدیم و ریشه فساد را از ایران تا حدودى بیرون آوردیم و انشاءالله از این به بعد هم با همت والاى شما جوانان تتمه این ریشه فساد از بیخ و بن کنده خواهد شد (اشاره به گام دوم).
جوانانی که گام اول انقلاب را برداشتند شعارشان عدالت خواهی و استقلال و نفی ظلم و هویت اسلامی بود. آن روز بدون همراهى جوانان دستیابى به اهداف انقلاب اسلامى امکان پذیر نبود امروز هم ممکن نیست، بنابراین لازم است یکی از دغدغه های مهم مسؤلین شناخت و برطرف کردن آسیبهایى باشد که متوجه جوانان است. آنچه مسلّم است این است که دشمنان ملت به خصوص آمریکا و صهیونیست ها، برای اینکه بتوانند بر منابع ثروتِ کشور دست پیدا کنند بزرگترین مانع را اراده مردم می دانند که در جوانان غیور به عنوان نیروی فعال متبلور است، پس مهترین راه رسیدن به اهداف پلیدشان فلج کردن و از کار انداختن جوانان است، چه در بعد باور و فکر و مسائل اعتقادی و چه در بعد فرهنگی و اخلاقی، ولو پیروزی برای آنان، مدتی طول بکشد زمان بردار هم باشد قدم به قدم جلو می آیند با صبر. صبر می کنند و برنامه می ریزند. آنها دیده اند بهترین راه این است که این قشر عظیم را غرق در شهوات و غرایز و مفاسد اخلاقی و رفتاری کنند. پس باید خود جوانان مواظب باشند در زمین دشمن بازی نکنند و لازمه اش این است با برنامه جلو بروند و چشم انداز داشته باشند؛ و بهترین راهنما رهنمودهای رهبری است.
در بیانی حضرتشان در سال ۹۵ فرمودند: «یک نسلى باید بهوجود بیاید شجاع، باسواد، متدین، داراى ابتکار، پیشگام، خودباور، غیور. بایستى ایمان داشته باشد، سواد داشته باشد، غیرت داشته باشد، شجاعت داشته باشد، خودباورى داشته باشد، انگیزه کافى براى حرکت داشته باشد، توان جسمى و فکرى حرکت داشته باشد، هدف را در نظر بگیرد، چشم را به اهداف دور متوجه بکند و به تعبیر امیرالمؤمنین «اَعِرِ اللهَ جُمجُمَتَک»؛ زندگى خودش و وجود خودش را بگذارد در راه این هدف و با جدّیت حرکت کند؛ در یک کلمه یعنى یک موجود انقلابى؛ معناى انقلابى این است». جالب است که معنای انقلابی را همین میدانند.
در جای دیگری فرمودند: «آنچه که ما امروز ازجوانان انتظار داریم؛ عینا همان چیزى است که درروز اول انقلاب و قبل از انقلاب از جوانان انتظارداشتیم. ما از جوان مىخواهیم که در عین پاکى و پارسایى و دیندارى، با نشاط باشد، پرشور باشد، اهل ابتکار باشد، خلاق باشد، کار کند و از تنبلى بپرهیزند، تقوا را براى خودش شعار قرار بدهد، واقعا دنبال تقوا باش». اینها درس است و راهبرد است و باید عملیاتی شود.
در عبارات حضرت آقا هست که جوانان افسران جنگ نرم هستند، این حرف مسئولیت ساز است. این افسر باید ویژگی هائی داشته باشد تا افسر و فرمانده باشد. در هر ارتشی برای فرمانده و افسر و درجه دار و سرباز آن تعریفی وجود دارد؛ یعنی مثلاً در جنگ سخت فرماندهی این جنگ باید خصوصیات و ویژگی هائی داشته باشد، دوره های خاص دیده باشد، دافوس رفته باشد؛ و افسران دانشگاه افسری دیده باشند. در صحنه های عملی حاضر شده باشند و امثال ذالک. در جنگ اقتصادی هم همینطور. نمی شود کسی را که اصلا اقتصاد نخوانده و رشته کاریش ولو بصورت تجربی اقتصاد نبوده و اساسا کار بلد نیست را فرمانده جنگ اقتصادی کرد. کسی که اقتصاد بلد نیست میبینید که کشور را به کجا میرساند. باید افسر و درجه دار در این جنگ، با همه شئون اقتصادی آشنائی داشته باشند و بداند چه می کنند.
در جنگ نرم هم مسئله همین است. باید عرصه عملیات و مختصات محل و مسائل مربوطه را خوب بلد باشند بعلاوه از اخلاص و تدین و پرکاری و خستگی ناپذیری و شجاعت هم بهره داشته باشند و الا نمی توانند از پس کار برآیند. حضرت آقا فرمودند: «دشمن، افسر جنگ نرم ما را، که جوان ها هستند، یکجور مىپسندد، جمهورى اسلامى یکجور دیگری مىپسندد. اینرا که در جمهورى اسلامى بر روى تدین، پاکدامنى، پارسایى و پرهیز از افراط غرایز تکیه مىشود، حمل نکنند بر تعصب و به قول خودشان، دگم اندیشى و تحجر و مانند اینها؛ نه این شیوهى تربیتى است، این برگرفته و برخاسته ى از تعریف افسر و فرمانده جنگ نرم است. یکى از عرصه هاى چالش ما با آمریکا این است. آمریکایىها دلشان مىخواهد جوان هاى ما آن شجاعت را نداشته باشند، آن امید را نداشته باشند، آنانگیزه را نداشته باشند، آن تحرک را نداشته باشند، آن توان جسمى را نداشته باشند، آن توان فکرى را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوشبین باشند، نسبت به فرماندهى خودى و عقبه ى خودى بدبین باشند؛ جوان ما را دشمن، اینجورى مىپسندد. هدف تبلیغات رادیویى و تلویزیونى و اینترنتى دشمن و همه ى کارهاى گوناگونى که مىکند، که مخاطبش جوان هاى ما باشند، این است؛ جوان ایرانى را مىخواهد تبدیل کند به آنچنان عنصرى؛ عنصرى که نه ایمان درستى دارد، نه شجاعت آنچنانى دارد، نهانگیزهاى دارد، نه امیدى دارد؛ مىخواهد تبدیل کند به این. جمهورى اسلامى درست نقطه ى مقابل است مىخواهد این جوان تبدیل بشود به یک عنصر فعّال و اثرگذار در کشور.» اینها را هم خود جوانان و هم متولیان امور جوانان دنبال کنند و برنامه داشته باشند. قسمت دیگری از راهبردها و ویژگی ها در بیانیه گام دوم آمده است.
آنچه در اینجا عرض می کنم این است که در استان ما به حمدالله و المنه جوانان توانمند و با انگیزه، عالم و متدین و جهادی فراوانی داریم که متاسفانه دیده نمی شوند و بکار گرفته نمی شوند؛ که این جای تاسف و نگرانی دارد و مسئولین باید دقت بیشتری داشته باشند و از این نیروی عظیم داخل استان بهره بیشتری ببرند. بعضی وقت ها گفته می شود که چنین نیرویی نداریم و جوانان ما اینطور نیستند. در حالیکه ما در عرصه های مختلف در این استان جوانان کارآمدی داریم. لذا ما تصمیمم گرفتیم لااقل در قالب جشنواره ای این داشته ها را به رخ بکشیم و بگوییم که این استان دارای فضائل فراوانی است؛ که اولین جشنواره جوان موفق استان نام دارد. کارهای دیگر هم در سالهای گذشته انجام شده ولی این جشنواره اولین جشنواره است که دفتر خود ما برگزار میکند. لذا دوستان دفتر فراخوان زدند و تبلیغاتی هم به اندازه توان صورت گرفت و تا امروز هم تعداد زیادی از عزیزان شرکت کردند. البته ما این کار را مقدمه یک حضور پرشور و پر انگیزه از جوانان دختر و پسر استان قرار دادیم که اعلام می کنم و فراخوان می کنم که ان شاء الله در روز ۴ شنبه روز ولادت حضرت علی اکبر حسین علیه السلام ساعت ۵ بعد از ظهر در بلوار بلال با هر آب و هوائی که بود ان شاء الله همگی حاضر باشید تا اولاً با حضور خود بیعتی دوباره با رهبر انقلاب اسلامی در راستای عملیاتی کردن منویات معظم له دربیانیه گام دوم داشته باشیم و عرض کنیم تا برقراری تمدن نوین اسلامی از پای نمی نشینیم. ثانیاً به آمریکا و اذنابش که این روزها غلط های زیادی کردند اعلام کنیم: درست فهمیده اید تا جوانان مومن و انقلابی هستند نقشه های شما همه برآب است؛ و ثالثاً با حضور خود به مسئولین اعلام می کنیم که برای رونق تولید و به راه انداختن چرخ های تولید آمادگی کمک و همکاری را داریم.
و اما درباره شیطان بزرگ آمریکا. خوب این روزها شاهد یک حرکت جاهلانه از طرف رئیس جمهور فاسد آمریکا و احمق درجه یک به تعبیر رهبری بودیم که سپاه پاسداران را که از ارکان نیروهای مسلح ایران است را بر خلاف تمام موازین بین المللی تروریست اعلام کرد. آمریکا تروریست است و ما با تمام توان در مقابل این تروریست خواهیم ایستاد.
وقتی سران آمریکا رسماً اعلام می کنند تروریست هائی مثل القاعده و داعش را تربیت و تقویت کرده اند این خیمه شب بازی ها و به تعبیر رهبری گربه رقصانی ها برای چیست؟ برای فرار از سیلی ای است که از مردم ایران خورده است برای فرار از خفتی است که سپاه به آنان در عرصه بین المللی داده است. وقتی آمریکا با تمام تلاشی که توسط عوامل داخلی و خارجی فشار نتوانست ایران را از طریق اف ای تی اف و پالرمو و سی اف تی مهار کند و به اهدافش برسد و با اینکه ایران را تحریم همه جانبه کرده اند باز سپاه از تحریم ها عبور می کند و پروژه های عظیم نفتی و گازی را تکمیل می کند آن هم با توان داخلی، وقتی آنان امنیت داخلی کشور را با عوامل وابسته به خطر می اندازند و یا راجع به امنیت خارجی کشور در دورتر از مرزهای ایران شیطنت می کنند و سپاه مقتدرانه نقشه های آنان را به هم می زند باید عصبانی باشند.
این حرکت آمریکا اتفاقا محبوبیت سپاه را در دل مردم و دوستداران انقلاب بیشتر کرد. بگذریم که باز بعضی از رسانه های قلم به مزد و عده ای از مجلسیان که بعضا لباس سپاه هم پوشیدند باز دنبال تصویب قراردادهای ننگینی هستند که دست سپاه را می بندد و توجیه ساده لوحانه می کنند. مسئولین نظام اسلامی باید بصیر و دشمن شناس باشد. مجلس باید محکم و مقتدر وارد عرصه شود او هم باید ارتش آمریکا را تروریست اعلام کند. نه بخشی از ارتشش را. بلکه کل ارتش آمریکا را. چرا اینقدر ضعیف و منفعل عمل می شود؟ شما منتظر تصمیم کنگره آمریکا نباشید. خودتان تصمیم بگیرید و به دشمن پیام ضعف ندهید. والله مسئولید اگر عزت اسلامی این کشور امام زمان را زیر سئوال ببرید. محکم و مقتدر وارد عرصه شوید او منتظر برخورد اولیه ماست اگر محکم باشد کار پیش خواهد رفت.
البته مردم هم باید در انتخاب دقت کنند. از همین الان رصد کنید و مواظب باشید افرادی را که در مظان هستند برای انتخاب و کسانی که قبلاً هم بودند خوب ارزیابی کنید. الان زود است ورود کردن به موقع عرض خواهم کرد اگر خدای تعالی اجازه فرمود.
من هفته گذشته راجع به سپاه صحبت کردم و تکرار نمی کنم؛ اما اشاره می کنم اولاً سپاه از قبل از این اعلام رسمی، در لیست بود و این اعلام باعث تحریم جدید نمی شود که بعضی ادعا کردند، این بیشتر جنگ روانی است؛ اما اینکه سپاه را رسماً در لیست گروه های تروریستی قرار می دهند ابعاد مختلفی دارد. محتمل است یک بازی سیاسی بود برای نجات نخست وزیر دولت غاصب که در انتخابات موفقیتی حاصل کند که آن هم نتیجه مطلوب را نداشت. البته بی تاثیر نبود؛ اما عرض می کنیم تلاش شما برای حفظ اسرائیل مذبوحانه است ضرب آهنگ محو رژیم صهیونیستی مدتی است به صدا درآمده و به زودی همه شاهد خواهند بود که این جرثومه خباثت از صفحه روزگار محو خواهد شد. یا می خواستند با این کار عده ای غربزده وابسته در داخل را نجات دهند تا آنان بتوانند مشکلات اقتصادی را به گردن سپاه بیاندازند. یا واقعاً می خواهند برای ایران مشکلاتی درست کنند که در این صورت هزینه ای که برای این کار احمقانه اشان می پردازند بسیار سنگین خواهد بود. اگر یک وقت هم به فکر جنگ افتادند که نشانه نادانی چند وجهی آنان است آن وقت حتماً باید با خودشان برای بردن جنازه هاشون تابوت بیاورند چون این را بدانند که در خاک پاک ایران هیچ آمریکائی متجاوزی دفن نخواهد شد. لذا ایران باید به صورت قاطع و کارآمد پاسخ مناسب را طوری بدهد که فرصت نقشه کشی بعدی را از آنان بگیرد. برای کوبیدن و از بین بردن مکر آمریکا بهترین راه کار و فعالیت و رونق تولید ملی و اجرای اقتصاد مقاومتی است.
به مناسبت حماسه هائی که مردان دلاور و مقتدر ارتش جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف به خصوص در دفع متجاوزان آمریکائی در سکوهای نفتی نصر و سلمان در خلیج فارس در ۲۹ فروردین سال ۱۳۶۷ خلق کردند و جوانمردانه تا شهادت ایستادگی کردند این روز را به نام «روز ارتش جمهورى اسلامى ایران» نامگذارى کردند. تا در این روز از دلاورمردىها و رشادت هاى ارتش تجلیل کنند. در طول این ۴۰ سال حضور مقتدرانه در راه استقلال و حفظ تمامیت ارضى در مرزهاى زمینى، هوایى و دریایى کشور بیش از ۴۸ هزار شهید و ۲۰۰ هزار جانباز و آزاده تقدیم اسلام و سرافرازی و عزتمندی ایران اسلامی کرده اند. گاهی خناثان سعی می کنند بین سپاه و ارتش اختلاف ایجاد کنند و با ایجاد رخنه بین این دو نیروی نظامی، زمینه نفوذ و بعد هرج و مرجی را فراهم کنند که الحمدلله فرماندهان ارتش و سپاه با بصیرت عمل می کنند اخیراً دیدید که بعد از اعلام آمریکا فرمانده ارتش لباس سپاه پوشید که باید خدای تعالی را به خاطر این نعمت وحدت و هماهنگی شکرگزاری کرد.
باید از کمک های شما مردم خوب و مهربان استان البرز به خاطر همکاریهایی که در سیل اخیر دارید تشکر کنم. دائما این مسیر باز است و با سازماندهی دارد انجام میشود. نماینده ای را فرستادم هم از لرستان و هم از خوزستان دیدن کرد و کمک هایی که از طریف دفتر بود اعزام شده که به جا مصرف شود. از دستگاههای دیگر هم بوده. استاندار محترم هم باید الان در اهواز باشد. سپاه ستاد در آنجا زده است. از حوزه علمیه بیشترین نیروی طلبه که اعزام شده از منطقه البرز است. بیش از ۱۲۰ نفر مشغولند که با سازماندهی خاصی ۴۰ نفر ۴۰ نفر اعزام می شودند. مثل مردن بستگان که در هفته اول همه سر میزنند بعد آدم تنها میماند با مصبت پیش رو. این مصیبت هم فاجعه اش از این به بعد است. سختی ها هستن یکدفعه پشت آنها خالی نشود آنچه نیاز دارند مواد غذائی، آذوقه و اسباب و لوازم منزل، لودر و ماشین آلات، علوفه برای حیواناتشان است. |
| 1398/1/16 | 1398/1/16اتحاد و پیروی از دستورات رهبری راه مبارزه و از بین بردن دشمنان است / قدردانی امامجمعه کرج از کمکهای مردمی به سیلزدگان | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه237
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالناس أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. رعایت تقوا در نوع رفتار ما در زندگی شخصی و اجتماعی و سبک زندگی خود را نشان میدهد. سبک زندگی انسان متقی با بقیه فرق دارد. جلسه قبل به سلام کردن اهل ایمان در هنگام ملاقات با یکدیگر اشاره کردم که باید قبل از هر کلامی اقدام به سلام کنند بعد، اقدام به سخن گفتن کنند؛ که به چند روایت هم به عنوان شاهد مطلب اشاره کردم.
ما اموری را طبق عادت انجام میدهیم که منشأ بسیاری از آنها را نمیدانیم یا حتی چه مقدار فضیلت و ثواب دارد را نمیدانیم که خوب است بدانیم تا با انگیزه بهتری انجام دهیم. بعضی اعمال قرب انسان را به خدای تعالی بیشتر میکند و ثواب فراوانی دارد.
بعد از سلام دادن یکی از کارهایی کخ مستحب است و ثواب دارد مصافحه کردن است. مصافحه کردن و دست دادن با یکدیگر که یکی دیگر از وظائف و احترامی است که در ملاقات با هم رعایت میکنیم. وقتی مؤمنین به هم میرسند خوب است به هم دست بدهند و فرقی نمیکند که دوست هم را بگیرند یا یک دست را. کمترین خاصیت آن ایجاد الفت، محبت و تحکیم دوستی است. حتی رذائلی مثل خشم و غضب اگر کسی مبتلا شد، اگر انسان دست او را بگیرد خشم او فروکش میکند. در این بخش هم روایات فراوانی داریم که به تعدادی از آنها اشاره میکنم.
جابر از امام باقر -علیه السلام- نقل کرده است که فرمود رسول خدا فرموده است: وقتی به برادر دینی رسیدید باید سلام کنید و مصافحه کنید؛ زیرا به خاطر همین عمل خداوند به ملائکه کرامت داده است. پس شما همان کاری که ملائک کرده اند را انجام دهید.
و در روایت دیگری شبیه همین روایت، در ادامه دارد هنگام جدا شدن از یکدیگر برای هم طلب مغفرت کنید.
درباره فضیلت مصافحه کردن باز روایتی است از امام باقر -علیه السلام- به نقل از امیرالمؤمنین که حضرت فرمودند: وقتی دو برادر دینی به هم میرسند و مصافحه میکنند خداوند دستش را بین دستهای آن دو قرار میدهد. این که فرمودند دست خدا بین این دو دست است این تعبیر است. چون خدا که دست ندارد. یعنی رحمت الهی در بین قرار میگیرد. به طوریکه این رحمت را لمس میکنند و حس میکنند.
و در این بین آن کس که نسبت به برادر ایمانی خود ابراز محبت بیشتری داشته باشد از نهایت رحمت الهی که ریزش گناهان شخص است بهرهمند میشود. آنهم با این تعبیر که فرمودند مثل ریختن برگ درختان گناهانش میریزد. خب در پائیز که برگ ریزان است دیدید که چگونه برگها ریخته میشود؟ خداوند چنین نگاه ویژهای دارد به آنکه محبت بیشتری دارد؛ که در بعض روایات داریم به هردو مومن این نگاه مخصوص را دارد.
بیائیم بعد از یاد گرفتن این دستورات و راهنمائیها به آنها عمل کنیم؛ و روش خود رسول گرامی اسلام هم همین بود که دست خودشان را تا طرف مقابل رها نمیکرد رها نمیکردند. باز شبیه همین روایت در بیان دیگری امام امام باقر -علیه السلام- فرمودند: وقتی دو مومن با یکدیگرمصافحه میکنند آنکه ملازم باشد و دیرتر دست خود را بکشد اجر و پاداشش بیشتری میبرد و بعد از این عمل تمام گناهان آن دو ریخته میشود به گونهای که هیچ گناهی باقی نمیماند.
اگر روشهای ایجاد مودت و محکم کردن محبت بین اهل ایمان شایع شود و به فرهنگ عمومی تبدیل شود برکات فراوانی را به همراه دارد. در چنین جامعه ای غیبت و تهمت و دشمنی و خیانت از بین میرود و وقتی افراد به هم محبت کردند خداوند هم به آنان محبت میکند.
در اهمیت مسئله ببینید که در روایت میگوید اگر بین شما و دوستتان به اندازه درختی هم فاصله شد و باز همدیگر را دیدید مصافحه کنید؛ یعنی سوال این است که آیا برای مصافحه کردن حد زمانی وجود دارد که مثلاً اگر در روز یک بار همدیگر را دیدیم دیگر برای آن روز کافیست وامثال ذالک.
«عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حَدِّ الْمُصَافَحَهِ فَقَالَ دَوْرُ نَخْلَهٍ» هشام بن سالم میگوید از امام علیه السلام از حد مصافحه پرسیدم. فرمودند: حد یک شجر است؛ یعنی اگر دو نفر با هم راه میروند به یک درخت رسیدند و درخت ما بین آنها فاصله و از دو طرف درخت عبور کردند بعد از رد شدن از درخت و رسیدن به هم مصافحه جواز دارد.
تا جائیکه در بعض روایات دارد در بعض جنگها که بواسطه درختان بین یاران فاصله میافتاد وقتی به هم میرسیدند با هم مصافحه میکردند. روایتی است که شبیه روایات قبل با اضافه ای. ابوعبیده حذاء که یکی از روات احادیث است میگوید؛ من در یک سفری از مدینه به مکه همراه امام باقر علیه السلام بودم.
روش امام این بود که در سوار شدن بر محمل میایستادند کنار و میگفتند برو سوار شو و من ابتدا سوار میشدم سپس امام سوار میشدند و در پیاده شدن هم به عکس بود. شاید جهت آن این بود سوار و پیاده شدن از محمل برای کسی که اول سوار میشود و دوم پیاده میشود راحتر بود. چون طرف محمل سبک است و به آسانی پائین میآید.
راوی میگوید وقتی هردو مینشستیم در محمل امام سلام میکردند و به گونه ای مصافحه و احوالپرسی میکردند که گویا تا بحال مرا ندیده اند؛ و موقع پیاده شدن هم امام قبل از من پیاده میشدند و وقتی هردو روی زمین میایستادیم باز امام سلام میکرد و مثل اینکه تازه یکدیگر را دیدیم مصافحه و به گونه ای احوالپرسی میکردند که گویا تا بحال مرا ندیدهاند.
این احوال برای راوی تازگی داشت و لذا برایش سوال پیش آمد که شما با من به گونهای برخورد میکنید که ندیدم هیچکس قبل از این با من اینگونه برخورد داشته باشد راوی ادامه داد که (در دیار ما) اگر کسی حتی یک دفعه اینکار را میکرد میگفتیم کار مناسبی نیست و این فرد زیاد احوال پرسی میکند.
امام فرمود: آیا نمیدانی که چه مقدار پاداش در مصافحه است دو مومنی که بهم میرسند و مصافحه میکنند گناهانشان میریزد مثل اینکه در فصل پاییز برگ درختان میریزد و خداوند هم نظر رحمت به آنان میکند تا از هم جدا شوند. حال که این کار تا این اندازه پاداش دارد چرا مرتب انجام ندهیم؟ مصافحه ایجاد محبت میکند و کدورت ها را از بین میبرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی در بیان مطلب دقت لازم را داشته چون از عقل کاملی برخوردار هستند. بسیار کم گو بوده کم حرف میزنند اما بجا.
مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام درحکمت ۶۹ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّهَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّهَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ» روزگار بدنها را فرسوده و آرزوها را تازه مىکند و مرگ را نزدیک و خواهشهاى دل را دور مىسازد هر کس بر زمانه غلبه کرد، اندوهگین شد و هر کس بر روزگار دست نیافت، به رنج افتاد.
این بیان امیرالمومنین درباره بعض ویژگیهای دنیا و دنیازدگی است؛ که هرکس به دنیا اعتماد کرد خوار و رسوا شد. بدن انسان با مرور زمان، گذشت ایام و تحمل سختی ها و مرارتها پیر و فرسوده میشود؛ و در عین حال با اینکه انسان میبیند به سمت مرگ در حرکت است اما آرزوهایش زنده میشود که این فریب دنیاست؛ که شخص فرسوده را با آرزوهای طولانی آماده میکند که براى تحصیل دنیا تلاش کند. در این حال برنده کسی است که از نعم الهی بهره ببرد و با آن آخرت خود را آباد کند و عمر خود را تباه نکند. اعاذناالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا. خداوند توفیق بندگی تا پایان عمر نصیب همه ما بگرداند.
امروز آخرین جمعه ماه رجب المرجب است؛ این ماه پر برکت با تمام خوبی و مزایا که داشت به پایان رسید و ما فرصت دیگری را از دست دادیم و معلوم نیست باز اجازه درک این ماه را داشته باشیم یا نه از خدا میخواهیم این رجب را آخرین ماه رجب ما قرار ندهد.
هر کس به اندازه توان و معرفتش کسب کرد خوشا بحالش و اگر غفلت کرد و این گنجینه پر بها را از دست داد، فرصت شعبان المعظم که در پیش روست را از دست ندهد. شعبان با اعیاد بزرگی که در آن قرر دارد پیش روست. ماهی که به رسول خدا نسبت داده شده، ماه ذکر و دعا و انابه و روزه که بسیار فضیلت دارد و اگر کسی توان و قدرت دارد انجام دهد. مگر چندتا شعبان را درک میکنیم؟ بعضی وقت ها شعبان رو درک هم میکنیم اما دیگر توان روزه گرفتن نداریم.
اگر کسی بخواهد رمضان المبارک را درک کند نباید از شعبان غافل باشد. رجب و شعبان باب الرمضان هستند. روزه در این ماه فضیلت فراوان دارد. امیرالمؤمنین -علیه السلام- فرمودند: از آن روز که پیام رسول خدا را درباره شعبان شنیده ام هرگز روزه آن ماه را از دست نداده ام و اگر خدا بخواهد هرگز نیز آنرا از دست نخواهم داد.
یا در بیانی رسول خدا فرمودند: هر کس روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیردد حق تعالى ۲۰ حاجت دنیوى و ۲۰ حاجت اخروى او را برآورده مىسازد. امیدوارم همه ما از برکات ماه رسول خدا بهرهمند باشیم، ان شاءالله.
سوم شعبان روز ولادت نورانی سرور و سالار شهیدان امام حسین -علیه السلام- است؛ که به روز پاسدار نامگذاری شده است. تا مسیر حرکت انقلاب اسلامی و روحیه پاسداران آن را بیان کند. اگر به وجوه مشترک پاسداری در انقلاب حسینی و انقلاب مردم ایران توجه کنیم، آنچه خیلی خودنمائی دارد نابرابری و مظلومیت جبهه حق در مقابل باطل جنایتکار تا دندان مسلح آن روزگار و این روزگار است. این وجه مشترک پاسدارن حسینی و پاسداران انقلاب اسلامی است.
لازمه مقاومت و پیروزی در نبرد با چنین دشمنی که خونخوار است و تا دندان مسلح است؛ داشتن ایمان قوی و اطمینان راسخ به هدف و برخوردای از روحیه تکلیف گرا و آماده بودن برای جانفشانی و ایثار است؛ که همگی در فرهنگ حسینی آموخته میشود.
رمز موفقیت سپاه در تمام این سالها اتصالش به قیام حسینی و حرکت عاشورائیاش بوده است. روز پاسدار؛ یعنی روز گرامیداشت جان نثارى و ایثار در راه دین و ارزشهاى الهى. لذا این عنوان برای تمام کسانی که اینگونه عمل میکنند؛ یعنی جان نثاری در راه دین، اینگونه فکر میکنند و عمل میکنند ولو لباس و عنوان پاسداری نداشته باشند، هست.
آمریکایىها، صهیونیستها، بعض از کشورهای اروپایى، شیوخ عقب مانده ووابسته کشورهای منطقه وجریانهاى ضد انقلاب، وقتی عامل اصلی شکستهای خود در منطقه و مقابله با نظام اسلامی را از یک طرف و از طرف دیگر قدرت برتر منطقه ای، شکلدهى به جبهه مقاومت و بیدارى اسلامى و ده ها موفقیت دیگر را؛ سپاه میبینند، از همه امکانات خود و با هزینه کرد مخارج فراوان تلاش میکنند تا چهره سپاه این نهاد انقلابی و راهبردی و یکی از ارکان انقلاب را نزد مردم ایران تخریب و تضعیف کنند.
این نهاد انقلابى در هر عرصه اى که تا امروز نیاز کشور بوده، به اقتضاى شرایط، ماهیتهاى نظامى، امنیتى، سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و … وارد میدان شده است. همانطور که برای رفع محرومیت و مشکلات مردم تلاش کرده در پروژه های بزرگ عمرانی و ساختاری کشور هم بصورت جهادی حضور داشته و خدمت کرده.
نزدیکترین خدمت او در همین سیل گسترده اخیر که قریب به چهارصد شهر و روستا را درگیر کرد همه دیدید که با کمک دیگر نیروهای مسلح وارد عرصه خدمت شدند و از فرمانده تا نیروهای عادی همه خدمت به مردم را افتخار خود دانستند.
روز پاسدار فرصت مناسبی است تا در آستانه گام دوم انقلاب اسلامی و آغاز دهه پنجم، رسالت این نهاد انقلابى، از جهت ماهیت، نقشها و عملکردها براى مردم و به ویژه جوانان بیشتر شناسانده شود.
جا دارد همینجا بار دیگر از همه کسانیکه قیام و اقدام داشتند برای تسکین آلام عزیزان هموطن سیل زده تشکر کنم و از عزیزانی که از این استان در نوبتهای مختلف به خوزستان و لرستان و گلستان کمک کردند تشکر کنم.
از استان ما اقلام قابلتوجهی از خدمت و خدمات به این مناطق گسیل داده شدکه تشکر میکنم. امیدوارم که این مسیر ادامه داشته باشد. اینطور نباشد که یک نوبت و دو نوبت کفایت کند. گرفتاریهای آنها بیش از این حرفهایی است که در تصویر نشان داده میشود. این اوضاع به کمک مستمر نیاز دارد. ان شاء الله باز این کمکها سازماندهی شده انجام خواهد گرفت.
توصیه کنم به تذکراتی که امام المسلمین به مسئولین در باره سیل دادند توجه شود. در این امتحان الهی عدهای سربلند بیرون آمدند، مردم و مسئولین و نهادهائی که با همدلی و وحدت جلوه های ماندگار خلق کردند همه روسفیدند؛ و عدهای هم روسیاه و باید عندالله پاسخگو باشند. من در اینجا به جای مسئولانی که باید از خدمات ارائه شده و زحمات کشیده شده تشکر میکردند ولی حتی یک خداقوت هم نگفتند و متاسفانه گاهی مذمت هم کردند، از همه کسانی که کار کردند تشکر میکنم.
جلوه دیگر سیل این بود که چهره منحوس استکبار را برای دنیا روشنتر کرد. کسانیکه دم از انسان دوستی و بعضا حیوان دوستی میزنند و دیده اید برای حیوانی که در گل گیر کرده است چه کارهایی میکنند و چه تبلیغاتی می کنند و برای کارهای نکرده خیمه شب بازی راه میاندازند، جلو خدمت رسانی به انسانهای بی پناه را گرفتند.
مگر شما نمیگوئید به قوانین بین المللی پایبند هستید و کشورهای دیگر را هم دعوت به آن میکنید؟ خوب بر اساس قوانین بینالمللى، هرگونه اقدامى که جان انسانها را به خطر بیاندازد نقض قوانین جهانى است. طبق قطع نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که ایران به آن ملتزم است. هر تحریمی علیه ایران نقض قوانین بین المللی است و در نتیجه نمیتوانید مانع کمک رسانی هلال احمر باشید. اما این ممانعت را ایجاد کردید.
تحریم و اعمال محدودیت در تامین نیازهای امدادی طبق کدام قانون صورت میگیرد؟ این است در کنار ملت ایران بودن برای رسیدن به زندگی بهتر که شعارش را میدهید؟ شعار بشر دوستی میدهید و اقدام بر علیه بشریت میکنید. پلید و منفور بودید منفورتر شدید.
مردم ما خیانتهای شما در حق خودش را فراموش نمیکند. این را بدانید که ملت رشید ایران عزیز است و هرگز دست نیاز به سمت آمریکای جنایتکار و دشمنان قسم خوردهاش دراز نخواهد کرد.
آقایان در داخل هم دقت کنند و این حرکات را ببینند که مردم برای آنان اهمیتی ندارند و دروغ میگویند؛ و الا نباید مانع باشند از خدمت رسانی مراکز امدادرسانی. لذا راه مبارزه و از بین بردن با این جرثومه های نابودگر اتحاد و یکپارچگی همه جانبه مردم و تبعیت از دستورات رهبری است.
همین روز ولادت که بیستم فروردین است روز ملی فناوری هسته ای است که خود این روز تو دهنی به آمریکاست. بدست آوردن این توانائی همان سخن رهبری است که به توجهتان به داخل باشد و درون زا بودن کارها. اگرچه این قدرتی که بدست آمد بعد از مدتی با برجام به خاطر عمل نکردن به شروطی که رهبری برای اجرای آن لازم میدانستند خسارت زده شد؛ و مشکلاتی که الان داریم قسمتی مربوط به آن است. برجام تجربه ی سنگینی بود که ان شاءالله همه از آن درس گرفته باشند و آقایان در تعاملاتشان با اروپائیها این تجربیات را فراموش نکنند.
در ۲۰ فروردین سال ۵۹ رئیس جمهور وقت آمریکا جیمی کارتر دستور قطع روابط سیاسی و اقتصادی با ایران را داد و در حقیقت آنها اول اقدام به قطع رابطه کردند؛ و همین شد نقطه عطف و رشد و بالندگی کشور در عرصه های مختلف. میخواستند ایران را منزوی کنند. نقشه ها کشیدند و کارها کردند که همه لمس کردیم؛ اما امروز آنها کجا هستند و ایران کجاست؟
رئیس جمهور آمریکا حتی جرات ندارد رسمی و در روز روشن به عراق سفر کند. ما با قطع رابطه با آمریکا عزیزتر شدیم، استقلال حقیقی پیدا کردیم، اقتدار امنیتی و دفاعیمان تثبیت شد. تفکری انقلابی به کشورهای دیگر رسید و مردم جهان هم صدای استکبارستیزیشان بلند شد، قدرت آمریکا در منطقه و جهان به شدت کاهش پیدا کرد و الان چیزی جز نعره های از روی عجز چیزی از آمریکا نمانده است. سرسپرده ها و نفوذی های داخلی هم تلاش میکنند هزینه درست میکنند، اما راه به جائی نخواهند برد. چون ملت بزرگ ایران دشمن خودش را شناخته و تا نابودی کامل آن خستگی ناپذیر پیش خواهد رفت.
اینکه دائم بیان می شود که چیزی از آمریکا نمانده است، فرصت شود تحلیلی را با اسناد و مدارک بیان میکنیم تا ببینید گزاف نیست.
۲۰ فروردین سال ۷۲ هنرمند متعهد و بسیجى و انقلابی مرتضی آوینی به شهادت رسید؛ و این روز به نام روز هنر انقلاب اسلامی نامگذاری شد. این روز را به همه عزیزانی که متعهدانه در عرصه هنر و بخصوص هنر انقلاب فعالیت دارند تبریک عرض میکنم؛ و برای آن شهید سعید و دیگر شهدا علو درجه از خدای تعالی مسئلت دارم.
شهید آوینی تمام زندگیاش را به خصوص بعد از انقلاب صرف نشر و گسترش ارزشها و آرمان های اسلامی در قالب هنر کرده بود و خدمات مانا و ارزشمندی از خود به جا گذاشت. مجموعه مستند روایت فتح که از عملیات خیبر تا مرصاد را به تصویر کشیده، یادگاری پرارزشی برای نسلها خواهد بود. راجع به هنرمند انقلابی و وظائف امروز هنر در فرصتی دیگر باید سخن گفت.
چهارم شعبان المبارک، روز ولادت باسعادت حضرت عباس بن علی، علمدار کربلا است. تربیت شده دامان مادرى شجاع و ولایت مدار و پدرى چون على بن ابی طالب و برادرانى همچون امام حسن و امام حسین بود؛ که از او شخصیتی ولایى، با بصیرت، عالم، پرهیزگار، باوفا و شجاع ساخت؛ و در تمام لحظات؛ از آغاز کودکى تا زمان شهادت در مسیر دفاع از اسلام و ولایت جانبازىها و رشادتها کند و به جایی رسید که در بهشت شهدا به آن غبطه مىخورند.
این روز با عظمت و مبارک که روز جانباز نامگذارى شده است، گرامی داشته به همه عزیزان جانباز و ایثارگر که در راه دفاع از ارزشهاى انقلاب اسلامى، بهترین سرمایه هاى وجودى خود را ایثار کردند و جانبازى ها نمودند، تبریک و تهنیت عرض مىنماییم و براى آنها آرزوى سلامتى داریم.
جانباز یعنی علمدار؛ یعنی پرچم، یعنی هنوز در صحنه حضور دارند و راه اصیل انقلاب را نشان میدهند. وقتی در جامعه رفت و آمد دارند یعنی این پرچم است که دارد حرکت میکند. پشتیبان ولایت و پشتوانه انقلاب بودن را دارد با همین وجود ناقص خودش تبیین میکند. جانبازان عمار انقلابند؛ یعنی دارند راه را بیان میکنند تبیین میکنند و روشن میکنند. راه آنان را حفظ کنیم و قدر این سرمایه ها را بدانیم.
پنجم ماه شعبان سالگشت ولادت امام سجاد -علیه السلام- است. تمام زندگی امام سجاد -علیه السلام- مبارزه با ظلم و فساد ستمگران زمانش است. از روز عاشورا که مسئولیت اداره مسلمین به عهده اش قرار گرفت که با اسارت و غربت شروع شد تا آخرین روز زندگی در قالبهای مختلف از دین و ارزشهای الهی حفاظت کرد و نشر داد؛ که صحیفه سجادیه معروف به زبور آل محمد، دریایى است از حقایق الهى، مکارم اخلاقى و معارف که انسان را تا قله های بلند انسانیت و معنویت بالا میبرد. این میلاد با سعادت را به تمامى شیعیان و محبان تبریک و تهنیت عرض مىکنم.
نکته پایانی من در این بخش این باشد که مسئولین محترم فرهنگی برای این ایام برنامه داشته باشند. مساجد و هیئات فعال باشند، برنامه بگیرند. جشنها پر محتوا باشد فقط به چراغانی و شیرینی ختم نشود. البته جشن را باید برپا کرد و آزین بندی بشود؛ اما جشن باید حرکت و تفکر ایجاد کند انگیزه ایجاد کند خدای نکرده با گناه و معصیت همراه نباشد به اسم اهل بیت -علیهم السلام- همه جهات را لحاظ کنید.
از مناسبتهای دیگر این هفته شهادت شهید صدر و خواهر مکرمه شان هست که خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند. ۲۱ فروردین تاسیس بنیاد مسکن به دستور جضرت امام سال ۵۸؛ و شهادت شهید صیاد شیرازی در ۲۱ فروردین سال ۷۸ که خداوند متعالی بر درجاتش افزوده بگرداند و با اولیاء خودش محشور بگرداند. |
| 1398/1/9 | 1398/1/9تخلف در زیر ساخت ها قابل اغماض نیست / مقاومت اسلامی تنها راه پیروزی بر دشمنان است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه238
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون و المؤمنات أوصيكم و نفسی بتقوى اللَّه. خود و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم که یکی از مصادیق رعایت تقوا عمل به دستورات اولیاء گرامی اسلام است.
تا بحث جدیدی را برای امسال در نظر بگیرم، چند جلسه راجع به سبک زندگی که اسلام دستور داده، در مورد کیفیت ارتباط مسلمین باهم و اینکه روش برخورد افراد با هم چگونه باشد و از نظر شرع مقدس وظیفه ما چیست بیان میکنم.و چون دامنه بحث مفصل است فقط به نکاتی از روایات در مورد بعض از موضوعات بیشتر مورد ابتلا که قبلاً نگفتهام اشاره میکنم.
یکی از مسائل مورد طرح، زیارت اخوان و دیدن دوستان است که روایات زیبائی هم دارد. اول به بعض از جزئیات بپردازم. در زیارت و دیدار دوستان، اولین کار که انشاءالله همه توجه داریم سلام کردن است.
«عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیهالسلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهوعلیهوآله قَالَ: مَنْ بَدَأَ بِالْكَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِيبُوهُ» هرکسی در برخورد با شما قبل از سلام کردن شروع به صحبت کند جوابش را ندهید. «وَ قَالَ ابْدَءُوا بِالسَّلَامِ قَبْلَ الْكَلَامِ فَمَنْ بَدَأَ بِالْكَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِيبُوهُ» و فرمود در برخورد با برادر دینیتان از ابتدا به سلام شروع کنید، قبل از اینکه صحبت بکنید و هرکسی قبل از سلام حرف زد جواب ندهید.
و متاسفانه گاهی دیده میشود که افراد نسبت به سلام کردن بیتفاوت هستند. در جلسات رسمی در صدا و سیما انسان میبیند که بیتفاوت هست این ترک مستحب است. گاهی با سر تکان دادن سلام میکنند و گاهی هم فرار میکنند افراد.
ترک سلام ترک یک سنت اسلامی است که آثار سوئی بخصوص در اجتماع دارد. سلام ایجاد محبت میکند، ببینید چقدر مهم است که رسول خدا فرمودند اگر با کسی مواجه شدید و سلام نداد جوابش را ندهید. با اینکه اسلام فراوان به ادب و احترام به هم تذکر میدهد ولی اینجا میگوید جواب چنین شخصی را ندهید. و این خیلی مهم است.
خود سلام دادن عمل مستحبی است که جوابش واجب است. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهوعلیهوآله السَّلَامُ تَطَوُّعٌ وَ الرَّدُّ فَرِيضَةٌ» سلام مستحب است اما جواب سلام واجب است. یا مسئله پراکنده کردن سلام که توسعه بدهیم و به افراد مختلف سلام بدهیم، به همه سلام بدهیم. بلند سلام بدهیم. افشاء سلام کنیم که میتواند به معنای بلند سلام کردن باشد و یا نشر دادن سلام باشد.
در روایت دارد که امام باقر علیهالسلام فرمودند «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ إِفْشَاءَ السَّلَامِ» خداوند علنی کردن سلام را دوست دارد. یعنی همه به هم سلام کنند. ماها فقط به آشناها سلام میکنیم از کنار غریبهها رد میشویم ولی ظاهراً باید رواج داشته باشد و به همه سلام داد.کوچکترها به بزرگترها بزرگترها به هم دیگر.
چون خود این عمل یکی از علائم و نشانههای تواضع است. بعضیها که اهل تکبر هستند سخت شان است که سلام کنند. رسول خدا به همه سلام میداد. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَى مَنْ لَقِيتَ» از نشانههای تواضع (که آنهمه فضیلت دارد) این است که به هرکسی رسیدی سلام کنی.
خوب این نشانهها و خصائص را باید در خودمان محقق کنیم و عامل به آنها باشیم. اینها آداب و اخلاق اسلامی است که اگر رواج پیدا کند موجب جذب انسانها به سمت اسلام خواهد شد. مسلمانها اگر به دستوراتی که در بین آنها گفته شده است عمل کنند موجب جذب افراد به سمت اسلام خواهند بود.
لذا دربیانی که به نظرم شبیهش را قبلاً هم اشاره کردم که بخیل فقط به کسی که مالش را به دیگری نمیدهد نمیگویند، بلکه در روایت دارد که امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: خدای تعالی فرمودند: «إِنَّ الْبَخِيلَ مَنْ يَبْخَلُ بِالسَّلَامِ» بخیل کسی است که از سلام کردن بخل میکند. ما فکر میکنیم اگر کسی مالش را به کسی ندهد بخیل است. اما در اینجا میفرماید کسی که سلام نکند بخیل است. البته به قول ما طلبه ها اگر «ال» در اینجا برای حصر باشد، آن وقت تنها علت صدق بخل، سلام نکردن است.
خوب پس سلام شد عمل مستحبی که ثواب دارد و ثوابش از جوابش که واجب است بیشتر است. چون جواب واجب است. نکته دیگری که خوب و لازم است انجام گیرد این است که اگر سلام کننده یک نفر باشد باز لازم است در جواب به صورت جمع پاسخ داده شود که بگوییم: علیکم السلام نه علیک السلام.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «ثَلَاثَةٌ تُرَدُّ عَلَيْهِمْ رَدَّ الْجَمَاعَةِ وَ إِنْ كَانَ وَاحِداً عِنْدَ الْعُطَاسِ يُقَالُ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ غَيْرُهُ وَ الرَّجُلُ يُسَلِّمُ عَلَى الرَّجُلِ فَيَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ الرَّجُلُ يَدْعُو لِلرَّجُلِ فَيَقُولُ عَافَاكُمُ اللَّهُ وَ إِنْ كَانَ وَاحِداً فَإِنَّ مَعَهُ غَيْرَهُ».
سه دسته هستند که در برخورد با آنها گرچه یک نفر باشد خطاب جمع شود. 1. در جایی که کسی عطسه میکند ( یکی از حقوقی که انسانها نسبت به هم دارند حق العطاس است. که اگر کسی عطسه زد شما در مقابل او کلمهای را به کار ببرید که در اصول کافی بابی دارد که به آن پرداخته است. اگر کسی عطسه زد تنها بود چه بگوید، کسی شنید چه بگوید، دوبار عطسه زد چه بگوید) شما در عکسالعملی که نشان میدهید بگویید «یرحمکم الله» یعنی مستحب است که اینگونه به صورت جمع بگویید نه مفرد؛ حتی اگر همراهش نفر دیگری نباشد.
2. جایی که کسی به دیگری سلام میکند و میگوید: سلام علیکم و در جواب هم بگوئید: علیکم السلام. 3) در مقام دعا یعنی اگر کسی برای دیگری دعا میکند بگوید: عافاکم الله. در ذیل میفرماید در این سه مقام اگرچه طرف واحد است ولی شما جمع بیاورید. زیرا غیر او با او هستند که مراد ملائکه است و حداقل دو ملک مامور ثبت که همراه او هستند. و البته ممکن است افرادی باشند که فرشتگان بیشتری همراه آنها باشند.
باید توجه داشت که نباید بیشتر از حد هم به جواب اضافه کرد. امام باقر -علیه السلام- میفرماید امیرالمومنین -علیه السلام- در مسیری به قومی رسیدند و به آنها سلام کردند و آنها در جواب گفتند: «عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ».
امیرالمومنین -علیه السلام- در برابر آنان عکسالعمل نشان دادند و فرمودند از محدوده اضافه کردن بر سلام در جواب سلام تجاوز نکنید و در سلام کردن به ما از آنچه که ملائکه به پدرمان حضرت ابراهیم در سلام گفتند: «رَحْمَتُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ» استفاده کنید و بیشتر نگوئید. که همان قصه آمدن ملائکه برای عذاب قوم لوط است که مهمان حضرت ابراهیم شدند و آنجا در سلام مغفرته و رضوانه نداشت.
به هر تقدیر سلام مستحب پر ثوابی است که ایجاد محبت و دوستی میکند و راه انسی است نسبت به دیگران که نباید گذاشت متروک شود و جایش را چیز دیگری بگیرد.افشاء و علنی کنیم آن را . جدیداً سلام میکنیم در جواب میگویند وقتی شما به خیر. میگوییم سلامعلیکم، میگویند حال شما خوب است؟ جواب سلام که این چیزها نیست. حواسمان باشد که این دستورات را از دست ندهیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در بیان مطلب دقت لازم را داشته چون از عقل کاملی برخوردار هستند. بسیار کم گو بوده کم حرف میزنند اما بجا. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- درحکمت 68 از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ» هر گاه عقل كامل باشد، سخن كم گفته شود. این مسئله رابطهای را به ما نشان میدهد که کسانی که زیاد و بیش از اندازه حرف میزنند از کمال عقل برخوردار نیستند.
وقتی عقل به کمال خودش برسد و کنترل قوای نفسانی و جسمانی را به عهده بگیرد، نیازها و اقتضائات هرکدام از قوا را در نظر میگیرد و در پسندیدهترین حالت از آنها بهره میبرد. چه در گفتار و چه در رفتار.
بنابراین کسیکه مشغول اصلاح نفس خود باشد کمتر سخن میگوید و اگر هم بگوید با توجه؛ پخته و سنجیده میگوید. راجع به سکوت کردن و سخن گفتن مطالب فراوانی مطرح شده است. حضرت فرمودند: چون عقل کامل شود سخن کم شود.
و در بیانات دیگر، اهل بیت فرمودند: سکوت و کم گوئی حکمت را بهمراه دارد. امام صادق -علیه السلام- فرمودند: دانا زیادهگوئی نمیکند. و امیرالمومنین -علیه السلام- فرمودند: از زیادهگوئی بپرهیز که آن( زیاده گویی)، عیبهای پنهان تو را آشکار میسازد.
خدایا تقوا در گفتار نصیب ما بفرما.
۱۳ سال قبل از هجرت ۲۷ رجب بعثت رسول گرامی اسلام واقع شد بزرگترین عید مسلمین که اگر به ابعاد و جهات مختلف مبعث توجه شود عید بشریت است نه فقط مسلمان ها در این روز خدای تعالی برترین و کامل ترین موجود عالم هستی را برگزید تا به واسطه او نفوس انسان ها را تزکیه کند.
انسان هلوع منوع قتور حسود شرور عنود جزوع ظلوم کفور که ۵۰ صفت بد در قرآن کریم برای این انسان بیان شده است او را تربیت کند و مکارم اخلاق را در او زنده کند و تکمیل کند تا انسان خداخواه شود. انسانی که نفس خواه است انسانی که نفس بر او غلبه دارد او را کنار بگذارد تا خدا حاکم شود. هم بر فرد هم بر جامعه.
روزی که زمینه تربیت تمام ابعاد وجودی انسان فراهم شده است مردم از ظلم و ظلمت جهل رها شدند و به نور علم و عدالت وارد شدند خدای تعالی رحمتش را بر عالمیان فرستاد «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» با بعثت رحمت و رافت آمد. عدالت و نور آمد. اخلاق و بندگی خدا آمد .مبارزه و اجتناب از طاغوت آمد. یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم.
مبعث روز بزرگی است از کرامت و ویژگیهای این روز غافل نباشیم. از اعیاد بزرگ اسلامی است و آدابی دارد به آن آداب مقید باشیم. قصدم این بود که مقایسه ای بین زمان بعثت و ظهور داشته باشم. چون طولانی می شود از آن عبور می کنم. فرق بین بعثت در زمان پیغمبر و ظهور حضرت حجت سلام الله علیه چیست و چگونه است. انشاءالله در نوبت دیگری به آن می پردازم.
امام موسی بن جعفر -علیه السلام- در سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ قمری متولد شدند و بعد از شهادت امام صادق علیه السلام در بیست سالگی به امامت رسیدند و مدت ۳۴ یا ۳۵ سال دوران امامت آن حضرت بود رهبری امت اسلامی را عهده دار شدند و بنابر قول مشهور در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ قمری به دستور هارون الرشید ملعون در بغداد در زندان به شهادت رسیدند.
بعد از شهادت امام صادق -علیه السلام- برای شیعیان نسبت به رهبری آینده جهان اسلام سردرگمی شدیدی به وجود آمد افراد و شبهات مختلفی را در جامعه رواج دادند به خاطر امیال خودشان و بیشتر هم امامزادهها و اطرافیان امام بودند در زمان حیات خود حضرت صادق -سلام الله علیه- شبهه جانشینی اسماعیل فرزند بزرگ امام را مطرح کردند که خود امام به مناسبتهاى مختلف، مسأله جانشينى اسماعيل را به شدت نفى مىکردند.
حتى وقتی كه اسماعيل در زمان حيات امام از دنيا رفت، آن حضرت علىرغم اينكه به شدت از مرگ فرزندش متاثر بود، با این حال اصرار کردند تا روانداز برپيكر مطهر اسماعيل برداشته شود تا مردم مرگ او را به چشم خود ببينند. حتی وقتی او را داخل قبر گذاشتند و خود حضرت داخل قبر شدند و روی کفن اسماعیل نوشتند «اسماعیل یشهد بان لا اله الا الله» که اسماعیل مرد و این را به همه اعلام کنند. ولی باز عدهای از شيعيان كه درشهرهاى دیگربودند، فرقههائی درست کردند.
فرقه ای به مهدويت امام صادق -علیهالسلام- معتقد شدند و آن حضرت را آخرين جانشين پيامبر و امام زمان دانستند. فرقه ای بر مهدويت اسماعيل اصرار داشتند و معتقد بودند نمرده است. فرقه ای قائل به مرگ اسماعيل بودند ولی میگفتند فرزندش محمد امام است. که اسماعیلیه هستند.
فرقه ای میگفتند عبدالله بن جعفر فرزند ديگر امام صادق كه به افطح معروف بود، امام است. که فطحيه هستند، فرقه ای محمدبن جعفر فرزند خوش چهره امام صادق كه به محمد ديباج معروف بود را پيشواى خود ناميدند، فرقه ای هم اکثریت هستند و به نص صریح امام صادق عمل کرده اند به امامت موسىبن جعفر قائل هستند.
امام هفتم در چنين موقعيت اسفبار و ناهنجار فرهنگى و اجتماعى، رهبرى شيعيان را به عهده گرفت و توانست این كشتى طوفانزده امت اسلامى را از گزند حوادث، رهايى بخشيده، به ساحل نجات برساند.
چون فرصت نیست من هر نوبت به گوشه ای اشاره میکنم که اگر دوستان این نکات را در کنار هم بگذارند تاریخچه کاملی به دست خواهد آمد. شیوه مبارزاتی حضرت جالب است که در نوبت دیگری عرض خواهم کرد.
سختگیری بر امام خیلی شدید بود که حتی اسم امام را هم نمیتوانستند ببرند. عالم و رجل و اینگونه صدا میکردند. جو سنگینی بود. حضرت را از این زندان به آن زندان میبردند و حضرت فرمودند فرصت خوبی است برای مناجات با خدا.
اما دعاهای حضرت در این اواخر تغییر کرده بود. و میفرمودند همانطور که دانه را از دل خاک نجات میدهی، من را هم از زندان نجات بده. ظاهرا زندان نمور بود و تنگ و تاریک بود. در زندان هم شکنجه های روحی میکردند امام بسیار نحیف و رنجور شدند اما ستمگر تحمل نکرد و دستور قتل امام را صادر کرد.
بدن را از زندان بیرون آورند. بر روی جسر بغداد قرار دادند. مردم همه آمدند بر جسر بغداد گل ریختند و شد سوق الریاحین؛ اما بر بدن پسر پیغمبر، حسین، شمشیر و نیزه و سنگ ریختند.«أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُواای مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»
چون دهم فروردین روز زمین در فلسطین است مسئله ای را خدمت شما عرض کنم که مربوط به این منطقه باشد. وحشت صهیونیستها از پیروزی های سوریه و تحولاتی که در منطقه در حال انجام است موجب شده است که آمریکا به کمک بیاید و ضمن نقض رسمی قطعنامه های سازمان ملل در اقدامی ضد بشری به حمایت از رژیم غاصب پلید صهینیستی، عملی نا مشروع انجام دهد و جولان سوریه را به سرزمینهای اشغالی ضمیمه کند و رسماً از اشغالگری و غصب سرزمینهای دیگران در مسیر طرح سازش آمریکایی یا همان معامله قرن حمایت کند. حقوق مردم جهان اسلام را نادیده بگیرد و در نتیجه بر نا امنی منطقه بیافزاید.
کاری که با مخالفت گسترده جهانی و حتی اتحادیه عرب هم مخالفت کرد . خود این مخالفت نشان میدهد آمریکا محبوبیت جهانیاش را از دست داده و قصد دارد مشکلات فراوان داخلیاش را با این ترفندها جبران کند. راه پیروزی برجرثومههای فساد در منطقه به خصوص آمریکا و اسرائیل مقاومت مسلمین است که بحمدالله به خوبی انجام میگیرد.
آمریکا آن کلب هِراشی است که اگر در مقابلش نایستی و به او حمله نکنی به تو حمله خواهد کرد. اگر در سال گذشته که سفارتش را از تلآویو به قدس میبرد، جهان اسلام به پا میخواست، امروز جرات نداشت خاک مسلمین ر ابه صهیونیست های پلید ببخشد.
آیا با چنین موجود پلیدی میشود وارد مذاکره شد؟ و وارد مذاکره شدن و قرارداد بستن و دست دادن و پیمان بستن چیزی جز خسارت نصیب ما می شود؟ همین روزها باز تعدادی قریب به 25 فرد و نهاد را تحریم کرد.
آنچه رهبر معظم انقلاب به مجلس فرمودند که شما هم طرح و لایحه تصویب کنید مغفول نماند. بعضیها بدون فکر هر چه دلشان میخواهد میگویند. بیان رهبری را دقت کنید. ببینید راه مبارزه با دشمن چگونه است. راه مبارزه را هم به ما نشان میدهند اما بعضیها باز غافلند.
آنها با تمام توان آمدهاند. از همه امکاناتشان استفاده میکنند تا نظام اسلامی و اسلام و شیعه را زمینگیر کنند. ما به آنها عرض میکنیم : هرچه توان دارید به میدان بیاورید و پشت به پشت هم دهید اما امکان ندارد از قدرت ایمان مردم ما کم کنید و ما تا تو را ای آمریکا، در مقابل خود به زانو درنیاوریم از پا نخواهیم نشست.
و اما مسئله سیل که از حوادث و بلایای طبیعی است که در روزهای ابتدائی سال باعث ناراحتی و تلخکامی همه مردم ایران بخصوص مناطق درگیر شد به خاطر خسارات جانی و مالی که به بار آورد. لازم است اینجا به این موضوع مختصر اشارهای داشته باشم و اگر خدا خواست و توفیق بود مفصل درنوبتی دیگر به آن بپردازم که نقش بلاها درزندگی ما چیست و نوع برخورد ما با آن چگونه باید باشد.
روایاتی که مطرح است و استفاده ای که از آیات میشود این است که انسان را در خوف و رجاء نگه میدارد. گاهی در روایتی دارد که اگر کسی دچار بلا نشود مورد غضب خداست. و گاهی میفرماید مومن به اقسام بلاها امتحان میشود و بلا به سوی مومن شتاب دارد و البته به اندازه ایمانش امتحان میشود.
گاهی میگوید بلا نعمت است و بوسیله بلا گناهان پاک میشود. یا حتی، درجاتی که در قیامت شخص مومن بدست میآورد به بلا مربوط است. در بیانی امام صادق -علیه السلام- فرمودند: همانا در بهشت منزلتی است که هیچ بندهای بدان نمیرسد مگر با بلائی که در دنیا به بدنش میرسد.
یعنی همین کمردرد و پا درد و چشم درد و گوش درد غیر از دندان درد همه اینها بلاهایی است که خدای تعالی به ما میرساند و ثواب دارد.
در دستهای دیگر از روایات دارد که ما را به سمت رجاء میبرد که بعد از به اوج رسیدن گرفتاری ها گشایش حاصل میشود بخصوص وقتی بلا روی بلا بیاید. و در همه این احوالات انسان نباید یاد خدا را فراموش کند.
حالا این بلاها گاهی از طبیعت است مثل سیل و زلزله و طوفان و امثال ذالک و گاهی نتیجه عمل کرد بد ماست که امر عادی به بلا تبدیل میشود. اگر در طبیعت دستکاری کردیم و برخلاف قوانین الهی رفتار کردیم باید آماده انتقام خدا باشیم که این سنت الهی است و این انتقام همیشه سیل نیست.
گاهی امراض عجیب و غریب است. مثلاً اگر به اسم بیوتکنولوژی و یا مهندسی ژنتیک در حیوان و گیاه دست بردیم، منتظر گرفتاریهایش باید باشیم. نیایند یک عده بگویند اینها مخالف با علم و پیشرفت هستند. خیر، اتفاقاً برعکس است. ما میگوئیم تا به نتیجه قطعی در اینگونه امور نرسیدید روی انسانها آزمایش نکنید. در کشورهای غربی 14/15 سال آزمایشاتی را انجام میدهند و بررسی میکنند بعد منتشر میکنند. چرا در کشورهایی مثل ایران و امثال او میخواهید آنها را به مصرف برسانید.
یا اگر قوانین کشوری را زیر پا گذاشتیم جنگلها را از بین بردیم به هر عنوانی درمنابع طبیعی دست کاری کردیم دشتها و بیابانها را بدون مطالعه دقیق و کارشناسی تخریب کردیم رودخانهها را کاربریش را عوض کردیم و جایگزین درست نکردیم، زمینه بروز بلا را فراهم کردهایم. یک امر طبیعی تبدیل به بلا میشود. بعلاوه مردم را هم ناامید کرده نارضایتی بوجود آوردهایم.
و حتی انجام گناه و شکستن قرق الهی و اعمال بد در پیش آمدن بلا موثر است. چون خداوند با خوبی و بدی آزمایش میکند. قرآن کریم در آیه 30 سوره مبارکه شوری میفرماید «وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير» و هر مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خداوند از بسیاری در میگذرد.
در ذیل این آیه مرحوم مجلسی روایتی را از دعوات راوندی از قول رسول خدا نقل میکند که خداوند به ایوب وحی کرد که آیا میدانی گناه تو نزد من چه بود که بلا به تو رسید. «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى أَيُّوبَ هَلْ تَدْرِي مَا ذَنْبُكَ إِلَيَّ حِينَ أَصَابَكَ الْبَلَاءُ قَالَ لَا. قَالَ إِنَّكَ دَخَلْتَ إِلَى فِرْعَوْنَ فَدَاهَنْتَ فِي كَلِمَتَيْن» تو نزد فرعون رفتی و در دو کلمه سازش به خرج دادی. ( فرعون طاغوت زمان بود و ابرقدرت آن موقع بود. تو پیش او رفتی و با او سر میز مذاکره رفتی) بالاخره عالم عالم اسباب و مسببات است و هیچ چیز بی علت واقع نمیشود. البته اینها همه جای بحث و توضیح دارد. من فقط دارم ذهن شما را درگیر این مسائل میکنم که بدانید هر اتفاقی که در عالم میافتد نتیجه یک سری مقدمات است.
به هر تقدیر بلایا و حوادث طبیعی قابل پیشگیری نیستند اما قابل پیشبینی هستند. سیلهای که سالهای گذشته و همین امسال در کشورهای غربی و اروپایی واقع شده را ببینید به مراتب مخوف تر از سیلهای است که در اینجا واقع شد. و میزان خرابی و خسارت آن هم بیشتر بود.
اما متأسفانه هر چیزی که در کشور ما واقع میشود، مستمسک یک عده مگس صفت می شود. که بیایند بنشینند روی زخم و اسلام را زیر سؤال ببرند. اهلبیت را زیر سؤال ببرند. انقلاب اسلامی را زیر سؤال ببرند. ما کمبود و کم کاریها را نفی نمیکنیم. اما همه چیز باید آماده باشد و باید خودمان را از قبل آماده کنیم تا از خسارتها کاسته شود. این احتیاج به دقت در برنامهریزی و ایجاد زیر ساختهای لازم دارد. آنچه مهم است این است که در هر زمان وظیفه ما چیست.
اینجا باید از همه مردم فداکار و با وفا و نوع دوست کشورمان که پیشتاز بودند و منتظر هیچ پیام و دستوری نشدند و جلوه های مانا از ایثار از خود نشان دادند که شاید در مواردی خودشان هم آسیب دیده بودند.
و هم چنین از عزیزان روحانی و فضلاء گرامی که در صحنه حاضر بودند وبه ویژه از ارتش، سپاه، نیروهای مسلح، نیروی انتظامی، بسیج، نیروهای امدادی، ستاد مدیریت بحران، هلال احمر، کمیته امداد و دیگر بزرگواران که در مناطق مختلف حاضر شدند و با سرعت عمل و دقت، خالصانه ارائه خدمات کردند تشکر و قدردانی کنم. و از خدای جابر طلب میکنم به حق مولود عظیم این ماه ضایعات را به احسن وجه برای ملت ما جبران بفرماید.
و جا دارد که در استان خودمان هم تشکری داشته باشم. اول اینکه در همان منطقه شمال و گلستان 11 پایگاه زده شده است که سپاه و نیروهای استان در آنجا مستقر هستند. قسمتی از آن به عهده استان البرز است و در کارهای آنجا را انجام میدهد که تشکر میکنیم.
چون احتمال بروز حادثه میرفت همه آماده باش بودند. بنده دائم با عزیزان در تماس بودم و از روند امور در استان از دستگاههای مختلف شخصاً پیگیری میکردم و دیدم که همه در پستهای ماموریتی چند شبانه روز آماده بودند که غافلگیر نشوند. فرمانداران، بخشداران، شهرداران، دستگاههای امدادی و امنیتی، پلیس راهور و در رأسشان استانداری که سرکشی میکردند و مراقب بودند، همه با همدلی مشغول بودند. که خدای تعالی را بر این نعمت شاکریم.
اما نباید از این موضوع غافل بود که استان ما هم آسیب پذیر است و بعضا شنیده و دیده میشود که تخلفاتی در زیرساختها صورت گرفته که باید سریعاً در جبران آنها اقدام کرد و الا ممکن است خساراتی متوجه ما هم باشد که البته بارندگی و سیل به سمت ما نیامد دوستان هم متوجه بودند که کارهای تامینی را انجام بدهند. اما باید زیرساختها حتماً درست شود.
هم مردم و هم مسئولین باید هوشیار باشند.دستگاههای مربوطه به خصوص دستگاه قضائی جدی پیگیری کنند و تخلف را در هر سطحی که باشد اغماض نکنند. به مرّ قانون درباره همه عمل کنند. مسئله آبخیزداری، کارهای مفیدی صورت گرفته اما کافی نیست و تعهدات لازم براساس تفاهمنامه با دولت پیش نرفته، مسئولین پارک در حال ساخت حوزه آبخیز کلاک را دقت بفرمائید. در مسئله از بین رفتن پوشش گیاهی و باغات و تغییر کاربریها دقت بیشتری شود. تخلیه نخاله های ساختمانی در کجا واقع میشود دقت شود. خدای تعالی همه خطرات را از سر ملت ایران دور بگرداند.
تعدادی از آقایان مراجع هم اجازه دادند که یک سوم از سهم امام را در این راه مصرف کنند دوستانی که مرجعشان اجازه میدهد این کار را انجام دهند که حسنه مضاعف خواهد داشت.
سیزدهم فروردین ماه روز طبیعت است و در حقیقت روز تشکر از خداست به خاطر نعمتهای زیبائی که به ما داده و مایه آرامش روح و جسم ماست. کنار چشمه و سبزه و درخت رفتن و از طبیعت بهره بردن زیباست. این روز را روز آموزش به فرزندان و دیگران قرار بدهیم؛ به جای اینکه خرافات به بچه ها آموزش بدهیم که مثلاً این روز نحس است. به او چگونه با طبیعت مهربان بودن و از نعم الهی بهرهمند شدن را آموزش دهیم. ایام هم مخلوق خداست و هیچ مخلوقی نحس نیست بلکه عملکردها آن را نحس میکند هر روزی که شخص در آن گناه کند برای او نحس است و از رحمت خدا دور.
دوازدهم فروردین روز جمهوری اسلامی است که همه مردم یکپارچه آمدند و رأی دادند به نظام اسلامی. و روز جهانی کتاب کودک روز دیگری است که باید به آن پرداخته میشد و فرصت نیست. راجع به مشاجرات کنگره اردن هم میخواستم نکته ای را عرض کنم که انشاءالله در فرصتی دیگر.
ان شاالله شاد و الهی زندگی کنید.
|
| 1398/1/2 | 1398/1/2رونق تولید فقط با شعار دادن درست نمیشود / آرایش جنگی ما در مقابله با دشمن باید متمرکز بر تولید باشد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه239
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عرض کردیم اهل تقوا زندگی در دنیا را فرصتی میدانند برای رشد معنوی خود و تا بتوانند با عمل خیر و عمل صالح بر سرمایهی آخرتی خود میافزایند. با استفاده از آیات کریمه قرآن و روایات اهل بیت رسیدیم به بحث تعاون، همیاری و مواسات، اگر اهل ایمانی احتیاج به وام داشت به او قرض بدهیم، ودرپس گرفتن، عجله نکنیم ومهلت بدهیم. اگر آشنایان یا همسایگان به اسباب منزل احتیاج داشتند به آنها امانت بدهیم. به انفاق و مسائل مربوطه اشاره کردیم و اصلاح امور نیازمندان و محرومان جامعه.
یعنی اگر به تعالیم اسلامی توجه کنیم به خوبی متوجه میشویم که اسلام با طراحی دقیقی که درباره اموال و دارائیها انجام داده، قصد دارد که محروم و نیازمندی در جامعه وجود نداشته باشد. فقر ریشه کن شده باشد؛ و در اجتماع مسلمین سائل و دستِ دراز شده به سمت دیگران وجود نداشته باشد.
لذا اهل بیت علیهمالسلام گاهی به صورت امر و گاهی به صورت تشویق، مردم را هدایت میکنند که از دیگران دستگیری کنند. مثلاً امام کاظم علیهالسلام فرمودند: اگر توانایى آن را دارى که فقیری را بىنیاز کنى، بىنیاز کن! بنابراین باید افراد جامعه اسلامی در اوج بینیازی و عزت بسر ببرند و همه با صداقت و پاکی در عین وحدت و همکاری زندگی کنند.
برای تکمیل بحث تعاون و همکاری بین آحاد جامعه، اشارهای کوتاه به مسئلهی وقف میکنم که یکی دیگر از مصادیق کمک کردن به دیگران و نوعی مساعدت اجتماعی و یکی از روشنترین موارد انفاق و صدقه است. وقف، عملی مستحبی است که عمل به آن واجب و تغییرش حرام است. وقف یعنی فک و آزاد کردن مال که در کتب فقهی بحث مفصل خودش را دارد و به صورتهای مختلف انجام میشود.
گاهی وقف به صورت حبس و نگهداری اصل و صرف درآمد آن دراه خداست. مثل وقف ملکی برای هزینههای مسجد. گاهی تحریر، آزاد کردن و فک هر ملکی است، مثل وقف خود مسجد. لذا برای رقبات مسجد متولی معین میکنند نه برای خود مسجد چون این دو فرق در وقف هست. چون رقبات مسجد به ملکیت باقی میماند؛ و وقتی ضرورتی اقتضاء کرد میشود آنها را فروخت؛ اما وقف خود مسجد که مثل آزاد کردن بنده در راه خداست، ملک کسی نیست تا متولی داشته باشد.
خدای تعالی در آیه ۴۶ از سوره مبارکه کهف فرمود: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا، وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً، وَ خَیْرٌ أَمَلًا» دارایى و فرزندان، زینت همین زندگى دنیاهستند و خیرات ماندگار (باقیات الصّالحات)، در نزد پروردگار تو بهترین پاداش را دارد و مىتواند بهترین مایه امیدوارى (به رحمت پروردگار واجر ابدى) باشد. همانطور که در تعریف وقف گفته شد چون اصل مال و سرمایه باقی میماند و از عایدات آن دائماً استفاده میشود و از نسلی به نسل بعد منتقل میشود که در راه خیر مصرف شود.
آیه شریفه هم فرموده است؛ باقیات الصالحات؛ یعنی آن عملِ صالحی که باقی میماند، در نزدِ خداوند بهترین پاداش را دارد. خوب وقف هم عمل صالحی است که ماندگار است و ثوابش پیوسته است. ما توجه نداریم که بعد از مرگ، ارتباط ما با همه مسائل دنیائی قطع میشود مگر عملی که جلوتر فرستادهایم و یا همان باقیات الصالحاتی که از ما به جا مانده است؛ که وقف یکی از آن موراد است.
متاسفانه سنت وقف مقداری کم رنگ شده که اگر احیا شود آثار فراوان فردی و اجتماعی دارد. گذشته از بُعد تربیتی که برای واقف دارد. بوسیله وقف میتوان خیلی از کارهای عامالمنفعه که روی زمین مانده را قابل بهره برداری کرد؛ و این وقف آنقدر مهم است که اهل بیت فرمودند مثل فرزند صالح انسان، یا مثل نوشتهای که از انسان باقی میماند و مردم را هدایت میکند، میماند.
مرحوم شیخ صدوق در کتاب خصال روایتی را از امام صادق علیهالسلام نقل فرموده که در کتب دیگر با همین مضمون و عبارات مختلف آمده و آن این است که «لَیْسَ یَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ: صَدَقَهٌ أَجْرَاهَا فِی حَیَاتِهِ فَهِیَ تَجْرِی بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ. صَدَقَهٌ مَوْقُوفَهٌ لَا تُورَثُ أَوْ سُنَّهُ هُدًى سَنَّهَا فَکَانَ یَعْمَلُ بِهَا وَ عَمِلَ مِنْ بَعْدِهِ غَیْرُهُ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَه» اجر و مزد هیچ عملى که پس از مرگ انجام مىگیرد به انسان نمیرسد مگر سه کار (همه کارها با بردن انسان قطع میشود اما در سه چیز انگار که شما هنوز در دنیا هستید و دارید کار انجام میدهید بقیه اعمال مثل نماز به محض مردن تمام میشود اعتکاف و حج و هر کار خیری).
آن سه کار: صدقهاى که در حال حیات جارى ساخته و آن پس از مرگ نیز تا روز قیامت جریان خواهد داشت؛ و موقوفهاى که از خود بعنوان صدقه گذاشته (مدرسه میسازند حوزه علمیه برپا میکنند پلی میسازند. تا وقتی که آنها مورد استفاده است و دائماً برای شما ثواب میشود) و به ارثش نبرند و دیگر رفتار هدایت بخشى که از خود به یادگار گذاشته. هم خود به آن عمل میکرده و هم دیگرى. پس از وى، سوم فرزند شایستهاى که برایش طلب مغفرت و آمرزش کند. ان شاءالله این سنت حسنه در مسیر تبیلغ و ترویج دین و مسائل اجتماعی نظیر رونق تولید بکار گرفته شود و آثار فراوانش را برای اجتماع باقی بگذارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی هرگز در اعمالشان چه عبادی و چه غیر عبادی دچار افراط و تفریط نمیشوند؛ و همیشه قوای درونی را معتدل نگه میدارند. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۶۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «لَا یُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً» نادان دیده نمىشود مگر آنکه در کارها افراط «زیاده روى» مىکند یا تفریط «کوتاهى مىکند.»
یعنی شخص جاهل همیشه در یکی از این دو حالت است یا کندروست یا تندرو؛ و دائرهاش هم خیلی وسیع است و شامل همه امورش میشود. در همه امور شخصی اش، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی. این فقط بحث اخلاقی نیست. البته اساس کار مربوط به قوای درونی ماست؛ قوه غضبیه و شهویه عاقله که باید حالت اعتدال داشته باشد که همه امور را میگیرد؛ صفات اخلاقی، رفتاری، اجتماعی.
که مثلاً یکی از صفات اخلاقی، غیرت و غیرتمندی است. خدای تعالی غیور است انسان مؤمن هم باید غیور باشد نسبت به مسائل حساس باشد. چه مسائل ناموسی چه مسائل دینی که دارند کارهایی میکنند که این غیرتها را از ما بگیرند. هجمه هایی که در خیابانها میبینید این است که غیرت را از بین بردند.
اگر در این فضیلت افراط شود شخص به وسواس و بدگمانی میافتد و نسبت به اطرافیان بد دل و ظنین میشود در بعضی از روایات دارد اگر نسبت به زنت خیلی غیرت نشان بدهید و مواظبت های نامتعارف داشته باشید، شاید خدای نکرده مبتلای به گناه شود.
و اگرتفریط داشته باشد، نسبت به ناموس خودبیتفاوت میشود و اصلاً نمیداند کجا میرود و چکار میکند. لذا اگر عقل مدیریت امور را به عهده داشته باشد قطعاً حالت اعتدال حاکم خواهد شد و شخص در آرامش زندگی میکند و سعادتمند خواهد بود. خدای تعالی حالت اعتدال در قوا که حالت عفت و حکمت و و شجاعت هست در همه ما مستقر بگرداند
«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ» مجدداً آغاز سال ۱۳۹۸ هجری خورشیدی را که توسط رهبر معظم انقلاب سال رونق تولید نامیده شد، به همه مردم استان به خصوص شما نمازگزاران بزرگوار و عزیزانی که در این خانه خدا معتکف هستند و از نورانیت و صفای باطن آنان بهره میبریم تبریک و تهنیت عرض میکنم.
انشاءالله سالی که با نام امیرالمومنین آغاز میکنیم، بهرههای روحی و معنوی ما بیشتر از قبل باشد. خداوند متعال که مقلب القلوب است و همه امور به دست اوست توفیقی عنایت کند تا بتوانیم به بندگانش بیشتر خدمت کنیم و در ترویج دینش تلاش جدی داشته باشیم. امیدوارمسالی پرخیروبرکت پر نعمت و پر نشاطی برایهمه مردم باشد.
۱۵ رجب سال ۶۲ یا ۶۳ قمری وفات بانوی گرامی اسلام عقیله العرب زینب کبری -سلاماللهعلیها- واقع شد. حضرت زینب با توجه به دوره زندگی و روشی که دربرخورد با مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، اداره خانواده، تربیت فرزندان، همسرداری و مسائل دیگر داشت و به خصوص نقش آفرینی که در حادثه مهم و عظیم کربلا و مدیریت بحران و کنترل و هدایت کاروان اسراء از خود نشان داد، شد الگو و اسوه.
او تجلی زن مسلمان و معیار برای بانوان است. به خصوص دراین دوره که دشمنان تلاش میکنند انحراف فکری وعقیدتی ایجاد کنند و برای خانمها الگوی تقلبی معرفی میکنند و سبک زندگی غربی را ترویج میکنند، تشویق به بیبندباری، تبرج وهرزهگی میکنند، حضور اجتماعی او را که میتواند با عفت و پاکدامنی همراه باشد و نقش سازنده داشته باشد و درعرصه های مختلف تربیتی سیاسی اجتماعی مفید باشد را به ابتذال و بیراهه و بهره کشیهای خلاف عقل و شرع سوق میدهند تا وسیلهای باشد برای کامجوئی هوسمداران ناپاک.
در این فضا زینب کبری الگوی کاملی برای زن مسلمان است؛ که هم فعالیت اجتماعی دارد و در عرصه های مختلف حضور فعال دارد و هم ازعفت و پاکدامنی فاصله نگرفته است. عقیله بنی هاشم عالمه با بصیرتی بود که در زمانهای مختلف وظائفش را به خوبی انجام و از مقام ولایت به نحو احسن در زمانها و جاهای مختلف دفاع کرد.
درباره علم و دانش او مطلب فراوان است که به نمونهای اشاره میکنم: یک سال پس از استقرار امیرالمومنین در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آنحضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیدهایم که دختر شما حضرت زینب -سلاماللهعلیها- همانند مادرش فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- منبع سرشار دانش و داراى علوم و کمالات است. اگر اجازه دهید در صبح یکى از روزهاى عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهرهمند شویم. امیرالمومنین اجازه دادند تا دختر عالمهاش، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمى و دینى آنان را حل کند. حضرت هم اعلام آمادگى کرد بعد از مدتی، جلسه تفسیر قرآن و جلسات پرسش و پاسخ به شبهات و امثال ذالک برقرار شد.
یا نقل میکنند روزى امام حسن و امام حسین -سلاماللهعلیهما- درباره بعضى از سخنان پیامبر اکرم با هم گفتوگو مىکردند، حضرت زینب وارد شدند و در بحث ایشان شرکت کردند و مسأله را با تمام صورى که داشت با تفصیل تمام تبیین فرمودند. امام حسن -علیهالسلام- وقتى این توانایى فوقالعاده خواهر را دیدند، خطاب به او فرمودند: «اِنَّکِ حَقّاً مِنْ شَجَرَهِ النُّبُوَّهِ وَمِنْ مَعْدَنِ الرِّسالَهِ» به تحقیق تو از خاندان نبوت هستی و از وحی اقتباس داری.
از ویژگیهای دیگراین بانوی مکرمه این بود، گذشته از اینکه اهل معرفت بود، اهل تهجد و عبادت هم بود و این عبادت و بندگی از روی معرفت موجب شده بود که آن حضرت حتى در سخت ترین شرایط هم اهتمام به عبادت داشته باشد. لذا ملقب شده بود به عابده آل علی.
به همین مناسبت امام سجاد -علیهالسلام- فرمودند: عمهام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا مىداشت. در برخى از منازل بین راه مىدیدم که او از فرط خستگى و رنجورى ناشى از آزار دشمن، نمازهایش رادر حال نشسته مىخواند.
هنوز یک سال از شهادت امام حسین -علیهالسلام- نگذشته بود که در مدینه قحطى سختى آمد و عبدالله بن جعفر همسر زینب کبری، که اهل جود و کرم بود و سخاوت، دستش تهی شد در نتیجه راهی شام شد و آنجا به زراعت مشغول شد، مدتی نگذشت که حضرت زینب گرفتار تب فراغ شد و هر روز بیمارى او شدّت پیدا کرد.
تا این که نزدیک ظهرى به همسرش فرمود: بستر مرا به زیر آفتاب در حیاط قرار بده! عبدالله مىگوید: به این توصیه عمل کردم و متوجّه شدم چیزى را روى سینه خویش قرار داده و مدام زیر لب حرفى مىزند. پس به او نزدیک شدم، دیدم پیراهنى پاره پاره و خونین که یادگارى از برادرش حسین بود را روى سینه قرار داده وناله او حسین حسینبود تا به دیدار برادر نائل شد. خدای تعالی همه ما را از محبان و شیعیان و دوستداران اهل بیت قرار بدهد انشاءالله توفیق خدمتگزاری به آستان اهل بیت و ترویج معارف اهل بیت و احکام اهل بیت را نصیب همه ما بگرداند انشاءالله.
سال جدید با پیام رهبر معظم انقلاب آغاز شد و سخنرانی که روز گذشته در حرم مطهر رضوی بیان کردند. رهبر معظم انقلاب، پیام نوروزی امسال را مثل چند سال اخیر که محور نام گذاریهای ایشان اقتصادی است، سال رونق تولید نامیدند. تا انشاءالله سمت و سوی حرکت مردم و مسئولین به سمت رونق تولید باشد.
در حقیقت ایشان با تاکید بر رونق تولید که قبلاً هم در چند سال قبل فرموده بودند که ستون فقرات اقتصاد مقاومتی، تولید است، بر این نکته توجه میدهند که در این نقطه هنوز کار تمام نشده و مشکل وجود دارد و این نقطه اگر درست شود چرخه اقتصاد کشور در ریل اصلی خواهد افتاد.
چون رونق تولید یعنی فعال شدن مراکز و مجموعه های تولید در عرصه های مختلف و این یعنی رونق کار و اشتغال و از بین رفتن بیکاری، یعنی رونق بازارِ فروش، یعنی رونق صادرات، یعنی از بین رفتن رکود.
و البته این فقط با شعار دادن درست نمیشود باید وجهه همت همه بشود رونق تولید؛ یعنی در این جنگ اقتصادی که قرار داریم، آرایش جنگی ما در مقابله با دشمن باید با توجه به ظرفیتهای کشور، متمرکز بر تولید باشد. هر کس به هر اندازه که میتواند.
چرا یک عده هنوز باور ندارند که باید برای عبور از این مرحله مشکل اقتصادی و جنگ اقتصادی به فرامین رهبری گوش دهند! توضیح بدهند که با اقتصاد مقاومتی چه کردند؟ آقا دستور دادند اتاق جنگ درست کنید. فرماندهی درست کنید. گزارش بدهید.
در جنگ اقتصادی فرمانده رئیس دولت است. فرمانده باید اول بپذیرد که در جنگ هستیم، اقتصاد مقاومتی و الزامات آن را پذیرفته باشد. بعد از تشکیل قرارگاه جنگی، با هوشیاری تمام و بدون اعتماد به دشمن، نسبت به صحنه جنگ شناخت دقیق پیدا کند و همه ظرفیتها را برای غلبه بر دشمن به کار بگیرد و خستگیناپذیر و مجاهدانه صحنه جنگ را اداره کند؛ و در برخورد با کسانی که ستون پنجم دشمن هستند و در این جبهه اخلال میکنند به خصوص دانه درشتها به هیچ وجه ملاحظه نداشته باشد.
اگر اینطور شد اعتماد و اقبال مردم هم همراه خواهد شد و کار با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت؛ و نتیجه اش همان میشود که رهبری فرمودند: سنگینترین شکست تاریخ آمریکا واقع میشود.
در بیانیه گام دوم به راهکارهای مهمی برای بهبود شرائط اقتصادی کشور اشاره شده که بعضی از موارد را در سخنرانی دیروز شان مطرح کردند.
مهمترین آن درون زائی و برون گرائی و سپردن کار به دست جوانان مومن دانا و مسلط بر دانستههای اقتصادی است. همین که نمونهاش را در چند روز اخیر دیدیم و میتوان گفت اولین حرکت انقلابی و جهادی در عملی کردن گام دوم انقلاب را عزیزان برداشتند؛ و همزمان ۴ فاز بزرگ گازی را افتتاح کردند و روزانه ۱۰۰ میلیون متر مکعب گاز به ظرفیت تولید کشور اضافه کردند؛ و توانستند در بهره برداری از منابع مشترک، قطر را پشت سر بگذارند.
پیام این حرکت جوانان غیور به دشمنان ملت ایران این است که پیروزی با ماست. ما تا شکست کامل آمریکا ایستادهایم و ذرهای عقب نشینی نخواهیم کرد. رهبر معظم انقلاب نکات مهمی هم در چهار بخش در سخنرانی روز اول در حرم مطهر رضوی بیان فرمودند که حتماً ملاحظه فرمودید.
روح امید را تقویت کردند و تهدیدات دشمن را رجزخوانی دانستند و همه را فرصت برای گشایش در امور به خصوص اقتصاد و معیشت دانستند.
وقتی اینها بیان میشود مقصود این است که کسانی که کار به دست آنهاست با مسائل اینگونه برخورد کنند. نه اینکه بگویند چه سخنرانی خوبی کرد قسمتهایی از آن دستورالعمل است باید اجرایی شود.
یکی از مطالب مهم آن این بود که نوع عملکرد ما باید گذشته از شکست دشمن، بازدارنده باشد؛ یعنی مضمون آیه شریفه است که «تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ» یعنی جوری عمل کنیم که دشمن فکر حمله کردند و ما را نداشته باشد. باید این گونه در عرصههای مختلف وارد شد.
گلهای هم از مجلس کردند که همان معنای فشل بودن مجلس را میداد. مسئله سبک زندگی غربی و احتراز از غربزدگی و عدم اعتماد به غرب و در عین حال استفاده از علوم و تجربیات آنها و هشدار دوباره راجع به سند ۲۰۳۰ بود.
و بیان فرمودند که جوانان مومن انقلابی نباید بگذارند که غربزدهها فرصت جولان داشته باشند؛ یعنی وارد شوند و نگذارند و نباید بگذارند که غربزده ها فرصت جولان داشته باشد دانشجویان و طلاب جوان و اساتید مطالبه گری کنند و عرصه را بر لیبرالهایی که نفوذ کردند در بدنه حاکمیت تنگ کنند و جلوی آنها را بگیرند. مطالبه کند و نفس آنها را بگیرند که این ها مسیر انقلاب را منحرف میکنند.
و از مسئولان هم خواستند که رفتارشان را با غرب تغییر بدهند. توجه به جوانان درمدیریت کشور و اینکه خود جوانان هم قبول مسئولیت بکنند. باشناخت ظرفیتهاوآفتها را داشته باشند تا بتوانند در گام دوم پرتوان و پرشتاب به جلو بروند. بالاخره جوانان کشور پیشروان کشور هستند. مدیریت کشور در اختیار آنهاست. ظرفیتها در اختیار آنها قرار میگیرد.
۶ فروردین سال ۹۴ حمله نظامی عربستان به یمن شروع شد؛ و در این ۴ سال جنایات بیشماری توسط ائتلاف سعودی انجام گرفته است. ۶۵ هزار غیر نظامی و ۸۵ هزار کودک به شهادت رسیده اند. یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از کودکان یمن به شدت دچار سوء تغذیه شدهاند. زیرساختها تخریب شده و آب بهداشتی ندارند؛ و قحطی در آنجا فراگیر شده فاجعه آنقدر عمیق بود که سازمان ملل هم بحران یمن را تراژدی قرن نامید.
اما یمنی ها آنجا را کردند صحنه شکست دشمن مضمحل و له کردند. چهره آل سعود و کسانی که او را کمک میکنند مفتضح کردند. و همه این جنایات با حمایت سلاحهای غربی و اروپائی که توسط عربستان بکار گرفته میشود انجام میگیرد.
بزرگترین فروشنده انگلیس بعد فرانسه و بعد آلمان و بعد کشورهای دیگر و همهی رقم و ارقام آن هم معلوم است. اسرائیل هم از این جنگ سود خودش را میبرد چرا؟ چون دریای سرخ ازاول برایصهیونیستهای پلید اهمیت استراتژیک داشت هم اقتصادی و هم امنیتی.
تسلط بر آبراهه باب المندب برای رژیم کودک کش بسیار مهم است؛ و چون تحت سلطه یمن است که اگر روز قصد کند کشتیهاى اسرائیلى به سمت شرق آسیا، نروند، رژیم غاصب عملا در بن بست تجارى قرار مىگیرد. آن ملعون اول هم که اسرائیل را از اول طراحی کردند بر این تسلط برنامه داشتند.
حالا این همه جنایت آل سعود آمریکا و اسرائیل دیده نمیشود. اجازه ساخت نیروگاه هستهای و ساخت موشک هم به او داده میشود که تعبیر جالبی هم حضرت آقا در این باره داشتند؛ و دم از حقوق بشر میزنند.
دوباره شروع کردهاند اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در اروپا و آمریکا توسعه میدهند. هر وقت گرایش مردم در غرب به اسلام زیاد میشود و کفه جمعیت به سمت اسلام میچربد اینها یک موج این چنینی راه میاندازند.
جریان مساجد نیوزلند را که همه میدانید که چون نگاه نژاد پرستانه دارند اصلا عمل تروریستی نمیدانند قصد داشتند با فوت جلوی نور خدا و گسترش اسلام را بگیرند؛ اما اراده خدا چیزی دیگر بود که اسلام گسترش پیدا کرد دیدید که دانش آموزان و دانشجویان نیوزلندی به احترام شهدای مسلمان جلوی مسجد جمع شدند و به صدای اذان گوش میدهند؛ و همین امروز جمعیت زیادی آمده بودند در نماز جمعه نیوزلند شرکت کردند.
دلجویی رئیس پلیس آنجا هم صحنه شوق آور و هم تأسف آوری بود. بعضی وقتها داخل کشور ما یک وقت میبینید که قطاری تصادف میکند تعدادی از هموطنانمان از بین میروند آن آقا به جای دلجویی میگوید حق بیمه هستند. آن وقت این طرف با اینکه مسلمان نیست قرآن میخواند و دلجویی میکند. حرکت جالبی بود که ادای احترام کردند به شهدای مسلمان.
دوم فروردین سال ۱۳۴۲ تهاجم مزدوران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه را داشتیم که یکی از حوادث مهم تاریخ کشوراست که مقدمات انقلاب اسلامی شد و پیروزی مردم؛ و همچنین دوم فروردین سال ۱۳۶۱ عملیات فتح المبین در منطقه دزفول را گرامی میداریم. |
| 1397/12/24 | 1397/12/24اروپا ارادهای برای همکاری با ایران ندارد/ مرزبندی مسئولان با دشمن باید مشخص شود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه240
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
اهل تقوا در جامعه اسلامی به دنبال استقرار و استحکام برادری و مواسات و همیاری هستند؛ یعنی آنچه از روایات به دست میآید این است که باید روح حاکم بر جامعه مسلمین، وحدت و برادری باشد و تمام اجزاء آن از مسئولین گرفته تا گمنامترین افراد جامعه باید به این نوع از ارتباط ملتزم باشند تا آثار فراوان فردی و اجتماعی که دارد عاید همه بشود. منجمله حل معضلات اقتصادی جامعه. در ضمنِ چند هفته به تعدادی از راهنماییهای اولیاء دین علیهمالسلام و راهکارهایی که بیان کردهاند اشاره کردیم؛ که البته راه برونرفت از مشکلات هم توجه و عملیاتی کردن نسخههای شفابخشی است که از قرآن و عترت به دست ما میرسد.
بر اساس آیه شریفه: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ، مواسات و مهربانی و نیکرفتاری و عدالت اجتماعی در سایه برادری توسعه پیدا میکند و البته اگر دقت کنیم میبینیم که اسلام هرگز اجازه نمیدهد عملکرد غلط اقتصادی عدهای موجب محرومیتهای مالی آحاد مردم شود. لذا یکی از سببهای از بین رفتن اسلام وقتی است که اموال در اختیار کسانی قرار بگیرد که اعتقادی به حقوق دیگران نداشته باشند؛ و اهل انجام کارهای عامالمنفعه که اسلام سفارش میکند نباشند.
بنابراین لازمه برقراری عدالت اقتصادی این است که مسئولیتهای نظام اقتصادی به دست افراد متخصص و متعهد باشد تا کشور و مردم متضرر نشوند.
انسان متعهدی که تخصصِ لازم را هم دارد، قطعاً برای رفاه حالِ عامه مردم قدم برمیدارد، در توزیع کالاها و اجناس موردنیاز جامعه و حتی تفریح و استراحت و شاداب و امیدوار بودن مردم برنامه متقن و نظارت بر حسن انجام خواهد داشت.
لذا یکی از سفارشات و اوامر الهی، فرمان به برقراری عدل و احسان است که در قسمتی از آیه ۹۰ از سوره مبارکه نحل فرمود: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ …* خدا به عدل و احسان فرمان مىدهد …* اگر احسان در جامعه رواج پیدا کند قسمتی از مشکلات مادی و اقتصادی حل میشود.
به تعدادی از آیات که به این مهم سفارش میکنند توجه بفرمائید: در قسمتی از آیه ۳۰ سوره مبارکه نحل فرمود: لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ …* براى کسانى که احسان کردهاند، در این دنیا حسنه (پاداش نیک) است …* گذشته از اینکه بهره آخرتی یعنی بهشت جاودان میبرند، در دنیا هم بینصیب نمیمانند.
یا در قسمتی از آیه ۱۹۵ سوره مبارکه بقره فرمود: … وَ أَحْسِنُوا، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ*… احسان کنید (و بدانید) که خدا احسان کنندگان را دوست مىدارد. خوب تلاش ما این است که موردتوجه الهی قرار بگیریم و محبوب خدا بشویم که اگر از محسنین باشیم خداوند ما را دوست خواهد داشت. همین مطلب در روایات هم بیانشده است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در غررالحکم فرمودند: رَأْسُ الْإِیمَانِ الْإِحْسَانُ إِلَى النَّاسِ. سَرِ ایمان احسان کردن به مردم است. اگر برای ایمان پیکرهای فرض کنیم که سر و تن و دستوپا داشته باشد، سر که مهمترین عضو و موجب حیات است را احسان گفتند؛ یعنی ایمان بدون احسان و عمل صالح ایمان نخواهد بود.
و همچنین فرمود: نِعْمَ زَادُ الْمَعَادِ الْإِحْسَانُ إِلَى الْعِبَادِ. بهترین توشه آخرت، احسان به بندگان خدا است؛ و دربیانی دیگر فرمودند: هرگونه احسان کردن، فضیلتى است براى انسان؛ یعنی از نشانههای فضل و کمالِ شخص این است که ببینیم آیا اهل احسان هست؟ البته احسان معنای بالاتری هم دارد که در بحثهای اخلاق کاملاً به آن پرداختهایم.
بیان ویژهای امام صادق علیهالسلام درباره ثروتمندان فرمودند که زیباست و دستورالعمل خاصی است. فرمودند: ثروتمندانِ شیعیان ما، وکیلان امین ما هستند بر نیازمندان شیعه؛ (کسانی که کمبود مالی دارند و آبرومند هستند و فشار تورم و ظلمهای اقتصادی زندگی و معیشت آنان را سخت کرده) پس جانب ما را در مورد آنان رعایت کنید تا خدا شمارا محفوظ بدارد (و از انواع سختیها و گرانیها و دشمنان دینى و دنیایى نگاه دارد).
این عبارت که امام فرمودند؛ جانب ما را در مورد آنان رعایت کنید، معنایش این نیست که برای آنان سخنرانی کنید و درس بدهید یعنی هر کس بهاندازه خودش از حاکم مسلمین گرفته تا دستگاههای حکومتی و علما و مردم مسلمان باید قیام و اقدام داشته باشند تا فقر ریشهکن شود.
حضرت در روایت فرمودهاند باید زندگی مردم رفاه معقول داشته باشد و لازمهی این اعاشه و زندگی، این است که اولاً با اشرافی گری و خوی استکباری مبارزه کرد و از طرف دیگر انفاق و مواسات و برادری و همیاری را توسعه داد.
و در پایان بیان این روایت از امام صادق علیهالسلام خالی از لطف نیست که فرمودند: إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِینَ وَ بَقَاءِ الْإِسْلَامِ أَنْ تَصِیرَ الْأَمْوَالُ عِنْدَ مَنْ یَعْرِفُ فِیهَا الْحَقَّ وَ یَصْنَعُ فِیهَا الْمَعْرُوفَ ازجمله عوامل بقاى مسلمانان و اسلام آن است که اموال نزد کسانى قرار گیرد که حقّ مال (و مال داری) را بدانند و کار نیک کنند. وَ إِنَّ مِنْ فَنَاءِ الْإِسْلَامِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِینَ أَنْ تَصِیرَ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِی مَنْ لَا یَعْرِفُ فِیهَا الْحَقَّ وَ لَا یَصْنَعُ فِیهَا الْمَعْرُوف.
و ازجمله عوامل فناى اسلام و مسلمانان آن است که اموال به دست کسانى بیفتد که حقّ مال و (مال داری) را ندانند و اموال را درراه کارهاى نیک به مصرف نرسانند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت، تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم؛ متقین از اینکه به خواسته خودشان نرسیده باشند غمگین و ناراحت نیستند.
مولا امیرالمؤمنین-علیه السلام-در حکمت ۶۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ کَیْفَ کُنْتَ» خیلی عبارت کوتاه هست ولی معنای دقیقی دارد یعنی «هرگاه به خواسته خود نرسیدى، درهرحال باک نداشته باش» یعنی اهمیت نده و کریمانه از کنار آن مطلب عبور کن.
مفهومش این است که اگر هم بخواهی افسوس بخوری و ناراحت باشی باید نسبت به کارهای انجامنشده اهمیت بدهی و برای آنها اقدام لازم را داشته باشی. مقصود آن حضرت این است که اگر آنچه را مىخواستى کاری را انجام بدی و برآورده نشد، اندوهگین نشو، اعتنایى نکن و ناامید هم نباش.
اهل زهد و بیرغبت نسبت به دنیا اینگونه هستند که اگر چیزی را از دست دادند اندوهگین نمیشوند. نه اینکه احساس و یا میل ندارند خیر! بلکه به این معنا که وابستگی ندارند.
این بیان برگرفته از کلام خدای تعالی در قرآن کریم است که فرمود: «براى آنچه از دست مىدهید اندوه نخورید» و دربیانی همین را امام فرمودند: «بر آنچه از نعمت دنیا که از دست مىدهى، اندوه بسیار مخور». خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.
آهستهآهسته ساعات پایانی سال ۱۳۹۷ را سپری میکنیم، با همه آن فرازها و فرودهایی که این سال داشت.
سال که جدید میشود و فصل بهار میآید، برای چشم عبرت بین پر از درس استو یادآور حیات دوباره است، نکند که این لحظات را با غفلت و سرخوشی بیثمر بگذرانیم.
سال جدید، فرصت جدیدی است که در اختیار ما قرار داده میشود، پس از خداوند متعال بخواهیم که بهتر از سال گذشته را برای ما در نظر بگیرد و حال ما بهتر از گذشته قرار دهد.
سال جدید هم ویژگیهایی دارد، اولاً در ماه رجب واقعشده که خودش ماه دعا، استغفار و انابه است، پس دعا بهخصوص در لحظات تحویل سال را فراموش نکنید؛ برای همهچیز مادی و معنوی دعا کنید، برای خودتان، برای دیگران، برای از بین رفتن نظام سلطه و برقراری عدالت دعا کنید؛ و اینکه امسال سال پیروزی همهجانبه رزمندگان جبهه اسلام و مقاومت بر استکبار گران و سلطه گران باشد دعا کنید.
از ویژگیهای دیگر امسال این است که آغاز و انجام آن با ولادت مولانا علی ابن ابیطالب، امیرالمؤمنین-سلاماللهعلیه و علیه افضل الصلوات المصلین – قرار دادهشده است لذا سال، سال علوی است و انشاءالله در همه امور زندگیمان علوی باشیم.
علی بن ابیطالب (ع) شخصیت بینظیر عالم خلقت است، آیت کبرای الهی است و به فرمودهی خودش سیلابهای عظیم علم از کوههای بلند معرفت او سرازیر میشود و پرندههای گسترده بال، توان رسیدن به قلههای بلند علمی و معرفتی حضرت را ندارند پس بهسادگی نمیتوان راجع به ابعاد وجودی آن حضرت سخن گفت و درک کرد اما به همان مقداری که خودشان فرمودند قابلتوجه و دنبال کردن است.
نگاه به زندگی بیتکلف، ساده و بیآلایش او برای امروز ما و همه مسئولین کشور درس است. اهل تولید و کار فراوان بود و درعینحال زندگیاش ساده، بی توقع و قانع بود. اینها درسهای ابتدایی است که از اماممان میگیریم اما حالا چگونه زندگی میکنیم خودش مسئله است.
نیاز مدیریتی امروز کشور در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و قضائی، شیوه علوی است. کار فراوان، توقع کم، حرکت در مسیر عدالت، بهرهبرداری صحیح از منابع و حفظ منافع ملی، کوتاه کردن دست فاسد و زیادهخواه از مدیریت جامعه در هر ردهای که باشد، در زندگی امیرالمؤمنین فروان است.
حضرت بهسرعت دست زیاده خواهان را قطع میکرد و آبروی آنها میبرد و چهرشان را شطرنجی نمیکرد. این تفکر علوی است نه آنکه میگوید سهم خود را از سفره انقلاب برمیدارم. کارگزاری که دنبال سهم خودش باشد، اموی است نه علوی.
امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر دستور داد افرادی را برای کار انتخاب کن که در شرایط سخت اهل استواری و استقامت باشند و در مسائل مهم بیتفاوت نباشد اما برخی وقتی یک مسئله مهم پیش میآید در مقابل استکبار قالب تهی میکنند و در مقابل دشمن کرنش میکنند تا دستگاه اجرایی به این نقطه برسد، امید داریم دستگاه قضا با مدیریت جدید، رایحه عدالت را گسترش بدهد و دست فاسدان و مفسدان را که در پستهای مختلف لانه کردهاند و نظام را ناکارآمد جلوه میدهند، کوتاه کند.
خوب است در آغاز دهه پنجم انقلاب و شروع گام دوم در بیانیه رهبر معظم انقلاب از شیوههای مدیریتی علوی در مبارزه با مفاسد و برقراری عدالت بیشتر بهره ببریم. امیرالمؤمنین-سلاماللهعلیه-به دنبال برقراری عدالت بود و قبول مسئولیت را هم برای همین مهم پذیرفت که عدالت را برقرار کند. در بیانیه هم یکی از مهمترین اصولی که بحث شده و ضرورت جامعه دانسته شده، عدالت همهجانبه است که باید از روش علوی استفاده کرد.
مبارزه با استکبار، دشمنشناسی و دشمنستیزی مطلب دیگر در بیانیه است که درروش امیرالمؤمنین-سلاماللهعلیه-مشهود است لذا برای همه از مسئولین گرفته تا آحاد مردم این روش علوی، درس است که نباید به دشمن اعتماد کرد. حضرت- سلاماللهعلیه – برای یکلحظه هم به معاویه و اعیادی او اعتماد نکرد، روی خوشنشان نداد و محکم ایستاده بود. آیا روش ایشان برای ما درس نیست؟
مگر در تاریخ این روزها را میشود فراموش کرد که چگونه با اعتماد به آمریکا دستاوردهای عظیم ملت را که با روشنگری علما و مجاهدت مردم بهدستآمده بود به نام ملی شدن صنعت نفت از بین بردند.
البته اگر یادتان باشد قبلاً عرض کردم اینکه نسبتهایی به بعضی از افراد میدهند این دروغ است، علما، مرحوم آیتالله کاشانی، فدائیان اسلام مجاهدت کرده بودند و در ۲۹ اسفند سال بود ۱۳۲۹ که اصل ملی شدن صنعت نفت را مجلس تصویب کرد اما سال بعدش و در زمان دیگری افراد آمدند و اینجا به اسم آنها ثبت شد درصورتیکه آنها برای اجرا کردن مصوبه مجلس اقدام کردند.
یعنی وقتیکه مصدق روی کارآمد، برای اجرا کردن قانونی بود که مجلس تصویب کرده بودند و اصل ملی شدن نفت ربطی به ایشان نداشت که با تلاشهای علما و بدنه مردمی این مصوبه در مجلس تصویبشده بود که سال بعد برای اجرایی شدن و عملیاتی شدن اش جلو رفت، او هم اعتماد به بیگانه کرد و در سال ۱۳۳۲ با کودتا کلاً از بین رفت.
متأسفانه باز عدهای درس نگرفتهاند و به خیال خام خودشان دنبال راضی کردن دشمن هستند. جالب است درست در همین زمان تحریم و دشمنی آمریکا، جوانان غیور و دانشمند کشور با تمام توان داخلی ستاره خلیجفارس را که از بزرگترین پالایشگاههای میعانات گازی جهان است را در راستای خودکفائی کشور راهاندازی کردند.
بعد عدهای در تلاشاند تا با اروپا ارتباط برقرار کنند، برای حل مشکلات اقتصادی کشور دست به دامن اروپا میبردند، از آمریکا یه طوری ناامید شدند که دیگر به جوهر خودنویس اش هم اعتماد ندارند؛ حالا آمدند دنبال اروپا.
آنها هم بنایی برای همکاری ندارند مگر اینکه منافع نامشروعشان تأمین شود. برای عبرت گرفتن همین یک نگاه اجمالی کفایت میکند، همین مقدار بس است اگر در خانه کسی باشد؛ یک نگاه به ترکیه بکنید، بیچاره چند سال است دنبال اروپاست، معطل اش کردند، سرکارش گذاشتند و هرچه توانستند دوشیدندش و در آخر هم دیروز گفتند نمیتوانند او را در مجموعه خودشان بپذیرند و در جامعه اروپا قرار دهند. تازه به او وعده داده و برایش فضا بازکرده بودند.
اینها که ما را دائم تهدید میکنند، آنوقت شما به اینها دلخوش کردهاید؟ رها کنید آمریکا و اروپا را و به داخل رو کنید و به کشورهای همسو و همجهت توجه کنید.
ببینید یک سفر رئیسجمهور به عراق داشته و مورد استقبال هم قرارگرفته، ببینید چگونه به وحشت افتادهاند که بالاخره نکند راهی برای دور زدن تحریمها باز شود، بلافاصله آمریکا از روی خشم و یا ترس و هرچه که باشد حشدالشعبی را در لیست گروههای تروریستی قراردادند؛ و همزمان با این سفر انگلستان هم حزبالله لبنان را تروریست نامید و همزمان هم آل سعود معلون و پلید به بمباران یمن و کشتار مردم بیگناه آن پرداخت که فقط در یک حمله فقط ۳۳ زن و کودک به شهادت رسیدند.
عرض میکنیم آمریکا، اسرائیل، انگلیس، آل سعود مسیر زندگی ما علوی است و تا نابودی اسرائیل از صفحه روزگار و رسیدن به قلههای پیشرفت و استقرار تمدن بزرگ اسلامی از پا نخواهیم نشست.
جا دارد با کنار گذاشتن خرافاتی که وجود دارد از این رسم عید، به نحو احسن برای استحکام خانواده و تقویت روابط اجتماعی استفاده کنیم؛ و در این روزهای پایانی سال با توجه به وضعیت اقتصادی که سفره تعداد زیادی از هموطنانمان کوچکشده و بالاخره کمبودهایی هست جبران بشود و مستضعفان و محرومان جامعه را فراموش نکنیم و مثل همیشه با مواسات، همیاری، برادری و مهربانی به کمک آنان برویم و بهاندازه وسع خودمان به خرید شب عید آنان کمک کنیم و برای لباس و ملزومات زندگی آنان اقدام کنیم.
جوانان پرشور و انقلابی استان با کسبه متدین و باانصاف همکاری کنید و جریان سازی کنید برای رفع قسمتی از نیازهای نیازمندان و برای افراد بیبضاعت جامعه اقدام جانانهای را داشته باشید.
سیزدهم رجب اولین روز از ایام البیض و آغاز روزهای اعتکاف است. در روایتی امام صادق-علیهالسلام-فرمودند: «هر کس ایام البیض ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال به ازاى هرروز، ثواب روزهدارى و شبزندهدارى یک سال را براى او مىنویسد و او روز قیامت در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخ، خواهد ایستاد.» اگر توانش هست فرصت را غنیمت بشمارید.
معتکفین در این پالایش سهروزه با ذکر، دعا، نماز و روزه قوه معنوی خودشان را برای مبارزه با دشمن درون پربار میکنند تا بتوانند در مقابله با دشمنان بیرون هم پیروز باشند.
با اعتکاف حجابهای منیت و کبر و خواهشهای نفس از بین میرود و انسان به خدا نزدیکتر میشود؛ آماده میشود برای خدمت به مردم از روی اخلاص. هرکس بهاندازه خودش، در مسندی که قرار دارد، لازم دارد که ارتباطش را باخدای تعالی تقویت کند و این فرصت سهروزه بسیار مغتنم است، خود اعتکاف از برکات انقلاب است که و رشد و توسعه پیدا کرد و یکی از رویشهای معنوی جوانان در بعد انقلاب بوده است.
من هرسال یک جمعبندی از خواستههای رهبر معظم انقلاب در سالی که گذشت را انجام میدهم، حالا بعضی وقتها در اتفاقات سال گذشته پرداخته میشود، بنده مطالبات رهبری را مروری میکنم که بعضی موارد را ایشان هرسال تکرار میکنند؛ و البته خواستهها هم مربوط به همان سال نیست و مربوط به همهی زمانهاست و باید دائماً دنبال شود.
خیلی خلاصه عرض میکنم. توجه دارید که خواستههای ایشان شخصی نیست و از جایگاه ولایت صادر میشود لذا برای همه، هم مردم و هم مسئولین، مسئولیت آور است که اگر در انجام آنها عمداً و متعمداً کوتاهی کند عندالله مسئول است و باید جواب دهد که جایگاه ولایت مطلبی را گفته، اعلام کرده و خواسته و چرا کوتاهی شده و انجام نگرفته؟
تأکید بر اعتماد به خدا که دائمی است و ایشان دائماً تکرار میکند و این را باید داشته باشیم، برای مقابله با دشمن، مطالبه و تأکید ایشان تقویت اقتصاد و مردمی کردن اقتصاد، تقویت تولید ملی، توسعه مصرف کالای ایرانی و بهطور جد خواستند که مسئولین به دشمن اعتماد نکنند، چه غرب و چه اروپا، تأکید ایشان بر حفظ سرمایههای کشور اعم از انسانی و غیرانسانی مثل دانشبنیانها و امثالذلک، تأکید بر اعتماد به جوانان و سپردن کار به جوانان با کنترل احساسات پرشوری که دارند.
بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن و انقلابی کار کردن و استفاده از نیروهای داخلی کارآمد تأکید داشتند. بر مسئله محرومیتزدائی و آسیبهای اجتماعی تأکید و مطالبات جدی داشتند. مسئله الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت را مطرح و از همه مطالبه کردند که راجع به این موضوع فکر و پیشنهاد دهند.
بیانیه گام دوم که بسیار مهم و راهبردی است و وظیفه چهلساله مسئولین و آحاد مردم را مشخص میکند که مطالبه طولانیمدت ایشان است یعنی مربوط به یک سال و دو سال نیست و برای چهل سال است و مطالباتی که از دستگاه قضا در برقراری عدالت و امور دیگر قضائی داشتند.
یک جلوه ویژه و بینظیر امسال در سراسر کشور راهپیمایی ۲۲ بهمن بود که در استان البرز جلوه بیشتری داشت به گفته آگاهان و آماری که رسمی داده شد.
آنوقت یک عدهای متأسفانه میگویند چون فلان کس را راه ندادند وحدت ملی در استان البرز به هم خورد و چه شد و چه. اولاً شما مردم و خواستههای آنان را خوب نمیشناسید. اگر خوب شناخته باشید و خوب بدانید مردم خودشان خوب عمل میکنند، ثانیاً اتفاقاً این جریان موجبات وحدت حداکثری و حضور مردم را بیشتر فراهم کرد لذا یک درصد بیشتری از بقیه جاهای کشور در استان البرز حاضر شدند.
بعلاوه ما مکرر گفتهایم که نباید هیچکدام از قوا را تضعیف کرد؛ و اتفاقاً مقدماتی هم که فراهم شد برای این بود که چنین اتفاقی نیفتد، از چندین روز قبل دنبال کردیم و به مسئولین مربوطه هم اطلاع دادیم ولی درست عمل نکردند و جوسازی کردند و بعد هم عدهای راه افتادند که به فلانی گفتهاند معذرتخواهی کن و این هم دروغ محض است و چنین چیزی تا الآن نبوده و ما شکرگزار خدای تعالی هستیم که تا حالا در مسیر درست حرکت کردهایم و از خدای تعالی هم میخواهیم منبعد در مسیر درست و مسیر صحیح انقلاب حرکت کنیم و از مسیر انقلاب خارج نشویم انشاءالله.
سخنرانی پایانی سال هم که همیشه رهبر معظم انقلاب با خبرگان رهبری دارند مطالب اساسی را در قالبی ۱۱ گانه مطرح و شرح کردند که جدا باید به تبیین آنها پرداخت.
مهمترین مسئلهای که بود اشاره به آمریکا، اسرائیل و تهاجم حداکثری دشمن برعلیه انقلاب بود که لازمهاش این بود که با حرکتی که آنها انجام دادند کشور را ساقط کنند که ایشان هم فرمودند که کاری خواهد شد که سنگینترین شکست را آمریکا ببرد.
ما به فرموده رهبرمان در مقابل تهاجم حداکثری دشمن بسیج میشویم و تا شکست تاریخی آمریکا از پا نخواهیم نشست.
مطلب دیگری که باز در بین سخنان ایشان بود؛ مسئله مرزبندی با دشمن بود که فرمودند این مرزبندی با دشمن بهجاست و تعصب بهجایی است و لازم است که در مقابل تهاجم نرم دشمن این مرزبندی روشن باشد، بالاخره افرادی که مسئولیت دارند و سرکار هستند باید رابطه با خودشان با آمریکا را بیان کنند.
یکشنبه ۱۰ رجب ولادت امام جواد-علیهالسلام-است که تبریک عرض میکنم و خداوند همه ما را از موالیان و محبان خاندان عصمت و طهارت قرار دهد.
امروز هم جمعه ۲۴ اسفند است، درست ۳۴ سال قبل یعنی ۲۴ اسفند سال ۶۳ در نماز جمعه تهران عملیات تروریستی صورت گرفت که ۱۴ نفر شهید و ۸۸ نفر زخمى شدند؛ غرضشان این بود که رئیسجمهور را که رهبر معظم انقلاب در آن زمان رئیسجمهور بودند ترور کنند البته صدام اعلام کرده بود نماز جمعه تهران را میزند تا مردم شرکت نکنند و مردم بااینکه آخر سال معمولاً کمتر میآیند به خاطر کارهایشان، اما پرشور آمده بودند.
اما وظیفه خرابکاری را منافقین به عهده گرفته بودند که قصد ترور رئیسجمهور را داشتند که همین عملیات برگ درخشندهی دیگری از رشادت مردم و رهبری شد و در تاریخ کشور ماندگار شد، مردم فرار نکردند و خطیب هم بدون تردید به خطبه و نماز ادامه داد. البته ننگ دیگری بر چهره نفاق نشست.
راجع به وفات مرحوم آقا سید احمد آقا خمینی و بمب باران شیمایی حلبچه هم مطالبی هست که دیگر وقت گذشت و من دیگر تصدیع نمیدهم.
بار دیگر از خدای تعالی درخواست میکنم که انشاءالله سالی پر از خیروبرکت داشته باشید و در کنار خانواده ساعات خوش و با معنویتی را سپری کنید. بنده در مظان اجابت دعا به همه شما دعا میکنم شما هم بنده را فراموش نکنید. |
| 1397/12/17 | 1397/12/17بیانیه گام دوم جواب روشن برای کسانی است که دم از تسلیم میزنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه241
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
متقین در گشایش کار گرفتاران تلاش میکنند و اعتقاد دارند پاداش را خدای تعالی در دنیا و آخرت حساب خواهد کرد. اگر دنبال زندگی آرام در دنیا و سعادت در آخرت باشیم باید از مسیری که اهل بیت علیهم السلام برای ما ترسیم کردند حرکت کنیم. متاسفانه ما دنبال حرفها و نسخههای بشری غیر از وحی هستیم که معمولا این نسخه ها هم اساس محکمی ندارد. بر خلاف عقل و فطرت هم هست. به آنها عمل میکنیم و اثری هم نمی بینیم. درحالی که نور و هدایت و سعادت در نزد اهل بیت علیهم السلام است.
دستوراتی که در مسائل اقتصادی و فقر زدایی دادند اگر رعایت شود در جامعه فقیری نخواهد ماند. کتاب شریف کافی جلد هشتم که معروف است به روضه کافی مرحوم کلینی روایتی را نقل می کنند از امیرالمومنین که خطبه ای طولانی است و معروف به خطبه طالوتیه که در نهج البلاغه نیست.
حضرت در قسمتی از آن فرمودند: اگر شما علم را از معدن آن کسب میکردید، راه را از جایی که روشن است طی می کردید و به روش درست حرکت می کردید، راه ها در برابر شما هموار بود. نشانه ها برای شما آشکار و پدیدار بود و اسلام برای شما می درخشید. در نتیجه با آسایش به سر می بردید و هیچ صاحب عائله ای نیاز مند نمیشد.
یعنی شما مسیر را غلط رفته اید. راه و صراط و نور و هدایت در دست ماست ولی شما دارید این مسیر را از دیگران سوال میکنید. در همه امور که یکی از آنها مسائل اقتصادی است. در همین ها اگر ما مسیری را که اهل بیت برای ما ترسیم کردهاند طی کنیم قطعاً فقر از جامعه ریشه کن خواهد شد. خیلی زیبا فرمودند که اگر گرفتاری دارید برای این است که دست از روشها و دستورات اولیاء دین کشیدید. میخواهید با فکر خودتان راه را پیدا کنید و به نتیجه نمی رسید.
بحث ما در همیاری و مواسات دیگران و آثار فراوان فردی و اجتماعی که داشت بود. به موارد مختلفی از تعامل و یاری رساندن به مومنین و اهمیت و اثر آن اشاره کردیم. برای بهرهمندی بیشتر و تکمیل بحث به چند روایت دیگر اشاره می کنم تا این بحث کامل شود.
گاهی ما از نیاز برادر مومن خودمان مطلع هستیم. گرفتاری دارد و مشکلی دارد به روی خودمان نمی آوریم. منتظریم تا از ما درخواست کند. پیش ما خورد شود و حیثیت و آبرویش تضییع شود. این درست برخلاف موازین دینی و دستورات اهل بیت است. در تحف العقول از امیرالمومنین سلام الله علیه روایت نقل می کند: کسی که از نیازمندی برادر خود آگاه باشد نباید او را به درخواست کردن وادار کند.
کاری نکن که او از تو بخواهد. وقتی میدانی مشکل دارد و تو هم توان برطرف کردن آن را داری اقدام کن. جامعه ای که طبق برنامه ثقلین حرکت کند و با برادران دینی خودش همیاری اقتصادی و معیشتی داشته باشد و آنها را در اموال خود شریک کند و با آنها با انصاف رفتار کند مصداق آیه شریفه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» خواهد بود.
امیرالمومنین علیه افضل صلوات المصلین در غرر الحکم فرمودند: سامان یافتن دین به دو خصوصیت بستگی دارد: با دیگران به انصاف برخورد کردن و برادران را در مال خود شریک ساختن. بیچاره جامعهای که برعکس و ضد این روش مترقی عمل می کند.
مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار از امام باقر علیه السلام نقل می کند: در خطاب به مردی که فخر فروشی میکرد و میگفت من منتسب به شیعیان رسول خدا هستم امام باقر از او پرسید: آیا بیشتر دوست داری مالت را خرج خودت کنی یا به برادر دینی خودت ببخشی؟ گفت دوست دارم که به مصرف خودم برسد. فرمود: پس تو از شیعیان ما نیستی. من مالی را که به برادران دینی ببخشند دوست تر دارم. فرمودند: نگو که شیعه هستم. بگو که من از دوستداران شما هستم. من از کسانی که امیدوارم با محبت شما نجات پیدا کنم هستم.
شبیه همین روایت را مرحوم کلینی نقل می کند از محمد بن نجلان. می گوید در نزد امام صادق بودم مردی آمد و سلام کرد. امام از او سوال کرد: حال برادرانت در محله تان چه طور است؟ آن مرد هم آنها را ستود. امام فرمودند: خیر رسانی ثروتمندانشان به فقرایشان در آن محل چگونه است؟ گفت خیلی کم است. پرسیدند: ثروتمندان به دیدار فقیران می روند؟ گفت خیلی کم است. سوال کرد: کمک مالی آنها چگونه است؟ این مرد گفت: آقا شما از اخلاق و آدابی سوال میکنید که در نزد ما و آن محله کم رنگ است. حضرت فرمودند: پس آنها چطور فکر می کنند که شیعه ما هستند.
یک وقت پیغمبر اکرم در حلقه ای نشسته بودند. فقیری وارد شد و در حلقه نشست کنار یکی از آنهایی که وضع مالی خوبی داشت. آن طرف خودش را جمع کرد و حضرت این صحنه را دید. حضرت فرمودند ترسیدی که از ثروت تو به او برسد یا از فقر او به تو برسد. گفت اشتباه کردم. نیمی از مالم را به او می دهم. حضرت فرمودند به من مربوط نیست به خود او مربوط است آیا این مال را میگیری؟ گفت: نمیگیرم چون میترسم روزی در حلقه شما بنشینم و من خودم را از کسی کنار بکشم.
باید مواظب بود و برای استحکام بیشتر این امور و تشویق به انجام و رسیدن به قلههای مواسات و اخوت اسلامی به این کلمات اولیاء دین توجه کنید. روایتی در اصول کافی است از ابان بن تغلب، میگوید از امام پرسیدم که از حق مومن مرا آگاه کن. فرمود مالت را با او نصف کن. نگاهم کردند و فهمیدند که من حالم عوض شد. فرمود: ای ابان آیا از آن آگاه نیستی که خدای تعالی درباره ی کسانی که ایثار و از خودگذشتگی میکند چه فرموده است؟ عرض کردم می دانم. بعد فرمودند: پس وقتی که مالت را با او نصف میکنی ایثار نکردی بلکه با او برابر شده ای. ایثار وقتی است که از نصف مالی که برای خودت مانده به او بدهی.
بحث مواسات و برابری و برادری و همکاری و تعاون بحث هایی ست که در اسلام مفصل به آن پرداخته شده است و متاسفانه کم رنگ است. مثلا بانک ها آمدند به اسم قرض الحسنه مقداری فقر را بیشتر کردند. البته باز قرض الحسنه از چیزهای دیگر آنها بهتر است. تقویت کردن قرض الحسنه های محلی خوب است اما به شرطی که مبتلا به ربا نشود.
کدام یک از ما که خودمان را شیعه می دانیم این گونه عمل میکنیم؟ یکی از راههای توسعه شیعه در بین جوامع دیگر و همچنین خنثی کردن تبلیغات دشمن که شیعه هراسی می کنند و شیعه ستیزی میکنند همین امور است که باید آن را توسعه داد و در کنار دستورات سیاسی و روشهای سیاسی که وجود دارد نشر و توسعه این فرامین در جذب و جلب قلوب به سمت شیعه کارسازتر است.
برای اینکه این وظیفه از ما کمرنگ نشود حتی در بعضی از ادعیه به ما سفارش کرده اند و به ما توصیه میکنند که مال را تقسیم کنید و از خدا بخواهید که توفیق پیدا کنید که دست دیگران را بگیرید. هرکس به اندازه خودش. شاید کسی تنهایی نتواند از عهده این کار بر آید. چند نفر با هم جمع شوید و یک نفر را اداره کنید.
بعضی ها عزت نفس دارند و خجالت می کشند اعلام نمی کنند. البته بعضی ها هم هستند که حرفه ای هستند. کسانی را که تعفف دارند پیدا کنید و به آنها خدمت کنید. امام سجاد علیه السلام از خدای تعالی درخواست می کند که بر محمد و آل محمد درود بفرست و گستردهترین روزی خویش را بر من در ایام سالخوردگی مقرر فرما (بالاخره عائله انسان بیشتر میشود، درخواست کننده ها از انسان بیشتر می شوند، امین جامعه می شود، افراد به او مراجعه می کنند) و بیشترین نیروی خود را در ایام درماندگی بهره من ساز.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا متصف به صفت زیبای عفت هستند. در رابطه با خواسته ها که همان اشتهاست. شهوت یعنی میل و خواسته. آنها نه راه افراط می روند نه راه تفریط می روند. حالت اعتدال را در خواسته ها و شهوات خودشان دارند و رعایت می کنند که به آن عفت میگویند.
لذا صفت نیکوی عفت اگر چه معنای پاکدامنی می دهد اما فقط در یک موضوع خاص مورد استفاده قرار نمی گیرد. عفت فقط پاکدامنی به معنای پاکدامنی نیست. عفت حد اعتدال نگه داشتن در قوه شهویه است. همه خواسته ها مثل دنیا طلبی یعنی اشتها به دنیا داشتن که ۱۱ رذیله و پلیدی اخلاقی برای انسان به وجود می آورد. شخص باید در رابطه با دنیا با همه شقوقش پاکدامن باشد و عفت به خرج بدهد.
در همین رابطه امیرالمومنین سلام الله علیه در حکم ۶۵ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «ألعِفافُ زینَهُ الْفَقْرِ» پاکدامنی زینت تهی دستی است. یعنی اگر فقیر بتواند عقل خودش را حاکم کند و مبتلا به درخواستی از هر کسی با هر شرایطی نشود بر در خانه این و آن آویزان نشود اهل حرص و طمع و آز و خواسته های اینچنینی نباشد، یعنی عفت داشته باشد، خودش را به بهترین زینت ها آراسته است. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار بدهد انشاءالله.
حلول ماه رجب المرجب و آغاز فصل بندگی خاص را به شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم که همه ما از ایام و ساعات و لحظات و آنات این ماه به احسن وجه بهره مند باشیم. در دعاهای این ماه از خدای تعالی توفیق عبادت در ماه رمضان را طلب می کنیم. یعنی برای رسیدن به درجات عالی معنوی و درک رمضان المبارک باید طی مقدمات کرد که این مقدمات از ماه رجب شروع میشود. که اگر با توجه ماه رجب را طی کنیم آمادگی لازم به دست می آید.
ماه رجب از ماههای حرام است که از کرامت خاصی برخوردار است. خیر ویژه الهی در این ماه بر بندگانش سرازیر است. ماه ولایت هست با فضیلت و خیر فراوان. فضیلت فراوانی برای روزه دارد. فضیلت فراوانی برای دعا دارد. فضیلت فراوانی برای استغفار دارد. این ماه ماه روزه و دعا و استغفار است. وعده اجابت خدا هم قطعی است.
چون امکان ندارد خدای تعالی به روی بندگانش در درخواست را باز کرده باشد اما در اجابت را بسته باشد. بگوید شما بخواهید اما من جواب شما را نمی دهم. اینطور نیست. لذا در آیات و روایات به وفور دیده میشود که به مسئله درخواست و اجابت اشاره شده است.
مثلا در قسمتی از آیه ۱۸۶ سوره مبارکه بقره که همه خواندید و شنیده اید به همین نکته اشاره می کند «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» اگر بنده ی من سوال کند من خودم جواب میدهم. معنا ندارد که در را باز کند اما در جواب را ببندد. در بعضی جاها هم مثل آیه ۳۲ سوره مبارکه نسا در قسمتی از آیه می فرماید: «وَ سْئَلُوا اللّهَ مِنْ فَضْلِهِ» لازمه سوال از فضل خدا اجابت است.
لذا از روایات و ایات به دست می آید که یکی از اوصاف خدای متعال این است که دعای هیچ سائلی را بر نمی گرداند. در مناجات الراجین خوانده اید «یَا مَنْ لا یُرَدُّ سَائِلُهُ» ای کسی که سوال کننده ی خودت را بر نمی گردانی. برای همین مستحب است کسی که دستش را به سمت آسمان برای دعا بلند کند بعد از دعا دست را به صورت خودش بکشد. چون قطعاً در داخل این ظرف از طرف خدای تعالی چیزی ریخته شده است.
البته ممکن است گاهی درخواست انسان به صلاح انسان نباشد. اما چون درخواست شده است خدای تعالی یا درجه ای به او میدهد یا گناهی از گناهان او را پاک میکند یا موارد دیگر. به هرجهت سوال هیچ سوال کننده ای بی پاسخ نمی ماند. یکی از دعاهایی که امام سجاد علیه السلام در همین ماه رجب دارد و به ما یاد داد این است که «لِکُلِّ مَسْأَلَهٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ» همین است. خدای تعالی اینگونه است که برای هر سوالی که شما از او می کنید یک گوش شنوایی هست و جوابی آماده.
دعا را فراموش نکنید. استغفار ویژگیهایی دارد. دعا ویژگیهایی دارد. برای نابودی جبهه استکبار ، پیروزی جبهه حق، رفع مشکلات جامعه، کار و مسکن و ازدواج جوان ها، فرج مولایمان، سلامتی رهبرمان، برای اینها دعا کنید و فراموش نکنید و حوائج شخصی و فردی خودتان هم همیشه مد نظرتان باشد.
در حالات مختلفی که برایتان پیش می آید این ماه رجب را به غفلت نگذرانید. مثلاً از خانه تا محل کار سوره توحید را بخوانید. دعاهایی را که بلد هستید تکرار کنید. وقتتان را نورانی کنید. از زمان هایتان استفاده کنید. آمادگی لازم را برای درک روزهای ماه رمضان فراهم کنید.
به نقل مشهور در غره این ماه ولادت با سعادت امام باقر علیه السلام در سال ۵۷ قمری واقع شده است. امامی که هم حسنی است هم حسینی. فرزند امام سجاد علیه السلام است و حسینی است. به واسطه مادرش فاطمه دختر امام حسن حسنی است. از هر دو طرف علوی و فاطمی است.
در آغاز زندگی شان هم که ۳/۴ ساله بودند با واقعه کربلا مواجه شدند و آن لحظات و ساعات سخت را دیدند. در یک خانواده فرهنگی سیاسی اجتماعی بزرگ شدند. لذا یک شخصیت سیاسی هستند. با این که ما او را یک شخصیت علمی می شناسیم اما یکی از شخصیت های سیاسی تاریخ اسلام است. البته روش سیاسی او فرق میکرد.
ابعاد مختلف زندگی امام باقر باید بررسی شود. در نوبتهای گذشته به مناسبت هر زمان یک بخشی را مطرح کرده ام. به خصوص زندگی سیاسی حضرت و شیعیانش که وضعیت امام باقر از پدرش و جدش و اجدادش بهتر نبود. عراق که مرکز اصلی حضور شیعیان بود مردم هم شیفته امام باقر بودند. باعث شده بود که دستگاه اموی خوفی در دلش بیفتد و اجازه زندگی راحتی را به امام ندهد.
بیشتر زندگی امام باقر در تقیه است. حتی اجازه نمیدادند مردم به راحتی به امام نزدیک شوند. البته امام از موقعیتهای خاص استفاده میکردند و پیام را میرساند. به خصوص در ایام حج. به حج مشرف میشدند و شیعیان را در آنجا می دیدند و دستورات و آموزشهای لازم را میدادند و شبهات را برطرف می کردند و مسائل جاری و در آینده را که با آن مواجه بودند بیان میکردند و البته همه این ها در تقیه شدیدی بود که مطرح بود.
اینکه نسبت به حکومت و صفات حاکم و مخالفت یا حمایت از حاکم چگونه باید باشد همه را آموزش دادند. مهمترین کاری که انجام دادند مقدماتی بود که امام سجاد علیه السلام برای تشکیل دانشگاه بزرگ اسلامی فراهم کرده بودند را تکمیل کردند و تکمیل شده تحویل امام صادق سلام الله علیه دادند که بعد هم امام صادق مسیر را ادامه دادند.
در بعضی از نقل ها هم سوم رجب سال ۲۵۴ قمری شهادت امام هادی علیه السلام واقع شده است که خدای تعالی را قسم می دهیم همه ما را از شیعیان و موالیان اهل بیت عصمت و طهارت به خصوص امام باقر و امام هادی قرار بدهد انشاالله.
۲۲ اسفند سال ۵۸ به فرمان حضرت امام رضوان الله علیه بنیاد شهید تاسیس شد و این روز هم به عنوان روز شهدا و بزرگداشت شهدا نامیده شد. توجه دارید گرامی داشتن شهدا مربوط به یک روز و چند همایش و سمینار و امثال اینها نیست. هر روز باید آنها را به تکریم و بزرگی یاد کنیم.
هر مقدار که ما امروز از وحدت و انسجام برخوردار هستیم و هرچه آسایش و امنیت داریم مدیون رشادت و ایثار شهیدان و فرهنگ شهادت هستیم. همین امروز که ۱۷ اسفند است در سال ۶۲ در عملیات خیبر فرمانده شجاع حاج همت به شهادت رسید. بیست و سوم اسفند در سال ۶۳ حاج عباس کریمی فرمانده لشکر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت رسید. بیستم اسفند سال ۶۳ در عملیات سخت و مهم هورالهویزه که معروف به عملیات بدر بود که تعدادی از عزیزان در آنجا به شهادت رسیدند. همه اینها نماد عزت و شرف و ذلت ناپذیری ملت ایران است.
همه آنها برای خدا قیام کردند و قیامی که برای خدا باشد قطعاً شکست ندارد. کسی که برای خدا و انجام وظیفه الهی حرکت می کند هرگز عقب نشینی نمی کند. مگر ما پرورش یافته مکتب حسین علیه السلام نیستیم؟ مگر او در مسیرش و بعد از شهادت عزیزانش تردید کرد و عقبنشینی کرد و برگشت که ما تردید کنیم و برگردیم؟ این خیال خام و باطل است که عده ای در سر دارند که ملت ما را مجبور به عقبنشینی و دست برداشتن از ارزشها و آرمانهایش کنند.
مردمی که برای انقلابشان و حفظ و تثبیت آن تا حالا هزاران شهید دادند و هنوزهم پیکر مطهر آنها را به کشور بر می گردانند و برای مقابله با توطئه های جهانی کیلومترها خارج از مرزها به دفاع از حریم حرم می پردازند و شهید می دهند، ملتی که شهادت را سعادت می دانند، مردمی که بزرگداشت خاطره شهیدان به آنها طراوت و انگیزه بیشتر خدمت و حضور در صحنه می دهد از هیچ دشمنی و هیچ نقشه شومی هراس ندارد.
چقدر کم عقل هستند کسانی که می خواهند با عناد و کینه با خانواده شهدا برخورد کنند و گاهی با گفتن کلمات تحقیر آمیز ارزش شهید و شهادت را کم کنند. نمی دانند هر چه عزت داریم و هر چه رشد و پیشرفت در همه زمینه ها داشته ایم که کم هم نبوده است همه را مدیون شهدا و صبوری خانواده آنها هستیم. تا این روحیه در بین مردم و جوانان کشور ما هست که هست هیچ کشوری جرئت و فکر حمله نظامی به کشور ما را نخواهد داشت.
عدهای با ز شروع کردهاند برای دستاورد سازی همان حرف بیریشه قبل را میزنند که برجام سایه جنگ را از سر ملت برداشته است. این غفلت محض است. بعد هم شاهد از رئیسجمهور فلان کشور میآورند که نمی خواهم اسم آن را بیاورم. حالا سوال بنده این است که چرا آقایان طوری عمل کردند که رئیس جمهور کشوری بتواند جرئت کند و در مقابل آنها از براندازی کشورشان سخن بگوید؟
آن هم ایران که برای این که زیر بار ذلت نرود و عزت خودش را حفظ کند شهید تقدیم کرده است. ای کاش به سخنان رهبری توجه بیشتری می کردید و به جای بازی در زمین دشمن به داخل توجه میکردید. جنگ ما امروز جنگ اقتصادی است. باید راهکار اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کرد تا مشکلات کشور بهبود پیدا کند.
یک سال از سال تولید ملی گذشت. توضیح بدهید و شرح دهید و گزارش بدهید که در این یک سال برای تولید داخلی و ملی و تشویق مردم به استفاده از تولید داخل چه کاری صورت گرفته است. دشمنان ما روی افکار ما کار می کنند. خوب توجه کنید که می کنید الحمدالله. بدنه مردم آگاه است. همه مسائل را خوب درک می کند و خوب دنبال می کند و در زمان لازم حضور دارد.
دشمنان روی افکار کار می کنند. با دقت هم کار می کنند. آن هم دشمنی که اگر با دقت وضعیت آن را مطالعه کنید چیزی از آن دیگر باقی نمانده است، با همین مسائل به حیات خود ادامه میدهد. یک وقتی فرصت شود نکاتی را درباره اضمحلال آمریکا از درون که مواردش را رهبر معظم انقلاب در یک فرصت بیان کردند کامل تر و با گستردگی بیشتر و موارد مصداقی برای شما بیان کنیم که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده است.
آقا در سال ۹۵ در همین رابطه که این دوستان ما بی توجه بعضی کلمات را می گویند که به تبعات این صحبت ها نمیدانم توجه دارند یا توجه ندارند، آقا فرمودند: آن مسئول اروپایی به مسئولین ما می گوید اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود. دروغ محض است. چرا میگویید جنگ؟ چون ذهن برود به سمت جنگ نظامی. جنگ اقتصادی و تحریم و گرفتن عرصه کار و فعالیت و فناوری در کشور است. ما را به جنگ نظامی متوجه می کنند تا از این غفلت کنیم. جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.
الان ببینید فرهنگ کشور چه اوضاعی دارد؟ ببینید اقتصاد کشور چه اوضاعی دارد؟ اگر ما در مقابل دشمن خودمان را ضعیف نشان بدهیم او را بر علیه خودمان تقویت کردیم. اجازه زیاده خواهی و زیاده طلبی به او دادیم. میبینید که خواسته او نابودی ماست. به کوری چشم دشمنان و با تلاش مضاعف و با بهره گیری از تولید داخلی و نیروی جوان متخصص در این جنگ اقتصادی پشت دشمن را به خاک خواهیم مالید.
به خانواده های شهدا سر بزنید. کسب نور و فضیلت کنید. به خصوص مسئولین از روی شوق و انگیزه بروید و تکریم کنید. از باب دستور و اینکه باید وظیفه مان است و برویم نباشد. باید با شوق رفت. بعضی وقت ها سوال می کنم که چند وقت هست که مسئولی به خانه شما نیامده است؟ عددی را که بعضی وقتها به من میگویند من خجالت میکشم و تا آخر جلسه که آنجا می نشینم حرف نمیزنم.
استاندار محترم خودشان اهل این مسائل هستند. خودشان در بحبوحه این امور بودند و قائل به تکریم شهدا هستند. انشاالله تاکید بیشتری به دستگاههای مربوطه بکنند که شیوه آقایان تکریم خانواده شهدا و رفتن و سر زدن شود. تکریم شهدا و خانواده آنها بزرگداشت حماسه ها و جوانمردی آنها امر لازمی است که ادامه همان راه است و ترویج و توسعه فرهنگ ایثار و جوانمردی است.
کمترین خاصیت این تکریم تربیت نیرو است. شما وقتی خانواده شهید را تکریم میکنید نیرو تربیت میکنید. اینکه رهبر معظم انقلاب تاکید دارند در زمینه دفاع مقدس به طور جدی کار فرهنگی شود علت عمده آن همین است که انسان تربیت میکند و به عرصه مدیریت جامعه هدایت می کند. نیاز امروز ما نیروی مومن انقلابی است که در عرصه های مختلف به خصوص اقتصاد باید بیاید و مشغول کار شود. نیروی تربیت شده است که می تواند در مقابل هجمه و ترفندهای دشمن بایستد. تربیت شهدایی یعنی خدا محور بودن. خود را ندیدن و پرکار بودن. جهادی عمل کردن. این ها را می خواهیم که اقتصاد امروز ما را نجات بدهد.
اگر روی حرکت فرهنگی راهیان نور تاکید میشود که بیستم اسفند به این روز نامیده شده است؛ علت عمده اش همین است که تحول ایجاد میکند.حرکت ایجاد می کند. افراد جدیدی را با انگیزه های بالا وارد عرصه می کند. معجزه خون شهید است که افراد وارد قدمگاه شهدا میشوند. با افکار و انگیزه های مختلف و محل شهادت آنها چنان تحولی آنها ایجاد میکند که دهها جلسه بحث و درس و سخنرانی آن دستاورد را برای آنها ندارد که در آن لحظات به دست می آورد. لذا شاید از این جهت باشد که در روایات داریم که در محل شهادت شهدا نماد بسازید. مسجد بسازید و یادمان درست کنید.
دشمن ما با دقت رصد میکند تا این سرمایه ها را از ما بگیرد. و لو با کنوانسیون ها و پروتکل ها و زبان های زیبا و دنیا پسند سعی میکنند با ترفندهای مختلف سرمایههای ما را بگیرند و از کتاب حذف کنند و بر ضد آن فیلم بسازند حتی کسانی که برای برقراری این ارزش ها قیام دارند تروریسم می دانند. حزب الله لبنان را تروریست می دانند. سپاه پاسداران را تروریست می دانند. بسیج مردمی را تروریست می داند. میخواهند در مضیقه قرار دهند.
در این زمینه مسئولین دستورات و راهنمایی های رهبر معظم انقلاب را عملیاتی کنند و دیگران هم به اندازه وسع خودشان فعالیت کنند و آثار روشن آن را در جامعه خواهید دید. اتفاقا در یکی از پیش نیازهای گام دوم انقلاب که یکی از مهمترین سرمایه های فرهنگی برای حرکت به سمت اهداف بلند است همین سرمایه عظیم شهدا و خانواده های محترم آنهاست.
انشاءالله به مناسبت هایی قسمتهایی از گام دوم انقلاب را تبیین خواهم کرد و مطالب بلندی که در آن مطرح هست را طرح می کنیم تا دچار روزمرگی و فراموشی نشود. بلکه به گفتمان تبدیل شود. این بیانیه گام دوم است. یعنی برای چهل سال دوم است. در یک هفته ده روز نباید سر و ته آن را هم آورد. چراغ راه ۴۰ سال است. بند بند آن و کلمه کلمه آن دقیق است.
با دقت تمام و با عنایت کلمه کلمه بیان شده است. اینطور نیست که با خواندن یک خط به من وظیفه ام را نسبت به این بیانیه انجام داده باشم. شما با گوش دادن وظیفه تان را انجام داده باشید. همه شما باید یک کتابچه گام دوم در جیب هایتان باشد. برای مسائل شخصی، فردی، اجتماعی، خانوادگی، نباید دچار روزمرگی شود.
این بیانیه جواب روشنی است برای کسانی که خسته شده اند و دم از تسلیم می زنند. در بیانیه خبر از جبران خطاها را هم دادند که البته بعضی ها هم خوشحال شدند و حرفهای هم زدند. از مهمترین آنها برای سرعت گرفتن تحول، برکنار کردن مدیران لیبرال و تکنو کرات و آدم های خنثی و بی دغدغه است. خطاها اگر میخواهد جبران شود که یکی از مفاد همین بیانیه است باید این آدم ها را کنار بگذارند.
کسانی که مسئولیت دارند اما با فتنه گرانی که مشکلات امروز کشور، چه فرهنگی، چه اقتصادی متوجه آنهاست، جلسه می گذارند. گعده می گیرند. مسئولین فرهنگی بی حالی که فقط وقت خودشان را در جلسات، آن هم جلسات بی ثمر تلف می کنند و با بیخیالی تمام اجازه هنجارشکنی و جلسات مختلط و بی عفتی و بی غیرتی و غیرت سوزی در جامعه را به برنامه های مختلف می دهند. مسئولی که جلوی خلاقیت فکری و نوآوری علمی جوانان را می گیرد، کسانی که دائما آیه یأس می خوانند و البته تشویق می کنند که کعبه آمالشان غرب است و باید به سمت غرب حرکت کرد، برای همه آنها باید فکری شود که در این بیانیه هست.
این را هم عرض کنم عدهای فکر نکنند حالات مردم دچار سختی معیشت شدند غیرت دینی خود را هم از دست دادند.. خیر. منتظر عملکرد مسئولین هستند. و الا اگر لازم باشد همانطور که امام رحمه الله علیه در وصیت نامه فرمودند با تمام توان وارد عمل میشوند و از ارزشهای دینی دفاع خواهند کرد.
انتخاب شایسته حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای رئیسی را برای قوه قضاییه تبریک عرض می کنم. مطالبی که حضرت آقا در حکم ایشان مرقوم فرمودند حائز اهمیت است که اگر انجام پذیرد به فرموده خود ایشان نفس تازهای در قوه محقق خواهد شد. لذا امیدواریم با توجه به حکم آقا و همینطور بیانیه گام دوم که آنجا هم مطالبی دارد که به درد این قوه میخورد و همت ایشان که همت بلندی دارد که از زمان حضرت امام که به ایشان حکم می دادند جالب بود که فرمودند: از آنجایی که مسئولین بالای قضایی کاری انجام ندادند شما وارد شد و کار را انجام بده. به ایشان اعتماد بود. ان شاء الله با حضور ایشان گام های بلندی در عدالت و مبارزه با فساد برداشته شود. |
| 1397/12/10 | 1397/12/10اصرار دولت برای پذیرش FATF چیست؟ | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه242
خطبه اول
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عبادالرحمان أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا اهل مواسات و برادری و کمک به دیگران هستند و در فرصتهای مناسب از خدمت رسانی به مومنین غفلت نمیکنند. در ادامه مباحث اقتصادی رسیدیم به تعاون و همکاری که در جامعه اسلامی مومنین نسبت به هم دارند. جامعه مورد نظر اسلام جامعه ای است عزتمند و بی نیاز که افراد آن برادرانه با وحدت و انسجام زندگی و در عرصه های مختلف به هم کمک میکنند و اجازه از هم بریدن و قطع رابطه ندارند.
اسلام با هر عاملی که جامعه را به سمت خودخواهی و اختلاف طبقاتی و نیازمندی به دیگران بکشاند مخالف است و تلاش میکند با وضع دستورات و بیان قوانینی، عزت نفس و علو همت مسلمان را از بالا ببرد؛ بنابراین از آنجا که به مسئله وحدت اجتماعی و مواسات و برادری بسیار اهمیت میدهد، راههای فراوانی برای ایجاد اخوت اسلامی، تعاون و برانگیخته شدن روحیه همیاری را طراحی کرده است تا با انجام آنها جامعه سالم و آرام باشد.
مثلاً در گرفتاریهای مالی تشویق به قرض دادن کرده است و این وام را، با بیانی که شخص را به این کمک کردن برانگیخته کند فرموده است که کیست به خدا قرض بدهد. در آیه ۱۱ از سوره مبارکه حدید فرمود: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ، وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ» کیست آن کس که به صورتى نیکو به خداوند وام (قرض الحسنه) بدهد تا آن را براى او دو چندان کند و مزدى کریمانه بهره او شود؟
این بیان انسان را سوق میدهد به روش کریمانه قرض حسن؛ و چه گرفتاریها و سختیها را که این کار پسندیده، حل نمیکند. یا برای تشویق به کسانیکه از دیگران طلب دارند و مهلت نمیدهند در قسمتی از آیه ۲۸۰ سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلى مَیْسَرَهٍ …» (بقره/ ۲۸۰) اگر (وامگیرنده) گرفتار سختى و تنگدستى باشد، باید به او مهلت دهند تا برای او گشایشی شود …
باز همین را هم میبینیم متاسفانه در جامعه جور دیگری عمل میشود؛ که اگر همه با هم این امور را رعایت کنیم زندگی زیباتر خواهد بود. در کتاب ثواب الاعمال از رسول خدا نقل میکند که حضرت فرمودند: هر کس به ستمدیدهاى وام دهد و در مطالبه آن خوشرفتارى کند، اعمال خویش از سر گیرد (که خداوند گذشته او را آمرزیده است)؛ و خدا در برابر هر درهم او هزار قنطار «پوست گاو پر از طلا» از بهشت به وى خواهد بخشید.
زندگیها سخت است و کسیکه فرصت میخواهد تا بدهیاش را جبران کند باید مهلت داد که پاداش فراوان دارد. در وسائل الشیعه از قول امام صادق –علیه السلام- نقل میکند که روزی رسول خدا –صلی الله علیه و آله- روزى بر منبر بالا رفت و به حمد و ثناى خدا پرداخت و فرمود: «اى مردم! حاضران شما به غایبان خبر دهند که: آگاه باشید! هر کس وامدارِ تنگدستى را مهلت دهد، خداى متعال براى هر روزى که به وامدار مهلت داده است، صدقه اى به اندازه تمام آن مال در حق او بنویسد تا آن روز که وام بتمامى پرداخته شود».
این دستور اسلام و رسول اکرم است آن وقت ما در بازار و در بین دوستان و نزدیکان چگونه عمل میکنیم رسول خدا فرموده برای هر روز چه مقدار ثواب دارد. آن وقت توی قراردادها برای هر روز جریمه تاخیر مینویسند. همین کاری که در بانکها میکنند و حرام است. روایتی است که اسحاق بن عمار از امام صادق –علیه السلام- نقل میکند و در وسائل الشیعه هست.
میگوید به امام صادق عرض کردم: شخص تا چه اندازه مىتواند بر بدهکار نادار خود سختگیرى کند؟ فرمود: هیچ اندازه! خدا به او مهلت داده است. به هر تقدیر قرض و وام دادن و بعد مهلت دادن برای باز پرداخت ثواب فراوان دارد و اساساً قرض دادن بهتر از صدقه دادن هست.
در کتاب وسائل الشیعه از قول رسول خدا نقل میکند: (پاداش) صدقه ده برابر و وام دادن هجده و کمک به دوستان بیست و کمک به ارحام بیست و چهار است. برآوردن نیاز نیازمندان یکی دیگر از موارد همیاری و تعاون است؛ که البته تا وقتی در دنیا هستیم فرصت خدمت و کمک داریم.
در قسمتی از آیه ۱۰ سوره مبارکه منافقون فرمود: «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ، مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ …» پیش از آن هنگام که مرگ هر یک از شما فرا رسد، از آنچه روزى شما کرده ایم به دیگران (و نیازمندان) بدهید. هم روزی مصادیق فراوان دارد و هم نیازمندان نیازهای مختلفی دارند.
در وسائل الشیعه از امام سجاد –علیه السلام- نقل میکند: هر کس که لباس زیادى دارد و مىتواند آن را به مؤمنى نیازمند بدهد و ندهد، خدا او را در روز قیامت به رو به آتش مىاندازد. یا آن روایتی که از اصول کافی از قول امام کاظم –علیه السلام- به روایت برادر بزرگوارشان علی بن جعفر خواندیم که فرمودند: هر کس که یکى از برادرانش براى رفع نیازى به او پناه برد و او را در پناه نگیرد (و نیاز او را برآورده نکند) و بر این کار توانایى داشته باشد، ولایت خداى متعال (و پیوستگى میان خود و خدا) را قطع کرده است.
یکی دیگر از موارد تعاون و همیاری که قبلاً بیشتر از الآن بود، امانت دادن وسائل، بخصوص اسباب منزل بود. به عنوان مذمت در آیه ۷ سوره مبارکه ماعون فرمود: «وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ» از عاریه دادن اسباب خانه خوددارى مىکنند؛ و در همین رابطه در وسائل الشیعه از قول رسول خدا نقل میکند: هر کس که از عاریه دادن اسباب خانه به همسایهاش (که به آن نیاز دارد) خوددارى کند، خدا در روز قیامت او را از فضل خویش محروم سازد و به خودش واگذارد؛ و هر کس که خدا او را به خود واگذاشت هلاک خواهد شد و خداى بزرگ عذرى از او قبول نخواهد کرد.
باید این امور را زنده کرد و روابط اجتماعی را تقویت کرد البته محدودیتها و شرائط را هم در نظر گرفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متفین اهل جود و سخا هستند به هر اندازه ای که توان دارند در این مسیر قیام و اقدام دارند. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۶۴ از حکم نهج البلاغه فرمودند: لَا تَسْتَحِی مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ. از بخشیدن کم خجالت نکش، زیرا کسی را نا امید و محروم کردن از آن کمتر است.
یعنی کم ارزشتر است. در این بیان حضرت به بخشش و سخاوت سفارش میکنند؛ و اینکه از کم بودن بخشش، عذرخواهی شود. البته نباید خجالت بکشد ولی عذرخواهی اش خوب است؛ و انسان از اینکه نتوانسته بیشتر خدمت کند شرمگین باشد اشکالی ندارد… و اگر کسی را که میتوانست کمک کند و نکرد از این هم باید شرمگین باشد. به هر تقدیر حضرت می فرمایند از بخشیدن کم خجالت نکش، چون آنچه میخواهی نبخشی ارزشش کمتر است. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار بدهد.
مطالبی که در هفته گذشته بود جلساتی بود که رهبر معظم انقلاب داشتند و مطالبی را در این جلسات مطرح کردند که هر کدام از آنها اهمیت خاص خودش را دارد. در جلسه درس خارج خودشان به عاقبت اندیشی و نشاط در کارها اشاره فرمودند و این سیره رسول خدا و دستور نبوی را طلب کردند که هر کسی مسئول هر کاری هست باید کارش را محکم انجام دهد.
همه ما در همه امورمان باید کار را محکم و مستحکم انجام دهیم. هر کسی هر کاری به عهده دارد و هر مسئولیتی به عهده دارد باید با کمال توان و قدرت انجام دهد. حتی اگر مسئولیت اداره منزل را دارد. درس میخواند و مطالعه دارد و دانشجوست. طلبه و دانش آموز و کارمند اداره است. هر کسی هر جایی که هست باید کارش را محکم و با صلابت انجام دهد.
و از مسئولین خواستند بی حوصلگی و ناامیدی را از خودشان دور کنند. تاکید ایشان بر عاقبت اندیشی مسئله مهمی است. نیاز دائمی کشور در تصمیمگیریها مسئله عاقبت اندیشی است. برای خود ما هم همین طور است. در مسائل فردی و خانوادگی باید اهل تدبیر باشیم. عاقبت و پشت کار را ببینیم.
مسئولین عالی به خصوص دائماً با مسائل گوناگون داخلی و خارجی روبرو هستند، باید تصمیم بگیرند، باید کاری را تصویب کنند یا کاری را رد کنند، اگر غفلت کنند و حرکت های دشمن را پیشبینی نکنند و رصد نکنند و آینده را نبینند و عاقبت کار را نبینند گرفتار شدن کشور قطعی است.
لذا هم باید با حوصله بود، هم با نشاط بود، هم عاقبت اندیش بود، هم پرکار بود. اینها وظیفه آحاد جامعه است. مسئله مهم این روزها که عاقبت اندیشی و حوصله و سعه صدر را میطلبد، مسئله این لوایحی است که مطرح است. من چون زیاد راجع به این لوایح صحبت کردم و اول کسی که در بین ائمه جمعه موضع گرفته درباره اف ای تی اف بنده بودم دیگر بنای صحبت نداشتم؛ اما به ذهنم رسید با توجه به مسئله ای که پیش آمد نکته دیگری را مطرح کنم.
به خصوص بحث هایی که مطرح شد. بعضی نسبت ها به رهبر معظم انقلاب داده میشود که درست نیست. جفا و ظلم است. خطاهای خودتان را بیشتر نکنید. امید مردم را از بین نبرید. برخلاف مصالح ملی سخن نگویید. من برای تنویر افکار عمومی قسمتی از مسائل را مرور می کنم تا ببینید که بعضی از این حرفها چقدر مضر است به حال اجتماع و به حال سیاست اداره کشور.
چون در تریبون عمومی مطرح شده است و منتشر شده است و شاید بعضی از اذهان مطلب را جور دیگری متوجه شوند از جهت روشنگری در اینجا عرض می کنم. اول چند بیان از رهبری را برای شما می خوانم. بعد نکته ای را که می خواهم بگویم خواهم گفت.
اولاً حضرت آقا همیشه تأکید بر طی شدن روال قانونی را دارند. در مسائل با هر موضوعی که برخورد میکنید دیده اید که ایشان میگویند قانون. درست مطلب هم همین است. تکیه گاه هست و همه باید در مقابل یک چیز تسلیم باشند و آن قانون است. درباره لوایح هم نظرشان همین است. این قانون چه چیزی را بیان میکند. روال قانونی باید طی شود. اگرچه مخالفت خودشان را از پیوستن به کنوانسیون ها مطرح کردند اما با این حال فرمودند روال قانونی آن طی شود؛ که عرض می کنم یعنی چه.
برای توضیح مطلب من کلمات ایشان را میخوانم. در یک بیانی فرمودند: من انقلابی ام و حرفم را صریح و صادقانه می گویم. دیپلمات یک کلمه ای را می گوید و معنای دیگری را اراده می کند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم. ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم. یعنی دو پهلو و یکی به میخ یکی به نعل نیست. هرچه که گفتم صریح هست.
چون بالاخره ایشان عادل و با تقواست. امام جامعه است. نمی شود چیزی گفت و چیز دیگری را اراده کرد و نباید هم به چیز دیگری حمل کنیم. همه حرف ایشان آن است که آنچه را در دل دارد بیان میکند و نظرشان را می گویند. این که بخواهد در ظاهر چیزی بگوید و در خصوصی مطلب دیگری را بگوید قابل قبول نیست.
در سال ۸۶ در یک بیانی فرمودند: حرف من همانیست که دارم می گویم. آنچه را که بر طبق مصلحت کشور و مصلحت نظام نباید گفت نمیگویم. نه اینکه خلاف آن را بگوییم و بعد در یک جلسه خصوصی مثلاً فرض کنید آن خلاف گفته را تصحیح کنیم. بلاشک نباید برخی مطالب را گفت؛ اما آنچه را که نباید گفت، نباید گفت. نه اینکه خلاف آن را گفت و در اذهان شوب ایجاد کرد؛ حرف ما همانی است که از ما میشنوید، چه در نماز جمعه، چه در دیدارهای عمومی، چه در دیدارهای دانشجویی و دیدارهای گوناگون اختصاصی دیگر.
در مرداد ۸۹ فرمودند: مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می شود، در خفا به بعضی از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل می کند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطائی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیرهای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحاً اعلام می شود؛ همینی است که من صریحاً اعلام می کنم… نه جایز است، نه شایسته است که مواضع دیگری غیر از آنچه که رهبری به صورت علنی و صریح به عنوان مواضع خودش اعلام می کند، وجود داشته باشد.
شبیه این بیان زیاد داریم که آقا فرمودند حرفی را که از من میشنوید که در جلسات رسمی با مردم میگویم خصوصی هم همان را میگویم. مطلب دومی بر خلاف نیست. البته خصوصی شاید یک مقدار تندتر بگویم. با شدت بیشتری بگویم یا مطالب بیشتری بیان شود؛ اما اصل مطلب نظر من همان است که شما میشنوید.
آخرین مطلبی را هم که ایشان فرمودند را میگویم در ۳۰ خرداد امسال فرمودند: بنده هم در مورد همین چیزهایی (کنوانسیون هایی) که اخیراً در مجلس مطرح شد در این چند ماه اخیر، گفتم مجلس مستقلّاً خودش قانون بگذراند. فرض کنیم [موضوع] مبارزهی با تروریسم یا با پولشویی است؛ (دیگر واضح تر از این؟! ببینید چه زیبا گفتند) خیلی خب، مجلس شورای اسلامی یک مجلس رشید و عاقل و بالغی است و پشتوانههای کاریِ خیلی خوبی هم دارد؛ بنشینند یک قانون بگذرانند؛ این قانون، قانون مبارزهبا پولشویی است، هیچ مشکلی هم ندارد، شرایط زیادیای هم ندارد و همان کاری که خود شماها می خواهید بکنید، در این قانون مندرج است؛ این مهم است. هیچ لزومی ندارد که ما برویم چیزهایی را که نمی دانیم تَه آن چیست یا حتّی می دانیم که مشکلاتی هم دارد، بهخاطر آن جهاتِ مثبت و جنبههای مثبت، قبول بکنیم.
اینها را من شاهد میآورم تا بدون دلیل حرفی نزده باشم. مسیری که تا الان لوایح طی کرده است: اولاً در مجلس مطرح شد با ایرادات شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت رفت برای رسیدگی که در حال بررسی است.
لذا باید فرصت داد بدون شانتاژ و تحت فشار قرار دادن مجمع کارش را بکند. مجمع هم قانونی است و وظایفی بر عهده دارد و باید کارش را انجام دهد حالا ما در این فضا بگوییم که رهبری چیز دیگری میگوید مجلس پذیرفته است شورای نگهبان که پذیرفته است رهبری هم که پذیرفته است چرا دیگران ان قلت میکنند؛ و بخواهیم تشخیص مصلحت نظام را در فشار بگذاریم در محذوری قرارش بدهیم.
خیلی جای تعجب و تاسف دارد که بعضی که ادعاهایی هم دارند با استدلال غلط و ضعیف موضع گیری بر خلاف مسیر حقوقی و قانونی داشته باشند. آقا پیوستن به این کنوانسیون را جایز ندانستند اما تاکید کردند مسیر قانونی باید طی شود. اینکه رهبری مخالفت نمیکنند که بررسی شود خیلی فرق دارد با اینکه بگویند قبول دارم و مخالف نیستم.
حالا کار رسیده به مجمع خوب چرا جوسازی میکنید و به خلاف واقع گوئی که منظورم همان دروغگوئی است، مبتلا میشوید. کسی که دروغ بگوید و اصرار بر آن داشته باشد از عدالت خارج است. چرا صحبتهای دور از واقع و عوام پسند میزنید؟ شما باید پاسخ دهید و یا تضمین دهید که بعد از قبول این لوایح چه اتفاقی می افتد که اگر مثل تضمینی که در برجام دادید باشد، مصیبت دوچندان خواهد بود.
این چه حرفی است که اگر ما زیربار زیاده خواهی های گروه اقدام مالی نرویم (fatf) خود تحریمی کرده ایم؟ وزیر خارجه در مجلس با فریاد گفت که همه بشنوند با پذیرش لوایح مشکلات اقتصادی کشور حل نمیشود.بعد رئیس جمهور ادعا میکند که اگر خواسته های اف ای تی اف پذیرفته شود مشکلات بانکی حل میشود؛ و اگر دستورات دشمن را نپذیریم مثل دیوار کشیدن دور مرزهاست. این تناقض گویی است. وزیر شما چیزی میگوید خود شما چیز دیگری میگویید.
در برجام هم همین بلا را بر سر کشور درآوردید. رهبری گفت، دلسوزان نظام گفتند، مردم مطالبه کردند، گوش ندادید کشور را معطل کردید. وضعیت اقتصاد را به این روز انداختید. امروز هم همان مسیر کج گذشته را دارید با یک بیان دیگری بلکه با همان بیان قبل تکرار میکنید. وقتی تضمینی وجود ندارد پس چه اصراری به پذیرش لوایح دارید؟
سالیان سال است کشور بدون اف ای تی اف مبادلات مالی را انجام داده، چرا نشانی غلط میدهید که اگر قبول نکنیم مبادلات بانکی مختل میشود؟ ببینید دبیر اجرائی اف ای تی اف در مصاحبهاش با بیبیسی چه میگوید لااقل این حرفها را بشنوید آنها مسئولین اجرایی این کار هستند: تضمینی برای خروج ایران از لیست سیاه وجود ندارد و حتی گروههائی را که استثناء کرده باید بردارد.
یعنی حق شرط را هم قبول نمیکنند. چون دوستان در حرفهایشان میگویند که ما در مجلس تصویب کردیم که حق شرط داریم میتوانیم بعضی از گروهها را که نمیخواهم اسم ببرم استثنا کنیم.
آنها میگویند و دائماً تاکید میکنند که ولو همه خواسته ها انجام شود، تضمینی برای حل مشکل وجود ندارد. نشست هفته گذشته در شهر پاریس را دنبال کنید در بیانیه ای که دادند تصریح میکنند: اگر دولت ایران بخواهد نظر اف ای تی اف را تامین کند باید آنچه را مجلس تائید کرده را دوباره به مجلس ببرد و نظر ما را تائید کند.
یعنی حق شرطها را بردارد یعنی در آینده باید بگوید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک گروه تروریستی است باید این را قبول کند و باید کمک کردن به حزبالله و مظلومان دنیا و گروههای ستمدیده دنیا را که جزو آرمانهای انقلاب ماست که به آنها خدمت کنیم دست از همه آنها بردارد.
رئیس اف ای تی اف که دستیار معاون وزیر خزانه دارى آمریکا هم هست و وظیفهاش پیگیرى تحریمهای ایران است تصریح مىکند که در حال اعمال فشار بر ایران هستیم تا قوانین مناسب در زمینه مقابله با پولشویى و تأمین مالى تروریسم را ایجاد کند. ان شاءالله تشخیص مصلت نظام به وظیفه شرعی و قانونی خودش در این مقطع حساس تاریخی عمل کند؛ و روسفید از این جریان پیش رویش بیرون بیاید.
دیدار با بشار اسد هم از مسائل مهم هفته گذشته بود حضرت آقا بشار اسد را قهرمان جهان عرب نامیدند. در دهه ۶۰ میلادی جمال عبدالناصر را به این عنوان میشناختند به خاطر مبارزه با اسرائیل. ولی ایستادگی ۸ ساله بشار اسد در مقابل آمریکا و اسرائیل و ارتجاع تکفیری ملقب به این لقب شد.
سفر او به ایران پیامهای شفاف و روشنی برای دنیا داشت. یک پیروزی بزرگ برای جبهه مقاومت بود و زمینههای توطئه های آینده را برای مدت طولانی از بین برد. سفر اسد نشست شرم الشیخ بر علیه سوریه را بی اثر و خنثی کرد و در عین حال هژمونی، قدرت منطقه ای و اقتدار ایران را به دنیا نشان داد.
امروز سفر بشار به ایران، تلاش سیاسی که دشمنان مقاومت برای منزوی کردن سوریه و قطع رابطه با دنیا انجام میدادند را خنثی کرد. این دیدار آنقدر اهمیت منطقه ای و جهانی داشت که به خبر اول تمام خبرگذاریهای دنیا تبدیل شد و حتی عملکرد دشمن شاد کن بعضی افراد برای از اهمیت انداختن این رویداد مهم، او را از اثر نینداخت و اثر او کماکان با قی است.
بلکه بر عکس باعث شد معلوم شود که اقتدار و شوکت نظام در نزد بعض افراد چقدر ارزش دارد. چرا باید اینقدر شیفته غرب بود که حتی برای استعفاء دادن هم به روش بیگانگان عمل کرد و از سیستم رسمی کشور فاصله گرفت و تئاتر بازی کرد.
وزیر خارجه که نباید در این مقطع حساس دولت را تنها بگذارد. باید بایستاد و از عملکرد خودش دفاع کند و به مردم پاسخگو باشد و خود را آماده پاسخگوئی یوم الحساب کند. ببینید این اقتدار و عزتی که به برکت خون شهیدان برای کشور فراهم شده است، تعابیر رهبری را در دیدار بار اعضای کنگره شهدا کرمان در هفته گذشته ببینید: یاد شهدا به انسان قدرت میدهد برای کارهای بزرگ و اساسی که نتیجهاش اقتدار و پیروزی است.
این توان را با اسلحه و تجهیزات بدست نیاوردیم، بلکه با ایمانمان با استکبار ستیزیمان با حمایت از مظلومان و مستضعفان و با همت بلندمان و توکل به خدای تعالی و انجام رهنمودهای رهبرمان بدست آوردیم لذا آمریکا و اذنابش را عصبانی و پریشان کردهایم،
دشمنان ایران و اسلام و انقلاب بدانند تربیت شدگان مکتب حسین و فاطمه -علیهماالسلام- راه نفوذی برای آنان نگذاشته در مسیر رسیدن به اهداف بلندش هرگز ترس و اندوه و یاس به خودش راه نمیدهد.
چرا دشمنان ما اینقدر بر ما سخت میگیرند و فشار میآورند تا ما بترسم و مایوس شویم؟ چون اقتدار و نفوذ و دست برتر ما را در منطقه و نقاط مختلف جهان میبینند، آقایان جوری عمل نکنند و سخن نگویند که در آمریکائیها و اروپائیها این تصور پیدا شود که اگر فشار را بیشتر کنند به اهداف خودشان میرسند و ایران را در منطقه و مسائل مختلف مهار خواهند کرد.
بعد یک عده از مدیران ترسوی غربزده همان سیاستها را دنبال کنند و از طریق فضای مجازی و حقیقی به دیگران خواسته دشمنان را القاء کنند؛ که حتماً باید قوانین مربوط به فضای مجازی را اجرائی کنید. اگر آقایان دم از قانون میزنند به قانون ملتزم باشند.
بعضی از مدیران ما که بزدلند و از غرب میترسند را عوض کنید، چهارتا مدیر جهادی بگذارید تا آن قسمت کار که خراب است درست شود. مدیری که به فکر جیبش است را عوض کنید. مدیری که کار بلد نیست را عوض کنید. مدیر بی حس بی انگیزه را جابجا کنید. مدیری که امروز قلقلکش بدهی یک ماه دیگر میخندد این بدرد کار نمیخورد، بی حس و حال است، عوضش کنید.
همه چیز در کشور هست. همه نوع امکانات هست. نیروی مجرب کاربلد هست. دست از ناکارآمد جلوه دادن نظام بردارید. والله مسئولید. بگذریم آنچه میگویم این است که به کوری چشم دشمنان داخلی و خارجی در این گام دوم که شروع کردهایم به فضل پروردگار با اقتدار تمام به سمت ساختن جامعه انقلابی و سپس تمدن نوین اسلامی پیش خواهیم رفت.
به هر تقدیر که ایران در ارتباط با سوریه نبایدغفلت کند. گذشته از روابط فرهنگی و کمکهای مستشاری نظامی که دارد، مسئله بازسازی سوریه است که کمک اقتصادی موثری به هردو کشور خواهد بود.
یکى از مناسبتهای مهم هفته که در تاریخ انقلاب ثبت شده، غائله ۱۴ اسفند ۵۹ بود که با طراحی رئیس جمهور وقت و کمک منافقین انجام شد و نتیجهاش رسوا شدن چهره نفاق و فرار بنی صدر شد. خوب است جوانانی که نبودند آن مقطع را به دقت مطالعه کنند که برای امروز خوب است.
۱۵ اسفند روز درختکارى و آغاز هفته منابع طبیعى؛ را گرامی میداریم و بر درختکاری و احیاء روح نباتی در اطراف خود تاکید میکنم هر کس به اندازه خودش درخت بکارد که استحباب فراوان دارد؛ و طرح سالهای گذشته را تکرار میکنم که برای هرکس که متولد میشود و یا از دنیا میرود درختی غرس شود. شهردار محترم و دستگاه مربوطه اقدام کند. بعض جاها شنیدم عمل کرده اند.
۱۴ اسفند؛ تأسیس «کمیته امداد امام خمینى»(ره) به دستور حضرت امام (۱۳۵۷ ش) و آغاز هفته احسان و نیکوکارى؛ است که پسندیده است عزیزان اقدام لازم را در این روزهای پایانی سال داشته باشند و به روایاتی که در هفتههای گذشته در فضیلت این امر گفتیم توجه داشته باشند. راجع به عملکرد کمیته امداد و نقش موثری که در محرومیت زدائی داشته باید در فرصت مستوفی عرض کنم.
دو واقعه تاریخی مهم انجام گرفته که آن را هم توصیه می کنم جوانان به تاریخ مراجعه کنند و درباره آن مطالعه کنند. یکی ۱۳ اسفند سال ۱۲۳۵ شمسی واقع شد معاهده ای بود بین پاریس و ایران و انگلستان که افغانستان از ایران جدا شد؛ و دیگری ۱۶ اسفند سال ۱۲۹۶ که بروز قحطی در ایران در جریان جنگ جهانی واقع شد که قریب به ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از دنیا رفتند که چهل سال طول کشید تا جمعیت به حالت اولیه برگردد؛ که البته دولت انگلیس خبیث و ملعون و بعضی از حاکمان مثل احمدشاه و پادشاهان قاجار در این بلیه (مردن ۸ میلیون نفر) نقش اصلی داشتند.
دوستانی که اهل طراحی و کشیدن لوگو هستند امور مساجد خواستند که اینجا اعلام کنیم که اگر کسی بتواند طرحی را برای امور مساجد استان البرز طراحی کند و به دفتر ارائه بدهد جایزه ای دریافت خواهد کرد.
|
| 1397/12/3 | 1397/12/3اینستکس، حربه ای برای ورود مواد تراریخته به کشور | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه243
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا اهل انفاق هستند و از حرص و بخل و شح گریزانند. بحث پیرامون انفاق بود و آثار فردی و اجتماعی که دارد. عرض شد فقر یکی از مهمترین موانع رشد اجتماعی و از موثرترین عوامل از بین برنده جامعه و عقب ماندگی آن است؛ و چیزی که کمک به جبران این خسارت میکند انفاق است. با گستردگی معنائی که دارد.
انفاق شکاف طبقاتی در سطح زندگی مردم را که موجب از بین رفتن آرامش اجتماعی و امنیت جامعه میشود را خنثی میکند. انفاق روح عدالت و همیاری و کمک به دیگران را در انسان زنده و روابط اجتماعی و اخوت اسلامی را محکم و گسترده تر میکند.
و البته انفاق در مقام عمل جواب میدهد و الا با موعظه و سخنرانی و نوشتن مقاله شکم گرسنه ای سیر و نیازمندی بینیاز نمیشود. مقابل این انفاق با تمام مزایائی که دارد و انسان را به مقامات معنوی میرساند، بخل قرار دارد که البته به این صفت زشت هم کمتر پرداخته میشود، در حالیکه در از بین بردن توازن اجتماعی و ترویج حرص و زیاده خواهی بسیار مؤثر است.
به چند آیه و روایت برای فهمیدن اهمیت موضوع اشاره میکنم. قرآن کریم به شدت بخل و بخیل و کسانیکه دعوت به بخل میکنند را مذمت کرده است. مثلاً در قسمتی از آیه ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران فرمود «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، هُوَ خَیْراً لَهُمْ، بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ، سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ…».
کسانى که از آنچه خدا به فضل خود به آنان داده است بخل مىورزند، چنان مىپندارند که این کار به خیر و صلاح ایشان است، بلکه این شرّى براى آنان است، زیرا آنچه که به آن بخل ورزیده اند در روز قیامت چون طوقى (از آتش) بر گرد گردنهاشان نهاده خواهد شد.
و یا آیه ۷۶ سوره مبارکه توبه «فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ، وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ» چون خدا از فضل خود (اموال و امکاناتى) به ایشان داد، در آن بخل ورزیدند و (به امر خدا) پشت کرده رویگردان شدند.
و همچنین آیه ۲۴ سوره مبارکه حدید که فرمود «الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ، وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» کسانى که بخل مىورزند و مردمان را به بخل ورزیدن فرمان مىدهند، (هر کسی هم که بخواهد انفاق کند به او میگوید چرا میخواهی این کار را انجام بدهی) و هر کس (از دعوت الهى به انفاق)، روى بگرداند (بداند که)، خدا (از طاعت و انفاق شما) بىنیاز است و شایسته هر گونه ستایش.
این چند آیه به عنوان نمونه که خداوند نهی کرده است. در توضیح موضوع روایاتی هم از ائمه معصومین -علیهم السلام- مطرح است که من فقط اشاره میکنم. بعضی وقتها بعضیها نسبت به خودشان هم بخل دارند. انشاءالله که از میان ما کسی این گونه نیست. این را از باب آن میگوییم که سنگر سازی کنیم که خدای نکرده بخل به ما حمله نکند و مبتلای به آن صفت زشت نشویم.
امیرالمؤمنین -علیه السلام- در نهج البلاغه فرمودند: بخل، جامع همه عیبهاى بد است و افسارى است که آدمى با آن به هر بدیى کشیده مىشود. بخل مایه ننگ است؛ و در غررالحکم فرمود: هیچ چیز مانند بخلِ شدید، انسان را تنها (و بى دوست) نمىگذارد.
معمولاً انسان بخیل راحتی و آسایش ندارد. در حال نگهداری مال برای دیگران، بعد از خودش است. بخیل مشکل بدگمانی به خداوند را هم دارد، چون فکر میکند اگر بخششی داشته باشد دیگر جایش پر نمیشود. در حالیکه خداوند وعده جبران داده است. لذا همین فکر است که شخص را به بی ایمانی میکشاند.
مرحوم مجلسی در بحارالانوار از امام رضا -علیه السلام- نقل کرده است که حضرت فرمودند: از بخل بپرهیزید که آن آفتى است که در انسان آزاده و مؤمن یافت نمىشود؛ و ضدّ ایمان است. امام صادق -علیه السلام- از رسول خدا نقل فرمودند که: هیچ چیز به اندازه بخل، در محو کردن ایمان کارگر نمىشود. سپس فرمود: این بخل را (در نفس انسان) حرکتى است آرام و پیوسته، (ببینید حضرت چطور از بین رفتن ایمان را ترسیم میکند) مانند راه رفتن مورچه؛ و آن (بخل) را شاخههایى است مانند شاخه هاى شرک.
همه تلاش ما این است که خدای تعالی ما و کارهای ما را بپذیرد. اگر دیدیم توجهی به ما نمیشود ریشهاش بخل است. سعه بخل وسیع است فقط در مال نیست. بعضی وقتها کسی علمی دارند، هنری دارد که میتواند به دیگران یاد بدهد اما بخیل است. مرحوم کلینی از امام صادق -علیه السلام- در کتاب کافی نقل میکند که حضرت فرمودند: چون خداوند به بنده اى توجّهى نداشته باشد، او را به بخل مبتلا مىسازد.
على -علیه السلام- در غررالحکم فرمدند: دورترین آفریدگان از خداى متعال، بخیلِ ثروتمند است. حتی در شدت دوری گزیدن از بخیل امیرالمومنین فرمودند بخیل را مشاور خودت قرار مده. دائره بخل وسیع است و همه امور زندگی را میگیرد و شخص را مبتلا میکند؛ و اتفاقا راجع به همه موارد روایت داریم.
از رسول خدا رسید که «انَّ اَبخَل الناسِ من بخل بالسّلام» بخیل ترین مردم کسی است که سلام ندهند. سلام روح اخوت اسلامی را تقویت میکند. مثل ملات برای روی هم قرار دادن آجرها است. یا رسول خدا فرمودند: بخیل حقیقی کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد. (بحارالانوار) امیرالمومنین فرمود: بخیلترین مردم کسی است که مال خودش را از خودش دریغ کند و برای وارث بگذارد.(غررالحکم)
در خوراک، لباس، مسکن. مثلاً در اصول کافی دارد که امام صادق -علیه السلام- فرمود: هر کس خانهاى داشته باشد که مؤمنى به آن نیازمند است و از دادن آن خانه به او خوددارى کند، خداى بزرگ مىگوید: اى فرشتگان من! بنده من به جا دادن بنده دیگرم در خانه دنیا بخل ورزید؛ سوگند به عزّت و جلالم که هرگز او در بهشت هاى من جا نخواهد یافت. مثلاً تازه عروس و داماد هستند اذیت و آزار ندارند کسی خانه دارد میتواند به آنها بدهد نمیدهد خدا میفرماید بنده من را در دنیا در خانه ات جا ندادی منم در آخرت تو را در خانه ام راه نمیدهم.
انشاءالله که این صفت در ما نیست و اگر هست خدای تعالی بگیرد ان شاء الله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی در انتخاب دوست دقت دارند؛ زیرا دوست در بزنگاههای زندگی آنان نقش تعیین کنندهای دارد. دوست در تصمیمگیریهای مهم به کمک انسان میآید. در رشد معنوی و مادی انسان موثر است. همانطور که ممکن است دوست، انسان را به قهقرا و نابودی بکشاند که عدهای در قیامت از دوستانشان شاکی هستند و به خاطر دوستی با افرادی مورد بازخواست و سپس عقاب میشوند.
اگر کسی نتواند برای خودش فرد یا افرادی را به عنوان دوست انتخاب کند شخص عاجزی است. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۶۲ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «فَقْدُ الْأَحِبَّهِ غُرْبَهٌ» از دست دادن دوستان غربت است. بیشتر اوقات غربت و تنهائی که انسان هیچ حامی یاوری نداشته باشد باعث وحشت و هراس میشود.
لذا غریب را استعاره آورد برای از دست دادن دوست و عزیز که موجب تنها شدن انسان است. خداوند را دوست خود بگیریم تا هرگز مبتلا به از دست دادن او و غریب شدن نباشیم. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
قبل از اینکه وارد بحث شوم لازم است بار دیگر از شکوه و عظمتی که با حضور خودتان در راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال خلق کردید و چشم طمع دشمنان داخلی و خارجی را کور کردید قدردانی کرده از خدای تعالی تشکر کنم.
دشمنان نظام اسلامی از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بودند و مخفی هم نکرده بودند و میگفتند که میخواهند کاری کنند که این مراسم شکست بخورد و مسئولیت قسمتی از کارها را هم وزارت خزانه داری آمریکا به عهده داشت، شبانه روز و بی وقفه دشمنی کردند. تشدید تحریمها، تابستان داغ، حمله های تروریستی، فشار اقتصادی، گرانی کالاها و دهها حرکت مذبوحانه که لااقل در این یکسال گذشته بخصوص شش ماه اخیر انجام دادند برای اینکه در مردم هیجانی به وجود بیاید و در راهپیمایی شرکت نکنند.
اما مردم با ایمان ایران با توکل به خدا و با اتحاد و همبستگی با رهبری بیعت مجدد و از نظام و انقلاب و آرمانها و ارزشهای اسلامی حمایت کردند. راهپیمائی امسال با شکوهتر از همیشه برگزار شد. این حرکت عظیم و متحد مردم، نمایش قدرت نرم نظام در مقابل دشمن و تهدیدات او بود.
حرکتی که دوستداران انقلاب را در تمام دنیا خوشحال کرد. نشان داد که باز آمریکا و دنباله روهای او اشتباه کردند. این حماسه مردمی قطعاً به بیگانگان این را فهماند که ملت ایران فریب حیله های دشمن را نمیخورد و به عده ای از مسئولان هم این را فهماند که راه عبور از مشکلات کشور تسلیم در مقابل دشمن نیست، بلکه توجه به داخل است.
مردم با اینکه از عملکرد مسئولین در مواجه با مشکلات گلایه دارند؛ اما از انقلابی که برای آن خون دادهاند و زحمت فراوان کشیده اند عبور نمیکنند و در صحنه حاضرند و دفاع میکنند. به هر تقدیر مردم غیور ما برای بار چهلم آمریکا را روسیاه و خوار کردند و عملاً نشان دادند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
طبق نقل مشهور روز ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ قمری سالگشت وفات همسر امیرالمؤمنین -علیه السلام- امالبنین است. بانوی عالمه، فاضله و با بصیرتی که به اهلبیت عشق میورزید. از ویژگیهای او این است که اهل نقل حدیث بود. لذا یکی از محدثات شیعه است. محدثین داریم که مردان هستند. عده ای هم از زنان نقل حدیث میکردند که محدثات هستند. او از محدثات بود.
او فرزندانی عالم و دانا و متخلق به اخلاق الهی تربیت کرد، عباس بن علی مظهر فضائل فراوان است. گذشته از اینکه امیرالمومنین مربی آنها بود مادر هم نقش اساسی داشت. او هم همسر شهید است، هم ام الشهداء مادر ۴ شهید گرانقدر. به همین جهت روز وفات این بانوی گرامی را روز تکریم مادران و همسران شهداء نامگذاری کردند تا به این بهانه از ایثار آنان قدردانی کنند.
همه ما وظیفه داریم در تکریم خانواده شهداء کوشا باشیم و این را برای خودمان افتخار بدانیم. به دیدن آنان برویم و از نور وجودی آنان استفاده کنیم و قوه بگیریم. زنده نگهداشتن یاد شهداء، تعظیم شعائر الهی است که از تقوای قلب خبر میدهد.
اینجا باید تشکر کنم از مدیران و مسئولانی که وظیفه شان را خوب انجام داده اند و مقید به سرکشی و رسیدگی به خانواده شهداء هستند، بیش از ۷۰ دستگاه فعال بودند؛ اما ۴۴ دستگاه یا فعال نبودند یا خیلی ضعیف کار کرده بودند. وظیفه بدانیم با عشق و علاقه دنبال کنیم نه دستور اداری. اگر دستور اداری باشد کار تشریفاتی میشود و ثمره ندارد افراد برای توسعه و تعظیم این کار قصد قربت کنند.
مادران و همسران شهداء با تحمل سختیها و صبر و استقامتشان در فداکاری، ایثار و حماسه های جاویدی که عزیزانشان بوجود آوردند شریک هستند. جگرگوشه هایشان نقد جان را تقدیم اسلام و انقلاب و دفاع از ولایت کردند و دشمن را سرکوب و ناامید ساختند.
از صدر اول تا به امروز مسیر حق در مواجهه با ستمگران، شهداء فراوانی را تقدیم کرده و این راه تا الآن متوقف نشده است و هر روز خبر شهادت عده ای را میشنویم و یا خاطره ی آنان را گرامی میداریم. تا مبارزه هست شهادت هم هست در مقابل حق و باطل است و تا وقتی که حق و باطل است شهادت هم هست.
هفته قبل بود که یک جنایت پیشه خبیث وهابی تندرو گلوی کودک ۶ ساله شیعه را به جرم محبت به رسول الله و اهل بیت جلو چشم مادرش در شهر پیغمبر برید و به شهادت رساند. رسانه های غربی هم در مقابل این جنایت سکوت کردند؛ اما جریان خون این بچه شیعه و شهدای دیگر آن منطقه بزودی ریشهی کفر و خباثت آل سعود را از منطقه از بین خواهد برد.
درب شهادت باز است. تا وقتی ظلم و ستم هست مبارزه هست و جنایتکار جنایت میکند. عزیزان پاسداری که دو روز قبل به شهادت رسیدند، نشانه این است که این انقلاب به اهداف و مقاصدش رسیده و میرسد، تحمل نمیکنند از روی استیصال ترور کور انجام میدهند؛ اما مردم ما راه را پیدا کرده اند و با تمام سنگ اندازی هائی که از اطراف میشود با توان به راهش تا رسیدن به مقاصد عالیه ای که دارد پیش خواهد رفت.
بنده به نوبه خود شهادت این عزیزان را که برای آنان فوز عظیم است و جای تبریک و تهنیت دارد به خانواده های محترمشان به واسطه فقدان آنان تسلیت عرض میکنم و از خدای تعالی علو درجاتشان را مسئلت دارم.
شهادت و این خط فقط مربوط به ایران نیست. شیطان صفتان و مستکبران پلید در سراسر عالم ندای حقطلبان و عدالت خواهان را خاموش میکنند و کسانیکه برای نابودی استکبار و مبارزه با فساد و ظلم قیام کرده باشند را به شهادت میرسانند. امروز خط مقاومت در لبنان پرچم مبارزه با ظلم و شرارت به دست دارد و هزینه ی آن را هم میپردازد.
۲۷ بهمن سالگشت شهادت دو روحانی مبارز لبنانی است سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب از بنیانگذاران جنبش مقاومت اسلامی و حزب الله در منطقه. موج بیداری که انقلاب اسلامی در دنیا به راه انداخت ثمرات فراوانی را به همراه داشت. آموزه های امام که بر گرفته از اسلام ناب و درسهای حسینی و علوی و فاطمی بود، روحیه انقلابی و ضد طاغوتی افراد حق طلب را زنده کرد و منشاء به وجود آمدن نهضتهای استکبار ستیزی مثل حزب الله در لبنان شد؛ و حتی در جاهای دیگر که روحیه و تدین اسلامی ندارند آنها هم از همینجا اقتباس کردند.
خط شهادت مربوط به این منطقه فقط نیست. در همه جای دنیا مشتری دارد حتی در آمریکا. مالکوم ایکس رهبر مبارز و انقلابی مسلمانان سیاهپوست آمریکاست که بر علیه نژادپرستی قیام کرد و در این مسیر به شهادت رسید؛ که دوم اسفند سالگشت این شهادت است.
یا اول اسفند که سالگشت شهادت شهید محلاتی است که روز شهادتش را «روز روحانیت و دفاع مقدس» نامیدند تا هم از خدمات او و هم دیگر شهداء روحانی تقدیر شده باشد. روحانیت بیش از چهار هزار شهید تقدیم انقلاب کرده اند که در نسبت سنجی بین اقشار مختلف مثل اطباء یا دانشجویان، بیشترین آمار شهید را دارند. فرصت نیست از خصوصیاتشان بگویم امام در شهادت ایشان فرمود من بازوی خود را از دست دادم.
به هرتقدیر میبینید که شهادت و شهادت طلبی با فرهنگ ما عجین است. همین ۲۹ بهمن سال گشت شهدای قیام مردم تبریز است که در سال ۵۶ در بزرگداشت چهلم شهداى ۱۹ دى قم به شهادت رسیدند و مقدمات پیروزی انقلاب را فراهم کردند.
با همه این برکاتی که خون شهدا برای ما در ایران و دنیا داشته خیلی ناراحت کننده است که مشاور رئیس جمهور در رابطه با شهادت عزیزان و نورچشمان ما که اگر خواب راحتی داریم و آرامشی داریم چون آنان بیدارند و پاسداری میکنند، اینگونه اظهار نظر کند: ما در دام چرخه خونین و باطل انتقام نخواهیم افتاد مسئولیت برعهده آمران است و دیه بر عهده عاقله است. بیش از ۲۰ نفر از پاسداران ما را به شهادت رساندند به جای دلجویی و دلگرمی میگویند ما انتقام نمیگیریم.
اولاً، مشخص کنید این ما که میگویید در دام چرخه خونین نمی افتیم، این ما چه کسی است؟ داخل نظام است یا از بیرون دیکته میکند؟ ثانیاً، وقتی اطلاعات فقهی ندارید نظر ندهید. بین مباشر و غیر مباشر، اقوائیت سبب و بی اراده بودن مباشر، عمد و شبه عمد و خطا در قتل فرق هست که هیچکدام از این مسائل در یک حرکت جنایتکارانه محل بحث نیست که شما بخواهید پز روشنفکرانه بگیرید.
ثالثاً، انتقام مظلوم گرفتن جزء فرهنگ ماست مگر شما منتظر ظهور ولیعصر ارواحنا فداه نیستید که شعار قیامش یا لثارات الحسین است که برای خونخواهی حسین قیام میکند؟ کجا دارید میروید؟ این حرفها را برای خوشایند چه کسانی میزنید؟ چرا نسبت به شهداء کم ارادتی میکنید؟ ان شاءالله بزودی دست انتقام خدای تعالی توسط فرزندان غیور ایران اسلامی جهنمی سوزان برای کسانیکه این جنایت را انجام دادند درست خواهد کرد.
صدور این بیانیه که سومین بیانیه ایشان به جوانان است آن هم در روزهای ابتدائی شروع دهه پنجم انقلاب خیلی پر پیام است. خیلی روشن و از روی صدق و صفا و صمیمیت نوشته شده لذا احتیاج به شرخ و نظریه پردازی ندارد، عمل میخواهد. باید مکرر بخوانید. حرکت بعدی را به عنوان گام دوم انقلاب مشخص کردند.
مجلس، دولت و دستگاهها باید در تنظیم قوانین و سیاست خارجی و داخلی، در اقتصاد و فرهنگ از این بیانیه بهره بگیرند. بیانیه ای راهبردی که با دقت تمام شاخصههائی را برای بهتر شدن همه جانبه اوضاع کشور بیان کردند و حتی در مواردی به نحوه عملیاتی شدن و راهکارهای اجراء هم اشاره داشتند.
اگر خوب به بیانیه توجه کنید مشکلاتی را که چرا کشور امروز با آن مواجه هست بیان شده و اینکه چکار باید کرد تا درست شود را میتوان ازش بدست آورد. عمده آن است که مخاطبان نامه، اقدام به عمل کنند نه اینکه شروع کنند فقط به جلسه گذاشتن و همایش و نمایش و تبیین کردن و سمینار و کتاب و مقاله نوشتن بعد هم چند سال بگذرد و بگویند عجب بیانیه خوبی بود.
حرفها کاملاً صریح و روشن هست، فقط عمل میخواهد. گام دوم انقلاب زمان پاسخگوئی و بیان عملکرد است. باید به خصوص سران قوا در جلسات دانشجوئی بین طلاب و عموم مردم حاضر شوند و پاسخگو باشند. نمیشود با شلوغ کردن و فرافکنی از جواب دادن فرار کرد.
ما حرف برای گفتن زیاد داریم مقطعی که شروع کردیم به صحبت به قصه ۲۲ بهمن برخورد کرد. خواستیم که عدهای بعضی از مسائل را این وسط لوث نکنند. ما بحث مطالبه گری را کوتاه نخواهیم آمد. در مسائل مختلفی که برای کشور بوجود آمده است باید پاسخ دهند.
که در همین بیانیه هم حضرت آقا فرمودند: بی توجهی به شعارهای انقلاب در برهههائی ازتاریخ ۴۰ ساله خسارت بار بود. باید دید چه کسانی به این شعارها بی تفاوت بودند و یا نگذاشتند عملیاتی شود و اگر امروز در جائی حساس هستند و مسئولیتی دارند، همین بیان میگوید باید کنار گذاشته شوند که سنگ جلوی راه نباشند.
جالب است آقا با یک رویکرد کاملاً عادلانه و بیان منطقی فرمود: جمهوری اسلامی اشتباهات خودش را میپذیرد. بعد یک عده قلم به مزد نامرد چه تیترهائی زدند مثل مگسی که میگردند زخمی را پیدا کند این همه حرف راهبردی و کاربردی و کارشناسی زده شد. از همین تیترها میشود حب و بغض به نظام را تشخیص داد. چهره آن نشریات و جراید هم خودش را نشان داد که چه کسانی پشت این نشریات هستند و چگونه تیتر میزنند.
حرفهای حضرت آقا را خود ببینید که خطاب ایشان به جوانان بود اما مطالب عمومی است همه باید به آن توجه داشته باشند. من یک فراز آن را برای شما میخوانم قطعاً آن را چندین بار میخوانید تا در ذهنتان باشد:
جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه راهحلها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علت تحریم هم مقاومت ضد استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه حل زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه گرگ است خطایی نابخشودنی است.
ببینید چقدر حرف روشن است یعنی اگر ما در این زمان با چنین فکری مواجه شدیم این فکر باید کنار گذاشته شود همین زمانی که رهبر معظم انقلاب این مطلب را میگوید که باید به این معنایی که هست با دشمن ارتباط نداشت یک دفعه میبینیم که ۸ وزیر نامه مینویسند معلوم است که این هشت وزیر به درد کار نمیخورد برای اینکه با این گفتمان فاصله دارند.
آقا فرمودند: این تحلیل سراپا غلط است هر چند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود، اما منشأ آن کانونهای فکر و توطئه خارجی است که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القا میشود.
نکته دیگری که حائز اهمیت است این است که آقا توجه به مهدویت دادند و این مهم است که بدانیم مسیر انقلاب ختم به مهدویت خواهد بود.
۱۵ جمادى الثانى؛ وقوع جنگ جَمَل بین امام على (ع) و سپاه ناکثین (۳۶ ق) / بحثی را راجع به انقلاب جدید فرانسه که تا امروز بیش از ۱۳ هفته است که درگیر هستند و بیش از ۷ هزار نفر بازداشت شده اند و ۲ هزار نفر مجروم و زخمی و کور و قطع عضو داشته./ اجلاس ورشو و لهستان، میخواستم مطالبی عرض کنم که وقت نمیشود.
انشاءالله فردا مجمع تشخیص مصلحت نظام بدون تأثیرپذیری از فشارهای جهانی و وادادگان داخلی آن چیزی که به صلاح کشور در حال و آینده است را تصمیم خواهد گرفت. گروههای مختلفی از دلسوزان نظام طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف مردم بخصوص مراجع تقلید و بالاخص رهبر معظم انقلاب نگرانی و مخالفت خودشان را با این معاهده و امثال آن بیان کردند که بدتر از ترکمانچای است و اتفاقاً این روزها سالگرد ترکمانچای هم هست اول اسفند سال ۱۲۰۶ آن قرارداد آن بسته شده.
به هر جهت این گروهها اعلام کردند که نگران هستند. تصویب لایحه با حرفهایی که اخیراً اروپاییها زدند تبعات خطرناکی برای کشور خواهد داشت. در این فضا باید خیلی با دقت مصالح واقعی دیده شود و با فراغ بال بررسی شود. خیلی بد است که در این فضا بعضی از مسئولین تهدید میکنند. جوری با مجمع حرف میزنند تهدید گونه؛ و تصمیمگیران را در معرض تردید قرار میدهند.
آنها باید تصمیم بگیرند. دستگاهها و نهادهای دیگر باید وظیفهشان را انجام دهند. خودتان میگویید که تضمین نمیکنیم با امضا کردن این تعهدنامه اقتصاد درست شود. پس برای چه میخواهید امضا کنید؟ چرا آن قدر اصرار بر امضا دارید؟ قبلاً هم در برجام همین تهدید را کردند. یکی از آقایان آمد در جلسات متعدد و به انحا مختلف گفتند اگر مجلس این را تصویب نکند هر یک روزی به تأخیر بیندازد بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به اقتصاد کشور ضرر میخورد.
عجله کردید و ۲۰ دقیقهای تصویب کردید چه شد؟ الان هم همین کار را دارند روی این قصه لوایح انجام میدهند. لوایحی که واضح البطلان است. خسارتش کاملاً مشخص است. دولت محترم این حرفها را رها کند. برجام را رها کند. صنعت هستهای را دوباره احیا کنید تا مشکلات مردم و مسائلی که دارند حل شود.
نکته آخر اینکه من اگر درباره موضوعی موضع داشته باشم بالصراحه یا در خطبه ها از من میشنوید یا از طریق روابط عمومی دفتر میگویم. لذا نقل قول از بنده هیچ اعتباری ندارد. |
| 1397/11/26 | 1397/11/26گام دوم انقلاب زمان پاسخگوئی و بیان عملکرد است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه244
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا اهل انفاق هستند و از حرص و بخل و شح گریزانند. بحث پیرامون انفاق بود و آثار فردی و اجتماعی که دارد. عرض شد فقر یکی از مهمترین موانع رشد اجتماعی و از موثرترین عوامل از بین برنده جامعه و عقب ماندگی آن است؛ و چیزی که کمک به جبران این خسارت میکند انفاق است. با گستردگی معنائی که دارد.
انفاق شکاف طبقاتی در سطح زندگی مردم را که موجب از بین رفتن آرامش اجتماعی و امنیت جامعه میشود را خنثی میکند. انفاق روح عدالت و همیاری و کمک به دیگران را در انسان زنده و روابط اجتماعی و اخوت اسلامی را محکم و گسترده تر میکند.
و البته انفاق در مقام عمل جواب میدهد و الا با موعظه و سخنرانی و نوشتن مقاله شکم گرسنه ای سیر و نیازمندی بینیاز نمیشود. مقابل این انفاق با تمام مزایائی که دارد و انسان را به مقامات معنوی میرساند، بخل قرار دارد که البته به این صفت زشت هم کمتر پرداخته میشود، در حالیکه در از بین بردن توازن اجتماعی و ترویج حرص و زیاده خواهی بسیار مؤثر است.
به چند آیه و روایت برای فهمیدن اهمیت موضوع اشاره میکنم. قرآن کریم به شدت بخل و بخیل و کسانیکه دعوت به بخل میکنند را مذمت کرده است. مثلاً در قسمتی از آیه ۱۸۰ سوره مبارکه آل عمران فرمود «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، هُوَ خَیْراً لَهُمْ، بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ، سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ…».
کسانى که از آنچه خدا به فضل خود به آنان داده است بخل مىورزند، چنان مىپندارند که این کار به خیر و صلاح ایشان است، بلکه این شرّى براى آنان است، زیرا آنچه که به آن بخل ورزیده اند در روز قیامت چون طوقى (از آتش) بر گرد گردنهاشان نهاده خواهد شد.
و یا آیه ۷۶ سوره مبارکه توبه «فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ، وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ» چون خدا از فضل خود (اموال و امکاناتى) به ایشان داد، در آن بخل ورزیدند و (به امر خدا) پشت کرده رویگردان شدند.
و همچنین آیه ۲۴ سوره مبارکه حدید که فرمود «الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ، وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» کسانى که بخل مىورزند و مردمان را به بخل ورزیدن فرمان مىدهند، (هر کسی هم که بخواهد انفاق کند به او میگوید چرا میخواهی این کار را انجام بدهی) و هر کس (از دعوت الهى به انفاق)، روى بگرداند (بداند که)، خدا (از طاعت و انفاق شما) بىنیاز است و شایسته هر گونه ستایش.
این چند آیه به عنوان نمونه که خداوند نهی کرده است. در توضیح موضوع روایاتی هم از ائمه معصومین -علیهم السلام- مطرح است که من فقط اشاره میکنم. بعضی وقتها بعضیها نسبت به خودشان هم بخل دارند. انشاءالله که از میان ما کسی این گونه نیست. این را از باب آن میگوییم که سنگر سازی کنیم که خدای نکرده بخل به ما حمله نکند و مبتلای به آن صفت زشت نشویم.
امیرالمؤمنین -علیه السلام- در نهج البلاغه فرمودند: بخل، جامع همه عیبهاى بد است و افسارى است که آدمى با آن به هر بدیى کشیده مىشود. بخل مایه ننگ است؛ و در غررالحکم فرمود: هیچ چیز مانند بخلِ شدید، انسان را تنها (و بى دوست) نمىگذارد.
معمولاً انسان بخیل راحتی و آسایش ندارد. در حال نگهداری مال برای دیگران، بعد از خودش است. بخیل مشکل بدگمانی به خداوند را هم دارد، چون فکر میکند اگر بخششی داشته باشد دیگر جایش پر نمیشود. در حالیکه خداوند وعده جبران داده است. لذا همین فکر است که شخص را به بی ایمانی میکشاند.
مرحوم مجلسی در بحارالانوار از امام رضا -علیه السلام- نقل کرده است که حضرت فرمودند: از بخل بپرهیزید که آن آفتى است که در انسان آزاده و مؤمن یافت نمىشود؛ و ضدّ ایمان است. امام صادق -علیه السلام- از رسول خدا نقل فرمودند که: هیچ چیز به اندازه بخل، در محو کردن ایمان کارگر نمىشود. سپس فرمود: این بخل را (در نفس انسان) حرکتى است آرام و پیوسته، (ببینید حضرت چطور از بین رفتن ایمان را ترسیم میکند) مانند راه رفتن مورچه؛ و آن (بخل) را شاخههایى است مانند شاخه هاى شرک.
همه تلاش ما این است که خدای تعالی ما و کارهای ما را بپذیرد. اگر دیدیم توجهی به ما نمیشود ریشهاش بخل است. سعه بخل وسیع است فقط در مال نیست. بعضی وقتها کسی علمی دارند، هنری دارد که میتواند به دیگران یاد بدهد اما بخیل است. مرحوم کلینی از امام صادق -علیه السلام- در کتاب کافی نقل میکند که حضرت فرمودند: چون خداوند به بنده اى توجّهى نداشته باشد، او را به بخل مبتلا مىسازد.
على -علیه السلام- در غررالحکم فرمدند: دورترین آفریدگان از خداى متعال، بخیلِ ثروتمند است. حتی در شدت دوری گزیدن از بخیل امیرالمومنین فرمودند بخیل را مشاور خودت قرار مده. دائره بخل وسیع است و همه امور زندگی را میگیرد و شخص را مبتلا میکند؛ و اتفاقا راجع به همه موارد روایت داریم.
از رسول خدا رسید که «انَّ اَبخَل الناسِ من بخل بالسّلام» بخیل ترین مردم کسی است که سلام ندهند. سلام روح اخوت اسلامی را تقویت میکند. مثل ملات برای روی هم قرار دادن آجرها است. یا رسول خدا فرمودند: بخیل حقیقی کسی است که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد. (بحارالانوار) امیرالمومنین فرمود: بخیلترین مردم کسی است که مال خودش را از خودش دریغ کند و برای وارث بگذارد.(غررالحکم)
در خوراک، لباس، مسکن. مثلاً در اصول کافی دارد که امام صادق -علیه السلام- فرمود: هر کس خانهاى داشته باشد که مؤمنى به آن نیازمند است و از دادن آن خانه به او خوددارى کند، خداى بزرگ مىگوید: اى فرشتگان من! بنده من به جا دادن بنده دیگرم در خانه دنیا بخل ورزید؛ سوگند به عزّت و جلالم که هرگز او در بهشت هاى من جا نخواهد یافت. مثلاً تازه عروس و داماد هستند اذیت و آزار ندارند کسی خانه دارد میتواند به آنها بدهد نمیدهد خدا میفرماید بنده من را در دنیا در خانه ات جا ندادی منم در آخرت تو را در خانه ام راه نمیدهم.
انشاءالله که این صفت در ما نیست و اگر هست خدای تعالی بگیرد ان شاء الله.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی در انتخاب دوست دقت دارند؛ زیرا دوست در بزنگاههای زندگی آنان نقش تعیین کنندهای دارد. دوست در تصمیمگیریهای مهم به کمک انسان میآید. در رشد معنوی و مادی انسان موثر است. همانطور که ممکن است دوست، انسان را به قهقرا و نابودی بکشاند که عدهای در قیامت از دوستانشان شاکی هستند و به خاطر دوستی با افرادی مورد بازخواست و سپس عقاب میشوند.
اگر کسی نتواند برای خودش فرد یا افرادی را به عنوان دوست انتخاب کند شخص عاجزی است. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۶۲ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «فَقْدُ الْأَحِبَّهِ غُرْبَهٌ» از دست دادن دوستان غربت است. بیشتر اوقات غربت و تنهائی که انسان هیچ حامی یاوری نداشته باشد باعث وحشت و هراس میشود.
لذا غریب را استعاره آورد برای از دست دادن دوست و عزیز که موجب تنها شدن انسان است. خداوند را دوست خود بگیریم تا هرگز مبتلا به از دست دادن او و غریب شدن نباشیم. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
قبل از اینکه وارد بحث شوم لازم است بار دیگر از شکوه و عظمتی که با حضور خودتان در راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال خلق کردید و چشم طمع دشمنان داخلی و خارجی را کور کردید قدردانی کرده از خدای تعالی تشکر کنم.
دشمنان نظام اسلامی از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بودند و مخفی هم نکرده بودند و میگفتند که میخواهند کاری کنند که این مراسم شکست بخورد و مسئولیت قسمتی از کارها را هم وزارت خزانه داری آمریکا به عهده داشت، شبانه روز و بی وقفه دشمنی کردند. تشدید تحریمها، تابستان داغ، حمله های تروریستی، فشار اقتصادی، گرانی کالاها و دهها حرکت مذبوحانه که لااقل در این یکسال گذشته بخصوص شش ماه اخیر انجام دادند برای اینکه در مردم هیجانی به وجود بیاید و در راهپیمایی شرکت نکنند.
اما مردم با ایمان ایران با توکل به خدا و با اتحاد و همبستگی با رهبری بیعت مجدد و از نظام و انقلاب و آرمانها و ارزشهای اسلامی حمایت کردند. راهپیمائی امسال با شکوهتر از همیشه برگزار شد. این حرکت عظیم و متحد مردم، نمایش قدرت نرم نظام در مقابل دشمن و تهدیدات او بود.
حرکتی که دوستداران انقلاب را در تمام دنیا خوشحال کرد. نشان داد که باز آمریکا و دنباله روهای او اشتباه کردند. این حماسه مردمی قطعاً به بیگانگان این را فهماند که ملت ایران فریب حیله های دشمن را نمیخورد و به عده ای از مسئولان هم این را فهماند که راه عبور از مشکلات کشور تسلیم در مقابل دشمن نیست، بلکه توجه به داخل است.
مردم با اینکه از عملکرد مسئولین در مواجه با مشکلات گلایه دارند؛ اما از انقلابی که برای آن خون دادهاند و زحمت فراوان کشیده اند عبور نمیکنند و در صحنه حاضرند و دفاع میکنند. به هر تقدیر مردم غیور ما برای بار چهلم آمریکا را روسیاه و خوار کردند و عملاً نشان دادند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
طبق نقل مشهور روز ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ قمری سالگشت وفات همسر امیرالمؤمنین -علیه السلام- امالبنین است. بانوی عالمه، فاضله و با بصیرتی که به اهلبیت عشق میورزید. از ویژگیهای او این است که اهل نقل حدیث بود. لذا یکی از محدثات شیعه است. محدثین داریم که مردان هستند. عده ای هم از زنان نقل حدیث میکردند که محدثات هستند. او از محدثات بود.
او فرزندانی عالم و دانا و متخلق به اخلاق الهی تربیت کرد، عباس بن علی مظهر فضائل فراوان است. گذشته از اینکه امیرالمومنین مربی آنها بود مادر هم نقش اساسی داشت. او هم همسر شهید است، هم ام الشهداء مادر ۴ شهید گرانقدر. به همین جهت روز وفات این بانوی گرامی را روز تکریم مادران و همسران شهداء نامگذاری کردند تا به این بهانه از ایثار آنان قدردانی کنند.
همه ما وظیفه داریم در تکریم خانواده شهداء کوشا باشیم و این را برای خودمان افتخار بدانیم. به دیدن آنان برویم و از نور وجودی آنان استفاده کنیم و قوه بگیریم. زنده نگهداشتن یاد شهداء، تعظیم شعائر الهی است که از تقوای قلب خبر میدهد.
اینجا باید تشکر کنم از مدیران و مسئولانی که وظیفه شان را خوب انجام داده اند و مقید به سرکشی و رسیدگی به خانواده شهداء هستند، بیش از ۷۰ دستگاه فعال بودند؛ اما ۴۴ دستگاه یا فعال نبودند یا خیلی ضعیف کار کرده بودند. وظیفه بدانیم با عشق و علاقه دنبال کنیم نه دستور اداری. اگر دستور اداری باشد کار تشریفاتی میشود و ثمره ندارد افراد برای توسعه و تعظیم این کار قصد قربت کنند.
مادران و همسران شهداء با تحمل سختیها و صبر و استقامتشان در فداکاری، ایثار و حماسه های جاویدی که عزیزانشان بوجود آوردند شریک هستند. جگرگوشه هایشان نقد جان را تقدیم اسلام و انقلاب و دفاع از ولایت کردند و دشمن را سرکوب و ناامید ساختند.
از صدر اول تا به امروز مسیر حق در مواجهه با ستمگران، شهداء فراوانی را تقدیم کرده و این راه تا الآن متوقف نشده است و هر روز خبر شهادت عده ای را میشنویم و یا خاطره ی آنان را گرامی میداریم. تا مبارزه هست شهادت هم هست در مقابل حق و باطل است و تا وقتی که حق و باطل است شهادت هم هست.
هفته قبل بود که یک جنایت پیشه خبیث وهابی تندرو گلوی کودک ۶ ساله شیعه را به جرم محبت به رسول الله و اهل بیت جلو چشم مادرش در شهر پیغمبر برید و به شهادت رساند. رسانه های غربی هم در مقابل این جنایت سکوت کردند؛ اما جریان خون این بچه شیعه و شهدای دیگر آن منطقه بزودی ریشهی کفر و خباثت آل سعود را از منطقه از بین خواهد برد.
درب شهادت باز است. تا وقتی ظلم و ستم هست مبارزه هست و جنایتکار جنایت میکند. عزیزان پاسداری که دو روز قبل به شهادت رسیدند، نشانه این است که این انقلاب به اهداف و مقاصدش رسیده و میرسد، تحمل نمیکنند از روی استیصال ترور کور انجام میدهند؛ اما مردم ما راه را پیدا کرده اند و با تمام سنگ اندازی هائی که از اطراف میشود با توان به راهش تا رسیدن به مقاصد عالیه ای که دارد پیش خواهد رفت.
بنده به نوبه خود شهادت این عزیزان را که برای آنان فوز عظیم است و جای تبریک و تهنیت دارد به خانواده های محترمشان به واسطه فقدان آنان تسلیت عرض میکنم و از خدای تعالی علو درجاتشان را مسئلت دارم.
شهادت و این خط فقط مربوط به ایران نیست. شیطان صفتان و مستکبران پلید در سراسر عالم ندای حقطلبان و عدالت خواهان را خاموش میکنند و کسانیکه برای نابودی استکبار و مبارزه با فساد و ظلم قیام کرده باشند را به شهادت میرسانند. امروز خط مقاومت در لبنان پرچم مبارزه با ظلم و شرارت به دست دارد و هزینه ی آن را هم میپردازد.
۲۷ بهمن سالگشت شهادت دو روحانی مبارز لبنانی است سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب از بنیانگذاران جنبش مقاومت اسلامی و حزب الله در منطقه. موج بیداری که انقلاب اسلامی در دنیا به راه انداخت ثمرات فراوانی را به همراه داشت. آموزه های امام که بر گرفته از اسلام ناب و درسهای حسینی و علوی و فاطمی بود، روحیه انقلابی و ضد طاغوتی افراد حق طلب را زنده کرد و منشاء به وجود آمدن نهضتهای استکبار ستیزی مثل حزب الله در لبنان شد؛ و حتی در جاهای دیگر که روحیه و تدین اسلامی ندارند آنها هم از همینجا اقتباس کردند.
خط شهادت مربوط به این منطقه فقط نیست. در همه جای دنیا مشتری دارد حتی در آمریکا. مالکوم ایکس رهبر مبارز و انقلابی مسلمانان سیاهپوست آمریکاست که بر علیه نژادپرستی قیام کرد و در این مسیر به شهادت رسید؛ که دوم اسفند سالگشت این شهادت است.
یا اول اسفند که سالگشت شهادت شهید محلاتی است که روز شهادتش را «روز روحانیت و دفاع مقدس» نامیدند تا هم از خدمات او و هم دیگر شهداء روحانی تقدیر شده باشد. روحانیت بیش از چهار هزار شهید تقدیم انقلاب کرده اند که در نسبت سنجی بین اقشار مختلف مثل اطباء یا دانشجویان، بیشترین آمار شهید را دارند. فرصت نیست از خصوصیاتشان بگویم امام در شهادت ایشان فرمود من بازوی خود را از دست دادم.
به هرتقدیر میبینید که شهادت و شهادت طلبی با فرهنگ ما عجین است. همین ۲۹ بهمن سال گشت شهدای قیام مردم تبریز است که در سال ۵۶ در بزرگداشت چهلم شهداى ۱۹ دى قم به شهادت رسیدند و مقدمات پیروزی انقلاب را فراهم کردند.
با همه این برکاتی که خون شهدا برای ما در ایران و دنیا داشته خیلی ناراحت کننده است که مشاور رئیس جمهور در رابطه با شهادت عزیزان و نورچشمان ما که اگر خواب راحتی داریم و آرامشی داریم چون آنان بیدارند و پاسداری میکنند، اینگونه اظهار نظر کند: ما در دام چرخه خونین و باطل انتقام نخواهیم افتاد مسئولیت برعهده آمران است و دیه بر عهده عاقله است. بیش از ۲۰ نفر از پاسداران ما را به شهادت رساندند به جای دلجویی و دلگرمی میگویند ما انتقام نمیگیریم.
اولاً، مشخص کنید این ما که میگویید در دام چرخه خونین نمی افتیم، این ما چه کسی است؟ داخل نظام است یا از بیرون دیکته میکند؟ ثانیاً، وقتی اطلاعات فقهی ندارید نظر ندهید. بین مباشر و غیر مباشر، اقوائیت سبب و بی اراده بودن مباشر، عمد و شبه عمد و خطا در قتل فرق هست که هیچکدام از این مسائل در یک حرکت جنایتکارانه محل بحث نیست که شما بخواهید پز روشنفکرانه بگیرید.
ثالثاً، انتقام مظلوم گرفتن جزء فرهنگ ماست مگر شما منتظر ظهور ولیعصر ارواحنا فداه نیستید که شعار قیامش یا لثارات الحسین است که برای خونخواهی حسین قیام میکند؟ کجا دارید میروید؟ این حرفها را برای خوشایند چه کسانی میزنید؟ چرا نسبت به شهداء کم ارادتی میکنید؟ ان شاءالله بزودی دست انتقام خدای تعالی توسط فرزندان غیور ایران اسلامی جهنمی سوزان برای کسانیکه این جنایت را انجام دادند درست خواهد کرد.
صدور این بیانیه که سومین بیانیه ایشان به جوانان است آن هم در روزهای ابتدائی شروع دهه پنجم انقلاب خیلی پر پیام است. خیلی روشن و از روی صدق و صفا و صمیمیت نوشته شده لذا احتیاج به شرخ و نظریه پردازی ندارد، عمل میخواهد. باید مکرر بخوانید. حرکت بعدی را به عنوان گام دوم انقلاب مشخص کردند.
مجلس، دولت و دستگاهها باید در تنظیم قوانین و سیاست خارجی و داخلی، در اقتصاد و فرهنگ از این بیانیه بهره بگیرند. بیانیه ای راهبردی که با دقت تمام شاخصههائی را برای بهتر شدن همه جانبه اوضاع کشور بیان کردند و حتی در مواردی به نحوه عملیاتی شدن و راهکارهای اجراء هم اشاره داشتند.
اگر خوب به بیانیه توجه کنید مشکلاتی را که چرا کشور امروز با آن مواجه هست بیان شده و اینکه چکار باید کرد تا درست شود را میتوان ازش بدست آورد. عمده آن است که مخاطبان نامه، اقدام به عمل کنند نه اینکه شروع کنند فقط به جلسه گذاشتن و همایش و نمایش و تبیین کردن و سمینار و کتاب و مقاله نوشتن بعد هم چند سال بگذرد و بگویند عجب بیانیه خوبی بود.
حرفها کاملاً صریح و روشن هست، فقط عمل میخواهد. گام دوم انقلاب زمان پاسخگوئی و بیان عملکرد است. باید به خصوص سران قوا در جلسات دانشجوئی بین طلاب و عموم مردم حاضر شوند و پاسخگو باشند. نمیشود با شلوغ کردن و فرافکنی از جواب دادن فرار کرد.
ما حرف برای گفتن زیاد داریم مقطعی که شروع کردیم به صحبت به قصه ۲۲ بهمن برخورد کرد. خواستیم که عدهای بعضی از مسائل را این وسط لوث نکنند. ما بحث مطالبه گری را کوتاه نخواهیم آمد. در مسائل مختلفی که برای کشور بوجود آمده است باید پاسخ دهند.
که در همین بیانیه هم حضرت آقا فرمودند: بی توجهی به شعارهای انقلاب در برهههائی ازتاریخ ۴۰ ساله خسارت بار بود. باید دید چه کسانی به این شعارها بی تفاوت بودند و یا نگذاشتند عملیاتی شود و اگر امروز در جائی حساس هستند و مسئولیتی دارند، همین بیان میگوید باید کنار گذاشته شوند که سنگ جلوی راه نباشند.
جالب است آقا با یک رویکرد کاملاً عادلانه و بیان منطقی فرمود: جمهوری اسلامی اشتباهات خودش را میپذیرد. بعد یک عده قلم به مزد نامرد چه تیترهائی زدند مثل مگسی که میگردند زخمی را پیدا کند این همه حرف راهبردی و کاربردی و کارشناسی زده شد. از همین تیترها میشود حب و بغض به نظام را تشخیص داد. چهره آن نشریات و جراید هم خودش را نشان داد که چه کسانی پشت این نشریات هستند و چگونه تیتر میزنند.
حرفهای حضرت آقا را خود ببینید که خطاب ایشان به جوانان بود اما مطالب عمومی است همه باید به آن توجه داشته باشند. من یک فراز آن را برای شما میخوانم قطعاً آن را چندین بار میخوانید تا در ذهنتان باشد:
جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه راهحلها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علت تحریم هم مقاومت ضد استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه حل زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه گرگ است خطایی نابخشودنی است.
ببینید چقدر حرف روشن است یعنی اگر ما در این زمان با چنین فکری مواجه شدیم این فکر باید کنار گذاشته شود همین زمانی که رهبر معظم انقلاب این مطلب را میگوید که باید به این معنایی که هست با دشمن ارتباط نداشت یک دفعه میبینیم که ۸ وزیر نامه مینویسند معلوم است که این هشت وزیر به درد کار نمیخورد برای اینکه با این گفتمان فاصله دارند.
آقا فرمودند: این تحلیل سراپا غلط است هر چند گاه از زبان و قلم برخی غفلتزدگان داخلی صادر میشود، اما منشأ آن کانونهای فکر و توطئه خارجی است که با صد زبان به تصمیمسازان و تصمیمگیران و افکار عمومی داخلی القا میشود.
نکته دیگری که حائز اهمیت است این است که آقا توجه به مهدویت دادند و این مهم است که بدانیم مسیر انقلاب ختم به مهدویت خواهد بود.
۱۵ جمادى الثانى؛ وقوع جنگ جَمَل بین امام على (ع) و سپاه ناکثین (۳۶ ق) / بحثی را راجع به انقلاب جدید فرانسه که تا امروز بیش از ۱۳ هفته است که درگیر هستند و بیش از ۷ هزار نفر بازداشت شده اند و ۲ هزار نفر مجروم و زخمی و کور و قطع عضو داشته./ اجلاس ورشو و لهستان، میخواستم مطالبی عرض کنم که وقت نمیشود.
انشاءالله فردا مجمع تشخیص مصلحت نظام بدون تأثیرپذیری از فشارهای جهانی و وادادگان داخلی آن چیزی که به صلاح کشور در حال و آینده است را تصمیم خواهد گرفت. گروههای مختلفی از دلسوزان نظام طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف مردم بخصوص مراجع تقلید و بالاخص رهبر معظم انقلاب نگرانی و مخالفت خودشان را با این معاهده و امثال آن بیان کردند که بدتر از ترکمانچای است و اتفاقاً این روزها سالگرد ترکمانچای هم هست اول اسفند سال ۱۲۰۶ آن قرارداد آن بسته شده.
به هر جهت این گروهها اعلام کردند که نگران هستند. تصویب لایحه با حرفهایی که اخیراً اروپاییها زدند تبعات خطرناکی برای کشور خواهد داشت. در این فضا باید خیلی با دقت مصالح واقعی دیده شود و با فراغ بال بررسی شود. خیلی بد است که در این فضا بعضی از مسئولین تهدید میکنند. جوری با مجمع حرف میزنند تهدید گونه؛ و تصمیمگیران را در معرض تردید قرار میدهند.
آنها باید تصمیم بگیرند. دستگاهها و نهادهای دیگر باید وظیفهشان را انجام دهند. خودتان میگویید که تضمین نمیکنیم با امضا کردن این تعهدنامه اقتصاد درست شود. پس برای چه میخواهید امضا کنید؟ چرا آن قدر اصرار بر امضا دارید؟ قبلاً هم در برجام همین تهدید را کردند. یکی از آقایان آمد در جلسات متعدد و به انحا مختلف گفتند اگر مجلس این را تصویب نکند هر یک روزی به تأخیر بیندازد بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به اقتصاد کشور ضرر میخورد.
عجله کردید و ۲۰ دقیقهای تصویب کردید چه شد؟ الان هم همین کار را دارند روی این قصه لوایح انجام میدهند. لوایحی که واضح البطلان است. خسارتش کاملاً مشخص است. دولت محترم این حرفها را رها کند. برجام را رها کند. صنعت هستهای را دوباره احیا کنید تا مشکلات مردم و مسائلی که دارند حل شود.
نکته آخر اینکه من اگر درباره موضوعی موضع داشته باشم بالصراحه یا در خطبه ها از من میشنوید یا از طریق روابط عمومی دفتر میگویم. لذا نقل قول از بنده هیچ اعتباری ندارد. |
| 1397/11/19 | 1397/11/19راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال باشکوهتر از هرسال دیگر برگزار خواهد شد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه245
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عرض شد متقین به اداء تمام حقوق شرعی اعم از واجب و مستحب پایبند هستند. بحث درباره زکات، صدقات و انفاق بود و آثاری که در دنیا و آخرت برای ما دارد؛ و عرض کردیم در بعض روایات به شدت مذمت کردهاند کسانی را که زکات نمیدهند. نظیر اینکه امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر کسی زکات ندهد مسلمان از دنیا نمیرود و یا کسیکه زکات پرداخت نمیکند دزد است.
کسیکه زکات نمیدهد ملعون است؛ و امثال ذالک و بعد اشاره کردیم به بعض موارد که چرا افراد اقدام به بخشش ندارند. گاهی توطئه میکنند تا انفاق ترک شود. سعی میکنند جوی درست کنند تا حقطلبان فرصت بیان حق خود را نداشته باشند. تا پایگاههای انقلابی از بین برود.
در قسمتی ازآیه ۷ سوره مبارکه منافقون فرمود: «هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا …» ایشان (منافقان) آنانند که مىگویند: به کسانى که در پیرامون رسول خدا گرد آمدهاند انفاق نکنید (و چیزى ندهید) تا پراکنده شوند.
یکی از فشارها بر مومنین تحریم اقتصادی است که توسط منافقین به آن دامن زده میشود و این آیه چقدر در این روزهای ما زنده و گویاست. یکی از بدترین آثار انفاق نکردن را امام صادق -علیه السلام- اینگونه بیان میکند. هر کس از یاران ما که مردى از برادرانش در رفع نیازى از او یارى جوید و او همه تلاش خود را براى برآوردن حاجت او به کار نبرد، به خدا و رسول خدا و مؤمنان خیانت کرده است.
ابو بصیر (راوى حدیث) مىگوید: به ابوعبداللَّه (امام صادق) عرضکردم: مقصود شما از مؤمنان چیست؟ فرمود: از زمان امیرالمؤمنین تا آخر آنان. در این باب مطلب فراوان است و فرصت کوتاه. ببینید اهل بیت چگونه به انفاق اقدام میکردند، قطعاً در این باره مطالبی شنیده اید اما روایتی را نقل میکنم از کتاب زکات وسائل الشیعه:
مردى از یاران حضرت امام جعفر صادق -علیه السلام- شنیده بود که امام نخلستانى در نزدیکى مدینه طیّبه دارند و در مصرف محصول آن بطریق خاصی عمل مىکنند. خدمت امام صادق -علیه السلام- رسید و عرض کرد: فدایت شوم! شنیده ام شما در مورد درآمد نخلستان «عین زیاد» به گونه اى عمل میکنید که دوست دارم جریان را از خودتان بشنوم.
امام فرمودند: بسیار خوب! جریان این است که هنگامى که خرماها میرسد، من دستور مىدهم که دیوارهاى نخلستان را به اندازه رفت و آمد خراب کنند تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند؛ و مىگویم هرروزده سکو مانند بسازند، که روى هر یک ده نفر بتوانند بنشینند (و براحتى و تمیزى خرما بخورند) و هر ده نفرى که خوردند و رفتند ده نفر دیگر بیایند؛ و براى هر نفر یک مدّ رطب بگذارند؛ و مىگویم براى همه همسایگان آنجا از پیرمرد و پیرزن و بچه و بیمار و زن و هر کس نمىتواند بیاید و خرما بخورد براى هر کدام یک مدّ خرما ببرند (و به در خانهشان تحویل دهند).
و چون زمان جمع آورى محصول تمام شد، به همه کارگران و وکیلان خود واشخاصى که کمک کرده اند مزد پروپیمانى مىدهم؛ باقیمانده خرماها را هم به مدینه مى آورم و در مدینه نیز، براى خانواده ها و مستحقان، دوبار و سه بار و کمتر و بیشتر خرما مىفرستم هر کس به اندازه نیاز و استحقاقش، در نتیجه، براى خودم (و خرج عیالم در سال)، چهار صد دینار مىماند، با اینکه اصل درآمد نخلستان پیش از جمع آورى چهار هزار دینار است.
این روایت گویای سخاوت امام است اما درس انفاق به ما میدهد. از اموال نو بدهیم به موقع فدهیم آنچه مورد نیاز طرف را به او بدهیم، منت نگذاریم. ریا نکنیم و … البته یک نکته را هم باید توجه کرد و آن اینکه انسان نباید در انفاق کردن دچار اسراف شود. مثل همه امور، اسلام دستور به میانه روی داده و افراط و تفریط رو مذموم میداند.
اینجا هم افراط که اسراف است و تفریط که بخل است نهی شده. در آیه ۶۷ سوره مبارکه فرقان فرمود: «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا، وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً» و کسانى که چون انفاق کنند، نه اسراف ورزند و نه تنگ نظرى نشان دهند؛ و انفاقشان در حدّ قوام (میانه) باشد؛ یعنی اگر کسی بخواهد حدِ بخشش را رعایت کند باید در پرداخت میانه رو باشد؛ و الا از گروه مسرفان است.
یا در آیه ۲۱۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ؟ قُلْ: ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ، وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» (اى پیغمبر) از تو مىپرسند که چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیرى که انفاق کنید، به پدر و مادر باید باشد و به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان؛ و شما هر کار خیرى که انجام دهید خدا از آن آگاه است.
در دستگاه الهی هیچ عملی از اعمال ما گم نمیشود. این در دنیاست که پرونده ها و اعمال افراد گم میشود و نادیده میماند. خداوند آگاه و بصیر و خبیر و حکیم است. یکی از مصادیق بخشش و انفاق مطلبی است که مرحوم مجلسی در بحار نقل میکند که امام صادق از پدر بزرگوارش از رسول خدا که فرمود: هر کس از یتیمى نگاهدارى کند و متکفّل خرج او شود، من و او در بهشت همچون این دو خواهیم بود؛ و دو انگشت اشاره و میانه خود را باهم نشان داد.
این همه دستور به انفاق و مواظبت کردن دردمندان جامعه آنوقت عدهای اهل زیاده روی و زیادهخواهی آن هم از اموال عمومی هستند. از بیت المال برای تجمل گرائی و خرجهای کلان و سفرها و سفره های کذائی استفاده میکنند و ژنهای خوب را بر منابع مالی جامعه مسلط میکنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بیدارند و زندگی آنان آگاهانه و با هوشیاری تمام، بدون غفلت و با پیروی از دستورات دین پیش میرود. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۶۱ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ» مردم دنیا مانند کاروانى هستند که آنها را مىبرند در حالیکه در خوابند.
دنیا راهی است که به سمت آخرت کشیده شده و رونده این راه یعنی اهل دنیا از نتیجه مسیری که طی میکنند و از کار و تلاشی که دارند در غفلت هستند تا زمانیکه به مقصد برسند. لذا تشبیه فرمود به کاروانی که مسافران آن در طول مسیر در خوابند وقتی به مقصد میرسند بیدار میشوند و تازه میفهمند که خیلی بهره ها را میتوانستند در طول راه ببرند که از آن محروم شدند. تمام کسانیکه غافلانه زندگی میکنند و برای دنیا و آخرت خود برنامه ریزی ندارند مشمول این روایتند. خدایا بهترین زاد و توشه ما تقواست تقوای فردی و اجتماعی ما را بیش از پیش بگردان.
۲۰ بهمن بیستم جمادیالثانی سال ۱۱ قمری سالگشت شهادت زهرای اطهر -سلام الله علیها- است. اولین شهیده راه ولایت به روایت ۹۵ روز است که به همه شما اعزه بزرگوار تسلیت عرض میکنم. راجع به بانوی دو عالم غیر از معصوم کسی چیزی برای گفتن ندارد؛ که فهمیدن آن مطالبی هم که معصوم در حق صدیقه طاهره بیان فرموده است قابل درک ما نیست.
مکرر عرض کردیم همین زیارتنامه زهرای اطهر را نمیفهمیم یعنی چه که خدای تعالی فرموده است به اینکه تو را قبل از اینکه خلق کنم امتحان کردم. میگوییم تو کسی هستی که خدای تعالی قبل از اینکه تو را خلق کند امتحان کرده است. برای فهمیدن همین مطلب باید تقلا کنیم و مطالب را در کنار هم بچینیم و مطالبی را از آنها برداشت کنیم تا شاید معنا را فهمیده باشیم یا نفهمیده باشم.
عظمت علمی و احاطه او به اثار وحی را شما میتوانید در خطبه فدکیه ببینید. اوج عاطفه و مادری و همسری در زندگی زهرای مرضیه میبینیم. یاد میگیریم که چگونه باید باشیم. ولی عصر ارواحنا فداه او را اسوه خود میداند. اهلبیت او را حجت خدا بر خود میدانند؛ یعنی او الگوی بشریت است نه اینکه فقط الگوی بانوان باشد؛ که بعضاً گفته میشود که الگوی زنان مسلمان است این تنقیص حضرت زهراست. او الگوی بشر است.
ابعاد شخصیتی حضرت زهرا فراوان است. شخصیت کاملاً سیاسی مسلمان است. تأکید میکنم او یک سیاستمدار مسلمان است. سیاستمدار مبارز سیاسی اما اسلامی. لذا از این جهت هم الگویی باعظمت است برای همه سیاستمداران مسلمان. سیاست مداری که هدف وسیلهاش را توجیه کند سیاستمدار اسلامی نیست. سیاست باز و سیاسی کار است. تربیت شدگان مکتب او هم همینطور هستند. امام را ببینید. رهبری را ببینید. سیاستشان عین دیانتشان است.
به عنوان وظیفه ی الهی با تمام وجود از مقام امامت و ولایت دفاع کرد؛ که نحوه شهادتش گواه است بر مظلومیتش. خط مشی حضرت آگاهانه، حساب شده، از روی بینش و با بصیرت بینظیر از عمق ایمان و اعتقاد برای به ثمررساندن وحی الهی و بهره مند شدن همه انسانها بود.
یکی از درسها این است که وقتی معاندان شروع کردند به تخریب چهره ولی زمان، اولین اقدام را روشنگری وبصیرت افزائی دانست و شروع کرد به یادآوری و بیان ویژگیها و رشادتها و حضور در جبهه های مختلف در زمان رسول خدا و امثال ذالک، قسمتی از عبارت ایشان را ببینید؛
فرمود: هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش کرد یا هرگاه شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایى از مشرکین دهان باز کرد، رسول خدا، برادرش علىبن ابىطالب را در کام (اژدها و شعله فتنه ها) افکند و على هم باز نمىگشت مگر آنکه گردن سرکشان را پایمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با (آب) شمشیرش خاموش کند.
میشود گفت مردم در آن زمان دو دسته بودند: گروهی اصلاً از دشمنی با علی –علیه السلام- و مخالفت با او مطلع نبودند و دسته دیگر هم جرأت حرف زدن نداشتند. افشاگری کار سختی بود چون تعدادی از اینان سالها مبارزه کرده بودند و در رکاب پیامبر بودند. جنگ دیده بودند خانواده شهید بودند و خودشان بعضاً جراحت جنگ داشتند اما هوا و هوس کورشان کرده بود بعضی هم از دانشمندان و علماء جامعه شده بودند نمیشد آنها حرفی زد خواص بودند.
بعد مادر ما -سلام الله علیها- با کمال شجاعت ماهیت پلیدشان را و ریشه هاى دشمن یشان را آشکار کرد. وراز غربت علی -علیه السلام- را برملا کرد. امروز هم از این صحنه ها دیده میشود که حرکتهائی صورت بگیرد که علی زمان تنها بماند؛ اما به فضل پروردگار مردم امروز ما مثل مردم کوفه نیستند با بصیرت و هوشیاری و حضور بموقع؛ تا پای جان، از ولایت و امامشان حمایت میکنند.
حضرت زهراست که الگوی جوانان قبل از انقلاب شد و مسیر را برای پیروزی باز کردند و بعد از پیروزی در عرصه های مختلف به خصوص دفاع مقدس با یاد او و تاسی به او با سربند یا زهرا و یا فاطمه خون دادند و اسلام و ارزشها را حفظ کردند؛ و چه تقارن زیبائی که امروز سالگشت آغاز عملیات بزرگ والفجر ۸ در فاو (۱۳۶۴ ش) هم هست.
عملیات مهم و اثرگذار با دستاوردهای فراوان که ماشین جنگی عراق را زمینگیر کرد. رمز این عملیات یا فاطمه الزهرا بود. باید وقتی باشد که راجع به آن صحبت کرد. بینظیر بود. روز حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هم گرامی میداریم با کار حساس و فعالیت بالائی که در ماموریتهای مختلف دارند.
زهرای مرضیه در دفاع از ولایت حتی در حالی که صدمه دیده بود و بستری بود آرام ننشست. ایشان زنان زیادی از مهاجر و انصار را، اخلاق و حکمت و قرآن و سیاست تعلیم داده بود، به دیدنش که آمدند از خودش نگفت بلکه از سستی مردان و خانه نشین شدن حق گفت و آتش را به درون خانه ها برد و انقلاب را خانگی کرد و آگاهیهای اجتماعی را داخل خانه ها بالا برد. روش زهرای مرضیه به ما میگوید اگر در جامعه اى به جاى اینکه زنان را به خود مشغول کنند، به آنان آگاهی سیاسی و فرهنگی و اعتقادی بدهند در عرصه های مختلف پیشتاز خواهند بود که نمونه اش انقلاب اسلامی است.
توجه داشته باشند خانمها که اسلام اجازه نداده است بانوان در جامعه تحقیر شوند. زنان را نباید به کارهائی تشویق کرد و به عناوین مختلف فرصتهائی را فراهم کرد که به ارزش و کرامت وجودی آنان که موهبت الهی است خدشه وارد شود. اسلام هرگز با رشد علمی و پژوهشی بانوان در عرصههای گوناگون مخالفتی ندارد؛ اما به شدت با سوء استفاده از آنان با حرفهای دهان پرکنی که نتیجهاش از بین رفتن حرمت زن و نقش بیمثال او در عالم هستی است، مخالف است.
اسلام میگوید «المَرأهُ رَیحانَه لَیسَت بِقَهرَمانه» از آنجا که روح جامعه انقلابی، فرهنگ و هویت اسلامى ایرانى است که نقش موتور محرکه ی جامعه را دارد. باید این فرهنگ را حفظ کرد و برای تعالی آن در جامعه کوشش کرد و اجازه نداد افکار و اندیشه هایى که روح انقلاب را از بین میبرد بر مقدرات فرهنگى کشور تسلط داشته باشند. زن رکن اصلی خانه است در همه مراحل چه دختری چه همسری چه مادری چه خواهری باید به این دقت کنند
اسلام هرگز با این چهرهای که در چهل سالگی انقلاب از زنان نشان دادند موافق نیست. چرا متولیان فرهنگی در این سطح از خواب آلودگی و بیخبری از دستورات دینی بسر میبرند. چرا اجازه میدهید با سرمایه و امکانات کشور چنین خیانتهائی به جامعه هنری بشود. آیا فکر نمیکنید که مسئول یعنی روزی باید پاسخ بدهد؟
آیا وصیت نامه نزدیک به ۳۰۰ هزار شهید را نخوانده اید که در همه آنها تاکید به حفظ ارزشهای الهی و به خصوص حجاب و عفت شده است؟ امسال جشنواره فیلم فجر با خبرهائی که ازش می آید کرامت و شأن بانوان را از بین برده است. میخواهند حرمت شکنی کنند و توسط این واداده های اجنبی پرست، عادی سازی کنند و ابتذال را رواج دهند.
این کارها را میکنند تا مردم را خسته کنند و بگویند انقلاب تمام شد و حجم عظیم دستاوردهای انقلاب را در چشم مردم کوچک و بی اهمیت جلوه دهند. مردم را نسبت به آینده مأیوس کنند. فشارهای جدید طراحی میکنند به خاطر بعض کمبودها که خود ایجاد کردهاند. مردم را تحریک به اغتشاش میکنند، تلاش میکنند بین مردم و حاکمیت فاصله بیاندازند. فکر میکنند در این جنگ اقتصادی تمام عیاری که راه انداخته اند پیروز بوده اند. میخواهید مردم در راهپیمائی شرکت نکنند؛ اما زهی خیال باطل.
نمیدانند که هرچه کید و مکر کنند مردم ما منسجمتر و مصممتر از قبل میشوند. آمریکای خبیث، رژیم غاصب کودک کش، انگلیس پلید و آل سعود ملعون ۲۲ بهمن امسال مردم ایران با حضورشان در راهپیمائی ۴۰ سالگی انقلاب، حماسه ای خلق خواهند کرد که هرگز فراموش نخواهید کرد.
آنچه مهم است این است که ملت بزرگ ایران از هر قوم و قبیله با هر نوع گرایش با قدرت و صلابت و وحدت و یکپارچه در راهپیمائی ۲۲ بهمن شرکت میکنند و با حضورشان بار دیگر به قدرتهای استکباری و بخصوص آمریکا یادآوری میکنند که مثل ۴۰ سال گذشته در آینده هم هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.
هفته گذشته دستاوردهایی از انقلاب را خدمت دوستان گفتیم. خود استان البرز را رصد کنید تا ببینید که رشدی در این ۴۰ سال در تولیدات و صادرات و علم و فن آوری داشته چگونه بوده است. ۳۵۰۰ واحدی صنعت معدن تجارت، ۱۰۰۰ واحد کشاورزی، ۹۰۰ واحد گردشگری، ۱۲۴ واحد دانش بنیان، ۱۶۰ واحد در منطقه اقتصادی پیام، ۲۱ واحد سرمایه گذاری خارجی،۱۰۰۰۰۰ صنف، ۵۵ مرکز آموزش عالی،۲۵۰۰ نفر هیئت علمی، که در قسمت اعظمی از اینها حائز رتبه اول یا دوم یا سوم در کشور و منطقه است.
جزوه ای را هم دوستان از دستاوردهای انقلاب تنظیم کرده اند روی سایت میگذارند تا عزیزان مطالعه کنند. برنامه ای راجع به اولینهای استان البرز هم تهیده شده توسط دوستان دفتر که این شب ها از صدا و سیما پخش می شود.
۲۵ بهمن صدور حکم تاریخی امام خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی در سال ۱۳۶۷ شمسی است. آنچه هم که در منطقه اتفاق افتاد تشکیل دولت جدید در لبنان برای مقاومت پیروزی سیاسی دیگری را تثبیت کرد. |
| 1397/11/12 | 1397/11/12عملکرد برخی مسئولان، نظام و آرمانهای انقلاب را زیرسؤال نبرد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه246
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا از آنجائی که به خدای تعالی بد گمان نیستند، جود و بخشش فراوان دارند. همانطور که ان شاءالله بحث را دنبال می کنید در باره زکات و انفاق مطالبی به عرض رسید.
در ادامه به بعض علت هائی که افراد اقدام به بخشش نمی کنند اشاره می کنم. اگر انسان به خدای تعالی بی اعتماد باشد در زندگی او آثار سوئی به جا می گذارد که یکی از آنها این است که سوء ظن به خدا دست به خیر بودن و عمل صالح را از شخص می گیرد.
چون فکر می کند آنچه که در راه خیر داده از دستش رفته و جایگزین ندارد در حالیکه خدای تعالی وعده داده است جای خالی را پر می کند. امام صادق -علیه السلام- فرمودند: نبخشیدن آنچه موجود است از بدگمانى به معبود است.
دوم از مواردی که افراد اقدام به انفاق نمی کنند نفاقی است که در درون دارند. خدای تعالی در آیات ۷۵ تا ۷۷ سوره مبارکه توبه فرمود: بعضى ازایشان (منافقان) با خدا پیمان بستند که اگر خداوند از فضل خویش به ما مالى دهد، قطعاً صدقه خواهیم داد، و حتماً ازصالحان خواهیم بود.
«فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ، وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ» پس وقتی از فضل خویش به ایشان مال داد، بخل ورزیدند، و (به پیمان خویش) پشت کردند، و رویگردان شدند. «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ، وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ» آنگاه آن (بخل و پیمانشکنى) در دلهاى ایشان نفاقى پدید آورد، تا روزى که به کیفر بخل خویش برسند، (و این همه از آن شد) که با خدا خلف وعده کردند، و (آنچه مىگفتند که انفاق خواهیم کرد و صالح خواهیم بود) دروغ مىگفتند.
آیات شریفه به روشنی بیان می کند که ریشه عدم انفاق آنان نفاقی بود که در دل داشتند و به زبان چیزی می گفتند که در دل به آن اعتقادی نداشتند. در ذیل این آیه شریفه جریان یکی از انصار به نام ثعلبه بن حاطب را به عنوان شان نزول ذکر کرده اند که او به پیامبر اکرم عرض کرد: دعا کنید تا خدا به من مالى بدهد.
رسول خدا فرمودند: اى ثعلبه! مال اندکی که بتوانى شکر آن را به جا آورى بهتر از مال بسیارى است که طاقت آن را نداشته باشى؛ آیا رسول خدا (که مالى ندارد) براى تو اسوه اى نیکو نیست؟ سوگند به خدایى که جانم به دست او است، اگر مىخواستم که کوه ها براى من زر و سیم شود مىشد.
ثعلبه باز نزد رسول خدا آمد و درخواست دعا برای مال دار شدن کرد و گفت سوگند به آنکه تو را به حق برانگیخت، اگر خدا به من مالى ببخشد، حق هر صاحب حقى را به او خواهم داد. رسول خدا هم به خدای تعالی عرض کرد: خدایا به ثعلبه مالى روزى فرما.
و ثعلبه گوسفندانى خرید و چنان رشد کردند که کرم ها رشد مىکنند؛ و جاى او براى گوسفنددارى در مدینه تنگ شد، لذا از شهر رفت و در درّهاى از درّههاى اطراف منزل کرد؛ باز گوسفندان افزایش یافتند و ناگزیر از مدینه بسیار دور رفت و از نماز جمعه و جماعت بازماند.
پیامبر مأمور گردآورى زکات را براى جمع آورى زکات نزد ثعلبه فرستاد، او امتناع کرد و بخل ورزید و حرف های نامربوط زد که رسول خدا وقتی فهمیدند چند مرتبه فرمودند : واى بر ثعلبه. بعد این آیات نازل شد.
ثعلبه پیمان بست؛ اما بعد از آنکه به ثروت رسید احساس بی نیازی کرد و به فرموده قرآن کریم در آیات ۶و۷ سوره مبارکه علق اگر کسی خود را از خداوند بی نیاز ببیند طغیان می کند. «کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى» که خودِ این عدم اعتماد به خدا و نفاق در دل از نشانه های عدم ایمان است.
لذا کسی که به خدا ایمان نداشته باشد اگر بخششی هم داشته باشد مورد پذیرش خداوند نیست. چون آنچه در درگاه الهی ارزشمند است آن است که از روی ایمان و تقوا پرداخت شده باشد که در قسمتی از آیه۲۷ سوره مائده فرمود: «… إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین».
سوم اینکه بعضی ها بهشت و جهنم را دروغ می پندارند و فکر می کنند که مال و ثروت می تواند آنان را به مقصدی که دارند برساند و لذا بخل دارند و اقدام به یاری دیگران نمی کنند. فقط برای خود جمع می کنند در حالی که می توانند با این مال خود را از آتش جهنم خلاص کنند و سعادت ابدی تهیه کنند.
خدای تعالی در آیات۸ الی۱۱ سوره مبارکه لیل فرمود «وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى» و اما کسی که (از انفاق ثروت) بخل ورزید و خود را بی نیاز نشان داد. «وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى» و وعده نیکو را تکذیب کرد. «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» پس او را براى راه سخت و دشواری (که سلب همه توفیقات اوست) آماده می کنیم.
«وَ ما یُغْنِی عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى» و چون به هلاکت (آتش دوزخ) سقوط کند، مالش براى او کارى نمی تواند بکند. ( نمی تواند عذاب خدا را دفع کند). این آیات خیلی صریح است و روشن، سعی کنیم از آنچه داریم انفاق کنیم که هر چه ببخشیم در حقیقت اندوخته کرده ایم و هر مقدار نگه داریم برای خود امتحان درست کرده ایم.
علی -علیه السلام- فرمودند: بخشیدن مالِ دنیا اندوخته است و نگاه داشتن آن فتنه. فتنه از این بالاتر که خداوند تعالی به کسانی که فقط جمع می کنند بشارت به عذاب داده است. فرموده: کسانى که زر و سیم را انباشته مىسازند و آن را در راه خدا انفاق نمىکنند، به عذابى دردناک مژده ده. «وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ، فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ»
خوب است سعی کنیم دست دهنده داشته باشیم و مجرای بخشش خدا باشیم. امیرالمومنین فرمودند: خداى را بندگانى است که به آنان به خاطر منافع دیگر بندگان نعمت ارزانى داشته است، و تا زمانى که از آن نعمت به دیگران بدهند، در دستشان باقى مىگذارد، و چون امساک ورزند آن نعمت را از ایشان مىگیرد و به دیگران مىسپارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا از هر فرصتی استفاده می کنند تا به اهل ایمان خدمت کنند. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۶۰ از حکم نهج البلاغه فرمودند «الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ» شفاعت کننده بال و پر طلب کننده است.
جناح یعنی بال که پرنده به وسیله آن پرواز می کند امام -علیه السلام- در اینجا شفیع را استعاره آوردند چون مثل بالی که پرنده دارد و او را به مقصد می رسد این شخص را با واسطه شدن به خواسته اش می رساند.
بحث شفاعت ابعاد فراوان دارد که در جایش باید بحث شود. اما در همین عبارت کوتاه هم اگر دقت کرده باشید، توحید را یادآوری می کند که در شفاعت انسان توجه دارد که کار دست دیگری است و از واسطه می خواهد که وساطت کند تا کار درست شود.
لذا اگر این روایت را در بحث توبه مطرح کنیم این می شود: اگر بخواهیم به مطلوب که پذیرفته شدن توبه است برسیم باید کسی شفاعت کند. لذا شفیع بالی است که ما را به مقصد، که غفران الهی است می رساند. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
امروز۱۲بهمن است. ۴۰ سال قبل در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ حضرت امام روح الله بعد از ۱۵ سال دورى و تبعید، به ایران برگشتند و مردم با حضور میلیونیِ ۳۳ کیلومتری از فرودگاه تا بهشت زهرا، بزرگترین استقبال تاریخ را به نمایش گذاشتند.
و امام دربهشت زهرا، درکنار شهداء وانبوه جمعیت، با استدلال اعلام کردند رژیم پهلوی غیر قانونی است و برای آینده انقلاب مطالب مهمى را بیان کردند. این روز و آغاز دهه مبارکه فجر را به همه شما تبریک عرض می کنم و این که «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ» امروز کفر پیشگان از شکست دین شما ناامید شده اند.
دهه فجر امسال و ورود به دهه پنجم انقلاب را در حالی آغاز می کنیم که انقلاب در اوج نشاط و سرزندگی است برخلاف حرف هائی که می زنند و تلاشی که می کنند برای مهار قدرت و نفوذ ایران القاء کنند که کار انقلاب تمام شده است.
حالا با ایران هراسی و شیعه هراسی برای خارجی ها و برای داخل هم با القاء اینکه فساد گسترش پیدا کرده کار از دست دررفته درآمدها را جای دیگر خرج می کنند و ایجاد بحران های اقتصادی مثل توزیع گوشت و خراب کردن بازار و ناراضی تراشی امثال ذالک که متاسفانه بعضی ها هم ندانسته تکرار می کنند تا مردم را مایوس کنند. ( میگوییم ندانسته که حمل به صحت کنیم)
خیلی از این امکانات وجود دارد در همین بحث گوشت پیگیری کردم و جود دارد اما در توزیع، جوری توزیع میکنند که افراد را ناراضی کنند. واقعاً جای تاسف دارد که بعضی ها درست در سالگرد انقلاب جوری عمل می کنند که چهره بدی به دنیا مخابره شود. این ظلم به نظام و خون های پاک شهیدان است. چرا عزت سوزی می کنید.
آیا سزاوار است که مردم را در سالگشت انقلاب در صف گوشت قرار دهید؟ آن هم وقتی این کالا را داریم اگر نداشتیم هم باید جور دیگر تدبیر می کردید. چند سال قبل هم در آستانه پیروزی مردم را به صف سبد کالا کشاندید. نمیخواهیم برای این کار عنوان بگذاریم ولی کار خوبی نیست. همه اینها خدشه به انقلاب است.
اگر مسئولین و اتفاقاً کسانی که در برقراری انقلاب فعال بودند و کمک کردند طوری عمل کنند که اهداف و آرمانهای اولیه مورد خدشه واقع شود، و در زندگی شخصیشان و در بیان مطالبی که از آنها سؤال میشود اهداف اولیه انقلاب که انقلاب پابرهنگان و مستضعفان بود را زیر سؤال ببرند، از هر طیف و طبقه و قشری که باشند، قطعاً خلاف انجام دادند و این حرکتشان مرضی امام و شهدا نخواهد بود.
امروز باید روحیه مطالبه گری را تقویت کرد و با همین روحیه جلوی مفاسدی که وجود دارد، مثل دنیا گرایی و اشرافیت زدگی و تجمل زدگی، عافیت طلبی و منفعت طلبی ایستاد، که عده ای از مسئولین متاسفانه گرفتارش شده اند.
باید به وسیله مطالبه گری دامن انقلاب را از این آلودگی ها پاک کرد.و نگذاشت که این مسیری که با رشادتها و مجاهدتهای فرزندان پاک اسلام به نتیجه رسیده است به خاطر بعضی از این حرکتها و ضایع شود و از بین برود.
خب، میگویند انقلاب تمام شده است. اگر تمام شده پس این هجمه همه جانبه و سخت گیری به عقائد و اقتصاد و فرهنگ و اخلاق و اجتماع ایران برای چیست؟ اگر کار تمام شده چرا وزیر خارجه آمریکا می گوید: ما مىخواهیم شرایطى را ایجاد کنیم که ایران مثل یک کشور عادى رفتار کند.
وزیر خارجه آمریکا به همراه وزیر خزانه داری روز ۱۴آبان امسال در نشست خبرى که جزئیات تحریمهاى جدید علیه ایران را اعلام کردند گفت: ایران یا باید به عنوان یک نظام سیاسى عادى در نظام بینالملل رفتار کند و یا این که باید فشارهاى اقتصادى را بپذیرد.
حرفهائی که می زنند یعنی تفکر انقلاب زنده است. در طول این ۴۰ سال هروقت بر اساس تفکر انقلاب حرکت کردیم استکبار را مضمحل کردیم و از بن بست بیرون آمدیم و اگر کسانی نسخه های غربی را به ما تحمیل کردند گرفتار شدیم و ضرر کردیم.
به کوری چشم بدخواهان و تفاله های داخلی شان، با تکیه برخدا و پیروی از رهبرمعظم انقلاب و حضور مردم متدین، انقلاب زنده است و پرنشاط و بالنده به سمت آرمان هایش باصلابت در حرکت است. ان شاء الله امسال مردم سراسر ایران جواب اهانت های رئیس جمهور بد دهن آمریکا و نقشه های خباثت آلودشان را با شکوه هرچه بیشتر و ضد استکبار تر از همیشه در راهپیمائی ۲۲ بهمن به همه مردم دنیا نشان خواهند داد.
خوب است در همین روز اول از دهه مبارکه فجر از امام بگوئیم. متاسفانه راجع به شخصیت ربانی و الهی ایشان و افکار بلند و روش اجرائی ایشان کمتر یا اصلاً صحبت نمی شود و اتفاقا از طرف مقابل برای خالی کردن عقبه ذهنی افراد اقدام به تحریف و سیاه نمائی و کج فهماندن هم می شود. بعضی وقتها بعضیها هم در داخل این مسئله را دنبال میکنند.
لازم است که افکار امام و خط امام بازخوانی شود. مردی که قسمت زیادی از زندگی را سپری کرده بود و در سن سال خورده گی، انقلابی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی را رهبری می کند که نسل جوان کشورش و سراسر عالم را تحت تاثیر خودش قرار می دهد و همه را به دنبال خودش به حرکت در می آورد.
بیشتر انقلابهای دنیا رهبرانشان یا جوان بودند یا میانسال بودند اما سالخورده نبودن.د خیلی از ۷۰ ساله ها را میبینید که توان ندارند. همان امام حرکتی را آغاز کرد و کلامی را بیان کرد و مطالبی را گفت که جوانانی که از ایشان تبعیت میکردند، سن امام چهار پنج برابر آنها بود. همه را تحت تأثیر قرار داد و به دنبال خودش آورد.
رهبران انقلاب های دنیا هیچکدام ویژگی های امام را نداشته اند. انقلاب ما فرهنگی مذهبی و سیاسی بود، لذا تا الآن دوام آورده است. امام شخصیت منحصر به فردی داشت، در حالی که ذوب در فقه و معارف اسلامی بود و از اخلاق الهی برخوردار بود، در عین حال اطلاعات سیاسی وسیع و عمیق داشت و دنیا و سیاستمداران دنیا را به خوبی می شناخت.
می گویند امام معمار انقلاب بود. درست است، اما صحیح ترِ آن، این است که بگوئیم: مهندسِ معمار بود. چون فقط نقشه روی کاغذ نکشید و فقط مهندسی نکرد بلکه نقشه اش را به اجرا درآورد. و آن مهندسی را معماری کرد. هم دین شناس ورزیده ای بود و هم تلاش کرد آنچه را فهمیده است در صحنه زندگی و اجتماع پیاده کند.
این گفتمان انقلاب است. لذا این گفتمان و آرمان های انقلاب از همان اول طوری بود که به اطراف صادر شد. فریاد حق طلبی و استکبار ستیزی و دفاع از مظلومینِ امام در تمام جهان طنین انداز شد. و همان موقع صادر شد.
ولو یک عده ای که تفاله های آنها امروز هم هستند می گفتند انقلاب مگر نخود و لوبیاست که صادر کنیم. اما امروز همه شاهدند که حتی کشورهای غیر اسلامی هم با الهام از انقلاب اسلامی بر علیه حاکمان جائر خود قیام می کنند و کشورهای اسلامی هم از نشر همین تفکر کلافه هستند.
حرکتی که اخیراً در فرانسه انجام گرفت خودشان گفتند از ایران الهام گرفته اند. یکی از محققین سوئدی در همان سال های اول گفته بود: انقلاب اسلامى در حال حاضر تمام دنیاى اسلام را تحت تاثیر خود قرار داده است و مىتوانیم به شما بگوییم که حتى آن دسته از مسلمانانى هم که اکنون آشکارا طرفدار شما نیستند قلبشان با شماست و در نیمه راه هستند، و فقط عامل زمان است که آنها را به سوى شما سوق خواهد داد. من فکر مىکنم که انقلاب اسلامى راه خود را در تمام نقاط دنیاى اسلام باز خواهد کرد و بر روى جهان غیراسلامى نیز تاثیر خود را خواهد گذارد.
امام در مسیر انقلاب قدمی برای غیر رضای خدا برنداشت والا کارش به نتیجه نمی رسید. این وعده الهی است. تمام تلاش او احیای کلمه الله بود. خودش هم غرق در توحید بود. برای خدا تصمیم می گرفت. اگر غیر این بود از نظر دیپلماسی های معمول این کاری که امام کردند درست نیست که به خاطر ارتداد شخصی مثل سلمان رشدی دستور اعدام او را بدهند.
امروز را که می بینید آقایان چه دیپلماسی عزتمندانه ای دارند؟ مواضع پر صلابت و سازش ناپذیر امام غرب و بخصوص آمریکا را دائماً تحقیر می کرد. امام در جریان سلمان رشدی آنقدر محکم برخورد کردند که بوش پدر رئیس جمهور وقت امریکا براى اولین بار به مسلمانان امریکا به مناسبت عید فطر تبریک گفت.
در دیپلماسی ما قوی باشد یمن زیر بمباران آل یهود و آل سعود و امثال ذلک قرار نمیگیرد اگر دیپلماسی ما قوی باشد خیلی از اتفاقاتی که برای مسلمانان در سراسر کشورهای اسلامی به وجود میآید واقع نمیشود هر وقت دیپلماسی ما ضعیف شده مسلمانان در جاهای مختلف دنیا تحت ستم قرار گرفتند.
سیاست بازان غربى یکى پس از دیگرى سفراى خود را با ذلت به تهران فرستادند و عذرخواهى کردند. سران کشورهاى اسلامى به ناچار این موضوع را محکوم کردند و حکم ارتداد سلمان رشدى در نزد افکار عمومى تثبیت شد.
امروز هم مواضع قاطع و امام گونه رهبر معظم انقلاب در برابر غرب و آمریکا امید بخش و عزت آفرین و مایه دلگرمی همه دوستداران انقلاب در داخل و خارج از کشور است. و موارد زیادی در دوران حضرتشان اتفاق افتاده است.
من نزد تعدادی از مراجع درس خواندم. با بعضی نزدیک ۱۵ تا ۲۰ سال ارتباط درسی واخلاقی داشتم. فاصله امام با مراجع قبل و الان خیلی زیاد بود از همه جهت. امام شخصیتی مستقل و آزاد اندیش داشت و شاگردانش را هم اینگونه تربیت کرد. هرگز دعوت به خود نداشت. هرگز به دنبال مرجعیت نرفت، و کاری برای تثبیت آن نکرد.
به او گفتند رساله را به زبان اردو برای پاکستان تنظیم کنیم بفرستیم. سوال کردند مگر آنجا رساله نیست؟ هست ولی مربوط به مراجع دیگر است. فرمودند همان کافی است. با کسانی که ارتباط با دنیا زدگان را کمالی برای خودشان می دانستند و دنبال مریدبازی از افراد مال دار و دارای ثروت بودند و در مقابل این افراد کرنش دارند به شدت مخالف بود و خودش هم هرگز با زراندوزان و ثروتمندان نزدیک نشد.
فریب فریبکاران را نمی خورد و به کسی اجازه نمی داد در امور شخصی اش دخالت کند. امام نه می ترسید و نه کسی را می ترساند. وقتی همه علما و بزرگان به خاط موج اختناق و خفقانی که شاه ایجاد کرده بود زمین گیر شده بودند؛ بر علیه شاه اعلامیه داد: که شما روی چنگیز مغول را سپید کردید.
برای تحریف این شخصیت بزرگ ببینید که استکبار چه خرج ها و توطئه ها که نکردند و نمی کنند. اما اراده خدا چیز دیگری بود. در ماهنامه شاهد شماره ۱۸۴ سال ۶۸ از قول یکی از خبرگزاری ها راجع به امام اینگونه گزارش می دهد: آیت الله خمینی جهان را تکان داد، فردی بود با چهره ای مصمم و پولادین، راهنمای مطلق ایران، هرگز سازش نمی کرد، هیچ نشانی از تردید در او دیده نمی شد، جوری با قدرتمندان برخورد می کرد کانه فاقد قدرت هستند.
امروز حفظ راه و نام و آرمان امام و انقلاب، فقط در گرو، حفظ وحدت همه مردم، حضور در صحنه، تقویت و تبعیت از رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه است. راجع به شخصیت امام بحث فراوان است من اشاره کردم تا دوستان دنبال کنند بخصوص جوانان مطالعه کنند.
دستی در کار است که تحریف کنند و نگذارند که جوانها با آرمانهای امام آشنا شوند در گذشته صدا و سیما بیانات ایشان را بیشتر پخش میکرد. الان کمتر پخش میکند. و یک مسیر مسکوتی را گذاشتند. بخصوص وصیتنامه حضرت امام و منشورهایی که نوشتند مطالعه شود .
امید است با توجه به اینکه ۴۰ سالگی، آغاز مرحله جدید حرکت انقلاب است، شاهد گسترش و استحکام بیش از پیش آرمان ها و ارزش های اسلامی در جامعه باشیم.
امروز قسمتی از اهداف انقلاب به ثمر رسیده. مثلاً رفع ظلم و ظالم از منطقه و جهان از آرمان هاست که در مورد غده سرطانی منطقه، سران این رژیم پلید و حامیان پلیدتر به شدت آینده خودشان را در خطر می بینند.
ایران گفتمان جهان بدون رژیم کودک کش را در جهان جا انداخته است. و خط مقاومت قدرتمند عمل کرده و این جرثومه فساد و نکبت در عالم را به شدت تحقیر کرده و به فضل پروردگار حیاتش رو به پایان است.
امروز دشمنان انقلاب، ذلیلتر از همیشه و دوستان انقلاب، عزیزتر از هر وقت دیگر در جهان هستند. آمریکا در این ۴۰ سال برای ما مشکل درست کرده و الآن هم مشکل داریم اما ایران در مقابل آمریکا هر روز قوی تر از قبل بوده، و همیشه بزرگترین بازنده رویاروئی با ایران، آمریکا بوده است.
عزیزان سپاه امروز رسماً در نماز شرکت کردد خوب است یادی کنیم از ۱۸ بهمن سال ۶۱ که آغاز عملیات بزرگ والفجر مقدماتی در فکّه به فرماندهی سپاه انجام گرفت و منشاء برکات و پیروزی های بعدی شد. عدهای از عزیزان سپاه امروز در نماز شرکت کردند تشکر میکنیم.
رزمایشی را ارتش داشت که بسیار رزمایش مهم و مقتدرانه ای بود و آثار و برکات و پیامهای روشنی برای منطقه و خارج از منطقه داشت.
درباره کودتای کاملاً غربی توسط آمریکا در ونزوئلا قصد داشتم که نکاتی را عرض کنم که در دست گرفتن منابع ونزوئلا و نفتی که در اختیار آنهاست از ریشههای این کودتا بود فرانسه هم اخیراً حرفهایی زده بود بر علیه ایران که آن هم جواب میخواهد و مطالبی درباره سخنان سید حسن نصرالله بود که انشاءالله در فرصتی دیگر.
طومارهایی اعتراضی نسبت به سخنران ۲۲ بهمن نوشته شده است. اعتراضی که دوستان دارند اعتراض به جایی است. البته این دعوت متوجه خود استان نیست. درباره اصل این موضوع هفته آینده صحبت خواهم کرد که وظیفه ما چه خواهد بود، اما یک هفته فرصت می دهیم که ببینیم دوستان تدبیر می کنند یا نه. ما می خواهیم کاری انقلابی انجام دهیم پس باید تمام شئونش رعایت شود. ان شاء الله ملاحظه کنند و هزینه برای استان و منطقه و کشور درست نکنند. |
| 1397/11/5 | 1397/11/5تصویب لوایح استعماری هیچ مشکلی را حل نمیکند / دست از اعتیاد به دشمن بردارید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه247
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین بر اساس تعالیم عالی الهی، خود را در تامین معیشت نیازمندان سهیم میکنند؛ و سعی دارند تا با یاری رساندن به هم نوعان، حاجاتشان را برطرف کنند.
بحث ما هم رسید به انفاق. آیات و روایاتی که اهمیت انفاق در جامعه را بیان میکرد، طرح کردیم. اینکه انفاق علامت ایمان و ایمان به غیب، صداقت، تعهد، تقوا است؛ و فرمودند: انفاق از اخلاق اهل بهشت است. انفاق در کنار نماز، جهاد و شهادت ذکر شده است.
بالاترین درجه بخشش، بخشیدن جان است در راه خدا. اگر دقت کرده باشید تعبیر فیسبیلالله هم برای بذل جان آمده هم برای بذل مال. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در وصیتشان به امام حسن و امام حسین -علیهما السلام- در نامه ۴۷ نهجالبلاغه فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ…» خدا! خدا! در باره جهاد در راه خدا، با مال و جان و زبان؛ که فرمودند یک قسم جهاد، انفاق است.
لازمه قبول انفاق این است که در راه خدا و برای خدا باشد و الا اگر ریائی باشد و اخلاص در آن نباشد، نه تنها ارزشی ندارد بلکه موجب سرزنش الهی است. انفاق زینت اهل یقین است. رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمودند «بَذلُ المَوجود زینَه الیَقین» بخشیدن موجودى و آنچه دارى، زیور یقین است. بحار/ ج ۷۷٫
اگر مزیت و فضیلت انفاق برای ما روشن باشد در همه حال این عمل را ترک نمیکنیم ولو خودمان در تنگنا و تنگدستی باشیم. به تناسب امکاناتی که در اختیار داریم اقدام میکنیم. در بحار / ج ۷۸ از امام سجاد -علیه السلام- نقل میکند که فرمودند: از اخلاق مؤمن است انفاق کردن، بر میزان تنگدستى.
همان که خدای تعالی در قسمتی از آیه ۷ سوره مبارکه طلاق فرمود «… وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ…» هر وقت زندگی بر شما تنگ شد و از لحاظ مالی گرفتار شدید، مقداری از همان مال جزئی که در اختیارتان است را انفاق کنید. تا ببینید که گشایش میشود یا نه اینکه عرض میکنیم مجرب هم هست. افراد زیادی همین کار را در زمان تنگ دستی انجام دادند و آثارش را دیدند.
وقتی این حالت در افراد پیدا شد دیگر از چیزی خوف ندارند. نه از گذشته نگرانند و نه نسبت به آینده ترس دارند که در آیه ۲۷۴ بقره فرمود: کسانیکه اهل انفاق هستند «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ، سِرًّا وَ عَلانِیَهً، فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» کسانى که مال خود را، در شب و روز و آشکار و نهان، انفاق مىکنند، پاداش آنان در نزد پروردگارشان محفوظ است و دچار ترسى نخواهند شد و اندوهگین نخواهند گشت.
جایگاه انفاق و منفقین آن قدر بالاست که در ردیف شب زندهداری و تهجد و دعا و انابه و زاری به درگاه خداوند قرار گرفته است. در آیه ی ۱۶ سوره مبارکه سجده فرمود «تَتَجافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ، یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً، وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» (در دل شب، براى عبادت) بسترها را ترک مىکنند و پروردگار خویش را از ترس (عقاب) و امید (ثواب) مىخوانند و از آنچه روزیشان کرده ایم انفاق مىکنند.
و این آیه هم زیباست که به تعدادی از چهرههای الهی اشاره میکند و منفقین را هم در ردیف آنان نام میبرد. آیه ی ۱۷ آل عمران فرمود «الصَّابِرِینَ وَ الصَّادِقِینَ وَ الْقانِتِینَ وَ الْمُنْفِقِینَ وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ» صابران و راستگویان و به نماز و دعا ایستادگان و انفاق کنندگان و استغفارکنندگان در سحرگاهان (دارای اجر فراوانند).
و جالب است با اینکه جایگاه اهل تهجد و شبزندهداران و مقام قربی که نزد خداوند دارند و ثوابی که میبرند معلوم است با این حال در آیه شریفه انفاق کنندگان بر کسانیکه سحرگاهان به استغفار بلند میشوند مقدم شدهاند.
داشتم برای بحث امروز مطالعه میکردم به این روایت که در بحارالانوار/ج ۷۲ آمده برخوردم دیدم جالب است. گفتم تمامش را برای شما بخوانم. امام صادق -علیه السلام- فرمودند «ثَلَاثَهٌ أُقْسِمُ بِاللَّهِ أَنَّهَا الْحَقُّ- مَا نَقَصَ مَالٌ مِنْ صَدَقَهٍ وَ لَا زَکَاهٍ- وَ لَا ظُلِمَ أَحَدٌ بِظُلَامَهٍ فَقَدَرَ أَنْ یُکَافِیَ بِهَا فَکَظَمَهَا- إِلَّا أَبْدَلَهُ اللَّهُ مَکَانَهَا عِزّاً- وَ لَا فَتَحَ عَبْدٌ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَهٍ- إِلَّا فُتِحَ عَلَیْهِ بَابُ فَقْرٍ».
سه چیز است که به خدا سوگند مىخورم که حق است و واقعیّت دارد: (حضرت قسم می خورد) هیچ مالى از صدقه و زکات دادن کاهش پیدا نمىکند (گاهی افزایش آن در دنیاست به مثلش یا بیشتر و گاهی در آخرت است) و هیچ کس نیست که ستمى ببیند و بتواند تلافى کند و نکند، مگر اینکه خدا در مقابل، عزّتى به وى عنایت فرماید؛ (عزتی که خدا میدهد قابل گرفتن نیست، مگر خود انسان از دست بدهد) و هیچ بندهاى نیست که درِ سؤال و گدایى را به روى خود بگشاید، مگر اینکه درِ فقر به روى او گشوده شود.
کسانیکه دنبال آسودگی و آرامش هستند، همین کلمات نورانی را چراغ راه زندگی خود کنند. بیشتر مشکلاتی که داریم این است که اهل رقابت و چشم هم چشمی مذموم شدهایم. با هم مسابقه میگذاریم و سرعت هم میگیریم، اما نه در آنچه خدا فرمان داده که «سارِعُوا اِلی مَغفِرَهٍ و یا فَاستَبِقُوا الخَیرات» بلکه بر سر دنیا رقابت داریم؛ و یانعوذبالله در دروغگوئی ازهم سبقت میگیریم.
امیرالمؤمنین -علیه السلام-در غررالحکم فرمودند: در راستگویى و بخشندگى با یک دیگر رقابت کنید. اصلاً توجه نداریم که وقتمان به سرعت در حال سپری شدن است و کاری نکردهایم و دستمان خالی است. نگذاریم برای روز حسرت. در دنیا حسرت بخوریم و از فرصتها استفاده کنیم.
در جلد ۷۳ بحار است که از امیر المؤمنین -علیه السلام- پرسیدند: در میان مردم حسرت کدامیک از همه بیشتر است؟ فرمود: آن کس که مال خود را (در روز قیامت) در ترازوى دیگرى ببیند و خدا بوسیله مال خودش او را به آتش برد و وارث او را به بهشت.
چه کسی حسرتش بیشتر است؟ کسی که در دنیا پول را جمع کرد و مُرد و داد به ورثه. ورثه در راه خیر خرج کرد و بهشتی شد خودش چون از هر راهی که میتوانست جمع کرده بود جهنمی شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا پاسخ احسان و خدمتی که به آنان میشود را بهتر و بیشتر میدهند. امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۵۹ از حکم نهج البلاغه فرمودند «إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّهٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا اُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِی» چون تو را تحیت و درودى گویند بهتر از آن پاسخ بده و چون دستى به تو نعمتى ارزانى داشت با نعمتى فزونتر، آن را جبران کن؛ و با این همه، فضیلت براى آغازگر است.
شاید مطلب اول را امیرالمؤمنین از آیه ۱۷۶ سوره نساء اقتباس فرموده باشند. مطلب دوم هم در محاورات عرفی مشهور است و با جمله سوم هم خواستند افراد را به کار خیر تشویق کنند. خدای تعالی تقوای همه ما را بیش از پیش بگرداند.
در آستانه ایام پیروزی و دهه انقلاب قرار داریم و متذکر این نکته میشویم که خوب است دستاوردهای انقلاب از منظرهای مختلف تبیین و گفتگو شود. البته فهرست کردن موضوعات و فقط خواندن آنها کار چند خطبه است، چه رسد به شرح و توضیح دستاوردها.
انقلاب در طول این چهاردهه نه تنها از حرکت نایستاد بلکه با تمام مشکلات و سختیهائی که برایش درست کردند با قدرت، پرتوان و بالنده در مسیر تحقق آرمانهایش ادامه داده است؛ و در این پویائی و رشدی که داشته تجربیاتی ارزنده برای آینده و پیمودن راههای سختتر اندوخته است. در این نوبت به چیزهائی که از انقلاب برای برون رفت از مشکلات یاد گرفتیم به عنوان دستاورد فقط اشاره میکنم. هر چیزی که ما از انقلاب یاد گرفتیم دستاورد است.
الف) روحیه انقلابی و مدیریت جهادی: در طول این چهل سال هرچه پیشرفت داشتیم به خاطر همین روحیه بود، چون کسیکه این روحیه را دارد هرگز تسلیم وضع موجود نمیشود و برای رسیدن به آرمان های بلندی که دارد از منافع فردی میگذرد و با حرکت جهادی کشور را به قله های سعادت و پیشرفت نزدیک میکند.
لذا مدیرانی که این روحیه را داشتند و دارند، خدمات بزرگ و ارزنده ای به مردم و انقلاب داشتند. الان هم همینطور است مدیرانی که خواب و بیحال و شل هستند چیزی جز ضعف فتور برای انقلاب ندارند؛ اما مدیری که انقلابی است و وسط میدان است مردم کنارش هستند و آثاری از خودش به جا میگذارد؛ و میبینید که سعی میکنند این ارزش را از مردم بگیرند.
پس وظیفه داریم این دستاورد مهم را که سبک زندگی انقلابی است و برای اداره کشور این تفکر پاسخگوست را در جامعه تبلیغ کنیم و نگذاریم فراموش شود. اگر اداره کشور در اختیار انقلابیون و روحیه انقلابی نباشد باید شاهد از بین رفتن عزت و استقلال و تسلیم شدن در مقابل بیگانگان باشیم؛ و بعضاً میبینید کسانی که از این روی فاصله گرفتهاند چه خسارتهایی را دارند به کشور میزنند و ظلمهایی دارد به این مسیر پر قدرت و پرتوان که بهوجودآمده است زده میشود. همین روحیه ما را به دستاورد بعدی میرساند.
ب) راهبرد قوی و کار ساز ما میتوانیم. البته در مقابل عدهای غربزده که وابستگی را افتخار میدانند و ارزشی برای استقلال کشور قائل نیستند و میگویند بیگانگان بیایند و مدیریتِ رشد و توسعه کشور را به عهده بگیرند، با همین شعار تا امروز توانسته ایم با حفظ استقلال و عدم وابستگی ضمن از بین بردن مشکلات فراوان و عبور از بحرانها، با استفاده از توان و استعداد داخلی در خیلی از عرصه ها جزء اولینها باشیم.
این ظهور ما میتوانیم است؛ یعنی چیزی که ما از انقلاب یاد میگیریم و جزو دستاوردهای انقلاب است ما میتوانیم است. ما که نمیتوانستیم خیلی چیزها را درست کنیم در قدیم هم دوستان یادشان هست که ایران را چه مذمت هایی میکردند که مثلاً ایران نمیتواند چه چیزهایی را بسازد.
ج) یکی از دستاوردهای مهم ما اعتماد به جوانان بوده است، شما در طول این چهل سال نمیبینید فعالیتی را که پیشرفت داشته و به نتیجه رسیده، مگر آنکه توسط جوانان با ایمان، خلاق و توانمند انجام شده. از دوران مبارزه با طاغوت بگیرید تا امروز در عرصه های مختلفِ فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، سازندگی و محرومیت زدائی.
نباید سست شد و دائماً باید تولید داشت، باید تلاش کنیم این مسیر را دشمنان قطع نکنند و به تعبیر حضرت آقا جوان مومن انقلابی پاکار را تربیت کنیم. یکی از نمونههای جوان انقلابی مومن پاکار کسی بود که اعجوبه جنگ است. مغز متفکر اطلاعات نظامی ایران است. در سال نهم بهمن سال ۶۱ به شهادت رسید. تقریباً ۲۷ سال داشت.
دو سال بود که وارد جنگ شده بود. ولی شد مغز متفکر اطلاعات نظامی کشور. ما چنین جوانانی را احتیاج داریم به نام غلامحسین افشردی که معروف به حسن باقری است. قطعاً یکی از استراتژیستهای جنگ بود. واحد اطلاعات رزمی در سپاه و جنگ را پایه گذاری کرد. کارهای بزرگی را انجام داد. خدای تعالی او را با اولیائش محشور کند.
این نشانه یک نیروی جوان و انقلابی مومن و پا کار است؛ و ما از این ها زیاد داشتیم و داریم. عمده این است که باید زمینه را فراهم کرد که وارد عرصه شوند و کار کنند. کمااینکه هر کجا که وارد شدند و کار کردن آثار بزرگی را بر جا گذاشتند.
د) دستاورد مهم ما بعد از همه اینها، ما در این چهل سال با تمام وجودمان یاد گرفتیم که هرگز به دشمن اعتماد نکنیم؛ و مهمتر از همه این موارد که عرض شد این که یاد گرفتیم رمز پیروزی و عبور از بحرانها، بعد از توکل به خدا، تبعیت از فرامین امام جامعه و پشتیبانی از ولایت بوده است.
چند روزی در فضای مجازی مطرح بود که تعدادی از وزرا به حضرت آقا نامه نوشتند و مطالبی را گفتند باور نمیکردیم که این مطلب درست باشد. تا بالاخره معلوم شد که درست است و چقدر هم تلخ و ناراحت کننده بود. خیلی ناراحت کننده است که چنین داستانی واقع شود. من از متن و محتوای دقیق نامه مطلع نیستم. نمیدانم مضامینش چیست. طبق آن چیزی که در افواه است و در جراید نوشته شده است موضع گیری میکنم. والا اگر متن را دیده بودم شاید نوع موضع گیری من فرق میکرد.
آیا باید بعد از ۴۰ سال از انقلاب وزیر کشور اسلامی که دین به او دستور عزتمندی و عزت مداری میدهد نفهمد که باید از رهبرش چه بخواهد؟! حرکات و سخنان صریح دشمن را و دشمنیهای آشکار دشمن را نبیند و نتواند تحلیل کند! وزرایی که اسامی آنها گفته شد وزارتخانه های مهمی در اختیار آنهاست. از روی ترس و وادادگی و فرار و تنبلی و کم کاری نمیدانم از روی کدام از این جهات سراغ رهبری میروند که نه یک بار بلکه بارها صریح و روشن چهره پلید دشمن را و نقشههای شوم دشمنان را برای همه تبیین کردند.
به خصوص درباره fatf هم مطلب فرمودند و بیان کردند. همین روزهای گذشته ایشان به عنوان قاعده کلی بیان کردند فرمودند که هیچ گاه به برنامهها و توصیههای غربیها اعتماد نکنید. همواره باید به توصیههای غربیها با سوءظن نگریسته شود. بعد با این حرف و به این روشنی، نامه محرمانه نوشتند و درخواست دستور تسریع و تصویب لوایح را کردند.
بعد هم نامه علنی شده، بدون آن که پاسخ رهبر انقلاب مطرح شود. آیا این شیطنت نیست؟! یک عده میخواهند همان مسیر برجام را طی کنند. ما فشار آوردند و مصوبه گرفتن کار باطل خودشان را پیش ببرند و بعد هم خرابیها را بیندازند به گردن نظام که خودتان تصویب کردید. میخواستید تصویب نکنید. اگر هم امضا نکنند و تأیید نشود بوق دستشان بگیرند و بگویند که ببینید نمیگذارند مشکلات اقتصادی کشور را حل کنیم.
کجا دارید سیر میکنید. بیشتر از این بذر ناامیدی نپاشید. مسیری که اسلاف شما طی کردند را دوباره طی نکنید. به جای نامه نویسی مشغول اجرای راهکارهای نجات بخش باشید. اساسا موحد باشید و به خدا اعتماد کنید. به فریب و حقه دشمن دل نبندید. منافع ملی را در نظر بگیرید. دشمن میخواهد ما دست از مؤلفههای قدرت خودمان برداریم. دیدید که امضای کری هم تضمین نبود. بلکه قبول آن بی آبروئی بود! آنچه تضمین است، وعده و امضای خداست که فرمود «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم». (سوره محمد آیه ۷).
پذیرش لوایح استعماری دشمن که خود آقایان با صدای بلند گفتند که تصویب اف ای تی اف، کنوانسیون پالرمو و لایحه سی اف تی، هیچیک از مشکلات موجود را حل نمیکند و ضمانتی ندارد و به درد مردم نمیخورد را چرا میخواهید برای خوشحالی غرب به خورد مردم بدهید؟
اگر فرض کنیم در مسئله برجام خطایی صورت گرفت و غفلتی شد که بر همه روشن شد، اگر بخواهد دوباره خطای دیگری با این همه تذکر صورت بگیرد، دیگر اسمش خطا نیست. صحنه دیپلماسی کشور را در حد بازی کردن در فضای مجاز و توئیتر پائین آورده اید. ما با موجود پلیدی روبرو هستیم که بیش از یک ماه است دولتش را برای خواسته خودش تعطیل و کشورش را فلج کرده، به این موجود اعتماد میکنید؟
بشنوید صدای تکبیر مردم را در تائید این مطلب که از شما دولتمردان میخواهند. تا همه فرصت از دست نرفته دست از پیگیری لوایح بردارید و احیای صنعت هسته ای کشور را شروع کنید. در جلسات رسمی به جای بحثهای تئوریک و پرداختن به حاشیه و نظریهپردازی به تصمیم گیری برای مسائل کلان کشور مثل بیکاری و تورم و اشتغال و ازدواج و مسکن جوانان بپردازید.
کلامی از رهبری را برای شما بخوانم: همین جا من اشاره کنم به این مسائل کنوانسیونها و این معاهدات بینالمللی. ببینید؛ این معاهدات بینالمللی که به آن در لغت فرنگی گفته میشود کنوانسیون، در اصل در یک نقطهای پخت و پز میشود. مطالبی را گفتند تا این جا که فرمودند: حالا چه کار بکنیم؟ بعضی از این معاهدات بینالمللی و کنوانسیونها مواد مفیدی دارند. خیلی خوب، اشکالی ندارد؛ بنده هم در مورد همین چیزهایی که اخیرا در مجلس مطرح شد در این چند ماه اخیر، گفتم مجلس مستقلا خودش قانون بگذراند.
آقا با صراحت دارند و میگویند که خودتان قانون بگذارید. باز نامه مینویسند که بگویید آن قانون را تسریعش کنند. این را به چه حمل کنیم؟
فرمودند: فرض کنیم موضوع مبارزه با تروریسم یا با پولشویی است؛ خیلی خب، مجلس شورای اسلامی یک مجلس رشید و عاقل و بالغی است و پشتوانههای کاری خیلی خوبی هم دارد؛ بنشینند یک قانون بگذرانند؛ این قانون، قانون مبارزه با پولشویی است، هیچ مشکلی هم ندارد. شرایط زیادیای هم ندارد و همان کاری که خود شماها میخواهید بکنید، در این قانون مندرج است؛ این مهم است. هیچ لزومی ندارد که ما برویم چیزهایی را که نمیدانیم ته آن چیست یا حتی میدانیم که مشکلاتیهم دارد، به خاطرآن جهات مثبت وجنبههای مثبت، قبول بکنیم.
یعنی نباید قبول کنیم که زیر بار این کار برویم. به اضافه اینکه خودتان در مجلس اعلام کردید ما هیچ تضمینی نمیکنیم. چه اصراری است که برای کشور میخواهید هزینه درست کنید. این مطالب جواب حضرت آقاست اگر گوش شنوائی باشد که تصمیم در این امور مربوط به مراجع قانونی است که در اینجا مجمع تشخیص مصلحت نظام هم نظرشان را دادند. امیدواریم که مسئولین روسفید و سربلند از این قسمت عبور کنند.
نکته دیگری که به نظرم رسید خوب است عرض کنم. طرح استانى شدن انتخابات مجلس است؛ که درباره تغییر و تعیین حدود جدید حوزههاى انتخابیه بحث میکند. خودتان مراجعه کنید که کیفیت کار چیست و منظور کجاست. با اینکه تا حالا چند مرتبه در مجلس و در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شده و هربار هم رد شده، باز رئیس مجلس و تعدادی از نمایندگان دنبال آن هستند. اولین بار سال ۷۸ در مجلس پنجم مطرح شد ولی تا حالا هم دائما دارد تکرار می شود.
این طرح اشکالات فراوانی دارد که مهمترین آن این است که با آرمانهای انقلاب سازگاری ندارد. مشارکت و نقش مردم را کم میکند، مردمِ مناطق محروم و اقلیتها چه قومی و چه مذهبی و حتی سیاسی، صدائی در حاکمیت و دستگاه تصمیم گیری نخواهند داشت و حذف میشوند؛ و موجبات دعواهای مختلف در استانها و دو قطبی شدن جامعه را فراهم میکند. لذا انگیزه حضور و مشارکت مردم در انتخابات را کم میکند.
حتی با بیانی که (نقل به معنا) حضرت آقا دارند که در هر منطقه ای باید افراد احساس کنند نماینده ای در مجلس دارند منافات دارد؛ و از طرف دیگر وظیفه نمایندگی را از بین میرود. زمینه پیروزی در انتخابات برای کسانی که با زر و زور و قدرت ارتباط تنگاتنگی دارند و اهل لابی گری باشند فراهم میشود و افراد متدین و کارآمد حذف میشوند. تقریباً میشود گفت پول حرف اول را میزند.
در این نحوه انتخابات فساد مالی گسترده ای فراهم میشود در کشورهای پیشرفته برای مشارکت مردم سعی میکنند حوزه های انتخاباتی را کوچکتر و تک نماینده در نظر بگیرند تا مردم آگاهانه تر رای بدهند. حالا اگر حوزه انتخابیه به استان گسترده شود مردم شرکتشان کمتر خواهد شد چون بین وسعت حوزه انتخابیه و میزان مشارکت نسبت عکس وجود دارد. شناخت مردم کم میشود و شرکت نمیکنند.
و اتفاقاً اینجا قدرت پول هم خودش را نشان میدهد چون وقتی حوزه انتخابیه بزرگتر شد باید هزینه تبلیغات را بیشتر کرد و کسیکه برای یک شهر و منطقه تبلیغ میکرد حالا باید در استان تبلیغ کند؛ که یا باید ثروت هنگفتی داشته باشد یا اسپانسر که بعض نمایندگان هم بالصراحه به داشتن آنان اذعان میکنند، خود نمائی میکند؛ که خود زمینه های فساد درست میکند.
این طرح، طرح حساسی است؛ و عده خاصی به دنبال برگزار کردن این تغییر هستند. البته بحث قانون انتخابات تغییراتی لازم دارد ولی این تغییری را که در طول این ۲۰ سال که خصوصاً سال آخر هر دوره هم مطرح میشود بعضی از شائبه ها در آن وجود دارد البته افرادی هم توضیح میدهند اما با مطالبی که گفتیم جوابشان جواب نیست.
۶ بهمن سال ۱۳۶۰ گروهک ضد انقلاب مسلحِ «اتحادیه کمونیستها» به شهر آمل حمله کرد و مردم انقلابی با مقاومت شجاعانه خود و تقدیم ۴۰ شهید، به فاصله یک روز شهر را پس گرفتند. شهر آمل به خاطر این حماسهای که از خود بیاد گذاشتند معروف به هزار سنگر شد.
مکرر عرض شد مطالب ما را از سایت و فضاهائی که دفتر تعیین کرده اند بگیرید. ما درباره فضای مجازی و فیلترینگ فضای مجازی راجع به مسائل مختلف فضای مجازی در طول این سالها گفته ایم سال گذشته سواد رسانه را مطرح کردم. در فروردین امسال تلگرام را بستیم و به سروش و ایتا وارد شدیم. بعضیها عقب هستند و فکر هم میکنند که باید به ما تذکر بدهند. به هر جهت فضای رسانه ای خود دفتر مراجعه کنید و اصل مطالب را از آنجا بگیرید. |
| 1397/10/28 | 1397/10/28آمریکا بزرگترین ناقض حقوق بشر است / طراحی جدید دشمن تخریب و هجمه به رهبر انقلاب اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه248
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا برای فقرزدائی جامعه از هیچ کوششی دریغ ندارند، یکی از راهها انفاق است؛ و به بیان قرآن کریم از آنچه خدای تعالی روزی آنان کرده است انفاق میکنند. در آیه ۳ سوره بقره فرمود: متقین کسانی هستند که «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون».
بحث پیرامون موضوع مهم انفاق و نقش فراوان فردی و اجتماعی آن در رشد فضائل انسانی و تقویت توان اقتصادی محرومین بود. با انفاق قسمتی از سرمایه در جامعه به گردش میافتد. در جلسه قبل به تعدادی آیات شریفه که اهمیت و نقش انفاق را بیان میکرد و حالات مختلف انفاق که پرداخت در روز، در شب، در حال خوشی، ناخوشی، انفاق آشکار و پنهان، انفاق دائمی و مستمر و امثالذلک اشاره کردم.
در این نوبت به حول الهی به تعدادی از روایات این باب میپردازم. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: مؤمن کسى است که … زیادى مالش را انفاق کند. (وسائل ج ۱۱/ ۱۴۷) پس یکی از نشانههای ایمان انفاق است.
توجه کنید: اینکه انسان بتواند از نعمتهایی که خداوند در اختیار او گذاشته به دیگران بدهد خودش نعمت است و باید قدردان آن بود. همه کس توان انفاق مالش را ندارد. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند «إنّ إنفاقَ هذا المالِ فی طاعَهِ اللّه ِ أعظَمُ نِعمَهٍ» بخشیدن مال دنیا در راه خدا، بزرگترین نعمت است. (غرر الحکم/ ۱۰۱)
و همیشه باید یادمان باشد که شکر نعمت، نعمت را افزایش میدهد؛ و از طرف دیگر مولانا علی بن ابیطالب در غررالحکم فرمودند: شکرگزار (نعمت خدا) نخواهد بود، مگر آن کس که دست دهنده داشته باشد. یکی از ویژگیهای انبیاء الهی انفاق است.
رسول خدا -صلیاللهعلیهوآله- فرمودند: ما (پیامبران) براى جمع مال مبعوث نشدیم، بلکه براى انفاق مال مبعوث شدیم. (مشکاه الانوار/ ۱۸۳) در فرهنگ دینی ما که ابتلا و آزمایش فصل مفصلی دارد یکی از وسائل آزمون، مال است.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- از قول رسول خدا در خطبه ۱۵۶ فرمودند «یا علیُّ اِنَّ القومَ سَیُفتَنُونَ باموالِهِم..» اى على! پس از من، مسلمانان با اموالشان آزموده شوند؛ و مرحوم صدوق در کتاب خصال از امام صادق -علیهالسلام- نقل میکند: خدا بندگان را به چیزى سختتر از دادن مال نیازموده است. معلوم میشود کسیکه اقدام به انفاق میکند اولاً اهل تحمل و صبر است و ثانیاً دارای اعتقاد صادقی است و یقین دارد که خداوند تعالی از خزانه غیبش جبران میکند آنچه را پرداخته است.
مرحوم امینالاسلام طبرسی در تفسیر مجمعالبیان از قول رسول خدا نقل میکند: ندا دهندهاى هر شب چنین ندا مىکند: خدایا به انفاق کننده عوض ده! و منادى دیگرى چنین ندا میکند: خدایا مال بخیل را تلف کن. آنچه انفاق را از بین میبرد منت گذاشتن است که باید به شدت از آن احتراز کرد و با اخلاص و توجه اقدام کرد تا خداوند پاداش فراوان اعطاء کند.
گاهی ما برای کمک به دیگران برای خودمان شرایطی و قواعدی درست میکنیم درحالیکه از ما چیز دیگری خواسته شده. در کتاب شریف تحف العقول از امام حسین -علیهالسلام- نقل میکند: مردى در حضور امام حسین -علیهالسلام- گفت: کار نیک اگر در حقّ کسى صورت بگیرد که شایستگى آن را ندارد، تباه شده است؛ امام فرمود: چنین نیست، بلکه کار نیک همچون بارانى پر بارش است که نیکوکار و بدکار هر دو را برخوردار مىسازد.
برای خودمان محدودیت درست نکنیم، بله در مواردی از نظر فقهی داریم که باید فلان مال حتماً به اهل ایمان و نمازخوان داده شود؛ اما این قاعدهی همیشه نیست. میدانستید در تعلیمات دینی ما به ما میگویند اگر مال داشته باشی و انفاق نکنی مثل کسی هستی که اصلاً مال نداشته.
امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در غررالحکم فرمودند: مال داری که انفاق نکند، مال نداشته است؛ یعنی همهاش وزر و وبال بوده است. چون کسی که مالی را انفاق میکند در حقیقت آن مال باقی مانده است و آنچه نگهداری میشود و در راهش مصرف نمیشود، کانَّ فانی شده است؛ بنابراین کسی که فانی را روزی خود کند چیزی به دست نیاورده است.
و در بیان دیگری در غررالحکم فرمودند: مال تا آن زمان که از تو دور نشده (انفاق نشده) است، به تو سودى نمىرساند. بیشتر کسانی که موفق به انفاق نیستند چون فکر میکنند با انفاق مالشان از بین میرود درحالیکه این بدگمانی به خداست. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: نبخشیدن آنچه موجود است از بدگمانى به معبود است. از این تصوّر باطل که خداوند جاى آن را پر نمىکند و عوض آن را نمىدهد. (بحار/ج ۶۸)
در تفسیر مجمعالبیان مرحوم طبرسی نقل میکند: ابوذر غفارى مىگوید: پیامبر در سایه کعبه نشسته بود که به نزد او رفتم تا مرا دید که به سوى او مىروم فرمود: به پروردگار کعبه سوگند، آنان زیانکارتریناند! به پروردگار کعبه سوگند، آنان زیانکارتریناند، پس مرا اندوهى فراگرفت و به نفس نفس افتادم و با خود گفتم: شاید از من کار بدى سرزده است، گفتم: پدر و مادرم به فدایت، آنان کیانند؟ فرمود: بیشترِ مردم، مگر اینکه اموال را در میان بندگان خدا همین طور و همین طور و با این دست و آن دست پخش کنند (و کسى را نیازمند نگذارند) و کمند این کسان.
و آخرین روایت که بسیار زیباست از مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- که در کلمات قصار ۲۵۴ نهجالبلاغه فرمودند: «یا ابن آدمَ کُن وَصیَّ نفسِکَ، وَ اعمَل فی مالک ما تُؤثِرُ اَن یُعمَلَ فیهِ مَن بَعدِکَ» اى پسر آدم! خود وصىّ خود باش و با مالت همان کار را بکن که دوست دارى پس از تو بکنند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به شدت از زبانشان مواظبت میکنند. علی -علیهالسلام- در حکمت ۵۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ» زبان را اگر به حال خود رها کنند، چون درندهاى است که مىگزد.
سبع یعنی حیوان درنده، حضرت زبانی که تحت کنترل عقل نباشد را تشبیه کردند به حیوان درندهای که باعث نابودی صاحبش میشود؛ بنابراین باید قدر سکوت را باید دانست که سلامتی در سکوت است مگر جایی که وظیفه سخن گفتن است. سخن گفتن نشانه انسان است که خدای تعالی بعد از خلقت به انسان بیان را آموخت.
انسان میتواند با زبانش بهشت فراهم کند و میتواند خود را جهنمی کند. راه نجات، حفظ و کنترل آن است. زبان منشأ گناهان بسیار است. راجع به گناهان زبان قبلاً سخن گفتیم خدایا تقوای ما را زیاد و قدرتی عنایت فرما که زبان خود را حفظ کرده در مسیر صلاح و رستگاری بکار بندیم.
روز شنبه ۲۹ دی ۱۲ جمادیالاول به روایت ۷۵ روز شهادت زهرای اطهر -سلاماللهعلیها- است. درک دریای بیکران ابعاد وجودی آن بانوی مکرمه مقدور غیر معصوم نیست. آنچه بیان میشود گوشهای از فضائل است که از طریق خودشان قابل فهم شده است.
و الا شما زیارت نامهی حضرت را بخوانید و در آن تأمل کنید و ببینید چه مطالب سنگینی دارد. خدای تعالی او را قبل از اینکه خلقش کند از او امتحان گرفته؛ که توضیح بعض فقرات آن مقدمات طولانی میخواهد. توجه و دقت در فرازهای خطبهی معروف حضرت به نام خطبه فدکیه، پر است از معرفت و بصیرت بخشی، مخاطب خود را از ریشهی انحراف که کنار گذاشتن معصوم از اداره جامعه است به خوبی آگاه میکند.
در قالب خطبه، تهدیدات و مشکلاتی که بعد از ارتحال رسول خدا گریبان جامعه مسلمین را گرفت بیان کردند. یکی از بزرگترین انحرافات که تا امروز هم باقی مانده است نفی حاکمیت خدا بهواسطه حکومت بشری است. تصمیمات شخصی به جای حکم دین و قرآن، همان حکومت مردم بر مردم که نتیجهاش نظام سکولاریسم است.
وقتی بر اثر غفلت، اداره امور دنیوی مردم به عقل عاقلی سپرده میشود که دچار امیال و خواستههای نفسانی است و شریعت کنار گذاشته میشود، به بیان صدیقه طاهره نتیجهاش این میشود که قسمتی از حرام و حلال جایشان به خاطر مصلحت اندیشی افراد غیر معصوم عوض میشود و در دین چیزهایی داخل میشود که نباید. مثلاً حکم قصاص را نادیده میگیرند. کانَّ خدای تعالی فراموش کرده بودند در بعض جاها تخفیف قائل شوند.
بزرگترین اشتباه مسلمانان در آن زمان کنار گذاشتن کسی بود که از طریق غیب از خداوند حکم میگرفت و به باطن قرآن آشنا بود و بدون هوای نفس میتوانست قوانین مورد نیاز را به بشر برساند و عملی کند. به بهانه رأی مردم، حکم خدا را و حاکم الهی را کنار زدند. میگفتند رسول خدا از بین ما رفت پس وحی قطع شده. لذا باید در جریاناتی که پیش میآید با عقل خودمان تصمیم بگیریم.
غافل از اینکه خداوند نظامش را بدون برنامه خلق نکرده تا دیگران بخواهند با صلاح دید خودشان برای آن تصمیم بگیرند. خلیفه با بیان اینکه مردم مرا انتخاب کردهاند و نمیشود خواست مردم را نادیده گرفت بر حکومت ماند، با اینکه در حضور مردم اقرار کرد که نمیتواند به روش پیامبر حکومت کند و اختیار نفس خودش را ندارد.
در این مقطع زهرای اطهر با صلابت تمام و موضع گیری صریح از ولایت و جانشین پیامبر دفاع کردند. با قاطعیت تمام و غیر منعطف، در مسیر حاکمیت حق و آرمانهای ناب و ارزشهای اصیلِ دینی تلاش کرد و بر سر اصول سیاسی اسلام مصلحت اندیشی نکرد و در این راه خودش و طفل در شکمش به شهادت رسیدند.
آمد پشت در عرضه داشت من فاطمهام دختر پیامبر، خانه وحی را میخواهید بسوزانید؟! لگدی به در زده شد! صدای فاطمه بلند شد که «یا فِضَّه خُذِینِی». در مقاتل می خوانید که از زهرای اطهر بین درودیوار عصاره گیری کردند.
به هر تقدیر حکومت خدا بر مردم را کنار زدند و جای آن حکومت مردم بر مردم را ایجاد کردند که تبعات آن امروز در جهان کاملاً مشهود است. در حکومت الهی حاکم کسی است که قدرتی ندارد و خود را بدهکار مردم میداند و از خدا ترس دارد و مردم را بندگان خدا میداند که دربارهی آنان مورد سؤال قرار میگیرد و بازخواست میشود. این مردمسالاری واقعی است.
وجود امام معصوم -علیهالسلام- که خداوند او را معین کرده پراکندگی و تفرقه را از بین میبرد، ریشه هرج و مرج خشک میشود و هر کس نمیتواند بگوید من درست میگویم و من حق هستم؛ و بعد در دوران غیبتِ معصوم، فقیه جامعالشرائط که علم و فقاهت او جای علم امام و تقوا و عدالت او جای عصمت امام را میگیرد، اداره امت را به دست میگیرد و عهدهدار وظایف اداره جامعه میشود.
یعنی همان که صدیقه طاهره فرمودند که «وَ طَاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّه» پیروی از ما اهل بیت را برای انتظام امر امّت و «وَ إِمامَتَنا أَماناً مِنَ الفُرقَهِ» و امامت ما را برای حفظ از آفت پراکندگی و تفرقه قرار داده شده؛ یعنی اگر ولایت ما را بپذیرید و حول محور ما حرکت کنید جامعه در امن و آرامش خواهد بود.
وجود ولی فقیه همین نقش را دارد و ما به خوبی در دوران انقلاب اسلامی و بعد در مسائل مهمی که اتفاق افتاد تا امروز این فقره از کلام فاطمه زهرا را به خوبی درک کردیم که وجود رهبری چه نقش راهبردی برای نظام داشته است.
انقلاب جریان جدیدی در نظام اداره کشور به وجود آورد و حکومت فرد را تبدیل به حکومت مردم کرد اما نه از آن قسم که در دنیا مرسوم است. آن روز به امام جامعه تاختند. امیرالمؤمنین را خانه نشین کردند؛ و اتفاقاً امروز هم شبیه همان هجمهها از طرف دشمنان نظام اسلامی متوجه رهبری و اماممان شده است. چون اوست که به ملت نظام میدهد.
وقتی انواع نقشهها را برای از بین بردن انقلاب میکشند و توسط عوامل داخلی و اجانب خارجی عملیاتی میکنند، ولی با رهبری و مدیریت امام جامعه همه حیلهها خنثی میشود، نتیجه میگیرند که باید امام را از کار انداخت. خوب دقت کنید حرفهائی که زده میشود و مطالبات بیجائی که بعضاً بیان میشود همه در همین راستاست.
باید در مسئله ولایت محوری و مسائل مربوط به آن، از اصول و مبانی گرفته تا نقش ولایت در زندگی فردی و اجتماعی و پیامدهای دوری از ولایت و آثار آن و امثال ذلک کار جدی کرد. کار مطالعاتی کرد. کار تبلیغی و ترویجی کرد.
طراحی جدید دشمن مورد خطاب قرار دادن مستقیم رهبری است. وقتی عمود خیمه نظام را زدند، بقیه کار برای آنان آسان است؛ اما این را همه خائنان به نظام و دشمنان بدانند اینجا کوفه نیست و مردم ایران علی زمان خود را تنها نخواهند گذاشت.
رمز موفقیت ملت ما در از بین بردن قدرت شیطانی خاندان پهلوی و طاغوتیان و پیروزی انقلاب اسلامی اولاً توکل بر خداوند متعال بود و بعد ورود یکپارچه مردم به جلوداری روحانیت. جنبهی معنوی حرکت مردم بر جنبههای سیاسی و اقتصادی آن غلبه داشت. عمده، حضورِ مردم در صحنه بود که امروز به تداوم این حضور در عرصههای مختلف احتیاج داریم.
خانوادههای ارزشی به خصوص خانواده شهدا و ایثارگران مواظب طراحی خنّاسان باشید با انواع رسانهها و روشها قصدشان این است که شماها و مدافعان واقعی ارزشها و انقلابیون را پشیمان و ناراحت و برگشته از نظام نشان دهند.
میخواهند مردم را عصبانی کنند. کاری کنند تا حضور را کم رنگ کنند؛ اما به فضل خدای بزرگ یقیناً امسال همه خواهند آمد و حضور مردم در ۲۲ بهمن پرشکوهتر از سالهای قبل خواهد بود.
زمان شناسی، اقدام به موقع، قاطعیت، دفاع از جبهه و مسیر حق و اصرار بر عدم جدائی دین از سیاست را از صدیقه طاهره بگیرید تا به اسلام و انقلاب آسیبی نرسد. این درس امروز ماست از امالائمه.
قطعاً ملاحظه کردهاید که چقدر سعی میکنند که حتی هیئات و جلسات مذهبی که خوراک فکری و عقیدتی به مخاطب میدهند را از کار بیندازند و افکار انگلیسی را در آنجا ترویج دهند. آرامآرام وارد ایام مبارکه فجر انقلاب اسلامی میشویم که با فاطمیه هم مصادف است و باید حرمت ایام را در برنامهها رعایت کرد. شهر را سیاهپوش کنید این خودش نماد انقلاب است. انقلاب ما فاطمی و حسینی بودهاست. در عین حال که تکریم ایامالله را هم دارید.
سالگشت چهلم انقلاب اهمیت ویژه دارد. آمریکائیها اعلام کرده بودند که کاری میکنند که ایران جشن چهل سالگی انقلابش را نبیند. بعد جدیداً خبر دادند که برای ۲۴ و ۲۵ بهمن در لهستان اجلاسی را برگزار میکنند با حضور نمایندگانی از کشورهای مختلف خاورمیانه، آسیا، اروپا و آفریقا، درباره خاورمیانه با محوریت ایران. دو روز بعد از ۲۲ بهمن است؛ یعنی خودشان هم میدانند که غلطی نمیتوانند بکنند جلسه گذاشتند.
آنقدر بدبخت و زبون شدهاند که حتی تحمل شهروند خودشان که مسلمان شده را هم ندارند و از یک بانوی چادری خوف دارند. به دروغ ادعای آزادی بیان دارند بعد مجری شبکه پرس تی وی را با برخورد وحشیانه و دور از انسانیت که طبیعی حاکمان درنده صفت آمریکاست، بازداشت میکنند؛ و حقوق بینالمللی را نقض میکنند؛ و البته خود آمریکا با همین بهانه حقوق بشر وارد کشورهای دیگر میشود و مداخله میکند. ما نمازگزاران جمعه به عنوان حمایت و تنها نبودن مسلمان در بند، این حرکت خارج از عرف را محکوم و خواستار آزادی این بانوی مسلمان هستیم.
امسال و در طول سال به بیان واقعی دستاوردهای انقلاب بدون بزرگنمائی اقدام شود و در عین حال به توانائیهایی که داشتیم و با کوتاهیها فرصت را از دست دادیم و نتوانستیم آنها را محقق کنیم هم بپردازیم. برخلاف بمباران کذب خبری که در حوزه بانوان میشود خدمات و تحولات عظیمی که در حق این قشر بزرگ جامعه صورت گرفته بیان شود.
جا دارد که در اینجا شهادت ۱۳ تن از کارکنان و خلبانان نیروی هوایی ارتش که در جریان طرح مردم یاری و کمک به اقتصاد کشور در سانحه هوایی به شهادت رسیدند را گرامی بداریم ارتش و سپاه و نیروهای مسلح در هر زمانی در زمینههای غیر از مأموریتهای اصلی شان وقتی به آنها نیاز بوده است قاطعانه عمل کردند متأسفانه این هواپیما سقوط کرد و تعدادی از عزیزان به شهادت رسیدند خاطره آنها را گرامی میداریم و از خدای تعالی علو درجات را برای آنها خواستار هستیم.
مسئله دیگری که مطرح است مسئله نمایندگان مجلس است که در هفته آینده لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بینالمللی مقابله با تأمین مالی تروریسم cft برای تأمین نظر شورای نگهبان دوباره مورد بررسی قرار میگیرد. امیدواریم نمایندگان مجلس به وظیفه تاریخی خودشان خوب عمل کنند. نکند به چیزی رأی دهند که نتیجهاش اشراف اطلاعاتی دشمنان بر شریانهای اقتصادی کشور باشد.
قصد دشمنان این است که با تنگ کردن معیشت و اقتصاد کشور مردم را به ستوه بیاورند و به هر وسیله به خواستههای پلید خودشان برسند. به کلمات رهبری دراینباره دقت کنید که از خیانت نام بردند. به کلمات معاون تروریسم و جرایم مالی خزانه داری آمریکا دقت کنید که چند وقت قبل گفته است: برای قرار دادن ایران در تنگنا و سخت کردن شرایط برای این کشور به حضور کامل fatf در ایران نیاز است.
آقایان کاری نکنند که به ظلم ظالم کمک شود. در این رأیگیری و بررسی لایحه و مسائل مربوطه دقت لازم را بکنید. مراجع مخالفت کردند. رهبری با بیان صریح و دلسوزان و آحاد مردم هم نسبت به این جریان نگران هستند. به وظیفه خودتان دقت کنید و هزینه بیشتری را برای نظام درست نکنید ان شاء الله.
۲۹ دى ماه که مصادف با مقاومت و حماسه ۲۲ روزه در نوار غزه است را گرامی میداریم و از خدای تعالی نصرت و پیروزی فلسطین بر اشغالگران را طلب میکنیم. اخیراً هم نخست وزیر رژیم صهیونیستی ایران را تهدید کردند که به مواضع ایران حمله میکند. عرض میکنیم که توپچی را از ترقه میترسانید؟! ایران را دارید از چه میترسانید؟ جوابی که باید به شما داد همان جوابی است که فرمانده کل سپاه به شما گفت. |
| 1397/10/21 | 1397/10/21پیشرفتهای نظام اسلامی باعث سرخوردگی آمریکا میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه249
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه
متقین تمام تلاش خود را میکنند تا زمینههای رشد و کمال مادی و معنوی خود و دیگران را فراهم کنند و اگر مانعی بر سر راه وجود دارد آن را هم کنار بگذارند و از بین ببرند. یکی از موانع جدی بر سر راه فلاح و رستگاری فقر است و نیازمندی، که به زکات واجب و مستحب «غیر از جنبه های تربیتی و رشد معنوی که برای پرداخت کننده دارد» به عنوان یکی از راههای از بین بردن فقر فردی و اجتماعی اشاره کردیم.
وقتی به خدمت آیات و روایات میرسیم تا از آنها استفاده کنیم میبینیم از انفاق به عنوان یکی از بزرگترین تکالیف اسلامی برای محرومیت زادیی نام میبرند با آثار فراوان فردی واجتماعی. انفاق بخشیدن مالاست به نیازمندان تا در مسیر نیازهای مختلف آنان مصرف شود. گاهی دستگاه و یا سازمانی، انفاقات را جمعآوری میکند تا با برنامهریزی دقیق نیازهای واقعی را به سامان برساند. آیاتی که تشویق به انفاق میکند فراوان است.
در این نوبت به عنوان نمونه، تعدادی راعرض میکنم.درآیه ۱۹۵ سوره مبارکه بقره فرمود: وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ، وَ أَحْسِنُوا، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ* درراه خدا انفاق کنید، و خود را با دستهاى خودتان به هلاکت میندازید، و احسان کنید، که خدااحسان کنندگان رادوست مىدارد. یا بهاهل ایمان در سوره بقره آیه ۲۶۷ فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ…* اى مؤمنان! از چیزهاى پاکیزهاى که به دست آوردهاید، و از آنچه از زمین براى شما بیرون آوردهایم، انفاق کنید …یعنی باید از مال حلال انفاق کرد، از بهترین چیزها، تا اثر تربیتی هم داشته باشد یعنی وابستگی ما را به دنیا و زخارف آن کم کند.
یا فرمود از هرچه به شما روزی کردیم قبل از مردن انفاق کنید. آیه ۱۰ سوره مبارکه منافقون: وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ …*ازآنچه روزى شما کردهایم پیش از آنکه مرگتان فرا رسد انفاق کنید.. و شبیه همین آیه در سوره مبارکه بقره آیه ۲۵۴ فرمود: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ…* ای کسانیکه ایمانآوردهاید از آنچه به شما روزی کردیم انفاق کنید قبل از آنکه روزی برسد که در آن روز نه داد و ستدی هست و نه دوستی و نه وساطتی…
آنچه از اعمال صالح که یکیش انفاق است برای ما و آخرت ما مفید است که خودمان ودرزمان حیاتمان انجام دهیم والابه سرعت به پایان راه میرسیم با دست خالی. لذا اگر اهل انفاق باشیم برای ما خیلی خوب است. در قسمتی از آیه ۱۶ سوره مبارکه تغابن فرمود: وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ* انفاق کنید، تا خیرى براى خودتان باشد. خیر بودن انفاق به این است که خداوند غیر از جبران آنچه که انفاق شده، پاداشی برای انسان در نظر میگیرد که نجات بخش است.
در قسمتی از آیه ۳۹ سوره مبارکه سباء فرمود: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ، وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ* هر چه انفاق کنید خدا عوض آن را به شما خواهد داد، و او بهترین روزى دهندگان است* البته مکرر شنیدهاید که خداوند همان را نمیدهد بلکه از باب اینکه رحمه للعالمین است وهمه گنجهای عالم دراختیار اوست و خسیسی هم ندارد، چند برابر جبران میکند.
در آیه ۲۶۱ سوره مبارکه بقره فرمود: مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ، فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ، وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ، وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ* مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا خرج مىکنند، همچون مثل دانهاى است که هفت خوشه از خود برویاند، در هر خوشهاى صد دانه، و خدا پاداش هر کس را بخواهد چند برابر مىکند؛ و خداوند گشایش دهندهاى داناست.
اگر کسی اهل انفاق باشد در هر زمان که توفیق دست داد میتواند خدمت کند در قسمتی از آیه ۲۷۴ سوره مبارکه بقره فرمود: الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ. کسانى که اموال خود را در شب و روز انفاق مىکنند. و در قسمتی از آیه ۱۳۴ سوره مبارکه آل عمران فرمود: الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ. کسانى که در حال خوشى و ناخوشى انفاق مىکنند. میبینید که آیات شریفه چقدر گویا هستند و مشوق. اگر انسان اهل هم نباشد با شنیدن این آیات اهلیت پیدا میکند، حب به دنیا را رها میکند. اگر مبتلا به بخل و شح و حرص باشد همه را کنار میگذارد.
باید این را بدانیم دعوت کننده ما به سمت انفاق کردن، خود خداست و اگر اجابت کنیم در حقیقت فرمان خدا را اطاعت کردهایم. در قسمتی از سوره محمد آیه ۳۸ فرمود: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ، فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ، هان! این شمایید آن کسان که براى انفاق کردن در راه خدا دعوت شدهاید، پس بعضى از شما بخل مىورزند، وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ، و هر کس بخل ورزد در حقِّ خود بخل ورزیده است، وَ اللَّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ، خدا بىنیاز است و شمایید نیازمندان./ خداوند ما را از منفقین در همه حال قرار دهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا همیشه از انتقادهای سازنده استقبال میکنند. چون انتقاد را زمینهساز رشد مادی و معنوی فرد و جامعه میدانند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- درحکمت ۵۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ» آن کس که تو را هشدار دهد همچون کسى است که به تو مژده دهد.
اگر کسی انسان را از پیشآمد بدی خبر داد، کانّ به انسان مژده نجات داده است. این شخص خیرخواه ماست ومیخواهد ضرری به ما نرسد. و در مجموعه روایات راجع به خیرخواهی برای برادر دینی سفارش زیاد شده است. پس باید قدر بشارت دهنده را دانست.
این کلام شبیه بیان دیگر معصوم است که دوست واقعی تو کسی است که تو را نسبت به کارهای غلط نهی کند. و از عیبهائی که داری آگاه کند. این نوع عمل در حقیقت خدمت به دوست است. امیرالمومنین فرمود: برادرت را خالصانه نصیحت کن خواه خوشایند او باشد و خواه نباشد. و در بیان دیگری فرمودند: هرکه از نصیحت و راهنمائی سرپیچی کند هلاک میشود.
۵ جمادیالاولی ولادت عقیلهالعرب سیده زینب -سلامالله علیها- است. بانوی بزرگواری که اول، زندگی را از رسول خدا درس گرفت و بعد مادرش صدیقه طاهره و بعد تحت تعلیم علیبن ابیطالب رشد کرد. زینب کبری دارای فضائل بیشمار اخلاقی و معرفتی بود. در عین حال که از اهل عبادت و بندگی خدا بود که به او عابده آل علی میگفتند، نسبت به دنیا زهد داشت و اهل جود سخاوت.
شجاعت را هم از پدر به ارث برده بود. دشمن شناس و بصیر بود. و صبر در مقابل زینب کبری معنای خود را از دست داده بود. و آنقدر منزلت علمی آن بانوی گرامی بالا بود که گفتند از طرف برادرش امام حسین نیابت خاص داشت و مردم به او مراجعه میکردند.
بعد هم واقعه کربلا را آنچان دقیق و زیبا گزارش کرد تا ضمن حفظ و نگهداری، حماسه دیگر بیافریند. هدف قیام و قصه کربلا را توسعه داد تا جائی که تا قیامت، این قیام فراموش نمیشود. و چون از مادر و پدر و برادران و برادرزاده و خاندان پیامبر به خوبی پرستاری کرد. روز ولادتش را به نام روز پرستار نامگذاری کردند تا به این وسیله از این قشر زحمتکش و بیتوقع تشکر و قدردانی شود. ما هم خداقوت میگوئیم و توفیقات بیشتر را از خداوند برای همه پرستاران خواهانیم.
اگر یادتان باشد عرض کردم چون زینب کبری تن مجروح شده دین توسط دستگاه ظلم بنیامیه را خوب حفظ وو نگهداری کرد و در حقیقت پرستار دین و ارزشهای معنوی بود نامگذاری روز ولادت حضرت به روز پرستار خالی از وجه نیست. البته مشکلات کاری پرستاران باید رسیدگی عاجل شود. پرستاران گذشته از اینکه جسمشان خیلی زود فرسوده میشود، روح آنان نیز در معرض آسیبهای جدی عاطفی و بیمهری قرار دارد. خدمت به آنان خدمت به درمان و سرعت بهبود است.
بیانات رهبری به مناسبت ۱۹ دی و قیام مردم قم و نکات پر اهمیتی را که بیان فرمودند ملاحظه کردید. راجع به نقش مردم که باید کمک مسئولان باشند و در صحنههای مختلف حضور داشته باشند. مثل فضای مجازی که باید آن را تبدیل به عرصهی مقابله کنند و بر دشمن غلبه کنند. و مسئولین هم قدردان مسئولیتشان با خدمت کردن به مردم باشند.
به معیشت طبقات مختلف اهمیت بدهند. علتهای دشمنی را باید بررسی کرد سهل انگاری و سهل اندیشی نداشته باشیم به ظرفیتهای بی نظیر ایران به خصوص جوانان توجه داشته باشیم. شجاعت و عقلانیت را در نظر بگیریم. هویت را حفظ کنیم نه اینکه فقط به زبان بگوئیم. بدانیم که امروز تقابل حق و باطل است. و البته در این سالها بلکه قبل از انقلاب و بلکه از اول خلقت دائماً این تقابل بوده است. و نمونه های فراوانی در ذاکره و حافظه مردم موجود است.
دوران معاصر پر است از تقابل حق و باطل در۲۷ دی ماه سال ۱۳۳۴ نواب صفوی رهبر جمعیت فدائیان اسلام ( که مبارزهای طولانی برای ریشه کن کردن استبداد و استعمار در ایران داشتند و تلاش میکردند در قالب حکومت اسلامی ارزشهای الهی و احکام شریعت را مستقر کنند) به همراه سه نفر از یاران با وفایش، طهماسبى، ذوالقدر و واحدى، توسط رژیم منحوس پهلوى به شهادت رسید. این اقدامات و نظائر آن، مقدمات روشنگری و سپس حرکت برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و پیروزی جبهه حق را فراهم کرد. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
در طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی هم موارد فراوانی از تقابل و پیروزی را دیدیم، رهبری هوشمندانه امام و همراهی و همکاری همه جانبه مردم باعث شد که ۲۶ دی ماه ۵۶ شاه با همه طمطراقی که داشت از کشور فرار کند. و روزی به خاطر ماندنی را برای مردم ایران فراهم کند. این فرار در آن مقطع مردم را به پیروزى امیدوارتر و نزدیکتر کرد. حضرت امام فرار شاه را اولین مرحله در پیروزى ملت ایران دانستند. هیجان و شوری ایجاد شد.
با فرار پهلوى برای همیشه حکومت پادشاهی و طاغوتی در ایران به زباله دان واگذار شد. اگرچه دشمنیها پایان نیافت و به اشکال مختلف توسط کسانیکه منافعشان را از دست دادند ادامه پیدا کرد. البته حضرت آقا یک تذکری هم به قم و حوزه دادند که نگذارند دستهای خائن نقش مرکزی و کانونی قم را در انقلاب کم رنگ کند که انشاالله حرکتی محکم و فراگیر را شاهد باشیم.
در ایام مبارک دهه فجر بناست ایران سه ماهواره جدید خود را به فضا پرتاب کند. همین خبر باعث ترس و نگرانی آمریکائیها شده و مدعى شدند این اقدام نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شوراى امنیت سازمان ملل است. آمریکا باید از این پیشرفتها ناراحت باشد. ۴۰ سال است خودش و هم پیمانانش تلاش میکنند با تهدید و فشار و تحریم و ایران هراسی و… ایران نتواند موفقیتی داشته باشد، حتی توسط عوامل نفوذی در بین مردم القاء میکنند که برای چه میخواهند ماهواره هوا کنند به جای پرداختن به هزینههای سنگین اینچنینی که رسیدن ایران هم به توانائی بالا محال است، کارهای دیگری به نفع مردم انجام دهند.
اما ایران نشان داده است که میتواند بدون حمایت دیگران هم پیشرفت داشت و هم استقلال داشت. به آمریکا وابسته نبود، از آن نترسید و پیشرفت کرد و عضو باشگاه فضائی و هستهای دنیا بود. به فضل پروردگار ایران با سرعت در حال پیشرفت است و هرچه پیشرفتهای ایران در جهان منتشر میشود.سرخوردگی آمریکابیشتر میشود. هر پیشرفتی که ایران میکند پیام دارد پیامهایی را برای دوستان و دشمنان انقلاب دارد پیام روشن پرتاپ ماهواره این است که دوستان انقلاب را امیدوار مىکند خوشحال میشوند دلشان روشن میشود و دشمنان را عصبانی تر و مایوس تر و خوار تر میشود.لذا باید با وحدت و یکپارچگی در این مسیر حرکت کرد.
نکتهای راجع به بودجه عرض کنم چند هفته قبل هم اشاره کردم که جاهائی از آن شفافیت لازم را ندارد. درآمد و هزینه یک سال در بودجه دیده میشود امرمهمی که بر اقتصاد کشور و زندگی مردم مستقیماً تاثیر میگذارد. گاهی بعض افراد و جریانها با بی اخلاقی ذهن مردم را از مسائل اساسی دور میکنند. اگر نقد و مطالبه و اصلاحی میشود باید از روی بصیرت و هوشیارانه باشد.
نقش نمایندگان مردم مهم است. سه چهارم بودجه مربوط به شرکتهای بزرگ دولتی است، برای تامین حقوق مردم لازم است با دقت بودجه مربوط به شرکتهای دولتی بررسی شود. چیزی که مهم است این است نه ذهنیتهایی که در جامعه درست میکنند و ذهنها را معطوف به یک سری حرفهای متفرقه میکنند. این را توضیح بدهند، این را شفاف کنند که این سه چهارم چگونه میخواهد هزینه شود و نحوه عملکرد چگونه است.
یکی هم بودجه فرهنگی است. میدانید دشمنان قسم خورده اسلام در تمام دنیا از کشورهای اروپائی و آمریکائی گرفته تا عربستان و کشورهای عربی که با فرهنگ وهابیگری و داعشی با بودجههای بسیار کلان روزانه میلیونها دلار هزینه میکنند و با انواع شبکههای ماهوارهای و فضاهای مجازی تلاش میکنند تا دین مردم را از بین ببرند و فرهنگ دینی و اسلامی را نابود کنند. در سراسر دنیا چنین کاری را دارند بر علیه انقلاب و اسلام و سبک زندگی دینی ما انجام میدهند.
برای مقابله با این حجم از هجمه و دشمنی و همچنین کار فرهنگی و دینی اثباتی و اقناعی حالا بودجه نظامی و اینها هم که کارشناسی خودش را دارد برای کار فرهنگی تقریباً ۳۵ نهاد بزرگ و کوچک اعم از حوزههای علمیه سازمانها و مراکز و ارشاد در کشور وجود دارد.
با توجه به جمعیت ۸۵ میلیون بودجهی امسال نسبت به سال قبل ۱۴% کم شده. یعنی اگر نخواهم شما را وارد ارقام و اعداد کنم خلاصهاش بعد از جمع و تقسیم این است مبلغ در نظر گرفته شده برای هر نفر در امور فرهنگ و دین و مذهب روزی کمتر ۱۰۰ تومان است . در مقابل دشمنیهای عظیمی که میلیونی و میلیارد دلاری هزینه می شود.
لذا باید نمایندگان مجلس بدون هیاهوها وتهمتهائی که زده میشود، که به حوزه علمیه تهمت میزنند به دستگاههای دیگر مذهبی و دینی تهمت میزنند، بدون این جوسازیها این مهم را هم اصلاح کنند مسئله، مسئله مهمی است شما میبینید که الان دین و فرهنگ و رفتار ما مورد هجمه است. در خیابان، در شهر، سینما، تلویزیون، در همه جا دارند کار میکنند آن وقت در مقابل آن میبینید که هر دستگاه فرهنگی که میخواهد کار کند میگویند بودجه نداریم . اینهاست که باید اهمیت داد، نه هیاهوها و جنجالها.
به فضل الهی و تکیه بر همت و نبوغ دانشمندان شهیدمان على محمدى واحمدى روشن؛ ودو بزرگواردیگر و همکارانشان ایران توانست در بحث صنعت هستهای و بهرهمندی از منافع صلح آمیز آن به خودکفائی برسد. از اوائل سال ۸۱ تا ۲۶ بهمن سال ۹۰ که میله سوخت هستهای ۲۰ درصد غنی شده ساخته شد نزدیک ده سال طول کشید.
با اینکه همه اهداف ایران از هستهای شدن استفادههای صلح آمیز است اما آمریکا و رژیم صهیونیستی ایران هستهاى را بزرگترین تهدیدخود میبینند. میبینید که بیش از نه ماه است کشور را معطل کردند وعده میدهند و فرصت را از بین میبرند عزیزان هم توجه نمیکنند این وعدهها را میپذیرند و اقدامی نمیکنند اروپا مطمئن است ایران پایبند برجام است و لذا خودش را در مقابل آمریکا قرار نمیدهد.
ایران باید هرچه زودتر اقدام عملی کند و فعالیتهای تعطیل شده هستیاش را از سر بگیرد و چون نتوانستند جلوی عزم جزم ایران در پیشرفت را بگیرند اقدام به ترور دانشمندان و تاثیرگذاران در این رشته کردند. اما با توان تمام این مسیر طی شد و البته دیدید که در داخل چه خسارتی به کشور زده شد.
علی رغم بیان غیر توحیدی بعضیها که دیگران را حافظ کشور میدانند عرض میکنیم حافظ این کشور و نظام تا حالا خدا بوده و من بعد هم خداست. و آن چیزی که ما را به مقصد و نتیجه می رساند حرکت در مسیر انقلاب و پیروی از راه و خط امام راحل است نه دیگران. نشانی غلط ندهید.
مدیریت و راهبری نیروهای مسلح با ولی فقیه است نه دیگران، در بحث موشک هم همینطور، در بحثهای کلان نظامی هم همینطور، شهید تهرانی مقدم و خدماتی که او برای موشکی شدن ایران کرد بر کسی پوشیده نیست. عدهای میگفتند دنیای فردا دنیای گفتمان است نه دنیای موشک. حالا چه شده است که آنها مقدم شدند؟
به هر تقدیر توجه داشته باشیم دشمن و استکبار جهانی در مقابل ملت ما به بنبست رسیده است اما دست از دشمنی اش برنمی دارد. برای اینکه جان از بدنش خارج شود باید دوسه لگد هم بزند تا حرکت هم داشته باشد. اما کاری که ما در مقابل این هجمه های شدید باید بکنیم این است که بنیه معنوی خودمان را تقویت کنیم به این مسئله کمتر توجه میشود توکل و توسل خودمان را بیشتر کنیم جلسات انابه و دعا و ذکر را بیشتر کنیم.
اینها سپر ماست در مقابل هجمه ها ما را از آسیبها همین دعاها حفظ میکند همین جلسات ذکر است که حفظ میکند این امور صبر و تحمل را در ما زیاد میکند باید مسیر حرکت دوستان ارزشی و انقلابی به سمت فعال سازی بیشتر نیروهای انقلاب باشد که در صحنههای مختلف جدیتر حضور داشته باشند این که رهبری فرمودند فضای مجازی را جدی بگیرید واقعاً جدی بگیریم و وارد فضا شویم جریان سازی کنیم محکم پاسخ به شبهات و تحریفاتی که صادر میشود را داشته باشیم و پاسخ آنها را بدهیم هر کس به اندازه خودش.
دیده میشود در اواخر سال معمولاً بعضی از شرکتهای صنعتی و واحدهای تجاری کارخانهها و بخصوص خودروسازها برای اینکه پایان سالی را ندهند و از زیر پاداش آخر سال در روند شروع به تعدیل نیرو میکنند این کار کار خلاف شرع و اخلاق است که شما یک سال از نیرو کار بگیرید و زمانی که میخواهی به او پاداش بدهید تعدیل نیرو کنید این کار از نظر اخلاقی و روانی جامعه را تضعیف میکند مسئولین کارخانهها و کارگاهها که انسانهای مواظبی نسبت به کارگران شان هستند رعایت کنند و دستگاههای دولتی هم بیشتر رعایت کنند
نکته دیگر اینکه در خود استان شنیده میشود کسی که بازنشسته شده و از نظر مدرک هم مدرک لازم برای آن مسئولیت را ندارد چرا عدهای اصرار دارند که سرکار باشد وقتی از اصل بکارگیری اشتباه بوده و خلاف بوده نباید اصرار داشته باشید. مگر ما قحط الرجال داریم ؟ این همه نیروهای خوب و کارآمد در استان وجود دارد اینها را بکار بگیرید بعضی از نکات را اینجا به کنایه عرض میکنم برای اینکه ضمیر مرجع خودش را پیدا میکند بعضی از مسئولین عالی استان فعلاً یک کارت زرد گرفتند. تا بعدا انشاءالله شفافتر بیان کنم مواظب باشند که کارت بعدی را نگیرند. این را همان کسی که میشنود خواهد فهمید.
راجع به سفر و هشت کشور عربی ناتو عربی که میخواهد تشکیل شود و منافقینی که میخواهند آنها را به عراق بر گردانند و تحریم جدید اروپا نکاتی بود که نمیرسم بگویم. |
| 1397/10/14 | 1397/10/14ولایتفقیه و رهبری خط قرمز ماست / نابودی بنیان خانواده مهمترین هدف دشمن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه250
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا از کنار مستمندان و نیازمندان جامعه به آسانی عبور نمیکنند و تا بتوانند در رفع گرفتاری آنان تلاش میکنند. در ادامه مباحث اقتصادی رسیدیم به زکات و آثاری که در جامعه دارد و به مسئله ای که وظیفه ثروتمندان جامعه هست هم اشاره کردیم.
البته این وظائف اختصاص به توانمندان فقط ندارد. همه وظیفه داریم غیر از واجبات و مستحبات مقداری را برای محرومان کنار بگذاریم، چون وقتی افرادی بموقع تکالیفشان را انجام ندهند و به خاطر ربا و اسراف و اتراف و غصب اموال مردم و ایجاد تورمهای سنگین که معمولاً دشمنان هم کمک میکنند و نقش دارند، فقر را فراگیر میکنند.
با زکات واجب به تنهائی مشکلات اقتصادی افراد فقیر حل نمیشود، باید همه دست بکار شوند و از قوانین دیگر اسلامی استفاده کنند تا چاره کار شود؛ یعنی همان که رسول خدا فرمودند که در مال حقی غیر از زکات هست. «إنّ فی المال حقّا سوى الزّکاه»؛ و یا امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «عَلیکُم فی أموالِکُم غیرَ الزّکاه» بر شما باد که از اموال خود غیر از زکات (به اندازه توان) مبلغى بپردازید.
باید افراد را تشویق کرد و همه باهم درحرکتی جهادی زمینهها و ریشههای فقر را از بین ببریم. البته به شرط اینکه دولتها و دستگاههای مربوطه هم کارشان را درست و اسلامی انجام دهند. جلو زیاده خواهیها و رانتخوریها و نجومی بگیران و امثال ذالک گرفته شود.
تأمین معاش و معیشت مردم، موردعلاقه اسلام است. تأکیداتی هم که واردشده نشان میدهد که به این امر اهتمام ویژهای وجود دارد. وقتی میگوید، روایت از امام باقر -علیهالسلام- است از قول رسول خدا -صلیاللهعلیهوآله- که فرمودند: آنکس که سیر بخوابد درحالیکه همسایهاش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است؛ و یا فرمودند: خداوند در روز رستاخیز به مردم هر آبادى که کسى شب را گرسنه در آن بسر آورد، به نظر رحمت نگاه نخواهد کرد؛ یعنی مردم بدانید که قصه با زکات و خمس و صدقه تنها تمام نمیشود و وظائف اجتماعی ما بالاتر از این حرفهاست.
لذا به نظرم میرسد یکی از بهترین جاهایی که میتواند به این مهم بپردازد و با اعتماد بشود کار کرد و مردم هم اطمینان دارند مساجد باشند که در اطراف خودشان این اقدامات را داشته باشند و البته کسانی که تعفف دارند را با اکرام بیشتری توجه کنند.
همانطوری که مساجد با حضور نمازگزار آباد است که البته مسجد آباد به این معنا نیست که حتماً گلدسته هایش ساخته شده باشد کاشیکاریهایش درجه یک باشد محرابش حتماً سنگ مرمر باشد اگر شده باشد هم عیبی ندارد اما این به معنای مسجد آباد نیست «انّما یَعمُرُ مَساجد الله» به این معنا نیست که هزینههای گزاف کنید برای ساختن مساجد بلکه مقصود این است که با آمدوشد مؤمنین در مساجد مسجدها آباد شود مسجد باید پر از جوان و نمازگزار باشد امام و امنای مسجد و کسانی که مسجد را اداره میکنند باید کمک کنند اگر غیر از این باشد جایگاهی که خدای تعالی برای مسجد در نظر گرفته است اهل بیت و معصومین برای ما گفتند و انقلاب اسلامی بنای آن را دارد چنین مسجدی مسجد تراز نیست.
مسجد آباد مسجدی است که در آن آمدوشد بشود بحثهای بصیرتی و تربیتی در آن مطرح شود. همان طور که مسجد را با آمدوشد افراد آباد میکنیم محلات را با کمک به دیگران و خدمات اجتماعی آباد کنید. نهضت خدمترسانی راه بیندازید. با اخلاص و بدون چشمداشت. روح اخوت و برادری را در بین خود زنده کنید. از حال هم باخبر باشید. همانطور که از حال رفیق مسجدی خود که چند روز نمیبینید جویا میشوید. در محلات هم با یک چنین حالی به وجود بیاید.
امام سجّاد -علیهالسلام- فرمود: هر کس سیر به خواب رود و در دسترس او مؤمنى گرسنه باشد، خداى بزرگ مىفرماید: اى فرشتگانم! شمارا بر این بنده گواه مىگیرم، من به او فرمان دادم (که گرسنه را سیر کند)، فرمان مرا نشنید و به فرمانبرداری از دیگرى (نفس، شیطان …) پرداخت، او را به عملش واگذار کردم؛ به عزت و جلالم سوگند که هرگز او را نخواهم بخشید. این روایات خیلی تکان دهنده است و باید در ما حرکتی ایجاد کند و بیتفاوت نباشیم.
به هر تقدیر وقتی بررسی میکنیم میبینیم که فقر بیخود پیدا نشده و قطعاً عللی داشته است. گاهی ریشه فقر خشکسالی و سیل و زلزله و حوادث طبیعی است و گاهی حوادثی که توسط بشر به وجود میآید مثل جنگ. گاهی بیگانگان و سیاستهایشان فقر را گسترش میدهد تا وابستگیها را زیاد کنند.
گاهی مدیریت ضعیف اقتصادی دولتها موجبات فقر را به وجود میآورد. گاهی در مصرف داشتهها رعایت اعتدال نمیشود و موجبات اتراف و اسراف فراهم میشود و درنتیجه عدهای فقیر میشوند. مثل مواردی که افراد ستمگری با برهم زدن عدالت اجتماعی و ستم به دیگران فقر را گسترش میدهند که از موارد ستمگری احتکار و ربا و کمفروشی و گرانفروشی است.
آیا این شخصی که وقتی جنسی را خریده باقیمت کمی خریده و هنوز در مغازه دارد و نفروخته بعد بازار ارز بالا میرود و این هم قیمتش را به بهانه گران شدن ارز بالابرده و بازهم کسی از او خرید نکرده حالا قیمت ارز پایین آمده ولی او هنوز قیمت را بالا نگهداشته، ستمکار نیست؟ تنبلی هم در فقیر شدن افراد بی تأثیر نیست. زکات چه مقدار از این ریشه های فقر را میتواند درست کند؟
پس میبینید وقتی ریشههای فقر در فساد اقتصادی و سیاسی و قضائی است دستور همان است که فرمودند باید تلاش برای رفع نیاز نیازمندان جامعه باشد و تغییر به سمت اصلاح آن هم انقلابی و همه جانبه.
امام صادق -علیهالسلام- به یکی از شاگردان فرمودند: اى سدیر! مال کسى هرگز زیاد نمىشود مگر آنکه حجّت خداى متعال بر او افزایش یابد، پس اگر مىتوانید خودتان آن را بپردازید، چنین کنید! سدیر گفت: اى پسر رسول خدا! چگونه چنین کنیم؟ فرمود: با برآوردن نیاز برادرانتان با اموال خود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین به خاطر پرهیزکاری که دارند از خواهشهای نفسانی دوری میکنند. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۵۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «الْمَالُ مَادَّهُ الشَّهَوَاتِ» دارایى و ثروت، اساس خواهشهاى نفس است.
خواستنیهائی که انسان دارد و او را از دین دور میکند مورد مذمت است. هرچه که باشد خوردنی و پوشیدنی و مقام و ریاست و امثال اینها همگی از طریق مال به دست میآید؛ یعنی وقتی مال پیدا کرد به همه اینها میرسد. با ثروتش به هرجائی که احتمال دهد که کمک به مقاصدش میکند رسیدگی میکند، رشوه میدهد و فتنه درست میکند.
البته متدینین و متقین همین مال را وسیله قرار میدهند تا خداوند متعال را راضی کنند. برای رفاه خانواده توسعه ایجاد میکنند و صدقه میدهند و … لذا مولی فرمودند؛ مال باعث نیرو گرفتن شهوات است؛ و اگر این شهوت تحت تعلیم نیروی عقل تربیت شده باشد مال را وسیله رضایتمندی خدا میکند و اگر تربیت نشده باشد صاحبش را هلاک میکند. خدای تعالی ما را از متقین قرار دهد.
جا دارد اولاً از حضور حماسی و با شکوه مردم عزیز کشورمان و به خصوص ولایتمداران و دوستداران انقلاب البرزی تشکر و قدردانی کنم. قطعاً از آثار این حضور از روی بصیرت و موقعیت شناسی آثار فراوان فوری و درازمدت را به همراه دارد. خداوند متعال به همه شما برای هر قدمی که برداشتید تا دشمن را خوار و ذلیل کنید و بر عزت و اقتدار اسلام و کشور بیفزاید. پاداش و خیر کثیر عنایت کند.
۱۷ دی ماه سال ۱۳۱۴ روزی است که رضاخان قلدر پلید که اعتنا و اعتقادی به ارزشهای اسلامی نداشت، در راستای یک توطئهی انگلیسی به دستور اربابانش دستور کشف حجاب داد. این شخصیت وابسته بی سوادی که این روزها شنیده میشود که تحریف و تطهیر میکنند که جوانترها لازم است مراجعه کنند حتی کسانی هم که میدانند بار دیگر نگاه کند ببینند که خودش و پسرش در چه جایگاهی قرار داشتند از جهت شخصیتی و وابسته بودن و اینکه چه عنصر پلیدی بودند که متأسفانه کمتر به آن پرداخته میشود. در مسیر تحقق اهداف استعماری و وابستگی ایران قدم برمیداشت و دیکته آنان را عملیاتی میکرد.
یکی از اهداف آنان، اسلام زدایی بود؛ که انگلیس خبیث با طرح و برنامه در کشورهای اسلامی به خصوص در ایران توسط خاندان پهلوی دنبال میکردند. بعضی از افرادی که لباس روحانیت به تن داشتند در همان عصر لباسشان را درآوردند و در همین مسیر مقاله نوشتند و بیانیه دادند و مجلاتی را نشر دادند در مسیر اسلام زدایی.
بانوان یکی از مهمترین اهداف غرب برای نفوذ و استحاله و ایجاد تغییر در مبانی اعتقادی هستند؛ و یکی از روشها را مقابله با حجاب و عفت بانوان میدانند. لذا با تبلیغات و استفاده از ابزار و آلات طوری به مخاطب القاء میکنند که حجاب مانع مشارکت اجتماعی زنان است و به اسم آزادی، آزادیهای مخرب غربی تبلیغ و با استفاده از شخصیتهای غربزده و وابسته ارزشهای غربی را به عنوان مطالبه بانوان مطرح میکنند. کمپین راه میاندازند در خیابانها و به اسم روزها؛ و جریان سازی میکنند گفتیم که یکی از راههای مبارزه با این جریان حضور است حضور مستمر اگر انجام بگیرد قطعاً و قطعاً و قطعاً این قصه تمام خواهد شد اما کوتاهیهایی هست.
باید عرض کنم اسلام مخالف آزادی نیست مگر چیزی که به عفت عمومی آسیب بزند. وقتی تفکرات لیبرالی و اومانیستی توسعه پیدا کند آنوقت فطریات از بین خواهد رفت و الا انسان فطرتاً باحیا و عفیف است و همه بشر که فطرتشان سالم است از فحشا و بیحیائی بدشان میآید. نمیشود به اسم آزادی، عفت عمومی را از بین برد. هیچ دینی مثل اسلام به زن و آزادی او بهاء نداده است.
حجاب هم با آزادیهای او و انجام وظائف اجتماعی و وظائف دینی و حضور در عرصههای مختلف مخالفتی ندارد. با رعایت عفت مشغول کارهای سیاسی و اجتماعی باشند، کسی اشکال نمیکند. آنچه مهم است این است که افراد بفهمند که با توطئه کشف حجاب میخواستند این قشر عظیم را که مهمترین وظیفهاش جامعه سازی و تربیت اجتماع است، از کار بیندازند، فاسدش کنند. تقوا را از او بگیرند که در این صورت ملتی را نابود کردهاند.
مگر از دامن آلوده شخصیتهای مستقل دینی و ملی که بتوانند کشورشان را اداره کنند و در مقابل استکبار بایستند و از حقوق ملتشان دفاع کنند متولد میشود؟ مگر کسیکه تن به بی عفتی داد میتواند دانشمند و مجتهد و مخترع و فرمانده و معلم و مربی و مادر و انسان تربیت کند؟ امروز سرمایهگذاری که برای نابودی نسل جوان به خصوص دختران و بانوان ما کردهاند بر کسی پوشیده نیست.
میخواهند به اسم آزادی که همان ولنگاری است، مقام زنان را پایین بیاورند و او را بزک کرده، ملعبه دست هوسبازان کنند با انواع اسمها و برنامهها و تبلیغات، گاهی در کنسرت، گاهی در ورزشگاه، گاهی در خیابان، او را مشغول کنند و نگذارند تربیت، دست مربی واقعی باشد؛ و در این زمینه دولتها هم کوتاهیهای بزرگ دارند.
باید خود بانوان به مسائل خودشان قیام داشته باشند و از حریم الهی خودشان دفاع کنند مقام بزرگی که برای آنان در نظر گرفته شده و جایگاه ویژهای که در درگاه الهی دارند را از بین نبرند مقام آنان تبرج و خودنمائی و بدن نمائی و وسیله هوسمداری دیگران شدن نیست. اینها عزت و آزادی زن نیست.
خوب است به وصیت امام اشاره کنم که ببینید چقدر کوتاهی شده است همه کوتاهی داریم «اکنون وصیت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤساى جمهور مابعد و به شوراى نگهبان و شوراى قضایى و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبرى و مطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند (با صراحت در بعضی از روزنامهها برخلاف دستورات صریح اسلام مطلب مینویسند کسی هم با آنها کاری ندارد مگر میشود اجازه داد که سم به خورد جامعه داد؟) و باید همه بدانیم که آزادى به شکل غربى آنکه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مىشود، ازنظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان، جلوگیرى از آنها واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیرى شود و ازآنچه در نظر شرع، حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامى و مخالف باحیثیت جمهورى اسلامى است، بهطور قاطع اگر جلوگیرى نشود، همه مسئول مىباشند».
حالا درجایی اختلاط بین دختر و پسر درست میشود اعتراض که میکنیم به جای اینکه تشویق کنند که اعتراض، اعتراض خوبی بود هجمه میآورند که اینها با شادی جامعه مخالف هستند مگر در حرام شادی است؟ مکرراً عرض شد که دنبال شادیهای حلال بگردید. چرا به دنبال حلالش نمیروید؟ حلالش را توسعه بدهید در بحث موسیقی طنز تئاتر فیلم حلالش وجود دارد. چرا به سراغ حرام آن میروید؟ باید مواظب نهاد خانواده بود امروز از مهمترین نقشههای دشمنان از بین بردن خانواده است. توسعه بیغیرتی. اینجا حرف زیاد دارم که وقت نیست.
دشمنشناسی و مقابله با او بسیار مهم است. امکان دارد ما ازنظر تئوری خوب بشناسیم اما اینکه درست و به موقع عمل کنیم از اهمیت بالاتری برخوردار است که این به موقع اقدام کردن از روی بصیرت را میتوان درحرکت مردم قم در ۱۹ دی سال ۵۶ دید؛ و این حرکت شد یکی از ایامالله انقلاب اسلامی که در تاریخ معاصر ایران منشأ آثار فراوان تا زمان پیروزی انقلاب شد.
مهمترین شاخصه مردم در آن زمان این بود که فهمیدند دشمن چه نقشهای دارد و از چه راهی میخواهد ورود کند. این درس همیشه زنده است. مسئله مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که بدانیم دشمنان نظام از دشمنی خود دست برنداشتهاند. او را بشناسیم و حرکتهای او را پیشبینی کنیم. اگرچه بعض برخی سادهلوحان و جاهلان تصور میکنند که با کرنش و درخواست میشود کاری کرد که دشمن از دشمنی دست بردارد و یا جلو زیادهخواهی او را گرفت. دشمن را نمیتوان بدون ایستادگی و مقاومت از میدان به درکرد.
لذا انگلیس، صهیونیسم، آمریکا و دشمنان عنود جهانی این را بدانید که ولو برای از پا درآوردن مردم پشت به پشت هم دهید کما اینکه تا امروز اینطور بوده و هرچه نقشه در اختیاردارید انجام دهید، در مقابل ملّت ایران هیچ غلطى نمیتوانید بکنید.
تغییرات در کابینه عربستان سعودی نشان میدهد که سقوط این مجموعه خبیث نزدیک است انشاءالله. جنگ یمن داشتند، در سوریه بحران درست کردند، مسائل مربوط به محاصره قطر، دخالت در مسائل داخلی لبنان، شکستهای پشت سر همی که در مقابل محور مقاومت داشتند، جایگاه عربستان را به شدت متزلزل کرده است؛ و قتل اخیری که در مجموعه آنها واقع شد تقریباً شبیه تیر خلاص عمل کرده است. لذا حرکتهایی که میشود نویدبخش آیندهای روشن برای منطقه و تا نابودی عناصر ارتجاع و استکبار خواهد بود انشاءالله.
۱۶ دیماه، سالگشت حماسه خونین دانشجویان ولایتمداری است که بر اساس تکلیف از سنگر درس و بحث خود را به سنگر جهاد رساندند و در کنار فرمانده خودشان شهید علمالهدی در هویزه به مقام شهادت نائل شدند و خوش درخشیدند و برای همیشه ماندگار کردند؛ و این روز به خاطر تجلیل از شجاعتها و ایثارگری آنان به نام شهدای دانشجو ثبت شد. ادامه راه این شهدا امروز برای دانشجویان در این است که در مسیر استقلال اقتصادی و خودکفائی کشور تلاش کنند. یاد همه شهدا عزیز و بزرگوار را به خصوص شهدا دانشجو را گرامی میداریم.
۱۹ دی ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵ با رمز یا زهرا در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد. عملیات کربلاى پنج یکی از بزرگترین و گستردهترین و راهبردیترین عملیات دوران دفاع مقدس در بین ۹۰ عملیات است. صدام تبلیغاتی را راه انداخته بود که ایران دیگر قدرت دفاع در برابر عراق را ندارد دژهای مستحکمی روبروی رزمندگان قرار داشت شرایط نظامی سختی به وجود آمده بود.
اما عملیات کربلای ۵، ۱۲ روزه طراحی و با سرعت انجام گرفت. عملیاتی که از جنبه نظامى و سیاسى دستاوردهاى بسیار بالائی برای کشور داشت؛ و ایران برتری خودش در جنگ را ثابت کرد. یاد و خاطره فرماندهان و رزمندگان شهید این عملیات که در سختترین شرایط نظامى، دستاوردهای بزرگی را برای کشور فراهم کردند را گرامی میداریم.۲۰ دی ۱۲۳۰ قمری به دستور ناصرالدینشاه امیرکبیر کشته شد. گرامی میداریم.
انتخاب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و جایگاه اساسی و راهبردی این مجمع هم بر کسی پوشیده نیست حکمی که رهبر معظم انقلاب دادند آن حکم را بازخوانی کنید چند وقت قبل هم نکاتی را بیان کردند اینها در کنار هم قرار بگیرد اهمیت این جایگاه معلوم میشود
بعضی وقتها صحبتهایی را از بعضی از افراد میشنویم که میخواهیم حمل به صحت کنیم و از آن بگذریم اما نمیشود. این روزها عدهای به دنبال جوسازی و التهاب آفرینی هستند و از هر چیزی حرکتی ایجاد میکنند. لذا بصیر باشید. جمعهای کارگری، کارمندی، اصناف، مراقب باشند که در زمین دشمن حرکت نکنند. مطالبات صنفیتان را داشته باشید اما مواظب باشید که دیگران از آن سوءاستفاده نکنند.
در این فضای ملتهب بعضی وقتها بعضی از افراد دهانشان را باز میکنند و هرچه دلشان میخواهد میگویند. حد را هم نگه نمیدارند. هرچه هم که میخواهیم حمل به صحت کنیم و بیان نکنیم نمیشود. رهبر معظم انقلاب هشدار دادند و مطلبی را از آینده خبر دادند. کسی که دیدش وسیع است تذکر میدهد. نکات را میبیند. فرمانده یک منطقه عملیاتی اگر خوب دشمنشناسی کند تحرکات دشمن را در آن منطقه خوب میبیند. لذا آرایش جنگی را جوری میبندد که بتواند در مقابل دشمن دفاع کند و خودش را حفظ کند. اگر سربازانش را جمع کرد و خبر از حمله دشمن داد باید به دیده منت گذاشت و رویش کار شود.
یکدفعه میبینیم کسی در این بحث در حد نایب رئیسی مجلس دهانش را باز میکند و میگوید «کسی که دارد از فتنه آینده خبر میدهد بگوید که دارد چه فتنهای را طراحی میکند» آیا این حرف، حرف درستی است؟ من این حرف را چگونه حمل به صحت کنم؟ هرکسی از هرجایی که بلند شد شروع کرد به حرف زدن. رهبری و جایگاه ولایت خط قرمز ماست. ما در مقابل اینگونه حرفها کوتاه نمیآییم. کسی حق ندارد وارد این حریم شود.
این حرف را چگونه حمل به صحت کنیم؟ اولاً این حرف اتهام به نظام است. اگر اخلاق را کنار بگذاریم، بحث رفتار صحیح را کنار بگذاریم، اینکه نماینده مجلس هستیم و باید حواست باشد که چگونه صحبت میکنی را اگر همه اینها را کنار بگذاریم، این اتهام است. ببینند این حرفهایی که میزنند کجاها را خراب میکند! چه آثاری بر این حرفها مترتب است!
رهبری خبر دادند که مواظب باشید در سال ۹۸ احتمال فتنه و توطئه هست و صورت مسئله را عوض نکنند. آن وقت این آقا به جای اینکه تبیین کند و توضیح بدهد، میگوید معلوم نیست برای سال ۹۸ چه فتنه ای میخواهند به پا کنند. حرف ایشان اولاً اتهام به نظام است که خود نظام میخواهد فتنه ای طراحی کند. ثانیاً بیادبی و بیاحترامی است.
ولایت و رهبری خط قرمز ماست ما با هیچکس در این مورد عقد اخوت نبسته ایم. ایشان باید به سرعت حرف خودش را اصلاح کند و توضیح بدهد که منظورش از این حرف چه بوده است. والا حزبالله و نیروهای ارزشی باید نسبت به این شخص بخصوص بیتفاوت نباشند. |
| 1397/10/7 | 1397/10/7راه مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا، خرید کالای ایرانی است / حماسه ۹ دی سرمایه اجتماعی نظام را نشان داد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه251
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه متقین در زندگی تلاش میکنند ازآنچه دارند به دیگران کمک کنند و هرگز اهل جمعکردن مال و حریص به دنیا نیستند. در بحث زکات رسیدیم به این مطلب که خدای تعالی غیر از زکات واجب و صدقات، دستور فرمودند که مقداری از اموال را برای فقراء کنار بگذارید که آیه ۲۴ و ۲۵ سوره مبارکه معارج اشاره فرمود «وَ الَّذینَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُوم لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم» خدای تعالی در اموال اغنیاء رزق و روزی فقراء را قرار داده.
اینکه این حق چه مقدار است و کجا پرداخت شود را جلسه قبل اشاره ای کردم. تعبیری در روایات باب زکات هست که زکات را به باطنه و ظاهره تقسیم کرده که لازم است راجع به آن مقداری صحبت شود که منظور چیست؟ که به نظر میرسد همین مطلب که در آیه شریفه آمده که باید برای سائل و محروم حقی را در نظر بگیریم همین زکات باطنه باشد.
مُفَضَّل جعفی میگوید: نزد امام صادق -علیه السلام- بودم که مردى از او پرسید «کَمْ تَجِبُ الزَّکَاهُ مِنَ الْمَالِ» بر چه مقدار از مال زکات واجب است؟ «فَقَالَ لَهُ الزَّکَاهَ الظَّاهِرَهَ أَمِ الْبَاطِنَهَ تُرِیدُ» فرمود: مقصودت «زکات ظاهره» یا «زکات باطنه» است؟ «قَالَ أُرِیدُهُمَا جَمِیعاً» گفت: هر دو را منظور دارم. «فَقَالَ أَمَّا الظَّاهِرَهُ فَفِی کُلِّ أَلْفٍ خَمْسَهٌ وَ عِشْرُونَ دِرْهَماً» فرمود: زکات ظاهره، در هر هزارى بیستوپنج است، «وَ أَمَّا الْبَاطِنَهُ فَلَا تَسْتَأْثِرْ عَلَى أَخِیکَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَیْکَ مِنْک» و زکات باطنه، آن است که از برادرت آنچه را که بیش از خود تو به آن نیازمند است دریغ ندارى.
نکات مهمی این روایت دارد. آنچه انسان از نیازهای نیازمندان را برطرف میکند، زکات باطنه است. پس مقدار مالیِ مشخصی مثل زکات واجب ندارد. بلکه بیشتر مربوط به فقراء جامعه است؛ یعنی تا وقتی محروم و نیازمند هست اغنیاء و بینیازان باید تا رفع نیاز و گشایش زندگی آنان پرداخت کنند.
برای تأکید مطلب عرض میکنم در روایت از رسول خدا دارد که فرمودند «إنّ فی المال حقّا سوى الزّکاه» یعنی در مال حقّى غیر از زکات هست. یا امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: آنچه خدا در مال بهغیراز زکات واجب کرده، بیشتر است. موارد اینچنین زیاد داریم.
امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مردى نزد پیغمبر اکرم آمد و گفت: یا رسول اللَّه! آیا در مال حقّى پرداختنى جز زکات وجود دارد؟ فرمود: آرى، بر مسلمان واجب است که گرسنه را هرگاه درخواست خوراک کرد سیر کند و برهنه را چون جامه خواست بپوشاند. مرد گفت: بیم آن دارد که سائل دروغ بگوید؟ فرمود: چرا از راست گفتن سائل بیم ندارد؟
امام صادق-علیه السلام- فرمودند: امیرالمؤمنین -علیه السلام- فرمود: خداى بزرگ، دراموال توان گران مقدارى معیّن کرده است که زندگى بینوایان را اداره کند؛ پس اگر فقیرى نابسامان ماند، یا بهسختی افتاد، یا پوشاک درستى نداشت (یا سرپناهى نیافت، یا همسرى نگرفت …) سبب آن خوددارى ثروتمند از دادن حقّ اوست؛ و خداوند حساب ثروتمندان را در روز قیامت از این بابت مىرسد و به سبب آن با عذابى دردناک عذابشان مىکند.
نکته ای عرض میکنم و آن اینکه در اینگونه مباحث باید همه جوانب را باهم دید و یکبعدی به مسئله نگاه نکرد. مجموعه آیات و روایات را باید دقت کرد. گاهی حدیثی خوانده میشود و گمان میشود اگر به همان دستور عمل کنیم، به وظیفه ی خود عمل کرده ایم، درحالیکه اینطور نیست.
در بحث حقوق مالی خیلی ها تصور میکنند اگر خمس و یا زکات مال را دادند و مقداری هم به زکات مستحبی پرداختند تکلیف خود را عمل کردهاند و از این به بعد اجازه دارند هر طور که دلشان خواست مال جمع کنند. اسلام هرگز اجازه اقتصادی که نتیجهاش درست شدن طاغوت اقتصادی در جامعه است را نمیدهد. مالی که نتیجه اش بینیازی صاحبمال باشد بهطوریکه طغیان کند را نمیدهد.
اگر روایات را دقت کنیم، میبینیم؛ موارد فراوانی را که سفارش به انفاق کرده و یا توصیه کرده است که مشکلات مادی دیگران را برطرف کنید، امکانات را عادلانه تقسیم کنید و امثال اینها که همه این سفارشها، بعد از خمس و زکات و واجبات است. جان کلام در این است که باید جوری عمل کرد که فقر از جامعه ریشه کن شود. نه اینکه با دادن مقداری، از خود رفع مسئولیت کنیم، بعد هر جور دلمان خواست زندگی کنیم.
در حدیث، امام صادق -علیه السلام- فرمود «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِی مَالِ الْأَغْنِیَاءِ مَا یَسَعُهُمْ» بدرستیکه خداوند متعال زکات واجب را در اموال اغنیاء و توانگران بهاندازه حاجت نیازمندان واجب کرد. «وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِکَ لَا یَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ» و اگر خداوند میدانست که این مقدار که واجب کرده بهاندازه نیست بر مقدار آن میافزود. «إِنَّهُمْ لَمْ یُؤْتَوْا مِنْ قِبَلِ فَرِیضَهِ اللَّهِ» فقیران و محرومان از جانب خداى بزرگ زیانى ندیدند، «وَ لَکِنْ أُتُوا مِنْ مَنْعِ مَنْ مَنَعَهُمْ حَقَّهُمْ» بلکه از جانب کسانى زیان دیدند که حق آنان را ندادند.
یعنی این گرفتاریهایی که در طبقات مستمند هست نتیجه خیانت ثروتمندان است که مقدار لازم را نمیپردازند. اگر مردم زکات بپردازند، مستمندان از خیر و عافیت بهره مند مىشوند. پس فقر نتیجه گناه ثروتمندان یعنی غصب اموال دیگران و غارت امکانات زندگی هزاران نفر است. برای رسیدن به مطلوب باید زمینه های اقتصاد طاغوت پرور خشکانده شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا همگی از ریختوپاش و اسراف و زیادهروی بر حذر بوده اهل قناعت هستند. مولانا امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۵۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الْقَنَاعَهُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ» قناعت ثروتى بىپایان است.
قناعت یعنی به مال دیگران چشم نداشتن. قناعت یعنی به چیزی که از مقدار حاجت زندگی و خوردوخوراک و پوشاک و… بیشتر است سرگرم نشوی. کسی که این حالت را در خودش ملکه کرد مثل کسی است که ثروت بیپایانی دارد. بی نیاز است. قناعت یعنی حسرت نخوردن بر آنچه ندارد و راضی بودن به حالی که دارد. انسانهای قانع سعادتمند هستند.
رسول خدا فرمودند «الْقَنَاعَهُ مُلْکٌ لَا یَسْکُنُ إِلَّا قَلْبَ مُؤْمِنٍ وَ الرِّضَا بِالْقَنَاعَهِ رَأْسُ الزُّهْد» قناعت سرزمینی است که قرار نمیگیرد مگر بر دل کسى که خود را از غم دنیا رها ساخته باشد و به قناعت خوشنود بودن اول مرحله زهد است.«قَالَ النَّبِیُّ لِجَبْرَئِیلَ مَا تَفْسِیرُ الْقَنَاعَهِ. قَالَ: تَقْنَعُ بِمَا تُصِیبُ مِنَ الدُّنْیَا تَقْنَعُ بِالْقَلِیلِ وَ تَشْکُرُ الْیَسِیر».
ضایعه ارتحال عالم و فقیه مجاهد اخ الشهداء حضرت آیه الله هاشمی شاهرودی را که رهبر معظم انقلاب ایشان را به استاد بزرگ حوزه و کارگزار باوفای نظام وصف کردند را به امام عصر و همه مؤمنین و علما و حوزه های علمیه و بیت مکرم و فرزندان ایشان تسلیت عرض میکنم. گذشته از فعالیتهای علمی مهمی که در مراکز علمی داشتند، دارای شخصیتی خدوم، حلیم، خلیق، فعال، مسئولیت پذیر و خلاق بودند. خدای تعالی با اولیاء خود و اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
در این ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؛ مراکز تصمیمساز در آمریکا رویکردهای مختلفی را در مواجهه و مقابله با ایران داشته اند. اولاً سعی کرده اند ایران را تشویق به همکاری و تسلیم کنند. وقتی دیدند زمینه ای برای همکاری نیست، سعی کردند جلوی سرعت پیشرفتهای ما را بگیرند، ایجاد محدودیت کنند، در عرصه های مختلف سنگاندازی کنند مثل محدودیتهای علمی و فنی و منطقه ای و… که ادامه دارد.
بعد سعی و اقدام به براندازی داشتهاند و تا امروز هم تلاشهای مختلفی «نظامی و غیره برای نابودی» کرده اند که وقتی دیدند گزینه نظامی جواب نمیدهد به روش تغییر نظام از درون اقدام کردهاند؛ و از هر فرصتی که به دست میآورند استفاده میکنند تا به هدف خود برسند. مثل کار کردن روی تغییر باورهای دینی و ملی و سبک زندگی، تغییر در رفتار افراد که نتیجه اش تغییر ساختار است؛ و این روش هنوز ادامه دارد.
لذا بازخوانى نقشه هاى دشمن در مقابله با نظام اسلامى، بهخصوص در ایجاد اغتشاشاتی مثل سال ۷۸، ۸۸، دی ۹۶ و تیر ۹۷ مىتواند ما را نسبت به توطئه هاى آتی دشمن بیدارتر کند. بررسی فتنه ۸۸ و حماسه ۹ دی خیلی کارساز است. بااینکه در این مورد هفته گذشته اشاره داشتم اما اهمیت موضوع ایجاب میکند چند نکته را یادآوری کنم.
چون هرسال در موقعیتی قرار میگیریم که لازم است با اقتضائات همان زمان عمل به وظیفه کنیم. توضیح: یکی از ویژگیهای نظام اسلامی، حضور دائمی و نقش اساسی مردم در عرصه های مختلف بهخصوص مدیریت کشور است که دشمن را آزار میدهد؛ بنابراین سعی میکند تا میتواند بین مردم و نظام فاصله بیندازد.
در فتنه ۸۸ با دروغگوئی، با اتهام زنی، با روش کودتاهای مخملی، با اردوکشی خیابانی میخواستند فاصله بیندازند و مردمسالاری دینی را، با باطل کردن انتخابات قانونی، زیر سؤال ببرند و به تعبیر رهبری تودهنی به مردم بزنند؛ که خوشبختانه با هدایتهای رهبر معظم انقلاب، مردم پایکار ایستادند و یکقدم از اصول عقبنشینی نشد.
دی سال قبل رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی کنگره اشاره به حمایت از آشوب سال ۸۸ کرد و از عزم کشورش بر دامن زدن و تداوم این تحرکات گفت و اینکه آمریکا در کنار مردم ایران در مبارزه شجاعانه شان براى آزادى مى ایستد.
در امسال هم از برهم زدن برجام شروع کردند که با تشدید تحریمها در ۱۸ مرداد و ۱۳ آبان و برهم خوردن وضعیت معیشت و اقتصاد مردم نارضایتی عمومی بیشتر بشود، عوامل داخلی استکبار هم از اعتراضات مردم سوءاستفاده کنند و با سوء تدبیر و ضعف مدیریتی که در بعض جاها دیده میشود بین مردم و نظام فاصله بیندازند؛ و مردم هم دست به آشوب بزنند.
برای ترساندن مردم، از تحریمهای کمرشکن نام بردند، یا گفتند اینقدر فشار بر مردم می آوریم تا شیره شان کشیده شود. یا دیگری گفت: ایران اگر مى خواهد مردمش غذا بخورند باید به حرف آمریکا گوش کند؛ اما هیچکدام از این تهدیدها تاکنون جواب نداده به فضل پروردگار مردم ما در مقابل دشمن سر خم نخواهند کرد.
هجمه بهنظام و سیاه نمائی دستور کار آنان است و تلاش برای مذاکره بر سر توان موشکی و نفوذ منطقهای ایران ادامه دارد. اتحاد و یکپارچگی و بصیرت مردم، با تمام کمبودهایی که هست آمریکا و دوستانش را عصبانی کرده. آن چیزی که آمریکائىها را بهشدت عذاب مى دهد این است که علیرغم تلاش و هزینه های گزافی که میکنند، نتوانستهاند اوضاع داخلی ایران را برهم بزنند.
لازم است در ۹ دی امسال بیشتر روی ارتباط همهجانبه مردم با نظام تأکید شود. نکتهای عرض کنم و آن اینکه ۹ دی به خاطر حضور مردم، صاحبان اصلی انقلاب یومالله شد ۹ دی سرمایه اجتماعی نظام را نشان میدهد. ۹ دی یعنی قدرت ملی ۹ دی مربوط به قشر، حزب؛ دسته، گروه خاص و یا جناحی نبود، همه آمده بودند تا با مدیریت و رهبری رهبرشان از نظامشان دفاع کنند.
حضور ۹ دی امسالِ مردم انشاءالله صورت آمریکا و اذناب پلیدش را سیاه خواهد کرد. با شور و عرق دینی و ملی شرکت کنید. البته دشمنان ما تلاش میکنند برای از بین بردن انسجام ملی ما از هر چیزی استفاده کند ولو عرق دینی و ملی ما را هم خراب بکند، ولو در سابقه تمدنی چند هزارساله ما انحراف ایجاد بکند. خط استحاله با دقت کارش را انجام میدهد مردم باید بصیر و حساس باشند. جوری به خورد افراد میدهند که با دست خود، خود را نابود کند.
آیا این امر طبیعی است که ایرانی غیر مسیحی به تبلیغ نمادهای مسیحیت بپردازد؟ آنهم در مورد چیزی که در خود مسیحیت هم ریشه ای ندارد. آیا این مسیری غیر از مسیر تغییر باور و رفتار و استحاله است؟ تذکراً عرض میکنم روز و سال ولادت حضرت عیسی -علیه السلام- در اعتقاد فرقه هاى مختلف مسیحى اختلاف فراوانى دارد. در هیچ انجیلی، تاریخ ذکر نشده؛ و کریسمس که امروز انجام میشود مربوط به اوایل قرن ۱۹ میلادى است.
لذا نمىتوان مدعى شد که بزرگداشت کریسمس حقیقتاً تکریم حضرت عیسى و یک عمل دینی و عبادی است. حتی با گسترده شدن تفکرات سکولاری و لائیکی در غرب، وجهه دینى آئین سال نو و کریسمس کم شده و در غرب در این دهه هاى اخیر، فقط به عنوان یک جشن و تعطیلات سال نو بدون توجه به آئینهاى دینی انجام میشود.
برای فاصله انداختن بین مردم و نظام هر کاری میکنند. همینهایی که عرق ملی دارند و برای تخت جمشید و کوروش سر و دست میشکنند همینها را میبرند به سمت کریسمس و خودشان هم نمیدانند چه میخواهند.
آمریکا دیگر یال و کوپالی ندارد، مثل سابق نیست و هرروز در مسیر افول و نابودی سرعت میگیرد. میبینید که چقدر از جایگاه قدرت و زور گوئی که داشتند تنزل کرده اند، رئیسجمهورشان شبیه قطاع الطریق شبانه وارد عراق شد و سه ساعت در منطق رأس العین از سربازان آمریکائی دیدن کرد. و دزدانه برگشت.
این سفر چهره دیگری از یاغی گری آمریکا و محترم نشناختن حقوق ملتها را نشان داد. با این سفر حاکمیت کشور عراق را نقض کرد و به مردم و مسئولین توهین کرد. البته مسئولین عراق دیدار با او را نپذیرفتند، مردم و گروههای مختلف هم مواضعی علیه آمریکا داشتند و خروج سربازان را خواسته اند و البته خوب است تحرکی داشته باشند.
آمریکا از درون در حال متلاشی شدن است. اگرچه از بیرون هم کسی برای او وقعی قائل نیست. از اول دی هم که دولتش تعطیل شد. در طول این سالهای اخیر چندین نوبت دولت آمریکا تعطیلشده؛ یعنی تمام خدمات بهغیراز خدمات حیاتی متوقفشده علت هم این است که نمیتوانند بر سر تخصیص بودجه برنامههای دولت به نتیجه و توافق برسند. آنوقت میخواهند جهان را مدیریت کنند و برای کشورها تصمیم بگیرند. آنوقت عدهای تمام همشان آمریکاست. آمریکا تمامشده است به فکر جای دیگر باشید.
۷ دی روز سوادآموزی و تشکیل نهضت به دستور حضرت امام را گرامی میداریم و به همهکسانی که درراه سوادآموزی قدم برمیدارند خدا قوت و خسته نباشد میگوییم و به حمدالله استان البرز از استانهایی است که در نداشتن بیسواد نمونه است؛ و نسبت بهکل کشور در باسوادی جلوتر است.
۱۳ دی هم سالگشت نامه تاریخی امام به گورباچف است که خیلی نکته مهمی بود تاریخ آن زمان را باید تحلیل کرد امام با تیزبینی الهی که داشت فروپاشی شوروی را پیشبینی کردند و آن نامه تاریخی را نوشتند و او را بهحق دعوت کردند اگرچه او نپذیرفت.
در بحثهای داخلی خودمان خیلی ناراحتکننده است و من در اینجا این سؤال را مطرح میکنم واقعاً منظور وزیر خارجه از سخنانی که گفتند چیست، وقتی ایشان تأکید میکند که هدف از برجام امنیتی و هستهای بوده است و هدف اقتصادی نداشته اند؟ درحالیکه همه میدانیم آقایان تصریح کردند که همه تحریمهای بانکی و مالی بالمره در روز اجرای توافق برداشته خواهد شد؛ و دهها مطلب دیگر که مردم یادشان است.
اینکه بگوییم دولت مجبور شد که سرنوشت برجام را با اوضاع اقتصادی مردم گره بزند تا مطالبات را برای انعقاد بالا ببرد. این حرف درستی نیست؛ یعنی با اعتماد مردم بازی کردن. این فکر یعنی ما خودمان را در مقابل دشمن خلع سلاح کردیم. لااقل خودتان اقدام به تحریف کار خودتان نکنید.
بعضی وقتها نکاتی را که عرض میکنم و روشنگری میکنم. بعضیها در ذهنشان این مورد خلجان میکند که بنده به سمتی گرایش دارم. در روز جمعه و هنگام خطبه جمعه خدای تعالی را شاهد میگیرم که بنده به هیچ سمتی گرایش ندارم. از این گرایشها سیاسی که آقایان مطرح میکنند. در مقام خطابه و در مقام بیان مطالبی که عرض میکنم خدای تعالی را در نظر میگیرم و شاهد خدای حکیم و علیم است.
آن چیزی که لازم است روشنگری شود و برای مردم بیان شود و حق مطلب است مطرح میکنیم. بنده نه به چپ نه به راست گرایش ندارم. همان ملاک و معیاری که حضرت امام و حضرت آقا مطرح میکنند بحث انقلابی و غیرانقلابی است. ما در آن مسیر حرکت میکنیم مسیرمان مسیر حرکتی انقلابی و جهادی است.
بودجه امسال با توجه به حساسیتهایی که وجود دارد و وضعیت فروش نفت دقیقاً معلوم نیست. باید شفافیت بیشتری در بخش درآمدها و هزینه ها داشته باشد. لذا به نظر میرسد زمان خوبی است که برای رها شدن از وابستگی به نفت اقدام کنیم. داشته های فراوانی که داریم از نیروی انسانی و منابع به کار بیندازیم و اقتصاد کشور را نجات دهیم.
وقتی از نزدیک میبینیم باعث افتخار است. توفیق شد این هفته از اتاق بازرگانی استان دیدن کنیم تا انشاءالله از اتاق تعاون و اتاق اصناف هم برسیم و دیدن کنیم. توفیقاتی که استان البرز در تولید دارد کمنظیر است؛ اما باید همت کرد و چرخها را به حرکت درآورد. سرمایه گذاریها صورت بگیرد.
مردم هم قصد جدیشان خرید ایرانی باشد. قسمتی از تولیدات همین استان در موضوعات مختلف از نمونههای خارجیاش بهتر است. بدانید اگر هرکدام از ما کالای مشابه را ایرانی نخریم کمک کردهایم به وابستگی کشور. کمک کردهایم به بیکار شدن کارگران. کمک کرده ایم به ازکارافتادن کارخانه ها. برای مبارزه با آمریکا کالای ایرانی بخرید. این را شعار کنید و به حرف رایج تبدیل کنید.
در زمان جنگ بحبوحه زدن کشتیهای نفتی بود و وضعیت نفت بههمخورده بود، دوستانی داشتیم که در آمریکا ساکن بودند. ازآنجا برای بنده عکسی را فرستادند که بنرهای خیلی بزرگ در اتوبانهای آمریکا عکس حضرت امام که در حال خطاب کردن هستند را زده بودند و زیر آن نوشته بودند برای مبارزه با این مرد در مصرف بنزین صرفهجویی کنید.
ما هم امروز میگوییم برای مبارزه با آمریکا کالای ایرانی به خرید برای اینکه پوزه آمریکا را به خاک بمالیم و پوزه آنکسانی که میخواهند در جنگ اقتصادی ما را زمینگیر کنند به خاک مالیده شود، باید موج خرید کالای ایرانی ایجاد شود تا این چرخه به حرکت بیفتد و انشاءالله اقتصاد کشور نجات پیدا کند. |
| 1397/9/30 | 1397/9/30با تخلفات مسئولین با شدت و بدون اغماض باید برخورد کرد / شهدا سرمایه نظاماند نه افراد | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه252
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون و المؤمنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه اهل تقوا همگی اهل مواسات، برادری، دستگیری و کمک به دیگران هستند. بحث ما درباره زکات بود که یکی از واجبات و مستحبات مالی است که مؤمنین پرداخت میکنند؛ و به بعض آثار فردی و اجتماعی آن اشاره کردیم. اینجا روایتی از امام رضا -علیهآلاف التحیه و الثناء- در اسرار زکات که در جواب نامهای مرقوم فرمودند و طولانی است را میخوانم، من به گوشهای از آن اشاره میکنم.
مرقوم فرمودهاند: «أَنَّ عِلَّهَ الزَّکَاهِ مِنْ أَجْلِ قُوتِ الْفُقَرَاءِ وَ تَحْصِینِ أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ» علّت وجوب زکات و سرّ آن این است که زکات قوّت و روزى فقراء است و اموال اغنیاء را حفظ و نگهدارى مىکند. «لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى کَلَّفَ أَهْلَ الصِّحَّهِ الْقِیَامَ بِشَأْنِ أَهْلِ الزَّمَانَهِ مِنَ الْبَلْوَى» زیرا حقتعالی افراد صحیح و سالم را مکلّف نموده که به افراد زمینگیر و افتاده رسیدگى کرده و به امور آنها قیام کنند. «کَمَا قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ» حتماً در اموالتان و بهوسیله جانتان آزمایش خواهید شد. «فِی أَمْوَالِکُمْ إِخْرَاجُ الزَّکَاهِ…» اینکه فرمود در اموالتان یعنی پرداخت زکات.
«مَعَ مَا فِیهِ مِنَ الزِّیَادَهِ وَ الرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ لِأَهْلِ الضَّعْفِ وَ الْعَطْفِ عَلَى أَهْلِ الْمَسْکَنَهِ وَ الْحَثِّ لَهُمْ عَلَى الْمُسَاوَاهِ وَ تَقْوِیَهِ الْفُقَرَاءِ وَ الْمَعُونَهِ لَهُمْ عَلَى أَمْرِ الدِّینِ». در ضمن پرداخت زکات موجب برکت مال است و سبب رأفت و مهربانى نسبت به ناتوانان و عطوفت و توجّه به مسکینان و محرک مردم است به سمت مساوات و تقویت فقرا و مدد رساندن به ایشان است در انجام دادن تکالیف دینى.
سرّ دیگرش این است که فرمود: این زکات پند و موعظه است براى اغنیاء و عبرت است براى ثروتمندان. چون اگر در دادن زکات دقت کنند مىتوانند به فقر و نیازشان در آخرت منتقل شوند، (درنتیجه تلاش کنند تا) آنچه موجب برطرف کردن فقر در آخرت هست را، فراهم کنند.
اسرار دیگری هم امام فرمودند که بهجایش در صورت لزوم مطرح میکنم. مسئلهی رسیدگی به فقراء و از بین بردن فقر در جامعه بسیار مهم است. عبارتی که امام رضا -علیهالسلام- فرمودند که «لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى کَلَّفَ أَهْلَ الصِّحَّهِ…» کَلّف یعنی مکلّف کرده است، یعنی قطعی و حتمی قرار داده است که اینگونه عمل شود و این بیان، بیان امر و وجوب است؛ یعنی رسیدگی به درماندگان توسط توانگران واجب است و این بیان کاری با زکات مصطلح ندارد و مطلب بالاتری را میفرماید.
خوب دقت کنید. من آرامآرام میخواهم بحث را ببرم به طرفی که تکلیف ما با زکات به تنهائی ادا نمیشود؛ که برسم توضیح میدهم. در سوره مبارکه معارج به بعضی از امور مربوط به قیامت و هولهای آن اشاره میکند و به بعض صفات انسان را بیان میکند، بعد در آیه ۲۲ میفرماید مصلین این صفات را ندارند؛ و به بعض ویژگیهای نمازگزاران که همان مؤمنین و متقین هستند در ضمن چند آیه اشاره میفرماید که «إِلاَّ الْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ وَ الَّذینَ فی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» کسانی که در اموالشان برای انسانهای نیازمند حق معلومی را مشخص کردهاند.
این دستوری است که هم اهل ثروت را کنترل میکند و هم موجبات فقر و فاصله طبقاتی را کم میکند. حکمی است به نفع مستضعفین. خوب حالا این حق معلوم مقدارش چقدر است؟ که خمس و زکات واجب و زکات فطره هرکدام دستور مشخص و نصاب خودشان رادارند؛ اما حق معلوم یعنی چه؟
آرامآرام به قسمتهای دیگری میرسیم که وظیفه ما با زکات حل نخواهد شد خصوصاً جامعهای که مبتلابه تکاثر شده باشد جامعهای که افرادی در آن به وجود آمده باشند که اختلاف طبقاتی تکثیر پیداکرده باشد فاصلههای طبقاتی بین آحاد جامعه زیاد شده باشد افرادی باشند که غرق در زیادهخواهی و زیاده خوری باشند و افرادی که گرفتار باشند در اینجا فقط با زکات حل نمیشود.
لذا خدای تعالی در آیه ۲۲ سوره مبارکه معارج به این نکته اساسی اشاره میکند که خیال نکنید با دادن صدقه و یا زکات وظیفه شرعی و یا تکلیف الهی خودتان را انجام دادید که انشاءالله آرامآرام در جلسات بعدی بهمرور خواهم گفت.
اینجا خدمت امام صادق -علیهالسلام- شرفیاب شده سؤال میکنیم. حضرت دراینباره فرمودند «… وَ هُوَ شَیْءٌ یَفْرِضُهُ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ فِی مَالِهِ یَجِبُ عَلَیْهِ أَنْ یَفْرِضَهُ عَلَى قَدْرِ طَاقَتِهِ وَ سَعَهِ مَالِهِ…» حق معلوم، چیزى است که هر کس از مال خودش براى پرداختن مقرّر مىکند و لازم است که آن مقدار با اندازه توانایى و قدرت مالى شخص باشد. بعد در ادامه میفرماید: آن مقدار را که معین کرد اگر خواست هر روز بپردازد و اگر خواست در هر جمعه بپردازد و اگر خواست در هرماه بپردازد…
برای روشنتر شدن مطلب به روایت دیگر هم اشاره میکنم. راوی میگوید از امام باقر شنیدم که میفرمود: مردى خدمت پدرم على بن الحسین -علیهالسلام- آمد و گفت: این حقى که خداوند عزّ و جلّ یادکرده (به آیات سوره معارج اشاره کرد) چه حقى است؟ پدرم على بن الحسین به او گفت: این حقّ معلوم، یک حقّ استحبابى است که انسان شخصاً از مال خود جدا مىکند. این حق، مربوط به زکات واجب و صدقه واجب نیست که مقدار آن با کتاب و سنّت تعیین شود. آن مرد گفت: پس این چه حقى است که از زکات و صدقات محسوب نمىشود؟ پدرم گفت: این یک اقدام افتخارى است که انسان بهاندازه توانگری و ثروتش، کم یا زیاد، متعهد مىشود. آن مرد پرسید: مصرف این حق، در چه راهى است؟ پدرم گفت: صلهرحم، پذیرائى از مهمان ناخوانده، برداشتن بار غرامت از دوش مردم ناتوان، رسیدگى به حال برادران دینى و رفع گرفتاریها و پیشآمدهاى ناگوار. دارد که آن مرد گفت: «اللَّهُ یَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالاتِه» یکی از وظائف حتمی ما رسیدگی به حال مستمندان است بهاندازه توانمان.
در روایت از رسول خدا دارد که فرمودند: اگر مردم به فقراء جامعه محبت نکنند و بازارهای خودشان را پر از کالاهای متنوع کنند (که اغنیاء میتوانند بهره ببرند) و بر جمعکردن مال همت گمارند، خداوند اینها را به چهار خصلت گرفتار مىکند: قحطى زمان و ستم مسئولان و خیانت مأموران حکومتی و چیرگى دشمنان. خدای تعالی توفیق رسیدگی به محرومان را بدهد تا بتوانیم ریشه فقر و محرومیت را بکنیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بهواسطه ارتباط محکمی که باخدای تعالی دارند در مسائل مختلفی که برای آنها پیش میآید در آرامش و سکون نفس بسر میبرند. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۵۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند «الْغِنَى فِی الْغُرْبَهِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَهٌ» مال داری در غربت مثل زندگی کردن در وطن است و تهیدستى در وطن مثل در غربت زندگی کردن است.
ازآنجاکه هم فقر و هم غربت در بدی اخلاق و مشکلات زندگی افراد نقش مستقیم دارد، امام به این دو اشاره فرمودند. وقتی انسان در وطن خودش، در کنار مردم آشنا و دوستان زندگی میکند در آرامش است و اضطرابی ندارد. لذا علی -علیهالسلام- ثروتمندی و توانگری را برای کسی که در غربت زندگی میکند استعاره آورده برای آرامش خاطر، چون با ثروتی که دارد، دلگرمیای دارد که غربت در او اثر نکرده و راحت زندگی میکند.
و همچنین کلمه غربت را برای انسان تهیدست و فقیری که در وطنش زندگی میکند، استعاره آورده، چون کسی که مال و ثروتی ندارد ولو در وطنش زندگی کند مثل شخص غریب خواهد بود. در نوشتهای خواندم که در شرف فقر همین بس که کسى را نمىبینى براى اینکه فقیر شود، عصیان خدا کند. خداوند توفیق عمل به دانستهها به همه ما ارزانی کند.
چهارم دیماه بنا بر بعضی از نقلها ۶۲۲ سال قبل از ولادت رسول خدا حضرت عیسی بن مریم -علی نبینا و آله و علیه السلام- متولد شدند- ولادت این پیامبر بزرگ الهی را بر همه مسلمین و برادران و خواهران مسیحی که تعدادی از آنها هم در این استان زندگی میکنند عرض تبریک داریم. انبیای الهی ولادت ایشان برای همه ما میمون و مبارک است.
در قرآن کریم راجع به این پیغمبر عظیمالشأن آیات فراوانی داریم. نام او عیسی است. لقبش مسیح است و کنیه او ابن مریم است. در آیه ۴۵ سوره مبارکه آلعمران فرمود «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ» در این آیه هم به مسئله بشارت ملائکه به حضرت مریم اشارهکرده است و هم اینکه او کلمهالله است. اسمش عیسی است و لقبش مسیح است و کنیهاش ابن مریم است. ویژگی او این است که دارای آبرو و وجاهت است در دنیا و آخرت و از مقربین است.
سه گروه در قران نامشان برده شده است. اصحاب یمین اصحاب شِمال و مقربون. خدای تعالی حضرت عیسی مسیح را جزء مقربون میداند که از ابرار و اصحاب یمین بالاتر هستند. در بیان قرآن کریم مقربون شاهد تمامکارهای ابرار و دیگران هستند که در سوره مطففین آمده است. خدای تعالی حضرت مریم و فرزندش عیسی مسیح را آیهای از آیات الهی قرار داد. معجزه الهی هستند.
حضرت مسیح عبد محض خدای تعالی بود. بشارتدهنده به آمدن رسولالله بود. در قسمتی از آیه ۳۱ سوره مبارکه مریم فرمود «وَ جَعَلَنِی مُبارَکاً أَیْنَ ما کُنْتُ» هرکجا که این وجود مقدس بوده است مایه برکت بوده. آیه شریفه میفرماید که هرکجا باشد مبارک است. خلقت حضرت عیسی مسیح هم معجزه است. خدای تعالی خلقت حضرت مسیح را به حضرت آدم تشبیه میکند. در آیه ۵۹ سوره مبارکه آلعمران میفرماید «إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ».
در گهواره سخن گفت که این سخن گفتن خودش معجزه است و نوع سخن هم معجزه است. چون در گهواره مطالبی را گفت که وقتی انبیا مبعوث به رسالت میشوند که معمولاً در سن چهلسالگی است همان مطالب را در گهواره گفت. معجزات دیگری هم داشتند که معروف است و شما شنیدهاید و بعضی از آن را شاید کمتر شنیده باشید.
یکی از آنها را برای شما عرض میکنم. در کتاب خصال مرحوم شیخ صدوق نقل میکند از امام سجاد -علیهالسلام- که مردی از اهل شام از امیرالمؤمنین در مسجد جامع کوفه سؤالاتی را مطرح کرد. ازجمله سؤالاتش این بود که موجوداتی را نام ببرید که در رحم تکون پیدا نکردند و یکدفعه خلق شدند. حضرت فرمودند: آدم و حوا و قوچی که برای حضرت ابراهیم آمد برای ذبح. عصای موسی که تبدیل به مار شد. ناقه صالح و خفاشی که حضرت عیسی بن مریم ساخت و به پرواز درآورد. کنایه از همان حیوانی است که در قرآن کریم بیان میکند که حضرت عیسی با دست خودش شکل پرنده را ساخت و در او دمید که معلوم میشود خفاش به دست حضرت عیسی مسیح ساختهشده است که البته نوع تکون او هم تکون خاصی است.
اما آن چیزی که مهمترین وظیفه حضرت مسیح -علیهالسلام- است رسالت جهانی او بود- مثل بقیه انبیا که فرموده خدا را عبادت کنید و با طاغوت مبارزه کنید- بعضیها فکر میکنند حضرت مسیح وظیفهای دراینباره نداشته است- این انحراف است- حضرت مسیح –سلاماللهعلیه- مثل بقیه انبیا دستوری که دارند این است که به مردم بگویند بندگی کنید و از طاغوت اجتناب کنید و زیر بار ظلم نروید و خودتان هم ظلم نکنید. «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ». همه انبیا یک بیان دارند.
دروغ بزرگی است که به این پیغمبر الهی بستهاند پیروان او که اگر یک سیلی از طرفی خوردند صورتشان را به آنطرف بگیرند یک سیلی دیگر بخورند. این دروغ محض است. در هیچکدام از تعالیم انبیا چنین چیزی را نداریم که زیر بار ظلم و زور بروید؛ اما آیا پیروان مسیح -علیهالسلام- به این فرمان الهی «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ» توجه دارند؟ گوش دادند؟ پیام اصلی حضرت مسیح که برای خدا قیام کنید و در مقابل مستکبرین بایستید و زیر بار طاغوت نروید و خودتان هم طاغوت نباشید آیا پیروان مسیح در این دوران اینگونه هستند؟ آیا در دوران گذشته همینگونه بودند؟
امروز آموزههای الهی عیسی مسیح که قسمتی از آنهم تحریفشده است و این دین در دست ظالمان ستمگر که خودشان را پیرو مسیح -علیهالسلام- میدانند اسیر است. البته روحانیت مسیحیت و کلیسا کمکاری دارند و در این زمینه مسئول هستند. همیشه علما در مقابل انحرافاتی که هست مسئولاند. چون آنها میبینند و میدانند حق را میفهمند و میدانند که حق کجاست.
امروزه بیشتر سران کشورهای غربی و اروپایی که خودشان را مسیحی میدانند ننگ مسیحیت هستند. ادارهکنندگان کشور آمریکا و شخص رئیسجمهور آمریکا که دستش به خون بیگانگان عالم شریک است گذشته از اینکه ننگ مسیحیت است ننگ بشریت است. پیامبری که وقتی به دنیا آمد از نماز و زکات گفت و اینکه نباید جبار و شقی بود، خودش هم جبار و شقی نیست، پیروانش هم نباید باشند.
میبینید هر فسادی که در عالم واقع میشود محسوس و غیر محسوس کسانی که خود را پیرو این رسول الهی میدانند در آن فساد حضور دارند. به اسم نجات افراد و به اسم دموکراسی و امثالذلک آتش فتنه علم میکنند و به جان ملتها میاندازند. قائلید که مسیح پیامآور صلح و آشتی است. آیا شما هم جهان را به صلح دعوت میکنید؟ فرانسه را ببینید. حتی کشورهای اسلامی را هم سیاستهای شما به خاک و خون کشیده است.
الآن جنایاتی که در یمن مظلوم انجام میگیرد محصول سیاستهای شماست. قصد داشتید چهارهفتهای کار یمن را تمام کنید. قریب به چهار سال است که در گل گیرکردهاید و بهزودی انصار الله کلک شمارا خواهند کند. حالا به دنبال مفر بگردید و دارند هم به دنبال مفری میگردند. با قطعنامه و توافق سوئد و امثالذلک میخواهند فرار کنند؛ اما تاریخ را چهکار خواهید کرد؟ همه این مسائل در تاریخ ثبت میشود.
فلسطین و غزه را سیاستهای شما به خاک و خون کشیده است. سیاستهای شما سوریه را به تلی از خاک و خاکستر تبدیل کرده است. حالا در حال عقبنشینی تاکتیکی هستند یا از روی اجبار مجبور شدند سوریه را ترک کنند. گفتند که خارج میشویم که البته بعید است بهطور کامل خارج شوند؛ اما به هر جهت دارند خارج میشوند و بهزودی یمن و مناطق دیگر را هم ترک خواهند کرد.
شما نشان دادید که در جنگ نیابتی همتوان مقابله با ایران اسلامی را ندارید. عربستان و اسرائیل و آمریکا، همه چه بخواهید چه نخواهید خروج شما از سوریه و عراق و بهزودی از یمن؛ یعنی پیروزی خط مقاومت به مستشاری و تدابیر ایران اسلامی؛ و این یعنی پیروزی ایران. هر اتفاقی که در آن منطقه بیفتد و هر عقبنشینی که از استکبار صورت بگیرد یعنی خط مقاومت پیروز شده است که ریشه این خط در ایران است.
وارد ماه دی میشویم و مسائل متعددی که در این ماه برای مردم ما در طول انقلاب چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب پیشآمده است. ۱۹ دی و قیام مردم قم قبل از انقلاب. ۹ دی در سال ۸۸ ایام دی در سال ۹۶ حماسهها و رشادتهایی که مردم خرج کردند و این روزها را به ایامالله تبدیل کردند.
لازم است در آستانه ۹ دی مروری داشته باشیم بر جریانات آن زمان و توطئههایی که دشمنان ریخته بودند و فتنهای که انجام شد و این فتنه هم ادامه دارد و در هر مقطعی به شکل و به رنگی خواهد بود. یکی از مهمترین توطئههای استکبار جهانی و صهیونیسم بینالمللی علیه نظام اسلامی بعد از جنگ تحمیلی کودتای مخملی سبز در دیماه سال ۸۸ بود که غرب با سرمایهگذاری گسترده و فراوانی که از جهت مالی و سیاسی و امنیتی طراحی کرده بود.
قصد داشت مردم را در برابر نظام قرار بدهد و آرامآرام به سمت سقوط نظام حرکت بدهد. به موفقیت خودش هم با برنامهریزی دقیقی که کرده بود خیلی امیدوار بود؛ اما مردم هوشیارانه و با اتحاد و با بصیرت و باایمان کامل و حضور انقلابی خودشان آتش فتنه را با رهبریهای داهیانه رهبر معظم انقلاب، امام بصیر و شجاع جامعه، خاموش کردند و زندهبودن انقلاب و انتقال انقلاب از نسلی به نسل دیگر را به رخ دنیا کشیدند.
مردم در ۹ دی به گوش فتنهگرانی که در کف خیابان حضور داشتند و مهمتر از آن به گوش خواص بیبصیرت و تشنه قدرت و عملههای دشمن سیلی محکمی زدند. یکی از مسائلی که لازم است گویندگان و تبیینکنندگان مسائل فتنه به آن بپردازند نقش بینظیر و بیبدیل رهبری است که باحوصله و هوشمندانه بصیرت و هوشیاری مردم را بالا بردند. شگردهای دشمن را تبیین کردند. انحرافات و بدعتهای فتنهگران را بیان کردند.
سخنرانیهای متعدد و روشنگرانه حضرت ایشان در آن ایام انسجام و وحدت ملی را تقویت کردند و مردم را تشویق به حضور درصحنهها کردند. لذا بازخوانی بیانات ایشان هشدارها و اقداماتی که برای فتنهای که عمیقاً برنامهریزیشده بود برای سقوط نظام لازم است و خوب است که این کار توسط عزیزان که تریبونی دارند و فرصت دارند برای مردم بازخوانی شود.
۹ دی شد فرقان حق از باطل. شد یومالله. مردم بعد از هشت ماه صبوری قیام کردند با امامشان بیعت کردند. ۹ دی مستکبران و غرب و غربزدگان را ناامید کرد. ۹ دی دلهای مستضعفان جهان را آرام کرد. پیام ۹ دی این بود که ملت ایران در برابر دشمنانش و فتنهگران برای حفظ آرمانهای انقلابش یکپارچه و متحد تمامقد ایستاده است.
به این نکته توجه دارید که دشمن در تمام جبههها از انقلاب و مردم انقلابی شکستخورده است. فقط جبهه اقتصادی مانده است که از این مرحله هم به فضل پروردگار عبور خواهیم کرد انشاءالله. نزدیک به ۱۰ جلد کتاب قطور راجع به فتنه و ریشههای او و حرکاتی که بعضیها انجام دادند. الآن هم یک عده تلاش میکنند که سران فتنه را به ایّ نحو تطهیر کنند در دانشگاهها و مراکز دیگر قابلتطهیر نیست. مگر خون و نجاست را میشود بهسادگی پاک کرد؟ آنها حرکت اصلاحی نکردند. توبه نکردند و بازگشت نداشتند. دستشان آلودهشده. پرچم حسین –علیهالسلام- عزاداران امام حسین موکب حسینی را خدشهدار کردند.
در آستانه چهلسالگی انقلاب قرار داریم. قطعاً دستگاهها برای مردم دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب را بیان خواهند کرد و خدماتی را که انجامشده بازگو میکنند؛ اما آن چیزی که مهمتر است هیجانات و جریان سازی خود مردم است که خوب است همین روزها عزیزان حزباللهی شروع کنند. بچههای انقلابی و دغدغه مند در مساجد و در محلهها حرکات متنوعی را انجام دهند. در معابر و در کوچهها حرکت مردمی انجام بگیرد. هرکسی بهاندازه خودش به شکوه امسال که مورد طمع دشمن است افزوده کند.
ببینید بعضی وقتها چطور موج درست میشود. مثلاً برای شب یلدا، مثلاً برای شب عید، سفره هفتسین و امثالذلک، از دو ماه قبل شروع میکنند در هر موضوعی از موضوعات که میخواهند صحبت کنند مسئله یکدقیقهای که آن شب نسبت به سایر شبها اختلافزمان دارد را آنقدر بزرگ میکنند که انسان احساس ناراحتی میکند که نکند اینیک دقیقه از دستمان برود؛ که نکند ذَنب لا یُغفَری انجام داده باشیم. خلاف بزرگی انجام داده باشیم؛ که حتماً باید فلان کار را انجام بدهیم. چنین جریان سازیهایی، چنین هیجانی باید به وجود بیاید. لازم نیست تا ۲۲ بهمن صبر کنیم. به استقبال بروید و البته در ۲۲ بهمن برنامهریزان دقت داشته باشند که حرمت ایام فاطمیه را هم داشته باشند و نگهدارند.
همانطور که شنیدید رهبر معظم انقلاب نکات عبرتآموزی را در درس خارجشان به مسئولین و افرادی که هوای مسئولیت در سردارند تذکر دادند که باید نصب العین قرار بگیرد. حرکاتی که از بعضی از افراد دیده میشود متأسفانه هیچکدام در شأن نظام اسلامی نیست که کسی خودش را مسئول بداند و در برخورد با مردم طوری برخورد کند که شانیت او را ندارد؛ و این باعث شرمندگی است.
اتفاقاً یکی از جاهایی که باید با شدت و بدون اغماض برخورد کرد تخلفات مسئولین است. یک عده بیراهه درست نکنند که مسئول است و سرمایه نظام است. شهدا و خونهای پاکی که برای دفاع از اسلام و ارزشهای الهی ریخته شده است سرمایه نظام است. اگر افراد سرمایه بودند سال ۶۰، ۷۲ نفر از مسئولین یکجا باهم به شهادت رسیدند باید نظام ساقط میشد. البته از جهت کاری و شخصیتهایی که میتوانستند خدماتی را داشته باشند سرمایهاش را از دست داد.
آن چیزی که نظام را نگهداشته است قرآن است، اسلام است، اهلبیت است، خون مطهر انسانهای پاکی است که برای به ثمر رسیدن ارزشها و آرمانهای اسلامی و الهی و احکام الهی ریخته شده است. اینها سرمایه نظام است. حب به اهلبیت، حب به حضرت ولیعصر -ارواحنا فداه- سرمایه نظام است. بهحکم خدا عمل کنید، بدون مصلحتاندیشی، با باطل هرگز نظام حفظ نمیشود؛ و لازم است مسئولین مواظب عملکرد خود و تصحیح نیاتشان برای خدمت به مردم باشند.
تذکرات عرض میکنم استاندار محترم، مدیران کل دستگاهها را بهدقت رصد و کارایی و خدمترسانی آنان را مدنظر داشته باشد. ارتباطی که با اربابرجوع دارند و وقت ملاقاتی که باید قرار دهند و همچنین نوع برخورد و ارتباطی که باید با همکاران خودشان و نیروهای زیردست داشته باشند را مدنظر بگیرد. گاهی کارکنان از مسئولین خود شکایاتی دارند که با بررسی که میکنیم میبینیم درست است.
مسئولین دستگاهها وقتی وزیر مربوطه میآید رعایت عدالت را در گزارش دادن، بکنند و از بزرگنمائی کار خود و یا خداینکرده دروغ و آمار غلط دادن بپرهیزند. به مردم هم آمار درست باید بدهند. مثلاً دیدم در بیان ایجاد اشتغال اعدادی که گفته میشود واقعی نیست. دروغ است. صحیح نیست و آمار سازی است. باید آمار خالص داده شود که لازمهاش کسر بیکاری از آماری است که به سامانه داده میشود. مثلاً ۵۳ هزار اشتغال باید دید چند هزار بیکار شدهاند و آنها را کم کرد بعد آمار داد که معلوم شود چقدر شغل ایجادشده است.
مطلب دیگر را به دادستان محترم عرض میکنم و آن اینکه همانطور که رئیس قوه قضائیه راجع به قیمتگذاری و گرانی اجناس درخواستی را داشتند انشاءالله. مثل همیشه شما هم در استان جدیتر دنبال کنید تا مردم آرامش بیشتری داشته باشند. تعزیرات حکومتی هم بر قیمتها نظارتش را بیشتر کند. کالاهایی را هم که از افراد گرفتید و انبار کردید زودتر در اختیار مردم قرار بدهید و فرصت و زمینه استفاده کردن از آنها را از مردم نگیرید. |
| 1397/9/23 | 1397/9/23مسئولان هشدارهای رهبری را جدی بگیرند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه253
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون و المؤمنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. از واجبات و مستحباتی که متقین ترک نمیکنند زکات است که چند جلسهای هست راجع به آن بحث میکنیم. عرض کردیم. وجوب و آثار فراوان فردی و اجتماعی آن، تشویق به پرداخت و نهی از ترک پرداخت زکات را عرض کردیم.
در روایت است از امام صادق -علیهالسلام- که فرمودند: هر کس مانع قیراطى از زکات شود، یهودى یا نصرانى از دنیا خواهد رفت. نقش زکات در جبران قسمتی از کاستیهای اقتصادی جامعه روشن است. از آثار و برکات پرداخت زکات این است که هم دارائیهای انسان زیاد میشود و هم حفظ میشود.
از رسول خدا -صلی الله و علیه وآله- نقل است که فرمود: اگر میخواهی که خداوند دارائیهای تو را زیاد کند زکات آن را بپرداز؛ و امیرالمؤمنین-علیهالسلام- فرمود: دارائیهای خود را با پرداختن زکات حفظ کنید. اینها یک بعد از ابعاد فراوان زکات بود که بیان شد.
اما زکات که موجب رشد مادی و معنوی میشود به چیزهای دیگر هم تعلق میگیرد. لذا در روایات به جهات مختلفی از زکات پرداختهشده است که به تعدادی از آنها تبرکاً اشاره میکنم. زکات باطنی داریم و زکات ظاهری داریم که با قید حیات انشالله در نوبتهای بعد به آن میپردازم.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «زَکَاهُ الْمَالِ الْإِفْضَال» زکات مال، بخشندگى است. زکات توانگرى (مال داری)، نیکى کردن به همسایگان و رسیدن به خویشاوندان است. زکات نعمتها، نیکى کردن به دیگران است؛ و یا فرمود: زکات نعمتها، بخشندگى است.
بالاخره وقتی خداوند نعمتی به کسی اعطاء کرد شکرگزاری این نعمت، مصرف کردن آن در راهی است که مرضی خداست؛ و قطعاً خداوند متعال از اینکه کسی به بندگانش رسیدگی کند و مشکلات آنان را حل کند راضی و خشنود است. یکی از آن نعمتها جاه و مقام است. علی -علیهالسلام- فرمود: «زَکَاهُ الْجَاهِ بَذْلُه» زکات جاه، این است که از آن در خدمت کردن به مردم استفاده کنی.
و یا فرمود: زکاتِ برترىِ موقعیّت، فروتنى و تواضع است. خطاب به کسانی است که اسمی و منصبی دارند. فرمودند: زکات این موقعیتی که داری این است که فروتن باشی؛ و فرمودند: زکات قدرت، انصاف دادن است؛ و در بیان دیگری فرمودند: زکات قدرت، عفو است و وقتی پیروز شدی و ظفر پیدا کردی زکات این پیروزی نیکی کردن است.
این روایات را اگر افراد در نظر داشته باشند، چقدر زیبا کنترلکننده هستند و فرصت کبر و عجب و غرور و طاغوت شدن را از افراد میگیرد؛ اما متأسفانه عبرت گیران کمند.
در بعد علمآموزی و تعلیم علم هم از امام باقر -علیهالسلام- حدیث است که فرمودند: «زَکَاهُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّه» زکات علم، آموختن آن به بندگان خداست. دربیانی علی -علیهالسلام- فرمودند: «زَکَاهُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ ِو بَذْلُهُ لِمُسْتَحِقِّهِ وَ إِجْهَادُ النَّفْسِ فِی الْعَمَلِ بِه». زکات علم نشر دادن آن است و یاددادن آن به شایستگان و وادار کردن خود به عمل به آن.
بعضیها چیزهایی را بلد هستند اما یاد نمیدهند. از زنان خانهدار بگیرید که آشپزی و خیاطی و بافندگی را مثلاً بلد هستند ولی یاد نمیدهند تا علومی که در اختیار جامعه هست و افراد باید یاد بدهند و یاد بگیرند که بعضیها خسیسی میکنند و یاد نمیدهند؛ و هر مقدار که علمی را بلد بودید و عمل کردید دارید زکات آن را میپردازید.
این تعبیر که هر چیزی زکاتی دارد را تعدادی از معصومین گفتهاند و برایش مصداقی هم ذکر کردهاند. علی -علیهالسلام- فرمود: «وَ لِکُلِّ شَیْءٍ زَکَاهٌ وَ زَکَاهُ الْبَدَنِ الصِّیَام». براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدن روزه است؛ که ایامی را روزه باشید مثل ماه رجب، شعبان، فصلهایی مثل الآن زمان خوبی است برای گرفتن روزههای مستحبی برای بدن هم مفید است.
خدای تعالی به بعضیها نعمتهای فراوانی داده است. باید زکات نعمت را بدهند. مثلاً امیرالمؤمنین -علیه-السلام- فرمودند: زکات زیبایى، عفت و پاکدامنی است. هر کس زیباتر و خوشچهرهتر است باید عفیفتر و پاکدامنتر باشد. چه مردان چه خانمها. همانطور که خانمها موردتوجه قرار میگیرند مردهای خوشچهره هم در معرض ابتلا هستند. مثل حضرت یوسف و داستانهایی که دراینباره شنیدید.
و اگر کسی متصف به صفات ارزنده و فضائل اخلاقی بود آنها هم زکات دارند. علی -علیهالسلام- فرمودند: «زَکَاهُ الشَّجَاعَهِ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّه» زکات شجاعت، جهاد کردن درراه خداست. شجاعت و جهاد فقط جنگ و در جنگ نیست. امربهمعروف هم شجاعت است. تذکر هم شجاعت است. شجاعت صفتی است که اگر در کسی بود باید درراه خدا تلاش کند.
و عقل که بالاترین نعمتی است که خداوند به ما داده است زکاتش چیست؟ امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: «زَکَاهُ الْعَقْلِ احْتِمَالُ الْجُهَّال» زکات عقل، تحمّل کردن جاهلان است. جهال حرفهای بیربط میزنند باید تحمل کرد. ببینید اهلبیت با این اطرافیان چگونه برخورد میکردند.
بخش دیگر زکات مربوط به اجزاء بدن است. بالاخره بدن ما هم مثل بقیه متعلقات مشمول زکات میشود؛ که در این رابطه هم روایاتی داریم که به روایتی اشاره میکنم.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: بر هر جزئى از اجزاى بدن تو دادن زکاتى درراه خداى بزرگ واجب است (خوب و لازم است که بشود و الا ترکش حرام نیست) بلکه بر هر تار مویى، بر هر نگاهى.
پس زکات چشم، نگریستن براى عبرت گرفتن است و چشم پوشیدن از نامحرم و شهوات. زکات گوش، شنیدن علم و حکمت و قرآن است و حکمتهای مفید دینى و پند و اندرز نجاتبخش، به همراه دورى گزیدن ازآنچه بر ضد اینهاست، یعنى دروغ و غیبت و نظایر آنها.
زکات زبان، اندرز دادن به مسلمانان و بیدار کردن غافلان است و ذکر و تسبیح بسیار گفتن و جز اینها. زکات دست، بخشندگى و سخاوت است ازآنچه خدا به تو انعام کرده است و بکار گرفتن آن در نوشتن علوم و رهنمودهایى که مسلمانان در طاعت خداى متعال از آنها بهرهمند شوند؛ و همچنین به کار نبردن آن در هر کار بد و هر اقدام شر.
زکات پا، کوشش در انجام دادن حقوق خداى متعال است، یعنى رفتن به دیدن صالحان و حضور در مجالس ذکر و کوشش در اصلاح امور مردمان و صلهرحم و جهاد و هر چه صلاح قلب و سلامت دین تو در آن باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی در مواجهه با همهی امور دنیا و آخرت صبورند. یکی از فضائل بلند اخلاقی و معرفتی و یکی از نشانههای ایمان شکیبایی و صبر است. مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۵۲ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَکْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ».
صبر دو نوع است: صبر بر آنچه نمىپسندى و صبر بر آنچه دوست دارى. البته صبر اول در این تقسیم، کار سختی است. گاهی انسان مطلبی را دوست ندارد اما باید انجام دهد، تحمل این قسم خیلی سخت است. در بعض روایات دارد از نشانههای کمال ایمان صبر است.
و در بیان دیگری امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: بهشت در احاطه ناملایمات و صبر است. پس هر کس در دنیا بر ناملایمات صبر کند به بهشت میرود؛ و البته صابران بدون حساب پاداش میگیرند. خدای تعالی توفیق برخورداری از صفت صبر در حالات مختلف را روزیمان قرار دهد.
۲۵ آذر مصادف با هشتم ربیعالثانی پدر آقاجانمان امام عسکری -علیهالسلام- است. در سال ۲۳۲ قمری در مدینه واقع شد. عمر امام عسکری کوتاه بود اما بسیار پربرکت. در مدت شش سال که امام بودند آثار مهمی در موضوعات مختلف علوم، مثل تفسیر قرآن و نشر احکام و مسائل فقهی و امثالذلک از ایشان برجایمانده است.
اینکه امام در پادگان زندگی میکردند مکرر حضرت را زندانی کردند. زندانبانهای با غلاظ و شداد بر آن حضرت گماردند. حضرت از طریق شبکه وکلا با دیگران در ارتباط بودند. همه اینها نشان میدهد که امام -علیهالسلام- مبارزه سیاسی سختی با غاصبان و دستگاه حاکمه وقت داشتند.
قبلاً به مناسبتی عرض کردم یکی از مسئولیتهای حضرت عسکری -علیهالسلام- مخفی نگهداشتن ولادت فرزندشان بود و اینکه جامعه را آماده کنند برای دوران غیبت آن حضرت. چون ائمه -علیهمالسلام- همه آنها در بین مردم حاضر بودند. در ولادتشان وزندگیشان عادی در بین مردم بودند. همه آنها را دیده بودند. هیچکدام از ائمه دوران غیبت نداشتند. فقط امام زمان است که در اسلام و شیعه سالهایی را باید غیبت داشته باشد.
در میان انبیا داشتیم که غیبت داشتند اما در شیعه فقط حضرت ولیعصر ارواحنا فداه است که مدتی را باید غایب باشد. این ویژگی خاص و غیرعادی مخصوص شیعیان و این دوره است. این آمادهسازی در طول تاریخ توسط اهلبیت انجام گرفت. تقریباً میشود گفت از زمان امام رضا -علیهالسلام- کار شروع شد.
اما در دوران امام عسکری چون بعد از حضرت شروع میشد به خاطر اینکه حضرت آخرین امام ظاهر بودند و نزدیک بودند به دوران غیبت، وظیفهشان سنگینتر بود. مردم را به روشهای مختلف با دوران غیبت آشنا کردند. فرصت تبیین و شرح این دوران و اینکه حضرت عسکری -علیهالسلام- چگونه این کار را انجام دادند نیست.
یکی از راهکارهایی که حضرت انجام داد برای آماده شدن مردم برای دوران غیبت تذکر به غیبت بود. کما اینکه از اهلبیت و ائمه دیگر هم گفته بودند که زمانی میرسد که دوازدهمین ما مدتی را در غیبت به سر میبرد. خود امام عسکری -علیهالسلام- هم این رادارند.
یک نمونه برایتان میگویم. در یک بیانی فرمودند: گویا شمارا میبینم که پس از من درباره جانشینم اختلاف میکنید. آگاه باشید که هر کس به ائمه بعد از رسول خدا اقرار کند اما منکر فرزندم شود مانند کسی است که به همه انبیا الهی و رسولانش اقرار داشته باشد اما نبوت رسول اکرم را انکار کند؛ زیرا اطاعت از آخرین نفر ما مانند اطاعت از اولین ماست و منکرین آخرین نفر ما مانند منکر اولین ماست. آگاه باشید که برای فرزندم غیبتی است که مردم در آن شک میکنند مگر کسی که خدای تعالی او را حفظ کند. روایات دیگری هم داریم که به غیبت اشارهکرده است. روشهای دیگری هم داریم که چگونه مردم را آماده کردهاند برای دوران غیبت.
بنا بر بعضی از اقوال هم دهم ربیعالثانی در سال ۲۰۱ قمری سالگشت وفات کریمه اهلبیت فاطمه معصومه -سلامالله علیها- است که از القاب معروف و مشهور او معصومه است. کریمه اهلبیت است. شخصیت جلیلالقدری که زیارت آن بانوی کریمه بسیار توصیهشده. ثواب فراوانی دارد. شفیعِ شیعیان در محشر است. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرات معصومین -سلامالله علیهماجمعین- قرار دهد انشاءالله.
۲۷ آذرماه یادآور شهادت انسانی مجاهد و عالمی ربانی است که بدون خستگی، اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه را که از آرمانهای حضرت امام و انقلاب بود را دنبال میکرد. به جهت قدردانی و بزرگداشت این شخصیت بزرگوار آیتالله مفتح روز شهادت ایشان را روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیدند. ایشان سالها قبل از انقلاب به این امر اهتمام داشتند و تشویق میکردند و ترغیب میکردند.
مقالهای را ایشان در سال ۱۳۴۰ در نشریه مکتب اسلام چاپ کردند بهعنوان وحدت مسجد و دانشگاه که نشاندهنده اهتمام ایشان و علاقه ایشان به این مبحث بود. حتی حضرت امام هم که بعد از انقلاب این مطلب را بیان کردند و به آن پرداختند خود حضرت امام هم در سال ۴۶ که هنوز خبری از انقلاب و پیروزی انقلاب نبود در پاسخ دانشجویان مسلمان اروپا اشاره میکنند به همکاری حوزه و دانشگاه کردند که اگر این دو در کنار هم باشند امید به شکوفایی خواهد بود.
لذا مطلب مهم و بسیار پرثمری برای کشور است که مغزهای متفکر جامعه پایههای فکری و سازندگی کشور را محقق میکنند باهم پیوند داشته باشند و در کنار هم باشند. وقتی یکی از مهمترین راهبردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اختلافافکنی و از بین بردن امنیت ملی است که با گسترش گفتمان لیبرال دموکراسی و تخریب آموزههای انسانی و الهی اسلام و ایجاد ناتوی فرهنگی به دنبال براندازی نرم از طریق گسترش ناامنی اجتماعی و تنشهای دانشجویی هستند، وحدت حوزه و دانشگاه که وصیت مهم و کلیدی حضرت امام -رضوانالله علیه- است میتواند با تهدیدات نرم دشمن مقابله کند و آنها را بیاثر کند. یکی از اهداف بلند وحدت حوزه و دانشگاه باید در مسیر احیای تمدن اسلامی حرکت کردن باشد تا انشاءالله از وحدت این دو شجره طیبه بهرههای کامل برده شود.
مطلب دیگری که عرض میکنیم هشدارهایی است که رهبر معظم انقلاب میدهند. بهخصوص در هفته گذشته مطالبی که فرمودند بسیار مهم بود. هم مردم باید دقت کنند و با بصیرت کامل عرصه را رصد کنند و بهموقع اقدام و عمل داشته باشند و اجازه خرابکاری به وابستگان داخلی بیگانگان ندهند و هم مسئولان باید مواظب باشند که درست عمل کنند و درست موضع بگیرند و درست سخن بگویند. با بیانات نسنجیده نظام و مردم و رهبری را تضعیف نکنند. امنیت ملی را به مخاطره نیندازند.
گاهی در سخنرانی رسمی مطلبی گفته میشود که گذشته از اینکه دقیق نیست باعث ایجاد ناامیدی در جامعه میشود. من از باب اینکه این حرفها مطرحشده و باید پاسخی به آنها داده شود عرض میکنم. البته راجع به fatf و cft و مشکلاتی که برای کشور و امنیت ملی فراهم میکند قبلاً مطالبی را عرض کردیم. دیگران هم گفتند که قطعاً عزیزانی که به نفع این کنوانسیونها سخنرانی میکنند مضرات آن را هم بهتر از ما میدانند.
درست مثل قبل از تصویب برجام سخن میگویند. با توهین و بیادبی به منتقدان آنها را به انزوا میکشانند و با بزک کردن و لعاب دروغین مردم را هم فریب میدهند. مثلاً در همین نشست با مدیران ارشد وزارت راه و شهرسازی گفته شد هزینهها ۲۰ درصد ارزان باشد بهتر است یا ۲۰ درصد گران باشد بهتر است؟
اتفاقاً با همین شعارها مسئله برجام را پیش بردند و گرفتاری را بیشتر کردند. یادتان هست که به خیلی از مسائل هم اشاره کردند. حتی بارندگی را هم که کار خداست را به کدخدا نسبت دادند. دست از توحید هم کشیدند. در بعضی از صحبتهایشان بهجای اینکه مردم را دعوت به توحید کنند مردم را بهجای دیگری دعوت کردند. این را دیدید و شنیدید.
مطلب دیگری گفتهشده که گفتند: «کسی در گوشهای نشسته و مردم را تحریک میکند که اگر fatf امضا شود یا بانام گروه اقدام مالی کارکنیم اسلام از دست میرود. کدام اسلام از دست میرود؟ ایکاش اسلام را میفهمید». این بیان ایشان است.
بیان ایشان را چگونه توجیه کنیم؟ این بیان را چگونه تحلیل کنیم؟ منظورتان از اینکه کسی گوشهای نشسته است و تحریک میکند و از اسلام چیزی نمیفهمد و هزینه درست میکند کیست؟ این حرف یک انسان معمولی که نیست. این حرفها بوی توهین به بزرگان را میدهد. این گویش در شأن رئیس دولت نیست. سعهصدر خودتان را بالا ببرید. زود از کوره بیرون نیایید و درنروید که خام میمانید. هرچه انسان در کوره بماند پختهتر خواهد شد.
fatf به ضرر کشور است. سخنان رهبری را جدی بگیرید و هشدارهایی را که راجع به دشمنیهای دشمنان و نقشههای خبیثانه آنها دادند را جدی بگیرید. همانطور که قبلاً فرمودند دشمن با فشار اقتصادی و فشار روانی و فشار عملی قصد سلطه بر کشور را دارد.
او تلاش میکند ما نقاط قوت خود را از دست بدهیم. چرا با قبول بعضی از معاهدات وضعیت زندگی مردم را از اینکه هست خرابتر کنیم. شما که میگویید باید هرکس هرچه گفت تبعات حرفش را بپذیرد آیا در برجام پذیرفتید؟ اگر آمدیم قراردادی که به ضرر مردم و کشور هست را قبول کردیم اسلام را خوب فهمیدهایم؟ البته اسلامی که با قرارداد با توتال تقویت میشود که بعضی گفتند اگر این قرارداد را امضا کنیم اسلام تقویت میشود، احتمالاً اگر اف ای تی اف امضا نشود آن اسلام به خطر میافتد و آن اسلام از بین خواهد رفت.
جهت اطلاع شما اسلام خودمان را عرضه میکنیم و آنچه از اسلام میفهمیم بیان میکنیم. شما هم اگر دلتان خواست بفهمید. اسلام یعنی تسلیم در برابر خدا، اسلام یعنی عشق داشتن و محبت به دیگران، اسلام یعنی تولا و تبرا. اسلام یعنی ایستادن. در مقابل ظالمان و زیر بار ظلم نرفتن. اسلام یعنی عزت مؤمنین را حفظ کردن.
اسلام یعنی رئیس و امیر جامعه به مردم دروغ نگوید که دروغ نشانه بیایمانی است. اسلام یعنی دستتوی جیب مردم نکردن. اسلام یعنی درد دردمندان را فهمیدن و برای رفع گرفتاریشان تلاش کردن و آرامش نداشتن. اسلام یعنی رئیس و مسئول خود را خادم مردم بداند. اسلام یعنی مبارزه با اشرافی گری و تجملگرائی و ویژه خواری.
اسلام یعنی برادرت و بقیه مردم در برابر قوانین فرقی نداشته باشند. اسلام یعنی تبعیت از ولی امر جامعه. اسلام یعنی تعامل با دنیا، یعنی زبان دنیا را فهمیدن و با دنیا به زبان خودش حرف زدن. البته ممکن است کسی اسلام سلفی، اسلام آل سعود، اسلام آل خلیفه، اسلام آمریکائی، اسلام مرفهین بیدرد، اسلام کاسهلیسان وطنفروش را هم اسلام بداند.
اما آنچه امام ما گفت و ما میگوییم و مردم برای رسیدن به آن زحمت کشیدند و خون دادند و جوان دادند، اسلامی است که یکلحظه در مقابل دشمن و استکبار عقبنشینی نمیکند. اسلامی است که برای دفاع از مظلوم مرز نمیشناسد. اسلامی است که در مقابله با کفار شدید و اشد است. اسلامی است که میگوید توان دفاعی خودتان را بالا ببرید تا به فکر دشمنی با شما هم نباشند. میگوید تا از بین رفتن فتنه از مبارزه دست برندارید. میگوید اگر از اسلحه و وسایل زندگیتان غافل باشید دشمن به شما امان نخواهد داد و دهها مورد دیگر و در یک کلمه اسلام ما اسلام ناب محمدی است.
۴۰ سال است هر کار توانستند کردند اما به نتیجهای که میخواستند نرسیدند. در همین نشست شورای همکاری خلیجفارس از روی درماندگی شاه سعودی گفت ایران همچنان یک نوع خطر و تهدید برای تعدادی از کشورها محسوب میشود. میخواستید در این ۴۰ سال این خطر را رفع کنید چرا نتوانستید؟! نباید در مقابل دشمن ضعف نشان داد و جوری رفتار کرد که طمع کند. تلاشهایی که تا حال علیه ما کردهاند ناکام مانده ولی دست از خباثت برنمیدارند.
ببینید در همین روزها که فرانسهی عضو شورای امنیت، درگیری با مردمش دارد و این مهد آزادی و تمدن و رعایت حقوق بشر به قول خودشان، در آتش و خون قرار دارد و بهشدت وجهه سیاسی و اقتصادیاش را ازدستداده، برای مقابله و سرکوب جلیقه زردها چگونه رفتار میکند.
(در فرانسه قانونی وجود دارد که هر خودرو باید یک جلیقه زرد داشته باشد تا در صورت بروز حادثه یا خرابى خودرو از آن استفاده کند لذا معترضین بهطور گستردهاى با پیام نقص در سیستم اقتصادى کشور از آن استفاده مىکنند.) همین فرانسه به کمک آلمان و انگلیس مشغول مداخله در امور ایران است و در مورد مسائل موشکى، حقوق بشر و قدرت نفوذی که ایران در منطقه دارد بر ما فشار میآورد.
چقدر خوشخیالاند عدهای که برای گشایش در امور دل به اینها بستهاند. غربزدگان و دل دادگان به لیبرالیسم که برای کشور نسخه ارتباط با اینها را میبندند خوب نتیجه راهی که آنان رفتهاند را ببینند و تشویق به مسیر اشتباه رفته را نکنند.
همین دولت فرانسه در ۲۶ آذر سال ۶۵ در بحبوحه جنگی که تمام دنیا علیه ما بسیج شده بودند ۶۰ فروند میراژ ۲۰۰۰ به عراق برای سرکوب ایران داد و همین فرانسه از منافقین که دستشان به خون ۱۷۰۰۰ نفر از هموطنانمان آغشته است حمایت میکند و همین فرانسه که برای از بین بردن خط مقاومت تروریستها را پول و سلاح داد. به اینها امید دارید؟ اینها فرصت پیدا کنند هر جنایتی را مرتکب میشوند. راه نجات کشور در داخل است به همان روش دوران دفاع مقدس، با استفاده از نیروهای جهادی مؤمن انقلابی کاربلد. فرصت بدهید تا دانشمندان جوان و بدنه مردم به میدان بیایند و کار را به نتیجه برسانند.
روز پژوهش، روز حملونقل، روز بسیج کارگری را گرامی میداریم و به همه عزیزان خدا قوت میگوییم.
استاندار محترم البرز هم منصوب شدند. امیدواریم باقدرت و توان عقبماندگیهایی که در این استان هست را جبران کنند. امنیت مدیریتی در این استان کم است. مدیران بهسرعت عوض میشوند. این کار خوبی نیست. تا مدیری میآید که مستقر شود و کارش را انجام دهد رأس هرم عوض میشود. ۹ ماه تا یک سال طول میکشد تا جایگزینی افراد صورت بگیرد. تا بخواهند کار کنند مدیر بعدی میآید. این کار خوبی نیست.
بههرتقدیر مسائل مهم استان بیکاری و اشتغال و فعال شدن واحدهای تولیدی و صنعتی است که امیدواریم استاندار محترم با طرح و برنامه عمل کنند و مدت مأموریتشان در استان که بهسرعت هم سپری میشود برای خودشان در این استان باقیات و صالحات قرار بدهند.
مطلبی راجع به سند ۲۰۳۰ و تحرکاتی که میشود و به اسم مدارس طبیعت بیبندوباری و ابتذال و انحراف را در کودکان و نوجوانان ریشهدار میکنند. اصل این مدارس و این نوع آموزش که دانشآموزان را با طبیعت آشنا کنیم کار بسیار خوبی است؛ اما راجع به نحوه اجرائی که الآن انجام میشود و مجوزهایی که به افراد داده میشود محل بحث است که متولیان توجه کنند.
مسئله قرارگاه فرهنگی استان را هم جدی بگیرید. مسائل فرهنگی که در استان میشود به بنده اطلاع بدهید. یکوقتی میبینید کاری دارد انجام میشود شما هم دارید کاری را موازی انجام میدهید. من از مجموعه امور فرهنگی که در استان انجام میشود مطلع هستم؛ اما گاهی امکان دارد کسی مطلع نباشد و کاری را شروع کند یا خود من مطلع نشده باشم. بهتر این است که قبل از اینکه شروع کنند به کار مهم فرهنگی که میخواهند در استان انجام دهند اطلاعرسانی کنند و ما هم امکان دارد که بعضی از موارد را تذکر بدهیم. |
| 1397/9/16 | 1397/9/16راه نفوذ دشمن را باز میکند / یکی از مراکز مورد طمع دشمن دانشگاه است FATF | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه254
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. عرض کردیم اهل تقوا، اهل نماز و پرداخت زکاتاند که فرمود: «وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ …» زکات گذشته از اینکه فقر نیازمندان را برطرف میکند، اموال مؤمنین را پاک میکند و مثل نماز یکی از ارکان و استوانههای دین است. جانها را پاک میکند و یکی از منابع مالی نظام اسلامی است.
تا جائیکه در اهمیت پرداختن و برای تشویق به پرداخت زکات ائمه -علیهمالسلام- فرمودند: کسی که زکات نمیپردازد در ردیف کافران است؛ و در روایات به رفع فقر از جامعه توسط زکات فراوان اشارهشده است.
مثلاً اسحاق بن عمّار مىگوید؛ به امام صادق -علیهالسلام- عرض کردم: آیا مىتوانم به مردى صد درهم از زکات بدهم؟ فرمود: آرى. گفتم: دویست؟ فرمود: آرى، گفتم: سیصد درهم؟ فرمود: آرى. گفتم: چهارصد؟ فرمود: آرى. گفتم: پانصد؟ فرمود: آرى تا آن اندازه بده که او را بىنیاز سازى.
در ذهن سائل این بوده که شاید مقدار زیاد شود امام اجازه ندهند؛ و حضرت نهایت پرداخت را بینیازی فرد عنوان کردند. توجه دارید بینیازی در افراد فرق میکند. حتی میشود مخارج حج کسی را هم پرداخت کرد. لذا حضرت فرمودند: حتی میشود آنقدر کمک کرد که بتواند حج برود.
از امام -علیهالسلام- سؤال شد که اگر مؤمنِ مستحق پیدا نشود چهکار باید کرد؟ فرمودند: آن را به مستضعفانى میدهد که کسى کارى به آنان محوّل نمىکند (و از کار کردن عاجزند)؛ و به مؤمن از زکات آن اندازه داده مىشود که از آن بخورد و بیاشامد و بپوشد و همسر اختیار کند و به حج خانه خدا برود و صدقه بدهد و دین خود را بپردازد.
شاید تا امروز کمتر شنیده بودید که از زکات میشود به دیگران تا این مقدار کمک کرد. برای اینکه بیتوجهی به امر زکات را در ما کم کنند ببینید امام باقر -علیهالسلام- چه فرمود: یکى از روزهایى که رسول خدا -صلیالله علیهوآله- در مسجد مدینه حضور داشت، ناگهان فرمود: فلانى برخیز! فلانى برخیز! … تا اینکه پنج نفر را از جاى خود بلند و از مسجد بیرون کرد، آنگاه فرمود: از مسجد ما بیرون روید، شما که زکات نمىدهید در مسجد نماز مگذارید.
اسلام مخالف فقر و اجتماع فقیر است و سفارشهایی که کرده همگی تشویق به بینیازی و آسایش و عزتمندی اهل ایمان است. خیلی از کارهایی که توسط مردم انجام میشود بر اساس تعالیم قرآن نیست و با احکام متعالی اسلام همخوانی ندارد.
اسلام به ما تعلیم میدهد که با پرداخت زکات و انفاق کردن، روحیهی برادری و مواسات را تقویت کنیم. بهعنوان نمونه به روایت امام عسکری -علیهالسلام- اشاره میکنم که در تفسیر آیه پرداخت زکات، زکات در زمینههای مختلف (مال و جاه و توان بدنی) را به مواسات با برادران دینی تبیین فرمودند که خیلی مهم است.
و از این بالاتر بعضی از بزرگان مانند شیخ طوسی در المبسوط فرمودهاند: اگر بشود با پرداخت زکات، ایمان و اعتقادات دینی فرد یا افرادی را تقویت کرد و مسیر سعادت و هدایت را برای او فراهم کرد، مانعی ندارد.
خدای تعالی میخواهد بهوسیله زکات و پرداخت حقوق الهی، ما را تربیت کند و محبت و انس به پول و مادیات را از ما بگیرد. شما قطعاً در جامعه با افرادی مواجه شدهاید که جوری به پول علاقه دارند که نعوذبالله کأن پول را میپرستند؛ یعنی صنم و معبود آنان پول است.
رسول خدا فرمودند: عدهای هستند که «کلّ درهم عندهم صنم» هر درهمى براى ایشان بتى است؛ یعنی به تعداد سرمایهای که دارند خدا دارند. مال پرستان در حقیقت بتپرستان امت هستند که تعداد آنها امروز زیاد شده است. کسانی که ثروتاندوزی میکنند و کاخنشین هستند و اهل اسراف و اتراف هستند، به گفته قرآن کریم طوری زندگی کردند که نسلها را از بین بردند و تبهکاری را روی زمین رواج دادند که اصلاح آن یا ممکن نیست یا خیلی سخت است.
رفتار عدهای چهره پرنور و زیبای اسلام را کدر و تاریک میکند. درست درزمانی که باید خود و کسانشان اهل توجه و سادهزیست باشند، به شیوه مترفین زندگی میکنند و از سبک زندگی آنان تبعیت میکنند. کمترین اثر این نوع زندگی کردن این است که به بیدین شدن مردم کمک میکنند و آسیب به دین مردم میزنند.
روایات درباره اهمیت پرداخت زکات و مذمت درباره کسانی که نمیپردازند زیاد است که به تعدادی اشاره شد. در اینجا به روایت زیبایی از امام صادق -علیهالسلام- اشاره میکنم که فرمودند: «السّرّاق ثلاثه: مانع الزّکاه و مستحلّ مهور النّساء…» دزدان بر سه گونهاند: مانع زکات و کسى که خوردن مهر را حلال شمارد (عهد میبندد ولی بنای پرداخت ندارد. طراحی و برنامهریزی میکند تا از زیر بار مهریه فرار کند. زمانی است که زن من طیب نفس میبخشد که بحث دیگری است.) و نیز آنکس که وامى بگیرد و نخواسته باشد بدهد؛ که باید به خدا پناه برد از شر نفس.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین اهل ادب و مشورت و بهرهمندی از علم هستند و با بهکارگیری عقل، خود را نیرومند میکنند.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۵۱ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «لَا غِنَى کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَهِ» هیچ توانگرى مثل عقل نیست و هیچ فقرى مثل جهل نیست و هیچ میراثى مثل ادب نیست و هیچ پشتیبانى مثل مشورت نیست.
قبلاً به بعض موارد اشاره کردم، واقعاً اگر کسی عقل نداشته باشد چه دارد؟ از رسول خدا -صلّىاللّهعلیهوآله- نقل شد که فرمودند: چیزى را برتر از عقل، خداوند براى بندگان تقسیم نفرموده است، خواب عاقل برتر از بیدارى جاهل است و روزه نگرفتن مستحبى او برتر از روزه جاهل است و بر جاى ماندن و حرکت نکردن عاقل برتر از حرکت جاهل است و خداوند هیچ پیامبرى را تا به کمال عقل نرسد، مبعوث نمىفرماید.
شخصی به امام صادق -علیهالسلام- عرض کرد همسایهای دارد که زیاد صدقه میدهد و زیاد نماز میخواند و زیاد حج میرود و به کسی هم بدی نمیکند. حضرت پرسیدند عقل او چگونه است؟ گفت: عقلى ندارد. حضرت فرمودند: عملی از او بالا نمیرود.
راجع به علم و جهل قبلاً عرض شد. راجع به ادب هم آراسته شدن به رفتارهای پسندیده است که از هر مال و ارثی بهتر است اگر کسی داشته باشد. در کلمات واردشده که گفتهاند: بر شما باد به ادب که در سفر یار است و در تنهایى همنشین و مایه زیور انجمن و وسیلهاى براى حاجت خواستن است. (کسی که مؤدب است زودتر به خواستههایش میرسد تا کسی که پررو و بیادب است).
و مزیت و کمککار بودن مشورت در پیشبرد و تدبیر امور بر کسی پنهان نیست. با مدد خدای تعالی همه ما اهل تدبیر و عقل و ادب و تقوا باشیم انشاءالله.
امروز ۱۶ آذر است. ۱۶ آذر روز دانشجوست. از زمان شروع کار دانشگاهها در ایران جریان دانشجویی نقش برجستهای داشته است و در زمانهای مختلف عملکرد مؤثری داشته. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ جریانی که در مقابل دیکتاتوری نظامی وابسته به آمریکا ایستاد جنبش دانشجویی بود که با اعتراض دانشجویان به ورود معاون رئیسجمهور آمریکا و تقدیم سه شهید در ۱۶ آذر سال ۳۲ این جریان شروع شد و اوج حرکت او در بعد از انقلاب با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان سال ۵۸ بود. بعد به مناسبتهای مختلف هم در طول این ۴۰ سال ادامه داشته است.
بحثهای فراوانی اینجا مطرح است که فرصت بیان و تحلیل نیست که جنبش دانشجویی با جریان روشنفکری شروع شد؛ اما جایگاه حرکت سیاسی دانشجویان طوری بود که خودش را از روشنفکری جدا کرد و به توده مردم پیوند خورد و نقشآفرین شد.
کسی نمیتواند نقش تأثیرگذار دانشجویان در جریانات اجتماعی را نادیده بگیرد و انکار کند. این قشر عظیم همیشه در خط مقدم مبارزه با فساد و استکبار و نفوذ دشمنان خارجی و منافقان و خائنان داخلی قرار داشته است. مطالبه گر عدالت و گسترش او در سطح جامعه بوده است.
لذا یکی از مراکز مورد طمع دشمن دانشگاه است. روی آنهم برنامهریزی میکنند و طرح دارند و قدمبهقدم هم پیش میروند و تا بتوانند سعی میکنند بانفوذ در این جایگاه کارکرد مؤثر او را از او بگیرند. جالب است بدانید اولین هشدار را نسبت به مسئله نفوذ در دانشگاه حضرت امام رضوانالله علیه دادند.
ایشان فرمودند: دشمنان غارتگر ما چشم طمع به دانشگاه دوختهاند که ولو در آیندهای دور به دانشگاهها رخنه کنند. ببینید این پیر فرزانه چقدر بصیر بود. اگر یک نگاه اجمالی به اوضاع دانشگاهها امروز داشته باشیم شک نخواهیم کرد که جریانی فاسد و مفسد با برنامه و استفاده از ابزارهای مختلف فرهنگ انقلابی را در دانشگاهها تضعیف و تخریب و به حاشیه بردند و راحتطلبی و بیبندوباری و اباحهگری را دارند ترویج میکنند.
حتی جریانات علمی را هم تضعیف میکنند. یک عدهای در مسیر این حرکتهای پرنشاط علمی شیطنت میکنند. تضعیف میکنند و توصیه میکنند که به خارج از ایران بروید و مشغول علمآموزی در جای دیگری باشید که توان علمی کشور را فشل کنند.
با استفاده از اساتید وابسته و منحرف به دانشجویان القا میکنند که پیشرفت علم در ایران با این سبک زندگی به دست نمیآید. باید برای ارتقای علمی و رشد علمی این از فرهنگ غربی و سبک زندگی آنها پیروی کرد. به دنبال استحاله فرهنگی هستند.
عده دیگری برای رسیدن به اهداف شوم خودشان و منحرف کردن مؤذن جامعه که اگر یادتان باشد حضرت آقا فرمودند دانشجو مؤذن است، خیلی تعبیر زیبایی است. مؤذن وقت را اعلام میکند. اگر مؤذن خواب باشد نماز مردم از بین میرود. روزه گرفتنهایشان به هم میخورد. اوقات مردم به هم میخورد. فرمودند دانشجو مؤذن جامعه است. اینها برای منحرف کردن مؤذن جامعه از نقش مؤثری که در هدایتگری و بیدارگری مردم دارد جدایی دین از سیاست را به او تبلیغ و القا میکند. الآن یک موجی روی این زمینه دارد کار میکند.
تهاجم فرهنگی و ترویج بیخیالی نسبت به مسائل پیرامونی وقتی مؤثر است که دین از سیاست جدا باشد. قسمت اعظم توطئههای دشمن در مراکز اثرگذار تحقق سکولاریسم است. اگر دانشجوی ما روحانی و هیئت ما مسجد و مدرسه ما سکولار شد نفوذ تکمیلشده است. لذا خود دانشجویان باید وسط میدان باشند نگذارند این مرکز ثقل اثرگذاری در تحولات جامعه و کشور ابزاردست احزاب و معامله گران سیاسی و نفوذیهای وابسته و اجانب قرار بگیرد.
با توجه به اوضاع جهانی و نقش نظام اسلامی در قبال بیداری ملتها و مطالبه آنها رسالت و نقش گروههای مرجع بصیر و روشن گر در حوزه و دانشگاه بیشتر شده است و دراینبین جنبش دانشجویی نقش مهمتری دارد. لذا ضمن شناخت آسیبها و فاصله گرفتن از آفتها باید بصیرت سیاسی و دانش دینیشان را بالا ببرند و با تحلیل درست مسائلی که پیش میآید موضعگیری کنند.
همانطور که ۴۰ سال است جلودار گفتمان انقلابی گری بودند نگذارند این پرچم روی زمین بماند در توسعه و ترویج گفتمان انقلابی و حرکت جهادی اقدام جدی داشته باشند. مگر میشود جنبش دانشجویی استکبارستیز و ضد صهیونیست نباشد؟ مهمترین وظیفه خودش را فساد ستیزی و عدالتخواهی نداند؟
در رفع معضلات اصلی جامعه باید طرح و برنامه داشته باشند. در اجرا باید حاضر باشند. جنبش دانشجویی نمیتواند در تحقق تمدن بزرگ اسلامی بیتفاوت باشد. جنبش دانشجویی باید مواظب باشد با افزایش بصیرت چه سیاسی چه اعتقادی چه دینی و چه فکری در دام حرکتهای انحرافی نیفتد و عامل دست بیگانگان نشود. تحلیل سیاسی و اعلام موضع در موقع لزوم در جریانات مهم اجتماعی و سیاسی و حتی بینالمللی از دانشجویان مورد توقع است.
در جریان FATA که دوباره مطرح شد چه کسی باید در جامعه روشنگری کند؟ گروههای مرجع در جامعه که مردم میشنوند و باور میکنند و میپذیرند چه کسانی هستند؟
نکتهای را در همین رابطه عرض کنم. به نظر میرسد که غربزدهها سعی میکنند به جامعه القا کنند مشکلات اقتصادی کشور درست نمیشود مگر با عقبنشینی از مواضع انقلابی. مشکلات کشور از جهات کشور درست میشود مگر بنشینیم پای میز مذاکره با غرب. تلاش بیخود نکنند! ایران اسلامی هرگز از مواضع انقلابیاش عقبنشینی نکرده و تسلیم دنیای استکبار نخواهد شد.
امروز اگر در رابطه با ارتباط با غرب اشتباه کنیم برای جبران این اشتباه باید سالیان طولانی گرفتاری تحملکنیم و از همهچیز هم عقب بمانیم. آقایان دقت کنند وقتی در اوج جنگ اقتصادی هستیم و میدانیم کنوانسیونها هدفی جز به دست آوردن اطلاعات و فشار اقتصادی علیه ما ندارند چرا باید قبول کنیم و زیر بار چنین تعهداتی برویم؟
نمیدانم نسبت به جریانی که سال گذشته اتفاق افتاده بود مطلع شدید یا نه. در همکاری وزارت اقتصاد با امارات جریانی پیش آمد و منجر به کاهش دسترسی ایران به ارز شد. خب وقتی میفهمند کارهایی را انجام میدهند. نمایندگان مجلس مواظب باشند. نقش تاریخی خودشان را موردنظر داشته باشند. ببینند و بدانند و توجه کنند که در این مقطع به چه چیزی میخواهند رأی بدهند.
درباره CFT فراموش نکنند و بدانند هرگونه که نظر بدهند و رأی بدهند در پیشگاه خدای تعالی ملت و شهدا مسئول هستند. نمایندگان مواظب باشند کشور را دچار خود تحریمی نکرده و به کشور خسارت تحمیل نکنند. اینجاست که گروههایی مثل جنبش دانشجویی با بصیرت تمام و آگاهی باید وارد شود اطلاعرسانی کند. مطالبه گری کند. سؤال طرح کند و بخواهد.
آقای رئیسجمهور میگوید FATF خوب باشد یا بد زیرساخت و لازمه ارتباط مالی با بانکهای جهانی است. نباید اجازه دهیم جنجال بیهوده درباره لوایح راه بیفتد و ما به تصویب این لوایح چهارگانه نیاز داریم. باید با پولشویی مبارزه کنیم و راه آن شفافیت است و تصویب لوایح مرتبط با FATF.
سؤال بنده این است، آیا با تصویب این لوایح شفافیت برای ما درست میشود یا برای دشمن درست میشود؟ اگر مطلب این باشد که شما میفرمایید که شفافیت برای خودمان است و دشمن در اینجا کاری ندارد، لایحه مبارزه با پولشویی در سال ۱۳۸۶ در مجلس تصویب شد. قانون شد و به تأیید شورای نگهبان رسید و در ۱۱ آذر سال ۸۸ آییننامه اجرایی آن تدوین و ابلاغ شد.
پس اگر واقعاً بنای دولت مقابله با حرکت کثیف پولشویی است، قانون داریم و احتیاجی به پیوستن به FATF نداریم. چرا میگویید به خاطر آن باید وصل شویم. کاری که FATF میکند این است که راه را برای دشمن باز میکند. برای دشمن شفافسازی میکند تا بتواند تحریمهایش را دقیقتر و به دست خودمان اجرایی کند. این کاری است که لوایح مربوط به FATF میکند.
چرا خودمان را باید اینگونه گرفتار کنیم وقتی تجربه برجام نافرجام و بدفرجام را داریم؟ متأسفانه در سخنرانیها میبینیم که هنوز هم مشغول بزک برجام هستند و واقعیتهای جامعه را و مشکلات جامعه را نادیده میگیرند.
حرکت دانشجویی یک حرکت پیشرو است. مؤذن است، باید بلندگو باشد و حرف بزند. البته دچار سیاستبازی و سیاست زده سیاستبازان نشود. بصیر باشد. چون از شور و هیجان آنها عدهای خوب استفاده میکنند.
در پایان این بخش از عرایضم به یک جمله از وصیت حضرت امام اشاره میکنم که فرمودند: وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادى خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.
رهبری دربیانی فرموده بودند، جنایتکارانی که آرزوی سقوط ایران را دارند مردند و بقیه هم میمیرند و نظام اسلامی برپا خواهد ماند، هفته گذشته پرونده جنایتکار دیگری که آرزوی سقوط ایران را داشت در آمریکا بسته شد. بوش پدر به اعقابش پیوست. آرزوی سقوط ایران را داشت اما در گور سقوط کرد. به فضل پروردگار بهزودی آمریکا و آل یهود و آل سعود و آل شیطان و همه دشمنان اسلام و نظام اسلامی در مسیر گور قرار خواهند گرفت.
وقتی اروپائیها نمیتوانند تعهدات خودشان نسبت به ایران را بهدرستی و بهموقع انجام دهند کما اینکه ۷ ماه است کاری نکردهاند ناچارند بازی درآورند و جنجال درست کنند برای ایران هزینه درست کنند. پاس کاریی است که بین اروپا و آمریکاست.
جدیداً هم اتهام تروریست بودن و برنامههای موشکی و ارجاع آن به شورای امنیت را علم کردهاند. راه نجات ما از همه این خباثتها یکچیز است و آن این است که عزیزان دستگاه دیپلماسی انقلابی عمل کنند. مقابلهبهمثل کنید. کشور انقلابی و نظام انقلابی که برای مردم دنیا حرف دارد باید از یک دیپلماسی زنده و پویا و انقلابی برخوردار باشد. نه اینکه منفعل عمل کند.
پیام رهبر معظم انقلاب بااینکه کوتاه بود اما حائز اهمیت و دربردارنده نکات کاربردی و اجرائی بود که باید متولیان توجه کنند خصوصاً آنجا که به جنبه تربیتی نماز برای نسل جوان تأکید فرمودند که: آموزشوپرورش میتواند در این عرصه از اثرگذارترینها باشد. مدارس را مزین کنید به نمازخوانی نوجوانان؛ این برترین تضمین برای سلامتی آیندهی جامعه است؛ که اگر در نوجوانی و جوانی فرزندانمان را سرمایهدار معنوی کنیم آینده دنیایی و آخرتی آنان تأمین است.
شهادت تعدادی از عزیزان در حمله تروریستی در منطقه چابهار را محکوم میکنیم. شهادت سومین شهید محراب آیتالله دستغیب در سال ۶۰ توسط منافقان، شهادت سرگرد خلبان کشوری سال ۵۹، وفات آیتالله گلپایگانی سال ۷۲، روز جهانی کودک و تلویزیون ۲۰ آذر، تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی سال ۶۳، روز جهانی کوهستان، مطالبی است که فرصت بیان ندارم.
بهعنوان یک کار فرهنگی مدتی است پویشی راه افتاده و تعدادی از دوستان خوب فرهنگی درزمینهٔ کتاب کار میکنند. عزیزان میتوانند در این پویش شرکت کنند. به نام کتاب قهرمان. کتابهایی را انتخاب میکنند و در موقع مقتضی در اختیار قرار میدهند در مسابقه شرکت کنید. ضمن اینکه آن کتاب را میخرید و مطالعه میکنید و فرهنگ کتاب و کتابخوانی را توسعه میدهید خودتان هم بهرهمند میشوید. کتابی را که برای این دوره معرفی کردند کتاب سرباز کوچک امام است که حضرت آقا هم برای آن تقریظی نوشتهاند که با تقریظ های دیگر فرق دارد. اشاره کردند به ویژگیهایی که این شخص داشته است. زندگی آقای طحانیان است که میخوانید و در مسابقه هم شرکت میکنید.
ما برای مصلای شخصیت حقوقی قائل هستیم. دوستان باید به آن برسند. درآمدی هم به آن معنا مصلا ندارد. خود مؤمنین باید کمک کنند. از اول گفتیم که شأن مصلا این نیست که برای آن کیسه بگیرند. خود دوستان باید کمک کنند. هر هفته که میآیید مبلغی را اختصاص دهید که با سرعت بیشتری انشاءالله تغییرات که در حال انجام است انجام گیرد.
|
| 1397/9/9 | 1397/9/9لابی گری های سیاسی برای ماندن در قدرت مخالف شان نمایندگی و وکلات مردم است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه255
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون و المؤمنات أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین، مؤمنین و محسنین با بهرهگیری از هدایتهای قرآن کریم، ایمان به غیب و آخرت دارند و نشانهی ایمان به غیب آنان این است که اقامه نماز میکنند و از اموال خودشان زکات میدهند و اهل انفاق هستند.
فرمود: «الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ» (لقمان/۴) در ادامه مباحث معیشتی و اقتصادی که جنبه فردی و اجتماعی داشت، میرسیم به بحث مهم زکات که یکى از اصول اقتصاد اسلامی و درعینحال عبادتى بزرگ است که قبولی نماز هم منوط به پرداخت آن شده است.
امام صادق -علیهالسلام- در قسمتی از تفسیر آیه زکات فرمودند: «أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ زَکُّوا أَمْوَالَکُمْ تُقْبَلْ صَلَاتُکُمْ…» زکات مالهاى خودتان را بدهید تا نمازتان قبول شود. بااینکه در روایات فراوانی داریم تا نماز قبول نشود عملی از اعمال ما قبول نمیشود، اما با این بیان تا اهل زکات نباشیم نماز هم قبول نمیشود.
جالب است که نماز با زکات قبول میشود و هر جا نماز گفتهشده زکات هم بیانشده و هر دو باهم هستند تا جائیکه ایمان و یقین شخص به فرموده قرآن کریم، با پرداختن زکات فهمیده میشود.
البته بحث زکات مفصل است و ابعاد مختلفی دارد. زکات واجب و مستحب، زکات ظاهری و باطنی و امثال ذالک که هرکدام شرایط و آثاری دارد. اگر بخواهیم برای زکات هدفی را تعریف کنیم باید عرض کنم از مجموعه آیات مربوط به زکات و روایات اهلبیت (که فراوان هستند) این به دست میآید که هدف زکات از بین بردن فقر در اجتماع و عزتمندی مؤمنین است.
لذا طبق آیه ۴۳ سوره مبارکه بقره که فرمود: «وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعین» به اهل ایمان هم دستور به خضوع و رکوع و سجود در مقابل خداوند متعال را میدهد و هم دستور به رسیدگی کردن به حال فقرا و نیازمندان جامعه بهوسیله انفاق و پرداخت زکات واجب و مستحب را تا ریشه فقر کندهشده قسط و عدل گسترده شود.
نکته پراهمیت انفاق و پرداخت زکات این است که خدای تعالی با واجب و مستحب کردن این عمل نمیخواهد فقط فقر را از بین ببرد که شخص با پرداخت مقداری مال فکر کند که وظیفهاش را انجام داده و دیگر مسئولیتی ندارد، بلکه میخواهد افراد را تربیت کندو رشد اخلاقی و معرفتی بدهد و آنها را به کمال برساند.
کسی که زکات میدهد هم مالش را پاک میکند هم روحش را تزکیه میکند؛ یعنی همانطور که زکات مال را پاکیزه میکند که فرمود: «أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ زَکُّوا أَمْوَالَکُمْ…» مالتان را با پرداخت زکات پاککنید. همچنین طبق آیات شریفه و روایات هم فرمود با زکات جانها پاک میشود. صدیقه طاهره در خطبهی معروف فدکیه فرمود: «و الزّکاه تزکیه للنّفس…» خداوند زکات را برای پاک کردن جانها قرارداد.
چه زیبا اسلام دنیا و آخرت ما را، حیات مادی و معنوی ما را تدبیر میکند. شخص حقوق مالی واجب و مستحبش را پرداخت میکند تا مالش پاک شود، اما در ضمن روحش بزرگ میشود و تعالی پیدا میکند. پس میبینید که زکات فقط یک عمل اخلاقی صرف که کمک به محرومان جامعه باشد نیست، بلکه عبادتی است مثل نماز و مقرّب شخص به درگاه الهی میشود.
مولانا امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمودند: «ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاهَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلَاهِ قُرْبَاناً لِأَهْلِ الْإِسْلَام» در اهمیت زکات و پرداخت آن آیات و روایات فراوانی وجود دارد؛ که به بعضی در این نوبت اشاره میکنم. در سوره مبارکه فصلت آیه ۷ فرمود: «الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ کافِرُونَ» (مشرکان) کسانی هستند که زکات نمىدهند و آخرت را باور ندارند.
یا در قسمتی از آیه ۱۰۳ سوره مبارکه توبه فرمود: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً، تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها …» از اموالشان صدقه (زکات) بگیر تا پاکشان کنی و با آن صدقه پاکیزهشان گردانى.
و یا آیه ۶۰ سوره مبارکه توبه که فرمود: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ، فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ، وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» همانا صدقات (زکات)، براى فقراء و مساکین و کارکنان جمعآوری آنها و آنان که «تألیف قلوب» شوند و آزاد کردن بندگان و وام دادن به بیچیزان و هزینه کردن درراه خدا و رهگذاران محتاج؛ که خداوند واجب کرده؛ و خدا داناى حکیم است.
و بهعنوان نمونه هم این روایت را عرض کنم که امیرالمؤمنین به روایت امام صادق -علیهالسلام- از قول پدرانش نقل فرمود: شمارا به نماز سفارش مىکنم … و به پرداخت زکات، زیرا از پیامبر خدا شنیدم که مىفرمود: زکات پل اسلام است؛ پس هر کس آن را پرداخت از پل گذشت (و به اسلام رسید) و هر کس نپرداخت در کنار پل ماند؛ و همین زکات آتش غضب خداوند را خاموش مىکند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا تا آنجا که بتوانند به افراد نیازمند، بدون آنکه آنان ابتداءً درخواستی داشته باشند، رسیدگی میکنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۵۰ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «السَّخَاءُ مَا کَانَ ابْتِدَاءً، فَأَمَّا مَا کَانَ عَنْ مَسْأَلَهٍ، فَحَیَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ» سخاوت و بخشندگى آن است که بی درخواست انجام گیرد، زیرا آنچه به خاطر درخواست باشد، از روى شرم و فرار از نکوهش است.
تذمّم یعنی خوددارى از نکوهش. سخاء، صفتی است که دارندهی آن، بدون مقدمه و از روی میل قلبی به کسی که نیازمند است، بهاندازهی نیازش و گاهی بیشتر، بذل مال میکند؛ بنابراین اگر با درخواست، به کسی بخششی شد. به این بخشیدن، سخاوت نمیگویند. چون به تعبیر امیرالمؤمنین ممکن است انگیزه بخشش، مذمت مردم و درخواستکننده که مثلاً به او بخیل و خسیس نگوید و یا خجالت از درخواستکننده و رودربایستی با او و یا مردم باشد و این دیگر سخاوت نیست.
رهبر معظم انقلاب در هفته گذشته چند دیدار داشتند که هرکدام از آنها از جهتی مهم و قابل دقت و تأمل بود. در دیدار مسئولان نظام و مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی نظریه مقاومت، ضرورت مقاومت و آثار سودمندی که برای جهان اسلام دارد، به اینکه چرا باید مقاومت را تقویت کنیم و چگونه تقویت کنیم، اینها را مطرح و شرح کردند.
و ایشان تنها راهی که میشود بهوسیله علما و نخبگان سیاسی و روشنفکران و هنرمندان و اقشار مختلف منطقه را از لوث جرثومههای فساد پاک کرد تقویت بیداری اسلامی و جریان مقاومت دانستند که بهزودی شاهد پیروزی مقاومت اسلامی بر استکبار جهانی باشیم. برگزاری کنفرانس اسلامی در این سطح در کشور ایران تبلیغات دشمنان ما را که میگویند ایران منزویشده است را خنثی کرد.
دیدار دومشان با فرماندهان نیروی دریایی ارتش بود که نکات مهمی را مطرح کردند. به استفاده از نیروهای مؤمن و باانگیزه تأکید کردند. از دستاوردهای نیروی دریایی تقدیر کردند و به بعضی از موارد اشاره کردند و بر موضوع بازدارندگی و حفظ آمادگی در سطحی که دشمن حتی جرئت تهدید ملت بزرگ ایران را نداشته باشد بر این هم تأکید کردند.
چون در هفته گذشته درباره نیروی دریایی نکاتی را عرض کردم دیگر تکرار نمیکنم؛ اما جا دارد تشکر کنم از دریادار دوم فرهاد رمضانی که قبل از خطبهها شمارا با فعالیتهای این نیرو و گستردگی عملیات که در آبهای نظام مقدس اسلامی و حتی آبهای بینالمللی انجام میدهند آگاه کردند. از ایشان هم تشکر و قدردانی میکنیم.
دیدار مفصلی هم رهبر معظم انقلاب با تعدادی از تهیهکنندگان، کارگردانان و بازیگران داشتند که عصاره آن دیدار مفصل را بعد از دیدار، در قالب یک پیام برای آنها فرستادند و در آن پیام ۱۰ بند را مطرح کردند و به مسائل مهمی اشاره کردند.
منجمله جنگ نرم همهجانبه دشمن که امروز قابلانکار نیست. این عین عبارت ایشان است که فرمودند: جنگ نرم همهجانبه دشمن امروز قابلانکار نیست بااینحال برخی آن را انکار میکنند و این خود نیز بخشی از جنگ نرم است؛ یعنی هرکسی که امروز چنین مسئلهای را انکار کند خودش مبتلابه جنگ شده است.
فرمودند هنرمندان و اهالی فکر و نظر در حکم نیروهای مسلح در جنگ سخت هستند. ایشان نکاتی را بیان کردند در آنجا که ملاحظه میکنید.
با توجه به تأکید حضرت آقا به جنگ نرم بنده در این نوبت میخواهم مقداری به این مطلب بپردازم و مقداری آن را شرح کنم. جنگی که امروز خانگی شده است و دشمن مشغول ازبینبردن امکانات و سرمایههای ماست و متأسفانه عدهای از روی غفلت و عدهای تعمداً انکار میکنند که آقا هم به آن اشاره کردند.
دشمن با جنگ نرم میخواهد اندیشه و فکر جامعه را تضعیف و تخریب کند و ازنظر فرهنگی استحاله به وجود بیاورد. لذا با بمباران خبری و تبلیغاتی سعی میکند تزلزل و بیثباتی را تزریق کند. رویکرد اصلی ناتوی فرهنگی جنگ نرم و هدف اصلی آنها تخریب بنیانهای فکری و اعتقادی مردم، سیاه نمایی و القای ناکارآمدی نظام، ایجاد یأس و ناامیدی، تحریک مردم برای نافرمانیهای مدنی و بالمآل فروپاشی نظام است. این حرکتی است که در جنگ نرم انجام میدهند.
چهار دهه است که با تمام فشارها و کاستیها مردم صبر و مدارا پیشه کردند و راه پیشرفت و مقاومت در برابر زورگویی و انحصارطلبی دشمنان برگزیدند و با مقاومتشان در مقابل دشمن ایستادند. آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی از طریق رسانهها و فضای مجازی شدیدترین حملات را انجام میدهند تا هویت اسلامی و ایرانی را از مخاطبان خودشان بگیرند و او را دچار بحران کنند.
شخصی است به نام گراهام ای فولر که معاون پیشین شورای اطلاعات امنیت ملی در سازمان سیا بود. میگوید اسلام و نهضتهای اسلامی در زمان ما منبع کلیدی کسب هویت برای اقوام را فراهم میکند که قصد دارند همبستگی اجتماعی خود را در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب تقویت کنند.
حرف او این است که چیزی که به افراد هویت و انسجام میدهد و همبستگی اجتماعی در مقابل دشمن ایجاد میکند اسلام و نهضتهای اسلامی است. بعد میبینیم در یک کنفرانس که صهیونیستها در آمریکا برپا میکنند که بنا ندارم اسم آنها را ببرم با صراحت آن شخص در کنفرانس اعلام میکند که باید هویت دینی مسلمانان را از آنها بگیریم.
بعد از ۴۰ سال با تمام دشمنیهایی که داشتند امروز صفبندی جبهه استکبار علیه نظام اسلامی از روزهای اول انقلاب صریحتر است و خصمانهتر است و با صراحت از براندازی نظام سخن میگویند. قبلاً با این صراحت نمیگفتند ولی امروز میگویند.
برای تحقق این هدفشان هم تمام ظرفیتهای خودشان و متحدانشان را در سراسر عالم و منطقه جمع کردند. عرض میکنیم اینکه ۴۰ سال است اگر تمام عمرتان هم تلاش کنید که البته طولانی نیست و بهزودی نابود خواهید شد، هرچه کید و حیله در چنته دارید به کار بگیرید موفق نخواهید شد ذرهای در استکبارستیزی ملت ایران خللی وارد کنید.
شکستهای متعدد استکبار از جبهه مقاومت بهخصوص در سال گذشته، توجه به ایران بهعنوان کانون مقاومت را بیشتر کرد. چون ایران درعینحال که امنیت داخلی خودش را حفظ کرده است و اهدافی که در منطقه داشته است را پیش برده است توانسته طرحهای سه وجهی عربی و غربی و عِبری را که اینها در منطقه داشتند خنثی کند.
لذا استکبار به سرکردگی آمریکای پلید چارهای نمیبیند جز اینکه برای غلبه بر ایران غیر از تهدیدات گذشتهاش وارد جنگ نرم شود. جنگ نرم همین تأکیدی است که رهبر معظم انقلاب در صحبتهای اخیرشان روی این مسئله تأکیددارند. من میخواهم مقداری با توجه بهمقتضای جلسه مقداری بیشتر توضیح بدهیم تا روشنتر شود. گلچین مطالبی را که در ذهن دارم برای شما میگویم.
این مطالب در چند بخش است. یک بخش اهداف دشمن در تشدید جنگ نرم است؛ یعنی اینکه به دنبال چه چیزی است؟ بخش دوم این است که آن چیزی که دشمن را امیدوار کرده است به اثربخشی تهدیدات در حوزه جنگ نرم چیست؟ چه دیده است که گفته است خوب است و باید همین را ادامه دهیم.
و بخش دیگر این است که تهدیدات سیاسیاش چیست؟ تهدیدات فرهنگیاش کدام است؟ تهدیدات اجتماعیاش کدام است؟ تهدیدات اقتصادیاش کدام است که همه اینها را توسط جنگ نرم انجام میدهد. تهدیدات فضای مجازی که خود آنهم که هم تهدید فرهنگی دارد و هم تهدید سیاسی دارد، آنها کدام است؟ تهدیدات فناورانه اش کدام است؟ تهدیدات منطقهای و فرا منطقهایاش کدام است؟ اینها را در مجموعهای از مطالب میشود دنبال و پیگیری کرد و آنها را یکبهیک مطرح کرد و در پایان هم مسئله راهبردها که در مقابل این تهدیدها ما باید چهکار کنیم. وظیفه مسئولین و آحاد مردم در مقابل این حرکت که دشمن دارد برای ما انجام میدهد چیست؟
اول به تعدادی از اهداف دشمن اشارهکنم که ذهن شما نسبت به این اهداف روشنتر شود. یکی از اهداف آنها بیثباتسازی و ناامن سازی است. یکی از اهداف آنها فرسایش اقتصاد و سرمایه ملی است. یکی دیگر از اهداف دشمن در این جنگ نرم مهار نظام و بالمآل تغییر نظام است.
که در یک فرصتی بحث مهار نظام و تغییر نظام را در یک بازه زمانی ۱۰ ساله برای شما شرح کردم که طرح آنها ۱۰ ساله است؛ که در این ۱۰ سال نظام را مهار کنند و تغییر بدهند که ۵/۶ سال آنهم به تعبیر خودشان گذشته است و انجامشده است.
برای اینکه به این اهداف برسند سعی میکنند اعتراضات داخلی را تشدید و زیاد کنند تا به نتایجی که عرض میکنم برسند. کدام نتایج؟ اینکه مردم را نسبت بهنظام ناامید و مأیوس کنند. بیاعتمادی به مسئولان و از بین بردن سرمایههای اجتماعی نظام. نظام وقتی مردم را نداشته باشد دیگر چه چیزی دارد؟ تمام نظام ما با مردم است. خدامحور است و مردم. هویت دینی و توحیدی آنها را بگیرند، مردم را هم بگیرند دیگر چیزی برای نظام نمیماند. تشدید شکافهای اجتماعی و فرهنگی در داخل.
دشمنان ما فکر میکنند که اگر این مسیر درست طی شود به این نتایج میرسند: ایران در عرصه مسائل منطقهای و بینالمللی کوتاه میآید. وقتی فشارهای اقتصادی و تحریکات اجتماعی آمد و عرصه بر مردم تنگ شد در مقابل نظام و مسئولین ایستادند دیگر ناچار میشود در مسائل منطقهای و بینالمللی کوتاه بیاید. در درون نظام تغییراتی به وجود میآید که ناچار میشوند از اصول و مبانی اسلام و انقلاب کوتاه بیایند که میگویند اینجا را کوتاه بیاییم فلان مطلب را از اسلام و انقلاب نادیده میگیریم.
حالا چه چیزی باعث شده است که دشمن امیدوار شود که تهدیداتش در حوزه جنگ نرم اثربخش بوده. بعضی از مواردش این است: تشدید تحریمها و جنگ روانی که در اطراف این تحریمها راه انداختند. میگویند بر جامعه اثر کرده است. حالا که این تحریمها اثر کرده است ما باید به دنبال این قضایا برویم.
مشکلات معیشتی مردم به خاطر ناکارآمدی که بعضی از دستگاههای اجرایی داشتند زیاد شده است. انسجام سیاسی و همدلی در حوزههای تصمیمگیری و تصمیمسازی تضعیفشده است. آنها فکر کردند که آشوبها و اغتشاشات تأثیرگذار بوده است. لذا برنامهریزیشان بر تشدید این حرکات است. تشدید تهدیدها و تحریمها در بیاعتمادی و بیثباتی اقتصاد کشور مؤثر بوده است.
تشدید روند قداست شکنی و مشروعیت زدایی از رهبری. الآن لب تیز و نوک پیکان را به سمت رهبری گرفتند. دشمن این کارها را آنجا طراحی میکند و در داخل میبینیم که یک عدهای از افراد متأسفانه در بین دولتمردان سابق و لاحق میبینیم که دارند مشروعیت زدایی و قداست زدایی میکنند از رهبری. درصورتیکه بعضی از این امور مربوط به دستگاه ولایت نمیشود.
عدم اجرای تدابیر و سیاستهای کلان نظام در حوزههای مختلف اقتصادی. مقابله با آسیبهای اجتماعی. مدیریت فضای مجازی. نفوذ و تأثیر روزافزون فضای مجازی. فضای مجازی را الآن میبینید که دیگر امکان ندارد در هیچ خانهای ورود نکرده باشد که بحث فضای مجازی خودش دایره گستردهای دارد که باید در وقتش بیان شود.
تهدیدات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که عرض کردیم هرکدام از آنها هم مفصل است. من فقط به تهدید اجتماعی اشارهای کنم. تهدیدات اجتماعی که در جنگ نرم متوجه ما هست دامن زدن به آسیبهای اجتماعی است. آنها تلاش میکنند در جامعه ما اعتیاد و حاشیهنشینی طلاق و مفاسد اخلاقی و مناطق بحرانی در کشور زیاد شود. در استانها و مناطق مسکونی زیاد شود. الآن خود استان ما مبتلابه بعضی از این امور است.
سعی میکنند سرمایههای اجتماعی را فرسوده کنند و امید به آینده را کاهش دهند. امید بهنظام را کاهش دهند. نارضایتیهای اجتماعی را ایجاد کنند و توسعه بدهند. اینها در تهدیدات اجتماعی است. به مهاجرت نخبگان تشویق میکنند که در کشور جای شما نیست و باید از کشور بروید.
سرمایهگذاریهای رسمی و غیررسمی. بعضی وقتها رسماً وارد میشوند شکافهای قومی را زیاد بکنند. کار میکنند روی شکافهای اجتماعی و نژادی زبانی و مذهبی. حتی ترورهایی که بعضاً صورت میگیرد از هر قومی شخصی را میزنند تا آن دو قوم را به جان یکدیگر بیندازند.
کاهش انسجام ملی. سعی میکنند وحدت ملی در جامعه را به هم بزنند. گسست نسلی به وجود بیاورند. تلاش میکنند مقاومت منفی مدنی ایجاد کنند. مثلاً کشف حجاب را در جامعه گسترش دهند تا به این وسیله مخالفت کنند. توجه به سرمایهگذاریهای ویژه دشمن روی نخبه پروری چهرهسازی و الگوسازی از شخصیتهای غربگرا.
یک سری اشخاصی که هیچچیزی را قبول ندارند حتی ایران را هم قبول ندارند چه برسد به اسلام، آنها را میآورند برای جامعه و افراد بخصوص اقشار خاکستری آنها را نخبه میکنند. شخصیتپردازی میکنند. الگو میکنند و در مقابل تحقیر و تخریب چهره و شخصیتها و الگوهای دینی و ملی و انقلابی را انجام میدهند.
ترویج ابتذال و اباحهگری، حیا زدایی از بانوان و غیرت زدایی از مردان. یکی از سران شبکههای خبرپراکنی دنیا که معمولاً همه آنها صهیونیست هستند، البته قطعاً این خودش صهیونیست است و رئیس تعدادی از اینهاست، گفته بود که من با دو سه کانال ماهوارهای که فارسیزبان خواهد بود به فاصله چند سال غیرت مردان ایرانی را خواهم گرفت. این را چند سال قبل گفته بود الآن میبینیم متأسفانه بحث غیرت در جامعه ما در بعضی از اقشار کمرنگ شده است.
راهبردهای ما در مقابله با این عملیات چیست؟ ما بهعنوان آحاد مردم و مسئولین بهعنوان کسانی که برنامه باید داشته باشند و اینکه چگونه باید عمل کنند. همه ما وظیفهداریم به ایجاد و تقویت فضای امید به آینده نظام با تمرکز بر اطلاعرسانی بهموقع باهدف روشنگری در افکار عمومی. هرکدام از ما در جایگاهی که هستیم روشنگریها را داشته باشیم. روند رو به رشد تغییرات فرهنگی و هویتی را کند کنیم.
شما ببینید ۱۰ سال قبل نوع خوردن غذای ما و پوشیدن لباس ما چگونه بود. ۱۵ سال قبل چگونه بوده و الآن چگونه شده است. موقع جوانهای ما اگر شلوارشان پایینتر آمده بود مسخرهاش میکردند. الآن کاری کردند که شلوارها دارد از پا درمیآید باافتخار؛ یعنی سعی میکند جوری لباس بپوشد که ببینند اینگونه شده است. این استحاله است با دست خودمان.
اگر موقعی جوری غذا میخوردیم که غذا باعث شد که هم بنیه ما قوی باشد و هم در نسل ما تأثیر داشت، الآن نوع غذاهایی که به خورد ما میدهند ما را مقطوعالنسل میکند و سرطانزا است. خودمان میخوریم و با دست خودمان درست میکنیم. باید به اینها توجه کرد. این مسیر را کند کنیم.
تمرکز مسئولان قوا بر حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم باشد. متمرکز شوند. مشکلات اقتصادی وقتی فشار میآورد دشمن روی این موضوع سوار میشود. الآن میبینید که در اقصی نقاط کشور چگونه دشمن بر مطالبات حق مردم سوار میشود.
مقابله همهجانبه قوا با مفاسد اقتصادی از طریق فعالسازی ستادهای مبارزه با مفاسد اقتصادی و مقابله همهجانبه دولت و قوه قضاییه و قوه مقننه و نیروهای مسلحی که به این کار موظف هستند با مفاسد اقتصادی برخورد کنند. با قاچاق کالا برخورد کنند.
و اشراف کامل و بهروز نسبت به فضای مجازی با تمرکز بر تقویت پیام رسانههای داخلی. خیلی مأیوسکننده و ناراحتکننده است که دستگاه اجرایی کشور ورود نمیکند که لااقل دستور رهبری را نسبت به فضای مجازی فعال و گسترده کند. وقتیکه میبینیم این فضا قتلگاه جوانان ماست، به تعبیر قتلگاه توجه کنیم، چرا اینقدر بیغیرتی میکنند افراد نسبت به پرداختن به این موضوع.
مقابله هدفمند و مؤثر با تهدیدات نرم دشمن، جلب مشارکتهای مردمی جهت حل مشکلات عمومی. به مردم اجازه دهید خودشان حل میکنند. هرجایی که مردم ورود کردند موفقیت در آنجا بود و پیروزی حاصل شد. نظیر همان خدمترسانیهای اول انقلاب. چقدر مردم وسط میدان بودند و خدمت میکردند. خواستم فضای ذهنی شمارا با جنگ نرم آشنا کنم که بدانید از جنگ نرم که گفته میشود دایره وسیعی دارد و همه شئون را میگیرد.
شما در آموزشوپرورش میبینید در دانشگاهها میبینید در ادارات میبینید که جنگ نرم به کمک افرادی از داخل انجام میشود. افراد واداده و منصرف شده از بعضی از حرکات. شنیدم در بعضی از خبرها که به مادران و خانوادههای شهدا در اصفهان توهین شده است. امیدوارم خبر دروغی باشد؛ اما اگر دروغ نیست که ظاهراً دروغ نیست، باید مسببان این مسئله بهشدت تنبیه شوند تاکسی جرئت تکرار اینگونه اعمال را نداشته باشد.
تکریم از خانواده شهدا بهخصوص مادران شهدا تجلیل از فرهنگ ایثار و صبر و ایستادگی است که همه مردم و بهویژه مسئولان نهادها و سازمانها باید بیشتر توجه کنند و اگر کوتاهی و تسامحی دارند باید جبران کنند و نزد خدای تعالی هم ضجه بزنند و استغفار کنند از کوتاهی که داشتند.
آرامش و امنیتی که امروز داریم همه را مدیون دستان پاک و احساس ناب و محبت مادرانه مادران شهدا هستیم که با ایثار عمر خودشان فرزندانی به بهترین نحو و با معیارهای الهی و اسلامی تربیت کردند و با صبوری تحمل فراق آنها را میکنند. زبان ما از تکریم و تشکر خانوادههای شهدا بخصوص مادران شهدا و همسران شهدا قاصر و کوتاه است که خدای تعالی را میخواهیم و درخواست میکنیم که ما را بر کوتاهیهای غیرعمدیمان ببخشد.
سالگشت شهادت دو عنصر انقلابی و استکبارستیز و از چهرههای ماندگار دوران معاصر را گرامی میداریم. دهم آذر شهادت سید حسن مدرس توسط عمال رضاخان پلید واقع شد که امیدواریم مجلسیان ما اینگونه باشند که مشی و روش مدرس برای وکلای ملت الگو باشد.
نماینده مردم آنهم مردم انقلابی باید شجاع و انقلابی باشد. دشمنشناس باشد. استکبارستیز باشد. نمایندهای که مرعوب باشد و از تهدیدات رسانهها و فشارهای مخالفین بترسد و از مواضع حق و الهیاش عقبنشینی کند نمیتواند به وظیفهاش درست و بهموقع عمل کند. البته همه نمیتوانند مثل مدرس باشند.
اما مجلسیها بصیرت خودشان را بالا ببرند و از ترفندها و نقشههای دشمن مطلع باشند. بیشتر بشناسند. بعضی وقتها مصوباتی را که میبینیم خیلی سادهاندیشانه است. همیشه به دشمن بدبین باشند. اهلمعامله با دشمن نباشند. برای اعتلای ارزشهای اسلام و انقلاب قانونگذاری کنند. نماینده انقلابی چه در نطقش و چه در رأیی که میدهد و چه در تصمیمی که میگیرد هرگز نباید منافع شخصی و جناحی را مقدم بر مصالح نظام و مردم و اسلام در نظر بگیرد.
لابیگریهایی که انجام میگیرد، سیاسی گریهایی که میکنند برای اینکه در مسندشان باقی بمانند و حزب و جناح خودشان را تقویت کنند همه مخالف شأن نمایندگی و وکالت مردم است. نماینده مردم باید خودش را وکیل مردم بداند. مردم رأی میدهند و میگویند تو وکیل هستی. او باید نسبت به موکلین خودش عرق داشته باشد.
نمیتواند بگوید من وکیل شما هستم اما کارهای من مربوط به شما نیست. شفافیت در موضع وکالت یکی از اصول اولیه است. شما کسی را وکیل میکنید که برای شما ماشین بخرد. برایش مشخص میکنید که چه بخرد. او نمیتواند بگوید من هر چه دلم خواست میخرم. وکیل باید در چارچوب کار را انجام دهد.
یازدهم آذر شهادت میرزا کوچک خان جنگلی است که از مردان بزرگ استکبارستیز دوران معاصر ماست. نهم آذر روز بزرگداشت شیخ مفید. دوازدهم آذر روز قانون اساسی جمهوری اسلامی و روز جهانی معلولان. ۱۳ آذر روز بیمه. ۱۴ آذر روز خیرین است.
میز خدمتی که در مصلا برپاشده است را جدی بگیرید. مطالب جدی ماست. مدتی بود بنا بود که انجام شود که بحمدالله یکی دو هفته است که شروعشده است. مسئولین خودشان داوطلب شوند قبل از اینکه ما بگوییم که این هفته نوبت چه کسی است خود مسئولین برای پاسخگو بودن و خدمترسانی به مردم سبقت بگیرند. مسئولین این را غنیمت بشمارند. خود شما مردم هم به خاطر مشکلاتی که دارید فعال شرکت کنید.
گفتهاند که بعضی از مدارس دولتی استان بهزور از اولیا پول میگیرند به اسم کمک به مدرسه. طبق قانون حق ندارند که این کار را بکنند. مدیرکل محترم آموزشوپرورش استان انشاءالله ورود میکنند. حتی بعضی از مدارس را گفتند که وسایل گرمایشی شان را روشن نکردهاند و معلمان و دانشآموزان مبتلابه سرما شدند. منوط کردند به اینکه هزینه گرمایش را باید بدهید. همه اینها خلاف است که انشاءالله درست میشود.
مسئله بعد مسئله بعضی از دانشگاههای استان است که باز تذکر میدهیم. درست است که مدیریت این دانشگاه را از تهران تعیین میکنند و در استان مهمان هستند اما به هر جهت در این استان شرکت میکنند. گذشته از آن مربوط به اصل نظام است. مربوط بهنظام علمی کشور است.
مدیران این دانشگاهها مواظب باشند که حق ندارند به دانشجویان القای ناامیدی کنند. یکی از ترفندهای دشمن در جنگ نرم القای ناامیدی است. مدیر دانشگاهی که در دل دانشجویان این حالت را ایجاد میکند و القا میکند و دانشجویان را تشویق میکند که به خارج از کشور مهاجرت کنند اینها خلاف مسلم است.
من نمیخواهم بگویم که خداینکرده اهل فتنه هستند یا با فتنهگران همدست هستند؛ اما اگر عمداً و متعمداً این کار را میکنند باید از آنها مطالبه کرد و پاسخگو باشند. اگر توجه ندارند داریم تذکر میدهیم. آیا درست است که شما در دانشگاه فضایی را دائمی ایجاد کنید، اسم شرکت و مؤسسه را هم نمیبرم ولی آنکسی که باید بشنود که در دانشگاه بهصورت مستمر تشویق کنید که در آن همایش و سمینار شرکت کنند و تشویق شوند برای مهاجرت به خارج از کشور؟
نخبگان ما و دانشمندان جوان ما را شما اینگونه بخواهید اذیت کنید و دانشگاه را بکنید جولانگاه یک عده فتنهگر. اینها نگرانکننده نیست؟ اگر براثر سوء تدبیر و مدیریت شما دانشجویی به انحراف عقیدتی بیفتد و انحراف اخلاقی عندالله مسئول نیستید؟ چند سال پیش هم تذکر داده بودم. این هم تذکر دوم بنده باشد. تا ببینم نحوه عملکرد و عکسالعمل چه خواهد بود.
متأسفانه در همین دانشگاه چند وقت قبل دوچرخهسواری در حیاط دانشگاه با وضع خاصی برقرار کردند برای دختران. از سراسر کشور هم ظاهراً آمدند برای دوچرخهسواری. ما با ورزش و دوچرخهسواری حتی برای بانوان مخالف نیستیم؛ اما مکان و نحوهاش و چگونگیاش و شرایطش را باید در نظر گرفت.
یکوقت میبینید در مسیری داریم حرکت میکنیم که استحالهها و جنگ نرم دشمن را بعضیها موریانه صفت دارند توسعه میدهند و میخواهند جوانان ما را از ما بگیرند. آیا قابلقبول است عکس تنها شهید دانشگاه را بردارید و نگذارید بزنند. بعد عکس سران فتنه را در دانشگاه بچسبانید به مناسبتهای خاص؟ فعلاً تذکر دادیم تا بعد. |
| 1397/9/2 | 1397/9/2دست از سیاسی بازی بردارید؛ رفع مشکلات مردم را در دستور کار قرار دهید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه256
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ای بندگان خدا أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا در حفظ و نگهداری سرمایه های زندگی دقت میکنند. در این چند نوبتی که مباحث اقتصادی مطرح شد با استفاده از قرآن کریم و راهنماییهای اهلبیت -علیهمالسلام- روشهای صحیح به دست آوردن درآمد و هزینه کردن را آموختیم. اینکه مثلاً در هزینه و خرج کردنها میانهروی داشته باشیم و از زیادهروی بپرهیزیم تا مبتلابه تنگدستی و فقر نشویم.
و حتی میانهروی باعث میشود که انسان برای سختیها ساخته شود. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: آنکس که در غنا و فقر میانهروى کند، خود را براى تحمل گرفتاریهاى سخت روزگار آماده کرده است. رسول گرامی اسلام فرمودند: چون خدا خیر خانوادهاى را بخواهد، ملاحظه داشتن در معیشت و مصرف و خُلق نیک را روزى ایشان مىکند.
در همین رابطه یکی دیگر از مسائلی که لازم است همه ما یاد بگیریم و رعایت کنیم، حفظ اموال و دارائیهایی است که در اختیار داریم. چه فردی چه اجتماعی و چه ملی. طبق روایات که اگرچه احتیاج به روایت هم نیست و عقل مستقلاً درک میکند، همه ما وظیفهداریم اموال و سرمایهها را حفظ کرده و از نابودی آنها جلوگیری کنیم.
مثلاً پول، خودش سرمایه ملی است. نباید آن را در معرض تلف و از بین رفتن قرارداد. در کیف و تمیز نگهداشت و از نوشتن روی آن و امضا کردن حتی در اعیاد و امثالذلک خودداری کنید به همین سادگی میتواند کمک کرد به اقتصاد. پس یکی از مفاسد فردی و اجتماعی که باید جلوی آن را گرفت از بین بردن مال است.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- میفرمایند: «مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَهُ الزَّاد» تباه کردن زاد (مال) فساد است. برای جلوگیری از ضایع شدن اموال باید دائماً رسیدگی و سرپرستی کرد؛ و الا شخص بهزودی همهچیز را از دست خواهد داد. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: هر کس به مال خود رسیدگى نکند، چیزى به دست نیاورده است. رسیدگی کردن به اموال و حفظ و نگهداری آن باعث میشود که مال رشد کرده، فراوان شود؛ و همین رشد دادن مال اوج مردانگی است.
امام سجّاد -علیهالسلام- فرمودند: نموّ دادن مال، کمال جوانمردى است؛ یعنی باید کاری کرد که اموال در مسیر درست بهره دادن به فرد و اجتماع قرار گیرد تا تمام اقشار از ثمرات و نتایج آن بهرهمند شوند. امام صادق -علیهالسلام- برای تشویق کشاورزان به رسیدگی کردن مزرعه و مرتعی که دارند فرمودند: از جوانمردى است که انسان به ملک زراعتى خود رسیدگى کند؛ که باز اینجا به جوانمردی و مردانگی و غیرت فرد اشارهکردهاند.
بالاخره با تمام قوا باید سعی کرد مال و سرمایه از دست نرود و مسئلهی حفظ مال از هدر رفتن، آنقدر مهم است که قرآن کریم دستور میدهد اگر بنا دارید دارائی یتیم را به او برگردانید، حتماً رشید بودن او را امتحان کنید. اگر به رشد رسیده بود، بپردازید. دراینباره چند آیه داریم که بهعنوان نمونه، در قسمتی از آیه ۶ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ ابْتَلُوا الْیَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ، فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ،…» یتیمان را بیازمایید تا چون به مرحله ازدواج برسند، اگر در آنها رشدى دیدید، اموالشان را به دست خودشان بدهید؛ یعنی براى اینکه پول و سرمایههای مادی آنان را در اختیارشان قرار دهید، علاوه بر بلوغ جنسى، باید به بلوغ اقتصادى و بلوغ اجتماعى هم رسیده باشند.
در روایتی ذیل آیه شریفه «إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: مراد از «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» این است که بتوانند مال خودشان را حفظ کنند. مولانا علیبنابیطالب در مورد جوانی که مال را تباه میکرد و از بین میبرد حکم کردند که آنقدر از دادن مال به او جلوگیری کنید تا بر سر عقل بیاید، آنگاه به او پرداخت کنید. گاهی از روی بیتوجهی یا اعتماد موجبات از بین رفتن مال را فراهم میکنیم؛ یعنی یادداشت نمیکنیم و یا دستخط و رسید نمیگیریم. جالب است که باز یک گروه دیگری که دعایشان مستجاب نمیشود همینها هستند.
امام صادق -علیهالسلام- از قول پدران بزرگوارش فرمود: گروههایى هستند که دعاى آنان مستجاب نمىشود، یکى کسى که پولى به دیگرى براى مدّتى معیّن وام داده است و دراینباره چیزى (سندى، دستخطى) ننوشته است و کسانى را نیز گواه نگرفته است.
و البته عرض کردیم از بیانات ائمه -علیهمالسلام- به دست میآید که ما وظیفهداریم همانطور که مال را حفظ میکنیم، باید سعی کنیم رشد هم بدهیم و آن را زیاد کنیم. درباره حفظ زمین بهخصوص زمین کشاورزی و امثالذلک دستوراتی داریم، مثلاً ابان بن عثمان مىگوید: امام صادق -علیهالسلام- مرا خواست و فرمود: آیا فلانى زمینش را فروخت؟ گفتم: آرى. فرمود: در تورات نوشته است که هر کس زمین و آبش را بفروشد و پول آن را در خرید زمین و آب مصرف نکند، آن پول از بین خواهد رفت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین بر اساس تربیت اسلامی آموختهاند که اگر توانائی بر عقوبت هم داشتند، باز عفو کنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۹ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَهِ» شایستهترین فرد به گذشت و بخشش، تواناترین مردم به مجازات و کیفر دادن است.
تا جائی که ممکن است باید خود را متخلق به اخلاق الهی کنیم که یکی از صفات خداوند عفو و بخشش است، مثل حیوانات نباشیم که با شدت خشم و غضب انتقام میگیرند. به اسکندر گفتند یکى از یارانت از تو عیبجوئی میکند خوب است که او را سخت ادب کنیم. اسکندر گفت: اگر این کار بشود زبان او بر من گویاتر میشود و حرف او درست از کار در میآید.
معمولاً کسی که عفو میکند پشیمان نمیشود. ولی انتقام گیرنده معمولاً پشیمان میشود. کسی که زود انتقام میگیرد معلوم میشود سعهصدر او کم است. لذا هرکس که قدرت بیشتری بر انتقام دارد بهتر است بیشتر بخشنده باشد. خدایا ما را از متقین قرار بده.
در آستانه ۱۷ ربیعالاول ولادت رسول گرامی اسلام به روایت شیعه قرار داریم و همچنین ولادت فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق -علیهالسلام- که هر دو مناسبت را به شما تبریک عرض میکنم. در این ایام بزرگترین شخصیت عالم خلقت متولد شد. کسی که بشریت را از شرک و بتپرستی به توحید و یکتاپرستی و صراط مستقیم دعوت کرد. تا در سایه حکومت قرآن، مردم به مقصد نهائی و کمال انسانی و الهی خود برسند. مردمی که در ظلمت و تاریکی مفاسد اخلاقی و رفتاری زندگی میکردند.
نور وجود رسول خدا برای بشریت حیات دوباره بود؛ و چون خُلقش قرآن بود بابیان و رفتارش فضیلتها را زنده کرد و انسانیت، دوباره جان گرفت. در بعضی از تعابیر دارد کاری که رسول خدا در ۲۳ سال کردند کاری است که باید ۴۰۰ سال عدهای جامعهشناس و روانشناس کاری انجام میدادند تا چنین تحولی به وجود بیاید رسول خدا بهتنهایی این تحول را در آن انسانها به وجود آورد و امروز هم در جاهلیت مدرنی که قرارگرفتهایم اسلام، قرآن و سیره و روش رسول خداست که میتواند نجاتبخش بشریت باشد.
اگرچه ایادی استکبار و دشمنان دین، کشورهای اسلامی را متفرق کردند و نمیگذارند ندای فطری اسلام به گوشها برسد؛ اما راه نجات، وحدتِ جهان اسلام است حول محور قرآن و رسول خدا که هفته گذشته راجع به وحدت، ثمرات و فواید آن برای جهان اسلام نکاتی عرض کردم.
گرفتن جشن و شادی برای موالید و تولد اهلبیت و پیغمبر خدا جزء دستورات دینی ماست. چرا نسبت به این موضوع اینقدر کوتاهی داریم؟ چند روز قبل به بعضی از دوستان عرض کردم این را باید اهمیت داد. به همان مقدار که به عزاداری اهمیت میدهیم به ولادت پیغمبر هم باید اهمیت بدهیم. برای امام حسین چقدر خرج میدهید؟ به همان مقدار مساجد برای ولادت پیغمبر باید خرج بدهند و گوسفند قربانی کنند.
جلوه محبت ما به اهلبیت غیر از عزاداری در شادیها خودش را چطور باید نشان بدهد؟ چراغانی کردن و پرچم زدن است که اگر شما در شهر قدم بزنید آیا آثارش را میبینید؟ ببینید نصارا و مسیحیها در رابطه با ولادت پیغمبر خودشان چطور عمل میکنند؟ کل جهان مسیحیت یکپارچه غرق در شعف و شادی میشود.
آثارش خارج از زندگیهایشان در مجامع خودشان خودش را نشان میدهد. جشنهایی را که میخواهند بگیرند، مهمانیهای را که میخواهند بدهند، در همان زمان قرار میدهند. تعطیلاتشان را در همان زمان قرار میدهند الآن ولادت پیغمبر است. یک هفته هم هفته وحدت است؛ اما آثاری از آن دیده نمیشود یا کمتر دیده میشود. خود مردم باید اقدام داشته باشند.
پیغمبر سفری را آغاز کردند از مکه به مدینه که شد هجرت. رسول خدا ۱۲ ربیع به منطقه قُبا رسیدند که روز دوشنبه بود و چند روز ماندند و مسجد را بنا کردند بعد آمدند مدینه که ۱۶ ربیعالاول بود و اولین نماز جمعه را در مدینه اقامه کردند در سال اول هجری قمری که آن را گرامی میداریم.
مناسبت دیگر ۵ آذر روز تشکیل بسیج مستضعفین است؛ که هفته گذشته اشاره کردم و در این نوبت اضافه میکنم امام ره تشکیلاتی را بنیانگذاری کرد که تربیتشدگان آن خود را در مقابل امت اسلامی مسئول میدانند. اینطور نیست که فقط به فکر داخل و ایران باشند به فکر امت اسلامی هستند.
این شجره طیبه که اصل آن ثابت است و فرعش در آسمان چنان تأثیرگذار عمل کرد که الگویی شد برای کشورهای اسلامی در دفاع از ستم و مقابله با استکبار؛ یعنی این تفکر جهانی شده است. همان چیزی که در نظر امام ره بود و در آذر سال ۶۷ یکی از وظائف بسیج را به وجود آمدن این تشکیلات در جهان اسلام دانستند بعضی چیزها را باید مکرر تکرار و بازخوانی کرد اینها را امام سال ۶۷ گفتند الآن سال ۹۷ هستیم یعنی ۳۰ سال قبل.
ایشان فرمودند: باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هستههاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلى نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب مىتوان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، (یک عده میگفتند بعد از جنگ کار انقلاب تمام شد). انقلاب اسلامى در جهان نیازمند فداکارىهاى شماست و مسؤولین تنها با پشتوانه شماست که مىتوانند بهتمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروى مىشود به زندگى مسالمتآمیز ِتوأم با صلح و آزادى رسید. (ببینید چقدر دقیق گفتند ایشان در آن سالها که مسئولین باید حواسشان باشد که با پشتوانه بسیجیان میشود بدون آمریکا زندگی کرد.) حضور شما درصحنهها موجب مىشود که ریشه ضدانقلاب در تمامى ابعاد از بیخ و بن قطع گردد. من دست یکایک شما پیشگامان رهایى را مىبوسم و (این حرف امام خیلی مهم است که) مىدانم که اگر مسؤولین نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت (این حرف بلندی است که امام راجع به استفاده کردن از این تفکر و روش برای اداره جامعه بیان فرمودند).
و امروز میبینیم این اندیشه محقق شده است. فاطمیون در افغانستان و زینبیون در پاکستان و حشدالشعبی در عراق و قوات الدفاع الوطنی در سوریه و حماس در فلسطین و حزب الله در لبنان و انصار الله در یمن با همین روحیه و تفکر در مقابل دشمن ایستادهاند.
همین روحیهی ۷۰۰ هزار رزمنده یمنی است که سه سال و نیم است با دستخالی در مقابل رژیم تادندانمسلح آل یهود پلید و خبیث مقاومت کرده است. همین روحیه است که میتواند در جواب اسرائیل و رژیم منحوس و کودک کش ۴۷۰ موشک به آنها بزند و سامانه دفاعی آنان را و اقتدار خود گفتهشان را از بین ببرد تا جایی که وزیر جنگ ناچار به استعفا شود که اگر بیشتر میزدند فکر کنم کابینه از بین میرفت.
بحمدالله امروز تفکر بسیجی به جان مستکبران عالم وحشت و لرزه انداخته است. ندیدید فرمانده رشید و بسیجی هوافضای سپاه را که چگونه از روی اقتدار، پایگاههای آمریکائیها در گوشت زیر دندان خواند. این قدرت فقط دریکی از نیروی نظامی ما نیست. امروز بحمدالله همه قوای ما از اقتدار لازم برخور هستند.
۷ آذر روز نیروی دریایی و سالگشت حماسهآفرینی پرسنل قهرمان ناوچه پیکان است. با همین رشادتها بوده که امروز مرزهای آبی در امنیت کامل بسر میبرند و نیروی دریایی در تمام آبهای جهان حضور مقتدرانه و فعال دارد. به همه عزیزان خدا قوت عرض میکنیم. و خسته نباشید میگوییم که در عرصههای مختلف پاسداری از کیان و مرزهای ایران اسلامی مجاهدانه پاسداری میکنند.
این صلابت و قدرت و امنیت بهسادگی به دست نیامده، باید همه پاسداری کنیم. میبینید ما که خود زخمخورده تروریسم هستیم و ۱۷۰۰۰ شهید ترور دادیم که همگی با کمک و مساعدت آمریکا و ایادی استکبار به شهادت رسیدند را متهم میکنند به تروریست بودن.
همین رئیسجمهوری که خودش را به دیوانگی زده که ما یکوقت هم عرض کردیم که دیوانه نیست. میگفت بچهای به سبزی فروشی رفته بود و موز برمیداشت میخورد صاحب مغازه گفت چرا جلوی بچهات را نمیگیری گفت چیزی به او نگویید دیوانه است گفت اگر دیوانه است چرا پیاز نمیخورد موز میخورد. او هم همینطور است خودش را به دیوانگی زده است که هر کاری خواست بکند.
و میگفت مردم ایران را کاری نداریم و با دولت ایران حرف داریم تا به این وسیله مردم را در مقابل نظام قرار دهد، چند روز پیش همه مردم ما را تروریست خواند و بار دیگر درون پلید خودش را برملا کرد که اگر دلبستگان داخلی فهمی داشته باشند باید بفهمند که متأسفانه عبرت گیران کم هستند. ولو عدهای نمیخواهند و دوست ندارند و سعی میکنند نظر مردم ما را عوض کنند اما هرگز فراموش نمیکنیم و بلند میگوییم: آمریکا دشمن ماست و ما هم دشمن آمریکا هستیم.
دو سفر خارجی در هفته گذشته واقع شد که از جهات مختلف حائز اهمیت بود. میدانید که آمریکا تمام تلاش خودش را میکند به هر ترتیبی شده و لو با استفاده از متحدانی که در منطقه دارد، ایران در جامعه جهانی منزوی شود.
سفر رئیسجمهور عراق که سمت اجرائی ندارد و صرفاً مسئولیتی دیپلماتیک و سیاسی است، به ایران، این سیاست آمریکا را (منزوی کردن ایران) شکست عملی داد. این سفر در گسترده شدن روابط دوجانبه و اثر منطقهایاش اهمیت دارد؛ و از جهات مختلف برای هر دو کشور و منطقه مهم است بهخصوص مسائل اقتصادی و امنیتی؛ و موجبات تقویت محور مقاومت را فراهم میکند.
رهبر معظم انقلاب هم به ایشان تذکراتی را دادند که برای آینده عراق بسیار کارگشاست. «راه غلبه بر مشکلات و مقابله با توطئههاى بدخواهان، حفظ اتحاد ملى در عراق، شناخت صحیح دوست و دشمن و ایستادگى در مقابل دشمن وقیح، تکیهبر نیروى جوانان و حفظ و تقویت ارتباط با مرجعیت است.»
سفر دیگر مربوط به وزیر خارجه انگلیس بود و سخنان بیادبانه و طلبکارانه او. خیلی عجیب است که چرا دستگاه دیپلماسی ما اینقدر منفعل عمل میکند، چرا اجازه میدهد که دیگران در مسائل داخلی و حتی قضائی ما سخن بگویند و مداخله داشته باشند؛ و حتی بالاتر، تهدید هم بکند.
انگلیس بااینکه پیر سیاستبازی و استعمار است و تا حالا برای ما هزینه فراوان درست کرده اما ملت ما خسته نشدهاند و همان چیزی را به انگلیس میگویند که تا حالا به آمریکا گفتهاند.(مرگ بر انگلیس)
هفت ماه تقریباً از خروج آمریکا از برجام میگذرد و بنا بود اروپا بهسرعت موضع خودش را اعلام کند اما هنوز فرانسه و آلمان و همین انگلیس موضعی را اعلام نکردهاند و به نفع آمریکا دفع الوقت میکنند. چون اگر بخواهند راهحل بدهند باید باسیاستهای آمریکا مقابله کنند که نمیتوانند.
باید وزارت خارجه سیاههای از مطالبات خودش را به دست این انگلیسی میداد و میگفت برو اینها را درست کن، بعد بیا. سؤال میکرد که برای حل مشکل برجام چه کردهاند، اما متأسفانه آقایان نشستهاند تا آنها درخواستهای نامعقول داشته باشند.
با دنیا تعامل داشته باشید اما دست از دیپلماسی حقارت بردارید. آیا هنوز بر شما حجت تمام نشده است که راه نجات کشور از مشکلاتی که دارد به دست خارجیها نیست و خودمان باید اقدام داشته باشیم. تفکر جهادی و بسیجی را اشاعه کنید تا پیروز میدان باشید و الا به تعبیر حضرت امام (که خواندم) در جهنم خواهید سوخت.
از باب امامجمعه شهر کرج به مسئولین دستگاههای مختلف عرض میکنم. به وضع شهر برسید برای شهر کارکنید الحمدالله شهردار جدید هم انتخابشده با کمک شورای شهر و مردم مشکلات شهر را کم کنید.
مبلمان شهری و وضعیت بصری شهر را احیاء کنید کرج محور مواصلاتی استانهای متعددی است. ازاینجا عبور میکنند خوب نیست شهر را بیقواره و بی ترکیب و بینظم ببینند. الآن ورودی شهر کجاست؟ که از اتوبان کسی عبور میکند چشمش ببیند؟
نورپردازی اول دروازه شهر، خیرمقدم شهر، گل و گلکاری ورودی شهر، وضعیت روشنایی معابر و آسفالت خیابانها، وضعیت بنرها و بیلبوردها خیلی نابسامان است. نشان میدهد مسئولین در این شهر به فکر چیزهای دیگری هستند نه به فکر مردم.
مثلاً پیش میآید از بنده سؤال میکنید مسجد سر راه قرارگرفته اجازه داریم تخریب کنیم یا نه؟ و حرف من را بهتبع حرف رهبری حجت شرعی میدانید برای انجام دادن کارها. خوب چندساله دارم عرض میکنم بنرها و بیلبوردها برای شهر مضر است. همه را ببرید و بعد نقاط اصلی را جانمائی کنید و برای هر ارگان و نهادی از نماز جمعه گرفته تا سپاه و هیات رزمندگان و دستگاههای دیگر بودجهریزی کنید. برای اکران واقعاً سرسامآور است بینظمی برخلاف فطرت است. این تابلوها به اسم دستگاههاست ولی استفاده و سود کلان را دیگران میبرند و آن دستگاهها بدنام میشوند. ستادی تشکیل شود و خیلی محکم با این مسئله مبارزه کنید.
نمایشگاه توانمندیهای تولیدی صنایع کوچک و متوسط استان البرز کار خوبی بود که انجام گرفت باید برای رفع بیکاری و ایجاد اشتغال همه عزیزان در استان دستبهدست هم بدهند قابلیتهای استان بسیار بالاست و میتوان در موارد زیادی الگوی جاهای دیگر بود. فقط یک مقدار آقایان دست از سیاسی بازی بردارند و مدت مسئولیت را برای خودشان باقیاتالصالحات کنند و دعای مردم را بدرقه خود کنند.
ولکنید بازیهای سیاسی را این استان امروز احتیاج به مدیران عملیاتی باانگیزه و جهادی دارد. زمین استان دانشگاه و کارخانهها و صنعت استان و نیروی جوان و کارآمد ولی بیکار استان کم نیست بیایید مشغول شوید. کاری کنید کارستان و خدا و خلق خدا را راضی کنید.
تماموقت این استان به عزل و نصب و لابیگری برای این امور صرف میشود. رها کنید این امور را و به فکر خدمت به خلقالله باشید.
و الآن این بیمارستان امام وضعیتی که دارد وهن مسئولین اجرائی استان است وهن دولت است واقعاً اگر به بهداشت مردم اهمیت میدهید بسمالله این را در اولویت قرار دهید؛ و الله دروغ میگویند عدهای از مسئولین که میگویند به فکر مردماند.
خوب این کار چرا امروز و فردا میکنید اگر راست میگویید بهجای اینکه به فکر ساختوساز جدید باشید همین ساخته را حفظ کنید. دانشگاه علوم پزشکی البرز که دغدغه دار وضعیت درمان استان است بسمالله. اینکه پولنداریم که نشد. خب تهیه کنید. چطور برای جای دیگر میتوانید تهیه کنید اینجا هم یکی.
حتماً باید بریزند توی خیابان و عدهای هم سودجو سواری بگیرند و بعد برای نظام ناکارآمدی درست کنند تا شماها به فکر بیفتید؟
هفته قبل هم تذکر دادم آقایانی که این وزیر و آن مسئول را میبینند تا متخلفین را نجات دهند دستبردارند و بگذارند دستگاهها کار خودشان را بکنند. ما مصممیم که نگذاریم فسادی درست شود. تا جایی که مقدور ماست جلوی فساد را میگیریم ادامه میدهیم و دنبال میکنیم. |
| 1397/8/25 | 1397/8/25مبارزه جدی با مفسدان اقتصادی اعتماد مردم را جلب می کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه257
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ای بندگان خدا أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین بر اساس آموزههای دینی یاد گرفتهاند که اسراف حرام است و همچنین خسّت و سختگیری در خرج کردن هم ممنوع است و باید در اداره زندگی اندازه نگهدارند و به روش اقتصاد و میانهروی زندگی کنند.
خدای تعالی فرمود «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا …» کسانى که در وقت انفاق ، نه اسراف میکنند و نه تنگنظری دارند. هفتهی گذشته به نکاتی اشاره کردم. در ادامه عرض میکنم رعایت روشهای اقتصادی که اهلبیت یاد دادهاند نقش مهمی در کمال و تقویت ایمان ما دارد.
مثلاً در روایت از امام باقر -علیهالسلام- دارد که فرمودند «الکمال، کلّ الکمال، التّفقّه فی الدّین، و الصّبر على النّائبه،وتقدیرالمعیشه». اگر بخواهیم چیزهایی را که موجب کمال است را شمارش کنیم در این سه خلاصه میشود تفقه در دین یعنی فهم دقیق و متقن در دین و صبر بر مصیبت که یک صفت بلند روحی و اخلاقی است و نشانهای از کمالات شخص است را با اندازهگیری در زندگی در ردیف هم قرار داده است.
این بیان امام نشان میدهد که دین فطری است که واقعیتهای درونی را با مظاهر حیات مادی پیوند میدهد تا حقیقت ایمان را بچشد. در بیان دیگری على -علیهالسلام- فرمودند: کسى مزه ایمان را نمىچشد، مگر آنکه از سه خصلت بهرهمند باشد: فهم درست دین، بردبارى در مصیبتها، و اندازه داری نیکو در معاش.
امام رضا -علیهالسلام- فرمودند: حقیقت ایمان در بندهاى به کمال نمىرسد مگر اینکه سه خصلت در او باشد: دین را درست و کامل بفهمد، در معیشت خوب اندازه داری کند، در برابر بلاها بردبار باشد.اثری که رعایت اندازهگیری و مصرف بر فرد و خانواده و اجتماع، میگذارد این است که از یکسو مانع اسراف و تبذیر شده موجبات رشد اقتصادی را فراهم میکند و از سوی دیگر جلوی بخل و خسیسی را میگیرد. و تولید را منظم و توزیع را عادلانه میکند.
این احادیث فقط درس اخلاق نیست امام معصوم فقط بخواهد به ما توصیه کند. بلکه با دقت تمام بیان میکنند که یک فرد مسلمان و یک نظام اسلامی، فرهنگ اقتصادیاش چگونه باید باشد.دارد درس میدهد که عمل شود.
شما دیدهاید که با تبلیغات و فرهنگسازی، مردمی که قانع بودند و از منابع و داشتههایشان به بهترین نحو استفاده میکردند را به مردمی مصرفگرا و مترف و اهل تبذیر و هدر دهنده منابع تبدیل کردند تا بتوانند سیطره خودشان را توسعه دهند و سلطهگری کرده ملتها را اسیر و وابسته کنند. باید روشهایی که اولیاء دین به ما آموختهاند را خوب یاد بگیریم و به کار ببندیم.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: قوام زندگى به آن است که بهخوبی اندازه نگاهداری، و ملاک زندگى آن است که خوب برنامهریزى کنى. مگر میشود انسان دیندار باشد ولی بدون برنامهریزی و مدیریت در امور زندگی کند. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: مؤمن بهخوبی به مردم یارى مىرساند، کمهزینه است و خوش تدبیر در زندگى. و فرمودند: از (جمله وظایف) دینداری، تدبیر (عاقبتاندیشی، نظم، برنامهریزی)، در زندگى است.
شما با تهذیب نفس و اهمیت آن آشنای دارید، فرمودهاند یکی از راههای تهذیب نفس اندازه نگهداشتن در زندگی است. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: اگر خواستار تهذیب نفس خویشى، بر تو باد به میانهروى و قناعت و کمتر خواستن. همه از فقر میترسند و تلاشهای اقتصادی بیشتر برای فرار از فقیر شدن است. مولانا علی فرمودند: انسانى که میانهرو باشد، درمانده نمیشود. (فقیر نمیشود).
و از این بالاتر، امام صادق -علیهالسلام- تضمین کردند و ضمانت دادند (امام معصوم دارد تضمین میدهد) که: من ضامنم که هر کس در خرج کردن میانهروى کند فقیر نشود. بعد از ایشان امام کاظم به بیان امام رضا -علیهماالسلام- فرمودند: ضمانت مىکنم که میانهرو فقیر نشود.
حتی درآیات کریمه قرآن هم اشاره میکند که خداوند کسانی که میانهروی در مخارج زندگی دارند را دوست دارد. در آیه ۱۹۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ، وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» درراه خدا انفاق کنید و خود را به دستهاى خود به هلاکت میندازید؛ و نیکویى کنید که خدا نیکوکاران را دوست مىدارد. در ذیل آیه شریفه امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: محسنین (نیکوکاران) یعنی کسانی که میانهرو در خرج کردن هستند.
امام صادق -علیهالسلام- : اگر مردى همه آنچه را که دارد در راهى از راههای خدا انفاق کند، کارى نیک نکرده و توفیقى نیافته است، مگر خداى متعال نفرموده است: «وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا، إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» یعنى، المقتصدین. یعنى صرفهجویان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا چون هتک حرمت الهی نمیکنند خداوند عیوب آنان را مستور نگه میدارد. اما اگر نعوذبالله مؤمنی بیحیائی کند و حریم الهی را با بیاعتنائی به رافت و رحمت الهی بشکند، دچار غضب الهی خواهد شد و به تعبیر روایات اگر مخفیانه هم خلافی مرتکب شود افشا میشود و آبرویش میرود.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «عَیْبُکَ مَسْتُورٌ مَا اَسْعَدَکَ جَدُّکَ» عیب تو از دید مردم پنهان است، تا وقتیکه نیکبختى یار تو است. وقتی به مصلحت الهی عیبها و خطاهای انسان مستور باشد، موجبات خوشی و نیکبختی فراهم است.
در روایات مواردی را ذکر کردهاند که موجب مستور و مخفی ماندن عیوب افراد میشوند. مثل حیا. علی -علیهالسلام- فرمودند: هر کس بپوشاند شرم و حیا او را، مردم عیبش را نبینند. یا مال را هم گفتهاند عیوب را میپوشاند و مهمتر از مال علم است.
امیرالمؤمنین فرمودند: هرکس بپوشاند علم او را، عیبش از مردم پوشیده ماند. و البته روایاتی هم درباره عیبپوشی داریم. که رسول خدا فرمودند: هرکه از برادر خود گناهی بداند و آن را بپوشاند خداوند در روز قیامت گناهان او را بپوشاند. خدای تعالی توفیق تقوای را در ما زیاد بگرداند.
امروز هشتم ربیعالاول است. امام عسگری پدر مولانا ولیعصر -ارواحنا فداه- بهوسیله سم توسط معتمد عباسی در سن ۲۸ سالگی به شهادت رسید. حضرت شش سال امامت کردند. شش سالی که میشود گفت یکی از سختترین زمانها ازنظر سیاسی و مبارزات سیاسی است که بر ائمه گذشته است.
حضرت در این شش سال امامت و هدایت مردم را به عهده داشت و به بهترین وجه هدایت کرد. آنقدر سختگیری شدید بود که امام عسگری موظف بود هر دوشنبه و پنجشنبه خودش را به دستگاه حاکمه معرفی کند که بدانند حضور دارد و کاری نمیخواهد بکند.
البته امام -علیهالسلام- با استفاده از نامه که سال گذشته درباره نامههایی که حضرت میفرستادند و چگونگی آن صحبت کردم و همچنین شبکه وکلا که شبکهای بود که از زمان دو سه امام قبل از امام عسکری -علیهالسلام- تأسیسشده بود و بسیار شبکه محکم و متقنی بود توسط این شبکه مخفیانه با روش تقیه شیعیان را در مسیر صحیح مبارزه با طاغوت و هدایت آنها و حتی حفظ جان آنها بهوسیله همین نامهها و شبکهای که داشتند اداره میکردند. هدایت میکردند و حفظ میکردند.
مسئولیت سنگین دیگر امام عسگری مخفی نگهداشتن ولادت امام زمان -علیهالسلام- بود و آمادهسازی فکری و روحی مردم. چون بالاخره باید مردم را آماده میکردند که امامی که به دنیا میآید باید غایب شود و در اختیار نباشد. درعینحال باید بستری را هم فراهم میکردند تا خواص از شیعه با امام زمان -علیهالسلام- ارتباط بگیرند و ملاقات داشته باشند.
سه نفر از خلفای بنیعباس خواستند امام را به قتل برسانند که این واقعه مهم اتفاق نیفتد. چون میدانستند حضرت مهدی (عج) در صلب ایشان است. لذا میخواستند از بین ببرند. زندگی امام عسگری زندگی سختی بود و مدتش هم کوتاه بود. حضرت در یک چنین فضایی به شیعیانشان آموختند که هم باید تولی داشته باشید هم تبری داشته باشید. و هم ارتباط و معاشرت پسندیده با اهل سنت.
امام عسگری -علیهالسلام- روشهای جذب عملی را به شیعیان آموزش دادند و به شیعیان فرمان دادند که چهار کار را حتماً باید در ارتباط با مخالفان (اهل سنت) انجام بدهید. چون وضعیت، وضعیت خاصی بود. اینها برای ما درس است و ما امروز باید آنها را بلد باشیم.
حضرت فرمودند: نمازخواندن با آنان، حضور در تشییعجنازه آنان، در بین قبایل و طوایف آنان و خانهها و مساجد آنان حضور داشتن، عیادت مریضها و ادای حقوق آنان. این چهار مطلب را اگر الآن شما نگاه کنید در این حدیث یک راهبرد عالی برای وحدت اسلامی و راهکارهای آن آموزش دادهشده است.
دشمنان اسلام همواره درصدد این بودند که با ایجاد تنش و استمرار درگیریها بین مذاهب اسلامی مانع عزت و اقتدار اسلام و مسلمین باشند تا حد مسلمانها آثار و برکات فراوانی برای جامعه مسلمین دارد و راه سلطه دشمنان اسلام برجهان اسلام را میبندد. ما باید دائماً در این مسیر حرکت کنیم که عوامل ایجاد تفرقه را از بین ببریم.
بعدازاین واقعه اسفبار و دلخراش که به همه شما شیعیان و محبان تسلیت عرض میکنم. فردا روز شنبه به امامت رسیدن حجت بن الحسن العسگری -ارواحنا فداه- و آغاز ولایت و امامت آن بزرگوار است که به همه شما شیعیان و محبان و موالیان و دوستداران امام عصر -ارواحنا فداه- تبریک عرض میکنم. امیدوارم که همه ما جزو شیعیان و موالیان آن حضرت باشیم انشاءالله.
وظایف دوران غیبت را نباید فراموش کرد. هم بهخوبی یاد بگیریم و بلد باشیم و هم با امام زمانمان انس داشته باشیم. هرروز مقید باشیم دقایقی را اختصاص بدهیم به حضرت ولیعصر -ارواحنا فداه- ما خیلی فاصلهداریم. ارتباطمان کم است. این را در حالتمان و در زندگی اجتماعیمان و در زندگی اطراف خودمان میبینیم. کسانی که با امامشان ارتباط دارند وضعیت باید خیلی بهتر از اینکه هست باشد.
مباحث مهدوی کمرنگ است. پرشور نیست. باید پرشور باشد و توسعه داشته باشد. همه باید درگیر این مسئله باشند. مسائل مهدوی را خوب بلد باشند. شرایط و وظایفشان در دوران انتظار را خوب بدانند. چقدر زندگی ما گرهخورده است بازندگی امام زمان خودمان.
شاید هرروز در دعاهایمان در صحبتهایمان نسبت به حسین –علیهالسلام- بگوییم «یا لیتنی کنت معک» ای کاش با شما بودم. خب الآن امام زنده ما که هست. چقدر با او هستیم؟ چقدر ارتباط داریم؟ چقدر نسبت به خواستههای او و در مسیر خواستههای او قدم برمیداریم؟ امیدوارم که همه ما وظایف خودمان را در دوران غیبت بهخوبی انجام بدهیم و فراموش نکنیم.
مناسبتهای ماه ربیعالاول و ربیعالثانی فراوان است سالهای گذشته عرض کردم. این ماه, ماه فرح و شادی اهلبیت است. جشن بگیرید. جشنها را هم مثل عزاداریها اهمیت بدهیم. همین مصلای بزرگ حضرت امام در کرج آیا چیزی به اسم جشن و شادی در آن میبینید ؟ نیست. حتی پرچم هم زده نشده است. این ضعف است. در شهر هم همین مسئله هست. ایام ولادت پیغمبر، ایام امامت حضرت حجت، اینها را باید اهمیت داد.
دهم ربیعالاول سال گشته ازدواج حضرت خدیجه و رسول مکرم اسلام است. این ازدواج الهی چقدر پیوند نورانی و مبارکی بود. پیوندی سراسر نور که تا قیامت آثارش وجود دارد و روشن کرده است که بر همه شما شیعیان و محبان و مسلمانها مبارک باشد انشاءالله.
دوازدهم ربیعالاول ولادت پیغمبر اکرم به روایت اهل سنت و آغاز هفته وحدت است. این ایام را هم تبریک عرض میکنیم. مهمترین مسئله همانطور که عرض کردم مسئله جهان اسلام که در هفته وحدت باید مطرح شود و همه مسلمین نسبت به او باید حساس باشند وحدت است. که میبینیم چگونه امروز توسط کشورهای استعماری و بعض حاکمان وابسته کشورهای اسلامی برای ریشهکن کردن وحدت و حفظ منافع اربابانشان و گسترش سلطهگری آنها اختلافافکنی میکنند.
فرماندهی حرکتهای ضد وحدت جهان اسلام مستقیم و غیرمستقیم به دست آمریکا و اسرائیل است. استکبار به انحا مختلف سعی میکند وحدت جهان اسلام شکل نگیرد. گاهی از حکومتهای وابسته مثل عربستان سعودی استفاده میکند که برای از بین بردن وحدت بین مسلمین جنگ راه بیندازند. خون مسلمانها را بریزند. یمن مظلوم، سوریه، عراق، بهترین شاهد هستند.
گاهی هم تلاش میکنند که ارتباط با رژیم غاصب صهیونیستی را عادیسازی کنند. هم ثروت کشورهای اسلامی را در اختیار دشمنان اسلام و مسلمین قرار بدهند همخونشان را پایمال کنند. گاهی هم توسط گروههایی مثل شیعیان انگلیسی مانعتراشی میکنند با وحدت مسلمین مخالفت میکنند تا اتحاد در مقابل استکبار ایجاد نشود.
توجه دارید اینکه میگوییم وحدت مسلمین، معنای درستش را دقت داشته باشید. به این معنا نیست که از عقاید خودمان دستبرداریم. بلکه منظور این است که نگذاریم دشمن از اختلافات نظری و اختلافات فکری و عقیدتی بین مسلمانها برای ضربه زدن به اصل اسلام استفاده کند.
کسی که وضعیت جهان اسلام و دشمنیهای ریشهدار جهان اسلام را بشناسد منادی وحدت در مقابل مستکبران جهان میشود. امیرالمؤمنین که امام شیعه است برای اینکه اصل اسلام خدشهدار نشود حتی در مورد خلافت که از مهمترین اصول اسلام است سکوت کردند. همه باید درس بگیریم و در این زمینه که لازمه امروز ماست قدم برداریم.
بعضی وقتها در بعضی از مجالس و در بعضی از هیئات کارهایی صورت میگیرد که درست نیست و در سطح کلان هم که میبینید چگونه است. وقتی وحدت اسلامی شکل بگیرد ظلم گستردهای که برجهان اسلام پراکنده کردند از بین میرود. جهان اسلام باید از مظلوم دفاع کند. در سایه وحدت اسلامی است که میشود از مظلوم دفاع کرد. آیا مظلومیت مردم مسلمان یمن و میانمار و نیجریه و اخیراً غزه دیده میشود؟ وظیفه اولیه کشورهای اسلامی و مسلمین این است که در مقابل این جرثومه فساد و گرگ خونریز یعنی رژیم پلید و خبیث کودک کش ید واحده باشند.
۲۹ آبان آغاز هفته بسیج را گرامی میداریم. به همه بسیجیان چه کسانی که عنوان رسمی بسیج دارند و چه کسانی که با این فرهنگ زندگی میکنند و بر اساس این تفکر عمل میکنند، ولو عنوان بسیج را ندارند به همه تبریک عرض میکنیم. آن زمانی که امام دستور دادند به تشکیل بسیج این تشکیلات را برای زمان خاصی ندیدند. بسیج را برای آینده جهان اسلام و تمدن اسلامی در نظر داشتند.
تعابیری که حضرت امام داشتند را دقت کنید. فرمودند: یقیناً از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود (که تشکیل بسیج دستور دادهشده). امام تعبیرات زیبایی دارند: شجره طیبه، درخت تناور و پرثمر، طراوت یقین، حدیث عشق، مکتب شاهدان، مدرسه عشق، میقات پابرهنگان، معراج اندیشه پاک اسلامی، لشگر مخلص خدا و دهها تعبیر دیگر.
این تعبیرات هم از امام است هم از رهبری است. که نشانه جایگاه بالای این مجموعه انقلابی و الهی است. که ۴۰ سال است که بسیج در تمام صحنههای دفاعی، اجتماعی، سازندگی، امنیتی، امدادی و امثال اینها حاضر است در هر حوزهای که نظام به حضور مردم نیاز داشته با تمام قدرت حضور مؤثر داشته است.
بسیج در طول این سالها تلاش کرده با پیروی از امام و رهبری ضامن صیانت از انقلابی بودن و انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن باشد. از ارزشها و آرمانهای اسلام و انقلاب دفاع کند. بسیج نماد اراده ملی و کمککننده به توسعه اقتدار و قدرت دفاعی کشور است. قدرتی که این سالها نقشههای شوم دشمنان قسمخورده نظام را و در رأس آنها شیطان بزرگ را شکست داد، بسیج و تفکر بسیجی بوده است.
تفکر محکم بسیجی باعث شد تا روشهای دشمن در مقابله با انقلاب و در مقابله با ما تغییر کند. اول جوری با ما برخورد میکردند ولی این تفکر باعث شد که طور دیگری شود. رو به مذاکره و یارگیری کردن آوردند و اگر بتوانند نفوذ. اگر بتوانند اراده انقلابی مردم را شکست دهند. تحریف افکار امام را بکنند. استحاله نظام را بکنند.
هر چه بیشتر دقت میکنیم میبینیم که قسمت اعظم مشکلات کشور ناشی از فاصله گرفتن از روحیه انقلابی است. روحیه جهادی است و روحیه بسیجی است. آنجایی که تفکر بسیجی اجازه ورود داشت، علوم هستهای، نانوتکنولوژی، سلولهای بنیادی، صنعت موشکی و امثال اینها گسترش پیدا کرد، اما درجایی که اجازه ورود نداشته مثل محیطزیست، ریز گردها، آلودگی آبوهوا، ماشینسازی و امثال اینها میبینید که درجا زدهایم.
آن چیزی که امروز برای کشور مضر است و سم مهلک است عافیتطلبی است که نقطه مقابل عافیتطلبی فرهنگ بسیجی است که باید احیا شود. تا تفکر بسیجی در این کشور زنده است انقلاب و نظام هم زنده است انشاءالله.
نکته دیگری که باید عرض کنم این است که درست درزمانی که اتاق خزانهداری آمریکا ادعا میکند که نظام اقتصادی ایران برای دور زدن تحریمها پولشویی میکند و به نهادهای مالی دنیا هشدار میدهد که با ایران روابط تجاری نداشته باشند و فشار میآورند تا همه مسیرهای مالی خودمان را افشا کنیم تا بتوانند هوشمندانهتر علیه ما کار کنند، درست در این زمان متأسفانه وزیر امور خارجه ما مسیر دشمنان را تکمیل میکند و بدون مدرک و دلیل کشور را متهم به پولشویی میکند؛ و دشمن را از این گفته شاد میکند و سند رسمی به دست دشمن میدهد.
دیدید که چگونه رسانههای دشمن با خوشحالی این حرفهای ضد منافع ملی را بازنشر کردند. ما را به خیر شما امیدی نیست شر نرسانید. این چه بازیای است که هرچند وقت یکبار با پز دیپلماسی و سیاستمداری سر ملت درمیآورید؟ چرا سرشاخه نشستهاید و بن میبرید؟ منافع ملی حیثیتی است. نباید بهآسانی از آنها گذشت. اگر موقعی که این آقا گفت آمریکا میتواند با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را نابود کند و با این حرفش به تهدید نظامی دشمن علیه نظام کمک کرد و دل مردم ما را خالی کرد برخورد میشد و از او سؤال میشد، دیگر امروز اینگونه امنیت ملی ما را به تاراج نمیدادند.
نباید بگویند که اینطور هم سخن نگویید که وحدت به هم میخورد. خیر آن چیزی که تضعیف میکند اینگونه سخن گفتن آنها است. آن چیزی که تضعیف میکند نظام ما را کسی است که در مسند کار باشد و از کاری که باید درست انجام بدهد خودش معترض باشد. اگر جلوی این حرفها گرفته نشود وحدت به هم زن خواهد بود.
مجلس باید محکم ورود کند. به بعضی از نمایندهها میگویند چرا مثلاً در مسئله به این مهمی fatf و لوایح ملحق به او موضع نگرفتید؟ میگویند مسئله اصلی کشور این نیست. اگر اقتصاد و جنگ اقتصادی مسئله اصلی نیست، بیکاری و معیشت و رکود و امثالذلک مشکل نیست، پس الآن چه چیزی در کشور مشکل است؟ این آقایان در مجلس چهکار میکنند؟ این گفته مگر مسئله کوچکی است؟ هرگز اینگونه نیست.
مسئله کمی نیست که یکی از اعضای هیئت دولت حرفی را میزند و نظام را در مقابل دشمن تضعیف میکند. خود دشمنان ما نتوانستند سندی برای ما درست کنند که اگر داشتند تا الآن برملا میکردند و جنجال راه میانداختند و برای ما گرفتاری درست میکردند. چرا در این موقعیت حساسی که کشور در آن قرارگرفته است و تمام گرگهای عالم دندانتیز کردهاند برای نابودی ما، به این نظام تهمت میزنید؟ چرا دشمن شادمان میکنید؟
مگر جمهوری اسلامی به این سادگی بهدستآمده است؟ پاسخ شهدا و امام الشهدا را چگونه میخواهید بدهید؟ چرا در دولتی که خودتان دارید در آن دولت کار میکنید آن را ناکارآمد جلوه میدهید؟ چرا نظام را تضعیف میکنید؟ آمریکا و اسرائیل ما را متهم میکنند، شما تأیید میکنید. این کار درستی است؟
نباید امیدی را که وظیفهداریم همه ما در دل مردم ایجاد کنیم و حرکت ایجاد کنیم و بهنظام امیدوار کنیم، به آینده امیدوارشان کنیم، همان کاری که دائماً رهبری دارند میکنند و وظیفه همه ماست، از بین ببریم. نباید به خاطر بعضی از منافع به خاطر بعضی از مسائلی که دارید همه اینها را زیر سؤال ببرید.
سخنان امام راحل و رهبر معظم انقلاب را مرور کنید. همین مطالبی که اخیراً در دیدار با ورزشکاران بیان کردند، اینها را خوب ملاحظه کنید. مسیر روشن است. مسیر مشخص است. تضعیف نکنید. فعلاً به همین مقدار بسنده میکنیم و امیدواریم که جبران کنند. حرفی را که زدهاند و خسارتی را که زدند جبران کنند و برترمیم آن اقدام کنند و حرکت درستی انجام دهند.
محاکمه و اعدام مفسدان اقتصادی نشاندهنده عزم و تصمیم دستگاه قضایی است در مبارزه با زالوصفتان و فاسدانی که امنیت اقتصادی را به خطر انداختند. این اقدام بهموقع و خداپسندانه جای تقدیر و تشکر دارد. این نحوه عمل اعتماد به دستگاه قضا را بیشتر میکند.
اما آن چیزی که مورد توقع مردم است این است که قوه قضاییه با سرعت بیشتری پرونده مرتبطان با این مفسدان که بعضاً در سیستم بانکی و در سیستم اجرایی کشور هستند که رهبر انقلاب فرمودند تقصیر عمده متوجه فردی است که ارز و یا سکه را با بیتدبیری خود عرضه کرده است بدون مصلحتاندیشی و قاطعانه دستگاه قضایی باید به این مورد رسیدگی کند انشاءالله.
همینجا باید تشکر کنم از سربازان گمنام امام عصر -علیهالسلام- در استان به خاطر اقدامات بهموقع و مؤثری که در جریان منافقین و سلطنتطلبها داشتند که بعضی از خبرهایش شاید به گوش شما رسیده باشد. نسبت به تخلفات بعضی از ادارات استان هم ورود خوبی داشتند که همگی مورد تأیید و تأکید است و مردم هم از این قصه خوشحال میشوند که با متخلفین دستگاههای اداری استان مقابله و محکم برخورد شود.
همچنین از دستگیریهایی که نسبت به مفسدین اقتصادی و افرادی که سوءاستفادههایی داشتند و در شهر کرج و استان فعال بودند و بعضاً اسامی آنها برای شما معلوم است و من بنا ندارم که اسم ببرم، اینها هم دستگیر شدند تشکر میکنیم و خدا قوت میگوییم. البته در فضای مجازی عدهای تلاش میکنند که اینطور القا کنند که مسئله شخصی بوده و چند روزی زندانی هستند و بعد آزاد میشوند که اینطور نیست. از دستگاههای مربوطه میخواهیم با این مسائل قاطعانه برخورد کنند که اگر تعللی صورت بگیرد ناچاریم که به مردم جهت تنویر افکار عمومی مطالبی را عرض کنیم. |
| 1397/8/18 | 1397/8/18ناکارآمدیها با تغییر در تیم اقتصادی دولت جبران شود / وحدت با تبعیت از رهبری معنا پیدا میکند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه258
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا در معیشت و زندگی مادی نه زیادهروی و اسراف دارند و نه خسیس هستند که به ضروریات زندگی هم نپردازند بلکه رعایت اقتصاد به معنای اعتدال و میانهروی را میکنند. لذا به مناسبت بحثهای اقتصادی که دنبال میکنیم لازم است به یکى از مهمترین آموزههای دینی که در زندگی نقش مؤثر و فراوانی دارد اشارهکنم؛ و آن مسئله انـدازه نگهداشتن است.
یعنی هرکدام از ما بتوانیم مصارف مختلف زندگی را کنترل و تنظیم کنیم؛ یعنی انضباط مالی داشته باشیم. مسئلهای که کمتر به آن توجه میکنیم درحالیکه نسبت به زندگی دنیایی ما که آخرتمان را میسازد بسیار نقش مهمی دارد. اندازهگیری مخارج زندگی که در روایات به آن تقدیرالمعیشه گفتهاند اگر رعایت شود خیلی از مشکلات معیشتی را جبران میکند. اگر کسی در مصرف معتدل و میانهرو باشد و بر اساس کفاف برنامهریزی کند به بینیازی میرسد.
رعایت این دستور دینی هم متوجه افراد است هم اجتماع؛ یعنی اگر مسئولین اقتصادی این مهم را رعایت نکنند جامعه دچار بحران خواهد شد؛ و اگر رعایت کنند رفاه فردی و اجتماعی را به همراه دارد. معمولاً کسانی که اهل رعایت اقتصاد به معنای میانهروی در مصرف نیستند مبتلابه اسراف میشوند که هلاککننده است. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند «مَنْ لَمْ یُحْسِنِ الِاقْتِصَادَ أَهْلَکَهُ الْإِسْرَافُ» هر کس میانهروى را بهخوبی (و دقیق) رعایت نکند اسراف او را تباه سازد.
اساساً انسان فطرتاً در همه امور مادی و معنویاش تمایل بهاعتدال و میانهروی دارد. در روایات هم به همین تأکید شده و در ادعیه هم به ما آموختند که از خداوند همین را طلب کنیم. امام سجاد -علیهالسلام- در دعای سیام صحیفه به خدای تعالی عرض میکند: «وَ قَوِّمْنِی بِالْبَذْلِ وَ الِاقْتِصَادِ…» یعنی از خدای تعالی میخواهد که او را با دست بخشنده داشتن و میانهروی در زندگى بر پاى دارد. دقت دارید که حضرت مال فراوان که موجب طغیان و سرکشی میشود و انسان را ازخودبیخود میکند نمیخواهد.
امام -علیهالسلام- در جای دیگر هم یاد دادند که از خداوند همیشه بخواهید که آبرویتان حفظ شود. گاهی مال فروان انسان را بیآبرو و هلاک میکند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند «لَنْ یَهْلِکَ مَنِ اقْتَصَدَ» هرگز تباه نشد آنکس که میانهروی کرد. این عبارت امام حتی تولید را هم میگیرد که تولیدکنندگان از ساخت کالاهای غیرضروری اجتناب کنند.
در اینجا به تعدادی از روایات این باب اشارهکنم تا از برکت کلام معصوم بیشتر بهرهمند شویم. این تعبیر که عرض میکنم از رسول خدا و امیرالمؤمنین و امام صادق -علیهمالسلام- بیانشده که فرمودند: «التَّقْدِیرُ نِصْفُ الْمَعِیشَه» اندازه نگاهداشتن نیمى از معیشت است. علی -علیهالسلام- «التَّقْدِیرُ نِصْفُ الْعَیْش». در بیان دیگر «نصف المئونه». اندازه نگاهداشتن نیمى از گذران روزی و هزینه زندگى است.
علی -علیهالسلام- «الِاقْتِصَادُ یُنْمِی الْقَلِیلَ» میانهروى کم را زیاد مىکند. در خریدوفروش و اندازه کردن کالا هم اگر دقت شود همین آثار را دارد؛ یعنی مجموعهای از روایات به ما میگوید اگر در وزن کردن و پیمانه کردن و اندازه نگهداشتن در مصرف دقت کنید از رفاه بیشتری در زندگی برخوردار خواهید بود.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: شخص باید روزی خانواده خود را با پیمانه (با حساب و اندازه) بدهد، من هم براى خودم و هم خانوادهام پیمانه مىکنم و براى هرکدام مقدار لازم را در نظر بگیرد، پس هر یک مىتوانند سهم خود را مصرف کنند، یا به افراد دیگر ببخشند، یا به فقرا انفاق کنند.
پیمانه کردن یک روش زندگی است یکی از وظایف دینی است مثلاً برای مصرف گوشت سرانه تعیین کنید برای مصرف میوه سرانه تعیین کنید منافاتی با جواد بودن و بخشنده بودن ندارد. یکی از آثار فهمیدن دین این است که شخص دیندار در مصرف، اندازه نگه میدارد. اگر میخواهید ببینید کسی دیندار است دین را خوب فهمیده است یا نفهمیده است به زندگیاش نگاه کنید ببینید برای زندگیاش برنامه دارد؟ حالات حضرت امام را ببینید حالات بزرگان را ببینید همه اندازهگیری داشتند
رسول خدا فرمودند: ازجمله فهم تو در دین این است که در امور زندگانیات مدارا و رفق داشته باشی. اگر دقت کرده باشید افرادی که رعایت امور خود را دارند از سلامت بیشتری برخوردارند؛ یعنی اگر کسی مثلاً در خوردوخوراک افراطوتفریط نداشته باشد، سالمتر است.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: کسى که از خوردن خود کم کند، تندرستیاش افزون شود… و یا فرمودند: بر شما باد به میانهروى در خوراکیها، که هم از اسراف به دور است و هم براى سلامتى بدن مناسبتر و هم براى عبادت بهتر. حتی در بعض روایات دارد کسی که کم میخورد از فکر سالمتری برخوردار است.
این بحث مفصل است و در جوامع روایی ما بسیار مطلب گفتهشده با یک جلسه تمام نمیشود بااینکه بنای من بر اختصار و فقط بیان رئوس مطالب است اما به قوه الهی جلسه دیگر هم بحث میکنیم. فقط در اهمیت مطلب بدانید که دعای انسان ولخرج را خداوند به اجابت نمیرساند.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: «أَرْبَعَهٌ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاءٌ، رَجُلٌ جَالِسٌ فِی بَیْتِهِ یَقُولُ یَارَبِّ ارْزُقْنِی. فَیَقُولُ لَهُ أَ لَمْ آمُرْکَ بِالطَّلَبِ … وَ رَجُلٌ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ، فَیَقُولُ یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. فَیَقُولُ لَهُ أَ لَمْ آمُرْکَ بِالاقْتِصَادِ…» و مردى که مالى داشته و آن را تباه کرده است و مىگوید: پروردگارا به من روزى ده؛ و خدا مىفرماید: مگر به تو فرمان ندادم که صرفهجو باشى؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در برخورد با دیگران بسیار مهربان و اهل رحمت و شفقت هستند و تا بتوانند تلاش میکنند دیگران را به سمت خوبیها دعوت کنند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۷ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ» دلهاى مردم رمنده (فراری) است، هر کس آنها را به دست آورد، به وى رو مىآورند. معنای روشنی دارد.
و آن اینکه باید در کسب دوستی، الفت و انس با یکدیگر، تلاش کرد. روایات متعددی داریم که تشویق به دوستی و الفت کردهاند بهخصوص اهل ایمان و نیکوکاران بهسرعت باهم مأنوس میشوند. مثل آب باران که در دریا و رودخانه حل میشود اهل ایمان نسبت به همدیگر به این سرعت الفت پیدا میکنند و حتی در روایت دارد کسی که با دیگری الفت نمیگیرد خیری ندارد.
رسول خدا فرمودند بهترین مؤمنان کسی است که اهل ایمان با او الفت میگیرند. در آیه ۶۲ و ۶۳ سوره انفال به رسول خدا فرمود: «هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنین» اوست که تو را به یاری خویش و به یاری مؤمنان تائید کرد. «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» و دلهایشان را با یکدیگر الفت داد. «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» اگر تو همه آنچه را که روی زمین است را انفاق میکردی نمیتوانستی دلهای ایشان را به یکدیگر الفت دهی.
و خداوند از تألیف قلوب بهعنوان نعمت یاد میکند. سوره آلعمران آیه ۱۰۳ «وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا».
بههرتقدیر هرکس دلی را به دست آورد صاحب آن دل میشود. جوانان را باید دریابید که دشمنان و هرزهها و مدعیان دروغین و فرقهها دل آنها را نبرند. با اسم خوب و برنامههای خوب اول شروع میشود اما بعد کجا میرود خدا میداند. مواظب فرزندانتان باشید.
حلول ماه ربیع المولود و ماه به امامت رسیدن حضرت ولیعصر -ارواحنا فداه- را به همه شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم که عزاداریها و سوگواریها و ابراز ارادتهای شما به ساحت مقدس اهلبیت -علیهمالسلام- بهویژه حسین بن علیبنابیطالب موردقبول خدای تعالی قرارگرفته باشد انشاءالله.
جا دارد از اقشار مختلف مردم بزرگوار و فهیم دشمنشناس و ضد استکباری و ولایت مدار کشور عزیزمان و بهخصوص برادران و خواهران البرزی تشکر کنم که با حضور حماسی و پرشور خودشان در راهپیمایی ۱۳ آبان بار دیگر به شیطان بزرگ آمریکای جنایتپیشه و اذنابش فهماندند که از استکبارستیزی خسته نشدهاند و بعد از ۴۰ سال هنوز به ارزشهای اسلامی و آرمانهای انقلابی وفادار هستند.
این را در عمل عزیزان ما در سراسر کشور هم به آمریکا و هم به آمریکا دوستان نشان دادند. آمریکاییها خودشان ادعا دارند که نتوانستند با تحریم و فشار مالی و اقتصادی موفقیتی در کم شدن نفوذ و قدرت منطقهای ایران به وجود بیاورند. لذا بهشدت عصبانی هستند و حرفهایی میزنند و یا اقداماتی دارند که برخلاف خواسته آنها نتیجه میدهد.
گاهی عصبانیتهایشان را هم بر شهروندان خودشان اعمال میکنند. دیدید که یکی از این خبرنگارها دیروز از رئیسجمهور آمریکا سؤال میکرد او را عصبانی کرد. او را ممنوعالورود به کاخ سفید کردند و از جلسه بیرونش کردند. عصبانیت آنها از جای دیگری است. خصوصاً که در انتخابات اخیر هم برایشان مسائلی پیش آمد.
اگر یادتان باشد فتنهگران سال ۸۸ بعدازاینکه نتوانستند به امیال خودشان برسند به دشمن راهکار نشان دادند. دوستان نباید آن روزها را فراموش کنند. بعضیها تلاش میکنند با بعضی از روشها بعضی از حرکتها سران فتنه و فتنهگران را تطهیر کنند. باید بصیر بود و باید دقت داشت. حتی کسانی که انتظاری از آنها نمیرود بعضی حرکتها از آنها صادر میشود که نتیجه آن تطهیر یک جریان و یک مسیر خلاف است. باید مواظب باشیم که در خواستههای دشمن قدم برنداریم.
همین فتنهگران سال ۸۸ خیلی کارها کردند و نتوانستند به خواستههایشان برسند. آمدند به دشمن راهکار نشان دادند که راه پیروزی فشار اقتصادی بیشتر بر ملت و بیثباتی کشور است. آمریکاییها هم که ادعا میکنند که طرفدار مردم هستند؛ اما در این حرکتهایشان میشود فهمید که در این ادعا راستگو هستند یا کاذباند. فشارهای بیشتری را بر مردم تحمیل کردند. حتی به دشمنان مردم هم پناه دادند و دائماً برای ساقط شدن نظام اسلامی نقشه کشیدند و نقشه میکشند و طرح میدهند.
اما همانطور که رهبر معظم انقلاب چند روز پیش هم فرمودند، سیاستهای آمریکا در مورد ایران شکستخورده است. چند روز قبل وزیر خارجه آمریکا هدفشان را از تحریمها بیان کردند. گفتند که بنایشان تقویت گروههای مخالف نظام است. اعلام کرد و گفت که فشار تحریمها فرصتی برای مخالفان رژیم فراهم میکند تا تغییراتی را که خواستار آن هستند در رژیم به وجود آورند. گفتند ما تحریمها را بیشتر میکنیم تا گروههای مخالف و ضدانقلابها در داخل بتوانند حرکتهایی را انجام دهند.
با وقاحت تمام اعلام میکنند که برای تغییر رژیم برنامه دارند. برای تغییر نظام اسلامی برنامه دارند؛ اما آمریکا این روزها باید مواظب خودش باشد که ساقط نشود. وضعیت او وضعیت ناگواری است. قبلاً به مناسبتی عرض شد. چند روز گذشته هم رهبر معظم انقلاب مفصل به آن پرداختند. اگر گوش کنیم صدای خورد شدن استخوانهای نظامِ لیبرال دموکراسی غرب بهخوبی شنیده میشود.
البته سعی میکنند با تبلیغات گسترده و دروغپردازی کسی متوجه شکست نشود. و اتفاقاً توجه عالم به مردمسالاری دینی جلب شده و دنبال میکنند. عرض کردیم آنان به کمک نوچههای داخلیشان، با جنگ روانی و رسانهای، با ارعاب و ترساندن ازیکطرف و با تطمیع و وعده دادن از طرف دیگر میخواهند نظام را به چالش بکشند و زمینگیر کنند و با بزرگنمائی القاء میکنند که تحریمها مشکلات را دوچندان کرده و یا میکند.
اصلش بحث رسانهای و بزرگنمایی و القا این مطلب است که تحریمها مشکلات بیشتری را فراهم کرده است و دوچندان کرده است. تحریمها از اول هم بوده است. ولی آن چیزی که مهم است این است که مردم، درصحنههای مختلف نشان دادند که سختیها را تحمل میکنند اما زیر بار زور گوئی و قلدری هیچ قدرتی نمیروند.
آمریکا میداند که عدهای از کشورها او را همراهی نمیکنند و ایران با کمک کشورهای آسیائی میتواند تحریمها را بیاثر کند. لذا ۸ کشور اصلی خریدار نفت ایران را استثناء کرد، آمریکا میداند که برخلاف میلش تحولات سیاسی عراق به نفع ایران پیش رفته است. لذا دیروز، عراق را هم از لیست تحریمها خارج کرد. آمریکا شیطان است. به تعبیر امام شیطان بزرگ است. کار شیطان شیطنت است.
مثل سگ است که چگونه پارس میکند و حمله میکند و بعضی وقتها میگزد و بعضی وقتها فرار میکند، شیطان هم اینگونه است. باید رفتارمان را با او تنظیم کنیم. اگر فرار کنی دنبالت میآید و اگر در مقابلش بایستی هیچ کاری نمیتواند بکند و اگر حمله کنی فرار میکند. باید با انسجام و هماهنگی و وحدت کلمه در مقابل این آخرین حربه دشمن که فشار اقتصادی و در مقابل هم قرار دادن مردم و نظام است، بایستیم تا پیروز میدان باشیم.
درباره وحدت خیلی از افراد حرف میزنند. گروههای سیاسی، مسئولین میگویند، اما وحدت لوازمی دارد. فقط ادعا کردن نیست که از وحدت بگوییم و بعد عَلَم مخالفت را خودمان برداریم. وحدت حول محور ولی امر معنا پیدا میکند. در همین مباحث اقتصادی گاهی بعض از مسئولین سخنان خوبی میگویند اما این سخنان را که بررسی میکنیم بوی تقابل با رهبری را میدهد. فقط اشاره کردم که اگر لازم باشد توضیح میدهم که بعضی از این صحبتها را بههیچوجه نمیپذیریم که از وحدت گفته شود اما توضیح مطلب چیزی برخلاف نظر رهبری و مسیری که رهبری برای نظام تعیین میکنند باشد.
یک بعد دیگر شکست غرب و آمریکا جریان یمن است. آمریکا قصد داشت برای اداره جهان اسلام عربستان را محور قرار دهد. سالهای سال هم کارکردند. زیرساختهایش را درست کردند. زمینههای فکری و اجتماعی آن را درست کردند. ازلحاظ سیاسی بحثهایش را پیش بردند و تلاش هم شد که وجهه عربستان منطقی و معتدل نشان داده شود؛ اما جنگ یمن همه را به هم زد. کشتار هزاران نفر یمنی بیگناه که کشورهای استکباری مستقیماً کمک میکردند وجهه عربستان را خراب کرد و هیبت نداشتهاش بعد از ۴۴ ماه مقاومتِ مردم یمن از بین رفت و از طرف یمن انصار الله قدرتمند شد.
و الآن در چنین فضایی که حملات موشکی و پهبادی یمنیها بالاگرفته است آمریکا فرانسه و بعضی از کشورها اعلام آتشبس میکنند تا راه فراری برای استیصال خود پیدا کنند. نشانه این قدرت هم این است که وزیر خارجه آمریکا شرط مذاکره با انصار الله را خوددارى انصار الله از حمله موشکى وپهبادى به عربستان و امارات اعلام کرده است. انشا الله بهزودی شاهد نصرت و پیروزی نهائی انصار الله و یمن مظلوم باشیم.
آیه ۲۰۷ سوره مبارکه بقره که فرمود: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد» در وصف امیرالمؤمنین -علیهالسلام- است. وقتیکه خدای تعالی به خاطر کار بزرگ او به فرشتگان مباهات فرمود؛ و آن مربوط به وقتی است که ۴۰ نفر از قریش قصد کشتن رسول خدا را کردند و حضرت هم قصد هجرت از مکه به سمت مدینه را داشتند و لازم بود برای عادیسازی کسی جای رسول خدا بخوابد.
که امیرالمؤمنین این خطر را به جان خریدند و با ایثار و شجاعت بینظیر خودشان در آن شب که به لیله المبیت مشهور است، جان رسولالله را حفظ کردند و در مقدمات تشکیل حکومت اسلامی و گسترش اسلام نقش خودشان را بهخوبی ایفاء کردند؛ و با این حرکت که اول ماه ربیعالاول بود نقشههای شوم مخالفین اسلام را بهکلی از بین بردند. اگر اهمیت کار معلوم شود، علت مباهات الهی هم معلوم میشود. خداوند همه ما را از شیعیان راستین علیبنابیطالب قرار بدهد. روز اول ربیع آغاز هجرت رسول خداست که گرامی است.
تیم اقتصادی جدید دولت تشکیلشده، با توجه به تغییر وزرای چهار وزارتخانهی کلیدی امیدواریم کمبودها و ناکارآمدیها، چون فقط کمبود نبود، بی مدیریتی و بیمسئولیتی بعضی از وزیران به بعضی از قسمتهای کشور آسیب جدی زد. امیدواریم که گذشته جبران شود و مطالبات مردم در کنترل تورم و جلوگیری از بیثباتی بازار ارز و سکه، کنترل واردات و صادرات کالاهای اساسی، نوسازی بافتهای فرسوده، تأمین مسکن برای جوانان، رونق کسبوکار و ایجاد اشتغال، سریعاً عملیاتی شود.
توان اقتصادی کشور بالاتر از این چیزی است که الآن نشان داده میشود. مدیریت صحیح است که این را به کار میاندازد. مدیریت جهادی و انقلابی، مدیریت فعال، نه منفعل، برنامه دار و برنامهریز باید وارد عرصه شوند و انشاءالله از آثارش همه کشور بهره ببرند.
یکی از اتفاقات خوبی که این چند روز افتاد رزمایش مشترک ارتش و سپاه با عنوان «مدافعان آسمان ولایت ۹۷» با رمز یا خاتمالانبیاء که در منطقه گسترده از شمال، مرکز و غرب کشور و در مساحتی به وسعت تقریباً نیم میلیون کیلومترمربع آغازشده است. ارتش و سپاه سلاحهای جدید توپ و موشک و سامانههای دفاعی و جنگ الکترونیک خودشان و سرعت عمل و توان تاکتیکی و دقت در بهکارگیری سلاحهای خود را آزمایش میکنند.
پیامهای روشنی را برای دوستان و دشمنان منطقهای و جهانی دارد؛ که در ۴۰ سالگی انقلاب و با همه تحریمها با تکیهبر توان و ظرفیت جوانان عالم و بصیر خودمان توانستیم بسازیم و آمادگی مقابله با تهدیدات دشمن را در خود تقویت کنیم. به همه دلاور مردان ارتش و سپاه خدا قوت و خسته نباشید عرض کرده، موفقیت بیشازپیش آنان را از خدای تعالی مسئلت مینماییم.
سالگشت ارتحال عالم ربانی، فیلسوف متأله و فقیه اهلبیت، علامه طباطبائی صاحب تفسیر قیم المیزان مجاهد و مدافع حریم قرآن و اهلبیت -علیهمالسلام- به دفاع علمی و تحقیقی. شخصیت بزرگوار معاصر ما که درباره شخص ایشان کمتر گفته میشود این عالم فرهیخته بزرگواری که امروز هرکسی در هر موضوعی از موضوعات اسلامی بخواهد تحقیق کند ناچار است یکبار المیزان را نگاه کند تا ببیند مرحوم علامه درباره آن چیزی گفته است یا نگفته است.
تفسیر المیزان که ۲۰ جلد است و ۲۰ سال طول کشید تا این بزرگوار این تفسیر را نوشت با زحمت فراوان و در بخشهای مختلف و مباحث مختلف و عمیق نوشتهشده کأن برای امروز است. کسانی که به بحثهای المیزان مراجعه میکنند بااینکه کتاب مربوط به سالیان قبل است انگار برای امروز نوشتهشده است.
علامه بسیار شخصیت زاهدی داشت. در سن ۷۰ و چندسالگی درحالیکه کتابهایش روی یک گاری و وسایل زندگیاش روی گاری دیگری بود در کوچههای قم دنبال خانه اجارهای میگشت. این عالم بزرگوار در آن قله علمی در همان زمان المیزان نوشته بود و عرضه کرده بود اما خانه مسکونی نداشت؛ که بعدها داماد خودش به خاطر زمینی که در تبریز داشتند توانستند برای ایشان خانه تهیه کنند. درجات ایشان عالی است با اجداد بزرگوارش محشور باشد انشاءالله.
و شهادت سردار حسن تهرانی مقدم که به گردن صنعت موشکی کشور حق بزرگی دارند دانشمند متعهدی که جهادی و انقلابی در عرصه علم وارد شد و منشأ برکات فراوان گردید را گرامی میداریم.
روز کتاب و کتابخوانی و کتابدار را به همه کتابخوانان و کتاب دوستان و اهل کتاب و کتابداران عزیز تبریک میگوییم و آرزو میکنیم روزی را که سرانه کتابخوانی در کشور از این مقداری که هست بیشتر شود. انشاءالله. قطعاً از سخنان مدیرکل محترم که راجع به کتاب و کتابخانه و کتابخوانی صحبت کردند بهره بردید من دیگر تصدیع نمیدهم. |
| 1397/8/11 | 1397/8/11وزارت خارجه به اقدامات دانمارک پاسخ قاطعانه دهد / راه مقابله با آمریکا، ایستادن در مقابله زیادهخواهیهای اوست | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه259
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عبادالرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین بر اساس تربیت الهی که شدهاند میدانند مال فراوان و بدون حساب در اختیار افراد قرار نمیگیرد مگر آنکه رعایت میانهروی و دقت در حلال و حرام برای به دست آوردن آن نشده باشد. کاسب و کارمندی که مواظب است و بر اساس موازین شرعی عمل میکند تا دچار حرامخوری و امثال آن نشود هرگز به تکاثر نمیافتد که خدای تعالی نهی کند: «اَلهاکُمُ التَّکاثُر».
ثمره برخلاف قرآن عمل کردن این است که افراد در مسائل مالی دچار میشوند به امراضی مثل؛ بخل شدید که همین بخل باعث میشود حرص بیشتری به جمع مال داشته باشد و از طرف دیگر قطع رحم کرده، ارتباطاتش را کم کند، آرزوهای طولانی که آخرت را فراموش میکند و همه توجهش به دنیا خواهد بود و این شخص از دزدیدن اموال مستمندان، کمفروشی، احتکار، دروغ در معامله و اجحاف هم دریغ ندارد و تا بتواند به حقوق دیگران تعرض میکند؛ و قطعاً اهل پرداختن حقوق شرعی و الهی نیست.
لذا اگر به منابع اسلامی مراجعه کنیم میبینیم بالصراحه بیان میکنند که نمیشود از هر راهی مالک شد و هر جور که تمایل داشت مصرف کرد؛ یعنی هم برای به دست آوردن وهم خرج کردن مقررات محدودیتهایی وجود دارد؛ و الا شخص را طاغوت وبرتری جو و اهل طغیان میکند. در قسمتی از آیه ۸۳ سوره مبارکه یونس فرمود «وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ» و مسلماً فرعون از برتریطلبان در زمین و از اسرافکاران بود؛ یعنی قرآن کریم زیادهروی در مصرف را عملی فرعونی میداند.
معمولاً افرادی که بهسختی مال به دست میآورند و برای آن زحمت میکشند در خرج کردن هم مواظبت دارند. مَثَل معروفِ پول بادآورده همینجایی است که شخص بدون حسابوکتاب مصرف میکند و مال را بیزحمت به دست آورده، حالا چگونه بوده بماند.
امام صادق -علیهالسلام- از قول پدر بزرگوارشان نقل میکنند که از حضرت پرسیدند: چرا مؤمن گاهی بهشدت بخیل مىشود؟ فرمودند: براى آنکه مال را از راه حلال به دست مىآورد و راه به دست آوردن حلال عزیز (اندک و سخت یاب) است، به همین جهت نمىخواهد آن را از دست بدهد، چون مىداند که به دست آوردن آن دشوار است؛ و اگر چیزى ببخشد، درجایی خواهد بود که شایسته باشد.
میبینید در اینجا هم امام -علیهالسلام- میفرمایند مال حلال چون با زحمت و تلاش به دست میآید در یکجا انباشته نمیشود. اگر دیدید مالی انباشته و ذخیرهشده بدانید در آن شائبهای وجود دارد؛ و دیگر اینکه در مصرف هم با برنامه و اندازه و بهجا استفاده میشود.
خلاصه اینکه نباید دنیازده بود رسول خدا در بیان زیبایی دنیای مذموم را معرفی فرمودند: دنیا خانه کسى است که خانهاى (جاودان) ندارد و مال کسى است که از مال (راستین) بىبهره است. عقل ندارد کسى که براى آن جمع کند و شعور ندارد کسى که در پى شهوات آن باشد. از علم بىبهره است کسى که بر سر آن به ستیزهگرى پردازد، از فهم دور است کسى که بر آن رشک برد و از یقین نصیبى ندارد کسى که براى دست یافتن به آن تلاش کند. دنیا به معنای وابستگیهاست.
و امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمود: مردم دنیا همچون سوارانى خفتهاند که کاروانشان درحرکت است (و ناگاه به مقصد مىرسند و آنگاه بیدار مىشوند) قرآن کریم دربیانی هشدار گونه فرموده است: رحمت پروردگار تو ازآنچه جمع میکنند بهتر است. «… وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» (قسمتی از آیه ۳۲ سوره مبارکه زخرف).
مال وقتی فراوان شد و مازاد بر نیاز، انسان را به طغیان میکشاند و بازدارنده از یاد خدا و تکالیف فردی و اجتماعیاش خواهد بود؛ انفاق نمیکند بخل میورزد حرص دارد و تکلیف الهیاش را انجام نمیدهد، پس چنین مالی رحمت نیست. لذا فرمود: «وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» البته باید این نکته را هم تذکر داد، نباید در این بحثها اشتباه کنیم و دچار افراطوتفریط شویم.
آنچه از دستورات دینی به دست میآید رعایت اعتدال است. در قسمتی از آیه ۸۷ سوره مبارکه مائده فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُعتَدِینَ…» اى اهل ایمان، چیزهاى پاکیزهاى را که خدا برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید و (از حدود الهی) تجاوز نکنید، یقیناً خداوند متجاوزان را دوست ندارد.
کسی حق ندارد چیزهایی را که خدا بر او حلال کرده بر خود و دیگران حرام کند که بعض افراد در ریاضتهای باطل مبتلا هستند. میتواند مثل روزه مدتی استفاده نکند ولی نباید بالکل بر خود حرام کند؛ و از طرف دیگر هم نمیتواند با مصرف افراطی و بیشازحد و اسرافی، دیگران را از حقشان محروم کند.
آنچه قرآن کریم توصیه میکند این است که از نعم حلال الهی بهرهمند شوید. در قسمتی از آیه ۸۸ سوره مبارکه مائده فرمود: «و کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالًا طیباً …» ازآنچه خدا روزى حلال شما قرار داده است بخورید. میبینید اصلِ استفاده کردن و بهره بردن مورد نهی نیست، آنچه مذمت شده تجاوز و تعدّی بهحق دیگران و اسراف است؛ و باز قرآن کریم هر کس را که کمک کند این تجاوز صورت گیرد توبیخ کرده، خداوند فرعون را از اسرافکاران دانست هر کس به فرعون صفتان کمک کند مشمول این آیه میشود.
در قسمتی از آیه ۲ سوره مبارکه مائده فرمود «وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ» بنابراین اگر در دستگاهی افرادی باشند که به حقوق دیگران و بیتالمال دستدرازی میکنند و مسئول اداره و دستگاه دست متجاوز را قطع نمیکند مشمول آیه شریفه تعاون بر اثم و عدوان است؛ که به خدا پناه میبریم از شرارتهای نفس.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دارای همتهای بلندی هستند که تلاش میکنند بدون درخواست از مردم نیازهای خود را برطرف کنند. تا جایی که برایشان مقدور است به دیگران وابستگی پیدا نکنند.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۶ از حکم نهجالبلاغه میفرمایند: «احْذَرُوا صَوْلَهَ الْکَرِیمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِعَ» حذر کنید و بترسید از حمله شخص بزرگوار هنگامیکه گرسنه شود و از فرومایه و زبون وقتیکه سیر شود. خلاصه این بیان این است که باید از شخص بلندهمت وقتی بهشدت نیازمند شود و کسی گرفتاری او را حل نکند و یا بر او ستم شده باشد و کسی او را یاری نکرده باشد، ترسید.
چون بالاخره راهی برای نجات از گرفتاریهای خودش پیدا میکند و بعدازآن شمارا که کمک نکردید مجازات خواهد کرد؛ و اگر شخص فرومایهای توانگر شود، به خاطر عقدههایی که داشته، در حالت بینیازی اقدام به آزار و اذیت نیازمندان میکند، لذا حضرت میفرمایند باید راههای سیر شدن شخص لئیم را کنترل کرد. خداوند تقوا همه ما را زیاد بگرداند.
باید شکرگزاری کنیم از حضور باعظمت و مقتدرانه مردم سراسر دنیا در اربعین امسال که گذشته از دستاوردهای بیشمار، مثل وحدت امت اسلامی پیامهای گویایی هم برای سران استکبار عالم بهخصوص آمریکا داشت. اگرچه وحشت آنها از این حرکت الهی را میتوانیم در سانسور خبری شدید این واقعه بزرگ و این حماسه سترگ ببینیم؛ و همچنین حمله ناجوانمردانه و چندبارهای که ارتش نیجریه به عزاداران حسینی کرد و نزدیک ۵۰ نفر را به شهادت رساند. نیجریه تقریباً شش و نیم میلیون نفر شیعه دارد که همه آنها تحت ظلم و ستم هستند.
لازم است اقدام بینالمللی صورت بگیرد. لااقل در کشورهای شیعی باید عکسالعمل و واکنشی نسبت به این مسئله داده شود. خصوصاً ایران نسبت به این قضیه باید بیانیه میداد. حوزه علمیه و دستگاههایی که مربوط به آنها میشود باید واکنش نشان دهند. جمعیت شیعی بودند که زیر ستم هستند و در مرئا و منظر، آنها را به شهادت رساندند.
بههرتقدیر به فضل الهی مصباح هدایت حسین –علیهالسلام- پرفروغتر از همیشه دلهای عاشقان عالم را متحد کرده و مقدمات قیام اصلی را هم فراهم میکند انشاءالله. البته سالهای قبل هم عرض کردیم زائر از وقتی حرکت میکند تا برمیگردد زائر است. خدمترسانی به او باید در همه مراحل باشد.
این را قبلاً هم عرض کرده بودیم که اینطرف مرزها یعنی در داخل ایران موکبهایی زده شود وقتی برمیگردند به زائران رسیدگی شود. یک جمعیت میلیونی در طول روزهای مختلف میروند و یکمرتبه میخواهند برگردند. فشار کار هم هست. موکبهایی باشد تا رسیدگی کنند. ساختمانسازی اگر میشود که اینطرف انجام شود خیلی ارزشمند و موردتوجه خواهد بود.
نکته دیگری که سالهای گذشته همعرض کردیم این است که حرکت در مسیر و رفتن از نجف و کربلا موضوعیت دارد؛ و بودن اربعین در کربلا موضوعیت دارد. لذا یا انسان باید در آنجا باشد یا حسرتش را بخورد؛ یعنی یا باید در آن محل باشد یا اگر نیست و در شهر خودش هست حسرت بخورد. جایگزین نباید برایش درست کرد. به نظر من میرسد که جاماندهها باید حسرت بخورند. جایگزین نباید داشته باشد.
دو سال بعد میگوید اگر نشد به کربلا برویم از امامزاده حسن تا امامزاده محمد میرویم. از میدان امام حسین تا شهرری میرویم. به نظر من میرسد که جایگزین کردن مطلوب نباشد. اجتماع لازم است. روز اربعین همه شیعیانی که در شهر ماندهاند در یک منطقهای اجتماع کنند و عزاداری کنند.
چهارشنبه ۱۶ آبان سالگشت شهادت رسول خداست و بنا بر نقلی شهادت امام مجتبی –علیهالسلام- هم هست. اول این نکته را تکرار کنم که همه ما باید وقت بگذاریم تاریخ زندگی اهلبیت -علیهمالسلام- را مطالعه کنیم. درس بگیریم. روش فردی و اجتماعی آنها را که در مواقع خاص چطور عمل کردند را یاد بگیریم. موضعگیریهای که داشتند و در مسائل سیاسی چگونه عمل کردند اینها را یاد بگیریم.
قیام آنها، قعود آنها، سکوت آنها و کلام آنها پر از رمز و راز است و برای ما درسهای بسیاری دارد که مفید است. مثلاً آن چیزی که در دوران زندگی رسالت و تبلیغ رسول خدا میتواند برای ما الگو باشد روش پیامبر با دشمنان اسلام بود. ۲۳ سال که ۱۳ سال در مکه و ۱۰ سال در مدینه بودند زندگی حضرت لحظهای خالی از کید دشمنان نبود. دائماً برای حضرت و مسلمین مسئله آفرینی میکردند.
رسول خدا با درایت و تدبیر و روشنگریهایی که داشتند مسائل مختلف را مدیریت کردند. موضعگیریهای سیاسی، رفتار با سران کشورها، رفتار با مخالفان داخلی، رفتار با دوستان، بهکارگیری نیروها برای اداره جامعه، نوع برخورد با متخلفان هم برای امروز ما الگو است.
در مورد ائمه -علیهمالسلام- هم مسئله همین است. وقتی از اوضاع سیاسی و اجتماعی شرایط زندگی آنها و نحوه مدیریت بحرانهایی که در زمان آنها بود مطلع باشیم برای ما راهگشا است. پس باید مطالعه کنیم. وقتها را به بطالت نگذرانیم. الآن هم فضا مناسب است. دستگاههایی که در اختیار هست، کتابخانهها، کتابها، روشهای مختلف برای یادگیری فراهم است.
رسول خدا ۲۳ سال هدایت و ارشاد مردم را به عهده داشتند. لحظهای هم آرام نبودند. تا اینکه در ظهر دوشنبه ۲۸ صفر ۱۱ هجری قمری که مصادف با ۶۳۳ میلادی بود این دریای علم و حکمت، بشیرِ نذیر، سراج منیر، رحمهللعالمین، حبیبالله، عقل کل عالم و صادر اول نظام هستی به دیار حق نائل شد که بعضیها هم قائل به شهادت آن حضرت هستند. البته شهادت هم تقویتشده است. روایتی دارد که حضرت فرمودند لقمهای که در خیبر خوردم کمر من را شکست و اعضای بدن من را متلاشی کرد.
بنا بر قولی امام مجتبی –علیهالسلام- در ۲۸ صفر سال ۵۰ قمری در سن ۴۷ سالگی به شهادت رسید. به دستور معاویه بن ابوسفیان -علیه من الرحمن ما یستحقه- و به دست دختر اشعث بن قیس مسموم شد به شهادت رسید. نکتهای از ویژگیهای حضرت را بیان میکنم. رسول خدا -صلیاللهعلیهوآلهوسلم- درباره امام حسن مجتبی فرمودند: اگر قرار بود عقل بهصورت یک انسان تجسم پیدا کند بهصورت امام حسن -علیهالسلام- ظاهر میشد؛ یعنی حضرت عقل مجسم بود.
باوجود سن کمی که داشت هر وقت به رسول خدا وحی میشد او را با تمام وجود درک میکرد و برای مادرشان صدیقه طاهره نقل میکردند. امام مجتبی در جریان مباهله حضور داشتند و یکی از مصادیق اَبنائَنا در آیه شریفه هستند. در بیعت رضوان هم حضور داشت و با رسول خدا بیعت کرد. حوادث تلخ و ناگوار هم که از غصب خلافت شروع شد به همراه پدر و مادر و برادر بودند. وقایع تلخ دیگری هم بنیامیه و همراهانشان برای امام مجتبی فراهم کردند و در آخر هم او را به شهادت رساندند.
در خباثت این گروه و فرقه همین بس که رسول خدا فرمودند: اگر از بنیامیه جز پیرزنی فرتوت نمانده باشد همان عجوزه برای کج کردن دین خدا و دور ساختن از مسیر الهی اقدام و تلاش خواهد کرد. ببینید که چه جرثومههای فسادی بودند. کار را رساندند بهجایی که حسین -علیهالسلام- را هم به شهادت رساندند. در طول مدتی که بودند چه فجایعی از آنها باقیمانده.
بعد از بنیامیه نوبت به بنیعباس رسید. آنها خودشان را منسوب به آستان پیغمبر و خاندان پیغمبر میدانستند؛ اما از بنیامیه خونریزتر بودند و تیغ بر پیکر اسلام کشیدند و تیشه به ریشه دین زدند. در تاریخ اسلام دو نفر از امامان مدتی حکومت در اختیارشان بود. یکی امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- و یکی هم حضرت رضا –علیهالسلام- که بررسی دوران حضرت رضا هم بسیار پر نکته و درسآموز است.
بعد از شهادت امام کاظم -علیهالسلام- در آن خفقان شدید که در زمان امام کاظم بود و سختترین شرایط سیاسی در زمان امام کاظم -علیهالسلام- بود. تهدیدات و انحرافات فرقهای و عقیدهای هم گسترش پیداکرده بود و شیعیان مشکلات فراوانی داشتند حضرت رضا -علیهالسلام- در سن ۳۵ سالگی به امامت رسید و ۲۰ سال بدون کوچکترین سستی با رفتار معنوی و هدایت عالمانه مبانی حقه شیعه و توسعه حوزه معارف اسلامی، موازین ناب دینی را از گزند انحرافات و تحریف حفظ کردند.
چهره واقعی عباسیان و عدم مشروعیت آنها را هم آشکار کردند. در تربیت شاگردان و ارشاد عمومی هم لحظه غفلت نکردند و امام رضا -علیهالسلام- هم در بحث مهدویت و بحث غیبت و آموزههای مهدوی، برای آمادگی جامعه در دوران غیبت روشهایی را آموزش دادند و عمل کردند که درجایش باید بیان شود.
روش امام در برخورد باکسی مثل مأمون که بسیار سیاس و باهوش بود هممحل شرح است. مأمون جزو علمای درجهیک جهان اسلام است. در مسائل مختلف علم زیادی داشت. زمینههای علمی را هم خیلی فراهم کرد و گسترش داد. بنا بر نقل بعضی از مورخین زیرک بود و دائم ترفندهایی را به کار میبرد. امام رضا -علیهالسلام- دین را در آن جایگاه حفظ کرد و نقشههای او را هم خراب کرد و جایگاه امامت را هم حفظ کرد.
لذا او چند بار توسط دیگران اقدام به کشتن امام کرد ولی موفق نشدند. تا بار آخر که خودش اقدام کرد و با دست خودش کشتن حضرت را به عهده گرفت؛ که در بعضی از نقلها مینویسند که موم مسمومی را در دستش گرفت و سم زیر ناخنهای او قرار گرفت و شروع کرد افشره انگور گرفتن برای حضرت. با دستش آب انگور گرفت یا آب انار گرفت. سمها با آب آن مخلوط شد و حضرت را مجبور کرد از آبمیوه بخورد.
دارد که به اباصلت گفت اگر برگشتم و دیدی که عبا به سر کشیدم بدان که قضای الهی درباره که من محقق شده است. اباصلت میگوید امام رضا -علیهالسلام- را دیدم که و رفت و لحظاتی بعد برگشت اما در حالی بود که عبا به سر کشیده بود و دائم به زمین میخورد. دارد که فرش حجره را کنار زد. روی خاکها مثل مارگزیده به خودش میپیچید.
لحظاتی نگذشته بود که امام جواد -علیهالسلام- سر پدر را به دامن گرفت. دلها بسوزد برای زمانی که این لحظه برعکس شد. حسین -علیهالسلام- بالای سر بدن قطعهقطعه شده و اربا اربای علیاکبر آمد. الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ای منقلب ینقلبون. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان اهلبیت قرار دهد و انشاءالله.
۱۳ آبان سالگشت حمله مأموران شاه خائن و ملعون به دانشآموزان و دانشجویان در سال ۵۷ روز دانشآموز و روز تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام در سال ۵۸ است؛ که با تسخیر این لانه چهره بسیاری از لیبرالها که خودشان را انقلابی معرفی کرده بودند و در بدنه نظام جایداده بودند آشکار شد؛ و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است.
سه اتفاق مهم تاریخی که در سه مقطع زمانی واقعشده است؛ اما در یکچیز مشترک هستند و آن نفی سلطهگری ظلمستیزی و استقلالخواهی است و محور اصلی همه این حوادث هم آمریکاست؛ و لذا ۱۳ آبان ماهیت کاملاً استکبارستیز و ضدآمریکایی دارد. ۱۳ آبان امسال حساسیت ویژه دارد.
بعد از ۴۰ سال که انواع شرارتها و خباثتها را آمریکا نسبت به ایران و نظام اسلامی داشت و هیچ نتیجهای هم به دست نیاورد و حتی تلاشی که اخیراً میکند که صادرات نفت را به صفر برساند که این را هم نمیتواند که دیدهاید که در همین روزها بعضی از کشورها هم وارد شدند خودش هم اعلام کرد که اجازه صدور نفت و خرید نفت را به آنها داده. بهاضافه اینکه ایران هم بحث بورس انرژی را مطرح کرد. راهی ندارد جز اینکه عقبنشینی کند.
بالاخره میخواهد با جنگ روانی و بزرگنمایی تحریمها را برای خودش به این وسیله موقعیتی را درست کند و درست در روز مبارزه با آمریکا، تحریمهایی را شروع کند که از قبل قسمت عمده این تحریمها را انجام داده است. مورد تازه دیگر ندارد؛ و میخواهد ۱۳ آبان که روز اقتدار ملت و شکست آمریکا هست را روز تسلیم ملت قرار بدهد.
این یعنی بعد از ۴۰ سال هنوز ملت ایران را نشناخته است. آمریکا و کسانی که قلبتان به عشق آمریکا میتپد این را بدانید که ما تا زمانی که آمریکا سر جایش ننشیند و دستش از منطقه کوتاه نشود به مبارزه ادامه داده و از پا نخواهیم نشست. عدهای در داخل هم دائماً سخن از سازش با آمریکا میزنند. درحالیکه برای پیروز شدن بر آمریکا باید در مقابل او ایستاد نه اینکه باج داد. از بین رفتن دشمنی اگر بااقتدار و عزت باشد ارزشمند است والا ارزش و مقداری ندارد.
ببینید امام عظیمالشأن ما چه فرمودند: بزرگترین سادهاندیشی این است که تصور کنید جهان خواران خصوصاً آمریکا از ما و اسلام عزیز دست برداشته است ما نباید لحظهای از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت آمریکا کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی موج میزند؛ یعنی ذات آمریکا ضد دین و ضد اسلام و ضد معارف الهی و انقلاب است.
امام به دولتها هشدار میدهند. فرمودند: این ابرقدرتها میخواهند به همهجا مسلط شوند. برخی دولتها خیال میکنند که اگر در دامن آمریکا بروند خلاص میشوند. این اشتباه است. آمریکا میخواهد همهچیز شمارا از بین ببرد؛ و مسلط بر همه حیثیت شما شود.
امام چه زیبا مسیر را گفتند و در ادامه همین مسیر، رهبر معظم انقلاب را ببینید. بیانات ایشان را ببینید و دنبال کنید. دوستان و بخصوص جوانان و نوجوانان عزیز توجه دارید، قدرتهای جهانی این را بهخوبی درک کردند که نظام اسلامی با اهداف بلند انقلابی که دارد اگر تثبیت شود و پایههای نظام خودش را تحکیم کند قدرتی ممتاز در منطقه آنهم منطقه خاص و ویژه غرب آسیا و قدرت تعیینکننده بینالمللی خواهد شد.
از سوی دیگر وقتی اینطرف قدرت بگیرد، موازنه قدرت در منطقه به ضرر رژیم کودک کش صهیونیستی میشود. لذا شما اگر تحولات منطقه را رصد کنید آینده روشنی را برای نظام اسلامی میبینید که رقم خواهد خورد و رقم خورده است. این موارد موجبات نگرانی را برای آمریکا و اذنابش فراهم کرده است که ۴۰ سال است مبارزه میکنند تا این نور را خاموش کنند نتوانستند و به فضل پروردگار هم نخواهند توانست.
عدهای میگویند رسیدن به سعادت و زندگی پیشرفته بدون خواست آمریکا و بدون همراهی آنها امکانپذیر نیست. از اول انقلاب هم یک عده دائماً این را گفتند. هنوز هم میگویند. میگویند شعار مرگ بر آمریکا را کنار بگذارید شاید مشکلات ما کم شود. مگر کینهتوزیهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و رسانهای آمریکا نسبت به اسلام و ملت ما تمامشده است که ما کنار بگذاریم.
شعار مرگ بر آمریکا ریشه در آرمانهای انقلاب دارد و واکنش مردم ایران است به رفتار کینهتوزانه و خصمانه آمریکا امروز این شعار فقط شعار ایران نیست. خیلی از کشورها در جهان و مناسبتهای مختلف این شعار را سر میدهند. خلاصه آمریکا با انواع حیلهها میخواهد ۱۳ آبان امسال را کمرنگ کند اما عرض میکنیم به فضل الهی آمریکا ۱۳ آبان امسال را به خاطر بسپار که چگونه جوانان و نوجوانان و دانشجویان و همه ملت ایران بینی تو را به خاک خواهند مالید.
اقدام کشور دانمارک و چند وقت قبل کشور فرانسه در جهت متهم کردن ایران به اموری که در شأن ملت ما و مردم ما نیست باید پاسخ قاطعانه دریافت کند. وزارت خارجه در مقابل اتهاماتی که به کشور زده میشود فقط به محکومیت اکتفا نکند. بلکه باید اقدامات مؤثر داشته باشد. نکند به خاطر برجام اروپایی که خاصیتی هم ندارد عزت مردم ایران نادیده گرفته شود.
اروپاییها قصد دارند به هر وسیلهای که شده از تعهداتی که دارند فرار کنند. این جزء بدیهیات است که رفتار آنها اینگونه است. چون نمیتوانند نسبت به آمریکا موضع داشته باشند و نه بگویند. آقایان باید این را در نظر داشته باشند. از چالهای به چاه دیگری که عمیقتر از قبل است نیفتیم.
روز وقف یکی از روزهای هفته آینده است و هفته وقف را داریم. روز فرهنگ عمومی که مهم است و باید درباره آن سخن گفته شود که در نوبت دیگری عرض خواهم کرد. نکاتی درباره پدافند غیرعامل قصد داشتم عرض کنم که نمیرسیم.
فقط توجه داشته باشید، ماه صفر در حال اتمام است. بدعتی است که سالیانی است شروعشده است. با این بدعت مبارزه کنید. در هیچ روایتی نداریم که گفته باشد هر کس به من بشارت خروج از ماه صفر را بدهد بشارت بهشت را به او میدهم. این روایت، روایت جعلی است. اصل قصه آن چیز دیگری است که قبلاً هم گفتیم.
به همین بهانه شب اول ماه ربیع جلوی مساجد جمع میشوند و داخل مسجد نمیروند. شمع روشن میکنند و آدابی که در دین وجود ندارد را انجام میدهند. بدعت است که خود مساجد و ائمه مساجد مواظب باشند که مبتلابه این بدعت بعد از ۶۰ روز عزاداری که مبارزه با بدعت و کژی میکنیم آخرِ آن دچار بدعتی جدید نباشیم. |
| 1397/8/4 | 1397/8/4رسانهها مخالفان شفافسازی را به مردم معرفی کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه260
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا اهل تکاثر و سرمایهداری و زیادهخواهی و اتراف و اشرافی گری نیستند. اعتقاددارند این امور، زندگی اجتماعی را مختل میکند. به اقتصاد عمومی ضربه میزند و زندگیها را سخت میکند.
در ادامه مباحث گذشته که به متکاثرین و مترفین اشاره داشتم خوب است که به بعضی از حالات این گروه و روشهایی که دارند برای تنبه بیشتر با توجه به منابع اسلامی آیات الهی و روایات اشارهای داشته باشم که این بحث تکمیل شود. ریشه ظلمهای مالی و مفسدههای اجتماعی معمولاً در ثروتهای انباشتهشده ازیکطرف و فقر از طرف دیگر در کنار هم که بیاید ظلم اقتصادی در جامعه فراوان میشود. طاغوت اقتصادی در جامعه به وجود میآید.
البته منشأ فقر هم همان ثروتاندوزی و مال جمعکردن عدهای است که نسبت به اموال دیگران دستاندازی دارند و لذا اگر بخواهیم عصاره گیری کنیم ریشه فساد مستقیم و غیرمستقیم به ثروتاندوزی و اشرافی گری برمیگردد که نمونههای فراوان و مصادیق بیشمار او را شما در اطراف خودتان میبینید که کسانی که اشرافی و مالاندوز هستند چه بلاهایی را به جامعه وارد میکنند.
پس زندگی تکاثری و اترافی و استمرار او چیزی جز فخرفروشی و اختلاف طبقاتی و رشد ارزشهای باطل از اینها حاصل نمیشود. این گروه طاغوت صفت، جامعه را دچار نابودی میکنند. زینالعابدین -علیهالسلام- از این گروه بهعنوان مصیبت برای اجتماع یاد میکند. در یک بیانی فرمودند: «مُصیبَتُکُم الطَّواغیت مِن اَهلُ الرَّغبه فی الدَّنیا المائِلون اِلَیها» مایه مصیبت شما در زندگی طاغوتانی هستند که اهل دنیا هستند و دنیادوست هستند.
قرآن کریم تکاثر یعنی سرمایه داری را موجب لهو و بیخبری و بعد طغیان نام برد. اهل تکاثر را هم قرآن مذمت میکند. تکاثر یعنی نازیدن به فزونی. فرقی نمیکند مال باشد، فرزند باشد. بعضیها شاگردهایشان مایه تکاثر آنها هستند. بعضیها هم تعداد کتابهایشان.
تکاثر را در لغت که نگاه کنیم میگوید کسی که به زیادی مال و افراد بر دیگری تفاخر میکند است. صاحب مفردات راغب میگوید تکاثر همچشمی کردن و مسابقه گذاشتن در زیادشدن مال و عزت است که البته اینجا شاید مراد راغب از عزت کسی است که مال زیاد و فرزند زیاد داشته باشد چنین کسی عزت هم دارد. بههرتقدیر به دست آوردن مال فراوان که موجب انحرافات شخصی در زمینههای مختلف اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی میشود میگویند تکاثر.
درآیات سوره مبارکه همزه دارد که «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ الَّذِی جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ کَلا لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ» وای بر هر عیبجوی سخنچین و غیبتکن کسی که مالی را جمع کرده است و دائماً به خاطر مال دوستی که دارد آن را شمارش میکند (بعضیها از صدای پول خوششان میآید که بشنوند بعضیها دلشان نمیآید پول نو را به کسی بدهند اول کهنه را میدهند) میپندارد که مال او را جاودانه نگه میدارد مال او را در آتش خواهد انداخت.
در سوره مبارکه حاقه هم هست که «مَا أَغْنَى عَنِّی مَالِیَهْ هَلَکَ عَنّیً سُلْطَـنِیَهً» چیزی که میتوانست برای من حجت باشد آن را از دست دادم. مال نعمت الهی است که به تعبیر قرآن کریم مایه قیام فرد و جامعه است. وقتی در چرخه اقتصاد بچرخد و دادوستد رونق داشته باشد در جایگاه خودش قرارگرفته است؛ اما اگر درجایی برخلاف حکمت الهی راکد بماند و ذخیره شود و به حرکت نیفتد و در جامعه خرج نشود کارایی خودش را از دست خواهد داد و زمینهساز مفاسد بیشماری خواهد شد.
فرد یا افرادی که به جمع مال در مسیر غیر مشروع اقدام میکنند کفران نعمت کردند و به اجتماع خسارت زدهاند، جرم آنها چند برابر است. در قسمتی از آیه ۳۴ سوره مبارکه توبه فرمود «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» کسانی که طلا و نقره را جمع میکند (کنایه از ثروتاندوزی است) و آن را درراه خدا انفاق نمیکنند به اینها بشارت بده عذاب دردناک را.
همه اینها مواردی است که درآیات و روایات برای ما ترسیم میکند که مال در جامعه اسلامی چگونه باید مصرف شود. دربیانی است امیرالمؤمنین از قول رسول خدا (ص) دارند نقل میکند که حضرت فرمودند «إذا أبغض الناسُ فقراءَهم وأظهروا عمارهَ اسواقهم وتکالَبُوا على جمعِ الدراهمِ رماهم اللهُ بأربعِ خصالٍ: بالقحطِ من الزمانِ والجَوْرِ من السلطانِ والخیانهِ من ولاهِ الأحکامِ والشوکهِ من الأعداءِ» وقتی مردم نسبت به فقیرانشان دشمن باشند (فقیر را که میبیند راهش را کج کند کمک نکند حمایت نکند) و به ساختن بازارها بپردازد و به جمعآوری مال رو بیاورد خدا آنها را به چهار چیز گرفتار میکند: زمان قحطی را درک میکند. حاکمان و مسئولان و کسانی که در بخشی از جامعه حاکمیت و حکومت دارند ظلم میکنند و کارگزاران آن حاکمان مسئول یکقسمتی است آنها هم ظلم میکنند. (اگر ببینیم در جامعهای فساد اقتصادی در جامعه به وجود آمده است ریشههایش همینهاست) منتظر سلاح برنده دشمنان هم باشند. چون دشمن طمع میکند.
مرحوم علامه طباطبایی -رضوانالله علیه- من عین عبارت ایشان را با مقداری خلاصه گیری برای شما بیان میکنم. ایشان میفرماید: هیچ مایه فسادی برای اجتماع همچون تعدی مالی نیست. چون مهمترین چیزی که جامعه انسانی بر اساس آن قوام پیدا میکند همان جهت مالی است که خدای تعالی آن را مایه سرپا بودن زندگی مردمان قرار داده است. پس همه بزهکاریها و بدیها و جنایتها و تعدیها و ستمگریها اگر تجزیه تحلیل شود یا به فقر مفرط میانجامد که شخص را به دزدیدن اموال مردم وادار میکند و بهسوی راهزنی و آدمفروشی و کمفروشی در پیمانه غصب اموال دیگران و سایر تجاوزهای مالی سوق میدهد و یا ثروتمندی افراط گونه که انسان را به اتراف و اسراف در خوراک و پوشاک و مسکن و غرق شدن در شهوتها و هتک حرمتها و گستردن تسلط بر مال و جان دیگران و آبروی مردمان وامیدارد.
از آیه هم همین به دست میآید که یا ثروتاندوزی یا فقر مایه فسادهای مالی و گرفتاریهای اقتصادی است. کثرت مال و جمعکردن مال خودش فینفسه اشکالی ندارد اما اگر این مال او را بکشاند به مسائلی که عرض کردیم فساد آور است و موجب تباهی است.
امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «کَثْرَهُ الْمَالِ یُفْسِدُ الْقُلُوبَ» کسی که مال فراوانی دارد که در مسیر الهی به حرکت میاندازد زمینه فساد قلب که عنصری حیاتی برای معنویت اوست ایجاد میکند «وَ یُنْشِىءُ الذُّنُوبَ» و کمترین کاری که میکند این است که گناهان شخص را به فراموشی میاندازد. انسانهای مال دار معمولاً خطاهایشان یادشان میرود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا بدون تفکر اقدام به عملی نکرده است و برای رسیدن به مقصدی که دارند حتماً به عواقب او توجه میکنند. امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- در حکمت ۴۵ حکم نهجالبلاغه میفرماید «الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ، وَالْحَزْمُ بِإِجَالَهِ الرَّأْی، وَالرَّأْیُ بِتَحْصِینِ الْأَسْرَارِ» پیروزی درگرو مآلاندیشی است و مآلاندیشی نتیجه به کار انداختن تفکر است و اندیشه و فکر درگرو رازداری است.
حضرت در این بیان ابتدا و انتهای چگونگی پیروز شدن در مسائل را تذکر دادند. دوراندیشی و رازداری که البته دراینبین باید اندیشه و تفکر بهکارانداخته شود تا نتیجه مطلوب به دست بیاید. شما اگر دقت کنید میبینید که بیشتر مشکلاتی که هست برای این است که یا عاقبت کار را افراد نمیسنجند یا اگر میخواهند کاری کنند قبل از اینکه آن کار را بکنند همه فهمیدند و رازداری ندارند.
در بعضی از امور بهخصوص رازداری لازم است. البته با بحث شفافسازی فرق دارد. اگر انسان قبل از انجام هر کاری به عواقب آن کار توجه داشته باشد. «بِإِجَالَهِ الرَّأْی» یعنی به کار انداختن فکر. البته بحث تفکر و اینکه فکر درباره چه موضوعی باشد این تفکر که عبادت است کدام تفکر است و امثالذلک درجایش باید بحث شود.
بعد حضرت فرمودند برای کسی که اهل تفکر است فکر زمانی ثمربخش است که رازدار و سر نگهدار باشد. چون بدون رازداری اندیشهها منتشر میشود و افرادی که صلاحیت ندارند امکان دارد در اختیار آنها قرار بگیرد و آنها سوءاستفاده کنند. مثلاً در تصمیمات جنگی اگر برملا شود و دشمن مطلع شود آمادگی خودش را بالا میبرد یا زودتر اقدام میکند و آن تصمیم فاسد میشود و از بین میرود. خدای تعالی برای رسیدن به امور مشروع الهی توفیق داشتن فکر و روحیه رازداری عنایت فرماید.
سهشنبه هشتم آبان روز اربعین است؛ یعنی روزی که حرم حسین –علیهالسلام- و کاروان اسرا در مسیر برگشت به مدینه به کربلا رسیدند. روزی است که جابر بن عبدالله انصاری این صحابی بزرگوار رسول خدا برای زیارت قبر حسین –علیهالسلام- بهعنوان اولین زائر از مدینه به کربلا رسید و اولین مجلس عزا و تبلیغ اهداف بلند کربلا بهوسیله اشک و نوحه و ناله در آنجا برپا شد.
فضیلت زیارت امام حسین –علیهالسلام- در همه ایام بر کسی پوشیده نیست. بخصوص اربعین که ویژگی منحصربهفردی دارد که فرمودند از علائم شیعه و اهل ایمان زیارت اربعین است. امام باقر –علیهالسلام- فرمودند کسی که با شوق به زیارت حسین –علیهالسلام- برود اجر هزار شهید از شهدای بدر را برای او مینویسند.
بدریون در تاریخ اسلام جایگاه ویژهای دارند. در زمان خود پیغمبر هم ویژگیهایی داشتند. کسی از اهل بدر که وارد میشد رسول خدا جا باز میکرد نمیگذاشت روی زمین بنشینند یا جای آنها تنگ باشد. لذا بعضی وقتها شده است معیاری برای ارزشها. کلاً تعدادشان ۳۱۳ نفر بوده ولی چون در زمان خاصی بود شهدای آنها ارزشمند هستند.
بحمدالله امسال تعداد زیادی از سراسر کشور و بخصوص استان خود ما مشرف شدهاند. از این استان ۴۸٬۰۰۰ نفر تا امروز برای آنها ویزا صادرشده است. سال گذشته ۲۵٬۰۰۰ نفر بودند و این نشاندهنده رشد کمی و کیفی است از جهات مختلف.
در یک بیان دیگری است امام صادق -علیهالسلام- خطاب به پیادهها فرمودند: برای شما که پیاده به سمت کربلا میروید هر قدمی که برمیدارید و میگذارید بابت هر قدم ثواب یک شهید که درراه خدا به خون خود آغشته شده عنایت خواهد شد «فَلَکَ بِکُلِّ قَدَمٍ تَرْفَعُهَا أَوْ تَضَعُهَا کَثَوَابِ اَلْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اَللَّهِ» خیلی مقام بزرگی است خوش به حال کسانی که موفق شدند و میشوند در این مسیر قدم بردارند.
و جالب است زیارت حسین –علیهالسلام- را با جهاد و شهادت سنجیده است. این خودش یک ویژگی است. راجع به اربعین و پیامهایی که دارد چند کلامی را عرض میکنم. اربعین آیینهای است که حرکت نهضت خونین کربلا و گفتمان سیدالشهدا را برای میلیونها نفر و بهخصوص کسانی که با پای پیاده به آستانبوسی مشرف شدند برای آنها روایتگری میکند و در هجوم تبلیغاتی دشمن زنده نگه میدارد و به ما هم میآموزد که باید خاطره شهدا را زنده نگهداریم.
میبینید که چگونه از روی حقد و کینه و لجاجت و خباثت این واقعه بزرگ جهان را سانسور رسانهای کردند و میکنند الآن در خبرگزاریها را که نگاه کنید. هیچ بلکه جور دیگری القا میکنند. این واقعه بزرگ جهان را سانسور رسانهای کردند. حماسهای که دیدن او لرزه بر اندام جهان کفر و الحاد و استکبار در منطقه و فرا منطقه انداخته است. حرکتی که استکبار را دچار تزلزل کرده است.
شما فکر نکنید حرکتی درجایی انجامشده است و تمامشده است. بوقهای آنها که ساکت شده است یا علیه دارند سخن میگویند و حرکت میکنند نشاندهنده کارایی این حرکت بزرگ است. در طول تاریخ کربلا منبع تولید عزت و اقتدار بوده است و دشمنان هم مکرر در مکرر حرم مطهر حسین –علیهالسلام- را شخم زدند، آتش زدند، ویران کردند و به آب بستند اما از قدرت فرهنگی و سیاسی کربلا و حماسه حسینی هرگز چیزی کم نشد. بلکه روزبهروز بیشتر هم شد.
چراغی است که خدای تعالی روشن کرده است. مگر میشود با فوت آن را خاموش کرد و کاملاً مشهود است که اربعین بهعنوان یک موجود زنده هرسال در حال رشد بیشتر است. ترویج قیام حسین و حرکت حسین –علیهالسلام- ترویج اربعین بهعنوان ترویج فرهنگ عاشورا پیشنیاز قیام مهدوی ارواحنا فداه مطرح میشود و لازمه آن قیام عظیم در آینده است.
هرچه در مسیر زمینهسازی برای ظهور حضرت قدم برمیداریم دلهای دوستداران اهلبیت توسط امام حسین –علیهالسلام- به هم پیوند بیشتری میخورند و اوج این محبت و انسجام و غرور و عزت و شکوه در راهپیمایی اربعین دیده میشود؛ که نشان میدهد آمادگی لازم برای کارهای بزرگتر در حال فراهم شدن است.
نمیدانم دنبال میکنید یا نه زائران عراقی هم از بصره حرکت میکردند میرفتند برای زیارت حسین –علیهالسلام- اما مدتی است به نجف میآیند و قبور مدافعان حرم را زیارت میکنند ازآنجا در مسیری میافتد که بقیه حرکت میکنند یک حالت انسجام و وحدت ایجادشده است. اربعین قدرت این را دارد که مشکلات جهان اسلام را گرهگشایی کند.
نکتهای که باید توجه داشت این است که بازهم مثل بعضی دیگر از امور کشور مسئولان از مردم عقبتر هستند. متأسفانه این حرکت عظیم خودجوش دارد اداره میشود. دستگاههایی که وجود دارند اینها که مردم را سازماندهی نمیکنند مدیریت که نمیکنند وظیفه آنها این است که نهایتاً تسهیل ایجاد کنند؛ و راه را سادهتر کنند که آنهم میبینید معمولاً درست انجام نمیشود و در آن بیتدبیریها صورت میگیرد.
امسال هم که مشکلات بیشتر از سالهای گذشته بود. از یکی دو ماه قبل شروع کردند شایعاتی را در سطح دو کشور ایران و عراق توسعه دادند. برای اینکه کمرنگ کنند و البته عرض کردیم که بهتر و بیشتر خواهد شد کما اینکه شده است؛ اما از اینطرف متأسفانه در داخل میبینیم که عدهای اینگونه عمل میکنند.
مشکلات فراوانی را که برای ارز امسال فراهم شد قابلاغماض نیست. یکباره که اربعین به وجود نمیآید که شما بگویید مثل سیل بود یکدفعه آمده. ما در عمل انجامشده قرار گرفتیم. شما از الآن میدانید که اربعین سال ۹۸ چه روزی است. از همین امروز باید برای آن برنامهریزی کنید نه اینکه دو روز مانده بگویید غافلگیر شدیم. مگر اربعین تاریخش مشخص نبود؟ عکسها و تصاویرش را دیدید با آن خفت برای ارز دادن به ایرانی چگونه آنها را خفیف کردند. با هیچ سیاست خارجی جور درنمیآید.
من نمیدانم آقایان چطور دارند برنامهریزی میکنند و طراحی میکنند. جای تأسف دارد. مردم مثل بقیه امور نشان دادند که دغدغه فرهنگی آنها بیشتر از مسئولین است. مردم به نشر و توسعه معارف اسلامی و معارف دینی و شعائر الهی از مسئولان فرهنگی که امکانات و اختیارات در دستشان است جلوتر هستند و معلوم میشود که در این امور تا مردم را دخالت ندهیم و از آنها استفاده نکنیم کاری پیش نمیرود. خدای تعالی همه ما را از رهروان راستین حسین بن علی بن ابی طالب قرار دهد انشاءالله.
هفته گذشته راجع به صحابی بزرگوار رسول خدا عمار یاسر چند کلامی عرض کردیم. امروز درباره اویس بن عامر قرنی یمنی که ملقب به سید التابعین است و از صحابی امیرالمؤمنین است که در ۱۸ صفر ۳۷ قمری در جنگ صفین به شهادت رسید چند کلامی را عرض میکنیم.
ایشان در سال دهم هجرت که علی -علیهالسلام- از طرف پیغمبر مأمور شد که به یمن برود و مردم را دعوت به اسلام کند. بهمحض اینکه کلام امیرالمؤمنین را شنید بلافاصله ایمان آورد شهادتین گفت و رسالت رسولالله را پذیرفت و تا آخر هم خالصانه ادامه داد. در زمینههای مختلف زندگی اویس را بخوانید خیلی شخصیت بزرگواری است. بااینکه در ظاهر رسول خدا را ندیده بود و بین آن دو رابطه ظاهری نبود اما رابطه باطنی بسیار قوی بین پیغمبر و اویس بود.
هرازگاهی یادی از اویس میکرد. ویژگیهای دنیایی و آخرتی اویس را برای مردم بیان میکرد. زمانی فرمودند من نسیم خدایی را از سوی یمن میبویم. در آنجا هم اطرافیان پیغمبر بودند سؤال میکردند که جریان چیست و حضرت هم جواب میدادند. زمانی به بعضی از صحابه فرمودند هرکسی او را ببیند سلام مرا به او برساند و از او درخواست استغفار کند. ببینید رسول خدا از اویس درخواست استغفار کرده است.
اهل زهد و تقوا بود. اهل توجه به مسائل الهی بود. درباره او رسول خدا فرمود که روز قیامت که میشود به مردم میگویند وارد بهشت شوید اما به اویس میگویند که بمان و شفاعت کن و او بهاندازه دو قبیله بزرگ که رسول خدا نام میبرند شفاعت میکند. زاهد بود اما از مسئولیتهای اجتماعی فاصله نداشت. نشانه آنهم این است که در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین در مقابل دشمنان دین و ولایت ایستاد و لباس شهادت پوشید. امیرالمؤمنین بعد از تجهیز و تدفین او بالای سر او آمد و گریست.
آثار وجودی اویس و امیرالمؤمنین در یمن تا الآن موجود است و اسلامی که یمنیها دارند و اینکه شیعه هستند به برکت امیرالمؤمنین است و تبلیغی که اویس و همراهان اویس داشتند. البته امروزه انسان در یمن صحنههای دردناک را میبیند مردم مظلوم یمن را عدهای خائن جنایتکار که خودشان را هم خادم اسلام و حرام میدانند به دستور اربابانشان میکوبند و به شهادت میرسانند؛ اما بهزودی خون مظلومان دامن آنها را خواهد گرفت و مورد انتقام الهی قرار میگیرند و نابود خواهند شد انشاءالله.
هشتم آبان سالگشت شهادت محمدحسین فهمیده است که بهروز نوجوان و بسیج دانشآموزی نامیده شده است. در دوران دفاع مقدس بیش از ۵۵۰ هزار دانشآموز در جبههها حضور داشتند که بیش از ۳۶ هزار نفر از آنها به شهادت رسیدند. تعداد کمی نیست. امروز شهید فهمیدهها و بهنام محمدیها و پناهیها قهرمانان بزرگ هستند که باید بهعنوان الگو آیندهسازان جامعه اسلامی مطرح باشد.
شرح زندگی آنها شجاعت و شهامت آنها روح ایثارگری و مبارزه با ظلم و استکبار را در جانها از کودکی زنده و نهادینه میکنند. اینها باید بیان شود. شناخت وظیفه و عمل به آن در زمان مقتضی را به ما آموزش میدهند. این ۵۵۰ هزار دانشآموز وظیفهشان را شناختند و بهموقع عمل کردند. میبینید که به انحا مختلف با این فرهنگ مبارزه میکنند سعی میکنند بین جوان و نوجوان از اهل ایمان این معارف و ارزشها بهعناوینمختلف منجمله سند ۲۰۳۰ توسط ایادی داخلی و شیفتگان غربی فاصله بیندازند.
به اسم جلوگیری از خشونت بافرهنگ جهاد و شهادت و ایثارگری مقابله میکنند. عکس آنها را حذف میکنند. عکس نواب صفوی را از کتابها برداشتند گفتند روحیه بچهها را اذیت میکند. خشونت در آن است. این شخصیت مبارز با ظالم سید حر و جلیلالقدری که دستگاه حاکمیت آن موقع را به چالش کشید. شهید فهمیده که امام راحل عظیمالشأن راجع به او فرمود رهبر ما آن جوان ۱۳ ساله است. اگرچه بعضی از آقایان زیر بار نمیروند ولی از کتابهای درسی حذفشده است. حتی از کتاب دانشگاهیها هم بعضی چیزها حذفشده است.
لذا لازم است بهجای دنبال کردن نسخههای غربی به داشتههای خودمان اهمیت بدهیم در الگوهای سازندهای که داریم بیشتر کارکنیم. در سال تحصیلی جدید که امسال است بناست طرح شهید بهنام محمدی باهدف تحقق ۸٬۰۰۰٬۰۰۰ جوان مؤمن و انقلابی که در چهار مدرسه متوسطه در سراسر کشور عملیاتی شود کارهایی را انجام دهند که قطعاً آثار خوبی را ازلحاظ علمی، اعتقادی، معنوی، اجتماعی، سیاسی برای این گروه سنی خواهد داشت که لازم است خانوادهها و مسئولین همکاری لازم را داشته باشند.
رسیدگی و تربیت دانشآموزان ما آینده کشور را تأمین میکند. سه جایگاه منزل و مسجد و مدرسه با همکاری هم باید کارشان را درست انجام دهند تا نتیجههای زیادی گرفته شود. امیدواریم وضعیت آموزشوپرورش وضعیت بهتری از همه جهات بشود. در استان هم تغییراتی صورت گرفته است در آموزشوپرورش که بنده به خاطر دغدغهای که دارم بهدقت رصد میکنم که مسیر درست انجام شود و اگر مواردی لازم باشد تذکر خواهم داد.
بیانات رهبری را راجع به شفافیت عملکرد مسئولان در درس خارج شنیدید. بسیار زیبا و مثل همیشه بهموقع بود. البته ایشان به مناسبتهای مختلف این مطلب را فرموده بودند. در سیاستهای کلی که همیشه بیان میکنند. در سال ۷۹ و ۸۹ در سخنرانیها مفصل مسئله شفافیت را بیان کردند. اینطور نبوده است که نباشد.
متأسفانه بهقولمعروف آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد. اگر اینها به معارف الهی و آیات و روایات نهجالبلاغه اگر در اختیار داشته باشد و نگاه کنند شفافیت را از امیرالمؤمنین یاد میگیرند نه اینکه بروند از نسخههای غربی بردارند. عبارتی را از رهبری که در بهمن ۹۵ فرمودند برای شما میخوانم که بدانیم مسئله برای امروز نیست. جالب اینجاست که میآیند جمعآوری کنند و رأیگیری کنند باز رأی نمیدهند.
پیام رهبر معظم انقلاب این است: بنده به رئیسجمهور محترم گفتم به مدیرانتان تذکر بدهید تا مدیریت همراه با شفافیت انجام دهند. (حالا خود رئیسجمهور و مدیران شفافیت ندارند) مدیریت همراه با نظارت انجام دهند مدیر باید نظارت کند باید کار را دنبال کند و بهصرف اینکه ما گفتیم فلان کار بشود طرف مقابل هم گفت چشم که کار تحقق پیدا نمیکند. کار بایستی در میدان و روی زمین مشخص شود که انجامشده است. اینها آن چیزهایی است که موردنیاز ماست و بایستی به آن توجه کرد.
میبینید که بحث شفافیت برای امروز و دیروز نیست. اینکه ما مردم را محرم اسرار بدانیم اما هیچچیزی از آن گفته نشود fatf و cft و امثالذلک بعضیهای آن ۴۰ بند داشته ولی ۳۷ بند آن را نگفتند. چند بندی هم که افشا شد میبینید که چه وضعیتی است. متأسفانه عدهای به آنچه خودمان داریم توجه ندارند. نقش رسانهها و تریبونها در اینجا بسیار مهم است که باید وارد عمل شوند درست و بدون ایجاد حساسیت و تنش با آرامش به مطالبه گری بپردازند و کسانی که راضی به شفافیت نیستند نام آنها را ببرند و مورد سؤال قرارشان بدهند. در این مسیر هم باید افراطوتفریط نداشته باشیم.
رهبری هم مسیر را مشخص کردند که نباید در امور نظامی و مسائلی که جنبه امنیتی دارد ورود کرد. شفافیت آثار فراوان اجتماعی دارد که کمترین اثر او این است که فساد اداری را از بین میبرد. سطح اعتماد مردم را بالا میبرد و کارآمدی نظام را بیشتر میکند.
امروز مطالبی از بعضی از مجلسیها میشنوید که درباره امور مختلف بیان میکنند بهخصوص مسئله cft که در راستای سخنان بیگانگان است. معلوم نیست از روی جهل این حرف را میزنند یا میخواهند فضای جامعه را ملتهب کنند و از یک امر قانونی بهعنوان بدعت یاد میکنند. این خیلی خطرناک است. مطلبی که به مجمع رفته است و شرایط خودش را دارد کأن جوری القا میکنند که بدعتی صورت گرفته است و باید جلوی بدعت را گرفت.
من تذکر میدهم که در این مسیر حرکت نکنید. قانون را یکبار دیگر مطالعه کنید. نامه رهبری که مربوط به مجمع هست را مطالعه کنید. چرا فرافکنی میکنید؟ وزرای هم که جدیداً استعفا میدهند حرفهایی میزنند که مطلوب نیست. اولویتهای کشور را در نظر بگیرید و بر اساس آن سخن بگویید.
بحث مالیات و دارایی در استان نکته دارد که فرصت نمیشود عرض کنم که با مسئله مالیات و اِعمال کارهایی که به اسم مالیات انجام میشود حرکتهایی صورت میگیرد که سرانجام آن به ناکارآمدی نظام ختم میشود. دوستان باید مواظب باشند.
هفتم آبان آغاز هفته کتاب و کتابخوانی است که باید به آن اهمیت بیشتری داد. مسئله کتابخوانی در بین جامعه ما کم است. باید توسعه پیدا کند؛ و هشتم آبان روز پدافند غیرعامل است که مسئله خیلی مهمی است که درباره ابعاد او باید اطلاعرسانی بیشتری شود. |
| 1397/7/27 | 1397/7/27اربعین، مظهر یک حرکت پرقدرت اجتماعی در جهت مبارزه با ظلم و استکبار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه261
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اسلام متقین و بلکه همه مردم را تشویق میکند که فعالیت اقتصادی داشته باشند و از این طریق تحول و شکوفایی در اقتصاد و بینیازی و عزتمندی برای اجتماع را فراهم کنند و تا جایی پیش رفت کنند که بتوانند جوامع دیگر را که دچار اضطرار و سختی معیشت و فقر هستند کمک کنند و پشتیبانی کنند.
و البته در این مسیر از موازین شرعی و اسلامی و اخلاقی عدول نکنند. چون در مباحث تجارت و اقتصاد مسیرهای فراوانی وجود دارد که افراد ازنظر اخلاق و شرع دچار خطا و لغزش میشوند. در جهت مستکبرین که هدفی جز بهره بردن از محرومان و اقشار کمدرآمد جامعه دارند حرکت نکنند.
در جلسات گذشته با استفاده از منابع اسلامی و جوامع روایی به آن چیزی که تولید در جامعه ایمانی نیاز دارد اشاره کردیم. در بحث تولید چهار چیز از امام صادق -علیهالسلام- عرض شد که دو چیز آن مهمترین مطلب بود. یکی اینکه اولاً آن چیزی که تولید میشود نیاز فردی و اجتماعی و ثانیاً نفع عمومی باشد.
همچنین عرض کردیم دراینبین برای اینکه تولیدکنندگان به انحراف نروند و منابع عمومی را به هدر ندهند، نیازمند به نظارت قوی حکومت هستند که به تولیدکنندگان اجازه ندهد هر چیزی را که خواستند تولید کنند. لوازمی که برای جامعه مفید نیست را تولید کنند. حکومت وارد شود و جلوی بهوجودآمدن اختلاف طبقاتی مذموم و ترویج خوی استکباری و فخرفروشی را و تحقیر دیگران را بگیرد و اجازه ندهد تولیدکننده هر چیزی را تولید کند که عرض کردیم اشیا لوکس و تجملی موجب تحقیر دیگران و اختلاف طبقاتی میشود.
معمولاً ثروتمندان و زراندوزان مالپرست به چیزی جز پول و دستبهدست شدن پول فکر نمیکنند. هر طرح و برنامه و فکری که دارند در همین مسیر خرج میشود که درآمد بیشتری به دست بیاورند. مال بیشتری به دست بیاورند و بر ذخیرههای مالی خودشان اضافه کنند. از هر راهی ولو با از بین رفتن منابع ملی منافع ملی و عمومی هر جا برایشان فایده داشته باشد در آنجا حاضر هستند. طرح و برنامه هم دارند.
بررسی کنید میبینید بیشتر باعث تضعیف جامعه میشوند. این افراد هرگز به فکر محرومان و ضعفای جامعه نیستند. آن چیزی را که میبینند خودشان و منافع خودشان است. لذا قرآن کریم در آیه یکم سوره مبارکه تکاثر آنها را مذمت کرده است.
«أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» فزونخواهی و تکاثر یعنی مال بیشتر و نفرات بیشتر. تکاثر دایرهاش وسیع است. هر چیزی که زیاد باشد را اینها میخواهند. مال زیادتر و فرزندان بیشتر. آنقدر در این مسئله به بیراهه میروند که وقتی شروع به شمردن میکنند مالشان را که شمردند و تمام شد بچههایشان را میشمارند. وقتی آنهم تمام شد قبرهایشان را میشمارند. «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» میگویند تعداد قبرهای خاندان ما بیشتر از قبرهای خاندان شما است. جهالت به اینجا میکشاند. روحیه تکاثر اینطور است که خدای تعالی در قرآن کریم آن را مذمت میکند. میگوید زیادهخواهیها شمارا از پرداختن به تکالیف شرعی و دینیتان بازمیدارد. نسبت به آخرت بازمیمانید.
مسئله رسیدگی به محرومان جامعه از بین بردن مشکلات معیشتی آنها بسیار مورد تأکید اولیای دین قرارگرفته است. در سیره و رفتار اهلبیت عصمت و طهارت بررسی کنید میبینید که آنها برخوردشان با فقرای جامعه چگونه بوده است. با محرومان جامعه چطور رفتار میکردند. تلاش میکردند. رسیدگی میکردند. مشکلات آنها را حل میکردند. به افراد فقیر و مستضعف سر میزدند. بیتفاوتی نسبت به آنها را مذمت میکردند.
خودشان باعلاقه امورات آنها را دنبال میکردند. سر سفره آنها مینشستند و بهخصوص در امر توزیع نعم الهی بین اقشار کمدرآمد دقت داشتند که به آنها ستم نشود. به عوامل خودشان دستور میدادند به این افراد رسیدگی کنند. به آنها سخت نگیرند و وضعیت آنها را مدیریت کنند. مثلاً امیرالمؤمنین -علیهالسلام- از عامل و نماینده خودش در مصر میخواهد که مردم گرفتار و فقیر را بیشتر موردتوجه و رسیدگی قرار دهد.
خوب است در اینجا به این نکته هم اشارهکنم بعضیها میگویند و اینگونه سوءاستفاده میکنند که افراد بشر در استعدادها و تواناییهایشان در قدرتهایی که خدای تعالی به آنها داده است چه ازنظر بدنی و جسمی چه ازنظر فکری از ابعاد مختلف باهم فرق دارند.
این درست است که کسی قوهای دارد و دیگری ندارد. کسی خلاقیتی در یک امر دارد دیگری در آن مسئله هیچ ورودی ندارد. کسی استعدادش فوقالعاده است بعضیها کمتر استعداد دارند. بعضیها نیروی بدنی بالایی دارند بعضیها ضعف جسمانی دارند. خدای تعالی انسانها را اینگونه خلق کرده است.
درنتیجه اینطور میگویند که اگر اختلاف و تمایز طبقاتی ازنظر اقتصادی و معیشتی در جامعه به وجود بیاید امر طبیعی است. چرا اختلاف طبقاتی را مذمت میکنید. خدا خواسته است. خدا خواسته کسی ثروتمند باشد و دیگری ندار و کمبهره باشد. اسلام هم نسبت به این امر ایرادی ندارد و آن را پذیرفته است؛ یعنی اسلام اختلاف طبقاتی را قبول کرده است.
حرفی را که قسمتی از آن درست است را میزنند و بعد، از آن بهرهبرداری نادرست میکنند. بله این را خود قرآن میگوید که ما انسانها را مختلف خلق کردهایم؛ اما این بهرهای که شما میبرید آیا درست است؟ گوینده این حرف هرکسی که میخواهد باشد ولو کسی باشد که در لباس دین باشد که بعضاً گفتهاند، تهمت بزرگی است که به اسلام زده است.
خدای تعالی از روی غرض حکیمانهای که داشته است اختلافها و استعدادها را مقرر کرده است تا کار مردم روی زمین نماند. هر کس به سلیقهای که دارد بدون ظلم به دیگران و بهرهکشی از محتاجان و حفظ و حرمت افراد و تحقیر نکردن دیگران اقدام به برطرف کردن نیازهای خودش و جامعهاش بکند. نتیجهاش حیات طیبه است. این حکمت الهی است که اگر کسی به بعضی از مشاغل میل پیدا نکند. این حکمت الهی است که هر کس به دنبال سلیقهاش برود.
پس اختلافی که هست و خدای تعالی آن را قرارداد مستمسک عدهای نشود که بتوانند نظام طبقاتی مذموم خودشان را توجیه کنند. میگویند استعدادی که داریم ما را برجسته و ویژه کرده است تا چیزهایی داشته باشیم که دیگران آن را نداشته باشند. این همان حرفی است که قارون میزد و خدای تعالی او را مذمت کرده است.
اختلاف سر جایش هست ولی نباید باعث ویژه خواری و شاد خوری و امثالذلک بشود. عدهای باید ضعیف و زیردست باشند. عدهای هم مستکبر و بهرهمند. این حرف و شبیه این حرفها هیچکدام در اسلام که دین عدالت محور است وجود ندارد. با همین حرفها عدهای طاغوت شدند وعدهای محروم شدند. خصوصاً در مکتب جبر در مقطعی از زمان اینها خیلی توسعه داشت.
امام کاظم -علیهالسلام- فرمودند: اگر عدالت در میان مردم اجراشده بود همگان بینیاز شده بودند؛ یعنی کف زندگی و سطح عمومی زندگی برای همه بود. بله کسی سواد بیشتری دارد توانایی بیشتری دارد بیشتر کار میکند و بیشتر بهرهمند میشود این عیبی ندارد. بحث سر این است که میگوید چون من سواد بیشتری دارم باید چیزهایی داشته باشم که دیگری نباید داشته باشد. لازم نیست داشته باشد.
ویژه خواری مورد مذمت است. لذا اختلاف طبقاتی مذموم ریشهاش روابط ناسالم اقتصادی و اجتماعی و روحیه زیادهخواهی و استکباری است که در عدهای وجود دارد که با نفهمیدن قوانین اسلامی میخواهند برای خودشان دلیل بتراشند. بگویند در اسلام همچنین چیزی هست. آن چیزی که در جامعه موردنظر اسلام است برادری و مسئولیت داشتن نسبت به هم هست. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ».
اجزای جامعه اسلامی از حاکمان گرفته تا افراد گمنام و ناشناس جامعه در بهرهبرداری از منابع و منافع عمومی و اجتماعی یکسان هستند. افراد کار میکنند و از تواناییهای هم استفاده میکنند اما حق ندارند که دیگری را به بیگاری بکشند بهرهکشی کنند و از آن راه به ثروت کلان برسند.
الآن در جامعه میبینید، کارگران و کارمندان و کارخانهداران عده زیادی خانمها را به کار میگیرند این بهرهکشی است. این همان چیزی است که اسلام قبول نمیکند. به خاطر نیازی که دارد و حتی بعضی از کارگران مرد به خاطر نیازهای مالی و مادی که دارند حاضرند هر کاری را در هرجایی قبول کنند. کارفرمای بیانصاف هم هم کار او را میگیرد هم بهرهای که باید ببرد را به او نمیدهد. این برخلاف اسلام است. برخلاف موازین دینی است. چنین چیزی را نداریم.
اسلام حتی اجازه ویژه خواری هم به افراد نمیدهد. کسی در جایگاهی قرار گرفت بتواند استفادههای بیشتری ببرد. در کنار او دیگران بهرههایی ببرند. امکان دارد به خاطر جایگاهی که قرارگرفته است و مسئولیتی که دارد برای او امکاناتی را قرار داده باشند. برای اوست و برای مدتی است که شاغل است؛ اما آیا دیگران که در اطراف او هستند آنها همچنین اجازهای را دارند؟
ما پیرو امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- هستیم. ببینید حضرت به مالک اشتر که او را برای رسیدگی به کارها فرستاد چه میفرمایند: ای مالک! حاکم (هر مسئولی) دوستان و نزدیکانی دارد که خود را بر دیگران مقدم میشمارند (اول گرفتاری اینجاست تا مسئولیت پیدا میکند دوستانش به سراغش میآیند) و بهحق دیگران دستدرازی میکنند و در معاملات با مردم انصاف به خرج نمیدهند (میگویند اگر گیر هم افتادیم فلان جا آشنا داریم مشکلمان را حل میکند).
ماده فساد و تجاوز و تعدی اینگونه کسان را با قطع این روابط و ویژه خواهی ها از ریشه بکن. مبادا به یکی از این اطرافیان و خویشان قطعه زمینی از زمینهای مسلمانان بدهی (به این مسئله طیول میگویند. زمین را برای نمونه گفته است. نکند موقعیتی به او بدهی. نکند زمینههایی را فراهم کنی که دیگران این زمینهها را ندارند ولی بهواسطه ارتباط با تو زمینه برای او فراهمشده است).
مبادا یکی از آنان طمع ورزد که ملکی در اختیارش گذاری تا با همسایگان خود در حق آبه ای یا رسیدگی مشترکی زیان رساند و همه هزینهها را به گردن آن شریک گذارد. (میگوید فوقش میخواهد برود شکایت کند. رئیس آنجا رفیق خودم است) درنتیجه این خاصهبخشیها، حاتمبخشیها، لقمهای گوارا دردهان آنان خواهد بود که تو گذاشتهای ولی برای خودت نیست و فقط ننگ آن در دنیا و آخرت برای تو خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر*ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین، از شجاعت و جوانمردی و عفت و همت عالی برخوردار هستند. امام المتقین امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۴ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ». ارزش هرکسی بهقدر همت اوست و راستىاش بهاندازه جوانمردى اوست و شجاعتش به مقدار عار و ننگ او از کار زشت و پاکدامنیاش بهاندازه غیرت اوست.
امام -علیهالسلام- چهار چیز را پایه چهار چیز دیگر قراردادند: همّت را اساس ارزش انسان قراردادند. هرچه همت بیشتر و بالاتر، در نزد مردم ارزشمندتر. انسانهای بلندهمت به مقدار مشخصی از فضائل و ارزشها قانع نمیشود و دائماً مترصد رسیدن به فضیلت بالاتر و ارزشمندتر هستند؛ و نتیجه چنین کارى، بزرگى، عظمت و ستایش آن شخص است؛ و انسانهای دونهمت، به کارهای کوچک، ناچیز و کمارزش و پست اکتفا کرده راضی میشوند. هرکسی را خواستی بشناسی ببین همتش را در چه راهی مصرف میکند و آرزوهایش چیست.
جوانمردى فضیلتى است که دارنده آن کارهای نیک انجام مىدهد؛ و شجاع واقعی کسی است که تن به گناه و خطا نمیدهد؛ و معنای عفت و غیرت هم روشن است که عفیف، قطعاً غیور است. خداوند همت و مروت و شجاعت و عفت و غیرت همه ما بیشتر بگرداند.
به اربعین نزدیک میشویم، اگر به تحرکات دشمنان اسلام و شیعه در چند ماه اخیر دقت کرده باشید میبینید که بر تضعیف و تخریب اربعین متمرکزشدهاند. شایعاتی را نسبت به کشور عراق و کشور خودمان درست کردند. چراکه اربعین قدرتهای استکباری دنیا را به چالش کشیده و نگران کرده. قدرتی که میتواند تودههای انسانی را بدون نیاز به تبلیغ و تدارکات و مقدمات با سرعت تمام سازماندهی کند.
لذا به خاطر نگرانی که از نتیجه دارند، سعی میکنند آن را زیر سؤال ببرند و یا مخدوش و منحرف جلوه دهند و یا انعکاس خبری ندهند. حضور دهها میلیون نفر از اقصی نقاط جهان، با تنوع مذهب (سنّی، مسیحی و یهودی)، نژاد، قوم، سن و جنسیت، چیزی نیست جز قدرت شیعه در ایجاد وحدت در منطقه و جهان. چیزی که دشمنان اسلام برای شیعیان این جلوداری را نمیپسندند که عامل وحدت باشد. سعی میکنند به این وحدت و همدلی و اخوت اسلامی صدمه بزنند.
اجتماع حماسی میلیونها انسان عاشق در اربعین که همگی هدف واحدی دارند. نقشههای شوم دشمن را نقش بر آب و خواب راحت آنان را پریشان میکند. قدرت جهان اسلام و تبیین نهضت امام حسین و تبلور عینی آموزههای کربلا (عزت و کرامت و ایثار و ظلمستیزی و شهادتطلبی و استکبارستیزی و مقابله با کفر و نفاق و الحاد و …) بااهمیت دادن و بزرگداشت اربعین تکمیل خواهد شد.
فرصتی بینظیر که خدای تعالی در اختیار شیعیان قرارداد تا نشان دهند که ایمان، عشق و همه خوبیها و ارزشهای فراموششده در این دوران را میتوان با سوارشدن بر کشتی نجات حسین -علیهالسلام- به دست آورد و با کمک امام -علیهالسلام- با سرعت به ساحل نجات رسید. آنچه در این اجتماع بزرگ جلوهگری میکند حضور پرشور و پرشمار جوانان است که جلودار و علمدار این حرکت هستند که باید خدا را شاکر بود.
اربعین، مظهر یک حرکت پرنشاط و پرقدرت اجتماعی در جهت مبارزه با ظلم و استکبار است. عزیزانی که در مسیر بهتر برگزار شدن اربعین تلاش میکنند باید توجه کنند که این حرکت عظیم را منحصر به یک جریان شیعی فقط نبینند و در مسیر خواست بیگانگان حرکت نکنند. آنها همین را میخواهند و میخواهند بگویند فقط کار شیعه است و شیعه هراسی کنند.
فقط توجه به خوراک و خواب نداشته باشند. افق بالاتری را ببینند. این شور و شعور را ببرند به مسیر مسائل مهم جهان اسلام، حمایت از مظلومین و مستضعفین، آزادی قدس شریف و با توجه به اینکه همه ملل میآیند، زمینه گفتمان جهانی انقلاب اسلامی، آینده بشر و فرهنگ انتظار و مهدویت را خوب طرح کرده تبیین و تبلیغ کنند.
تذکر این نکته هم لازم است که اولاً خواهرانی که میروند سعی کنند با محارم بروند و به نکات دیگر هم توجه کنند. سعی شود کارها در مسیر و راه، اختصاصی نشود همه باهم باشند. به موکب کشورهای دیگر بروید و دیگران را هم راه بدهید؛ و از اختلاف که افرادی در مسیر قصد ایجاد آن را دارند بهشدت بپرهیزید.
خلاصه اینکه با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی و معیشتی برای ایران و عراق، آمریکا تلاش داشت که حضور مردم کم شود، ولی باز حب امام حسین همه را، کربلا جمع کرده. پیام مهمی که این حضور برای استکبار دارد این است که آمریکا و آمریکا دوستان بدانید ملتی که دست در دست حسین -علیهالسلام- گذاشت، هرگز تسلیم هیچ یزیدی نخواهد شد.
امروز جمعه ۹ صفر در سال ۳۷ قمری عمار یاسر، یار باوفا و بصیر امیرالمؤمنین در جنگ صفین درحالیکه بالای ۹۰ سال سن داشت به شهادت رسید. عمار از اولین کسانی است که در شرایط سخت بعثت رسول خدا دعوت حضرت را پذیرفت و آماده تحمل سختیها و شکنجههای فراوان شد. تا جایی که او را در آتش انداختند و رسول خدا دعا کردند؛ آتش همانطور که بر ابراهیم -علیهالسلام- سرد شد بر عمار هم سرد شود. به دعای پیامبر، آتشبر عمار همیشه بیتأثیر بود.
و چون شخصیتِ باثبات و محکمی داشت و در همه حال از حق دفاع میکرد رسول خدا دربارهاش فرمود: عمار با حق است و حق با عمار. همان حرفی که درباره امیرالمؤمنین هم زدند. عمار با بصیرت و ولایت مداری که داشت، در مقابل تمام فتنهها و انحرافات میایستاد و شجاعانه از ولایت دفاع میکرد. در جنگ رسانهای شدیدی که معاویه علیه ولایت راه انداخته بود، عمار یاسر لحظهای از پا ننشست و روشنگری کرد. درصحنه جنگ، در مسجد در هر فضایی که فرصتی میکرد روشنگری میکرد.
امروز استکبار و صهیونیستها با استفاده از ابزارهای مختلفی که دارند در بین افراد جامعه تردید و شبهه ایجاد میکنند؛ و سعی میکنند تا مردم را از نظام و انقلاب و آینده مأیوس کنند، کارآمدی نظام را زیر سؤال ببرند، به اصل ولایتفقیه شبهه وارد کنند و نسبت به مصداق آن بیادبی کنند، دستاوردهای انقلاب را ناچیز و نادیده جلوه دهند و دهها مورد دیگر.
لذا لازم است که خواص، مانند جناب عمار، با بصیرت و هوشیاری، وارد عرصه شوند و در مقابل جنگ روانی شدید دشمن، به آگاهی بخشی و بصیرت افزایی و تبیین مواضع و بیان آرمانها و ارزشهای انقلاب بپردازند. جنگ رسانهای در مسائل مختلف کشور را بهخوبی میشود دید تا مسئلهای پیش میآید، همین وسیلهای میشود برای تضعیف نظام و تشویق به تشنج و مخالفت و القاء خواستههای نامشروع.
مثلاً در همین سی اف تی با آن وضعی که دیدید در مجلس تصویب شد، حالا باید شورای نگهبان کار کارشناسی بکند و بعد نظر بدهد. در این فضا با القاء مطالب کذب، بزرگنمائی و جنگ روانی برای مردم و شورا که اگر این قرارداد تائید نشود وضعیت اقتصاد کشور بدتر خواهد شد، ما را از لیست سیاه خارج نمیکنند، بازار ارز از این هم بدتر خواهد شد و موارد دیگر میخواهند به شورای نگهبان فشار بیاورند که مصوبه را تائید کنند. اینجا باید روشنگری کرد مردم هم باید مطالبه کنند بعضی از گروهها نامه نوشتند و موارد کارشناسی را تذکر دادند.
در همین فضا اگر دقت کرده باشید میبینید که بعد از مصوبه مجلس، لازمهاش این بود که حرفی که آقایان میزنند اگر واقعاً درست است اثر خارجی داشته باشد. مجلس امروز مصوبه تصویب کرده است چهار پنج روز بعد وزارت خزانهداری آمریکا تحت عنوان تحریمهای ضد تروریستی لیست جدیدی از شرکتها و بانکهای ایرانی که تحریم شدند را منتشر کردند.
این وقتی بود که تازه دادگاه لاهه خواسته بود تحریم جدیدی نداشته باشند. کینهتوزی آمریکا نسبت به ایران تمامشدنی نیست چرا عدهای این را نمیفهمند! آنها عملاً نشان دادند که حرف وزیر خارجه اساسی ندارد و این را فهماندند که بهانه آنها به این چیزها بریده نمیشود. بهانه اصلی استکبار، اسلام است و نظام اسلامی، او میخواهد اصلاً ما نباشیم چرا خودتان را به خواب میزنید.
بیایید در بین جامعه و با مردم زندگی کنید و ببینید با تمام مشکلاتی که برای آنان ازنظر اقتصادی و معیشتی به وجود آمده و نگرانی خودشان را هم ابراز میکنند بازهم حاضر نیستند در مقابل استکبار سر خم کنند و با تمام قوا در مقابل آمریکا ایستادهاند. بیایید همانطور که امام جامعه در دیدار با نخبگان فرمودند، به نیروهای نخبه کشور اعتماد کنید و آنان را در امور مشارکت دهید و به تصویرسازی غلطی که دشمن از اوضاع کشور ترسیم میکند اعتماد نکنید.
نکته دیگر مسئله الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است که با هوشمندی و ژرفنگری رهبر فرزانه انقلاب مطرح شد و به مدت ۷ سال مطالعه و تحقیق به ثمر رسید و آینده ۵۰ ساله کشور در آن ترسیم شد؛ که معظم له دستگاهها و مراکز علمی و نخبگان را فراخوان کردند که ابعاد آن را ببینند و نظرات کارشناسی بدهند. راجع به اهمیت و چرائی این الگو باید صحبت شود که عزیزان جلساتی را در سطح شهر و استان برای تبیین این موضوع ترتیب بدهند.
۲۹ مهر روز صادرات است. نقش صادرات در حل مشکلات اقتصادی کشور روشن است و معلوم است و موانعی که وجود دارد باید گفته شود.
ارتحال آیتالله مهدوی کنی را گرامی میداریم. شخصیت معتدل و ولایتی دارای هوش سیاسی بالا و در مقابل منحرفین میایستاد. مصمم و خستگیناپذیر بود و هزینهای برای نظام درست نکرد.
اول آبان شهادت آقا مصطفی خمینی است که امام فرمود مرگ او از الطاف خفیه الهی بود. مبارزی هوشمند در کنار پدر بود. آقا مصطفی بسیار ملا بود. ۲۷ جلد کتاب قطور بنده از او در مسائل مختلف علمی دارم؛ فلسفه، اصول، کلام. مرگ او نقطه عطفی شد برای انقلاب تا پیروزی و موجب وحدت نیروهای انقلاب شد. |
| 1397/7/20 | 1397/7/20وزیر و وکیلی که برای رفع مشکلات کشور با دشمن دوستی کند خائن به ملت و نظام است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه262
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اگر اهل ایمان و تقوا و جامعه اسلامی بخواهند تولیدی داشته باشند حتماً به ساخت چیزی که موردنیاز جامعه باشد اقدام میکنند. بهطوریکه همه افراد اجتماع از آن بهرهمند شوند؛ بنابراین دنبال تولید کالاهای لوکس و تجملی و اشرافی که ثروت جامعه و منابع عمومی را هدر میدهد، نمیروند.
میدانند که اگر اقدام اسرافی و اترافی داشته باشند هم ثروت عمومی از بین میرود و هم اخلاق فردی و شخصیت انسانی افراد خراب میشود. اختلاف طبقاتی به وجود میآید. فقر گسترش پیدا میکند.
دستورات اسلام در همه عرصهها گذشته از برطرف شدن نیازهای مادی برای رشد معنوی بشر تشریع شده است. هر دستوری که اسلام دارد بخشی از نیازهای ما را برطرف میکند؛ اما در کنار او انسان دارای کمال میشود. فقط مسئله نیازها نیست. خوردن و آشامیدن زناشویی، مسائل کسب و تجارت و سیاست همه اینها اینگونه است. سعه اسلام این است.
هرگز به ریختوپاش و لذات مادیِ صرف، نظری ندارد. اسلام هرگز به عملی که موجب تبعیض در بین آحاد جامعه شود راضی نیست. اسلام اختلاف طبقاتی مذموم را در شأن انسان نمیداند. بله بعضی وقتها اختلاف طبقاتی وجود دارد؛ مثلاً یکی درسخوانده است و عالم شده است. یک کسی درس نخوانده است و جاهل است. از جهت علمی طبقه آنها باهم اختلاف دارد. ولی ازنظر انسانی باهم یکی هستند. لذا احکامش را ببینید؛ فرقی بین یک مجتهدی که چندین سال درسخوانده است و بین یک پزشک و پروفسور با یک کاسب جزء باکسی که اصلاً سواد ندارد در مسائل احکام فقهی بین آنها هیچ فرقی نیست.
یکی از وظایف حکومت ازنظر اسلام برقراری و اجرای قوانینی است که در مسیر عدالت اقتصادی قدم بردارد؛ یعنی کاری کند که همه مردم برخوردار از منافع و نعم الهی باشند. حاکمیت و حکومت باید این کار را بکند. حکومت باید با نظارت قوی بر تولید و تولیدکنندگان، اجازه تولید اشیایی که به نفع اجتماع مردم نیست و موجبات فخرفروشی و خوار کردن دیگران را فراهم میکند تا رسیدن سطح جامعه و عموم مردم به یک رفاه نسبی اجازه تولید آن اشیا را ندهد.
سرمایهداران که در مکتب اهلبیت تربیت شدند تاجر و بازاری هستند ولی تحت تعالیم اهلبیت عصمت و طهارت بودند و از راهنماییهای ائمه معصومین -علیهمالسلام- بهرهمند شدند اینها هرگز به سود بیشتر و فقط سود توجه نمیکنند.
یک عدهای که در مقابل هستند یعنی تحت تعلیم و تربیت نبودند، از آیات قرآن بهره نگرفتند و از دستورات اهلبیت بهرهمند نشدند با تبلیغات گسترده و فریبدهنده اینها دنبال سود بیشتر هستند. تبلیغات فراوان و گسترده میکنند تا مردم را فریب دهند.
اول نیاز کاذب در مردم به وجود میآید. بعد اجناس تجملی بلا مصرفی که باید ذخیره شود و در دکورها نگهداری شود آنها را وارد بازار میکنند و به خورد مصرفکننده بیچاره میدهند و سودهای کلان میبرند و هم شخص و هم جامعه را وابسته میکنند.
اما معیارهای اسلامی برای تولید، مطالب دیگری را در نظر دارد. باید چیزهایی تولید شود که مفید باشد. به درد همه مردم بخورد. طوری تولید شود که همه مردم قدرت خرید داشته باشند. باید دانش اقتصادی مردم و خانوادهها بالا رود. برای خرید کالا اول باید نیاز را در نظر بگیرند که بر اساس چشموهمچشمی و خواستههای کاذب خرید نکنند.
مرحله بعد کیفیت و مرغوبیت کالاست که باید موردتوجه باشد. همه باید اصل قناعت را همیشه مدنظر داشته باشیم. از حرص و نگهداری اجناسی که نیاز نیست و بعداً نیاز میشود خودداری کنیم. همه باید تلاش کنیم که سرمایه ملی را حفظ کنیم. وقتی مطالبه مردمی درست بود تولیدکننده هم در همان مسیر قدم برمیدارد.
شما اگر جنس خراب و ناجور را نخرید و چیزی که تجملی است مورد فروش نباشد خب از آنطرف تولید نمیشود و عرضه نمیشود. در روایات فراوان داریم که سفارش شده است چه چیزی بخرید و چطور بخرید و چطور بفروشید. اینها را یاد بگیریم. مثلاً فرمود: چیزهای خوب بخرید. چیزهای خوب بفروشید؛ یعنی مرغوب بخرید و مرغوب بفروشید.
زمینههای اجتماعی باید طوری فراهمشده باشد که همه بتوانند از همهچیز بهره ببرند. یا اگر خریدوفروش داشتید برای اینکه ضرر نکنید در روایات هست که چهکار کنید. در روایتی است ابان بن عثمان نقل میکند که از شاگردان امام صادق -علیهالسلام- است. امام صادق -علیهالسلام- او را صدا کردند فرمودند: آیا فلان کس زمینش را فروخت؟ گفتم بله آقا فروختند. فرمودند: در تورات نوشته است که هر کس زمین و آبش را بفروشد و پول آن را در خرید زمین و آب مصرف نکند، آن پول از بین خواهد رفت.
ما دهها مورد از این موارد دیدهایم که خانهای داشت و زمینی داشت و ملکی داشت و فروخت که در مسیر دیگری بزند، نشد. در بعضی از روایات دارد، مثل این میماند که خاکستر را روی کوه در معرض باد بگذاری. دیگر نمیتوانید بخرید. این دستور است که زمین فروختی زمین بگیر.
وقتی در فقه ما از تعدادی معاملات بحث میشود که حرام هستند، یعنی ما در بحث اقتصاد آزاد نیستیم که بعضی ترویج آن را میکنند و آزادی اقتصادی را مطرح میکنند. آزادی اقتصادی کاری به حلال و حرام ندارد. اسلام برای تجارت و کسب قواعد و محدودیتهایی دارد. وقتی اجازه نمیدهد و نهی میکند از خوردن اموال مردم به باطل، یعنی آزاد نیستید. چون در معاملات هر جور که شده مال به دست میآید ولو سر مردم کلاه بگذارد.
اینکه در معامله باید رضایت، دوطرفه باشد، باید در کیل و ترازو اندازه را رعایت کرد و کمفروشی را مورد مذمت قرار داده، اجازه اسراف و اجحاف و اتلاف و اتراف نداده، ربا را حرام کرده، احتکار را ممنوع کرده، غبن و گول زدن دیگران را حرام کرده و دهها مورد دیگر؛ همگی بیانکننده این است که آزادی اقتصادی که عدهای میگویند باطل است و جامعه خراب کن؛ و ریشه فقر است.
جامعه قرآنی و اهلبیتی هرگز مسیر تولید و اقتصاد و معیشتش را از تعالیم این دو ثقل عظیم خالی نمیکند؛ بنابراین وقتی خدمت قرآن میرسیم تا در این زمینهها بهره بگیریم اول مطلبی که به ما تذکر میدهد این است که افراد نادان و بی تعهد و غیرمتخصص را بر اموالتان چه فردی و چه اجتماعی مسلط نکنید که روزگارتان سیاه خواهد شد.
در قسمتی از آیه ۵ سوره مبارکه نساء فرمود: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً» اموالى را که خدا وسیله قوام و برپائی زندگى شما قرار داده است به دست سفیهان (سبکمغزان) ندهید. مالی که مایه زندگی و قیام فرد و جامعه است را نباید در اختیار سفیهان قرارداد. در روایتی در ذیل این آیه دارد، یعنی به کسی که اطمینان نداری و ممکن است خیانت کند قرارداد مالی نبند.
این فقط مربوط به افراد نیست. بلکه حکومتها را هم شامل میشود. سفیه یک معنای روشنی دارد؛ یعنی کسی که اجازه تصرف در اموالش را ندارد، چون مال را از بین میبرد و یا بیجا مصرف میکند؛ اما چون بحث اقتصاد است. گستردهتر و عامتر نگاه کنیم، سفیه یعنی کسی که اقتصاد اسلامی را بلد نیست و تخصص لازم را ندارد، برنامهریزی صحیح مالی نمیتوانند بکنند. درنتیجه مالی که موجب قیام و قوام جامعه و فرد است را هدر میدهد؛ یعنی اموالتان را در اختیار این کسان قرار ندهید.
اگر به آیه عمل نکردیم وضعیت همین میشود که امروز میبینید. افراد غیرانقلابی غیرمتخصص و بی تعهدی که به فکر منافع خود و حزب خودشان هستند بر مراکز و مؤسسات و بعض وزارتخانهها مسلط شدهاند و میبینید چگونه عمل میکنند!
این آیه شریفه قاطعانه میگوید آقای رئیسجمهور و هر مسئول اجرائی که اموال و افرادی در اختیارت است، شما حق ندارید اموال و دارائیهای مردم را در اختیار سفیهان قرار دهید. مسئول در نظام اسلامی باید خود را در قبال مردم و محرومین و مستضعفین و فقراء مسئول بداند. خود را خادم بداند نه اینکه باروحیه استکباری و شکمسیری مردم را به سخره بگیرد.
وزیری که اسمش رویش است باید وزر و سختی کار را به دوش بکشد و خادم مردم باشد نباید بددهن و بدگو باشد. دیدهاید که بعضی وقتها مردمی که گرفتاری دارند با بعضی از این وزرا که صحبت میکنند او در مقابل به سخره میگیرد که برخلاف موازین اسلامی است و برخلاف نظام اسلامی و دستورات دینی ماست. او خادم مردم است باید کرنش داشته باشد.
پس ببینید این آیه چه قدر دقیق بیان میکند که مال را باید به دست چه کسی بدهید. یکقسمتی را شما دارید در جامعه میبینید. فقری که در جامعه وجود دارد، افرادی که مسئولیت اقتصادی کشور را دارند، عدهای از آنها درس اقتصاد را هم نخواندهاند. طبق این آیه حتماً باید متخصص باشد.
در سوره یوسف آیه ۵۵ اشاره دارد که اگر خواستید اموال و امور اقتصادی فردی و جامعه را به دست کسی بسپارید حتماً تعهد، علم و تخصص لازم و امانتداری داشته باشد. «قالَ اجْعَلْنِی عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ، إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ». یوسف گفت: مرا سرپرست خزانههای مالی این سرزمین قرار بده که من نگاهبانى دانا هستم؛ یعنی هم تخصص دارم هم تعهد دارم.
و امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در قسمتی از نامهای که برای مردم مصر نوشتند و همراه مالک فرستادند فرمودند: من رنج مىبردم از اینکه بیخردان و تبهکاران این امّت حکمرانى را به دست آورند، (آدمهای تبهکار، فاسق، فاسد. خیلی بد است مثلاً از شورای شهر شهری را هفت نفرشان را جمع میکنند و میبرند. یک شهر را کلاً باطل میکنند. فلان وزیر را به دادگاه میکشند) و مال خدا (اموال عمومى) را دستبهدست (میان خود) بچرخانند؛ و بندگان او را به خدمت بگیرند.
چقدر ما از قرآن و عترت فاصلهداریم متأسفانه این چیزهایی را هم که در جامعه میبینیم ریشهاش این است که در مقابل آیات الهی و روایات اهلبیت کرنش نداریم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر*ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. یکی از رذایل اخلاقی که بهشدت اهل تقوا از آن گریزان هستند عجب و خودبزرگبینی است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۴۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: بدی و گناهى که تو را غمگین کند و نزد تو زشت باشد، در پیشگاه خداوند بهتر از کار نیکى است که تو را به خودبینی وادار کند. «سَیِّئَهٌ تَسُوءُکَ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَهٍ تُعْجِبُکَ»
نماز میخوانی و میگویی من از فلانی بهتر هستم؛ اما گناهی که مرتکب میشوی که باعث شود توبه کنی بهتر است. البته نه اینکه هی گناه کنیم و توبه کنیم و بگوییم بهتر است. دارد جایگاه و قدرش را میگوید.
گناه، بعد از توبه و پشیمانی حقیقیِ انسان از بین میرود، عقاب هم برداشته میشود و حتی به او برای توبهاش پاداش هم میدهند؛ اما کسیکه به خاطر عبادتش و اعمال نیکش دچار خودشیفتگی میشود و به مردم فخر میفروشد و تکبر میکند، هر چه ثواب برده باشد از بین میرود.
ثواب گناهکار تائب بیشتر است. اینکه در قسمتی از آیه ۱۱۴ سوره هود فرمود: «ان الحسنات یذهبن السیئات» توبه عمل خوبی است که گناهان را از بین میبرد. البته بهشرط آنکه خوبیها برای انسان عجب و توقع و ویژه خواری نیاورد. خدای تعالی ما را موفق کند در مسیری که دوست دارد قدم برداریم.
معروف است که ۷ صفر ولادت امام کاظم -علیهالسلام- واقعشده اما بنا به بیان تعدادی از علماء و محدثین بزرگوار سالگشت شهادت امام مجتبی -سلاماللهعلیه- ۷ صفر است. رسول خدا فرمودند: هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزى که همه دیدهها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزى که تمام دلها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدمهاى او در پل صراط، در روزى که قدمها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند.
۱۰ سال امامت حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش طول کشید و در این مدت لحظهای از مبارزه برای اقامه حاکمیت دین آرام ننشست.۴۰ هزار نفر مردم عراق که تعداد زیادی از صحابه رسول خدا در بین آنان بودند با امام بیعت کردند؛ و ۷، ۸ ماهی هم بر پیمان خود بودند، اما معاویه -علیه من الرحمن ما یستحقه- زیر بار بیعت نرفت بلکه با اعلام جنگ و لشکرکشی، با تبلیغات و جنگ رسانهای و فشار سیاسی، خود را حاکم و خلیفه معرفی میکرد و امام را ناچار به صلح کردند.
جنگ نرم معاویه بسیار پیچیده و چندوجهی و مؤثر بود، با انتشار خبر کذب و پرداخت پول در بین سپاهیان، آنان را نسبت به فرمانده و امام و آیندهشان دچار تزلزل کرد. خود این جنگ یک جلسه توضیح دارد که چگونه و از چه ابزاری استفاده میکرد. الآن تبلیغات رسانهای دشمن را میبینید. آن موقع همدست اینها رسانه بود.
آن موقع که میخواست بغض علیبنابیطالب را در دل بچهها بیندازد سربازانش بره و بزغاله میآوردند در خانههایی که بچهدارند. شب به هیئت اطرافیان امیرالمؤمنین میریختند در خانهها و برهها را میگرفتند. بعد به بچهها جوری القا میکردند که اطرافیان علی این برهها را از شما گرفتند.
کار سیاسی کردند. در سال ۶۰ قمری که حسین -علیهالسلام- قیام کرد. اسست اساس الظلم بود. اثر تخریبی جنگ نرم و حملات رسانهای معاویه و پیروانش طوری بود که مؤمنین و اطرافیان حضرت را هم فریب داد و کاری کردند خود مردم نسبت به امامشان کوتاهی داشته باشند و جسارت کنند تا جایی که به خیمهاش حمله کردند و سجاده از زیر پایش کشیدند و او را مذل المومنین خواندند.
بااینحال امام -علیهالسلام- با تمام قوا، با رفتار و گفتارشان رسالت امامت خود را باتربیت افراد ادامه دادند تا اینکه خط نفاق و دورویی که امام را مانع اهداف خود میدیدند و محبوبیت حضرت را در بین اقشار مختلف مردم تحمل نمیکردند. سعی کردند با عوامل نفوذی که در دستگاه امامت رخنه داده بودند امام را به شهادت برسانند.
همسر امام، جعده دختر اشعث بن قیس که فرزند نفاق بود را با وعده همسری یزید و پول خریدند و او امام را با زهری که معاویه تهیهکرده بود مظلومانه و باحال روزه به شهادت رساند؛ اما بغض نسبت به امام اینجا تمام نشد در روز تشییع که امام حسین و خاندان بنیهاشم قصد داشتند بر اساس وصیت امام، بدن حضرت را در کنار قبر رسول خدا به خاک بسپارند دشمنان اهلبیت جلوگیری کردند و پیکر مطهر امام را تیرباران کردند. لذا بدن شریف حضرت را مظلومانه بهسوى قبرستان بقیع حمل نموده و در جوار جدهاش فاطمه بنت اسد دفن کردند.
جنگ نرم با ابزار رسانهای به اشکال مختلف همیشه هست؛ و امروز دشمنان ما با همین ابزار تلاش میکنند که بر افکار عمومى اثر بگذارند. تاریخ دائم تکرار میشود. باید هوشیار و بیدار بود. آنها با همین ترفند، ارزشها و آرمانهاى اساسى اسلام و انقلاب را نشانه رفتهاند و تلاش میکنند هویت و ماهیت دینى و انقلابى ملت ما را تغییر دهند.
لذا در ترویج ناهنجاریهای اجتماعی و بی بندباریهای اخلاقی و رشد بیحیایی کوشا هستند، آسیبهاى اجتماعى را توسعه میدهند، دائماً با ایجاد یأس، القا میکنند نظام در حال فروپاشی است و دهها مورد دیگر و عمده کاری که اخیراً دنبال میکنند و در داخل هم غرب پرستان تکرار میکنند، القاء این نکته است که نظام و انقلاب به بنبست رسیده است.
که چند نوبت است حضرت آقا روی این نکته تأکیددارند و در جلسه ۲ ساعت و نیمه پریشب آقا با سران قوا و بعض مسئولین تأکید کردند که در کشور هیچ بنبست و هیچ مشکل غیرقابلحلی وجود ندارد. اگر فشار را روی اقتصاد آورده، مسیر عاقلانه این است که با قدرتمند کردن خود از درون، فشارهاى دشمن را خنثى کنیم؛ و اقتصاد مقاومتى نقشه راه و فعلاً تنها راه رسیدن به نقطه مطلوب است.
واقعاً چرا اینهمه جوان آماده بکار و فعال و دانشمند که ۷۰۰ هزار نفر آنان را دیدیم بکار گرفته نمیشوند؟ این سیل عظیم نیروی انسانی اگر وارد کار شود آیا کاری روی زمین میماند؟ متأسفانه عدهای واقعیتهای کشور را نمیشناسند و خائنانه به سمت دشمن حرکت میکنند. اول القاء بنبست میکنند بعد غرب و دولتهای استکباری را ناجی کشور میدانند. درحالیکه اگر موحد باشند و در زندگیشان خدامحور باشند باید بدانند که خداوند وعده نصرت داده است و ما به وعده الهی ایمانداریم.
لذا عرض میکنیم هیچ قدرتى در مقابل قدرت و اراده بیپایان ملت مسلمان ایران توان ایستادگی ندارد. چرا عدهای در نقشه دشمن حرکت میکنند، وقتى دشمنداریم و دشمنیاش پایان ندارد و مکرر عرض کردیم و آیهاش را خواندیم که دشمن تا تسلیم شدن کامل ما، از ما راضی نمیشود: «وَ لَن تَرضى عَنکَ الیَهُودُ و لَا النَّصارى حتى تَتَّبِعَ مِلتّهُم».
دشمن ذلت ما را میخواهد. چرا برخلاف قرآن عمل میکنید. در آیه ۱۱۳ سوره هود فرمود: «وَ لاتَرکَنُوا الی الذینَ ظَلَموا»؛ و به کسانی که ستم کردهاند (اهل ایمان نیستند) تمایل و اطمینان نداشته باشید، تکیه نکنید که آتش به شما خواهد رسید و در آن حال شمارا جز خدا هیچ سرپرستی نیست سپس یاری نمیشوید.
قبلاً دائماً گفتند مشکلات کشور با توافق هستهای حل میشود. بیش از دو سال است که برجام امضاء شد. چه شد؟ هیچ. باز امروز عدهای به نفع استکبار و آمریکا حرف میزنند و القاء میکنند که به بنبست رسیدهایم. وزیر و وکیلی که اینگونه القاء کند که برای رفع مشکلات کشور چارهای نداریم جز اینکه با دشمن دست دوستی بدهیم و او را راضی نگهداریم به تعبیر رهبری خائن به ملت و نظام است.
آقایان برای بریدن بهانه دشمن برجام را پذیرفتند و هسته ای ما از بین رفت و این بار میخواهند با اف ای تی اف امنیت و اقتصاد ما را از بین ببرند. وزیر خارجه بااینکه اکثر کسانی که در مجلس موافق صحبت کردند و گفتند پیوستن به کنوانسیون سی اف تی وضع بانکها و اقتصاد را خوب میکند و نرخ ارز درست میشود و امثال ذالک، با صراحت میگوید تضمینی برای حل مشکلات ما وجود ندارد؛ یعنی حرف موافقان را هم نقض میکنند؛ و میگوید اما مىتوانیم تضمین دهیم که با نپیوستن به این لایحه، آمریکا بهانه مهمى را براى افزایش مشکلات ما پیدا خواهد کرد.
آیا این حرف معنایی غیر از بنبست در مقابل آمریکا میدهد؟ یعنی رویکرد دولت، گرفتن بهانههاى فشار از دست آمریکاست. مگر برای بریدن بهانه آمریکا هستهایمان را دود نکردیم؟ چه شد؟ آمریکا برای اینکه روحیه استقلالخواهی و عزت و اقتدار ما را تضعیف کند با ما دشمنی و بهانهتراشی میکند و این بهانهها تمام نمیشود.
اگرچه روحیه ملت ما برای مبارزه با آمریکا هرگز کمرنگ و تضعیف نخواهد شد و روزبهروز برشدت آن افزوده خواهد شد. لذا سؤال ما امروز این است که آیا میدانید آمریکا برای فشار بر مردم ایران چند تا بهانه دیگر دارد؟ و اساساً این بهانهها کی تمام میشود؟ آمریکا نمیخواهد ما پیشرفت داشته باشیم آنوقت شما میخواهید با عقبنشینی اینچنینی از او بهانه بگیری که فرصت دهد پیشرفت کنی؟
من اینجا مسئولین محترم را به کلام امام -رضوانالله علیه- متوجه میکنم که فرمود: اگر روابط سیاسى که بین دولتهاى اسلامى و دول بیگانه بسته مىشود و برقرار مىگردد موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسى اینها گردد برقرارى روابط حرام است و پیمانهایى که بسته شود باطل است و بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایى کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسى اینچنینی هرچند بهوسیله مبارزه منفى باشد. (صحیفه نور، ج۱۰، ص۳۵۲)
این آقایان میگویند ما خط امام هستیم. بیان امام روشن است. کدام خط امام؟ صحیفه نور حضرت امام خط امام را روشن کرده است و متأسفانه با تمام تأکیداتی که بزرگان و دلسوزان داشتند و تأکیدی هم که رهبر معظم انقلاب در نامه به مجلس فرمودند که قرارداد را بررسی کنید، ولی بعضی القاء کردند که آقا فرمودند به قرارداد راضی هستم، حتی موقع رأیگیری گفتند دولت و مجلس موافق حالا رأیگیری میکنیم و متأسفانه رأی موافق دادند.
در این مرحله، نقش شوراى نگهبان بسیار مهم است و البته گروههایی هم شروع کردهاند با جنگ رسانهای به ایجاد فشار بر شوراى نگهبان که شاید بتوانند او را از عمل به وظیفهاش دور کنند و دچار مصلحتاندیشی کنند؛ اما همه باید توجه کنیم که ما در مقام اعتراض و اشکال حرفمان را میزنیم و در تاریخ ثبت میشود اما همه وظیفهداریم به مصوبات قانونی که تائید شورای نگهبان را دارد ملتزم باشیم؛ و عمل کنیم و اگر تصویب شد ضررهایش را بچشیم. اگر هم تصویب نشد که ضرری ندارد. لذا به این بُعدش هم توجه داشته باشید که خداینکرده از آنطرف نیفتیم.
نمایندگان موافق سی اف تی میگویند رأی به این الحاق در جهت منافع ملی و مصالح مردم است، لذا رأی دادیم. اگر چنین است پس چرا نام خودشان را برای این افتخاری که کسب کردند شفاف نمیگویند؟
۲۳ مهر سال ۶۰ شهادت پنجمین شهید محراب آیتالله اشرفی اصفهانی و ۲۶ مهر شهادت شهید شوشتری را گرامی میداریم. ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ ۲۲ مهر روز استاندارد ۲۳ مهر روز جهانی نابینایان،۲۵ مهر روز بزرگداشت سلمان فارسی، ۲۶ مهر روز تربیتبدنی و ورزش؛ و به مسئولین و کارگزاران و اعضایشان تبریک میگوییم. |
| 1397/7/13 | 1397/7/13اقتدار پلیس را در فضای مجازی و حقیقی نشان دهید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه263
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین در امر معیشت و زندگی و در همه امور به دستور دین عمل میکنند. بحث ما درباره مسائل مربوط به تولید و صنعت و معیشت و اقتصاد بود و نکاتی عرض شد. برای تکمیل بحث این جلسه روایتی را مطرح میکنم.
حدیث، حدیث مفصلی است از مولانا صادق -علیهالسلام- که در کتب روایی ما مطرحشده است. قسمتی از آن را برای شما عرض میکنم که به تعدادی از فعالیتهای صنعتی و آلاتی که در تولید نقش دارد و معیارهای اسلامی که باید در هر تولیدی رعایت شود در این روایت اشارهشده است.
اگر تولیدکنندگان و صنعتگران و همه مردم این سفارشها را دستور کار خودشان قرار بدهند قطعاً نتایج خوبی در تولید به دست خواهد آمد. بخصوص به چهاراصل اشاره دارند که اگر این چهار موردتوجه شود ازلحاظ کمی و کیفی در تولید تغییراتی به وجود خواهد آمد. رشد مضاعف میکند و قابلیت استفاده بیشتری پیدا میکند. من هم همین چهار مورد را اشاره میکنم.
«و أما تفسیر الصناعات فَکُلُّ مَا یَتَعَلَّمُ اَلْعِبَادُ أَوْ یُعَلِّمُونَ غَیْرَهُمْ مِنْ صُنُوفِ اَلصِّنَاعَاتِ» همه صنعتهایی را که مردم یاد میگیرند یا یاد میدهند، اسم آنها را میشمارد و میگوید که همه حلال است تا میرسد به این عبارت، «وَ أَنْوَاعِ صُنُوفِ اَلْآلاَتِ اَلَّتِی یَحْتَاجُ إِلَیْهَا اَلْعِبَادُ اَلَّتِی مِنْهَا مَنَافِعُهُمْ وَ بِهَا قِوَامُهُمْ وَ فِیهَا بُلْغَهُ جَمِیعِ حَوَائِجِهِمْ فَحَلاَلٌ فِعْلُهُ وَ تَعْلِیمُهُ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ فِیهِ لِنَفْسِهِ أَوْ لِغَیْرِهِ».
این چهار مطلب را در اینجا آورده است؛ انواع مختلف آلاتی که مردم به آنها نیاز دارند و از آنها سود میبرند و مایه قوام زندگی آنهاست وسیلهای است برای یافتن و همه نیازمندیهای دیگر. پرداختن به کار با همه اینها و تعلیم دادن آنها چه برای خودش چه برای دیگران همه حلال است.
میبینید که همه مواردی که در این بخش گفتهشده است اگر رعایت شود چه تحول بزرگی در تولید و صنعت ایجاد میشود. از این چهاراصل، اصل اول این است که حتماً کار تولیدی مورداحتیاج عامه مردم باشد. نیاز قشر عظیم جامعه را برطرف کند. سرمایهای را که میگذارد که تولید کند چیزی را تولید نکند که مردم از آن بهره نمیبرند. مورداحتیاج باشد.
اصل دومِ مستفاد از کلام امام صادق -علیهالسلام- این است که آنچه تولید میشود برای قسمت اعظم جامعه و بلکه همه مردم مفید و سودمند باشد. کار از مواردی باشد که برای همه نفع داشته باشد؛ و اصل سوم این است که قوام و تکیهگاه جامعه به او باشد؛ و در مرحله چهارم فرمودند: آنچه تولید میشود باید همه نیازهای مردم را برطرف کند.
اگر این چهاراصل رعایت شود تولید سالم میشود. در مسیر اصلی و نیاز واقعی قرار میگیرد. مثلاً اگر تولیدکننده دقت کند چیزی را که مورداحتیاج است و چیزی که مورداستفاده عمومی دارد و آن چیزی که باعث قوام جامعه است آن را تولید کند، سرمایهاش را قطعاً نمیبرد در تولید کالاهای تجملی و کالاهای اشرافی و کالاهایی که بازدهی آنچنانی ندارند و فقط باید در گوشهای قرار بدهید و به آن نگاه کنید، هزینه کند.
از کالاهای صرفاً مصرفی و کالاهایی که با اصول یادشده در تعارض هستند فاصله میگیرد. سرمایهاش را حفظ میکند. کالاهای لوکس و پرهزینه، چه برای تهیه، چه برای نگهداری از آنها، میبینید چه فکر و سرمایه و نیروهایی را هدر میدهد؟
این موارد معمولاً مورداحتیاج عامه مردم نیست. نفع عمومی ندارد. اتفاقاً اجتماع خراب کن هم هستند. جامعه را از بین میبرند. زندگیها را از بین میبرند. حس حسادت و چشموهمچشمی را تحریک میکنند. در خانهها دیدید خیلی هست. بعضی خانهها که موزه است. باید وقت راه رفتن مواظب بود که تنهاش به چیزی نخورد که هزینه زیادی را متحمل شود.
بعضاً همین اشیایی که در خانه هست میگویند برای نسلهای قبل بوده از آن موقع آن را نگه داشتند. فقط انبارداری میکنند. استفاده هم نمیشود. آنقدر میماند تا بشکند دلش بسوزد. حتی اشیا لوکس حظ بصری هم ندارند. مدتی میبیند و لذت میبرد بعد عادی میشود. اصلاً دیگر دیده نمیشود.
اینجور مسائل همواره در غیر مسیر صحیح مصرف میشود. فضایل اجتماعی را از بین میبرد. معمولاً چنین افرادی هم اهل ایثار و خدمت گذاری به دیگران نیستند. بهراحتی به دیگران کمک نمیکنند. خدمت نمیکنند. قوام خانواده و اجتماع را از بین میبرد. کما اینکه میبینید از وقتی تجملات و استفاده از کالاهای غیرضروری در بین جوامع باب شد چه مشکلات عظیم اقتصادی بهوجودآمد. چه اختلافات طبقاتی که رخ نداد.
چون تجمل محدود به حد خاصی نیست. انواع دارد. اقسامی دارد. مدلهای مختلف دارد. رنگهای گوناگون دارد و اگر فرد و جامعه به چنین بلیه ای مبتلا شد بیوقفه مبتلابه اسراف و اتراف خواهد شد؛ و همه منابع خودش را بیهوده از دست میدهد.
مرحله چهارم که امام صادق -علیهالسلام- فرمودند این بود که صنعت و تولید باید پاسخگوی نیازهای همه مردم باشد. درحالیکه این کالاهای تجملی و اشرافی و لوکس نیازهای همه مردم را تأمین نمیکند. درعینحال مواد اولیهای که متعلق به همه مردم است در امور غیرضروری به کار گرفته میشود. هم قیمت تمامشده زیاد است. هم زمینه فقر را فراهم میکند.
ببینید چقدر آفت است. در مقطعی از زمان مبتلابه این مسائل نبودیم. آرامآرام در یک مقطعی از زمان افکار خاصی مردم را سوق دادند و این گرایشها را در مردم به وجود آوردند. بعد افراد مبتلا شدند. آرامآرام دنبال مسائل اینچنینی رفتند. چند شیفت کار کردن و بعد هزینه کردن در این مسیر و قس علیهذا.
برای فروش این کالاها که موردنیاز جدی افراد جامعه نیست شروع میکنند به تبلیغ کردن. دروغپردازی کردن و نیاز کاذب به وجود آوردن که خودش موجب پیدایش مفاسد جدیدی در جامعه است. چقدر انسانها و وقتها و ارزشهای والای بشری هدر میرود که برود فلان رنگ و فلان مدل و فلان نام را تهیه کند. چقدر سرمایهها از بین میرود. چه سرمایههای مادی چه سرمایههای معنوی.
وقت انسان چقدر ارزشمند است ولی بیهوده بعضیها در مسیرهای اینگونه تلف میکنند. در این دوره جوامع هم یک عده دائماً برای حفظ موقعیت و داشتهها و اضافه کردن بر این نیازهای کاذبشان بر گرده یک عده دیگر سوار میشوند. زور میگویند و تحقیر میکنند. حقوق پایمال میکنند. خون میمکند که بیشتر دربیاورند و بیشتر به این تجملات برسند.
باید اصول گفتهشده امام صادق -علیهالسلام- را رعایت کنیم. در جامعه صنعتی و تولیدی این امور رعایت شود تا نظام سالم اقتصادی محقق شود. اموال و اوقات و دهها منبع دیگر حفظ خواهد شد. اگر این دستورات اهلبیت در این امور رعایت شود معضلات اجتماعی مثل اختلافات طبقاتی و فقر از بین میرود.
ما چراغهای نورانی و منارههای نور را که راه را برای ما در زندگی مادی و معنویمان روشن میکنند خاموش میکنیم تاریک میکنیم و از کار میاندازیم. بعد دنبال حرفهای دیگران میگردیم که ببینیم اقتصادمان را چطور احیا کنیم. همه را گفتهاند. همینها را اجرا کنید. در تولید، در کشاورزی و دامپروری، در تجارت و در اقسام مختلف نیازهای اقتصادی دستور دارند. برنامه دادند. مطالب را بیان کردند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین محبت اهلبیت -علیهمالسلام- بهخصوص مولانا امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- شراشر وجودشان را پرکرده است. برخلاف منافقین که هر چه میکنند نمیتوانند امیرالمؤمنین را دوست داشته باشد.
مولانا ابالحسن علی مرتضی در حکمت ۴۲ نهجالبلاغه فرموده «لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِی هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِق».
اگر با شمشیر به بینی مؤمن بزنم و بینی او را قطع کنم تا با من دشمنی کند با من دشمن نخواهد شد؛ و اگر تمام دنیا را بر سر منافق بریزم تا مرا دوست بدارد دوست من نخواهد شد؛ و این به این خاطر است که در قضای الهی گذشته است و بر زبان پیغمبر امی جاریشده است که فرمود؛ یا علی مؤمن کینه تو را بر دل نمیگیرد و منافق دوست تو نمیشود.
یعنی هرگز ایمان حقیقی که ایجاد محبت بین اهل ایمان میکند با دشمنی امام قابلجمع نیست. هرکسی مؤمن بود نمیتواند امام را دوست نداشته باشد. چون دشمنی با مولانا امیرالمؤمنین گناه کبیرهای است که مرتکب این گناه یعنی کسی است که تسلیم خدا نیست و این کلام، کلام حقی است.
درجاهای دیگر هم به انواع خودش آمده است. رسول خدا فرمودند: علی! کسی جز مؤمن تو را دوست ندارد و کسی جز منافق تو را دشمن نمیدارد. این به عبارات مختلف آمده است.
بنا بر نقل ۲۵ محرم سال ۹۵ قمری روز شهادت مولانا سجاد -علیهالسلام- است. بعد از شهادت حسین بن علی شیرازه تشکیلات شیعه ازهمپاشیده شد. اوضاع بسیار سیاه و غبارآلود شد. بهطوریکه بااینکه امام حسین -علیهالسلام- تصریح کرده بودند به امامت امام سجاد، عده زیادی از مردم امامت حضرت را نپذیرفتند. به دنبال عموی او رفتند. محمد حنفیه پسر امیرالمؤمنین. فرقهای هم در شیعه درست شد که دنبال محمد حنفیه بودند.
بهعلاوه جو اختناق آن زمان آنقدر شدید بود که اگر کسانی هم میخواستند خدمت امام برسند آنها هم نمیتوانستند. ارتباط گرفتن با امام سجاد راحت نبود. آنقدر هم فساد بالابود که دوتا از مناطق بزرگ جهان اسلام مکه و مدینه مرکز تولید و توزیع مغنیه بود؛ یعنی زنان آوازهخوان. یکی از این زنها وقتی مرد فرماندار مکه سه روز عزای عمومی اعلام کرد در مکه.
در چنین فضایی امام سجاد -علیهالسلام- مسئولیت امامت جامعه را به عهده گرفته است. تعداد زیادی از شیعیان با اخلاص در کربلا در رکاب حسین -علیهالسلام- به شهادت رسیدند. زمینه برای فعالیت علنی برای امام فراهم نبود. لذا حضرت اقدام به یک برنامهریزی درازمدت فرهنگی با تاکتیکهای مختلف کردند. ۳۵ سال بعد از شهادت حسین -علیهالسلام- حضرت زنده بودند و در این ۳۵ سال مسائل زیادی را پایهریزی کردند. اقدام به تربیت نیروی انسانی کردند. شروع کردند به تبیین مبانی ارزشی اسلام ناب و تحریف زدایی از دین.
امویان تلاش کرده بودند که بین امام و مردم فاصله بیندازند و سعی میکردند تا شیعیان حتی به لحاظ اقتصادی هم ضعیف باشند. شیعیان وضعیت مالی خوبی نداشتند. حضرت در سه محور کار خودشان را شروع کردند و سه اقدام مهم انجام دادند و در مواجهه با امویان اول شروع کردند تبیین مبانی فکری و اعتقادی شیعه. در مرحله بعد چون اخلاق فاسد بود شروع کردند به تربیت اخلاقی جامعه. جامعه را با مبانی اخلاقی و تربیتی اسلام آشنا کردند.
و در مرحله سوم رسیدگی به وضعیت مالی مردم بهخصوص خانوادههای مستضعف و کسانی که درراه مبارزه با ظالمان آسیبدیده بودند را داشتند. البته با کمال مخفیکاری. بهطوریکه نزدیکان امام هم نمیدانستند که حضرت چنین رسیدگیهایی دارد. بعد از شهادت ایشان فهمیدند. کسانی هم که کمک میگرفتند نمیدانستند که چه کسی به آنها کمک میکند. بعد از شهادت امام سجاد معلوم شد که کسی که کمک میکرده امام سجاد بوده است.
بههرتقدیر این فعالیتها باعث شد که دشمن تحمل نکند و حضرت را با سم به شهادت رساندند. البته ۳۵ سال امام -علیهالسلام- هرروز با محنت و غم و اندوه کربلا زندگی کرد. هرگز آب گوارا ننوشید. همیشه وقتی جایی آب میدید اشکش جاری میشد. غذا اگر میدید گریه میکرد. نه اینکه فقط چشمش اشک بیاید. اشکش جاری میشد. افراد متوجه میشدند و همین گریه را برنامهای قرار داده بود برای روشنگری.
وقتی گریه میکرد صدایش را بلند میکرد و میگفت من خودم با چشمان خودم دیدم که بهترین خلق خدا بین دو نهر آب با لبتشنه به شهادت رسید. بعد شروع میکرد واقعه کربلا را برای مردم و اطرافیان بیان میکرد. تا خودش هم به سم کین به شهادت رسید. امام سجاد -علیهالسلام- در روز عاشورا به حکمت الهی در بستر افتاده بود اما قسمتهایی از صحنه کربلا را دید.
یکوقت هم عمه بزرگوارشان لحظهای که سوار بر مرکب شده بودند که از کنار کشتهها عبور کنند دیدند که امام سجاد -علیهالسلام- بهطوری منقلب است که کأن دارد قالب تهی میکند؛ اما بههرتقدیر وظیفه الهی را بعدازآن مراحل انجام دادند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و محبان اهلبیت عصمت و طهارت بهخصوص امام سجاد -علیهالسلام- قرار بدهد انشاءالله.
۱۳ مهر روز نیروی انتظامی است که به خانواده بزرگ ناجا به همه فرماندهان و افسران و سربازان و کارمندان و خانوادههای آنها عرض تبریک داریم؛ و برای ۱۳٬۰۰۰ شهید شجاع و جانبرکف این نیرو که ۵٬۰۰۰ نفر از آنها برای تأمین امنیت مردم به شهادت رسیدند از خدای تعالی تقاضای علو مرتبت و غفران الهی داریم و از رشادتهای ۲۲٬۰۰۰ جانباز و ایثارگر دلاور این مجموعه تقدیر میکنیم و به همه عزیزان بهخصوص برادران و خواهران نیروی انتظامی در استان خدا قوت و خسته نباشید میگوییم و امیدوارم که در این مسیر بالنده و پرتوان به حرکتشان ادامه بدهند.
اهمیت هر شخصی بهاندازه مسئولیتی است که تحمل میکند. مسئولیت عزیزان نیروی انتظامی استقرار امنیت در کشور است. امر مهم و پراهمیتی که اقتدار آفرین است. شعار هفته نیروی انتظامی امسال «پلیس مقتدر، امین مردم» بیانشده است. این عبارت خیلی کوتاه اما پرمحتوا است.
یکی از رکنهای اقتدار نظام اسلامی نیروی انتظامی است که با گستردگی مأموریتهایی که در زمینههای مختلف دارد فرماندهی مرزبانی ناجا و پلیس راهوار ناجا، پلیس پیشگیری ناجا، مبارزه با مواد مخدر ناجا، پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا، پلیس بینالملل و مجموعهای از فعالیتهای دیگری که در اختیار آنهاست هم از افراد و جامعه صیانت میکنند و هم از دستاوردهای انقلاب اسلامی حفاظت میکنند.
نیروی انتظامی برای انجام مأموریتهایش باید جلوه اقتدار نظام باشد تا بتواند در زمان لازم اقدام محکم و قاطع داشته باشد و درعینحال مورد اعتماد و امین مردم هم باشد تا بتواند در اقداماتش موفق باشد. عوامل اقتدار کدماند؟ کدامها باعث میشود که این نیرو مقتدر باشد؟ کدام مسئله است که باعث میشود این نیرو بهعنوان امین مردم مطرح باشد؟
عوامل اقتدار فراوان است. مهمترین آنها یکی توکل به خدای تعالی است. ارتباط دائمی داشتن با خداوند تبارکوتعالی برای کسب و بالا بردن معنویت بیشتر. اینها در اقتدار مهم است. هرکسی که ارتباطش با خدا بیشتر باشد شجاعت و نترس بودن او بیشتر است. درنتیجه وظایف را بهخوبی انجام میدهد.
یکی دیگر ارتباط دائمی با مردم و برخورداری از حمایت مردمی موجب اقتدار میشود. رفتار مهربانانه با مردم، تلاش دائمی و همیشگی و آمادگی همیشگی برای انجاموظیفه و فداکاری باعث اقتدار است. دیدهاید که دشمن برای اینکه روحیه مردم و مسئولان و نیروهای نظامی و انتظامی را تضعیف کند دائماً القا میکند که ما نمیتوانیم و نمیشود.
راه خنثی کردن این ترفند باور داشتن تواناییهایی است که مربوط به خود ماست و اینکه میتوانیم و میشود؛ و این مسئله در ناجا هم مهم است؛ یعنی آنها هم باید دائماً این خودباوری را داشته باشند. نظم و انضباط و پایبندی به اصول و قانونگرایی در عین انعطاف، شناخت رسانهها و استفاده از ابزارهای پیشرفته و تجهیزات جدید پلیسی، آموزش صحیح نیروها و سازماندهی مناسب که همه اینها درعینحال که اقتدار میآورند اعتماد را هم میآورد. اعتمادسازی هم میکند. درنتیجه مسئله امین مردم بودن خودش را نشان میدهد.
باید به این نکته هم توجه داشت که گاهی بهوسیله فضای مجازی و القای بعضی از مطالب کذب در رسانهها تلاش میکنند تا اقتدار پلیس از بین برده شود. مردم را نسبت به دستگاه انتظامی بیاعتماد کنند. هم دوستان در نیروی انتظامی با هوشیاری و بصیرت این امر را دنبال و خنثی کنند و هم مردم حواسشان باشد که تحت تأثیر فضاسازیهایی که دشمنان ایجاد میکنند قرار نگیرند.
بههرتقدیر بنده بهاندازه خودم از تلاش و مساعی که دارند در مأموریتهای محول شده به عزیزان در بدنه کلی دستگاه انتظامی تشکر میکنم. البته احتمال دارد بعضی مواقع کاستیهایی باشد و خللی در بعضی از مواقع در بعضی از جاها باشد آنها را هم باید جبران کرد؛ اما اصل مسیر و حرکت، حرکت درست و به سمت رشد و تعالی است؛ و ما به همه خدا قوت و خسته نباشید میگوییم.
رزمایش ۷۰۰٬۰۰۰ نفری خدمترسانی بسیج در قالب ۷٬۰۱۴ گروه خدمت رسان جهادی در عرصههای مختلف در سراسر کشور بود که اوج آن همایشی بود که دیروز در ورزشگاه آزادی تهران با حضور ۱۰۰٬۰۰۰ نفری در محضر رهبر معظم انقلاب انجام گرفت. بیانات مهم عزتآفرین و باصلابت را همه شنیدند. سخنرانی که یادآور سخنرانی سال ۶۵ در همان مکان بود. نمیدانم دوستان یادشان هست که بعدازآن حرکتی شد و در جبهات مختلف از دفاع مقدس فتح و پیروزیهایی به دست آمد.
این اجتماع عظیم و منسجم و مصمم و بانشاط و جوان و گوشبهفرمان ولی و دشمنکورکن و باطل کننده همه نقشههای شومی است که بیگانگان برای به تسلیم کشیدن ما کشیده بودند. مطالبی را آقا در آنجا تأکید کردند. باید موردتوجه قرار بگیرد. فرمودند: جان کلام سه مطلب است؛ عزت ایران، نظام مقتدر و ملت شکستناپذیر.
عصاره صحبت ایشان در این سه بود و هرکدام از این سه را تبیین کردند که دشمن آرزو دارد ما این سه را فراموش کنیم و تواناییهای خودمان را هم نادیده بگیریم. اشاره کردند که دشمن میخواهد به مردم و جوانان القا کند که به بنبست رسیدیم و باید جلوی آمریکا زانو بزنیم. بالصراحه فرمودند در این مسیر حرکت کردن خیانت به کشور است.
اگر کسانی در این مسیر حرکت میکنند که به اجتماع القا کنند که ما به بنبست رسیدیم این خیانت به کشور است. اینها کد است. اینها پیام است که همه شما میگیرید و نسبت به گویش و بیان افراد، مطلبی را که باید لحاظ کنید لحاظ میکنید.
در همینجا باید عرض کنم مخاطب این خطابها توجه کنند! برای خودشان لعنت دنیا و آتش آخرت درست نکنند. امروز یکی از قراردادهایی که کشور را در آینده دچار مشکل خواهد کرد و تسلیم شدن در مقابل خواستههای دشمنان را فراهم میکند پذیرفتن قرارداد fatf است. امنیت اقتصادی و سیاسی ایران را به خطر میاندازد. حق شرط هیچ تضمینی برای ما نخواهد آورد. کدام کشور از حق شرطش استفاده کرد که حالا شما بیایید بگویید ما این را قبول میکنیم با حق شرط، بعد ما هم استفاده میکنیم.
اینجا هم یک لغزشگاه بسیار خطرناکی است که عزیزان باید مواظب باشند. امروز کار دست مجلس است. اگر آقایان وکلای مجلس وکیل مردم هستند یعنی باید در راستای خواستههای موکلینشان قدم بردارند و حرکت کنند و الا اگر موکل چیزی بخواهد وکیل کار دیگری کند وکالت خودبهخود باطل خواهد شد.
بنده عرض میکنم ای وکلای مردم! موکلین شما از شما میخواهند که عزت و اقتدار کشور را حفظ کنید و تن به امضای قرارداد مشکل درست کن برای ایران ندهید. فرمودند تا جان و توان در بدن دارند نخواهند گذاشت خیانتِ تسلیم کشور اتفاق بیفتد.
عرض میکنیم آقاجان! فرزندان بسیجی شما آحاد مردم متدین و حزبالله در این مسیر با تمام قوا تا پایان راه در کنار شما باقدرت ایستادهاند. مردم این را خوب فهمیدهاند اگرچه یک عده بزدل واداده و احمق سیاسی بیگانهپرست این را نفهمیدند اما مردم این را خوب فهمیدند که برای آمریکا دیگر چیزی نمانده است جز همین رجزهایی که بعضاً میخواند.
وقتی ایران سه روز بعد از اهانت امنیتی کشورش میتواند کیلومترها آنطرفتر از مرزهایش جایی که آمریکاییها در سه مایلی آن قرار دارند موشک نقطه زن بفرستد و دشمنش را نابود کند چه کسی میخواهد او را تحقیر کند. ایران نشان داده است که بر سر امنیت ملیاش با هیچ کشوری هیچ مماشاتی ندارد و قاطعانه و سخت اقدام بهموقع و سریع انجام خواهد داد.
میدانید که ایران بعد از آمریکا و روسیه برای دفاع از خودش تنها کشوری است که فرامرزی موشک میفرستد. موشکی که نقطه زن است و با سه چهار متر اختلاف هدف را نشانه میرود. این خیلی مهم است. معلوم است که نمیپذیرند و زیر بار نمیروند و میخواهند برای ایران مشکلات درست کنند.
فرمودند یک عدهای منافق و روشنفکر و ریاکار برای ملت و دولت نسخه تسلیم در مقابل آمریکا مینویسند. این را چندین بار در همینجا و درجاهای مختلف مردم بخصوص هر هفته اعلام میکنند که هرگز تسلیم آمریکا نمیشوند و زیر بار سیاستهای آمریکا نمیروند.
دنیا دید که دیروز ۷۰۰٬۰۰۰ جوان پرشور و انقلابی در سراسر کشور و ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در تهران تحت فرمان رهبرش بااقتدار تمام آماده است و آمده است تا با عملش با علمش و با تحرک اقتصادیاش و با تلاش و کار فردیاش با تلاش و کار اجتماعیاش و شبکهسازی اجتماعی و فرهنگیاش و با آتش به اختیارش سیلیهای متعددی به استکبار و آمریکا بزند.
مردم این کشور قابل تحقیر نیستند. مردم این کشور تربیتشده حسینابنعلی هستند که زیر بار ذلت نرفت و اینها هم نخواهند رفت. رهبری جوانان را صاحب کشور نامیدند و مشکلات را هم حلشده به دست جوانان دانستند که فقط باید مسئولین اعتماد کنند و کار را بسپارند به این قشر عظیم و پرشور و پرتوان که عده زیادی از آنها عالم و دانشمند از عرصههای مختلف هستند.
مسئولین استان نسبت به مطالبات اجتماعی بیتفاوت نباشند. نگذارند که خواستهای از خواستههای مردم تبدیل به یک معضل شود. بیش از دو سال است که راجع به بیمارستان حضرت امام تذکر میدهیم. حتماً باید طوری عمل کنیم که بیگانگان بتواند سوءاستفاده کنند؟ بهراحتی این مسئله به نفع مردم و اقشار کمدرآمد حل میشود. بهعلاوه که پرسنل هم از گرفتاری درمیآیند.
تعدادی از این آقایان بیش از ۱۰ ماه است که حقوق نگرفتهاند. شما یک سوزن به خودت بزن بعد یک جوالدوز به دیگری. مگر ۱۰ ما حقوق نگرفتن مسئله کمی است؟ بیش از چند هزار نفر افراد اجتماع گرفتار هستند. خوب است که دولت محترم که دنبال امر بهداشت و درمان هستند به کمک بنیاد شهید که قسمتی از کار مربوط به اوست اقدام کنند. این کار هم کمک به اقشار کمدرآمد است هم در مسیر سیاستهای بهداشتی دولت است. مبلغی هم که گفته میشود برای این کار لازم است که اینجا احیا شود والا باید بدهند به بخش خصوصی و اینهمه هم معطلی درست کردند نسبت به امور دیگری که دارد هزینه میشود مبلغی نیست. کار شاقی نمیخواهد انجام بگیرد. مگر اینکه دراینبین عدهای منافعی داشته باشند و فرصت سوزی میکنند که این را باید بداند که خدای تعالی فرصت استفاده مالی که در ذهن دارند را به آنها نخواهد داد.
۱۶ مهر سالگشت شهادت سردار رشید اسلام مدافع حرم اهلبیت سرتیپ پاسدار شهید حسین همدانی را که توسط خبیثترین افراد تروریستهای داعش صورت گرفت گرامی میداریم و برای سایر رزمندگان جبهه حق در سراسر عالم از خدای تعالی طلب نصرت و پیروزی داریم.
تعیین رئیس مجلس و رئیسجمهور و نخستوزیر جدید عراق که گزینههای عالی از جبهه مقاومت هستند نشان میدهد که سیاستهای آمریکا و عربستان و پولهایی که خرج کردند و قدرت ظاهری که دارند تعیینکننده نیست. این را هم به فال نیک میگیریم.
خبر صدور حکم برای اخلالگران اقتصادی هم خبر خوبی است. البته باید تداوم داشته باشد. مردم قاطعیت قضایی را در برخورد با مفسدین میخواهند. البته باید با دانهدرشتها سریعتر و سختتر برخورد شود.
نکتهای را هم رهبری دربیانشان درباره اربعین گفتند که مسئولین باید از الآن که به فکر کردن اربعین هستند مساعدتهای لازم در زمینههای لازم را فراهم کنند. سنگاندازیها را بردارند. اربعین یک همایش بزرگ شیعی است. در عالم بیبدیل است. این را باید تقویت کنند. ما هر چه هزینه کنیم برای کار فرهنگی بهاندازه کاری که در اربعین صورت میگیرد و بردی که دارد نخواهد بود. چرا بعضیها غفلت دارند؟ |
| 1397/7/6 | 1397/7/6نمایندگان مردم اجازه تصویب لوایح استعماری و قوانینی که برای مردم و نظام هزینهدارند را ندهند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه264
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. بحث درباره معیشت و اقتصاد بود. عرض کردیم اسلام هرگز نمیخواهد مسلمانی نیازمند و فقیر باشد. لذا دائماً تشویق به کار و تلاش و کوشش در عرصههای مختلف تولید میکند تا مسلمان بتواند در قسمتی از تأمین نیازهای اصلی جامعه تا رسیدن به خودکفایی اقتصادی فعال و کوشا باشد.
و عرض کردیم یکی از تأمینکنندههای زندگی، تولید و صنعت است. تا جایی که به خاطر فراوانی جمعیت و توسعه انسانها در نقاط مختلف برای تولید بیشتر محصولات کشاورزی و بلکه دامداری و دامپروری هم نیاز به استفاده از صنعت احساس میشود؛ و میبینید که در این قسمتها هم صنعت حضور دارد.
در صنعت چیزهایی تولید میشود که زندگی را آسانتر میکند و از طرف دیگر موجب خودکفایی و بینیازی از دیگران و عزت مؤمنین خواهد بود. از روایات به دست میآید که باید بااستعداد خدادادی و استفاده از نعم بیشمار الهی و کار و تولید و تلاش فراوان از غیر بینیاز شد؛ و با دیدی وسیعتر، کشورهای اسلامی از بیگانگان خودکفا باشند؛ یعنی جهان اسلام جهان خودکفا از بیگانگان باشد. باید خودمان را به این نقطه برسانیم.
تجارت و دادوستد هم مثل کشاورزی و دامداری و صنعت از همین قسمت است. تجارت همان دادوستد است و واسطهگری در کالا و کالا را از جایی بهجای دیگر بردن. تجارت باعث آباد شدن اجتماع میشود و شخصی که تجارت میکند دارای منزلت و اعتبار اجتماعی میشود. تاجر کسی است که در جامعه تنبل نیست. مشغول کار و فعالیت است. کل بر دیگران نیست.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: از تجارت و کسب به علت نیاز به دیگران کنارهگیری نکنید. چون موجب اهانت خواهد بود. دادوستد کنید خداوند به شما برکت دهد. همیشه تجارت وقتی رونق پیدا میکند که تولید رونق داشته باشد. رابطه آنها باهم مستقیم است. البته تولید بیشتر باعث رونق و تجارت بیشتر میشود.
خود تجارت یک واسطهگری است و معمولاً خود شخص نقشی در تولید ندارد؛ اما تولیدات را به مقصد میرساند. باعث رونق تولید خواهد شد. لذا امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- در نامهای که به مالک اشتر مرقوم فرمودند در آنجا نکاتی را درباره تجارت گفتند که تجارت را منشأ خیر و منفعت معرفی میکنند.
فرمودند: درباره بازرگانان و اهل صنعت سفارش نیک کن. خواه آنان که در شهرها مقیم باشند یا آنان که بین این شهر و آن شهر با مال خود در آمدوشد هستند. (از این شهر به آن شهر جنس را میگیرد و بهجای دیگر میبرد) اینها مایه منافع و اسباب آسایش و آورنده کالاها از جاهای دور و از دریا و خشکی و کوه و دشتاند و اینهمه چیزها را از جاهای دور میآورند که مردمان را نیرو و جرئت رفتن به آنجاها نیست.
بعضی وقتها دیدهاید در تلویزیون نشان میدهد که با مشقت و سختی از صخرههای بالا میروند که هرلحظه احتمال مردن آنها هست که ممکن است از این ارتفاعات بلند بیفتند. میروند از کندوی عسل مقداری عسل میآورند با خودشان حمل میکنند و بهجاهای دیگر میبرند که بفروشند. بعضی وقتها خودشان هم از آن عسل استفاده نمیکنند. امیرالمؤمنین همین را میفرمایند.
و در ادامه فرمودند: پس آنان صلحی هستند که بیمی از حیله و مکر و بدبختی در آن نمیرود و باید به امور ایشان چه در حضور خودت و چه در اطراف کشورت رسیدگی شود؛ یعنی امور آنها را راحت کن و کار تجاری آنها را آسان کن. البته این تذکر درباره تجارت مثبت است.
حضرت در همان نامه هشدار میدهند به کاسبیهای غلط. میفرمایند: و با این وصف بدان که در میان کاسبان و بازرگانان بسیار کسانی هستند که معاملاتی بد دارند. بخیل هستند و احتکار میکنند و در دادوستد اجحاف روا میدارند. اینها را که حضرت میگویند (ما باید اینطور نباشیم) و اینها همه باعث زیان بندگان است (به اجتماع ضرر میرسانند) و عیب بر والیان هستند. (والی باید در مقابل آنها بایستد) پس از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا از آن منع فرمود.
امروز در همهچیز احتکار است. درباره هر موضوعی که شما الآن فکر کنید یک عده ذخیره میکنند که ببینند فردا چه میشود. خیلی بد است. اسلامی و الهی نیست. باید که خریدوفروش آسان صورت پذیرد و با میزان عدل انجام گیرد و با نرخهایی که نه به زیان فروشنده باشد و نه به زیان خریدار. حضرت در ادامه فرمود: و آنکس که پس از منع تو دست به احتکار بزند او را کیفر کن تا مایه عبرت دیگران گردد و در کیفر دادن زیادهروی مکن.
اینکه ببینیم فردا چه میشود حرف بسیار خطرناکی است. اسلامی نیست. خیلی از مسائل و گرانیهایی که الآن در جامعه وجود دارد ربطی به ارز و طلا و دلار ندارد. مدیریت چون ناقص است این مسائل به وجود میآید. ولی خود مردم باید به خودشان حواسشان بیشتر باشد. بعضاً خود ما بیشتر به این امور دامن میزنیم. مواظب باشید.
پس تا اینجا خلاصه این شد که چون کشاورزی قسمت عمده نیازهای غذائی بشر و دام موردنیاز انسان را تأمین میکند، باید بیشتر موردتوجه باشد. و در پرداختن به او اولویت هست. بخصوص در منطقهای که بیشتر آبوخاک دارد؛ و در مرحله بعد، باید به دامپروری و تولید در این زمینه پرداخت. معمولاً اینطور است که هرچه در کشاورزی پیشرفت بیشتر شود زمینههای بیشتری برای دامپروری فراهم میشود. در مرحله سوم صنعت و در مرحله آخر تجارت، دادوستد و واسطهگری است.
البته اگر در کشوری بحث کشاورزی آباد شود خیلی از مشکلات در آن کشور حل میشود. من مکرر برای دوستان عرض کردم؛ امام حسین –علیهالسلام- را به خاطر ری به شهادت رساندند. ری کجاست؟ از حسنآباد است تا ساوجبلاغ. بخصوص منطقه ساوجبلاغ و هشتگرد. چون آبخیز بوده است و آب فراوانی داشته است. باغات و کشاورزی و دامپروری بسیار توسعه داشته است.
تا چند سال قبل هم دیده بودید که در آن منطقه ۲/۳ متر زمین را میکنند به آب میرسیدند. الآن آنقدر دزدی چاه آب کردند و بارندگی هم که کم شده است آبهایی که مربوط به ۲۵۰ سال قبل بلکه بیشتر است رادارند بالا میکشند و این ضرر دارد. میدانید زمین وقتی خشک شود مثل پوست دست میماند که خشک شود چروک برمیدارد و بعد میریزد. گود میشود و آسیب جدی به محیطزیست خواهد زد.
یک منطقه حاصلخیز کشاورزی را سیاستی آمده است و گفته است که باید صنعتی شود. کل درختان و باغات را از بین بردند که صنعتی کنند. الآن نه کشاورزی دارد نه صنعت. در دولتهای قبل و زمانهای قبل هم این کار صورت گرفته است.
بههرتقدیر الآن در کشورمان اگر سیاستگذاران به مسئله کشاورزی اهمیت بدهند دنیا را میتوانند اداره کنند. ایران از بعد کشاورزی آنقدر قابلیت دارد و توانایی دارد و خاک حاصلخیز دارد که میتواند همه نیازهایش را از طریق کشاورزی حل کند. چون اعتقاد به اهلبیت و قرآن و روایات داریم از آن باب دارم عرض میکنم.
برای تکمیل این بخش به بعض روایات که ما را توجه میدهند که در معاملات چگونه رفتار کنیم، اشاره میکنم. رسول خدا فرمودند: خداوند متعال بندهاى را دوست دارد که آسان فروش و آسان خرید باشد (یعنى در خریدوفروش سختگیر نباشد)؛ و یا رسول خدا به روایت امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: خدا به آدم آسان فروش و آسان خرید برکت دهد. امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: مغبون کردن مؤمن حرام است. یا قسم خوردن در معاملات که بسیار مذمت شده و قبلاً به روایاتی اشاره کردم.
رسول خدا -صلیاللهعلیهوآله- فرمودند: بدترین جاهاى زمین بازارهاست که میدان شیطان است، (بازاری چه خریدار و فروشنده هر دو بدانند که وارد محل کارزار شیطان شدند هر دو باید مواظب باشند همین بدترین جا میتواند بهترین جا باشد اگر کسی مواظب باشد) بامداد پرچم خود را برمیافرازد (شیطان) و تخت خود را مىنهد و زادوولد خود را پراکنده مىسازد؛ (میگوید بچهها به بازار بروید ببینم چه میکنید) پس با وسوسه آنان، یکى پیمانه را کم مىدهد، یکى بد مىکشد، یکى بهاندازه گزى (۷۰/۷۵ سانت) از پارچه مىدزدد و یکى در معرّفى جنس دروغ مىگوید؛ (این چند مورد را پیغمبر اکرم فرمودند بقیه را خودتان بلدید) و شیطان (به فرزندان خویش) مىگوید: بچسبید به مردى که پدر او مرده (و بىپشتیبان) است (ابن آدم) درحالیکه پدر شما زنده است؛ و پیوسته با اولین کسى که وارد بازار مىشود وارد مىشود و با آخرین کس بیرون مىرود.
هم کسبه هم خریدار همه باهم حواسشان باشد که در این معرکه شیطان خودشان را حفظ کنند و مواظب باشند که مشمول آیات و روایاتی که در این جلسات متعدد برای شما خواندیم نشوند. یکی مبتلابه احتکار میشود. یکی مبتلابه ربا میشود. یکی مبتلابه دروغگویی میشود. مواظب باشیم که رزق خودمان را حرام نکنیم. باید به خدا پناه برد از شر شیطان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در صورت لزوم برای حفظ دین خود از محلی که در آن زندگی میکنند اگر ببینند که دین آنها درخطر است مهاجرت میکنند. دائماً اهل مجاهده و یاد قیامتاند و به فکر حسابوکتاب آخرتاند.
مولانا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۴۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: خداوند خَبّاب بن اَرَتّ را بیامرزد، که باعلاقه مسلمان شد و باعلاقه از وطن مهاجرت کرد و جهادگر بود. خوشا به حال کسى که به یاد روز قیامت باشد و براى حساب کار کند و بهاندازه معیّن از روزى بسنده کرده و از خداوند خوشنود باشد. «یَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَائِعاً وَ عَاشَ مُجَاهِداً، طُوبَى لِمَنْ ذَکَرَ الْمَعَادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ».
خبّاب یکی از یاران امام و از مهاجرین بود. بعد از جنگ صفین در کوفه از دنیا رفت. گفتند اولین کسی است که امام او را با دست خود دفن کرد. حضرت او را با سه صفت ستود: ۱٫ اسلام آوردن از روى میل و رغبت ۲٫ مهاجرت علاقهمندانه وى با پیامبر خدا، از روى میل و رغبت ۳٫ زندگى خود را با پیامبر خدا در جهاد با کفّار و در زمان امام -علیهالسلام- در جهاد با سرکشان، خوارج و بیعت شکنان، گذراند. پسرش عبدالله بن خباب را خوارج کشتند و على -علیه السّلام- خون او را از آنها مطالبه کرد.
مهم این است که انسان اگر درجایی نتوانست دین خودش را حفظ کند وظیفه دینی، مهاجرت است.
۱۹ محرم کاروان احرار و آزادگان عالم به قافلهسالاری امام سجاد و زینب کبرا -سلاماللهعلیهما- از کوفه به سمت شام بهقصد ایجاد خفقان بیشتر، ترس و تحقیر و از طرفی جهت تبلیغ و بهرهبرداریهای سیاسی، حرکت داده شد؛ و قسمت دیگری از مأموریت خطیرشان با همه سختیها و مصائبی که در پیش بود، از دروازه ساعات و باب توما و مجلس یزید و خرابه شام و خطابههای آتشین در افشاگری یزید و خاندان پلید او و مبارزه نرم اهلبیت آغاز شد و تا آنجا پیش رفت که یزید تحمل نکرد و دستور داد کاروان به سمت مدینه برگردد.
و همچنین ۲۷ محرم سالگشت تخریب حرمین عسکریین و سرداب مقدس حضرت حجت -سلامالله علیهم- در سامراء است؛ که توسط دشمنان اهلبیت واقع شد و برگ ننگین دیگری در تاریخ جنایات وهابیت ثبت شد. با ۲۰۰ کیلو مواد منفجره، گنبدهای حرم مطهر را ویران کردند و دل اهل ایمان را داغدار کردند به خیال اینکه همانطور که امامان را به شهادت رساندهاند و ازنظر جسمانی آنها را از بین مردم گرفتند، میتوانند آثار وجودی آنان، معارف و هدایتهای آنان را هم از بین ببرند.
کما اینکه در طول تاریخ تا توانستند قبور ائمه را تخریب کردند، قبر امام حسین -علیهالسلام- قبور اهلبیت در مدینه را ویران کردند تا شاید بتوانند از ارادت مردم کم کنند. ولی نتیجهای نگرفتند. و ارادت مردم بیشتر شد.
این نکته را هم حتماً توجه دارید که اینگونه اقدامات که توسط دشمنان اسلام، هدایت میشود اهداف مختلفی را مثل اختلافات فرقهای و جنگهای داخلی، مبارزه بافرهنگ انتظار و مهدویت، حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و تنش دائمی در جهان اسلام دنبال میکند. درست است که میل دارند اسلام کلاً نباشد ولی همین آتش را وقتی زنده نگه میدارند به این اهداف هم میرسند که به کوری چشم سلفیها و لطف الهی با کمکهای مردم دلداده اهلبیت بهتر از قبل ساخته شد.
به عتبات استان همعرض کردیم پولهایی را که از مردم جمع میکنید متمرکز در سامرا شود که قسمتهایی که مانده توسط مردم البرز انشاءالله تکمیل شود. بخصوص درها را خود استان تقبل کرده است که انجام شود و شما کمک خواهید کرد انشاءالله. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان امیرالمومنین و خاندانش قرار دهد انشاءالله.
۷ مهرماه سال ۶۰ پنج نفر از فرماندهان ارتش و سپاه؛ سرلشکر فلاحی، سرتیپ نامجو، سرتیپ فکوری، کلاهدوز و محمد جهانآرا که عملیات موفق شکست حصر آبادان را فرماندهی کرده بودند و بهقصد گزارش به خدمت امام (ره) از منطقه آمده بودند هواپیمایشان نزدیک تهران سقوط کرد و به شهادت رسیدند. البته سقوط این هواپیما مشکوک است و هنوز شبهه دارد.
این روز را روز بزرگداشت فرماندهان شهید دفاع مقدس نامیدند. تا از مجاهدتها و رشادتهای آنان و همه فرماندهان ردههای مختلف ارتش و سپاه و بسیج بیادعای دوران دفاع مقدس تقدیر شود. کسانی که از همه توان و فکر خود استفاده کردند تا نگذارند گوشهای از کشور در دست دشمن بماند. باید زندگی و خاطرات این عزیزان و دیگر رزمندگان مکرر در مکرر به بیان مختلف مطرح شود.
قطعاً بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع فرماندهان و هنرمندان جنگ ملاحظه فرمودید. چراغ راه حرکت عزیزانی است که در مسیر نشر ارزشهای دفاع مقدس قدم برمیدارند. باید این چراغ پرفروغ در داخل کشور فروزنده بماند که با کنگرهها و اجلاسها و یادوارهها قسمتی از این کار صورت میگیرد و قسمت دیگر هم با تولید کتاب و فیلم و استفاده از ابزار هنر.
باید فرهنگ دفاع مقدس و دریای بزرگ معرفتی آن به نسل بعد منتقل شود و هرچه در این مسیر کار شود کم است. نشانه کمکاری این است که امروز شما به بعض نوجوانان کم سن و سالی که در اطراف خوددارید توجه کنید و از او راجع به مثلاً فوتبال و بازیکنان آن بپرسید از ۵۰ سال قبل را با تمام خصوصیات که فلان کس در کجا بوده و چه بازیهایی کرده و چند تا گل زده، پایش کی دررفته و امثال ذالک را بیان میکند.
اما از او بپرسی خصوصیات شهیدی که کوچه شما به اسم اوست را میدانی؟ نمیداند! این نشاندهنده این است که کارنکردهایم. چطور است بچهای که حتی فوتبال آن سال را ندیده است و نه ارتباطی دارد که مربوط به کشور خودمان هم نیست خوب بلد است. انگیزه برایش درستشده است. زمینه برایش فراهمشده است.
یکدفعه میبینید کل کشور صداوسیما درودیوار و بنر همهچیز متوجه یک موضوع است به اسم جام جهانی؛ اما آیا درباره شهدا ما چنین کاری را کردیم؟ الآن کنگره شهدا دارد در این استان برگزار میشود. آیا شما بویی از این قصه حس میکنید؟ شهر بوی شهید میدهد؟ بنرهایی که در شهر زدهشده است آیا درباره این قصه توسعه دارد؟ آیا ادارات ما برای این کنگره خودشان را نشان دادند؟ حرکتی انجام دادند؟ دستگاههای تبلیغاتی کار خودشان را خوب انجام دادند؟ وظیفه خودشان را درباره این کنگره انجام دادند؟ لااقل ۱۰/۱۵ روز رنگ و بوی شهر را عوض میکردید. چه کردید؟
الآن کنگره ۵۲۵۰ شهید استان البرز دارد برگزار میشود. چقدر آحاد مردم را در این قصه شرکت دادیم؟ خیلی بد خواهد شد. نوجوانها و جوانها حتی بعضی اسطورهها و قهرمانان را که معمولاً تکرار میشوند را هم نمیدانند. از عملیات ثامنالائمه که همین چند روز پیش سالگشت آن بود یا عملیات فتح خرمشهر، فتحالمبین و بیتالمقدس بپرسیم از بچهها که فرماندهان این حماسهها چه کسانی هستند؟ سرداران بزرگ کشور را که کشور را در هشت سال جنگ حفظ کردند چه کسانی هستند؟ میدانند؟
کتاب درسی و مدرسهای هم اگر درست شد عکسها چیزهای دیگر شد. اگر لباس بافته شد نوشتههایی که روی لباسها بود چیزهای دیگر شد. چرا اینگونه است؟ آیا این نشانه کمکاری نیست؟ نمیبینیم که دشمن به بهانههای مختلف تلاش میکند که فرزندان ما از این امور فاصله بگیرند؟
برای ما سند ۲۰۳۰ مینویسند و متأسفانه یک عده غربزده واداده هم دنبال میکنند که عملی شود و در آنیکی از چیزهایی که دنبال میشود همین است که فرهنگ ایثار و شهادت و ظلمستیزی را به اسم خشونت معرفی میکنند. اگر حماسهای در کتب درسی بیان شد میگویند بچهها دارند خشونتطلب میشوند و بعد تلاش میکنند که از کتب درسی حذف شود و جایگزین آن خرافات و غیر واقعیات قرار گیرد؛ و متأسفانه گاهی عمل هم میکنند.
یکی دو نکته را بنده همینجا خودم عرض کردم که به اسم خشونت امام حسین و قاسم بن الحسن و اهلبیت را از ما میگیرند؛ یعنی فرهنگ شجاعت و زیر بار ظلم نرفتن و استکبارستیزی و مجاهدت درراه اهداف بلند الهی را میگیرند؛ و بهجای آن کارتونها و فیلمهای سینمائی و بازیهایی که از آغاز تا انتها خشونت و خونریزی و دروغ و فحشاست که چیزی از روح و روان بچه باقی نمیگذارد را آزاد میگذارند و توسعه میدهند. در مغازههای بقالی هم میفروشند و کسی هم چیزی نمیگوید.
امروز تلاشِ مدون و دقیق با استفاده از همه ابزارها برای رساندن پیام شهیدان و رزمندگان به گوش مخاطبین، بهخصوص جوانان و نوجوانان از اهم واجبات فرهنگی است. بیشتر وصیتنامهها را که ملاحظه میکنید بر روی احکام الهی بخصوص حجاب و بر مسئله اصل ولایتفقیه تأکیددارند که همین دو هم امروز بالصراحه مورد هجمه قرارگرفته است. ما این را در جلسات مختلف به دوستان عرض کردیم، دیروز هم که حضرت آقا تأکید فرمودند که برای مخاطبین غیر داخل هم باید تولید محتوا کرد.
اگر انقلاب اسلامی با جنگ به جهان صادر شد که شد، باید نگذاشت دیگران اذهان مردم جهان را از مسیر منحرف کنند. نباید سرمایههای فرهنگی را از دست داد. یکوقت در زمان جنگ گفته بودیم هرکدام از دوستان طلبه که برمیگردند هرچه خاطره دارند جمعآوری شود ولو ساعتها باشد تا امروز همه آن خاطرات شده است منشأ آثار و برکات که از آنها فیلم درستشده است. داستان گفتهشده است. شعر گفتهشده است. رمانهای کوتاه و بلند نوشتهشده است. نقاشی و عکس از آنها تولید کردند و یک بستر مناسبی شده. چون انسان از آن صحنه که خارج شد بهمرور خاطرات از ذهنش میرود و ما خواستیم که در لحظه خاطرات ثبت شود. خیلی جدی باید به این مسئله پرداخت.
نکته دیگر اینکه مشکلات کشور بخصوص درزمینهٔ اقتصادی و جنگی که در آن واقع شدیم جز با همان روحیه و باور زمان دفاع مقدس جواب نخواهد داد و پیروزی به دست نمیآید.
سخنان بیربط و هزیانگونه و تمسخرآمیز رئیسجمهور آمریکا برای اولین بار در دوران سیاسی این کشور موجب خنده و تمسخر جامعه جهانی شد. تا حالا شرکتکنندگان در مجمع عمومی سازمان ملل به رهبر کشوری با صدای بلند نخندیده بودند. پوزخند زدهاند، خنده آرامی کردهاند؛ اما یکدفعه کل جمعیت باهم بخندند تا حالا واقع نشده است. حرفهای بیربط و ستیزهجویانهای هم راجع به ایران زد و خواست که ایران هراسی را توسعه بدهد که موفق نبود.
انزوای سیاسی آمریکا و ورشکستگی او از جهات مختلف کاملاً مشهود است؛ اما حالا عدهای که سرسپرده هستند نمیخواهند قبول کنند امر دیگری است. در مقابل سخنرانی رئیسجمهور محترم امسال در سازمان ملل با سالهای گذشته فرق داشت و توانستند با استفاده از پشتیبانی و حمایت مردمی بابیان منطقی، بیمنطقی آمریکا را تبیین کرده او را مفتضح و کشورهای جهان را دعوت به همکاری برای رفع مشکلات منطقهای کنند.
که لازم است اولاً از ایشان تشکر کنیم ثانیاً از ایشان بخواهیم با همین منطق و توان در مسائل داخلی و حل معضلات اقتصادی اقدام عاجل و محکم داشته باشند. برنامه اقتصادی و همکاران اقتصادی خود را ترمیم و تقویت کنند؛ با برنامهریزی و اجرای دقیق ارزش پول ملی را بهجای اول برگردانند و به بازار لجامگسیخته طلا و ارز و مسکن و کالاهای موردنیاز مردم و همچنین تولید و اشتغال، جهادی وارد شوند و تحرکی به کارهای اقتصادی بدهند و با انتصاب افرادی معلومالحال بیکفایت که امتحان خود را پس دادهاند مردم را به آینده ناامید نکنند. دست نفوذیهای دشمن که اهداف بیگانگان در تنگنا قرار دادن مردم را در بعض مراکز تصمیمگیری دنبال میکنند را قاطعانه قطع کنید.
دشمن ما بیوقفه علیه ما در همه عرصهها کار میکند، میبینید در فضای منطقهای دائم به ایران تهمت میزنند که ایران حامی تروریسم در منطقه و جهان است و منطقه را بیثبات کرده، به یمن کمک نظامی میکند. باید با ایران مقابله کرد باید جلوی موشکهایش را گرفت. آنان مدتی است رسماً میگویند باید اختلافات قومی و مذهبی و اغتشاش راه انداخت. باید داخل ایران را ناآرام کرد.
و از هر فرصتی استفاده میکنند که روز رژه نیروهای نظامی در اهواز را ملاحظه کردید که به همه مردم و بهخصوص اهوازیهای عزیز همدردی میکنیم و اعلام میکنیم؛ داعش و تکفیری و فرقههای معاند بهزودی طعم آتش سوزان غضب سربازان ایران اسلامی را با تمام وجودتان حس خواهید کرد.
با فشار اقتصادی میخواهند زندگی ما را مختل کنند؛ و تحت سلطه بگیرند نمیدانند که ایرانی با این چیزها تحت سلطه نمیرود. از روی نفهمی گفتهاند میخواهند بازار نفت ما را به صفر برسانند. اولاً اگر مقدار صادرات کم شود قیمت بالا میرود که جهان نمیپذیرد. ثانیاً جوابهای متعددی دارد ولی جواب مادرش آن است که رئیسجمهور گفتند؛ اگر نفت ایران خارج نشود، نفت هیچکس از این منطقه خارج نخواهد شد.
بهترین کار در این جنگ اقتصادی همان است که رهبری پیشنهاد دادند. برای جلوگیری از خوی استکباری آمریکا باید کشورها معاملات با دلار را کنار بگذارند و برای خودشان قراردادهای پولی ببندند.
درباره fatf نمایندگان مجلس به بیانات صریح رهبری توجه کنند که اگر میکردند قطعاً لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمانیافته را از دستور کار خودشان خارج میکردند. نه اینکه خارج از دستور بیاورند در مجلس دوباره او را مطرح کنند.
در حال پیگیری هستند که تصمیماتی را بگیرند نمایندگان مجلس باید وظیفه خودشان را در این مقطع انجام بدهند. شما نماینده مردم هستید و باید مواظب باشید که خداینکرده قوانین استعماری و قوانینی که هزینه برای نظام و مردم درست میکند را اجازه تصویب ندهید.
مسئله دیگر شورای شهر کرج است و کسانی که مدیریت پشت پرده دارند. نگذارید شهر بیشازاین آسیب ببیند. این تذکر جدی من است که برای بار چندم میدهم که سریعتر مسئله را جمع کنید. نگذارید رأی مردم ضایع شود و مسیری طی شود که نتیجهاش انحلال شورای شهر خواهد بود. عدهای سرشاخه نشستهاند و بن میبرند. توجه ندارند. باز برای اتمامحجت میگویم، چون بنده باید این مسئله را عرض کنم. نزدیک یک سال است که دارد میگذرد و منابع و منافع و امکانات شهر به خاطر سیاسی بازی و سیاستبازی یک عده اینگونه معطلمانده است. اینها واقعاً به صلاح نیست باید زودتر فکری کرد.
۷ مهر سال ۶۰ سالگشت شهادت شهید هاشمی نژاد توسط منافقین است. یاد و خاطره این شهید عزیز را که با قلم و بیان شیوا و رسا تبین معارف دین میکرد و شبهات را پاسخ میگفت و از مبارزین شجاع و زندان کشیدههای دوران ستمشاهی بود را گرامی میداریم. خدای تعالی با اجدادش محشور بگرداند. ۹ مهر روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی را گرامی میداریم. |
| 1397/6/30 | 1397/6/30توسط مجلس، ناقض اصول ۳ و ۱۵۴ قانون اساسی است CFT تصویب لایحه | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه265
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایها المومنون و المومنات اوصیکم و نفسی بالتقوا الله
اهل تقوا با استفاده از آموزههای اسلامی، تأکیددارند که فرد مسلمان باید اهل کار و تلاش باشد و بیکاری و تنبلی و ترک کوشش بسیار مذمت شده و شخص بیکاری که از دست رنج دیگران بهره میبرد در فرهنگ اسلامی تحقیرشده است. اولیا الدین بهعنوان یک اصل اسلامی بر تلاش و کار و کلَ بر دیگران نبودن تأکیددارند و در هر فرصتی که فراهم بوده مردم را تشویق کردند به تلاش کردن و فعالیت داشتن و درستکار کردن. فرمودند: «کسی که بار خود را بر گردن دیگران بیندازد، ملعون است.» بار زندگیاش را، کار نکند، فعالیت نداشته باشد، دیگران زندگی او را تأمین بکنند، بااینکه خودش توانایی این کار را دارد، ملعون است؛ مورد لعن خداست، یعنی از رحمت خدا دور است.
اگر جامعه تعادل اقتصادی نداشته باشد، میرود به سمت بیعدالتی و در همین فضا طاغوت اقتصادی به وجود میآید که کارشان مکیدن سرمایههای مردم و فقیر کردن جامعه و ایجاد اختلاف طبقاتی است. امیرالمومین سلاماللهعلیه در نهجالبلاغه بیانی دارند در جواب کسانی که آمده بودند نزد حضرت و درخواست داشتاند که با خلیفه سوم عثمان بن عفان سخن بگوید، خب عثمان در تاریخ خواندهاید و شنیدهاید که بالاخره مشکلاتی برای جامعه اسلامی به وجود آورده آن زمان؛ بهطوریکه بالاخره برعلیه او قیام کردند و کشتند او را. آمدند پیش امیرالمؤمنین که او سخن بگوید، برود باعثمان بالاخره مطالب را بیان کند. حضرت آمدند و باعثمان به سخن پرداختند. عثمان به امیرالمؤمنین، یعنی از حضرت اینطور خواست که از مردم بخواهد که به من مهلتی بدهند تا از بیعدالتیها جلوگیری کنم چون وضعیت بیعدالتی در زمان عثمان خیلی بالاست. من حالا فرصت بیان آن نیست که چه اتفاقاتی افتاد، خراج یک کشور را مثلاً داد به یکی از بستگانش، تقریباً مثل بعضی از تخلفاتی که الآن صورت میگیرد، یک حرکاتهای اینجوری انجام شد. متأسفانه.
درآمدهای نجومی برای افراد خاصی واقع شد؛ و وضعیت اقتصادی جامعه به هم خورد. امیرالمؤمنین با او سخن گفت، او هم گفت پس از مردم برای من یکوقتی بگیر که من جبران بکنم، اما ببینید امیرالمؤمنین چگونه محکم باصلابت و انقلابی جواب دادند. حضرت فرمودند: «آنچه در مدینه است، مهلتی نمیخواهد؛ و آنچه بیرون از مدینه است، مهلت بهاندازه رسیدن دستور تو به آنجاست.» آنهایی که در همین شهر مدینه هستند، خب همین الآن اقدام کن. آنهایی هم که خارج از مدینه هستند، همینکه دستورت برسد تمام است دیگر. این جواب بسیار گویا و درسآموز است. برای مسئولینی که این وظایف رادارند، قاطع و صریح میبینید رهبری، رهبر معظم انقلاب راجع به پیگیری مفاسد اقتصادی دستور صریح دادند. در خطبه نماز عید فطر دو سال قبل راجع به مباحث درآمدهای نجومی و امثال ذالک نکاتی را فرمودند. اخیراً باز تأکید کردند به دستگاه قضایی، به دستگاههای دیگر.
خب میبینید که تعلل میشود؛ و در مسائل بیَن و روشن بازمیگویند هنوز وقتش نرسیده یا باید سر فرصت بررسی کنیم، ببینیم چگونه است. فرصت سوزی میکنند، متأسفانه.
و اینگونه سخن گفتنهایی که افراد دارند برخلاف شیوه امیرالمونین سلاماللهعلیه است؛ اما علیهمالسلام میفرماید: «حق ندارید بیعدالتی مالی را تأخیر بیندازید.» جامعه آسیب میبیند، میبینید ما هم الآن مبتلاییم دیگر.
بیعدالتی مالی و اقتصادی اگر تأخیر درش واقعه بشود، جامعه آسیب میبیند. روایات متعددی دارد که حتماً بعضی وقتها اقدام به قیام میکنند. خب این باید این آقایان که کار دستشان است، مواظب این حرفها باشند و دقت داشته باشند. باید اقدام انقلابی و محکم داشت تا مسائل اقتصادی اصلاح شود؛ و الا ظالمان و طاغوتان اقتصادی که نفوذ در دستگاهها دارند نمیگذارند که کاری پیش برود. باید محکم ایستاد و ریشهشان را خشک کرد.
هر کس راضی باشد که ظالمی که ظلم اقتصادی میکند، ظلم مالی میکند، دستدرازی در بیتالمال دارد و اموال عمومی را دستدرازی میکند، مشغول کار باشد و دستش در این امور باشد، مشمول روایت امام صادق علیهالسلام است؛ که حضرت فرمودند: «هر کس دوست بدارد که ستمگران در سرکار باشند، دوست دارد که مردم خدا را معصیت کنند.» خیلی حرفی عجیبی است. اگر یک کسی که دستدرازی اقتصادی دارد، در جامعه مسئولیتی داشته باشد و او را عذلش نکنند، کنارش نگذارند هرکسی که او را سرکار گذاشته دوست دارد که در جامعه معصیت مستقر بشود؛ و معصیت گسترده بشود.
در بحث معیشت و مسائل تولید و اشتغال رسیدیم به صنعت. دو جلسه قبل رسیدیم به بحث صنعت که در اقتصاد فرد و جامعه مؤثر است. عرض شد در قرآن و روایات هم به این مسئله اشارهشده و برای بهتر شدن و بهرهبرداری بهتر از صنعت دستوراتی از اهلبیت به ما رسیده است. مثلاً برای اینکه استفاده صحیح از صنایع برده بشود، لازم است افرادی که ورود میکنند، آگاهی لازم و دانش کافی در آن کاری را که وارد میشوند را داشته باشند. رسول خدا صلیالله و علیه و آله و سلم فرمودند: «هر کس بدون علم به کاری، حالا یا مهارت و تخصصی هر چیزی که هست، کاری انجام دهد، بدون اینکه علم آن کار را داشته باشد، وارد آن کار شود، بیش از آنکه آباد کند، خراب میکند.» چه حرف بلند و حکیمانهای است! کسی که کاری را بلد نیست، واردش شود، بهجایی اینکه درست کند، خراب میکند. بدون مهارت لازم وارد عرصه صنعت مثلاً کسی بشود که بخواهد کار صنعتی انجام دهد، هم خودش ضرر میکند، هم به جامعه ضرر میزند، سرمایههای مادی و معنوی را از بین میبرد. خب بعضی از این چیزهایی که ساخته میشود، بیرون میآید، میبینید از استحکام و دوام لازم برخوردار نیست.
معلوم میشود که خواسته همینطوری یکچیزی درست بکند و در اختیار قرار دهد، هم تضعیف سرمایههاست، هم تضعیف شخصی است. رسول خدا فرمودند: «هرگاه میخواهی کارکنی، آن را بادانش، یعنی اطلاع، مهارت و خردمندی انجام بده.»
خب ازآنجاییکه تولیدات، تولیدات صنعتگران و هر تولیدکنندهای در اختیار مشتریان قرار میگیرد، در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد، این مصرفکنندگان بعضی هاشان داخلیاند، بعضی هاشان خارجیاند. لازم است که از استحکام و دوام لازم برخوردار باشد.
اگر جنسی که ساخته میشود، چه در داخل آن قوام لازم را داشته باشد، خب بازار را میگیرد. تولیدش بالا میرود. فروشش بیشتر میشود. مورد اقبال و توجه قرار میگیرد. توسعه پیدا میکند. نتیجهاش رشد اقتصادی است؛ هم برای خود آن شخص و هم برای جامعه و کشور.
صنعتگر مسلمان باید با استفاده از آموزههای دینی بهترین تولید و باکیفیتترین محصول را ارائه کند تا تولیدات مسلمین جهانی باشد. چرا ما باید از یک کشور، خیلی واقعاً بعضی وقتهای دیدید، تسبیح را از چین میآورند. تسبیح از چین میآید! بعضی از این تولیداتی که باید مربوط به جهان اسلام باشد، یعنی خود جامعه اسلام باید تولید کند، از کشورهای کفر، کشورهایی که اصلاً دین هم ندارند؛ برای ما ترتیب میدهند، درست میکنند. اینها ظلم است. اینها را باید بهش بیشتر توجه کرد. ببینید امام صادق علیهالسلام برای بهتر شدن اوضاع تولید چه تذکری داده است؟
حضرت فرمودند: «کل ذی صناعه مضطر إلى ثلاث خلال یجتلب بها المکسب.» هر صنعتگری برای اینکه کار خودش را توسعه بدهد، رشد بدهد و بتواند مشتری جذب بکند و جلب بکند و این کارها توسعه پیدا کند به سه چیز احتیاج دارد؛ و هو أن یکون حاذقا بعمله، مستمیلا لمن استعمله. خیلی این کوتاه است ولی پر مفهوم است. اولاً اینکه در کارش مهارت داشته باشد. حاذق به عمل. به عملی که انجام میدهد و آن کاری که میخواهد بکند، مسلط بر آن کار، علم لازم به آن کار را داشته باشد. توانایی لازم را داشته باشد. حاذق باشد. توانایی کامل داشته باشد. این اولاً.
ثانیاً مؤدیا للامانه فیه. امانت دارد باشد. سرمایه را امانت بداند، وقت را امانت بداند، مردم را امانت بداند، کار را امانت بداند. کسی که امانتدار است، دزدی نمیکند. بعضی از کارها که میآید بیرون، انسان میبیند، میبیند که دزدی شده توش، امانتداری نشده. حق مطلب ادانشده. باید محکم میکرده، محکم نکرده.
این سه چیز را اگر هر صنعت گری رعایت بکند کارش رشد میکند. یک، انسانهای باتجربه بر سرکار باشند؛ عالم. دو، امانتداری داشته باشد؛ و سوم مستمی لا لمن استعمله. مراجع کننده را بهش توجه بکند؛ یعنی مشتری مدار باشد. حواسش به مشتریهایش باشد. اگر این سه مورد رعایت بشود، جهشی در تولید و صنعت به وجود خواهد آمد.
مولای ما امیرالمؤمنین علیه افضل و صلوات المسلین میفرمایند: «خردمند یعنی عاقل، خردمند کسی است که ساختههای خود را نیکو بسازد؛ و کوشش خود را درجاهایی که لازم است به کار اندازد.» تلاش میکند یکچیزی درستی باکیفیت تمام، بعضی وقتها هم باکیفیت ساخته میشود، برای یک مرحله مشتریاش را که جلب کرد، آرامآرام ازش چهکار میکند؟ میدزدد. آرامآرام ازش کم میکند. این میشود آن ضد امانت. امانتداری را از دست بدهد مشتریاش را از دست میدهد.
پس جامعه زنده و فعال در حال رشد و توسعه دائماً به تقویت صنایع و تشویق صنعتگران نیازمند است. باید از کارشناسان و متخصصان متعهد استفاده کرد، با فنون جدید آشنا شد، تولیدات نو و تازه را عرضه کرد و هرگز نسبت با آینده تردید نداشت و خسته نشد که آینده در اختیار جامعه اسلامی و مسلمین خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (۳) وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ(۴)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم به همه شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا در مرض و بیماری و سلامتی در فقر و قنا، در سختی و راحتی و هر چه از رفاه و سختی بگیریم در هر دو بعدش که به انسان میرسد، همه را از طرف خدا میدانند و شاکرند. چون میدانند هرکدام از اینها در سازندگی روح انسان نقش دارد، مولای ما امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حمکت چهلم از حکم نهجالبلاغه به یکی از یارانشان که در حال بیماری بودند، مطلبی را فرمودند. من فقط ترجمه میکنم چون روایت طولانی است، دیگر شرح زیادی نمیدهم. حضرت فرمودند: «جعل الله ما کان من شکوات حتی لسیعاتک و انا المرضا لااجرا فی ولاکنهو یهد السیعات و یهد و ها حتی الاوراق و انما الاجرو فی القول بالسان و العمل بالایدی باقدام و ان الله سبحان یتفلو بصدقنی و صدیق السارهه من یشا من عباده الجنه.» عبارت، عبارت زیبا، کلام چهلم. شرح این فقره طولانی است، مفصل است، یک جلسه مختص به خودش میخواهد، اما خلاصهاش این است که خدا تعالی رنج تو را باعث برطرف شدن گناهانت قرار داده. به آن شخصی که بیمار بود، حضرت اینرو گفت. گفت بیماری که داری، در بستر افتادی، این زجری که میکشی، دردی که میکشی، اینها را قرارداد تا گناهانت را ببخشد. البته خود بیماری پاداشی ندارد ولی اثر او این است که گناهان را میبخشد. گناهان را از بین میبرد؛ و آنها را مانند برگ درختان میریزد. بعد حضرت توضیح دادند پاداش درگرو گفتار زبان و کردار دستوپاست، یعنی باید عمل داشته باشی. اهل بندگی و اهل عبادت خدا باشی تا خدا به تو پاداش دهد؛ اما گناهانت با همین تب کردن، شما وقتی تب میکنید این تب را غنیمت بشمارید، زود زد تب نخورید، یکدو سه ساعت ببارید تب در بدنتان بماند، این تب نعمتی از نعمتهای خداست، اقلش این است که گناهان انسان را ذوب میکند. اگر کسی گناهی نداشته باشد، البته به او درجاتی داده خواهد شد. ولی خود این تب کردن خواص معنوی دارد.
خب حالا گذشته از اینکه نشاندهنده یک بیماری است در یکقسمتی از بدن، ولی بلافاصله اقدام به سرکوبش نکنید. بگذارید باشد. خودش باعث از بین بردن گناهان میشود. البته عمل را انسان باید با…
پاداش را خداوند متعال با عمل میدهد که اینجا حضرت فرمودند، به گفتار زبان و کردار دستوپا. بعد فرمودند خدای سبحان هرکدام از بندگانش را که بخواهد به دلیل شایستگی و پاکدلی وارد بهشت میکند. بالاخره اراده الهی است که چه کسی بهشتی شود.
پاداش خداوند همیشه مقابل کار نیک است که انسان انجام دهد. امام علیهالسلام بای صحابی خودش که در بستر بیماری بود دعا کردند از بین رفتن گناهان را بهوسیله بیماری از خدا طلب کردند؛ یعنی بیماری را وسیله قراردادند برای از بین رفتن گناهان؛ اما برای اجر و مزد از خدا به خاطر بیماری از خدا چیزی نخواستند. عمل پاداش دارد و آن را باید انسان با عبادت و بندگی و عمل نیکانجام دهد.
البته اگر انسان زجری که میکشد که در بیماری بهحساب خدا بگذارد، بگوید خدایا تو این را از من قبول کن و بهحساب خدا بگذارد، زمینهساز پاداش و اجر هم خواهد بود. خدا انشالله همه ما را از متقین قرار بدهد. انشالله.
قبل از اینکه به مناسبتها اشارهکنم، عرض میکنم، توجه داشتید که از چند ماه گذشته عدهای در فضاهای مختلف، فضای مجازی و غیرمجازی، با شهره افکنی، یاوهگویی، بیاحترامی، بددهنی به ساحت مقدس اباعبدالله و خاندان عصمت و طعاره فشار روانی را بر جامعه شیعه وارد کردند. بر عزاداران، بر هیئت داران، مسجدیها، سیاه پوشان، در سراسر عالم، فضا را پر کردند. تلاش داشتند که این حرکت عظیم، کمرنگ شود، منحرف شود و به نسل کنونی نرسد، این نسل جدید به چالش بیفتد که به فضل پروردگار خب، پرشورتر از سالهای گذشته، پرمحتواتر و بهخصوص حضور چشمگیر جوانان در همه مراسم در سراسر عالم، شما مثلاً ترکیه را نشان داد، انگلیس را نشان داد، ایتالیا را نشان داد، فرانسه را نشان داد، آمریکا را نشان داد. دستههای طولانی و جمعیتهای عظیم و کثیری که در اقصا نقاط بلاد اسلامی و بهخصوص در ایران در اقصا نقاط ایران واقع شد، در شهرهای بزرگ، در خود استان خود ما، البته در استان ما متأسفانه همگرایی کم است و اینیک ضعفِ. باید دوستان بیشتر روی این قصه کار بکنند، اجتماع باید عظیم باشد، چه چندساعته باشد، همه باید بیایند، نه اینکه هرکسی یکگوشهای، یک تعدادی را جمع کند، جلسات متکثر خوب است اما آن روزی که بنا میشود یک اجتماع عظیم باشد، باید همه بیایند، همه منتها را کنار بگذارند، هیئتشان را، هیئت من و هیئت تو و اینها را کنار بگذارند، بیایند و یک جمعیت عظیم، این شعار ماست و من یعظم شعاعر الله فی انها من تقوا القلوب. این تقوای اجتماعی ما را میرساند، حالا امسال که گذشت انشالله برای سالهای آینده باید یک برنامهریزی دقیقی شود که اجتماع، اجتماع عظیم و دشمنشکنی باشد. میبینید که چگونه هجمه آورند این سرمایه را بگیرند، البته مردم ما گفت من غم و مهر حسین با شیراز مادر گرفتنم، اینها که نمیتوانند به این سادگیها از ما محبت حسینی را خارج بکنند، یرید الله لیطفا الله به افائن، اینها میخواهند با فوت این نورافکن عظیم الهی را خاموش کنند. خودشان میسوزند. مگر به این سادگیهاست. دیدید که چگونه پرشور در جلسات مختلف امید خناصان ناامید شد و انشالله دنیا شاهد قیام عظیم مردمی از سراسر جهان در اربعین امسال خواهد بود و نقشه های شوم عربی، عبری و غربی باطل خواهد شد.
امروز یازدهم محرم است، یکی از بدترین جنایات تاریخ به اسارت بردن خاندان وحی و نبوت بود که از امروز شروع شد، کاروان اسرا را به سمت کوفه حرکت دادند و همین این حرکت و این جریان نقش همراهان امام حسین که روایت گری حادثه کربلا وزنده نگهداشتن واقعه عاشورا بود با همین حرکت این کاروان شروع شد. اگر زینب کبری و امام سجاد سلاماللهعلیه ما نبودند که بنا بر نقدی دوازدهم محرم سال گشت شهادت امام زینالعابدین هم هست، روشنگریها و خطبههای این دو بزرگوار نبود، خبری از واقعه کربلا در تاریخ نمیماند. این را مسلم بدانید، کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود. نقش زینب نقش بسیار بسیار اساسی است، چهره منفور امویان و ماهیت پلید آنها را تا قیامت برملا کردند؛ و در حقیقت قیام امام حسین علیه السلام را به شکل دیگری ادامه دادند. اجر اسرا کمتر از شهدا نیست. پاداشی که برای آنها هست کمتر از پاداش شهدا نیست. سالهای سخت اسارت را فرزندان این سرزمین با تعصی به خاندان نبوت تحمل کردند و از ارزشها و آرمانهای اسلام و انقلاب دست نکشیدند و باعزت تمام بدون هیچ تضلضلی تا آخر از اسلام و انقلاب دفاع کردند. در زندانهای مخوف صدام اسرا ما چگونه تاب آوردند و توان خودشان را مصرف کردند. با تعصی بر خاندان عصمت و طهارت.
لذا به جهت یادآوری رشادتها و بیان مظلومیتهای آزادگان جنگ تحمیلی، روز یازدهم محرم را روز تجلیل از آزادگان و مفقودان نامگذاری کردند. خدای تعالی به همهکسانی که درراه اعتلای کلمهالله تلاش و ایثار کردند و می کنند، پاداش جزیر عنایت بفرماید.
خب همه این سختیها و حرکتهایی که امام حسین علیهالسلام داشتند، برای از بین بردن بدعتها و کجیها بوده، نکنِ که خدایی نکرده خود ما با دست خودمان مناسک سازی بکنیم، بدعت سازی بکینم. در طول تاریخ هرکسی بادل خودش، یک فکری کرده خواسته یک خدمتی بکند، یکچیزی اضافه کرده، نمیداند که حالا احکام الهی، دعاها، اذکار، اینها همه توقیفی است. شما در روایات دارید حتی به دعا نمیتوانید یک کلمه اضافه کنید. مقلبالقلوب و الابصار مثلاً در آن دعا داره. حضرت فرمود بله خدا مقلبالقلوب و الابصار هم هست اما من گفتم مقلبالقلوب، ابصار را نباید اینجا بگوییم. در این دعا ابصار ندارد که حالا یعنی حضرت میخواهد بگوید که هر چیزی را که ما میگوییم و دستور است باید آنطور انجام شود.
یک سری از کارها بدعت است و بیتوجهی. علم کشی مثلاً ما در اسلام به آن معنا نداریم، در شیعه نداریم. متأسفانه بعضی روزها یکدفعه میبینید، علمها را میآورند در خیابان. چه جوری ست این استفادههای بد هم ازش میشود. آن چیزی که در اسلام هست، علم است. علم یعنی پرچم. تا میتوانید پرچم بلند کنید. تمام دستههای عزاداری مجهز به پرچم باشند. ده هزار نفر، پنج هزار نفر پرچم به دست در خیابان وقتی بیایند، ببینید چه انکثار و چه حزنی به وجود میآید. در روایت هم داریم این کار را بکنیم.
ولی بهجایش یکچیزی دیگر دادند دستتان، آنهم که دیگر با چرخ و ماشین میبرند. قدیم باز میرفتند زیر علم، بعضیها یک قوهای هم داشتند، الآن همان قوه را هم ندارند. نه همین پرچمهای کوچک بگیرند دستشان، بیایند در خیابان، ببینید چه عظمتی درست میشود. مناسک سازی، بدعت سازی خدایی نکرده باعث نشود که این حرکت امام حسین که شما سیاه پوشیدید برای مبارزه با این بدعتها خلاصه از بین برود. از طرف خودتان چیزی اضافه نکنید، چیزی کم نکنید. بعضی وقتها آدم چیزهایی میشوند که اینها نمیتواند تأکید بکند این کارها را که حالا من دیگر وارد آن نمیشوم. به خاطر خیرخواهی هم هست؛ مثلاً کم بکنند نسلی را نجات بدهند اما نمیدانند که خدایی نکرده مبتلابه چه حرکتی اشتباهی میشوند.
خب، صلواتی بفرستید.
سی و یکم شهریورماه، سال گشت جنگ تحمیلی و دفاع مقدس است. اینجا حرف برای گفتن زیاد است. فرصت ما هم کم است. چرا اساساً ابرقدرتها به سرکردگی صدام به ایران حمله کردند؟ خود همین را بخواهید جواب بدهیم، یکوقت مفصلی را میخواهد. ریشهاش ترس بود که از آرمانهای اسلام و انقلاب در دل آنها افتاده بود، میخواستند زودتر ریشه انقلاب را بکنند تا توسعه پیدا نکند. اتفاقاً نقش مؤثر و اساسی در به وجود آمدن این روحیه در مردم هم همین محرم و عاشورا و کربلا و نهضت حسینی بود.
اما اراده خدا چیز دیگری بود. به همین جنگ، با همه تلخیهایی که داشت، باعث شد انقلاب ایران به دنیا بیشتر شناسانده شود. صادر شد مقدمات بیداری اسلامی و جهانی را فراهم کرد. از طرف دیگر برای داخل هم دستاوردهای فراوانی را به همراه داشت. موجب تحولات گسترده فنی و مهندسی و اقتصادی درزمینهٔ های مختلف در کشور شد. روحیه انقلابی و مقاومت جوانها را تقویت کرد و در آنها شوق و انگیزه بیشتری ایجاد کرد.
ضمن اینکه که سانتی از کشور را به دشمن ندادند و جانانه از تمامیت عرضی کشور دفاع کردند، توانستند بسیاری از کمبودهای کشور را در عرصههای مختلفی که موردنیاز بود، در همین دوران بدون کمک خارجی زیرسازی بکنند.
همانکه امروز با همه ترفندهایی که بلدند، همانها دشمنانی که داشتیم و داریم، همه آنها تلاش میکنند این روحیه را از مردم و جوانان ما بگیرند و آنها را نسبت به اسلام و انقلاب و آینده ناامید و بی تفوات کنند؛ اما به فضل پروردگار ملت بزرگ ایران با مقاومت و ایستادگی خود بر سر آرمان هاش بهزودی طعم ناامیدی و ناکامی را به این قدرتها خواهد چشاند.
امروز، هم در جنگ اقتصادی همهجانبهای که برعلیه ما راه انداختند، هم جنگ اقتصادی هم جنگ رسانهای. در آن جلسه، جلسه قبل عرض کردم خدمتتان، جنگ رسانهایشان از جنگ اقتصادیشان خطرناکتر است. این را مواظب باشند دوستان. خوب دقت بکنید راجع به جنگ تبلیغاتی، ما غافل از جنگ تبلیغاتیشان هستیم. از آن جنگ اقتصادی، جنگ رسانهایشان قویتر دارد عمل میکند. اگر بخواهیم پیروز و موفق شویم در همین مسائل اقتصادی باید مثل دوران دفاع مقدس عمل کنیمف باید فرماندهان اقتصادی خودمان را باور و مجاهد در این عرصه باروحیه اینکه ما میتوانیم وارد کر و زار بشوند تا موفقیت به دست بیاید؛ هرگز نباید مقابل دشمن اظهار ضعف و ناتوانی کرد؛ محکم و پرتوان داشتههایمان را باید به رخ بکشیم و در مسیری که رهبری برای خارج شد نزا مشکلات اقتصادی ترسیم کردند، حرکت بکنیم تا به نتیجه برسیم.
دولت محترم هم انتقادهایی را که انجام میشود بهش انگ سیاسی بودن نزند و به این وسیله انتقادها را تخریب نکند. زودتر نسبت به کمبودهایی که هست که بیشتر مدیریتی هم هست تا داشتههایی که کمبود داشته باشیم، اقدام لازم را داشته باشد. نکند خدایی نکرده به هر جهت اتفاقی که نباید بیفتد، بیفتد. حالا نکتهای را یادداشت کرده بودم که بگویم که حالا دیگر صلاح نمیدانم آن نکته را عرض کنم. باید مواظب باشیم که خدایی نکرده در آن مسیری که دشمن طراحی کرده قدم برنداریم.
باید از ارزشهای دفاع مقدس تا آنجایی که میتوانیم حمایت کنیم، توسعه بدهیم، به جوانان منتقل بکنیم. به فضل پروردگار در همین هفتهها و این روزها در سراسر استان کنگره شهدای دفاع مقدس که پنج هزار و دویست و پنجاه شهید والامقام که در این استان به شهادت رسیدند، کنگرههایشان تخصصی، فنی و عمومی در حال برگزاری است که انشالله در این جلسات شرکت میکنید و جلسه اساسی او در روز ششم مهر به نظرم میرسد که طراحیشده که اشنالله در آن روز هم برقرار شود و برگزار شود و دوستان شرکت کنند و منطقه عملیاتی را دوستان سپاه ترسیم کردند و طراحی کردند که برنامه خوب و مفیدی خواهد بود. دوستان با سالهای گذشته فرق دارد و یک رویکرد دیگری درش در نظر گرفتهشده است. انشالله پرتلاش و بالنده در این جلسات شرکت خواهید کرد و روح و زمینه شهدا و شهید و دوران دفاع مقدس را در استان انشالله زنده خواهیم کرد. صلواتی ختم کنید.
دو تا نکته دیگر عرض میکنم، نکته مهم خطبه این هفته من این مسئلهای است که الآن عرض میکنم که قبلاً هم به مناسبتهایی بیان کردم و میتوان گفت جزو اولین کسانی بودم که نسبت به این موضوع، موضع گرفتم؛ و آن لوایح مربوط به A.T.F بود که قدرت فرا منطقهای ایران را نشانه رفته است. لوایح چهارگانهای که قبلاً هم بهش اشاره کردم، برای اینکه یکبار در ذهنتان تکرار شود، چهار لایحه است که آمده و دنبال میکنند این مسئله را. یک، لایحه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی. لایحه اصلاح قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم. لایحه الحاق به کنوانسیون مقابله با جرائم سازمانیافته فراملی که همان پالرمو هست؛ و لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم که T.F گفته میشود.
خب که چون بعد از قبولی برجام روابط بانکی برخلاف وعدههایی که داده بودند، درست نشد، وزیر اقتصاد وقت، وزیر اقتصاد دارایی بدون مجوز قانونی و بدون اطلاع مجلس با تعهد سطح بالا F.A.T.F را پذیرفت و رفت آنجا تعهد داد. اینیک خلاف بزرگی بود که انجام شد.
بحث در اینجا زیاد است، فرصت تفسیر هم نیست که دولت و مجلس چه تخلفاتی کردند، هر دو باهم. قبلاً من این را اشاره کردم، مفصل در یک جلسه خطبه یادم هست، قبل از سفر به حج توضیح دادم که بعضیها هم خوششان نیامد، پیامهایی را فرستادند اما وظیفه بنده روشن گریست و بیان مطلب حقیقت چون آقایان همهچیز را محرمانه میدانند، تمام چیزهایی که مربوط به داخل است را محرمانه میدانند، حسابهای بانکی ما و گردش مالیمان را برای غربیها گفتن محرمانه نمیدانند. این ظلم نیست بهنظام و کشور؟
باید اینها را برای مردم گفت. خیلی از این مسائلی که انجامگرفته، محرمانه انجامگرفته و مردم مطلع نیستند.
خب همینکه مطرح شد، در خطبهها گفته شد، درجاهای دیگر مطرح شد، یک جریانی به وجود آمد که تأخیر افتاد، دو ماه آن را عقب انداختند که بعدازاین دهه محرم دوباره بناست برود در میدانها. قبلاً من اشاره کردم آنچه نوبت عرض میکنم این است که مشکل لایحه پیوستن به کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی ترورسیم اصل مشکلش چیست؟ بهاصطلاح T.F.T بخش میگویند. تا F.T. بهشدت دنبال این موضوع هستند که ما این را قبول بکنیم یعنی کشورهای اروپایی و غربی میخواهند این را ما قبول بکنیم و متأسفانه در داخل یک عدهای بهشدت تلاش دارند که این را به ما بماسانند و بقولونند. بااینکه از قبل، شورای نگهبان، از شورای نگهبان تشخیص مصلحت نظام مخالفت کرد، بهصراحت آمد شورای امنیت باز یک عدهای در مجلس بلند شدند اینطرف و آنطرف درجاهای دیگر، دارند دستوپا میزنند که این بشود. قسمت هاییش البته موردپذیرش قرارگرفته اما همهاش اینجوری نبوده که قبول بشود. این قسمتش T.F اش، F.T اش مهمتر است C.F.T اش.
خب عمدهاش این است چون حالا فرصتمان هم گذشت نیم توانم زیاد توضیح دهم، تعریف تروریسم بسیار گسترده است. دربندهایی بود که حالا بندهایش هم یادداشت کرده بودیم که براتان بگوییم، جوری تعریفشده که فرقی بین اقدامات مشروع نهضت آزادیبخش و گروههای مقاومت با گروه هیا تروریستی نشده؛ یعنی اگر فلسطین دارد برای دفاع از خودش میجنگد، با داعش تعریفشان یکچیز است. شبیه این.
من فقط برای اینکه تقدیر به ذهن شود، یا اگر ما حرکتی میکنیم میرویم از حذب الله لبنان به خاطر حرکتی که در مقابل اسرائیل دارد دفاع میکند و این جزو قانون اساسی ماست، جزو مبانی انقلاب ماست، رسماً به دنیا اعلام کردیم که از همه مظلومان عالم دفاع میکنیم، ما را با داعش یکی میداند.
خب این در آن تعریف است؛ و هرگونه فعالیتی را جرم تلقی میکنند و برای کشور مشکل درست میکنند؛ و لذا الحاق ایران به کنوانسیون C.F.T ،ناقض اصول سه و صد و پنجاهوچهار قانون اساسی که این دو اصل مبنی بر حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان بهعنوان یکی از اصول انقلاب است.
خب اینکه ایران برای خودش شرط تعفض بگذارد، این هم ازنظر حقوقی پذیرفته نیست. ایران چون الآن آقایان، دولت، مجلس بعضاً بعضیها میگویند، آقا ما برای خود شرط تعفض گذاشتیم، گفتیم ما با آن تعریفی که از تروریسم میکنیم، خب این را باید او قبول بکند، شما که بگویید که به درد نمیخورد.
از همه اگر توجه بکنید، در خود معاهده محدودشده و اساساً محدود کردن با خود معاهده تعارض دارد که بیایم بگوییم ما این مقدارش را میپذیریم، این مقدارش را نمیپذیریم. در خود معاهده، این را گفتند قبول نیست. ماده شش کنوانسیون را شما مطالعه بکنید، مفصل آنجا گفتهشده که نمیشود. لذا اگر بیاید دولت، مجلس بیاید بگوید آقا با این مقدار را قبول میکنیم، آنطرف قبول نمیکند.
از همه اینها گذشته، رهبر معظم انقلاب، بهصراحت این را رد کرده. فرمودند مجلس خودش قانون بریزد، خب چرا آقایان تعهد اضافه برای کشور درست میکنند؟ گرفتاری درست میکنند. لذا از مجلس شورای اسلامی میخواهیم در هفتهای که این لایحه و کنوانسیون مطرح میشود، نقش تاریخی خودشان را فراموش نکنند و برای ملت بیشازپیش گرفتاری درست نکند. خدایا تو هم شاهد باش که بنده در این روز جمعه آن چیزی که لازم بود خیرخواهانه برای مردم و دیگران بیان کردم.
این هم یک نکته، آغاز سال تحصیلی مدارس و دانشگاهها را به همه مدیران و معلمان و اساتید و دانش آموزان و دانشجویان تبریک عرض میکنیم. امیدواریم سال تحصیلی پرتحرک و شادابی را از جهت تعلیم و تربیت داشته باشیم. مسئولین محترم آموزشوپرورش و دانشگاهها اهتمام ویژه خودشان را به تربیت نیروهای مؤمن و متعهد و متخصص معطوف بکنند که ریشه رشد همهجانبه کشور خواهد بود.
در ضمن اینجا هم لازم است این را هم بگویم، همه هم دیگر را تشویق بکنیم، تواسعو بالحق ما این باشد که از کالای ایرانی خریداری کنیم شما ببینید خیل عظیم نزدیک به بیست دانشجو و دانشآموز که یکچهارم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اینها بخواهند لوازمالتحریر بخرند اگر تولید داخل بخرند ببینید چه انقلاب اقتصادی عظیمی به وجود خواهد آمد. لذا همه سعی بکیم هم دیگر را تشویق بکنیم به خرید کالای ایرانی.
یاد شهیدان عملیات ثامنالائمه یعنی عملیات شکستن حصر آبادان را هم که یکی از عملیاتهای ویژه و کلیدی دوران دفاع مقدس بود را گرامی میداریم.
خدایا دین ما مملکت ما، نوامیس ما، قرآن ما، حوزههای علمیه، مراجع تقلید، دانشگاهیان، دانشجویان، نیروهای نظامی، انتظامی، سربازان گمنام حضرت حجت سلاماللهعلیه، رهبر معظم انقلاب در پناه خود مصحوم و محفوظ بدار. قلب ولیه حجه ابن الحسن از ما راضی و خشنود بگردان. فرجش نزدیک بگردان. بیماران و معلولان و جانبازان شفای عاجز کرامت بفرما. شهدا امام، شهدا گذشتگان این جمع قریق رحمت بیکران بگردان. شر اشرار و دشمنان را به خودشان برگردان. بر توفیقات رهبری برافزای.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾ |
| 1397/6/23 | 1397/6/23هدف تشیع انگلیسی، عزادار و هیئت سکولار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه266
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عبادالرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. بحث در این است که متقین مناسبتهای زندگیشان را بر طبق قوانین الهی تنظیم کرده و عمل میکنند. یکی از شئون زندگی، اقتصاد و امور مربوط به آن است. در این رابطه در نوبتهای قبل مباحثی مطرح و بیان شد. رسیدیم به بحث دامداری و صنعت و اهمیتی که در زندگی بشر دارند.
چند آیه و روایت که نعمت بودن چارپایان و منافعی که برای انسان از جهت گوشت و پوست و لباس و حمل بار و کشاورزی دارند؛ مطرح شد؛ و اینکه برکتی هستند از طرف خداوند. مثلاً دربیانی رسول خدا -صلیاللهعلیهوآله- فرمودند: خداوند سه برکت نازل کرده است؛ آبوآتش و گوسفند.
البته بشر از اوّل آشنای به این امور نبوده و خدای تعالی آرامآرام و در مقاطع زمانی مشخص آنچه موردنیاز بوده را توسط انبیاء و به طرق دیگر آموخته است. در کلامی امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: به آدمى علم آنچه صلاح دنیاى وى در آن است آموختهشده است، مانند زراعت کردن و گوسفنددارى و نگاهدارى (و تکثیر و تربیت) چارپایان. بشر همهچیز را بلد نبود. کشاورزی و دامداری و امثالذلک بهمرور به انسانها آموزش داده شد. بیشتر هم توسط انبیا این مسائل آموزش دادهشده است.
بعد از چارپایان، آبزیان و موجودات دریایی و خود دریا اهمیت فراوان و فایدههای گسترده برای انسان و غیر انسان چه ازنظر غذائی و چه غیر غذائی دارد؛ که در قرآن کریم و روایات اشارهشده. حتی قسمتی از مسافرتها و حمل بارها در دریا انجام میشود. دریا هم دارای شگفتیهای عبرتآموز و توحیدی فراوان است.
در بعضی از روایات دارد، موجوداتی که در آسمانها و زمین است چند برابر آن در دریاها است. شگفتیهای اعماق دریا بیشتر از سطح دریاست. مسئله دریا آنقدر اهمیت دارد تا جایی که در بعض روایات دارد: نگاه کردن به دریا عبادت است. شنیدهاید که نگاه کردن به کتاب عبادت است. نگاه کردن به عالم عبادت است. نگاه کردن به کعبه عبادت است. نگاه کردن به دریا هم عبادت است.
بهواسطه بودنِ عجایب فراوانی که در آن وجود دارد روح توحید را در انسان تقویت میکند. دریا نعمتی است که خداوند مسخر انسان کرده است. در قسمتی از آیه ۱۴ سوره مبارکه نحل فرمود: «وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا» او (خدا) است که دریا را مسخّر شما کرد تا از آن گوشت تازه بخورید.
در آیه شریفه هم به مسخر بودن دریا و در اختیار انسان بودن؛ و استفاده آسان از منافع آن اشاره فرمود و هم اینکه قسمتی از زندگی و حیات شما توسط آن تأمین میشود. صید انواع ماهی و بهرهبرداری از گوشت آنها؛ که گاهی بعضی از بیماریها فقط با صید دریا درمان میشود؛ و محل اصلی و تمامنشدنی نمک، دریاست.
قسمتی از تجارت و اقتصاد بشر باقیمت مناسب و تعداد فراوان در دریا تأمین میشود. بهخصوص امروزه که وسایل هم پیشرفته و گسترده شده، فایدههای بزرگی از دریا استخراج میشود؛ و جالب است که در روایت دارد تا پیشرفت حاصل نشود به این ویژگیها هم انسان پی نمیبرد.
امام صادق -علیهالسلام- در حدیث معروف به «توحید مفضّل» فرمودند: اگر مىخواهى گستردگى حکمت خداوند و کوتاهى و ناچیزىِ دانش انسانها را بدانى، بر آنچه در دریاهاست، اندیشه کن: از انواع ماهیان و آبزیان و صدفها و دیگرگونههای بیشمار جانوران دریایى که سودمندى آنها شناخته نمىشود، مگر بهتدریج که با پیدایش اسباب، مردم به آنها پى مىبرند.
بهرههای علمی دریایی چه درزمینهٔ حیاتوحش چه غیر آن، بحث گردشگری و تفرج و سیاحت، استفاده از ساحل و دهها فایده دیگر غیر از منابع فراوان مواد پروتئینی نشاندهنده اهمیت دریاست. قسمتی از آیه ۹۶ سوره مبارکه مائده اشاره به صید و منابع غذائی دریا دارد. فرمود: «أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ» صید در دریا و استفاده خوراکى از آن براى شما حلال است.
بحث بعدی در صنعت و اختراع است که مؤثر در اقتصاد و امرارمعاش مردم هست. اختراعات و ابداعات بشری از اول بوده. یکقسمتی از آن را خدای تعالی بهعنوان نعم الهی کامل در اختیار قرار داده، بقیه را بشر تولید کرده است.
به دو صنعت زره بافی و کشتیسازی در قرآن کریم اشارهشده است. در قسمتی از آیه ۸۰ سوره مبارکه انبیاء فرمود: «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُمْ، لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ» به او (داود پیامبر) صنعت زره بافی براى شما آموختیم تا در جنگهایتان محافظ شما باشد. خدای تعالی قوهای را در دستان حضرت داوود قرار داده بود که آهن در دستش نرم بود و با آن زره میبافت بدون اینکه در کوره ببرد و سندان و پتکی باشد. سالی یک زره میبافت.
و دیگری قسمتی از آیه ۲۷ سوره مؤمنون که فرمود: «فَأَوْحَیْنا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا» به او (نوح پیامبر) وحى کردیم که زیر نظر ما و با وحى ما یعنی باراهنمایی و آموزش ما کشتى بساز. اینکه پاره چوبی به این شکل دربیاید و حمل بار کند و انسانها را حمل کند و تعداد زیادی از اجسام و افراد بهوسیله کشتی بر روی دریا حمل شود صنعتی بود که خدای تعالی یاد داد.
و امام صادق -علیهالسلام- فرمود: … خداوند راه رسیدن مردمان را بهروزی در کارهاى گوناگون و صنعتهاى مختلف قرارداد و این چگونگى (و روش زندگى) براى بقاى نوع بشر پایدارتر و براى تدبیر امور حیات صحیحتر است. همه اینها برای این است که انسان اقتصادش وزندگیاش را پایدارتر کند و معاشش را تأمین کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تشدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین، در همه حال مواظب زبان و گفتارشان هستند. برای بیان مطالب، حدودی قائل هستند و زبان را آزاد و رها نمیگذارند که بدون فکر و اندیشه قبلی هرچه خواست بگوید.
لذا امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۳۹ از حکم نهجالبلاغه فرمود: کانَّ زبان خردمند به دنبال دل اوست و دل بىخرد، پیرو زبان اوست. بیعقل بدون مراجعه به فکر و عقل سخن میگوید، بعد فکر میکند که چه گفته؛ درست بود یا غلط بود؛ اما انسان اندیشمند سخنانش ریشه در عقل او دارد و تا راجع به آن تفکر نکرده باشد بر زبان جاری نمیکند.
حضرت فرمودند: «لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ» زبان خردمند پشت قلب و قلب بىخرد، پشت زبان اوست. خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است، آهی کشید و گفت که ماه محرم است. ماه حزن و اندوه و گریه بر اهلبیت آغازشده و چند روزی گذشته. هرساله بازخوانی میشود فلسفه حرکت امام حسین -علیهالسلام- و به شبهاتی که وارد میکنند پاسخ داده میشود؛ و البته تکرار این بازخوانی لازم است که چرا بر امام حسین گریه میکنیم و تلاش میکنیم نهضت و قیام اباعبدالله به فراموشی سپرده نشود. زنده باشد و سرد نشود که نمیشود.
تا یادمان نرود که حسین -علیهالسلام- با عدّه کمی و فدا کردن همهچیزش در مقابل ظلم تا ابد ایستاد؛ و هرچه ظالم در دنیا هست از قیام حسین و پیروان او هراسان است. چرا با نظام اسلامی اینقدر سرناسازگاری و کینهدارند؟ بخصوص نسبت به شیعه چرا انقدر کینهدارند؟ شیعه هراسی چرا آنقدر توسعه دارد؟
چون عدهای تربیتشده مکتب حسین علیهالسلام دودمان ۲۵۰۰ ساله خدایگانی و ملک الملوکی و شاهنشاهی را از بین برد و هیمنه پوشالی استکبار را فروریخت و ملتها را بیدار کرد. لذا با این عامل قوی انسانساز و جامعهساز مخالفت و عناد دارند. امروز هم میبینید دشمنان اهلبیت با امام حسین و نهضت او رسماً مخالفت میکنند.
رژیم منحوس سعودی روز گذشته حسینیههای عزا را در قسمتهای شیعهنشین خراب کرد. این تخریب یعنی عاشورا زنده است و هنوز کارکرد دارد. هنوز دل انسانها را به سمت خودش جذب میکنند و به سمت عدالت و عدالتخواهی سوق میدهد- اینکه میبینید عدهای که ما آنان را شیعه انگلیسی میدانیم تلاش میکنند که مسیر عزاداریها و نوحهها و امثالذلک را تغییر دهند، افراد را خنثی و بیتفاوت نسبت به مسائل اجتماعی تربیت کنند. هیئات و هیئتی سکولار باشد و تربیتشدگان این هیئات نفهمند برای چه آمدند و گریه کردند و خرجی خوردند و رفتند.
اینها یعنی هنوز نهضت حسینی زنده است و هنوز در حال تولید است. هنوز مقابله عدل و ظلم را شرح میکند. هنوز توضیح میدهد که اگر باایمان باشی ولو عددت کم باشد میتوانی جلوی سیلی از بیایمانان بایستی. آموزش بصیرت و معرفت و فداکاری و همه فضائل اخلاقی را میدهد.
پیام زنده عاشور بعد از گذشت ۱۳۸۰ سال امربهمعروف و نهی از منکر است که با عناوین مختلف سعی در بیرنگ کردن و بیاثر کردن آن دارند. تمام حرکت حسین برای احیای این فریضه بود که رأس و قله این فریضه نظام اسلامی و حکومت اسلامی و تشکیل نظام اسلامی است.
حتی با درست کردن شعارهایی مثلاینکه عیسی به دین خود موسی به دین خود و یا اینکه هر کس را در قبر خودش میخوابانند، خواستند این اندیشه را از کار بی اندازند؛ و هنوز محرم و عاشورا به ما یاد میدهد که کار برای خدا هرگز شکست ندارد. برای زیارت امام حسین چقدر فضیلت گفتهشده که قسمتهایی را میدانید. چرا؟ چون حسین -علیهالسلام- عامل بقاء اسلام است.
اقل زیارت امام این است که بگوییم «السلام علیک یا اباعبدالله». کنیه اباعبدالله دنیایی است از اسرار. پدر عبدالله. بله امام فرزندی داشتند عبدالله رضیع که در کربلا به شهادت رسید؛ اما مفهوم بالاتری هم دارد. شهادت امام حسین زمینه بندگی خدا را تا قیامت آسان کرد. میخواستند دین را از بین ببرند و کسی موحد نباشد ولی این شهادت جلویش را گرفت.
تا قیامت هرکس در هرجایی عالم خدا را بندگی کند به برکت حسین -علیهالسلام- است. لذا او اباعبدالله است. پدر بندگی است. این کنیه ها و القاب را کوچک نشماریم. اینها بزرگ است. در کنار امام حسین که باشی ملکات فاضله در تو شکوفا میشود. برخوردهای سازنده امام بینظیر است. هر چه میشنویم کهنه نمیشوند.
حُر که دل فرزندان حسین -علیهالسلام- را لرزانده بود چگونه شد؟ با آن حالت انکسار خدمت حسین -علیهالسلام- رسید. سرافکنده و پشیمان؛ برخورد حسین چگونه است؟ «اِرفَع رَأسَک» سرت را بالا بیاور توبه شما پذیرفته است. شد اولین شهید کربلا. اوج کمال انسانی و رفعت روح توحیدی و تسلیم پروردگار بودن را در حسین میبینی. چنان وجودش را پرکرده که وقتی تمام هستیاش را درراه خداداد تازه به مناجات برمیخیزد که «الهی رضاً بقضائیک و تسلیماً لامرک». لحظهای که به روی زمین افتاده است و لحظات پایانی زندگی شریفش است این جمله را میگوید این اوج توحید است.
در کنار حسین که باشی موحد خواهی شد و تربیتشده این مکتب که همه این سختیها را دیده و چشیده چیزی جز جمال جمیل حق ندید و گفت «وَ ما رَأیتُ اِلّا جَمیلا» اینها را باید درک کرد و فهمید که انسان یک مقدار خوردوخوراکش تغییر میکند شروع به غر زدن میکند بهجایی میرسد که همه هستیاش را در جلوی چشمانش قطعهقطعه میکنند. میگوید «وَ ما رَأیتُ اِلّا جَمیلا» چون خدای من میبیند زیباست.
همزمانی ایام شهادت حسین -علیهالسلام- با ایام دفاع مقدس و بازگشت پیکر ۱۳۵ شهید سرافراز و معطر شدن فضای کشور به عطر ایثار و شهادت را به فال نیک گرفته از خدای تعالی طلب میکنیم بهره ما را از این معنویت بیشتر بگرداند. اگر پرونده زندگانی این شهدا را ورق بزنید قطعاً ارتباط آنان با سیدالشهدا را خواهید یافت. صداقت و عامل به وظیفه و ایثارگری و مواسات و از همه مهمتر ولایتپذیری شاخصه شهدای اسلام در طول تاریخ انقلاب اسلامی و تا الآن بوده. حتی مدافعان حرم را هم اگر بررسی کنید میبینید که دارای همین ویژگیها هستند که خدای تعالی ما را با شهدا محشور بگرداند.
دشمنان قسمخورده نظام برای به چالش کشیدن و ضربه زدن در ماههای آینده طرحهای متعددی را در نظر دارند که لازمهاش هوشیاری و اقدام بهموقع است و اینکه در زمین دشمن بازی نشود. چون آنها میخواهند مردم را به سمتی بکشانند که به آن مطالبات و خواستههایشان برسند. مردم باید هوشیارانه همانطور که در طول این مدت رفتار کردند همینگونه رفتار کنند.
۴۰ سال است به هر وسیلهای متوسل شدهاند تا نظام را از پا درآورند و نتوانستهاند؛ و امسال بدون روتوش و عریان منافقان و رژیم صهیونیستی به همراه مرتجعین عرب منطقه به کمک استکبار آمدهاند تا فشارهای اقتصادی علیه ایران را مؤثر کنند. از مهمترین کارهای این روزهای استکبار جنگ روانی شدیدی است که علیه ما شروع کرده و بهدروغ مطالبی را تکرار میکند و به مخاطبش آنچه را میخواهد القاء میکند.
مثلاً تکرار میکند نفوذ ما در منطقه کم شده، رفتار ایران تغییر کرده و ما آمادگی مذاکره با ایران راداریم. از طرف دیگر هم نفوذیهای داخلی بر مأیوس کردن مردم و ناکارآمدی نظام و بدبین کردن مردم نسبت به هم به مسئولین و نسبت به نیروهای ارزشی و انقلابی و آینده مبهم اقتصادی و غیرقابلتحمل بودن وضعیت اقتصادی و امثالذلک کار میکنند.
این همان جنگ رسانهای است که رهبر معظم انقلاب هم در دیدارشان با خبرگان رهبری به این مطلب اشاره کردند که علاوه بر جنگ اقتصادی جدیدی که به راه انداختهاند جنگ رسانهای و تبلیغی علیه ما دارند که ما از آن غافلیم. حتی این غوغا سالاری رسانهای و ایجاد تردید در مردم را در این نشست سهجانبه ایران و روسیه و ترکیه هم میبینیم.
نشست پراهمیتی که آثار مهم منطقهای دارد، زمینههای انزوای بیشتر صهیونیستها و کوتاه شدن دست غرب در منطقه را به همراه دارد خصوصاً مسیری که برای حذف دلار در نظام معاملاتی دنبال میکنند. این را بدانید غرب رجزخوانی میکند اما اوضاع داخلی او را رصد کنید تا ببینید اینهمه سروصدا برای چیست. به فضل پروردگار نظام اسلامی به برکت خون شهیدان بالنده و پرتوان به راه خود ادامه میدهد و بهزودی شاهد فروپاشی نظام سلطه خواهیم بود.
دنیا بداند اگر درجایی صبوری میشود و در تعاملات بینالمللی ملاحظاتی در نظر گرفته میشود، برداشت غلط نکنید این دلیل ضعف جمهوری اسلامی نیست. لذا میبینید وقتی اسرائیل به کمک حزب دموکرات کردستان قصد ناامن کردن و نفوذ به خاک ایران را کردند، با اشراف اطلاعاتی گسترده ایران بر اوضاع منطقه و قدرت هوائی و موشکی و ظرفیتهای موجود، بیدرنگ بهجایشان نشانده شدند و مرکز آموزش تربیت تروریستها را نابود کردند. این را بدانند در هرکجای عالم نسبت به ایران شرارتی صورت بگیرد پاسخ ایران سریع و کوبنده خواهد بود.
۲۶ شهریور سالگشت فاجعه کشتار فلسطینیان در اردوگاههای صبرا و شتیلا و ۶ محرم سالگشت وفات سید رضی جمع کننده نهجالبلاغه را گرامی میداریم.
مواظب بعض جریانات قدرتطلب که با دروغپراکنی و مظلومنمائی قصد برگشت به قدرت رادارند باشیدکه درباره این موضوع بعداً صحبت خواهم کرد.
اما راجع به سفر حج جا دارد از ائمه محترم جمعهای که قبول زحمت کردند و حجتالاسلاموالمسلمین جناب آقای کریمی تشکر و قدردانی کنم که نماز جمعه را گرم نگه داشتید. بنده دعاگوی همه بودم کسانی که کرجی هستند و بودند و میشوند و نمازگزاران حال و آینده و گذشته و پدران و مادرانشان از حضرت آدم تا قیامت از اهل ایمان؛ و چون روایات متعددی درباره آب زمزم داریم که ثواب دارد و رسول خدا میفرمود هرکس برای من سوغات میآورد زمزم بیاورد و چون زمزم را به هر آبی بزنند خاصیت زمزم پیدا میکند بنده هممقداری زمزم آوردم که در بیرون شربتی که میل میکنید زمزم است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (۱) اللَّهُ الصَّمَدُ (۲) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (۳) وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ(۴) |
| 1397/6/16 | 1397/6/16شرط عزت و استقلال اقتصادی، عمل به اقتصاد مقاومتی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه267
خطبه اول
حجتالاسلاموالمسلمین قادر محمدی در خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شهر کرج ضمن توصیه خود و همگان به رعایت تقوای الهی و گرامیداشت شهدای قیام ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ گفت: بهترین توشه سفر آخرت تقوای الهی است و دنیاپرستی سرآغاز همه فتنههاست.
وی در ادامه با اشاره به نزدیکی ماه محرم و ایام عزاداری اباعبدالله الحسین تصریح کرد: فضای جلسات باید همراه با منطق و عاطفه باشد و شور و شعور حسینی در کنار هم قرار گیرد.
امامجمعه موقت کرج افزود: جلسات باید بانظم و زمان مشخص شروع و پایان یابد و به نیمههای شب کشیده نشود و دستههای عزاداری در مسیرهایی با کمترین بار ترافیکی حرکت کنند.
حجتالاسلاموالمسلمین قادر محمدی گفت: ذبح دامها باید با رعایت مسائل شرعی و بهداشتی انجام شود و بهتر است مانند عید قربان که دامپزشکی استان بهخوبی عمل کرد، در این ایام نیز با قرار دادن ناظر پزشکی و بهداشتی بر این امور نظارت و بازرسی داشته باشد.
وی خطاب به مداحان و سخنرانان ایام سوگواری اباعبدالله الحسین، بیان داشت: سخنرانان از مدارک و منابع معتبر استفاده کنند و مداحان اهداف سید مظلومان که عزت، شرف و مبارزه با ظلم و فساد است را به همگان بیان کنند.
خطیب موقت نماز جمعه کرج تلفیق هرگونه خرافات با واقعه کربلا و بدعت در عزاداری را از آسیبهای بزرگ به مذهب تشیع خواند و تأکید کرد: مداحان باید عوامل عزت مسلمین ، اتحاد امت اسلامی و اتحاد داخلی را با مداحی که تلفیقی از علم و هنر است بیان کنند.
حجتالاسلاموالمسلمین قادر محمدی خاطرنشان کرد: مسئولین اختلاف را کنار بگذارند و در کنار هم برای خدمت به مردم تلاش کنند، چراکه دود این اختلافات تنها به چشم مردم میرود.
وی بابیان اینکه هدف دشمن اختلافافکنی در بین امت اسلامی است گفت: دشمن با تبلیغات گسترده در فضای مجازی میخواهد بین شیعیان ایران و عراق اختلاف ایجاد کند، چراکه حضور ایرانیان در اربعین حسینی باعث ترس دشمنان از این وحدت شده است.
امامجمعه موقت کرج بابیان اینکه برخی از نمایندگان مجلس به نظر نماینده ترامپ و کشور آمریکا هستند و از منافع این کشور حمایت میکنند، تصریح کرد: نمایندگان ملت بهجای بیان درد مردم که امروز بیکاری، گرانی و فساد است یک سری مسائل گزاف مانند رفع حصر را بیان میکنند درحالیکه این موضوع خط قرمز مردم و نظام است.
حجتالاسلاموالمسلمین قادر محمدی در پایان مسافربری شدن فرودگاه پیام را نمونهای از خدمات به ملت دانست و گفت: امروزه عزت ما در استقلال اقتصادی است که با حرکت در مسیر اقتصاد مقاومتی محقق میشود. |
| 1397/6/9 | 1397/6/9سؤال از رئیسجمهور اوج مردمسالاری دینی بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه268
خطبه اول
حجتالاسلاموالمسلمین احمد عظیمی زاده در خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شهر کرج ضمن توصیه خود و همگان به رعایت تقوای الهی و تبریک عید سعید غدیر خم و ولادت امام موسی کاظم -علیهالسلام- بیان داشت: خطبهی غدیر قویترین و موثقترین سند بین همه مسلمین است و بنا به فرمایشات مقام معظم رهبری غدیر میتواند فصل مشترک همه مسلمانان باشد.
وی با اشاره به عاشورا و قیام انقلاب حضرت حجت-ارواحنا فداه- بهعنوان دو حادثه مهم بعد از غدیر گفت: عاشورا پاسدار و حافظ غدیر است و قیام انقلاب حضرت مهدی (عج) در ادامه مسیر غدیر است که این نشان میدهد که غدیر محور همه حوادث هستی است.
امامجمعه موقت کرج بابیان اینکه به قانون بانکداری اسلامی کمتر عمل میشود، گفت: امروزه یکی از مشکلات و آسیبهای جدی اقتصاد و صنعت ما، بانکها هستند که با دریافت سودهای کلان تولیدکنندگان ما را به خاک سیاه نشاندهاند.
حجتالاسلاموالمسلمین عظیمی زاده خاطرنشان کرد: پرونده استعمار انگلیس پرونده سیاهی است که ایجاد انحراف در انقلاب مشروطه، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دوم، کودتای سوم اسفند، به قدرت رساندن رضاخان، کودتای ۲۸ مرداد، سرنگون کردن حکومت مردمی مصدق، شکلگیری فرقه بهاییت، حضور در جنگ تحمیلی و حمایت از صدام، دخالت در مسائل کشور مانند فتنه ۸۸، بحث انرژی هستهای، شرکت در صدور قطعنامه فراوان در سازمان ملل و شرکت در تحریم ظالمانه ازجمله آن است.
وی یکی از کارهای بسیار مهم انگلیس را ایجاد اختلاف در جوامع اسلامی دانست و گفت: شیعه انگلیسی که مقام معظم رهبری فرمودند برگرفته از همین اقدام است و از جانب این کشور ضربات بسیاری به ما واردشده است اما متأسفانه تعداد زیادی از فرزندان و وابستگان مسئولین ما در انگلیس مشغول تحصیل هستند و مشکلی به نام تبعیت دوگانه را از جانب انگلیس نیز مشاهده میکنیم.
خطیب موقت نماز جمعه کرج با گرامی داشت روز خانواده و تکریم بازنشستگان گفت: هیچ بنیانی باعظمتتر از بنیان خانواده نیست اما متأسفانه این بنیان در حال تزلزل است و یکی از بزرگترین آسیبهای جامعه ما پایین آمدن آمار ازدواج و افزایش طلاق است که ادامه این وضعیت اضمحلال محکمترین بنیان یعنی خانواده را به همراه دارد.
حجتالاسلاموالمسلمین عظیمی زاده بابیان اینکه نوک پیکان تهاجم فرهنگی دشمن فروپاشی خانواده است، افزود: وقتی خانوادهای فروپاشید، جامعه فرومیپاشد و باید از این اقدام جلوگیری شود.
وی با اشاره به عزل وزیر اقتصاد در مجلس گفت: این اقدام باید زودتر اتفاق میافتاد، چراکه امروز جنگ ما، جنگ اقتصادی است و پرچمدار این جنگ وزیر اقتصاد است اما متأسفانه بسیاری از این بیتدبیریها به حوزه مدیریت او برمیگردد.
امامجمعه موقت کرج سؤال از رئیسجمهور و قانع نشدن نمایندگان را از اتفاقات مهم هفته گذشته دانست و گفت: این اتفاق اوج مردمسالاری دینی، ثبات و پایداری نظام است که برخی در شرایط کنونی این اتفاق را مناسب نمیدانستند.
حجتالاسلاموالمسلمین عظیمی زاده بابیان اینکه فرمایشات رئیسجمهور قانعکننده نبود و بیشتر جنبه سخنرانی داشت، افزود: شما اگر به مردم هم مراجعه میکردید، مردم این توجیهات رو نمیپذیرند و نمایندگان ملت هم به جهت نمایندگی مردم داشتن عمل کردند و عدم قانع شدن را اعلام کردند.
وی با ابراز گلهمندی از نمایندگان مجلس گفت: چرا بعضی از نمایندگان نمیخواهند آرایشان شفاف باشد و چقدر خوب است مردم هر شهر و محلی بدانند که نمایندهشان به چه موضوع و قانونی رأی داده است.
خطیب موقت نماز جمعه کرج متذکر شد: حداقل خروجی سوال از رئیس جمهور محترم باید تقویت تیم اقتصادی و توجه بیشتر به آن باشد.
حجتالاسلاموالمسلمین عظیمی زاده با ابراز خرسندی از اقدام قوه قضاییه در برگزاری علنی دادگاهها در هفته گذشته گفت: توقع داریم که قوه قضاییه با سرعت، دقت و قاطعیت با مفسدان اقتصادی برخورد کند؛ اینکه امروز فردی زندانی و بازداشت شود و بعد از دو سال برایش حکم صادر شود تأثیرگذار نیست.
وی در ادامه افزود: قاطعیت در برخورد باید به نحوی باشد که کسی دچار عفو یا تخفیف نشود چراکه امروز برخورد انقلابی و قاطع با مفسدین اقتصادی است که درد مردم را مرهم میبخشد.
امامجمعه موقت کرج در پایان با اشاره به اختلافات موجود در شورای شهر کرج گفت: چند ماهی است که شهر معطل است و هماکنون نیز شورا در آستانه انحلال است از استاندار و فرماندار تقاضای رسیدگی دارم، اعضای شورای شهر با برگزاری جلسات به مردم خدمت کنند و از آراء مردم محافظت کنند. |
| 1397/6/2 | 1397/6/2مسئولین از فرصت باقیمانده برای خدمت بهنظام و مردم استفاده کنند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه269
خطبه اول
حجتالاسلاموالمسلمین غلامرضا کریمی در خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شهر کرج ضمن تبریک فرارسیدن عید سعید غدیر خم، آغاز هفته دولت و روز کارمند گفت: دولتمردان و مسئولین با الگو قرار دادن شهیدان رجایی و باهنر از فرصت باقیمانده جهت خدمت بهنظام و مردم و اجرای منویات مقام معظم رهبری استفاده کنند.
وی افزود: در دستگاههای دولتی و بدنه نظام افراد پاک دست، مؤمن، فعال و دلسوز فراوان داریم، ولی نمیتوانیم منکر بعضی از بیتدبیریها، کمکاریها، خطاها، سوءاستفادهها و رانتخواریهای عدهای محدود هم شویم.
امامجمعه موقت کرج با اشاره به اینکه توطئهها و تحریمهای دشمنان از زمان انقلاب وجود داشته است گفت: شرایط زمان ما از خیلی جهات شبیه شرایط صدر اسلام و رسول خداست و مانند اکنون با تهاجم فرهنگی، تحریم، تهدید و حتی اجماع علیه مسلمین همراه بوده است.
حجتالاسلاموالمسلمین کریمی تصریح کرد: خداوند در بحران این توطئهها و مشکلاتی که دشمنان برای امت اسلام به وجود آورده بودند در چند جای قرآن میفرماید از آنها نترسید و بیان امام و رهبری مبنی بر اینکه آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند با استناد از همین آیات قرآن میباشد.
وی در مقابل بابیان اینکه خداوند در قرآن میفرماید از من بترسید، گفت: اگر گناه زیاد شد خداوند حمایت و عنایت اش را از ما می برمیدارد و متأسفانه برخی از گناهان مانند رباخواری، کمفروشی، حرامخواری، بینمازی و غیره در جامعه رواج پیداکرده است.
حجتالاسلاموالمسلمین کریمی در ادامه افزود: دهنکجی برخی به احکام الهی و مقدسات حاصل ماهواره، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی دشمن است.
خطیب موقت نماز جمعه کرج در پایان خاطرنشان کرد: امربهمعروف و نهی از منکر در جامعه منحل شده و بهخوبی صورت نمیگیرد، درصورتیکه این دو واجب الهی بهعنوان حافظ و نگهبان بقیه احکام به شمار میآیند. |
| 1397/5/26 | 1397/5/26هدف امروز عناصر استکبار، تفرقهافکنی و شبهه آفرینی در کشور است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه270
خطبه اول
حجتالاسلاموالمسلمین سید فضلالله حسینی در خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شهر کرج، ضمن توصیه خود و همگان به رعایت تقوای الهی و با تسلیت فرارسیدن شهادت حضرت امام باقر (ع) بیان داشت: رزمندگان و آزادگان دفاع مقدس با تمام توان ۸ سال در جنگ تحمیلی علیه دشمن بعثی ایستادگی کردند.
وی اظهار داشت: در ایران وقتی یک خانواده، شهیدی در راه دفاع از وطن تقدیم کرده همه با افتخار به آنها نگاه میکنند و احترام برای آنها قائل هستند.
امامجمعه موقت کرج با اشاره به سالروز کودتای ۲۸ مرداد بیان کرد: این کودتا لکه ننگ دیگری بر دامن آمریکا است.
وی با بیان اینکه ایران اسلامی در حال حاضر در حال جنگ تمامعیار اقتصادی دشمن قرار دارد، عنوان کرد: دشمن از ایجاد جنگ نظامی علیه ایران اسلامی خسته و ناامید شده است.
حجتالاسلاموالمسلمین حسینی با بیان اینکه دشمن حتی در یمن هم نتوانسته به اهداف خود برسد، گفت: استکبار با بهکارگیری تمام امکانات و سلاحهای پیشرفته در باتلاق یمن گیرکرده و امکان بیرون آمدن از آن را ندارد.
وی با بیان اینکه سوریه، لبنان و عراق کشورهایی هستند که دشمن علیرغم همه هزینههای کلان و بهکارگیری امکانات و سلاحهای روز دنیا در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است، تصریح کرد: دشمن ازلحاظ نظامی هرگز جرئت حمله به ایران اسلامی را ندارد.
وی با بیان اینکه در حال حاضر دشمن جنگ رسانهای را علیه ایران اسلامی بهصورت متحد آغاز کرده است، متذکر شد: در این جنگ شبیه جنگ احزاب عمل میکنند و آمریکا از تمام ظرفیتهای رسانهای و شبکههای اجتماعی برای اینکه وانمود کند که ایران به بنبست رسیده استفاده میکند و اینگونه وانمود میکنند که تنها راه نجات ایران از این وضعیت مذاکره و تسلیم شدن در مقابل خواستههای آنها است.
حجتالاسلاموالمسلمین حسینی با بیان اینکه آمریکا سعی دارد که بین ملت و حاکمیت ایجاد تفرقه و اختلاف کند، گفت: امروز تمام شبکههای استکباری و عناصر داخلی او به دنبال تفرقهافکنی و شبهه آفرینی در کشور هستند.
خطیب موقت جمعه کرج با بیان اینکه انتقادات باید از سوی دولت پذیرفته شود، تصریح کرد: انتقادات سازنده سبب تضعیف دولت نیست و اتحاد بین ملت و حاکمیت باید برای جلوگیری از ایجاد تفرقه دشمن جدی گرفته شود.
حجتالاسلاموالمسلمین حسینی با بیان اینکه دشمن نقاط ضعف را در کشور شناسایی و آنها را بزرگنمایی میکند، عنوان کرد: دشمن تمام موفقیتهای ایران اسلامی در حوزههای مختلف اعم از نانو و فنّاوریهای مختلف را نادیده میگیرد.
وی با بیان اینکه قدرت رسانهای کشور باید تقویت شود، تصریح کرد: یک شبکه پیامرسان بسیار قدرتمند باید با توجه به ظرفیتهای داخلی ایجاد شود تا در مقابل جنگ دشمن مقابله کند.
امامجمعه موقت کرج با اشاره به راه انداختن جنگ اقتصادی توسط دشمن، افزود: اقتصاد مقاومتی بهترین راه برای مقابله با جنگ اقتصادی دشمن است و راهکارها و نظرات رهبر معظم انقلاب در این راه، راهگشا بوده و مجازات مفسدان اقتصادی در این راه بسیار کمککننده و راهگشا است. |
| 1397/5/19 | 1397/5/19دشمن با جدیت تمام در پی ضربه زدن به مردم است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه271
خطبه اول
حجتالاسلاموالمسلمین قادر محمدی در خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته شهر کرج، ضمن توصیه خود و همگان به رعایت تقوای الهی بیان داشت: امام خامنهای (مدظلهالعالی) دشمن و نقشههای دشمن را خوب میشناسند و اقرار دشمن نیز همین است که ایشان دشمنشناس بزرگی است.
وی اظهار داشت: سران آمریکا و استکبار جهانی هم به این موضوع اذعان دارند که میلیونها دلار هزینههای آمریکا با یک سخنرانی رهبر معظم انقلاب نقش بر آب میشود.
امامجمعه موقت کرج با بیان اینکه رئیسجمهور روسیه رهبری معظم انقلاب را سیاستمداری صادق و آیندهنگر میداند، گفت: فرمایشات رهبری معظم انقلاب در مورد نابودی اسراییل تا ۲۵ سال آینده یقیناً محقق خواهد شد.
حجتالاسلاموالمسلمین محمدی با بیان اینکه تأکید رهبر انقلاب، دشمنشناسی و غافل نشدن از نقشههای دشمن است، عنوان کرد: در مسئله امنیت، فرهنگ جوانان و آسیبهای اجتماعی نباید از نقش دشمن غفلت کرده و بر اساس این واقعیت برنامهریزی کنیم.
وی با بیان اینکه در هفتههای اخیر شاهد تلاطمی در حوزههای سکه، ارز، مسکن و لبنیات و ارزاق بودیم، عنوان کرد: دشمن در عرصه جنگ فرهنگی هم در حال تلاش است و به جدیت در حال تلاش برای ضربه زدن به مردم است.
وی با بیان اینکه هدف جنگ مدیریتشده رسانههای خارجی ناامید سازی افکار عمومی است، گفت: دشمن سعی میکند بهگونهای وانمود کند که دولت قادر به کنترل قیمتها نیست و سعی کرد با این ترفند مردم را به خیابانها بکشاند.
حجتالاسلاموالمسلمین محمدی با بیان اینکه مردم ما آگاه و بصیر هستند و همواره نقشه دشمن را نقش بر آب کردهاند، گفت: زحمات نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی قابلتقدیر و تجلیل است و این نیروها، دشمنان و نقشه آنها را برای کشتهسازی نقش بر آب کردند.
وی ادامه داد: امروز مطالبهی مردم از دولت و دیگر دستگاههای اجرایی این است که اگر مدیری کارنامه مورد قبولی ندارد بدون کمترین اغماضی نیروهای انقلابی را جایگزین آنها کرده و فرصتها را مغتنم بشمارند.
حجتالاسلاموالمسلمین محمدی با بیان اینکه انتظار و خواسته مردم این است که مسئولانی انتخاب شوند که از مردم و برای مردم خدمت کنند، تصریح کرد: دولتمردان باید توجه داشته باشند که بستر و گلوگاههای فساد را بسته و بسترهای فساد با کنترل و نظارت محدود شود تا فسادی صورت نگیرد و اگر درجایی بهواسطه رانت و رانتخواری فسادی صورت میگیرد، قوه قضاییه باید با آنها برخوردی قاطع داشته باشند.
خطیب جمعه کرج با بیان اینکه ظرفیتهای داخلی باید موردتوجه قرار گیرد، عنوان کرد: ظرفیتهای داخلی و نگاه به داخل باید موردتوجه قرار گیرد و جوانان نخبه و دانشمند باید موردتوجه قرار گیرند.
امامجمعه موقت کرج با بیان اینکه صنایع موشکی و هستهای، مدیون ظرفیتهای داخلی و توانایی جوانان ایران است، عنوان کرد: از همین مکان مقدس اعلام میکنم ای ترامپ ملتی که حججیها دارد، پوزهی تو را به خاک میمالد. |
| 1397/5/12 | 1397/5/12آقای رئیسجمهور، چرا وزیر متخلف و ناکارآمد را عوض نمیکنید؟! / شما دانسته یا ندانسته مسئول قسمتی از خرابکاریها و ناراضی تراشیها هستید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه272
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدایمه علی اعدایهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه
بحث در این بود اهل تقوا در همه شئون زندگی، رعایت قوانین الهی را می کنند و طبق دستور شرع عمل میکنند.
بحث ما در مباحث اقتصادی در ادامه اون بحث، رسیدیم به یکی از بزرگترین ظلمهای اقتصادی که آثار سوء فردی و اجتماعی دارد ، به نام ربا و چند جلسه ای رو راجب ربا بحث کردیم، به بعضی از آیات و روایات این باب و سنگینی گناه و شدت عقاب آن اشاره کردیم.
ربا از گناهان کبیره و تکرار میکنم جنگ باخداست، ربا باعث از بین رفتن اموال و فساد در مال جامعه میشود.
در شب معراج رسول خدا رباخواران را به صورتهای مختلف و عذاب هائی که میکشند را ملاحظه فرمودند. رسول خدا فرمودند: هر کس ربا بخورد، خدا شکم او را بهاندازه ربایى که خورده است، از آتش دوزخ پر مىکند؛ و اگر با آن مال ربا، مال دیگرى به دست آورد، خدا هیچچیز از عمل او را قبول نمىکند؛ و پیوسته تا زمانى که قیراطى از آن ربا با او است، مورد لعنت خدا و فرشتگان خدا است.
این روایات خیلی سنگین است. لعنت خدا را فکر نکنید چیز کمی است، خدا شیطان را لعنت کرده و کسی که مورد لعن خدا قرار گیرد یعنی از رحمت الهی محروم شده است، چنین کسی را چه چیزی نجات میدهد؟
کسی که مبتلابه ربا و رباخواری شود، دین خود را از دست میدهد. یعنى سرمایه اصلی که دنیا و آخرتش را آباد میکند، را از دست میدهد. اگرچه در ظاهر مال فراوانی به دست میآورد. اما اصل کاری را از دست می دهد.
از امام صادق -علیهالسلام- درباره این آیه: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا و یربی الصّدقات…»؛ «خداوند ربا را نابود مىکند و صدقات را فزونى مىبخشد»، سؤال کردند که مىبینیم؛ مردى ربا مىخورد و مالش زیاد مىشود؟{درحالیکه آیه شریفه فرمود از بین میرود} حضرت فرمودند: «خداوند دینش را نابود مىکند، هرچند مالش افزایش یابد».
این شخص بی دین می شود یعنی سرمایه اصلی اش را از دست می دهد.باید دائماً شاکر نعم الهی باشیم و کفران نکنیم. ابتلا به ربا کفران نعمت است و اگر کفران آمد همهچیز از بین میرود و سنت خدا این است که افراد را با دست خودشان نابود کند.
خداوند میگوید به تو قدرت اختیار دادم که از این قوه استفاده کن و مسیر درست را انتخاب کن و درراه درست قدم بگذار تا نتیجهاش را ببینی. و الا نابود خواهی شد. چون هر انتخابی نتیجه و آثاری را به همراه دارد در همین مسائل اجتماعی هم میبینید، که چگونه انتخاب در سرنوشت ما تأثیر میگذارد معمولاً در زمان انتخابات عرض میشود که خوب انتخاب کنید و درست دقت کنید که چه کسی را بر خود مسلط میکنید که ما آثارش را بعد تر می بینید.
بههرتقدیر گاهی خدای تعالی، علت نابودی انسانها و از بین رفتن اجتماع انسانی را رباخوارى قرار داده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام دربیانی فرمودند: هرگاه خداوند تعالی اراده کند که مردم منطقهای را نابود کند، در میان ایشان رباخوارى رایج مىشود. ببینید این عذاب الهی است، فکر نکنید که ربا خواری چیز کمی است.
یعنی مؤمن، مواظب باش ربا و رباخواری در جامعه توسعه پیدا نکند. که این گناه ریشه خیلی از گناهان است. حرامخواری ابتلائات اجتماعی میآورد که یکی از آنها سرپیچی از امام جامعه است.امام حسین (ع) اونجا خطابه خواند کسی گوش نداد، گفت این ها شکم هاشون از حرام پر شده است.
همین مقدار فعلاً راجع به ربا بس باشد اگرچه جای بحث دارد که مثلاً در بانکداری ادامه پیدا کند، مثلا بانکداری ربوی و غیر ربوی، اما چون از اصل بحث دور میشویم، در فرصت دیگری به قید حیات به آن بحث میپردازم.
از این نوبت به قوهی الهی راجع به دامداری و صنعت و اهمیت هرکدام از آنها میپردازم و بحث را ادامه می دهیم. راجع به کشاورزی قبلاً نکاتی عرض شد. اول به بحث دامداری که در زندگی بشر و اقتصاد فرد و اجتماع و در تأمین غذای مردم و ادامه حیات انسان ها، نقش اساسی به عهده دارد، میپردازم و اینکه اسلام به رشد و توسعه این ثروت عظیم توجه ویژه دارد.
ابتدا به بعضی از آیات که ما را متوجه نعمت چارپایان و منافعی که برای بشر دارند اشاره میکنم که اسلام چقدر توصیه کرده که ایت ثروت توسعه پیدا بکند ، زیاد شود و خود این یک نعمتی از نعمت های الهی است چهارپایان از نعم الهی هستند و منافعی برای بشر دارند.
مثلا در سوره نحل آیه ۵ فرمود: «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ، فِیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ، وَ مِنْها تَأْکُلُونَ»؛ «چارپایان را آفرید، که براى شما در آنها گرما (پوشش گرمکننده) و سودهایى است، و از (گوشت و شیر) آنها مىخورید»
یا در آیه ۷۹ سوره مبارکه غافر فرمود: «اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْکَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْکُلُونَ»؛« خدا است که براى شما چارپایان را آفرید تا بر برخى از آنها سوار شوید، و از آنها بخورید.»
یا در آیه ۸۰ سوره نحل فرمود: (خداوند) براى شما از پوستهای چارپایان خانهها (خیمهها) یى فراهم آورد، که (به هنگام استفاده از آنها) در سفرها و در اقامتگاهها احساس سبکى مىکنید،و از پشمها و کرکها و موهاى آنها اثاث و متاع …/ میبینید که به انواع بهرهها که از حیوانات میشود برد اشاره فرمود، از گوشت برای خوردن از پوست برای پوشش لباس یا خانهسازی و در حال زندهبودن برای سوارکاری و حمل بار و کشاورزی.
خب می بینید به انواع بهره هایی که از حیوانات میشود برد اشاره شد، از گوشت و شیر آن ها برای خوردن، از پوست آن ها برای پوشش و لباس و خانه سازی ، در حال زنده بودن آن ها برای بار بردن ، سوارکاری و کشاورزی می شود استفاده کرد.
میدانید خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه چوپانِ گوسفند و دامدار بود مگر یکی از آن ها تا کسی فکر نکند که کار کوچک و حقیری است و در اشتغال به آن کوتاهی کند مگر یک پیامبر که بهغیراز این اشتغال داشت.
در روایات هم توصیه بسیار شده که دامداری کنید که برای شما سود دارد مثلاً امیرالمؤمنین فرمود؛ رسول خدا فرمودند: به گوسفنددارى و کشاورزى رویآورید، که صبح و شام سود مىرسانند.
در جای دیگر از گاو و گوسفند شیرده بهعنوان برکت نام بردند. و فرمودند: گوسفند سرمایه خوبی است.
در تفسیر نور الثقلین از امیرالمؤمنین علیه-السلام حدیثی نقل میکند که مربوط به خانوادههای شهری در این روزگار نمیشود، اما شاید بتوان از آن استفاده کرد که اگر هر خانوادهای این کار را در محل دیگری انجام دهد، دامداری رونق بیشتری پیداکرده؛ تولید بالا میرود. فرمود: بهترین چیزی که انسان در خانه برای خانواده خود تهیه میکند گوسفند است، هر کس در منزل خود گوسفندی داشته باشد در هرروز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس میکنند. یا رسول خدا اغنیا و ثروتمندان را به پرورش گوسفند و فقرا را به مرغداری امر فرمودند.
این مقدمهی بحث تا ان شاالله اگر زنده بودیم و خداوندی تعالی تقدیر کرد ادامه بحث را در ماه آینده بیان کنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القایم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
متقین، در انجام اعمال عبادی، اول بر انجام واجبات تأکیددارند و بعد بهاندازه وسعشان به مستحبات میپردازند.
مولای ما امیرالمؤمنین-علیه السلام- در حکمت ۳۸ از حکم نهجالبلاغه فرمود:« لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ». «اگر مستحبات، به واجبات زیان برساند، موجب نزدیک شدن به خدا نخواهد بود.»
همه فرق اسلامی اعم از شیعه و سنی قبول دارند که انجام بیشترِ کارهای مستحبی بر کسانی که عمل واجب بر عهدهدارند، صحیح نیست و موجب قرب به خداوند نمیشود.
کسی که به واجبات ضرر زده باشد، یعنی عملی که انجام داده شرایط لازم برای صحت را نداشته درنتیجه مقرّب شخص نیست بلکه عمل واجب ترک شده و موجبات نافرمانی خدا را فراهمشده که کیفر و عقاب هم دارد.
هدف از انجام مستحبات قرب الی الله است که آن را باید بعد از انجام تکلیف اصلی یعنی واجبات دنبال کرد. البته معنای وسیعتری که از این حکمت به دست میآید این است که برای رسیدن به نتیجهی مطلوب باید امور مهمتر را پیش انداخت و زودتر انجام داد، همون که امروزه ما بهش میگیم اولویت سنجنی، اولویت ها رو بشناسیم و به اولویت ها بپردازیم و بعد به مسائل درجه دو و درجه سه پرداخت.
خدایا تقوا و اعمال صالح ما را زیاد بگردان.
۱۷ مرداد مصادف با ۲۵ ذیقعده الحرام روز دحوالارض است. یکی از ۴ روز سال که خدای تعالی نگاه ویژه به آن کرده و درهای رحمتش را بازنموده و بار عام داده که اعمال متعددی منجمله روزه بسیار سفارش شده است. یکی از آن چهار روز عمده سال است.
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی در المراقبات نقل میکند: از حضرت على-علیه السلام-که فرمود: «نخستین رحمتى که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذیالقعده، روز دحوالارض بوده است و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صدساله رسیده است؛ عبادت صدسالهاى که روزهاى آن را به روزه و شبهاى آن را به عبادت گذرانیده است. این ها رو میگیم که روز ۲۵ ذی القعده و ۱۷ مرداد رو از دست ندهیدو فرمودند: هر جماعتى که در این روز گِرد همآیند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواستههاى آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوى پروردگار نازل مىشود که نودونه درصد آن از آنِ کسانى است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت.»
این اعمال همگی در ثبات دین و تربیت جان مؤثر هستند. دحو به معنای گسترش زمین از زیر کعبه است. که گفتهاند اولِ خلقت تمام سطح زمین را آبگرفته بوده بعد آرامآرام آبها فروکش کردند و خشکیها بیرون آمدند و اولین خشکی کعبه بود که مرکز و نشانه عبادت و بندگی خدا شد و شهر مکه را هم امالقری نامیدند یعنی مادر آبادیها به همین جهت است. که آیات مبارکه سوره نازعات به همین مسئله اشاره دارد.
اگر انسان توجه کند دحوالارض یکی از نشانه توحید، رحمت و قدرت خداست. خداوند تعالی به همه ما توفیق بندگی خالص عنایت فرماید.
مناسبت دیگر ۱۷ مرداد، روز خبرنگار است که به مناسبت شهادت محمود صارمی، که اتفاقا از اهالی همین استان هم هست، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به دست گروه طالبان در افغانستان نامگذاری شد. تا به این وسیله از زحمات این قشر خدوم تجلیل و قدردانی شود.
از آنجائی که اسلام به آگاهی و آگاهی بخشی اهمیت داده و آن را ستوده است، لذا مطبوعات، رسانه، خبر و خبررسانی اگر در مسیر صحیح آگاهی بخشی به مردم و بالا بردن سطح دانش و تفکر مردم قدم بردارد موردحمایت اسلام و نظام میباشد.
به همین جهت است که کار خبرنگاران سخت میشود چون باید اولاً اعتماد مخاطب را نسبت به مطالب خود جلب کنند، در بیان مطلب غلو و زیاده گوئی نداشته باشند، اگر خبر است، صرفاً خبر را بدهند و تحلیل و برداشت شخصی را داخل خبر نکنند، در بیان اخبار تشنجآفرینی فکری نکنند ، ذهن مخاطب را از جریان اصلی منصرف نکنند.
خبرنگار یک عنصر فرهنگی است، پس لازم است با تمام قوایی که دارد، با داشتن مطالعه مستمر، گسترده و متنوع، فرهنگی فکر کند و فرهنگی عمل کند و در بالا بردن سطح فرهنگ منطقهی مأموریتش و بلکه بیشتر کوشا باشد.
خبرنگاران و اصحاب رسانه میتوانند عامل وحدت و همچنین یا ایجاد تنش و گسست جامعه باشند. پس رسالت سنگینی بر عهده دارند. انتقادات باید سازنده باشد، در مسیر اصلاح عملکردها و امیدبخش باشد.
این روزها میبیند که چگونه عدهای عمداً و متعمداً طوری عمل میکنند و با مردم برخورد دارند که نظام را بد جلوه دهند ، القاء کنند هیچ دستاوردی نداشته و آینده ازدسترفته و آینده مبهم است.
به مقدسات، شهدا، ایثارگران و خانوادههای متدین توهین میکنند و از خطوط قرمز عبور میکنند. آنکه میتواند نقش مؤثری در خنثی کردن توطئههای دشمنان و امیدوار کردن مردم بابیان درستِ واقعیتهای کشور داشته باشد، رسانه ها و شخص خبرنگار است.
رسالت خبرنگار بسیار خطیر است؛ باید صریح و صادق باشد و در بیان مطلب دقت داشته باشد که مبتلابه افراطوتفریط نشود، هنجارهای جامعه را رعایت کند، صبور باشد، تیزبین و نکتهبین باشد و به دنبال به دست آوردن حقیقت و از همه مهمتر امانتدار باشد و بهموقع خبررسانی کند و چون با همه اقشار مردم ارتباط دارد باید عادلانه مدافع حقوق همه باشد.
امروز که استکبار جهانی و صهیونیستهای خبیث با تمام قوا و بهکارگیری تمام ابزارآلات و دستگاههای اطلاعرسانی پیشرفته خود تلاش میکنند دستاوردهای انقلاب را نادیده بگیرند و تحریف کنند و اسلام و مسلمین را در دنیا بد جلوه دهند. وظیفه خبرنگارانِ عزتمند و غیور که در قالبی دیگری در حقیقت مدافع حریم اسلام هستند و در این مسیر شهدائی تقدیم کردهاند بسیار حائز اهمیت است لذا باید وظیفه خطیر خودشون را این روزها توجه داشته باشند و در این مسیر درست عمل کنند. بههرتقدیر این روز را به همه عزیزان خدا قوت و تبریک عرض میکنیم.
از آنجائی که انتظار هست و سؤال هم میشود چند کلمه راجع به مسائلِ مطرح جاری، عرض کنم. خوب هم دقت کنید که این مطالب خوب طلقی بشود.بیان ما تظعیف کسی نیست، این ها واقعیت هایی هست که باید در جامعه به آن پرداخته بشود.اگر گفته نشود و هدایت نشود آثار بد دیگری خواهد داشت.
بااینکه هنوز تحریم جدیدی اعمال نشده و نسبت به گذشته تغییر جدی صورت نگرفته، جریانات و حرکاتی که میشود محل تأمل است و قطعاً پشت پرده و نقشهای دارد.
باید هوشیار بود و با دقت مسائل را رصد و بررسی کرد. در همین فضا رئیسجمهور آمریکا برای ایجاد اختلاف بین مسئولین و مردم و تنش بیشتر در بین مردم، پیشنهاد مذاکره میدهد. اگر خوب به این پیشنهاد نگاه کنید میبینید که تنش را در جامعه ما زیاد میکند، و آنها دنبال این تنشها هستند.
همین اول عرض کنم که عدهای بریده سیاسی و چاکر بیگانه، از این حرفها خوششان میآید و دنبال میکنند و عدهای همفکر کردهاند که اگر فضا را جوری مدیریت کنند و حرف از جام زهر بزنند ما کوتاه می آئیم و راضی به مذاکره میشویم. کور خواندهان، اگر به سمت مذاکره با آمریکا و وادادگی و بیعزتی حرکت کنید با امتی روبرو خواهید شد که کفن پوشیده جلوی شمارا خواهند ایستاد.
به فکر مذاکره مجدد با آمریکا نباشید. ببینید امام راحل عظیم الشئن چه فرمود: با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانى خود را برملا نسازید و از گرگها و درندهها براى شبانى و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظهاى که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمىترین وفاداران و دوستان خود را قربانی کنند و پیش آنان دوستى و دشمنى و نوکرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار دادهاند و بهصراحت ودرهمه جا از آن سخن مىگویند.
این چهره آمریکا هست، چرا عده ای دست و پا می زنند که بروند به آن سمت؟
رهبری گفتند : چهار دهه، تجربه فعّالیّت بینالمللى به ما نشان مىدهد که هزینهى تسلیم در برابر قدرتهاى زورگو بهمراتب بیشتر از هزینه ایستادگى در مقابل آنها است.
خودشان هم چند وقت قبل گفته بودند که ما به سمت آشوبهاى سراسرى در ایران حرکت مىکنیم. و طرح آنها این است که اول در شهرهای کوچک شروع کنند و بعد آن را توسعه بدهند و سراسری کنند و بعد هم پوشش خبری میدهند و داخل فضای مجازی فیلم و عکس درست می کنند، بعضی وقت ها هم خب اشتباه می کنند چون از آرشیو عکسهای قبل استفاده میکنند، چون مردم نمی آیند، مردم حواسشان هست، چون در هر اجتماع ساختار شکنانه که بر ضد ارزش های نظام باشد شرکت نمی کنند و به اموال عمومی دست دارزی و خیانت نمی کنند چون می بینند نمی آیند عکس هایی از آرشیو می گذارند که اخیرا لباس تظاهرکنندگان همه زمستانی است.
این مطلب را قبلاً رهبری در مرقد حضرت امام در همین امسال تذکر دادند که دشمن نقشه این است که اجتماعات و مطالبات مردم را به آشوب بکشاند و امنیت و آبروی نظام را از بین ببرند.
این بیان، هدف دشمن را مشخص میکند، وظیفه ما را هم معلوم میکند. میدانید که یکی از زمان هائی که میشود آشوب درست کرد وقتی است که در جامعه دوقطبی امنیتی، اقتصادی به وجود آمده باشد و آنها این دوقطبی را توسط رسانههای خودشان و عوامل خبیث داخلی القاء میکنند که وضعیت بد اقتصادى که الآن کشور گرفتار آن است به خاطر این است که درآمدهایش را بهجای اینکه برای مردم خرج کند در سوریه هزینه مىکند.
برید ببینید مسئولین آمریکائی از صدر تا ذیل، همه یکچیز را دائماً روزی چند بار در خبرگزاریهایشان تکرار میکنند: هزینه هائی که ایران در سوریه و منطقه مىکند، هیچ سودى براى او ندارد، و نقشههایش توسط اسرائیل شکستخورده است.
این وسط هم بعضی احمقهای سیاسی که کرسی هائی هم دارند حرفهای دشمن پسند میزنند. عدهای ادعا میکنند اقتصاد ایران ازهمپاشیده شده و در شبکههای مجازی و فضای حقیقی، منافقین و اذنابشان القاء میکنند که اوضاع از دست خارجشده، میخواهند بیاعتمادی بین مردم و مسئولین زیاد شود، شقاق و جدائی بین ارکان حاکمیت و مردم ایجاد کنند. اما این دروغ محض است.
ما تو همین استان خودمون بیایید بررسی کنید، دارن کار می کنند و فعالیت می کنند، اون فضا های اقتصادی را دارن فراهم می کنند و تا اونجایی که توان هست،امکانات وجود دارد ، مسلط بر کار هستند در همین بحث فرودگاه پیام که بنده چند روز پیش دیدن کردم، تمام کارهایی که اونجا صورت گرفته در دوران تحریم بوده و پس این یعنی ما می توانیم، این طور نیست که نتوانیم.
همانطور که رهبری فرمودند حاکمیت و مردم دوتا نیستند و یکی هستند و از هم هستند. اقتصاد کشور با نگاه به درون و فرماندهی یک فرد باانگیزه و انقلابی و معتقد به شعار ما میتوانیم حل میشود.
منکر مشکلاتی که استکبار برای ما درست کرده نیستیم که چگونه با کمک عدهای اجنبیپرست دستبهسینه در مقابل آمریکا، با ترفندهای تبلیغاتی و رسانهای ذهن عدهای از مردم را بهگونهای منحرف کنند که از شعار انرژى هستهاى حق مسلم ماست،آرام آرام جوری در ذهن مردم القا شد و رسانه و القائات افراد از جهات مختلف و همجمه های مختلف به طوری القا شد که برسند به جائی که در عده ای در داشتن فناوری هستهای تردید کنند.
دشمن دارد کار میکند، ما باید غافل و خوابزده نباشیم، باید وحدت و همدلی را حفظ کنیم، این حرف درستی است. اما هرگز تخلف و کمکاری هائی که میشود را تائید نمیکنیم.
چرا آقای رئیسجمهور وزیر متخلف و یا ناکارآمد را عوض نمیکند و منتظر است تا مجلس اقدام کند؟ بعد در این مجلس هم که تعدادی نه عرق دینی دارند و نه مسئولیت پذیری ملی لااقل حزبی عمل کنید و برای بقاء حزبتان هم که شده برای ملت کارکنید. عدهای از کسانی که امروز معترضاند مقدمات برپا شدن این دود را خودشان فراهم کردند.
آقای رئیسجمهور اگر واقعاً دلسوز ملت هستید، باید تیم اقتصادی خودتان را ترمیمم کنید، بیائید و با ملت سخن بگوئید. وزرای شما بیایند و حرف بزنند توضیح بدهند. شما دانسته یا ندانسته مسئول قسمتی از خرابکاریها و گوش به حرف ندادنها و عمداً و متعمداً ناراضی تراشیها هستید.
مراجع، علماء، دانشگاهیان، ائمه جمعه، کارمندان ، کسبه و اقشار مختلف مردم به این وضع اعتراض دارند و مطالبه میکنند.
امروز مطالبه مردم از دولت و دستگاه اجرائی آن است که اگر وزیر و مدیری نتوانسته کارنامه خوب و مورد قبولی از خود ارائه نماید، بدون کمترین درنگ و اغماضی، نیرویی باانگیزه، جسور، انقلابی و متخصص را جایگزین وی نمایید و فرصتها را مغتنم بشمارد.
ما عملکرد ضعیف دستگاه قضائی کشور در برخورد با مفسدان اقتصادی را هم برنمیتابیم. وقتی در روایات کسی که رباخوار است را گفته است باید اعدام کرد(من روایات اش رو برایتان خواندم بعضی هاش گفته در بار اول، بار سوم و بعض هاش گفته بار چهارم)، بعضی ها در بار اول حکم کسانی که کشور را به ورطه ورشکستگی و وابستگی کشاندهاند چیست؟ معنای افساد فیالارض فقط منکرات اخلاقی و اخافه ناس است؟ سیاست اقتصادی که همه توجهش فقط به درست کردن بازار برای بیگانگان است نباید مورد سؤال قرار گیرد؟ آیا مجلس فشل و بیحال نباید از وزرا سؤال کنند و آیا نباید نظارتشان را تقویت کنند؟ چرا میخواهید هزینه درست کنید؟
چرا عدهای دائم میگویند رهبری ورود کند؟ این حرف غلطی است، ارکان نظام تعریفشده هستند، وقتی مجلس هست وقتی دستگاه قضا هست چرا باید رهبری ورود کند؟
من از باب تقویت دستگاه اجرائی کشور میگویم جرات داشته باشید و خودتان را ترمیمم کنید. ای قوه قضائیه صدای مردم را بشنو و تا دیر نشده شمشیر عدالتت را از غلاف بیرون بکش و به وظیفه الهیت عمل کن. و ای مجلس به وظیفهات عمل کن.
مردم در سراسر کشور نه با اغتشاش و هرجومرج بلکه با مطالبه گری و با درخواست صحیح از نمایندگان مجلس بخواهند تا آنها کارشان را درست انجام دهند. ما برخلاف عدهای که ناامید هستند، هرگز ناامید نیستیم. انقلاب زنده است و باقدرت در حال پیشرفت است و آیندهای پرنور و مشعشع دارد.
به فضل پروردگار بهزودی باهمت و استقامت شما مردم و به برکت خون ۳۰۰ هزار شهید، شاهد نابودی استکبار جهانی و اذناب پلیدش خواهیم بود.
۱۴ مرداد روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی است، صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ صادر شد ، ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۰ شهادت دکتر آیت می باشد.
۱۵ مرداد شهادت سرلشگر بابائی در سال ۱۳۶۶ و حمله اتمی به هیروشیما۱۹۴۵ ، ۱۶ مرداد تشکیل جهاد دانشگاهی، ۱۸ مرداد حمله به ناکازاکی و شهادت سرلشکر لشکری در ۸۸ ؛ همه این ها مناسبت هایی هستند که در این هفته هستند و فرصت بیان نداریم..
نکته پایانی اینکه بنده یکبار نیابتاً از طرف کسی مکه مشرف شدم و بعد که مستطیع شدم ثبتنام کردم و امسال نوبت حج بنده است و چون واجب شده باید اقدام میکردم، لذا چند هفته آینده را برادران دیگری نماز خواهند خواند هر هفته برادری که لیست اسامی آن منتشر میشود.
اگر اسائهای شد، بدحرفی شد، اگر بیادبی کردم، حقی را ضایع کردم همه را انشاءالله ابراء بفرمائید و به قیامت نگذارید و در همین دنیا حلال بفرمائید. |
| 1397/5/5 | 1397/5/5راه بهزانو درآوردن آمریکا ناامید کردن او و سخن گفتن از موضوع قدرت است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه273
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدایمه علی اعدایهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه
متقین اگر مشغول به کسب و کاسبی باشند حتماً مسائل و احکام مربوطه را دنبال میکنند تا خداینکرده در حرامهای اقتصادی مثل خوردن مال مردم، ربا و امثالذلک وارد نشوند.
به بیان امیرالمؤمنین-علیه السلام-که فرمودند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ الرِّبَا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا أَخْفَى مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا»
( اى گروه مردم! نخست فقه بیاموزید و سپس بازرگانى کنید. سوگند به خدا که ربا در این جهان، پوشیدهتر از حرکت مورچه بر سنگ سیاه است.)
آنچه در فقه مطرح است تعبد محض است و با برداشتهای عقلی سنجیده نمیشود، ولو مطلبی برخلاف عقل مطرح نمیشود. مثلاً اینکه نماز صبح دو رکعت باشد و مغرب سه رکعت و بقیه اوقات چهار رکعت باشد را نمیتواند باعقل محاسبه کرد و نظر داد اینجا باید پذیرفت و عمل کرد.
اما در بخش معاملات، آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصومین-علیهم السلام-(که به آن نقل می گوئیم) مؤید و کمک عقل هستند.
بیشتر مباحث حقوقی و اقتصادی را که بررسی کنید؛ میبینید که آیه و یا روایت ندارد و عقل آن را بیان و شرح کرده است. مثل بیع و معاملات فضولی دلیل نقلی ندارد، شرط متأخر کشف حقیقی، کشف حکمی و امثال ذالک دلیل نقلی ندارند.
میدانیم بیشتر معاملاتی که امروز در سطح جامعه بشری مطرح است قبل از اسلام هم بوده و اسلام چیز تازهای الا چند مورد تأسیس نکرده بلکه همه روش گذشتگان را امضاء کرده است.
عقلا هر قومی، با تکیه بر عقلشان، معاملاتی را صحیح میدانستند و به آن عمل میکردند. بعد که اسلام آمد آن معاملات را یا قبول کرد و امضاء شد و یا رد کرد و باطل شد.
به قرآن کریم که مراجعه کنید میبینید که خدای تعالی دستور میدهد و در آیه یک سوره مائده میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» ودر آیه ۲۷۵ سوره بقره نیز میفرماید:« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا…»
اینها یعنی آنچه قبلاً انجام میدادید و اسمش بیع بود، اسمش عقد بود، همه را من قبول دارم. این امضاء است. اما ربا را قبول ندارم و باید کنار گذاشته شود.
توجه دارید که وقتی میگوییم اگر عقلا گفتند قبول است به این معنا نیست که اگر عقلا جمع شدند و مطلبی را گفتند، حجت میشود. نه خیر اتفاقاً در همین بحث ربا بیشتر عقلا قبول دارند و تائید میکنند.
کشورهای غربی که نظام بانکداری آنها بر اساس ربا طراحیشده، مسئول ،طراح و مجری، همه دارای عقل هستند و ربا را قبول دارند. لذا عرض میکنیم اگر آنچه عقلا بر آن بنایشان را میگذارند بخواهد حجت باشد، باید ببینیم نظر شارع چیست.
اگر درجایی بود که شارع میتوانست اعتراض کند و نکرد و سکوت کرد. همین دلیل است که شارع مقدس قبول دارد. مثل همه معاملاتی که مردم انجام میدهند و هیچکدام را چیزی نگفت فقط درباره ربا فرمود: وحرم الربا.
بانکداری ربوی را که همه عقلا قبول دارند را میگوید حرام. نمیخواهم بحث را فنی کنم فقط اشاره کردم که بیشتر بدانید ریشه حرمت ربابه کجا برمیگردد. ربا باعث میشود که اموال مردم از بین برود و نابود شود.
دراینباره روایاتی داریم هشام بن حکم میگوید از امام صادق«علیه-السلام» درباره دلیل حرام بودن ربا پرسیدم، فرمود: اگر ربا حلال مىبود، مردم کسبوکار را که موردنیاز جامعه است رها مىکردند (و تن به کار نمىدادند، وزندگیها مختل مىشد)، ازاینرو خداوند ربا را حرام کرد، تا مردم از حرام فرار کنند و به کسبوکار و خریدوفروش بپردازند.
اگر ربا گسترش پیدا کند، کسبوکار از بین میرود، و این برای جامعه خطرناک است. همین بلائی که مدتی رواج داشت؛ سرمایهها داخل بانکها و افراد ماهبهماه سود پول میگرفتند.
شبیه بیان امام صادق را محمد بن سنان مىگوید که سؤالاتی را کتبی از امام رضا-علیه السلام-پرسیدم حضرت در جواب چنین نوشتند: علّت حرام بودن ربا و اینکه خدا از آن نهى کرده است، این است که مایه تباهى اموال مىشود، زیرا که آدمى چون یکدرهم را به دو درهم بخرد، بهاى یکدرهم، یکدرهم است و درهم دیگر باطل (و بدون برابر) است، بنابراین خریدوفروش ربوى درهرحال به زیان خریدار و فروشنده خواهد بود، لذا خداى متعال آن را که سبب تباهی اموال است بر بندگان حرام کرده است. و در کیفر دنیایی ربا و شدت حرمت و خلاف بودن آن.
در تفسیر قمی از قول رسول خدا (ص) بیانشده که فرمود: «من أخذ الرّبا وجب علیه القتل …» هر کس ربا گرفت کشتن او واجب است.
در خبر است مرحوم شیخ حر در وسائل نقل میکند که به امام صادق-علیه السلام-خبر دادند که کسی رباخواری میکند و برای آن اسم دیگری گذاشته است؛ حضرت فرمودند: اگر خداوند مرا بر او قدرت میداد گردن او را میزدم.
روی اهمیت موضوع و شدت فسادی که در جامعه ایجاد میکند و اموال، سرمایهها را و ایمان و دین مردم را از بین میبرد، روی این مسئله چند هفته ماندهام و الا دیدهاید که فقط عناوین را مطرح میکنم.
ببینید که اسلام در حمایت از مظلومان و ریشهکن کردن فساد اقتصادی چه حکم قاطعی در حق رباخواران کرده است که متأسفانه دنبال نمیشود.
ابو بصیر مىگوید: به امام صادق عرض کردم: حکم رباخوار پس از ثابت شدن چیست؟ فرمود: باید او را تأدیب کرد، و اگر دوباره مرتکب شد باز باید تأدیب شود؛ و اگر براى بار سوّم ربا خورد باید کشته شود. که البته بعضی از فقها در مرحله چهارم را گفتهاند. و اگر فقیهی هم کشتن را نپذیرد، شدت توبیخ و تنبیه و مجازات را گفتهاند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القایم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
اهل تقوا، اهل آرزوهای پخته و برنامه ریزی برای زندگی خود هستند و هرگز دچار آرزوهای طولانی که اعمال را از بین میبرد نمیشوند.
امیرالمؤمنین- علیه السلام-در حکمت ۳۵ از حکم نهجالبلاغه فرمود:« مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ» یعنی «هر کس آرزوهاى دور و دراز در سر بپروراند، عمل و کردارش ناپسند گردد.»
علت آن هم معلوم است چون کسی که مبتلا شد به این صفت بد؛ همه توجهش به دنیا و به دست آوردن آن میشود و از آخرتش و اعمالی که باید انجام دهد بازمیماند.
آرزوهای طولانی که معمولاً دست نایافتنی هم هستند آثار بدی دارند که کمترین آن فراموشی آخرت است.
امیرالمؤمنین فرمودند: «کسی که آرزوی طولانی دارد عاقل نیست». و دربیانی دیگر فرمودند: «هرگز بر آرزوها تکیه مکن که آن خوی احمقان است».
آرزوی پخته که با توجه به برنامهریزی و مدیریت زمان است عیب ندارد. اگر مادر آرزو نداشت که فرزندش بزرگ شود هرگز به او شیر نمیداد. خداوند تقوای همه ما را زیاد بگرداند.
پنج مرداد سال گشت، اولین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب است که در سال ۵۸ به امامت ابوذر زمان و زبان گویای انقلاب مرحوم آیتالله طالقانی اقامه شد.
و در طول این چهل سال بهعنوان پشتیبان نظام و محور وحدت امت اسلامی بدون تعطیلی حتى در سختترین شرایط کشور (در دوران موشکبارانهای صدام و بمبگذاریهای منافقین) باشکوه بیشتری اقامه شد.
پایگاه نماز جمعه، در نظام اسلامی بسیار ارزشمند و پراهمیت است. که جهات مختلفی دارد. گاهی به امامجمعه، گاهی به شرکتکنندگان و گاهی به خود جایگاه نماز جمعه و نقشی که هرکدام دارند توجه میشود.
نماز جمعه هدایتگری فکری ، معنوی و سیاسی جامعه را به عهده دارد. در نماز جمعه دین و سیاست عینیت پیدا میکنند. نماز جمعه هم در مقابل تهدیدات و تهاجمات دشمنان میایستد و مقابله میکند و اگر نفوذ و رخنهای صورت گرفته باشد در از بین بردن آن اقدام دارد. هم دفع است هم رفع.
امام این جایگاه رفیع را زنده کرد و در مرتبه فریضه عبادی سیاسی حج قرارداد با یک اندازه کوچکتر ولی با همان اثرات. و وقتی از ایشان استفتاء میشود که آیا اذن حاکم میخواهد یا نه؟ فتوا میدهند: «منصب امامت جمعه، بدون نصب ولیّامر مسلمین ثابت نمیشود.» و این تجلی نظریه ولایتفقیه است.
در این پایگاه باشکوه و اجتماع معنوی سیاسی، باید همه جریانات سیاسی که اصول و مبانی انقلاب و قانون اساسی را قبول دارند حاضر باشند. تا سنگری در مقابل حملات دشمنان بوده از اسلام و انقلاب دفاع کند.چنانچه در طول سالهای بعد از انقلاب، توطئههای بزرگی در نماز جمعهها از بین رفته است.
نماز جمعه جای جناحبازی و تحزّب نیست. امامجمعه هم جناحی نیست و نباید وابسته به جریانی باشد والا نمیتواند اثرگذاری لازم را داشته باشد. البته توجه دارید، چون باید تبیینکننده مبانی نظام و سخنان امامین انقلاب باشد، پس موضع دارد و ممکن است این موضع با مواضع عدهای همخوانی داشته باشد و این به معنای تبعیت از آن جناح و حزب نیست.
اگر امامی جناحی فکر کند و حرکت کند قطعاً موفق نمیشود. اصلاً امامجمعهای که نسبت بهنظام و انقلاب و مردم و مشکلات مردم بروزی نداشته باشد به درد امامت نمیخورد و آن تقوای لازم را ندارد.
رهبری دربیانی فرمودند: «مسئولان انقلاب در سرتاسر کشور، ائمه جمعهاند. پایگاههاى هدایت و رهبرى مردم در سرتاسر کشور، ائمه جمعهاند. سنگرهاى دفاع معنوى در مقابل دشمنان در سطح جامعه، ائمه جمعهاند.»
ببینید چه وظیفه سنگینی را برای امامان جمعه بیان کردند. یعنی باید تبیین کرد و توضیح داد و دفاع کرد و این به مذاق عدهای که دوست دارند مردم ندانند خوش نمیآید که سعی در تضعیف جایگاه و یا شخص میکنند. در مقطعی هم حذف فیزیکی کردند که شهدای محراب گواه این مطلب هستند. و اتفاقاً کسانی که در این مسیر بیشتر فعالیت دارند بیشتر مورد لطف قرار میگیرند که در این حال باید مردم مواظب باشند که حرف مخالفین را که گاهی با ظاهر خیرخواهی هم مطرح میشود تکرار نکنند.
مثلاً راجع به خود من میگویند فلانی تند است و به مسئولین ایراد میگیرد و هر هفته باید منتظر باشیم ببینیم نوبت چه کسی است. این حرف درست نیست ما مدیران توانمندی داریم که ناشناخته و با اخلاص در حال کار و فعالیت هستند و قدر همه آنها محفوظ است و تشکر میکنیم و اگر به عدهی دیگر هم تذکر میدهیم برای اصلاح و رسیدگی بهتر به مردم است.
تاریخ را بخوانید و خطبههای امیرالمؤمنین را ملاحظه کنید. وقتی در دستورات اسلامی داریم که باید حرمت مؤمن را حفظ کنیم و آنهمه هم تأکیدداریم اما به خلافهائی که مسئولی دارد خصوصاً اقتصادی و مربوط به بیت المال میرسیم، میبینیم امیرالمؤمنین بدون ملاحظه نام شخص را میبرد و امروز که بیش از ۱۴۰۰ سال گذشته هنوز شخص بیآبروست وظیفه روشن میشود اگر نگوییم که اشرافی گری و ویژه خواری و رانت بازی و فساد که انتها و تمامی ندارد.
نمیبینید امروز عدهای چگونه به جان انقلاب افتادهاند و با همین فسادهای اقتصادی چه ضربهای میزنند. خدای تعالی از علماء پیمان گرفته که در این امور ساکت نباشند و وسط میدان مبارزه با زیادهخواهی و زیاده خواهان باشند و از غیر خدا نترسند.
جالب است بدانید از بعضی آنها که میگفتند تند هستم سؤال کردم که موارد تندی را بگوئید، دیدم همان مطالبی که بنده از رهبری مطرح کردهام را میگویند.
الآن همین صحبتهای راجع به برجام را که دوستان در کتابچهای جمع کردند. وزارت ارشاد اجازه چاپ نداد، میگویند اسمش را عوض کنید، در جامعه تنش ایجاد میکند. (اسم آن برجام خسارت محض است.) این اسم عین کلام رهبری است.
باید دوستان با این جایگاه و وظائفی که امام دارد آشنا باشند. عدهای دوست دارند امام فقط بیاید تعریف کند و برود. خیر، ائمه جمعه زبان مردم هستند و درعینحال، ضمن رعایت عدالت، از روی انصاف و خیرخواهی، واقعبینانه نقد میکنند یا سؤال میکنند و تذکر میدهند و درعینحال از مسئولین حمایت میکنند. هم خودش تقوا دارد و باید داشته باشد و هم مردم را به تقوا و تدین دعوت میکند و زمینههای باتقوا شدن را تبیین میکند.
امامجمعه باید چشم امت باشد، زودتر ببیند و تبیین کند و جامعهاش را نسبت به بیماریها هشدار دهد. هم بترساند و هم تشویق کند. آیا وقتی در افکار عمومی به یکی از ارکان نظام بدگوئی میشود و یا تضعیف میشود نباید آن را مطرح کرد، تذکر داد و دفاع کرد و مسئله را برای مردم تبیین کرد؟
توجه کنید:مجمع تشخیص مصلحت نظام-طبق قانون بازوی مشورتی رهبری است که آقا در تاریخ ۲/۲/۹۳ در ماده ۷ ابلاغیه، نظارت بر اجرای سیاستهای کلی نظام را به مجمع محول کردند.
مجمع تشخیص وظیفه دارد تا نسبت طرحها و لوایح مجلس، باسیاستهای کلی نظام را بررسی کند و در صورت مغایرت آنها باسیاستهای کلی نظام به مجلس شورای اسلامی اعلام کند و در صورت تأیید آن در مجلس، شورای نگهبان میتواند مطابق با اختیارات خودش بر اساس نظر مجمع تشخیص عمل کند. در دوره ریاست قبل مجمع این امور کمتر توجه میشد. اما در دوره ریاست جدید کمیتهای را برای پیگیری این امور فعال کردهاند.
لایحه خطرناک FATF به مجلس آمده و برای بررسی به مجمع تشخیص مصلحت رفته و مجمع در نامهای به شورای نگهبان صراحتاً اعلام کرده که تصویب لوایح چهارگانه مغایر با امنیت ملی و سیاستهای کلی کشور است. چون باعث شناسایی فعالیتهای اقتصادی ایران و تحریم بیشتر میشود.
حالا سؤال من این است که چرا با توجه به اینکه هنوز مدت زیادی نگذشته است که حضرت آقا در دیدار با نمایندگان مجلس علناً با FATF مخالفت کردند. و فرمودند: «همانگونه که درباره «برخی کنوانسیونهای بینالمللیِ اخیراً مطرحشده در مجلس و گفتیم، مجلس شورای اسلامی که رشیدوبالغ و عاقل است، باید مستقلاً در موضوعاتی مثل مبارزه با تروریسم یا مبارزه با پولشویی قانونگذاری کند.
ایشان افزودند: البته ممکن است برخی مفاد معاهدات بینالمللی خوب باشد اما هیچ ضرورتی ندارد با استناد به این مفاد به کنوانسیونهایی بپیوندیم که از عمق اهداف آنها آگاه نیستیم یا میدانیم که مشکلاتی دارند»
حال مجمع و شورای نگهبان نظر دادهاند، بعضیها مثل معاون پارلمانی و رئیس دفتر محترم رئیسجمهور به مجمع تشخیص مصلحت نظام حمله میکنند و بر پیوستن به این تعهدِ خطرناکِ امنیت بر هم زنِ اقتصاد خراب کن، اصرار دارند.
همانطور که مکرر عرض شد. ما زیر بار معاهداتی که به قدرت دفاعی و امنیت ملی و نفوذ منطقهای ما خدشه وارد کند نخواهیم رفت.
امامجمعه باید روحیه مبارزه با ظلم و استکبارستیزی را در دلها زنده نگه دارد و ضمن امید دادن به آینده که دستیافتنی است دشمنشناسی و ترفندهای او را تبیین کند.
رئیسجمهور آمریکا ایران را تهدید نفتی کرد و رئیسجمهور محترم هم از موضع قدرت و بااقتدار و با موازین انقلاب جواب داد که او هم باز تهدید دیگری کرد که قدرتمندانه سردار رشید اسلام، سلیمانی عزیز دفاع کرد. از موضع هر دو بزرگوار قدردانی میکنیم.
دنیا این را فهمیده است که نباید ایران را تهدید کند. راه بهزانو درآوردن آمریکا، ناامید کردن او و سخن گفتن از موضع قدرت است. امروز آمریکا از توانائی هستهای و قدرت موشکی و نفوذ ما در منطقه، نگرانی جدی دارد، شیشه عمر خودش و اذنابش در دست ماست. و تمام تلاشش را میکند تا همه اینها را از بین ببرد.
در همین ایام بود در سال ۶۷ که منافقین را تحریک کردند که با عملیات فروغ جاویدان بیان تهران را بگیرند. همان روزها نماینده کنگره آمریکا در بین منافقین آمده بود و تشویق میکرد که از شبکههای تلویزیونی آمریکا هم پخش شد که: نباید دست از تلاش کشید، مطمئن باشید که باکمی صبر و تلاش بیشتر بهزودی از مهران به تهران رژه خواهید رفت.
اینها لحظهای را برای ضربه زدن غفلت نمیکنند. لذا دائم رجز میخوانند. خوابهای پریشانی است که میبیند و جواب ما به او، حرف امامان است که فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
اما این تذکر را میدهم که نکند خداینکرده با تهدید کردن آمریکا و موضعگیری صحیح در مقابل او و انقلابی عمل کردن این زمینه فراهم شود که بگوییم در این موقعیت که دیگر نمیشود با آمریکا کارکرد پس چارهای نیست جز اینکه به دامن اروپا بیفتیم. که این هم خطر بزرگی است که نباید دوباره تکرار شود.
جا دارد من بیان رهبری را که در سال ۹۴ فرمودند را تکرار کنم:« نماز جمعه یک قرارگاه است؛ قرارگاه ایمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصیرت، قرارگاه اخلاق. ما در حال جنگیم، منتها جنگ نظامى نیست؛ جنگ معنوى است، جنگ اعتقادى وایمانی است، جنگ سیاسى است.
به ایمان مردم ما حمله مىکنند، به بصیرت مردم ما حمله مىکنند، به تقواى ما حمله مىکنند، به اخلاق ما حمله مىکنند، ویروسهاى گوناگونِ خطرناکِ معنوى را در میان ما پراکنده مىکنند؛ خب، ما چهکار کنیم؟ باید دفاع کنیم. این، قرارگاه لازم دارد، مثل قرارگاههاى میدان جنگ؛ نماز جمعه یکى از مهمترینِ این قرارگاهها است؛ قرارگاه ایمان است، قرارگاه تقوا است. با این چشم به نماز جمعه نگاه کنیم. شما هم فرمانده قرارگاهید؛ قرارگاههاى میدان جنگ هرکدام فرماندهى دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امامجمعه است.»
این تعبیر و آنکه فرمود شما مسئول انقلابید آیا اجازه خوابیدن و چرت زدن به بنده میدهد. مردم هم باید سعی کنند تعطیل نکنند البته روایاتی داریم، قرار بگذارند پاتوق هفتگی باشد اطراف شهرهیئات رزمندگان، پایگاههای بسیج ماشین بگذارند بیایند و این پایگاه عبادی سیاسی، جایگاه مبارزه با مستکبران را با حضور انقلابی خودشان شکوهمندتر کنند.
لازم است اینجا از همهکسانی که در ستاد نماز جمعه هر هفته فعالیت میکنند تا کار به نحو احسن انجام شود و رضایت عمومی حاصل شود تشکر میکنم.
برادران و خواهران بسیج و انتظامات،نیروی انتظامی، هلالاحمر، آتشنشانی، قاری ، مکبر ، مجری و صوت.
از دوستانی که سالیان گذشته در این مسند فعالیت داشتند، از ائمه محترم جمعه گذشته که در این سنگر فعالیت داشتند. از همه تشکر میکنم، بعضی از دوستانی که در ستاد فعالیت داشتهاند شهید و بعضی مرحوم شدهاند برای همه آنان از خداوند طلب علو مقام و درجه و مغفرت مینمایم.
آقا در دیدار سفیران و کارداران و مسئولان وزارت خارجه در رابطه با گسترش روابط مسئلهای را مطرح کردند: « مىتوان باروحیهی صحیح انقلابى و دیپلماسى هوشمندانه و هدفمند، روابط خارجى را گسترش داد و عناصر قدرت نظام را به پشتوانهاى براى دستاوردهاى سیاسى و دیپلماسى تبدیل کرد»..
که این مورد جای تحقیق و توضیح دارد که در یک نوبت دیگر عرض خواهم کرد
۸ مرداد هم وفات آیتالله مشکینی که شخصیت انقلابی، بصیر، فقیه، اخلاقی و کمنظیری بود. امامت جمعه ایشان و اهمیتی که به این پایگاه برای تعلیم معارف اسلام و انقلاب و بینش سیاسی میداد بر کسی پوشیده نیست. و ۱۱ مرداد شهادت شیخ فضلالله نوری را گرامی میداریم.
هفته گذشته تعداد۱۱ نفر از عزیزان کُرد که ۸ نفر آنها از برادران بسیجى اهل سنت بودند، در یک اقدام تروریستى به دست گروه تروریستى پژاک به شهادت رسیدند. آمیختن خون شیعه و سنى، کرد، ترک و فارس بار دیگر وحدت ملى مدافعان وطن و دین را به نمایش گذاشت.
دائماً در بیان دوستان عزیز میشنویم و واقعیت هم همین است که استان ازنظر سرانه درمانی کمبود دارد، تخت درمان کم دارد، بیمارستان و درمانگاه و مراکز تخصصی کم دارد.
بعد دنبال جلب هزینه و ایجاد هستند اما معلوم نیست چرا و شاید هم معلوم باشد که چرا بیمارستانی با این وسعت و قدمت در بهترین جای شهر را به مزایده میگذارند و فکر مردم و کارکنان آن را هم نمیکنند.
به نظر میرسد باید تجدیدنظری صورت گیرد. نباید به کسانی که به همهچیز سودجویانه نگاه میکنند اجازه فعالیت داد من این را برای بار دوم در خطبه گفتم تا در تاریخ کرج ثبت شود و آیندگان نگویند کسی تذکر نداد. |
| 1397/4/29 | 1397/4/29امروز باید همه، به هراندازه که میتوانند، به تولید کمک کنن | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه274
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدایمه علی اعدایهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عبادالرحمان أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه
اهل تقوا از تمام مفاسد و ظلم های اقتصادی دورند.
رسیدیم به بحث ربا که عدهای مبتلا هستند و به این وسیله جامعه را دچار خسران و ضرر میکنند.
عرض کردیم ربا به هر دو قسم، چه معاملی باشد و چه قرضی، یکی از ظلم های اقتصادی است که اگر رواج پیدا کند منشأ مفاسد فراوان و از بین برنده انسجام و پیوند اجتماعی است.
ربا عملی است حرام که بهشدت نکوهش شده و جنگ با خدا نامیده شده که قطعاً کسی که علیه خدا و نظامات اجتماعی اقدام کند محکوم به شکست و فنا است.
ربا یک بلای اجتماعی نابودگر است که موجب قساوت قلب و گسترده شدن بغض و کینه و سوءظن در جامعه میشود.
ربای قرضی که بیشتر موردبحث است و دایرهی گستردهتری دارد، یعنی قرض با شرط اضافه؛ این معامله ربوی است و حرام و آن اضافه هم لازم نیست حتماً مال باشد. حتی اگر عمل عبادی هم باشد باطل است.
مثلاً قرض میدهم بهشرط اینکه زیارت عاشورا بخوانی، به من سلام دهی؛ توجه داشته باشید که نزول هم مثل رباست؛ در عرف هم به ربا، نزول میگویند، بااینکه ربا یعنی افزوده و نزول یعنی کسر شده و کم کردن
در نزول هم ازیکطرف ربا میشود، باید در یک ماه مبلغی بدهد، ولی طلبکار برای اینکه زودتر به مال برسد، مقداری را کم میکند.
روح نزول و ربا یکی است. شخص رباخوار با گفتن اینکه بیع و خریدوفروش هم مثل رباست، «انما البَیعُ مثلُ الربا»، گذشته از حرامخواری مبتلا بهدروغ و باطل گویی هم میشود.
یعنی ممکن است کسی ربا را حرام بداند و ربا هم بخورد، ولی اینکه گاهی شخص میگوید ربا حلال است، این خیلی بدتر از اولی است و چنین کسی که وقتی خدا چیزی را حرام میداند، او میگوید حلال است، قطعاً دیوانه و شیطان زده است؛ و حرکات او در دنیا و در قیامت دیوانهوار خواهد بود.
اینجا خوب است این نکته آیه شریفه را تذکر دهم که رباخواران را شیطان زدگان میداند، آیه شریفه درصدد بیان این است که رباخوار، فرقی بین ربا و بیع نمیبیند و اعمالش را بر اساس این اعتقاد انجام میدهد که اعتقادی باطل است.
رباخوار با اراده و اختیار در امور معاش وزندگیاش مثل دیوانهای که خوب را از بد تشخیص نمیدهد، اعمال غلطی را انجام میدهد و فرقی نمیکند زشت و منکر باشد یا زیبا و معروف.
رباخوار به خاطر انحرافی که در درون دارد مىگوید: خریدوفروش هم مثل ربا است و مثل جنزدهها حرفهای بیمعنی میزند.
بههرتقدیر وقتی انسان با وحی الهی در ارتباط نباشد، ربا را زیاده و سود میداند، اما آنچه از طرف خداست که ناظر به مصالح و مفاسد است، ربا را برای بشر فتنه میداند و گودالی که در آن میافتد و نجات از آن بهسادگی برای او میسر نیست.
به بیان قرآن کریم آنچه رشد اقتصادی را به همراه دارد تجارت است که با رضایت طرفین و. طبق دستور شرع انجامگرفته باشد. درحالیکه در ربا تراضی طرفینی نیست، یکطرف ناچار است و گرفتار و طرف دیگر کمال رضایت را دارد؛ و اگر هم تراضی باشد، تجارت نیست و آنچه میگیرند مقبوض به عقد فاسد است و بیع نیست. لذا هم حرمت تکلیفی دارد که حرام است و حرمت وضعی دارد که معامله باطل است.
خدای تعالی در آیه ۲۹ سوره مبارکه نساء فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحیما»
رباخوار مالک مالی که از راه ربا به دست آورده نیست و باید برگرداند،
بعضی برای فرار از حرمت ربا و توجیه عمل خود میگویند: «ربا مثل اجاره است و بین اینها فرقی نیست در اجاره مثلاً ملکی را یکساله به مبلغی معین اجاره میدهد و در پایان ملک به صاحبش برمیگردد. حالا بهجای ملک پول میدهد و یک سال بعد با مقداری افزوده پس میدهد.»
در پاسخ باید گفت اولاً پول را نمیشود اجاره داد؛ در اجاره، عین، دارای منفعت است، یعنی آن منزل مسکونی دارای منافعی است که مستأجر ملک را برای استفاده از آن منافع میگیرد، مثل سکونت و کار و… که گاهی وقتی از منافع استفاده میکند، آن عین فرسوده میشود و مستهلک میشود، ولی در ربا، آن پولی که قرض دادهشده از بین نمیرود.
این پول، دِین است و دین، منفعت بردار نیست و اگر سودی از سرمایهای به دست آید، نتیجهی کاری است که شخص مدیون روی آن سرمایه انجام داده است؛ درنتیجه وقتی به رباخوار پول داده میشود، به ربادهنده سودی تعلق نمیگیرد.
بهعلاوه اینکه اگر عین مورد اجاره بدون افراطوتفریط از بین برود و آسیب ببیند مستأجر ضامن نیست. ولی در قرض اگر پول در دست بدهکار از بین برود، ضامن است.
باید ریشهی ربا در همهجا خشک شود تا اقتصاد سالم بماند.
وقتی با مفاسد ربا آشنا میشویم، آنوقت معلوم میشود چرا فرمودند: «شَرُّ اَلْمَکَاسِبِ کَسْبُ اَلرِّبَا» یا «اَخْبَثُ الْمَکاسِبِ کَسْبُ الرِّبا».
امام کاظم (ع) از پدرانش، از قول رسول خدا (ص) فرمودند که حضرت از چند چیز بر امت اسلامی می ترسیدند و یکی از آنها ربا بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القایم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
متقین در تعامل با اطرافیان طوری زندگی میکنند که باعث رنجش آنان نشوند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۳۴ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا یَکْرَهُونَ قَالُوا فِیهِ مَا لَا یَعْلَمُونَ» یعنی: «هر کس به عملى بشتابد که باعث رنجش مردم گردد، درباره او، چیزهایى بگویند که نمىدانند».
عکسالعمل طبیعی آزار رساندن به دیگران همین است که کینه شخص را به دل بگیرند و در هر فرصتی که پیدا میکنند راجع به او بد بگویند و مسائل مختلفی که در او نیست را به او نسبت بدهند.
در روایات به آزار نرساندن به مؤمن تأکید شده است؛ و همین اذیت نکردن را صدقه حساب کرده است. رسول خدا -صلیالله علیه و آله- فرمودند: «به مردم آزار نرسان که بیآزاری صدقهای است که برای خودت میپردازی».
در روایت است از امام صادق -علیهالسلام- که فرمودند: «خداوند عزوجل فرموده است هر کس بنده مؤمن مرا بیازارد به من اعلانجنگ میدهد» و این اعلانجنگ همانند حکم ربا است.
انشاءالله خداوند تقوای ما را زیاد بگرداند.
امروز ۶ ذیقعده را روز ولادت احمد بن موسی، معروف به شاهچراغ، برادر امام رضا-علیهالسلام- نامیدهاند، ازنظر تاریخی سن، سال، تاریخ و ولادت این بزرگوار دقیقاً معلوم نیست اما جهت تکریم، روز پنجم دهه کرامت را به نام ایشان در تقویم رسمی ثبت کردند.
۱۱ ذیقعده پایان دهه کرامت و ولادت امام رئوف علی بن موسی علیه آلاف التحیه والثناء است که در سال ۱۴۸ قمری در مدینه واقع گردید، در ۳۵ سالگی به امامت رسید و ۲۰ سال امام بودند.
دوران خلافت پر از نیرنگ و تزویر بنیعباس و اوضاع سخت و حساسی که به وجود آورده بودند، نابسامانی فراوان وزندگی برای شیعیان بسیار سخت بود. در این دوران، باید امام هم معارف و علوم شیعه را حفظ کرده فرهنگ تشیع را گسترش دهد و هم شیعیان را سرپرستی و هدایت کند؛ و طوری این وظیفه را انجام داد که مشهور به عالم آل محمد شد.
حدیث سلسله الذهب که در نیشابور با سند کامل از رسول خدا به نقل از جبرییل از خدای تعالی برای صدها هزار نفر خواند که ۲۰ هزار نفر نویسنده آن بودند، انقلابی به وجود آورد.
کلام عجیبی رئیس مذهب حنا بله «احمد بن حنبل»، در مسند احمد، دارد که میگوید: «اگر این اسناد بر دیوانهای خوانده شود، شفا مییابد»! که این مورد را یک عالم سنی میگوید.
امام علیهالسلام در آن مقطع میتوانستند به مسائل مختلفی از دین، زندگی، دنیا، آخرت و حتی مسائل سیاسی حاد و مهم آن روزها را برای مردم بیان کنند، چون همه آمده بودند تا بشنوند و استفاده کنند، اما امام به ریشه، یعنی توحید اشاره فرمودند که اگر میخواهید نجات پیدا کنید باید موحد باشید.
توحید است که به زندگی رنگ میدهد و زندگی را دارای فضیلت میکند و اجتماع انسانی را از بدبختی و فلاکت نجات میدهد. کسی که در زندگیاش خدا ندارد، هیچ ندارد ولو ازنظر ظاهر دارا باشد؛ بعد امام-علیهالسلام- به مطلب اصلی که همه اینها را بهعنوان مقدمه گفته بودند تا در جانها بنشیند بیان فرمودند و آن مسئله بنیادینِ ولایت بود که همیشه در کنار توحید مطرح است.
امور جامعه تحت زعامت انسان الهی عادل به سامان میشود، فضیلتها شکوفا میشود و در همه زمینهها رشد حاصل میشود. قوم موسی که حتی بلد نبودند یک صندوق چوبی ساده بسازند تا در دوران کودکی مادر حضرت، ایشان را درون آن قرار دهند و داخل رود نیل بیندازند؛ بعد از مدتی که تحت تعلیم حضرت موسی (ع) قرار گرفتند چه رشد عظیمی کردند که انسان منحرف در بین آنها مجسمه گوسالهای از طلا ساخت که صدا هم درمیآورد.
ولایت است که اجازه نمیدهد جامعهای استعمارگر باشد و یا زیر بار زور دیگری برود. امام رضا-علیهالسلام- بابیان اینکه فرمودند شرط دژ بودن و حافظ بودن لاالهالاالله من هستم؛ رهبری امت را به خداوند تعالی پیوند زدند تا اهمیت آن روشنتر شود.
ما در تاریخ ائمه نداریم که درباره امامت تقیه کرده باشند همیشه بالصراحه به مسئله رهبری بهطور عام و امامت خودشان پرداختهاند. لذا مسئله رهبری در شیعه از امور مهم و مورد طمع مخالفین است که میبینید تا امروز هم که مسئله امامت و رهبری در عصر غیبت بهعنوان ولایت مطلقه فقیه مطرح است همان کینهها و دشمنیها بهصورت مدرن ادامه دارد.
این روزها میبینید که چگونه پیکان حملات سنگین دشمن به اشکال مختلف، مستقیم و غیرمستقیم به سمت ولایت، این رکن رکین نظام اسلامی نشانه رفته و خناثان و منافقان داخلی و بیگانگان، در هر فرصتی که پیدا میکنند گذشته از زیر سؤال بردن نظام، به رهبری طعنه میزنند.
بعد از انقلاب اسلامی که دست آمریکا و اذنابش از ایران و منافع و منابع ایران کوتاه شد؛ هرچه تلاش کردند که برگردند و نفوذ خودشان را دوباره به دست بیاورند، نشد. لذا بعد از فتنه ۸۸ طرح سه مرحلهای (که قبلاً اشارهکرده بودم برای مهار، تغییر رفتار و تغییر ساختار ایران) ریختند.
در تمام این مراحل آنکه هوشمندانه ایستاده و نقشههای دشمن را تبیین کرده و عملکرد آنها را خنثی کرده، ولیفقیه بوده، لذا سعی میکنند که هم اصل ولایتفقیه را و هم مصداق آن را تخریب کنند و از کار بیندازند و گمان میکنند که میتوانند چراغی را که خداوند متعال روشن کرده، با فوت خاموش کنند؛ اما خود آنها هم این را خوب میدانند که اینجا ایران است، کوفه نیست که علی تنها بماند.
امروز دستور کار دشمن این است تا میتواند اقتصاد ما را تضعیف کند و قدرت ملی را آسیبپذیر کند تا نارضایتی را در بین آحاد مردم ایران گسترش بدهد. امید بسته است که تحریمها اثر کند.
آمریکاییها و اروپاییها شرطیسازی افکار عمومی نسبت به تحریمها را در دستور کار قرار دادهاند که در داخل هم مزدورانشان با دقت و طبق دستور، عمل میکنند. حرفهایشان را میشنوید که دائم میگویند: اگر تحریمهای جدید اعمال شود! چه میشود؟ تاریخ را بخوانید مردم را از لشکر شام که میآید و کوزههایی دارند که پر است از آتش و عقرب و کذا و کذا ترساندند و رعب ایجاد کردند و از جبهه خودی کم کردند.
امروز هم سعی میکنند از روشها و ترفندهای مختلفی استفاده کنند تا از بدنه نظام کم کنند. در همان زمان فتنه یکی از همین تئوریسینهای خارجی فتنه گفته بود برای زمین زدن نظام لازم است کاری کنیم که بدنه مردم متدین خانوادههای شهدا درحالیکه عکس شهیدش به دستش است و ویلچریها و عصابهدستان (جانبازان و ایثارگران) که برای استقرار و اقتدار انقلاب تلاش کردند و صدمه دیدند را بکشیم به خیابان و در مقابل نظام قرار دهیم و بعد تبلیغات کند و بهرههای سیاسی خودش را ببرد.
ببینید چگونه طرح میریزند؛ بعد یکدفعه میبینید، افرادی که انتظار ندارید؛ حرفهایی میزنند و گفتمان انقلاب اسلامی و دستاوردهای مقاومت را زیر سؤال میبرند. مواظب باشید در مسیری که دشمن طراحی کرده حرکت نکنید. بحث در اینجا زیاد است فقط خواستم اشارهکنم.
در سوم مرداد ۱۳۴۳ مگر قانون ننگین کاپیتولاسیون تصویب نشد؟ مبارزه با همین قانون منجر به پیروزی انقلاب شد! از همان اول قصدشان استثمار و به سلطه کشیدن مردم بوده و تا حالا هم هست، رسماً هم میگویند که از ناآرامیها در ایران حمایت میکنیم. تا ساقط کنیم. تا حالا این کار را کردید و نتیجه را دیدهاید. آمریکا این را بدان که ایران هرگز تسلیم نیرنگهای تو نخواهد شد.
پس معلوم شد که دشمن چه قصدی دارد و نقشهی او هم چیست؛ که از طریق اقتصاد ما را زمینگیر و وادار به تسلیم کند بنابراین وظیفه ما هم معلوم است که اولاً باید صرفهجویی، حفظ منابع و پرهیز از اسراف را به هر شکل آن، چه در دولت و چه در بین مردم شعار خودمان قرار دهیم. امروز حرمت اسراف و از بین بردن داشتهها مضاعف است.
ثانیاً همه به هراندازه که میتوانند به تولید کمک کنند ولو چند نفر باهم سرمایهای را مجتمع کنید و یک واحد تولیدی را راه بی اندازید و مردم هم مقید به تهیه از آنان باشند. دولت و دستگاهها و بانکها و خیرین هم مقدمات لازم را فراهم کنند. طبق آماری که داده میشود نقدینگی در دست مردم فراوان است. تجمیع شود و به نفع اقتصاد کشور، اشتغال و تولید بکار گرفته شود.
بخشهایی از بیانات رهبری در جمع هیئت دولت را ملاحظه کردید. تذکرات و توصیههایی برای بهبود وضعیت اقتصاد کشور دادند و اینکه گروه اقتصادی دولت باید سیاستهای اقتصاد مقاومتی را جدی بگیرد، نقشه راه برای اقتصاد کشور داشته باشند. بخش خصوصی را تقویت کنند و با متخلفان قاطعانه برخورد کنند و خلاصه اینکه تصویر دولت در دید مردم، دولت توانا و پرکار و کارآمد باشد تا اعتماد عمومی را به همراه داشته باشد.
تذکر مهم رسانهای ایشان این بود که در تبلیغات به اختلافسلیقهها نپردازید آنچه سازنده و اساسی است مطرح شود. ضمن انتقاد منطقی و کارساز، انتقال تصویر درست از اقدامات دولت را به صداوسیما تأکید کردند.
تذکراتی هم به مسئولان دولتی دادند که باید در بین مردم، کارگران و صنعت گران باشند؛ و از نزدیک ارتباط داشته باشند. گاهی از بعضی دستگاهها و مدیران ادارات شکایت میکنند که هرچه میخواهیم مسئول را ببینیم نمیشود و بعضیها رسماً میگویند وقت نمیدهیم. بعضی مدیران با اربابرجوع و حتی کارمندان خودشان هم بدرفتاری دارند.
این تذکر چندم است که داده میشود بعد اگر به خاطر حفظ حقوق مردم نام بردیم ناراحت نشوند. امیرالمؤمنین نام متخلفین را در نماز جمعه برای مردم میبردند و شخص را مفتضح میکردند تا دیگرکسی جرئت تعدی به اموال عمومی را نداشته باشد. بعد عدهای از اینکه ما بدون نام و نشان فقط تذکر میدهیم هم ناراحت میشوند میگویند چرا فلانی تذکر میدهد؟
من خبردارم که آقای استاندار دستور دادهاند که همه مسئولین استانی ملاقات مردمی داشته باشند و ارتباط مستقیم با مردم و کارمندانشان داشته باشند. لذا مدیران اگر کوتاهی میکنند این قابلپیگیری است. تذکر دیگر اینکه مسئولان به مردم دروغ نگویند و در بیان مطالب و دادن آمار و ارقام صداقت در گفتار و نوشتار را رعایت کنند.
در نظام اسلامی مسئولی که دروغ میگوید نباید سرکار باشد. دروغ کلید همه بدیهاست. مردم از درک بالایی برخوردار هستند و مشکلات را تحمل میکنند اما فساد را، تبعیض را، ویژه خواری را، اشرافی گری مسئولین را تحمل نمیکنند و از دستگاههای ذیربط میخواهند مسئولینی که این ضعفها رادارند دنبال کنند از کار برکنار کنند توبیخ تا وضعیت کشور به سامان شود.
راجع به فساد گفتم این را همعرض کنم به شورای شهر که شما عزیزان نماینده مردم هستید. در دوران انتخاب شعارهایی دادید و اعلام نگرش و مواضعی کردید که بر اساس همان رأی آوردید؛ مواظب باشید با پیشنهاد و انتخاب افراد برای مسئولیتها، به آینده سیاسی خودتان برای همیشه ضربه نزنید. چون در این چند ماه که کار اساسی صورت نگرفته. فرصت را از دست ندهید.
این را بدانید که مردم با هر گرایش سیاسی که باشند با فساد و بهکارگیری مفسد بخصوص فساد اقتصادی موافق نیستند. همه باید با فساد مبارزه کنند و این وظیفه اول متوجه مسئولان است و اگر عمل نکردند مردم باید مبارزه کنند و مطالبه کنند و کسی که رعایت عدالت را و اموال عمومی را ندارد آبرو ندارد.
برای طرحهایی که در سطح شهر انجام میشود حتماً مطالعات دقیق صورت گیرد و الا هزینه گزاف از جیب بیتالمال میشود که متأسفانه کسی هم پاسخگو نیست. یکدفعه کل خیابانی را میخ میکوبند و بعد از چند هفته با مشقت همه را میکنند. این را عرض کردم که مسئولان بدانند مردم میدانند و میفهمند حالا نجابت میکنند و چیزی نمیگویند شما دقتتان را بیشتر کنید.
کارگروهی داشته باشید تا مشکلات اصلی شهر رصد و اولویتبندی شود و با توجه به دارایی محدودی که داریم کارهای اصلی و مانا که نفع عمومی بیشتری دارد زودتر انجام شود. مثلاً عبور و مرور معلولان (جنگ و غیر جنگ) در معابر خوب و بهینه نیست، در ادارات برای انجام کارهای آنان بخشی آماده نشده و مشکلات رفتوآمد و طبقات و … دارند و امثال ذالک.
شنیدیم در منطقه رجایی شهر آقایان قصد پیادهرو کردن خیابان رادارند که این امور چون مسائل مختلفی را در بردارد باید همه جوانب آن دیده شود. بخصوص معضلات فرهنگی که به وجود میآورد و بنده بهعنوان مسئول فرهنگ عمومی استان به دوستان توصیه میکنم روی این مسئله مطالعه جدیتری داشته باشید.
راجع به سفر دکتر ولایتی به روسیه و دستاوردهایشان که حامل پیام رهبری و رئیسجمهور بودند، نکاتی را قصد داشتم عرض کنم که فرصت نیست، فقط دو ماه در رابطه مذاکرات با اروپا وقت تلف شد و کاری صورت نگرفت لذا با این حرکتی که انجام گرفت نشان داد ایران بنبستی برای ادامه حیات اقتصادی خودش و مسائل دیگر ندارد و لذا میتواند راههایی را باز کند و نسبت به گزینه قویتر از اروپا راه دارد، هم مسائل پولی و هم مسائل انرژی و امثال ذالک را در نظر گرفته که در جای آن باید بحث شود. |
| 1397/4/22 | 1397/4/22اروپائیها به امید تحریم های بیشتر، در مذاکرات وقت کشی می کنن | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه275
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. متقین نه ظلم میکنند و نه زیر بار ظلم میروند. یکی از مهمترین مصادیق ظلم، ظلم اقتصادی است؛ که از وظائف نظام اسلامی، جلوگیری جدی و قاطعانه از ظلم و ستم اقتصادی و حرکت به سمت عدالت اقتصادی است؛ و کوتاهی در این زمینه از هیچکس پذیرفته نیست.
بحث رسید به ربا که یکی از ظلمهای اقتصادی است و گذشته از خراب کردن معیشت مردم، مفاسد بیشمار اجتماعی و اخلاقی را به همراه دارد. کار شیطان و جنگ باخدا و عملی فرعونی است و رباخوارِ شیطانصفت، جن-زده و پریشان است؛ و عرض کردیم که ربا برادری را در جامعه از بین برده و گسست اجتماعی ایجاد میکند. در همه ادیان الهی ربا مورد نفرت و ممنوع بوده است و حرمت آن اختصاص به اسلام ندارد.
«ربا»، یعنی زیادى و افزایش؛ که اگر پول را قرض بدهند و بیشتر ازآنچه دادهاند پس بگیرند، ربای قرضی است که حرام و از گناهان بزرگ است. در جهت بزرگی این معصیت، روایت دارد رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی درهمى از ربا، گناه آن بزرگتر است از هفتاد زنا که همه آنها با محارم خود در خانه کعبه باشد. بزرگی گناه را دارد بیان میکند؛ و نیز فرمود: بدترین کسبها ربا است؛ و فرمود: پلیدترین کسبها ربا است؛ و رسول خدا -صلّى اللَّه علیه وآله- لعن فرمودند، خورنده ربا و خوراننده و نویسنده و دو شاهد آن را.
اگر جنسی بهمثل همان جنس تبدیل شود با یک مقدار زیادتر، مثلاً کسی ده کیلو گندم را به مدت سه ماه بفروشد به مبلغ دوازده کیلو گندم، به این ربای معاملی میگویند که این هم حرام است. ولو جنس این گندمها باهم فرق داشته باشد.
معمولاً کسی راضی به این معامله میشود که احتیاج دارد و فقیر است و همین معامله باعث فقر بیشتر او می-شود. چون سرمایه را از دست میدهد و قدرت برگرداندن قرض را هم ندارد. مبتلا به فلاکت میشود. در ربای قرضی هم همینطور است که مثلاً شخص به خاطر ناچاری تن به ربا میدهد. رباخوار هم در اینجا یکمیلیون قرض داده و بعد از مدتی همان را پس گرفته با یک مبلغی بیشتر.
اگر دقت کنید میبینید مال در یکطرف جمع میشود. چون رباخوار بدون عوض، مقدار بیشتری مال به دست میآورد و طرف مقابل بیچیز میشود. درنتیجه طبقه مستضعف و فقیر، فقیرتر و طبقه سرمایهدار، ثروت بیشتری به دست میآورد؛ و خود را حاکم بر جان و مال و آبروی مردم میداند؛ و همین ریشهی از بین رفتن جوامع و هرجومرج خواهد بود.
رباخواری عملی برخلاف فطرت است. عقل و فطرت میگوید داشتههایتان را باهم عوض و جابجا کنید، نه اینکه دیگری را بینیاز کنید و خود نیازمند بمانید. رباخوار چیزى را براى مدتى معین به دیگرى مىدهد و در عوض همان چیز را با مقدارى زیادتر مىگیرد؛ و این به بیان مرحوم علامه طباطبائی از دو جهت غلط است، اول اینکه مبادلهاى صورت نگرفته، دیگر اینکه زیادى گرفته و همین است که زندگی اجتماعی را از بین میبرد و ایجاد مفاسد متعدد میکند.
لذا اگر ربا در جامعهای شایع شود، تعادل اقتصادی آن جامعه و تقسیم ثروت و اموال بین آنها به هم میخورد و فقر گسترده خواهد شد. یکوقت یک مغازهدار یا یک کاسبی در یک محلهای این کار را میکند، یکوقت شخصی در خانهاش نشسته است و با پول این کار را میکند، یکوقت است که بانک این کار را میکند.
الآن با توجه به این مسائل اقتصادی که داریم، اقتصاد مقاومتی و مسائل مربوط به اقتصاد مقاومتی، باید در مسائل بانکی قطعاً تغییراتی به وجود بیاید. والا این بانک در مسیر دیگری است و اقتصاد مقاومتی هم در مسیر دیگر.
بعضاً همین بانک خیلی کمک کرده است به مسائلی که مربوط به ربا و رباخواری است در جامعه و معضلی است که باید زودتر حل شود. همه بزرگان از فقها هم اشاره دارند و تأکید میکنند؛ اما متأسفانه کمتر توجه میشود.
به خاطر همین مضرات است که خداوند تعالی با ربا و رباخواری بهشدت برخورد کرده که با هیچ گناهی اینگونه نبوده است. هیچ گناهی بهشدت ربا نیست، مگر یک گناه که در قرآن به آن اشارهشده است و آن این است که مسلمین، دشمن دین را بر خود مسلط کنند که در این صورت برخورد خداوند تند است.
و الا درباره بقیه گناهان تذکر داده و کیفر آنها را و تندی درباره آنان را هم بیان کرده اما شدت بیان خداوند در مورد ربا و سلطه دشمن بر مسلمین خیلی سنگین است. هر دو خیلی حساس و مربوط به عامه مسلمین است. درباره بقیه گناهان خداوند با شدت برخورد کرده است؛ اما در کنار آن بُعد رأفتش هم بوده است.
مثلاً درباره باقی گناهان گفته است، با شدت برخورد میکنم «إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً» بلافاصله بُعد رحمتیاش را در کنار شدت و غلاظی که بوده است آورده است؛ اما درباره ربا هرگز اینگونه نگفته است و شدت را حفظ کرده است. علت هم روشن است. چون اثر بیشتر گناهان مربوط به یک یا چند نفر آنهم به بخشی از زندگی آنهاست. ولی ربا، حاکم شدن افراد بیدین، بر جامعه است. باعث میشود افراد فاسد در جامعه امور را به دست بگیرند. سلطه افراد بیدین بر جامعه هم بسیار خطرناک است. چون ریشه دین را مورد آسیب قرار میدهد و خطرناک است.
این است که خداوند فرمود ربا جنگ باخداست. در آیه ۲۷۹ سوره مبارکه بقره فرمود: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ، لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» اگر چنین نکردید (و به رباخوارى اصرار کردید)، اعلانجنگ باخدا و رسول خدا بدهید (که در حال جنگ باخدا و رسول خدایید)؛ و اگر (از رباخوارى) توبه کنید، اصل مالتان از آن خود شما، (سودها را برگردانید که در این صورت) نه ستم مىکنید و نه ستم مىبینید.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا درعینحال که آیندهنگری دارند و برای آینده دنیایی و آخرتی خود برنامهریزی دارند اما اهل آرزوهای طولانی نیستند. برنامهریزی کردن با آرزوی طولانی داشتن باهم فرق دارد. اهل آرزوهای دست نایافتنی نیست. هشتاد نود سالش است. برنامهریزی میکند که یک ساختمان پنج طبقه بسازد. دست که به خانه میزند اعلامیهاش را به دیوار میزنند. وقت این کارها را دیگر ندارد.
امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در حکمت ۳۳ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى» بالاترین توانگرى ترک آرزوهاست. مُنى جمع منیه یعنی آرزو داشتن است؛ که اگر از حد مقبول آنکه برنامهریزی معقول برای آینده است بگذرد از صفات بد انسان است که حتماً با او حرص و حسد و امثال ذالک خواهند بود.
امام -علیهالسلام- برای اینکه تشویق کنند که اگر کسی مبتلاست ترک کند، فرمودند: بالاترین قدرت و توانگری ترک آرزوست. در بیان دیگری دارند: آرزو چون سراب است. بیننده را فریب میدهد و امیدوار را مأیوس میکند؛ و دربیانی دیگر فرمود: بدانید که آرزو خرد را دچار غفلت میسازد و یاد خدا را به فراموشی میسپارد. بدیهى است که اگر کسی بخواهد آرزوهایش را رها کند باید اهل قناعت باشد و شخص قانع باید روحی بزرگ داشته باشد.
۲۸ تیرماه روز تجلیل از بقاع متبرکه و امامزادگان است که هرکدام از این بقعهها میتوانند مرکزی باشند تا هدایت فرهنگی و فکری آن منطقه را تحت پوشش قرار بدهند. متولیانش اگر تعهد داشته باشند میتوانند کارهای بزرگی را انجام دهد و روح معنویت و تقرب به خدای تعالی را در بین آحاد مردم تقویت کنند.
زیارت اولیای خدا آثار معنوی فراوانی به همراه دارد. آرامش روحی میآورد. آسودگی خاطر میآورد. یکی از قطعات بهشت همین مقابر امامزادههای واجبالتعظیم صاحب سند است؛ یعنی کسانی که سند و سلسلهشان دقیق است که معمولاً هم از علما و اولیای خدا بودند.
یکی از همین امامزادههای واجبالتعظیم که بسیار باکرامت و پرکرامت است و معروف به کریمه اهلبیت است، حضرت فاطمه معصومه است که در ۲۴ تیرماه که مصادف است با اولین روز از ماه ذیالقعده، در سال ۱۷۳ ق، در مدینه در خانه امام هفتم حضرت موسى بن جعفر-علیهما السلام- به دنیا آمد.
با تولد این فاطمه خانه موسی بن جعفر معطر به عطر بهشتی شد و امام رئوف علی بن موسیالرضا خواهر دار شد. حضرت فاطمه معصومه ازلحاظ نسب، نبوى، فاطمى و علوى است. از طرف مادر به امام حسن مجتبى-علیه-السلام- و از طرف پدر به امام حسین -علیهالسلام- میرسند. لذا در زیارتنامه آن حضرت که مستند و مأثور است، خطاب به ایشان گفته شود «السلام علیکِ یا بنتَ الحسنِ و الحسین» یعنی دختر امام حسن و امام حسین. چون از طرف مادر حسنی است و از طرف پدر حسینی است.
او شخصیتی بزرگ و معنوی و از علماء و محدثان عالم اسلام است. بنت موسی بن جعفر همانطور که دارای مقام عصمت است، ملقب به معصومه است و این لقب را امام معصوم حضرت رضا -علیهالسلام- به آن حضرت به خاطر داشتن مقامات معنوی دادند، فرمودند: هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسى است که مرا زیارت کرده است. «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنی».
حضرت معصومه از محدثین است. اهل نقل حدیث است که روایات متعددی از او نقلشده. نظیر اخبار مسلسل به فواطم که همه فاطمه هستند. بهعنوان نمونه: بَکر بن احمد قصرى از فاطمه دختر امام رضا -علیهاالسلام- و او از فاطمه (حضرت معصومه) و زینب و امکلثوم دختران امام کاظم -علیهماالسلام- و آنان از فاطمه دختر امام صادق -علیهالسلام- و آنان از فاطمه دختر امام باقر و از فاطمه دختر امام سجاد و از فاطمه دختر امام حسین -علیهمالسلام- روایت کردهاند تا سند به حضرت فاطمه زهرا -سلامالله علیها- مىرسد که فرمود: آیا فراموش کردهاید فرمایش رسول خدا را در روز عید غدیر که فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ». روایات دیگر هم دارند. فضای سیاسی و فعالیت سیاسی حضرت هم فرصت دیگری میطلبد. خداوند همه ما را از محبان خاندان عصمت قرار دهد.
این روز را که به نام روز دختر نامیدهاند به همه دختران خوب و باایمان البرز تبریک عرض نموده از خدای تعالی درخواست میکنم از شر آفات این زمانه و دشمنی دشمنان که در حق آنان میشود در امان باشند و در حال و آینده از زندگی پر از نشاط و سالم و معنوی برخوردار باشند. بصیرت و معنویت و دشمنشناسی خود را بالابرده در سلامت جسم خودتان کوشا باشید.
۲۴ تیر آغاز هفته حج است. عبادتی وحدتآفرین و دشمنشکن. حج یک عبادت سیاسی است. آنهم سیاست اسلامی، نه سیاست مصطلح جهانی. حضرت ابراهیم چرا در آن بیابان خانه خدا را ترمیم کرد و رسول خدا آن را احیا کرد؟ هر دو بتشکن بودند و یاد دادند که باید به گِرد غیر خدا نگردیم و به شیطان درون و بیرون سنگ بزنیم. شیطانهای بیرون همین آمریکا و صهیونیستها هستند.
از حج یاد میگیریم که استکبارستیزی زمان خاص ندارد. در حج است که انسان هم بندگی خدا را میکند و هم اجتناب از طاغوت دارد. کسی که حج میرود فقط به زیارت نمیرود. خدای تعالی در آیه ۹۷ سوره مبارکه مائده سفر حج را موجب قوام امت اسلامی میداند میفرماید «جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ…»
در کنار بهرههای معنوی فردی و جمعی فراوانی که برای حج متصور است، وحدت و همدلى در بین مسلمین را محکمتر میکند. در برطرف شدن مشکلات اجتماعی و گرفتاریهای مسلمین اثرگذار است. آمریکا و اذنابش هرروز بر پیکر اسلام زخم تازهای وارد میکنند و برای جهان اسلام مشکل جدیدی طرحریزی میکنند. دوای همه این دردها وحدت امت اسلامی است که در حج و با برائت از دشمنان اسلام درمان میشود.
قدرت حج آنقدر بالاست که میتواند مسلمین عالم را برای نابودی استکبار متحد کند. قدرت مسلمین در وحدت آنهاست که در حج خودش را نشان میدهد. انشاءالله از آثار حج امسال؛ آزادی قدس شریف و اضمحلال رژیم صهیونیستی و نابودی کسانی که جهان اسلام را به جنگ و خون کشیدهاند باشد.
۲۳ تیر چند سالی است که به مناسبت برجام روز گفتگو و تعامل سازنده با جهان نامیده شده است؛ که البته دنیا هرگز زیر بار این حرفها نرفته است. به قول امروزیها تعامل کیلو چند؟! یادمان نرفته چند سال قبل یکی از روسای جمهور کشورمان در سازمان ملل بحث گفتگوی تمدنها را مطرح کرد. حرف زیبا و قشنگی زد که ریشه حرف کجا بود حالا بماند.
اما چند وقت بعد، جریان ۱۱ سپتامبر که پیش آمد، بلافاصله رئیسجمهور آمریکا ایران را محور شرارت نامید. همان سالی که گفتوگوی تمدنها را ایران در سازمان ملل تصویب کرد آنها این انگ را به ما چسباندند. این روزها را هم که همه دارید میبینید که چگونه هر نوع تعامل را بیارزش میکنند.
ایران نشان داده است اهل تعامل و گفتگوی سازنده است. بنای بر جنگ و توسعهطلبی ندارد؛ و هرگز به خاک هیچ کشور تعرض نداشته است نکرده و نمیکند؛ اما اگر بخواهند یکطرفه به نفع خود عمل کنند و به اسم تعامل و گفتگو، زور بگویند و سلطه گری کنند و بگویند علامت تعامل شما این است که قدرت دفاع و بازدارندگی نداشته باشید و از اقتدار و امنیت ملی دست بکشید، و عدهای هم دائماً همین حرفهای دشمن پسند را وزوز کنند، هرگز تن به چنین تعاملی نخواهیم داد.
منطق استکباری آنان این است که میگویند بیایید گفتگو کنیم و آنچه ما به شما تحمیل میکنیم بپذیرید؛ و اگر قبول نکنید پس تعامل ندارید. مردک رقاص منتظر است که از ایران با او برای معامله تماس بگیرند. شنیدید که گفت منتظرم در چند روز آینده از طرف ایران با من برای معامله تماس بگیرند. بله هر هفته نمازگزاران جمعه با درخواست مرگ برای دولتمردان آمریکا با شما تماس میگیرند. این خیال را به گور خواهی برد که برای سلطهگری شما و تسلط شما کسی با شما تماس بگیرد.
برجام مگر عرصه تعامل نبود؟ چه شد؟ با دشمنی که چنین وضعی دارد نمیشود تعامل کرد. آقایان در مسئله برجام از لاک دفاعی خارج شوید و آرایش آفندی بگیرید. اروپاییها فهمیدهاند که برای استفاده و بهرهبرداری بیشتر باید وقت را از ما بگیرند و همین کار را میکنند تا زمان تحریمهای جدید برسد.
چرا میگویند تا پائیز صبر کنید؟ چرا صبر کنیم؟ چون میدانند که آمریکا تحریمهای جدیدی خواهد کرد و احتمالاً ایران ضعیفتر و شرایطش سختتر میشود، در آن زمان شاید بشود از ایران امتیازات بیشتری گرفت! بعد هم متأسفانه عدهای احمق سیاسی با دشمن در این مسیر همکاری دارند و به مردم القاء میکنند که چارهای جز کوتاه آمدن در مقابل دشمن نداریم! باید تأسف خورد. چرا نداریم؟
گوشبهفرمان رهبری باشید. از راهبردهای او بهره بگیرید تا از این گردنهها عبور کنیم. ما اهل مقاومت هستیم. در همین روزها ۶۰ شهید طیب و پاک وارد کشور شد تا تذکر دهند و راه را دوباره نشان دهند که پیروزی بر استکبار با مقاومت به دست میآید. نه با تسلیم. لذا ما اعلام میکنیم اهل تسلیم و سازش نیستیم. اهل مبارزه هستیم تاآخریننفس.
لازم است دستگاه دیپلماسی و مسئولین محترم خواستههای مشخص و صریح را با یک ضرب العجل معین اعلام کنند و بعد از تمام شدن وقت، قاطعانه عمل کنند و کشور و مردم را بیشتر از این متضرر نکنند. خود دولتمردان عزیز که در این امور با دستودلبازی وارد میشوند و به همهچیز خوشبین هستند، میگویند بستهی پیشنهادی اروپا مأیوسکننده است.
باز شروط رهبری را نادیده گرفتهشده و در بحث موشکی و قدرت منطقهای هم که معلوم است چه میخواهند. این دیگر اظهر من الشمس است که اروپا و امریکا باهم تقسیمکار کردهاند و در عمل هم این را نشان دادهاند؛ و اگر ابراز نگرانی هم دارند، به خاطر از دست دادن بعضی از منافع خودشان است؛ و الا اروپا دنبال کننده سیاستهای امریکا با ادبیات دیگر است.
سؤال من این است که در همین فضای سیاسی و بینالمللی کشور، چرا باید بازرسان آژانس انرژی اتمی اجازه داشته باشند در روز تعطیل و مخفیانه بیایند و آزمایشگاهها و دفتر کار اساتید محترم را بررسی کنند؟ معنای گفتگوی سازنده با دنیا که سنگش را به سینه میزنید این است؟ اگر استقلال ما را، حاکمیت ملی ما را به تاراج ببرند شما اسمش را تعامل با دنیا میگذارید؟
دائماً عدهای به زبان میگویند: رهبری فرمود! رهبری فرمود! مگر آقا نفرمودند که بیگانگان حق ندارند از دانشمندان سؤال کنند و دسترسی به زیرساختهای علمی کشور داشته باشند؟ چرا اقتدار بهدستآمده بهواسطه خون شهیدان را با کرنش در مقابل بیگانگان در معرض خطر قرار میدهید؟ دستگاههای مسئول چه میکنند؟ مجلس کجاست؟ شورای عالی امنیت ملی کجا هستند؟
اگر تعلل و کوتاهی کنید، چنانچه تاکنون در مواردی به بیان خودتان کوتاهی داشتهاید معذور نیستید و عندالله پاسخگوی خون شهیدان و رسول خدا و امام شهدا و مردم مظلوم ایران نخواهید بود. باید غیرت داشته باشید. هم غیرت سیاسی و هم غیرت دینی. امروز به دین هم میتازند. اگر در مقابل مسائل دینی غیرت دینی نداشته باشیم چه داریم؟
بحث حلال و حرام در دین برای چیست؟ آیا فقط امر شخصی است یا اینکه آثار اجتماعی دارد؟ همین بحث ربا، آیه «حَرَّمَ الرِّبا» مسئله شخصی است؟ ربا اگر در جامعه آمد، جامعه ساقط خواهد شد. جامعه از بین خواهد رفت.
مسائلی که این روزها عدهای که منتسب به دین هستند مطرح میکنند بوی التقاط و نفهمیدن دین و اباحه گری و تکثرگرایی فرهنگی میدهد. دین ما دین سمحه و سهله است اما کسانی که اهل تساهل نابجا هستند عوامزده حرف میزنند که مردم بپسندند.
رسالت عالم دینی این نیست که به میل مردم سخن بگوید و مطلب بنویسد. توجه داشته باشید که اگر عالمی در یک منطقهای به میل مردم سخن گفت به وظیفهاش عملنکرده است؛ و الا چرا انبیای الهی سرشان بالای نی رفت؟ چرا اولیای خدا کشته شدند؟ چرا اینهمه بلا از آسمان نازل شد؟ خب میل مردم هرچه که بود انبیا هم همان را میگفتند. علما هم همان را میگفتند.
چقدر ما عالم شهید داریم. چقدر از علما به شهادت رسیدند. اینکه بعضیها به میل مردم سخن میگویند و مینویسند، در این صورت باید فاتحه دین را خواند. باید ببینید خدا چه میخواهد؟ هرگز دنبال این نباشید که به خاطر هدف، وسیله را توجیه کنید. باید به دستورات دینی عمل کرد و اثرش را هم دید.
اگر وظیفه علما این بود که طبق خواست مردم احکام و مقررات دینی را بیان کنند که اینهمه شهید روحانی نمی-دادند. انبیاء سرشان بریده نمیشد و تبعید نمیشدند. اینهمه عذاب و بلا برای تمرد از فرمان خدا نازل نمیشد. این چهحرفهای نسنجیدهای است که عدهای میگویند؟! چرا در برنامه دقیقی که دشمن ریخته بازی میکنید؟!
فساد، آتش است و آتش، آتش است و مخرب و باید جلویش را گرفت؛ و الا همهجا را از بین میبرد. باید جلوی فساد را گرفت. چه اقتصادی چه اخلاقی و چه فرهنگی. آرمانها و ارزشها با پز روشنفکری فراموش نشود. اگر چشم و گوش آزاد باشد که هر جور دلش خواست عمل کند مسلماً ذائقه اخلاقی عوض میشود و تغییر رفتار در جامعه به وجود میآید و سبک زندگی تغییر خواهد کرد. همین بلائی که میبینید بر سر ما آوردهاند و از قتلعام به ولنگاری رسیدهایم. هنوز هم عدهای خوابند یا خود را به خوابزدهاند.
۲۶ تیرماه سال ۵۹ اولین دوره شورای نگهبان آغاز به کار کرد؛ و این رکن اصیل نظام اسلامی قریب به ۴۰ سال است از اسلامیت قوانین، دفاع کرده و نگهبان قانون اساسی و پشتیبان حقیقی مردم بوده است؛ و به خاطر عملکرد قاطع و انقلابیاش خار چشم دشمنان قسمخورده جمهوری اسلامی بوده است.
لذا در بعض از مقاطع، دشمنان ناجوانمردانه شورا را موردحمله و هجمه قرار دادهاند تا بتوانند با تضعیف او قوانین غیر اسلامی را تصویب کنند. گاهی هم داخلیهایی که شورا آنان را تائید نکرده علیه شورا بدگوئی میکنند؛ که هر دو غیرقابلقبول و مذموم است.
بنده راجع به شورای نگهبان زیاد سخن گفتم؛ اما امروز به مناسبت چند بیان از امام را بازخوانی میکنم که وظیفه همه روشن شود. باید بدانیم که شورای نگهبان نقش میزان را دارد و کسی به میزان دست نمیزند. امام فرمودند: «اگر کسى بخواهد فساد کند و به مردم بگوید که این شوراى نگهبان کذا، این فساد است، یک همچو آدمى مفسد است و باید تحت تعقیب مفسد فیالارض قرار بگیرد.»
و فرمودند: «من هشدار مىدهم که تضعیف و توهین به فقهاى شوراى نگهبان، امرى خطرناک براى کشور و اسلام است. همیشه انحرافات بهتدریج در یک رژیم وارد مىشود و در آخر، آن را ساقط مىنماید. لازم است همه بهطور اکید به مصالح اسلام و مسلمین و به قوانین توجه کنیم و هرچند مخالف نظر و سلیقه شخصىمان باشد، به آن احترام بگذاریم…»
ریشه بیشتر اختلافات آنجاست که من از یکچیز خوشم میآید و دیگری از چیز دیگری خوشش میآید. اختلافسلیقه است. برای همین همه باید به قانون ملتزم باشند. شورای نگهبان بر اساس اصول و قوانینی که دارد عمل میکند و تا حالا هم عمل کرده است. بله امکان دارد که بعضی وقتها به نتیجه هم نرسد ولی چون میزان است، میزان طبق قاعده عمل میکند ولو اشتباه هم بکند حرفش حجت است. همانطور که در مباحث دیگر گفتهشده است.
و فرمودند: «شوراى نگهبان، قانونى است و کسى حق ندارد در مصاحبهها و نطقها و رسانهها به آن توهین و یا آن را تضعیف نماید.» این روز را به همه عزیزان شورای نگهبان و همه همکارانشان بخصوص در استان تبریک عرض می-کنم.
امروز صبح ورزشی صبحگاهی در کرج برگزار شد. این کار هرچه توسعه پیدا کند خوب است. سلامت جامعه و اجتماع موردنظر اسلام است. اسلام در تقویت این موضوعات تأکید دارد. بهاضافه اینکه وحدت اجتماعی میآورد. انسجام ملی میآورد. روحیه نشاط و شادابی را در افراد زیاد میکند. کار خوبی است. باید بیشتر در استان انجام شود. البته بعضی حواشی هم داشت. نردههای بلند و مفصلی را گذاشته بودند که از قد ما هم بلندتر بود. ما بهزحمت رفتیم آنجا نشستیم. اینجور مسائل را هم باید لحاظ کنند و رعایت کنند. وقتی مردم و مسئولین باهم درحرکت هستند، جایگاهِ جدا درست کردن برایشان معنا ندارد. |
| 1397/4/15 | 1397/4/15نیاز امروز کشور، جایگزین کردن مدیریتِ ناکارآمدِ پیر با مدیرانِ توانمند و جهادی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه276
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أوصیکم و نفسی بتقوى اللَّه. اهل تقوا در زندگی، اقتصاد و میانهروی در خرج و مصرف را رعایت میکنند و این روش را به دیگران از باب وَ تَواصَوا بِالحَق، سفارش میکنند. همانطور که مستحضرید در طرح مباحث اقتصادی رسیدیم به یکی از ظلمهای اقتصادی که آسیب گسترده به جامعه میزند و برای خود شخص هم آثار سوء اخلاقی و آخرتی دارد به نام احتکار؛ که حبس و انبار کردن مایحتاج مردم است به امید اینکه در آینده گرانتر شود و سود بیشتری ببرند.
به تعدادی از روایات در این موضوع اشاره کردیم؛ که رسول خدا و امیرالمؤمنین بسیار سخت با محتکر برخورد میکردند و اموال او را در اختیار مردم میگذاشتند یا آتش میزدند. احتکار اموال، مربوط به این دوران نیست و سابقه تاریخی دارد. بخصوص در زمان جنگ و در بین تمام ملل تقریباً هست و در همهجا هم جرم است.
ریشه احتکار حرص و زیادهخواهی است و از رذایل بداخلاقی است که اگر درمان نشود به شخص و جامعه آسیب میزند. امام کاظم -علیهالسلام- از قول رسول خدا فرمودند: اگر بندهاى بهعنوان «دزد» به نزد خدا رود، در نظر من بهتر است تا بهعنوان «محتکر» که چهل روز ارزاق را احتکار کرده باشد. در جلسه قبل عرض کردم که این عدد ۴۰ عدد مشخصی نیست. امکان دارد که بعضی ارزاق اگر سه روز نگهداری شود احتکار شود. عمده آن نیاز مردم و ضرری است که زده میشود.
احتکار قطعاً از گناهان است و شخص محتکر هم قطعاً معصیتکار است؛ یعنی همه آثاری که درباره گناهکاران گفته می-شود درباره او هم هست. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: «المُحتَکِرٌ آثِمٌ عاصٍ» محتکر مرتکب گناه است و معصیتکار. پس بنابراین احتکار از مسائلی است که مستقیماً با مصالح عموم جامعه ارتباط دارد.
لذا برخورد با محتکر و تصرف اموال او به نفع مردم، کنترل قیمتها و توانمندسازی و بالا بردن قدرت خرید مردم از وظائف حکومت اسلامی است و مهمترین کار در اینگونه موارد قیمتگذاری بر کالاهاست تا هم خریدار و هم فروشنده آسیب نبینند. چون اصل قیمتگذاری بر اجناس ازنظر شرع و اسلام در اوضاعواحوال طبیعی به دست خود صاحبمال است که قیمتی بگذارد که ستم و اجحاف به خریدار نباشد.
اما در زمان نیاز مردم، در وضعیت تورم و نابسامانی و محاصره اقتصادی، اگر کسانی بخواهند سوءاستفاده کنند و غیرطبیعی رفتار کنند و استخوانهای افراد جامعه را زیر فشارهای اقتصادی له کنند، از مصادیق زیان و آسیبرسانی به مردم است که ازنظر شرع مقدس ممنوع و حرام است و باید حکومت ورود کند، از احتکار جلوگیری و برای کنترل بازار، قیمتگذاری کند، بهنحویکه طرفین معامله هم ضرر نکنند.
در فقه بحث مفصلی دارد به نام تسعیر (نرخگذاری) که فقهای بزرگوار مثل صاحب جواهر و قدما و حتی متأخرین هم نظرات خود را مطرح و فتوا دادهاند؛ که فعلاً موردنظر ما نیست. وضعیت کنونی جامعه هم امروز چنین حالتی دارد که باید برای حمایت از اقشار کمدرآمد و بیپناه، بر قیمتها در عرصههای مختلف خریدوفروش و خدمات و بخصوص اجاره مسکن نظارت دقیق داشت تا از مردم سوءاستفاده و به آنها اجحاف نشود.
ظلم دیگری که مطرح است و آثار و تبعات بد اقتصادی و اجتماعی دارد رباست. رباخواری اگر در جامعه وارد شود، جامعه ازلحاظ اقتصادی و بعد هم معنوی سقوط میکند. ربا بسیار عمل خطرناکی است. اینهمه گناه صورت میگیرد، نادر هستند گناهانی که گفتهشده باشد که جنگ باخداست. کسی شمشیر کشیده باشد به سمت خدا بگوید بیا با من بجنگ. هلمنمبارزش به سمت خدا باشد. ربا از این موارد است که شاید در قرآن غیرازآن هم نداشته باشیم.
رباخواری به فرموده قرآن کریم عملی شیطانی و حرام است که این جلسه طرح و در هفته ی آینده به آن مختصراً می-پردازم. خدای تعالی در آیه ۲۷۵ سوره مبارکه بقره فرمود: «الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ» کسانى که ربا مىخورند، از جاى خود یا از قبر برنمیخیزند مگر مانند کسى که شیطان او را مس کرده و دیوانه شده باشد. در عرف مردم میگویند که جنزده شده است. صاف راه نمیرود، تعادل ندارد، کسانی که رباخوار هستند و روز قیامت در عرصه قیامت مثل انسانهای جنزده هستند، «ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا: إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا» و این (حالت اسفبار) به کیفر آن است که گفتند معامله (بدون ربا) مانند (معامله با) رباست؛ (اینها فقط همین را گفتند و حرفش را زدند معلوم هم نیست که در مقام عمل هم بودهاند یا نه) «وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» باآنکه خداوند خریدوفروش (بدون ربا) را حلال و ربا را حرام کرده است. (خدا میگوید مثل هم نیست، تو میگویی مثل هم است؟) «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ، وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ، وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ» اکنون هر کس موعظهاى از پروردگارش به او رسیده است و (از رباخوارى) دست برداشته است، گذشته او به سود او (بدون مؤاخذه) و کارش باخدا (و عفو خدا) است و کسانى که باز رباخوارى کنند، اهل دوزخاند و همیشه در آن خواهند ماند.
رسول خدا فرمودند: در شب معراج که مرا به آسمان مىبردند، مردمى را دیدم که به علّت بزرگى شکمشان هر چه میکردند نمیتوانستند از جاى خود برخیزند. به جبرئیل گفتم: اینان چه کساناند؟ گفت: رباخواراناند که مثل شیطان زدگان (جنزدگان) حرکت مىکنند. اینان مانند اطرافیان فرعون، هر صبح و شام (در عالم برزخ) بر آتش جهنّم عرضه مىشوند (و جایگاه خویش را در آتش مىبینند) و مىگویند: پروردگارا! کى قیامت بر پا مىشود (به گمان اینکه شاید از عذاب رهایى یابند)
و امام صادق -علیهالسلام- فرمود: خداوند ازآنجهت ربا را به شدّت تحریم کرد، که مردمان از نیکى کردن در حقّ یکدیگر بازنایستند و اموال خود را بهصورت قرض (و عاریه) در اختیار دیگران قرار دهند، یا به نیاز داران ببخشند. چون اگر شیرینی این حرام در جان کسی نشست دیگر کار خیر تعطیل میشود عمل صالح از بین میرود. لذا خدای تعالی بهشدت با این عمل مخالفت کرده است. معلوم میشود ربا مودت و روابط اجتماعی را از بین میبرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در مصرف منافعی که در اختیاردارند اهل اسراف و تبذیر نیستند. امیرالمؤمنین-علیهالسلام- در حکمت ۳۲ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً؛ وَ کُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکُنْ مُقَتِّراً» بخشنده باش، (سَمح به معنای جواد است بخشندهای که سختگیری ندارد) امّا اسرافکاری نکن (مبذر کسی است که مال را در غیر جای خودش مصرف میکند) و میانهرو باش (اندازه نگهدار)، ولى سختگیر مباش (مقتر به کسی که در نفقه بر خود سختگیری میکند میگویند).
امام -علیهالسلام- در این بیان از دو حالت مذموم افراطوتفریط در بهرهبرداری از نعم الهی تذکر دادهاند که به سمت اسرافکاری که عملی شیطانی و فرعونی است حرکت نکن که بیفایده خرج کنی؛ و به سمت سختگیری و تنگنظری نرو؛ که درباره شخص بگویند حب به مال دارد و عشق جمعآوری کردن دارد.
این بیان مولا در بخش افراط برگرفته از آیه ۲۷ سوره اسراء است که فرمود: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کاَنُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَ کاَنَ الشَّیْطَنُ لِرَبِّهِ کَفُورًا» و در بخش تفریط برگرفته از آیه ۲۹ اسراء است که فرمود: «وَ لَا تَجعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلىَ عُنُقِکَ وَ لَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا» هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشاى تا مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرومانى! خدای تعالی بر تقوای ما افزوده بگرداند.
۲۵ تیر مصادف است با ۱۸ شوال که در سال ۱۴۸ قمری شیخ الائمه امام صادق-علیهالسلام- با انگور مسمومی که منصور دوانقی به آن حضرت خوراند در سن ۶۵ سالگی به شهادت رسید. امام از چنان شخصیت جامعی برخوردار بود که مخالفین و علماء فِرَق دیگر هم برتری علمی و شخصیتی ایشان را ستودهاند.
مطالعه و بررسی فرازهای مختلف زندگی حضرت بسیار درسآموز بوده و ما را هدایت میکند به شیوههای مختلفی که امام -علیهالسلام- در مواجهه با موضوعات خاص بهخصوص در مواجهه با حکام جور اتخاذ کرده و نتیجه گرفتهاند. زمانی که حضرت به امامت رسیدند تقریباً ۱۵۰ سال از ظهور اسلام میگذرد وعدهی زیادی از ملیتهای مختلف با عقاید متفاوت و علوم و فنون گوناگون از کشورهای ایران و هند و روم و اطراف وارد دنیای اسلام شده بودند.
درنتیجه هر که هرچه داشت عرضه میکرد و عقاید و نظریههای مختلفی رواج داشت که روبهراه کردن این هجمه بزرگ فرهنگی سیاسی و اجتماعی که در طبقات مختلف جامعه رسوخ داشت کاری بزرگ و طاقتفرسا بود. قاری و مفسر و صوفی و مرجعه و زندیق و متکلم و دهها فرقه و گروه منحرف و باطل مشغول فعالیت و آلوده کردن فضای جامعه بودند بهطوریکه نمیشد بهسادگی واقعیت را درک کرد و در مسیر درست حرکت کرد.
از طرف دیگر، انحرافِ سیاسی و حکومتی وجود داشت که جامعه مسلمین توسط بنیامیه و بعدها در دست بنیعباس منحرفِ و خونریز قرار گرفت که به انحرافات عقیدهای و رفتاری کمک میکردند اداره میشد؛ و امام باید هم با انحرافات سیاسی مبارزه کند و همانحراف عقیده و فکر که در توده مردم به وجود آمده بود و خطر جدی هم همین بود را درست کند و باید از مکتب اسلام که در معرض نابودی قرار داشت دفاع میکرد و اسلام و مسلمین را حفظ میکرد.
لذا اولین برنامه خود را گسترش و نشر معارف ناب اهلبیت – علیهمالسلام- قرارداد و مبارزهای جدی و فراگیر با افکار انحرافی و عقاید باطل را باتربیت شاگردان متخلق و دانشمند شروع کردند؛ که آثار و برکات آن تا امروز و تا قیامت پابرجاست که ما هرچه داریم از امام صادق داریم لذا مذهب ما را مذهب جعفری میگویند. همه این معارف از آن زمان اینگونه تبویب شده و دستهبندیشده در اختیار ما قرارگرفته. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان حضرت قرار بدهد. انشاءالله.
بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشآموختگان دانشگاه امام حسین -علیهالسلام- را حتماً ملاحظه فرمودید و نکات مهمی که تضمینکننده ثبات و آرامش در جامعه است. تذکر به مسئولان که کمکاری نداشته باشند و دنبال منویات و تمنیات خودشان نباشند، امروز روز کار است و روز کار است و روز کار است.
در حوزه اقتصادی، نیاز امروز کشور، ترمیم مدیریت ناکارآمد و پیر و جایگزین کردن مدیران باروحیه توانمند، معتقد و جهادی است. کسانی که بتوانند بدون تجملگرائی و سفر خارج بدون جمعکردن مال به فکر مردم و کار برای مردم باشند.
شما ببینید یک نمونهاش پالایشگاه ستاره خلیجفارس که از بزرگترین پالایشگاههای میعانات گازی است و در جهان نمونه کمتر دارد، با ظرفیت بالای ۳۶۰٬۰۰۰ بشکه در روز البته در فاز سوم وقتیکه تشکیل شود و تمام شود باهدف تولید بنزین و ۳۰ گازوئیل و سوخت جت و گاز مایع که کمترین نتیجه آن خودکفایی در بنزین است این را چه کسانی انجام دادند؟ با جوانان کشور، دانشمندان داخلی، با امکانات داخلی و با همان مدیریت جهادی انجامگرفته است.
لذا الآن اگر بخواهیم کشور را نجات دهیم چارهای جز اینکه از مدیران کارآمد و جهادی که فکر انقلابی و جهادی دارند استفاده کنیم نداریم. اگر غیرازاین عمل کنیم ضرر خواهیم کرد. آقا فرمودند: مسئولان مراقب باشند از سهلانگاری، تنبلی، اشرافی گری، تکبر نسبت به مردم و تکیه به جایگاه چندروزه ریاستی اجتناب کنند. آنکسی که آمده است از مسئولیت باری برای خودش ببندد به درد مردم نمیخورد.
من همین بحث را میگیرم در دو محور برای شما نکاتی را عرض میکنم. مکرر عرض شد هدف اصلی دشمنان ما این است که عقبه نظام اسلامی را سست کنند؛ یعنی اولاً یکی از کارهایی که میخواهند بکنند این است که: باورهای دینی مردم را با ترفندهای مختلف از آنان بگیرند و بیتفاوتی عقیدتی و دینی در آحاد جامعه به وجود بیاورند. رشد بیبندوباری، تشویق به بیعفتی و بیحیائی، از بین بردن خانواده و ترویج و تشویق به زندگی مجردی، سخت کردن ازدواج، کشف حجاب و فساد مالی و اداری و مواردی ازایندست همه یک سیاست را دنبال میکند.
این مسئلهای مربوط به امروز و دیروز نیست. بلکه از وقتی استعمار و استکبار فهمید که آنکه میتواند جلوی او بایستد و نگذارد که به اهداف خبیثانه اش برسد، دین است. مبارزه با دین و مظاهر دینی غیر از عملیات نظامی مستقیم با جنگ نرم، توسط عوامل و ایادی دستنشاندهاش را شروع کرد.
در ایران این مهم از زمان قاجار شروع و در ادامه به دست رضاخان قلدر پلید خبیث دادند تا جامعه را به سمت بیدینی سوق دهد و او هم حرکات زیادی انجام داد که از مهمترین آنها مسئله کشف حجاب بود که بعد از اعلام رسمی و برهنه کردن دختران و همسر خودش اعتراضات شروع شد. منجمله مشهد و مسجد گوهرشاد که مردم در ۲۱ تیر ۱۳۱۴ اجتماع اعتراضی کردند و رضاخان هم دستور اقدام داد؛ که بین ۲ تا ۵ هزار نفر کشته که مینویسند. فاجعه بزرگی بود که در گوهرشاد واقع شد. با ۵۶ کامیون شهدا و زخمیها را بردند و در خندقهای اطراف مشهد دفن کردند.
به خاطر اینکه میخواستند ترویج بیبندوباری و بیحجابی در جامعه ولو شده بازور سرنیزه انجام بدهند. اینکه میبینید امروز در خیابانهای شهرهای مختلف بهخصوص در شهر خودمان تلاشها میشود که کم کنند باز با پررویی تمام یک عده وارد صحنه میشوند و قرق را میشکنند، برای امروز نیست. از زمان قاجار این حرکت شروعشده است و بعد در هر عرصهای تقویتشده است و تا الآن همین مبارزه باحجاب وجود دارد و ادامه دارد.
همه تلاشی که میشود تا حجاب را از بین ببرند به خاطر مصونیتی است که ایجاد میکند و خودشان در تحلیلهایشان دارند که هر یک نفر که حجابش را برمیدارد امید ما برای رسیدن به خواستههایمان ده برابر میشود. ببینید که چه هجمه عظیمی است. امروز هم در همین مسیر قدم برداشته میشود.
متأسفانه امروز هم معاهدات و قراردادهایی که میبندند معمولاً لایههایی دارد که نتیجه آن از بین رفتن دین و اخلاق است. مثل سند ۲۰۳۰ یا همین سیاستهایی که برای کنترل و کاهش جمعیت، کشورهای غربی بر کشورهای دیگر اعمال می-کنند؛ که ۲۰ تیر هم روز جهانی جمعیت است.
کنترل جمعیت عنوانی بشردوستانه و خیرخواهانه است؛ اما در حقیقت نقشهی شوم استعماری است تا بتوانند با جلوگیری از رشد جمعیت کشورهای تحت سلطه، قدرت خودشان همیشه حفظ کنند. علت هم روشن است چون خانواده و اخلاق را ازدستدادهاند. نسل آنان در حال پیر شدن و از بین رفتن است و کشورهای اسلامی سهم بیشتری از جمعیت جهان را به خود اختصاص دادهاند که در معادلات جهانی نقش تعیینکننده دارد و در حال رشد هم هست. لذا سعی میکنند بهعنوان یکی از ارکان استراتژیک در سیاستهای بینالمللی جلو رشد جمعیت این کشورها را بگیرند.
ببینید یکی از سیاستمداران کارکشته آمریکائی راجع به ایران چه میگوید: از فکر کردن در موردحمله پیشدستانه علیه ایران اجتناب کنید؛ چراکه زمان، آمارهاى جمعیتى و تغییر نسل در ایران به نفع حکومت ایران نیست؛ یعنی چند سال دیگر که بگذرد ایران سرباز ندارد. چند سال دیگر که بگذرد ایران نیروی جوان ندارد. چرا سیاستهای جمعیتی که رهبری ابلاغ کردند بهخوبی انجام نمیشود؟
جای تعجب دارد که غربیها دائماً از کاهش جمعیت برای ما میگویند بعد خودشان خانوادهها را تشویق به فرزند آوری می-کنند و برنامههای مختلف تشویقی و مالی، مرخصی زایمان و برنامههای دیگری را قرار دادهاند که جبران کمبود جمعیت کنند. زمانی این عرض کردم که به ایران و کشورهای اسلامی میگویند اگر خانمهای شما ۳۰ سال به بعد بخواهند باردار شوند بچهای که به وجود میآید منگل است، ولی خودشان در صحبتهایشان و تبلیغهایشان میگویند که خانمها تا ۴۵ سالگی حتماً یکبار دیگر باردار شوند تا پوکی استخوان آنها به ۱۵ سال تأخیر بیفتد.
و جالب است بدانید که بحث کنترل جمعیت در آمریکا ممنوع است. در رژیم صهیونیستی کنترل جمعیت ممنوع است. تحقیق کنید آمریکا و صهیونیستها سیاستهای کنترل جمعیت را نپذیرفتهاند؛ و یهودیها اگر کسی توان مالی و جسمی داشته باشد بچهدار نشود را حرام میدانند. باید با تبلیغ و ترویج جامعه را به این مهم سوق داد؛ و الا طبق آمار جهانی هم که دادهشده با این سیر اگر حرکت کنیم در آینده نزدیک جمعیت ما نزدیک سی میلیون نفر خواهد شد.
یعنی ۶۰/۷۰ سال آینده جمعیت ایران یک جمعیت ۳۰ میلیونی خواهد بود که قسمت اعظم آنهم پیر هستند. پس سیاستها و حرکتهای فرهنگی و پیشگیرانه و تشویقها و امثالذلک باید تغییر پیدا کند. هرکسی هم که به هراسمی شروع میکند برای این قصه حرف زدن، بدانید که دارد یکجوری به نفع دشمن سخن میگوید.
ثانیاً قصد دشمنان این است که پشتیبانی و حمایت مردمی از حکومت را، از بین ببرند و بین مردم و نظام و مسئولین فاصله ایجاد کنند. سالیان سال است که اقدام دارند و در این دوره با تمرکز بر تشدید مشکلات اقتصادی همین مطلب را دنبال میکنند. چون خیال میکنند در این زمینه موفق بودهاند. جنگ روانی همهجانبه راه انداختهاند و البته وادادههای داخلی هم بوق آنان شده کمکشان میکنند.
ببینید چگونه برای ما گستاخانه فکر میکنند و تصمیم میگیرند، رئیس صهیونیستى در قسمتی از حرفهایی که علیه ایران میزد مدعى شد: دولتها و شرکتها در حال ترک بازار ایران هستند و اعتراضات گسترده در ایران نشان مىدهد که فشارهاى ما براى سر جای خود نشاندن ایران در حال نتیجه دادن است.
ببینید چه خبیثانه اعتراضات صنفیِ بهحق بازاریان و اصناف را اعتراض گسترده میدانند و به خودشان نسبت میدهند. کسانی که بعضاً در خیابانها حرکت میکنند بدانند که به کجا منتسب میشوند. یک حرکت عاقلانه و یک اعتراض و خواسته صنفی مطرح میشود که البته آنهم باید در چارچوب خودش باشد. ولی یک عده میآیند و سوار کار میشوند که بحمدالله با هوشیاری و دقت نظر عزیزان کسبه اجازه سوءاستفاده به بیگانگان ندادند و حرکاتشان خنثی شد.
و همه باید مواظب باشند که اگر خواستهای دارند از مجاری قانونی و بدون التهاب و تنش مطالبه گری کنند و اجازه سوءاستفاده به احدی ندهند. مردم ما را از فقر و نداری و گرسنگی میترسانند. جوری القاء میکنند که ریشه این مشکلات اقتصادی کمکی است که به محور مقاومت میشود که در حقیقت دفاع از خودمان است. به خیال خامشان میخواهند کار را آنقدر سخت کنند و بکشانند بهجایی که برای نان، عزت فروشی کنیم. ای بیچارهها اگر نمیدانید بدانید که ما فرزندان رمضانیم ما از حسین بن علی درس گرفتهایم و در مکتب عاشورا و محرم بزرگشدهایم و شعار کوچک و بزرگ ما اگر در دوراهی عزت و ذلت قرار بگیریم این است که «هیهات مناالذله.»
بعد کاخ سفید که تا حالا اینطور وارد نشده بود در فضای مجازی توییت میگذارد و از این اعتراضها حمایت میکند و اعلام میکند: آمریکا و جهان صداى مردم ایران را مىشنوند. ببینید چطور دارند بحرانسازی میکنند. اگر به فکر ملت ایرانید و حرف او را میشنوید چرا او را تروریست میدانید؟ چرا اموال او را ۴۰ سال است بلوکه کردهاید؟ که امروز هم شنیدم آلمان هم یک قسمت از اموال را بلوکه کرد. چرا عرصه بینالمللی را برای فعالیتهای علمی و اقتصادی او تنگ میکنید؟ چرا مستقیم و غیرمستقیم علیه او توطئه و جنایت میکنید؟ و دهها سؤال دیگر.
چرا از منافقین که هزاران ایرانی را بیگناه به خاک و خون کشیدند، حمایت میکنید؟ بعد از برجام، فرانسه میگوید که با ملت ایران دوست است و قصد همکاری دارند. اگر دولت فرانسه راست میگوید چرا گروه تروریست برانداز را که در همین اغتشاشات اخیر و سال گذشته فعال بودند را به رسمیت میشناسد و حمایت میکند؟ جا و امکانات به آنها میدهد؟ کدام را باور کنیم. آمریکا اگر شما گوش شنوا دارید و در شنیدن حق کر نیستید این فریاد امت اسلامی و مردم حاضر درصحنه را هم بشنوید که در مقابله باسیاستهای مداخلهجویانه و خصمانه تو میگویند: مرگ بر آمریکا.
چقدر زیبا گفت شاعر این شعر که آمریکا مرگ به نیرنگ تو خون جوانان ما میچکد از چنگ تو. واقعاً در طول این ۴۰ سال ببینید که چه جنایاتی را انجام دادند. بعد پیام میدهد که صدای مردم ایران را شنیدیم. چه چیز را شنیدید؟! شما آن چیزی که باید شوید همین شعار هر هفته و هر جمعه در نماز جمعه است که در راهپیماییها و در سراسر کشور از بدنه و آحاد مردم بلند است. اگر برنامه احمقانه دشمن ایجاد شکاف بین مردم و نظام و مسئولین است که هست، به فضل الهی با اتحاد و انسجام ملی فرصت توطئه را از دشمن خواهیم گرفت.
از توطئههای دیگری که برای ایران در همان اوایل کشیدند کودتای نوژه بود که در ۱۹ تیر کشف و خنثی شد. توطئه عظیمی بود که بیت حضرت امام را میخواستند بمباران کنند.
آماری را خیلی مختصر خدمت شما عرض میکنم. فطریه که در روز عید فطر در مصلا جمع شد قسمت اعظم آن به مصرف رسید. یک مقدار محدودی مانده است که در هفته آینده به اهلش میرسانند. مبلغش ۲۰، ۴۹۹، ۲۰۰ تومان فطریه عام بود. ۲، ۸۲۲، ۴۰۰ فطریه سادات بود. مقدار بیش از ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان کفاره بود. ۲۳۹٬۶۱۰ صدقه بود؛ و ۵۶٬۰۰۰ تومان هم کمک به مصلای کرج بود.ش |
| 1397/4/8 | 1397/4/8راه نجات و برونرفت از مشکلات امروز، حرکت جهادی و مدیریت انقلابی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه277
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أُوصِیکُمْ و نفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
متقین بهخوبی میدانند برای رسیدن به خودکفائی اقتصادی باید در همه زمینههای تولید و اشتغال جهاد گونه کار و فعالیت کنند؛ و از هر چیزی که عامل رکود و زمینگیر شدن اقتصاد است جلوگیر باشند.
رسیدیم به بحث احتکار و آثار سوء اجتماعی فراوانی که دارد؛ و چون احتکار از مسائلی است که مستقیماً با مصالح عامه مردم ارتباط دارد؛ لذا جلوگیری از آن و حفظ و کنترل بازار از وظایف نظام اسلامی شمردهشده است.
احتکار به معنای حبس کردن است. لذا جمعکردن و نگهداری کالا به انتظار اینکه در آینده گران شود، احتکار است. در تعریف دیگر داریم که احتکار یعنی انبار کردن مواد غذایی بهقصد و انگیزه زیادشدن قیمت آن و به کسی که این کار را میکند محتکر میگویند. اینجا کالا را نمیگوید. مثلاً اگر یخچال را نگهدارند احتکار نیست؛ اما روغن را نگه دارد احتکار است.
اگر دقت کرده باشید در تعریف احتکار بیشتر فقها ذخیره مواد غذائی مثل گندم و جو و خرما و روغن را مطرح کردهاند؛ و چون احتکار بهقصد آسیب رساندن به مسلمین انجام میگیرد بهنحویکه در نظام زندگی مردم خلل وارد میکند و قدرت خرید را کم میکند، فقها فتوا به حرمت میدهند.
وقتی معیار حرمت، ضرر زدن به مردم شد، دیگر فرقی بین خوراکی و غیرخوراکی نیست؛ و بهعنوان ثانوی که همان اضرار به دیگران است، انبار کردن هر نوع کالایی که مایحتاج است بهقصد گران شدن بهنحویکه زندگی مردم را مختل کند حرام خواهد بود. فعلاً با احکام فقهی آن کار ندارم.
در روایات موارد فراوانی در مذمت و نکوهش احتکار بیانشده که با دقت در آنها شرایط حرمت این ظلم اقتصادی روشنتر میشود. به تعدادی اشاره میکنم. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلیالله علیه وآله- «لَا یَحْتَکِرُ إِلَّا خَاطِئٌ» کسی احتکار نمیکند مگر گناهکار.
علی -علیهالسلام- فرمود: «الِاحْتِکَارُ دَاعِیَهُ الحِرمان» احتکار موجب محرومیت است. «الِاحْتِکَارُ شِیمَهُ الْفُجَّار» احتکار خوی نابکاران است. «الِاحْتِکَارُ مَطِیَّهُ النَّصَبِ» احتکار مَرکَب رنج است؛ و فرمود: به رنج انداختن خود برای احتکار از خصلتهای ابلهان است. هرکدام از اینها توضیح و صحبت دارد و اینکه کجاها را خراب میکند و شخصی که اقدام میکند چه مشکلی دارد.
حضرت در فرمانی که برای مالک اشتر مرقوم داشتند، فرمودند: «وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ أَنَّ فِی کَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِکَ بَابُ مَضَرَّهٍ لِلْعَامَّهِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاهِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِکَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ مَنَعَ مِنْهُ» بدان که بسیاری از تاجران در دادوستد بیشازاندازه سختگیرند و بخلورزی ناپسندی دارند و بهمنظور سود بیشتر کالا را احتکار می کنند و بهدلخواه نرخ گران میبندند و این کار برای توده مردم زیانبار و برای حکمرانان عیب و ننگ است. (حکومت ببیند که دارند این کار را میکنند و عکسالعمل نشان ندهد ننگ حکومت است و برای مردم هم ضرر دارد و یک عده هم در اینجا سود میبرند) بنابراین از احتکار جلوگیری کن زیرا رسول خدا از آن منع فرموده است.
اگر در تعاریفی که برای احتکار کردیم دقت شود به دست میآید که احتکار فقط حبس کالا برای گران شدن نیست. بلکه اگر جنسی را انبار کنند که به کسبه دیگر و یا مردم و یا دولتها ضرر برسانند هم نوعی احتکار است. امام صادق -علیهالسلام- بهطور عام فرمودند: هر احتکارى که به مردم زیان برساند و نرخ را بالا ببرد، در آن خیرى نیست.
رسول خدا فرمودند: هر کس گندمى را بهقصد گران شدن آن، چهل روز احتکار کند، از خدا رویگردان و خدا از او رویگردان است. معنای آن ۴۰ روز یعنی آن مدتی که صبر میکنند تا مردم به آن احتیاج پیدا کنند. امکان دارد که یک کالایی را بعد از سه روز محتاج شوند یا یک کالایی را بعد از ۱۰ روز محتاج شوند؛ و قطعاً تعداد روزها موضوعیت ندارد. بلکه مدت نیاز موردنظر است که مردم در چند روز گرفتار میشوند.
و ازآنجاکه احتکار آثار بد اقتصادی در اجتماع دارد، باید زودتر رسیدگی و جلوگیری کرد. على -علیهالسلام- در نامهاى به رُفاعَه بن شدّاد بجلّى، قاضى اهواز نوشتند: از احتکار جلوگیرى کن و هر کس احتکار کرد کیفرى دردناکش ده و سپس با بیرون آوردن اجناس احتکار شده، محتکر را به عقوبت برسان. این دستور رسمی امیرالمؤمنین است؛ یعنی نباید صبر کرد تا جامعه فشل شود. باید زودتر رسیدگی شود.
و در همان نامهای که برای مالک نوشتند؛ فرمودند: هر کس پس از منع احتکار باز مرتکب این جنایت شود، او را کیفرى ده مایه عبرت دیگران؛ و به عقوبتش برسان، با رعایت حد! و چون مقدار حد را مشخص نکردهاند معلوم میشود اندازه عقوبت به دست حاکم است که اگر مثلاً در زمان جنگ بود و یا در زمان صلح باهم فرق داشته باشد.
دوستان زمان جنگ را یادشان هست. یک عده از همین سرمایهدارهای امروزی که اشرافی زندگی میکنند و امروز همخون مردم را به شیشه میکشند همان روزها اهل احتکار بودند و از محتکرین درجهیک بودند.
باید باکسانی که به جامعه ظلم می کنند، بهخصوص ظلم اقتصادی، قاطعانه برخورد کرد. این افراد بذر ناامیدی در جامعه میکارند و چهره اسلام را مخدوش و ناکارآمد جلوه میدهند.
ابن حزم اندلسی در کتابش از شخصی نقل میکند که گفت: علی بن ابیطالب خرمنهایی را که در عراق احتکار کرده بودم آتش زد، که اگر آتش نزده بود، بهاندازه مالیات شهر کوفه از آنها سود مىبردم؛ یعنی بعدازآنکه ضررش را به جامعه زده بود نگذاشت که او نفع ببرد. یکوقتی حضرت آقا فرمودند جنسهای قاچاق را آتش بزنید. ولی این پا و آن پا کردند و برایش دلیل آوردند و کوتاهی کردند. اینها راجع به احتکار بود.
به همین نسبت راجع به محتکر هم داریم. مثلاً رسول خدا فرمودند: «الْمُحْتَکِرُ مَلْعُون فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه» یعنی از رحمت خدا دور است و فرمود: «المحتکِرُ فى سُوقِنا کالمُلحِدِ فى کتابِ اللّهِ» کسی که در بازار ما دست به احتکار بزند بهمنزله کسی است که کتاب خدا را انکار کند.
مسئله به این سادگیها نیست که شما جنستان را در مغازه پنج روز بیشتر نگهدارید و بگویید دارد گران میشود. چرا همش اینها بروند جهنم ما هم برویم جهنم. این را بدانید جهنم رفتن واجب کفایی است از گردن بقیه ساقط است. بهزور چرا خودتان را جهنمی میکنید.
سرنوشت محتکرین در قیامت هم بسیار بد است. رسول خدا فرمودند: محتکران و آدم کشان در جهنم همدرجهاند. میدانید آدمکشها یعنی چه کسی؟ یعنی اسرائیل، یعنی داعش؛ و در ماجرای معراج فرمودند: نگاهى به دوزخ افکندم، درّهاى دیدم که مىجوشید، به مالک دوزخ گفتم: اى مالک! این درّه جاى کیست؟ گفت: جاى سه گروه: محتکران، اشخاص دائمالخمر و دلّالان زنا.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا پیشقدم در انجام خیرات هستند و از بدیها گریزاناند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۳۱ از حکم نهجالبلاغه فرمود: «فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ» انجام دهنده کار خیر از خود خیر بهتر است و انجام دهنده کار شر از خود شر بدتر است.
شما وقتی دست مستمندی را میگیرید این کار، کار خیر است ولی خودت از این کار بهتر هستی. توضیح مطلب اینکه همیشه علت قویتر از معلول است. کار خیر اثر یک اندیشه خیرخواهانه است که از شخصی صادرشده است و این فاعل از خود فعل قطعاً قویتر بوده است.
شاید سؤال پیش بیاید که چطور ممکن است انجام دهنده کار خیر از خیر بهتر باشد، درحالیکه انجام دهنده خیر به سبب همین کار خیرِ شخص پسندیده، خیّر شده است؟ یعنی خودِ همین خیر، سبب تعریف و تمجید او شده است. پس چگونه ممکن است انجام دهنده خیر از خیر بهتر باشد؟
جوابهای متعددی هست و بهصورت مختصر یکی از جوابها این است که: تحقق خیر و شر وقتی است که از یک شخص زنده قادر توانا انجام گیرد. کسی باید باشد که آن کار خیر را انجام بدهد و بعدازآن تازه سود و یا زیان معلوم میشود. لذا انجام دهنده خیر از خیر بهتر است و انجام دهنده شر از شر بدتر.
وقتی انسان نیت میکند که عملی را انجام بدهد نیت سالم است؛ اما عمل ممکن است در معرض ریا و سمعه قرار بگیرد و خراب شود؛ اما اصل نیت خراب نمیشود. لذا در بعضی از روایات دارد که نیت مؤمن از عملش بهتر است. چون فکری که برای کار میکند آن خوب است. خدای تعالی تقوای ما را بیش از اندازهای که هست بگرداند.
۱۵ شوال ۲۵۲ قمری سال گشت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی -علیهالسلام- است که با چهار واسطه به آن حضرت میرسد. ۷۹ سال زندگی بابرکت او بود. از ویژگیهای او این است که محضر سه امام بزرگوار؛ امام رضا، امام جواد، امام هادی -علیهمالسلام را درک و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده است.
این درک حضور و استفاده علمی و معنوی برای تعداد کمی از اصحاب ائمه اتفاق افتاده است. بعضیها کنار ائمه بودند اما بهره نبردند. بعضیها بهره بردند اما از یک امام بهره بردند. این شخصیت جلیلالقدر در حقیقت تمام عمرش را در خدمت ائمه بوده است.
شما نام بعضی را شنیدهاید. مثلاً جابر بن عبدالله انصاری که ۷ یا ۸ تن از معصومان را دید، سلام پیغمبر خدا را به امام باقر رساند و امام صادق را در طفولیت دید. یا به قم که مشرف شدید در قبرستان شیخان یکی از آنکسانی که در آنجا دفن است زکریا بن آدم است که از رواه شیعه است، ۴ نفر از امام صادق تا امام جواد -علیهمالسلام- را درک کرد. ابان بن تغلب که سه تن از امامان، یعنى امام سجاد، امام باقر و امام صادق-علیهمالسلام- را درک کرد. زراره بن اعین که سه امام، یعنى امام باقر، امام صادق و امام کاظم-علیهمالسلام- را درک کرده است.
لذا عبدالعظیم از دانشمندان شیعه و یکی از راویان حدیث ائمه -علیهمالسلام- و از افراد محبوب و مورد اعتماد آنان و مردم بود. به مسائل دین و معارف الهی و احکام قرآن کریم، کاملاً آشنا بود. زمانشناسی، اخلاص و اعتقاد راسخ به اهلبیت -علیهمالسلام- و همچنین فعالیتها و موضعگیریهایی که در دفاع از اهلبیت و احکام الهی در آن شرایط سخت تاریخی در دوران امام هادی -علیهالسلام- داشت برای ما درسهای فراوان دارد.
فرصت تحلیل زمان زندگی ایشان نیست، اما دوران سخت و تلخی برای شیعیان بوده است. دیداری که در سامرا با حضرت هادی -علیهالسلام- داشت به خلیفه گزارش شد که از نوادگان امام مجتبی با امام هادی دیدار کرده است؛ و دستور تعقیب و دستگیری وی صادر شد. او هم برای حفظ جان از محل خارج و در شهرهای مختلف بهصورت ناشناس زندگی کرد تا به ری که یکی از مراکز مهم سکونت مسلمین در ایران بود رسید و ساکن شد.
شما درباره ری زیاد شنیدهاید. از حسنآباد تا آخرهای ساوجبلاغ، این منطقه وسیع کلاً ری بوده است و اتفاقاً منطقه ساوجبلاغ و قسمتهایی که آب فراوان داشته است بیشتر موردتوجه بوده است تا آنجایی که الآن به ری معروف است. باغات و زمینهای کشاورزی خوش آب و خوش بهره داشت؛ که متأسفانه میبینید الآن وضعیت چگونه شده است. اینجا بهعنوان منطقه ری بود که امام حسین -علیهالسلام- را عمر سعد به خاطر ری اقدام به جنایت کرد.
شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره و حاصلخیزی و پرنعمت بودن آن باعث شده بود که در شهرری هم اهل سنّت وهم پیروان اهلبیت -علیهمالسلام- بهخصوص در قسمت جنوب و جنوب غربی سکونت داشتند. حضرت عبدالعظیم در شهرری بهصورت یک مسافر ناشناس و در محلّه ساربانان در کوی سکّه الموالی به منزل یکی از شیعیان رفت و چون از طرف امام هادی -علیهالسلام، وکالت و نمایندگی داشت؛ و مردم سخن او را سخن امام -علیهالسلام- میدانستند محور تجمع شیعیان در آن منطقه شد؛ و بنا بر قولی او را با سم و یا زندهبهگور کردن به شهادت رساندند و مرقد او محل زیارت اهل ایمان و ثواب آن ثواب زیارت امام حسین علیهالسلام شد.
یکی از ویژگیهای خوب مرحوم شهید عبدالعظیم حسنی این بوده است که عرض حال میکرده پیش متخصص دینی و هرازگاهی مبانی اعتقادی و رفتاری خود را با اصول اساسی محک میزده. محور بحث من همین عرض حال است. بقیه صحبتها را در داخل همین بحث میگنجانم.
عقایدش را به امام هادی عرضه میکرد؛ که من به خدا اینگونه قائل هستم. نبوت را اینگونه قائل هستم. احکام را اینگونه قائل هستم. لذا امام هادی به خاطر همین کار حضرت عبدالعظیم او را ستود و تشویق کرد که دیگران هم این کار را بکنند؛ و لازم است ما هم عمل کنیم و تکرار کنیم. ببینیم واقعاً عقاید دینی ما چگونه است.
الآن یک عده حرکت کردند و میگویند، دین از سیاست جداست. حالا اگر کسی دین سیاسی داشت یعنی مسلمان نیست؟ یا اگر کسی باسیاست کاری نداشت مسلمان هست یا نیست؟ اینها جزو عقاید ما است. ما میبینیم که در دستورات دینی ماست که همه مؤمنین باید باسیاست اسلامی آشنا باشند. منظورم سیاستبازی که عدهای در دنیا و در داخل کشور دارند نیست، سیاستی که امام معصوم به ما یاد داد و در رفتار هم همان را پیاده میکردند.
آمدند و به امیرالمؤمنین گفتند کمی ملاحظه کن. شخصی که الآن آنجا نشسته است عِدّه و عُدّه دارد. تو هم هنوز تمبر حکومتت خشک نشده است. چند روزی صبر کن. فرمودند: نه باید ازآنجا بلند شود، آنجا غصب است. تعارف باکسی نداشت. درباره این امور ملاحظه کسی را نمیکرد. مسئولیت که گرفته است به این عنوان گرفته است که حق و عدل را جاری کند.
انقلاب اسلامی بساط سلطه گری کشورهای استکباری بر خودش را از بین برد و قدرت استکبار را در این منطقه متزلزل کرد و جهان را هم تحت تأثیر قرارداد. درنتیجه موج مخالفتها به سمت او هجوم آورد. بهخصوص از طرف آمریکا و اتباع پلیدش. در همین تیرماه ملاحظه کردید که چقدر جنایت را بر ما تحمیل کردند که بتوانند مردم را از مسیری که انتخاب کردهاند منحرف کنند و یا حرکت پرشور او را کُند کنند.
تا جایی که به هواپیمای مسافربری که نزدیک به ۳۰۰ سرنشین داشت هم رحم نکردند و در ۱۲ تیر ۶۷ ساقط کردند و انواع جنایات که تکرار نمیکنم و خوب میدانید؛ و دائم هم دم از حقوق بشر میزنند. همه این جنایات برای این است که ملت ما در مقابل همه دنیای استکبار بدون لحظهای توقف ایستاده و از انقلابش دفاع کرده؛ یعنی مردم ما انقلابی هستند که اگر این روش را کنار بگذارند و دست از انقلاب بکشند اتفاقاً مورد لطف هم قرار میگیرند.
حالا یک عده سادهلوح دنیازدهی رفاهطلب خیال کردهاند اگر کاری کنند که مردم دست از آرمانهای انقلابشان مثل اصل ولایتفقیه و استقلال و آزادی و استکبارستیزی و زیر بار ذلت نرفتن و عزت داشتن و مقتدر بودن بردارند و در یک کلمه نظام سلطه را بپذیرند و تن به ظلم کدخدا بدهند میتوانند راحت زندگی کنند!
لذا میبینید گاهی بالصراحه و بیشتر غیرمستقیم با مبانی و مبادی اعتقادی انقلاب مخالفت می کنند. اینجاست که باید دوباره مرور کرد و دقت کرد و بصیرت دینی داشت. در تعقیبات نماز دائم از خدای تعالی بصیرت در دین میخواهیم. دین جدای از این امور نیست که عدهای القاء می کنند. دشمنشناس بودن و بهموقع عمل کردن نیاز همه مردم و مسئولین است.
بحث اصلاحطلب و اصولگرا امروز مطرح نیست. امروز بحث انقلاب و انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن است. نیاز امروز کشور بصیرت انقلابی است. تحرکات دشمنان را خوب رصد کنید که چگونه با تقسیمکار بین خودشان نقشه میکشند تا ملت بزرگ ما را به تسلیم وادار کنند. ۴۰ سال است به انواع حیل متوسل شدهاند و ملت ما را تجربه کردهاند و چیزی جز خفت نصیبشان نشده است.
به آنان میگوییم مَن جرب المجرب حلت به الندامه. آمریکا، انگلیس، اسرائیل، اروپا و همهکسانی که دائماً برای تسلیم ملت و انقلاب ما خواب میبینید و نقشه میکشید، بدانید مردم ما در این نقشهی شومِ تحریمِ اقتصادی هم با اتحاد و انسجام ذلیلتان خواهند کرد.
مردم به حمدالله هوشیارند و ما به آینده روشن و درخشان ایران کاملاً امیدواریم، چون به خدا اعتقادداریم و به وعدههای او ایمانداریم که در آیه ۳۰ فصلت فرمود: «اِنَّ الذین قالوا ربُنَا اللهُ ثُمَّ استَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الملائکَهُ اَلَّا تَخَافُوا وَ لا تَحزَنُوا و اَبشِروا بالجَنَّهِ التی کنتم تُوعَدونَ» هیچ خوفی از آینده نداریم و باکمال قدرت جلو میرویم و موانع را به فضل پروردگار با استقامت برمیداریم.
الحمدالله گفتمان مسئولین در این چند روز همین شده که باید کارکرد و تلاش کرد تا مشکلات را پشت سر گذاشت و به نتیجه رسید. یک مقدار دیر شروع کردند اما هر وقت شروع کنند خوب است. امیدواریم سخنانی که زده میشود در مقام عمل هم خود را نشان دهد. راه نجات و برونرفت از مشکلات و جنگ اقتصادی که بیگانگان بر ما تحمیل کردهاند مثل جنگی که بر ما تحمیل کردند، حرف و سخنرانی نیست، بلکه حرکت جهادی و مدیریت انقلابی است. همه باید وسط میدان باشند.
اگر آن روز امام فریاد زد جنگ در رأس امور است. امروز باید جنگ اقتصادی در رأس امور باشد و همه خود را در حال دفاع ببینند و بر حول یک محور که همان راهبردهای رهبری است حرکت کنند. همه دنبال عملیاتی کردن راهکارهای رهبری باشند. اساس نظام، اصل ولایت مطلقه فقیه است که همه باید ملتزم باشند و دستورات را عمل کنند.
که البته شیاطین سنگاندازی می کنند. خوب است ستادی تشکیل شود بهعنوان پیگیری اجرای دستورات رهبر معظم انقلاب؛ که ببینیم دستوراتی که ایشان میدهد تا چه مقدار پیش رفته است. اگر عدهای اقدام به این کار کنند بسیار مفید خواهد بود. به نظر میرسد لازم باشد دولت محترم هم تیم اقتصادیاش را ترمیم کند. آقایان از وحدت و انسجام سخن میگویند که بسیار پیشنهاد خوبی است؛ اما باید همه بپذیرند که محور اتحاد باید منویات رهبری باشد و الا حرفها شعارهایی بیمعنا خواهد بود.
البته بعضیها شیطنتهایی دارند. بعضیها مخالفتهایی میکنند. آن شیطنتها را هم باید مواظب بود. شما میبینید دشمن را. در هرلحظهای که فرصت کند در هر زمینهای که فراهم شود میخواهد یک ضربه بزند و بعضاً هم ضرباتش جبرانناپذیر است. دشمنان همه فرصتها را غنیمت میشمارند و از دست نمیدهند. هر جا احتمال نفوذ بدهند وارد میشوند.
مثل طومارى که اخیراً با امضای ۳۰۰ شخصیت فرانسوى به مراکز اسلامى ارسالشده و در آن درخواست شده که رهبران دینى اسلامى آیاتى از قرآن را که درباره یهود سخن میگوید را از قرآن حذف کنند. اینیک توطئه است که میخواهند تهمت تحریف به قرآن بزنند. میدانید چرا؟ ریشه مشخص است. سیل جمعیت کشورهای اروپایی بدون هیچ پشتوانه نظامی و بدون هیچ پشتوانه سیاسی همینکه آیات الهی و دستورات اسلامی را شنیدند به سمت اسلام گرایش پیدا کردند. برای اینکه به چهره اسلام خدشه وارد کنند میخواهند تهمت تحریف به قرآن بزنند.
احتمالاً پیام ویدئوئی نخستوزیر رژیم غاصب را که در قالب جنگ روانی بیان میکند دیدید. یک حرکت و اعتراضاتی در جامعه هست. بعضاً هم اقتصادی است و جایز هم هست. مسئولین باید توجه کنند؛ اما دشمنان و کسانی که خناس هستند روی این خواسته مشروع سوار میشوند و جهت میدهند و مسیر دیگری را درست میکنند.
نخستوزیر رژیم صهیونیستی این شخص پلید در تشویق اغتشاشات گفت: تیم ایران غیرممکن را ممکن کرد؛ که دیدید رهبری هم چگونه از تلاش بچهها دربازیهای جهانی تشکر کردند؛ یعنی تلاش اگرچه نتیجه هم ندهد پسندیده است و جای تقدیر دارد. مردم ما از مسئولین حرکت و تلاش میخواهند. اگر ببیند که مسئول وسط میدان است کمک می کنند.
نخستوزیر رژیم صهیونیستی گفت: میخواهم به مردم ایران بگویم شجاعت خود را در زمین فوتبال ثابت کردید و امروز هم شجاعت خود را در خیابانهای ایران به نمایش گذاشتید، (آن روزی که بازار شلوغ شده بود) ایران مشکلات بسیاری دارد. آیا میتوانید تصور کنید که چه میشد اگر بهجای هدر دادن پول شما در سوریه و یمن این پول برای حل مشکلات در ایران سرمایهگذاری میشد.
با شیطنت بیان میکند و یک عدهای هم میگویند بله چرا ما باید به سوریه برویم. نمیگوید خودش و اربابانش در حال از بین بردن یمن و سوریه مسلمان، با سرمایه خود مسلمین هستند و نمیگوید اگر خط سوریه و یمن و عراق سقوط کند نوبت ایران است.
اما به فضل پروردگار مغازهها باز شدند و بحمدالله رژیم غاصب کودک کش بار دیگر از مردم بصیر و دشمنشناس تودهنی خورد؛ و مردم هم ثابت کردهاند با همه کمبودها و مشکلات و اعتراضاتی که به بعض عملکردهای غلط دارند هرگز اجازه اخلال در امور کشور و از بین رفتن آرامش و امنیت را به فتنه گران نمیدهند.
۸ تیر روز مبارزه با سلاحهای شیمیائی و میکروبی، ۱۰ تیر روز صنعت و معدن و ۱۴ تیر روز قلم را گرامی میداریم؛ که راجع به قلم و حرمت آن در فرصت دیگر صحبت میکنم. یاد و خاطره چهارمین شهید محراب آیتالله صدوقی و مدافع حریم اهلبیت علیهمالسلام علامه امینی را گرامی میداریم و از خدای تعالی رفعت مقام و علو درجه برای همه مدافعان حریم و حرم ولایت از خداوند متعال خواستاریم. |
| 1397/4/1 | 1397/4/1مهمترین انتظار مردم از دستگاه قضایی، برقراری عدالت است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه278
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
اهل ایمان و اهل تقوا بر اساس ایمان و تقوایی که دارند روزی دهنده به همه موجودات و انسان را خدا میدانند. همانطور که در آیه ۵۸ سوره مبارکه ذاریات فرمود «انَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ» خدا روزیرسان است و اوست که دارنده نیروی سخت و استوار است.
در خطبه ۹۱ از خطب نهجالبلاغه امیرالمؤمنین فرمودند: روزیها را مقدر فرمود آنگاه آنها را زیاد و کم، به تنگی و فراخی عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد به وسعت روزی و یا تنگی روزی آزمایش کند. معلوم میشود که مسئله رزق و روزی برای افراد و توسعه و تنگ بودن روزی وسیله آزمایش الهی است.
البته هیچ موجود زندهای نیست که خدای تعالی متکفل روزی او نباشد. در قسمتی از آیه شش سوره مبارکه هود فرمود «وَمَا مِن دَآبَّهٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا» همه موجودات زنده روزی دهنده آنها خداست و این جزو مسلمات و یقینیات است. ا
امیرالمؤمنین در همین رابطه در قسمتی از یک روایت فرمودند: این کلاغ است، آن دیگری عقاب است، این کبوتر است، آن دیگری شترمرغ است و هر مرغی را به نامی خوانده و روزی او را ضمانت کرده؛ یعنی خدای تعالی این پرندهها را برایشان اسمگذاشته است و روزیشان را هم ضمانت کرده است. میبینید آیات و روایات همه ما را متوجه این معنا میکند که روزی دهنده خداست. رزاق خداست.
البته این رزق و روزی بدون طلب کردن به دست نمیآید. انسان باید دنبال کند و کار کند و تلاش کند. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه فرمودند: روزی را بجویید چون برای جوینده آن ضمانت شده است. اگر خدای تعالی فرمود اینکه من تضمین کردم روزی شمارا نه اینکه در خانه بنشینی و بگویی روزی مرا برسان. باید اهل کار و تلاش بود؛ یعنی وظیفه بنده این است که دنبال رزق برود. از خدا وسعت رزق طلب کند. در به دست آوردن روزی تلاش کند. بقیه کار را به خدای تعالی واگذار کند.
البته در همین مسیر هم به خدا توکل داشته باشد. آن موقع خدای تعالی از خزانه غیبش آن چیزی که موردنیاز بندهاش است را برای گذران زندگیاش فراهم میکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: خداوند عزوجل روزی مؤمنان را از جایی میرساند که فکرش را هم نمیکنند. کسانی که اهل کاسبی هستند و دنبال اینجور امور هستند توجه کردند که بعضی مواقع اصلاً احتمال نمیدادند اما برایشان یکمرتبه سرازیر میشود.
علتش را هم خود امام صادق فرمودند که علت این است که وقتی بنده نداند روزیاش از کجا خواهد رسید دست به دعا میشود. از خدا طلب میکند که خدایا به من وسعت رزق بده و امثالذلک. برای زیادشدن رزق و روزی هم روایتی داریم. رسول خدا صلیالله علیه واله و سلم فرمودند: کسی که در روزی خود تأخیر و تنگی ببیند باید زیاد تکبیر بگوید. جالب است که بعضی از این روایات کاربردی است. اگر دیدی که روزیات تنگ شد اللهاکبر بگو؛ یعنی ذکر بگو، اهل ذکر باش. همانطور داریم که اگر غم و اندوهت زیاد شد استغفارکن. استغفار غم را از انسان دور میکند.
بههرتقدیر اهل تقوا در همه عرصههای اجتماعی حضور فعال دارند. بخصوص در مواردی که اثر بیشتری در تعاملات اجتماعی دارد. مسائل اقتصادی کار و تولید و اشتغال که مدتی است به مناسبت شعار سال به آن پرداختیم و رسیدیم به کشاورزی که در نوبت قبل به آیه ۶۱ سوره مبارکه هود و چند روایت اشاره کردم که در آنجا تشویق به کار حلال و پر خیر کشاورزی شده بود و تشویق میکرد که دنبال کشاورزی برویم.
کشاورزی شغل مقدسی است. خدای تعالی آباد شدن زمین را از بندگانش خواسته است. لذا شما به ادیان الهی که مراجعه کنید تمام ادیان الهی در فرهنگ خودشان این را تشویق کردند. مردم را تشویق و سفارش کردند. همه انبیا هم الا ادریس مشغول کار کشاورزی بودند؛ و خدای تعالی قسمت مهمی از نیازهای بشر را از طریق کشاورزی و زمین و آباد کردن زمین، استخراج آبها و معادنی که در زمین وجود دارد فراهم کرده و نعمتهای بیشماری را در زمین قرار داده است.
در جوامع روایی ما مثل بحارالانوار و بقیه کتب روایی بابی داریم به نام استحباب زراعت، استحباب درختکاری، استحباب حفر چاه و احداث قنات و امثالذلک. این کارها مستحب است. در قدیم هم بیشتر بود؛ و الآن با حرفهای واهی و بعضاً بیاساس میبینید که مسیر را چگونه برای ما تغییر دادند. مطالب فراوانی هم در آن ابواب مطرحشده است و بیانشده است. اگر این مسیری که برای بشر توسط خدای تعالی و انبیا قرار دادهشده طی نشود جز فقر و گرفتاری چیز دیگری نصیب افراد بشر نخواهد شد.
خدای تعالی زمین را برای همه بشر نرم کرده است و رام کرده است تا بتواند برای ادامه حیاتش از او استفاده کند. در آیه ۱۵ سوره مبارکه ملک فرمود «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا» خدا زمین را برای شما نرم و آرام قرارداد تا بتوانید در آن زندگی کنید، کشت و کارکنید، بهرهبرداری کنید، مخارج زندگیتان را تأمین کنید.
یا در آیه ۱۰ سوره مبارکه اعراف فرمود «وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ» خدای تعالی شمارا در زمین جایداده و جاه داد. «مَکَّنَّاکُمْ» یعنی هم قوه و قدرت پیدا کردید هم جای شماست و اسباب معیشت شمارا هم در آنجا فراهم کرد؛ یعنی باید از زمین بهره برد. هر وقت مسیر دیگری را جلوی پای ما گذاشتند انحراف باعث شد که میبینید کار چگونه است. هم آب از بین رفته است. هم خاک از بین رفته است. هم ثروتها از بین رفته است.
البته کشت و زرع آداب و احکامی دارد که باید موردتوجه قرار بگیرد تا محصول بیشتری به دست بیاید. فقط زراعت هم نیست. باغداری هم هست. امام سجاد علیهالسلام فرمودند: کشت را برای درآمد بیشتر نمیکارم. یعنی اگر گندم میکارم نمیخواهم درآمدم زیاد شود، بلکه برای آن میکارم تا فقیر و نیازمند از آن بهره ببرد. دارد به ما یاد میدهد که ادب کشاورزی این است. بعد آن موقع خدا توسعه میدهد.
این است که باعث میشود که زراعت افزون شود و رشد پیدا کند. همانطور که اگر کسی اهل ظلم و ستم و ستمکاری به دیگران و زیردستان خودش باشد، به کشاورزان ظلم کند، به زیردستان ظلم کند، کشتش خراب میشود. این را در روایات هم داریم. در یک بیانی است امام صادق علیهالسلام فرمودند: که اینگونه است که با ظلم کشاورزیتان از بین میرود. بعد هم استناد کردند به آیه ۱۶۰ سوره مبارکه نساء «فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ طَیِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ»
البته این آیه مربوط به یهود است. ولی اینجا که امام صادق استدلال میکند به مسلمانها معلوم میشود که این حکم خدا برای قوم و قبیله خاصی نیست. مربوط به همه است. اصل خطاب آیه مربوط به یهود است که به سبب ظلمی که یهودیان کردند آن چیزهای پاکیزهای که برای آنها حلال بود حرام کردیم؛ یعنی محروم کردیم از اینکه آنها را به دست بیاورند. لذا فرقی نمیکند، اگر کسی ظلم کرد خدا محروم میکند. این سنت الهی است. ظلم به کشاورز کردی زمین دیگر بار نمیدهد. آسمان دیگر باران نمیفرستد. گرفتاری به وجود میآید. خشکسالی میآید. اسباب توسعه را از اختیار شخص میگیرد.
یکی از ظلمهای اقتصادی که آثار اجتماعی فراوان دارد احتکار است. احتکار انواع مختلفی دارد. تا چیزی را میشنوند گران میشود تا میبینند یکچیزی کموزیاد شد زود آن را مخفی میکنند. این خیلی خطرناک است. من از این جلسه شروع میکنم مطالبی را راجع به احتکار گفتن. احتکارهای مالی و مختلفی داریم.
در یک بیانی است رسول خدا صلیالله علیه واله و سلم فرمودند: امت من در دنیا سهطبقه و سه گروه هستند؛ (من یک گروه را میگویم) اما طبقه سوم کسانی هستند که مال را از حلال و حرام گرد میآورند. توجه ندارد که این مال از کجا آمده است. حلال و حرام جمع میکند و از مصرف شدن در آن راه که واجب است بازمیدارند. اگر خرج کنند با اسراف همراه است و سبقت در شهرتطلبی است. خرج میکند که مشهور شود. خرج میکند که اسمش بیفتد سر زبانها و اگر نگهداری کنند از روی بخل و خرج نکنند میشود احتکار مال. اینان کسانی هستند که مهار دلهایشان در دست دنیاست تا آنکه آنان را به سبب گناهانشان به دوزخ درآورند.
بعضیها مال احتکار میکنند؛ یعنی پول را میگیرد جایی نگه میدارد. پولی که باید در چرخه حیات اقتصادی جامعه در جریان باشد و مثل خون در جامعه باید بچرخد این پول را یکجا بلوکه میکنند. این احتکار مالی است. این همین است که در روایت میفرماید به اینکه اینها اهل دوزخ هستند. اهل آتش هستند. اینیکی از ظلمهای اقتصادی است.
این ظلم اقتصادی که در جامعه توسعه پیدا کند میشود منتظر خیلی از بلاها بود که در روایات اشارهکرده به آن بلاها. اینها را باید جدی گرفت و شوخی نگرفت. اگرچه در لسان بعضی از افراد ناآگاه اینها را به شوخی میگیرند و مذمت میکنند. اینها از لسان اهلبیت گفتهشده است. از لسان خدای تعالی گفتهشده است. باید به آنها اهمیت داد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین همیشه از خوان رحمت الهی بهرهمند هستند. شاکر نعم بیکران خدا هستند. مولایمان امیرالمؤمنین در حکمت بیست و نهم از حکم نهجالبلاغه فرمودند «الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتّى کَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ» از نافرمانی و سرپیچی خدای تعالی دوریکنید، دوریکنید. به خدا سوگند آنچنان گناهان را پنهان کرده است که گویا آنها را بخشیده و آمرزیده است.
ما اهل خطا و گناه هستیم. خداوند چنان آنها را میپوشاند که انگار ما کاری نکردیم و ما را آمرزیده است. حضرت دارد تذکر میدهد و یادآوری میکند، حالا که خدای تعالی با حلمش و رحمتش به شما مهلت داده است و بهگونهای عمل کرده است و خطاها را مخفی کرده است، کأن گناهانتان را بخشیده است، پس از خشم خدا بترسید و توبه کنید. از گذشته پشیمان باشید. به سمت خدا برگردید. اهل اطاعت و بندگی خدا باشید و بدانید هدف او از همه این لطف و کرم و رحمتی که نسبت به بندگانش دارد این است که آنها به سمت او برگردند و عبد خدا باشند. خدای تعالی لطف و رحمتش را بر همه ما نازل بگرداند.
۹۵ سال پیش، یعنی ۸ شوال ۱۳۴۴ قمری قبرستان بقیع و بارگاه ائمه مظلوم بقیع بر اساس نقشه پلیدی که توسط روباه پیر انگلیس خبیث کشیده شد و توسط وهابیت فرقه افراطی و منحرفِ ساختهشده دسته استعمار انجام گرفت ویران شد و خراب شد؛ و دل شیعیان عالم را برای بار چندم جریحهدار و داغدار کرد.
مبارزه با ظلم و ایستادگی در مقابل فساد و ستم جزء عقاید اصیل شیعه است و همین عقیده است که از بین برنده اهداف پلید مستکبران عالم است. همین عقیده باعث دشمنیهای طولانی و عمیق جبهه استکباری با شیعیان شده است و در هرزمانی برای محو و از بین بردن این تفکر مترقی و پویا در عرصه زندگی فردی و اجتماعی اقدام میکنند و دشمنی میکنند و در کنار این عقیده ناب، عقاید باطلی را مثل بهاییت و بابیت و سلفی گری و امثالذلک را در طول تاریخ عَلَم کردند که وهابیت و عملکرد وحشیانه داعشی مربوط به همین ۱۰۰ سال اخیر است که میبینید در این سالهای اخیر چه فجایعی را به وجود آوردند.
اقدام مهم آنها از بین بردن مظاهر دین و اسلام بهخصوص شیعه است که بحمدالله نقشههای آنها تا حالا علیرغم خسارتهای فراوانی که زدند بر آب بوده و منبعد هم بر آب خواهد بود انشاءالله. خدای تعالی ریشه این جرثومه فساد را بهحق اهلبیت عصمت و طهارت ریشهکن بگرداند انشاءالله.
اول تیرماه چند مناسبت داریم. یکی از آنها فرمان حضرت امام در سال ۶۰ است مبنی بر تأسیس سازمان تبلیغات که روز تبلیغ و اطلاعرسانی دینی هم نامیده شده است. مسئله تبلیغ دین در جامعه و وظایفی که مبلغین دینی دارند بحث مهم و تخصصی است که باید درجایش به آن بپردازیم. با مبلغین جلساتی داشته باشیم و آنجا به آنها عرض کنیم.
اما کمبودها و بدعمل کردنها در این زمینه کاملاً در دستگاه تبلیغی کشور مشهود است. شما میبینید که امروز در سطح کلان برای از بین بردن حرف حق و عقاید ناب شیعی چگونه بوقهای تبلیغاتی جبهه واحدی را تشکیل دادند. از همه امکاناتشان برای رسیدن به اهداف پلیدشان استفاده میکنند؛ اما جهان اسلام واحد تبلیغاتی و رسانه تبلیغی ندارد؛ یعنی یک رسانه یکپارچه یکدست واحد که تبلیغ کند در جهان اسلام در سطح کلان نداریم. در داخل کشور هم انسجام لازم و هدفمند تبلیغی وجود ندارد.
امروز فرزندان و خانوادههای ما توسط وسایل مدرن و پیشرفته در محاصره افکار و عقاید نابودکننده ایمان و اخلاق قرار دارند. با رنگ و لعاب برای همه اقشار برنامهریزی میکنند. القای شبهه میکنند. با ترفندهای مختلف از یاران جبهه حق کم میکنند. اگر ما اهتمام نداشته باشیم و دغدغه مند در این ناتو، هجوم، قتلعام و ولنگاری وارد نشویم، شکست ما قطعی است.
باید در زمینههای فرهنگی و تبلیغی جهادی عمل کرد. افرادی در مسند این امور هستند و باید قرار بگیرند که اولاً تفکر اسلامی و انقلابی را باور داشته باشند، ثانیاً اهل کار جهادی باشند. شما این روزها مسابقات جام جهانی را دنبال میکنید که بهنوبه خودم عزیزانی که خوب ایستادگی و مقاومت میکنند را به آنها خسته نباشید عرض میکنم. شما ببینید که همهچیز چگونه به جام جهانی گرهخورده است.
همه تبلیغات در دنیا و در کشورها در همین داخل به جام جهانی گرهخورده است. تبلیغ اجناسشان را که میخواهند بکنند میبینید که یکبندش به آنجا بند است. این یعنی اهتمام؛ یعنی توجه؛ یعنی تمام ذهنها را متوجه یکجا کردن. باید در امور مهم اینگونه تبلیغ شود تا اثرگذاری داشته باشد. یعنی از روی باور و اعتقاد عمل شود.
اگر امروز سخن از تولید و خرید کالای ایرانی است باید تمام دستگاهها مثل تبلیغات جام جهانی عمل کند و وارد عرصه تبلیغ شوند. اگر مسئله آب امروز بحرانی است باید تبلیغات در چگونگی مصرف بهینه آب و فراگیر بودن استفاده آب به نحو احسن باید تبلیغاتش اینگونه باشد. اگر در معرض دشمنیهای استکبار هستیم، اگر میخواهیم معارف بلند شیعی به گوش داخل و خارج برسد باید روشها را عوض کنیم.
امروز عدهای در داخل کشور با امکانات کشور با همین امکاناتی که مربوط به مردم است با تمام قوا در حال تغییر باورهای دینی و اسلامی هستند. از غفلت مسئولین استفاده میکنند. معاهده و پیمان میبندند و بعد هم اجرا میکنند و خسارت میزنند. به اسم غربالگری و کنترل جمعیت، قانونی و بیصدا نسلکشی میکنند و دستگاههای مربوطه هم کمک میکنند. به اسم آموزش بعضی از مسائل لازم، خانوادهها و اخلاق اجتماعی را از بین میبرند.
مکرر عرض کردیم، رهبری تذکر دادند، سند منحوس ۲۰۳۰ با اسامی دیگری مفادش در حال اجراست. من یکبار این را تذکر دادم. وزیر محترم یک نامه برای ما نوشت به ما تذکر داد که اینها کجا است؟ به ما بگویید پیگیری کنیم. من هم یک نامه مفصل در جواب ایشان نوشتم و تهیه کردم؛ اما بعد فهمیدم که بعضی از دوستان برای ایشان فرستادند. دیگر بنده آن جواب را نفرستادم. ولی پیش من هست. چندین صفحه مستند.
اما به رئیس آموزشوپرورش خودمان در استان بعضیها را گفتیم و تذکر هم دادیم؛ اما میبینیم انجام نمیشود. در گوشه و کنار در حال انجام است. چند هفته است در حال دنبال کردن این قضیه هستم. بااینکه در فصل امتحانات بود باز حرکاتی صورت گرفت. این استان تا کی باید ضرر بدهد؟! چند بار باید عرض کنیم که کسانی که توانایی پذیرش مسئولیت ندارند و نمیتوانند خوب اداره کنند واگذار کنند، مسئولیتشان را بسپارند. بودن در آن مسئولیت وقتی نمیتوانید کارتان را درست انجام دهید جواز شرعی ندارد.
این چه مصیبتی است که به مدیر به چشم رأی انتخاباتی نگاه میکنند؛ که این آقا چون با ماست و در آینده که انتخابات است برای ما رأی آور است باید کاری کنیم که در آن مسند بماند. به یک مدیر به چشم ۴۰۰/۵۰۰ هزار رأی نگاه میکنند. از خدا بترسید. بچههای مردم در حال از بین رفتن هستند. چرا مدیری را به کار میگیرید که نیروهای ارزشی را آزار میدهد، مجبور به استعفا میکند، ترویج فرهنگ غربی میکند، مدرسه را به هم میریزد و تخلف و خلاف را رواج میدهد و شایع میکند. به چه مجوزی این کارها انجام میگیرد.
بیش از دو سال است که آموزشوپرورش استان معاونت قرآن ندارد. چرا ندارد؟ از اینکه فرهنگ قرآن توسعه پیدا کند میترسید یا آدم ندارید بگذارید. کدام است؟ آیا در این استان اینطور است که مربی قرآن و مسئول قرآن نداریم که مسئولیت را بپذیرد؟ همهچیز را سیاسی میکنند. ۴۶۰ هزار نفر دانشآموز در این استان دارد توسط چه کسانی اداره میشود؟ چگونه اداره میشود؟ چقدر باید بگوییم؟ خصوصی گفتیم. علنی گفتیم. ولله گفتن این مسائل از تریبون برای بنده سخت است. قسم جلاله خوردم که یک عده بدانند. فکر میکنند که من دنبال بهانه میگردم که در اینجا چیزی بگویم. ولله العظیم برای بنده سخت است که این مسائل را بگویم.
خصوصی میگوییم، تکرار میکنیم، درگوشی میگوییم، گوش نمیدهند. ناچار میشوم بگویم. از آنطرف هم هجمه به سمت من است که چرا اینطور است و چرا نمیگویید. گفتیم بگذاریم سال تحصیلی که وسط سال است تمام شود. سال تحصیلی تمام شده و برای سال آینده امیدواریم یک فکری کنید تا این وضعیت از بین برود. البته کارهای خوبی هم صورت گرفته است. من نمیخواهم آن کارهای خوب را نفی کنم. ولی حجم کارهایی که انجام میگیرد با آن چیزهایی که باید انجام بگیرد و نمیگیرد قابلمقایسه نیست. باید با یک قوت بیشتری کارکرد. باید با برنامه کارکرد. باید درستکار انجام داد. خیلی ناگوار است من دیگر ذائقه شمارا تلخ نمیکنم.
بههرتقدیر مسئله تبلیغ از اموری است که باید با دقت به آن پرداخته شود. در صداوسیما، در سطح شهر، بدنه اتوبوسها، ویترین مغازهها، همه اینها کار تبلیغاتی انجام میدهند. اگر درست هدایت شوند آثار خوبی خواهند داشت. یکوقتی در شورای فرهنگ عمومی ما اینها را مطرح کردیم اما چه کنیم که اهتمام به انجام این امور نیست.
فکر مردم را در مسائل مختلف فردی، اجتماعی، خانوادگی، با همین جنبههای تبلیغی میشود هدایت کرد. اصناف نقش مهمی در مسائل مختلف فرهنگی جامعه دارد. اتفاقاً اول تیرماه یکی از مناسبتهایش روز اصناف است. نقش بینظیر بازار در پیروزی انقلاب و بعد پشتیبانی جنگ در عرصههای مختلف بر کسی پوشیده نیست. امروز هم که در جنگ اقتصادی گسترده و همهجانبه قرار گرفتیم، سال هم سال حمایت از کالای ایرانی است. قطعاً اصناف در تحقق این شعار و زنده شدن چرخه تولید و اقتصاد بهخصوص در استان نقش مؤثری دارند که انشاءالله ورود لازم را خواهند داشت.
اصناف استان با تنوع و گستردگی واحدهای صنفی که دارند میتوانند نقش الگو برای مناطق دیگر کشور هم باشند. هر ویترینی از هر مغازهای یک دستگاه تبلیغاتی است. برای نشر و توسعه فرهنگ و اخلاق و تشویق و تهیه کالای ایرانی باید مثل تبلیغات جام جهانی همانطور که عرض کردم وارد شویم و در این مقطع بهوسیله خرید کالای ایرانی گلهای متعددی را به دشمنی که نابودی ما را میخواهد بزنیم تا پیروزی برای ما به دست بیاید انشاءالله. بهعلاوه اینکه اصناف در توسعه فرهنگ دینی هم میتوانند نقش داشته باشند. ویترینها، فروش کالاها، تهیه کالاها، البسه و پوشاکی که دارند خیلی میتوانند مؤثر باشند…
پایان خرداد سال ۶۰ بعد از اقدام قانونی مجلس در اعلام بیکفایتی رئیسجمهورِ وقت و عزل او، استکبار توسط ایادی داخلیاش وارد عمل شد. استکبار که دید شکستخورده اقدام به ترورهای گسترده کرد تا افرادی را که نقش مؤثری در رهبری فکری و عملی جامعه و پیشبرد اهداف انقلاب دارند از بین ببرند. در همین راستا دو عملیات مهم انجام دادند.
یکی ششم تیر که رهبر معظم انقلاب را ترور کردند که در آن زمان امامجمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع و نماینده مجلس بودند. نقش مهمی در روشنگری چهره منافقین و تبیین دقیق آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی داشتند؛ که البته این عملیات ناکام ماند و به تدبیر الهی وجود بابرکت حضرتش حفظ شد تا سکان انقلاب در دست باکفایت او قرار بگیرد و بالنده و پرشتاب در این دریای مواج و طوفانی توسط او به ساحل برسد انشاءالله.
دیگری هم هفتم تیر بود که مقر حزب جمهوری اسلامی را با بمب قوی منفجر کردند. ۷۲ نفر که در بین آنها آیتالله دکتر شهید بهشتی شاخص بود، رئیس دیوان عالی کشور در آن زمان بود. چهار وزیر بود، چند معاون وزیر بود، ۲۷ نماینده مجلس بود و تعداد زیادی از افراد مؤثر در انقلاب همه به شهادت رسیدند. در خیال خودشان این بود که همهکسانی که در آینده رهبری انقلاب را به عهده میگیرند و در نظام و اداره نظام نقش اساسی دارند در این چند روز به شهادت میرسند و کشته میشوند و از بین میروند.
رئیسجمهور، رئیس دیوان عالی کشور، نمایندگان مجلس، وزرا و وکلا، همه را باهم از بین میبرند و یکمرتبه کشور را ساقط میکنند و کار تمام خواهد شد؛ که البته همین انفجار شور جدیدی در ملت ایجاد کرد. همیشه اینطور بوده که هر وقت دشمن علیه مردم کاری کرد مردم متمرکز شدند و متحد شدند و انسجام بیشتری پیدا کردند.
امروز هم مردم با همه سختیهایی که مواجه هستند در دفاع از آرمانها و ارزشهای دینی و انقلابیشان با اتحاد و انسجام و قدرتمند در مقابل استکبار تمامقد ایستادهاند. آمریکا و اسرائیل را دشمن اصلی اسلام و نظام و انقلاب میدانند و برای نابودی استکبار همیشه دعا میکنند.
بهواسطه شهادت دکتر بهشتی هفته بعد از هفتم تیر بهعنوان هفته عدالت نامیده شده است و هفته قوه قضاییه است؛ که این ایام را به همگی این عزیزان در این دستگاه خدا قوت و تبریک میگوییم. برادر بزرگوارمان از دادگستری حتماً صحبت کردند و شما بهره بردید. من وارد آن بحث نمیشوم. البته مردم انتظاراتی که مهمترین آنها اجرای عدالت است را از این دستگاه مهم انتظار دارند.
خوب است دستگاه قضایی در کلان کشور و همچنین در استان بررسی کند و اعلام کند آیا انتظاراتی که رهبری در مقاطع مختلف مطالبه کردند و قانون اساسی مطالبه دارد و مردم میخواهند را انجام داده است یا خیر. خوب است گزارش داده شود که یکقسمتی را قطعاً شنیدید. عدهای هم ناجوانمردانه به این قوه مهم کشور میتازند و در تضعیف او همپای دشمن حرکت میکنند که این حرکتها محکوم است؛ اما خود قوه هم باید مؤثر و قویتر در عرصههای مختلف داخلی و بینالمللی وارد شود و از حقوق مردم دفاع کند.
شما ببینید سازمان عفو بینالملل، وزارت خارجه آمریکا، اتحادیه اروپا، یک عده بچه مطرب مزلف، در همین داخل کشور، آنها در خارج و اینها در داخل کشور برای قاتلی که با سبوعیت تام و تمام اقدام به قتل یک عده بیگناهی کرده وقتی اعدام میکنند آنها شروع میکنند محکوم کردن. سازمان عفو بینالملل ما را محکوم میکند که چرا این کار را کردید. بعد یمن را به خاک و خون کشیدند هرروز در آن منطقه دارند بیگناهان را میکشند هیچکس صدایش درنمیآید. سازمانهای بینالمللی بیتفاوت هستند.
یک عده در داخل ژست روشنفکری میگیرند و راه به دشمن نشان میدهند که شما باید برای بهزانو درآوردن کشور از این امور استفاده کنید. امروز قوه قضاییه در مطالبات مردم از کشورهای بیگانه و طرح دعوا در مجامع بینالمللی باید فعال باشد. فعال نیست. حتی بهعنوان کشور انقلابی و مدافع حقوق انسانهای مظلوم مثل یمن، سوریه، لبنان، عراق، میتواند در عرصه قضایی بینالمللی وارد شود و طرح دعوا کند و قوی عمل کند.
قطعاً رئیس قوه قضاییه عنایت دارند با حکمی که از رهبر معظم انقلاب جهت اداره این دستگاه به ایشان دادهشده است این مسئولیت در ایشان تعین پیداکرده است و بر ایشان واجب عینی شده است؛ و امور دیگری را که متوجه ایشان است بر ایشان تا وقتیکه کار اصلی قوه را انجام ندادند لازم نیست. اگر فرصتی دارد با توجه به حجم بالای کارهای قوه نباید به کار دیگری غیر از رسیدگی به امور قوه قضاییه بپردازند. تا شاهد رشد بیشازپیش عدالت در جامعه باشیم.
از اموری که امید را در جامعه زیاد میکند اجرای گسترده و همهجانبه عدالت است که تقاضای مردم هم همین است. شنیدید که آمریکای ناقض حقوق بشر از شورای حقوق بشر سازمان ملل به خاطر حمایت از رژیم صهیونیستی خارج شد. جالب است. نمیدانم اینها را چقدر دنبال میکنید. البته شورای حقوق بشر تا حالا جز از بین بردن حقوق مظلومان عالم کاری نکرده است.
میبینید که در مقابل نسلکشی یمنیهای مظلوم و حرکات وحشیانه و جنایت انسانی که این روزها در حمله به الحدیده در یمن و دریای سرخ و کشورهای اسلامی اطراف او اتفاق میافتد تا بتواند سیطرهشان را در آنجا زیاد کنند و کشتار مردم فلسطین و دیگر بلاد اسلامی و غیر اسلامی این شورا ساکت است؛ اما بااینحال باز آمریکا اعتراضاً از این شورا بیرون میآید.
این اعتراضش به خاطر این نیست که چرا برای کشتار یمن شما هیچ حرفی نزدید. خروج آمریکا به خاطر این کمکاریها نبوده است. به خاطر این بوده که چرا پرونده رژیم کودکش صهیونیستی بهعنوان نقض حقوق فلسطینیان باز است. چرا شما پرونده کودک کشی اینها را باز گذاشتهاید. اینها شورا را ترک کردند به خاطر صهیونیستها. چون شورا با همه نقصی که دارد نسبت به صهیونیستها یک اعتراضی کرده است.
این وضعیت آمریکا در تعامل با انسانهاست. آنوقت چه قدر یک عده باید احمق باشند که دل به آمریکا داده باشند. ضربان قلبشان با صدای قلب آمریکا کوک شود. چند هفته است رئیسجمهور آمریکا دائماً میگوید ایران به مذاکره برمیگردد؛ اما مواضع قاطع رهبری و انسجام ملی مبنی بر عدم اعتماد به آمریکا آنها را وادار کرده به عوامل داخلی خودشان و بعض خارجنشینان دیکته کنند تا نامهای را برای جبران حیثیت نداشتهشان به مسئولین عالی نظام جهت مذاکره مستقیم با آمریکا بنویسند. بحث اینجا زیاد است که چه طور شده نام یک عده که خود را از انقلاب میدانند در کنار معاندان و ضدانقلابها قرارگرفته.
میگویند اینها عدهای از اصلاحطلبها هستند. اینها اصلاح طلبند یا افساد طلبند؟ یادمان نرفته که همینها در بزنگاههای حساس در کنار دشمنان ملت ایستادند و با دم زدن از مذاکره مستقیم و گستاخانه، پیشنهاد نوشیدن جام زهر به رهبری دادند. کسانی که اینگونه سخن میگویند اسلام و انقلاب و مردم و دشمن را نشناختند. والا اینگونه خود را تسلیم آمریکا نمیدیدند. کسی که اینگونه در راستای خواست بیگانگان درخواست تعامل با دشمن را دارد با استقلال و عزت و اقتدار اسلام و ایران ضدیت دارد. داخل و خارج بدانند، افساد طلبان خائن به آرمانهای ملت و خون شهدای گرانقدر بدانند، مگر فرزندان خمینی و سربازان خامنهای مرده باشند که ایران تسلیم استکبار شود.
بیانات رهبری را برای مجلسیان که فرمودند حاوی نکات مهمی بود. باید به آن میپرداختم که فرصت گذشته. مطالب مهمی را ایشان فرمودند که مجلس نمایندگان که فضایل امت هستند و فضایل مردم هستند باید مظهر عزت ملی و اقتدار و استحکام نظام باشند. مجلس نباید نماد تردید و خودکمبینی و یأس و ناامیدی و بیاعتنایی به مسائل کشور باشد. رفتار انقلابی باید داشته باشند و امثالذلک که فرصت بیان نیست.
بیمارستان امام خمینی که در استان و در شهر کرج واقع است، این بیمارستان فروختنی نیست. یک عده این خیال خام را از ذهنشان بیرون کنند که عرصه را تنگ کنند که آنجا فروخته شود. به نام امام است و در قلب شهر است. سالیان سال بوده است دو سال است دائم یک روز در میان برای بنده نامه میآید و اعتراض میآید هم از کادر هم از مردم. کسانی که برای آنجا خیال خام دیدند این خیال خام را از ذهنشان بیرون کنند. آنجا باید بیمارستان بماند. تجهیز کنید و توسعه بدهید. اینهمه دنبال بیمارستان هستید خود آنجا را توسعه دهید.
نکته دیگری درباره شورای شهر میخواستم عرض کنم که فرصت گذشت. |
| 1397/3/25 | 1397/3/25اقامه نماز عید سعید فطر به امامت آیت الله حسینی همدانی | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه279
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
«عِبَادَ اللَّهِ أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ الْمُوجِبَهُ عَلَى اللَّهِ حَقَّکُمْ»، تقوا حق خدا بر شما است و موجب حق شما بر خدای تعالی است.
«وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِینُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ» از خدا برای پرهیزکاری یاری بخواهید و برای انجام دستورات خدا از تقوا یاری بجویید.
«فَإِنَّ التَّقْوَى فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّهُ وَ فِی غَدٍ الطَّرِیقُ إِلَى الْجَنَّهِ» چون تقوا امروز سپر بلا و فردا راه رسیدن به بهشت است
«مَسْلَکُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِکُهَا رَابِحٌ.» راه تقوا راه روشنی است و رونده او قطعاً سود او بهره خواهد برد، پس گوش جان را به ندای تقوا بسپارید و برای به دست آوردن او تلاش کنید.
این قسمتی از خطبه صد و نود و یکم امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- در نهجالبلاغه بود.
مهمترین دستور خدای تعالی و همچنین انبیای عظام او رعایت تقوا است که تأمینکننده سعادت دنیا و آخرت ماست.
در مسائل فردی و خانوادگی و سیاسی و اجتماعی تقوا نقش اساسی دارد. پدر و مادر خانواده اگر اهل تقوا باشند همه در آن خانه در آرامش به سر میبرند و آن خانواده منشأ آثار فراوانی خواهد بود. اگر همسایگان تقوا را رعایت کنند، اگر سیاسیون، اگر دولتمردان، اگر مسئولین و مردم همه شئون تقوا را رعایت کنند قسط و عدل حاکم خواهد شد. لذا قرآن کریم دائماً به تقوا سفارش میکند.
از برکات مهم تقوا این است که انسان را از تیرهای زهرآگین و مسموم شیطان محافظت میکند. تقوا مانند سپری محکم عمل میکند. انسان را از درون و بیرون حفظ میکند.
دشمنیهای درونی و وسوسهها و خیالات باطل و امثالذلک از درون و شیاطین بیرونی، دوستان بد، صدا و تصاویر ناخوشایند و امثالذلک، اینها هم بهعنوان دشمن بیرونی تقوا انسان را از اینها حفظ خواهد کرد.
درآیات کریمه قرآن، گوشهای از ویژگیهای متقین را بیان کرده است «أَلَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» همه شما با این آیات آشنا هستید، مربوط به اهل تقوا است که متقین از جهان مادی عبور کردند و دارای دید وسیع شدند. بهطوریکه به امور غیبی وحی و قیامت و فرشتگان و معاد باور دارند و اتفاقاً همین ایمان به غیب است که کارساز است و انسان را در عقبههای کؤود حفظ میکند و نجاتبخش است.
نقش سازنده ایمان به غیب را نمیشود در زندگی نادیده گرفت. نهتنها اهل تقوا، اهل نماز هستند بلکه «یُقیمُونَ الصَّلاهَ» اهل اقامه نماز هستند. تلاش میکنند که نماز برپا شود. هرچه نماز باشکوهتر اثر ارزش معنوی او بیشتر و بعد اجتماعی او قویتر است.
نماز جمعه و نماز عیدین را شما ببینید. خود همین نماز عید باشکوه و عظمتی که در فضای باز و بدون سقف خوانده میشود چه عظمتی را به همراه دارد.
بهعلاوه اینکه متقین اهل انفاق و دستگیری از دیگران هستند و هر آن چیزی که خداوند به آنها روزی کرده است از نعمتهای مادی و معنوی قسمتی را درراه خدا انفاق میکنند.
خدای تعالی فرمود یکی از راههای رسیدن به تقوا روزهداری است. خاصیت و اثر روزه این است که زمینهساز و تقویتکننده تقواست.
روز عید فطر بعد از یک دوره روزه گرفتن و بندگی خالصانه باید تحولات بزرگی در زندگی اهل ایمان بهوجودآمده باشد.
روز عید عود به فطرت الهی انسان است. روز دست رد زدن به سینهی شیاطین انس و جن است. روزی که در اجتماع بزرگ مردم از خدای تعالی درخواست میکنیم که توفیق انجام کار خیر و دوری از بدیها را با همراهی با پیامبر و آل پیامبر به همه ما عنایت کند.
روز عید همه شاد هستند و مسرور. روز هدیه دادن است و هدیه گرفتن. چه هدایای مادی و چه هدایای معنوی. لذا گفتند که امروز یوم الجائزه است و به هر کس بهاندازه استعدادش در بندگی و اخلاصی که داشته است جوایزی داده خواهد شد.
در روایت داریم که دیگران را هم شاد کنید. البته میدانید که شاد کردن فقط به سخنان فکاهی گفتن و خندهدار و لطیفه نیست. اگر گرفتاری از اهل ایمان را برطرف کنید و باعث سرور و شادی او بشوید این روایت عمل شده است.
بنابراین یکی از کارهای روز عید انجام خدمات اجتماعی و کمک به محرومان و گرفتاران جامعه باید باشد که شادیآفرین است. حتی در بعد فرهنگی هم دستگیریهای فکری و اعتقادی در همین راستا تفسیر میشود؛
از بزرگترین و خاطرهانگیزترین لحظات عید لحظاتی است که منتظران ظهور حضرت مهدی سلاماللهعلیه دارند و عاشقانه در این روز دعای ندبه که از اعمال روز عید هم هست زمزمه میکنند «عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعُ لَکَ حَسِیسا وَ لا نَجْوَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ الْبَلْوَى وَ لا یَنَالَکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَ لا شَکْوَى مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى.»
بسمالله الرحمن الرحیم
خودم و همه شما نمازگزاران محترم و محترمه را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا لحظهای از یاد مرگ و قیامت غافل نیستند و به خاطر معاد باوری که دارند برای آخرت خودشان کار میکنند و سعی دارند که سفره قیامت خودشان را آباد کنند.
دوستان توجه دارید که یکششم از آیات قرآن مربوط به معاد و مسائل مربوط به معاد است و اولیای دین هم دائماً ما را تذکر دادند که در این رابطه تفکر کنیم و فکر کنیم و دقت کنیم.
امیرالمؤمنین در حکمت ۲۸ از حکمتهای نهجالبلاغه میفرماید به اینکه «إذَا کُنْتَ فِی إِدْبَارٍ، وَالْمَوْتُ فِی إِقْبَالٍ، فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى» حضرت فرمودند: وقتی تو پشت به دنیا میکنی و مرگ رو به تو میآورد پس چه زود این دو به هم نزدیک میشوند.
هرروز که از عمر انسان میگذرد انسان دارد به یک مسیری نزدیک میشود. از آنطرف هم آخرت دارد به انسان نزدیک میشود. حضرت فرمودند که این دو چقدر زود به هم میرسند. پس باید مواظب بود که این فرصت را از دست نداد و مشغول عمل صالح بود. اعمال نیک و خیر انجام داد. دست خیر داشته باشیم انشاءالله. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار بدهد که خدای تعالی هم خودش را که در نماز عید هم خواندیم خودش را اهل تقوا و مغفرت میداند.
خدای تعالی تقوای ما را اضافه بگرداند.
حلول ماه شوال المکرم عید سعید فطر را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم. امیدوارم بهترین لحظات این ماه را درک کرده باشید و بیشترین بهرهها را از این ماه نورانی برده باشید و در یومالله عید بهترین جایزه را نصیب خودتان کرده باشید. ذخر و شرف و کرامتی که خدای تعالی برای رسولش قرارداد برای همه ما مقرر بفرماید.
روز عید فطر روز نمایش عظمت دین و وحدت مسلمین است. به دعای قنوت حتماً توجه کردید که بیان میکند این روز برای مسلمین عید قرار دادهشده است. ولی آیا واقعاً امروز باوجوداین غده سرطانی که به جان مسلمین افتاده -و هر جا نامی از مسلمانی هست دژخیمان پلید و کودک کش صهیونیست آنجا حاضر هستند و جنایت میکنند- بازهم عید است؟
اگر مسلمین جهان با وحدت کلمه، به معنای واقعی عید برگزار کنند، آثاری از استکبار باقی نخواهد ماند.
امروز برای از پا درآوردن و زمینگیر کردن ایران بهعنوان جلودار مبارزه با استکبار و صهیونیسم شدیدترین تحریمها را علیه ما اعمال میکنند. قانون وضع میکنند و ما باید با هوشیاری تمام در این جنگ تمامعیار اقتصادی که قرار گرفتیم نقشه دشمن را شناسایی کنیم و خنثی کنیم.
به فرموده رهبری -که در مرقد حضرت امام رضوانالله علیه فرمودند-، دشمنان سه فشار و اهرم را برای ما در نظر گرفته اند؛ یکی از آن فشارها فشار اقتصادی است که متأسفانه دیده میشود برای رسیدن به این منظور هر کاری بتوانند میکنند و از عناصر داخلی هم استفاده میکنند. منجمله تعهدات بیثمری که برای ایران خسارتبار است و تحمیل فشار مضاعفی است بر ایران. آنها با نیرنگ و حیله به تعهدات خودشان عمل نکردند در برجام و میبینید هرروز هم به طریقی عرصه را تنگتر میکنند.
توجه دارید که وضعیت اقتصادی فیالجمله بد هست؛ اما آنقدر که دشمنان ما تلاش دارند اوضاع را بحرانی جلوه بدهند و وحدت اجتماعی را به هم بزنند و ما را نسبت به آینده ناامید کنند و القای پریشانی کنند، به آن مقدار نیست.
مردم باید توجه داشته باشند. نمیگوییم که وضعیت خوب است اما آن القایی که میشود این القا القای باطلی است.
ایران قدرتی است که توانسته با تمام مشکلات اقتصادی که داشت در عرصههای علمی و فنی دنیا حرف برای گفتن داشته باشد و در عرصه نظامی و سیاسی توان آمریکا و اعوانش را در منطقه در عراق در سوریه و لبنان از کار بیندازد.
متأسفانه مشکل در بعضی از افراد است که سودجویی یا تهدید دشمن یا تغییر باورها باعث شده است که دشمن را قویتر از واقعیتش ببینند و تواناییهای خودی را فراموش کنند.
به دنبال سنجاق کردن مکملهای مثل FATF هستند که خسارت برجام را به این وسیله برطرف کنند و مشکلات کشور را حل کنند و تحریمها را از بین ببرند و باز یک گرفتاری دیگری را برای کشور فراهم کنند؛ که این روزها حتماً شنیدید و دنبال میکنید؛ و همگی شما این مطلب را قبول دارید که هر مسئلهای که موجبات وابستگی کشور ما را به کشورهای استکباری فراهم کند ممنوع است.
وقتی مسئولین آمریکایی میگویند برای در تنگنا قرار دادن و سخت کردن شرایط برای ایران لازم است که از طریق FATF به ایران فشار بیاوریم، لازم میشود که دقت بیشتری شود که ضربه دیگری از این طریق نخوریم.
متأسفانه در خرداد سال ۱۳۹۵ وزارت خارجه و وزارت اقتصاد بدون هماهنگی و اخذ مجوز لازم از نهادهای مسئول مثل مجلس و شورای عالی امنیت ملی اقدام به توافقنامه با گروه ویژه اقدام مالی کردند که شاید که بعدازاینکه برجام جواب نداد گشایشی در حل مشکلات بانکی بشود.
اما بعد از مدتی با رفتوبرگشتها بیانیهای دادند و در آن بیانیه هشدار دادند که تا پایان بهمن سال ۹۶ باید هرچه سریعتر تمام بخشهای آن مفاد قانونی حتماً اجرایی شود. وقتی این بیانیه صادر شد دولت تلاش کرد که چهار درخواست FATF را زودتر انجام دهد.
من عمداً این بحث را امروز اینجا مطرح میکنم برای اینکه به هر جهت یکی از وظایف امام روشنگری است و دوستان باید به این مطالب توجه داشته باشند.
در آنجا دولت وقتی این بیانیه صادر شد، چهار درخواست FATF را زودتر دنبال کرد که اجرایی شود. لذا لوایح چهارگانه را به مجلس دادند. یک، الحاق ایران به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمانیافته فراملی که همان پالرمو هست. یکوقت من همان موقع موضع صریحی را گرفتم. دو، فرم الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم که همان CFT هست. سوم، اصلاح قوانین مبارزه با تأمین مالی تروریسم؛ و چهار، مبارزه با پولشویی.
این چهار لایحه را به مجلس ارسال کردند و مجلس را هم تحتفشار قراردادند تا این لوایح سریعاً تصویب شود؛ که اوایل بهمن سال ۹۶ لایحه الحاق ایران به کنوانسیون پالرمو به تصویب رسید. آنهم با توجیه رئیس مجلس و معاون پارلمانی رئیسجمهور که کنوانسیون پالرمو ربطی به FATF ندارد؛ که البته شورای نگهبان رد کرده قبول نکرد. بعد هم البته جور دیگری به شورای نگهبان برگردانده شد که حالا دیگر فرصت بیان آن را ندارم. خلاصه اینکه آنچه موردنظر آقایان بود در مورد وضعیت بانکی تغییری در آن حاصل نشد؛ اما یک قسمت از این تصویب شد.
اجرای برنامه FATF آثار خطرناکی برای امنیت ملی و منافع ملی دارد. اقل آن این است که اطلاعات دقیق افراد و نهادهای مهم کشور در دست بیگانه قرار میگیرد. ورشکستگی کامل اقتصادی برای کشور درست خواهد کرد.
لذا اینکه گفته میشود اروپا اجرای FATF را پیششرط همکاری خود با ایران قرار داده یک چاه دیگری است که بر سر راه ایران قراردادند که مسئولین محترم باید دقت بیشتری را داشته باشند. اگر اروپا میخواهد با ایران در برجام بدون آمریکا حرکت کند و همکاری کند با توجه به تحریم همه نهادهای ایران توسط آمریکا دیگر نیازی به FATF ندارد.
متأسفانه باز آقایان همان مسیر گذشته را طی میکنند. میگویند ما پیششرط گذاشتیم. حق تحفظ گذاشتیم؛ و از این حرفهایی که اگر به متن توافقنامه و اعلامیه تفسیری که خود دولت داده است مراجعه شود معلوم میشود که حرف درستی زده نمیشود. مثلاً در ماده شش کنوانسیون هرگونه حق شرط و حق تحفظ در این زمینه را ممنوع شمرده است. لذا امکان اعلام هیچ شرطی یا تحفظی ازنظر حقوقی در این خصوص وجود ندارد.
من فرصت تبیین ندارم. همه این مطالب را کاملاً با تمام موادش و اشاراتی که لازم است یادداشت کردم اما فرصت بیان نیست. لذا در صورت الحاق به او تکالیف کنوانسیون برای ایران لازمالاجرا میشود؛ و درنتیجه ضررهایی که هست کمکهایی که ایران به مبارزات جنبشهای آزادیبخش حزبالله لبنان حماس و امثال اینها دارد رسماً هم اعلام کرده است که در همه جای دنیا به آزادی خواهان کمک میکند همه را مغایر با اهداف کنوانسیون میدانند؛ و آنها را گروههای تروریستی میدانند محکوم میکنند و تحریم میکنند.
سپاه و ارگانهای ارزشی ما را تحتفشار قرار خواهند داد. مسئولین انقلابی ما را تحتفشار قرار خواهند داد. درنتیجه ضررهایی به وجود میآورند که قابل جبران نیست؛ اما تکرار میکنیم و از آقایان در مجلس و دیگر مسئولین محترم میخواهیم دقت لازم را داشته باشند و کشور را در چاه ویل دیگری که توسط اروپاییها نشان داده میشود نینداخته برای مردم گرفتاری و خسارت جدید بار نیاورند.
در این جنگ همهجانبه اقتصادی راه نجات کشور چیزی جز اینکه روی پای خودمان بایستیم و از دلبستگی و اعتماد به غرب دست بکشیم و مسیر اقتصاد مقاومتی را که رهبر معظم انقلاب دائماً تکرار میکنند را دنبال کنیم. غیرازآن راهی نیست و این راه طی نمیشود مگر با مدیران باانگیزه و انقلابی و جهادی که غیر از اعتلای اسلام و ایران اسلامی چیزی در دل نداشته باشند.
بهزودی فصل اول سال تمام میشود. خوب است که مسئولین محترم در کلان کشور و همچنین در استان توضیح دهند که در سهماهه اول در ایجاد اشتغال و کار و تولید و حمایت از کالای ایرانی چه کردند. خود کشوریاش که باید توضیح داده شود برای عموم مردم. در استان خودمان هم تمام آن دوستانی که در این زمینه مسئولیت دارند انشاءالله مسئولیت خودشان را گزارش کنند.
که گاهی در مصاحبهها و سخنرانیها از قابلیتهای البرز و اینکه حق البرز بیشتر از اینهایی است که هست و البرز مردم خوبی دارد باید به آنها رسیدگی شود، باید کذا و کذا بشود را میکنیم، همه اینها را میگوییم، در مصاحبهها همصحبت میکنیم و باید گفته شود. یکوقت هست که بنده میگویم بنده مسئولیت اجرایی ندارم. از مسئولین مطالبه میکنیم اما بقیه دوستانی که کار در دستشان است باید آن را گزارش کنند که به هر جهت در مسئله اشتغال و تولید چهکار کردند.
البته کارهای فراوانی شده است. اینکه دارم میگویم تذکر بدهند و بیان کنند نه اینکه کار صورت نگرفته است. کار صورت گرفته است ولی مردم را باید اطلاعرسانی کرد که امیدواری و دلگرمی به وجود بیاید. بیان گزارشی هم که میشود حقیقی باشد. درباره اشتغال باید خالص اشتغال گفته شود. در خالص اشتغال آن مقداری که از افراد بیکار میشوند باید از اصل آن ایجاد اشتغال کم کرد که عدد دقیقتر برای مردم باشد.
باید برای مردم باجان و دل کار بکنیم. همانطور که رهبری فرمودند اولویتها را فراموش نکنیم. واقعاً خیلی عجیب است که بهجای رسیدگی و اولویت دادن و جدی گرفتن مشکلات مردم و فشارهای اقتصادی که قسمتی از آن را وقتیکه بررسی میکنیم ناشی از سوء مدیریتها است، متأسفانه جلسه تشکیل داده میشود و تصویب میکنند که محلی برای تجمعات جهت شنیدن صدای مردم در نظر گرفته شود.
آخر این چه حرفی است که زده میشود؟ اگر جدی و بهموقع عمل شود ریشه اغلب اعتراضات خودبهخود از بین خواهد رفت. تلاش برای ناراضی درست کردن در نظام خلاف عقل و خلاف شرع است. باکم توجهی به خواست مردم متعرض نظام درست نکنید. وقت خودمان را برای مسائل اصلی بگذاریم و در رفع مشکلات تلاش کنیم. |
| 1397/3/18 | 1397/3/18حضور نماینده ولی فقیه در استان البرز در راهپیمایی روز قدس | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه280
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیهالله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
اهل تقوا گروهی هستند که هنگام هجوم دشمن به عرصههای مختلف نظام اسلامی بخصوص بنیانهای اقتصادی، بر خود واجب میدانند مشغول کار، تولید و فعالیت جدی شوند و از امور اقتصادی و مالی کشور با کوششِ پیوسته خود دفاع کنند.
بحث ما راجع به کار و مسائل مربوط به تولید و اشتغال و امثالذلک است. در جلسه گذشته به حلالخوری و اجتناب از حرامخوری اشاره کردیم. در ادامه عرض میکنم یکی از روشهای ناپسند در معاملات که قرآن کریم آن را نهی کرده، کم کردن قیمت کالاست. چون این بحث یک بحث متصلی بود همین بحث را ادامه دادیم و به مناسبت ایامی که هست تغییری در بحث ندادیم.
کم کردن قیمت کالاها در قسمتی از آیه ۸۵ سوره اعراف فرمود: «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ» از -بهاى- کالاهاى مردم کم نکنید. روش عدهای در کاسبی همین است که از احتیاج دیگران استفاده کنند و به سر مال بزنند تا بتوانند بهظاهر منفعت بیشتری ببرند؛ یعنی منفعتشان منفعت حقیقی نیست، ظاهری است، فکر میکنند که سود کردند. اینیک گناهی است که مرتکب شدهاند.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: کسانی که وقتی خریدار هستند از کالا عیب میگیرند و وقتی فروشنده همان کالا هستند از آن تعریف میکنند گرگصفت هستند. در ترسیم انسانها، بعضی از انسانها بعضی از صفات حیوانات را دارند. اینجا امام سجاد علیهالسلام فرمودند که یک عده از بازرگانان و تجار شبیه گرگ هستند. چه کسانی هستند؟ کسانی که وقتی میخواهند جنس بخرند بر سر مال میزنند، موقعی که میخواهد بفروشد همان جنس را تا عرش میبرد.
مورد دیگری که جای تکرارِ تذکر دارد، این است که باید اجرت کارگر را بهموقع و کامل پرداخت کرد. کسی را که به کار میگیرید اولاً مقاطعه کنید، با او طی کنید. بعد از طی کردن، اجرتش را کامل بپردازید. اجرتش را بهموقع بپردازید. تأخیر نیندازید.
رسول خدا -صلیالله علیه وآله و سلم- فرمودند: هر کس درباره مزد کارگرى ستم کند (به کم دادن، یا دیر پرداختن)، خدا عمل او را باطل مىکند و بهشت را بر او حرام مىسازد، بااینکه بوى بهشت از فاصله پانصد سال راه احساس مىشود؛ یعنی اصلاً نمیگذارد این شخص به بهشت نزدیک شود.
ببینید الآن بعضی وقتها چرا باید طوری عمل شود که مثلاً عدهای از کسانی که حقوقی به گردنشان هست یا باید بهموقع پرداخت شود دست به اعتصاب و خداینکرده تجمع داشته باشند. بعد هم دشمن بیاید از آنها استفاده کند و سوءاستفاده کند و در مسیری غیر از مسیر حق آنها را بکشاند. باید بهموقع اجرت آنها پرداخت شود. دلجویی شوند. اینها جزو دستورات اسلامی ماست.
کمفروشی هم آسیب دیگر در معاملات است که آثار فردی و اجتماعی، دنیایی و آخرتی دارد. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: هر زمان که مردم کمفروشی کنند -و در خریدوفروش و معاملات، حق و انصاف را از دست بدهند- خداوند آنان را به خشکسالی و قحطى و کم شدن محصول -و درنتیجه، گرانى- گرفتار سازد.
ریشه خشکسالی و قحطی و گران شدن از اینهاست. درست است که بعضی وقتها درجاهایی سوء مدیریت وجود دارد؛ اما یک قسمت از آنها مربوط به نوع برخورد افراد باهم است. یکی از آنها در کمفروشی است. باید تلاش کرد به اموری اهمیت داد که باعث رشد اقتصادی و توسعهی توان مالی افراد و رونق خریدوفروش میشود.
یکی از مهمترین عوامل، حذف واسطههاست. واسطه که حذف شود کار رونق پیدا میکند. خریدوفروش بیشتر میشود که در روایات به آن تلقّی گری میگویند که نهی شده است. روایت را میخوانم تا معنا معلوم شود. رسول خدا صلیالله-علیه وآله فرمودند: «لَا یَتَلَقَّى أَحَدُکُمْ طَعَاماً خَارِجاً مِنَ الْمِصْرِ وَ لَا یَبِیعُ حَاضِرٌ لِبَادٍ ذَرُوا الْمُسْلِمِینَ یَرْزُقِ اللَّهُ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْض» کسى براى خرید گندم، از شهر به استقبال آورندگان آن خارج نشود و شهرى براى روستایی متصدّى خریدوفروش نشود، مردم مسلمان را به حال خود واگذارید خداوند عدهاى را به سبب عده دیگر روزى مىرساند.
خیلی حدیث گویا و زیبایی است. اشاره دارد به روش عدهای که به پیشواز کاروانها میرفتند و کالای آنان را به قیمت ارزانتر با فریب میخریدند، میگویند ما از شهر میآییم. وضع خراب است. بازار کساد است. مشتری نیست و … و در شهر به قیمت اصلی و یا بالاتر میفروختند. به این کار تلقی گری میگویند که رسول خدا از این کار نهی کردهاند.
خدای تعالی وضعیت را اینطور قرار داده است که مسلمانها توسط همدیگر کاسبی کنند. لذا شهری متصدی کار روستایی نشود. روستایی بیاید در شهر کارش را خودش انجام دهد. البته اینها همه الآن بههمخورده است. ولی میخواهم عرض کنم که دستورات دینی ما این است. بعضی از کشورهای اسلامی مثل عراق، وقتی شما مشرفبه عتبات میشوید باید بگردید یک بانک پیدا کنید.
هر جا دیدید که کشوری بانک در آنجا زیاد است بدانید که اقتصادش خراب است. چون دارند کارهای دیگری میکنند. یکی دوتا بانک باشد برای کارهای کلان مالی؛ و الا اگر دیدید در یک خیابان هفت هشت بانک هست آنهم بانکهای کذا وکذا، معلوم میشود پولهایی را گرفتند که نتوانستند خرج کنند، خرج خودشان کردند.
هیچ جای دنیا شما بانک مجلل نمیبینید. بانکها همه ساده است. چون پول برای آنها ارزش دارد. اینطور نیست که بروند سنگ بخرند بانک را سنگ کنند. خیلی ویژه کاخ میسازند. من با دقت نگاه کردم دیدم که اینها کاسبیشان چقدر خوب است. افراد بهاندازه توانشان خریدوفروش میکنند. معامله میکنند. کاسبی میکنند. دستورات دینی ما هم همینها را تأکید میکند، ولی متأسفانه انجام نمیدهیم.
یکی دیگر از کارهایی که جایز نیست این است که کسی بخواهد محلی را اجاره کند و به دیگری باقیمت دیگری بدهد. یا مثلاً پیمانکاری کاری را قبول کند و معامله را خراب کند. مثلاً خانهای و یا مغازهای را به قیمتی اجاره کند و همان ملک را بدون اینکه تغییری در آن داده باشد به دیگری گرانتر اجاره دهد. اگر هم گرفتید باید یک کاری در آن انجام دهید، مثلاً آنجا را رنگ کنید تا بشود به دیگری به قیمت بالاتر اجاره داد؛ و یا مثلاً پیمانکار معروفی کار را قبول کند بعد همان کار را به قیمت کمتر در اختیار پیمانکار ناشناختهتر قرار دهد. اینها مورد نهی اولیاء دین است؛ که در روایات به همه اینها اشارهشده است.
برگشت همهی اینها به روحیهی زیادهخواهی انسانها است که حد یقف ندارد و تا شخص را به هلاکت نرساند متوقف نمیشود. اگر بلای حرص و زیادهخواهی به جان کسی بیفتد هرگز سیر نمیشود. رسول خدا فرمودند: تنهای آنها سیر نمىشود و دلهایشان خشوع پیدا نمىکند. امام باقر علیهالسلام برای این حالت مثالی بیان فرمودند که: مثل آدم حریص در دنیا مثل کرم ابریشم است، که هر چه بیشتر بر گِرد خود بتند، بیرون آمدنش از پیله دشوارتر مىشود و سرانجام از اندوه در آن خواهد مُرد.
کسی که مبتلابه مرض تکاثر و فخرفروشی و زیادهخواهی است باید بداند در مسیر شیطان حرکت میکند. رسول خدا فرمودند: اگر -انسان- براى فخرفروشى و زیادهخواهی تلاش کند، -کوشش او- درراه شیطان است؛ و این حالات هم برای شخص و هم اجتماع بسیار مضر هستند. باید در همه حال میانهروی را رعایت کرد که دچار اسراف و اتراف نشویم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: هر چه بیش از اقتصاد و میانهروی باشد، اسراف است. مثلاً اگر کسی باید ۳ دست لباس داشته باشد، ۴ دست داشته باشد اسراف است. اگر غذا باید یک مقدار خاصی پخته شود، بیشتر از آن پخته شود اسراف است و اسرافکاران و مبذرین برادران شیطان هستند.
به فرموده قرآن تمام این سفارشها که از اولیاء دین میشود برای بهتر و سالمتر شدن زندگی است. تا با رعایت قوانین الهی و ادای واجبات از خداوند سپاسگزاری کرده از حیات طیب بهرهمند و از زندگی طاغوتی و اشرافی فاصله بگیریم. خدای تعالی کمک کند تا در این مسیر حرکت کنیم.
ازاینجا با توجه به آیات و روایات بیشماری که داریم، نکاتی راجع به کشاورزی، دامداری و صنعت را تذکر میدهم. مثلاً در قسمتی از سوره هود آیه ۶۱ فرمود: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها» او شمارا از زمین پدید آورد و شمارا به آباد کردن آن واداشت.
بحث زمین و کار روی زمین و بهرهبرداری از زمین، زراعت و درختکاری و امثال ذالک سفارش فراوان شده و نقشی که در گسترش اقتصاد دارد. بهعنوان نمونه چند روایت بخوانم. رسول خدا فرمودند: هر کس درختی را سیراب کند، چنان است که مؤمن تشنهاى را سیراب کرده باشد؛ و فرمودند: هیچ مسلمانى نیست که درختى را در زمین بنشاند یا زراعتى را کشت کند و انسان یا پرنده یا چرندهاى از آن بخورد، مگر اینکه براى او صدقهاى محسوب شود. آثار معنوی و دنیایی دارد.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: زراعت کنید و درخت بکارید، به خداى سوگند که مردمان هیچ کارى حلالتر و پاکیزهتر از این ندارند؛ و فرمودند: در میان کارها چیزى در نزد خداى متعال، محبوبتر از کشاورزى نیست؛ خدا هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر اینکه کشاورز بود، جز ادریس که خیّاط بود.
و یزید بن هارون واسطى مىگوید: از امام صادق -علیهالسلام- درباره کشاورزان پرسیدم، فرمود: کشاورزان گنجهای خدا بر روى زمیناند؛ در کارها هیچچیز در نزد خدا محبوبتر از زراعت نیست. حالا کاری کردند که این بیچاره جرئت ندارد کشاورزی کند. مولایمان امام صادق میگوید، کشاورز گنج خداست. همین مقدار برای این نوبت کافی تا جلسه بعد ادامه دهیم انشاءالله.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوی نسبت به مظاهر مادی و دنیا بیرغبت هستند و دنبال نمیکنند. نه اینکه استفاده و بهره نبرند، چرا بهره میبرند اما دلبستگی و وابستگی ندارند. به این معنا که اگر چیزی از امور مادی در اختیارشان قرار گرفت آنان را خوشحال و ازخودبیخود نمیکند و اگر هم از دست دادند، غمگین و ناراحت نمیشوند. به این حالت بیرغبتی نسبت به دنیا، زهد میگویند.
زهد دارای درجات و مراتبی است که افضل آن این است که زاهد، زهد و بی-رغبتی خود را پنهان کند؛ که امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۷ از حکم -نهجالبلاغه به آن اشاره فرمودند که: «أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ» بالاترین نوع بیرغبتی به دنیا، پنهان داشتن آن است.
باید راههای شیطنت شیطان را بست. او از هر فرصتی برای ضربه زدن به انسان استفاده میکند. ولو بهوسیلهی حالات معنوی یا فضیلتی از فضائل اخلاقی. پس بهتر است تا توان داریم اینگونه حالات را در مخفی کنیم تا به آسیب ریا و یا سمعه مبتلا نشویم. البته ممکن است به خاطر آثاری که صفات اخلاقی دارند، افراد بفهمند که بحث دیگری است. ولی بااینکه کسی عمداً در مسیر آشکار شدنش قدم بردارد فرق میکند و باید توجه داشت که همیشه پنهان کردن عمل از انجام دادن آن سختتر است.
بعضی وقتها کسی صدقهای میدهد دیگر نمیتواند خودش را نگه دارد. هر جا که نشسته میگوید. صدقه را راحت داده ولی اینکه حفظ کند و کسی نفهمد را نمیتواند. در روایت دارد که مثل گُل میماند. وقتی گل را مدام بو کنند از بین میرود. کار خیر انجام دادید نگویید. گفتنش جز ضرر معنوی برای شما نتیجهای ندارد. لذا حضرت این عمل مخفیانه را ستوده است؛ و باید بدانیم که در دستگاه الهی هیچ عملی و پروندهای گم نمیشود و همه افراد به پاداش و کیفر عمل خود بر اساس نیاتی که داشتهاند خواهند رسید؛ و بررسیکننده عمل هم موجود بصیر و بینائی است که چیزی از او فوت نمیشود. خدای تعالی ما را از ریا و به رخ کشیدن اعمال حفظ بفرماید.
تذکر این نکته را لازم میدانم که عرض کنم، روزِ شبِ قدر هم مثل شب قدر، قدر دارد و خوب است بیتوجه نباشیم و اعمال وارده را و بخصوص تلاوت قرآن را از دست ندهیم. خدای تعالی، اعمال و ادعیه و حاجات شب گذشته همه را قبول و برآورده به خیر بگرداند. انشاءالله.
امروز، روز قدس است. یادگار امام راحل -رضوانالله علیه- که جمعه آخر ماه مبارک را برای حمایت و دفاع از مظلومیتهای فلسطین روز قدس اعلام کرد. و این روز جهانی و بینالمللی شد و امسال این روز با توجه به وضعیت منطقه غرب آسیا و جهان اسلام در صدر مسائل جهان اسلام قرار دارد و از ویژگیهایی برخوردار است.
اولاً مردم فلسطین حرکت هوشمندانه و جدیدِ انتفاضه مانندی را برای بازگشت به سرزمین خود بهصورت راهپیماییهای بزرگ آغاز کردهاند و به این وسیله روحیهی جدید ضد صهیونیستی به وجود آوردهاند که ولو توسط آدمکشان جرار سرکوب میشوند و نزدیک به ۲۰۰ شهید دادهاند؛ اما این حرکت نویدبخش آزادی است. این اولاً که حرکت بزرگ شروعشده است و آثار فراوانی را دارد. این حرکت با حرکتهای گذشته فرق اساسی دارد. نمونه و روش کار تغییر کرده است و امید این است که انشاءالله به پیروزی نزدیک شود.
ثانیاً رژیم صهیونیستی بهشدت به خاطر از بین رفتن داعش که ابزار پیشبرد و منافع آنان بود، تضعیف شد، داعش برای از بین بردن خط مقاومت و به انحراف کشاندن بیداری اسلامی و حفظ رژیمهای وابسته به خود از موج بیداری اسلامی و ایجاد شکاف در جهان اسلام و درنهایت از بین بردن وجه اسلام به وجود آمد.
که دیدید در طول این چند سال چگونه عمل میکردند و هم از اسلام یک چهره موهن و ترسناک و خوفناک ساخته بودند. هم ایجاد شکاف در جهان اسلام کرده بودند و منافع استکبار را هم پیش میبردند. این از بین رفت که البته این دیو خونخوار با هوشمندی محور مقاومت و تدابیر ایران بهخصوص رهبر معظم انقلاب و جهاد مردم منطقه از بین رفت؛ و این سنگری که آمریکا و اذناب او بهخصوص اسرائیل پشت او سنگر گرفته بودند برای پیشبرد اهدافشان او هم از بین رفت.
ثالثاً فشارهای جدی که مردم غزه برای شکستن محاصره میکنند توان رژیم غاصب را گرفته. مردم فلسطین میگویند ۱۱ سال است که قریب به دو میلیون نفر در غزه در محاصره مطلق هستند و دور آنان دیوار و سیمخاردار کشیدهاند. خودتان مطالعه کنید. یا یکوقت برای شما بگویم که طول و عرض جغرافیایی فلسطین چقدر است و کل جمعیت آنها چقدر است.
ببینید دارند چه تحملی میکنند، نسبت به این فشارهایی که هست و هیچکس چیزی نمیگوید. این حرکت بسیار راهبردی است ولو غیرنظامی است و اسرائیل با گلوله سعی بر سرکوب داشته اما تا امروز غافلگیر شده و شکستخورده، رژیم اشغالگر قدس بوده.
رابعاً مسئله نهائی سازی اشغال با انتقال سفارت آمریکا به قدس شریف است. آخرین کاری است که در شرف انجام آن هستند که قصد دارند بفهمانند که جامعه جهانی پذیرفتهاند که پایتخت رژیم صهیونیستی، قدس باشد و سفارتخانه راه بیندازند. آمریکا به خودش رفت با آن فشار و هیجانی که دیدید چگونه عمل کردند آنجا این سفارتخانه را برپا کردند اما برای آنان تا امروز نتیجه جز آبروریزی نداشته حتی اروپائیها هم قبول نکردهاند و غیر از دو کشور گواتمالا و پاراگوئه، کشور دیگری حاضر به انتقال سفارت خود به قدس نشده است؛ و این یعنی شکست سیاستهای آمریکا و اسرائیل در منطقه.
اگرچه عدهای از سران خودفروخته کشورهای عربی در حال به رسمیت شناختن اسرائیل و عادیسازی روابطشان با صهیونیستها هستند اما با توجه به شکستهای میدانی در سوریه و عراق و شکستهای سیاسی اساسی مثل شکست در انتخابات پارلمانی لبنان و عراق و اتحاد مردم مسلمان کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی علیه اسرائیل، رژیم صهیونیستی بهشدت رو به اضمحلال است و انشاءالله بهزودی شاهد نابودی کامل غاصبان کودک کش از صفحه روزگار خواهیم بود.
آزادی فلسطین یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی است. مبارزه با اسرائیل و هر کشور ظالمی که علیه منافع اسلام و مسلمین اقدام دارد از آرمانهای انقلاب است. با موجودیت اسرائیل مخالفیم چون از اساس جعلی است و استعمارگران برای سلطه بر پیکره اسلام اقدام به تأسیس این رژیم کردند و قصد جدی آنان از ابتدا نابودی و مقابله با اسلام و ارزشهای اسلامی بوده است.
اسلام زدایی و اسلام هراسی از اساسیترین برنامههای آنان است؛ و البته قصد آنان همانطور که مکرر گفتهاند، آرزوی به دست آوردن سرزمینهای حدفاصل نیل تا فرات هستند؛ که البته به فضل پروردگار در این حدفاصل چیزی جز گورستان به دست نخواهند آورد. صدای به شماره افتادن نفسهای غاصبان سرزمین پیامبران الهی بهخوبی به گوش میرسد. منتظر نصرت الهی باشید که صبح نزدیک است؛ و انشاءالله بهزودی همه به گوش خواهید شنید که خبرگزاریهای جهان اعلام میکنند: قدس، میعادگاه عروج پیامبر اکرم (ص) و اولین قبله مسلمانان جهان از دست اشغالگران آزاد شد.
من از حضور حماسی شما مردم فهیم و ولایت مدار و انقلابی که بر اساس وظیفه شرعی و الهیتان به ندای رهبری پاسخ دادید و کوبنده و دشمنشکن حاضر شدید تشکر و قدردانی میکنم. ۴۰ سال از انقلاب میگذرد و مردم ما و نسلهای دوم و سوم و چهارم با همان انگیزهی اول انقلاب بلکه قویتر در عرصههای حساس حاضرند و یاوههای خناسان را با حضور خودشان پاسخگو هستند.
جمعیت حاضر در راهپیمایی امسال در ایران و در کشورهای مختلف جهان یک پیام گویا و روشن دارد و آن این است که سیاستهای کلان وبرتری جویی و تسلط اسرائیل بر منطقه و بلکه جهان اسلام ولو بعض کشورهای خائن منطقه به آرمان فلسطین ضربه میزنند، خنثیشده و مرگ اسرائیل نزدیک است.
سخنان رهبر معظم انقلاب در سالگشت ارتحال حضرت امام رضوانالله علیه مهم بود. حرکت سه بخش مختلفی را که دشمن انجام خواهد داد علیه نظام را ایشان خوب تبیین کردند که حتماً ملاحظه کردید و دنبال میکنید. خصوصاً بخشی که در جواب عهدشکنی استکبار بیان فرمودند و دستور برگشت فعالیتهای هستهای را دادند.
دستوری که از روی اقتدار و عزت اسلامی دادهشده و خاصیت مهم او برگشت روحیه غرور ملی به مردم شریف بود که مدتی است تضعیفشده بود و به داخلیهای واداده و خارجیهای مستکبر هم فهماندند که ما به دنبال نگهداشتن برجام به هر قیمتی نیستیم. لذا نمازگزاران جمعه و آحاد مردم مسلمان مصرانه خواستار تحقق منویات رهبری در اسرع وقت از مسئولین محترم هستند.
بیستم خرداد سالروز فرمان عزل اولین رئیسجمهور کشور بود که در سال ۶۰ حضرت امام دستور دادند؛ و ۲۳ خرداد سال ۵۹ سالروز تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی به دستور حضرت امام بود؛ و نکاتی هم درباره FATF میخواستم بیان کنم و مسائلی که هست و حرکتی که در کشور مطرح است. چون قبل از اینکه مطرح شود بنده موضع گرفته بودم و نکاتی را عرض کرده بودم. انشاءالله در یک فرصت دیگری بیان میکنیم. |
| 1397/3/11 | 1397/3/11هدف دشمنان از تحریف امام (ره) و خط فکری او، انحراف مسیر انقلاب و استحاله آن است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه281
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
اهل تقوا همگی با جدیت و استواری و عزم راسخ فرصتها را از دست نداده و در همه حال مشغول فعالیت و کار هستند و به بنیانهای اقتصادی جامعه و کیفیتبخشی و توسعه او کمک میکنند. در به دست آوردن ثروت و مصرف میانهروی دارند و از زیادهخواهی اقتصادی و مضراتی که از او به جامعه میرسد و خود اقتصاد را هم نابود میکند پرهیزدارند.
مال فراوان داشتن مطلوب نیست. انسان را از مسیر صلاح و رستگاری خارج میکند. آن چیزی که ما از توصیههای اهلبیت به دست میآوریم این است که بهجای اینکه از خدای تعالی مال فراوان بخواهید از خدای تبارکوتعالی درخواست کنید که خدا آبروی شمارا حفظ کند. این مطلوب است؛ که آن موقع بهاندازه نیاز و کفاف خدای تعالی تأمین خواهد کرد.
خیلیها دنبال مال فراوان هستند. درخواست میکند، بعد مال که گیرش آمد زندگیاش از بین خواهد رفت. مال فراوان فراموشی از خطاها را به دنبال دارد. در مواقعی که انسان باید توجه داشته باشد و طلب مغفرت کند فرصتها را از دست میدهد. در یک بیانی امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- فرمودند: مال بسیار دلها را تباه میکند و گناهان را از یاد میبرد. چون مشغول دنیا و مسائل اینگونه میشود یادش میرود که باید یکزمانی را هم برای رسیدگی به امور خودش داشته باشد.
از طرف دیگر فقر هم خوب نیست. فقر هم به فرد و اجتماع و اقتصاد ضرر میزند. فقیر بودن فرد و فقیر بودن اجتماع هر دو مضر است. مولای ما امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- توصیه به فرزندشان فرمودند: پسرم آنکسی که به فقر مبتلا شود به چهار خصلت مبتلا شده است؛ به ضعف در یقین -آدم فقیر یقینش ضعیف است- و کمی در عقل -عقل او هم تقلیل پیدا میکند- سستی در دین -دین او هم مورد آسیب قرار میگیرد- و کم شدن حیا -برای اینکه مال فراوان را به دست بیاورد امکان دارد دست به بیحیایی بزند- لذا فقر عامل خیلی از مشکلات فردی و اجتماعی خواهد بود.
طبق روایات دینی باید جامعه را طوری مدیریت کرد که ضمن برخورداری از ارزشهای عالی، عدالت اقتصادی در بین آحاد جامعه جاری باشد. افراد بتوانند از یک رفاه نسبی برخوردار باشند. عدالت اقتصادی داشته باشند. نه اینکه همه در یک سطح باشند. او ممکن نیست چون استعدادها مختلف است. تواناییها مختلف است. داشتنها متفاوت خواهد بود؛ اما عدالت اقتصادی به معنای مساوی بودن همه در داشتن ثروت نیست؛ یعنی نسبت لازم رعایت شود.
والا اگر حرکت بخواهد به سمت سرمایهداری باشد که مذموم است. همه فضایل انسانی و الهی از بین خواهد رفت. میبینید در جوامع سرمایهداری که اوضاع چگونه است. معیارهای ارزشی تغییر میکند. همانطوری که تهیدستی و فقر ارزشهای والای انسانی را از بین میبرد، جلوی رشد معنوی انسان را میگیرد. ثروت زیاد و تکاثر هم همین ویژگی را دارد. اینطور نیست که اگر کسی فقیر بود این باشد که همیشه فقرا اهل معنویت و اهل آخرت هستند. بیشتر مواقع شاید اینطور باشد که ارزشهای والای انسانی و الهی در بین آنها هم از بین رفته است.
در نهج البلاغه امیرالمؤمنین -علیه السلام- ما خیلی فاصلهداریم متأسفانه. من مکرر این را در جلسات مختلف عرض میکنم. دوستان مقید به لااقل ختم یکبار نهجالبلاغه در سال باشید. نهجالبلاغه بسیار مفید است. مطالب مختلف فکری، عقیدتی، سیاسی، اجتماعی، تاریخی به شما میدهد که فکر شما توسعه پیدا میکند. ذهن شما نسبت به مسائل یک بینش بهتری پیدا میکند.
در این بیان امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- یک کسی از کارگزاران حضرت مالیات را زود گرفت. مثلاً باید اوایل تابستان میگرفت اول بهار گرفت. زودتر از آن حد معمولی که قرار بود گرفت. حضرت این را فهمیدند. در توبیخ او اینگونه فرمودند: عدالت را بهکارگیر و از بىانصافى و بی عدالتى بر حذر باش؛ که بىانصافى کردن با مردم آنان را به جلاى وطن مىخواند، -یعنی از آن محل کوچ میکنند و دیگر نمیتوانند آنجا بمانند- و بی عدالتى به قیام مسلحانه می کشاند -یعنی دست به شمشیر میشوند- این خیلی بیان عجیبی است که امیرالمؤمنین -سلاماللهعلیه- تذکر دادند. گفتند اگر بیعدالتی در جامعه رواج پیدا کند مردم دست به قبضه میشوند. ببینید چقدر افراد فاصلهدارند. این بیان کاملاً گویاست که اگر بی توجهی شود نتیجه چه خواهد بود.
امام صادق -علیه السلام- فرمودند: «إِنَّ النَّاسَ یَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ بَیْنَهُمْ» (هرگاه عدالت در میان مردمان اجرا شود، بىنیاز خواهند شد.) و نیازمند در جامعه باقى نمی ماند. عرض میکنم که اختلاف سطوح همیشه هست؛ اما اینکه کسی اساس کار در اختیارش نباشد او دیگر از جامعه برچیده خواهد شد.
در رابطه با بحث کار و کارگری، رسیدیم به این نکته که نباید برای رسیدن به سود بیشتر هر جور دلمان خواست عمل کنیم، بعضیها اجحاف میکنند چند برابر قیمت جنس را میفروشند کم میگذارند بدعمل میکنند و به خاطر تأثیرات فراوان مادی و معنوی که دارد و همانطور که قبلاً هم اشاره داشتم در دستورات دینی ما بسیار تأکید بر حلالخوری و اجتناب از حرامخوری شده است.
تأکید شده است که مردم در هر شغل و مسندی که هستند حلالخور باشند و حرامخواری نکنند. یکی دو آیه و روایت را این جلسه برای شما میگویم و این بحث را در اینجا تمام میکنم؛ و بعد به بحث دیگری درباره کار و کارگری و کشاورزی میپردازم. در آیه ۱۶۸ سوره مبارکه بقره فرمود: «یا أَیُّهَا النَّاسُ، کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ» مردم از آن چیزی که روی زمین است مصرف کنید خدای تعالی بر شما حلال کرده است و پاک است دنبالهروی شیطان نباشید، حرف شیطان را گوش ندهید. در این آیه شریفه راجع به خوردنی ها و امثال ذالک اشاره دارد.
اما در مواردی بهصورت عام مطرح می کند و به همه نعم الهی که قابلاستفاده است اشاره می کند. مثلاً در قسمتی از آیه ۸۷ سوره مبارکه مائده فرمود: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا» (اى مردم باایمان! چیزهاى پاکیزهاى را که خداوند براى شما حلال کرده است، -بر خود- حرام نکنید، -بعضیها نذر میکنند چیزی بر آنها حلال نباشد، بعضیها مثلاً تصمیم میگیرند که فلان چیز را مصرف نکنند، فلان کار را انجام ندهند، بااینکه آن کار حلال است- خدای تعالی میفرماید بر خود حرام نکنید چیزی را که خدا بر شما حلال کرده است و -درعینحال، در استفاده از آنها- از حد نگذرانید.)
این دو نمونه از آیات شریفه که توصیه به استفاده ی حلال از نعمت های الهی دارد؛ و اینکه کسی حق ندارد بیجهت و از روی خواسته های نفسانی چیزی را که خداوند متعال حلال کرده بر خود حرام کند. در روایات هم مفصل به این موارد تأکید شده است. رسول خدا -صلیالله علیه و آله و سلم- در تشویق به حلالخوری فرمودند: هر کس حلال بخورد، بر سر او فرشتهاى بایستد و تا زمانى که از خوردن فارغ شود، براى او طلب آمرزش کند. -البته خوب است که انسان که دارد حلال میخورد آرام بخورد تا طول بکشد که فرشتهای که بالای سر انسان است مدت طولانیتری همراه انسان باشد.
یا در بیان دیگری فرمودند: چون لقمهاى از حرام وارد شکم بندهاى شود، فرشتههاى آسمانها و زمین او را لعنت مىکنند. لقمه حرام فقط دزدی نیست. دامنهاش وسیع است. بعضی وقتها افراد مثلاً در کاسبیشان کمکاری میکنند و یکلقمهای به دست میآورند. دروغ میگویند و یکلقمهای به دست میآورند. مخلوط به حرام میکنند.
روزی حلال آثار عمیقی بر حقیقت وجودی انسان می گذارد و در تعالی روح و استقلال شخصیت شخص مؤثر است؛ و یکی از اموری که موجب شکوفایی استعدادهای انسان می شود و قدرت تفکر و تصمیم را بالا می برد و در سرنوشت و آینده انسان نقش دارد حلال خوری است. البته یک نکته را هم نباید فراموش کرد و آن اینکه درست است که تأکید فراوان به بهرهبرداری از حلال شده ایم اما توصیه هم شده ایم که باید حد نگه داریم و زیادهروی در استفاده از حلال نداشته باشیم که برسیم به حد اسراف و طغیان و خدایناکرده جزء مترفین بشویم؛ که این هم بهشدت مذمت شده.
حلال را دارد میخورد اما آنقدر پیشروی کرده است، استفاده از حلال آنقدر زیاد بوده است که مذمت شده است؛ یعنی اجازه نداریم که رها و هر جور که خواستیم از حلال استفاده کنیم. باید معیارهای الهی را در به دست آوردن و مالک شدن و بعد مصرف کردن رعایت کرد. دقت کنید، چهبسا انسان براثر بیتوجهی به این امور، اموالی را که به دست آورده حلال باشد و هیچ حقی از حقوق الهی و شرعی را از بین نبرده باشد، اما در مقامِ مصرفِ همان حلال، مبتلابه حرام شود و استفاده او غیرشرعی باشد که یکی از مصادیقش زیادهروی است.
در روایات یکی از علائم متقین را طلب روزی حلال شمرده است. در مورد حرامخوری هم قرآن کریم این کار را از صفات یهود می داند که در آیه ۶۲ مائده فرمود: «وَ تَرى کَثیراً مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَعْمَلُون» (شما تعداد زیادی از آنها را میبینید که در گناه تلاش میکنند و در تعدی کردن و خوردن حرام.) این صفت، صفت بعضی از اهل یهود است.
هرگز کسی با پرهیز و فاصله گرفتن از حرام روزی اش کم نمی شود. بعضیها فکر میکنند اگر مورد حرامی پیشآمده اگر دست روی آن نیندازد رزقش کم میشود. اینطور نیست. او اصلاً رزق ما نیست. حرام رزق انسان نیست. رزق الله آن چیزی است که خدای تعالی آن را حلال قرارداد. هر چیزی که حرام شد و شما هم استفاده کردید بدانید که رزق شما نبود. این را باید دقت کنید.
بلکه برعکس کسی که اقدام به حرامخواری کند برکت از اموالش می رود؛ و عبادات را نابود می کند و قساوت قلب می آورد. همگی این را شنیدید که امام حسین به لشگر کوفیان فرمود علت اینکه به اینجا رسیدید که گوش به حرف امام ندهید و امام کشی کنید این است که شکمتان از حرام پرشده است.
امام صادق -علیهالسلام- فرمودند: درآمد حرام بر فرزندان اثر می گذارد. آثار وجودی حرامخواری در نسل و فرزندان اثر میگذارد. مواظب باشیم که خداینکرده مبتلابه حرامخواری نشویم. هدایت انسانی که حرامخوار است سخت خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. متقین در گرفتاری هایی که برای آنها پیش می آید صبور و بردبارند و اهل گله و شکایت نیستند. دنیا دار گرفتاریها است. اینکه انسان چگونه با این گرفتاریها برخورد کند، او مهم است.
امیرالمؤمنین -علیه السلام- در حکمت ۲۶ از حکم نهج البلاغه فرمودند: «امْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَى بِکَ» (با دردى که دارى به سر ببر تا وقتیکه درد با تو همراه است.) یعنی نباید بیماری آنچنان روی انسان اثر بگذارد که شخص ازنظر روحی ناتوان شود. دیدهاید بعضیها یک مشکل جسمی که برایشان به وجود میآید کل دنیا را تمامشده فرض میکنند و شروع میکنند به وصیت کردن. باید غلبه داشت نگذاشت که بر انسان سیطره پیدا کند. بلکه باید با حفظ روحیه به مبارزه بپردازد و خود را شبیه افراد تندرست نشان داد.
بههرتقدیر کتمان مرض سفارش شده. رَسُول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَرْبَعَهٌ مِنْ کُنُوزِ الْبِرِّ کِتْمَانُ الْحَاجَهِ وَ کِتْمَانُ الصَّدَقَهِ وَ کِتْمَانُ الْمَرَضِ وَ کِتْمَانُ الْمُصِیبَه» چهار چیز است که از گنجهای نیکبختی است. هرکسی اینها را دارد حفظ کند که گنج است. اول اینکه انسان حاجتهایش را بپوشاند. بعضیها را دیدهاید که تا یک حاجتی دارند روی دست میگیرند و همهجا میگویند. عیب ندارد ولی این ویژگی مال این افراد خاص است.
دوم اینکه صدقهای را که دادهاید لازم نیست هر جا نشستید بگویید. این هم یکی از گنجهای نیکبختی است که انسان صدقاتش را پنهانی انجام دهد؛ و سوم اینکه مریضی را کتمان کند. بعضیها تا جایی مینشینند از دردهایشان میگویند. در یک روایت دیگری دارد «کِتمانُ الوَجَع» درد و مریضی را انسان تا آنجایی که مقدور است پنهان نگه دارد و مصیبتهایی که به او میرسد آنها را هم لازم نیست بگوید. مگر اینکه یک مصیبت علنی باشد که همه میفهمند.
ثمره این کتمان و نگهداشتن پیش خود، این است که انسان تمرین میکند، ریاضت میکشد، تحمل سختیاش بالا میرود و نسبت به بیماری تحمل پیدا میکند و انسان را مقاوم میکند. صفت ماشى را در حکمت ۲۶ ام، براى بیمارى استعاره آورده است، چون همراه شخص است و او را مىبرد. خدای تعالی تقوا را در دل همه ما بیشتر بگرداند.
این هفته مناسبت های متعددی داریم که به بعض از آنها اشاره می کنم.
اوّل شب های قدر است که در زندگی هر کس از جایگاهی ویژه برخوردار است، شب قدر موجبات تغییرات اساسی در زندگی انسان را فراهم می کند. در شب قدر است که سرنوشت یک ساله هرکس تعیین و تقدیر می شود.
امام صادق علیه السلام خطاب به ابو بصیر فرمودند: در شب قدر حاجیان مشخصشده و پیشامدها و مرگ ها و روزی ها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آینده (شب قدر دیگر) رقم مى خورد، پس آن را در شب بیست و یکم و بیست سوم ماه جستجو کن. البته هر سه شب ویژگی و خاصیت خاصی دارد بهخصوص شب ۲۳ ام که از اهمیت بیشتری برخوردار است.
فردى به امام باقر -علیهالسلام- عرض کرد: مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: کار شایسته از قبیل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست، انجام شود.
خوب به این نکته توجه کنید. آنچه از روایات به دست می آید این است خود انسان در به دست آوردن نظر رحمت خدای تعالی به سمت خودش نقش اصلی را دارد. چون خداوند همه شرایط را برای پذیرش افراد فراهم کرده و باران رحمتش را در این شب بر اساس حکمت و مصلحت سرازیر کرده و هر کس بهاندازه قابلیت و ظرف وجودیاش بهره می برد.
بعض افراد پذیرش فراوان دارند و بعض دیگر کمتر و ممکن است افرادی باشند که مانند سنگ سختی باشند که از این باران رحمت بینصیب باشند. بعضی از افراد ظرف قلبشان برگشته و قاسیه شده است. لذا خود انسان است که در شب قدر باید تلاش کند و پیگیری کند و دنبال کند.
پیامبر اکرم -صلىاللهعلیهوآله- فرمود: «مَنْ حُرِمَها فَقَدْ حُرِمَ الْخَیْرَ کُلَّهُ» هر کس از شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بىنصیب شده است. چون درها که باز است. باران دارد میآید. چرا رفتی زیر سقف؟! خودت را زیر باران رحمت الهی بکش.
و یا در بیان دیگری فرمودند: از خداوند به دور باد و نفرین بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود؛ یعنی شب قدر شبی است که باران رحمتش میشوید. مگر اینکه انسان از خدا چیز حرامی بخواهد. عاق والدین باشد خداینکرده. این احادیث خیلی روشن بیان می کنند که انسان در تعیین سرنوشت خودش مهمترین نقش را دارد. پس شب قدر را از دست ندهیم.
از مهمترین اعمال آن شب غیر از مذاکره علمی و فراگرفتن دانش که تأکید شده، دعا و استغفار است، هم برای خودتان هم برای نزدیکانتان، مسائل مهم، مربوط به کشور، اسلام، مسلمین در جهان، جوانها را در نظر داشته باشید. مشکلاتی که پیش روی آنهاست. توجه تام و تمام ما در این شب به امام عصر ارواحنا فداه باشد؛ و شب را احیاء بگیریم. احیا یعنی زنده کردن آن با اعمال صالحه.
امام باقر علیهالسلام فرمود: هر کس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را مىآمرزد. خصوصاً در مساجد که اهلبیت علیهم السلام سفارش خاص دارند. حتی دارد که رسول خدا صلىالله علیهوآله در شب هاى بارانى، چون مسجد مدینه سقف نداشت و گِل می شد بازهم حضور در مسجد را در شب های قدر ترک نمی کرد.
و یکی از خواسته های مهم ما عافیت باشد که بحث مفصلی دارد و شامل مسائل متعدد و مهمی از دین و دنیا و آخرت و فرد و اجتماع می شود. به رسول خدا عرض شد اگر شب قدر را درک کردیم، از خدا چه چیزى بخواهیم؟ فرمود: عافیت را. نکته دیگر اینکه اگر از کسی کینهای به دل دارید قبل از اینکه دست به دعا برای خودتان بردارید اول برای کسانی که به شما ستم کردند و ظلمی کردند همه آنها را بگویید که خدایا ما میبخشیم تو هم ببخش. اینگونه عمل کنید تا جوشش رحمت الهی شود نسبت به همه. چون ممکن است بعضی از دوستان را نبینیم همینجا اعلام میکنیم اگر کسی نسبت به ما حرفی زده است یا چیزی در ذهنش بود همه را بخشیدیم. در همین ایام و لیالی قدر است که شهادت اول مظلوم عالم مجسمه شجاعت و عدالت؛ دروازه علم پیامبر، مولانا علی بن ابیطالب علیه-السلام واقعشده. کسی که به فرموده قرآن نفس پیغمبر است. مطالعه زندگی امام را توصیه می کنیم مراجعه به نهج البلاغه و بیانات حضرت را سفارش می کنیم.
امام مهمترین عامل پذیرش مسئولیت رهبری جامعه را بعد از اصرار مردم، برقراری و اجرای عدالت نام می برند. آمدند و در حضرت را گرفتند و گفتند که باید امام بشوید حضرت فرمودند به شرطی قبول میکنم که عدالت را برقرار کنم و نوع برخوردش با کارگزاران و مدیران خطاکار دستگاه های اجرائی را همه شنیده اید. ما خود را شیعه آن حضرت می دانیم اما آیا توانسته ایم در مسیر عدالتی که ایشان ترسیم کردند و موردنظر اسلام و قرآن است حرکت کنیم؟ اصلاً آیا نسبت به خودمان عادلانه برخورد می کنیم؟
ما نسبت به خودمان هم عادل نیستیم. شیعه بودن که فقط به حرف نیست. فرمودند «وِلایَتُنا اِطاعَتُنا» اگر میخواهید ولایت ما را داشته باشید باید از ما اطاعت کنید. کسی شیعه ماست که روش ما را در همه شئون فردی و اجتماعی رعایت کند و عمل کند. وظائفی را که برای کارگزاران نظام اسلامی می نویسد را ببینید چگونه است و چه قدر دقیق است. در استفاده از بیت المال ببینید چه می گوید و چگونه عمل می کند.
در نظام اسلامی هر کس که می خواهد مسئولیتی داشته باشد که بخصوص با بیت المال سروکار دارد باید عادل باشد. خواندید در نهج البلاغه که راجع به نامه نوشتن عمال حکومتی چه دستوری دارند؛ که سر قلم ها را نازک بگیرند و سطرها را به هم نزدیک بنویسند و چیزی که فایده ندارد مطرح نکنند و بالاخره تا می توانند صرفهجوئی کنند.
بعضی از آقایان گزارش کار میدهند هزار صفحه هرچه نامه به هر دستگاهی که داده بهعنوان گزارش کارش میآورد. فرصت نکرده و الا خمیازههایی را که کشیده میآورد. آنوقت گاهی برای گزارش کار دو بند کاغذ استفاده می کنند و رنگی چاپ می کنند و تکثیر می کنند. قطعاً برای من که میفرستند نسخههای دیگری را هم برای دیگران میفرستند. بیتالمال است. امیرالمؤمنین میفرماید خطش را نازککنید، بین خطها را هم فاصله کم بگذارید، حرف بیهوده هم ننویسید، یک صفحه بزرگ دو خط وسط آن نوشتهشده است.
هر کس بهاندازه بال مگسی از بیت المال در غیر مسیر الهی صرف کند حرام شرعی است و عقاب سنگین دارد. امیرالمؤمنین الگوی بشریت است. هر کس درزمینهٔ خودش، کارگران، معلمان، زمامداران و همه اقشار می توانند از اقیانوس وجودی علی -علیه السلام- بهره ببرند و خود را با او به مقصد برسانند.
در همین مسائل جاری کشور اگر افرادی که مسئولیت دارند به سیره حضرت نگاه کنند بهره مند می-شوند. متأسفانه ما از خیلی از این امور فاصلهداریم در بحث این روزها که اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی است. زندگی علی علیه السلام را ببینید. بهسختی کار می کرد، برای خودش، برای مسلمان، برای یهودی، چاه می کند، قنات می کند، زمین آباد می کرد، اما در مصرف قناعت داشت، کممصرف بود. سفره اش رنگین نبود. غذای شب شهادت حضرت معروف است. نانخورش او نمک سوده بودم نمکی که سابیده شده بودم سفرهاش رنگین نبود به محرومان رسیدگی می کرد. برای اینکه درد آنان را تسکین دهد مثل آنان زندگی می کرد.
بعد متأسفانه عده ای مدیر هم امروز داریم که به زندگی اشرافی هم راضی نیستند، سفارش غذای یک وعده آنان گاهی یک خانواده را سیر می کند. دیدهاید و بعضاً شنیدهاید در خبرها هم میآید. اینکه رهبری فرمودند مطالبه گری کنید در همین زمینه هاست مدیرانی که روحیه اشرافی گری و ویژه خواری دارند بدرد نظام اسلامی نمی خورند.
در بحث سیاست خارجی هم بروید سیاست امیرالمؤمنین را ببینید. دستور به عزت و اقتدار می دهد و ضعف در مقابل دشمن را نمی پسندد. همین عهدنامه مالک اشتر در بحث دشمنشناسی را مطالعه کنید. فرمود؛ اگر کسی دشمن را دوست خود بداند از او ضربه خواهد خورد و فرمودند هیچگاه دشمن از دشمنی دست برنمیدارد. روشن تر از این برای ما مسیر مشخص کنند؟
این دوستان هم اینجا برگه را دستشان گرفتهاند «FATF» اهرم فشار جدید در دست آمریکا و برجام دیگر. من درباره «FATF» جلسات گذشته و سال قبل نکاتی را عرض کردم. خود بحث سیاست خارجی و توجه کردن به این مسائل جزء مطالبات باید باشد. رهبری هم فرمودند مطالبه داشته باشید درباره همه این موضوعات باید مطالبه داشت. از مسئولین این را خواست که خداینکرده اقتدار و عزت ما زیر سؤال نرود.
دستور می دهند نباید کاری کرد که عزت اسلامی خدشهدار شود آنوقت ببینید ما چگونه عمل کردیم که جرئت می کنند هواپیمای رئیسجمهور را هم تحریم کنند. امیرالمؤمنین میگوید، مسلمان باید عزت داشته باشد، حکومت اسلامی باید عزیز باشد، باید مقتدر باشد. چرا در نوع رفتار و برخوردمان جوری عمل کردیم که اینگونه بشود؟! آنچه مهم است این است که مردم ما آنچه را که باید از مکتب امیرالمؤمنین بیاموزند بهخوبی آموخته اند و هرگز به دشمن باج نمی دهند و در مقابل او سر خم نمی-کنند.
شما ببینید یکی از تربیتشدگان مکتب علی بن ابیطالب و فرزند او در این زمان را که این روزها سالگشت ارتحال ملکوتی او نیز هست، چگونه حرکتی عظیم و بی نظیر خلق کرد و بینی استکبار را خاک مال کرد. حرکت بزرگی که در پانزده خرداد (با شهادت تعداد کثیری از مردم و دلباختگان اسلام و قرآن و آن هیجان الهی با رهبری ایشان) شروع شد و با عمری ایثارگری و عشق و مجاهدت درراه خدا و تحمل مصائب و سختی ها در چهاردهم خرداد بادلی آرام و قلبی مطمئن به عالم ملکوت سفر کرد.
این تربیتشده مکتب علی است. در شعرشان دارند که سالها می گذرد حادثه ها می آید، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم. منتظر بودند که نیمه خرداد برسد. امام (ره) یکی از احیاگران تفکر دینی است. وقتی تفکر قرونوسطایی جدائی دین از سیاست در بین مسلمین رواج داده شد و موجبات سقوط آنان و از بین رفتن قدرتشان را فراهم کرد. امام اسلام را زنده کرد. قدرت تصمیم گیری راجع به سرنوشت خودشان را به مردم برگرداند. امروز بهشدت نیاز است که نسل جوان ما راجع به افکار و اندیشه های امام اطلاعات بیشتری کسب کنند. خناسان و دشمنان کشور به کمک عناصر پلید داخلیشان خط تحریف امام و انقلاب را دنبال می کنند.
به آرمان ها و ارزش ها شبهه وارد می کنند. تاریخ و شخصیت ها و عملکردشان را تحریف می کنند که نتیجه اش تحریف و انحراف انقلاب خواهد بود. لذا لازم است هر کس بهاندازه توان در حفظ و جلوگیری از انحراف تلاش کند. از سخنرانی ها و بیانیه ها و بهخصوص وصیت نامه امام نباید غافل بود. به سیره و روش امام در مدت ده سال زمامداریاش بعد از انقلاب توجه تام باید داشت. مثلاً امام راجع به مردمی بودن نظام اسلامی تأکید فراوان داشت؛ و در هر فرصتی تکرار می کرد.
یکوقت دربیانی ملّت بزرگ ایران را بالاتر و بهتر از مردم حجاز در عصر رسول خدا و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی دانستند. امام قلوب مردم را تسخیر کرده بود و این از مهمترین شاخصه های مدیریتی امام بود. امام همانطور که خدامحور بود و همه امور را به خداوند متعال نسبت می داد، درعینحال مردم گرا بود. لذا مدیریتی مردمی باانگیزهی الهی مدنظرشان بود؛ و در این مسیر طوری عمل کردند که خود مردم هم پذیرفتند و او را خدمتگزار، خیرخواه و دلسوز خود می دانستند؛ که این همان مدیریت بر قلوب است. بهوسیله مردم مسائل و مشکلات کشور را حل می کردند و پیش می بردند.
ویژگی دیگر امام پویائی امام در مسائل فقهی و شناخت مقتضیات زمان بود که به زمان و مکان در اجتهاد اهمیت می دانند و از جمود فاصله می گرفتند. برای مردم در هر عصری و در هر موردی راه باز بود که این هم در تصمیمات کلان و مهم کشور بسیار مؤثر بود که در جای دیگر باید به آن پرداخت. دشمنشناسی و استکبارستیزی، استقلالخواهی و عزتمندی برای مسلمین در امام بی نظیر بود.
او به ما یاد داد آمریکا دشمن درجهیک اسلام است و بنا بر تکلیف الهی نباید با او سازش کرد و باید با تمام قوا در مقابل استکبار جهانی ایستاد و فرمود: هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید؛ اما متأسفانه امروز بعضی ها که خودشان را پیرو امام می دانند، خط امام و افکار امام را فراموش کرده اند و از آن فاصله گرفته اند.
اما آنچه مشهود است این است که راه و فکر امام منتشرشده و چون حرکتی از روی اخلاص بوده و در مسیر تحقق آن خون های پاکی به زمین ریخته شده، به حرکت خودش تا رسیدن به منزل که ملحق شدن به انقلاب مهدوی است با مدیریت و رهبری رهبر معظم انقلاب به راه خودش بیوقفه ادامه خواهد داد.
۲۹ سال است که رهبری با شجاعت و تدبیر هوشمندانه و خلاق، با جامعیت علمی و دینی با همه فشارها و تهدیدها و بحرانآفرینیها، سکان اداره نظام اسلامی و هدایت فکری جهان اسلام را به دست گرفتند و مدبرانه بهخوبی راهبری کردند. خدای تعالی سایه حضرتش را بر سر مسلمین مستدام بدارد.
سخنان رهبر معظم انقلاب با گروه های مختلف در شب های ماه مبارک را پیگیری دارید بهخصوص جلسه ای که با دانشجویان داشتند و سه ساعت طول کشید؛ و دانشجویان مطالب مهمی را با صراحت بیان کردند و آقا هم گوش دادند و تذکرات مهم و راهبردی را بیان کردند. بهخصوص بر انقلابی گری و آرمان های انقلاب (عزت ملّى، اعتمادبهنفس ملّى؛ استقلال سیاسى، اقتصادى، فرهنگى؛ آزادى؛ استقرار عدالت و امثال ذالک) و عوامل پیشرفت و موانع پیشرفت کشور تأکید کردند که ان-شاءالله مدنظر قرار گیرد.
چون قبل از بنده برادرمان در اینجا درباره مسائل عتبات بیان کردند، تأکید میکنم که منطقه سامرا و حرم شریف امامَین هُمامَین در آن منطقه موردتوجه است و به دوستان عرض کردم که کمکهایی را که جمع میکنید واقعاً برای آنجا جمع شود. چون مظلومیت خاندان اهلبیت در آن منطقه کاملاً مشهود است؛ و دوستان برای آن منطقه جمع میکنند و انشاءالله تعهداتی را هم پذیرفتند.
در کنار حرم حسین -علیهالسلام- یکقسمتی را برای حضرت زینب -سلامالله علیها- دارند تهیه میبینند که من به دوستان عرض کردم که توسعه بدهند. نگویند که حتماً باید پولهای کلانی باشد. مقدارش را کوچک کنند. بگویند هرکسی ۲ سانت بخرد. یک متر بخرد. هر کس بهاندازه خودش در این کار خداپسندانه و توسعه شعائر الهی و اسلامی برای اینکه نقشی داشته باشد میتواند برای این کار اقدام کند و دوستان هم آمادگی این کار را دارند؛ که انشاءالله توجه خواهید داشت. |
| 1397/3/4 | 1397/3/4آمریکاییها هرگز به ایران حمله نمیکنند / این تهدیدها نشانهی اضطرار است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه282
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمؤمنون و المومنات أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
تجارت هم احکام دارد
اهل تقوا در بکار گیری کارگران، رعایت حقوق آنان را کرده و اجحاف نمیکنند.
بحث رسید به بیان بعضی از آداب تجارت و خرید و فروش و به مناسبت شعار سال از چند هفته گذشته مباحثی را راجع به کار و کارگر تولید کالا کشاورزی و دامپروری صنعت و خدمات و امثالذلک محل بحث و محور بحث قرارگرفته است که با توجه به آیات و روایات بهطور مختصر و کوتاه به فهرستوار مطالبی را به عرض عزیزان برسانیم.
رسیدیم به بیان بعضی از آداب تجارت به معنای خریدوفروش و صادرات و واردات کالا بهعنوان عام و حتی خدمات را هم گفتیم که این عنوان را شامل میشود.
کسانی که کارهای خدماتی دارند کاری را انجام میدهند تا به خاطر آن کار پولی را دریافت کنند؛ و عرض کردیم خداوند متعال فرمودند: بیع را حلال و ربا را حرام کرد.
لازمه ی هر کاری و بخصوص تجارت این است که مکلف احکام فقهی آن کار را بلد باشد.
مرجع تقلید شما هرکسی که باشد در همان ابتدای رساله مسئله دهم، یازدهم و دوازدهم بستگی دارد سه چهارتا اینطرف و آنطرف، مسائل قبل از مسائل بیستم است، در آنجا میگویند: انسان واجب است که مسائلی را که مبتلابه اوست را بلد باشد.
کسی که با تجارت سروکار دارد باید احکام تجارت را خوب بلد باشد.
احکام فقهی آن را بداند تا مبتلا به حرام و ترک واجب نشود. بعضی وقتها به خاطر ندانستن، افراد مدتی حرام انجام میدهند. اینها را باید یاد گرفت.
کاسبی بدون یادگیری احکام، زمینه ساز ربا است
وقتی در آیه شریفه فرمود ربا حرام است، پس لازم است که مسائل مربوط به ربا را یاد گرفت. که درباره ربا انشاءالله مفصل بحثی را خواهم گفت که انواع ربا چگونه است و الآن در جامعه چه افرادی و چگونه مبتلا به ربا هستند.
یا مثلاً در معامله بهنوعی رفتار نشود که موجب اجحاف و ظلم اقتصادی و ضایع شدن حقوق دیگران و امثال ذالک شود. امام صادق -علیهالسلام- به نقل از امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند: هر کس بدون دانستن احکام شرعى تجارت و خریدوفروش تجارت کند، در ربا فرو مىرود، در ربا فرو میرود. دو بار هم تأکید کردند؛ یعنی کسانی که وارد بازار میشوند و کاسبی میکنند هر نوع کاسبی، احکام تجارت را یاد نگیرند که ناخواسته وارد ربا میشوند. یکطوری ربا در زندگیشان میآید. موارد فراوان است که حالا باید عرض کنم.
هر تجارتی، مقبول نیست
درباره ی تجارت یک نکتهای است که ما به هر شکلی نمیتوانیم تجارت کنیم؛ مثلاً: امامصادق-علیهالسلام- کارگرى داشتند به نام «مصادف»؛ حضرت به او هزار دینار داد و فرمود: خود را براى سفر تجاری به مصر جهت معامله و درآمد بیشتر به خاطر عیالوار شدن من آماده کن.
مصادف کالایى براى فروش تهیّه کرد و همراه تاجران دیگر بهطرف مصر به راه افتاد. چون به مصر نزدیک شدند، کاروانى که از مصر بیرون آمده بود به ایشان برخورد.
از اهل کاروان درباره وضع کالایى که با خود داشتند و کالایى بود موردنیاز عموم، پرسیدند، گفتند خیلی این جنس نایاب است و شما میتوانید به چند برابر قیمت بفروشید، معلوم شد در مصر مشتری خوبی دارد؛ لذا با افراد دیگر کاروان قرار گذاشتند که این کالاى خود را با سودى دو برابر بفروشند و کمتر نفروشند. -مثلاً اگر یک دینار است دو دینار بفروشند، (با اینکه) اگر یک دینار هم میفروختند سود میکردند؛ بنا کردند که دو برابر بفروشند و این بازار خوبی که در مصر هست را از دست ندهند.- خریدوفروش انجام شد و پولها را جمع کردند و به مدینه بازگشتند.
مصادف نزد امام صادق -علیهالسلام- آمد و دو کیسه هزار دیناری جلو حضرت گذاشت؛ و گفت: فدایت شوم! یکی از کیسهها سرمایه و دیگرى سود آن است. هرکسی بود میگفت چهکار خوبی کردید، چه تجارت پرسودی بود. این دفعه هم شما برو برای ما تجارت کن. چقدر خوب کاسبی را بلدی.
امام -علیهالسلام- فرمود: این سود زیاد است، بگو ببینم چگونه معامله کردى؟ مصادف جریان را و قرارى را که گذاشته بودند را شرح داد.
امام صادق -علیهالسلام- فرمود: سبحانالله! برای زیان مردمى مسلمان، با یکدیگر قرار مىگذارید که از هر یک دینار کالا، یک دینار سود ببرید؟ یکى از دو کیسه را برداشت و گفت این سرمایه من و ما را نیازى به این سود نیست؛ سپس فرمود: اى مصادف! نبرد کردن با شمشیر، آسانتر است از طلب کردن مال حلال.
منفعت طلبی، کمینگاه شیطان است
باید مواظب بود؛ شیطان میآید -بالاخره پول است و سود بیشتر است- و زندگی انسان را به حرام آلوده میکند؛ این روش اهلبیت (ع) است.
حالا بیایید و ببینید در بازار ما چگونه خریدوفروش میشود، چند برابر روی جنس میکشند؟ بعد هم دروغ میگویند و آن چیزی که باید باشد را نمیدهند.
در دستورات دینی داریم و سفارش فراوان شده که مؤمن از مؤمن تا یک مقداری اصلاً سود نگیرد و بعد اگر از آن حد گذشت سود بگیرد. حدود اینها در روایات آمده است.
اجحاف مورد مذمت اسلام است.
بعضی وقتها جنس را چند ده برابر قیمت میفروشند که اجحاف است، بازار خراب میشود؛ بازار کار خراب شد گرفتاری میآید، شما فکر کردید که خشکسالی همینطور بیخود میآید!
ابتدا، دستمزد را تعیین کنید
مقاطعه نکردن با کارگر آثار فراوانی دارد. همینکه مقاطعه نکنید و طی نکنید. میپرسند با فلانی چطور طی کردید؟ میگویند آخر روز یکچیزی به او میدهیم. همین باعث میشود که خیلی از مشکلات برای جامعه به وجود بیاید.
روایتی است از امام رضا -علیهالسلام- که وارد حیاطشان شدند، دیدند یک کارگری دارد کار میکند. پرسیدند کیست؟ من تا حالا در کارگرها او را ندیدم.
از سرکارگر پرسید؛ سرکارگر جواب داد امروز کار زیاد بود او را به کار گرفتیم. حضرت گفتند چقدر با او حساب کردید؟! گفتند در آخر روز یکچیزی به او میدهیم. حضرت شلاقی داشتند شروع کردند با آن شلاق سرکارگر را زدن که میدانی خدا چرا آسمان را میبندد! میدانی چرا برای مردم گرفتاری پیش میآید! برای این است که عرق کارگر قبل از اینکه خشک شود حقوقش را نمیدهید یا اینکه با او مقاطعه نمیکنید. طی نمیکنید که آخر روز باید به او چقدر بدهید.
یک نکته دقیقی را هم گفتند و فرمودند: اگر مقاطعه نکنید، چند برابر پول به او بدهید هنوز فکر میکند که حقش را ندادهاید؛ اما اگر با او طی کنید یکدرهم به او اضافه بدهید از شما تشکر میکند و میگوید بیشتر از حق من به من داد. اینها دستورات دینی است. ببینید که چقدر ما با اینها فاصلهداریم.
عدالت و انصاف، شرط معامله
امام على -علیهالسلام- فرمودند: باید خریدوفروش، با گذشت و آسانگیری و عادلانه صورت بگیرد و برای کالا قیمتی که به فروشنده و خریدار اجحاف باشد قرار داده نشود.
بعضی وقتها آنقدر چانه میزنند و فشار میآورند که فروشنده میگوید بردار برو یکچیزی هم میدهم که با من آنقدر چانه نزنی. از آنطرف اجحاف میشود. هر دو طرف را باید مواظب بود که حق از بین نرود.
یکی از مسائلی که در خریدوفروش باید رعایت کرد؛ وصف درست کالاست. در اینکه فروشنده جنسی را که قصد فروش دارد چگونه به مشتری عرضه کند، مواردی داریم که معمولاً خلافهایی صورت میگیرد.
مثلاً در روایات بیانشده، یکی از مصادیق غشّ در معامله، در سایه و تاریکی خریدوفروش کردن است. دیدهاید روی کالا نورافکن میاندازند و رنگ و جنس خوب تشخیص داده نمیشود یا مغازه آنقدر تاریک است که عیوب کالا معلوم نمیشود.
غشّ در معامله خودش بحث جدائی دارد که موارد آنهم فراوان است.
حقوق خریداران را رعایت کنید
شخص کلاه دوزی است میگوید به امام صادق -علیهالسلام- عرض کردم: ما کلاه مىدوزیم و در لاى کلاه، پنبه کهنه مىگذاریم و چیزى از این بابت به خریداران نمىگوییم.
(امام) فرمود: من دوست دارم که به خریداران بگویى که چه پنبهاى کار مىکنى. اینها جزء حقوقی است که باید نسبت به هم رعایت کنیم و مهم است و نباید از کنار اینها ساده گذشت که رعایت نکردن این امور آثار فراوان دنیایی و آخرتی به همراه دارد.
امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: ستمى که خدا از آن چشم نمىپوشد -بالاخره بعضی از گناهان را میگوییم که خدایا چشمپوشی کن. «اللّهم اغفِرلِی الذّنوبَ الّتی»- حقوحقوق یکدیگر است؛ -یعنی همان حقالناس- خیلی از این ها حقالناس است.
تا به حال دروغ گفته اید؟!
در یک بیان توبیخ گونهای، رسول خدا فرمودند: اى صنف تاجر و کاسب سرهاى خود را بالا نگاهدارید -خوب بشنوید و توجّه کنید-، زیرا که راه براى شما روشنشده است؛ شما در روز قیامت بهعنوان «فاجران» -گناهکاران و بدکاران- به صحرای محشر وارد مىشوید، مگر کسانى که -در خریدوفروش و توصیف اجناس و قیمت آنها- راست گفته باشند.
ببینید تا حالا راجع به کسانی که در کاسبی دروغ میگویند چند روایت خواندیم؟ این گوشهای از دستورات دینی راجع به تجارت موارد دیگر هم هست که بهنوبت بیان میکنم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
رنگ رخساره، خبر می دهد…
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا از صفای باطنی برخوردار هستند. بطوریکه صداقت و پاکی در رفتار آنها کاملاً آشکار است؛ و هرگز کاری را بدون فکر و اندیشه در اطراف آن انجام نمیدهند.
علی علیهالسلام در حکمت ۲۵ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ». (کسى چیزى را در دل پنهان نمىکند مگر این که در بین سخنان نسنجیدهاش از رنگ رخسارهاش آشکار مىگردد).
“فلته” به کارى که بدون اندیشه از انسان سر بزند گفته میشود. “صفحه الوجه” یعنی ظاهر چهره. بیان زیبایی است که امام علیهالسلام برای عدم کتمان مافیالضمیر مطرح کردهاند، چون گاهی افراد نسبت به هم دشمنی و یا کینه و حتی دوستی دارند اما در مقام بیان نیستند و اظهار هم نمیکنند و در دل پنهان میکنند.
حضرت میفرمایند انسان نمیتواند بهطور کامل آنچه در دل دارد را مخفی کند و ناگاه بروز میکند. چون هر آنچه در نفس و درون انسان وجود دارد، آثار ظاهریای در رنگ چهره و یا حالات چشمها دارد. مثلاً شخصی که میترسد چهرهاش زرد میشود یا انسانی که خجالت کشیده و شرمگین است سرخ میشود.
بله عقل میتواند بنا بر مصالحی که تشخیص میدهد اموری را پنهان کند، امّا همین عقل گاهى مشغول کار مهمى میشود و از مراقبت بر آنچه پنهان کرده غافل میشود و درنتیجه قوه خیال غلبه میکند و شخص بدون فکر، شروع به حرف زدن میکند و درون را بیرون میریزد.
مثلاً در بین جمعی نشسته که از فردی سخن به میان میآید او هم بدون توجه شروع میکند به گفتن، بدی باشد یا خوبی، ضمیر خودش را افشاء میکند.
تعبیر قشنگی بعضی دارند که گفتهاند این حالت مثل رطوبتی میماند که در اعماق ریشههای درخت وجود دارد که آثارش را در برگ و شکوفه و میوه میشود دید.
خدایا بهحق این ماه ظاهر و باطن ما را متقی بگردان. اخلاص در درون و بیرون، نصیب بفرما.
یکی از چهار بانوی بهشت…
دهم ماه مبارک رمضان سال دهم بعثت بانوی گرامی اسلام امالمؤمنین خدیجه کبری وفات کرد. او یکی از چهار بانویی است که بر تمام بانوان بهشت فضیلت وبرتری دارند.
شخصیت بزرگواری که در تمام طول حیاتش یار رسول خدا بود. از شروع رسالت پیامبر در ابعاد مختلف فرهنگی و اقتصادی در کنار پیامبر بود. که خودش بحث مفصلی دارد در طول مدت ۳ سال محاصره اقتصادی، اموال او به مقاومت و بیاثر شدن این محاصره کمک کرد.
در غیر دوران شعب هم موانع و مشکلات را از راه مسلمین برداشت و عاشقانه و با ایثار و مهربانی از وجود مبارک رسول خدا حمایت میکرد و در مسیر ارشاد و هدایت افراد به سمت خدا و پیامبر فعالیت گسترده داشت.
بعد از تمام این مجاهدتها و تلاشها به ملکوت اعلی پیوست خدای تعالی بر درجات عالیه او بیفزاید.
مومنین برادرند
۱۲ ماه مبارک ۵ یا ۸ ماه بعد از هجرت در مدینه پیامبر دستور به برادری بین مهاجر و انصار دادند؛ که تعداد ۹۰ نفر برادر شدند؛ و رسول خدا با علی بن ابیطالب برادر شدند که از فضائل انحصاری امیرالمؤمنین است؛ و دائماً این را تذکر میداد که من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم و هرکس غیر من چنین ادعائی کند دروغگوست.
و در سال ۹ هجرت با نزول آیه انما المومنون اخوه، بهعنوان یکی از دستورات اجتماعی اسلام که موجب وحدت و انسجام امت اسلامی میشود؛ عمومی شد. ما سالیانی این را در مسجد محلمان انجام دادیم و آثار و برکات فراوانی را از آن دیدیم.
رمضان، ماه همدردی است
۱۵ ماه مبارک رمضان ولادت کریم اهلبیت، گل خوشبوی پیامبر، امام مجتبی -سلاماللهعلیه- را پیشاپیش تبریک عرض میکنم و امیدوارم که خداوند همه ما را از شیعیان و موالیان آن حضرت قرار دهد، انشاءالله.
از ۱۵ تا ۲۱ ماه مبارک که یکی از اسامی آن، ماه همدردی است، هفته کمک به محرومان و مستضعفان نامیده شده که از فضیلت بالا و چند برابری برخوردار است.
خوب است افرادی که توانائی دارند در این عمل خداپسندانه اقدام داشته باشند. هر کس بهاندازه خودش و وسع خودش. بعضی وقتها بهاندازه یک خرما بهاندازه شربتی از آب درباره افطاری گفتهشده است.
درباره خدمت رساندن به محرومان هم همین است که اگر انسان بتواند این کار را انجام دهد چند برابر پاداش میگیرد بهخصوص در ماه مبارک رمضان، (اینکه) در تاریخ پانزدهم تا بیست و یکم هم قراردادند دقت بیشتری در آن شده است بالاخره لیالی قدر و ایام قدر هم در آن هست.
رسیدگی به خانواده زندانیان، ضروری است
پنجم خرداد روز نسیم مهر، روز حمایت از خانواده زندانیان است.
این گروه از افراد جامعه به علت اینکه سرپرست خانواده در کنار آنان نیست، زمینه آسیب و مشکلات اجتماعی برای آنان فراهمتر است که لازم است مردم و مسئولین در رفع نیازهای آنان اقدام گستردهتر و بیشتری داشته باشند…
از انقلاب عقب نمانید…
۷ خرداد سالگشت تأسیس مجلس شورای اسلامی و روز قانون است؛ که به همه عزیزان مجلسی روزشان را تبریک میگوییم.
خوب است مجلسیان محترم، بیانات امام (ره) را درباره مجلس و جایگاه قانونگذاری و نظارتی که دارند را بازخوانی کنند تا خداینکرده از مسیر انقلاب و آرمانها و ارزشهای آن عقب نمانند.
بعضی وقتها متأسفانه در مجلس حرکتهایی صورت میگیرد تصمیماتی گرفته میشود بعضی از مجلسیها حرکاتی را میکنند که اینها نشان میدهد که با آرمانهای انقلاب فاصله گرفتهاند.
نقش مجلس در بزنگاه ها مشخص می شود
لوایحی را مطرح میکنند حرفهایی را میزنند که درست نیست که درجایش بهموقع بیانشده است. به هر جهت نقش مجلس در بزنگاههای تاریخی که باید تصمیمگیری کند مشخص میشود؛ لذا گاهی تصمیمی موجب وابستگی و گاهی کشور را به استقلال میرساند. این تصمیم خیلی مهم است؛ سالیان سال کشور را زیر بار هزینههای گزاف و کلان میبرند
الآن باید خیلی مواظب باشند من آن هفته هم تذکری دادم. دیدم که در مجلس هم یک حرکاتی شده است. بالاخره این کنوانسیونها این پروتکلها این مراودات که با بیگانگان داریم اگر در اینها مصالح کشور در نظر گرفته نشود خیلی خطرناک است.
بعضی از اینها آشکار است. اصلاً احتیاج به کار کارشناسی به آن معنای خاصش را ندارد. خیلی واضح است که حرفهایی که در آن زده میشود برای کشور هزینه درست میکند.
یک مقدار باید اینها را دقت داشت. امام در بیاناتشان تأکیددارند همانطور که رهبری تأکید میکنند که مجلس باید از هیچ قدرتی نترسد و جز به مصالح کشور فکر نکند و باصلابت در مقابل قدرتهای استکباری بایستد. این دستور رهبری و تأکیدات امام است.
هنوز مطالبات رهبری و مردم، عملی نشده اند
در دور جدید مجلس رهبری اولویتهایی مثل اقتصاد مقاومتی و فرهنگ، بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن مجلس و حفظ اقتدار و رأس امور بودن مجلس تأکید کردند.
امروز بیش از نیمی از وقت این دوره مجلس گذشته است و قسمتی از مطالبات رهبری که مطالبات مردم است در اقتصاد و فرهنگ که دو عرصه جنگ دشمن با ملت ایران است هنوز انجامنشده. لذا تلاش بیشتر مجلس و فعالیت بیشتر مجلس را میطلبد.
راهکار رفع بخش اعظم مشکلات کشور
سخنان رهبر معظم انقلاب در بین مسئولین را در دو شب گذشته در نوع برخورد با غرب و جریان برجام و مسائل اقتصادی را ملاحظه کردید. مطالب بسیار مهم و دقیق و راهبردی و کارگشا که مسئولین مربوطه اگر اینها را به جان بگیرند و عمل کنند اعظم مشکلات کشور حل خواهد شد.
در آخر هم ایشان یک استراتژی را مطرح کردند در رابطه با سازمان ملل که آن را باید جداگانه تحلیل کرد؛ که ۱۰ مورد را ایشان بیان کردند یک مقدمه میخواهد که تحلیل شود و درست در جای خودش بنشیند.
محورهای موردبحث ایشان کاملاً گویا و صریح بود و آنچه مطالبه و خواست نظام از جامعه بینالملل و مسئولان داخلی است را بیان فرمودند. از مهمترین قسمتها این بود که با اروپا دعوا نداریم، اما بیاعتمادیم چون در مواقع حساس همراه آمریکا هستند.
ایران از مؤلفههای قدرت خود دست برنمیدارد؛ و درباره نفوذ منطقهای خودش مذاکره نمیکند. ایران با آمریکا نمیتواند تعامل داشته باشد؛ و شرط هرگونه مذاکره با اروپا تضمینهای قطعی و عینی است و اروپا باید ثابت کند بدعهدی ندارد و با تحریمهای آمریکا مقابله میکند.
اینها که رهبری فرمودند مطالبات ملی است که مردم از مسئولین میخواند قاطعانه دنبال کنند و ذرهای کوتاه نیایند.
اقتدار شما، موجب امنیت است، نه تزلزل کشور
در مواجهه با دشمن مسئولان کشور مقتدرانه سخن بگویند و بدانند که اینگونه سخن گفتن موجب امنیت بیشتر کشور است. کشور را متزلزل نمیکند در مقابل دشمن اگر شما بخواهید منفعلانه سخن بگویید او میبیند که دارد دست و پای تو میلرزد باید خیلی محکم در مقابل دشمن سخن گفت و همانطور که تأکید شده است مکرر به اروپا هم مثل آمریکا اعتماد نکنند. مگر میشود به مجسمههای فساد اعتماد کرد.
شنیدید که دیروز بعدازاین که کره شمالی همه هستهای خود را نابود کرد رئیسجمهور آمریکا وعدهاش را طی نامهای به هم زد و دیدارش را لغو کرد. اینها به هیچ اصلی از اصول اخلاقی و بینالمللی پایبندی ندارند و هر جور بخواهند عمل میکنند.
آمریکا به همراه اروپا قصد دارند در ضمن پروندهی هستهای و ایجاد تحریمهای گسترده، به نفع خود زمان بخرند و اهرمهای قدرت و امنیت ملی ایران را از کار بیندازد تا کشور را آسیبپذیر کنند.
لذا مسئولین محترم باید با عبرت از گذشته، دستورات رهبری را سرلوحه کار قرار داده با پشتوانه میلیونی مردم وارد میدان شده، هرچه زودتر تکلیف مذاکره را روشن و شجاعانه از حقوق ملت دفاع کنند.
هیچ برنامه ای برای حمله به ایران ندارد؛ به جز اقتصاد…
چند جمله راجع به مسائل جاری عرض کنم. از زمان به قدرت رسیدن رئیسجمهور آمریکا و تکمیل کابینهاش از عناصر ضد ایرانی، تقریباً هرروز علیه ایران و براندازی نظام بهعنوان یک هدف راهبردی بالصراحه و یا بالکنایه مطلبی گفته است؛
و اخیراً هم وزیر خارجه آمریکا با پررویی تمام و بیشرمانه، به گمان اینکه تحریمها بر مردم اثر کرده و باید همین راه را طی کرد و ناآرامیهای اجتماعی را هم تشدید کرد تا براندازی صورت گیرد، حرفهایی در دوازده بند زده.
آنچه مسلم است این است که آمریکا برای مقابله با ایران هیچ برنامه مشخصی غیر از مسائل اقتصادی ندارد؛ و مهمترین سرمایهگذاری را در این بخش کردهاند. از سخنان آمریکائیها میشود فهمید که بهشدت از گستردگی نفوذ ایران در منطقه خوف دارند و برای موجودیت اسرائیل نگران هستند؛
و این نگرانی بعد از انتخابات عراق و لبنان و پیروزی محور مقاومت در این دو کشور بیشتر شده؛ و این پیروزی در دو منطقه معنای روشنی برای آنان و موفقیتهای آینده خط مقاومت دارد.
و میدانند که بدون ایران در منطقه هیچ معادلهای حل نمیشود؛ و این سطح از نفوذ و قدرت ایران، کابوس آمریکاست. شب خواب ندارد که چرا ایران در این منطقه اینقدر نفوذ دارد و هر کاری میکند که این نفوذ کم شود، نمیشود.
بهخصوص در این فضای اخیر معلوم شد حالا در داخل کشور عدهای باز از سخنان وزیر خارجه نترسند که گفته: «ایران باید منتظر سختترین تنبیه آمریکا باشد» چنین حرفی را زده است.
تهدیدهای آمریکا از روی اضطرار است
کسانیکه این چهل سال را و رفتار آمریکا با ما را مرور کرده باشند میفهمند که این سخنان از روی اضطرار است. عرض میکنیم که آمریکایىها هرگز حمله نظامی نمیکنند. توانش را ندارند اینکه میگوییم توانش را ندارند مثل آن حرفی که آن آقا زد که آمریکا بخواهد موشک بیندازد کذا و کذا از آن باب نمیگوییم. دقیقتر داریم عرض میکنیم.
مهمترین گزینه روى میز آمریکایىها علیه ایران، گزینه اقتصادى است. روی میزشان هم میماند تا ما چگونه عمل کنیم.
اگر به دستورات رهبری گوش دادیم و اقتصاد مقاومتی و درونزا را عملیاتی کردیم این گزینه هم از بین خواهد رفت آمریکا خوب میداند که قدرت بازدارندگی ما چقدر است و در این سالها چه توانی به دست آوردهایم که اگر به ایران ضربه بزند، ضربهای که خواهد خورد، کوبنده و نابودکننده است.
وحدت اجتماعی را نشانه رفته اند
اگر از مسائل نظامی میگویند برای از بین بردن وحدت اجتماعی است که باید بصیر بود. کما اینکه یکوقتی این را گفتند و پیروزیهایی را هم به دست آوردند. باید بر سر آرمانهای انقلاب و تبعیت از رهبری و ترجیح مصالح ملی بر منافع جناحی و مرزبندی با بیگانگان جدی بود تا نقشههای دشمنان بر آب شود. دستور کار جدی دشمن و سعی او این است که امید را از مردم بگیرد.
در این چند وقت میبینید که رهبری روی این کلمات تأکیددارند که «ما مىتوانیم» و «با کمک مردم، هیچ مشکل لاینحلی در کشور وجود ندارد»، واقعاً این حرفها امیدبخش است و باید روی این حرفها کارکرد البته بهشرط آنکه به نیروهاى جوان، انقلابى، متخصص و باانگیزه ایمان میدان بدهیم و آنان را در عمل باور داشته باشیم.
این کارها بی احترامی به مردم است!
نکتهای هم راجع به شهر بگویم. وضعیت شهر که مسیر شهرهای دیگر است و رفتوآمد کشوری در آن جریان دارد خوب نیست. رهاست کار جدی صورت نمیگیرد. اینها وهن است. اینها بیتوجهی و بیاحترامی به مردم است.
مردمی که در مقاطع مختلف خدمات ارزنده به انقلاب و دفاع مقدس داشتهاند حقشان نیست که اینطور عمل شود. نباید این شهر از سیاسیکاری و جناحبازی رنج ببرند. دست از این حرفها بردارید و به مردم خدمت کنید.
دیدید یک بارندگی چه گرفتاری برای مردم درست کرد. اعیاد شعبانیه و ولادت حضرت حجت آمدورفت شهر بسیار کم سو و کمرمق، دیروز سوم خرداد بود آن حماسه عظیم برای کشور و حتی منطقه و بلکه جهان که آثار فراوانی داشت شهر بویی از این حماسه نداشت الا همان مراسم صبحگاه سپاه در امامزاده محمد، بعد شهر پر است از بنرهای تبلیغاتی کذائی.
وامداری مردمید، نه جناح و حزب
به بعضی اعضاء شورا کسی گفته بود برای مردمی که به شما رأی دادند کارکنید. گفته ما به مردم بدهکار نیستیم و وامدار جناح خود هستیم! این چه حرف سبکی است که زدهشده است؟!
هرگز کسی نباید در کار شورا و تصمیمات او دخالت کند. این حرف درستی است. مستقل است باید کارش را انجام دهد. ولیکن شورا هم اجازه ندارد برخلاف قانون و سلیقهای تصمیم بگیرد. کسی به شورای شهر نمیتواند بگوید فلانی را انتخاب بکن یا نکن با استقلال شورا نمیسازد.
دیگران تحمیل کنند که باید فلانی را رأی بدهید از بیرون یا از داخل یا هر جا این حرف باطل است؛به من بگویید جلوی آن را هم میگیریم.
لزوم توجه به ملاک ها در انتخاب مسئولین
کسی حق ندارد چنین کاری را بکند؛ اما اینکه فردی را انتخاب کنید که ملاکهای لازم را داشته باشد و ازنظر دستگاه قضائی و امنیتی ایراد نداشته باشند ضرر به شهر زدهاید.
بنده هرگز درباره اینکه چه کسی را انتخاب کنید یا نکنید هرگز حرف نزدهام و نخواهم زد؛ اما درباره ملاکها حرف خواهم زد. میگویم به دزد رأی ندهید. این را باید بگویم. باید بگویم که کسی که با انقلاب زاویه دارد رأی ندهید. به کسی که در فتنه بوده است رأی ندهید. اینها را در انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان گفتهایم. دائم هم میگوییم.
اینها ملاک است ملاکها را میگوییم. ملاکها را گفتن تحمیل کردن به شورا نیست. بله اگر بنده آمدم و گفتم فلانی را شهردار کنید، شما بگویید ما زیر بار زور نمیرویم. رگ گردنتان کلفت شود.
داریم میگوییم دستگاه امنیتی استان و دستگاه قانونی استان و قضایی استان درباره بعضی از افراد نظر دارند و میگویند که اینها متخلف هستند، مشکلی دارند، بروید بگردید کس دیگری را پیدا کنید. اینکه حرف بدی نیست. چرا نسبت به این حرفها ناراحت میشوید.
کار نکردن، وهن خود شماست
اگر قانونمدار هستید، این قانون است که اگر صلاحیت کسی برای کاری رد شد به کار گرفته نشود. چرا در مقابل این قانون میایستید و وقت را تلف میکنید. وارد ماه سوم سال شدیم. مطالبه مردم است که زودتر بداد شهر برسید و اقدام لازم را داشته باشید.
وضعیت شهر مناسب نیست. مسیر مواصلاتی با استانهای دیگر است. وهن خود شماست که چرا کار نمیکنید. خیلی بد است زودتر به این قصه برسید.
با هر فسادی باید مقابله کرد
بعضاً صحبتهایی که سطح شهر زده میشود و جفاهایی میشود که باید از خودمان دفاع کنیم. یکی این است که میگویند ما حاجآقا را نمیتوانیم ببینیم. میشود دید. چهارشنبهها ملاقات عمومی است. بعد از نماز ظهر هرکسی بخواهد میتواند ببیند. بعد از درس اخلاق هرکسی خواست میتواند ببیند. و
قتهای دیگر هم هرکسی وقت بگیرد میتواند ببیند.
بله بنده اجازه ندادم کسی واسطه برای وقت گرفتن شود. چون در این وسط یک عده کارچاقکن هستند. بنده با همه راههای فساد مقابله میکنم یکی هم دیدن خود بنده است. بعضیها میگویند فلانی را میخواهی ببینی من با آقا رابطهای دارم میروم برایت وقت میگیرم. هرکسی که میخواهد برای دیگری وقت بگیرد ما به او وقت نمیدهیم. خود آن شخص باید بیاید بگوید که چهکاری دارد وقتش را بگیرد. لذا بعضی وقتها بعضیها سه چهار ماه طول میکشد که وقت بگیرند وقت هم نمیگیرند و امثالذلک. از این مسائل مطرح میشود.
انتخاب امام جمعه موقت، اختیار است نه اجبار
یا میگویند آقا چرا امامجمعه موقت ندارند؟ ایشان انحصارطلب است، امامجمعه موقت ندارد. اولاً اعلام میکنم که بنده امامجمعه موقت ندارم. این جزء اختیارات خودم است. نمیخواهم داشته باشم مگر زور است. این اولاً.
ثانیاً رهبری در حکم فرمودند شمارا بهعنوان نماینده خود و امامجمعه کرج منصوب میکنم؛ یعنی وظیفه و کار بنده در روز جمعه مشخصشده است که در جمعه وظیفه من خطبه خواندن است. نماز جمعه خواندن است. لذا نمیتوانند بدون عذر و بدون اضطرار و مشکلی پستم را ترک کنم.
لذا تا عذر و مشکلی پیش نیاید خودم میخوانم. اگر کسی را هم معین کردم بهعنوان امامجمعه موقت معین نمیکنم. بهعنوان آن اضطرار و اینکه ایشان فعلاً بخواند معین میکنم. نمیخواهم کسی را بهعنوان موقت معرفی کنم. افرادی را هم تعیین کردم که اگر یکوقتی مشکلی پیش آمد آنها بخوانند.
گفتند این آقا صلهرحم هم نمیکند؟ چرا صلهرحم هم میکنیم. از جمعه بعدازظهر تا پنجشنبه. چشمم را هم که عمل کردم شنبه رفتم عمل کردم که تا جمعه بتوانم بیایم.
مطلب دیگر اینکه درباره شکایاتی است که میگویند فلانی از ما شکایت کرده است. بنده هیچ شکایت شخصی از کسی در هیچ محکمهای تا حالا نکردهام. حتی از آقای مطهری هم که شکایت کردم به خاطر این بود که به مردم و مسئولین استان بیاحترامی کرد. پایش هم ایستادم تا نامه معذرتخواهی نوشت و در روزنامه پخش شد. بعد آن چیزی را که شخصی بود از آن گذشتم.
مسائل شخصی باکسی نداریم. بله وقتی دعوایی اگر صورت گرفت من گفتم مال من است شما گفتید مال من است نتوانستیم ثابت کنیم باید محکمه ثابت کند. بنده تا حالا از کسی شکایت نکردم.
مثل معاویه عمل می کنند
ولی ناجوانمردانهاش اینجاست که بعضیها مثل معاویه عمل میکنند. به آنکسی که شکایت شده است به خانوادهاش زنگ میزنند و میگویند که فلانی از تو شکایت کرده است -یعنی من- که اصلاً شکایت نکردم و چون ایشان یک آدم کذا و کذا است و نمیبخشد پس به ما اجازه بده با یک آقای دیگری صحبت کنیم تا او برود واسطه شود تا شمارا ببخشد. این دیگر خیلی ظلم است.
اصل موضوع باطل است که بنده شکایت کرده باشم. اخیراً یک تعدادی از افراد را به اسم خبرنگار بازداشت کرده بودند که به بنده نسبت داده بودند که به من مربوط نیست.
نکته پایانی اینکه این مصلا شخصیت حقیقی و حقوقی دارد. احترامش باید حفظ شود. لذا مصلا گدا نیست که ما هر هفته بیاییم اینجا برایش کیسه بگیریم و کار خوبی هم نیست. لذا از همان هفتههای اول گفتیم خود دوستان برای بازسازی این فضا و جایگاه عظیم خود مردم باید کمک کنند. دم در محترمانه مبالغی را بپردازند.
من حتی سال گذشته خدمت رهبر معظم انقلاب نشسته بودم درباره موضوعی بحث شد یکدفعه ایشان از من پرسید مصلا تمامشده؟ گفتم انشاءالله دارد کارهایش انجام میشود. جالب بود برایم که ایشان از من سؤال کرد.
ایشان هم نظرش این است که باید مردمی این کارها بشود تا فشار به دستگاهها و اینها. دوستان اصرار کردند که امروز بین جمعیت کیسه گردانده شود خودتان دیگر وظایفتان را انجام دهید.
|
| 1397/2/28 | 1397/2/28آقایان! اشتباهاتتان را در خصوص برجام، مردانه بپذیرید / ۷۰ سال مذاکرات فلسطین، درس عبرت است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه283
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یومالدین
ایّهَا المُؤمِنون أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
اقامه قسط و عدل، درگرو تقسیم عادلانهی کار
متقین برای اینکه کَل بر جامعه نباشند و امور زندگی خود را به دیگران تحمیل نکنند و کرامت انسانی خود را در اجتماع حفظ کنند، همگی اهل کار و فعالیت هستند.
خداوند متعال در قرآن کریم به قسط و عدل دعوت کرده است، این مهم محقق نمیشود مگر با تقسیم عادلانه کار در بین افراد جامعه. لذا مسئولان و برنامه ریزان موظفاند برای آحاد جامعه شرایط لازم را فراهم کنند.
اصل پذیرفتهشده در بین همه مردم دنیا این است که اگر مردم جامعه بخواهند از امکانات رفاهی بهرهمند باشند باید برای رسیدن به آن سعی و تلاش کنند؛ و البته هر جامعهای برای رسیدن به مطلوب مقررات و قوانین خود را دارد.
اهلبیت -علیهمالسلام- برای بهرهوری بهتر و بیشتر، به کوچکترین مسائل مربوط به کار توصیههای زیبا و روشنگرانه را، گاهی با صراحت و گاهی با کنایه بیان کردهاند که عمل به هرکدام از آنها، توسعه اقتصادی را برای فرد و اجتماع به همراه دارد.
کار سپردن به نابلد، مثل اعتماد به خائن است
دربیانی امام صادق-علیهالسلام- فرمودند «مَا اُبَالِی إِلَى مَنِ ائْتَمَنْتُ خَائِناً اَوْ مُضَیِّعاً» یعنی ازنظر من فرق نمىکند که کار را به خائن واگذار کنم، یا به ناشى -ناوارد، نامتخصّص، فاقد مهارت- همین آموزش امام علیهالسلام با گستردگی و شمولی که دارد، اگر با دقت موردتوجه قرار گیرد خیلی از مسائل جامعه حل میشود.
میبینید که جهات مختلف تربیتی، اقتصادی، سلامت در زندگی، محکم شدن روابط اجتماعی و رعایت مسائل انسانی در این بیان امام لحاظ شدهاند.
کسی که تخصص لازم را در کار ندارد یا متعهد به موازین نیست، وجدان کاری ندارد، قطعاً کار را ضایع و خراب میکند. امام کسی که کار را بلد نیست با خائن در یک ردیف قرار میدهد.
لذا اگر به کسی که در مورد کاری که به او واگذار میکنند، دانش و تخصص لازم را ندارد ولو به او اصرار کنند که قبول کند نباید قبول کند. چون حقوق جامعه، اموال و ثروت مردم به خاطر عدم توانائی و تخصص او از بین میرود.
پیشرفت کشور با دو بال تعهد و تخصص ممکن است
تأکید اهلبیت بر دو بال تخصّص و تعهّد، به خاطر این است که پیشرفت در علم و صنعت و ارکان کشور بدون این دو به دست نمیآید.
در تعالیم دینی ما به علم و مهارت بسیار تأکید شده است که در نوبت قبل به بعض روایات اشاره کردم.
در بیانی امیرالمؤمنین -علیهالسلام- به کمیل فرمودند «یا کُمیل! ما مِن حَرَکَهٍ إلّا و أنتَ مُحتاجٌ فیها إلى مَعرفه» یعنی اى کمیل! هیچ حرکتى نیست مگر اینکه تو درباره آن نیازمند به شناخت و معرفت هستى.
اگر کاری بدون شناخت و معرفت انجام شود قطعاً محکومبه شکست است. همانطور که اگر تخصص لازم وجود داشته باشد اما ایمان و تعهد به وظیفه وجود نداشته باشد بازهم کاری پیش نمیرود.
تجارت و کاسبی، دستور دین است
از این نوبت وارد بعضی مصادیق کار مثل کشاورزی، دامداری، ماهیگیری، صنعت و تجارت میشوم و نکاتی راجع به هرکدام ولو مختصر بیان میکنم.
خیلیها هستند که با این مسائل بیگانه هستند. کشاورزان مسائل مربوط به کشاورزی را نمیدانند. تاجران نمیدانند. لذا بعضاً میبینیم که بازار خراب میشود. ورشکستگی زیاد میشود. اینها را باید یاد گرفت.
یکی از مباحث مهم که مطرح میکنیم بحث عام تجارت است که بر اساس آنچه از روایات به دست میآید یعنی خریدوفروش یا همان کسب و کاسبی که برای تأمین رزق حلال و اداره زندگی خداپسندانه انجام میگیرد که همه انواع به دست آوردن سود و فایده را مثل تولید و واردکردن و صادر کردن کالا از خارج و به خارج و خدمات را شامل میشود.
در وسائل الشیعه از امیرالمؤمنین -علیهالسلام- فرمودند «تَعرَّضوا لِلتّجارات، فإنّ لَکم فیها غَنىٌ عمّا فی أیدی النّاس» به کسب و تجارت بپردازید تا ازآنچه در دست دیگران است -اموال- بىنیاز باشید. حضرت تشویق و ترغیب به تجارت میکنند؛ یعنی تجارت هم تلاشی است که مورد دستور دین است، ولو خود شخص تولیدی نداشته باشد. بلکه اگر تولیدات را به دیگران برساند، این کار است و مرغوب است و مورد رغبت اسلام است.
لیبرالیسم اقتصادی، اسلامی نیست
امام علی -علیهالسلام- در توضیح تجارت، خودشان فرمودند: تجّار و بازرگانان کسانی هستند که اجناس و کالاهاى موردنیاز مردم را از مناطق دور و پرتافتاده -در خشکى و دریاى و دشت و کوه- و جاهایى که مردمان با آنها آشنا نیستند و قدرت رفتن به آنجاها را ندارند وارد مىکنند.
البته امروزه این سختیها و مخاطرات، به خاطر وسایل ارتباطیِ سریع وجود ندارند و حتی دادوستدها هم مثل گذشته امر بسیط و فقط وارد و صادر کردن سادهی کالا نیست و پیچیدگیهای خود را پیداکرده.
امروز کشورهای ستمگر عالم مواد خام را از کشورها به قیمت ارزان میخرند و با فراوری که میکنند به چند برابر قیمت و سود بالا به خود آن کشورها میفروشند؛ که باید در جای خودش راجع به مشروعیت آن بحث کرد.
در بحث تجارت و دادوستد روایات فراوان داریم؛ که وقتی به همه آنها توجه میکنیم این به دست میآید که در اسلام اقتصادی که موجب شود عدل و قسط از بین برود و موجب فساد در جامعه شود که به آزادی اقتصادی و اقتصاد آزاد یعنی لیبرالیسم اقتصادی معروف است، نداریم. مسائلی مثل نیازهای جامعه، قیمت کالا، دسترسی عمومی به کالا و امثال مالک موردتوجه است.
معامله ربوی، باطل است
قرآن کریم توصیههای فراوانی درباره تجارت، کیل، وزن، پیمانه، کمفروشی و خریدوفروش دارد مثلاً در آیه ۲۹ سوره نساء فرمود «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ، إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ» (ای کسانی که ایمان آوردید اموالی را که در بین خودتان استفاده میکنید و بهره میدهید و بهره میگیرید حرام نکنید که در تجارت باید طرفین رضایت داشته باشند.)
خیلی وقتها هست که کسبه زمینه را طوری فراهم میکنند که شخص خریدار مجبور به خریدن است. راضی نیست ولی چارهای ندارد.
در آیه ۲۷۵ بقره فرمود «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» معلوم میشود یکی از معاملاتی که باطل است و خیلی مشکل است و در کنار بیع میآید و شبیه بیع است ربا است.
اگر ربا آمد جامعه اقتصادی از بین خواهد رفت؛ که راجع به ربا در آینده سخن خواهم گفت انشاءالله.
متأسفانه گردوغبار ربا را میشود بر چهره افراد دید و متأسفانه و متأسفانه در بازار ما مسائل ربوی وجود دارد و افراد به خاطر ندانستن مسائل مبتلا به ربا میشوند. حالا ربای قرضی باشد یا ربای معامله باشد که اینها را بیان خواهیم کرد.
مسئله ربا مسئله مهمی است.
اقسام تجارت بدون ربا
در روایات هم به موارد فراوانی از احکام و روشهای صحیح معامله تذکر دادهاند که اگر ربا نداشتیم معامله صحیح چگونه است. اجاره، مضاربه، مزارعه، مساقات، جعاله و امثالذلک که اینها را باید چگونه انجام دهیم که مبتلا به ربا نشویم.
قبل از اسلام مردم اهل کسب و کاسبی بودند مردم خریدوفروش میکردند، اسلام بحث مبادلات را نیاورد. اسلام فرمود که معاملاتی را که شما انجام میدادید همه را حلال کردم فقط ربا را حرام کردم که بعداً درباره ربا صحبت خواهیم کرد؛ احکامی دارد که یکی از آنها را الآن میگویم.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیالله و علیه وآله: «مَنْ بَاعَ وَ اشْتَرَى فَلْیَحْفَظْ خَمْسَ خِصَالٍ وَ إِلَّا فَلَا یَشْتَرِیَنَّ وَ لَا یَبِیعَنَّ: الرِّبَا وَ الْحَلْفَ وَ کِتْمَانَ الْعُیُوبِ وَ الْمَدْحَ إِذَا بَاعَ وَ الذَّمَّ إِذَا اشْتَرَى» یعنی هر کس خریدوفروش مىکند باید از پنج چیز خود را محفوظ کند، وگرنه اصلاً نباید بخرد و بفروشد: ربا، قَسَم -بعضیها که قسم دروغ میخورند اصل قسم خوردن در معامله باطل است چه برسد به اینکه قسم دروغ بخورد- پوشاندن عیب کالا، تعریف از کالا در هنگام فروش -این جنسی که من دارم میفروشم نمونهاش دیگر نیست دوتا ساختهشده یکی از بین رفت اینیکی مانده که میخواهم به تو بدهم- و مذمت از کالا در وقت خرید -که بر سر مال بزند که بخواهد ارزانتر بخرد-
همین مقدار بس تا در نوبت بعد به ادامه بحث تجارت بپردازم انشاءالله.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
استدراج، فریبتان ندهد
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
متقین عمداً و متعمداً دست به آلودگی دراز نمیکنند و دائماً در حال محاسبه و مراقبت از نفس هستند. امیرالمؤمنین -علیهالسلام- در حکمت ۲۴ از حکم -نهج البلاغه فرمودند «یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ» اى پسر آدم هرگاه دیدى خدای سبحان، نعمتهای خود را پیاپى به تو ارزانى مىدارد درحالیکه تو نافرمانى او را مىکنى، پس بر حذر باش و از او بترس.
هشداری است که علی ابن ابیطالب راجع به نافرمانی خدا میدهند. چون شکر نعمت، نعمت را زیاد میکند و کفران، نعمتها را از بین میبرد، حضرت تذکر میدهند که اگر کسی از نعمتهای خدا تشکر نکرد و سپاسگزار نبود باید یقیناً آنچه در اختیار داشته از دست بدهد و منتظر نزول بلا باشد؛ اما اگر اینطور نشد پس مبتلابه سنت استدراج شده است؛ یعنی خدای تعالی مهلت میدهد که افراد کارشان را اصلاح کنند و سپاسگزار نعمتها باشند و کفران نکنند و اگر توجه نکردند و ادامه دادند در یکلحظه که گمان نمیکردند خدا آنها را میگیرد.
اینجا امام توجه میدهند که اگر دیدی گناه میکنی ولی نعمت خدا از تو قطع نمیشود بدان که باید بترسی از اینکه یکمرتبه اخذ شوی. خدای تعالی تقوا را در همه ما افزوده بگرداند.
کاش رمضان، یک سال بود!
حلول ماه رمضان الکریم ماه بندگی و ضیافت الهی را به همه شما تبریک عرض میکنم.
ماه رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا و ماه استغفار است. ماهی است که خداوند روزیها و عمرها را افزایش میدهد و زائرِ خانهاش را معین میکند.
شب و روز آن پر از خیر است که در روایت دارد که اگر انسان درک میکرد ارزش ماه رمضان را، آرزو میکرد تمام سال رمضان باشد. ماهی است که گناهان انسان در آن سوزانده میشود.
درهای رحمت الهی از شب اول تا پایان ماه باز و درهای دوزخ بسته هستند و شیطان به غل و زنجیر بستهشده، یعنی همهچیز برای رسیدن به کمال فراهمشده تا همت خود انسان چقدر باشد.
امیدوارم که همگی ایام و لیالی این ماه بخصوص شبهای قدر را قدر بدانیم. دعا و فضیلت تلاوت قرآن را فراموش نکنید.
دوری از قرآن، عامل مشکلات مسلمین
ماه رمضان بهار قرآن است. رسول خدا فرمودند: در ماه رمضان فراوان قرآن تلاوت کنید. همراهتان باشد هر جا فرصت کردید ولو چند دقیقه تلاوت کنید و در معارف آن تأملکنید ولو روزی یک آیه.
قرآن کتاب زندگی ماست که متأسفانه از او دوریم. به برکت نظام اسلامی قرآن رو آمده است جلسات قرآن فراوان شده است اما هنوز زندگی ما زندگی قرآنی نیست.
بعضی وقتها خودِ قاریِ قرآن، قرآن که تمام میشود وقتی دارد استراحت میکند، دوتا غیبت میکند همانطور که رهبری فرمودند که نقل به معنا میکنم جهان اسلام از آن دور است والا اینهمه مشکلات برای مسلمین فراهم نبود.
اینکه دولتهای اسلامی وظیفه خودشان را در قبال فلسطین انجام نمیدهند حتی موضعگیری و اعتراض هم ندارند به خاطر بیاعتقادی به قرآن کریم و احکام الهی اوست.
انشاءالله عالم اسلام به سمت قرآن برگردد و آن را چراغ راه زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی خود قرار دهد.
محو اسراییل، نزدیک است
این روزها اوضاع فلسطین را رصد میکنید. مکرر توسط امام و رهبری بیانشده که «حمایت از فلسطین، انتفاضه و مبارزه با صهیونیسم و حامیانش از ارکان اصلى سیاستهاى راهبردى نظام اسلامی است»
آنچه مسلم است، این است که صهیونیستها به قهر و غلبه قصد حاکمیت بر فلسطین را دارند و این حرکتی غاصبانه است و هر مسلمانی وظیفه دارد به دفاع از مسلمان دیگر در هرکجای عالم که باشد قیام کند و دست متجاوز را قطع کند.
لذا حرف ما همان است که اماممان فرمود، اسرائیل این غدهی سرطانی در قلب کشورهای اسلامی باید از صفحه روزگار محو گردد؛ و این واقعه نزدیک است.
هجوم صهیونیسم به فلسطین، در سایه حمایت آل سعود
این روزها که با توافقات پشت پرده عربستان و کشورهای عرب منطقه، پاره تن اسلام، فلسطین، بهواسطه انتقال سفارت آمریکا به قدس، مورد هجوم گرگان خونخوار کودک کش قرارگرفته و در حملات وحشیانهای که در غزه داشتند ۶۳ فلسطینی به شهادت و ۲۹۰۰ نفر مجروح شدند. میبینید که چگونه سران کشورهای مرتجع عربی سکوت کردهاند و گاهی علنی بر سازش با اسرائیل تأکید میکنند؛
گاهی هم به فلسطینیها تشر میزنند که یا شرایط را بپذیرید و یا خفه شوید، -این را آل سعود پلید در مقام بیان اینگونه چند وقت قبل گفت-
ای ننگ بر نهادهای مدعی حقوق بشر، سازمان ملل و شوراى امنیت، ای ننگ بر سران ذلیل و پستفطرت کشورهای منطقه، ای ننگ بر گاوهای شیرده آل سعود و آل یهود که جلوی چشمانتان جوانان مسلمان فلسطینی را در روز نکبت که روز خیانت انگلیسیهاست به خاک و خون کشیدند و روز خون درست کردند و به شهادت رسانند و خیانت آمریکائیها را تثبیت کردند و شما فقط نظاره کردید.
بدانید به فضل پروردگار، بهزودی به برکت خونهایی که مظلومانه ریخته شده، از بیخ و بن ریشهکن خواهید شد.
۷۰ سال مذاکرات فلسطین، درس عبرت است
نکتهای که عرض میکنم و باید عبرت باشد این است که فلسطین ۷۰ سال است در حال مذاکره و امضای قرارداد و بیانیه و معاهده است و چیزی جز عقب ماندن و هزاران شهید و از دست دادن بیش از ۷۰% از سرزمینهایش چیزی عایدش نشده است.
در طول این ۷۰ سالی که پای میز مذاکره نشستند بیش ۷۰ درصد سرزمین خودشان را ازدستدادهاند و زمان را هم ازدستدادهاند، اینهمه هم کشته دادند لذا چاره کار فقط در مبارزه است و مقاومت در مقابل متجاوز.
این باید برای همه بخصوص کسانی که دنبال مذاکره با شیطان هستند درس عبرت باشد.
برای داخلیهای خود ما هم باید درس عبرت باشد.
اروپا کنار ایران نمیماند
در مسائل مربوط به ایران آن چیزی که میتواند جلوی تصمیمات آمریکا علیه ایران را بگیرد، اقتصاد مقاومتى است. لذا توجه به اروپا براى حلِ مشکلات اقتصادى به همان اندازه که به آمریکا براى حل مشکلات اقتصادى تکیه شد اشتباه است.
چون سابقه اروپا نشان میدهد که در موقع خطر و اضطرار در کنار ایران نمیمانند.
سابقه نشان داده این سه کشور اروپائی، منافع ملت خودشان را هم به خاطر آمریکا زیر پا میگذارند و به کمک آمریکا، اسرائیل را تقویت میکنند.
چون برای تحکیم سلطه خودشان بر منطقه لازم دارند که ایران را بهعنوان تهدید اصلی معرفی کنند و افکار عمومی را از رژیم صهیونیستى منحرف کنند؛ و بگویند اینکه مشکلی ندارد ایران است که تهدید منطقه است تا به این وسیله کشورهای اسلامی هم آرمان رهایى قدس را به فراموش کنند.
ضرری بزرگتر از برجام
لازم است همانطور که رهبری تأکید کردند در تعامل با کشورهای اروپائی تضمین عملی لازم گرفته شود و الا ضرری بزرگتر از برجام متوجه منافع کشور خواهد شد.
معلوم است وقتی اروپا با آمریکا مراودات ۳۸۰ میلیارد دلارى دارد این را کنار نمیگذارد برای از دست ندادن مراودات ۳۰ میلیارد دلارى که با ایران دارد، اگر امر دایر شود که این را حفظ کند یا آن را حفظ کند کدام را حفظ میکند؟!
رهبری، برخلاف دولتمردان، شفاف سخن گفتند
این نکته هم باید تذکر داده شود که متأسفانه بعضی افراد حرفهایی میزنند که فعلاً خویشتنداری میکنیم.
رهبری در مسئله برجام برخلاف دولتمردان، همه مطالب را شفاف با مردم در میان گذاشتند و شروط خودشان را بیان کردند و خطوط قرمز را هم تبیین کردند، بعضی دستگاهها هم شرطهایشان را گذاشتند جمعاً ۲۸ شرط برای برجام گذاشته شد؛ اما دوستان در مقام عمل آنگونه که وظیفهشان بود عمل نکردند و از بعضی خطوط قرمز هم عبور کردند که رهبری هم در سخنی اشاره کردند که بعضی از این آقایان از خطوط قرمز عبور کردند.
مثل خوارج…
حالا چه شده که در مقام دفاع از خود مثل خوارج بیانیه میدهید؟! مرد باشید و اشتباهات خود را بپذیرید. امروز مردم ما مثل مردم کوفه نیستند که علی در خانه تنها بماند و هرکس هرچه دلش خواست بگوید.
اگر کسانی برای فرار از عملکرد بدشان یاوه بگویند، بدانند با آحاد ملت سلحشور ایران طرف هستند. مردم و کشور را هم معطل بازی جدیدی که سرمایه سوز است نکنید.
تضمین عملیای وجود ندارد!
همین روزها که تلاش میکنید با اروپا رابطه برقرار کنید حرفهای رسمی آنان را هم بشنوید؛ که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا میگوید که عین عبارت اوست: «این اتحادیه قادر نیست ضمانتهای حقوقی و اقتصادی به ایران بدهد اما برای یافتن راهی بهمنظور حفظ سرمایهگذاریهای پسابرجام اروپاییها در ایران جدی است.»
رهبری فرمودند «تضمین عملی بگیرید» او در مقام بیان میگوید تضمین نمیدهیم، بعد معاون وزیر خارجه ما برای جبران این حرف که آنها میگویند تضمین نمیدهیم میگوید: «ما باید بین دولتهای اروپایی با شرکتهای اروپایی تفاوت قائل شویم، شرکتهای اروپایی خصوصی هستند و کسی نمیتواند آنها را مجبور به کار با کشوری کند یا نکند.» که یعنی خب تضمین ندهند، عیبی ندارد.
بعد توتال و زیمنس و بعضی از شرکتهای فعال در ایران میگویند اگر آمریکا تحریم کند نمیتوانیم ادامه بدهیم. دیگر چه قدر واضح! چقدر صریح!
راه رفته را دوباره نروید و همانطور که رهبری فرمودند که تصمیمگیری این نوبت شما امتحان عزتمندی شماست. خوب تصمیم بگیرید و کشور را دچار خسارت دوباره نکنید.
رهبری فرمودند برجام خسارت محض بود این مسیر را دوباره طی نکنید که خسارت دیگری به ملت وارد شود و مسیر کندتر شود و راه رسیدن به مقصد طولانیتر شود.
اهتمام لازم در حوزه جمعیت، وجود ندارد
۳۰ اردیبهشت روز ملی جمعیت است. سالگشت روزی است که سیاستهای کلی جمعیت در ۱۴ بند مهم از سوی رهبر معظم انقلاب سالهای قبل به روسای قوای سهگانه ابلاغ شد. تا کمبودی که در وضعیت جمعیت کشور به وجود آمده بود جبران شود.
اگر کاهشی که در نرخ رشد جمعیت وجود دارد جبران نشود، گذشته از اینکه در آینده اقتدار ملی در مخاطره میافتد، شاهد آثار بدی در حوزههای فرهنگی اجتماعی و اقتصادی خواهیم بود.
متأسفانه شنیده میشود دستگاههای مربوطه اهتمام لازم را نداشته و سیاستهای ابلاغی را رعایت نمیکنند؛ و خواسته یا ناخواسته در مسیر خواست دشمنان که از بین رفتن نسل ایرانی و مسلمان است حرکت میکنند.
گزارش دهید چه کردهاید؟!
خوب است در سالگرد این ابلاغ دستگاههای مربوطه مثل دانشگاه علوم پزشکی گزارشی بدهند که برای جبران رشد جمعیت چهکاری انجام دادهاند و دستگاههای فرهنگی و تبلیغی برای جبران رشد منفی ازدواج، تغییر سن ازدواج، تشویق به ازدواج آسان، چه مقدار از برنامههای خود را به این مهم اختصاص دادهاند؟
دشمن سرمایهگذاری گستردهای کرده است که به انواع حیل نیروی جوان و فعال و پرانگیزه در کشور کم شود یا به وجود نیاید.
متولیان امور باید کمبودها را در این زمینه با جدیت جبران کنند. اگر کشور پیر شود که دیگر قابل جبران نیست و نمیشود دانشمند و سرباز و کارمند وارد کرد.
اگر جلوی تولید و مولد بودن افراد گرفته شود و پیری بیاید دیگر نمیشود کاری برای این جامعه انجام داد.
دشمن با دقت دارد در این مسیر حرکت میکند. نوع غذا نوع پوشاک سبک زندگی ما را تغییر داده است. بهطوریکه کثرت جمعیت از ما گرفته شود، نصاب لازم را نداشته باشیم. نصاب لازم که نبود بعد از یک مدتی دیگر جنگ هم نمیخواهد. هیچکس نیست که بخواهد بجنگد. آدمی نیست که بخواهد کار کند. کسی نیست که بخواهد در مقابل دشمن بایستند اینها را مواظب باشیم.
باید مصرف را بهینهسازی کنیم
اول خردادماه، «روز بهرهورى و بهینهسازى مصرف» نامگذارى شده است.
یکی از مسائل مهم در جهت پیشرفت کشور بهخصوص در امسال که همه باید از کالای ایرانی حمایت کنیم همین موضوع بهرهوری است. وقتی با محدودیت سرمایه و منابع طبیعی مواجه هستیم باید مصرف را بهینهسازی کنیم.
اتفاقاً توصیههای دینی فراوانی هم در این زمینهداریم که اهل ایمان هرگز منابع را تلف نمیکنند و از کمترین امکانات بهترین استفاده را میبرند.
کارها را دقیق و باحوصله و محکم انجام دادن وامانت را رعایت کردن و سرمایه را هدر ندادن و هزینهها را کنترل کردن از اسراف و تبذیر جلوگیری کردن مدیریت زمان داشتن و وقت را هدر ندادن از هر نیرویی بهاندازه دانش و کارایی او استفاده کردن و امثال اینها در پیشرفت امور و بهرهوری بسیار مؤثر هستند.
لذا باید این روز را بهانه قرارداد تا از همه داشتهها مثل زمان و نیروی انسانی و سرمایهها در جهت بهتر شدن تولید و کالای ایرانی استفاده کرد و از طرف دیگر راههای درست مصرف کردن را هم تذکر داد و یاد گرفت.
آزادسازی خرمشهر، نماد مقاومت ملت ایران
مناسبت دیگر هفته سوم خرداد است. روزی که ملت ایران با مدد الهی دست متجاوزین را قطع کرد و حماسه آفرید و خرمشهر را آزاد کرد.
امام (ره) فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد» امام همیشه سعی میکرد مردم را موحد بار بیاورد. در آن بزنگاههایی که میرفت ذهن منحرف شود سریع او را به توحید وصل میکرد. همه شاد بودند از اینکه رزمندگان موفق شدند، فرمود خدا آزاد کرد، با خدا فاصله نیندازید.
سوم خرداد و آزادی خرمشهر، نماد مقاومت ملت ایران است که با ایستادگی و پایمردی در مقابل سلطه گران و بهرهگیری از تفکر بسیجی به نتیجه رسید.
امروز، فرهنگ مقاومت، گفتمان آزادی خواهان دنیاست
فرهنگ مقاومتی که منجر به آزادی خرمشهر شد، امروز تبدیل به گفتمان مبارزان اسلامی در اقصی نقاط عالم و بخصوص جوانان کشورهای اسلامیشده است.
امروز در منطقه غرب آسیا، جریانی که پایدار و مقتدر در مقابل غده سرطانی منطقه ایستاده و هیمنهی اسطورهای او و کمککنندگانش و طرحهای سلطهگرانهی آنان را به باد فنا داده است خط مقاومتی است که ایستادگی و مقاومت را از ایران الهام گرفتهاند.
البته این را یادمان باشد که امام ما و رهبر ما فرمود که مردم و جوانها بدانید که ما خرمشهر را در پیش داریم و باید این خرمشهرها را با مقاومت و با استقامت طی کنیم تا به منزل مقصود برسیم. |
| 1397/2/21 | 1397/2/21آمریکا و اروپا، دو لبهی یک قیچی هستند / شورای نگهبان، قاطعانه با لایحه FATF برخورد کند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه284
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أُوصِیکُمْ و نفسی بِتَقْوَى الله.
بیعدالتی در کار، خلاف دینداری است
اهل تقوا در تعاملات اجتماعی نقش فعال داشته و در همه زمینهها مشارکت دارند. در بحث خدمترسانی پیشقدم هستند و اگر لازم باشد که برای رسیدن به رفاه اقتصادی جامعه تلاش مضاعفی صورت گیرد، قطعاً فعالانه شرکت خواهند کرد. متقین نسبت به کار و استمرار آن متعهّد هستند و حق کار، اتقان و محکمی و امانتداری را در آن رعایت میکنند.
و اگر افرادی را هم به کار مشغول کنند، قطعاً حقوق او را رعایت میکنند تا مشمول آیه شریفه نشوند که فرمود: «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ»، -از حقوق مردم چیزى کم نکنید و جلوی آن را نگیرید! البته متأسفانه دیده میشود که بعض کارفرمایان درست برخلاف دستورات دینی و قرآن عمل میکنند و حقوق کارگران را پایمال میکنند؛ و حتی گاهی در تقسیمکار در بین افرادی که توان کار و ذوق و استعداد آن رادارند بیعدالتی میکنند.
نتیجهاش کارِ کم با درآمد زیاد برای عدهای و کار زیاد با درآمد کم برای عدهی دیگر میشود. یک عده آنقدر کار میکنند که تماموقتشان گرفته میشود با درآمد ناچیز و یک عده کمکار میکنند ولی درآمد آنها زیاد است این بیعدالتی است و با موازین دینی و روایات ما سازگاری ندارد.
ما در این مورد کار چون به نظر مفصل میرسد این هفته و هفتههای آینده راجع به مسائل مربوط به کار و کارگری و انواع کارها، کشاورزی، دامداری، صنعت، تولید و مسائل مربوطه بحث خواهیم کرد. لذا به مناسبت آرامآرام مباحث مطرح میشود تا تکمیل شود.
لزوم سازگاری کار با روحیات انسان
کار باید ازنظر جسمی و روحی با شخص سازگاری داشته باشد؛ و الا فرد هم به خودش و هم به اطرافیان آسیب میزند و هم کار به نتیجه نمیرسد. کسی که توانایی کاری را ندارد هم خودش را خراب میکند هم آن کار را خراب میکند. نتیجهای هم که باید جامعه برسد نمیرسد. جامعهای که افرادش اهل کار نباشند فقیر میشوند؛ و لذا درباره فقر تذکرات فراوان دادهشده که کاری نکنید فقیر شوید؛ و یا به عواملی که باعث فقر میشوند تذکر دادهشده، عوامل مؤثر در فقر و فقرزدایی که باید جداگانه موردبحث قرار گیرد.
اسراف و تبذیر، منشأ فقرند
بهعنوان نمونه عرض میکنم در روایت است از رسول خدا که فرمودند: هر کس تبذیر کند، خدا او را به فقر مبتلا مىکند. تبذیر از اسراف بیشتر است. کشاورز را دیدهاید وقتی بذرافشانی میکند و بذر میپاشد این حالتی است که کسی اسرافش بیش از مقدار باشد. اسراف مذموم است، این بیشتر از اسراف است که مبذّرین هم در قرآن برادران شیطان گفتهشدهاند. کسی که سیبی را گاز میزند و بقیهاش را میاندازد این از اسراف بدتر است. اسراف زیادهروی است. یکی باید بخورد دوتا میخورد این میشود اسراف. ولی تبذیر نصفه و نیمه رها میکند و از اسراف بدتر است.
اینجا میگوید اگر کسی دچار تبذیر باشد فقیر میشود. در این عبارت فرقی نیست بین اینکه شخص حقوقی و یا حقیقی باشند. دولتها باشند، مردم باشند و خانوادهها باشند فرق نمیکند. بین اینکه (چه کسی) مبتلا به اسراف و تبذیر باشد فرق نگذاشته است. هرکسی اگر دولتمردان مدیران جامعه افرادی که مسئولیتی در اختیاردارند آنها هم اینگونه باشند فقر قطعی خواهد بود. درهرصورت چه شخص حقیقی باشد چه شخص حقوقی باشد نتیجه یکی است و آن فقر است.
و دربیانی امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: اندازه نداشتن در معیشت فقر مىآورد. اقتصاد خانواده یکی از آن بحثهایی است که باید جداگانه بحث شود بالاخره هر چیزی اندازهای دارد خوردوخوراک و پوشاک تفریحات و مسائل مختلفی که هست همهاش باید در حالت اعتدال باشد. افراطوتفریط آن آثار خودش را دارد. اگر اندازه نگه نداریم مبتلابه فقر میشویم.
بعضیها، از مورچه هم کمترند!
درباره کار هم توصیههای فراوان داریم که به بعضی قبلاً اشاره کردم. مثلاً امام باقر -علیهالسلام- فرمودند: من از مردى که دنبال کار نمىرود متنفّرم و همچنین کسی که بر پشت دراز مىکشد و مىگوید: خدایا روزى مرا برسان؛ و برنمیخیزد تا در اینسوی و آنسوی دنبال کارى بگردد و خواستار فضل خدا شود -یعنی باکار فضل خدا را طلب کند- بااینکه مورچه کوچک از لانه خویش بیرون مىآید و تلاش میکند تا روزى خود را به دست آورد.
میگوید یعنی شما از این مورچه هم کمتر هستید اگر دنبال کار نروید. به انسانها خطاب میکند. بعضیها اینگونه هستند به دنبال کارهای خاص میگردند. هر کس و هر مقدار که میتواند باید مشغول باشد. از مواردی که در روایات تأکید شده حلالخوری و دوری از اموال حرام است که در بعض آیات شریفه هم به آن اشارهشده است. در قسمتی از آیه ۸۸ سوره مائده فرمود: وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالًا طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ …* ازآنچه خدا روزى شما قرار داده است -بهصورت حلال و پاکیزه- بخورید و راه تقوى در پیش گیرید.
و یا در قسمتی از آیه ۱۵ سوره مبارکه سبأ تذکر به شکرگزاری هم داد، در آنجا تذکر به تقوا داد که بخورید و استفاده کنید ولی تقوا داشته باشید. در این آیه سوره مبارکه سبأ به شکرگزاری هم اشاره میکند. فرمود: کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ …* از روزى پروردگارتان بخورید و او را سپاس گذارید؛ یعنی تقوا داشته باشید و به حرام آلودهاش نکنید. انسان در حرام که شکرگزاری نمیکند. حلالخوری را تأکید میکند.
عبادت با حرام جمع نمیشود
و رسول خدا فرمودند: عبادت با خوردن حرام، مثل بنا کردن مسجد است بر روى ریگ. شما وقتی میخواهید خانه بسازید پی میخواهد. به قول آقایان فونداسیون میخواهد. ولی روی یک سطح ریگ شناور شما بخواهید بنایی را تنظیم کنید که نمیماند، میریزد. به کسی که حرامخواری میکند ولی عبادت میکند، نماز میخواند، روزه میگیرد، خیلی هم مقید است، مجلس برای امام حسین (ع) میگیرد، اما اهل حرامخواری است، این مثل این است که خانهاش را روی ماسه بنا کند.
در یک بیان دیگری که مفصلتر است فرمودند: هر کس مالى حرام کسب کند، خدا نه صدقه او را مىپذیرد و نه بنده آزاد کردن و نه حج و نه عمره گزاردن او را و بهاندازه پاداش این اعمال یعنی شما اگر به حج بروی چقدر ثواب دارد صدقه بدهید چقدر ثواب دارد! اینجا رسول خدا فرمودند بهاندازه پاداش این اعمال براى او گناهانى سنگین مىنویسد، کسی که حرام میخورد بعد به حج میرود ثواب حجش را برای این شخص تماماً گناه مینویسند. چقدر این مسئله سنگین است. صدقه میدهد تمام آن صدقه را برای او گناه مینویسند- و آنچه از وى پس از مرگش برجاى بماند، توشه راه جهنّم او خواهد بود؛ و هر کس بر حرام دست یابد و از ترس خدا آن را رها کند، خداوند او را مورد دوستى و رحمت قرار مىدهد و مىفرماید تا او را به بهشت ببرند. همراهی میکنند او را و به بهشت میبرند و میگویند خانهات اینجاست.
مصادیق حرام، زیاد هستند
حرامخواری چیز کمی نیست. حرامخواری در اموال بیتالمال سر جایش، در همین کاسبیها دروغ میگویند، جنس دیگری را به اسم جنس دیگری میفروشد، کم میگذارد، آن مقداری را که باید اندازه بگیرد اندازه نمیگیرد، در پارچه متر کردن، در کیل کردن، در وزن کردن، اینها همه مهم است. به این سادگیها نیست. فکر میکنید که رها میشوید و میروید. خیر، دارید برای خودتان جهنم درست میکنید.
هرکسی بهاندازه خودش، از بنده که روحانی هستم و کارم تبلیغ دین است، اگر مسجد دارم مسجد است. اگر منبر است در منبر، اگر کم بگذارم بگیرید تا معلم سر کلاس، استاد در دانشگاه، نیروی پلیس در سر پستش، هرکسی در هرجایی که مشغول است فرق نمیکند.
در بعض از احادیث جمعآوری مال و ثروت را مقید به حلال کرده، مالی مال است که حلال باشد و الا مال نیست. امام صادق علیهالسلام فرمودند: خیرى در آنکس نیست که دوست ندارد مالى از حلال به دست آورد، اصلاً با این شخص ارتباط نگیرید و با آن آبروى خود را حفظ کند و دِین خود را بپردازد و صلهرحم بهجای آورد.
تعهد و تخصص، دو رکن اصلی کار
در جلسه گذشته به مواردی اشاره کردم که باید در کار رعایت شود، مثل استحکام، مهارت، خوشخلقی، امانتداری، امروز و فردا نکردن و دروغ نگفتن که اگر بخواهیم برای اینها و موارد دیگری که باید رعایت شود عنوان عامی درست کنیم که ریشه قرآنی هم داشته باشد، میشود تعهد و تخصص که از آیه ۵۵ سوره مبارکه یوسف به دست میآید که فرمود: «قالَ اجْعَلْنِی عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ، إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» یوسف به عزیز مصر گفت: مرا بر خزائن این سرزمین بگمار، که من نگاهبانى (امین) و کاردانم؛ یعنی هم توانائی بر انجام دارم و از تخصص لازم بهرهمندم و هم امین و درستکارم.
شبیه همان مطلبی که راجع به حضرت موسی علیهالسلام گفته شد: «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» قصص/۲۶٫ هم قوی هستم یعنی کار بلدم، بدنم تواناییاش را دارد، امین و درستکار هم هستم. همان تعهد و تخصص میشود. مسئله ایمان روشن است که چه مقدار مؤثر است. درباره تخصص هم روایاتی داریم. مثلاً رسول خدا فرمودند: هر کس بدون «علم به کار» -مهارت، تخصّص- کارى انجام دهد، بیش از آنکه آباد کند خراب مىکند. توجه به این دستورات در بهتر شدن وضعیت کار کمک میکند. برای این نوبت همین مقدار بس باشد تا به مطلب بعدی در همین رابطه بپردازم.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
کفارهی گناهان بزرگ!
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. انسانهای متقی به داد ستمدیدگان میرسند و با برطرف کردن مشکلات آنان، وسایل خوشحالیِ غم دیدگان را فراهم میکنند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۳ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: مِنْ کَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَهُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِیسُ عَنِ الْمَکْرُوبِ. از کفارههاى گناهان بزرگ، به داد ستمدیده رسیدن و غمگین را شاد کردن است.
گناهانی که از انسان سر میزند و لغزشهایی که داریم باید جبران شود، با توبه و انابه و استغفار اینها را باید جبران کرد. بعضی از گناهان توبه که کردید باید کفارهاش را هم بدهید. حالا یکی از آن چیزهایی که باعث پوشیده شدن گناهان میشود مسئله ستمدیده را رسیدگی کردن است. ملهوف یعنی ستمدیدهاى که یاور بطلبد. تنفیس یعنی رهایى از غمى که او را فراگرفته. وقتی کسی را از غمی نجات بدهیم برای او تنفسی حاصل میشود.
امام علیهالسلام برای رها شدن شخص خطاکار از خطاهایش به انجام فضیلتهایی سفارش میکند که کفاره لغزش شخص هم میشود. مثل به داد ستمدیده رسیدن و رفع گرفتاری از مؤمنین کردن بهاندازه وسع و توان که کمترین اثر این اعمال اگر از روی صدق و اخلاص انجام گیرد این است که دستگیر انسان میشوند و او را از سختیهای آخرت و مشکلات دنیا نجات می-دهند. خدای تعالی را قسم میدهیم بهحق انسانهای مقرب درگاهش که ما را مورد عفو بخشش خود قرار دهد.
این روزها را به استغفار بگذرانید
روزهای پایانی ماه شعبان را سپری میکنیم و امید داریم که خدای تعالی همه ما را مورد عفو و مغفرت خود قرار دهد. در دعایی که واردشده در روزهای پایانی خوانده شود همین مطلب هست «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ» در این روزهای باقیمانده از ماه شعبان این دعا زیاد تکرار کنید. اگر عربی آن را بلد نیستید ترجمه فارسی آن را که الآن من خواندم تکرار کنید به همین صورت دائم تکرار کنید آثار خوبی دارد.
آرامآرام به ماه پربرکت و پر کرامت رمضان الخیر نزدیک میشویم. ماهی که انسانها میتوانند با مقدماتی که خدای تعالی فراهم کرده با سرعت بیشتری کسب مقامات معنوی کنند و به خدا نزدیکتر شوند. ماه قرآن است و پرداختن به شئون مختلف قرآن. خوب است آنکه بلد نیست در این ماه یاد بگیرد و دیگری تجوید و مهارتهایش را بالا ببرد و دیگری در معارف و تفسیر و فهم آیات و تدبر در آن تلاش کند و البته مهمتر از همه اینها، همگی به آیات نورانی و توصیههای قرآن عمل کنیم.
بهرهمندی از رمضان، برنامهریزی میخواهد
در کنار روزه گرفتن که اصلیترین عبادت این ماه است، اطعام و افطاری دادن را از یاد نبریم و از دعا غافل نباشیم، مستمندان و گرفتاران، بخصوص اگر از نزدیکان هستند را فراموش نکنیم. حضور در مساجد و بهرههای تربیتی و اخلاقی بردن و استفاده از مجالس مختلف در آن بهخصوص لیالی قدر را فراموش نکنیم. در همین روزهایی که هنوز وارد نشدیم برنامههای خودمان را تنظیم کنیم.
امام رضا علیهالسلام در ماه مبارک رمضان هر سه روز یک ختم قرآن داشتند. فرصتها کم است. تقسیم کنید زمانهای خودتان را. یکمرتبه ننشینید. یکمرتبه کسی بخواهد کاری را انجام دهد کار برای او بزرگ جلوه میکند. اصلاً انجام نمیدهد. تقسیم کنید مثلاً یک جزء قرآن را که میخواهید بخوانید در سه نوبت بخوانید، در چهار نوبت بخوانید. چهارتا ۱۰ دقیقه بخوانید که کار تقسیم شود و سبک شود. ولی مقید به خواندن باشید.
توجه به معنویات در ماه رمضان بسیار برای ما کارساز است. خصوصاً رسیدن به لیالی قدر و درک لیالی قدر. خلاصه همه کارهای مادی و معنوی که از روی اخلاص انجام میگیرد، در این ماه پاداش مضاعف دارد. شما در ماه رمضان یک بسمالله الرحمن الرحیم میگویید برای شما یک ختم قرآن مینویسند. حالا انشاءالله به مناسبت ماه رمضان نکاتی را عرض خواهم کرد. لذا از این فرصت بینظیر الهی، با توجه کامل، کمال بهره را ببرید.
روزه اولیها، توجه ویژه میخواهند
و تأکید ویژه میکنم که در این ماه به نوجوانان و جوانان بخصوص کسانی که برای بار اول روزه میگیرند توجه بیشتری داشته باشید. روزها یک مقداری بلند است خصوصاً دختربچهها که تازه تکلیف میشوند به آنها رسیدگی بیشتری داشته باشید نگذارید پیوندهای دینی و معنوی آنان کمرنگ و یا قطع شود. سعی شود این مناسک برای آنان پرخاطره، پر لذت و درسآموز باشد.
خوب است همینجا عرض کنم که ده روز پایانی ماه شعبان را معمولاً مردم و کارگزاران و امنا و مسجدیها به غبارروبی و تکریم آن مشغول میشوند که انشاءالله این مهم را فراموش نمیکنید. آثار بسیار فراوان معنوی و آخرتی برای نظافت مسجد و لو بهاندازه پر کاه واردشده است. حالا اینکه دستمال بگیرید گردگیری کنید غبارروبی کنید کسی بانی شود فرشهای مسجد را بشوید.
بو، نور، صدا – مسجد!
بعضی مسجدها که میروم میبینم لوستر آن کأن از روز اول خلقت آن دستمال کشیده نشده است. من تا وارد مسجد میشوم میفهمم که هیئتامنای مسجد، امام مسجد، دارد کارش را درست انجام میدهد یا نه. بو و نور و صدا این سه چیز در مساجد مهم است. مسجدی که بوی پا و بوی عرق در آن میآید یا فرشها را مدتهاست که نشستند این نشان میدهد که آنجا کار نشده است. یا مثلاً نور مسجد خراب است. کورمالکورمال باید برویم و بیاییم. این را بدانید که در نور مسجد اسراف نیست. هر جا اسراف باشد در نور مسجد اسراف نیست. در چند جا اسراف نیست یکی از آنها راه است. هرچه چراغ راه را زیاد کنید اسراف نیست. البته لامپهای کممصرف و پرنور میشود درست است که هزینه هم کم شود.
یکی هم مسئله صداست. در مساجد صداها همه خراب است. یا بوق میزند یا بم است یا نازک است. مثلاً اگر صدای همین مصلا (ی کرج) درست شود، بدانید ظهور نزدیک است!
بههرتقدیر آثار بسیار فراوان معنوی دنیایی و آخرتی برای کسی که یک پر کاه از مسجد بیرون میکند وجود دارد. از این فرصت استفاده کنیم همه باهم زمانبندیشده سعی کنید مسجد را برای ماه رمضان انشاءالله زنده و احیا کنید.
برجام، برای همه درس و عبرت است
اما مسئله برجام که بالاخره چند روز زودتر از زمان مقرر آمریکا رسماً خروج از توافق هستهای با ایران را اعلام کرد مباحث زیادی گفتهشده مطالبی از قبل گفته شد. شروطی را رهبری بیان کردند و مفصل در مورد برجام خود ما لااقل در این خطبهها زیاد برای شما صحبت کردیم. گذشته از اینکه مسئولین در طول این مدت مطالب فراوانی گفتند. بالاخره دیدید و شنیدید. مصوبهای که مجلس برای شروط برجام گذاشته بود شرط دوم و شرط سوم کلاً همه اینها الآن زمان بروزش است. نحوه عملکرد مسئولین مجلس و عوامل مؤثر را میطلبد که کار خودشان را انجام دهند و نگذارند که مسیر منحرف شود که خداینکرده در چالههای دیگری مثل چاله اروپا واقع شویم.
آمریکا در همین رد کردن برجام، فرمان اجرائی تحریمهای شدید علیه ایران را هم امضاء کرد. در این رابطه میشود در چند جهت بحث کرد. یکوقت جریاناتی که در طول مذاکرات اتفاق افتاد را بازخوانی کرد و تحلیل کرد و مواضع افراد را بررسی کرد. یکوقتی زبان به مذمت باز کرد و ایرادات را به افرادی که کوتاهی کردند و به حرف دلسوزان گوش نکردند بازگو کرد؛ که آنهم ممل است و جز ناراحتی چیزی ندارد همه هم این را میدانید. البته تذکر بعضی از آنها لازم است اما حالا بیاییم بگوییم که دیدید گفتیم اینطور نکنید آنطور نکنید که حالا دیگر ثمرهای بر آن بار نیست. گرچه باید بعضی از آنها را تکرار کرد که فراموش نکنیم.
یا تحلیل ایدئولوژیکی و بیان افکار مختلفی که وجود دارد که دو فکر در جامعه وجود دارد یکی اینطور میگوید یکی طور دیگر میگوید یا مباحث استراتژیکی را مطرح کنیم، همه اینها هست. یا بیاییم از وقایع اتفاق افتاده درس گرفته و بادید عبرت بهکل برجام نگاه کرده و آن را مقدمه حرکتهای درست و حسابشده قرار دهیم؛ که به نظر میرسد بهترین کار همین است که ما درس بگیریم عبرت بگیریم. مثلاً بفهمیم که گوش ندادن به سخنان ولیّ جامعه که فرمود دشمن قابلاعتماد نیست و اعتماد به او اشتباه است چه تبعاتی را به همراه دارد.
فایدهی برجام برای ما چه بود؟
۵ سال از وقت و سرمایه و فکر مردم و مسئولین خرج تعامل و اعتماد با کدخدای بیخدا شد؛ و به اهداف تعیینشده هم نرسیدیم و نتیجهاش شد خسارت محض. به حمدالله خداوند چهره نفاق و وابستگان داخلی و حرف غلطشان را خوب برملا کرد و بر درستی حرف، عزت و آبروی رهبری افزود. این را شاکریم که چهرهها را کاملاً روشن کرد که چه کسانی درست میگویند چه کسانی غلط میگویند. بزرگترین استفادهای که از برجام باتحمل هزینه سنگین بردیم همین است که دشمن قابلاعتماد نیست.
این را دیگر همه فهمیدند اگر آن موقع هم رهبری اجازه دادند که این قصه با شرایطش واقع شود برای همین بود که همه متوجه این مسئله بشوند و این را هم اعلام کردند که اگر اجازه میدهیم برای این است که مردم این تجربه را به دست بیاورند. یکوقت نگویند که ما میخواستیم چه کنیم نگذاشتند. حالا که گذاشتند. خب این هدف بهدستآمده؛ اما هر چیزی که انسان به دست میآورد باید شاکر آن باشد. شکرگزاری این دستاورد این است که دوباره به دشمن اعتماد نکنیم و این بار در دام اروپا نیفتیم.
اعتماد به اروپا، گزیده شدن دوباره از یک سوراخ
در موضعگیری اولیه رئیسجمهور محترم که لازم بود از موضع اقتدار و عزت، با ظالمان دنیا سخن بگوید و از صلابت و قاطعیت بیشتری برخوردار باشد که متأسفانه نبود، سخن از ارتباط با سه کشور اروپائی به میان آمد؛ که فرد مزاحم خارجشده و حالا با اروپا مسیر را ادامه میدهیم. خوب این چه اشتباهی است که میخواهید تکرار کنید.
در جمعههای قبل شاید از سه چهار ماه قبل که پیشبینی این نکته میشد از همین تریبون جمعه عرض شد که تغییر مسیر به سمت اروپا بعد از خروج از برجام در حال کدگذاری است. چون کسانی که رصد میکنند متوجه میشوند و باید دقت لازم را کرد. چون اروپا دنبالهرو استکبار است و با ادبیات دیگری همان خواسته آمریکا را تکرار میکند و میبینید که لااقل با دو پیشفرض کنترل قدرت منطقهای و حذف موشکهای بالستیک، حاضر به مذاکره است.
دو لبهی یک قیچی
الآن در اخبار تلویزیون پخش میکند که اروپا میگوید ما حاضر هستیم؛ اما جمله بعدازآن را نمیگویند که حاضر هستیم بهشرط اینکه شما موشکهایتان را به ما بدهید. قدرت منطقهایتان را هم کنار بگذارید. خیلی جالب است آمریکا و اروپا مثل دو لبه یک قیچی برای قطع ایران دارند کار میکنند. آمریکا میگوید برجام بد است چون نتوانستیم موشک را از ایران بگیریم. اروپا میگوید چرا میگویی بد است؟ خوب است! به شرطی که موشکهایش را بدهد. هر دو دارند یکچیز را میگویند. نمیدانم آقایان چرا جور دیگری تعبیر میکنند.
قدرت موشکی، هدف بعدی دشمن
خیلی واضح و شفاف تمام این مسئولین اروپایی را نگاه کنید. بعضیهای آنها با صراحت میگویند. بعضیها در قالب تلویح میگویند. این مسلم است که دشمن تحمل قدرت منطقهای و حتی خارج از منطقه ما را ندارد و طراحی میکند که این قدرت تضعیف شود. لذا بحث را برده روی توان موشکی که اگر قدرت دفاعی ما را تضعیف کند و سلاح را از ما بگیرد، اقتدار ما را گرفته است. این را داخلیهای وادادهی وابستهی غربگرا و استکبار و اذنابش در منطقه بدانند: توان موشکیمان خط قرمز ماست و هرگز نباید به دشمن اجازه داد که حتی بخواهد برای مذاکره، سخنی از توان دفاعی ما بزند.
به مسئولین محترم عرض میکنم، اولاً توکل به خدا داشته باشید و از غیر او ترس و واهمهای نداشته باشید. ثانیاً به مردم فهیم و پاکار اعتماد کنید همانطور که امام راحل عظیم الشان اعتماد کرد و کار را به آنها سپرد و نتیجهاش را هم در انقلاب و هم در جنگ و در عرصههای مختلف دیدید. ثالثاً به جوانان غیور و عزتآفرین کشور اعتماد کنید همانهایی که در جنگ که توان ساخت سیمخاردار هم نداشتیم و وارد میکردیم و تازه آن را هم به ما نمیدادند کشور را جلو آوردند تا جایی که موشک بالستیک دوربردِ نقطه زن ساختند.
دنبالهروی از فکری که میگفت برای پیشرفت علمی کشور باید مثل آلمان و ژاپن قدرت دفاعی خود را به دشمن واگذار کنیم نباشید. همان فکر در همان زمانی که بچههای حزباللهی معتقد به انقلاب و نظام برای دفاع از اسلام و کشور، طراحی موشک میکردند. دنبال مذاکره با آمریکا بودند و بیگانگان را به کشور دعوت کردند و کیک و کلید و انجیل هدیه دادند و گرفتند. شما تاریخ آن را در آن زمان یادتان هست. امام جلوی آن را گرفت.
این بار سادهاندیشی نکنید
بنابراین اگر به افکار عمومی مراجعه کنید میبینید که خواست همه مردم این است که در این فقره توجیه و سادهاندیشی را کنار گذاشته به سخنان رهبری که فرمودند به این سه کشور هم اعتماد ندارم و اگر لازم شد تضمین بگیرید و الا رها کنید، کاملاً عمل کنید. البته این صحبت رهبری را هم نباید بعضیها سوءاستفاده کنند. بگویند آقا این را دارد اجازه میدهد. نه خوب دقت کنند. قبلاً هم گفتند که ما تضمینهای لازم را گرفتیم. تضمینها را میگیریم. تضمینها اینطور خواهد شد. تضمین آنجور خواهد شد. نه تضمین باید واقعی و روی کاغذ و بهقولمعروف روی زمین باشد. باید دقت کرد.
این را همعرض کنیم همانطور که رهبری مکرر فرمودند، به فضل پروردگار آینده کشور روشن است و نظام اسلامی بااقتدار کامل علیرغم میل کوردلان به سمت مقاصد عالی خود درحرکت است؛ و الا اگر ما مسیرمان مسیر دیگری بود این مقدار دشمن نداشتیم و اگر این سنگاندازیها نبود باید شک میکردیم. معلوم است که داریم در مسیر حرکت میکنیم. البته آنها هم مزاحمت ایجاد میکنند. اگر این سنگاندازیها نبود باید شک میکردیم که چطور داریم میرویم ولی آنها هم دارند بهبه میگویند و با ما کاری ندارند. ظلم ظالمان به خودشان برمیگردد و استقلال و عزت و عظمت ایران اسلامی بیش از گذشته خواهد شد؛ و البته همه پیروزیها با انسجام ملی و پیروی از ولیّ به دست میآید.
حمله به سوریه، نشانهی عصبانیت اسراییل از پیروزی حزبالله
مطلب بعد اینکه این است که با همه توطئهها و تبلیغات گسترده و سنگین و رذیلانه و تخریب علیه مقاومت و حزبالله، هفته گذشته شاهد پیروزی بزرگ مقاومت در عرصه سیاسی لبنان بودیم؛ که نشان از عمق اعتماد و باور مردم به حزبالله است. چون در این انتخابات موفق شدند آراء کسانی را که در محدوده حزبالله هم نبودند را به دست بیاورند. معمولاً جنوب لبنان باید بیشترین رأی باشد ولی در بیروت هم دوم شدند.
مخالفان دائماً از درهای بسته شهرهای بزرگ مثل بیروت طرابلس بر روی حزبالله خبر میدادند اما با تعجب دیدند که همه لبنان از حزبالله حمایت کردند. این پیروزی عربستان سعودی و آمریکا و بهخصوص رژیم صهیونیستی را عصبانی کرده، طرحها و نقشههای آنان را در منطقه کلاً خراب کرد و در مقابل خود جبههای محکمتر از گذشته را میبینند. به قول جوانها لج و حرصشان درآمد و بعضی از مناطق سوریه را خمپاره زدند و سوریها هم بلافاصله جواب دادند.
گنبد آهنین، آنقدرها هم آهنین نبود
موشکهایی که سوریه به مواضع اشغالگران در جولان زدند و اهداف اسرائیلی را از بین بردند که اهداف خاصی هم بود و به هدف هم خورد نشان داد که گنبد آهنین آنان هم آنقدر آهنین نیست و بسیار آسیبپذیر است. ظاهراً از واسطههایی خواستهاند که به سوریه بگویند دیگر موشک نزنند اینها خیلی هم ترسو هستند یعنی همین چند موشک را که خوردند اعلام کردند که باهم یک صحبتی کنیم.
جلو انداختن خروج از برجام برای انحراف اذهان بود
نکتهای که عرض میکنم اینکه شاید اینکه رئیسجمهور آمریکا زودتر اعلام خروج از برجام را کرد چون بنا بود ۲۲ اردیبهشت برجام را مطرح کند به خاطر این بود که اذهان بینالمللی و افکار عمومی را از تصمیمی که دارد و در ۲۵ اردیبهشت همزمان با هفتادمین سال ایجاد رژیم دروغین و جعلی اشغالگر، سفارت آمریکا را به قدس منتقل کند، منحرف کند؛ و قدس را پایتخت رژیم صهیونیستی قرار دهد؛ که کاری است برخلاف تمام معاهداتی که قبلاً صورت گرفته.
نقش خائنانه عربستان در این مسئله کاملاً پررنگ است و متأسفانه از طرف جهان اسلام حرکت جدی صورت نگرفته، چون همیشه آمریکا و صهیونیستها میخواهند کاری کنند یک جریانی را فراهم میکنند ذهن جهان اسلام را منحرف میکنند بعد کارشان را انجام میدهند در اینجا هم به نظر میرسد که این باشد. البته این را عرض کنیم شواهد نشان میدهد که این رژیم خونخوار و کودک کش تروریست پرور روزهای پایانی عمرش را میگذراند و بهزودی شاهد محو کامل این عنصر پلید از صفحه روزگار خواهیم بود.
شورای نگهبان، قاطعانه با FATF برخورد کند
لازم است تذکری را هم اینجا بدهم که نکند در این فضای موجود، پروندهی تصویب لایحه خطرناک FATF گم نشود! و درنتیجه بلائی مثل برجام بر کشور تحمیل شود. تحقق آنچه در این قرارداد از ما میخواهند مساوی است با مخاطرات شدید امنیتی برای کشور یعنی قبول کنیم تمام معاملات و تبادلات مالی ما تحت نظر دشمن انجام گیرد و او نظر بدهد؛ یعنی اینکه با دست خودمان تحریمها را علیه خودمان تشدید کنیم.
یعنی آمریکا، اسرائیل، اروپا بیا همه اطلاعات ما را بگیر و علیه ما هر جور دلت خواست اقدام کن. امیدواریم مجلس در این زمینه دقت لازم را بکند ظاهراً به نظرم تصویب کردند اگر تصویب شد و رفت به مرحله بعدی امیدواریم شورای نگهبان قاطعانه از این زمینه دفاع کند و جلوگیری کند. |
| 1397/2/14 | 1397/2/14به تذکرات توجه کنید / اگر برای مردم کار نکنید، اولین مخالفتان خود من خواهم بود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه285
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
انسان های متقی همه اهل کار و تلاش برای خود و خانواده بوده، مفید به حال اجتماع هستند. اهل تقوی همانطور که به دنبال تکامل و ارتقاء معنوی خود هستند، در بُعد مادی هم در حد کفاف و قناعت برای تهیه رزق خود و خانواده در تلاش هستند. چون برای رسیدن به رفاه فردی و خانوادگی باید کارکرد، انسان بیکار و عاطل و تنبل چگونه مىتواند زندگی قابل قبولی براى خودش و اطرافیانش فراهم کند؟ باید با استعانت از خداوند متعال که عالم را مسخر انسان قرار داده، پیوند محکمی بین افراد بشر و کار برقرار شود.
پیشرفت در گرو کار است
بحث ما به مناسبت شعار سال راجع به کار و کارگر درباره کالا و نحوه به دست آوردن کالا و استفاده کردن از آن و مسائل مربوطه هست. روشن است که کار تأثیر مستقیم بر وجود انسان داشته. گذشته از اینکه موجب سلامت جسم و تقویت بدن می شود، نشاط و تقویت روحی هم فراهم می کند. جلا دهنده درون است و تصفیهکننده ضمیر. انسان بی کار، روحی بیمار دارد و ازنظر معنوی هم دچار اختلال می شود.
و از جهت دیگر که نگاه می کنیم می بینیم که پیشرفت کشور ازنظر اقتصادی درگرو کار منظمی است که توسط افراد باانگیزه و متدین انجام می گیرد. از آیات و روایات به دست می آید که گاهی از اوقات لازم است که انسان برای به دست آوردن رزق حلال و کسب خداپسندانه، رنج سفر و غربت و دوری از خانواده و سختی های مضاعف را تحمل کند.
در قسمتی از آیه ۲۰ سوره مبارکه مزمل فرمود: وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ، یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ «کسان دیگرى در زمین سفر کنند و خواستار فضل -روزى، نعمت- خداوند شوند» یا در آیه ۱۵ سوره مُلک فرمود: هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا، فَامْشُوا فِی مَناکِبِها، وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ. او است خداوندى که زمین را رام شما قرارداد، پس اطرافواکناف آن را بپیمایید و از روزى خدا بخورید. مطلب دیگری است برای به دست آوردن رزق و سفر کردن. نشان میدهد که برای به دست آوردن رزق بعضی وقتها باید غم غربت کشید. رنج و سختی را به خود هموار کرد.
رنج وزحمت در مسیر کار، ممدوح است
امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند متعال، سفر کردن و به غربت رفتن در طلب روزى را دوست دارد؛ و در بیان دیگری امام صادق علیه السلام به شخصی فرمودند: من سوار مىشوم و در پى رفع نیازى مىروم که خدا تأمین کرده است، فقط براى اینکه خداوند بنگرد که من خود در طلب روزى حلال تلاش مىکنم.
آیا این سخن خداى بزرگ را نشنیدهاى که: «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ. هنگامیکه نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بجویید» آیا مىشود کسى وارد خانهاى شود و در به روى خود ببندد و گِل بگیرد، سپس بگوید: روزى من از آسمان برایم فرود خواهد آمد؟ بدانید که چنین کس یکى از سه انسانى است که دعاى آنان مستجاب نمىشود» کار نمیکند و طلب رزق دارد.
عرض کردیم در کار باید اموری رعایت شود مثل استحکام که جلسه قبل اشاره شد؛ یعنی هر کاری که انسان می کند محکم و متقن انجام دهد؛ که روایاتی به همین مطلب اشاره داشت. بعضی مسائل مربوط به کار است. بعضی مسائل مربوط به کارگر است و بعضی مسائل مربوط به کالا است؛ که بهمرور زمان در ضمن روایت برای شما بیان میکنیم.
مهارت، امانت داری و خلق خوش، شروط اثرگذاری کار اند
در این جلسه عرض می کنیم که در هر کاری باید ماهرانه وارد شد؛ یعنی کار انجامشده توسط شخصی که در همان کار مهارت لازم را داشته صورت گرفته باشد. لذا سپردن کارها به کسانی که مهارت ندارند جایز نیست. متأسفانه دیده می شود درجاهای مختلف که افرادی با تخصص های مشخص به کاری غیر ازآنچه که تخصص دارند گمارده می شوند که نتیجه این عملکرد خسران است. هم شخص آسیب می بیند هم سرمایه از بین می رود هم وقت تلف می شود و هم درنهایت کار مفیدی صورت نگرفته. پس اولین شرط مهارت در کار.
دوم امانت داری در کار. چنین شخصی از کار کم نمی گذارد، بهموقع و درست، انجام می دهد؛ و افرادی که با او کار می کنند راضی هستند. رعایت امانت یکی از دستورات دینی است که همه باید در هر جا و با هر وظیفه ای که دارند رعایت کنند. بخصوص اگر کار از دقت و ظرافت برخوردار باشد رعایت امانت اولویت ویژه دارد.
و سوم اینکه لازم است کسی که مشغول کاری می شود از خلق خوش برخوردار باشد و از این صفت برای پیشبرد کارش استفاده کند. تجربه نشان داده است که افراد خوشبرخورد از رزق بیشتر و مشتری فراوانتری برخوردار هستند. بعضیها با خودشان هم دعوا دارند. نمیشود اصلاً وارد مغازه شد. نصفه توضیح میدهد. اصلاً توضیح نمیدهد؛ بنابراین لازم است این سه مورد را بهخوبی برای جذب و جلب مشتری توجه داشت.
این مطلب را ما از امام صادق علیه السلام آموختیم حضرت فرمودند: کُلُّ ذِی صِنَاعَهٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ یَجْتَلِبُ بِهَا الْمَکْسَبَ وَ هُوَ «أَنْ یَکُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ» «مُؤَدِّیاً لِلْأَمَانَهِ فِیهِ» «مُسْتَمِیلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ». هر صنعتگرى ناگزیر باید سه خصوصیت داشته باشد تا کار و کسب او رونق پیدا کند، اوّل در کار خود ماهر باشد. دوّم در کار خود امانت به خرج دهد.
بعضی وقتها میخواهند وسیله نقلیهشان را بدهند کسی بسازد میگویند برو بده به فلان کس که شاید در دین ما هم نباشد مسلمان هم نباشد شیعه هم نباشد. میگویند خیلی آدم خوبی است خیلی کارش را درست انجام میدهد. این لطمه به دین ما نیست؟ این کمکاری نیست؟ که خود شیعهها بگویند ماشین را ببریم بدهیم فلانی درست کند. من نمیخواهم اسم ببرم میفهمید که چه میگویم.
در دین ما امام صادق میگوید که در کار امین باشید. جنس را میبرند وقتی برمیگردانند میبینند که اصلی آن را برداشتند به قول شما فابریک آن را برمیدارند دستدوم میگذارند. این امانتداری نیست. سوّم بتواند نظر مشترى را جلب کند و خوشبرخورد و خوش رفتار باشد. اگر همین اصول رعایت شود چقدر در رونق کار مؤثر است.
دروغ گویی و تضییع کار و وقت مردم، ممنوع
دو تا کار دیگر هم که در این نوبت عرض می کنیم و باید ترک شود و از روایات به دست می آید یکی دروغ گفتن در کار است که افراد متأسفانه در مشاغل مختلفی که دارند زبان به قسم خوردن دارند و دروغ میگویند. اینکه دروغ میگویند یکطرف قسم دروغ از آن بدتر؛ و دیگری تضییع وقت مردم با امروز و فردا کردن آن ها.
رسول خدا فرمودند: وَیْلٌ لِتُجَّارِ أُمَّتِی مِنْ لَا وَ اللَّهِ وَ بَلَى وَ اللَّهِ وَ وَیْلٌ لِصُنَّاعِ أُمَّتِی مِنَ الْیَوْمِ وَ غَدٍ. واى بر تاجران و کاسبان امت من، به خاطر قسم هاى ناروایى که مىخورند چه میگویند نه به خدا قسم و بله به خدا قسم؛ و واى بر صنعتکاران هرکسی هر کاری که دارد امت من، که امروز و فردا مىکنند و مردم را سر مىدوانند.
ویل یک چاهی است در جهنم که کسانی که میتوانند کاری را امروز انجام دهند بهطرف یک نگاه میکند و میگوید فردا بیا. حالا چرا نمیدانیم. برای یک چنین کسی ویلٌ. برای خودش یک چاه درست کرد. آنکسی هم که دروغ میگوید یا قسم دروغ میخورد برای خودش به ازای هر یک دروغ یک چاه ویلی برای خودش درست میکند. اینها باید در کاسبی رعایت شود. این رزق این هفته تا نوبت دیگر که نکات دیگری به عرض برسانم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
ملاک برتری تقوی است؛ نه ژن خوب
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. خدای تعالی معیار تکریم و ارزش افراد را تقوا می داند نه حسب و نسب و قوم و قبیله و امثال ذلک. هرکس که تقوای بیشتری دارد در نزد خداوند ارزش بیشتری دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت ۲۲ از حکم نهج البلاغه فرمودند: مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ. «هر کس را که عملش کند سازد، تبارش او را تند نگرداند».
یعنى: هر کس که عمل شایسته و خوب نداشته باشد از رفعت مقام چه دنیایی و چه آخرتی برخوردار نمی شود، ولو بزرگى و شرافت خانوادگى هم داشته باشد باز باعث سرعت او نمی شود. عمل میخواهد کار میخواهد. امیرالمؤمنین اینجا با کنایه فرمودند: نرسیدن به نیکی، کندی در عمل است. چون چنین شخصی از اعمال نیک چیزی ندارد که او را به نیکى برساند. درنتیجه کسی که اعمال و کردارش برای او پیشرفت درست نکند حسب و نسبش قطعاً او را جلو نخواهد برد.
کنایه است که نباید بهحسب و نسب و ژن خوب توجه کرد. باید دید که آیا اهل تقوا و نیکی کردن و امثالذلک هست یا نه؛ و الا اینکه کسی منسوب به رسول خدا هم باشد برای او سودی ندارد. رسولالله به زهرای اطهر فرمودند: از من برای تو در قبال خداوند کاری ساخته نیست؛ یعنی نروی آنجا بگویی پدر من پیغمبر بود. هیچ فایدهای ندارد. ان اکرمکم عندالله اتقاکم. ولو دختر پیغمبر باشید. لذا اهل تقوا به امور اعتباری دلخوش نیستند و سعی آن ها این است که اعمال صالح و نیک داشته باشند. انشاءالله همه ما اکرم عندالله باشیم.
شهید مطهری، وجود خودش را وقف کرد
روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ دستان جنایت کار گروه منحرف فرقان به خون معلمِ بصیرِ مجاهدِ دلسوز انقلاب، علامه مرتضی مطهری رضوانالله علیه آغشته شد. شخصیتی که خود را وقف تعلیم جوانان و راهنمایی آنان از خطر انحراف و کجی کرده بود. روز شهادت استاد را روز معلم نامیدند. تا بهانه ای باشد برای تکریم معلمان سخت کوش. ما این روز را به همه معلمان عزیز و گرامی که دلسوزانه به تعلیم و تربیت فرزندان و آیندهسازان نظام اسلامى مشغول هستند، تبریک عرض مىنماییم؛ و امیدواریم هر چه بانشاط و شور بیشتر از قبل در این مسیر قدم بردارند.
اگر آموزشوپرورش بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه فرهنگی اجتماعی مطرح است، معلم مهمترین نقش را در به ثمر رسیدن اهداف بلند آموزشی و پرورشی دارد. پس باید به کارایی معلمان و توانائی آنان در پرورش انسانهایی با نصاب دقت کرد. جایگاه و اعتبار معلم در جامعه باید بالاتر از اینکه هست باشد. در خیلی از جوامع اینگونه است اسلام هم به ما همین را دستور میدهد واقعاً آیا معلمان ما در بین مردم ما در کشور اسلامی و شیعی همان چیزی که خدا و پیغمبر و اهلبیت از ما خواستند در آن جایگاه قرار دارند یا نه جایگاهشان باید در جامعه بالاتر باشد.
قدر و حرمت معلم را نمی دانیم
رهبری دراینباره فرمودند: «یکى از کارهاى واجب ما این است که آحاد ملت ما، از کوچک و بزرگ، از مقامات عالى تا آحاد مردم، قدر معلم را بدانند، اهمیت معلم را درک کنند، حرمت معلم را بشناسند؛ این از کارهاى بسیار اساسى است. رسانهها باید نقش ایفا کنند، مسئولان باید نقش ایفا کنند. به تعارف هم برگزار نشود؛ تفهیم شود. در یک قسمت دیگری فرمودند این از کارهاى اساسى و مهم ماست. بنابراین ارزش معلم، هفتهى معلم، روز معلم، چیزهاى بسیار برجسته و بزرگى است.»
بعضی وقتها در گوشهای، در جلسهای، دوشاخه گل دادن، قصه حل میشود. البته معلمها بیادعا هستند و بدون انتظار. جامعه آیا حق مطلب را ادا میکند یا نه؟ یکی از دوستان من از یکی از این کشورها آمده بود که اسمش را نمیبرم میگفت در مغازهای بودم مغازه پیرایش سروصورت که اصلاح میکنند. این آرایشگر هرچند دقیقه یکبار دست از کار میکشید میایستاد دوباره مشغول کار میشد.
گفت من مدتی که نشسته بودم تا مشتریها را راه بیندازد نوبت من بشود. دیدم دائم این کار را میکند. توجهم جلب شد و پرسیدم چهکار میکنی؟ گفت اینجا مدرسه است معلمها ازاینجا میروند و میآیند. من به احترام آنها میایستم؛ یعنی بهاندازه یک تکریم؛ یعنی آنقدر برایشان معلم مهم است و احترام میگذارد و دست از کار میکشد تا او بیاید و ازآنجا عبور کند. اینیک نوع تکریم است. اینها اختصاص به یک روز و دو روز ندارد.
لزوم تقویت جایگاه معلم در جامعه
اگر جایگاه معلم حفظ شد ما به اهداف آموزشی و بخصوص پرورشی که تربیت نیروهای امیدوار باتقوا بااستعداد خلاق و شجاع و مؤدب به آداب الهی و انسانی و باانگیزه و بانشاط برای کار و فعالیت در عرصههای مختلف نظام و انقلاب هستند و همچنین انسانهای انقلابی زمانشناس بصیر و طراز نظام اسلامی آن موقع خواهیم رسید… معلم باید جایگاهش حفظ شود تا بتوان چنین نیروهایی را تربیت کند. معمولاً انسان های موفق همه داشته هایشان را مدیون معلمان خود می دانند. عواملی دارد که مهمترین عاملش معلم است و البته برخورد بد معلم هم گاهی باعث سرخوردگی و نابود شدن اشخاص شده است. او را عاقبت به شر میکند.
آنقدر نقش معلم و آموزشوپرورش مهم است که می بینید بیگانگان برای نظام آموزشی ما نسخههایی می پیچند که نتیجه اش از بین رفتن فرد و اجتماع و خانواده است. خودمان همهچیز داریم اما آنها برای ما نسخه میپیچند. در همین استان ما ۴۶۰ هزار نفر دانشآموز داریم یک سیل عظیم انسانی است. ببینید آثار و برکاتی را خواهد داشت. اگر همین تعداد افراد در نصاب لازم قرار بگیرند. بحث دراینباره زیاد است فرصت دیگر انشاءالله.
این کار، تنها راه پیروزی در جنگ اقتصادی است
هفته گذشته به مناسبت روز کارگر در چند نوبت حضرت آقا بهخصوص در سخنرانی، نکات قابلتأملی را در دو بخش بیان فرمودند. قسمتی از آن ضمن تذکراتی به دولت و وزیر کار و رفاه اجتماعی در برطرف کردن موانع و مشکلات و افزایش ظرفیت تولید، مربوط به تقدیر از کارگران و تولیدکنندگان و تحسینِ کیفیت محصولات ارائهشده و تشویق به ادامه این مسیر و تأکید بر اینکه تنها راه مبارزه با جنگ اقتصادی که بهعنوان طرحِ اصلی مقابله با نظام اسلامی توسط دشمنان در حال اجراست، حمایت از کالای ایرانی و تکیهبر توانایی های داخلی و بیتوجهی به بیگانگان است؛ و تأکید بر اینکه دستگاه های مربوطه از واردات بیرویه و بخصوص قاچاق کالا جلوگیری کنند.
همانطور که می دانید یکی از عوامل اصلی بیکاری اقشارِ مختلف در کشور قاچاق است که متأسفانه این محصولات مورد مصرف هم قرار می گیرد که باید به هر وسیله شده از قاچاق جلوگیری شود. قسمتی از آن مربوط به دولت است؛ اما قسمت دیگر مربوط به مردم است که بدانند با استفاده از کالای قاچاق در گسترش بیکاری و بهتبع آن به بروز مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی، امنیتی کمک کرده اند. شما هر جنس قاچاقی که میخرید هر پیراهنی که میخرید برای خودت که قاچاق واردشده است، برادرت، خواهرت، همسرت، یک کسی را بیکار میکنی. این باید فرهنگ شود. باید یک موجی ایجاد شود.
استفاده از کالای خارجی منکر است
لذا گذشته از رسانه ها و صداوسیما از تمام دستگاههایی که از تبلیغات شهری استفاده می کنند می خواهم قسمتی از اکران و نمایش خود را برای تبلیغ و حمایت از کالای ایرانی قرار دهند. بنرها و بیلبوردهای که هست به این کار اختصاص بدهند بیان مطلب طوری باشد که بهره بردن از کالای خارجی که مشابه ایرانی دارد نوعی منکر بهحساب بیاید؛ یعنی افراد تفاخر نکنند به اینکه یک شیئی را در دست میگیرند و لباسی را میپوشند و اشیایی را استفاده میکنند که آرم و نشانه بیگانه دارد درحالیکه همان شیء در داخل دارد تولید میشود. باید منکر شود.
یکی دو مثال را هفته گذشته از بعضی از علما زدم مثالهای فراوانی داریم راجع به این قصه که دیگر عرض نمیکنم اما باید به این سمت برویم. اتفاقاً دولت در همان هفته اولی که جلسه تشکیل دادند در سال ۹۷ مصوبه ممنوعیت خرید و مصرف کالای خارجی که دارای مشابه داخلی است را تصویب کردند. وزیر کشور هم آن را به همه استاندارها ابلاغ کرد. لذا همه موظف هستند. هر چیزی که مشابه داخلی دارد دیگر حق ندارند بخرند. باید حتماً اشیایی را بخرند که اگر خواستند بخرند مشابه داخلی نداشته باشد که امیدواریم این همهجانبه باشد و واقعاً به آن عمل شود در زمینههای مختلف.
اهتمام دستگاه ها، گامی بزرگ است
سال گذشته هم من به مناسبتهایی عرض کردم اگر دستگاههای دولتی فقط چای خارجی نخرند یا مثلاً برای خریدهایی که برای میوه و پذیرایی دارند از میوه خارجی استفاده نکنند از میوههای داخلی استفاده کنند. خودکار میخواهند بخرند تولید داخلی را بخرند و کاغذ میخواهند بخرند همینطور. نکته دیگر اینکه همین دستگاههای دولتی که دولت باید حمایت کند و دستور وزیر هم هست و مصوبه هیئت دولت است و این شعار را بخواهند حمایت کنند راههای مختلفی دارد.
مثلاً یکی از کارهایی که میکنند این است که بین کارکنان خودشان اقلامی را به مناسبتهای مختلف توزیع میکنند سعیشان این باشد که تمام اقلامی را که مصرف میکنند و میخرند که هدیه بدهند همه آنها را از کالاهای ایرانی بخرند. ببینید که چه قلم بزرگی از کالاهای ایرانی خواهد شد که برای خرید او ناچارند این چرخه به حرکت دربیاید. لذا این قسمتی از سخنان ایشان بود که هفته گذشته در چند نوبت بیان کردند.
اتاق جنگ اقتصادی آمریکا، چه می کند؟
قسمت دیگر سخنان رهبری مربوط به هراس آمریکا از جنگ نظامی و تمرکز بر جنگ فرهنگی و اقتصادی علیه ایران بود. چون میترسد جنگ نظامی داشته باشد جبهه را عوض کرده است آورده است به سمت فرهنگ و اقتصاد که اتاق این جنگ را وزارت خزانهداری آمریکا دانستند. مطالب ایشان را نمیخواهم تکرار کنم چون خود شما شنیدید و خواندید اما بعضی از نکاتی را باید توضیح داد؛ که به نظرم رسید این نکته را توضیح کوتاهی بدهم که وزارت خزانهداری آمریکا چهکار میکند.
در وزارت خزانه دارى آمریکا معاونتى به نام «معاونت اطلاعات مالى و تروریسم» وجود دارد که وظیفه اصلى این معاونت، ایجاد محدودیتهاى مالى علیه اهداف سیاستهاى خارجى آمریکاست؛ که از سال ۲۰۰۴ یا ۲۰۰۵ بهطور خاص علیه ایران شروع به فعالیت کرده است. یکی از مهمترین اقدامات این معاونت، «لیست تحریمى آمریکا» یا SDN است که تا قبل از برجام حدود ۷۰۰ مورد اعم از افراد، نهاد و کشتى ایرانى را تحریم کرد که اینها حق معاملات اقتصادی ندارند.
بعد از برجام این لیست از ۷۰۰ مورد حدود ۲۰۰ مورد شد که اخیراً ۲۳۰ نهاد یا فرد شده است. اینیک اقدام است که وزارت خزانهداری انجام میدهد و درنتیجه فعالیتهای اقتصادی را در کشورهایی که با آمریکا مورد معارضه هستند تنگ میکند؛ و فقط نمونه مثال میزنم که چرا رهبری فرمودند اتاق جنگ آنجاست. چون او دارد تصمیم میگیرد بقیه مجری هستند. او طراحی میکند. او مدیریت میکند. او بررسی میکند. رصد را او انجام میدهد.
اینیک جنگ تمامعیار است
و اقدام دیگرش این است که بخش های اقتصادی کشورهای دیگر را با خود همراه می کند که با ایران مبادلات اقتصادی نداشته باشند و ایران را تحریم کنند؛ که الآن قسمت زیادی از گرفتاریهای ما همین کار است که با کشورهای دیگر هم مراودات را سخت و سنگین کردند. می بینید که اینیک جنگ تمامعیار است. درست است که اینجا خمپاره و تیر و ترکش ندارد؛ اما نحوه و میدان جنگ عوضشده است.
برنامه او هم نابودی همه داشته ها و زیرساخت ها که متأسفانه در داخل عده ای این جنگ را نمی بینند و یا خوش بینانه از کنار آن می گذرند. به کوری چشم آمریکا و اذنابش مردم و مسئولین با عزم و همت بالا پیروزی در این نبرد را به جهان نشان خواهند داد.
خیمه شب بازی و جنگ زرگری آمریکا برای برجام
نکته دیگر اینکه در این روزهایی که به جنگ زرگریِ تصمیم آمریکا نسبت به برجام نزدیک می شویم، رژیم کودک کش صهیونیستی پلید با ترساندن مردم دنیا از قدرت هسته ای و موشکی ایران، آمریکا را تحریک می کند علیه ایران تصمیم بگیرد. دیدید که چه خیمهشببازی هم راه انداخت و این در حالی است که هم آمریکا و هم اسرائیل و هم مردم دنیا و هم آژانس هسته ای می دانند که ایران هرگز برجام را نقض نکرده است؛ و بر سر عهد مانده است و همه تعهداتش را انجام داده است بلکه بیشتر انجام داده است.
در پرانتز عرض کنم که آمریکا از اینکه منطقه پر چالش بماند بدش نمی آید و بر این مطلب پافشاری می کند و به درگیری های منطقه دامن می زند و بعض کشورها را هم تحریک میکند که شما حتماً وارد جنگ شوید ما کمک میکنیم پول این کمکی هم که میکنیم به ما بدهید این کارها را هم میکند. بههرتقدیر سعی می کنند با کمک اروپائی ها اینگونه القاء کنند که تنها چیزی که می تواند مانع خروج آمریکا از برجام شود این است که ایران تعهدات بیشتری را بپذیرد و درباره توان موشکى و منطقهاى اش وارد مذاکره شود.
خروج ایران از NPT در مقابل خروج آمریکا از برجام
تمام تلاش آنان این است که بندهای دیگری به برجام اضافه کنند. تا بتوانند سلطه بر ایران را بیشتر کرده هژمونی و قدرت منطقه ای ما را کم کنند. باز در پرانتز عرض کنم و این را اینجا بگویم که دشمنان ما به قدرت ما در منطقه و بیشتر از آن اذعان دارند اما متأسفانه بعضی از افراد داخل کشور در مجامع بین المللی این را انکار میکنند و این خیلی حرکت بدی است. پرانتز اینجا بسته.
لذا این وضعیتی است که شما میبینید آمریکا برای ما در این منطقه در نظر گرفته است و اینگونه میخواهد عمل کند عرض می کنیم اگر همینگونه که توافق شده عمل نشود و برجام توسط آمریکا نقض شود خروج از اِن پی تی گزینه جدی ایران بوده و خواست جدی مردم و عزم مسئولین این است که یک کلمه به برجام اضافه نخواهد شد. برای اینکه فضل پروردگار شامل حال ما شود و بهزودی شاهد خروج همه این عناصر پلید از منطقه باشیم صلواتی بفرستید.
ما مفاخرمان را نمی شناسیم
در این هفته ۱۵ و ۱۹ اردیبهشت بزرگداشت شیخ صدوق و شیخ کلینی راداریم که هر دو از محدثین بزرگ شیعه و ایرانی هستند. شیخ طوسی هم ایرانی است این سه بزرگوار که صاحب کتب اربعه هستند هر سه ایرانی هستند و این هم از مفاخر شیعه است و از ویژگیهای ایران است. شیخ کلینی اهل ری هست صاحب کتاب کافی که ۸ جلد است و شما با دو جلد آن آشنا هستید. پنج جلد فروع کافی و یک جلد هم روضه کافی. پدر این بزرگوار در کلین شهرری مقبره دارد به فشافویه که نزدیک میشوید کلین آنجاست و خودش در بغداد دفن است.
شیخ صدوق یا ابنبابویه قمی که از بزرگان و مفاخر شیعه است. در ابنبابویه شهرری هم مدفون است که به نام خود ایشان است. پدر آن بزرگوار در قم مدفون است. اول چارمندون به قول قمیها همان اول خیابان مقبرهای دارد و خود آن بزرگوار که از محدثین بزرگ و مفاخر شیعه است. به دعای امام زمان متولد شد.
صاحب من لایحضره الفقیه یکی دیگر از کتب اربعه در سال ۳۸۱ در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت و در ری به خاک سپردهشده. متأسفانه عموم مردم با این معارف آشنایی ندارند و دنبال نمی کنند بااینکه دیگران برنامه های منظم استفاده از آثار بزرگانشان رادارند؛ اما ما بیتوجهیم دوستان نهج البلاغه خوانی، صحیفه خوانی، کافی خوانی و انس با کتاب حدیث داشتن را مثل قرآن جزء برنامه روزانه خود کنید. بیشتر معارف شیعی توسط این بزرگان جمعآوری و حفظ شد و به دست ما رسید، خدای تعالی بر رفعت مقام ایشان بیافزاید.
مسایل داخلی شان را در تریبون عمومی می گویند!
دو نکته دیگر یکی راجع به گلایه رئیسجمهور که نسبت به وزرا داشتند و اختیار عوض کردن به دست خودشان است و گلگی در تریبون لازم ندارد و دیگری زخمی شدن خبرنگار ما در مهد آزادی بیان در فرانسه که سخنگوی وزارت خارجه خوب موضع گرفتند. قصد داشتم عرض کنم که فرصت نیست مطلب مهمتری می خواهم عرض کنم.
شوراها مهم اند
در دوران انتخابات نکاتی را راجع به شوراها عرض کرده بودم که در اینجا به قسمتی از آن اشاره می کنم: شوراهای اسلامی شهر و روستا نماد مشارکت مردم برای سیاستگذاری و مدیریت شهری در آسان شدن امور مردم و یکی از مظاهر حقوق شهروندی هستند، شورای اسلامی یک سازمان عمومی غیردولتی است که خارج از سلسلهمراتب قوای سه گانه عمل می کند. اینیک بخش.
لذا اولین کار آنان باید این باشد که مشکلات مردم را بشناسند و برای رفع آن اقدام داشته باشند و در ضمن مردم بتوانند بهراحتی با آنان تماس بگیرند. شوراى شهرها باید امانتدار رأى و اعتماد مردم باشند که یکى از مصادیق مهم امانتداری رأى مردم، انتخاب شهرداران امین، پاکدامن، متدین، شجاع، سادهزیست، مردمی و مقید به انضباط مالى است.
شخص نا صالح را امین ندانید
بنده در خطبههای سال گذشته و سالهای قبل عرض کردم که شهرداری را باید انتخاب کنید که امین، پاکدامن، متدین، شجاع، سادهزیست، مردمی و مقید به انضباط مالى باشد یعنی اگر کسی پرونده مالی داشت دیگر احتیاطاً باید او را انتخاب نکنیم یا اگر معروف به بعضی از فسادها بود یا منکرات بود او را باید احتیاطاً انتخاب نکنیم.
بعد عرض کردیم شوراها در فعالیت هاى خود و خدمات شهری باید به مختصات «شهر اسلامی» مخصوصاً به معمارى و شهرسازى متناسب با حیات طیبهى اسلامى کاملاً توجه کنند. جای دیگر عرض کردیم شوراى شهر باید با توجه به وظیفه نظارتی که دارد با رشوه و کمکاری و تجمل گرائی و اسراف و ریختوپاش در هزینههاى شهردارى و هر کاری که خلاف عدالت است مثل سفرهای بیهوده و حقوق گزاف مقابله کند.
کار شما نظارت است؛ نه دخالت در اجرا
کار نظارتی این است. مواظب باشند کشیک بکشند که شهر آسیب نبیند. کسی تخلف نکند. زیرساختهای شهری را توسعه بدهند. نماهای شهری را دقت کنند. ساختوسازها را دقت کنند. بافت فرسوده شهر را اصلاً آقایان خبردارند؟ همین خانهها که تازه دارد ساخته میشود آیا نظارتهای آن صحیح است؟ وضعیت درآمدهای ماندگار شهری چگونه خواهد شد و قس علیهذا که خود بنده تخصصی در این قصه ندارم و فقط بعضی از اخبار را میبینم و بعضاً در خیابان با دقت بعضی چیزها را نگاه میکنم. شاید بیش از ۳۰ مورد را یادداشت داشته باشم که امروز باید انجام شود که اگر فردا انجام شود دیر است. تا این مقدار اینها تذکر داده شد.
و متأسفانه هم در تائید صلاحیت ها رعایت نصاب لازم نشد و افراد را آنطور که باید تائید میکردند و بعضیها را تأیید نکردند و بعضیها را تأیید کردند که اصلاً صلاحیت ندارند. بعداً هم در رأی دادن ها عده ای بیتوجهی کردند و با امیالی که داشتند افرادی را انتخاب کردند و فرستادند که امروز آثار آن مشهود است؛ و ضرر آن متوجه مردم است. لازم می دانم تذکر بدهم همانطور که قبلاً به عزیزان عرض کردم و شورای شهرهای دیگر که میروم کار من تذکر دادن است.
کار من دیدن نقصها و بیان نقصهاست بدون حب و بغض. برای بنده که ثمرهای ندارد. بنده باید فقط وظیفهام را انجام دهم. قبلاً همعرض کردیم به خود این عزیزان که انتخاب شدند جلسهای را داشتیم که بنده تا زمانی که برای مردم کار می کنید کاری با خط فکری و سیاسی شما ندارم. بالاخره یک شعاری است افراد قبول میکنند و رأی میدهند ما کاری با او نداریم؛ اما با بقیه امور کارداریم.
وقتی آمدید در نظام اسلامی مستقر شدید و بهعنوان مسئول کاری را قبول کردید دیگر آن موقع با شما کارداریم. مقدماتش هر جور شد، شد. بنده موظف نیستم. وظیفهام تذکر است. بعد هم هر ایرادی بود تذکر میدهم تا به آن عمل شود. عرض کردم تا زمانی که برای مردم کار میکنید و اهداف دیگری ندارید حمایت می کنم و جلوی مخالفین شمارا هم می گیرم. کما اینکه این کار را کردم و خودشان هم میدانند.
اما اگر غیرازاین باشد خودم هم جزء مخالفین خواهم بود؛ و امروز دوستان شورای شهر مسیر غلطی را انتخاب کرده اند و بجای خدمت به مردم سیاسی و صنفی و بعضاً سودجویانه عمل می کنند. در مورد شهردار قبل که فرصت کافی برای انجام کار به او ندادند بااینکه تذکر دادیم بگذارید کار کند و بعداً دموکراتیک اگر اشکالی داشت و اشتباهی کرده بود هم شما بگویید هم خودمان میگوییم. استیضاح کنید نه اینکه صورتمسئله را پاککنید. فرصت کار بدهید. بهجای نظارت دخالت در اجرا کردند. ثمراتش را هم دیدند و میبینند.
به تذکرات دلسوزان توجه کنید
در شعارهای انتخاباتی گفتید برای تغییر آمدید، دیگران درست عمل نکردند و مفاسدی داشتند و کذا و کذا. ما برای اصلاح آمدیم. انتخاب شد و الآن نزدیک یک سال گذشته است. امروز هم من از باب نصیحت و تذکر عرض می کنم، وقت خدمت به مردم و شهر، بااینهمه مشکلاتی که دارد، کم است. این زمان را هدر ندهید و به نظر مسئولین استان و بخصوص دستگاه های امنیتی و نظارتی و قضائی راجع به افرادی که برای مدیریت شهری پیشنهاد می دهید که ازنظر این دستگاه ها صلاحیت ندارند اهمیت بدهید.
دستگاه امنیتی استان میگوید که این آقا انواع صلاحیتها را ندارد، دستگاههای نظارتی میگویند ندارد، نماینده مجلس میگوید ندارد، دیگران صحبت میکنند و میگویند ندارد، بعد پنج شش نفر آدم میگویند که نه ما میخواهیم این باشد. چرا میخواهید وقت شهر را بگیرید، وقت منطقه را بگیرید، مردم را متضرر کنید؟ او با ادله متقن و ادله قطعی صلاح نمیداند. نباید جلوی کار را گرفت؟
در این صورت، اولین مخالفتان خود من هستم
اگر خداینکرده بیتوجهی شود اولاً نزد خداوند متعال عذری ندارید؛ و ثانیاً بنده هم موظفم از دستگاه های رسمی نظام که وظیفه شان را درست انجام داده اند و کارشان را دقیق انجام دادند حمایت کنم و نگذارم که آن تخلف در منطقه صورت بگیرد. این را بدانید که اگر گوش به دستگاه نظارتی ندهید اولین مخالف و اولین کسی که جلوی کار شمارا خواهد گرفت خود بنده خواهم بود.
ما تمام هدفمان این است که جلوی فساد و جلوی انحراف و جلوی بعضی از موارد را بگیریم. بعضی وقتها با فشارها و مصلحتاندیشیها یا کمتوجهی کار از دست میرود. بعضی جاها دیگر جای تسامح و مسامحه نیست. سعی کنید درست انتخاب کنید و کاری نشود که نسبت به شما موضع بگیرم که ان شاء الله تدبیر می کنید. |
| 1397/2/7 | 1397/2/7بهزودی، غرب آسیا (خاورمیانه) از لوث وجود وابستگان استکبار پاک میشود | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه286
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدایمه علی اعدایهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایهاالمومنون و المومنات أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ
کار، ضامن بقای بشر
آنچه از روایات و دستورات دینی به دست میآید این است که اهل تقوا افراد بیخاصیت و بیکاری نیستند و در همه حال به وظیفه خودشان عمل میکنند. به مناسبت شعار سال بحثی را راجع به کار و کارگر و تولید و نحوه تولید و حمایت از کار و تولید شروع کردم و قصد دارم که با توجه به آیات و روایات موضوع شعار را برهانی کنم انشاءالله.
توجه دارید که کار و فعالیت یک امر ضروری برای زندگی بشر است که خدای تعالی به او الهام کرده و از ابتدای خلقت و تا الآن ادامه داشته و بشر بهخوبی درک کرده است و تردید ندارد که بقا و زنده ماندنش به کار بستگی دارد؛ و باکار هم به جامعه سود میرساند و همسود میبرد. بعد ادیان الهی به جهات مختلف این امر ضروری پرداختن و آن را تقویت کردند.
مسئولیتپذیری، ثمرهی حسن تربیت
چنانکه در بعض از احادیث داریم بر هر فرد از افراد جامعه واجب است که به کارى مشغول باشد؛ و با افراد دیگر جامعه در برآوردن نیازمندیهای آنان شریک شود و تلاش کند تا وضعیت زندگى را با کوشش و تولید تغییر دهد. ازآنجاییکه کار نوعی مسئولیتپذیری است. اگر کسی خوب به وظیفهاش عمل کند نشانهی این است که تربیت صحیحی داشته و انسان مهذبی در این مسیر هست. همین نحوه کار با این اعتقاد است که صیقل روح است و شخص را شخصیت میبخشد.
انسانهای شاغل، اهل لهو و بیهودگی نیستند و چون با تلاش و کسب حلال، درآمد داشتهاند در مصرف و خرج کردن اسراف نمیکنند و اهل مواظبتاند. جنبهی دیگر کار این است، گذشته از اینکه موجب آرامش روح هست، چون کسانی که کار ندارند یک حالت اضطراب در آنها به وجود میآید کار تندرستی و سلامت بدن را تضمین میکند. روایات فراوانی داریم که توصیه میکنند همه باید در به دست آوردن رزق و روزی خود تلاش کنند و کوتاهی در این زمینه جایز نیست.
غم روزی حلال، کفاره گناهان است
برای هرکسی در نظام عالم تقدیر شده است که در یک زمینهای مشغول کار و تلاش باشد و برای اینکه تشویق شویم به تلاش برای طلب روزی حلال، گذشته از مزیتهای مادی که خواهد داشت، پاداشهای اخروی فراوانی در نظر گرفتند. رسول خدا فرمودند: تعدادی از گناهان هست که هیچ نماز و صدقهاى کفّاره آن نمىشود. پرسیدند: اى پیامبر خدا! پس چه چیز کفاره آنهاست؟ فرمود: غم و اندوه خوردن در طلب معیشت؛ یعنی خودِ غم روزی خوردن کفاره گناه است. دیدهاید بعضی افراد برای به دست آوردن روزی است رنج فراوانی میکشند.
یا مثلاً یکی از اعمالی که در اسلام عظمت دارد و ثواب فراوان، جهاد درراه خدا است. بعد درباره اهمیت کار و تلاش برای تأمین مخارج زندگی رسول خدا فرمودند: الکادّ على عیاله کالمجاهد فی سبیل اللَّه. کسى که براى تأمین زندگى عیال خود زحمت و رنج مىکشد، همچون مجاهد درراه خدا است. این عظمت کار و جایگاه کار و تلاش را میرساند و در یک بیان توبیخ گونه به کسی که گفت نمیتوانم با دستانم کارکنم و توان کسب و بازرگانی هم ندارم و مردی بدبخت و نیازمندم، امام صادق علیهالسلام فرمود: کارکن و بر سرخود براى اینوآن بار ببر و از مردم، خود را، بىنیاز ساز. این تشر است.
بینیازی، نافی کار و تلاش نیست
و بالاتر از همه اینها اینکه فرمودند: اگر در غنا و بینیازی هم بودید باز مشغول کار و فعالیت باشید. بعضیها میگویند الحمدالله خدا رزق ما را رسانده است از صبح تا شب خروپف میکنند در خانه نشستهاند و کار نمیکنند. میگوید پولی داریم در بانک گذاشتهایم و سودش را میگیریم. نه باید کارکرد و یک فعالیتی داشت.
رسول خدا برای اینکه به کار و کارگر بها بدهند حتماً شنیدهاید؛ که وقتی از جنگ تبوک برمىگشتند، سعد انصارى به استقبال آمد و با رسول خدا مصافحه کرد. حضرت فرمودند: «چرا دستت اینقدر زبر است؟». عرض کرد: یا رسول اللَّه! بیل مىزنم و با این کار خرج عائلهام را به دست مىآورم. پیامبر خدا دست او را بوسید و گفت: «این دستى است که آتش دوزخ به آن نمىرسد.»
و تشویق دیگری که ریشه در حکمت وجوب کار دارد اینکه تذکر دادند لذت زندگی در کار کردن است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر مردمان هرچه را مىخواستند حاضر و آماده در اختیار داشتند، زندگى براى آنان گوارا نمىشد و لذّتى از آن نمىبردند؛ یعنی برای به دست آوردن باید مقداری تلاش کرد.
انسان بیکار، از زندگی لذت نمیبرد
زندگی جوانها را دیدهاید هیچ لذتی نمیبرند. چون وقت ازدواجش که میرسد خانوادهها تمام مایحتاج آنها را برای آنها تهیه میکنند. خودشان برای اضافه کردن این زندگی هیچ تلاشی نمیکنند. مثلاً بعد از یک ماه کار کردن یک به پولی گیرشان بیاید یکدست استکان بخرند. یکچیزی را خودشان تهیهکرده باشند. همهچیز دارند.
سر شش ماه و پنج ماه شروع میکنند به هم گیر دادن و بعد هم باهم اختلاف پیدا کردن. اینکه قسمتی از زندگی را خودشان تهیه کنند باید بشود ملاط کار، چسبندگی ایجاد میکند. مثل دونفری میمانند که به هتلی رفتهاند مدتی میخواهند باهم زندگی کنند.
تلاش کردن برای توسعه زندگی و کار و فعالیت لذتبخش است. میبینید که این بیان معصوم چقدر سازندگی فردی و اجتماعی دارد که اگر میخواهید از زندگی حقیقتاً لذت ببرید بیکار و عاطل نباشید. تنبل به خودش به خانوادهاش و به جامعهاش ضرر میزند. کار است که موجب پیشرفت کشور و ملت میشود.
لزوم تبلیغ و گسترش کارهای فنی و حرفهای
یکی از اشتباهات فاحش که صورت میگیرد این است که بر روی فعالیتهای خدماتی در جامعه تبلیغ نمیشود و بیشتر به کارهای اداری و اشتغالات پشتمیزنشینی تأکید میشود که ضرر بزرگی است. باید فعالیتهای فنی و حرفهای را تشویق و تقویت کرد. خوب است آموزشوپرورش قسمتی از شیوه تربیتی خودش را به این سمت ببرد که شوق کار و عاشق کار بودن در بچهها زنده شود.
در قدیم ازاینقرار بود بااینکه خانوادهها بعضاً بینیاز بودند بچهها تابستان کار میکردند. یک فعالیتی میکردند؛ اما الآن دست هرکسی یک گوشی دادند طرف یکگوشه نشسته است ۵ ساعت ۷ ساعت سرش در این گوشی است. یک آدم چاق خنگ میشود. نه چیزی یاد گرفته است نه فهم دارد نه به درد خودشان میخورد نه به درد جامعه میخورد.
الآن افراد باسوادی داریم که کارشناسی ارشد یکرشته را دارد، دکترای یکرشته را دارد، اما در آن رشتهی خودشان قدرت باز و بسته کردن یک پیچ هم ندارند. علمش را دارد ولی بلد نیست. پایکار نرفته است.
درمان مفاسد اجتماعی درگرو اشتغالزایی
باید نگرش به کار در جامعه عوض شود. با کار است که خلاقیتها شکوفا میشود. همه مسئولان و کسانی که توانایی دارند باید به هر نحو که میتوانند در ایجاد کار تلاش کنند که بیکاری موجب فقر و است و فقر همسایه دیواربهدیوار بیدینی و انحرافات اخلاقی. تا اینجا درباره اهمیت کار و فعالیت مختصر اشاره کردیم.
حالا که مشغول کار شدیم، چگونه کارکنیم؟! سرسری و شل؟! بدون دقت، ناقص، با فرار از کار؟! همه اینها محتوا دارد. هر کس در شغل و کاری که به عهده میگیرد باید مسائلی را رعایت کند.
کار خوب، موجب اقبال خریدار میشود
از مهمترین وظایف کارگر در کاری که میکند این است که کارش از استحکام لازم برخوردار باشد. همین را ببینید در تولید و نقش کالای داخلی و اقبال مردم را به همین نکات دقت کنید.
یکی از علتهایی که مردم اقبال ندارند (این است که) دنبال میکنند (کیفیت) جنس ایرانی را و میگویند کذا و کذا است؛ بررسی که میکنیم همین مواردی که در روایات گفتهشده است رعایت نشده است.
مکرر عرض شد، اولین کارگر عالم خداوند متعال است که فعال است و بدون خستگی، دائماً مشغول است؛ و کارش از استحکام برخوردار است. خود شما اذعان دارید که هرچه در عالم خلقت وجود دارد از استحکام و نظم و هماهنگی برخوردار است.
همین نظمی که در بدن شما هست را دقت کنید نظمی که در عالم خلقت هست در کهکشانها هست در ترتیب فصول سال است اینها از قاعدهها و استحکامی برخوردار است.
بعضی وقتها دیدهاید که قاعده آن را به هم میزنند. فکر میکند که خوشقیافه شده است بینیاش را دستکاری میکند فاصله چشمش به هم میخورد. بله درجاهایی اگر بینظمی و عدم استحکام هم دیده شود اگر بررسی کنید میبینید که بشر دستکاری کرده و خواسته دخالتی داشته باشد و اصل آن، یا استاندارد آن را به هم زده.
رسول خدا هم هر کاری را به عهده میگرفت با دقت و محکم انجام میدادند ولو دفن میت و پر کردن قبر. رسول خدا فرمودند: چون کسى از شما به کارى دست زند، باید درست و محکم کار کند. خداوند بندهاى را دوست مىدارد که چون کارى انجام دهد، محکمکاری کند. یا شروع نکنید یا اگر خواستید انجام بدهید درست و محکم انجام بدهید.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القایم الحجه حججک علی عبادک و امنایک فی بلادک
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
لزوم ایستادگی بر مسیر حق در سختترین شرایط
اهل تقوا همیشه از حق پیروی میکنند و دنبالهرو حق هستند و تا جایی که توان دارند از حق دفاع میکنند؛ و میدانند که اگر کمک نکنند حق خانهنشین خواهد شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۱ از حکم نهجالبلاغه با استعاره و تمثیل همین مطلب را بیان فرمود: لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِینَاهُ وَ إِلَّا رَکِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى. «ما حقى داریم، اگر آن را به ما دادند، خواهیم گرفت و اگر ندادند، بر شتر مشقّت سوار مىشویم، اگرچه شبروی دراز باشد». این معنای تحتاللفظی بیان امیرالمؤمنین است؛ که به تعبیر مرحوم سیّد رضى یکی از سخنان لطیف و فصیح امام علیهالسلام همین کلام است.
بهطور خلاصه عرض کنم که امام علیهالسلام در این بیان با مثال، خواستند بفرمایند، عدهای با نادیده گرفتن جایگاه و موقعیت حضرت، حق امامتش را غصب کردند و خود را جلو انداختند و امام را برای مدت طولانی بهسختی و مشقت گرفتار کردند. مثل مسافرت طولانی در شب که خیلی سخت و طاقتفرسا است؛ و ضمناً با کنایه این را هم فهماندند که این سختیها هرچه هم طول بکشد، ایستادگی دارند. خدای تعالی تقوای ما را زیاد بگرداند و توفیق همراهی با حق و امام و ولی جامعه را از ما نگیرد. انشاءالله.
امشب، حاجت هیچکس رد نمیشود
شب چهارشنبه این هفته شب نیمه شعبان است؛ و این شب، شب قدر (است) و فضیلت شب قدر را دارد که در تعبیرات بهعنوان لیلهالقدر اهلبیت معروف است.
در این شب خداوند سوگند خورده است سائلی را رد نکند. مگر آنکه درخواهش او معصیتی باشد. برای این شب آداب فراوانی در کتب ادعیه و جوامع روایی مطرحشده است؛ و هر کس بهاندازه و توان خودش انجام دهد.
یکی از اعمال بسیار پرارزش شب نیمه شعبان زیارت امام حسین علیهالسلام است که تأکید فراوان هم دارد. مرحوم سید بن طاووس در اقبال الاعمال مینویسد: ابوحمزه ثمالی میگوید از امام سجاد علیهالسلام شنیدم که میفرمود: هر کس دوست دارد که با ۱۲۴ هزار پیامبر مصافحه کند -دست بدهد- در شب نیمه شعبان به زیارت امام حسین علیهالسلام برود، راه دور از دور، راه نزدیک هم که مشرف میشود.
زیرا در آن شب فرشتگان و ارواح پیامبران برای زیارت آن حضرت از خدا اجازه میگیرند و خداوند به آنان رخصت میدهد. خوشا به حال کسی که با پیامبران مصافحه کند و آنان نیز با او مصافحه کنند. یا در روایت دیگری دارد زیارت امام حسین در این شب مانند زیارت خدا در عرش است یعنی فضیلت آن جایگاه است.
ولادت موعود، عید واقعی بشر است
روز نیمه شعبان هم که روز جهانی مستضعفان، روز ولادت منجی عالم بشریت، مهدی الامم، حجه بن الحسن العسکری ارواحناله الفداء است. این ایام و بخصوص این روز پرنور را به همه شما مردم خوب استان و ایران و بلکه جهان تبریک عرض میکنم. ولادت امامی که بهزودی انشاءالله جهان را پر از عدل وداد خواهد کرد. روز ولات حضرت برای تمام بشر عید واقعی است. روزی است که همه نابسامانیهای عالم بسامان خواهد شد و بساط بیعدالتی برچیده خواهد شد.
همه ادیان، منتظر ظهورند
امام اختصاص به گروه خاص، ملت خاص، زمان خاص ندارد. او امام همه دنیاست امام همه موجودات است. همه ادیان و مذاهب منتظر او هستند. به نظر بهترین کاری که در ایام ولادت امام خوب است انجام دهیم این است که معرفت خودمان را نسبت به او بالاتر ببریم. امام خلیفه و جانشین خداست. سرنوشت امور دنیا و آخرت ما در اختیار امام است. نه اینکه خدا هیچکاره است. نه تفویض شده است و در اختیار دادهشده است قسمتی از امور تکوین و تشریع.
آیا نباید این مفهوم را خوب درک کنیم که به چه معناست؟
فرصت تبیین ندارم و الا دنیایی حرف در اینجا هست. ما در فصل انتظار بسر میبریم؛ و بر اساس یک امر فطری که با خلقت همه انسانها همراه است و مربوط به ملت خاصی نیست، به امید آیندهای که صلح در آن استقرار دارد و عدل گسترده شده، منتظر ظهور مصلح آسمانی هستیم. تا با آمدنش و در سایه استقرار دولت کریمه او، کمالات انسان شکوفا شده به مقصد مطلوب نائل آییم.
امید به تحقق عدالت، محرک جامعه است
همین امید است که افراد جامعه را به حرکت میاندازد تا در مقابل ظلم و بدی قیام داشته باشند و مبارزه کنند. تمام مبارزات حقطلبانه عالم از روی امید به بهتر شدن اوضاع صورت گرفته و میگیرد و ریشه آن انتظار است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این تفکر گسترش پیدا کرد و مردم دنیا را به آینده بدون ظلم و ستم امیدوار کرد. لذا یکی از مهمترین کارهایی که امروز مستکبرین عالم، بخصوص در جهان اسلام انجام میدهند از بین بردن روحیه امید به آینده و استقرار حق و عدالت است.
کسی که خوب مفهوم انتظار را بفهمد هرگز اهل سازش و تسلیم نیست. کسی که در انتظار منجی به سر میبرد میداند که باید آنچنان به استقلال اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی برسد که تُرهِبونَ به عَدُوَّالله باشد. هیچ قدرت استکباری جرئت فکر کردن به آسیب زدن به او را نداشته باشد این کسی است که منتظر است ملت و دولت منتظر ازنظر سیاسی و اقتصادی و نظامی جوری زندگی خودش را تنظیم میکند که هیچ مستکبر جرئت چپ نگاه کردن به او را نداشته باشد.
اربعین، جلوهگاه قدرت منتظران
اینکه میبینیم آمریکا و اسراییل تهدید میکنند و ناسزا میگویند و از گزینههایشان میگویند. چون شیعه و قسمتی از مفهوم انتظار را درک کردهاند. دیدهاند که شیعه در یک اربعین چگونه جمع میشود و باقدرت و صلابت به سمت مقصد واحد حرکت میکند. میفهمند اگر این سیل خروشان قیام کند چیزی از آنان نخواهد ماند. هرچه مجاهدت و تلاش امروز در هر عرصهای صورت بگیرد که اسلام قدرتش بیشتر شود و رشد کند این ریشه در انتظار دارد.
منتظر یعنی بیدار یعنی کسی که ایستاده و افق را میبیند حرکت میکند و برای مسیرش زاد و توشه هم فراهم کرده. امروز رزمندگانی که در یمن، در سوریه، در لبنان، در عراق، در افغانستان، بینی استکبار را به خاک مالیدهاند، منتظران ظهور مهدی فاطمهاند.
چهره واقعی انتظار
چهره واقعی انتظار امروز در محور مقاومت جلوه گری میکند؛ چرا حاکمان وابسته و مرتجع منطقه که در حال نابودی هستند برای باقی ماندن مدتی بیشتر در قدرت، باسیاست و طراحی آمریکا و به نفع استکبار و رژیم غاصب و با پول و سرمایه خودشان ائتلاف ضد ایرانی درست میکنند؟
جالب است میگوید شما باید بروید بجنگید پولش را هم باید خودتان بدهید. تشویق را اینها میکنند جنگ را اینها راه میاندازند حمایت را اینها میکنند بعد میگویند پولش را بدهید. چرا اینگونه عمل میکنند؟ علت این است، چون میدانند بهزودی به فضل پروردگار، انصار دین خدا و منتظران ظهور امام عصر، منطقه غرب آسیا را از لوث وجود متعفن آنان پاکسازی خواهند کرد.
خون انسانهای پاکی که در این منطقه به شهادت رسیدند و اخیراً در یمن شهادت شهید صالح ملقب به ابو فضل انسان شجاع و مبارز رئیس شورای عالی سیاسی یمن که سعودیها برای سر او ۲۰ میلیون دلار جایزه گذاشته بودند و دیگران هدر نخواهد رفت. حالا بنشینند و جلسه تشکیل بدهند که مثلاً ایران را تحت کنترل خودشان قرار دهند. مگر قدرت این کار رادارند؟ مردم و مسئولین دلسوز نظام همه اهل انتظارند و بافرهنگ انتظار بزرگشدهاند. اینها سرسوزنی از مواضع انقلابی و الهی خود عقبنشینی نمیکنند.
حفظ برجام به شرط حذف اقتدار
دیدید و شنیدید اخیراً رئیسجمهور آمریکا و فرانسه در اجلاس خبری چه خزعبلاتی گفتند. یکی ایران را تهدید کرد و دیگری تأیید کرد. دائماً از توافق جدید حرف میزنند. رئیسجمهور فرانسه برای کنترل ایران ۴ محور مشخص کرد که اولاً تا سال ۲۰۲۵ فعالیت هستهای نداشته باشد که برجام این کار را انجام داد. ثانیاً یقین کنیم ایران در درازمدت، هیچ فعالیت هستهای نخواهد داشت.
ثالثاً فعالیتهای ایران درزمینه موشکهای بالستیک را خاتمه دهیم. رابعاً راهحلی پیدا کنیم که ایران را در منطقه مهار کنیم. خلاصه حرف رئیسجمهور فرانسه حفظ برجام بهشرط حذف توانایی موشکی و قدرت منطقهای ایران است. آنوقت یک عده وابستهی بیگانهپرست در داخل، خیال میکنند اگر در دامن اروپا بیفتند در امان هستند. او دارد رسماً میگوید که چه میخواهد. میگوید میخواهم نباشی. او میگوید در این موضوعات دیدگاه ما عوض نشده است.
شما کجایید که این حرفها را میزنید. همانطور که رهبری و دیگر دلسوزان نظام مکرر در مکرر گفتند توان دفاعی و موشکی کشور قابل معامله و مذاکره نیست. اینجا باید از بیانات دبیر شورای عالی امنیت ملی در نهمین نشست مسئولان عالی امنیتی پنج قاره جهان که در شهر سوچی روسیه درباره توافق بین اروپا و آمریکا در مورد آینده برجام و برنامه هستهای که از استحکام لازم برخوردار بود، تشکر کرد. هر کس در این زمینه به دفاع از استقلال کشور سخن میگوید و حرفی میزند باید تقدیر و تشکر کرد.
جوانان عالم و باانگیزه، سرمایه پیشرفت کشورند
یکی از گروههای مهم دوران انتظار، جوانان هستند و وظایف خطیری که بر عهدهدارند. هم در رشد معنوی و اخلاقی خود باید تلاش کنند و هم موجبات پیشرفت کشور را فراهم کنند. ۱۱ شعبان ولادت حضرت علیاکبر علیهالسلام و روز جوان است که این روز را به همه جوانان عزیز کشور و جوانان خوب استان تبریک عرض میکنم. دوران پراهمیتی که اهلبیت علیهمالسلام هم به آن تأکید فراوان داشتند.
مسئولان و برنامه ریزان نباید نسبت به این دوران در برنامهریزیهای کلان کشور غفلت داشته باشند. امروز نباید گذاشت این نیروی عظیم هدر برود، بیکار و عاطل باشد، برنامه نداشته باشد. وجود جوانان عالم و باانگیزه سرمایه پیشرفت کشور است. زندگی علیاکبر علیهالسلام را که نگاه میکنیم میبینیم، گذشته از رشادت و شجاعت که داشت. از بصیرت و فهم دقیق زمان و دشمنشناسی بالایی برخوردار بود؛ که به بیان امروز هم عالم بود و هم مؤمن و انقلابی. همین الگو باید امروز برای رشد کشور بکار گرفته شود.
همانطور که تاکنون هر چه بالندگی در عرصههای حساس علمی و نظامی و سیاسی داشتهایم توسط جوانان عالم مؤمن انقلابی صورت گرفته. البته همین جوان، مورد هجمه دشمن است و تلاش برای از کار انداختن و زمینگیر کردن او و بعد فشل کردن کشور میشود. چون حماسهسازیهای این جوان را دیدهاند که چگونه با دستخالی کشور را موشکی، فضایی، هستهای و علمی کردند.
مسئولین، از جوانان غافل نباشند
آنچه بر مسئولین لازم است این است که نگذارند این نیرو هدر برود از توان علمی بالا و ایمان و اعتقاد او برای به حرکت درآوردن چرخهای اقتصاد و پیشرفت کشور استفاده کنند و الا دچار خسران خواهیم شد.
من فقط ارجاع میدهم به بیان رهبرى «یکى از مهمترین ابزارهاى اقتدار ملّى، جوان مؤمن ما است؛ مىخواهند این ایمان را از جوان بگیرند. این جوان مؤمن است که در مسئلهی هستهاى، در مسئلهی پیشرفتهای علمى، در نانو، دررویان، در بقیّهی بخشهای علمى بیدارْخوابى مىکشد، سختى مىکشد تا اینکه یک پیشرفت علمى را به نهایت برساند؛ این جوانِ مؤمن است،
اینها بچههای مؤمن ما هستند و خیلى از اینها را ما از نزدیک مىشناسیم. اینها مىخواهند این ایمان را از این جوان بگیرند، انگیزه را مىخواهند بگیرند.»
همگانی شدن حمایت از کالای ایرانی، شرط نجات اقتصاد کشور
گروه دیگر از منتظران که در این دوران وظایف بزرگی به گردن دارند و نباید از تلاش و کار خسته شوند تا به وظیفه خود عمل کرده باشند کارگران هستند.
۱۱ اردیبهشت روز جهانی کار و کارگر را به همه جهادگران این عرصه تبریک عرض میکنم و امیدوارم در این سال حمایت از کالای ایرانی کارخانه-های تعطیلشده یکبهیک بازشوند و کارگران به کارهای خود برگردند و رونقی در بازار به وجود بیاید.
همه مردم کمک کنند و از کالاهای ساخت داخل استفاده کنند. حمایت از کالای ایرانی بدون حمایت از کار و کارگر ایرانی معنا نخواهد شد. اگر این شعار همهگیر نشود و همه خود را ملزم به اجرا ندانند پیشرفتی حاصل نمیشود. تاریخ را اگر ملاحظه کنید میبینید که کشورهای استعماری دائماً تلاش در وابسته کردن ملل دارند و برای این کار از ابزار مختلف استفاده میکنند که یکی از آنها وابستگی اقتصادی است و معمولاً عُلما در برهههای مختلف تذکرات و اقدامات خود را داشتهاند که موجب عزت شده است و البته همه باهم عمل کردند.
توجه به کالای داخلی، سابقهای تاریخی دارد
قبلاً هم به مناسبتی این مطلب را عرض کردم، جا دارد اینجا بهعنوان نمونهای از تلاش علما براى تقویت تولیدات داخلى و نفى استفاده از اجناس خارجى، بیان کنم و آن عهدنامه سیزده تن از علماى اصفهان است که به دو بند آن اشاره میکنم: این خدام شریعت مطهره با همراهى جناب رکن الملک، متعهد و ملتزم شرعى شدهایم که:
اولاً- قباله جات و احکام شرعیِ از شنبه به بعد روى کاغذ ایرانى بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهاى دیگر بنویسند، مهر ننموده و اعتراف نمىنویسیم. ثانیاً- کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانى یا دیگر پارچههاى غیر ایرانى باشد، متعهد شدهایم بر آن میت، ما نماز نخوانیم؛ که این کار را کردند اگر همه ما به همین مقدار همت کنیم شاهد آثار خوبی خواهیم بود. اساتید مدارس و دانشگاهها و حوزههای علمیه و طلاب گرامی و همه اقشار اینگونه وارد میدان شوید و این گفتمان را ایجاد کنید.
۱۲ اردیبهشت سالگشت شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم است که به همه عزیزان عرصه تعلیم و تربیت این روز و این هفته را تبریک عرض میکنیم فرصت بیان نیست انشاءالله در نوبت دیگری به این مهم میپردازم.
نماینده مجلس باید مدافع شریعت باشد
منتظر واقعی از دین و ارزشهای دینی و الهی و انقلابی دفاع میکند در هر کسوتی که باشد و لو در لباس نمایندگی مجلس و این انتظار هم از مجلس شورای اسلامی انتظار حقی است که باید مدافع شریعت باشند که هستند بحمدالله؛ اما گاهی بعض نمایندگان مجلس حرفهای بیربطی میزنند که وهن مجلس و افراد فرهیخته و دانشمند آن است.
راجع به احکام الهی که نمیشود سلیقهای نظر داد. یکی از نمایندگان مجلس علیه تذکر پلیس مطالبی گفت که جای تأسف دارد که چرا اینقدر باید اطلاع دینی و اجتماعی نمایندهای کم باشد؛ که بدیهیات را هم نداند. کشف حجاب یک اقدام مجرمانه و جرم است و گناه اگر علناً صورت گیرد منکری است که باید جلوگیری شود؛ و ترویج فرهنگ بیگانه استوکسی که خود را در معرض دید نامحرمان برخلاف دستور خدا قرار دهد کرامت انسانی خود را از بین برده است.
لزوم برخورد قاطع با مظاهر بیعفتی و بیبندوباری
وقتی میبینیم یک هجمه طراحیشدهی مدون، در حال اجرای منویاتِ دشمنان قسمخورده ملت است نباید اغماض و چشمپوشی داشت. هرگز اجرای قانون را نباید تأخیر انداخت و تحت تأثیر هوچیگری و بازیهای سیاسی عدهای قرار گرفت. ما از دستگاه انتظامی به خاطر برخورد قاطع با مظاهر بیعفتی و بیبندوباری در جامعه تشکر میکنیم و از دستگاه قضایی هم میخواهیم در صدور و اجرای حکم این افراد با قاطعیت تمام برخورد کند.
مسئول نظارت و حفظ قانون، در پی نقض آن است؟!
تازگیها باب شده است (این دستور دشمن است) که یک عدهای راجع به اقتدار و امنیت کشور در مقابل بیگانگان حرکاتی را انجام دهند. یک عده هم در داخل امنیت داخلی را مورد خدشه قرار دهند. ای کسانی که سنگ بیگانه را به سینه میزنید، کجای دنیا جرئت دارند به پلیس فحش بدهند و از او بخواهند که وظیفهاش را انجام ندهد؟
این چه حرف بیربط و گزافی است که یک عده میزنند و جنجال درست میکنند. نماینده مجلس که باید ناظر بر اجرا و مطالبه گر آن باشد چیز دیگری را طلب میکند؛ که با قوانین صریح کشور منافات دارد. همه ما باید به اقتدار پلیس اهمیت بدهیم. اگر پلیس تضعیف شود سنگ روی سنگ بند نمیشود. همه وظیفهدارند. هم خود پلیس وظیفه دارد اقتدار خودش را حفظ کند، جوری عمل نکند که متزلزل شود هم دیگران باید کمک کنند که آن جایگاه حفظ شود.
امنیت راهها امنیت مرزها بعضی از نقاطی که جوانان شما آنجا هستند شما یک ساعت نمیتوانید تحملکنید ایستادن در آنجا را. معلوم است که این توطئه بیگانگان است. به نظر میرسد باید پلیس وظیفهشناس که کار خودش را محکم انجام داد و تحت تأثیر قرار نگرفت را تقدیر کرد. از خود فرماندهی نیروی انتظامی از ناجا تقدیر میکنیم. او هم باید از نیروی خودش تقدیر کند کما اینکه این کار را کرده است. خود خواهرهای متدین و انقلابی استان و دیگران ضمن بیانیهای از وظیفه شناسان نیروی اسلامی تشکر و قدرنشناسان را تقبیح کنند.
سخنان را رهبری در جمع قرآنیان داشتند که فرصت بیان نیست. روز ایمنی و حملونقل، روز شوراها، روز ملی خلیجفارس هم در وقت دیگری انشاءالله بیان کنیم. |
| 1397/1/31 | 1397/1/31مقابله با نفوذ و مبارزه با فساد، دو اولویت مهم دستگاهها است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه287
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
متقین، مسئولیتپذیرند
اهل تقوا در هر جا که باشند و هر مسئولیتی که داشته باشند کارشان را با دقت و منظم و محکم طبق دستور شرع انجام میدهند.
بنا شد به جهت گفتمان سازی شعار سال و تئوریزه کردن مباحث مربوط به کار و کارگر و تولید به بعض روایات که درباره کار و کارگر و تولید و کشاورزی و دامپروری و صنعت و کالا که در جوامع روایی ما مطرح هست به مناسبت شعار سال مطرح کنم.
جلسه قبل نکتهای را عرض کردم اما بهمرور با قید حیات در همین خطبه اول مجموعهای از این روایات را بیان میکنم که دوستان و عزیزانی که دنبال میکنند میتوانند روی این روایات و مباحث کارهای عمیقتر و دقیقتری را انجام دهند. اصل کار کردن و دنبال روزی حلال رفتن و از دسترنج خود بهره بردن، مورد تأکید اسلام و قرآن و اهلبیت است. آیات متعددی را داریم که میتوانیم استفاده کنیم. در روایات هم که مفصل به آن پرداختهشده است.
کار بدون برنامهریزی، بینتیجه است
کار و فعالیت اقتصادی آثار فردی و اجتماعی فراوانی مثل فقرزدائی، توسعه معیشتی، رشد و ارتقای اقتصادی، درست کردن زیرساختهای فرهنگی و امثالذلک دارد که بهصورت مختصر بیان میکنیم.
توجه دارید که همه ما باید در زندگی فردی و اجتماعی مدیریت زمان داشته باشیم. کسانی که وقت خودشان را تنظیم میکنند و بدون هیچ برنامهریزی مشغول کار میشوند معمولاً وقت و اوقات آنها تلف میشود و ثمرهای هم نمیبرند.
این جزو دستورات دینی ماست که اوقات خود را تقسیمبندی کنیم تا از فرصتهایمان بهره لازم را ببریم؛ و اهل افراطوتفریط هم نباشیم؛ و الا اگر رعایت نکنیم، خیلی از امور ما، به هم میخورد که باعث دلخوری دیگران و بیاثر بودن کارهایمان میشود.
توجه به کار و تلاش، در کنار استراحت و عبادت
امیرالمؤمنین علیهالسلام دراینباره فرمودند: مؤمن وقت خویش را سه بخش مىکند; بخشى که در آن با پروردگار خویش مناجات و او را عبادت کند. لازم نیست پشت سر هم باشد. در ۲۴ ساعت قسمتی از وقت ما باید اختصاص به عبادت و بندگی و مناجات باخدا داشته باشد. این قسمت را انسان خودش میتواند به چند قسمت تقسیم کند. مثل نمازهای پنجگانه که به پنج قسمت و پنج وقت تقسیم میشود.
و بخشى که در آن به دنبال تأمین معاش خویش رود؛ یعنی بخشی از زمان را هم باید به کار اختصاص بدهیم؛ و بخشى که به خلوت و استراحت پردازد تا ازآنچه حلال و زیبنده است لذّت ببرد. تفرج و استراحت و معاشرت با خانواده و بستگان و اینها باشد و از آنجائی که افراط در هر امری مضر و نکوهش شده، اهلبیت در مواردی سفارش به رعایت استراحت، تفریح، سلامت بدن و پرهیز از خسته کردن خود، کردهاند.
کار بیشازحد، مذموم است
مثلاً امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر کس شب براى کسب، بیدار بماند و حق و بهره چشم را ازلحاظ خواب ادا نکند چون چشم باید مدتی از روز را استراحت کند، چنین کسبى براى او حرام (یا به شدّت مکروه) است. بعضیها این حرام را گفتهاند که به معنی شدت کراهت است. نه اینکه حرام به این معنی باشد که مالی که درمیآورد حرام باشد.
این برای کسی است که در طول روز مشغول کار است، شب هم کار میکند. نه آنکسی که نوبت شب دارد و کار میکنند اینها باهم فرق دارد؛ یعنی کسی که حق چشم را رعایت نکرده است. البته آنجائی که هوا خیلی گرم است یا مقداری از کار باقیمانده که باید در شب هم مشغول بود تا کار تمام شود. یا کسانی که نوبت شبکار میکنند موردنظر نیست.
در رعایت اعتدال در کار، امام صادق علیهالسلام فرمودند: باید کسب تو براى تأمین زندگى از حدّ آدمهای کمکار بگذرد و بهاندازه اشخاص حریص دنیادوست و دل به دنیا داده نرسد؛ پس خود را در کار و کسب، در حدّ انسانى باانصاف و آبرودار قرار ده و از اشخاص سست و ناتوان بالاتر آر و به کسب آنچه موردنیاز است بپرداز.
اینها روایاتی است که مربوط به کار کردن و تشویق به کار است. این یعنی افراطوتفریط نداشته باش؛ و این منافات ندارد که شخص مرخصی هم داشته باشد و قوای ازدسترفتهاش را دوباره به دست آورد و جبران کند. البته نوع کار فرق میکند. نوع مسئولیت فرق میکند. جایگاههایی که افراد دارند فرق میکند همه اینها را باید باهم در نظر گرفت. پس اولین وظیفه این است که انسان باید قسمتی از زمان در اختیارش را به کاری که تأمین مایحتاجش را میکند مشغول باشد و هرگز بیکار و بیعار نباشد.
دعای کارگر به اجابت نزدیکتر است
راوى مىگوید: نزد امام صادق علیهالسلام نشسته بودیم که علاء بن کامل وارد شد و روبروى امام نشست و گفت: دعا کن که خدا روزى مرا بهراحتی نصیبم کند. حضرت فرمود: چنین دعایى نمىکنم، برو کار کن، چنانکه خداوند بزرگ به تو امر کرده است که کار کنى و از دسترنج خود بخورى؛ یعنی یکگوشه بنشینی و بخواهی و با دعا زندگی خودت را تأمین کنیم موردنظر دین نیست.
البته در بیانات معصومین داریم که دعای کسی که اهل کار و تلاش نیست به اجابت نمیرسد. دعای کسانی که کار دارند و مشغول هستند، کارگرها، کارمندها، در همان حین مشغولیتشان دعا کنند به اجابت نزدیک است. رسول خدا فرمودند: مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ الْخَاطِف، هر کس از دسترنج خود بخورد، مثل برق از پل صراط خواهد گذشت.
روزی حلال، یاریگر دین انسان است
نباید در امر تهیه معاش و زندگی تنبل بود؛ که تنبلی و کسلی، دنیا و آخرت را خراب میکند. امام صادق علیهالسلام فرمود: از جستجوى روزى حلال خوددارى مکن، چون روزی حلال برای حفظ دینت به تو کمک میکند. بعد میگوید ولو اینکه شما بیایی جلوی مغازهات را آبوجارو کنی آماده آمدن مشتری بشوی. هر کس بهاندازه کاری که میتواند انجام دهد؛ یعنی مقدمات شغلی خودش را فراهم کند ولو در آن روز کاری هم گیرش نیاید ولی وظیفهاش را انجام داده است خدای تعالی به دین او کمک میکند.
همه باید کار کنیم
قبلاً عرض کردیم اولین کارگرِ عالم خدای تعالی است که فعال است و خستگی هم ندارد. ویژگیهای خدا در کار در قرآن آمده است. بعد میبینیم انبیاء الهی هم اهل کار و تلاش بودند که در قرآن کریم به مواردی اشارهشده است. مثل حضرت موسی علیهالسلام که به چوبدستی او اشاره میکند که با آن گوسفندانم را از درخت برگ میریزم و نیازهای دیگر را برطرف میکنم؛ یعنی گوسفندانی داشته و کار میکرده.
یا جریان کار کردنش و اجیر شدنش برای حضرت شعیب علیهالسلام و یا زره سازی حضرت داوود علیهالسلام؛ و در روایت هم دارد که مثلاً حضرت آدم مشغول زراعت بود. سلیمان بن داود زنبیل میبافت و امثالذلک. تا میرسد به اهلبیت تا میرسد به ما، که هرکس بسته به شرایطی که دارد فعالیت باید داشته باشد بیکاری و تنبلی و نشستن یکگوشه و از دسترنج دیگران خوردن موردقبول دین نیست.
در کتاب کشف الغمّه جریانی را از قول امیرالمؤمنین نقل میکند که حضرت فرمود: روزى در مدینه سخت گرسنه شدم، براى پیدا کردن کار به محلّههاى بالاى مدینه رفتم، در آنجا زنى را دیدم که کلوخهایی را جمع کرده بود و فکر کردم که مىخواهد با آنها گِل درست کند، نزدیک او رفتم و طى کردم که براى هر دلو آب که از چاه بکشم یکدانه خرما به من بدهد؛ چون شانزده دلو کشیدم، دستم تاول زد، پس به لب آب رفتم و دستم را شستم، آنگاه به نزد آن زن رفتم و دستم را جلو بردم، او شانزده دانه خرما به من داد. من نزد پیامبر (ص) آمدم و ایشان را ازآنچه گذشته بود آگاه کردم و پیامبر (ص) هم با من از آن خرماها خوردند.
غرض اینکه کار میکردند و کار هم عار نبود. الآن هم همینطور است بعضاً کارهایی هست الآن شما میبینید در جامعه افرادی دارند کارهایی را انجام میدهند این کارها را میشود دیگران هم انجام دهند اما انجام نمیدهند. نمونههای اینچنینی هم فراوان در زندگی ائمه علیهمالسلام داریم. این تعدادی از روایات تا به ترتیب مسائل مهمتر با قید حیات بازگو شود.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
ترسو، زیان میبیند…
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین غیر از خدا از چیزی نمیترسند و همیشه به فضل پروردگار امیدوارند و فرصتهایی که در اختیاردارند را از دست نمیدهند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۲۰ از حکم نهجالبلاغه فرمود: قُرِنَتِ الْهَیْبَهُ بِالْخَیْبَهِ وَ الْحَیَاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ – ترس قرین و همراه زیان و شرمندگی همراه محرومیت است و فرصت، همچون ابر گذرا مىگذرد، پس فرصتهای خوب را غنیمت بشمارید.
امام علیهالسلام فرمودند: هیبت، به معنای ترس از طرف مقابل است؛ و معلوم است که همیشه ترس نمیگذارد انسان به اهدافش برسد و مانع بزرگی در رسیدن به مقاصد انسان بشمار میآید. درنتیجه در آن اموری که باید انجام میداد و به خاطر ترس انجام نداد، ضرر میبیند. پس ترس، نزدیک زیان است.
همچنین، فرمود: شرم با محرومیت همراه است. چون وقتی حیا کرد و خواستههای عقلی و شرعیاش را بیان نکرد، حتماً به آنها نمیرسد و محروم میشود. البته حیا ممدوح و پسندیده اینجا موردنظر است. جایی که باید بپرسد و طلب کند حیا میکند پس به نتیجهای که باید برسد نمیرسد.
یک ماه از فرصتمان از دست رفت!
بعد هم تذکر مهمی که مورد غفلت بیشتر ماها است را میدهند و اینکه باید فرصتهای خیری که برای ما پیش میآید را غنیمت بشماریم و از دست ندهیم چون مثل ابر گذران از ما عبور میکنند و میروند بدون اینکه کسی بفهمد. تعبیر به ابر تعبیر قشنگی است. یکوقت است یک قطار از جلوی ما میگذرد همه میفهمیم که آمد و رسید و رد شد یک سروصدایی کرد و توجهی را جلب کرد.
اما شما یکوقتی به آسمان نگاه میکنید یک قطعه ابر را در شرق آسمان میبینید سرتان را میاندازید پایین مشغول به کار میشوید دوباره بالا را نگاه میکنید میبینید بالای سرتان است و بعد هم از شما عبور میکند. میفرماید عمر اینگونه است. ببینید چقدر زود یک ماه از دوازده ماه سال گذشت. ماه رجبی را هم که در اختیار داشتیم تمام شد. ۱۱ ماه فرصت داریم لااقل برای تحقق همین شعار سال که رهبری فرمودند. هر چه زودتر باید کار را انجام داد. خدای تعالی توفیق ما را در انجام کار خیر و از دست ندادن فرصتها و زیادشدن تقوا بیشتر بگرداند.
از ذکر، روزه و استغفار این روزها غافل نشوید
یکی از مصادیق از دست ندادن فرصتها همین ایامی است که در آن قرار داریم. ایام مبارک و اعیاد پر از خیر و نور ماه شعبان را به همه شما نمازگزاران بزرگوار تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه ما بتوانیم از این روزهای نورانی برای رشد معنوی خودمان و آباد کردن دلمان استفاده کنیم و زمینه درک ماه مهمانی خدا، رمضان الکریم را فراهم کنیم.
ماه رسول خدا، فرصت انابه است و ذکر و روزه و استغفار. رسول خدا بیشتر اوقاتش را در این ماه به همین امور بهخصوص روزه و شبزندهداری میگذراند. سعی کنیم این اوقات شریف را که آمادگی تقرب الی الله فراهمتر است را به بطالت و بیخبری نگذرانیم. همهی ما قدر ایامی که درش هستیم را بدانیم.
الگوی کامل پاسداری
سوم شعبان، سالگشت میلاد نورانى سرور و سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام، الگوی دفاع از دین و ارزشها و اهداف الهی تا پای جان را به همه شما و همه پاسداران اسلام و قرآن و اهلبیت در عالم و اعضای گرانقدر سپاه پاسداران که این روز به نام آنان زده شد تبریک عرض میکنم.
نامگذاری این روز قطعاً به الهام الهی بوده، چون با این نامگذاری بیان کردهاند که الگوی آنان چه کسی است و هم اعلام کرده-اند که برای دفاع از اسلام و پاسداری از دین و انقلاب تا کجا ایستادهاند. نامگذاری در این روز هم هدف را نشان میدهد هم مسیر را نشان میدهد.
وقتی موج سنگین حملات و توطئهها، علیه انقلاب تازه پیروز شده بلند شد و جنگی تمامعیار و درعینحال نابرابر و مظلومانه در جبهات مختلف برای کشور درست شد و برای مبارزه با این هجمه احتیاج به روحیه تکلیف گرا، مؤمن، آماده ایثار و ازخودگذشته درراه هدفهای بلند بود و هیچ الگویی غیر از امام حسین نمیتوانست در مقابل جبهه استکباری مقاومت کند. اصل انقلاب با تأسی به این اسوه پیروز شد و بقاء آنهم باز به همین روش باید حرکت کرد.
تخریب سپاه، نشانه ترس دشمن از اوست
سپاه پاسداران بهعنوان نیروى راهبردى در ساختار نظام اسلامى جایگاه ویژهاى دارد؛ که هر جا نیاز انقلاب بوده به اقتضاى شرایط، چه نظامى، چه امنیتى، چه سیاسى، چه فرهنگى، چه اقتصادى بهصورت قانونمند در آن عرصه ورود کرده اقدامات مؤثری را انجام داده است.
دوران دفاع مقدس، مقابله با گروهکهاى تروریستى و ضدانقلاب، در این سالها مقابله با فتنههاى پیچیده داخلى، مسائل اقتصادی و خودکفائی نظامی و غیرنظامی، مسائل فرهنگی، بسیارى از کمبودهاى مادى و موانع و محدودیتها را برطرف کردهاند. حالا مخالفین و دشمنان این مجموعه چه کسانی هستند؟ میشنوید و میبینید که این روزها هجمههای وجود دارد.
یک نگاه و بررسی میدانی کنید میبینید که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، انگلیس، صهیونیستها، اروپاییهای استعمارگر، شیوخ فاسدِ مرتجعِ وابستهی کشورهاى عربى منطقه و جریانهاى ضدانقلاب وابسته، با صرف هزینههاى گزاف و با استفاده از ابزارهاى مختلفی که در اختیاردارند تلاش مىکنند چهره سپاه را نزد مردم تخریب کنند، سیاستها و عملکردهای سپاه را تضعیف کنند و زیر سؤال ببرند.
و علت همهی این دشمنیها در این است که میبینند سپاه توانسته ضمن حفاظت از کیان نظام اسلامی، سیاستهای استکباری آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه را از بین برده، جبهه مقاومت و بیداری اسلامی را مدیریت کرده قدرت برتر منطقه باشد. لذا چاره را در تخریب و تضعیف میبینند.
البته همانطور که قبلاً هم گفتیم میشنویم و میبینیم که این روزها هجمههایی وجود دارد مردم ما درراه دفاع از اسلام و انقلاب و مبارزه با مستکبرین عالم، آمریکای جنایتپیشه و انگلیس پلید و صهیونیستهای خبیث کودک کش، همه لباس پاسداری به تن دارند و آماده اشاره فرمانده خود هستند.
اینان پشتوانههای نظام اسلامیاند
چهارم شعبان سال ۲۶ قمری عباس بن علی علیهالسلام متولد شد؛ و روز ولادتش را به خاطر ایثارها و جوانمردیهایی که در طول زندگی داشت و در کربلا به اوج خود رسید روز جانباز نامگذاری کردند.
عباس بن علی بزرگ جانباز تاریخ بشریت است. دستان حیدری او قلم شد تا مردم عالم بفهمند و یاد بگیرند راه و رسم عاشقی و جانبازی و فدا شدن در مسیر ولایت را.
جانبازان و ایثارگران که در بین ما زندگی میکنند، از پشتوانههای نظام اسلامی هستند، آنان هرروز با دستبریده و پای قطعشده و چشم بصیر خود، با زبان رسا و بلیغ، تبلیغ فرهنگ ایثار و شهادت و ایستادگی در مقابل ظلم و علمداری انقلاب و تنها نبودن ولایت را میکنند. جانبازان و خانوادههای آنان هنوز در حال جهادند؛ و وظیفه ما البته سنگین است. باید دستاوردهای ایثار آنان را گرامی بداریم و نگهداری کنیم.
مستحب برای مردم؛ واجب برای مسئولین!
باید به دیدن آنان برویم و از آثار وجودیشان بهره معنوی ببریم. جزء برنامههای قطعی خودتان بگذارید دیدن عزیزان را. بسیار در روح وزندگی ما مؤثر است اگر برای مردم مستحب باشد برای مسئولین محترم واجب است. باید دائم بروند به دیدن آنها و بدانند و بفهمند. احترام به ایثارگران و جانبازان احترام به آزادگی و ایثار و استقلال کشور است. لذا این فرصت را از دست ندهیم و برنامه منظمی بگذاریم.
تنهایی، دستهجمعی، خصوصاً جوانها و نوجوانها و دانشآموزان، اینها را به دیدن جانبازان ببرید. آنها خاطرات خودشان را بیان کنند. یکوقت به راهیان نور میبرید خود آن فضا خودش گویاست. یکوقت فرصت راهیان نور نیست از این شهدای زنده که مثل شهید هرروز شهادتی دارند به خدمت آنها بروید و از آنها نور بگیرید و معنویت خودتان را بالا ببرید.
انس ما با این کتاب کم است
پنجم شعبان مردى از تبار نور به دنیا آمد. امام سجاد علیهالسلام. مردی که تمام ذرات وجودش ملکوتی است و دعا و نیایش به وجود او تجلی پیدا کرد. صحیفه سجادیه امام سجاد را ببینید. متأسفانه انس ما با این کتاب کم است. صحیفه سجادیهی زینت عبادت پیشگان را غنیمت بشمارید. ما از این کتاب دوریم و انس نداریم درحالیکه دریای معرفت و نورانیت است.
امام سجاد علیهالسلام از پیامآوران عاشورا و کربلاست. مفسّر حماسه حسینی است. اسوه عاشقان است. القاب امام هم فرق دارد. مثلاً قدوه الزاهدین، سیدالمتقین، زین الصالحین، منار القانتین که یعنی چراغ شبزندهداران. هرکدام از اینها جلساتی توضیح میخواهد که مثلاً چرا امام سجاد علیهالسلام را سید ساجدین میخوانند. مگر بقیه سجده نمیکردند؟ هرکدام از اینها توضیح مفصل دارد که وقت بیان آنها نیست.
مدیریت سیوپنجساله…
خیلی تبلیغ میشود که امام فقط مشغول ذکر و دعا و امثال ذالک بودهاند. در زمان کربلا که به امر خدا بیمار بودند و در جنگ و مبارزه شرکت نداشتند و بعدازآن هم که مشغول دعا بودند و با امور جامعه و سیاست کاری نداشتهاند؛ که درست نیست و کاملاً غلط است.
زندگی امام سجاد علیهالسلام را مطالعه کنید. ۳۵ سال نظام اسلامی را ایشان مدیریت کرد. زمینهسازی برای امام باقر را ایشان انجام داد. یکی از کارهایی که امام مقید به انجام آن بود رسیدگی به وضعیت جامعه و اقشار آسیبپذیر بهاصطلاح امروز و معضلات اجتماعی بود؛ و رسیدگی به امور مالی مردم بخصوص خانوادههاى شهدا و ایثارگرانی که با حکومت مبارزه کرده بودند و مشکلاتی داشتند.
و این کار را در خفاى کامل انجام مىدادند و بعد از شهادت و قطع شدن هدایایی که امام میبردند معلوم شد که کمککننده چه کسی بوده. از ابوحمزه ثمالى روایتشده؛ امام شبانه مقدار زیادی نان بر پشت مبارک خویش حمل مىکرد و در تاریکى شب، آنها را به تهیدستان مىرساند و مىفرمود: «صدقه دادن در تاریکى شب، آتش خشم خدا را خاموش مىکند». این هم درس دیگری است برای ما.
پنجههای آمریکا شکست
بعدازآنکه دانشجویان پیرو خط امام ره تصمیم گرفتند جاسوسانی که در سفارت آمریکا علیه انقلاب و امنیت کشور فعالیت میکنند را دستگیر کنند. از آنجائی که اگر آنان اعتراف میکردند و فعالیتهایی که در طول دوران مأموریتشان در سفارت آمریکا در ایران داشتند را بیان میکردند، آبروی نداشتهشان به خطر میافتاد، آمریکائیها به اسم آزادی دیپلماتها، نقشه عملیاتی و نظامی کشیدند به نام پنجه عقاب تا دیپلماتهای خودشان را آزاد کنند.
حمله نظامی آمریکا، دو هفته بعدازاینکه دولت آمریکا یکجانبه، روابطش را با جمهوری اسلامی قطع کرد اتفاق افتاد. تاریخ فرمان رئیسجمهور وقت آمریکا جیمی کارتر غروب ۴ اردیبهشت بود که در تاریخ ۵ اردیبهشت سال ۵۹ به فضل پروردگار در صحرای طبس عدهای منهدم و بقیه منهزم و فراری شدند.
از گذشته درس نمیگیرند
بعدازاین شکست دشمنی آمریکا با ایران بیشتر شد و هرروز توطئهای جدید برای ایران درست کرد.
مثلاً تهدید به حمله نظامى، محاصره اقتصادى، تحمیل جنگ ۸ ساله با پشتیبانى همهجانبه از صدام حسین، تهدید به حمله نظامى با بمب اتمى، ایجاد جنگهاى نیابتى و فتنهانگیزى داخلى، اقدام علیه امنیت ملى و تجهیز تروریستها، بعضی از اقدامات بوده که تا امروز همه آنها با شکست مواجه شده است.
منبعد هم خواهد شد. آمریکا دائماً در ۴۰ سال گذشته، چه دولت دموکرات روی کار بوده و یا جمهوریخواه گزینههای نظامیاش روی میز بوده؛ اما هیچوقت از گذشتهاش درس نگرفته. دائماً توطئه و تهدید و یاوه میگوید.
مخارج مسلمان کشی از منابع مسلمین!
امروز هم که شخصیتی سکان اداره کشور آمریکا را به عهده گرفته که مثل گذشتگان خود، قصدش نابود کردن اسلام و امت اسلامی به دست خود مسلمین است و بعضی کشورهای مرتجع منطقه هم که خود را مسلمان میدانند پُل پیروزی او شدهاند و مخارج مسلمان کشی را هم از منابع مسلمین تأمین میکنند.
در جریانات مهمی که در منطقه غرب آسیا در حال جریان است و ثباتی که به برکت مستشاری ایران در حال برقراری است و ثبات منطقه را به ضرر خود میبینند و برای اقدامات نابخردانه خود، بهانههای واهی میتراشند؛ و ایران را مقصر دانسته به انواع تهدیدات تهدید میکنند.
اما آمریکا و اذنابش هرچه تا امروز رشتهاند پنبه شده و میشود. یادشان رفته چند وقت قبل تکاورانشان چطور ذلیلانه التماس میکردند که با آنها کاری نداشته باشند. آنچه امروز به او میگوییم این است که: اى یانکى از گذشتهای که در برخورد با ایران داشتهای درس بگیر و بدان اگر اشتباه کنی و حرکتی نابخردانه داشته باشی، پاسخ پاسداران و ارتشیان و بسیجیان بسیار سخت، کوبنده و خوارکننده خواهد بود.
نفوذ، نفوذ، نفوذ!
۲ اردیبهشت سالگشت انقلاب سوم یعنی اعلام انقلاب فرهنگی است. از موضوعات اساسی و ریشهای انقلاب همین بحث فرهنگ است با تقسیماتی که در امور مختلف بهخصوص فرهنگ عمومی دارد؛ و قسمت عمده حملات نرم دشمن به فرهنگ است.
چند روز قبل رهبر معظم انقلاب در بیاناتی که برای تعدادی از مسئولین و مدیران دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور داشتند نکاتی را فرمودند که بسیار مهم و حائز اهمیت است -و قسمتی از آن به فرهنگ و مسائل فرهنگی برمیگردد-.
ایشان برای بار چندم یکی از راههای مقابله با تهاجم جبهه دشمن را جدی گرفتن موضوع نفوذ دانستند و افزودند: فردی که میخواهد در نظام جمهوری اسلامی، امانتدار کشور و مردم باشد باید صلاحیت داشته باشد لذا کوچکترین تردید درباره صلاحیت افراد باید منعکس شود و دستگاهها نیز موظف به عمل بر اساس نظر وزارت اطلاعات هستند. این بسیار مطالب دقیق و درستی است که متأسفانه توجه نمیشود. این مطلب و تأکید ایشان در قسمتهایی به آن توجه نمیشود.
یک خطای استراتژیک
یعنی کسی که صلاحیت او تأیید نشده است بعضاً در بعضی از قسمتهای مدیریتی کشور میبینیم که به کار گرفته میشوند. طرف فتنهگر است و فتنه کرده است صلاحیت اخلاقی او از جهاتی رد شده است بازمیبینیم که به او مسئولیت دادهاند.
یکوقت هست یکجایی مشغول کار است فرق دارد؛ اما مسئولیت داشتن و متکفل امری از امور جامعه و تعدادی از افراد را زیرمجموعه داشتن اموال را در اختیار او قرار دادن درجایی که دستگاه امنیتی کشور گفته است که او صلاحیت ندارد اینیک خطای استراتژیک است، یک خطای راهبردی است.
نکته دیگری که ایشان فرمودند و تأکید کردند که عدهای از مسئولین هم به آن مبتلا هستند که ریشهاش زیادهخواهی و اشرافی گری و تجملپرستی است، مبارزه با فساد بود، فرمودند: باید موضوع مبارزه با فساد بسیار جدی گرفته و با شریانهای اصلی آن مقابله شود، زیرا فساد موجب انهزام و شکسته شدن روحی روانی افراد و جامعه میشود.
جز عذاب و آتش برای خود نمیخرید
هم مطلب فساد هم مطلب نفوذ، هر دو مطلب ایشان از مسائل مهمی است که دستگاه اطلاعاتی و امنیتی باید قاطعانه با عوامل آن و ایادی آن مبارزه کند که میکند ولی متأسفانه بعض دستگاهها تمکین نمیکنند و میبینیم افرادی که صلاحیت لازم را ندارند و از طرف اداره هم رد شدهاند باز به کار گرفته میشوند. اگر شخصی که صلاحیت او تائید نشده به کار نظام اسلامی گرفته شود همین میشود که امروز در همین استان و شهر متأسفانه میبینیم.
افرادی که بعضاً تأیید نشدند اما مسئولیت دارند قسمتهایی از کار دستشان است میبینید که چه گرفتاریهایی را برای شهر درست میکنند قسمتی از مشکلاتی که امروز گریبان جامعه را گرفته و مردم را متضرر کرده همین است که به اعلام نظر دستگاه امنیتی عدهای گوش ندادند و با مسامحه و مصلحتاندیشی (های شخصی و حزبی) جامعه را متضرر کردهاند که حتماً نزد خدای تعالی و مطالبه شهدا و مؤمنین و حزبالله برای عمل غلط خود حتماً دلیلی دارند؛ اما اینطور که انسان میبیند دلیلی ندارند و برای خودشان جز عذاب و آتش چیزی خریداری نکردند دیگر بیشتر از این مطلب را باز نمیکنم.
شعار وحدتآفرین
از کارهای فرهنگی مؤثری که انجام میگیرد مسابقات قرآن است که امسال با شعار «یک کتاب، یک امت» دیروز افتتاح شد و انشاءالله این حرکت منشأ برکات برای کشور و ملل اسلامی باشد. |
| 1397/1/24 | 1397/1/24وظیفه امروز جهان اسلام، حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه288
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
لزوم کنترل و تربیت گوش و چشم
ایهاالمومنون و المومنات أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ. رسیدیم به این بحث که اهل تقوا گوش و چشم خودشان را مثل زبانشان مراقبت میکنند تا از این ناحیه دچار آسیب و آلودگی نشوند. متقین بهوسیله گوش و چشم قدرت تفکر و بصیرت خود را بالا میبرند و خود را از افتادن در مهلکه نجات میدهند.
در قسمتی از بیانی در نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً وَاضِحاً یَتَجَنَّبُ فِیهِ الصَّرْعَهَ فِی الْمَهَاوِی. با بصیرت کسی است که بشنود پسازآن بیندیشد؛ یعنی گوش وسیله درک و اندیشه است.
نگاه کند پس ببیند؛ و از عبرتها بهره بگیرد. آنگاه راه روشنی را بپیماید که در آن از افتادن در پرتگاهها به دور ماند. اینکه انسان خودش را تمرین دهد که خوب گوش دهد یک فضیلت است. گاهی شاید دیده باشید افرادی را که در کنار انسان هستند و به مطالبی که میگوییم گوش نمیدهند و بیتوجه هستند ولو مخاطب کلام هم خود آنها هستند. کسی که خوب گوش نمیدهد بهرهای هم ندارد.
عادت به خوب شنیدن
علی علیهالسلام فرمودند: بدانید شنواترین گوشها، گوشی است که پند و اندرز را بشنود و پذیرا شود؛ یعنی درگرفتن مطلب پذیرا باشد و دقت داشته باشد؛ و در ضمن بیانی در غررالحکم فرمودند: گوش خود را به خوب شنیدن عادت بده و به سخنانی که شنیدنشان بر اصلاح و پاکی تو چیزی نمیافزاید گوش فرا مده.
گوش دروازه فهم انسان است. میبینید که امام، هم بهدقت و خوب شنیدن کلام اشاره فرمود و هم اینکه مجوزی نداریم که هر چیزی را بشنویم و باید برای ورودی قلب خود نگهبان داشته باشیم تا بیگانه وارد حریم خصوصی قلب ما نشود. گوش و چشم و راههای ورودی قلب هستند باید برای آنها نگهبان گذاشت.
بهاصطلاح امروزی گیتهایی هستند که وقتی میخواهند وارد کشوری شوند دیدهاید که چطور بازرسی میکنند و بازبینی میکنند که هرکسی وارد نشود، بدون اجازه ورود وارد نشود، باید برای دروازههای قلب این کار را کرد. لذا فرمود: مَنْ أَحْسَنَ الِاسْتِمَاعَ تَعَجَّلَ الِانْتِفَاعَ. هر که خوب گوش کند زود بهرهمند شود.
و این کار که خوب گوش بدهید و از نعمت گوش استفاده کنید یعنی شکر نعمت؛ یعنی نعمتی که خدا داده است در جای خودش استفادهشده است. اگر در استفاده رعایت حدود و شرع خدا را نکردیم میشود کفران نعمت عملی. چون هم شکر نعمت، عملی است هم کفران نعمت. همانطور که در مقام گفتن هم بعضیها زبان به کفر بازی میکنند و بعضی زبان به شکر باز میکنند.
لذا روایات فراوانی درباره رعایت حقوق اعضاء و جوارح خود داریم. مثلاً به بعض از حقوق گوش زینالعابدین علیهالسلام اشاره فرمودند: حق گوش این است که آن را از شنیدن غیبت و شنیدن هر آنچه شنیدنش روا نیست دور نگه داری. آیا ما این حق را نسبت به گوشمان رعایت میکنیم؟
یا اتفاقاً اگر کلام ناجوری شنیدیم یا درباره کسی سخنی میگفتند، غیبتی میکردند، تهمتی میزدند اتفاقاً گوشمان را تیز میکنیم. طوری به گوینده القا میکنیم که خوب داری میگویی بازهم بگو و ادامه بده و بیشتر بگو. این رعایت نکردن حق گوش است. همانطور که مکرر عرض شد همهچیز در نظام عالم ثبت میشود و از بین نمیرود. آنچه ما میبینیم و می-شنویم در صفحه قلب ما ثبت میشود.
بد دیدن، موجب حسرت است
مولانا امیرالمؤمنین فرمودند: القلبُ مُصحَفُ البصرِ. دل کتاب دیده است. خیلی از صداها و دیدنیها که بدون دقت و کنترل به گوش و چشم انسان میخورد، چیزی جز حسرت و گرفتاری درست نمیکند. برای هرکس بالنّسبه به حالش.
هر چیزی که شنیدی و هر چیزی که گوش دادی و هر چیزی را که دیدی اگر به عمده اینها انسان دقت نداشته باشد، اینها را بدون کنترل به دست آورده باشد برای انسان حسرت درست میکند.
اگر جوان است یکجور دچار حسرت میشود و اگر پیر است جور دیگر، خانم خانهدار به نحوی و کارمند اداره و هرکس و هرکس بهگونهای. لذا علی علیهالسلام فرمودند: کسی که عنان چشم خود را رها کند -هرچه دلش خواست ببیند- زندگی-اش را بهزحمت میاندازد -چون انسان تا میبیند دلش میخواهد، بعد هم قدرت رسیدن به آن چیزی که دلش خواست را ندارد و دچار حسرت میشود- و کسی که نگاههایش پیاپی باشد -به زندگی مردم نگاه کند، به داشتههای مردم نگاه کند- حسرتهایش پیاپی باشد. دائم میگوید ایکاش من هم داشتم ایکاش در اختیار من هم بود. این نگاه یعنی نگاه از روی حسرت.
امام صادق علیهالسلام در ضمن حدیث طولانی فرمودند: وَ فَرَضَ عَلَى السَّمْعِ أَنْ یَتَنَزَّهَ عَنِ الِاسْتِمَاعِ إِلَى مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ أَنْ یُعْرِضَ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَهُ مِمَّا نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ وَ الْإِصْغَاءِ إِلَى مَا أَسْخَطَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛ و خدای تعالی واجب کرده بر گوش که منزه باشد از شنیدن آنچه خداوند حرام کرده است -شما باید مواظب باشید که حرام به گوشتان وارد نشود- و اعراض کند ازآنچه بر او حلال نیست و خداوند از آن نهى کرده است.
تمرین نشنیدن!
نشنوید! اگر جایی هم بودید تمرین کنید. انسان با تمرین میتواند حتی درجایی که صدایی هست آن صدا را نشنود. با تمرین میتواند ذهن و روح را بهجایی دیگر مشغول کند. اگر هم نشد قلباً ناراحت باشد؛ و پرهیز کند از گوش دادن به آنچه موجب سخط و خشم خداوند مىشود. گاهی مجالسی برپا میشود که در آن افراد دین و احکام خدا را استهزاء میکنند، قطعاً شنیدن و حضور در آن مجالس حرام است.
نکته دیگر اینکه ازآنجاکه باید همیشه متوجه باشیم که نعمتهای خداوند در دست ما امانت است و باید امانتداری کرد ما اختیار نداریم که هر طور دلمان خواست مصرف کنیم. خدای متعال به این نکته توجه دادهاند که ای انسان بدان که این اعضاء و جوارح، چشم و گوش و زبان و دستوپا و تمام اعضایی که ما در اختیار تو قراردادیم بخصوص گوش و چشم که موردبحث ماست ما به تو دادیم و مالک آن ما هستیم.
من بهعنوان مالک در اختیار تو قراردادم تا از اینها بهره ببری. این امانت در دست توست. خداینکرده نکند که امانتدار خوبی نباشیم. فکر نکنید که امانت فقط این است که کسی پولی به شما بدهد و به دست ما امانت بگذارد. عمرمان، جانمان، فکر ما، قوای ادراکی ما، قوای تحریکی ما، اعضا و جوارح ما، همه اینها امانت الهی است. باید در آن مسیری که صاحبمال در نظر دارد مصرف شود.
مالک اصلی خداست
در سوره بلد فرمود: أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ (۸) وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ (۹) اینها نعمی است که برای استفاده انسان در اختیار اوست. میفرماید ما انسان را از منافع اعضاء بهرهمند کردیم و او بر اساس این نعمتها میتواند از گوش و چشم بهره ببرد. در قسمتی از آیه ۲ سوره انسان فرمود: … فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیرا؛ یعنی هرگز فراموش نکن که این نعم را ما به تو دادیم و مالک حقیقی آنها ما هستیم.
لذا یک کسی به شما فرشی امانت داد، ملکی امانت داد، شما نمیتوانید برخلاف خواستههای صاحبملک عمل کنید. اگر خدای تعالی چشم را در اختیار ما امانتداده باید ببینیم که صاحب این چشم از ما چه خواسته است. اگر کسی بدون خواسته صاحب چشم و گوش آن را در مسیری که خودش میخواهد مصرف کند در حقیقت خیانت کرده است.
مالکیت حقیقی با خداست. پس در آنها تصرفی که مالک حقیقی نمیپسندد نداشته باشید؛ و اینطور نباشد که طبق هوس خود از اعضاء استفاده کنید؛ و الا خیانت در امانت کردیم که خودش مصیبت و گناه دیگری است. خدای تعالی تقوا را در دل ما بیشازپیش بگرداند انشاءالله.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی
و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد
والحسن بن علی والخلف القائم الحجه حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
لغزش جوانمردان، جبران میشود
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین جوانمردند؛ یعنی صفات جوانمردی دارند، اهل صدق و وفا و درست کاری و دستگیری از درماندگان هستند؛ و چون سعی دارند که طبق دستور خدا عمل کنند اگر خداینکرده گاهی لغزشی هم برای آنان پیش آید جبران میشود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۹ از حکم نهجالبلاغه فرمود: أَقِیلُوا ذَوِی الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا یَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ یَدَهُ بِیَدِ اللَّهِ یَرْفَعُهُ.«از لغزشهای افراد جوانمرد، چشمپوشى کنید، که کسى از ایشان نمىلغزد مگر آنکه دست خدا به دست اوست و او را بلند مىکند». ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهجالبلاغه در ذیل همین عبارت میگوید این بیان علی علیهالسلام بهترین سخنی است که درباره مروت و جوانمردی گفتهشده است.
عثرات که در عبارت آمده به معنای خطا و لغزشی است که از روی بیتوجهی از کسی سربزند. یکوقت انسان عمداً و متعمداً نقشه میکشد برنامه و طراحی میکند تا یک خلافی را مرتکب شود به این عثر نمیگویند. لغزشی که از روی بیتوجهی بوده است دقت نکرده یک کاری انجامشده است به این عثر میگویند.
امام علیهالسلام با یادآورى این مطلب که دست خدا به دست جوانمردان است و وابستگی به خدای تعالی دارند بهطوریکه آنان را بلند مىکند و حال آنان را جبران میکند، دیگران را تشویق کردهاند که اگر لغزشی از آنان دیده شد، چشمپوشی شود.
جوانمردى، فضیلت بزرگى است که باعث میشود مردم به سمت جوانمردان گرایش پیدا کنند و قلباً به او محبت داشته کمکش کنند؛ و در روایات هم به این فضیلت و آثار آن اشارهشده که بیشتر اهل وفا و بذل و جود و کرم و صدق و راستی در گفتار و عمل هستند. خدای تعالی تقوای ما را زیاد کرده لغزشهای ما را جبران کند.
بعثت، تکرار میشود
۲۷ ماه پر از خیر رجبالمرجب، ۱۳ سال قبل از هجرت، به لطف و کرم خداوند متعال، رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفى (صلیالله علیه وآله) مبعوث به رسالت شد. این روز پربرکت که در طول سال مثل آن را نداریم و از اعیاد بزرگ اسلامی است را به همه شما و همه ی مسلمین و شیعیان حضرت تبریک عرض میکنم.
لازم است همه ما قدردان نعمت بزرگ مبعث که خداوند به بشریت عنایت کرده باشیم و امیدوارم همه ما از پیروان واقعی رسول خدا بوده، بتوانیم چهرهی واقعی حضرت، راه و مسیر پیامبر را که دشمنان اسلام هرروز به نحوی مورد هجمه و تخریب قرار میدهند، برای دیگران خوب ترسیم کنیم. بعثت رسولالله منشأ تغییرات اساسی در عالم است. هم در آن زمان، هم در این زمان و هم در آینده.
اقامه عدل و حکومت الهی، مقدمات بندگی و عبادت
باید در فهم حقیقت و نشر بعثت کوشا باشیم. اگر در خدمت قرآن کریم باشیم و بخواهیم هدف از بعثت انبیاء علیهمالسلام عموماً و پیغمبر اکرم بهخصوص را از آیات بفهمیم، به سه هدف کلی میرسیم. البته اهداف میانی و اهداف جزئیتر هم هست که من عصاره گیری مطلب را در سه چیز بیان میکنم؛ که دوتای از آنها مقدمه هدف سوم است.
مقدمه و هدف اول در سورههای اعراف، شوری، حدید بیانشده، مثلاً در سوره حدید آیه ۲۵ فرمود: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. «… تا زندگى مردم بر پایه قسط استوار گردد.» این آیات اقامه عدل و گسترده شدن قسط در جامعهی بشری را هدف از بعثت میداند.
هدف دوم که مقدمه ضروری است و در ضمن آیات متعددی در سوره نساء و سوره شعراء مطرح است که از مجموع آنها امر به تشکیل حکومت الهی فهمیده میشود؛ که در سایه آن حکومت، اوامر و نواهی خداوند اجرا شود. در حکومت انبیا برخلاف حکومتهای دیگری که در عالم وجود دارد، (فردی، اجتماعی، استبدادی، دموکراسی غیر الهی، حاکمیت احزاب) قانون خدا حاکم است.
انبیاء خود را امانتدار قوانین الهی و دستورات خداوند در اجرائی شدن آنها بر اساس عدالت میدانند؛ و بعد از رسول خدا، ائمه معصومین این وظیفه را دنبال و در زمان غیبت معصوم، حکومتی که توسط فقیه عادل اداره میشود در همان مسیر است؛ و قانون خدا حاکم است. تا آن مقداری که فقیه بسط ید داشته باشد و توان اجرایی شدن و عملیاتی شدن قوانین الهی را داشته باشد.
بعدازاین دو مقدمه میرسیم به هدف اصلی بعثت که عبادت و بندگی خداست. شاید این از ذهنها دور باشد. همه انبیا آمدند تا مردم را بنده خدا کنند؛ و مکرر در آیات فراوانی از قرآن کریم در سوره بقره، نساء، مائده، هود، نحل، حج، مؤمنون، نمل، عنکبوت به آن اشاره شده؛ که انبیا آمدهاند مردم را بنده خدا کنند. حتی اگر حکومت هم تشکیل دادند میخواهند در ضمن آن حکومت و در سایه آن حکومت مردم بندگی خدا را بکنند. اگر بحث قسط و عدل و داد هم هست برای اینکه زمینه بندگی خدا فراهم شود.
اجتناب از طاغوت، شرط لازم عبودیت
مثلاً آیه ۹۵ سوره مبارکه اعراف: لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ. «همانا نوح را بهسوى قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شمارا جز او خدایى نیست.» و یا آیه ۳۶ سوره مبارکه نحل که خداوند مىفرماید: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى کُلِّ أُمَّهٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ. «همانا در بین هر امتى، رسولى فرستادیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید.»
آنچه در این آیه و آیات دیگر مطرح است بلافاصله بعد از عبودیت و بندگی خدا، اجتناب از طاغوت را بیان میکند؛ یعنی حتماً باید مانع بزرگ بندگی خدا که طاغوت است از بین برود؛ و در هر عصر طاغوتی مانع بندگی خداست؛ که باید از بین برود. وظیفه اهل ایمان در این زمان این است که اولاً خودشان با اهداف بعثت آشنا شوند و ثانیاً برای فهماندن و نشر و گسترش آن اهداف، منجمله توسعه اخلاق و معنویت و عدالت در جوامع بشری تلاش کنند.
لزوم حرکت جمعی مسلمین بهسوی تمدن نوین اسلامی
مسلمین امروز میتوانند و این قدرت را دارند که با وحدت کلمه، در مسیر بعثت رسول خدا گام بردارند و با عرضهی مکارم اخلاق، دستورات اجتماعی، نحوه حکومتداری و امثالذلک به بشریت گرفتار آمده در دام جاهلیت مدرن، کمک کنند و او را نجات دهند. جهان اسلام برای نجات انسانها و کوتاه کردن دست مستکبرین عالم باید به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت کند. نباید بیتفاوت بود.
نظام استکباری این را خوب فهمیده که اگر در مقابل اسلام انقلابی که همان اسلام ناب محمدی است کوتاه بیاید همهچیزش را از دست میدهد. آن قدرتی که الآن جلوی استکبار ایستاده است همین اسلام ناب است. لذا میبینید با تمام قوا وارد میدان شده و قصد نابودی اسلام و مظاهر اسلامی را دارد؛ و البته از اموال و زمین و قوای دولتهای منفعل و مرتجع و عیاش منطقه هم استفاده میکند تا به اهداف خودش برسد.
میبینید که تهدید میکنند و رجز میخوانند و بعد که میفهمند چه غلطی کردهاند حرف خودشان را پس میگیرند. برای استفادههای سیاسی بهرهبرداریهای دیگر دروغی را مطرح میکنند و بعد تهدید میکنند و آرایش جنگی میگیرند -یکی شعرش را میگوید و دیگری قافیهاش را درست میکند-.
ثبات منطقه شرق آسیا، تهدیدی برای اسراییل
بعد از اتفاقاتی که در منطقه به نفع محور مقاومت افتاده است و احتمال ثبات در سوریه و اطراف را دادهاند و این را تهدیدی برای اسرائیل میدانند سعی دارند تنش در منطقه باقی باشد.
لذا میبینید این حرکتهایی را که اخیراً دارند. حرفی میزنند، کسی چیزی میگوید، چند تا ناو میآورند، یکی کشتی میآورد، برای اینکه منطقه اگر ثبات پیدا کند به ضرر این جرثومه فساد خواهد بود. میخواهند تنش باقی بماند. باید بسیار دقیق حرکات را رصد کرد و پاسخ مناسب داد.
بههرتقدیر اگر برای ایران هزینه درست کنند آماده پاسخ سخت و کوبنده ایران باشند. این را قطعاً میدانند که غیور مردان رزمنده ایران در ارتش و سپاه و بسیج منتظرند تا خطایی از اسرائیل و آمریکا نسبت به منافع ایران در هرکجای دنیا سر بزند تا غده سرطانی را برای همیشه از صفحه جغرافیائی زمین پاک کنند.
هدف منافقین و ضدانقلاب، انحلال ارتش بود
در فروردین سال ۵۸ درست در روزهایی که منافقین و ضدانقلاب با جنگ روانی شدید قصد تخریب ارتش را داشتند و شعار انحلال ارتش را بر سر زبانها انداخته بودند، حضرت امام (ره) اقدامی تاریخی و تدبیری دقیق کردند و ۲۹ فروردین را روز ارتش نامیدند تا در طول زمان از رشادتها و حماسههایی که سربازان و افسران و فرماندهان این نیروی مقتدر در کنار دیگر نیروهای نظامی خلق کردند و در این مسیر هزاران شهید و جانباز تقدیم کردند، تشکر و قدردانی شود.
نیرویی که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز در تمام عرصههای موردنیاز کشور، خالصانه حضور پرصلابت داشته و زینت نظام بوده است؛ از ابتدای پیروزی انقلاب و مقابله با ضدانقلاب گرفته تا حضور در دفاع مقدس و بعدازآن در سازندگی و رشد و تقویت بنیه دفاعی و نظامی و خودکفائی کشور و حتی فعالیتهای اجتماعی و کمکرسانیهایی -که گاهی موردنیاز بوده- فعالانه شرکت داشته.
بنده بهنوبه خودم و از طرف مردم از مساعی و زحمات عزیزان تشکر و قدردانی نموده یاد و خاطره شهیدانشان را گرامی داشته و این روز را به همه ارتشیان و فرماندهان بزرگوارشان و سربازانشان و درجهدارانشان و مهمتر، فرمانده معظم کل قوا تبریک عرض میکنم.
از فضای مجازی خارجی (تلگرام) خارج شویم
همانطور که میدانید جریان نفوذ، به کمک منافقین و دشمنان قسمخورده ملت از فضای مجازی به نفع اهداف پلید خود و از بین بردن امنیت روانی جامعه و تخریب بنیانهای دینی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی نظام اسلامی بهره میبرد و به کمک بعض پیامرسانها بهخصوص تلگرام، قوانین جمهورى اسلامى را بالصراحه نقض میکنند.
لذا لازم است سریعاً از این فضا خارج شد؛ بنابراین دوستان ما در ستاد نماز جمعه، دفتر، مرکز رسیدگی به امور مساجد، دفتر پاسخ گوئی به سؤالات شرعی تا اعلام نشانی پیامرسانهای داخلی از سایت اینترنتی استفاده کنند و سریعاً از این محدوده خارج شوند؛ و همه مردم را هم دعوت میکنم به پویش استفاده از پیامرسان داخلی بپیوندند و از این پیامرسان خارجی خودشان را خلاص کنند. این را یک جریان درست کنید و برای منافع داخلی قدم بردارید و منافع خارجیها را از بین ببرید.
وظیفهی سنگین مسئولان در حفظ حریم خصوصی مردم
نکته دیگر اینکه در همین راستا رهبری در بیانات هفته پیش به یکی از دستورات قطعی اسلام و نظام درباره حقوق شهروندی اشاره فرمودند که گاهی توسط همین فضای مجازی از بین میرود فرمودند: «مسئولان باید امنیت و حریم داخلى مردم و کشور را حفظ کنند. تعرض به امنیت و حریم داخلى مردم «حرام شرعى» است. متصدیان کار در دستگاههاى دولتى و قضایى مراقبت کنند تا حریم داخلى زندگى مردم و اسرار آنها محفوظ بماند.»
خیلی مهم است، فتوا است. این خلاف موازین شرعی است که انسان از کسی چیزی بداند یعنی فضا جوری شود که انسان امنیت نداشته باشد. در خانه، در مکان عمومی، همهچیز در اختیار دیگری باشد. این بیان وظیفه مسئولان در این زمینه را سنگین میکند.
قبلاً هم امام در بیانیهای ۸ مادهای نکاتی را فرموده بودند که مهم و دقیق است؛ و در این امور که حیثیت افراد و خانوادهها و اجتماع مورد تعرض قرار میگیرد باید بدون اغماض اقدام کرد. البته باید همه حرکتها و اقدامات در چهارچوب قانون و دستورات قانونی صورت پذیرد تا نتیجهبخش باشد.
مطالبهی حمایت از کالای ایرانی، باید به یک گفتمان تبدیل شود
از این هفته انشاءالله بنا دارم به حول و قوه الهی در عرض دو سه دقیقه هر هفته اگر توانش بود بهعنوان گفتمان سازی در شعار سال که حمایت از کالای ایرانی و کار ایرانی است برای شما از آیات و روایات بیان کنم خیلی مختصر و کوتاه در عرض دو سه دقیقه که از کار و کارگر شروع میکنیم.
میدانید که اسلام به کار کردن تأکید فراوان دارد. بیکاری و تنبلی و ولگردی و ترک کوشش، کل بر دیگران شدن، کارها را به دیگری واگذار کردن، از دسترنج دیگران خوردن، همه اینها را مذمت میکند. لذا روایات فراوانی داریم که مردم را به کار کردن و درست کار کردن و محکم کار کردن و بیعیب کار کردن تشویق میکند.
رسول خدا فرمودند: از دسترنج خود بخورید؛ یعنی اهل کار باشید. هر کس به نسبه خودش و به نوع بلدی که دارد تلاش میکند دسترنجی به دست بیاورد تا استفاده کند. در قرآن کریم هم به این مطلب اشارهشده است و در سوره ملک فرمود: اوست که زمین را رام شما ساخت پس در اطراف زمین و اکناف او روان شوید و از روزی او بخورید. «هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ»
تکثر اقتصادی، زمینهساز بیعدالتی
بروید کار کنید از نعم خدا بهره ببرید و رزق خودتان را به دست بیاورید. البته روایات فراوانی داریم که بیعدالتیهای اقتصادی را مذمت میکند. برای خروج از این بیعدالتیها راهکار دارد. اسلام با اقتصادی که نتیجه آن تکثر باشد نتیجه آن پرخوری یک عده باشد و ناخوری یک عده دیگری باشد، یک عده طاغوت شوند، یک عده تضعیف شوند، یک عده مستضعف شوند، با این اقتصاد قطعاً مخالف است و بهشدت او را نفی میکند؛ که من آیات و روایات آن را برای شما خواهم خواند.
و اگر یک نظامی، خداینکرده مسیر اقتصادی خودش را در این مسیر قرار بدهد قطعاً با اسلام فاصله دارد و مسیر، مسیر اسلامی نیست. در روایات متعدد بلکه آیات هم داریم که اگر خداینکرده ازنظر اقتصادی جوری عمل شود که شخص طاغوت شود که ما انواع طاغوتها را داریم، بعضیها طاغوت اقتصادی هستند، بعضیها طاغوت سیاسی هستند، با اینها مقابله شده است.
بیگاری کشیدن، مورد لعن خدا است
روایاتی داریم که میگوید حق ندارید افراد را به بیگاری بکشید. بعضی از دستگاهها بعضی از کارخانهها و بعضی کارفرماها افراد را به بیگاری میکشند. طرف نیازمند است احتیاج به رزق و روزی دارد میبیند بازار خراب است میگوید بیا اینجا بایست کار کن. اینقدر به تو میدهم. بیگاری میکشد. در بعضی از روایات با عنوان لعن آمده است.
در یک روایتی است رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: هیچگونه بیگاری از کارگر مسلمان جایز نیست. طرف کار ندارد گرفتار است میگوید بیا اینجا برای من کارکن بعد حقوق او را نمیدهد. بیگاری گرفتن به هر نحوی که باشد جایز نیست. بعداً روایات را برای شما میخوانم که ببینید چقدر کارفرماها، کارگرها، صنعتگران، کشاورزان، کارهای خدماتی اصلاً از مسیر اسلامی دور هستند. بعد میخواهیم در جامعه اقتصادی ما اسلامی عمل شود، نمیشود. باید اینها را یاد گرفت و طبق آن عمل کرد |
| 1397/1/17 | 1397/1/17آشنایی با شاخصههای حزبالله و انقلابیگری، شرط منحرف نشدن از اصل انقلاب است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه289
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
ایها المومنون و المومنات أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ.
اینکه اهل تقوا زبان خود را حفظ میکنند بحثی بود که بیش از ۵۰ جلسه به آن پرداختیم و به بعض از آلودگیهای مربوط به زبان اشارهکرده و راههای درمان، در صورت ابتلا را هم مختصر بیان کردیم.
تقوا؛ حفظ گوش و چشم از ناپاکیها
خوب است در همین فضا به بعض مسائل مربوط به گوش و چشم هم بپردازیم و این بحث را تکمیل کنیم. این دو نعمت بزرگ، نقش مهمی در زندگی مادی و معنوی ما دارند؛ و مسیر مستقیم و غیرمستقیم برای قلب را همین دو عضو مشخص میکنند.
چشم اگر کج بین و یا دوبین و یا اصلاً نابینا بود، بر قلب اثر میگذارد و گوش هم همینطور؛ و معمولاً هم این دو با هم موردبحث هستند. قلب، هر چه را گوش و چشم برای او بفرستند یادداشت میکند و سرنوشت صاحب خود را میسازند. لذا قرآن کریم در قسمتی از آیه ۳۱ سوره مبارکه اسراء، گوش و چشم را به همراه قلب مسئول میداند.
فرمود: إِنَّ السَّمْعَ وَالبَصَرَ وَالْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً* همانا گوش و چشم و دل (که وسیله علماند) همه، مورد سؤال قرار خواهند گرفت؛ و همانطور که قبلاً به مناسبتی عرض شد آیه شریفه راه ورود به قلب را گوش و چشم میداند و گوش را هم مقدم ذکر کرده است. چون فعالیت گوش از چشم بیشتر است.
مثلاً گوش در تاریکی محض، در باد و باران شدیدی که به سمت صورت میبارد و امثالذلک بازهم میشنود و کارایی دارد. ولی چشم برای دیدن احتیاج به نور دارد. اگر چشم و گوش را مواظبت کردیم و پاک نگه داشتیم، قلب ما هم سلیم و نورانی خواهد بود؛ و چشم و گوش بیمار، قلب را هم بیمار میکنند؛ و دل بیمار از هیچ واعظی موعظه نمیپذیرد و قاسیه و واژگون میشود و ظرفیت خودش را از دست میدهد. ولو واعظ خدا باشد.
این آیاتی که در قرآن هست بیان خداست. موعظه خداست. چرا وقتی این آیات برای افراد خوانده میشود پند نمیگیرند؟! چون آن چشم و گوش خرابشده است. اگر قلب انسان که محل دریافت انسان است آلوده باشد چه حرفی را میخواهد بپذیرد! موعظه هیچ واعظی تأثیر نمیگذارد.
چشم هرز؛ موجب هلاکت است
بههرتقدیر باید توجه داشته باشیم که اگر شیطان اهل صید و صیادی است که هست و تمام تلاش را میکند که به قلب انسان نفوذ کند و مدیریت فکر و اندیشه و اخلاق و عمل را به دست بگیرد! احتیاج به ابزار و دام دارد و از بهترین دامهای شیطان چشم است و گوش. امیرالمؤمنین علیهالسلام از چشمها بهعنوان دامهای شیطان یاد میکند حضرت فرمودند: الْعُیُونُ مَصَائِدُ الشَّیْطَان.
اگر این بیانِ روشن مدنظر نباشد و این چشم هرز باشد و به هر جا و هر چیز و هر جور بچرخد، صاحب خود را هلاک میکند. باید آنها را کنترل کرد و تمرین داد. بعض از اولیاء خدا میفرمودند ما براثر مواظبت و تمرین، در خواب هم به نامحرم نگاه نمیکنیم. اگر نگاه تحت کنترل عقل نباشد انسان را به فتنه میاندازد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: از دیدن (غیرضروری) اجتناب کنید؛ زیرا بذر شهوت را در دل انسان میکارد و همین برای هلاکت وی کافی است.
و در بیان دیگری رسول خدا فرمودند: نگاه غیرضروری موجب غفلت انسان است. انسان را به حسد میاندازد. به حسرت میاندازد. به غفلت میاندازد. به آرزوهای طولانی میاندازد؛ مثلاً کسی که این مغازه به آن مغازه میرود و چشمش میگردد نمیتواند بخرد و دچار حسرت طولانی میشود. شنیدن و گوش دادن هم همینطور است که باید تحت کنترل باشد و الّا دنیا و آخرت انسان را از بین میبرد.
توجه به مراقبان؛ راهکار نجات
بهعنوان نمونه قرآن کریم درباره اهل ایمان و تقوا در قسمتی از آیه ۵۵ سوره مبارکه قصص فرموده است: وَإِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ اَعْرَضُوا عَنْهُ…*؛ (اهل ایمان) هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی میگردانند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که یکی از راههایی که انسان را کنترل میکند که در مسیر باطل حرکت نکند و الهی زندگی کند این است که بداند دائماً رصد میشود.
دیدید در بعض اماکن مینویسند این مکان مجهز به دوربین است. بدانیم دنیا مجهز به دوربین، مأموران، گواهان و شاهدانی است که تمام حرکات و سکنات ما و حتی خاطرههای ما را ثبت و ضبط میکنند. آن چیزی که فکر و خیال درباره کسی میکنیم درباره موضوعی درباره چیزی فکری به ذهن ما میآید آن را هم ثبت میکنند.
آیه قرآن است که آن چیزی که در دل شما است که اظهار میکنید یا آن را مخفی نگه میدارید خدا آن را ثبت میکند. محاسبه هم میکند. البته به فضلش چون عمل نکردید در میدان عمل به آن جزا نمیدهد. ولی بهحساب میآورد. میخواهد تو را تنبیه کند روز قیامت میگوید تو چنین فکرهایی داشتی تو چنین خیالاتی داشتی. درست است که من جزا نمیدهم ولی تو خودت ببین که چهکاره هستی.
همین تذکر و توجه به اینکه انسان مراقب دارد، در کنترل او خیلی مؤثر است. خدای تعالی در آیات ۱۹ و ۲۰ سوره مبارکه فصلت فرمودند: و (یاد کن) روزی را که دشمنان خدا را بهسوی دوزخ گردآورده و صفوف پیشین را نگه میدارند (تا صفهای بعدی به آنها ملحق شوند). وقتی به آتش میرسند، گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه میکردند گواهی میدهند.
وَیَوْمَ یُحْشَرُ اعْداءُ اللّهِ إِلَی النّارِ فَهُمْ یُوزَعونَ- حَتّی إِذا ما جاوها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَابصارهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ* البته روایات فراوانی داریم که به محدوده و احکام نگاه کردن و گوش کردن اشاره میکند که در نوبت دیگر با قید حیات بیان میکنیم. انشاءالله.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین الصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی و جعفر بن محمد
و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف القائم الحجه
حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
طول امل؛ مانع تکامل نفس
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
از اموری که اهل تقوا از آن گریزاناند و شیطان بهشدت طالب آن است، آرزوهای طولانی و دستنیافتنی است که آن را خطری بزرگ در مسیر تکاملی خود میدانند. البته اهل برنامهریزی برای آینده هستند اما اهل آرزوی طولانی نیستند.
روایاتی که از اهلبیت رسیده دراینباره فراوان است که مثلاً از اموری که بر آیندهی انسان ترسیدهاند آرزوی طولانی است چون انسان را به فراموشی از آخرت مبتلا میکند.
امام المتقین امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت ۱۸ از حکم نهجالبلاغه فرمودند: مَنْ جَرَى فِی عِنَان أَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ. «هر کس در پى آرزوى خود شتافت، اجل او را لرزاند» آن چیزی که آرزوهای طولانی را در انسان تعدیل میکند و اجازه زیادهروی نمیدهد یاد مرگ و قیامت است که امام علیه السلام به همین مطلب تذکر دادهاند.
امام حسن علیهالسلام فرمودند: اگر درباره مرگ و مسیر آن بیندیشى، آرزو و فریب آن را فراموش مىکنى. در بیان دیگری علی علیهالسلام فرمودند: لَوْ رَأَى الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَیْهِ لَأَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ تَرَکَ طَلَبَ الدُّنْیَا. اگر بندهاى اجل و شتاب آمدن آن را بهسوی خود ببیند هرآینه از همه آرزوها بدش آید و دست از طلب دنیا بردارد. اگر یاد قیامت آمد خواستههای انسان تعدیل خواهد شد.
شهادت امام کاظم (ع)
۲۳ فروردین روز شهادت امام هفتم، موسی ابن جعفر (علیهالسلام) است. حضرت در سال ۱۲۸ قمری متولد و از ۲۰ سالگى به مدت ۳۵ سال امامت و رهبری شیعیان به عهده امام علیهالسلام بود؛ و در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه.ق در بغداد در زندان سندى بن شاهک و در سن ۵۵ سالگی توسط سم به شهادت رسیدند؛ و چون صفت بارز ایشان فروبردن خشم در مقابل دشمنان و معاندان بود ملقب به کاظم شدند.
امام کاظم (علیهالسلام) همانطور که مشغول تربیت شاگردان و فعالیتهای علمی و فرهنگی بود، نیروهای طرفدار خودش را مدیریت میکرد و بر امور آنان رسیدگی و نظارت مستقیم داشت و جوری آنان را هماهنگ کرده بود که بتوانند در برابر حکومت عباسی موضعگیری منفی داشته باشند.
امام دستور داده بودند که شیعیان در هیچ سطحی هیچ معاملهای و رابطهای با حکومت عباسی نداشته باشند. البته بعضیها هم دستور داده بودند که مستقیماً در حکومت دخالت کنید؛ اما عموم شیعیان را گفته بودند که بههیچوجه نزدیک نشوید و خود امام هم از هر فرصتی برای بیان حقائق و پلیدی دستگاه حاکمه استفاده میکرد. و بهخصوص، تجمل و اشرافی گری آنان را مذمت میکرد.
مینویسند هارون کاخ مجللی در بغداد ساخت و بهقصد به رخ کشیدن عظمت و شکوه ظاهری خود، امام را به آنجا دعوت کرد و از روی قدرت و تکبر پرسید: این قصر چگونه است؟
حضرت فرمود: خانه فاسقان است؛ و شاهدی از قرآن تلاوت کردند.
هارون بهشدت ناراحت شد و دوباره پرسید: پس این خانه از آن کیست؟ حضرت فرمودند: این خانه پس از زمانی از آن شیعیان ماست ولی (فعلاً) مایه فتنه و آزمایش دیگران است.
هارون: اگر از آن شیعیان است پس چرا صاحبخانه، آن را پس نمیگیرد؟
امام: در حال عمران و آبادی از صاحبش گرفته شد و تا آباد نگردد آن را پس نمیگیرد.
همین مواضع و روشنگریهای دیگر امام باعث شد مدت طولانی از عمر شریف را در زندانهای متعدد سپری کنند. در نوبتی که به دستور هارون به زندان افتاد، عرض کرد: «پروردگارا! مدتها بود از تو میخواستم مرا برای عبادت خویش فراغت دهی، اینک خواستهام را برآوردی، پس تو را بر این امر سپاس میگویم.»
بحث عبادت و بندگی امام کاظم علیهالسلام یک بحث مفصلی است ولی اینجا خیلی دردناک است اینجا امام زندان رفتن خودشان را یک فرصت میدانند برای راز و نیاز با خدا خیلی عجیب است و دل انسان میسوزد که دعاهای امام کاظم علیهالسلام روزهای آخر عوض شد به خدا عرض میکرد همانگونه که دانه را از خاک نجات میدهی من راهم نجات بده. میدانید که دانه در جای تنگ و نمور و تاریک و در فشار است. معلوم میشود که امام در چه شرایطی بوده است.
قطع ارتباط آمریکا؛ تهدید یا فرصت؟!
یکی از اتفاقات مهم تاریخی فروردینماه، وقتی بود که رئیسجمهور وقت آمریکا کارتر در ۱۸ فروردین سال ۱۳۵۹، قطع روابط سیاسى آمریکا با ایران را اعلام کرد. دوستان مستحضر هستید تاریخ را مطالعه کردید جریان گروگانگیری که پیش آمد آمریکا اعلام قطع رابطه کرد. قطع رابطه را آمریکا شروع کرد ایران اول اعلام قطع رابطه نداشت فقط با اسرائیل و آپارتاید داشت.
با این اعلام، امام موضع قاطعی گرفتند و مردم، احزاب، جریانها، شخصیتها و تشکلهای سیاسى با اختلافاتی که داشتند اما یکپارچه واکنش نشان دادند و استقبال کردند و ازنظر امام ره حمایت کردند در مقابل آمریکا ایستادهاند و خیلی خوشحال بودند مردم در خیابان چراغها را روشن کردند باعث فرح و خوشحالی مردم بود. آن روز فکر میکردند برای انقلاب مشکل درست میکنند. ولی نشد.
پولهایمان را ندادند و اقدامات و دسیسههای مختلف علیه نظام کردند و ۴۰ سال ادامه دادند و امروز که با حیرت میبینند نظام اسلامی محکمتر از اول و نیرومندتر از گذشته باصلابت مسیر خودش را طی میکند، بازهم دست از کینهتوزی و خباثت برنداشته به انواع مختلف برای نظام و کشور توسط ایادی داخلی و یا عوامل خارجی مشکل درست میکنند که به فضل پروردگار، مردم فهیم و آگاه در همه صحنهها حضور دارند و از انقلاب و آرمانهایشان دفاع میکنند.
نفوذ دشمن؛ خطرناکتر از هر دشمنی آشکار
البته دشمن دست از دشمنی برنمیدارد از روشهای مختلف استفاده میکند و گاهی روش معمول را هم تغییر میدهد. امروز ترفندهای خارجی دشمن کاملاً روشن است و معلوم چه اقتصادی چه نظامی و چه سیاسی آن؛ اما آنچه مهم است و باید دقت داشت، ایادی و نفوذیهای داخلی هستند که در جایگاههای مختلفی از نظام رخنه کردهاند و موریانه صفت به سست کردن ارکان میپردازند.
و بعضیها دانسته و بعضیها ندانسته که امیدواریم ندانسته باشد حرفهایی میزنند دشمن شاد کن است اینجاست که باید بصیرت را و قدرت تحلیل مسائل را بالا برد و حرف دشمن را تکرار نکرد. خوب به حرف ولیّ و جلودار گوش کنید و پیامهای او را دریافت کنیم مسیری را که مشخص میکند بفهمیم و در آن مسیر حرکت کنیم. نکند عقب بمانیم. وقتی در سخنرانیهای مختلف بر موضوعی تأکید میشود یعنی دقت کنید.
سوءاستفاده دشمنان از الفاظی چون “انقلابی” یا “خط امامی”
بحث انقلابی و انقلابیگری گفته میشود یعنی بروید کارکنید و بدانید که در آینده (نه دور، نزدیک) عدهای به اسم حزباللهی و انقلابی حرفی را میزنند که دشمن میزند. لذا شاخصهای انقلاب و حرکت انقلابی و روش انقلابی را خوب بفهمید. همانطور که عدهای میگفتند ما در خط امام هستیم و برخلاف امام حرکت کردند و فتنه ۸۸ را به وجود آوردند. مسیر و حرف و شاخصههای انقلاب و انقلابیگری کاملاً مشخص است نکند با همین حرف شما را از انقلاب بگیرند.
امروز روز حساسی است، امروز فتنه رنگ و شکل خودش را تغییر خواهد داد؛ مسیر مسیر روشنی است اما با شبههافکنی و بیان بعضی از صحبتها یارگیریهایی صورت میگیرد امروز دستور کار بوقهای تبلیغاتی آمریکا و انگلیس و استکبار این شده که در داخل طوری تبلیغات شود که بعد از ۴۰ سال از انقلاب، نظام هیچ دستاوردی نداشته و مشکلات و معضلات اقتصادی و معیشتی را جوری بزرگ کنند که مردم به تنگ بیایند و این را هم رسماً میگویند. نه اینکه مشکل معیشتی و اقتصادی نیست نه اینکه مشکل اقتصادی وجود ندارد اما از این مسیر جوری قصه را پیش ببرند که به نفع خودشان استفاده کنند.
عمل به شعار سال؛ عامل شکست فتنههای امروز
در این موقعیت وظیفه نیروهای انقلاب چیست؟ همان است که رهبری انجام میدهد. چراغ راه است قائد است روشنگری و تبیین میکنند. اینکه بحث اقتصاد مقاومتی مطرح میشود بحث خرید کالاهای ایرانی و حمایت از کالای ایرانی مطرح میشود این یک راهبرد استراتژیک است با همین بیان رهبری را که حمایت از کالای ایرانی کنید آبی در لانه مورچه صفتان و موریانه صفتان ریخته شده است و هیاهو راه انداختند.
رهبری در سخنرانی اول سال این حرکت را شروع کردند، دستاوردهای انقلاب را منصفانه بازگو کردند یعنی هم مشکلات را و کاستیها را فرمودند و هم انبوه داشتهها را. من الآن فرصت نیست تا برای شما کلماتی را که دشمنان راجع به بزرگنمایی مشکلات و مأیوس و ناامید کردن مردم از آینده را در دستور کار دارند را بیان کنم که چه کسی در کجا و چگونه گفته است که مردم را مأیوس کنیم و چه چیزی بگوییم.
و الآن میبینیم که بعضی از افراد با همین بلندگوهایی که در اختیارشان هست در روزنامهها و رسانههای که در اختیارشان هست آنها را مطرح میکنند ولی شما در روزها و ماههای آینده اینها را شفافتر از زبانهای مختلف خواهید دید و شنید؛ اما مثل همیشه هوشیار عمل کنید و دنبال قائد حرکت کنید تا آسیب نبینید.
هنرمند انقلابی، منفعل نیست
۲۰ فروردین سالگشت شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی را گرامی میداریم و برای او و بقیه امیران و سرداران و سربازان و بسیجیان و مدافعان حرم شهید، علو درجه و رفعت مقام را خواهانیم؛ و همچنین ۲۰ فروردین سال ۱۳۷۲ هنرمند متعهد و انقلابی، سید مرتضى آوینى به شهادت رسید و این روز بهعنوان «روز هنر انقلاب اسلامى» نامگذارى شد. هنرمندی که رسالت خود را بهخوبی درک کرده بود و با تعهد کامل با استفاده از هنر تأثیرگذار، فضائل انسانی و الهی و انقلابی را در مخاطبینش احیاء میکرد. یاد آن شهید را گرامی میداریم.
رسانه و هنر یکی از مهمترین ابزار انتقال ارزشها و آرمانهای انقلاب و ایثار و رشادت و میراث گرانقدر دفاع مقدس است. اگر این ابزار در اختیار انسانهای انقلابی تربیتشده در مکتب اهلبیت باشد، روح توحید و انگیزه مبارزه با استکبار و عدالتطلبی را در قالب هنر دینی در مخاطب خود زنده میکنند.
هنرمند متعهد و انقلابی در این دوره با استفاده از بصیرت و زمانشناسی و دشمنشناسی، اقدام به تبیین و نشر ارزشها و تقویت بنیه انقلابی نسل مخاطب خود میکند تا توان مقابله با تهاجم گسترده و شبیه خون فرهنگی را در افراد بالابرده قدرت حمله هم در آنان ایجاد کند. خیلی از موارد دیده میشود که افراد انفعالی عمل میکنند؛ یعنی منتظرند تا دشمن کاری کند تا در مقابلش کاری انجام دهند.
نه هنرمند متعهد پیشرو است. اقدام کننده است. خودش آفندی عمل میکند نه اینکه دائماً پدافند باشد و در ضمن مواظبت میکند که تحریف و تخریب و آسیبی از طرف معاندان به باورهای دینی و انقلابی مردم وارد نشود. در همین روزها یکی دو فیلم خوب ارزشی و انقلابی که این روحیه را تقویت میکند و بصیرت بیشتری به افراد میدهد در حال نمایش است که توصیه میکنیم دوستان این فیلمها را فرصت کنند و بروند ببینند که هم تقویت این جبهه فرهنگی است و هم بر داشتهها اضافه خواهد کرد انشاءالله. بحث فیلم و سینما بحث کتاب بحث شعر انقلابی و ارزشی از آن مسائلی است که باید دنبال کرد.
ملی شدن صنعت هستهای، مهمتر از ملی شدن نفت
از مهمترین اتفاقات در ۲۰ فروردین سال ۸۵ اعلام دستیابی ایران به فناوری غنیسازی اورانیوم بود و اینکه ایران رسماً در ردیف معدود کشورهایی قرار گرفت که به این فناوری دستیافتهاند؛ و این روز که بهمراتب از ملی شدن نفت پراهمیتتر است به روز ملی فناوری هستهای نامگذاری شد. یکی از مصادیق شعار ما میتوانیم صنعت هستهای کشور است؛ که جوانان دانشمند کشور این افتخار بزرگ را به مردم هدیه کردند.
کشورهای غربی ۴۰ سال قبل که هنوز انقلاب پیروز نشده بود، ایران را بهعنوان اولویت اول برای استفاده از انرژی هستهای مطرح کرده بودند و نیروگاه بوشهر را هم تا نیمه پیش برده بودند؛ اما بعد از انقلاب آمریکا و همان کشورها تلاش کردند که ایران به خاطر داشتن منابع گازی و نفتی احتیاج به صنعت هستهای ندارد؛ و سنگاندازیهایی کردند.
جالب است ایران که برای کارهای علمی و پزشکی و کشاورزی این علم را میخواهد حق ندارد داشته باشد ولی اسرائیل خبیث تروریستِ تروریست پرور و مخلّ نظم و آسایش منطقه و جهان که موشکهای متعدد مجهز به کلاهک هستهای دارد و دائماً شرارت و تهدید میکند منعی ندارد داشته باشد؛ اما به کوری چشم استکبار، جوانان خلاق و متعهد قلههای دانش را با سرعت فتح کردند و در مقابل خواسته نامشروع آنان کشور را مزین به صنعت هستهای کردند. لازم است یاد شهدای گرانقدر هستهای را گرامی بداریم و از خدای تعالی برای آنان علو درجه درخواست نماییم.
محرومیتزدایی واقعی درگرو مدیریت جهادی و حمایت مردم است
یکی از مهمترین دغدغه های انقلاب و آرمانهای نظام اسلامی محرومیتزدایی از اقشار محروم جامعه و گسترش عدالت در عرصههای مختلف بوده، لذا در فاصله کوتاهی بعد از پیروزی در ۲۱ فروردین سال ۵۸ حضرت امام دستور تأسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را صادر فرمودند؛ و بااینکه بنیاد در طول مدت ۴۰ سال خدمات فراوانی را بهخصوص در روستاها انجام داده است اما هنوز مشکل همچنان باقی است؛ که اقدامات جدی و همت دوچندان مسئولین را میطلبد که اندیشه و اهتمامی مثل امام و رهبری داشته باشند؛ و البته از کمکهای مردمی هم نباید غافل بود؛ و تا کار فراگیر نشود و مسئولین و مردم با هم وارد عمل نشوند مشکل محرومین حل نمیشود.
عربستان جایگاه خود را بین ملل مسلمان ازدستداده است
نکتهای هم راجع به عربستان؛ آنچه مسلم است و سران عربستان نمیتوانند انکار کنند این است که تا امروز هرچه تلاش کردند جریان اسلام تکفیری را در مقابل اسلام ناب که ایران احیاکننده آن است و خط مقاومت قرار دهند و زمین بزنند، نتوانستند و شکست خوردند؛ و در همین تقابل چهره منحوس منافقانه خودشان هم به برکت شهدا در این مسیر برملا شد که چگونه برای اسرائیل که دشمن درجهیک اسلام و مسلمین است دم تکان میدهند.
و برای حفظ قدرت در منطقه و جلب حمایت استکبار حاضرند اسرائیل را به رسمیت بشناسند که دیدیم چند روز قبل این شخص چگونه اعلام کرد به رسمیت میشناسد و سرمایههای جهان اسلام را با قراردادهای نظامی از بین ببرند. لذا عربستان جایگاه خودش در بین ملل مسلمان و دولتهای آزاده عربی و اسلامی ازدستداده و به مرده شبیه است بهخصوص با مسلمان کشی که در یمن با تأسی به اسرائیل راه انداختند چیزی از آنها نمانده.
پیادهنظام رسانهای دشمن نباشید
آنوقت خیلی جای تأسف است که عدهای مثل پیادهنظام رسانهای دشمن عمل میکنند و دیپلماسی عزت مدارانه ما را که با شهادت و خون و پایمردی مردان مرد بهدستآمده را به سمت ذلت و انفعال ببرند و سخن از مذاکره و یا ارتباط با عربستان با چشمپوشی از بعض منافع بزنند. مطالبه مردم غیور و انقلابی از مسئولین این است که زیر بار انفعال و تحقیر و ذلت، نرفته در مسیر خواست دشمن که برجام موشکی و امثالذلک است قدم برندارند.
خیلی عجیب است که اسرائیل را این جوان بیتجربه به رسمیت میشناسد بعد با حمایت آمریکا از صهیونیستها تا امروز بیش از شش میلیون فلسطینی آواره هستند آنوقت او خودش را مسلمان میداند خادمالحرمین هم قطعاً خودش را میداند. هفته گذشته دنیا شاهد نوع دیگری از اعتراض مردم فلسطین در سالگشت اشغال سرزمینشان (روز نکبت) بود.
هزاران نفر از مردم خیلی پرشور و برنامهریزیشده به سمت مرزهای سرزمین خود حرکت کردند و نام آن را هم «مسیر العوده» یعنی «راهپیمایى بازگشت» گذاشتند و ضمن موضعگیری علیه آمریکا اعلام کردند که سرزمین خود را از وجود منحوس صهیونیستها پاک میکنند.
که البته نظامیان خونریز و سفاک رژیم غاصب با توپخانه و تکتیرانداز ناجوانمردانه حمله کردند و ۱۶ فلسطینی را شهید و ۱۸۰۰ نفر را زخمی کردند. و به نظر میرسد بهترین روش مبارزه برای مردم فلسطین فراگیر شدن جنبش است بدون درخواست کمک از کشورهای عربی وابسته و سازشکار که همکاسه با اسرائیل شده اند.
نامه رهبری به هنیه؛ راهگشای آیندهی فلسطین است
نامه رهبری در جواب اسماعیل هنیه نکات قابلتأملی داشت که برای آینده فلسطین راهگشاست. استناد به آیه شریفه، حمایت همهجانبه جمهوری اسلامی، تأکید بر مبارزه و مقاومت در مقابل استکبار تا رسیدن به پیروزی و خیانت و نفاق کشورهای عرب منطقه و آمریکا، اینکه مسئلهی فلسطین باید در رأس همهی مسائل بینالملل اسلامی باشد و مذاکره با دشمن موجب خسران است. همه اینها نکات مهمی است. |
| 1397/1/10 | 1397/1/10حمایت از کالای ایرانی باید همهجانبه باشد / هر کس به جامعه تلقین کند که «ما نمیتوانیم»، عامل بیگانگان است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه290
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
اهل ایمان، اهل شادیاند
عباد الرحمن أُوصِیکُمْ و نفسی بِتَقْوَى اللَّه. عرض کردیم اهل تقوی در حفظ گوش و چشم و زبان از لهو و لغو و بیهودگی مصمم هستند و از این امور کنارهگیری دارند. نه اینکه اهل سرور و شادی و نشاط نیستند که این تهمت بزرگی است که به اهل ایمان میزنند.
رسول خدا فرمودند: بعد از نماز بالاترین اعمال شاد کردن دل مؤمن است بهشرط آنکه گناهی در آن نباشد. بعضی وقتها به اسم شادی گناه میکنند که همه با آن مخالف هستند. دین با آن مخالف است؛ اما شاد کردن دل مؤمن جزء آداب اسلامی است؛ و فرمودند: هرکس شیعیان ما را شاد سازد ما را خشنود ساخته است.
غنا، موجب بیغیرتی
به مناسبت بیانِ زشتیهای زبان، رسیدیم به غنا و آوازهخوانی لهوی و لغو و گوشهای از پلیدی آن را بیان کردیم و عرض میکنیم طبق آنچه از روایات به دست میآید غنا، غیرت شخص را تضعیف میکند و درنتیجه روحیهی بیتفاوتی نسبت به گناه در افراد به وجود میآورد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: شخص اهل غنا غیرت نمیورزد؛ و در بعض روایات که قبلاً اشاره شد یکی از موجبات قساوت و سنگدلی را غنا فرمودند. چون غنای لهوی ابزار شیطان برای گمراه کردن مردم است و خود شیطان به بیان نبوی اولین اقدام کننده بوده است. وقتی حضرت آدم از میوه ممنوعه خورد شیطان به تغنی پرداخت و در بعض نقلها دارد که بعد از وفات حضرت آدم هم مشغول غنا شد که بازماندگان را شماتت کند. رسول خدا فرمودند: اولین کسی که به غنا روی آورد ابلیس بود. «إِبْلِیسُ أَوَّلُ مَنْ تَغَنَّى»
و دیگر اینکه اراده را از انسان میگیرد. چون خاصیت لهو، از بین بردن اراده است. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: لهو اراده و عزم را فاسد میکند. انسانی که به کارهای بیهوده و کارهایی که هیچ ثمرهای ندارد مشغول باشد آرامآرام بیاراده میشود.
خاصیت غنا این است که مانند یک نفوذگر چیره به اعماق روح انسان نفوذ میکند و خودش را به خیالات انسان میرساند و بعدازاینکه خواستهها و شهوات شخص را فهمید، با از بین بردن خردمندی، وقار و سنگینی، او را وادار میکند حرکاتی از خود بروز دهد که نتیجهاش برملا شدن شخصیت درونی شخص و بیآبرو شدن اوست.
شاید دیده باشید افرادی را که بعدازاینکه به غنا لهوی گوشدادهاند، از بعض حدود خود دست کشیدهاند مثلاً قبیح را دیگر زشت نمیدانند بهراحتی حرکات سخیف انجام میدهند. لذا لازم است، به ریشهها و درمان این مرض اشاره کوتاهی داشته باشم.
ریشههای گرایش به غنا
کسی که به آوازهخوانی لهوی که از آفات زبان است میپردازد در درون مبتلا به صفات بدی است که باید آنها را درمان کند؛ و الا همان صفات، در کنار غنا او را به وادی گناهان دیگر میکشاند تا جایی که آخرتش را از بین ببرد. نیروهایی که خداوند در اختیار ما قرار داده است اگر تحت کنترل عقل نباشند هرکدام انسان را به پرتگاهی خطرناک میکشانند.
باید دائماً مراقبت و مدیریت کرد، مثلاً حس زیبایی طلبی انسان، حب نفسی که در انسان وجود دارد، روحیهی کمال طلبی در انسان، همه اینها اساساً چیز بدی نیست اما میتواند شخص را به مسیری غیر حق بکشاند. همین مسئله غنا و صدای خوش که نعمتی است الهی، اگر تحت کنترل عقل نباشد به کمک نیروهای درونی که در ما هست، میشود وسیله جهنم ما.
مثلاً حضرت داود علیهالسلام دارای صدای خوش بود. آیا این چیز بدی است؟ نه اما استفاده نادرست میتواند انسان را بهجاهای بد بکشاند. لذا اول صفات بد را در درون خود باید شناسایی و از بین ببریم. مثلاً یکی از ریشههای غنا شهرتطلبی و مالاندوزی است. اولاً کسب مال از راه غنا لهوی طبق نظر فقها حرام است؛ و دراینباره روایاتی هم داریم.
ثانیاً اگر مردم جامعه به مسئله آوازهخوانی که موردنظر شرع نیست اهمیت بدهند، افرادی تشویق میشوند که دنبال کنند و به جهات مختلف که یکیاش شهرتطلبی است و دیگری به دست آوردن مال و ثروت از این راه، به سمت این گناه کشانده شوند؛ و میبینید که متأسفانه چه موجی هم الان وجود دارد در این زمینه و زمینهی توسعه و گسترش بیبندوباری در جامعه فراهم میشود.
یکی دیگر از ریشههای درونی که علمای اخلاق بیان کردهاند، فرمودهاند: گاهی شهوات و غرایز انسان آنچنان از کنترل عقل خارج میشود که شخص را به آوازهخوانی و لهو میکشاند. تا جایی که غنا، گاهی مقدمات اقدام و بعد انجام گناهان بزرگ را هم فراهم میکند؛ که بعض روایات به همین مطلب اشاره دارد.
راه درمان غنا
کسی که مبتلا به این بیماری شد درمان پیدا نمیکند مگر بر ذکر الهی مداومت داشته باشد. چون عرض کردیم غنا لهوی، همیشه بهعنوان عاملی برای خوشگذرانی اهل غفلت و مترَفین و هوسبازان مطرح بوده، لذا یکی از موجبات غفلت است و جبرانکننده غفلت، یاد خداست. انسان تا به یاد خدا برنگردد درمانهای دیگر اثر ندارد. باید فرد از حالت بیخبری خارج شود تا بشود او را مداوا کرد.
وقتی بیدار شد و متوجه پیآمدهای زشت غنا شد، به یاد قیامت و مرگ افتاد، مستی گناه از سرش میپرد؛ بنابراین شنیدن غنایی که در آن از اشعاری استفادهشده است که بهشت و دوزخ را به یاد انسان میآورد و شخص را ترغیب به آخرت میکند، یا نعم الهی را و بندگی خداوند را متذکر میشود و شخص را به اعمال صالحه و خیرات تشویق میکند، اشکالی ندارد.
مطلب دیگر اینکه ازنظر عملی خودش را مقید کند، با گوشش صداهای ملکوتی و معنوی بشنود و یا خودش را عادت به خواندن و تلاوت قرآن با صوت زیبا بکند. مدح اهلبیت را با صدای زیبا بخواند از اشعار معنوی و اخلاقی استفاده کند؛ و نیازهای هنری خودش را از راههای حق ارضا کند. البته گاهی شنیده میشود که عدهای مدح اهلبیت و بعض آیات قرآن را بهصورت آوازهخوانی مجالس لهو میخوانند که کاری نکوهیده و حرام است.
این هم بحث مختصری راجع به غنا لهوی و حرام که از آفات زبان بود. دوستان توجه دارید که بحث اخلاقی بود و نه بحث فقهی که آن را باید در جایش مطرح کرد که چند ماه طول خواهد کشید و مربوط به این جلسه نیست.
بسمالله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر*
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی و جعفر بن محمد
و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف القائم الحجه
حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
استحباب خضاب برای مومن
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا همانطور که بر واجبات اهتمام دارند و در انجام آن کوتاهی ندارند تا آنجا که بتوانند و عرف جامعه اجازه دهد مستحبات را رعایت میکنند. خضاب کردن و رنگ کردن مو از مواردی است که در بعض روایات به آن اشارهشده که گاهی واجب بودن خضاب را میرساند، یعنی ترک نشود و گاهی مستحب و گاهی مباح دانسته شد.
مثلاً در حکمت ۱۷ از حکم نهجالبلاغه امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد که از علی علیهالسلام راجع به قول رسول خدا که فرموده بودند: غَیِّرُوا الشَّیبَ وَ لا تَشَبَّهُوا بِالیَهُودِ… پیری را با خضاب بپوشانید و خود را همانند یهود نگردانید. چیست؟ حضرت فرمودند: بیان رسول خدا مربوط به زمانی بود که مردان دین کم بودند و امروز که اسلام گسترش پیداکرده و کلامش به همهجا رسیده هرکس میل داشت خضاب کند. بیشتر برای این بود که در میدان جنگ افراد جوان جلوه کنند و فکر نکنند که ناتوان هستند. یهود چون رنگ نمیکردند پیرمردان شبیه یهودیان میشدند لذا دستور به خضاب رسید.
راجع به رنگ کردن بهوسیله حنا روایاتی داریم که آثاری هم بر روح و جسم دارد.
علی (ع)، اسوه مدیریت جهادی
۱۳ رجبالمرجب سالگشت ولادت مولانا ابوالحسن علی بن ابیطالب است. این روز بزرگ را به همه شما و مردم مسلمان تبریک عرض میکنم. شخصیت بینظیری که از ابعاد مختلف الگوی بشر است. انسان پرکار و درعینحال بی توقع و کممصرف. اگر به زبان این روزها بخواهیم صحبت کنیم او اسوه مدیریت جهادی است و عملکرد اقتصادی او در تولید کمنظیر شما تاریخ را بخوانید.
حضرت لحظهای از کار غافل نبود و لحظهای در توزیع غافل نبود در عملکرد حضرت بینظیر است و در مصرف کمتوقع. آنهمه ثروت و اموالی که در اختیار حضرت بود حضرت چندتکه نان جو که در داخل کیسهای میگذاشت آن کیسه را هم میبست، در آن را هم مهروموم میکرد، بااینکه اگر کسی میخواست طمع کند و از این نان بخورد با سر زانو هم بهزحمت این نان تکه میشد.
میگفتند حالا چرا دیگر مهروموم میکنی؟ مهروموم میکرد که اگر کسی بازکرده حضرت بفهمد. حضرت فرمودند حسنین به من علاقهمند هستند خوف این را دارم که مقداری روغن به این بمالند.
محور اتحاد و وفاق امت مسلمان
در توزیع هم نوشتهاند بیشتر درآمدش را بین فقراء تقسیم میکرد در سه موضوع تولید و مصرف و توزیع امیرالمؤمنین در قله است. اگر بدون حب و بغض به زندگی حضرت پرداخته شود، قطعاً محور اتحاد و وفاق امت مسلمان در این دوره خواهند بود. افتخار ما این است که به ولایت حضرت تمسک میکنیم؛ اما باید این را بدانیم که ولایت آنان پیروی کردن از دستورات و اجرائی کردن اهداف عالی آنان است.
شیعه علی بن ابیطالب، اعم از افراد و خانوادهها و حکومت، اگر حکومت ما و خانوادههای ما علوی هستند فاطمی و نبوی هستند باید در گفتار و کردار، ظاهر و باطن از امامش تبعیت داشته باشد. رفتار حضرت در استفاده از منابع و بیتالمال چگونه بود؟
طی نامهای به عمال خود تذکر دادند سر قلمتان را تیز کنید چون اگر درشت باشد وارد مُرکّب که میشود. مرکب بیشتری مصرف میکند. سطرها را نزدیک به هم بنویسید. مطالب بیفایده ننویسید؛ یعنی اگر میتوانید شش خط بنویسید ده خط ننویسید. اگر میتوانید مطلبتان را در چهار خط بیان کنید حق ندارید در هشت خط بنویسید. چون کاغذ بیتالمال است. قلم بیتالمال است. مرکب بیتالمال است. وقت بیتالمال است.
اسراف از بیتالمال، به چه مجوزی؟!
حالا بیایید ببینید در این وضعیت اقتصادی کشور بعضیها میخواهند گزارش کار بدهند چگونه عمل میکنند یا در نامهنگاریهای اداری چگونه مصرف میکنند. قیمت یک گزارش کارشان اندازه چند ۱۰ جلد کتاب میشود. بعضی وقتها نامه میآید اصل آن پنجخط است شش صفحه A4 ضمیمه دارد. ضمیمهای که او هم در دو خط کفایت میکرد.
بلافاصله بنده معمولاً زیر آن مینویسم که به آن دستگاه تذکر داده شود این کاری که کردید خلاف شرع است. واقعاً هم خلاف شرع است. پنج صفحه، هشت صفحه از بیتالمال به چه مجوزی؟ کسانی که دستشان در بیتالمال است مواظب باشند که با چه آتشی بازی میکنند. بعضیها برای بزرگ شدن خود و رسیدن به اهداف خودشان بیپروا مصرف میکنند.
برخورد با مفسدین، تضعیف نظام نیست
حضرت در برخوردشان با کسی که دستدرازی به بیتالمال داشته جدی بودند، برای او نامه مینوشتند و او را از مسئولیت خلع میکردند و بعد اموال را از او پس میگرفتند و آبروی او را میبردند و درباره او مصلحتاندیشی نداشتند و نمیگفتند مصلحت نیست، از کارگزاران نظام بوده حالا ارفاق کنیم. هر کاری که کرده برای خودش و آخرتش کرده. الان به چه مجوزی این تصرفات کرده است؟
مفتضح میکردند او را و به مردم معرفی میکردند و این کار را تضعیف نظام نمیدانستند. هرگز حضرت کسی را که تصرف در بیتالمال کرده است شطرنجی نشان نداد. امروز تأسی به سیره امیرالمؤمنین، حرکت در مسیر عدالت و حفظ منافع ملی و کوتاه کردن دست زیادهخواهان است در هر سطحی که هستند از وظایف اصلی حکومت است.
در هر رده از مسئولیتی که میخواهد باشد باشد امیرالمؤمنین فرمانداران و استانداران خودش را این کار میکرد قصه آن را وقتی برای شما خواندم آن شخص را گفت که هر جمعه بیاورند جلوی مردم مفتضح کنند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان واقعی حضرت قرار دهد.
اعتکاف، فرصت تقویت ابعاد ایمانی و معنوی انسان
سیزدهم رجب اولین روز ایام البیض و ایام اعتکاف هم هست. اعتکاف عبادتی است که مخصوصِ زمان خاصی نیست، اما در زمانهایی به انجام آن سفارش شده مثل دهه آخر ماه مبارک رمضان و یا در این سالها اعتکاف سه روز ایام البیض ماه رجب خیلی رونق گرفته است.
علت هم این است که خود این سه روز در روایات تأکید شده که اگر با اعتکاف همراه باشد ثواب و قدر مضاعفی پیدا میکند. مثلاً در بیانی امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «هر کس ایام البیض ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال به ازاى هرروز، ثواب روزهدارى و شبزندهدارى یک سال را براى او مىنویسد و او روز قیامت در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخ، خواهد ایستاد.»
این فرصتها فرصتهای زودگذری است. غنیمت بشمارید. بگذرد دیگر گیرمان نمیآید. اگر کسی سال گذشته ماه رجب ایام البیض را روزه میگرفته و امسال نمیخواهد بگیرد مشمول آن روایت میشود که هرکسی دو روزش مساوی بود مغبون است. دو روز لازم نیست دیروز و امروز باشد ۱۳ رجب پارسال و ۱۳ رجب امسال اگر باهم یکی باشد بازهم مغبون هستی.
ایام اعتکاف فرصت مناسبی است که انسان رفتار امروز و دیروز خودش را بررسی کرده به محاسبه نفس بپردازد و برای جبران کمبودهای معنوی که داشته برنامهریزی کند. لذا یکی از بهترین عبادات این ایّام، تفکر است. تفکر حالت غفلت را از انسان دور میکند؛ و روح بندگی را در انسان تقویت میکند؛ و باعث آمرزش گناهان و خطاها میشود.
همانطور که میدانید برای مبارزه با دشمن، انسان احتیاج به بنیه قوی معنوی دارد تا بتواند در مقابل تهاجم او بهخصوص در جنگ نرم و تهاجم فرهنگی، هم حمله کند و هم توان مقاومت داشته باشد. تحت تأثیر قرار نگیرد و رنگ نبازد و دست از اهدافش نکشد. لذا اعتکاف فرصت منحصربهفردی است که شخص با ریاضت و تمرین شرعی، در آن خلوتهای خالصانهای که دارد، ابعاد ایمانی و معنوی خود را تقویت میکند تا آمادگی لازم برای دفاع از ارزشهای الهی را پیدا کند.
قبلاً هم عرض کردم اعتکاف خلوت است عکوف است باید ارتباط با خدا را تقویت کرد این جنبههای اعتکاف را نباید فراموش کرد آن را مثل یک اردوی فرهنگی در نظر نگیریم که برای معتکفین برنامههای مفصلی بگذاریم. باید تمرین در جمع بودن و از خدا غافل نبودن را در این سه روز داشت. برنامهها باید بیشتر جنبه فردی داشته باشد تا جمعی. خدای تعالی روزی همه بگرداند و آنان که موفق هستند دیگران را از دعا فراموش نکنند.
سلطه شیطان، برای همیشه رخت بربسته است
۱۲ فروردین ۱۳۵۸، مبارزات چندین ساله مردم انقلابی ایران که شعار استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی میدادند به ثمر نشست و در یک همهپرسی پرشور و حماسی در روزهای دهم و یازدهم فروردین شرکت کردند و نتیجهاش این شد که ۹۸/۲ درصد مردم ایران قاطعانه به «جمهورى اسلامى» رأی آرى دادند.
امام راحل به مناسبت این روز چنین پیام دادند: «صبحگاه ۱۲ فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگ اعیاد ملى و مذهبى ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگهدارند. روزى که کنگرههاى قصر ۲۵۰۰ ساله حکومت طاغوتى فرود ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید.» بعد میبینید که تازگیها یک عدهای تلاش میکنند و هزینه میکنند و ذهنها را برمیگردانند و آماده میکنند که طاغوت دوباره زنده شود.
برای به ثمر رسیدن این شعار و به دست آمدن و حفظ استقلال و آزادی چه زحمتها و زندانها و شکنجهها که به جان خریده نشد و چه خونهای پاکی که ریخته نشد؛ و چون این نظام و انقلاب مردمی است هر جا که دشمن قصد سوئی داشت تاکنون اینگونه بود منبعد هم همینطور است که تا پای جان از آن حفاظت و حراست میکنند.
زینب کبری، بانوی ایثار
سیزده فروردین که پانزدهم رجب و آخرین روز از ایام البیض است، سالگشت وفات عقیله بنىهاشم حضرت زینب کبرى (سلامالله علیها) است. بانوى بزرگواری که در خانه وحى و عصمت تربیت شد و تمام عمرش را وقف حمایت و تبلیغ از دین و ارزشهای دینی کرد و با تمام وجود و ایثار بهترین سرمایههاى زندگى، یعنى خانواده و عزیزان خود، لحظهای از این هدف فاصله نگرفت. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان حضرت قرار دهد.
برخورد صحیح با طبیعت را به کودکانمان بیاموزیم
مناسبت دیگر سیزدهم فروردین اینکه، روز طبیعت است. آنچه ما از فرهنگ اسلامی آموختهایم این است که باید از نعمتهای الهی بهدرستی استفاده کرد؛ بهره برد و به طبیعت و مخلوقات خدا تعرض نداشت و این آموزشها را هم باید از کودکی به فرزندانمان آموزش دهیم.
یاد بدهیم که آسیب رساندن به درختان و سبزهزارها راه تنفسی ما را از بین میبرد و زندگی نابود میشود. یاد بدهیم که منابع طبیعى، محدود هستند و ما باید تلاش کنیم جلو هدر رفتن و نابودى این منابع خدادادی را بگیریم و نگذاریم آنها، به این راحتى از دست بروند.
کمآبی جدی است
سفرههای آب زیرزمینی الان مال ۷۰۰ سال قبل است. به خاطر وضعیت آب که در بعضی از جاها وجود دارد ناچار هستند همین سفرههای ۷۰۰ ساله را استفاده کنند.
در مصرف آب دوستان صرفهجویی کنند. مسئله آب جدی است. کسی مالک آب نیست. شما پول آب را نمیدهید. آب ملک خداست. این پولی که داده میشود با یک یارانهای داده میشود آنهم مربوط به تصفیه و رساندن آب از مبدأ به مقصد است. انسان که بیشازاندازه مصرف کند ضامن است. اینها را باید به بچههایمان یاد بدهیم. آب، خاک، هوا و درخت.
در ضمن به کودکانمان آموزش بدهیم که دچار خرافات نباشند و بدانند که هیچ روز خدا نحس نیست و خداوند متعال چیزی را نحس نمیآفریند. بلکه این مردم هستند که با رفتارشان در آن روز ممکن است خرابکاریهایی داشته باشند و روز را خراب کنند. والا رفتن به دل طبیعت و استفاده از هوای سالم و تفریح سالم داشتن و گناه نکردن که مطلوب است؛ و اولیاء دین تشویق به این کار هم کردهاند.
شعار سال نمادین نیست
نکتهای هم راجع به شعار سال عرض کنم؛ و آن اینکه سال حمایت از کالای ایرانی حرکت نمادین و شعار سیاسی نیست و نباید در حد موضوعی برای سخنرانیها و تبلیغات و چند همایش و شعار باقی بماند. بلکه باید تبدیل به گفتمان و فرهنگ عمومی مردم کشور شود تا آثار و نتایج نسخه شفابخش اقتصاد مقاومتی معلوم شود.
یکی از مصادیق تحقق اقتصاد مقاومتی استفاده کردن از کالای ایرانی است کالای داخلی است تا اقتصاد مقاومت خودش را نشان بدهد. عملیاتی شدن این شعار مشکلات عدیده اقتصاد کشور را حل میکند. چون وقتی حمایت از کالای ایرانی به معنای واقعی کلمه صورت بگیرد و محقق شود چند کار انجامگرفته از سرمایه، کار، کارگر، کارخانهدار و صنعت و کشاورزی ایرانی هم حمایتشده، از مدیریت اقتصادی کسانی که جهاد گونه در عرصه تولید تلاش میکنند هم حمایتشده.
لذا یک شعار کلیدی و یک شعار راهبردی است. اگر همه تصمیم بگیرند کالای ایرانی بخرند نتیجهاش رونق تولید و فعال شدن صنعت خواهد بود که تولید بیشتر یعنی اشتغال بیشتر و درآمد بیشتر و عمران و آبادانی بیشتر که قطعاً قسمتی از بیماری مزمن بیکاری که منشأ آسیبهای فراوان اجتماعی هم هست را حل خواهد کرد و سطح معیشت مردم را بالا خواهد برد و امید به آینده را هم افزایش میدهد.
وظایف مسئولین و نقش صداوسیما در تحقق شعار سال
در این میان هم مردم و هم مسئولین باید کارشان را درست انجام دهند. مسئولین موانع را از سر راه بردارند یکی از مهمترین موانع قاچاق کالاست. نقش دولت در جلوگیری کردن از قاچاقی که از مبادی رسمی وارد کشور میشود مهم است. اقدامات مؤثری مثل کنترل بازار موبایل و امثالذلک بیشتر شود. نباید گذاشت کالاهایی که مشابه داخلی دارند بازار کشور را نابود کنند؛ و لو قاچاق هم وارد نشوند. ورود این نوع کالاها باید تحت کنترل باشد؛ یعنی اگر تولیدکننده داخلی نتوانست بازار را در آن نوع کالا تأمین کند آنوقت واردات صورت گیرد.
در کنترل کیفیت کالاهای داخلی، سختگیری کنید
مسئله مهم دیگری که باید مدنظر باشد سختگیری در امر کنترل کیفیت کالاهای ایرانی است تا اعتماد به کالای ایرانی برگردد و نتیجه مطلوب حاصل شود. دراینبین نقش صداوسیما و رسانهها بسیار مهم و مؤثر است. اگر بناست از کالای ایرانی حمایت شود باید همهجانبه باشد.
در سخنرانیها بگوییم و شعار بدهیم و جلسه بگذاریم بعد دائماً در تبلیغات سیما شرکتهای خارجی محصولاتشان را تبلیغ کنند و در فیلمها اجناس خارجی به رخ بیننده کشیده شود این نمیشود.
در حمایت از کالای ایرانی، همه ظرفیتها باید به میدان بیایند
باید از همه ظرفیتهای تبلیغی برای تحت تأثیر گذاشتن افکار عمومی استفاده کرد بنرها و بیلبوردها خیابان و جاده لباس ورزشکاران تبلیغات محیطی روی پاکت خرید و اجناس و دفتر درسی مدرسه و امثالذلک حک شود ما میتوانیم، تبلیغ استفاده از کالای ایرانی شود.
باید این فرهنگ را نهادینه کرد و هر کس گفت ما نمیتوانیم او را بیگانه و عامل بیگانه بدانیم. بههرتقدیر باید این ژست اجتماعی که بعضیها دارند که اجناس با مارکهای خارجی را به رخ دیگران میکشند یک منکر شناخته شود. باید کاری کرد که استفاده از کالاهایی که مشابه داخلی دارد منکر شود.
انگلیس، به دنبال انزوای سیاسی روسیه است
راجع به وضعیت روسیه و اعتماد عمومی مردم به او در مواجهه با غرب و نزدیک شدن به ایران و ناراحتی غربیها از موفقیتهای روسیه و اخراج دیپلماتهای روس از کشورهای غربی جهان برای انزوای سیاسی روسیه که شیطنت برنامهریزیشده انگلیسیها و همراهی آمریکائیهاست فرصت دیگری اگر فراهم شد عرض میکنم. |
| 1397/1/3 | 1397/1/3بهرهگیری از نیروی جوان، شرط رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی است | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه291
خطبه اول
بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاه والسلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله الاعظم فی الارضین
واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
صدای خوش
یا ایهاالذین آمنوا أُوصِیکُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ
عرض کردیم شکرگزاری از نعمتهای خداوند متعال، در این است که از آنها به درستی و به جا استفاده کنیم. و اهل تقوا در رعایت این امور کوشا هستند. و عرض کردیم یکی از نعمتهایی که خدای تعالی به انسان داده و باید از آن بهینه و در مسیر حق و عدالت و رضایت خداوند استفاده شود صدای خوش است. که، در بحث گناهان زبان به مسئله غنا هم علمای اخلاق پرداختهاند.
اگرچه بحث فقهی هم دارد. مثل بحث توبه، غیبت و… که گذشته از اینکه مباحث اخلاقی هستند در فقه هم مورد دقت هستند. مقداری از روایات که مذمت میکرد و همچنین مواردی که تحسین میکرد را بیان کردیم و بعد اصل غناء را معنا کردیم که آواز خوش به چه معنائی میباشد. که عبارت بود از آواز لطیف و زیبای انسان که طرب انگیز باشد و بتواند افراد را بی اختیار و از خود بیخود کند.
آثار زشت غنا
باید به پیآمدهای زشت غناء که آثار فردی و اجتماعی فراوانی را به وجود میآورد توجه جدی داشت. یکی از نتایج غنا طبق روایات زمینه سازی برای گناهان است. توجه داشته باشید که بحث من درباره ساز نیست. سازهای موسیقی را نمیخواهم بگویم. درباره کسی داریم صحبت میکنیم که آن شخص با دهان خودش آوازه خوانی میکند. تعریف را یادمان باشد. ممکن است بعضی دوستان بحث غنا را با موسیقی اشتباه بگیرند.
چون غنا قوهی شهوت را در انسان به هیجان درآورده یاد خدا را از ذهن او دور میکند. وقتی شخص از یاد خدا غافل شد، و مشغول شهوات دنیا شد، آمادگیاش برای ارتکاب معاصی آسان خواهد شد. همانطور که رسول خدا فرمودند: غنا مقدمهی زناست. یا همانطور که از بیان امام صادق علیهالسلام که در قالب مثال فرمودند میفهمیم که غنا موجب نفاق میشود.
حضرت فرمودند: گوش کردن به غنا نفاق را در دل میرویاند، چنانچه آب, زراعت را میرویاند. اگر شما دانه ای را در زمینی بکارید این دانه چگونه رشد میکند؟ باید زمین مناسب باشد و آب هم برسد. در حالات کسانی که مبتلا هستیند ببینید که در آنها نفاق هست یا نیست این هم ثمره دیگری میشود برای غناء.
و یا از نتائج غنا اعراض و روگردانی خداوند از انسان است. یعنی خدای تعالی دیگر به این گروه از انسانها نظر رحمت ندارد. چون اشتغال به لهو و لعب دنیا، چشم و گوش انسان را که وسیله حفظ جان و روحش است را با غنا به غفلت و بیخبری انداخته است. و همه وجود شخص را توجه به دنیا و خواستنیهای آن پر میکند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: داخل خانههائی که خداوند از اهل آن روی گردانده, نشوید. لاتَدخُلُوا بیوتاً اللهُ مُعرِضٌ عن اهلِها. خانههایی که خدا از اهل آن رویگردانده است همان خانهای است که در آن غنا خوانده میشود آوازه خوانی در آن هست باید مواظب چشم و گوش خودمان باشیم که مهمترین وسائل برای رسیدن انسان به کمالات معنوی هستند. قبلاً هم به مناسبتی اشاره شد.
دروازه های دل
از امیرالمؤمنین سوال کردند: بِمَ نلتَ بما نِلت؟ چگونه به این مقام رسیدید؟ فرمودند: کنت بواباً علی باب قلبی. در ورودیهای قلبم نگهبان گذاشتم برای قلبم دروازهبان داشتم محل ورود آن را طوری درست کردم که و مواظبت کردم که هر کسی اجازه ورود نداشته باشد مثل مرزها که گذرنامه را میگیرند تا ببینند که اجازه وجود دارد یا نه برای دروازه های قلبم دروازهبان گذاشتم آنها کدام بودند؟ چشم و گوش .
چشم و گوش دروازههای قلب هستند انسان هر چه که میبیند و میشنود مستقیماً روی روح انسان تأثیرگذار است. میبینید که اساس کار اصلاح شدن را امام علیهالسلام در چند کلمه بیان فرمودند که شما مواظب باش، چه موادی برای روحت تهیه میکنی تا او مشغول پخت و پز شود.
چیزی که میبینی و میشنوی غذاهایی روح توست بیشتر گرفتاریها از دیدن و یا گوش دادن شروع میشود، باید همیشه و دائماً مواظب چشم و گوش بود تا خروجی که زبان است حفظ شود.وقتی که چشم و گوش دید و شنید و روح پختوپز کرد حالا زبان میخواهد آن را خارج کند و بیان کند اگر مواظبت نکرده باشیم زبان چیز خوبی برای بیان ندارد.
یکی دیگر از پیآمدهای زشت غنا اجابت نشدن دعاست. کسانی که آوازه خوانی میکنند که مناسب مجالس لهو و لعب است مناسب مجالس گناه است و همچنین در این جلسهها شرکت میکنند چون از نظر رحمت دور میشوند، چیزی جز غفلت جای او را نمیگیرد.
حبس دعا
همین میشود که امام صادق فرمودند: در خانهای که در آن غنا صورت میگیرد. دعا اجابت نمیشود. یعنی دعا حبس میشود.هر کاری که انسان میکند روی محیط اثر میگذارد. محیطی که در آن گناه صورت گرفته تاریک میشود. از نظر معنوی کسی که چشم معنوی او باز است تاریکی را میبیند حس میکند و لمس میکند. لذا باید با توبه و استغفار آن را زود اصلاح کرد.
خوب شما در دعا میخوانید اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا. خوب منشاء حبس دعا یکی همین غناست.یکی دیگر از موارد آن این است که در خانهای سگ نگه داشته شود. سگ را برای گله میگیرند. برای محافظت میگیرند. برای کار پلیس میگیرند. اگر هم کسی سگی را بکشد دیه دارد. اینها سر جایش است و بعضیها اشتباه نگیرند.
اما نگهداری آن در خانه جایز نیست. خلاف است. اگر هم کسی میخواهد نگه دارد بیرون از خانه نگه دارند. در آن خانه اگر نگهداری شود آثاری خواهد داشت.در این موارد زیاد است و اگرچه بعضیها نمیفهمند و مضحکه میکنند و در فضاها به آن میپردازند برای همین زیاد بیان نمیشود اما اینها آثاری دارد خدای تعالی نظام خلقت را براساس علتها و معلولها آفریده است. هر چیزی اثر خودش را خواهد گذاشت و هیچ چیزی بیاثر نیست .
ایمن از بلا
بدبختی آنجاست که قلب انسان دچار قساوت شود و از موعظه هیچ واعظی هم پند نگیرد. اینچنین دلی دیگر لطافت ندارد. و غنای لهوی با دل انسان اینگونه عمل میکند. دقت کنید که من روی لهوی بودن آن تأکید میکنم که بعداً نگویند فلان آقا این طور گفت و آنطور گفت. امام صادق علیهالسلام فرمودند: بازیچههای دنیا (که یکیش غناست) سختی دل را بر جای میگذارد.
و از طرف دیگر زمینههای بلا و مصیبت را فراهم میکند. و در بعض روایات دارد خانههائی که در آنها غنا صورت میگیرد در معرض چنین آفاتی هستند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: خانهای که غناء در آن هست از فاجعه در امان نیست. همانطور که ذکر و یاد خدا و استغفار امان نامه است، خانههائی که در آنهاست این امان نامه را ندارند. توجه دارید که نمیگوید بلا نمی آید بلکه در جائی که بلا آمده خانه هایی که در آنها غنا نیست امان دارند.
و در آخرت غیر از عذابِ سختی که برای اهل غنا در نظر گرفته شده که قرآن کریم فرمود عذاب مهین در انتظار آنهاست، کور و کر و لال هم محشور میشود. رسول خدا فرمودند: یُحشَرُ صاحبُ الغِناءِ مِن قَبرِهِ اَعمی و اخرسَ و ابکَمَ. و اهل غنا دچار محرومیتهای آخرتی هم میشوند که هر محرومیتی خودش عذاب دردناکی است. یکی از آنها محرومیت از شنیدن صدای ملکوتی داود علیهالسلام است.
امام رضا سلاماللهعلیه فرمودند: هر کس گوش خود را از غنا پاک نگهدارد. همانا در بهشت درختی است که خداوند عز و جل به بادها دستور میدهد آن را حرکت دهند، پس آن شخص آوازی از آن درخت خواهد شنید. که هرگز مانند آن را نشنیده و کسی که گوش خود را پاک نگه ندارد آن را نمی شنود.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی و جعفر بن محمد
و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف القائم الحجه
حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
والعصر* ان الانسان لفی خسر* الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
تدبیر
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. خدای تعالی بر اساس حکمت کاملهاش تمام امور عالم را تدبیر میکند و بر اساس مقدرات و اندازهگیریهای دقیق مسائل عالم در حال اجراست و انسان در این چرخه باید راضی به تدبیر الهی باشد و البته دعا و توسل و امر به معروف و نهی از منکر و امثال ذلک همگی در همین چرخه تعریف میشود که فرصت بحث نیست.
لذا باید در همه حال توکل به خدا داشت. و همه امور را به او سپرد. حتی در آنجاها که تدبیر میکنیم بدانیم در نظام عالم، مدیرش خداست، و ممکن است او جور دیگری نقشه ریخته باشد. اهل تقوا به این مطلب اعتقاد داشته و تمام روش زندگی خود را براساس تدبر الهی مدیریت میکنند.
مولای متقیان در حکمت ۱۶ از حکم نهجالبلاغه فرمودن: تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِیرِ حَتَّى یَکُونَ الْحَتْفُ فِی التَّدْبِیرِ. «کارها تابع مقدّراتند، به حدّى که تدبیر و مآل اندیشى باعث نابودى و هلاکت مىگردد». چرا؟ چون گاهی شخصِ ناآگاه از مقدرات الهی، بعض امور که به صلاحش نیست را مصلحت میپندارد و خیال میکند سود میبرد و نمیداند همان کار باعث نابودی او میشود.
همه کارها بر اساس تقدیر الهى و بر طبق قضاى استعاره آورده شده میفهمیم. و در تاریخ پر است از جریاناتی که افراد تصمیم گرفتند ولی کار جور دیگری تمام شده است و برای خود شما هم ممکن است اتفاق افتاده باشد. عمده این است که ما به خدای تعالی اعتماد داشته باشیم و با او عهد ببندیم به خصوص در این سال جدید که با ماه رجب که ماه بندگی خداست شروع شده و به تعبیر رهبری فصل بندگی با فصل بهار یک جا شده. ماه رجب و شعبان و رمضان را از دست ندهیم و در پیشرفت معنوی خودمان تلاش کنیم. خدای تعالی در سال جدید تقوای بیشتر برای ما تقدیر بفرماید.
امام جوان
دهم رجب، سال ۱۹۵ قمری، بعد از چهل سال خدای تعالی به امام رضا علیهالسلام فرزندی عطا فرمود که نام او را جواد گذاشتند. سالگشت این ولادت مبارک را که با روزهای ابتدائی سال ۱۳۹۷ مصادف است را به همه شما مومنین و مومنات تبریک عرض میکنم. و امیدوارم در سال جدید موفقیتهای بزرگی نصیب مردم و ملت ایران بشود ان شاءالله.
امام جواد علیهالسلام در سن ۷ سالگی به امامت رسیدند و ۱۷ سال رهبری شیعیان را بر عهده داشتند. دوران امامت آن حضرت با دو نفر از خلفاى ستمکار عباسى (مأمون و معتصم) مقارن بود. مأمون در بین عباسیان شخصیتی هوشمند و سیاس و دوراندیش است، و چهره جلاد خود را در پشت چهره حمایت از علم و دفاع از آزادی بیان و احترام به عقاید دیگران مخفی میکرد. و با این پوشش جنایات زیادی را به پیکره اسلام وارد کرد و بسیاری از حقایق دین که با منافعش سازگار نبود را محو کردند.
امام جواد علیه السلام دارای مناقب و سجایای اخلاقی فراوان بودند که باید جداگانه به آن پرداخت. مثلاً امام رضا علیهالسلام در مورد منزلت امام جواد و مادر مکرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من داراى پسرى شدهام که همچون موسى شکافنده دریاهاى علم است و مانند عیسى مادرى پاک دارد.
سختی های دوران امامت امام جواد ابعاد مختلف دارد. اما آنچه مسلم است این است که حضرت با وجود تمام مشکلات سیاسی و امنیتی که مواجه بودند، پایههای امامت را محکم کردند و خط امامت را در اهل بیت حفظ کردند، مناظراتشان و غلبه بر متکلمین و فقها و رشتههای علمی دیگر جایگاه امام را ویژهتر و دامنه نفوذ معنوی امام را گستردهتر و حقد و کینه و بیکفایتی دشمنانش را بیشتر برای مردم اثبات میکرد.
و این روش سیاسی امام برای مبارزه با دستگاه حاکمی بود که جز فریب و نیرنگ، کار دیگری نداشت. سعی میکردند با ترور شخصیت و تقدس زدائی، کرامت و فضائل امام منتشر نشود، اما نتوانستند و چاره کار را در حذف فیزیکی امام دیدند و او را با زهر مخفیانه به شهادت رساندند. امام علیهالسلام به عنوان جوانِ مبارز و انقلابی که در عرصههای مختلف فرهنگی سیاسی و اجتماعی جامعه نقش فعال داشت میتواند الگوی مناسب جوانان امروز ما باشد که رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی و در سخنرانی روز اول سال تاکیدات فراوان در استفاده از ظرفیت عظیم جوانان عالم و خلاق و پرانگیزه داشتند و اینکه با بودن این جوانان و نوجوانان آینده انقلاب روشن و امیدوار کننده است.
مبارزه با فرقه ها
مثلاً ببینیم امام جواد در مبارزه با فرقههای انحرافی که یک جنگ نرم است و افسران مخصوص خود را میخواهد، از چه روشی برای روشنگری و یا مبارزه استفاده میکردند. آیا غیر از افشاگری و تبیین مواضع، از نظر عمل، برخورد خاصی داشتند؟ هرچه بدست آمد بومی سازی شود و مورد عمل قرار گیرد. در مسائل فرهنگی دیگر، آسیبهای اجتماعی و امور دیگر.
امام جواد جوان است و رهبری هم جوانان را مورد خطاب قرار دادند به نظر اگر عزیزانی روی این مسئله کار کنند نتیجه خوبی دست دهد. خوب است مسئولانی که اعتماد به بیگانگان دارند به نیروهای جوان کاردان داخل اعتماد کنند تا نتیجهی این اعتماد که پیشرفت گسترده کشور است را ببینند.
و البته همین جوانان مورد تهاجم و حمله دشمن هستند و با ابزارهائی که در اختیار دارند سعی در انحراف جوانان از مسیر اصلی دارند. و برای هر قشر و گروه فکری از جوانان طرح و نقشه خاص دارند. همه باید بدانیم که برای رسیدن به تمدن بزرگ اسلامی باید از جوانان انقلابی عاقل متدین عالم با برنامه استفاده کرد.
مردم مخاطب پیام نوروزی
پیام نوروزی و سخنرانی روز اول سال رهبری را باید همه ما با دقت ملاحظه و به نکات آن توجه و هر کس به اندازه وُسع خودش عملیاتی کند. و همانطور که فرمودند باید سخت کوشی هم داشت تا به معنای واقعی شعار سال محقق شود. توّجه دارید رشد و توسعه همه جانبه کشور در گرو پیروی و عملیاتی کردن سندهای راهبردی است که رهبری می دهند.
خطاب ویژه امسال ایشان به مرم بود که پر از پیام است. هم برای مردم و هم مسئولین. یعنی مردم شما مثل دیگران نباشید و آن قسمتها که مربوط به شماست را خستگی ناپذیر و از روی باور انجام دهید تا به مقصد نزدیک شویم. ضمن بیان پیشرفتها در چهل سال گذشته به بعض موانع پیشرفت هم اشاره فرمودند که باید به سرعت از این موانع عبور کرد.
موانع پیشرفت
موانعی که فرمودند: مسائلی است که جامعه درگیر آنهاست و تا رفع مانع نشود کار با سرعت پیشرفت نخواهد داشت. لذا این خطاب متوجه هر کس هست تعلل نداشته باشد و با جدیت عمل کند. خطابات به هر کسی که بر میگردد اگر توجه نکند و تعلل کند ولایت را تضعیف کرده است و این سیستم را تقویت نکرده است.
قبیله گرائی و حزب و جناح بازی و فساد و امثال ذلک را هم مانع دانستند. و البته در این بین هرگز نباید دشمن را فراموش کرد. دشمنیهای او را نادیده نگرفت و لحظهای از او غافل نبود که دشمن بزرگ ما آمریکا و فکر آمریکائی است. و نفرین دائمی ما هم بر سر آمریکاست.
پیروز مبارزه نابرابر
ششم فروردین سال ۱۳۹۴ آل سعود خبیث، همه جانبه و ددمنشانه به بهانه حمایت از رئیس جمهور فراری یمن به این کشور حمله کردند. و قصد داشتند سه ماهه، با قدر تجهیزات مدرنی که غربیها با قیمت گران در اختیار آنها گذشته بود کار یمن را تمام کنند.
اما یمن با دست خالی پیروز این مبارزه نابرابر سه ساله است، با خسارات فراوانی که بر عربستان وارد کرده. عربستان بنا بر آمار رسانه های غربی روزی۱۵۰ میلیون دلار در این جنگ خسارت می بیند و ذخایر ارزىاش کم شده و دچار کسری بودجه گردیده. لذا دنبال آن است که یک طوری نجات پیدا کند و بدتر از همه ی اینها اینکه بعض رسانههاى غربى پادشاه عربستان را به عنوان جنایتکار جنگى معرفى کردند.
ساماندهی منطقه اسلام اباد
طبق مصوبه کشوری باید طرح ساماندهی از طریق فرمانداری به شهرداری واگذار شود که اینکار در حال انجام است. اما آنچه مورد نظر است این است که امکاناتی سالیان سال برای استفاده محرومین منطقه اسلام آباد جمع آوری شده، سعی شود این امکانات در همان محل هزینه شود و به جای دیگر منتقل نشود. |
| 1394/8/1 | 1394/8/1 | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه292
|
| 1394/6/13 | 1394/6/13پیام رزمایش اقتدار ثارالله این است که ایران اسلامی تا از بین بردن رژیم غاصب اسرائیل و آزادی قدس شریف دست از مبارزه نخواهد کشید | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه293
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله الاعظم فی الارضین
واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
ایها المومنون اوصیکم بتقوی الله ونفسی . تقوا تنظیمکننده روابط ما با دیگران است همانطوری که رابطه خودمان را با خدا تنظیم میکند رابطه ما با دیگران را هم منظّم و تنظیمکننده است. یعنی آن چیزی را که در برخورد با دیگران لازم داریم که خارج از دستور عقل و شرع و دین و اسلام نباشد توسط تقوا مدیریت میشود . لذا متقین با همه مردم با نیکی رفتار میکنند مهربان هستند اهل رأفت و رحمت و بخشندگی هستند کأن این بخشش و مهربانی کردن شعار آنهاست. در یک بیانی مولا امیرالمؤمنین در غرر الحکم این حدیث از ایشان نقل شده که حضرت فرمودند " اشعر قلبک الرحمه لجمیع الناس و الاحسان الیهم " خیلی عبارت لطیفی است رحمت و بخشندگی به همه مردم را و نیکی کردن به همه مردم و در حق مردم را شعار خودت قرار بده. این یک دستور اسلامی است. امام صادق سلام الله علیه از قول خدای تعالی " قال الله عز و جل " خدا فرمود " الخلق عیالی فاحبهم الیّ الطفهم بهم و اسعیهم فی حوائجهم " مردم عیال من هستند ,خدا میفرماید خانواده من هستند , پس آن کسی که مردم را بیشتر دوست دارد من او را بیشتر دوست دارم من آن کسی که به بندگان من بیشتر لطف دارد و سعی میکند حوایج آنها را برطرف کند من او را بیشتر از بقیه دوست دارم. ارتباط داشتن و ارتباط از روی رأفت و رحمت و مهربانی داشتن نیازهای دیگران را تا حد توان برطرف کردن آثار فردی فراوان و بهویژه آثار اجتماعی زیادی را به همراه دارد که متقین از آن بهرهمند هستند. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد انشاءالله . بحث ما در اقتصاد مقاومتی بایدها و نبایدها و الزامات و امثال ذلک بود . آنچه در بحث اقتصاد مقاومتی مهم است و مطرح است این است که کشور با انجام و عملیاتی کردن آن از وابستگی اقتصادی نجات پیدا میکند و استقلال اقتصادی به دست میآورد وابستگی اقتصادی نتیجهاش و ادامه اش وابستگی سیاسی است . و بعد از آن وابستگیهای دیگری هم خواهد آمد. اسلام هرگز برای مسلمان جایز نمیداند که وابسته به غیر باشد به هیچ وجه سلطه غیرمسلمان را بر مسلمان را نمیپذیرد. لذا اگر به منابع اسلامی قرآن و حدیث مراجعه کنید میبینید که بر مسلمانان واجب شده است که در عرصههای مختلف تلاش بکند و کار کند و استقلال به دست بیاورد. در کشاورزی و دامداری و در صنعت . بله حتی در صنعت هم روایتی داریم که باید مسلمان تلاش کند صنعتی شود و بعد از آن نوآوری در بحث صنعت و پیشرفتهای علمی داشته باشد تا نیاز به بیگانگان نداشته باشد در یک حدیثی است که عبارت زیبایی است خیلی لطیف است مولا امیرالمؤمنین سلامالله علیه میفرماید " استغن عمن شئت تکن نظیره واحتج الی من شئت تکن اسیره " از هر کس که بینیاز باشی مثل او هستی و اگر به کسی احتیاج داشته باشی و وابسته به کسی باشی اسیر او هستی " عبارت عبارت قشنگی است تنبیه میکند ما را که مسلمان باید استقلال داشته باشد در جمیع جهات خودش را بالا بکشد نظیر کشورهایی باشد که اگر نظیر آنها نباشد باید اسیر آنها باشد. سالیان سال تلاش کردند علم و دانش را از مسلمانها بگیرند و مسلمانها را وابسته کنند از ما گرفتند و ما را وابسته به خودشان کردند. الان فرصتی است که نباید از دست برود باید اهل کار و تولید بود و این کار و تولید باید احیا شود تلاش چند برابری باید کرد اجناس و لوازم داخلی با کیفیت خوب و با دوام و محکم ساخته شود و همه ما خودمان را موظف بدانیم که از اجناس و تولیدات داخلی استفاده کنیم تا نتیجه بگیریم. باز در بیانی امیرالمؤمنین فرمودند" انسانها فرزندان تخصصهای خودشان هستند" این یک توضیح زیادی میخواهد یک جلسه باید درباره آن توضیح بدهم یعنی چه که مولا میفرماید انسانها فرزندان تخصصهای خودشان هستند. و بعد فرمودند" ارزش هر کسی به کاری است که به نحو احسن انجام میدهد" یعنی هر کدام از ما در هر جایی که هستیم وظیفه داریم آن کارمان را به نحو احسن و درست انجام دهیم و در رابطه با مسائل مختلف مسائل فرهنگی اجتماعی سیاسی هر کسی هر کاری که در اختیارش هست را باید درست انجام دهد .همین صنعتگران که گفتیم باز عرض میکنم خیلی زیباست که در روایت به همه اینها پرداخت شده است مولانا صادق علیهالسلام در یک بیانی فرمودند به اینکه " هر صنعتگری ناچار است که سه خصوصیت را به وجود بیاورد و در کار و کسبش داشته باشد تا کارش رونق بگیرد اول این است که در کار خودش باید ماهر باشد اگر مهارت لازم را نداشته باشد، کار را خراب میکند دوم اینکه در کار خودش امانت به خرج بدهد امین باشد بداند وظیفهای که به عهدهاش گذاشته شده امانتی است که در اختیار اوست و باید به دیگری برگرداند" اگر به اینها دقت کنید در بحث اقتصاد مقاومتی درضمن بیانات رهبری و در مواد و اصولی که گفته شده همه اینها گنجانده شده است به عبارتهای مختلف . بعد شرط سوم را امام صادق مشتری مداری و جلب نظر مشتری میداند "خوش برخورد باشد بتواند نظر مشتری را جلب کند " اینها روانشناسی شغل است اگر این روایات در اختیار عزیزان در هر رشته و قسمتی باشد که هست اما متأسفانه در کتابها و بسته است در اختیار باشد و رعایت کنند هم خودشان بهرهمند میشوند هم جامعه از آنها بهره میبرد . باید تا آن جایی که میشود فرهنگ کار و تلاش را در کشور توسعه داد هر کس اندازه خودش مشغول کار باشد خانمها در خانه ولو خودشان هم نیاز اقتصادی نداشته باشند اما کارهایی را انجام دهند که رفع نیاز برای دیگران بشود. الان ما متخصصین قوی و دانشمندی داریم از نظر تئوریک کاملاً مسلط هستند اما در همین بحث مهندسی و بحثهای مختلف اما هرگز دست به کار نیستند آچار نمیتواند دستش بگیرد در خارج در مقام عمل کار بلد نیست اما در مقام تئوری خوب بلد هستند اینطور خوب نیست . در جاهای دیگر در کشورهای دیگر و مناطق دیگر اینطور نیست که دانشمندانشان و آن کسانی که مطلع هستند نسبت به مسائل اهل کار نباشند . بیکاری بسیار صفت زشتی است که باز رهبری هم در بیانات اخیرشان فرمودند که همه باید اهل کار باشند دستگاهها زمینه را فراهم کنند و مردم هم این کار را دنبال کنند. چند بار هم من تا به حال این مطلب را تذکر دادم استان قابلیتهای زیادی دارد و میتوان این قابلیتها را فعال کرد دوستان در استانداری و جهاد کشاورزی در قسمتهای دیگر و دستگاههای دیگر بنشینند و فضا را فراهم کنند زمینهها زیاد است و قابلیتها فراوان است رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند " ملعون ملعون من یضیع من یعول " مورد لعنت است دو مرتبه فرمودند از رحمت خدا دور است کسی که به عائله خودش نرسد . عائله برای بنده یک تعریفی دارد برای شما یک تعریف دارد برای رئیس جمهور یک تعریفی دارد باید به اینها توجه کنیم که برای هر مدیری در اداره یک تعریفی دارد باید رسیدگی کند. یا فرمودند " المومن مشغول وقته " امیرالمؤمنین فرمود مؤمن بیکار نداریم اگر کسی بیکار بود مومن نیست باید پرکار بود پرتلاش بود و فعال بود . شما بعضی از مسئولین را بعضی از افراد را و برخی از کسانی که کار در اختیار آنهاست میبینید که دائماً مشغول فعالیت و کار هستند . اگر کسی میخواهد اهل ایمان باشد باید توجه به رفتار او داشت . حتی در مواردی داریم و روایت زیاد داریم که صدقه دادن به کسی که توانایی کار دارد کار ندارد ولی توانایی کار را دارد صدقه دادن به او حرام است. در روایت داشتیم و قبلاً هم اشاره کردم که شخصی آمد و گفت دست من علیل است کار ندارم حضرت فرمود سرت که سالم است گردنت که سالم است با سرت بار ببر. یعنی نباید بیکار بود تا آن مقدار هر کسی در هر توانی که دارد باید کار کند البته در تقسیم کار افراد هم باید عدالت رعایت شود نه این که عدهای بتوانند و عدهای نتوانند. آنهایی که به کار گرفته میشوند حقوقشان رعایت شود یک عده حقشان ضایع نشود از صبح کار میکنند تا غروب اما کارفرما حقش را نمیدهد اینها را هم باید توجه کرد جمیع جهات شخصیت انسانی و کرامت انسانی افراد باید حفظ شود .خلاصه اینکه برای رشد و توسعه اقتصاد همه ما باید تلاش کنیم فرصت به سرعت میگذرد هیچ کس نباید بیکار باشد دولت زمینهسازی کار و اشتغال را فراهم کند دست خیانتکاران از اموال عمومی باید بریده شود عدالت باید جاری و ساری باشد اجرای عدالت در یک ساعت از عبادات 70 سال بهتر است این را ما در روایات میخوانیم در یک بیانی است که رسول خدا فرمودند که یک ساعت اجرای عدالت از 70 سال عبادت بالاتر است و مولای ما امیرالمومنین فرمودند اینکه " العدل حیات " عدالت باعث حیات و زندگی است باید به اینها کاملاً توجه داشت وگرنه ضرر خواهیم کرد و فرصتها به سرعت میگذرد و قابلیتها در افراد از بین خواهد رفت باید از فرصتها استفاده کرد .
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمومنین علی بن ابی طالب و علی فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی و جعفر بن محمد
و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف القائم الحجه
حججک فی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه شما عزیزان را به رعایت تقوا تقویت و تسدید آن دعوت میکنم . اهل تقوا اهل واقعیتها هستند نه اهل آمال و آرزو . چون میدانند وقتی آرزو آمد آمال آمد آخرت و یاد آخرت فراموش خواهد شد و فراموشی قیامت و آخرت هلاکت را به همراه خواهد داشت . مولا امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمودند آرزوهای خیالی تو را فریب میدهند و وقت برخورد با واقعیتها تو را تنها میگذارند امید آن که و با آرزوی اینکه به فلان چیز برسی فلان کار را بکنی فلان جا بروی فلان چیز را داشته باشی کارهای انجام میدهیم اما به بزنگاهش که رسیدید میبینید که هیچ خبری نیست تکیه کردن به خیال و آرزو و و تکیه کردن به یک چیز موهوم چیزی جز احمقی نیست. چون آرزوهای انسان پایانی ندارد هرگز تمام نمیشود باید مدیریت شود آرزوها دو دسته هستند آرزوهای باطل و آرزوهای مفید . آرزو پایان ندارد. اجل انسان هم معلوم نیست که کی هست بغتةً می آید یک مرتبه میآید همین الان امکان دارد در حال سخنرانی یک مرتبه اجل برسد دیدید دیدیم مواردی را که مشغول یک کار عادی بودند مشغول نماز مشغول سخنرانی در حال عادی یک مرتبه افتادند. آرزوی طولانی و اجل عاجل, اینها انسان را دچار فریب میکند اگر به آن توجه نداشته باشیم انسان را از عمل باز میدارد. آرزوهای باطل مثل سراب است سراب را دیدهاید آب نمایی است که هرچه به آن نزدیک میشویم به آن نمیرسیم ولی میبینیم آن را در چشم ما جوری تصرف میشود که چیزی که آب نیست را آب میبینیم. امیرالمؤمنین فرمودند هر کس در طلب سراب بکوشد رنج او فراوان و تشنگیش بیشتر خواهد شد. تشنه شده آن دورها آب میبیند و تلاش میکند که به آن برسد خسته میشود به آب هم نمیرسد. هر که در سراب امید ببندد ناامید میشود و از تشنگی میمیرد .خیال باطل و آرزوهای باطل اینها سراب هستند. اهل تقوا هرگز آرزوی طولانی ندارند آرزوهای باطل ندارند به واقعیات توجه دارند چشمانداز آنها آخرت است برای آن سفرهای که برای ابد خود میاندازند برای آن فکر میکنند آذوقه و زاد و توشه برای آن سفره ابدی خودشان جمع میکنند نه این که دنیا را اباد کنند دنیا به تعبیر روایات پل است قنطره است برای عبور است کسی روی پل ویلا نمیسازد کسی روی پل خانه و آپارتمان نمیسازد . پل محل عبور است دنیا محل عبور است اندازه عبور باید از آن استفاده کرد. آن چیزی که ماندنی است و میماند قیامت ماست سفره آخرت ما است سفرهای که ابدی است و انسان تا وقتی که خدا خدا است بر سر آن سفره زنده خواهد بود و زندگی میکند آن را باید آباد کرد. خودم و همه شما دوستان و عزیزان و نمازگزاران را به رعایت تقوای الهی بار دیگر دعوت میکنم .مناسبتهای این هفته زیاد است بعضی از دوستان هم انتظار دارند که همه مناسبتها بیان شود در آن صورت این جا میشود تقویم تاریخ آن کاری را که باید از آن بهره بگیریم نمیگیریم بعضی وقتها هم مناسبتها طوری است که در قالب یک سخنرانی میشود به همه آنها اشاره کرد بعضی وقتها آن هم نمیشود چون مطالب متفرق و پراکنده است این هفته هم مناسبتهای زیادی است بیست و سوم ذی القعده شانزدهم شهریور زیارت مخصوصه حضرت ثامنالحجج علیبنموسیالرضا علیه آلاف التحیة و الثنا هست که هر کس توان و قدرتش را دارد میتواند از نزدیک آنها که نمیتوانند از دور به زیارت حضرت مشرف بشوند . 25 ذی القعده18 شهریور که در بعضی از روایات یکی از چهار روز معروفی است که روزه و عبادات در آن روز ثواب 70 سال عبادت را دارد یعنی روز دحوالارض . روز گسترده شدن زمین که این "دحاها" که گفته می شود در آیات قرآن به همین اشاره دارد که از زیر خانه خدا زمین گسترش پیدا کرده وقتی که کره زمین کلا آب بود بعد یک خشکی شد و یک دریا , تتیس و بحثهای در ان رابطه که فرصت بیانش در خطبه نیست باید در یک وقتی بیان شود که چطور اشتقاق قارهها به وجود آمد قارهها درست شد اینها از زیر خانه خدا توسعه پیدا کرد و به آن دحوالارض گفتند. برای آن روز و شبش مطالبی گفته شده است در شب دحوالارض شب توبه و انابه استغفار و توجه به خدای تعالی است و درباره روز آن عبارتی از امیرالمومنین برایتان بخوانم که حضرت فرمودند "اولین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شده روز 25 ذی القعده بود و کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را عبادت کند عبادت 100 سال برای او نوشته میشود در حالی که این 100 سال را شبها مشغول بندگی و روزها مشغول روزهداری بود" . اشاره به این است که به این روز توجه شود آنهایی که توان دارند روزه بگیرند بسیار پر فضیلت خواهد بود دعای آن روز هم ملاحظه کنید دعای روز دحوالارض خیلی دعای زیبایی است .متأسفانه عرض میکنم که فرصت نیست. بحث حکومت اسلامی و حاکمیت اسلامی و ابعاد سیاست اسلامی در این دعا به آن اشاره شده است خودتان مراجعه کنید . هفدهم شهریور سال 57 قیامی واقع شد که توسط رژیم سفاک ستمشاهی به خاک و خون کشیده شد. آن روز معروف به جمعه سیاه شد به فاصله کوتاهی مردمی که در میدان ژاله , شهدای امروز جمع شده بودند از چهار طرف محاصره شدند دستور رگبار و گلولهباران این افراد داده شد در این روز 500 نفر بنا بر اقوالی در میدان ژاله و 4٬000 نفر در تهران کشته شد من آن صحنهها را یادم هست قسمتهایی از آن را دیدم که چگونه مینشست به زانو و و رگبار میبست و مردم روی زمین میریختند البته در آن موقع رژیم گفت که 29 نفر مردند بعد گفت 27 نفر مردند آیزر گفت بیش از 200 نفر درمیدان ژاله مردند . بالاخره آماری که گرفته شد در تهران آن روز قریب به 4٬000 نفر به شهادت رسیدند .ارتشبد ارتش ستمشاهی اویسی بود او را به عنوان اولین فرماندار نظامی تهران انتخاب کرده بودند علتش هم این بود که اویسی همان کسی بود که 15 خرداد آن کشتار را به وجود آورده بود 15 خرداد سال 42 که 15٬000 نفر شهید دادیم فرمانده اش اویسی بود . او را فرماندار نظامی کردند به فاصله پنج شش دقیقه میدان محاصره شده و این کشتار صورت گرفت و تا غروب هم کشتار بود. آن صبح را روز حکومت نظامی اعلام کرده بودند که این اتفاقات افتاد. اما خون شهدای 17 شهریور و این قیام پایه حرکتهای محکم بعدی شد . اولاً پایههای ارتش ستمشاهی را از کارآمدی لازم انداخت متزلزل کرد و یک موجی ایجاد کرد ثانیاً مردم مستحکم شدند استحکامی در مردم بوجود آمد و با سرعت پیش رفتند و در بیست و دوم بهمن 57 چند ماه بعد رژیم را ساقط کردند خدای تعالی ارواح طیبه شهدا عموما و شهدای 17 شهریور را با اولیای خودش محشور گرداند . 19 شهریور سالروز وفات شخصیتی است که حضرت امام او را ابوذر زمان خواند و زبان گویای او را برنده تر از شمشیر مالک اشتر دانست مرحوم آیتالله حاجآقا سیدمحمود طالقانی رضوانالله علیه عمری را در فعالیتهای انقلابی سپری کرد زندان و تبعید و شکنجه در او جا خوش کرد مجاهد نستوه شد البته فعالیتهای فراوانی داشت فعالیتهای تبلیغی ترویجی فرهنگی. دست به قلم بود در هر فرصتی وظیفه الهی خودش را انجام داد. تفسیر قرآن نوشت کتب دیگری را به رشته تحریر درآورد که مهمترینش تفسیر قرآن ایشان است. هر زمانی که فرصت کرد تبلیغ دین کرد مسجد هدایت او محفل هدایت جوانان بود مؤمنین انقلابی و اهل دیانت در خدمت او رشد کردند و افراد مثمر ثمری بودند .خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند. 13 شهریور روز تعاون اسلامی است راجع به تعاونیها و نقش آنها در اقتصاد کشور فرصت مستقلی میخواهد که با دقت جوانب مختلف آن بررسی شود و گفته شود همان اندازهای که در خطبه میشود به آن اشاره کنیم این است که یکی از مواردی که در سیاستهای اصل 44 بر ان تاکید شده تعاونیهاست و این که فرصتهای سرمایه گذاری به بخش خصوصی داده شود آن هم عادلانه. ما متأسفانه در بعضی از این موارد مبتلا هستیم .یک عده خبردار میشوند یک عده بیخبر میمانند. اینها باید عادلانه توصیه شود اطلاعرسانی باید بشود نتیجه این کار که یک عده بفهمند و یک عده نفهمند ویژه خواری است .ثروتمند شدن یک عده خاص است .این برخلاف عدالت اجتماعی است برخلاف عدالت اسلامی است بحث تعاونیها مطلب مهمی است اما نباید بعضی از این مسائلی که مطرح میشود یک عده خاص بهرهمند شوند. بحث اقتصاد و اقتصاد مقاومتی از ضروریاتی است که میبینید دائماً در این چند سال تکرار میشود و به خصوص در یکی دو سال اخیر. دیروز هم باز رهبری در دیداری که با خبرگان داشتند تأکید کردند که راه نجات مسائل اقتصادی کشور اقتصاد مقاومتی است و تأکید داشتند بر تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی. باید مردم در این عرصه حاضر باشند به هر وسیلهای شده باید مردم را به وسط میدان کشید تا یک حماسه اقتصادی در کشور به وجود بیاید .ما الحمدالله حماسههای فراوانی داشتیم حماسه اقتصادی اگر بشود که در کشور محقق شود آثار و برکات فراوانی را بر جامعه خواهد داشت اقتصاد مقاومتی بدون حضور مردم به نتیجه نخواهد رسید باید مردم و بخش خصوصی را فعال کرد. یکی از راههای فعال کردن مردم و بخش خصوصی راهاندازی تعاونیها است. ایجاد تعاونیها است که یک عده به کمک هم سرمایه کمی را جمع میکنند سرمایه سرمایه بزرگ و زیادی میشود میتوانند گرهی از گرههای اقتصادی را باز کنند. دولت در سطح کلان انشاءالله این کار را میکند در سطح استان و منطقه هم این کار را باید انجام داد استان البرز قابلیت ویژهای دارد قابلیتهای منحصر به فردی دارد خصوصاً در این زمینه میتوان کارهایی را انجام داد. در این استان ما آمادگی هایی را میبینیم اگر عزیزان برنامهریزی و طراحیهای لازم را داشته باشند به نتیجه خواهد رسید. فقط باید همت کرد و بعد از همت باید اقدام کرد این لازم است که بشود. کارهایی صورت گرفته اما کم است قابلیت این استان بیش از این چیزهایی است که انجام شده. سال گذشته دوستانی که در بسیج بودند کارهایی را انجام دادند تعاونیهایی و کارهایی انجام دادند درباره اقتصاد مقاومتی که آثار خوبی هم داشت و ما باید یک اتاق فکری داشته باشیم مشکلات اقتصادی استان به صورت کلان دیده شود هر کدام از دستگاهها قسمتی از آن را به عهده بگیرند و کار را انجام دهد بعد نتیجه عمومی خواهد شد. البته در این رابطه بانکها هم باید نقش خودشان را در این عرصه فعالتر انشاءالله عمل کنند. گروهی از دوستان بانکی ما هم امروز اینجا هستند امیدواریم که بانکداری اسلامی که قسمتی از آن بانکداری بانکداری بدون ربا است کاملاً در جامعه اسلامی ما محقق شود گرد ربا و غبار ربا بر چهره جامعه ما متأسفانه دیده میشود و اصل اصولی که در بانکداری ریخته شده و اساسی که برای آن دیده شده خوب است اما در مقام اجرا و عمل متأسفانه درست نمیشود. ریشه بانکداری ما کاپیتال است و مبتنی بر ربا است در آن اول ,بعد بانکداری اسلامی را بر آن سوار کردیم و میخواهیم که بدون مشکل شود. یک مقداری در جمع مطلب دچار تناقض میشویم میبینید که ما در هیچ جای دنیا نداریم که بانکها آن قدر مجلل باشند همیشه ساختمانهای خیلی ساده و خیلی عادی است اما امکانات و اعتباراتی که میدهند فراوان است. اما در ایران مجلل ترین ساختمانهای کشور بانکها هستند این نشان دهنده این است که مسیری که رفتند با فساد مواجه است در آن مشکلاتی وجود دارد پول را از مردم میگیرد با سود فراوان ,میخواهد سود بدهد سودش را کم میدهد, آن مقدار زیادی که میماند را خب باید کاری کرد ! باید یک مقداری تجدیدنظر شود .در حال این کار هستند جزوات و کتابها و مطالبی نوشته شده از نظر نظری مطالب کاملاً درست است اما در مقام عمل باید یک مقداری به آن توجه بیشتری کرد باید در عرصه اقتصاد مقاومتی اگر بانکها وارد صحنه نشوند کار خوب انجام نخواهد شد. همانطوری که رهبری فرمودند اقتصاد مقاومتی یک بسته منسجم است حلقات به هم پیوسته است همه ارکان آن باید در جای خودش کارشان را درست انجام دهند اگر درست انجام نگیرد نتیجهبخش نخواهد بود. روز بزرگداشت ابوریحان روز مردمشناسی روز جهانی مبارزه با بیسوادی شهادت آیتالله قدوسی شهادت سرتیپ وحید دستجردی توسط منافقین اینها مناسبتهایی است که در این هفته واقع شده .دو روز گذشته هم در تهران رزمایشی بود به نام اقتدار ثارالله که به نام مقدس حضرت رضا علیهالسلام این رزمایش واقع شد توسط قرارگاه ثارالله به استعداد 252 گردان با اهداف مشخص یک ویژگی منحصر به فرد هم داشت در این دوره ,که جنگ و رزم در فضای مجازی و جنگ نرم را هم داخل کردند در این رزمایش. این رزمایش در فضای کنونی کشور منطقه و جهان پیامهای گویا و روشنی داشت و دارد بخصوص برای آن کسانی که در فکر نفوذ و رخنه در کشور هستند برای آنها پیام دارد چون میدانید و دنبال هم میکنید انشاءالله که تلاش دشمن و آرزوی او نفوذ در بدنة جامعه است تا مردم را از نظام و حاکمیت جدا کنند آرمانهای مردم را سست کنند و عقب برگردانند از فضای بوجود آمده از بحث توافق هستهای دنبال چنین فکر خامی هستند. ما نمیدانیم چرا, رئیسجمهور آمریکا چه فکری کرده و در درون کشور چه چراغ سبزی به او داده شده که در مصاحبهاش اینجور میگوید باید در داخل ایران گزار صورت بگیرد که درک شود دیگر شعار مرگ بر آمریکا و تهدید اسرائیل به نابودی و کمک به حزبالله و امثال ذلک صورت نگیرد. اینها بدون لکنت و با صراحت و بی پرده میگویند برای همکاری و ادامة او وداشتن روابط دیپلماتیک با ایران ایران باید از عقایدش از آرمانهایش دست بکشد .صدر اعظم آلمان از این که ایران هنوز اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد ناراحت است و نظیر این حرفها که دیگر نمیخواهم فرصت جلسه را بگیرم. از طرف دیگر میبینید که دائماً رجز میخوانند دائماً از حمله نظامی صحبت میکنند در این شرایط . سخنانی که رهبری با فرماندهان و مسئولان قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء داشتند مبنی بر حفظ و آمادگی کامل از همه جهت بود و آن سخنان سخنان مهمی بود .پیام این رزمایش چه بود ؟ پیام این رزمایش این است که پاسداران ,بسیجیان و بلکه جوانان و همه آحاد مردم مؤمن و انقلابی ایران نه تنها روحیه انقلابی آنها کمرنگ نشده نه تنها دشمنی آنها با آمریکا و اسرائیل پلید کم نشده بلکه غیرت دینی و دشمن ستیزی آنها نسبت به استکبار چند برابر شده است .پیام رزمایش اقتدار ثارالله به وادادههای داخلی سست عنصران پادو کاسه لیسان غرب و همچنین مستکبرین عالم این است که ایران اسلامی تا از بین بردن رژیم غاصب اسرائیل و آزادی قدس شریف دست از مبارزه نخواهد کشید .این شعارهایی که میدهید را کم نبینید و کم نپندارید خیلیها از این شعارها تنشان میلرزد خوف آنها را میگیرد ناراحت میشوند هفته گذشته ما اینجا نسبت به انگلیس و شعارهایی که شما به انگلیس دادید بعضیها اعتراض کردند گفتند چرا شما مردم را تحریک میکنید که به انگلیس بد بگویند .من نمیدانم آقایان بعضا خوابند! در این کشور زندگی نمیکنند ؟گفت شما گفتید به اینکه مردم البرز یکپارچه اینطور میگویند . گفتم بله مردم کل کشور این را میگویند اگر غیر از این باشد که بد است . کل مردم قسمت اعظم مردم نسبت به مسئله آمریکا و انگلیس و اسرائیل ید واحده هستند فکرشان فکر یکسانی است. به هر جهت سخنان و مواضع رهبری را روز گذشته در جلسه با خبرگان رهبری همگی شنیدید درباره مسائل مهم کشور بود فرمودند نباید دشمنان ملت و اسلام اجازه فرصت پیدا کنند که فعالیتی داشته باشند . خب زمزمههایی شنیده میشود که مسئولین درجه دو کشورها با هم قصد مذاکره و توافق و زدن دفتر و فرصت حضور میخواهند فراهم کنند از آن طرف هم میگویند که خوب است دولت جمهوری اسلامی کار متفاوتی کند یعنی دست از انقلابش بر دارد رئیسجمهور آمریکا هم در این مدت دهها بار اعلام کرده است که ایران دشمن ماست بعد از این توافق که اگر یک حرف راست آمریکا زده باشد همان است که ایران دشمن ماست این حرف حرف درستی است . در مقابل ما چه کردیم ؟ آنها این طور حرف میزنند در مقابل دوستان تأکید میکنند سایه شوم تهدید و جنگ را برداشتیم. یا اینکه گفته میشود نمیشود بعد از توافق هر طور خواستیم حرف بزنیم و عمل کنیم .رهبری فرمودند در مواضع خود تان صریح باشید چند پهلو و ابهام انگیز سخن گفته نشود .مخاطب این حرف فقط مردم نیستند مردم قشنگ حرف میزنند مخاطبش مسئولان و بخصوص مسئولان اجرایی کشور و در رأس آنها شخص رئیس دولت است آنها باید صریح صحبت کنند با صراحت باید جواب یاوه گویی دشمن و رجزخوانی های بیمحتوای او را بدهند همه افکار و انظاری که در نظام وجود دارد با همه اختلافهایی که با هم دارند. همه آدمها که یک جور نیستند هر کسی یک جور فکر میکند فکرکردن مختلف افراد عیبی ندارد اما در مبارزه با آمریکا حفظ ارزشها دفاع از آرمانها مشترک هستند. اگرچه دشمن تلاش میکند جامعه ما را چند دسته کند و چند قطبی کند. او دشمن است و باید دشمنی کند به عقرب نمی شود گفت نیش نزن او نیش میزند فرصت پیدا کند کار خودش را انجام میدهد از هر فرصتی برای نابودی استفاده میکند .بعضیها فکر میکنند اگر انتقاد کنیم جامعه چند قطبی میشود. خیر جامعه با انتقاد چندقطبی نمیشود رشد پیدا میکند اصلاح میشود برآیند نیروها به یک سمت خواهد شد. اما آقایان در موضعگیری باید موضعگیری آنها صریح باشد محکم موضع ضدآمریکایی و ضد استکباری خودشان را باید بیان کنند اگر این مواضع محکم از همه مسئولین یکجا و یکصدا شنیده شود جامعه چند قطبی نخواهد شد .والا این طور نیست که با انتقاد چندقطبی شود. دسته ای از جامعه ,آمریکا ستیز باشند دستهای نباشند احتمال مشکل به وجود آمدن هست باید به اینها توجه کرد. اگر میخواستیم سایه شوم آمریکا بر سر ما باشد چرا انقلاب کردیم؟! به علاوه 36 سال اینها چه کردند چه مانعی توانستند ایجاد کنند؟ آیا اراده ملت سست شد ؟ همت مردم کم شد ؟ اقتدار مردم از دست رفت ؟ اینها مثل یک شتری هستند که در خواب پنبه دانه میبینند و برای ایران خواب تسلیم شدن میبینند. اما این را بدانند که ایران هرگز تسلیم نخواهد شد .بعضیها به ما میگویند شما چرا مثل رهبری صحبت میکنید ,مواضع رهبری را میگیرید و اینجا صحبت میکنید ؟! پس من مثل آمریکا صحبت کنم ؟ چیزهایی میگویند که لطیفه است باید بگوییم برای خنده کمی تنوع ایجاد شود .من موضعم باید چه موضعی باشد ؟ بیان رهبری درباره برجام و توافق هم روشن است چون مکرر این را عرض کردیم دیگر برنمیگردیم خطوط قرمز خواسته شده رعایت نشده .تعارف هم ندارد .بحث تحریمها و تعلیق تحریمها و مواردی از این قبیل در برجام هست انشاءالله دوستان و عزیزان در مجلس و شورای عالی امنیت ملی تلاش خودشان را میکنند اینکه میگوییم رعایت نشده نه اینکه خدای نکرده تیم مذاکرهکننده را تضعیف کنیم یا بگوییم آنها کارشان را خراب انجام دادند .طرف مقابل آن قدر خبیث است آنقدر پلید است رسماً میگوید ما برای کره چهار صفحه نوشتیم اما ضرر کردیم برای ایران 196 صفحه نوشتیم و پیچیده و لایه لایه که نتوانند در بروند .این طرف تلاشش را کرده است نتیجه شده این . حالا نوبت داخل است بررسی کند و نتیجهگیری کند نتیجه هم هر چه که شد و اعلام شد همه مخالف و موافق میپذیرند و براساس آن عمل میکنند اما از آن طرف مواظب هستند که نفوذ و حرکات دشمن را توجه کنند و زیر نظر داشته باشند .این نکته را هم در استان دوستان توجه داشته باشید دوستان انقلابی ارزشی آرمانگرا و اصیل انسجام خودتان را بیشتر کنید بعضا شنیده میشود پراکندگی هایی ,خوب نیست .باید همه متحد و منسجم باشیم افتراق نتیجه عکس خواهد داشت همانطوری که رهبری فرمودند برای مقابله با تهاجم باید آمادگی لازم را داشت و همانطور که استاندار محترم و بزرگوار امروز قبل از خطبهها فرمودند امسال سال سرنوشتسازی است حیات سیاسی و اجتماعی عده ای به انتخابات آینده گره خورده از همین الان و بلکه از قبل ترتوجه داشته باشید بصیرت خودتان را همان طور که هست بالا ببرید حرکات و حرفها و زمزمهها موضعگیریها سخنرانیها نشست و برخاست ها و جلسات را همه را رصد کنید افراد را کاملاً زیر چشم ریز بین خودتان داشته باشید تا انشاءالله انتخابات خوب و سالمی را در استان برگزار کنیم سربسته به کسانی که مشغول شیطنت در استان هستند تذکر میدهم که کاری از پیش نخواهید برد عِرض خود میبرید و زحمت ما میدارید . خدا را قسم میدهیم به انبیا و اولیا شهدا و صالحان دل ما را ظرف معارفش قرار بدهد توفیق عمل به همه ما عنایت کند فرج مولایمان حجت بن الحسن نزدیک بگرداند مجروحین و معلولین و مریضها را شفای عاجل کرامت بفرماید بر تاییدات رهبری بیفزاید شر دشمنان به خودشان برگرداند شهدا و امام شهدا و گذشتگان این جمع غریق رحمت بیکرانش بگرداند.
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر |
| 1394/6/6 | 1394/6/6مردم انقلابی ایران از شورای نگهبان حمایت کرده درخواست دارند برای حفظ سلامت انتخابات و ضایع نشدن رأی مردم محکم و مستحکم تا آخر در مواضع خود باقی بمانند | سیدمحمدمهدی حسینی همدانی |
خطبه294
خطبه اول
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین
العبد الموید والرسول المسدد ابالقاسم المصطفی محمد
و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله الاعظم فی الارضین
واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله . چون خدای تعالی فرمود کریمترین شما نزد خدای تعالی با تقواترین شماست و این تقوا با عمل از روی اخلاص به دست میآید. یعنی ابتدا انسان باید عامل به دانستههایش باشد هرچه که میدانیم به هر مقدار که میتوانیم عمل کنیم و به همان مقدار بالا برویم . چون نزد خدای تعالی تفاوت درجات مردم به اعمال آنها بستگی دارد نزد خدا هر کسی که عمل بیشتری از روی اخلاص دارد درجه اش بیشتر است . در ایه 132 سوره مبارکه انعام فرمود برای هر یک از آنها از روی کاری که کردهاند درجاتی است و خدای تو از آنچه میکنند غافل نیست " و لکل درجات " برای هر کسی درجه ای هست . اما " مما عملوا و ما ربک بغافل عما یعملون " خدا غافل از آن کارهایی که میکنید نیست . معلوم میشود معیار اندازهگیری , عمل انسانها است . مولای ما امیرالمؤمنین سلامالله علیه فرمودند انسان با گفتارش سنجیده میشود و با کردارش قیمت گذاری. به این عبارات دقت کنید که چقدر پرمحتوا و معنادار است که انسان با گفتارش سنجیده میشود و با کردارش قیمتگذاری پس چیزی بگو که وزن آن بیشتر و کاری کن که قیمت آن افزونتر است . در این حدیث هم اگر دقت کنید باز هم به ارزش عمل اشاره شده است . به هر جهت متقین در همه حالاتشان مواظب هستند که اعمالشان خارج از قاعدهای که خدای تعالی برای او ترسیم کرده نباشد . بحث ما در بایدها و نبایدهای اقتصاد مقاومتی بود با استفاده از قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت . اتفاقاً در هفتهای که گذشت در روز چهارشنبه هیئت دولت محترم خدمت رهبر معظم انقلاب بودند ایشان نکاتی را درباره اقتصاد بیان کردند البته بحث ما به صورت مرتب درباره اقتصاد مقاومتی بود اما نکتهای را که ایشان هفته گذشته بیان کردند چون در همین راستا و محور بحث بود همان را امروز اشارهای اجمالی به آن دارم انشاءالله توجه میکنید. فرمودند باید مراقب بود در حرکت اقتصادی فاصله طبقاتی پیش نیاید و فقرا پایمال نشوند . اگر به معارف اسلامی آیات و روایات اهل بیت عصمت و طهارت مراجعه داشته باشید و توجه کرده باشید در بحث جامعه نظام مالی و اقتصادی اسلام, با مواضع و مباحثی مواجه میشوید که همگی آنها برای برقراری عدالت اقتصادی در جامعه طراحی شده است که اگر به خوبی رعایت شود فاصله طبقاتی که غیر معقول باشد در جامعه به وجود نمیآید. اینکه عرض میکنم غیر معقول چون بالاخره استعداد افراد تواناییهای افراد سطوح افراد جامعه از نظر علم و دانش و توانایی, مختلف است و هر کدام از اینها در بهرهمند شدن نقش دارند قهراً فاصله طبقاتی بوجود خواهد آمد . فاصله فاصلهای است معقول و مورد توجه اما اگر آن قدر زیاد باشد که عدهای له شوند و یک عدهای بهرهمند بیش از حد معمول باشند این قطعاً مذموم است و خلافی صورت گرفته است که این را از آیات و بخصوص روایات به دست میآوریم. اسلام نهیب میزند و با شدت هشدار میدهد به کسانی که دسترنج دیگران را مورد بهرهبرداری قرار میدهند و اموال مردم را به یغما میبرند بحث ربا ,بحث احتکار, ظلم در قیمتگذاری, کمفروشی مقاطعه نکردن, طی نکردن, خوردن مال یتیم و پرداخت نکردن حقوق کارگران و مسائلی از این دست .همه اینها تلاش دارد که افراد نظام اقتصادی و رابطه کار و کارفرما به حقوق خودشان توجه داشته باشند و حقوق دیگران را لگدکوب نکنند و برای مطامع و سودجویی بیشتر حق دیگران را ضایع نکنند اینکه در برنامهریزیهای اقتصادی باید طوری عمل کرد که فقرا حقوقشان پایمال نشود که دستور رهبری هم بود این دستور اسلام است بیان قرآن کریم در این باره است آیه 161 از سوره مبارکه نساء در قسمتی از آیه فرمود " و اکلهم اموال الناس بالباطل " یعنی یک عده مردم هستند که حق مردم و اموال مردم را به ناحق میخورند نتیجهاش فقر در جامعه است. یا در ایه 10از سوره مبارکه نساء " ان الذین یاکلون اموال الیتامی ذو المن انما یاکلون فی بطونهم نارا " کسانی که اموال یتیم را میخورند . اموال یتیمان نمونه و مثال است برای خوردن مال ذو المن . تصرف کردن اموال دیگران به ناحق. اینها میخورند در حالی که در شکم آتش دارند این مربوط به قیامت نیست خیلیها فکر میکنند این ایه جهنم و قیامت را میگوید نه , این ایه آیهای است که هر کسی لقمة حرام در دهان گذاشت آن لقمه حرام آتش است اما چون حجاب دنیا هست نمیبیند .عالم برزخ که واقع شد آن موقع حقیقت این لقمه برای او مکشوف میشود .آن کسانی که چشم برزخی آنها در دنیا باز است میبینند که افراد آتش میخورند ایه قرآن به صراحت میگوید "یاکلون " اینها میخورند این ثمره مال حرام خوردن است .آنچه از روایات به دست میآید علت فقر عده ای از افراد جامعه, اغنیا و توانگران هستند این از روایات به دست میآید مولای ما امیرالمومنین س لام الله علیه فرمودند " ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیا اقوات الفقرا فما جاء فقیر الا بما منع غنیّ " خدای تعالی در اموال اغنیا رزق و روزی فقرا را قرار داده است اگر شما دیدید که فقیری گرسنه است بدانید که آن غنی کار خودش را درست انجام نداده است. انحراف از مالکیت سالم, دستدرازی در اموال دیگران, به دنبال اتراف و اسراف بودن, تقویت روحیه اشرافیگری, زمینههای فقر را فراهم میکند وقتی مسرف چیزی را تصرف میکند و دستاندازی میکند تا آن اندازه که حق تصرف نداشت بهرهبرداری کند به همان اندازه فقر را در جامعه توسعه میدهد خدای تعالی در قرآن کریم فرمود همه نیازهای بشر به اندازه بشر در اختیار بشر قرار داده شده است " و جعلنا لکم فیها معایش " آیه دهم از سوره مبارکه اعراف . اما عدهای بر دیگران ستم میکنند زیاده روی میکنند زیاده خواهی میکنند دیگران را مبتلا به فقر میکنند البته مواردی که موجب فقر میشود فراوان است مثلاً در آن عهد نامهای که امیرالمؤمنین به مالکاشتر نوشتند که یک دستورالعمل قوی و جامع هست در آنجا اگر دقت کنید حضرت فرمودند که از آن بپرهیز که چیزی را که همه مردم در آن سهیم هستند به خود یا کسان خود اختصاص دهی . یا به کسانی که مورد نظر خودت هستند اختصاص بدهی و در اختیار آنها بگذاری . این یعنی چه ؟ یعنی رانتخواری یعنی ویژه خواری موجب فقر خواهد شد اینها چراغ راه ماست اینها دستورات اسلامی است تا وقتی که جامعه ما معروف به جامعه اسلامی باشد اما آیات و روایات در کنج کتابخانه باشد هرگز عدالت اقتصادی که مورد نظر اسلام است در جامعه بوجود نخواهد آمد امام باقر سلام الله علیه در این روایت نقل میکند از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم که حضرت فرمودند: پنج کس را من و هر پیغمبر مستجاب الدعوه ای لعنت کردیم البته همه انبیا مستجاب الدعوه هستند یعنی همه انبیا این پنج گروه را لعنت کرده اند . کسی که به کتاب خدا چیزی اضافه کند در محتوای روایت دقت کنید کسی که سنت من را ترک کند کسی که به تقدیر الهی دروغ ببندد یعنی بگوید که مقدرات الهی کذب است کسی که خون خاندان من را حلال بداند یا حق آنان را غصب کند و پنجم کسی که غنیمت جنگی یا اموال عمومی را برای خودش حلال بداند بیتالمال را بگوید مال خودم است در نوع تصرف در بیتالمال هرگونه که دلش خواست عمل کند این را آورد در کنار اضافهکردن کتاب خدا قرار داد خیلی مسئله مهم است اگر در مفاد حدیث دقت کنید میگوید کسی که در بیتالمال دستاندازی کند با کسی که در آیه از آیات قرآن اضافهای کند این دو یکسان هستند و مورد لعن 124 هزار پیغمبر خدا هستند .اموال عمومی را حلال دانستن. بعضیها فکر میکنند ملک خودشان است خودشان و خاندانشان مصرف میکنند اگر هم با آنها برخورد شود دادشان بلند میشود که چرا و چرا . این فقر در جامعه را توسعه خواهد داد بیان آخر من در این خطبه روایتی است از امام رضا علیهالسلام در معرفی کسانی که سنت رسول خدا را تغییر دادند حضرت در آنجا فرمودند مفصل است که من قسمتی از آن را میخوانم: اموال را در اختیار مشتی ثروتمند قرار دادند تا میان آنان دستبهدست گردد اینها سنت رسول خدا را تغییر دادند. این هم یک نکته اساسی است که معلوم میشود ریشههایی که باعث میشود فاصله طبقاتی در جامعه بوجود بیاید و فقرا در جامعه زیاد شوند و حقوقشان ضایع شود از کجاست .
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین ابالقاسم محمد
و صل علی امیرالمومنین علی بن ابی طالب و علی فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین
و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی علی بن الحسین و محمد بی علی و جعفر بن محمد
و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف القائم الحجه
حججک فی عبادک و امنائک فی بلادک
خودم و همه شما اعزه و بزرگواران و نمازگزاران جمعه همه را به رعایت تقوا تقویت و تسدید تقوا الهی دعوت میکنم عرض کردیم که تقوا باعث میشود که اعمال ما که با اخلاص است باعث رشد و رتبت ما هم در این عالم و هم در قیامت شود اگر خلوص در عمل نباشد یعنی فقط برای خدا نباشد آن عمل هیچ ارزشی ندارد لذا همیشه هر وقت میخواهید کاری را شروع کنید و دست به کاری بزنید از همان اول سعی کنید که کار را خالصانه انجام دهید همان آیه ای که در آیه 80 سوره مبارکه اسرا هست به آن دائم انسان توجه داشته باشد یعنی از خدا این را بخواهد " رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانه نصیرا" این را در هر کاری که میخواهید داخل شوید از خدا بخواهید که در آن اخلاص باشد که باعث تقویت تقوا خواهد شد . اخلاص و خالصسازی عمل از خود عمل سختتر است این را مولایمان امیرالمؤمنین فرمود عملرا انسان انجام میدهد ولی بعد به گرفتاریهایی مبتلا میشود. میخواهد آن را بگوید. در آن ریا داخل میشود در آن تبختر و فخرفروشی مخلوط میشود در آن تکبر و عجب می اید . لذا خالصسازی عمل از خود عمل سختتر است و تا پایان عمل این اخلاص را انسان بخواهد نگهداری کند از خود عمل کار سختتر است و تا وقتی که ما کاری را انجام میدهیم این را به عنوان یک دستورالعمل یادتان باشد تا زمانی که ما کاری را انجام میدهیم و دوست داریم به خاطر کاری که انجام دادیم از ما تعریف کنند بدانید که آن عمل را خالصانه انجام نداده ایم . اگر انسان در مقام عمل دوست داشته باشد که از او تقدیر کنند و تعریف کنند, آن عمل خالصانه نیست بله اگر از انسان تقدیر کردند ما عمل را برای خدا انجام دادیم اما دیگران تقدیر کردند و ما خوشمان آمد عیبی ندارد با اخلاص منافاتی ندارد. این که ابتدائا انسان کاری را انجام دهد که از او تعریف کنند این کار خالصانه نیست و به مرحله اخلاص نرسیده است. خدایا همه ما را از متقین و عاملان با اخلاص قرار بده . مناسبتهای این هفته را که نگاه کردم برای بیان کردن دیدم که قسمت مهم آن دشمنیهای استکبار جهانی است در حق ملتهای مظلوم دنیا , مثل آدمربایی ترور و جنایت و کشتار. مثلاً نهم شهریور سال 57 امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در لیبی توسط استکبار ربوده شد و تا الان هم از این شخصیت بزرگ انقلابی و مجاهد و مبارز و روشنفکر و روشن ضمیر خبری نیست در هفتم شهریور سال 82 شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر در حرم امیرالمؤمنین سلامالله علیه ترور شد به همراه عده ای از شیعیان که کنار آن بزرگوار بودند این هم یک حمله تروریستی و جنایتکارانه بود که توسط استکبار انجام شد و در حق ملت ما این ظلم مکرر در مکرر اتفاق افتاد و به اصطلاح ما قربانی ترور هستیم تعداد 17٬000 شهید ترور در کشور اسلامیمان مهمترین شاهد است که مردم ایران این پدیده شوم و ضد بشری را کاملاً لمس کردند حصر فیزیکی نیروهای کارآمد چه کاسب باشد چه دانشمند هستهای, یکی از آن راههایی بود که دشمن برای سلطه انتخاب کرد کسانی که مدعی رعایت حقوق بشر در دنیا هستند خودشان پرورشدهنده و پشتیبانیکننده از جهت مالی و سیاسی و تبلیغاتی و بعد صادرکننده به اطراف عالم هستند و به این وسیله سلطة خودشان را گسترده و تقویت میکنند و جالب این است که ایرانی که خود قربانی تروریست است او را متهم به تروریست یا مدافع ان میکنند .شروع انقلاب بود پیروزی انقلاب شد ,و مردم جانانه وارد عرصه شدند نمیتوانستند این حرکت مردمی را ببینند و تحمل کنند دست به ترور مردم عادی زدند و بعد که کشور رشد پیدا کرد جامعه استقرار پیدا کرد حاکمیت مستقر شده و شروع به رشد کرد رشد علمی کشور را نتوانستند ببینند دست به ترور دانشمندان زدند عناصر مخلص و کارآمد را شناسایی کردند و به شهادت رساندند هشتم شهریور روز مبارزه با تروریسم است مرحوم شهید رجایی و شهید باهنر دو نفر از این افراد هستند که شهادتشان ضایعه ای بود برای نظام اسلامی این دو بزرگوار که درباره آنها قبلاً صحبت کردیم هفته گذشته هم اشاره کردیم اما همین شهادتها در تحکیم و استقرار نظام مؤثر بود .هنوز در هفته دولت هستیم و از مساعی و تلاشهای دولتمردان رئیسجمهور محترم در عرصههای مختلف اداره کشور تشکر و قدردانی میکنیم .هفته دولت بهانهای است برای مرور عملکردها که خود عزیزان میآیند و گزارش میدهند و این گزارشها البته باعث امیدواری و شادی و خوشحال شدن مردم خواهد شد که میبینند مسئولینشان در آن قسمتهایی که موظفند عمل میکنند و کار خودشان را انجام میدهند که امروز هم برادر عزیزمان جناب آقای دکتر واعظی بخشی از فعالیتهای انجام شده در وزارت ارتباطات و فناوری را مطرح کردند که از همه عزیزان و رئیسجمهور محترم و وزیر بزرگوار که امروز مهمان ما هستند تشکر میکنیم همین طور از بدنه دولت در استان یعنی استاندار محترم فرمانداران معاونین بزرگوار ایشان و بقیه عزیزانی که سرشان خیلی شلوغ بود به خاطر افتتاح طرحها و پروژهها که در دست داشتند همه را قدردانی و تشکر میکنیم و اتفاقاً این هفته فرصت خوبی است که کاستیها هم دیده شود تذکر داده شود و چون ارتباط مردمی برقرار است مطالبه گری هم صورت بگیرد الحمدالله زمینه این امور هم فراهم است که همان طور که ملاحظه کردید رهبر معظم انقلاب هم تشکر کردند از رئیسجمهور از وزرای محترم قدردانی کردند و هم تذکر دادند تذکرهای لازم در زمینههای مختلف را بیان کردند و هم مطالبات را مطرح کردند چه بسیار مهم بود اولویتها را هم ایشان در بیانشان آوردند هم در بعد اقتصاد مقاومتی هم در شتاب علمی کشور هم در فرهنگ و مسائل مختلف بحث هستهای و اینها مطرح کردند. ایشان روی چند مورد تأکید داشتند که من به بعضی از آنها اشاره میکنم. به هر جهت بیان ایشان هم باید تبیین شود و هم به صورت مطالبه دربیاید و خواسته بشود خوب دقت کنید به بعضی از نکاتی را که عرض میکنم. فرمودند مواظب باشیم در داخل نقشه طراحی شده دشمن قرار نگیریم. این حرف خیلی حرف اساسی است خطاب به همه مردم به خصوص عناصر دلسوز انقلاب. فرمودند همان مسئولیت دولتمردان در این زمینه بیشتر است در مقابل دشمنی که وجود دارد و بنای دشمنی دارد باید محکم بود مواضع صریح داشت خجالت و ترس و رودربایستی را کنار گذاشت اینها به ضرر نظام و ملت و آینده کشور است عزت و استقلال کشور را اگر خدای نکرده ترسی داشته باشیم رودربایستی داشته باشیم از بین خواهیم برد دشمن دشمنی اش کم نشده است اگر اینطور بود که دشمن نبود ولی سعی میکند که روش خودش را در دشمنی تغییر دهد الان دیگر مستقیماً قشون جمع نمیکند برود وارد کشور شود با یک جریانات دیگری کار خودش را پیش میبرد سبک زندگی را تغییر میدهد جنگ نیابتی راه میاندازد تا بتواند سلطه پیدا کند این کار را خواهد کرد فرمودند هدف او الان رخنه و نفوذ است این را ما باید متوجه باشیم چرا باید کاری کنیم و حرفی بزنیم که فرصت پیدا کند دشمن رخنه کند ؟ گاهی اوقات حرفهای نسنجیده و کارهای ناپخته زمینه را برای بوجود آمدن یک جریان بزرگ فراهم میکند که ضررش به ملت و نظام برمیگردد. زیر سؤال بردن دستگاههای اصلی در ارکان نظام کار صحیحی نیست .عدهای در این کشور زمانی تلاش کردند جامعه دوقطبی شود دستور را هم دشمنان خارجی داده بودند و در داخل هم یک عدهای گوش به فرمان انجام میدادند برای عملیاتی کردن کار خودشان تا تحصن در مجلس و خروج از حاکمیت و دعوت رهبری به خوردن جام زهر هم پیش رفتند حالا اینها بخواهند با اسم جدید تغییر چهره بدهند وارد عرصه بشوند وارد جایگاههای اساسی نظام شوند وارد مجلس شوند و کسی اعتراض نکند بگوییم شورای نگهبان ناظر است نه مجری . کس دیگری بگوید پای منبر علما یاد گرفتیم اصل بر برائت افراد است ما نمیتوانیم همه را مجرم بدانیم باید راه باز شود هر کسی دلش خواست بیاید. خب عرض میکنیم آن موقع که شما پای منبر علما نشستهاید یا داشتید با بغل دستیتان صحبت میکردید یا چرت میزدید . آنجا مطلب را درست و دقیق نشنیدی که آن جایی که بیان میشود بحث جرم و جنایت است که اصل بر برائت است نه درباره صلاحیت افراد برای تصدی و پذیرش مسئولیتهای کشور .آنجا دیگر اصل بر برائت نیست آنجا باید جستجو کرد پشت قضیه را بررسی کرد تا صلاحیت طرف برای گرفتن آن مسئولیت در حد و اندازه خودش احراز بشود .باید خیلی بصیر باشیم تذکر تمام دلسوزان این است که جامعه دوقطبی نشود گاهی با یک مجوز نادرست دادن به افرادی که سوابق منحوس و پلیدی دارند فضا را آلوده میکنید وظیفه شورای نگهبان حراست از احکام اسلامی است صیانت از قانون اساسی است اصول قانون اساسی را مطالعه کنید مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی شورای نگهبان است نظارت بر انتخابات در همه مراحل به عهده اوست این مطالب مکرر در مکرر در طول این 36 سال گفته شده نظارت , نظارت استصوابی است , نه استطلاعی . نظارت استطلاعی به درد نمیخورد نظارت نیست اصلاً فایدهای بر او مترتب نیست برای حفظ نظام. ایجاد تردید در افکار عمومی تبعات جبرانناپذیری را به همراه دارد نظارت استصوابی نظارت جامع و تأثیرگذار بر سرنوشت انتخابات است اینکه اصلی از اصول قانون اساسی را مورد خدشه قرار بدهیم یا بخواهیم دوره ای از مجلس یا غیر او که وضعیت مشخص دارد یا گروه خاصی را تعریف کنیم تا به این وسیله شخصیت امام یا اصلی از اصول انقلاب و نظام را تحریف کنیم این بسیار کار خطرناکی است این تذکر جدی است تحریف امام تحریف انقلاب است تحریف انقلاب یعنی اینکه استقلال و عزت و مردانگی و مقاومت ما همه زیر سؤال برود .مردم انقلابی و حزبالله همیشه در صحنه و دوستداران ایران و همه کسانی که دلشان برای ایران و جمهوریت نظام میسوزد از شورای نگهبان حمایت کرده درخواست دارند برای حفظ سلامت انتخابات و ضایع نشدن رأی مردم محکم و مستحکم تا آخر در مواضع خود باقی بمانند .ما هنوز نمیدانیم چرا درست در این زمان حساس و فرصت قابل توجه و زمان قابل دقت که نزدیک انتخابات و مسائل این چنینی هستیم جاسوس خانه انگلیس باید راهاندازی شود! یکی از مناسبتهای این هفته 12 شهریور است یعنی روز مبارزه با استعمار انگلیس روز شهادت آن شخصیت بزرگوار شخصیت انقلابی شخصیتی شجاع که در جنوب کشور در مقابل انگلیس ایستاد در سن 30 و چهارسالگی به شهادت رسید و پیکر او را به نجف اشرف بردند و در آنجا دفن کردند سردار رشید اسلام رئیسعلی دلواری . روز شهادت او را روز مبارزه با استعمار پیر قرار دادند . مگر کشور کم ضربه خورده از این روباه پیر ؟! آیا راهاندازی سفارتخانه به دنبال همان که رهبری فرمودند نیست که قصد نفوذ دارند ؟ آیا مواضع خصمانه آنها تغییر کرده ؟ آیا این فرصت بیشتری برای شیطنت نیست که به آنها داده میشود ؟ سخنان تحقیر آمیز وزیر خارجه انگلیس را حتماً توجه کردهاید اختلافافکنی که انگلیس در جهان اسلام داشته هرگز فراموش شدنی نیست. همین الان مدیریت شیعه لندنی در اختیار اوست برای ضربه زدن و ریشهکن کردن اصل شیعه . سفارتخانه انگلیس و امثال او در تمام دنیا مراکز جاسوسی بود آقا فرمودند در بیان استکبارستیزی خود , رودربایستی نداشته باشید. اتفاقاً مردم انقلابی بحمدالله هیچ رودربایستی ندارند این عده از مسئولین ترسو و وا داده هستند که کعبه آمال آنها غرب است و کشورهای غربی . آنها اینگونه هستند و الا مردم از شعارهایشان میشود فهمید که چگونه هستند آنهایی که نمیشنوند و نشنیدهاند الان بشوند که مردم البرز راجع به انگلیس چه میگویند " مـــــــــرگ بـر انگلیس " . از اولویتهایی که فرمودند فرهنگ بود و تولیدات فرهنگی سالم البته کارهای خوبی در طول این سالها شده است اما کم است همین الان فیلمی که 12 سال زندگی رسول خدا را ساختند و بر پرده سینماها هست یکی از کارهای خوب است این فیلم را بروید و ببینید 20 دقیقه از این فیلم را من موفق شدم در یک جلسهای ببینم به نظرم از آن فیلمهایی است که قابل دیدن است اهمیت بدهید تقویت کنید و تشویق کنید که همین تقویت و تشویق باعث رشد این کارهای ارزشی خواهد شد .مسئولین باید با جدیت جلوی تولیدات مضر را بگیرند واقعا این ننگ را چگونه باید پاک کنیم که ولی فقیه چندین سال است فریاد میزند دلسوزان تکرار میکنند دنبال میکنند اما به علت مسامحه و کم کاری و بیکاری هوسرانی و شهوترانی و شهوت پرستی یک عدهای, باید کاری بشود که ولیّ ما خوابش نبرد. در همین استان مکرر عرض شد در شورای فرهنگ عمومی در شورای امر به معروف و نهی از منکر بعضی از مسائل تذکر داده شده اما کمتوجهی میشود چیز زیادی هم نخواستیم .عرض کردیم که قوانین رعایت شود مظاهر فساد علنی مغازهها و فروشگاهها را کنترل کنید و امثال ذلک نتیجه آن برای کل جامعه خواهد بود آرامش روانی جامعه خواهد بود متأسفانه فساد گسترش پیدا کرده و یک عدهای عمداً و متعمدا چشم خودشان را میبندند . و فشار هم میآورند که آن کسانی که سخن میگویند سخن نگویند نیروی انتظامی و دادگستری بحمدلله پای کار هستند کمک میکنند اما بعضی کوتاهیهای فاحش دارند که پذیرفته نیست ببینید بیان رهبری چیست که فرمودند هر کشوری اصولی دارد که این اصول باید مراقبت شود و دستگاههای حاکمیتی باید آن اصول را رعایت کنند رودربایستی ندارد اگر میبینید الان تئاتر و فلان فیلم و فلان کتاب فلان نشریه با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است جلویش را بگیرید با آن برخورد کنید بعضیها میگویند نمیشود برخورد کرد. چرا نمیشود ؟ ! با جرم باید برخورد کرد مکرر عرض کردیم حجاب مقوله فرهنگی است باید کار ایجابی کرد اما بیحجابی ضد فرهنگ است جرم است باید با آن مقابله کرد نمیشود با آن کار ایجابی کرد کار ایجابی را باید در اصلش انجام داد نه در وقتی که جرم را مرتکب میشود. الان در خیابانهای البرز و کرج شما ببینید علناً و با پررویی تمام مفاسدی را انجام میدهند چگونه برخورد کنید ؟!آقا فرمودند نحوه برخورد کردنتان بحث دیگری است که مربوط به دستگاهها است نگاه کنید ببینید مقرراتتان چه میگوید. جالب است که ما برای همه اینها قانون داریم لکن رودربایستی نکنید و این را صریح بگویید بنده هم الان میخواهم صریح عرض کنم به دستگاههای مربوطه این را عرض میکنم به دستگاه قضایی ارشاد و هر کسی که متصدی این کار است مغازهها ظاهر آنها آموزشگاههای زبان و تقویت دروس تبلیغات شهری اسامی غیر اسلامی مغازههایی که تابلوهایی زدند که اسامی آنها غیر اسلامی است و مناظر غیر اسلامی که در ظاهر شهر موجود است همگی خلاف است از این عزیزان میخواهم با اینکه قبلاً هم گفتم و چند مرتبه آن را تکرار کردم الان خواسته من این است که سریعاً به این موضوع در این استان رسیدگی شود و تعلل در این زمینه نشود انشاءالله . البته بنده برای از بین بردن این جور مسائل راهکارهایی دارم اما فعلاً زمان آن نرسیده است به موقع انشاءالله خواهم گفت بعد میبینند که چگونه آن تطهیر و طهارت لازم در این منطقه واقع خواهد شد اما فعلاً میخواهم که دستگاهها کارهایی را که باید انجام دهند به موقع و درست انجام دهند فعالیت هم میکنند هجمه زیاد است دشمنی زیاد است و از همه طرف است قسمت زیادی از نیروهای استان متوجه این موضوع هستند این را من از نزدیک دیدهام اما اهتمام بیشتری میخواهد. اولویت دیگری را که ایشان مطرح کردند درباره هستهای بود که فرمودند از دغدغههای بنده است که توجه کنید به هدفهای دشمن که چگونه است . سخنان رهبری را توجه کنید گاهی ایشان ملزومات امری را بیان میکنند تا دیگران خوب متوجه بشوند ولو مستقیماً موضوع را اشاره نکنند به جهت مصالحی اگرچه اصل مطلب را هم در جایش بیان میکنند مثلاً ببینید فرمودند نباید توان دفاعی کشور تضعیف شود دو قطبی کردن فضای عمومی جامعه صحیح نیست وضعیت هستهای کشور نباید از بین برود و تضعیف شود پیشرفت علمی کشور نباید کند یا متوقف شود کاری نشود که شکلگیری تمدن بزرگ اسلامی جلوگیری شود خیلی از این موارد را ایشان میگویند و بعد که برمیگردیم و برآیند میگیریم میبینیم در یک عملی که به عنوان توافق هستهای و قطعنامه که کنار او واقع شده لحاظ میشود خیلی از بندهای آن اینها را دارد از بین میبرد و یا خراب میکند و یا تضعیف میکند باید خیلی بصیر بود اینها محورهای توطئه دشمن است که میبینیم با ظرافت تمام در قسمتهای خاص برجام یا قطعنامه همراه او گذاشته شده است. نباید مطالبه کنیم ؟ از مسئولین و از کسانی که الان مشغول بررسی هستند ؟برای اینکه عزت به دست آمده و این حرکت عظیم الهی طول کشید تا این انقلاب به ثمر رسید از بین نرود مطالبه همه مردم این است که همة عزیزان با دقت تمام بررسی کنند . این همان دغدغههایی است که رهبری دارند درباره اقتصاد مقاومتی عدالت اقتصادی کار کشاورزی رکود بانکها بانکداری بدون ربا این هفته اتفاقاً بانکداری اسلامی هم مطرح است فرصت بیان دیگر نشد درباره مهدکودکها که سال گذشته بنده اینجا نکتهای را عرض کردم که ایشان باز اشاره فرمودند و مطالب ازین دست که در فرصت دیگری توفیق باشد بیان کنیم خدایا تو را قسم میدهیم به حق انبیاء و اولیا و شهدا و صلحا و بزرگان درگاهت فرج مولایمان حجت بن الحسن نزدیک بگردان دعاهای آن حضرت در حق ما به هدف اجابت برسان شر دشمنان به خودشان برگردان معلولین و مجروحین و مرضا شفای عاجل کرامت بفرما شهدا و امام شهدا و گذشتگان این جمع غریق رحمت بیکرانت بگردان .
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد |